{"book":"adl0015","page":142,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الدال\nاگر معنی خامشی گل کند\nدرین انجمن مفلسان خامشند\nزبان را مکن پرفشان طلب\nچه میل است یارب دم تیغ او\nز رمز دهانش نیامد اثر\nز بس قهر و لطفش همه خوش اداست\nلب غنچه تعلیم بلبل کند\nصراحی خالی چه قلقل کند\nمبادا چراغ حیا گل کند\nکه چون بگذرد از سرم پل کند\nعدم هم بخود گر تأمل کند\nنگاه میکشد گر تغافل کند\nبساط جهان جای آرام نیست\nقبا کن درین باغ جیب طرب\nمکش سر ز پستی که فواره آب\nمن و یاد حسنی که در حیرتش\nز بیداد آن چشم نتوان گذشت\nدلت بید ما دست (بیدل) مباد\nچرا کس وطن بر سر پل کند\nکه از لخت دل غنچه هر گل کند\nترقی بقدر تنزل کند\nجگر دامن ناله پر گل کند\nدلی را که او خون کند مل کند\nبتعطیل حکم تو کل کند\nاگر نظاره گل میتوان کرد\nعرق واری گر از شرم آب گردم\nچو صبح این یکنفس گردی که داریم\nشهید حسرت آن کامکارم\nدرین گلشن اگر رنگست و گربوست\nمحیط بیخودی منصور جوش است\nتردد مایه بازار هستی است\nوطن در چشم بلبل میتوان کرد\nبجام خالی مل میتوان کرد\nاگر بالد تجمل میتوان کرد\nززخم خنده بر گل میتوان کرد\nقیاس بال بلبل میتوان کرد\nبحق جزو را کل میتوان کرد\nاگر نبود توکل میتوان کرد\nدرین محفل زيك مينا بضاعت\nنظر بر خویش وا کردن محالست\nبهر محفل که زلفش سایه افکند\nبهر جا مطربی از زلفش نویسند\nاگر آهت همین خاکیاری\nازین بیدانشان جان بردن همت\nبرآسان است ازین دریا گذشتن\nبخندین نغمه قلقل میتوان کرد\nاگر کوی تغافل میتوان کرد\nزدود شمع کاکل میتوان کرد\nقلم از شاخ سنبل میتوان کرد\nزپستی هم تنزل میتوان کرد\nاگر اندك تجاهل میتوان کرد\nزپشت پا اگر پل میتوان کرد\nبهمان بار آئینه است (بیدل)\nبفهم خود تأمل میتوان کرد\nامروز بعهد مخبری دلدار پادشا کرد\nکرد بساط تسلیم در عجز نازها داشت\nفطرت ز خلق میخواست آثار قابلیت\nگفتم شخص هستی نازی بشوخی آرد\nدو عقده تعلق فرسوده بود فطرت\nرسان ز قلم و هم از سر گذشتی داشت\nشرم تغافل آخر حق وفا ادا کرد\nپرواز خودسریها زان دامنم جدا کرد\nجز درد سر نبودیم ما را بعذرها کرد\nتمثال جلوه گر شد آینه خنده ها کرد\nاز خود گسستن آخر این رشته را رسا کرد\nپاس این کدورتها دست نازکی کشا کرد\nغلا رهن مارا آسان نمیتوان دید\nیارب که خشك گردد مانند شانه دستش\nغرق نم جبینم از خجلت تعین\nدانش جنون شد اما از کشود رمز تحقیق\nای وهم شیر مارا معذور دارو بگذر\nدست ترحم کیست مزگان (بیدل) ما\nمزگان عید ناچشم آهنگ پیش پا کرد\nمشاطه که دلرا از طره تو وا کرد\nکار هزار طوفان این یکعرق حیا کرد\nبند قبای نازی پیراهنم قبا کرد\nدل خانه ایست کانجا نتوان زور با کرد\nبر هم که چشم و اشد پیش از نگاه دعا کرد\nامروز ناقصان بکمالی رسیده اند\nاین امت مسیلمه را فسون بکه دلفظ\nجراست روستائی و انکار شهریان\nمحاصل ز صحبت شان خاك میخورد\nهرگاه وارسی بعروج دماغ شان\nپاس ادب مجو ز جهولان که یکقلم\nانصاف آب میخورد از چشمه سار فهم\nگر خود سری بحرف سلف خط کشیده اند\nدر عرصه شکست نبوت دویده اند\nجولاه چند رشته بگردون تنیده اند\nچون بید اگر بهم ز تواضع خمیده اند\nدر زیر پا چو آبله برخویش چیده اند\nاز محتد و فوق چشم و در حیا دریده