صفحه ۱
- ۱ -
نمره مسلسل ۱
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
جریده هفته گی حبیب الاسلام ـ سال اول شماره اول
اداره خانه در دارالامان کابل ـ افغانستان ـ نمره تلفون
سردبیر ـ غلام محی الدین
همه امور تحریریه و حسابیہ بنام اداره فرستاده شود .
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است .
در هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود .
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .
پنجشنبه ۵/۴/۲۷
حبیب الاسلام
قیمت سالانه
قیمت ششماهه
در داخل ـ ۵ افغانی
ـ ۳ افغانی
در خارج ـ ۱۵ شلنگ
ـ ۸ شلنگ
تاریخ قمری ۱۷ رمضان المبارک ۱۳۴۷
(پنجشنبه)
تاریخ شمسی ۱ حوت ۱۳۰۷ هجری
انقلاب
از چند ماه باینطرف اغتشاشات داخل صفا وسکون وامنیت افغانستان را مختل ساخته بود و بدبختانه این اغتشاشات در تمام این مدت خون ریزی و برادر کشی را سبب شده بود وعلت یگانه این انقلاب چنانچه واضح است که نتیجه دو امر اساسی بوده یکی اینکه عملیات امیر امان الله خان مخلوع از مفاهم دین مبین درین محیط خارج بود دیگری دادی بعضی حکام و کار روایان حکومت سابقه .
همین دو مسئله اساسی بود که ملت و روحانیون یعنی علمای دین پرور را متنفر و بغضب آورده در دو سمت مشرق و شمالی ترتیبات انقلاب آماده شد .
وچون در عالم قاعده اساسی است که غالبیت و مغلوبیت بسته باستقامت و شجاعت است ـ همین بود که انقلابیون شمالی که ترتیبات حربی ایشان را دو جوان غیور امیر حبیب الله خان و جناب سید حسین خان آقا و تغییرات لازمی را یکعده از روحانیون وخوانین محترم مینمودند فتح نموده سلطنت سابقه را منحل ساختند.
اگرچه امان الله خان برای استبقای سلطنت برای یکمدتی مقاومت و مدافعه کردند ولی دوام شورش اجاب قناعت از نارضائی ملت گردیده سلطنت را به سردار عنایت الله خان واگذار شدند ولی باز هم استقامت انقلابیون سردار عنایت الله خان را بعد از عقد یک معاهده نامینی که باعتبار جناب حضرت صاحب قرار داده شد سلطنت را بحضور مبارک امیر صاحب حبیب الله خان واگذار شدند ازین تاریخ اعتبارا یعنی از 6 شعبان 1347 دور سلطنت شرعی شروع میشود چه در تمام پایتخت مظاهر حقیقی دین حنیف اشکار و بمیعان عمل و تطبیق آمده و همه عملیات غیر مشروع که درین سرزمین درین ده سال بنام ترقی روی کار آمده بود لغو گردید.
تنها و تنها چیزیکه از دوره گذشته فرق داده نشد مسئله استقلال است که ملت انرا بخون خود خریده و برای حفاظت آن تا زمان آخر خون خونرا خواهد داد . این بود مختصر حادثه انقلاب افغانستان و اینمد مرتبه و با درجه که بان خاتمه یافت .
ولی چیزیکه بان متاسف باید بود همینستکه وقوع انقلابات در ممالك يك امر معمولی است و انحلال یا سقوط حکومتها مسئله عادیست مگر انحلال و پارچگی ملت امر خیلی با اهمیت و ـ حزن یا اندوه آور است اگرچه سردی زمستان و اشکالات عبور و مرور باعث بزرگی برای انحلال ـ ملت شده است ولی با وجود این هم وفد هائی که از بعضی ولایات و نواحی برای مفاهمه و تقدیم بیعت امده اند امید را یگانگی ووحدت ملت قریب میسازد و خیلی انتظار داریم که علما و روحانیون وخوانین محترمیکه در اطراف و ولایات هستند مسئله توحید ملت را اهمیت داده هرچه ممکن باشد بزودی وفد های خونرا برای مفاهمه و مشاهده مال انقلاب و سعی کردن در یگانگی ملت بشتابند
تا ملت ازهم متفرق نبوده مغرضین ازین فرصت استفاده کرده نتوانند بمفاد آیه کریمه (واعتصمو بحبل الله جمیعا ولا تفرقو)
وبعقیده ما مهمترین وضعیت برای توحید و یگانگی ملت همین است که فی الفور نماینده از تمام نواحی و اطراف مملکت بپایتخت اعزام شده بتمام زودی پایتخت را به مملکت خود شریکی ساخته برای تلافی خطر انحلال ملت تحکیم و تاثید سلطنت را سعی نمایند.
این از نقطه نظر داخلی است حالا بد نخواهد بود اگر صدای این انقلاب را در – مطبوعات وعالم خارجی به بینم.
جراید عالم مسئله انقلاب افغانستان را اهمیت بزرگی داده هر جریده که نماینده یا – مبلغ افکار يك حزب مملکت خود است. حسب عقیده یا ذهنیت خود و بعضا از نقطه نظر بعضی – اغراض خود مسئله انقلاب افغانستان را يك رنگی داده است. از همه پیشتر جرائد هندی بود که از چند ماه باینطرف حوادث و وقایع داخلی افغانستان را زیر تنقید و تحلیل گرفته مقالات مختلفی از ماخذ های متنوع شایع کرده میرفتند.
ولی درین اواخر لهجه و بیانات آن ها رنگ دیگری غیر از طبع گرفته است چون دفعتا تغییر لهجه جرائد هندی مسئله قابل غور است برای رفع سوء تفاهم توضیحات ذیل را میدهم. تا يك ماه قبل جرائد هندی بر علیه افغانستان وحکومت ان قلم فرسائی مینمودند و استناد یا محور اساسی اعتراضات انها همه احتجاجات دینی بود. وامروز که علمای شمالی احکام دین مبین را روشن و منور یا قایم ساخته مقتضیات مبارك ان را بمیدان عمل اورده نقشه منطقه پای تخت را مطلقا واز – همه نقطه نظر (دینی صرف) ساخته اند باز هم اعتراضان آنها بلند و بر علیه علمای محترم ما – نشریات میکنند. اگر در بین امضائات محررین جرائد هندی ام علما هند نمی بود ما میتوانستیم ازین مسئله صرف نظر کنیم مگر برای رفع سوء تفاهمات ان علمای محترم هندوستان مدار یا نتیجه انقلاب را اختصارا ذکر میکنم:
بعد ازینکه سلطنت اسلامیه حالیه قایم شد از جمله مقررات و عملیات که برای دفع عملیات بد سابقه که بنام ترقی روی کار امده بود فقرات ذیل است:
چون تاثر علمای هند از نقطه نظر دیانت و تدین بود یقین است بعد از ملاحظه این مقررات از ذکر کردن عبارت های رکیک و بیانات تکفیر که جرات بی نزاکت است و برای علمای محترم سمت شمالی نموده اند صرف نظر نمایند.
مقررات حکومت ستیه حالیه:
رفع حجاب که ازاد گذاشته شده بود لغو و بمورد مقرر گردید که هیچ زن بی محرم خود از خانه نبراید.
مکتب هائیکه در کابل زبان های اجنبی و کفار را باولاد اسلام یاد میدادند لغو گردید.
دیگر مدرسه ها که بچه های اهالی که شرعا منزله دختر بالغه را دارند و دران مکتب ها
در س هائیکه از مفاد دینی وعلم شرایع و احکام قرانی در ان ها مرتب نیست بلکه در اعتقاد شان
خلل های زیاد ی واصل میشود یاد میگرفتند. بلی تعلیم هر فرد مسلم جائز است مگر مقصد از
علم احکام دین واصول عبادات است نه علوم زیادهٔ لسان خارجه کفر یا نام وبلد وسلاطین -
ماضیه کفر را یاد گرفتن که اینهمه مکتب ها لغو شد .
مدرسه مستورات که دختر ها از خانه های خود برآمده درانجا سبق می خواندند موقوف شد
قوانین ونظامات که بمانند ملکها غیره مانه شده بود لغو وعوض ان قضات مقرر وبه تطبیق
دادن احکام شرع شریف مقرر گردیدند .
همچنین باقی مظلل جزئی وکلی بد که در این ده سال بنام ترقی رواج یافته بود از قبیل -
سلام های رقم رقم - یا کلاه فرنگی ودریشی یا موقوف کردن تعدد زوجات و تعیین سن ازدواج
ودوائر زیاد بنام تشکیلات ساختن که همه اسباب معوف پول بیت المال بشمار میرفت اینها همه
لغو گردید وعوض ان پول بیت المال بدرک های صحیح وبرای علمائیکه اقامه عبارت و موذنی وبجا
آوردن فرائض دین را مینمایند که سابقا موقوف بود تعیین شد .
والحالة امروز در کابل غیر از اصول شرع شریف دیگر هیچ مظاهری دیده نمیشود آنچه را
که حکم خداوند کریم وسنت رسول مقبول امر میفرماید رو بکار است .
نمیدانم که علمای محترم هند از روی چه کینه برعلمای محترمیکه محور واساس این انقلاب بود ماند
حمله نموده تهمت های تکفیر ناملایم وغیر مناسب میکنند.
در حالیکه خودشان بیشتر اوضاع سابقه افغانستان را محل شکایت گرفته بودند اگر دین
مبین بود روشن واگر شرع شریف بود قایم گردید .
والبته این منتها ارزو ومطلب علمای محترم اسلامی هند باید باشد .
بهر حال فعلا از تشریح و یا تردید مقالات که بدون سبب بمخالفت در اغلب جرائد هند
نوشته شده است صرفنظر کرده مثله را برای اتیه فقد میگذاریم .
تفصیلات انقلاب واراکین محترم انرا با سوانح ونظریات وخیالات شان مثل جناب سید حسین
خان آقا که مقام وزارت جنگ را اشغال و بازوی اول حضور امیر صاحب هستند با جلالتماب معظم
اقای شیرجان خان وزیر صاحب دربار که مهمترین عضو تدبیرات داخلی وجلالتماب اقای عطاء الحق
خان وزیر صاحب خارجه وجناب آقای عبد الغفور خان وزیر داخله وجناب محمد حسن خان والی
وجناب خواجه تاج الدین خان رئیس بلدیه ودیگر اراکین .
بسم الله الرحمن الرحيم
( تعهدیکه بر ورق سفید قرآن شریف )
از حضور معین السلطنه نوشته شده )
برادرم حبیب الله خان .
به علوم معلم است که من اراده وشوق پادشاهی ندارم چنانچه در موقع شهادت پدر ـ
مرحوم من ازین مسئله صرف نظر کردم باوجود میسر بودن وسائل ان درینوقت که امان الله خان خودرا
از پادشاهی خلع نمود بازمن هیچ اراده و ذوق پادشاهی را نداشتم مگر ارباب حل وعقد مرکز
برداشتن این بار را بمن به اصرار تکلیف نمودند و سعادت ملت و اعتلای اسلام را دران نشان دادند
من هم از نقطه نظر اصرار انان قبول کردم اما اکنون که می بینم مسئله به قتل مسلمین می انجامد ـ
ازان صرف نظر نموده خودرا از امارت افغانستان خلع نمودم وبه تبع دیگر جماعه مسلمین که بشما
بیعت کرده اند من هم بیعت کردم وما مورینیکه امروز با من در ارگ وبقید بیعت من وبزرگان ان ــ
اشخاص ذیل میباشد . محمد ولیخان ــ عبد العزیزخان ــ محمدسرورخان ــ غلام حیدرخان ــ
احمد علیخان ــ غلام دستگیرخان ــ عبد الغیاث خان ــ عطا الحق خان ــ محمد امانخان ــ محمد
امینخان ــ محمد اسحاق خان ــ سید قاسم خان ــ عبد الوهابخان ــ عبد التوابخان ــ شاه محمود خان
سید عبد الله خان ــ سلطان محمد خان ــ سید احمد خان ــ میر علی احمد خان ــ محمد اکرم خان بمثل من
و پیروی من ازقید بیعت با من برامده با شما بیعت کردند . بر شرایط ذیل اول خود من با ـ
عائله ومتعلقین و اهل بیت خود وما مورین مذکور وسائرین انان که در ارگ میباشند وکلیه صاحب منصبان
عسکری وافراد نظامی وعمله و خدمه مقیم ارگ از طرف خود ومتعلقین خود ومال وهستی خود مامون بوده
از هیچ رهگذر وبهیچ وسیله وحیله اذیتی به انها نرسد دوم خودمن با عائله ومتعلقین خود بـــــه
قندهار یا خارج میروم باید توسط طیاره به قندهار رسانده شویم ــ سوم محمد ولیخان وعبد العزیز
خان واحمد علیخان را اجازه داده شود که بامن بروند چهارم از مامورین بزرگ قوه کبلتیکه خواهش
رفتن بخارج داشته باشند لا اقل بعد يكماه ازین تاریخ به اوشان اجازه رفتن با عائله داده
شود . پنجم تا زمانیکه طیاره برای مطفرت من حاضر شود من در ارگ بوده پس از سوار شدن بــه
طیاره وحرکت طبیعی ان ارگ برای شما تخلیه میشود . لیل پنجشنبه پنجم شعبان المعظم سنه ١٣٤٧.
عنایت الله
مایان بنده گان ایزد شان عبد العزیز و عبد الحبیب وقد محمد ولی واحمد علی علیحده بقرآن
عظیم با امیر حبیب الله خان چنین عهد مینمائیم که ابدا با او خلاف عهد نمی ورزیم وبد خواهی اورا
نمی نمائیم و در داخل افغانستان که سکونت میکنیم فقط اسباب اغواء و فساد را بمقابل امیـــــــــر
حبیب الله خان فراهم نمی اوریم وچون سائر تبعه افغانیه بزیر حمایت دولت اسلامیه ایام
حیات خودرا بسر میبریم . فقط لیل جمعه ٦ شهر شعبان المعظم سنه ١٣٤٧.
عبد العزیز ــ احمد علی ــ عبد الحبیب ــ محمد ولی .
عربستان
خدا یابه برکت انما المومنون
اخوه بر اسلام رحم بفرما)
حکومت نجد و حکومت عراق عرب .
در زمان خلافت اسلامي تمام ممالک عربستان يك قطعه وزیر اسم عربیت و اسلامیت اداره شده هيچ
تفرقه و استحقاق ونزاع ونفاقي از ان سرزمین که صدر دین مبین است شنیده نمیشد . ولي بعد از شکست
یافتن خلافت وسقوط ان این قطعه بزرگ بحکومت ها و دولت هاي متعدد تقسیم شده همان عربستان ـ
بزرگي که بنام عربیت مظاهر اخوت و برادری و یکرنگی داشتند يك حصه نجد ی شد و دیگر حصه عراقي و
يك قطعه شامی و دیگر قطعه لبنانی و پارچه ء دیگر حجازی شد که هريك از اين تحصيلات نام خود را يـــــك
سلطنت نهادند . و در بین این سلطنت ها که بر اساس قومیت تقسیم شده است رقابت و کشمکشون فظيع
و خيلي حسرت اور واقع شد هر کدام بنام غزا وبنام غيرت برخواسته بر قوم یا سلطنت دیگر حمله میاورد .
چنانچه دران روزها همه جرائد عالم فیصله کرده بود که این حالت رقت اور عربستان قطعا نتيجــــــه
تحريکات دولت های فرنگي است که میخواستند عربستان را زیر قبضه ءخود بیارند چنانچه في الواقع در ـ
نتیجه دیدیم :
وقتیکه رقابت و کشمکشون در بین این حکومت های كوچك واقع شد هر کدام برای مامون بودن از فشار و
حمله قوم رقیب خود زیر حمايه گي دولت انگليس ويا فرانسه را بخوشی خود قبولدار گردید و از انروز تا الحال
تمام عربستان به تقسیم حکومت انگلیس و فرانسه داخل شده در هر نقطه ء ان حکمرانهاي يكي از اين دو ـ
دولت مقرر گردید واغلب دستها کشف کرده توانست که این خانه جنگي وزیر حمايه رفتن عربستان در نتیجه مهارت
و استادي (کرنيل لارنس) انگلیس مشهور بود که خود را بلباس عربیت ملبس ساخته بعد از اینکه لهجه وعرف
و عادات عربیت را اموخته توانست که از خانه جنگی عرب ها استفاده کرده ایشانرا طرفدار دولت هاي ـ
دوست انگلیس بگرداند . بحرحال این حصه مسائل گذشته ء تاريخي است و چیزیکه ما را بایـراد کردن این
عبرت تاریخی وادار ساخت شنیدن خبر پیداشدن نزاع بین حکومت نجد وعراق عرب است که قبائل سرحدي
این دو مملکت که از يك نژاد و متدین بيك دين شریف اند مابین خودها محاربه کرده يك طياره ء که در سرحد عراق
بود پرواز کرده و در علاقه ء نجدی ها بذریعه ء بمباردمان چندین خانه را بر زنها واطفال وموسفيد انيكه
در ان سکونت داشتند ویران نمود گویا مسئله کمی وخام نگردد است و شاید این نزاع موجوده منجر بقتل
وقتال گردیده باز درباره خبر هاي محزن را ازان سرزمین بگوش ما برساند که نجدی بنام (غزا) عراقی راقتل
وعراقي نيز بنام (غزا) نجدی را قتل کند .
در بین حکومت عراق وحکمران انگليسي كه بجهت اداره ومراقبت عراق موجود است مخالفت واقع شده است که
اصل منشاء این خلاف راجع به بعضی مواد معاهده تك تازه ء است که بین حکومت انگلیس و حکومت عراق مد ـ
شدتي است که مواد مذکور باختیارا ت داخلی حکومت عراق علقه داشته اسباب مختاریت و تاویت حکمران دولت
انگلیس در عراق میگردد .
-٧-
مابین امام یحیــــــــــــــــــــــــــــــی
و ابن سعود حتما جنگ خواهد شد
علت اختلاف .
اختلاف بین امام یحیی و ابن سعود بطوری که بعضی ها خیال کرده اند يك اختلاف ظاهری وسطحی
نیست بلکه این اختلاف مهمی است که دارای علل وعوامل معنوی و مادی است :
اختلاف معنوی این دو نفر بواسطه تفاوت مابین مذهب زیدی و مذهب وهابی است قضیه خرابی
و سلباتی که وهابیها در حجاز نمودند تاثیر بسیار بدی در اهالی یمن که زیدی مذهب هستند نمود و
انها از نقطه نظر عقیده مذهبی این بی احترامی را یکی از جنایات بزرگ شمردند و اگر تدبیر وحزم امام یحیی
نبود قطعا تا کنون یمنیها بحجاز حمله ور بوده با وهابیها جنگ های خونین نموده بودند علاوه بر
این یمنیها از قضیه خونینی که چندی قبل واقع شد و بالنتيجه ششصد نفر از اهالی یمن بدست
وهابی ها مقتول شدند خیلی عصبانی هستند اما اختلاف مادی ابن سعود و امام یحیی نظر بفواید اقتصادی
و سیاسی این دو پادشاه است .
ایا جنگ واقع خواهد شد .
تاکنون بین امام یحیی و ابن سعود جنگ بوقوع نپیوسته با اینکه اسباب وقوع جنگ کاملا موجود
بوده است و علت عدم وقوع جنگ بین این دو نفر برای این است که هر دو نفر مستغرق مشکلات سیاست خارجی بودند :
و امام یحیی از یکطرف مشغول حل مشکلات سرحد ی خودش و اختلافاتی که در ان موضوع با بریتانیا دارد بوده
و ابن سعود نیز مشغول محکم کردن سرحدات نجد بوده برای اینکه نجد را از حملات عراق مصون نگاه دارد
و اگر این دو قضیه نبود قطعا جنگ بین امام یحیی و ابن سعود واقع شده بود .
قشون امام یحیی و ابن سعود .
امام یحیی دارای يك قشون نظامی است که عده ان ۱۲ هزار نفر است و همه متحدا لشکل و دارای یکنوع -
اسلحه میباشند و تحت سرپرستی یکعده صاحب منصبان نظامی هر روز ۸ ساعت مشق نظامی میکنند و تمرینات
جنگ نظامی را بعمل میاورند .
قشون امام یحیی دارای توپخانه ایست مرکب از دویست توپ و این توپها را امام یحیی سه ماه قبل از ایتالیا
خریده است و انها از سیستم توپهای امریکایی هستند برای این توپخانه امام یحیی تاکنون یکعده توپچی تهیه
کرده و مشغول تمرین عده دیگر است . قشون ابن سعود هم در مقابل دارای صدتوپ است از سیستم توپهای -
اطریش اما از حیث عده قشون امام یحیی و ابن سعود در ان قسمتی که ممکن است جنگ واقع شود تقریبا مساوی اند
اما وضعیت نظامی و جبهه جنگ برای امام یحیی بیشتر از ابن سعود مفید ومساعد است زیرا قشون ابن سعود برای جنگ
یا امام یحیی باید از محل دور دست بمیدان جنگ حاضر شوند در صورتیکه قشون امام یحیی بمیدان
جنگ حاضر چندان دور نیست محتمل است نقشه جنگی ابن سعود در یمن این باشد که به تهامه هجوم
کند .
عجایب یک اداره روزنامه
در اداره روزنامه مانچستر گاردین که از جراید مهم انگلستان است دستگاه تلگرافی جدیدی نصب کرده
اند و یکی از عجیب ترین دستگاه های تلگرافی است که تاکنون در اروپا و امریکا وجود پیدا کرد . اداره روزنامه
مزبور دارای اطاق مخصوصی است در شهر لندن و مبین این اطاق تحریر مرکز اداره که در شهر مانچستر است ــ
سیم تلگرافی مخصوصی است که میتواند چندین خبر تلگرافی را در ان واحد مخابره نماید خواه این تلگرافات از
لندن به منچستر یا بلعکس مخابره شوند عجیب تر اینکه در اداره روزنامه مزبور پنج ماشین تحریر است که
خودشان تلگرافاتی را که از لندن میرسد تحریر میکنند باینطریق که در اطاق تحریر روزنامه که در شهر لندن
است پنج ماشین مثل ان ماشینها موجود است که پشت انها اشخاصی نشسته و مطالبی را ماشین میکنند
تمام این نوشتها بوسیله یک سیم در یک موقع بمنچستر مخابره میشود و وقتی اینها باداره تلگراف روزنامه
میرسند از دستگاه مخصوص عبور میکنند و ان دستگاه اینها را از هم جدا کرده و بین انپنج ماشینی که در
اداره روزنامه است تقسیم میکنند و انها خودشان مطالب را تحریر میکنند .
مدیر تلگراف این روزنامه در منچستر در حضور شخصی اخیرا امتحان ذیل را که یک نمونه از فعالیت و
سرعت عمل ان اداره است بعمل اورد اولا بان شخص گفت سوالی از این دستگاه بکن او پرسید هوای
لندن چه جور است؟ مدیر تلگراف چند دفعه اشاره بدستگاه تلگراف که جلو او بود کرد و ناگهان در ــ
مدت کمتر از یک ثانیه در روی یکی از ماشینهای تحریر دیده شد که نوشته (هوا صاف است و خورشید میدرخشد)
( شفق سرخ )
سیاست عمومی عالم
خلاصه از جرائد خارجی
اگر یک نظر عمومی برسیاست عالم انداخته شود در هر طرف اثار کدورت وتیره گی ظاهر میشود بحدیکه
کثرت وشدت این تیره گیها خیلی اسباب بدبینی میگردد اشکالات سیاسی بین دولتهای بزرگ و کوچک در ــ
نتیجه جنگ عمومی پیدا شده و تا امروز حل نشده و رو بوخامت مانده رفع مثل مسئله تاوان جنگ و گذاشتن
ون نغرامضه وقرضه های جنگ عمومی وتقسیمات سرحدات در بین بعضی دولت ها و مسئله خلع اسلحه بروبحری و دیگر
خطرهائیکه نتیجه طمع کاری دولتهای بزرگ اروپاست و قضیه هائیکه از تضاد بر عدم توافق مصلحت های دول
١٠-
بزرک بوجود آمده رفت این همه قضیه های مشهور است اشخاصیکه دائما جرائد را مطالعه میکنند از - تیرگی این قضایا اطلاع دارند و البته واقف خواهند بود هريك از این قضیه ها از روزیکه پیداشد تا امروز جز وخامت و تیرگی و اشکال بدیگر نتیجه نرسید که اگر کدام روزی خطره يك جنگ پیدا شود این قضیه ها برای گرم ساختن و برافروختاندن آن مساعد بزرک خواهد شد صرف نظر از این قضیه ها در وقت حاضر اغتشاشات داخلی از ممالك وممالك ها و مدتها پیدا شده است که بودن این اغتشاشات وقت حاضر در حقيقه نازهمه قضيه هائیکه بالا ذکر شد مهمتر و خطرناکتر است مثلا انقلاب داخلی یوگوسلاویا و بلوای بزرگیکه تازه در اسپانیا - پیدا شده اگرچه حکومت تدارك انراکرده است ولی تابهاست ارامي فعلیه در اسپانیا حکم فرماست يك سكون موقت و عارضی است زیرا مل باز وضعیت خود راضی نیست از این رو پیش بینی میتوان کرد که بلوای مذکور دوباره تجدید شدنی است و انقلاب کوچیکیکه راجع ( بعسکر نجات ) در انگلستان پیدا شد (اگرچه این قضیه بامور سیاسی کمتر علاقه دارد) ودیگر مشكلات متعددی که راجع بمعاهده تحریم جنگ بعضی بین دول مغربی است و اشکالیکه بین حکومت عراق و انگلستان با منازعاتی که بین عراق و نجد واقع است اینها به وخامت اوضاع سياسي عموم را نشان میدهد.
افغانستان در جراید خارجی
خبر لندن: یکی از نماینده های پارلمان در لندن از وزیر خارجه انگلیس توضيحا خواسته است که آیا حکومت انگلستان در مقابل حالت حالیه افغانستان چه رویه وسلوك خواهد داشت. وزیر خارجه بجواب گفت است. حکومت انگلیس در اغتشاشات داخلی افغانستان هیچ مداخلی نخواهد کرد. و پیداشدن يك حکومت مرکزي اصولی که تمام ملت انرا تائید وطرفداری کند حکومت انگلیس انتظار میکند.
كرنيل لارنس و افغانستان .
خبرلندن : جمعیت مخالفین استعمار در ( تورهيل ) بحضور يك جمع کثير نطقهای مفصلی بر علیه حکومت انگلیس خود ایراد نموده گفتند که حکومت انگلیس میخواهد که افغانستان را زیر فقد قبضه خود بیاورد و نطق مستر ساکلنتالا که از اعضای این جمعیت است موثرتر از همه نطقها بود که مخصوصا برعلیه كرنيل لارنس بيانات داده از اقدامات فتنه خیز او در سرحدات افغانستان خیلی اظهار تنفر کرد.
افكار علاقه كرنيل لارنس
(بوتای افغانستان)
خبرلندن : كرنيل لارنس كاتب رسمی دارد که مخصوصا بجمعكردن سوانح ومادداشت او مكلف میباشد.
نام این کاتب مستر ( روبرتکروف ) است که جریده (سندی ورواکر) از طرف این کاتب يك خبر نشر کرده. میگوید نسبتهای که راجع بعلاقه داشتن كرنيل لارنس بشورش افغانستان شایع میشود غلط است. وشاید
-١٠-
کدام کمپني که قاول عملیات لایقمر مذکور را در مجسنان تجار کرده است این خبر را شایع کرده باشد تا بتواند
ازین شهرت استفاده تجارتي براي قاول خود بنماید.
خبرهای علوم و اختراع و مدنیت
اهمترین اختراعات و اکتشافات در سنه ١٩٢٨ علوم و اختراعات خصوصا در این سالهاي اخیر
گامهاي بزرگتر را بمدارج پیشرفت گذاشته میرود. و هیچ ماه ویا هفته نمیگذرد تا خبريك اختراع تازه واکتشاف
نوي را نشنویم. اينك براي خواننده گان خبر مختصر از اهمترین اختراعات واكتشافات که در سنه ١٩٢٨-
یعنی در سال گذشته بوجود اورده شده است از روي يك مجله علمی مهم ترجمه میکنم.
در سنه گذشته حصه بزرگ اختراعات واكتشافات ذریعه المانيها وامريكانيها شده است موتر وطیاره
که به عوض پترول ذریعه پتاتي هاي بارود براه می افتد - اگر چه این اختراع تازه است و هنوز صورت -
امتحاني ومختبرين خود را نگرفته است ولي باید اعتراف کرد که اهمیت خیلی بزرگ دارد. زیرا همه میدانیم که
پترول در عالم نسبت بمقدار استعمال وبيكني است ازین رو اگر ممکن شود که موتر وطیاره بی پترول راه -
انداخته شود البته يك فايده بزرگ بشمار میرود.
متفرقات
مسافرت به کره زهره
اختراع اتومبیل و طیاره فشفشه دار
تخم مرغي را برداريد سرانرا يك سوراخ وته انرايك سوراخ بكنيد قوريكه يکي از ان سوراخها ازد يگري قدري
بزرگتر باشد سپس سفیده وزرده تخم مرغ را خالي کرده و انرا پراز اب بکنید ویکی از ان سوراخها را ببندید
بعد ازان يك تكه تخته برداشته چهار میخ روی ان بموازات یکدیگر بکوبید بطوریکه بشود تخم مرغ را روی ان
چهار میخ بانیم کره بلند ي از سطح تخته قرار داد، سپس زیر تخم مرغ را مختصر اتشني که شعله ور باشد قرار دهید
وچوب وتخم مرغ را روي اب بیندازید خواهید دید که ان تخته وتخم مرغ اسر ا شگافته بسرعت قايل يك كشتي
روي اب حرکت میکند علت حرکت ان اینست که اب داخل تخم مرغ در اثر حرارت اتش زیر ان تبدیل به بخار -
میشود و چون هیچ راهي جز سوراخ كوچك سر تخم مرغ براي خروج بخار نیست عاچار فشار بدان نقطه اورده
وتخم مرغ و چوب را بسرعت جلو میبرد. این قاعده علمی است که بر روی ان هواپیماي جديد را میخواهند ایجاد کنند
واین هوا پیماي جديد بو سیله فشفشه ای که در قسمت عقب ان قرار گرفته بسرعت در هوا حرکت خواهد نمود و انتظار
دارند بوسیله اختراع این هوا پیما ی فشفشه دار به کرا توستاره ها مسافر تنمایند.
در اول تابستان گذشته جراید اروپا نوشتند يك اتومبیل از این قبیل یعنی با اتومبیل فشفشه دار در -
برلن تحت امتحان قرار داده شده و ان اتومبیل داراي دوازده لوله در عقب است و از ان لوله ها دود و بخارج
_۱۱_
میشود که در موقع خروج ان دود اتومبیل با سرعتی که نظیر ان هیچ دیده نشده بپهلوی حرکت میدهد و احتمال میرود سرعت سیر این اتومبیل ششصد مایل در ساعت برابر بشود .
این اتومبیل دارای موتوری که بوساطه سوختن داخلی ان تولید قوه کند و سپهر قوه از موتور بچرخها برسد و انها را بحرکت اورد نیست ولی دارای شیئی است که روی چرخهای ان قرار داده شده و در پشت سر اتومبیل مزبور جا گرفته و وقتی ان شیئی شروع باشتعال نمود گازهائی از ان خارج میشود که انجا اتومبیل را بسرعت هرچه تمامتر جلو میبرند این وضعیت و ساختمان اتومبیل چندی قبل بود که جراید نوشتند و اينك يك اتومبيل جديدا ساخته اند که روی همین قاعده و یا باصل قوه حرکت میکند و مبنی در داخل ان لوله هائی است که در اطراف ان لوله ها اسطوانه هائی قرار داده شده که در انجا موادی است که وقتی مشتعل شوند گازهائی از انها تولید میشوند که فشار باطراف استوانه ها میاورند و چون هیچ منفذی برای خروج جز دهانه های لوله ها نیست ناچار گاز ها فشار میاورند که از ان دهانه ها خارج شوند و در موقع خروج اتومبیل را مثل يك تير بطرف جلو سوق میدهند راننده گان این اتومبیل میگویند که این اتومبیل بدوا حرکتش بطئی و سپر تدریجا تند میشود تا اینکه به متها درجه سرعت سیر میرسد اتومبیل المانی که روی این قاعده علمی درست شده تاکنون بسرعت ٦٠ میل در ساعت رساده این سرعت بعد از ان است که فقط قریب دویست قدم بطور کند تر حرکت کرد . ولی این اتومبیل هنوز در دوره امتحان و تجربه است و هنوز کامل نشده است .
سرعت سیر یکچنین اتومبیلی تا چه حد خواهد رسید مسلم است عملی که این اتومبیل را برای امتحان بحرکت آورده اند چندان مناسب نبوده برای اینکه اتومبیل بهشتاد درجه سرعت سیری که میتواند حرکت کند ولی مهندس و راننده و سازنده این اتومبیل همه معتقدند که میتواند از هشتاد درجه سرعت سیر اتومبیل هائی که تاکنون در دنیا ظهور نموده اند جلو بیفتد تاکنون اتومبیلی در سرعت سیر از اتومبیل (کاپل) پیش نیفتاده و سرعت سیر اتومبیل کاپل پیش نیفتاده و سرعت سیر اتومبیل کامبل در زمین مسطح در هر ساعت ١١٦ میل بوده است .
این يك قاعده علمی است که اتومبیل روی ان ساخته شده و ممکن است باین قاعده راه و حرکت دادن هوا و قطار اهن نیز استعمال کرد و از قراریکه میگویند فعلا مشغول ساختن يك يك هواپیما روی این قانون در کارخانه های (راپ) واقع در (کانوتشتاین) یکی از شهرهای ایالت (کاسل) المان هستند و هوانوردان هواپیما خیال دارد پس از ساخته شدن بوسیله ان به طبقات عالیه هوا که تا اکنون هیچ هوانوردی بانجا نرسیده پرواز کند هوانورد مزبور (انطون راپ) یکی از بزرگترین و معروفترین هوانورد های اروپاست .
اگر انسان بخواهد بکرات زهره و مریخ یا بسایر سیارات مسافرت کند تنها وسیله ای که او را به ارزویش نائل کند این عمل هوا پیماست و تا کنون وسیله دیگری که ارزوی مزبور را بعمل نزدیکتر کند پیدا نشده است .
مسافرت بین زمین وسیاره ها بالغ بر ملیونها میل است و این مسافه فاز هوا خالی است و بهمین جهت وسایل
نقلیه فعلی نمیتواند این مسافت را طی کنند زیرا همه محتاج بهوا هستند مثلا بنزین که در اتومبیل و هواپیما
بکار میرود بایستی قبل از سوختن بهوا مخلوط شود و موتور های هواپیما های معمولی نمیتواند هواپیما را بالا -
ببرند یا حرکت دهند مگر اینکه در وسط هوا سیر کنند در جائیکه از هوا خالی باشد نمیتوانند بلند شوند یا
جلو و عقب روند .
تنها طریقه ایکه انسان بوسیله ان میتواند بکره ماه مسافر تکند این است که مثل یک گلوله توپی که از
دوربهای پرتاب میشود خودش را بکره ماه بوسایل پرتاب کند . و بطوریکه ظاهر است اتومبیل فشفشه دار
که فوقا ذکر شد و طیاره ئکه روی این قاعده ساخته شود میتواند این ارزو را عملی نمایند .
قضیه خروج از دائره جاذبه زمین و حرکت بین زمین و سایر کرات یکی از مسایل مشکل و مهمی است که
A
افکار متفکرین و نویسندگان و علما را از قدیمترین ازمنه دنیا تا امروز بخود متوجه ساخته . در سال ١٨٦٥
(اشل ایرو) کتابی که موضوعش (از زمین تا ماه ) بوده نوشت و از ان کتاب استعمال فشفشه را برای پرواز از زمین
به کره ماه پیشنهاد کرد. اما (ژول ورن) فکر کرد اشخاصی که بخواهند از زمین بکرات مسافرت کنند داخل
گلوله های بزرگی شوند و ان گلوله ها بقوه باروت و غیره بکره های که بخواهند بان بروند پرتاب بشود .
(باقی دارد) (شفق سرخ)
بالا شدن و فرود امدن طیاره باستقامت راسی
می بینیم وقتیکه طیاره به پرواز می اید مجبور میشود که یک مسافهء راه روی زمین رفته تا اینکه بهوا شود .
و همچنین در وقت فرود امدن مجبور است که بچند دوره تدریجی خود را بزمین برساند . باین سبب بودن یک
میدان هموار برای طیاره یک امر لازمی بود ولی در چهار سال گذشته (لا شیرقا) طیاره ساز و طیاره ران . طیاره
ساخته توانست که بدون این احتیاج میتواند که باستقامت از جای خود بهوا شود . همچنین در وقت فرود امدن
میتواند که بموضع خود باستقامت فراید بدون اینکه محتاج دوره زدن شود گویا میدان طیاره شرط ضروری نیست .
بالون هوائی که ۱۰۰ مسافر را برداشته میتواند
این هم بزرگترین ذریعه سفر هوائی بوده است که در سال گذشته در جرمنی ساخته شده که ۱۰۰ مسافر را
برداشته میتواند و همه ضروریات رفاهیت و اسودگی مسافرین را دارد . حتی سینما و رادیو در اثنای که بهوا باشد
صدای سازها و نطقهای که در نقاط مختلف زمین جاری باشد بشنود .
۱۳ -
تیلفون بی سیم آئنه دار
اینهم یکی از عجائب مخترعات سال گذشته است که تیلفون بی سیم استعمال شد بذریعه تیلفون مذکور
انسان صدای دوست خیلی دور خود را بدون اینکه مابین انها سیم وصل باشد شنیده میتواند وعلاوه ازان
روی تلفون يك ائینه نصب شده کی است که انسان میتواند روی کسیکه با او سخن میزند دران اینه به بیند.
مسائل ديني
- تمهید -
البته هموطنان عزیز میدانند که جریده یا اخبار از حیث تبلیغ اتخاذ مسلك تابع محیط و در هر زمان
بمقتضاي زمان راه رفته بوطن و هموطنان خود خدمت میکند. از این رو جریده " حبیب الاسلام نظر بمدلول
ومفهوم (اسم) خود در نظر دارد علاوه از یکشت معلومات مفیده که از حوادث و وقایع داخلی و خارجی و سیاست
دول خارج به هموطنان خود تقدیم میکند بعضی از ارکان اسلامیت را نیز از بعضی کتب واثار معتبره " مفیده منتخب
کرده زیر عنوان مسائل دینی بمعرض مطالعه واستفاده " هموطنان خود گذاشته و باینوسیله خدمت بزرگی به
قارئین عزیز خود کرده باشد.
بنابراین در همچه يك محیط و زمان که از هر طرف ندای دیانت و تقویه احکام دین بگوش میرسد جریده " -
حبیب الاسلام در تعقیب نظریه " خود شروع کرد انتخاب از کتاب مستطاب سراج الارکان اسلام را که این کتاب در
زمان امیرصاحب شهید از تتبع دین پروری امیر مرحوم وتوجه وزحمت بعضی از علمای عالم انوقت مثل حاجي
عبدالرازق خان مرحوم و ملا عبد الرحمن خان مرحوم وغیره که از روی احکام متین کتب معتبره فقه " ارکان اسلام به
عبارت فارسی شرح و توشیح شده و حصه ربط (روزه) از کتاب نام حقه که بصورت نظم است شرح وتفصیلا بیان شده ـ
است و ابتدا اولا احکام روزه را و چیزهای را که روزه را میشکند یا نمیشکند نظر بمناسبت وقت انتخاب وبحضور
قارئین عزیز تقدیم میکند. (انتخاب از کتاب سراج الارکان اسلام)
رکن سوم احکام روزه " ماه مبارك رمضان که انهم تشریع تابعو وتکمیل ان است.
باب نهم در بیان روزه ماه رمضان
نیت در حکم شرع گردانی روزه جز قهر نفس شهوانی
از جماع و شراب دور شدن وز همه خوردنی نفور شدن
شرح لغات: (قهر) مغلوب شدن (نفور) رمیده و دور. (نفس شهواني) نفس انسان که مائل به خورد و نوش وامید ولذت هاست.
(حاصل هردو بیت): تعریف روزه :
بیان حکمت خداوند تعالی است در فرض کردن ان میفرماید که حکمت در ان اینست که نفس شهواني تابع
انسان شود سبب ان که انسان تابع و فرمانبردار مولاي حقيقي خود شود.
- ١٤ -
روزه نزد اهل شرع نگهداشتن نفس است از خوردن و اشامید ن و جماع با نیتی که از اهل ان حاصل شده
باشد از طلوع صبح صادق تا وقت نماز شام و اهل وجوب ان کسی است که عاقل و بالغ و مسلمان و تندرست
و غیر مسافر و پاك باشد از حیض و نفاس و مریض نباشد مسافر و نا بالغ اگر روزه بگیرند رواست که از اهل
ادای ان میباشند .
فرض دان جمله روزه را نیت تا بیابی ز روزه امنیت
نیت روزه گر ادا نبـــــود در قضا جز بشب روانبود
لیك هر وقتی و نوافل را تا به پیش از زوال هست روا
همچنین ار خلل طلب نکنی نیت روزه جز بشب نکنی
شرح لغات: ( امنيت ) ارزو و مراد ـ (گرادا نبود) روزه وقتی نباشد . (در قضا) در قضاء روزه (نوافل) روز های نفل .
حاصل ابیات :
نیت در هر روزه فرض است خواه روزه فرض باشد یا روزه نفل و خواه روزه وقتی باشد یا قضائی ـ
اما وقت نیت در روزه قضا شب است و بغیر از شب روا نمیشود و نیت در روزه وقتی و نفل تا پیش از نصف روز رواست
واگر احتیاط کنی و خلل در روزه خود نخواهی که از اختلاف خلاص باشی باید که هر روزه را بجز درشــــب
دیگر وقت نیت نکنی .
بیان چیزهائیکه روزه را نمیشکند
مگس و پشه در گلو چو پرید نیست نقصان روزه تو پدید
گر کسی رگ زد و حجامت کرد می نشاید ورا ملامت کرد
تفك و سرفه که از دهان بجهید روزه باقیست گر فرو نکشید
روزه باقی بود ولی مکــــــروه از کراهت مباش بی اندوه
در کشی صبح روغن و سرمــــــه بر سر و چشم نیست تجرمه
نان که از بهر طفل می خایند علما اندرین چه فرمایند
گر ضرورت بود روا باشــــــد بی ضرورت چنین خطا باشد
بفراموشی ارکنی و خـــو ری هـــمهر دوا ترا هنی ومری
روزه تست هم چنان باقــي گر تو سیری و گر تو مشتاقــي
(شرح لغات)
(رك زد و حجامت کرد) مراد خون کشیدن است . (مینشاید ورا ملامت کرد) ملامت نیست روزه او بجا است .
(گرفرو نکشید) بشکم نرسانید . (کراهت) مکروه شدن . (جرمه) گناه . (هنی ومری) گوارا و خوشمزه .
حاصل ابیات : هفت چیز روزه را نمیشکند .
اول ـ در گلو پریدن مگس و پشه .
دوم ـ خون کشیدن است یا از رگ باشد یا حجامت از دیگر بدن .
- ١٥ -
سوم ـ چشیدن چيزي است مثل نمك و سركه بشرطيكه بشكم فرونرود لیکن روزه او را گرچه نمي شکند مكروه میکند .
( از كراهت حاشي بي اندوه )
چهارم ـ چرب کردن سر است بروغن يا غير ان .
پنجم ـ سرمه کشید ن است درچشم .
ششم ـ خائيدن نان است براي طفل بشرطيكه بشكم فرو نرود .
واین کار در روزه بدون ضرورت روا نیست و اگر ضرور نبود كه طفل هلاك ميشد وشخص غير روزه دار
نیز نبود دراین صورت روزه تو دار روا اســـت .
هفتم ـ بفراموشي جماع کردن یا خورد ن یا اشامیدن است خواه سیرشده باشد يا اشتهاي ان باقي باشد .
بیان چیزهائیکه روزه را میشکند .
ور بقصد اســـت خورد ن وكارت
لازم ايد قضا و کفارت
گرخوري انچه او غذا نبو د
برتو الزم بجز قضا نبود
همچو سنگ وكلوخ اهن وروي
نبود زين قبیل گل سرشوي
شرح لغات: (کارت) مراد جماع کردن است. (قضا٠) قضاي روزه . (کفارت) بیان کفار ت دراینده در نظم
كتاب ميشود ٠) غذا) چیزیکه بدن بان قوت میگیرد مانند طعام وغيره . (باقي دارد)
اطلاع از اداره
بذوات محترم زمام داران !
لطفا وقتیکه نامه نگار اداره بدوائر و وزارتهاي ایشان میاید معلومات قابل درج جريده ووقايع
وحوادث لازمه را به او تفصيل وتوضيح بدهند تا جریده ازوقایع داخلی خالی نباشد .
معذرت
نظر به مهیا نبود ن سامان زنکوگراف اداره نام جریده را بخط جلي و واضح تعبيه کرده ـــ
نتوانست انشاء الله بکمال سرعت تعبيه خواهد شد .
مطبع حبيب الاسلام
-١٦-
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
( جریده هفتگی حبیب الاسلام - سال اول - شماره ٢ )
صفحه اول
نمره مسلسل ٢
اداره خانه دءافغانان کابل - افغانستان - نمره تیلفون
سردبیر - غلام محی الدین
همهامور تحریریه و حسابیه بنام اداره فرستاده شود
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارد مختار است
در هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.
حبیب الاسلام
قیمت سالانه قیمت ششماهه
در داخل - پنج افغانی ٣- افغانی
در خارج - ١٠ شلنگ ٤- شلنگ
یم شماره ١٠ پول
تاریخ قمری - ٢٥ رمضان المبارک ١٣٤٧ ( پنجشنبه ) تاریخ شمسی ١٨ حوت ١٣٠٧ هجری
از اهل غرض احتیاط باید کرد
اگر بطور مجموعی بگیریم از مسمما یا بنظرف در کابل تشویش و بیراحتی را بتمام معانی ان ظاهر و هویدا میبینیم. زیرا عادت است که اهالی هر پایتخت به تعب پرهای (غبارخیزونازک دانه میباشند ) بیچاره اهالی کابل که سالهای دراز بحیات ملائم وارام عادی بودند دفعتا بغرش های توپ و صداهای تفنگ و خطرهای مهلکه دچار گردیدند گویا در انوقت که خاطرشان پریشان میبود حزب طرف بودند ولی حالا که ان دورمانقلا بگذشت و همان صداها ضعیف بکه راحت و سکون شانرا برهم زد میود قرار شد هنوز هم در بعضی چهره ها علامات اضطراب و پریشانی میبینیم اگرچه اینکه برکابل گذشته بود انقلاب است و کسانیکه در صفحات تاریخ ملاحظات داشته باشند بهتر میدانند که انقلاب چیز اسان نیست که بدون خطرهای فردی و قحط و گرانی عمومی بگذرد . در
-١٧-
انقلابات عادیموده است که از گناکران وبی گناهان وجوانان وپیران وطفلان قتل میشوند واز
خانه ها گذشته شهرها میسوزد ولی الحمد الله در این حادثه نه گناهکار ونمی گناه ونه
پیر ونه طفل کشته ونه شد خانه سوخت.
مگرچرا باوجود اینهم علامات پریشانی واضطراب ونا ارامی درچهره واوضاع اکثریت میبینیم
وچرا درهر محفل یا مجلسیکه چند نفر یکجا میشوند صدامبعضی افواها توشایعات متنوع
صفا وارا می ان محفل را بهم میزند گوئی حواس اهالی پایتخت را باز بیم شنیدن صداهای
تفنگ مهیب بهراس انداخته باشد . بنظرما اشخاصیکه باعث شایعات وافواهات وخبرهای
اضطرابی میشوند همینقدرهستند و مخصوصا برای دفع اثر اغراض انحا این مقاله را فقد
نوشتیم معلوم است بزرگترین اسباب بی سعادتی وپریشانی همین است که فکزانسان مضطرب وکدام
خدر یرا درتصور داشته باشد وعموم اشخاصیکه امروز افواها توشایعات مختلف مینمایند ـــ
چزب سلب راحت عمومی دیگر منظوری ندارند .
اگرچه ما نمیگوئیم که همسایل سلطنتی افغانستان فیصله شد وهرچه بود خاتمه یافت
بلکه هنوز دامنه دارد وشاید این دامنه تا چند روز دوام بگیرد چنانچه نمیگوئیم که هر ـــ
خطریکه بر این مملکت متصورگدشت و تمام شد نه بلکه هنوز مملکت زیر خطر است وبزرگترین ــ
خطریکه انرا تهدید میکند انحلال وپارچگی است .
مگر اینرا هم باید بگوئیم اغلبا اشخاصیکه پارچگی وانحلال وپراگندگی این مملکت را ارزو
دارند همان اشخاص هستند که امروز شایعات وافواها توخبرهای گوناگون تراشیده میپردند و به
ذریعهء این خبرهای مصنوعی افکار عمومی را پریشان ومملکت را بیخبر وادراک اهالی را برعلیه
یکدیگر میشورانند .
امروز مملکت تا اندازه اخزین باتحاد واتفاق محتاج است. امروز مملکت زیرخطر است و
بزرگترین خطریکه انرا تهدید میکند پراگندگی وبی اتفاقی است ممکن است دشمنها داشته باشد
که بخواهند ازپارچگی ان استفاده کنند ونماینده های این دشمنان بنظر ما تنها اشخاصی
هستند که افواها توقغ شایعات موجب پریشانی را در بین مردم نشر میکنند .
امروز فرض هر فرد است که جز سخن اتحاد واتفاق ویگانگی مملکت نگوید جز فکر اتحاد و
یگانگی مملکت نکند وجز خبراتحاد واتفاق و یگانگی مملکت نشنوند غیراز این هرچه بعید ان اند
غرض است . پس از مضرضین اجتناب باید کرد اگر کسی بشما بگوید مملکت درنتیجه این انقلاــ
- ۱۸ -
خراب شد یا عقب ماند یا اینکه از وسایل ترقی محروم شد یا اینکه استقلال ان رفت و غلام
اجانب گردید و دیگر تبلیغات که ازین قبیل باشد هر چند این عبارتها رنگ و رونق دار باشد
مگر انها را هیج وقتبفکر خود راه ندهید و همین قبیل اشخاص را مغرض بدانید.
زیرا همم میدانیم ویقین داریم که اساس این انقلاب مبنی بر آبادی دین مبین است و چیزیکه
بر تدین مبنی باشد البته هیچگاه اسباب خرابی نمیشود واگر کسی بگوید مکتب ـ تعلیم ـ
نظام ـ قانون ـ اداره ـ تشکیلات ـ برای مملکت لازم است وخوبفشد که از بین برداشته
شد شما بگوئید که ما منکر هیچ کدام انها نیستیم. مگر معلوم است واضحتر و راسترا از
شرع شریف برانها تمسکی نیست هرچند بشریعت پاک خود متمسك باشیم وازان استخراج كنيم
همان قدر احتیاجات ضروری خود را ازان کشیده میتوانیم . ما منکر نیستیم که افغانستان نسبت
به بعضی ممالک عقب مانده است و تیمار دارواحتیاجات زیاد بکار دارد افغانستان دولت است
و مانند دیگر دولتها قوت سرمایه وتجارت و آزادی و مختاریت بکار دارد میدانیم.
ممالكیكه این چیز ها را ندارند یعنی ممالکیکه برای مدافعه کردن از خود توپ وتفنك و
جباخانه ندارد و برای ضروریات احتیاجات معاشی سرمایه از قبیل نقره و طلا وسرود بگر معدنیات
ندارند و برای وارد کردن پول و تبادل احتیاجات یعنی حاصلات خود را با حاصلات دیگر ممالك
تبادله نکنند یعنی موی پوست شکر و بوره و چای و قوز میوه وروغن وگندم رخت واهن ومس
نگیرد یعنی تجارت نکنند این چنین ممالك هیچ زنده گانی نخواهند داشت وفرضا اگر همه
اینها را داشتند و استقلال و مختاریت نداشتند در حقیقت هیچ کدام انها را ندارد زیرا اگر
مستقل نبود اسیر یك ملك غیر میشود و وقتيكه اسير بود همان ملكت او را نمیگذارد از ـ
ممتلكات و حاصلات خود استفاده کند. یعنی او را غلام و اسیر و دهقان خود میسازد و البته این
بی ننگترین زندگانی ها خواهد بود.
این همه را میدانیم ولی چیزیکه ازین مهمتر است انرا هم میدانیم که اساس هر چیز دین است
اول دین بعد ازان دنیا بهر حال از موضوع خود دور نرفته میگوئیم اهمترین چیزیکه فکر ما بطرف
ان باشد همینستکه تا زمان مسائل داخلی سلطنتی فیصله شود باید از مغرضین ود شمنان ـ
داخلی یا خارجی خود احتیاط کنیم. زیرا اهل غرض این چنین مواقع باریك را برای نشر کردن
شایعات خود فرصتخوب میدانند.
میماند یك مسئله دیگر که انهم ناگفته نماند که مغرض بخود رنگ و لباس وصورت وقیا فه مخصوص
- 11 -
ندارد. در هر طبقه و از هر نوع مردم که باشد خواه بلباس تاجر یا مامور یا اجنبی باشد.
مجردیکه از او الفاظ تفرقه امیز یا نفاق خیز شنیده شد اقلا باید به حرفهای او اهمیت
داده نشود. چه انقلاب گذشته این مسئله را برای ما واضح ساخته که شایعات و اشخاص -
مختلف خواه ثوبا فقیر حتی در لباس عالم درامده تلقینات خود را بمردم مینمایند و دیدیم
که از یکطرف علمای صدیقی که برای خدمت دین کمر بسته بودند از طرف دیگر بعضی علما که دیگر
که ریشه اساسی انها حتی در هند رسیده بود (وشاید بدیگران خدمت میکردند) نسبتهای
بی نزاکت را بعلمای حقوقی ما کرد مسئله را به تکفیر میرساندند گویا اسانترین فیصله در نزد
اینها والعیاذا بالله تکفیر است.
از طرف دیگر میدیدیم که یک ایت مبارک از چند طرف هر کدام بمفاد خود تر استعمال میکند -
(واعتصموا بحبل الله ... الایه و دیگر ایتهای) مبارک که در چار طرف مملکت بغرض اشخاص
استعمال میشد حاشا وکلا در دیر بین ما تفرقه باشد وسوء استعمال ایتها بزرگترین گناه هاست.
این تجربه ما را دیده لاچار شدیم که مطالعین عزیز خود را اگاه وفکر شانرا بطرف اتفاق
واتحاد واجتماع ملتفت سازیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
بیعت نامه مامورین ولایت قطغن و بدخشان
الحمد لله ما انعم وعلم من البيان مالم تعلم والصلواه والسلام على رسوله محمد سيد العرب
والعجم وعلى اله واصحابه ذوى المجد والكريم وبعد یوم نقد سه شنبه ۳ رمضان المبارک ١٣٤٧
ما اهالی خطه بدخشان از علما وسادات و جمهوری معتبرین در موضع خیابان حاضر گردیده
دو قطعه حکمنامه ولایت قطغن وبدخشان که یکی نمره هم مورخه ۳۱ دلو شمسی ۱۳۰۷ و دیگرش
نمره ۶۱ مورخه ١٥ شهر شعبان المعظم بامضا جناب حضرت صاحب فضل احمد خان اقای مجددی
مجددی و جناب عظیم الله خان نائب الحكومه صاحب و جناب مولوی محمد میرزا خان رئیس صاحب عمومی
عنوانی میرزا شهنواز خان وکیل حکومت کلان بدخشان و علما و سادات ومعتبرین وغيرها اهالی اینولا
در ساعت ه بجه شام روز دوشنبه اول شهر رمضان المبارک وارد شده بود حالا که یوم سه شنبه ۳
شهر مذکور است قرائت گردیده خلص.
مضامین ان که بیعت نمودن اهالی مرکز ولایت قطغن با مارت اعلیحضرت امیر حبیب الله خان
بوده دانسته گردیده بحکم ایه وافى الهدايه يايها الذين امنوا اطيعوالله واطيعو الرسول و
- ۲۰ -
اولی الامر منكم و بحكم مسائل اعتقاديه شرعيه لابد للمسلمين من امام يقوم بتنفيذ حقوقهم و
سد ثغور هم وتجهيز جيوشهم وقهر المتغلبة والمتلصصة وتزويج الصغير والصغائر ونصب
الحكام والقضاة واقامة الجمع والاعياد وامثالها .
ونظر به ترویج واحیا دین متین حضرت سید المرسلین علیه الصلواه والسلام که از ذات با
برکات حضور شاهانه قرار حکمنامه و اطلاع ولایت قطغن و بدخشان صادر گردید ما طيع حضرت امیر
حبيب الله خان با ما رت و پادشاهی خود ها قبول کردیم و قناعت و بیعت نمودیم از خداوندی نیاز
بكمال خلوص نیات بر قرار و در دوام ماندن همچو پادشاه ترقی خواه دین نبوی محمدی صلی الله علیه
وسلم را استدعا و مسئلت داریم واز حضرت خداوند بی مانند توفیق ان ذات شاهانه را برای
عبودیت ربانی واطاعت اوامر ونواهی الهی واستقامت بشریعت غرا نبوی محمدی علیه الصلواه والسلام
وتوفیق اطاعت خود ها را حسب الشرع برا ر اولی الامر خودها بدعا طالبیم . تحریر یوم سه
شنبه شهر رمضان المبارک سنه ۱۳۴۷.
امضاء. امضاء. امضاء ... الخ
( حاصل ابیات )
روزه نفل بشروع کردن در ان لازم میگردد پس اگر کسی بعد از شروع روزه نفل را خورد با عذر
ويا بیعذر قضای آن بروی لازم است و کفاره ندارد .
باب دهم. در بیان کفاره روزه رمضان .
گر کسی قصد کرد در خوردن
شصت مسکین طعام باید داد
یا دوماه روز را پیاپی دار
بنهار و مجامعت کردن
یا یکی بنده کرد نیز ازاد
تاشوی از حیات برخوردار
شرح لغات. (نهار) روز مجامعت جماع.
(حاصل ابیات)
اگر کسی روزه وقتی رمضان را بقصد خورد یا در روزه ان بقصد جماع کرد روزه او
میشکند و قضائی ان برویلازم میشود با کفارت چنانچه پیش ازین بیان شد و کفارت ان ازاد
کردن يكغلام يا يك کنیز است واگر بران قدرت نداشت دوماه پیاپی روزه بدارد واگر توان انرا
نیز نداشت شصت مسکین را طعام بدهد ومراد ازمسکین در اینجاکسی است که مالك هفتاد
روپیه کابلی زیاد واز حاجت اصلی خود نباشد وطریق طعام دادن این است که هر مسکین را
-۲۱-
باندازهء صدقهء فطر طعام بدهد که سه ونیم پاو ويك خورد بوزن کابل گندم ويا يك چهارك
وسه ونیم پاو جو می شود ویا قیمت ان را بدهد .
خاتمــه
از برای تو اینقدر گفتم یاد گیرترکه مختصر گفتم
هرکه این را بصدق برخواند واجبیونرض نقل حق داند
شرح لغات
(مختصر ) کوتاه .
حاصل هرد وبیت :
اینقدر گوهر بیان احکام شرع را که در رشته نظم دراورم وبرخرازعمر نقدعزیز را بسر
بردم همه را برای تو گفتم . ومیباید که تو عمرخود را بغفلتنگذ رانی واین گفتار مراهزل وسخریه -
ندانی وان را یاد گیری که بسیارکوتاه وبا فایده گفتم وهرکه این نظم بصدق را بخواند ویا کند
فرض واجب، نفل- نما زوروزه و وضو وتیمم را میداند .
رکن چهارم دراحکام زکوه
زکوه رکن چهارم ازارکان اسلام استکهبعد از نماز مقصود تر وبهتر عبادات است که در سی
ودو جا پیوست بانماز در قران مجید وفرقان حمید ذکرشدهاست وکثرت ذ کران دلیل شرافت
واهتمام ان ست ولغه زكوات در شرع عبارت از تمليك نمودن جزء مال استبمصرفان که مانع جواز در
او نباشد چنانچه دراحکام مصرفعقد زكوات میاید بطریقی کهدر شرع معین شدهاست که بیان
ان طریق نیز می اید وبلفظ تمليك احتراز است ازاباحت ومعنای اباحت ان ست که مثلا طعام را
جهت خوردن بمصرفزکواه مباح کردهاند وتمليكنکنند وویبجورد پس درین صورت از زكوات روا-
نمی شود کهتمليك نکرده است وبلفظ جزء مال احتراز است ازمنفعت مال یعنی درعوض زکوا ت ازجزء
مال ادا نکرده از منفعت مال درعوض زكوات بدهد چنانچه اگر فقیری رادرخانهء خود یکسال سکونت
داد بنیت زكوات رانموده بود پر زکوات او محسوب نمی گردد بلکه لازم استکه از اصل مال زكوات
جزوی را اداکند وشرط های فرض شدن زكوات وسبب ان شش چیزی است اول عقل پس بردیوانه
فرض نیستد وم بلوغ است پس بر كودك فرضنیست ـ سوم اسلا م استبرکافر نیست ـ ٤ ازادی
استپس برفلامنیست ـ پنجم علم داشتن است بفرض زكوات کقدگرچه علم حکمی باشد چنانچه بفرض
بودن ان عالم نباشد ودر داراسلام باشد پس کافریكه در دار حرب اسلاماورد یباشد وسال برو
-۲۲-
گذشته باشد لیکن بفرض بودن زکوات علم نداشته باشد برو فرض نیست بخلاف کافریکه در دار اسلام ایمان اورده باشد وبفرض بودن زکوات علم نداشته باشد که زکوات برو فرض است که او حکما علم دارد .
ششم. مالك نصاب است پس برمالك كم از نصاب زکوات فرض نیست وبیان هر مال زکوات بعد ازین بیاید ودرملك انشاء الله نصاب چهار چیز شرط واجب شدن زکوات است اول اینکه ملك مالك دران تمام وتمام باشد یعنی مالك رقبه وتصرف دران باشد پس برمکاتب زکوات فرض نیست که ملك او ناقص است یعنی مالك تصرف است دران نه مالك رقبهء ان وهم چنین برغصب کننده درمال غصب کرده شده ودرمال مضاربه بر مضارب فرض نیست.
دوم : اینکه سال بران نصاب گذشته باشد و اگر چنین نبود زکوات دران فرض نیست
سوم : اینکه فارغ باشد از ديني که از طرف بنده خواسته میشود خواه حق خدای تعالی باشد مانند زکوات یا خراج وعاشر بنده باشد و اگر از طرف بنده خواسته نمیشد وحق خدای تعالی بود مانند : نذر و کفارت فرض بودن زکوات را منع نمی کند .
٤: اینکه فارغ باشد از حاجتهای اصلی او سکونت کردن و پوشیدن رخت واسباب خانه وسلاح حربي و کتابهای خواندن وکنیز وغلام خدمت اسب سواری زکوات فرض نیست.
٥ : اینکه زیاد شونده باشد بزیاد شدن حکمی خواه زیاد شدن حقیقی دران باشد خواه نباشد وزیاد شدن حکمی بسه چیز میشود .
اول نقد بودن مال است یعنی زر وسیم بودن خواه مسکوک باشد وخواه غیر مسکوک چون زیور وظروف وغیره در نصاب زر یا نقره. دوم . چریدن اسپ در صحرا در مال زکوات که از جنس حیوانات باشد .
سوم . نیت تجارت است درغیر این چیزها ذکر شده.
زکوات در چند چیز نیست
اول درکسب غلام که خواجهء او بتجارت او را اذن کرده باشد .
دوم در مالی که یکسی انرا گرو داده باشد پیش از قبض کردن ان.
سوم در مالی که انرا خریده ویا بتجارت قبض نکرده.
٤: در مقدار دینی که از طرف بنده خواسته میشود ومالی که زیاد ما زقدر دین او باشد اگر بقدر نصاب میرسید زکوات ان فرض است کم بدهد .
٥: درجامههای بدن که بران حاجت داشته باشد برای دفع گرما وسرما .
- ۲۳ -
٦ : در مالی که از مالك غایب شد مباشد وغالب گماندر چنان باشد که بدستش می اید . مانند مال
گم شده که انرا بعد سالها یافته باشد ومالی که فقد در دریا افتاده باشد وبعد سالها انرا
کشید نباشد ومالی که از و بغصب گرفته شده باشد وشاهد ان بر غصب کننده نداشته باشد
ومالی که انرا در بیابان دفن کرده باشد وجای انرا فراموش کرده بعد از سالها انرا یافته باشد
ودینی که دین دار او سالها منکر باشد وشاهد ان نیز بر ان نباشد و بعد از ان ان دین برو
برسد ومالی که از و بظلم گرفته شد نباشد وبعد از سالها باو برسد پر در همه این چنین مالها
زکوات ان سال هائی که مال در انها برو نرسیده بود لازم نمیشود سبب لازم شدن ادای زکوات
توجه خطاب خداوند تعالی به بنده است .
درین قول او: جلل جلاله ( واتوالزكوات) شرط فرض شدن ادای زکوات سه چیز است اول
گذشته سال بر نصا بکه در ملات مالك باشد دوم بحا بودن مال است مانند درم یا دینار یا چریدن
در صحر است در اکثر سال وچهار پایان یا نیت تجارت است در مال های منقولی بجز از زر وسیم
وچارپایان .
۳: خالی بودن مال نصاب است از جهت و پلیدی مانند ربح چیز فروخته شده به بیع فاسد
زیرا که ان مال خبیث با ان ربح واجب است که صدقه کرده شود پس فایده نیست در واجب کردن
صدقه بعد از ان.
شرط صحیح شدن ادای زکوات
نیت است که پیوسته با باشد یاد ا کردن ان بمصرف ویا بوقت جدا کردن مقدار زکوات یا صدقه
کردن است همه مال نصا ب ا اگرچه به بنت نفل باشد .
( فرض شدن زکوات )
بفور است یعنی نزد وجود نصاب با شرایط وجوبان بمجرد گذشتن سالادا برو فرض میشود
پس اگر بدون عذر شرعی تا خیر در ادای ان کرد گنه کار میشود وشاهدی او قبول نمیشود .
( مالهائی که زکوات بران ها فرض است)
سه قسم است اول چا پایان چرندهاست و ان نزد اهل شرع انست که در بسیاری از سال در
صحرا بگیاه مباحه اکتفا کند برای قصد شیر ونسل وزیاد شتربهی پس اگر مالك در نصف سال انهارا
کاه از خود میداد ان شرعا چرنده گفته نمیشود پس زکات انها برمالك فرض نیست واگرانها در صحرا
فقط برای سواری وگوشت خوردن نگهداشته بود نیز زکوات فرض نیست .
- ٢٤ -
دوم طلا ونقره است سوم مال منقول اما در قیمت خانه و زمین زکات نمیشود (مال های چرنده که زکات در انها واجب میشود) سه اند اول اشتر دوم گاو سوم گوسفند و بز.
( زکات اشتر) ( تشریح اسامی ) اشترهای که در زکات لازم است داده شوند -
( بنت مخاص) اشتر ماده ئی است که یکسال بران کامل گذشت بیسال دوم داخل شده باشد.
( بنت لبون ) اشتر ماده ئی است که دو سال بران کامل گذشته بسال سوم داخل شده باشد.
( حقه ) اشتر ماده ئی است که سه بران کامل گذشته بسال داخل شده باشد (جذعه ) اشتر ماده ئی است که ٤ سال بران کامل گذشته بسال ه داخل شده باشد. و ٤ اشتر عفو است یعنی در ان زکات نمیشود اول نصاب اشتران ه است. در ان یک گوسفند میانه میشود. دوم ده است در ان دو گوسفند میانه میشود. سوم ١٥ است در ان سه گوسفند میانه میشود.
چهارم بیست است در ان ٤ گوسفند میانه میشود. پنجم ٢٥ است در ان بنت مخاص میشود.
٦- ٣٦ است در ان بنت لبون میشود. - ٧ - ٤٦ است در ان حقه لازم است.
٨- ٦١ است در ان جذعه لازم است. ٩- نصاب ان ٧٦ است تانود بنت لبون در ان واجب است.
١٠- نصاب ان ٩١ است تا ١٢٠- دو حقه در ان واجب است بعد از ١٢٠ فرض زکات از سر گرفته میشود یعنی در پنج اشتر یک گوسفند و در ده دو گوسفند و در ١٥- ٣ و در ٢٠ ان چهار گوسفند لازم است و در ٢٥ که مجموعه انها ١٤٥ میشود يك بنت مخاص با ان دو حقه که در ١٢٠ بود لازم میشود پس در هر ٦٠- يك حقه شد و در ٢٥ بنت مخاص شد چون ٤ دیگر در ان افزود که یکصد و پنجا میشود در ان ٣ حقه واجب میشود و در هر ٥٠ يك حقه در این بار از سر گردانیدن فرض زکات بنت لبون از میان براعد از بنت مخاص بحقه رسید چون به ١٥٠ رسید باز فرض زکات از سر گرفته میشود یعنی در پنج اشتر يك گوسفند میشود و در ده دو - و در ١٥ سه - و در ٢٠ ان ٤ میشود و در ٢٥ بنت مخاص و در ٧٦ بنت لبون و در ٤٦ حقه تا به ٥٠ چون به ٢٠٠ رسید در ان ٤ حقه واجب میشود و بعد از ٢٠٠ فرض زکوات باز از سر گرفته میشود. مانند باز گرفته که پس از ١٥٠ بود یعنی از یک گوسفند گرفته میشود تا کم حقه برسد در ٤٦ تا به ٥٠ پس درین بار از سر گردانید ز فرض زکوات جزعه ساقط شده فقط پر در همین حکم که از گوسفند گرفته تا بحقه برسد و جذعه از میان ساقط شود تا اخر جاری کرده میشود اشتر مایه مانند دیگر اشتران است هم در نصاب زکوات و هم در فرض بودن زکوات.
( زکوات گاو )
- ٢٥ -
زکات گاو
اسامی گاوانیکه در زکات داده میشوند اول تبیع وان گوساله نریك ساله است كهبدویم سال داخل
شده باشد . سوم مسن وان گوساله قو نر دو ساله است كهبسیم سال داخل شد میاشد .
دوم ــ تبیعه وان گوساله ماده یكساله استكه بد ویمساله اخل شده باشد .
چهارمـــ سله وان گوساله ماده دوساله است که به سوم سال داخل شده باشد باید دانست
که در کم از سی گاو زکوة نیست اول نصاب ان سی است که در ان یك تبیع یا یك تبیعه میشود .
دوم نصاب ان ٤٠ استكه دران یك مسن یایك سلمه میشود سوم نصاب از زیاده از ٤٠ است و
دران بحساب ان میشود یعنی اگر یك فرد از ٤٠ زیاده شود دران چعلم حصه قیمت مسن یا سلمه میشود .
( باقی دارد )
بسم الله الرحمن الرحیم
اعلإ ن سر کاری
موقوفه بر ضمائر علما وسادات ومشایخ وخوانین وسائر رعایای
قطغن وبد خشان مخفی نماند .
حضور والای ما وهمه برادران اسلامی بهره مید انند که شورش واقداما ت بیكار طائفه غیر د
دیندار سمت مشرقی وسمت شمالی با امیر امان الله خان صرفا زیرای رضای خدا وخوشنودی
حضرت رسول الله (ص)بوده چه این شخص خي لى بعلم وعلما استخفاف مینمود ويعوض اینکه
میبایست پادشاه وقت بحکم شریعت غرا در تقویت وترقی دین میكوشید بالعکس امیر امان الله خان
در تخریب بنیان دین مبین سعی مینمود فقرات خلاف ورزی او منسبت اوامر شریعت غرا پوشیده
و پنهان نیست وبهمه افراد ملت یکه یکم معلوم است چون در اعلا ن های طبعشده تشریح انــ
تا یك حدی شد ه تکرار ان ضرور دیده نمیشود چه از اظهار ان زبان می سوزد چون در کلام
برحق خود حضر تكر د گار فرموده (انا نحن نزلنا الذکر واناله لحافظون )حکمت بالغه او تقاضا
نمود که بهت مت وبرکت اهالی سمت شمالی وغیره برادران دین او مار از روزگار اوبر اورد مشود ـــ
همانا بمعا ونت خداوندی وتوجه روح پرفتوح حضرت رسولعربی (ص)که صاحب دین است بجزای
عمل خود گرفتار گردید هرچند بموجب وعده که برادران اسلامی غیور سمت شرقی بما داده بودند
درمحاربا ت کابل شا ملشده نتوانستند ولی از باعثی كه امان الله خان نفری زیاد از هر طرف بدست
آورده میخواست اهالی سمت شمالی را پریشان ومضمحل کند بـهـادران سمت شمالی کفایت بمدافعه
- ٢٦ -
نکرده برنفس پایتخت حمله های رستماته دلاورانه نمودند چون توفیقات ربانی وتائید ایزدانی
شامل حال بود همانا امان الله خان تاب مقاومت نیاورده معین السلطنه برادرش را بجای خود
در ارگ کابل نشانده فرار گردید معین السلطنه نیز قوت مدافعه ومحاربه را در خود ندیده از در
صلح پیش امد چون حکومت اسلامیه غالیه نمیخواست که خون مسلمانها بریزد ویا مال شان تلف
شود با او صلح نموده قرار داد وخود او را با عائله او بهندوستان فرستاد وقلعه ارگ
غیر محاربه تسلیم شده وافواج داخله ارگ سلام کرده بیعت نمودند و این خادم دین را همه
سادات وعلما و مشائخ و سرداران وتجار وخوانین وسائر اهل اسلام نفس شهر کابل و ولایات
به امارت خود پذیرفتند دست بیعت دادند هرچند این کمترین بندگان خالق بیهمتا خواهش سلطنت
را نداشتم واین اقدامم را صرف به لحاظ خدا وخوشنودی حضرت رسول الله (ص) نموده بودم
به لحاظی که اینده هم اصلا ویا سلامیان خدمات دست یافتم این بارگران را بامید اجر اخرت
قبول نمودم همانا که هر روزه جوق جوق برادران اسلامی ولایت کابل برای بیعت بحضورم حاضر
میشوند واهالی ولایات دور دست بیعت نامه ها فرستاده اند شما ها را بذریعه این اعلان
اطلاع وارشاد میشود که این خادم دین در بدو جلوس خود به تخت سلطنت چند فقره مصمم
کرده ام که بتوفیق خداوند بقرار ذیل اجرا نمایم.
١- اجراي امور مملکت بحکم شریعت غرا میشود چه حضرت خداوند در کلام برحق خود فرموده
( فقد ومن لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون ) بنابراین درنظامنامه هائیکه در زمان سلطنت
امیر امان الله خان به طبع رسیده انچه خلا ف حکم شریعت غرا وسیاسیات شرعیه باشد کامل موقوف و
منسوخ میشود.
٢- مدار بر طریقه سنی را که امان الله خان موقوف کرده بود حکم اجرا نمودم.
٣- مکاتب معارف نسوان کاملا موقوف مکاتب بچه ها که در مکتبهای جدیده جغرافیه وریاضیه
وغیره میخواندند انهم موقوف. اطفال مسلمانان که در مساجد جاهای سکونت خود ها بقرار
سابق از نزد ملا های مساجد خود تعلم بیگیرد بعضی بچه هاکه به تعلم فن تلگراف و یاطیاره
وتفنگ وطوپ سازی شاغول بودند برحال خواهند ماند چه برای مملکت اسلام تلگراف وطیاره و
الات حربیه ضرور است.
٤- باقیات سنوات ماضیه الی اخیر سلطنت امیرحبیب الله خان مرحوم انچه بذمه رعیتی از درك
مالیه اراضی ویا بذمه تجار از درك محصول وبذمه کاردار از درك کارداری میباشد کاملا معاف
-۲۷-
صرف سه قسم باقی کمک شخص چقه وجه نقد از خزانه برد نرسانده باشد یا کدام شخص
بصیغه قرارداد وجه برده باشد ونرسانده باشد ویا کسی مال وخانه واملاک سرکاری را خریده
باشد وقیمت انرا نرسانده باشد گرفته میشود باقیات سلطنت امیرامان الله خان ذمکی رعایای
زمین دار که از درک مالیه زمین باقی باشد تا اخر سنه هـ ۱۳۴۶ کاملا معاف اگر رعایا از درک
قیمت زمین یا مال سرکار که خریده باشد ونرسانده باشند باقی ده باشد گرفته میشود باقی
ذمگی کاردارها واسامی که از خزانه تقاوی برده باشند ونرسانده باشند یا برای خرید طلا ونقره
وغله وغیره اشیا وجه برده باشند ونرسانده باشند گرفته میشود .
۵ـ وظیفه فقه سادات وعلما ومشایخ وحضرات وتنخواه خوانین که در سلطنت امیرحبیب
الله خان مرحوم مقرر بود وامیر امان الله خان موقوف کرده بود جمله برحال.
۶ـ تنخواه ملا امام ها وموذن ها وچراغی مساجد که در سلطنت امیرامان الله خان در
جاهائیکه محصول بلدیه بود موقوف شده بود از جانب دولت داد میشد قرار عهد امیرحبیب الله
خان باشد .
۷ـ نفری غفور که در سلطنت امیر امان الله خان برای نظام جبری گرفته میشد موقوف نفری برای
نظام چه بطریق خوش رضا گرفته میشود .
۸ـ اجرای امر معروف ونهی منکر را که امیر امان الله خان موقوف کرد میبود بقرار سابق اجرا داشته
باشد .
۹ـ ماذون های طریقه مبارکه قادریه ونقشبندیه وچشتیه وسهروردیه را امیر امان الله خان منع
کرده بود که به اهالی تلقین نکنید از حضور والای ما اجازه عام است هر ماذونی که در تلقین افراد
ملت از جانب پیر خود اذن داشته باشد بقرار سابق در تلقین خود ازاد میباشد .
۱۰ـ اضافه هائیکه بر اصل مالیه در سلطنت امیر امان الله خان شد مثل اعانه مکاتب معارف وتنخواه ـ
وکیل ها وسرک پولی وریزش باقیات های سنوات ماضیه جمله معاف
۱۱ـ منصبدارهای نظامی که در سلطنت امیرامان الله خان موقوف شده بودند حال لیاقت وـ
خدمت شان را دیده بيك رتبه منصب بلند شامل خدمت میشوند .
۱۲ـ نائب واقضات وارباب که در سلطنت امیر امان الله خان موقوف شده بود برحال است ـ
کما فی السابق اجراات کار را بدارند .
شما برادران دین را از فقرات فوق محضا مرا حکم اجرای ان فرموده شده بذریعه این اعلان اطلاع
دادیم بیعت نامه های شما را بذریعه خوانین وعلما ومشایخ وکلا میشوند علمای شما انتظار دارم
- ٢٨ -
بذریعه انها بحضور برسد و به نوازش شاهانه سرافراز ویافته مرخص شوند.
از جراید خارجی .
از کلمات طیبات
حضرت رسول صل الله علیه واله وسلم میفرماید :
١- فاضلترین مرد ان است که بداند در هرکجا باشد خدای تعالی با او خواهد بود .
٢- مردانگی و شجاعت ان است که ادمی در حالت غضب بتواند از خود نگاهداری کند.
٣- هم نشین نیک عطر فروش است اگر از عطر خود بشما ندهد از بوی ان بهرهمند میگردید و همنشین بد چون کوره اهنگر است اگرچه شراره اتش بشما نرسد اما دود وبخار او بشما میرسد .
٤- جاهل سخی محبوب تر است نزد خدا از عالم بخیل .
....
حضرت علی کرم الله وجهه میفرماید :
١ اعتماد نمودن بهر کس پیش از ازمودن او از عجز نفس است .
٢- بجز از خدا به هیچ کس امید مبندید .
٣- بجز از گناه ومعصیت خویش مترسید .
٤- اگر از شما چیزی سوال شد که نمیدانید از اینکه بگوئید (نمیدانم) شرم مدارید چه کسی که از کلمه نمیدانم شرم دارد مثل کسیست که از برهنه ساختن زانوی خود شرم دارد ولی پس ازان عورت خود را مکشوف می سازد .
٥- هرگز چیزی را نمیدانید از اموختن ان ننگ مدارید .
٦- برشما است که به نوائب ومطائب صبر وسکون پیشه کنید چراکه صبر از ارکان ایمان است همان طورکه سر عضو مهم ورئیسه بدن است بدنی که سر ندارد بیفایده است . همچنین در ایمانی که با صبر مقرون نیست فایده مشهود نمیباشد ادم شکیبا وصبور شاهد پیروزی وظفر را از دست نمیدهد هرچند روزگار شکیبائیش بدراز کشد .
٧- فوت حاجت بسی اسانتر است که از غیر اهلش طلبیدن .
٨- از هرکه خواهی استغنا کن تا مثل ونظیر او باشی و بهرکه میخواهی احسان کن تا بزرگ و امیر او باشی و از هرکه خواهی طمع کن تا بنده واسیر او باشی .
حضرت امام حسن رضی الله تعالی عنه میفرماید :
مروت مرد وقتی بسرحد کمال میرسد که قطعا امید از مردمان بکند و در ناخوشی تعدی ان ها تحمل نماید و هرچه برخود روا میدارد برانها نیز روا دارد .
هرکه بخدا ایمان ارد خوارنشود وهرکه بخدا توسل جوید مغلوب نگردد وهرکه خدا را- اطاعت کند معدوم نشود و هرکه عصیان ذات واجبش نماید سالم نماند.
-٢١-
فتوحات اسلام
( تمهید )
قاعده طبیعی است که مبتلایان بحر حوادث را در هر زمان ذکر وقایع ایام پیشتر خصوصا که پیشروان
مذهب مقدس اسلام باشند اسلامیان را مدد بزرگی میدهد ازان روما لازم می بینیم که فتوحات
اسلام را از زمان حضرت سرور کائنات خلاصه موجودات حضرت محمد رسول الله (ص) وچهار یار
کبار وبعد در جریده خود بقارئین محترم از کتاب مولفه حضرت واقدی رحمت الله عليه نقل و تقدیم کنیم.
ذكر فتح مدینه بيت المقدس
واقدی رحمت الله علیه نقل کرده که امر مسلمانان چنین شد که مدت یازده ماه در دمشق اقامت گیرند
( زیرا بعد فتح غزوه یرموک چندی راحت کردند ) بعد ازان امیر ابا عبيده رضی الله عنه امیرهای
مسلمانان را جمع اورده و از برای شان گفت که .. ای مسلمانان بامری که مصلحت میدانید مرا اشاره
کنید که در کجا روی آوریم رای مسلمانان بدین امر متفق شد که یا بطرف قیساریه روی اورند یا بطرف
بيت المقدس امیر پرسید که در باب این دو شهر شما چه مصلحت دیدید . مسلمانان عرض نمودند که
ای امیر تو مرد مبارک طلعتی و امین الامت میباشی بهر طرف که روی اوری ما یان در عقب تو می آئیم .
معاذ بن جبل رضی الله تعالى عنه فرمود که :
اي امير. بخدمت امیرالمومنین عمر رضی الله عنه نوشته فرست بعد ازان بهر طرف که شما را امر
امد از طرف خدای تعالی طالب یاری کن و روی اور امیر ابا عبيده رضی الله تعالی عنه فرمود یا معاذ رای
نیکو را تو رسیدی بعد ازان بخدمت امیرالمومنین عمر نوشته کردند که یا امیرالمومنین مایان
امر شما را انتظار داریم که بطرف قیساریه روی آوریم یا بطرف بیت المقدس .
کتاب را بدست عرفجه بن ناصح نخعی رضی الله تعالى عنه دادند و او را امر نمودند که زود
بطرف مدینه منوره روانه شود عرفجه رضی الله عنه روی براه اورد و رفت تا اینکه در مدینه منور مرسید
و کتاب امیر ابا عبیده را بدست امیر المومنین عمر رضی الله تعالی عنه داد . چون امیر المومنین
کتاب ( مراسله ) ابا عبیده رضی الله عنه را گرفت مسلمانان جمع بودند امیر المومنین عمر رضی الله تعالی
عنه کتاب را بر مسلمانان بخواند و بعد به همرای شان مشورت کرد . علی ابن ابی طالب رضی الله تعالی
عنه عرض نمود که یا امیرالمومنین صاحب خود ابا عبیده را امر نمای که بطرف بيت المقدس روی آورد
گرداگرد ان شهر را بگیرد و به همرای اهل او مقاتله کند که نیکوترین و بهترین رای ها این است .
چون بیت المقدس فتح شد بعده روی بطرف قیساریه اورد که انشاء الله تعالى بعد از فتح بیت المقدس
قیساریه هم فتح میشود . که رسول الله صلى الله عليه وسلم درین باب مرا چنین خبردادند. امیر المومنین
عمر رضی الله تعالی عنه فرمود که صدقت یا ابوالحسن بعد ازین امیر المومنین عمر رضی الله عنه بطرف
امیر ابا عبید رضی الله عنه نامه نوشت که این است مضمون ان :
بسم الله الرحمن الرحیم
از طرف عبدالله عمر بن خطاب بطرف عامل او در شام ابا عبیده مخفی نماند اینکه کتاب (خط) تو بمن رسید و اینکه از طرف من طالب مشورت کرده بودی که بکدام ناحیه روی اورم ـ من بمرایایم رسول الله صلی الله علیه وسلم مشورت نمودم ان ها فرمود که مصلحت اینست که تو روی بطرف بیت المقدس اوری که خدای تعالی (ج) ان شهر را بدست تو فتح میگرداند. والسلام عليك .
بعد ازان کتابرا بپرید بوی دستور فجه رضی الله تعالی عنه دادند و اورا فرمودند که به تعجیل روی بطرف شام بر عرفجه رضی الله تعالی عنه بطرف شام عازم شد و رفت تا اینکه امیر ابا عبیده ـ رضی الله تعالی عنه را در ارض جابیه یافت و کتاب امیرالمومنین را بدست او تسلیم کرد و او بر مسلمانان خواند ـ چون مسلمانان سمی نمودند همگی شان از رفتن بطرف بیت المقدس بیوقفه خوشوقت گردیدند . در ین وقت امیر ابا عبیدہ خالد بن ولید را خواست ولوای برای او ترتیب داد و پنج هزار سوار از جمله لشکر جنبش کننده به همرای او خم گردانید و او را امر کرد اینکه بطرف بیت المقدس روانه شود بعد ازان یزید بن ابا سفیان رضی الله عنه را به نزد خود طلبید ولوائی برای او مرتب نمود و پنج هزار سوار را به همرای او خم نمود و او را امر کردند که بطرف بیت المقدس روانه شود و بخالد بن ولید رضی الله عنه وملحق گردد و امیر از برای او گفت که یا ابن ابا سفیان من ترا بسیار دانا و مشفق میدانم چون در ـ بلده ایلیا برسیدید اواز های خود ها را به تحلیل و تکبیر بالا کنید و از خدای تعالی سائل باشید اینکه بابروی پیغمبر خود محمد (ص) و بابروی انبیا و صالحین که دران شهر اسوده اند فتح ان شهر را از برای شما اسان گرداند بعد ازان یزید رضی الله عنه لوا را بگرفت و روی بطرف بیت المقدس اورد.
(باقی دارد)
غارتگری عشایر در بلاد عرب
اخباری که از جد مرسید حکایت میکنند که غارتگری اعراب شرق اردن در سرحدات حجاز الی و نجد زیاد و در اطراف صنعاء ده واقعه مهم رخ نموده است. در مصادمات مقداری از رجال نجد مقتول و هزارها شتر و گوسفند و اشیاء دیگر بغارت رفته است قطعا این غزوات خاتمه پذیر نیست مخصوصا با اینکه انرا بمقامات رسمی منسوب میدارند.
شبهه نیست از قدیم الایام نایر اینوقایع درین قسمت جزیرت العرب حاصل میشده و از طرفین بنهیب و غارت میپرداخته اند. در اینصورت خیلی دشوار است که بتوان تشخیص داد این اعمال ناشی از عادات قدیمه یا بواسطه تحریکات رؤسا و مربوط بنظریات سیاسی است.
در حقیقت اینگونه حملات اشکال مختلف پیدا میکند چه گاهی بین رؤسا از قدیم اختلافات بوده و خونھائی بینشان ریخته دشمنی ان ها فامیلی و نژادی است اقدام ... (باقی دارد)
مطبع حبیب الاسلام
_ ۳۱ _
(جریدهء هفته گی حبیب الاسلام _ سال اول _ شماره ۳)
صفحه اول نمره مسلسل ۳
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه _ ده افغانان کابل _ افغانستان _ نمره تلفون
همه امور تحریریه وحسابیة بنام اداره فرستاده شود .
اداره در انتشار واصلاح مقالا وارده مختار است .
در هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود .
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .
قیمت سالانه قیمت ششماهه
در داخل ۵ _ افغانی ۳ افغانی
در خارج ۱۵ شلنگ ۸ _ شلنگ
یک شماره ۱۰ پول
تاریخ قمری ۱ شوال المکرم ۱۳۴۷ ( پنجشنبه ) تاریخ شمسی اول حمل ۱۳۰۸ هجری .
تشریف اوری امیر صاحب
( در مسجد عیدگاه )
روز عید فطرکه یکی از اعیاد متبرکه مسلمین است تمام اهالی شهر و نواحی ان بر حسب امر برای اداي صلوات عید
در مسجد عیدگاه حاضر و انتظار موکب امیر صاحب را میکشیدند در ساعت ۱۰ حضور امیرصاحب با ترتیبات
سلطنتی تشریف اورده تمام حاضرین به استقبال قیام نموده نماز را ادا فرمودند . بعد از ادای نماز در _
منبریکه برای خطابه حضور ترتیب شده بود حضور والا برامده نطق ذیل را ایراد فرمودند :
برادران اسلامی من . اولا این عید سعید فطر راکه خاصهء ما وشما مسلمین است بهمه شماتبریک
میگویم ثانیا البته بشما تابحالندازه مبرهن شده باشد که شخص من برای تصرف مقام سلطنتی ابدا چشمی
نداشته مجاهداتم فقط وفقط برای اعلای کلمت الله وتنویر دین مبین سیدالمرسلین (ص) بوده بعد ازان
همه جحد وکوشش که بشما معلوم است اینکه من در راه دین محمدی (ص) فاتح شدم علما و عظام ( که چند
مرتبه تکرار کرده ام) يمين استعمال مقام سلطنت را تکلیف نمودند ازینکه خودم در هر زمان مطیع اوامر دین
و نماينده گان ديني ام ناچار اینبار بزرگ را به تکلیف ایشان قبول کرده امیدوارم ازین عزم واراده ام
که سراسر در راه دین مبین اسلام است شما ملتخوش نود باشید ومرا نه به منزله يك نفر شاهی که به تمام
قواعد ديني مخالفت بنماید بدانید بلکه يك نفر برادر وخدمتگار دین اسلام بشناسید . درينجا نطق
حضور ختم شده بعد يكنفر از اهالي بلده کابل برخاست از طرف رعایا خطابه ذیل را قرائت نمود :
ای سلطنتت باعث ابادي ايمان -- ذكر تو بود زمزمه شادي اسلام
پادشاه ظل الله وحامي شريعت رسول الله .
همان روز روز بهترین ایام واز هزاران عید بر عالم اسلام افضل معین گشت که بدعوي ابادي اسلام وترقي
شریعت پیغمبر اخرالزمان بجمعیت اهالي معظم سعد متعالي بحضور صاحب دین براي دست اوري اجراي
احکام دين بيعت قتل و عهد فداكاري نموديد .
همان روز مسعود را که دل مبارک شما بحال پريشاني اسلام بسوزش امده جان شيرين شما وقف راه رضاي
خداي تعالي وشريعت رسول الله (ص) گشته بر شما وتمام عالم اسلام تبريك میگویم .
امیر مجاهد في سبيل الله ! امروز که روز عید رمضان و در پي ماه مبارک صيام امده این ماه مبارک که
شما این یکماه ر بصدها ختم قرآن وروز هايش بصيام واجراي احکام اسلام بانجام رسیده بر وجود مقدس شما ـ
هزارها رحمت مي فرستد وبحضور خداوند از نزد شما اظهار خوشنود ي مینماید .
امير القته الاسلام. امروز ما شما را نمی توانیم تنها با مارت افغانستان معالم معرفی نمائیم بل وجود شما را
از زمره صاحبان ديانت بخلافت اسلامي از دل وجان قبول میکنند .
امیر صاحب . شما سزاوار هزاران تبریک گشته اید که اگر هر کدام را يكجا عرض كنم باعث تکلیف شما میشود
لهذا بطور مختصر عرض میکنم که امروزهزارها اعمال خلاف شرع متروك وبوجود شما هزاران حکم شریعت
جاري وبـاجراي هر حکم شایان رحمت ولایق صد تبریک میشوید .
خلیفه اسلام .امروز شما را به تشریح توصیف زیاد تصدیع نداده مختصر عرض میکنم که کامیابی شما و مقاومت
شما ترقي اسلام بنام شما شجاعت شما دلاوري عسکر غیور شما از سر و مال وجان گذشتن و دامن شریعت
محکم گرفتن شما عزم مجاهدین بهمت مجاهدین با شجاعت مجاهدین باعظمت مجاهدین باحمیت مجاهدین
با اسلامیت مجاهدین با دیانت مجاهدین بهاز راه رضاي خدا مجاهدین رضاي جوي محمد رسول الله (ص)
را بحضور شما درین روز عید سعید مبارک باد گفته از خداي بي نياز التجا میکنم تا بزیر سایه حمایه اسلام
کارانه شما ترقي دين و ديانت واسوده حالي رعيت عبدالمرا نتایج ها شتاب گردیده شما را از جمله پادشاهان
_۳۴_
صالح امانم محشور نماید . ( وعدالله الذین امنوا منکم وعملوا الصالحات یستخلفنهم فی الارض کما استخلف
الذین من قبلهم ولیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم ولیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لا یشرکون
بی شیئا ومن کفر بعد ذالک فاولئک هم الفاسقون ۰ ) الله اکبر یا محمد (ص) یا چار یار .
مسائل دینـــــــــی
(۳)
و برهمن تمام تا انکه به شصت برسد چهارم نصاب ان شصت است و دران دو تبیع یا دو تبیعه میشود
وبعد ازان در هرسی يك تبیع يايک تبیعه میشود و در هر ۴۰ یك مسن يا يك مسنه میشود پس فرض زکوات بر
زیاد عشر ده تغییر می یابد از تبیعه به مسنه واز مسنه به تبیعه پس در هفتاد يك تبیع یا تبیعه با يك مسن
یا مسنه میشود و در هشتاد دو مسن یا دو مسنه میشود و در نود سه تبیع یا سه تبیعه میشود و در یکصد ـ
دو تبیع و يك مسنه میشود و برهمن تمام حساب بر هرسی و هر چهل میگردد و گاو و گاومیش درین حکم فرق ندارد
نه در نصاب نه در زکوات ( زکوات گوسفند و بز ) در کم از چهل بز و گوسفند زکوا نیست اول نصاب ان چهل است
ودران يك گوسفند میشود اگر نصاب گوسفندان باشد یا اکثر ان گوسفندان پس درین دو صورت روانيست
واگر نیمه ء ان بزونیمه ء گوسفند باشد درین صورتها ادنی گوسفند داده میشود یا اعلی بز و یا يك بز داده
میشود اگر نصاب بز باشد یا اکثر ان بز فخط باشد و گوسفند در جای بز روانيست مگر ان که بز بجای گوسفند
باشد مگر از روی قیمت .
دوم نصاب ان یکصد و بیست و يك است و دران دو گوسفند یا دو بز لازم است بطریق مذکور (سوم) نصاب ان
۲۰۱ است و دران سه گوسفند یا بز لازم میشود ٤ نصاب ان چهارصد است دران چار بز یا چار گوسفند
لازم میشود . و بعد ازان در هرصد که زیاده شود يك گوسفند یا بز میشود و در ادای زکوات نروماده ان درست
است بباید دانست که زکوات در مواشی که لازم نمیشود :
۱ـ استر اسب و خر که برای ثمار نباشد واگر برای تجارت باشند قیمه میشوند اگر قیمت انها به نصاب طلا یا
نقره میرسید زکوات انها را بدهد (دوم) چهار پایانیکه در ان زکوا ت لازم نیست ان است که برای عمل باشند یا
مالك انها را در نصف سال در خانه از خود کاه دهد (سوم) بره ها بزغاله ها گوساله ها واشتر بچه ها که
تنها باشند وکلان از جنس انها با انها نباشد واگر کلان از جنس انها با انها باشد به تبع کلان زکوات انها
لازم میشود (٤) در عفو وان عیارتازان مال است که مابین دو نصاب باشد که مذکور شد هر نوع که باشد .
(٥) درمالی که هلاك شده باشد بعد از واجب شدن زکوات ان يعنی بعد از گذشتن سال بران اگر کل نصاب
هلاك شده باشد کل زکوا ت ساقط میشود واگر بعضی هلاك شده باشد بقدر حصه ء ان ساقط میشود واگر خود
- ٣٤ -
مالك ان را هلك کرده باشد زكوات ان لازم میشود ونیز باید دانست که دادن قيمت مالی که در زكوات واجب
شده باشد رواست چنانچه روانست دادن قیمت در عشر وصدقه فطر ونذر وكفارت غير از اعتاق وهمچنان
رواست دادن جامة وغله در عوض زکوات زر و نقره بطريقي قيمت وباید دانست که واجب درمال زكوا عمال ميانه
است نه اعلی وادنی واگر میانه ازان درمال ومالك موجود نبود اعلی را بگیرد وزياده ازقیمت اوسطرا بمالك
بدهد يا ادنی ازان را بگیرد از مالك بازياده قیمت ان مال واجب ومالي که ازجنس نصاب درميانه سال -
زیاد، شده باشد با ان ضم میشود وزکوات ان زائد شده داده میشود اگرچه بران زائد شده سال -
نگذشته باشد .
زكوا عطلاء ونقره درکم ان بيست مقال مثقال طلا وکم ازدوصد درم شرعی نقره زكوات نیست و معتبر در طلا و
نقره درواجب شدن زكوا عیار ای ان وزن است ونصا ب طلاء بيست مثقال است ونصا ب نقره دوصد درم شرعی است
و درم شرعی ان است که هرده درم ان هفت مثقال میشود و هر مثقال ان بيست قيراط است که بحساب این دیاردیانت
مدار هر مثقال بوزن سي وچهار نخود میشود چنانچه در مقدار اب وضو گذشت وهر قيراط بوزن ۵ جو ميانه
است وزن مثقال ۲۰ قیراط است وزن قیراط پنج شعير است پس باید دانست که درصد درم شرعي هفتاد روپيه كابلي
مروج این زمان میشود پس در ۲۰ مثقال طلا نصف مثقال لازم میشود و در دوصد درم شرعی که ۷۰ روپيه كابلي
است پنج درم شرعی که يك روپيه و ٦ شاهي است لازم میشود و درزیاده از ۲۰ مثقال طلا و ۲۰۰ درم شرعي -
زکات نیست تا که ان زیاده به پنجم حصه * نصاب برسد وچون به پنجم حصه * نصاب رسید که ٤ مثقال است در
نصاب طلا و ٤٠ درم شرعی است درنصاب نقره زکاتر لازم میشود بحساب ازبهر درهر ٤٠ درم شرعی که زیاده
شود يك درم ودرهر چهار مثقال طلا زیاد، شود دو قیراط لازم است وفرق نیست درواجب بودن زكوات مابین کته
سکه زده شده وغيرسکه زده شده خواه ظرف با شد ياچیز دیگر باشد وهم چنین درزیور زنان زكوا ، واجب
میشود واگر طلا ونقره غش داشته ديده شود واگرطلا ونقره برغش غالب بود حکم طلا ونقره را دارد واگر غش ان
زیاده بود حکم دیگر مال های منقوله را دارد اگرقیمت ان به نصاب طلا يانقره میرسد زكوا ع ان لازم میشود .
وشرط واجب شدن زكوات كامل بودن نصاب است دراول سال واخر ان ونقصان نصاب درميان سال ضرربواجب
شدن زكوات نمی رساند . تا اینجا مسائل روزه و محمد زكوا ءبود که بحضور قارئين تقدیم شد چون مندرجات سراج
الارکان اساسا به رکن مبانی هشم است لذا رکن اول کتاب را که در باب عقائد است اقتباس کرده انتشار میگذاریم :
رکن اول دربیان عقاید ضروریه اهل سنت وجماعت و متعلقات ان و ان مشتمل است بر دو باب :
باب اول . در بیان عقاید ضروریه * اهل سنت وجماعت :
بدان (ارشدك الله تعالي) که همه اعمال صالحه * بنده گان بدون ایمان قبول درگاه حق جل جلاله نمیشود
٣٥
و بر هر بنده فرض است که ایمان خود را درست کند .
و ان چنان میشود که اول بزبان اقرار کند و بدل باور کند بمعني اينکه ( امنت بالله وملئکته وکتبه
و رسوله واليوم الاخر والقدر خيره وشره من الله تعالي والبعث بعد الموت) يعني ايمان اوردم بـــه
خداوند تعالي بفرشتگان اوتعالي بکتابهاي اوتعالي وبه پیغمبران اوتعالي و ايمان اوردم بروز باز پسین که
روز قيامت است و ايمان اوردم باندازهء خیر و شر که از جانب خداوند تعالي است و ايمان اوردم بزنده شدن
بعد از مرگ که حق و راست است ونیز بداند که همه موجودا ترابغیر از ذا ت وصفتهاي خداي عز وجل عالم میگویند
وعالم نوپیدا است وپیدا کننده وافرینندهء ان خداوند تعالي است که واجب الوجود ویگانه است ودرذا توصفات
خود شريك ومثل ومانند ندارد ( دوم ) خداوند تعالي ستوده است بهمه صفات کمال که زنده ودانا و بینا و
شنوا و گویا وتواناست و در هر وقت هر چه خواهد کند و پايندهء ازلي وابد ي است وافریننده وپیدا کنندهء هـمـه
عالم است بخواهش خود ( سوم ) همه صفتهاي اوتعالي قديم وقایم بذات اوتعالي اند نه عين ذات اندکه
در معني ومفهوم با ذات اوتعالي يکي باشند ونه غير ازذات اندکه ازذا تاوتعالي جدا باشند که وجود ذاتـهـاشـد
وصفات بان عارض شود وصفات اوتعالي مانندصفات ممکنات نیستند چنانچه بینائي وقـ اوتعالي به واسطهء
چشم وشنوائي اوتعالي بي واسطهء گوش و گويائي اوتعالي بي واسطه حرف وصو ت( يعـني اواز) وزبان اســت .
چهارم کلام صفت ازلي خداوند تعالي استکه خالي از حرف وصوت وكيفيت است وانرا کلام نفسي گويند که قديم
وقایم بذات اوتعالي است مخلوق نيست و ازان صفت قديم کلام نفسي اوتعالي است با الفاظ قران شريف وغیره -
کتبها منزله مانند :
تورات انجیل زبور وغیره که مرکب از حرف وصوت اند تعبیر کرده میشود که این الفاظ قران شريف وغيره
کتب منزله بران کلام نفسي قديم دلالت ميکند هرگاه تفصیل بخواهند رجوع بكتب علم کلام نمایند ( پنجم) خدا وند
تعالي منزه وپاك است از همه صفتهاي نقص وزوال که نادان وکور وکر وگنگ وناتوان وقابل فنا وزوال و نو پیدا
نیست و جسم نیست يعني چيزي نیست که درازي وپهنائي وعمق و زني د ارد وجوهر نیست يعني چيزي نیست که
خود بخود جاگير در مکان باشد که جسم ازان مرکب شود وعرض نیست يعني چيزي نیستکه در وجود و پیدایش
خود تابع غیر باشد و به نفس خود بي قيام بغـیر وجود نداشته باشد مانند سفیدي وسرخي وسياهي و درازي وکوتاهي
وکج و راستي و اوتعالي را شکل وصورت وحد ونهايت وعدد وکثرت نیست و هیچ چیز مانند اوتعالي نيست و ــ
اوتعالي از زن و فرزند وپدر ومادر ومکان وزمان وجهت وکيفيت پاك است و هیچ چیز از علم اوتعالي بيرون نیست
ومبرا است ازينکه درعقل وخيال ووهم وقياس ايد .
-٣٦-
( بیت )
ای برتر از خیال وقیاس وگمان وهم وزهر چه گفته اند شنید یم وخوانده ایم
٦- خداوند متعال اندازکننده وافریننده خیر وشر وهمه افعال بندگان است از کفر و ایمان وطاعت وعصیان لیکن عمل خیر وشر باختیار بنده میباشد که بنده فاعل مختار است بعمل خیر مستحق ثواب وبفعل شر مستحق عذاب میشود . وهمه افعال بندگان باراده وحکم وقضا وقدر اوتعالی است لیکن بمهدی امر ورضاء اوتعالی نیست چنانچه می اید :
هفتم . بندگان را افعال اختیاری است که اگر بفرمان اوتعالی عمل کردند ثواب می یابند واگر از فرمان اوتعالی مخالفت کردند مستحق عذاب میشوند پس اگر خداوند تعالی خواست ایشان را بسزا می رساند واگر رضای اوتعالی شد بفضل وکرم خود ایشان را می امرزد .
هشتم . افعال نيك وشایسته بندگان چنانچه بقضا وقدر اوتعالی است نیز برضاء ومحبت وامر اوتعالی است وافعال بد وناشایسته ایشان برضا ومحبت وامر اوتعالی نیست.
نهم. همه عالم قابل فنا است بهر وقتیکه اوتعالی بخواهد انرا نیست میکند .
دهم. فرشتگان خداوند تعالی موجود اند وبندگان اوتعالی اند وازگناه صغیره وکبیره وازمردی وزنی پاك اند ودرهیچ کارونهی وقتی از فرمان خداوند تعالی مخالفت نمیکنند .
یازدهم. کتابهای خداوند تعالی حق اند که بواسطه جبرئیل امین علیه السلام انها را برای مصلحت های بندگان فرستاده ودرانها امر ونهی ووعده ووعید خود را بیان کرده وخواندن ونوشتن دیگر کتابها مانند تورات وانجیل وزبور وغیره بقران شریف منسوخ گردید وحکمهای انها نیز منسوخ گردید مطلقا مگر ان حکمیکه مطابق شریعت ما باشد .
دوازدهم. خداوند تعالی بمحض فضل ومرحمت خود در هر عصر وزمانه از نوع بنی ادم پیغمبرانی فرستاد که احکام خداوندی را بمرد برسانند مومنانرا بجنت بشارت داده اند وکافران را بدوزخ بیم داده اند و انچیزی را که درامر دین ودنیا مردمها محتاج میشوند همرا برای ایشان بیان نموده اند. وخداوند تعالی ایشانرا تائید داده ومحکم گردانیده بمعجزها ومعجزه چیزیست که برخلاف عادت از مدعی نبوت بعد از طلب منکران ظاهر شود بظاهر شدن ان منکران عاجزشوند از ظاهر کردن مثل ان چیز واول پیغمبران حضرت ادم صفی الله واخرشان محمد علیه صلوا تو سلام است وهمه ایشان برحق اند ودر بعضی حدیث ها شمار پیغمبران ذکر شده است لیکن بهتر انست که در ایمان اوردن بایشان شمار ایشانرا معلوم نکند زیراکه اگر شمار انرا معلوم کند احتمال دارد که کسی پیغمبر نباشد
-۳۷-
در جطحیپیغمبران داخل شود یا شخصیکه پیغمبر باشد از پیغمبران خارج گردد پر بند دایمن نمیشود
ازینکه ایمان بخیر پیغمبر اورد مباشد یا کسی پیغمبر باشد ایمان اونیاورد مبیاشد و در تقدیر ـ
ایمان او درست نمیشود و همه پیغمبران احکام شرعیه و عقیده های حق و خبرهای گذشته و اینده را
از جانب او تعالی بمردم رسانیده اند و همه ایشان صادق و نصیحت کننده و خیر خواه مخلوق بودند
( سیزدهم ) همه پیغمبران علیهم الصلوات و السلام از دروغ معصوم اند و نیز از کفر و گناه کبیره
معصوم اند پیش از وحی امدن بر ایشان و بعد ازان . ( باقی دارد )
فتوحات اسلام
فتح بیت المقدس
(۲)
بعد ازان امیرمسلمانان شرجیل بن حسنه کاتب وحی رسول الله صلی الله علیه وسلم را طلب کرد و
لوای را از برای او مرتب گردانید و پنج هزار سوار از جمله اهل یمن به همراه او ضم نمود او قد را فرمود
که بهمراه تابعان خود روی براه اورد تا اینکه در بیت المقدس فرود اید وا ن را باو امیر فرمود که
یا شرجیل تو بان لشکرهائیکه قبل از تو رفته اند مخلوط نشوی . بعد ازان مرقال بن هاشم بن
غلبه بن ابی وقاس رضی الله عنه را خواندند و پنج هزار سوار را از تمام طوایف مسلمانان بهمراه او
ضم نمودند و در عقب شرجیل رضی الله عنه او را روانه کردند و او را فرمودند که بگرد ان حصار ـ
فرود آئی و از اصحاب خود جدا باشی . بعد ازان لوای پنجمین را مرتب گردانیدند و بدست صهیب ـ
ابن نجبه فزاری رضی الله تعالی عنه تسلیم کردند و پنج هزار سوار را از بنو نخعی و از قبیله های دیگر
به همراه او ضم نمودند و او را امر کردند اینکه باصحاب خود ملحق شود بعد ازان لوای ششمین را ـ
مرتب گردانیدند و بدست قیس ابن هبیره مرادی رضی الله عنه تسلیم کردند و پنج هزار سوار را
به همرای او ضم نمودند و از عقب شان فرستادند باز لوای هفتمین را مرتب نمودند و بدست عروه
بن مهلهل بن زید هند الخیل رضی الله عنه دادند و پنج هزار سوار را بهمراه او ضم نمودند
و از عقب انها روی براه اورده از جمله کسانی را که امیراباعبیده رضی الله تعالی عنه بطرف بیت
المقدس فرستاد سی و پنج هزار شدند رضوان الله تعالی عنهم اجمعین و این هفت امیر در هفت
روز روی براه اوردند و در روز یکی ازین امیرها و این سر رشته از سببی بود . تا اینکه دشمنان خدای
تعالی از طرف مسلمانان خوف کنند و در روز یک امیر بهمراه اصحاب خود بگرد حصار شان فرود می امد
و لوای اول که در اطراف ان حصار فرود امد لوای خالد بن ولید رضی الله عنه بود که چون بهمراه ـ
اصحاب خود در اطراف حصار شان فرود امدند همگی تکبیر گفتند و چون اهل بیت المقدس اواز
- ۳۸ -
تکبیر گفتن مسلمانان را شنیدند همه گی بلرزه امدند چنانکه دلهای شان به جنبش شدید و بالای شهر خود بالا رفتند چون قلت مسلمانان را بدیدند انها را بسیار حقیر شمردند و گمان بردند که تمام لشکر مسلمانان همین هاست و خالد بهمرای اصحاب خود رضی الله عنهم نزديك باريحا فرود آمدند چون روز دویم شد یزید بن اباسفیان واصحا با و رضی الله تعالی عنهم رسیدند و در روز قدسیم شرحبیل بن حسنه و تابعان او در روز چهارم مرقال و روز پنجم سیب ابن نجیبه و در ششم قیس بن هبیره و در هفتم عروه بن مهلهل بن زید الخلیل که او در نزديك طريق رحطه فرود امد عبد الله بن عا ور بن ريعبه غطفانی رضی الله عنه نقل کرد که هیچکس از مسلمانان در اطراف بلد م بیت المقدس فرود نیامد مگر این که انجا قدرت داشت بلند تهلیل و تکبیر میگفت و درود میفرستاد و بنصرت و ظفر یافتن در بالای دشمنان دعا میکرد و بعضی گفت اند که خالد بن ولید بهمرای امیر ابا عبیده رضی الله عنهما در د مشق مقیم بود چون مسلمانان بطرف بیت المقدس رفتند این دو امیر از عقب مسلمانان روی براه اوردند و باقی ماندگان شان را مثل زریه ها و اموال و مواشی و غنایم و آنچه خدا یتعالی از برای مسلمانان عطاء کرده بود بهمرایاین دو امیر بود واینها ازجای خود - دور نشدند مگر از عقب همگی مسلمانان
راوی گفت که مسلمانان مد تسه روز در اطراف بیت المقدس اقامت کردند چنانکه درین مدت نه کسی بهمرای شان محاربه کرد و نه بمبارزشان بیرون شد و نفر سولی بطرف شان فرستاد و نه از تمام - اهل روم کسی بهمرایشان سخن گفت مگر این که سورهای شهر خود ها را بهمرای کمانها و مهتابی ها و شمشیرها و زره ها و جوشنها و لباسهای فاخره محکم گرفتند سیب ابن نجیه فزاری رضی الله عنه نقل کرد که در هیچ بلدی از بلاد و شام فرود نیامدیم که دید م باشیم این که اهل ان شهر از اهل - بیت المقدس زينت اسباب حرب بیشتر داشته باشد و در بالای هر قرمی که فرود امدیم از خوف ما بجنبش شدند وه وا بسیار بدلهای شان داخل شد و هیبت ما همگی شانرا فروگرفت مگر اهل بیت المقدس که مد ت سه روز در برابر شان افتاده بود یم و کسی از انها به همسرای ما نه سخنی گفت و نه نطق کرد مگر اینکه پاسبانی خود را محکم گرفتند و اسبابهای کاملی را جمع اوردند چون روز چهارم شد مردی از اهل بادیه بخد مت شرحبيل بن حسنه رضی الله عنهم نمود که ای امیر ایا این گروه کرانند که نمی شنوند و یا گنگ اند که نطق ندارند و یا کورانند که ما را نمی بینند حالا عزم نمائید که باتفاق بطرف شان جنبش کنیم چون روز چهارم شد و مسلمانان نماز صبح را ادا کردند بعد اول کسی که از جمله امیرهای مسلمانان بطرف شان روی اورد که جواب وسوال کند یزید بن اباسفیان رضی الله عنه بود که
-٣٩-
سلاح های خود را برهنه کرده ونزديك بسور شهر رفت و ترجمانی را نیز بهمراه خود به برد تا
اینکه سخن او را ترجمه کند وامیر مسلمانان رفت تا اینکه به نزديك سور شهر ایستاد شد چنانکه
اهل شهر اواز او را میشنواندندند ودرحین که اهل شهر خاموش بودند امیر ترجمان خود را فرمود
که برای اهل شهر بگویکه امیر عرب میگوید که شمایان در باب قبول کردن دین اسلام چه میگوئید والا
كلمه حزيا حلا مراكه لا اله الا الله محمد رسول الله است قائل شوید واگر این کلمه را -
بگوئید پروردگار ما گناهان ایام گذشته شما را میامرزد و ریختن خونهای شما بسته میشود
واگر از گفتن این کلمه سر باز زنید و قبول نکنید پس از عرض شهر خود بهمراه ما صلح کنید چنانکه
کسانی که از شما در اسباب والات بزرگتر بودند وبیشتر شدت داشتند انها هم صلح کردند واگر
ازین دو امر سر باز زنید هلاك گردانیدن شما از برای ما حلال میشود و عاقبت سروکار شما بدوزخ
میگردد راوی گفت که ترجمان بطرفشان نزديك شود واز انها پرسید که مخاطب شما کیست تا
اینکه بهمراه او گفتگو یکنم درین وقت قسیی از جمله قسیس های شان که لباسهای مویین بجان خود
داشت پیش امد وگفت از جمله اینها مخاطب منم ترجمان گفت که امیر ما شما را بطرف این چنین و
این چنین امری میخواند و چنین میگوید واگر قبول نمیکنید بطرف یکی ازین دو خصلت میخواند که
یا اسلام یا ادای جزیه یا شمشیر است پس راوی گفت که قسیس گفته ترجمان را برای کسانی که در
پشت سراو بودند بیان کرد بعد انها همگی بکلمه کفر خود هم اواز شدند و چنین گفتند
که مایان از سر دین عز وقبول خود بیرون نمیشویم زیرا که قتل ازین امر بما اسانتر است . ترجمان
جواب شانرا بخدمت یزید بن ابوسفیان رضی الله عنه بیان کرد یزید رضی الله عنه بطرف باقی امیرها
امد جواب اهل بیت المقدس را بانها نقل کرد و همگی را خبر داد و از برایشان چنین گفت که ای مسلمانان
انتظار شما از محاربه شان از چه سبب است امیرها رضی الله عنهم فرمودند که ازین سبب است
که امیر ابا عبیده رضی الله عنه ما را امر بمحاربه قوم ننموده بلکه ما را امر کرده که در برابر قوم -
فرود ائیم ولیکن حالا بطرف امین الامته نوشته میفرستیم اگر چنانچه ما را امر بمقاتله کرد مقاتله
میکنیم بعد از ان یزید رضی الله عنه بخدمت امیر ابا عبیده رضی الله عنه نوشته کرد و از جواب قوم -
امیر را اگاه گردانید وسوال نمود که ای امیر درین باب تو ما را چه میفرمائی چون کتاب بخدمت امیر
ابا عبیده رضی الله عنه رسید و مطالعه کرد بعد از ان درجواب امیرها نوشت که بطرف قوم جبهه بکشید
وخود من هم درعقب این نامه بشما رسیدم چون مسلمانان ازجوابهای امیر ابا عبیده رضی الله عنه
مطلع شدند بشارتها کردند و فرحناك دران شب ارام گرفتند وانتظار صبح را میکشیدند واقدی
- ٤٠ -
رحمته الله علیه نقل کرد که مسلمانان دران شب ارام گرفتند و چنان انتظار صبح را داشتند که
گویا در صبح دوست بسیار عزیزی بطرف شان می اید و از نهایت شدت فرح و خو شروقتی که بمقاتله
اهل بیت المقدس داشتند بسیار شادمان بودند چنانکه هر امیری اراده داشت که ان شهر
بدست او فتح گردد که از نماز گذاردن تمتع ها در ان شهر بردارند و در نظر اثار انبیا ۰ الله
تعالی اند از ند راوی گفت که چون صبح طلوع کرد مؤذنان درمیان لشکر مسلمانان اذان گفتند و
نماز را مسلمانان ادا نمودند یزید بن ابا سفیان رضی الله تعالی عنه در نماز خود این ایه را
تلاوت نمود که (یا قوم ادخلو الارض المقدسته التی کتب اله لکم ولا ترتد واعلی ادبارکم) ونیز گفته اند
که خدای تعالی جل شانه بر زبان همگی امیرها این ایه را جاری گردانید چنانکه همگی شان در نماز
این ایه را تلاوت نمودند و گویا همه شان باین میعاد واحد وعده کرده بودند چون از نماز فارغ
شدند در میان مسلمانان نداکردند که النفیر النفیر یا خیل الله ارکبی .
راوی گفت که کسانی که اول بطرف محاربه مبادرت کردند بنی حمیر بود و مردمان اهل یمن و بعد
همگی مسلمانان بسان شیر حمله کننده بطرف محاربه کردن روی اوردند چون اهل بیت المقدس بطرف
محاربه کردن مسلمانان دیدند در سورهای شهر پراگنده شدند و مسلمانان را از تیرهای خود گزند
رسانیده و جماعت مسلمانان را به تیرهای خود پاره کردند وبسان لشکر ملخ در سورهای شهر
خود بالا امده بودند و مسلمانان هم بهمراه زره های خود انها را ملاقی شدند و از صبح تا
غروب افتاب محاربه در بین فریقین قایم بود که مقاتله های شدید میکردند نه خوف و فزعی بانها -
راه یافته و نه مسلمانان را در شهر خود طامع گردانیدند چون افتاب غروب کرد مسلمانان . . .
(باقیدارد )
اعلانات سرکاری
( از ریاست بلدیه )
( ١ )
برای برادران عسکری نظامی و ملکی اینکه : بقرار اطلاع پایر حضور بمولایت کابل واز انجا بریاست
بلدیه حکم رسید ه که نفری نظامی که در بازارها وغیره جاها گردش میکنند و برای خریداری اجناس میروند
جمعیت ها بر پا کرده و تردد میدارند بهر دکان که میروند ده روپیه را جنس خریده اری میکنند
و پنج روپیه میدهند درینصورت برای اهالی و دکاند ارها یک وحشت رو بکار شده وازین رویه نظامی
شکایت میدارند . بهذ ا بذریعه اعلان شما برادران نظامی خود را اگاه نمودم که ازین وضع غیر
مناسب که با برادران مسلمان وهم وطنان اسلامیه خود میدارید بموجبز ایه وافی هدایه انما
المومنون اخوه ) دست بردار شده مخالفت نکنید کم بازخواست میشود در عهده شنا قد سید . فقط
-٤١-
(٢)
بر رعایای صادقه اعلان میشود:
قبلا اعلان حکومتی شده بود که زنها و دخترهای جوان از خانه های خودشان بلا سبب و
بدون محرم شرعی وملازم ازخانه خودها در بازارها نه برامده هموارمستر وحجاب باشند ــ
بحضور والی صاحب ولایت کابل احوال رسیده که درین ایام اکثر زنها در کوچه وبازار لا ابالی گردی
دارند ازحضوروالی صاحب بریاست بلدیه حکم صادر شده واعلان گردید که زنهای جوان ودخترهای
کلان بدون محرم از بازارها تیر نشده اگر ضرورت داشتند ازطرف صبح یا عصر که هجوم مردم ــ
کم باشد انهم بستر بروند والا خیر بذریعهء اعلان هذا شما رعایا را اگاهی داده شد که ــ
هرگاه مخالفت کردید و دید سخت بازخواست میشود اگاه بوده درعهده شناسید . فقط .
(٣)
بر رعایای صادقه اعلان میشود ٠
اسپ و یابوهای سرکاری بخانهء هر شخصی که باشد بعد از نشر اعلان هذا بصورت فوری ــ
عجالتا تحویل گنند سرکاری نموده برای سند خود رسید حاصل و در ریاست بلدیه رسید های ــ
خود را برای ملاحظه حاضر دارید هرگاه مخالفت شده بود وظاهرگردید که اسپ و یابوی سرکاری را
تحویل نکرده و در حکم اعلان غفلت کرده بودید بازخواست شدید خواهد شد درعهده شناسید ٠ فقط
(٤)
بر ضمایر خلوصیت مظاهر برادران ملکی ونظامی مخفی و پوشیده مباد !
چون حضور امیرصاحب غازی یکجهتی خواه ملت نجیبهء خود میباشند ازان رو مسموع گردید که
نفرهای نظامی وملکی که وارد مرکز کابل از سمت شمالی میشوند و در بازارها تردد میکنند برای ــ
اهالی کابل وغیره بلفظ لانی و رکیک میگویند در بین اهالی ونظامی سمت شمالی ومرکزی نزاع
واقع میگردد چنانچه تکرارا این نزاع ازهمین باعث بحضور یاورحضور وبه والی صاحب ولایت کابل
رسیده وازانجا بریاست بلدیه اشکارا حکم امده که باید نظامی وملکی این چنین الفاظ نامناسب را
باهمدیگر نگویند و همه مسلمان وبرادر میباشند ترک این اقوال را کرد ه زبان شیرین با همدیگر خودها
بگوئید تخلل فنگنید واگر بعد ازین گفته شد مورد وثبوت رسید البته بازخواست بقرار حکم شرع شریف
کرده میشود .
غارت گری عشایر در بلاد عرب
(٢)
بعضی دیگر چون طبعا خونخوار وادم کشند و ضمنا منافعی در نظر میگیرند بمحض اینکه
-٤٢-
برودتی در میان رؤسای خود احساس کردند بدون اطلاع واشاره انها بطر طرف حمله میکنند روسا
هم در چنین موقع بانها احتیاج دارند از خوف سر پیچی از اطاعت خود نمیتوانند انهارا مجازات
کنند و از این عمل بازدارند .
گاهی هم رؤسا درترسانید رطرف قبیل خود یا معاهد یه خود را محرمانه اشاره بقتل و
غارت میکنند و بحسب ظاهر بی اطلاعی خود را باز مینماید .
گاهی هم در حجاز ونجد این غارتها مربوط برنجشهایی است که رؤسای ایلات از سلطان
حجاز از سابق داشته اند چون فعلا ترقی و بزرگی او را مینگرند بران ها نا هموار است و میخواهند
هر قدر ممکن است رعایا وبستگان او را مورد نصب وغارت قرار دهند .
اخیرا یکی از قبایل اردن صلاح خود را بفرار در اطاعت از سلطان نجد وتوطن در خاك او
دانسته و پس از وصول باین مقصود دست بتعدی بعشائر وطن اصلی دراز و یکی از عوامل مهمه
قلا اغتشاشات فعلی محسوب است .
باین ترتیب حل قضایای قبایل شکا لات سرحدی بی نهایت دشوار است با اینکه فعلا تسویه ان
نهایہ لزوم را پیدا کرده چه ممکن است مورث ایجاد سوءتفاهم بین سلطان حجاز و بریتانیای کبیر شود
ایلات حجاز بر اراضی عراق حمله میبرند و چون این بی اعتدالی از حد تجاوز کرد بانگلیز بحمایت
عراق برنجد اعتراض میکند و ما داستان اخوان و فیصل در پیش را سابقا در صفحات اقدام انتشار
دادیم سلطان حجاز در حالتی که خود را از این حملا ت بی اعتدالی ها بی اطلاع و غیر مسئول بخرج —
میدهد اعتراضاتی از حملات عشایر شرق اردن بحجاز مینماید وانرا دلیل دشمنی وعداوت —
می شمارد البته در صورتیکه پاد شاه نجد همه روزه از تعدیات عشایر همسایه انتشارانی میدهد
و در مقابل غیر از سکوت چیزی شنیده نمیشود باید تصدیق بصحت دعوای او نمود .
پادشاه نجد پس از قطع مذاکرات در طائف محدد، از اجرای مواد معاهده شد و کلیه عشایر
سرحدی خود را چه از سمت عراق و چه از طرف شرق اردن مامور بحفظ سلامت وسکون داشت با
وضع حاضر نمیتوان باتیها ان حدود خوش بین بود چه رؤسای عشایر نجد بیش از این تاب نیاورده
معارضه پیش خواهد نمود و در ان میانه انقلابا تبزرگ بر پا خواهد شد . اقدام
از روزنامه شفق سرخ
شرط بندی یا دیوانه گی
در یکی از شبهای تاریک پائیز ( الکسی ) صراف در اطاق حریر بفر قد میزد ناگهان حوادث
-٤٣-
شبی را که پانزده سال قبل در منزل واقع شده بیاد اورد در ان شب عده ای از فضلا ومحترمین
بمنزل صراف مزبور دعوت شده بودند و تا صبح جلسه منعقده مذاکرات انها طول کشیده بود و هیچیک
در انشب نه خوابیده بودند و از جمله چیزهائی که در ان شب مورد بحث و موضوع گفتگو شده بود قضیه
مجازات قاتل ومحکومیت باعدام بود.
در ان جلسه بیشتر حضار این مجازات را زشت دانسته و مخالف دیانت وتمدن شمرده و ـ
میگفتند بایستی این مجازات ملغی وتبدیل بحبس ابدی شود صراف که میزبان مهمانان بود اظهار
داشت. ( من با این عقیده موافق نیستم. با اینکه من تاکنون قد نه محکومیت باعدام ونه حبس ابد
را امتحان نکرده ام ولی معتقدم و عقیده خودم را صحیح میدانم که محکومیت باعدام برای قاتل
بهتر از حبس ابد بادیانت وتمدن موافقت دارد زیرا اعدام رشته زندگانی را بفوریت قطع میکند ـ
ولی حبس ابد مرگی است تدریجی. ایا کدام یک ازین مجازات سهلتر وراحتتر است. ایا انکه در
چند ثانیه انسانرا میکشد یا انکه همه روزه مرتبا يك قدم شخص محکوم را بطرف مرگ نزديك ـ
مینماید. ) یکی از مهمانات اظهار نمود :
بعقیده من هر دو این مجازاتها بادیانت وتمدن مخالفند زیرا اثر هر دو یکی است وان قطع
کردن رشته زندگانی محکوم است وقاضی این قضیه هم خدا است وبنا بر این حق ندارد چیزیرا از محکوم
بگیرد که وقتی خواسته بتواند دوباره باو تسلیم کند ). در بین حضار اوگائی بود ٢٢ ساله دیگران
از او تقاضا کردند عقیده خودش را در این خصوص اظهار دارد. در جواب گفت.
( بعقیده من این مجازاتها هرد و وحشیگری ومخالف قوانین تمدن هستند ولی اگر بمن در انتخاب
ایند و مجازات فقط اختیار داده شود مجازات دومی ( حبس ابدی ) را براولی ( قتل ) ترجیح
میدهم زیرا زندگی بهرشکلیکه باشد بهتر از مرگ است) گفتگو وجنجال در سر این موضوع زیاد شد
ودامنه اختلاف حضار در این قضیه خیلی وسیع گردید صراف میزبان در این موقع در اول جوانی دارای
روح تند وسریع الغضب بود مشت خود را روی سفره کوبیده برویه جوان اوکا کرد و با غضب وغیظ شدید
گفت: ( این دروغ وتهمت است من با تو شرط می بندم که دو میلیون تومان بتو بدهم اگر تو توانستی
فقط پنج سال در محبس بسر بری.
ـ اگر شما در این اظهار خود جدی باشید من حاضرم شرط ببندم که نه فقط پنج سال بلکه پانزده
سال در محبس بمانم.
صراف فریاد زد. ( شانزده سال ( ! ) حاضرم اقایان شاهد باشید.
-٤٤-
اوکا گفت بلی ما در حضور این اقایان این شرط را بستیم شما د وملیون تومان قمار می کنید ومن
جان خود رادرخطر میاندازم.
باینطریق این شرط بندی عجیب که بیشتر بمسخری بازی شباهت داشت تمام شد .
صراف دراین موقع یکی ازسرمایهداران بزرگو صاحب ملیونها ثروت بود . ودرهمان حینی که برای
صرف غذا نشسته بودند بهاوکا گفت:
( ای جوان . اینقدر مغرور نباش وقبل ازگذشتن وقت این خیال فاسد را ازسرت بدرکن ـ
برای من دادن د وملیون تومان پول اهمیتی ندارد ولی یقین دارم که توبیشاز سه یا چهار سال
قادر نخواهی بود درزندان بمانی وجان خودت را مفت فدا میکنی ای جوان بدبخت این نکته را
درنظر داشته باش که حبس اختیاری بدرجات ازحبس اجباری سختتراست دیگَر خود دانی .
این بود حادثۀ ان شب بعد از پانزده سال امروز صراف وقایع ان شب را بیاد اورده و پیشخود گفت:
( برای چه من این شرط را بستم . چه فایدهای داشت . پانزده سال عمراوکا ودوملیون تومان پولمن
بدون جهت هدرمیدهم. ایا این شرط بندی ها بمردم ثابتخواهد کرد که محکومیت بمرگ یا
حبس ابد برای قاتل کدام یک بهتر بایدتر است .نه . ابدا . تمام اینها اشتباه وغرور بود من
بوسیله نخوت وتکبرم تحریک شده بودم واوکا بوسیله فقر پول پرستی وطمع زیادش):
صراف مزبور سپس حادثهایرا که بعد از ان شب اتفاق افتاد بود بیاد اورده روز بعد از ان شب
بموجب شرطی که بسته بودند اوکا دراطاقی ازاطاقهای باغی که منزل صراف دران بود محبوس شده
وباکمال سختی اوراتحت مراقبت گذارده بودند ودر اثنای مدت حبس حق نداشتحتی ازاطاق بیروناید
ویکنفر انسان راببیند وصدا یبشری را بشنود یاروزنامه ومکتوبی از کسی بگیرد وفقط مجاز بود که
یکدستگامموسیقی نزد خود نگه داشته باشد وهرکتابی میخواهد مطالعه کند وهرچه میخواهد بنویسد
وسیگَار بکشد و . . و . . برحسبقرار دادی که کردهبودند اوکای محبوسبایستی هرچند میخواهدروی
کاغذ نوشته واز سوراخکوچکی که دراطاق او برایهمین مقصود درست کردهبودند بیروناندازد و
برای انکهیککلمهبا کسی تکلم کند بایستی تمام وسائللازمه برایاجراء شدن مواد قرار داد مزبور ـ
اتخاذ شود و اوکا ملزم شده بود که ازوسط روز ١٤ ماه نوامبر ١٨٧٠ تاوسط همان روز درسال ١٨٨٥
در محبسبماند وشرط شدهبود که اگر کوچکترینعملیمخالفمواد اینقرار داد بجا اورد بشود ولو
-٤٥-
ولواينکه محبوس يك دقيقه قبل از خاتمه وقت از محبس خارج شود صرافت حق داشته باشد دو ــ
ملیون تومان پول را ندهد . از روی یادداشتهای مختصری که اوکا حسب القرار تفقد مینوشت
واز سوراخ محبس بیرون میانداخت همچو فهميده میشد که سال اول حبس را او باکمال سختی
ومشقت بسر برده در مدت این یکسال صدای پیانوی او شب و روز مرتبا شنیده میشد . در این
سال او ازتبول شراب وسیگار امتناع کرد و در یادداشت خود شر راجع باین قضیه نوشته بود :
(مگر شهوات انسان را که بزرگترین دشمن محبوس است تحریك میکند هیچ چیز مثل نوشیدن
شراب در تنهائی بدین رتبه انسانرا غمگین نمیکند و در ضرر سیگار همین قدر بس که دود ان هواي
اطاق را کثیف و منور برای تنفس مینماید ) کتابهائی که در این سال با و دادند همه از کتبی بودند که
برای سرگرمی ووقت گذارانی خوب بودند از قبیل رومان وحکایت ها وغیره .
