{"book":"adl0015","page":110,"text":"غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه *\n\nحرف التاء\n\nحسرتت بچشم ترم اشک اثر نیست ای دل تو بجائی که غبارت بنظر نیست محرم غفلت نظر ما چه علاج است خلقیست درین خانه برون در و در نیست\nوهم آیینه خلق بزنگار گرفته است گرچشم کشائی مژه ات نیش نظر نیست طاقت همه را درد شمشیر فتاده است تا سینه درین معرکه با قیست سپر نیست\nبا لعل بتان سیل مستان دعوی یاقوت آبیست دم لاف مخارا که جگر نیست تشویش تردد مکنی از فکر عیاش دست تو گر اینجا نشود حلقه کمر نیست\nبیدردی ما تر زفغان سخت غریب است در خانه دو بوم مگس را مژه پر نیست امید فنا نیز درین بزم فضو لیست ایشمع درینجا همه شاباست سحر نیست\nچون شیفتة ساعت افسونخانه گردون زیر قدم آنست بپای که بسر نیست معیار رو مندی این باغ گرفتیم سرها بسر دار رسیده است ثمر نیست\nجان و جسد و عشق و هوس جمله سرابیست کس نیست که ندانم که هستی چقدر نیست ای کرد بر افشان سحر در چه خیالی چین کن زده دامن که گریبان دگر نیست\nتا محرم پرواز فنایم چه توان کرد چون رنگ پری دارم و سرویته بپر نیست (بیدل) اگر اینست سر و برك شعورت هرچند بآن جلوه رسی غیر خبر نیست\n\n(O)\n\nحسرتت بحیرت نفس سوخته رام است این مستی آسوده ندانم ز چه جام است غافل مشو ای بخبر از شورش این بحر آمدم شد امواج نفس مرگ پیام است\nبیطاقت شوقم و جبین داغ سجودست بتخانه درین راه چه و کعبه کدام است چون غنچه چو عطسه بجا مانده از دست زان گل می بو ئیکه بپنای مشام است\nشیم صفت از مسکه درین باغ ضعیفیم بر طایر ما بوی گلی بیضن دام است ما بی بصران ناز معارف چه فروشیم نور نظر شهره بما ظلمت شام است\nاز چاک دل و داغ جگر چاره ندارم آنکس که بعالم چو نگین طالب نام است هم چند همه شعله تراود ز لب شمع در مکتب ما صاحب يك مصرع خام است\nبیشتاب فنا آنهمه کوشش نه پسندد آسودگی از جادة بسمل دو سه گام است گردون نه همین سنگ بمینای دل انداخت آن رنگ که نشکست درین باغ کدام است\n\n(بیدل) اگر آگه شوی از عز خموشی تحصیل کمال تو بيك حرف تمام است\n\nعشقنا سر انجم از امر بوهم و ظن نیست در هر مکان چو نقش نگین جای من نیست مجنون ساز صوت و صدا گل نمیکند زنجیرم موئست که با این انجمن نیست\nچشم حریص و سیری جاه این چه ممکن است هر چند شمع نور فشاند لکن نیست ان خانه ها که غار و حس انبار حرص ماست چون حلقه های در همه پزوقتن نیست\nبرز من ناز كاه سخن بی نموده ایم تا کی زبان زرده بگوید دهن نیست ضبط نفس غنیمت عشرت شمردن است کز بوی گل قفس شکند این چمن نیست\nمخریبست کوشش خلق با فسون مالومن اینها نشه است پنبه و جای سخن نیست ناموس شمع کشته خاموش را گذار مستی گر آستین بدر آرم زمن نیست\nمی در قدح ز بیكسی شیشه غافل است چندانکه محرمت است پر از ما وطن نیست نتوان بهیچ پرده سراغ وصال یافت (بیدل) زبوی یوسف ما پیرهن نیست\n\n(O)\n\nعنبرال امن که الفت خیال مهم اوست بهر کجا نفسی کرد میکشد دم اوست اهل بکیناست کز از فرصت آگهی باشد قصور فطرت ما پیش فهمی کم اوست\nحباب ملك بقا بافنا نباید راست بعالم که غبار تو نیست عالم اوست زفیض ظاهر امکان سراغ امن مخواه که صبح عافیت خلقی رفتنه دم اوست\nدرین بساط جنون شوکیشان عریانی شکسته اند کلاهی که آسمان خم اوست غرور راست نیاید بقامت پیری شکستگیست نگینی که باب خاتم اوست\nعلاج کوری دل کن که در قلمرو رنگ بهر کجا نظری هست جلوه توام اوست سراغ کعبة بیدلی دلم خون کرد که در گداز دو عالم زلال زمزم اوست\nمروت آبشد از شرم چشم قربانی که صید عشرت آفاق در محرم اوست