{"book":"adl0009","page":1057,"text":"(۱۰۲۷)\n( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) (سراج التواريخ )\nهشتاد روپیه کابلی بامر حضرت والا ازبابت سیرخان مامور فروش بادام جبه زاد وتوشه راه گرفته با محمد کریم\nخان پسر محمد حسن خان ومادر او که هردوتن نیز اجازت آمدن حاصل کرده بودند از پشاور روی بسوی کابل\nنهاده پس از وصول بمأمول در سایه حمایت دولت آسوده حال جای تر دند و همدرین ایام باز محمد خان گماشته این تکامل رسیدن\nدولت که در بمبئی مقام داشت سه صد و یازده توپ ماهوت بامر و فرمان حضرت والا بهیجده هزار وشصت و پنجروپیه ما هوت و\nانگلیسی جبه لباس سپاه نظام خریده بتدریج در کابل فرستاد و هم اتوامیکه از فرنگستان ودولت انگلیس خریده اتواب دولتی\nشده بودند از هند رهسپار کابل گردیده پی هم رسیده داخل توپخانه دولت شدند از آنسوی نجیب (لی گیرال )\nو ( اف استا کیتان ) و ( امگرسکا ) نامان افسران فوج سرحدیه دولت روس با دویست تن از پیاده نظام که\nهزار تن در موضع غند مامور اقامت کرده و هفتصد تن را از راه شاخ دره امر قدم پیش نهادن نموده بودند وارد\nموضع خرگوشی شدند و هم هزار تن دیگر در موضع مرغابی فرود شدند وافسران افغانی با عبیدالله خان حاکم\nشغنان از جای که اقامت داشتند برخاسته در موضع واش قلعه بواقع شاخ دره رسیده در کنار پلیکه صوبه دار هم بکنجیر خشونت\nطاش چنانچه گذشت خراب کرده بود فروکش کردند و هر چند کس فرستاده نامه نگار دادند جوابی نگفته نمودن\nروسیان\nفرستادگان ایشانرا نگاهداشتند و چند تفنگ جانب یکدیگر کشاد داده جرح وقتلی واقع نگشت و هم ایشان بامر حد\nمير اعظم خان از اقامتگاه خویش بیست و شش ضرب تفنگ جانب افسران مذکوره که وارد موضع خرگوشی داران افغانی\nشدند کشاد داد و ایشان چیزی نگفته از آنجا یکمنزل بازگشته در روز شانزدهم ماه صفر بمر کرد کان افغانی\nاین عبارات خشونت آیات را نگار دادند که سرداران افغان مکتوب شمار وزجمعه شانزدهم ماه رسید وبریما نقل نامه\nمعلوم میکنم که سخن روشن گفتن را اجازت ندارم زیرا که زامدرمیان مایز دیرگان شما آمده اند چنان مکشوف خشونت\nومعلوم نمودند که دیگر مذاکره و سخن گفتن ما باشما هیچ معنی ندارد و اینرا نیز دانسته باشید که برما اجازت شانه افسران\nجنگ نیست چنانچه ایستادن نزديك آمده اند نیز ما از شما میانید رو ما حرکتی نکردیم و باوجودیکه موقع تیرانداختن روسیه\nدرمیان آمد وما يند اختیم و دیگر دانسته خواهید بود که روز چهاردهم صفر سالقا نهائی شما امر و اطاعت سردار خود را\nقبول نموده جانب ماتیر انداختند و اگر حالت بدینمنوال باشد در بین دو پادشاه خصومت پیدا خواهد شد و نیکوتر اینست\nکه آنمان شها مواضع فاصله را بخالشان داده پس رفته بدشت بوده باشند واز طرف شما در یغیاب هیچ خطاب وجواب\nمفهوم نیامده معلوم نگشت پس ما بتصور آنکه کرحرفی باشد باید بازیرگان شما گفته شود بازاندرمیان خود پیش\nآمدیم که با هم سخن بگوئیم دیگر مدعا نبود که سخن ناگفته زود بار گشتیم واز گیرو دارهای شما غماحاصل نمودیم\nفقط واز قفای این مکتوب نامه دیگر فرستاده نگار دادند که حاکم موضع شاخدرۀ افغان من بشما نوشته بودم که نقل مکتوب\nچون اختیار داده نشده است بی مدعا ازینجا برخاسته در دگرجا نبروید و باز معلوم باد که آمدن شما با این گیرودار دوم روسیان\nکه ما بین خیمه های ما خود را در آتش میزنید کویا میفهمم که گیرودارهای شما چون گیرودار دشمن است پس\nازین هر وقت كه نزديك بيائيد شعار انوباران میگنیم تا که برخاسته بدشت بروید وشما را دشمن میدانم و هر چه لازم\nاین گیرودار باشد آنرا می کنم و دیگر گفته اید اسب سرکاری را پاس بدهید نمیدانم کجاست پرسان میکنم که در پاسخ\nکجاست فقط سردار فوج گلزا داستا کیتان واسکر سکا سرسوار روسیه دستخط نهادیم و ازینسوی افسران افغانیه سر کرد کان\nافغان\nدر پاسخ هر دو نامه روسیان نوشتند که چون فوج شما از حدود فاصله که درج نقشه ممضی علیه است پای جسارت پیش نهاده\nداخل خاك ما شدند و فرستادگان مارا نگاهداشته هر چند سوال کردیم جواب نداده مغرورانه پیش آمدند ناچار\nدهن تفنگ بر هوا کشاد دادیم تا مقصد و مدعای شما را بدانیم که بر چیست واز خاك خوديك قدم بدون امر واجازت\nپادشاه خود بازپس بدشت نخواهیم شد وروسیان در روز هفدهم ماه صفر باز بسرکردگان افغانی نوشتند که خط نقل مکتوب\nشما رسید و همینکه ما روزشنبه هفدهم نوشته فرستاده بودیم معنی آنرا خوب نفهمیده اید زیرا که من نوشته بودم دیگر\nکه از نجا که ایستاده ام یکقدم پاپس نمی نهم تا کشته باز گشته بدشت نروید زیرا که شما را دشمن می شمارم روسیان\nواکنون از حرف گفتن بسیار آدمها را در دسر میدهم و پس ازین باید که شما را تیرباران کنم و بدانید که ما","chars":3857,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/01057.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/1057","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/1057","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}