بسم الله الرحمن الرحيم علم القران خلق الانسان علمه البيان ديوان همايون اعلى افغاني در مطبعه مصطفايي بسعي واهتمام نویسنده محمد امین بیگ طارقی كابل ١٣٣٢
وَرَبُّكَ الاَكْرَمُ الَّذِيْ عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ -الايه- تذکار دیوان همایون اعلی یا وزارت مالیه در پیرامون داستان تاریخی استیفاء ممالک محروسه نویسنده : عزیز الدین وکیلی. فوفلزائی. کابل ۱۳۳۴
انتشار اثر جدیدی را که حاوی داستان مختصر تاریخی استیفاء ممالك محروسه ـ و فداکاری از جان نثاریهای مردان نامی ادوار گذشته ـ ویاد کاری از انتصاب وزارت مالیۀ کشور عزیز افغانستان است در محضر مطالعۀ ذوق مندان تاریخ عرفانی وطن تقدیم داشته و افتخار کار نامه های متصدیان دیوان اعلی مملکت را که تازه به طبع ونشر میرسد برا رباب قلم و وارثان معنوی ایشان تبريك میگوئیم و بر ارواح پاك بزرگترین شخصیت های قلم و شمشیر تحیت می فرستیم. عزیز الدین
ثبت است در سفینهٔ دانشوران دهر از فیض رشحه های قلم ماجرای ما تذکار دیوان همایون اعلی یا وزارت مالیه « در پیرامون داستان تاریخی استیفاء ممالک محروسه » نویسنده: عزیز الدین وکیلی « فوفلزائی » تعداد طبع تاریخ طبع ٥٠٠ جلد برج اسد ١٣٣٤ ش
یاد آوری هنگامی كه يك سلسله کتب تواریخ وطن را برای دریافت مضمون رساله دیوان اعلي تحت غور و مطالعه قرارداده بودم و هكذا در اسناد معتبر خطی هم كه اسما رجال معظم و مشهور افغانستان را تجسس میكردم اشخاص صاحب مرتبه و حیثیتی كه در ادوار ماقبل در وطن عزیز مصدر خدمات بزرگی شده بودند حین مطالعه بنظر مؤلف (خیلی ها) برخوردند ولی در رسالهٔ تاریخ دیوان اعلی [ یا وزارت مالیه افغانستان ] كه در معرض مطالعه علاقمندان قرار میگیرد خاص درباره وزراء و کار پردازان آن میخواهم حرف بزنم و از نامهای بیشتر اشخاص تاریخی اگر شرحی نه بسته ام مطالع محترم ملتفت باشد که درین رساله از کسانی نام می برم كه با شهرت مکمل بدیوان اعلی مملکت ارتباط خاصی داشته اند و با عتبار اسناد معتبر خطی و کتب تواریخ بحقیقت پیوسته اند و از لحاظی كه نگارش بنده درین رساله از اصل مطلب تاریخ وزارت مالیه عدول نکند از تذکرهٔ احوال سائر رجال قابل قدر محض بسبب رفع طوالت مضمون منصرف شده ام و معذرت نگارنده را كه باحیاء نام گذشتگان نامی وطن علاقه مفرط دارم در این اثر آنچه از اسماء و یا کار نامه های اشخاص تاریخی كه در نظر ارباب معرفت جلوه نمیکند اعتذار بنده را بکمال لطف پذیرفته باشند. عزیز الدین
بندۀ خدا اعلیحضرت المتوکل علی الله محمد ظاهرشاه پادشاه معارف پرور و ترقیخواه افغانستان که دراثر توجهات خاص ذات شهریار معظم ایشان تطورات محسوسی در کلیۀ امور مادی و معنوی کشور تبارز نموده است .
[BLANK PAGE]
مرام ناشر مدیریت جریده ثروت وزارت مالیات خود را خیلی مسعود می داند که در طول مدت یکسال نشراتی خود بعلاوه انتشار مضامین متعدد علمی و حقوقی و اقتصادی و مالی و ... به طبع و نشر رسایل و کتب مفید و قابل تذکر نیز کامیابی های پی درپی نصیب او شده میرود. طبع کتاب اقتصاد رهنمائی شده پایان نیافته بود که کتاب مختصر تجارت بین المللی را بغرض استفاده علاقه مندان از ماشین کشیدیم و هنوز این کتاب صحافی نه شده بود که رساله تاثیر عدالت در استفاده از منابع مالی و اقتصادی بچاپ رسید و آنهم توزیع نه شده بود که رساله مفید (دیوان اعلی و یا تاریخ وزارت مالیه) تالیف و تتبع شاغلی عزیز الدین وکیلی پوفلزائی ، مدیر آرت و خطاطی مطابع هم در اخبار ثروت و متعاقب آن بصورت رساله علیحده از طبع بر آمد. این رساله حاوی مطالب تاریخی، مالی و حسابی از عصر احمد شاه کبیر تا دوره سلطنت اعلیحضرت المتوکل علی الله محمد ظاهر شاه پادشاه محبوب افغانستان است. البته آن هائیکه به علم و فرهنگ علاقه دارند مطالعه این رساله بی سابقه را از خدمات فرهنگی وزارت مالیه بحساب خواهند آورد و ما را بیشتر تحریص و تشجیع خواهند کرد تا در آینده خوب تر و بیشتر بتوانیم که آثار علمی مفید سایر نویسندگان مملکت را به طبع رسانیده ومعروض مطالعه مطالعین قرار بدهیم. اول
ما بنوبهٔ خود خدمات علمی جریدهٔ ثروت را مرهون رهنمونی های علمی و مسلکی جناب عبدالملک وزیر مالیه دانسته و افتخار مینمائیم که ایشان موظفین جریدهٔ ثروت را در انتشار آثار و رسایل و کتب مفید تقویت میبخشایند و آن ها را از روی لطف انرژی میدهند که آرزو های نهفتهٔ خود را آشکارا ساخته میروند و خدمات علمی خود را روز بروز در انظار منتظرین فرهنگ و معرفت بروز میدهند مرام یگانهٔ مطبع و نشر مفکوره های علمی نویسندگان و مؤلفین کشور بوده و آرزومندیم که مشتاقان علم پس از اکتساب ومطالعهٔ نشرات مطبوعهٔ جریدهٔ ثروت آنچه را در زمینهٔ انتشار کتب و رسایل خوبتر و بهتر بپندارند ما را به نقص اجراآت و کردار و پندار ما ملتفت بسازند که خوب تر و بهتر مصدر خدمات علمی بمملکت عزیز گردیم. محمد یونس حیران مدیر ثروت دوم
شاغلی سردار محمد داؤد صدر اعظم با اراده افغانستان که در ایام تصدی حکومت شان، مملکت عزیز از هر ناحیه مدارج ارتقا را پیموده میرود
[BLANK PAGE]
بسم الله الرحمن الرحیم مقدمه وزارت مالیه خوشبخت است که درطی مراحل دوصدوده سال حیات تاریخی خود در کشور عزیز افغانستان دراثر توجه بهی خواهان مملکت در عصر زمامداری والاحضرت سردار محمد داؤد صدراعظم وعبد الملك عبدالرحیم زی وزیر مالیه به نشر اخبار زیرمه «ثروت» موفق میگردد و مقام بانامی را که در عرصه دوصدو ده سال مصدر بزرگترین خدمات کشوری ولشکری شده است مراتب تدریجی ادوار مترقی او را به همگان میشناساند. وزارت مالیه ویا مقامی که بدواً نام دیوان همایون اعلی بسر داشت درمملکت عزیز به تصور اکثر کسان از٣٦ سال باینطرف آغازمیشود ولی قام این وزارت واساس آن هنگامی را بیادمیدهد که جهان کشایان نامی افغان در آغاز سلطنت درانی وا فتتاح این وزارت اولین بار از زحمات سفر کشور هند و بخارا ومشهد در قندها ر راحت جسته ودرپی زیبائی مملکت افغانستان ورونق افزائی حصار عافیت خویشتنان در قندهار بر آمده بودند. سعادت وطن از آن قیاس میشود که وزارت مالیه بوسیله اخبار زیرمه «ثروت» میتواند از یکطرف در امور دانش وفرهنگ ربلند بردن سویه افکار عامه وتولید منابع ثروت وتوسیع شعب تجارت و تسهیل
(۲) امور زراعت خدمت کند و از طرف دیگر در زوایای تاریخ معاصر افغانستان برای روشن گردانیدن بعضی نکات مهم وا حیاء خاطرات بزرگ خود و بوجود آوردن سر نوشت اشخاص قابل قدر مملکت كمك نماید و امیدواری بیشتر از آن معلوم میگردد که اخبار ثروت روز اعتصاب وطرز العمل های ادوار تاریخی خود را متدرجاً روی صفحات خویش در محضر مطالعه ارباب ذوق ایضاح واعلام میکند. وزارت مالیه که نخست در مملکت عزيز ما بنام دیوان اعلی بوجود آمده است خاطرات دوصد سال قبل خود را فراموش نمی کند واسم مؤسس واسماً سامی متصدیان بزرگ خود را که بچه نام ها و بکدام عنوان ها و بچه زحمات در رأس این مقام بزرگ عهده وزارت و مراتب خدمت بسر کرده اند به ما می شناساند و در پهلوی وظائف اداری خدمات سیاسی، عسکری، عرفانی و جان نثاری های او شانرا با بنای وطن نیز خاطر نشان میکند. اخبار زیر مه «ثروت» افتخار دارد و افتخار می بخشد که توسط نشریه های مفید اولین بار چه در صفحات خویش و چه در فشر اثر جداگانه از وزراء و همکاران اولی وثانوی خود بقدر دانی نام می برد که هم خدمات وزارت مالیه را در ادوار مختلف واضح مینماید و هم از سال تاسیس تا دم حاضر عده رجالی را که با داشتن این عهده خدمات دیگری هم در راه خیر و سعادت وطن بجا کرده اند از سلسله اسماً ایشان توضیحات هستند و قابل قدری میدهد و معلومات سودمندی را بغرض استفاده مردهائی که آرزومند استماع داستانهای شکوه و عظمت زندگانی پدران خودند در معرض طبع و نشر تقدیم میکند. ع؛ وکیلی
(۳) وزارت مالیه در عصر اعلیحضرت احمد شاه کبیر در سنه ۱۱٦۱ قمری که اعلیحضرت احمد شاه غازی شهنشاه نامی افغان تاج خسروی بر سر و تمام آزادی کامل بر مملکت گذاشت آندم افغانستان با تصاحب استقلال سیاسی و تاج و تخت شاهی و حصول موقع مساعد توانست که به تشکیل اساسات يك سلطنت قاهر و قائم بپردازد و در اثر اقتدار کامل از کشورها باج ستاند و به افسرها تاج بخشد. چون وجود وزارت مالیه که در يك مملکت از حیث دارائی امور مالی اقتصادی، زراعتی و تنظیم دخل و خرج و عوائد و مصارف مملکتی واخذ خراج از بلاد متسلطۀ هند و ایران بمرتبۀ اول ضرور بود نظر به کثرت نوت : در سال ۱۱٦۲ قمری در سال دوم سلطنت اعلیحضرت احمد شاه کبیر در حمله سوم اعلیحضرت ممدوح بر لاهور حین وصول همدران جا با میر منو معين الملك جنگ خفیفی بوقوع پیوست و در اثر قوت و شدت لشکر احمد شاه درانی بصلح انجامید در نتیجه اعلیحضرت احمد شاه كبیر باراضی متصرفۀ نادر شاه افشار ترکمان فعلا اكتفا کرد و مالیات سیال کوت و کجرات اور نگ آباد و پر سریا - امرت سر هر چهار محال را بر عهدۀ میر منو گذاشت که بسبیل استمرار بکار برد از ان دولت سپارد و خود اعلیحضرت احمد شاه بعد از متعهد ساختن میر منو به پرداختن مالیات هر چهار محال جانب کابل و قندهار رایت مراجعت افراشت . از جمله مالیات عصر اعلیحضرت احمد شاه کبیر شکارپور در سال شش لك روپيه باجاره عبدالخالق خان سدوزائی بود که همه ساله به دیوان اعلی شاهی تحویل میداد و در اثر با قی دهی همین اجارۀ شش لك روپيه كیفیات او بجائی برسید که در سنۀ ۱۱۸٦ قمری مصدر بزرگترین فتنه گردید و ماجرا ، عجیب او در وقایع جلوس تیمورشاه در کتاب موسوم به تیمور شاه درانی اثر بنده مفصل نگاشته شده است .
( 4 ) گرفتاری و فکر کشور کشائی اعلیحضرت احمد شاه غازی شهنشاه معروف و مدبر افغان ووظائف حربی که در بدو سلطنت بسه نفر وزیر با تد بیر او سپرده شده بود چهار سال عهدۀ این وزارت در حال ابتدائی تحت اثر یکنفر (میرزا باشی) اداره شد که تا آندم شکل و زا رت وزما مداری هم به مرتبۀ وزیر نداشت میرزا با شی دران حال باعده ای میرزایان محاسبش به کلیت امور محاسبات مملکت وارسی میکرد که میرزا باشی آنوقت 1748-1752 از سنه ١١٦١ قمری الی ١١٦٥ قمری (شاه پسند خان قوم اسحق زائی) و آن شخصی که قبل ازسلطنت اعلیحضرت احمد شاه درانی در قطار ده نفر زعیم قبائل قندهار محسوب میشد اداره گردید و کلمۀ شاه پسند هم لقب او بود که از طرف اعلیحضرت احمد شاه غازی برایش داده شده بود و اسم او شاه پسند نبود مثل شاه ولی شاه دوست جان نثار سرفراز وفادار وامثالهم. 1752 در اواخر سنه ١١٦٥ قمری پس از راحت زحمات سفر هند و عودت از فتح کشمیر با مروارادۀ سنیۀ اعلیحضرت غازی احمد شاه کبیر نظر به کثرت ذخائر جنسی و روز افزونی خزائن نقدی و معاش ومصارف دولتی و تقنین دخل وخرج مملکتی و تعیین جایگیر امراء قبائل و افراد لشکر و ما مو رین و غير ه وزارت مالیه را بنام [دیوان همایون اعلی] بناء گذاشتند که مؤسس ومتصدی اول دیوان اعلی یاوزارت مالیه در افغانستان همان مرد مدبرو سیاسی افغان (سر دار عبد الله خان پو پلزائی) اولین فاتح شهر سرهند در ١١٦٢ قمری بود که بقول صاحب تا ریخ افاغنه و صاحب تاریخ احمد شاه درانی در اردو کشی اول احمد شاه بصوب هندوستان بحيث يك افسر بزر گ
( 5 ) نظامی به لقب ارد و باشی [ رئیس ارد و ] در دفعه اول شهر سرهند را به مملکت افغانستان الحاق کرد و بقول صاحب کتاب سير المتاخرين و صاحب خزانه عامره [ تذکرة الشعرا ء هند ] و جوا مع التواريخ و تاريخ احمدی و سلطانی اولین فاتح و فر مان فرمای کشمیر در ۱۱٦٥ قمري بود که بجائزه هردو خدمت ذی قیمت عسکری که ۱۲ هزار سوار درانی بطور دائمی در تحت رايت او بود توا نست که باین عهدۀ رفیعه در رأس ديوان اعلی ارتقا يابد وازان تاریخ بامروز ارت ماليه و وزارت عدلیه و تجاوت و گمر کات و خزائنی که هر يك جزء وظائف و تشكيل وزارت مالیه دران روز بود ادامه دهد [۱] و مستو فيان را از هند تا خراسان و از طخارستان تا بلوچستان در تحت اثر نوت : در سال دهم سلطنت اعليحضرت احمد شاه كبير و یورش پنجم شاه موصوف بجانب لاهور و هند در سنه ۱۱۷۰ قمری که از قندهار براه کابل مرحله پیمای صوب لاهور گرديد بعد از وصول و اقامۀ چندی در لاهور وقتی که در دهلی برسید پس از توقف یکماه در آنجا در خلال احوال مذکور بصلاح وصوابديد اعليحضرت عالمگیر ثانی شهنشاه مغلی هند ووساطت سردار جهانخان فوفلزائی سپه سالار مبلغ پنجاه لك روبيه برسم واسم پيشكش از نظام الدوله پسرقمرالدین خان وزير المما لك مطالبه گرديد وبشرط تقديم آن منصب وزارت کشور هند را بوی مژده دادند . نظام الدوله از دون همتی وخست طبع قبول نکرده بحرم خان که از جمله خواجه سرایان بارگاه اعلیحضرت احمد شاه درانی بود مامور تجسس نقدينۀ وی گشت و بعد از آنکه تمام اندوخته ودفينۀ او ابراز نمود قرار حساب کاربرد از ان دولت ده کرور روپیه غایب خزينۀ ديوان اعلی مملکت گرديد . (۱) ضرابخانه در عصر سلاطین سدوزائی عنوان زرگر خانه داشت و زرگر باشی لقب رئيس او بود كه تحت اثر ديوان اعلی مثل امروز بر وظيفه مسكو كات طلا و نقره رسیدگی می کرد .
