{"book":"adl0015","page":10,"text":"حرف الالف\n\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nخلق امداد مدارائی نیازی شد منی ای زمعنی غافل آدم شو باین مقدار ها ما زمین گیران زجولان هوسها فارغیم نقش پا در يك دباغ آغوشی رفتار ها\nهرکجا رفتیم داغی بر دل ما تازه شد سوخت آخر جنس ما از گرمی بازار ها در کلستا نیكه (بیدل) نور تسلیم کرد سایه هم یکپایه برتر بود از دیوار ها\n\nای بهارستان اقبال ای چمن سیما بیا فصل سیر دل گذشت اکنون بچشم ما بیا میکشد خمیازه صبح انتظار آفتاب در خمار آباد مخموران قدح پیما بیا\nبحر هم دور ونزد امواج گرد راه اوست هر دو عالم در رکابت میدود تنها بیا خلوت اندیشه حیرت خانه دیدار تست ای تپیدل در آیینه ما یکتا بیا\nعرض تخصیص از فضولیهای آداب و فاست چون نگه دزدیده یاچون روح در اعضا بیا بیش ازین نتوان حریف داغ حرمان زیستن یامرا از خود ببر آنجا که هستی یا بیا\nفرصت هستی ندارد دستگاه انتظار مفت امروزم پس ای وعده فردا بیا رنگ و بو جمعست در هر جاحمن دارد بهار ما همه پیش توایم ای خنده ما بلب بیا\nوصل مشتاقان زاسباب دگر مستغنی است احتیاج اینست كای سامان استغنا بیا کو مقامی کزشکوه صقیت لبریز نیست غفلت است اینها که (بیدل) گویدت اینجا بیا\n\nای جگر ها داغدار شوق پیکان شما جا گلهای دل تمام تیغ مژگان شما از شکست کار ما آشفته حالان نسخه ایست دفتر آشوب یعنی سنبلستان شما\nشعله در جان که خاک حسرت دیدار تست خاک در چشمم که نتوان بود حیران شما از هجوم اشك بر مژگان گهرها چیده ایم در تماشای نثار لعل خندان شما\nيارب این خالست یا جوش لطافتای حسن مینماید دانه سیب زنخدان شما تا قیامت جوهر و آیینه می جوشد بهم از غبارم باك نتوان کرد دامان شما\nپیکر من از گداز پاس شد آب وهنوز موج میبالد زان شکر احسان شما کی بود یارب که در بزم تبسمهای ناز چشم زخم سرمه گیرم از نمکدان شما\nیکدر مو خال از پرواز شوخی بیست حسن صد نگه خوابیده در تحريك مژگان شما با شکست زلف نتوان اینقدر پرداختن رنگ ما هم نسبتی دارد به پیمان شما\nکوشش ما پای خواب آلوده دامان ماست جز غبار بر نیارد از گریبان شما (بیدل ) آشفته ما بوی جمعیت نبرد تا یکی در حلقه زلف پریشان شما\n\nای چشم تو صید از جنون وحشی رم را ابروی تو معراج دگر قبله خم را گیسوی تو دامیست که تحریر خیالش از ناله زنجیر کشیده است قلم را\nبا این قد و عارض بچمن گر بخرامی گل تاج بخاک افگند و سرو علم را اسرار دهانت بتأمل نتوان یافت از فکر کسی پی نبرد راه عدم را\nعمریست که در نام سودای محبت از ناله من نرخ بلند است الم را چندان تپیدم ز تعلق که پس از مرگ خا کم ببر خویش کشد نقش قدم را\nاز آه اثر باخته ام باك مداريد تیغم عوض خون همه جا ریخته دم را مینای من و الفت سودای شکستن حیف است بياقوت دهم سنگ ستم را\nتاچند زنی بال هوس در طلب عیش هشدار که از کف ندهی دامن غم را يك معنی فردیم که در وهم نگنجد هر که بتأمل نگری صورت هم را\nخورشید زظلمت کده سایه برونست تاکی زحدوث آینه سازید قدم را (بیدل) چو خلش سهل بود گوهر بی آب از دیده تر قطع مکن نسبت نم را\n\nای خیال قامت آه ضعیفان را عصا ریختند نظاره ها را لغزش از جوش صفا نشئه درخم شراب از چشم مست محزم خون بهای صد چمن از جلوه هایت يك ادا\nهمچو آئینه هزارت چشم حیران روبرو همچوکا گل یکجهان جمع پریشان در قفا تیغ مژگانت بآب ناز دامن میکشد چشم مخمورت بخون نا که می بندد حنا\nابروی مشکینت از بام تغافل کشته خم مانده زلف سر کشت زاندیشه دلها دوتا رنگ خالت سرمه