{"book":"adl0009","page":597,"text":"(٥٦٧)\n(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان) (سراج التواریخ)\nداده بودند و کسانیکه بادردارۀ ایشان ننهاده بودند افتاده منجر بمناقشه گشت و این کفتار و کردار نور محمد خان\nاز رقیمۀ ملای مزبور بسپه‌سالار غلام حیدر خان مکشوف افتاده او عریضه انگار پایۀ سریر سلطنت شد چنانچه\nبقیه احوال نور محمد خان و حکم حضرت والا که درباره او شرف صدور یافت در جای وقوعش رقم میگردد\nو مقارن انحال از عریضۀ تاجوجان اسحاق زائی رئیس مردم کوچی مأمورۀ بادغیس هرات که بغارت رفتن مال شرح حال\nو مواشی ایشان از دست مردم فیروز کوه سابقاً بشرح رفت گوش زد حضرت والا گشت که در موسم بهار مردم کوچی\nو تابستان بدون از آب مرغاب آب شیرین در باد غیس دستیاب نمیشود که انسان و حیوان در آنجا زیست بتوانند و هم مأمورۀ باد\nپشه و مگس اشترانرا تلف میسازد که بهیچ گونه مردم مالدار در آنجا مقام گزیده نمی توانند و سرحد آنجا که غیس\nچراگاه خوبیست زیاده بر توطن دویست خانه وار وسعت و گنجایش ندارد و اگر از مردم غیبر مالدار که\nدر تابستان از مگس و در زمستان از برف و یخ دواب و مواشی ایشان چون اندکاند و در خانه جای میگیرند سقط\nو تلف نمیشود مسکن داده شوند نیکوست و حضرت والا در جواب این عریضه ارقام فرمود که مردم کوچی\nنتوانستند حریف میدان نبرد چاوین از مردم بی نام سر فیروز کوه شوند پس چگونه در وقت بنهادن دولت روس\nبآن حدود همت بر مدافعت خواهند تافت بنابراین مردم مالدار در باد غیس سکنا و قرار داده نمیشود هر جا که\nمیروند بروند تا دواب و مواشی ایشانرا مگس و خود ایشان را كيك در نفس کشیده نکشد فقط ویس از پیروز\nمردم مذکور در زمستان به ییلاقات میمنه و ترکستان و در بهار و تابستان در هزاره جات رفت و آمد کرده ایذا\nو آزار بسیار بمردم رعیت هر دو ولایت از قبیل تاراج مال و تلف زراعت وقتل نفس وغیره میرسانند و چون\nحکومت در صدد بازخواست می برآید از آنجا که کوچی و خانه بدوشند از يك موضع بکوچیده در دیگر جا فروکش\nنموده از راه مغالطه خود را بدست نمیدهند و اگر احیاناً گرفتار شوند پول بسیار بحکام داده خویش را\nخلاص کنند\nبقیه احوال جناب ملا نجم الدین آخوند زاده و نور محمد خان\nبقیه احوال\nملا نجم الدین\nدر روز سه شنبه سوم ماه ذی حجه سال هزار و سه صد و چهار هجری پس از وصول عرایض سپه‌سالار غلام حیدر خان اخند زاده\nو نقل عریضۀ\nاو با نقل\nبپایه سریر سلطنت وشرف گذارش یافتن از حضور اقدس والا سپه‌سالار را ارقام رفت که در باب نور محمد خان\nو ملاولی الله نیرنجی هر امری را که صواب داند در محل اجرا آرد و ملا نجم الدین که در لعل پوره کو چت اقامت گزیده حکم اقدس\nو اثبت ورود نور محمدخان از تیراه در شنیوار تحريك او خواهد بود لهذا میباید سوار گماشته او را از خاک افغانستان که بنام او\nبیرون کند یا گرفتارش ساخته محبوس نگاهدارد و مقارن انحال عریضۀ جناب ملای موصوف بشرف مطالعۀ حضرت شرف صدور\nوالا پیوست که مجبوراً فرار اختیار کردم که مبادا حضرت سلطانی بگفته حاسدان و غرض جویان مال دیگر مفسد پیش یافت\nدانسته بقتل رسانند و یا بزندان بسپارند چنانچه مردم ظاهر بین ساخته و از خیالات کاذبه بهر یانه بودند که دایم هوای\nشام پدر سردار دو راه بفاوت پادشاه واجب الاطاعت خواهد سپار دو حال آنکه پس از گذشتن شصت سال و بحال اوجود\nعدم اولاد و عیال چگونه بقباحت این افعال بر میطیورد و بدان اقدام می نمود غلط و حضرت والا برای او مرقوم فرموده\nمرسول داشت که شما را این جد و مرتبه نبوده و نیست و هر چند اهل غرض گفته باشند هم احتمال و گمان سروری\nو بزرگی و برتری بر شما نخواهد رفت و اگر چنانچه شما را اینمرتبه و مقام حاصل میبود چرا در وقتیکه امارت افغانستان\nمعطل و تخت بی وارث و مردم افغانستان بی سر و امیر بودند این قبا و قامت شما راست نیامد حالا که پای ما در میان\nو از فضل قادر سبحان رشته امارت مستحکم و کار سلطنت منتظم است از کجا ارباب غرض اینجامه را براندام شما\nراست می آوردند کار همیافتده و حلاج نیست اگر خود بر نفس خویش این کا را کرده باشید جای شک نخواهد\nبود چنانچه فرار کردن شما برهان آنست که خود را مجرمی قرار داده و ناطقید از تکبر ابو مسلمانه گردعوی نبوت\nکرد جز اینجه سود که خوانند خلق کذابش گرفتم آنکه بشب کرمق همی تابد چه جای آنکه بیارز کی\nبمهتابش خیالات خود شما این پرده‌ای وهم و پندار را در نظر شما کشیده و الاشمارا میدانستم که قدرت و توان\nاینگونه افعال را ندارید اما وقتیکه حاضر محفل حضور شدید باشما از در لطف و مهربانی مکالمه و مخاطبه فرمودیم\nو خود شما باعیان و السن و طعن گفته دشنام دادید پس چه روی داد که گفتار شما با کردار شما راست نیامد","chars":3855,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00597.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/597","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/597","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}