{"book":"adl0009","page":751,"text":"(۷۳۱)\n( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )\nحاصل کنی و میل بخصیصه نشان داشته باشی و هر که عیب خلق بپوشد یار غار خویش دو برداشته بایش مده و دامن از او\nبرچین که تو خود بپوشیدن عیب خلق از هرکس سزاوار تری و هرچه بر تو پوشیده بود در کشف آن کوشش\nمکن چه عیوبکه بر تو ظاهر شود اصلاحش بر تو باشد و آنچه از تو مستور بماند خدای بر او حکم کند پس تا بتوانی\nعیب مردم بپوش که شاید خدای آنچه را که تو از مردم پوشیده میخواهی بر تو بپوشد و کینه کسی را در دل\nجای مده و از آنچه بتو راست نیاید در گذر و هر که از راه نصیحت و سخن چینی عیب مردم را در نزدت شماره\nبیند او را مپذیر و او را در آنچه که گوید صادق مشناس و چون مهمی روی دهد با مردم فرومایه در میان\nمده که سد راه دانش توشوند و از فقر و تنگدستیت بترسانند و از بیدلان رستگاری مخواه که ترا از عهده\nگرفتن امور جلیله باز دارند و از اکتساب رفعت و علو خالی گذارند و از حریص خبر مطلب که ترا بحرص و امساك\nرأی و صلاح داده ذلت طمع و لئامت (۱) طبع را در نظرت جلوه دهد و قبایح افعال و ناستوده اعمال را پیش تو بیاراید\nچه اوصاف رذیله چون بخل و جبن و حرص و حسد و غیره طبیعتهای کوتا کوبند که از کان بدیا خدای جان غفلت\nبر خیزند و مردمیکه متصف بدین صفاتند خدای را چنانچه سزاست نشناسند و از کمال فضل و جمال قدرت و عدل\nو فر توامال او تعالی سخت بخبرند و در کار حق میانه روی و در کردار عدل زیاده جوئی را دوست دارنده تر باش\nو چون در تدبیر ملك و حسن خلق و سیاست خلق از وزیر و مشیری که با درایت و کفایت و دیانت باشد بی نیاز\nنتوانی بود کسی را مصاحب خاص و وزیر مشفق شناس که با اشرار صحبت و معاشرت نکرده و در گناه و خطا\nانداز ایشان نگردیده و کس را بظلم و ستم یاری نداده باشد زیرا که این گونه اشخاص یاران گناه کاران و برادران\nستمکاران و پیروان جور کیشان و طالبان طلاق اندیشانند و تو خود از ایشان نکوتر نتیجه حاصل خواهی کرد\nو هر دمیکه متصف بتیزی فکر و نفاذ حکم باشند و در گناه و وبال اصرار نکرده بلکه مصون باشند بوزارت\nاختیار کن زیرا که اینگونه مردم بسی سبكبار ونيك كردار و ستوده رفتار و کردار خواهند بود و ترا نیکو یاری\nداده ترك جانب داری تو نکنند و با دیگری الفت و موانست نگیرند و از همرها این شردمه (۲) نیز کسی را برگزین که از\nسخن حق اگرچه ترا ناپسند بود و در مخالفت تا گوار افتد روی برنماند بر شاکله در نيك و بد امور که دستوری\nدهی تحسین و آفرینت نگوید و اکترت از خواهش هوا اندیشه مهمی پیشه کنی از درت کسناره جوید و همیشه\nبا مردمیکه بزینت صدق و زیور پارسائی آراسته باشند زیسته از صحبت ایشان فائده گیر و چنان باش که ترا بخلاف آنچه\nهستی کس نتواند که بستاید و در ستایشت مبالغت نماید زیرا که مبالغه ستایش کبر و غرور بار آرد و نفس مطمئنه\nرا فریفته بسوی اماره کشد و باید مردم نیکوکار را در نزدت قدر و منزلت بر زیادت باشد چرا که اگر مردم انرا\nنیکی فائده نیابند دیگر به نیکی نگرایند پس هر که نیکوکار باشد نیکودار و آنرا که بزشتی عمل دارد زشت شمر\nو با هريك کاری کن که خود با خود کند و اگر خواهی که نسبت بهمه خلق نيك كمان بوده از اضطراب خاطر\nو کلاید در امان باشی باهمه نیکویی کن و در امور معیشت و مؤنت ایشان یاری نمای و تا بتوانی ایشانرا مجبر و اکراه\nکار مفرمای و آنگاه که چنین کنی همه دلها بمحبت تو گرایند و خاطرها شیفته تو گردند و خدمت ترا بجان بپذیرند\nو اطاعت ترا منت دارند و ازین رهگذر رنج بزرك و هم ستك از تو دور شود و از مشغولیّت دل در امور مشکل\nبیاسائی و هر که را معاملت تو در باره اش نیکوتر باشد نيك كمانیت نسبت بدو افزونتر شود وسنت شریف و آئین\nحنیفی (۳) را که دیگری نهاده و هوای خلق بر ان تعلق گرفت و خاطر هایش پذیرفته و فرقه بدان طرح الفت نهاده\nو طائفه دست اتفاق بران داده باشد زنهار در شکستن آن فکر مزن و هوای خویش را مطلب چه اگر سنت دیگر\nنهی و آئین جداگانه بنیاد کی مزید از گنتیست که سنت حسنه را در اول نهاد و گناه نقض بر تو بماند و با طالبان\nعلم و صاحبان دانش روز بسر بر و از درس و بحث ایشان بهره بر گیر و آنچه را که باعث صلاح و مورث رفاه بندگان\nخدا باشد از ایشان بیاموز چون این همه بدانستی و در محل عمل آوردی این را نیز بدان و در لوح خاطر نقش کن\nو مواظب باش که رعیت بر چند صنفند که یکی بواسطه دیگری باصلاح آید و از همدیگر هرگز بی نیاز نتوانند بشود\nچنانچه جمعی که لشکرند حصار مملکت و دیوار استوار رعیت و زینت سلطنت و عزّت دین و شریعتند رعیت از ایشان\n\n(۱)\nلئامت لئیمی\nو فرومایکی\n\n(۲) شرذمه\nطائفه\n\n(۳)\nحنیف مائل\nاز باطل\nبسوی حق","chars":3869,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00751.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/751","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/751","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}