در چشم تماشا میکشد گرد خطت میدهد آیینه دل را جلا\nبسته بربال اسیرت نامه پرواز ناز خفته در خون شهیدت جوش کارزار بقا از صدای عارضت جان میچکد گاه عرق وزشکست طره ات دل میدمد جای صدا\nلعل خاموشت کر از موج تبسم دم زند غنچه سازد در چمن پیراهن از خجلت قبا از نگاهت نشئه ها بالید هر مژگان زدن وز خرامت فتنه ها جوشید از هر نقش پا\nهر کجا ذوق تماشایت براندازد نقاب کیست گردد یکمژه برهم زدن صبر آزما گر جمالت نام سازد رحمت نظاره را مرده ات از دیده ها پیش از نگه گیرد هوا\nآخر از خود رفتم راهی بقمهم یار برد سوختم چندانکه با خورشید گشتم آشنا محرمها شد در هوایت بال عجزیم میزند تا کجا پرواز گیرد ( بیدل ) از دست دعا\n\nای داغ کمال تو عبانها ونهانها معنی بنفس محو و عبارت بزبانها\nبس دیده که در خاك شد محرم دیدار آیینه ما نیز غباریست از انها\nدر یاد تو هویی زدو بر مانده دلم سخت در دمش سوخته سر جوش فغانها\nطوفان غبار عدمیم آب بقا کو در پای تر محو شد از جوش کرانها\nما همچو شرر بال کشودیم و نایت وسعت مکان یکدم و فرصت د زمانها\nخلق بهوای طلب کو هر وصلست یکدسته حو با بغل موج عنانها\nتا دیر بد از خرمن کاشن صفت حسن از خط تو چیز را دور دده بانها\nآنجا که بخود بود ه دال طپیدن چون تیرکمان جست پرواز کمانها\nپیداست بمیدان تمایت چمشتابی دامن زشق خامه شکستست بیانها\n(بیدل) نفس سوخته ما چه فروشد حیرت همه جا تخته نو داست دکانها\n\nای رسته زگلزارت آن نرگس جادو ها صیاد قلم تقدیر با مصرع ابرو ها نتوان بدك عشاق افسون رهایی خواند زین سلسله آیرارد زنجیرق گیسو ها\nنیرنگ طلب ما را این در بدری آموخت قمری بسر سرو است آواره کو کو ها بی غنچه ستم ها رفت تا گل چمن آراشد از گرد شکست دل رنگیست برین روها\nصید دو جهان از عدل در پنجه اقبالست پرواز نمی خواهد شاهین ترازو ها تا لفظ نگردد فاش معنی نشود عریان بی پرده کی رنگیست آشفته کی بوها\nخست ز گرم کیشان طراست بدر ویشان بی سبزه دم تیغ است لب خشکی این جوها ما سجده سرشتانرا جز عجز پناهی نیست امید رسا داریم چون سر بته موها\nهر کس ز نظر ها جست از خاك برون نشتس و امانده این سحر است کرد رم آهو ها این عالم اندو هاست یاران طرب اینجانیست جمعیت اگر خواهی به قلی و را زوها\nقانع صفتان ( بیدل ) بر مائده قسمت چون موج گهر باشد از خوردن پهلوها\n\nای ز چشم من برویت مست حیرت جامها حلقه زلف گره گیرت بگوش دامها در تبسم کم نشد زهر عتاب از ترکیبت کی بشود پسته ریزد تلخی از بادامها\nدامنت نایب ومن بیتاب عرض اضطراب خواهد از خا کم غبار انگیخت این ایامها آتشم از بیم افسردن همان در سنك ماند رهزن آغاز من شد کلفت انجامها\nتا شود روشن سواد كعبة تاريك من میکشارد چشم روشن عينك از كنجامها صيد محرم می چومن در مرغزار دهر نیست میدمد از وحشتم چون موج در یا دامها\nبستكه پنهانم ز آشوب جنون جزوهه است میتوان از آستانم ریخت رنگ بامها از بالای عافیت هم آنقدر ایمن مباش آب گوهر طعمة خاکست از آرامها\nپیچ و تاب شعله دل نامة مجیده ایست میفرستم هم نفس سوی عدم پیغامها این شبستان جز غبار دیده بیدار نیست جمع شد دود چراغم ریخت رنگ شامها\nبی جمالش بسکه (بیدل) بزم ما را نور نیست تاخته از موج می آورد چشم جامها","chars":5516,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00010.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/10","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/10","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}