{"book":"adl0015","page":160,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمة\nکابل رو اند اما نه از طپیدن داغ شد اضطراب این سپند از آرمیدن داغ شد هیچکس چون نقش پا در خاك را هم بر نداشت این گل محرمی از دیده بچیدن داغ شد\nبیدما سی طلب حرص سراغ منزلم نافه ام با ناوره تا رسیدن داغ شد اعظم از حسن ادا اینقدر دانم که دوش برق حیرت جلوه دیدم که دیدن داغ شد\nرق زدن ریخت آخر حسرت نشو و نما چون شرر این دانه از شخم دمیدن داغ شد از جنون پیمائی طاوس بیتابم مپرس پروزه چند است که در عالم پریدن داغ شد\nمحو دلدا، کیم کر دور باش جلوه اش رمز مخم قطره اشکم تا چکیدن داغ شد عافیت گردن کشان را طوق کردن نقش بست شعله هم اینجا بمجمر سر کشیدن داغ شد\nوقت در آئینه آخر نال حیرت میزند آنقدر از بالشتم نار میدن داغ شد قهر غیرت شمع من زین انجمن حاصل نکرد آنچه در دیدن کفش بود از ندیدن داغ شد\nناله گردم بکش (بیدل) اثر شوقی کلی لاله ها را پنبه گوش از شنیدن داغ شد\nبادم نیفت بعرض جلوه عریان می شود خون رز طر من چورنك از كل نمایان می شود کز جبین زین رنك مييالد بیداد مقدمت شاخ گل محمل کش پرواز مرغان می شود\nتا نشاند برف تیغ او نقش جوهری در دهان زخم عاشق غنچه دندان می شود ترك خود دار پست مشکل ور نه مشت خاك ما طرف دامانی گز افشاند بیابان می شود\nهر که رفت از دیده دائی بردل ما تازه کرد در زمین نرم نقش پا نمایان می شود کینه میبارد زواج اثر سرد مهریهای دهر آبروی آتش افزون در زمستان می شود\nکاست اسباب رفع طبع حرص اندود نیست خار و خس در دیده گرداب مژگان می شود صافی دل را زبزنگاه بصیرت کرده اند هر که بیند خانه آئینه و یران می شود\nحاکم معزول را از بیوقاری چاره نیست زلف در دورهجوم خط مکس ران می شود اشک در کار است اگر مارنك افغان باختیم هموچه دل گم میکند بردیده تاوان می شود\nشعله ما هر قدر خاکستر انشا میکند حاصه هیولی ما را گریبان می شود دستگاه هستی از وضع سحر ممتاز نیست گردی از خود می فشاند هر که دامان می شود\nکاهشم چون شمع منت دستگاه حیرت است نیست پیوند تماشا آنچه نقصان می شود ناتوانی (بیدل) از مشق فنا غافل مباش مشکل هر آرزو زین شیوه آسان می شود\nباز جن دماغ را بوی بهار میرسد ضبط خود مچه ممکن است نامه یار میرسد گوش دلبار ترانه ام میکند چون کشید ناله بیاد آن شکه نشه سوار میرسد\nشوخی وضع چشم و لب کشت بلا توأم سبب زین دو سه صفر بی ادب يك بچز از میرسد چند باین شگفتگی سخره هوس شدن از گل و لاله هم د ماست خنده بیار میرسد\nگردن سعی هر نماید خرده زمار حرص با نمر عنا طمع دست چنار میرسد ماتم فرصت نفس زهر هیچکس مباد صبح چو بکشا رسد سینه فکار میرسد\nتا دل ما تپیده نیست گرد نفس بلند نیست بعد شکست ساز ما رخنه تار میرسد درس کتاب معرفت حوصله خواه طاعتیست گر صفت بلند شد تا سر دار میرسد\nباغت حرف و صوت خلق تنگی جان دید کیست اینکه تو میزنی نفس دل بفشار میرسد اره فرصت طرب سخت بلند چیده اند تا بدماغ میرسد نشه خمار میرسد\nرتب ونآب کروفر ناز مچین نه تا سحر شمع بداغ میکشد فخر بعار میرسد پای شکسته تا کجا حق طلب کند ادا دست فسوس هم ما آبله دار میرسد\nآه حزین از دلی کز شوم آشنائی لب مزده بدوستان برد (بیدل) زار میرسد\nناز ضعیف سر مزمان عجیبدن رسد آنچه زیر قدمم است بدیدن رسد پیش از انجام تماشا همه افسانه شمار بیدلی نیست که آخر نشنیدن رسد\nای طرب در قفس غنچه بر افشان مباش صبح مارفت بجائی که دمیدن رسد نخل باسم که در باغ طرب خیز هوس ثمر ما بتننای رسیدن رسد\nبی طلب رنك دو عالم همه سازاست اما حرص مشکل که برنج طلبیدن رسد