سال دوم صدای پیانوی اوکا قطع شد وامرار زيادي برای کتابها پياپي داشت. درسال
پنجم دو مرتبه صدای پیانوی شنیده شد و اشخاصی که مراقب او بودند میگفتند که در ان سال ــ
اقامت خود شر را بتدرد بخوردن وخوابیدن صرف کرد و بالعجه غضبناك خیلی بخود شد بد گوئی میکرد .
واز مطالعه کتاب بیزار شده و بعضی از شبها مشغول تحریر می شد ومقدار زيادي چيز مینوشت و
سپس هرچه را که مینوشت پاره میکرد ومکرر می شنیدند که مشغول گریه وناله کردن بود . (باتیدارد)
سليم حبيب الاسلام
- ٤٦ -
صفحه ۱ ( جریده هفتگی حبیب الاسلام - سال اول شماره ٤ ) نمره مسلسل ٤
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداریخانه در باقخانان کابل - افغانستان - نمره تلفون
همه امور تحریریه وحسابیه بنام اداره فرستاده شود
اداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است
در هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود .
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .
قیمت سالانه قیمت ششماهه
در داخل - پنج افغانی ۳ افغانی
در خارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ
قیمت یکشماره ۱۰- پول
تاریخ قمری ١٦ شوال المكرم ١٣٤٢ - پنجشنبه - تاریخ شمسی ٨ حمل ١٣٠٨ هجری .
تشریف بری ذات همایونی به مدیریت گمرك كابل
در روز نوروز
بدیهیست فلسفه تشکیل حکومت خدمت بمملكت وطبا سود محالی افراد مملکت است . از این حیث خدمات شخص اولوالامر وسائر زمامداران مملکت که در محل اطی و در اسامری شروع وجود خارجی پیدا میکند موجب هر گونه تقدیر و مایه هر نوع سرور است جای خیلی افتخار است که حکومت اسلامیه حالیه ما مخصوصا شخص اول مملکت خدمت را باین مملکت مطابق احکام دین مقدس ما ارزو داشته ونصب العین اساسی ذات شاهانه خدمت به راه اعتلای کلمه الله و برای حصول موجبات ایده حالی رعایا و افراد این مملکت است .
چنانچه ذات اشرف همایونی قبل از روز نوروز اراده داشتند که بمدیریت گمرک کابل در روز نوروز که روز اول سال است تشریف برده در عائدات گمرکی مملکت بم ذات خویش رسیدگی فرموده و از تجاران وطی دلجویی فرمایند که اینهم از خدماتی به مملکت است . اینست که روز نوروز بنا بر اراده همایونی برای تشریف بردن شان به گمرک خیلی ترتیبات عالی گرفته شده وسواران شاهی وارد لیان حضور از حد گمرک الی پل خشنی دورسته صف گرفته ورود موکب همایونی را انتظار می کشیدند تا اینکه ذات شاهانه و وزرای محترم بساعت معینه بسواری اسپ بصورت خیلی مجلل و محتشم در گمرک کابل نزول اجلال فرمودند بعد از ورود ذات شاهانه بگمرک ورسیدگی در عایدات گمرک -
٤٧
عریضه ذیل از طرف تجاران بحضور شاهانه قرائت گردید :
بحضور مبارك والا
(عرض مایان تجاران)
حضور شاهانه که بوجود اشرف خویش را دار تکلیف شده و با این یکروز مخصوص مایان تجاران
و غیره شعبه تجارتی را برویه شاهان بوضعیت ذره پروری از نظر مبارک تو درر نساخته همین است
که به شرف حضور خود ما مردم را مفتخر ساخته اند تا امروز که جلب التفافها احساسات نظریه
شان را ما سعادت مند شده ایم در ضمن عدم لیاقت ما گویا نوازشات شاهانه خود را بما روادار
شده اند احوال خطرتنك کابل و وحشت انقلاب اقدامات سغی را اگر نيك غور کنیم و یا اتش -
خانمان سوز چور و چپاول مترقورا به یاد آوریم ما مردم کابل از لطف حضرت الهی که هم آغوش
امنیت و مستعد این محفل جمعیت هستیم آن خالق یکتائی که در حین وجود چنان احوال الطاف
و تدبیر حضرت ربانی خویش را شامل حال ما ساخته گویا مرحمت خود را بر محیط کابل بصورت فرشته
امن وامان فرستاده بجوارها زبان بادای شکریه این نعمت امنیت قاصریم نی نی از لطف عمیم
خویش ما را حیات تازه بخشیده اکنون که نوازشات خسروانه بموجودیت انعقاد این محفل مارا -
سر فراز ساخته است و خوش بختانه باثر نتیجه محصولات گمرکی خود ها این محفل تجارتی
خود را بحضور مبارك شاهانه مالك اشیم بایست بحثی از امور تجارتی و محصول گمرکی سال خاتمه
یافته کنیم : این اداره گمرکی که در سالانه يك کرور روپیه محصولات گمرکی را بدون از گمرکات دیگر
نایب الحکومگی ها خاص بتوسط تجاران کابل داراست در هذا سنه با وجودیکه نصف سال ایام
ترقی عمل در انقلاب گذشته و از قرار رویداد باید نصف عمل سال گذشته را هم پوره نمی کرد ولی
خوشبختانه با وجود تقریبا مدت ٦ ماه بند ش راه و نیامدن مال التجاره کم و کاستی نکرده چنانچه
صورت عمل سال گذشته و هذا سنه در ضمیمه این معروضی معلوم است کسر مذکور را به نسبت
انقلاب نباید اهمیت بدهیم حضور شاهانه که خود را بزحمت گرفتار وشب و روز برای آسود محالی
رعایای خود مصروف کاراند و به پیروی شان تمام اداره های دولت و مدریت عمومی تجارت وعلی الخصوص
والی صاحب کابل که حاکم شهر اند و مستوفی صاحب ومدیر صاحب گمرك کابل وتجاران محترمان وطن
عزیز ما هم باستفاده امورات تجارتی خود جد وجهد تمام دارند حضرت الهی قدرت دارد که وحشت
نفاق را از برادران اسلامی ما دور و خاطر جمعی مرحمت و ضمنا امد وشد تجارتی ما هم از پیشتر بیشتر
جاری ونقصانات عایدات خزینه اسلامی را بر طرف وخساره را نجیب دشمن دین مبین حضرت -
سيد المرسلين گردانده و خطه اسلامی مارا از جمیع افات وبلیات بوجود مبارك پادشاه اسلام در
پناه حضرت خویش محفوظ ومسلم دارد بحق محمد(ص) واله الامجاد .
پس از خاتمه عرض تجاران ذات همایونی نطق مفصلی در جواب عرض تجاران ایراد فرمودند که
مفاد ومختصر ان اینست .
( شکر میکنم بدرگاه خالق خود که با وجود انقلاب گذشته بر عایدات ومحصولات گمرکی مملکت
خساره قابل اهمیتی واقع نشده است و از خدای متعال نیاز میکنم که امور تجارتی مملکت ما بیشر از این
ـ ٤٨ ـ
بیش ازین ترقی پذیر گردد من ارزو دارم که کارهای تجارتی مملکت و رونق تجارت شما روز تا روز خوبتر شده برود و پول و دارائی شما تاجران را خدا نصیب شما کرده واز حد افزون شما را صاحب ثروت بگرداند. و برای اینکه امور تجارتی مملکت ما ودامنه تجارت شما توسعه پیدا کند من میل دارم هرکدام از شما بخر اندازه که تقاوی خواهش داشته باشید برایتان عطا کنم شما بخاطر جمعی تمام مشغول تجارت خود بوده و بصرفه الحال باشید و هر قدر که شما تاجران تجارت خود را رونق بدهید موجب خوشی من است زیرا تجارت شما برای مملکت شما يك خدمت بزرگی است ونفع کلی به مملکت شما عائد میشود . پس از ایراد نطق و دعاگوئی تاجران ذات همایونی از گمرك خارج شده این مرتبه ذات همایونی برای اینکه مشتاقان دیدار او از دیدار مبارك محظوظ شوند بسواری اسپ از راه شور بازار و اهنگری بطرف چوك تشریف اورده وبصورت خیلی معظمانه و محتشمانه در حالیکه با همه دکانداران احوال پرسی میفرمودند از بازار عبور فرموده پارك مبارك تشریف اوردند .
این بود صورت تشریف بردن ذات همایونی بگمرک که خدمتی به مملکت است ما از خدای متعال ارزو داریم که پادشاه خیرخواه ما را بالاتر ازین توفیق خدمت به مملکت عطا فرموده و بیشتر ازاین از هر حیث موجبات اسایش افراد مملکت را فراهم داشته اتفاق نصیب ما مسلمانان بگرداند.
ززز ——— امین ——— ززز
حقیقت واقعه تکاب
خیلی اتفاق می افتد که در مواقع بحران حواس مغرضین میدان استفاده برای خود یافته بعضی خبرهای خالی از (حقیقت) را در اذهان عموم می گنجانند مسئله تکاو هم این موقعیت را در عقول احراز کرده صاحبان غرض ممکن است موضوع را از شکل اصلی برگردانیده در افکار جلوه دیگری نقد داده باشند ولی حقیقت این است که چند نفر دزد و راه زن بغرض استفاده مادی شاید تصور کرد میاشند که از این موقع خوبتر بتوانند استفاده نمود : مبنای غارت مال مردم ودست اندازی بحقوق غیری داشته چون حضرت عالی نائب السلطنه صاحب وقوف یافتند برای تنبیه وسرکوبی اوشان از کابل حرکت فرموده در اول ورود اوشانرا دستگیر وبسزای اعمال ناشایست شان رسانیدند از طرف دیگر فیض محمد خانغند پسر حضرت اخند زاده صاحب تکاو بغرض برات دیگران نزد جناب نائب السلطنه صاحب امده اشرفای حضور شانرا نموده واپس مرخص شدند عده عسکری هم که به معیت حضرت عالی نائب السلطنه صاحب بغرض تنبیه اوشان از کابل حرکت کرده بودند بطرف کابل عازم شده اند.
مسایل دینی
و از گناه صغیره بقصد نیز پاكند وبجز ایشان پیغمبر ما محمد رسول الله است (ص) .
١٤ ــ در جنت دیدار خداوند تعالی برای مومنان حق است که بعین چشم سر بغیر از رو برو بودن و بغیر از دوری ونزدیکی وبغیر از طرف و چگونگی می بینند .
١٥ ــ الله تعالی بمحض فضل ومرحمت خود بنده را قدرت داده باین معنا که الات و اسباب و اعضای او را درست و بسلامت گردانیده که بآن سبب بهرکاری توانائی یافته وبنده را به همین
-٤١-
قدرت باحکام شرع شریف مکلف نمود وخداوند تعالی بنده را بچیزی تکلیف نکرده که در توان او نباشد
وان چیزیکه بعد از فعل بنده پیدا میشود مانند دردیکه بعد از زدن در شخص زده شده پیدا
میشود یا مانند شکستی که بعد از شکستن در شیشه پیدا میشود همه مخلوق وافریده شده اوتعالی
است بنده را در افرینش ان هیچ صنعی ودخلی نیست .
١٦ـ خداوند تعالی هرکه را خواهد راه می نماید وایمان ارزانی میکند وهرکه را خواهد گمراه وکافر
میکند وبر الله تعالی بصلاح اوردن کار بنده لازم وواجب نیست بلکه اگر رضاء اوتعالی شود
بمحض فضل خود اصلاح کار بنده را مینماید .
١٧ـ حرام نیز رزق و روزیست چنانچه حلال رزق است لیکن بنده بچرام بعذاب الهی گرفتار میشود و
هرکس رزق خودرا کامل می خورد خواه حلال باشد یا حرام وامکان وصورت ندارد که ادمی رزق
خود را نخورد یا دیگری رزق او را بخورد .
١٨ـ خداوند تعالی هرکسی را که درازل اجلی مقرر کرده که چون اجل او برسد میمیرد ويك طرفة العین
پس نمیشود ونمیماند از ان کسیکه میمیرد وشخص کشته شده نیز باجل خود مرده است و بسبب کشتن از اجل خود
پیش نمرده است اگرچه قاتل بسبب مخالفت امر شرع شریف در دنیا واخرت بعذاب گرفتار میشود .
١٩ـ برانگیختن خداوند تعالی مردگان را از قبرها در روز قیامت باین طریق که اجزای اصلی ایشانرا ـ
یکجا میکند و ارواح ایشان را بانها باز میگرداند حق است .
٢٠ـ عذاب قبر همه کافران وبعضی گناه کاران مومنان را حق است .
٢١ـ براحت ولذاسوده بودن اهل طاعت از مومنان در قبر بوجهیکه اوتعالی میداند واراده انرا
کرده است حق است .
٢٢ز سوال منکر ونکیراز مرده درقبر حق است یعنی چون مرده در قبر نهاده شد بد و فرشته
نزد او حاضر می شوند کمیکر را ونیکر ودیگری را منکر گویند وبعد ازان کمبقدرت کامله اوتعالی
روح ببدن اوچنان تعلق میگیرد کممرده بسبب ان صلاحیت جواب گفتن را پیدا میکند
ازان مرده می پرسند که پروردگار تو کیست . وپيغمبر توکیست . ودین توچیست .
پس اگر ان مرد جواب نیکو گفت براحت میماند و اگر جواب گفتنتوانست در قبر بعذاب گرفتار میشود .
٢٣ز سنجیدن عمل نيك وبد بندگان بمیزان حق است وکیفیت ان را خداوند تعالی میداند
بنده از ادراك ان عاجز است .
٢٤ز نامه اعمال بندگان که عمل نیکی وبدی ایشان دران نوشته است بمومنان را از پیش روی در دست
راست و کافران ومنافقان را از طرف پشت در دست چپ داد می شود حق است .
٢٥ ز در روزقیامت پرسیدن پروردگار جلا جلاله ازبندگان مومنان و کافران ومنافقان که دردنیا چه
کرده اید . حق است .
٢٦ـ حوض کوثر حق است که در حدیث شریف صفت ان چنین وارد شده است که پیغمبر خدا گفته که
فراخی حوض من مسافت یکماه است وکنجهاي ان با هم برابرند ابش ازشیر سفیدتر وازمشک خوشبوترو
کوزهایش از ستارهای اسمان بسیار تر است هرکه ازان بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد .
۲۷ صراط حق است وان پلی است بر پشت دوزخ باریکتر ازموي تیزتر از شمشیر تاریکتر ازشب
مؤمنان هريك بقدر اعمال حسنهء خود ازان عبور میکنند و بجنت داخل میشوند بعضی چون برق
وبعضی بسیار بدبري واهستگی ان منحصر بعمل اوست و پايهاي اهل دوزخ بران میلغزد و در دوزخ
می افتد .
۲۸ جنت و دوزخ حق است که درحال موجودند و براینده دایم وباقی اند و قتیکمسلمانان درجنت وك
کافران در دوزخ درامدند همیشه دران میباشند ازان بازنمی برایند وجنت ودوزخ واهلانها بعد ـ
ازان فانی نمی شوند .
۲۹ ـ ایمان اقرار بزبان و باورکردن بدل است باینکه هرچیزيرا که پیغمبران صلوات الله علیهم از خداوند
تعالی اورد ماند همه حق است بسر نفس ایمان زیاد وکم نمی شود واعمال صالحه و طاعت ها درذات
خود بلكه زیاد میشوند.
۳۰ـ ایمان واسلام در عرف اهل شرع يك اند و در شرع شریف روانیست که برکسی حکم شود که مؤمن
است مسلم نیست یا مسلم است نه مؤمن .
۳۱ـ چون از بنده اقرار وتصدیق هرد و موجود شد درست است که بگوید که بتحقیق ویقین مؤمنم
که مؤمنم وچنین نگوید انشاء الله تعالی که در ایمان اوتوهم شك كرده نشود .
۳۲ـ شخص سعید ونيك كاهی بد می شود چنانچه مسلمان مرتد شود نعوذ بالله من ذالك وفقط شخص
شقی وبد گاهی نيك میگردد چنانچه كیهي دز کفر ایمان ارد وتغییر درنيك شدن وبد شدن است که از
صفت هاي بنده میباشد نه در نيك گردانیدن وبد گردانیدن زیرا که این دو از صفت هاي اوتعالی اند
وتغییر در ذات وصفت هاي او تعالی نیست .
۳۳ـ باکردن گناه کبیره کسی کافر نمیشود تا که ان را حلال نداند.
٣٤ـ خداوند تعالی کفر وشرك رانمی امرزد وبدون ازکفر وشرك ديگر گناهان صغیره وکبیره با فضل وکرم
خود می امرزد برای کسی که رضاي اوتعالی به امرزیدن اوشود .
٣٥ـ رواست که خداوند تعالی بنده گان را بگناه صغیره بعذاب گرفتارکند ورواست که گناه کبیره
ایشانرا عفو کند بشرط انکه انرا حلال ندانسته باشد و حلال دانستن گناهی که ثبوت ان بدلیل قطعی
شده باشد کفر است.
٣٦ ـ خداوند تعالی صاحبان گناه کبیره راکه ازدار دنیا با ایمان رفته باشند همیشه در دوزخ باقی
نمی ماند اگرچه بغیرتوبه بمیرد میباشند بلکمیقدر گناه ایشانرا بعذاب گرفتار کرده بعد ازان بجنت می درارد .
۳۷ـ شفاعت پیغمبران علیهم الصلوات والسلام در روز قیامت برعاصهء گنهکاران مؤمنان راحق
است .
۳۸ـ رفتن پیغمبرما صلی الله عليه وسلم در شب معراج بجسد شریف خود دراسمانها وتاحدیكـ
ارادهء خداوند تعالی بران رفته بود حق است .
۳۹ـ کرامات اولیاء الله تعالی حق استولی شخصی استکمسلمان و دانا بذات وصفت هاي خداوند تعالی
باشد بقدریکامکان دانائی ان باشد . وهمیشه مشغول باشد بطاعت پروردگار واز گناهان کبیره
ـ ٥١ ـ
و دوام بر صغیرهکاره باشد و از لذتها و خواهشها و ارزوهای نفسانی روی گردانیده باشد و کرامت ولی ان است که ازوی امری صادر شود که خلاف عادت باشد و دعوی پیغمبری بران نباشد زیرا که اگر باان دعوی پیغمبری بحق موجود باشد انرا معجزه گفته میشود چنانچه پیش ازین ذکر شد و اگر از شخصی خلاف عادت ظاهر شود و ایمان وعمل صالح با ان موجود نباشد ان استدراج گفته میشود و کرامت ولی بطریق خلاف عادت از وی ظاهر میشود مانند قطع کردن راه بسیار در زمانه اندك و ظاهر شدن خوردنی و پوشیدنی و نوشیدنی نزد او در وقت حاجت بدون اسبابکه درعادت جاری است و مانند رفتن در روی اب و پریدن در هوا و سخن گفتن چیزهای بی روح وبی زبان با وی و دفع شدن بلاهای نازله بسبب توجه و دعای وی وکفایت از شر دشمنان وامثال ان و هر کرامتیكه ازولی ظاهر شد معجزه ان پیغمبر است که ان ولی یکی از امت اوست زیرا که باین کرامت ولایت ولی ظاهر میشود و هیچ شخص بولایت نمیرسد مگر اینکه بمدینداری خود ثابت باشد وایمان اورده باشد بـه پیغمبری پیغمبر خود و فرمان برداری پیغمبر خود را در امر ونهی کرده باشد پس اگر ان کسیکه چنین اورا ظاهر کرده دعوای استقلال خود را مینمود واز متابعت پیغمبر خود منکر بود ولی نیست زندیق است .
٤٠ ـ افضل و بهتر مخلوقات بعد از پیغمبران علیهم الصلوات والسلام حضرت ابابکر صدیق رضی الله عنه و بعد ازان حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه و بعد ازان حضرت عثمان ذی النورین رضی الله تعالی عنه و بعد ازان حضرت علی مرتضی رضی الله تعالی عنه است و خلافت ایشان نیز بهمین ـ ترتیب است و خلافت کامله در سی سال زمانه ایشان منحصر است چنانچه بعد از شهادت حضرت علی کرم الله وجه ششماه ازسی سال مانده بود ششماه را حضرت امام حسن رضی الله عنه تمام فرموده خود را بعد ازان خلیع کردند وبعد از همان سی سال زمان امارت است .
٤١ ـ بر مسلمانان لازم است که همه صحابه کرام را رضی الله تعالی عنهم و امامان دین صالحین پیشینه را بخوبی یاد کنند و زبان خود را از بد گفتن ایشان نگهدارند .
٤٢ ـ مشاجرات و مخالفتها که درمیان صحابه کرام و امامان صالحین پیشینه گذشته بر غرض دینی حمل کرده شود نه بر غرض دنیوی و مدعای نفسانی واگر ازایشان خطائی صادر شده باشد خطای اجتهادی است بان گنهکار نمی شوند بلکه صاحب يك ثواب میشوند زیرا که ایشان مجاهدان دین متین بودند و محض برای حصول رضای خداوند تعالی سعی و كوشش كرده اند و هر مجتهد یکه سعی وکوشش خود را بقدر طاقت خود صرفکرده باشد گاهی بحق میرسد و گاهی خطا میشود پس اگر بحق رسیده باشد خداوند تعالی اورا دو ثواب میدهد واگر خطا شده يك ثواب باجتهاد را باو میدهد ( باقی دارد ) .
فتوحات اسلام
( فتح بیت المقدس )
( ٤ )
بطرف منزل های خود بازگشتند و انچه فرایضی که خدای تعالی بر ذمه شان فرض گردانیده بود ادا ـ نمودند و در اصلاح شان و قبائل خود شروع کردند چون ازین امورات خود فارغ شدند امتعهای خودها را انروختند وهیزم بسیاری در بالا و پائتر ها انداختند چراکه هیزم در نزد شان بسیار بود وبعد ازان بعضی بنماز گذاردن مشغول شدند و بعضی تلاوت کلام شریف میکردند و قومی بطرف خدای تعالی
به تضرع بودند و قوسی از نهایت ذلتگی و تعب بخواب رفتند چون صبح شد باز شتاب کنان روی
بطرف حرب شان اوردند وخداي تعالی را بسیار ذاکر بودند ورسول الله (ص) را تقیتل درود
میفرستادند و تیر زنان را در مقدم روی خود اوردند همگی پیش امدند و تیر می انداختند وخداي
تعالی (ج) را ذکر میگفتند و بطرف حق تعالی بدعا وتضرع هم اواز بودند .
واقدي رحمت الله علیه فرموده که :
تا مدت چند روز مسلمانان بدین احوال بودند واهل بيت المقدس اظهار فرح وسرور میکردند
چنانچه بقلب هیچ یکی ازان ها حزن واندوهی راه نیافت چون روز یازد هم امد لوای خود امیر ابا
عبیده رضی الله عنه نمایان شد و غلام امیر که سالم نام داشنان لوا را بشانه خود کرده بود وة
دلا وران مطعين وپهوانان از عقب لوا می امدند و گرد اگرد امیر ابا عبیده رضی الله عنه را گرفته
او بود نومی امدند وخالد بن ولید رضی الله عنه در جانب راست امیر بود موجين وعبد الرحمن
بن ابی بکر صدیق رضی الله عنه در جانب فئة چپ او که به همرای تمام عیال و اموال ها رسیدند
رضی الله تعالی عنهم اجمعین چون مسلمانان به یکدیگر رسیدند همگی شان به یکدفعه بمـ
تكبير وتحليل هم اواز شدند و تمام قبایل ها جواب یکدیگر را پس گفتند چنانچه خوف بسياري بقلب
مشرگان داخل شد و همگی اهل بيت المقدس بخوفا متند بعد ازان همگی کلان ها وعظما وسرهنگان شان بطرف
ان بیعه که از همه بیعه ها به نزدشان بزرگ تر بود امدند که ان قمامه است و در انجا جمع گردیدند
ودر حضور جاثلیق خود بپای افتاده شدند واورا عظمت وبزرگی بسياري بجا اوردند و عاجزي ها كردند
واز برای او گفتند که ای پدر ما امیر عرب به همرای باقی مسلمانان وهمگی بطرف ما امند و این فریاد هاي
مردم عرب از سبب امدن او است چون بترك وجا ثلیق شان این گفته را شنود رنگ روی او تغییر کرد
و چنین گفت که همین است و همین است اهل بیت المقدس گفتند که ای تبرك ما واي پدر بزرگ ما .
این گفته تو چه معنی دارد .
تبرك گفت بحق انجیل قسم که در علومیکه از متقدمین بمایان میراث مانده چنین دیده ام که ان مردي
که روی زمین را در طول وعرض فتح میکند مرد گندم گونی است که سیاهی هم اورا سفیدی بیشتر است و
مسیحیمر (رض) است اگر چنانچه همان مرد امده باشد شمایان بطرف مقاتله او راه ندارید و این
طاقت بشما نیست که به همرای اوکار زار کنید وحالا مرا چاره نیست تا اینکه بطرف او نروم و بچشم ما و
نماز نبینم اگر چنانچه همان شخص باشد باید که به همرای اوصلح کنم و هرچه اراده داشته باشد
از برای او بدهیم واگر غیر ان مرد باشد هرگز شهر خود را بدست شان تسلیم نمیکنم زیرا که بغیرازان
کسی که من از برای شما ذکر کردم شهر ما بدست دیگری فتح نمیشود والسلام .
بعد ازان جاثليق ازجای برخواست وبپای ایستاده شد و تمام قسیس ها ورهبانان و شماسه
بگرد گرد او جمع بودند وطیب ها را به بالای سر او بیای کرده بودند وانجیل را در مقدم روی او
مفتح داشتند و تمام بطارقه وسرهنگان با طراف اوجمع بودند ویران قله طرفی که جای امیر اباعبیده رضی
الله عنه بود وبر بالای سور شهر بالا رفتند وبطرف مسلمانان نظر انداختند دیدند که مسلمانان همگی
می ایند وامیر با عبیده (رض) را سلام میکنند و بعد ازان باز روی بطرف مقاتله جاهمی اورند .
چنانکه گویا همگی شان شیر های حمله کننده اند بعد ازان از جمله ان مرد مانی که در مقدم
روی جاثلیق بودند یکی نداکردکه یا معاشر مسلمین دست خود را از مقاتله کردن نگاه دارید تا
اینکه از طرف شما خبری جویا شویم وسوالی پرسیم *
راوی گفت که بعد ازان مسلمانان دست خود را از مقاتله کردن نگاه داشتند ومردی از جمله
اهل روم بزبان عربی فصیحی ندا کرد که یا قوم عرب ان مردی که شهر ما بدست و تمام بلاد مارا
فتح میکند در نزد ما موجود است اگر چنانچه همان شخص امیر شمایان باشد او را بمایان بنمائید
و مایان من بعد همرای شما مقاتله نمیکنیم وشهر خود را بشما تسلیم میدهیم واگر همان شخص امیر
شما نباشد ما هرگز شهر خود را بدست تسلیم نمیکنیم *
واقدی رحمت الله علیه فرموده که چون مسلمانان این گفته را شنودند فورا چند مرد روی بطرف
امیر ابا عبیده رضی الله تعالی عنه اوردند و انچه از تبرك رومی شنوده بودند بخدمت امیر ابا عبیده
رضی الله عنه قصه نمودند *
راوی گفت که بعد ازان امیر مسلمانان روی بطرف شان بیرون شد و رفت تا اینکه در برابر شان -
بایستاد تبرك بطرف امير إبا عبیده رضی الله عنه نظر انداخت بعد ازان از برای اهل بیت المقدس
گفت که بشارت باد شما را اینکه مردی را که من بشما صفت کردم این مرد نیست من بعد شمایان
از جای دین خود و حرم خود مقاتله نمائید چون این گفته تبرك را شنیدند همگی شان به
کلمه کفر خود هم اواز شدند وروی بطرف مقاتله مسلمان اوردند ومقاتله های شدیدی کردند وخود
بترك بطرف قمامه بازگشت و بهمرای امیر ابا عبیده رضی الله عنه بطرف اصحاب خود بسر امد خالد
بن ولید رضی الله تعالی عنه پرسیكند که ای امیر بشما چه حاجت داشتند . امیر فرمود که من
ندانستم مگر اینکه چنانکه تو می بینی بطرف شان رفتم شیطانی از جمله شیاطین های شان که انهارا
گمراه میکند بطرف من امد و بچهرہ من نظر انداخت وفکر کرد بعد ازمن روی گردانید و گفت وشنیده
هیچ بهمرای من نکرد ازین زیادتر چیزی ندیدم خالد رضی الله تعالی عنه روی بطرف مسلمانان آورده
فرمود که بزودی تاویل این فعل شان دانسته میشود که مایان هم بمعنی ان دانسته شویم بعد امیر
حکم کرد اینکه مقاتله را در بالای قوم محکم گیرید .
واقدی رحمت الله تعالی علیه نقل کرده که فرود امدن مسلمانان در بیت المقدس در فصل زمستان
وشدت سرما بود ومشرکان چنین گمان بردند که درین شدت سرما مسلمانان بانها قادر نمیشوند .
راوی گفت که مسلمانان بطرف آنها به جنبش شدند و تیر زنان اهل یمن ودلیران درند ، صاحبان
زور بازو کمان ها روی بحرب شان اوردند و جماعات شانرا به تیرهای خود پاره پاره کردند ومشرکان
از تیرهای مسلمانان خیال نداشتند و از محاربه شان کم پروا میکردند تا اینکه اهل یمن از پس پشت
شان تیرهای خود را در بالای شان فروکوفتند که انها اگاه نبودند مهلهل رضی الله تعالی عنهـ
گفت که خدای تعالی اهل یمن را خیرهاد هد زیرا که من دیدم که چنان مشرکان را به تیر میزنند
میزدند که بسان گوسفند از بالا بسر به پایان می افتادند چون مشرکان این حال را بدیدند که
تیر های مسلمانان بانها چه فعل میکند بعد ازان از تیرها احتراز کردند و در بالاسور شهر برد ،
ها امدند تا اینکه تیر های مسلمانان را از طرف شان بگرداند وسپر ها وپوست ها را در بالای سور
شهر پرده ها آوردند تا اینکه تیر های مسلمانان را از طرف شان بگرداند و سپرها و پوست ها را
در بالای سور شهر حاضر آوردند .
راوی گفت ضرار بن الازور رضی الله عنه را دیدند که بطرف باب اعظم پیش میرود و سرهنگ بزرگی
خود
از جمله مشرکان روم که صلیب جواهری را بسر ی بالا داشت و غلامان بسیاری باطراف او جمع بودند
که صفهای ها را بدست خود گرفته داشتند و کمان های تیز تیر و محکم بدستهای شان بود و دران
درب مقرر بودند و ان سرهنگ مشرکان را به محاربه تیز میکرد .
عوف بن مهلهل رضی الله عنه نقل کرد که من دیدم اینکه ضرار رضی الله عنه به پنهانی بنوعی که
ان سرهنگ اگاه نشود خود را پرده کرده بطرف او میرفت تا اینکه دران برجی که جلی سرهنگ بود نزديك
رسید ، بعد ازان تیر خود را بخطا او رها کرد عوف رضی الله عنه نقل کرد که با وجود انکه دیوار بسیار بلند
بود چون تیر ضرار رضی الله عنه تعالی عنه از کمال اوجدا شد و بطرف ان برج رفیع و بلند رفت من بدل
خود گفتم که آیا تیر باین برج بلند و رفیع چه کار میکند و در جان این گبری که زره ها بجان او لمعه میزند
چه تاثیر خواهد بخشید قسم بخدای تبارك و تعالی جل شانه که تیر بدهان گبر واقع شد چنانکه از بالای
برج به پایان افتاد و بعد ازان از طرف قم او اوازهای و فریاد های عظیم بلند شودم دانستم که ان
سرهنگ بقتل رسیده و تا مدت چهار ماه کامل هر روز بهمراهی اهل بیت المقدس محاربه میکردند و هیچ
شدیدی
روزی نه بود اینکه مقاتله قلقلقی پیش نمی بردند و در ایام برف و باران و سردی مسلمانان صبر را پیشه گرفتند
چون اهل بیت المقدس بطرف شدت حصار داری و انچه از طرف مسلمانان در بالای شان نازل میشد دیدند
بعد ازان از بلفض و بزرگی خود پاگشتند و در مقدم روی تبرك خود ایستاده شدند و او را سجده کردند
وار
وتعظيم بجای آوردند و بعد از ان عرض نمودند که ای پدر مایان مدت حصار داری این گروه عرب در
بالای ما بطول انجامید و امید با بودیم اینکه از طرف ملك هر قل بمایان مدد اید نیامد وشك اینکه
ملك هم از سبب گریختن لشکرهای خود بحال خود مشغول باشد و قوم عرب هم در مقاتله از ما بیشتر اشتها
دارند و ازان روزی که انها در اطراف شهر ما فرود امده اند مایان یک کلمه حرف بهمراي شان ـ
ناگفتم و از نهایت انکه انها را حقیر شمردیم سوال شان را جواب سر ندادیم حالا امر انها در بالای
ما بسیار بزرگ گردید ، لهذا از طرف تو امید داریم اینکه بطرف شان روی اوری و معلوم کنی که انها از
طرف ما چه مقصد آرند اگر چنان امر و خواهش شان بما نزديك بود و دور از معامله سخنی نمی گفتند
ما اراده شان را و انچه طالب بودند قبول میکنیم و اگر معامله شان سخت بود درب های شهر خود را
مفتوح میکنیم وبطرف مقاتله شان بیرون میشویم که یا همگی ما تا به اخر بقتل میرسیم یا انها را از ملك خود
گریز میدهیم تبرك این گفته شان را قبول کرد و لباس های خود را بپوشید و صلیب را در مقدم روی خود
آورد و در بالای سور شهر بالا رفت و قسیس ها و رهبانان انجیل ها بدست های شان مفتوح بود و بگرد اگرد
او جمع بودند نجار میکردند و رفتند تا اینکه در ان موضع رسیدند که جای امیر ابا عبيده رضی الله
تعالی تبارک و تعالی عنه بود بعد از ان مردی از میان شان به زبان عربی فصیحی ندا کرد که یا معاشر
عرب اگاه باشید که عمده دین نصرانیه و صاحب شرع شان بطرف شما امده تا اینکه بهمراي شما سخن
گوید حالا باید که امیر شما به نزديك ما اید .
امیر ابا عبیده رضی الله تبارک و تعالی عنه را از گفته شان خبر دادند فرمود گفتم بخدای تبارک
و تعالی که در هر موضعی که مرا طلب کنند میروم بعد ازان امیر مسلمانان بهمرای جماعتی از امیرهای
صحابه کرام رضوان الله تبارک و تعالی عنهم اجمعین ترجمانی را با خود گرفته و روی بطرف شان —
آوردند چون به تبرک شان نزدیک گردیدند بعد ترجمان متوکان از امیرهای صحابه کرام (رض)
سوال کرد که ای قوم عرب مقصد شما از امدن بطرف شهر ما چیست و چه اراد ه دارید چرا که هر که
این بلده مقدسه را قصد کرد نزدیک است این که خدای تعالی او را هلاک گرداند و بروی غضب کند
ترجمان ابا عبیده رضی الله تبارک و تعالی عنه را از گفته شان خبر داد امیر مسلمانان ترجمان را —
امر کرد که از برای اینها بگوی که مایان هم قبول داریم که این شهر شما شهر بزرگی است و پیغمبر ما
صلی الله علیه و سلم را ازین جای باسما نها بالا بردند و به پروردگار خود جل شانه و بتاب توسین او
ادنی نزدیک رسید و این شهر شما معدن انبیا است و قبورهای شان در این شهر است که
اسوده اند لیکن ما از شما بر حق تر می باشیم که در این شهر فرود آئیم و منزل گیریم و حالا بهمرای شما
مقاتله می کنیم تا اینکه خدای تبارک و تعالی ما را مالک این شهر گرداند چنانکه شهر های غیر شمــر
شما را مالک شدیم .
تبرک گفت بگوئید که حالا شما از طرف ما چه اراده دارید امیر مسلمانان فرمود که ما از شما
یکی را از سه خصلت اراده داریم اول اینکه بگوئید که ( لا اله الا الله محمد رسول الله ) وحده لا شریک
له . واگر شمایان بطرف این امر اقدام گردید باید که انچه نفعی که بؤل مایان باشد از برای
شما هم باشد انچه ضرری که از برای شا بود مایان را هم باید .
تبرک گفت این کلمه بزرگی است مایان هم این کلمه را میگوئیم لیکن علم نداریم اینکه محمد
(ص) که نبی شما بوده او پیغمبر است اینه.
امیر اباعبیده رضی الله تبارک تعالی عنه فرمود که دروغ میگوئی تو ای دشمن خدای ج زیرا که
شمایان هرگز خدای تعالی را یکی نمیگوئید و یکی نمیدانید چرا که خدای تبارک و تعالی جل شانه
مایان را از حال شما در کتاب عزیز خود خبر داده اینکه شمایان مسیح را پسر خدای میگوئید و
مایان میگوئیم که لا اله الا هو سبحان وتعالى عما يقول الظلمون علوا كبيرا .
تبرک گفت که این خصلتی است که مایان هرگز این امر را از طرف شما قبول نمیکنیم . خصلت دومین
خود را بگوئید که چیست . امیر مسلمانان فرمود که خصلت دویم این است که از عوض شهر خود —
بهمرای ما صلح کنید وجزیه را برضا مندی خود ادا نمایند و به نزد مایان خوار و ذلیل باشید —
چنانکه مردمان غیر شما از اهل شام ادا کردند .
تبرک گفت که خصلت دویم شما از اول بمایان بزرگتر است و مایان از ان جمله نیستیم کـــه
هرگز یتحت ذل وصغار داخل شویم امیر ابا عبیده رضی الله تبارک و تعالی عنه فرمود که مایان هم
هرگز از نزد شما دور نمیشویم و بهمرای شما مقاتله میکنیم تا اینکه خدای تبارک و تعالی جل شانه ما را
در بالای شما ظفر و دهد وعیال واطفال شما را کنیز وغلام گردانیم و هر که از کلمه توحید سر باز زد —
بر کلمه کفر خود اقامت کرد مایان او را بقتل می آوریم .
ـ ٥٦ ـ
تيرك گفت که مایان هم شهر خود را بشما تسلیم نمیکنیم اگر چونکه همگی ما تا به اخیر بقتل
رسیم و چگونة شهر خود را بدست شما میدهیم که تمام الات و اسباب حصار داری و مردان محکم
دلاور در میان او جمع اورده ایم وبسان قلعه مردمان دیگر که در باقی شهر ها شمایان ملاقی شدید
مایان نیستم که انحا بشمایان رضا دادند وعزم ان کردند که جزیه را بشما ادا کنند و در بالاي
ان مردمان مسیح غضب کرده که انها را به تحت اطاعت شما داخل گردانیده ومایان در شهر مسکن
داریم که هرکه مسیح را در ابن محربخواند مسیح دعاي اورا اجابت میکند . امیر ابا عبیده ( رض)
فرمود که اي دشمن خداي عزوجل دروغ گفتی زیراکه خداي تبارك وتعالی جل شانه مارا از احوال
مسیح خبر داده كه ما المسيح ابن مريم الا رسول قد خلت من قبله الرسل وامه صديقه كانا يا كلان
الطعام .
تیرك گفت که من بمسیح قسم بر میدارم که اگر مدت ۲۰ سال شمایان در اطراف شهر ما اقامت
کنید هرگز قادر بفتح ان نمیشوید و این شهر ما بدست مردي فتح میشود که صفات او در کتابهاي
ما موجود است وهرگز از صفات او ذره درتو موجود نیست .
امیر ابا عبید ( رض) فرمود که صفات ان مردي که شهر شما بدست او فتح میشود چیست .
تيرك گفت که مایان ازطاعتا و ترا خبر مید هیم زیرا که مایان صفات اورا در کتاب لذي خود دیده ایم
واز نزد خود نمیگوئیم و چنین دیده ایم که این شهر ما بدست کسی فتح میشود که صاحب محمد
( ص) است وعمر نام دارد ولقب او فاروق است و قد او چنان مرد محکمی است که درنزد خداي ـ
تبارك وتعالی جل شانه ملامتی هیچکس اورا دامن گیر نمیشود وحالا هرچند مینگرم صفات اورا درتو
نمی بینم . ( باقی دارد )
از روزنامه شفق سرخ شرط بندي يا دیوانهگی (۲)
در نیمه سال ششم شروع کرد به تحصیل زبان هاي مختلف وحفظ کردن لغات ویاد گرفتن فلسفه
ودر اینراه منتها بیحد بیترابخرج داد و میل مفرطی باینکارها پیدا کرد بطوري که مدتی از وقت صراف قبلة قلبوا
براي تهیه کتابهاي که محل احتیاج او بود صرف گردید و در مدت چهار سال عددکتبی که اوگا بخوانده
وخوانده بود به ششصد رسید ویکروز کاغذي به صراف چنین نو شت .
((اقاي عزیز ! من این مکتوب را بشش زبان مختلف نوشته و براي شما فرستاد ام خواهشمندم اینها نوشته
را باشخاصی که کاملا* باین زبانها اشنا هستند نشان دهید اگر غلط نوشته بود م تلگرافی در بیا فرکنید وازصداي
ان من خواهم فهمید که زحمات ایندمت من بیهود نبود ضواین دنیا همیش بزبانهاي مختلف تکلم میكرد
ولی قوه اي که انها را نابنده کرد میکنی بود ه است . اما ایکاش شما میتوانستید مقدار مسرتي را کعن امروز
پس از یاد گرفتن زبان و فهمیدن افکار انحا تبختر میریم بدانید .))
صراف تقاضای اور اقبول کرد پس ازاناه ان مکتوب را باشخاص مختلف نشانداد وانها هم تصدیق
صحت او را کردند امرداد تلگرافی درباغ در نئید بعد از سال دهم او کا مثل بند رمقابـل میـزتحر یرباکمال
دقت و تعمـق مشغول مطالعه قسمت (( عهدجدید )) از کتابمقد س شد . صراف خیلی متعجب شد از
این
− ۵۷ −
اینکه چگونه اوکا خلاصه این همه علومرا در ظرف چهار سال بوسیله خواندن ۶۰۰ جلد کتاب در ذهنش حاضر نموده وبعد از اینهمه تحصیلا ت عالی مشغول مطالعۀ یک کتاب اسان وکوچکی مثل (عهد جدید) ـ بشود . بالاخره طولی نکشید که اوکا تاریخ ادیان وکتب فقهی خواست.
در دو سال اخیر کسالهای چهاردهم و پانزدهم اوکا بود فقط چیزهائی نقدی را مطالعه کرد که اتفاقا بدستش میافتاد بدون اینکه در انها دقتی نماید یا مثل اسبق انها را انتخاب و تقاضا کند وقتی که حبس او نزديك به تمام شدن رسید صراف در فکر فرو رفت و پیش خود گفت . (فردا ساعت ۱۲ مدت حبس این اوکا تمام میشود و از محبس بیرون میآید و بموجب قرارداد من بایستی دو میلیون تومان باو بپردازم واگر این مبلغ هنگفت را من بدهم فقیر و از هستی ساقط شده دیگر هیچ ندارم) .
صراف سابقا خیلی متمول وصاحب ملیونها ثروت بود ولی سالهای اخیر در چند قسمت معاملات مهم ضرر کرد، وثروتش کم شد، ودارائی او وضع خیلی خطرناکی پیدا کرد. بود. وقتی در خصوص نزدیک شدن مدت خاتمه حبس فکر کرد خیلی غمگین و مضطرب شده و سرب را مابین دستهایش گذارده و بالحجه حزن امیز ومایوسانه گفت : (چه شرط زشت وشومی من با ان اوکای بدجنس و نادان بستم. چرا تاکنون نمرده که من از شرش خلاص شوم ــ بزودی تمام هستی مرا از دستم گرفته وازدواج میکند و مشغول عیش ونوش شده ولرکمال اسایش زندگانیش را بسر میبرد ومرا در عمیق ترین گودال فقر و بدبختی میاندازد که انجا با غم واندوه بسر برم. نه . نه . این قضیه برای من قابل تحمل نیست و بهترین وسیله برای خلاص شدن از این مهلکه این است که اوکا بمیرد و برای من چاره ای جز مرگ او نیست).
در اینموقع ساعت سه بعد از نصف شب شده و صراف بیدار بود وابدا خوابش نمیبرد سکوت ـ خانه اورا فرا گرفته و تمام اهل خانه اش خواب بودند . صراف کلید در محبس اوکا را که پانزده سال است بان نزده بود برداشت کفش را پوشید واز اطاق بیرون امده سمت اطاق اوکا رفت.
سرما در کمال شدت و تاریکی تمام فضا را فرا گرفته بود صراف مثل کورها با دست راه خود پیدا میکرد و میرفت تا اینکه بمحبس رسید و دو مرتبه متصلب محبوس را صدا زد جوابی نیامد زیرا مشخص در مطبخ باغ در خواب فرو رفته بود وقتی بدر اطاق محبوس رسید کبریت زد ودید جای مهر همان طور که روز اول زده شده روی قفل باقی است شمع کوچکی تهیه واز سوراخ اطاق نگاه کرد دید اوکا روی صندلی ـ پهلوی میز نشسته و سرش مابین شانه هایش فرو رفته ومقدار زیادی کتاب اطرافش متفرق است.
پنج دقیقه معطل شد و در این مدت محبوس ابدا حرکت نمیکرد ومثل يك قطعه جماد افتاده بود. با انگشت چند مرتبه بشیشه دریچه اطاق زد ابدا جوابی نشنید ومحبوس هیچ حرکتی نکرد ناچار طرف در اطاق رفت وجای مهر روی قفل را جای کرد وچند مرتبه کلید را دور دستش گردانید باین خیال که اوکا اگر ملتفت نیست ملتفت شود واگر خواب است بیدار شود ولی هیچ صدائی نشنید وبالاخره مصمم شد که وارد اطاق شود قفل را باز کرد و داخل شد . دید پهلوی میز مردی نشسته که ابدا شباهتی به سایر مردها ندارد جسمش بقدر لاغر است که غیر از استخوان و پوست چیز دیگر از ان باقی نمانده ـ پوست بدنش هم کشیده وپراز چروک رنگش زرد گونه هایش بیرون امده کمرش منحنی موهای سرش سفید موی ریشش بهم پیچیده وکثیف ودر جلوش صفحه کاغذی است که با خط خیلی ریز چیزهای بان ـ نوشته است . متوجه کاغذ شد وپیش خود شر گفت :
( این محبوس در خواب عمیق فرو رفته وشاید دو ملیون پول ولذایذی که بعدها ازان منتظر است در خواب می بیند . من باید او را بلند کرده وبر رختخوابش چا بانده ومتکا در نقطه دهانش بگذارم تا خفه شود این عمل مرا متهم بقتل او نخواهد کرد زیرا حتی بزرگترین اطباء هم خفه کردن – ادمی را نمیتوانند از هم تشخیص دهند ولی بهتر این است که من قبل از اینکار کاغذ را که نوشته – بخوانم ) .
سپس مشغول مطالعه مکتوب شد وبید دران نوشته است :
(( فردا ساعت ١٢ مدت حبس من تمام ومن ازاد و از این زندان بیرون میرم ولی من پیش از بیرون رفتن از این زندان ودیدن نور افتاب لازم میدانم بشما ای اهل دنیا بعضی مطالب را خاطر نشان کنم صریحا میگویم وجدان پاك وخداوند را که در مقابل من حاضر است شاهد می گیرم که من ازاد وزندگانی وصحت وتمام انچیز هائی را که شما از برکات این دنیا شمرده وبانها افتخار میکنید حقیر میشمارم .
( من پانزده سال است مشغول مطالعه وتفکر در دنیا وزندگانی ان هستم . بلی در اینمدت من زمین و مردم راندیده ام ولی هر چیزی که شما تصور کنید از کتابها شما فهمیده وتمام اشیائیرا که چشم از دیدن و گوش از شنیدن انها محظوظ میشود تحت دقت قرار داده ام . در اینمدت من از اسرار طبیعت وعلم و فنون مطلع شده وتمام بحر وکره زمین را گردش کرده وتمام نقاط غیر مکشوف زمین وتمام چیز های که زیر اب و بالای هوا بوده اند کشف کرده ومطالبی را که حتی بزرگترین فلاسفه شما از حل انها – عاجزاند حل کرده ام . من از روی کتابهای شما معجزات وکرامات وکارهای خارق العاده را کشف وباسرار ادیانی که در دنیا منتشر شده تمام مردم بانها معتقد گردیده اند پی بردم خلاصه از روی همین کتابهای شما من حکمت اولین واخرین را فهمیده وداناترین انسان روی زمین شده ام والان میگویم که من تمام کتابهای شما را حقیر شمرده وحقیر شمرده وتمام حکمتها وبرکات دنیوی شما را ناچیز وتمام اشیائیرا که در بند نیا است بیهوده وبی فایده میدانم وتمام این اشیا جز وسایل گول زدن فریفتن انسان چیزهای دیگر نیستند . شما بعقل وثروت و جمال ومقام مباهات میکنید ولی تمام اینها چیزهای بیهوده میباشند و وقتی دست مرگ بطرف شما دراز شد ونیستی باقیانه هولناك بشما رو اورد هیچیک ازینها نمیتواند از شما دفاع کند . ( شما غرق غرور وگمراهی بلکه دیوانگی هستید وحقیقت را درك نمی کنید ودروغ را به راستی وحرام را بر حلال ترجیح داده وخوب را با بد مبادله میکنید . ( باقی دارد ) .
صفحه (۱)
(جریده هفتگی حبیب الاسلام - سال اول - شماره ۵)
(نمره سلسله ۵)
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداریخانه در باغ غازیان کابل - افغانستان - نمره تلفون
همه امور تحریریه وحسابيه بنام اداره فرستاده شود.
اداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است.
در هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود.
اوراقیکه درج نشود تلفا اعاده نمیشود
قیمت سالانه قیمت ششماهه
در داخل - پنج افغانی سه - افغانی
در خارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ
يك شماره ۱۰ پول
(تاريخ قمري ٢٣ شوال المکرم ١٣٤٧) پنجشنبه (تاريخ شمسى ١٥ حمل ١٣٠٨ هجرى)
بیعتهای ولایات وملحقات ان
(۱)
تمهید
مبنی برینکه خیالهای عصر در تشخیص راه راست از پا در افتاده و این درماندگی را صاحبان
غرض بواسطه از پیش بردن مطلب سوء خود مددگاری مینمایند حوصله ما سرامد از روی مطالعه تفصل
خود برای تسکین افکار پریش عقول از دست رفته يك سلسله حقایق را سرمیدهیم تا در مخیله حقیقت
سنج مکانی بخود احراز کرده ان خاطره های قلق مضطرب و روحیات لرزان را مغلوب و منکوب نماید.
سلسله حقایق عبارت از بیعت نامه ها ایست که اطراف ونواحی ولایت کابل و ولایات دیگر ملحقات
وزارت داخله تا اینزمان بمناسبت قریبو بعد مسافه بحکومت مرکزی تقدیم داشته ما هم درجات تاریخ
را بمناسبت قبل و بعد مبداء شایعه ات خود قرار میدهیم وانچه قبل از همه رسیده بمراتب درج اخبار
( حبیب الاسلام ) نموده بقارئین تقدیم میداریم و نیز از رجال معروف در خاتمه هر بیعت نامه که
امضاء نموده اند اسم خواهیم برد واز سایر ااشخاص ملحوظ به تطویل کار تنها به تعیین
تعداد قناعت خواهیم نمود.
بیعت نامه مفرزه عسکری ( مزارشریف )
بحضور اعلیحضرت پادشاه مسلمین امیرالمجاهدین عرض ما مفرزه مزار اینست: چون خدای عالم
برای تجدید و تازه گی امور مذهبی ما ملت موید ارادت شما شده و حضور همایونی شما را توفیق
عنایت فرمود که با يك همت دلير وبك قتله شمشير توانا پاي تخت مملكت را تصرف شديد واينك بعنوان
يك خدمت گذاردین و پناهیر مسلمین نور کابل شرف اجلال ارزانی فرمودید.
- ٦٠ -
لهذا ارباب مناصب وافراد مفرزه مزار که فی الحقيقت يك قطعه از خدمت کاران دين و فداکاران
ملت خود میباشیم خود را هم باين اتفاق قومی ومذهبی شامل داشته بيعت ميکنيم و با اين عريضه
قرار احکام الهی وحضرت رسالت پناهی به بیعت حضور همایونی آماده وار بودن خود را درينجا
ذريعه عريضه جداگانه که بتوسط جناب جلالتماب سردار سپه سالار صاحب تقديم داشته ايم آگاهی
داده فرمان برداریم . امضاء :
قائد مفرزه مزار عبد الرحيم ـ عبد الغفار کندکمشر ـ سيد پادشاه كاتب كندك ـ الله داد توليمشر
غلام علی بلوکمشر ـ عبد العلی بلوکمشر ـ جلال الدين بلوکمشر ـ گل باز پرکمشر نقلیه .
بيعت نامه مفرزه عسکری ( قطغن وبدخشان )
بحضور مبارك انوار تخلل والا حامی دين اعليحضرت امیر حبیب الله خان ! مایان منصبداران وباقی
مفرزه عسکری قطغن و بدخشان معروض ميداريم اینکه ازانجا که حضرت خداوند جل جلاله بر اهالی
دین اسلام برحق وپيشوای مطلق که حضرت محمد (ص) است افریده وبر روی زمین خلیفه که اطاعت
اولی الامر را الی روز محشر اراده کرده ازان رو الحمد لله تعالی تا اکنون دین اسلام بعترتی بدخواهان
دین حضرتش بار خجالت بدوش داشته خسر الدنيا والا خره میباشند . و ما مفرزه عسکری که کمر
همت بسته واسلحه اسلامی را برداشته شب و روز صرف اوقات خود را به زحمت دنیائی میکنیم مقصد مان
چند چیز است . اول اطاعت اولی الامر بقرار ایه کریمه قرانی که اطيعوالله واطيعوالرسول اولى الامر
منکم را بر ذمه مان ثابت کرده ورضاء حق وحضرتش دران است .
دوم حفاظت ناموس خودمان و پدروبرادروهمجواران ما که از دست طغیانات کفر در امان باشند
بهمه حال بسيار بسيار ملحوظات ديگر است که اگر بیان کرده شود عرضمان طويل ميشود . خلص
اینکه عارضان قبلا قرار جذب امیر مخلوع امیر امان الله خان با ده لك روپيه پخته واسلحه ويراق
خود ها عازم دار السلطنه شده به بسيار زودی چشم انتظار بطرف کابل داشته الى منزل صیغان رسیده
بودیم قرار حکمنامه نمبر ١٦١ ـ ٣٠ برج جدی ۱۳۰۷ عبد العزيز خان نائب الحكومه ولایت ترکستان
ذريعه تلگرام وزارت حربيه رسيده که مفرزه بدخشان الی امر ثانی در ایبک معطلی شود چرا که در
راها برف زیاد است ) . خلص اینکه بجمعیت مفرزه به بسيار زحمت بازگشت اييك شديم چند يوم در اييك
توقف بودیم که نور محمد خان غندمشر که قبلا رئيس ارکان حربییه فرقه مزارشریف بود با دو قطعه حکمنامه که
يکی از نائب الحکومگی ويکی از فرقه مزار شریف وارد اي بک گردید . در حکمنامه مذکورنثر وتوضیح بود ایند که
مفرزه شما قرار حکم وزارت حربيه بست فرقه مزار شريف گرديد ، لازم كنفري و خزانه خودرا بمزارشریف سوق
داده اعزام شوید .
همين که خادمان دولت از جلوس اعلیحضرت غازی واقفیت یافته بقسم سیاسی خزانه ونفری خود را از
شهر ای بک بارگیری کرده همرای کرايعکشها بيك قسم تسلی داد مخزانه و مترزمتران خود را حرکت
داده برای نورمحمد خان غند مشر وباقی اهالی بیان کردیم که خزانه وخود مایان مزارشریف میرويم -
حينيكه خزانه و بستره بارگيری شد سر بارگير را بطرف قطغن گردانيده بطالع همایونی مخالخير
٦١
والعافيه بتاريخ ٤ رمضان المبارک داخل خان اباد گردیدیم چون روز پنجشنبه که به
خان اباد گردیدیم اعلانات شهر یاری را بچشم دیدیم از خلع امیر امان الله خان و تقرر سلطنت شما
مستحضر شدیم و اینکه خون را خاتم دین رسول الله صلى الله عليه وسلم نام نهاده اید و اهالی دار
السلطنه شما را امیر خودها قرار داده است و دست بیعت داده اند ما نیز بر اعتبار دین اسلام
رشته اطاعت شما را بگردن انداخته و خودها را فدائی دین اسلام شناخته بقرار دیگر تم و برادران
عسکری خودها خودمایان دست بیعت را برایت الی بقای حیات داده و شما را به پادشاهی خود
ها قبول داریم و اوامر شما که موافق به امر خداوند جل جلاله و رسول اکرم علیه الصلوات والسلام باشد
انرا بجا میکنیم و از خداوند جل شانه توفیق خدمت برای اسلام و اهل اسلام خواسته و شما را به شرع
شریف راسخ الاعتقاد میخواهیم . خداوند تعالی جل جلاله کند که دین اسلام روشن و دشمن اسلام
شرمسار دارین باشد این عریضه ما بیعت است که الی بقای شریعت فوق از ان عدول نمیکنیم اگر عدول
کنیم خسر الدنيا والاخره باشیم امین ثم امین فقط تحریر ٦ ماه رمضان المبارک سنه ١٣٤٧ ٠
امضاء ات : عبد الرؤف ـ محمد امین ـ سید محمد وکیل کندک مشر ـ غلام احمد تولیمشر ـ عبد الصمد
جهادار خان اباد ـ محمد اکبر وکیل تولی مشر ـ عبد الصمد کاتب تولی ـ یار محمد وکیل بلوکمشر ـ
فتح محمد ـ تو محمد وکیل برکمشر ـ وکیل بلوکمشر ـ میر عنایت کاتب تولی ـ محمد رفیق بلوکمشر وکیل
تولیمشر ـ محمد مراد بلوکمشر ـ جلال الدین برکمشر ـ شیر محمد برکمشر وکیل بلوکمشر ـ دو امضاء خوانده نشد ـ
مواپور ٠ جلال الدین برکمشر ـ عبد الکریم بلوکمشر ـ محمد رحیم ـ راز محمد تولی مشر ـ بهاء الدین ـ
محمد زرین کدامدار نظامی خان اباد ـ سه مهر خوانده نشد ٠
بیعت نامه گردریز وارگون (١٥ شعبان)
درجات پادشاه غازي امير حبيب الله خان سراج الملت والدين در ترقی و تزايد باد
ونجم سعادتقتش غالب و مشتعل باد ـ وعلم کافر ومکفر چنانکه واقع شده از دست پادشاه غازي ـ
امیر حبیب الله سرنگون خواسته ایم چنانچه امیر امان الله مع مفاسدات از دست شما سرنگون شد
انشاء الله تعالى ٠ بعد ازين عرض ملایان مدرسین علاقه گردیز وارگون چنان است که مایان غریبان
از دست مبتدعین و کفره در بدر خاک پسر بودیم چونکه سیف غازی شمشیر شما ظهور یافت
مایان بور جای خود امده ایم والحال در خدمت دین و پادشاه اسلام امیر حبیب الله خان شاغل
ومشغول هستم و قران شریف را بر سر گرفته در مخلوق میگردیم وعظ ونصیحت میکنیم انشاء الله تعالی
بعد از ماه روزه حاضر دربار شریف خواهد شویم ارنده بیعت نامه هذا ملا جلاد نام رئيس ـ
طالبان اهل زرمت می باشد که ساعی در حق دین و پادشاه اسلام امير حبيب الله خان سراج الملت والدین
می باشد بحضور روانه کردیم که هر خدمت که بر مایان تعلق دارد بدست ملا جلاد سر رشته ـ
داده شود که بجا اوریم ٠ (الناس على دين ملوکهم والعلما ورثت الانبيا) لهذا لازم است که
برین بیعت دستخط بکنند ٠) امضاء :
مدرس ملا عبد الرحيم ـ مدرس ملا عبد الملک امير محمد طالب العلم ـ عادل شاه طالب العلم ـ
(محی الدین ـ جمعه خان ـ عبد الحکیم ـ ملا جیلان ـ ملا محمد اصغر ـ ملا سید گل ـ ملا گل محمد ـ
ملا شیر محمد ــ ملا عماد الدین ــ ملا عبد الحق ــ ملا بازمحمد ــ ملا احمد جان ــ ملا محمد امین وملا جان محمد طالب العلمان) ــ مدرسه قریه نیکنام خورد ــ ملا قند عبدالمحمد مدرس خورد ــ طالب العلم ــ ملا عبد الرحمن ــ ملا مرتضی ــ ملا راز محمد ــ ملا فقیجان محمد ــ ملا محمد عظیم ــ ملا عبد الحکیم مدرسه رحمان خیل مموازی ۰ طالب العلم ۰ ملا حیدر ــ ملا عبد الظاهر ــ ملا عبد المجید ملا عبد الرحیم ــ ملا محمد شریف ــ مدرسه مقدسه علیخان خیل ــ ملا محمد نعیم مدرس مدرسه مقدسه شمل زائی ــ ملا دین محمد مدرس ــ طالب العلم ــ ملا حاجی محمد ــ میر صاحب ملا غلام صدیق ــ عبد الله خان ــ مدرسه مقدسه اخند زاده خیل مموزائی ــ ملا محمد هاشم اخند زاده مدرس طالب العلم ــ ملا جان محمد ــ ملا میر حمزه ــ عبد السلام ــ مدرسه مقدسه این خیل ازریاخیل ــ ملا راز محمد مدرس ــ
(٣٤ نفردیگر)
مسایل دینی
(٥)
٤٣ ــ لعنت بر هیچ مسلمان گفته نشود اگر چه فاسق و ظالم باشد مانند یزید زیرا که خاتمه مستور است.
٤٤ ــ بر یک فرد مسلمان شاهدیدادن دخول جنت روا نیست مگر انی است که شاهدی دخول جنت برای ــ افراد یکدیگر از قران شریف وا حادیث صحیح موارد شدید اد میشود چون همه انبیا علیها لسلام و بعضی از صحابه کرام مثلا ده یار بهشتی وغیره مثل حضرت ابوبکر صدیق وحضرت عمر فلق فاروق وحضرت عثمان ذوالنورین وحضرت علی مرتضی وحضرات طلحه و زبیر وعبدالرحمن بن عوف وسعد بن ابی وقاص وسعید بن زید بن عمرو بن نفیل و ابو عبیده بن جراح وبی بی فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین وخدیجه کبرا وعایشه صدیقه وعیاس و سلمان وصهیب وعمار بن یاسر وغیره صحابه عظام رضوان الله تعالی علیهم اجمعین که حضرت رسالت پناهی (ص) شهادت دخول جنت را ــ فرموده اند.
وشاهدی دوزخ برای یکنفر کافر درست نیست مگر به افراد کفاریکه در قرآن شریف و یا احادیث صحیحه مبارکه تعیین موث بکفرد ان شده باشد چون فرعون لعین وابوجهل وابولهب وغیره امثال شان وچنین شاهدی رواست که همه مومنان اهل جنت اند وهمه کافران اهل دوزخ.
٤٥ ــ حرام دانستن شیره خرما که منکر نباشد روا نیست.
٤٦ ــ ولی بدرجه پیغمبران علیهم الصلوات والسلام نمی رسد وتا زمانیکه بنده عاقل و بالغ باشد بمقامی نمیرسد که امرونهی خداوند تعالی از وساقط شود .
٤٧ ــ نصوص ایت های قران شریف و احادیث رسول الله علیه الصلوات والسلام همه بر ظاهر ان حمل کرده شدند همان معنی که از ظاهر لفظ ان ها فهم میشود ان معنی مراد است مگر که ترك شده باشد معنی ظاهر اوبد لیل شرعی وتاویل انها از ظاهر انحا بسبب مدعای نفسانی کفر والحاد است .
٤٨ ــ منکر شدن از حکائیکه نصوص قطعی قرانی ویا احادیث نبوی برانها دلالت میکنند مانند حشر اجساد کفر است .
٤٩ ــ بر مسلمانان واجب است که برای انتظام ومصلحت های دین ودنیای خود پادشاهی استاد بکنند
-٦٣-
که مرد مسلمان آزاد عاقل بالغ سیاست کننده باشد و توانا باشد برجاری نمودن حکم های شرعیه و نگهداشتن سرحدات دار اسلام و دفع ظلم کافران و ره زنان و دزدان وغیر ازین ها از اهل فساد و توانا باشد به برداشتن حدود چون حد زنا و حد دزدی وغیره و برپا داشتن قصاص ونماز های جمعه وعید و عید و بر قطع کردن دعوا هائیکه میان بنده گان خداوند تعالی واقع میشود و بر قبول نمودن شاهدي هائی که بر حق ها ادا کرده میشود و بر نکاح کردن صغیر وصغیره که ولی وقریب نداشته باشد وبر تقسیم و بخش کردن مال هاي غنیمت .
٥٠ ــ بر آمدن از فرمان پادشاه و یاغی شدن بر او روانیست خواه عادل باشد خواه ظالم ومیباید که پادشاه ظاهر باشد نه پنهان و پوشیده و شرط نیست که پادشاه معصوم باشد و نه انکه بهتر اهل زمانه خود باشد چنانچه شیعه میگویند که امام مهدی اخر الزمان رحمت الله تعالی حال زنده و پادشاه است و از چشم مردم خودرا پنهان کرده و به نزديك قیامت خود را ظاهر میکند
٥١ ــ اقتدا کردن در نماز بهر مسلمان رواست خواه نیکو کار باشد یا بد کار باشد بشرطیکه بدکاری او بحد کفر نرسیده باشد واگر بحد کفر رسیده باشد اقتداء نماز باو روانیست ولیکن اقتداء نماز به مسلمان بد کار اگرچه رواست مکروه است بکراهیت تحریمی و نماز جنازه هر مسلمان نیکوکار و بدکار ــ خوانده شود و مسح بر موزه رواست در حال سفر سه شبا روز ودرحال غیر سفر يك شبا روز .
٥٢ ــ در دعا وصدقه کردن مسلمانان زنده برای مردگان مسلمان نفع وفائده بان مردگان میرسد .
٥٣ ــ خداوند تعالی قبول میکند دعاهای بندگان را وروا میسازد حاجت های ایشان را اگر دعا بگناه و قطع صله رحم نباشد و دعوات بحضور دل باشد والا قبول نمیکند .
٥٤ ــ تا وقتیکه نفس در گلو و فرفره نرسیده باشد یا آفتاب از جانب مغرب نیرامده باشد توبه نزد خداوند تعالی قبول میشود خواه از کفر باشد خواه از گناه و چون نفس به گلو رسید توبه از کفر قبول نیست باتفاق و بر توبه از گناه خلاف علما است .
٥٥ ــ آنچه از علامات قیامت پیغمبر ما عليه الصلوات والسلام خبر داده همه حق است مانند طلوع افتاب از جانب مغرب و فرود امدن حضرت عیسی علی نبینا وعليها لصلوام والسلام بجسد مبارك خود از آسمان و برآمدن ياجوج و ماجوج از سد خود که از نوع بنی ادم اند وهمه ایشان کافرند و بر اکثر روی زمین غالب میشوند و برآمدن دابة الارض که حیوانی است که از زمین می براید و بروی زمین میگردد و بر امدن دجال و وي شخصی است بيك چشم کور جادوگر و دروغگوي و بر اکثر زمین غلبه میشود وبدروغ دعواي خدائی را میکند وچون حضرت عیسی علی نبینا وعليها لصلوات والسلام از آسمان فرود اید بدست مبارك خود او را میکشد وهمه این علامات که درانخصوص بیان شده بر ظاهر خود محمول اند تاویل ان کفر و الحاد است .
٥٦ ــ پیغمبران بنی ادم از پیغمبران ملائیکه بهتر اند و پیغمبران ملائکه از عامه مومنان بنی آدم ــ بهتراند وعامه مومنان صالحان از عامه ملائکه بهتراند ــ
٥٧ ــ حلال داشتن گناه صغیره وکبیره که بدلیل قطعی ثابت شده باشد و سخریه کردن بر شریعت غرا ونا امید شدن از رحمت اوتعالی وایمن بودن از عذاب اوتعالی وراست پنداشتن قول کاهنان وساحران در چیزیکه از عیب جز (غیب خبر) میدهند واهانت ودشنام گفتن حضرات شیخین
-٦١-
را که حضرت ابوبکر صدیق وحضرت عمر فاروق واستعمال چیزیکه علامهء خاصه الین کافران باشد مانند زنار بستن وقشقه زدن وان صلیب است که نوع برنج ساخته به نیت عبادت می اویزند و رد کردن قران مجید شریف وحدیث متواتر وانداختن قران شریف درجای پلیدی . و تاویل کردن قران شریف وحدیث شریف بر خلاف تاویل علمای دین واجماع امت واصول شرع مبین همهاین چیزها کفر است .
٥٨ـ اختلافاتیکه در میان چهار امام دین امده یعنی حضرت امام ابوحنیفه وحضرت امام شافعی وحضرت امام مالك وحضرت امام احمد حنبل رحمهم الله تعالی رحمت پروردگار است نه چنین است که بعضی متعصبان وجاهلان میگویندکه اختلاف ایشان موجب خلل وزحمت برای مردم شده پس بر مسلمانان لازم است که همه ایشان را به نیکی یاد کند واختلاف ایشانرا رحمت خدا وعز وجل دانند .
٥٩ـ حق در بین هر چهار مذهب دایر است باین معنی که حق در همین چهار منحصر است وحق از چهار مذهب بیرون نیست پس اگر کسی بدون از چهار مذهب درمذهب دیگری حق را دایر کند گمراه ومبتدع است و مراد بر چهار مذهب مذهب امام ابوحنیفه ومذهب امام شافعی ومذهب امام مالك و مذهب امام احمد حنبل است رحمهم الله تعالی وکسی از مذهب خود هرکدام ازین چهار مذهب که باشد بدیگر مذهب نرود زیرا که استخفاف صاحب مذهب اول می اید واستخفاف هیچ کدام ازـ اصحاب این چهار مذهب روا نیست .
٦٠ـ درسنه چهارصد هجری نبوی علی صاحبها الصلوات والسلام قیاس واجتهاد قطع شده و بعد از سنه مذکوره کسی بدرجه اجتهاد نمی رسد .
٦١ـ اگر کسی درین زمانه دعوا کند که استخراج مسئله هارا از قران شریف واحاديث نبوی علی صاحبها الصلوات والسلام میکنم در دعوای خود دروغگوی وخود او مبتدع وگمراه است زیرا که مسئله ها همان است که مجتهدین مهدیین بسعی وکوشش تمام استخراج انرا نموده اند وکتب معتبرهء اهل سنت و جماعت ازان مملو و پر است ودرین زمانه کسی قوت استخراج مسئله هارا ندارد هرکا کسی دعوای انرا کند ضال ومضل است .
٦٢ـ اگر کتابی یا رسالهء یا مسئله مخالف از کتب عقاید وفقه شریف اهل سنت وجماعت پیدا شود عمل کردن بان روا نیست . .
باب دوم در بیان مسئله متعلقه عقاید ومراد ازان اثیائی است که مرتکب انرا فقها کرام رحمهم الله تعالی کافر گفته اند واجتناب تمام ازان لازم و فرض است و این باب مشتمل است بر یازده نوع:ـ
نوع اول بیان چیزهائیکه لا بدی است دانستن ان ها وان چند قاعده کلیه است
اول باید دانست که هر مسلمان را میباید که در صبح ومسا این دعا را ورد خود سازد تا سبب نگه داری او شود از کفر شدن ندانسته و معصیا ل وعده مصدوقه حضرت پیغمبر ماعلیه الصلوات والسلام ( الهم انی اعوذ بك من ان اشرك بك شيئا" وانا اعلم به واستغفرك لاله اعلم به تبتعنه وتبرات من الكفر والشرك والكذب والغیبه والنميمه والبدعته والبهتان ومن امعاصی كلها واجدد د ایمانی واسلمت واقول لا اله الا الله محمد رسول الله )
٦٥ -
واقول لااله
الا الله محمد رسول الله ) )
یعنی بار خدایا پناه میگیرم بتو از اینکه شريك ملزم با تو چیزیرا در عبادت و یا در خالقیت تو
یا در خالقیت تو و من بدا نم انرا و بخشش میخواهم از تو ازان چیزی که تا روا باشد و باین ندانسته
باشم و توبه کردم ازان و بیزارم از کفر و شرك و دروغ گفتن وسخن چینی و از تهمت گفتن و از بدعت
و بهتان و همه گناهان و تجدید میکنم ایمان خود را و اسلام اوردم و میگویم ( لا اله الا الله محمد -
رسول الله ) )
دوم : ـ این را باید دانست که کافر گفتن مسلمان پرخطر باید بود که رسول علیه الصلوة والسلام
فرموده اند که اگر کسی دیگری را کافر گوید وان شخص بقرار شرعی کافر نباشد همان نسبت کفر بخود
گویند باز میگرد د اگر بنیت او تبدیل دین او باشد نه دشنام .
سوم :ـ فقها اعظام رحمهم الله تعالی فرموده اند که اگر در شخصی چند وجه بود که کفر
اورا ثابت میکرد و يك وجه باشد که کفر اورا منع کند مفتی را لازم استکه بهمان يك وجه میل کند .
٤ ـ در خاطر بسی از مسلمانان بعضی خطرهای بد و مخالف عقاید واعمال اسلامی خطور میکند
که بتلفظ کردن ان خطرها کفر لازم میگرد د پس اگر ان شخص خطرات مذکور را بد مید انست پس
حكم شرعی چنین استکه بد دانستن ان از ایمان خالص است که شیطان متوجه ان بوده و ایمان اورا
میرباید و برای دفع ان ( لاحول ولا قوت الا بالله العلی العظیم ) گفتن مجرب است .
ه ـ اگر بزبان کسی کلمه کفر نادانسته جاری شد که نمیدانست که این کلمه کفر است در کفر او ـ
اختلاف است پس لازم بر مسلمانان است که احتیاط کند وازان اجتنا ب نماید که در هر کلمه که
در کفر ان اختلاف است احتیاطا امر میشود که تجدید نکاح او کرده شود .
٦ ـ عزم كفر نيز كفر است یعنی اگر شخصی مثلا اراده مستحکم و عزم وبالجزم داشته باشد که فلان وقت
کافر میشود نعوذ بالله منها اگرچه در اراده او بعد از یکصد سال باشد فی الحال فقه کافر میشود .
۷ ـ اگر شوهر یا زن مرتد گردد نعوذ بالله منها نكاح شان باطل میگردد و چون تجدید ایمان و اسلام
خود را بنماید لازم است که تجدید نکاح را نیز بکند نوع دوم بیان کلمات که در شان الله تعالی گفته
شود وفقهای کرام رحمهم الله تعالی انها را الفاظ کفر گفته اند .
اول ستودن خدای تعالی بصفتیکه شایان جناب قدس او نباشد مانند جهل عجز کذب در ذات و
صفات او تعالی يا شريك يا زن یا فرزند یا امثال ان برای او تعالی ثابت کردن نعوذ بالله منها يا ـ
تمسخر واهانت بامری از اوامر اوتعالی یا باسمی از اسمای اوتعالی یا منکر شدن از وعد وعید او تعالی .
( باقی دارد .
فتوحات اقلیم اسلام ( فتح بیت المقدس )
(٥)
راوی گفت که چون امیر مسلمانان این گفته را شنید تبسم کرد وبخنده شد که بوب کعبه قسم اینکه
شهر را مالک شدیم و فتح كردیم بعد امیر از وی پرسید که اگر ان مرد را بینی می شناسی ( تيرك) گفت
اری چگونه نمی شناسم که صفات او وایام وسنین عمر او همه گی در نزد من موجود است ابا عبیده رضی الله
عنه فرمود که والله قسم اینکه ان شخص خلیفه بزرگ ما وصاحب نبی ما میباشد ( تيرك ) گفت اگر قول تو
صدق است صدق قول مايان راهم خواهد دانستی حالا توصعی کن که ریختن خون ها در بین ماوشما
بسته شود وبطرف صاحب خود کس فرست که بطرف ما اید که چون اورا دیدیم که بچشم ما ظاهر شد
وصفات اورا شناختیم بعد ازان دروازه هاي شهر خود را از براي شما مفتوح میکنیم و هیچ کید و
مكري نداریم وجزیه خویرا هم ادا مینمائیم امیر ابا عبیده رض فرمود که ما بطرف او کس میفرستیم
که او بطرف ما اید تا اینکه بعد ازان بدانیم که شما مقاتله را دوست دارید مایان دست هاي خود را
از طرف مقاتله شمایان نگاه داریم تبوك گفت یا معاشر عرب یعنی خویرا ترك كنيد ومایان هم شما را
خبر میدهیم اینکه از براي شما خبر صق را گفتیم تا اینکه ریختن خون ها در بین ما وشما ـ
بسته گردد وشما از مصالحه سر باز میزنید ومقاتله را ذکر می كنيد امير ابا عبيده رضي الله عنه فرمود
که این چنین است که تو میگوئی زیرا که مایان در قتل خويها از حیات خود بیشتر اشتها داریم وـ
چنین امید واریم که اگر بمقاتله نقد شما بقتل رسیم مستوجب عفو وغفران خذي تعالى گردیم .
راوی گفت که امیر ابا عبیده رض حکم کرد اینکه من بعد مسلمانان دست خود ها را از مقاتله شان
نگاه دارند وتبوك هم بشهر رفت .
وقدی رحمت الله عليه نقل کرد که بعد ازان امیر ابا عبيده رضی الله عنه مسلمانان را به نزد
خود جمع اورد وازگفته تبوك انهارا خبر داد در اینوقت مسلمانان همگی اواز هاي خود هارا بــه
تکبیر وتهلیل بالا کردند وعرض نمودند که اي امیر این فعل را عمل نماي وبطرف امير المومنين عـــمر
رضى الله عنه نوشته کن شاید که او بطرف ما تشریف فرما شود واین شهر فتح گردد شرحبیل بـــن
حسنه رضی الله عنه فرمود که اي امیر صبر کن تا اینکه از براي شان بگوئیم که امیر بزرگ ما بما همراء
است وخالد رضی الله عنه را بطرف شان بریم بلکه چون بطرف اودیدند قید دروازه هاي شهر خویرا
از براي ما مفتوح کنند و ذله گی ما برطرف شود خالد بن ولید از همه گی مردمان با میر المومنین عمر
بیشتر مشابهت داشت رضی الله عنهما چون صبح شد ترجمان بطرف تبوك رفت واورا گفت که خلیفه
ما امد وابا عبیده از براي خالد رضی الله عنهما این معنی را بیان کرده بود بعد ازان همه امیرها
سوار شدند وبطرف اهل یونا لمقدس رفتند واز براي شان گفتند که ان مرد بزرگ طالبی بودید قدم اوردـ
مشرکان این قول را به نزد تبوك گفتند تبوك روانه شد تا اینکه در بالاي سور شهر امد و از براي ـ
ترجمان مسلمانان گفت که مطلق صاحب خود را خبر دهید که به نزديك ما اید تا اینکه معاينتا
اورا ببینم چون خالد رضی الله عنه را بدید گفت بحق مسیح قسم که میگویم همان شخص است
لیکن بعضی علامات او دراین شخص موجود نیست بعد ازان تبوك از براي خالد رضی الله عنه گفت
که ترا بحق دین تو قسم که بگوي اینکه تو کیستی خالد رضی الله عنه فرمود که من از جمله اصحاب
او می باشم تبوك گفت اي جوانان عرب تا بکی مکر و فریب را به خود همراه دارید بحق مسیح که تا ان
مرد موصوف را بچشم خود نه بینم این شهر از براي شما فتح نخواهد شد وكی از مایان بطرف
شما نخواهد آمد اگر که مدت ۲۰ سال در اطراف شهر ما اقامت کنید در اینوقت مسلمانان بخدمت
امير ابا عبیده رضی الله عنه عارض شدند که اي امیر اگر مایان بخدمت امیر المومنین نوشته فرستیم
واورا از صورت واقعه اطلاعی دهیم شاید که درین بقعه تشریف فرما شوند و این مذلت ها از بالاي ما
رفع شود بعد ازان امیر بخدمت امير المومنين عمر رضي الله عنه كتابی نوشته کرد که این بود :
-٦٧-
بسم الله الرحمن الرحیم .
بخدمت امیرالمومنین عمر رضی الله عنه از طرف عامل او در شام ابا عبید عامر بن جراح سلام
عليك اما بعد فانی احمد الله الذی لا اله الا هو واصلی علی نبیه محمد صلی الله علیه وسلم مخفی
نماند یا امیر المومنین که مایان در اطراف بلده ایلیا فرود امدیم ودر مدت چهار ماه هر روز
بهمراه شان مقاتله کردیم وان ها بهمراه ما مقاتله میکردند واز شدت برف وباران وسردي هوا به
مسلمانان مشقت هاي عظیم رسیده لیکن مسلمانان درین همه مشقت ها صبر کردند وامید خود را
بطرف پروردگار خود اوردند و دران روزیکه این کتاب را بخدمت شما نوشته کردم تبوکی که اهل
بیت المقدس اورا بسیار بزرگ میدانند بطرف ما بیرون شد واز برای ما گفت که مایان در کتابهای
خود دیده ایم که این شهر ما فتح نمیشود مگر بدست صاحب پیغمبر شما که عمر نام دارد وان
تبرك نعت وصفت او را هم می شناسد که در کتابهای شان موجود است وحالا مایان از طرف شمایان
مسئلت مینمایم اینکه :
ریختن خون هارا شما بسته نمائید وبه نفس خود بطرف ما تشریف فرما شوید ومایان را مدد
دهید شاید که خدای تعالی این شهر را بدست ما فتح گرداند بعد ازان نامه را در پیچید
ومهر نهاد وفرمود که یا معاشر المسلمین این نامه را کدامین از شمایان بطرف مدینه منوره که
مزد او بر خدای عز وجل باشد میبرد میسره بن مسروق عیسی رضی الله عنه فورا جواب گفت که یا
امیر رسول قسم که انشاء الله تعالی بهمراه خود امیر المومنین رضی الله عنه بر می ایم ابا عبیده (رض)
فرمود که بارك الله فيك كتاب را بگیر میسره رضی الله عنه کتابرا پاگرفت ودر پشت اشتر تیز رفتار خود
سوار شد وهمیشه راه می پیمود تا اینکه در مدینه منوره رسید ودر حین شب بمدینه منوره داخل
شد وبخود گفت که قسم بخدای تعالی که در نزد هيچ يك از مردمان داخل نمی شم بعد ازان
اشتر خودرا بدرب مسجد بخوابانید وزانو هاي اورابسته نمود وبمسجد داخل شد واز برای مرقد مطهر
رسول الله صلى الله علیه وسلم ومرقد حضرت صدیق اکبر رضی الله عنه سلام کرده بعد ازان در موضع از
مسجد بخواب شد زیرا که چند شب گذشته بود که خواب نشده بود چون چشم او بخواب رفت ـ
بهمراه اذان امیر المومنین عمر رضی الله عنه بیدار شد و هنوز شب تاريك بود که اذان گفتند بعد
ازان در مسجد داخل شدند وندا کردند ( الصلوات رحمکم الله) میسره رضی الله عنه نقل کرد
که من هم وضو کردم ودر خلف امیرالمومنین عمر رضی الله عنه نماز را ادا نمودم چون امیرالمومنین
رضی الله عنه روی مبارك خودرا از محراب بگردانیدند من بخدمتشان بیا شدم و سلام کردم انها
چون مرا دیدند بهمراه من مصافحه کردند ومن انها را بسلامت مسلمانان بشارت دادم وگفتم :
که یا امیر المومنین برب کعبه قسم که این چنین است که عرض نمودم باز از من پرسیدند که یا ابن
مسروق بگوی که در عقب خود چه خبر داري . من عرض کردم که خبر خیر وسلامتی .
بعد ازان کتاب ابا عبیده رضی الله عنه را تسلیم شان نمودم چون امیرالمومنین عمر رضی الله
کتاب را بر مسلمانان بخواند همه گی خوشوقت گردیدند بعد ازان امیر المومنین عمر رضی الله عنه
روی بطرف شان اورد وفرمود که ای مسلمانان شمایان در باب نوشته ابا عبیده چه میفرمائید .
اول کسی که درین باب سخن گفت عثمان ابن عفان رضی الله عنه بود که او را فرمود که یا امیر
المومنین خدای تعالی اهل روم را خوار گردانید ، ومملکت شانرا از دست شان بیرون کشید ، و ــ
مسلمانان را بر بالای شان نصرت بخشید ، والحال اصحاب ما بلده ایلیا را در بالای شان بشدت
و قهر محاصره کردند وامر شانرا در مضیقت آوردند و هر روز مذلت و ضعفشان زیاده میشود و خوف بیشتر
بقلب شان جاگیر میگردد واگر شما در جای خود اقامت بکنید بطرف شان روید انحا خیال میکنند که
به نظر شما بسیار سبك داشته اند چنانکه شما هیچ خیال شانرا ندارید و محاربه ومقاتله شانرا ــ
حقیر میدانید بعد ازان اندك مدتی در شهر خود قرار نمیگیرند تا اینکه بفضل تعالی تمام روم بطرف
اصحاب ما میاورند جزیه را زمه بردار میشوند چون امیر المومنین این فرموده عثمان جزاهم الله تعالی
خیرا را بشنید روی بطرف مسلمانان اورد وفرمود که ای مسلمانان ایا بغیر فرموده عثمان رضی الله عنه
دیگر رای هم به نزد شما موجود هست یا نه .
علی کرم الله وجهه فرمود که اری رای من بغیر رای عثمان رضی الله عنه میباشد که از برای شما ظاهر
میگردانم فقا رحمكم الله تعالی امیرالمومنین عمر رضی الله عنه فرمود که یا ابوالحسن بفرمای که رای
تو چیست . علی کرم الله وجه فرمود که یا امیر المومنین اهل روم ترا سوال کرده اند این سوال شان
سبب نفع مسلمانان میگردد و تا حال از سبب سردی هوا و بارندگی و طول مقام و از شدت مسلمانان را
جهد وکوشش و مشقت عظیمی رسیده وحالا من چنین مصلحت دیدم :
که اگر شما به نفس خود به ان طرف روی اورید خدای تعالی ان شهر را از برکت شما بدست
مسلمانان فتح میگرداند و درین رفتن شما از برای شما بحر تشنگی وگرسنگی وقطع کردن وادی ها و
پستی ها و بلندیها وکوهها بحر یکی ازینها از طرف خدای تعالی از برای شما تا حینیکه بازگردید اجر
عظیمی نوشته میشود وچون شما به نزد مسلمانان رسیدید هم از برای انها عافیت و امنیت و اصلاح کارها
حاصل میاید و من ازین ایمن نیستم اگر مسلمانان هم از امدن شما وهم صلح نا امید گردند واهل ـــ
بیت المقدس هم شهر خود را محافظت محکم کند اخر از طرف يك شهری از شهرهای روم ویا از طرف
كلب یانی روم خود هر قل بمشرکان مدد رسد وازین سبب در بالای مسلمانان اندوهی و بلائی فرود اید
خصوصا شهر بیت المقدس که در نزد اهل روم بسیار بزرگ است و تمام اهل روم دران شهر حج بجا ــ
می اورند که هیچ تخلف نمیکنند و نظر صواب این است که شما به نفس خود بطرف شان روی اورید انشاءالله
تعالی .
راوی گفت که امیر المومنین عمر رضی الله عنه از مشورت و فرموده علی کرم الله وجه بسیار خوشوقت
شدند وفرمودند که در باب کید ومکر بدخشان مشورت عثمان رضی الله عنه نیکو میاید و در باب ــ
مشورت امور مسلمانان مشورت کردن بهمراه علی کرم الله وجه نيك وقع میشود خدایتعالی این هر دو را
جزای خیر دهد وحالا من درین امر بمشورت علی کرم الله وجه عمل میکنم زیرا که من او را جز نیکو مشوره و
میمون فال دیگر چیزی نمیدانم بعد ازان امیرالمومنین مسلمانان را امرکرد باینکه سر رشته از جهت رفتن
بگیرند واسباب سفر خود را اماده کنند مسلمانان بشتاب این امر را بجا اوردند وخود ها را از برای
سفر اماده گردانیدند . امیر المومنین عمر رضی الله عنه امر کرد ، اینکه :
در بیرون مدینه منوره جا گیر شوند مسلمانان فرموده امیر خویشرا بجای اورند و بعد ازان ـ
امیر المومنین رضی الله عنه در مسجد داخل شد وچهار رکعت نماز ادا کرد و به نزد مرقد مطهر
رسول الله صلی الله علیه وسلم ومرقد حضرت صدیق اکبر رضی الله عنه بپای ایستاد بشد . علی کرم الله
وجه را در مدینه منوره خلیفه گردانید واهل مدینه منوره از جهت بیرون شدن شان ناله ها وفریادها
کردند و همرای شان وداع نمودند واقدی رحمت الله علیه فرموده که امیر المومنین عمر رضی الله عنه
در بالای اشتر سرخ خود سوار شد وازمدینه منوره بیرون امد ودواپان بهمراي خود برداشتند که
درمیان یکی سویق بود و بدیگری خرما ومشگ ابي را هم درمقدم روی خود گرفتند وکاسه چوبین را از
جهت طعام خوردن در پشت سر خود بر بالای اشتر بسته نمودند وبدین اسباب از مدینه منوره بیرون
شدند و جماعتی از صحابه کرام که در فتح يرموك حاضر بودند ودر مدینه منوره آمده بودند درین روز
بهمراي شان که زبیر و عباده بن صامت رضی الله عنهما بیرون شدند ازان جمله بودند وبدین ـ
اسباب خود امیرالمومنین عمر فاروق رضی الله عنه روی بطرف بيت المقدس اوردند و در هر منزلی که فرود
میامدند تا نماز را ادا نمیکردند بیرون نمیشدند وچون از نماز فارغ میشدند بعد روی بطرف ـ
مسلمانان می اوردند و می فرمودند که الحمد لله اینکه خدای تعالی ما را بدین اسلام عزیز گردانید و
بایمان بزرگی نمود واز ضلالت بهدایت اورد ومایان را به پیغمبر خود محمد صلی الله علیه وسلم
مخصوص گردانید که از جمله امت او گردیدیم و بعد از تفرقه مایان را در بالای کلمه حق وصدق جمع
کرد ودر بین قلوب مایان الفت داد ومارا در بالای دشمنان ما نصرت بخشید وبر بلاد خود مکی داد
که از برای یکدیگر برادر گردیدیم چنانکه دوست ومحب شدیم یا عباد الله بر شمایان لازم اینکه خدای
تعالی را در نعمتهاي کامله او شکر بجای اورید وتوفيق در این انعام طاهره او حمد وثنا گوئید زیرا که
خدای تعالی نعمت شاکرین را زیاده میگرداند واز براي شکران نعماي خود را تمام میکند بعد ازان
کاسه چوبین را میگرفت وپراز سویق می نمود وقدری خرما باطراف او می نهاد و به نزد مسلمانان میاورد
و می فرمود که بدون زحمت ومشقت وخوش گوارنده طعام خورید وخویشان هم به همراي مسلمانان ازان
طعام ها می خوردند وبعد ازان رحلت می کردند وهمین مدین منوال راه می پیمودند عمرو بن مالك
عبسی رضی الله عنه نقل کرد که دران حین که امیرالمومنین عمر رضی الله عنه بطرف شام میرفتند منهم
به همرای شان بودم ودر بین راه گذر شان در بالاي چشمه ای افتاد که ان چشمه اب را ذات المنار
مینامیدند ( باقیدارد )
نصایح دینی و اخلاقی
شراب نوشی چرا ممنوع است
حدیث شریف من شرب الخمر خرج نورالایمان من جوفه یعنی کسی که خمر بنوشد نور ایمان از جوف او
خارج میشود . ( روایت طبرانی .
نقصانات شراب .
۱ ـ شراب نور چشم را کم میسازد . (۲) شراب مردمان عاقل را احمق میسازد. (۳) شراب خون انسانرا
خشك میسازد. (٤) شراب نوشند مخود را ازباریابی درگاه حضرت حق سبحانه وتعالی جل جلاله محروم
میدارد . (٥) شراب دشمن دین وایمان است . (٦) شراب ام الامراض میباشد که ازان رعشه وفالج ودیگر
امراض پیدا میشود (۷) شراب را حکما وداکتران متفکر مضر ثابت کرده اند . (۸) شراب را مذاهب
عالم لعنت گفته اند . (۹) شراب انسانرا کاملا بی حیا میسازد . (۱۰) از شراب تمام اعضاء رئیسه بیکار
میشوند . (۱۱) شراب نوشنده خود را مفلس میسازد . (۱۲) شراب نوشنده خود را در محبس به غول و
مرگ بی شرف دچار می نماید . (۱۳) شراب دشمن شرف انسان است .
(اقوال زرین) هر شخصی که از زکوات خود را به روز احسان میدهد حق سبحانه وتعالی
جل شانه قبول درگاه خود نمیفرماید . (حضرت رسول اکرم) (ص) .
سه چیز باعث هلاکت است : اول ـ بخیل که حق خود را و خلق را ادا نکند . دوم مطیع خواهشات
نفسانی بودن ـ سوم خود بینی . (حضرت رسول اکرم (ص) .
صاحب قناعت باعزت و شخص اخلاص مند کامیاب میباشند . (حضرت علی کرم الله تعالی وجهه)
از خدا خائف بودن کار عارف است . (حضرت علی)
هر شخص راز خود را اشکارا نسازد گویا خود را سلامت نگاه داشته است (حضرت عمر) (رض)
سه چیز خوب افتاده است . برای پادشاهی عفو ـ برای پارسا حرم ـ برای توانگر بخل (امام علی موسی رضا)
علامت انسان انست که خود را بچشم مردمان عزیز سازد (يك دانا)
نزد ان گناه که عبادت فائده نمیبخشد ان کبر است (سلمان فارس)
اگر خواهی که از راز تو دشمن واقف نشود انرا به دوست خود اظهار مکن . (نوشیروان عادل)
اگر بدانم که دعای من مستجاب میشود ان دعا را در حق پادشاه مینمایم زیرا از وجود او فائده عام است (سقراط)
علم وحلم را یکجا کردن کرامت است (يك حکیم)
تعجب است از ان شخص که از خوف بیماری از طعام پرهیز میکند اما از خوف عذاب از گناه پرهیز نمیکند.
(معروف کرخی)
هر شخص که بخشش شما را قبول میکند گویا انشخص در کار نیک شما امداد مینماید (بطلیموس یونانی)
اگر تو هزار دوست داری کم بدان واگر ترا یکدشمن باشد بسیار بدان . (بزرجمهر)
اسرار ترقی :
ترقی عقل از علم ـ ترقی عزت از دولت ـ ترقی نیکنامی از عزت ـ ترقی زندگی از نیکنامی ـ
ترقی اسایش از محنت ـ ترقی راحت از تلق اسایش ـ ترقی صحت از راحت ـ ترقی دنیا از صحت ـ
ترقی مال از زکوات ـ ترقی اقبال از مال ـ ترقی جلال از اقبال ـ ترقی حکومت از جلال ـ ترقی شوکت
از حکومت ـ ترقی کمال از راستی ـ ترقی شهرت از کمال ـ ترقی محبوبیت از شهرت ـ ترقی محبت از
محبوبیت ـ لذت ترقی اتفاق از محبت .
(مطبع حبیب الاسلام)
صحیفه (۱۱) جریده هفتگی حبیب الاسلام – سال اول – شماره (۶) نمر مسلسل (۶)
واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه در انداخان کابل افغانستان – نمره تلفون
سردبیر – سید محمد حسین .
همه امور تحریریه وحسابیه بنام اداره فرستاد شود
اداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است
در هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .
قیمت سالانه قیمت ششماهه
در داخله ۵۰ افغانی – ۳ افغانی
در خارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ
یک شماره (۱۰) پول .
تاریخ قمری ۲۰ شوال المکرم ۱۳۴۷ – پنجشنبه (تاریخ شمسی ۲۲ حمل ۱۳۰۸ هجری) .
مداوله کرد !
یا انقلاب
بسم الله الرحمن الرحیم .
انما مثل الحیوة الدنیا کماء انزلنا من السماء فاختلط به نبات الارض مما یاکل الناس والانعام حتی اذا اخذت الارض زخرفها وازینت وظن اهلها انهم قادرون علیها اتها امرنالیلا او نهارا فجعلتها حصیدا کان لم تغن بالامس کذلک نفصل الایات لقوم یتفکرون .
مثل زندگانی دنیا مانند ابیست که از اسمان فرود اوردیم پس بان مختلط گشت نباتات زمین که ازان انسانها وحیوانها میخورند حتی چون زمین زیبائی ان گرفت و اراسته گردید واهل کشت گمان بردند که بران قادر قسم امر ما در شب یا روز وارد شد کشت پس انرا چنان نیست و نابود ساخت گویا دیروز نام ونشانی نبود – اینچنین ما امتحانا تفصیل میدهیم برای قومیکه تفکر میکنند .
مملکتیست باغیست که در ان اشجار گل و میوه بسر سبزی و شادابی ایستاده انهم به نمو نخالهائی گردن کش و شکوفه کرد پژمرد میشوند دیگرها از بیخ چو زده اگر درخت سایه عمیق بود تا چند باری می ارد برخی کوروشاخه از غده دیگر درخت ها را که در سایه انجا ارام میجویند نمیگذارند که نشو ونما بیابند چنانچه حمید میگوید : ( نازولی زیر نخل اخلب ادب – اود سوز نخل نعتبی رطب )
بچه نازنین ادب نمی بردارد نخل سایه خرما نمیگیرد ان نخل شجر های یمن والوند و تناور نزدیک است گل باغ را احاطه کند و بر تمام سرزمین سایه افگن شده تخم نباتات را کم سازند که طوفان عظیم برخاسته شاخهای بلند انجا میشکند و یاوه و دیده ریشه محکم از بیخ وبن برکنده میشوند – برای دیگر –
اشجار واز هار از سرنو موقع بالیدن و سر کشیدن حاصل میاید .
تلک الایام نداولها بین الناس خدای تعالی میفرماید که این ایام را در بین مردم بالنوبت – میگردانیم و مراد ازین (مداوله کرد : یا انقلاب ) اینست که چون در یک سرزمین فتنه وفساد فسق وفجور ظلم و ستم غفلت و جهالت کبر و نخوت نفاق وریا الغرض اقسام ذمائم حکم فرما شوند وسالها
بلکه بسا اوقات قرنها در همین حال بگذارند مشیت ایزدی نیز چنین اقتضا دارد که از میان مردم -
شهدا را اتخاذ کند و برای شان جنت بخشد مجاهدین وصابرین را معلوم نماید وبرای شان
مرتبت و عظمت عطا فرماید چون خدای تعالی ظالمان را دوست ندارد درین گرد ش نوبت تباهی
شان میرسد
ظلم چیست: وضع شئی فی غیر موضعه چیزی راکه بجای گذاشتن که برای ان معین موزون یا
مناسب نیست - در خطا کاری نادانی بی تدبیری سهل انگاری خصوصا تکبر منافقت و خلق ازاری
در فهرست ظلم داخل اند و یک زمان در همین دنیا بعد از مرور دهیر بظهور می پیوندد که
این همه طامات بد وخصلتهای شنیعه باندازهء کیفیت وکمیت خود خمیازه میکشد و یک موسم
یمانه یا دلیلی برای کیفر کردار از طوق غیب پیدا میشود وقتاً یافت جزای غیبی اینست که چون
اهل حکومت بمجازات شرور وتعدی نپردازند وبسبب کوتاهی پادشاهی مصائب و فتنهای وانواع
اعمال زشت غلبه کند حالا انکه وظیفه نخستین سلطنت استیصال ظالم وقمع مفاسد ومظالم است پس
غیرت خداوندی بجوش میاید وصناع حلم وصبوری وبردباری بچندی مجاهر غضب وعقاب وقصاری میگردد .
قبلا چون لمن الملک الیوم گفته قد میشد زبان حال جواب میداد که پادشاه ومقربانش وکسانیکه
بمکر وفریب ونفاق وتملق و چاپلوسی راه منصبش را حاصل کرده اند امروز مالک مطلقانند بسته ان هرچه
بخواهند می کنند . الان بگوش بلند نعره زده می شود که الملک لله الواحد القهار اوتعالی از
قدرت کاملهء خود مباد اولی یا شافییه را پیدا میکند و ان بندگانش بحیرت بجهان ارادهء جباریت
ومحداتش را در منصه شهود می ارند . در هر ملک این قضا زاد وار پدید امده است ود ر اصطلاح
غربی انرا ریولیوشن مینامند که معنای ان گردش است یعنی یک طریقهء باطلهء مملکت هموار و
بیک قرار رفتار داشته اما نانا بگردش می اید وبشدت وحدتی میگردد که باحصه اهالی بیتاب
میشود و دیگر کامیاب میگردد . در ریوبلیوشن منصور فرانس از روی تاریخ صحیح محقق شده
است که در عرصهء شش سال گردش یا انقلاب نقصان هزارها نفر جمعیت ها وبره ها چکید که
لیلا ملیونها نفوس را عقوبت ها وقتل ها مبتلا میساختندند یعنی نورحین گرش نیست باعث تام
نجاه سابق کشش مردم در مصیبت گرفتار میامدند اینجا مقام عبرت ونصیحت است وازین مرحله -
استفاده لابد است ورنه سلسله فتنه وفساد طول میکشد از اعمال سابقه ندامت وتوبه و باحوال
لاحقه شکیبایی وتوجه چنین مطلوب است که باعتراف خطایات خود رو به عجز وانکسار نهاده متابعت
حکومت حاضره شعار گردد و رعونت واستکبار را ترک داده بتواضع و استقامت رفتار کند . اگر برین
وقت ملت از خوبی وبدی خود اگاه و متنبه شود ومقامات فوقه متجاوزانه و کردارها و نقایضته خود
باز گشته کمر بکار های صالحه با نیت خالصه بسته کرد ازین ساعت مبارکتر نخواهد امد و در تحریف
همین قسم اوان شعرا سرایده اند از انقلاب تون سیاه مشک ناب شد - مشتاق انقلاب نباشد
کسی چرا . سلک بعد خون جگر لعل میشود . چون بان درجهء پیشی مدار سید باید بحبیب دل جا
گزید . این وقت وقت اتفاق واتحاد ومواخات ومرافقت است . از شکایات واعتراضات نه تنها نقاهت
وامن ذاتی ضائع میشود بلکه تفرقه وشقاق تولید گذشته هنوز بر بادی وپشیمانی بسری قوم مینماید .
( باقی دارد .
- ۷۳ -
اطاعت اولی الامر
اطاعت اولی الامر واحترام مقام پادشاهی را حضرت خداعز وجل در قران کریم سوره نساء - پاره ( ه ) میفرماید که: یا ایها الذین امنوا اطیعوالله واطیعوالرسول واولی الامرمنكم فان تنا زعتم فی شیء فرد وه الی الله والرسول ان كنتم تؤمنون بالله واليوم الاخر ذالك خیروا" واحسن تاویلا.
یعنی : ای صاحبان ایمان اطاعت خدا ورسول وامرای خود را برخود لازم گیرید ود ر امریکہ - با دیگر د راویزید با مرخدا ورسول مراجعه کنید . اگر ایمان بخدای تعالی وروز اخرت داشته باشید واین همه ارشاد الهی برای شما خیر وموجب انجام نيك استاین امر در صور مقدور وعمل ) مارا به يك شاهرا هری دلالت میکند که اگرخدا نخواسته مكلف بمخالفت نمائیم جان مال زندگانی هستی مابخطر بالاخره تمام خواهشات دینی ودنیائی ما د ر ظل این مرحمت صیانت ونگهبانی میشود .
د رین زمینه حضرت رسول کائنا ت وخلاصه موجودات حضرت محمد مصطفی رسول الله (ص) احادیث متعد دی دارد .
از روایات ابوهریره که یکی ازاجعله اصحابحضرت رسالتمابعليه الصلوات والسلام است کہ : قال رسول الله ( ص ) من اطاعنی فقد اطاع الله ومن عصاني فقد عصی الله ومن يطع الامير فقد اطاعتی ومن یعصى الامير فقد عصانی و انما الامام جنه يقاتل من ورائه ويتقى به .
یعنی : کسیكه اطاعت نمود مرا اطاعت كرد خدارا و کسيكه نافرمانی نمود مرا نافرمانی کرد خدارا و شخصیكه اطاعت نماید امیر را اطاعت کرد مرا وانكه نافرمانی ورزد امیر را عصیان ورزید مرا - پاد شاه قد سپراست که درعقب وی کارزار کرد همیشود ونگه داری نیز بوی نمود ه میشود یعنی مناظه و مغلوبی اعدا وحفظ ونگه داری رعایا هرد و منحصر دروجود پادشاه است . آن حضرت (ص) - میفرماید کہ: ( پادشاه سپراستکه ازپس پشت اویقاتله کرد همیشود وپراسائه ان قوم خود را از دشمن نگاه میکند چون ان پادشاه ازمهر قائم نماند پس قوم چسان جنگند وچگونه خود را محافظه نماید . ( اما ن الله جان اگر حدیث نبوی را میدانستهران مظهرکرد اليت مع عائله خود نمیگریخت وقوم را بحال خود بر نمیگذاشت البته وظيفه پادشاهی رابجا میآورد کہ حفاظت ملت است چون بفسوای فرموده رسول الله (ص) پادشاه سپراست در صورتيكه پاد شاه برین فرموده مقدس عمل نکند پس چه حق ار به سلطنت باقی ماند وکدام شخص بی غیرت وبی تمیزی خواهد بود که بعد از خلع وفرار با اختیار این
چنین پادشاه خود قرار وخود پرست بالہوس خود مه وابستگی وعقیدت را با و پخته کند .
حضرت ام الحسین (رض) که یکی از زنان صحابیات محترم ومسالمت آب براوی احادیث زیاد میباشد
میفرماید که انحضرت فرمود : ( قال رسول الله (ص) ان امر عليكم عبد مجدع يقودكم بكتاب الله
فاسمعوا له واطيعوا . )
یعنی : اگر غلام کور وبینی بریده بر شما امیر گرد د که بحکم کتاب خدای تعالی اداره امور شمارا
بنماید پس قبول امر واطاعت او بر شما لازم وواجب است .
حضرت انس بن مالك ( رض ) که خادم مخصوص دربار رسالت ماب بود فرمود که حضرت رسول (ص) فرمود :
اسمعوا واطيعوا وان استعمل عليكم عبد حبشی کان راه سه زبیبه.
یعنی : بشنوید واطاعت کنید اگرچه عامل شما غلام حبشی باشد که سر او مانند دانه مویز ربوده
باشد . مطلب : طاعا میر میباشد شخص امیر باید از طرف رعایا اطاعت شود و مقصود ی جز عبارت
است از نقصان عقل فاطم زیرا عدم اطاعت عامل موجب عدم اطاعت خلیفه میگردد .
بیعت دار ونا یا طو طحطاعتان
(٢)
بیعت نامه شنواری و خوگیانی ورود كوت وحصارك ومزينه وغيره .
اول رمضان :
عرضداشت طایفه شیواری و خوگیانی ورود کوت وحصارت ومزينه ورود جیزهار وغيره سمت
مشرقی بحضور حضرت خادم دین رسول الله (ص) امیر حبیب الله خا ن اینکه . بعد از مشاهده
تصدیعه های کثیر وتشویقاتی که در سمت مشرقی بود بسمعان محترم رسیده باشد که همه برطرف
شده کنون خاطر جمعی کامله برای ما وشما حاصل است بجهت ارتباط رشته اتفاق وعزم کابل برای حصول
ملاقات داشتیم اما در اسرار طرف سرحد ا شمت مشرقی وعده و ماه مبارك رمضان بوقوع رسیده آمدن
مايان في الحلاله بمشکل خوردیده شد وزياده بدون ترقی دین متین حضرت رسول اثر دیگر مدعای
نیست اعضاء : محمدطبی خان شیواری محمد اعظم خان شیواری محمد افضل خان شنواری در علی
حيا تا للخان ـ طالند میرخان ملك غلام جيلانی خان ـ ملك فقیر شاه ـ سید میرزا۔ طا محمد سور خان
طامعیان خان وملک الله خان فتقد شصت تن وارن ) (٢١ نفر تخمینا دیگر ) .
مقررا بیعت وطایع شنواریهای متدین
اولا پرون اتناتق الارض ننقصها من اطرافها افهم الغالبون ـ خداوند جل علا میفرماید آیا مردم
نمی بینند که زمین را از اطراف آن کرد میبریم پس ایا آنها غالباند . با کسانیکه قضا از خدای تعالی
ترسید . خودکتر توحشمت مدافع برابدان نیاوردند و بمقابله طالبا ن رشید غازی سر بکف در میدان
برامده بنصرت ایزدی ملت را ازیشان خالی ساختند در عرصه قلیل سه چهار ماه همه مملکت
افغانستان تدریجا درحلقه اطاعت امیر صاحب جاهد حبیب الله خان داخل شده رفته است و
ازتمام اکناف واطراف ملت با وجود بعد مسافه بیعت نامه ها بامضا و مهر اهالی برگزیده میرسد –
چنانچه مینادرن اخبار میگردد ودر شماره های سابقه نیز مندرج شده بود ازینجمله بیعت نامه
طائفه خجیعه شنواری قسم که قدبتاریخ اول رمضان مبارک موصوله دعوه ر قول درج گشته است
و من بعد بتاریخ ۲۳ شوال المکرم ورود نمایندگان شنواریهای پخا در باطک محمدعلم خان شنواری
مشهور ومعروف که ازبارگاه پادشاهی امیر حبیب الله خان بمنصب نائب سالاری ملکی ونداس سرافراز شده
بود فامسبا جمعی تقریبا پنجهزار نفر اقوام خود وارد دارالسلطنه گردید . برای استقبالشان بقافله
عسکر موزیکه پیش رفتم باثرا تمام مهمانهای عزیز د روزارت جلیله حربیه تشریف اوردند و همراه صاحب
منصبان عسکری ملاقاتکرد متناول چاشت نمودند بعد از مرحمتهای برادر واتحاد شجاعان و بهادران
اسلام مهمانهای مرز شنواری حضور عالی جنا ب امیر صاحب غازی در قصر دلگشا باریا بشدند –
ملک محمدعلم خان نائب سالار بعد ازعرض سلام بیان کرد شما ازمدتی بیعت امیر صاحب والا –
حبیب الله خان را نمود ه بودیم وخود رابحای معتاد امرش گردانیده ایم اما چون ان اخلاص وعقیدت
ما غایبانه بود حالا ظاهرا انرا تجدید کرده دست مبارک پادشاه را میبوسم و برو بیعت دخر خود را
تقدیم مینمائیم این حقیقت را بحضور پادشاه عرض میکنم که درین معامله بیعت کم وبیشتر والان محمل
امد هین معذار نفسی ندارد ملکه این هم معین و براهین وخده ماست ازمنصب نائبقه سالاری مفتخر
شدم اما بدون ان نیز حاضر خدمت دینم چون امان الله خان درطت اسلام رسم ورواج کفار را اشاعت
داد البته ما مسلمانان بحیرت وحسرت فرو رفتیم دیدیم که در هندوستان باوجود صد ساله حکومت
کفر مسلمانان انجا طریقه اسلام را ترک نداده اند اما در افغانستان میان امان الله خان سوی
کفر راه و رسم کفار را در اندکمد تجاری ساخت بغیرت دینی امد مبقابله ا وبرامدیم وفاتح گشتم
اما ازین واقعه انکار کرده نمیتوانم بلکه بسبر باقرار داریم که درین شکست امان الله خان حصه زیاد
مساعد ت ومعاونت شجاعان سمت شمالی است اگر اینها قوای را پراگنده نمیکردند همه توجه بما –
مرتوز بوقه شده منصور گشته نمیتوانستم لہٰذا سمت شمالی حق دارد که فاتح اسیر گفته شود وما
همگان مطیع و تابع ان شد ه بدرگاه امیر حبیب الله خان بیعت نمائیم وتا وقتیکه امیر والا خد مة د ین بحان
- ٧٦ -
ازد سر از اطاعت او بیرون نکشیم.
بجواب نطق موصوف امیر صاحبوالا فرمودند از ورود براد را رجمند وارون نائب سالار محمد طمخان
بعد از خدمات شایسته شان قدر تفویط سا بگرده اند بسیار خرسندم و از کلمات محبت وصف
سمت شمالی که نائب سالار صاحب بیان نمود متشکرم در باب خود میگویم که هیچگاه خیال -
پادشاهی رانداشتم بلکه محضا مقصد من خدمت دین اسلام بود که روز بروز خراب شد میرفت و
بر احکایان التفات پادشاهی نبود این حال زار دین متین را مشاهده کرده بمدان جنگ برادم و
بکمک یاری رفقا غیور وشجاع خود بکامیابی محاربه نمودم علما ومشائخ در هر مرحله تجویز کردند
که چون امان الله خان بمد بر اسلام قائم نیست خدع او لازم وجلو رد یگر پادشاه ضرور است ورنه بغیر
امر و وجود آن مجاهدت ما درست نخواهد بود لهذا همعلماء ومشایخ وخوانین ورعایا متفق شده
مرا با ماریت کزیدند خودم چون هیچگاه وطمع دنیا و زندا شتم گفتم که در سمت شمالی بسیار علماء
ومشایخ وخوانین محترم موجود اند باید یکی از انها منتخب شود اما همگان با صرار مرا مقرر کردند
باز گفتم که از من بهتر سید حسین خان اقا حوک ارد کمال اتصال رسول اکرم صلى الله واله وسلم وجوان مرد
شجاع وغیور است. لیکن انها نیز از خود رد نموده بمن حواله دادند که شما از همه وارمن زیادتر
مستحق پادشاهی میباشید پس باین نیت واراده قدر حیثیت پادشاهی خوبیتر خدمات اسلام بجا
می ارم این خد مت بزرگ را قبول کرد ووحالا هم اگر به همین عزم خویش مستقیم نباشم که پاد شاهی را
فقط برای ترقی وتعالی اسلام و ترویج احکام ان اختیار کرده ام واگر بجز این دیگر خیال غیر دین بدلم
باشد ظاهر شود انوقت زندگانی خویش را نمیخواهم من همین ارزو دارم که مسلمانان همه متحد
شوند و افغانستان با قواعد وضوابط اسلامی کل یک وجود گشته بمحب شیبیک مملکت اسلامی در دنیا
نامدار گردد ورعایا و افغانستان در پابندی اسلام ریشه در قایی نیز سرخ رو بخیزند از خدا وندکریم
و قدیر نیازمیکنم که درین اراده غاریه بنی من برکلتلفا فرموده مرا برای اجرا و این مقاصد پاک اسلامی -
توفیق بخشد .
بعد از تقریر شریف پادشاهی همه اهل دربار بخیرسند ری و حجت با مهمانهای عزیز نشواری
ملاقات نمودند و برای شان در یکی از عمارات عالیه شاهانه اهتمام مهمان نوازی کرده شد .
بعد از مذاکرات که در پینمان وحکومت متبوعه شاند و اپگرد بالدای سمت شرفی که یکی از جوانب
بسیار محمدا افغانستان استم سلطنتا میر حبیب الله خان سورت خواهد بسوازان صوب طمانیت و
-٧٧-
امنیت تام حاصل امد، در منطقه بادغیس وفروغ نیز ان سر وخواهد داد (ولم يروانيف يبدء الله الخلق ثم يعيده ان ذالك على الله يسير) آیا برین نظر نکردند که چگونه خدا ایتعالی خلق را - کرت اول پیدا میکند باز محشراً انرا پیدا میکند واین برخدا ایتعالی اسان است.
بیعت نامه ایبک مزارشریـــــف
٦ رمضان المبارک.
مایان مامورین ملکی ونظامی وعموم اهالی ازعلما وفضلا وسادات ومشایخ وغیره مسکونه محال هیبک توقلو
قرار معتبر صحیح و شرعی مینمائیم برینکه چون معامله خواجراات امان الله خان امیر سابـــقـــه
افغانستان بخلاف هدایا شرع شریف جریان داشت تا علما وفضلا وسادات و مامورین ملکی و
نظامی و مشایخ وکلا ن شوندگان وعموم رعایای دارالسلطنه کابل بموجب اشتهارات جداگانه خلاف
رفتاریهای امان الله خان را از امارات شرعیه تشریح داده واسمواورا از امارت افغانستان معزول گردانیده اند
ودرم معلوم گردیده که امیر حبیب الله خان خادم برای ترقی دین متین حضرت سید المرسلین (ص) وبخلاف
امان الله خان مطابق فتوای علما ی دین کارروائی واجرا ات معاملات مینماید لہذا ما مامورین ملکی و -
نظامی وکل اهالی ایبک از علما وفضلا وسادات و مشایخ و سادات و مشایخ تا پتوبر غد بدیل امان
الله ساق امیر سابقرا که بانی فساد ومفاسد درپهای ومرتکب افعالها نامشروع بود وعقیده او را ما
اهالی هم بخلاف امور دین حضرت سید المرسلین (ص) ملاحظه کردیم بناء فسخ بیعت خود ها را کرده
بودیم و او را از امارت موقوف نمودیم وبیعت جدیده صحیحه بقرار امر خداوند وقدام حضرت رسول
اکرم (ص) وصحابه عظام با میر حبیب الله خان که شخص صادق ومسلمان وپیرو دین پاک محمدی (ص)
است نمودیم وامیر حبیب الله خان را برضا ورغبت خود ها بامار سلطنت تختکابل و افغانستان قبول داریم
که نافذ تنفیذ امبرات را ما را خوافاعتمد وذات را مذابن احکام الهی وسیاسات انرا بروفق سیاسات
شرعی اجرا بدارد وما جمیعان اهالی اسلامی از خداوند باری درخواست توفیق سعادت واجرای -
امورات ورعیت پروری وانصاف وعدالت او را مسالت داریم ودربن اقرار خود ها صادق هستیم. امضاء ات:
ملا میرنظام الدین مفتی محکمه- ملا رحمت الله مفتی - خواجه عزیز احمد وکیل حکومت- مرزا سرور- عزامدار
- خواجه عبد الرسول وکیل ماموریت مالیه- محمد اسماعیل سارباقی - محمد هاشم مامور - غلامحی
تاشیکرت- شایسته گل - مرزا نیکام - ملا حسام الدین- میرزا محمد مراد - ملا قربان تجار -
محمد شریف- اقا محمد - مهر واسامبونشان شصتنفر دیگر (٢٦٠٠)٠
- ۷۸ -
بیعت نامه نیری ( قندها ربه قطغن )
( هو العزیز )
۲۷ شعبان .
بسم الله الرحمن الرحیم .
از آنجا که خالق کون ومکان ومربی عالمیان ومضمون آیه وافی هدایه به رسول مقبول و محبوب
کائنات و مقتدای هردوعالم ربانی و آیات قرانی امر صادر فرمود که ( من یعص الله ورسوله ویتعد حدوده
یدخله نارا خالدا فیها وله عذاب مهین ) بموجب این نص قاطع ثبوت وعقیدت آن کا ملست که دین -
اسلام محو ومعدوم وقران مجید منقلب و نابود شدنی نیست ولی طایفه افغانان که تماما بدین
ومذهب ودیدین نبوی صلی الله علیه وسلم انقیاد داریم وقبلاً ما جمیع اهالی افغانستان دست بیعت
امارت را بمدار سیاست احکام شریعت غرا با میر امان الله بقرار شرایطیکه از امور شرعیه تخلف نکند
داده بودیم چون مشارالیه شرایطیکه اطاعت او بمراسم شرعیه طرا زهی شد اجابت نکرد ومطبیات او
چند یست که بخلاف احکام قران مجید و رویه دین حضرت سید المرسلین دیده شد انست که خداوند -
عالم جل وعلی شانه که کفیله دینها ی حضرت صاحب لولاک است همت باشجاعت خادم دین رسول الله
(ص) امیر حبیب الله خان را نصرت کامل و همت عالیه داد که تا بتوفیق واعانت یزدانی و بهانستگاری کمر
دین رسول الله صلى الله علیه واله واصحابه وسلم را ببند اقتیست و با عث قلع و قمع مدعیان و ذرایعه کنا و ناموس ما زمره
اسلامیه گردیده شمشیر همت را بر ملا کشید مدلیرا نه بمقابل امیر امان الله مخرج بدعت ایستاد تا که
سد باب فتنه وفساد او گردید ما لیوم ۲۷ شعبان المعظم قطعه ظفرا اعلای مبارک از مورخه ۱۰ شهر
رجب المرجب ١٣٤٧ هجری قمری مسحوب فاضل وفواضل همراه خواجه عبد الله خان صاحبزاده ولد
حاجی الحرمین الشریفین جنابحاجی صاحب نقشبند غازی مقیم چها یان طایفه علما وجمعى رعایای محال
غورى ولا قع قطغن رسید و اعلان مزبور را خوانده واز هدایت کافه آن سرا پا دانسته شده از خوبی و دلنوازی
مضمونات رخوردند ومرض الحال گردید نایب الحمد الله که ما اهالی اسلامی ازین فتنه ها وتملکه ابدی
نجات یافتیم چون الزاما طاعت امان الله شرعاً از ذمه ما اهالی زمره مسلمین ساقط شد بناء عليه نسخ امارت
او را ما دوبار بشمردیم و بیعت تازه وجدیده صحیحه هذا را بقرار امر خداوند عالم و هدایت حضرت
رسول اکرم علیه الصلوات والسلام و صحابه معظم ( رض ) با میر حبیب الله خان که متدین اند و روده مآثر
طبیعی وروده ین پاک محمدی صلعم را مینماید و با وصاف حمیده واخلاق حسنه وشجاع وغیور رعیت نواز است
دادیم او را رضاء ورغبتا بامارت خود هاتسلیم داریم ما اهالی اسلام از درگاه خداوند باری تعالی جله شانه
درخواست زمین پرور وانعام و هدا التمرا داریم که الحق اثنا بعمر واقبال و استقلال سلطنت دراز و
دریای حشمت واجلالتی موج درموج باد بالتون والتمك عيارت باد سلطنت افغانستان بر خادم
دین رسول الله امیر حبیب الله باقی باد مرکز تخواہد بقای شاه .
امضاء:
على
ملا محمد قاضی سابقه ـ ده ملا محمد حسن ـ مولوی عبد الکریم با مجی ـ مولوی عطاء الله ـ
د ملا مولاداد ـ د ملا دوست محمد ـ ملا عبد الحکیم ـ ملا عبد الرحیم ـ د ملا عبد الحکیم ـ ملا
غلام نبی ـ ملا علیمراد ـ علی محمد ـ ملا محمد نظار ـ فقیر محمد ـ عبد الصمد ـ محمد سرور دار وکیل
ملا محمد نعیم ـ دوست محمد ـ قلندر بیگ ـ علی مدد یوسف ـ عبد الشکور ـ میرزا فتح محمد قریدار
سابقه ـ خدای نظر ـ دولت خان بایمشاب صفر محمد ـ رحیم با رسلدار بانه شیر علی ـ غلام قدر ـ
غلام رسول ـ شیر محمد ـ میرزا نادر ـ خیر الدین ـ فقیر محمد ـ عبد الرسول ـ شیر محمد ـ مرزا علی ـ
عبد القدوس ـ عبد المجيد ـ عبد الحسین ـ صفدر علی ـ حبيب الله ـ محمد كريم ـ باقی نشان شصت
ومهر ١٢٤ نفر.
بیعت نامه اهالی تاله وبرفك
٢ رمضان المبارك .
بیعت نامه اهالی ممنون متعلقه علاقه قطغن و بدخشان تاریخی ۲ رمضان المبارك ١٣٢٧
عينا مطابق مضمون بیعت نامه اهالی محال غوری که در غره جمادی الثانی طبع و جواهر اسامى ذيل بيعت
رسیده استكم بيعت جانسپردن مضمون ومتحد بود والفاظ ان با بیعت نامه قزل الذکر از اندراج
مضمونش صرفنظر کرد فصرفه به نشر کردن اسماء اسلامی مرسل ان اکتفا ورزیدیم . امضائات ومواهر :
میرزا محمد مراد ـ محمد رحیم ـ سید محمد بیگ ـ فضل احمد بیگ ـ سید محمد قریدار ـ ارباب
محمد عیسی ـ ارباب شیرعلی ـ بازمیر ـ میرزا میر ـ محمد اسلم ـ ملا غلام حیدر ـ ملا پیوند ـ عبد الرحمن
بیگ سلطان مراد بیگ ملا شیر علی ـ ملا محمد نظار ـ ملك مراد ـ محمد حسن ـ اسد الله ـ محمد شاه ـ
غریب داد ـ بایمبای ـ سید محمد ـ نظار ـ علی نظار ـ سید احمد ـ پیوند ـ بایعضا ـ سلا جمعه ـ
غلام حسین ـ غلام محمد وكيل لوي جرگه ـ غلام رسول وكيل ـ زرین ـ عبد الرشيد علا قدار ( باقی نشان
۸۷ نفر . )
اعلانات سرکاری از ریاس بلدیه
( ۱ )
بر عموم اشخاصی که موتر وگادی وموترسکل یابای سکلوکراچی دارند اعلان میشود چون محصوله
محصول موتر وگادی وموتر سکل ویابای سکلوکرا چی بیها است توج بلدیه گرفته میشد در هذا السنه ۱۳۰۸
نیزگرفته و نمبر جدید داد میشود تاگون بران اخذ محصول تذکیر از ریاست بلدیه مامور مقر
است که بقرار دستورالعمل سال گذشته کاغذ تذکیر میماند محصول گرفته رسید ونمبر بدهد.
لهذا برای اگاهی شما بذریعه اعلان هذا خبر داده شد که نزد مامور تذکیر رفته محصول
خود را بقرار دستورالعمل سال گذشته داده رسید ونمبر بگیرید – هرگاه موتر وگادی وغیره نوع
عراده بعد از تاریخ اعلان هذا الی یک ماه بدون نمبر دستگیر شد دو اضع محصول گرفته میشود.
( ۲ )
بر رعایا ی صادقه مخفی و پوشیده نماند!
فرمانی که از حضور امیر صاحب غازی بنابر رفاهیت وخورسند ی اهالی کابل بریاست بلدیه رسیده
عینا بشما اعلان شد اینکه :
ازانجا که حضور والا نیا بمردم سکنه کابل محبتداریم واراده من اینست که از طرف دولت
هموقت بانها معاونت و مهربانی باشد لهذا چون محصول صفائی یک نوعیست که از مردم شهر
جمع میشود و واپس بمصرف صفائی شهر میرسد تفید ولت تعلق ندارد اما بواسطه اینکه با
مردم کابل مراعات دارم باقیات چهار ساله صفائی را که از سنه ۱۳۰۲ الی سنه ۱۳۰۶ مبلغ سی
وسه هزار و هشتصد وهشتاد و یکروپیه هشتاد و یک قبول میشود بخشش کردم و محصول صفائی
را که در سابق فی هزار هفت روپیه و نیم بود در پیسه بود ـ از سنه ۱۳۰۸ هجری از قرار فی هزاری
پنج روپیه کابل مقرر شد که هرساله گرفته شود و فی هزار دو روپیه و بیست و چهار پیسه افاقش را
نیز بخشش نمودم تا رعایا ی دولتم خورسند و خاطر والا ی ما از رفاهیت شان ارام باشد. حکم
حضور بقرار فوق بشما اگاهی واعلان هذا شد تا بدعا گوئی پادشاه اسلام امیر صاحب غازی خرم
وشاد ان باشید در باب محصول صفائی سنه قوی ۱۳۰۷ شمسی که برذمه شما باقی میماند انرا خود
شما ها بدون محصل برسانید که حاجت محصل وتحصیلدار نشود.
مسایل دینی
( ۱ )
دوم – اردویلی گفتن در جواب کسی که او را بگوید که تو خدائی که غیب دانی.
سوم – نمی ترسم گفتن در جواب کسی که او را بگوید که از خداتعالی نمی ترس.
۴ – برادرن خود گفتن که از خداتعالی تراز یاد تر دوستدارم یا اگرترا ازخدای تعالی -
دوستر نداشته باشم فلان باشم.
پنجم - گفتن این قول که اگر فلان خدا شود من خود را ازو میگیرم.
ششم - گفتن کسی دیگر را که خدا را تو نشان داده هرچه تو کوئی آن خدا
هفتم - گفتن این قول که خدا در بازیهای تو میباشد من چگونه بتو خواهم امد .
هشتم - به قهر و غرور گفتن ظالم که این کار را می کند بر خدا میکنم .
نهم - گفتن شخصی درباره کسی که خدا او را او می دانیست اگر خدا او این باشد که خدا در تنهائی
حاجت باو داشت .
دهم - گفتن اینکه من از دوزخ نمی اندیشم به واب کسی که او را گفته باشد که گناه مکن که خدا تو تعالی ترا
در دوزخ داخل میکند .
۱۱ - گفتن اینکه از خواب وعذاب بی زان .
۱۲ - این قول که این کار را بی انشاء الله تعالی میکنم در جواب کسی که بگوید انشاء الله تعالی اینرا کن .
۱۳ - گفتن این قول که خدا در تعالی ترا فراموش نموده مرکز مرا کیسا زنجنشود .
١٤ - گفتن شخص بیمار یا پسر مرده این را که اگر خداوند تعالی با وجود این زحمت ومقت مردن ولد مرا
بعذاب گرفتار کند ظلم کرده میباشد . درجواب کسانیکه اورا گفته باشند که نمازرا ترک مکن که خدای
تعالی ترا بعذاب گرفتار میکند .
۱۰ - گفتن این قول که اگر خدا در تعالی مرا چنین امر میکرد نمی کردم .
( نوع سوم در کلماتی که درشان انبيا عليهم الصلواة والسلام وخلفا يراشدين واصحاب رضى الله
عنهم گفته شود ) وفقهاء کرام رحمهم الله تعالی انها را کفر گفته اند.
اول - مناز شدن و عیب تشواد دانستن مودن پیغامین از پیغمبران را ود شنام دادن بیکی از ایشان .
دوم - گفتن این قول که اگر فلان پیغمبر نبی می بود ایمان بود نمی اوردم .
م - گفتن این قول که اگر درین حادثه نبی شاهد دید من قبول ندارم .
٤ - بطريق شك وانكار گفتن که اگران چه پیغمبران گفته اند حق باشد پس مایان نجات یافتیم .
ه - بطريق تمسخر یاد کردن نام پیغمبران وایشانرا مشرفن بطریوا هانت بودن که لایق شان
ایشان نباشد ومخالف وقد درده نبوت باشد ماننه مولا واهنگر یا درزیگر و امثال ان -
نعوذ بالله منها .
٦ - گفتن این قول که این بی ادبی و کار بدست در جواب کسیکه اورا گفته باشد که هروقت پیغمبرعليم الصلوات
والسلام طعامی می خوردند انگشتان مبارک خودرامی لیسیدند زیرا که این کار از جمله سنت است وید
دانستن سنت کفر است .
دشنام گفتن شیخین با یکی از ایشان رضى الله تعالى عنهما وانکار از صحبت وخلافت ایشان بنابر
صحیح تر اقوال وقذف کردن عایشه صدیقه رضى الله عنها و هر کسیکه تو به کند تو به او قبول واز قتل
خلاص میوهد مگر کافر بدشنام گفتن پیغمبر و از پیغمبران او را پلیش از تجدید اورا کشند رجود قتل
توبه او قبول نمیشود و بعد از وصیام شام گنا رسانه میشود و بر پادشاه اسلا منا ضما وثان است که در کشتن او
مداهله نکند.
نوع چهارم ـ کلمات کفر که بایمان اسلام تعلق دارد ونزد فقهاء کرام رحمهم الله تعالی کفر است.
اول ـ گفتن شخصی که گناهیقین را اشکارا میکرد درجواب کسی که اورا منع نمود این قول را که مسلمانی ـ اشکارا باید کردن که ان گناه خودرا مسلمانی می گفت.
۲ ـ این قول که لعنت بر تو و بر مسلمانی تو در صورتیکه مراد او لعنت براصل مسلمانی باشد.
۳ ـ تمنا وارزو کردن کفر که شخصی بگوید کاشکی من کافر می بودم.
٤ ـ توبیخ وسرزنش نمودن شخصیکه اعلام اورده باشد باینکه در کفرچه عیب بود ودراسلام چـــــه فایده که کفر را گذاشتی ومسلمان گشتی.
٥ ـ گفتن این قول که روزگار کافری است نه روزگار ورزیدن مسلمانی. نوع پنجم درکلماتی که نزدفقهاء کرام رحمهم الله تعالی اقرار بکفر ازان ها ثابت میگردد بصریح یا کنائی.
۱ ـ اقرار بکفر خود چنانچه کسی ازوی سوال کند که کافری یا مسلمان وی درجواب بگوید که کافرم.
۲ ـ گفتن این قول که اقلاً کاشکی من یهود بودمی یا گبر بودمی
۳ ـ تعلیم دادن وامر کردن شخصی زنی را که مرتد شو. تازشوهرت خلاص گردی.
٤ ـ گفتن این قول که کافر می شوم با اینکه بت را سجده کنم و این صلح و این کار روا را نکنم.
٥ ـ گفتن این قول که فلان شخص ازمن کافر تر است.
٦ ـ گفتن این قول که چنان دل تنگ گشته ام که میخواهم که کافر شوم نوع ششم دربیان تشبه بکفار که فقهاء کرام غفر رحمهم الله تعالی انرا کفر گفته اند باید دانست که سبب کافر شدن بواسطه تشبه بکفار نیت است یعنی اگر کسی کاری را بکند و نیت او متابعت کفار وخوب دانستن اعمال وافعال ـ کافری ایشان بوده باشد پس همان عمل او را بکفر میرساند وعلاوه بران بعضی اعمال است که شرع انور انرا از خواص کفر دانسته اگر شخص مسلمان انهارا شعار خود سازد کافر میگردد ـ اگرچه نیت کفر را نکرده باشد اول زنار بستن دوم استعمال کردن صلیب بطریق معهود دینی کفار وقتیکه کشیدن مانند رسم کفار هنود. سوم کارهای کافری را بصدق دل تعریف وتوصیف کردن ورسومان کفر ایشان را خوب گفتن ونيك پنداشتن وارزوی تشبه ان هارا نمودن نوع هفتم درکلمات که در شان قرآن عظیم گفته میشود ونزد فقهاء عظام رحمهم الله تعالی کفر است.
