{"book":"adl0009","page":454,"text":"(٤٢٦)\n( جلد سوم ) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان) (سراج التواریخ)\nلازم از کجا شود ومرا چرا درست آگاه نمیکنید که اگر لازم باشد چیزی از نفری فوجی وغیره اخراجات کم\nکرده وجه زیاد آنرا برای شما روان کنم و هروقت که بخواهید سر رشته تمام میباید خوب ملاحظه کنید که مردم\nهرات در وقت حکومت سعید محمد خان بن وزیر یار محمد خان چه کارها که نکردند و بچه قسم حاکم مذکور خودرا\nبکشتن دادند و چه چیزها کردند ودروغها گفتند پس خود شخص باید صادق وخدا جوی وراست وهو شیار\nدر دل باشد و بحرام زاد گی اینقوم نظر نکند و با خدای خود راست باشد و خودرا از غدر کنار نماید تا خدا ویرا\nاز مرحمت خود بدلش نظر لطف نموده عقلش را بیفزاید که نیکنامی دارین حاصل بدارد وچون شما را مثل\nفرزند خود دانسته ام میدانم که این اشخاص خواه از علاج و خواه ناعلاج خودرا غم شريك شما ظاهر میسازند\nاما شما ایشانرا که بخیر وشر شما شريك نیستند ندیم خود قرار داده حرف ایشانرا بگوش خویش جا میدهید و حال\nآنکه خود شما خط دارید تا میتوانید از احوال خود کسی را خبر نسازید و غل خود بنویسید زیرا که\" پند را باری بود انوار\nبار اندیشه کن\".\" واین کلمات را که نوشتم پند پدرانه است و همۀ عالم دشمن عبث یکدیگرند و بهزار گونه حیله\nخود را دوست می تراشند که مدعای خود را حاصل کنند چنانچه اگر کسی کسی را در زد شما بد بگوید دوست او با و میرساند\nکه خیال حاکم را نسبت بشما بد دیده ام واو ازین حرف خائف گشته روز دیگر که در بار بیاید و شما بنا بسخنیکه از اهل غرض\nشنیده اید اندك از و احتراز کرده کمتر محبت میکنید و همچنین هر يك شما از یکدیگر خوفناك كردیده بفرسنگها از هم دور\nمیشوید و آن آدم از شما میگریزد بعد ازان شخص بد کو خدمت شما ور دن او را گردن میگیرد وهمۀ اندیشه هایرا مردم\nاهل غرض برای مخنث خود بر پا میکنند وشب و روز جدوجهد همین کار را دارند و خانه عالمی را خراب مینمایند وخود\nرا چنان خدمتکار جلوه می آورند که مثل خود کسی را نمیدانند و هر ساعت دعای گرم گرم میکنند و در وقت سواری\nزیر بغل حاکم و کار دار ویار کاب او را گرفته بالای اسپ تا دان سوار مینمایند و در وقت حرکتش بالله خیر میگویند ومکرر\nسر بگوش هر يك برده سخنی میگویند و جانب مدعی خود نگاهی کرده زهر خندی میکنند که او پندار و بخش را در نزد\nحاکم کنده است و همچنین حکایت دروغ در هر جا که بدانند که خیرش بدشمنش میرسد میکنند و خود را ستایش مینمایند\nکه حاکم مرا مثل برادر خود میداند و سپهسالار حرفهای از خودی بامن میگوید و آباد نمودن و خراب کردن\nکار هر کس بدست منست و خواه در نزد حاکم یا دیگر کار دار که نشست دمای بسیار میکنند خصوص برای من\nکه خداوند امیر صاحب را سلامت داشته باشد خوب پادشا هست و بحق مهربانست و باینگونه سخنها ودعاها خودرا\nستانیده بگوش دشمن خود میرسانند واورا از کاردار بواهمه می اندازند و کاردار دولت را در نظر مردم و بو مردم\nخوار غلم میدهند و میگویند که اگر من خیر خواهی نکنم روزی چند آدم را خراب خواهد کرد واین کلمات را\nاز کثرت حرص وحسد وطمع وبخل باطن میگویند اماشما را لازمست که از مردم غیر در بار خود را کنار کرده\nوهمه مردم را بيك نظر دیده در جائی حرف نزنید که کسی نداند که شما و هر حاکم که باشد از خود اوست یا بیگانه\nوشما کار داران را که در هرات مقرر کرده ام میباید سر از يك گریبان بر آورده ننك و ناموس مرا یکبر خود\nو چاپلوسی حرامز ادگان زمانه حال برباد ندهید كه ننك و ناموس من باعث مخنت شماهاست و همچنین شما که با مخنت\nباشید مخنت منست زیرا که مردم دولتها خواهند گفت که اینطور آدمان کار برا شناخته سر حددار مقرر کرده است\nکه کار هرات را اینگونه انتظام داده اند پس این مخنت عاید من میشود وهم اقوام مردم افغانستان نيك نام میشوند\nکه آدمان کار دارند و دستور العمل کار اینست که اگر کسی از جمله شهامت از جهل بر ندارد شما اورا مخفی از مردم\nباتفاق نصیحت کنید واگر شرف شما را نشنید احوال بدسلوکی او را همنتنها بنویسید که فلان شخص نصیحت ما را\nنشنید تا علم من براستی در بد رفتاری او آمده دیگر آدم مقرر کنم و او هم بدنام نشود و کار هم برهم و خراب نگردد\nو کار کوچکتر از کار اول باو داده شود که از عهده آن برآمده بتواند اما قسمی نشود که مردم بیگانه بداند که\nخدمتکاران افغانستان بی آبرو میشوند ودول خارجه خواهند گفت که در افغانستان آدم نیست که سررشته\nو انجام کار را بتواند پس چه لازم که مرا و قوم افغانستان و خود را بدنام کنید واین نوشته مرا هفته یکبار بنظر\nدقت ملاحظه کرده مردم خدا را بشناسید باقی همه امور خود را بخداوند دو جهان سپرده ام که مرا از بدنامی\nدارین نگاهدارد فقط","chars":3868,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00454.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/454","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/454","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}