(٦) همین عنوان اداره نماید دارنده این وزارت در دفعه اول در قندهار به عنوان دیوان بیگی [امیر دفاتر] قرار یافت که اینک شواهد ذیل را از تشکیل آنوقت حکومت ایران بطور مقایسه و مثال باهم می نگاریم : سرجان مالکم مورخ انگلیس درباره قواعد مالیه در ایران و روابط وظائف دیگر مربوط دیوان اعلی مینویسد که: قواعد مالیه در ایران بر دو نوع است یکی روی کتب که در جمیع ممالك اسلام جاریست و محکمه دیگر هست که آنرا محکمه عرف گویند[ وظائف قضائی وجزائی امور شرعیه را نیز با اداره مالیه بر آمر آن منسوب کرده میگوید] امر قتل را به شرع رجوع کرده بعد از ادای شهادت وفتوای شیخ الاسلام حکم را جاری می کنند قبل از سلطنت نادرشاه افشار آمر محکمه را صدرالصدور و دیگر از صاحب منصبان محاکم عدلی ایران را مفتی مینامیدند در ایام صفویه دیوان عدالت دیگر داشتند و کسی را که بران مقرر بود[دیوان بیگی] مینامیدند و هر قتل و سرقت که در پای تخت وجمیع ممالك محروسه واقع میشد باستحضار وی انجام می یافت منقول است که فیصله و حکم چهار امر مخصوص[دیوان بیگی] بود .علاوه می کند که حکم قتل وهر گونه جزای بزرگ که سابق از صلاحیت پادشاه بود بوکالت خویش شخصی را که بدان عهده بر گماشت دیوان بیگی لقب داد «ص۱۵۳ باب۲۳ تاریخ سرجان مالکم» جناب میر هوتك خان افغان شاعر معاصر اعلیحضرت تیمور شاه مطابق مضمون سرجان مالكم در رثای دیوان بیگی افغانستان چنین می گوید. چو دیوان بیگی از دار فنارفت نمودند از غمش پیر و جوان حیف لقب بودش وکیل الدوله ازشاه مپرس از اعتبارات جهان حیف چو او می بست بار رحلت از دهر زمین افسوس می گفت آسمان حیف.
(۷) نگارنده بقرار نوشته سرجان مالكم مؤرخ انگلیس که درباره احوالات ایران پرداخته است بغرض تثبیت عنوان وزیر مالیه و تعیین مقام آن در عهد سلاطین معظم سدوزائی افغان و مقایسه با تشكيل ممالك همجوار و سلطنت های همعصر آن می پردازم زیرا که در عهد سلطنت اعلیحضرت احمد شاه كبير به لقب خان علوم : خان ملاخان [۱] قاضی القضات، شیخ الاسلام - صدرالصدور مدارالمهام امین محکمه معادل وزیر عدلیه در امروز شناخته نشد و در نقشه شهر احمد شاهی قندهار که اثر مستند و ماخذ خیلی معبر است جز عمارت ديوان اعلی و دفتر خانه خاص که دارالتحریر شاهی آنوقت بود منزلی بنام محکمه و یا با صطلاح آنوقت قاضی خانه ملاحظه نشد اصح روایت اینسکه امور وزارت عدلیه جزء تشكيل دیوای اعلی مملکت بود که امور وزارت عدلیه و پاره وظائف وزارت داخله وكمرك وتجارت مثل سائر امور محاسبات دولت در تحت اثر شخص دیوان بیگی و دیوان اعلی [وزارت مالیه وعد لیه] قرار داشت و سرجان مالکم علاوه می کند که معاملات قتل اشخاص که قبل به پادشاه تعلق داشت بعداً بوکالت پادشاه شخص دیگری که اجرا می نمود لقب او دیوان بیگی بود یعنی قوه اجرائیه وجزائیه بدون از دیوان اعلی و برون از اقتدار ديوان بیکی قبر دو هیچ فرمان (۱) در عصر اعلیحضرت دوست محمد خان و بعد از ان همین لقب خان ملاخان وخان علوم در مملکت رواج داشت مثلا ملا محمد سعیدخان بارکزائی از عصر شاه محمود سدوزائی تا اینوقت بحیث قاضي القضاة وخان علوم شهرت داشت و بعد از وی قاضی عبدالرحمن خان خان علوم مقرر گردید و پسرش قاضی عبدالسلام خان قاضی قندهار بود و بعد از وی قاضی سعدالدین خان بن قاضی عبدالرحمن خان بقضای قندهار مقرر شد.
(۸) ومدارك خطی هم که از آغاز عصر سدوزائی تا انجام باز مانده است بعنوان دیگری تصریح و تثبیت نکرده است که معاملات حسابی و اداری کشور جز این اداره به شعبة دیگر و یا شخص دیگری ارتباط داشته باشد مثلاً در عصر حاضر در اصول اساسی دولت علیة افغانستان محكمة بنام دیوان عالی بعضاً برای محاكمة وزراء دولت عند الاقتضاء مؤقتاً تشکیل می یابد و بعد انجام اموریکه باو سپرده می شود فسخ می گردد و در عصر سدوزائی این محکمه نیز جزء دیوان اعلی مملکت بود که بوكالت پادشاه و بجای رئیس محاكمات دولت آمربزرگ دیوان اعلی محاکمه اشخاص بزرگ را در دیوان اعلی دائر می ساخت و بعد انجام محاکمه جزاء لازمه را به شخص مسئول میداد ولی در عصر حاضر در قانون اساسی دولت این محکمه را موقتاً امر دائر شدن فرموده است و در ان وقت بطور دائمی تحت اثر دیوان اعلی با دیگر محاکم عدلی و امور دیوان مالیه اداره میگردید. در عهد سلطنت اعلیحضرت احمدشاه غازی سر دار عبد الله خان فوفلزائی دیوان بیگی در رأس قاضی خانه [ محکمة شرعی ] و عدة مستوفیان و مستاجران و لشکر نویسان و جزائر چیان و شهنکچیان و قور خانه و جبه خانه و دفتر خانه از قبیل دفتر خالصه ، دفتر مواجب ، دفتر اسناد و باصطلاحات طومار و روزنامچه و غیره ۲۰ سال باین عهده رفیعه قیام داشت و عنوان وزارت مالیه در اسناد خطی بنام [ دیوان اعلی ] و لقب وزیر مالیه که سائر امور اداری نوت : در ادوار گذشته دفاتر دیوان اعلی بنامهای دفتر خالصه ـ دفتر مواجب دفتر حساب ـ دفتر اسناد ـ دفتر تعلقات ـ دفتر را مداری ـ دفتر روز نامچه ـ دفتر ثبت ـ دفتر انشاء یاد میشد .
(۹) کشور نیز بدو تفویض و جزء همین اداره بود [دیوان بیگی] نامیده شد و از روی تفرّد اداره و کفایت شخص اخیرآ به [وکیل الدوله] ارتقا یافت و نام او در نقشه تعمیر شهر قندهار [مطبعۀ کتاب تیمورشاه درانی] به مستوفی الممالک و وکیل الدوله در سنه ۱۱۸۰ قمری سال نوزدهم سلطنت احمدشاه کبیر شناخته شده است و کتابی هم که بنام فتاوای احمدشاهی در علم فقه و بزبان ملی پشتو تالیف کرده است مراتب علمیت مرحوم را در علوم شرعیه نیر ثابت وقول نگارنده را تائید میدارد دیوان دیگری که بزبان ملی پشتو و بعض اشعار فارسی تصنیف کرده است قدرت او را در هر دو زبان ثابت میکند که شاعر متوسط و متصوف هم بوده است یکی از حکایات مشهور آن مرحوم اینکه اعلیحضرت احمد شاه غازی برای او لقب جهاندارخان بخشیده بود چون اسمش عبد الله بود از ان لقب در گذشت و به لقب جهاندار مسرور نشد چنانچه در مقاطع اشعار خویش در پشتو و فارسی اسم خود را عبد الله می نویسد و در مقاطع اشعار بطور عموم مثل اعلیحضرت احمدشاه کبیر که عوض تخلص در اشعار خویش احمدشاه مینویسد .. اعلیحضرت تیمورشاه و شاه شجاع نیز از داشتن تخلص ابا ورزیده اند این شخص نیز اسم عبد الله را به تخلص و لقب مبدل نکرده است : [ادوار د الایس پیرس] E. E. Piere مؤرخ انگلیس باستناد کتاب فریرد در مقدمۀ کتاب عروج بارکزائی اثر خویش از جناب موصوف بنام عبد الله خان «سر قبیلۀ فوفلزائی» دو بار اسم می برد چنانچه از قول فریرر معلوم میگردد که دیوان بیگی مرحوم کتابی هم در تاریخ عشائر درانی نوشته باشد چون
(۱۰) خدمات او باسوانح مختصرش باذکر تصانیفش در کتاب تیمورشاه درانی اثر بنده مندرج است اینجا از شرح زندگانی مرحوم خودداری نموده و بغرض اثبات تنها سجع مهر مرحوم رامی نگارم : دیوان بیگی ممالک محروسه یافت از فضل الهی عهد شاه دین پناه عبدالله بر مسند دیوان اعلی تکیه گاه ١١٦٦ از مستوفیان نامی عهد اعلحضرت احمدشاه غازی که در دیوان اعلی مملکت شرف ملازمت داشتند يك تن حاجی شیخ عبد اللطیف الجامی بود که سلسله نسبش به حضرت شیخ احمد جام ژنده پیل میرسد وان دیگری میرزا علی رضا خان موسوی [۱] بود و دیگری میرزا امان الله بود که پسر او عنبر بن نام داشت [۲] وشخصی که در محکمهٔ شرعیهٔ قندهار مقام قضا داشت محمد ادریس خان بود که کتاب (کامل الصناعتین) را حسب الامر اعلیحضرت احمد شاه غازی بزبان فارسی ترجمه کرده و بنام (فرسنامه) موسومش ساخته است و آن نسخهٔ گران بها حال در کتابخانهٔ شاهی کابل محفوظ است - قاضی محکمه هرات ملافیض الله خان دولت شاهی [وزیر عهد تیمورشاه] بود قاضی محکمه شرعیه کابل ملاعبدالله اسم داشت که اسم پسر او ابو الفضل بود. (۱) علی رضا موسوی شخصی که در کابل گذر علی رضا خان بنامش یاد میشود و با نی همین گذر شخص میرزا علی رضاء موسوی بود. (۲) عبارت مهر پسر میرزا امان الله که در پای یک ورق فرمان اعلیحضرت شاه شجاع الملك سدوزائی به مشاهده نگارنده پیوسته است عنبر بن امان الله خوانده میشود و عنبر بن مذکور از عمده نویسندگان و منشیان عصر شاه شجاع الملك بود.
وکیل الدوله جناب سردار عبدالله خان مرحوم ( قوم پوپلزائی ) دیوان بیگی مشهور ـ رکن رکین سلطنت احمد شاه کبیر ـ مؤسس (دیوان همایون اعلی) یا وزارت مالیه وعدلیه در افغانستان شخصی که علاوه بر خدمات عسکری مدت نزده سال بعنوان دیوان بیگی و وکیل الدوله در عهد شهنشاه موصوف و ۱۲ سال در عصر سلطنت اعلیحضرت تیمورشاه بعنوان وکیل الدوله در رأس تمام امور اداری کشور قرار داشت. (متعلق صفحه ۱۰- رساله دیوان اعلی)
[BLANK PAGE]
(11) یکی از مستوفیان نامی افغانستان سکجیون مل نام از قوم کهتری اهل هنود متوطن کابل بود که این شخص صاحب قلم در سنه ١١٦١ قمری برای استرداد پول مالیات ولایت کابل نزد یمین الملك به سفارت هند فرستاده شده بود و پس از حصول مدعا و معاودت او به قندهار در سال ١١٦٥ قمری که اعلیحضرت احمد شاه غازی سردار عبدالله خان فوفلزائی ايشيك اقاسی تم ديوان بیگی ] را بغرض فتح کشمیر بدانصوب فرستاد این وقت سکجیون مل نیز در جمله ملتزمین رکاب سردار عبدالله خان موصوف همراه فرستاده شد وقتی که سردار عبدالله خان کشمير را فتح و تحویل گرفت و کار گذاران عالمگیر ثانی را از آنجا بر کشید خواجه عبدالله خان بن نواب عبد الصمد خان محمد زائی را که نسبت بزرگی عبدالله خان دیوان بیگی که آنوقت رتبه [ امير لشکر ] داشت او را بنام خواجه عبدالله خان كوچك ياد ميكردند يعنی سردار عبدالله خان فوفلزائی نامبرده را پس از فتح كشمير بحيث نائب الحكومه مقرر کرد و همچنان سكجيون مل نام هندو را بحيث استيفاء ممالك فرمان داد وقتی که زمام حکومت خطه کشمیر بدست اقتدار حکومت افغانی قرار گرفت او این مستوفی سلطنت افغانستان همدرا نجا سكجيون مل هند و با مر سردار عبد الله خان فو فلزائی مقرر گردید سكجيون مل الى ١١٧٧ قمری ۱۳ سال این عهده را بسر برد (۱) سكجيو ن مل بقول صاحب کتاب سير المتاخرين شخص نيك عقيده و قريب الاسلام و آدم خوب صورت بود که نامبرده بعد از فراغ امور دیوانی به مجلس (1) شرح كيفيات سكجيون مل هند و مستوفی متمر د کشمیر دريا ور في های صفحات ٢٣١ - ٢٣٢ - ٢٣٣ كتاب تیمور شاه درانی ملاحظه شود .
(۱۲) شعرا و دانشمندان وقت خودرا بسر می برد که حتی به شعراء زبده کشمير امر کرده بود که تاريخ کشمير را از ادوار گذشته الی عصر استيفاء خودش برشتهٔ نظم در کشند سكجيون مل يك تن از مستوفيان نامدار عصر احمدشاه کبير بود و در ضمن وقائع عهد شهنشاه مبرور از ان مستوفی اسم برده میشود:
(۱۳) عهد سلطنت اعلیحضرت تيمور شاه سدوزائی در سنه ۱۱٨۶ قمری که اعلیحضرت تیمور شاه درانی باورنگ سلطنت موروثی تکیه زد به تقاضای عصر ومرام سیاسی حکومت خویش به توسيع این وزارت که سرچشمه حیات مدنی ومؤلد منابع ومؤجد مدارك مادی مملکت است چنین کوشید که وکیل الرعایا ـ امین محکمه مالیاتی ؛ مهتمم دفاتر ـ امین الملك ، ذخائر چی ـ داروغه مالیات و ضابط ولنگرانهای ثالث [یعنی سه يك] وامثال آن افزود که این همه اسماء و عنوان های فوق الذکر در همان دیوان اعلی مصروف ایفای وظائف خویش بودند و شخصی که دررأس تمام امور کشوری و لشکری عصر تیمور شاه بحیث نائب السلطنه نوت : در متن صحائف تاریخ معاصر افغانستان کلمه خالصه وخالصه جات زیاد بنظر میرسد و برای اینکه موضوع خالصه و لفظ معاف و مرفوع القلم مبهم نگذارد برای تائید مطالب صفحات گذشته معلومات ذیل پرداخته میشود : در عصر سلاطین گذشته عادتی بود تا فردی در امور عسکری خدمتی مهمی را انجام نمیداد بمنصبت بزرگ عسکری وملکی پذیرفته نمیشد و اعطای رتب رفیعه را بجایزه خدمات مهم پسندیده بودند و همچنان در بدل خسارات مشقات زیاد کشور کشائی که بعضا برادریا فرزند کسی بقتل میرسید و یا شخصی از خدمتگاران صادق دار که از کبرسن قوه حرکت نمیداشت مانند حقوق تقاعد در امروز بنام جایگیر املاك زراعتی را برای امراء وخوانین افغان می بخشیدند و اراضی بخشیده «مکافاتی» در دفتر شاهی بنام خالصه یاد میشد وکسی که حدودو مقدار جریب زمین او در دفتر خالصه قید میشد مالیات او نیز معاف و باصطلاح مرفوع القلم میبود. هکذا لقب امیرالامراء ـ امیر ـ خان خانان عمدةالخوانیـن و امثال آن در برابر يك خدمت نسبت میشد .