اول ـ بقصد انداختن قرآن عظیم در جای پلید که مراد استخفاف قران عظیم باشد یا نسبت بد بقران ـ عظیم نمودن وگفتن این قول که اکنون احکام وعلم قرآن عظیم فائده ندارد قانون کفار کاملتر اســـت نعوذ بالله منها.
دوم ـ بذکر واوراد وتلاوت قرآن عظیم تمسخر کردن که ازین چنین افعال چه فائده قطقل حاصل میشود و بان هیچگونه گناه عفو نمیشود.
سوم ـ در وقت خوردن خمر یا کردن چیزی از حرام قطعی مانند زنا وامثال ان (بسم الله) گفتن. نوع هشتم در کلمات غلق وتجار که فقهاء کرام رحمهم الله تعالی ان هارا کفر گفته اند.
۱ ـ ارزو کردن اینکه زنا یا قتل نفس بغیر حق حرام نمیشود وهم چنین ارزو کردن حلال بودن
هر چیزیکه در يك دين از دين ها حلال نبوده است .
۲ ـ گفتن این قول من چه کرده ام که تا توبه کنم . در جواب کسیکه او را بگوید در وقتیکه گناه
یقینی را می کرد که این فعل گناه است ازان توبه باید کرد .
۳ ـ گفتن ظالمی را که بخلق خدا اذیت بی موجب شرعی میرساند که این ظلم ترا دوست
دارم .
٤ ـ گفتن این قول که حرام را از حلال دو ستر دارم که حلال دانستن حرام قطعی وحرام
دانستن حلال قطعی کفر است .
ه ـ نثار کردن درم ها بر می خوار ومبارك باد گفتن بر می خواران و گفتن این قول که حرمت
خمر بقران ثبت نشده است . ( باقی دارد ) .
فتوحات اســـــــــــلام
( فتح بيت المقدس )
(٦)
در بین اینکه امیر المومنین به همراه باقی اصحاب رسول الله صلی الله علیه واله واصحابـــه
وسلم در با لای ان چشمه فرود امده بودند قومی از بنی جذام بخدمت شان امدند وعرض ــ
نمودند که یا امیر المومنین در نزديك مایان مردی است که از برای او دو عیال است و هر دو ــ
عیال او خواهر پدر ومادری اند امیر المومنین (رض) ازین گفته شان در غضب امد و فرمودند
که ان مرد را به حضور من حاضر نمائید . چون ان مرد را حاضر اوردند امیرالمومنین از وي
سوال کردند که ان دو عیال را چه کرده ی ان شخص گفت که عیال های من می باشند .
امیر المومنین رضی الله تبارك وتعالی عنه پرسیدند که ایا بیکدیگر قرابت هم دارند ــ
ان مرد گفت اری خواهر یکدیگر میشوند .
امیر المومنین رضی الله عنه ازوی پرسید که توچه دین داری ایا مسلمان نیستی .
ان مرد گفت مسلمانم . امیر المومنین گفت ایا ندانستی که این فعل حرام است وخدای تبارك
وتعالی جل شانه در کتاب کریم خود فرموده وان تجمعون بین الاختين الاماقد سلف ان مرد
گفت که من ندانستم واین هر دو برمن حرام نیست .
امیر المومنین (رض) ازین گفته او در غضب شده و فرمود که ای مرد دروغ گفتی والله
قسم که یکی ازین دو بر تو حرام است زود سبیل یکی ازین دو را خالی کردان و یکی را رها کن و
الا درحال گردن ترا قطع میکنم .
مرد گفت یا امیرالمومنین چرا بر من غضب میکنی . امیرالمومنین فرمود که قسم بحوالله
الذي لا اله الله كه حكم خدای تبارك وتعالی جل جلاله این چنین است .
ان مرد گفت که یا امیر المومنین این دین شما دینی است که مایان در او خیر قة
ندیدیم و نه باین دین محتاج بودم که داخل شدم امیر المومنین رضی الله تبارك وتعالى عنه
فرمود که ای مرد بمن نزديك ای چون نزديك امد امیر المومنین محکم دره احتساب خود را بسر
- ٨٤ -
او فرود آورد و فرمودند که تو از براي دین اسلام شامت پیدا ميکني وبد میگوئی وبد میدانی ای دشمن خدایتعالی ودشمن نفس خود این دین دینی است که خدایتعالی آنرا از برای این دین را براي ملائکه ورسل وبھترین مخلوقات خود اختیار کرده وای باد از برای تو زود یکی ازین دو عیال را رھا کن والا ترا چنان دره احتسا بزنم که ضعیف وسست گردی چنانکه از خود خبر نـداشته باشی.
ان مرد گفت یا امیرالمومنین چه فـعل کنم که ھردو را بسیار دوست دارم لیکن حالا قرعه می اندازم بنام ھر کدام که برامد او از قرعه باشد ودیگر از برای من باشد.
امیرالمومنین رضی الله تبارک وتعالی عنه فرمودند که قرعه انداز وچون قرعه انداخت بنام یکی از ان دو عیال برامد یکی را نگاه داشت و دیگری را رھا کرد.
بعد ازان امیرالمومنین رضی الله تبارک وتعالی عنه روی بطرف ان مرد اورد وگفت ای مرد گوش کن که ھرکه بدین ما داخل شد وبعد رجوع کرد اورا بقتل می اوریم ودیگر اینکه تو از دین اسلام رجوع نکن وھشیار باشی که اگر بسمع من رسید که دو مرتبه بان خواھر زن خود که اورا رھا کردی در مابعد دخول کردی ترا رجم می نمائیم.
واقدی رحمه الله تعالی علیه فرمودہ که بعد ازان امیرالمومنین عمر رضی الله تبارک و تعالی عنه روی براه اورده ورفت تا اینکه به قبیله از بنی عمرو رسیدند دیدند که ازان جمله قومی در افتاب ایستاده اند وعذاب می شوند.
امیرالمومنین رضی الله تبارک وتعالی عنه از معذبان پرسیدند که چرا اینھا را عذاب میکنید معذبان عرض نمودند که یا امیرالمومنین در بالای اینھا خراج باقی مانده.
(باقی دارد)
شرط بندي یا دیوانه گی
از روزنامه شفق. (۳)
(من برای اینکه عملا بشما ثابت شم تا چه درجه اینچیز ھای که شما بانھا علاقه دارید و در اینزنده گانی تمام هم خود را برای بدست اوردن انھا مصرف نموده اید در نظر من حقیر است از دو ملیون تومانی که شرط بسته بودم ومطابق قرارداد فردا ساعت ۱۲ باید بگیرم صرف نظر میکنم وبرای اینکه قانونا مستحق گرفتن این پول نباشم ومخالف قرارداد عمل کرده باشم پنج دقیقه قبل از مدت خاتمه حبس از محبس خارج خواھم شد).
وقتی صراف مکتوب فوق را تا اخر خواند انرا روی میز گذارد وپیشانی اوکا را بوسیده واورا در میان صدای گریه وضجه در آغوش کشید و پس ازانکه از اطاق اوکا بیرون امد بطرف منزلش ـ بسرعت قلیش فوق العاده محزون واندوھناک واز منٹھای پستی ودنائت خود شر پشیمان ومتاثر بود. رفت در رختخوابش که بخوابد ولی خوابش نبرد واشب را تا صبح در غم وغصه وندامت از کاری کـه کرده بود بسر برد ونزدیک طلوع فجر خوابش برد تا اینکه محافظ محبس اوکا بطور وحشت زده نزد
او امد و او را بید ار کرد ، و گفت شخصی که در محبس بود، ازنرد، محبس بیرون امد و از بام بـخانـي
شد و رفت ـ صراف با سایر نوکرها یش بطرف محبس اوگا رفته و دیدند اثری از او نیست و فرار
کرده و برای اینکه از گفتگو و حرف های مردم در موضوع شرط بند ي او و دو میلیون تومان خلاص
باشد مکتوب اوگا را برداشته و نزد خود ضبط کرد ، که بموقع بمردم نشان دهد . (انتها )
مطبع حبيب الاسلام
صفحه (۱) (جریده هفتگي حبيب الاسلام ـ سال اول شماره ۷) (نمره مسلسل ۷)
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبيب الاسلام
اداره خانوم در افغانان کابل ـ افغانستان ـ نمره تلفون
سردبیر ـ سید محمد حسين قیمت سالانه ـ قیمت ششماهه
همه امور تحریریه و حسابیه بنام اداره فرستاده شود در داخل پنج افغانی ـ ۳ـ افغانی
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارد مختار است در خارج ۱۵ شلنگ ۸ـ شلنگ
در هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود يکشماره (۱۰) پول
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .
(تاریخ قمري ۸ ذیقعده ١٣٤٧) پنجشنبه (تاریخ شمسی ۲۹ حمل ۱۳۰۸ هجری )
مداوله ـ گردش . یا انقلاب
(۲)
این انقلاب در افغانستان تعجب انگیز و یکی ازان حوادث غیر مترقبه است که بعد از ـ
چندین صد سالها بوقوع میاید ـ عقول بشري نه پیش بینی انرا کرد سمیباشد و نه بامتداد ان ـ
موفق میاید انغانتامل کنید . امان الله خان در شرق وغرب اعلان عظمت و حشمت خود نمود
عالم واله و حیران گردید افغانستان بزیر ظلم و ستم نالان بود ورعایا سرگردان بحزار زبان پاس
و خموشی میگفت که همین حال مقهوریت دینی و دنیوی شان هنوز سخت تر خواهد شد که ندای
حافظ بگوش هوش امد ع مردی از پرده بیرون اید و کاری بکند .
ان جوانمرد میرسد و بقوت و غلبه غیب دارالسلطنه را به تحوز خود میارد البته يــــــك
خصلت ممتاز یا يك سجيه دارد که پادشاه سابود داشت ان چیست . عزم فداکارانه ـ براي
حصول این مدعای عالی که خادم دین رسول الله گردم بمقابله توپ و تفنگ و طياره وبمب بکرات خویشتن
را نشانه ساخت و از مرگ هیچ بیم نداشت .
حضرت صدیق اکبر (رض) چند نفر اصحاب خودرا بصوب پادشاه رومی گسیل داد با مرسله
بدین مضمون که انی ارسل ليكم رجالا يحبون الموت كما تحبون الحيات ـ من مرد انی را سوی شما
میفرستم که موت را انقدر دوست دارند که شما زندگانی را میخواهید يك مورخ کافر اقرار میکند
( والفضل مايشهد به الاعداء بزرگی همانست که دشمنان گواهی بان بدهند ) که این کلمات -
صد پر رضي الله تعالی عنه چنین رعب وهیبتی بدلهاي رومیان و پادشاه شان انداخت کـــــــه
از موجودیت يك لشكر بسیار جرار بیشتر بود حالا عزم فداکارانه امیر حبیب الله خان را که با
همرکابانش در میدان محاربه بمشاهده رسانید مقایسه کنید بامان الله خان وسلحصانش که ـ
کدامین قابل تحسین است .
بر شمشیریکه سرور دو عالم صلی الله عليه واله وسلم بابی دجانه انصاری رضی الله عنه ـ
اعطاء فرمود این شعر کنده بود .
یالمن وا لا قبال مکرمت بالجبن لاینجوالمرا من القتل باحسان و پیشقدمی عزت و حرمت
بدست میاید یکدلی و ترسناکی مرد از قتل نجات نمی یابد يك خاندان مرونگیان در یورپ قدیم
حکمرانی کرده است چون شاهان ان در هنگار زار می برآمدند همیشه فاتح میشدند چون در
قصر نشسته امر صادر کردند سلطنت شان زوال پذیرفت همین احوال سلاطین ترکیه و مغلیه
بود ، در هریکمالك فتح و شکست و عروج وزوال بهمین نقطه عزم فداکارانه و برعکس ان دور
خورده است .
خداوند جل وعلی میفرماید لن تنال البرحتی تنفقوا مماتحبون ـ خیر و خوبی را بدست ـ
اورده نمیتوانید حتی چیزی را بخرج نیارید که دوستدارید چون از جان عزیزتر چیزی نیست لهذا
جانفشانی موجب مظریت شده میتواند پادشاهیکه از خطر جان خود را کشید لاجرم پادشاهی را ـ
از دست داد و شخصیکه جان خود را در هلاك نهاد مرتبه پادشاهی رسید علووانها ذ راه مین
حتم عقلی است ع بقدر الکد تکتسب المعالی ـ رتبه های بلند بقدر رنج و محنت اکتساب میشود چون
از جاندادن سخت تر مصیبتی نیست لا محاله از اجر آن هم بلند تر چیزی نباشد .
حکایت بابر پادشاه است که چون پسرش همایون بمرض عجیبی مبتلا شد واطبا ازمعالجه
مایوس شدند حکمی تجویز کرد که عزیز ترین اشیا برونثار شود تا شفا حاصل اید ـ بابر گفت که
از جان عزیزتر چیزی ندارم لهذا سه بار بدور بسترش گشته گفت که جان خود را نثار کردم ـ
میگویند که بعد ازین همایون تندرست و بابر بیمار شده رفت تا از دنیا رخت بر بست اما ـ
از اینگونه فداکاریهایش وبرکات آن بود که از اولادش شاهان عظیم الشاان سه ونیمصد سال بر
هندوستان وافغانستان سلطنت نمودند در افغانستان باید دلی و هرامر پادشاه ریا وظاهر ـ
داری نیز منضم شد ـ امان الله خان از سالها دعوی عزم بالجزم وفداکاری وجان نثاری نمود
که من برابر کوها عزم دارم عاشق ملتم ویران خودرا فدا میکنم و قطره اخری خون خود را در
خدمت آن میریزانم ـ حسب ادعایش ملت او را شجاع خیر خواه وجان نثار می پنداشت واز ـ
وعده هایش بازی خورده خودرا قربان او میساخت اما این ملمع و ریا کاری همیشه پایداری نمی
توانست ـ يحق اللها لحق بكلماته ـ خدای تعالی بکلمات خود حقیقت را اشکار میسازد يك ولایت
يا يك حكومتی اعلانی بلکه يك جزوی از يك حكومتی کلان برخاست و با وجود یکه مهلت امادگی يك
ماهش داد تا بمقاومت ان نیاورده نه تنها خود را مخلوع بلکه مفرور گردانید ـ پادشاهیکه
از احساس خطره اول عائله خود را کشیده محفوظ بدیگر جای ببرد گویا عائله های ملت را در خوف وخطر بگذارد سپس خود از تاج وتخت دست بردار شده رو بگریز نهد ایا مطابق دعوی خود حفاظت ملت وبان وفا کرده است . وقتیکه خود ش پادشاهی را باختیار خود ترك کند وازین قصدش رعایا وعساکر ومامورینش اثناء آگاه گردند که نیمروزه را درموتر پیمود بخود را دور نموده باشد اطاعت وبیعت او از روی کدام ائین وشریعت باقی می ماندبلکه غیرت ـ عزت نفس وخود داری بر علیه تقاضا می نماید توکلقق د کافر گل به شان تازه سوی ـ چه را سبیزی روز به نیمه شیروی نه ـ اگر مغول افتاب پرست است عاشو غیور خود را افتاب قرار ـ میدهد دیگر شاعر افغان همین مضمونی می سراید که در فارسی نیز موجود است. ع برسر زلف تو نباشد بر سر زلف دیگری.
بانی مقد س اسلام علیہا لصلواه والسلام کسی را جانشین خود نمیسازد بلکہ باجماع امت امر خلافت را می سپارد حضرت عمر رضی اللہ عنہ درحالت زخم ونزع سفارش مینمایدکہ پسرش را در مجلس انتخاب خلیفہ داخل کنند اما خود او را بخلافت نگمارند زیرا عبداللہ را بی سبب طلاق داده مورد عتاب حضرت رسالتماب (ص) گردیده بود ـ بد ین حدیث شریف الطلاق البغض الاشیاء عند اللہ از طلاق هیچ چیز زیاد تر موجب قہر خد اوندق نمیشود ـ چون طلاق اینقدر مبغوض بارگاه الھی باشد که حضرت فاروق کہد ر حقش ققلقلق جناب خاتم النبیین فرموده ـ لوکان نبیاء بعدی لکان عمر ـ اگر بعد من نبی می بود ان عمر (رض) می بود ـ فرزند خود را بسبب طلاق از خلافت محروم سازد پس پاد شاہیکہ طلاو را بیوجه روا داشت چسان حق پادشاهی داشته باشد نتیجہ اینگونہ تجاوزات دینی بود کہ خود مجبورا ومقھورا از سلطنت علیحده شد.
باز بدون مشورت با وزرا واراکین د ولت وملت برادرش عنایت الله خانرا بعوض خود ـ گماشت حالانکہ از روی شریعت وطریقت خاتم النبیین صلی اللہ علیہ وسلم وخلفاي راشید ین رضوان اللہ علیھم اجمعین این حق را نداشت واو نیز با عائله خود راه فرار پیش گرفته رعایا را ـ بحال خود شان واگذاشت بالاخر اطاعتی که برما واجب ماند ـ استحقاق بیعت را بعد ازین خلع وفرار کدام پادشاه بیشتر د ارد. ھمونکہ علاوه بر برھان الحق لمن غلب تائید باطنی ربانی د ارد واگر سرکشی از و ورزید ہ شود بجز اینکه خون مسلمان بریزد وشماتت اعدای دین شود د یگری سودی نخواھد بخشید در صلوات اسلامی وعدل حق مفاخرت و ـ مباهات قومی گنجایش ققلقق ند ارد یا ایھاالناس اناخلقنکم من ذکر وانثی وجعلنکم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند اللہ اتقسکم ـ خداي تعالی میفرماید کہ اي مردم شمارا ازنر و ماده افریدیم وطائفہ طائفہ وقبیلہ قبیلہ گرد انید یم تاکہ از ھمدیگر شناختہ شوید اما بزرگ و معزز شما نزدخدا انست که از خدا از ھمہ زیاد تر بترسد درینصورت لازم است کہ سر تسلیم پیش پاد شاه شجا ع وبھا د ر امیر حبیب اللہ خان خم کرده خراج معاونت ومتابع ت باعیان د ولتش ادا شود تامزید بران خانہ جنگی واختلال د اخلی ملك وملت را برباد ندهد ـ از محاربات
- ۸۸ -
فيما بين خودنا جرم ضعف وكمزوری منتج وواقع میشود مخاصمان خارجی پلت و در مترصد این
مواقع نشسته اند و ترحم ندارند بر جمعه یتیکه از تمام شدن سامان حرب مانند گوسفند عاجز گردد
الان قوت وسطوت ما منحصر در اتفاق واتحاد است وبر كزان اطاعت وعقيدت بحضور پاد شاه
است که سلطنت را خدای مليك ومقتدر باعزت كرامتش فرمود ه – قل اللهم ملك الملك توتی الملك
من تشاء وتنزع الملك ممن تشاء وتعز من تشاء وتذل من تشاء بيدك الخير ــ انك على كل شيء
قدير ــ بگو كه اي بارخدايا مالك ملك هستی ــ ملك رامی بخشی بهر كسيكه ميخواهی وملك را ـ
می ستانی از هر که میخواهی عزت مید هی هر کرا میخواهی وذ لت مید هی هر کرا که میخواهی ـ
بد ست تست همه خیر وخوبی وبتحقيق بر هر چیز قادری .
خبر های افغانستـــــــــــــان
از خارج
ترجمه اخبار تايمز لندن ) مارچ ۱۲ ــ مطابق غره شوال المكرم .
مجاد له افغان
( تحرکات شاه امان الله )
این تجاهل عارفانه است یا بلند ن خبر تازه صحیح نرسید ه که امان الله خان را هنوز
شاه میخوانند اولا سمت مشرقی در مذاكرات خود فيصله قطعی نمود که امان الله خان بهیچ
وجه پاد شاه قبول کرده نمیتوانیم سپس از طرف سمت شمالی حرکت عمومی ملت بمقابله او شروع شد
علمای كرام ومشائخ وخوانين قوم معزز واهالى فعال متحدا امیر حبیب الله خان را پادشا ه
خود منتخب کرده اغاز بمحاربه نمودند که يك ونيم ماه د وام كرد بعد ازين مدت خود امان الله
خان بحقیقت اموری پی برد ه که در تمام مملکت کسی او را بامارت قبول ندارد ـ خود را مخلوع
ساخت و برای اثبات این اعلان خلع تحریر خود را گذاشت وخودش مفرور گشت. پس با نامش نسبت
شاه از طرف اخبار انگريزي است نه از جانب حبیب الله سلام ) .
امادگی های شاه امان الله د ر قندهار جاریست افواه سوق عسكر سوی کابل غیر صحیح است
( درين شماره بیعت نامه اهالی کلات مندرج شد ه ازان ظاهر میگردد که خوف امیر حبیب الله خان
از غزنی ومقر گذشته تا کلات فائز گشته . پس حرکت عسکر از قند هار بجانب کابل فاصل های صعب تذلل
وحائل های د شوار گذار دا رد اولا توقع میرود که مسلمانهای متدین افغانستان ضرورو منفعت ـــ
اتحاد را دانسته از خانه جنگی مزید پرهیز خواهند کرد که دران هزارها مسلمان از طرفین
ضائع خواهد شد و سامان حرب عبث خواهد رفت ازین جهت که مسلمان کشی بند د اد هزارها واقع
نشود وعلاوتا تلفات مالی وارد نگردد فقط يك چاره است که بحکومت حاضره امیر حبیب الله خان ـــ
تمام اهالی افغانستان دست بیعت وطاعت بد هند بصد ق وصفا خد مت دولت و براستی وحسنا ت
مابین خود معاملات بنمایند ( ح ــ ا )
... . .
اخبار طلوع افغان قند هار مورخه ۲ مارچ مطابق ۲۰ رمضان مشعر است :
بيك شنبه ٢٤ قروري ( ١٤ رمضان المبارك) بحضور اهالی قند هار مشتمل بر سادات وعلما ء
خرقه مقدسه پیغمبر (ص) از زیارت گاه ان براورده باتاثرعمیم جلوه داده شد ـ اگر این
مقصد بود که امداد روحانی سرور دوعالم بیمن خرقه مبارکه بطرف قندهار شامل شود تابـه
مقابل کابل صفرگردد این گمان همان تفرقه وموجب کشت وخون است که در فوق مذکور شد والبته
انحضرت (ص) گاهی خوشنود نمی شود که درمیان امتش جدال و قتال جاری گردد ومنجر به
ضعف اسلام وغلبه کفرشود . ان اکرمکم عند الله اتقئکم ـ نزدیک خدا همان شخص بسیارعزت و
کرامت دارد که ازهمه زیاد ازو تعالی می ترسد ـ اهالی کابل وسمت شمالی ودیگر سمت ها ـ
بدون قندهار نیز پیروان دین محمدی (ص) خلق اند وروح وروان واب وام خونرا بصاحب (ص)
خرقه قربان میکنند ـ پس این زعم چگونه معقول میشود که قندهار برعلیه کابل از خرقـــه
مبارکه مدد جوید ـ ما امید ودعا میکنیم که این سوء تفاهم رفع شده اهالی قندهار برای ـ
حصول رضا مندی نبوی (ص) باسکنه کابل ونواح ان متفق شوند واز وعید الھکم التکاثر حتی زرتم
المقابر ـ اندیشیده نظربه صلوات ومواخات اسلامی بشخصی اولیکه در انتخاب امارت سبقت
حاصل کرده است وبعد از خلع امان الله خان از طرف علما وخوانین ومجاهدین پادشاه مقررـ
گردیده است یعنی بامیرحبیب الله خان دست بیعت دراز کنند واز منافرت و تکاثر گول ـ
نخورده بشاهان سابق ومثابرشان رجوع ننمایند بلکه ازنقد وقت استفاده کرده باصلاح
حال بپردازند که خیر استقبال درپشت ان ( ) .
. . . . .
ازروی یک اطلاع شاه امان الله تهدید کرده بود که من قندهار را گذاشته به هرات
میروم لیکن اهالی قندهار تقا نمودند که در قندهار بماند ـ بعد از جلوه افروزی خرقه
مبارکه شاه امان الله قسم خورد که بقوانین فقه شرعیه پابند خواهم شد ـ ازعلما وملک هاي
قبايل وعده هاي معاونت حاصل کرد هندوهائ شهر ادعا نمودند که بمنازل راه کابل ازـ
قندهار عساکر را اذوقه ومایحتاج بهم خواهند رسانید .
علامات اینست که مجادله براي استرداد سلطنت سابق افغان بعد از رمضان ـ
شروع خواهد شد چون برفها اب گردد کوچی هاي افغان از هندوستان در فراهم امدن ـ
تعجیل ورزیده اند بعضی درکارخانه هاي اسلحه امدوشد دارند از روی يك اطلاع غلزائی ها
باهم حلفا قرارداده اندکه دراثناي اختلال حاضر کل قوم خود را علیحده صیانت نمایند ـ
تعبه این افاز یافته است اما تحريك سست نقد است وجود سلطنت افغانی با ولایات ـ
حکومتی ها وعلاقه هاي ان باختتام رسیده است خوانین وملک ها براهالی حکمرانی دارند
اگر باز انها براي اتحاد کل ملک يسعی مائل شوند اگرگاهی مائل شوند مدتی درین
اتحاد ثانی بکارخواهد شد البته بعد ازگردش پادشاهی اینچنین تشتت عارضی
رخ مینماید اما حقیقت اینست که افغانستان وسلطنت ان وجود وحیات دارد چنانچه ازـ
بیعت نامه هاي متواتر که از هر طرف وکشف ملک میرسد ثابت است که قلب مملکت حرکت
- ۱۰ -
صحیح و سالم داشته تمام اعضا و جوارح باز بشرائین رو اورده ایجاب مینمایند وملت وملك
افغانستان زنده و ازاد ومستقل است و عنقریب بتمام وکمال تابع تخت امیر حبیب الله خان
شده قدم بترقیات اسلامی بسرعت بیش از پیش خواهد نهاد (ح ـ ۱)
مان ۱۴ مطابق ۲ شوال ۰
اختلال سلطنت افغان
پشاور مارچ ۱۳ مطابق غره شوال
روش قبائل
مطابق اطلاعیكه مسافران كابل براه خوست یا جلال اباد آوردند وكم شان بكامیابی بمنزل
مقصود واصل شدند بیان میشود كه بیرون بلاد مشهور هیچ قاعده یا اداره قایم نیست۰
یا نشان نظم و نسق كم است كسانیکه مال و اسباب ندارند بدون انصاف نقل و حركت كرده ـ
میتوانند وانها تیكه امتعه دارند تا دیه نقد برای بدرقه حفاظت برایشان لازم است بضرب
موضع منازعات پیدا میشود كه مستحق این نقد كیست ـ یك قافله كوچك در خوست متواتر معطل
کرده شد برین شبهیكه برای امیر صاحب كابل پول می برد ـ مردم این قبائل گفتند كه انھا ـ
بامداد امان الله شاه ایستاده اند چه او در قندهار است وان از روی سلفه دورترين ـ
است و ھيچ غرض با امير حبيب الله خان در كابل ندارند چه اغلب است كه او درباره ازادي
جديد شان بسبب نزدیكی اول نزاع كند درین اثنا آنها از ازادي خود استفاده زیاد تری
مینمایند و دلیل خاص نمی بیند که چرا بطرف داری كسی گرایند۰
غالبا صحیح است كه قبائل افغانستان مدافعت خود شان را ترتیب داده اند واز اقتدار
يك حكومت مركزی كه از حد زیاد اضافه ستانی میكرد خود را خلاص كرده اند و مبادرت نخواهند
ورزید كه يكدیگر حكومت را قائم سازند ـ تا این وقت اقلا درین باره هيچ علامت كدام تحريك
عمومی نیست ( مسلمانان از روی دين خود مامور و مجبور بيك حكومت مركزی میباشند و از پراگندگی
و تنازع نھی وممانعت یافته اند حكومت مركزی جدید در كابل اکثر قبائل را باخود ملحق وملحق
ساخته است و خودشان برضا ورغبت مربوط وتابع شده میروند زیرا علاوه بر تاكيدات اسلامی كه
بيك پادشاه مجاهد مسلمان بیعت و طاعت كنند این را ھم می بینند كه حالا اضافه ستانی
نمانده ھمه امور بصورت و بطی که بهترین شکل است اجرا می یابند مالیات از روی شریعت گرفته
میشود كه تخلیق بیشتر از خمس است و نیز در محصولات گمرك وبلد یه باقرار اعلانات رسمی
همان قسم تقلیل بروی کار آمد باین دلایل مالی ومادی نیز قبائل وطوائف همه مائل باتحاد و
تمرکز شده اند ـ (ح ـ ۱ )
يك مجلس امروز در پشاور منعقد شد تا عبد الغفار خان و میان جعفر شاه را که موکلان
شونده محلی اندمتابعت نماید وان ها اراده دارند که با اصرار را قندهار گیرند وخدمات خود را بشاه امان الله خان تقدیم نمایند .
(تو چون حکومت هند بارها در امورات داخلی افغانستان بیطرفی خود را اظهـار داشته اند چگونه اشخاص مذکور از پشاور هندی در قندهار داخل شده خواهند توانست .
از بیخبری وکوتاه بینی اهالی پشاور است که این چنین اقدامات بیجا بلکه مضر و مهلک مینمایند انحا از هم روی اخوت اسلامی با افغانستان معاونت میکنند وباید لحاظ اشخاص ــ هیچ داشته نباشند که پادشاه امان اللـه خان باشد یا امیرحـبیب الله خان به مسلمانان همین قدر تفکر لازم است که بحتری واعلاي اسلام درکدام صورت است .
درعحد امان الله خان غوغا از هند برخواست که او هم مثل دیگـر شاهان ملوث برسم و رواج کفرگشته است اکثـر جـرائد هندي مرقـم داشـتـندکه ازمی تـهذیب یورپ همـه مخمورگـردیدند الا شاه حجاز چون همیـن تشبیـه باکثار مـلـت افغانستان را از امان الله خان بیزار ساخـت وــ قبلا ازغفلتهای اوبجان رسیده بودند که درمدم ممانعـت رشـوت ستـانی وحـرام خـوری مـداومت ــ ورزیده میرفـت بـروی او کمـر مخالفت وبجاحدت بـر بسـتند تاخودش مخلوع شـده د ارالسلطنت را بقوت وغلبـه فـقاـدقانی به امیرحبیـب الله خان سـپـرد حا لـامسلمانان پشاور اگـر قـصـد سلیم اسـلامی دارند باید بامیرحبیـب الله خان موافـقت ورزند تا بزیـر سایـه او مسلمانان اسودگی وترقـی نمایند نه که باامان الله خان معـاونت نموده باعـث تشویـش وترغیب مـقاتله بیـن مسلمانـان گـردند انـحا بایـد خیـرکـل را طلبیده جزو را رعایت ننمایند ــ ح ــ ؟ .
. . . . .
شـش فراری جـرمـن که ازکابل بچـاره چناریـد وشـنبـه رسیدند همـه سامان ورخت وکـاغـذ ات خود را ضائـع کردند زیرا مطالبات حـریصـانه شدید هـر قبـیله را بـراورده نتـوانسـتند برای بـدقة بدرقـه اجـوره خواسـتمیـدد ولـو حقـ ان قبـیلـه اقـل بود ــ نسبت بجانـه ای شان جـیب فراري ها بیشتـر درخـطـر بود تجـربه شان را بسیار ناگوار بیان میکردند .
(این جرمـن ها اولـا بطـرف قندهـار گریخته بودند چون در سفـرانـسو موفقـیت نشــد براه سمت جنوبی اقـدام کرد نـد مطـلـب شان ازبسـت خودشان پیش امـد زیرا پاسپورت ازحکومت کابل نگـرفتـه بودند وذمـه وار حفـاظـت شان حکومت نبود بلکه بـذمه شان حقوق حکومت بود ــ لايحـق الطـرالسي الـاباهـلیه مکـریـد بمـاحیـان بـریادي میـارد از قـرار معـلوماتیکه مخـبـر اداره مـان بدست اورده بعد از واپس وارد شدن هـمـروزه چـند نـفـر جرمـنی ها از راه قندهار بکابـل سفـیـرد ولت علیـه المان بواسطـه ایـنکه اشخـاص مذکور مشولیـت بحکومت افـغـانستان داشـتـد و ــ بدون اداء ان فرار نمودند وقادر بفرار نشده واپس امدند بوزارت خارجه پیشـنـهـاد نمـود کـه حکومت ققـقـقـقـقفـ الـمـان ضامـن ایـشان مـیـشـود اگربرای شان ویـزا داده شود که برونـد ود رهـر
- ١٢ -
وقت حکومت موجوده انقرا را بخواهد حکومت المان انقرا را واپس روانه میدارند وزارت ـ
خارجیه بلحاظ سفیر المان انقرا را خیال ویزه نمودن را داشت که مکررا اشخاص مذکور از ـ
راه سمت جنوبی بدون ویزه فرار نمودند . ح ـ ١
...
اطاعت اولی الامر
( ٢ )
حضرت ابو هریره (عن رض) فرموده است که ازان حضرت علیه الصلوات والسلام شنیدم
که می فرمودند :
(( من خرج من الطاعة ففد فمات مات میته جاهلیه ومن قاتل تحت رایه عمیته ویغضب
لعصبیته لقتل قتلته جاهلیه ومن خرج علی امتی بسیفه یضرب ربها وفاجرها ولایتحشی من
مومنها ولا یفی الذی عهد عهده فلیس منی ولست منهم )) .
***
یعنــــــی : کسیکه از اطاعت پادشاه خارج گشت ودران حالت مرد مرگ او مرگ جاهلیت
است که احکام مسلمانی بروی جاری نمیگردد و کسیکه زیر بیرق نامعلوم (یعنی بیرقیکه حقیت وحقیقت
ان معلوم نباشد ) مقاتله کند و برای تعصب قومی بغضب شده مقتول گردد قتل او نیز بقسم جاهلیت
است وشخصیکه بر امت من شمشیر خود را کشیده نیکوکار وبد کاران رایکسان بزند واز مومن امت من
کناره جوئی ننماید و با صاحب عهده وفای عهد ننماید پس این چنین اشخاص نه از من اند ونه
من از ایشانم ) .
هرگاه بنظر بصیرت این اوامر سنیه و این ارشادات نافعه که درین حدیث شریف حضرت
فخر النبیین ورود یافته است دیده و ملاحظه شود پر ظاهر میگردد که اصول اصلاحات کلیه دران ـ
مندرج بوده اجمال اوامر ان بقرار ذیل است :
١ـ مرگ اشخاص باغی مرگ جاهلیت است .
٢ـ کسانیکه در یک امر نامعلوم و خیال خامی با پادشاه زمان مقاتله کنند زیر بیرق فساد وفتنه
اجتماع نمایند وکشته شوند کشته انان از جاهلیت است نه شهادت .
٣ـ کسانیکه بسبب تعصبات قومی ودشمنیها وکینه های داخلی بغضب امده یکدیگر خود را میکشند
وبرخلاف اوامر پادشاه در بین خودها فساد وفتنه برپا میدارد قتل انان از جاهلیت است نه شهادت .
٤ـ کسیکه بکشت وخون راغب میگردد ونیک وبد مسلمانان را یکطور می کشد ووفای عهد نداشته
باشد این همه امور موجب عدم رضا و بیزاری حضرت پیامبر (ص) سید البشر ماست که از ـ
حضرت فیاض مطلق نجات قوم واولاد و وطن خود را ازان خواستگاریم . امین. ( باقی دارد ) .
- ٩٣ -
بيعت هاي ولايات و ملحقات ان (٣)
( بيعت نامه اقوام توخی وهوتکی قلات )
۲۸ رمضان المبارك
الحمد الله الذي خلق الموت والحيات ليبلوكم ايكم احسن عملا والذي هدانا بواسطه
نبينا، بقران عظيم على قول ولا رطب ولایا بس الا في كتاب مبين .
اما بعد بر ضماير كافه ما اهالی قوام توخی وهوتکی علاقه قلات مخفی مباد ـ قبلا ـ
با جميع اهالی ذكور سکنه قلات دست بیعت امارت قد السلطانت را بمدار سیاسات امر شرع
شريف فرا با امیر امان الله خان بقرار شرطیكه از امورات شرعی تخلف نكند داده بودیم چون موصوف
شرطیكه اطعت او بمراسم شرعی بر مایان لازم باشد اجابت نكرده تا اینکه عملیات او انچه است
بخلاف احکام قرآن و رویه دین مبین حضرت سيد المرسلين ملاحظه شد و بدعات ونواقصات او كه
بخلاف شرع محمدی است به کل افغانستان هويدا است که رویه وعقيده وكردارات وعمليات و ـ
اختراع بدعت امان الله خان جاری وظاهر است ازان رو که عالیجاه نیاز محمد خان بر گد ملکی
و نظامی حاکم قلات ومحمد اکبر کندکشر که از حضور مبارك بمده فرمان ها واعلان ها از طرز ـ
سلطنت موجود ه ونشر اعلان ها وغيره ابراز بيانات نموده همه ما اهالی ملاحظه کردیم که همه
دانسته بشرایط شرع شریف است متحضر شدیم لهذا امير امان الله خان را که بانی فساد
و مغاير دين پاك ومرتكب افعال نامشروع وعقيد ما تيخرا ب که کفر او را ثابت مینماید ملاحظه
نمودیم چون الزام اطاعت او شرعا از ذمه ما اهالی زمره ما مسلمین ساقط شده بناء عليه
فسخ بيعت امارت سابقه خود ها را ما زمره اسلامی از او موقوف امارت خود ها کردیم و بیعت
تازه صحيحه جديده بقرار امر خداوند عالم و هدایت رسول اکرم و صحابه معظم خادم دین
رسول الله (ص) با امير حبیب الله خان که شخص صادق خدمت گار ملت و پیرو دين پاك محمدي
و باوصاف حميده واخلاق حسنه وشجاع وغيور و رعیت نواز بود نمودیم وان خادم دين رسول الله
(ص) را برضا و رغبت خودها با مارت سلطنت کابل بسر وجان و مال قبولداریم که امورات امارت
را مطبق احکام الهی وسیاسات اورا بر وفق سیاسات شرعی اجرا میدارد وما اهالی اسلامی
از خداوند بار تعالی درخواست توفیق سعادت را با مورات امارت و رعیت پروری وانصاف و ـ
عدالت او را مسئلت داریم کما لحی افتاب عمر و اقبال و استقلال سلطنتش در اوج ودرياي حشمت
وجلالش موج در موج باد بنون وصاد مبارك باد سلطنت افغانستان بر خادم دین رسول الله
امیر حبیب الله خان باقی مباد هر که نخواهد بقاء شاه . امظا ات :
میرزا گل محمد هوتکی ـ میرزا قند نظار محمد هوتکی ـ سید احمد توخی ـ سیف الله خان توخی ـ حاجی
تاجو اندری ـ عصمت الله توخی ـ محمد شریف توخی ـ حاجی عبد المحمد ـ حاجی عبد الحي ـ خير محمد
خان هوتکی ـ کفل خان ـ خیر محمد اخند زاده ـ ملا باز محمد ـ ملا برهان الدين ـ ملا محمد
ملا خدای نظر ـ سید علیجان ـ ملا مولاداد ـ ملا اقا محمد ـ علی محمد ـ صالح محمد ـ
- ٩٤ -
کاکر خان توخی ط و امیر محمد خان - صاحب خان - محمد غنی - عزیزالله خان - عبد القیوم - گل محمد
محمد رحیم - محمد نواب خان - لعل محمد - ملا نقیب الله - ملا خیر محمد - ملا امیر محمد - سید
غلام خان - ملا زهاب الدین - ملا میر ملنگ - خالقدار - ملا فیروز خان - ونور محمد توخی ها)
اسامی ونشان شصت ٧٨ نفر دیگر.
بیعت نامه قریه اوزبین و سروبی
بحضور عدالت ظهور امیر صاحب عرض میشود که :
این بندگان الله ملک محمد قایم خان - ملک صالح محمد خان بیعت نامه قریه سروبی و -
از بین قوم حسین خیل ومهر علی خیل را بحضور مبارک اورده ام که تقدیم مبارک شود امید است
امر فرمایند که تسلیم کنم سلطنت افغانستان را خداوند تعالی جل شانه بوجود امیر صاحب -
مبارک گرداند مایان رعایا وملکان شکر خدا بجا میاوریم که برای ما مسلمانان شما را پادشاه -
گردانیده خداوند مایان را هم توفیق رفتار رعیتی بدهد که خدمت پادشاه خودرا بصداقت و -
راستی نمائیم . امضاء ها :
ملک صالح محمد - ملک محمد قایم خان - ملا حبیب الله اخند زاد هـ گل احمد خان - عبد الله خان -
عبد الحنان - مسجد ی خان - جلاد خان (امضای باقی ٦٤ نفر دیگر)
بیعت نامه تیزین و بابکر خیل
٦ رمضان .
الحمد الله علی دین الاسلام وصلوات وسلام علی رسول محمد واله واصحابه اجمعین .
اما بعد بحضور مرحمت ظهور حقائق اگاه مهربان پادشاه مسلمین امیر صاحب غازی حبیب
الله خان عرضیا مردم علما وخوانین وملکان ورعایا تیزین قوم با بکر خیل بحضور صاحب چنان
است که الحمد الله والمنه که چنین پادشاه دیندار پادپانت مهربان را برما مردم مسلمانان -
عطا کرده و جلوس میمنت مانوس سلطنت افغانستان را بوجود مبارک شان نیک ومبارک گرداند و
ما مردم را بامر ایه کریمه که اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولالامر منکم توفیق اطاعت وخدمت و
گذاری نصیب کند و او را بر مایان رعایا و خدمت گذاران شفیق و مهربان گرداند فقط امین یا رب
العالمین تحریر ٦ رمضان المبارک ١٣٤٧ شکر الحمد الله که تاریکی کفر را از ما مردم
دور کرده افتاب اسلام را برای ما مردم درخشان گردانید . امضاها ومواهیر :
محمد سلیمان - عبد الحمید - احمد جان - عبد المومن - عبد الغفار - عبد الرحمن - حبیب الله -
محمد صدیق - عبد الله - غلام سرور - عبد الخالق - رحمت الله خان - شیر احمد - عبد الغیاث -
جمعه خان - محمد عمر . (باقی نشان انگشت ٢٤ نفر دیگر)
- ٩٥ -
بیعت نامه" سروبی و باد پش وغیره
٤ رمضان
بیعت مردم سروبی وباد پش وازبین وادرم خیل وغیره توابع ان بمعرفت امیر محمد خان بحضور انور والا امیر صاحب حبیب الله خان خادم دین رسول الله تقدیم نمودیم که سلسله ارادت افغانشان را بذات شاهانه تبريك وتشکر می نمائیم که زمان دولت درخشان وتابان باد فقط تحریر مورخه ٤ رمضان المبارك ١٣٤٧ ٠ امضاء ات ومواهیر :
محمد شریف ـ ملا محمدکریم ـ عبد الله خان ـ نورمحمد ـ محمدعیسی خان ـ عبدالکریم ـ علی محمد ـ فیض محمد ـ ملا دین محمد ـ عبد الوهاب ـ نشان انگشت ومهر ٤٨٠ نفر دیگر .
مسایل دینی
(۷)
ششم ـ گفتن این قول که هر که شراب نخورد یا زنا نکند مسلمان نیست .
۷ ـ صدقه کردن حرام قطعی بامید وار بودن ثواب ان .
۸ ـ گفتن این قول که هر که نماز کند کار را برخود دراز کند یا اینکه خدای تعالی مال مرا نقصان کرده است من از حق او تعالی نقصان میکنم ونماز نمیگذارم و روزه نمیدارم .
۹ ـ این قول که نماز نمیگذارم بطریق انکار اگر مدعایش منکر شدن از نماز باشد در جواب کسیکه اورا گفته باشد که نماز را ادا کن .
۱۰ ـ دشنام دادن ایمان یا دین یا مذهب که مراد او دین ومذهب اسلام باشد یا قبر یا دل یا روح یا زبان یا دهان مسلمان وهم چنین دشنام دادن پیر ومرشد وغیره که انسان را ندانسته بکفر میرساند والفاظ کفر بسیار است درین اوراق برای اختصار برین قدر ـ اکتفا نموده شد زیرا که از ذکر همین الفاظ امثال ان معلوم میشود .
نوع نهم استخفاف علم وعلما
استخفاف ایشان نزد علماء عظام رحمهم الله تعالی درچند لفظ کفر است .
۱ ـ در بغض عالم سبب علم دین بغیر سبب ظاهر خوف کفر است.
۲ ـ درین قول مر شخص صالح را بسبب صلاحیت او که دیدار وی به نزد من چنان است چون دیدار ( خوك ) خوف کفر است .
۳ ـ نشستن کسی درجائی واز وی بطریق استهزا پرسیدن مسئله های دین را و او باستهزاء جواب گفتن وهمه شان خندیدن .
٤ ـ استهزا کردن برعمل کسیکه بروت خودرا بطریق سنت کوتا کرده باشد ودستار خودرا موافق سنت بسته باشد .
- ۱٦ -
هـ گفتن این قول که از گله گشت امده هر کسی را که از مجلس علم دین امده باشد.
٦ ـ این قول که مرا با مجلس علم دین چه کار .
۷ ـ بطریق کبر وغرور گفتن این قول که کلام کس قدرت دارد بر ادا کردن انچه علما دین میگویند از کتب دین .
۸ ـ در زمین انداختن نوشته فتواء شرعی بسبب استخفاف وگفتن این قول که چه شرع است این .
۹ ـ این قول که درم باید علم دین بچه کار اید ـ یا اینکه اینها که می اموزند داستانهاست یا بد است یا تزویر است یا اینکه من علم حیل شرعی را منکرم .
۱۰ـ خواندن قرآن شریف بضرب دف وضرب نی ودیگر اسباب لهو به نیت استخفاف واستهزاء
نوع دهـم
در کلمات کفر که تعلق بعرض و مردن وقیامت دارد وان چند کلمه است نزد فقها رحمهم الله :
۱ـ گفتن این قول که ده دیگر بمن ده و بان جهان باز خواه او را بازدهم در جواب کسیکه او را گفته باشد که درم های دین مرا در دنیا بده که در قیامت درم ها نیست .
۲ـ این قول که مرا با محشر چه کار . یا اینکه از قیامت نمی ترسم .
٤ ـ گفتن این قول باستهزاء ، و سخریه زاهد یرا که بنشین کمتر عبادت کن تا از بهشت بیرون نیفتی .
ه ـ این قول که نقد را به نسیه نگذارم در جواب کسیکه او را گفته باشد که دنیا را ترک کن تا اخرت را بگیری .
نوع یازدهـم
در کلمات کفر که با کابر گفته میشود وان نزد فقهای عالم رحمهم الله درچند کلمه است.
۱ـ اینکه شخصی در جواب عطسه پادشاه یرحمک الله گوید ودیگری گوید که پادشاه را این چنین لفظ گفتن روانیست ومراد او این باشد که در جواب عطسه پادشاه لفظ مسنون کفایت ندارد ـ نعوذ بالله.
۲ـ خلاف شرع را عدل گفتن .
۳ـ این قول که ای خدا و ای پروردگار مر یکی از اکابر را .
٤ ـ سجده کردن بغیر الله تعالی .
هـ فرمان پادشاه را قضا جریان وحکم او را تقدیر گفتن بدون تاویل ( باید دانست ) که زبان از اعضای انسان عضوی است که جسم ان خورد وگناه ان بزرگ است که در حال شدت و تیزی غضب یا شهوت کلماتیکه مسلمان بان کافر میشود از زبان می برآید ـ لہذا مسلمان را لازم است که با حتیاط بسیار زبان را بحرکت بیاورد وازدشنام و بی باکی احتراز واجتناب
– ۹۷ –
تمام بنماید وعلاوه بر ان این را باید فهمید که بگفتن یا الفاظ از الفاظ مذکور فوق زن قلم –
دشنام دهنده بروی طلاق می گردد واگر تجدید ایمان نکند وتجدید نکاح نیز نکند اگـــــر
بزن خود نزدیك شود زنا می باشد وهر ولدی که از ایشان حاصل میشود حرامی است پس
بنابرین به نهایت احتیاط زبان را حرکت دادن لازم هر مسلمان است چنانچه شاعر میگوید :
نیت در عالم ایجاد بجز تیغ زبان
بیگناهی که سزاوار بحسب ابد است
و از بعضی الفاظ نامشروع است که کفر ان ها لازم نمی شود و در شرع شریف ان ها تعزیر –
لازم می شود مانند دشنام دادن مسلمانان را بغیر حق بزن ومادر وخواهر وغیره پس از
اجتناب از امثال ان نیز لازم است وانچه فقهای کرام رحمهم الله تعالی از الفاظ وکلمات
کفر را بیان کرد و بعضی انها که باتفاق همه ایشان کفر است درین رساله اورده شد همه
از همین قبیل است که تجدید توبه وبعد ازان تجدید نکاح را لازم میکند اما در باب –
اینکه در بعضی انها قتل گوینده لازم میشود یانه و توبه ان در باره قتل قبول میشود یانه
پس تفصیل انرا از کتاب فقه شريف طلب باید نمود اله تعالی وتقدس به فضل ومرحمت
خود جميع افعال واقوال ما عاجزان را موجب رضای حضرت خویش و بر خلاف نفس بداندیشا
ن
داشته ودارد – امین یارب العالمین . ( باقی دارد )
فتوحات اســــــــــــــــلا م
( فتح بیت المقدس )
(۷)
لهذا عذاب میشوند . امیر المومنین رضی الله تبارك وتعالی عنه فرمودند که خود اینها چه
میگویند .
معذبان گفتند که اینها میگویند که مایان چیزی نداریم امیر المومنین فرمودند کـــــه
اینها را رها کنید و باین امر مالایطاق تکلیف نکنید چرا که من از رسول الله (ص) واصحابــه
وسلم شنیدم که فرمودند که مردمان را بدنیا عذاب نکنید بعد ازان معذبان راه انها را –
خالی کردند و امیرالمومنین عمر ( رض ) هم روی براه اوردند ورفتند تا اینکه بوادی القری–
رسیدند بعد ازان ان مردمان انها را خبر دادند که درینجا شیخی است که در بالاهای
مسکن دارد و دوست بسیار مهربانی هم دارد که ان دوست او از برای ان شیخ گفته که ایا تو مرا
به مال خود شريك میگردانی تا اینکه مهمات ترا کفایت کنم و اشتران ترا بچرانم وبه جمع کردن
حقوق تو قیام نمایم مقرر بر اینکه عیال تو يك شبانه روز از برای تو باشد ويك شبانه روز –
از برای من با شیخ باین گفته رضا داده و این امر را قبول کرده .
چون امیر المومنین ( رض ) ازین امر واقف شدند امر کردند که ان هر دو مرد را حاضر
اورند بعدا زان امیرالمومنین (رض) از برای شان فرمود که وای باد شما را بگوئید که چه دین
دارید . گفتند دین اسلام .
امیرالمومنین فرمودند که وای باد شمارا از طرف شما چه خبر بسمع من رسید .
ان دو مرد گفتند که مایان نمیدانیم که چه خبر بسمع شما رسیده است .
امیرالمومنین (رض) انچه از قوم عر ب شنیده بود از برای شان قصه کرد . شیخ گفت
یا امیر المومنین صدق را می فرمائید که حال مایان این چنین است امیرالمومنین (رض) فرمودند
که ایا ندانستید که این فعل شما حرام است ان دو مرد گفتند والله قسم که ندانستیم که ــ
این حرام است امیر المومنین رضی الله تبارک وتعالی عنه ازان شیخ پرسیدند که ازچه سبب تو
این فعل حرام را فعل کردی شیخ عرض نمود که یا امیرالمومنین من پیرمرد کلان سالی ام وــ
کسی [نقد?] نداشتم که در باب اموال ومواشی خود بوی اعتماد کنم اخر از برای این مرد گفتم
که اگر تو چرانیدن اشتران و گوسفندان مرا ذمه بردار میشوی . و بخانه من اب می اوری
و در امورات جمیع دولت من مرا یاریمی کنی من ترا حصه در عیال خود شریک میگردانم اوــ
گفت اری من امورات ترا ذمه بردار می شوم من اورا حصه در عیال خود شریک کردم وحالا
که دانستم که این فعل حرام است درما بعد این فعل را ترک می کنم امیرالمومنین عمـــر
(رض) از برای او فرمودند که ای مرد دست عیال خود را بگیر وبخانه خود داخل نمای که اورا
در عیال تو هیچ حقی نیست وبعد ازان روی بطرف ان مرد دیگر اوردند وفرمودند کـــه
بنگری اینکه درما بعد درخانه او داخل نشوی که اگر بسمع من رسید که من بعد تو درخانه
او داخل شدي گردن ترا قطع میکنم بعد ازان جا روی بطرف بیت المقدس اوردند ورفتند
تا اینکه دراول شام رسیدند اسلم بن برقان مولی عمر (رض) نقل کرد .
که چون در اول زمین شام داخل شدیم مسلمانان روی بطرف ما [نفقت?] اوردند وما بطرف
خیل مسلمانان دیدیم .
امیر المومنین روی بطرف زبیر اوردند (رض) که یا زبیر بشتاب تو روی اور و ببین که
این خیل چه کسانند ــ زبیر (رض) نقل کرد :
که چون نزد يك رفتم دیدم که طایفه اند از اهل یمن که ابا عبیده رضی الله انرا فرستاد ه
تا اینکه خبر امدن امیرالمومنین عمر (رض) را معلوم نمایند . وبعد اوراخبر دهند زبیر
( رض) فرمود که چون من انهارا دیدم انها از برای من سلام کردند وپرسیدند کـه
ای جوانان تو از کجا می آئی . من گفتم که ازمدینه رسول الله (ص) می ایم . پرسیدند که
اهل مدینه منوره چه حال داشتند .
گفتم بخیر وعافیت بودند باز سوال نمودند که امیرالمومنین عمر (رض) چه فعــــل
میکردند ایا بطرف ما قدم می اوردند یانه . زبیر (رض) نقل کرد که من ازانها سوال ــ
نمودم که شمایان چه کسان می باشید . فرمودند که مایان قوم عرب ایم واز اهل یمن که امیر
ابا عبیده (رض) مارا فرستاد ه تا اینکه خبر امدن امیرالمومنین (عمر) را معلوم کنیــم
- ١١ -
و باو رسانیم بعد ازان زبیر بخدمت امیر المومنین عمر(رض) بازگشت. باقی دارد.
متابع حبیب الاسلام
صفحه ١ (جریده هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول ـ شماره ٨) (نمره مسلسل ٨)
واعتصوا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا
حبیب الا سلام
ادارتخانهـ درمافغانان کابل ـ افغانستان ـ نمره تلفون
سرد بیرـ سید محمد حسین
همهامور تحریریه وحسابیه بنام اداره فرستاده شود .
اداره درانتشار واصلاح مقالات وارده مختاراست .
در هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.
اوراتیکه درج نشود اعاده نمیشود .
قیمت سالانهـ قیمت ششماهه
درداخل ٥ ـ افغانی ـ ٣ ـ افغانی
درخارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ
قیمت شک شماره ١٠ پول
( تاریخ قمری ٥ ذیقعده ١٣٤٧ ) پنجشنبه ( تاریخ شمسی ٦ ثور ١٣٠٨ هجری ) .
موازنه تفوق پاد شاهان
رسم ورواج يك قوتی را داراست که حسن وقبیح امور را پوشانیده بنظار عوام همان چیزی را که ازمد تعقید معمول شدهامده است مقبول نشان میدهد ـ يك قومی معزز ومحترم پنداشته میشود زیرا اجداد ان افراد بزرگ بودند حالانکه حضرت علی کرم الله وجه میفرماید ـ بجد لایجد کل مجد ـ وماجد بلا مجد ـ بجد ـ بسعی وهمت وابسته است هر بزرگی نه بجد و اباء واجداد نیز بسبب بزرگی شان یاد میشوند نه ازین سبب که محضا ابه و اجداد بودند باوجود این ارشاد ولایت ماب مردم پابند کرامت نسبی اند واز کمالات حسبی صرف نظر ـ مینمایند البته اگر هرد و موجود باشند نورعلی نور است اما لیاقت ذاتی وقابلیت شخصی جداگانه يك انتصاری را مالک است که بر رسم و رواج نیز غلبه دارد .
سلطان بایزید یلدرم يك پاد شاه عالیمرتبه بود وکسی از و سرتابی نکرد که جلوساو برتخت چسان بوقوع امد سلطان مراد با سرویا محاربه داشته يك علاقهانرا فتح نمود اما جنگ هنوز جاری بود که يك سروی بیمحابا وارد شده گفت که با سلطان يك راز مهم مخابره کردن دارم چون نزد يك رسید بخنجر او را شهید گردانید درین مرحله شهزاده بایزید بصف حرب رفته بود ازانجا خواسته شد تا جانشین پدر گردد چون امد شرطی پیش نهاد که تا برادرم کشته نشود پاد شاهیرا قبول ندارم لاجرم ان برادر را نیز از میدان جنگ خواستند و پیش نهاد پدر مقتولش ساختند تا
سلطان بایزید تاجدار گردید چون از اباء واجداد شهزاد ه بود كسی اورا قاتل ومستحق
قتل دانسته ازتاج وتخت محروم نساخت تا منتقم حقیقی امیر تیمور را بروسلط ساخت واورا
در قفس انداخته باخود در سفر می برد .
اورنگ زیب عالمگیر بسیار پاد شاه متدین ومتعصب مشهور است چون پنجنفر ازاجدادش
پادشاه گذشته کسی او را قاتل گفته مستوجب قصاص قرار نداد حالانکه بقتل برادر خود ـ
شهزاد مراد را مقتول ساخت ودیگر برادران خودرا نیز کشت یا اواره خانمان گردانید امثله
بسیار درین باره ازشاهان شرق وغرب بخرج تاریخ است مثلا شهزاده هنري قمار میزد ــ
اوباش بود با جمعیت احباب خود رهزنی میکرد واز پدر خود بارها عتاب میشنید اما چون از
خاندان پادشاهی بود بکیفر کردارش نمیرسانید تايك پادشاه بسیار نامدار انگریزها شد
اگر ديگري میبود بد نام عام وخاص ميشد حالانكه پادشاه وگدا مخلوق يك خالق اند واو تعالى
همه بندگان خودرا مساوی جزا وسزا میدهد (الحر بالحر والعبد بالعبد والانثى بالانثی)
امیر عبد الرحمن خان در سمر قند فراری وبمد د معاشکه دولت روس میداد اكتفا نمینمود
لهذا نفري همرکابش صرافها را كشته سيم وزر بدست می اوردند وقافله ها را غارت کرد مال
واسباب را بهم میرسانیدند چون حضرت ضیاء المله والدين امير ابن الامیر ابن الامیر
بود كسی اور احامی قتل ورهزنی انگاشته برای پادشاهی نا اهل نشمرد اثر دیرینه عادت
این چنین مکنت دارد .
جد افغ غنه ملك طالوت بود كه براو افتخار می كنند حالانكه چون بنی اسرائیل از
نبی خود عليه وعلى نبينا الصلواه والسلام پادشاهی خواستند که ما تحت او جهاد نمائیم و
طالوت ملك مقرر شد ابا ورزیدند زیرا از پدر وجد پادشاه نبود چون خدای تعالی اورك
برگزید ه بود (ان الله اصطفه علیکم) لا محاله بسلطنت فائز شد والان تمام افغانان ـ
بنامش مباهات می ورزند قس على هذا .
رمز اشناي معنى هر خیره سر نباشد
طبع سليم فيضي است ارث پدر نباشد ( باقی دارد .
انكشافات ناحش
عمل زشت و خوب مانند بوي خرای وخوش امکان ندارد که انتشار یافته بمشام یا مسامع یا
انظار كم وبيه جلوه گر نشود ازين جهت اولیای كرام مثل خواجه عبد الله انطري عليها لرحمه ــ
فرموده اندكه باید ظاهر را برای خلق وباطن را برای خالق اراسته و پیراسته ساخت بلکه ـ
تأکید اصلاح باطن را بیشتر نموده اند چه خلاق متعال از مخلوق بسا زیاد تر بصیر است
وعالم الغيب والشهاده غفلت از این امر است که مردم را مرتكب ريا وتصنع میگرد اند -
لا تحسبن الله غافلا عما يعمل الظالمون ـ خلق خدایتعالى را غافل مدان از انكه ظالمها ـ
- ۱۰۱ -
میکند برای شان مهلت داده میشود تا وقتیکه پیمانه حلم وتحمل لبریز شده همه اسرار -
ناشر وطینت از بام میافتد .
امان الله خان در نشهء پادشاهی مخمور گشته ازان ملیك مقتدری اعتنائی ورزید که
اسلام را بمنزلهء دین خود قرار داده است ان الدین عندالله الاسلام . از روی این مذهب
مقدس تعداد ازواج تا چهار تعین یافته است البته حکیم مطلق برای بندگان خود مصلحت
در همین دیده که از یك زن زیادتر را اجازه داده چنانچه در ممالك غرب چون فقط یك عیال میگیرند
زنا بسیار پیش می اید واکثر مردها علاوه بر یك زوجهء خود با دیگر يك زن اشنائی نهانی بلکه
بعضی اوقات تعلق علنی دارند. این یك راز اشکار در یورپ است که در شهرهای بزرگ -
هزارها طفل حرامی متولد میشود . با وجود این رسوائی وخیم تقلید یورپ نمودن واز احکام
اسلام بی پروائی ورزیدن ضلالتی است که دلالت بر قلب مینماید در قران مجید اذن صریح
مثنی وثلاث وربع وارد است البته این شرط هم نهاده شد که اگر عدل کرده نتوانید پس
بیکی اکتفا کنید . در دیگر ایه شریفه این هم بیان شد که شما عدل کرده نمیتوانید ولو حرص نمائید
پس کل میل و رغبت بیکی نمودید یگر را از تغافل معلقه مگذارید . ازینجا استنباط میشود
که هرچند در صورت عدل نکردن و نتوانستن یك عیال بس است اما بلحاظ ضرورت های متعدد
مثل ابقای نسل چون از یك زن اولاد نشود یا اجتناب از اندیشهء فتنهء زنا چون قوای جسمانی
محرك شهوت شود یا مصالح اتحاد قومی وغیره که در امور اجتماعی گاهی رو مینماید تعدد ازواج لازم
میاید ودرینحال نهی نازل شد که بیکی مودت تام و بدیگری نفرت یا غفلت مورزید .
علاوه برین حکم منصوص سنت نبوی (ص) تله و طریقه اصحاب کبار واولیا وحکمای الهی
درین سیزده ونیم صد سال بهمین نهج رفته است که از یك الی چهار زن رخصت بوده است .
این سلسلهء جلیلهء اسلامی را از دست دادن و بحیران تمدن ظاهرا روشن وقل باطنا تیره و
تاريك یورپ را چنگ زدن - از کوه گسستن و بکاه پیوستن است - یدعوا لمن ضره اقرب من نفعه
لبئس المولی ولبئس العشیر - خدایتعالی میفرماید که بعضی مردم کوتاه بین بغیر او دیگری را -
برای امداد میخوانند که ضررش از نفع او نزدیکتر است بتحقیق او بد صاحب است وبد رفیق .
امان الله خان در پیروی اهل یورپ اعلان کرد که مامورین دولت فقط یك زن بگیرند واگر قبلا
زیاد داشته باشند انها را طلاق بدهند . در شماره گذشته حبیب الاسلام درین باب بحث رانده
شده بود که حضرت عمر فاروق (رض) پسر خود را از خلافت محروم ساخت که او عیال خود را بی سبب
طلاق داده بود زیرا ارشاد خیرالبشر (ص) الطلاق ابغض الاشیاء عنداللهـ از طلاق زیادتر
هیچ چیزی نیست که قهر خداوند را موجب شود - یك خلاف ورزی حکم خدا و رسول اینکه امر
طلاق داد تخلف دیگر اینکه از یك زن اضافه را نهی کرد و این فعل عبادت طاغوت بود لهذا
خسران مبین نتیجه شد .
ـ ١٠٢ ـ
دلیل حقانیت احکام اسلام همین است که همان شخصیکه بكور دهل منادي يك عیال را ــ
مینماید از تقاضای شهوانی مجبور میشود که بدیگر نکاح اقدام کند ـ در جلوت اگرچه اعلام
يك زن مینماید اما در خلوت خود شرمظهور می شود که یکدیگر را هم بآورد . وله اسلم من فى
السموات والارض طوعا وكرها . هرکه در اسمانها وزمین است برغبت یا بجبر تابع اوست.
مسلمان صادق حکم خدا را از دل وجان قبول میکند وغیر آن ناچار تسلیم میکند و بی اختیار
مطیع میشود .
در نصیحت غلط بدیگران فضیحت خود امان الله بدینصورت عیان میشود که چون
مامورین را از ازدواج ثانی ممانعت میکند وخویشتن را مرشد نشان داده بامتثال ذات خود
هدایت مینماید خود شر بازوجهء دوم عقد نکاح می بندد .
ع چون بخلوت میرود ان کار دیگر میکند طرفه تر اینکه دران ایام اغتشاش در ــ
سمت مشرقی باعث اطراب وپریشانی ملت بود و ان سوی کوتل خیرخانه مجاهدین در تب وتاب
گویا همه رعایا وبرايا دريك اندیشه وخدشه مبتلا بودند که این ... عاشق ملت ... ـ
مشغول بعیش وعشرت بود حا لانکه حافظ ونیز هجره وگرما به و گلستان را درست پیمان وعاشق
صادق می انگارد .
در اتی بذریعهء زنکوگرافی عکس مکتوبات بعتعلقیهء نکاح مذکور را شائع می کنیم فی الحال
جهت تائید فوق تحریرهای را درج میکنیم که نکاح ثانی و تاریخ انرا بیان مینماید :
(عینا نقل عریضهء سردار عزیزالله خان ولد سردار نصرالله خان مرحوم)
بحضور مبارک اعلیحضرت امیر صاحب غازی خادم دین رسول الله (ص) عرض کمینه خلق الله ــ
عزيزالله بحضور انور والا اینکه فرمان مرحمت ترجمان ا می غلام اصدار یافته وشرحيكــــه
در باب معروضات وزیر دربار ورئیس ضرا بخانه از ظلم وبیدادی که در حق پدر مرحوم وخاندان
ما امان الله کرده بود بحضور والا بارها عرض کرده بودند و ما را برخلاف امان الله بیطرف
قرارداده بودند وحضور والا نسبت بعرض انها در حق ما مرحمت نموده مورد الطاف
شاهانه فرمود وطرح مواصلت و دوستی را خیال فرمود وحالا گمان برخلافی حضور والا را بر
این غلامان فرموده و طرفداران امان الله قرار داده اند حاشا وكلا معاذ الله که ما خاندان
این ظالم بیرحم رابطه یا واسطه یا امیدواری یا نامه وپیام داشته باشیم به تمام عالم ظاهر ــ
است که از ما خاندان گرد شکسته حال وپامال درتمام کارداران و دوستان امان الله کسی
نبود و باز که حضور والا در حق ما مردم ترحم والطاف فرموده خیال وطت و دوستی را ـ
فرموده اند چون میدانم که به مضمون تعز من تشاء وتذل من تشاء حق جل وعلا چنان قادرو
مقتد ریست که تخت وتاج صد ساله افغانستان را بشما مرحمت فرمود وشما در تمامی مردم ـ
خاندان ما را انتخاب نموده مورد نوازش والطاف فرموده اید زهی سعادت واقبال ما خاندان
- ١٠٣ -
اما حزئیست که اگر گویم زبان سوزد اگر پنهان کنم در سینه مغز استخوان سوزد.
اگر حضور والا باور کنید خوب والا بذات پاک اقدس خداوندی جل جلاله سوگند میخورم
اما حزئیست که اگر گویم زبان سوزد - اگر پنهان کنم در سینه مغز استخوان سوزد. اگر حضور
والا باور کنید خوب والا بذات پاك اقدس خداوندی جل جلاله سوگندی خورم که تا ـ
دیروز من هم ازین واقعه واقف نبودم دیشب همین همشیره من عالیه اظهار نمود که امیر
امان الله خان در روزهای ماه رجب در ١٠ جدی مرا نکاح کرد که شاهد ها یکی ـ
لآلا سید میر و دوم حاجی غلام محمد میرزای سید میر و ناکح حافظ جی محمد حسن پدر
وکیل خان محمدخان خانه سامان گلخانه بودند و برای عالیه تاکید وتکرار کرده بود که
تا زمانیکه خود من برادران شما را نگفته ام ویکسی اظهار نکرده ام شما بکسی هوش کنید
اظهار نکنید وحالا اظهار نمود اکنون حضور والا مختارند چون الحمد لله حضور والا
محض برای خدمت دین مبین مصطفی کمر بسته اند هرگاه شرع شریف احمدی که امروز خود
والا حامی وخادم شریعت می باشد حکم فرمایند چاره نداریم و خود ما برادران پسر وجان
دوست وخیر خواه وصادق بحضور مبارك پادشاه خود می باشیم خدای متعال باین
حرف ما شاهد است باقی ایام مستدام باد برب العباد ـ تحریر ٢٦ رمضان ١٣٤٧
خادم تان عزیزالله
عینا نقل حکمنامه جناب وزیر صاحب دربار وجوابات ان :
حافظ جی محمد حسن خان وحاجی خان محمدخان شمایان از روی اسلامیت وحقانیت
معلومات و مشاهدات خود تان را بخصوص عالیه نامه همشیره سردار عزیز الله خان وچگونگی
واقعه ان عند الله معلومات بدهید فقط ٢٦ رمضان . دستخط شیرجان .
اظهار من بنده الله حافظ جی محمد حسن اینکه در زمان سلطنت امیر امان الله خان
بقرار امر شرع شریف مسماة عالیه مذکوره را بامیر امان الله خان بزبان خود نکاح کرده ام .
صحیح است فقط ـ دستخط حافظ محمد حسن .
اظهار حاجی خان محمدخان اینکه بقرار شاهدی سید میر ومیرزا غلام محمد از زبان
عالیه مذکوره پدر وکیل بودم که اورا مایان بامان الله خان بعقد چنانچه دادم . فقط
حقیر خان محمد
عالیه خانم همشیره سردار عزیزالله خان از تحریری برادر خود و شهادت حافظ
محمد حسن خان وخان محمدخان خانه سامان که درین دو ورق مکتوب مسطور است حالی
میشوید اگر این واقعه حقیقت دارد بقلم خود صال وپاك بنویسید . فقط (دستخط شیرجان)
حضور امیر صاحب غازی خادم دین رسول الله (ص) عرض فد ما جزانه عالیه اینکه .
انچه برادر بزرگوارم سردار عزیزالله خان بحضور عرض کرده بحقیقت مقرون است که بتاریخ
١٠ جدي ١٣٠٧ مطابق ١٨ رجب ١٣٤٧ بشهادت لالا سید میر ومیرزا غلام محمدخان
- ١٠٤ -
حاجی خان محمد خانه سامان را بوکالت خویش گرفتم که نفس عاجزانه مرا بامیر امان الله خان
بدهد چنانچه داد و حافظ جی محمد حسن خان بروز مذکور عقدة مرا بامیر امان الله خان بدهد
چنانچه بسته است انچه حقیقت بود بحضور والا عرض شد باقی ایام اقبال مستدام باد فقط
شنبه ۲۷ رمضان المبارک سنه ١٣٤٧ - عالیه .
حسب فرموده پادشاه مسلمین امیر صاحب غازی مکتوب عریضه هذا را عالیه خانم
بخط خود تحریر کرد بحضور فرستام ـ عزیزالله .
اگرچه نکاح ثانی جائز است اما ازینهمان داشتن ان چه معنا بود . اگر نکاح ثانی
روا بود بدیگران چرا نی از ان کرده میشد . كبر مقتا عند الله ان تقولو مالا تفعلون ـ
خدای تعالی میفرماید که نزد او موجب رنجش بزرگ است اینکه بگوئید ان چیزی را که نمیکنید
اگر گفتار و کردار مطبق نبود البته دروغ و فریب است که باعث عتاب وعقاب کبریائی
میگردد ـ لهم فی الدنیا خزي برای شان در دنیا رسوائی وذلت است و اگر از نفاق وكذب
نادم و تائب نشدند در اخرت عذاب شدید .
بخدمت حضرت فاروق رضی الله عنه مجرمی را حاضر اوردند که گناهش ثابت بود
حكم شرعی بر او جاری شد فریاد براورد که عفوم بفرمائید . کرت اول جرم کرده ام ـ فرمودند
که خدا ستار العیوب است چندین خطا ها را می پوشاند چون اصرار دید اخر
فاش میسازد اگر بگوئی دیگر جرائمت را تحقیق نموده بجزای سزائت میرسانم ـ
ملزم مذکور بهمان سزای اول قانع شد . فاعتبروا یا اولی الابصار.
اطاعت اولی الامـــــــــر
( ٣ )
حضرت عوف بن مالك اشجعی صحابی حضرت رسول مقبول علیه الصلوات والسلام فرموده
است خيار ائمتكم الذين تحبونهم ويحبونكم وتصلون عليهم ويصلون عليكم وشرارائمتكم الذين
تبغضونهم ويبغضونكم وتلعنونهم ويلعنونكم قال قلنا یا رسول الله افلانا بن هم عند ذالك قال لا
ما اقامو افیکم الصلوات لا ما اقاموافیکم الصلوات الامن ولی علیه وال فراه یاتی شیاء من معصیت الله
فل فلیکرصا باتی من معصره الله ولا ینزعن يدا من طاعته .
یعنی :
بهترین پادشاهان شما انانند که شما ایشان را دوست داشته باشید وایشان شمارا
دوست داشته باشد وشما داعی و مادح ایشان باشید و ایشان داعی ومادح شما ـ وبد ترین
پادشاهان شما انانند که شما انان را مبغوض بدارید وان ها شمارا وشما مذمت کننده و
بدگوی انان باشید وانها از شما ـ حضرت عوف که راوی حدیث است میگوید که :
ـ ١٠٥ ـ
مايان جماعه حاضرین اصحاب بحضور حضرت رسالتماب معروض داشتیم که اگر پادشاهان ما از قسم دوم باشند ایا پادشاهی انان باقی میماند. و ایا ما با ایشان معارضه نمائیم.
و اطاعت ایشان را از گردن خودها نیفگنیم. ان حضرت (ص) بشدت تمام فرمود تا زمانیکه در بین شما نماز را بر پا دارند و از نماز انکار نکنند هرگز معارضه ایشان را روا مدارید.
و هرگز معارضه ایشان را روا مدارید. تکرار این فقره برای تاکید است بعد ازان ـ چنین ارشاد فرمود که اگاه باشید ای امت مرحومه باینکه شخصی که در تحت حکومت و ولایت والی باد و معصیتی را از معاصی خدای تعالی از والی خود به بیند پس لازم است که همان معصیت را در دل مکروه پندارد اما هرگز دست را از اطاعت والی باز نکند. از مفاد این ـ حدیث مبارک نتائج ذیل حاصل میشود.
١ـ امیران مسلمانان نيك و بد میباشند و بهترین پادشاهان انانند که ایشان را از رعیت راضی باشند و رعیت از ایشان و بد ترین پادشاهان بر عکس میباشند.
٢ـ اگر پادشاه مسلمانان خدا ناخواسته مبغوض قوم بگردد و قوم مبغوض پادشاه شود پس تا وقتیکه اثار اسلام مانند بر پا داشتن نماز وغیره شعایر اسلام را ترك ننموده باشد رعایا را باوجود مبغوضیت طرفین اطاعت پادشاه لازم و واجب قفقاست. مبغوضیت وعدم رضا ز پادشاه به هیج گونه مجوز نافرمانی نیست.
٣ ـ اگر فراد رعیه از والی و پادشاه خود ارتکاب معصیتی را از معاصی خدای تعالی معاینه دارند پس بقرار امر پیغمبر (ص) لازم است که همان معصیت را در دل مکروه پنداشته از درگاه خداوند جل شانه سوال نمایند که همان معصیت به طاعت مبدل گردد و به سبب دیدن معصیت هرگز از اطاعت دست نکشند که دیدن معصیت عذر عدم ـ اطاعت نمیتواند شد. (باقی دارد.)
نقل از جریده شریفه بیدار
مزار شریف ـ ١٥ شوال المكرم
١٣٤٧
عبور ایام با فلاکت یا ورود زمان با طنطنۀ سعادت :
قرار اطلاعات واثقی که به ما رسیده حضرات قارئین را اختصارا مسبوق میگردانیم اولا میگوئیم که اسلام یکدین بسیار مقدس و با شرفی است که بحرین [ILL] ادیان گفته شده همانا ملت اسلام به تمامها به مراعات و تعمیل مسالك عظما دینیه خویش پابند و مکلف اند پس هیچگاه با مورات دینیه نجیبه اسلام خلل و فتوری واقع گردید هر کسی نمیتواند این دین مقدس را ـ اخلال کند چنانچه دیدیم و شنیدیم که ملت غیور اسلامی افغانستان چگونه برای جلوگیری از موانعات وتعقيبات مسالك دينيه خود اقدامات غیورانه نمودند و تا کدام اندازه انقلابات
- ١٠٦ -
دهشتناکی سرتاسر افغانستان را مضطرب گردانید و ملاحظه نمودیم که با چه یک اتحاد و اتفاق اسلامیانه برادران شجاع دین پرور کوهدامنی ها و کوهستانی ها استحکامات امانی و امانیان را به یمن همت دلیرانه و غیورانه حامی دین مبین حضرت سیدالمرسلین ملقب بخادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان منهدم مضمحل نمود و دین مقدس را معمور و دینداران با شرف را تفتن مسرور گردانیدند پس ما از خداوند تبارك و تعالی نیاز میکنیم که این پادشاه شریعت پرورو افغانستان را که برای ترقی و روشن دین اسلام و ابادی مملکت افغانستان و اسودگی رعیت آن کمر همت را بسته بصراط المستقیم شریعت غرای حضرت محمدی (ص) مستقیم داشته به مقاصدات و ملحوظات نظریاتش فائز و کامیاب گرداناد .
برگردیم بسوی مقصد خویش در اواخر برج دلو سال گذشته افواهات مکرری به نسبت اوامرات حکومت سابقه در مزار شریف لقق شایع بود که میرزا محمد قاسم خان ترکستانی با چند نفر اعضاء که جناب عبد الرحیم خان نائب سالار وغیره باشند از مرکز کابل برای استحصال – بیعت ترکستان عازم است پس برای جلوگیری و ممانعت این عازمین از مزار شریف يك مفرزه عسکری به ایبك و تاشقرغان سوق داده شده بود و ترتیبات و استحکامات فوق العاده برای انسداد و مغلوبیت عازمین تا به حدودات روئی و دو اب گرفته شده بود ولی شده شد که چون قضا اید طبیب ابله شود – همین ترتیبات و استحکامات به خبر ورود آن چند نفر که مراد از جناب میرزا محمد قاسم خان رئیس تنظمیه و عالیجاه عزت و شجاعت نشان عبد الرحیم خان – برگد و عالیجاه میرزا خلیل الله خان پسر مستوفی الممالک مرحوم و سیادت پناه سید احمد خان مدیر گمرک و عالیجاه خواجه عین الدین خان در حدودات سیغان و کهمرد و روئی و دواب اخلال پذیر گردیده و انقلابات وخیمه را بحال خود شان فراهم آورد .
قراریکه عالیجاه عزت وصداقت همراه میرزا محمد قاسم خان رئیس تنظمیه ترکستان – اظهار میفرماید که چون در حدودات بامیان ازین اقدامات حکومت مزار اطلاع یافتم فورا – تبلیغات لازمه به برادران اقوام ایبکی و تاشقرغانی اخبار نمودیم و انها با برادران عسکری خود مراوده نموده و بطرفداری طرفداران روشنی دین اظهار معاونت نموده و منصبداران خود را قید وکمر همت را بسته تا اینکه باین موجبات در هر موضع از طرف اهالی با يك گرمجوشی مطیعانه استقبال و پذیرائی حاصل می شد چون به ايبك رسیده با برادران – عسکری و اهالی ملاقات نموده و بیعت شان را استحصال و بحضور همایون والا ارسال نمودیم و چون حضرت الله تعالی بطرفداران دین اسلام معاونت داشت ازین خبر برادران عسکری مقیمه تاشقرغان و دهداد ی مستحضر گردیده و پیروی برادران ایبکی خود را نموده اقدامات لقه انقلابیۀ را تولید و نائب الحکومه وفرقه مشر و باقی منصبداران خود را توقیف و قبل از ورود ما فداکاران خطبه امارت را بنام نامی خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان خوانده بودند جریده بیدار از این موفقیت و کامیابی خاطر خواه حضرات هیئت –
- ۱۰۷ -
انتظامیه و ورود با سعادت شان تبریکات گفته و از خداوند فائز شدن جمله مقاصدات وطن
پرستانه ملت پرورانه شان را خواستار است . حضرات قاریین از ورود سعادت نمود اقایان
هیئت انتظامیه ولایت ترکستان بروز ۱۷ رمضان المبارک که با چه تجملات و احتشاماً بمقابل
تمجیدی از طرف برادران عسکری و ملکی که از حدود ایبک و تاشقرغان و مزارشریف بضمیر
های توپ و تفنگ شادیا نه و صدا های شادمانی مسروریت داشتند الی صحن روضه مبارکه حضرت
شاه ولایت استقبالات و پذیرائی شایانی نموده شده بود مسبوقید که اهالی با چه جوش و
خروش وبچه اندازه هیا هو و ولوله خوشی و خورسندی می نمودند.
ما از خداوند همیشه این مسروریت و شادمانی برای برادران اسلامی خود نیاز و مسئلت
مینمائیم ج ( باقی دارد .
بیعت های ولایات و ملحقات ان
(٤)
بیعت نامه لحوگرد
اول شهر شعبان .
بسم الله الرحمن الرحیم . چون ابتدای هر امر از اوامر مشروعه به بسم الله شریف
طریقه مسنونه است آغاز نمودیم و بعد از ان مایان رعایای قریه معنی خیل و وفجان و سرخ اباد
وشکار قلعه وقلعه ملا بهادر لحوگرد بحضور مبارک اعلیحضرت خادم دین رسول الله -
امیر حبیب الله خان بطور بیعت نامه معروض میداریم اینکه قبلا ما جمیع اهالی بیچاره دست
بیعت تو امارت سلطنت را بشرط انقیاد اوامر شرع که از ان تخلف نورزد به امان الله خان
امیر سابقه داده بودیم . چون نامبرده بامورا ت شرعی مقاومت نکرد ، پرده ننگ وناموس -
مایان بیچاره گان را بنظر پلاد کفر درید، حتی که از سفر منحوس اثر اروپا بازگشت نموده بود
عملا و اشکارا خیال های فاسده خلاف شرع شریف را پیشنهاد خود نموده و بدل جاد اد نمود
اگر چه ما غربا بیچاره بماله مال وکردار نامشروع او راضی نبودیم اما بدون اینکه مداما شب وروز
قران عظیم الشان ورسول اکرم (ص) را بدر بار احدیت شفیع می اوردیم که الهی مخترع
بدعت را بطرف گردانی دیگر چاره نداشتیم تا که خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان
بتوفیق واستعانت یزدانی و دیانت فطری خود کمر همت را بخدمت دین رسول الله (ص) بعد است
بسته باعث قلع بدعیات امان الله مخترع بدعت گردید ، به تخت سلطنت امارت استقلال یافت
و ما اهالی را از ایقاع این فتنه های بالغه و تهلکه ردیه نجات داد لہٰذا امان الله امیر
سابقه که بانی فساد ومذا بر دین پاک بود و اطاعت او شرعا از ذمه ما اهالی ساقط گردیده
بود بنا علیه فسخ بیعت امارت سابقه خود ها را نمودیم و امان الله مذکور را از سلطانت -
خود ها ما زمره اسلامی موقوف کردیم و بیعت تازه صحیحه جدیده خود ها را بامر خداوند ورسول
اکرم (ص) به خادم دین مبین امیر حبیب الله خان که شیر شجاع و بہادر و پیرو دین پاک بود
ـ ١٠٨ ـ
با و نمودیم وبرضا و رغبت خود ها بامارت سلطنت تخت کابل وبامارت افغانستان او را ـ قبولداریم که کافه امورات امارت را مطابق احکام الهی اجرا بدارد و از خداوند کریم مسئلت داریم که افتاب عمر و معدلتش در اوج وفریای حشمت برفع تشعشع درعین باد وشکر کنان میگوئیم که مبارک باد سلطنت وپادشاهی خادم دین رسول الله امير قد حبیب الله خان بحق نون و صاد . امضاء ات:
غلام محی الدین ـ ملك محمد خان ـ سید احمد ـ ملك سيد غلام ـ شاه محمد ـ ملا عبد القاضی
عناية ـ ملا عبد الحميد ـ ملا غوث الدين ـ عبد الجبار ـ تهام الدين ـ جان باز ـ بسم الله
ـ موسی خان ـ لوتیکی ـ ولی محمد ـ سلیمان محمد ـ اخترمحمد ـ عبد اللطیف .
شصت (٦٢) نفر دیگر.
بیعت نامه اهالی حضرت امام صاحب علاقه قطغن
ان الدين عند الله الاسلام وما اختلف الذين اوتوا الكتاب الامن بعد ما جاءهم العلم ـ بغيا بينهم ومن يكفر بايات الله فان الله سریع الحساب ) بعد از حمد کردگار و درود بر احمد مختار (ص) طریق مستقیم رسوخ یافته وبرتو عنايت ملك قديم برما تافته قواعد ملت بيضاء ـ ضياء دین اسلام با اهتمام ملت افغان استوار شد. و عماد شریعت غرا واساس ركن ومقام ـ برما پایدار گشته قطعه نقل فرمان واجب الاذعان حضرت شهریار والا امیر حبیب الله خان از امارت خویش انقو بمکتوب مورخه ٢٢ شعبان المعظم بقريب روضه مبارکه حضرت امام صاحب علیه الرحمه عالیجاء صالح محمدخان حاکم وعالیجاا سید شاه خان وکیل عسکری باتفاق برادران عسکری وملکی به جهر بلند خوانده مایان نفری علما وسادات ومشایخ وکلان شوندگان ومامورین ملکی ونظامی وغیره اهالی منطقه حضرت امام صاحب عموما دانسته گردیده امارت حضرت شهریار اعلیحضرت امير حبیب الله خان را بقرار آيه كريمه ( اطيعو الله واطيعو الرسول واولی لوا لامرمتكم) بسرو جان وتن ومال قبولدار گردیده ( اللهم انصر من نصر الدین وثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الکافرین) به امارت حضرت پادشاه مسلمین امير حبیب الله خان بیعت نمودیم از خداوند عالم تقر و رسول اکرم و اصحاب گرام التجا تظفار داریم که بحمایت حضرت ظل الهی امیر حبیب الله خان ـ ارام و اسوده حال بوده تخت و تاج سلطنت ملت افغانستان را بحضور مبارک تبریک میگوئیم علی الخصوص اقداما ت این اعلیحضرت مایان در امور مذهبی نموده شده است که در زمان امان الله خان دین محمدی (ص) قريب بود که رو بخرابی بیاورد چون صاحب دین روا دار خرابی دین محمدی (ص) نبود ازان رو چنین يك شخص غيور جسور را روی کار آورده وانست که برای تلافی اهل اسلام يك خدمت نمایان را نموده که چنان فتوحات را مالك وتخت پادشاهی را صاحب شد الله وتبارك و تعالی مزید ومبارک گرداناد بحق محمد (ص) واله الامجاد هزارها شکریه نموده قلاده ـ تابعیت را بگردن انداخته و از عدالتر پروری شان که هشتنفری مکتوب انقلقلقلقلق افغانیالیات
- ١٠٩ -
وغيره تكاليفات وطرق پلى معاف ومنو فرموده اند دانسته كرديده شكرانه زيادي نموديم
الهي افتاب اقبال اين چنين پادشاه رعيت پرور درتزايد وظفر ونصرت ازبارگاه يزدانى و
بدين متين حضرت سيد المرسلين مستقيم وپاينده باد بريالہ باد . فقط
امضا ها :
صالح محمد حاكم موتش ـ سيدشاه وكيل عسكري ـ عبد الصمد قومدار ـ غلام حيدر
پركمشر ـ فضل احمد پركمشرـ با تراملا ومحر (١٢٨٥) نفر از افراد نظامى وملكى وعلما ومشائخ
وسادات وغيره .
بیعت نامه اهالی دره على شنگ لغمان
بحضور مرحمت ظهور مبارك خادم دين رسول الله (ص) امير حبيب الله خان عرض میداریم ما
علما و سادات و خوانين وكلان شوندگان وسائر رعاياي دره علی شنگ لغمان بذريعه اعلانيكه
از طرف قرین الشرف پادشاهی بر عالم اسلام شد میود از خلع وفرار امان الله خان وـ
تسلیم نمودن برادرش عنایت خود را به انگلیس وتعرف شدن پايتخت کابل را ان ذاتعالی
با مجاهدین دین وبيعت نمودن رعايا وعسكر فيض ظفر شهر كابل وسمت قتلات شمالی براي
ذاتعالی شاهانه شان وقبول نمودن ذاتعالی امارت افغانستان را مطلع ومستحضر شده بوديم
به نسبت فداكاري ومجاهاتی كه ذاتخسروانه به شمشیر بیدریغ خود در راه ترقی وتعالی
دین مبین حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه وسلم نموده اند وامارت ومملكت افغانستان را
از چنگال امير امان الله وعمله واراکین او که از راه شریعت نبوي خارج شده بودند خلاصی
داده اندما علما وسادات وخوانين وسائر رعاياي این علاقه ازصميم قلب خود ها را رعیت و
ذات عالی شانرا که باعث روشنی دین مبین گردیده امير خودها میدانستیم وبدلهاي مملو
از اخلاص خود غائبانه بیعت نموده بوديم ليك چندي از واخده که علی احمد خان خود را
در جلال آباد وچكدلك امير قرار داده بود ودر ارض راه كابل متفرقات بمواضع
مختلفه پهره ومحافظه از طرف خود مقرر نموده بود بیعت نامه خودها را بحضور مبارك فرستاده
نتوانستیم کنون بیعت نامه هذا را بذریعه دو نفر وکلا خود هريك ميرزا حبيب الله خان و
ملك الله نورخان بحضور پادشاهی تقدیم نمودیم وعهد میکنیم بذات اقدس حضرت خداوندي
وروح پرفتوح خرت سيد وسردار كائنات كه ان ذات عالی پادشاه وامير وخود ها را رعیت
میدانیم اوامريكه از طرف قرین الشرف پادشاهی مطابق شريعت غراي محمدي (ص) صادرـ
شود بموجب آیه کریمه (اطيعو الله واطيعو الرسول واولو الامر منكم) همه وقت به تحميل آن
حاضر واماده هستیم علاوه بران ما علما وسادات وخوانين وكلان شوندگان این علاقه عموما ـ
طوائف مسكونه لغمان را به بیعت نمودن آن تشویق وترغیب میدهیم هرگاه کلهم تبعه لغمان
بخوشی واشدرخ خودها بیعت می نمودند بیعت شانرا گرفته بزودي بحضور مبارك روانه
- ۱۱۰ -
میداریم واگر مخالفت کنند و بدادن بیعت خودها تمرد و سرکشی اختیار کنند ما علما و سادات
و خوانین و کلان شوندگان و سائر رعایا این علاقه بقرار اصدار امر حضور به تادیب و سرکوبی شان
حاضر و اماده هستیم فی الحال بواسطه شرارت بعضی اشخاص جاهل و نادان در لغمان بد
امنی زیاد واقع است رجا از حضور مرحمت ظهور پادشاهی میداریم که یکنفر حاکم با قوه
مکفی به لغمان مقرر شود انشاء الله تعالی به یمن طالع خسروانه بورود حاکم و قوه عسکری
در لغمان امنیت حاصل و حکومت انتظام پذیر خواهد شد باقی افتاب عمر وبقای دولت در ـ
ترقی و درخشان باد .
عمرت دراز باد که تادور مشتری ـ ما از تو بر خوریم تو از عمر برخوری
دوشنبه اول رمضان المبارک ١٣٤٧ ـ امضاء ها :
اولاده حضرت با پاولی علیمرحمه قندهاری ـ مولوی سید عالم بارکزائی ـ جانان ـ محمدجان ـ
خلیل الرحمن اسلام آباد ـ شیر اللعه الله نور ـ محمد اسلم ـ حاجی ملا عبد الحکیم اخند زاده ـ
ملك محمد نبی ـ مولوی معز الدین ـ باقی امضاء ومهر ٨٩ نفر علما وسادات و خوانین وسائر رعایای
علی شنگ واسلام اباد وغیره .
بیعت نامه چکری وخورد کابل
٨ شعبان .
فدای حضور مبارک امیر صاحب حبیب اللمخان شویم . از جلوس میمنت به تخت سلطنت پادشاهی
افغانستان حضور والا مایان اهالی قریه چکری وخورد کابل ابراز رضا مندی وشکرانه حق وتعالی
جل علی شانه را میکنیم که خداوند این قسم پادشاه حامی دین حضرت سید المرسلین را برای مایان
عطا فرموده ومایان اهالی بسر وجان و مال خود ها بخدمت دین ودولت اسلام حاضر واماده ـ
میباشیم . که بزیر سایه بلند پایه مبارك خدمت نمائیم و هم از خدای خویش میخواهیم که ایـن
پادشاه شجاع مایان مطابق امر شرع شریف از برای اسلام خدمت نماید . تحریر ٨ شعبان المعظم
١٣٤٧ . امضاء ات و مواهیر :
میر . منار ـ سید رسول ـ غلام محمد ـ میرمحمدرحیم ـ عبد الحنان ـ محمدجان ـ شرف الدین ـ
عمراخان ـ محمد خان ـ جمعه خان ـ محمدرحیم خان ـ فضل حمد ـ باقی نشان شصت ١١٢ نفر
دیگر بقرار شرح فوق همه افراد بدعا گوئی امیر صاحب غازی شاغل میباشیم که همیشه تیغ اسلام
توتا بران باشد .
مسائل دینی
(۸)
( رکن دوم در بیان نماز ومتعلقات ان) وچون بیان احکام نماز ومتعلقات ان که وضو و غسل
و تیمم است و بیان احکام روزه در کتب عربی فقه شریف به بسط تمام ذکر شده اما احکام انحا در
کتب نظم نام حق بوجود اسهل و تمام مذکور بوده لهذا نظم مذکور را شرح نموده بیان رکن دوم
— ١١١ —
اسلام که نماز است با انچه بدان تعلق دارد از وضو وغسل وتیمم وبیان رکن سـم اسـلام کـه
روزه است ازنظم مذکور تشریح وتکمیل داد مدرج این کتاب شد تا مبتدیان را حفظ اسان شود
بسم الله الرحمن الرحیــم
نام حق بر زبان همی رانیم — که بجان ودلش همیخوانیم
ملک وصانع وقدیم وحکیـــــم — خالق ورازق وروئف ورحیم
هرچه است ازبلندی وپستی — همه از وی یافت صورت هستی
طاعـت اوسـت فرض عین شـده — برهمه خلق همچو دین شـده
داد مارا کتابـتا خوانیــم — کرد مارا خطاب تا دانیم
هرچه اوگفت ان کنیم همه — طاعت او بجان کنیم همه
انچه او گفت غیر ان کرد ن — نیست سودی بـقـــد بجز زیان کردن
روز وشـب طالب قبول وئیـم — پیروی امت رسول وئیـــــم
شرح لغات
( همی رانیم ) جاری میکنیم (ملك) پاشاه (صانع) کننده کارها باختیار وافریننده ( قدیم)
ازلی وابدی(خالق) افریده گار (زارق ) روزی دهنده(روف) بسیار مهربان (رحیم) بسیار
رحم کننده(کتابمراد قران شریف است ) .
حاصل ابیات :
مقصود حمد خداوند تعالی است می فرماید که شاه حق سبحانه تعالی را همیشه درظاهر
به زبان می گویم وباطن ما نیز بذکر ثنای بی ریای اوتعالی مشغول است وتنها بـفقـد بذکر
زبان مانند منافقان اکتفا نمی ورزیم باز اوصاف خاصه او تعالی را بیان میکند که اوتعالی پادشاه
حقیقی ومالك همه عالم وازلی وابدی وحکیم است که هیچ کار اوتعالی خالی ازحکمت نیست وروزی
دهنده همه روزی خوران است که هیچ کدام را بی روزی نمیگذارد وبسیار مهربان است بر مؤمنان که ایشان را فقـط
در دار دنیا بشرف ایمان رسانید وبسیار رحمت کننده است برایشان که در دار عقبی ایشان را
به بهشت جاویدان وحور وقصور میرساند وباز بیان دیگر صفت کمال اوتعالی را میکند که هرچـه
از عالم پائین است اززمین و چیزیکه دران ها است و کوه ها وزنده جان وغیره ـــ وهرچه از عالم
بالا است ازاسمانها وهرچه دران است ازافتاب وماه تاب وستاره گان ملائك وغیره همه ازاوتعالی
نعمت وجود یافته که هیچ کسی در افرینش انها با او تعالی مشارکت ندارد ونیز میفرماید که چون
افرینش همه عالم از اوتعالی است پس مالك ومولای حقیقی همه اوتعالی است.
وفرمان برداری مولا بر بنده فرض عین مانند دین است وبطریق اظهار نعمت وشکر گذاری
میگوید که اوتعالی برما بنده گان احسان کرده رای نجات رانشان داده که قرآن عظیم الشان را
نازل فرموده وخطاب امر ونهی را دران بما کرده تا عمل بان کرده ازعقاب اوتعالی نجات یافته
۱۱۲
به نعیم جاودانی برسیم باز بر سبیل وعده عذاب میگوید که مخالفان از امر و نهی اوتعالی عمل
کردن بجز زیان و نقصان و شرمندگی دنیا واخرت چیز دیگر نیست .
بطریق اظهار فرمان برداری اوتعالی میگوید که روز و شب وهمه وقت قبول ورضای او
تعالی را میخواهیم وپیرو وامت رسول اوتعالی (ص) استیم . نعت سید المرسلین (ص)
شرح لغات
(نعت) صفت (سید المرسلین) سردار رسولان که پیغمبر ماست (ص) . شکر حقویلکه
شکر حق را که پیشوا داریم
پیشوائی چه مصطفی داریم
مهتر وبحتر گزین همه
سرور وخاتم ونگین همه
او شریعت بیان کند ما را
او طریقت عیان کند ما را
صلوات خدا بر وی باد
تا بروزی جزا پیاپی باد
امت او و دوستار وئیم
دوست داری که چار یار اوئیم
چون ابوبکر عمر وعثمان
مرتضی دان علیهم الرضوان
رحمت حق نثار یارانش
باد برجمله دوستداران اش
شرح لغات
(مصطفی) پاک کرده شده ازطغیای بد بشری (مهتر) سردار قوم (گزین) برگزیده شده (سرور)
سردار قوم (خاتم) انگشتری (صلوات) رحمت ها (روزی جزا) روز قیامت است (علیهم الرضوان)
خداوند تعالی از ایشان راضی باد .
حاصل ابیات : چون در حدیث وارد شده که حق جل جلاله پیغمبر ما صل الله علیه وسلم را
گفته که تو بهترین پیغمبرانی و امت تو بهتر امتانند (باقی دارد)
فتوحات اسلام
(فتح بیت المقدس)
(۸)
وانچه دید میود نقل کرد امیر المومنین فرمود که یا عبد الله رسیدی .
و خوب اطلاعی حاصل کردی .
و بعد ازان روی براه اوردیم گروهی دیگری از مرغان در مقدم روی ما امدند و از احوالات
امیر المومنین از ما سوال کردند امیر المومنین عمر (رض) در جواب شان فرمود که اگاه
باشید اینکہ عمر خطاب منم انها عرض نمودند که یا امیر المومنین اشك ها از چشم ها جاری شد
و گردنهای ما بهمراه چشم ها دراز گردید از جهت طول مدت قدم اوردن شما و همه گی ما
امید واریم اینکہ خدای تعالی بیت المقدس را بدست شما فتح گرداند. واقدی رحمه الله علیه فرمود.
که بعد از ان مسلمانان روی در عقب خود اوردند تا اینکه بالشکر مسلمانان رسیدند وروی بطرف
امیر ابا عبیده (رض) کردند و با واز بلند وندا نمودند که ای مسلمانان بشارت باد شما را بقدوم
۱۱۳
آوردن امير المؤمنين عمر بن خطاب (رض) راوي گفت که درينوقت همگی مسلمانان بتقليد بـه
جنبش آمدند و عزم نمودند اینکه همگی جماعات شان سوار شوند و باستقبال امير المؤمنين (رض)
روند امیر ابا عبيده رضی الله عنه حکم نمود اینکـه در بالای هر مردي فرض است اینکه از جـاي
خود حرکت نکند بعد ازان خود امیر ابا عبیده (رض) به همراه کلانی که اصحاب او بودند و با
بعضی از مهاجر وانصار سوار شدند و رفتند تا اینکه بخدمت امير المؤمنين عمر (رض) رسیدند
رضى الله تعالى عنهم اجمعین راوی گفت که چون امیر المؤمنین بطرف ابا عبیده رضی الله عنهـا ـــــ
نظر انداخت و دید که سلاح خودرا پوشیده وکمان خودرا بشانه خود کرده وامیرالمومنین (رض)
بجان خود
هم در بالای اشتر ماده خود سوار بودند و عباء قطوانی را بلتقليد لباس داشتند و مهار
اشتر شان از موی بود چون ابا عبیده بطرف امير المؤمنين عمر (رض) بدید اشتر خودرا ـــ
بخوابانید وامیر المؤمنین هم اشتر خودرا بخوابانید و هر دوی شان پیاده شدند . ابـــا
عبیده رضی الله عنه دستهای خودرا پیش برد و با امیر المؤمنین معانقه کرد ، و تمام مسلمانان بــه
همراه یکدیگر گردن بوسی کردند ویکدیگر خودرا سلام نمودند وبعد همه مسلمانان پیش امدند و
بخدمت حضور امير المؤمنین عمر (رض) سلام کردند وبعد هردو امیر مسلمانان سوار شدند و در
مقدمه روی مسلمانان راه میرفتند و قصه می گفتند و تمام جماعات مسلمانان در عقب شان بودند واین
چنین راه می پیمودند تا اینکه در اطراف بیت المقدس فرود آمدند چون در انجا فرود امدند
و امير المؤمنين بهمراه مسلمانان نماز صبح را ادا کردند بعد ازان خطبه نیکوئی وبلیغـی
را شروع کردند و در خطبه خود چنین حمد وثنا گفتند که (الحمد ولله القوى الشديد الفعال
لما يريد) بعد ازان فرمودند که ای مسلمانان خدای تعالی ما را بسبب دین اسلام عزیز و مکرم
گردانیده و بهدایت کردن محمد عليه افضل الصلوات واكمل التحيات ما را هدایت نمود، وبـه
ضلالت و گمراهی را از مايان دور گردانیده و بعد از بغض و عداوت در بین دل های ما الفت داده
پس بر مايان لازم اینکه بعوض این نعمت ها او را بتقليد حمد وثنا گوئیم تا اینکه متوجب مزيـــد
نعمت مایان گردد و خدای تعالی فرموده ولئن شكرتم لا ازيدنكم ولئن كفرتم ان بتقليد عذابی
لشديد . بعد ازان ایه را تلاوت نمود که (ومن يها لله فهو المهتد و من يضلل فلن تجد لـه
ولیا مرشدا ) راوی گفت که چون امير المؤمنين این ایه را تلاوت نمود قسیسی از جمله نصارا
که در مقدم روی امیر المومنین استاده بود بپای شد و گفت خدای تعالی کسی را گمراه نمی کند
درین وقت امير المؤمنين عزم نمود که این آیه را ثانیا تکرار نماید . ( باقی دارد )
( مطبع سركاري )
-۱۱۱-
صفحه اول (جریده هفتگی حبیب الاسلام – سال اول شماره ۱) (نمره مسلسل ۱)
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه در ماشینخانه کابل- افغانستان
سردبیر- سید محمد حسین
همه امور تحریریه و حسابیہ بنام اداره فرستاد بشود.
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است.
در هر هفته یکمرتبہ یوم پنجشنبه نشر میشود.
اوراتیکه درج نشود اعاده نمیشود.
قیمت سالانه قیمت ششماهه
در داخل _هـ افغانی _ ۳ـ افغانی
در خارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ
يك شماره ۱۰ پول
تاریخ قمری ۲۲ذی قعده ۱۳۳۹) پنجشنبه (تاریخ شمسی ۱۳ثور ۱۳۰۸ هجری)
(۲)
يك مقایسه مقدسہ حضرت خالد بن ولید (رض) وجناب فضیل بن عیاض (رح)
(الف)
درجنگ احد سرور دو عالم صلی اللہ علیہ وسلم فرمودند کہ در لشکر مخالفین خالد است
واز تدبیر وحیلہ او اندیشہ باید کرد چنانچہ بعد از مقدمہ کار زار نفری کفار شکست خوردند
وان حضرت (ص) ارشاد نمودند کہ شاید درین عزیمت يك مکر باشد لہذا لازم است کــــــہ
مسلمانان در تعاقبشان وبرای گرفتن اموال غنیمت موقع ومقام خودرا ترك ندهند مبادا دشمن
از دیگر طرف برگشته حملہ اور گردد ( وانہ لحب الخیر شدید ) انسان براي محبت مال سخت
پیدا شدہ برهدایت نبوی التفات نکردہ مسلمانان از جایهای خود برخاسته تعقیب دشمن –
نمودند وغارتگری آغاز کردند تا خالد از دیگر جانب آمده تلفات زیاد بمسلمانان رسانید بسیاری
از اصحاب کرام پراگنده شدند رسول اکرم (ص) بنفس نفیس خود نود زخم خوردند و اوازه افتاد کہ _
شهید شدند واین افواہ هنوز باعث ابتری عساکر اسلام گشت این صدمات مھلک از دست خالد
رسید اما چون او شرف بایمان گردید همہ گناہ ھا وقتلھا برعلیہ اسلام مبدل بخدماتی شد کہ
در فتوحات روم وشام ومصر وایران بجا آورد جناب رسالتماب علیها لصلوات والتحیہ حضرت خالد
(رض) را سیف الله لقب دادند وعزت واحترام وشهرت ونامی در دنیا وتاریخ کسب کرد کہ بکم
فاتحین وشجاعان نصیب شدہ است در فتح مکہ خالد (رض) شجاعت زیاد ابراز داد ان
حضرت (ص) فرمودہ بودند کہ چون اھل مکہ از خودما وقابل رحم اند کسی ازیشان کشته نشود
با وجود ان خالد (رض) هفده نفر را تہ تیغ نمود وچون رسول اللہ (ص) بازخواست فرمودند
جواب داد کفرشتہ ها از اسمان نازل شدہ میگفتند کہ اینها را بکش پس انحضرت (ص) –
فرمودند کہ من ازین فعل تو بری الذمہ ام . معہذا هیچ مجازات ننمودہ البتہ نظر بر
۱۱۵
خدمات اتیمانو فرمودند چنانکه تا حال جناب خالد بن ولید رضی الله تعالی عنه یکی از
نابغههای روزگار شمرده میشود و مسلمانان بحرمت و تحسین حق کافران بحیرت و آفرین یادش
مینمایند.
( ب )
در مهد خلافت عباسیه بگرد ونواح بغداد رهزنی های زیاد واقع شده حکومت از
دست قطاع الطریق پریشان و رعایا سرگردان گردید يك جمعیت دزدها بسرکردگی يك شخص
بسیار عاقل وشجاع هر طرف راءها میگرفتند و اموال و امتعه کار وانها را ربوده غائب می گشتند چون
يك قافله را بغارت بردند تاجری سامان گرانبار را گذاشته با جواهرات در جیب های خود
برداشته رو بگریز نهاد بعد از طی مسافه در بیابانی رسید که در آنجا يك خیمه زده بود اندرون
رفته دید که شخصی بتلاوت قران مجید مشغول است از و امین تر نیافته آن همه جواهرات را باو
سپرد و فریاد کرد که دزدها مالهای مرا بردند این را بتو امانت میدهم چون بر جزع و فزع مصروف
بود رهزنها رسیدند و پیش همان قرآن خوان حاضر شده تعظیم بجا آوردند او همه اسباب قافله
مسروقه را ملاحظه کرده بتقسیم آن پرداخت و برای دزدها احکام دیگر داد آن شخص یقین کرد
که از باران بزیر ناوه آمدم یا از دهان كرك بچنگال شیر افتادم حالا این افسر قطاع الطریق
کی جواهرتم را پس میدهد اما برخلاف توقع دید که بعد از فراغ تقسیم و بیشته سرقه آن سرقفل
غنه امین جواهراتش را واپس بخشید این رهزن بد نام فضیل بن عیاض بود چون از دزدی نایب
شد اولا همه رفقای خویشرا نادم گردانیده در توبه نصوح خود متفق ساخت همه راهها
مامون و مطمون گشت چون از همه محارتها وکیدهای رهزنان آگاه بود همگان ازو ترسیده از
رهزنی کنار جستند پس حضرت فضیل قدس الله سره العزیز جمله منازل و مراحل شریعت و طریقت
را پیموده بدرجه بزرگی واصل شد که در زمره اولیای کرام محسوب میشود صدها هزار مسلمان
گمراه را این امیر شد کامل بصراط مستقیم دلالت نمود و این يك امتیاز معروفست که هیچ ولی
یا عالم انقدر سارقان جانیان و مجرمان را هدایت موثر نداده که حضرت فضیل (رح) در
نجات دادنشان کامیاب آمده بدین تفاوت مشائخ و اولیا باکرام و اعزاز او بسیار می گرائیدند
زیرا فی الحقیقت نهایت دشوار است که شخصی متعود باخلاق بد وعادات ذمیمه بصفات نیکو
آراسته گردد و تامرشد از طرز وحکمت تاثیر انداختن در دلهای بد معاشان وسيه كاران واقف
ومتدرب نباشد البته در رهنمائی مریدان مانند جناب فضیل (رح) بن عیاض موفق آمده
نمیتواند چون خدای هادی مطلق برایش توفیق اطاعت وهدایت بخشید ان عمر رهزنش که از
بسی قتل و سرقه مملو بود فراموش خلایق و معفو خلاق غفور گردید و فقط ان حصه زندگانیش
در تذکره و سیر و یاد مردم باقی ماند که سراسر رشاد ت رهبری تقدس و ناموری بود مثل احیای
اموات همین است قل یاعبادی الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطو امن رحمه الله ان الله يغفرالذنوب
جميعا انه هوالغفور الرحیم. بگوای بندگان منکه برنفسهای خود تجاوز نموده اقدام بر ظلم وتعدي
ورزیده اند از رحمت خدا مایوس نگردید خدای تعالی جميع گناههای شما را میبخشد بتحقیق
− ١١٦ −
او تعالی بخشنده و بسیار مهربان است بعد ازین ایه شریفه خدای تعالی میفرماید که قبل از مرگ بسوی پروردگار تان رجوع کنید و پیروی خوبترین احکام اسلام را بنمائید چون معلوم نیست که موت کی می اید وعذاب بکدام وقت نازل میگردد لهذا بتوبه واعمال صالحو اتفاق واطاعت پادشاه مجاهد امیر حبیب الله خان و بمعاونت وموافقت با اعیان و اراکین دولتش مبادرت ورزید تا افغانتان بزودی متحد وبحبل الله اعتصام تان متین گردد تفرقه و تشتت از بین رفته قوت وسلطه اسلام قائم ودائم شود از میمنت ارواح حضرت خالد (رض) وجناب فضیل (رح) فاعتبروا یا اولی الابصار .
هزیمت محمد نادر خان
در اثر نیات اسلامیت کارانه وترشحات رعیت نوازانه حضور مبارک ملوکانه که همیشه منتج بسعادت مآل وحسن اقبال هر فرد وطن است قبلا عبد العزیز خان سفیر سابق افغانی مقیم طهران واحمد شاه خان پسر سردار محمد اصف خان از حضور مبارک امیر صاحب با فرامین مرحمتانه برای جلب محمد نادر خان وبرادرانش باروپا اعزام شده بودند بطور سفر خرج انها ومعاش عائله شان مقیم کابل تخمین سهلک روپیه از حضور اعطا فرموده شده بود . ولی محمد نادر خان که افکار سوء خود غرضانه بدماغش تولید گشته بود راه ـ مستقیم را ترک گفته از راه پشاور عازم سمت جنوبی شده در انجا بامید نیلان با غراض نفس پرستانه اش اهالی را بنام صلح برعلیه حکومت مرکز به اعلامیه شان تحریک نمود .
بالاخره چندی از اقوام احمد زائی ومنگل را وادار ساخت که به مقابل برادرهای ـ اسلامی شان از ریختاندن خون همدیگر دریغ ننمایند ـ اما حینیکه انها بچرخ وارد میشوند درینجا عسکر غیور ما ونفری مجاهدین شاه مزاری و استانکزی وغیره لوگری ها به مقابله شان پرداخته به مفاد واذ اجاء الحق ذهق الباطل حق بذ يحق ملحق شده عسکر ما ـ شکست فاحش به انها وارد نموده توپ های شش ین وتفنگ های ماشیندار با جبه خانه شان وتعداد کثیر از تفنگ های مقتولین راه ضلالت که بصیغه ان خجلت از دست غدر ظاهر صلح نادر خان مانده بود وبدست عسکر مان افتاده بود سپردند وسیاه اشخاص راه بلد عسکر ما بخروار خود را رسانیدند .
از مرکز قوای لوگر ما یکمفرزه بجانب کوتل تیره سوق داده شد که کوتل مذکور را بهمین قوه مستحکم واشغال نمودند و درعین زمان بطرف جنوب کوتل مذکور چند باب خیمه وجبه خانه وبار گیر که از جانب مقابل روانه چرخ بود بدست عسکر ما افتاده در نتیجه محمد نادر خان و نفری معیت او بکدام طرف مجهول فرار شدند .
در اثر قضیه فوق جناب محمد یعقوب خان فرقه مشر سابق سمت جنوبی از موقع استفاده ـ نموده با بیانات بشارت امیز فوق وارد کابل وبحضور مبارک امیر صاحب مشرف شدند .
-۱۱۷-
معظم له مجددا از حضور همایونی با هدایات مکمل وکافی برای رفع خون ریزی اقوام
سمت جنوبی بجهت رئیس تنظیمه وبرتبه رفیعه نائب سالاری نظامی بآن سمت مقرر وسر افراز
گردید که امنیت ورفاه عامه را در بین اهالی وافراد آن ولا قایم ودوام داده ان چند ــ
گروه جاهل را به صراط المستقیم موافق ساخته بیعت شانرا به حضور مبارك امير صاحب
هر چه زود تر ترسیل نمایند .
ترجمه از جریده الفضل
مورخه ٢٥ جنوری مطابق ۱۳ شعبان مقام لاهور
امان الله خان پادشاه سابق افغانستان ازسیاحت اروپا بدرجهء متاثر شد کــــــه
تقلید کردن اوضاع اروپائی را نه تنها باعث افتخار خود میدانست بلکه ملکه خود ش را نیز در
لون مغربی متلون ساخت ملکه بمجردیکه سوار کشتی شد نقاب را الوداع گفت وهمینکــــــه
قدم درخاك اروپا نهاد بچنان فیشن های زنانه خونرا مکشن ساخت که بسی خوانین اروپائی
هم از اختیار نمودن آن اجتناب میکردند . باالاحر امان الله خان بعد از اختتام دورهء
سیاحت وقتیکه به مملکت خو بمراجعت نمود از تهذیب وتمدن مغرب باندازهء مسحور ومفتون ـــ
بود که مصمم گشت معاشرت مغربی را درمملکت خود بطور اجباری جاری نماید ومیخواست در ــ
طرفه العین رسم ورواج قدیمهء يك مملکت مشرقی مانند کابل را تغییر وتبدیل کند وافغانستان را
يك خطهء ازدنياي مغربی بسازد وچنانچه از حصص مختلفه مملکت نمایندگان قومی را براي ــ
شمولیت در يك مجلس مشاورت مدعو نمود، وحکم برای تراشیدن ریش های ایشان صادر ــ
فرمود، وایشان را بپپوشیدن کلاه لگنی وکوت و پتلون مجبور نمود ونیز بعضی احکام دیگر
هم صادر کرد مشد که نه تنها ازلحاظ معاشرتی برای افغانستان نامناسب بود بلکه خلاف
تعلیم اسلامی در زگفته میشد در نتیجه يك شورش در افغانستان ظهور کرد . بعضی از ــ
ملا نما هاي هندو جميع احکام امان الله خان را جایز قرارداد، چنین بگفتن آغاز نمودند که
ریش های مردم را تراشیدن وانهارا به پوشیدن کلاه لگنی مجبور نمودن وحجاب را از زنان
برداشتن وغیر آن از چنین احکامی گفته میشوند که در جاری نمودن آن عیبی نیست وبــــه
مناسبت حالات افغانستان بلکل جایز ودرست اند .
یقینا دراین ذلت که به مسلمانان عاید میشود ضعف دینی دخل تمام دارد ــ
لیکن متاسفانه مسلمانان این ضعف را حسرننموده اند وهر وقتیکه قدم برداشته اند غلط
برداشته اند چون گمان کرد میشد که این مرض تنها در ترك سرایت کرده وهم تا همانجا ــ
محدود است لاکن اکنون می بینیم که اثر آن درممالك دیگر مانند افغانستان نیز منتشر شده
است پس مجبورشدیم بگوئیم وهم تا هر جائیکه اواز ما شنید میشود باواز بلند میگوئیم کــ
این راه اراه ترقی نیست برای نایل شدن بهترقی ضرور است که بطرف اسلامیت توجه شود .
اکنون انقلابیکه در افغانستان رونما شده است و گفته نمیشود که بکجا خاتمه خواهد یافت
- ۱۱۸ -
از يك حيث نهايت تاسف اور است كه اهالی افغانستان با يك طوفان خطرناك مهلك دچار
شده و به کشتن و تباه کردن یکدیگر مصروف اند - لاكن معلوم میشود که در این همه منشا ومصلحت
خداوند جل شانه است . اگر افغانستان خوش قسمت باشد البته از این تغییرات استفاده
خواهد کرد و برای همیشه بخاطر خواهد داشت که ترقی افغانستان نه در ترك -
کردن اسلامیت و تقلید کردن یوروپ است . بلکه ترقی افغانستان در این است که بر تعلیم
اسلامی عمل پیدا شود . اگر از انقلاب حاضره افغانستان این سبق را بیاموزد واصل تعلیم
اسلامی را در مملکت رایج کند پس باید فهمید که در این گرداب تازه مصایب که افتاده است
هیچ چیزی تلف نکرده بلکه بالعکس فایده زیاد برداشته است . از خداوند جل شانه استدعا
میکنیم که افغانستان را بزودی از این بلیه نجات داده و توفیق عطا کند که بر تعلیم اسلام -
عمل نموده بمدارج ترقی و تعالی نایل شود . مترجم عبد الصمد
مکتوب
همه خواهند دانست که در عقاید اهالی قطغن و بدخشان بدائع جاریه قبل رخنه
نه نموده به همان حال سابق با کمال نظافت ناموس دینی خویش را محافظه نموده در اول امر
اینکه صدای ( الله اكبر لا اله الا الله محمد رسول الله ) از مرکز بگوش شان بار دیگر رسید
با ان معانی که مبین حقیقت اسلامیت يك قوم است همه با نیت های خالصانه اسلامیانه بیعت -
خود را تقدیم شهریار مرکز نمودند .
وما از چند نقطه بیعت ملحقه ان ولایت را بسمع قارئین جریده حبیب الاسلام -
قبلا رسانیده ایم شاید ملاحظه فرمود میباشند وانچه معطل بموقع دیگر باشد انرا هم بتوفيق
خداوند مرتبا خواهیم رسانید .
اما پیش از همه لازم دیدیم که از ورود مامورین جدید که از مرکز بعد رسیدن بیعت ها
اعزام شده اند شرح بدهیم .
قطعه خط مورخه ١٥ شوال المكرم از طرف رسول بخش خان مدیر ومیرزا سلطان محمد خان
سر کاتب راجع به تسلیم شدن کارات واجراءات امور گمرکی ولایت قطغن بمدیریت عمومی تجارت
رسیده است نقل ان بعد از القاب قرار ذیل است .
بعد از شرح دعاگوئی دوام دولت خداداد امیر صاحب غازی معروض میداریم اینکه
فدویان به روزیکه از خدمتتان مرخص وعازم این والا گردیدیم در ارض راه شش روز به روز-
يكشنبه ١٢ شوال المكرم داخل خان اباد گردیده روز دوشنبه ١٣ شوال المكرم كارات گمرك -
مركزی قطغن و بدخشان را تسلیم شده شروع بکار نمودیم در حق پادشاه اسلام وان محترمان دعای
- ۱۱۹ -
خبر نمودیم ـ لهذا از رسیدن خود ها وتسلیم شدن کارات خود حضور محترمان را اطلاع دادیم .
نقل از جریده شریفه بیدار مزار شریف
تاریخی ۱۵ شوال المکرم
١٣٤٧
(٢)
تنظیمات و یا تبدل تشکیلات .
تشکیل ریاست تنظیمیه :
ازانجا که عالیجاه عزت و صداقت همراه میرزا محمد قاسم خان که یک شخص خیرخواه ملت و دولت است و قارئین عظام از نیات حسنه اسلامیانه این شخص خدمتگار صادق دین و دولت و تکلیفا تیکه برای موصوف در اوائل سال ١٣٠٦ شمسی از ضبط شدن اموال منقوله وغیر منقوله وحبس وتبعد اتیکه به نسبت سوء تفهم بامر حکم امان اللمخان پادشاه سابق افغانستان تصادف نمود ، تا یکدرجه استحضاریت دارند اينك لازم امد که تايك اندازه شرح حال ماضیه این شخص شریف با شرف را توضیحات بدهیم .
چون عالیجاه موصوف شخصی صاحب قلم ویادیانت در مزار شریف وايبك وتاشقرغان رسوخ ونفوذ زیادی داشت وموصوف همیشه مرجع همه گونه حوائجـات ملت مزار شریف بود ، واهالی سمت ترکستان او را با وضع احترامانه کلان خود می شمردند ولی حکومت سابق ازین رسوخ ونفوذش بسوء تفهم حد سرکرده برای سلب این اقتداراتش بهانه براو گرفته و جمعا اموال منقوله وغیرمنقوله او را ضبط وخودش را محبوس و بعد چندی بکابل بردند اهالی مزار شریف از این اقدام ناگوار حکومت مذکور خیلی متاسف و متاثر گردیده وبیک یا سرواضطرابی هیجان داشتند ولی دران زمان چون همین تصادفات بر مومی الیه مقدر بود ، تا سال گذشته بمرکز کابل بودند .
و از قراریکه اداره اطلاع دارد تا چند روز قبل انقلاب امان الله خان برای موصوف ـ فرمان داده بود که شما در ترکستان رفته با نائب الحکومه معاونت کرده بخدمات دین ودولت میکوشید . چون موصوف بدل ازردگی داشت چندی معطل کرده تا اینکه جناب شجاع دین پرور عدالت گستر خادم دین رسول الله (صلعم) امیر حبیب اللمخان تخت سلطنت را تحوف نمود جناب موصوف را بنظر عزت دیده و بمراحـمـات خسروانه مسرور وبرای امید واري ودلگرمی اقوام عزیز او اهالی ترکستان بریاست تنظیمه منصوب فرمود ، واین است که به تثوي حیات فوق وارد مزار شریف گردیدند .
وازین نقطه نظر این پادشاه عدالت گستر جناب موصوف را بریاست تنظیمه ترکستان مقرر
۱۲۰
و اعزام فرمودند اعضاء ریاست اول عالیجاه عزت و شجاعت همراه عبد الرحیم خان برگ
که حالا به تصویب رئیس تنظییمیه بمرتبه نائب سالاری ملقب است و مشار الیه يك شخصی
دلیر و شجاع و صاحب تدبیر میباشد دوم عالیجاه عزت و صداقت همراه خواجه عین الدین
خان تاجر که شخصی صادق و خیر خواه خالص است .
سوم عالیجاه عزت همراه غلام رسول خان اسحق زئی است.
چهارم عالیجاه عزت همراه محمد پی خان که مشهور بکاکا میباشند از اعزه و اشراف
و اقامه گزین مزار شریف اند.
حضرات فوق الذکر که هیئت انتظامیه ولایت ترکستان شمرده میشوند بکمال صداقت
جدیت برای فورسی رعایا و تنظیمات و تشکیل دوائرات اشتغال دارند دائره مستوفیت و
مدیریت گمرکات و اداره شفاخانه و ریاست بلدیه و دائره مخابرات و قوماندانی کوتوالی تا هنوز
به تشکیلات سابقه ان بزیه هر سر اداره های با شرف با وجد ان بکمال سرعت وجد یانه و
اجراات ان عملی است محکمه ابتدائیه و مرافعه به تصویب هیئت انتظامیه لغو و يك محکمه که
عبارت از يك قاضی و نائب القضاء و دو نفر مفتی تشکیل یافت و اهالی ان بموجب اوامرات شرع
شریف ازادانه ایفاء وظیفه مینمایند.
علاقه داری جدید التشکیل ۱۳۰۶ تصویب کرده حکومت سابقه لغو وقرار تشکیل
زمان امیر شهید بحکومات منسوب گردید .
رئیس باشی و رئیس ها و مفرسها و قاری باشی ها بمعاوضات لازمه از هیئت تنظیمه مقرر
شد و مطرفات روضه مطهره حضرت شاه ولایت ماب بقرار زمان امیر شهید بتوجه این شخص
نیت بخیر رئیس صاحب تنظیمه جاری شده احکامات شرع شریف بشدت حکمفرماست .
چون تشریف شریف جناب ریاست مابی با هفدهم رمضان المبارک مصادف بوده از صورت
اجراات شان در هر موضوع بشماره هذا ذکر نموده ضمنا از تشریح ترتیبات عید سعید
فطر و افراشتن جنده مبارکه روضه مطهره که بتوجه موصوف بقرار زمان امیر شهید اجرا شده
برای قارئین با تمکین خویش ذیلا معلومات میدهم : ( باقی دارد .
— اطاعت اولی الامر —
( ۴ )
حضرت عبد اللعین امیر المومنین عمر(رض) فرموده است که ازان حضرت (ص) شنیدم که
فرمودند . (من خلع يدا من طاعته لقى اللعيم القيامه ولاحجته لم ومن مات وليس في عنقه بيعته
مات ميتته جاهليته) .
یعنی : کسی که دست را از اطاعت و فرمان برداری کشید در روز قیامت با خدای تعالی ملاقی
میشود و هیچ حجت و سنده نجات برای او موجود نخواهد بود و شخصی که بمیرد در گردن او
بیعتی نباشد این مرگ او از جاهلیت است .
مفاد حدیث مبارک .
۱ ـ دست کشیدن از اطاعت پادشاه زمان موجب باطل گشتن جمیع دلایل نجات اخروي مومن است یعنی اگر دلایل بسیارى از عبادات براى نجات اخروي داشته باشد و در اطاعتش خلل راه یابد این درد بی درمان همگی را باطل میسازد .
۲ ـ اشخاصیکه در باغستانا نبوده و یا غردارند و یا پادشاه مسلمانان بیعت نکرده اند و در گردن شان قلاده اطاعت پادشاه مسلمان نیست مرگ اوشان مرگ جاهلیت است .
ثالثا حضرت عرفجه صحابی (رض) میفرماید که از حضرت رسالتماب علیه الصلوات والسلام شنیدم که می فرمودند :
( انه ستكون هنات وهنات فمن اراد ان يفرق امر هذه الامته وهي جميع فاضربوه ـ بالسيف كائنا من كان ) .
یعنی :
زود است که فساد ها و شرور زيادي واقع گردد پس کسیکه اراده کند تفریق امر امت را در حالیکه امت جمع ومتفق باشد بشمشیر بزنید و بکشید ان تفریق دهنده را هرکسیکه باشد .
مفاد حدیث مبارک :
۱ ـ معجزه ظاهره انحضرت (ص) ازین حدیث ثابت میشود که بوقوع شرور وفسادات و نزاع در امر خلافت قبل از وقت ان خبر داده اند وهدایت اصحاب وباقی مسلمانان را فرموده اند .
۲ ـ تفریق دهنده امر امت بعد ازانکه هر شخصی اجتماع شان حاصل گردد و هر که باشد لازم القتل است و مراد این است که اگر شخصی مدعی فضیلت باشد و باعث وموجب تحريك فتنه گردد و تواند در اجتماع مسلمانان خلل افگند همان شخص باوجود فضيلتش واجب القتل است زیرا که تصریحات اوامر شرعیه وهدایات نبویه مقتضی بقاي امن وامان ودفع فساد و فتنه میباشد و تحريك فتنه اگرچه غرضانقه براي نتيجه نيك باشد بحكم شرع انور ممنوع و محرك ان واجب القتل است . و نیز حضر عرفجه (رض) که راوی حدیث قبل است فرموده است فرموده ـ است که شنیدم از حضرت رسول مقبول (ص) که میفرمودند :
( من اتاكم وامركم جميع على رجل واحد يريد ان يشق عصا كم او يفرق جماعتكم فاقتلوه)
یعنی : چون امارت شما بر مردي قرار يافته باشد واجتماع شمایان حاصل باشد پس هر که اراده خلل اندازي در اتفاق شمایان بنماید یا تفریق دهد جماعت شمارا بکشید او را .
( باقی دارد )
۱۲۳ -
بیعت های ولایات و ملحقات ان
(ه)
بیعت نامه کلنگار لوگر - ۹ شعبان ۱۳۴۷
بسم الله الرحمن الرحیم .
(الحمد لله رب العالمین والصلوات والسلام علی سید الکونین محبوب رب المشرقین و
المغربین حضرت محمد مجتبی احمد مصطفی صلی الله علیه وسلم وعلی اله واصحابه)
اما بعد بموجب هدایت وافی کفایه حضرت ذوالجلال که در قران مجید وفرقان حمید
فرموده (اطیعوالله واطیعوالرسول واولاالامر منکم) اطاعت وفرمان برداری پادشاه اسلام را
برعایا و اجبیولازم گردانیده است چون بوجود پادشاه اسلام فوائد دینیه ودنیوی از حد -
افزون مرتب ومربوط است چنانچه حفظ دین ووطن ودولت واهل واولاد واموال رعایا واجتماع
واتحاد و اتفاق اهل اسلام تا خواص وعوام وکافه انام اهل اسلام از اسیب وحوادث روزگار درسایه
اوبه اسوده حالی وخاطر جمعی زیست نمایند چون بنای دین بنابر اتفاق واتحاد واجتماع اهل
اسلام ونفاق و قد و شقاق موجب ضعف اهل اسلام وغلبه کفر واهل طغیان است لهذا بر قاطبۀ
طائفه اهل اسلام ضرور و واجب است که برای خود ها بنا بر حفظ دین وشریعت مقدس نبوی
و جمعیت اسلامی شخصی را که لایق پادشاهی بد انند بهپادشاهی خود انتخاب نموده به او
بیعت نمایند که همان پادشاه حفظ دین وشریعت ومذهب وشعایر اسلامی را که تغییر وتبدیلی
در انها رونماید نموده و مرتدین و زنادقه ومبتدعین بدعت را شرعا زجر وتوبیخ دهد واقامه -
حدود و استیفاء قصاص وامن راه هارا ازشر دزدان وقطاع الطریقان بنماید وتحفظ سرحد
های اسلام را با افواج والات جنگی برخود لازم داند تا بلاد اسلام از شر کفار وقطا ع -
الطریق مامون ومصئون باشد وحفظ جمعیت اسلام را هم بنماید تا ضعف ونقصان دردین
وملمت پیدا نشود واهل اسلام را بر اقامت جمعه وجماعات واد ار وائمه ومدرسین و -
و مفتشین و محتسبین و واعظین متدین نیز مقرر نماید و با رعیت بر طبق امر حضرت الهی
بعدل واحسان وموافق سنت مصطفی (ص) وسیرت عمری (رض) رفتار وکردار نماید .
بنابرین چون امان الله خان پادشاه سابقمان از امارت مخلوع ومعزول گردیده جناب
امیر حبیب الله خان که اقدام باعتلای کلمه الله وحفظ دین وشریعت ومذهب وجمعیـــت
اسلامی نموده وجناب ممدوح متعهد شده که بطبق مقررات امر حضرت الهی وشریعت نبوی و-
سیرت عمری رفتار نماید چنانچه علما ومشایخ وسادات وسائر رعایای شمالی ومشرقی وکابل -
وغیره مشارالیه را به پادشاهی خودها قبول کرده به او بیعت نموده اند چون جناب ممدوح
ظاهرا صاحب سیف وغلبه دیده میشود وفی الحال متصف با وصاف مذکور ودارای لیاقت پادشاهی
است ما مردم قریه جات کلنگار وغیره او را نیز به پادشاهی خود ها قبول کرده بیعت نامه هذارا
بشریعه وکلای خود بحضور ممدوحی تقدیم نموده عهد میکنیم که باوامر ونواهی امیر حبیب الله خان
که خلاف شریعت غراى نبوى نباشد اطاعت کرده دادن مالیات وزکوات مشروعه وعند الحاجات
بمعاونت مالی وجانی اماده ایم فقط. امضاء ها:
نار محمد کلنگاری — ملك نورمحمد — حضرت میان غلام سرور — صاحبزاده مجددی — حضرت میان
غلام — اکبر مجددی — ملك عبد الغفور — خواجه ولی محمد — عبد الرحمن — خواجه محمد سعید
حضرت میان غلام یحیی مجددی — حضرت میان عبدالحق مجددی — حضرت میان غلام معصوم
مجددی — حضرت میان شیر احمد مجددی. باقی امضا ومهر وشصت انگشت ١٨٦ نفر دیگر.
