{"book":"adl0015","page":12,"text":"حرف الالف\n\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nتا محرمی خویشت صدره ازادیت چشی بکشا بشکن قفل در زندان ها مطرب نفسی سر داد بزم جگر افشاند نی غنچه قیامت زد آتش به نیستان ها\n( بیدل ) بجه جمعیت چون شمع ببالدکس سر تا کجه برون افکند از بند گریبانها\n\nاینقدر نقشی که گل کرد از بهار و فاش ما صرف رنگی داشت بیرون صف نقاش ما جمع دار از امتحان عیب هم پای دلت دست ما خالی تو است از کیسه تلاش ما\nزین سلیمانی که دارد دستگاه اعتبار رعونا یکسر نگین می کند تراش ما گرد حیرت در مزار یاس میبالد کفن چشم پوشیدن مکر از ما برد نباض ما\nمحو دیدارم اما از ادب غافل نه ایم شرم نورا است آنچه دارد دیده خفاش ما زنده گی موضوع اضداد است صلح از کجا بکاست با نفس باقیست تا قطع نفس پرخاش ما\nاز جبین تا نقش پا بستیم آئین عرق این چراغان کرد آخر غفلت عیاش ما ( بیدل ) این رنگ خیال از شاه جوش پاراست غنچه یت آتش زنی ناخته کرده آش ما\n\nای همه آین قدرت ظاهر از شان شما کار های مشکل آفاق آسان شما هر سر وپا کرد غوت کردن افرازد بچرخ مو کشان آرد قضا در راه جولان شما\nسینه حاسد که در هم میفشارد تنگی جای دل خالی نماید زهر پیکان شما ساقی تقدیر مشتا قست کز خون عدو پر کند پیمانه اعدا دوران شما\nغیرت حق برنتابد جرء تست از کرد اش هر که بر آید سر از تسلیم فرمان شما شوق وصلت بعد مرگ از دل برون کی میرود گرد میکردم و میگریم دامان شما\nچون سحر وا کرده بر آفاق بال اقتدار شور عالم گیری از فتح نمایان شما هر گهی کز توجهان کام دل آید بعرض بالهاش خرمن آراید بدور ان شما\nخاطر از هر گونه مطلب جمع باید داشتن نیست غافل فضل حق از شغل سلمان شما چون نباشد فضل یزدان مایل امداد غیب (بیدل) است آخر دعا گوی و ثنا خوان شما\n\nباید ونيك است يكردنگی هوس آئینه را نیست اعتبار خلاف هیچکس آئینه را سزمه بینش جهان در چشم ما تاریك كرد شوخی جوهر بود در دیده حس آئینه را\nوقت عارف از دم هستی مکدر میشود چون سیاهی زر میسازد نفس آئینه را یاد پیشان از خم طاق عفوت ایمن اند در نظر بازی نمیگیرد عس آئینه را\nاز تماشا گاه دل ما را سر پرواز نیست طوطی حیران ما داند قفس آئینه را حسن هر جا دست بیداد تجلی وا کند نیست جز حیرت کسی فریاد رس آئینه را\nچیست حیرت تا نگردد پرده ساز فغان جلوه داری که میسازد جرس آئینه را دل ز نا دانی عبث فال تحصیل میزند زین چن زنگی بروی کار بس آئینه را\nعالم اقبال محو پرده ادبار ماست صد هاکم کرده در بال مگس آئینه را خامشی آئینه دار معنی روشن دلیست نیست (بیدل) جزیماز پاس نفس آینه را\n\nبا بنو میدی شکست آزادی دلخواه ما گرد چسبن دستی نزد بردامن کوتاه ما کوشش اشکم بجا نیست جولان میدهد ناخاك از لغزش پا کاش باشد راه ما\nچون حباب از کار کام پاس میجوشیم وبس جز شکست دل بچه خواهد بود مزد آه ما غفلت کم فرصتی میدان لاف کس مباد در صف آتش نی مار است راد کاه ما\nصبح هستی صورت چاك گريبان فن است مهر ها شد روز ما می جو شد از پیگاه ما صرف نقصا ایم دیگر از کمال ما مپرس عشق پر گرده است آغوش هلال از ماه ما\nهرنفس کز جیب دل گل میکند پیغام اوست این زنن عمر یست یوسف میکشد از چاه ما جب ل هم نیرنك آگاهیست امافهم کو ماسوی کردار می اسمیست از الله ما\nپرتو اقبال رحمت بسکه عام افتاده است نیست درویشی که باشد کلپداش بی شاه ما حلقه پر کار گردون باخا خواهی شمرد زین مگسیار دارد خانه بارجاء ما\nدقت بسیار دارد فهم اسرار عدم چشم از عالم بپوشی تا شوی آگاه ما میبریم از خوبش و هم چون شمع پنهان خویهم