(١٤) قرار داشت سردار عبدالله خان فوفلزائی مؤسس و متصدی اول دیوان اعلی مملکت بود شخصی که در عهد سلطنت اعلیحضرت تیمور شاه درانی سدوزائی عهدۀ وکیل الرعایا حاصل کرد حاجی شیخ عبدالطیف الجامی بود که در عصر سلطنت اعلیحضرت احمد شاه غازی در زمرۀ مستوفیان در دیوان اعلی [وزارت مالیه] رسمیت داشت و در جنگ ملتان با نزده هزار فوج در تحت رایت او و سردار مدد خان اسحق زائی بود و وقتی بغرض اخذ مالیات مشهد نیز بدانصوب فرستاده شده بود اما از انجا ئیکه در اوائل سلطنت اعلیحضرت تیمور شاه درانی نظر به غیظی که از اعلیحضرت موصوف در بارۀ امراء سرکش طائفۀ درانی غالب شده بود شیخ عبداللطیف خان را جهة زحمت آنها در وظائف اداری کشور اختیار کامل بخشید و آن وکیل الرعایا یا مستوفی الممالک از فرط اخلاص شعاری بدولت تیمورشاهی اول باقیاتی که بر ذمت مردم خصوصا امراء درانی از عصر اعلیحضرت احمد شاه غازی گذاشته بود نظربه پیشنهاد او و امر اکید و شدید اعلیحضرت تیمور شاه باقی دهان پول مالیات و غیره را برای تادیۀ پول جلب نمود که در اثر همان شتاب و ناعاقبت اندیشی شیخ عبداللطیف خان واقعۀ عبدالخالق خان سدوزائی ظهور کرد و پیشنهادهای پیهم شیخ عبداللطیف خان [۱] در طبقات ملت چنان اثر بد بخشید که تمام اقوام درانی از عصر سلطنت اعلیحضرت تیمور شاه مکدر شدند و این رویۀ شیخ عبداللطیف خان مصدر چندین فتنه و فساد بشد اما در قطار مستوفیان و کار پردازان بزرگ آنوقت (۱) صاحب مجمل التواریخ شیخ عبداللطیف خان را يك مرتبه به لقب وزیر یاد میکند.
( ١٥ ) شخص با فضیلت و صاحب سلسله نسب بود مگر از لحاظیکه اقتدار امراء درانی را سلب کردن میخواست اواخر عمر خود را به ذلت بسر برد که حتی در عهد سلطنت اعلیحضرت شاه زمان خانه نشین و رته موصوف هم ضبط شده و برای رهایش یکی از مهمانان هندی سپرده شده بود: مستوفی الممالک یا وزیر مالیۀ اوائل سلطنت اعلیحضرت تیمور شاه همین شخص شیخ عبداللطیف خان بود که اخیراً بلقب وکیل الرعایا ملقب شده بود و نامبرده در اواخر سلطنت تیمور شاه در هرات که مسکن اجداد او بود فوت شده و در قریۀ گذرۀ هرات مدفون گشت. امین الملک عصر شهریار موصوف نور محمد خان بابری بود که در ابتدا مهتمم دفاتر مالیات و سپس بنام رئیس محکمۀ مالیات وبالاخر بنام امین الملک بحيث مستوفی الممالک عز افتخار حاصل نمود و صاحب کتاب دپښتنو تاریخ میگوید که در اثر سعی و اهتمام خود خزائن تیمور شاه را به پیمانۀ بلند رسانید که معاصرین او خدمات قابل وصفش را مورد تمجید میدانستند ـ سجع مهر امین الملک موصوف در اوقات ریاست محکمۀ مالیات به عبارت [عبده نورمحمد] و در وقت امين الملکی اش به چنین بیت مسجع گیر دیده بود: بدو لتخواهی سلطان دوران امین الملک شد از دل و جان [١] اعلیحضرت تیمورشاه درانی وقتی که شهر بلخ را در سنه ١٢٠٤ قمری از اثر تعرض شاه مراد بی حکمرا ن بخارا مکرر نجات بخشید چون (۱) حرف «و» در کلمه دوران علامت ضمه است و اصلا «دران» صحت است اشاره به در دران منسوب به درانی.
( ۱۶ ) ثروت بیشمار دیگری عائد خزائن سلطنتی تیمور شاهی گردید در سنهٔ ۱۲۰۵ قمری که یکسال از واقعهٔ تمرد شاه مراد مذکور سپری شد شخصی را برای تنظیم امور اداری کشور بعنوان دیوان بیگی بر گزید و دیوان بیگی این وقت بقول شهزاده علیقلی میرزای اعتضادالسلطنه ایرانی نویسندهٔ تاریخ افغانستان میر هزار خان الکوزائی بود که در نیمهٔ سال ۱۲۰۵ قمری دوسال قبل از فوت اعلیحضرت تیمور شاه بصوب بلخ فرستاده شد اما میر هزار خان موصوف در عرض راه کابل و بلخ فوت گردید و این رتبه را بیش از یکماه نتوانست بسر برد یعنی دومین شخصی که بنام دیوان بیگی در تاریخ مملکت شناخته شد میر هزار خان الکوزائی بود ولی ازینکه عمر با او مساعدت نکرد اثری از وی باقی نماند. نور محمد خان بابری امین الملک عهده خود را الی اواخر سلطنت زمانشاه سدوزائی نیز بسر برد که بعد از حیات او این عهده به محمداکرم خان فوفلزائی بن حاجی کریمداد خان عرض بیگی دربار احمد شاه کبیر سپرده شد نور محمد خان بابری در عهد سلطنت اعلیحضرت شاه زمان سدوزائی چهار هزار نفر از غلام خانه قزلباش کابل نیز در تحت اثر داشت که در هنگام محاربات بحیث یک ژنرال ایفاء وظیفه مینمود و در اوقات امنیت به همان وظیفهٔ استیفاء ممالک رسیدگی میکرد ولی قسمت دارالقضاة در این عصر به لفظ مدار المهام که پارهٔ وظائف وزارت داخلیه امروز نیز بانجا ارتباط داشت تعلق گرفت و امور محاسبات دولت کما فی السابق به دیوان اعلی مفوض شد و وظائف قضا و جزا از صلاحیت دارنده دیوان اعلی برون گردید. در واقعه ۱۲۰۰ الی ۱۲۱۶ رقیده اند
(۱۷) چون مراتب قاضی فیض الله خان به شهرت مدارالمهام و یا امین الملك به اوراق فرمانهای رسمی آنوقت تصریح نشده است تنها بقول مؤرخان اکتفا کردیم و حقائقی که در باره تعیین رتب اشخاص آنعصر در اسناد خطی بنظر بنده برخورده است در نگارش مؤرخان افغانی و هندی و ایرانی اغلاط و اشتباه زیاد موجود است. در همه حال وزارت مالیه در ۲۲ سال سلطنت اعلیحضرت تیمورشاه غازی ز سنه ۱۱۸۶ قمری الی ۱۲۰۷ قمری به چند نفر فوق و ملاعبدالغفار خان جدیدالاسلام و التفات خان خواجه سرا تعلق گرفت که وظائف مالیاتی را با ذکر امور کشوری و لشکری که اداره و انتظام لشکر نیز به زما مداران و کار پردازان وزارت مالیه مفوض و متعلق بود به مفهوم وزارت مالیه و وزارت دفاع ملی امروز می پرداختند و در هر دو عصر دیوان اعلی وزارت مالیه امور داخل و خارج عسکری را توسط لشکر نویس ها و نظارت گمرکات و تجارت را ذریعه عمال و ضباط و امور نقلیه را توسط میر آخورها و پیش خانه چی ها و قورخانه چی ها و راسی مینمودند. نوت: در قسمت تشکیلات عصر سلطنت اعلیحضرت تیمورشاه درانی نظر به معلومات زیادی که در کتاب موسوم به تیمورشاه درانی گرد آورده شده و بطبع رسیده است در ین رساله قدری سطحی میگذریم اگر مطالع آرزومند تحقیقات فراوان باشد در اثر مذکور رجوع نماید و هکذا اگر معلومات بیشتر را در قسمت سلطنت اعلیحضرت شاه زمان نیز با تمامتر کیفیات بخواهند مطالعه کنند نشر کتاب درة الزمان را که تحت تالیف است مع الخیر انتظار داشته باشند.
(۱۸) عصر زمانشاه سدوزائی درسنه ۱۲۰۷ قمری در عهد سلطنت اعلیحضرت شاه زمان نیز شخص امین الملك نور محمد خان بابری الی اخیر عمر خود عین همین وظیفه را بسر میبرد و بعد از ان محمد اکرم خان فوفلزائی بن حاجی کریمداد خان این عهده را اشغال نمود که مستوفیان و مستاجران مالیات و داروغه های مالیات وجزائر چیان و خزانه چی ها و ذخائر چی ها کما فی السابق تحت اثر او با مور مالیات مملکت و معاش عسکر منظم و تعیین جا بیگیر امراء و مامورين واستيفاً محاسبات اراضی مملکتی بوسیله دفتر خالصه ریاست کرده اند [۱] و همچنان در عهد سلطنت اعلیحضرت شاه محمود واعلیحضرت شاه شجاع الملك یعنی از ١٢١٦ الی ١٢٥٨ قمری به عین همین ترتیب باسم امين الملك ونظام الملك بجای لفظ وزیر مالیه موجود، و داخلیه وغيره ایفا وظیفه نموده اند که امین الملك معروف عصر شاه شجاع همان محمد اکرم خان فوفلزائی بود که در اثر خوش بینی اعلیحضرت شاه زمان در عصر سلطنت اول اعلیحضرت شاه شجاع الملك دارای رتبه و منزلت بود چنانچه دراثر تقرب او حافظ شیر محمد خان مختار الدوله را رشک عموزاد، کی غالب شد که اخیراً شهزاده قیصر بن اعلیحضرت شاه زمان را که برادر زادۀ عینی اعلیحضرت شاه شجاع بود باغوا بر انگیخت . (۱) در چهار ورق فرمان اعلیحضرت شاه زمان متعلق اسناد خاندانی بنده پهلوی مهر ملا عبد الغفار خان جدید الاسلام كلمه استيفاء مما لك اشاره شده است ولی هر چهار ورق درسنه ١٢- ١٤ قمری نوشته شده است اینجا بقرار نوشته مؤرخان واسناد خطی قدری اختلافات موجود است .
عبدالله خان الکوزائی ملقب به «مخلص الدوله یکی از حکام بزرگ افاغنه در کشمير . شخصى ؟ در زمان حکومت وی (بعهد سلطنت زما نشاه درانى پول ماليات کشمير در سال به ۲۴ لك روپيه پخته بشمار مى آمد و این تمثال مجلل او که در عصر حکومت خودش در کشمير از طرف مصورى تصویر شده است در متن قصيده مدحيه رحمت داوی شاعر معاصرش در کتاب قلمی موسوم به «لیلی و مجنون» مندرج است و از حسن گفتار شاعر معلوم میگردد که نائب الحکومه موصوف علاوه بر انتظام امور حکومت آنجا بصفت جود و بخشایش و پرورش علماء وشعراء نيز توجه خاصی داشت . «متعلق صفحه ۱۹ رساله ، وان اعای» عجبہ ي رکښے پيدا | جلواهيے پښتون بيا داد عاد حهان حمت رنشه بپهر نامش ده
[BLANK PAGE]
( ۱۹ ) توضیح این مقال آنکه محمد اکرام خان امین الملك بن حاجی کریمداد خان برادر آزاد خان و آن شخصی که در نواحی قریب پشاور به همدستی اعظم خان فوفلزائی نسقچی باشی و عبدالغفور خان فوفلزائی به طرفداری اعلیحضرت شاه شجاع الملك در جنگی که مقابل شهزاده قیصر بن اعلیحضرت شاه زمان فرستاده شده بودند حافظ شیر محمد خان مختارالدوله را با برادرش حاجی میر احمد خان بکشتند و اخیراً در جنگ واقع نمله بمقابل لشکر اعلیحضرت شاه محمود [ علیه اعلیحضرت شاه شجاع الملك ] خود امین الملك محمد اکرم خان و عبدالغفور خان رفیقش از دست فتح خان بارکزائی وزیر و سر لشکر اعلیحضرت شاه محمود بـکـردار عمل ایشان کشته گشتند و اعلیحضرت شاه شجاع الملك در یادداشتهای خود نوت : وقتی که عبدالله خان الکوزائی ملقب به مخلص الدوله بحکومت کشمیر قیام داشت در سال ٢٤ لك روپیه عائد دیوان اعلی سلطنت میشد اما اکثر بمواجب عمال و ضباط مجری گشته شش هفت لك روپيه بخزانه شاهی میرسید و از نواحی ملتان که جایگیر مردم سدوزائی درانی بود در سال سه لك روپيه عائد خزانه شاهی میگشت و دیره غازی خان با مواجب مردم خدمتگار آن که از محصول آنجا مجری می بردند به هفت صدهزار روپیه اجاره بود و دیره اسمعیل خان بدوصدهزار روپیه در اجاره عبدالرحیم خان هوتکی بود . پشاور ومضافاتش تا سال ۱۲۱۴ الی سال ششم سلطنت زمانشاه به هفت لك روپيه اجاره بود . اعلیحضرت شاه زمان در سنه ۱۲۱۱ قمری که لاهور را مسخر گردانید احمد خان بارکزائی را بحکومت میان دو آبه جیلم و سند سرافرازی بخشود و درسال يك لك روپيه از ماليات لاهور معین فرمود تا حاکم مذکور بحراست سرحدو ثغور پردازد یعنی از مالیات لاهور در سنه ۱۲۱۱ در سال پنجم سلطنت شهریار موصوف يك لك روپيه تنها از دیوان اعلی شاهی برای مصارف محافظت سرحدات میان دو آبه و جیلم و سند تخصیص داده شده بود.
( ۲۰ ) گوید که نظر به اعتبار همین شخص امین الملك كه بدربار شاه تقرب جسته بود حافظ شیر محمد خان [ ۱ ] مختار الدوله از لحاظ اهمال خدمات گذشته خود بنای نفاق وحسادت گذاشت تا در نتیجه زد و خورد لشکر طرفین (شجاع و قیصر ) مختار الدوله وبرادرش حاجی میر احمد خان در پشاور به قتل رسیدند. نظام الملك در عهد سلطنت اول اعلیحضرت شاه شجاع سدوزائی کل محمد خان بامیزائی فوفلزائی بن اشرف الوزراء شاه ولیخان بود که سجع مهرش به مشاهده نگارنده چنین پیوسته است : ز فضل ایزد والطاف احمد نظام الملك شد گل محمد توضیح : در سنه ۱۲۲۱ قمری در دوره سلطنت اول اعلیحضرت شاه شجاع الملك چون مالیه چندین ساله محال سند از سبب اغتشاش انقرا ض سلطنت زمان شاه ومحمود شاه بكار کنان دیوان اعلی سلطنت نرسیده بود بدون نوت: يك تن از مستوفیان عصر سلطنت اعلیحضرت شاه شجاع الملك ابدال خان فوفلزائی بود که عمد را بعصر به استيفاء ولایت هرات سرافرازی داشت ودرهنگام لشکر کشی محمد ولی میرزا والی مشهد جانب هرات دريك واقعه خونین بتاريخ دوم شهر ربيع الثانى سنه ۱۲۲۲ قمری نظر( با آنکه مستوفیان افسران لشکر میبودند) بمعیت كداخان ومحمودخان بشهادت رسیده اند . وقتی که عطا محمد خان بن حافظ شیر محمد خان مختار الدوله از طرف اعلیحضرت شاه شجاع الملك بنائب الحكومتي كشمير عوض عبدالله خان مخلص الدوله ارتقا يافت ديوان نندارم هندو که از میرزایان محاسب عصر سلطنت اعلیحضرت شاه شجاع الملك بود بنام صاحب کار وسرپرست امورد یوانی حکومت وی بحيث مستوفي ولايت كشمير بخدمت دولت افغان سرافراز گشت و تا زمانیکه عطا محمد خان با میزائی هند را نجا قیام داشت نندارم (هندو) باستيفاء ولایت کشمیرمی پرداخت .