هو المستعان
بیعتنامه اهالی قریه کتخیل لعو گرد
۲۸ شعبان.
بحضور اعلحضرت خادم دین رسالت پناهی (صلعم) امیر حبیب الله خان ما مسلمین اهالی
قریه کتخیل عرض میداریم که به اول فتح ونصرت دارالسلطنه کابل تمام رعایا واهالی مذکور بــــــــه
رضا مندی وخورسندی بیعت نمودیم چه که یوم جمعه مبارکه که قبائل اگاه ملا عبد الحمید اخند—
زاد بصاحب موسی خطیب مسجد جامع باتفاق ما ذکر اسم امارت انصاحب راد رخطبه نمود—
بنابران چون اوصاف جمیل واخلاق حمیده امیر صاحب موصوف را مسموع شدیم که محی شرع شریف
واعلاء کلمه الله وكشف دین متین حضرت رسول الله را نمود وقامع بدعات وضلالات وگمراهی گردید—
صغير وكبير وعوام وخواص شكرا لله تعالی جل جلاله را بجا کرده وامارت این شخص کامل بقرار امر
كتاب الله تعالی و احکام شریعت غرا بجان ودل قبول نمودیم وبدعاگوئی مزید عمر وترقی دین
ودولت مشغول میباشیم. امضاء ات:
عبدالحمید صاحبزاده — ملا جان محمد— ملا فضل احمد — ملا یار محمد — شیرعلی — خان زاده —
خواجه عبد الرسول — دلربا زخان — سراج الدین — ملا عبد اللطیف — عبد الرشید — محمد عالم
باقی امضاء ونشان شصت ۸۹ نفر دیگر.
بیعتنامه اهالی پاد خواب وشانه لوگر
٢٥ شعبان
بسم الله الرحمن الرحيم:
قال الله تبارك وتعالى جل جلاله واطيعوا الله واطيعوا الرسول واولوا الامر منکم.
چون بنا بر موجب ایه کریمه مذکوره اطاعت اولی الامر واجب ولازم بود. ومیباشد مایان
علماء وسادات وسائر رعایاى پادخواب وشانه علاقه لوگر اطاعت امیر مسلمانان خادم دین رسول
الله (صلعم) امیر حبیب الله خان را قبول داریم و با او بیعت نموده ایم ومینمائیم که اى پادشاه
دین پرور رعیت نواز میباشد ومایان از امیر صاحب موصوف رضامند میباشیم و از خداوند قادر
سبحان جل جلاله خواستاریم که امیر موصوف را بر جاده شریعت غرا و خدمت دین نبوی (صلعم)
مستقیم داشته باشد مبارك باد و پایند مباد بیرق این پادشاه مسلمانان. فقط
- ١٢٤ -
امضاء ات :
ملا میر ذكريا مدرس وخطيب پادخواب وشانه ــ ملا سید اجاب الدين مدرس ــ ملا محمود
مدرس پادخواب وشانه ــ مير يحي ــ مير عبد الرحيم علاقة دار سابقه ــ ملا احمد ــ ملا غياث
الدين مدرس ــ مير جمال الدين ــ مير شاه محی الدين ــ ملا محمد الله ــ ملا خان محمد خان
ملا ثقة جلاد خان ــ ملا غوث الدين خان ــ مير سبحان ــ علاوالدين ــ ملاء نادر .
بيعت نامه اهالی حصارك لوگر ــ سلخ شعبان ١٣٤٧
شعبان المعظم . بسم الله الرحمن الرحيم .
(الحمد الله الذي هدانا الى الاسلام وبين لنا الحلال والحرام وامرنا باطاعتہ واطاعة ــ
رسولہ والصلواه والسلام على سيدنا وحبيبنا محمد (ص) ن المبعوث بشیرا ونذيرا وعلى اله واصحابه
الذي هم نجوم الاقتدا والاهتدا) اما بعد چون بركافة اهل اسلام واجب ولازم است که در
هر وقت امیر و اولوالامر از خودشان داشته باشند که صاحب قدرت ودیانت باشد تا اقامت
حدود وانفاذ احكام شرع وغيره مصالح مسلمین را مطابق امر شرع برپا دارد بنا بران چون جناب
امير حبيب الله خان شخص متدین و تالیع لہدعت مجاهد فی سبیل الله است و تمام اهالی شمالی او را
بہ اولوالامری خود قبولدار شده انعمایان مردم حصارك لوگر نیز او را بامارت خودها قبولداریم و
جناب موصوف را امیر واولوالامر خود دانسته حکم اورا كہ مطابق امر شرع شریف وموافق مذهب
مهذب ابوحنیفه کوفی باشد بسر وجان ومال قبولداریم وبر رکاب او برای اعلاء كلمتہ اللہ بجد جهد
میکوشیم و از خداوند جل ذکرہ برای امیر صاحب موصوف خودها استقامت برام شریعت وعدل و برای
خودها توفیق اطاعت وخدمت گذاری بجهت ترقی دین حضرت سید المرسلين مسئلت مینمائيم (قال
رسول الله صلى الله عليه وسلم الامام جنته يقاتل وراء ه ويتقى به) . امضا ها :
حاجی ملاصاحب الدين ــ ملا عبد الكريم اخند زاد ــ جلال الدین ــ حضرتگل ــ عبدالله خان ــ
نقشبند ــ باثر امضا ونشان انگشت ١٠١ نفر دیگر .
لایحہ
مواد لایحه که راجع بدائر شدن يك دائرہ قافلہ باشی گری عمومی برای ضبط وربط امورات ــ
حمل ونقل بتحت اوامر وزارت تجارت در مرکز از طرف مشارالیها ترتیب یافته و از حضور نائب السلطنه صاحب منظور گردیده است سواد آن را عینا برای استحضار تجار محترم و کرایه کشها وــ
باقی اشخاص ذیلا درج نمودیم .
نقل لایحه وظائف قافلہ باشی گری ملکی و نظامی با احکام نمبر ٨ تاریخی ١٣ ذیقعدہ الحرام
حضرت عالی نائب السلطنه صاحب اینکه :
١ ــ قافلہ باشی همیشہ مراقبات داشتہ باشد کہ هر کجا بارگیر موجود بشود بذريعہ کلان
شوندہ های صنف کرایہ کش یا بذریعه سرجماعه های کوچی به نسبت ضرورت وقت بارگیر موجود کند
تادیه کرایه صاحب مال را نمودہ مفت ورایگان بالای احدی خدمت نکند و اگر بدولت معلوم شد کہ وجہ
ـ ١٢٥ ـ
کرایه بکرایه کش داد، نشده ویاکمتر رسانید شده و اثبات شد يك روپیه کرایه پنج روپیه زجرا
از قافله باشی و سرجماعه ها حصول و باز خواست لازم هم شده موقوف می شوند.
۲ـ قافله باشی که بارگیر را تقسیم میکند اگر چنین فرصتی برای عسکری مثل حال زیاد
بارگیر بکار باشد قافله باشی ديانترا بخرج برده پنج يك بارگیر موجود را برای تجاران باقی
را بخدمت عسکری محول کند مثل از صد یا بو بیست راس را برای تجاران و هشتاد را برای
عسکری بدهد.
۳ـ اگر ضرورت دولت اوط الحال باشد مناطعه را محول خدمت دولت نموده مناطعه را
برای تجار و غیر میدهد.
٤ـ اگر برای دولت بارگیر ضرورت نباشد همیشه بارگیر موجوده چالان مال التجاره و
ضرورت اهالی بین تجار و اهالی تقسیم کند.
٥ـ چون برای برطرفی کشدند کی شعبهء عسکری و یا بند ش نکردن معاملات تجارتی و
اهالی دائره قافله باشی گری تجویز شد، تقسیمات بارگیر قطعا بذريعه دائره قافله باشی گری
میشود برای اینکه يك نوع افراط جاری نشود و یا بکرایه کش ها کمی تکلیف ندهد بدست اشخاص
کم سند ادارهء قافله باشی گری نباشد جمع آوری نمیتواند.
٦ـ چون ادارهء قافله باشی گری مرجع عمومی بارگیری است و همیشه بارگیر احتیاج میداشته
باشد برای اینکه بدون رون و یا بدون استحضار قافله باشی گری کسی بارگیر را تعرف نشود کرایه
کش به حاطی کردن سند اجازه حمل و نقل از اداره قافله باشی گری محتاج است اگر سند اجازه
حمل و نقل بدست کرایه کش نباشد باندازه کرایهء که از صاحب مال گرفته وجه نقد بالای او ـ
تحویل خزانه شود و هم اگر اسم کرایه کش بقرار تاریخ دادن مسلسل داخل دفتر باشد وسند
اجازه از دست او مفقود شده باشد کرایه کش مجرم شناخته نمیشود حق مثنی را دارد.
٧ـ ادارهء قافله باشی گری و حساب آن مربوط وزارت تجارت است و هم سر رشته طی و
بند شاتیکه داشته باشد از وزارت تجارت کند و بر هر امور امر مافوق خود وزارت تجارت را ـ
بداند تا دیگر دوایر درکار قافله باشی گری مداخله وزیر دستی نتواند و هم قافله باشی گری
خلاف رفتار نتوانند.
٨ـ قافله باشی گری که مال تجار را بكرایه میدهد اگر خود صاحب مال کرایه کش را میشناخت
ونسبت به شناخت خود بالای کرایه کش اعتماد میکرد از صاحب مال درکتاب خط گرفته شود که نمبر تاریخ
اجازه نامه حمل و نقل واسم کرایه کش در سندیکه تجار میدهد توقیع باشد اگر مال او در منزل
نرسد ادارهء قافله باشی گری مسئول شناخته نمیشود و اگر صاحب مال بکرایه کش اعتماد وبلدیت
نداشته باشد قافله باشی و سرجماعه قوم از اول وقت اهلیت و غیر اهلیت کرایه کش را زیر نظر
گرفته مال را تحویل کرایه کش کنند تا مال تجار مفقود نشود و اگر مفقود گردید و پیدا نشد چون
قافله باشی و سرجماعه ها مستخدم هستند و معاش و یا حصهء میبرند قافله باشی و سرجماعه مسئول
– ١٢٦ –
قیمت مال مفقود شدگی شناخته میشود و هم قافله باشی از اول مدنظر داشته باشد که سرجماعه
ها اشخاص یادیانت و صاحب جایدا باشند تاکه قافله باشی اطمینان نداشته باشد سرجماعه
را داخل اداره نکند .
۹ـ چون برد و تراداره قافله باشی گری تمام تکلیف ماده های فوق و موجود کردن بارگیر و هم
مسئولیت مال تجار و اجرات ضرورت عسکری و غیره حمل و نقل کار های دولت گذاشته شد دو معا ثرویا
حصه برای شان لازم است در سابق که قافله باشی گری بود از اعلی عمل وجوه شش یکه حصه
داشت حالا هم نظر به این مسئولیت و تکالیف وزارت تجارت طرفدار حصه مذکور است ولی برای
حصه گرفتن که باشد عایداتی داشته باشد چون در سابق از اشتر دو روپیه و از قاطر –
و یا بو یکروپیه و هم از مرکب محصولی داشت حال هم باید محصول خود را از کرایه کش گرفته
٦ یکه حصه خود را وضع نموده و مامورین خود را هم از ٦ یکه معاش داده و بدهند که برای
دولت باقی را بقرار حساب تحویل خزانه دولت نموده رسید حاصل و بر قطع حساب بملاحظه
وزارت تجارت برساند .
۱۰ـ چون در سابق مرجع مبرم قافله باشی گری های دولت مرکز دار السلطنه کابل و قافله
باشی ان ملا ویس الدین خان بود و تمام مامورین قافله باشی و پارچالانی ها و حسابات و عمل و دخل
قافله باشی گری ها از محالات و ولایات تعلق مرکز داشت حالا این اداره قافله باشی گری هم
مثل سابق اختیارات و ضبط و ربط عمومی قافله باشی گری ها را میتواند .
۱۱ـ برای معاشات و مصارفات شان علیحده چیزی از دولت داده نمیشود همان ٦ یکه را
که از سرجمع بطور حق الزحمه حصه میگیرند تمام معاشات و مصارفات خود را هم از همان مبلغ
کند و تشکیل مامورین خود را هم خود شان نمایند .
۱۲ـ در کدام اوقاتیکه جهت ضبط و ربط بارگیر برای شان قوه الظاهر لازم بافتد چون –
مامورین اداره طرز ملکی می باشند نسبت به اوقات لازمه نظر به درخواست شان امداد سوار –
و پیاده از طرف دولت حق دارند .
۱۳ـ محصولیکه قافله باشی از یک بارانه از کرایه کش می گیرد باید یک قطعه سند اخذ محصول
که عدد و نوع بار هم در ان باشد برای کرایه کش داده و یکی برای صاحب مال هم بدهد و سومین را
بطور ثبت بدائره حفظ کند .
١٤ـ در اوقات خوف راه قافله باشی نظریات داشته باشد که بار تجار را مفرد نفرستاده
بطور بدرقه قافله ها را حمل و نقل و حکم عبور بدهد اگر نظر به خوف و اخلال کلی یک اندازه قوت
الظاهر را لازم بداند از وزارت حربیه نظر به درخواست قافله باشی معاونت کرده شود .
احکام نمبر ٨ حضور عالی متعالی السلطانه صاحب اینکه ١٤ مواد فوق از حضور عالی ما گذارش یافت
منظور است – قافله باشی مکلف است باجرای مواد مذکور (۱۳ ذیقعده الحرام سنه ١٣٤٧)
- ۱۲۷ -
سایل دینی
( ۱ )
ازین جهت ناظم علیه الرحمه شکر گذاری این نعمت را نموده میگوید :
کما لحمد لله تعالی جل شانه چون مصطفی (ص) پیشوائی داریم که سردار و بهتر و برگزیده و انگشتر نگین همه است که پیغمبری را حلقه نموده ونبوت بروختم شده است وبیان شریعت و اظهار طریقت را برای ما فرموده که هیچ چیزی از احکام شریعت و راهای طریقت را پنهان نگذاشته که هر که در شاه راه آن برود گمراه نمی شود و هرکسیکه قدم ازان بیکسو بیرون نهد بمنزل مقصود نمیرسد وچون بعد از ذکر نام پیغمبر علیه الصلوات والسلام درود گفته میشود .
ناظم علیه الرحمه گفت : که رحمت های خداوند جل شانه تعالی تا روز قیامت پیاپی بر (ص) باد وبعد از نعت سرور عالم (ص) مدح چهار یار کبار (رض) را نموده اند بیان نمود که دوستدار حضرات ایشان می باشیم وبطریق اعتقاد اهل سنت و جماعت که در مرتبه وخلافت ایشان دارند ودایم نام های مبارک ایشان را به همان ترتیب ذکر نمود وختم نعت ایشان را بدعا نموده برای همه دوستداران پیغمبر ص دعای رحمت نمود باجابت مقرون باد ( اغاز کتاب مستطاب واعتذار از جانب مصنف کتاب) .
شرح لغات
(مستطاب) پاك ونیکو ( اعتذار) بیان کردن عذر ( مصنف ) تصنیف کننده .
ای مصلی بیا طهارت کن خانه دین خود عمارت کن
چون بیاری طهارتی ظاهر باطنت نیز حق کند طاهر
ان طهارت که قسم جسم امد طاهرت را همیـــه قسم اسـد
تن بغسل وضو چه پاك کنی اب گر نیست قصد خاك کنی
( شرح لغات )
(مصلی) نماز گذار (عمارت) آباد ( طاهر) پاك ( قسم) حصه وبهره (جسم) مراد بدن است.
حاصل ابیات
ای انکسیکه اراده خواندن نماز را داری . بیا تن خود را کن پاك وخانه دین خود را آباد ساز که بدون پاك بودن نماز روا نمی شود وبترك نماز خانه دین ویران میشود که نماز ستون دین است.
ودر پاك کردن ظاهر بدن دیگر حکمت نیز موجود است که عکس نور ان بر باطن می تابد اعتقاد باطنی نیز پاك وفقط مستحکم میگردد باز می فرماید که ان طهارتی که حصه ظاهر بدن است سه قسم است - اول وضو - دوم غسل - سوم تیمم -
شرح این سه نوع را گوئیم زانکه چوکان شرع را پوئیم
در طهارت فریضه و سنت بر تو خوانم روان بی منت
پس بیان نماز و روزه کنم توشه عمر پنج روزه کنم
شرح لغات
- ۱۲۸ -
(چوکان) چوبی است که بان کوی را زنند (کوی) چیز غلطانی است که بچوگان انرا زنند -
(منت) برکسی احسان نهادن عمر پنجروزه) مراد عمر بی وفا وبی اعتبار دنیای فانی است.
حاصل ابیات
می فرماید که چون طهارت ظاهر بدن سه قسم است شرح وبیان هر سه قسم آن را -
میکنم وفرض وسنت انرا بی تکلیف وبی منت بیان میسازم بعد از بیان هر سه قسم طهارت بیان
نماز و روزه را میکنم وچون درین عمر پنجروزه بر هر شخص لازم است که توشه سفر آخرت خود را
آماده سازد و ان بکارهای نیکو می شود واین تصنیف نیز ازجمله عملهای نیک است انرا توشه
عمر خود ساخته برای سفر اصلی خلایق خود که سفر اخرت است آماده میکنم این بود سبب تصنیف
کتاب مذکور که بیان شد . (باقی دارد)
کابل مطبع سركاري
- ۱۲۹ -
صفحه اول (جریده هفته گی حبیب الاسلام - سال اول شماره ۱۰) (نمر مسلسل ۱۰)
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبيب الاسـلام
اداریخانه ـ درما ندانان کابل سانغا نستان ـ نمره تلفون
سرد بیر ـ سید محمد حسین
همه امور تحریریه و حسا بیه بنام اداره فرستاد شود
اداره در انتشار و اصلاح مقالا ت وارد مختار است
در هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .
قیمت سالانه ششماهه
در داخل ما نغانی ۳ افغانی
در خارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ
(يك شماره ۱۰ پول)
(تاریخ قمری ۲۹ ذی قعده ۱۳۴۷) پنجشنبه (تاریخ شمسی ۹ اثور ۱۳۰۸ هجری)
کیفر و کردار
(۱)
از مكافات عمل غافل مشو — گندم از گندم بروید جو زجو
چون در عالم ظاهری تخم نبات زیر خاک پوشیده و بوسیده گردیده با وجود تغییر کلی حال بعد از مدتی مثال ان هئیتصد تخم دیگر را پیدا میکند و هیچ فرق در شکل وصورت اصل ونتیجـه نمیباشد در جهان معنوی همچنان قول وفعل انطان هر چند در خفائی صادر شده عرضمد رازي بران سپری شود در انجام منجر بهمان قسم خوبی یا خرابی میگردد کیفر سخن و کار اول بود اگر چه جزای اولی ملتوی به آتی است اما درین دنیای ناقص نیز يك نمونهء ان نشان داده میشود ـ (ولنذيقنهم من العذاب الادنى دون العذاب الاكبر لعلهم يرجعون)
کی نکوکردی وكی كردي تو شر كفنجدي القش در پی اثر
گر مراقب باشی و گیري رسن حاجتت ناید به آتی امدن
لطف ایزدی در جزا وسزای دنیا اینست که ادم قائل و معترف اجر وزجر خیر و شر گشته ایندهء همیشه بر اعمال صالحه ثبا ت واستقامت ورزد .
اولا يرون انهم يفتنون فى كل عام مره او مرتين — ثم لا يتوبون ولا هم يذكرون ـ آیا نمی بینید که در هر سال یکبار یا دو کرت در فتنه انداخته و ازموده میشوند بازهم از افعال بد بر نمیگردند و پند ونصیحت نمیگیرند ـ چون این ابتلاهای ششماهه و سالانه موجب عبرت خود ظلم وتعدي ومعاملات دروغ ومکر و فریب و دیگر ذمائم با صرار بر قرار بماند تنور غضب خداوندی بجوش می اید وهمه را غرقاب عذاب میگرداند وكاين من قريه اهلكنا وهى ظالمه وهی خاویه علی عروشها ـ چقدر قریه ها را هلاک کردیم چون اهالی ظالم بودند عمارات شانرا بر سقف ها سرنگون انداختیم وكم قصمنا من قريه كانت ظالمه او انشانا بعدها قوما اخرین ـ چندین قریه های را زیر وزیر ساختیم که اهالی انحا ظالم بودند وبعد ازان دیگر قوم را جاگزین و قلقفته متصرف نمودیم .
ـ ۱۳۰ ـ
در قران کریم ذکر بسیار اقوام است که بسبب گناه های خود بر باد فنا رفتند و ان گناه ها
چه بود .
در میزان وترازو ی عدل راستی نمیورزیدند حقوق مردم را پوره نمیدادند براي خود قد زیاد
می گرفتند و براي دیگران کم میدادند قطع سبیل خلاف فطرت می نمودند قول وفعل شان مطابق
نبود و بزبان محبت و تعلو بیدل کینه وعناد می پرورانیدند خویشتن را مقرب بارگاه الهی دانسته
غیر را ذلیل وحقیر می شمردند بعضی بندگان خدارا که در خلقت مساوی شان بودند غلام و اسیر و
قتیل می ساختند علی هذا القياس مرتکب جرایم وخطایاتی می شدند که مورد قهر خداوندی گشته ـ
حجت عفو شان نمیماند ع رحمت حق بهانه میطلبد ـ بلده طیبه ورب غفور ـ اگر شهر پاك
باشد پروردگار امرزنده است چون طهارت ونظافت ظاهر وباطن مفقود شود البته کردگار جبار
وقهار است نبی عباد ی انی انا الغفور الرحيم وان عذابی هو العذاب الالیم ـ اگاه ساز ـ
بندگان مرا که نی الحقیقه من امرزنده و مهربانم وعذاب من هم عذاب دردناك است .
حالا بنگریم که از گناه های امم سابقه کدامست که درمانیست . اگر ما مثل شان بزه کار
باشیم چه فضیلت داریم که از عقوبت مان برهاند ـ قبلا یهود ونصاری میگفتند نحن ابناء الله و
احباء وقل فلم یعذبكم بذنوبكم ـ ما فرزندان ود وستان خدائیم بگو پس چرا اوتعالی بوجه گنا هاي
تان شما را عذاب میکند اگر همچنان ما مسلمانان بگوئیم جواب ما هم همان است ايا عذابیکه بر
جلال اباد واهالی سمت مشرقی نازل شده است از روی زمان ومکان بعید ودوراست که از عبرت
گیری اغماض وتغافل میکنیم ـ اسباب ان چه بود . ما اصاب من مصیبه فبما كسبت ايديكم ـ
مصیبتی که بشما میرسد کسب دست خود شماست رضی الله انطعنا تيقظ بعد هم ـ لان مصاب الزيد
مزجره العمرو ـ شیخ سعدی در باب تباهی بغداد و پاد شاه واهالی ان مرثیه خوانده این ـ
انتباه می نماید که بعد ازان مردم بیدار شوند زیرا مصیبت یکی باعث احتیاط دیگری میشود ـ
از واقعه جلال اباد بخود امدن ومقایسه ان بکابل نمودن يك مسئله مهمی است که تعلق بحیات
وممات ما دارد بلکه نجات جاو دانی درهمین مضمر است چه اکثر موجبات فناي دنيا باعث
هلاكت ابدی میگردد مثلا نفاق و شقاق چون پریشانی امارت و محکومیت میارد في الدرك الاسفل
من النار هم میرساند .
در کابل مثل جلال اباد انقلاب بوقوع امد اما ازان انهدام قصرها وكاشانه ها وخرابی
خانه ها وخانمانها که بصورت كلى وبدهش رو داد درینجا عشر عشیر ان واقع نشد ـ ما سكنه
کابل در اعمال خود بهیچ وجه از انها بهتر نبودیم اما فوقیت در ان اشخاصی بود که خدای ـ
ماليك و مقتد ر قوت و غلبه بایشان بخشید ـ باران که در لطائف طبعش خلاف نیست دریا
لاله روید و در شوره بوم خس ـ همان ابی که می بینی طراوت مایه گلها ـ چو بر ائینه
پاشی کلفت زنگار می بیند ( افلم يسيروفى الارض فتكون لهم قلوب يعقلون او اذ ان يسمعون
بها فانها لا تعمى الابصار ولاكن تعمى القلوب التي في الصدور ) آیا درزمین نگشتند پس
- ۱۳۱ -
برای شان دلها باشد که عقل کند یا کوشها که بشنود - بتحقیق چشمها کور نمی شود بلکه دلها کور میشود که در سینه هاست احتیاج بتوضیح یا تکرار این امر نیست که کابل مثل جلال آباد تاخت وتاراج نشد یا مال غارتگری وتہ و بالا از بیل و کلنک نشد حالانکه درینجا بیشتر احتمال آن بود يك جهان محو حیرت اندك فاتحین ذی اقتدار چه سان ضبط و ربط نمودند اشنایان بشكران رطبا للسان اند که خدای منان ورحمان در جمله عساکر قاهره افراد بی بزرگی را پیدا - کرد که بمردانگی و مروت بلکه بزجر و عقوبت عنان تجاوز و تظلم را بر گرفتند و بیگانگان زبان استحسان می کشایند که ان ذوات قوی و مدبر لشکر مظفر را از انستم و دست درازی مانع امدند که در دیگر - ممالک بفتح وسرشاری ان وابسته میباشد فی الواقع این شیوه وشعار مسلمانان کرام است.
درین احوالیکه فاتحین بصفات مزبوره دار السلطنت را در قبضه خود اورده بنظم ونسق مملکت شب و روز بجد وجهد بی مشغول اند که پیشتر بان صمیمیت کلنک مشاهده نمیشد ودوست اجنبی مقر انست اگر اختلاف و اغتشاش در انطرف ملک طول بکشد آیا علاوه بر خونریزی - مسلمانان اندیشه اعاده سانحه جلال اباد نیست . بعقیده ما هدایت مولانا قابل تحمیل این و آن است . صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق - نیست فردا گفتنت شرط طریق .
درین قدرت پادشاه مجاهد و اراکین با تمکین دولت حاضر را خوب ملاحظه کرده اید سخنان شاهانه از در بار و مجالس بمسامع عمیم رسیده نیت نیك فکر سلیم و كردار مستقیم همایونی را - ثابت گردانیده است هکذا اعیانیکه بعد از ذات امیری درجات بلند را مالکانند چنین اوصاف حمیده و شمائل پسندیده را ابراز داده اند که برهمت شجاعت فتوت رافت ومعدلت شان - يك عالم گواه وشیفته است يك خصلت عالی وممتاز شان اینست که اهل علم وکمال را موقع اظهار رای داده با یثار تام در اداره حکومت مشوره میگیرند و ازین مقام مواقع بدست می آید که اهالی لایق وفایق متابعت و معاونت شان نموده در استحکام وتقویت حکومت موجوده حصه بگیرند تا مرکز مستحکم گشته خدشه ادخال دیگری نماند و تمام افغانستان باز متحد شده که خوف خانه جنگی وبد امنی بر طرف گردد و بالاخر امن واطمینان حاصل شده وسائل ترقی وتعالی ملت وملک بعمل آورده شود. (باقی دارد)
واقعات محاربـــــــات
واقعات محاربات از کوتل خیرخانه الی وردک که از طرف سردار صاحب اعلی اجرا شده و شامل فتح بوده از طرف میرزا عرب شاه خان بطور واقعه نویسی تدوین شده و قرار امر حضور سردار صاحب اعلی بعد از ملاحظه دائره شافاسیت برای نشر اخبار باداره رسیده است قرار ذیل است .
فتح کابل از کوتل خیرخانه در شب ۲۳ جدی بروایت میرزا عرب شاه خان کاتب جنگ در شبیکه دمه های کثیف روی افق را فرا گرفته بود تقریبا ۱۵۰۰۰ نفری نظامی امانی در نقاط حاکمه کوتل خیرخانه وسلسله آن چهل استحکامات داشتند ما مجاهدین شمالی که يك عده
- ۱۳۲ -
معدودی بودند در اطراف قلعه های مراد بیگ وحواشی ومضافات ان سنگرهای متین برای کمین طرف مقابل گرفته بودند.
در همین شب دمدار سردار صاحب اعلی حمید الله خان معین السلطنه با معیت ۳۰ نفر يك حمله دلیرانه بوقت ده بجه شب بر عساکر کوتل خیرخانه وارد کرده نخست با فیرهای تفنگ اطراف ایشان را تحدید وقوای انهارا پراگنده ويك فند از نفریه غاصی را دستگیر وباقی انهارا شکست داد توپهای ۱۸ پن و ٣٦ پن تفنگها خیمه ها وغیره سامان بسیار از غنایم حربی در قفل تصرف امد واز طرف مجاهدین هیچ تلفات نشد فند اسیر بحضور امیر مجاهد حبیب الله خان در قلعه مراد بیگ فرستاده شد. سردار صاحب اعلی بر مقابله دوام کرده تا شب دم سر راست بکابل امدند وبر شهر قبضه نمودند در همان شب با فند عسکری مزار شریف که از طرف وزارت حربیه امانی به كمك كوتل خیرخانه سوق داده شده بودند سردار - صاحب اعلی تصادف کرده بعد از محاصره مختصر شان خلع اسلحه نمودند.
فتح میدان و وردک
بعد از تصرف کابل چون وزارت حربيه ود وائر حکومتی جدید د پر شد بیعت نامه های میدان وغزنی ومضافات ان بکابل رسید.
وزارت حربیهبرای اوردن بیعت ها وامنيت نقاط مختلفه مثل قندهار وغیره سوقيات بطرف قندهار اجراء نمود مردم وردك ومیدان در حین عبور عساكر بحدود دشت توپ از - استحکامات سری مقابله شدید با قطعه نمونه وباقی عساکر نموده به قطعه مذكور تلفات جانی ومالی وارد نمودند.
چون قطعه مذکور مقدمت الجيش وازین مقابلات سری بیخبر بود ، تلفات داد لہذا - باقی قطعات عقب در حدود چوکی ارغنده ومیدان برای مقابله استحکامات گرفتند.
بنابران رویه نالایق مردم وردك ومیدان سردار صاحب اعلی معین السلطنه لزوما با عده از اردلیان حضور شان رهسپار ان صوب شدند و پیشر جنگی عساکر را به عهده گرفته به محاربه اغاز نمودند وبعد از مقابله مختصر سنگر های انهارا متصرف شده قلعه های شان که دران موضع بود باتش توپ تخریب گردید درین محاربه هیچ تلفات واقع نشد اهالی بیطرف میدان که بكوها فرار کرده بودند برای استعذاز بحضور سردار صاحب پوزش ولا به زیاد - نمودند وهم از بیطرفی واطاعت خود اظهار کردند.
سردار صاحب هم با سائرشان مهربانی کرد بفرمودند که بخاطر جمعی بقاعه های خود سکونت پذیر شوند.
بعد از فتح چوکی ارغند مردم وردك بنى بادام را اشغال نموده در نقاط حاکمه ان استحکام گرفتند تخمینا چار هزار نفر به تحت قيادت جلاد خان سرکرده جن وردکیها به
۱۳۳
به عملیات مخاصمانه آغاز نمودند .
روزد یگر بوقت پیشین سردار صاحب موصوف با نفری همرکاب شان و میرزا عرب شاه خان
کاتب جنگ محاربه آغاز نمود مبلغقا بلمشد ید بین طرفین واقع شد و تا وقت شام این محاربه
دوام کرد ، بالاخره مردم ورد ك شکست خوردند و استحکامات شان به تصرف عساکر غیور درآمد
درین جنگ هم هیچ تلفات باین طرف نرسیده است .
سردار صاحب اعلی شب را در سردره ورد ك گذرانیده علی الصباح قلعه های اشوبیان
که دران حدود بود با نشر توپ تخریب و چند نفر شان را هم دستگیر نمودند .
در همین شب خبر رسید ، بود که نفری شکستی انجا پل انجارا خراب کرد و بر نقاط
حاکمه ی مرتفعه کوهای تنبه استحکامات گرفته اند .
سردار صاحب اعلی اول پل مخروب را به زیر نظرت خود تعمیر و ترمیم نموده بعد ازان
عساکر را بطرف استحکامات شان سوق نمود.
در بین شیخ اباد ورد ك وتكيه بين طرفین محاربه شروع شده سردار صاحب پیشر جنگ
عسکری بودند وبا نثره توپ و تفنگ قوای انها را تحدید میکردند بعد از مقابله کم ایشان تاب
مقاومت عساکر را نیاورد ، سنگر های خودشانرا تخلیه کرده فرار نمودند متعاقبا سنگرها از طرف
عسکری اشغال شد .
در همین حدود جلادخان سرکرده جنگ آنها با چند نفر دیگر از سرغند هایشان
دستگیر شدند . درین محاربه شکست متوالی از طرف سردار صاحب بایشان داده شده
است . شیخ آباد ورد ك كاملا در تصرف عساکر امد اشوبیان که از طرف عساکر غیور پراگنده شده
بودند بنقاط حاکمه تکیه استحکام گرفتند.
سردار صاحب برای گذرانیدن شب به سکونت جای خود در شیخ آباد ورد ك مراجعت
کرده علی الصباح مکررا برانها هجوم بردند بعد از حملات متواتر استحکامات انجا را هم
از نزد شان اشغال نمودند .
عبد الكريم خان سرغند شان که فرار کرد بود دربین دره ورد ك محاصره گردید وعساكر
از چار طرف سنگرها و لقل استحکامات دره مذکور را محاصره و قائم کردند.
سردار صاحب برای اقامت شب در جای معتاد خود آمدند اهالی بطرف ورد ك كه
بکوها فرار نموده بودند و از اسارت جلادخان ومحاصره عبدالکریم خان واقف شدند ریش
سفیدان و کلان شوندگانشان بحضور سردار صاحب امده عفو خواستند و از بیطرفی واطاعت خود
اظهار نمودند .
سردار صاحب با سائر شان التفات فرموده ایشان امر دادند که در قله یهای
شان بطور جمعی سکونت پذیر شوند و هم فرامین به اسمای دیگر فراریها ارقام و ارسال فرمودند
تا بجاهای خود سکونت پذیر گردند .
دیگر روز عساکر تمام نقاط حاکمه انجا را هم بدست اورده عبد الكريم خان با سه چارصد
- ١٣٤ -
نفر ديگر دستگير شد .
سردار صاحب اعلی جلاد خان را با عبدالكريم خان سرغنه های شان بودند در موتر
خود بكابل آورده بعد از مختصر تشهير بحضور امير صاحب والا تقديم فرمودند وباقى
نفری اسیر را عساکر متعاقبا بكابل آوردند .
این فجاعت توالی سردار صاحب موصوف دلیل بر شجاعت تامه وعزم سخت واستقامت
و ثبات شان می باشد .
ميرزا عرب شاه خان نویسنده شان هم درین محاربات قدم بقدم شريك بوده لذا از
طرف سردار صاحب لقب کاتب جنگ را احراز کرده اند .
هزیمت امان الله خان
شاه مخلوع
بر حسب اطلاعات واصله امان الله خان شاه مخلوع که رجعت او را با مارت نه شرع ـ
مباح میدارد ونه عقل می پسندد و نه رعایا قبول میتواند چه ارتکاب غیر مشروع او اظهر من الشمس
و ابيض من الامس بوده هنوز تنفرات جانگداز معنوی او ازخاطرها زدوده نشده که باز دوباره
خیال فاسد اشغال تاج و تخت را بداغ خود پرورانیده برای وصول باين مقصود لا طائل خود
در بین اهالی پروپاگاند وتحریکات نموده بالاخره يك عده فوجی او با چیزی نفری اقوام هزاره
بحدود غزنی وارد شده بودند .
اما بفضل و عنایت حضرت کردگار عسکر غیور ما که قبلا بان طرف اعزام واهالی وردک را
طوعا وكرها منقاد ساخته ومرکز اردوگاه خود را شهر غزنی تعیین نموده بودند بغتة
بمدافعه شان پرداخته تلفاتی جانی ومالی زیادی بانها رسانیده در نتیجه اوشان را ـ
شکست فاحش داده که فرار را بر قرار اختیار نموده و جانب قندهار رجعت قهقری نمودند واز
پلان بمقصود غرضاندود شان ناکام ومحجور شدند . سپس عسکر غیور ما از غزنین روانه مقر
گشتند و ان نواحی را تحت قیاد ت خود اورده خیریت طمانیت تامه دران حدود حکفرما و
موجب ثنا و ستایش اوتعالی است .
در نتیجه رجعت قهقری اوشان پنجاه وپنج عراده موتر تیز رفتار ولاری بمعه چهارصد
پيپ تيل موتر وچند دانه اتوا ـ وتفنگهای زیاد و بارگیر اشتر وبابو به تعداد کثیر افراد ـ
عسکری انها را عسکر غیور ما متصرف شده و اسیر نموده اندکه اسارا و موترهای شان را بحضور جناب
اعلیحضرت امیر صاحب بکابل حاضر داشته اند.
برای برادران اسلامی وصاحبان بصیرت تبصره میداریم که هر قدر برادران اسلامی که درین
راه حصول مقصد نامشروع امان الله خان مخلوع کشته شده اندعندالله خود مذکور ماخوذ عندالناس
ملامت است زیرا او از تغییراتی که بدین مبین سیدالمرسلین وارد ساخته بود حافظ دین محمدی
- ١٣٥ -
از خود او وخانه دانش اسم اولی الامری را برداشته و بدیگر مخلوق عالم اثبات حقانیت و
قادریت خود را ثابت تر ساخته به انظار سلاطین اسلامی يك نمونه تمثالش ساخت تا هرکه
خلاف احکام الهی بشر نماید همچنان رسوا ومخذول شدن خود را نائل خواهد شد .
مکتوب
از ولایت کابل اطلاع میدهد : فرمان مبارك نمره ٢١٩٤ـ٧٧ مورخه ٢١ ذیقعده ـ
الحرام ١٣٤٧ امير صاحب غازی بولایت شرف صدور بخشیده اینکه :
عالیجاه عزت همراه محمد محسن خان والی ولایت کابل را واضح خاطر باد :
انچه نفری غزنین چی وقند هاری که حین محاربه دستگیر شده و محبوس هستند همه را
بحضورم حاضر دارید تا شرف یابی حضورم را حاصل نمودہ و بعد ملاحظه حضورم فی ادم ـ
بیست روپیه بقسم سفر خرچ وبخشش بذریعه شما براي شان مرحمت فرموده مرخصت خواهند
شد تا بوطن خود ها رفته اسوده باشند . فقط .
بنابران تسوید فرمان مبارك فوقا برای استحضاريت شما تحریر شد که نفری مذکور به
ذریعه فدائی دولت شرفیاب حضور مبارك ذات شاهانه گردیده و بعد از نوازش شاهانه و ـ
بخشش بیست روپیه گی واپس رخصت شده اند . نقل فرمان مبارك را داخل اخبار مینمائید
تا از نوازش و مرحمت پادشاهی همه مسبوق باشند .
نقل از جریده شریفه بیدار مزار شریف تاریخی ١٥ شوال المكرم
( ١٣٤٨ )
( ٣ )
ورود سعادت امود عید سعید فطر ومراسمات ان :
چون هلال ماه مبارك شوال المكرم در لیل چهار شنبه در فضای ولایت عزیز ما روشن
دیده شد به موجب حکم قاضی شرع شریف برای اهالی مزار فیض اثار به یازده فیر توپ عید ـ
بودن فردا اعلان شد بنابران صبح روز مذکور از ساعت ٧ عموم اهالی از وضیع وشریف از هر کوچه
و گذر جهت ادای نماز بصحنه روضه مطهره حضرت شاه اولیا که يك جای وسیع ومسجد جامع
شمرده میشود اجتماع ورزیده وبقه درینوقت جناب ریاست ماب بمعیت هیئت محترم انتظامیه و
عالیجاه شجاعت نشان شیر علی خان جرنیل نظامی تشریف اورده موزیک عسکری بعد از سلامی
دربار حضرت شاه ولایت و سلامی پادشاهی بذوات مشارالیهم نیز ادای سلامی نموده برای
اینکه هیچ کس از شرافت نماز محروم نماند جناب موصوف در صف نماز گذاران نشسته علما وـ
واعظان حقانی بالای منبر برامده از ادانه تبلیغ امر ونهی خداوندی واحکامات دینی را ـ
ساعت ١٠ بجه نماز عيد با يك جمع كثرى ادا وخطبه را نیز امام روضه شریف خوانده در حق
پادشاه اسلام عموما دعای خیر نمودند . سپس جناب محترم رئیس صاحب بالای منبر برامده
- ١٣٦ -
بیانیه ذیل را ایراد فرمودند :
اولا ورود این عید سعید را برای عموم برادران دینی خود تبریک و تهنیت میگویم و -
ثانیا تشکر میکنم حضرت باری تعالی از فضل و کرم خود یک پادشاه مهربان شریعت پروری برای
ما عنایت نموده که از طفیل ان به مراسمات دینی خود پوره رسیده نماز عید را بجا نموده ستار
که سنت سنیه حضرت سید مختار است ادا نمودیم و از امید واثق داریم که حضرت الله
تعالی ما و شما را باین عید های اسلامی همیشه نائل گرداند که به همچو روزهای فیروز -
ابزار خوشی و شادمانی و اظهار مسرت و کامرانی نمائیم در خاتمه دست دعا از بدرگاه حضرت
بی نیاز بلند نموده مسئلت می نمائیم که سایه این پادشاه دین دار شریعت پرور را هیچ از
سرما و شما کم و کوتاه نسازد و دین ما را از لطف عمیم خویش روشن داشته ما و شما را توفیق -
کرامت نماید که با مورات دینی خود همیشه پابند بوده بصراط المستقیم شریعت غرای محمدی
(ص) مستقیم باشیم . امین .
بعد از ان دعا نموده مردم هر طرف رفتند چون یک روز قبل عید از دائره تحریرات دربار
معلی برای قضات و علما ومشایخ ومامورین ملکی و منصبداران نظامی و خوانین ومعتبرین و
جنرال قونسلگری دولت روسیه وصنفتجار وغیره اعزه واشراف شهر تقریبا الی هزار نفر تکتهای
خبری چهاپی رسیده بود جمیع مدعوین بساعت معینه به سلام خانه باغ حضوری امده اخذ
موقع نمودند . ساعت ۱۱ بجه جناب ریاست ماب بعصمت عالیجاهان عزت وشجاعت نشان
عبدالرحیم خان نایب سالار وشیر علی خان جرنیل نظمی وغیره هیئت محترم ومنصبداران تشریف
اورده از طرف مفرزه حا ضر با شر موزیکه ادای سلامی و از طرف حاضرین رسم تعظیم و احترامات
شان بجا اورده شد وبعد از ان جناب رئیس صاحب عید مبارکی واظهار لطف و مهربانی
نموده و در صدر مجلس نشستند بعد از ان برای همه حاضرین باد ستمال های ابریشمی ونخی
تاسید رجه قند وشیرینی داد هشده ساعت ۱۲ برای عموم بقرار سر رشته عصر امیر شهید -
نان مکلف با حاضری خوانچه بست داده شد بعد از صرف چای وشیرینی وتناول طعام تا
ساعت یک مجلس بگرم جوشی تمام دوام ورزیده عموما دعا وسلامتی پادشاه اسلام پناه را -
نموده مرخص شدند .
اولی
اطاعت اولی الامر
( ٥ )
حضرت عبدالله بن عمر فاروق (رض) روایت نموده است که ان حضرت (ص) -
فرمودند (من بایع اماما فاعطاه صفقه يده وثمرت فوءاده فليطعه ان استطاع فان جاء اخر
ينازعه فاضربوا عنق الاخر . )
یعنی : کسیکه بیعت کرد با پادشاهی و پیمان دست و ثمره دل خورا بوی داد پس لازم
است تا وقت وجود قدرت و استطاعت در اطاعت او قصور ننماید واگر دیگری امد با پادشاه
- ۱۳۷ -
موجوده منازعه کند گردن ان دیگر را بزنید .
باز از حضرت عبد الله بن عمر فاروق (رض) روایت شده است که ان حضرت (ع) فرمود .
(ان السلطان ظل الله في الارض ياوي اليه كل مظلم من عباده فاذا عدل كان له الاجر و
على الرعيه الشكر و واذا جاء كان عليها لاصر وعلى الرعيه الصبر .)
یعنی : پادشاه سایه خدای تعالی جل شانه است در زمین که هر ستم دیده و ظلم کشید ه از
بندگان او تعالی بوی رجوع میکند و بداد خواهی نزد وی میرود اگر عدل کند او را اجر ثبث و
بر رعیت شکر لازم است . و چون جور وستم نماید بروی بارگناه لازم و برعیت صبر واجب .
یونس بن اسحاق تابعی از حضرت پدر بزرگوار خود که صحابی حضرت رسول مقبول (ص) است
روایت نمود که ان حضرت (ص) فرمود :
کماتکونون کذالك يومر عليكم .
یعنی : چنانچه بوده باشید هم چنان امیر وحاکم بر شما سلط میگردد (چه) خوبی و
بدي حاکم بر وفق اعمال رعایا ست و به همین مضمون در جای دیگر ثابت شده است که
(اعمالکم عملکم یعنی عمل های شما عاملان شما است) وتفصیل این خطاب در حدیث اینده
بخوبی مذکور است .
حضرت ابو در دادی صحابی (رض) روایت نموده است که ان حضرت (ع) فرموده که
اله تبارك وتعالی میفرماید :
انا الله لا اله الا انا مالك الملوك وملك الملوك قلوب الملوك في يدي وان العباد اذا
طاعونى حولت قلوب ملوكهم عليهم بالرحمت والرافت وان العباد اذا عصونى حولت قلوبهم با
السخطه والنقمه فنتلثقففف ثثثثثثثثثققق فساموهم سره العذاب فلاتشغلو نفسكم بارعاء على
الملوك ولكن اشغلوا انفسكم بالذكر والتضرع کی اکفيك ملوككم .
یعنی :
منم خدای برحق که نیست هیچ معبود برحق بجز من ملك پادشاهانم و پادشاه -
پادشاهان . دلهاي پادشاهان در دست تصرف من است چون بند ه گان من اطاعت ورزند مرا
دلهاي پادشاهان شانرا برایشان نرم و مهربان میگردانم و چون بنده گان عصیان ورزند مرا -
دلهاي پادشاهان شانرا بقهر وعذاب رسانی متبدل میسازم که ایشانرا بعذاب شدید معذب
دارند وچون این همه امور مخصو ص اراد ه وفرمان من است پس هرگز خویشرا به بد گفتن پادشاهان
خود مشغول مسازید لیکن چون از ایشان جور وستم ببینید خویشتن هارا بذکر وتضرع و زاری
بدرگاه من مشغول سازید تا کفایت شما را از پادشاهان شما بنمایم .
این حدیث حدیث قدسی است که عبارت و لفظ ان از حضرت رسول مقبول ومضمون ان
از حضرت الله تعالی وتقدس است وحضرت رسول مقبول حکایت انرا بزبان هدایت ترجمان خود
فرموده مسلمانان کامل العقيده را دستور العمل کافی وشافي است که اختیار جمیع امور از حضرت
حق تعالی است خوبی وبدي بالادستان مربوط حسن عمل وسوء عمل زیردستان است . الله
- ۱۳۸ -
تعالی اعمال ما را خوب وبر شریعت مطهره مطبق داشته باشد تا همواره از مراحم
شهریار خود مشمول عواطف خسروانه بوده باشیم . ( یا قیدارد )
بیعت های ولایات وملحقات ان
( ۶ )
بیعت نامه محال بامیان - ۲۱ شعبان .
بسم الله الرحمن الرحیم .
مایان اهالی محال بامیان از مامورین وکلان شوندگان وموسفیدان وعموم رعایای سکنی
پذیر تعلقه حکومتی بحضور باهرالنور مبارک اعلیحضرت پادشاه مسلمین اعنی امیر حبیب الله
خان غازی عرض میداریم که : امروز ان جوان جوان بخت که محضا از برای روشنی دین مبین
حضرت سید المرسلین خود را فداکار قرار داده قدم برای اعتلای دین مقدس رسول مقبول
ص) در میدان مبارزه گذاشت تا پیروان این دین مقدس اسوده حال گردیده براه راست
مستقیم باشند لهذا ما مردم غربا وفقرا بحکم ایه وافی هدایه ( اطیعوالله واطیعوالرسول و
اولوالامر منکم) اول بلبل اسا زبان را بشکریه چنین نعمت عظمی و تبریک تخت وسلطنت ـ
جاری داشته مدعای ازدیاد عمر ان پادشاه خویش و ترقی دین ودولت میگرائیم ثانیا بحد اقت
و خلوصیت قلبی خود را جانفشان ومطیع پادشاه خود مطبق بامر شرع می پنداریم ودوست پاد
شاه را دوست ودشمن شانرا دشمن خودها میشماریم اگرچه پدر ومادر ما باشد که از راه ـ
شرع شریف وامر پادشاه سر مو تخلف ورزد ما انهارا دشمن بلکه قاتل سرخودها دانسته
پاداش میدهیم . فقط امضاء ها :
محمد اکبر مامور مالیه ـ محمد حسن ـ محمد نورـ عبدالستار خزانه دار ـ میرزاجان خوانین ـ
سید محمد محسن خوانین ـ شیر محمد ـ باقی امضاء ومهر ۹۰ نفر دیگر .
بیعت نامه زرمت جنوبی ـ ۲۱ شعبان .
الحمد لله الذي جعل الفرقان لناسر موعظته وتعليما وكلمته بالحق تكلما وصلوات علی من امرنا
بحقه يصلوا عليه وسلمو تسليما) .
اما بعد از منت ایزد پاک و ستایش صاحب لولاک تحفه هذا از جانب خوانین ذیل بحضور
جناب المجاهد في سبيل الله امیر حبیب الله خان خلدا لله ملکه در اسعد ساعات و بهترین اوقات
شرفوصول یابد پس از تقدیم تعظیمات معروض اینکه چون در زمانه ماضیه اثار کفر وبدعت به
اختیارات امان الله خان شائع گردید این فدویان جاده اسلام وعلماء سمت مایان در چاره
دفع ان احکام خلاف شرع با همدیگر مشوره نمودیم و عریضه ها از عدم جواز ان امورات مخالف
شرع تحریر و بواسطه حاکمان او بحضور فرستادیم از جواب انها مایوس گردیدیم بعده ناچار
- ۱۳۹ -
عزم مقدمه اختیار کرده چنانچه به خودان صاحب خبر معلوم است مدت ۹ ماه حتی المقدور -
محاربه نمودیم چون بعضی از مردم اقوام مایان از ابتداء طرفدار او بودند وبعضی از مردم -
سمت مایان ابهدهٔ کلام وی وبعضی را به فریب طرفدار خود گردانیدند وعلاوه بران زمستان
رسید از سبب شدت سرما واز مخالفت منافقین اقوام خود و قوه عساکر امان الله خان از -
مقاومت عاجز گردید م بعضی در وطن خود خسته دل ماندیم وبعضی به اختیار خود ها فرار
هندوستان شدیم غیر از امید بخدا ورسول خدا چاره ووسیله دیگر نماند بعد از مدت پنجماه د
در موسم بهار در علاقه انگلیس جمعیت اقوام مفرورین خود را نموده اراده لشکر کشی وآمدن -
دارالسلطانه کابل را نمودیم چون حاکمان انگلیسی از کیفیت با خبر گردیدن خوانین قد اقوام را
بی خبر گرفتار نمودند مدت شش ماه محبوس گردند بواسطه دلالت امیر مذکور محبوس بودیم -
بعد از مدت مذکور از حبس انگریزها رها شدیم چون در انجا با لای انگریز بی اعتبار شدیم بعد
از مدت دو سال سفیر انگریز بواسطه اعتبار حاکمان افغانستان بحضور امیر صاحب موصوف در
سنه ۱۳۰۵ مارا فرستادند و معاف شدیم وعلاوه در لویه جرگه کرد یز مایان ۲۵ نفر را محبوس
نموده مدت یکم سال در ارگ محبوس بودیم در زمانیکه جنگ آن مهربان با برادران شمالی
در حد باغ بالا شروع شد مایان را رها نمودند و چند وقت میشود که بخانه های خود ها -
امدیم عقب مردم علما و خوانین ساعی میباشیم به انهران مهربان بیعت نامه مرقوم نمودیم باقی
زنده باد پادشاه محبوب القلوب ما .
امضاءات : عبدالغفور - سید حضرت شاه - عبدالکریم - محمد فضل - عبدالکریم - دین
محمد جمعه گل - در محمد - جان محمد - ملك پرته خان - محمد سرورخان - فیض محمد خان -
ملك محمد علم - عبدالرحمن - جان محمد - ملك خیر محمد - داد محمد .
بیعت نامه سیغان و کهمرد - تاریخی ۲۴ شعبان
افتتاح کلام بنام واجب الاعتصام مایان اهالی صیغان وکهمرد صدقا و صميما ازروی
مواسات و انقیاد به فحوای عروه الوثقی شریف میثاق نموده چنین اقرار میداریم که فطر تكلف تكلف
انسانی خود را از محالك غوایت خلاصی داده ذات عالی صفات المجاهد فی سبیل الله
امیر حبیب الله خان را جانشین امارت سلطنت افغانستانی دانسته ذاتعالی موصوف را حارس
وطن وترقی بخش دین مقدس خویش پنداشته اوامر او را نافذ و اطاعت انرا جائز می شماریم
واین بیعت نامه عاجزانه را بحضور مبارك تقديم میکنم از نوازشات شاهانه امید است که
قرین اجابت گردد در خاتمه دعای سلامتی وجود شاهی را کرده و اعدای دین را سرنگون و-
منفعل میخواهیم . امضاء ها :
العبد المذنب محمد یوسف - محمد امان - غلام محمد - غلام حیدر - محمد رفیع محمد کریم -
عطا محمد ملکمشر- شا مرجب ملکمشر- با قدامضا ومهر ۲۲۰ نفر دیگر .
- ١٤٠ -
مسایل دینی
(۱۰)
اب دست نماز باید کرد
دل مقام نیاز باید کرد
روز محشر که جان گداز بود
اولین پرسش از نماز بود
پس مکن در نمازها تقصیر
تا دران روز باشدت توقیر
خود ستائی چو بس نیکو گفت است
در معنی نگر که چون سفت است
غم دین خور که غم غم دین است
همه غم ها فروتر ازین است
غم دنیا مخور که بی هوده است
هیچ کس در جهان نیاسوده است
من بعجز و قصور معترفم
نی چه نادان و احمق و خرفم
پیش ازین گفته اند اهل سلف
عذر من صنف قد التهدق
ليك هر قدر خویش کوشیدن
بغز بی کاری و خموشیدن
من بقدر مجال کوشیدم
فقه را برد نظم پوشیدم
نکنی عیب گر تو بتوانی
که در و حله به پوشانی
اسپ تازی اگر چه میتازد
لاشه خر خویشتن نیندازد
شرح لغات
(عجز) ناتوان (قصور) کوتاهی (معترفم) اقرار کننده ام (خرف) بی عقل (اهل سلف) علماء صالحین گذشته گان (من صنف قد التهدن) هر کسیکه تصنیف کرد نشانه تیر ایراد گشت ـ (خموشیدن) خاموش بودن (مجال) طاقت (برد نظم) چادر نظم مراد خود نظم است .
حاصل ابیات
بیان عذر تصنیف کتابرا می فرماید که بعاجز بودن و کوتاهی علم خود اقرار میکنم و نادان و احمق نیستم که بکم علمی خود اقرار نکنم و اگر کسی بر کتاب من ایرادی کند عذر و جواب انرا پیش ازین علماء پیشینه رحمهم الله تعالی جل جلاله گفته اند که هر که تصنیف کرد نشانه تیر ایراد گشت با اینکه نظام ایراد شدم تصنیف این کتابرا کردم و چادر نظم را بر مسائل فقه شریف پوشانیده انرا به نظم بیان کردم تا حفظ ان اسان شود زیرا کسیکدر طاقت خود در کار دین کوشیدن از بی کاری و خاموشی بهتر است .
باز بطریق عذر می گوید که اگر در کتاب مذکور عیبی به بینی خورده و عیب مگیر و اگر بتوانی بخلعت اصلاح انرا بپوش که طاقت بقدر طاقت است انچه وسع بشری من بود صرف کردم اگرچه مانند فقهای معتمد و معتبر رحمهم الله تعالی نمی باشم واگرچه اسپ عربی تیز میدود خر لاغر نیز خود را نمی اندازد و براه میرود پس اگر بدرجه اجتهاد نرسیده باشم بان مسئله های شرعیه را از گفتار فقهاء کرام نقل کرده میتوانیم .
- ١٤١ -
در بیان فهرست کتاب
صد و هفتاد و بیت و نه باب است لایق روزگار اصحاب است
معجز و دل پذیر افتاده است لاجرم بی نظیر افتاده است
این ترا یادگار از شرف است نام او در جهان بهر طرف است
از بخار است مولد و نسبش و از خراسان علم و مکتبش
شرح لغات
(اصحاب) یاران (موجز) کوتاه (دلپذیر) پسندیده دلها (لاجرم) ناگزیر (بی نظیر) بی مثل و بی مانند (شرف) اسم مصنف کتاب است که در اصل شرف الدین است و بسبب ضرورت - شعری در ان کوتاهی نموده است (مولد) جای تولید شدن (علوم) علم ها (مکتبش) جای کسب علم او
حاصل ابیات
این کتاب مشتمل بر ده باب و یکصد و هفتاد بیت که لایق زمانه یاران که لفظ ان کوتاه و مسئلهای نماز و روزه را به تمام فرا گرفته است و به ان سبب در دل ها پسندیده امده و ناظم علیه الرحمه بیان اسم خود را نموده تا کتاب او چنان نشود که مصنفش معلوم باشد و از درجه قبول بیفتد بنابران بیان نمود که اسم من شیخ شرف الدین است رحمت الله تعالی که نام من بهر طرف مشهور است برای تو این کتاب از من یادگار مانده است که تولد من در بخارای شریف بود و کسب علم را در خراسان نموده ام
یا الهی بده تو توفیقم
راه بنما بسوی تحقیقم
چون تصنیف کار بزرگ است و جای خطر است که در احکام دینیه خطا نشود بنابران - مناجات بدرگاه قاضی الحاجات نموده میگوید که بار خدایا مرا توفیق ارزانی کن و بسوی - حقیقت مسئله های دین مرا راه نمای .
که دران خطا نشوم که خطای عالم خطای عالم است حق سبحانه تعالی به برکت حبیب خاص خود صل الله علیه وسلم هیچ مدانان را نیز از خطا نگهدارد .
( باب اول در بیان وضو و این باب مشتمل است بر چهار فصل )
فصل اول در بیان فرایض وضو
(فرایض) بمعنی فرضها است و فرض نزد اهل شرع ان است که ثابت شده باشد بدلیل قطعی که دران هیچ شک و شبهه نباشد و بنده بکردن ان ثواب می یابد و به ترک بعذاب الهی گرفتار میشود و به منکر شدن ان کافر میشود در فرضیکه دران اختلافی نباشد و به ترک فرض عمل فاسد می شود .
ـ ١٤٢ ـ
در صباح ورواح ولیل و نهار در وضو نیست جز فريضه چهار
شستن روی ودست مسح سر است شستن پاي نيز معتبر است
ربع سر مسح فرض باید دید لازمش همچو فرض باید دید
شرح لغات
( رواح ) شام ( لیل ) شب ( نهار ) روز .
حاصل ابیات
در شب و روز و هر وقت کسی وضو کند فرض دران چهار چیز است .
١ـ شستن روي از نرمهء گوش تا نرمهء گوشدیگر وازجاي رستن موي پیشانی تا زیر زنخ .
٣ـ مسح چهار حصهء سر
٤ـ شستن پاي تا شتلك که شستن شتلك نیز فرض است .
پس اگر همه این چهار یا یکی ازانها یا بعضی از یکی ترك شد وضو درست نمیشود .
فصل دیم در بیان سنت های وضو
چون وضو واجب ندارد ناظم عليه الرحمه بعد ازبیان فرض بیان سنت هاي وضو را نموده و مراد از درین جاشنت مؤکد است و ان نزد اهل شرع ان است که پیغمبر ما صل الله عليه وسلم همیشه عمل انرا بطریق عبادت نموده ویکبار یا دوبار انرا ترك کرده باشد وميکردن ان بنده ثواب می یابد و به ترك ان ثوابعمل او ناقص وبعتاب وملامتی گرفتار میشود . ( باتید ارد )
فتوحات اسلام
( فتح بيت المقدس )
( ٩ )
و اصحاب خویرا امر کرد که شمايان بنگرید که اگر قسيس ثانيا این گفته خود را تکرار کرد ـ فورا گردن او را قطع نمائید قسيس این فرمودهء اميرالمومنين رضی الله عنه را بشنيد وبدانست فقط و زبان خویرا نگاهداشت چون امیر المومنین رض خطبه خود را تمام کرد بعد ازان روي بطرف مسلمانان آورد وفرمود که ای مسلمانان من شمارا به ترسیدن از خداي عز وجل امرمیکنم وچنان خدائیست که هم فنا وهم ابقا مي کند وبدون از ذات خود او تعالي که باقی است دیگر همه اشیا فنا میشود و اولیاء خود را از اطاعت خود نافع میگرداند ود شمنان خویرا بمعصیت خود بهلاکت می اورد ای مسلمانان زکوات اموال خویرا ادا کنید ودل ها و نفوس خویرا طيب گردانید و درین سبب از طرف مخلوقات ارادهء جزا نداشته باشید و نه شکر انهارا اراده کنید و انچه شمارا وعظ نمودم فهم نمائید زیرا که عاقل ان کس است که احکام فقدین خود را جمع کند وسعید ان کس است که غیر خود را وعظ نماید وزشت ترین امورات دين فعل کردن ـ مبتدعات است و قد بر شمایان لازم اینکه دایم بسنت نبی خود محمد (ص) قایم واز القاسته
ـ ١٤٣ ـ
باشید و همیشه این افعال را برخود ها لازم گیرید زیرا که عمل سنت از فعل بدعت بهتر
است وتلاوت قران را بخود لازم گیرید که شفاء دل ها در اوست ورضاي خداي تعالی را هم
در مییابید اي مردمان بدانید که روزی رسول الله (ص) درمیان ما بپاي شدند چنانکه من
امروز درمیان شما بپاي شدم و چنین وعظ نمودند .
که اي مردمان فعل اصحاب من را بخود لازم گیرید بعد ازان افعال کسانی را که از بعد
شان می ایند بعد ازان دروغ گفتن در میان مردمان شائع میگردد چنانکه ان کسی که شاهد
گرفته نشده باشد اداي شهادت میکند وسوگند میخورند کسانی که سوگند داده نمیشوند
وهرکه اراده دارد اینکه در صدر جنت جاي گیر شود باید که حضور جماعت را بخود لازم
گیرد واز شیطان بخداي تعالی جل شانه پناه برد وهیچ یکی از شما بـهمراي عيـالـها ـ
خلوت نکنید زیرا که انها از جمله گروه شيطان اند . از جمله نیکوئی هاي دنیا افعال ـ
حسنه است ـ در دنیا و از جمله زشتی هاي دنیا گناه کردن است در دنیا هرکه ـ
حسنات را فعل نمود وسيئات را ترك كرد ان كس مومن است الصلواه والصلوات چون از
خطبه خود فارغ شدند به نشست وانچه امیر ابا عبیده رضی الله عنه را از واقعات اهل
روم ملاقی شده بود بخدمت حضور شان قصه میکرد چنانکه گاهی می گریستند و گاهی ارام
بودند . (باقی دارد.)
کابل مطبع سرکاري
- ١٤٤ -
صفحه ۱ ( جریده هفتگی حبیب الاسلام - سال اول شماره ۱۵ (نمر مسلسل ۱۵)
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه در اخته خان کابل - افغانستان - قد نمره تلفون
مدیر - سید محمد حسین -
همه امور تحریریه و حسابی بنام اداره فرستاده شود
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است .
در هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود .
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .
قیمت سالانه ششماهه
در داخل (داخلی) ٣ افغانی افغانی
در خارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ
يك شماره (١٠) پول
(تاریخ قمری ۷ ذي الحجه الحرام ۱۳۴۷) پنجشنبه ( تاریخ شمسی ٢٦ ثور ۱۳۰۸ هجری)
کیفر و کردار
از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو زجو
(۲)
الان کدام چیز مزاحم امنیت و اتفاق و بر امید های اسایش و برتری مملکت حائل و حجاب است
مکابرت و منافرتیکه از تمام ملل ونحل دنیا مرفوع شده در میان ما موجود است - از فرانسه
و روس بغربه های دهشتناك طبقات ادنی این امتیازات قدیمه برداشته شد در ترکیه و ایران
طفر تبدلاتیكه پیش آمده است چشم ما را وانمیکند ـ اگر بتاریخ عتیق نظر اندازیم عرب ملکی بود
که يك جزو ان بروم و دیگر بفارس باج گذاری داشته اهالی آن البته بعزت و حرمت دیده نمی
شدند از همین جهت بود که چون مکتوب مقدس رسالت پناهی (ص) برای هر قل پادشاه روم
گسیل شد اگرچه او بحقانیت اسلام اقرار کرد اما ارکان و مداران قومش از تکاثر و نخوت سالفه
اماده پیکاری شدند که بالاخره منجر با محای سلطنت عظیم الشان بزنطیان گردید . از همین
کبر و رعونت خاندانی کسری رقيمه مطهره انحضرت (ص) را پاره کرد تا حسب پیشگوئی -
نبوی (ص) خودش و مملکتش پاره پاره شده بدست مسلمانان افتاد تلك الدار الاخره نجعلها
ين لا يريدون علوا في الارض ولا فسادا - این خانه آخرت را مقرر میکنیم برای آنهائیکه در زمین
کبر و کلانکاري نمیکنند وبفتنه و فساد نمی پردازند .
این مشیت پروردگار است که عجز وانکسار با وجود يك عرصه اضمحلال بار ارد و از-
اثمار ان كاسه على السويه مستفيض شوند ونريد ان نمن على الذين استضعفو في الارض ونجعلهم
ائمه ونجعلهم الوارثين ـ ما اراده كرده ایم که احسان نمائیم بر انهائیکه در زمین ضعیف -
گردانیده شدند وانها را امام و پادشاه سازیم و آنها را وارث و مالك بگردانیم . ازین ایه شريفه
- 145 -
استنباط کرده و برین تمسک ورزیده باید تمام اهالی افغانستان بحقیقت انقلاب حاضر پی
ببرند و باعزاز و اکرامیکه برای بعضی خانواده ها مختص بوده دیگران ازان محروم بودند
حسرت نخورند باحترام و تکریم ان قومی بنمایند که بجانفشانی و مجاهدت برتاج و تخت
تصرف نموده اند. بخل وحسد درین معامله سود ندارد وعده خداوندی جل شانه در
معرض ایفا امده کمزوران و ضعیفان را حق غلبه و تسلط نصیب شده است ــ لا تتمنوا ما
فضل الله به بعضكم على بعض للرجال نصيب مما اكتسبوا وللنساء نصيب مما اكتسبن واسئلوا
الله من فضله ان الله كان بكل شئی علیما ـ تمنای ان چیزی مینمائید که خدایتعالی بان ــ
بعضی را بر دیگران فضیلت داده است برای مردان همان نصیباست که انها اکتساب کنند
و برای زنان نیز ان نصیب است که انها اکتساب کنند و از فضل خداوندی جل شانه
مسئلت نمائید بتحقیق او تعالی جل شانه دانای هر چیز است .
بسبب خدماتیکه با عاجزی و اخلاصمندی و فداکاری بجا اورده میشود اجر مراتب
عالیه حاصل میگردد و از کوتاهی وغفلت وظلم . پاداش ان لابد است ( ربنا ظلمنا انفسنا
وان لم تغفر لنا وترحمنا لنكونن من الخاسرين) پروردگارا بر نفس ها خود ظلم کردیم واگر برما
نبخشائی ورحم نفرمائی البته در خسار میباشیم در زمان حاضر خصوصا استغفار یگانه وسیله
فلاح و رستگاری است وثمره انرا خداوند کریم جل شانه بیان فرموده که بارانهای فراوان از ــ
اسمان نازل میشود و در اموال واولاد تان ازدیاد رومیارد باغها ونهر ها در قبضه شما ــ
میاید ( ياقوم استغفر واربكم انه كان غفارا يرسل السماء عليكم مد را را يزدكم باموال وبنين و
يجعل لكم جنات ويجعل لكم انهارا ـ استغفار چیست . بزبان امرزش گناه های خود ــ
خواستن و بدل نیت مصمم نمودن که ائنده هرگز ارتکاب انها نخواهد شد پس يك ذريعه
نجات همین استغفار است و نه کیفر کردار ما خطراناک است (یا ایها الذین امنوا عليكم انفسكم
لا يضركم من ضل اذا اهتديتم ) ای ایمانداران نفس هاي خود را لازم بگیرید و بر اصلاح
انها بکوشید کسیکه گمراه شد بشما ضرر رسانیده نمیتواند اگر هدایت یافتید کسانیکه در
اتی محرك یا شامل جمعیتی میشوند که مقصد ان کشت وخون در بین مسلمانان باشد بجز
غرض ذاتی دیگر مدعا ندارند وازووی شان خدمت اسلام وبهبودی مسلمانان نیست بلکه
فقط مطلب نفسی یا دودمانی دارند واذا قيل له اتق الله اخذته العزه بالاثم فحسبه جهنم
فيس المهاد ) چون برایش گفته شود که از خدا بترس عزتش برین می انگیزدند که گناه کند پس
بسش است دوزخ که بد قرارگاه است ( واذا تولى سعى فى الارض ليفسد فيها ويهلك الحرث
و النسل والله لايحب الفساد ) چون بر میگردد در زمین می تازد تا دران فساد برپا کند
وکشتها وجانداران را هلاک نماید حالانکه خداته الی جل شانه فساد را دوست ندارد
چون در ملک پادشاهی قائم شد اعیان و ارکان بانتظام وانصرام امور مصروف گشتند بعدازین
اقدام بر مخالفت ومقابله حرکت شنیعی است که لاجرم مجازات خواهد اورد که در ایات ــ
کریمه مذکور شد .
- ١٤٦ -
فتح هرات
مسبوق خواهید بود که اثرات طبیعت پروری ودینداری ورعیت نوازی امیر صاحب غازی
امیر حبیب الله خان در جامعهء اسلام داخلی و خارجی افغانستان چنانچه باید و شاید
تاثیر موثری بخشیده شهرت حقیقی خود را کسب کرده میرود چنانچه چندی قبل در هرات از
طرف عساکر واهالی انجا بمقابل حکومت نامشروع سابق هیجان و انقلابی واقع گشته محمد ـ
ابراهیم خان نائب الحکومه و عبدالرحمن خان فرقه مشر حکومت سابقه کشته شدند . اینک
خبر تلگرافی گرفتیم که ولایت هرات باقبال اعلیحضرت امیر حبیب الله خان فتح گشته از
صميم قلب اهالی انولا مطیع حکومت اسلامی دین پرور گشته اند باین شرح البته واقفید که عالیجا
عزت و شجاعت نشان عبدالرحیم خان نائب سالار بجمعیت هیئت تنظیمه مزار شریف براي تنظیم
امورات ولایت هرات و میمنه از حضور شاهانه با هدایات مکمل عازم آن اطراف شده بود همانا
پس از انجام امورات محوله خود از مزار و میمنه بایکعده عسکری معیتی خود خود را بولایت هرات
رسانیده بنا برینکه قبلا در سالهای سابق نائب سالار صاحب موصوف در ولایت هرات برتبه مخند
مشرى عسكري بسمت سرحد داری کار روائی زیاد نموده بودند واکثرا عساکر واهالی انجا ـ
ممنون گذاره و کردار خوب او بودند درین موقع اکثر افراد عسکری و بعضی اهالی انجا کمر همت را
بطرف داری قصد نائب سالار صاحب موصوف بسته متفقا بر مرکز هرات هجوم برده بعد از کمی
مقابله با محمد غوث خان فرقه مشر انجا بدون هیچگونه تلفات طرفین مرکز را تسلیم شده
حکومت عادلهء امیر صاحب غازی دران جا حکم فرما شد کنون قبضهء اختیارات ولایت هرات در دست
نائب سالار صاحب موصوف بوده بزیر نفوذ حکومت عادلهء مرکزی خویش حکمرانی میکند چون
اطلاع فوق تلگرافی بود مختصرا باستحضار رسانید بشد همینکه بیعت نامهء اهالی ان سمت
واصل شد با تفصیلات لازمه کیفیت را بالخط خط عالي باستحضار می رساند .
نائب الحكومه قطغن
بدیهیست که همواره نظر مرحمت شاهانه نسبت بارامی واسوده حالی رعایای صادقانه شاهانه
مبذول و همیشه برای رفاهیت و امنیت اهالی کوشیده ارند که امرین دوابر سلطنتی اشخاص لایق و
با کفایت مقرر باشد تا برای احدی يك گونه زحمت بوقوع نرسد وازروی نیات سلامت کارانه اجراات
امورات مملکتی کرد نشود ازین است که جناب شرافت ما ب صاحبزاده عبد الله خان پسر جناب ـ
مرحومى صاحبزاده غلام نقشبند خان كميك شخصی با شرف ومتدین و یکی از خاندان نجیب بوده از
حضور مبارك امير صاحب بتاريخ ۲۷ ذیقعده سنه ۱۳۲۷ نسبت بارامی ورفاه اهالی سمت قطغن
و بدخشان بطرف نائب الحکومه گی راحا طو و معظم له بتاريخ ٢ ذي الحجه از حضور ـ
مبارك امیر صاحب وباقی امنای دولت وداع ومبالغغير عازم انظف گردیدند لهذا لازم دیده شد
ـ ٤٧ ـ
که از مقرری مشارالیه ذریعه جریده حبیب الاسلام قارئین محترمرا مسبوق گردانیم.
حبیب الاسلام:
ما مقرری این شخص متدین را بسمت نائب الحکومه گی انجا تبريك و تهنیت گفته اتیه
درخشانی از کار روائی های شان از خداي بی نیاز جل شانه مسئلت داریم .
ـ اطاعت اولی الامر ـ
( ٦ )
حضرت عباده بن صامت صحابی (رض) فرموده است (بایعنا رسول الله صلی الله علیه
وسلم علی السمع والطاعته فی العسر والسر والمنشط والمکره وعلی اثره علینا وعلی ان نقول بالحق
اینما کنا لا نخاف فی الله لومته لائم وعلی ان لا تنازع الامر اهله الا ان تروکفرا بواحا عندکم
من الله فیه برهان)
یعنی :
ما یان جماعه اصحاب (رض) با حضرت رسول مقبول (ع) بر امور ذیل بیعت نمودیم .
قبول امر واطاعت در دشواری و اسانی وحالت نشاط وعدم نشاط .
قبول برگزیدن دیگری بر ما بحکومت وغیره .
گفتار راست در هر کجا باشیم وبر اطاعت امر خدای تعالی جل شانه از ملامت هیچ ملامت
کننده خوف ننمائیم.
نزاع نه نمودن در امارت با اهل ان مگر اینکه کفر ظاهر که نزد خدای تعالی جل شانه
حجت وسند عدم اطاعت شده بتواند از وی نمایان واشکارا دیده شود نعوذ بالله منها ـ
این حدیث مبارك که با وجود قلت الفاظ شامل کلیات امور سیاست مدنیه و حاوی اصول حقوق پادشاه
و رعیت می باشد کیفیت بیعت رعایای مسلمانان را با پادشاه مسلمان بقرار ذیل ارشاد فرموده
است :
۱ ـ قبول امر واطاعت در وقت دشواری و اسانی ورضا وعدم رضا یعنی رعایا در امر دشوار و
اسان ومطابق خیال ومخالف ان بکلی اطاعت بنماید .
۲ـ اگر پادشاه بحقی از حقوق بعضی افراد رعیت را مغموم گرداند و بعض را محترم یا
بعضی افراد را بر بعضی دیگر حاکم و بالا دست مقرر دارد همان افراد زیر دست بقرار امر
امر حضرت پیغمبر علیه الصلواه والسلام حق شکوه را ندارند بلکه قبول امر و اطاعت برای ـ
رعایا لازم است .
۳ـ راست کرداری وراست گفتاری در هرجا وهر زمان لازم رعایاست که در امریکه حق خدای
تعالی جل شانه باشد از هیچ کس خوف نکرده و بملامت ملامت کنندگان باك نشمرده راستی
را پیشه خودگیرند و حقوق پادشاه را به راستی تادیه نمایند واز کذب وفریب وحیله وغدر با
و در بین خود اجتناب تام لازم شمارند .
٤ - در امارت با اهل ان هیچ نزاع وخلاف روا ندارند و تا زمانیکه خلیفه مسلمانان مسلمان
باشد و کفر صریح ظاهر که هیچ شل و شبهه را در ان راه نباشد از خلیفه ظاهر نگردد تا
انوقت خلیفه زمان مطاع الامر ولازم اتباع است و نزاع کننده ومحرك فتنه لازم القتل است و
باین نکته توجه مسلمانان لازم است که درین حدیث مبارکه که ارشاد حضرت خیراله باد (ص)
و موجب اصلاح حالت جميع افراد ورفع فتنه وفساد است در باب عدم نزاع در امارت ـ
تاکیدات زیاد ورود یافته است و اعجاز نبوی (صلعم) این امر قبل از وقوع دانسته شد ،
است که بعضی افراد رعیه به تقاضای نفس با امرای زمان خود نزاع خواهند کرد وبهانه ـ
نزاع انان نسبت کفر وظلم وغیره خواهد بود تلفی فی این بهانه موجب تحريك فساد و فتنه
است و حضرت هادی صراط المستقيم وبانی شرع قویم علیها لصلوات والتسلیم ازین گونه مقاصد
افراد امت را تا قیام قیامت ممنوع فرموده و حفظ قواعد اسلام را باطاعت اولی الامر واتفاق و
اتحاد واز وادارای افراد امت مربوط گردانیده و چنین ارشاد فرموده است که تا زمانیکه
پادشاه مسلمانان مسلمان باشد و منکر اصول اسلام نگردد واجب الاطاعت ولازم الاتباع است
مگر در صورتیکه حکومت مسلمانان بکافری تکیه کند یا حاکم مسلمانان بخذ لان شیطان کفر را
اختیار کند ( نعوذ بالله تعالى جل شانه) و از اصول اسلام انکار نماید و کفر او ظاهر و
اشکارا باشد که تاویل و بهانه وحیله را در ان راه نباشد دران صورت افراد رعیه مسلمان را
صبر بر اطاعت وزبر دستی کافر موجب عدم رضای حضرت پیغمبر (صلعم) وباعث تباهی
اعمال حسنه وغیرت اسلامیست .
سبحان الله تعالى جل شانه !!!
چگونه پیغمبر صادق وخیرخواه موافق که ارشادات او همگی موجب سعادت دنیا و
عقبای ما است از القاءات الهی برای ما عطا و احسان شده است و بشرف امت بودن او ـ
صلعم ) افتخار یافته ایم و ما مسلمانان بکدام حد و اندازه در ادای حقوق دينيه وعمل
بمقتضیات اوامر نبویه تفریط و تقصیر نموده ایم که در خدمت دین ودولت خود بهانه جوئی
میکنیم . (باقی دارد .
بيعت های ولایات و ملحقات ان
اگرچه بوقت مناسب نرسید ولیکن خالی از فائده نشمرده
اندراج یافت .
(٧)
بیعت نامه اهالی مرکز مزارشریف ـ ما هرمضان المبارك
بسم الله الرحمن الرحيم . الحمد لله الذي نور قلوب العارفين بانوار الجمال وحبر عقول ـ
الكاملين عن ادرك عظمته الكبرياء والجلال وعطر مشام ارواح المومنین بشمائم الانس و
- ١٤١ -
الوصال حدیقه صحائف اطباق فلکی منشور تحریر ان منقش بوده و شائیقه صفائح ومنابع
اوراق ملکی به رقم تحریر آن مقرر بوده احدیکه بر صحیفه اطباق نه فلك توقیع بر کشیده
که الکبریائی واجب الوجود یکه سبعه اکبریائیه در اشیانه حو و ث نالنجد باس ط لووجود یکه
معیار علم و میزان عقل نعوت جلال و ظائف نسنجد حدیقه نقش صنع ربانی در کارگاه فضل -
سبحانی بر در و دیوار قصر وجود نقش انسانی نقوش اسرار ومعانی درونگاشته بمضمون ایه
کریمه که (انی جاعل فی الارض خلیفه) مرقوم ساخته و مسجود ملائک گردانیده ان خدا وندیکه
بساط بسیط و مخروط زمین با فسحت را فراش قدرت اراسته و قد سقف آسمان کیوان را -
بنگونه (انا زینا السماء بزینته الكواكب) نقاش قدرت صنعتش مطرا ساخته وصحنه این گلزار
عالم ادوار یعنی فلك دوار را مهندس مشیتش برانگیخته صد هزار کوکب منور از گلبن اخضر
موسس حکمتش درا ویخته و هفت آسمان را بیانریده در هوا مرفوع کرد وهفت زمین را در اب
موضوع کرده اجناس خلائق را در میان ان بداشته و هريك را بچيزي مشغول ساخت صد هزاران
صلوات و سلام و تحفه تحیات نثار روضه منور معطر حضرت سید بشر شفیع روز محشر ان -
عنوان عهد نامه وفا ان صاحب مهمانخانه صفا ان شمع جمع اصفیا ان چراغ بلاغ انبیا
ان گلبن طریقت شمع شب کرامت صبح روز قیامت خورشید سماي ملاحت شمس فلك رسالت
سرور چمن جلالت بدرتيه و ناگوهر درج اجتبا اختر برج اصطفا یعنی حضرت محمد -
مصطفی (ص) آن خواجه که ایته (لعمرك) تاج ومغفر اوست وایه انا ارسلناك رحمتة للعالمين
اعلام نامه منصور اوست انا فتحنا فتحا مه لشکر اوست ویسن القرآن الحکم گلزار شگفته
اوست الم تر الى ربك اشارت به برکت اوست سوره انا اعطينا اشارت بحوض کوثر اوست سوره
الم نشرح تعریف قريباوست (ص) علی الخصوص والخصوص بان ثابت مخصوص با به ثانی اثنین
اذ هاني الغار سر حلقه مهاجر والانصار حضرت امیر المومنین ابوبکر صدیق (رض) ویران -
ستایش عرب و عجم واسایش بطی وحرم ومظهر کلمه لا اله الا الله محمد رسول الله حضرت -
امیر المومنین ابوبکر صدیق (رض) ویران ستایش عرب و عجم واسایش بطی وحرم ومظهر کلمه
امير المومنين عمر رضی الله عنه آن امام معصوم و محترم و ان قبله ارباب حلم وكرم جامع
قران المعظم حضرت امير المومنين عثمان ابن عفان (رض) وان شیر بیشه شریعت کشتی
گرداب طریقت مبارز میدان خلافت حضرت امير المومنين علی کرم الله وجه اما بعد برجملیه
اهل اسلام وكافه امت خير الانام ظاهر و هوید است که نصب امام از ضروریات و اهمترین دین
و واجبات شرع مبین سید المرسلین است بر همه مسلمانان واجبولازم است كه يك شخصيلم حر
مذكر عاقل وبالغ صاحب تصرف در امورات مسلمانان و قادر بر تنفذ احکام شرع و حفظ حدودات و انصاف
ظالم و داد رس مظلومان باشد او را با مامت نصب نمایند که بصبب وجود او تنفذ احکام -
دین وادای حاجات مسلمانان مانند سد ثغور وبناء جسور و اقامت حدود الله وتجهيز جي ش
واخذ عشر وخراج وقهر متغلبه ومقاومت متلصصه واقامت جمع واعياد وقطع منازعات واقعه بين
-١٥٠-
العياذ قيام وانجام گيرد بناء علی هذا مایان اهالی مزارشریف بل جمیع ترکستان به جهت
اجرای مذكورات قبلا دست بیعت بامیر امان الله داده بودیم چون که امیر امان الله خان
اقوال وافعال خودرا تغییر وتبدیل کرده مقلد برفتار وکردار اهل کفره گردید کتاب الله و
احادیث نبوی ومسایل دینی ومعتقدات یقینی را ترک داده نظامنامه های جدید ، غیر شرعیه
اختراع نموده وپيروي کار آورده بدان عمل کرده وحکومت داران خودرا احکامها داده که
جبرا وکرها بذمهء رعایا اجرا بدارید علاوه برآن علما وسادات ومشایخ واکابر وافاضل
دارالسلطنه کابل ومشرقی وکوهستان در بیعت نامه های خود ها تحریر داشته اند که در ٢٢
فقره سلیل که مخالف شرع نبوي ومنافی طریق مصطفوي می باشد ومنجر بسوي کفر بوده به
مضمون آیهء كريمه (ومن لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون) وآيه ديگر اينكه ( ومن
لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون) وآيهء ديگر اينكه( ومن لم يحكم بما انزل الله
فاولئك هم الظالمون ) امان الله مذكور را واجب العزل دانسته فسخ بیعت نمودیم ونیز
در کتب فقه مذكور است كه الامام ينعزل بفسقه ـ لهذا مجددا دست بيعت به مجاهد
في سبيل الله خادم دین رسول الله امیر حبیب الله دایم ذات شاهانه ووجود خسروانه
اورا پادشاه واولی الامر خودها دانسته اطاعت وانقیاد امر وفرمان اورا بجان ودل قبول
دار گردیدیم وچون اورا پادشاه واولی الامر خود ها دانسته ایم نقل بیعت منظور مایان
گردید ما مردم مزارشریف وقراء ومضافات آن نیز به موافقت ومرافقت آنها وراه نموده به
اشارهء ( وقل جاءالحق وزهق الباطل ان الباطل كان زهوقا ) بیعت امان الله را فسخ
نمودیم اطاعت اورا از ذمهء خودها دور کرده بموجب السلطان العادل ظل الله في
الارض من تمسك به نجا ومن اغترر عنه هلك ) دست بیعت واطاعت بامیر غیور شجاع ـ
دلیر رافع اعلاء كلمة الله وحامی دین رسول الله امیر حبیب الله داده بمضمون آیه کریمه
( واطیعوا الله واطيعوا الرسول واولی الامر منكم ) ذات شاهانه اورا با مارت وامامت خود ها
قبول دار گردیدیم حکم ونفاذ فرمان اورا پذیر شدیم و بجان ومال ونفس بخدمت او قیام و
اقدام بداریم دوست او را دوست خودها ودشمن اورا دشمن خودها می شماریم از ـ
خداوند كریم جل شانه مسئلت داریم واز لطف عمیمش التجا داریم که این پادشاه ترقی خواه
دین ودولت را توفیق عدالت وهدایت نصیب گرداناد تا بمیامن عدل وانصاف مراسم جعد
واعتساف را محو وناچیز نموده مبانی عدل وامانی را مرفوع ومشید دارد وارکان دین
قویم وقواعد شرع مستقیم را استوار گردانیده ابواب عدل واحسان را بروي جهانیان کشاده ظل
حمایت و عاطفت بر مفارق سرگشتگان وادیهء امراد ی گستراند تا کافهء رعايا وقاطبهء برايا ـ
بآسوده حالی زندگانی نموده وجود فایض الجود اورا مغتنم انگارند واز خداوند کریم بقای
عمر و ترقی دولت اورا بصدق دل وخلوص نیت مسئلت داریم . امین . امضاء ات :
عبد الوكيل مفتی محكمه ابتدائيه ـ سکند رشاه قاضی مزارشریف ـ میرمحمود مفتی ـ سید قاسم قزلباشی
ـ ۱۵۱ ـ
محمد اکبر حاکم سابق ـ سید قرار رئیس روضه مبارک ـ میر عبد الواسع خطیب ـ ملا عبد الواسع
نائب امام ـ سید محی الدین ـ محمد اکرم ـ عبد الحسین سر پرست ـ سید ابرار خزانه دار ـ
نور محمد فراشباشی ـ حاجی غلام جان دربان باشی ـ حاجی محمد اسلم کلید دار ـ خواجه
مؤذن باشی ـ عبد اللطیف چنداول باشی ـ حبیب الله تحویلدار ـ حاجی عبد الله سر کاتب
عبد الغفار کاتب ـ محمد رستم کاتب ـ مرتضی دربان ـ میرزا نصر الله ـ ایشان طیفون دربان ـ
ایشان محمد بوکیل ـ ایشان میرزا نصر الدین وکیل ـ ایشان شمس الدین دربان ـ قاری ضیاء الدین
مؤذن ـ ایشان عادل دربان ـ ایشان اسلم ـ ایشان جمال الدین ـ ایشان قاری اعلی ـ ایشان
میرجان ـ ایشان شکر الله ـ ایشان محمد شریف ـ عبد الرشید ـ ایشان میرزا عبد العزیز ـ ایشان
سلطان دربان ـ ایشان ملا سید احمد ـ عبد الحمید چنداول ـ محمد اسلم چنداول ـ ایشان
محمد خان ـ امین الله ـ هدایت الله ـ ذکر الله ـ محمد نعیم مدیر سابقه گمرکات ـ محمد یوسف
سید احمد ـ باقی امضاء ومهر ونشان شصت ۱۹۲۰ نفر دیگر ۰
بیعت نامه اهالی عبد الرحیم زائی وغیره علاقه
لغمان
فدای حضور پرنور مبارك امير حبيب الله خان خادم الملة والدين می شویم عرضداشت فدویان
وخادمان دین ودولت خوانين ومعتبرین وریش سفیدان وکلان شوندگان طایفه عبد الرحیم زائی و
غیره رعایای قریه جات ذیل علاقه لغمان بحضور مبارک والا بنحویست فدایت شویم پادشاهی ـ
خادم دین الملت امير حبیب الله خان را خداوند نيك ومبارك گرداند و از شفاعت رسول الله
(ص) نا امید نشود ودین محمد مصطفی (ص) قایم و بر قرار بدارد چونکه ما مردم رعایا وغرباء
وفقرا از خداوند واز امیر حبیب الله خان خادم دین محمد رسول الله (ص) راضی ورضامند ـ
میباشیم وبیعت نامه های خود را بمعرفت عالیجاه امیرجان خان ولد مرحوم حسام الدین خان
قوم عبد الرحیم زائی به حضور مبارک والا ارسال نمودیم وخود عالیجاه امیرجان خان شخص مسلمان
ودین دار وخدمت گار دین ودولت وخان زاده وبدر کرده می باشد هر امری که از حضور
مبارك امير حبيب الله خان بالای ما مردم رعایا فرموده شود برد و چشم قبول داریم زیاد مصاحب
دولت مختارند تحریر یوم ۵ پنجشنبه ۴ ماه رمضان المبارك سنه ۱۳۱۷ ۰ امضاء ومواهیر:
جلاد خان ولد شیرگل ـ تاج محمد ولد نظام الدین ـ شاه اسلام ولد حسام الدین ـ محی الدین
ولد برات ـ رضاء خان ولد شیرگل ـ ملا شیر احمد ولد گل محمد ـ نور الدین ـ معروف ولد خاکی
گل ـ غلام رسول ولد جهانگیر ـ اسمعیل ولد محبوب ـ عبد الخالق ولد برکت ـ عبد الحق ولد
جمال الدین ـ صاحبگل ولد بهرام خان ـ باقی نشان انگشت ٨٥٤ نفر دیگر ۰
ـ ١٥٢ ـ
بیعت نامه قوم اللعیار خیل احمد زائی زیست و
اقوام در خیل جدران
--
ندای حضور فیض گنجور معدلت دستور امیر صاحب شویم .
عرضداشت مایان قوم اللعیار خیل احمد زائی زیست و اقوام در خیل جدران باینقرار است
که فرمان عنبر شسامه حضور والا مصحوب میرزا بازخان برای اقوام وخوانین قزه زیست وارد بز
شرف وصول بخشید، الحمد لله که دین و دولت اسلام روشنی یافت ما بدان ذات عالی خادم
دین رسول الله (ص) بیعت کرده وبدرجهء انتها مشتاق دیدار ان ذات خسروانه میباشیم که
خدمت دین و دولت را بسر وچشم بجا اریم زیاده عمر همایونی در تزاید باد ـ ٣ شعبان ـ
المعظم ١٣٤٧ ٠ امضاء ها :
صالح محمد خان ـ محمد هاشم خان ـ عبد الکریم خان ولد شیرعلی خان ـ سید جانخان وکیل
خیر الله ـ صالح محمد ـ ولد ملا جهانداد ـ دین محمد ـ کدل ـ عبد الکریم ولد محمد
افضل خان ـ غلام رسول ملك جهانگیر خان ـ ملك عبد الوكيل خان ـ ملك ادم شاهـ ملك جانی
ملك محمد گل ـ باقی امظا ومحر ٦ نفر دیگر ٠
بیعت نامهء قوم سلیمان خیل ـ ٥ شوال المکرم ٠
نحمده ونصلی علی رسوله الکریم ٠
ما قوم سلیمان خیل برای خود ها به امارت امیر حبیب اللمخان را انتخاب ونظر بایه
شریفه بشرایط ذیل اوامر شرعی امیرالمسلمین را ایجاب و اطاعت مینمائیم :
١ـ امیر حبیب الله خان تا زمانیکه پابند شرع غرای محمدی (ص) بمسلک جزوی و کلی باشد
اوامر شانرا مطیع میباشیم ٠
٢ـ هرگاه امیر حبیب الله خان از مسائل شرعی جزء یا کلا تخلف ورزد مطابق امر خداوند تبارك
وتعالی جل شانه انه خواهد ، بوده اطاعت امرینا مشروع بالای ما واجب نخواهد بود ٠
٣ـ جمیع فیصله دعاوی متعلق بمحاکم قضات بلا مداخلت دیگری بود مطعون باشند وظیفه
پادشاه اسلام امیر حبیب الله خان محض اجرای اوامر شرعی و خدمت دین مبین اسلام یعنی
اعلی کلمة الله باشد ٠
٤ـ حفظ وحراست مملکت اسلامی قلمرو افغانستان از مداخلت کفار واجانب نظر به نگهداشت
اموال بیت المال نقدا وجنسا ولات حربی یکی از وظایف پادشاه اسلام میباشد ٠
٥ـ اسلام ومسلمین حروآزد (داخل دایره شرعی) بوده قلم و لسان برای بیان حق وامری
معروف آزاد و در حقوق ومساوات شرعی باشد ٠
طایفه غیبی خیل (سلیمانخیل) وكيل بيعت عبد الله محر عبد الله مذکور وامضاء ملا نجيب الله
وامضاء ملا امین الله وامضاء برهان الدین ونشان انگشت ١٣ نفر دیگر
طایفه محمود خیل کوچی قوم سلیمانخیل وکیل بیعت گلاب تخطیسم الل[...؟] نیک محمد
طایفه یحیی خیل کوچی قوم سلیمانخیل وکیل بیعت الیاس بدستخط و مهر الیاس مذکور
دستخط ملا گل علم ونشان انگشت ۱۲ نفر دیگر .
طایفه نیازخیل قوم سلطانخیل وکیل بیعت جمعه دارخان نشان انگشت جمعه دارخان و
۱۲ نفر دیگر .
طایفه حسن خیل ساکن اونی وکیل تاجگل خان مهر تاجگل خان ونشان شصت ۱۰ نفر
دیگر . طایفه علی خیل قوم شورخیل وکیل بیعت محمد یوسف مهر ودستخط محمد یوسف
دستخط ملا عبد المنان ودستخط محمددین دستخط دیر محمد ودستخط علی محمد ونشان
انگشت ١٦ نفر دیگر - طایفه حزبون علی وجرگه علی خیل وکیل بیعت سید نعیم مهر سید
نعیم ودستخط احمد جان و نشان شصت ۱۲ نفر دیگر .
مسائل دینی
(۱۰)
سنت ابدست ده باشد هر که دانست مرد ره باشد
شستن دست پیش ومسواك است نام حق گفتن ازدل پاك است
مضمضه مسح گوش و استنجا بسه کرات شستن اعضا
نیزانگشت پای را تخلیل سنت امد ز مصطفی بی قیل
باز تخليل الحی استنشاق گفتم این جمله را علی الاطلاق
شرح لغات
( ابدست ) وضو (تخلیل) خلال کردن (بی قیل) بی گفتگو ( لحيه) ریش ( اعضا) اندامها
( مضمضه ) اب در دهن کردن (استنشاق) اب در بینی کردن ( علی الاطلاق ) بتمام کمال
حاصل ابیات
در وضو ده چیز سنت است وچون ناظم علیه الرحمن بسبب ضرورت شعری انها را به
ترتیب ذکر نفرموده بنابران در شرح به ترتیب ذکر شد اول نام حق گفتن یعنی بسم الله
گفتن است وصحیح تر این است که دوبار بسم الله گفته شود یکبار پیش از برهنه نمودن
عورت ویکبار بعد از پوشیدن عورت باین عبارت که بسم الله العلى العظيم والحمد لله على
دین الاسلام دوم شستن هر دو دست تا بندها در صورتیکه بر دست او نجاست نباشد
واگر نجاست بران باشد شستن ان فرض است .
سوم استنجا از بول وغایط در صورتیکه نجاست از جای برامد نشکم از قدر يك درم
بود واجب واگر زیاد از درم بود فرض است و اگر هیچ تجاوز نکرده بود مستحب است .
چهارم مسواک کردن در وقت مضمضه و میباید که مسواك را بدست راست بگیرد .
پنجم اب در دهن کردن .
ششم اب در بینی کردن سه سه بار و بر هر بار اب جدید باشد .
ـ ١٥٤ ـ
هفتم خلال انگشتان است باین طریق که انگشتان يك دست را از طرف کف ان به انگشتان
دست دیگر از طرف پشت ان با هم دراویزد وانگشتان پای را بانگشت کوچک دست چپ
خلال کند باین طریق که ابتدا از انگشت كوچك پاي راست نموده از طرف کف پا و بانگشت
كوچك پاي چپ ختم نمايد .
هشتم ـ خلال ریش است اگر ریش او انبوه باشد واگر تنك ريش باشد رسانیدن آب بداخل
ريش بروی فرض است و خلال ریش بر شخص که در احرام حج باشد مكروه است و قبله طريق
خلال ان اینست که پشت دست که بدان خلال می کند بطرف گردن باشد وانگشتان بداخل
ریش برده شود .
نهم ـ مسح گوش است باب باقی مانده مسح سر .
دهم ـ سه بار شستن هر عضو وضو .
( فروع )
از جمله سنت های وضو نیت و مسح همه سر است و پی در پی شستن اعضا است باین
طریق که در وقت اعتدال هوا عضو اول هنوز خشك نشده باشد که عضو دیگر بعد از ان ـ
شسته شود بر ترتیب شستن اعضا است که چنانچه در ایه وضو ذکر شده است یعنی اول
روي وبعد ازان هر دو دست شسته شود وبعد ازان مسح سر کرده شود وبعد ازان پاي
شسته شود و این چهار را ناظم علیه الرحمه بعد ازین در مستحبات ذکر کرده است در
کتاب های معتبره فقه شریف انها را سنت گفته اند شاید که بر سنت اطلاق مستحب را ـ
کرده باشد و الله اعلم .
بيان مسئله دیگر فلقف است
چنین می فرماید که وضو بمجرد تر کردن اندام بدون چکیدن اب از ان روا نمیشود
و بجریانان و جاری کردن اب چیزی در او علاج روا شدن وضو نیست .
فصل سيم در مستحبات وضو
مستحب نزد اهل شرع ان است که پيغمبر ما علیه الصلوات والسلام گاه انرا کرده باشد و
گاه انرا ترک کرده باشد و یا امامان پیشینه رحمهم الله تعالی کردن انرا دوست داشتـــه
باشند وبنده بعمل ان ثواب میابد وبه تركان عمل او مکروه می گردد .
در وضو شش ز مستحبات است
نیت وزان سپس موالاتست
همه سر مسح وان گهی ترتیب
بميا من بدايت از تاديب
گر تو مسح از سر عمل گيري
مسح کردن ازین قبل گيري
شرح لغات
( موالات پی در پی کردن كاري (ميامن) اندام هاي جانب راست ( بدايت ) آغاز كردن ـ
( تادیب) خوي نيك گردانیدن درینجا تا مراد از ان مستحب است (قبل) طرف مراد
- ١٥٥ -
از ان قفففقه درین جا نوع و قسم است (گرتو مسح از سري عمل گيري) اگر اراده عمل –
مسح سر را کنی .
حاصل ابیات
در وضو شش چیز مستحب است .
اول – نیت بدین عبارت . (نويت ان اتوضاء لرفع الحدث واسباحته الصلوات ) يعني
نیت کردم وضو سازم براي اینکه تن من پاك و نماز من روا گردد .
دیم – پی در پی شستن اعضا است بقراریکه در سابق ذکر شده است .
سوم – مسح همه سر .
چهارم – به ترتیب شستن اعضاي وضو چنانچه در ايه وضو ذکر شده است و سابق مذکورگشت .
و این چهار چیز را ناظم علیه الرحمه مستحب گفته است مگر هر چهار ان قد سنت است چنانچه
در بیان سنت هاي وضو مذکور گشت .
پنجم يمنطوراست ابتدا نمودن .
٦ – مسح گردن است .
(فروع)
اداب وضو که بعضی پیش و بعضی در بین وضو اند زیاده بر ادابی که ناظم کتاب
بیان نمود ودر کتب معتبره فقه شریف مذکور است اینست .
اول – روي بقبله نشستن در وقت وضو نه در وقت استنجاء .
٢ – مالیدن اعضاء است در دفعه اول شستن .
٣ – در اوردن انگشت كوچك است در سوراخ گوش ها که باپ تر باشد در وقت مسح گوش.
٤ – جنبانیدن انگشتر است اگر فراخ باشد و مانع رسیدن اب در زیر ان نباشد واگر –
بدون جنبانیدن اب زیر ان نرسد پس جنبانیدن ان فرض است .
٥ – یاری نخواستن است در وضو از ديگري بغیر عذر .
٦ – سخن ناگفتن است بدون حاجت واگر ضروري باشد که مطلبی فوت میشد در انصورت –
باکی نیست . (باقی دارد)
فتوحات اسلام (فتح بيت المقدس)
(١٠)
وبدین حال بودند تا اینکه وقت ظهر امد بعد از ان بخدمت شان عارض شدند
که یا امیر المومنین بلال (رض) را امر نمائید تا اینکه اذان گوید زیرا که بلال (رض) هم
در بیت المقدس مقیم بودند چون این خبر را شنید که مسلمانان در این جای امدند انهم به
نزد شان امد و بامرای شان همیشه مقاتله مینمود باز چون بسمع او رسید که امیر المومنین عمر
(رض) در این دیار تشریف فرما شدند به استقبال شان روانه شد تا اینکه شرف دست بوسی
ـ ١٥٦ ـ
شان را دریافت وامیر المومنین عمر (رض) هم قدر او را بسیار بزرگ شمرد چون وقت نماز ـ
ظهر امد مسلمانان از طرف امیر المومنین (رض) استدعا کردند اینکه بلال (رض) را امر
فرماید که اذان گوید واوقات عصر انحضرت رسول الله (ص) را بیاد شان دهد . بلال (رض)
فرموده امیر المومنین را بجا اورد چون در اذان شروع نمود وگفت الله اکبر پوست جان هاي
صحابه کرام رضی الله عنهم بجنبش شد وجسد هاي همگی شانرا قشعريره (۱) گرفت راوي گفت
که چون بلال (رض) گفت : اشهد ان لا اله الا الله واشهد ان محمدالرسول الله همگی
مسلمانان بگریه شدیدي امدند چنانکه نزديك بود اینکه قلب همگی شان در حین یاد کردن نام
خدا جل جلاله ورسول اکرم عليه الصلوات والسلام پاره پاره شود چون بلال (رض) از اذان
فارغ شد در زمین نشست بعد عرض نمود که یا امیر المومنین اميرهاي مسلمانان ولشكرهاي
شام گوشت هاي مرغ ونان هاي پاکیزه میخورند وگرسنه ها ومردمان ضعیف که بدست شان ـ
چیزی نیست همگی از گرسنگی فنا میگردند وجوع همگی شان بخاك میشود وحال مايان هم از
عقب شان ان چنان است ـ یزید بن اباسفیان (رض) عرض نمود که یا امیرالمومنین درین
شهر ها نرخ بسیار ارزان است وچنانکه بلال (رض) میفرمایند که نرخ گران است ماندیدیم
مگر بنوعی است که مایان مدت عمر خودرا در بلاد حجاز بدان نرخ بسر بردیم ـ امیرالمومنین
عمر فرمود که یا ابن ابا سفیان راست واقعه چنان است که تو میگوئی شمایان طعام هاي
خوش طعم وخوشگواري را تناول كنيد وحالا من ازین موضع دور نمي شوم تا اینکه شما فقد تمام
فقراء را بنزدمن جمع نياوريد وتاحین که تمام فقراء ازتمام شهرها وقریه ها به نزد من جمع
نگشته نشدند وجمع ما يحتاجه شانرا از گندم وجو وعسل و زیت که فقراء را ازان چاره نباشد از
بیت المال مقرر نه نمودم ازاینجاء دور نمی شوم بعد ازان تمام فقرا را جمع اوردند و امیر
المومنین جمیع مایحتاجه شانرا ازبیت المال مقرر کردند واز براي شان فرمودند که این وظیفه
مقرره شما سواي انچه من از براي شما ارسال نمایم باید که از طرف امير هاي شما بشما برسد
واگر اميرهاي شما این وظیفه مقرره را از شمایان مانع شدند شمایان مرا اطلاعی دهید تا
اینکه انهارا از اميري معزول نمايم . بعد ازان امیر المومنین همگی را رخصت کرد کـــــه
هر یکی بطرف منزل وجاي خود رفتند وبعد چون امیر المومنین عمر (رض) عزم نمود اینکـــه
بر بالاي اشتر خود سوار شود بجان شان مرقعه پشمینه بود که چارد ه پیوند داشت چنانکه ـ
بعضی ان پیوند های ان مرقعه از چرم بود واقدي رحمت الله علیه فرموده که از کلبی کـــــه
بقول شان اعتماد بود بمن رسیده که ان مرقعه که دران حین لباس اميرالمومنين عمر رض
بود ازپشم بود و مسلمانان عرض نمودند که یا امیر المومنین اگرچنانچه بعوض اشتر خود در
۱) بفارسی فراشا گویند .
- ١٥٨ -
وترك خدمت همگی را عمل نمود وعنان مهربانی خودرا از برای خود وسیله گردانید ومشت
از طرف همگی انها نمود وعنان طاعت خودرا به ید عصمت خود محکم گرفت چون دنیا
حمله ها وار ایشان خودرا ظاهر گردانید وندید که عمر ( رض ) ذره به شهوات اوشريك
شود بعد ازان دنیا معنی خودرا دانست که خلاف قلبان کملتی که از محبت او پر شده
ان گروه از جمله زیان کارانند بعد ازان باز دنیا روی بطرف او اورد که عمر تو چرا از
زینت های من روی گردان شدی وبغرایض من قیام نمیکنی . زیرا که امور ولایت بجز از ملابس
فاخره و مواکل مشحمه وظلم کردن در رعیت بمدیگر نوعی قیام نمی گیرد عمر (رض) از برای
او خطاب نمود که ای دنیا برو که من از جمله ان نامردانی که تو باین نوع حیله ها بدام خود
قید کردی و برسمان خود پای شانرا بسته نمودی وقدم های شانرا در میان لای و گل خود ـ
فرو بردی نیستم آیا نمیدانم که من خودرا از برای ستیزه کردن به همراه تو اماده گردانید مام
و حاجت در مشاهده تو ندارم وازدنیا خودرا مجرد نمودهام و باقامت و قوت این سبد
الام (ص) خودرا مهیا کرده ام تا اینکه بلاد عرب وعجم را باین مقصد فتح نمایم . بعد ازان
شمشیر تیز مجاهده خودرا در روی تو بکشم وترا پاره پاره گردانم تا اینکه در معنی قولــه
تعالی ( وجاهدو فی الله حقه جهاده ) عمل کرده باشم واقدی رحمه الله علیه فرموده که من این
کلام های او را نیکو شمردم ودرین موضوع ملحق گردانیدم وبقول رسول الله (ص) عمل نمودم
که ( ان من البیان لسحرا ) بعد ازان امیر المومنین عمر ( رض ) روی براه اورد .
( باقی دارد )
( کابل مطبع سرکاری )
صفحه ۱ (جریده هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول ـ شماره ۱۲) (نمره مسلسل ۱۲)
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
(حبیب الا سلام)
اداره خانه ـ در با غخا نان کابل سا لغا نستان ـ نمره تلفون
همه امور تحریریه وحسابيه بنام اداره فرستاده شود .
اداره در انتشار و قطح مقالات وارد مختار است.
در هر هفته يكمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود .
اوراتيكه درج نشود ناقلا اعاده نمیشود .
قیمت سالانه قیمت ششمامه
درداخل ـ ۵ افغانی ـ ۳ افغانی
درخارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ
( يك شماره ۱۰ پول )
(تاریخ قمري ١٤ ذي الجتها لحرام ١٣٤٧) پنجشنبه ( تاریخ شمسی ۲ جوزا ۱۳۰۸ هجری )
افغانستان وشوروي
قرار را پورت صحیح که وارد شده است روسها بعنوان معاونت با امان الله خان شاه مخلوع
خواسته اند بخاك پاك مقدس اسلاميا فغانيه تجاوز نموده به مقاصد سوء خود شان که در
ضمن آن بر بادی اسلام واهل آن است تجاوز وتعرض نمایند چنانچه از ۱۸ الی ۲۸ ذی قعده ـ
پنج پنج دانه طياره شان بفضاى تركستان و ۳ دانه طياره حربی شان بتاریخ ٧ يحجه به
هوای چهل در وحیات اباد پرواز و بمباردی نموده و پنج شش دانه بم انداخته که منجمله
دو بم ترکیده و معدودی از اهالی را که در آن جمله پسر عبد الرسول خان خیاط شخص
معروفی بوده متلوف نموده است .
مراسم عید سعید اضحی
بر عموم مسلمین ظاهر وهویدا است که عید سعید اضحی افضل وباشرف ترین اعياد دینی
ومذهبی مسلمین است روز دهم ذي الحجه یا روز اول عید اضحی روزی است که حضرت ابراهيم
خلیل الله (ص) اولاد عزیز خود اسمعیل ذبیح الله را برضای مولای خود قربان میکرد اما
از مرحمت وعنايت خالق ممکنات جل شانه قچی که براي او فرستاده شد درعوض اولاد خود ـ
قربانی نمود واین قربانی بر عموم مومنین در این روز لازم شد .
وهم اين عيد عيدي است كه هزارها مسلمان از امصار بعیده برای ادای یکی از فرائض
الله که حج است بطواف بیت الله شریف رفته حاجی میشوند وعافیت مسلمین را از بارگاه ـ
ایزدی نیاز میکند . وعلاوه بر اینها فلسفه همچو اعیاد دینی که از مقدسات دین حق وبرگزیده
درگاه ذوالجلال است برعالم اسلام پوشیده نیست چنانچه هم مایه اتفاق وبرای سعادت
مسلمانان است .
مثلا جمعیت و اتفاق مسلمانان يك شهر در جامع عیدگاه برای ادای صلواه عید و بعد ازان
با دوستان و اقربان و خویشان خود معانقه و مصافحه کردن و بخانه همدیگر رفتن بمناسبت
تبريك عيد وغيره وغيره از مراسمات عید سعید است . برعموم مسلمین است که این عید
بزرگ را توقیر و احترام کنند و بشادی و مبارکی این عید از هرگونه صدقات دریغ ننمایند -
مجرمین از حبس ازاد و مستوجبین عقوبت جزا نمی یابند مسلمانان شهر و اطراف ان هـم
بجامع عیدگاه تجمع کرده ادای صلواه مینمایند .
اينك ما مراسم روز اول این عید را قراریکه دیده وشنیده ایم ذیلا در معرض انتشار میگذاریم .
پادشاه معالم غازی ما محز خو شنوی خدای عز وجل ورعیت پروری خود برای احترام عید -
سعید اضحی چند نفر بند یها را بسبب عید اضحی از حبس رها فرمودند که ازان جمله یکی
غلام جان خان نام سابق خانه سامان بود که نسبت بجنایت مذکور محاکم شرعیه حکم بر اعدامش
فرموده بودند مگر صورت جنایت مذکور چون متعدی به ذات شاهانه بود اعدامش را به حبس
ده سال امر فرموده بودند اينك رها داده شده اسامی مابقی را به تفصیلات باصورت جنایات
اوشان وعده میدهم .
مراسم عید سعید بصورت خیلی مطنطنانه اجراء شد . دو روز قبل از عید سعید تکت
های دعوت به تمام مامورین عسکری و کشوری ومعززین اقوام و میردا ران وکلان شونده گان گذرها
برای باریابی بحضور شاهانه دربار روز عید از طرف وزارت جلیله دربار توزیع شده بود .
روز عید عموم اهالی شهر وقراء نزديك برای ادای نماز عید در مسجد مقدس عیدگاه يك
اجتماع بزرگ بهم رسانیده بودند صحنه مسجد وحوالی ان از اجتماع اهالی پر ومملو بود .
قشون غیور بلباسهای رسمی ملبس واز ارگ مبارك الی جامع مقدس عیدگاه برای رسم احترام
موکب پادشاهی ترتیبات گرفته منتظر ورود موکب شاهانه بودند ساعت ۹ و نیم موکــــــب
خسروانه با صورت خیلی محتشمانه تشریف اورده سلامی موزيك نواخته شد و بعد ازان براي
ادای صلوات عید ترتیبات صفای گرفته شده نماز عید با خطبه ان خیلی بايك وضع خشوع
و خضوع ادا گردید .
درین وقت توپ ها تبریکات عید سعید را بايك شلك متوالی اجراء میکرد اهالی بايك
مسرت فوق الحد با همدیگر تهنیت گفته مصافحه ومعانقه می نمودند امیر صاحب غازی رعیت پرور
هم باعموم صاحب منصبان عسکری وکشوری مصافحه و معانقه نموده وبه باقی جمعیت به صدای -
بلند لفظ تبريك عيد را فرمودند
و اهالی نیز از ته دل تبريكيه عید سعید را بجواب شاهانه عرضداشت نموده دعای
-١٦١-
سلامتی ذات خسروانه وترقی حکومت اسلامیه شانرا ادا نمودند سپس موکب همایونی ساعت ۱۱ مراجعت فرموده در سلام خانه عام کهدر عصر جناب امیر شهید سعید امیر حبیب الله خان برای همچه روز های بزرگ ساخته شده بود ودر اخر دوره امانیه ازو کار گرفته نمی شد و بصورت تحویل خانه بچند تقسیم دیوارها در بین ان ساخته شده بود وبعد ازعهد فضل قد بحکم پادشاهی سر از نو مثل سابق امر ساختمان ان داده شده ومکمل گردیده و بانواع زینت ها برای دربار روزعید مزین گردیده بود همه مدعوین به ترتیب نمره چوکی دران – جاگزین گردید سنت اثر تشریف اوریحضور شاهانه بودند درینوقت حضور مبارک جناب امیر حبیب الله خان غازی تشریف اوردند حاضرین برای رسم احترام قیام نموده مراسم تعظیم را – ادا نموده امیر صاحب والا هم با سائر حاضرین تلطفات فرمودند وقرار سررشته عصر امیر صاحب شهید بعد ازصرف طعام به سائر مدعوین دستمال های شیرینی داده شد مرخص گردیدند .
در باقی ایام عید همه خیلی مسرت وگرم جوشی وساعت تیری ها درهمه جا حکمفرما بود هر روزه ۱۱ فیر توپ شلك می گردید .
مکتوب
اسلام بذات خود ندارد عیبی .
عقیده ما این است که در راه حق ومطالب مشروع کار میکنم چه معاونت وحمایت حضرت کردگار بذرایع مختلف وراه های غیر مستقیم بما می رسد دین مقدس اسلام به تصدیق تمام فلاسفه شرق وغرب بهترین وکامل ترین تمام ادیان است همچنین ما خدای عزوجل را شکر گذاریم که ما را از اهل نیگان خلق فرمود وحضرت پیغمبر محمد مصطفی (ص) را درود وصلوات میفرستیم که به شاه راه اسلامیت مان دلالت فرموده.
ما اگر در امور دنیوی دقیق شویم وحرکات موافق ومخالف را از خلال اعمال شخص تماشا کنیم انوقت يك زمزمه پیش خود خواهیم نمود که :
بارخدایا تو خالق کون ومکانی مارا عفو کن چه چشم وگوش وعقل بما عطا فرموده ئی اما انحا وظیفه خود را درمقابل قدرت نمائی توایفا نموده نمود . این است که مابه ان نکات وحقایق پی برده بايك عقیده ثابت ومتین حمایت حضرت پروردگار ورسول اکرم را در بازوی رجال دیندار تماشا میکنیم :
جناب حضرت شور بازار حضرت شیر آقا نورالمعارف صاحب مجددی که سابقه و مجاهدت شان در راه ترقی اسلامی ومسلمانان بهمه کس معلوم است البته واقف استید که جناب شان بعد از واقعه انقلاب مشال ۱۳۰۳ نظر بسوی رفتار حکومت سابق ازافغانستان مهاجرت فرموده در هند متوقف بودند چون جناب اعلیحضرت امیر حبیب الله خان سریر آرای تخت کابل
- ١٦٢ -
گردید به جناب ممدوحی فرمانی همت جناب معصم جان انا برادرزاده موصوف فرستاده
که : حالا وقت تشریف اوری جناب شما است که برای دولت الله اسلامی خود خدمت نمائید
اينك جناب شان ازراه سمت جنوبی تشریف فرما ودر موضع ارگون متوقف اند از انجا بحضور امیر
صاحب غازي عريضه تقدیم داشته اند که مفاد انرا جهت اگاهی عموم ملت درج اخبار نمودیم :
بعد الالقاب شاهانه .
بواسطه رفع خستگی راه چندی در ارگون اقامت داشته بعد بحضور والا مشرف خواهم
شد .
درین موضع که حاضرم خدمت اسلامی را فرض خود دانسته از عدم فرصت قبل از حصول
اجازه اقدام ورزیده از اهالی مجاهدین این ولایت يك حصه انرا برای مقابله امان الله
خان به طرف قندهار و يك حصه انرا بطرف جنوبی سوق دادم وبذريعه عریضه هذا عرض
مشرف
و اجازه می خواهم وبعد از اجراات ورفع خستگی بحضور مبارك مشرف خواهم شد از حضور
مبارك فرامین مرحمتانه براي شان فرستاده شد، که بعد از حصول تسوید فرامین خسروانه
درج اخبار خواهیم نمود .
حبیب الاسلام .
این ذات ازان ذوات نامور متدین ومعروف ایست كه يك عالم اسلام چه در هند
و چه در افغانستان وغيره بصفاي نيت ودرستكاري او عقيده وارادت دارند البته تا جائیکه
اواز اوشان بگوش هرکسی میرسد جرات مخالفت ازوشان سلب و با يك عزم کامل اوامر اورا
گردن می نهند ماهم بنوبه خود موافقت شانرا در راه دین مبین حضرت رسول اکرم صلعم
خواستاریم .
معذرت
از حیث نداشتن وقت که روز سیم عید اضحی مصادف با روز چهارم هفته است و در
روز هاي عید دوائر معطل می باشد نتوانستیم جریده حبیب الاسلام را بصورت مقرره –
قرار موعود در روز پنجشنبه به همان صورت وكيف مضامین بنظار قارئین جلوه دهیم
لهذا معذرت خواسته و باین ورقه اکتفا میورزیم . ( اداره ح ا )
(کابل مطبعه سركاري)
- ١٦٣ -
صفحه ۳ (جریده هفته گی حبیب الاسلام - سال اول شماره ۱۳) (نمره مسلسل ۱۳)
واعتصمو ا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه د ما ندانان کابل - افغانستان - نمره تلفون قیمت سالانه ششماهه
همه امور تحریریه و حسابیہ بنام اداره فرستاده شود. در داخل هــ اف ٣ افغانی
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است. در خارج ١٥ شلنگ ۸ شلنگ
در هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود. يك شماره ١٠ پول
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .
(تاریخ قمری ٢١ ذي الحجه الحرام ١٣٤٧) پنجشنبه (تاریخ شمسی ٩ جوزا ١٣٠٨ هجری)
ظهـور ملــخ
ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغير وما بانفسهم : خدای متها جل ج شانه
حال يك قوم را تغيير نميدهد تا آنها به نفسهای خود تغيير ندهند : یعنی پادشاهان
و پیشروان ام از افراد هر قوميكه تكبر وغرور و خود منشی واختلال در امور دین را اختیار کرده
از صراط المستقيم عدل وانصاف کناره رفتند سزای اعمال شانرا بوجه من الوجوه خواهند یافت.
حکومت سابق سوء اعماليكه برين محیط اجراء کرده هنوز اثرات ان باقی است و دماغ های
بعضی بان عادت گرفته است از مظالم و فجایع بی انصافی و بی اتفاقی وغیره اعمال غیر صالحه
شان جلوگیری نمیکند قحط العیشی و قیمت فروشی وتقلب کاری را يك رمز حيات وبقاي ذات خود
دانسته از ان روگردان نیستند لهذا در ازاء اعمال شان فعلا ملخیکه ظهور کرده یکی از
مجازات وموجبه های افعال ناشایسته خود شان دانسته باید براي دفع ان از اعمال سوء
خود اجتناب واز گناهان گذشته خود استغفار نمایند تا رحمت خداوندي
شامل حال شان بشود .
این عرضیکه نمودیم از جنبه روحی و معنوی بوده و بان عقیده پا ك وثابتی داریم که اولا
باید بان توسل بنمائیم اما از پهلوی دیگر اثرا تمادی این مسئله را که بحیات اقتصاد ی ما ممکن
ضربه سختی وارد کند هم باید از دست نداده چاره اساسی واقداما ت جدی در اطراف تعدیل
ان بنمائیم .
مسئله دفاع از ملخ باصول مادی درین محیط خیلی پیچیده ومبهم است واصولی براي
مبارزه ان تاکنون اتخاذ نشده کتابی هم درین زمینه تدوین نگردیده که سبب رهنمائی ما
گردد لذا لابد اطلاعات مختصريكه از گوشه وکنار نسبت بورود ملخ و نوعيت وطريقه
دفاع ان بدست اورده ایم در ذیل درج مینمائیم .
- ١٦٤ -
دفاع ان بدست آورده بطوريك ايدال ذيلا عرض مينمائيم .
درین چند روز خیل های ملخ در فضای کابل ومضافات ان مثل چهار اسياب و کمری و
شیوه کی وغیره نمودار شده است ودر طرفهای چهاردهی بخوردن علوفه جات بهاری از ـ
قبیل گلها وسبزی ها اغاز نموده اند .
البته همه کس میفهمد که ظهور ملخ برای زراعت يك افت غیر مترقبی است که مبارزه و دفاع ـ
ازان درین صفحات بواسطه نه بودن وسایل علمی وفنی تا نقطه انتها غیر ممکن است . ولی
معذلك چون این حشره موذی يك بلای مبرم برای زراعت وزراعت کاران وبلکه سائر انسانها
شمرده میشود لذا بایست تا اندازه مقدور در دفع وتیلد طرد ان بنوعیکه سلفدت وقت ومحیط
باشد قیام نموده میدان مبارزه تشکیل باید داد ملخ ها در نقاط مختلف دنیا با کثرت ـ
تنوع وجود خارجی پیدا کرده اند ولی چار قسم ان زیاد مدهش ومضى ثابت گردیده که از سه قسم
ان معجلا صرف نظر کرده صرف از یکنوع که ان را ملخ سیار مینامند ووجود ان دريك ملك
باعث خسارات مهم میشود بحث میرانیم .
ملخ های که در فضای کابل ونواحی ان مشاهده میشود هم از نوع ملخ مزبور است این ملخ
ها همیشه دسته ها تشکیل داده برای خسارت رسانی بمزارع از امکنه اصلی خود شان ـ
متفرق شده از اوائل بهار تا انتهای فصول تابستان خیل های ان بمخطوط مستقيم حركت
نموده سیر حوفوا خود را ادامه میدهند و در قبال شان انچه از فصول زراعتی وغیره پیش اید
بان خسارات جبران ناپذیری میرسانند وعلاوه خیل های انحا در اطراف مزرعه ها زمین های
ریگ زار یا دشتهای که خاك نرم داشته باشد برای تخم ریزی شان انتخاب کرده وماده
های آنها به تخم ریختن آغاز مینمایند .
يك ملخ ماده پنج بار تخم میگذارد ودر هر بار از ٩٠ الی ۱۲۰ تخم شبه برنگ ـ
گندم در لف يك پرده نازک لعابی که انرا ما سوره تخم میگویند بقسم عمودی در زمین
مینخند که ازین حساب تخمینى يك ملخ ٥٠٠ تخم میگذارد ــ این تخم ها بعد از مرور
چند روز زنده شده یعنی کرم های که باصطلاح وطن عزیز ما ( مچك يا مچغ ) مینامند
ظهور میکند ــ مجك ها برای زراعت نهایت مضر هستند همینکه از پرده تخم برامدند بطرف
کشت زار ها شروع بحرکت نموده ازسبز جات ظریف تغذیه مینمایند ودر هر چند روز ـ
يك بار پوست شانرا تبدیل کرده نمو میکند یعنی بزرگ میشوند وخوراك شان هم زیاد شده
میرود تا اینکه پنج بار تبدیل صورت نموده بحد رشد طبیعی شان سظبر میشوند وازان
به بعد هجوم قطعی بر مزارع برده انچه از رطب ویا بس در جلو شان باشد از خوردن
ان مضایقه نداشته طراوت و تازگی چمنستان بهار را به یبوست خزان تبدیل مینمایند ـ
لهذا وجود اینها برای زراعت بکلی يك افت مبرم شمرده میشود .
١٦٥
اصول مبارزه ان در ديگر ممالك بوسائل شيمی اتخاذ شده و ماشين هاي متنوعه
براي دفع ان ايجاد گرديده ولی در ممالك اسيا وسطی خصوصا افغانستان هند
بخارا ايران تركيه و نواحی شان انقدرها وسائل دفاع ان مهيا نيست زيرا ـ
ملخ ها درين صفحات مثل ديگر قطعات زمين مقام اصلی شانرا هنوز اتخاذ نكرده و
گاه گاهی مانند افت سماوی دفعتا ظهور نموده و متعاقب ان ( ساريا ساج ) يكوع مرغ
خورد جثه و دشمن ملخ ها است پيدا شده ميدان مبارزه را تشكيل ميداده است وهم
در وقت ظهور مجك از طرف اهالی جرها حفر گرديده يك مدافعه غير قطعی براي محو وامحاي
ان اجرا شده ولی معذالك خسارات هنگفت به زراعات از هجوم ملخا عايد شده است .
اصول حفر جرها وسوزدادن ملخ هارا در بين ان وريختن خاك بالاي شان اگر چه براي
فناء و دفع قطعی مجك ها كفايت نميكند ليكن از فائده هم بكلی عاری نيست و تا اندازه ـ
ممكنه مجك ها را تلف مينمايد ولی اين اصول در وقتی عملی شده ميتواند كه از تخم ها
كرم ها توليد گرديده و پيش از تغذيه و تعقيه مواضع تخم ريزی شان كشف و تحت مراقبت گرفته
شده و در اطراف انها جرها حفر شود و پيشتر از حفر جرها تاذارند متفرق بشوند اگر پيشتر
از حفر جرها متفرق شوند اين اصول را بكلی برباد ميدهد و هيچ تاثيری بعد ازان نميكند
و ازين هم بهتر اصول براي دفع ملخها درين صفحات تلف كردن تخم ان است . قراريكه
در بالا تذكر نموديم ماده هاي اين ملخ هاي سيار در اراضی ريگ زار و يا دشت هاي لم
يزرع تخم ميدهند لهذا تلف كردن تخم براي دفع شدن ان يك اصول خيلی سهل و ـ
اسانست ـ دو سال پيشتر هم كه دسته هاي ملخ بر كابل و نواحی ان هجوم اورده در اراضی
غير زرعی تخم ريزی كرده بودند همين اصول اتلاف تخم ان اتخاذ و اجرا شده خيلی موثر
افتاد و مجك ان ظهور نكرد حالا هم بايست اهالی توجه نموده مكرر عمل مذكور را اجرا نمايند
و اثر اين بلا را از بالاي خود دفع بدارند اول از طرف اهالی بايد اراضی تخم گذاري
ملخ ها كشف گرديده وعمليات مذكور را متقنا اجرا نمايند ـ اراضيكه ملخها دران تخم
ميگذارند هجوم واجتماع پرنده ها و ديگر حيوانات مثل مار و خارپشت براي تلف كردن ـ
تخمها بران اجرا ميشود اينهم براي كشف شدن تخمها باشخاصيكه مراقبت مينمايند يك
بين دليل رهنمائی است ـ مقام محترم ولايت كابل نيز مساعدت و اقدامات لازمه دريــن
زمينه با اهالی خواهند فرمود ـ باقی رفع و دفع اين بليه را از درگاه حضرت خداوند ـ
متعال جل شانه التجا ميكنيم .
افغانستان و اتحاد جماهیر اشتراکیه شوروي
از قرار اطلاعات واصله موثقه باین اداره که سفارت کبراي جمهوریه اجتماعیه شوروي
در کابل بوزارت جلیله خارجه دولت علیه ما رسما سواد نطق کمیساریت عمومی ملی
اتحاد شوروي را که در مجمع خود نموده بود فرستاده اند در نطق خود رئیس مجمع
راجع بافغانستان ایراد فرموده که یعنی مناسبات ما با افغانستان مطابق گذشته در
جریان است و درین انقلاب داخلی افغانستان حکومت شوروي هیچگونه مداخله نخواهد نمود
نظر باین اطلاع ملت افغانستان یقین خواهد کرد که حکومت علیه اشتراکیه شوروي مداخله
در معاملات داخلی افغانستان نخواهد کرد چه حکومت اتحاد شوروي مناسبات دوستی
با ملت فد و حکومت افغانستان دارد نه با شخص امان الله خان.
لهذا اگر حکومت شوروي حقیقتا معاونت مادي و یا معنوي بطرف مقابل حکومت مرکزي
نمی کند حقیقتا دوست ملت افغانستان است.
بازهم افغانستان و شوروي
(تردید بمباردمان طیارات روسی
در حدود مزار و خان اباد)
قرار اطلاع واصله به اداره سفارت کبراي جماهیر اشتراکیه شوروي در کابل که
رسما بوزارت خارجه خبر داده امدن طیارات شوروي بمقصد بمباري در حدودات مزار و
خان اباد بی حقیقت و بی اساس است طیارات مال حکومت شوروي هرگز پرواز بمقصد
بمباري در ان حدودات ننموده. لهذا نسبت باطلاعی که در شماره ۱۲ تاریخی ۲ جوزا جریده
حبیب الاسلام شایع شده بود این خبر تردید رسمی سفارت کبراي اتحاد شوروي ما را -
متیقن می نماید که انشاء الله معاونتی از طرف ان حکومت براي اشخاص مخالف حکومت ما
نشده و نخواهد شد و یقین داریم که رفع این شبهه در دوستی دولتین افغانستان و -
شوروي خواهد افزود.
خبرهای واصله
از کواتذامدن محمد نادر خان بسمت جنوبی و تحریکات او بر علیه حکومت و رجعت
تعقرای شان وغیره – متحدالمالهای سا بقه ما بشما فهمانده باشد این قذ است که
درین اواخر عریضه او بحضور مبارك امیر صاحب بکابل رسیده و عرض دا شته که براي خیر
جناب امیر صاحب غازي و همه اهالی افغانستان خدمت مینمایم و درین روزها بعد از يك
جرگه بحضور حاضر می شوم.
در اثر ورود عریضه فوق علیشاه خان قند مشركه محبوس بود رها و فرمان جوابیه
- ١٦٧ -
امیر صاحب عنوانی مذکور را حاملا عازم انصوب شده که از نتائج مکاتیبت ثانی بشما اطلاع خواهد شد . بلکه اگر نقول فرمان وعریضه مذکوره باداره اخبار حبیب الاسلام واصل گردید بشماره اینده انهم ابلاغ خواهد گردید . غلام نبی خان سفیر کبیر افغانی در مسکو که قبلا به تحريك مغرضین که سفك دماء مسلمین را برای نیلان بمقاصد سوء خود شان - مباح میدارند از ماسکو عازم افغانستان شده بایکعده نفری هواخواهانش بطور چپاول - غدارانه حکومت مزار را تصرف شده بود .
قرار را پورتیکه واصل شده جناب محمد قاسم خان رئیس تنظمیه انجا با دیگر - افسرها وعسکری از اطراف اربعه اورا در مزار حصار نموده عنقریب مغلوب ومنکوبش ساخته انجا را فتح خواهند نمود و طوریکه حضرت افخم اجل عالی نائب السلطنه صاحب که قبلا - بانظرف با عسکر زیادی حرکت نموده بودند واز بغلان نوشته اند حضرت ممدوح هم عزم مزار را نموده با لوازم بی شمار ونفری بسیار بانطرف عزیمت نموده اند که عما قریب بانجا وارد و مزار را فتح خواهند فرمود .
از فتح هرات ورفتن جناب عبد الرحیم خان نائب سالار بان سمت از متحد المال سابقه ما مستحضر شده باشید اینست که تازه از جناب موصوف تلگرامی واصل شده وخلاقه حاویست بر اینکه اهالی انجا تماما از صمیم قلب مایل وراغب حکومت مرکزیه خود شان هستند وهم بیعت اهالی انجارا تا حدود فراه و چخانسور حصول داشته وعده داده است که عنقریب وسبله اشخاص صاحب نفوذ هرات وفراه بکابل بحضور مبارک امیر صاحب غازی تقدیم مینماید .
