{"book":"adl0009","page":263,"text":"(٢٥٦)\n( جلد دوم ) ( ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )\nخوفی و درشت گوئی کرده سردار با اقتدار را بخشم آورد چنانچه ریش و بروت او را امر کندن کرده امردش\nساخت و سرمه برچشم و وسمه بر ابرویش کشیده موی ریش و سبات او را در خریطه زرینه انداخته بدستش داد\nو گفت اينك جواب میر خویش بر گیر و برو و هم فلکاه کشکان را بوی نمود که اسیران دران بپاسا رسیده\nبودند و پس از رخصت مراجعت دادن قاصد مذکور فوراً دو فوج پیاده هشت صدی و دو هزار سواره نظام\nو بیست بیرق یکصدی پیاده ساخلو و هزار سوار ملکی از مردم اوزبك و دوازده ضرب توپ قاطری را بسر کردگی\nکپتان محمد زمانخان و کپتان سکندر خان و نائب غلام احمد خان از خان آباد جانب تالقان کميل فرمود\nو امر کرد که فرستاده ریش و بروت بباد داده میر جهاندار شاه را با خود برده بوی سپارند و نیز فرمود که از افواج\nمقيمه تالقان فوج سواره و يك فوج پیاده نظام را با پیاده ساخلو و شش ضرب توپ قاطری با خود همراه گیرند\nچنانچه ایشان وارد تالقان شده فرستاده میر جهاندار شاه را رخصت رفتن نزد آقایش داده بعد افواج مذکوره را از انجا\nهمراه گرفته کوچا کوچ وارد فرخار شدند و درینوقت فرستاده معطون نزد میرمذکور رسیده خریطه ریش و بروتش را\nنزدوی گذاشته ماجرا باز داشت و میر از تقریر او آشفته و دلگیر گردیده اسب و سلاح خواسته بآهنك خان آباد سوار اقعی\nرا آواز داد و هنوز سوارانش فراهم نشده بود که سوار چاپار از کوتل براه تهوش رسیده خبر داد که لشکر جرار افغان\nوارد فرخار شده مردم اطراف آنجا از راه مسالمت پذیره اش کردند و امرو نهی افسرانش را بگردن اطاعت نهادند\nواينك چون از بهار و سیل کوهسار از پی در خواهند رسید و میر جهاندار شاه گفتار مرد چاپار را اعتبار نکرده سرگرم\nتهیه سوار بود که نامه سالار لشکر سرمدار عبد الرحمن خان برایش رسید و از راه طعن وطنز نگار داده بود که\nمژده باد ترا که باسیران رفته از جان وارد شدیم و نزديك است که داخل مهمان خانه ات شویم پس میر جهاندار\nشاه را علم برسیدن سپاه کینه خواه حاصل شده خوف ورعب در دلش جای گرفت و آقسقالا نیکه نزدش حاضر\nبودند ملامتش کرده گفتند که پدرت بواسطه دختر دادن خود را از حمله لشکر افغان ایمن ساخته بود و تو بیام\nجسورانه بهیچو شخص چانه جو فرستاده خود را بباد تاراج دادی چنانچه بيك پیام درشت پشت بر پشت لشکر\nکاشت که خود بچشم سر می بینی اکنون چاره کار میباید کرد و میر جهاندار شاه که خود را گرفتار صد گونه عنا\nمشاهده میکرد از آقسقالان مشوره تدبیر جست و گفت که شما باید رم همراز بودید که حل مکاره می نمودید\nحاله نیز تدبیر نمائید که ازین بلای ناگهان مأمون شویم و ایشان صواب چنان دیده گفتند که برادرت را با بیست\nتن از بزرگان بدخشان و دو هزار اسب و چهل تن كنيز و چهل تن غلام و دیگر اقشه نفیسه از نسج چین و ختای\nاز قبیل قالین های ابریشمین واطلس وظروف واوانی هر قدر که موجود شود برسم هدیه و ارمغان همست برادر\nخویش پیش سردار عبد الرحمن خان فرستاده و عذر نامه نیز نگار داده یکی از خواهران و یادختران بنی اعمامت را\nاگر بپذیرد بزن وشوهری بوی دهی باشد که ولایت بدخشان از صدمه لشکر افغان ایمن مانده باز گردند والا\nمانند میر اتالیق آواره را رفیق خواهی شد و او بصوابدید آقسقا لان برادرش را با تحف و هدایای مذکوره\nفوق وسواره بسیار و خدمه و آقسقا لان و پیاده اسپ گیر که تقریباً بسه هزار تن میرسیدند از فیض آباد جانب\nخان آباد نزد سردار عبد الرحمن خان گسیل کرد و نیز مکتوبی با فسران سپاهیکه وارد فرخار شده بودند نوشته\nبا تحفه وهدیه برای هر يك جداگانه فرستاد که تا رسیدن برادرش نزد سردار عبد الرحمن خان و معلوم شدن آن در\nهر جا که وارد شده باشند درنگ کرده آهنك راه پیمودن نکنند بعد هر امریکه سر دار عبد الرحمن خان فرماید\n(۱) در اصل بجای آرند و برادر او در منزل کلغکان (۱) یا کلو کان که منزل سوم از منازل داخله خاك بدخشان است بالرووی ظفر\nغلغکان است شکوه ملاقی گشته بر طبق استدعای میر جهاندار شاه لشکر پادشاهی در انجا توقف کرده از ایستادن وعنان باز\nکشیدن خویش و رسیدن برادر میر جهاندار شاه نزد سردار عبد الرحمن خان عریضه فرستاده آگاهی دادند\nو مترصد امر او نشستند و پنجاه سوار نظام جهت حفاظت و احترام برادر میرمذکور باوی همراه کردند و چون\nمشار اليه نزد سردار معظم اليه رسیده شرف باریافت و هدایای خویش پیش کشید مورد تلطف و تفقد گردیده\nبعد عذر نامه برادرش را مؤدبانه بر کرسی نهاده زمین ادب بوسه داده برپای ایستاد واو نامه را گشوده یکی از","chars":3782,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00263.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/263","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/263","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}