{"book":"adl0009","page":442,"text":"(٤٢٤)\n( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )\nاقامت ورزیده بودند بمواضع مذکوره امر جابجا بودن فرموده خود با سپاه رکابی بعزم اینکه ایام تموز را در موضع\nماماخیل علاقه خوگیانی ییلاق نماید در اواخر ماه شعبان سال ۱۳۰۰ هزار و سه صد هجری لوای مراجعت از جلال آباد\nجانب کابل شقه کشا فرموده در موضع ماماخیل شرف نزول افگنده بارییلاق کشود و اشتهاری نگار داده مسحوب\nآزاد خان مهمند نزد بزرگان باجور فرستاد که اعلیحضرت ما را در ولایت باجور بیرون از اجرای احکام شریعت\nحضرت خیر الانام و حفظ سرحد مملکت اسلام و آرامی و رفاه ایام دیگر خیال و منظوری نیست و بزرگی کسی را نسبت\nبخودش تغییر نداده پس از پذیرفتن اطاعت و گردن نهادن ایشان در زیر حکم سلطنت همچنان بوده اقدام در اجرای امور\nمذکوره را واجب شمرده علاوه بر ان تکلیفی از دولت بدوش ایشان نهاده نخواهد شد و پس از فرستادن این اشتهار و متفرق\nشدن خوانین باجور بدر بار معدلت مدار و خلعت و انعام یافتن و امیدوار مهربانیها رفتن و مراجعت کردن ایشان در روز چهار\nشنبه هجدهم ماه شوال الاعلام ظفر فرجام از ماما خیل جانب کابل شقه کشا گشته سپهسالار غلام حیدر خانرا پس از پرتو\nنزول افگندن در کابل فرمان کرد که بافوج پیاده هماتی و چهار ضرب توپ از جلال آباد رهسپار ماماخیل شده اقامت\nگزیند و قلعه و باغی را که بامر اعلیحضرت احداث گردیده است با عمارات و خیابانهای آن پرداخته و افراخته سازد\nو میر عطا خان برگدرا که در بنوقت از سبب خدمات گوشمالی و سزاد هی اشرار اطراف جلال آباد بمنصب جنرالی\nارتقا یافته بود امر شد که همچنان در جلال آباد متوقف بوده گوش بآواز فتنه جویان نکو هیده خویان محال و مردم\nسکنه جبال داشته باشد تا اگر باز مفسده آغاز کنند ایشان را تادیب نماید و مقارن اینحال اسلحه الا ئیکه از دولت\nانگلیس خریداری و از پشاور جانب کابل حمل و جاری شده بود در عرض راه کابل و جلال آباد مردم مهمند\nخیل که باباز محمد و امیر محمد نامان در کوه افغانهای گردیده قوافل و بازرگانان را تاراج مینمودند تاخته از استواری\nو مدافعت محافظین که با اسلحه همراه بودند دست ردی نتوانسته بی نیل مقصد باز گشتند و هنوز تدبیر گرفتار ساختن\nآن شرارت پیشگان بروی کار نیامده بود که باز مردم کوهستان شنو ار باغوای پسران سکندر خان مصدر طغیان شده\nروی از اطاعت دولت برتافته و از حدوث این فتنه سپه سالار غلام حیدر خان بامر اعلیحضرت والا از ماما خیل\nدر جلال آباد مراجعت کرده جریده باصد سوار نظامی رهسپار کابل گردیده شرف اندوز حضور اقدس شد\nو از حضور دستور العمل تنبیه و تهدید بغاة را حاصل کرده بلا درنگ آهنگ جلال آباد نمود و از جلال آباد بعزم\nگوشمالی مردم شنو ار وغیره متمردین اشرار با سپاه کینه خواه رهسپار گشت و پسران سکندر از توجه لشکر\nپادشاهی خود را در ورطه تباهی دیده از راه فراز داخل کوسار طائفه رجیه و ادخیل مهمند شدند و عمر اخان از راه خدمت\nگذاری دین و دولت با مردم رجیمداد خیل که آن بد خواهان سلطنت را پناه داده بودند در آویخته خونها ریخته\nگشت و در پایان کار عمرا خان ناچار شده از کار گذاران دولت معاونت طلبید چنانچه بامر اعلیحضرت والا افواج\nقاهره از جلال آباد رو بدانشو نهاده مفسدین را گوشمالی بسزا داد و پسران سکندر فرار اختیار کرده از ان کهسار\nرهسپار بادیه ادبار شدند و مردم شنو ار پس از گریختن اشرار مذکوره طالب امان شده در حاشیه قرآن مجید وثیقه عهد\nنگار داده و خاتم بر نهاده بتوسط سپهسالار نزد کار گذاران پایه سریر سلطنت فرستادند که دیگر رهرو فتنه و شر نگشته\nبا اثر شاهراه اطاعت بیرون نگذارند و اعلیحضرت والا بپاس کتاب قادر دانا از خطا و گناه آن مردم در گذشته نظر\nباینکه ایشانرا زبون سازد تا از جاده اطاعت بیرون نروند جریمه زیاد حوالت نموده محصول رسانید و درین بین\nمردم وزیری که شرفیاب حضور اقدس والا شده از عطای خلعت و انعام شاد کام گشته حاکم و قاضی و عامل از\nدار السلطنه با خود برده بودند در موضع ارگون مردم کابل خیل سد راه گردیده مأمورین پادشاهی را از در آمدن\nدر بین وزیری باز داشته نگذاشتند که با اجرای او امر و نواهی الهی و احکام پادشاهی پردازند و این امر از عریضه کاشتکان\nآنولایت که با بزرگان قوم وزیری رفته بودند بگوش داد نیوش حضرت والا رسیده مرقوم فرمود که در موضع\nارگون درنك كرده مترصد حرکت ایشان جنك باشند زیرا که حيله وری مردم وزیری از پیش دانسته خاطر ما بود\nچنانچه با بزرگان آن مردم که حاضر دربار سلطنت شده بودند بکرات و مرات فرموده بودیم که او نمیرنند اقوام\nخود را دیده و مطیع و منقاد ساخته بعد حاکم و قاضی برای اجرای حدود و احکام الهی و ادای امور پادشاهی در ان","chars":3896,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00442.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/442","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/442","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}