در مرکز نیز کمال رفاه و داد رسی برای سایر انام ورعایا حکفرما بوده به تحت را یات اسلامیت وعدالت سایر اهالی زیست داشته تمام امور به نظم ونسق عادلانه اسلامیانه در جریان بوده من کل الوجوه باعث طمانیت ومسرت است . محض برای اطینان واگاهی شما از مطیل وارده اخبار نموده باحترام ختم کلام مینماید .
از انجا که فتوحات غیبی وعنایات حَضرت اللهی همیشه مدد ومقارن احوال بنده گان صالحهء حضرت خداوندیست عسکر غیور امیر صاحب رعیت نواز (امیر حبیب الله خان) که قبلا با تهور واحساسات عسکرانهء خود شان عازم سمت قندهار بوده و مقر را - مقر خود قرار داده بودند درین ایام نزديك رايات عالیات را بسمت قلات در اهتزاز اورده از فضل ومراحم حضرت بی نیاز بظالع پادشاه رعیت نواز خود به مقابله جزوی - قلات را فتح وتعوف نموده بفواج امان الله خان شان مخلوع شکست مدهشی داده وغنایم زیادی را که از انها بیادگار خجالت در قلعه قلات از قبیل تفنگ وجباخانه ودیگر الات ناریه واذوقه وخیمه امانت مانده بود متصرف شده وانجارا فعلا مقر خود ساخته اند .
- ١٦٨ -
افواج طرف مقابل بر جعت تعقبی عازم قندهار شده اهالی آنجا هم با صمیمیت تمام برای خدمات حکومت مرکزی خلقاً حاضر و محیا شدند - واهالی قندهار نیز امداد غیبی را شامل حال عسکری جناب امیر حبیب الله خان غازی دانسته و معامله را منجانب حضرت ایزدی - تصدیق کرده همگان متفق الرای شده بیعه نامه بنام نامی امیر صاحب غازی تحریر داشته و در شرف ارسال است که عنقریب واصل خواهد شد .
همچنین جناب محمد عمر خان فرقه مشر که جهت ادفاع مفاسد اهالی وردك با يك عده عسکر بانجا قیام داشتند در اثر ان اخیرا مردم وردك از افعال نا مشروع خود شان نادم و تائب گشته بعد اعتذار های متعدد که توسط موسفیدان شان اجرا شده از ته قلب متعهد شده که دو هزار نفر بطور عسکری جهت خدمات حکومت از اقوام خود بدهند که بمعیت - فرقه مشر موصوف از انجا بکابل حاضر شوند تا بخدمات لازمه مملکتی مامور گردند .
فرار امان الله خان شاه مخلوع به بمبائی
تشبث نمودن بعروت الوثقی توکل در تحت لوای تدین والا میت که شاه را مستقییم فلاح دنیا واخرت است منتج بسعاد تمال وحسن القاء اقبال استهلال شده منحرفین ازین راه مستداما ببادیه اغوا و ضلال منکوب و مخذول اند چنانچه با ساس همین قضیه مداما علایم انرا بر روی جریان امور که زمام اقتدار کامله ان بید قدرت ذو الجلال است مشاهده میکنیم ولی چون امور جزوی وضعی میباشد بان اهمیت نداده بطور عادی و سرسری میگذریم .
اينك یکی از همین قضایای موضحه مبرهنه است که مطبق خبر تازه ئی که گرفته ایم امان الله خان شاه مخلوع که از صراط المستقیم اسلامیت انحراف نموده بود و با انکه بهر جور وسائل معاودت سلطنت بخودش توسل جسته تقریبا تمام اقوام افغانستان را بر علیه - همدیگر شورانیده وخون های اخوان مسلمین خورا ریختانده و ازان چمن زار وطن را گلگون نمود اما بالاخره با ساس قضیه فوق ناکام و منکوب شده با تمام فامیلی خود عازم ( بمبئی ) گشت و دنیای افغانستان فعلا از وجود او پاك شده است .
انعقاد مجلس وزرا
قراریکه وزارت دربار باداره اطلاع میدهد روز دوشنبه باراده ذات شاهانه در قصر دلکشا در تحت ریاست جناب عالی سردار اعلی معين السلطنه صاحب مجلس وزرا - منعقد شد حضرت عالی اساس وظیفه مجلس وزرا را تصویب فرمودند که اینده بقرار اساس تصویب شده که منظور حضور مبارك شده بروزهای دوشنبه بقصر دلکشاه انعقاد مجلس از ساعت ۸ بجه الی ۱۲ بجه روز شده با مورات مهمه داخلی و خارجی مملکت مذاکره شود.
- ١٦٩ -
اطاعت اولی الامر
(۷)
در بعضی کتب سماوی ورود یافته است که الله تعالی بانسان خطاب فرموده میفرماید:
ابن ادم (تدعو علی من ظلمک ویدعوا علیک من ظلمته فان شئت اجبنا واجبینا علیک وان ـ
شئت اخرنا الامر الی یوم القیمته فیسعکم العفو) .
یعنی :
ای ابن ادم دعای بد مینمائی برانکه بر تو ظلم نموده است و از من داد می خواهی
ودر همین حالت برخودت نیز مظلم دیگری که ستم دیده است دعای بد میکند وداد خود را
از من میطلبد پس اگر خواهی دعای هر دو را قبول فرموده داد او را از تو وداد ترا از ـ
ظالـمت می ستانم و اگر خواهی قبول دعای هر دو را بروز قیامت میگذارم تا عفو واسع من همه
گانرا در بر گیرد .
ازین حدیث قدسی واضح میگردد که هر ستم وجوری که انسان از بالا دست خود می
بیند در همان حالت خود وی بر زیر دست خود ظلم وستم روا داشته عدالت الهی موجب
این میگردد که بالا دست وی نیز بروی ظلم وستم نماید . بنابراین عاقل منصف را لازم است
که حقوق زیر دستان خونرا ضایع ننموده وازستم بالا دست شکوه نکنند وعلاج اصلی انرا
برضای زیر دست خود بنماید .
حضرت عبیده سلمانی تابعی از حضرت امیر المومنین علی کرم الله تعالی وجه پرسید که
ایا بچه سبب مردمان اطاعت ابوبکر وعمر را قبول کردند ودنیائی که یک وجب بود وسعت
یافت وچون نوبت خلافت بخودت وعثمان رسید از اطاعت شما نفرت نمودند و دنیای وسیع
بر شما از يك وجب تنگ تر گشت حضرت امیرالمومنین (ر ض) در جواب فرمودند که رعیت
ابوبکر وعمر چون امثال من وعثمان بودند ازان رو درجه امرای ما نیز بهمان حد رسید و
رعیت من امثال واشیاء خودت میباشد چرا بان حد ترقی نمائیم . ازین اثر مبارک باین
نتیجه رسیدیم که ترقیات مادی ومعنوی امر خلافت وسلطنت تابع حالت رعیت است اگر رعایا
بصفت حسنه وجوش وخروش ایمانی متصف ومتحلی باشند حالت امارت نیز ترقی میکند وخلیفه
زمان از رعایای خود خدمات مفیده گرفته میتواند ونتائج عظیمه ترقیات دینیه ودنیویه از ـ
مساعی رعایا حاصل میشود واگر تعصبات قومیه واغراض شخصیه مدنظر افراد رعیه گردد
حالت خلافت وسلطنت متغیر شده ودر صورت فساد اخلاق افراد رعیه توجه خلیفه زمان
منتج فوائد تامه نمیگردد ازان رو هریک از رعایا را توجه کامل باصلاح حالات شخصیه و
اعمال ذاتیه خود فرض عین وعین فرض است .
۱۷۰
بیعت های ولایات و ملحقات ان
(۸)
۲۱ رمضان : بیعت اهالی سر پل مزار شریف
الحمد لله الذي هدانا الی صراط مستقیم والصلوات والسلام علی رسوله محمد — صاحب دین القويم — اما بعد مایان عموما علما وسادات و مشایخ و موسفیدان واقسقالان مردم افغانیه و تاجکیه و اوزبکیه و هزاره و مامورین مربوط حکومت سر پل که یکی از شعبات ولایت مزار شریف بوده و می باشیم قطعه اعلان که در بر طرفی امان الله خان از پادشاهی مزین بامضای مامورین بزرگ مرکز دار السلطنه کابل و نیز به قبولی و بیعت نمودن مامورین — موصوفه به پادشاهی خادم دین رسول الله امیر حبیب الله حاوی بوده برای مایان درین اوان واصل گردیده چون انتظامات امورات دینی و دنیوی موقوف بوجود يك پادشاه که اولی امر گفته میشود بوده و هم چنین خرابی انتظامات دین و دنیا بعدم وجود اوللا لامر بوده و می باشد ازان رو مایان اهالی مامورین مربوط سر پل بخصوص اعلان موصوف بنا بر ترقی شریعت غرا بیضاء مصطفوی (ص) وبموجب آيه وافي هدایه و اطیعو الله واطیعو الرسول واولی امر منکم وبخودی و باسوده حالی مایان اهالی و کافه مسلمین به پادشاهی خادم دین رسول الله امیر حبیب الله موصوف بیعت و انقیاد نموده او را پادشاه و اولای الامر خود ها میدانم و نسئل الله ان يوفقنا ويهدينا الی صراط مستقيم ويسعده في الدارين بفضله العميم العظيم .
امضاء ات :
سید احمد — محمد امین — محمد عمر — ایشان قل ارباب — محمود — غلام حیدر — ابراهیم — روز محمد — عبد الله بیگ — همدم بای — مصطفی قل — ملا طور — خوشوقت بای سلیمان قل — باقی مهر وامضای ۱۱۰ نفر دیگر .
بیعت نامه اهالی بلخ مزارشریف
۲۹ شهر رمضان :
اقرار واعتراف صحیح و شرعی نمودیم مایان اهالی محکمه شرعیه دارالقضاء شهرام البلاد بلخ ومامورين رتبة الاسلام شهر بلخ وسایر اهالی سکنه بلخ وتوابع آن بحضور اهالی محکمه مذکور حال جواز اقرارنا واقرار هم شرعا برینکه قبل برین برای امان الله پادشاه سابقه بیعت نامه بقرار شرایطی که از امورات شرع شریف تخلف نکند داده بودیم چونکه خلاف ورزی و خلاف رفتاری او در امر شرع انور سید نا حضرت محمد مصطفی (ص) بظهور رسید چنانچه برادران دینی مایان اهالی دارالسلطنه کابل موازی نوزده فقره خلاف رفتاری اوکه مخالف امر شریعت غراست در بیعت نامه خود ها درج نموده بودند چون همه انرا ملاحظه نمودیم
- ۱۷۱ -
الحق که تمامی فقرات مذکور مخالف امر شرع شریف بود مایان اسامی مکتوبین فی الذین
بیعت خود ها را از امان الله پادشاه سابق فسخ نموده برای پادشاه ذی الاقتدار حضرت
ظل الله خادم دین حضرت رسول الله امیر حبیب الله خان از صمیم قلب طوعا ورغبتا
پادشاهی امیر حبیب الله خان را قبول نموده بیعت نمودیم که اطاعت پادشاه حال امیر
حبیب الله خان را بقرار شرایط شرع انور بدون مرتبه خونها گرفته قبولدار شدیم به -
مقتضای ایه شریفه اعوذ بالله من الشيطان الرجیم واطیعوا لله واطیعوا لرسول واولی الامر
منکم چنگ زده قبول اطاعت امیر صاحب حال را نمودیم که الهی افتاب عمر واقبال واستقلال
سلطنتش ش درای ودریای حشمت واجلالش موج در موج باد بالنون وصاد مبارک باد .
سلطنت بر خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان باقی مباد هر که نخواهد بقای شاه .
امضائات :
محمد کاظم حاکم - ملا عبد الجبار قاضی - میرزا غلام حیدر مامور مالیه - حاجی محمد خان -
محمد عزیز کوتوال - با به علی - میرزا علی - صوفی گل مراد - اسد الله بای - محمد حسین -
عبد الحکیم - باقی مهر ونشان شصت ٣٣٦ نفر دیگر .
بیعت نامه اهالی تاشقرغان
۸ رمضان ۱۳۴۷ .
بسم الله الرحمن الرحيم .
حمد و سپاس بیقیاس مر پادشاهی را سزاست که بنای طاق ورواق سبع سموات طباق
را بعمدای والسماء بینهما بایید و انا لموسعون بقدرت کامله خویش طرح بسته و افتراش بسیط
غبرا را بمقتضای والارض فرشتها فنعم الماهدون بحکمت شامله خود رنگ ریخته و عمارات وجود
دار الملک موجودات را بفحوای اذا اراد شیا ان یقول له کن فیکون از حظیض نیستی باوج
هستی رسانیده و ابواب احسان را بر وجوه بنی نوع انسان بمضمون صدق مشحون ولحم ما يدعون
مفتوح داشته که منتظمان کارگاه ملک صورت ولبا س مهندسان بنیان معموره جهان حکمت
اساس کیفر هگ عقل و دانش و اصحاب خرد و بینش اندر ادای شکر نعم او بلسان عجز گرائیده
بقصور خویش اعتراف نموده اند ما عاجزان پیرو وهم و خیال ناقص را چه یارا که بارای شکر
وثنای او زبان را نیم لا احصي ثناء عليك انت كما ثنيت على نفسك وصحف صلواء زاكيات
نثار روضه منوره فصاحت بیانی که منشور موفور رسالتش بطغرای غراي وانك لمن المرسلين
مشح وموشح است و مثال بمثال لازم الامتثال نبوتش بتوقيع وتفيع وما ارسلنک الا رحمة للعلمين
موقع و موضح عاليشانيک در بساط قاب قوسین او ادنی ممتاز ومخلعت والاي لولاك لما خلقت
الافلاک صاحب طراز عليه من الصلواء اتمها ومن التحيات اكملها وبرال عظام واصحاب -
- ۱۷۴ -
واجب الاکرام و اتباع با احترام او که مالکان صدق ویقین وهادیان شرع حضرت سید المرسلین اند
صلوه الله وسلامه علیهم اجمعین اما بعد بر جمله اهل اسلام وكافه امتیید خیرالانام واضح
ولائح است که نصب امام از ضروریات دین و واجبات شرع متین حضرت سید المرسلین است وبرهمه
مسلمانان واجــولازم است که شخص مسلم حر مفکر عاقل بلغ مالك تصرف در امور مسلمین وقادر بـــر
تنفيذ احکام وحفظ حدود دار اسلام وانصاف مظلم ازظالم باشد بامامت قائم ومنصوب دارند
که بواسطه وجود گرامی او تنفیذ احکام دین و رفع حاجات مسلمین مثل سد ثغور واقامت حدود
و تجهیز جیوش واخذ صدقات وقهر متغلبه ومتلصصه واقامت جمع واعياد و قطع منازعات واقعه
بین عباد وغير ها قیام وانجام گیرد بناءً علی هذا مایان اهالی تاشقرغان بل جمیع ترکستان
بجهت اجرای شرایط مسبوۀ قبلا دست بیعت واطاعت بامیر امان الله پادشاه سابق داده
بودیم چون امیر مسبوق الذکر اقوال وافعال خود را تغییر داده مقلد رفتار وکردار اهل کفره ـ
گردید کتب شرعيه ومسائل دينيه ومعتقدات یقینيه را ترك داده نظامنامه جديده وقوانین
غير مفيد ميل از شرع بعیده را اختراع کرده بروی کار اورد خود بدان عمل نمود ه حکام وعمال ـ
خودرا حکم داده که جبرا وکرها احکام انرا بالای رعایا اجرا بدارند علاوه بران علما وـ
سادات اکابر وافاضل دارالسلطنه کابل وسمت مشرقی وکوهستان در بیعت نامه خود تحریر ـ
داشته انیکه در ۴۲ فقره مسائل که مخالف شرع نبوی ومنافی طریقۀ مصطفوی بسوی کفر بود بمضمون
ایه کریمه و (من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون) امان الله را واجب العزل دانسته
فسخ مبایعت او را نموده مجددا دست بیعت بمجاهد فی سبیل الله خادم دین رسول الله
امیر حبیب الله دادیم وذات گرامی اورا پادشاه واولوالامر خودها دانسته واطاعت وانقیاد امروفرمان
اورا تبولد ار گردیدیم که نقل بیعت شان از نظر مایان گذشت و ما مردم اهالی تاشقرغان وقراو
مضافات ان نیز موافقت ومرافقت انهارا نموده باشاره (وقل جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل
کان زهوقا) بیعت امان الله را فسخ نموده اطاعت او را از ذمه خود ها دور کرده بشرایط
فوق الذكر بموجب (السلطان العادل ظل الله فی الارض من تمسك به نجا من اعترض عنه هلك)
دست بیعت واطاعت بامیرغیور شجاع دلیر رافع اعلاء کلمه الله وحامی دین رسول الله امیر حبیب
الله داد بمضمون ایه کریمه (واطيعوا الله واطيعوا الرسول واولالامر منکم) ذات شاهانه اورا بامامت
و امارت خودها قبولدار گردیدیم وجود مقدس او را پادشاه واولا رامر خود ها دانسته اطاعت حکم
ونفاذ فرمان اورا پذیر اشدیم وبجان ومال ونفس بخدمت او قیام واقدام داریم دوست اورا دوست
خود ها ودشمن اورا دشمن خود ها می شماریم واز خداوندکریم مسلت داریم که از لطف عمیم ایــن
پادشاه ترقی خواه دین ودولت را توفیق مدالت و هدایت نصیب گرداند تا بميامن عدل وشفقت
انصاف مراسم جور واعتساف را محو وناچیز نموده مبانی عدل وامانی را مرفوع ومشید دارد وارکان
دین قویم وقواعد شرع مستقیم را استوار گردانیده ابواب عدل واحسان را بر وی جهانیان
- ۱۷۴ -
کشاده ظل حمایت وعاطفت برمفارق سرگشتگان وادی نامرادی گستراند تا کافهء رعایا وقاطبهء بژند
برایا مرفہ الحال زندگانی نموده وجود فائض الوجود او را مغتنم انگارند واز خداوند کریم
بقای عمر وترقی دولت او را بصدق دل وخلوص نیت مسئلت داریم والدعا . ۸ رمضان ١٣٤٧
امضاء ات:
مهر قاضی محکمہ شرعیہ تاشقرقان ملاسکندر شاه خان - مهر مفتی محکمہ تاشقرقان -
داملا عرب مدرس- ملا تردی خطیب- ملا حمید اللہ مفتی محکمہ فضل صادق مجددی-
ملا شاه محمد محرر محکمہ امام الدین مدرس- محمد نبی - محمد نعیم - محمد شریف - ملا
عبد العزیز - ملا عبد الرحیم - ملا نعمت اللہ مدرس - سید جان پادشاه - عبد المجید - حاجی
سلطان قریه دار - بایجان کلانتر - ایشان میان جان - صوفی محمد کریم اقسقال - ملا با یجان
بای- عزیز بای- از نظامی : ملا گل جان - روزی قل - غلام حیدر - محمد قاسم - محمد الیاس
سلیمانقل - باقی امضا و مهر ۳۰۰۰ نفر دیگر علما ومشایخ ونظامی وغیره اهالی تاشقرقان .
بسم الله الرحمن الرحیم
بیعت نامه اهالی قریه زرغون شهر تعلقه لوگر د
اقرار واعتراف شرعی مینمائیم مایان اهالی قریه زرغون شهر تعلقه لوگر د اینکه:
قبلا امیرامان اللہ خان را بامارت وسلطنت خودها بیعت داده به پادشاهی خودها
قبول دار شده بودیم چون بقرار فتوای علماء دین حضرت سیدالمرسلین صلی اللہ علیہ والہ وسلم
مواضعات سمت مشرقی وشمالی وغیره وغیره بواسطه افعال واقوال های نامشروع اثر شرعا حکم -
عزل را برخود امان اللہ خان پیدا و نین اوکرد فلذا بران مردم سمت شمالی به سرکردگی و امارت
اعلیحضرت غازي امير حبيب الله خان خادم دین رسول اللہ (صلعم) بالا يثر غلبه اورده به برکت
دین نبی (ص) تسلیم تخت وسلطنت را از قبضه امیرامان اللہ خان گرفتند و مایان اهالی قریه مذکور
موطن لوگر د بیعت نامه هذا خود را بحضور مبارك تسلیم کردیم بلحاظ کہ امير حبيب الله خان
موصوف بدین حضرت رسول کریم (ص) وشایع گردانیدن دین از روی صدق و اخلاص صادقانہ بر
رضا ورغبت خودها پادشاهی امیر صاحب ممدوح را قبول دار می باشیم شرعا با امیر صاحب
موصوف بذریعهء مهر و دستخط و نشان شصتهای خود ذیلا امضاء کردیم هرگاه درثانی از -
امر امیر صاحب موصوف کہ مطابق شرع شریف باشد برخلاف اختیار و عدول نمائیم ملامت خدا و رسول
اکرم (ص) میباشیم وبر اقرار خود ها صادق هستیم فقط تحریر ۲۰ شعبان المعظم ١٣٤٧.
امضاء ات :
ملا فقیر محمد - ملا احسان اللہ - میرزا احمد خان - صالح محمد - سید شاه -
میرزا فضل احمد - عبد الغفور - غلام محمد امیر محمد عزیز اللہ باقی نشان و مهر و امضا ٦٠ نفر دیگر .
- ١٧٤ -
مسایل دینی
(١٤)
٧ - نگهداشتن جامه اوست از چکیدن اب مستعمل بران .
٨ - جمع کردن نیت زبان وقصد دل است .
٩ - بسم الله گفتن است در شستن هر اندام ومسح کردن هر اندام .
١٠ - خواندن دعا هائی است که از امامان دین نقل شده در شستن هر اندام .
١١ - درود و سلام خواندن است بر پیغمبر (ص) بعد از وضو (اللهم اجعلني من التوابين و اجعلني من المتطهرين)
١٢ - اشامیدن زیاده اب وضو است ایستاده یا نشسته .
١٣ - جستجو کردن است گوشهای چشم و شتالک ها وبشکه بالای پاشنه است کجی کف پا را تاکه خشک نماند .
١٤ - از اندازه وحد فرض شستن را زیاد کردن است در پیشانی بطرف سر و در دست بطرف بالای ارنج و در پای بطرف بالای شتالنگ .
١٥ - بدست چپ شستن پایها است و در زمستان تر کردن انها است پیش از شستن .
١٦ - خواندن سوره (انا انزلنا) است .
١٧ - خواندن دو رکعت نماز نفل است بعد از وضو اگر وقت مکروهه نباشد .
١٨ - خواندن کلمه شهادت است نزد شستن هر عضو .
١٩ - ابتدا کردن است از بالای طرف روی واز طرف سر انگشتان و پیش طرف سر .
٢٠ - روی بقبله نه نشستن وپشت ان الذنا کردن است در خلا وناشستن است بروی افتاب و مهتاب وپشت بانها جائز است .
٢١ - بدست چپ استنجا کردن است .
٢٢ - ترک کردن چیزی است که مکروه باشد در وضو .
فصل چهارم در مکروهات وضو
مکروه نزد اهل شرع ان است که از جانب صاحب شرع دران منع افقثه ثابت شده باشد بادلیکه معارض ان باشد وبنده به ترک ان خالصا لله تعالی جل شانه ثواب بیابد وبکردن ان عمل او ناقص می شود و خوف عتاب الهی جل شانه در فعل ان است وبحلال دانستن ان کفر نمیشود .
اب اندر دهان ودر بینی یکذچپ کراهیت بینی
اب بروی سخت تر کردن عورت خویش را نظر کردن
خوی در اب هشتن از عمدا سخن اندر مقام استنجاء
ور تو بینی براست افشانی در میان کراهیت ما قذنی
هرکه این شش کراهیت داند دایم اندر رفایت ماند
(شرح لغات)
- ١٧٥ -
(كراهيت) مكروه شدن وسخت تر كردن سخت زدن اب بر روي (عورت) مراد شرم گاه است
(خوي) اب دهن (هشتن) انداختن وگذاشتن (عمدا) بقصد ( مقام) جاي (ولخانبخاب)
رفاهيت) اسايش.
حل لغات ابيات
شش چيز در وضو مكروه است .
١- بد ست چپ اب در بيني ودهن كردن
٢- سخت زدن اب بر روي
٣- نظر كردن بشرم گاه خود
٤ - اب دهن در اب انداختن .
٥- سخن گفتن در جاي استنجا
٦- بد ست راست بيني افشاندن .
(فروع)
از جمله مكروهات وضو اسراف كردن است در وضو و ازجمله اسراف شستن اندامها است
زياد از سه بار بشرطيكه اعتقاد او باشد كه سنت زياد ، ازسه بار است وازجهت رفع وسواس زياد،
ازسه بار است ولله شستن انرا اسراف گفته نميشود وانك اندك شستن اندامها است وسه بار
مسح كردن سر اسراف بهاي جديد و وضو كردن است در موضع نجس كه در موضع نجس وضو نكند
قصدا اب وضو را در موضع نجس نيا ندازد اگرخود بقول اتفاق بخود اب وضو در موضع نجس برود
باكي نيست و وضو كردن است در مسجد مگر در ظرفی يا در جائيكه اماده برای وضو -
باشد وترك هر مستحب مكروه است .
باب دهم در بيان شكننده هاي وضو
انچه از پيش وپس عيان گردد اب دست ترا زيان گردد
مگر ان باد كان ز پيش بود كه وضو هم بجاي خويش بود
ريم وخون گر روان همي باشد تي كني پر دهان همي باشد
خواب تكيه زده وضو شكند تكيه برخواب هيچكس نكند
قهقهه درنماز و بي هوشی باز ديوانگی ومد هوشی
هركه راشد مباشرت فاحش نرج در فرج اير در بالش
( باقي دارد .
ـ ١٧٦ ـ
فتوحات اسلام (بیت المقدس)
(١١)
و موضوع مفتی را قصد کرد تا اینکه در ان جای بالارود و بطرف بیت المقدس نظر اندازد و در بین راه قومی از مسلمانان که جامه های دیباجی بطن خود داشتند که از غزوه یرموک انها را بدست اورده بودند و بطن خود پوشیده بودند با امیر المومنین عمر (رض) ملاقی شدند امیر المومنین (رض) حکم کرد اینکه بر سر ایشان خاک ریزد و ابهای دهان خود را در بالای شان اندازد و این چنین بود احوالات او تا اینکه در حوالی بیت المقدس رسیدند چون بطرف شهر نظر انداختند همگی الله اکبر گفتند و دعا کردند که خداوندا این شهر را باسان ترین وجهی بدست ما فتح گردانی و ما را از طرف خود یاری ومحکمی فرستی و نصرت دهی بعد ازان امیرالمومنین (رض) روی براه اورد تا اینکه تمام قبائل وصاحبان لواها بطرف اوروی اوردند واستقبال کردند و امیر المومنین عمر (رض) رفت تا اینکه در ان منزلی که جای امیر ابا عبیده (رض) بود فرود امدند و در انجا از برایشان خیمه موئین برپای کردند و امیر المومنین (رض) درمیان ان خیمه در بالای خاک ها به نشستند بعد از ان از جای برخاستند و چهار رکعت نماز ادا نمودند واقدی (رح) فرمود که در انوقت از مسلمانان ناله ها و فریاد های بلندی بالا شد وزبان های همگی شان به تکبیر و تحلیل گویا گردید ـ چنانکه همگی اهلی بیت المقدس اواز ناله وفریاد های شانرا شنودند در ین وقت قبطی ترک از ـ برای شان گفت که وای باد شما را قوم عرب را چه پیش امده که بدون از اینکه چیزی واقع شود خود بخود ناله ها و فریادها دارند و شما در بالای سور شهر بالا روید به بینید ـ انها را چهمیضامله واقدی (رح) فرمود که بعد از ان مردی از میان شان که زبان عرب را میدانست در بالای سور شهر بالا امده اواز کرد که ای قوم عرب ما را خبر دهید که چه نقل است که اینقدر فریاد و غوغا دارید ـ مسلمانان فرمودند که امیرالمومنین عمر(رض) که خلیفه بزرگ ما میباشد از مدینه پیغمبر ما (ص) به نزد ما قدم اوردند و این فریاد ها از سبب ـ خوشوقتی مسلمانان است .
راوی گفت که ان مرد بازگشت وقبطرک را خبر داد قبطرک در زمین قدم زدن گرفت وهیچ جواب نگفت چون فردا صبح شد و امیرالمومنین (رض) به همراه مسلمانان نماز را ادا ـ نمودند بعد ازان روی بطرف ابا عبیده (رض) اوردند وفرمودند که یا عامل بطرف قوم روی اور و انها را خبر ده که امیر ما امد بعد ازان ابا عبیده (رض) بطرف شان رفت واواز کرد که اهل بیت المقدس امیر بزرگ ما عمر(رض) امشما در باب وعده خود که همراه ما وعده کرده بودید چه می گوئید .
راوی گفت که انحا قبطرک خومرا ازین قضیه خبر داد قبطرک از میان کنیسه خود بیرون امد و جامه های درشت و شوخکین بطن او بود و تمام رهبانان و قسیسین واساقفه با وهمراه بودند
– ۱۷۷ –
و صلیب را که بجز از ایام عید بدیگر ایامی بیرون نمی اوردند بیرون اوردند و در مقدم روی او
گرفتند و خود بطالیق هم که والی شان بود بهمراه او روی براه اورد و از برای تبرک گفت که ای پدر
ما اگر چنانچه توان صاحبیتی (ر) شانرا میشنای خوبوالله هرگز درین شهر خونرا از برایشان
مفتوح نمی کنم و تو ما را بهمراه این گروه عرب واگذار شو که یا خوبانها را می گویم یا کشته –
میشوم تبرک از برای شان گفت که من این امر را خوب تحقیق میکنم بعد ازان تبرک بهمراه بطالیق
والی شهر در بالای سورامدند و خود بطالیق هم در یک جانب تبرک ایستاده شد و صلیب را در
مقدم رویشان گرفتند و انها را مقدم روی امیر ابا عبیده (رض) ایستاده شدند و اواز کردند :
که ای شیخ ستم کشنده چه میخواهی . امیر ابا عبیده (رض) عنه جوابداد که این شخص امیر المومنین
عمر (رض) خلیفه بزرگ است که بطرف شما امده و بغیر از وی خلیفهء دیگری نداریم حالا شما بطرف
او (رض) بیرون شوید وصلح وامان را بهمراه اوعقد کنید وبه تحت ذمهء او داخل شوید و –
جزیه را برضایمندی خود ادا نمائید . تبرک گفت که اگر ان امیر شما امده باشد که شما ازوی–
بالاتر امیر دیگری ندارید از برای او بگوئید که بطرف ما نزدیک اید که ما او را به نعت وصفت او –
می شناسیم و از بین شمایان همگی او را جدا میکنیم او را بگوئید که پیش اید و در برابر ما ایستاده –
شود تا اینکه مایان او را به بینیم اگر همان امیر شما نباشد که مایان صفات او را در انجیل دیده ایم
بعد درمیان ما وشما بجز مقاتله ومحاربه در چیزی نخواهد بود – راوی گفت که امیر ابا عبیده
(رض) بخدمت امیر المومنین عمر (رض) بازگشت و گفته تبرک را باو خبر داد وعمر (رض) قصد کرد
اینکه از جای برخیزد اصحابا وعرض نمود که یا امیر المومنین شما تنها بطرف شان میروید وبجز
یک مرقعهء خود دیگر هیچ از الات واسباب بخود همراه ندارید ومایان فقط خائفیم که مبادا از–
برای شما مکر وفریبی داشته باشند و از طرف شان از برای شما مشقتی عاید گردد درینوقت امیر
المومنین عمر (رض) این ایهء کریمه را قرائت نمودند ( قل لمن يصيبنا الا ماكتب الله هو مولينا
وعلی الله فليوتكل المومنين) بعد ازان امر کرد که اشتر شانرا حاضر اوردند و در بالای اشتر
خود سوارشدند و همان مرقعهء موحوفه بجان شان بوده دگر هیچ لباسی نداشتند و با قطوانی
را بسر خود پوشیده بودند و بغیر از ابا عبیده (رض) دیگر باوشان همراه نبود ابا عبیده
(رض) هم در مقدم رویشان قدم میزدند و رفتند تا اینکه بسوا شهر نزدیک رسیدند و دران جا
ایستاده شدند که الفة تبرك واطاليق دران برابر در بالای سور ایستاده بودند بعد ازان
ابا عبيده (رض) بهمراه شان بسخن گفتن شد و فرمود :
( باتی دارد )
( کابل مطبعهء سرکاری )
-۱۷۸ -
صفحه (۱) (جریده هفتگی حبیب الاسلام سال اول شماره ١٤) (نمره مسلسل ١٤)
واعتصموا بحبل الله جميعا وتفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه درافغانستان کابل افغانستان ـ نمره تلفون ٠
همه امور تحریریه و حسابیهبناماداره فرستادهشود .
ادارهدر انتشار و اصلاح مقالات وارد مختار است.
در هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.
اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود.
قیمت سالانه ششماهه
درداخل ٥ ـ افغانی ـ ٣ ـ افغانی
درخارج ١٥ شلنگ ۸ شلنگ
یک شماره (١٠ پول)
(تاریخ قمری ٢٧ ذیحجه الحرام ١٣٤٧) پنجشنبه (تاریخ شمسی ١٦ جوزا ١٣٠٨ هجری ٠)
صواب الکلام فی عقائد الاسلام
نبذه ازصفات ستودۀ رسول اکرم (ص) وقدسیت فرقان معظم
حضرت رسول مکرم ونبی محترم ما محمد (ص) بن عبد الله بن عبد المطلب قبل ازانکه
به تبشیر رسالت و تاسیس دیانت جلیله اسلامیه من طرف الله مبعوث میشدند چهل سال
حیات خود شانرا در میان قوم وعشیرت خویش گذشتاند در این مدت مدیده بصفات حمیده
همچو صدق وامانت معروف بودند بهمین صورت شناخته شده اند چنانچه از طرف قوم وعشیرت
شان معلوم است که بعنوان (محمد الامین) ملقب گردیده میباشند ماند حضرت فخر کائنات
درظرف این مدت بخواندن ونوشتن اشتغالی نفرموده وهکذا برای کسب معلومات از احوال ـ
هیئت اجتماعیه وخاصتا جهت اموختن کیف وکم شرائع امم واقوام قدیمه ومعارف قدیمه انها
یا اداره قوانین واحوال سیاسیه ممالک ایشان هیچگونه تتبعا ننموده وحتی با ارباب فن
قرائت وکتابت ونه با انها ئیکه از فنون محرره سائره قدیم وقوفی داشته اند ملاقی شده اند در
ظرف این چهل سال تایزمان بعثت ازطرف هیچ یک ذاتی هم نه مشاهده ونهروایتی شده ـ
است که دراثر ـ تشبثات بی منتهاب قرائت و کتابت و یا معارف دینیه امم و اقوام سالفه و یا خود معارف
دنیویه انها به تعلیم ویا متعلق با خصوصیات امور اداره وسیاسیه وهیئت اجتماعیه و امورات
۱۷۹
طرز حیات اوشانرا متلالی نمود وچیزی اموختهاشند ومانند اینهم دربین این مدعاثر
بصنعت فصاحتبلاغت طائفه عربیه نسبت به تعلیم وممارسه شان قولا وروایتا اشعارات ـ
وجود ندارد کهبا خطب ورسائل توغلی داشته باشند یا در مسابقتها با تلفظ بلغای قوم یا درعقد
محاوره با فصحایعرب تصدی فرمود مباشند والحاصل برای کسب این دوصنعت (فصاحت وبلاغت)
عربیه که در هر وقت وزمان بغایت بادعلم شریف گفته شده ومیشود هم وجود محمود احمدیه را
هیچ کسی ندیده است کهبنا بمصاحب ملکه شدن دراین مسئلهکمیاببستی کسب قوت نمود و
خود را بین البلغا وفصحا بدرجه قصوی رسانید کوشیده باشند ودیده نشدن ان از
طرف هیچ یکذاتی محقق ومصدق است در خلال این چهل سال نظر بقول صحیح وصریحی که
از قوم وعشیرت خود شان مروی است دمیر است که انحضرت (ص) جمیع علوم ومعارف دینیه امم و
اقوام قدیمه و اداره دنیویه ومعاملات اداره وسیاسیه واصول تعلیم وتعلم قرائت وکتابت را
دريك صورت برکمال کعگویا سراسرهمه انرا درمدارس ومكاتب منظما تحصیل فرمودهباشند دانسته
ومیدانستند دراینطور قدیکحال وعلم کافیه عموم نوع بشر را که از عرب وعجم یا لایقای ـ
ساکنند دردین مبین احمدیه (ی) خود بدعوت مامور وبهمین صورت در امور تبشیر رسالت
وخلق رابدعوت کرد ربدیانت جلیله ئیکه مامور تبلیغ ان بودند شروع فرمودند دراثنای قیام
ومباشرت باین دعوت بالکل ازثروت وقدرت مالی محروم بود ههکذا یکمعاونیکه درین راه ـ
برایشان معاونت نماید و یا ناصریکه در این دعوت از او نصرت امید شود وجود نداشت ـ
درهمچو یکوضعیت این حقائق را عموم تابعین وكليه اقوام وملل موجوده انزمان که باحوال
قدسی شان کسب وقوف کرده توانسته ومیتوانستند تصدیق کرده اند . حال وشان ذاتی نبی ـ
ذیشان مان (ص) درزمان چهل ساله شان درمیان قوم وعشیرت همان بود که معلوم است ـ
در این احوال دريك صورت انی وناگهانی با مباشرت نمودن بدعوی نبوت ورسالت من طرف الله
بكافه عباد ـ نی مرسل وباين دينيكه به تشريع ان مامور شده بودند بلا استثناء بكافه عباديك
دین حقه یکه تشریع شده است تبلیغ کردن ان ازجمله مقتضیاتر سالتشان بوده است ـ چونکه
فوز ونجاح دنیوی واُخروی را تکفل کرده ومیکردند هما نطوریکه ارسال شریعت احمدیه
(ص) بازمان انوقت متناسب بود همانطور بتمامی ازمنه که تا یوم القیامه امده وخواهد امدنیز متناسب
وموزون بود هومیباشد ومقدم بر این دین مبین هر انقدر شرایعیکه ازطرف حضرت انبیاء ورسل
-۱۸۰
کرام ما تقدم نسبت بزمان خود شارعن طرف الله تبلیغ و معمول گردید بود اکثر احکام ان
ادیان سماویه را نسخ و فسخ میکرد بناء علیه تابع بدین مبین احمدی (ص) شدن کافه
عباد را بامر حق خواسته مبادا عواخلاق قبیحه که فیما بین اقوام وملت ها از ابا واجداد
شان موروث مانده واز طرف شیطان تزئین داده شده به مصالح حیاتی ومماتی شان مضر واقع
بود تقبیح میفرمودند و زیاده تر شایان تقبیح عبادت بعبتها ـــ اتش، احجار ــ اشجار و
غیر موصرف نظر کردن عموم ملل واقوام را از این چیزها لازم ولابد دانسته با کمال رحم و شفقت
بامر واعلام شرع شریف خود میکوشیدند تنها حضرت واجب تعالی را باتوحید یاد فرمودن
واوتعالی را باصفا جلیله کمال متصف دانستن وهكذا ذات واجب الوجود را از کافه صفات
نقصان وزوال منزه مقید ه داشتن وحدانیت والوهیت و معبودیت مطلقا را تنها شایسته
ذات واجب الوجود دانستن ایفای وظایف شکر و محمدت را در مقابل نعم جلیله ربانیه نمودن
ودر حد ذات عنایع ایفای شکر و محمدت هم مالك ومراجع بخود مان بودن را تبلیغ و تبیین
میفرمودند باخضوع و خشوع در نماز استادن را موجب تعذیب نفوس و مستلزم وصلت به خلیق
بخالق واحد وسبب غفران تقصیرات اعلام وارشاد ووعید میدادند زیارت امکنه مبارکه را
توصیه فرمود ه وسائر امور دینیه را که جالب خیر و دافع ضرر است امر مینمودند ان جماهیر
كثيره كه دعوت فرمودن حضرت نبی اکرم (ص) را بدین مبین باین حرارت و فعالیت دیده و این
دعوی عظیم را بدایه ووهله میشنیدند بالطبع در حوصله خود جا داده نتوانسته متنفر
میگردیدند بدون از قبول کردن دعوت حضرت رسول مقبول را واطاعت نمودن با وامر و
تبلیغات شان دريك صورت شدیدی با ن ذات محمود در دماغهای خود کین وعداوت می ـ
پروریدند حتی اهل و اقرباء و احباء شان وجود ذیجود پیغمبر را ترك داده پیر وبرنا ــ
خورد وبزرگ و تمامشان در تکذیب ادعای واقعی انحضرت (ص) متفق ومتحد گردیدند احبا و
اودای قدیمه محب وعود تیکه قبل الدعوت نشان میدادند بخصومت و عداوت شدیدی تحویل
داده علنی بغض و عداوت خود را اظهار مینمودند . بعد از انکه عموم قریش وغیره مقابل با دعای
نبوت حضرت ختمی مرتبت از راه جهالت با جرای مخاصمات ومجادلات از حضور فخر كائنات
حجت و برهان طلبیدند طلب حجت وبرهان هم نه تنها بيك زبان و یکنوع بلکه هر قوم و
هر حزب حتی هر فردی از روسای اقوام موجوده برنگ وصورت های مختلفه که شاید باثبات ـ
-۱۸۱-
مدعا مستلزم عجز افتاده تواند یعنی به فهم واعتقاد خود دلایل وبراهینیکه حصول و
حدوث انرا خارج از امکان می پنداشتند می طلبیدند .
حضرت فخرالمرسلین (ص) متضمن برصدق دعوی خود مقابل با نانیکدلایل وبرهان
می خواستند یا قامه دلایل وبراهین مقنعه وساطعه کوشیده بسوال هریکی از انها با -
اخلاق بزرگ و چهره بشاش جوابهای مقنع اعطا میفرمودند . درضمن تائید وتصدیق دعوی
خود وادعای نبوت ورسالت بزرگترین وقاطع ترین حجج واضحه ودلایل قاطعه ئیکه
اظهار فرموده ومیفرمودند وزیاد تر شایان استناد وواجب الاعتماد بود عبارت ازقران
عظیم وفرقان حمید بود ماست که قرائت فرمود موکلا وا لمبودن و من طرف الله نازل شدن انرا
بیان میفرمودند وهمچنین درمقابل ان متکبران جهال میگفتند که این کلام الله بالذات -
رسول مرسل وبکافه بنی نوع بشر مبعوث شدن و در کافه تبلیغات خود صادق بودن مرا
مبین و شریعتی که نشر وتبلیغ ان هم از جانب حضرت واجب الوجود امرست تمام اینها را این
قران مجید موضح ومتکفل است وعلا وه نمود میگفتند : ای معشر قریش وای ذواتیکه با -
هاشمیت وقریشیت فخر کرده و در فصاحت ودرجه قصوای بلاغت خود مینازید مقابل به
کوتاه ترین یک جمله قرانیه که یک ایت ازین قران تسمیه شده ومیشود ایا هیچ یکی از شما
مانند ان یک حرفی هم ایراد و بیان کرده خواهید توانست ، وکدامیکه از شما صاحب لیاقت
واقتدار است انرا وفقد بالعموم شلرا دعوت مینمایم که اگر مطابق بران کدام کلمه
اظهار توانید دعوی نبوت من هیج است واگر موافق برا و از گفتن کلام عاجز بودید پس
بدرستی بدانید که این قران عظیم من عندالله نازل شده وکلام حق است وبایستی که باو
ونبوت من ایمان ارید وبرای شما بجز قبول ایمان راهیکه رستگار شوید غیرموجود است
( ناتمام )
میر محمد شریف خواجه
فتح قندهار
از تمرکز قوای عسکری امیر صاحب غازی در قلات شایعات سابقه ما بشما حالی
نموده باشد اینک درین ایا م مفرزه متعینه قلات بسر افسری جناب محترم یاور صاحب
- ۱۸۲ -
حضور ملوکانه قد بجمعیت یکصد هزار نفری اقوام سلیمان خیل وغیره رایات نصرت را بجانب قندهار شقه کشا نموده یک منزلی قندهار را فرودگاه خیمه قرار داد نمودند. در عین حال اهالی قندهار که قبلا راغب ومستمال بحکومت کابل شده مبنای ارسال بیعت نامه خودشانرا داشتند از قضیه مستحضر شده از خوف تلف جان و مال شان بارد و گاه امیر صاحب غازی پیام فرستاده ضمنا استرحام عدم ورود عسکر را در شهر بغرض عدم دست برد در جان و اموال شان نمودند که امیر صاحب موصوف تیلفونا مسئله را بحضور شاهانه در کابل معروض و استهداء نمود.
در اثر ان از حضور شاهانه یک هیئت بریاست جناب عبد القیوم خان نائب سالار و عضویت جناب فضائل انتساب حضرت بزرگ جان وغیره بانطرف اعزام شد تا بصورت اصلاح کارانه مسائل را فیصله نمایند اما با وجود ان علی احمد خان والی سابق که با حال فلاکت و ادبار قبلا از مشرقی براه هند بقندهار فرار شده و هنوز هم افکار فاسد کاخ دماغ او را متخلل ساخته از شاه راه اسلامیت منحرفش نموده بود در اینوقت باز بمقابله ومدافعه عسکر غیور ما پرداخته وشهر را بمحاصره انداخته ابواب انرا مسدود ودرمقام مبارزه – ایستادگی نمود.
هرچند بعضی اشخاص متدین وخیراندیش قندهار او را بافعال نامشروعش ملتفت کرده مانع گردید مسودی نبخشید بلکه بالعوض چندی ازان هدف گلوله قصد ظالمانه اوگشتند با ان از فضل الهی عسکر غیور ما باکمال تهور بمقابله ومحاصره شهر صرف همت نموده بعد از انحصار سه شبانه روز شهر را فتح وان خائن را باسلامیت را دستگیر کردند وتمام اهالی قندهار را بقرار اوامر خداوندی امان دادند که تماما مثل اهالی کابل به تجارت وزراعت وپیشه های خود مصروف ومیک جوش وخروش فوق العاده ومحبت – اسلامیت کارانه تحت قیاد تحکومت عادلانه صرف اوقات می نمایند.
بعد تسلیم نمودن اهالی وگرفتاری علی احمد خان والی سراغ سرغیور وعسکر – جسور ما از محبت و اطاعتی که بپادشاه مهر دل عزیز خود دارند از شعاد عباد ران عسکری
-۱۸۳-
خود که از دستعلی احمد خان مذکور واقع خود را موجب قتل شان قرار داده بود صرف نظر نموده خود او را تحت الحفظ در کابل فرستادند که روز دوشنبه ۲۵ ذی الحجه مطابق ۱۳ جوزا وارد مرکز شد ما جریات امور درباره او که از حضور پادشاهی شرفصدور مییابد - ثانی ذریعه جریده حبیب الاسلام بشما اطلاع داده خواهد شد. انشا الله تعالی.
اطاعت اولی الامر
(۷)
راجع با طاعت اولی الامر رفتار مجتھدین بر حضرت سید المرسلین:
حضرت امام ھمام اعظم ومقتدای عالم امام (ابوحنیفه کوفی (رح) که مجتھد مطلق میباشند ومایان تابع مذهب ومقلد احکام فقھیه شان میباشیم ولادت با سعادت شان در سنه ۸۰ ھجری ووفات حسرت ایاتشان در سنه ۱۵۰ هجری قدسی است. انحضرت معاصر خلیفه ابو جعفر منصور دوانیقی (خلیفه دوم از خلفای عباسی) بود ماند چون علم وتقوی وزهد و فقاھت حضرت امام اعظم شھرت یافت (خلیفه ابو جعفر منصور) اراده نمود که منصب قضای ممالک اسلامیه را بحضرت امام مفوض دارد ازان رو حضرت امام را بحضور خود طلبیده امر نمود که منصب مذکور را قبول نماید حضرت امام چون از حظوظ نفسانی کاملا در گذشته بود واشتغال ومناصب را مخل ادای عبادات وطاعات میدانستند بنابران در حضور خلیفه از منصب قضا استعفا نمودند واز مجلس خلیفه مرخص شدند ـ چون همواره نفری زیادی برای حل مسایل دینیه بحضور امام حاضر میشدند مخالفین وحاسدین حضرت امام بسمع خلیفه رسانیدند که امام ابوحنیفه (رح) منصب قضا را قبول نکرد واز منصب و مرحمت پادشاه ابا نمود مگر در خانه خود مردمان را باحکام ومسایل فتوا میدھد (خلیفه ابوجعفر منصور) ازین امر رنجید ه امر نمود که (ابولیلی) که عالم فقیه و معاصر حضرت امام بود بمنصب قضای ممالک مقرر گردد و حضرت امام ابوحنیفه (رح) بالکل از فتوا موقوف باشد حضرت امام اعظم رحمه الله بعد از صدور این امر خلیفه در راقه بر خود بسته ومردمان چون ـ بدر سرای برای حل مسایل حاضر میشدند همه را نزد ابولیلی که بدرجه تلمیذ حضرت امام بود ودرعلم وعمل با حضرت امام مساوات نداشته مبل مر خلیفه ارسال مینمود وھيچ مسئله را ـ
- ١٨٤ -
جواب نمیفرمود تا اینکه شبی دختر حضرت امام که نهایت قدرمند و پسندیده حضرت امام
بود برای ادای نماز تهجد در نصف شب درخوا ست بعد از تکمیل وضو دندانهارکش ـــ
قدری خون شد * چون لعاب دهن را ملاحظه نمود بسبب قلت تغیر رنگ لعاب دهن در
نقا ض وضوی خود مشتبه گردید در همان نصف شب این بدر منیر بحضور حضرت پدر بزرگوار
خود حاضر شد وکیفیت واقعه را معروض داشت و حل این مسئله را از حضرت امام درخوا ست
نمود حضرت اما م کدرینوق تشریف باد ای نماز تهجد مصروف بود ند بنظر عطوفت پدرانه
دختر عفیفه عابده صالحه خود را منظور فرمود وگریه زیاد ی نمود ند وازدختر خود درــ
حل سوال شان عذر خواستند و بوقت تمام فرمودند که جگر پاره من . خلیفه زمان مرا از
فتوا منع فرمود محل سوال ترا بیان نمود نمیتوانم از قاضی ابی لیلی که قاضی مملکت و منصوب
خلیفه وقت است حل مطلب خود را بنمائید ازین جوا ب اصواب تحسر انشا ب دختر صالحه
عفیفه اش نیز بگریید را فتاد ودر دل شب این چراغ و ستاره دین با هم گریه زیاد نمودند ـــ حضرت
امام فرمودند که چون لیاقت منصب قضا را در خود ندیدم در حضور خلیفه ازان استعفا کرد م
امادر نیم شب درباب حل سوال جگر پاره خود برخلاف امر خلیفه فتوا داده نمیتوانم.
نقل از جریده شریفه الایمان
( منطبعه قلعه با بری سمت مشرقی )
که از اثر خامه عالم فاضل محترم مولوی محمد ابراهیم خان کاموی
عرض وجود کرده است .
بسم الله الرحمن الرحیم
نحمده ونستعینه ونستغفره ونو من به ونتوکل علیه ونعوذ با لله من شرور انفسنا ومن
سیئات اعمالنا من یهدی الله فلا مضل له ومن یضلله فلا هادی له ونصلی علی رسوله صاحب الشفاعه
وعلی اله واصحابه هم خیر البریه .
( تمهید )
اما بعد میگوید نگارنده این اورا ق که چون درین ایام فتن از تراکم ابرهای معوضانه
سرتاسر هوا تار وتاریك شد ه تبلیغ امور شرعیه برای تا مین خیالات عامه و تحفظ عقائد اسلامیه
از حتمیات وواجبات وقتی است بنا بران هر فرد اسلامی بموجب ایه شریفه ( ولتکن منکم امته ـــ
- ۱۸۰ -
یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون ) تبلیغ را —
فریضه ذمه خود شناخته بعموم برادران اسلامی خود تفهیم وابلاغ نماید مخصوصا حزب
عالی علمای علاقمقدر صفتشان ( علماء امتی کانبیاء بنی اسرائیل ) فرموده شده وظیفه
اولین شان شناخته میشود تا بران مسلمانان تبلیغ اوامر شرعیه جهت عمل واظهار مناهی
قلقه سیئه جهت ترک نمودن البته مسلمانان درصورت ایتان بحسنات نائل ثواب وسیئات
نائل بعقاب بلکه مرجع عقاب خواهد گردید ازانجا که این بنده عاجز نیز در زمره علماء بشمار
محسوب میشود اگرچه دارای حصه قلیله ونصیبه متداوله از علم برد ما ما بنابر پیشنهادات
فوق مسئله تبلیغ را مقصد اصلی وفرض قلبی قرارداد میان امربارك بمعاونت روسای محلی
سرخرود مشرقی اقدام نمود ه تا در موصوفین( ولینذروا قومهم ) بشمار رود .
چون برهمه افراد مسلمانان ظاهر است که درین زمانه اخیر هرعالم نمیتواند که در میدان
وعظ وعظ نصیحت و در هر مسجد جامع ومنبر بالا شده اظهار حقرا بکند درین رسیدگی
بنده ضعیف نا ممکن بلکه در بعضی اوقات مضر و مهلك ثابت شد مبرا بپیشرفت این غرض مقدسی
وخدمت بزرگ شرواشاعه يك جریده که هم ما بوهم ازاد باشد لازم دید مخدما ت روحانی و
قلمی او که اند راج مسایل موجب ه اتحاد واتفاق وفوائد ان که مدار ترقیا ت عالم دنیا و احتراز از
نفاق وشقاق که مناط تنزلات وانحطاط جامعه ها میباشد فعلا بذمه خود گرفته بهر هفته
دو بار این اخبار که محتوی بر مقاصد شرعی وتفهیم مسایل ایمانی باشد بنام جریده ( الایمان )
نشر واشاعمیدارد تا عامه مسلمانان قریب و بعید یکسان مستفید وبهرہ ور شوند .
البته برعموم برادران ظاهر ومبرهن است که مصارف طباعتيک معاونت عمومی را بکار
دارد بفحوای ایه کریمه(تعاونوا علی البر والتقوی ) شایقین خواندن وشنیدن مسایط ذهبی
واحکام ایمانی در اعانه خیریه این امر شرفاقدام وشرکت خواهند نمود .
علاوه بران پوشیده نیست که سخن های مختلف در هرجا وهر مقام صبح وشام شنیده
میشود که اکثریه ان بی اساس و بی حقیقت بودہ قابل تصدیق نی بلکه اکثریه شان پروپاگند —
دشمنان دین ووطن بوده که در اختلاف وافتراق جامعه اسلامی تخم افراء نفسانی ومقاصد
شیطانی خود را میکارند وازین خبر های دروغ وفضولی که شنید همیشود خیالات اهالی اخلال
واضطراب می یابد برای جلوگیری این پروپاگند ها بهر نشر واشاعه شماره جریده خبرهای—
-١٨٦-
تازه وموثوق ومحقق يك حصه ٣ اخبار خود را بشر طعدم وجود مانع تزئین و روشنی بخش انظار و
افکار قارئین محترم خواهیم نمود چون هر فرد انسان ملازم سهو و نسیان بود ما زا وباب بصیره
معانی خطا و قصور خود را خواستگارم. (باقی دارد).
نقل از جریده نهضت الحبیب
که از اثر مجاهدت اقای محمد بشیر خان در خان اباد
تازه بر در وجود نموده. (٦ ذی الحجه الحرام)
الحمد لله الذی جعل نهضت الحبیب مفرحا للقلوب بل و ذریحتا لاحیاء شریعت
المحبوب:
خدا کشتی انجا که خواهد برد اگر نا خدا جامه بر تن درد
کلید قدر نیست در دست کس توانای مطلق خدا هست وبس
(انا نحن نزلنا الذکر وانا له الحافظون)
پرده عبرت:
دیده عبرت کشا قدرت حق را ببین قارئین کرام روزهای دید میشد که علما برغم
سادات برالم - سلطانان حیران - مؤمنان پریشان - اربا بوطن به تشویش - وکلا مشوش به
محفل نشسته پر از یاءس وحرمان - خوانین خوار زار - حضرات ابتر وفرار - استبداد مالا
یطلق بر روی کار - پرده ناموس شرفا و اعزه لوچ رو بروی بازار چیست.
دربار زنان. چه شد خریدار.
مهوشان.
چه میکند.
میگوید ترقی - ترقی بچه رو - کشف عورتان. یعنی چه.
رولچی زنان. از چه بحث است.
از دختران پسرشان سفر قدسان بدرشان خلس خلاصه نصیحت علماء فضول پند
سادات ناقبول هدر دادن جد ارنجه و دستار بخدا دله ارباب حل وعقد در اختناق صادقان
ملت خناق کار کردگان با تجر به بر طرف. نوچند کان نو دید منا از مود مصاحب کار - قوام شرع
-۱۸۷-
دست خوش - فقیها سر مستی مدار- ناصحا ریدل از ار- این همه از بهر چه.
از برای متابعت هوا تنعم خواهی بیجا تصور بی معنی لاف بطان همرنگی .
به که.
بعاریا ، بچه تقلید . بفرنگها . خدایا چکنیم . دعا ها درخواستها چه
خواهد شد ماجرا ها تدبیرها تقدیرها زیرا زبان ناطقه بمستدل فائقه شکسته .
ربا حليما كريما غفورا .
ما بی حمائگان را بجز دست دعا چه مانده. شبها روزها غریبها فریادها ناله ها
جمعیت بنداران پراگند. افراد شریعت مداران خیلی خنده بهر تقدیر مرا گریه کردن -
ضروریست.
واقف:
اگر غیر خندید خندید باشد .
درین اثنا که بگرداپ با سرگرفتاری ماست وعصای شقیقه بغپدلوهای کاری ماروز بروز -
احکام فراعنه برونگار وتسلی عاجزان وبی چاره گان همان قرار بوعده های مخبر صادق و -
حمایت غیبی پروردگار.
شهر خالی است ز عشاق مگر گز طرفی - دستی از غیب برون اید وکاری بکند
درین اثنا چمیشود که حضرات وعلما وسادات وغیره معتبرین خوانین شرع بین
پیروان دین نیز خدا دارند که از خود خفیه خفیه حزب ها وفریقه ها دسته ها جمعیت ها
ساخته اند بعرسو تکاپو میشوند و بعضی ایشان از طرفی حریفان بد خواهان کوته اندیشان
را اضطراب اورد. هر چند حریف بزو پیروز خود خود را مقدیر می بیند مگر از سوته حافظان
راه دین بی خبر و از فتوا دادن شان به تکفیر جقه جماعه قدیر بی اثر میمانند که درین اثنا
قوم خواهشمند جهاد در خواست از هادیان راه صلاح وسداد وخواهش از پیروان -
صاحب ارشاد میگیرند که بما سری مینماید و سروری میشاید ( خداوندا درین بین قصه
ملك طالوت را بیادمان که بقارئین گرام در مابعد می اید ) که حب یسبا الله خان و سید حسین
یکشف دیده شد و از کرامت املاحظه شد بتعبیرها برامد که ازین دو سربازان غیور بوی
خدمت خلت صدای خدمت شریعت و برهمی خلال و بدعت اید .
کلید گنج سعاد قبول اهل دل است.
مباد کز کدرین نکته شک و ریب کنند
-١٨٨-
كه يك نهضت فوق العاده شروع شرقیان وطندرد خوامر و بودند که ناگاه شمالیها ن
بمرکز قریب وقت فرصت از دست داده اولاد دهم ثال طاغوتی را علم بردار گرفته اولا بیاری خداوند ی
بکابل جنت تقابل احیای فرايض عظيمه عماردین نمودن بها الجنه جناب حبيب الله خان گرچه
سمت مال نداشته برگزیده علما وحضرات كبار وسادات عظا مو فضلا و شرفا و خوانین وملکان بوده
بعلم حربی ما هرتر از سپهبد عصری و زمان ودر جسم شرعی بسط فضلی دارد بامارت برگزیدند
ودرعطای دست بیعت با و اند کی تامل نکرد پشاهی افغانستان اعلان نمودند .
مرا برند ی وعشق از فضولی عیب کند — که اعترا ض بر اسرار علم غیب کند
برادران عزیزم :
والله يوتی ملکه من يشاء والله واسع عليم .
ارباب لجا ج را از هرجا نب كم باشد برای تسلی شان از ماه ما رهتر كردن دلائل قدرتی قدر
است بخوانند کتابهای قرار را كه خداوند غیب دان بملائکه در باب خلیفه زمین استشاره نموده
که من خلیفه گرداندنی میباشم فرشتگان بحث اوردند که آیا کسی را که خون ریزانند و فساد میکنند
وحال انکه تسبیح و تقد یسر توکنیم چه جواب یافتند (خداوند کریم فرمودند که من دانا ترم
بانچه شما نمیدانید) چون از بناء خبير بصير بالاخره واقفواز خدمت ادم (ع) بال حاصل دانسته
میشوند همین میگوئیم که میگویند :
( سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العليم الحكيم ) .
بیعت های ولایا ت وملحقات ان
(١)
بيعت نامه اهالی خنجان علاقه قطغن
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين والعاقبة للمتقين والصلواه والسلام علی خیر خلقه محمد واله
واصحابه اجمعين .
چون در این اوان دولت توامان سعادت اقتران تاج شاهی سلطنت کابل و اطراف و نواحی
ان بحماية وعناية حضرت الهی بمدد کاری دین متین جناب رسالتپناهی (ص) برای شهر یار
۱۸۹
عدالت شعار بهادر شجاع امیر حبیب الله خان ارزانی گردید چوشته سلطنت و حکمرانی
از سیب زوال دولت که انقضای عالم منظور است از قید قدرت امیر امان الله خان انحراف و
انصراف نمود بودر قبضه قدرت این پادشاه ظفر پناه امد مواکنون جناب موصوف در سریر ـ
حکمرانی و کامرانی دار السلطنه کابل متمکن شد مواز قدوم میمنت لزوم این پادشاه عدالت پناه
جمله اصناف واکناف حوالی کابل وسمت شمالی در تحت تصرف وانقیاد وفرمان برداری او از دل
وجان گرانند . و این شاه کامگار شجاع بادر از فرط مرحمت والطاف از ظااطراف واکناف وجمله
رعایا وبرایای مملکت محروسه افغانستان خط ارشاد وبیعت چنانکه ادای وقواعد سلاطین ـ
ماضیه ملک مرسوم کل شاهان است خواسته نموده و این خبر خیریت اثر بسمع ما رعایا وعلایقه ـ
خنجان کمیکی ازعلاقه قطغن است رسید ما اهالی تماما ازعلما وسادات وحکام ومعتبرین و
موسفیدان انگشت قبول ندیده رضانهاد موسر اطاعت وارادت درتحت امر وفرمان وگردن رضا
ومنقاد دررسن انقیاد اوازدل وجان ورضا ورغبت بسته گردانیدیم وبحکم این ایه کریمه شریفه
(اطيعوا الله وأطيعوا الرسول واولوا الامر منكم ) فرمان برداری و اطاعت پادشاه مسلمین که
بموجب شریعت حصر سیدالمرسلین (ص) باشد برهمه مسلمانان از خاهر وعام واجب ولازم وهمچو
فرض عین است چنانچه اگر شخصی سر از اطاعت پادشاه وقبعه بپیچد متمرد وباغی وواجب القتل
است پس ما رعایا فرمان برداری این پادشاه رابدل وجان قبولدار گردیده سجده شکرانه
بدرگاه خالق یگانه اوردیم چون سلطنت و حقوق حکمرانی باراده حضرت الهی جل شانه از
تصرف امیر امان الله خان دور شد والحمد لله والمنة که در تحت تصرف این پادشاه دیندار و
دوستدار شرع انور ورعیت پرور درامده که ملک مذکور ازفتنه وفساد دور وبراحت وارامی ـ
نزدیک خواهد بود برسرخادمان نیک نهاد سایه دولتت مخلد باد ـ وهمیشه دست
دعا بدرگاه قاضی الحاجات براورده است ها مینمائیم که الهی بحق شرع حضرت رسالت پناهی ـ
سایه دولت و حکمرانی این پادشاه شجاع بهادر را از سرما رعایا کم وکوتاه نگرداند
سایه ات کم مباد ازسرما ـ خلد الله ملکم ابدا ـ واین عریضه بصیغه بیعت نامه وقبولداری
ومبارکبادی شاها نمیمواهبر ودست خط مایان علما وسادات وحکام ومعتبرین وموسفیدان و
غیرهرعایا وبرایای علاقه خنجان بطریق ارمغان بحضور مبارک معروض ومقترح باد ـ برسلیمان
مورچه هارا ارمغان شد موریا ـ امضاء :
- ۱۹۰ -
عبد الله ـ عبد الروف ـ خالقداد ـ جبل السراجی ـ ساکن خنجان
محمد یوسف ـ برهان الدین ـ دلاور ـ عبد الواحد ـ نوراحمد ـ با بقای باقی امضا و
مهر ۳۰۰ نفر دیگر.
بیعت نامه اهالی تالقان علاقه قطغن
۱۴ دلو.
اقرار واظهار ماعلما ومشایخین وسادات ومامورین ووکلا وغیره اهالی حکومت تالقان
اینکه :
بقرار قطعه حکمنامه مورخه ۱۸ شعبان فضایل همراه مولوی محمد میرزا خان مدرس ـ
مدرسه ولایت خان اباد در خصوص بیعت نامه محی الدین امیر حبیب الله خان اسمی فضایل
همراه مولوی ملا محمد داود خان مدرس درین حکومتعایا ن رسید همه حضورما اهالی قرائت
گردید عموما دانسته گردید مایم علما ومشایخین وغیر رعایای دولت عموما همگی پادشاهی
محی الدین امیر حبیب الله خان را بپیروی دین مبین حضرت سید المرسلین اراسته است ـ
قبولدار گردید هبیعت هذارا رضاء وطوعا دادمایم وازین روشنی دین مبین خودها ما ملت
اسلامی بسیار خورسند گردیده در حق پادشاه اسلام دعای خیر نمود متابعت اولی الامری را
بسم الله الرحمن الرحیم بحکم این ایه کریمه ( اطیعو الله اطیعو الرسول واولی الامر منکم) دیگر
بحکم این حدیث رسول الله (ص) من لم یعرف امام زمانه واذامات مات جاهلاً . قبول
داریم و از حضرت خداوند جل علی شانه همه وقت ترقی دین مبین حضرت سید المرسلین وعزت ان
پادشاه جوان بخت خود را توقع داریم. فقط امضاء اثومواهیر:
مولوی محمد داود مدرس مدرسه تالقان ـ محمد حسن حاکم تالقان ـ عبد العزیز خطیب تالقان
عبد الحکیم جلال ابادی حاجی ملا زین الدین ـ ملا صاحب نظر ـ ملا عبد الغنی ـ ملا
عبد الواحد ـ میرزا نورالدین ـ ایشان محمد سلیم ـ ملا عبد الله ـ جمال الدین. باقتیسی
امضا ومهر ونشان انگشت ۱۲۲۵ نفر دیگر.
بیعت نامه اهالی چال واشکمش
۲۶ شعبان.
سلا يعلى من الشيخ المجدى
تادل های شب یعنی کواکب وصحن سپهر زمردین باشد ونسرین صبح هر روزه ازافق
- ۱۹۱ -
فیض گستری رایحه بخش مشام جهانیان است همواره گلزار بی خس وخار مروج خلافت و
نامداری وزهرهء برج معدلت وکامگاری بطریق دوام علی الدوام باد برب العباد .
اما بعد اینکه این بیعت نامه من جانب مایان علما وسادات و وکلا وموسفیدان و -
جميع رعایا رجال واشکمش بحضور پرنور معدلت دستور شهریار غیور غازی امیر حبیب الله
خان تقدیم نموده از درگاه حضرت مجیب الدعوات استدعا داریم که همواره ان پادشاه اسلام
پناه را درجادهء مسلك شرع شریف نبوی (ص) مقیم ومستقیم داشته باشد . بحق نبی وآله الا
مجاد . امضاءات ومواهير :
ملا عبد الرحمن ـ عبد القادر ـ مولوی عبد الاحد ـ ملا عبد الخالق ـ غلام حيدر وكيل
حاجی غلام قادر ـ ملا محمد کریم ارباب قربان علی ـ ارباب عیدی ـ با قی نشان انگشت و
مهر وا مضا ٨٥ نفر دیگر .
بیعت نامه اهالی نهرین قطغن .
۱۷ شعبان .
بحضور خادم دین رسول الله امیر صاحب حبیب الله خان پادشاه اسلام پناه عرض نفری
علاقهء داری حصهء اول نهرین قطغن چنان است که شکر فضل ومرحمت خداوند تعالی بود
که پادشاهی اسلام را برای خود میسر ومرزوق گردانید وخداوند تعالی مبارک شما گرداند وتحت
وبخت شما را خداوند تعالی برفراز ومستقیم گرداند خداوند تعالی شما را ازسرما مردم رعیت
مذکور کم وکوتاه نگرداند ومدام بر سریر عظمت وکامرانی بر قرار داشته باشد چند قطعه
بیعت نامه بحضورتان مرسول نموده اگر قبولی یابد عنایات ظاهر خواهد بود ومان مردم -
محال مذکور از نزد شما بسیار رضامند وخورسند میباشیم خداوند تعالی وجناب رسول مقبول
از نزد شما رضامند وخرسند بود میباشد باقی با عزت و نیکنام دارین بود میباشید .
سید محمد وکیل علاقه داری ـ خان محمد بای ـ نور محمد بای ـ عیدی نظر بای ـ قلابردی بای ـ
شیر الدیر بای با قی نشان انگشت ومهر وامضای ٤١٢ نفر دیگر .
مسایل دیــــنی
(١٣)
شرح لغات :
- ۱۹۲ -
( عیان ) ظاهر ) ( زیان ) نقصان ( کان ) که ان ( بجای خون بود ) یعنی نمیشکند
( تکیه بر خواب هیچ کس نکند ) اعتماد بر ان نکند کجا حتمال دارد که ازوی چیزی خارج شده
باشد واو ندانسته باشد ( قهقهه ) خندهء که خود شخص و شخص قریب او بشنود ( مدهوشی )
مستی ( مباشرت فاحش ) انکه زن و مرد برهنه باشد و عضو مخصوص هر دوی ایشان
باهم ماس کنند ( فرج ) راه پیش انسان ( (ایر ) اندام مخصوص مرد ( بالش ) افزا يش مرد و
انتشار التاست .
حاصل ابیات
۹-۹ چیز شکنندهء وضو است اول چیزیکه از راه پس و پیش انسان ظاهر شود مانند بول و
غایط و باد وکرم وسنگ ریزه و باد یکه از راه پیش باشد وضو با ن نمی شکند مگر زن مقضات
اگر باد از طرف پیش او براید وضوء قضا او می شکند ومقضات زنی است که هر دو راه پس وپیش
او یکی شده باشد . دوم ریم و خونیکه روان وجاری باشد پس بمجرد ظاهر شدن ان —
بدون جریان ان وضو نمی شکند — سوم قی که بمیرود هان باشد و پر د هان ان است کـــه
ضبط ان را نتواند مگر به تکلف درین حکم فرق نیست که ان قی صفرا باشد یا سودا ئیکه مانند
خون بسته است یا طعام و یا بی که بمعده رسیده باشد اگرچه در ان تقرر نگرفته باشد واگر از حد
گلو باز امد شکنندهء نیست واگر اند ک اند ک قی کرد که تنها بمپری دهن نمیرسد و
اگر یکجا میشد بمپری دهن میرسید دیده شود اگر سببان جوش معده است یکی بود که می شکند
واگر سببان یکی نبود نمیشکند . چهارم خوابی است که تکیه زده باشد بر چیزیکه اگر ان چیز
ازوی دور شود بر زمین بیفتد واگربريك سرين ويا پهلو و یا بریشت خواب شده باشد نیز —
می شکند پنجم خندهء قهقههء بالغ و بیدار د رحال نماز خواندن که ان نماز رکوع وسجده
داشته باشد واگر یکی ازین چیزها نبود وقه قهه کرد وضو او نمی شکند — ششم بیهوشی است.
هفتم دیوانگی — هشتم مستی استکه در رفتار او حرکت مخالف پیدا شود و این سه شکنندهء وضو اند
بهر هیئتی وبهرحالتی که باشد — نهم مباشرت فاحشه استکه در مابین دوشخص که صاحب
اشتها باشند اگرچه بدون ظهورتری باشد اگرچه مابین دوزن و یا دو مرد باشد پس وضو
هرد و کسیکه با هم مباشرت کرده اند می شکند ولیکن بدون انتشار الت وضوء مرد نمی شکند .
- ۱۹۳ -
فروع :
از جمله شکننده های وضو خون رقیق است که بسته نباشد خواه از شکم بالا ـ
شده باشد خواه ازدهن برآمده باشد و بآب دهن یکجا شده وبراب دهن غالب
یا برابر باشد وعلامه غالب شدن خون بر اب دهن ان است که رنگ اب دهن سرخ
گردد واگر خون از اب دهن اندک باشد نمی شکند ومکیدن ۱ زلو یعنی جوک وکنه است واگر
بزرگ باشند واز خون پر شوند واگر زلو وکنه كوچك باشند واز خون پر نشده باشند وضو
را نمی شکند . ( باقیدارد )
فتوحات اسلام فتح بیت المقدس
(۱۲)
که یا اهل بیت المقدس این امیرالمومنین عمر (رض) خلیفه بزرگ ماست . تبرک چشم
های خودرا بمالید وبطرف امیر المومنین عمر نظر التفات انداخت بعد ازان بآواز بلندى ندا
کرد که الله اکبر این همان كسی است که ما صفات او را در کتابهای خود دیده ایم واین
شخص همان کسی است که لا محاله تمام بلاد ما بدست او فتح میشود بعد روى بطرف اهل
بیت المقدس قداورده گفت وای باد شما را زود فرودائید وعهد صلح را بعمرای اوعقـد
کنید وبه تحت ذمه او داخل شوید بخدای تقدس وتعالى جل شانه قسم که صاحب محمد
(صلعم) بن عبدالله متفق همین شخص است .
واقدی رحمت الله تعالى علیه فرموده که چون اهل بیت المقدس این گفته تبرك راشنیدند
و ازحصار داری هم بتنگ آمده بودند بشتاب از سور های شهر فرود امدند ودرب های
شهر خودرا مفتوح کردند وبخدمت امیرالمومنین عمر (رض) امدند وطالب عهد ومیثاق و
صلح شدند وجزیه را بر ذمه خود گرفتند چون امیر المومنین (رض) دران حالت بطرف
شان نظر انداخت خدای متعال جل شانه را عاجزی وتواضع نمود وفربالای اشتر خود ـ
خدای تعالی جل شانه را سجده شکر بجای اورده بعد ازان بطرف شان فرود آمد و ـ
فرمود که بطرف شهر خود باز گردید که از برای شما صلح وامان و به تحت ذمه ما داخل
شدید که شمارا بادای جزیه مقرر نمودیم .
راوی گفت که همه قوم بطرف شهر باز گشتند وقتلاً دروازه های شهر خودرا هم بسته
نکردند وامیر المومنین (رض) هم بطرف لشکر خود یازامد وبران شب ارام گرفتند چون
فردا شد امیرالمومنین ازجای برخواستند وداخل شهر شدند وان روز یوم دوشنبه بود وتا
یوم جمعه بشهر قرار گرفتند ومسجدی را درقسمت جانب شرقی شهر خط کشیدند ومسجد ـ
دران موضع بونکه الان موجود است وخود امیر المومنین عمر (رض) مقدم شده ونماز جمعه
را درانجام ادا کردند بعد ازان اهل روم عزم کردندکه مسلمانان را مکر وفریب دهند ـ
ابو عبیده که مسلمانان را در یرموک حیله آموخته بود چنانچه اکثر اهل روم از تاثیر حیله
١٩٤
او هلاك شدند درین ایام بحمراه اهل و اموال خود در بیت المقدس امده بود اهل
بیت المقدس از براي او گفتند که چه مصلحت میدانی اینکه در حین که مسلمانان نماز مشغول
اند وا لات و اسباب حرب را بخود همراه ندارند و نه چیزی بخود دارند که ما را بان چیز
از طرف خود منع شوند تا اینکه بضرب و قتل نرسند تا دران وقت ما در بالاي شان حمله اوریم
ابو جعید گفت ای قوم . از براي قوم عرب حیله و مکر را بدلهاي خود راه ندهید و اگر مکر
و حیله را اراده کردید من قوم عرب را واقف میگردانم .
اهل بیت المقدس گفتند پس چه عمل کنیم . ابو جعید گفت که اموالها و زینت هاي
خود را بنظر قوم عرب ظاهر گردانید زیرا که هر که متاع و اسباب دنیا را دید صبر و طاقت
ندارند چون اموال ها را دیدند از طرف شما طالب میشوند چون طالب شدند شما -
میدانید و هر چه اراده دارید . (باقی دارد)
اعلان سرکاري
براي عموم اهالی این مسئله روشن و ظاهر خواهد بود .
اول که از حکومت گذشته سکه ده پولی و یا پنج پولی و غیره مسکوکات مس نسبتاء به تعداد -
كثيري موجود است در داد و ستد که مبلغ زیاد باشد بخزائن و دوایر رسمی که عوض مالیات
و محصولات وباقیات دولت بوده تحویل مینمایند و یا از خزانه ها بعوض معاش مامورین و -
مصارفات حکومت براي نفر برات داران داده میشود در هرد و صورت بشمار و حساب -
تعداد بردن واوردن يك تكليف شاقه وتضيع اوقات مامورین و اهالی است .
دوم - نوت هائیکه رائج شده نوت هاي مذكور بمصرف زياد خزينه بيت المال مسلمانان بطبع
رسیده بود که بخزائن موجود بود نظر بمصرفش اگر رائج نمیشد گویا نقصان بیت المال
دیده میشد ه بناءً بران براي رفع تکليف و تسهیلات معاملات داد و ستد و نقصان نشدن نقد
مصرف نوتها چنین تصویب و منظور حضور شاهانه گردید . که نوت یکروپیه گی و پنجروپیه گی
و ده روپیه گی باندازهء مبلغ ده لك روپیه كابلی برواج داده شود بالمقابل نوت روپیه نقد
در خزینه گذاشته و بر خزاین حکومت نوتهاي مذكور بعوض مالیه و محصول گمرکی وباقيات و غیره
معاملات گرفته شود علاوه بران اگر اشخاصی نوت را بخزائن دولت برده وجه نقد بخواهد خزانه
داران نوت را گرفته بدون معطلی براي اسامی وجه نقد بدهند نوتهاي مذكور عموما بسحر
پادشاهی و مهر مستوفی کابل و خزانه دار عمومی و معین وزارت مالیه محصور میباشد - مواهير
اشخاصی که در نوتها شده براي شناسر و معرفت شما در تحت اعلان هذا نشان داد ه شده
در نوتھائيكه مواهير مذکور نباشد قابل اطمینان ورائج نخواهد بود.
- ۱۹۵ -
لهذا از تصویب رواج نوت که صرف برای سهولت کار منظور مروج گردیده بذریعه اعلان هذا بشما آگاهی داده مرقوم میشود که بعد از نشر اعلان هذا نوت های مذکور را بقرار نرخ معین یکروپیهگی و پنجروپیهگی و ده روپیهگی بدون کم و زیاد رائج دانسته مثل سکه نقره و مس داد و ستد گردد و بعوض مالیات و محصولات و باقیات خود دولت به خزائن حکومت تحویل نمائید واگر احتیاج بروپیه مسکوک داشته باشد نوت را بخزائن برده وجه نقد بخواهید هم از خزانه های دولت بعوض ان بشما وجه نقد داده میشود تنها رواج نوت را برای امسال ۱۳۰۸ امر داده ام اگر در سال اینده لازم دیده شد امر و اعلان علیحده میشود والا نوت های مذکور را امر میدهم که بخزانه های دولت تحویل داده وجه خود را نقد بگیرند - این نوت را نوت داخلی دانسته مردمان خارجی حق ندارند که بخارج افغانستان ببرند اگر برده بودند در وقت استرداد حق ندارند که وجه قیمت نوت مذکور را از خزائن دولت افغانستان مطالبه نمایند خلاصه مخصوص تبعه مخصوصه داخله افغانستان است در خود داخل هم خارجی ها از این معامله تمتع و فائده بیع و اشترا کرده نمیتوانند و معامله این مسئله با خارجی ها داخل این رسمیت نیست .
مهر مخصوص همایونی و معین مالیه و مستوفی کابل و مهر مخصوص نوت خزانه جات عمومی .
(مطبعه سرکاری کابل)
_ ١١٦ _
صفحه ١ _ (جریده هفتگی حبیب الاسلام _ سال اول _ شماره ١٥) (نمره مسلسل ١٥)
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه _ ده افغانان کابل افغانستان _ نمره تلفون ٠
همه امور تحریریه و حسابیه بنام اداره فرستاده شود ٠
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است.
در هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود ٠
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود ٠
قیمت سالانه قیمت ششماهه
در داخل هـ افغاني ٣ افغاني
در خارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ
(قیمت تک شماره ١٠ پول)
(تاریخ قمری ٦ محرم الحرام ١٣٤٧) پنجشنبه (تاریخ شمسی ٣ اسد ١٣٠٨ هجری)
صواب الکلام فی عقائد الاسلام
نبذه از صفا تمستوده رسول اکرم (ص) وقدسیت فرقان مجید _________
(٢)
حاضر غرسول اکرم (ص) زمانیکه به نشر و اجراي این تبلیغات دینیه و این وظیفه ٴ قدسیه رسالت صروف
بودند در امة عربیه فصاحت و بلاغت بدرجهٴ فوق العاده و طنه رواج واصحاب این علم وفن حریف هم _
خیلي زیاد بودند چنانکه در فصاحت و بلاغت عربها نسبت بسائر ملل ممتاز و از این حیث خطباٴ و شعرای بسیاري
را مالك و دارا بودند ٠ اعظم علومیکه امت عربیه دانسته و محترمترین امتیازیکه اسباب فخر و مزایای خود _
شماریده و مي شماریدند شعر و خطبه بود لهذا بتأیید ارائي فن فصاحت و بلاغت باین اندازه درجه فصاحت
و بلاغتی را که در دائره حوصله بشراست و مرتبه عموق انرا که طاقت بشریه احاطه کرده نخواهد توانست
تنها عربها در يك صورت عار فدار و شعولداري میفهمیدند و دانستن اسرار این فن قوت ممیزهٴ که چه چیز است
هم مخصوص عربها بود ٠
اینک حضرت مفتخر موجودات در بین اینطور یک قوم تبلیغ رسالت فرموده وانهمر ابشاهراه اسلامیت و
دیانت جلیله ٴ خود بمعجزهٴ قرانیه دعوت مینمودند قرآن عظیم الشان بفصاحت و بلاغت قدسی خود که
فصاحت و بلاغت عربیه را بغایت درجه ٴ ضعیفی میگذاشت و از این امر اواصحاب علم فصاحت و بلاغت هم
انکار نداشتند سرو گردن هر يك از گردنکشان و متکبران را باستان عرش مطالت صاحب خود نه تنها باعتراف _
- ۱۱۷ -
بلکه مسجد ، وپرستش خم میکرد .
حاضر تفکر کائنا تمخلص ، "موجودا ت در هر محفل و هر مجلس ارشاد مینمودند که به مختصرترین
ایه "مبارکه " قراني احدی معارضه کرد ، نخواهد توانست حتي اگر عموم فصحا وبلغا اجتماع نموده يك
بدیگر خود معاونت کنند بمانند کوتاه ترین ایه "شریفه فرقانی موفق نخواهند شد جمله " اظهار کنندگان
وباین قدرها هم اکتفا ننموده مشایخ به تصور قراني هدایت میفرمودند که شما گروه سفهادستخوش ضلال
و خسرانید معبود ان شما احقر واضعف جمادات است وانها را جز طعن ولعن نشاید .
وقتا که ارباب تفنن فصاحت وبلاغت و امراي عرب و داهیائیکه در میان اینقوم موجود بودند باین از
اندازه تبلیغات عالیه "رسالت پناهي شاثر ادیبند وعلی الخصوص که مقابل بتقلل بجمادات و عبادات و
معبودانخود طعن وتشنیع ها شنیدند قران عظیم الشان را که شاهد رسالت ودلیل نبو تان میشد به
تدقیق کرد نشروع نمودند يعني در ان میان ذواتیکه علمای تحریر فصاحت وبلاغت شناخته میشدند همه در
یکجا جمع امده مقدانه وبصورتکارانه این فرقان مجید را با کمال تعمق وتفکر تدقیق کردند و برای اینکه
باین کلام حق معارضه کرده بتوانند يك طریقی یا مماثل فصاحت قدی ، ان سخن کرده توانند ـ
چاره ها می جستند و می اندیشیدند ولی هیهات هیچ يك طریقی وادنايكچاره 'پیدا کرده نتوانستند
باطل و عاجز مانده در پیشگاه مجاز وعظمت قران عظیم الشان سر تعظیم و تسلیم در زمین نهادند همچنان
که این قوم ممتاز درفن فصاحت وبلاغت موفق نشدند يكطرز ويكراهي براي رسیدن بغرض خود پیدا کنند بعد
ازانها هم منکران ومعترضان بسیاری که امده اند نتوانسته اند بمقصد باطله "خود کامیاب شوند چنانچه
تا این زمان که متجاوز از هزار وسه صد وچهل سال گذشته است چه از علمای مذاهب باطله و دهریون و
چه از علماي ادیان مختلفه "نصاری که در مرور تهمیشه بتدقیق این کلام مقدس مشغول و مصروف اند نمیتوانند
یکطریق معارضه ئی بدست ارند هكذا الي يوم القیام وتا ابدالاباد باین اغرار باطله "خود نائل نخواهند
شد لذا ما هم بکورمغزی وکورچشمي معاندین امروزي اسلام حیران بوده ملي ومسرالاشهاد اعلام واعلان مینمائیم
همچنانکه تابه امروز فصحائیکه در دنیا امده ورته واکثربلغائیکه در هزار وزمانی دیانت احمدیه (ص)
خصومت وعداوت نشان داده اند چنانیکه در صدر اسلام وعصر سعاد تفصحا وبلغاي عرب نتوانسته انــد
معارضه کنند وازان به بعد هم منکران ومعترضان موفق نشده اند نمیتوانند بشریعت پاك محمدي (ص)
وفرقان مجید که بحق من عند الله نازل شده است رخنه اندازند وادنا معارضه ئی کرده توانند چنانچه
- ۱۱۸ -
بسیاری از ایات فرقاني نيز این مطلب را ایضاح واشکار میسازد واز قدسیه اعجاز قران عظیم است که در ــ
هرجا و در هر مملکت و در هرخانه حتي از طلاب مکاتب اجانب که فی الجمله تحصیلی داشته باشند و قران
ترجمه شده را خوانده وميخوانند بسياري از ملل نصراني شوق و فرستنها از فیض مطالعه * ان مستفید شده
بشرع پاك محمدی (ص) ایمان و اسلام اورده و مياورند .
عرب ها امرا وعلما وفصحاء متهلاغه که هر يك دهان بزرگ عصر خود گفته ميشدند قران شریف را
بدرجه * اخرين تدقيق و تعمق نموده بعد از انکه با کمال بصیرت مرتبه * عاليه * فصاحت و بلاغت انراخارج
از قوه * بشریه دیدند به قدسیت و حقیت فان قائیل شدند واعتراف نمودند این فتنه و اعتراف از ان بود که به
حضرت قران نظيره * تنظیم داده نتوانسته واگهای فروتنــــــه کردند راسا باستھزا 1 تلخ و ناگواری ــ
مضروس ماندند حقیقتا باینصورت که معارضه کردن از دائره امکان خارج بود با کمال خضوع عجز همها تحقق کرد
نه تنها عجز همها بلکه از تمام نوع بشر بالكل واضح وثابت گرديد لذا بعد از انکه قلوب خود را از شبهات
و هواجس شيطاني پاك نموده رسالت ونبوت حضرت ختمي مرتبت (ص) را تصدیق کردند بالطبع ترك عادات ـــ
قبیحه قديمه خود ها وعبادا ت باطله * مخصوصه * موروثی کوشيده بدیانت مقدس محمدی (ص) که تشریع ان با
قران عظيم الشان از طرف حضرت واجب الوجود امرا حکام شده بود تمسک میورزیدند .
در امت عربیه کسانیکه امرا و ارباب فصاحت و بلاغت گفته ميشدند باينصورت در نتیجه * تدقیقات و
تحقيقات عمیقه کلان بشر نبودن حضرت قرا ن وكلام مقدس الهي و يکي از معجزات بزرگ جلیله * نبویه بودن او را
با قناعت كامله تصدیق کردند اشخاص و اقوا میسائره ئیکه نژادا از امت عربیه ولي از جمله ارباب فصاحت و ــ
بلاغت نبودند ولي في حد ذاته عرب نبوده از مزايا و فقفلات فصاحت و بلاغت عرب بیخبر بودند تصدیق
و اعتراف فرق نخستین را دیده سرتسلیم فرونموده میگفتند که حضرت قرآن الحق برای تصدیق رسالت و
نبوت حضرت فخر کائنات (ص) معجزه * باهره و سند شائسته اسـت باید قائیلشد و باین دین توسل جســـــت
خلاصه موافق و همها را که خود با قامه * دلائل اعتراضیه نپرداخته خود بخودقانع میشدند دلیل اینها و
استدلال شان به حقیت قران ونبوت محمدي (ص) این بود که میگفتند :
در حالیکه حضرت فخر موجودات (ص) تنهایی یار بی معین و بی یاور اند تماما مخالفه با عادات و عبادات
ما نهاد ها و رسالت در میدان با همها ن مخالف و معاند خونرا انداخته اند که هيچ يك ناصر و معاونت ـــ
کننده ئی در معیت شان موجود نیست غصحا و بلغای عرب که در علوم طول ومقول عرب با کمال فصاحت وبلاغت شهرت
شعار اند به نظیر مختصر ترين يك آيه * شريفه قرانی که من عند الله برایشان نازل شده جمله ایراد کرده
- ۱۹۱ -
نتوانستند وهمه انهارا باعجاز قرانیه بدیانت جلیله اسلام دعوت مینماید - اینها که ازقرن های سالک
بمادا غارشی بوده بمبادا عمالوفه شیکه ابا و اجداد شان مینمودند متمسک اند و از طفولیت بعادت و -
اثرشیکه دارند متدین شده اند، اندتعصب ها متعتنه های قدیمه قومی وعشریتی شان روی کار است -
علی الرغم همه ، این چیزها حضر ت محمد (ص) که درمیان این قوم یک فرد یتیم بی یار و مددگار و بانیودن -
اموال دنیوی که این قوم بساثر تو ع بشر را باتباع خویش وادار خواهد توانست ونه با بطش وسطو تیکه -
خلق را مرعوب خواهد ساخت گویا اینکه در بدایت دعوی نیز عوادعای رساله تا ول تر ازهمه اهل واقربای ان
با تمخلفا خشود و بعدها بالعصر و از طرف خلایق دو ر ونزدیک معاند او شده بودند اینهمه بلغا وفصحا
را بعجز معترف ساخت عوسوی شاهراه اسلامیت مدلل نمود زیراکه بکوشاء ترین یک آیه شریفه قرآن عظیم
نظیری اورده نتوانستند وخارج ازقوه ، بشریه بودن انرا اقرار ومن طرف الله رسول بودن پیغمبر ذیشان-
مان را تصدیق فرمودند پس همه، اینها بدون شک وشبه یک شاهونور حقیقیت متنی است که حضرع واحد
قدیم عزا سه مددگار حقیقی ایشان است ظاهراورحقیقت است که اذهان اینهمه فصحا وبلغا را تنویر
کرده و در حضور حضرت رسالتماب ومخضر بقرآن تصدیق واقرارمعترف واز این رو شترك عادات عتیبه ، و
قدیمه وعبادات سابقه ، مالوفه، شان وادار ساخته است .
برای تولید و ایجاد همچو يك انقلا ب عظیميك اند ازماموال دنیویه، شیکلا زم است درمخزن
حضرت فخرکائنات (ص) موجود نیست تا باین ذریعه جلب رقبت مفت را قوام موجوده را کرد ه -
بتواند و یا خود يك سطوت و احتشامیکه از ان درقلوب خلق خوف و رعب اید ه در میان نیست و باز
چنانیکه بهمه کس معلوم است ترك عاد اعمال و تفویعادات است که تا این در از اسلاف بطنا بعد
بطن تلقی شد ه است . اما با عدم وجود این اسباب خیلی از فضلا وعقلا بالطبع بعد از رسیدگی به
کنهه معنی وحقیقت دین و شریعتیکه حضرت محمد (ص) انرا انتشار میدهد خود بخود به
بدیها و خرابی های عاداتی و عادات و بوجود ه شان پی برد ه انهارا با کمال خوشی ترك و شریعت
مقدس محمدیه (ص) را قبول کردند وقلوب خود را صفا ساخته بخوبی تمام در این دین وشرع جدیده
نجات وفلاح را قائل شده اند پس این کرد ارفصحا وبلغا باین وجه مستند باین است که بحضرت
خیرالبشر وبدین پاكو اقداوایمان اورد ماند لهذا ایمان انها وتصدیق اوشان برا نما نيزيك
دلیل کافی است مثلی که انها ایمان اورده رسالت جلیله، محمدیه (ص) را وقران مقدس را تصدیق
کرده وقبول داشته اند بما هم مصدق وقبول است .
- ٢٠٠ -
اينك بعضی از اقوام كغز و اعرب و اقسمی از عجم كه غير عرب بوده از علم فصاحت و
بلاغت بهره نداشته اند طريق قبول و استدلالشان اينطور بوده است كه بيان داشتيم ايمان اين
فرق كعحقيقت از اهل ايمان گفته شد و ميشوند از نوع تقلید با يمان اهل فصاحت و بلاغت يك
ايمانی است زيرا ايمان اينها مبني طريق استدلال است اين طريق استدلال و امثال ان بر او اين
بوده است كه قسما ملت ها ئيكه در لسان عرب موقوف نداشتند مكلف بر اين بودند كه رسالت جليله
فخر كائنات عليه اكمل التحيات را تصديق نموده بمديات صنف ايشان داخل شوند و بس، ناتمام
مير محمد شريف خواجه
خبرهای واصله
بمصداق (كل شیء يرجع الی اصله) اكنون از فضل و مراحم حضرت الهی وطالع همايونی
سائر اطراف و اكناف از روسراسلاميان امير صاحب غازی حامی اسلام مستحضر شده مايل بحكومت
مرکزيه اسلاميهء خودشان گشته اند چنانچه درين تازگی ها عريضه از عبد الكريم خان كه سابق
بحيث نائب الحكومه قندهار امتياز داشته واخيرا با سد جماعتی و فوج ملكی وارد هزاره شده بود
از هزاره بحضور امير صاحب واصل گشته استرحام عفو كردار سابقها ترا نمود موعده بحصول بیعت نامه
ميران هزاره بنام نامی امير صاحب غازی كرده بود ـ كه از حضور ملوکانه شرف گذارش يافته عريضه او
مورد اجابت پیدا كرد و جوابا فرمان مرحمت أران عنوان او اصدار و طلب مركز شد تاست كعثانی از
ورود او اطلاع حاصل خواهد شد همچنين جهت طمانیت ديگر مواضع اهالی هزاره كه تا حال
بیعت نامه هايشان بحضور تقديم شده يك هيئت برياست جناب نورالدين و عضويت محمد زمان
خان پسر مرحوم محمد سرور خان جهل السراجی و فيض محمد خان كاتب و غيره از حضور امير صاحب
مقرر و بآن صوب اعزام شد که از اجراءات و کار روائی های هیئت موصوفه اینده اخبار خواهد شد ـ
فعلا صرف از اعزام هيئت مذکور مشما را مستحضر ميدارد .
مجددا عریضه از جناب فضائل ماب نور المشايخ حضرت صاحب شورا زار مشهور به (شیر اقا)
از گردیز بحضور جناب امیر صاحب غازی ورود نموده متذکر است که ایشان با و امر حضور والا ـ
باتفاق اقوام سليمان خیل ـ کٹواز ـ زرمت ـ خروار ـ وغیره عازم گرديز شده و اهالی گرديز هم
بانها تواپو متفق گردیده به شاه ولی خان در گردیز و محمد نادر خان درسیچنگ سنگل پیغام
- ۲۰۱ -
فرستاده اند که در محل معین حقه حاضر شد، بصورت خیر اسلام و اتحاد و اتفاق اقوام را بحسن
صورت انجام دهند تا بریختاندن خون برادران مسلمین مسئله نمانجامد و صلاحیت گرائیده
مجلسی از علما و خوانین انجا منعقد و اصلاح نمایند چنانچه نتائج انرا باکواثف اتیه ثانی
و کله دمیله بل .
طوریکه از ورود علی احمد والی سابقه از شایعه گذشته مطلع شده بودید اینک بعد
ورود او بحضور ملوکانه تقدیم گشته بعداً در ارگ قید و محبوس شد، ولی حبس او بطور محترمانه
بوده براحت استضمنا از حضور شاهانه یک هیئت استطاقیه منتخب و مقرر گردیده تا ازو استنطاق
و استفسار نمود. نتیجه را بحضور معروض دارند بعد استنتاج مسائل قوی و اوامریکه از حضور در
باره او شرف انفاذ یابد مفصلا دراتی اطلاع خواهد شد .
خبرهای رادیواز مقام بمبئی
شب ۱۸ ذیحجه .
امان الله امروز ساعت ده صبح وارد بمبائی گردید ظاهر است که امان الله دراتیه قریب
اراده حکومت افغانستان را ندارد .
۱۹ ذیحجه: حینیکه امان الله با برادرش عنایت الله خان و خانواده خودش وارد بمبئی
میشد يك جمعیت از مسلمانان بر استیشن اجتماع نموده بودند در اثنائیکه از استیشن خارج میشد
نفری افاغنه و مغل ها و بساکر بمبائی شروع بکف زدن نمودند و امان الله هم جواب آنها را باشاره
دست داده بسوی هوتل تاج محل رهسپار گردیدند از صور و سیما ی او اثار یاس و نا امیدی -
ظاهر بود مروز یکشنبه عازم ایتالیه خواهد شد .
۲۸ ذیحجه: از قندهار خبر میدهند که عسکر امیر حبیب الله خان شهر قندهار را فتح
و علی احمد خان را دستگیر نموده بکابل فرستادند از کابل خبر میدهند که علی احمد خان از طرف
نفری عسکری بحضور امیر حبیب الله خان احضار و از طرف امیر صاحب حکم حبس او صادر گردید .
۲ـ محرم: ازلند ن خبر میدهند که حالت مزاجی پادشاه رو بترقی است چنانچه ( مستر بالد ون
وزیر اعظم سابقه انگلستان ) حینیکه بحضور شاها نه شرفیاب میشد پادشاه برچوکی نشسته
بود .
از مسکوب رمیدهند عده از افغانان مسلح که در ترکستان روسیه سکنا دارند میخواستند
سرحد را عبور نمود. و با قشون غلام نبی خان ملحق شوند اما روسها از قضیه مطلع وایشان را متفرق و مانع شد .
-٢٠٢-
فرار غلام نبی خان
فطرت نیک وطینت پاک وجود شاهانه که یگانه عامل تکامل وتنویـر دین نبوی (ص) وعدالت
گستریست اثرات سجیۀ خود را کسب کرد ه از طرفی چون اراکین وزمامداران حکومت عادلۀ
افغانستـان بيك اقـدامات صادقانه وصالحه بدون اغراض نفس و شخصى و بی آلایش و بد ادخـل
اجراات امورات هستند ولله الحمد حکومت واراکین حکومت و تمام ملت به یك عزم واراده هستند
لهذا تحريك تو اغتشاشات محرکین اهل غرض نمیتواند بمکامیابى ماکه برای دستيابى ان ـ
هزاران زحمات را برخودها گوارا نموده ایم خللی وارد نماید، بنابران بسلسله اطلاعات
سابق به استحضار میرساند از جمله اورد و غلام نبی خان سایر مخیر کبیرا فغانها که تماسکو بامده
از اشرار سرحدی وقضيا تصرف شدن شهر مزارشریف را و ترتیباتی که از مرکز برای دفع ایشان
گرفته شده بود سابقاً اشاره شده بود. اینک اطلاعات واصله حاکیست که نامبرده در اثر ـ
تعرضات غیر رانه عساکر حکومت که زیر قومانده حضرت عالی نايب السلطنه صاحب بودند وبعضى
حملاتیکه از طرف اکٹراها لى مزار شریف که مهمترین آن حمله جناب خليفه صاحب قزل ایا ز با ۱۲
هزار نفری معیتی شان محط اورده شده بود و از جانب میمنه قوماندار میمنه باغند خود و از یکطرف
جناب شیر علی خان قوماندان عسکری مزار شریف حمله اورشد بودند غلام نبی خان و معیتی اوتاب
مقاومت را نیاورده پس از انکه قوه مادی و معنوی او مضمحل گردید با چند نفر مفسدان معیتی خود
فرار نموده از طزق پته كيسر از خاك افغانستان خارج شدند للہ الحمد والمنه ولایت مزار و
وابس بزیرا مر اعلیحضرت غیور دین پرور پیوست که عماً قريب صورت واقعات و معاملات گذشته و
اجرا ات آتیه را بعد حصول فرامین جنا بعالی السلطنه صاحب مفصلاً به قارئین محترم تبلیغ خواهیم نمود.
ورود
میدان جولان قوای مستعده انسانی ومحاذ تك وتاز قواى مادی و معنوی بشری را اگرـ
انسان پا ساز عرصه وسیعه شریعت غراى نبوی قرارداده از مناهج مستقیمه اسلامی انحراف
واعوجاج نورزد همانا دستك خداوندى بهر حال سد و معاون او بوده مفهوم ( وكم من فئته
قلیله غلبت فئه کثیره ) را بروی همه عالمیان مشهود میفرماید ــ چنانچه شاهد تا همین
نکته در انقلاب افغانستان معاینه شده وهنوزهم اثار انرا بروی اساس امر متصلاً دید میرویم ـ
- ۲۰۳ -
و از همینجا است که الحمد لله سایر نقاط مملکت یکی بعد دیگری میلان خود شا نرا به نقطه مرکز اسلامی
شان نشاندا د ه پیشه اطاعت را براه اسلامیت بر قبه خود میگذارند که از اشاعه های سابقه ما
حالی شده باشند .
اینك تا زمیا نعد ما ز میران هزاره کها شخاص صاحب رسوخ اقوا م خود اند ونام نویس شان
ذیلا مندرج است شایق بلقای حامی الاسلام امير صاحبغازی شد ه بمعیت جناب شجاعتنشان
جرنیل صاحب ملکی حاکم کلان غزنی آقای مقتلش محمد کریم خان بتاریخ اول محرم وارد کابل گردیده
بحضور مبارك هما يوني مشرق ومورد نوازشات پادشاهی گردیده از طرف باقی اقوام خود ها -
بیعت نمودها ر ز و ز مخد متکردند با زحضور ملوکا نمیشر ف مرحمت و مهربانی نائل گشته و در مهمانخانه
پادشاهی رهایش دارند و خوانین اندری کها اقوام خویش در غزنی مقو قلات مطا بق مسلك اسلامی
شان با تفاق عساکر امیر صاحبغا زیعر صه جد و د ا توسربازیهای زیاد نموده در حصه مبارزات با -
عسكری اسلامی شان دوزید و شهود مبر ا با سلا میت کوشثر و مجاهد تنموده حکومت را از خود -
خوشدل ساخته اسامی اوشان ذیلا بخدام حکومت اسلامی افتخا را معرفی نمود ه میشود - نیز
بتاريخ مذ کور برا ی تجد یذ شرفیابی حضوریه مر امحاكم موصوف بحضور مشرف شده اند که همچنان
از حضور شاهانه بمراحم خسروانه نائل وبمهمانخانه حکومتی رهایش دارند .
از دیگر طرف آقای علیشاه خان و عبد اللطیف خان که قبلا حامل فرمان حضور مبارك امیر
صاحب بود ه بسمت جنوبی عزیمت نموده بودند اینك ازان سمت مراجعت کامیابانه فرموده اند که
احوالات مفصل شا نرا بعد انگاز دایر ه مربوطه واصل گشت با تفصیلا ت اینده اشعار خواهد شد .
سیاه ده نفری اقوام عزتمند اندری که بمعیت جناب احمد شاه خار جرنیل به مراه جناب -
محمد کریم خان حا کم غزنوی وارد کابل و بحضور همایونی مشرف شده اند :
جنا ب احمد شاه خان جرنیل - محمد د ین خان کوتوال- تیمورشاه خان-ملا احمد جانخان-
حمید اللہ خان - خداداد خان - عبد الغفار خان - محمد دین خان - نظر محمد خان -
عبد الله خان- امیرجانخان- غلام صدیقخان -عبد الله خان - عبد الحلیم خان- طلب دین خان
غلام محمد خان - عبد الله خان - عبد القدیرخان - ملا شیر محمد خان- فتح محمد جان -
مصل الد ین خا ن بسم الله خا ن- محمد صابر خا ن- عبد الاحد خان-الله خا ن- محمد اکبر
خان- غلام محی الدین خان-دشت خان- محمد نورخان-عبد الرحمن خان-مددجارخان -
سرورخان - امر الدین خان - زرین خان - خان محمد خان-فتح محمد خان -سیدالله خان
- ٢٠٤ -
عبد الظاهرخان سرمضانخارـ محمدعليم خان ـ خيرالدين خان ـعلم خان ـ ميرولى خان ـ
فاطو خان ـ ملك ولى محمد خان ـ محمدنبى خان ـپيرمحمد خان ـعبد الرحيم خان ـ ملا
حيدرخان ـ غلا محيدرخان ـ بهادرخان ـ پاينده خان كرنيل ـ كتب خان كرنيل ـ محمدعظيم
خان ـ خان اخندزاده ـ ملا قطب الدين خان قاضى ـ محمدرفيق خان ـ سلطان محمدخان
ملفغاغ غلا منبى خان ـمحمد جانخارـ ملك مختارخان ـعبد العزيزخان ـ محمددين خا رـ
عبد الرحمن خان ـملا گزارخا ن قاضى مقرـملا خداداد خان ـ فتحخان ـ نصيحت الله خان ـ
ادم خان ـ ميان خان ـ رحيم خا ن ـ درزو خان ـ ملا صاحبخد وخيل ـحاجى اقاجا ن ـ
ملا محمدسعيد خان ـ ملا ولى محمد چاردهـ صاحبزاد هعبد الحكيم خان ـ
ب ـ نفرى خوانين ومعتبرين وملاك هاى علاقه جفتو وقره باغ طوايف هزاره:
مستوفى سيد قاسم خان جرنيل ملكى ولد ميرابيشاه خا روكيل سراب جفتو ـ
نيازمحمد خان ولد حاجى محمد خان ساكن كترك معتبرمردم كترك وتركمان .
سردار محمد ايوبخان ولد سردارمحمد حسن خان قوم محمد زائى ساكن كلهورى .
ميرزا محمد حسن خان ولد مير زامحمد اكبرخان خانزاده ومعتبرقوم كترك وتركمان .
وكيله رويشعليخان ولد سلطان محمد خان ساكن قلقله كلهورى قوم بيات .
ملكغلا محى الدين خان ولد پيرمحمد خان خانزاده مردم احمدا جفتو.
احمدعلى خا ن ولد براتعليخان ساكن قياغ قوم بياتمعتبرمرده قياغ.
ميرزا محمد سرورخان ولد محمد شريف خان ساكن قياغ .
غلا محسين خان ولد محمد شادخان خانزاد ه ومعتبر مردم بيات .
حيدرعلى خان ولد نوروز عليخان بيا تساكن ومعتبر قياغ .
عبد اللطيف خان ولد ملا حيدرجوگائى ومعتبرمرد م انجا .
ميرزاغلا منبى خان ولد شيرعليخان معتبروساكن تركان وكترك .
محمد الله خا ن ولدغلا محمد خا ن ساكن قرهبا غ وكيل وخا ن مردم چهارشنبه و
محمد خواجه هزاره قره باغ .
تبريك فتح قندها ر
تبريك نامه را که كلا نتران گذرهاى شهر كابل راجع بفتح قندهار بحضور امير صاحب
- ۲۰۵ -
تقديم نموده و از حضور شاهانه مجاب شده استغل ان از طرف ریاست بلدیه كابل برای نشر
باداره رسیده كجا ذیلا بدرج ان مبادرت نمودیم :
بحضور پدر تاجدار امیر صاحب بهادر: هر دعایان نفری کلان تران از طرف خود اصالتا و از
طرف اهالی وكالتا اینکه دیروز بذریعه جارچی از فتح قندهار شنیدیم مایان طنافنانستان
خصوصا اهالی شهر کابل بك ابد رجه خوشی و خرمی و خورسندی نمود ها ز فرحت و خوشی كیرا ی مایان
بیتر شده زبان گفتار نداریم الحمد الله تعالی كه برای ما نفری چه اسود موارامی بخلقد و رفاهیت
ازین بشارت بیتر شد كهیر اد ران بهادر وعسکری غیور ما فالر وبدون اسلا چکشی فاتح شدند -
بنابراین ما اهالی از تبريك این فتح و منعدم شدن اشخاص صاحب غرض از وطن مقدس مـا
مبارك گفته دهای مزید عمر واقبال حضور شاهانه را از خدای لایزال خود نیاز میكنم . نوازش حضور
اینكه : اخلاص كیشان صداقت همر اهان.
حسن نیت و خلوص عقیدت شما را كه مظهر مرحب دین مبین و دوستی این خادم ملـــت
سيد المرسلين (ص) است انسته شد م و مبارك گونی شمارا از فتح قندهار به خیلی خورسندی
فهميدم و صميم قلبی و صاف باطنی و پادشاه دوستی شما را مطلع گردیده بسیار از شما رضامند
میباشم و در نتیجه این صداقت براتنان نيكی دو جهان را ارزو مندم .
ترانه عسکری
از اثر طبع شاعر شهیر ملك الشعرا میرزا شیر احمد خان
ای عسكر غیور نموقت درنگ ماست هنگام ازمودن تیغ و تفنگ ماست
كافر زد برامد بان بحر جنگ ماست مطلوب او گرفتن این خاك سنگ ماست
امروز روز غیرت و ناموس و ننگ ماست
ما را سزد که تکیه بلطف خدا کنیم در حفظ دین ود ولت خود سرفدا کنیم
شرط دلاوری و حمیت بجا کنیم نام نکو حصول باین مدعا كنیم.
رهبر سید مجانبه فقط شیرو پلنگ ماست
امروز روز غیرت ناموس و ننگ ماســـت
چون بی اجل د را بود را تنر نمرد ه کس از وقت خویش هر گله پیشتر اید و نه پس
مضمون پاك اینمقران بماست پس خود را بزن بفرقه کافر بصد هوس
- ۲۰۶ -
خونی مغز خصم که اوصید لنگماست
امروز روز غیرت ناموس وننگ ماست
خوش حمله ها کنیم دلیرانه برعدو کز ضرب تیغ ما نپرد جان وسر عدو
گردد اسیر یا برود در سقرعدو جان را بکف نهیم کمیاید خبر عدو
گور ا نشان سینه زبهر خدنگ ماست
امروز روز غیرت ناموس وننگ ماست
مشهور عالم است چرا غزان بمیردلی اقلیم سوز، جنگ جو، شیران بمیردلی
ریزیم خون فرقه خصمان بمیردلی گیریم چار جانب میدان به پردلی
الحق که پردلی همه جا زیب ورنگ ماست
امروز روز غیرت ناموس وننگ ماست
میدان جنگ باغ گل مومنان بود رایات قد ان مقابل سرو روان بود
چون مرغ ها فرشته درو نغمه خوان بود خون شهید لاله وهم ارغوان بود
بزم طرب هر آئینه میدان جنگ ماست
امروز روز غیرت ناموس وننگ ماست
حوران ستاد بهر تماشا بهر طرف جام شراب ودسته گل هر یکی بکف
انکس که از بدگله کافر شود هدف اورادهندان گل وطره ازین شرف
با نافه دامن جنت بچنگ ماست
امروز روز غیرت ناموس وننگ ماست
شیر احمد اگر پختن از جنگ کافران نبود طریق مرد بجز شیوه زنان
بنگر بچشم همت کسرتا سر جهان دردولت حبیبیه امروز بیگمان
مردی لباس عسکری شوخ وشنگ ماست
امروز روز غیرت ناموس وننگ ماست
عریضه محبوسین هزاره
بحضور مبارک خادم دین رسول الله (ص) امیر صاحب عرض میشود :
- ۲۰۷ -
عریضه عاجزان ۲۴ نفر نفری هزار ساکنین کالو — شبر شیخ علی که در حین محاربه دستگیر
شده و حاضر مرکز گردیده تا حال محبوس بودیم بحضور مبارک این است که :
از مضمون فرمان مبارک راجع برهائی ما غربا که مرحمتا از حضور شاهانه نظر بر رعیت
پروری اصدار و ذریعه جناب رئیس صاحب اصلاحیه تنظیمه هزاره جات برای ما قرائت شده
استمستحضر گردیده این مرحمت عظما و قدر باری را که درباره ما عاجزان فرموده اند و برای —
هر کدام ما حیات تازه بخشیده اند به هیچ زبان ادا کرده نمیتوانیم و از تشکر آن عاجز و —
قاصریم بجز اینکه ما قوم هزاره فردا فردا برضای خاطر شاهانه و خدمت اسلامی و اتفاق و اتحاد
برادران مسلمانان خود یک دل و یک دست و یک زبان بوده در نثار مال و سروجان مضایقه نکنیم —
حضور مبارک ازین استمالت و جان بخشی که نموده اند فی الحقیق عموم هزاره جات را ممنون و
مرهون احسان پادشاهی فرمودماند امید قوی بخداوند جل علی شانه داریم که با قبال —
شاهانه رئیس صاحب تنظیمه در اصلاحات و تنظیماتی که خیر ملت و حکومت باشد موفق شده
برای مردم بیچاره هزاره جات که درین سالها گرفتار زحمات و تکلیفات مالایحایه بود ماند درین عصر
سلطنت امیرصاحب اسباب سعادت دنیوی و اخروی ما حاصل شود .
ساکنین کالو : بازمحمد — محمدعظیم — سیدحسن — سیدغلام — فیض علی — قدیم احمدعلی —
سیدمحمد — غلام رضا — غلام حسین — جمعهخان — بختیاری — پاینده محمد — دادمحمد —
محمدعلی — نظرمحمد — عوار — غلام — نیکقلم محمد — شیرمحمد — سیدجلال — سیدحسن
گلبی حسین — سیدقدم .
ساکنین شیخ علی : علیبخش — محمدعلی — غلامنبی — علیمراد — سیدعلی — سیدمیر — محمدعلی —
سیدعلی — صاحبداد — شادمحمد — محمدامین — محمدعلی —
ساکنین شبر : دولتبیگ — محمدامیر — جمعه — محمدعلی — دلیرداد — اکبر — تاتار —
بازعلی — بازار — علینظر .
مروج زر اسلام
( مقدمه ما )
قارئین محترم مامیدانند که منظور حقیقی این اداره در نشر مقالات و منتخبات و خبرهای
واصله محض تنویر افکار و بیداری ملت واعلام آنها از خبرهای حق و حقیقت و تذکر دادن از حالات
تاریخیه مسلمانان برای کسب عبرت و یا بنوسایل خدمتی بملت و جامعه خویش کردن است و بس.
- ٢٠٨ -
لهذا کارکنان اینجریده همیشه درمیدان تجسس قدم میزنند تا هرگونه خبرهای حقیقی
وکتب تاریخی وعلمی وغیره مطبوعات مفیده متناسبه متلازم بحال خود وملت خود را پیدا کرده درمعرض
انتشار میگذارند .
اینک درتاسس همین نظریه کتابی را که موسوم به د وجزر اسلام است بدست اورده ایم خیلی
بهترخود مسرور ومحظوظیم زیرا اولا این کتاب که با یونانیا اثر خامه فاضل محترم مولی عبیدالله
امرتسری وفد اکار اسلام ونوع خود بود مود رهندوستان بطبع میزند د وثالثا مندرجات منظوم و
مسدس این نسخه قیمتی دار اثر تاریخ وحالات پرفلاکتم و بشر را قبل ازظهوراسلام وظهوراسلام
واحوال سعاد تشتمال فداکاران اسلام وترقیات وفتوحات ان عصر وبعد ازین اسباب تنزل وانحطاط
عالم اسلام را تحریف میکند که اینها تماما هم نشاط اور وهم حزن اورحتی اگرحالت موجوده مسلمانان
درنظرمقایسه گرفته شود گریه اوراست پس ما این نسخه گرانبها را ازمطالعه فارغین عزیز دریغ
نداشته ابتدا ازاین شماره بعنشر ان شروع میکنیم . البته قارئین ما ازمطالعه ان محظوظ گردیده
وبعد ازبانکه کتاب مذکور تمام شود گویا کتابی ازان نزد خود موجود دارند لذا اگر انها ازاین
خدمتما خشنود شوند درجه سرور ما مضاعف وفرا موترنشید نی وموجب افزونی کوشش ماد ر پیدا
کردن نسخه های مفیده دیگر برای نشرخواهد گردید این است شروع کتاب که بصورت مسدس
با تشریح حالات تاریخی نوع بشر وعالم اسلام است :
یاد ایامیکه فطرتمی بطوفان داده بود .
زورق روما (١) بگرداب بلا افتاده بود .
(١)- باستثناء خوارعامه خلائق ازاصلیت نام روم اگاه پنداشته همواره ازان قسطنطنیه مراد
میگیرند بناءعلیه نوشته میشود که روم دراصل مملکت اطالیاست که برلباب ( تائیر ) واقع شده
است و ٧٥٣ سال قبل ازمیلاد حضرت عیسی (ع) معموری پذیرفته است وای برای مملکتها ئیکه
زبان رومی دران متداول بود این شهر دارالسلطنه قراریافت ودرزمان پیشین سلطنت جمهوریه
بران حکمرانی میکرد . اما بعد شکسته شدن ان مجلس شاهان ان مملکت را قیصرالروم وکبیرالروم و
عظیم الروم لقب دادند دران اوقات همه ساکنان ان سرزمین مذهب اصنام پرستی میداشتند و
سلطنت شان بحدی قوت و شوکتقه پذیرفته بود که بروفق جغرافیای ان زمانه تقریبا کل دنیا زیر
علم شان سرفروکرد مبود وزبان رومی ( لاطین ) را مثل یونانی مخزن علوم وفنون میدانستند در
بقیه حاشیه ۱)
سنه ۳۳۰ ع قسطنطنین اعظم در جوانب شرقیه ان مملکت در حدود یونان شهر بزنیتن (برنطائن) را وسعت و معموری افزود قسطنطنیه نام نهاد چون توجه خاطر پادشاه بر این شهر زیاد میبود این معموره نو نیز بنا م روم شهرت گرفت ساکنان این شهر نیز اصنام پرست بودند مگر از توجه وتلقین قسطنطنین بدیانت عیسویه درامند. الپ ارسلان شاه سلجوقی در سنه ٤٦٧ هـ ١٠٧١ ع اکثر مقامات اسیای کوچک را مسخر نمود در حدود شرقیه این شهر حکومت اسلامیه قایم نمود. در اخر کار سلطان محمد خان ثانی در سنه ٨٥٧ هـ ١٤٥٣ ع بعد از محاصره عظیم در حوزه تصرف خود دراورد بدارالخلافه سلطنتی برگردانید چنانچه از ان روز تا قریب این زمان پایه تخت دولت عالیه عثمانی بود و شاهنشاه این سلطنت عظمی را خلیفه الروم و سلطان الروم میگفتند پس درین جزو زمان دو روم زبان زد خلائق اند یکی همان روم قدیم که دارالملک ان ایتالیا (طلی) است و تا هنوز شقه شاهان ان سر زمین پا بند دیانت عیسویه هستند و تصویر حضرت عیسی و مریم را عبادت میکنند و پاپ را مرشد دین خود و خلیفه پطرس حواری میدانند در زمانه قدیم جمیع نصاری پاپ را حاکم دین و دنیا میدانستند و حکم او را چون احکام انجیل واجب العمل تصور میکردند مگر اخر کار لوتر جرما نوی در سنه ١٤٨٣ ع پرده از روی کارش برانداخت و مذهب جداگانه بنام (پرو تسطنت) قایم ساخت از ان باز پاپ را ان دستگاه نمانده است البته فرانسه پرتگال و اندلس و ایطالیا او را يك بزرگ مذهب خود میدانند این روم را رومیه کبری وروما - وروم مغرب مینامند چراکه از قسطنطنیه بجانب مغرب واقع شده است و قسطنطنیه را اسلامبول وروم مشرقی و ترکی میگویند ازین جهت که از ملک ایطالیا به سمت شرقی بنا شده است.
- ٢١٠ -
هم جهازاهل جرمن برکنار استاده بود تا گريك ( ٢ ) از خود خبر گیرد بغرق اند میبود
حقا حسبنا الله گفته ما کشتی براب انداختیم حسبته الله حال ایران برد اختیم
پرتگال از سهم موجش بادبان خواباند میبود – روس را جنگی سفائن در طلاط پله ماند میبود
لطمه اثری نیای نورا ( ٣ ) در خفا بنشاند میبود سهما ا ینراین کهن معموره ( ٤ ) طوفانراند میبود
حیل امواج کهن معمور
اندران موج حوادث آشنائی کرد مایم نيك میدانند خدامانا خدائی کرد مایم
کشتی اطریش ( ٥ ) بود از مد وجزرش بی قرار بود اسطول ( ٦ ) فرانسه در تموج لطمه خوار
بود از بی لنگری قاپور ( ٧ ) جرمن بیقرار بود خود شد طوره ( ٨ ) لندن زصد جا عیبدار
همعما از مهان زبان ( ٩ ) ابن واپیر ( ١٠ ) بود مرکب ( ١١ ) انگلیز گزا موجها منقح مقتد می بود
در تلاطم دید تا از دور خلقی را نژند در تموج گشته ششدر ماند در گرد اب بند
خواند بسم الله مجریها و مرسمها بلند غیرت مادر میان لجه زورق را فگند
بر سر مستشرقان بهترا نکه خود را رساند صد فریب بحرا فتوا بساحل برنشاند
( باقی دارد )
٢ ) گريك ملك یونا نرا میگویند . ٣- مراد از براعظم امریکاست
٤ ) کهن معموره . اشاره تست به نصف کره علیای ارض که در مقابل ان ملك امریکا واقع است.
٥ ) ملك استریا ٦ ) اسطول . جهاز جنگی یعنی کشتی نظامی
این لغت در ابتدای اسلام داخل اشعار عرب شده .
٧ ) قاپور و یا پور مطلق جهاز را گویند خواه نظامی باشد خواه تجارتی .
٨ ) کشتی خرد -
٩- ناخدا نگهبان جهاز .
١٠- جهاز
١١) جهاز .
– ۲۱۱ –
بیعت های ولایات وملحقات ان
(۱۰)
بیعت اهالی اقچه مزارشریف
۲۰ شعبان :
الحمد لله علی دین الاســلام الاسلام حق والکفر باطل قال الله تعالی اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولا امرمنکم .
قطعه حکمنامه ولایت برای خبردادن و قبولیت امارت اعلیحضرت امیر حبیب الله خان خادم وغاوه دین رسول الله یوم سه شنبه رسیده وهزار شکرانه خداوندی را بجــا اورده مایان طایفه قندهاری وترکمان ساکنان اقچه همگی به تمامه سر بامارت حبیب الله خان مانده نامبرده را بامارت قبول نموده ایم و اضافه بران اشیا لاجواز شرعا را که از ما مردمان رعایا موقوف ساخته خداوند تبارک وتعالی امارت شانرا مقبول درگاه خود گردانده امضاء ات :
حاجی ملا امرالدین ـ ملا شیرعلی قندهار ـ میرسخان ـ قارا الدین ـ حاجی ولیداد قندهاری محمد رسول قندهاری ـ عبدالغفور ـ گل بای ـ محمد الیاسر ترکمان ـ باقی امضاء ونشان ـ انگشت ۲۹ نفر دیگر .
بیعت نامه اهالی میدان
۱۰ شوال المکرم .
بسم الله الرحمن الرحیم .
بموجب ایه کریم وانی هدایه که اطیه والله واطیه والرسول واولا الامر منکم .
الحمدلله الذی هدانا الا الاسلام وانعشنا امرا عادلا ومجاهدا فی سبیل اللمخادم دین متین رسول الله الغازی امیر حبیب الله خان خلد الله ملکه وسلطانه اللهم اید مادام ـ شرعا لها ومطاعا واقعا وایمانه عبورا که مایان اهالی کل محال میدان همیشه بدعا گویان ذات خجسته صفات رعیت پرور مشغول هستیم وازخداوند بی نیاز شاکریم که برای مایان ـ رعایای بیچاره چنین پاد شاهعادل وخیرخواه را حیا کننده دین وملت حضرت رسول اکرم (ص) اعطا کرده بفضل ومرحمت خود دین ان حضرت (ص) که تنیر شده بود بواسطه ـ همین پادشاه عدالت شعار سربازدین حضرت رسول اکرم را روشن ومامور گردانیده ـ مایان رعایا شکرانه این نعمت بی شمار را به هیچ زبان ادا کرده نمیتوانیم و در ـ ابتدای ورود وگرفتن تخت سلطانت کابل امیر صاحب غازی مایان اهالی محال میدان ـ همین ذات همایونی را به پادشاهی خودها بسر وچشم قبول کرد میویم والحال نیز بسر وچشم قبول نمودیم وانچه امر امیر غازی ما مطابق شرع شریف باشد قبولداریم وبزبان ـ اقرار وبدل تصدیق داریم . امضاء ات :
- ۲۱۲ -
میر حضرت شیر آقا ـ عبد الله محمد اقا ـ عبد الاحد ـ تقوا نصر الدین ـ اقاجان ـ
عبد اللهـ عبد الستار ـ ملا نور محمد ـ زین العابدینـ حاجی لالا گل ـ حاجی احمد جان
ملا فضل الدین ـ عبد الله خان ـ فیض محمد باقی نشان انگشت واسامی ١٨٦٠ نفر دیگر.
تشکر
خصائص ستوده هر چند در ماورای کمال شخص متواری باشد از خلال پرده هاي ـ
صداقت با قوت پرتو ذاتی خود خود نمائی میکند .
ما بمجموع صداقت کاران وراستی پیشه گان تشکرات صمیمانه خودرا تقدیم میکنیم .
خصوصا بجناب مستوفی صاحب میرزا عبد القیوم خان چه ترشحات کمال شان قدر
سهم بماهم رسیده بجريده ما ١٣٠ نفر مشترك معرفی کرده اندکه هم مشترکین از ـ
قرائت مضامین جریده ما بهره ور میشوند وهم يك معاونت مالی بحکومت متبوعه مان نموده
انـــــد .
( مطبعه سرکاری کابل ) ـ
- ۲۱۳ -
صفحه (۱) (جریده هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول شماره ١٦) (نمره مسلسل ١٦)
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه ـ ده افغانان کابل افغانستان ـ نمره تلفون
همه امور تحریریه و حسابیهتا بنام اداره فرستاده شود.
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است.
در هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.
قیمت سالانه ششماهه
در داخل هـ افغانی ـ ۳ افغانی
در خارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ
يك شماره (۱۰) پول.
تاریخ قمری ۱۳ محرم الحرام ۱۳۴۷ ـ پنجشنبه
(تاریخ شمسی ۳۰ جوزا ۱۳۰۸ هجری)
علم النفس
تمهید
دنیا یا میدان هرم ومرجی است که خشونت وتعدی بايك قوت فوق التصور دران کامن است
از زمانیکه تاریخ تنازعات اقوام بشری را یا مفصل ویا مختصر بحر ترتیب ثبت ونگهداشته ـ
مطالعات ان در هر عقل بازمنه مختلف قدر استعداد اثری وارد کرده چون استعدادهای
عقلی در نفوس بشری بتفاوت وجود است ازینجا است که عقول برجسته در اعماق ان حوادث
فرو شده واطوار وخصائل میلی مشترکه ان زمان را در مفکوره خود تصویر کرده واز تطبیق با حالات
مشروحه وچهره مجسمه يك نتیجه بیرون اورد ه که : اصل وماد ه ان همه تنازعات بوده این نتایج
اینکه بسلسله توارث باخلاف رسید مزایای تعمق وفلسفی اوشان دامنه ان موضوع را وسیعتر ساخت
تا اینکه خورد، خورد، يك مقام علمی را احراز کرد. واین زمان بترقی ونشو ونمای خود از روی
همان مبدا اصلی (تاریخ) قدیم ومبادی جاریه مشترکه میتواند سرنوشت يك قوم را باراده خداوندی
پیش بینی کند. چون نشر اینگونه مقالات علمی وجولان افکار علما در زمینه (پسيکولوژی) علم الروح
جوامع ملل بی فائده وعبث نیست این است که فاضل محترم هاشم شائق که یکی از متبحرین این
علم اند براى كمك معنوی از روی اخوت ویگانگی مذهبی باین موضوع حاضر شده اند که معلومات
علمی خودرا راجع بغرورهم دردی برای مطالعه فضلا و علمای محترم بسط وشرح بدهند این است
كه يك مقاله اوشان در تحت عنوان (میلان نفسی) بعارسیده ذیلا درج میکنیم:
میلان نفسی
فلاسفه سابقه میلان نفسی را چنین تفسیر میکنند : میلان نفسی میلی است که از محل خود ممتاز
_ ٢١٤ _
و جدا نبود ه لیکن بشعور مقرون و صادر از اراده میباشد . تفسیر و یا تلقی هذا خیلی مبهم و
پیچیده است . این قدر معلوم است که میل شعوری و ارادی بوده اما وظیفه و متعلق آن در
این تعریف معلوم نیست . پس تعریف میل را از نقطه نظر معاصرین باید مطالعه کرد .
میلان استعداد ی است که فطرتا در نفس موجود است برای حفاظت و یا تنمیه وجود
نفس یا بواسطه خواهش بعضی اشیا و احتراز از بعضی اشیا میکند . در اصطلاح امروز مراد
از عاطفه نیز همین میل است . نفس درین خواهش منشی و یا مثبت خود قبلا مجبور نیست که
تجربه داشته باشد . تنها تعقل مفید و یا ذوق اور بودن یکشی برای بلقوا بیداری هرگونه
میل کافی است و یا اینکه نفس مضرت یکچیز را بمحض اینکه تصور کرد میل نفرت حاضر است .
حتی بی فائده و عبث نمودن انچیز بس است . در حال نفس در تنفر مساهله نخواهد کرد .
بالاتر ازین نفس با استعداد ببعضی چیز مایل است و از بعضی گریزان . معنی قبل التجربه
همین است یعنی نفس احتیاج نیز ندارد به حس کردن قبلی در مفید و مضر بودن متعلق ان
میل .
این استعداد ذاتی منبع تهیج و حساسیت نفس است . هرگاه میل نفسی بیدار و بلقوة
بحال فعل نباشد نفس منفعل نمیگردد . متألم و یا مسرور نمیشود . میل اگرچه در جلب نفع
ورد ضرر بغریزه میماند اما غریزه قطعی است. در فعل غریزی نه عقل مانع شده میتواند _
نه اراده حائل . مگر مثله میل متردد ممکن الوقوع و قابل زوال است عقل و اراده در فعل
میل مداخلت کرده میتواند . نفس را از يك میل منحرف وبيك ميل ديگر وادار کردن در تحت
قدرت عقل و اراده است . علاوه برین افعال غریزی بیکطرز دائمی و خاص ایفا میشود . اما
خط مشی میل مختلف است . میل مطالعه های انسانه ها تفقد تماشای تمثیلات و سیاحت بطور
گوناگون اجرا میگردد . اما چشمک زدن و تنفس کردن و ازدواج غریزهء ثابت وخاصی است که
هر شخص تقریبا بيك اسلوب انجام میدهد . گذشته برین میل اگاه است از هدف وغایهء خود .
لیکن درنزد غریزه علت ابتدائی وغائی مکشوف ومعین نیست .
چنانچه در بالا دیده شد : ازمیلان دو فکر و مقصد اساسی نشأت میکند . یکی
حفاظت موجود ، دیگر تنمیهء وجود . حیوان در میل غذا بحمین دو هدف متوجه است :
تلافی مافات وتنميهء حجیرات. مگر یکی اصلی ودیگر طفیلی است .
