{"book":"adl0009","page":283,"text":"(٢٧٦)\n( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )\nطلبید و خواب خویش را که دیده بود بوی بازداشت که دو کلب گزنده حمله کرده هر کدام از یك پایم گرفته مرا میدرند\nو نیز گفت که تمامت سپاه از شدت محاربه شب خسته اند اگر ترك مقاتله امروز را از امیر استدعا نمائی اقرب بصواب\nو ابعد از اضطراب است و او بازگشته از همدر سخن آغاز کرد تا که بموقع مناسب از طرف خود سخنان سردار محمد علیخانرا\nبمعرض بیان آورد و امیر شیر علیخان بر آشفته فرمود که یقین است محمد علی را آهنگ جنگ نیست پس او امروز\nدر یجا نشسته تماشا و نظاره کند که من محاربه کنم و سردار محمد علیخان ازین سخن بخود پیچیده پیش دوید و زمین\nادب بوسیده عرض کرد که اینك آماده کار زارم و بجان منت دارم که اجازت یافته جان بخدمت سپارم اینرا گفته\nو دست دعا برداشته اذن جنگ خواست و آهنگ پیکار کرده سردار محمد ابراهیم خان و سردار محمد رفیق خان را باشش\nفوج از پیاده نظام و اکثار از سواران کشاده و چند عراده توپ جانب میسره در مقابل سردار محمد شریف خان جای\nایستادن فرمود و خود با گروهی از سوار و پیاده طرف میمنه بمقابل سردار محمد امین خان جای گزید و قلبگاه را\nباعلیحضرت پدر والا گهر گذاشت و روز عاشورا نائره قتال شعله ور گشته با تمام آلات حرب بروی کار بود و روز\nیازدهم ماه مذکور بشیخ مزبور صفوف جنگ آراسته شده سردار محمد علیخان رو بجانب شکر سردار محمد امین خان\nنهاده چون رك جانش از سمخن طعن آمیز پدرش خراشیده بود بی باکانه با سردار محمد امین خان در آویخت و از دو سو\nنارۀ جنك شعله ور گشته سپاه جانین فراوان خون همدیگر ریخت و در اثنای گیر و دار هر دو سردار با هم مقابل و دو چار\nشده ناگهان گلوله تفنگچه بشقیقه و ضرب شمشیر از طرف داران سردار محمد امین خان بدست سردار محمد علیخان\nرسیده از زین برزمین افتاد و جان داد و همچنین سردار محمد امین خان ر از فیر و گشاد دادن تفنك فوج لعل کرتی\nگلوله در بالای ناف رسیده از پشتش بیرون جسته بخاك نشست و از زین سرنگون گشته هلاك شد و سپاهش نیز از حمله\nجنرال شیخ میر و فوج مذکور پشت بجنگ داده رو بهزیمت نهاد و در بحال اسپ سردار محمد علیخان گسیخته عنان\n(۱) دوال وا توخته دوال (۱) بازین واژون ویال پرخون در درون و بیرون حربگاه بپویة راست دویده بچشم امیر شیر علیخان\nمتولسه لگام افتاد و آه حسرت آمیز از نهادش برآمده گفت این اسپ محمد علیست البته گزندی بدو رسیده که مرکبش چنین در\nکه بدست دوید نست و حاضرین زبان تسلی کشوده عرض کردند که محتمل در تکاپو سستی کرده او را فروهشته سوار جنیبه\nسوار میبندد اش شده باشد بعد امیر شیر علیخان بالای توپ بزرگ سردار محمد امین خان که بفر از پشته مشرف بآسیاب هراره\nبالا کرده بود حمله کرده توپ مذکوز را متصرف شده خودش با توپ مذکور لشکر سردار مزبور را بزدن گرفت\nتا که تمامت سپاه قندهار از راه هزیمت رو بفرار نهاده خبر قتل سردار محمد امین خان را شنید دست از توپ زدن\nباز کشیده از سبب بی صاحب دویدن اسپ سردار محمد علیخان زیاده تر مضطرب گشت و بتفحص حال وتجسس احوال\nاو افتاده از حاضرین همی پرسید تا که شنید که وی جراحت خفیفی بدست یافته از سواری اسپ رو بر تافته است\nو ازین خبر بغایت مشوش گشته سوار از قفای سوار فرستاده تفرس احوال میکرد و از هرکس همی شنید که او\nجراحت سبك یافته رو از صحت برنتافته است پس ازان امر کرد که محفه خاصه شاهی را برده اور ابحضور آرند و خود\nمقصد رسیدن او نشسته بود که حاضرین از کشته گشتن او آگاه گشته بعرض رسانیدند که آوردن جسم مجروح اورا\nدر بخاو کشودن جراحتش و بازبستن آن از سبب حرارت هوا باعث عسر وحرج وی میشود همیگاه اعلیحضرت والا در\nخیمگاه تشریف برده در انجا جراحت او را مشاهده فرمایند اولی خواهد بودو او عرض ایشانرا بگوش قبول شنیده وارد\nلشکر گاه شد و در خیمه سردار محمد علیخان از اسپ فرود آمده بستر خواب خاصه خویش را طلبیده بدست خود بگسترید\nو اسباب جراحی خود را کاما کنون بجراحتی نرسیده بود خواسته و آماده کرده چشم بانتظار رسیدن جگر بندش نشست\nتا که محفه که نعش سردار مقتول در ان و رویش پوشیده بود هویدا شده بی تابانه سوال کرد که چرا پردهای محفه\nرا فرود آویخته اند و هنوز جوابی نشنیده بود که محفه نزد دیگر رسیده پاهای سردار مقتول را بیرون دیده\nبی اختیار برخاسته راه استقبال برگرفت و در بحال جنرال ولی محمد المشهور به ولو که با جنازه بود بناله وفغان\nزبان کشوده گریه کنان گفت که خانه خود و بیگانه را خراب کردی وازین گفتار او تمامت سپاه و حاضران\nدر گاه فریاد و فغان نموده خصوصاً میرزا عبدالرزاق خان مستوفی دست بسر و صورت خویش زده ریش بکند و به","chars":3874,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00283.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/283","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/283","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}