{"book":"adl0009","page":191,"text":"(١٨٤)\n( جلد اول ) ( ذكر وقايع ايام پادشاهی فتح جنك ) ( سراج التواريخ )\nخان فرستاده بدينواسطه رشته اتحاد و دوستی را بآن سردار موصوف استوار نمود و از یمتی شاه فتح جنك بغايت ناتوان\nو دلتنگ گردیده جهان را بدیده اعتبار تیره و تاريك مشاهده همی نمود اما بدخویی و بدپیوستی چندین بکاول را با مدن\nلشكر انگلیس از راه خون خواهی مقتولین شان مژده احتمالی میدادند دلش قوت یافته استوار میگشت چنانچه دست\nاز قلعه داری باز نداشته مكتوبات عدیده از پی هم در جلال آباد نزد جنرال پاك فرستاده با مدن کامش دعوت همیکرد\nتا که اسباب و آلات قلعه داری او تمام شده هيچ نماند و در چنین حالت نيز ميرزا ابراهيم خان منشی باشی و میرزا حیدر\nعلیخان لشکر نویس و خوانين درانی و فوج هندی و مردم بالاحصاری از عرب و غلام خانه و حبشی که مشغول\nقلعه داری بودند شاه فتح جنك را دلداری مینمودند چنانچه درويش محمد خان بن حاجی خان و محمد هاشم خان عرب\nو غيره خوانين بالاحصاری بیومیه حاضر دربار شاهی شده خاطر جمعی میدادند و او از گفتار ایشان نیرومند شده\nباتفاق سردار عنایت الله خان و عظيم كل جان عرض بیگی و سردار سکندر خان وصمد خان بادوزائی و محمد عمر خان\nباميزائی و خواجه خانجی معروف بشيخ همراز یعنی همراز عاشقان و عارفان كابل و پسران او و مير آفتاب و سپاه هندی و مردم\nبالاحصار در عالم نیستی پای هستی همی فشردند تا که مدت محاصره بجهل روز کشید و در مدت هر روزه سردار\nمحمد اکبر خان و نواب محمد زمان خان بر بالاحصار حمله كرده با مردم قزلباش و كابلی و كوهستانی و غيره برج عقابین\nمعروف ببالا برج و حال موسوم ببرج يكلا خوی را که ببالا حصار مشرف است گرفته نائب هنگام مقابله مينمودند\nو هم هفته وار بواسطه و میانجی گری نائب امین الله خان و محمد شاه خان و كالتا از راه صلح انگيزی در بالاحصار آمد\nشد نموده از جانب شاه فتح جنك ميرزا ابراهيم خان منشی باشی و میرزا حیدر علیخان لشکر نویس سوال و جواب\nبا ایشان کرده بعد از قرار داد امری معاودت ميكردند تا كه از طرف انگلیسان اثری ظاهر نگشته قورخانه بکلی\nمعدوم الاثر گرديد و از بعض شهرين نيز آگاه شده سردار محمد اكبر خان و نواب محمد زمان خان قدغن كردند\n(١) كه كسی مثقال از باروت و سرب در بالاحصار نبرده ازین امر یکنفر منشی از اهل هنود تخلف ورزيده ابتدا نمك باروت نقل عهد نامه\nوزير محمد در بالاحصار میرسانید و سردار محمد اکبر خان خبر یافته ویرا ماخوذ وعقيد ساخت و بعد از حبس مدتی مذکور\nاكبر خان مذهب اسلام را برضای خود قبول كرده بعد از اسلام آوردن رها داده شد و بعد از ان نواب شجاعت علیخان\nدیوان بیگی از سر کار نواب نجيب الدوله بباروت ساختن پرداخته در اندرون بالاحصار شوره و زغال بهم رسانیده\nاندك اندك اجرائی كار همیکرد و در پی آن همی بود که کارخانه فیروز سازی احداث نماید ولی هنوز دست بکار نبرده\nبود که سردار محمد اكبر خان بتوسط حاجی علیخان نقب زن بختياری اساس برج مجیدو را شگافته از صدمة\nباروت رخنه در ديوارش انداخت و با یاران و یاوران خویش یورش برده چون شاه فتح جنك فوراً برتخه گیری\nپرداخته از چوب و كلوخ رخنه برج مذکور را بربست كاری از پیش نبرده باز گشت نمود و محاصره قلعه کیان را\nباز شدت خشم سخت تر فرمود وشاه فتح جنك عرصه را بغايت تنك ديده ناچار طريق صلح اختیار کرد و بتوسط\nنائب امین الله خان و محمد شاه خان و قاضی سید احمد خان بالاحصاری امر را چنان قرار داد که خودش پادشاه\nو سردار محمد اكبر خان وزيرش بوده بصلاح و صوابدید هم كار سلطنت را منتظم دارند و سردار محمد اكبر خان\nقرارداد او را قبول كرده در حاشیه قرآن مجید این عهد نامه را (۱) نگار داده نزد فتح جنك فرستاد كه در يتوقت\nخجسته بخت گیرندگان سپهر مکان سلطان ابن السلطان والخاقان ابن الخاقان سلطان فتح جنك شاه من بنده درگاه اله\nمحمد اكبر خان بن امير دوست محمد خان را برتبه وزارت خود سرافراز فرمودند بپاس تسكين خاطر او وثيق\nباطن و ظاهر خویش عهد كردم و آنرا مواثق نمودم بخدای واحد لاشريك عز وجل و محمد رسول او تعالى وهمه\nپيغمبران و چهار يار كبار وائمه اطهار رضوان الله عليهم كه سلطان ممدوح را از دل و جان بپادشاهی شناسم و اطاعت\nاو را لازم شمارم و بدون از وی دیگری را پادشاه نه پندارم و بجز طريق خدمت دين و دولت راهی نسپارم\nو سر و جان و مال خويش را از خدمت سلطان ممدوح مضائقه ندارم و بكاريكه شايسته و شاین پادشاهی مباشد اقدام نکنم\nو محکوم حکم سلطان ممدوح بوده امرش را برخود و ملت و لشكر نافذ دانسته بل واجب ولازم شمارم و هر که\nسلطان ممدوح را بپادشاهی نشناسد و از حکمش سر باز زند منکه محمد اکبر بن امير دوست محمد خانم دشمن سر","chars":3858,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/00191.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/191","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/191","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}