{"book":"adl0015","page":102,"text":"صحیفه « ٩٩ » \nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\nحرف التاء\n\nسودای خضر راست نیاید به تیغ عشق\nایثار نقد کیسۀ عمر دراز نیست\nعجز نفس چه پرده گشاید ز راز دل\nما را نشانه اند بران در که باز نیست\n\n(بیدل) گداز دل خوره دندان بلب فشار\nبرخوان عشق دعوت نان و پیاز نیست\n\nسرنوشت روی جانان خط مشکین بوده است\nکاروان حسن را نقش قدم این بوده است\nما اسیران تو گرفتار محبت نیستیم\nآشیان طایر ما چنگ شاهین بوده است\nغافل از آواره گردیهای اشک ما مباش\nروزگاری این بنات النعش پروین بوده است\nراست ناید با عصای زهد سیر راه عشق\nاین بساط شعله خصم پای چوبین بوده است\nشوخی القام مینالد افت بر مرده ئی\nاین بهار بیکسی تابوت رنگین بوده است\nعقدۀ سر از خم پی تیغ قاتل وا نشد\nباد صبح غنچۀ من دست گلچین بوده است\nدل مصفا کردم و غافل که در بزم نیاز\nصاحب آئینه کشتن کار خودبین بوده است\nپشت دست آئینه بامتدان جوهر میکرد\nسایه دیوار حیرت سخت سنگین بوده است\nغنچه گردیدم وکاشن در گریبان ریختم\nعشرت سربسته از دلهای غمگین بوده است\n(بیدل) آن اشکم که عمری در بساط حیرتم\nاز حریر پرده های چشم بالین بوده است\n\nسرو بهار جلوه قد دلستان کیست\nپیغام فتنه برق نگاه تپان کیست\nتنگاشته است اگر ز دلم لشکر غمت\nداغ جگر نشان پی کاروان کیست\nاندیشه ها بحسرت تحقیق آب شد\nیارب سخن تراکت موی میان کیست\nاز تیشه برد سعی لدمی کوی چاکنی\nاین بیستون اثر دل نا مهربان کیست\nعمری بپیچ و تاب سیه روزیم گذشت\nبختم غبار طرۀ عنبر فشان کیست\nسرگرم خوش خرامی ناز است ناوکت\nاین مغز فتنه گوچه رو استخوان کیست\nفریاد ما بچشم سیاهی نمی رسد\nباب دکان سرمه فروشان فغان کیست\nبگذار تا به عجز بنالیم و خون شویم\nجرأت فروش عرض محبت زبان کیست\nدر هر کجا ز مشت خس ما نشان دهند\nآتش زن و بسوز هوس آشیان کیست\nصندل فروش ناصیۀ عجزتم چو صبح\nگرد پیاده رفته ام از آستان کیست\n\n(بیدل) اگر نه طبع تو مشاطگی کند\nآئینه دار شاهد معنی بیان کیست\n\nسرو چمن دل الف شعلۀ آهیست\nسر سبزی این مزرعه را برق گیاهیست\nبی جرأت بینش نتوان محو تو کشتن\nسررشتۀ حیرانی ما مد نگاهیست\nگل سدره اشک شود دامن زینگیم\nگر کوه بود در دم سیلش پرکاهیست\nجز صیقل آئینه آب ندارد\nهر چند که سرولب جو مصرع آهیست\nعزت طلبی جوهر تسلیم بدست آر\nاینجا خم طاعت شدن طرف کلاهیست\nتا چند زند لاف بلندی سر گردون\nاین بیضه زیرپر پرواز نگاهیست\nبر حاصل دنیا چقدر ناز توان کرد\nسر تا سر این مزرعه يك مشت گیاهیست\nفرش در دل شو که درین عرصه نفس را\nاز هر دو روی طالع آئینه پناهیست\nزین هستی بیهوده سوائی که تو داری\nگرجزم تصور نکنی سخت گناهیست\nدل سر لتسلیم زن وساز قدم کن\nنامنزل راحت زگریبان تو راهیست\n\n(بیدل) پی آنجلوه که من رفته ام از خویش\nهر نقش قدم صورت خمیازۀ آهیست\n\nسر هر کس ز کلن پرزده است\nگل نداست چه بر سر زده است\nلغزش میکده عجز رساست\nپای بر آب ساغر زده است\nیادل جمع همان میسوزم\nشعله اینجا در اخگر زده است\nتارمی وا شود از قد دوتا\nزند گی حلقه برین در زده است\nکمر دل ز که جوید ناخن\nدست های همه برهم زده است\nغافل از طعن کسن آگاه فشد\nپرزلا مرده که نشتر زده است\nنیست آتش که زجا بر خیزد\nدل بیمار به بستر زده است\nکر بود آئینه منظور شان\nچشم ما هم مژه گستر زده است\nبی رخش نام تما شا مبرید\nبر نگاهم مژه نشتر زده است\nشمع کر سر بگریبان دارد\nفال پرواز به پر زده است\nشوقم از نامه بران مستغنی است\nرنك ما