{"book":"adl0015","page":141,"text":"صحیفه ۱۳۸\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الدال\n\nحباب جوهر دل نیست جز کدورت هستی\nهوس طید بچهر راحت نفس ممد ز چه وحشت\nچه ممکن است که آغوش حرصها بهم آید\nجدا ز انجمن نیستی بهر چه رسیدم\nنه گوشه ایست معین نه منزلیست مبرهن\nخروش درد شنو مدعای عشق همین اس\n\nچراغ اینه روشن بوقت شام نباشد\nدران مقام که صیاد و صید و دام نباشد\nدرین جراحت خمیازه التیام نباشد\nبباطنی که می ساغرش حرام نباشد\nکسی کجا رود از عالمیکه نام نباشد\nدر الله الله ما جای حرف لام نباشد\n\nدلست باعث هستی نگاہت فتنه چه مستی\nکسی ندید ز هستی بغیر درد سر اینجا\nدل از شکایت افلاس به که جمع نمائی\nکدام محرم بند قرصت که دل دهی تماشا\nباوج عشق چه نسبت تلاش مال هوس را\nاگر زملك عدم نام بود فہم کاری\n\nدماغ بادہ که دارد ومیکہ جام نباشد\nشراب این خم و هماز بکا که خام نباشد\nزبان بکام تو بس گر جہان بکام نباشد\nچراغ اشك نگه میدود خرام نباشد\nوداع و هم من و ما هوای بام نباشد\nبجز كلام تو ( بیدل ) دگر کلام نباشد\n\nاگر جوش دلت این است در ها دل نمیباشد\nو گر بسمل زمین تا آسمان بسمل نمیباشد\n\nاگر درياست دریا از کجا دارد فلك تازی\nو گر ساحل طپش در طینت ساحل نمیباشد\n\nجنون بذر شیدائیہا بكبر وقف بیدلہا\nگزین خرمن بجز برق نظر حاصل نمیباشد\n\nاگر خضر خطت از چشمه حیوان نشان دارد\nباین یکغنچه دل که فکر وصلت کرده ام خوشم\nدرین گلشن شکست رنگم و نومید نیست از جانم\nباستعداد جان سختی است جستجوی اینه را\nشکست رنگ هم صبحیست از گلزار خورسندی\nاگر خا کسترم پروازم و گر شعله جولانم\n\nعقیق لب چرا چون تشنگان زیر زبان دارد\nنفس در هر طپش صبح بهاری برفشان دارد\nپیام بی نوایان نامه رنگ خزان دارد\nزکوهی پیکر هر قطره جوی استخوان دارد\nگل ایجاد زخم از خنده بان زعفران دارد\nهوای او زمن صد رنگ تغییر عنان دارد\n\nمیدانم شہادتگاه شوق کیست این وادی\nتحیر و بپندم با تماشای که پیوندم\nز تعجیل بهاران بیش ازین نتوان شدن غافل\nکسی زاندوهی آزادگی چون سرو میزید\nبحيرت بال مژگان بست بی انداز پروازی\nتماشای بہاری کرده ام (بیدل) کہ از یادش\n\nکه رفتہای خون بسمل اینجا کاروان دارد\nخیال حلقه زلفت هزار آینه دان دارد\nشگفتیهای گل چندین جرس عرض فغان دارد\nکباهی چار فصل از بی نیازی بکریان دارد\nدرین دریا عنان لنگر ما باد بان دارد\nتکدر دیده اشکنت حیرت در دهان دارد\n\nاگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاند\nرسول پاس میپوشم بستر عجز میگویم\nمشوران از تکلف آنقدر طبع ملایم را\nنخاموشی امان خواه از جنون هنگامه باطل\nمن و آن بستر ضعفی که افسون ادب آنجا\nجمال مدعا روشن نشد از صیقل دیگر\n\nصدای پای من خون از رگ کہسار جوشاند\nکه میترسم شکست بال من منقار جوشاند\nکه آتش میشود آبی که کس بسیار جوشاند\nکه حرف حق چو منصور از زبانها دار جوشاند\nصدا را خفته چون رگ از تن بیمار جوشاند\nمگر خاکستر از آئینه ام دیدار جوشاند\n\nچه اقبال است یارب دود سودای محبت را\nچه تدبیر از بقای سایه پروازد خم هستی\nباظہار یقین هم غنچه دعوی مشو چندان\nدل هر دانه میباشد بچندین ریشه آغوش\nقیامت میبرم بر چرخ واز فکر خودہ غافل\nبتکلفت ساختم از امتداد زندگی ( بیدل )\n\nکه شمع از رشته گل پاکشد دستار جوشاند\nمگر برخیزم از خودتاهوا دیوار جوشاند\nکزانگشت شہادت سورت ز نار جوشاند\nگریبان گر در ديدك سيم صد زنار جوشاند\nحیای کاش چون صبحم گریبان وار جوشاند\nچو آب