عجز وا کرده است (بیدل) رسم ما راه ما\n\nبادل آسوده از آشوبش آب و نان را همچو محرا پای در دامن نزنحان و مان را اضطرابی نیست در پرواز شبنم زین چمن کزتوهم با خود برون آلی بای طیران را\nاوج اقبال جهان را زنه فرصت کجاست کو سرشگی چند پیمام سر مزکان برا خاطرت کز جمع شد از هر دو عالم فارقی قطره واری چون گهر زین بحر بی پایان را\nدرجهان یکسر شرم از که باید داشتن دیده بینا ندارد هیچکس عریان برا اقتضای دور این محفل اگر فهمیده چون فراموشی بگرد خاطر یاران را\nکم ز یوسف نیستی ای قدردان عافیت چاه وزندان مغتنم گیر از صف اخوان را دعوی فضل و هنر خواریست در ابنای دهر آبرو میخواهی اینجا اندکی نادان را\nعالمی در التماس اتگاه هوس تک میزند کرنه قانع تو هم بشباب این و آن برا تا نگردی پایمال منت امداد خلق بی عرف کامی دوپیش از خجلت احسان را\nاز فسردن تنك دارد جوهر تمكین مرد چون کمان در خانه باش و بستر میدان برا هر کی انجامد منش در خور استعداد اوست قابل صد نعمتی از پرده چون دندان برا\nکز بشمشیرت برآشد از ادیکاه نیاز همچو خون از زخم (بیدل) باب خندان برا\n\nباز آب شمشیرت از بهار جوشیها داد مشت خونم را یاد گل فروشیها ناله بانفس دزدید من بسرمه خوابیدم کرد شمع این محفل عالم از خموشیها\nبالغافل از عالم باز خود نظر بستان زین دو پرده بیرون نیست ساز عیب پوشیها مایه دار هستی را لاف ماو من ننك است بی بضاعتان دارند عرض خود فروشیها\nزاهدی نمیدانم تقوی نمی خواهم سینه صافی دارم در درد نوشیها ساز محفل هستی پر کستن آهنگست از نفس که می خواهد عافیت خروشیها\nمحرم فنا ( بیدل ) تربیاز کسوت نیست شعلة بياصة دارد از برهنه دوشيها\n\nباسحر ربطی ندارد شام ما فارغست از صاف درد جام ما\nگریه امشب حسرت روی که داشت روغن گل ریخت از بادام ما\nدر حق الصاق ابنای زمان داد تحسین میدهد دشنام ما\nزین چمن تصویر صبحی كنه كرد بی نفس تر از هوای بام ما\nفقر ما را شهره آفاق کرد کوس زد در بی نكینی نام ما\nنور معنی از تصنع باختیم خانه تاريک است از کنجام ما\nنامه پامال تخمیر بسته ایم بر که خواند بیکسی پیغام ما\n\nدل بطوق خاك گوئی بسته ایم نكهه دارد جامه احرام ما\nاز امل مارا مسخر کرده ایم بخته می جوشد خیال خام ما\nبر حریفان از خموشی غالبیم کز نباشد بخت ما الزام ما\nدر خور رزق مقدر زنده ایم ریشه این دانه دارد دام ما\nبرنمی آید زتشویش کسوف آفتاب کشور ایام ما\nغيرتم درکاروان برق نیست یکخط است آغاز تا انجام ما\nنانك باز است درهای قبول آه از بیصبری ابرام ما\n\nهی طرف چون اشك ( بیدل ) ميدويم تا كجا پی لغزش افتد كام ما\n\nپاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را دست وپا بر صدا مشکل بود زنجیر را نفع زین بازار نتوان بردن جنس فریب اینکه سود اندیشه سرمایه کن تزویر را\nنیست آسان راه بمقصر اجابت یافتن احتیاطی کی کند ناله شبگیر را ساده دل از گرد انش ترش رونی میکشد جوهر اینجا چین ابرو میشود شمشیر را\nبیتوانی بین که در همرازی درس جنون سرمه شد بخت سیاهم حلقه زنجیر را در بیابان تحیر نم زچشم ما مخواه بی نیاز از اشك میدان دیده اصویر را\nوعظ مردم غفلت ما را قوی سرمایه کرد خواب ما افسانه فهمید آنهمه تغییر را در محبت داغدار کوشش بی حاصلم برق آه من نمی سوزد مگر تاثیر را","chars":5573,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00012.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/12","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/12","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}