(۲۱) آنکه حاکم ویا مستاجری مامور شود خود اعلیحضرت شاه شجاع الملك از قندهار راه سند بر گرفت. در منزل واقع شیر سرخ فرستاده گان میران سند فیضیاب رکاب شاهی شدند عرض و التماس نمودند که اعلیحضرت فسخ عزم فرمایند و زمین سند را لگد کوب سپاه ننمایند و مبلغ هشت صد هزار روپیه بدون زحمت سفر عائد خزانه دیوان اعلی شمارند اعلیحضرت شاه شجاع الملك نظر به کثرت مالیات سند که بر ذمت اهالی آنجا از چهار سال باقی مانده بود عرض واستدعای ایشان را نه پذیرفت و برایشان بغرض پیش بینی وتدارک پول رخصت معاودت فرمود. همچنان در شالکوت نیز وکلای میران سند مشرف رکاب بوسی اعلیحضرت شاه شجاع الملك پیوستند و دو ازده لك روپیه بر ذمه گرفتند که مشروط بر معاودت اعلیحضرت شاه شجاع الملك ادا نمایند ایضاً عرض و استدعای ایشان را نه پذیرفت . چون اعلیحضرت شاه شجاع الملك بدین عزم وارد موضع [كندآبه] و از آنجا وارد شکار پور شد در آنجا و کلای میران سند وخوانین تالپور با سادات كرام وعلماء عظام و پیر زادگان ذی احترام قرآن مجید را بدست شفاعت گرفته دربارگاه سلطنت حاضر آمدند وعفو بقایای پول مالیات چهار ساله دیوان اعلی را که بر ذمت ایشان از چند سال مانده بود استدعا نمودند اعلیحضرت شاه شجاع الملك پادشاه دیندار باحترام کلام حضرت ملك علام ده لك روپیه را بخشید و بیست لك روپیه را فرمود تا تحویل خزینه گردد و علاوه بر مبلغ فوق که حاصل و عائد دیوان اعلی حکومت شد تحف و هدایای مرغوب دیگر از قبیل اسپان زین و یراق طلا و نقره وتفنگهای بست طلا و شمشیر های قبضه
( ۲۲ ) مرصع و غیره قماش های نفیس برسم پیشکش واصل و داخل دیوان اعلی گشت و باندازه شش لك روپیه دیگر تعارف منشیان و کار پردازان حضور نوت: از میرزایان با نام عصر اعلیحضرت شاه شجاع الملك یکنفر میرزا امام ویردی خان بود که درضمن وقایع حکومت موقت شاهزاده فتح جنگ و شاهزاده شاه پور نام او در ماخذ قید است ولی میرزا امام ویردی اغلب گمان میرود که پسر میرزا الله ویردی خان (معاصر احمد شاه کبیر) باشد چنانچه در کتیبه زیارت سید اسحق ختلانی (مشهور به شاه شهید) علیه الرحمه نام او با یاقوت خان خواجه سرا نقر شده است مثلا در يك مصرع گوید ( چو سرکاری نمود الله ویردی ) و در فرضه کوهدامن قلعه ای بنام الله ویردی خان مشهور است که برفراز يك تپه بلند از گل سفید گون اعمار شده است . ساکنین فرضه گویند وقتیکه اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان شهید بسیر و تفریح کوهدامن و خصوصاً برای تماشای آبشار فرضه درین دیار تشریف آورده بودند از زیبایی محیط قلعه که جای خیلی خوش آب و هوا بود حیرت کردند و سپس سوال فرمودند که این گل سفید گون و محکم از خود این تپه خواهد بود و یا از جای دیگری نقل داده شده است به تصدیق يك نفر معمر به صحت پیوست که از گل همین تپه تخمیر و تعمیر شده است . در مقابل تشریحات اسم الله ویردی گفتند نویسنده ای از مردم فارسی بود و در عهد تیمور شاه سدوزائی به تعمیر قلعه پرداخته است ولی سلاله از او در کوهدامن وجود ندارد بنده معلومات مختصر یرا که در باره هر دو نویسنده از زبان مولوی مسکین صاحب مقیم و مقتدای اهالی فرزه کوهدامن نگاشته ام دلالت بران دارد که امام ویردی اغلب پسر الله ویردی وصاحب آن قلعه باشد اعلیحضرت شاه شجاع الملك در يك عبارت مجمل ومختصر خود گوید میرزا امام ویردی معتمد امیر دوست محمد خان و با او در بخارا نیز رفته و در قید امیر بخارا بود و از آنجا بصلاح و صوابدید امیر موصوف خود را دیوانه قرار داده بواسطه دیوانگی از گرفتاری پادشاه بخارا خلاصی یافت و بفرض جاسوسی و مایل گردانیدن اعیان کابل را جانب امیر دوست محمد خان وارد کابل شد .
(۲۳) شاه افغان که سندیان تقدیم کردند در شمار آمد و مردم سند نیز از لطف شاه درانی بخلع فاخره سر افراز گردیدند و همچنان فرستادگان راجگان مرهته نیز باعرائض عجز مشرف شد ند و سه زنجیر پیل و اسپان عربی با زین و یراق طلا و نقره و عقده های مروارید و توپهای کمخواب و با دله و یملقاره زری و قطیفه کهنی [که مردم هند او را دو تپه مینامند] با غیره اجناس ابریشمین شرفیاب حضور شدند و بعد از تقدیم تحف قیمت دار و عرض عجز و انکسار رخصت مراجعت به وطن خود حاصل کردند . اعلیحضرت شاه شجاع الملك وقتی که از شکار پو و راه دیر جات برگرفت وارد (کوت) و ملتهن شد در انجا بهاول خان عباسی نیز يك زنجیر پیل و چند رأس اسپ باسامان طلا و نقره ومبلغ کثیری از زر وسیم و چند اشتر و غیره اجناس زرین و ابریشمین قیمتدار بطور هدایای مستمره مقرره بحضور شاه فرستاد و فرستادگان بهاول خان عباسی رخصت معاودت حاصل کردند : مقصد از نگارش فوق چنان است که در تاریخ امور مالی و اداری افغانستان چنین موفقیات محض بدیوان اعلی مملکت قرار میگیرد چنانچه اعلیحضرت شاه شجاع الملك در یاد داشتهای خصوصی خویش به عین همین تفصیل قلم فرسائی کرده اند و از نگارش ایشان معلوم میگردد که سر پرستی امور دیوان اعلی را دران مواقع خود بر ذمت داشتند و گویند در سنه ۱۲۲۳ قمری در دوره سلطنت ثانوی اعلیحضرت شاه محمود وقتی برای استرداد تخت و سلطنت از دست شاه محمود میکوشیدم در حال
( ٢٤ ) هزیمت از پشاور کوچیده راه شکارپور بر گرفتم و در ضمن وقائع متعلق با میران سند طرح معاهده ریختم - آنگاه میر کرمعلی خان و میر مراد علی خان تالپان پسران میر مزاد علی خان که از بزرگترین شخصیت های آن سر زمین بودند میران مذکور از بابت مالیات سند علاوه بر طلا و نقره مسکو که بسیار و اقمشه نفیسه ابریشمین و زرین ساعت و دوربین و ظروف بلورین و امتعه قیمت دار چینی و اسلحه و آلات مرصع و مصاحف و وظائف مذهب و دوزنجیر پیل وخیمه ها و فرشهای قیمتی و دوعراده توپ جلوی بحضورم تقدیم کردند پنجصد دانه اشرفی و بیست هزار روپیه نقد نیز از حضور گذرانیده و بخزانه سپردند و قرار دادند هر وقت زمام سلطنت افغانستان بدست شهزاده شجاع الملك قرار گیرد مالیات محالات سند و شکار پور را ادا مینمائیم و همچنان در اوقات تشریف آوری زوجات محترمات دودمان نجیب شاهی هر گونه پیش کش را ازین قرار که سزاوار شوکت فامیل جلیل سلطنتی باشد به تقدیم خواهیم رسانید . شاه شجاع الملك در عصر سلطنت وغير سلطنت خود از ینگونه افتخارات قلمی و اداری بیشتر دارد ولی هیچ سفسطهای نمی تواند که ازین تبرئه در گذرد و خدمات او را لباس دیگری بپوشاند زیرا اصل کیفیات اگر بنظر حقیقت مجسم شود میتواند از بعضی شهرتهای تهمت آمیزش چشم بپوشد .
اعلیحضرت شاه شجاع الملك درانی سدوزائی-شاهی که در استحصال بقای مالیات از کشور هند بدیوان اعلی مملکت در آوان سلطنت خویش کمک مزید بهم رسانیده است و رسالۀ دیوان اعلی که در (زمینۀ مخصوص تاریخ وزارت مالیه سخن میراند خدمات شاه موصوف را آنچه درین راه انجام داده است بنظر قدر می نگرد. (متعلق مضمون صفحه ٢٤ رسالۀ دیوان اعلی)
[BLANK PAGE]
(٢٥) عصر سلطنت محمود شاه سدوزائی چون عصر سلطنت اعلیحضرت شاه محمود سدوزائی در دفعۀ اول وثانی وسلطنت اعلیحضرت شاه شجاع الملك از پر آشوب ترین ازمنۀ تا ریخی این مملكت بود لهذا تشكيلات سلطنتی آنها بصورت مكمل مثل سلطنت اعلیحضرت احمد شاه كبير و اعلیحضرت تیمور شاه باهم مقایسه نمیشوند و خصوصاً در عصر سلطنت اعلیحضرت شاه محمود که چهل و دو واقعۀ بزرگ رخ داد در تشکیل سلطنت اوصدمات بزرگی بوقوع پیوست که در امور محاسبات و دفتر داری احدی را نفس براحت كشیدن نگذاشت لهذا طرز دفتر داری و تشکیل عصر شاه محمود سدوزائی قدری ضعیف تر از ادوار قبل و بعد او بشمار میرود ولی کسانیکه از نویسندگان و معاصرین او بودند در عصر سلطنت زما نشاه وشاه شجاع الملك از هريك نام بردیم(۱) ۱) درسنه ۱۲۱۹ در سال چهارم سلطنت اول اعلیحضرت شاه محمود برای یکمرتبه وزیر فتح خان بارکزائی جهت وصول مالیات دیوانی مامور هزاره و بامیان گردیده بود و قبل از انكه پول مالیات را جمع وبدیوان اعلی مملکت بسپارد سلطنت اعلیحضرت شاه محمود سدوزائی منقرض گشت و وزیر فتح خان پیش از انكه پول مالیات را جمع کند عندا لموقع لشکر زیاد از مردم بامیان وهزاره گرد آورد و در منزل میدان با لشکر شهزاده شجاع الملك بمقابله پرداخت .
( ٢٦ ) بار دوم سلطنت اعلیحضرت شاه شجا ع الملك در عصر سلطنت ثانی اعلیحضرت شاه شجاع الملك شخص دیگری بنام ملا عبدالشکور باین عهده بر گزیده شده بود وهمدرين عصر محمدعثمان خان بن رحمت الله خان وزیر قوم کامران خیل سدوزائی فوفلزائی مامور ثالثات (يعنی سه کوتی) خالصه جات بود که اخیراً در اثر پیشنهاد مکتناتن والکساندر برنس انخلیس بلقب نظام الدوله ارتقا یافت ووظيفة ملاعبدالشلور خان وزیر را عندالاقتضا بدو سپردند (۱) ولی در حال انقراض سلطنت اعلیحضرت موصوف یعنی دوماه قبل از شهادت آن شهریار شهید شخص دیگری در رأس دیوان اعلی مملکت باهمان اقتدار کامل يعنى باستيفاء كل ممالك محروسه وقضا وجزاء تعیین گردید که شخص مذکور نواب شجاعت علی خان نوادۀ نواب نجیب الدوله هندی بود و گویند که نواب شجاعت علی خان مذكور مشروط به معاونت سلطنت شاه شجاع الملك رتبۀ دیوان بیگی حاصل کرد ودران وقتیکه کشاکش دست استعمار در خاك افغانستان از هر طرف دراز شده بود اعلیحضرت شاه شجاع الملك (۱) ثالثات یکی از وظائف دیوان اعلی بود که با مور ثالثات در دفتر خالصه آمر و مختار کار آن شمرده میشد. اما ملا عبدالشکورخان شخصی بود که سی سال بهم مختار کار اعلیحضرت شاه شجاع الملك بود ولی در اثر ایماء معتدین از کار برطرف شدو با آنکه اعلیحضرت شاه شجاع الملك اورا بدل خیلی دوست میداشت اما نظر بمجبوریتهای گوناگون نتوانست که او را حمایت کند ولا بد وظیفه وصلاحیت اورا به نظام الدوله سپرد.
( ٢٧ ) چاره جز آن نداشت که آن رتبه جلیله را از شخص با تعهد معاونت و پشتیبانی در امور سلطنتش دریغ کند چون خاندان نواب نجیب الدوله [١] در خاك هند شهرت بسزا و اقتدار زیاد داشتند در میثاق سری نواب شجاعت علی خان اعلیحضرت شجاع الملك رتبۀ دیوان بیگی را باقتدار کامل مثل اعلیحضرت احمدشاه کبیر بدو سپرد ولی نواب شجاعت علی خان وقتی باخذ این مقام نائل شد که دو ماه بعد اعلیحضرت شاه شجاع الملك در کابل به شهادت رسید و دیوان بیگی مذکور به معیت شهزادگان رهسپار هند شد نواب نجیب الدوله بقرار نوشته مؤرخان هندی از بزرگترین شخصیت های آن سر زمین بود زیرا وقتی که اعلیحضرت احمد شاه کبیر بروز جمعه هفتم ماه جمادی الاول ١١٧٠ قمری در دهلی برسید دختر عزیز الدین بن اعلیحضرت محمد شاه عالمگیر ثانی مغلی را برای شهزاده تیمور فرزند ارشد خویش بگرفت دران وقت زمام حکومت دهلی را از سبب خویشی به عزیز الدین موصوف سپرد و نجیب الدوله را لقب امارت بخشید شبهه ای نیست که نواب نجیب الدوله (۱) شخص نواب نجیب الدوله را که مؤرخان هند بلفظ هندی نسبت داده اند سبب آنکه حیات و اوقات او در خاك های هند بسر شده بود و از ان جهت بنام هندی شهرت او بیشتر است و نگارنده بلحاظیکه در انوقت کشور هند در تصرف امپراطوری افغان بود نسبت هندی را در باره نجیب الدوله مانند قندهاری - کابلی- هروی - بلخی وامثال آن میدانم یعنی شخص نجیب الدوله اصلا از مردم افغان و بقولی یوسفزائی بود و اعلیحضرت احمدشاه درانی کسانی را در کشور هند برتب و القاب اعزازی از حضور خود سرافراز گردانید که داشتن اصالت افغانی رجال آن سرزمین شرط اول نظریات شهنشاه موصوف بود .
(۲۸) از مقتدر ترین شخصیت های هند بود و تا هفده الی ١١٨٤ قمری که سال فوت اوست باين لقب ملقب وممتاز بود وشاعری تاریخ وفات مو صو فرا چنین انشاد کرده است: زمین راشیوه شیون بپا شد فلك را كریۀ دندان تماشد بدان قدوسیان دادندا بن رمز نجیب الدوله واصل باخداشد ١١٨٤ق بعبارت دیگر نکته سنجان معاصرش تاریخ وفات او را بحساب جمل [ناظم ملك بقا] نیز دریا فته اند. غرض اینجاست که اعلیحضرت شاه شجاع الملك قريب انقر اض سلطنت خویش نواب شجاعت علی را باعتبار اجدادش که در کشور هند صاحب رسوخ کامل و نقاره بنام ایشان نواخته میشد وازعهد سلاطین مغل تا وقت نوت: یکی ازمستوفیان عصرسلطنت اعلیحضرت شاه شجاع الملك ابدال خان فوفلز ائی بود که مصدر ا نقصر به استیفاء ولایت هرات سرافرازی داشت ودر هنگام لشکر کشی محمد ولی میرزا والی خراسان جانب هرات دريك واقعه خونینی که دران دیار بوقوع پیوست بتاریخ دوم شهر ربیع الثانی درسنه ۱۲۳۲ قمری به معیت کداخان ومحمود خان بشهادت رسید. شخصی دگری از نویسندگان معاصر اعلیحضرت شاه شجاع الملك ميرزا عبدالحسین بود که در آوان سلطنت اول شاه موصوف بخزانه داری جو اهر ونقد وجنس آنو قت سر افرازی داشت ودريك جنگی که در عرض راه جلال آباد وپشاور بين لشکر شاه شجاع ووزیر فتح خان بوقوع پیوست درموقعی که محمدا کرم خان امین الملك وعبدا لغفور خان فوفلزائی سرداران لشکرشاه شجاع کشته کشتندابوالحسن خان خزانه دارو ملاجعفر که دران حال با حرم محترم شاهی در قلعه اتك اقامت داشتند وجوه نقدوجواهر ثمینه نفیسه را ازراه خیانت برداشته و با نوان حرم عفت توام شاهی را گذاشته درلاهور نزدر نجیت سنگ که دست نشانده اعلیحضرت شاه زمان بودرفتند.
