{"book":"adl0009","page":579,"text":"(٥٤٩)\n( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )\nنادم و پشیمان گشته نامه بسر دار محمد حسن خان حکمران غزنین و جنرال غلام حیدر خان نوشته عفو تقصیر\nو اجازت آمدن در مملکت افغانستان خواستند وایشان بتوسط همدیگر مکتوب آنها را از راه اطلاعدهی بپایهٔ\nسریر سلطنت فرستادند والایحضور حضرت والا در روز نوزدهم مذکور ماه مسطور برای مردم ناصری این نقل\nمنشور شرف صدور یافت که چون من از راست گفتن وسخن راست وحق را پنهان نداشتن چاره ندارم و باهیچ منشوریکه از\nطائفه و قوم زبان زمانه سازی متکلم نشده ام بنابران شما را از حالات خود تان ومكنونات خاطر خویش خبر حضور اقدس\nمیدهم که اگر شما قوم قدردان وجود پادشاه اسلام و غم خوار مسلمانان افغانستان می بودید کار شما باینجا نمی بنام مردم\nکشید که آمدن شما را در مملکت افغانستان نه خیر دولت اقوام سکنه اینمملکت و نه خیر خود شما میدانستم ناصری شرف\nصدور یافت\nدر اول حال که وارد مملکت افغانستان شدم ابتدا بکاری کردم که خیر دولت وملت اسلام دران مضمر بود\nو آن این بود که بلحاظ متحد ومتفق شدن اقوام و طوائف سکنه مملکت افغانستان که باهم عداوت و دشمنی\nداشتند در اتحاد و اتفاق ایشان پرداختم و چندین طوائف را باهم یکدل و یکجهت ساخته رشتهٔ موافقت را ارتباط\nدادم تا نوبت بشما و مردم خروتی و سلیمان خیل رسیده در ماه شوال سال ١٣٠٠ هزار و سه صد هجری بزرگان\nهر سه طائفه را در جلال آباد طلبیده بزلال صافیه نصایح مشفقانه غبار کینه دیرینه را از دامن خاطر ایشان شستم\nچنانچه عهد نامه ها در بین خود نوشته بهمدیگر و بما دادید ومتعهد بخدا ورسول او و قرآن مجید شدید که خلاف\nعهد و پیمان خود رفتار نکنید و در صورت خلاف جوئی اقرار برجریمه نمودید و در عهد نامه خود که بما داده اید\nنوشته اید که هرگاه شخص واحد یا جمع متعدد از میان دزد و بد کار و بدخواه دولت شود و نصیحت مارا نشنود\nاو را بدست و گردن بسته بحاکمیکه از جانب پادشاهی مأمور باشد بسپاریم تا شعلهٔ آتش بدکاری او دامن اعتبار\nمارا نگیرد و پس ازین عهد و میثاق من مطمئن و آسوده خاطر و خرسند شدم که چه نیکو کاری شد که در بین\nسه طائفه از طوائف افغان که چندین آدم کشته و هزاران مال و مواشی تلف کشته بود رشتهٔ صلح ودوستی\nانعقاد پذیرفت و تا یکسال شما آرام و ما فارغ بال بودیم بعد مأمور انصواب پرداخته اسباب نقض عهد را از گوشه\nوکنار بروی کار آوردید تا که در سنه ایت ئیل ١٣٠٣ هزار و سه صد و سه از دادن زکوۃ شرعی سرباز زده\nعامل زکوة را جواب دادید و با او بمحاربه و نزاع برخاستید و بدان اکتفا نکرده برمردم سلیمان خیل تاخته\nپانزده تن از ایشان را بخاك هلاك انداخته شصت نفر ایشانرا غارت بردید و ازین امر عریضهٔ مورخهٔ ماه ذیقعدهٔ\nسال ١٣٠٣ هزار و سه صدو سه مرده مذکور از راه داد خواهی رسیده ایشانرا از انتقام کشیدن منع فرموده\nچند تن از بزرگان شما و آنها را طلب حضور نمودم که بنصحی گفتگوی جانبین را از هم بگذرانم که دوستی\nو صلاحیت طرفین شکسته برقرار بماند و بزرگان سلیمان خیل بفرمان طلب میرزا قدم ساخته شرفیاب حضور\nشدند و شما نافرمانی کرده نیامدید و نقض عهد وشكث میثاق را بدو خطای بزرك و دیگر چندین خطایا ظاهر کردید\nو مردم اندری وتركى وضع ناشایست شمارا دیده و شنیده بادولت مخالفت آغاز کردند وبحركات جاهلانه وخیالات\nمفسدانه گرائیده کردند هرچه کردند و دیدند آنچه دیدند و اکنون اگر چه شما از موافقت و مو احدت آن اهل\nضلالت انکار دارید اما از سمر ساختن و شهرت دادن آنها یا از ظهور احوال خود شماست که در تمامت مردم\nافغانستان مشتهر گردیده که طائفهٔ ناصری با مفسدین تركى واندری وهوتكى سخن دوستی و راه یکجهتی در میان\nدارد و این خبر آتش غیرت را بکانون ضمیر تمامت مردم افغانستان شعله ور ساخته و باهم میگویند که مردم\nکوچی را که هشت ماه رعیت دیگر دولتند واز سال چهار ماه را از راه چرایش مال و مواشی خود ها باین\nحدود می آیند چه هوای باطل در سر است که از پله برآمده با دشمنان خانگی ما رفتار دوستی میکنند پس وقتیکه\nکار باینجا رسیده باشد شمارا از داخل شدن در مملکت افغانستان چه حاصل و مارا از راه دادن شما غیر از نقصان\nچه منفعت پس بهتر اینست که نه شما داخل ملك وسرحد ما بشوید و نه مردم هر قومیکه شمارا بد میدانند بدشمنی\nشما برخیزند و بی سبب خونها ریخته شود امروز امر شما ازان گذشته که باظهارات انابت آیات شما اعتماد کنم\nومردم اطراف و نواحی شما هم اسباب خصمی شمارا آماده کرده اند که بمجرد مداخلت شما درخاك افغانستان","chars":3758,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00579.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/579","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/579","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}