{"book":"adl0015","page":159,"text":"صحیفه ۱۵۶\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الدال\n\nبازی بعرض آمد موج شیشه عریان شد پیرهن ز من بالید دامن یوسف تان شد جلوه اش جهان را محو بیخودیها کرد آینه دکان برچید جنس حیرت ارزان شد\nناله من بیداد آورد چهره عرقنا کش همچو بیضه طاوس در عدم چراغان شد کوشش زمیندگیرم برعروج پیاش تاخت خار پای شمع آخر دستگاه مژگان شد\nوحشتم درین محفل شوخی سپندی داشت بالخس زدم آتش ناله بر افشان شد انفعال هستی را من عیار افسوسم دست مالع سودن بود طبع اگر پشیمان شد\nامتحان آلام زنگ طاقت ما ریخت آبکینه ام آخر از شکست سندان شد زین چمن بهر رنگم سیر آگهی مفت است داغ لاله هم کم نیست کر بهار نتوان شد\nساز کردن افرازی رنج هرزه گردی داشت سر نجیب دزدیدم با مقیم دامان شد داغ درد شو (بیدل) کز گداز بیحاصل اشکها درین محفل ریشخند مژکان شد\n\nنا بسالم رنگ بنیاد تمنا ریختند کرد ما را چون نفس در راه دلها ریختند واپسین زین کاروان چندین ندامت بار داشت هر که رفت از پیش ما کش برسرما ریختند\nگنج کوهم شد دل فوجی که از شرم طلب آبرو در دامن خود همچو دریا ریختند ماتم مطلب غبار انگیر چندین جستجوست آرزو تا خانه و یران گشت دنیا ریختند\nصورت واماند کان آیینه دیگر نداشت عجز ما پی برد، شد، نقش کف پا ریختند قاتل ما چون سحر دامان ناز افشانده رفت خون ماچون قلهان در دامن ما ریختند\nعیش این محفل نمی ارزد باندوه شکست بیعمانان هم بطبع سنگ مینا ریختند انفعال آرمیدن بسکه آبم میکند سیل جو شید از کف خاکم چو خار یختند\nحیرت آیینه ام با امتیاز م کار نیست صورت بنیادم از چشم تماشا ریختند این گلستان قابل نظاره الفت نبود آبروی شبنم ما سخت بجا ریختند\n(بیدل) از دام شکست دل گذشتن مشکل است ریزه این شیشه در جولانگه ما ریختند\n\nتا جلوه برنگ تو بر قلب صور زد تبخال گرفت آینه در دست و بدر زد همت بسواد طلب کرد جنون تاخت نه چرخ نیا لیدن يك آبله سر زد\nرفتی و نیاسود غبارم چه توان کرد ز آتش من ناز تو دامان سحر زد پیروشو از سیر چمن صرفه نسبر دم هر لاله که دیدم شبیخونم بنظر زد\nزین نابت و سیار سرابم چه خیال است کردیدن رنگم بدر چرخ و کز زد بی باك طرب کرد مینا قامت پیری خم کشتن این نخل بصد شاخ شمر زد\nافسون شعور از نفسم دود برآورد آبی که برو میزدم آتش بجگر زد بی پاس دل از فکر وطن بر نگرفتم تا آبله پا کشت گهر نال سفر زد\nپرواز نگاهی تمنا شا ر سازم چون شمع ز سر تا قدمم يك مژه پر زد من کان بهم بسته سرا پرده دل بود حیرت زده ام دامن این خیمه که بر زد\nفریاد که رفتیم و بحالی نرسیدیم صبح از نفس سوخته دامن بکمر زد ما را ز بهارت چه رسد غمر نخجیر تبخال کلی بود که آیینه بدر زد\nدشنامی ازان لعل شنیدم که مپرسید میخواست بسنگم زند آخر بکهر زد (بیدل) دل ما را ننگهسی برد بغارت آن گل که تو دیدی چمی بود نظر زد\n\nتا حیا از کشت بکام رسید شفق رنك كل بشام رسید سبر ده ابدل بهار می آید قاصد بوی گل پیام رسید\nتا عدم شد نفس بنیاد خیال در تماشا بمقام رسید هر چه دارد زمانه عاریت است حق خود خواستیم و وام رسید\nگل این باغ سرخوش وهم است باده ها از هوا بجام رسید اوج اقبال تر و بامها داشت سعی لنگید تا بیام رسید\nبقا میکه راه جهد کم است لغزش پا به نیم گام رسید خون طاوس ما چشنی بود پر کشودن بشبنم دام رسید\nپاس مخمل نشاط دل بوده است از شکست این نگین بنام رسید نو بر باغ اعتبار