{"book":"adl0015","page":161,"text":"صحیفه ۱۵۸ غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه حرف الدال\n\nهرزه جولان بودسعی جستجو های امید پاس گل کرد و سراغ مطلب نایاب داد میطپید خلق بخون از باد استغنای ناز پیش ازین نتوان دم تیغ تغافل آب داد\nخواب امنی در جهان بی تمیزی داشتم چشم واکردن سرم درعالم اسباب داد تاخت غافل سرکشیهای شباب از طاقتم قامت خم گشته یاد از گوشة محراب داد\nاضطراب شعله عرض مدعاها کمتراست هرکه رفت از خویش عبرت برمن بیتاب داد استقامت درمزاج عافیت خون کرده ام رشته امید من شکسته نتوان تاب داد\nبیطراوت بود (بیدل) کوچه باغ انتظار گریه نومیدی آخر چشم مارا آب داد\n\nتا کاتب ایجادم نقش من و ما بنده چون صبح دم فرصت مسطر بهوا بنده این مشت غبار او هام بر منفعل دارد مضمون نفس و مشق ست کس با بکجا بنده\nبرشام ما زین باغ طرف نتوان بستن خونیکه باین رنگست دست که حنا بنده مبرگشته سبودایم ناک هوس دستار کم نیست اگر هستی مو برسر ما بنده\nبی سعی فنا ظالم از خشم نیوفتد چشم آتش نه نیا کو احرام حیا بنده نقش بند بیک آسان ازدل نتوان شستن آئینه مگر زنگار بر روی صفا بنده\nدر عشر ابیات گوش کر حرص گداطینت ابرام تقاضائی بر دست دعا بنده زحمت کش این منزل تا وارهد از آفات دیوار و دری کر نیست باید مزه ها بنده\nغافل ازین صحرا جز خاك نمايان نیست كو آبله تا حیرت آئینه بپا بنده وا پس نپسنده عشق افسرده کی مارا گر سکته تأمل کرد بغزش چه جدا بنده\nعالم همه موهوم است بگذار که (بیدل) هم چون تهمت موهومی خودرا همه جا بنده\n\nتا کرد ما باوج ثریا نمیرسد سعی طپش بآبلۀ پا نمیرسد طوفان ناله ایم و تغیر همان بجاست آئینه هوهیت بدل ما نمیرسد\nعشق از گداز رنك هوس آب دادن است بی خس نهال شعله ببالا نمیرسد گر فقر و کز غنامگذر از حضور شوق این یک نفس خیال بفردا نمیرسد\nحیرت نگاه عالم ایجادم شمع باش هرجا سریست جز بثنا پا نمیرسد بی خون شدن سراع دل سخت مشکل است انگور می نگشته بمینا نمیرسد\nعریان نصیب زاهد جنت پرست نیست این جوی خشك مغز بدریا نمیرسد از لاه میکشند که این یکدو لحظه عمر تا انفصال تو به بیجا نمیرسد\nدیوانگان هزار گریبان دریده اند دست هوس بدامن صحرا نمیرسد (بیدل) غریب ملك شناسایی خودم جز ما کسی به بیکسی ما نمیرسد\n\nتا کی ازین باغ و راغ رنج دویدن برید سر بگریبان کشید بوی شگفتن برید غنچه قبا تو کلی مست جنون میرسد تا نشود پایمال رنگ زکاشن برید\nزان چمن آرای ناز رخصت نظاره ایست دسته نرگس شوید چشم بدامن برید پست دوام حضور جز بثبات قدم گردد دل میزند حلقه آهن برید\nچون مه نو گر کشید دعوی میدان عشق تیغ ز دست افکنید سربسپر افکن برید هر کس از آداب ناز آنقدر آگاه نیست نذر دم تیغ یار سر بکف من برید\nقاصد ملك ادب سرمه پیام حیاست نامه بهرجا برید نالۀ شبون برید وحشت ازین انجمن راست نیاید بلاف کاش دعای زچین تا سر دامن برید\nخاصیت التجا رنج ندامت کشی است پیش کسی گربرید دست ببودن برید نقش و نگار هوس موج سراب است وبس چند برآب روان صنعت روغن برید\nتا ز رعونت اکر وقف همین خود سریست پرهمه اعضا چو شمع خجلت گردن برید پست بجولان شوق عرصه آفاق تنگ (بیدل) ا گر پیشید از چه قدم زن برید\n\nبالین در نظرم میگذرد آب کشتن زسرم میگذرد فصیل گل متفصلم باید ساخت ار پی چشم ترم میگذرد\nزین گذر که بکجا دل بندم هر چه را مینگرم میگذرد در