{"book":"adl0009","page":658,"text":"(٦٣٨)\n( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )\nتقرر ایندهن توپ بربسته از صدمه آتش توپ پاره پاره ساخته آوای شور و آشوب بگوش مخالفین انداخته و همچنین\nهر روزه دو دو و چار چار از بغاة قوم عادل خیل گرفتار دست دلیران کارزار گشته تعداد گرفتاران اهل بغی وطغیان\nبدو بیست تن رسید و مقارن اینحال از عریضه سپهسالار غلام حیدر خان شرح خدمت گذاری واخلاص شعاری\nبهاءالدین المشهور به بها و خان کیدان که در مجاوبت مواضع اندبت و تهاش و کمان ترددات مردانه و کوششهای دلیرانه\nنموده و بپای برده بود بگوش حق نیوش حضرت والا رسیده منشور منصب جلیله کرنیلی از حضور اقدس بنام\nاو شرف اصدار وعز ارسال یافت و مقارن اینحال در روز ششم ماه جمادی الاول حضرت والا که شرح ملاقات\nجازبکوف روسی را با سردار محمد اسحق خان و سلطان مراد خان در موضع قرشی چنانچه از پیش رقم کشت از\nعریضه واقعه نکار آنجا مسموع گردیده جنرال میر احمد خان سفیر ومقیم کلکته را ارقام واعلام فرمود که از\nملاقات ومذاکرات ایشان با جازبکوف نام روسی بکار گذاران دولت انگلیس آگهی دهد تا از خداع وفریب\nصدور\nمنشور والا\nبنام میر احمد\nخان سفیر\n(۱)\nنمودن آنان با دولت روس آگاه باشند و مقارن اینحال نامه سردار محمد اسحق خان که از تاریخ ابتدای بغاوتش\nنکار داده ومصحوب غلام قادر خان حاکم آی بيك با بعضی از اجناس واشیای نفیسه برسم تحفه و هدیه نزد گیور نار\nروس در تاشکند فرستاده و از نزد مفتی او که راه بدخشی میپیمود بدست اولیای دولت افتاده در روز هشتم ماه\nجمادی الاول بمطالعه ساطعه انور والا پیوسته از حضور اقدس ما حصل نامه او برای جنرال امیراحمد خان سفیر عرض\nنگارش یافت که امنای دولت برطانیه عظمی را آگاه کند که سردار محمد اسحق خان نامه بکیور نار تاشکند مرقوم\nو با تحفه وهدیه نزد او مرسول داشته است که باین ایام اطوار اعظم در وقت استیلای دولت انگلیس بر افغانستان\nما را در تاشکند خواسته مامور برفتن افغانستان نمود و در ترکستان متعلقه افغانستان برادرم محمد سرور خان کشته\nگشت تا که از یمن توجه امیر اطوری مملکت افغانستان را متصرف شدیم و عهدیرا که امیر عبدالرحمن خان\nبا دولت روس کرده بود نقض نموده بادولت انگلیس متحد شد و من بعهد خود واثقم که بواسطه همین وثوق عهد\nو دوستی دولت روس امیدوار کرم قصد خرابی مرا نمود و مأمورین دولت روس را که از راه خریدن کاو و کوسفند\nوغیره در بلخ می آمدند سراسر ممانعت آنها میکرد و من بخلاف امر او مانع کسی از مامورین دولت روس نشدم\nوهم افزار را کرام مساحان ماموره تعیین حدود فاصله سرحديه دولت موصوفه را اقصی الغایت بتقديم\nرسانیدم که البته خود ایشان در محل اظهار وبیان آورده خواهند بود پس آبادی و خرابی خود را از عین ارتباط\nخویش با دولت روس میدانم و بامید آن بدولت روس ملتجی شدم که در چنین وقت از اسلحه وغيره آلات حرب\nمعاونتم کند و كيورنار جواب او مکتوب اورا نداده اما زبانی برایش پیام فرستاده که بدون امر و اجازت پادشاه\nخود اسلحه وسامان جنك وكمك داده نمی توانم و متعرض افغانستان نمیشوم و به افغان مزاحم ما میشود فقط وهم\nمقارن اینحال روزی فارن سكرتر انگلیس از جانب ویسرای کشور هند بملاقات جنرال امیراحمدخان سفیر افغانستان\nرفته در وقت صحبت از حادثه تفك كشاد دادن بکشتن سپاهی بجانب حضرت والا که از پیش بشرح رفت زبان\nآورده گفت که اینواقعه مشابه بواقعه پادشاه روس است که از صدم نحله (۱) خودش نسبت بدو بظهور پیوست\nمجله در اینجا\nیعنی مذهب\nباطله است\nواو هزاران تن را خون ریخته آرامی حاصل نکرد تا که وزر اء حلم دولتش از راه مدارا برخاسته و دو سال است\nکه طریق تسلیت پیش گرفته از در احسان مرهم گذار جراحات قلوب مفسدین شده کسانبرا که از ایشان گرفتار\nنقل نامه\nحضرت والا\nبفارن\nسکرتوشرف\nنفاذ یافت\nزنجیر سیاست گردیده بودند از قید رها داده همه را دل بجای آورد که شاید تسکینی حاصل شود و در پنجساله\nمحتمل که حضرت امیر افغانستان مردم سپاه را که باسردار محمد اسحق خان یکدل و یکجهت بوده در خلا یا ملا\nگلمات خوف انگیز بر زبان رانده باشد و ایشان خود را مورد زجر وعقاب دانسته این حادثه را بروی کار آورده\nباشند و این شخص یکه تن نیست بلکه بسیار کس خواهند بود که امیر صاحب میباید بزودی از دل مردم سپاه ورعیت\nدندر جواب دفع بیم وهراس نماید تا آسوده حالی برایش حاصل آید و آنگاه که این کلمات فارن سکرتر از عريضه جنرال امير\nاحمد خان سفیر حالی برای آفتاب ضیای عالم آرا گشت برای او و کار گذاران دولت انگلیس فرمان رفت که\nاز طرف ما نسبت بعموم سپاه ورعایا آنقدر احسان بروی روز آمده که شرح آن در اخبارات تمامت دول خارجه","chars":3853,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00658.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/658","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/658","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}