کسی بصید نگاهت چو بحر پروازد که عکس موج خطی پره رشته رم اوست\n\nسینه عاشق (بیدل) جراحتی دارد که باد کاوش مژگان یار مرهم اوست\n\nغفلت از عاقبت عقوبت زاست سیل انجام بیخبر نقماست\nموی مژگان زهم نمی گذرد پاس آداب شرط اهل حیاست\nدامن دل گرفته ایم همه خون مستان بگردن میناست\nتا ترم شر مسار پا بوسم چون شدم خشك عذر خاك رساست\nپیر گشتی دل از جهان بر دار دست و پاهای خشک مانده عصاست\nپستی آینه آمدی دارد صبح امروز خنده فرداست\nخاك ناگشته هیچ نتوان شد پستی طالع آزما تیهاست\nای زخو غافلان خبر گیرید در ته خاک بیکسی تنهاست\n\nاز ستمگر چه ممکن است ادب شعله را سر بجیب پا بهواست\nحیف روئیگه از من اقر وزد غافلی غازه خواه رنگ حنـاست\nبی سپر سينة بهار نوام شوخی از طینتم نباید راست\nدرد عشقم در کجا گنجم دل رو روزی خیال خانه ماست\nمجلس آرای امتیاز مباش شمع انگشت زینهـار بقـاست\nحسرت اسم بی مسما چند عافیت گفتگوست ورنه کجـاست\nشرم دار از فضولی حاجت لب اظهار پشت پای حیاست\nفقر گو تاغنا کنیم ایجاد آبسال کرم نیاز گداست\n\n(بیدل) از آبرو گذشتن چیست ازحیا غافلی عرق دریاست\n\nغفلت و تحقیق ما را اعتبار آئینه است همطرب اندیشه میتازد دو چار آئینه است گر نگه يك مقابل جزم نار جلوه نیست در بهم آوردن مژگان غبار آئینه است\nدر جهان پیسفاهی پاس و مطلب رو بروست در نگارستان امید انتظار آئینه است خوبپوشانت اعتبار خلق را تکرار نیست جلوه در کار است انچا صد هزار آئینه است\n\n(O)\n\nغلغـل صبح ازل از دل نالم برخاست کاشتن افتاد درین خانه و آدم برخاست غافل از دور امین مجنون کشتن علم شمعها گرد سر از شوخی پرچم بر خاست\nسستی داشت محبت که ز مضراب نفس صد قیامت بخروش آمد و مبهم برخاست نه همین اشک چکید از مژه خفت بخاك هر چه افتاد زچشم تو حاکم بر خاست\nجوهر عقل درین کار که هوش کداز دید خوابیگه چو بیدار شد ابکم برخاست بال افسرده تقلید چه پرواز کند مژه بیهوده ز نظاره مقدم بر خاست\nعهد نقض قدم و سایه بعجز است قدیم گر بگردون رسم از خاك نخواهم برخاست فکر جمعیت دلها چقدر مسکین بود آسمانها نه این باد گران خم بر خاست\nناب یکبار برون آمدن از خویش گر است شمع برخاست ازین محفل و کم کم برخاست خاک خشکی پسر مزرع ما ریختی است ادر چون گرد ازین بادیه بی نم برخاست\nکس ندانست ازین بزم کجا رفت سپند دوش با ناله دلی بود که توام بر خاست گرد جولان تو ام ليك ندارم طاقت آنقدر باش که من نیز توانم بر خاست\nبچه امید کنون ز بیصافی فندریم ننشستند آنهمه این خانه که دل هم برخاست چون سحر (بیدل) از اندیشة هستی بگذر از نفس هر که اثر یافت ز عالم بر خاست\n\n(O)\n\nغم فراق چه و حسرت وصال تو چیست تو خود توئی بکجا رفتة خیال تو چیست حیات دهم يك آغوش انس دارد و بس بحیـل سایهی مژگان رم غزال تو چیست\nمحیط عشق ندامت گهر نمیباشد جزاین عرق که توئیدانی انفعال تو چیست بعالم کزوی شش جهت مساوات است چو آفتاب غایت جده زوال تو چیست\nبه پیچ و تاب چو شمع از خودت براحت نیست درین حدیقه دگر ریشه نهال تو چیست ما کـ شبنم و گدا تا امیدی است اینجا شکستی هوس چینی و سفال تو چیست\nگذشت عمر بپرواز و هم عنقایت دمی بخود نرسیدی که زیر بال تو چیست بروی پرتو مهر از خرام سایه مپرس تاملیکه درین عرصه پایمال تو چیست","chars":5569,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00110.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/110","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/110","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}