{"book":"adl0015","page":145,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nاینقدر ریش چه معنی دارد غیر تشویش چه معنی دارد\nجغد از زاهد مسواك بسر عقرب و نیش چه معنی دارد\nيك نخود کله و ده من دستار این کدو پیش چه معنی دارد\n\nآدمی خرس به نظم است آخر صید حق میش چه معنی دارد\nدعوی پوچ باین سامان ریش زود پیش چه معنی دارد\nشیخ بر عرش نبرد جبکند طبع درویش چه معنی دارد\n\n(بیدل) اینجا همه ریش است و فش است ملت و کیش چه معنی دارد\n\nاینقدر نمیدانم صیدم از چه لاغر شد کز تصور خونم آب تیغ او تر شد\nکاغذ تو ن لو را گرد حسن و عشق شورانگیخت احولی شرر افتاد قند ما مکرر شد\nگردش فلك دیدی ای جنون تامل چیست دور دور پیمائیست شیشه وقف ساغر شد\nخواب گل درین گلشن تهمت خیالی بود رنگ پهلوی کرمائند نا امید بستر شد\nکسب مخزنت دنیا سخت عبرت آلود است خاك گشت سر در جیب قطره که گوهر شد\n\nحرف شعله خویش با محیط سر کردم فلس ماهیان یکسر دیده سمندر شد\nدر جهان نومیدی محو بود آشها آرزو فضولی کرد جستجو ستمگر شد\nهر چه با جنون پیوست از نگین تقدیریست پاسبان خود گردید خانه که بیدو شد\nراحت آو زوشها داغ کرد محفل را رنگها چو شمع اینجا صرف بالش پر شد\nآه بر در دونان آخر التجا بردیم لقمه کام میمیرم آبرو میسر شد\n\n(بیدل) این لطافتها جرم خست کس نیست احتیاجها شورید کوشش دوستان تر شد\n\nاینکه در دیر مجبت دم سرد پیدا کرده اند دل نداری ورنه دل از درد پیدا کرده اند\nگم شده است آثار محبت ها بگرد جست و جو نادرین صحرا سراغ مرد پیدا کرده اند\nبرده اند از موج گوهر پیچ و تاب اشتراك مصرع ما را از تضمین فرد پیدا کرده اند\nچون نگاه چشم آهو عمر در وحشت گذشت خانه را اینجا بیابان گرد پیدا کرده اند\nمیدهندم دل بهر آئین که می آیند پیش بازیان طرفه ره آورد پیدا کرده اند\n\nهیچکس از اختراع این بساط آگاه نیست رنگ خیا ز جو باران نرد پیدا کرده اند\nمنکر پیداست و پنهانی معذوران مباش عاجزان كاريكه نتوان کرد پیدا کرده اند\nما جراى خامشان نشنیده میباید شنید بی زبان را نفس پرورد پیدا کرده اند\nبادما کز گر بسیر نوکستانت سریست رنگ بیماران چشمت زرد پیدا کرده اند\nزان بهارم مژده بوی خرامی میرسد رنگهای رفته (بیدل) گرد پیدا کرده اند\n\nاینکه طاقت ها جوانی میکند تا توانی ناتوانی میکند\nبسکه قطر تها ضعیف افتاده است تکه بر دلهای فانی میکند\nعصمت از تشویش دنیا جستن است نفس را این غنچه زانی میکند\nقید هستی پاس ناموس دل است بیضه داری آشیانی میکند\nهر که را دیدم درین عبرت سرا بر جبین زن کمانی میکند\nآنقدر از خود بساطش رفته ام باان جهانس آکجهانی میکند\n\nگر همه خاك از زمین گردد بلند بر سر ما آسمانی میکند\nنیست کس اینجا کفیل هیچ کس زندگی روزی رسانی میکند\nدر تپید ناب نفس روز جزا سعی بسمل برفشانی میکند\nاز چه خجلت صفه بندم آتش زد چون عرق دائم روانی میکند\nبسد ما غم غیر دل زین انجمن هرچه بردارم گرانی میکند\nهیچ میدانی کهرای بخیر شاه ما را پاسبانی میکند\n\nكلك (بیدل) هر کجا دارد خرام مکتبه هم ناز روانی میکند\n\nای هوس توار کان چند تک دو میکنید سعی نفس آینه سوى عرق رو کنید\nمحل و دیبا همه باب حساس هواست نقش نی بوریا زینت پهلو کنید\nجهد ناکامیست و هم صید تسلی نکرد رم همه وقتش بر ماست دشت و در آهو کنید\nگردن تسلیم عشق خط امان است و بس روم تیغ قضا تكيه باين مو كنيد\nاز جبتی میرسیم باخته رنگ نگاه کر سر سبو کلبه یست حیرت ما بو کنید\n\nآینه دار حضور غیب پرستد چرا حاصل تحقیق چیست کز من و مالو کنید\nصنعت