(۲۹) شاه شجاع سلسلة اجداد او به عزت و منزلت در گذشته بودند منصب دیوان بیگی را مشروط بمعاونت او اعطا نمود ولی از انکه دو ماه در کابل مقام دیوان بیگی (وزیر الممالک افغانستان) حاصل کرده بود مثل میره زارخان الکوزائی شهرت او بسیار کم است مگر این سو مین شخصی است که در کتب تواریخ وطن به منصب دیوان بیگی وزیر مالیه و سر کرده دار القضاة دران وقت شناخته میشود وقبل ازان نواب محمد عثمان خان نظام الدوله و پیشتر ازان ملا عبدالشکور خان وزیر مرتبه استیفاء دیوان اعلی یا مقام وزارت مالیه بطوری که ذکر شد ازان وی بود. دربارة تثبیت مقام وزارت مالیه دران اعصار سرجان مالکم مؤرخ انگلیس مکرر در مورد امور مالیات مملکت ایران در عصر حکومت آقا محمدخان قاجار معاصر سلطنت اعلیحضرت شاه زمان شرح میدهد که حاجی ابراهیم در عهد حکومت آقا محمد قاجار در جمیع امور ملکیه مداخلت میکرد. و همه کارهای معظم دولت باستحضار وی میگذشت بعض اوقات وزیر دیگری نیز معین بود که امور محاسبات مالیه را بد و محول میکرد چنانچه درین اوقات میرزا شفیع صدر اعظم است [۱] و حاجی محمد حسن [۱] حاجی فیروز الدین بن اعلیحضرت تیمور شاه درانی در آوان سلطنت بر ادرش اعلیحضرت شاه محمود عبدالرشید خان درانی را که از وابستگان او بود از حکومت هرات برسم رسالت نزد فتحعلی شاه قاجار حکمران ایران فرستاد حین وصول عبدالرشید خان درانی در ماه ذیقعده سنه ۱۲۳۰ قمری در طهران فتحعلی شاه قاجار باستقبال و احترام نمایندة شهزادة نامدار افغان سرای نشیمن همین شخص میرزا شفیع صدراعظم را که عمارت عالیستانی بود برای اقامت عبدالرشید خان موصوف معین کرده بود.
( ۳۰ ) مباشر مالیه است و میگوید پیش ازین صاحب این منصب را در ایران امین الدوله میخواندند و حال حاجی محمدحسن را نظام الدوله لقب داده اند بغیر ازوزراء بزرگ مستوفیان و منشیان نیز هستند که به معاونت ایشان کارهای بسیار میگذرد و دفاتر جمع و خرج ممالک محول بایشان است منزلیکه مستوفیان دران جمع میشوند دفتر خانه گویند [ صفحه ۱۵۳ باب ۲۳ تاریخ سرجان ملکم ] در مملکت عزیز ماافغانستان نیز در اعصار گذشته مستوفی الممالك و وزیر از هم فرق نداشتند و با القاپ نظام الملك امين الملك و كپيل الرعايا و سر منشی های دیگر بنام دبیرالملك و منشی باشی و منشی وسرد بیر ولشکر نویس با آنها همکار و موظف امور مالیات و جمع و خرج مملکت بودند. غرض نگارنده از نگاشتن احوالات ایران اینجاست که زیبائی تشکیلات اداری حكومت افغانستان با ممالک همجوار یعنی ایران و هند دران اوقات تفاوتی از هم نداشته اند یعنی هر لقب و عنوانی که در تشکیل حکومت ایران و غیره وجود داشت خواه مخواه در تشکیل حکومت افغانی عنوان بالمثل و به تغییر عبارت وجود داشته است و مقصد دیگر آنکه مستوفی و منشی های آن اعصار زود عهدهٔ وزیر و یا صدر اعظم را اشغال میکردند که مباشر و یا متصدی امور ماليه [بمنزله مستوفی الممالك ] در آن اوقات از عهدهٔ صدر اعظم و یا وزیر اول فرقی نداشتند.
( ۳۱ ) عصر سلطنت اعلیحضرت امیر دوست محمد خان کسانیکه از آغاز سلطنت امیر کبیر اعلیحضرت دوست محمد خان مؤسس سلالۀ محمد زائی از سنه ۱۲۵۹ قمری مطابق ۱۸۴۳ عیسوی باینطرف در رأس این مقام برسمیت شناخته شده اند اول میرزا عبدالسمیع خان بود که مقام وزارت داشت چنانچه در متن يك معروضۀ شخصی که نصر الله خان ولد نائب امین الله خان لوگری بعنوان سردار سلطان محمد خان محمد زائی جهت اخذ معاش خود نوشته و متن معروضۀ آن در صفحۀ ۱۴۷ نوت: دروقتیکه امیر محمد افضل خان مرحوم از طرف اعلیحضرت امیر دوست محمد خان والد بزرگوارش بنائب الحکومتی بلخ قرار داشت میرزا احمد خان کشمیری (و آن شخصیکه در زمرۀ نویسندگان عصر سلطنت امیر شیر علی خان از ان نام گرفته ایم) مستوفی وی بود و شخص دیگریکه منشی خاص و متصدی امور حکومتش بود سردار محمد عمر خان نوفلزائی جد نگارنده بودند وقتیکه سردار محمد افضل خان شهر تخه پل را اساس گذاشت و تهداب نهاد محمد عمر خان مرحوم را حاکم آنجا مقرر ساخت چون خاطر حاکم موصوف از وضع آب و هوای آنجا ملال آورد قصیدۀ شکایت آمیزی سرود کز ان جمله يك بيت اینست : از هجوم پشه و ضیق معیشت اندران - تخۀ پل شهریست کو در کار باشد نیست نیست سردار محمد عمر خان (عمر) چون از مقربان خاص و از شعراء و نویسندگان معاصرش بود در وقت سلطنتش او را برتبۀ مباشر مالیات و بعده بحکومت (کرم) که نام علاقه ایست سرافرازش گردانید سجع مهرش اینکه : یافته از آتش دوزخ گذر از شرف نام محمد عمر سوانح مکمل مرحوم در شماره های ۴-۵ سال ۱۱ مجلۀ آریانا با اسناد خطی سلاطین محمد زائی که گرافی شده است ملاحظه شود .
(۳۲) کتاب در زوایای تاریخ معاصر افغانستان اثر کهزاد مسطور است نامبرده میرزا عبدالسمیع خان مستوفی را بعنوان عالیحضرت یاد میکند و هکذا در صفحهٔ دیگر در ضمن وقائع عهد شاه شجاع الملک وامیر دوست محمد خان میرزا عبدالسمیع خان بلفظ صدراعظم نیز یادشده است و این شواهد مکرر است که مقام رسمی و نفوذ مستوفی الممالک های اسبق افغانستان را بر طبق نوشته ها تائید میکند . میرزا عبدالسمیع خان در سفر امیر کبیر اعلیحضرت دوست محمد خان بصوب هند [ در مقابله با رنجیت سنگ سر دار معمر سکهان ] همراه و مشاور سیاسی امیر دوست محمد خان بود و امیر مبرور بتر تیبات عسکری خود در اوقات جنگ طبق پلانهای میرزا عبدالسمیع خان رفتار میکرد و میرزای موصوف علاوه بر صفت نویسندگی مرد حربی و سیاسی نیز بود. از صفات او اینکه : در موقع جلوس اول اعلیحضرت امیر دوست محمد خان در ١٢٥٤ قمری بحث های طویلی راجع بیافتن يك نبشتهٔ مناسب برای فص خاتم امیر و مسکو کاتی که ضرب میشد مجلسی از طرف دبیران دانشمند دائر شد تا بالاخر میرزا عبدالسمیع خان اتفاقاً کامیاب گردید و مضمونی دریافت که بر گفته های دگران امتیاز داشت . فص خاتم امیر دوست محمد خان مرحوم در عصر سلطنت اولش بوصف موقع جهاد که در حال حرکت بودند چنین نقر شد : امیر دوست محمد بعزم جنگ جهاد کمر بیست و بزد سکه ناصرش حق باد در عصر سلطنت دومش در اوائل سال ١٢٥٩ قمری چنین اتفاق افتاد :
میرزا عبدالسمیع خان وزیر مشهور و معاصر اعلیحضرت دوست محمد خان در دورۀ سلطنت اول و ثانی ایشان زمامدار بزرگ استیفأ ممالك درعصر شهریار مبرور که بعضاً بعنوان وزیر واغلب بنام مستوفی عهدۀ مستوفی الممالك (یا وزیر مالیه) را برذمت خویش داشت و در عهد اعلیحضرت شاه شجاع الملك ازمنشی های با کفایت آنعصر بود . (متعلق صفحۀ ۳۲ رساله دیوان اعلی )
[BLANK PAGE]
( ۳۳ ) بزدر فضل و عنایات خالق اکبر امیر دوست محمد در باره سکه بزر میرزاعبدالسمیع خان نظر بدرایت وسیاست مداری خویش اگر بمنزلت استيفاء ممالك و یا وزارت رسیده بود از روی خدمات حربی - سیاسی و اداری اش چنانچه در وقایع عهد سلطنت امیر کبیر اعلیحضرت دوست محمد خان مسطور است ذیحق بود [ ۱ ] درعصر سلطنت اول و دوم امیردوست محمدخان شخص دیگری که عنوان مستوفی داشت میرزا سید حسین خان بن میرزا سید محسن خان بود که در ضمن وقائع حکومت مؤقت شهزاده فتح جنگ بن اعلیحضرت شاه شجاع الملك بنام آقا حسین از ان نام گرفته اند و شخصی دیگری میرزا محمدحسن ولد میرزا عسکر [سوای میرزا محمدحسن مهرداراعلیحضرت شاه شجاع ] بود که در وقت امیر کبیر در جملهٔ کار گذاران دولت سرافراز بود . میرزا عبدالسمیع خان مستوفی یکبار در سنه ١٢٦٥ قمری بمعیت سردار محمداکرم خان جهت تسخیر ترکستان نیز فرستاده شده بود و در ماخذ تاریخ همه جا اسم او بلفظ وزیر یاد شده است وشخص دیگری بنام میرزا عبدالرزاق خان بیشتر بعنوان مستوفی شهرت داشت و در عصرسلطنت ثانی اعلیحضرت شاه شجاع الملك نيز ازجملهٔ مستوفیان آنعصر محسوب میشد یعنی از عهد سلطنت اعلیحضرت شاه شجاع الملك تا اینوقت لقب استيفاء او واضح است. شخص دیگری میرزاعبدالمجید خان بود و آن هم لقب استيفاء داشت و میرزای دیگری محمد رضا نام داشت که در دائرهٔ استيفاء ممالك محروسه از جملهٔ نویسندگان زیر دست میرزا (۱) ادوارد الابنس پيرس مؤلف کتاب عروج بارکزائی در بارهٔ ميرزا عبدالسميع خان معلومات مفصل میدهدولی از روی زیادت اغلاط و اشتباهی که دراثر اوموجود است قابل اقتباس نیست.
(٣٤) عبدالسمیع خان وزیر محسوب میشد و دیوان میتها و دیوان بیربل و دیوان دایه رام و دیوان دیتی رام چهار نفر از اهل هنود متوطن کابل اعضاء دیوان استیفاء ممالک آنعصر بودند و دگر از نویسندگان معتبر عصر امیر کبیر میرزا سید حسین خان بود که در وقائع سال ۱۲۷۹ قمری در جمله اکابر دربار ازو نام برده شده است اما معلومات بیشتری را که در اطراف شخصیتش مآخذ تاریخ معرفی کند بصورت مفصل بمشاهده مؤلف نه پیوسته است ولی در سفر اعلیحضرت امیر شیر علیخان مرحوم بطرف انباله(۱) (۱) در سنه ۱۲۸۶ قمری که اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم در انباله تشریف می بردند در ان سفر شهزاده عبد الله جان و لیعهد (که قدم بمرحله هفت سالگی گذاشته بود) وسید نور محمد شاه صدر اعظم و ایشيك اقاسی شیر دل خان و میرزا محمد حسین خان دبیر و سردار نصر الله خان سر عسکر و خوشدل خان بن ايشيك اقاسی شیر دل خان و ناظر حسین علی خان پنجشیری و صفدر علی خان برادرش باشش هزار نفر سوار و پیاده با اعلیحضرت امیر شیر علی خان همراه و همسفر انباله بودند. پس از معاودت سفر انباله ناظر حسین علی خان که از طرف پدر پنجشیری و از طرف مادر از مردم سیاه منصور چنداول بود کوبند خادم اخلاص کیش و نمك خوار صداقت شعار اعلیحضرت امیر شیر علی خان بود چنانچه ناظر حسین علی خان از حضور اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم برای احداث شهر جدید موسوم به شیر پور بسمت شمال شهر کابل که بدور پشته بی بی مهرو بنا نهاده شده بود مهتمم آنکار مقرر گردید و چندتن از افسران نظامی و بزرگان ملکی را برای تهیه اسباب تعمیر بزیر دست ناظر مذکور گماشت و تمام افراد سپاه را بزیر دست معماران و نجاران وغیره مامور نمود و در ماه پنج روپیه اضافه از معاش مقرره ماهوار افراد سپاه (که هفت روپیه کابلی بود) اجرت قرار داد و الی پنج سال هزاران معمار و نجار و کلنکار و آهنگر و مردم اجرت کار سوای افراد لشکر دیوار سمت جنوب شهر و نصف از ضلع مغربی و قدری از ضلع مشرقی را برافراختند و موازی پنجاه قلبه زمین که مساوی از دوهزار جریب باشد برای عمارات سکنه شهر تعیین گردید و تپه شیر پور محل عمارات پادشاهی قرار داده شد و دیوار ستبری که توپ و فوج برفراز آن گردش کند با بروج متعدد و دروب متوسع امر افراشتن صادر کرد و در طرف اندرون دیوار حصار بفاصلۀ گردش فوج و توپخانه دیوار جداگانه و جای اقامت افواج را معین فرمود و آن یکی از کار
جمال دولت پاینده قسمت از لیست وصی دوست محمد امیر شیر علیست اعلیحضرت غفران مآب امیر شیر علی خان ـ پادشاهی که در انتظام امور دفتر و دیوان و ترقی عسکر و عمرانات و پیشرفت صنایع در وطن علاقه خاصی داشت ـ و در سنه ۱۲۸۶ قمری هنگامی که به انباله تشریف می‌بردند این فوتو گرفته شده است ـ خودش در وسط بر کرسی نشسته و شهزاده عبدالله جان ولیعهد پسر هفت ساله‌اش در آغوش او بپا ایستاده و چند نفر امنای دولت آنعصر درین فوتو (که اسماء ایشان در پاورقی صفحه ۳۴ رسالهٔ دیوان اعلی نگارش یافته است) بصورت مجموعی دیده میشوند و اشخاص موصوف کسانی بودند که در امور ملکی و عسکری عصر شهریار موصوف خدمات قابل قدری را انجام داده‌اند: علیست شیر خدا و امیر شیر علی کسی که نائب شیران بود چو شیر دل است
[BLANK PAGE]
(٣٥) نیز در جمله اعاظم دربار آنوقت بهم رکابی امیر موصوف از میرزا محمد حسین خان مذکور نام برده شده و درین رساله قید است : بعد از آنها میرزا محمد محسن خان ملقب به دبیرالملك بود و آنهم با معاونت با مور محاسبات مملکت در رأس عده منشی ها حیثیت سر منشی حضور را درا مروز داشت که گاهی با مور محاسبات دولت و اداره انشاء بمنزله مستوفی الممالك و اغلب وقت وظیفه دار دفتر انشاء حضور یعنی دارالتحریر شاهی آنوقت بود . میرزا محمد محسن خان دبیرالملك باوصفی که نویسنده با کفایت و به لقب دبیرالملك (۱) سرافراز بود طبع شیر هم داشت (۲) و تاریخ وفات امیر کبیر بقیه پاورقی صفحه ٣٤ روائیهای بزرگ عصر سلطنت اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم است که تا حال بنام شیر پور یاد میشود و نگارنده بغرض ایضاح واعلام يك خاطره بزرگ تاریخی و معرفی چند نفرا کابر دربار اعلیحضرت امیر شیرعلی خان مرحوم درین رساله پرداختم . (۱) لقب دبیر الملك را در تاریخ کشور ایران بعضاً بنام منشی الممالك یاد کرده اند مثلامیرزا مهدی استرابادی انشاء پرداز معروف ومعاصر نادرشاه افشار را که بنوشتن تاریخ جهانگشای نادری و دره نادره متعلق حیات نا در افشار از طرف شاه مذکور مکلف و به لقب ذکی ملقب شده بود نام او را در چند مآخذ مکرر با صفت منشى الممالك ملاحظه کردیم از ین لقب معلوم شد که سرمنشی های زبده حضور سلاطين ممالك همجوار در ادوار ما قبل بنام منشی الممالك نيز یاد شده اند و لقب منشی باشی عصر سلاطین سدوزائی و دبير الملك عصر سلاطين محمد زائی افغانستان معناً باهم مطابقت کلی دارند . (۲) فص خاتم اعلیحضرت امیر شیر علی خان نیز به دبیر الملك ميرز امحسن خان منسوب است ولی این حقیقت واضح نیست مگر اغلب گمان میرود که اثر آن باشد. فص خاتم امیر شیر علی خان مرحوم که در سر فرمان ها مهر میکرد اینکه: جمال دولت پاینده قسمت از لیست وصی دوست محمد امیر شیر علیست
(٣٦) اعلیحضرت دوست محمد خان که در ذیل گفتار پرداخته میشود زاده طبع اوست که بدون اغراق شاعرانه انشاد کرده است : مهری به برج سلطنت ای دوستان گرفت کز حسرت فروغ جمالش جهان گرفت شمعی خموش گشت که دود مصیبتش شد آتش غم و به همه دودمان گرفت شد خسروی ز دهر که دائم بما تمش پیر و جوان فرقه افغان فغان گرفت یعنی امیر دوست محمد که تیغ او خورشیدسان کران جهان تا کران گرفت از بس که مهربان به عزیزان و خویش بود نتوان بخامه معنی و تفسیر آن گرفت ره آنچنان نرفت بخورد و بزرگ خویش كش يك بزرگ خورده ببداری توان گرفت هرگز بعمر خویش زکس دلگران نشد با آنکه هر که هرچه بروسر گران گفت در عهد او بمهر امانت غنوده خلق زانسان که از زمانه زمین صدشمان گرفت ره را چنان زرهزن ناپاك پاك ساخت کز دزد مزد بدرقه کاروان گرفت
(۳۷) تسخیر کرد خلق جهان را به حسن خلق آری بحسن خلق جهان میتوان گرفت تا پای او نهاد قدم بر سریر حکم دستش کلاه سروری از سروران گرفت نگرفت کس بدهر عنان عزیمتش غیر از اجل که آخر عمرش عنان گرفت حکم آنچنان نمود که كلك فراستش انگشت بر عدالت انوشیروان گرفت کیهان وقار او بهری لنگر او فگند از جنب ملك ميمنه تا کوهسان گرفت بنمود فتح شهر هرات و بداد جان مردانه وار شهر هری را بجان گرفت محسن سوال کرد زپیر خرد که آه تاریخ فوت این شه غازی چسان گرفت حوری سراز جنان بدر آورد در جواب گفت از [امیر مجاهدغازی] توان گرفت سه نفريكه در تحت اثر میرزا محمد محسن خان دبير الملك بنام ميرزا و منشی بیشتر از دیگر همقطاران شهرت داشتند اول میرزا احمد خان نوت : چون عدد امير مجاهد غازی بحساب جمل ۱۲۸۲ میشود وعدد جیم که سه است از سر جنان بدر آورده شود ۱۲۷۹ باقی میماند که سال فوت شهریار موصوف است.
