{"book":"adl0009","page":376,"text":"( ٢٦٩ )\n( جلد دوم ) ( ذکر نشر و تنور ایام فتور افغانستان ) ( سراج التواريخ )\n\nدفع مقدار نهادند و پس از انعقاد عهد و پیمان دوستی و اتحاد هر دو میر یکدیگر را خلعت داده در همان میر بابا بيك\nسردار عبدالرحمن خانرا خطاب کرده گفت که اکنون ما دو تن که دست یکی کرده ایم نیروی شکستن پیشانه بزرك را\nداریم که بشکسته قسمت نمائیم و سردار عبدالرحمن خان بفر است دریافت که مراد ازین کنایه میر بابابيك خود اوست\nپس جواب داد که این امر متصور بل متعذر است اینرا گفته امر کرد که آن قند را بردارند و بپری نشسته\nمضطربانه بیرون شد که مبادا ایشان بمخالفتش برخاسته مصدر ومنعکب امری نسبت باو شوند چنانچه هم چند\nایشانرا بحرکت کردن جانب قطغن ترغیب میفرمود ایشان عذر آورده اهمال می نمودند و درین اوقات رقعات ذکر\nسردار عبدالرحمن خان که ذکر فرستادن آنها جانب بلخ از پیش بشرح رفت حامل آنها وارد آنجا شده در خفا شایع رقعات\nبمساجد و معابر و فرود گاه عساکر پراکنده ساخت و بتصمداران لشکر نظام رسیده بجرنیل غلام حیدرخان وردك سردار عبد الرحمن خان\nخبر دادند که از راه جهاد جانب قطغن و میرسلطان مراد رهسپار شویم زیرا که او طریق معاونت دولت انگلیس\nبر گرفته است و جرنیل غلام حیدرخان ازین اظهار افسران فوج نظام سند و بهانه درستی در باب تصرف نمودن\nولایت قطغن بدست آورده ایشانر در اندیشه خویش جای داد که از ره نورد شدن سپاه بلخ جانب قطغن سردار\nعبدالرحمن خان خائف شده مردم بدخشانی دستگیر خواهند کرد پیش بدین تصورات برادر زادة خود را با پنجم\nفوج پیاده و هزار و دو صد سوار و بی ضرب توپ از بلخ جانب قطغن ره نورد ساخت و در کنار دریای قندز\nبا مردم قطغن مصاف داده فتحیاب شدند و سه روز بعد از حصول فتح در نجا نیز رقعات سردار عبدالرحمن خان\nدرمیان لشکر منتشر گشته میر محمد حسین خان که نایب محمد علم خانش دو سال پیش از هزیمت یافتن سردار عبدالرحمن خان\nدر محاربه سال هزار و دو صد و هشتاد و پنج هجری که در ضیافت و تو بپقات نزد خود طلبیده امین نظام سپاه ترکستان\nمأمور فرمود و تا این زمان مشغول و مواظب کار مذکور بود از مشاهده نوشته سردار عبدالرحمن خان طریق خدمت\nبر گرفته در مشهد بدخشان فیض رکاب بوس حاصل کرد و سردار نامدار از عطای قلعدان خویش و و عده منصب\nاستیفای مملکت افغانستانش مفتخر و سرافراز فرمود و افواج بلخ مظفرانه وارد تالقان گردیده اظهارات ایشان\nاین بود که میر سلطان مراد را باید از میان برداشت زیرا که مزاحم جهاد ترك معاونت سردار عبدالرحمن خانرا کرده\nخواهش او را وقتی نگذاشت و با تنبه و تهدیدش کرده و با خود یار ساخته بعد با تفاق بعزم جهاد رهسپار کابل شویم\nو میرسلطان مراد ازین اظهار و گفتار سپاه بلخ خوفناك شده از راه ضراعت (۱) بمير بابابيك و مير محمد عمر نامه فرستاد (۱) ضراعت\nکه سردار عبدالرحمن خان را نزد خود نگاه بدارند که لشکر بلخ از ضمیمه که دارند زندکی را بمن و شما تلخ خواهند تضرع وزاری\nکرد و هم نامه بسردار عبدالرحمن خان فرستاده دعوت بقطغنش نمود و سردار عبدالرحمن خان که از نامه فرستادن\nاو بمير بابا بيك و مير محمد عمر مخبر بود در حيرت وتعجب افتاد که میرسلطان مراد در ود مرا در قطغن رضا نمیداد\nو حال چه باعث خواهد بود که راه دوستی بر گرفته است و فرستاده او که حامل این نامه بود سردار عبدالرحمن خان\nرا متفکر و انديشنك ديده از نامه میر سلطان مراد كه بميربابا بيك ومير محمد عمر فرستاده بود آگهی داده آسوده\nخاطرش ساخت چنانچه روز دیگر سردار عبدالرحمن خان راه قطغن بر گرفته میر محمد عمر همعانش گشته\nمیر بابا بيك تقاعد ورزیده گفت از عقب خواهم آمد و سردار عبد الرحمن خان در باب همراهی نکردن او چیزی\nنگفته پنجاه راس اسب بازین وسناء و پنجاه میل تفنگ از وی برای افغانانیکه پی هم از شهر سبز آمده بر کاب\nسعادت آشبایش پیوسته بودند خواستار شد که از قضا با خود بیاورد و خود سردار والاتیار رهسپار شده\nدر قلعه خرابه چعفر نزول فرمود و هم چندش فرستاده میر سلطان مراد ترغیب پیشرفتن کرد سردار والاتیار\nاز سبب مير بابا بيك که از عقب ره نورد گردیده ملحق رکاب ظفر آشبایش شود نپذیرفت و در همانجا درنك\nکرد ، پس از شش روز مسموع گشت که میر سلطان مراد از سپاه بلخ هزیمت یافته باعیال واطفالش ومير سابقة\nکولاب از راه فرار رو بنجات او رهسپارند و سردار نامدار عبد الله خانرا با چهل سوار باستقبال آنان مأمور\nفرمود و پس از ورود ایشان هر دو تن را تسلی داده فرمود که اگر با من از در راستی جاده پیمای خدمت شوید\nآسیب نخواهید دید و هم بمیر سلطان مراد گفت که هر وقت صاحب مکنت واقتدار شوم حکومت قطغن را تفویضت","chars":3825,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00376.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/376","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/376","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}