{"book":"adl0015","page":107,"text":"سفینۀ ١٠٤ غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه حرف التاء\nصفای آب بیاد غبار راه کسی است\nبهار ناز زجیب نیاز می بالد\nاین نشاط که جوشید موج در آبم\nحباب دیدۀ قربان نگاه کسی است\nشکست موج همان سایۀ کلاه کسی است\nزفیض مقد م جان طرب پناه کسی است\nکنون سعیدی چشم تر مقیم شبم\nزهر محیط ترحم که موج گفتارش\nبروی آب نوشته است ناك زلف او\nکز انتظار کف بحر دستگاه کسی است\nنمی نماید عطا کامه عذر خواه کسی است\nدرین قلمرو اکرنامۀ سیاه کسی است\nبنور طلعت او چشم ( بیدلان ) روشن کز ا تو هم مهر کسی و ماه کسی است\nصفای حال ما مغشوش رنگیست\nپیر جانبال عجز ما گشودند\nجهان کرد سوید ای که دارد\nچوشمع از فکر هستی می گدازم\nجهان جنس بدو نیکی ندارد\nمدیرا نام هستی سخت ننگیست\nپر پرواز خفاش پای لنگیست\nزداغ لاله این صحرا پلنگیست\nعسل را گردن جوم نهنگیست\nتوئی سرمایه هر جا صلح و جنگیست\nبکویۀ سخت جانها میر صید\nترا جای که دارد ساز زنجیر\nسراپا نالم و از عجز طاقت\nنگشتن ساقی بزم است هشدار\nپریشانی طرف کز دیدنت چند\nشرار ما قفس فرسود سنگیست\nبدشت شهرت مجنون خدنگیست\nچو کل پرو ازم از رنگی بر نگیست\nمی و مینا و جام اینجا تر ننگیست\nخیال اندیشی آئینه زنگیست\nنوا پرورده عجزم ( بیدل ) درین دریا خم من موج چنگیست\nصفحۀ دل بی خط زحم تو فرد باطل است\nنیست از دست تو بیرون اختیار صید ما\nبر سبكروان گرا نارا بود سبقت محال\nآب میگردد ز شبنم صبح نادم میزند\nهیچکس اندرده زندان جمعیت مباد\nزوطن هم صاف طینت را از حسرت چاره نیست\nآبرو آئینه ما را ز جوهر حاصل است\nبیخو د رنگین چو کل تا غنچه صیادی دل است\nهر قدم زین کاروان بانگ جرس در منزل است\nسینه جا کا را نفس برلب رساندن مشکلست\nقطرۀ کوهر نمی گردد بدریا واصل است\nگوهر این بحر را گرد یتیمی ساحل است\nگرچه حرف حق است آدم که نه مشق باطل است\nدر ره تسلیم چری خانمان افتاده ایم\nپنبۀ داغ مرا با حرف راحت کار نیست\nصدف گفتارها نك درخلا يكشاد پونیتر\nهر طرف مژگان کشائی حسرت دل میدهد\nاعتبار حسن و عشق از شوق کامل بردماند\nهر بچه بیرون آمد از لب خارج آهنگ دلست\nبرسر ما سایۀ کوهست دست قاتل است\nگر بیاض من خطی پیدا کند دود دل است\nسرو این گلشن بجرم راستی پا در گلست\nهر دو عالم کرده ام افشای يك بسمل است\nمرد را زکف دل دور چشم مجنون محمل است\nنزم خوبانرا نباشد چاره از وضع نیاز هر کجا چشمت ( بیدل ) سوی پستی مایل است\nصنعت نیرنك دل در فطرت کس فاش نیست\nکفرو دین شك ويقين سازيست بی آهنگ ربط\nهر بچه خواهی در غبار پستی آماده گیر\nبی تکلف زی نی و تاب امید و پاس چند\nموج در یای تعین گرهمین جوش منپست\nبگذر از افسانه تحقیق فهم ابست وبس\nآینه تصویر ها می بندد و نقاش نیست\nهوش اگر داری طپشهای تحیر بر خاش نیست\nای تنک سرمایه چون هستی عدم قلاش نیست\nعالم شوق است اینجا جای بواند کاش نیست\nآنچه خلق آب پندارد کمان جز شاش نیست\nناتو آگاهی رموز هیچ چیزت فاش نیست\nجوش اشیا اشتباه ذات بی همتاش نیست\nعدل کو خون شو بدور اندیشی ردو قبولی\nچون حباب این جیدن و و اچیدن افسون هو است\nشوخ چشمی بر نمیبدارد ادیکاه جلال\nریش کاوی چیست آمیه مراد از مردمان\nتو بهار آینه در دست از هجوم رنگ و بوست\nکثرت صورت غبار وحدت نقاش نیست\nدر حضور آباد استغنا برو پتاش نیست\nخیمۀ اوهام را غیر از نفس فراش نیست\nدرروان آفتاب امروز جز خفاش نیست\nزین مز ارات آشکا چیزی یافت جز نیاش نیست\n( بیدل ) این الفاظ غیر از صورت معناش نیست\nصورت راحت نفور از مردمان عالمست\nهردو عالم در غبار و هم طوفان میکند\nکر حیا