{"book":"adl0015","page":13,"text":"صفیحه ۱۰\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف الالف\n\nگلستان هستی سر خط لوح خیالی بیش نیست\nهم بچشم بسته باید خواند این تحریر را\n\nغصه قانون وجنون و نوازش ها کند\nگل برنگ ناله سازد تارتم نالال زیر را\n\nآه در بزم شکست آخر که چون طیفون اشک\nقطع کرد آب و گل من الفت تعمیر را\n\nراست بازان را زحکم کج سرشتان چاره نیست\nبا کمان ( بیدل ) اطاعت لازم آمد تیر را\n\nپاکند اغیار از وصل میجوریم ما\nهمچو ساغر می باید داریم و مخموریم ما\n\nپرتو خورشید حز در حد نتوان یافتن\nيك زمین و آسمان از اصل خود دوریم ما\n\nدر گل سوختیم و چشم بینائی وا نشد\nسخت واز دست جهل ما مکرموریم ما\n\nباوجود ناتوانی سر بگردون سوده ایم\nچون مه نو سرخط عجزیم و مغروریم ما\n\nتهمت حکم قضا را چاره نتوان یافتنی\nاختیار از ماست چندانیکه مجبوریم ما\n\nمدت ها زینده گی کرغفلت و کی آگهی\nپیش نتوان برد جژ کاری که ماموریم ما\n\nبحر در آغوش وموج ماهی محو کینار\nتا رها با عشق بی پرواست معذوریم ما\n\nمارج گنجا گر پهلوی عجز است راه آنجا\nسرمویی کل انجامد شدی بشکن کلاه آنجا\n\nادبکاه محبت ناز شوخی بر نمیبندارد\nچو شبنم سر بمهر اشك میباشد نگاه آنجا\n\nبیاد محفل نازش سحر خیز است اجزایم\nتبسم کا نگا ها چیده باشد دستکاه آنجا\n\nمقیم دشت الفت باش و خواب ناز سامان کن\nچو نی آخرد چشم نو مژکان گیاه آنجا\n\nخیال جلوه زار نیستی هم عالمی دارد\nزتاش و سر می باید کشیدن ناله ناله آنجا\n\nخوشا بیهوشه کز خجلت اظهار نومیدی\nشرر در سنک دارد بر فدایهای آه آنجا\n\nبمی غیر مشکل برد زاشوب دوئی بردن\nسری درجیب خوددزدیده رو درپناه آنجا\n\nدران بزم که طرفی حنالت بست احرام آردی\nسنگ آید مگر این جام و گیرد درد خواه آنجا\n\nبکتمان هوس کردی نداره یوسف مطلب\nملی در خود فرو رفتن کند ایجاد چاه آنجا\n\nزاین فیض سحر میخوشد اثر کوی موادل\nهمه گرشب شوی روزت نمیگردد سیاه آنجا\n\nزطرز مشرب مشتاق سیر بینوانی کن\nشکست رنگ کس آئینه دارد زیرگاه آنجا\n\nزمین گیرم بافسون دل بی مدعا ( بیدل )\nدران وادی که منزل نیز می افتد براه آنجا\n\nبا همه افسرده گی مفت تماشا ئیم ما\nموجها دارد پری چندانکه مینائیم ما\n\nرنگها گل کرده ایم اما در آغوش عدم\nبیضه طاوس و بزم بال عنقائیم ما\n\nمنزل ما محمل ما سعی ما افتاده کیست\nهمچو اشک از کاروان الغزش زانم ما\n\nچون نی مجمرست ازدل میکشد زحمت نفس\nتا برون خود جیدال در قعر آرانم ما\n\nترددان جاه دلر تا محشر کردون زداست\nچون سحر از خویش آسان برنمی آئیم ما\n\nکوشه آرام دیگر از کجا یابد کسی\nچون نفس در جانه دلر هم نمی پائیم ما\n\nامتیاز وصل و هجران دور باش کس عباد\nآه ازین غفلت که بااو نیز تنهائیم ما\n\nصرفه کوشش ندارد در محو رفاه ام\nفرصت از کف میرود تا دست میسابیم ما\n\nتا بروت بگذریم از هرچه می آید به پیش\nهمچو فرصت یکشر دی ساز فرسائیم ما\n\nبیخودی بست استقبال از هجوم رفتکان\nسجده کردی حاصل که می آئیم ما\n\nشوخی آثار معنی بی عبارت مشکل است\nفاش تر گو ئیم او هم اوست کمائیم ما\n\nبی محابا کیست ( بیدل ) از سرما بگذرد\nچون شکست آینه یکخطره دریائیم ما\n\nشادکی نکشدو باطینت دماغ مرا\nمکر شکستن دل پر کند ایاغ مرا\n\nتپیش دیده کشم روشن از تما شایت\nتپیده در خون بود چراغ مرا\n\nز برق پاس جگر سوز ناله دارم\nکه شعله نیز بسوزد لب ارغ مرا\n\nنشاط باده بمیای غنچه گیا بود\nشکفته کی همه خمیازه کرد باغ مرا\n\nخمار شیشه چرخ از شکستیش پیداست\nچسان علاج کند الت دماغ مرا\n\nدرآزوی تو سنگی بدرد غافل چند\nعقده غنچه مکن گوشه فراغ مرا\n\nهزار برنگ زبخت سیاه من گل کرد\nزمانه شوخی خفاش داد زاغ مرا\n\nچو موج سر به تهاجم نهادم خوش نتوان\nز خانه زده آهو طلب سراغ مرا\n\nفسرده کی مطلب از دم که در ایجاد\nبه تیغ شعله بریدند ناف داغ مرا\n\nمگر ز ناله تهی گشت سینه ( بیدل )\nکه حسابست سبق عندلیب باغ مرا\n\nبار دستی زن ساق غنیمت دار غافل را\nمبادا عشق افشارد کدوئی شیشه دل را\n\nزملها تاجنون جوشد تکافل دار افشان کن\nحجان تا کرفلك کرد پریشان ساز کا کل را\n\nچسازد ازست کیهادرم که این سررشته غیریت\nچونائیدن بروی عقده می آرد تامل را\n\nسرنشترادیده بردن برخم مینا بجوش آمد\nچکیدیای این یم آبیاری کرد قاتل را\n\nدرین محفل که جو شد کرد خاموشی از آشوبش\nبخواب امن میباشد نگه چشم تغافل را\n\nزخم شورش دریا بنالد رنگ تسکینت\nجو گوهر کی بدرمی عصبنی درس تامل را\n\nرو بارهی که شد آئینه رنگ جلوه اش گیرد\nصفای دل برون ازخویش نمیدید تقابل را\n\nجنون تاوا نکنا خوانی میدهد شهرت\nبغیر از بی صدانی نیست رنجیر رند گل را\n\nنبازد تار وهم باینکه بگرو گنده در گلشن\nزبوی غنچه نتوان فرق کرد آواز بلبل را\n\nبی رقم گهی مشکل بود از هیچ کنج عفیات\nزورسل نتوان راست کردن قامت پل را\n\nزکنج جسم وعرض دستگاه ای بجر شرمی\nغبار انگیز ازین خانه نماشا کن تجمل را\n\nفروتن گر همه کوهر بود بی آبرو باشد\nبکن جهد تا بدر گرداد بیداری توگل را\n\nبه پستی نیز معراجیست گر آزادنی ( بیدل )\nصفای آب شو سال تنزل کن تنزل را\n\nعجز میبرجید بموج از اشك غم پرورد ما\nچرخ میگردد بدوا در فکر بال زرد ما\n\nگر پیفغان رخصت گیرد دعوی کام\nناله گرد در دهن از شرم رنک زرد ما\n\nدرد نبرد گز کان صید دلها زه کند\nهم ادای ابروی نازست بیت فرد ما\n\nمیدمد بوی گریبان سحر موج نسیم\nمیتوان دانست حال دله زآه سرد ما\n\nهمچونی در هم نشین دلبرم نقد ناله\nای هوس نان ماشیال کنج داد آورد ما\n\nماسبکو وحل زقید ششه ئي فارغیم\nمیرد آزاد ناله ندارد بسلط کرد ما\n\nگردما صد بار گردون خاك باد رابیاد\nنشکند آئینه نی رنگی روی کرد ما\n\nذوق آبستیج تبسم رفتی از بزم و هنوز\nشور بیرون میدهد زخم نمك پرورد ما\n\nخارم او حیرت ایجاد خجالت بخودیم\nروز و شب خواب سحر مالد دل شبگرد ما\n\nنیست ( بیدل ) جز نوای غافل من بای من\nهیچکس در محفل حوبان ولان همدرد ما\n\nحیرت آئنه پرداختند روی ترا\nزداغ شانه ز جایستاقی جناد موی ترا\n\nچه آشی تو که از شوخیت زبان شرار\nبکام سنگ برد شکوه های خوی ترا\n\nزخار هر مژه صد رنک موج گل جوشد\nندیده گر کند افانه حیا روی ترا\n\nفدایم زلف توسنبل اسیر روی تو گل\nبنقشه بندی خط سبز مشك بوی ترا\n\nزرنگ تازه فرو شته بدا مدان چین\nنسیم اگر بباید عبار کوی ترا\n\nزتیغ ناز توام اینقدر امید نبود\nزحم دل که روان کرد آب جوی ترا\n\nنمانم از دل تنک که چشمه است امشب\nکه غنچه ها نفس کرده اند بوی ترا\n\nبحرف آمدی و زحم کهنه ام نوشد\nعمرم بچه نمك بود گنت و کوی ترا\n\nطبیعین دله عشاق نسخه پرداز است\nبذق بی طلب و بحث جستجوی ترا\n\nبهار حیرت بیزحم خزان نکشد\nشکفته کی نبرد رنگ آرزوی ترا\n\nمدرن چمن بچه سرمایه خوشدلی (بیدل)\nکه شبنمی بخریده است آب روی ترا\n\nنماند تیره آخر خود سرپپا میرد ما را\nچو آتش گردن افرازی به پستی برد ما را\n\nغبار حسرت ماهیچ کاست از زمین گیری\nکه هر کس میرود چون سایه از جا میردما را\n\nندارد دت ما ناوقتن آنقدر کوشش\nغباریم و طبیعت از کف ما میرد ما را\n\nنظر تاوقی نه شرم هم امید رنک و بودارد\nنگاه هرزه جولان از قفا میرد ما را\n\nاگر امروز وارسیم شوفی کعبه پیش آمد\nتك و بوی نفس یارب کا ها میرد ما را\n\nبه یستیهای آهستحلب خفته است معراجی\nنفس گروا کشاند تا مسیحا میرد ما را\n\nدر آغوش خزان ما دو عالم رنک میبازد\nزخود رفتن چندین جلوه یکجا میرد مارا\n\nکسان پست آسمان ربط اقایای این محفل\nچو شمع آتش عنانی رشته بپا میردما را","chars":5984,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00013.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/13","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/13","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}