{"book":"adl0009","page":318,"text":"(۲۱۱)\n( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت مستقلۀ اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )\n(۱) تجاهل و نمودن\n(۲) چوئی اسب واشتر لنگد زدن\nو بعرض رسانید که باعث این تجاهل (۱) آزار و اذیتیکه از سردار محمد سرور خان در وقت حکومتش بقندهار از وی دیده بودم بود اگر نه اینقدر لا يعقل وجاهل نیستم که بندۀ را تکلیف کار خدائی کنم خلاصه روز دیگر خودر انادان از انجا رهسپر گشته در عرض راه از وزیدن باد زحمت زیاد دیدند و بنزديك منزل رسیده شخصی از جانب شاهجهان و دوست محمد نامان که رئیس قوم و باهم پسر عم بودند حاضر رکاب ایشان شده خبر داد که سردار امیر خان ملقب بشاهجهان از راه پذیره پیش می آید میباید که در وقت رسیدن او از اسب فرود کشته باهم مصافحه نمائید و پس از خبر دادن فرستادۀ مذکور خود شاهجهان بشکل عجیب و هیکل غریبی بر ماکیانی سوار در رسید و از آواز درای که برزانوهای ماکیانش بسته بود اسب امیر محمد اعظم خان رمیده در جوئی (۲) افتاده بسردار عبدالرحمن خان گفت که کاری کنند که اسب او از جوئی باز ماند و او بمزاح جوابداد که درین دوامیر قدرت سخن گفتنم نیست باری اگر انعامی عطا شود کاری خواهم کرد و او شمشیری باو بخشیده بعد سردار والا تبار بهانه اینکه با او پیشتر رفته غذا و طعامی آماده نمایند شاهجهانرا از محش کنار کرده بجانب قلعه بالو رهسپار شد و قنبری او را دور کرده جنب خانه‌اش فرستاده بوی گفت که من برکفیت چیزی اسباب و قند گرفته از قضا در رسم و شاهجهان نام قند را شنیده مشعوفانه تنها راه برگرفت و سردار عبدالرحمن خان با محش با هستگی از عقب او وارد قلعه شده از اسب فرود گشت و اورا جستجو کرده در خانۀ خس پوشی یافته گفت از چه نزد امیرو حاضر گردیده تهیۀ مهمانی نمیکنی او در جواب گفت که اسباب مهمانی را آماده کرده گسله ام که بزی را از صحرا آورده ظرفی برای پختن آن از دیهی گرفته هیزم از کوه فرود آرند و فردا نصف روز حاضر خواهد شد پس ایشان علوفه از دیگر قلعه خریده شب را بسر بردند و از حال شاهجهان جویا گردیده مکشوف داشتند که او پادشاه و صاحب اختیار آنمردم است و در وقت کوچیدن شاهجهان حاضر شده ایشانرا تسلی واطمینان خاطر داد که در منزل دیگر دوست محمد نام پسر عم اوست نزد او فرود شوید و ایشان راه خانۀ دوست محمد را فروگذاشته طریقی دیگر اختیار کردند و شاهجهان را راه نما با خود برداشته و یکمنزل در میان بدامنۀ کوهی رسیده روز دیگر داخل درۀ آن کوه شدند و بخرابه نزول کردند و درینجا دوست محمد مذکور با دو هزار تن بعزم آزار شان بدهن دره رسیده اقامه گزید و کسی نزد ایشان فرستاده پیام داد که چرا دشمن او را راه نما با خود همراه گرفته اند میباید او را بدست دهید و بخانه‌ام بروید والا هرچه خواهم بکنم و نیز چند تن را امر کرد که هر قدر بتوانند از مال و اسباب ایشان بدزدند چنانچه دست سرقت دراز کرده دوتن از ضرب گلولۀ تفنك هلاك شدند و مابقی گریخته شاهجهان از بیم آنکه مبادا او را بدست دوست محمد بدهند گریخته بکوه بالاشد و ایشان که علوفۀ زیاده برکفاف همین شب را با خود نداشتند و آنراهم تمام کردند خواستند که شب در آنجا نبوده راه برگیرند پس شاهجهان را از کوه فرود آورده برهنمائی او رهسپار گردیده بامدادان بقله کوه رسیده از آنجا بدون توقف با وجود شدت سرما عنان بازنکشیده عصر در دیهی خالی از مقیم نزول کردند و شاهجهان را که با مردم ده که اینوقت بقشلاقهاش رفته بودند معاندت و دشمنی در میان بود بخواهش خودش که مبادا کشته شود رخصت مراجعت داده رو بقشلاق اهل ده نهادند و هنگام غروب آفتاب راه نزديك كرده مردم قشلاق بخیال اینکه خصم ایشانند دو هزار تن از راه مدافعه درهای کوه را گرفته استوار بسد راه ایستادند و تفنك جانب ایشان کشاد دادند و چون بعد از پرسیدن ایشانرا بشناختند و از راه پذیره پیش آمده با عزاز و اکرام در قشلاق خود بردند و دو روز در آنجا مهمانی بسریده وارد فوشنج شدند و در اینجا شنیدند که حاکم فوشنج چهل هزار روپیه از وجوه مالیات تحصیل کرده و هنوز در قندهار نفرستاده و بجز پنج نفر نوکر دیگر کسی با خود ندارد پس سردار عبد الرحمن خان بسوادید محش بعزم تاراج رو بمحكمۀ حاکم نهاد و او از چند تن نوکران امیر محمد اعظم خان که کربکوه نزد حاکم مذکور رفتند بر عزم سردار عبدالرحمن خان آگاه شده در شب چهار صدتن از مردم آنجا نزد خود خواسته بمحافظت و خود داری پرداخت و سردار والا تبار بمدلول مرام بازگشت و از آنجا وارد کاریز وزیر گردیده دو روز درنك نموده سادات فوشنج از راه سلام حاضر شده ایشانرا ملاقات کرده بخانهای خود رفتند و ایشان راه برگرفته در منزل الغوك واز انجا دو منزل قطع نموده","chars":3844,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00318.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/318","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/318","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}