{"book":"adl0009","page":285,"text":"(۲۷۸)\n(جلد دوم) (ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان) (سراج التواریخ)\nبمعاضدت عصمت الله خان و ارسلاح خان بتاوان خود سردار ولی محمد خانرا دفع کرده بدینجا غفلت شهر و مدافعت\nسردار محمد اعظم خان پردازم وازین گفتار سردار محمد یوسف خان تمامی بسردار ولی محمد خان خبر داده او از قصه که\nاندیشیده بود دست باز کشیده بسردار محمد اعظم خان بر خلاف احوالی که فرستاده بودند پیام داد که تدبیری که اندیشیده\nبودم تقدیر مساعد و معاضد آن نگشت زیرا که سردار محمد یوسف خان آگاه کشته طریق مخالفت برداشته است\nاکنون میباید فسخ عز م کرده از داعیه که در سر داری در گذ شته طریق معا ودت سپاری چنانچه او از پیام\nسردار ولی محمد خان حوست وزر مندا قرو گذاشته داخل علاقه تیرا شد\n\nرسیدن نامه سردار عبد الرحمن خان بسردار محمد اعظم خان ( رسیدن نامه سردار عبد الرحمن خان )\nاز بخارا بسردار محمد اعظم خان\nو مقارن انحال نامۀ سردار عبدالرحمن خان از بخارای شریف بسردار محمد اعظم خان رسید که از راه سواد\n(۱) نسخه بدل سواد مشهور بسوات که مشهور بسوات است و چترار و بدخشان جانب بلخ میرسد بیار سد و همچنین طریق ارسال رسائل را با افواج\nمقیمۀ ترکستان کشوده روی دل همه را بسوی خود کرد و سردار محمد اعظم خان بر وفق نامه سردار عبد الرحمن\nخان از تیرا راه سوات (۱) بر گرفته وارد منزل آخوند بیکی صاحب شد و از وی دعای خیر حاصل کرده از راه باجاور\nو کنر نقصان وارد صفحه بدخشان شد و همدرین اوقات سردار عبد الرحمن خانرا نیز هوای مراجعت از بخارا\nدر سر افتاده خواست که داخل ترکستان منطقه افغانستان و از انجا عازم کابل شود\n\nرخصت مراجعت خواستن سردار عبدالرحمن خان ( رخصت مراجعت خواستن سردار عبدالرحمن خان از امیر مظفر خان )\nتفصیل این اجمال اینکه سردار عبدالرحمن خان از غربت سفر و ندیدن روی پدر و مادرش بغایت متغسر و متحسر کشته\nعریضه مرقوم و مصحوب ناظر حیدر خان و کیدان نصیر خان در سمرقند نزد امیر مظفر مرسول داشت که رخصت\nمراجعت حاصل نمایند و میر شب و قاضی و رئیس شهر بخارا از عرض و استدعای او آگاه کشته پیام عتابانه بسردار\nعبدالرحمن خان فرستادند که چرا بدون اجازت ایشان عرض پرداز حضور پادشاه شد و او جواب داد که جزا ز خود پادشاه\nبکسی از نوکرانش اعتنا ندارم که در امر خویش پیش او رفته مشورت وانجا زت طلبم و فرستاده ایشان در جواب\nسردار سعادت اطو از گفت شما که اعتنا بکار پردازان و به سر پرامارت ندارید ایشان در حال کس فرستاده فرستادکان شمارا\nاز بین راه باز آرند و او بر آشفته فرمود که اگر فرستادکان مرا مراجعت دهند هم انه بدون امر واجازه پادشاه رو براه\nخواهم نهاد و آن وقت جواب پیام درشت خودرا میرشب و قاضی و رئیس شهر خواهند داد و فرستاده مذکور\nاین گفته سردار عبد الرحمن خان را نزد آقایانش گندرائیده ایشان که فرستادگان سردار باوقار را از عرض راه\nبخارا برگردانیده بدرب شهر رسانیده بودند از خوف وا گذاشتند که عریضه او را در سمرقند رسانند و پادشاه\nجواب عریضه او را نداده حاملانش را معطل داشت تا که عریضه دیگر مصحوب سارجن میجر علی عسکر خان\nبیات فرستاده رخصت حاصل کرد و امیر بخارا پس از اجازت دادن مراجعت سردار عبدالرحمن خان منشوری\nبنام قوش بیکی اصدار فرمود که از نوکران سردار موصوف بپرسد که با اقای خود میروند یا قبول ملازمت پادشاه\nکرده در بخارا اقامت میکزیند و قوش بیکی بنابر آنکه منشی حضور پادشاه جنس و نوع نوکران سردار موصوف\nرا تمیز نکرده فرمان نگار داده بود کس نزد سردار عبدالرحمن خان فرستاده تمامت نوکرانش را که از ور و بر تافته\nنزد پادشاه بخارا نوکر شده و منظور از صدور فرمان مزبور ایشان بودند و دیگر انرا که نزد خود سردار موصوف\nبودند طلبید که ابلاغ امر نماید و سردار رفیع مقدار ازین پیام قوش بیکی هراسناك شد که نیمه او را کنار کرده\nخودش را محبوس خواهد کرد بنابران بفرستاده محمد شاه خان قوش بیکی فرمود که امر عالی را میباید در همین\nجایئو کرانم ابلاغ نماید و او نپذیرفته در جواب گفت حکم قطعی آنست که سه تن غلام و یکتن طباخ و یکتن مهتر\nنزد شما بوده دیگران همه رفته امر عالی را بگوش دل بشنوند و سردار عبد الرحمن خان بنهایت و ریکه کرده بود\nبگفته خویش محکم و استوار شده سخن بمشاجره کشید و تبعه سردار و الا تبار از مناقشه جانبین بر آشفته هر کدام","chars":3582,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00285.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/285","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/285","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}