{"book":"adl0015","page":153,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nحرف دال\n\nیک مشت کور کسان در محیط کین لافند چو خط یعنی خود را رسیده می دانند\nتوانگری که دم از فقر میزند غلط است موی کاسه چینی نمد نمی بافند\nسخن به عرض لجاجت دهد دران محفل که میبر و ز زبان همچو جدول اشرافند\nدر بهشت معانی بروی شان مگشا که این جهنمی چند تنگ اعرافند\nز وضع شان مطلب نیم نقطه همواری ته يك قلم خم و پیچ سر کشی قافند\nاز ین خران مطلب میدی که چون کرداب بموج آب می غرق ناب نافند\nمباش غره الصافگان نفس بابان به پنبه کاری مغز خیال ندافند\nتهیه سپر از احتراز کن کامروز بقطع هم چو نيك زمانه سيافند\nغرض ز صحبت ا کثر نجی ابرو باشد حذر کنید که اینهای چاه احلافند\nمعلم لوچ چو جهل مرکب اند بسیط بفطرت کقنی در نگاه کشافند\nتمام بیهده گوشند و تازکی این است که چشم بر طمع ریشخند الصافند\nبخاك تیره مزن غصه آبرو (بیدل) درین دیار که کوران چند صرافند\n\nبکوی دوست که تکلیف بی نشانی بود غبار کشتم اظهار سخت جانی بود\nگذشتم از سر هستی بتهمت پیری قد خمیده پل آب زند کانی بود\nخوش آن نشاط که از جذبه دم تیغت چو اشك خون مرا بی قدم روانی بود\nگل بچیده ام از وصل غیر حیرانی مرا که چون مژه آغوش ناتوانی بود\nچه نقشها که بیست آرزو بفکر وصال خیال بستن من چشم كبك مانی بود\nز ناتوانی شبهای انتظار مپرس نفس کشیدن من چشم شیخ کانی بود\nبهیچ جا نرسیدم ز پر فشانی جهد چو شمع شوخی پروازم آشیانی بود\nمن از فسرده دلی نقش یا شدم ورنه بطالع کف خاك من آسمانی بود\nفغان که چاره بیتابیم نیافت کسی برنك ناله نی در دم استخوانی بود\nز بسکه داشت سرم شوق تیغ او (بیدل) چو صبح خنده زخم نمك فشانی بود\n\nبلا کشان محبت کل چیده نیرنك اند شکسته اند و رنگی که عالم رنك اند\nزعب بوانی انشای روز کار مپرس یکی کر آینه پرداخت دیگران زنك اند\nبوادیی که طلب نارسای مقصد اوست بهوش باش که منزل رسید کان لنك اند\nتو در بهشت که خواهی بدوش ما بربند وفا سرشته حریفان طبیعت رنك اند\nبه بستن مژه انجام کار شد معلوم که آب آینها حمله طعمه زنك اند\nچه غنچه و چه پری خانه زاد حیرت ماست بآرمید کی دل که بخودمان سنك اند\nفریب صلح مخور از گشاده روئی خلق كه تنك حوصلگیهای عرصه جنك اند\nتوای پرندۀ بینا بی نفس اینست که عافیت طلبان سخت غفلت آهنك اند\nز و هم رهر مینای خود چه می لرزی هنوز شیشه کران در شکستن سنك اند\nحباب نیم نفس با نفس نمی سازد ز خود تهی شد کان بیخود اینقدر تنك اند\nز خلق آینه بیکانه نیستی (بیدل) تو هرزه فکری و این قوم عالم رنك اند\n\nبمحفلی که فضولی قدح بدست نگیرد خمار اکرمی آید برون نه مست نگیرد\nبرنکی آینه پردازده که تا بقیامت جریدۀ تب بود جسم نقش هر چه هست نگیرد\nدگر امید چه دارد بصید گاه تجمل کسی که ماهی عمبر کان بشصت نگیرد\nبصید گاه طلب مکسل از رسائی همت له قعر عقدۀ دل رشته چون گست نگیرد\nبساز با دل خرسندی از جهان بدون که چون کلاهش اگر بشکنی شکست نگیرد\nکشاد دست و دل است انجمن طرازی مشرب کسی این قدح بکف آستین پرست نگیرد\nکجاست جز سر تسلیم ما براه محبت فتاده که کشش جز غبار دست نگیرد\nتپید قطره ز قعر محیط غیر نبردن چه ممکن است که دل در جهان پست نگیرد\nسیه مکن ورق امتحان آینه (بیدل) که مشق خانه سعی نفس نشست نگیرد\n\nبتاز ای آرزو امروز آهنك بساز آمد ز عریانی بی چون کزون کان عرت