اند\nخر کرهها کرند وسخن کم شنیده اند\nانکار کاملان همه را نقل مجلس است\nاز خدمت مجاوره اولیان فارس\nاز حرف شان تری نتراود چه ممکن است\nهیجا رسیده اند بترکیب اطباق\nپیران این کرو بحکم وداع شرم\nکو با طفل تراش و خوشان طپش تلاش\nدر خیل معنی که تنزه دلیل اوست\nتا کی بکان رد که بمستی رسیده اند\nهندوشناسیان بتعقل خزیده اند\nدون فطرتان سفال تو آب دیده اند\nچون زخیهای کهنه تفاوت چکیده اند\nبی نیم عرق همه صبح دمیده اند\nخورده بزرك يك به يك عقرب گزیده اند\nلب باز کرده اند بخندید کاریده اند\n(بیدل) درین مکان تادیب دوازده خطاست\nدر میکه لولیان همه تنبك خریده اند\nامروز نوبهار است ساغر کشان بیائید\nآغوش آرزوها از خود تهیست اینجا\nفرصت شرر نقابست هنگامه شتابست\nامروز آمدنها چندین بهار دارد\nگل جوش باده دارد تا گلستان بیائید\nدر قالب تمنا خونشتر زجان بیائید\nطی پای درد گامست مطلق عنان بیائید\nفردا گراست امید تا خود چه سان بیائید\nدماغ پر بها ریم سبزی که در چه کاریم\nجز شوق را هبر نیست اندیشه خطر نیست\nگر خواهش فضولیست جزو هم مالخولی کیست\nای طالبان عشرت دیگر کجاست فرصت\nفلمپاز انتظاریم بازی کنان بیائید\nخاری درین گذر نیست دامن کشان بیائید\nبا دست خانه نیست تا میهمان بیائید\nمفت است فیض صحبت گز این زمان بیائید\n(بیدل) چونیه تاب مجنون الفتائیست\nتا مهربان بیائید با مهربان بیائید\nامشب غبار ناله دل سرمه رنگ بود\nتا صاف کرد آینه خود را ندیده ام\nحسن از غبار شوخ نگاهان رمیده است\nعنقای دیگرم که زبنیاد هستم\nاز بسکه چید مانع تماشای فرصتم\nیارب شکست شیشه من از چه سنک بود\nچون سایه نقش هستی من جمله زنگ بود\nانجا هجوم آینه پشت پلنگ بود\nناکام شوخی اثری داشت ننگ بود\nما را بخود نیامده رفتن درنگ بود\nاز گفتنم نشد شفق طرف دامنی\nبام بجنون طپیده نومیدی من است\nمخت نمیرود بسر ترك اختيار\nدرمان برون دل دو جهان جلوه رنك ريخت\n(بیدل) که داشت جلوه که از برق خجلتش\nخونم درین ستکده نومید رنگ بود\nجستی رسید کاه مرادم خدنگ بود\nاز خویش رفتنم بزحمت عذر لنگ بود\nانجامید برقد تو چه مقدار تنگ بود\nدر مجلس بهار چراغان رنگ بود\nاول در عدم دهنت باز میکند\nهر گاه میدهی زبان رخصت سخن\nشام ابد بحیب تو سر میبرد فرو\nکز فطرت تو پرزند در فضای قدس\nاین عرصه تا کجا نشود پامال ناز\nتا کاف و نون تهیه آواز میکند\nجبریل بال میزند و ناز میکند\nصبح ازل ز تو سخن آغاز میکند\nخاك فسرده را که فلك ناز میکند\nرخش تعین تو تك و تاز میکند\nآهنگ صور خیز تو در هر نفس زدن\nنيرنك اعتبار بهار تجددت\nهررنك و بو که میدمد از نوبهار صنع\nزین باغ بی دمیدن صبحی دمی کلیست\nروز و شبی در انجمن اعتبار نیست\nساز هزار عالم ناساز میکند\nباہم چه رنگها که نه کایناز میکند\nآئینه خیال تو پرداز میکند\nسحر آفرین شصت اعجاز میکند\nچشم تو میزند مژه و باز میکند\n(بیدل) تأمل که درین گلشن خیال\nرنك شکسته تو چه پرواز میکند","chars":4977,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00142.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/142","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/142","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}