{"book":"adl0009","page":549,"text":"(۵۱۹)\n( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )\nمی سپاریم باری اگر کار پردازان دیوان سلطنت بیست مالیات سابقه ما را بخشیده چیزی اضافه ترثبت دفتر\nنمایند البته خواهیم داد بشرط آنکه دمیک شرعی را طالب نشوند و حکمران غزنین ازین پیام اندریان و مکتوبات\nواقعه نگاران آثار بغی و تمرد را از ناصیه حال آنان دیده و دانسته عرضداشت پایه سریر سلطنت نمود و هم قبل\nاز آنکه حکم اقدس در جواب عریضه شرف نفاذ یابد دوباره محمد اکرم نام نوکر خود را با نصیحت نامها نزد\nآنمردم فرستاده از طریق نیک خیالی و خیر سگالی همه را موعظه وتسلیت کرده دعوت آمدن غزنین کرد\nوایشان بمضمون الحماق خائف از بیم آنکه مبادا ایشانرا گرفتار سازد فرستاده حکمران غزنین را بی نیل مرام\nمراجعت داده در خفا هم مصحوب او پیام فرستادند که نزد احمد خان رفته بغزنینش میفرستیم که قراری بکار\nو مداری بروزگار ما نهاده آید واگر او قبول نکند نزد عبدالکریم خان پسر مشک عالم آخند زاده رفته\nاو را وکیل قرار داده بغزنین میگماریم و در باطن که باراده سر بر تافتن و هم یک آند و تن را که قبول کنند ببزرگی\nباغیان بر افراشتن در خاطر داشتند پس ازین پیام دامن نخست نزد احمد خان رفته و او دخل محمد خان داخل جرگه\nو جمعیت ایشان نشده همه راید و الفاظ رد گفتند بعد نزد عبدالکریم خان رفته چون ملا زاده و معتنا به (۱) (۱) معتنا به\nجمعی بود بسخنان چرب وشیرین و نوید پادشاهی فکرش را دزدیده از راه راست اطاعت اولی الامرش بیرون بردند یعنی شخص\nو چون او را بپردیان اغوا بالا کردند از ان میان فاضل خان اندری قوم خود را از دوش یکتن سواره و پیاده امر معتبر است\nفراهم شدن کرده باتفاق دیگران سه سوار نزد مردم سلیمان خیل و مردم سکنه زرمت و طائفه تره کی فرستاده\nاستدعای بغاوت و اعانت کردند و درین میان آخندزاده عبدالکریم باراده آنکه کار کشتاران پادشاهی را بخرید\nو تار سر کشی را راست کند نامه نزد حکمران غزنین فرستاد که سنک آسمانی بر سر ما افتاده که تدبیر و علاج\nدفع آنرا نمی توانم نمایم چنانچه اکرمیگویم فقیرم و بقوم و با برخی از طلبه در گوشه مسجد نشسته دعای دوام\nدولت را می نمایم و مردم اندری که مفسده ایشان سمر و مشتهر گشته پند و اندرز م را نپذیرفته گفتارم را بکنار\nمیگذارند حضرت والا و کارگذارانش خواهند گفت که چه معنی دارد او استاد و مقتدای مردم میباشد و تمامت\nمردم اسلام سکنه افغانستان از راه مقاله دولت انگلیس بدور او انجمن شده بودند حالا چگونه مردم اندری\nپوعظ و نصیحت یا دوستی و قوم داری او مطیع و منقاد و پذیرای عذر شرعی نمیشوند باری اگرچه نمی توانم\nجواب بگویم که درین زمان رعایت حق استادی نیست زیرا که التفات پادشاه نسبت بما اندک شده و حزمت ما بباد\nرفته و چشم داشت هر کس بمر حمت پادشاهست میدانم که حاجت خواستم منظور میشود و هم اگر مردم را نصیحت\nو موعظت کنم رتبه قبول نمی یابد اما باندازه وسع و طاقت کوشش میکنم و اینرا نیز میدانم که در صورتیکه تکلیف\nبحدی رسیده که تحمل وطاقت را فرو برده پس بنا بر چه و باعتماد که رعیت را تسلیت نمایم و بکدام توقع رعیت را از\nجانب پادشاه آسوده خاطر سازم و حال آنکه دشمنان دین اسلام از شرق تا غرب دهان باز کرده اند که اسلام را فرو\nبرند و ما مردم در میان خانه خود در بدری و خرابی را پیشه روز کار بسازیم چه حالت فقط وحکمران غزنین این\nمکتوب او را ارسال پایه سریر سلطنت نموده خودش را بذریعه نامه در غزنین طلبید که آمده سر رشته گرفته بعد\nرفته مردم اندری را دلالت و هدایت کند و آنگاه که غوایت مردم اندری شهرت گرفته عرایض حکمران غزنین\nو نامه ملاعبدالکریم خان بمطالعه ساطعه والاپیوست در روز پنجشنبه پانزدهم ماه محرم حکمران غزنین را فرمان کرد\nکه از گرفتن دمیک که حکم خدا و رسول است زنهار دست بر ندارد که اگر قبول نکنند بامرخدا و رسول ملامت\nومنكوب ومخذول شوند و هم از راه اتمام حجت بدستخط آفتاب نمط بحضرت والایزای بزرگان مردم اندری شرف\nنگارش و عز ارسال یافت که شنیدم شما راهی بخلاف شرع شریف اختیار کرده عذر شرعی را بگردن قبوله نمی نهید\nو میخواهید مردم رعیت را خوار و گرفتار ورطه دمار (۲) سازید از خدا و رسول او نترسید که این خیال را بخاطر (۲) دمار\nراه و جاداده اید برای شما مینویسم که این فتنه جوی راستست یا دروغ تا اگر راست باشد تهیه لشکر تاختن کنم و از هر بكسر دال\nطرف فوج بالای شما گسیل فرمایم والا زود جواب بگوئید که چه خیال بدماغ شما جا گرفته است فقط وازان مهمله یعنی\nسوی اشرار مردم اندری که بسامان حرب پرداخته و طرح کیه پارسال نامه و پیام انداخته بودند قبل از آنکه هلاک\nاین منشور شرف بخش وصول گردد شورش آغاز کردند و يك فوج پیاده جدید طایفه درانی را که بدون","chars":3925,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00549.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/549","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/549","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}