گیرم هوس آئینه دار آروست\nپادشاهی در طلسم سبر چشمی بسته اند\nدر بنای حیرت از حسن تو می بینم خلل\nشعله هر جا میشود سر کرم تعمیر غرور\nجلوه نماید بهشت آنجا که جنس آدم است\nاز گهر تاموج هر جا واشکافی بی نم است\nچون هوا از هرزه گردی منفعل شد شبنم است\nکاسۀ چشم گدا گر پرشود جام جم است\nخانه آئینه هم بیپا پدیوار غم است\nداغ می خندد که همواری بنای محکم است\nدر نظر آهنگ حسرت در نفس شور طلب\nسایه خود در نمی وحشت نداده مجنون ترا\nگرچه پیرم فارغ از انداز شوخی نیستم\nبالفروغ جلوه ات نظار کی را تاب کو\nنا نفس باقیت ظالم نیست بی فکر فساد\nنامدار یها گرفتاریست در دام بلا\nساز بزم زند کانی راهین زیر و بم است\nچشم آهو ر اسواد خویش سر مشق رم است\nقامت خم گشته ام همچشم ابروی خم است\nرنك كل چون آتش افروز دسیندش شبنم است\nگوشه گیر فتنه میباشد کمان را تا دم است\n( بیدل ) انگشت شهاد را طوق گردن خاتم است\nطاس این نرد اختیاری نیست\nهمه مجبور حکم تقدیرم\nاتفاقی ببستند و بستی\nاینکه باید لان نمیجوشی\nهر چه آورد اختیاری نیست\nکرد و نا کرد اختیاری نیست\nچون زرد سرد اختیاری نیست\nایدلت سرد اختیاری نیست\nبرهوا بسته اند محمل ما\nاز بهار و خزان عالم رنك\nمعنی آوردش آمدی دارد\nکرو سالست و کر فراق خوشیم\nکوشش کرد اختیاری نیست\nسرخ کاررد اختیاری نیست\nغزل و فرد اختیاری نیست\nچه توان کرد اختیاری نیست\n( بیدل ) از شیوتم مگوی و مپرس ناله درد اختیاری نیست\nطبعیکه امیدش اثر آماده جم است\nدر دهر نه پنهانم و نویسمل یأسم\nبی سعی تأمل نتوان یافت صدایم\nاز ناله ما غیر شمایت نتوان یافت\nآه از دل ما رخت تماشای هوس برد\nمارا نفس سرد سحر خیز جنون کرد\nگر خود همه فردوس بودتک جهیم است\nکرباز شکافی دل هر ذره دویم است\nهشدار که تار نفسم نبض سقیم است\nسایل تپش صرف دعاهای کریم است\nروشن گری سحر تحريك نسیم است\nجزیاس چه زاید شب عشاق عقیم است\nبرطینت آزاد شکستی نتوان بست\nصدزخم دل ایجاد کن از کاوش حسرت\nآنجا که بود لعل تو جان بخش تکلم\nسیلاب بدریا چقسدر سجده فروشند\nتا بیخوت مات نسازند زون ناز\n( بیدل ) بتشا رات فنا راه نبردی\nچون شیشه زآفات سلیمیم است\nچون سگه کرت چشم هوس روز و سیم است\nکوهی کره کیسۀ امید لثیم است\nما راه گناهیم و عطای تو قدیم است\nزین خانۀ شطرنج که همسایه نقیم است\nعمریست که کشتیم نظیر تو عدیم است\nطپیدن دل عشاق محو کسوت آهست\nبحسن قامت رعنا مباد غره والی\nصفای دل نتوان خواست از صحبت دنیا\nقبول خاطر نيك و بد است وضع ملایم\nمپرس از طلب کارسای سوخته جانان\nزسیر کلشن دل بامکشی که داغ تمنا\nمجال شورش در یا زبان موج کواهست\nهزار سدره درین باغ پایمال گیا هست\nکه در شهر دنيز دست زرقها. سيا هست\nکه آب را دل تیغ و چشم آینه را هست\nچوشمع منزل ما داغ و جاده شعله آ هست\nدر انتظار نچیدن امید چشم را هست\nز برق حادثه آرام نیست معتبر ان را\nراهل عجز حصار است پیچ و تاب حوادث\nبغیر ترك نما شیا مخواه نشئه راحت\nبدرد عشق قناعت کن از تحمل ومکان\nبدل نهفته تساند خیال شوکت حسنی\nبهر طرف چه خیال است سر کشیدن (بیدل)\nدرین قلمرو شطرنج کشت برسر شا هست\nچوکر دباد که تخت روان هریر کا هست\nهوم خواب نجمت شکست رنك نكا هست\nدلیکسته درین انجمن شکست کلا هست\nکه در شکستن رنك مفتن غبار سپا هست\nپرشکسته همان آشیان عجز پنا هست","chars":5615,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00107.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/107","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/107","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}