خدمت میل در حیات خیلی بزرگ است . خواه تعلق بوجود مادی بگیرد و خواه بماهیت
معنوی . علاوه برین میلان بقدر نما و انکشاف مخلوق ترقی و تزاید میکند و در مقابل هر شکل هستی
و دارائی جدید میل حفاظت و تنمیهء انحا تشکل و یا تقویت می یابد . چنانچه حساسیت _
نگهبان نفس است نسبت بچیزهای الم خیز و یا سرور بخش . اینچنین میلان محافظ هرگونه
لوازم و اوظف مادی ومعنوی انسان است . اگرچه اشکال میلهای انسان بسیار است اما بسه
اشکال عمدهء ارجاع کردن از عادات روحیون میباشد . میل شخصی میل اجتماعی میل روحی
( ميل عالي ) لهذا بحث میل را در سه فصل بیان باید کرد ./
میل شخصی :
از بسکه میل شخصی تعلق بمعنی وماده هر دو دارد بنابران در دو قسمت باید دید :
اولا میل شخصی مادی . مرام این میل حفظ سلامت حجرات وجهاز عضوی است . فی الحقیقه و وجود مادی مقدمات است از برای اکتساب کمال ذات . بربنوجه محبت این عضو نیز وسیله است برای عشق روح . راه فعالیت وجودی وشرط ارتباط ناسوتی نفس همین عناصر مرکب میباشد . اگرچه این میل شخصی بالاخره بخود کامی میکشد . لکن این خود کامی معقول ومشروع است اگر برخرد قهر نباشد وسوء استعمال نگردد نردبان بقای حیات گردید، حلقه از سلاسل دوام نوعی را در بر میگیرد . فائده از فوائد این دستور حیاتی ونفسی (نفس خود را در تهلکه میندازید ) همین است . اثار میل شخصی مادی عبارت است از شهوتها وارزوهای تعمیر و حفاظت وجود . گرسنگی تشنگی عریانی ماندگی وسائره و این احتیاجات اگر رفع نشود انسان خیلی مضطرب میشود . چنانچه یکی از جهاز عضوی هرگاه علیل ومریض شد در تعمیر واصلاح ان مسلطه گردید چقدر بی ارام خواهید گردید . چنانچه میرزا سعد الدین راقم مشهدی گوید :
شدم دور از عزیزان دیگر از حالم چه میپرسی - ندارد زندگی عضوی که از اعضا جدا گردد
واگر تعمیر واصلاح یابد چقدر محظوظ و قلق مسشریخ خواهید شد . کذا بفعالیت - داشتن هرکدام عضو از جمله میلهای طبیعی انسان است باید تطمین کرد ومفید ومعقول وادار ساخت از عطالت باید کشید وگرنه اثار الم وانقباض حاضر است . میرزا نظام دست غیب درین باب سه عصر قبلتر چه خوش گفته :
دل کجا فسرد، شد از سینه بدر باید کرد - مرده هرچند عزیز است نگه نتوان کرد
بربنوجه دیدن شنیدن حرف زدن بالجمله حس وحرکت بعد از استراحت از ارزوها (میلهای) ذاتی انسان است .
ثانیا میل شخصی روحانی : این میل باعتبار قوای عقلیه اقسام متعدده دارد عمده قوای معنویه عبارت از همین سه قوت است که در بحث تقیسم قوا معلوم است :
شعور (ذهن) حساسیت واراده . لهذا میل شخصی روحانی نیز بحمین اعتبار بر سه قسم عمده مطالعہ میشود .
(۱) میل شخصی ذهنی این میل عبارت از اقتضائات ذهنی است . ذهن دارای خاصه تجسس بوده این خاصه باسم حس تجسس (حس کنجکاوی) یاد میشود . در حیات معنوی انسان حس تجسس خیلی مفید ولازم است : اگر حس تجسس نمی بود کیفیات اجسام واشیا هیچ معلوم نبود . ذهن بواسطه این حس در مقابل هر شی بحلقه چون وچرا وکه وچه می اویزد .
انطباع اشیا را از راه حواس تامین مینماید اثر وانطباع انرا ذهن حفظ داشته در وقت ضرورت موافق مذاق ومنطق خود از ان اشکال بدیعه و یا معموله تشکیل میدهد یعنی (تخیل) میکند . ذهن باینقدر ها نیز قانع نیست . این صور جزئیه را از خواص سائره خود مجرد
- ٢١٦ -
نموده (کلی) (متضمن) و ( شامل) میسازد یعنی (تجريد) میکند .
علاوه برین صور اشیا را در حضور خود جلب نموده استنطاق کرده وصف مشترک انرا -
استخراج نموده (حکم عام) میدهد . يعنی (تعمیم مینماید) .
این وصف مشترک ومثابه را با یکدیگر نزدیک ساخته (مقایسه) میکند در نتیجه این مقایسه
(تعمیم) و (تجرید) وحكمها استدلالها و (تعلیل) و(استقرا) ها میرسد . از کلی بجزئی
واز جزئی بکلی سیر تدریجی میکند .
خلاصه ذهن بحر چیز وبحر موضوع که متوجه شد این میل خوشنود میشود . خواه نتیجه
عبث وبیفاید، براید وخواه مفید وبدیع . مطالعه، تماشا سیر وسائره ازاثر همین میل است که
ذهن بدین طریق احتیاج مشغولیت خودرا رفع کرده است .
(٢) میل شخصی حسی : محرك قد میل اگر حساسیت باشد احتیاج حساسیت نسبت
تهییج در صف اول مینشیند . بلکه همه اثار میل حسی از خود حساسیت وهیجان مقتبس
میباشد يعنی حساسیت مقتضی است که همیشه قبول الم وسرور کند . چه حساسیت دو جنبه
دارد : جنبه الم جنبه سرور. ذهن از هر حادثه الم ویا سرور اطلاع میخواهد .
اگرچه الم انسانرا مضطرب میدارد . لیکن کشیدن غصه برای حساسیت بعضا بحدی -
گوارا میاید که خالی از الم بودن بی ارام میدارد . قراری گیلانی درد ور نا در غصه ونشاط را
در يك بیت چقدر شیرین بسته است :
مردم از نومیدی وشادم که نومید از تو ساخت - سختی جان کندنم امیدواران ترا
كذا جنبه سرور . تنوع ودوام انرا چهار دسته میبالد .
ازین رو تقاضای حساسیت هیچ احتیاج بشرح ندارد . جشنها سیاحتها عید ها خواه
از طرف قانون عرفی باشد وخواه از طرف ائین دینی البته احتیاج جنبه حساسیت را نیز
تامین میکند . چنانچه قرائت کتابها زیارات مجالس وعظ وذکر ضیافتها علاوه بر اوامر دینی ویا
مراسم مذهبی وملکی بودن احتیاج حساسیت را نیز رفع مینماید . اینقدر را نیز باید گفت -
حساسیت برای خوشی بعضا بهانه ها می پالد ووسائط صنعی ترتیب میدهد . تفریح های علمی
وادبی تماشا های بدیعی وصنعی برای تطمین حساسیت است که احتیاج سرور انسان بقوه -
مخیله اینها را اختراع نموده است قمی کاشی بحمین احتیاج اشاره میکند :
قانع بخیالی شدم از دیدن رویت - بی منت پا میگذارم از سر کویت
(٣) میل شخصی ارادی : میل متعلق باراده ازین دو میل فوق رنگین تر است . زیرا
در میل ارادی بسا حالتهای فوق العاده وکشمکشهای گوناگون دیده میشود . این میل انقدر
فعلی وانقدر اقتداری است که مظهر این میل درعالم حیات خیلی باحترام یاد میشود . مثلا
عزت نفس حس شرف عشق استقلال عشق حریت عشق امریت وغیره اگر تطمین نشود وحرارت
این میلها به کامیانی فرونہ نشیند از یکطرف شورشها خون ریزیهای بزرگی پیدا خواهد شد و
از طرف دیگر عزت نفس حس شرف وحیثیت وغیره بغرور کبر کلان کاری وحسد میکشد .
— ۲۱۷ —
چونكه عزت نفس عبارت از مبالغه در محاسن و تنزیل در نواقص و متوقع زیاده بودن از —
حال موجوده بوده خلاف ان هتك عزت میباشد .
عزت نفس هرگاه اندكی از موقع خود انحراف نمود بغرور و تفاخر بیجا می انجامد .
همچنین ارزوی حس شرف همين احتراز است از افعال و اقوالی كه در نظر خود و خلق—
سبب تنزیل قدر شود . این بوده كه متین اصفهانی در عصر قبل انلره بحس شرف و استغنای
ذاتی نموده :
دست من از لقمه چرب كسی الوده نیست — میخورم چون شمع مغز استخوان خویشرا .
چنانچه نگاهداشت شرف در نزد بعضی انقدر ضرور است كه وظیفه و احتیاج روحی بوده
بر خلاف ان عصیان خواهد كرد . كذا غبطه یمعنی صحیح روحی ان است كه نفس میخواهد در
میان جامعه محافظه موقع بنماید و بجائیكه همقدمان ارتقا كرده اند سعی میكند كه در دائره
ناموس و صمیمیت بر انجا برسد . بشرط انكه ضرر شخص دیگر برا نخواهد وگرنه افراط نموده حسد
میشود . كذا اگر این حس تطمین نیابد بصورت منفی بماند نه تنها سبب تنزل روح میشود بل
در وجود مادی نیز خیلی امراض و انقباض تولید كرده از نما و انكشاف باز میدارد . درینجا ازین
بیت شاپور طهرانی كه بدور جهانگیر میزیست چقدر استفاده میتوان كرد .
اگر دلداری محرست من هم غیرتی دارم — كراورفت از نظر من نیز خواهم رفت از یادش .
( یاقیدارد )
مابعد از شماره (١٤) . نقل از جريده شريفه الايمان
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
چون خیال بنده در نشر جریده موصوف اینست كه مضامین مندرجه ان ب چهار حصه توزیع
یافته باشد : اصول ایمان فروع ایمان حوادث داخله حوادث خارجه لیكن در این اوقات چون
شیرازه جمعیت بعضی اقوام وطن عزیز ما گسسته شده و منازعات و مناقشات نفسانی و اختلافات و
اضطرابات داخلی در بین شان نهایت زیاد رخداده از همه مسائل اسلامیه ضرورتر و مهمتر —
مسئله اتفاق و اتحاد را دانسته نشر فواید و عوايد اخوت اسلامی و نتائج اتحاد قومی را اولا مندرج
نمودم تا قارئین كرام از این مسلسل استفاده گرفته بیشتر در انطفای نائره نفاق وشعله شقاق
كوشان وساعی ومجاهد شوند كه اگر فضل خداوند ذوالجلال و شفاعت ورافت رسول با كمال باری
كند جامعه ملیه افغانيه ( صانها الله تعالی عن البليه) در زير لواء شریعت غرای محمد یه عليه
الف صلوت وتحيه متفق ومتحد بوده رخنه های شكستگی از بین برطرف شود و علم ترقيات اسلامی —
شان بر تمام صفحات زمین برافراشته گردد .
معلوم بالبداهه است كه خساره مالی و تلفات جانی كه امروزه روز در تمام عالم اسلام
به مسلمانان عايد است از بی اتفاقی است و اگر متفق باشیم تمام منافع خود را كه امروز بدست—
دشمنان ما مستناثل خواهیم شد هر قدر علم داریم یا عمل جان داریم یا مال تقریر داریم
۲۱۸
یا تحریر ـ سیادت داریم یا شیخت قیادت داریم یا شوکت باید ولازم بلکه واجب است
که تمام اقتدار و استعداد روحانی و بدنی و مالی را در اتفاق و اتحاد برادران خود و اصلاح و
بهبودی و ارامی و خیرخواهی مسلمانان صرف کنیم تا داخل خطاب ایه کریمه: (انما المومنین
اخوه فاصلحوابین اخویکم) بگردیم . (باقیدارد)
مد وجزر اسلام
(۲)
جو صبا بر بحر وبر اکثر گذرما کرده ایم در بلند وپست کوه و در سفرما کرده ایم
صد طریق ناسپرده پی سپرما کرده ایم خانه ها اباد در هربم و(۱) برما کرده ایم
بود اسیا سر بسر معمور از اثار ما
بود یورپ نیز زیر سایه دیوار ما
گه بمغرب حکمت(۲) یونانیان اموختیم گه بمشرق(۳) از تجارت سیم وزراندوختیم
هرطرف در کوی و برزن شمعها افروختیم مصریان (۴) راداغ حسرت برجگر میسوختیم
مصریان(۴) لاثل را قلم زین قصد رقصد در بنان
گبن(٦) رابالد رقم بر خویشتن زین داستان
(۱) یعنی دران اوقات هر قدر براعظم از اسیا ویورپ و افریقہ که در معرفت انسان در امده
بودند همین سیر ورهگذر مسلمانان بودند .
(۲) در طبیعات وهند سه مریان اندلس و مغرب بر عربان دارالخلافہ بغداد بلکه بر سائرا فاق
فضیلت میداشتند ایشانرا در عهد خلافت عبدالرحمن اموی بطرف علم هندسه رغبت پیدا
شده بود چنانچه تصنیفات ـ دمرکار دنیز هیوکرتیز جالینوس ارسطو اپالومیس وغیره
حکمای یونان را از زبان رومی(لاطینی) و یونانی در دارالخلافه قرطبہ بزبان عربی شرح نمودند و
علم نباتات وکیمیا و اصطرلاب را در ملک یورپ اشاعت دادند (۱۲ سنین الاسلام دکتورلنیز.)
(۳) بعد از تسخیر بلاد ایران و افریقہ واندلس اهل عربرا رغبت تجارت پیدا گردید و در خیال
ایشان این امر جا گرفت که در مقامات تجارت اسلام را اشاعت داده ایند تا بوجہ اتحاد ـ
مذهب ویگانگی زبان هم تکالیف سفر رفع گردد وهم تجارت را رونق تازه بر روی کار اید ـ
مصارف شان و شوکت خلفای بنی عباس و تمدن اهل بغداد تجار را بر سفر هندوستان تحريك
داد . چنانچه اهل عرب قبل از شہ ۱٦۰ هـ ۸۰۰ عیسوی در اکثر مقامات هنوستان طرح
اقامت انداختند واز فیضان صحبت ایشان بعضر رایان هندوستان مسلمان هم شدند بعد ازان
اهل عرب از برای ترقی تجارت روبہ جزائر هندوستان اورده تا به سیلون وسماطر اوجاوا سلبس رسیدند
بلکہ ازانجا هم پیشتر گذشته در نواحی چین قدم نهادند و از جانب دیگر کاروان عرب تا تار وسیبریا
را محط رحال خود گردانید و در افریقیه تا لب ابنیگار ورسیده ملک گانا وملک ونگره نکوور و کوکورا در
- ٢١٩ -
بقیه حاشیه (٣) .
حوزه تصرف اوردند و بعد از ان بر سنا ار و در فور ویرنو و تمبکتو و ملی که بر ساحل بحر افریقیه واقع بودند متصرف شدند ازان پس از اپنای پاپا الضبگشت تا زنگبار رسیدند و مقدشون ملنده و سونالا و کلو وموزنبیق را لنگرگاه جهازات خود قرار داده و از انجا نیز گذشته قدم در جزیره مدغاسکر نهادند بلکه همت عالی ان جوانمردان بر این اکتفا نه نموده با رومر و اسکندرونیوپا ارتباط تاجرانه پیدا کرد میبود - و کنولا نیز در سنین الا سلام می نگارد که بعضی از مورخان یورپ اقبال این معنی نموده اند که برخی از اهل عرب که در اندلس قیام میداشتند و برای تجارت در- دریا امد رفت میکردند در سنه ١٤٩١هـ ١٠٥٠ ع پیشتر از کولمبس بر دنیای نو اطلاع - حاصل نموده اند مگر غیر از اینکه بلادنگاه انرا دیده باشند فائده دیگر ازان نبرداشته ونه ان مقام را مسکن وما وای خود ساختند .
(٤) . مصر بیشتر از سائر ممالک در صناعت و حرفت ترقی نموده بود چنانچه یونان نیز از پرتو ان روشنی پذیرفت در سلسله تفریح علوم اگرچه هندوستان بر مصر هم تقدم میدارد مگر چونکه ساکنان این سرزمین نیز چون اهالی چین با دیگر ممالک کمتر تعلق میداشتند بناءً علیه در نشر علوم ان سبقت بمصر راجع گردید و در عهد قدیم علوم وفنون دنیا بدینگونه اشاعت - پذیرفته است که از همه پیشتر اشراقات علمیه در هند یا فارس متجلی شده و مصرو غالیا ازهند - اقتباس نموده ومجموعه علوم هند و فارس و مصر در یونان درامده و از یونان رومیه الکبرا فرا گرفته و از رومیه کبری عرب اخذ فرموده ویورپ برخی از عرب و برخی از رومیه ویونان حاصل نمود ، مگر عرب و یورپ اکثر علوم بلاواسطه از هند وفارس نیز فرا گرفته است .
(٥) : کار لائل نام مورخی است که در سنه ١٨٨٨ ع در انگلستان وفات یافته تاریخ اهل اسلام را خیلی با انطاف نوشته است .
(٦) : اورود گبن در سنه ١٨٦٤ ع تاریخ زوال سلطنت رومیه الکبری را نوشته است دران کتاب عهد مبارک حضرت خاتم النبيين عليها لصلواه والسلام و خلفای راشدین را خیلی با تعریض و تمجید یاد کرده است .
- ۲۲۰ -
در صناعت بود ما را دستگاہ ذو شجون
بود فکر ما حریفان را بحرفت رهنمون
ما بطبع کار کن کردین ایجاد فنون
ما بعقل پرهنر بودیم از یاران فزون
خلق را پیدایش سر مشق کار ما بس است
در نمایشگاه عالم یادگار ما بس است
بم مادر بلخ بود ورتم مادر خاوران
تاج مادر مصر بود وتخت مادر اصفهان
پیل مادر هند بود ورخش مادر سیستان
تیغ مادر سند بود ونیزه درمازنداران
دشت موسی (۷) گاہ میلرزید از غوغای ما
کوه ادم (۸) گاه سر میسود زیر پای ما
شد ارسطو (۹) زنده جاوید از اعجاز ما
شد فلاطون (۱۰) شاد ازبطیغنون پرد ازما
هیچکس درد هر درحکمت (۱۱) نبود انباز ما
برجهان روشنتر از روز است اری راز ما
ازدم خود صد چراغ مرده را پر کرده ایم
هومر (۱۲) شیوا بیان رادر سخن تر کرده ایم
گرنشد صقلیه (۱۳) از ما نامور بسراز که شد
گرنشد قبرس (۱۴) زما زیر وزیر بس از کهید
رنشد کار دمشق (۱۵) ازما چوزر پس از که شد
گرنشد غرناطه (۱۶) از ما پرهنر بس ازکه شد
از که شد سکندریه (۱۷) درسگاه علم وفضل
از که شد ایوان (۱۸) دهلی شهر و با میزان عدل
(۷) - عبارت از تیه بنی اسرائیل که بر کنار بحر احمر واقع است .
(۸) - برسلسله کوهستان جزیره سراندیپ از ساتر قله هارفیتز کوه ادم است .
(۹) - ارسطو . استاد سکندر اعظم شاگرد افلاطون واضع عالم منطق ۳۲۲ سال قبل از میلاد حضرت (ع) وفات یافته .
(۱۰) - افلاطون حکیم الهی شاگرد سقراط باشنده اتییه اتیهنز) دارالخلافه یونان ۳۴۸ سال قبل از مسیح ع ازین جهان رحلت نمود ، مصنفات ارسطو وافلاطون را حنین ابن القا سحاق یحیا نحوی ابولبشر متی احمد بن الطیب اسحق ابن مقیع ثابت ابن قره ابویحی مروزی یحیی ابن عدی ابوزیه بلخی ابراهیم ابن الصلت ابوالفرج ابن قدامه - ابوالقاسم انطاکی - ابو خلف خراسانی - علی ابن احمد عمرانی . حجاج ابن یوسف - سطرالکونی ابن رشد - وغیره بلغت عرب ترجمه وتفسیر نمود ، روح تازه بقالبان علوم مرده دمیده اند ۱۲ .
(۱۱) - در عهد خلفای عباسیه اکثری از کتب حکمیه از زبان یونانی وسریانی ورومی وعبرانی و فارسی وهندی ترجمه پذیرفت است . خلیفه ابو جعفر منصور دوانقی پیش قیصر روم قاصد فرستاده تراجم ونقول کتب فلسفه بدست آورد وافقط تحریر اقلیدس ومجیطی وکلیله ودمنه را بزبان عربی شرح کنائید وهارون رشید نیز حکم داده بود از هرجا کمبدست افتد کتب حکمیه را بزبان تازی در ارند ومامون از قلقه جزیره قبرس خیلی کتب فلسفه حاصل نموده بمترجمه نمودن انها حکم فرمود . و در ملاء پورپ هرجا که دستش میرسید کتب حکمت گرد اورده زبان تازی را ذخیره انباشت .
بقیه حاشیه (۱۱) :
(۱۲) ۰ هومر شاعری بوده است در یونان که سقراط حکیم دیوان اشعارش را همیشه در مطالعه خود میداشت ۰ غالبا نهصد سال قبل از مسیح دنیا را گذاشته ۰
(۱۳) ۰ صقلیه نام جزیره ایست در بحر روم که تا مدت مدید در قبضه اهل اسلام بود حالا از دست ایشان بدر رفته و در قبضه اطالیاست و انرا الحال سسلی میگویند در عهد هارون رشید مفتوح شده بود ۰
(١٤) ۰ قبرس نام جزیره ایست در بحر روم خلیفه هارون رشید در سنه ١٦٥ هـ ٧٨١ ع انرا در تصرف آورده بود ۰
(١٥) ۰ دمشق شهریست مشهور پایتخت ملك شام بنا کرده دمشق بن نمرود از عهد حضرت خلیفه اول در قبضه مسلمانان است در سنه ٤٢ هـ ٦٦٢ ع امیر معاویه انرا دارالخلافه خویش مقرر ساخته بود ۰ بعد ازان در ایام خلافت بنی امیه ترقی روز افزون پذیرفت ۰ خلیفه ولید ابن عبد الملك در وسط آن مسجدی بنا کرده است که انرا جامع بنی امیه میگویند آورده اند که صد ملیون و شش کرور و چهار لك روپیه برای تعمیر آن بمصرف درآمده بود در عهد سلطنت یونانیان هیکل عظیمی بود منسوب بسیاره مشتری چون نصاری بر ملك شام استیلا یافتند انرا کنیسه ساختند بنی امیه انرا مسجد نمودند ۰
(١٦) ۰ غرناطه ۰ (گریندا) شهریست در ملك اندلس (هسپانیه) که در عهد قدیم دارالسلطنه خلفای بنی امیه مغرب بود الحال در تصرف اهل هسپانیه درآمده است ۰
(۱۷) ۰ اسکندریه نام شهریست بنا کرده سکندر اعظم کند رزمانه ملوك فاطمیه در ملك مصر مرکز علوم وفنون بود ۰
(۱۸) ۰ در عهد سلاطین تیموری اندرون قلعه معلی پیش روی ایوان شاهی يك ترازوی کلان ـ آویزان بود که با میزان عدل شهرت میداشت ۰
(۱۹) ۰ اهرام مصر مینا رهائی چهار گوشه مثلث نما که از دریای نیل بمسافت پنج میل واقع شده است ۰
(۲۰) ۰ در سنه ١٠٩٥ ع ترسایان صلیب برداشته قسم خورده از برای انتزاع بیت المقدس بـا مسلمانان جنگ آغاز نهادند چنانچه بعضی ازان اماکن طیبه را از دست تصرف اهـــــل اسلام بدر هم بردند اما آن جان نثاران (شكرالله سعیهم) شکسته خاطر نشده علی الاتصال از برای استخلاص آن ارض مقدسه هنگامه کار زار را جاری داشتند تا انکه سلطان صلاح الدین صفدی رحمه الله علیه آن بلدیه طیبه را از دست نصاری بازپس کشید ازین خبر رچرد شیردل شاه انگلستان سخت متوحش شده باتفاق لوئیس شهنشاه فرانسه و شاه جرمن و پاپای روم و عسکری زیاد از امور وملخ برملك شام بریخت اما در سنه ۱۲۹۱ع سلطان انهمه را شکست داده ملك را از تسلط نصاری به پرداخت ۰ ۰
٢٢٢ -
بر سر اهرام (١٩) مجوی نوبت ما میزدند
قرعه روز بهی بر دولت ما میزدند
در جهان حرف کرم از همت ما میزدند
در شجاعت داستان از صولت ما میزدند
گرچه شد از دست چرخ این روز بد ما را نصیب
لیک عالم یاد دارد قصه جنگ صلیب (٢٠)
(باقیدارد)
بیعتهای ولایات و ملحقات ان
(١١)
(بیعت اهالی مندرول لغمان)
بحضور شاهانه خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان
بحکم ایه وانی هدایه. یا ایهاالذین امنوا اطیعوا الله واطیعوالرسول واولی الامر منکم وبحکم مدلل اعتقادیه شرعیه لابد للمسلمین من امام ونظربه ترویج واحیاء دین متین حضرت سیدالمرسلین (ص) مایان نفری قوم ابراهیم خیل وغیره نفری ساکنون مندرول لغمان ـ حضور امیر حبیب الله خان را بامارت و پادشاهی خودها قبول کرده و بذات شاهانه بیعت نمودها ز خداوند تعالی بکمال خلوص نیات بر قرار و بر دوام ماندن همچو پادشاه ترقیخواه دین محمدی (ص) را استدعا داریم و از حضرت خداوند متعال توفیق ذات شاهانه را برای عبودیت واطاعت اوامر ونواهی خداوندی واستقامت به شریعت غرای محمدی وتوفیق اطاعت خود هارا حسب الشرع شریف برای اولی الامری خود بدعا طالبیم چون درین اثنا لغمان متفرق وپارچه پارچه بود مایان نفری مذکور بیعت نامه خودرا بذریعه نوشیرخان که از طرف خودها وکیل گردانیده ایم تقدیم حضور نمودیم که بحضور شاهانه مشرف وبیعت نامه مایان را تقدیم حضور نماید در خاتمه دعاگوئی واحترام ١٥ شهر رمضان المبارک ١٣٤٧ ٠
امضاء ات ومواهیر:
ملا امیر محمد ـ عبد الوهاب ـ محمد نبی ـ تاج محمد ـ امیر محمد ـ عبدالله ـ علی اکبر ـ فقیر محمد ـ باقی امضاء ومهر ١٥٠ نفر دیگر٠
بیعت نامه علاقه محمد اغه لوگرد
الحمدالله الذی لا اله الا هو ونصلی علی نبیه محمدصلی الله علیه وعلی اله واصحابه وسلم چونکه امان الله خان اقدام باختراع وبدعت نموده بود وحضرت باری تعالی که کفیل دین متین پاک حضرت سید المرسلین الی یوم القیامه است ان شجاع غیور دلیر دین پرور خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان را نصرت داده که بصدائت باعث خلع بدعیات وحفاظ ننگ وناموس ماها زمره ـ
(١٩) در صفحه ٢٢١ تذکر رفته ٠
(٢٠) ٠ در صفحه ٢٢١ تذکر رفته ٠
- ۲۲۳ -
اسلامیه گردیده ما اهالی اسلامی لغوکرد خصوصا اهالی علاقه محمد الله چکله پایان لغوکرد بیعت صحیحه جدیده بقرار امر خداوند جل جلاله وهدایت حضرت رسول اکرم وصحابه - معظم به امیر حبیب الله خان که شخص صادق وخدمتگار ملت و پیرو دین پاك محمدی واوصاف حمیده واخلاق خجسته و شجاع وغیور ورعیت نواز بود نمودیم او را برضا ورغبت با امارت سلطنت کابل قبول داریم والحمد لله که به تنفیذ امورات امارت را مطابق احکام الهی وسیاسات اورا بر وفق سیاسات شرعی اجرا میدارد وما اهالی اسلامی از حضرت الهی درخواست توفیق سعادت بامورات امارت ورعیت پروری و انصاف وعدالت او را مسئلت داریم که الهی افتاب عمر واقبال و - استقلال سلطنتش ومواج ودریای حشمت واجلالش در موج باد باله نبی والیه امجاد مبارك باد سلطنه افغانستان بر خادم دین رسول الله امیر حبیب الله انشاء الله تعالى لك العونت و النصر السلام عليك وعلى من معك من المسلمين باقی مباد هر که نخواهد بقای شاه -
۹ شعبان المعظم سنه ١٣٤٧ ٠
امضاء - ملا عبد الرحيم - اختر محمد - دین محمد - عبد الغفور - عبد القهار - عبد الغفار - خیرمحمد - قاضی عبد المجيد - عبد الكريم - گل احمد - خوشدل ساکنین محمد الله لغوگرد - باقی امضا وشصت ١٦٦ نفر دیگر.
بیعت نامه اهالی تکیه وردك
٣ شوال المكرم ٠
بسم الله الرحمن الرحيم ٠
الحمدلله الذي نجانا من ظلمت الكفر ونور ديننا بواسطه امیر زماننا خادم دین رسول الله صلعم اما بعد ٠ مایان عاجزان رعایای قریه سادات قریه شاری خیل تکیه وردك و مایان قریه عثمان خیل عرض و دادی برای رئیس صاحب میدارم که مایان عاجزان مبایعه شرعیه همرای امیر صاحب نمودیم و به سلطنت او شاکر میباشیم و دعا ول سلطنت مایان عاجزان مبایعه بطریق خرسندی میگردیم وچونکه از بیم بعضی تاخیر نمودیم باید معذور داشته باشیم و از توهم بغیه مایان را خلاص بدارد و امنیت داد بشود که فردای قیامت بر سر کسی ماخوذ نشود ٠
امضاء ان وموا هیر: ملا سید صاحب الدین - سید غریب - فقیر محمد - سید انا محمد - سید غوث الدین - ملا دین محمد - باقی امضا و مہر و انگشت ۱۰ نفر دیگر.
بیعت نامه اقوام طوطا خیل سمت جنوبی
١٠ رمضان المبارك ١٣٤٧ ٠
حضور مبارك شاه شجاع غیور امیر حبیب الله خان غازی را ندا دیم مایان ملکان وکیلان و ریش سفیدان و سائر اقوام طوطا خیل سمت جنوبی از حرکات و غیرت فداکارانه شاه شجاع که بمقاصدات و ترقیات وتنویرات دین اقدس سید المرسلین وخاتم النبيين (ص) اقدام نمود ، وبکمال مردانگی و بقوه شمشیر ابراز شجاعت نموده مدین نبوی (ص) را تازه وروشن کرده و امارت سلطنت کابل را تصرف شده است اطلاع یافتیم اکنون مایان اقوام طوطا خیل غیرت و شجاعت شاه غیور
- ۲۲۴ -
را تحسین کرده و امارت سلطنت کابل را تبريك نموده وبرضاء ورغبت خود ها بکمال ـ سیار افتخار بیعت امارت سلطنت شاه غیرتمند را قبول نمودیم و از حضر حق ـ بحانه و تعالی جل شانه وبه مدد حضرت سرور کائنات (ص) دوامیت اقبال دولت امارت شاه غیور دین پرست را در تزائیدات ترقیات رجاء داشته از خداوند کریم جل شانه برای خود ها حسن خدمت وتوفیق اطاعت را به سایه این شاه جوان مرد شجاع خواسته و خواهانیم . وهذا بیعت نامه خود ها را خط خاما برای حاصل کردن رضاء مبارك تقدیم نمودیم . زنده باد شاه غیرتمند وفدائی دین : ـ ول اکرم (ص) ـ امیر حبیب الله خان .
امضائات :
ملا سراج الدین خلیفه ـ ملك بهرام ـ ملك درانی ـ ملك گل محمد ـ ملك محمد ـ ملا شاه ولی ـ اکرم وکیل ـ محمد اسلم وكيل ـ شیر علی ـ ادم خان ـ صابوخان وکیل ـ سراج الدین ـ باقی امضاء ونشان شصت ٧٤ نفر دیگر .
١٦ رمضان المبارك . بیعت نامه اهالی دره صوف مزار شریف
اقرار معتبر صحیح شرعی نمودند بحضور مایان اهالی محکمه شرعیه دره صوف کلان شوند ، گان وموسفید ان وخوانین ومعتبرين وعلما وسادات وسایر رعایا ومامورین محال دره صوف اینکه :
ازانجا که خدای توانا نیکبختی ماملت را اراده فرموده و زمام اداره مملکت به کف کفایت ودیانت پادشاه اسلام پناه خادم دین رسول الله امير حبيب الله خان تفويض نموده والحمد لله چنانچه مشاهده میکنم همة تكالیفغیر مشروعي که بر ملت افتاده شده بود رفع ودفع گردیده است لہٰذا ما اهالی دره صوف شکرانه این نعمت عظما وموهبت کبرا را بجا اورده شرعا . اطاعتا به امیر مجاهد غیور امير حبيب الله خان بيعت نمودیم در هر حال وهر امر ذات والاي او را پادشاه شرعی و قطعی خود قرارداد ، و در اوامر و احکامات او بشرطیکه از جاده مستقیم شرع شریف متجاوز نباشد تخلف و تحرف نمی ورزیم و این بیعت نامه را که از جانب تمام مـــــا اهالی دره صوف ایجاب شد ذریعه جناب محترم والاشان میرزا محمد قاسم خان رئیس انتظامــی وهیئت مقرره او که ما را باین بیعت کسیدعوت داده اند بحضور مبارك پادشاهی تقدیم مینمائیم ودعا میگنیم که خدای متعال ما را توفیق رفیق سازد تا بزیر سایه همایونی پادشا ، دیندار غیور خود راهی را که خدا فرموده وحضرت رسول اکرم (ص) طی نموده سپری نمائیم . امضائات : محمد حسین خان ـ عبد الصمد منگ باشی ـ محمد مین ـ میرزا قل خان ـ پایه مراد ـ ملا یزدان قل ـ عبد الرحمن ـ غلام على وكيل ـ ملك عبد العزيز ـ محمد امین خان عبد الحميد قریه دار ـ محمد قل یوزباشی ـ باقی نشان شصت ٥٦٠ نفر دیگر .
-٢٢٥-
بیعت نامه کندك قومی فیض اباد بدخشان
حضور محترم مراحم ظهور مبارك خادم دین نبی (ص) اعلیحضرت غازی مد ظله را فدا و تصدیق شویم !
کمترین خدمت گاران اقا محمد تولمشر و الف شاه بلوکمشر و محمد کبیر بلوکمشر کندك قومی مقیم فیض اباد بدخشان بمعرض حضور لا مع النور مبارك میرسانیم : اینکه حینیکه فرمان لازم الاذعان از تشریف جلوس میمنت مانوس اعلیحضرت خادم دین متین حضرت سید المرسلین (ص) بر تخت سعادت بخت دارالسلطنه کابل بسر افرازی و چشم روشنی مردم بدخشان سرور ارزانی داشت ما اهالی بنوید چنین اخبار سعادت اثار حضرت باری جل ذکره وشکریه موهبت عظما وعطیه کبرای تقدیم نموده بصورت فوری جمع اوری و اتفاق نمود بصاحب تلگراف و ایراق گردیده توجه صادقانه مخلصانه در محافظت جباخانه وخزانه دولت متبوع مان واهالی شهر فیض اباد که حقیقتا برادران هم دین مان بودند ساعی
ومجاهد گردیدیم الحمد لله تعالی از طالعخیر مطالع طالع انچنان ذات تقدس ايات نيك خواه دین و خیر اندیش ملت اسلام و بتوجه این خدمت گران صادق نقصانی و ضرری به سامان دولت واذیت با هالی نرسیده ارام و اسوده حال میباشم ( سالی که نکو است از بهارش پیداست) همین است که حسن صداقت شعاری و خدمت گذاری که به نسبت خیر خواهی دین ودولت بود نخواستم که از حضور مبارك اعليحضرت شهریار غازی مخفی ومحجوب بود ومستور باشد .
لهذا خدمت صادقانه خود را لازم العرض حضور مبارك دانسته استرجا داریم که منظور حضور الطاف وفور اعلیحضرت ترقیخواه دین ودولت گردیده واسطه ترقی انبه و — سرفرازی این خدمت گاران جان نثار گردد — فقط زیاده افتاب عمر واقبال ذات — ملوکانه طالع ولامع باد .
حکمت
مهمان پیری بودم در دیار بکر که مال فراوان داشت و فرزند خوب روی . شبی — حکایت کرد که . مرا در عمر خویش بجز این فرزند نبوده است درختی درین وادی است که زیارتگاه است مردمان بحاجت خواستن انجا روند شب ها بحق نالیده ام و روی در پای ان درخت مالیده تا حق تعالی مرا این پسر بخشیده است .
شنیدم که پسر اهسته با رفیقان میگفت : چو بودی که من ان درخت بدانستی که کجا است ودعا کردمی تا پدرم بمردی ( حکمت :
خواجه شادی کنان که پس فرزندم عاقل است وپسر طعنه زنان که پس پدرم فرتوت
سالها برتو بگذرد که گذری نکنی سوی تربت پدرت
توبجای پدر چه کردی خیر — که دگر چشم داری از پسرت (سعدی شیرازی)
-٢٢٦-
فتوحات اسلام - فتح بيت المقدس
(١٣)
راوی گفت که بعد ازان اهل روم هر چند قدرت داشتند از امتعه و اسباب دنیائی ظاهر
کردند و در میان کوچه ها وشوارع بنظر مسلمانان کشیدند و مسلمانان در حین دخول وخروج
بطرف امتعه واسباب های شان میدیدند وتعجب مینمودند ویکی میل بطرف متاع هاي شان
نمیکرد و مساسرنه نمود و میفرمودند که الحمدالله که خدای متعال جل شانه دبار همچنين -
قومی را بما بخشید و تمام مسلمانان این گفته را میگفتند که اگر دنیا به نزد خدای تعالی
جل شانه بقدر پشه قدر میداشت کافران شربت ابی نمیدیدند .
عوف بن سالم (رض) نقل کرد که والله قسم اینکه در میان مسلمانان کسی پیدا نشد
که دست خودرا بطرف امتعه های شان دراز کند یا مساسر نماید .
بعد ابو عبیده از برای شان گفت که ای قوم اینها همان گروه اند که خدای تعالی
جل شانه اینها را در تورات و انجیل صفت کرده همیشه بر حق ایستاده اند و کی از آنها
بطرف امتعه های شما نزديك نخواهد شد و تا حینیکه شما به عهد خود ایستاد بياشيد
آنها ایستاده اند .
واقدی (رح) نقل کرده که امیر المومنین عمر (رض) مدت ده روز در بيت المقدس
اقامت نمود . شهر بن حوشب (رض) فرمود که من از كعب الاحبار شنیدم که او گفت که چون
امیر المومنین عمر (رض) بهمرای اهل بيت المقدس صلح نمود و مدت ده روز در شهر
اقامت کرد من در قریه از بلده فلسطین بودم بعد ازان بطرف او آمدم که از برای شان -
سلام کنم و بدست شان اسلام آورم . .
این واقعه از سببی بود که پدر من از تمامی مردمان به احکامی که خدای متعال جل
ذکره از برای موسی ابن عمران (ع) نازل کرده بود بیشتر علم داشت و از برای من هم بسيار
مشفق و مهربان بود و بهر شی که علم داشت آن شی را نیز از برای من بیاموخت و هیچ شی را از من
نمی پوشید و هر چیزیکه مردمان می دانستند آن همه را بمن دانا گردانید چون وفات پدرمن
نزديك آمد مرا به نزد خود خواند و گفت ای فرزند آیا تو علم داری که آن چیز های را که من -
میدانستم هیچ چیز را از تو دریغ نکردم و همه را بقلب تو ذخیره گردانیدم چرا که میدانستم
که این گروه کاذبان بیرون میایند وطغیان وكينه های خود را ظاهر میکنند و تو انها را متابعت
میکنی وازین جهت دو ورق از برای نصیحت تو نوشته کردم و در میان این سبو نهادم حالا تو
فرزندار این سبو مشو و بطرف اینها نظر مکن تا حینیکه نبی آخر الزمان که نام خوشش محمد ع
است به نبوت مبعوث شود بعد ازان درین دو ورق نوشته میان سبو نظر کن . اگر چنانچه
خدای تعالی جل شانه از برای تو اراده خیر داشته باشد تو جناب رسول (ص) را متابعت
خواهد کردی .
- ٢٢٧ -
پدر من بعد ازين وصيت خود فوت شد كعب الاحبار گفت كه من آن سيبرا دفن كردم و
بعد از ايام تعزيت فوت پدر خود هيچ عملی را ازان بيشتر دوست نداشتم كه بطرف آن دو
ورق نظر كنم وبدانم كه در انها چه نوشته است بخوانم چون ورق ها را مفتوح كردم وبخواندم –
ديدم كه چنين نوشته ميباشد لا اله الا الله محمد رسول الله خاتم النبين است كه بعد
از وی ديگر پيغمبر نيست مولد او بمكه است ودار هجرت مدينه طيبه كه نه درشت حرف –
است و نه سخت دل ونه بانك وفرياد كنند وامتان او همه گی خدای تعالی جل شانه را
حمد و ثنا ميگویند و بحمد حال زبانهای شان بگفتن تهليل وتكبير گويا ميباشد واز ذكر حق
کام های شان تر وتازه ميگردد وهركس كه بهمراه شان دشمنی كند آنها بدشمنان خود نصرت
میيابند وهمیشه روی های خود شان را می شويند وتازه روی اند وكُمر خود ها را دایم در راه
خدای تعالی جل شانه بسته دارند وانجيل های شان دایم در سينه های شان جمع است
ورحم شان در بين شان بخوبی است كه رحم انبياء الله تعالی جل شانه در بين امتان شان
ميباشد واول كسانی كه در قيامت داخل جنت شوند – ( باقی دارد )
( مطبعهء ففففد سرکاری كابل )
۲۲۸
( صفحه ۱) جریده هفتگی حبیب الاسلام – سال اول – شماره ۱۷) (نمره مسلسل ۱۷)
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه د مافذانان کابل افغانستان – نمره تلفون
همه امور تحریریه و حسابیہ بنام اداره فرستاده شود.
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است.
در هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه فلته نشر میشود.
اورا تیکه درج نشود اعاده نمیشود.
قیمت سالانه قیمت ششماهه
در داخل
مرکز – ۵ – افغانی – ۳ افغانی
در ولایات داخله باضافه
اجرت پست ۷ – اف ۳,۵۰ رو
در خارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ
( يك شماره ۱۰ پول)
تاریخ قمری ۲۰ محرم الحرام ١٣٤٨ ـ پنجشنبه ( تاریخ شمسی ٦ سرطان ۱۳۰۸ هجری)
علم النفس
(۲)
میل اجتماعی .
در باب میل شخصی صراحتا دید مشد که غایه میل شخصی خود کامی معقول است و
این معنی را اگر تفصیلا شرح نمیدادم نیز از تعبیر میل شخصی همین چیز را می فهمیدید .
حال از عنوان میل اجتماعی صراحتا باید معلم شود که غایه میل اجتماعی غیرکامی یعنی الفت
وخیرخواهی است این میل نیز مثل میلهای دیگر استعداد ی است که انسان از الفت گرفتن بنوع
و از خیرخواهی بغیر خود متلذذ میگردد. هرگاه این میل کامیاب شود البته صاحب این میل
را مسعود می سازد. روح این میل در همین حس الفت خیرخواهی دیده میشود چنانچه
همیشه از طرف مادر و پدر بفرزند از طرف استاد بمعلم بشاگرد و از طرف کریم بفقیر این رویه
دیده میشود. بسا نفوسی که مظهر این میل انسانی اند با وجود اینکه ساعتهای دراز تشنه و گرسنه
نشسته اند مستسقی و جوعی را دیده در حال بگوی اشتهای خود قفل خود داری میزنند و
راه جرعه اب و لب نان خود را با کمال ممنونیت و استراحت نفس بطرف ان تشنه و گرسنه –
ناتوان میکشایند. هیجان این میل نمیگذارد که بکام خود صرف کند .
سماحت – کرم – حمایت – ایثار – کظم – غیظ ستر عیوب و ... کلمه هائیست
که در لغت هر ملت عین معنی دارد و هیچ یکی بیجا وضع نشده است. چنانچه در عصر
سوریہ یدل علیه الرحمه میل اجتماعی کرم را چنین ایضاح میفرماید :
(حقیقت کرمی که از اینه هر فردی بظهور پیوسته است بذوق اشغال امداد دیگری –
نشسته) مشارالیه میخواهد که کریم در کرم کردن خود را مسعود میدارد بگوید کذا در
این یکی از افسانه ها خوانده ام :
- ٢٢٩ -
پاد شاهی از خدمت شخصی خورسند شده خلعتی بخشید . ساعتی بعد گفت . .
چقدر ممنون شدی . ان شخص جواب داد که از شما کمتر. پاد شاه را این جواب خوشش
نیامده از یسکه ان مرد عالم بود برای رفع انقباض خاطر گفت .. شما در مقام کریمید و با
بخود
حسن افتخار می بالید و من در مقام محتاجم با يك حال فقر تفوق می پیچم .
از تفصیلات فوق باید دانست که خلاصه میل اجتماعی استمدادی بوده که صاحب
میل بفعالیت ان مسعود می بوده است .
چنانچه شاعر روح شناس اخلاقی بابا افضل کاشی در تقویت میل اجتماعی چنین گفته :
با خلق بخلق زندگانی میکن نیکی همیوقت تا توانی میکن
کار همه کس را برار از دست زیان وانگه بنشین و کامرانی میکن
در باب تظاهر ا تمیل اجتماعی روحیون انقدر اثر منظوم ومنشور بوجود اورده اند که بیرون
از حیطه شمار است . میمانیه مال نظم نزایشان را در اشکال اتی جمع میکیم :
(۱) الف انسان در حال ناکامی این میل اجتماعی همیشه مضطرب است . این است که گاه گاهی
بوسیله های صنعی نیز حرارت این میل اجتماعی را تسکین میدهد . مثلا شخصی منفردا
در شب تاریک بطرفی میرود . تنهایی دهشتی در روح این شخص القا میکند. یا بخواندن
دعائی اگر دیندار باشد ـــ به پناه ایزد متعال خود را انداخته بدفع تنهایی میکوشد و یا
چند بیتی را بنا میکند بترنم کردن . یعنی از اواز خود رفیقی میتراشد . ( بطریق تـ بـيـيـــــر
شخصیت که در اینده نزديك خواهید دید ) در سایه این رفیق صنعی ازاله دهشت مینماید
کذا همین سبب است که در شبهای تاريك و یا نورانی بزرگران برای استا و یا تولیه کشی تنهایی
خود را بغزل خوانی تلافی میکنند . کذا ما درها و یا پدرها وقتیکه تنها مشغول بکاری باشند
خواه دوخت باشد و خواه دیگر کار با ترنم حزین ازاله دهشت تنهائی مینمایند . اگرچه این
ترنم معنی تنشط خاطر هم دارد لیکن با رفع دهشت ترکیب یافته است .
بارها بنظر خورده است که شخصی در مجلس بیگانگان افتاده از تنهائی دلگیر شد مبمعد
دماغی در زبان موضوع بحث قیافت عادت وغیره حضار رشته اشتراکی پیدا کرده از میان ــ
حاضرین رفیقی بدست اورده از دلتنگی برامده است چنانچه :
صائب اصفهانی سه عصر سابقتر گفته :
روشن شود چراغ دل ما ز یکدیگر چون رشته های شمع بهم زنده ایم ما
اطفال بالعبت های خود چقدر صحبت های معصومانه و حیوانات با هم نوعان خود چگونه
الفت های ابتدائی دارند که هر روز مشهود است .
انسان های قدیم ازدواج را از غریزه و ایتلاف بنوع را از همین میل مشهور کرده اند
جدائی وحشت است . وحشت موجب فلاکت چه از همین میل است که انسان مدنی بالطبع
و یا حیوان اجتماعی است . خلاصه هجران ناکامی همین الفت و وصل کامیابی این میل است
این است که بیدل ع بضمین معنی تجاهل عارف کرده است :
نه هجران دانم نی وصل لیکن اینقدر دانم – که الفت داغ کرده عالمی اندر ته بنیادش
(٢) – تعطف این میل عبارت است که از مربوط داشتن قلب بتاثیرات دیگران . فعالیت
این میل بستهء سیر تدریجی حالتهای ذیل میباشد : اولا احساس ثانیا سرایت –
ثالثا تخیل را یعا تقلید . چه ربط قلب بر تاثر غیر انوقت میشود که تاثیراتی در حیات
خود حس کرده باشد . قاسم چوبینی این حالت را سیصد سال قبل دريك فرد خود –
بقرار ذیل تصریح کرده :
بسکه ازرد دلم از رده نخواهم کس را درد لم میخکد ان خار در که پائی بکیست
در نتیجه این درك وحس که بعضا با فاده فعلی خود شخص متصبع وبعضا بتقرير علامات
اشک ان تظلم ورنگ زرد چهره در الم مشاهد ه میشود و یا به ظهور خطارت لحن شغف
خنده وطراوت سیما در سرور مشهود میگردد .
میرزا اکبر علائم الم را بنباسر صنعت ایهام وتوریه چه لطیف اراسته :
دوش از نامهربان چون رنگ زردم دید گفت – اینکه میگویند بیمارست صحت داشته است
قلب جليس با تعطف نیز در زیر تاثیر ان الم و سرور خواهد امد . این حکم تابع ادراک
و سرایت است . اینقدر دارد که استشعار ازین اشارات موقوف برحدت ذهن است . علاوه
برین تخیل نیز درینجا خیلی مداخلت و تاثیر بزرگ دارد . بچه مرده از مرگ بچه های دیگران
متالم میگردد . چونکه شبه پل عین آن زهر را در حیات خود چشیده است لذت آزادی را –
شخصی تقدیر میکند که پیشتر از الم اسارت بهره برده است .
ایضاح این نکته انست که چون هر شخص از هیجانات دیگران متاثر گردید مخیله صورت
مثالیه و یا شخصیت ان تاثرات را دوباره در ذهن بیدار و یا تصویر نموده است . خواه این
هیجانات در شکل الم باشد خواه در شکل سرور . چونکه اهتزازات خیالی و خاطره بیکی از
مناسبتهای مشابهت عينيت اتصال مربوط است . اگر یکی از این علاقه های سه گانه (مشابهت
عینیت واتصال) بشعور حسی برنخورد افاده اشارت و علامتهای خارجی اهتزازات خیالی بوجود
آورده نمیتواند . یعنی قوه مخیله با هیجان مبسوطا متناسب است .
آمدیم بمسئله تقلید : تاثیر تقلید در قبول هیجان دیگران حاجت بشرح واثبات ندارد .
تدقیق واقعات هر روزه بتاثیر تقلید شاهد عادل است . بتعبیر دیگر تاثیر تقلید بدهی است
تنها يك اخطار وتنبيه در ادراك آن کافی است . مثلا در پیش طفلی مادر و یا محبان گریه
جعلی آغاز کند در حال اشکهای طفل جاری و طراوت چهره اش متغیر میشود . برعکس اگر چهره
بشوشی ارائه نمایند تبسم در اطراف چشم و لبهای لطيفش نمودار میگردد . آری درین مسئله
تاثیر مخیله نیز حصه دارد ولی تاثیر مخیله خیلی ضعیف میباشد . چونکه حس تقلید طفل
قوی تر است .
بالجمله تعطف بتاثر دیگران اشتراك كردن است . مم ما فيه تجلیات تعطف ازینجا
ـ ٢٣١ ـ
بالاتر میبرد ، بطوریکه رحم ـ خیر ـ احسان ـ وسائره را این میل برای محبوب خود
مخصوص میداند عطوفت وشفقت تولید میکند . شفقت خیر دائمی گردیده صاحب خود را مظهر
حب انسانیت میسازد . بالاخره انقدر اشتداد میکند که ببذل نفس میکشد چه رسد بفدای
مال ومنال مناقب قهرمانان دین و وطن را هر کس خوانده است . گمان نرود که در میان این
تفصیلات از تعریف میل اجتماعی که در اول وهله کرده ام فراموش نموده ام نه خیر! گفته شد
که روح میل اجتماعی در الفت وغیر کامی بته پر دیگر در اتحاد وخیر بشیر دیده میشود . فی
تعطف
الحقیقه این جنس وفصل در معنی لغوی صریح تر وقوی تر بنظر میخورد چونکه میل اجتماعی ـ
اولا از يك رفیق شروع میکند مثلا از ازدواج دیر یا زود این حیات دوگانه مثلث مربع شده
به تشکیل عایله میکند . محله وسمت ـ قبیله وقوم ـ شهر ومملکت ـ کشور وقطعه را در بر ـ
گرفته بالاخره جهان شمول میشود .
هرتوجه تعطف بموضوع متعدد تعلق گرفته درجات مختلف پیدا میکند، لهذا مختصری
از درجات تعطف را باید مطالعه کرد .
درجات تعطف .
دو سه دقیقه پیشتر از یکطرف گفته شد که تعطف اهسته اهسته ترقی کرده غیر را محبوب
میسازد و از طرف دیگر این میل اجتماعی اگرچه ابتدا تعلق بيك رفیق میگیرد اما تا عائله
قوم ـ ملت ـ همدینان و بنی نوع ترقی میکند .
علاوه برین در اقامتگاه املاک و اشیا در ذهنیت وشرف رفیق عائله قوم وسائره نیز ـ
مربوط میباشد .
تعلق تعطف اگر تنها برفیق ازيك جهت مادی باشد قیمت بزرگی ندارد . بل خساست است .
چه درینصورت نفس حالا از دائره ذوق ومنفعت خود نبرامده است و فرح نفس که درین اثنا از
قبیل حزنی است که روح بطرف داخل نرم نرم درینحال میگریزد تا از مواذی امین بماند .
لهذا این فرح وحزن روحی فی الحقیقه بخود کامی میکند . درین مقام نفس بحالی است که
اگر بالم شخصی غیر تعلق بگیرد خوش نخواهد برد واگر بسرور خصوصی کسی شاهد شود ارزو
مند است که باوهم باشد ...
هرگاه فرح وحزن نفس از قلبی یعنی وجدان اخلاقی نشأت کند کام وارزوی شخصی خود را
فدا خواهد کرد . بادغدغه ها وخطرات خصوصی درعالم وجدان مقابله ومبارزه خواهد نمود .
وجدانها را توحید و روحها را تجنیس خواهد ساخت . در زیر رابطه های انسانی وعلائمهای
لاهوتی جمع خواهد شد . درینجا لذت در نفس تعلق خیر میباشد . تلخکامی از عدم اتحاد
ذات میخیزد . بته پیر (ا ـ رابو ـ مولف درسهای روحیات) درینحال يك تناسخ مفکوره وی
بوجود میاید . بالاخره نفس را يك حس مرحمت انسانی استیلا میکند . بحدیکه منافع و ـ
اذواق طرف مقابل را بر لذات وفوائد خود ترجیح میدارد . صاحب این میل خیرات و مبرات
را با خود جمع کرده است .
هرگاه تعطف با مرحمت يكجا بشد انسانرا شفیق وعطوف میسازد . شفقت وعاطفت حب
انسانیت تولید میکند . درینحال نفر عون منافع شخصی واذواق خصوصی خود همیشه نفع و
ذوق غیر را می اندیشد .
اينك بذل نفر وفداي جان براي هیئت اجتماعیه ازهمین نفر ظهور میکند .
خلاصه میل اجتماعی تعلق بعائله ملت همدین و همنوع گرفته همه ملك اشیا -
اخلاق واذواق ایشان را نیز محبوب میشمارد . لهذا تعطف در نقاط ذیل ظاهر میشود :
ا حب رفیق (حب شاگرد استاد خواجه ويادار وهم مسلك وهم پیشه درین حب
داخل است) .
ب . حب عائله ( يحب پدر ومادر وفرزندان وخویشان وخدام وزیردستان شمول دارد )
ج . حب وطن ( بالعموم وطنداران از هر دین ومذهب از همه قوم و ملت واز اهل کسب
وپیشه که باشند درین حب شامل اند .
د . حب ملت (حب هم دینان وهم مذهبان هم تاریخان هم منفعتان وهم زبانان را دربر
میگیرد .)
ه . حب نوع ( بالجمله درین حب جمعیت بشریه که در هر درجه مدنیت در هر مذهب و -
وملت ودر هر قطعه ارض سکونت دارند شامل میباشد .
درینجا فرق لسان مذهب نژاد در نظر نمیاید . ایندر را فراموش نباید کرد که
میل اجتماعی هر قدر بکمیت موضوع تعلق گرفت از کیفیت خود میکاهد یعنی هر قدر تعلق
این میل بافراد زیاد ويا کشور ــ يا بارباب مسالك متعدد وذهنيت متوزع پیدا شد شدت
خود را ازدست میدهد مگر تلقيات اين ميل لطیف تر و رابطهء ان وسیع ومستحکم تر ــ
میشود . البته در لطافت وسمت واستحکام این میل تربیه عائله و محیط سرایت و تقلید نیز
اثار بزرگی دارد و بضعف وقوت این میل مداخلت میکند .
بیانیهء شاه انگلستان راجع بافغانستان
( ترجمه از جریده تائمز لندن)
١١می ١٩٢٩ هـ ٢٩ ذيقعده الحرام ١٣٤٧ هـ .
اعلیحضرت پادشاه انگلستان در موقع افتتاح پارلمان در ضمن نطق که ایراد نمود چنین
متذکرشد : چون وضعیت افغانستان مشتبه وغیر معین بوده يك حكومت معظم دران وجود ــ
نداشت بنابران در اواخر ماه فروری ( مطابق رمضان المبارك ) نمایندهء خود را از کابل طلب
نمودیم امید واثق داریم عما قریب امنیت داخله مملکت بر قرار ويك حکومت که عموما ازطرف ملت
پسندیده باشد وحکومت من بتواند مناسبات دوستانهء سابقهء خود را با ان جاری نماید قایم
خواهد شد .
- ۲۳۳ -
اعلان
دو قطعه اعلان ذیل منتشره در ولایت هرات که در همین نزدیکی بدست امده و مشعر از حسن کار روائیهای جناب عبد الرحیم خان رئیس تنظیمه و نائب سالار نظامی هرات است بنام تقدیر خدمات مومی الیه والفت هراتیان نسبت بحکومت اسلامیه هردلعزیز خویش برای مطالعه قارئین محترم نشر و اشاعه مینمائیم : (ح ۱۰)
بخاطر اعلان اول
( باطلاع عمومی برادران دینی خود میرسانم )
چون حکومت مستبده خلاف شرع مطاع محمدی (ص) که سابق بدوره پادشاهی امان الله خان جاری بود که کاملا به اقدامات طرفداران شریعت و خیرخواهان ملت برطرف گردیده ـ امروزه بکلی اجرای امورات مطابق بامری که خداوند (جل جلاله) ورسول مقبول (صلعم) مقرر فرموده وموافق بمذهب مهذب حنفی جریان می یابد لذا حکومت میخواهد اهالی دارای قید نبود و ازادانه هر فردی به منافع عموم و ترویج امور شرعی داخل اقدامات شده بتوانند و اگر امری مخالف برفاء عامه و منافع مسلمین وخصوصا مخالف شرع مطاع صورت بگیرد اهالی بتوانند برای حکومت و هیئت جامعه ملت اظهار رای داده ترتیبات و هدایات مینا بموافقت شرع انور وموازنه برداشت اهالی بحرجا جاری گردد .
این است که بحمین ملاحظه چون پیشتر اهالی از خود يك مجلس و طرفداری نداشتند که بتوانند مقاصد دینی و مطالب حقه خود را در معرض قبول واجرا بیاورند تا اگر تعدی بحقوق شان بعمل اید بمرجع صحیحی استغاثه نمایند بلکه حکام مامورین سابقا از بستگان پادشاه امان الله خان و وزراء او بود که هر ظلمی وتعدائی که مینمودند بازخواستی نبود و کسی بعرض رعیت عاجز نمیرسید ـ ازین حیث حکومت موجوده شما در نظر دارد که رفع ان ظلمها واستبداد بعمل اید بلکه يك مجلس اعیان از سادات وعلما ومشایخ وخوانین وصاحب منصبان و معتبرین هرات در مرکز شهر تشکیل یابد که این مجلس قرار ذیل وظیفه خود را انجام میکند :
(۱) حفظ دیانت اسلام (۲) حفظ استقلال افغانستان (۳) تدوین دستوراتی که مطابق بشرع مطاع و روحیات ملت است (٤) تدوین دستورات مالیاتی ونقد زکوه و گمرکی نسبت بمنافع دولت وبرداشت ملت (٥) تحصیلات ذرایع امنیت عمومی (٦) قبول مراجعات وپیشنهادات هر فرد ملت که بنسبت وغرض فایده مملکتی باشد و در اطراف ان دقت و رسیدگی کردن (۷) تصدیق بصلاحیت واهلیت مامورین نمودن (۸) دفع رشوت وامورات ناجایز شرع شریف را بتبلیغات ناصحانه کردن (۹) مقرر کردن اصولی مطابق بشرعی برای مکاتب اطفال اهالی وتعمیم علم وسواد کردن (۱۰) ترتیبات صحیح برای کثرت صنایع وحرفه ماندن وتعمیم زراعت کوشیدن (۱۱) تصویب معاش و مصارف دولت .
تبصره
١ ـ این مجلس فعلا عبارت اند از پنجاه نفر اعیان اینولا و اینده از هر طایفه کلان
شوندگان شان از مرکز و حکومتی ها شامل این محفل شده میتوانند .
٢ ـ مجلس اعیان که یگانه وظیفه شان خدمت در دین است بایستی تا ششماه افتخاری
بدون معاش کار کنند بعد قرار تصویب خود مجلس معاش هم تعیین میشود .
٣ ـ محل انعقاد مجلس سلامخانه چهار باغ و وقت مقرره روزهای یکشنبه سه شنبه
پنجشنبه میباشد که در وقت معین و جای تعیین جمعیت کرده باشند .
٤ ـ برای این مجلس یک کاتب منظور شده تا نفری های که شامل محفل اند در قید
سیاهه داشته و حاضر بودن شانرا تصدیق کند و کسانیکه حاضر نشوند و بخدمت دینی خود
صرفه جوئی کنند البته از اعتبارات شان کاسته خواهد شد .
هـ دراین مجلس هر تصویبی که میشود اعتبار در کثرت اراست .
این است که شما اهالی را از تاسیس این مجلس محترم عالی اطلاع داده چون عموم
ترتیبات و اجراات اینده بفکر و تصویب نماینده ها و صاحب رسوخهای شما ملت میشود و ـ
هرچه علما ومشایخ و بزرگان تجویز کنند بشرطیکه موافق بشرعی باشد حکومت اجرا میکند پس
حالا هیچ فرد اهالی خود را مقید ندانسته بلکه دولت و ملت را از خود و حکومت را حکومت
ملی بشناسند نه استبدادی و ازادانه بمنافع اسلام و ترویج شرع مطاع هر پیشنهادی که در
خاطر دارند بمجلس پیشنهاد کرده میتوانند و اهالی عموما باتفاق با اداره مملکت وحفظ
دیانت و رفع نوائص خود اقدامات فرمایند .
امضاء رئیس تنظیمه نائب سالار هرات (عبدالرحیم)
اعلان دوم
اگرچه نظر بامدن برادران عسکری هراتی از حدود غزنی که در جمله قشون همرکاب
امان الله خان بوده و در اثر شکست خورد گی مراجعت بهرات نموده اند از قضایای غزنی
وقندهار بکلی اطلاع خواهید داشت که قشون امان الله خان کاملا منهزم و پراگنده شدند و ـ
خودش گریخته در قندهار امده بود و بعد فرار هندوستان شد اکنون بتائید این اطلاع ـ
خبر های ذیل انتشار می یابد .
(۱) تلگراف وزارت خارجه ما از کابل تصدیق میکند که امان الله خان با عائله خود ومعین
السلطنه و عبدالعزیز خان وزیر حرب کاملا در هندوستان رفته و در بمبئی رسیدند .
(۲) جرائد ایران نقل بتلگرافات پاریس مینویسند امان الله باثر شکستی که از قشون
امیر حبیب الله خان دید وقندهار را هم تصرف نمودند نامبرده بهندوستان رفت شاید در
روم پایتخت ایتالیا ـ یا برلن پایتخت المان برود .
- ٢٣٥ -
(۳) تلگراف بی سیم برلن اطلاع میدهد امان الله خان بعد از شکست فاحشی که دیده
در بمبائی فرار شد و روز چهار شنبه بايك کشتی ایتالیائی از بمبئی حرکت نمود .
این است اطلاعات صحیه ملیه مذکوره را برای استحضاری خاطر عموم ابلاغ کردم تا
اینده مطمئن بوده بکمال خاطر جمعی بفقرائی خود مشغول باشید بكفا الحمد لله تعالى
مخاطرات انقلاب بکلی خاتمه یافت و بعد ازین ماده کشمکش و خانه خرابی باقی نمانده به
راحت اهالی می گذرانیده باشند - فقط امضاء عبدالرحیم نائب سالار
مد وجزر اسلام
(۳)
بود مغرب از بحار سیولیزشن (۱) بی خبر
وزنوائین طرز استدلال باکن (۳) بیخبر
بوی بوریاندران روزان بنادانی اسیر
شمع تهذیب از چراغ بزم ما افروختند
گرچه اکنون داغ حسرت بردلها سوختند
در اروپا وانطی (۷) طرز رجز از ما ببرد
آن زمان کردیم بنیاد شریعت استوار
داده در حرص و هوا از کف عنان اختیار
طاعت ایزد بدوش روزگاران بار بود
راهب از تقلید پاپا (۱۰) ره چه نشناخته
قبله امال خواند تصویر مریم ساخته
از طریق راستی افتاد مجری طرية (۱۱) دور
خوار از کردار بد گردید نسل (۱۲) انبیا
کرده دور از چهره خود پرده شرم حیا
شربخود کرد مناهی (۱۳) شیوه شرب (١٤) الیهود
قهرت نیرون (۱۵) شد هر ایمپراطور (١٦) زمان
نی بشرع موسوی مائل کسی از پیر و جوان
فرنگ کوبیحوادث عالمی پامال بود
هیچکس جویای حکمت در همه یونان نبود
هیچکس زابناء فارس (۱۹) صاحب عرفان نبود
خود عرب جز تلخکامی بهره دیگر نداشت
وز چمن پیرای طبع نیوطن (۲) بیخبر
وزنگارین طور تحریر ادیسن (٤) بیخبر
بود ششصد ساله ره (٥) زان مدت تا قرنکبیر
مخزن حکمت (٦) زگنج علم ما اندوختند
خود بده انصاف اخر از کجا اموختند
روژنو (۸) لونارد (۹) از ما فن الجبرا ببرد
بود در لهو ولعب افتاده خلق از هر کنار
بود پست افتاده هر ملت ز اوج اعتبار
طبع عالم از هجوم معصیت بیمار بود
پیروان دین عیسی را به چه انداخته
در قمار حب دنیا دین و ایمان باخته
وز شعاع افتاب صدق چشمش مانده کور
ساخته از سر بدر اندیشه روز جزا
سر نهاده در معاصی از ره حرص و هوا
زانکه از تورات موسی در دلش حرمت نبود
ظلم وطغیان را رسانده سر باوج اسمان
نی سوی قانون سولن (۱۷) ملتفت خلق جهان
برجهان یکل با برسالت بیست ششصد (۱۸) سال بود
هیچکس پابند ملت در همه کنعان نبود
هیچکس از اهل لندن غمخورانسان نبود
فاش میگویم جز اب شور در ساغر نداشت
( باقی دارد )
- ٢٣٦ -
حواشی صفحه ٢٣٥ :
١) سیوالزیشن لغت انگلیسی است بمعنی تهذیب و تمدن چنانچه اهل عرب این زمان دول
یورپ را دول متمدنه میگویند .
٢) سر اسحق نیوطن - سر ازك نیوطن نام حکیمی است دانای علم ریاضی که در سنه ١٧٢٧ ع
وفات یافته .
٣) باکن ( فرانسیس بیکن ) این حکیم در سنه ١٥٦١ ع تولد شده و در منطق و فلسفه -
روح تازه دمیده است .
٤) ادیسن نام انشا پردازیست که فن انشای زبان انگلیسی را پایه نو بخشیده است در
سنه ١٧١٩ ع این جهان را پدرود گفته .
٥) مایعسا و سرعشر عیسویه را قرن کبیر میگویند که در ان قرن علوم و فنون ملك یورپ در ترقی
قدم نهاده بود و منجمله زمانه وسطی که از میلاد جناب عیسی علیه السلام تا اختتام سنه
١٥٠٠ ع میباشد کم و بیش ششصد سال سائر اقوام بر اعظم یورپ در ظلمت و جهالت گرفتار
بودند و حالت اسیا و افریقیه ازین هم بدتر بود دران هنگام اهل عرب محضه بدولت اسلام
هر گوشه دنیا را بنور تهذیب روشن نمودند .
٦) خیلی کسان از تاریخ نویسان یورپ مثل ادورگین و هنری لوئیس و دکتور هیلی و سد لبو
فرانسوی - سکندر نهاست - وغیرهم اعتراف کرده اند که سر چشمه فضل و کمال یورپ علم
عرب بوده است .
٧) وایٹلی اول کسی است که رجز عرب را بزبان انگلیسی شرح داده است .
٨) روژن اول شخصی است که علم الجبرا را از زبان عربی بزبان فرانسوی نقل کرده .
٩) لونارد اول کسی است که الجبرا و اقلید سر را از تازی به انگلیسی ترجمه نموده .
١٠) پاپ اسقف اعظم فرقه كاتوليك كه ايشان تصویر حضرت مریم وعیسی (ع) را سجد میکنند .
١١) سرداری از سرداران سلطنت رومیه .
١٢) نسل انبیا عبارت است از بنی اسرائیل که اولاد حضرت ابراهیم و اسحق ويعقوب ويوسف
ويهودا عليهم السلام وعلى نبينا وغیرهم هستند .
و ١٣) کاهن ماخوذ است از کوهین که لغت عبرانی است یعنی عالم و داننده تورات چون
ایشان از برای فریفتن عوام اکثر فال گیریها میکردند ازینجهت عربان ساحر و غیب گورا کاهن
میگفتند .
١٤) شرب الیهود در امر شراب خوردن یهود است چون در تورات در باره باده خوري
قدغن شدید وارد است انقوم شراب بر سبیل اختفا میخوردند بنابران شعرای زبان فارسی
در اصطلاح خود پنهان شراب خوردن را شرب الیهود میگویند .
١٥ و ١٦) نیرون - ایمپراطور سلطنت رومیه که در سنه ٣٧ ع از بطن ما در برامده
خیلی جابر وجائر گذشته است اولا مادر خود را کشته است سپس همه شهر را اتش درزده
ـ ٢٣٧ ـ
خود بر قصر درامده تماشا میکرد اخر رعایا ازدستش بجان امده علم بغاوت برافراشتند وان
بد سیرتاب مقاومت نیاورده خود را هلاك ساخت .
١٧) سولن از صنادید حکمای یونان است و مسقط الراس او بلده اوسن بود که معرب ان
اِثنيه است و اوجد مادری افلاطون بود از برای ملك یونان قوانین سیاست مدنیه خیلی خوب
وضع کرده بود در شصت صور مدفون گردید .
١٨) مراد از زمان فترت است که مابین جناب عیسی (ع) ومحمد فخر معد سرور عالم (ص)
بود در ان اوقات جمیع ملل ونحل در ظلمت جهالت سرنگون افتاده بودند .
١٩) اشارت است بحدیث شریف نبویه علی قایلها افضل الصلوات والسلام لوکان العلم
فی الثریا لناله الفرس .
بیعت های ولایات و ملحقات ان
(١٢)
بیعت نامه اهالی مرکز قندهار
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور پرنور الطاف ظهور حامی دین مبین خادم حضرت خاتم النبيين امیر حبیب الله خان
غازی را تصدق شویم .
عرض مایان خادمان دعاگویان رعایا و برایا و سادات وعلما ومشایخ وخوانین و مامورین
ولایت قندهار بحضور مبارک پادشاه عدالت گستر شریعت پرور بنحویست ـ قبلا از بسیاری
دروغ وکذب اشخاص خائن ودشمن دین حضرت سید المرسلین (ص) که در ولایت قندهار
یوما فیوما نشریات می نمودند ما اهالی قندهار بسیار به بیم وبه تشویش بودیم تا اینکه
از فضل خداوندی جل شانه سردار عالی جناب معین السلطنه صاحب و نایباء ويحمركاب
ظفر انتساب شان جناب جلالتماب والی صاحب کابل تشریف فرمای قندهار گردیدند از ـ
مراحما ت ونوازشات رعیت پرورانه شاهانه شهریار غازی بیانات وتسکینات زیاد ابراز وانشا ء
فرمودند و در نتیجه از اجراات عدالتانه ممدوحین بمایان زیاده بر زیاده تسکین و تسلی
وخاطر جمعی ارشاد فرمودند جمیعا متفق اللسان سرهارا برهنه ودست هارا بدرگاه قاضی
الحاجات بلند نموده دعای عمر واقبال اجلال پادشاه مسلمین شریعت پرور خودها را
مسئلت نموده شکریه این فیض عظمارا بهیچ زبان ادا کرده نمیتوانیم الابد عای نماز خمسه که
دعاگوئی مینمائیم ـ وعلاوه بر ان از نوازشات و اجراات فوق العاده جناب جلالتماب والی صاحب
ممدوح که بر تمامی ما رعایای صادتم ولایت قندهار نموده است و تمام خوانین وسادات و ـ
علما و مشایخ مارا بخلعت های شاهانه مفتخر وسر افراز فرمودند چنانچه نفری نظامی وغیره
قندهار که از بیم خود هارا از خدمت دین ودولت کناره نموده بودند اینقدر نوازشات و
مراحما ت بیحدانه جلالتمابی را که ملاحظه کردند تماما نفری مذکور یراق واسلحه و کارتوس که
در نزد شان بود بحضور جناب والی صاحب محترم حاضر کرده تحویل نمودند وخود ها را از روی اخلاص وصداقت داخل نوکری دولت نمودند .
بمر ما اهالی ازین حسیات اسلامیانه ومراحملت جناب مدوح اظهار شکریه و رضامندی نموده از خداوند تبارك وتعالی جل علی شانه برای همچنین اشخاص فدائی وخدمتکارونا کیش دولت افغانه بر افغانه توفیق خدمت و عزت به تحت لوای اسلامی همچنین پادشاه شریعت پرور عدالت گستر التجا واستدعا وبذریعه عریضه اخلاص فریضه خود ها اظهار شکریه نموده وتحفه دعای بقای عمر واقبال اجلال همچنین پادشاه رعیت پرور شریعت گستر را که بخماز پنجگانه مینمائیم تقدیم میداریم الهی که قبول افتد . امین ثم امین فقط . (۲ شهر محرم ۱۳۴۸)
امضائات :
عبد الحمید اخند زاد متولی خرقه مبارکه ــ عبد الرزاق اخند زاده متولی خرقـه مبارکه ــ غوث الدین مستوفی ولایت قندهار ــ محمد هاشم رئیس بلدیه قندهار ــ غلام دستگیر قاضی مرکز ولایت قندهار ــ ملا اختر محمد مفتی ــ ملا محمد عثمان ــ خواجه محمد وکیل ــ احمد جان خطیب جامع شاه ــ سید علی اکبر ــ سید داود شاه ــ سید ولی محمد ــ عبد الغیاث اخند زاده ــ سید محمد اکرم علوی ــ محمد عبد الکریم قاضی ــ نورالله ــ عبد اللعجان هوتکی وکیل طایفه غلجائی ــ سید عبد الشکور ــ ملا سلطان محمد ــ سید محمد عیسی ــ عبد الرحیم ــ شاه محمد اخند زاده ــ خیر محمد اخند زاده ــ سید احمد ــ سید محمد علوی ــ ملا غلام عمر خطیب جامع موی مبارک ــ سید وهاب شاه ــ سید شیرین ــ ملا فضل احمد ــ ملا احمد ــ سید حسن آقا ــ ملا نور محمد ــ جمعه خان مفتی ــ ملا نظر محمد مفتی ــ ملا عبد الولی ــ عبد الحکیم قریشی مجددی ــ سید عبد الروف ــ سید سکندر ــ سید عبد القیوم علوی ــ عبد الرسول ــ سید عبد القدوس سید عبد الروف ــ خیر محمد فوفلزائی ــ سید محمد انور ــ عبد الاحمد مدیر محاسبه ــ میر عبد الجوار سرکاتب ــ حاجی غلام نبی تجار ــ حاجی عطا محمد تجار ــ محمد شعیب بارکزائی ــ محمد اعظم بارکزائی ــ نعمت الله سرکاتب ــ محمد موسی ــ میرزا محمد اسلم ــ حاجی محمد دین خان ترکی ــ محمد علم قوم توخی ــ میرزا غلام نبی ــ علی گوهر قوم بلوچ ــ عبد القیوم اخند زاده ــ حاجی محمد هوتکی ــ عبد الوهاب ــ محمد قاسم ــ میرزا غلام حسین . باقی امضاء ومهر ونشان شست ۲۴۴ نفر دیگر در خاتمه بیعت نامه فوق :
هزاران تحفه دعاء وشکریه بحضور مبارك معدلت دستور فاور اهل ایمان خادم دین رسول الله (ص) امیر صاحب غازی تقدیم میداقدریم که اخلاق پادشاه اسلام را جناب جلالتمآب سردار اعلی معین السلطنه صاحب وجناب والی صاحب نشر نموده از خداوند عالم (جل ذکره وشانه) توفیق دعاکوئی وخدمت گذاری چنین شهریار عدالت مدار که کمر دین را بسته کرده ودیده اهل اسلام را روشن نموده واعلام کلمه الله تعالی را کرده خواهانیم امین ثم امین ثم امین .
بامارت فاتحانه انه اوراضی وبا وبیعت نموده ایم اطاعت اورافرض میدانیم .
- ۲۳۹ -
فقط تحریر یوم دوشنبه شهر محرم الحرام ١٣٤٨ مکرر امضاء قاضی ومفتی های مرکز قندهار .
بیعت نامه اهالی گرشک مربوطه قندهار
به تعقیب ستایش وثنا طرازی ایزد بی همتا جل مجده ودرود تا محدود بر پیغمبر محمود
وال طاهریان اوشان ــ تشکر برتوفیق الهی مبذول ذات اعلا همت میمنت صفات امیرالمسلمین
امیر حبیب الله خان غازی ابدالله تعالی سلطانه وايد الله تعالی قوته !
اعلان متبرک تاریخی ٢٤ ذیحجه الحرام ١٣٤٧ راجع به بشارت ورود اردوی باشکوه
وتصرفی خالی (از ایذاء) قندهار وادعای بیعت نامه های ملی بتاریخ ٢٦ ذی الحجه الحرام
مذکور ضیاء بخش حواس قلبی این ملت میمون استیلای سلطنت ان فاور الدین وتولای دین
مبین گردید، لذا باظهار تشکر مکرر شکر گذار شده از طلوع ان افتاب فقه سعادت ــ
اسلام بوجود ذات محبوب القلوب موصوف تبریک گفته ما ملت یک بدیگر هم تهنیت نمودیم .
از خداوند تعالی بالا ید مسئلت کرده ایم که توفیق سعید را برای فاور الدین به نسبت
رفع نامشروعهای امانی ارزانی به تزئید نماید چنانچه بسعادت اعلان موصوف سعید شده
از مقصد دینی کمد اشتم کامیاب شدیم . ما تبعه حکومتی گرشک بامارت ذات والا صفات
ققققة حامی الدین امیر حبیب الله خان غازی راضی ومتشکریم خداوند تعالی ما ملت را در
ظل حمایت ان حامی دین مطابق اصول شرعی همیشه مرفه الحال واسوده بدارد چنانچه
اسودیم از جانب این ملت بحضور شان بیعت وتسلیم است صورت بیعت خود ها را بغرض
تاکید و تائید واخر مصافحه جناب یاور حضور وسیه سالار صاحب و نائب قققة سالار صاحب
وحضرت صاحب مجددی مقرر سمت قندهار ودعای ازدیاد نیکنامی ذوات موصوف و بوائی
حضرات مصحوب شان وابراز رضا مندی از اوشان بحضور ذوات موصوفه بذریعه ذوات ذیل
محمدعظیم خان کپطان مخصوص نظامی ملا اخترمحمدخان مفتی مخصوص علماء عبدالعزیز
خان بارکزائی ومحمدکریم خان مخصوص اهالی داود شاه خان مخصوص سادات شمس الدین خان
مخصوص مامورین بمقصد اینکه بحضور شاهانه گسیل شود تقدیم کردیم ما ملت به سلطنت
امیر المسلمین امیر حبیب الله خان غازی بیعت کرده خود هارا تسلیم نمودیم ذوات مذکوره
تبرکا بدست بوسی حضرات موصوله شرفیاب گردند تحریر ٢٧ ذی حجه الحرام . امضاء ها :
سید معصوم شامت سید قوام الدین اولاده سید محمد تاج دار ولی علیها لرحمه .
سید داودالله اولاده سید داودشاه ــ سید محمد صاحب موصوف اولاده سید تاجدار
ملا اخترمحمدخان مفتی ــ سردار گل خان مفتی ــ ملا عبدالحمید ــ محمد سرورخان ــ محمدعظیم
خان کپطان ــ حاجی محمداکبرخان بارکزائی ــ میرعبدالغفارخان بارکزائی ــ عبداله زیزخان
بارکزائی ــ باقی مهر وامضای ٨٥ نفر دیگر ازعلما وسادات وخواتین ومامورین نظامی وملکی
وا هالی گرشـــــــــک .
- ٢٤٠ -
بیعت نامۀ اهالی زمینداور قندهار
۲۰ شهرذی الحجه الحرام
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمين والعاقبه للمتقين والصلوات والسلام على خير خلقه محمد وعلى اله
واصحابه اجمعين . قال الله تعالى اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولى الامرمنكم قال علیه الصلوات و
السلام السلطان عادلا رحمه الله على الخلق .
واما بعد محمد رفیق ولد محمد افضل خان ولد محمود خان برادر اخترجان الغازی قوم علی
زائی شاهبیك خیل ومحمدقاسم خان ولد عبد الرحمن خان ولد محمود خان مذکور ساکن نهر شرك
موسی قلعه وزمیند اور معه اشخاص قوم مذکور وریش سفیدان شهرك مذكور وقد نهر الخواجه داد و
نهر سلیمانی ونهر حاجی قلی ونهر ریگی ونهر ریکی علیا ودهان اشخاص نهرهای مذکورون اور ـ
اطاعت و فرمانبرداری بیعت در سلطنت امیر المسلمین امیر حبیب الله خان غاور دین رسول
الله راضی وخورسند میباشم .
در ایام تو می بینم ارام خلـق
بسرا ز تو نمی دانیم سرانجام خلق
امضاء ات :
محمد قاسم ـ حاجی بارگُل ـ گُل محمد ـ نیاز الله ـ محمدسلیم ـ محمدسعید ـ محمد رفیـــق ـ
محمد یوسف ـ خواجه نورحاجی ملا محمد حسین ـ جیلانی ـ عبد القد وسر باقی نشان شصت ٧٦
نفر دیگر .
بیعت اهالی شورنورك قندهار
٢٥ ذی الحجه الحرام .
اقرار میداریم مایان ریش سفیدان و کلان شوندگان ورعایای علاقۀ شورنورك برینکه خود
مایان برضای خودها امیر المسلمین امیر حبیب الله خان غازی که خادم شرع شریف میباشد قبول
داریم واجرای هر امر او را بالای خود فرض میداریم و امرشان قبولداریم خط هذا تقد بطریق
بیعت تحریر شـد .
امضاء ات : خلیفه عبد القیوم پوپل زائی ـ ملا عبید الله اخند زاد ه ـ ملا مقدراز محمد ـ محمد ایوب
ملك محمداسلم ـ ملك محمدعطا خان ـ ملك پیر محمد خان ـ حاجی نیاز محمد خان ـ ملك محمد عثمان خان ـ
محمدظریف خان باقی نشان شصت ٢٥ نفر دیگر .
بیعت نامۀ اهالی بازارشکارپر وغیره قندهار
٢٠ ذی حجه الحرام .
بیعت نامه اهل گذرهای بازار شکارپر وغیره با مارت خادم شرع رسول الله امیر حبیب الله خان
مشروط باجرای احکام شرعیه و امن و حفاظت رعبه .
امضاء ات :
حاجی محمدگُل ـ حاجی محمدحسین ـ مسونا عبد الرزاق ـ نورمحمد اخندزاده ـ سعید
٢٤١
ملا عبد الغفور - شمس الحق - میرزا علی محمد عبد الغیاث - عبد القیم - یار محمد - اختر محمد
شیر علی - راز محمد - ملا محمد عبد الحق - ضیاء الحق - نصرالدین شیر محمد - عبد العزیز -
محمد ابراهیم - عصمت الله - نور محمد - عبد الرحمان - نیاز محمد - اختر محمد - سعد الدین -
عبد الواحد - محمد انور - نور محمد - خیال - میرزانور محمد قله [?] محمد - حاجی محمد حنیف
محمد اکبر - باقی نشان شصت ۱۲ نفر دیگر .
بیعت اهالی ذاکر شریف
۲۰ ذی الحجه الحرام .
( یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم ) مطلب از تحریر اینکریمه
وتسطیر کلما تمعظمه فرمان برداری و بیعت انقیاد احکام الهی ورسول مقبول (ص) واولی الامر
منکم است چنانچه امر حدیث شریف است که ( اطیعو واذا امرکم ) لهذا مایان دعاگویان
برادران دینی و عزیزان مردم غلجائی صاحبزاده خیل اهالی قریه ذاکر شریف قوم هوتکی را بیعت
واعتراف همراه امیر حبیب الله خان خادم دین اسلام ادام الله برکاته علينا وعلى المسلمين همين
امر مذکور بواسطه احکام وافسران شاهی موافق امر کتاب الله وحدیث شریف میباشد .
امضاء ات :
دستخط محمد علی دستخط میان محمد عطا صاحبزاده دستخط عطاء الله -
دستخط نظام الدین - دستخط عبد الله صاحبزاده - دستخط حاجی ملا عبد الحق .
فتوحات اسلام - فتح بيت المقدس
(١٤)
همان گروه اند که از تمام امتان سابق تر داخل جنت میشوند کعب الاخبار گفت چون این اوراق
را مطالعه کردم بدل خود گفتم که ایا پدر من ازین افسانه تر هم علم داشت و بعد از وفات پدر
خود انچه قضاء الله تعالی جل شانه بود مکث کردم تا اینکه بسمع من رسید که همان نبی -
موصوف در مکه معظمه ظهور کرده و هر مرتبه بعد از مرتبه دیگر قوم جناب رسول اکرم (صلعم) به
همراه جناب شان صلواء الله تعالی علیه نزاع دارند من بدل خود گفتم والله قسم که تا محاله
این جناب همان نبی موصوف خواهد بود (ص) که پدر من مرا از احوالات او خبر داده وهمیشه
در امر قوم نبوت او بحث میکردم تا اینکه خبر امد که ان نبی (صلعم) از مکه هجرت کرده و در یثوب
منزل گرفته ومن همیشه امر جناب صلعم را انتظار داشتم تا اینکه بجمع ای قوم خود غزوه ها نموده
و در بالای دشمنان خود نصرت یافت بار اسباب سفر خود را سر رشته نمودم وعازم بودم کــه
بطرف او سفر کنم تا اینکه شنیدم که روح مطهر ان جناب قبض شد (ص) .
و وحی از زمین منقطع گردید ، باز بدل خود گفتم که شاید این ان پیغمبری که من امـــر
او را انتظار می بردم این پیغمبر نباشد تا اینکه شبی در خواب دیدم که در یهای اسمان -
مفتوح شده و ملائکه ها گروه گروه در زمین فرود میایند وقائلی میگفت که رسول الله (ص) فوت شد واند
٢٤٢
و وحی از اهل زمین منقطع شد باز بطرف ملك وتم خود بازگشتم تا اینکه خبر امد كه امــت
اورا ابابكر صديق (رض) خلافت ميكند و امامت ميدهد باز بدل خود گفتم كه بطرف ابابكر
خليفه او میروم اندکی مدت نگذشت تا اینکه لشکرهای او بطرف شام آمد بعد ازان خبر
وفات او بسمع من رسید باز خبرط پیاپی بسمع من میرسید که مرد گندم گونی که عمر (رض) نام ــ
دارد خلیفه امت او گردیده من بدل خود میگفتم که تا این دین را خوب تحقیق نکنم در و
داخل نمیشوم و همیشه توقف داشتم تا اینکه عمر (رض) در بلده بیت المقدس آمدند بهـمراه
اول و اهلش صلح کردند . (باقی دارد)
(مطبعة سرکاری کابل)
ـ ٢٤٣ ـ
صفحه (۱) جریده هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول شماره (۱۸) (نمر مسلسل ۱۸)
واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه در باغبانان کابل افغانستان نمره تلفون
همه امور تحریریه وحسابی بنام اداره فرستاد بشود.
اداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است.
در هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.
قیمت سالانه
در داخل
در مرکز ۵ افغانی
در ولایات داخله با داکیاجرت پست
۶ افغانی
در خارج ۱۵ شلنگ
(یک شماره ۱۰ پول)
قیمت ششماهه
۳ افغانی
۳٫۵ افغانی
۸ شلنگ
تاریخ قمری ۲۷ محرم الحرام ١٣٤٨ ـ پنجشنبه (تاریخ شمسی ۱۳ سرطان ۱۳۰۸ هجری)
صواب الکلام فی عقاید الاسلام، نبذهء از صفات ستوده حضرت
رسول اکرم (ص) وقدسیت فرقان معظم
(۴)
حضرت فرقان مقدس که بوجه مذکوره من عند الله نازل شده است بزرگترین معجزات جلیله نبویه است که باعتبار فصاحت وبلاغت فصحای عرب و بلغای این قوم در اتیان مثل یک ایه ان عاجز و قاصر مانده به عجز وقصور خویش اعتراف نموده اند لهذا همچنانیکه بمصدیق رسالت حضرت ـ محمدی (ص) موید بود. است ازین طریق اعجاز واز سائر طریقه ها و نصوح زیادی که صدق رسالت مفخر موجودات علیها فضل الصلوات را تائید کرده ومیکند نیز همهء انرا این کلام مجید احتوا فرموده است که بمراتب ذیلا عرض وارائه میشود:
واقعا فصاحت وبلاغت قدسی حضرت قرآن معجزه باهرهء بوده وهست که عموم فصحا و ـ بلغای عرب را تعجیز فرمود وخارق العاده بودن ان به تحقیق ثابت و واضح گردید که ـ احدی از ان انکار نکرده ونمیتواند بکند. بلی نه تنها در بلاغت وفصاحت بلکه از هر حیث واز هر جهت هم یک معجزهء خارق العاده بوده وهست که بیان واتیان مثل ان از طرف نوع بشر قطعی صورت پذیر نبوده ونیست والا معاندین امروزی اسلام و کسانیکه مائل بامحای دنیوی اسلام هستند وبه مین طینت و سرشت پروریده شده اند چه تقلبات و چه دست بازیها که بحضرت قران نمیکردند. اینک ایضاحات اتیه نیز دلایل و شواهد منطقی خوبی ارائه داده ومیدهد:
اشخاص دقیق و بصیر و ذی معلومات که باصول تنقید کلام واقف وصفات فاضلهء ان باصول تنقید کلام واقف وصفات فاضلهء ان عارف اند یا اصحاب فن بدیع ومعرفت و یا ارباب اداره و سیاست و حکمت اگر با نظر امعان باسلوب بیان حضرت قرآن و به محتویات مقدس ان دیده و
- ٢٤٤ -
به بینند مسلما ظاهر میگردد که بجز از قران مجید هرگونه يك کلامیکه موجود شده و یا
بشود باین اندازه جامع خوام فاضله و صفات کامله شده نمیتواند اگر قائل کدام کلامی که در
صنعت تلقین بیان بدرجهء انتها محر و بامور حال وماضی و استقبال اگاه و باحوال شئون کافهء
امم و اقوام عالم مطلع و احاطهء فکریه و دماغیه اثر بجمیع علم وفنون اداب و احکام اداره و سیاست
واسع بوده و میبود و بنام کلام چیزی تالیف کرده و تا درجهء آخرین به تجرید کلام خود از تناقض
و تباین شواش و به تحسین اسلوب بیان خویش جهد میکرد بازهم باین درجه بابداع و اختراع حسن
بیان کلام موفق شده نمیتوانست علی الخصوص در نزد قوم عرب که اسالیب معروف و معهود موجود
بود . پس معلوم است که این کلام کلام مقدس حضرت واجب الوجود وحائز جمیع محاسن است
لهذا بصورت قطع میتوان گفت بنی نوع بشر را با این ضعف وجود وقصر فکر و عدم توانائی کجا
یارا و تواناست که مثل مختصر ترین یاتایتی از آیات قرانی جملهء تنظیم داده بتواند حقیقتا
حضرت قران کریم حقایق را از ازل تا ابد و عواقب مستقبله را خبر داده ومیدهد و این خبرها
بر وجهیکه اخبار شده است در وقت موعود مطابق بحقیقت ظهور کرده ومیکند چنانچه حضرت
فخر عالم (ص) نظر باشارت قرانی وعده فرموده که یکجا با اتباع خود امنا بمکه مکرمه داخل خواهم
شد وعینا فرمودهء رسول مقبول (ص) ظهور نمود هکذا قصص ماضیهء را کبدائر باحوال امم سالفه
و ازمنهء متقدمه بود طوری اخبار میفرمودند که گویا عین احوال را برای العین مشاهد فرموده
باشند علمای ادیان چه از یهود و چه از نصاری وقتیکه اینگونه اخبار را میشنیدندعین روایت
از تورات و انجیل است گفته انهارا تصدیق نموده بحیرت و تعجب میافتادند بل خالصا و مخلصا
ایمان میاوردند .
هواجسی که در قلوب اصحاب افکار مضمر بود درحالیکه قولا وفعلا بهيچ يك فردی
اظهار نداشته بودند انرا حضرت قرآن مکشوف و اشکار ساخته و پوره از انها خبر داده است زیرا
از این گونه مقوله و اخباره، درحق اتباع حضر تفلخر موجودات و چه درحق اعدای حضرت
سرور عالم (ص) بروجهیکه در تفاسیر واحاديث مسطور است خیلی زیاد بمطالعه میرسند .
و الحاصل حضرت فرقان مجید چه از علم اولین واخرین و چه از اسالیب متنوعه وطرق
متبدعه باشارت یا صراحت کدام نکتهء نباشد که بحث نراند . . یعنی از همهء ان خبر داده
است مثلا در محتويات قرانی که راجع باحکام اخبار مواعظه امثال اخلاق اداب ترغیب ترهیب
مدح از خوبی ها تقبیح بدیها نوع بشر را مامور به تحذیر ازسجاياي قبیحه و از مواقع و
احوال دنیه از تدابیر سیاسیه هدایت بمراعات احیاء و اودا مقابله و مدافعه نمودن با اعدا
مجادله نمودن با خصما ومعاندين رهنمائى بتوحيد حضرت واجب الوجود علم حاصل کردن
بحشر ونشر - دفع شبهات رزاله شکوکمان وصف دار نعیم احوال اهل جنت وجحيم
احوال جهنم کواکبی را که سماوات عالم علوی محتوی است ابطاء سحائب رعد وبرق چیستند .
عجائب سائره ئیکه در ارض وجبال و صحاری و ابحار وانهار موجودند اقسام نباتات وحيوانات ومعادن
− ٢٤٥ −
وازهار ـ اثمار ـ اشجار طيور ظلمات انوار وغيره چيز ها هرانقدر معلوماتيكه شامل است
در هيچ يك تناقضی واقع نيست واين كلام مجيد از كافهٔ معايب منزه ومبر است و بحسن نظم
وبيان از مشابهت بتمام اساليب خارج ٠ وقبل ازاين در اعصار گذشته برای هيچ يك از انبيای
كرام ما تقدم بمثل اين كلام مندرجه از كتب وجه از صحائف كه در فصاحت وبلاغت كثرت احكام
برنابر توان عظيم باشد از طرف حضرت رب الارباب نازل نشده است يعنی بلاغت وفصاحت فرقان
عظيم در فوق بلاغت فصاحت تورات حضرت موسی وزبور حضرت داود وانجيل حضرت عيسی عليهم
الصلوات والسلام است تا چه رسد بقصائد عربيه وخطب بدويه قرائت وتلاوت اين قران شريف
مقدس ما را در نفوس تاثير ياملاحتی ودر اقواق عذوبت يا فرحتی بوده در قلوب محبوب ودر اسماع
مرغوب است هر قدر كه تلاوتش تكرر يابد حلاوتش بحمان درجه زياد وشيرينی اش جانفزا ميگردد
خاصتا در زمان سعادت بعناد :
صوت
چه خوشست طوت قران زتو دلربا شنيدن ـ برخشخا؟ارمكردن سخن خدا شنيدن
كه از لسان نهر رمان حضرت ختمی مرتبت (ص) سامعين ـ با سعادت می شنيدند قلب شان مانند
مرغ نيم بسمل بخون می طپيد مآر روحشان حسرشان بيك ذوق قدسی مالامال وبيخود يك حالت روحانی
عجيبي حس ميكردند كه نمپروای خوردن ونعتم اشاميدن برايشا مييود زيرا از هر جهت غذای ـ
روحانی وجسمانی شان ميگرديد ٠
پس نسبت بقران عظيم كع در رای اينهمه صفات جليله وعليه است اين اتفاق وتصادفی واقع شد
گفتن ويا بمنظور يك ادعای ابلهانه قيام كردن غير موزون ومناسب واز طرف هيچ يك از ارباب عقل سليم
وفكر صحيح تصديق نشدنی است فصحا وبلغائيكه در باب حضرت قران تامل فرموده و نظر باين
تامل محاكمات فكری ودمانی واجتماعی اجرا داشته اند بالاخر با كمال نصفت وحقانيت بحقيقت و
قدسيتش اعتراف و به پيش عظمت واعجاز ان سر تسليم خم كرده اند ٠
راجع و دائر بقران عظيم كهمويد حضرت پيغمبر ذيشان ما محمد (ص) بوده بذات سامی شان
وحانيت دين اسلام معجزه با هره بوده وهست سلسله استدلال را تا اينجا كشانيديم از واسطه
اعجاز ان در فصاحت وبلاغت كه مظهر هدايت ارباب دين وعرفان شده است يك خيل وتود ه زيادی
از نوع بشر بشاهراه اسلاميت امده اند يعنی يك قسم از اقوام كه تصديق رسالت احمديه (ص) فرموده اند
تنها مفرو اوردگان به بلاغت وفصاحت حضرت قران معظم اند وقسم ديگر هم كه سعادت ايمان
يافته اند محتويات ومشتملات فرقانی را اعجا زدانسته و بان اعجاز سرفرو كرد ه قبول دين كرد ه اند
اعجاز حضرت قران خواه باعتبار فصاحت وخواه بجهت محتويات عاليه مبحوثه ان يعنی دو طريق
استدلاليكه بيان گرديد در زمان ماضی سبب هدايت شده وبرای اينكه خيلی سهل السلوك نقشه ه
امده است حالا هم ما ان نور هدا (اهتدا) در تنور كردن است وبد يهيست كه ازاين دو طريق
استدلال تا هنگام قیامت هم استفاده کرده خواهد شد . یکتود ه یکجماعه و یا ذواتیکه
فضیلت و معرفت کافیه در سلوک این دو استدلال نداشته و یا بالذات باستدلال اهلیتی
نداشته اند با انانیکه اقتدار واهلیت باستدلال داشته از طرف ایشان با کمال خضوع اطاعت
اقرار و تسلیم بحضرت قران شده است همانطور نظر بقناعت واطاعت ایشان قناعت و ایمان اورده اند
یعنی اقرار و ایمان نابغه های وقت در فصاحت و بلاغت سبب ایمان و اقرار این جماعه ها گردیده
است زیرا مقتدرین ارباب استدلال دین و ائین پدران و اجداد را با تمام عرف و عادات بالکلی
ترک و تبعیت نمودنشان بحضرت قران و حضرت رسول اکرم (ص) یک دلیل کافی بر معجزه بودن فرقان
معظم بود و بس که تابعین وثانعین فوق الذکر باین دلیل اکتفا نموده بشریعت محمدیه (ص) —
ایمان اورده و درین شرع حنیف اصول و طرز تعالیم و عبادات و چیزیکه امر وسنت حضرت ختمی مرتبت
باشد قبول کردند از این تفصیلات از این دلائل و براهین دانسته میشود و تحقق مینماید که
معجزه قران یک معجزه ایست که بنا بباقی ماندن بحضرت خیر البشر (ص) الی نهایت الزمان از
طرف حضرت واهب العطیات احسان فرموده شده است .
معجزات سائر انبیا علیهم الصلوات والسلام معجزاتی بوده است که در عصر سعادت —
انها مشاهده شده و با نقل صحیح عصرا بعد عصر اخبار ان معجزات بسائر پیروان شرفشان
واصل شده و اگرچه استفاده روحانی و دیانتی ازانها شده است ولی مشاهده واثر و تاثیر ان تا به
امروز دوام ننموده است .
معجزه با هره مخصوص حضرت قران است با تکرر زمان و دهور مشاهده شده و در —
مشاهده شدن است که این فضیلت جلیله نیز از طرف حق تعالی بحضرت فخر کائنات (ص) عطا و
احسان گردیده است زیرا چنانکه پیشتر ذکر شد جز بحضرت محبوب درگاه رب العالمین بهیچ
یک انبیای کرام علیهم السلام اینطور یک معجزه عظیمه ئیکه تاثیر موثره مبارکه ان الی ابدالابد
باقی ماند، بتواند احسان نشده است .
اما چه چاره که هدایت ربانیه بید قدرت وحکمت ذات بی نیاز اوست از بندگان خود
کسی را که خواهد بصراط مستقیم هدایت فرموده انی را که نخواهد برای هدایت احسان
نمیکند و همچو ابلیس از بارگاه رحمت خود میراند وبطعن ولعن ابدی مبتلا میگرداند .
(نا تمام)
(میر محمد شریف خواجه)
خبرهای رادیو از مقام بمبئی
۲۰ محرم .
قطعه — از قرار اطلاعات واصله چنین مفهوم میشود که فعلا ارامش وسکون در پایتخت کابل
حکفرما است و هم جریانات امور مملکتی ثابت اند ازه بحالت طبیعی خود عودت نموده است.
پشاور— از پشاور خبر میدهند که غلام نبی که شهر مزار شریف را برای یک عرصه قلیلی اشغال
نموده بود در مقابل تهاجم عسکر امیر حبیب الله خان تاب مقاومت نیاورده بجانب روسیه فرار
وعسکر مذکور شهر مزار شریف را دوباره در تحت تسلط کامله خود دراورده اند .
(نقل عبد الصمد)
٢٤٧
اعلان سرکاری
بر خاطر صداقت ودیانت مظاهر اسلام خواهان حقیقی رعایای صادقه مومن اقوام شجاع سلیمان خیل کوچی وزرمت وکٹواز وعلی خیل شرن وزرمت وغیره ودره خیل جدران و خازك كوجی وزاهو دره ومبلن پوشیده مباد !
از حسن شناخت حقوق پادشاه ومجاهدات فی سبیل الله كه بنسبت برخلافان حکومت اسلامیه خود یعنی فتنه انگیزان و نفاق خیزان سمت جنوبی نموده وبر علیه آنها به كمال دلاوری وغیرت مندی حمله های غیورانه دلاورانه برده وشكست فاحش بمخالفان اتفاق اسلام داده و گردیز را از قبضه غاصبانه شان تصرف شده اید اطلاع دارم وازین شجاعت وپاسداری وهمت مردانه تان بسیار خرسند ورضا مند وقت بوده از حضرت بی نیاز برای تان نیاز می نمایم که به سرخ رویی ونیكنامی دارین وسرافرازی وسعادت کونین نایل باشید ذریعه اعلان هذا رضائیت دلی وصمیمیت قلبی خود را بشما ایلاغ نمودم که آگاه بوده همچنان با راده صادقانه اسلامیت – خواهانه خود ها سرگرم ومجاهد بوده امیدوار نوازشات پادشاهی باشید. فقط
۲۲ محرم الحرام ١٣٤٨.
تشكيل رياست مستقله ضبط احوالات
از انجا که منظور نظر ذات شوکتسمات همایونی ارامی ورفاه ملت وبا خبری از احوالات اوشان و هکذا واقفیت از حسن اجرا ات و یا قبح کار روائیهای مامورین اعم از وزرا وغیره در مقابل ملت غرض منصبی و وجدانی ذات همایونی است اینست که برای اجرای این نیات يك رياست مستقل بنام (ریاست ضبط احوالات) از حضور همایونی منظور شده وبر قرار است که این ریاست بتاسیس خیالات و اراده ذات همایونی شروع بكار نموده اند ما امیدواریم در تاسیس این ریاست وجریان عملیات رئیس وسائر کارکنان ان اسباب سعادت ورفاهیت ملت بیشتر از این رونما گردد واينك يك قطعه اعلان حضور ملوکانه ونقل فرمان ذات والای همایونی راجع بوظائف وتاسیس این ریاست را که بدست آورده ایم برای اکاهی عموم درج جریده خویش مینمائیم.
فرمان حضور همایونی عنوانی جناب اقای محمد کریم خان
از انجا که کشف احوالات عموم اهالی و مامورین برای اولی الامر فرض منصبی است تا از حالات رعیت و کارداران واقفیت حاصل وفر اخور حال هريك با او رويه شود براي این خدمت از حضورم يك ریاست مستقل که هیئت ان يكنفر رئيس ویکنفر مدیر و دیگر سرکاتبـان وکاتبان وافراد نفری خبر رسان باشد منظور گردیده در حال حاضره شما رئیس ریاست مذکور میباشید – برای تان امر داده میشود که به همه محالات و ولایات قرار سر رشته نفری مقرر دارید ومتوجه باشید حقیقت هرجا وهر شخص را نفری مخبرین از قرار حقانی چه سوء خلق ورفتار ویا حسن خدمت هر مامور وهر وزیر و
نائب الحكومه حتى عملهء حضور که ملاحظه کنید على هذا از اهالی را بدون کم وزیاد بریاست
خبر برسانند وریاست فقرانی راکه لازم بعرض حضور بداند تقدیم نماید و فقراتی راکه لایق بــه
تحقیق وتفحص بداند تحقيق وتفحص نموده نتیجه را عنداللزوم بحضور تقدیم نماید شما اهمیت
ریاست ضبط احوالات را بشناسید که يك ریاست مستقل ومربوط بحضور میباشد سوای شخص
وزیر دربار دیگر احدی بکار ریاست مداخلت نمیتواند ــ با وزرا ونائب الحكومه ها وحكام كـــــه
مخابره می نمائید بجواب مکاتیب شما مکلف اند که بوضع انسانیت وشرفانه درجواب مکتوب های ــــ
ریاست مذکور بپردازند لسانا وتحريرا احدی نمیتواند که برای مامورین وفعله ریاست ضبـــــــط
احوالات تحقير وشدت کند ـــ مامورین ریاست هم لحاظ خداوند تبارک وتعالی را مدنظر داشته
طریقه اسلامیت را قایم گرفته پیروی خیالات خادم دین را که خا ص رضا جوئی خداوند وپیروی
دین حضرت سید المرسلین است بنمایند حقا حقا اجراات داشته از احدی اندیشه وخوف ــــ
نداشته باشند ازین امر نقلا برای وزرا و نائب الحكومه ها ومامورین بذريعه مکاتبه ریاست
ابلاغ نمایند اعلان های علیحده هم برای آگاهی عموم اهالی ومامورین نشر میگردد .
اعـــلان ســـرکا ر ي
بر ضمايرعمه اهالی ومامورین افغانستان
پوشیده مباد .
بار امارت خیلی گران است ــ خداوند بی نیاز بلطف عمیم خویش این خادم دین رسول الله
(ص) را لایق بان امر دیده بدرگاه حضرت باری شکر گزار بوده بحمد حال برضا جوئی خالق ـــ
متعال صرف اوقات نموده میخواهم که از احوال همه برادران خود چه از مامورین وچه از اهالی
واقف بود ه مطابق بامر شرع شریف در اصلاحات حال شان بپرد ازم بناء علیه برای معلومات ــــ
احوالات حال نشان يك رياستي عموم افغانستان بنام ریاست مستقل در پایتخت تعلیم داده يك نفر رئیس
و یکنفر مدیر ودیگر سرکاتپ ها و کاتب ها مقرر فرمود ه بذريعهء ریاست مذکور در هر محال وهـــــــر
موقع مخبر ها سری مقرر شد ه تا دایما از احوالات اهالی ومامورین آن قفری خفيا بریاست مذکور
خبر بدهند وریاست مذکور احوالات را تدقيق وتحقیق نموده نتیجه را بحضورم تقدیم نمایند
چیزی که قرار هدایات وسیاسیات شرعی باشد امر اجرا داد ه میشود انشا ءالله تعالی لهذا بذريعه
این اعلان همۀ افراد ملت ومامورین را آگاهی داد ه میشود که در عملیات خود ها حسن اخلاق را
که دران رضای حضرت حق سبحانه تعالی باشد بکار برد ه غرض شخصی ونفسی نکنند تا دچار
مشکلات نشوند وچيزی که از ریاست مذکور و از هر دائره و هر اشخاص سوال نمایند درجواب مکلف
میشود که جواب باصواب بریاست مذکور بگوید تا حقیقت را بحضور حالی نمایند انشاءالله تعالی
و بدون امر حضورم احدی از وزرا وغيره مامورین کابل نمیتوانند که با مامورین ریاست ضبط
احوالات در تحریرات وزبانی اظهار نامناسب نماید باید همه وزرا ومامورین بطريق نزاکت با
مامورین مذکور روژ نمایند .
٢٤٩
اعلان سرکاری
مکتوب وزارت مالیه بعد القاب :
ذات اشرف ملوکانه نظر بعفو خواری رعایای صادقه شاهانه باقیاتهای زمان سلطنت امیر شهید و امیر امان الله خان شاه مخلوع را تفریق نموده درکائیکه قابل تحصیل بوده امر حصولی و درک هائیکه لازم معافی بوده معافیقه فرمود ، و درین موضوع اعلاناتی از حضور شاهانه تفصیلا نشر گردید ، لهذا يك قطعه از اعلان مذکور را بضمیمه این مکتوب فرستاد ، خواهش میکنم درج اخبار بفرمایند تا عموما اهالی وغیره از مراحمات پادشاهی حالی شوند . فقط ـ ١٩ محرم ١٣٤٨ .
اینک اعلان مذکور که مبشر از مراحم ورعیت نوازی ذات ملوکانه است :
ملت نجیب افغان رعایای صادقه شاهانه !
خداوند تبارک وتعالی بقران کریم بحضرت داود علیه السلام میفرماید که گردانیدم ترا خلیفه زمین که حکم نمائی در بین مردمان بحق ـ سنجیدن حق وباطل وترجیح حق عدل است بلکه ثابت شده که بقای حکومت ترقی سلطنت وابسته عدل است ـ حکومت وملت بصورت اجتماعی يك وجود هستند زیراکه پادشاه بی ملت وملت بی پادشاه زیست کرده نمیتواند ـ عالميتو ثوثت ـ دولت باعث عز وشرف ملت شمرده میشود ازین جهت همواره منظور نظرم به سنجش حقوق عادلانه بوده میخواهم که ملت را بدداد وهیئت اداره حکومت را بگرفتن بغصمانم . لهذا باقیاتهای زمان عصر سلطنت امیر شهید وامیر امان الله خان شاه مخلوع بذمه اشخاصیکه باقیدار هستند باقی بوده به تحصیلداران متعدد حواله داده شده بود باقیدارها مرجع حسابش را بدرستی نفهمیده نمیتوانست در ابتدای سلطنتم فرامین واعلانات ضباب باقی صادر نموده بودم مضامین ان اختصار بوده برای رفع اینکه اشخاص باقیدار بداد وهیئت اداره حکومت را به گرفت وتعب ملت عزیزم را به معافی بدانانم بصورت انواع باقیات ها را به تفریقیکه ـ وزارت مالیه ساخته بود از ملاحظه ام گذرانیده به تفصیل ذیل حکم نمودم :
باقیات زمان سلطنت گذشته الی اخیر (امیر حبیب الله خان مرحوم)
باقيات سنوات ماضیه الی اخیر سلطنت امیر حبیب الله خان مرحوم انچه بذمه رعیتی از درک مالیه اراضی وبذمه تجار از درک محصول وبذمه کاردار از درک کارداری اوباشد کاملا معاف ـ صرف سه قسم باقی که يك شخص وجه نقد از خزانه برده ونرسانیده باشد یا کدام شخص بصیغه قرارداد وجه برده باشد ونرسانیده باشد ویا کسی مال وخانه واملاک سرکاری راخریده قیمت انرا نرسانیده باشد گرفته میشود ویا قیاقیکه درحکومت سابقه فصال شده باشد همان اقساط منالوراست .
ـ ٢٥٠ ـ
( با قیات زمان سلطنت امیر امان الله خان شاه مخلوع )
( گرفته می شود )
١ ـ تقاوی تجاران ود کاندندوش وتقاوی دست زمیند اران که از خزانه برده باشند .
٢ ـ قیمت املاک و خانه ودکان وسرای و اموال سرکاری را که خریده باشند .
٣ ـ وجه پیشکی وعلی الحساب که برای خریداری مال برده باشند .
٤ ـ درزا قـ معالی تیکند اران تعمیر و ترمیم و ابادیها که وجه برده ونزد شان با قیمانده باشد .
٥ ـ ذمگی خزانه داران و کد امدران وتحویلداران و کارد اران که از مال دولت با تید ار باشند تا
حد امکان باستثنای یک خانه نشیمن بقدر گذاره عایله او گرفته میشود .
٥ ـ ذمگی اجاره داران که املاک دولت ومحصول پل ها وغیره را اجاره گرفته ونرسیده باشد .
٧ ـ محصول برق و تیلفون .
٨ ـ مالیات غلمی ومحصول مواشی وجه محصول اصنافی وجوازی ذمگی رعایا از سنه ١٣٤٧ گرفته شود .
٩ ـ باز گشتی تنخواه از سنه ١٣٤٧ گرفته شود .
١٠ ـ کرایه دکان وسرای و خانه سرکاری و کرایه شاهی ومحصول صفائی خانهها و دکانهای رعیتی
از سنه ١٣٤٧ گرفته شود .
١١ ـ ذمگی رعایای زمیندارکه از درک مالیه سنه ١٣٤٧ باقی باشد گرفته شود
( معاف شده گرفته نمی شود )
١ ـ با قیات ذمگی خزانه داران وکدامداران و تحویلداران و کارداران که از مال دولت با تیدا ر
باشند وبدون هستی وجاید اد ثابت شود معاف گردد .
٢ ـ مالیات غلمی ومحصول مواشی ووجه محصول اصنافی وجوازی ذمگی رعایا تا اخر سنه ١٣٤٦ معاف.
٣ ـ قیمت گریج و برچه ودریشی وغیره لوازم نظامی که بعد از موقوفی وثوقی ملازمت تسمه بر کرده و ـ
بحواله داده شده معاف .
٤ ـ قیمت تفنگ سرکاری که برای بعضی نفری خوانین ملکی که بنابر مقرر شد ومیرد ماند وازنزد شان مفقود
وتلف شده مجلا یا سند موقوفی دارند معاف .
٥ ـ باز گشتی تنخو اها تاسنه ١٣٤٦ معاف وكيفات قير حاضری ومريضی وفاصلمیرد هگی مامورین ملکی و
نظامی و قطع معاش مامورین وسفر خرچ معاف .
٦ ـ کرایه دکان وسرای وخانه سرکاری و کرایه شاهی ومحصول صفائی خانه ها ودکانهای رعیتی تا
اخر ١٣٤٦ معاف .
٧ ـ محصول سماوار وجاروب کشی وسقائی بازار کندر بلک بعسایق گرفته میشد و نزد دکاند ارها ـ
باقی مانده معاف .
٨ ـ محصول ماتر که قبل از تقرر محصول نقد و نسبمقرر بود نزلیه ضی نفری مانده و تحت تحصیلی
است و برخی مجلای ناداری و مفلسی دارند معاف .
− ٢٥٤ −
۹ ـ جریمه مالیات جمعی ومواشی وتقاوی وقیمت املاک که به موعد معین نرسانیده وجریمه
بسته شده وجریمه محطلی نفوس وقتیکه داران تعمیر که بموعد قرارداد رفتار نکرده جریمه
قسط معاف ٠
١٠ ـ باقی ذمت ضامن ها که اشخاص اصلی باقی ده فوت فرار نادار ظاهر شده وضامن هم فوت
گردیده ورثه ضامن حاضر است باقی مذکور بذمه ورثه ضامن در قید تحصیلی است ورثه
ضامن معاف ٠
۱۱ ـ باقیات قیمت تقویم واخبار وجنتری وپاسپورت وتذکره نفوس وصکوکات وغیره وثایق معاف ٠
۱۲ ـ جایداد کدامدارها وتحویلدارها وخزانه داران که بعد از تصفیه حساب حواله شده و
بعضی فوت وفرار ولا جایداد میباشد معاف ٠
۱۳ ـ باقیات های که از سنوات ماضیه تعیین نوع باقی وسال وسنه ان نمیباشد واز کتابهای
گذشته تا یکدرجه معلوم نمیشود معاف ٠
١٤ ـ ذمه گی رعایای زمین دار که از درك مالیه زمین باقی باشد تا اخر ١٣٤٦ معاف ٠
به مشروحات فوق کسانیکه باقیدار بودند وباقی شان به مرحمت حکومت معاف شده
به مامورین دوایر حسابییه بذریعه اعلان هذا که تسوید وزارت مالیه است امر واجازه
میفرمائیم که در تحت باقیات مذکور لفظ معافی نوشته از جمع تحصیله اران وضع نمایند کــــه
سرگردان نشده بمر حمتها د شاهی اسوده حال باشند واشخاصیکه باقیات ذمه گی شان قابل
معاف دیده نشده معاف نشده اگر حسابی داشته باشند بد وائر حسابیه رفته بمامورین
حکومت حساب خود را فیصله وعلم اوری کرده وجه بیت المال مسلمانان را بخزانه های دولت برسانند
وبرای تحصیلد ارها سند حاصل کنند ٠
اکنون به عموم افراد ملت عزیزم خاطر نشان میدارم که از توضیحات مثله باقیات ها
شما را مستحضر نموده بجریان معاملات امور مملکتی امیدوار الطاف نوازش شاهانه باشید
فقط فی اول ذیحجه ١٣٤٧ ٠ مهر شاهانه ٠
عریضه
که از طرف کلانتران گذرهای شهر کابل بریاست بلدیه تقدیم شده و ما سواد انرا بغرض نشـــــر
اخبار بدست اورده ایم این است مضمون ان :
بدیهیست که از ابتدای سلطنت پادشاه مجاهد فی سبیل الله امیر صاحب ظل الله ـ
هرگونه نوازشاتیکه باعث ارامی واسوده حالی اهالی کابل بوده فراهم اورده سعی دارند که بحر
- ٢٥٢ -
وسیله و ذریعه که بشود ملت افغانستان ارام واسوده باشند ما خدمتگاران از خدای توانا
جل شانه نیاز داریم که تا سالهای دراز این پادشاه شریعت پرور را از افغانستان کم
نکند یک مسئله که اهالی از اجرای آن مسرت میکند و هم مخفی نیست از حینیکه جناب امیر
صاحب بهادر اهالی شهر را در قصر دلگشا طلب فرموده دلجوئی های زیاد نموده فرمودند
که بعد ازین همه معاملات جلب ومسئله حقوق شما را به تمام ها بریاست بلدیه مفوض کردیم
که شما ارام باشید حقیقتا از روی صداقت اظهار مینمائیم از زمانیکه این مرحمت مبذول حال
اهالی گردیده بچقدر اسوده گی زندگانی میکنیم . تفریحا ئیکه راجع بمسئله حقوق وغیره به سه
دوایر وزارت جلب شده امور مرجوعه اهالی را با درستی و راستی ایفا نموده اند ما اهالی
ازین مراحم پادشاهی ومساعیات اسلامیت کارانه جناب رئیس صاحب بلدیه شکرانه مخلصانه
خود ها را ابراز نموده بمقاصد دارین کامیاب شان می خواهیم و ترقی این پادشاه معظم را
از خداوند تعالی جل شانه خواستاریم ما خدمت کاران مسرت بی نهایه کرده از اولیای
دولت توقع ودرخواست داریم که در حق اهالی کابل نظر مرحمت داشته راجع بجلب نفری همچنین
تا کدام امر ضروری واقع نشود بدیگر وسیله جز واسطه ریاست بلدیه نخواهند زیرا تا هنوز
تمام دوایر از امر حضور وقوف نداشته مستقیما نفری را برای کاری بدوایر جلب میکنند در
خاتمه از خدای متعال سلامتی و ترقی پادشاه متبوع خود را خواستاریم .
مد وجزر اسلام
(٤)
طیفه ها نا اشنا از کسب ایجاد هنر
از فلاحت بی نصیب و از تجارت بی خبر
چون بعلیم یکسوانتاده میان خواب خور
تی بحکمت نامدار ونی بصنعت شهرپور
جز ستمگاری وخونخواری دگر ائین نبود
هیچکس در انقیاد حکم شرع و دین نبود
اتش کین را به نجد (۱) از غصبی افروختند
تابغور (۲) از گرمی ان خشك تر میسوختند
جز سلحشوری دگر حرفی نمیاموختند
حاصلی غیر از زیانکاری نمی اندوختند
از جدل بر عرب زیر وزبر می ساختند
ان کهن ویرانه را ویرانه تر می ساختند
سرگذشت بکر وتغلب (۳) هم نسار و (٤) هم جفا را (٥)
ماجرای واحسن و (٦) غیرا بخطار وجغار
داستان رحرحان وطخفعوا (٧) يوم الفجار (۸)
از مورخ پرس تا سازد به پیشت اشکار
قصۂ حرب سلم انسانه یوم الغبيط
فتنۀ حرب بعات و شورش یوم الوقیط (۹)
از خرد بیگانه و بی بهره از شرم وحیا
یکقدم از بحر هم نمیردد در راه وفا
دلگو از افسانه ها اخر چها گویم چها
تن همی لرزد چو خوانیم شمه زان ماجرا
ـ ٢٥٣ ـ
بسكه از تهذيب و از طرز تمدن عار داشت سركشی مردم كشی دختر فروشی كار داشت
روي خود پيچيده از فرمان حی لا ينام جان نثار صورت بيجان نموده خاص وعام
چيده بت بالای بت از فرش صحن تا بيام مكۀ الله المبارك كعبۀ الله الحرام
خانۀ ايزد خليل الله كه معمار بود قبضۀ لات (١٠) منات پر در و ديوار بود
١) نجد بالفتح زمين بلند خلاف غور نام ملكی از عرب كه زمين ان به نسبت يمامه وحجاز بلند است .
٢) غور بالفتح زمين پست وزمين تهامه مابين نجد وغور حجاز واقع است .
٣) این معركۀ را شعار جاهليت بحرب بسوس موسوم است و سرگذشت ان بدينمنوال بوده كه
شتر شخصی در زراعت زنی افتاد زنكه شتر را زده از زراعت بيرون كشيد مالك شتر در خشم
رفته پستان زنكه را ببريد بر سر این ماجرا در ميان قبيلۀ ان مرد وخويشان زنكه چنان جنگ
عظيم در پيوست كه از سنۀ ٤٩٣ع تا سنۀ ٥٣٤ع تخمينا پنجاه سال بازار كار زار گرم بود
هفتاد هزار از شجاعان عرب درین كشت وخون عرصۀ تيغ تلف گشتند در اوائل حال نبی
بكر و بنی تغلب درین فتنه باهم دست و گريبان بودند مگر اخر كار جمله قبائل عرب دران
شركت ورزيدند .
٤) نسار بروزن كتاب نام ایست مر بنی عامر را كه در ان مقام از يكسو بنی تميم وبنی عامر و
از جانب ديگر بنی اسد وبنی زياب معروف جنگ وپيكار بودند .
٥) جفا رايضا بروزن كتاب نام ایست مر بنی تميم را به نجد درينجا بعد از گذشتن يك
سال بر واقعۀ نسار ـ باز در ميان بنی عامر و بنی تميم معركه كار زار گرم شده بود .
٦) قيس ابن زهير وحذيفه بن بدر در اسپ دوانی باهم گرو بستند قيس واخر وغبرا نام ـ
دو اسپ خود را در ميان انداخت حذيفه در برابر انها خطار وقذحفار نام رهوارهاي
خود را پيشكرد بنی فزاره از گروه حذيفه سر راه كمين كرده نشستند وغبرا را كه سبقت نموده
بود ترسانيده رم دادند پس درميان ذبيان وعبس جنگ برخاست واين حرب وضرب از سنۀ ٥٦٨
تا سنۀ ٦٣٦ ع (٦٨ سال) درميان عرب جاری بود اكثری از قبائل عرب درین معركه شربت موت
احمر چشيدند واين جدال وقتال ازميان ايشان وقتی برطرف شد كه افتاب اسلام
از شرق (كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا) بر سر ان پرخاشجويان بتافت .
٧) طخفنام جائيست كدرانجا بنی يربوع را باقاپوس بن منذر بن ماءالسما جدال وقتال
روداده بود .
٨) يوم الفجار چهار روز ماه حرام كه ما بين قريش وقيس قيلان طعن وضرب دست داده بود
ودرين معركه جناب سرور عالم (ص) نيز تشريف ميداشتند وحضرت ايشان در انوقت ٢٠ ساله بودند .
- ٢٥٤ -
بقیه حاشیه صفحه (٢٥٣) :
(۹) وتيط ابگیر ومخاك ويوم الوطیط نام روزیست که در ان روز بنی تمیم و بکر ابن وائل با هم
جنگ کرده اند .
۱۰ ـ قبیله ثقیف که از اعاظم قبائل عرب بود در شهر طایف که از مکه معظمه بفاصله چهل
میل واقع است این بت را از زمانه شعیب علیه السلام پرستش میکردند خدا و قاضی
الحاجات خویش میدانستند وقتیکه عسکر فیروزی اثر اسلام بسنه ثمانيه هجري المقدس
بعد از فتح مکه معظمه بطائف متوجه شد قبائل ثقیف تاب مقاومت نیاورده طالب امان ـ
شدند وشرائط صلح را تجویز ساخته پیش کردند منجمله آن یکی این بود که ما را اجازت
داده اید که تا یکسال دیگر این بت را پرستش کرده باشیم حضرت رسالت ماب این امر را
رضا نداده فرمودند که ما برای کسر اصنام و نشر اسلام مبعوث گشته ایم مادامیکه این بت
را زیر زبر ریز نکنید صلح نخواهیم کرد اخر الامر قبیله ثقیف عاجز شده عرض کردند که
ما بدست خویش خدای خود را نتوانیم شکست اگر شما ها طاقت دارید بسم الله ، مغیره
بن سعید بفرموده جناب حضرت رسالت ماب داخل قلعه شده لات را خرد بشکست میگویند
از پرستش این بت تخمینا یکهزار و پانصد سال بود .
٢٥٥
اقتباس از جریده اطلاعات ایران
افتتاح رادیو
تلفون ١١٠٠٠ کیلومتری
البته قارئین محترم بخوبی مستحضرند که در زمان اخیر در نظر گرفته شده بود که باب مخابرات تلفون بیسیمی بین پاریس وارژانتین مفتوح و دایر نمایند با اقداماتی که در عملی نمودن و انجام نیت منظور شده بود بقرار اطلاعات واصله مسیو بریان با تشکیل جلسه عموم و مراسمی که جهت این امر تخصیص یافته بود در حضور عده کثیری از اعیان و رجال بالاخص (مسیو الوير) رئیس جمهور سابق ارژانتین سرویس تلفون بی سیم بین پاریس و ارژانتین را مفتوح و دائر نمود .
امتحانات مخابرات بقدری رضایت بخش بود که چنین انتظاری قبلا نمی رفت بقسمی که مسیو بریان صدای طرف را عینا مثل کسی که در مقابل او نشسته صحبت میکند می شنید و به باره اخری (مسیو ) (ژرمن مارتن) خود بخوبی تصدیق واعتراف کرد که دستگاه مزبور فوق العاده جالبتر از دستگاهی است که بین پایتخت و (استیار) تاسیس شده قبل از اینکه مذاکرات رسمانه با سیم مزبور بعمل اید تقریبا مزاح و شوخی از طرف ارژانتین در باب اینکه بیش از ٣٠ درجه ـ فشار هوا در بوئنس ائرس نمیباشد ـ شده سپس دنباله ان مسیو بریان شروع به سخن نمود ، و برای اینکه از طرز بیان و مفاد مخابرات مشار الیه مستحضر شوند صحبتی را که از ١١٠٠٠ کیلومتری با تلفون بی سیم با همکار خود مسیو (اهابارت) نموده است ذیلا متذکر میشود :
فوق العاده خورسند و بشاشیم که از قلة مسافت و از وسط امواج ١١٠٠٠ کیلومتر از پاریس به بوئنس ایرس مخابره نموده و صدای بلند بدین وسیله که امروزه جدیدا تاسیس گشته با شما مشغول صحبتم .
من از طرف وزارت امور خارجه جمهوری فرانسه به وزیر امور خارجه مملکت ارژانتین تبریک گفته و ادعیه خالصانه هیئت دولت فرانسه را تقدیم هیئت دولت ارژانتین نموده و مفتخر است بر اینکه ادعیه را که بوسیله این تلفون بعدها فرانسویها بدوستان ارژانتین خود تقدیم خواهند داشت پیش دستی نموده و بنام اولین کس در افتتاح سیم مزبور تقدیم داشته متذکر میشود که محبتهای قلبی و فوق العاده بین ما ملت ارژانتین موجود واز وجود یک چنین نعمت بزرگ ـ مفتخر و سرافرازیم .
بعد از استقرار سرویس پست هوائی که در اثر فشاری زیاد و زحمات گوناگون فرانسه موفق بتاسیس ان شد و به باره اخری در اثر رقابت های مهم دولت شما فرانسه سرویس مزبور را ـ بین اروپا و امریکای جنوبی دائر و مستقر نمود همواره در صدد تکمیل نیات خود بود تا این که متدرجا دوستی دست بدست علم داده و در نتیجه با استقرار يك چنین تلفون بی سیم روابط بین ملتین سریع تر و ریشه و داد و محبت انان محکمتر خواهد شد . زیرا بخوبی مسلم است که خیالات و افکار ملتین فرانسه وارژانتین روی مفاصل مساوات حاصل میشود .
ـ ٢٥٦ ـ
است که جز صلح و ارامش چیز دیگر نمیباشد .
البته تصدیق میفرمائید که خوشی استقرار این سیم فقط برای این نیست که تسهیلی
در مذاکرات بین دولتین بطور یومیه بر قرار نمود، بلکه امید ورجاء واثق است که در اثر
قسمت واقدام فوق روز بروز با وقوع مکالمات فرانسه و ارژانتین احساسات یکدیگر در ممالک
طرفین هویدا و بالاخره مکالمات طرفین روح صلح طلبانه بین المللی افزونتر و محکمتر
گردد .
پس از مذاکرات و صحبتهائی که با تلفن بی سیم از طرف مسیو بریان بعمل امد مسیو
(ژورژ مارتن) که شرف حضور داشت با مسیو (اليبه وگنزالز) وزیر داخله و طرق شروع به
صحبت نمود .
خلاصه در پایان ختم جلسه و مراسم مزبور مسیو بریان این جمله را اضافه کرد گفتند
عالم پر از وحشت و اضطراب است زیرا ما خودمان دیدیم که قضیه (١١٠٠٠) کیلومتر راهی
که میان پاریس و ارژانتین است غیر از دو دروغ چیز دیگر نبود . ماتن
بیمار و طبیب عارف
حضرت بایزید بسطامی
انکه در اولیاست بر نامی
رفت روزی بجانب بازار
بود انجا بحر طرف سیار
سیر میکرد و وضع حق میدید
گل عبرت ازان چمن می چید
شد گذارش به يك دوکان طبیب
سوی دوکان قدم گذاشت قریب
شیشه ها و خریطه های دوا
امد او را چه در نظر انجا
گفتا و را كه ای طبیب لبیب
باد توفیق ایزدت به نصیب
از برای علاج رنج گناه
است ایا دوا درین درگاه
چونکه بود ان طبيب هم عارف
سر راه سلوک را واقف
گرداندیشه باز داد جواب
چه جوابی که به در خوشاب
گفت دارم دوای رنج بزه
ليک بسیار تلخ تر به مزه
گفت چون زان مرض منم رنجور
از برای من ان دواست ضرور
تو بده تا خورم ازان دارو
شاید از این مرض شوم نیکو
گفت تلخ است کی توان خوردن
گفت من می خورم بده تو بمن
پسر بخد و گفت ان طبیب فهیم
نسخه بهر تو می کنم ترقیم
پنج جزو است ان دوا گناه
بشنو و کن بحفظ خویش نگاه
برگ صبر است بیخ درویشی
کن باین هر دو او لا بیشی
جزو ثالث هليله حلم است
که بخاصیتش ترا علم است
پس بلیله هم از تحمل گیر
امله از تواضعی بپذیر
٢٥٧ -
پس بگونه بدستته توفیق
بازافگن بدیک فکر دقیق
اب شونی میان آن انداز
اتش عشق زیر او پرداز
چون بجوشد بصافی تقوی
صاف کن تاشود قدح پیما
در قدح پس بنبات توبه بریز
که شود با همه دوا امیز
نوش کن بعد ازان که رنج گناه
برود ازتن تو خاطر خواه
وای شیراحمدا که زین دارو
نرسیده است ذره برتو
فتوحات اسلام - فتح بیت المقدس
(١٥)
وبطرف وغائیب شان بعهد شان دیده این امر راهم دیدم که خدای تعالی بهمرای
دشمنان شان چه نوع فعل ومعامله میکند بدل گفتم که بی شك این گروه امتان همان نبی امی
میباشد باز بدل خود گفتم که درین دین داخل شوم وقسم بخدای تعالی که شبی در بام خود
بودم دیدم که مردی از مسلمانان میآید واین آیه را تلاوت میکند که:
(يا ايها الذين اوتوالكتاب امنوبهم بما نزلنا مصدقا لما معكم من قبل ان نطمس وجوها
فنردها علی ادبارها او نلعنهم كما لعنا اصحاب السبت وكان امرالله مفعولا) كعب الاحبار
گفت :
والله قسم که چون این آیه راشنیدم چنان بخوف امدم که مبادا صبح نشود تا اینکه بطرف
امیرالمومنین عمرالفاروق (رض) روی اورم چون صبح شد وقت از منزل خود بیرون شدم واز -
احوالات امیرالمومنین عمر(رض) سوال کردم ازبرای من گفتند که عمر (رض) در بیت المقدس
میباشد من طرف اورا قصد کردم چون به نزد او رسیدم دیدم که امیر المومنین بهمراه اصحاب
خود نماز صبح را ادا کرده اند و در نزد صخره نشسته میباشد من بطرف شان پیش رفتم
وسلام کردم - امیر المومنین عمر(رض) مرا جواب دادند و از من پرسیدند که تو کیستی .