(۳۸) ودگری میرزا احمد خان و دگری میرزا سیف الدین خان منشی [۱] ودگری منشی امام الدین خان ودگری میرزا محمد رضا خان بود که از عهد امیر کبیر تا اینوقت در جمله نویسندگان آنعصر شهرت داشتند : نوت: در سال ۱۲۷۸ قمری حین مراجعت اعلیحضرت امیر دوست محمد خان از جلال آباد بکابل وقتی سردار محمد حسین را بهزاره جات که تیول و جایگیر سردار محمد اسلم خان برادرش بود مامور فرمود میرزا عبدالعزیز خان نواده میرزا عبدالغفار خان را که در دولت نادر شاه افشار منصب استیفاء دیوان اعلی داشت بصفت منشی او مقرر ساخت و امور دیوانی آنجا را نیز بر عهده وی گذاشت و امر کرد معزی الیه با لشکر در موضع لعل که قریب مضافات هرات است رفته توقف ورزد تا اگر در هرات کار شود رهسپار آن دیار گردد . (ص٢٤١ سراج التواریخ) مفصل این مجمل آنکه پس از قتل نادر شاه افشار ترکمان در ۱۱۶۰ قمری نظر باختلال و نفاقی که بین مردم ایران رو نما شد يك عده نویسندگان مردم فارسی آنجا در اوقاتی که اعلیحضرت احمد شاه درانی برابریکه جهانیانی متمکن بود وحسن نیت وعدالت او در همه دیار اشتهار داشت در شهر قندهار بشرف خدمت شهنشاه افغان پیوستند و شاه درانی در مهاجر نوازی و اسلام دوستی ورأفت که از اکثر سلاطین سبقت جسته بود نویسندگان ایرانی را در قندهار حمایت کرد و نویسندگان ایرانی باعتبار مراحم شاه درانی که در حیات او كافه انام بوجودش اتکا داشت خواستار شدند تا ایشانرا بشمول خدمت درد یوان اعلی مملکت امر سر افرازی بخشد با آنکه تعداد نویسنده در خود مردم افغان زیاد بود شاه درانی از روی تفقد خدمت آنها را پذیرفت وازان جمله نویسندگان ایرانی که بدواً پذیرفته شدند میرزا هاشم خان (پدر میرزا عوض وميرزا عنبرين) مهر علی خان خزینه- منشی هادی خان- علی رضا خان- میرزا عبد الغفار خان امان الله خان و چند نفر دیگر بودند و میرزا عبد الغفار خان را که نواده اش میرزا عبدالعزیز نام داشت ثابت میشود که از آغاز سلطنت درانی در دیوان اعلی و یا استيفاء ممالک محروسه بطور ارثی شامل خدمت بوده اند و این چند نفر دیگر مثل محمد عطا خان- میرصفی الله خان- محسن خان- میرزا خان- میرزاکلان خان از کابل در قندهار رفته بودند و در سلك نویسندگان دیوان اعلی شاهی شرف ملازمت حاصل کرده بودند. چنانچه میرزا رجب علی- میرزا
در عصر سلطنت اعلیحضرت امیر محمد افضل خان مرحوم بعضی امور وزارت مالیه که عبارت از امر معافی مالیات و برقراری معاشات اعضاء دربار آنوقت میبود شخص پادشاه با حکام متعلق می پرداخت چنانچه این يك پارچه خط دیوانی که به مهر اعلیحضرت موصوف ممهور است و در مقابل صفحه ز نگو گراف شده است ثابت میکند که از حضور اعلیحضرت ممدوح بعنوان حواله دار املاك محمد عمر خان فوفلزائی (جد نگارنده که از اعضاء دربار شهریار موصوف بود ) نگاشته شده است حواله دار املاك شخصی میبود که معاش سالانه خود را بحامل امر نامه دیوان اعلی از نزد زمین داران حاصل میکرد و زمین داری که خود رسمیت میداشت و یا مالیات اراضی او معاف و مرفوع حواله دار املاک محمد عمر خان لازم که ب دهقان های مزرعه غرضدر شده حواله دار وجه وجه نور سفید در خوبی اراضی بدهید جای حواله داده ام ثبتاً القلم میبود معرفی خط مامورین دولت بر حسب امر پادشاه و یا متصدی بزرگ دفاتر حکومت عصر بعنوان شخص دیگری از زمین داران ارقام می یافت و این از شواهد اقتدار مقام وزارت مالیه در اعصار گذشته بود که شخص پادشاه نیز بپاره امور دیوانی و حسابی مملکت وارسی میکرد. (متعلق صفحه ۳۸ رساله دیوان اعلی)
[BLANK PAGE]
(۳۹) عصر سلطنت اعلیحضرت امیر شیر علی خان در عصر سلطنت اعلیحضرت امیر شیر علی خان و امیر محمد افضل خان و امیر محمد اعظم خان که در آوان سلطنت اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم هريك مدت کمی باخذ سریر سلطنت نائل شده بودند [ تشکیل دیوان اعلی وزارت مالیه به همان ترتیب و اصطلاح قدیم یاد میشد ولی نویسندگان مقتدری که بحیث وزیر مالیه بنام های مستوفی الممالك یاد شده اند اولاً شخص میرزا محمد محسن خان [ سرمنشی ] بود که به لقب دبیرالملك یاد شده است و بعد از حیات اعلیحضرت دوست محمد خان به همان منصب قدیم خود ادامه داد و شخص دگیری که در عصر سلطنت امیر شیر علی خان بشهرت مستوفی الممالك متصدی وزارت مالیۀ آن عصر [۲] از همه معاصرین مشهور و متمایز بود میرزا حبیب الله خان وردکی بود که در زبان زد عوام بقیه حاشیه صفحۀ ۳۸ محمد اکبر - میرزا عبد الهادی - میرزا جلال میرزا عوض میرزا علی محمد - میرزا عبدالرحیم. میرزا مهدی - میرزا محمد کریم. میرزا عنبرین که از مستوفیان ومنشیان معاصر سلطنت اعلیحضرت شاه زمان واعلیحضرت شاه محمود و اعلیحضرت شاه شجاع انداز خاندانهای همین چند نفراند که در عهد اعلیحضرت احمد شاه کبیر از اسماء پدران ایشان نام بردیم . (۱) میرزا سیف الدین خان مؤلف اثر قیمتدازی است که بنام (مجموعۀ منشآت اکثر منشیان مشهور زیبا رقم) درعصر اعلیحضرت امیر شیر علی خان تالیف کرده واثر ایشان در کتابخانۀ شاهی کابل محفوظ است . (۲) معادل صدراعظم درعصر حاضر .
(٤٠) نواحی چهل تن پغمان را تاحال بنام [درۀ مستوفی] یاد میکنند و آن شخص خیلی مدبر و کاردان و در عصر خود لاثانی بود و حکومت عصر زمام امور وزارت مالیه [استیفا ممالک محروسه] را در کف با کفایت او مفوض داشت . وقتیکه میرزا حبیب الله خان مستوفی الممالک از حضور اعلیحضرت امیر شیر علی خان بنائب الحکومتی هرات اعزام شد این وظیفه به سید نور محمد شاه فوشنجی قندهاری تعلق گرفت که سید موصوف از تاریخ جشن ولیعهدی شهزاده عبدالله جان از سنه ۱۲۸۹ قمری برتبۀ صدراعظم بر گزیده شده بود . وقتیکه سید نور محمد شاه خان فوشنجی زمام اختیار استیفا ممالک را بعنوان صدراعظم در کف اقتدار خویش گرفت میرزا حبیب الله خان مستوفی الممالک بنائب الحکومتی هرات اعزام گردید و نامبرده تقریباً چهار سال بحکومت هرات بحیث نائب الحکومه قیام داشت . در سنه ۱۲۹۳ قمری که اعلیحضرت امیر شیر علی خان از پراگندگی و منتشر شدن اوراق دفتر و دیوان از میل نویسندگان دزد باطن ظاهر الصلاح خلل های بزرگی مشاهده کرد میرزا حبیب الله خان را از هرات جهت تفتیش و تنظیم امور دیوان اعلی مملکت در کابل بخواست. در حال وصول میرزا حبیب الله خان مستوفی الممالک مکتوب لارد ليستين انگلیس حکمران کشور هند بحضور اعلیحضرت امیر شیر علی خان در کابل برسید ـ اعلیحضرت امیر شیر علی خان سید نور محمد شاه خان صدراعظم را که تا آنوقت عهدۀ دیوان عالی ٥٠٠ جلالد شیر محمد خان رجبلی
جناب میرزا حبیب الله خان (قوم وردك) مستوفی الممالك عصر سلطنت اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم یکی از نویسندگان برجسته و مشهور آنعصر که در صفت نویسندگی و سیاست مملکت داری شخص لایقی بود چنانچه حضرت علامه استاد محمود بیگ خان طرزی تصویر او را در سراج الاخبار افغانی بنام یادگار های تاریخی درج کرده اند (متعلق صفحه ٤٠ رساله دیوان اعلى)
[BLANK PAGE]
(٤١) استيفا ممالك را بنام صدراعظم برذمت خویش داشت بحیث نماینده نزد حکمران کشور هند فرستاد. وقتی که سید نور محمد شاه خان صدراعظم باهیئت معیتی عازم پشاور شد در راه جلال آباد از قضای الهی فوت کردید و در قبرستان موسوم به جبه دفنش کردند . نام سید نور محمد شاه خان صدر اعظم با آنکه در افواه خلق چندان مشهور نیست ولی اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم در اخبار شمس النهار [ ۱ ] ازان صدراعظم خویش اسم برده است و همچنان در يك پارچه خط که به مهر اعلیحضرت امیر شیر علی خان ممهور و به عنوان جد امجدم سردار محمد عمر خان [ عمر ] نگاشته شده است از ثبوت اسم و رتبۀ صدارت سید موصوف بخوبی شهادت میدهد غرض اینکه وظیفۀ شخص صدر اعظم آنوقت عین همان وظیفه استيفا ممالك است که قبل از سلطنت اعلیحضرت ضیاء الملة والدین امیر عبدالرحمن خان به اشخاص مذکور تعلق گرفته بود و شخص دیگری که در عهد سلطنت اعلیحضرت امیر شیر علی خان باین رتبه احراز موقع نمود میرزا محمد محسن خان دبیر اسبق بود که در جشن ولیعهدی شهزاده عبد الله جان مکرر به لقب دبیر ملقب شد و اخیراً به رتبۀ یکنفر مستوفی مقتدر در دیوان اعلی مملکت حق عضویت پیدا کرد و در سنه ١٢٨٨ قمری وقبل از اشغال مقام صدارت که سپس به آن رتبۀ جلیله (۱) شمس النهار اولین اخباری است که در عصر سلطنت اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم تحت نظارت شاه موصوف و نگارنده گی مولوی نور محمد نام در بالا حصار کابل به چھاپ سنگ انتشار می یافت و کلکسیون آن اخبار در کابل نزد بعض اشخاص دانش دوست موجود است ولی به ندرت پیدا میشود .
(٤٢) قائل شده بود (۱) حسب الامر اعلیحضرت امیر شیر علی خان هیت جنرال پالک انگلیس از کابل جبهه تحدید حدود بطرف سیستان مامور گردید و پس از تعیین و تحدید سیستان و بلوچستان را با دولت ایران جبهه نگارش توثیق آن در طهران رفته و از راه بمبئی وارد کابل گردید [۲] در خلال احوال مذکور میرزا حبیب الله خان مستوفی الممالک [ که در حال اعزام سید نور محمد شاه خان فوشنجی صدر اعظم بصوب پشاور] از هرات وارد کابل گردید درین وقت که سید موصوف برحمت ایزدی پیوست بعوض صدر اعظم متوفا بوظیفه سفارت آن که از پیش رقم شد تعیین ورهگزرای صوب پشاور گردید پس از انجام کار سفارت وظیفه استیفا ممالک را بار دگر اشغال کرد و بامور دیوان اعلی [وزارت مالیه عصر] رسیدگی نمود . یکی از حکایات میرزا حبیب الله خان مستوفی الممالک اینکه در سنه ۱۲۹٥ قمری که شهزاده عبدالله جان ولیعهد فرزند اعلیحضرت امیر شیر علی خان فوت شده بود در حال تعزیه داری در همان روز (۱) شخص میرزا محسن دبیر الملک عصر اعلیحضرت امیر دوست محمد خان که مکرر در جشن ولیعهدی شهزاده عبد الله جان به لقب دبیر ملقب میشود معلوم است که قبل ازین عهده بر وظیفه دیگری موظف بود ولی در تاریخ مملکت این قسمت خوبتر واضح نیست در همه حال چون شخص با کفایت بود اخیراً برتبه جلیله صدر اعظم نیز نائل شد . (۲) از متن نگارش معلوم میشود که وظیفه وزیر خارجه وسفراء کبار در سلطنت های گذشته توسط مستوفی الممالک و دبیران دانشمند اجرا میگردید و این خدمات ایشان علاوه بر خدمات حربی واداری آنها بود .
این يك پارچه خط كوچك از حضور اعليحضرت امير شير على خان مرحومجهة معاش سید نور محمد شاه خان فوشنجی صدر اعظم عصر شهریار موصوف باسم جناب محمد عمر خان فوفازائی (مباشر مالیات) ارقام یافته است و در قید رقعات خطی نگار نده موجود است و با وصفی که ازین گونه اسناد خطی زیاد داریم ولی این حکم نامه برای اثبات عنوان صدارت سيد موصوف قیمتدار است.