پر بکبوتر زده است\nناله کز عشق جنون می خواهد\nششجهت صفحۀ مسطر زده است\nتا کجا زحمت امید بریم\nنفس این بال مکرر زده است\nفقر آزادی بی ساخته ایست\nکو تهی دامن ما برزده است\n\nاین سخن نیست که یاران فهمند\nعبرت از (بیدل) ما سر زده است\n\nسعی جاه آرزوی خاك شدن در سر داشت\nموج از بهر قصر دن طلب گوهر داشت\nدل آزاد سپهرواز خیالات افسرد\nحیف از ان خانه آئینه که باید در داشت\nاز هنر رنك صفای دل ما پنهان ماند\nصفحه آینه تنگ از رقم جوهر داشت\nامتیاز آینه پردازی تحصیل غناست\nزین چمن گل ثمر آن داشت که مشت زرداشت\nنشأۀ ناز تعین می جام رمقیست\nدر پی گردن فرصت چو حباب افسر داشت\nوحدت آن نیست که کثرت گرهش باز کند\nنقطۀ مهر نمی بر سر این دفتر داشت\nدنج دعوی نپری عرصه فرصت تنگ است\nشرر کاغذ آتش زده این محشر داشت\nتاچو اشک از مژه چشتم بخاک افتادیم\nبال ما را عرق شرم رهائی تر داشت\nول به امروز گرفتار سرراه نفس\nنشه درخم بنظر ابلۀ ساغر داشت\nآسمان پست که عادل زجهان برداریم\nدل زمین است زمین را که تواند برداشت\nتا فنا موج زد جوهر هستی گم بود\nبعد پرواز عیان کشت که رنگم پرداشت\nهر طرف میکذرم بزم اشگفت نماست\nقدخم کشته بدوشم علمی دیگر داشت\nهمچو موج کهرم عمر بغلطانی رفت\nفرصت لغزش پا باکجا لشکر داشت\nکر تحسین نگشاید لب یاران برجاست\nدر نیستان قلم معنی ما شکر داشت\n\n(بیدل) کشتیم که از طور کلام تو رفت\nاین جنون سلسه یکسر خطی مسطر داشت\n\nسعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفت\nآبیا هم سودن دست اندکی از خویش رفت\nعالم اسباب هستی چون عدم چیزی نداشت\nهر گراندیدیم درویش آمدو درویش رفت\nآه ازان مغرور بیدردی کزین ماتم سرا\nهمچو اشك ديده بی نم تغافل کیش رفت\nصد سحر شور تبسم داشت لعلش ليك حيف\nاین نمک پر بخیر از سینهای ریش رفت\nصبح هم اقبال غافل از شب ادبار نیست\nای بساحسنی که از خط سر بجبید یش رفت\nپیرو خلق دنی بودن زغیرتها ست دور\nشیر هردارا نیاید برطریق میش رفت\nزین ندامت خیز تخم باجه پردازد کسی\nعمر فرصت در نظر کم آمداز پس پیش رفت\nامن خواهی تشنۀ تشویش طبع کس مباش\nخون فاسد روز کاوش در خار نیش برفت\nشغل اعمال و کردسیاز بود اما چه سود\nهی که در بزم خیال آمد خیال اندیش رفت\nچاره این درد بیدرمان ندارد هیچکس\nمرک پیش آمد ز عالم کز نفس تشویش رفت\n\nباادب جوشیدۀ (بیدل) زهزیان دم مزن\nموج گوهر بسته راشوخی نخواهد پیش رفت\n\nسعی نا پیدا و حسرتها دویدن آرزوست\nشمع تصویرم و اشك ما چکیدن آرزوست\nبدعن تسلیم هستی طاقت کوشش نداشت\nآنکه ما را کرد محتاج طپیدن آرزوست\nدست و پائی میزند هر کس بامید فنا\nنقش را در این بیابان آرمیدن آرزوست\nای تهی کسوت شوق جنون خونم چو صبح\nتا گریبان نفش می بندم دریدن آرزوست\nجلوه سر کن که برسندم طلسم حیرتی\nاز گلستان توام آئینه چیدن آرزوست\nای ستمگر منکر تسلیم نتوان زیستن\nحسن سرکش نیز دارد و حمیدن آرزوست\nکیسه کاه زنده گی از نقد جمعیت تهیست\nخاك ميبايد شدن كز آرمیدن آرزوست\nآتشی کو تا سپندم ترك خود داری کند\nناله واری دارم و خالی شنیدن آرزوست\nمنزل اینجا نیست جز قطع امید عافیت\nای شرار عجز بکذر کزرسیدن آرزوست\nوصل هم (بیدل) علاج تشنۀ دیدار نیست\nدیده را چندانکه خوابست دیدن آرزوست","chars":5432,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00102.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/102","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/102","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}