من گفتم كعب الاحبارم امده ام که اراده دین اسلام را دارم که در اسلام داخل شوم .
(باقی دارد)
(مطبعه سرکاری کابل)
-٢٥٨-
صفحه (۱)
(جریده هفته گی حبیب الاسلام – سال اول – شماره ۱۱)
(نمره مسلسل ۱۱)
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه – در ماشینخانه کابل افغانستان – نمره تلفون
همه امور تحریریه و حسابی بنام اداره فرستاده شود
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است.
در هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.
قیمت سالانه
در داخل در مرکز هـ افغانی
در ولایات داخله به اضافه اجرت پست ٦ افغانی
در خارج ٥ شلنگ
قیمت ششماهه
٣ افغانی
٣٫٥٠ افغانی
٨ شلنگ
(يك شماره ١٠ پول)
(تاریخ قمری ٥ صفرالمظفر ١٣٤٨)
پنجشنبه
(تاریخ شمسی ٢٠ سرطان ١٣٠٨ هجری)
يك تبصره مخلصانه
(بر حالات موجوده افغانستان)
تعمیر مملکت نشود قائم ومتین – تا نبودش مصالح وسامان اتفاق
یا لیت قومی یعلمون.
به تمام اهل قلم وخداوند ذوق افغانستان معلوم است که راقم الحروف از عرصه چند سال است که بواسطه عدم مساعدت تحریراتم بمذاق زمام داران عصر سایه قلم را شکسته زبانم را بسته و بکنجی نشسته ام اکنون نیز هیچ میل و خواهشی بدان که چیزی نگاشته ازان اه وناله های سردم که از دل پردردم میبراید باعث درد سر ناظرین محترم بشوم این چه امر از کمال وضاحت حاجت کتابت ندارد که امروز يك دسته از ملت محبوب صمیمی و جمعی از سکنه این مملکت مرغوب ما از تحريك دشمنان دیرین و فتنه جوی معاندین پرکین ما چنان زیر تاثیرات افکار بد هنجار ارباب غرض واشرار نابکار رفته اند که ابدا هیچ فردی از افراد انها باطراف این حرکات واهیات خود نگاهی نمیکند واز عواقب وخیم این اعمال سراپا و بال خود برای يك لحظه يك اطلاع صحیحی را کسب نمینمایند.
غبار هوا چشم عقلت بدوخت – سموم هوس کشت عمرت بسوخت
بکن پنبه غفلت از چشم و گوش – که اسلام دارد ز دستت خروش
درین مورد از عوام وطبقات عامه ملت خویشدان حد شکوه و شکایت کردن را نداریم زیرا که این بیچاره گان در هر کاری که بوقوع میرسد از خود فکر واراد نداشته و ندارند بلکه این طبقه مظلوم وعاجز که جدا قابل رحم وشفقت اند در تمام مواقع شکار افکار پر اضرار عوام فریبان و قتیل لقدست دست خیانت پرست صیادان شقاوت پیوست خود میشوند و پس پلی عوام بد بخت در همه مواقع پیشروند در صورتی که هرگز نفع وخیر انرا نمیدانند واز جان کندن خوننیز هیچ يك فائده و منفعتی را هم نمیبرند.
- ٢٥٩ -
ان این خرمن عوام و این طبقه که از مظلوم ترین مردمانند در همه اوقات مانند پرندگان
و چرندگان از دست يك زيرك محيل و يا لنفر صاحب غرض شیاد زیر وزبر شده اسباب اجلال
و اعزاز وتفلسات انهارا از روح و روان خود ها تکمیل و تامین میکنند !!!
الحق درین موضوع هر قدر شکوه وشکایتی که بکنم و هر چند فغان وناله که بنمائیم از دست
همین عوام فریبان و اشخاص صاحب رسوخ و متنفذین وارباب غرض باید بکنیم که هر واحدی ازان ها
در ذوه تکمیل جاه و جلال و پیشبرد مقاصد شخصی و ذاتی خود ملت را تباه ومملکت را بخاک سیاه
می نشانند وبهر گوشه وکنار اقوام و قبائل شجاع مارا بمیدان فنا برده خوار وزار و زبون و انقار
میکنند .
اینک نظر باین اوضاع پر اسف و خطر بنابر تشویق وتکلیف یکی از قدردانان حق وحقانیت
که مکررا امر فرموده اند این نگارشات اصلاح خواهانه ام را تحریر نموده نیازمندم تا ایزد پاك
ببرکت روحانیت صاحب لولاك این یادداشت های صاف و پاکمرا موثر گرداند و اگر تاثیر وفائده
را هم عاید نکند چون مطلوب ومقصود ما از امثال این اقوال واصلاح احوال و تنقید براعمال ان
رجال است .
لذا ارام نشستن و پرده رو تماشا بینی قرار گرفتن ودم در بستن خود را دور از شیوه اسلامیت
و جذبه افغانیت خود میپندارم .
بران گروه حرام است خاموشی صائب که کار خلق توانند از زبان سازند
از علماء علام ومشائخ عظام و خوانین واعزه وخیر خواهان افغانستان این يك سوال را میکنم که
ایا ازین بی اتفاقی وخانه جنگی و در بدری که امروز در بعضی نقاط افغانستان از دست خیالت پرست
برخی از معاندین و صاحبان غرض واقع است دشمنان دین و وطن محبوب ما مسرور وخرم وخندان
نمیباشند .
ایا شهید وکشته شدن يك يك فردی از افراد و اهالی افغانستان موجب کم توتی ونکبت ما و سبب
قوت و صولت کفار نیست .
ایا سوختن وبمصرف رسيدن يك يكانه كارتوس از ذخائر ومهمات حربيه ما سبب جرئت و ـ
مسروریت دشمنان وموجب ضعف وخجالت مسلمانان نیست .
ایا خرج شدن وبمصرف رسيدن يك يك پیسه از ثروت افغانستان باعث توانگری و برومندی ـ
دشمنان وسبب فقر وفاقه افغانستان نیست . آیا درصورتیکه ما این جوانان رشید و این پهلوانان
قوی و ذخائر ناری ومهمات حربی و پول و تجهيزات لشکری خود مان را دربین خود مان درخانه جنگی
بکشته این وان و برای پیش برد مقاصد دینوی فلان و بهمان حیف و میل بنمائیم وخدای ناخواسته ـ
دران موقعیکه یکی از دشمنان دین و معاندین حقیقی ما برمادست تصرف را دراز کند و ما حسب
مقررات دینی وایمانی خود بلا ان عزم جهاد وقتال را بنمائیم باکدام سرو سامان با اوشان مقاتله و
مجادله وبوسیله در محافظت ناموس دین ووطن خود موفق خواهیم شد .
٢٦٠
ایا در ان فرصت حال ما مطابق باین قصه كميكی از مرشدان کامل برای رهنمائی امثال ما پیروان جاهل تحریر داشته است نخواهد بود .
یکی غلهء تیره ماه توده كرد ز تیمار سرما دل اسوده کرد
شبی مست شد اتشی بر فروخت نگون بخت خرمن چه احمق بسوخت
دگر روز در خوشه چیدن نشست که يك جو زخرمن نماندش بدست
چو سرگشته دیدند درویش را یکی گفت فرزند مكن خويش را
نخواهی كه گردی چنین تیره روز بدیوانگی خرمن خود مسوز
گر از دست عمرت شد ان دریدی توانی كد ر خرمن اشار زنی
فضاحت بود خرمن اندوختن سپس خرمن خویش تن سوختن
مکن جان من تخم دین ورز داد مده خرمن نيكنامی به باد
چمبرگشته بختی در افتد به بند ازو نیکبختان بگیرند پند
تو پیش از عقوبت در عفو کوب که سودی ندارد فغان زیر چوب
برار از گریبان غفلت سرت که فرد خجالت نماند برت
آیا این سوقیات و هیجانات و اقدامات کمید بختانه امروز از دست مغرضین در بین چند قومی از قبائل افغانستان واقع است سبب ملال خاطر شریف حضرت رسول اکرم (ص) وموجب غیظ وغضب حضرت ذو الجلال و النعم نخواهد شد .
ایا در روز حشر كه خدای برتر قاضی ورسول اکرم شافع شود از مغرضین وجاه پسندان ما ملت افغانستان كه باعث قتل و قتال و نفاق و شقاق دیگر برادران عاجز و ناتوان خود شده ایم و مرتکب حركات ناصواب ضعف اسلام و قوه كفار می شویم سوال و جوابی نخواهند كرد و از ما و شما نخواهد پرسید که در موضوع صلح وصلاح و قیام امنیت و عدم خون ریزی وفراهم آوردن اتحاد و اتفاق در بین فرقه اسلام و ادامهء شوكت وقوت ومكنت اسلام چه کوشش و سعی مصلغی کردید .
آیا ازین خود غرضی ونفاق خیزی که به تحریک ارباب غرض وجاه پسندان در بین ما واقع شده و يا خدا ناخواسته پس ازین واقع شود روح پاك خلفای راشدین وائمهء مهديين واوليای کرام و پیشوایان عظام ما از مايان متاذی نخواهد شد .
خداوند برتر میفرمایند: که مسلمانان همگی با یکدیگر برادر ويك تن ووجود اند تا میتوانید با برادران خود صلح وصلاح واتحاد واتفاق بكنيد .
حال آنكه صاحبان غرض وسلطنت خواهان بر خلاف این امر خدا به برادران نادان ما تلقین برادر کشی و استخوان بری و شقاق ونفاق آفرینی را میکنند .
تلفظ ٢٦١
خداوند پاك امر شديد بهر تمام اسلام فرموده که ای مسلمانان همه تان بريسمان اتحاد مسلمانی سلسله بند موافقه وموالفت شده از یکدیگر نفره وجدائی وتشتت نورزید . اما ارباب غرض حکومت طلبان بالعکس بعلت جاهی ما می فهمانند که با یکدیگر مخالفت کنید و از راه مجادله پیش ائيد وطريقه معاند ه را رو بکار آورید و گاهی برای توحد و تجمع واصلاح پیش نروید لهذا از تمام ملت معظم افغانستان رجا است که انحا اضافه برین در عقب اقوال ارباب غرض و اشخاص مطلب اشنا نگشته تماما متفق اتحاد و اتفاق پویان شوند واز شقاق ونفاق وخانه جنگی که سبب تباهی افغانستان وضعف اسلامیان ویگانه اسباب مسرت ووسیله قوت کفار است جدا به پرهیزید وبآية وافي هدايه (انما المومنون اخوه فاصلحو بین اخویکم) عمل پیرا و باین نصیحتمهر قیمت ذات احدیت جل ذكره که واعتصمو بحبل الله جميعا ولاتفرقوا) کاربند گردید تا مشکور عن الناس وماجور عند الله باشید .
در خاتمه در حق امیر دلیر دیندار غیرتمند شجاع انصاف آگاه تان جناب امير حبیب الله خان دعا کنید که ایزد غنی او را به تعمیل اوامر خداوندی و تتبع به هدايات نبوی واجرای اوامر شرعی زیاده بر زیاده موفق گرداند . و رجال و مامورین و کارداران زير دست او را ایزد پاك معاونت فرماید تا در ارامی رعیت و سرسبزی مملکت و دفع اذیت از ملت و فراهم آوردن موجبات اسایش و امنیت صرف مقدرات دارند والسلام على من اتبع الهدا .
کابل ٢٣ محرم ١٣٤٨ — برهان الدین کشککی
جشن فتوحات
نخست اینکه انسان قدم در دایره اجتماع نهاد بغرض دفاع از حقوق طبیعی و — مدنی خود از دست تصرف درنده گان اجانب تشکیل حکومت نمود — هیئت حاکمه در معاملات داخلی وخارجی بالطبیعه دخیل شده بوکالت ملت تابعه خود اجرای امور می نمود .
موافقت ها در راه مقصود ملی هیئت حاکمه را مجبور میساخت که سهمی برای ملت هم بدهند واز حصول موافقت در راه مطلب مجهوده قم را نیز اگاه سازند .
چون هنوز تشکیلات در مرحله طفولیت بود و تازه نوعیت در دائرە قرمی بصورت بسیار کم رنگی عریضه اندام کرده بود وسایل طباعت برای نشر موافقت ها موجود نبود که بواسطه ان ازان شربت گوارای توفیق در کام ملت هم می ریختند والبته لازم هم بود چه منافع اجتماعی تقاضا داشت که قوم از جریان امور واقف میشدند .
مبنی برهمین عللی چند روز قبل بوسایل مختلف ( مطابق رسم وعادات خود هر قوم ) بملت ابلاغ نمود که بغرض موافقت در فلان امر در فلان جا مجتمع شوید تا برای ابراز مسرت و خشنودی که بما حاصل شده مشترکا جشن بگیریم .
- ٢٦٢ -
اینکه قوم در موضع معینه تجمع مینمود پادشاه و یا رئیس قوم جشن را بنام آن مسرتی که
موجد آن خوشنودی بوده افتتاح میکرد وبعد هر کدام پس از صرف ماکولات ومشروبات که از طرف
حکومت تهیه شده بود مشغول مسرت وشادمانی میشدند تا اینکه مدت جشن منقضی شده ـ
خاتمه دوباره اعلان و اشخاص متفرق میگشتند .
مطابق با همین فلسفه متداوله روز پنجشنبه ۲۷ محرم بامر واراده سنیه حضور ملوکانه
به نسبت فتوحات مزار شریف و هرات قندهار سمت جنوبی وغیره ترتیبات جشن در سلامخانهء
عام وتزئینات چراغان وغیره در بازارها چند روز قبل دو روزه اعلان ونیز روز پنجشنبه برای
مامورین رخصتی عمومی داده شد برای رجال رسمی اجازه نامه های علیحده که در ساعت ۷ ونیم
شام در سلام خانهء عام حاضر شوند توزیع گردیده بود .
مطابق امر بازار با بحرین اسلوبی تزئین شده وسلام خانه با ترتیبات سلطنتی مرتب
گردیده بود جمله مدعوین که مرکب از مامورین حکومت موجوده و حکومت سابقه که حاضر
دار السلطنه بودند بساعت موعود تشریف فرمای سلام خانه عام یکی بعد دیگری جوق جوق ـ
می شدند و انتظار تشریف آوری ورود ذات ملوکانه را به نهایت خلوص محبت میکشیدند ساعت
بزرگ منار زنگ هشت را نواخت متعاقب ان ده دقیقه بعد صدای سلامی موزیک باند و ورود
جناب اعلیحضرت امیر صاحب غازی را بشارت داد احترام ملوکانه بطرز مرغوب از طرف ـ
دعوت شده گان اجرا شده وجوابیه احترام حضار از حضور ملوکانه باحوال پرسی پر بشاشت
ادا نموده شد وبعد عاریضه از طرف ریاست بلدیه بواسطه خود رئیس بلدیه قرائت و جوابیه
از حضور مرحمت گردید و به تعقیب ان یک لایحه دیگر از طرف جناب خواجه محمد خان وکیل اقوام
قندهاری خوانده شد و همچنین محمد علیخان نام نوجوان لایحه ترتیب و بلهجه مرغوبی بحضور
قرائت نموده باعث مسرت شاهانه و حضار گردید لایحه جوابیه ان بامر حضور بواسطه جناب
مستطاب افخم وزیر صاحب دربار تقریر گردیده در عقب ان تکت های تبریکیه جشن از جانب
اداره اخبار حبیب الاسلام به نفری توزیع گشت که ما هرکدام انرا به مراتب تقدم اینجا نقل
میکنیم :
لایحه که از طرف اهالی شهر کابل بواسطه جناب
رئیس صاحب بلدیه نخست قرائت گردید :
بسم الله الرحمن الرحیم
اعلیحضرت محی الدین امیر صاحب غازی ایدکم الله بنصره العظیم !
ما اهالی شهر کابل فتوحات سپاه اسلام را که حضرت خالق پاک بنام نامی شما پادشاه
متبوع حق پرست ما نصب و ارزانی فرموده است از دل و جان مبارکباد میگوئیم و از خدای قادر
توانا خواستاریم که همیشه شما وسپاه غیور شما را در خدمت دین واعلاي کلمت الله مظفر و
کامیاب داشته و دارد .
ـ ٢٦٣ ـ
اعلیحضرتا !
ما رعایای صادقه شما هستیم و اولین کتله بودیم که بمقابل امان الله خان شما را بــه
پادشاهی افغانستان قبول کردیم و بشما بصدق و راستی دست بیعت دادیم وخوشنودی های
بسیار کردیم که خدای عزوجل ما ملت مسلمان و امت حضرت خیر الانام (صلعم) را از دست
بدعت پرست یک پادشاه سرکش خوناشام که تماما مخالف ارزو و توقع خاص و عام ما رفتار
میکرد نجات داد واعلیحضرت شما را که خادم دین مبین ومجاهد فی سبیل الله و پیرو سنت سنیه
رسول الله (ص) میباشید بر سریر جهان بانی این مملکت و پادشاه ما ملت بر گماشت .
اعلیحضرتا ! درین مدت هشت ماه که دوران باسعادت حکومت شاهانه شما است با انکــه
انقلابات ومحاربات درهمه اطراف واکناف مملکت دوام میکرد ما اهالی شهر کابل ازاداره
وانضباط اعلیحضرت شما خیل ممنون و مشکوریم که شهر عزیز کابل براب و گل ما به نگهبانی
حضرت خالق نگهبان (جل ذکره) وسعی و کوشش ان اعلیحضرت خسرو زمان تاکنون از افات
و بلیات مامون و مصئون است و مشابه امصار دیگر مثل جلال اباد و لغمان تماما خاکدان نگردیده
معمور و اباد است و الحمدالله تعالی جل شانه اهالی کابل خوار و زبون و در بدر نشده اند بل
براحت بسر میبرند اینده هم از خدای توانا (جل شانه) ارزو و مسئلت داریم که ما ملت را بسایه
عدل و انصاف ان پادشاه مشروع نیات گستر ما از دستبرد ظلم و تعدی معاندین دین نبوی (صلعم)
حفاظت کند و رعیت را فدائی و جان نثار شما داشته بدارد .
اعلیحضرتا ! بار دیگر این سلطنت اسلامیه را بنام نامی شما تبریک میگوئیم و از خداوند
جل شانه میخواهیم که افغانستان بسایه جعد و کوش اعلیحضرت شما از حیث ترقیات دینی
ودنیائی از ممالک مترقی ترین عالم محسوب شود و ضیای عدالت وحق پرستی و ترقی پروری شما مانند
نور افتاب جهان تاب سرکشی ظلمت و برادرکشی را بکلی ازین مملکت رفع کند از خداوند متعال ـ
جل شانه میخواهیم که اعلیحضرت شما در دیانت گستری وعلم پروری وکشور کشائی مثل سلطان ـ
جهانستان اعلیحضرت سلطان محمود و اعلیحضرت با شهامت غیاث الدین غوری و اعلیحضرت نیک
نیت پاک طینت سلطان احمد شاه بابا در سلاطین و پادشاهان نامدار این مملکت مشهور و
ونیکنام باشید خدای عزوجل که بشما فرد غیور شجاع این مملکت پادشاهی و سلطنت افغانستان
را ارزانی فرمود همان خدای قادر و توانا جل شانه این مملکت و این ملت را بحصه مماتی یک
ملک و یک ملت واحد ومتفق و از حمایت کفر مستقل و ازاد و بسایهء عمر و اقبال شما خرم و اباد و ـ
تشکیل فرماید ) زنده باد اعلیحضرت امیر غازی) پاینده باد فتوحات سپاه غیور اسلامی .
ـ ٢٦٤ ـ
لایحه که از طرف جناب خواجه محمد خان وکیل
قندهاری قرائت شد
ـــ
پادشاه شجاع ذیجاه افغانستان . خادم دین رسول الله (امیر حبیب الله خان . این بنده
کمینه پروردگار بحیث نماینده گی رعایای عاقبت اندیش قندهار تبريك اين جشن سرور وشادمانی
را که یادگار تاریخی کامیابی های شایان امیر صاحب پادشاه دلیر افغان است از طرف خود و
از طرف هموطبقات اهالی قندهار تبريك میگویم . افغان خوشبخت است که پیاله این انقلاب
خونین را که در نتیجه مسلك افراطی امان الله خان وطرفداران اوضرور نوشیدنی بود در حالتی
نوشید كه بيك مخالفت خارجی گرفتاری نداشت وممنون احسان خداوند تعالی باشد که
بتواندانیت یکچنان ذات دلیر وشجاع (امیر صاحب) اداره شد که از مساعی شجاعکارانه ـ
ی ایالت ایشان هيچ بطول نینجامیده اتشی که حتمی بود افغانستان را بزیر شعله های ـ
انسانیت سوز خود سالها بگیرد در موعد بسیارکمی (ششماه) خاموش گشت .
طبقات دور بین افغانستان که هیچ معتقد نبودند مسلمانان افغانستان معنویات
اسلامی خودرا قربان ترقیات مادیه خواهد کرد این انقلاب را از بسیار وقت شدنی میدانست اما
حسرت جگر دوز و مسئولیت تاریخ سوز این انقلاب را کلتی باخود برد که درعین نا واقفی بحالت
اجتماعی یك جامعه متعصب مسلمانان خود را زمامداران مسئول اداره قسمت ایشان دانسته بودند.
افغان يك ملت مسلمان حقیقی است وهمه وقت ترقیات مادیه را برای ترقی معنویات اسلامیه
خودمی خواهد . زیرا هر شخص که مخالف این مسلك مقدس اسلامی افغان گردیده دوامی نکرده
ناکام مانده است .
ما در شکریه اینکه لقب پادشاه ذیجاه حالیمان امیر (حبیب الله) خادم دین رسول الله است
ومسلك اسلامی ما را لقب رسمی خود شناخته از خداوند تعالی همیشه توفیقات شانرا در خدمت
دین رسول الله ورفاه وارامی عموم رعایا خواسته دعا میکنم .
الهی مسلمانان در سلطنتت برقرار باشد ـ امین . بواسطه محمدعلیخان نوجوان قرائت گردید .
ای پادشاه ملت پرور دیندار
بعد از شکرخدا ودرود خاتم انبیاء بکمال صدق صفا ما رعایای تابع افغانستان خصوصاما
چاکران فدائی کوهستان بحضور والای شما عرض تبریك میکنیم :
شکر وسپاس خدای بی نیازووکریم بی همتا را بکدام زبان ادا کرد میتوانیم که دین اسلام راـ
از لکه بی ناموسی وبدعت بزحمت خود شسته وشریعت غرای محمدی را واپس باین مملکت سعید رواج داد
داغ ندامت وخجالت را بسینه بدخواهان دین مبین حضرت خاتم النبیین نهاد تخت سلطنت ـ
افغانستان را بوجود ذیجود این پادشاه دیانت پناه عدالت گستر رعیت پرور مزین ساخت و ـ
اوازه شجاعت ومردانه گی اورا به چهار سمت وشش جهت روی زمین انداخت از روزی که قادر ـ
ذوالجلال تاج پادشاهی وامارت را برسرش نهاده هر سو توجه میکند (نصرمن الله وفتح قریب) نادای
- ٢٦٥ -
و هر طرف روی نهد صاحب دین معین مددگار او دشمنان وحسودان او پیوسته زار وزبون
خواهد بود .
دوستان او را فرحت ها وسعادتها روخواهد نمود . درین جشن اسلامیه که بمناسبت
فتح ونصرت ذات شاهانه وعساکر غیور شان بر پا گردیده اگر خیرخواهان عالم اسلام به
عوض شمع چراغ سروجان خود را بسوزانند روا واگر پروانه وار وجود خود را فدا بر چراغش
نمایند بجا است بحضور اقدس شاهانه وهمه برادران غازی اسلامی خود شیرین این جشن
باشکوه را گفته ابیات اتی را تبرکا قرائت میکنم :
دلا خوش باش عشرت کن که خدمتگار دین امد -
حبیب الله غازی پادشاه مسلمین امد
بمردی وشجاعت نام او مشهور عالم شد وقت
ز هر سو بر سرش تحسین وهو سو افرین امد
به تیغی همت خود تخت کابل را گرفت اخر
کسی که غمخورد بن محمد شد چنین امد
خدایا مستقیمشدار در شرع حبیب خود
که این مرد از برای خدمت دین مبین امد .
زنده باد خادم دین رسول (صلی الله امر) امیر حبیب الله وپاینده باد اسلام بحق نبی الله .
فدا کار دولت محمد علی کوهستانی .
جوابیه اهالی از طرف ذات شاهانه
ملت عزیز متدین و رعایای صادق بصلاحیت مزین محبوبم .
از احساسات اسلام خواهانه وحسیات یکجهتی کارانه تان خیلی متشکر وممنونید ـ
همگان بسی مفتخرم خدماتیکه برای دین مقدس ورضا جوئی خالق اقدس و اعلای کلمة الله فی
سبیل الله نموده ام وشمایگان یگان همه را مدفقانه فهمیده وبحقیقت انها رسیده اید از خلوص
دل تقدیر و تحسین میکنم .
و اینجا را بشما اظهار عقیده مینمایم که اگر چه بمجاهدات وسربازی اهالی با غیرت
سمت شمالی بخلع امان الله وفتح کابل کامیاب شدم لاکن شما مردم کابل هم که ما، ومعاونت
حتى الوسع بشری خود ها را کرده بدعا وتردید استعداد شاه مخلوع صغیر وکبیر اماده بود * اید
و در وقتیکه بفتح کابل کامیاب شدم همه شما را به تسلیم و بیعت بکمال رضا مسرت میدیدم که
- ٢٦٦ -
بیعت يك فرد شما هم بصورت مجبور و دل ناخواه بنظر نرسیده چنانچه از ناصیه هر کدام
اوضاع دل خوشی و از جبهه هر فرد طریقه گرم جوشی را بقیحوای کل اناء یترشح بمالیه
بچشم انصاف ملاحظه مینمودم .
راجع به این حسن نیت و خلوص عقیدت که از شما صاحبان شرف و اهل سعادت بنیه
یقین پیوسته شما و اهالی سمت شمالی را در مجاهدات شريك و در مساعيات رفیق دانسته
بهمان یکنظر محبانه صادقانه می بینم .
اکنون که حمد لله تمال فتوحات داخلی و امنیت فیما بین ما ملت حاصل شده و امشب
بتقریب خوشی مذکور که رفع قتل و قتال برادران اسلام را مظهر است جشن مسرت نموده شده
اظهار مودت و یکجهتی خود را بشما نمودم و هم یقین دارم که بمضمون (القلب يهدي الى القلب)
از طرف شما نیز یوما فیوما تزئید محبت ملاحظه نمایم .
مطالب
لاکن توقع یگانه که دارم این است :
که درین شب مسعود روسهای مشرقی و مغربی و جنوبی و غیر شمالی حضور دارید و بـه
ترقیات عالم دنیا ومذلت ما ملت اسلامیه خوب علم دارید . اما وجهیکه انها بمدارج ترقی
و معارج تعالی رسیده اند و ما که بحصه ما يحتاج خود حتی چهاپ و کاغذ قران عظیم الشأن
و صحن کفن خودها احتیاج بغیر داریم چیست .
بلی خوب فهمید میشود که پسماندن ما از نفاق و خانه جنگی هاست که فرصت برای ـ
بدست اوردن احتیاجات خود نیافتیم و این چنین محتاج ماندیم که برای همه لوازم و ـ
ضروریات خود طلای سرخ و نقره سفید خود را متاسفانه از دست میدهیم و اغیار از نتیجه
اتفاق و اتحاد کامیاب شده اند .
امید میکنم امروز تمام ملت نفع و نقص خود ها را سنجیده اخرین کوشش خود را برای
رفع نفاق وحصول اتفاق عمومی معروق نموده ملت و دولت مشرقی و مغربی شمالی و جنوبی یکدست
و یکدل شده امورات ملی خود را مشفقانه انجام بدهید چنانکه گفته شده :
حسن وعشق اینهمه شهرت گرفت از اتفاق — تا نباشد از دوسر محکم صدا در تار نیست
امشب تبریک این جشن مسرت اندوز را بشما گفته میخواهم از ثمره اتفاق بچنان ـ
فتوحات دلخواهانه کامیاب شویم که مبارک باد های لا تعد وتحصی بشما بگویم وملت ما در
تمام دنیا به نیکنامی وغیرت وشجاعت بحدی بلند اوازه شود که صفحات تاریخ بنام نامی ما ـ
زینت یافته افتخار کند و خود ما از مفاد اتفاق و اتحاد و یکجهتی وراستی وصداقت بمراتبی نایل
شویم . که حکم بر فلك وناز بر ستاره کنیم .
انشاءالله تعالی در خاتمه مجدد امبارکباد این شب را بشما میگویم - ليل ٢٧ محرم ١٣٤٨
زنده باد ملت عزیز افغانستان — پاینده باد استقلال تامه افغانستان
- ٢٦٧ -
تمام این تبادل احساسات در ٤٠ دقیقه ختم شد و همه حضار ازادانه در چوکی هائی
که قبلا از طرف وزارت دربار نمبروار گشته بود ارام گرفته مشغول تبریک و صحبت گشته به
صرف میوه اشتغال ورزیدند بعد از صرف میوه اینکه ساعت ١/٢ ٩ را نواخت در برند مجنوی
سلامخانه غذای شام حاضر بوده نفری مشغول صرف طعام شدند وبمتعاقب ان تکتهای -
تیاتریکه از طرف اقای غلام محی الدین خان مدیر موزیم از قسم حرب های زمان شمشیر و خنجر
و سپر ترتیب شده بود مجانی تقسیم و همه برای تماشا در برنده شمالی حرکت نمودند ـ
تیاتر تا ساعت ١٢ دوام وبعد ان در داخل سلام خانه بجمعیت غفیر همه حضار بحضور
امیر صاحب اداء نماز عشاء را نموده از خدای مهربان ترقی واستقلال و اتفاق حکومت موجود،
را خواستار شده مرخص شدند . بعضی برای تماشای چراغان در بازار وبرخی بمساکن خود
عودت نمودند .
این بود وضع رسمی جشن . اما تفریحه عمومی : چون تا شب شنبه دوام داشت مردم
از مواضعات دور دست دسته دسته در بازار دیده میشد که محوف تماشا واواز خوانی
های ملی بود مباکمال جوش و خروش مقدم این جشن باشکوه را تقلید برائی می نمودند .
خبرهای واصله
(١)
مزارشریف
بطور مجمل پیشتر نگاشته بودیم که مزارشریف در اثر تهاجم عسکر غیور که تحت قیادت
حضرت افخم جناب نائب السلطنه صاحب بود بتصرف معظم له درامده و غلام نبی خان فرار
نمود اينك از منبع موثق كميما اطلاع رسيده موضوع را خوبتر تشریح میکند :
حضرت افخم جناب نائب السلطنه صاحب پس از انکه بقوهء غیورانه عساکر دلیر معیتی خود
قوای مقابل را مضمحل ومعدوم نمود غلام نبی خان باچند نفر همراهانش فرار ومابقیه متلاشی و
پراکنده شدند وشهر مزارشریف را واپس متصرف گشتند وبصوابدید خویش امور ملکی مزار را بــه
عالیجاه میرزامحمدقاسم خان رئیس تنظیمیه وامور عسکری را برای شجاعت نشان عبدالغیاث خان
سپه سالار تفویض وامر وهدایت لازمه دادند . ودر مابقیه امور خود حضور عالی نائب السلطنه
صاحب بکمال فعالیت وجدیت راجع به اصلاحات امور ا شیزهء انولایت وامورات قطغن وبدخشان
و تنظیمات سرحدی انولا صرف اوقات دارند وبه اقدامات غیورانه خود تنظیم امور میفرمایند .
ما امید واریم دراثر مساعیات جمیله حضرت معظم له صفحه مزار بيك ارامش وسكون مطلقه مطلق
نائل شده ریشههای فساد از بیخ وبن برکنده عوض نهال های برومندی غرس شود تا از اثمار ان
اولاد وطن شاد کام ومرفه الحال باشند .
- ٢٦٨ -
هزاره
(٢)
٢٥ محرم .
از انجا که حکومت مرکزی از نقطه نظر اسلامیت وعدالت اساس اقدامات خود را راجع برفع بعضی اغتشاشات داخلی بصورت صلح ودلجوئی بدون تهدیدات حربی گذاشته است لهذا در بعضی نقاط که تاکنون هم بعضی مکروبهای داخلی موجود اند اهالی انجا را نمیگذارند که بحکومت مرکزی اطاعت نموده از زیر بیرق بغاوت بیرون جهند چنانچه بعضی اقوام هزاره محسود و دایزنگی تاحال بیعت صحیحی بحکومت مرکزی نداده بودند ودر اطلاعات سابق خود اشاره نموده بودیم که از طرف حکومت از جهت خیراندیشی يك هیئت تنظیمیه اصلاحیه در انجا روانه شده تا از روی مواسا با انان پیش امده از راه اصلاح معامله نمایند - محرکین چون میل عمومی اهالی را بحکومت عادله مرکز دیدند با يك حصه نفری ناگهانی وبی اثری درحدودات سرچشمه وکوتل اونی هجوم اورده بودند از وزارت جلیله حرب باستيذان حضور شاهانه جناب سردار اعلی معین السلطنه صاحب شخصا بایکعداد عسکر قلیلی بسواری موتر بمدافعه انان تشریف برده بيك حمله تمام انهارا پراکنده ومعدوم نمودند والات حربی وغیره اشیا ازانها که درحین پس پا شدن شان بدست عسکر غیور معیت سردار صاحب امده بود با یکنفر شهید ار شان وچندین نفر دیگر را کشته وگرفتار نموده بمرکز اورده اند قوای مقابل تماما مضمحل وپاشان گردیده که اثری ازوشان نماند ، واز حضور سردار اعلی برای ما بقیه اقوام که مائل بحکومت اسلامی خود هاشدند برای هیئت محترم اصلاحیه فرامین موعظه و هدایات لازم ارقام وارسال گردید یقین است که ان اقوام بعد ازین ازدست مغرضین گول نخورده بصراط المستقيم سر اطاعت را ازدل وجان بگذارند .
ونيز يكعده عسکری پس از وقوع واقعه ازحضور ملوکانه بقوت الظهر حضور سردار اعلی سوق داده شده ودر سرچشمه گذاشته ذات شجاعتما بی روز گذشته بحضور ملوکانه شرف حضور بهم رسانیده واقعه مذکور را بعرض حضور رسانیدند اینده را وعده باقیه میدهیم .
سمت جنوبی
(٣)
ازانجا که فلاح وصلاح هر دوجهانی منوط باسام متدین واسلامی بوده جنبه اسلامیت و دینداری همیشه فاتح ودست كمك خداوندی ناصر شان بوده دائما بمقابل داهیین مناهج غوایت مرجح ومرام مقصود را بکنار وصال مشهود بیمایند .
از اینجا است که عساکر ظفر ماثر امیرصاحب رعیت پرور اسلامیت وعدالت گستر که قبلا درکوتل تیره رحل امامت افگند مبودند باتفاق واتحاد اقوام غیور غازی فتوت انجام که نام نویس شان ذیلا بمراتب اسلامیت پروری وشجاعت فطریشان ارقام رفته با سایر برادران
- ٢٦٩ -
اسلامی که برای احراز واعلای کلمه الله کمر همت بمیان بسته اند بطرف گردیز عنان عزیمت کشاده
با يك جوش اسلامیت کارانه در خروش امده بمبارزه قلیلی افواج ضلالت امواج محمد نادر را
شکست مدهشی داده چون انجا بمحاذی غیوران راه اسلامیت تاب مقاومت نداشتند با انفعال
و خجالت عقب نشسته خود محمد نادر خان هم با برادرانش بکدام سمت مجهول مفرور شد ، -
جناب محمد صدیق خان نائب سالار باعسکر غیور وباقی اقوام شجاع بهادر متکور گردیز را با
اسلحه و جباخانه زیاد متصرف گشتند .
ولی احساسات ملی و جوش اسلامی این اقوام بهادر وعساکر پادشاهی بدرجه
بلند وعالی بوده که قرار معلوم حین مرش و هجوم با هم تعاهد نموده بودند که هر فرد هرگاه
بدون ذائقه شهادت از خط هجوم عقب نشست ردیف انرا لازم است که بضرب گلمعه از حیات
پر ننگ دنیوی مجروحش سازد ازین يك نكته صورت حمله و احساسات رضیه ، ملی انهارا -
درك خواهید فرمود .
نام نومبر اقوام بهادر منصور که به ترتیب نام نومبرشان احراز شجاعت را بدرجه اعلی
نموده اند : اقوام بهادر غیور سلیمان خیل .
سلطان خیل کٹواز - منزلی علی خیل کٹواز - صالح خیل زرمت - ماموزائی وغیره علی خیل زرمت
کوچی خوارك کوچی لند ه برای زرمت - مبلن ملایار خیل علاقه سرگردیز - ابراهیم خیل ساکن زرمت
پایان گردیز - طایفه زالو قوم علی خیل - اقوام بهادر اندری - طایفه سحاك از قوم اندری -
طایفه دره و شوزائی قوم سحاك اندری - اقوام جدران - دری خیل - نُخری - قوم خروتی قریه ددانكو
ساکن کٹواز - قوم تاچک بين علاقه کٹواز .
سواد عریضة اهالی سمت شمالی بحضور مبارك انور والا بعد القاب اینکه :
اولا از درگاه حضرت واهب العطايا جل علی ترقی و تعالی دولت قوی شوکت عدالت گستر -
شهریار غازی خود ها را همواره ارزو و تمنا داشته این نعمت عالما وموهبت کبرا که از مراحم
عمیمانه بحال مايان رعایا بذل توجه فرمود ، نزول اجلال فرموده اند لسان بیان از شکران امتنان ان قاصر .
بعد این فداکاران بحضور شهنشاه کامران خودها ببذل ل وزیان شکریه مرحمت و احسان
خداوند سبحان را بمتصرفات کامله بلده متعلقه افغانستان که بثمره وجود مسعود خودش
امثال ولایت هرات وقندهار ومزار فیض اثار و دیگر موضعمات که فرموده اند این مسرت و بهجت
فوق العاده را بکمال امتنان مبارکباد میگوئیم .
از روزیکه جلوس میمنت مانوس زیب افزا سریر سلطنت گردیده اند تا حال و تا زمانیکه حیات
به تن داریم از سر ومال همه را فداء دولت با عظمت خویش و به تحت امر اولی الامر جان های -
خود را فداساخته خیلی در همچو مظلمه افتخار داشته تصدق پادشاه مجاهد خود مینمائیم .
و برای فداکاری اماده هستم تا با قطره خون خویش را برکاب فیض اکتساب ریختانده کامیاب مقاصد
اصلی خودها شده رضائيه ذات والا صفات شاه امجد مایان را حاصل نمائیم.
حضرت امیر صاحب غازی مجاهد ما چگونه این شکریه مراحم حضرت رحیم را جلته عظمته
بجا خواهیم اورد بل از تادیه این الطاف واعطای خداوندی زبان مقصر ست که این چنین
پادشاه عدالت شعار رعیت نواز غمخوار خالق غفار تبارک و تعالی عنایت فرموده بل مقاصد ومطالب
کلیه که ما داریم همین است که شاها کامیاب دوجهان و به عزم ثابت تیغ و شمشیرت بالای اعدای
دین وخائنان دولت وملت بران باد ( باقی مباد انکه نخواهد بقای تو) هرچند الحمد لله والمنه
امنیت تامه وتصرفات کامله بهمه نقاط افغانستان حاصل وفضل ایزدی شامل است ليك از قرار ــ
مسموعات ما که اقوام سمت جنوبی با قوا واخلاق نادر و برادرانه تا اکنون چنانچه باید و شاید
مطیع ومنقاد پادشاه حامل دین نگشته وحیله بازیها می نمایند چون تا در مطق وضع جغرافیائی
سمت شمالی را با جنوبی بوضع و هیئت مقابل تخلیه فرموده وهمواره تادیب و سرزنش ان قوم نابکار
بعهده ما اقوام شمالی طبعه بوده با اینکه افواج ظفر امواج شاهانه برای سرکوبی انقوم ــ
کافی دیده میشود ليك ما فداکاران هم میخواهیم که بسرکوبی ان مشت جهال مامور و سر فراز گردیم
و بمعتمد ادیکه وزارت حربیه ما لزوم دانند بحکام این سمت ندائی هدایت فرمایند تا به تصویب
حکام خود تعداد مطوبه را تکمیل وبه سمت جنوبی سوق داده بفضل خداوندی دمار از روزگار
شان براریم ورضامند اولی الامر و پادشاه دین دار خودها را حاصل نمائیم زیاده اختتام باین
مرام می نمائیم که ذات خجسته صفات حضرت غازی مجاهد ما را الله تبارک و تعالی از جميع حادثات
مصئون و محفوظ داراد مورخه امحرم الحرام ١٣٤٨ اسامی تیکه مهر و امضاء بعرضیه نوز نمود ماند:
دستخط میرفضل بهاوالدین سررشته دار قلعه دار پنجشیری ـ فقیر محمد پنجشیری ــ محمد قلی خان
اکبرخان ــ محمد یوسف خان ــ خوانین پنجشیر ــ ملک نورالدین خان پنجشیر ــ خالقداد خان و
محمد سرورخان پنجشیری ــ جانبا زخان سید خیلی ــ دوست محمد خان سید خیل ــ محمد حسن خان ــ
سیدخیلی ــ ملا عبد رسید خیلی ــ ملا دین محمد سید خیلی ــ ملا محمدعظیم سید خیلی ــ سید
احمد خان قلعه با زید ــ میرسید محمد خان بابائی ــ میرنجم الدین خان چهاریکاری ــ حاجی احمد علی
خان تند ره ــ ملک صمد خان سنجده ر ــ محمد عباس خان گل بهاری ــ ملک امد جانخان متاك ــ ملک
رستم خان د و اتشاهی ــ ملک فقیر محمد خان دولت شاهی ــ ملك محمد علیخان میان شاخ ــ میرزا
فقیر شاه خان ــ ملك داد رخان ــ ملك عبد الحمید خان و رحیمداد خان جیل السراجی ــ ملا میرزا
خان گلبهاری ــ ملك غفرانخان گلبهاری ــ ملك حميد اللمخان ولد سعد اللمخان و عبد الرؤف خان
جبل السراجی ــ محمد عمر خان تند ره ــ محمد عمرخان چهاریکاری ــ محمد شريف خان تند ره ــ عبد الرؤف
خان میرعلم خان خوانین پنجشیری ــ محمد یعقوب خان خوانین پنجشیری ــ ملک محمد عمرخان
خوانین جمال اغه ریزه کوهستان ــ عبد الغفارخان اشتر گرام ــ محمد نعیم خان سر بند جمال اغه ــ
ملا محمد خان ــ اشتر گرام عبد القادرخا ــ احمد علی خان جمال اغه ــ غلام محی الدین جمال
ـ ۲۷۱ ـ
اغه ـ محمد حسین خان اشترگرام ـ عبد الکریم خان جبل السراجی ـ میر اکبر خان پایانی ـ
سرفراز خان خوانین گلبهاری ـ نواب خان درنامه ملا محمد هاشم خان گلبهاری ملا امیر محمد
خان بولغین ـ سلطان محمد خان درنامه ـ حاجی شاه ملا خان گیاوه ـ زرین خان سنجنی ـ محمد عمر
خان بولغین ـ دو نفر دیگر امضاء مذکور خوانده نشده .
بیعت های ولایات وملحقات ان
بیعت نامه اهالی شهر کاریز قندهار
۲۲ شهر ذی الحجة الحرام .
بسم الله الرحمن الرحیم . لا اله الا الله محمد الرسول الله
یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منكم .
مفاد ایه شریفه اینکه امت و فرمان برداری کنید امر خداوند و امر رسول خداوند (ع) و
پادشاه اسلام شرعی را . برمایان واجب است بحکم ایات شریفه که اطاعت خداوند جل جلاله و
و اطاعت رسول اکرم (ص) و اطاعت پادشاه شرعی را فرض است که بنمائیم قال الله تعالی جل ذکره
فمن نكث فانما ينكث على نفسه ومن اوفى بما عاهد الله عليه اجرا عظيما وهذا ایات شریف ـ
البيعت بيننا و بينك لهذا برمايان واجب است اینکه اعلیحضرت انور والاه امیر (حبیب الله خان)
را لسانا و قلبا به امارت قبول و بیعت کردیم بحکم ایات مافوق فقط .
غلام دستگیر محمد زائی ـ سید احمد محمد زائی ـ عبد الرحیم محمد زائی ـ ملا بهاء الدین اخند زاده
فضل صدیقی مجددی ـ عبد القدوس مجددی ـ ساکن شهر کاریز ـ ساکن شهر کاریز ـ فضل احمد
مجددی و محمد اسحق مجددی ساکنان شهر کاریز ـ محمد الدین اسد الدین دریجاب محضرات
شهر کاریز ـ عزیز الله مجددی ـ غلام محمد مجددی ـ محمد عثمان ـ عبد الله ـ غلام دستگیر
بارکزائی ـ محمد موسی متولی حضرت جی صاحب ـ محمد ایوب خان نورزائی ـ ثقة الله دین محمد
خان نورزائی ـ حمد اکبر خان اسحق زائی ـ محمد نعیم خان و محمد خان ـ و شير خان و اقبال خان
اسحق زائی ـ لعل محمد خان نورزائی ـ میر محمد بارکزائی ـ محی الدین خان بارکزائی ـ والی خان
تره کی ـ نذر محمد خان اندری ـ عبد الله خان اندری ـ ملك جمعه خان اسحق زائی محمد امین خان
اسحق زائی ـ سید توکل آقای علوی ـ حاجی میران بلوچ ـ سید تاج احمد ـ عطا الله ـ سید محمد ـ
عبد الغفور ـ باقی نشان شست و امضاء ٦٣ نفر دیگر .
ـ ٢٧٢ ـ
بیعت نامه مردم ارغنداب
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین والعاقبه للمتقین والصلواه وسلام على خير خلقه محمد واله واصحاب
اجمعین اما بعد : چون بمذهب مشرف ابو حنيفه كوفي رحمه الله علیه در بیعت جماعه
از اعیان و اشراف یعنی بعضی از علما وسادات و خوانین و تجار كافی است بناء عليه بيعت
اعیان شهر قندهار برای تمامی اهالی قندهار کفایته است مگر ما مردم ارغنداب قريه
مزرعه و خیشکی بجهت تائید نیز بیعت بامير حبيب الله خان خادم دین رسول الله کردیم به
حيثيتی که تنفیذ احکام شرعیه مذهب امام اعظم رحمه الله علیه کند فقط .
تحریر تاریخ ٢٦ ذی الحجه الحرام ١٣٤٢ ـ امضاء ات :
عبد الحكيم مجددي ـ ولی محمد اخند زاده ـ نور محمد ساکن خيشکی ـ محمد عثمان
ساکن مزرعه ـ محمد هاشم ساکن مزرعه ـ دوست محمد خان توم الكوزائی ساکن قریه بابا ولی
صاحب ـ حاجی شمس الدین ساکن مزرعه اخند حيدر ـ عبد الكريم ـ حاجی فیض محمد ـ
امضاء و مهر ونشان ٤٨ نفر دیگر.
انتها بر از روزنامه اطلاعات ایران
ورود به طهران
اقای سردار عبد العزیز خان وزیر مختار سابق افغانستان مقیم طهران که
خبر ورود شانرا بمشهد داده بودم پریروز وارد طهران شده اند .
(مطبعہ سرکاری کابل)
شماره ( ۲۰ )
جریده « حبیب الاســــــــلام »
در کلکسیون مربوطه وجود نداشت
صفحه (۱) جریدۀ هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول ـ شماره (۲۱) (نمرۀ مسلسل ۲۱)
واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
مدیر: برهان الدین کشککی
ادارۀ خانه در دارالسلطنه کابل افغانستان ـ نمره تلفون
همه امور تحریریه و حسابی بنام اداره فرستاد شود.
اداره در انتشار و اصلاح مقالات واردە مختار است.
در هر هفته یک مرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.
اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود.
قیمت اشتراک سالانه در مرکز و در ولایات
در مرکز ـ ٥ ـ افغانی
در ولایات داخله با علاوه اجرت پست ٦ اف
در خارج ١٥ شلنگ
(يك شماره ١٠ پول)
قیمت شش ماهه
٣ ـ افغانی
٣٠ ر ٣ افغانی
٨ شلنگ
تاریخ قمری (١٩) صفرالمظفر ١٣٤٨ ( روز پنجشنبه) تاریخ شمسی ١٢ سد ١٣٠٨ هجری)
صواب الکلام فی عقائد الاسلام (پیوست بشماره ١٨)
نبذە از صفات ستوده حضرت رسول اکرم (ص) و قدسیت فرقان معظم
اثر خامۀ عالی محترم میر محمد شریف خان مد ظلهم.
در مقالات گذشته راجع بابتداء بعثت حضرت رسول مقبول (ص) و دائر به بلاغت و فصاحت و قدسیت کلام قدیم حضرت واجب الوجود جل شانه تعطیلی بمفصیل بحث رانده شد ابا چرا و منظور ازان چه بود.
اينك خلاصۀ مقصد بحث مذکوره را مطابق نصوص قرآنی ایضاح مینمائیم :
تفسیر شریف مواکب در ذیل آیه هشتم سوره مبارکه (رعد) چنین بیان میفرماید عین آیه (ويقول الذين كفروا لولا انزل عليه آية من ربه انما انت منذر ولكل قوم هاد) یعنی کافران و منکران به محمد (ص) میگویند برای چیست که بر طبق خواهش ما معجزه نیامد ـ ای محمد تو نهایت با حاکم را بلاغ ماموری و برای هر قوم نظر بوقت هادی و رهنما فرستادیم یعنی معجزه با اقتضای وقت است تا بمنکران غالب آید مثلا در وقت حضرت موسی سحر و اصحاب آن مشهور بود حضرت موسی بحکمت بالغه ما با عصا وید بیضاء بانها غلبه کرد هکذا در زمان حضرت عیسی علم طب مقبول بود حضرت عیسی باحیای (موتی) بانها غالب امد در عصر سعادت حضرت توی محمد (ص) برای اینکه فصاحت و بلاغت از علوم برگزیده عرب و مقبول انهاست قرآن عظیم غالب است.
بلی قرآن عظیم هم دستور و کتاب آسمانی ما مسلمانان و هم معجزه است که برای غالب شدن پیغمبر محبوب ما (ص) نازل شده است. دیگری هم از معجزات جلیله رسالت پناهی حضرت فخر عالم (ص) که در قرآن عظیم و در احادیث نبوی مذکور است انشقاق قمر است که از طرف مشرکین طلب شد مواز جانب ذاتی نبوت سمات رسالت پناهی بعبارت ما لوهیت باری تعالی عز شانه
- ٢٧١ -
وبقدرت کامله حضرت الله تعالی جل ذکره با شارت انگشت مبارک پیغمبر ذیشان ما قمر بدوحصه منشق گردیده است .
انشقاق قمر را از اهل مکه چه متوجه مسلم بسیار اشخاص ذو وتعدد مشاهده کردهاند .
وهکذا از طرف خیلی اشخاص وقافله ها که بطریق مسافرت از دیگر محل ها ومملکت هائیکه از مکه مکرمه دور مگر افق ان ممالک ومحالات با افق مکه معظمه مساوی بود نیز مشاهده شده -
وقتیکه بمکه مکرمه رسیده اند در ان شب وهمان ساعت ودقیقه معینه رؤیت مشاهدات خود را در باب انشقاق قمر خبر داده اند . ولی این حادثه خارق العاده را بمثل انشقاق قمر چرا تمام ساکنین کره ارض دیده نتوانسته اند. اینگونه اعتراض و ایراد مخالفوضائی باحتمال وقوع این معجزه شده نمیتواند زیرا نظر بعلم ارباب فن هیئت معلم وقاری از شبهه استکه بناء بر اختلاف افاق خلق کره ارض سرتاسر از شرق غرب جنوب وشمالی در یک ان نمیتوانند قمر وانشقاق انرا به بینند و دیده توانند از این رو میشود که در بعضی محل ومملکت ها دیده نشده باشد اما کیفیت چه به دور وچه به نزدیک به بسیار زودی منتشر شده هر قوم وهر طائفه خواه براوایات صحیح که کفروایان آن از هر جهت درمیان اقوام دور ونزديك شناخته شده بودند وخواه به مجرد استماع اگر نور هدایت نصیب شان شده بود باید لایل و فتوای اصحاب فن هیئت بحصه حال قبول دین اسلام نموده ایمان اورده اند ما مسلمانان نیز انشقاق قمر را که یک معجزه عالیه پیغمبر ذیشان ماست (ص) از یک طرف با خبار ونقل صحیحیکه وارد شد و واز طرف دیگر با قناعت وعلم اصحاب عقل و نقل وهیئت که انها هم از جائزات عقلیه شمرده و میشمارند از حیثیکه حرکت وسکونت هر چیز را تحت تصرف قدرت حضرت قادر علی الاطلاق میدانیم بوقوع ان بلاشك و شبهه ایمان اورده تصدیق نمودهایم .
مگر یکقسم از علمای یهود که اساسا صفات ستوده رسول اکرم (ص) را در تورات شریف خوانده بشدت ارزو داشتند که اگر این وجود ذیجود در ایام حیات ما مبعوث شود تماما با و ایمان میاوریم اما بدبختانه بعد از انکه حضرت فخر کائنات بتبلیغ رسالت شروع فرمودند و روز تا روز گروندگان شرع پاك شان ازدیاد پذیرفت با سرعت تمام توسع حاصل میکرد از جمله همان علمای یهود بودند که از قول وارزوی خود باز ایستاده حسدانه نسبت بحضرت رسول اکرم (ص) در دماغهای متفسخ خود کین وعداوتی پروریدند ونعت شریف احمدیه (ص) را که در تورات مسطور بود تحریف میکردند چنانچه از این ایه کریمه ٤٦ سوره نساء ظاهر میشود (من الذین هادوا یحرفون الکلم عن مواضعه ویقولون سمعنا وعصينا غير مسمع وراعنا ليا بالسنتهم وطعنا فی الدین و لوانهم قالوا سمعنا واطعنا واسمع وانظرنا لكان خيرا لهم واقوم ولكن لعنهم الله بكفرهم فلا یومنون الا قلیلا) .
همین یهودند که کلام را از موضع خود تحریف مینمایند یعنی کلام الله یا کلام در ببار حضرت رسول کریم (ص) در محفل مبارك ایشان که ذکر انکه بعد از نشان دادن صورت قبول در انعطاف از مجلس دیبگر قسم تاویل میکنند ویاخود در تورات شریف نعت مبارك محمد (ص) را تحریف مینمایند . قول ترا شنیدیم وبامر تو عصیان مینمائیم میگویند یا خود ظاهرا اطعنا قلبا عصينا
۲۷۰
وتو از مابشنو و ما ازترا نخواهیم شنید . میگویند ویا ازراه خیانت لسانا بشنود و واز قلب
چیزی دیگر میگفتند . و مماثل باین کلام ها ویا با کلام نخوه یی ادیا نمعنی زبانها وسفسطه ها می
سرائیدند اگر میگفتند که کلام ترا شنیدیم واطاعت کردیم وقول مارا هم بشنو وبما نظر مبارك
خود را منعطف ساز برایشان خیر اورتر واصوب تر بود ولیکن بسبب کفر و خباثت بدشان حق
تعالی اینهارا از رحمت خود طرد نمود وباینحال ازانها خیلی قلیل بسعادت ایمان مشرف
شده اند .
حقیقتا هر قدريكه در باب نژاد یهود از کتب واثار تتبع کرد میشود نسبت بدیگر اقوام قطعا
قابل قیاس نیستند چونکه فطرت ایشان با خیانت وبد سگالی انسر والفت حاصل کرده همچنانیکه
ازین قوم بانبیای خودشان پیغمبران بنی اسرائیل صداقت و پیروی ظاهر نشده واگر شده هم
با هزاران زحمت واشکال همچنین بپیغمبر ذیشان ما(ص) هم مانند سائر اقوام يك دوستی
وصداقت درخشانی که قابل تمجید باشد بظهور نرسیده حتى بين الناس هم گاهی در ــ
معاملات حیاتی واجتماعی از این قوم ونژاد صداقت ووفائی بروز نکرده است . ( ناتمام )
علم النفس
( 3 )
میل عالی یا روحی
پیوسته بشماره ۱۷ .
اثر خامه فاضل محترم هاشم شائق مدیر شعبه .
بعد از شناختن میل اجتماعی وتعطف عالی حالیا بحث کردن از میل عالی اسان
شد . چونکه عالیت این میل راجع است بهیجان و اتشی که از عمق قلب نشئات کرده است اوامر
این میل نیز الت سعادت نمیباشد بلعین سعادت ومنبع حظوظ است . علاوه برین غایه حیات
انسانی همین لذات جاوید است در تماشای حقیقت و جمال و اتصاف فضیلت و کمال واقتران ــ
بوحدت و نامتنها هی .
چه لطافت تعطف خوابمعنی رقت قوام برای سهولت در د قبول فعل باشد خواه
بمعنی سرعت تاثر از ملائی از کثافت هیچگاه خوشنود نمیشود . اگر کونیات باقضای حال
روح را چند روز مربوط داشته است تسکین ان موقت میباشد . اضطراب عميق ولذنی ان باقی ودائمی
بقا است . زوال و قصور در جوهر ان نیست . هرگاه با خود مشغول گردید ادراك عقل که شعشعه
ذاتی اوست در حال تجلی وانکشاف می باید و گرنه مخفی و بی اثر میماند .
اوصاف اساسی (انا) را در اینجا بخاطر باید کرد : مثلا یکی ازان وصفها بساطت(انا)
بود . درینصورت از ترکیب وتسخیر(ابعاد و تجزی) از کثافت(نقصان) و از انفعال(عجز) ــ
ذاتی بری است .
- ٢٧٦ -
میل ناشی ازین علویت واله ایست مستدل یا شعاعی است منعکس از ذات او - مدار ان ادراک
و مشاهده لاهوتی است و محور ان غیر متناهی - کمال - خیر مطلق وخوب فضیلت و جمال است.
چون (انا) حر وفعال است ازینرو میل علوی بحقیقت عمل و اختیار قرابت دارد . چون (انا)
بسیط است ازین حیث بتماشای جمال و نسبت با او مقترن میباشد . هرگاه (انا) ثابت است لهذا
بخیر کمال و فضیلت حقیقی سرا میگشاید . بالاخره مادام که (انا) یکتاست بی توجه از کثرت وفق
عوارض بیزار وبلد مستوحدت استغراق دارد این استکشف تظاهرات میل عالی را در چهار قسمت
مطالعه کردن بتقسیم وظایف و عرفان تحلیلی مناسب افتاده (۱) میل بحق (۲) میل بحسن (۳) میل
بخیر (٤) میل بدین .
١ - میل بحق : میل درین موقع انقدر تشنه است که اگر حقیقت در اشکال غیر متناهی پیدا بد نیز
تسکین نمی یابد . به د از چندین هزار مرتبه اطلاع بحقیقت باز جویان است . از مقدمات چون وچرا
واسطه تا لاتهتنی قانع نمیشود .
تظاهرات میل بحق : در هر دوره حیات ودر هر زمره بشردیده میشود .چنانچه در
تغلغل اطفال حس کنجکاوی تخمه همین میل حقیقت است . اگرچه حس تجسس طفل غیر از جستجوی
حق است. اکنون لیکن جستجوی کیفیت اشیا مقدمه است برای دریافت ماهیات انها . چنانچه
شاعری حس تجسس را درین فرد خود بمناسبت خیلی موزون اقتباس سر کرده :
اشک اگر دائم مجیای چکیدن شد بجاست طفل گر جسته و باشد دلیل دانش است
طفل مستعد قایل از پیش روی هر چیز بدون توقفی نمیگذرد . بسوالهای متعدد و مسلسل و مشاهد ه های
متنوع و متناوب یا خود را مانند میسازد یا شما را . یا اینکه وجود ان چیز را از میانه بر میدارد .
انسان چیزی را نقد انست دشمن میشمارد از همین سبب است . چه جویای حقیقت وقتیکه
ناکام ماند انقبا در معنوی قلب اورا استیلا میکند . این انقباض ناشی از غیر حقیقت در معنیوست
نفرتی تولید مینماید . چنانچه جنگهای یکدیگر انسانها بسا شده که برای دریافت دوستی بود .
بلی الفت از میلهای اجتماعی و انسانی است . هرگاه روح این میل ناکام شد عالم بنظرش سیاه و ـ
تنگ گردید هـ نمای عربده میگذارد .
حق جوئی اعظم برای خود حقیقت است دانش را دانشوران برای فائده ونتیجه کیفیت
نیاموخته اند . با عشق دانش دانشور شان ساخته است. اگرچه نتیجه بعضی تحقیقات عبث
برامده با اینهمه رفع احتیاج عرفانی شده است . یک حقیقت غیر مترقب یعنی عبث را حاصل
کرده سکون یافته اند .
چنانچه دیده شد ذهن طفل در ابتدا جویای قیمت و کنه اشیاء نبوده تنها احتیاج
فعالیت ذهنی را بواسطه استشعار کیفیات تامین میخواهد . اما ... متکامل ازین مرحله پست
بلند شده لذت فعالیت ذهنی را در کشف قیمت و ماهیت اشیاء میداند . ازین رو بلا ارام خواهان
است که بلذتحیات سرمدی برسد . کلید قوانین و تسبروایط مخفی و بعید اشیا را از مبداء و
غایه بدست ارد .
- ۲۷۷ -
علوم مکشوفه که قواعد ان از تجربه و استقراء عمومی ودائمی حادثات استخراج شده ویا
از اکتشافات عقلی که راجع بما هیت وعلتها است بحصول امده همه از اضطراب حق طلبی
ذهن نشاءت کرده است . هزارها سال همین نبض عصبی تقلص و انبساط نموده ، شئون
اشارات و دلالات بی اندازه حاصل نموده است اما حقیقت اشیاء را کما هی تحلیل و تعقل
نتوانسته است بکند . چونکه معرفت قسمت اول یعنی معرفت حاصل از استقرا کمیت لو به
محسوساتست و ادراک قسم دوم یعنی معرفت حاصل از تعلیل که راجع بمبداء ونهایت
کائنات است هر روز باصول تازه تسلسل و دوام دارد . داهیان همه اعصار در ماهیت
موجودات متفق نیستند . مگر در یک مبداء (عالم و فعال) متفق اند . تنها وسیله که اضطراب حقیقت
را از دوش این حیوان متفکر بردارد خلاصی از اقتضاء ات حیوانی بود بمرجع خود پیوستن وبتماشای
خود مشغول شدن است . ( باقیدارد )
ورود اتفاق امود قوای قومی
( قندهاری برای ایفای خدمات مرکزی)
از اطلاعات تازه که درین روزها باداره ما موصول گردیده است معلوم میشود که
یک کندک از قوای اقوام غیور ماتحت اندیشه قندهار برای تشرف بحضور امیر صاحب و ایفای -
خدماتی که از حضور مامور شوند عازم دار السلطنه کابل شده بودند .
اعلیحضرت امیر صاحب پس از استماع این خبر اسلامیت اثر حرکت و وصول قوای مزبوره
در خطه ولایت کابل و اظهار میتوخرمی برین جذبات اسلامی انها امر اصدار فرمود باند
که غازی مزبوره حسب هدایت و تصویب جداگانه که از وزارت عظمی حربیه پیشنهاد گردید ، در
بعضی نقاط هزاره محول خدمات لازمه حکومت متبوعه خود باشند پس از انجام و تکمیل ان هر
واحدی از انها مورد مزید الطاف و نوازشیاد شاهی گردیده بحر طوریکه رای همایونی -
تقاضا فرمود درباره اوشان لطف و کرامت خواهند داشت .
رسیدن تفنگ و دیگر مهمات حربی از قندهار
از جمله خبرهای تازه ترین که بدست امده همانا واصل شدن و رسیدن یکعده مکلی
از تفنگ های جافور دار یست که به حمل و بارگیر چند عراد موترهای لاری درین روز ها از
اشرف البلاد قندهار بدارالسلطنه کابل موصوف گردیده است .
حسب راپوری که از قندهار داده اند این تفنگها از دست عساکر مفتوح و مفرور انواء
امیر امان الله شاه مخلوع افغانستان جمعاوری و گرفته شده است که انها پس از عقب نشینی
و مدافعه اخرین خود هر کدام بخانه و جای و منازل و محلات خود رهسپار و متواری شده اسلحه
و مهمات حربیه را نیز با خود برده انطولی درین روزها از طرف مطفی علما ومشایخ وخوانین
و اعزه قندهاری و فعالیت و سرگرمی رجال حکومتی هر کدام از وشان از قریه ها و محلات خود امده
-۲۷۸-
اسلحه ومهمات سرکاری را بحکومت محلی خودها سپرده رسید میگیرند .
امدن قافله تازه از پشاور
پس از وقوع انقلاب معلوم است که اموال تجارتی و دیگر ضروریات سودا گری کابل که
تهیه وصدور آن بجز از نقاط خارجه از داخل افغانستان ممکن نیست توسط قوافل از پشاور
و دیگر سرحدات موصول میشوند ایضا بروز شنبه ١٤ صفرالمظفر يك قافله بزرگی که عده بارگیر
آن پیش از هزار و پانصد قاطر و اسپ بوده است وارد مرکز شده باندازه کافی چای وبوره و
گوگرد و شمع وملبوسات ومحروقات وشویرات و دیگر مواد لازمه را بمرکز رسانیده تا يك اندازه
بزرگ در رفع احتیاجات اهالی كمك ومساعدت رسانیده است .
رمه های گوسپند در کابل
در هفته گذشته وهم اندرین هفته باندازه کافی رمه های گوسپند از اطراف ونواحی ـ
قطغن و ترکستان وارد کابل شده است چنانچه تمام قصابان شهر شهیر کابل ما بـهمرای
خود
قصابی وظیفه چوپانی را نیز بذمه گرفته هر واحدی از انها يك يك رمه مختصری را گرفته
باطراف قریبه کابل جهت چرا وفربه شدن فرستاده اند اما با وجود تکثر گوسپند وقلت صرفیات
لحوم نرخ گوشت روز بروز سقوط میکند ـ نمیدانیم که قصابان چیره دست برای این گرانی
گوشت چه فلسفه خواهند یافت.
مکتوب اهالی مزار شریف ( باسم اهالی کابل )
بسم الله الرحمن الرحیم
بحضور برادران عزیز محترم ما اهالی کابل عرض واگاهی میدهیم .
که از احوالات ولایت مزار شریف و انقلابات وحوادثات واغتشاشاتیكه درين ولا رخ داده تا
يك درجه اگاهی وواقفیت داشته از هر چمن سمن واز هر دهن سخن شنونده باشند لاكن
از اصل حقیقت وکیفیت بنابر بعد مسافه راه پوره معلومات نخواهند داشت اينك مفصلا بحضور
تان عرض میشود : که چون کاروائی و خلاف رفتاریهای شریعت امان الله خان امیر سابقه
چشمهای ما را خیره و دلهای ما را ابله و خاطرهای ما را پژمرده کرده بود و همه مایان بدل و
جان از حیات وزندگانی خود دست شسته بمرگ خودها راضی شده بودیم وهمیشه التجا بدرگاه
خالق خودها (ج) داشته عرض وتضرع می نمودیم که ازین بلای عظیم که مخرب دین ود شمن
ننگ و ناموس مایان است نجات بدهد .
همانا که خالق پاک ما وشما (ج) بحرمت دین مبین برادران سمت شمالی را توفیق عنایت
وعطا فرمود مکه بسر کردگی خادم دین رسول الله (ص) امیر حبیب الله خان واقای سید حسین خان
ـ ٢٧٩ ـ
آمده او را از تخت سلطنت برطرف وچراغ اسلام را روشن نمود، وشمايان هم به همين صلح
راضي وطرفدار اسلامی بوده خادم دین رسول الله (ص) را بأميري خود ها قبول وباو بيعت
كرده شهر را سپرد او نموديد كه بفحواي ايه كريمه (وقل جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل
كان زهوقا) حق امد باطل رفت (۹) فقره خلاف رفتاری ها ي او را شماها که اعزه واشراف و
معتبرین انسمت ميباشيد تعدیل واعلان واخبار نموديد.
اعلان های مذکور بامضاء شما بذريعه هیئت انتظامیه مزارشریف برای مایان ـــــ
رسيده از همت وغیرت وشجاعت اهالی سمت شمالی وشما برادران دانسته شده يك عالم
خوشی ومرحم فرحت هاي ما گردید، چون يك مژده بود كه در مقابل این مژده اگر زندگانی
خود ها را نثار وفدا میکردیم جا داشت.
لهذا به بسیارخوشی واشد رضا، جوش وخروش بی تکلیفی حکومت وامارت اميرحبيب الله
خان را قبول داشته بیعت خط هاي شرعی داده بحضور انور والا فرستادیم. ثانيا بتاريخ
اول ذی قعده نفری هائيكه خود را مسلمان نامیده وسالها در خارج یعنی به دولت روسیه
رفته اقامت گزین شده بودند وهمه بد يك سياه ان وطن خود را سیاه نموده هم مسلك شده بودند
شهر مزارشریف را خالی از عسکر وبلغای طرفداران امان الله را پر از کنده پده بسرکردگی
غلام نبی خان سفیرمسکو امده ازسرحد خم اب عبور وبراه مخفی خود را بشهر مزارشریف ـــــ
رسانید چون قوه عسکری به نسبت اینکه نفری جلبی ونفوسی رطشده وتوبی هنوزگرفته نشده بود
وقوه پسنده وکافی نبود و چیزیکه بود وانهم در سرحدات بود خود را در شهر رساندهــــ
شهر را تحوف شد. چون قوه انحا زیاد بود ما اهالی شهر تاب مقاومت ومقابله را نتوانسته
ظاهرا تسليم بوديم وبر باطن (اللهم نجينا) خوانده در صدد این بودیم که ایــــــن
بلاي عظیم چگونه دفع شود.
چهل روز درمزارشریف اقامت داشت بسیار تلفات مالی وجانی برای مایان داد وظلمی که
از حد واندازه بشر دور بود بالای مایان کرد چون چاره نبود رضا، برضاء حضرت الهي را
داد سنت ار بوديم كازعالم غيب چه بظهور ميرسد.
همانا كه خداي توانا جل شانه كه ضامن دین مبین حضرت سید المرسلین (ص) بود
بحرمت دین مبارک خود خود آيه كريمه كل شي یبرجع الى (اصله) را پیشنهاد کرده اطراف
مزارشریف مثل برادران ترکمانی و اوزبك وغيره به سرکردگی جناب میرزامحمدقاسم خان رئیس
تنظيمه وجناب شیرعلی خان جرنیل نظامی وسيد احمدخان اقای متيرگمرا، وجناب خليفه صاحب
قزل اياق از هرجانب هجوم اورده انهارا شکست داد از راهی که امده بودند بهمان
راه همراي نفري طرفدار اوشان يكجا با عائله خود ها فرار كردند.
لله الحمد والمنه جل شانه
كم بحكم الخبيثات للخبيثين. خبيث ها ازخاك پاك رفته باز يك خاطرجمعی تمام وامنيتــــــ
- ٢٨٠ -
برای ما حاصل شد که امروز توابع مزار شریف عموما بلکه از میمنه الی هرات که واقفیت داریم همه
ارام واسود بحال بغریبی و بیچارگی خود ها مشغول وسرگرم کار میباشیم تلفات مالی وجانی
که شده چون در راه و رضاء (حضرت حق سبحانه وتعالی جل شانه) بود انرا عین سرمایه
حیات وهستی جاودانی خود ها دانسته ومیدانیم که هیچ کدورتی برای ما حاصل نیست.
لهذا بشما برادران که از حال ما واقفیت نداشتید بذریعهء رقیمهء هذا کاملا آگاهی ــــ
داده شد که از این ولا واز طرف مایان بکلی خاطر خود ها را جمعدارید که عموما يك اتفاق و
هر قوم دست برادری داد ه وکینه ونفاق را از سینه ودلها کشیده تفریق قومی هزاره وافغان و
اوزبك وتاجيك وترکمان وغیره وغیره را برطرف کرده همه برادر همدیگر( انما المومنون اخوه ) ــــ
برادرانه رفتار وگزارہ داریم .
عالیجاه عزت وسیاد تهمراه سید احمد خان اقای مقبر گمربک که شخص سادات وخاندان
نجیب وصادق وخدمتگار دولت استوکالتا بحضور شاهانه روانه شده که احوالات خیریت
اینوالا را بحضور شاهانه تقدیم وعرض سلام مایان را وکالتا برای شماها با احوال خیریت
اینوالا که شخصا سوانح تاریخ جلوس شاهانه میباشند برای شما شفا رسانیده مکتوب هذا
را برای تان قرائت کند درخاتمه از خداوند عالم (ع) میخواهیم که برای ما وشما توفیق عنایت
کند که بر اشریعت غراء مستقیم بوده بزیر سایه همایایه این پادشاه دین پرور خادم دین
رسول الله (ص) امیر حبیب اللغخان ارام واسوده حال باشیم وهمه وتبا تفاق بوده اتفاقا متوجه
دشمنان دین خود ها بوده نگذاریم و روا دارنشویم که دشمنان دین ما کامیاب و ننگ و ناموس
ما وشما برباد شود . دشمن امیر حبیب اللمخان را دشمن ودوست او را دوست دانسته
سر اطاعت او نکشیم که خسرالدنیا ولاخره نشویم ( انشاالله تعالی ج) فقط تحریر یوم جمعه
٦ محرم الحرام ١٣٤٨ ٠ امضاءات :
بندة اللحاجي عالی نظر مخدوم ـــ براد ر خلیفه قزل ایاق دستخط حامد مخدوم پسر خلیفه
قزل ایاق بنده اللهعیسی متولی ملا پیغمبر قل ـــ بنده الله مراد نیاز حاجی سحرا ب وکیل افغانی
حاجی علی احمد وکیل هزاره ها ـــ فیدا الله بای وکیل عرب وازبك ميرزا فخرالدین وکیل تاجكيه ــــ
میرایوب وکیل فارسی بورای وکیل ترکمنیه ـــ فقیر محمد وکیل کوهستانی وکوهد امنی ــــ میرزا
قربانشاه رئیس بلدیه ـــ صوفی محمد جان ـــ د ملا عربتاش قرقانی ـــ حاجی اسلم کلید دار روضه
مبارك ـــ محمد اکرم ناظر کارخانه روضه مبارک ـــ محمد غوث قوماندان کوتوالی ـــ سید حسین معاون
قوماندان ـــ عثمان خوجه تجار باشی سعید الاحد تجار ـــ سید مقصود تجار ـــ محمد یوسف تجار ـــ
محمدیسین تجار ـــ عطامحمد تجار ـــ عبد الرزاق تجار ـــ میانحمد امین ـــ حاجی اسلم باشی تجار ـــ
عبد الکریم باشی تجار ـــ میا عبد الکریم تجار .
- ٢٨١ -
از طرف هیئت تنظییه مزار شریف .
اهالی ولایت کابل !
برادران ما اهالی مزار شریف احوال خیریت اثر اینولا را با عرض سلام خود ها فوتًا
بحضور تان تقدیم داشته اند ما فدویان اولا عرض سلام سنت سید الانام (صلعم) را خدمت
شما برادران عزیز ما تقدیم میداریم ثانیا در تحریری فوق تصدیق و بحضور تان عرض میکنیم
که الحمد لله تعالی جل جلاله از برکت دین مبین حضرت سید المرسلین وطالع جوان بخت
غازی امیر حبیب الله خان بکلی خیریت است عموم رعایای اینولا آرام واسوده حال وبدعا گوئی
پادشاه اسلام وفرض خود ها شاغل بوده میباشند که دشمنان دین گم و نابود و شرمنده
و روسیاه گردیده بمقصد یکه داشتند کامیا بمشدند از همه باخاطر عزیز خود ها را جمع
دارید که خیریت کلی حاصل وفضل الهی جل جلاله شامل حال است والسلام فقط مورخه یوم
جمعه ٦ محرم الحرام ١٣٤٨ . امظاء
محمد قاسم رئیس تنظمیه ترکستان
جرنیل نظامی شیر علی
افرین بر جذبات اسلامیه جناب
عبدالرحیم خان واهالی هرات
از فضل الهی اتفاقات ملی اقوام افغانستان یوما فیوما زیاده شده بکمال دلچسپی
اهالی و کلان شوندگان تمام اقوام صمیمت خود را نسبت بحکومت بروز داده میروند .
اهالی هرات که ازبدو امر بپدا وظع خلل ناپذیری حکومت حاضره را مطلع شده انتظامات
ولایتی خود ها را بزیر امر شجاعت نشان عبد الرحیم خان رئیس تنظیمیه هرات به اسلوب
شایسته انجام داده اند اینک برای بیعت دادن صحیح وضمنا بعضی معلوماتدیگری باندازه
چهل نفر از اشخاص بصیر ولایق خودها را وکیل گرفته بحضور اعلیحضرت روانه نمودند وکلای
موصوف بکابل واصل وبحضور شاهانه شرفیاب شدند وطرف شفقت همایونی گردیدند بعد از
ابراز بیعت وصمیمت از طرف اهالی هرات بیان داشتند که در وقتیکه عبد الرحیم خان رئیس
تنظمیه از طرف مرکز به هرات واصل شدند چون شجاع الدوله خان از طرف امان الله خان
رئیس تنظیمه هرات مقرر شده بود وتوجه وافکار اهالی هرات را تماما مائل به پادشاه مرکز
یافت با تفاق غلام صدیق خان وزیر سابق خارجه که از قندهار به هرات آمده بود هر اندازه
پول و دولتیکه در خزانه هرات بود همه را به عاملی بطرف اسکو و مشهد کشیده یکی به
طرف مسکو ودیگری بطرف مشهد فرار نمودند . اهالی هرات درین مدت تمام مصارف کشوری
- ۲۸۴ -
ولشکری هرات را از طرف خود ها به صورت يك كمك فوق العاده علاوه بست امداد -
نمودند چنانچه اکنون هم پول زيادي در خزانه هرات موجود است . مطلب از انتشار
خبر فوق انست تا ملت از کار روائی خدمتگذار صادق حکومت اقای عبدالرحیم خان واز -
عقیدتمندی ملت شجاع دیندار بیدار هرات نسبت بحکومت مركزي و امدن و کلای شان با خبر
بوده ضمنا ازین چور و چپاول خائنین که بدون امر و اجازه شریعت پول بیت المال را برده
در بانکهاي خارج مانده بدان وسیله ها هوای نفس و تن پرستی خود هارا تکمیل میکنند -
بی خبر نباشد .
مساعی حکومت مرکزی نسبت به
رفاه سمت مشرقی
از انجا که نیات رعیت پرورانه امیر صاحب خداما معطوف برفاه اهالی است قبلا عالی
جاهان محمد علم خان شنواري نائب سالار ومحمد الرحمن خان شنواري فرقه مشر وملك قنبرخان
خوگیانی نائب سالار به کابل وارد شده حسب الامر والاجاهه استمالت ورفاه اهالی اقوام مشرقی
دوباره مامور شده معاودت نمودند درین اواخر عريضه شان رسیده معروض داشته اند که .
هر دو ذوات اول الذکر که اقوام شان قبلا مائل ومتحد بحکومت مركزي بودند از قومی خود -
یکهزار وهشتصد نفر وعالیجاه محمد قنبر خان نائب سالار از قوم خود هشت صد نفر جهت
خدمات عسکري اتخاذ نموده صورت اسامی وجهره شانرا بوزارت قوحرب علیحده ارسال و
از قضیه بحضور علیحده عرضه داشته عنقریب عساکر مذکور هم براي انجام خدمات مملکتی
عازم کابل خواهند شد همچنین بغرض زیادت رفاه احوال رعایا ونظام ونسق امور برايا
جناب عبد الرحمن خان ولد عصمت الله خان جبار خیل حصارکی که قبلا بحضور وارد شد ه بود
بحیث رئیس تنظیمیه انجا مقرر واعزام مشرقی گردیده که از عواطف شاهانه باهالی انجا -
دانانده تنظیم امورات شانرا بنمایند از نتیجه کار روائیهای اوثانی اطلاع میشود .
بیعت نامه ولایات و ملحقات ان
بیعت نامه مردم چارده قندهار
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمين والعاقبه للمتقين والصلواه والسلام علی خیر خلقه محمد واله
واصحابه اجمعين . قال الله تعالی واطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منكم اقرار واعتراف
شرعی نمودیم مایان طایفه اقوام بارکزئی وغیره ساکن چهارده بر اینکه جناب امیر حبیب
الله خان غاور دین خادم المبارک(ص) که بغور دین مسلمانی استاده شد وبه هر مسلمان
حکم مذکور واجب است مایان مردم اقرار میداریم که مایان از امر مذکور راضی میباشیم وخدا
ورسول خدا راضی شود انشاء الله تعالی چون مایان مردم در بیعت خود صادق میباشیم
۲۸۳
هم دعا گويم هم خدمت پادشاه اسلام امير حبيب الله خان به صداقت وراستی ميكنيم . مورخه ۲٥ ماه ذی الحجه الحرام ۱۳۴۷ .
امضاء : محب الله ـ محمد عبد القيوم محمد زائی ـ حاجی عبد الله ،جمعه خان ـ پاینده محمد خان ـ عبد العزيز ـ محمد سرور محمد زائی ـ محمد اعظم فقیر غوث محی الدين رغدادی عبد الغنى ـ صالح محمد ـ باقی امضاات ونشان شصت ۸۱ نفر ديگر .
بسم الله الرحمن الرحيم
بيعت نامه اهالی حکومتی
کلات زمين داور و پشت رود
نحمد المولاء القدير
اللمرحمن الكبير
ثم الصلواه على النبى صم
شيخيم (رضم) عثمان (رضم) على (رضم)
ثبت لخاقان العظيم
عزوله منم تويم
موصوف بااللطف الكثير
وهوا لنصير والظهير
الهاشمی الابطحی
والال اصحب الشعير
كاالبدر في الميل الجهيم
سلطان حبيب الله امير
گشته امير پانظام
در دين احمدصم ذوالکرام
سلطان حبيب الله امير
او قلع بدعت جلی
سلطان حبيب الله امير
او ماحی ظلمات دين
سلطان حبيب الله امير
شاهنشهی عالیمقام
او حامی دین نبی (ص)
صاحبقران خوانده ولی
او عازم املاء دين
او خادم دين مبين
بعد الحمد والصلواه چون حاکم حقیقی بلا نظیر وقادر لم يزلی پاد شاه بی وزیر تنظیم وـ تنسیق زمین و اهالی ان را مفوضقة به بشر نموده بموجب ايه كريمه . انی جاعل فی الارض خلیفه .
وسلسله خلافت انبیاء صلوایا لله عليهم اجمعين بحضرت سيد المرسلين وشفيع المذنبين سید ولد ادم اجمعين سيدنا ومولانا محمد عليه افضل الصلواء واكمل التحيه منقضی گردید وـ بعد از زمانصاد تانخلفاء الراشيدين الحادين المهدين رضوان الله عنهم اجمعين خلافت به امارت مبدل گشته قضیه اجراء اوامر شرعی وقلع بدعت و خصائل نامشروعه بامرها وملوك مفوض گشته كما روى عن ابی هریره (رض) عن النبی (صلعم) قال كانت بنو اسرائيل تسوسهم الانبیاء كلما هلك نبی خلفه نبى وانه لانى بعدى فسيكون خلفاء فتكثر قال فماذا اتامر ونا قال افوا لحديث لاخره .
ـ ٢٨٤ ـ
لذا براي كافه مسلمين فرض وحتمی است که بموجب حکم الهی جل جلاله وقول رسول مصطفوي و ـ
سنت خلفاء الراشدين وصحابه الاکرمین یکی ازجمله خود در امارت وخلافت خود که دارای
غلبه ونصرت ونفوذ احکام وبیعت باشد بامارت خود منتخب نمایند تا نماینده مذکور امر
شان بوده حافظ ثغور اسلام گردد وبه توجه او اعلام شعائر اسلام وخافی مظالم ازظالم
شود بنا بر حسـب مرقومه فوق الذکر ما یان مامورین وخوانین واعزه واشراف و وكلا وريشسفید ان
وهمعمردم حکومتی کلان زمین داور بشنرود قرار اطلاع مخابره اعلانات ولایت قند هار عساکر
ظفر ماثر امير حبیب الله خان بمع مامورین ملکی ونظامی وارد ولایت قند هار گردیده بموجب
اعلانات مذکور خواستار بیعت براي شاه مذکور شده مایان اهالی بدون منازعه ومجاد له
وخون ريزي براد ران اسلامی امیر مذکور را با مارت خود ها منتخب نمودیم دست بیعت
میدهیم اوامر شاه مذکور را موافق بامر کتاب الهی قبول داریم وازاطاعت مذکور سرکشی ـ
نداریم موجب ایه کریمه :
اطیعوا الله واطيعواالرسول واولی الامرمنکم فان تنازعتم فى شىء فردوه الى الله والى الرسول
انكنتم تومنون بالله واليوم الآخر ذالك خيرا واحسن تاویلا .
براي شاه مذکور تقویت وحمایت دین مصطفوی (ص) وقلع مبتدعین دهری وتنفبذ اوامر
شرعی را خواستاریم که موافق باصول احکام الهی حل جلاله باجمله عالم سلوک نماید . فقط
تحریر اول محرم الحرام ١٣٤٨ .
امضاء اشعامورین وخوانین غلزائی ـ ملا عبد الحکیم خان قاضی محکمهـ عزیزاحمد خان سرشته دار قایم
مقام حاکم کلان ـ عبد الغفور کوتوال ـعبد الخالق خان مامور كمركـ نورمحمد خان مفتی ـ سید
میرمحمدشاه خان سركاتب ماليهـ نوزاد ـ غلام جیلانی خان سركاتب سررشته داری ـ فیدمحمد خان
كاتب خزانه حکومتی کلان زمین داور ـ عبد الروف خان سرکاتب پستهـ میرزاعبد الله خان سرکاتب
کوتوالی ـ محمد معصوم خان ساکن مزارـ محمد جمعه خان ساکن موسی قلعهـ محمدافضل خان
ساکن غره تالهـنورمحمد خان قوم علی زائی ـعبد الظاهرخان ساکن ایلاقـ ولی محمد خانـ
محمداعظم خان علی زائی ـ یارمحمد خان ـعبد الرحیم خان ـمحمد جمعه خان ـ محمداکبرخانـ
محمدعثمانخان ـ ندا محمد خان ـغلزائی ـ سلطانمحمد خان قوم علی زائی ـ غلام محمد خان سرهند
غلام صديق خان ساكن سرهند ـ محمد ایوبخان ساکن زمین داورـ وزیرخان ساکن زمین داورـ
محمدجمعه خان غلزائی ـ دادمحمد خان اخندزادهـ احمدجانخان قوم علی زائی ـ خیرمحمد خان
محمدحلیم خان ساکن زمین داورـ محمدعمرخان ـ امیرمحمد خان ـ غلام محمد خان ساکن توغكـ
ملا خيرمحمد خان اخندزادهـ دوستمحمد خان ـغلام دستگیرخان علیزائی ـ محمداصغر خان محمد
زائی ـ محمدصدیق خان علی زائی ـ محمد حلیم خان علی زائی ـ محمد اکبرخان خروتی ـ محمد
محمدعلم خان ـ باقى امضاء ومهر ونشان شصت ٩٨٩ نفر ديگر
- ۲۸۰ -
تجویز وزارت خارجه راجع به محصلین افغانی در خارج
نظربانقلاب شديد يکه در افغانستان رخ داده متعلمین افغانی در خارج از طرف والد
و رشت داران خود کندر کابل اند خاطر نگران هستند و همچنان والد و رشته داران انان د ر
اینجا از طرف انان خاطر پریشان خواهند بود چون تاکنون راه امد و رفت پوستی کابل
و خارجه چندان اطمینان بخش نبود کنون که از تفضلات الهی طره امد و شد پوستی
جاریست لهذا وزارت خارجه چنین اندیشید .
والد ومتعلقين متعلمین افغانی کجاوالد و اطفال شان در خارج اندمکاتیب خصوصی
خود را عنوان مربوطین خود نوشته بعد از نصب تکت محصولی پوستی خارجه با لغافه سرباز به
وزارت خارجه اورد هبد ائره اوراق وزارت خارجه تحویل نماید تا از اینجا با پوست های رسمی
وزارت خارجه در خارج گسیل شود . بدیهی است مراسلین در اوقات لازمه بدایره اوراق -
وزارت خارجه خبر گیر ای جوابات مکاتیب خود باشند اگر جواب رسید برای شان تسلیم میشود
و به اساس این تجویزات انشاء الله تعالى جل ذکره رفع خاطر نگرانی طلاب ومتعلقین شان بعمل
می اید بعد از ان که امور پستی خارجی بحال طبیعی خود جریان پیدا کرد البته هر شخص مکتوب
خود را در پست تحویل خواهد نمود.
مد وجزر اسلام
(٦)
از سیاست کاخ و کوخ سرکشان بر باد کرد و زمحبت خانمان بیوگان آباد کرد
هم یتیمان را از لطف طبع خود دلشاد کرد هم غلامان را زقید بندگی آزاد کرد
یکجهان سرگشته را آورد سوی راه راست از برای رهنمائی از کسی اجرت نخواست
سر غیب الغیب در ارایش اظهار داد گوهر توحید را خودگرمی بازار داد
امیان راد رس حکمت داد و با تکرار داد تازیان را جام وحدت داد و بر سرشار داد
پایه پیغمبری را برد بر اوج بلند تا به محشر اوازه از لایفی (۱) بعد ی فگند
کاروبار معرفت چون یافت حسن انصرام حجت ایزد تعالی گشت بر مردم تمام
چون بحکمت گشت قانون شریعت باتمام کرد ان جان جهان رحلت سوی دارالسلام
رشته دین هد ی در دست قومی (۲) واگذاشت کز بزرگی در جهان با خویشتن همتا نداشت
تاجداران سداد صوفیان با صفا خازنان گنج حکمت خالی از حرص و هوا
سبر چشمان قناعت فارغ از کبر و ریا جان نثاران شریعت خاصگان کبریا
از درون جان هواخواهان دین احمدی وز ته دل طالبان فیض سرمدی
داشت بر سر تاج دانش هريك از برنا و پیر گشته از سرمایه علم وعمل هريك امیر
در سخن سحبان (۳) وائل در صغیر و در کبیر در فصاحت (٤) بیعدیل و د ربلاغت بینظیر
- ٢٨٦ -
گرسخن راندند عالم را تحیر دست داد خطبه خواندند گرغوفا بعالم اوفتاد
روی گیتی با زبان تیغ و با تیغ زبان ساختمزیبائین از باختر تا خاوران
داد هنگام حوادث بهر حفظ جسم وجان عالمی رانیزه خطی شان خط امان
گر بمدنیا از جلادت شورشی انگیختند ليك از حسن ادا طرح نوالین ریختند
کاروان ما گذشت اما بصد مشعل گذشت کز فرو غروی ایشان چشم عالم خیره گشت
این زمان تاریکی ست وظلمتست ومحن دست ليك ما را همچنین این راه می باید نوشت
وز خلا با نند نجپالی ماچو این ره سر کنیم
ان چراغمرده را باید کند یگر بر کنیم
۱) قال صلی اللهعلیهوسلم ا نا انه لا نبی بعدی تحقیق پس ازمن نبی نخواهد بود .
٢ ومزاد از قرم صحابه کرام وخلفای عظام است رضوان الله علیهم اجمعین .
٣) سحبان نام فصیحی است که بفصاحت وبلاغت درعرب ضربالمثل از قبیله بنی وائل است.
٤) تققئلا فصاحت وبلاغت جوهر ذاتی عرب بود کهدر معرکه های جدال وقتال از رجزخوانی
شان مبارزان را خون در بدن جوب میزد و جلادت وتهور در طبیعت می افزود گویا
زبانهای آن اتشین بیانان در میدان کار زار کار سیف سنان : می نمود . جان دیون
پوست مینگارد : كععلم اد بتازیان در قالب علم ادب یونانیان ورومیان جان تازه ـ
دمیده بود» .
منتظ طرنلیش اعتراف کرده است که عربدر فن ادب سر امد همگان بوده است
واهل پورپ کهدرین جزو زمان درمواقع رزم وبزم وسور وماتم تقریر ها مینمایند وانرا
بلغت خود اسپیج نام می نهند غالبا خطبه خوانیهای خطیبان انظم را تقلید
کرده اند .
- ۲۸۷ -
فتوحات اسلام - فتح بيت المقدس
(١٦)
چرا که صفات محمد (ص) وامتحان اورا در کتب اهل سلف دیده ام و خدای عزوجل برای
موسی ابن عمران وحی کرده که یا موسی من هیچ امتی را از امت محمد (ص) گرامی تر
خلق نکرده ام و اگر محمد نمی بود نه جنت را خلق می کردم نه نار را و نه اسمان ونه زمین را
و امت او بهترین امم است و دین او بهترین ادیان است که او را در اخر الزمان مبعوث
میکنم و امت او همه گی سزاوار برحمت من میباشند و او نبی تهامی قریشی است که از برای
مومنان رحیم میباشد و بر کافران شدید است امور خفیه او مثل امور اشکارای اوست و قول
او خلاف فعل او نمیباشد و دور و نزديك به نزد او یکسان است واصحاب او در بین خود
بسیار رحیم اند و از برای یکدیگر مهربانی ها میکنند امیر المومنین عمر (رض) فرمود که یا
کعب تو اینهارا از صدق میگوئی کعب الاحبار عرض نمود که یا امیر المومنين والله ثم والله
که تو این گفته های مرا صدق دان که هرچه در سینه خود مخفی داشتم برای تو اشکار
کردم عمر (رض) فرمود که الحمد لله اینکه خدای تعالی ما را عزیز گردانید، وبزرگی ها
نموده وبدین اسلام تشرف داده و ما را از رحمت خود رحم نموده که رحمت او تمام اشیا را
شامل است و از برکت محمد (ص) ما را هدایت کرد یا کعب آیا تو حال عزم کرده ئی که بدین
ما داخل شوی . كعب الاحبار پرسید یا امیر المومنین (رض) آیا در کتابی که خدای تعالی
به پیغمبر شما نازل کرده ذکر ابراهیم هم است . یانه .
امیر المومنين عمر (رض) فرمود که اری است و این آیه را تلاوت نمود :
که و وصى بها ابراهيم بنيه ويعقوب يا بني ان الله اصطفى لكم الدين فلا تموتن الا وانتم
مسلمون ام کنتم شهداء اذ حضر يعقوب الموت اذا قال لبنيه ما تعبدون من بعدی قالو
انه بد الهك واله ابائك ابراهيم واسمعيل واسحق الها واحدا ونحن له مسلمون . باز
این ایه را خواند :
که ماکان ابراهیم یھود یا ولا نصرانيا ولكن كان حنيفا مسلما باز این آیه را خواندند که
افغیر دین الله يبغون وله اسلم باز این آیه را تلاوت نمودند که ومن يتبع غير الاسلام
دينا فلن يقبل منه باز این ایه را تلاوت کردند که : قل اننی هداني الى صراط مستقيم
دينا قيما مله ابراهیم . ( باقیدارد ) .
(مطبعه سرکاری کابل)
- ٣٨٠ -
صفحه ۱ (جریده هفتگی حبیب الاسلام - سال اول شماره ۲۲) (نمره مسلسل ۲۲)
واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا
حبیب الاسلام
مدیر: برهان الدین کشکی
اداره خانه در باغبانان کابل افغانستان - نمره تلفون ۰
همه امور تحریریه وحسابی بنام اداره فرستاده شود .
اداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است .
در هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود .
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .
شرح اشتراک
سالانه ششماهه
در داخل
در مرکز - ٦ روپیه ٣ روپیه
در ولایات داخله با اجرت
پست - ٧ روپیه ٤ روپیه
در خارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ
قیمت يك شماره ٦ پیسه
اطلاعات
۱ درین اخبار از احکام دینی و مسلك اسلامی و هر گونه علوم وفنون و اتفاقات سیاسی و مفاد دولتی و
منافع ملی بحث میشود . )
تاریخ قمری ٢٦ صفر المظفر ١٣٤٨) پنج شنبه (تاریخ شمسی ۱ اسد ۱۳۰۸ هجری)
در راه دین وعشق وطن سر بکف نهید
اسلامیان گراندکی انصاف خو کنند
اندر طریقه (حق) بشناسند فـرحق
در راه (دیـن) وعشـق (وطن) سـربکف نهند
در خوابگاه غفلت و راحت نیارمند
در گوشه های ملک بود ظلم و اعتساف
یا دشمنان دیـن نـه سپارند سـرحـق
از فاضلان خویش بگیرند علم او فضل
عبرت اگر زذلت ـ اشخاص بد عمل (١)
اندر طریقه دانش وتقوی چو مومنان
از غفلت وجهالت و ذلـت بـری شـونـد
بر ارتقای (شرق) (۳) نمایند افتخار
نهصد کرور (مسلم) اگر متحد شوند (٥)
پشت فلك بلرزد از ان دم که (مسلمیـن)
گر بر فراز کاخ (ترقی) قدم نهند
چون (بغض) وكین بهانه بود مخرب جهان
باید که با رگاه دیانت شـود بـه پـای
خونر نگست (نیمتاج) که اندر طبیعت است
باید به سوی باطن (اسلام) رو کنـد
رفع (شقاق) کرده و دفع عدو کننـد
خون در اذای باده به جام وسبو کننـد
تکیه بخاك در عوض پر قو کننـد
با سعی و (اتحاد) اورا رفت و رو کنند
اسرار ملك ودين هـمه سـرمگو کننـد
سلب وجاه ز دشمن دیرینه خو کننـد
حاصل شده کین عمل از (۲) اتقو کنند
کسب (کمال) و معرفت و آبرو کننـد
با (غیرت) و شهامت و (اخلاق) خو کنند
کمتر زجاه (مغربیان) (٤) گفت و گو کنند
بی شك توان که حمله بجهان زیر و رو کنند
بر طرف (کعبه) انجمن از چار سو کنند
سنجاق فتح خویش به ماهی فرو کنـد
بحر مقاصد خویش عمل از (٦) فاصلحو کنند
تا رفع ظلم حمله خلائق از و کننـد
ذلـت بـرای قـم (۷) چـو باعـث خو کنند
-٢٨١-
با شد فریضه کسب (علم ) از برای ما
ایشان باید عبرتی از (٨) اطلبو کنند
با شیر (علم) پرورش از کودکان شوند
اولاد تا بخند بحر سو که رو کنند
فضل و هنر هماره نمایند اکتساب
کمتر خیال طاوس و رنک وبو کنند
اسلام را بذات نه بدعیب مسلمین
باید که رفع نکته هر عیب جو کنند
از ظلم و جور وکین شده اسلام خوارقۀ وزار
کفار خیره خیره نقل ها بر او کنند
قرآن بود معدن انصاف وعدل و داد
آنان که منکرند بکو رو برو کنند
ضررهای بغض وعناد وخرابی
های کینه و فساد
حضرت حق سبحانه وتعالی برای تسویه ودرست فرمودن تمام امور و معاملات دنیوی واخروی ما مسلمانها که بشرف پیروی حضرت محمد مجتبی افتخار داریم در قران پاك خویشچان اوامر وارشادات مکملی را عطا وکرامت فرموده است که اگر ما برای پیشبرد مقاصد دنیوی و اخروی خود فقط وفقط بهمین قران پاك واحادیث صاحب لولاك وفرمایشات دیگر پیشوایان دین خود صرف همت وبذل مقدرت ورزیم همانا که هم از احتیاجات دنیوی خویش مستغنی وهم بخواهشات اخروی خود ها نائل وفائز المرام خواهیم شد .
یکی از جمله ان اوامر عالی وهدایات کافی که در قرآن شریف برای ما عالم اسلام اعلام شده ـ امر مهم (اصلاح ) است که برای دفع مرض مهلك جهان سوز (بغض و قدعناد ) ـ نسخهایست کافی ـ وجهت رفع بلیه مدهشه عالم دوز(کینه وفساد ) دوائی است شافی .
١) مطلب از اشخاص مبتدع بوروپی مشرب است .
٢) اشاره بقول الله جل جلاله که اتقوا الله است میباشد یعنی بترسید از خدای بزرگ .
٣) زیرا که اکثر بلاد اسلامی در مشرق واقع است .
٤) یعنی از افعال نا مشروع واعمال ممنوع شان .
٥) اشاره است بمفاد ایه مبارک واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا ـ یعنی چنگ بزنید بریسمان اتحاد خدائی واز هم جدا نشوید .
٦) یعنی انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم ـ یعنی چون مسلمانان با همدیگر برادرند باید باهم تا صلح ورزند .
٧) اشاره ایه ان الله لا یغیر بقوم الایه .
٨) اشاره حدیث اطلبو العلم من المهد الی اللحد علم را کسب کنید از حین صباوت تا سن کهولت .
بلی! اگر همین نسخه شریفه (اصلاح) و همین دوای مفید (اتحاد و اتفاق) در میان نمی بود و تدارک و استشفای این مرض منحوس شقاق به همین طور نمیشد همانا که اختلافات جزوی ونزاع و پیچیدگی های سر سری ( بغض وعناد وکینه و فساد) به اندازه افزونی و ترقی می کرد که تا به صد ها سال تخم نزاع باقی می ماند ــ وازین تخم بد منافرت ومخالفت ادبار وفلاکت در میان قوم جاری و طاری میگشت و خرابی های بسیاری را پیدا وتولید می نمود .
چنانچه تاریخ ماضی واحوالات گذشته اقوام غیور عربی شاهد این مدعا وموید ایــن مطلب است که دائما اختلافات جزوی وسخنان عادی بواسطه نبودن گوهر گران بهای ( اصلاح) وموجود بودن ماده منحوس ( بغض وعناد ) در میان انحا ـــ پیش خیمه جنگهای مدهـش صد ها ساله و اساس و سبب جنگ وجدالهای متمادیه شان گشته بود حتی بواسطه همین خانه جنگی های خود تا چندین سال فرصتی برای درستی خانه ومؤتمن جهت ابادی وطن خود ــ نداشته . بل همیشه مصروف ومشغول بیخ کنی و استخوان بری خود شان بوده هیچ نمیتوانستند که بیک مرکز متحد ـ خود هارا مجموع کرده قوم خود را از تیه بدنامی و گمنامی واز بادیۀ خودکشی و خون ریزی کشید ه در اقوام عالم ممتاز و بین اقران وامثال سرفراز بسازند .
وقتیکه ( ناجی امم) و ( مصلح اعظم) یعنی ذات ستوده صفات سرور کائنات حضرت ( محمد اکرم) صلی الله وسلم درین بزم هستی رونق افروز شدند و مطابق باحکام خداوندی به کمال صبر و شکیبائی به هدایت وراهنمایی این اقوام جاهل معروف شدند دیده وخوانده باشید و الا شنیده اید که دریک فرصت اندک ان شیداشیان راه گمراهی و روندگان جاده جهالت و گمنامی را از اثر کلام معجز نظام رساله لام و بیانات هدایت ایات و اخلاق حسنه و رفتار خوب خود طوری از زاویه خمول وبد نامی و گمراهی کشیده براه راست وجاده هدایت راهنمونی فرمودند که ـــ همان جمعیتی که دیروز خیر را از شر و نفع را از ضرر وظلمت را از نور و نزدیک را از دور ـــ نمیدانستند امروز هر فردی از انها مقتدای جمهور انام و متحدی قاطبه خواص و عوام شده ـــ مصداق ( اصحابی کالنجم بایهم اقتدیتی اهتدیتی) شدند .
اری ازاثر همان بیان هدایت توامان سید الانسر والجان بود که اسلاف کرام و پیشوایان عظام ما همدیگر شان را به اواز بلند ندا میفرمودند که ای مسلمانان چون شما با همدیگر برادر وتن و وجود همدیگر میباشید به اتحاد واتفاق و اصلاح احوال خود جدا بکوشید واز قتل وقتال وجنگ وجدال وبغض وعناد وکینه و فساد دائما به پرهیزید و همواره براه صلاحیت و اسلامیت وجاده موالفت وطریقه موافقت همه عنان بروید تا حسب مقررات صحیحه اسـلامیـــــه سید و سردار وسرور نامدار جهان و جهانیان بشوید .
الحق که از اثر عمل نمودن وپابندی بهمین احکام مقدس (اتحاد) و (اتفاق و اصلاح) وعمل صحیحنمودن باحکام نازله قرانی بود که ان قوت وعظمت وجوش وخروش اعراب که قبل از بعثت حضرت ختمی مرتبت برای تخریب و تنزیل و برادرکشی و استخوان شکنی وخانه جنگی همدیگر صرف می شد ـــ
- ۲۹۱ -
پس از هجرت نبوی وخروج جرار مصطفوی برای مقابله اعدا٠ واعلای کلمه الله وعظمت وجبروت
اسلام یك اسلحه نهایت موثری ثابت شد .
بلی ٠ بلی ٠ از اثر همان اصلاح پروری و اتفاق اندیشی واسلامیت و دیانت بود که دین
مبین اسلام بيك چنان سرعت صاعقه نمائی فروغ یافت که از ( اندلس ) تا ( هند ) همه را زیر
نگین ساخت . مورخین یورپ ومدرین تمام جهان را ازین ترقی های اسلام بيك حیرت واستعجاب
دست میدهد که ایا ان کدام یك قوت برقیه بود که بادیه نشینان عرب را در مدت بسیار اندکی
اقا و سید و سردار ( قیصر) و (کسری) ساخت . برادران من . این از اثر همان اصلاح بین
المومنین واتفاق فی المسلمین وتشدد علی المخالفین وعمل صحیح نمودن بجمیع احکام دین ــــ
مبین بود که اسلام ومسلمین را از حضیض ذلت وگمنامی کشیده بر اوج رفعت وعظمت و ــــ
زند نیکنامی رساند ودريك فرصت اندك كوس عدالت و بانك انسانیت و اوازه مدنیت انها را
در سرتاسر جهان بگوش تمام جهانیان رسانیده انها را مصداق این طور اقوال ساخت .
چو صبحش در اقواه دنیا فتاد
تزلزل در ایوان کسری فتاد
بمالا قامت لات بشکست خورد
به اعزاز دین اب عزا ببرد
نه ازلات وعزا براورد گرد
که تورایت وانجیل منسوخ کرد
واسفا از وقتیکه ( اصلاح ) ازبین مسلمانها گم شده رشته اتحاد واتفاق سست گشته ــــ
ثمر وبرگ درخت موالفت وموافقت از دست رفت بالمقابل ان قوت وعظمت ووسعت رقبه اسلامی
نیز متدرجا رو بسقوط نهاده قوت متحده شان در تنازعات بیجا محو شده رفت و از هر طرف
حالت فلاکت نکبت براوشان ریخت وگرد کم قوتی وبی سعادتی که ازنتیجه بدبختی است
بر سر شان بیخته ــــ بالاخر(ه) .
اسلام ضعیف دید ومسلمان ضعیف ماند .
جز این نیست که این همه بد بختی ها از سبب عمل ننمودن بایه کریمه ( انما المومنون اخوه
فاصلحوا بین اخویکم) بود که ان مرکز علوم وفنون وان مظهر شوکت اسلامی وان پایتخت قدیم
اسلام ازدست تطاول تاتار بخاك زار برابر گردید وعظمت پارینه شان ازدست رفت . چنانچه
اندلس را که مسلمانها بزحمات شش صد ساله خود منبع کمال ومعدن اجلال ساخته بودند از بی
اتفاقی وعمل صحیح ننمودن بقو باوامر اسلامی ازدست دادند این هم از سبب عمل ننمودن باوامر
شرعی بود که امیر تیمور سلطان یلدریم را در قید نفر انداخته قوت اسلامی خود را قلقل ضعیف
رسانده راه ترقی اسلام را از سرزمین یورپ مسدود ساخت .
در همین چند سال گذشته مسلمانان عراق عرب وشامات وفلسطین وسوریه وحرمین ــــ
شریفین اگر رشته اتحاد واتفاق را که با حکومت اسلامیه ترکیه خود داشتند از دست نمیدادند
ان قطعات بزرگ مملکت ترکیه از وی منفك نمیشد وبصورت حالیه این مقامات مقدسه اسلامیه ــــ
علیحده علیحده وتکه تکه وپارچه پارچه بزیر اثر ونفوذ این وان نمی امدند ــــ امروز اگر مسلمانان
- ۲۹۲ -
روی دنیا واقعی پابند اوامر اسلامی می بودند باین مصیبت های که دارند گرفتار نمیشدند
وحالت اسلام این قسم زبون وخوار نمی شد .
و امیر امان الله خان شاه مخلوع افغانستان اگر قدری بیشتر عاقل می بود وبد بختی
و سست عقیدگی او را بوادی ادبار نمی کشانید ابدا بقدر یک سر موی هم از اوامر شرعی
تخلف نمیکرد وجدا ترقیات مطلوبه را باصول اسلام وقواعد شرع غراي محمدي تعقیب
میکرد وبکمال دقت وباريك بينی مرض این ملت اسلامی خود را درک کرده نسخه را برای شان
از روی شرع اسلام ترتیب میداد در نتیجه نه خود شر باین روز سیاه مبتلا ونه این اثر نفاق و ــ
شقاق که امروز بد بختانه در برخی از قبایل وعشایر افغانی محسوس میشود تولید می یافت .
این همه از نتایج عمل ناکردن بر اوامر شرعی است که خمیازه ان را میکشند ومی چشند .
طرزه اسلام همیشه این بود که هر فردی که در حلقه اسلام داخل میشد تفاوت
و امتیاز بر یکدیگر نداشتند همه افراد شکل مساوات را گرفته در حلقه اتحاد دست بدست
می بودند ودر هر حالت شريك همدیگر می شدند رفته رفته امروز نوبت باینجا رسید که
مسلمانان به تفرقه های گوناگون قومیت ونسل وبلاد وشيعه وسنى وافغان و تاجك وهندى وسندي
وعربی وغیره وغیره منقسم شده شیرازه اتفاق خود را از دست نفاق وتنبلی وعیاشی پراگنده ــ
کرده خود را نزد اعدای اسلام خوار وبی اعتبار نمودند .
اندر طبیعت است که باید شود ذلیل هرملتی که تنبلی وعیش خوکنند
چون تبدیل حالت وابسته به عمل است ونتیجه عمل نيك همیشه عزت و رفعت ونتیجه عمل بد مذلت
است وبرای هر قوم اتحاد واتفاق واسباب خوبی باعث ترقی وتعالی وعروج ـــ ونفاق وشقاق و
بغض وعناد واسباب خرابی موجب زوال شان میگردد لهذا از تمام اقوام وسکنه وقبائل وعشائر
واوامر مذهبی خود پیش از پیش پابند بوده تا بتوانند از بغض وعناد وکینه وفساد به پرهیزند
وبجاده اتحاد واتفاق واصلاح پویان شده اضافه برین باقوال اهل غرض واهل فساد گول نخورند و
اعمال وافعال خود شان را خوب و پاکیزه کنند تا بحالت خوب وترقی های مرغوب نائل شوند .
اگر خدا ناخواسته درین موقع نازك ودرین فرصت باريك شما علما ومشایخ وخوانین و ــ
اعزه و صاحبان نفوذ واشخاص مسئول افغانستان مرض حاضره خود ها را تشخیص ننمودید و
يك نتیجه درست و دوای مناسبی برای ان حسب شرع شریف ومقررات اسلامیت تان تجویز ــ
نکردید البته که دچار فلاکت ومصیبت خواهید شد و (خاکم بدهن) خود ها را بدست خود
در گودال بد بختی ومذلت انداخته بانواع مصیبت وزحمت سردچار خواهید کرد واگر از ــ
عقل وخرد کار گرفتید وهر هر فردی از افراد تان بمقررات صحیحه اسلامیه کار کردید وخود ها
را ظاهرا وباطنا وقولا وفعلا مسلمان و با ايمان ويك خادم صادق افغانستان ساختید ازفضل
و كرم وقياعطايا ونعم حضرت باری جل اسمه امید قوی است که در اندک فرصت افغانستان باز
مثل دوره اسلاف کرام واجداد عظام خودگل سر دوستان وخار چشم دشمنان خواهد شد .
- ٢٩٣ -
در خاتمه مقال از خداوند متعال برای شهریار نیکو خصال خادم قبله دین رسول الله (ص) امیر حبیب الله توفیق مزید خدمت دین مبین و رفاه و ارامی مسلمین را خواستار بوده دست بدعائیم که عامه رعایا و قاطبه برایا سر در حلقه اطاعت شان در آورده با حکومت حاضره خود همدست و هم نوا شده برای تحفظ دین مبین و صیانت این خاک پاک خود صرف مساعی ورزند.
طلوع نیر های درخشان جرائد اسلامی در سر تا سر ممالک افغانی
استماع این خبر موجب کمال بهجت و مسرت است که با وجود این انقلاب بزرگ مقدسر که سر تا سر افغانستان را فرا گرفته بود. از مساعی جمیله حکومت مرکزیه اسلامیه پس از فتح و تسخیر هريك نقطه مهمه اولین امری را که رجال فعال و اشخاص بصیر سلطنتی اجراء وبرسی نموده اند همانا ادامه مطبوعات محلی و جریان جرائد اسلامیه مقامی انجا بوده است.
حبیب الاسلام با اینکه تا حال از اکثر معاصرین افغانی خود اخبار و اطلاعات لازمه را ـ وقتا فوقتا اخذ و اقتباس نموده است ولی نظر بمیه فر مشکلات اداری که داشت در همان وقت و زمان لازمه آن موفق شده نتوانست که در حین موصولیت و اجرای هريك ازین جرائد تفریط و خوش آمدید برادرانه خود را نسبت بهریک ازین معاصرین اسلامیت قرین خود نذر و ـ تقدیم میکرد. اگرچه فی الحال هم ما طوریکه شایان شان هر يك ازین اخبارهای والاشان ـ است هيچ يك نظریه عقیدتمندانه و تحریرات اخوتانه خود مان را نسبت بخیر مقدم و مرحبا گوئی هر واحدی از انها عرض و تقدیم کرده نمیتوانیم ولی از معرفی آنها بقارئین کرام و تشویق نمودن ابنای وطن را باشتراک هر واحدی از انها نیز خود داری کرده نمیتوانیم.
نهضت الحبیب اولین اخباریست که در مرکز
ولایت قطغن و بدخشان بمقام خان اباد بقلم عالیجاه فضائل اگاه مولوی محمد بشیر خان بيك قطع متوسط اصول درست در چار صحیفه ١٢ پوند در هفته يكبار طبع و انتشار مییابد تا هفتم شماره انرا خوانده ایم در اسباب و علل این انقلاب خوب پیچیده و با حکومت اسلامیه مرکزی خود اظهار عقیدت و اخلاصش را ابراز داده ضمنا از بعض تنقیدات لازمه نیز جلو ـ نگرفته بدل اشتراک ان از وزرا سالیانه ١٥ روپیه کابلی ـ ششماه ١٠ روپیه کابلی از روسا و اعیان و حکام الى درجه ٣ سالانه ١٠ روپیه و ٦ ماه ٧ روپیه در حوزه خان اباد ٦ روپیه سالانه ٤ روپیه ششماهه در ممالک خارج سالانه نیم پوند ـ ٥ کلعدار . در ٦ ماه .
ـ ١٤ ـ
اتفاق اسلام دومین جریده ایست که در
شهر شهیر دارالنصرت هرات بقلم مشکین رقم علامه فاضل ونحماه کامل اقای غلام سرورخان
درین عصر اسلامیت حصر حبیبیه نشر میشود مطالعه ما بسه یا چار نمره تازه ان برخورده
است اطلاقاتش خیلی بلند ومضامینش بسی ارجمند تقطیعش مثل حبیب الاسلام در هر چار شنبه
یکمرتبه نشر واشاعه مییابد لهجه اش قدری تیز ونظر باقتضاء عصر وزمان (بخيال ناچیز انعام)
اندکی قابل تعدیل است طرفدار جدی وصاحب حرارت انقلاب بوده با این حکومت خود بيك
اصول بسیار مخادنت امیز وشیوه محبت انگیز اظهار عقیدت میکند در حق گوئی وصحافت
کاملا بر تعقیب جرائد عصری کار روائی دارد .
وجه اشتراک ان در هرات سالیانه شش روپیه در ولایات داخله وخارجه ١٥ قران از ـ
افراد عسکری ۱۱ قران وبرای طلبه معارف نصف قیمت معین میباشد .
رهبر اسلام نیز يك اخبار گهر باریست
در مزار فیض اثار که تاحال بمطالعه دومین شماره ان موفق شده ایم مضامین ان لطیف وقلم
مدیر وسر محرر عفیف ان صوابانه وبياناتش را عالمانه دیده او را نیز طرف دار این انقلاب
مقدس نگریسته عقیدت و اخلاص و وفاداری او را با حکومت اسلامیه مرکزیه ان بلند مقایسه کردیم
اشاعتش در هفته یکبار ومدیر درایت تخمیرش اقای عبدالصمد خان وقیمت اشتراك ان در
مزار فیض اثار سالانه شش روپیه ـ شش ماهه هفت قران و در سائر ولایات افغانستان سالانه
هفت روپیه ـ شش ماهه ٤ روپیه ودر خارجه سالانه ده کلدار وشش ما هه ٦ کلدار مبیا شد .
راجع بمجریده اثیف الامصار قندهار
و اخبار الایمان چون الی الان يك قطعه قطعه به حاصل کرده نتوانسته ایم لذا فعلا از تقریط
و تذکره ان دو معاصر گرامی خود تا چند روز دیگر صرف نظر میکنیم سپس ازان خبر مقدم
اخوتانه خود مان را نذر حضور شان خواهیم کرد از ابنای وطن وشایقین علم وفن رجا ونیاز
میکنم تا هرکدامی از انجا بهريك ازین جرائد وطنیه خود شرکت ورزند و از خواندن وكسب
فرمودن اطلاقات تازه انها خود ها را مسرور ومحظوظ وبحره ور نموده كمك ومعاونت این
موسسه های عرفانی وخدمت دینی ومبلغین اسلامی خود را بفرستادن بدل اشتراك شان توسط
خزائن حکومتی خویش بفرمایند .
در خاتمه دستهای نیاز خود را بدرگاه حضرت خالق بی نیاز خود (ج ) برافراشته میگوئیم
که الهی ما وتمام معاصرین افغانی ما را از بلیات و افات قود هر مظون ومحفوظ داشته توفیق
انیقی را رفیق ما گردانی تا در راه اسلامیت و دیانت و نشر علم وعرفان وحقانیت و اعلای کلمه الله
و خدمت دین رسول الله (ص) و استرضای حکومت و پادشاه خود و فراهم اوردن اسباب ـ
رفاه خلق الله خدمات شانداری را مصدر شویم .
٢٩٥
مشرقی
شکست فاحش اشرار در حمله خورد کابل وچکری
خائنین راه اسلامیت مواظبت دارند ارواح افساد را در کالبد های خبیثه بعض افراد ـ
جا داده رخنه در اساس اسلامیت ایجاد وبمقاصد سوء خود شان نائل المرام بشوند .
ولی برحسب قاعده کلیۀ این طائفه ضاله خسرالدنیا والاخره بوده هیچگاه نائل
المرام نخواهند شد چنانچه در ماضی قریب یکعده ازین خلقت کاران یعنی یکدسته
از اهالی خوگیانی بمعیت سعادت خان حصارکی قندمشر سابقه ومحمدگل خان فرقه مشر سابق و
غلام محی الدین خان خوگیانی از راه مشرقی وارد خورد کابل شده وخیال حمله بر مفرزه حکومت
متعینه بتخاک داشتند .
مفرزه مذکوره از قضیه اگاه ودلاورانه بمدافعه شان محیا وقائد محترم ان جناب خان محمد
خان جرنیل علت را از اوشان جویا شده جوابا اصغا نمودند که گویا تماما مراد مبنی بر حقد
وحسد وجاه طلبی بود چه انها اشتکا به نسبت ارتقای عالیجاهان قد محمد علم خان نائب سالار
شنواری وملک قیس خان نائب سالار خوگیانی وعبدالرحمن خان جبارخیل حصارکی وباقی عزیزان شان
بمناصب حکومتی وحرمان خود شان از نیلان باین مراتب نموده بودند که سر افسر مفرزه به
اوشان حالی نمود :
درصورتیکه شما نیز مثل انها التجا بحکومت نموده بحضور پادشاهی حاضر ودرخواست
خدمت ومنصب نمائید البته از بذل عواطف شاهانه درباره شما مضائقه نخواهد شد وهم
ضمنا سر افسر موصوف مسئله را بحضور معروض وحسب الامر والا یکدسته قوای کافی به قیاد ـ ت ـ
جناب تحورنشان سردار اعلی معین السلطنه صاحب وعالیقدر یاور با هدایات کافی متحیء
حرکت انصوب شدند .
ان بد بختان در شب همان روز از راه خدعه افراد نادان را بسرکوه منار چکری ازر صعود
داده در قله کوه اتخاذ سنگر واستحکام نموده وبخیال ناقص خود تصور کرده بودند چون ـ
جميع عسکر حکومت مرکزی بجانب جنوبی سوق شده تماما در نقاط دره احمد زائی الی مجلغو
ودرخوشی وبرکی برک الی د وبنده حاجی فاتح شده بودند انها خود را از راه کوه منارچکری
بحدود بگرامی وشیوکی فرود اورده طوری به ر شهر کابل تعرض نمایند که مفرزه بتخاك واقف
نشود .
ولیکن فکر خام انها این تصور بیجا را نموده خبر نداشتند که وزارت حربیه ما قوای
مکملی را برای محافظت اینگونه پیشامدها پیش ازپیش تهیه داشته بود که کمتر انرا بقیادت ـ
حضرت ممدوح اعزام داشت که ان قوا بمعیت خود سردار اعلی انهارا تعاقب نموده قهرا
مغلوب وازسنگرها طرد والی خورد کابل انهارا عقب نشانیده مفرزه بتخاك هم از انحا معاونت
نموده تلفات سنگینی باوشان وارد نمودند که تخمینا سی نفر شان دستگیر ودر شهر تشهیر
ودوصد نفر شان مقتول شدند .
- ٢١٦ -
باثر تصادفات نيك درين بين يك دسته اشخاص مسلح از طرف عالیجاه ملك قيس خان جهت حفاظت وتأمين راه از جانب مشرقی حرکت نموده در عین حال این اشرار را از جانب عقب انها واز طرف مقابل عسکری مرکزی در محلكه انداخته یاشان ومشت شان ساخته عسکری کابل الى تیزین منصورانه واصل وموقف ومحافظین مذکوره هم بمعاونت وحفاظت يك قافله بزرگ که از پشاور حامل اشیای تجارتی بوده و اینوقت بان حدود پا نهاده بودند پرداخته قافله هم با تمام خیریت واسوده گی وارد کابل گشتند وهم نفری متعاقبه ملك قيس خان بحدود جگدلك بانها مصاف نموده که دوصد دانه تفنگ به غنیمت از اوشان گرفته فعلا انها معدوم الاثرند امید است عنقریب به عسکر مذکور امر حرکت بطرف مشرقی صادر شده ومطونیت راه و رفاه عابرین را فراهم نمایند .
بیعت عمومی اهالی و سکنه
دارالنصرت هرات
در شماره ٢١ حبیب الاسلام نوشته بودیم که پانده ازه چهل نفر از اشخاص لایق وبصیر وکار اگاه هرات بصحابت بیعت نامهای عمومی ان ولا به بارگاه امیر صاحب رفیع جایگاه بجهت عتبه بوسی وتقدیم مراتب اخلاص واطاعت عمومی موکلین خود وارد مرکز شدند تلقی معززانه از طرف دولت پذیرفته شده اند . اینک از حسن معاونت آقای محمد ابراهیم خان سرمنشی حضور تمام بیعت نامهای که توسط وکلای موصوف بحضور تقدیم شده است ( بغرض نشر و استحضار عموم ) موصول دست ممنونیت ما گردیده که از ان جمله ما فعلا به نشر بیعت نامه مرکزی ان ولا می پردازیم .
بسم الله الرحمن الرحیم
هوالله تعالی شانه العزيز - هوالهادي الى طريق الرشاد .
الحمد لله الذی هدینا لهذا وماكنا لنهتدی لولا ان هدینا الله والصلوات والسلام على حبيبه محمد سيد الانبياء المبعوث بدعوت الخلائق من الضلاله الى الهدى وعلى اله و ـ اصحابه نجوم الاقتدا ولاهتدا بعد الحمد والصلوات معروض پیشگاه حضور خورشید ظهور و بارگاه لامع النور پادشاه اسلام پناه المويد بالطاف الله امير المومنين ظل الله فی العالمین حامی شریعت سیدالمرسلين ماحى اثار الكفر وابتداع المبتدعين مروج الشرع والدين ـ پادشاه ممالك افغانستان المتمثل بكريمه ان الله يامر بالعدل والاحسان خادم دين رسول الله امیر حبیب الله خان لا زالت شموس الدوله مشرقتة من افق جلاله.
شهی که از لمعات دل منور اوو صدف افتاب تجلی کند ز منظر او
امید داریم ما زمره فدویان عقیدت شعار قفا قاطبه سکنه ولایت هرات از سادات وعلما و مشایخ وخوانین نظامی وملكى ومامورین وتجار وكلان شونده گان وکافه رعایا و برایای بلده و بلوکات وولایات اینکه چون درین زمان مرحمت عنوان میمنت نشان كعبه ليجناب شجاعت و ـ
- ۲۹۷ -
صداقت و خلوصیت شعار فداکار دین و دولت اسلام عبدالرحیم خان نائب سالار رئیس تنظیمه
که از سالهای سابق با این روبهک جهتی و رابطه دوستی داشته و قبل از اوان ورود خود مراسلات
ومکاتبات دوستانه متوالیه از ولایت مزار شریف ومیمنه که مشعر بر مواعظ سودمندانه و اوضاع
شریعت شعاری ملوکانه و رعیت پروری های خسر وانه بود برای ما فدویان صمیمانه ارسال نموده
که از مضامین ان جمله اهل این ولا بجوش وخروش اشتیاقانه و ادعیه عاجزانه پیوسته مترصد
ورود میمنت امود شان بودیم تا اینکه از فضل خداوند جل جلاله از حضور باهر النور بالوايح
طغرا پیرایه حضور انور والا بولایت هرات عز ورود ارزانی نمودند چون عبارات هدایت اثار
لوایح موصوفه و اطوار و اوضاع خلوصیت شعار جناب نائب سالار صاحب ممدوح مشعر بر ـ
شریعت شعاری وعدالت گستری ورعیت پروریهای حضرت شهریار فلك اقتدار خادم دین
رسول الله بود بگوش هوش صداقت نیوش خود ها شنوده کلا وطرا حمد وشكر حضرت ایزد تعالی
را بجای اورد ممنون احسان ومراحم بیکران حضرت خلیفه الزمان گردیده بمضمون ایه وافی
هدایه ان الذین يبايعونك انما يبايعون الله بدون نزاع وجدال وفساد وخون ریزی ومرد م
ازاری وقتل وغارت بجوش وخروش سمعا وطاعتا برضا ورغبت بیعت صمیمانه و عهد و پیمان صادقانه
برای خادم دین رسول الله صلی عنه الله وسنه رسوله نمودیم که تا نفس در تن و روح در بدن
داشته باشیم در ظاهر وباطن بمضمون ایه كريمه اطيعو الله واطيعو الرسول واولی الامرمنکم
اطاعت اوامر وامتثال احکام حضرت ظل اللهی را که در حقیقت اطاعت شریعت غرا است بر ذمه خود ها
فرض عين وعین فرض دانسته دوست آن را دوست خود دشمن انرا دشمن خود ها می شماریم
وبحكم كلام معجز نظام او فوا با العهود ان العهد كان مسئولا باين عهد و میثاق خود ها ثابت
و راسخ میباشیم که همواره حلقه اطاعت و فرمان برداری پادشاه ذیجاه خود را در گوش
و غاشیه ارادت شانرا بر دوش نموده جان نثاری دولت اسلام را خیر دین و دنیای خودها ـ
میدانیم و الله على ما نقول وکیل و از عهده شکر این نعمت عظما برامده نمیتوانیم که رواج احکام
كتاب اللهى وترقى شریعت حضرت رسالت پناهی (ص) و حفاظت سر ومال و ناموس و مملکت اهل
اسلام در ظل رافت وسایه حمایت این دولت قوی شوکت شریعت پرور خادم دین رسول الله
میباشد ولله الحمد از لطف حضرت کردگار ویمن نیت و طالع شهریار شریعت شعار و غمخواری و
صداقت وفداکاری های جناب نائب سالار موصوف که پیوسته در مجالس و محافل خواص و عوام و
حضور جمهور انام بر منابر اهل اسلام برامده بعبارات فصیح و بلیغ ومواعظ دلپسند و نصایح
سودمند شریعت گستری و رعیت پروری های حضرت شهریار را ابلاغ فرموده که قاطبه سکنه اینولا
در مهد عافیت و کمال رفاهيت بفارغ البالى و اسود بحالی بشکر حضرت خداوند جل وعلی شانه
ودعای سلامتی و بقای دولت پادشاه اسلام پناه خادم دین رسول الله مشغول میباشیم و ـ
انشاء الله تعالى بيعت نامه های خودها را مصحوب اشخاص که بشرفیابی حضور اقدس والا و
عتبه بوسی بارگاه کیوان جایگاه مشرف میگردند تقدیم حضور اقدس شهریاری مینمائیم امید که
ـ ۲۹۸ ـ
يشرف حضور اقدس شهرياري ظلا ساطعه لامعه مبارك مشرف گرديده بذروه قبول موصول و مراحم والطاف شاهانه در باره ما فدويان خلوصيت و صداقت ائين روز افزون گردد . در خاتمه دعاي دوام دولت و شوكت خدا داد اسلام پناه و بقاي سلطنت حضرت شهريار شريعت شعار را از درگاه حضرت ايزد متعال جل على شانه در خواست نموده التجا ميداريم گفتند كه :
خداوندا به پيران جوان بخت که تا است اسمان چتر و زمين تخت
بزيراي تخت شاهنشريا د تبارك چتر ظل اللهي بـاد
اللهم ايد زمان سلطنه اميرالاسلام والمسلمين خادم دين رسول الله لا علاء معالم الدين و كفايه مصالح المسلمين امين .
امضا ات : ۱ـ افسران نظامی :
ابوالقاسم برگد توپچی ـ فقیر احمد غند اول پیاده ـ حاجی سید احمد برگد غند ۲ پیاده ـ محمد یوسف برگد غند ۵ پیاده ـ عبد الرحمن برگد غند ۶ پیاده ـ برگد غند سواری امیر محمد كرنيل ـ سيد محمد خان كرنيل ـ محمد ايوب كرنيل ـ عبد الحميد كميدان ـ حاجی سید عظیم برگد ـ محمد ابراهیم كميدان ـ سر بلند كميدان ـ عبد الله کرنيل اسپور كوتوالی ـ شایسته خان كميدان ـ غلام نبی كميدان ـ سید محبوب كميدان ـ عبد الحكيم كميدان ـ خواجه عبد الرحمن كميدان ـ سید محمد كرنيل ـ محمد سرور كرنيل ـ غلام غوث كميدان کوتوالی محمد ابراهيم كميدان ـ
۲ـ سادات عظام : سيد عبدالوهاب ميرعثمان ـ سید شمر الدین ـ حاجی میرزا رضی ـ سید محمد صدیق ـ ميرعطا محمد ـ سيد محمد عمرـ سيد غلام محی الدین ـ سید یحیی ـ سید محمد حیدر صاحب زاده ـ سید عبد الله عبد الاحد ـ سید جان ـ سید محمد صدیق ـ سید ابو بکر ساکن نوین ـ عبد الرؤفـ سید عمر ساکن نوین ـ غلام حيدر .
۳ـ علماء کرام و اهالی محاكم شرعيه : مفتی فیض الله ـ محمد یوسف ـ محمد فقیر حسن ـ محمد صدیق قاضی ـ غلام رسول خطیب ـ عبد الباقی مدرس ـ محمد ضیاء الحق مدرس ـ مدرسه ضياء العلوم ـ سراج الدين ـ عبد الوهاب ـ محمد سعید ـ حاجی ملا ابوبکر قريه جفرتان درویش احمد ـ صلاح الدین مدرس .
٤ـ مشایخ ذوالاحترام : عبيدالله محمد مجددي ـ فضل احمد مجددي ـ عبد القدوس مجددی ـ شرف الدين ـ محمد حيدر القادري ـ صاحبزاده ـ درويش محمد الداعی با المامو الدين محمد جان صاحب زاده ـ یار محمد ـ عبد المجيد ـ شیخ محمد امین ـ اغا سید عبد الحكيم ـ محمد اكبرـ فضل حق مجددي ـ حاجی معین الدین ـ عبد الباقی پسر صاحبزاده صاحب ملا محمد جان ـ شیخ عبد الكريم ـ محمد ايوب پسر صاحبزاده صاحب ـ عبد الرحمن ـ خواجه عبد الله ـ سيد ابوبكر .