درز آمد\nهوسمان داغ نالیدن محبان مست بالیدن که آن آب حیات دوستان دشمن گداز آمد\nخمار عافیت بشکن بخواب ناز پهلو زن که فرصت این زمان در سایه عمر دراز آمد\nدل نگشته پیدا کن طرب وقف ثنا کن جین نذر تماشا کن بهار رفته باز آمد\nحضور مهر تیغ دراجین بر خاك پست مند نیاز (بیدل) هم خواهد از خود رفت و باز آمد\n\nبنای حرص بمعراج مدعا نرسید گذشت از فلك اما به پشت پا نرسید\nنفس بفهم پیام ازل نگرد و فنا رسیده بود می اما بمافیها نرسید\nشکست چینی دل بر فلك رساند نوای ولی چسود بگوش من این صدا نرسید\nغرض ز ماندن پیغام کارسانی بود رسید قاصدما هم کجا دعا نرسید\nحیا ز غیرت تحقیق رشك می آید فطرتیکه بهر کس رسید وا نرسید\nبساط محفل گرد کژی دلایل داشت خدنك كس بنشان نگذشتند خطا نرسید\nدماغ جاه بکیفیت حضور نساخت بسر بلندی این بامها هوا نرسید\nندامت است چین ساز نو بهار امید چه رنك بست بیدستیکه این حنا نرسید\nادب پرستی ازین بیشتر چه میبا شد دو چار او نشد آئینه تا بجا نرسید\nچوپاس مرجع امید کارسا یایم بما رسید تلاشیکه هیچ جا نرسید\nز صبح هستی ما شبنمی بهار نکرد بخنده رفت گل و نوبت حیا نرسید\nز کار گاه تجرد عیان نشد (بیدل) جز اینقدر که کسی اینجا بانتها نرسید\n\nبنای رنك فطرت بر مزاج دون نمیباشد زمین خانه خورشید جز کردون نمیباشد\nکشد هتم گهرانی دارد که چون گردون سر من نیز از فتراك من بیرون نمیباشد\nکه دارد طاقت سنك ترازوی عدم بودن کمم چند انکه از من هیچکس افزون نمیباشد\nسواد راست بینی گردنت ای مجد روشن خط ترساهم اینجا آنقدر واژون نمیباشد\nحذر کن از شکفتن تانهاوی رنك جمعیت جراحتها جز آغوش وداع خون نمیباشد\nشکست کار دنیا نیست تشویش دماغ من خیال موی چینی در سر مجنون نمیباشد\nبدامان قیامت پاك نتوان کرد مز گانم تم چشمی که من دارم بصد جیحون نمیباشد\nدم تقریر آکر ناهی نفس دزدم مکن عیبم بطور اهل معنی سکته ناموزون نمیباشد\nبسامان لباس از سعی رسوائی تبرا کن عبارت جز گریبان چاک مضمون نمیباشد\nدرین عبرت فضا کا کی بساط کرد هم چیدن زمالی پیش کرد سیل در هامون نمیباشد\nز روماله آ نقدر خونش که خاكش كم خورد بیدل تلاش گنج جز سر منزل قارون نمیباشد\n\nبه نظیم عمر که سر تا سرش روانی بود خیال هستی موهوم سکته خوانی بود\nنیافت عشق جفا پیشه قابل ستمی همیشه بسمل این تیغ امتحانی بود\nبكام دل نکشیدم دم بال پروازی چو رنك هستی ما گرد پرفشانی بود\nبخاك راه تو یکسان شدیم و منفعلیم که سجده نیز درین راه سر گرانی بود\nعمر بهر زد در آبی شدیم ازین غافل که صد کباب سخن محو بی زبانی بود\nجهان کذر که آینه است و ما نفسیم توهم چو ما نفسی باش آ کر توانی بود\nچه رنگها که ندادم بیاد پیدائی بهار شمع درین انجمن خزانی بود\nهنوز آرزوی از سنك فرق شیشه نداشت که دل شرر کشده چشمك نهانی بود\nپس از غبار شدن گشت اینقدر معلوم که بار ما همه بر دوش ناتوانی بود\nطراوت گل اظهار شرم میخو است ز خجلت آب نگشتن چه زندگانی بود\nتلاش موج درین بحر هیچ پیش نرفت گهر دمیدن ما پای بیگرانی بود\nفریب معرفتی خورده بود (بیدل) ما چو وا رسید طلبها همه کانی بود","chars":5287,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00153.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/153","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/153","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}