[BLANK PAGE]
(٤٣) مكتوبی از طرف انگلیسان در کابل مواصلت کرد با وصفی که کار ضروری بود ولی هيچ يك از اركان بزرگ سلطنت بتقديم مكتوب مذکور نظر به حزن و اندوه خاطر اعلیحضرت امیر شیر علی خان از سبب فوت فرزند دلبندش شهزاده عبد الله جان احدی مبادرت نمی ورزید تا مکتوب را از حضور شاه گذارش دهد - میرزا حبیب الله خان مستوفی الممالك نظر به اقتدار خویش حضار مجلس فاتحه را در کنار کرد و نامه انگلیسان را از حضور امیر شیر علی خان مرحوم گذارش داده و جواب انگلیسان را بعتاب ارسال نمود - در موقع فوت اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم در بلخ در ماه صفر ١٢٩٦ قمری میرزا حبیب الله خان مستوفی الممالك اول نائب استلاتوف ويكتن داکتر روسی را به معیت دو صد سوار تحت اداره محمد حسن خان قزلباش که منصب اجیدنی داشت در شب سوم فوت آن پادشاه خلد آرامگاه زود از خاك افغانستان عبور داد ـ بعداً بعزم اطفای نائره شورش افواج تخته پل سیاست قابل قدری بکار برد ـ چون نائره شورش افواج تخته پل خاموش گشت بمعیت سردار محمد هاشم خان و سردار نيك محمد خان و سردار ذکریا خان و سردار محمد يعقوب (خان ثم أمير محمد يعقوب خان ) را بپادشاهی افغانستان بر گزیدند و مستوفی الممالك مرحوم در عهد سلطنت امیر محمد یعقوب خان نزد انگلیس ها بطور نماینده در (خوشی) فرستاده شد - تا زمان اعلیحضرت امیر محمد يعقوب خان وظيفة استيفاء ممالك به میرزا حبیب الله خان و همچنان وظيفة دفتر انشاء
(٤٤) ( دارالتحریر شاهی درعصر حاضر ) بمیرزا محمد نبی خان واصل و میرزا محمد حسن خان دبیر تعلق گرفت (۱) (۱) اسماء چند نفر میرزا و منشی عصر اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم که الی عصر سلطنت اعلیحضرت ضیاء الملة والدین امیر عبدالرحمن خان در رقعات خطی ملاحظه شد عبارت ازین چند نفر است که سوای مستوفی ها و منشی های مشهور آنوقت در دیوان استيفاء مما لك عضویت داشتند : ۱ : میرزا عبد العلی سر دفتر خالصه جات . ۲ : سلطان علی - محمد مرید - میرمحمد عثمان - صفدر علی - اعضاء دیوان استیفا . ۳ : میرزا ظاهر - هرجی مل زیر دستان نر نجن داس .
(٤٥) عصر سلطنت اعلیحضرت ضياء الملة و الدين در عهد سلطنت اعلیحضرت ضیاء الملة و الدین امیر عبدالر حمن خان میرزا محمد نبی خان واصل بحیث سردبیر [سرمنشی] کما فی السابق بعهدهٔ خود پسندیده آمد و منزل سردار عنایت الله خان معین السلطنه صاحب مرحوم [که چندی قبل ریاست مستقل مطبوعات آنرا اشغال کرده بود] بنام سرای دبیر که همین میرزا محمد نبی خان واصل بود شهرت داشت این سرای نشیمن گاه میرزا محمد نبی خان دبیرالملك بود که در زبان دری دیوان مکملی در اشعار تصنیف کرده است و این دو مطلع ذیل از اشعار موصوف فی الموقع نگاشته میشود: بیا ای از دهان نوش خندت حل مشکلها لبی چون غنچه خندان ساز و بکشا عقده از دلها مطلع دیگر ساقیا فصل گل آمد می گلفام تو کو آب تو آتش تو پخته تو خام تو کو بقول میرزا محمد ناصر خان خوش نویس [اسبق منشی حضور اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان شهید] که خواهر زادهٔ واصل مرحوم بود حکایت میکرد که شخص واصل خیلی بد چهره و کوته قد ولی تند مزاج و خبیر بود. و شبهه ای نیست که واصل و میرزا عبدالرشید خان منشی در عصر نزدیک رفتن خودها لاثانی و خیلی سیاست مدار بودند.
(٤٦) پس از فوت میرزا حبیب الله خان مستوفی الممالک ( از عصر اعلیحضرت امیر شیر علی خان تا اینوقت ) عهده بزرگ امور اداری کشور و بالا تر از همه کارپردازان دولت که آمریت امور دیوانی را از حیث وظیفه به مستوفی الممالک باید تطبیق کرد در عصر سلطنت ضیاء الملة و الدین بسردار نصر الله خان دو مین فرزند آن شاه خلد آرامگاه تعلق گرفت و در عصر سلطنت پدرش ضیاء الملة و الدین در رأس همه مستوفیان و کارپردازان مملکت نظارت داشت زیرا که شخص اعلیحضرت ضیاء الملة و الدین هم بامور سیاسی داخلی مملکت و هم بوظائف دول خارجه مصروفیت داشت و سردار حبیب الله خان ( ثم اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان ) بر وظائف عسکری عصر می پرداختند از ان اشخاص که تحت اثر سردار نصرالله خان) قائم مقام مستوفی الممالک یا وزیر مالیه) بر وظائف دیوانی مملکت در انحال حق آمریت بردگران داشت اول میرزا میر محمد حسین خان و بعد نرنجن داس وزیر دستان آن میرزا محمد طاهر و هر جی مل هندو بودند و از دسته منشیان زبده که بعضاً ارتباط خاص بامور دیوان مالیه داشتند بالمراتب تحت اثر سردار نصر الله خان ( ثم نائب السلطنه ) بر وظائف مقرره حسن خدمت بجا میکردند . مستوفی های بلاد رادران وقت غالباً سر رشته دار مینامیدند و اشخاص دیگری بنام سر بولک و یا بولک دار و سارجن میجر و سر دفتر و امثال آن که تحت اثر مستوفی الممالک در اطراف مملکت قرار داشتند کسانی بودند که در عصر سلاطین سدوزائی معادل آنها را عمال و ضباط و مستاجر
(٤٧) ماليات ياد كرده اند ولی عنوان مستوفی الممالك بطور مستقل مانند ادوار گذشته بمیرزا میر محمد حسین خان و یا نر نجن هندو ارتباط نداشت وشخص سردار نصرالله خان که زمامدار بزرگ امور دفتری عصر بودند جناب ایشان نیز عنوان استیفاء ممالك نداشتند و محض زمام اختیار بطور اعزازی و افتخاری بكف اقتدار آن شهزاده نامدار از طرف اعلیحضرت ضیاء الملة والدین سپرده شده بود شخص دیگری که در امور دیوان و دفتر عصر سلطنت اعلیحضرت ضیاء الملة والدین امیر عبد الرحمن خان شهرت دفتر داری داشت ملك اصغر خان مرحوم ساکن ده افغانان بود که با شهرت « ملك » خدمات زیادی را انجام داده و در اوقات طولانی باصلاحیت كامل و به صداقت خدمت كرده است .
(٤٨) عصر سلطنت اعلیحضرت سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان شهید در عصر سلطنت سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان شهید این عهدۀ بزرگ استیفاء ممالک در اواسط سلطنت آن شاه خلد آرامگاه بمیرزا محمد حسین خان ملقب به مستوفی الممالک تعلق گرفت که موصوف قبلاً در عصر ضیاء الملة والدین امیر عبد الرحمن خان کوتوال وبرکد و سر دفتر محاسبات دولتی و درین وقت (سراج الملة والدین) برتبۀ نائب سالار ملکی ونظامی وخانی سمت شمالی سرافراز شد . و پس از شخص نائب السلطنۀ افخم جناب سردار نصرالله خان مرحوم در تمام بلاد کشور حق فرمان روائی داشت و آخرین شخصیکه سلسلۀ خدمات گذشتگان را از حیث اسم و عهده داری دیوان اعلی (وزاوت مالیه) در مملکت افغانستان قائم داشت همین شخص میرزا محمد حسین خان مرحوم بود که مسکن مالوف اوسید خیل کوهدامن از عشیرۀ صافی می باشد و در ماه حمل ١٢٩٨ شمسی مطابق ماه رجب ١٣٣٧ قمری در اثر اشتباهی بامر اعلیحضرت امان الله خان شاه مخلوع در کابل بشهادت رسید و در اواخر عمر مرحوم کار پښتونهای آزاد نیز بوی تعلق داشت ٠ جناب ملك الشعرا استاد بیتاب در بارۀ مستوفی الممالك مرحوم چه خوش میگوید : بهشت مسکن مستوفی الممالك باد که رفت باز نظیرش ازین دیار الخاست ازان بزرگ منش سرگروه اهل قلم نشان اندک اگر هست در خیلی ماست دیوان اعلی ١٥٠٠جلد ث. محمد رحیم
جناب میرزا محمدحسین خان مرحوم (قوم صافی) مستوفی الممالك و نائب سالار ملکی و نظامی در عصر سعادتعصر اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان شهید و آخرین شخصی که لقب استیفاء ممالک در افغانستان بختم عمر او اختتام یافت .
[BLANK PAGE]
(٤٩) حاجی نظام الدین خان پدر محترم هم از اوصاف مرحوم حکایت می کنند که در حال محکوم شدن اعدام در حصه مقتل بکمال جرئت که در سیمای او تغییری نبود چنین یک نعره گفت: مرا کشتی و تکبیری نگفتی عجب سنگین دلی الله اکبر پس از سنه ١٢٩٨ شمسی لقب مستوفی الممالک - وکیل الرعایا - دبیر الممالک - امین الملک - امین الدوله-نظام الملک [١] وخزانه چی و مستاجر مالیات و امثال آن بطور عموم بلفظ وزیر - معین - رئیس - مدیر - مامور - سر کاتب - کاتب تبدیل یافت و داروغه مالیات و ناظر و مهتمم چنانچه در قدیم اصطلاح بود به سر رشته دار تبدیل یافت و همچنان ضابط مالیات به مامور مالیه تغییر کرد ولی تنها کلمه مستوفی تا هنوز (١) در عصر امیر کبیر اعلیحضرت دوست محمد خان لقب نظام الملک و امین الدوله برای حکام و زعمای ملی نیز خطاب شده بود مثلاً در سنه ١٢٦٦ قمری در عهد امارت امیر کبیر محمود خان نام سریلی - که با اتفاق فتنه جویان اوزبکیه آقچه را متصرف شده آنوقت سردار محمد افضل خان نائب الحکومة بلخ بهمراهی و معاونت میر حکیم خان شبرغانی و غضنفر خان اندخوئی محمود خان را مغلوب و دستگیر کرده و به مکافات کردارش بقتل رسانید. وقتیکه سردار محمد افضل خان مژده فتح آقچه را از تصرف محمود خان و مقتول شدن وی بحضور پدرش امیر کبیر در کابل معروض داشت در ذیل عریضه مژده فتح از یاری وصداقت میر حکیم خان وغضنفر خان نیز یاد دهانی نمود - امیر کبیر در اثر پیشنهاد سردار محمد افضل خان پسر خود بجائزه خدمات میران مذکور فرمان حکومت شبرغان را با لقب «نظام الملک» بنام میر حکیم خان اعطا فرمود و فرمان حکومت اندخوی را با لقب «امین الدوله» اسمی میر غضنفر خان از دار السلطنه کابل امر اصدار بخشید وعلاوةً از حضور خود سجع مهر غضنفر خان را بدین بیت آراسته و در ترکستان برای مزید افتخارش امر ارسال عنایت کرد: ز الطاف امیر داد گستر امین الدوله شد میر غضنفر
(٥٠) در مملکت عزیز ما حمایت شده است مگر حیثیت مستوفی ها در امروز به تناسب اقتدار مستوفی های ادوار گذشته مطابق نیست بطوری که مطالعه کردیم مستوفی الممالک تقریباً و بلکه عیناً صدراعظم در عصر حاضر ومستوفی معادل وزیر نفوذ و اقتدار داشت و قراریکه ملاحظه کردیم بین صدر اعظم ومستوفی الممالک در اعصار گذشته چه در ایران وچه در افغانستان فرقی نبود ولی با وصفی که در عهد سلطنت اعلیحضرت امیر حبیب الله خان شهید عنوان های دیگری مانند اعتماد الدوله دارا لعدالت [ وزارت عدلیه ] وايشيك اقاسی نظامی وا يشيك اقاسی ملکی وايشيك اقاسی خارجه وهكذا نائب سالار و امین نظام و امثال آن علاوه شد مگر عهده استيفاء ممالک را نتوانستند از بین ببرند زیرا آن شعبه بزرگ با داشتن وظیفه معین مثل وزارت مالیه ـ تجارت ـ گمرك امروز تقريباً به دیوان اعلی [ عصر سدوزائی ] شباهت میرساند و بدلائلی که ذکر شد مقام و نفوذ خودرا تا این اواخر حفاظت کرد . وحتی گویند که میرزا محمد حسین خان مستوفی الممالک بحدی مقتدر بود که بعد از شخص پادشاه احدی باین مرتبه در امور ملکی اقتدار نداشت و بلکه اعلیحضرت سراج الملة والدين بدون همراهی مستوفی در هیچ يك سفر دور و یا نزديك حرکت نمیکرد و آن حیثیتی که دیوان اعلی و دارنده آن در ادوار گذشته داشت درین نزدیکی ها میرزا محمد حسین خان تقريباً شباهت بهم رساند و نفوذ تام
یکی از نویسندگان لائق و صادق وطن جناب میرزا محمودخان فوفلزائی ولد احمد خان اسبق برگید نظامی و امین نظام اولین شخصی که در تشکیل حکومت امانیه بعنوان وزیر مالیه در مملکت شناخته شده اند . «متعلق صفحه 51 رساله دیوان اعلی»
[BLANK PAGE]
(٥١) وصلاحیت تام خودرا تا این اواخر نگهبانی کرد [١] از سنه ١٢٩٨ شمسی باینطرف در افغانستان در تشکیل حکومت عصر دیوان اعلی و یا دیوان مالیه و یا استیفأ ممالك محروسه بنام وزارت مالیه تبدیل یافت و صلاحیتی که در ادوار گذشته بر تمام امور مملکت داشت از اقتدار دارندهٔ وزیر مالیه بدر شد مثلاً در پهلوی عنوان وزارت مالیه وزارت خارجیه حربیه ـ داخله ـ تجارت ـ زراعت ـ عدلیه افزود شد و هر وزارت اندازهٔ کار و وظائف خودها را عندالاقتضا از وزارت مالیه [اسبق دیوان اعلی مملکت] مجزا ساختند و همه ادارات بزرگ و كوچك از وزارت ماليه منفك شدند و شکل مستقلی بخود گرفتند که در اصل همهٔ آنها از ارکان وزارت مالیه و متصدیان آن از اعضأ آن مقام بشمار میرفتند: در آغاز دورهٔ امانیه تشکیل کابینه چنین بعمل آمد: ١ ـ سپه سالار [اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه شهید]. ٢ـ وزیر خارجه: مرحوم جناب استاد محمود بیگ خان طرزی ٣ ـ مرحوم علی احمد خان وزیر داخله. ٤: مرحوم میرزا محمود خان ولد احمدخان قوم پوپلزائی وزیر مالیه. ٥ : مرحوم عظیم الله خان سدوزائی وزیر زراعت. ٦: مرحوم غلام محمد خان وزیر تجارت. [١] میرزا ابوالقاسم خان نام هم از جمله کارگذاران دیوان شاهی در عهد سلطنت اعلیحضرت سراج الملة والدین بوده اند ولی میرزا ابوالقاسم خان مذکور در جملهٔ نویسندگان و کارپردازان عصر سراجیه مانند دیگر شخصیت های اداری و حسابی آنقدر شهرت ندارند.
(٥٢) ٧: مرحوم محمد ابراهیم خان بارکزائی وزیر عدلیه [۱] از جمله وزراء اول وزارت مالیه در عصر امانیه اول میرزا محمود خان پوفلزائی اسبق امین نظام - دوم سیادت پناه میرزا میرهاشم خان در ان دوره بیشتر شهرت و قدامت داشتند ولی باید گفت که ازین دو تن محض بعنوان وزیر مالیه دران عصر نام می بریم نه بنام متصدی [ دیوان همایون اعلی ] زیرا که وظیفه وزارت مالیه عصر امانیه و عصر حاضر جزء و طائف دیوان اعلی در ادوار ما قبل بشمار میرفت و در سابق رجال ملکی بهردو وظیفه ملکی و نظامی و بر جمیع امور کشوری و لشکری حق مشارکت و بر تمام مملکت صلاحیت فرمان روائی داشتند [۲] و امر رحمل و نقل تمام مملکت که قبلا به دیوان اعلی ارتباط داشت و آمر حمل و نقل تحت ئر عنوان و استیفاء ممالك بدان رسیدگی میکرد در آغاز دوره امانیه مانند دیگر ادارات از وزارت مالیه متفك شده عنوان مستقل [مدیریت عمومی نقلیه ] بخود گرفت و از جمیع امور حمل و نقل افغانستان رسیدگی میکرد و امضاء مدیر عمومی نقلیه در تمام نقاط افغانستان برای اجراء اوامر حکومتی بمنزله وزیر اجراء میگردید اولین مدیر عمومی نقلیه عصر امانیه نظام الدین خان پوفلزائی [پدرنگارنده ] بود. و این اداره نیز در ادوار ماقبل جزء دیوان اعلی مملکت بود و در عصر امانیه عنوان مستقل حاصل کرد [۳] . [۱] تشکیل کابینه عصر اعلیحضرت امان الله خان شاه مخلوع باستنادصفحه ١٨٤ کتاب نادر افغان منطبعه مطبعه عمومی کابل ارقام یافت. (۲) ورقه پاسپورت را که در قدیم خط راهداری میگفتند در يك پارچه که نزد بنده موجود است در ظهر کاغذمهر مستوفی الممالك ممهور است و بمهر مستوفی الممالك اعتبار یافته است. (۳) رسمیت و خدمات مدیرعمومی نقلیه نظیر باسنادایشان که در دست دارند ثابت است.
