{"book":"adl0009","page":616,"text":"(٥٨٦)\n( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امير عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )\nنامه ترخانوف در باب در امدن مال التجاره دولت روس بافغانستان\nومال ومتاعش را مسترد فرمود ومبلغ مزبور را سپاسه از مطهرين موصوفین حکم حصول نمود ومقارن انحاله مکتوبی از ترخانوف نامی در خصوص راه دادن اشیای تجارتی دولت روس در افغانستان بحکمران هرات رسیده واو ارسال پایۀ سریر سلطنت نموده چون از مطالعۀ حضرت والا شرف گذارش یافت امر اقدس بصدور پیوست که در ین‌وقت راه داده نشود و انگاه که راه موالات مفتوح گردیده هريکی از دولتین از دیگری مطمئن خاطر گردد ورشتۀ عدم مداخلت طرفین در مملکت یکدیگر مرتبط و مستحکم گردد مال التجاره دولت مذکوره در افغانستان اجرا داده آید چنانچه پس از ارتباط رشتۀ وداد راه تجارت بازشده مال ومتاع دولتین در مملکت جانبین در رفت و آمد افتاد و در خلال اينحال قدم نام فیروز کوهی بالله ویردی نام پسر تاشور که با مرزبانان مردم طایفه سوقی سکنه مجده متعلقه دولت روس اقدام داشت الله ویردی رفیق خودرا که در کار چوپانی با او انباز بود کشته هزار راس گوسپند را که در تحت رعايتش بود با خود در بالا مرغاب اورد و آرزو وامان نامان از صاحبان گوسپندان نزد قایم مقام جنرال غوث الدينخان حاضر آمده داد خواست واو قدم نام مذکور را محبوس کرده بجهت وضعت گوسپند را از وی گرفته بدیان سپرد و ايشان نزد علیجانوف شده از نرسيدن چهار صد و چهل راس بقية گوسپندان خود شکایت و از ماجرا حكايت کردند و هم از عثمان نام سواره کشاده اسفزاری که محرك امر مذکور بود داستانی بپای بردند وعليجانوف بحكمران هرات نامه فرستاده طلب بقية گوسپندان ودية قتل الله ویردی نام شد واو عرض پرداز پايه سرير سلطنت شده از حضور اقدس والا فرمان شد که بقیه گوسپند قا را از محمود خان سرهنك وصد باشی شیرین خان سر حد داران زجراً حصول کرده بصاحبان شان رسانند و با که این امر بواسطه ایشان رخ داده اگر نه چگونه در اول آگهی ندادند ودية خون مقتول مذکور چون قدم نام قاتلش در زندان فوت شده بود بهدر رفته وعثمان نام را حکمران هرات از اسفزار خواسته و گوسپندان را بر طبق امر حضرت والا محصول آورده بصاحبان ایشان رسانيد چنانچه رسيد نامه از ترخانوف حاکم مجده مبني بر اظهار خرسندی و امتنان بجنرال غوث الدین خان رسيده قطع رشتة هذا مكابره و مناقشه شد و در خلال این احوال پسران خان آقای جمشیدی که بواسطه معاندت و بد خواهی ایشان نسبت بدولت گرفتار مكافات کردار ایشان شده بودند با عيال واطفال ايشان بفرمان طلب از هرات در کابل آمده بقدر کفایت معیشت و مؤنت ایشان تقدم جنسی از دولت بامسکن اقامت برای ایشان مرحمت گشت و كماله هزار و سه صد و بیست وشش هجری در کابل روز بسر برده چون از مراحم ملوکانه پادشاه جرم بخش خطا پوش اعلیحضرت سراج الملة والدين که جهان مکرمتش در زیر نگین باد قلم عفو بر جرايم جميع خطا کاران دولت كشيده همه را مشمول عواطف خسروانه فرموده مطلق العنان ساخت در سال مذکور چنانچه در سوانح اعلیحضرت ممدوح مذکور مسطور خواهد گشت از شرار تیکه در نهاد داشتند عبد الرحمن نام نبيرۀ خان آقا باسيد احمد بيك و برادر اوترك محبت وسعادت\nفوت سکندر خان سرهنك\nکرده از راه شقاوت بگریخت و بدولت روس رفت و همدر خلال مقال واحوال مذکوره سکندر خان سرهنك را اجل موعود در رسيده از مرض ذات الصدر ولب مزمن که عارض حال او شده و بپیش نام طبيب اهل هنود معالجش بود سود و بهبودی ندیده در روز چهار شنبه بیست و سوم ماه جمادی الثانی داعی حق را لبيك گفته بدرود زندگانی کرد و چون عمر گران مایه اش را صرف خدمت دولت نموده طريق صداقت پیموده بود سردار نور محمد خان حکمران قندهار باعمة افسران سپاه نظام واعیان و بزرگان شهر در سرای نشیمن گاه او حاضر آمده و غسلش داده بکفنش پیچیدند و تابوتش را نزد پسرش نائب سالار غلام حیدر خان در شبرغان فرستاده پنج صد روپیه از خزانه دولت جهت صدقات و غیره امور لازمه دادند و جسدش را پس از وصول در تخمین مزار یخی صدور منشور مغفرت دستور بنام بغات طوائف علجائی\nاز اولياء الله دفن کردند و مقارن اینحال در اوایل ماه رجب ايصال كه ولد دانش افزاء محرم رقم گشته امد بهاول خان وكازار خان و عبدالمحمد خان پسر فاضل خان اندړی که از ابتدای روز بغاوت ايشان تا اينوقت منفور و شرارت و دز بدی بودند از عسرت و پریشانی که دو چار حال و روز کار ایشان گردیده وزار و زبون شده بودند از راه انابت بی آنکه کسی را شفیع خطاهای ایشان سازند نزد سردار محمد حسین خان حکمران غزنین حاضر آمده زبان ضراعت عفو معصیت خواستند واو کردار ایشان را بحضرت تقریر کار و ا گذاشته چندتن از بزرگان افغانرا که اعماد بایشان داشت ضامن گرفته وعنیات","chars":3894,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00616.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/616","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/616","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}