{"book":"adl0009","page":356,"text":"(٣٤٩)\n( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت امیر محمد یعقوبخان ) ( سراج التواریخ )\nمحمد سرورخان از باز گشت تقاعد ورزیده سردار عبد الرحمن خان مراجعت کرد. بعد از صرف چای حکمران\nسمرقندش گفت که حکمران تاشکند شما را از راه ملاقات نزد خود طلبیده است که باید فوراً بروی و او وعدۀ\nحرکتش را بدو ساعت قبل از ظهر فردا گذاشته حکمران سمرقند مراجعت کرد وسردار عبد الرحمن خان\nپس از باز گشتن او سردار محمد اسحق خان و سردار محمد سرور خان عمزاد گان خود را طلبیده بدیشان گفت\nکه مرا در تاشکند مقید خواهند ساخت میباید شما جانب بلخ فرار اختیار کنید و پس از ورود در انجا با مردم\nملکی و نظامی سازش کرده از راه مراوده با ایشان طرح مکاتبه ومذاکره بیندازید تا شاید کاری بروفق مدعا برآید\nو نیز نامه چند برای عموم مردم ترکستان از رعیت و سپاه مرقوم فرموده بایشان سپرد که خدمت کردن بایشان\nمنت نهادن احسان بمن است و ایشان امر او را پذیرفته بعد خانم خود را نیز بایشان داده امر کرد که در وقت\nحاجت تکالیف بنهند و چهار هزار روپیه باشصت میل تفنگ دهنانه پر و دوازده هزار دانه فشنگ بغایت کرده فرمود\nکه هر وقت فرصت یابند راه فرار جانب بلخ اختیار کنند و خود در حرمسرا شده به بستر خواب درآمد و نصف\nشب حکمران سمرقند بایک تن مترجم و سه صد سوار نظامی و دویست تن پیاده پولیس یعنی کوتوالی بدرب سرا\nحاضر شده سردار عبد الرحمن خان را که حکم فوری برفتن تاشکندش صادر شده و او وعدۀ فردا داده و فوراً\nنرفته بود از اندرون حرمسرا که غنوده بود بیرون طلبیده گفت که بر خیز وعزم شو و او پاسخ\nداد که اگر از اسیر بودنم میدانستم در اول یا در هسپار تاشکند شده یکشب را در يك نیم کردم اینرا گفته کمر بیست\nو با فراسیاب خان و جان محمد خان بندگان خویش و روسیان راه جای جنرال ایوانوف پیش گرفت و در نزد او زبان\nبشکایت کشوده گفت که اگر مراد از رفتن در تاشکند است باعث شب خواستن و تحقیر نمودن چیست و جنرال\nایوانوف ازین گفتۀ او حاکم سمرقند را عتاب کرده گفت که چرا با او درشتی کردی و او عذر کردار خویش\nرا بدین سخن خواست که چون نوکران این سردار افغان همیشه تن بسلاح آراسته دارند از راه احتیاط آدم\nزیاد با خود بدر طلب او بردم که اگر از آمدن در تزد شما سرباز زند به بخش بیاورم وجنرال بصحش داد که در مجبور\nآوردنش نیکو نیندیتی ده و او جنرال را پاسخ داد که این اندیشۀ نیکو از خود شما است که مرا در نیم شب مأمور\nبحاضر ساختن او کردید و درین مقاوله آن دوتن سردار عبدالرحمن خان لب بسخن نگشوده ساکت بودند که\nجنرال ایوانوف وعدۀ حرکت او را جانب تاشکند بيك ساعت قبل از ظهر فردا قرار داده رخصت باز گشت\nمنزلش نمود واو وارد منزلگاه خود شده عمو زادگانش را با همدمان ایشان سر مست باده خواب دیده متأسف\nگشت که عم او را بدل ندارند که بخواب بستر خوابند و از تمامت مضویان عیال و اطفالش را با پروانه خان\nوقره العلیخان بیدار و با چشم اشکبار مشاهده کرده دیگران را خفته یافته متحسر شد و با خود گفت که ایشان را\nچون جان پرورش داده و از سالها بار مؤنت ومعیشت همه را بر ذمت خویش نهاده وزحمت و مرارت کشیده ام اينك\nهمه را از خود و فراموش و با غفلت هم آغوش می بینم وقدری ازینگونه فکرها بپای برده بعد عیال و اطفالش را\nتسلی داده وصیت و نصیحت چند فرمود که اگر خودش گرفتار گردد بر طبق وصیایش رفتار کنند و پس ازان\nسامان سفر ساز کرده بوقت موعود عرادۀ اسپی حاضر آمده با پروانه خان ونجم الدین خان در کالسکه نشسته اول\nنزد نائب جنرال ایوانوف رفته او را مشغول نوشتن یافته از بخوابی شب اجازت استراحت طلبیده با وجود شور\nلشکر خواب از کثرت اندوه زیاده برد و نیم ساعت نغنودو برخواسته آهنگ راه پیمودن نموده کالسکه اش را\nاز پیش روی منزل سردار شیر علیخان قند هاری و رفیقانش عبور دادند که با و نمايند كه سردار عبدالرحمن\nخانرا بروفق قرار داد ایشان محبوس در تاشکند میبرند اما سردار والاتبار از دیدار آنان چسان برآشفته\nمو بر اندامش راست گشت که میخواست حمله کرده همه را از دم تیغ بکشد و لیکن خود داری نموده\nنظر بفراز ونشیب جهان حرکت بجا نکرده خود را تسلی داد که شاید هنگامی باده مرام بکام وصید آرزو\nبدام آید و تا دو ساعت کرفتار اینگونه افسوس و حسرت ره نورد بود تا که با ندیشه های صواب خاطرش را\nاز اضطراب آسوده ساخت و چون وارد تاشکند شد در منزلیکه بيك لك منات تعمیر و پرداخته شده و جای","chars":3646,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00356.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/356","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/356","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}