اشناه کی از حد برد زنگار جوشاند\n\nاگرد ماتم درین گلستان خمار شرم عدم نگیرد\nدر ان دبستان که سعی گردون بخاک دهد خط کہکشانش\nدرین قلمرو کف غبارم بهیچکس همسری ندارم\nزعرصۂ اعتبار کوی سر سلامت توان ربودن\nنفس بتمیزه میکدازی بساز تفتی نگین ننازی\nنصیبی از عافیت ندارد حساب بحر غرور بودن\nباین درشتی که طبع فاضل خطاست تاثیر انفعالش\nنزفته از خود ندارد امکان بمعنی رفتگان رسیدن\nگزیده اقبال همت ما فروغی عرصۂ نیازی\nخیال نامحرم گریبان رواند مارا بصد بیابان\nدلست منظور بی نیازی زغفلت آزرده اش نسازی\nاگر بتأليم زور همت نیم خجالت کش ندامت\nندارد این مکتب امین کدورت انشائري ز( بیدل )\n\nتر چشمک ذره جام گیرم با آن شکوهی که جم نگیرد\nکسی زقدرت چه واشگارد که دست او را قلم نگیرد\nکمال میزان اعتبارم بس است اکردزہ کم نگیرد\nکر آه سرد رفتن نفسہا بپاه نیم دودم نگیرد\nکه کام اقبال بی نیازی لیسکه نامد بهم نگیرد\nحذر که باد دماغت آخر زنیج نفخ شکم نگیرد\nچوسنك در کار گاه مینا کر آب کردد که نم نگیرد\nکه خاك تا گشته کس درین ره سراغ نقش قدم نگیرد\nکه منت سر بلندی آنجا کسی بدوش علم نگیرد\nچه سازد آواره در دل که راه درو حرم نگیرد\nکمی گران جلوه شرم دارد شکست آئینۂ کم نگیرد\nکشیده ام بار هر دو عالم بمشت پائی که خم نگیرد\nبصفحه کز نام او نویسم بجر غبار رقم نگیرد\n\nاگر سوداست و کرماتم دل ماوس نمی نالد\nدرین محفل نيفشاند استمال آهنگ آزادی\nبی مقصد قدم ننهاده باید خاك گردیدن\nغرض هیچ و نظر سینه کوب عرض بیغزی\nوفا مشكل که خواهد خامشی از ساز مشتاقان\n\nدرین ده در کلفت خويک ناقوس می نالد\nبچندین زیروبم نومیدی محبوس می نالد\nدر ای سعی ما چون اشك بر معکوس می نالد\nغبار فطرت باران کرنام کوس می نالد\nنفس دزدی عبث بر جبهه ناموس می نالد\n\nندارد آسیای چرخ غیر از دور ناکامی\nفروغ شمع دیدی شبنم اسراز خموشان کن\nمخاموشی افسون سخن چینان مباش ایمن\nچین ابر و برنك خيال کیست اجزایم\nزخود رفتم اما محرم ما کس نشد( بیدل )\n\nهمه گر رنك گردانی كف افسوس می نالد\nبقدر رشته اینجا پرده فانوس می نالد\nنکه بیش از نفس در دیده جاسوس می نالد\nکفز رنگم باشکست انشا کند طاؤس می نالد\nدرای محمل دل سخت نامحسوس می نالد\n\nاگر معشوق چہراست و کرعاشق و قادارد\nبوا ماندن نگردم قطع امید ز خود رفتن\nدرین محفل زبونیم آنقدر از سستی طالع\nکه میخواهد تسلی از غبار وحشت آلودم\nحقیقت واکنی نیرنك هوساز نیست مضمرایی\n\nتماشا مفت دیدنہا محبت رنکہا دارد\nشکست بال اگر پرواز کم کردد صهادارد\nکه رنك ناتوان هم شكست ناز ما دارد\nکه چون صبح این کف خاکستر آتش زیرپادارد\nتو ناخن جمع كن تازخم مابینی چها دارد\n\nشرار کاغذ ماخنده دندان نما دارد\nز بس مطلوب هر کس بی طلب آماده است اینجا\nصد جا کرده سعی نارسا منزل تراشيها\nسبب کم نیست کر برهم زنی ربط تعلق را\nبخجلت تا نیاید وام معذوری ادا کردن\n\nطپیہا وقف پیشانی که آهنك فنا دارد\nاجابت انفعال از شوخی دست دعا دارد\nوكرنه جاده دشت طلب کی انتها دارد\nچو مژگان هر که بر خیز دز خود چندین عصادارد\nنیاز مجرمان پیش از قضا كتفن قضا دارد\n\nزحرس منعمان سعی کداهم کم مدان (بیدل)\nکه خاك از بهر خوردن پیش از آتش اشتها دارد","chars":5408,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00141.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/141","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/141","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}