{"book":"adl0009","page":1073,"text":"(۱۰۴۳)\n(جلد سوم)\n(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان)\n(سراج التواریخ)\n\nو وظیفه برای بازماندگان ایشان مرحمت میشود عرض و راز حضور انور شده از مدت بر سال بودن آن التماس کرد\nو حضرت والا بخط خاص نوشت که بدر و مادر مقتول باوقات زندگی و پسرتا کبیرشدن او ریش برآوردن و دختر تا\nشوهر کردن داده شوند و بعد موقوف گردد و محمد بن ایام ان دریل جارج ترزن وزیر باکشت لندن که و رووش\nدر کابل از پیش بشرح رفت امور یرا که مامور انجام آن شده بود با حضرت والا انجام نموده از راه قندهار رخصت\nباز گشت بجانب هندیافت و در روز دوشنبه سوم ماه جمادی الثانیه با میرزا محمد حسن خان برادر میرزا محمد حسین خان\nکوتوال و سر دفتر سنجش که مامور خدمت و مهمانداری او بود از کابل راه منزل مقصود بر گرفت\nو هم در روز چهارم ماه مذکور حضرت والا باد شه گل خان بن رحمت شاه خان مرحوم وزیر را تفقد و مرحمت\nنموده به پاه تن پیاده را مجاز دولت تنخواه می بردند و در تحت اسپردز مرور مذکوز اوطریق خدمت\nمیپردند بر حال و تفویض وی فرمود و محمد بن هنگام بیست و دو تن از (۱) دیروان و نهی دستان مردم هزاره\nاز راه بدبختی و کم سعادتی روی خواری بسوی شالکوت نهاده صدباشی نور گل خان بفرمانیکه بنام همه حکام\nولایات و محافظین بنادر چنانچه گذشت اصدار یافته و قدغن اکید رفته بود نماز همی بندر یکه احاد و افراد مردم\nهزاره جانب ممالک خارجه عبور کنند محافظ آن بندر را حکم قتل است بباز داشتن آنها از رفتن در شالکوت پرداخته\nو هزارگان که دست از جان شسته بودند طرح جنگ انداختند تا که نظر تبانی از ایشان کشته گشته و دوازده نفر از راه\nفرار داخل خاك خارج از سرحد مملکت شدند و نایان اسیر و دستگیر گردیده با غل و زنجیر در قندهار فرستاده شدند\nو کدهدای قریه غیاث آباد که نظر نام طفل او را در قلعه خود جای داده و او هزارگان مذکور را با خود در شالکوت\nمی برد با میرفاشی عبد الشکورخان با گرفتارشذگان هزاره محبوس گشت و همچنین غلام حسین نام هزاره نه تن از\nهزارگان بی آب و نان را که در وادی حرمان سرکردان همیگشتند با خود برداشته از قندهار جانب شالکوت وجهه\nهت برفتن نگاشت و از موضع میل در گذشته با همراهانش گرفتار دست محافظین بندرکات گردیده در قندهار بر آورده\nشد و قاضی عبد الشکور خان هم را محبوس و روانه کابل نموده اکثر دوزخمان ببردند و هم درینوقت نجم الدین\nوشمس الدین نامان قوم علی زائی از مردم افغان درانی که در فوج پیاده نظام جدید مردم مذکوز سالك مسلك\nخدمت دولت شده بودند از راه ترك اطاعت با سلاح دولتی که با خود داشتند جانب شالکوت فرار کردند و اجنت\nبلوچستان سلاح هردو تن را گرفته در قندهار فرستاد و خود ایشان را در خاك مقبوضه دولت انگلیس مطلق العنان\nفرمود که هرکس میخواهند بکنند و هرجائیکه بخواهند بروند و محمد ین ایام سید حسین نام شیخ السادات از مدینه\nمنوره بعزم حصول منفعتی روی امید بسوی آستان ایندولت نهاده چون وارد پشاور شد عریضه نگار پایه سریر\nسلطنت گردیده استدعای اجازت آمدن در کابل و تقبیل سده علیا نمود و حضرت والا که او را میشناخت و رایگان\nاندوخته بیت المال را بکیسه آرزو و آز هر شخص مجهول الحالی نمی انداخت در روز هفتم ماه جمادی الثانیه فرمان\nفرستاده نگار داد که در کابل نیامده راه خویش جانب جایکه دارد پیش گیرد و محمد ین وقت دو سیر وزن کابل\nیاقوت که از کان جگدلك حاصل شده بود با مر حضرت والا در چند تره کرنیل غلام رسول خان از سال کر دیده\nفرمان شد که بفروشد و همدر روز مذکور ماه مزبور حضرت والا در مرحمت و نوازش را روی عبد الوهاب خان\nو عبد الواحد خان برادرش که از هند چنانچه گذشت بفرمان اجازت در کابل آمده بودند بگشوده\n\nذکر\nمراجعت\nلارد کرزن\nجانب هند\n\nبرحال شدن\nپیاده گان\nرحمت شاه\nخان وزیری\n(۱) زبون\nعاجز و\nخوار و\nضعیف\n\nشرح حال\nهزارگان\nدست شسته\nاز جان\n\nذکر واقعات\nمتفرقه این\nهنگام\n\nدر سالی هزار و شش صد روپیه برای عبد الوهاب خان و هزار روپیه برای عبد الواحد خان باهم\nتنخواه معین فرمود و هفتصد روپیه برای عبد الهادی خان و هشت صد روپیه برای عبد القادر خان\nو چار صد روپیه برای عبد العزیز خان برادران ایشان و چار صد روپیه برای عبد الحکیم خان\nپسر عبد الوهاب خان که هنوز از هند نیامده بودند مقرر نموده فرمان کرد که برای هم چهازتی نامبر کار گذاران\nایندولت که در هند مقیمند حواله بدهند و این عبد الوهاب خان در زمان کار حکومت هزاره دای زنگی و عبد الواحد\nخان بحکومت کتراب مأمور شده چنانچه بیاید هر دوتن خیانت ورزیده گرفتار سلاسل واغلال سیاست گشتند\nواز آنسوی سردار شیر محمد خان حکمران جلال آباد با مر و فرمان حضرت والا و اشاره سپهسالار غلام حیدرخان\n\nذکر ورود\nمستوفیاتی در\nجلال آباد\nو مذاکرات\nاو با سپهسالار","chars":3920,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/01073.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/1073","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/1073","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}