{"book":"adl0009","page":894,"text":"(٨٩٤)\n(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)\n\nتنبیه و تهدید\nفرمودن\nحضرت والا\nحکمران\nترکستان را\nدر باب گرانی\nغله و علوفهٔ\nآن مردم\n\n(۱)\nمریض چاق\nگوسپندان\n(۲)\nمبلغ چراگاه\n(۳)\nاحتکار غله\nقیمت گرانی\nجمع کردن تا\nبمنع فروخته\nشود\n\nذکر\nخواهشات\nنفسانیه محمد\nسرور خان\n\nقالیبن خواستن\nسردار حبیب\nالله خان از\nمیر ابوطالب\nخان\n\nاز سواره و پیادهٔ نظام را با هفتاد و یکتن از اعداد و احشام سپاه ملی پیشت رودی و فراهی از دست برده بدست\nو پا حبس کشته غل و لنگ شدند و در خلال اینحال از عریضهٔ سید تاج الدین نام نویسندهٔ پست یعنی داکخانه تاشقرغان\nبحال رثای والاشد که آبرو و نان از بازار معدوم گردیده اگر جوالی از آرد در بازار پدیدار شود بضعیفان و مسافران\nنمیرسد و آنرا زبردستان و اقویای عام‌الناس بتغلب برداشته و در جای خود برده بکسان و آشنایان خویش میفروشند\nو همچنین قصاب و روغن فروش گوشت و روغن را از دکان برچیده اگر گوسپندی را ذبح کنند بهای زیاد از\nروز بازار فروخته بضعفا و ناتوانان هیچ نمیرسد و حضرت والا سردار محمد عمر خان حکمران ترکستان را بخامهٔ\nتنبیه و تهدید رقم فرمود که بهیچ وقوع این قضیه را چه دارد و کدام آفت و آسیب در تاشقرغان رسیده که علوفه\nو آزوقه و گوشت و روغن را نیست و نابود کرده است همانا و گویا از غفلت اوست که بومیان آنمرز علوفه و گوسپند\nرا در ممالک روس برده سکنهٔ مملکت و رعایای دولت را بعسرت قحط و غلا میاندازند اگر نه چنانیست پس در\nتاشقرغان و اطراف آن که محل و مدخل غله و مریض (۱) و مرتع (۲) گوسپند است از چه و چرا معدوم و نایاب شوند باری\nبوصول این منشور حارثین و زارعین و مالکین مزارع و کله را از نزدیک و دور طلبیده همه را آگاه کنند که غله\nو گوسپند را در شهر آورده و فروخته بهای آنرا نقد بگیرند و اگر اظهار عدم علوفه و گوسپند نموده از وجود\nآن انکار کنند از کدخدایان قریه و بزرگان صاحبان مزرعه و کلاته وثیقه نامه گرفته با ایشان قرار دهد که اگر\nاز انبار احتکار (۳) ایشان بتفحص و تجسس غله و گوسپند ظاهر گردد ضبط دولت باشد و در ذیل آن بقلم خاص\nشکر داد که همهٔ اینگونه امور از غفلت حاکم بعرصهٔ ظهور و صدور میرسد پس زنهار بخدمت ملت و دولت کوشیده\nو از سیاست و بازپرس دولت اندیشیده بیکاری و سبک سری را عاید روزگار خویش نکرده بسرعت از وفور غله\nو رفاه حال رعیت و کثرت وجود لحوم و دسوم که بروی روز آیند بذریعهٔ عریضه آگهی دهد والا مترصد باز\nخواست سخت باشد و از پرتو وصول افکندن این منشور قحط اندیشان آنسر زمین از خوف ضبط شدن غله\nو گوسپند را در شهر آورده فروختن آغاز کرده انبارها باز نمودند و مردم را از ذلت و عسرت رهانیده براحت\nو رفاهیت رسانیدند.\n\n(ذکر مصادرهٔ سردار محمد سرور خان حاکم میمنه)\nو همدر تضاعیف سوانح مسطوره از عریضهٔ میرزا عبدالرحمن نام میمنهٔ بگوش راست نیوش اشرف انور رسید\nکه سردار محمد سرور خان حاکم میمنه وجوه فروعات را از مجرمان گرفته در کتابچه از خود دارد ثبت کرده\nسردفتر خبر میدهد که ثبت دفتر پادشاهی کرده مال دولت را از تلف شدن مأمون و محفوظ نماید و حضرت والا سردار\nمذکور را فرمان فرستاده نگار داد و تنبیه و تهدیدش فرمود که جهه و دینار را بدون اطلاع سر دفتر و ثبت کتاب\nپادشاهی از کسی نگرفته و دهن آز بخوردن وجوه دو کرور نفوس عجمیهٔ اسلامیه باز نکند و خود را مسلمان\nصادق و نيك خواه موافق اسلام دانسته دست تصرف بمال ایشان دراز نکند و چنانکه خویش را از طایفهٔ\nمحمد زائی و فرقهٔ خاندان ذی‌شان پادشاهی میشمارد از هوای بزرگی که در سر دارد بمصادره مال و متاع مردم را\nگرفته در کیسهٔ آرزویش می‌اندازد هر آئینه در دنیا مورد سیاست پادشاه و در عقبی در تیغار و گرفتار سخط و غضب\nاله خواهد شد و آنچه نوشتی بود نوشتم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال مارا باق نیست و او پس از پرتو وصول\nانداختن این هدایت نامهٔ اندرزخنامه راه خلاف فروهشته طریق انصافی اختیار کرد و مقارن اینحال شهزادهٔ\nآزاده سپهر وساده سردار حبیب‌الله خان ولیعهد خان والله نور خان اماثرا از سواران کشادهٔ مأموره خدمات\nخویش بافرمان و برات سرکاری مزین بمهر پادشاهی بنام میرابو طالب خان عامل و ضابط آقچه فرستاده صد تخته\nقالین هشت ذرعی برای تکمیل اسباب فراش خانهٔ خاصهٔ خویش طلبید و آندوتوالمظلم بامر و فرمان شهزادهٔ ممدوح\nخود را محصل قرار داده بدرشتی و شدت خواهان صد تخته قالین شدند و چون بیرون از قالیچهٔ دو ذرعی و سه ذرعی\nدر آنجا موجود نمیشد میر ابوطالب خان ناچار از راه داد خواهی عریضهٔ بپایهٔ سریر شاهی ارسال داشت و حضرت والا","chars":3814,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00894.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/894","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/894","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}