شرر تا نپذت آماده صد پرواز است صفحه آتش زن اگر مشق پریدن رسد\nنشود حکم قضا تابع تدبیر کسی یکعنان فلك افسون کشیدن رسد جوهری لازم آئینه عریانی نیست عالمی کسوت دیوانه نچیدن رسد\nمطلب پای ثبات از چمن عشرت دهر همچه بر رنك شد جز به پریدن رسد شرح چاك جگر از بالم تحریر جداست آه اگر نامه عاشق بدریدن رسد\n(بیدل) افسانه راحت زخس چشم مدار این نسیمی است که هرگز بوزیدن رسد\nباز گرد انتظارت مستقیمم کرده اند رو سفید الفت از چشم سفیدم کرده اند تو بهار کردش رنگ تماشا نیستم از قدیم آئینه شوق جدیدم کرده اند\nنفعه ام اما مقسیم ساز دو هوم نفس در خیال آباد پنهانی پدیدم کرده اند تا نفس باقیسث از گرد من و ما چاره نیست هرزه تا ز عرصه گفت و شنیدم کرده اند\nدیده قربانیم برک نشاطم حیرت است از کفن خلعت طراز بهای عیدم کرده اند آرزو تا نگذرد زین کوچه بن نشین درد طفل اشك چمد در بوی میدم کرده اند\nپای کونا هم سامانی آرا دی کند عا قبی را رام تسخیر امیدم کرده اند چون نفس از ضعف جز قلب هوا انشکافم فتح باب بیدری وقف کلیدم کرده اند\nحسرت من می طپد هم دوش نبض کائنات در دل هردز محد بل شهیدم کرده اند (بیدل) از پیری سراقوام خم تسلیم ریخت سرد این گلزار بودم شاخ بیدم کرده اند\nتا حصار غنچه ام مضراب تکبیرد آهک جنون دامن آداب نگیرد عاشق که بیایش همه رویش خرابیست چون دیده چرا خانه بسیلاب نگیرد\nبر پای تو کز باز شود دیدۂ مخمل چون آینه هر کز خبر از خواب نگیرد چون ربك روان در سفر دشت تو کل باید قدمی آ بله هم آب نگیرد\nبی کینه ام از خلق برنگی که چو یاقوت مو از اثر آتش من تاب نگیرد درویشی من سر خوش صهبای تسلی است ساحل قدح از گردش کرداب نگیرد\nزین خواب گمان وا نشود چشم یقینت از تیغ اجل تا بکلو آب نگیرد غفلت بکمین دم پیریست حذر کن کز رتو صبحت بشکر خواب نگیرد\nآخر بکهر محو شود پیچ و خم موج تا چند دل از عالم اسباب نگیرد ( بیدل ) بعبا دنکده عجز پرستی جز نقش کف پای تو محراب نگیرد\nتا شدم کرم طلب مجزو دوایم کردند کام اول چو سرشك آبله پایم کردند چه توان کرد زمیگبری تسلیم رساست خلعت فرسوده این کهنه سرایم کردند\nنك سر پایم از اطلس افلاك تافت بی تکلف چقدر تنک قبایم کردند عمر ها شد غم خود میخورم و می بالم پهلوی کاست چون شمع غذایم کردند\nسخت جانی شقایق غم جانم فرسود استخوان داشتم افسون همایم کردند چون یقین منحرف افتاد دلایل بالید راستی رفت که مجنون عصایم کردند\nتا زهر کوشه رسد قسمت شکر و کرم قابل ژله چو کشكول كدایم کردند سبح دریاست درین دشت تماشای سراب تا شوم محرم خود دور نمایم کردند\nزند کی عاشق مرك است چه باید کردن تشنه خون خود از آب بقایم کردند زحمت هستیم از قامت پیری در یاب چقدر بار کشیدم که دو تا یم کردند\nمیکند گریه عرق گز مزه بر میدارم تا کجا منفعل از دست دعایم کردند الم هین و شوی میکشرو حيرانم يارب از خود بچه تقصیر جدا یم کردند\nنقش خمیازه و ازون جبابم ( بیدل ) آه ازین ساغر عبرت که بنام کردند\nتا عرق كامرك حسنت يكدو شبنم آب داد خانه خورشید ریخت ناز و سیلاب داد کی بضبط دل چه پردازد که عرض جلوه ات حیرت آئینه را هم جوهر سیماب داد\nدر محبت غافل از آداب نتوان زیستن حسن کوش حلقه های زلف اهم تاب داد ترکتی مست بشارا وانکرد از خواب ناز آنکه باشورا جوشیم دیده خواب داد","chars":5649,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00160.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/160","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/160","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}