سیادت پناه جناب میرزا میر هاشم خان مرحوم یک تن از نویسندگان لایق و باکفایت افغانستان شخصی که در عصر سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان شهید سردفتر مالیه خانه دارالسلطنة کابل بودند و بعد از جناب میرزا محمود خان مرحوم در عصر امانیه وزیر مالیه درمملکت شناخته شده اند و در آوان وزارت خویش درامور مالی و حسابی دولت خدمات قابل قدری را انجام داده اند چنانچه نظامنامه های مالیاتی افغانستان که در عصر امانیه در مطبعه سنگی شرکت رفیق بطبع رسیده است همه از یادگار عصر وزارت موصوف است که در آوان وزارت ایشان تدوین و ترتیب شده است . « متعلق صفحه ۲ رساله دیوان اعلی »
[BLANK PAGE]
(٥٣) در برج میزان سنه ۱۳۰۸ شمسی که زمام سلطنت افغانستان بکف با کفایت اعلیحضرت محمد نادر شاه مبرور قرار گرفت. معظم له در قسمت تشکیل اساسی سلطنت شاهی افغانستان و توسیع ادارات کشوری بیش از پیش کوشیدند که از ان جمله وزارت مالیه در قطار سائر وزارت ها مقام خود را که از نقطه نظر امور مالی و حسابی در مملکت حق اولیت دارد با انضباط شعبات و وظائف مربوطه خویش کوشید و در پهلوی وزارت مالیه علاوه بر دگر وزارت هائیکه در عصر سلطنت شاه مخلوع اعلیحضرت امان الله خان ایجاد شده بود وزارت مخابرات ـ معادن ـ فوائد عامه نیز بوجود آمد و بالاخر وزارت تجارت بعنوان وزارت اقتصاد مبدل گردید و شخصیکه در ابتدای سلطنت اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه شهید زمام امور این وزارت را بدست گرفت اول میرزا محمد ایوب خان بود [ که بعد از حیات جناب میرزا میر هاشم خان آقا آخرین وزیر مالیه عصر سلطنت اعلیحضرت امان الله خان در ختم دوره انقلاب وفات یافتند در رأس وزارت مالیه قرار داشتند و سپس میرزا محمد خان یفتلی بحیث وزیر تجارت و وکیل وزارت مالیه شناخته شدند و میرزا محمد خان یفتلی مدت مدیدی از عصر سلطنت اعلیحضرت شهید الی نیمه دوره درخشان ظاهر شاهی در تمام دوره زمامداری والاحضرت مرحوم سردار محمد هاشم خان صدراعظم بعضاً نوت: متن صفحات متعلق عصر سعادتعصر اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه شهید و عصر درخشان ظاهر شاهی باستناد سالنامه های کابل نگارش یافته است.
(٥٤) بحیث وزیر تجارت و وکیل وزارت مالیه و اغلب بعنوان وز یر ما لیه درر أس این وزارت قرار داشتند . و قتیکه عنوان وزارت تجارت بعنوان وزارت اقتصاد ملی مبدل گردید و شاغلی عبدالمجید خان زابلی بنام وزیر اقتصاد شناخته شدند این وقت میرز امحمد خان یفتلی تنها عهدۀ وزارت مالیه را بر ذمت داشتند سپس شخصی که درین عصر بنام وزیر مالیه دران مقام بر گز یده شد میرزا محمد نوروز خان بودند که بعدازطی يك دوره خدمت در تشکیل كابینۀ والاحضرت غازی سردارشاه محمود خان سپه سالار و صدراعظم بحیث وزیر داخله شناخته شدند و مدتی بطور مکرر نیز دررأس وزارت مالیه قرار داشتند و در تغییر کابینۀ والا حضرت ا شر ف سپه سا لا ر میر محمد حید رخان حسینی زمام اختیار این وزارت را بدست خویش گرفتند. وبعدازطی دوره های خدمت آنها جناب غلام یحیی خان طر زی بحیث وزیر مالیه عز تقرر حاصل کردند وجناب موصوف الی ختم صدارت والا حضرت سردار شاه محمود خان سپه سالار درین وظیفۀ مهمه ابراز خدمتگزاری بجا کردند ـ در آغاز صدارت والاحضرت سردار محمد داؤدخان صدر اعظم افغا نستان در تشکیل کابینۀ ایشان عبد الملك عبدالرحیم زی [وزیر مالیه] با ین عهده گماشته شدند.
پنج نفر از وزراء وزما مداران محترم معاصر وزارت مالیه که از بدو سلطنت اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه شهید تا دورۀ درخشان سلطنت ظاهر شاهی در امتداد تصدی امور مالی وحسابی مملکت وقتاً فوقتاً مصدر خدمات قابل قدری شده اند شاغلی میرزا محمد ایوب خان شاغلی میرزا محمد خان یفتلی شاغلی میرزا محمد نوروز خان شاغلی میر محمد حیدر خان حسینی
ښاغلی غلام یحیی خان طرزی
(۰۰) توضیح لفظ اعلی را که در عنوان این اداره قبلا نسبت کرده بودند سبب آن بود که خود کلمۀ اعلی و یا دیوان همایون اعلی حاکمیت مطلق خود را بر تمام ادارات حکومت عصر ثابت میکرد و چیزی که با حترام شخصیت های متصدیان او در اعصار پیشین می افزود همین که با داشتن این عهده بزرگ از انجام هیچ وظیفه دگر روگردان نشده اند و محض نظریات حکومت خویش را نگران بودند بهر طرف و بهر خدمتی که اعزام میشدند خصوصاً در محاربات آنوقت بدون مسامحه بحيث يك جنرال بزرگ داخل کار زار میگردیدند و این جنرال ها گاهی بنام سفارت گاهی بعنوان صدارت ـ وقتی بنام استيفاء ممالك ـ زمانی بنام اردو باشیـ امیر لشکر نائب سالار، خدمات مهم عسکری و ملکی را نیز انجام میدادند ولی تأسف بزرگ اینجا است که خلال صفحات تاریخ افغانستان را جنگ نامه ها احتوا کرده و واقعات خونین در بر گرفته و مؤرخان گذشته بتذکرۀ احوال رجال کشوری و عرفانی مملکت با هر فضیلتی که در گذشته اند کمتر از شرح زندگی آنان حرف می زنند و اسنادی که از حق خدمت و مراتب شخصيت هريك شهادت دهد چه از حیث انقضای ایام و چه در اثر تقالیب زمان مخصوصاً دست استعماری که دو اواخر قرن ۱۸و او ائل قرن ۱۹در مملکت عزیز در اثر شدا وضاع خانه برانداز داخلی و خارجی افتخارات خاندان ها را که مربوط و ثائق ذی قیمت و مجموعۀ آن سرمایۀ بزرگ
(٥٦) مفاخر ملی را بار می آورد از بین بردو المحال ادراك سوانح مفصل و مستند اشخاص را که شرح آن بحسن خدمات مردان مدبر و افتخار ابنای عصر بیفزاید از نظر خدمات سیاسی و عسکری علی العموم و از نظر امور کشوری على الخصوص محال و مشکل میدانیم : اینوقت اشخاص متتبع و کسانیکه در جستجوی اینگونه معلومات از حیث وظیفه و یا از فرط ذوق خود را مکلف میدانند و باید بنگونه داستانها سرو کاری دارند مشکلات را خوب حس می کنند. علت بزرگ تذکره پردازی و یا نقص تاریخ نویسی در مملکت ما از اینجا است که طبعاً در خود عصر نویسنده از سببی که نگارش او بپلوهای دیگری پیدا نکند به نگارش تاریخ و تذکره علناً مبادرت نه ورزیده است و اگر در اخفا چیزی نگاشته است طوری که در بالا گفتیم تقالیب زمان از بین بردو اگر بخواهیم این مفکوره را با دلائلی بیشتر ایضاح کنیم در وطن ما چون روح مساعدت و همکاری باهمی كمتر وجود دارد و علاوتاً بقدردانی از خدمات رجال سلف تا هنوز بطور یکه شاید عادت نکرده ایم لهذا هر کس یکی از نسخه های قلمی را اگر با خود دارد از حیث عدم مشارکت با فتخارات ملی چه از سپردن بمنصه طبع و نشر و چه از تعرف با شخاص نویسنده ا مامی و رزاند واقلاً گروه نویسنده هم در مملکت ما تا عقد جایزه را در مقابل آثار ایشان بعمل نیاورند و یا از طرف حکومت بامری رسماً موظف نگردند در راه افتخارات ملی قدم و قلم کوتاه میدارند. ازین لحاظ بسی کتب خطی و اسناد تاریخی منحصر باشخاص مفکوره ها
ښاغلى عبدالملك عبدالرحيم زی ـ شخصی که در دورۀ وزارت ایشان وزارت مالیه شکل برتری بخود گرفت و اخبار ثروت برای بر آوردن مقاصد مالی ـ اقتصادی حقوقی ـ تربیوی مجدداً تاسیس گردید .
[BLANK PAGE]
(٥٧) های احساسیون در کله ها می پرورد ــ ولی امید داریم که از اثر تنویر اذهان عامه وقتی که افتخارات ملی را حق مشترك افراد جامعه دانند آرا و افکار جمعیت کارهای بزرگی را که امثال بیشتر اینگوفه آرزوهای دیرینه و آمال پسندیده باشد بدون تفوق و تعصب بوجود خواهند آورد و این غنیمت است که در حال عدم وسائل کافی و با شرائطی که این مقاصد را زودتر انجام دهد در اثر سعی چند نفر محدود چنین نگارش و تذکره های مختصر از برای تحريك و تربية افکار توده بوجود می آید و نقائصی که اگر فعلا در نگارش بنده و یا سائرین پدیدار است توجه کسانی را که درباره اشخاص سلف معلومات بیشتری از حیث قرابت قومی و یا نسبت نواده گی داشته باشند و یا باین وظائف اختصاص و علائقی دارند معطوف میدارم شاید در ثر کنجکاوی ایشان سلسلة این مقاله از رساله در گذشته صورت کتابی را در تاریخ نوع تحصیل مالیات و طرز دفتر داری ادوار گذشته و تذکره مفصل زندگانی خدام نامدار و وفا شعار افغانستان در بر خواهد گرفت و همچه مجموعة افتخارات ملی را که درین مواقع مساعد جمع آوری شده و میشود در محضر استفادة هموطنان و هوا خواهان اعتلای وطن تقدیم نمایند و علی العجاله این چند صفحة مختصر را که خالی از سهو و اشتباه نخواهد بود درین مورد محرك فکر خود دانسته از روی همکاری مضامینی نگاشته و بجریدة ثروت ارسال دارند تا باشد که بعنایات عمیم حضرت ایزد توانا در اثر غور و تعمق مزید اشخاص خبیر مضامین زیادی در آینده قریب بوجود آید و به یمن همت وزیر مالیه که روح تازه ای را در کالبد دو صد وده ساله این وزارت
(٥٨) میخواهد در آورد و لفظ تاریخی او را به معنی امروزی آرزو دارد در اثر فعالیت تطبیق دهد و همچنان نویسندۀ جوان شاغلی محمد یونس حیران که از اثر قلم ایشان جریدۀ زیرمه « ثروت » در وطن اشاعه می یابد مسرات دگر را از نشر مضامین مفید عرفانی ـ تاریخی ـ مالی ـ اقتصادی با بنای مملکت مژدۀ مطالعه می بخشد ـ و این احقر با گرفتاری زیادی که در مطبعۀ عمومی کابل دارم تاحد قدرت درین باره دریغ نکردم : عشق می ورزم و امید که این فن شریف چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود
(٥٩) مأخذ و مدارک این رساله چون مطالع تاریخ متوجه مآخذ اثر منطبع میباشد لازم است که بغرض اتکاء خواننده مآخذ ذیل را بپردازم تا در قسمتی اگر باشتباهی برخوردند باصل مآخذ مراجعه فرمایند : ۱ : تاریخ ایران اثر سر جان مالکُم انگلیس ترجمۀ میرزا اسمعیل حیرت ایرانی. ۲ : متمم روضة الصفای ناصری ۳ : مجمل التواریخ زندیه - اثر میرزا ابوالحسن. ٤ : جلد دوم مطلع الشمس - طبع ایران. ٥ : اردو کشی نادر شاه [افشار به هندوستان] اثر کرنیل مکشیشف روسی ترجمه و طبع ایران ٦ : نادر شاه فرزند شمشیر اثر نور الله لارودی طبع طهران. ۷ : تاریخ افغانستان اثر شهزاده علی قلی میرزا نسخه قلمی. ۸ : تاریخ احمد شاه درانی اثر منشی عبد الکریم نسخه قلمی . ۹ : سیرالمتاخیرین اثر طباطبائی طبع هند ۱۰ : تاریخ افاغنه اثر سید ظهورا لحسن موسوی ۱۱ : حیات افغانی اثر دپتی محمد حیات خان ۱۲ : خورشید جهان اثر شیر محمد خان گندا پوری ۱۳ : جوامع التواریخ اثر قاضی فقیر محمد
(٦٠) ١٤ : تاریخ افغانستان - اثر منشی احمد جان ١٥ : تاریخ سلطانی اثر سلطان محمد خان خالص . ١٦ : تاج التواريخ اثر ضياء الملة والدين امير عبدالرحمن خان ، ١٧ : جلد اول و دوم سراج التواريخ اثر ملا فيض محمد مغل - طبع كابل ١٨ : شماره های سراج الاخبار افغانی- ١٩ : كتاب موسوم به واقعات شاه شجاع - طبع كابل . ٢٠ : كتاب موسوم به عروج بار كزائى طبع كابل. ٢١: احمد شاه بابا اثر ميرغلام محمدخان غبار طبع کابل. ٢٢ : در زواياى تاريخ معاصر افغانستان اثر كهزاد- رئيس انجمن تاريخ. ٢٣ : کتاب نادر افغان - اثر مولوی برهان الدين كشككى - طبع كابل ٢٤ : كتاب تاريخ تيمور شاه درانی - اثر اينجانب مستند بر اسنا معتبر خطى ونقل كتیبه ها و اشعار تاريخي . ٢٥ : كتاب موسوم به درة الزمان اثر اينجانب [ تحت تأليف است و تا هنوز به منصه طبع و نشر سپرده نشده است ] . ٢٦ : رقعات خطی از عصر اعلیحضرت امیر دوست محمد خان الى عصر سراجيه وامانيه . [ قيد مرقع اسناد شخصی نگارنده ]
عزیز الدین وکیلی « فوفلزائی »
[BLANK PAGE]
اغلاط طباعتی رسالة دیوان اعلی چنین تصحیح شود صفحه سطر غلط صحیح ۷ ۷ معبر معتبر ۷ ۱۰ دیوای دیوان ۱۳ ١٤ خدمتی خدمت ١٥ ۷ شا شاه ۱۷ ۷ زسنه ازسنه ۱۷ ١٤ وراسی وارسی ۲۰ ١٦ با آنه به آنکه ۲۰ ۲۳-۲۰ نندارم نذرام ۲۲ ۱۱ فرضه فرزه ۲۹ ۱۸ از نزد ۳۱ ١٤ اساسی اساس ۳۳ سطر اخیر فصل مفصل ٣٥ ٦ شیر شعر ٤٠ ۱۸ میزا میرزا ٤٢ ۱۳ وليعهد ولیعهد ٤٩ ۱۷ معرضه معروضه ٥٦ ۲۰ مفکوره ها هایـ و مفکوره های
غلط نامۀ مطبعی سراج التواريخ جلد اول صواب غلط سطر صفحه [ILL] [ILL] ۷ ۲ [ILL] [ILL] ۱۴ ۴ [ILL] [ILL] ۱ ۱۶ [ILL] [ILL] [ILL] ۱۸ [ILL] [ILL] [ILL] ۲۱ [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL]
تشکر از الطاف والاحضرت سردار محمد داؤد صدر اعظم که بنده را در راه خدمات عرفانی کشور تشویق و تلقین فرموده اند و از التفات ښاغلی عبدالملک عبدالرحیم زی وزیر مالیه که خواهش مؤلف را در نشر رساله دیوان اعلی در اخبار ثروت و هم بصورت رساله علیحده منظور داشته اند عرض شکران میدارم. و از معاونتهای معنوی و مساعدتهای اخلاقی ایشان که درین باره مبذول داشته اند مجدداً مراتب قدردانی خود را تقدیم میکنم. عزیز الدین
وان آثار نا تدل علينا فانظروا بعدنا الی الآثار از انتشارات جریدهٔ ثروت وزارت مالیات برج اسد ۱۳۳۴ ش طبع مطبعهٔ عمومی کابل