{"book":"adl0009","page":897,"text":"(٨٦٧)\n(جلد سوم)\n(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان)\n(سراج التواریخ)\n\n(١) وخامت\nبالفتح ناساز\nکاری\nو دشواری\nو گرانی\n(٢) انگزو\nصمغ درختی\nکه آنرا\nانجدان\nو انگدان\nو اشتر غاز\nگویند و در\nاصطلاح\nبومیان\nافغانستان\nآن صمغ را\nهنك وهنچ\nگویند\n(٣) مانا یعنی\nشبیه و مثل\n\nگرفتار\nو رهسپار\nشدن اشرار\nهزاره جانب\nکابل\n\n(٤) نام\nمختلف امداد\nگرفتار شدن\nسبز علی\nشیرو برکر\n\nبا دولت انگلیس مذاکره کرده قراری بروز کار رعیتی و اطاعت ایشان نهاده شود والا معلوم است که\nبما غایله دارند با هر دو طرف در مکیدت کشوده بطمع حصول زر و خلعت تخم حیلت میکارند و رفته رفته خود\nرا گرفتار وخامت (١) و دمار میسازند پس درین صورت خود ایشان میدانند و کار ایشان این دولت را در امور\nایشان دخلی نیست و همدرین هنگام شرح مفصلی در باب محصول درختان مثمر شبقان و کهمرد و دواب ومواشی\nمردم هر دو موضع و تجارت انگز، (٢) از عریضهٔ منشی محمد یوسف خان حاکم آنجا بسمع فیض مجمع والا رسید\nکه محصول بعضی اندك و برخی تا کنون مرفوع القلم است اگر محصول آن افزون و در اشیای بیحصول آن\nباج جدید نهاده شود مبلغی عاید و حاصل دولت میشود و حضرت والا در روز دوشنبه سوم ماه شعبان در پاسخ\nحاکم مذکور رقم فرمود که از چند سال وی حاکم آنجاست چرا از کتمود این گونه امور بکارکنان حضور\nاطلاع نداد و حال دالست که از عریضهٔ دیگری بظهور رسیده یا میرسد نامبور گردیده و خود را ناقل و مخبر\nانگارته آگهی میدهد وقباحت خویش را مکشوف مینماید مانا (٣) میخواهد خیانت خود و نوکران خود را که در\nسالها وجوه آنرا از راه خفا خورده و اکنون از بیم مکشوف افتادن آن محصول جدید نام نهاده اجازت\nاجرای آنرا استدعا میکنند باری دولت از وجه بیت المال میگذرد وازو و نوکرانش بازیافت نموده محصوله میرساند\nو از انوسوی چون فرامینیکه بنام حکام هزارجات و افسران مقیمهٔ انجا چنانچه گذشت در باب بکابل فرستادن اشرار\nو سادات و کر بلائیان و زواران و میران و میرزادگان و بزرگان هزاره شرف صدور یافته در هر موضع و مقام برو وصول\nافکند از جمله فرهاد خان کرنیل چند تن از سپاهیان نظام را بطلب نجف سلطان پشه و عبد الله بيك شير داغ مامور\nکرده و ایشان ازین امر آگاه گردیده از راه خوف و التجا در علاقهٔ قلندر نزد سلطان علیخان بن سردار شیر\nعلیخان شدند و ان دو تن را باهل داد و شاه علی رضا نامان اطمینان خاطر داده از راه خدمت گذاری خویش نزد\nفرهاد خان کرنیل فرستاد و او هم چهار تن را امان نداده با هفت تن از بزرگان اشرار زاولی و نجفتی از مردم دای\nاچکه و چهار تن از مردم زردك محبوس و روانهٔ کابل نمود و همهٔ ایشان در پای کار بیاسا رسیدند و مقارن اینحال\nيك تن دختر و يك تن عروس محمد رحیم مهتر میر ادینه که بايك تن عروس دیگر او گرفتار دست کرنیل فرهاد\nخان شده در نزد او محبوس بودند دست از جان ودل از نور ایمان شسته در شب خود را از حلق اویخته بکشتند\nو از جانب دیگر سعید محمد خان حاکم هزارهٔ جاغوری بنام تحصیل وجوه باقیات دیوان داخل موطن مردم اله\nو پشه و شیرداغ شده پانزده تن از اشرار را گرفتار و با اهل و عیال ایشان رهسپار کابل ساخت و هم نائب بولس علی\nنام هزارهٔ جاغوری را با دو تن پسر رشید و زنان و دختران و پسران ایشان بگیل نموده مردیهٔ شان همه بیاسا\nرسید و در خلال این گرفت و گذار هزارگان اشرار داد محمد خان حاکم دایزنگی دختری از مردم سکینه و رث را\nبنکاح در اغوش خویش کشیده مردم زمینداول ندانسته جگر هزاره تحت حکومتش را امر کرد که زنان خود را\nباتحفه و هدیه تهنيت وتبريك نزد عروس فرستاده همچنان مردان ایشان نزد داماد حاضر امده تحفه و هدیه پیش\nکشند و ازین ممر مال ومتاع زیاد بدست اورد و آخر الامر از عریضهٔ قاضی انجا حضرت والا بر ماجرا\nاگاه گشته او را فرمان کرد که بازن را بقرار اشتهاری که شرف اعلان و انتشار یافته طلاق گوید یاسه ساله\nمواجب را که از دولت برده مسترد کرده از حکومت عزلت اختیار کند و او که چند روزی شب حصول\nکام با آن ضعیفه لجام (٤) بسر برده بود اورا طلاق گفته مالی را که در عروسی وی اندوخته بود برایش باز ماند و در\nخلال اینحال میر محمد رضا بيك الغاتی از بزرگان هزاره سه پای دای زنگی که را میگردنگی در خدمت دولت نموده\nرعى بمور باقوم و قبیلهٔ خویش راه سرزنش سبز علی نام متمرد ساکن برگر که از اطاعت دولت سر برتافته آتش\nافروز فتنه و شر شده بود پیش گرفته و آتشر به توان مقاتلت را در خود ندیده از آهنگی که مجنك کرده سر راه تنك\nساخته بود روی برتافته خواست که در قلعهٔ خویش در شده بمدافعه پردازد اما محمد رضا بيك از قفای او تاخته و فرصت\nدر امدن قلعه نداده دستگیر نموده قلعه اش را از بن برانداخته و خودش را بکرنیل غلام حیدر خان سپرده او با اهل","chars":3910,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00897.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/897","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/897","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}