مباش هر چه اینجا رسید خام رسید\nخواجه کر بهرۀ نشاط گرفت خواب مخمل باحتلام رسید محنت و آبروی این محفل همه از خدمت کرام رسید\nآه مقصود دل نفهمیدیم بر من این نسخه ناتمام رسید (بیدل) از خویش بادت رفتن ورنه نتوان بآن خرام رسید\n\nتا در آینة دل راه نفس وا باشد کلفت هر دو جهان در کره ما باشد صبح شبنم بحسر بافجیۀ تسلیمم خنده م کر به ما از همه اعضا باشد\nکامیبا بسکه تُو از موج سرا بست اینجا نیست بی عشقی لب کرهمه دریا باشد جلوه مفت است تو در حق نکه طور مکن و هم کو در خم اندیشۀ فردا باشد\nزین گلستان مگذر مخبر از کاوش رنگ شاید این پرده نقاب چمن آرا باشد پشت و روی نتوان بست بر آیینه دل گل این باغ محال است که رعنا باشد\nمزه کرد توان کرد درین عبرتگاه بالش خواب کسی گر پر عنقا باشد سعی وامانده کیم کرد بنزل همدوش کره رشته ره آبله پا باشد\nبگشاد مژه آغوش یقین انشا کن جلوۀ تا چند ز چشم تو معمی باشد عشق و اردل افسردۀ ما رنگ نه بست خون این شیشه مگر در رگ خا را باشد\nبی پنایست ندامت کش آهنگ ستم کف افسوس خوشی لب گویا باشد دل نداریم و همان بار کش صد المیم ربك سهیل است اگر آینه از ما باشد\n(بیدل) آیینه مشرب نکشد کلفت زنگ سینه صافیست در ان زهر که مبنا باشد\n\nتا دل از انجمن وصل تو ما یوس نبود جوهر ناله درین آینه محسوس نبود شب که شوق توخسك در جگر محفل ریخت شعلۀ شمع به بیتابی فانوس نبود\nبسکه نیرنك دو عالم بخرامت فرش است نقش با هم رهت جز پر طاوس نبود یاد آن عیش که در انجمن ذوق وصال داشت بیغام حضوریکه بصد بوس نبود\nسعی برواز من آخر عرق ریخت بخاك افشانهم اینقدرش کوشش معکوس نبود تا براریم ز خجلت کده دام امید بال برهم زدن جُز کف افسوس نبود\nبمبر آینه دل ضبط نفس میخوا هد ورنه آزادی ما اینهمه محبوس نبود نو بهاریکه نصور بخیالش خون است مایه ی رنك ندیدیم که محسوس نبود\nجلوه در محفل ما جمله نقاب آرایست شمع آن بزم بمیر و خت که فانوس نبود در طلسم کده پر محبت (بیدل) ناله فر یاد دلی داشت که ناقوس نبود\n\nتا دل بساز زخزمه درد وا رسید هر جا دلی شکست بکوشم صدا رسید هر جا بیاد سرو تو اندیشه وا رسید از دل صدای کوکوی قمری بما رسید\nبحرف بلند کس نشنیده است زیر خاك یارب چسان پیام تو در گوش ما رسید آیینه از غبار خطت جلوۀ صفاست بر نور دیده کار باین توتیا رسید\nبدرنك بوی صد چمن آشفتگی نوشت زان طره نسحه که بدست صبا رسید بوسید پای او عرق شرم هستیم این قطره نا محیط بمی جا رسید\nبی دقت نگاه تغافل فروش حسن نتوان بكنه مطلب عشاق وا رسید شبها به من جنون اثر بوی وحشتم گل نیز ازین چمن به مشامش هوا رسید\nسعی غرور غنچه بودن گرد داغ نیست آخر چو زلف سرکشی ما بپا رسید قایل اثر به رفلك شکوه ات خطاست غم نیز نعمتیست اگر اشتها رسید\nسر مایه نشاط تو وضع تغافل است از ترك برك نی بمقام نوا رسید رفتم شرار دیدم و باز وحشتم بپرس بالی فشانده ام که ندانم کجا رسید\nقانون خیر باد جهان ساز مفلسی است هر جا رسید از کف خالی دعا رسید رنك پریده قابل گرد سراغ نیست جایی رسیده ایم که نتوان بما رسید\n(بیدل) من آن سرشك ضعیفم که از مژه تا خاك هم بلغزش چندین عصا رسید","chars":5371,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00159.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/159","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/159","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}