{"book":"adl0009","page":1052,"text":"(۱۰۲۲)\n( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )\nمكشوف\nافتادن توپ\nتهقله لشکر\nدولت\nانكليس\nحركت\nسپه سالار از\nامبار بجانب\nجلال آباد\nشرح قرار\nداد عمر اخان\nبا مستراوى\nكمتنزياور\nشرح عريضه\nمردم بنير\nو پاسخ\nحضرت والا\nشرح حال\nكاركنان\nتركستان\nونني وتهديد\nنمودن\nحضرت والا\nمر ایشانرا\nنماید و از بدل اینگونه صدقات و خیرات بود که حضرت شافی حقیقی وجود سعادت آمود شهزاد مرا از معالجه میرزا\nعبدالرشيد خان و ميرزا عبدالرحمن خان در آخر کار شفا و صحت عنایت نمود و مقارن اینحال دولت از سواران کشاده هراتی\nو اضرب توپ برنجی دوازده پوندی انگلیس را که لشکر آندولت در موضع میوند چنانچه در اواخر جلد دوم این\nكتاب بشرح رفت مغلوب حمله سردار محمد ایوب خان گردیده از عدم توان حمل و نقل آنرا در موقع سنجری بزیر خاك\nنهفته بودند و آب خاك را از زبر آن روفته مکشوف ساخته بود یافته برگد محمد صادق خانرا خبر دادند و او آنرا\nدر قندهار آورده بامر حضرت والا بر عراده سوار کرده استوار نمود که اکنون موجود و بروی کار است و از\nآنسوی مستراوی کمشنر پشاور در پاسخ نامه سپه سالار غلام حیدر خان که از خلف وعده باز گشت دادن او و استفسار\nحرکتش نگار داده چنانچه گذشت فرستاده بود در ینوقت از کار فارغ شده از روز حرکت و تعداد نفری و دواب و مواشی\nاردوی خویش رقم کرده ملاقات گاه شهر جلال آبادرا قرار داد و سپه سالار ازین نوشته او در روز چهارم مذكور باسه سر\nاز امبار راه جلال آباد برگرفت و صدتن پیاده با چندی از سواره نظامیه جیه بدرقه اردوی مستراوی مأمور که نموده\nسه صدتن سواره و سه صد تن پیاده نظام از افواج مقیمة آنجا همر اه خود بر داشت و روز هفتم ماه مذكور وارد جلال آباد شده\nبذریعه عریضه از حضرت والا اجازت رفتن خود را از راه پذیره اوخواست و حضرت والا در روز یازدهم صفر\nسپه سالار را ارقام فرموده امر کرد که در روز ورود مستراوی با صد سوار تا موقع خوش گنبد رفته مراسم استقبال\nبتقديم رساند و مصارف اردوی او را برسم مهمانی از دولت بدهد و در خلال اینحال عمر اخان با جاوری که بالقاء\nدلالت مستراوی پذیرای اطاعت دولت انگلیس شده و با او قرار داده بود که دو تن از انگلیسان با دویست تن سواره\nو پیاده نظام مأمور اقامت موضع (لنده ، خور) واقع علاقه سواد شوند تا او پسر خود را با بزرگان قوم ماموند نزد\nآن دوتن انگلیس فرستاده باتفاق در تسهالت مردم سکنه بغير پرداخته ایشانرا مطیع و منقاد سازند چنانچه چندتن\nاز بزرگان قوم مذکور را نزد خود طلبیده بایشان گفت که دولت انگلیس وارد موضع لنده خور میشود میباید\nایشان با پسر او نزداً نها شده بخلعت و انعام حاصل کرده باز گردند و ایشان بام خلعت وانعام را شنیده با پسر عمر اخان\nنزدهردوتن انگلیس شده و بامید خلعت مردم بنیررا پیام داده دعوت بر اطاعت انگلیس کردند و بزرگان مردم\nبشير برغم پر عمر اخان بتصور اینکه در او بسبب وعده انعام اطاعت ایشانرا بر عهده گرفته از اطاعت دولت انگلیس\nسرباز زدند و از جمله بزرگان ایشان عباس خان و امیر خان و جہان خان و خیر الله خان و آزاد خان و نواب خان نامان\nوغيره ما جرا را بپایه سر بر سلطنت معروضداشته نگار دادند که مردم بنير مطيع امر و منقاد نهی پادشاه اسلامند\nو بشایعه مردم با جاور و سواد بیغیرت وحمیت نمیباشند و اگر چنانچه حضرت والا اجازت داده امر نماید مردم سواد\nو با جاور را که پذیرای اطاعت دولت انگلیس شده اند بمال و بسته طوبی تاراج وقتال ایصال رجال کنند و حضرت والا\nدر روز یازدهم مذكور مله سفی بخامه خاص در پاسخ آنان نوشت که آنمردم درین چند سال از سکوله كلمات\nبسیار گفته وحتی بعضی از بزرگان ایشان کا شرف اندوز محفل بار گشتند همین سخنان را گفته و رفته با کارکنان\nدولت انگلیس طرح مکالمه انداخته خود را مطیع و منقاد آندولت ظاهر ساختند چنانچه در سال گذشته که دیورند\nدر کابل آمده با او در باب مردم سكنة جبال سرحد وغيره که از قوم وملت افغانند مذاکره بمیان رفت او مکاتیب\nومقالات را که مردم آنحدود با کار گذاران دولت انگلیس داده و بپای برده بودند ظاهر ساخته مكشوف داشت که\nمردم بنير وسواد و با جاور و وزیری از در روز وئی چیزهای را که مایند ولت گفته بخلاف آن اطاعت دولت انگلیس را\nپذیرفته اند بنابران ایندولت را با وجود اتحاد ملت وقوميت نظر بنفاق اندیشی خود آنمردم با ایشان سرو کاری\nنیست خود ایشان میدانند و کار و کردار ایشان فقط وهمدر خلال احوال مذکور حضرت والا را از عرایض\nوقایع نگاران ترکستان مسموع گشت که از کثرت رشوت خواری حكام وعمال وضباط واهل ديوان وقضاة\nوسرقت دزدان و یباکی وعدم التفات سردار محمد عمرخان حکمران آنجا وسپهسالار غلام حیدر خان در امور\nحکومت وانضباط وانتظام سپاه و رعيت ضعفاء را تن در آخر رو دل بر آذر افتاده خونین جگرو زبون و ابتر شده\nنزدیکست که مسکن و مقر خود را فرو گذاشته از راه فرار جای دگر شوند وحضرت والا بخامه تهديد و عتاب","chars":4076,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0009/01052.jpg","first_page":1,"last_page":1270,"title":"Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh ‏كتاب مسطتاب سيراج التواريخ‏‏","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0009/1052","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0009/canvas/1052","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0009/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0009_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}