پر کار عشق حیف بود ناتمام سر چسوا میدهید نوام زانو کنید\nپیش غرور فلك عجز بشر روشن است مهره کمان پیملید نوحه بیازو کنید\nعالم بیگانه آئین معرض تمثال نیست ششجهت آئینه است آینه یکسو کنید\nماه زوضع هلال یافت عروج کمال بوی جبین برده اید پشه ابرو کنید\n\nذره مو هوم را شرم لسنجد بهیچ (بیدل) ما را همین سنگ ترازو کنید\n\nبا این خرام ناز اگر آن مست میرود رنگ حنا بحيرتش از دست میرود\nخلق جنون تلاش همان برامید پوچ هر چند سعی پیش ترقت میرود\nخواهی ببسير لاله و خواهی بکشت گل بادامن تو هر که نه پیوست میرود\nبیکار نیست دور خرابات زندگی هر کس زخویش ناتنسی هست میرود\n\nكسب كمال آینه دار فروتنی است موج گهر ز شرم فتا پست میرود\nآسودگی چو ريك روانم چه ممکست بی طلب کر آبله هم بست میرود\nاشکم برنگ سیل درین دشت عمرهاست بیشتاب آن غبار که ننشست میرود\nتا کی بكفتگو شمری فرصتی که نیست ای بی نصیب ماهیت از شست میرود\n\n(بیدل) دگر تنظیم حرمان کجا برم من جز آئی ندارم واو مست میرود\n\nبا خزان آرزو حشر بهارم کرده اند از شکست رنگ چون صبح آشکارم کرده اند\nبحر امکان خون شد از اندیشه جولان من موج اشکم بر شکست دل سوارم کرده اند\nجلوه ها بی رنگی و آئینه ها بی امتیاز حیرتی دارم چرا آئینه دارم کرده اند\nبرد موقوف قضا از اصل کار آگاهیم سرمه ها در چشم دارم تا غبارم کرده اند\nپیش ازین نتوان به برق منت هستی گداخت يك نگاه واپسین نذر شرارم کرده اند\nبا کدامین ذره سنجم آبروی اعتبار آنقدر هیچم که از خود شر مسارم کرده اند\n\nنا نگاهی گل کند می بایدم از هم گداخت چون حیا در مندرج حسن آ ببارم کرده اند\nمن نمیدانم خيالم يا غبار حسرتم چون سراب از دور چیزی اعتبارم کرده اند\nدستگاه زخم محرومیست سرتا پای من بسکه چون مژگان بچشم خویش خارم کرده اند\nمیروم از خود نمیدانم کجا خواهم رسید محمل دردم بدوش ناله بارم کرده اند\nمن شرر پرواز و عالم دامگاه نیستی تا دهم عرض پر افشانی شکارم کرده اند\nبوی وصل کیست (بیدل) گلشن آرای امید پای تاسر پاس بودم انتظارم کرده اند\n\nباد صحرای جنون هر گه گل افشان میشود جیبم از خود میرود چندانکه دامان میشود\nپرده ناموس دردم از حجابم چاره نیست کز گریبان چاك سازم ناله عریان میشود\nنیستی آئینه اقبال عجز ما بس است خاك را اوج هوا تحت سلیمان میشود\nدر کشاد عقده دل هیچکس بی جهد نیست موج گوهر تا خنش چون سوه دندان میشود\nزندگانی را نفس سررشته آرام نیست موج دریا را رك خواب پریشان میشود\nای فضول و هم معنی آدم از جنت چه دید عبرتست اینجا که صاحبخانه مهمان میشود\nناله ها در پرده دود جگر پیچیده ایم سطر این مکتوبها خواندن نپستان میشود\n\nپای تاسر عجز ما آئینه نازك دلیست خاك را نقشی قدم زخم نمایان میشود\nغنجه دل به کفاز فکر شکفتن بگذرہ کاین گره از باز گشتن چشم حیران میشود\nمعنی دل را مجاز نیست جز طول امل ریشه پیون در جلوه آید دانه پنهان میشود\nماند الفت ها بيك سو تا در وحشت زدیم چین دامن عالمی را طاق نسیان میشود\nعافیت دور است از نقش بنای مجرمی خون بود رنگی کزو تصویر انسان میشود\nغنچه وار از رك هستی این چمن بی بهره ایم دامن ما پرگل از چاك گريبان میشود\nمست جام مشربم (بیدل) که از موج میش جادهای دشت بکرنگی نمایان میشود","chars":5520,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00145.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/145","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/145","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}