بغل نامه عنقا دارم خبر بی خبرم میگذرد\nحلقه شد قامتم و محرم فشدم عمر بیرون درم میگذرد جاده بی سر تسلیمم هر چه آید بسرم میگذرد\nشخصیت غافل صور است اما همه در گوش کرم میگذرد مژه باز نگردم هیهات پرزدن زیر پرم میگذرد\nموج این بحر نفس راست نکرد بوطن در سفرم میگذرد هر طرف سایه صفت میکشم يك شب بی سحرم میگذرد\nکاش پا پاس توان ساخت چو بید بی بری هم زبرم میگذرد دل ندادم بکجا میسوزد دود شمعی زسرم میگذرد\nخاکم امروز غبار انگیز است پستی ازبام و درم میگذرد تار وان الم و عیش یکجاست من ز خود میگذرم میگذرد\nچند چون شمع نگریم ( بیدل ) انجمن از نظرم میگذرد\n\nنا مشرب محبت ننگ و فا نباشد باید میان یاران ما و شما نباشد برما خط گرفتن از کیش شرم دور است کس عیب کس نه بیند تا عجبا نباشد\nباهر که هرچه گوئی سنجیده بایدت گفت تا کفه وقارت یا در هوا نباشد ابرام بی نیاز ان ذلت کش غرض نیست کر در طلب بمیرد همت گدا نباشد\nاز مصله آئینه زاید تعظیم را نشاید نقشی که جوشد از پا جز زیر پا نباشد در بیت آنچه ریزه ناحشر برنخیزد خون وفا سرشتان رنك حنا نباشد\nشمع بساط مارا مفت نفس شماریست این یکدودم تعلق آتش چرا نباشد حرف زبان تحقیق بی لشه اثر نیست در کیش رستهایم خطا نباشد\nچون موی چینی الم اظهار سرمه رنگست انداخت بی بهارم ما را صفا نباشد خوش دار د آن ستمگر با شیوه تغافل بیگانه باش مفهمید کوآشنا نباشد\nبیرون این بیابان بر میزند غباری ای محرمان بپایید امید ما نباشد شیرنی آنقدر نیست در خواب مخمل ناز مزگان بهم نچسبید تا بوریا نباشد\nفطرت نمی پسندد منظور جاه بودن تا استخوان بمغز است باب هما نباشد در مجلسی که مخیت موقوف خو د فروشیست دیگر کسی چه باشد کر میرزا نباشد\nدر نخیتی که پیران باشند بی تکلف هرچند خنده باشد دندان نما نباشد جز عجز راست ناید از طینت سرشتان دوشیکه زیر بار است خم تا کجا نباشد\nکرد دماغ همت سر کوب هر بنا ایست قصر فلک بلند است کر پشت پا نباشد در محفلی که احباب چون و چرا فروزند مکشا زبان که شاید آنجا حیا نباشد\n(بیدل) همان نفس وار ماراعملم تمام باید زدن دروا، هر چند جاننباشد\n\nتأمل بابل بر رخ آن شعله پیکر میشود جوهر آئینها بال سمندر میشود کر چنین دارد اثر نیرنگ سودای خطش صفحه خورشید هم محتاج مسطر میشود\nحسن و عشق آنجا که باهم جوش الفت میزند نور شمع آینه و پروانه جوهر میشود در محبت غیر رنگ زرد دارد اعتبار هر کسی را شمع محنت روشن از زر میشود\nمژده ای کوشش که از طوفان عالمکیر شوق خاك ساحل مرده ما هم شناور میشود در هوایت نامۀ آهی کزانشا میکنم رنکم از بیطاقتی بال کبوتر میشود\nمیفزاید رونق قدر من از طعن حسان تیغ تابان حیا زنگار جوهر میشود بی نصیبان را هدایت مایه گمراهی است سایه رنگن در فروغ مه سیه ترمیشود\nسعی پیری کم نسازد دستگاه مستیم از خمیدن پیکر من خط ساغر میشود در بساط یاد یاران خجلت آلود کیست گر بآب دیده طرف دامنی تر میشود\nنسخه مارا ورق گرداندی درکار نیست دفتر گل رنك اکر کرداند ابتر میشود نی ندامت نیست (بیدل) وحشت اهل حیا اشك را از نوك مژگان خاك برسر میشود","chars":5274,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00161.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/161","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/161","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}