۵ـ خوانين ملکی و اهالی دفتر خانه و مامورین :
- ۲۱۱ -
محمد ابراهیم - عبد العلی - حاجی احمد - حاجی غلام حیدر - احمد علی - عبد الباقی -
بارکزائی - محمد ق یوسف - خداداد - محمد عمر - خیر محمد توخی - امیر محمد حسن - حاجی
محمد عثمان - محمد حسین تیموری - محمد شریف - عبد الحکیم - امیر محمد نورزائی - شمس الدین
سرکاتب محمد نادر - محمد ایوب ساکن اوبه - حافظ جی حبیب الله - میرزا عبد الرحمن -
حاجی پیر محمد - شیر محمد حاکم - خان اقا - میر سنگد ر کاتب گمرک - یار محمد - عبد المحمد
محمد عمر - اتا شاه - سید محمود - میرزا محمد روزنامچه نویس - غلام محمد تذکره نویس -
دین محمد کاتب صندوقداری گمرک - برات علی - نور محمد علی زائی - حقیر امین الله - غلام محمد
محمد افضل - حبیب الله - لعل محمد - .
٦ - تجار و کلان شوندگان و اهالی هرات که از خوف تطویل از انتقال ان صرف نظر شد .
صندوق عدالت سلطنت حبیبیه در هرات
درین اوقات صندوقهای عدالت ما خدمات برجسته که مبنی بر رضائیت حکومت و ملت
است انجام میدهد که در اکثر مواقع اسباب رشک ما میشود چه ما بان پایه از ترس سخن
چینان هیچ موفق نخواهیم شد یک امری را از امور مربوطه بسمع رجال مهم و مامورین بزرگ دوائر
خود رسانیده و یا جناب نائب سالار صاحب را بصورت فوری در صدد اصلاح ان ترغیب کنیم .
ولی این صندوق ها هر هفته یک جمله عرایض را در پیشگاه مطالعہ نائب سالار صاحب
میگذارند و نائب سالار صاحبی اینکه باوشان برخورد یا به نسبت بعضی کلمات از کسی
دلگیر شوند همان ساعه با یک خود وتنی وشغلی در اجرای ان ببدنحا دات بذل توجه میفرمایند
چنانچه ازان جمله شنیدیم یک راپورتی هم بمناسبت خیانت بعضی مامورین دروازه های شهر
بوده مظنونین هم بحضور جلب شده و تحت استنطاق اند پس از ثبوت اگر مرتکب شد بود -
البته شرعا مجازات خواهند شد . ( اتفاق اسلام )
جشن فتوحات حبیبیه در ولایت هرات
بر اثر فتوحات وموفقیت های کامله اعلیحصرت امیر صاحب وبیعت دادن سائر طبقات
افغانستان و تدویر امورات شرعی بر محور حقیقی ان متوالیا سه شب یک جشن ملی باشکوهی
بنام نامی امیر صاحب در شهر هرات گرفته شد بود به تفصيلی که تمام بازارها و چارباغ و-
قوماندانی بطرز مرغوب تجلیل و تزئین شده تمام اهالی شهر و حواشی و مضافات ان با یک جوش و
خروش ملی شامل جشن شده بودند . ( مخلص از اتفاق اسلام )
شورش در بمبائی
درنتیجه اعتصابکارگران تا اکنون ٦٣ فله کارخانه مهم بمبئی بسته شده و تا روز 11 گذشته
صد و بیست هزار نفر کارگر بی کار شده اند . اگرچه رؤسای کارگران بدو دسته منقسم شده اند
عدهء موافق وجمعی مخالف اعتصاب میباشند با وجود این طرفداران اعتصاب بر سائرین غلبه
کرده ودیگران را بحدی در فشار داشته اند که مجبور بترك کار شده اندحتی در بعضی ـ
کارخانه ها زن ها را وادار ساخته اند که مانع از دخول سائرین گردند احتمال دارد حکومت
بمبئی برای رفع این واقعه بزودی از (مها بلشور) مراجعت نماید .
زد وخورد بین مسلمان و هندو
شب(١٦ ذیقعده) مابین مسلمان و هندوان بمبئی مجادلهء مختصری بوقوع پیوست و
در موقعیکه تخت روان بت هندوان از مقابل مسجد مسلمانان عبور می نمود چند نفر مسلمانان
حمله برد موقبل از رسیدن پولیس در نتیجهء زد وخورد یکنفر هند و کشته وقریب دوازده نفر
با کارد زخمی شده اند زد وخوردهای سختی این چند روز بین هندو و مسلمان دوام دارد و
تاکنون عدهء زیادی از طرفین مقتول یا نزديك مرك وجمع کثیری مجروح ودر مریضخانه ها ـ
میباشند جلوگیریهای افراد پولیس نتوانست باین کشتارهای وحشیانه خاتمهء طرفین دهد .
باکمال قساوت مشغول سر بریدن و شکم دریدن هم میباشند حتی کار وحشی گری را ـ
بجائی رسانیده اند که از زنان واطفال بی گناه نیز دست بردار نیستند چنان که در دوجا
برموتورکه حامل يك خانه وادهء متمول هند و بود عبور می نمود مسلمانان باکمال بیرحمی حملـــــه
برده وانرا با سنگ چوب سخت زخمی کردند .
انضباط قوای نظامی انگلیس
حکومت مجددا قوای نظامی خودرا بشهر طلبیده ودرنتیجه جدیت افراد نظامی تاکنون
پنجصد نفر از اشرار دستگیر وتوقیف شده اند . عدهء نظامیان در دستجات منقسم شده در
نقاط مختلفهء خطرناك شهر مشغول گردش وکشیک میباشند مطابق صورتی که جرائد بمبئی میدهند
روز ٢٢ ذیقعده درنتیجهء مصادمات سخت سی نفر مجروح ودر مریضخانه(باتلی والا) ـ
پذیرفته شدند که اغلبانان نزديك بمردن میباشند ـ در قسمت شمالی شهر که محل کارخانه
جات است چندین حمله ازطرف هندوها بمسلمانان شده وچند نفر فقط از طرفین سخت ـ
مجروح ویکنفر مقتول گردید یکی از صاحب منصبان پولیس نیز درین مقدمه مجروح شده است .
در نقطهء دیگرعدهء از مسلمانان با چوب وکارد بزور بخانهء هندوها داخل وبکمال وحشی
گری وبی رحمی خانهء انان را اتش زدند وقبل از رسیدن پولیس عدهء بسیاری مجروح ومقتول شدند
۳۰۱
قوای پولیس دوصد نفر هندو را در حالی که مشغول سنگ زدن با عابرین مسلمانان بودند
در يك نقطه توقیف و به کمیسر جلب نمود و پس از جستجو در خانه انان مقدار زیاد سنگ و ـــ
چوپ و کارد و خنجر کشف شد . در نقطه دیگر نیز در همین روز پنجاه نفر از اشرار دستگیر
شده اند غروپ شنبه ۲۲ ذیقعده اعلان حکومت نظامی از طرف دولت صادر و تا ١٤ روز برقرار
خواهد بود .
علل و اسباب شورش !
مطابق راپورت واعلانی که روز گذشته از طرف دولت منتشر گردیده سبب اصلی شورش بقرار ــ
ذیل بوده است کارگران کار خانه جات در ۱۲ ذیقعده تصمیم گرفته که از امروز اعتصاب ــــ
نمایند بنا بران در ان روز غالب کارخانه جات بسته شده و همه کارگران هندو از کار کناره
گرفته ولی کارگران مسلمانان که در بعضی کارخانه جات مستخدم بودند با هندوان در اعتصاب
موافقت نکردند همان بود که هندوها خواستند قهرا مسلمانان را از کار باز داشته و بانجام
مقصود خود نائل گردند ازین جهت چند مرتبه به مسلمانان حمله کردند ولی بزودی از طرف
پولیس جلو گیری بعمل امد تا اینکه این چند روز اخیر زد و خورد بین دو طایفه در گرفت و
تا کنون نیز کشتار سخت ادامه دارد . اتفاق اسلام از (تجدد ایران)
(کابل ـــ مطبعه سركاری)
نوت :
ورق اول ( صفحه ۱ و ۲ ) شماره ۲۳
جریده حبیب الاسلام
در کلکسیون موجود نیست و تعمدا
جدا شده است .
( صفحه ٣ ) ( جریده هفته گی حبیب الاسلام ـ سال اول ـ شماره ٢٣ ) ( نمره مسلسل ٢٣ )
از سرحد طولانی هند بجانب ایران و هرات میرود تشکیل داده و دروازه جبال شمالی را که
راه های عبور و مرور قافله های که بطرف هرات و ترکستان میروند از بین آن تمدید یافته است
اداره میکند .
احمد شاه ابدالی که اولین پادشاه درانی بوده شهر جدید قندهار را تعمیر و
اساس حکومت افغانستان را در سنه ١٧٤٩ میلادی گذاشته است چنانچه مقبره او هنوز
از یادگارهای محمه قندهار شمرده میشود .
فتح این شهر که پایتخت قدیم مملکت و حصن حصین خاندان درانی بوده و از طرف
قوای عسکری امیر جدید مفتوح شده است حتمی است که در قوت و اقتدار امیر موصوف میافزاید
بعضی اشخاصیکه حکومت موجوده را مورد تنقید قرار داده و از مخالفت ملت نسبت به اوی
گفتگو میکنند در صورتیکه امیر موصوف طوریکه بر کابل و هرات و مزارشریف تسلط کامله پیدا
کرده است چون به حکمرانی قندهار هم همچنان موفق است باید اشخاص مذکور بر عقیده
و افکار خودشان نظریاتی افگنده و آنرا اصلاح کنند .
زیرا این شخص دلیر ماجراجو که در عرصه کمتر از ششماه شهرهای مهم افغانستان را
تسخیر و تحت تسلط خویش آورده است بطور یقین باید گفت که قابلیت و استعداد مقام ـ
ریاست را دارا بوده ويك مهارت و شطارت فوق العاده در فن حرب دارد .
فتح و کامیابی غیر متوقع او در قندهار نه تنها در اختیار و اقتدار او افزوده است بلکه
میتوان گفت ..... که يك ولایت با ثروت را تحت تصرف خود آورده و یکی از چهار دروازه
های مهم را برای جریان تجارت بین مملکت خودش و هندو باز نموده است .....
قندهار علاوه بر تجارتی که با خارج دارد دارای دیگر منابع ثروت نیز میباشد باغها و ـ
بستانهای قندهار مشهور و وادی هائیکه در نواحی شهر واقع اند خیلی شاداب و اصول ـ
آبیاری آنجا قابل تحسین است اراضی خشکا به قندهار بذریعه کاریزها که یکی از اصول ـ
قدیمه آب رسانی ایران است سیراب میگردند ذرایع و منابع قندهار را که برای رفع هرگونه
احتیاجات زندگانی مکفی میباشد از این قیاس کرده میتوانیم که در ظرف دو سالیکه عساکر
برطانوی متصرف شهر مذکور بودند جز از مصالح حربیه و چیزی که در قندهار پیدا نمیشد بدیگر
هیچ چیزی احتیاج نداشتند با وجود یکه شهر مذکور در آنموقع تحت فشار عساکر ایوب خان و ـ
جنرال انگلیسی (لورد رابورت) فاتح قندهار واقع بود ... وقتیکه پادشاه امان الله با
برادر اندرش دست از امارت کشیدند ماما زاده انجا علی احمد خان که یکی از اعضای
خانواده شاهی بارکزائی است بجانب قندهار شتافت و امارت را بنام خویش اعلان کرد .
- ٣٠٣ -
علی احمد خان که هر وقت بطور سزاوار یا ناکامی دچار شده است حینیکه پادشاه امان الله
مشغول سیر و سیاحت اروپا بود در نتیجه بیاعتدالی و میلیکه به شرب سکرات داشت گفتتلفق
ملاها وانتقام متمرد را نسبت بخود پشیمان
کرده و برعلیه خود برانگیخت و همینکه کابل سقوط کرد خود را بامارت سمت جلال اباد اعلان
نمود ولی قبل از انکه قبایل سمت مشرقی با او موافقت کنند و برای حمله بر شهر متصرف کابل امادگی
ظاهر سازند او را مجبور بیاد کردن سوگند نمودند که دوباره میل بخوردن شراب نکند اما ــ
باوجود این ــ حمله بردن بر کابل عقیم ثابت شد زیرا بعضی از تابعین تفویض للقه او در حین
بازگشت للقهاسباب و اثواب شخصی اورا تحت تفتیش گرفته این عذر را پیش اوردند که مشروبات
ممنوعه در بین اسباب او وجود داشت در اثر این فضیحت امید های علی احمد خان بخاک برابر
شده و شهر جلال اباد هم در اثر اتش گرفتن مخزن بارود برباد و ویران گردید علی احمد خان
بعد از یك اقامت مختصری در هند قندهار رفته با پسر عمه خود امان الله خان ملحق شد
اما در انجا تا عرصه یکماه محبوس للقوق بود .
اکنون او قندهار را نیز از دست داده و پسر كوچك او در محاربه مقتول و خود او از قرار
اطلاعات متواتره دستگیر و بكابل فرستاده شده است گمان نمیرود که بعد از ورود بكابل دیری
زیست نماید .
شاه مخلوع و رفقای او
جریده تایمز مینویسد که مخبر مخصوص ما در ۲۰ ذیحجه الحرام از بمبئی خبر داده
است که ملکه ثریا در شفاخانه (سنیت جورج) بروز جمعه وضع حمله نموده مولود او دختر
میباشد و نیز از زوجه عنایت الله خان بروز شنبه دختری متولد شده است . یقین میرود که
پادشاه امان الله بخمین نزدیکی ها از بمبئی حرکت خواهد کرد . برای عنایت الله خان از
حالا اوطاق ها در واپور (ملتان) بکرایه گرفته شده که بتاریخ ۱۳ محرم از بمبئی روانه ــ
خواهد شد .
اغلب گمان میرود که بعضی افراد معیت امان الله خان هم در واپور مذکور عازم سفر خواهند
شد خود امان الله خان در اطالیه رفته بشغل زراعت مشغول خواهد شد سائر اعضای ــ
معیت او بعضی بجانب ترکیه و بعضی بطرف ایران خواهند رفت .
حبیب الاسلام قبل برین خبر وصول امان الله خان را به مارسیلیز نوشته اکنون به ایطالیا
هم رسیده است ولی این خبر را چون مشعر بر افکار اتیه او پنداشتیم ازین جهت به ترجمه
و نشرش پرداختیم .
− ٣٠٤ −
اعلان وکیل التجار پیشاور
جریدهٔ تائمز مینگارد که وکیل تجار کابل در پشاور یک اعلانی شایع نموده است که امیر کابل اکنون راه بین قندهار و چمن را اداره وامنیت راه را الی کابل برای ارسال و مرسول پوسته متکفل شده و سیم های تیلفون وتلگراف را کهپادشاه امان الله در اثنای فرار قطع نموده بود از نو مرمت کرده است.
مناسبات روس وانگلیز
( تلگراف ١٩ صفر مخبر خصوصی جریدهٔ بمبئی کرانیل از مسکو)
حکومتین برطانیه وسویت بواسطة هیئت اعزامیه که از طرف حکومت ناروی فرستاده شده وفعلا درماسکو اقامت دارند می خواهند داخل مذاکرات شده وتجدید مناسبات نمایند لذا حکومت برطانوی بذریعة یادداشت مورخه ١٧ جولائی اظهارموافقت وقبولیت کرده است که مناسبات سیاسی را باحکومت شوروی از نوجاری نماید و از حکومت شوروی درخواست نموده است که نمایندهٔ معتبر ومعتمد خود را بانگلستان برای تسوید مواد مقدماتی راجع به قروض وپروپاگاندو روسیه اعزام نماید قره خان کفیل امور خارجه روسیه درجواب نوط مذکور چنین اظهار نموده است که در شکست مناسبات سیاسی وقطع مراودات سابقه حکومت برطانیه مسئول شمرده میشود با ان حکومت اتحاد جماهیر شوروی حاضر است که نظر بمنافع دولتین مناسبات خود را با دولت برطانیه دوباره بر قرار کند لهذا به (موسیو درگلیوسکی ) وزیر مختار دولت شوروی متعینه فرانسه اختیار میدهد که عازم انگلستان شده ومسائل فوق را تحت مباحثه بگیرد ازقرار معلوماتی که از ذرایع موثوقه وبا خبر گرفته ایم مناسبات سیاسی در بین انگلستان ودولت شوروی عما قریب قایم خواهد شد زیرا زيك طرف تودهٔ بیکاران در انگلستان حکومت برطانوی را تحریک نموده وبرای بدست اوردن مارك روسیه تقاضا دارند واز طرف دیگر حکومت شوروی اماده است مطالبات مشروع حکومت برطانیه را تدارك کند . ( ترجمه اقای عبد الصمدخان)
پیشرفت سوسیالیست ها
در انتخابات پارلمانی انگلستان اخبارات وارده حاکی است که انتخابات انگلستان خاتمه یافته وبشرح ذیل نمایندگان انتخابات شده اند :
سوسیالیست (٢٨٩)
محافظه کاران (٢٥٣)
لیبرال وازاد ی طلب (٥٠) و متفرقه (٥) .
در انتخابات فوق سوسیالیست ها اکثریت را برده اند ولی گمان میرود که پنجاه ثلث نفر لیبرال بمحافظه کاران ضمیمه شد وبا ز اکثریت سابق محافظه کاران باقی بماند در هر صورت
٣٠٥
این انتخابات دارای تاثیر خاصی در عوالم سوسیالیست میباشد.
مطبوعات انگلیز و کابینه ماکدونالد
دیلی میل نگاشته است که:
(اگر مستر ماکدونالد بطور پاکدامنی وجدیت براین مملکت وملت حکومت کند کابینه
او خیلی بیش از انچه بعضی ها پیش بینی میکند دوام خواهد یافت)
جریده دیلی میل را عقید برین است که روی همرفته ماکدونالد خوب کار کرده ودر
انتخابات وزرا مهارت بخرج داده است اکنون نوبت وزرا منتخب او است که معلوم دارند چطور متفقا
با هم کار میکنند که موافق انتظارات مردم سیاست مترقیانه خود را بموقع عمل گذارند.
جریده دیلی اکسپرس گوید (مملکت بحال کابینه جدید را با کمال صمیمیت پذیرفته ملت
امید وار ومعتقد است که حکومت جدید متفقا انگلیس وکلیه دنیا مفید خواهد بود) (تجدد ایران)
۸۲ ساعت در هوا
بالون حراف تسپلین المان بقیادت دکتر لک المانی و هفتاد نفر مسافر ومستخدم -
هشتاد و دو ساعت ونیم يك مسافرت محیرالعقول از المان بسوریه وفلسطین واسپای صغیر
کرده بجای خود سالما عودت کرد از مخبرین جراید یکی نماینده جریده یومیه الاهرام عربی
مصر درین کشتی هوا پیما موجود بود واز زمان قیام تا عودت از فوق بالون اخبار حرکت و سیر
بالون را بمجریده الاهرام میفرستاد براین این کشتی هوانورد بی نظیر که چندی قبل هم
مسافرتی بامریکا کرده باز طریق امریکا را از پیش خواهد گرفت (اتفاق اسلام از تجدد ایران)
مسافرت سلطان مصر به جرمنی
سلطان فواد پادشاه مصر بقصد مسافرت شش ماهه باروپا مسافرت نموده است در موقع ورود به
(برلن پایتخت المان پذیرائی شایانی از او بعمل امده (هندنبورك و مولر) بوی خیر مقدم گفته
سلطان فواد از میان كوچك های پرجمعیت و زینت شده به قصر (البرخت) رهسپار گردید -
ملاقات رسمی چهار روز طول کشید و فقط در عرض این مدت ضیافت های بزرگ حضور یافت - سلطان
فواد مناظر بدیع شهر را تماشا نموده بعد از ملاقات رسمی دو هفته هم برای سیر در ایالات و
ولایات المان رفت.
اشترزمان وزیر خارجه المان از (مادرید) پایتخت اسپانیه که بانجا مسافرت نمود بود تا
تلگرافا از وزارت خارجه المان تقاضا نموده است که احترامات وی را تقدیم پادشاه مصر نماید.
صدراعظم المان یک ضیافتی بافتخار پادشاه مصر داده که علاوه بر رئیس دولت المان
کلیه اعضای درجه اول دولت نیز در ان حضور داشتند. در موقع بازدید کارخانه چینی سازی
برلن پادشاه مصر سرویس میزی را که سفارت مصر سفارش داده و دارای ۹۰۰ قطعه است معاینه
نمود. پادشاه پانزده روز برای اولین دفعه با ظروف مذکور ضیافتی داد. پانزده روز هم پادشاه مصر
- ٣٠٦ -
مهمان بلدیه برلن بوده واسم خود را در کتاب طلائی بلدیه ثبت نموده است .
مصائب قدرت بر عراق عرب طغیان فرات ودجله
اب فرات ودجله طغیان نموده خیلی خسارت مالی وجانی بر عراق عرب متوجه ساخته
است . بطوریکه معلوم شد عده قربانی طغیان اب در حدود ٩٦ نفر بود واب بالغ
به ده هزار جریب اراضی را فرا گرفته چندین هزار مواشی و اغنام را هلاك کرده و کلیه -
خسارات بالغ به ٧٠٠ هزار لیره گردیده است .
در نقاطی که دچار حادثه طغیان شده اند جمعیت های متعددی برای جمع اوری
اعانه طوفان زدگان ترتیب شده وانها خیلی اعانه جمع اوری کرده اند در وقت طوفان رجال
فنی در تغییر مجاری اب فرات بدجله اقدام نموده وبقدر امکان طغیان اب فرات را تخفیف
داده اند .
طغیان درحال شدت خود قطار راه اهن بین بغداد وبصره را حائل گردیده و
در حدود يك ماه قطار مزبور را از حرکت وسیر مانع شده بود اداره راه اهن تدابیر لازمه را
برای نقل مال التجاره که نقل وانتقال انرا تعهد نموده بود از راه شط اتخاذ واجرا نموده
است .
زلزله مدهش در گیفان
در گیفان که محالات خراسان ایران است باوائل يك شب زلزله مهیبی حادث شده و
سرتاسر قلعه های انجا را خراب و ویران کرده است . ساکنین انجا در حین شروع زلزله
راه فراری نیافته بدیدن مصیبه ازلی تن داده اند دقیقه نگذشته که ابادیها منهدم وفضا
با گرد وغبار وظلمت مخوفی تبدیل گردیده است زیرا منازل ویران وهزار و دویست نفر در -
زیر هزاران خروار ثقل خاك ديوار وسقف وچوب و دیگرمواد عمرانیه گرفتار امده اند .
رقت اورست که برای معدودی از بازماندگان تا متجاوز از ٢٤ ساعت ممکن نشده است که
اجساد پدر و برادر وفرزند و مادر وعیالها خود را از زیر خاك بیرون اورند وضعیت اباديها
دگرگون و هیچکس را بجائی نبرده واز خانواری های که یک یا دونفری که باقیمانده خانه و
کلبه خود را در ان ساعت نمی شناخته اند نه شمعی و نه چراغی نه بیل وکلنگی .
تا صبح انشب بازماندگان داغدیده مانند پروانه اطراف قلعه ها دیوانه وار گرد شر
کرده گمشدگان خود را جستجو میكرده اند .
والحاصل معدودی از بازماندگان باجمعی از همان مردم که در زیر زمینها بوده و
اسیبی باوشان نرسیده بود باتفاق چند نفر از عناصر صالحه انجا دامان همت بکمر زده و تا سه
شبانعروز مشغول کاوش وجمع روزی اجساد وکفن ودفن بوده اند .(تجدد ایران ٧ محرم)
علم النفس
(٤) پیوسته بشماره ١٢)
اثر خامه فاضل محترم هاشم شایق مد ظلهه
(٢) میل بحسن : این میل عبارت از يك انجذاب روحی است نسبت به بدایع و مناظر دلچسپ چونکه،
بدیعت ودلچسپی جاذبه ایست که از نسبت معین وانتظام الیق در هر چیز نمودار
میشود . اسباب زینتی که در سر وگردن يك وحشی و ترتیب شکل هائیکه در بازیچه يك طفل می بینید
ازهمین میل فطری ظهور کرده است . هنگام سیر در مقابل يك منظره قدرت که الوان گوناگون و
اشکال نواز غریب دارد ممکن نیست که در معنویت هر شخص باندك تامل حیرت عمیق وهیجان
لطیفی متولی نشود . این هیجان وحیرت حالت مخصوص است که بعضا کشیده میشود اما از
افاده ان اظهار عجز مینماید . این کیفیت بتعبیر ( ان) یاد میشود که حالت مخصوص حسن
بوده بتقریر نمیگنجد .
میل حسن و تناسب بعضا اثرات غریبی دارد :
انتظامات پریشان و بدیعیت های که هرجائی اشیا ومحیط را خواه در الوان باشد
وخواه در اشکال بامخیله بدیع کار وذوق لقا انسجام پرست جمع و ترتیب جدید می بخشد و
تماشا میکند حتی دیگران را نیز بمفتونیت خود شريك می سازد . یعنی حسن مغشوش وپیچیده
انتظام مهم وناقص را بصفا رونق وانکشاف و کمال می اراید . چه حسن عبارت از تناسب است
که ذوق علوی مخصوصا انرا در می یابد .
این است که ارباب صنایع نفیسه در قالب الوان اوضاع اواز حرکات وسائره نمونه حسنی
که درعمق روح شان بحال هیجان ودغدغه است افاده میکنند . یعنی در اظهار او میکوشند .
اگر این میل مثل حق طلبی بفعالیت وانکشاف دراید هر حس را در قالب حسن و هر حرکت را
بوضع تماشا خواهد اورد و وشکل دلفریبی خواهد داد .
بالجمله ازهمین میل است که صنایع نفیسه نام تماشاخانه انتظام بوجود امده بطوری
ترقی کرده که از هر پهلوی ان شعبه ظریف دیگری تشکیل یافته است .
این حسن که موضوع بحث ماست عبارت از تناسبی نیست که در چشم میان اعضا محسوس
باشد . ازقبیل صباحت وجه وضاثت بشره جمال بینی حلاوت چشمان ملاحت دهان
طرافت لسان وسائره . اینحا حسن هائیست که برای نفس مادی منظور است .
جائی جامی همین معنی را در لوائح چنین بسته است :
از لطف قد صباحت خد چکسی در سلسله زلف جعد چکسی
ازهر طرفی جمال مطلق تابان ای بیخبر ازحسن مقید چکسی
مگر حسن نفس علوی که هم خود منبع ان است وهم جویای ان عبارت از تناسبی است که
ذوق سلیم ازان با بتواسطه لذات روحانی اخذ وتلذذ و افاضه میکند . چه ذوق استعدادی
است که کمال ادراك را در همه تجربیات و اشراقات داشته میباشد .
چنانچه جلال دوانی میگوید : ( این نسبت شریفه در هر جا که یافته شود موجب انجذاب
و اهتزاز نفس است . این انجذاب عبارت است از عشق و محبت در هر جا این نسبت شریفه باسم
مختلف یاد میشود : ۱ از قبیل اعتدال مزاج ابعاد لذیذ بلاغت و سائره . . . )
۱۱۱ میل بخیر . این میل نیز احساس شریفی است که داراى ان نزد هر شخص
محبوب و محترم است . چه این شخص تنها بحرکات فضیلت کارانه خود مفتخر نیست . بل از
دیدن و شنیدن اقوال و اوضاع نيك و علوی نوع خود نیز متلذذ میشود . فی الحقیقه این میل در
موجودیتی که انظار صولت کرد . هر طرف را بنور فضیلت و بزرگواری افاضه میخواهد بکند . علاوه بر
خیرخواهی عطوفت شفقت وعدالت که در ضمیر آن است میخواهد از هر طرف و هر شخص در
هر زمان و هر مکان از شعشعهء این مهر روحانی درخشان بیأ شد . کیفیات خواص اجزاء و
لوازم بالجمله هر چیز وسیله و یا سرمایهء خیر و فضیلت گردد . در حقیقت اگر حیات انسانی
دارای فضیلت و شرافت جبلی نمی بود غیر از سیاهی تباهی ملعنت و قصور چه تماشا واثــــر
میداشت .
عشق حقوق ذوق وظیفه نفرت از ندامت وجدانی و انجذاب باستراحت قلبی که ـ
انسان در حیات حس میکند همه از تظاهرات صفی و مثبت همین میل خیر و فضیلت است .
بعضی اشخاصند که با وجود بی کمالی مکتسب وعدم تربیه معروف شده اند . چونکه ودایع
این طبیعه برای عفت و شرافت برای کرامت و نجابت شخصی و اجتماعی سرمایهء سعادت شده است
وجدان عمومی بحسن سیرت و وقار حرکت و گفتار بعضی اشخاص شهادت میدهد که این شخص
عزیز و موقر است . چونکه این میل از صقر روح در چهرهء صاحب خود افاضه نزاهت و صداقت
کرده است . چنانچه نظیری نیشاپوری در اوائل عمر یازدهم هجری گفته .
تو کاری خود بغمزهء معشوق واگذار ـ بیطاقتی مکن که نکویان نکو کنند
بالجمله میل فضیلت استعدادی است که بعضا در مقام مرشد و مربی نیابت میکند و همیشه
شخص اصیلانه و بزرگوارانه اداره مینماید . لیکن در انکشاف وانحطاط این میل عقل و اراده ـ
تربیه فردی و اجتماعی تاثیر بزرگی دارد . اینست که با وجود روحانیت این میل در بعضی اشخاص انقدر
کور و منجمد است که گویا ان شخص از انسانیت مجزا گردیده . کثیف ـ شریر ـ خشن ـ و
حیوان مانده تقریبا از همه عواطف انسانی برکنار شده است .
بر عکس فضیلت مایی که مستعد این کرامت باشد در هنگام صباوت حتی در اوان طفولیت
احساساتش از چرك فحش و افکار پاك و خیالاتش نزیه ولطیف بوده اثار دین و اخلاق در هر ـ
حرکت و رویهء آن مشهود میشود .
- ۳۱۰ -
۱۷ میل بدین : اگر ملاحظه صحیح کرده باشید البته دریافته اید که غایه حس و حرکت نفس اجتماعی و هدف میل عالی راجع بيك چیز است :
توجه بعلویت : خاصتا در میل بحق در میل بحسن و در میل بخیر مطالعه كردید . مثلا در جستجوی حقیقت نظر میل بادراك عقل اکمل است. کذا در محبت بحسن . چونکه لمحه تناسر وخوبی که در مناظر بدیع قد ریت دیده میشود وقلب باکمال تهیج مفتون ان است منتهی بحسن اکمل واعلی میباشد . اینچنین ارشادات قلب وجدان که غایه ان عبارت از کرامت بوده مربوط بيك اراده سرمدی وقدسی است . اگر صریحتر گفته شود منبع اینهمه قلقلقر علویات - اوتعالی سبحانه بوده طریقه وصول ان همین دین وهمین قوانین موضوعه الهی است .
مادام که حقیقت حسن وخیر محبوب جبلی وهدف مقتضیات انسانی است البته اشتیاق بمبداء وتسلی بمنبع ان قوی تر و صمیمی تر باید بود . اينك مبداء حسن جمال مرجع فضیلت وکمال را با تمام عشق وتقاضا وبا معنى صحیح محبت باید خواست . علاوه برین او نیز میخواهد دوست میدارد یعنی بكرامت بشری اراده ازلی او تعلق گرفته با وجود غفلت ها كسوه كرامت را بدوش افتخار بشر گذارده و با انکه از هیچ وجه بحیات انسان محتاج نیست خلق نمود ، بکرامت گرید ، با همه نعم ومزیتها سر افراز ساخته است .
بسا میشود که سلسله کامیابی بسكته انجامیده قواي بشری بعجز میکشد . در حال با يك تفت لبوكام وبك شهيق عميق وبايك خشوع متولى عقل و وجدان بخور تدبیر او می برد . مثلا در مرضيكه عارض شود و در تهلکه که متوجه نفس گردد بظل حمایت او پناه میگزیند و از اعتسافيكه رودهد باو استغاثه مینماید ... بالجمله در هر سختی ونابودی از و استعداد کرد سنت ار فلاح میشود . پس چرا همیشه خواهان عبادت و اطاعت او نباشد و هرگونه لذات ومنافع روحی و عضوی را بقربان امر ورضای او اماده ندارد .
چونکه غیر از حال و کمال او عطوف و کفیل دیگری نیست . کذا از مفکوره عالی این تصور محال است که بیرون از شفقت و مرحمت او در حیات وعافیت ارامگاهی موجود خواهد شد .
این است نمونه از حقیقت میل بدین . اری محبت علامت میخواهد . علامت این محبت ـ عبادتی طلب میکند که مملو از تعظیم باشد و خشوع عميق . ( باقی دارد )
( کابل - مطبعه سرکاری )
-٣١١-
صفحه (١) ( جریده هفتگی حبیب الاسلام سال اول—شماره ٢٤ )
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
مدیر. برهان الدین کشکی .
اداره خانه د مافغانان کابل افغانستان— نمره تلفون .
همامور تحریریه وحسابیها بنام اداره فرستاده شود .
اداره در انتشار واصلاح مقالات وارد مختار است
اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود .
شرح اشتراک
سالانه ششماهه
در داخل
در مرکز ٦ روپیه ٣ روپیه
در ولایات داخله با
اجرت پست ٧ روپیه ٤ روپیه
در خارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ
( يك شماره ٦ پیسه . )
( درین اخبار از احکام دینی ومسائل اسلام ومهرگونه علوم وفنون واطلاعات سیاسی ومفاد دولتی ومنافع ملی بحث میشود . )
( تاریخ قمری ٩ ربیع الاول ١٣٤٨— چهارشنبه — ( تاریخ شمسی ٢٢ اسد ١٣٠٨هجری )
اسلام بذات خود ندارد خللی
هر عیب که هست در مسلمانی ماست
از جمله خصال حمیده وصفات خجستهء که عالم اسلام را سرور وسردار جهان وجهانیان وچشم بصیرت وچراغ هدایت تمام بنو نوع انسان ساخته علم فتح واقبال وکوس عزت واجلال مسلمانان را در سرتاسر جهان افراشته ونواخته بود همانا محبت وشفقت وصداقت و— ایثار وعنایت دیگر فضایل اخلاقی وحسن معاشرت مسلمین بود که در بین خود شان همیشه انرا مرعی ومعمول میداشتند .
دایما خوردها نسبت به بزرگان ومحاسن سفیدان وکلا نهای خود کمال عزت وحرمت وتعظیم وتکریم را مرعی وتقدیم میداشتند وبالمقابل ان بزرگان خوردها ونوجوانها وافراد کم عمر را به نظر راءفت وشفقت ومرحمت تلقی میکردند . با مساکین وغربا واشخاص کم بضاعت خود از راه جود وسخا وهمدردی وعطا پیش میامدند . احتیاج وضرورت خود شانرا اگر چه نهایت زیاد بــــــه سختی وپریشانی مبتلا میبودند بدیگران اظهار نمیکردند عموما در ایثار وجوانمردی از—
- ٣١٢ -
جميع اقران و امثال خود شان ولی در فیض و نوع پروری شهره آفاق بودند از دروغ و
دشنام و فحش و سخن های لا یعنی زبان های شان ممنوع و معیب پوشی مراحم گستری و دیگر اخلاق
مطبوع شهرت داشتند از گرفتن انتقام و پاداش با وجود قوت و قدرت صرفنظر - خوردن غیظ
و غضب شان را با وجود شد ت و عظمت و توانائی عادت مستمر خویش قرار داده بودند از ضرر
رساندن بمسلمین مجتنب و در فراهم اوردن رفاه و اسود ه حالی ابناء نوع و اخوان اسلامی خویش
جدا راغب بودند تمام اعمال و افعال شان از روی علم و معرفت و شریعت ترتیب و در حصه واقع صبر
و شکیبائی وحلم و بردباری یگانه تصویب شان بود در عصبیت ملی و حمیت قومی یکتا و مهمان نوازی
ووفا داری بی همتا بوده شیرهای بیشه جراءت و شجاعت و مجسمه های صداقت و خاکساری و
دیانت و پاکیزگی بوده هر واحد انها اگر با کسی دوستی داشتند در راه خدا بود واگر
دشمنی میورزیدند هم در راه خدا ومحبت رسول الله بود عد ا ظاهر دشمنان خود شدید و
خشمگین و غضبناک بوده با دوستان و برادران و اهل ایمان شفیق و مهربان و خرم و شادان قد
می بودند .
الغرض ان همه فضایل عالی و خصایل انسانی که امروزه داشتن يك يك فضل وخصلت ان يك عالم
حقانی و يك پیشوای روحانی و يا يك خادم انسانیت و پا يك داهی عالم مدنیت برخود می بالد و
افتخار میکند تماما و قاطبه در وجود هر هر فردی از مسلمانان سلف و پیشوایان و مقتدایان اسبق
ما موجود بوده هريك از انها مصداق ( اشداء على الكفار رحماء بينهم ) بودند لهذا بآسانی
و کمال خوبی توانستند و مقتدر گردیدند که سرتاسر جهانرا بنور اسلامیت معمور و تمام افراد
انسانی را از عدل و داد و دیانت شان شاد کام و مسرور فرمودند .
امروزه قد روز گذشته فضائل های محبت و صداقت سست و مراعات اصول ایثار و شفقت
از بین رفته و به نزد برخی از مسلمانان جهان جنس فضایل اخلاقی و حسن معاشرت متاع كاسد
گردیده ونقد رذائل وسوء اخلاق رائج است بزرگان و ریش سفیدان چنانچه میباید با خوردان
و فرزندان خود شیوه شفقت و مرحمت را مراعات نمیورزند - نو جوانان و خورده ها نیز -
طوریکه لازم است با عزاز و اکراه بزرگان خود تنزل ندارند پابرخاطر و دلدهی غربا و مساكين
و دستگیری اشخاص بی بضاعت ومدد رسانی با شخاص بی ظه ثروت موجود نیست و دروازه های
جود وسخا و ابواب كرامت وعطا روی هم رفته کاملا مسدود و احتیاجات ساختگی و ضروریات
۳۱۳
لا یعنی منافقانه از هر طرف و هر زبان دیده میشود از ایثار و جوانمردی و فیاضی و
نوع پروری بجز نام ونشانی نیست دروغگوئی و دشنام دادن و یاوه سرائی نقل مجلس جهال و
تکیه کلام شان است در برخی از افراد عطوفت مفقود و عیب پوشی وجود ندارد اخلاق اکثر به
خرابکاری و رفتارها ناصواب در انتقام گرفتن بپاداش بدی رساندن با خوان و هم نوعان خود اگر
بتوانیم جدی و از فروخوردن قهر و غضب خود اگر مقتدر شویم برای يك لمحه معطلی نداریم و
در فائده رساندن به برادران اصلا مریمعاونت نمودن به بنی نوع خود کاهل و از کسب علم و
عمل و اندوختن دانش و فضل غافل و از فراهم اوردن اسبابعزت و جلال و رفعت و کمال خود جاهلیم
بهر چه طور میتواند شد کما خودها را باین اعمال سراپا و بال خوبتر مسلمان اکمال گفته خود
ها را سزاوار لطف و مراحم خداوند عزوجل بدانیم و با شکوه و شکایت ضعف عالم اسلام و گله از
وجود مصائب بنمائیم. زیرا که ایزد پاک در قران شریف اخبار فرموده که: (لا تهنوا ولا تحزنوا
انتم الاعلون ان کنتم مومنین) سست و غمگین نبود مطمئن و متسلی باشید که شما بر تمام جهان
و جهانیان سرور و سردارید مشروط برینکه صادقانه مسلمان و صمیمانه در راه اسلام خدمت
کنید.
برادران اسلامی من. از برای خدا. اوامر خدا و هدایات رسول الله را بشنوید و
اعمال صحابه کرام و افعال تابعین و اسلاف عظام تانرا صادقانه تعقیب کنید تا ازین
گرداب ذلت و ادبار نجات یافته باعزاز و اکرام تام مقام سیادت و نیکبختی را نائل شوید و ازین
حکایه مجعلی که ما از طرز عمل پیشوایان خود برایتان نمودیم درس و نصیحت اکملی را گرفته
در امر معروف و نهی عن المنکر بکوشید و در حق پادشاه اسلام دعا کنید که ایزد پاك مساعی جمیله
او را در ترقی و تعالی دین مبین روز افزون گردانید ه رجال و مامورین سلطنتی ایشان را نیز موافق
گردند تا زیاده بر زیاده به تشیید مبانی اسلام و مزید تقویت و احیای شریعت سید الانام
کوشش ورزند. (والسلام علی من التبع الهدی).
مژده جشن استقلال امسال
استقلال چنان يك موهبه مقدسه و عطیه بزرگی از مواهب الهی جله کرماست که هريك ملت زنده
و قوم با هوش در حصول ان سیلابهای خون را جریان مبر ای تحفظ و نگهداشت ان روح و روان خودشان را
نذر و قربان میکنند. ملت افغان فیور افغانستان که بقربان ساختن فرزندان رشید و تفدیه روح -
- ٣١٤ -
نوجوانان مزید خویشرا این گوهر گرانبهای استقلال را بکف باکفایت خویش آورده و در آغوش
اسلامیت خود کشیده اند و در هر وقت و هر زمان برای بقا و توصیا نیت آن تا ریختاندن اخرین
قطرات خون خویش را سر و برا و تجدید مسرت و خشنودی خویش هر روزه الی ما شا الله به -
آمدن این روز فیروز حصول استقلال جشن های خرمی و حلقه های خوشنودی را ترتیب میدهند .
حکومت مقدس اسلامی ما مزایا و محاسن استقلال را بتمامها تائید میکند و یخوان (الاسلام
يعلو ولا يعلى ) يعنى اسلام و اسلامیت همیشه در خور ترقی و مستحق استقلال بوده در -
شان اسلام تنزل و تحت حمايه بودن نیست . حریت ملت و استقلال مملکت را نیز از جمله -
مقدسات مذهبی و دینی خود دانسته او را از جان و روان خود بیشتر دوست دارد چنانچه
برای استقبال ایا بتحصیل استقلال که بریختن خونها و با حرارت یکعده مقدسه از مجاهدین اسلام
و جوش و خروش ومساعی بومعاونت جمهور اقوم انام افغانستان حاصل گردیده قرار عادی همه ساله
درین سال فرخنده فال نیز اجرای یکجشن باشکوهی را در شهر شهیر کابل امر وارائه -
فرموده درین مورد حسب مطویا تیکه گرفتمام بهترتیبا ت درست و تژئینا تفوق العاده تعبیه گرفته
شده و تصمیم فرموده اند كه يك جشن عالى و يك میله بزرگی را که از هر حیث نسبت بسابق فايق
باشد دائر بفرمایند .
جای هزاران شکر و ثنا بدرگاه حضرت احدیت جل على شانه است که افکار روشن خادم دین
رسول الله (صلعم) امیر حبیب الله خان را در سنجید ل افعال خوب و زشت چنان يك معیار
صحیح اسلامی خلق فرمود یکه از آن اشعه نافعه وفکر عالی شاهانه خود تمام محسنات و
معائب را با يك ملاحظه دقيق وعميق تحت مطالعه آورده محاسنی را که مولد عظمت و جبروت
اسلام و اسلامیت و باعث شرافت و مکنت مملکت و موجب فرحت مسرت رعیت واسباب و فر و افتخار ملت
خود میدانند از جوش اسلامی و جذبه ایمانی خود با کمال شطارت ذاتی که دارند ازان استفاده
مینمایند .
گویا درین مورد هم به تعمیل این امر نبوی (ص) که ( كلمه الحكمه ضالت الحكيم ) است
می پردازند واثرات مفاسد و معایبی را که مغایر از مقررات شرع انور وامر پیغمبر ( صلعم )
بود مباعث خرابی اخلاق و تباهی ملت میگردد باشہ ت بطش از صفحه وطن پاك وزا ئل می سازند
- ٣١٥ -
که از ان جز خاطره دران ها بپاقی نمیماند .
از ایزد پاك جل ذکره رجا وتمنا داریم که خیالات عالیه پاد شاه اسلامی ما را بیش از پیش
در راه درك سعادت ملت و سرسبزی مملکت ما متوجه ساخته چنان توفیق درستی را نصیبشان
گرداند که همیشه محسنات وخوبی ها را برای افغانستان اکتساب نمایند وملت محبوب شانرا
دائما از خرابی و تباهی کشیده بجادهٔ اسلامیت و شرافت وعظمت سوق وراهنمائی فرمایند .
رعیت پروریهای حکومت حبیبیه .
از بدیهیات ومسلمات است که تشکیل حکومت محض برای فراهم اوردن اسباب اسودهگی و—
رفاهیت ملت وتسهیلات در کافهٔ امور اجتماعی اوشان است وحکومتیکه خط حرکت و فرمان روائی
خود را موافق میل وخوشنودی افراد ملت وجامعهٔ خویش قرار میدهد خوشبخت تر وسعادتمند
تر از ملت ان حکومت ملتی نخواهد بود .
حکومت حبیبیه اسلامیهٔ ما از بدو وجود کانصب العین اساسی ومنظورحقیقی اش اعتلای
كلمة الله وخدمت در راه دین وفراهم اوری موجبات خوشنودی این جامعه است بهمین مسلك
ورفتارش پایبند بوده در امورجزوی وکلی میخواهند موافق مقررات اسلامیه عادلانه ومنصفانه
عمل کرد مرضایب ورفاهیت ملت خود را اماده نماید .
اينك برای تائید قول خود يك قطعه اعلانی را که از حضور حضرت عالی سردار اعلی معین —
السلطنه صاحب منتشر شده وراجع به حقوق محصلی حد معینی را حائز بود میتواند بخوبی
نمونهٔ عدالت ورعیت پروری حکومت حبیبیه شود درج جریدهٔ خویش نموده و بلحاظیكه هر
فرد ملت باید احسان و حقوق شناسی حکومت خود را تقدیر کند بمرتبهٔ خود همچه خدمات و —
رعیت پروری حکومت اسلامیه خود را تقدیر و تمجید میکنیم ويقين داريم که در تکالیفی که از
طرف بعضی مامورین خورد وريزهٔ حکومت بر ملت تحمیل شد نباشد و بمحضور رجال فعال —
خیرخواه وصادق حکومت نرسیده خواهد بود تا از توجه وشفقتایشان رفع و بر طرف
میگردید ازین جهت در وقوع همچه قضایا بر ملت هم حتمی است چنانکه این اعلان —
باوشان هدایمیدهد ومرجعشان را يك ميزان عد الت و انصاف معرفی میکند در صورت ظهور
تخلف از اوامر حکومت عرض خود را بمرجعه رسانید ه و داد خود را بخواهند اگرچه ما یقین
داریم بعد از نشر این اعلان تکلیفی از هیچ رهگذر بر رعایا نرسد و مقامات مسئول یعنی
-٣١٦-
مامورین حکومت هم چنانچه لازم است ازین اعمال جلوگیر بنمایند.
اعلان
بخاطر رعایای صداقتمظاهر وکافه مامورین ملکی ونظامی ابلاغ است!
درین نزدیکی باطلاع خاطر عالی ما پیوسته است کبعض اشخاص که از ادارات تحصیل
داری وسائر دوائر وشعبات برای تحصیل پول باقیات وغیره اموراتمتعلق محصلی ـ محصل
مقرر میشوند بعض ازارواسها بزحمت اهالی را اماد منمود مراحت واستراحت جمعی را باین
واسطه مختل ومسلوب وجبرا مقداری گزافی از پول وغیرهاشیاء ان بیچاره را بنام محصلی اخذ
میدارند ازانجا که یک وظیفه عمده حکومت تهیه اسباب راحتملت است همچه قضایا
خاطر عالی ما را سخت متاثر ساخته ومیخواهم برای اینده از اینطور واقعات ناگوار جدا
جلوگیری فرمائیم ـ لهذا باعلان هذا احکام میفرمائیم که اینده برای محصلان صنف سوار
یکروپیه واز پیاده شباروز یکقران مقرر شد مکه احدی زیاده برین بنام محصلی ازهیچ کس
چیزی گرفته نمیتوانند وهرگاه متحقق شود که محصلان وحوالهداران سرکاری علاوه برین
درتهیه اسباب زحمت اهالی کوشیده واضافه بر مقررات اعلان هذا چیزی گرفته بودند البته
انتظار شدید ترین بازخواست را خواهند کشید وهمچنان از دائرۀ که محصل مقرر شدهباشد
ودائره مذکور در بازخواست همچو معامله غثهرد از د بازخواست خواهد شد درمرکز خودم
شخصا برای غورسیر حا ضرم ورعایا درهمه اوقات میتوانند بحضورم عرض خود را برسانند اگر
ازطرف رعایا درعرضمطالب مذکوره سستی بظهور رسید موقوفیت را بحضورم معروض نکنند خود
شان وجدانی مسئول بوده وهرگاه در غرسی شان بکمال دقت ازحضورم بازخواست نشود
دیانتا مسئول شمرده میشوم ودر ولایات مرجع همچه عرایض و مطا لب نائب الحکومهها وحکام
اعلی است در اجرای مواد احکام این اعلان در مرکز جمیع دوائر رسمی و در ولایات ـ
قوماندانهای کوتوالی ونائبالحکومهها وحکام اعلی مسئول اند. محله هرسرد ار اعلی
معین السلطنه صاحب جناب حمداللهخان
فقۀ مراحم پادشاهی
نسبت بمستخدمین کارخانه گوگرد سازی
چندی قبل برین حضور امیرصاحبرونق افزای کارخانه گوگردسازی شده بر عطیات وکار روائی
انجا علم اوری فرمودند رنتبجه نگرانی وعلم اوری شاهانه شان چون کار وفعا لیتمستخدمین ان
- ۳۱۷ -
فابريك منظور نظر شاهانه شده استراحم والطافى را نسبت بخدمتگذاران انحل ايراد و
بانعام معقولى علاوه ترفيعاترا دلشاد داشته اند که ما مفاد نطق ایراد یحضور وعریضه
مستخدمين مذكور احسب اطلاعى كبها اداره ما اد یب محترم جناب محمد یوسف خان سر منشی
حضور ارسال داشته ذیلا مینگاریم :
نطق همایونی
عزیزانم . مامورین فابریکه گوگرد سازی میدانید که خد موطن برا یا فراد اسلام الزم بل
ضرور است که ایفای وظا ئف محوله مرجوعه خودها را بکمال صداقت ابرازد اشته در نتیجه
رضامندی خدا – رسول اللهاین خادم دین را استحصال کنند امروز که خودم برای –
ملاحظات کار فابریکه گوگرد سازی امده ام و کارهای شما را ملاحظه کردم حقیقتا که شما –
مامورین بوظائف محوله خود مساعیات ورزیده و در حسن اجرا یامور و کار اداره خود مجاهدات
نموده اید حضور والایم از شما اظهار رضامندی فرموده نائل مکافات حضور گردیدید تا –
بين الا ماثل والاقران ممتاز بوده اضافه بر اضافه بخد مات خودها بکوشید و رضامندی حضورم
را حاصل کنید .
در خاتمه برای خود و شما مامورین ومستخدمین از خدای متعال جلت عظمته توفیقات -
خدمات شایان تحسین بعالم اسلام را مسئلت دارم .
عريضه مامورين ومستخدمین بحضور
حضور لا مع النور جناب فهم اکتسابپدرتاجدار اعلیحضرت دیندار را از حضرت افرید بگار
بعمرام دارین کامگار می خواهیم .
اعلیحضرتا !
بها راین چمن بی مقدمت مارا چه کار اید – توگراین چمن اید ببخشاید بها راید
ازین تشریف اوری بزرگاهه نخستین شعا کمیگانه افتار سمادیافتدار خسروانه ات در ترقیات دین
وفلاح اسلامیت ازبدو سلطنت الی یومنا هذا مصروف است باین مقام صنعتی یعنی ریاست گوگرد
سازی جمله مامورین و کاریگرهای این ریاست از شما شکر گذار بوده افتخار مینمائیم که حضورشما
اوقات قیمت ار خود را بتفقد بذل ترقیات منصوبه رنجه فرموده سبب دلگرمی و مسروریت مسلمان
شده اید .
- ٣١٨ -
شهنشاه عدالتگسترا !
این روز فیروز سعادتمند وز روزیست که بقدوم الطاف مربیانه و نوازشات پدرانه خویش این محل بزرگ وموضع خوب را خجسته ومبارک ساخته و چشمهای تیره خدام خویش را برافه های مصطفانه خود روشن و درخشان نموده و سر افتخار مایان را بکهکشان فلک رسانید، اید فخر می نمائیم.
امیر صاحب امروز خدای را شکر گذاریم که بسایه هما پایه همچه پشهاد عادل آگاه دیندار که صرف مساعی جمیله اش همواره مصروف ومبذول اجرا کشوری است رفتار داریم واز پیشرفت اوامر دینیه که ناشی از عقیده اسلامیه واصول قاهرانه شماست مسرور و متشکر هستیم.
ای تاجدار افغان رای غمخوار همگان - اگر چشم بصیرت را باز کرده مردها را در مرحله جانبازی و دریای فداکاری انداخته بعلم خوارزی که درباره ما رعایای صادق وخدام لایق خود دارید نظر انداخته از قطرات خون خویش قطعه افغانستان را لاله گون سازیم جا دارد واین انعامیکه حضور شاهانه مایان را ممتاز فرموده تشکر مینمائیم .
در خاتمه دعای بقای سلطنت را کرده اماده و مستعد هر گونه خدمات بوده میگوئیم زنده باد تاجدار افغان - بلند و بالا باد لوای دین اسلام - پاینده باد استقلال افغانستان .
دعوت سفراء در وزارت خارجه
حسب معلوماتیکه بادریا سالگرد یوم استقرار عادت همه ساله چند و قپلیرین يك دعوت پر شکوهی در وزارت خارجه ترتیب یافته عالیجناب فللقد سردار اعلی آقای حمید الله خان معین السلطنه صاحبوهمیشه محترمه کور دیپلوماتيك مقیم دربار کابل با بعضی از زمامداران امور از طرف وزارت معززالیها به محفل رمذکور مدعو بودند حضرات مدعوین بساعت معینه تشریف اورد مازطرف وزارت جلیله پذیرائی شایانی بعمل آمد و بعد از انکه مراسم دعوت بصورت مرغوب اجرا گردید مجلس به تمام مسرت خاتمه یافت .
شرفیابی وکلاء وافزه و معتبرین احمد زائی بحضور
ناظرین مطلع خواهند بود که از حسن نیات پادشاهی عموم طوائف وقبائل سمت جنوبی بـه اطاعت خادم دین رسول الله قبلا امتیاز و بیعت نامه ای جداگانه و عرایض متعدده شانرا بربا
- ۳۱۹ -
فيوما ببارگاه پادشاه دیانت اگاه شان ارسال داشته ومیدارند ـ تنها مردم احمد زائی
درین مرحله ازدیگران بعقب مانده اسیر مکر وفریب مغرضین بودند تا اینکه درین روزها
ازحسن مساعی جناب محمد صدیق خان رئیس تنظیمه وکوشش دیگر منصبداران شجاع ما طائفه
احمد زائی نیز بشرف اطاعت همایونی نائل برضای خدا ورسول وحکومت مرکزی را حاصل نموده
اینک جهت شرفیابی حضور وغرض معذرت واخذ اندرز ونصائح حکومت عموم وکلاء واعزه وصاحبان
رسوخ انها بهمرکاب عالیقدر حشمتنشان سید محمد خان یاور حضور وارد مرکز گردیده ـ
معززا نها ز طرف حکومت پذیرفته شدند .
تحریرات جرائد جهان نسبت قضایا فغانستان
تشکر از جرائد طرفدار
در اثنای این انقلاب مقدس که محض جهت تحفظ شئونات دین مبین سید المرسلین و ـ
توکید وتبجیل كلمة الله ودفع انهمه بدعات وخرافاتیکه در حکمرانی شاه مخلوع امان الله در
سرتاسر افغانستان برخلاف مقررات کتاب الله وسنت رسول الله حکمفرما بود ازقوه بفعل امده
است عدهء از جرائد سهمیهء دنیا طرفدار این اعمال وکردار ما بود مازما از کار رواقیدای ما
تمجید وتحسین کرده اند وبرخی از جرائد محترمهء دنیا مخصوصا چند اخبار هندی بواسطه
اینکه از اصل حقایق اطلاعات درستی اکتساب ننموده اند وعلاوتا پروپاگند وتبليغات مخالفین
نیز درمیانشان جریان داشت بمخالفت حکومت حبیبیه خامه فرسائی نموده اند وکلماتی را
نسبت بيك حكومت اسلامیه شرقی وهمسایه خویش درج صحائف شان نموده اند که پس از ـ
کسب اطلاعات و پی بردن باصل حقیقت خود شان ازان گفته هایشان پشیمان وبران تحریرات
خویش افسوس خواهند کرد .
هرچند قلم توانائی ماخوب مقتدر است که به اصلاح افکار وتصحیح افقا اخبار وتعديل كلمات
و تنقیدات بیانات انها حسب دلخواه بپردازد ولی ما درینمورد از حزم واحتیاط کار گرفته به
مقابله بالمثل یا انتقام می پردازیم ونظر بـهـد ایاتیکه در همه جه مواقع زشارع برایما کرامت شده
از دل ازار و بد گفتار ی وتحقیر وتنکدی دیگر برادر همنوع خود جدا می پرهیزیم.
بدی را بدی سهل باشد جزا ـ اگر مردی احسن الی من اساء
- ۳۲۱ -
ومعرفی اعلیحضرت خادم دین وتذکر از خدمات مجاهدین بچنان شرح وبسط معقولی که در خور
شان وچنان تحریر و تقریر مقبولی که شایان دهان و زبانشان است وقتا فوقتا نشر وتوزیع داشته
ومیدارند نیز مخصوصا اظهار تشکر وامتنان خود را تقدیم داشته توفیقات مزید همجنسه
خدمات مقدسه اسلامیت وانسانیت را که ناشی از جذبه ایمانی ومراعات حقوق همسایگی
است برایشان خواستاریم .
شورش قشقائیها در ولایت فارس ایران
در موقعیکه افغانستان مصروف انقلاب بوده در اصلاحات امور مذهبی خود سرشار و در
رفع خرافات وبدعات دوره سابقه گرفتار وداشت در نقاط دنیا بسا وقائع مهمی بروز داده است
که ما وشما پس ازین از تفصیلا ت انها یکی بعد از دیگری مطلع خواهیم شد .
چنانچه از مطالعه جراید این يك خبر را اکتساب کرده ایم که در موسم بهار امسال يك
شورش بر علیه حکومت ایران در ولایت فارس وشیراز ابرازیافت که از تحقیقات ابتدائیه حکومت
مرکزی درین شورش دست خیانت دشمنان داخلی و معاندین خارجی ایران با همدیگر متفق بوده
تا این اتشی که امروز امنیت و امان سرزمین را قدزیر شعله تحدید خود گرفته افروخته شده است.
جریده (مهر منیر) مشهد اقدس مینگارد که فیروز میرزا وزیر مالیه واکبر میرزا مسعود نائب
الحکومه سابق فارس که يك هفته قبل معزول واز فارس محقة معزولا توسط طیاره وارد مرکز شده
است وسرتیپ فضل الله خان زاهدی قوماندان نظامی فارس از نقطه نظر حکومت مرکزی درین شورش-
مظنون و مشبوه زیر نظر امد م فعلا توقیف و تحت استنطاق وتدقیق میباشند .
گفته میشود که اینها در جواد تاخیره فارس سخاوت قشقائی ها در ایلات خمسه شیراز با
همدیگر معاون وانها ربود در پس زمینه يك طرح بسیار خطرناك خیلی پوشیده ودسایس غیر مرئی را
برضد مصالح مملکتی ریخته یاغی ها را تشویق وتشجیع نموده اند .
جریده ( شفق سرخ ) رقمتطراز است که حسب اطلاعات واصله اوضاع فارس رو بخوبی نهاده است
چنانچه اشراری که تا (بافه ای مسجد بردی ) امده بودند وجرئت وسفید چشمی انها را تا پشت
دروازه شهر کشانیده بود در مقابل اقدامات دولت متفرق گشته و تا انطرف (خان زنیان ) پراگنده
شده اند . مراسلاتی که تازه دریمه پست هوائی بمرکز ایران وصول گردیده امیدواری وتسلی زیادی
بمقامات عالی ایران داده مژده متفرق شدن اشرار و پیشرفت قوای دولت را میرساند . تصور میشود که
٣٢٢
این لکه ننگین با حسن تدبیر زعمای مرکزی و اولیای ملکی وملی وجدیت آقای سر تیپ ـ شیبانی بصورت فوری در اینده نزدیکی مرفوع ومدفوع گردد .
شرح مسافرت
آقای ژی هاکن فرانسوی مدیر موزه خانهای ملی معلم مدرسه لوزا فرانسه در خاك افغانی که تازه وارد کابل شده . بقلم خودش
از کاریز طیبات بتاریخ ٢٥ ذیحجه ساعت ٦ صبح حرکت کردیم و بسرحد افغانیه بساعت هفت ونیم در اسلام قلعه وارد شدیم رئیس سرحد بعد از معاینه پاسپورت های ما راجع به ورود ما بذریعه تیلفون به آقای نائب سالار عبدالرحیم خان مخابره نمود آقای ـ موصوف اجازه دادند تا مایان حرکت مسافرت خود را جاری داریم بهر حال برای تائید امنیت ما ٦ نفر سربازان در موتر با ما حرکت کردند اما اسباب سفریه خود را در اسلام قلعه تحت نگرانی آقای کارل گذاشتیم .
جناب آقای کاظمی شارژد افرايران مایان را در هرات دعوت نمودند . اقای نائب سالار عبدالرحیم خان بمعیت مامور خارجه آقای عبدالکریم خان مایان را بطور متفقانه محبانه پذیرائی نمودند بتاریخ ٢٦ ذیحجه درچهار باغ اقای موصوف حکم دادند اقای کارل با اسباب سفریه ما داخل هرات شود اقای کارل بتاریخ ٢٩ ذیحجه وارد هرات ـ گردید .
بتاریخ ٤ محرم برای شام خوردن اقای نائب سالار مایان را دعوت کرد و بتاریخ ٦ محرم جناب موصوف را در قونسل خانه ایران دعوت نمودیم بتاریخ ٧ محرم بمعیت آقای نائب سالار به تخت سفر رفتیم و در انجا عکس چندی انداختیم از هرات بتاریخ ٨ محرم بساعت ٨ صبح حرکت نمودیم اقای نائب سالار سه نفر سرباز را با مایان تا فراه مقرر نمودند وعلاوه بر ان یکنفر رساله دار را بمعیت ما تا قندهار مامور کردند و اقای حضرت صاحب مجددی با ما همسفر شدند و ایشان بهترین همسفر مطبوع محبوب القلوب ما از هرات تا کابل بودند ساعت ٦ شام به سبزوار رسیدیم در انجا اقای نور احمد خان جرنیل مایان را ـ دعوت کرد چون موتر ما در انجا خراب شد موتر دیگر از هرات خواهش نمودند به روز ١٠ محرم بجلب فراه حرکت کردیم آقای نور احمد خان جرنیل موتریکه مایان را از هرات در انجا آورده بود نگهداشت تا با مایان ١٢ نفر سرباز دیگر را مقرر نماید . شام همان روز ـ وارد فراه شدیم درانجا اقای جرنیل که حاکم حکومتی مذکور است با رفقای هم مسلك خود مایان را خیلی محترمانه پذیرائی نمودند بتاریخ ١١ محرم ساعت ١١ شب خط حرکت خود را بطرف گرشك بمعیت چهار نفر سرباز گرفتیم به روز ١٢ محرم بوقت شام وارد قریه کریز شده شب را در انجا بسر بردیم بتاریخ ١٣ محرم ساعت ٧ از قریه کریز حرکت کرده
ساعت ۱۰ صبح وارد گرشك شديم تصميم نموديم که همان روز رود (هیرمند را عبور کرد)
وارد قندهار شویم بدبختانه موتر ما که روی يك کشتی گذاشته شده بود در يك موضعــــــی
که آب رودخانه سریع الجریان بود افتاده و تماما از نظر در اینقلا غایب شد .
آقای سید احمد خان حاکم قریه مذکور با کاربگران پرقوت وارد ساحل رودخانه
شدند اقای موصوف يك حصه شب را در آنجا گذرانیدند ۲۰۰ نفر عمله بزودی جمع شده
تا وقت صبح کار نمودند بتاریخ ١٤ محرم بساعت ه شام موتر را كه يك لاری دشمن بود
از رود خانه کشیده وارد باغ حاکم صاحب نمودند بد بختانه قوا لاری مذکور قابل استعمال
نبود زیرا عده معین از سامان مذکور مفقود و خراب شده بود . شوفور ما علی آقا اثبات
صداقت کرده دو مرتبه بسواری اسپ بقندهار براي تعبیه سامان لازمه ان مسافرت
کردند ولی از آنطرف يك اتومبیل تیز رفتار را با خود آورده مایان بتاريخ ٢٥ محرم با ــ
اتومبیل تیز رفتار بجانب قندهار حرکت کردیم اقای کارل سامان را بر ۱۱ یابو بارکرده
در حرکت افتاد تا وقتیکه در گرشك اقامت داشتیم بامنجلب توجه صمیمانه اقاي حاكــــم
قریه مذکور شديم وقت زیاد خود را در قریه مذکور بمعالجه مريض هاي انجا گذرانيديم .
از تاریخ ٢٥ محرم الی ۸ صفر در قندهار مهمان حاکم ملکی انجا بودیم بکرات و مرات
آقای سپهسالار و نائب سالار و عبد اللطیف خان مایان را پذیرایی نمودند .
بتاريخ ٨ صفر بوقت شام از قندهار بطرف کابل بمیعت وکلای شهر هرات و بعضی
اشخاص دیگر مواضع همجوار واقای کرنیل محمدتقی خان که وظیفه مترجمی را ایفا مینمود
لطفا و خدمات خیلی خوب بما کرده است بتاریخ ۱ شام صفر ساعت چندی در مقر استراحت
کردیم بتاریخ ۱۰ وارد غزنی شده مهمان آقای محمد حسن خان جرنیل بشديم اقاي موصوف
با کمال محبت مایان را پذیرایی نمود بالاخره بتاريخ ۱۱ صفر سفر خود را انجام داده ــ
ساعت يك ونيم وارد منزل مقصود شدیم تنها فق عوارضی که بما رو داده راجع بوسائل
حمل ونقل است در همه موضع مامورین حکومت با کمال جدیت و شفقت راجع بوسائل حمل ونقل
با ما امداد نموده اند .
کابل ۱۳ صفر ١٣٤٨ ـ زي هاكن
بیعت نامه عموم سادات و علما و خوانین و رعایای
هزاره جاغوری و مالستان و میرادینه و پشه ی و شیرداغ
بحضور مبارك اعليحضرت خادم دین رسول الله پادشاه سعادت و اقبال پناه عرضداشت
صمیمانه عموم سادات و علما و خوانین و رعایای هزاره جاغوری و مالستان ومیر ادینه وپشهی
و شیر داغ اینکه : ما خود اقراریم که از عرصه پنجاه سال متجاوز است که بد بخت ترین
کافه اقوام افغانستان مائیم براي هيچکس پوشیده نخواهد بود که در عرصه اینقدر مدت
_٣٢٤_
از تمام حقوق طبیعی و موضوعی محروم بوده بلکه بعقیده عموم مامورین حکومت گذشته مجموع اقوام هزاره مستحق هیچگونه رعایت انسانیت دیده نمیشد عموم اهل خبرت میدانند که از ما مردم درین انقلاب هيچيك عزت و مقام آبرومندانه با شرفانه سقوط ننموده که امروز از فقدان آن متاثر و محزون باشیم - هیچ شك نیست که نظر بانعمه فجایع فوق العاده هيچيك از ارباب بصیرت درین زمینه اینقدر استقامت را از ما مردم بمفاد حکومت سابقه مترصد نبوده بلکه بر عکس این وضعیت موجوده را انتظار داشتند مگر با تمام اینهمه قضایا چون ما مردم بشخص امیر امان الله خان دست بیعت داده بودیم تا زمانیکه داخل خاك افغانستان بود از هیچگونه تعاون و مظاهرت قصور نورزیدیم اکنون که امیر امان الله خان بخاك دولت خارجه فرار نموده مشیت خداي توانا قباي شاهی را زیبنده وجود با نمود ان خادم دین رسول الله دیده است ما نیز اراده مقدس حضرت الهی را پیروی نموده - چون حقوق بیعت گذشته از عهده ما مردم فسخ و ساقط گردیده و دیگر هیچ يك مسئولیت وجدانی را متوجه مان نمیدانیم لهذا بكمال ذوق وطيب خاطر این مقام عالی را بذات مقدس شاهانه شما تهنیت گفته (نادر علیخان ولد سردار سلطان علیخان مرحوم و جناب شیخ سلطانعلی خان و ولی محمد خان) را که اشخاص کلان شونده و معتمد ما مردم اند از - جانب خودها وكيل قطعی انتخاب نموده بدار السلطنه کابل اعزام نمودیم تا بحضور مبارك همایونی مشرف گردیده وکالتا از طرف ما مردم دست بیعت بذات سامی حضرت امیر حبيب الله خان خلد الله ملکه و سلطانه داده اطاعت ملوکانه شان را بدل و جان و مال - متقبل و متعهد شده انچه نواقص و احتیاجاتی که ما مردم اصلاحات انرا از حضور مبارك امید و تمنا داریم همعرا وکالتا معروضداشته ما را بپذیرفتن و قبولی آن سرافراز فرمایند در خاتمه اطاعت صادقانه صمیمانه ما را بذات مقدستتکرارا اظهار نموده از خداوند متعال تا مادام حیات نوازش و مرحمت شاهانه شما را شامل حال خودها وتوفيقات جان فشانی وفدا کاری را برایمان جهت استرظی حضور مبارک شما آرزو میکنیم تا اگر خدا بخواهد حقوق بیعت و اطاعت خدايگانی را پیش از پیش عرضه و محافظه نمائیم فقط تحریر ۲۲ صفر المظفر ١٣٤٨ نادر علیخان کلان شونده ما مردم که وارد اینولا گردید تمام مهربانیها و رعیت پروری هائیکه اعلیضرت خادم دین رسول الله برای او هدایت فرمود مبود همه را جهت ما مردم حالی ساخته خیلی خیلی ما مردم را ممنون و با الطاف پادشاهی امیدوار ساخت حق تعالي ما را توفیق تلافی عنایت کناد ، تحریر مذکور امضاء ها ومواهر.
شیخ سلطان علیخان - صمد علیخان - سلطانعلیخان - عبد الله خان - سید علی بابا - یعقوبعلی خان - محمد علی طغ وکیل - عبد الرحیم خان میرزا محمد اسلم خان - خدا بخش خان صفدر خان نجف علی خان - محمد خواجه - محمد هاشم - یوسف علیخان - محمد نبی خان -
حاجی محمد محسن خان - کاظم علیخان - محمد حسن خان - ملا محمد علیخان - عبدالواحد
خان - محمد جمعه ارباب میراد ین - محمد نبی - علی خواجه - سید میراحمد انا - محمد
یعقوب - محمد حیدر - محمد جمعه - عسکر علی - غلام علی - غلام حسین - فتح علی خان -
علی رازخان - صفدر علی خان - محمد جمعه - احمدعلی خان - قربان علی - خدا بخش -
محرعلی - جان محمد - محبعلی - عبدالغنی - نوروز علی - محمد نبی - محمد ابراهیم
سلطانعلی و امضای چند نفر دیگری که خوانده نشد.
( در شماره ۲۳ از ورود اورندگان این بیعت اطلاعی مرقوم واز احساسات اسلامیانه
شان که نسبت به اصلاح هزاره بحضور شهریاری معروض داشته عازم صوب مقصود
شده اند قبلا مسبوقید - امید است که عنقریب از نتیجه اقدامات انها مژده خوبتری به
ناظرین محترم رسانیده بتوانیم . )
هر باد که برخیزد گل بر سر گل ریزد
قبلا بعضی وقایع فتوحات درخشان که خوش بختانه به تحت لوای عساکر ظفر مآثر مرکزیه
به نقاط متعدده حکومت مرکزیه حاصل شده بود تبشیرا بطور متحد المال بسایر حکومات
اطراف واکناف ابلاغ شده عالیجاه حاکم فراه برای اطلاع واستحضار اهالی وسادات وعلما و
مامورین عسکری وکشوری انحا را دريك مجمع عام قرأت نموده جوابا علمای عظام وباقی افراد
لذحساس از اظهار احساسات اسلامیانه خود شان دریغ ننموده معروضه ذیل را تقدیم
داشته اند. (اذا جاء نقلا نصر الله والفتح ورائيت الناس يدخلون في دين الله افواجا )
امروز از روزهای فرحت اندوزی است که ما سادات وعلما ومامورين عسكري وكشوري و -
اعیان واهالی مضافات مرکز فراه بحضور دیانت ظهور تان جمع ومضامین بشارت تضمین وزارت
باشرافت امور خارجه را بگوش پر از ذوق وشوق خودها سمع نمودیم منتخدای را عزوجل
که (بر منتهای مقصد خود کامران شدیم) یعنی از بقایای متمردین ومخالفین کـذ نیکه
از وعده (ان اللـم الذین اتقوا والذین هم محسنون ) غافل ويداعيه انانیت دائیه هوا و
هوس غافل از (من يهن الله فماله من مكرم ) ساعی وشاغل بودند بعـض (كانهم جراد
منتشر) وبرخی را هادی ( الله یهدی من یشاء الى صراط مستقیم) رهبر گردیده کلیه طبقات
افغانشان همچون جان عزیز ما ربقه سعادت بیعت واطاعت اولی الامر شریعت پرور حامی
دین مبین - اعلیحضرت امیر حبیب الله خان را زیب وزینت رقبه اسلامیت خودها نموده -
قایله ها یله انتشار در همه اطراف و اکناف مملکت عزیز ما صورت اختتام وعالم اسلامیت و احکام
شرع مطهر بحسب ارزو و امال ما حسن اختتام پذیرفت.
در خاتمه بشکرانه این وقت و روز فیروز عالم اسلام علاوه بر علاوه رواج دین مبین
حضرت سید المرسلین را بترقی عمر و اقبال وتعالی جاه وجلال پادشاه دین پرور وزعام داران
- ٣٢٦ -
عدالت گستر خود ها از درگاه حضرت احدیت بدعا مسئلت نموده مکرر زبان اقرار روی ما مترنم این دعا است :
الهی تو این خسروی دین دوست ـ که آسایش خلق در ظل اوست
بتقوا و عدلش بهی زنده دار ـ مرادش بدنیا و عقبی برار
امضاآت : صاحب منصبان عسکری :
قائد مفرزه چخانسور طوطی شاه خان ـ عبد الرشید برگد چخانسور ـ محمد نادر برگد ـ دولت محمد کندک مشر ـ محمد کریم کرنیل ـ محمد علی امین نظام ـ سراج الدین یاور ـ محمد امین کرنیل ـ غلام حسن قوماندان کوتوالی ـ باقی مهر وامضای ٣٥ نفر دیگر صاحب منصبان عسکری .
سادات و مامورین و اعیان ملکی :
حاجی احمد خان قاضی ـ شمس الدین خان مفتی ـ نظام الدین خان مفتی ـ محمد اعظم خان قاضی سابقه فراه ـ غلام محمد خان مامور خارجه ـ عبد الاحد خان مامور گمرکات ـ عبد الرحمن خان نورزائی . باقی مهر وامضای ٣٨ نفر دیگر از اعیان و اشراف .
مكتوب مفتوح
بنام اخبارات ومجله های علمی ـ ادبی ـ تربیوی و سیاسی هند از طرف حکومت مقتدره ومرکزیه افغانستان بتوسل وزارت جلیله امورات خارجیه افغانستان :
روح علم وعرفان وخداوندان دنیای ادب وسیاست مدیران جراید وسردبیران اخبارات ومجله های مجزیه ملحقه نشان هند !
در اوقات شدید هرج ومرج وجنگ خانگی افغانستان که صرف از سوء تدبیرات امیر سابق امان الله خان در طول وعرض افغانستان بجذبه مذهب پسندی وروایات پروری ما ـ افغانان صدمه سختی وارد نمود , (که تفصیلاتش تدریجا بدنیا اشکار خواهد گردید) اجانب دماغهای دوستان افغانستان را از طرز عمل مجاهدین اسلامی بدگمان وبعض اشخاص غیر ذمه دار در میادین قرطاس خیالات سوء خود را در ملت واحد المقاصد افغانستان و هندوستان انداخته موجب نقض تعلقات شرقی همجواری اسلامی و نفی تمام گونه عزائم مشترکه را نموده رفتند اگر حکومت مقتدر امیر غازی در رد عمل بکوشد چقدر صدمه بزرگ ـ بمقاصد هند پسندان وارد خواهد شد مسلمان بودن افغانستان وازاد بودن این منبع شجاع وفاتحین برای همسایگان ذیشان ان تا چه درجه منفعت بخش بوده وخواهد بود .
باقیمانده بار مناصب( اولی الامری) (ان اکرمکم عند الله اتقا کم) است وبس که درین راه فلان ابن فلان چیزی نیست .
۳۲۷ -
لطفا برای ارتقاع سوء تفاهم اخبارات و مجله های شریفه را در تبادله
(حبیب الاسلام) یا بوجه اشتراك بوزارت جلیله در بار بنام شیر جانخان وزیر دربار
جاری نمائید شاید باین وسیله ما ملت بزرگ دامن نشین همالیه و هند و قاف را ذهنا
و مقاصدا در جاده صدق و اتحاد در اوریم و به التوفيق .
در اعلان این اراده سنیه وزارت خارجه افغانستان را مجاز نمودم .
مقام مهر
ع - هـ
اعلان تعطیل : بمقرب ورود جشن استقلال .
بواسطه معرونیت مطبعه و اداره ما به نشر اخبار جشن بروز چارشنبه
اتیه حبیب الاسلام شائع نمیشود - ناظرین انتظار شر را نکشند !
(کابل ـ مطبعه سركاري)
شماره ۲۵ و ۲۶
-۳۲۹-
شعائر دیانت و نگهبانی مملکت و سیادت ملت خود بخرج دادن و مقاصد خود را بدون امر و استیذان دیگری اجراء کردن و مطالب خویش را بغیر از مشوره و اطلاعات همسایگان پیش بردن و مارب کارهای خود را خوب خود بخود بکار انداختن ومحتاج و مساعدت اتابانهٔ ـ بیگانگان نشدن را (استقلال گویند) . .
بلی زنده بودن یک ملت و دولت محدود است بحصول استقلال) و نامیده شد نش در تمام عالم وما لمیان محصور است بداشتن (استقلال) ادای وظائف کاملهٔ مسلمانی و بجا اوردن مهمات انسانی مربوط است بدارا بودن (استقلال) یعنی تا مملکتی و یا ملتی که اقتدار و خودمختاری خود را در داخل و خارج نداشته باشد اگرچه مدارج عالیهٔ دنیوی را کاملا مالك باشد بازهم از اقطار دول عالیه وملل متمدنهٔ دنیا خارج بوده و دولتش نمیدانند و ملت زنده اش نمی خوانند .
الحق کسیکه در معاملات و اجراات دنیوی فقط بخانه و وطن خویش محدود بوده خارج از مسکن و موطن خود ازادانه ومستقلانه رفته و دیده نتواند گویا فلسفهٔ ایه کریمه (قل اولم یسیروا فی الارض) را درحا لیکه مصداق (انتم الاعلون) هم است ندانسته در صورتیکه ـ تحت اسارت بوده و طوق عبودیت دیگران بر گردن داشته باشد برخلاف فحوای ایه وافی هدایه (انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا) مجبور است که بادل نا خواسته به میل و اشارهٔ این وان اجراات بنماید .
در صورتیکه نبودن استقلال انسان از نظایف قدرت ولطائف مدنیت بی بهره می ماند و نزد امثال واقران خویش نمیتواند که سر افتخار و زبان گفتارش را بنجباند یعنی از مقتضیات زمان و خواهشات اوان که دم زدن از ترقی عالم وما لمیال وعمل نمودن بر امریکه (واعدوالهم ما استطعتم من قوه) در قران است بی خبر مانده دائرهٔ دفع احتیاجات خود را تنگ وـ تاريك می سازد و نمی فهمد که درعالم چه اقو اجراات و چه عملیات مرعی ومعمول است .
لفظ استقلال : شرافت اسلامی وعزت قومی وعظمت ملی را تامین وافتخار واعتبار دولتی را توکید وترصین میکند.
استقلال : علاوه براینکه ما اهل اسلام را در بجا آوری تمام امور مذهبی ما ممد و معاون است ما را همسر و برابر تمام ملل جهان نموده با شرفانه معرفی بسائر جهان وجهانیان همی نماید .
استقلال : روح دولت جان ملت است .
استقلال . ماحی اقدامات اغیار و محی تمنیات و ارزو های اصحاب وانصار است .
استقلال : محبوب سراپا مرغوب اسلامیان ومطلوب دیانت اسلوب افغانیان است .
بالحاصل از روی احوال اجتماعی وانفرادی (استقلال) مایهٔ شرف وافتخار است و باعث حاکمیت واعتبار مالك ان همراه عالم ومالمیان در سلسله حثیاتی معاملات شريك و در مراودات و مناسبات همسر و هم رفتار میگردد .
کونکه دولت متبوع وملت محبوب ما سال بازدهمین استقلال پرعظمت واجلالش را استقبال
- ٣٣٠ -
کرده اند اگرما در مقابل ان شکرانه لازمه انرا همه تن زبان شکران گردیم به پیشگاه
قادر حقیقی چنانچه شاید و باید تقدیم کرده نمیتوانیم پس باید که ما قدر ومنزلت انرا
بیش از پیش دانسته در مقام تحفظ و صیانتش همه ما یکدست و یک جان شده تیر چشم معاندین
و سپر خنجر مغرضین تادم اخرین گردیده در تحفظ احترام ان از مال و اسباب و روح و روان
خود صرف نظر نموده با اظهار غیرت و همت و ابراز مساعیات و مجاهدت خویش درین مقصد خیر مرصد
مرگ با شرف خود را ارزو کنیم تا زندگی جاوید را حاصل داشته نام نامی خود را بواسطه شقاق
و نفاق و خانه جنگی وجهالت پروری مبدل به ذلت و گم نامی نسازیم و نتیجه ان مجاهداتی را
که قد مزات و شهدای راه استقلال بهزار زحمت و خون جگر بکف با کفایت خود حاصل و بما
امانتا ودیعه فرموده اند رایگان از دست نداده تا اخرین لمحات نفس و اخرین افراد خود ــ
باید انرا حمایه کنیم و در حق خادم دین رسول الله و حامی بلاد الله امیر حبیب الله خان
و سائر وزرای صادق و مامورین لائق او دعا کنیم که خداوند اونها را در ایفای خدمت و اظهار
مجاهدت درین راه مزید بر مزید موفق کند.
ورود وکلاء و بیعت نامهای عمومی اهالی هزاره
روز شنبه ١٩ ربیع الاول زیاده بر دوصد نفر از وکلاء و اعزه و صاحبان رسوخ هزاره بهمراه
بیعت نامهای عمومی اهالی هزاره بغرض دستبوس حضور و تقدیم عرائض اخلاص عقیدت عمومی ان
ولا ــ وارد مرکز شده معززانه بشرفیابی حضور خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان پذیرفته
شده اند.
این وکلا و اعزه و متنفذین هزاره اولا استدعای عفو ان حرکات سابقه شانرا که بنابر سوء ــ
تفاهم و فریب مغرضین چندی قبل برین ازوشان نسبت بحکومت مرکزیه اسلامیه شان سرزده بود ــ
بکمال عجز و فروتنی به پیشگاه بارگاه خادم دین رسول الله تقدیم نمودند ــ ذات ملوکانه درین
مورد هم از پرده باری و تحمل و خطا پوشی کار گرفته رقم عفو را بر ناصیه اعمال پیشتر شان کشید
و همه اهالی هزاره را در تحت ظل رافت و عنایت خویش در اورده عموم انهارا در سلك دیگر
رعایای محسوب شان مسلك نمودند.
عرضی را که این وکلا بحضور شاهانه نسبت بعفو محمد امین خان برادر کهتر امان الله خان
شاه مخلوع و خواجه هدایت الله خان طرفدار معروف شاه موصوف نمودند نیز از شیوه خطا پوشی
و رویه عطا پاشی که خدای پاك برای ذات خسروانه شان عطا و کرامت کرده است قبول و ــ
منظور گردید.
۳۳۱
این وکلا بعرض رسانیدند که فعلا براي انجام خدمات مرکزي اقوام و نفري موکلین ما بکمال
خوشي و طیب رضاي خویش چون در عصر سراج المله والدین دو نفري میرانپور شاهي اقوام —
هزاره نیز مشمول مي بود — اکنون ما هم همان نفري میرانپور را بحکومت مرکزي خود میدهیم
و علاوه بر ان الی سه هزار عسکري را بالفعل بحضور تقدیم میداریم ومتماتیا هم بحر اندازه
که عسکر ونفر امر شود بهر نقطه که مطلوب باشد اعزام میداریم ۰
این وکلا فعلا در مرکز بصورت مهمانی رسما پذیرفته شده در مهمانخانه عالیه سرکاری
خیلی احتراماگزارنه مسکن داشته هر روز یکعده از انها جهت شرفیابی حضور وصرف طعام بر
خوان حضوری پادشاهی مشرف قذمیشوند — اغلبا پس از اقامت چند روزه و اخذ هدایت واتخاذ
جواب امور فیصله طالب خویش و اینرجهت تسلیت اقوام و طمانیت دیگر اثام هزاره وایس —
مرخص خواهند شد .
نفاق افگنی نادرخان در حواشی افغانستان
( مکتوب )
جناب محترم مدیر صاحب اداره جریده حبیب الاسلام .
اینجانب که محرر سطور هذا است درنتیجه تحقیقات عملی خود موفق شده که تمام
اهالی افغانستان این انقلاب حاضره افغانستان را با همین طرز حکومت که اساس و بنیاد
ان بر روی دین رسول خدا نهاده شده و پادشاه درعنوان رسمی خودرا خادم دین رسول
الله (ص) معرفی نموده انتظار داشتند.
و حمد الله باین مرام خود کامیاب امده تمام خورسندند که بدعات حکومت گذشته به
همت جوان مردانه این شخص غیور که بر سریر سلطنت تکیه زده رفع و دفع گردید ودر استقلال
مملکت که به ضدا قبلا تصورات پوچی داشتند دیدند که باچه کمال جوش وخروش نقدیس
فرمود ازافکار بعضی این اشتباه هم رفع وزایل شد — البته مسلم استکه بهترین حکومت در
نظر افراد همان حکومتی است که با تمام خیالات ملت همراه بوده تباین وتغایر فکر وخیال
در بین موجود نباشد ایا بر خلاف این اگر بعضی مغرضین تصورکنند — براي عدم رضاء —
خود ازین طرزچه دلایلی اقامه خواهند نمود .
معلوم است چیزی نیست ومن باقوت قلب و جوش ملی این مطالب را بشما میگویم ودریابان
چنین مینگارم :
( محمدنادرخان ) هم چنان که قبلا شما نشر اخبار فرموده بودید تا این زمان بکلی
مفقود الاثر بود و معلوم است همسایه مهمان نواز شرق وجنوبی ما این خیانت را بر عهده —
گرفته در مقابل مملکت عزیز مارا از وی قباله کرده دو باره نادر خان را برای استرداد سلطنت
افغانستان به سمت جنوبی فرستاده زیرا محمدنادرخان نه پولی از خود داشت ونه اسلحه و
نه ساعاتی پدوت دوباره اوجه معنی دارد . در صورتیکه از سمت جنوبی با يك عالم ـ
خجلت و شرمساری بی اثر شد وبرادران جنوبی ما وی را بمقاصد سوئش عموما مشایعت نفرمودند
بلکه اکثری از اقوام جنوبی که طرفداران حکومت حبیبیه بودند بمخالفت وجدالش با وی بمقابله ـ
کمر بستند ایا «صلیه» صاصریج تر بگویم انگلیس هنوز رو حیات این ملت دیندار افغان را خالی
شده ونفهمیده که ملت شجاع افغانستان درین جشن پنج روزه فریاد های استقلال را باسمان
رسانید موبا بلندزبان میگفتند !!! تا اخرین لحظه خون های خودرا در راه حفظ وصیانت استقلال
فدا میکنم .
جناب مدیر . از طرفمن مجازید که این مکتوبمرا در اولین شماره اخبار خود نشر فرموده
از سوء نیت وقصد نادرخان ( باپع افغانستان) به تمام ملت بگوئید که اگر احیانا حد سم بخطا
نرفته باشد ومی خواست این وضع ننگ اور را عملی کند اماده قلع وقمع اوشده اثار این چنین ـ
رجال خیانت کار را در صفحه پاك ومقدس افغانستان نگذارند و با حریف درینه هم شما ـ
بوسایل موجوده يك طرز مفاهمه ریخته بدانید که چرا يك مرتبه دیگر نقشه وصورت حقیقت معامله
١٢٩٨ را تجدید میکند. ایا همت جوانان شجاع این خاك مقدس را که برای نام وناموس وطن ـ
خود حیات را يك بار گرانی می شمارند فراموش کرده. و قدر وقیمت استقلال را که در نفوس
این توده احراز شده نمی داند . و باز نمی فهمد کمدین ومذهب در افغانستان چه مفهومی دارد .
بشما قسم میدهم این مکتوبمرا نشر اخبار خود نموده ملت را آگاه سازید تا اگر واقعه
همچنین بود که من میگویم تکلیف خود را بدانند. ( امضا ء : يك جوان مسلمان )
حبيبا للسلام :ـ اغلبا این جوان مسلمان وطن دوست این خبر را از افواهات منتشره ـ
کسب کرده انموذذج به وطنخواهی واستقلال دوستی شان مهیج این احساسات جگرخراش ـ
گردیده است ـ لهذا ما از یکطرف امثال این احساسات اسلامیه وطن پرستانه را تقدیر و از
جانب دیگر صحت امثال این اخبار سر بازار را تصدیق کرده نمیتوانم زیرا انسان سلیم الرای را
نباید باستماع هر خبریکه میشنود گوش بدهد واز مال اندیشی وعاقبت بینی کار نگرفته اطراف
قضیه را نسنجد .
( محمدنادرخان ) را که قبل از بروز انقلاب يك شخص صادق ووطنخواه ومملکت پرور ملت دوست
می شنیدیم ( چنانچه ذات شاهانه هم در اول جلوس شان او را از همین نقطه نظر دعوت
مراجعت بوطن را داده علاوه مبلغ گزانی را هم جهت مخارج سفریه او همدست احمد شاه خان
پسر کاکایش با فرمان شفقت توامانی فرستاد اما هواجس شیطانی ووسائس نفسانی این پیرمرد را
از راه برده معروف بحرکات ناملائم نموده چندی از اقوام غیور جنوبی را برعلیه حکومت مرکزی
شورانید وچندین صحنه خونین کشت وخون فی البین مسلمین را تشکیل داد . اینکه نتیجه را
برخلاف انچه تصور کرده بود دید وزحمات وتکالیفی ازحد زیاد ی را ازدست عساکر شجاع ما
کشید وچشید که خود شهیداند وجان خسته وناتوانش. بالآخريك حالت سرا سیمگی منهزم و
- ۳۳۲ -
بحکومت انگریز منظم گردید چون قوت عسکری و تعرض و حملات شیر مردان شجاع ما را نامبرده
بوره میدانند و می فهمند که هر فردی ازین عسکر تا آخرین رمق و آخرین دانه کارتوسش بجنگیده
مفت میدان را بحریف نمیگذارند ) ازین جهت یقین نمیکنم که و یا یتطور یک شخص جاهل و
لا یعقلی خواهد بود که با وجود تجربهای پیشتر و شکست های متواتری که از عسکر ما نصیبش
گردید، باز عزم مقابله ما را بکند . و یا محض غرض نفسی وتلذذ از چند روزه زمامداری خود
وادار شود که ملت اسلامی و مملکت افغانی ما را بم تحت الحمایگی اغیار سپرده نام خود ش را
از دائره اسلامیت و افغانیت و وطن خواهی محو و زائل نموده خود را مطعون خواص و عوام و
منفور تمام سائر انام بنماید . و بمصداق این قول که :
بنا نام نیکوی پنجاه سال ـ که يك کار زشتش کند پایمال
شخصیتش را بدنام جهان افغانی و رسوای عالم اسلامی کرده خسر الدنیا والاخره شده
طوق حمایت و بندگی اغیار را بگردن خود افکنده باشد . و احیانا اگر پرده خیانت چشمانش
را دوخته و خود پسندي وجاه طلبی عقلش را از سر ربوده باينطوريك حركت سراپا مذلت او را
وادار کرده باشد ــ پسر تنجا بقول (نادرخان) وچند نفر لچك و بي پدر جنوبی نیم ملت
زند ، و تمام تبعه اسلامیه افغانیه ابدا بقبولیت این مذلت و عبودیت تن نمید هند و گاهی تحت
این بار بدنامی و بند گی نمیروند.
بلکه دائما بزیر علم اسلامی تحت رکاب امیر حبیب الله خان غازی برای دور کردن این
لکه تاریخی و تحفظ عزت و شرافت اسلامی و حفاظت استقلال و حریت ممالك افغانی خود تا
ریزانده آخرین قطرات خون وقربان نمودن آخرین افراد خود حاضریم و ابدا از امثال این
جال بازیها و گربه رقصانیها و خرد وانی های مغرضین و دشمنان دیرین خود ابرو خم نمی کنیم
بعون الله تعالى .
امدیم بر این مثله که ( نادرخان مملکت ما را بر انگلیز فروخته یانه) بلی (نادرخان)
و دیگر مغرضین و خائنها همه وقت حاضرند که بر طبق مثل مشهور ( كچشك نا گرفته پیسه را
ده تا ) مملکت را سودا کنند ولی بالمقابل همچه فروشند گان بی عقل احمق ــ باید خریدار هم
يك مرد كه بیعقل نادان دینگی باشد .
حالانکه حکومت انگلیز امروزه روز در عقل و دانششره افاق و در حزم و احتیاط
و دور اندیشی خوبتر طاق است ــ وسیاست انگلیز فعلا چنان تقاضا دارد که ملت افغان مرفه
الحال و از تجاوزات خارجی فارغ البال بوده يك سد طبیعی بین انگلیز و روس باشد . علاوتاء
بر طبق مقررات ( بین المللی ) در همچه مناقشات داخلی که صورت نزاع خانگی را دارد به انگلیز ونه
روس و نه دیگری حق مداخله را در امور اندرونی مملکت ما دارند .
انگلیز گاهی مخالف از احساسات عمومی و بضد جذبات و میل و ارزوی حقیقی مملکت افغانی
کاری را نمیکند ــ و ابدا دوستی و محبت افغانستان را بآگشه این و ان از دست نمیدهد .
_٣٣٤_
از حقایق (نادرخان) طوریکه شما واقفید که برادران جنوبی ما او را مشایعتی ننمودند بلکه اکثری از اقوام جنوبی که طرفدار حکومت حبیبی بودند بمقابله و مقاتله با او کمر بستند - رجال حکومت انگریزی بلندتر و خوبتر و افزون تر از عدم موفقیت و ناکامی او اطلاعات دارند و میدانند که (نادر خان) در یک خطی از حواشی افغانستان بدون میل و خواهش و مساعدت افغانان - قوتی تخیلات مأیوسانه در آرد و ابداً بمقابل مانند عساکر شجاع حبیبیه وجذبات عموم افاغنه کاری را از پیش برده نمیتواند - پس چه طور میتواند شد که با وی مفاهمه و یا امدادی برخلاف توقع عمومی کرده خواهند بود .
عرض تشکر به قدردانان علام حبیب الاسلام
بمناسبت اشتراك ومعرفی یکعده از مشترکین منسوبین وزارت جلیله حربیه که از توجه و عرفان پروری ذات میمنت صفات حضرتعالی سردار اعلی معین السلطنه صاحب و اقای محترم محمد محلوظ خان معین - بجریده حبیب الاسلام تازه صورت گرفته و در اینده نزدیکی بماوعده فرستادن نامنوس یکعده زیادی از دیگر ارباب مناصب عسکری را داده اند تشکرات وامتنان خویش را بحضور ایشان تقدیم میکنیم زیرا جای شکر ومسرت است همچنانکه حضرتعالی معین السلطنه صاحب و سائر صاحب منصبان صنف جلیله عسکری حکومت اسلامیه ما علاقه مفرط در - امور عسکری واشکا به قبضه شمشیر دارند همچنان قلم را هم از سیف کم ندانسته درحفظان - مملکت داری هردو را ترقی وپرورش میدهند وبالتدریج این دو فن جلیله را بوادی تعالی و - ارتقا میکشانند .
هکذا به نسبت معرفی یکعده از مشترکین دیگری که باین اداره از لطف و معارف دوستی جناب عالی محترم اقای عبدالقدیر خان رئیس تنظیمه قندهار كه يك شخص مسلمان وخادم صادق افغانستان میباشند بحصل امده و نمونه از علاقه مندی شان بجراید وطن وعرفان مملکت شان - میباشد عرض شکریه ومنت داری خویشا بحضور ایشان هم تبلیغ نموده مزید دوستی وعلاقه مندی شانرا راجع بفواید وطن شان وسائر اسباب ترقی مملکت از خداوند متعال تمنا ونیاز میکنیم .
و همدرین زمینه از عموم وزرا و اراکین مملکت و نائب الحکومه ها وحکام اعلی که هر يك - خدمتگار صادق وعلاقه مند بخوبیهای مملکت هستند چشم براه هستیم تا باین رویه ذوات موصوف پیروی نموده با یزاد خریداران ومشترکین حبیب الاسلام توجه وكومك تمام خویشا باین جریده وطنیه شان معطوف و مبذول نمایند .
( ورود جناب سرمنشی غلام قادر خان )
در ایام جشن جناب سرمنشی صاحب حضور عالی نائب السلطنه صاحب اقای غلام قادر خان كه يك شخص فعال وطن دوست واجراات ان دائما جهت خیر حکومت وبهبود ملت مشاهده میشود ذریعه طیاره جهت شرفیابی حضور و اخذ بعض هدایات لازمه وارد مرکز گردیده اند اغلباً معزی الیه پس از اتمام امور سررشته طلب شان واپس عازم قندهار خواهند شد .
این جشن استقلال یازدهمین را بعموم ملت افغانستان قاطبة
مبارکباد میگوئیم
اگرچه واقعات این جشن استقلال به تفصیلی که لازم بود در روزنامه جشن هر روزه
نشر و به ملاحظه عموم شائقین اهالی مرکزی موصول گردیده است ولی ما محض جهت تفریح
ناظرین محترم خود خواسته ایم تا خلاصه جریانات و حصه محصه انرا محض ایراد معلومات
و تفریح قارئین دور و نزدیک خود مجملا قلمبند نمائیم مخ (١)
به تقریب ورود مسعود این ایام فرخنده فرجام جشن سال فرخنده فال یازدهمین
(استقلال) که یاد از عظمت و وقار افاغنه و تذکار از شجاعت و حماست و وطنخواهی عموم
تبعه و سکنه افغانستان میدهد عرض (مبارکبادی) این جشن را بحضور تمام اهالی افغانستان
نموده متعاقبا نقل ان اعلان عالیشان خادم دین رسول الله (ص) امیر حبیب الله را که از فرط
وطنخواهی و شیعت پروری شان در موضوع اعلام تهنیت این روز فیروز و انعقاد این جشن
مسرت اندوز از حضور شاهانه شان انتشار داده اند با یک عالم ابتهاج و افتخارش
اندراج میدهیم و هو هذا :
اعلان تهنیت جشن استقلال
ملت عزیز ، لذات روحانی استقلال مبرهن خدمات و جانفشانی و این مقدار قبول زحمت که
در شبانروزی برخود و باقی برادران عسکری شما وادار شده ام روشن خواهد بود که یگانه
مقصدم بمحافظه ناموس و شرف و عزت وطن وملت افغانستان است و خصوصی افکارم بمرائیت و
مراعات اوامر خداوندی و پاس دین حضرت سید المرسلین حیات مادی و معنوی یک
مملکت استقلال است و برای محافظات و ترقیات و امتیازات داخله و خارجه وطن (استقلال)
حتمی است واکنونکه الحمد لله تعالی ملت نجیبه افغانستان دارای استقلال تامه است در
راه خدمات وجوب محافظت استقلال سر را پا ساخته ساعی و مجاهدیم همانطور که جسم
روح را متلقی و ارزوقققدد مند و دوستدار است میدانید و میدانم که خودم با تماما ملت افغانستان
هکذا تا رمق در بدن است این متاع قیمتدار و نایاب را از جان ودل خریدار و جان نثاریم اگرچه
موقع در اغتشاش و هنوز گرد این انقلاب در رخسار ها هویدا و تلفات این همه ذخایر ونفوس
مملکت ما جگر خراش است باری که ورود مسعود تاریخ (استقلال) بخاطرم رسید با یک عالم مسرت
و یکجهان فرحت شادان گردیده سر افتخار به گنبد دوار میسایم که دارای چنین نعمت مجلل
وباشکوه داشتیم : بیائید که زمان استقبال و تعظیم استقلال است بشتابید که بمنا شید این
روز سعید مسرات وجیبه طبعی خود را بتقدیم رسانیم چه امروز دو شنبه ۲۷ اسد مطابق
٢٤ ربیع الاول دوره سال یازدهم استقلال جلوه ظهور میفرماید.
افتتاح و اختتام و تعیین اوقات و مواضع نمایشگاه را بملاحظه پروگرام واعلان های جداگانه
که از طرف وزارت دربار شایع شود مسبوق میشوید.
٣٢٦
اعتذاراً بر عدم وقت اوقات مسرت و ایام فرحت ان امسال کمتر گرفته شد، زیرا بر علاوه در تزیید ایام بمناسبت گرفتاری امورات مهمه است که فعلاً ابتدائی گفته میشود و مصروفیت در امورات امنیت و تشکیلات مملکت بیشتر لازم است صرف اوقات نمیتوانیم .
برای رفاهیت وبهمرسیدن اهالی نسبت به رفع تکالیف امد ورفت و دوری راه مواضع ترتیب وتزئین ونمایشات جشن موصوف بلب دریا متصل منار یادگار که واقع است در مقابل قریه ده مزنگ مرتب گردیده که اوقات توقف وتردد دراین موضع به بسیار خوبی گذاشتانده میشود در خاتمه ابدال خداوندی را بخوش بختی واقبال بلند وترقیات فوق العادهٔ اتیهٔ این وطن مقدسو وشما ملت نجیبهٔ افغانستان نیاز داشته اعلان هذا را به استحضار عمومی شایع نمودیم . ٢٥ صفر المظفر ١٣٤٨. (محل مهر پادشاهی)
تأکد بر صنعت و حرفت مملکت
چیزیکه استقلال حقیقی یک مملکت را تأمین وتحفیظ میکند ترقی صناعت وحرفت است یک مملکت وملتیکه در فن صناعت و حرفت ترقیات شایسته را نائل میباشند البته ان ملت ومملکت خیلی خوشبخت بود، در دامن ثروت ومکنت فراوانی که از دنیای صنعت وحرفت حاصل میکند بخوبی میتواند استقلال خودرا محافظه نمایند .
جای افتخار است که الحمد لله تا ایندم ترقی صنعت وحرفت افغانستان عزیز ما با استقلال حقیقی ان همعنان و گوش بگوش بوده رو بوادی ارتقا گذاشته است و از لحاظیکه یکی از اسباب حفظ استقلال وباعث ابرومندی مملکت وملت شمرده میشود همیشه طرف توجه ودقت اولیای حکومت افغانستان بوده الان هم جای خیلی شکر ومسرت است که نسبت بسابق حکومت موجودهٔ اسلامیه ما خوبتر وبخشرتر مزایا و فوائد صنعت وحرفت را متحسس بوده انرا بطرف تعالی وارتقا کشانیده امر واراده فرموده است که در این جشن استقلال بترقی صنعت وحرفت مملکتی رسیدگی کرده ودر جملهٔ نمایشات کسانیکه در فن وکسب وکمال مخصوصهٔ خود یکقدم بیشتر رفته اند انعام بدهد تا سبب تشویق و ترغیب اوشان شده صنایع وحرفت مملکت باین وسیله مراحل تکامل خود را تدریجا طی کند .
اينک ما خلاصهٔ ان اعلان انعامیهٔ را که از طرف وزارت تجارت حکومت عالی اسلامیه ما در باب صنایع وحرفت قبل از جشن نشر و بمقامات لازمه ان تقسیم شده است برای مزید استحضار مخصوصا برای اگاهی کسانیکه در این جشن حضور نداشته ودر ولایات سکنی دارند باخبار خود نشر میکنیم تا علاقه مندان افغانستان مستحضر شده در سنوات اتیه باعث تشویق اوشان در تکمیل صنعت مخصوصهٔ شان گردد :
تکه باب پشمی وابریشمی وقالین ساخت کابل درجه اول ١٠٠ درجه دوم ٦٠ سوم ٤٠ روپیه . تکه نخی وسنگ تراشی وعطریات ورنگ سازی وکاشی وشیشه سازی و چرم گری درجه اول ٦٠ـ درجه دوم ٤٠ سوم ٢٠ روپیه. ملبوس ساخته وشطرنجی وطنی درجه اول ٧٠ـ دوم ٤٠
سم ۲۰ ــ روبيه ــ شالکی درجه اول ٤٠ ــ دوم ٣٠ ــ سوم تفقد ١٥ روبيه .
ابریشم دوزی وگل وخامک وچکن درجه اول ٦٠ ــ دوم ٤٠ ــ سوم ۲۰ روپیه .
گلاباتون وسیم دوزي وحکاکی و نجاری و اهنگري وماشین سازي و زرگری وسراجی وصابون
کاگل و خیاطی و گلیم بافی درجه اول ٤٠ ــ دوم ۳۰ ــ سوم ۱۵ روپیه .
مسگری و چاقو ومقراض وعلاقه بندي وشيريني و نخ و گل طبیعی درجه اول ۳۰ ــ
دوم ۲۰ ــ سوم ۱۵ روپیه .
رنگ تحریر درجه اول ۱۰۰ ــ دوم ٥٠ ــ سوم ۲۰ روپیه .
بيت وبوريا وچیغ درجه اول ٥٠ ــ دوم ٤٠ ــ سوم ۲۰ روپیه .
تألیف کتاب اخلاقی و فنی درجه اول ١٦٠ ــ دوم ۱۰۰ ــ سوم ٦٠ روپیه .
متفرقه عند اللزوم قرار تقسیم ٥٠٠ روپیه .
مراسم افتتاح جشن یازدهمین استقلال
چون تزئینات مکمل روزانه وشبانه منطقه جشن که از حد پل سنگی ماشینخانه الی اولین
پل بزرگ سنگی جاده مستقیم دارالحبیب قبلا مهیا واماده ودكاكين کافی وارد و بازار عالی
ان از پیش مرتب گردیده بود و پروگرام منتشره مدیریت جشن افتتاح این جشن یازدهمین ــ
استقلال را به تعلق خادم دین رسول الله بساعت ده بجه صبح روز دوشنبه نشان داده بود
لهذا جمعیت هاي بزرگ وازدحام زیاد انام جهت شمولیت بجشن واستماع نطق حضور
از صبح این روز اغاز و در اطراف ساعت ۸ و ۹ کسب ایزاد والزیش گرفت و اطراف منبر بلند
نطق شاهانه را که در یك میدان وسیع باغچه فرحت واقع است در يك ازدحام بسیار انبوه ــ
گرفتند پسران شهداي استقلال نیز با لباسهای مخصوصه شان حاضر و افراد عسکري و
قوه انضباطیه نیز ناطر تشریف اوری موکب خسروی بودند تا اینکه بوقت مقرره موکب شاهی رسید و
مراسم تعظیم شان با سلام عمومی و موزيك عسکري بجا اورده شده طیاره ها نیز از فضا ورقه هاي
تبریکیه را نثار کردند ــ سپس ازان جناب مستطاب اقاي خواجه تاج الدین خان رئیس بلدیه
عریضه تبریکیه را که از طرف عموم ملت جهت این موقع قبلا تسوید وترتيب و در يك ورقه ــ
طلائی مطولی مرقوم گردیده تحقق بود بحضور شاهانه قرائت فرمودند .
پس از ختم معروضه مذکور ذات شاهانه يك خطابه عسکرانه یی ساخته پرجوشی را ایراد
و در جوش و خروشی حضار ایزاد فرمودند در ختام بیانیه اسلاميانه شاهانه حضرت عالی انجب
عرفانی مدار اقاي شیرجانخان وزیر دربار نیز عرض شکریه بموقع مناسبی بعرض رسانیدند که ما
در ذیل نقل تبریکنامه اولیه را از روی تسوید رئیس صاحب بلد یه و تعلق شاهانه وعرض شکريه وزير
صاحب دربار را حسب اطلاعی که بما فاضل محترم اقاي محمد یوسف خان سرمنشی کرامت کرده اند
ذيلا یکی بعد ديگري عينا مینگاریم ــ در ختام این گذارشات موزيك های متعدد بصرائيدن ــ
ز ۳۳۸ ز
اقازید ومجلس منطق در کمال فرحت وبشاشت و ( با چهار یارهای ) پر جوش منحل و امیر
صاحب با هیئت کور د یپلوماتك بخیمۀ مخصوص شاهانه رونق افزا گردیده شرکای جشن
بملاحظۀ این ملی در تفریح وساعت تیریشان افزودند .
نطق تهنیت از طرف ملت
خواجه تاج
الدین رئیس
بلدیه (قلعی)
اعلیحضرتا شجاعت تخمیر افغان امیر حبیب الله خان ما رعایای سادۀ وخیرخواه
شما این جشن سال یازدهم استقلال افغانستان را بشما پادشاه استقلال خواه خود ـ
مبارکباد میگوئیم .
اعلیحضرتا ! با انکه امروز اثر انقلاب در خرمن هستی ما ملت شعله افشانی میکند اما
حمدا لله همت بلند شما فرزند غیرتمند افغانستان در همین احوال اسف اشتعال هم
شرف وعزت وطن مقدس مارا که استقلال تامه افغانستان است فراموش نمی فرماید وخون پاك
وکارنامههایمقد س شهدا ی راه استقلال افغانستان را هدر نمی ماند و بایک طنطنه باشکوهو
اجلال جشن سال یازدهمین استقلال را اجرا میکند ــ ما ملت برین عزم مصم شما که برای
استحکام استقلال افغانستان ظاهر فرموده اید و اعلام واعلان کرده اید افتخار میکنیم .
اعلیحضرتا ! چون در دین ودنیایما اعتبار شخصی بسته باعمال صالحه وارادت تامه
میباشد ـــ یعنی (ان اکرمکم عندالله اتقاکم) نزد ملت ما هیچ شخصیت وسلل خاندانى ولع
و اعتبار ندارد هر پاد شاهیکه بذات خود عادل باشد مسلمان باشد از شریعت حضرت خیر
البشر تجاوز نکند مخالف بعرف وعادات ما قوم واقع نشود ترقیات جائز و مشروع برایما حاصل
کند ظلم وبیداد را از مملکت ما رفع کند . دست حاکمهای ظالم رشوت ستانرا از گریبان ما
ملت قطع فرماید . مردم نيك و پاك را قدر کند . اشخاص متمرد و بيباك را زجر دهد ــ علـــم
وعربيت را در اولاد ما رواج بخشد . و ابواب زراعت و تجارت را بر روی ما بکشاید . گویا
برای افغانستان همان پادشاه بهترین راهنما وخوشترین فرمانفرما گفته میشود .
مانند رعایای صادق شما از خدا می خواهیم که شما بهترین پادشاهان وحاکمهای شما
بهترین حاکمهای افغانستان ثابت شوند .
اعلیحضرتا . تاریخ ایران تا امروز بر نادر شاه افشار افتخار میکند ـ ملت ایران امروز
بر نام رضا شاه پهلوی فخر ومباهات میکند . انشاء الله تاریخ افغانستان هم بر دیانت و ـ
شجاعت وعد الت وعلم گستری وعسکر پروریهای شما افتخار خواهد کرد وافغانستان شما را انقدر
عزیز ومحبوب خواهد داشت که نادر شاه در ایران ان محبت وعزت را هیچگاه احراز نکرده ـ
خواهد بود .
اعلیحضرتا . ما ملت از نتایج خودرائی امان الله خان بسیار خسته وپریشان شده ایم ـ امان
الله خان با ملت مشورت گفت و از هیچکس نشنید . امان الله خان ازادی مشروع ملت را اعلان کرد
ـ ٣٣٩ ـ
و تماما مخالف باصول دین وعرف وعادت ما هم رفتار نمود . وکلای ملت را در شورای ملت جمع
کرد اما از مسائل اداری گذشته حتی امور اجتماعی ما را بسر تنهایی خود حل و فصل مینمود .
رشوت ستانی را بد میگفت اما خدمتگاران رشوت ستان خویش را جزا نمیداد وعزل نمیکرد .
امان الله خان برعکس برستمهای گذشته استهزا وتمسخر مینمود بذات خود ابواب عیش و ـ
وسائل عیاشی را بر روی خوب و خراب مملکت مفتوح میساخت .
اما از شما متوقع وامید واریم که ان همه اسباب نفاق وشقاق دولت وملت را که در عصر ـ
امان الله خان فراهم شده بود از میان رفع خواهید فرمود ونفاق بار دیگر موقع وفرصت خانمان
سوزی دولت ورعیت افغانستان را نخواهد یافت هرکس به تحت امر دین و شریعت حضرت
سید المرسلین بمال وجان خود مامون ومطمون خواهد بود حکومت اعلیحضرت شما که یک حکومت
مرغوب ومطلوب ملی ماست وخادم دین مقدس اسلام وپاسبان مال وجان ما گفته میشود باتفاق ـ
ملت این مملکت را اداره خواهد کرد ومقصد ومدعای این انقلاب راکه اصلاحات امور اداری
و رفع اسباب بدعت است فراموش نخواهد فرمود .
اعلیحضرتا . چون این انقلاب برای رفع اسباب بیگانگی دولت وملت افغانستان بوقوع پیوست
ما از درگاه خالق توانای خود همین استدعا مینمائیم که حکومت شاهانهء شما همیشه با ملت
خویش همفکر ومتفق باشد ـ ما بشما پادشاه ملت دوست سخنی شنو خویش مژده اتفاق و وعدهء
انقیاد را میدهیم ویقین داریم که انشاء الله اتفاق شما وملت اسباب و وسائل ترقی و تعالی
مشروع ومعقول را نسبت بهر زمان خوبتر و زودتر در افغانستان فراهم خواهد کرد وبمثل سایر
اقوام ترقی یافته دنیا فرصت جهد وکوشش را ارزانی خواهد نمود و مارا سریعتر بمنزل مقصود
خواهد رسانید ـ باقی از صمیم دل میگوئیم زنده باد اعلیحضرت امیر شجاعت تخمیر افغانستان
و پاینده باد استقلال تامهء افغانستان .
نطق جوابیهء حضور در افتتاح جشن استقلال
برادران مسلمان ورعایات صداقت مند بیدار افغانستان .
اولا بحمه شما این جشن دورهء یازدهم استقلال تان را مبارك باد میگویم .
ثانیا بشما میدانانم که من از پادشاهی افغانستان جز از خدمت دین و ارامی مسلمین
دیگر هيچيك طمع و توقع ندارم و ازین مثله که من یگانه خادم دین هستم همهء شما واقفید ـ
بشما یقین میدهم که تا يك قطره خون و يك نفس در جان وتن من باشد برای حفاظت استقلال ـ
افغانستان ونگهداشت دین پاك وعزت و ناموس شما کوشش میکنم و تازنده باشم درین راه سعی
خواهم نمود و انشاالله الله که درین مقصد خود کامیاب خواهد امد .
- ۳٤٠ -
استقلال افغانستان تعلق بشخص امان الله و حبیب الله ندارد بلکه استقلال مال تمام افراد
ملت یعنی حق شما رعایای وطن و دین هست چون مسلمانیم قرار است هر فرد ملت باید
استقلال خود را بجان و مال خریداری کرده در نگهداشت ان هیچ سستی و بی خبری نکند -
این فایده را که از خون مقدس شهدای راه استقلال بافغانستان حاصل شده است مفت از
دست ندهید - چون خون هزارها نفر در بدست آوردن این استقلال فدا شده است - این
چنین در حفاظت ان از ریختن هزار و صدها هزار فرد خود باید مضائقه ننمائید .
نسبت باین توقه ائیکه شما از من خادم دین رسول الله کرده اید از خداوند خود امیدوارم
که مرا توفیق بدهد که موافق همین ارزوی درست و مفید شما کار بکنم و گرنه دعا میکنم که ازین همه
عزت و نامیکه خداوند بمن تا امروز عطا کرده است محروم باشم . در خاتمه از خداوند خود
رجا و امید میکنم که سالهای دراز افغانستان با سلامت و ترقی دارای استقلال دائمی باشد .
حال اذن برای شما داده شد که بکمال خوشی و آزادی مشغول جشن و میله خویشباشید .
معروضه وزیر صاحب دربار
اعلیحضرتا .
وکالتا از طرف مامورین و رعایای صادق شما و اصالتا از طرف خود نسبت باین مهربانیهای
که بما خادمان فداکار خود فرموده اید عرض تشکر و صداقت میکنیم !
ما خوش بختیم که در زیر علم این پادشاه خیر خواه دیانت پرور غیور در چنین یوم مسعود
که سالهای دراز خداوند بما روزی خواهد کرد جشن های مسعود میگذارنیم و خواهیم گذرانید .
اعلیحضرتا . ما افراد ملکی و نظامی و رعایای صادق و مطیع شما متقینیم که پادشاه دین پرور
ما باین عزم و ایمان کامل که در راه استقلال وطن و ترقی ملك و ملت دارند در بسیار روزهای نزديك
اثر اختلاف ازمیان یکمشت ملت پسمانده ما برداشته شود و فردای ان در حال با داره و انتظام
همه شعبات کار و مصالح ملك و ملت به نهایت خداوندی کامیاب قد باشیم و روز بروز به پیروی دین
احمدی و همت جوانمردانه شما عمران و ترقی و آسایش مملکت قوت یافته اسباب رفاه مسلمین فراهم
شده نسبت بحکومت سابق ترقیات روز افزون رخ داده در تعداد سرکهای جدیده و تاسیس تجارت
خانهای تازه و مکتب ها از دور سابق کرده با رونق تر و باصول دین و عقل قریب تر در منصه شهود اید
چون ملت افغانستان ازاد و حقیقی و استقلال خود را از جان دوست تر دارند لهذا نباید مثل
سابق ثروت ملی این مملکت بخارج رود و خود ش محتاج به ثروت و فنون اجنبی باشد .
در خاتمه از خداوند مهربان خود امیدواریم که چون بلطف خود مثل شما يك پادشاه
عادل دیندار نصیب مان کرده ترقی و استقلال مشروع و معقول ما ترا نیز پایدار و روز افزون گرداند.
وقایع ظهر و شب روز اول جشن استقلال
پس از فراغ صلوه ظهر و تفریح بساعت چهار هدف زدن ملکی و عسکری بطرف جنوبی دریای
کابل مقابل بارگاه پادشاهی بکمال بشاشت قد و خرمی اجراء گردیده گلوله اشخاصی که بهدف
اصابت کرد مورد انعام گردیده بین الاقران ممتاز شدند اسمای انعام گیرندگان پس از وصول
نامنویس شان مرقوم خواهد گردید .
انعام و قدر دانی ارباب صنایع مملکتی بروز دوم
جشن استقلال
مدهشترین اسلحه و سنگین ترین قواهائیکه در برابر ان خود داری و مقاومت امکان پذیر
نیست محتاج بودن يك ملت است به پیداوار و ادخالات يك ملت بیگانه ملت هائیکه در
لوازم معیشت و زندگانی و صنایع و حرفت و اشیاء کار امدنی خویش دست احتیاج شانرا به بیگانگان
و اماثل و اقران خود در از میکنند ناگزیر مراتب احتیاج شان در جامعه ملل ذیل و حقیر شناخته
میشوند - بلی مهمترین احتیاجات يك ملت را مفقودیت و عدم موجودیت صنایع و کاریگری انحا
تشکیل میدهد - ملتی که از صنایع داخلیه خود محروم و تفقه بصنعت بیگانه حاجتمند باشد
هرگاه از عاجز ترین اقوام جهان محسوب گردد جا دارد .
از انجا که ترقی و بدار اعتبار يك مملکت فقط وابسته بدرجه ترقی صنعت و حرفت و تقدیر
و توقیر صنعت گران ان مملکت است حکومت و زمامداران و طنخواه افغانستان دائما نقطه نظر
شانرا بسوی ترویج مصنوعات و منسوجات و پیداوار این مملکت اسلامیه شان معطوف داشته و
دارند و همواره در تشویق و ترغیب کاریگران و استادان ارباب صنایع وطن خویش بحر ذریعه
ممکنه صرف مساعی میورزند - چنانچه درین جشن یازدهمین استقلال خادم دین رسول الله
امیر حبیب الله خان مخصوصا درین مورد عطف توجه وطنه خواهانه شانرا مبذول داشته قبلا
وزارت تجارت شاهانه اعلانی را نسبت باعطای انعام و اکرام اهل صنعت و حرفت شایع نموده اند
که قبلا حاصل و خلاصه مرقوم گردیده متعاقبا حسب پروگرام بروز سه فقه شنبه از ساعت ۸ صبح
الی ۱۲ خود ذات شاهانه و هیئت کابینه و کور دپلوماتيك و عموم مامورین و شرکای جشن در
موقع یکه جهت وضع مصنوعات و منسوجات و پیداوار مملکت عزیز ما تخصیص و تعیین یافته و به
ترتیب درست و اصول مقبول نهاده شده بود رونق افزا گردیده بملاحظه انواع صنایع و اقسام
منسوجات صرف اوقات کان بالمقابل هريك از محصولات وطنیه ذات شاهانه شکرانه های ـ
بی نهایاتی را بدرگاه الهی بجا اورده در دلدهی و تسلیت و تشویق و ترغیب کاریگران و صنعتکاران
مملکت محبوب شان فوق العاده اظهار شفقت و کرامت فرمودند . و اشخاصی که مصنوعات و منسوجات
و عملیات شان نسبت بدیگر امثال و اقران شان فایق و بلند بود مورد انعام و اکرام مقرره شان ـ
گردیدند که نامنویس این استادان نامور را پس ازینکه بما از مرجعش تلطیف شود خواهیم
نگاشت ـ بالاخر این تماشا عالی در اطراف ساعت ۱۲ بکمال مسرت و فرحت ختام یافته
٣٤٢
ذات شاهانه رونق افزاي خيمه حضور شاهانه شان گردیدند درینجا یکدسته از طالباي
مکتب تلگراف يك ترانه غراي را با موزيك بحضور شاهانه شنوانیده مورد الطاف همایونی ــ
واقع شده در اثر ان با عموم وزراء وصاحب منصبان واعزه وخوانین وشاطین در بار شاهی شان
بصرف طعام چاشت پرداخته درعقب ان اداي نماز ظهر را فرموده تا ساعت ۲ مردم بـــــه
شنیدن سازهاي متنوعه وکلمات دوستانه وساعت تفریحاي مختلفه مصروف بودند .
اب بازي در کول طبیعی باغچه فرحت
ساعت ۲ يك منظره شناوری بسیار عالی در دریا کابل که از پهلوی باغچه فرحت عبور میکند
تشکیل گردیده تماشاچیان بکمال کثرت وگرم جوشی براي دیدن این منظره دلنشین حاضر گردیده
اطراف ودورا دور محل شناوری را در احاطه گرفته مصروف تماشا بودند ــ آب بازان معدد ه
عملیات رنگارنگ وکار روائی های قشنگی شده در مسرت وخوشنودي ناظرین افزود ه بالاخـــر
اشخاصیکه نسبت بسایرین پاند برامدند وناموبرشان اتيا مرقوم خواهد گردید انعام ــ
مقرره را نائل شدند :
دعوت عصریه بحضور ملوکانــــــــه
به عصر سه شنبه يك دعوت مجلل پر شکوه عصریه از طرف وزارت دربار شهر یاری در
باغچه فرحت ترتیب شده عموم وزراء و صاحب منصبان واعزه ومعتبرین داخلیه و هیئت کورد يپلوماتيك
خارجیه دران شمولیت داشته بصرف میوهای رنگارنگ و شیرینی ها و چای وشنیدن سازها ودیدن
انواع ساعت تفریحا وتشرف بملاقات واستماع کلمات خادم دین رسول الله محظوظ ومشغوف شده
ضمنا از شطارتهای عسکری که ارجمند شعادتمند جناب عبدالوكيلخان سپه سالار ــ وشعبده بازي
های رنگارنگ وعملیات مسرتین قشنگی که شعبده بازان اجراء نمودند مسرت زيادي دست داد
در اطراف ساعت ٦ شام این دعوت عصریه ما ليجبا فرحت غیر متناهیه خاتمه یافت .
شمولیت وکلا وکلان شوندگان هزاره در جشن لقطا استقلال
از لطف خدا وبرکت روحانیت رسول الله وحسن نیت پاد شاهدیانت اگاه امیرحبیب الله خان بروز
دوم جشن استقلال بچه شاتور مشهور با دیگر اعزه وکلان شوندگان هزاره بعهود بکمال خشوع
و معذرت شرفیا ب حضور شده بشرف این روزهای فیروز عفو حرقات سابقه شانرا خواستار ومرحمت
وخطا بخشی شهریاری را طالبگار شدند ــ ذان شاهانه نیز از حلم وعفو وبرده باریکه دارند رقم
عفورا بر رفتار سابقه شان کشیده با اوشان اظهار ملاطفت کرده اوشانرا ماذون فرمودند تاــ
مسرورانه با دیگر برادران خود مصروف سیر وتماشاي جشن استقلال باشند .
- ٣٤٣ -
اشتراك وكلاي فراهی در جشن استقلال
همچنین بروز دوم جشن يك دسته قوافل موتري از وكلاي فراه كه قبلا بيعت نامهاي
عمومی خود ها را بطور مجموعی فرستاده بودند جهت دستبوسی حضور ومحظوظ گردیدن از
نمایشات جشن استقلال وارد مركز گردیده مورد الطاف شاهی گردیده معززانه از طرف -
حکومت پذیرفته شدند .
ورود طلبای افغانی از خارج
يك دسته از طلباي فارغ التحصیل افغانی طیاره ران از خارج حسب تصویب حکومت -
حبیبیه معززانه وارد مرکز شده بروز دوم جشن شرفیابی حضور را حاصل داشته بعد از
استماع هدایات پدرانه خسروانه و اعطای بخشش های لازمیبه ر واحد آنها - در نمایشات
عمومی جشن استقلال شرکت ورزیدند ( درین مورد مزید تفصیلات را اتیا خواهیم نوشت) .
نمایشهای شبانه جشن استقلال
چون از شروع جشن تا به شب چهار شنبه از روی شب هیچیک نمایش عمومیه شبانه تشکیل
نشده ازین جهت قلم ما هم بطرف دیگر نمایشهای متفرقه شبانه وساعت تفریحا وبزم ارائی های
متنوعه لیلیه تا هنوز اطلاعی را برای ناظرین محترم تقدیم نکرده است - زیرا که این يك مسئله
را در ضمن تحریرات ما درك كرده خواهند بود که از روی شب نیز مامورین هر وزارت و منسوبین
هر اداره در خیمه های شان و دیگران با رفقای همطبع واشخاص همفكر وسائر تماشا چیان و
شاملین جشن دسته دسته و جمعیت جمعیت شده در مناظر متعدده شاعرانه منطقه جشن
باطراف وجوانب چراغهاي درخشان پوتلمون برتيه و بركنارهاي دریا وباطراف منار وبجوانب
معبر های عمومیه وبمحوتلهای مزینه ودکاکین غیر واحده وارد وبازار مالیه بانواع سازهای -
وطنی و اقسام ساعت تیریهای عالی بزم ارائی و ساعت تیری داشته الی ساعت ۱۲ ويك شب
عالم عالم مسرت وجهان جهان فرحت در هر ناحیه و هرگوشه و هرجا و هر مقام حكمفرما بوده
يك سلسله پر از ازدحام غیر منقطعه مامورین وشاملين ومتصرفين منطقه جشن بصورت پیاده روی
وگادی وموتر و بایسکل سواری در راه های متعدده شهر الی تمام مناطق جشن جریان میداشته
باشد .
تمثال فتح اندلس در شب چهار شنبه
ولی بشب سومین جشن استقلال در قصر سلامخانه استور تمثال عبرت مثال فتح اندلس
در چار پرده خیلی تاریخیای دلچسپ عالی ( بعلاوه دو پرد مضحك كه منظره کریحه خیانت
وجهالت را نشان داد) بعميم تماشاچیان که سر تا سر عمارت ازوشان مملو بوده نشان داده
شده بر مسرت وفرحت آنها افزوده يك درس بسيار مهم اخلاقی و نمايش گران بهای تاریخ اسلامی
که ناشی از جذبات ایمانی و تعمیل براوامر مقدس شرعی بود بعمیم ارائه داده شد .
- ٣٤٤ -
قبل از افتتاح یکی از اعضای دانشور تیاتر در عقب پرده به پیشگاه عموم حاضر امده يك
نطق خیلی موثر عالی را در مفاد تاریخ و انحد ما يعتقد سر اسلاف کرام اسلامیه که در فتوحات
اخلاقی و عسکری خویش ابراز نموده اند ایراد کنان در مزایای تیاتر و منافع ان که يك تمثال -
عبرت ومكتب نصیحت میباشد و هر واحدی را از ناظرین برای اله مین محاسن و مفاسد را دیده
بچیزهای خوب تدقیب واز امور خراب صرفنظر میکند تفصیلات زیاد ی داده خاتمه بیانش را به
سلامتی وجود خادم دین رسول الله ﷺ ومعين السلطنه صاحب وباقی زمامداران مملکتی ایراد
کنان عطف مزید توجه شانرا بسوی تعمیم علم و عرفان و افزونی تنویر وتوكيد دين ودنیای اسلامیان
نموده تمثال فتح اندلس را بيك صورت بسیار مقبول نشان دادند . اگر ما خواسته باشیم که صورت
این پیشرفت عساکر اسلامی و شکست مدهش افواج نصرانی و فتح اندلس را که دیشب مفصلا نشان -
دادمند طوری بنویسیم که عامه اهالی و اشخاصی را که از اصل قضیه اطلاعی ندارند بدانانیم این
نومره اخباریما به نشرش کفایت نمیکند بلکه ترجمه وطبع کتاب فتح اندلس را بکار دارد واگر ـ
مجملا جفت افاده اشخاص دانسته بنویسیم انهم تحصیل حاصل است لہٰذا از اجمال وتفصیل ان
فعلا نظر باین ملاحظات صرف نظر کرده فقط بسوی اصل مقصود که غرض اصلی از نشاندادن این
تمثال بود فوقا اشاره شد .
اوراق تبریکیه و نمایش طیاره
در مراسم افتتاحیه جشن اشاره بطرف افکندن اوراق تبریکیه طیاره بر مفارق شاملین
جشن نمود مبودیم اینك چند مضامین اوراق مزبوره را شجاعت ماب محترم (ابومحمد خان) قوماندان
طیاره بما مرحمت کنان توضیحات دادند که طیاره های ما موکب شهریاری را از ارگ شاهی الی -
محل مخصوص نطق افتتاحیه جشن مشایعت کنام از فضا بر مفارق شاهانه شان گلها را نثار وبه
تعداد زیاد از ورقه های تبریکیه اتی را بالای عموم شاملین جشن ایثارنموده است.
الا ای شهریار نامدار. ملت افغان خوشبخت است که این یازدهمین دوره مبداء زندگانی
حقیقی خود را بعزیم پیرة شجاعت شما تجدید میکند . قربان قدمت استقلال.
بنام سعادت تو مرا اینجا می پذیرند . اما کسی را که تو از درگاهت برانی حیات ننگین
خود را کجا طی خواهد کرد : !
مقدم اینروز فیروز را بر خود سعد ومیمون شمارید که علم عزت وشرافت استقلال
برفارق ما سایه افگنده وزنجیرهای اسارت که قلاده گردن این ملت شجیه شیر طبیعت بود
از هم گسسته و پراکنده گردیده است .
بر لب دعاء حضرت سلطان رسیده است
خصمش بپای بوس شتابان رسیده است
تا دست او به خنجر بران رسیده است
انگشتهای خلق بدندان رسیده است
ملت شجاع !
ـ ٣٤٥ ـ
عالم نشاطم يك سروری دارد ـ پرسیدیم. شرکت خود را در عالم سعادت شما بیاد
جشن (١١) استقلال بواسطه من التماس میکند ایا قبول میکنید .
شاها نثار کن که چسان از پرتو شجاعت نشای افغانستان بیمن این جشن یازدهمین
استقلال اوراق تبریکیت نثار قدمت میکند .
خوش و خرم باشید ای شاملین صحنه استقلال . نوشتان باد این شربت گوارای نوشین ـ
من بحمت مردانه شما از رتبه طبیعی عروج کرده ام . ای ملت شجاع افغان .
وظیفه نمایندگی شما را که برمن تفویض کرده اید اینست که در قضا بجا می اورم واوامر شما
را ازین سوبه انسو میفرستم ازینکه شوتم متر است میخواهم دیری بیاد این عظمت جشن (١١)
درین عالم بمانم ایا اجازه میدهید .
یادداشت : از اندراج چند مضمون دیگر ان که تا حال بدست راقم نیامده طالب عفو .
نمایش و ساعت تفریحایمتنوعه یومیه یازدهمین جشن استقلال
علاوه برنمایشها و ساعت تفریحائیکه رسما حسب پروگرام باوقات مقرره ان در معرض ارائه
جهت ایزاد فرحت ومسرت شاملین جشن نهاده میشود این نمایشها و یاتی هر روزه بلا تعیین
وقت در خرمی وخوشنودی دائمی ووقت گذرانی عمومی خدمت میکردند .
اتن ملی برقم های مختلفه در مقامات متعدده زدن اهو و خرگوش بحفقه مخصوصان بجانب
میمنه بارگاه شاهی .
کارنیوال یعنی نمایشات متفرقه مطبوع مرغوب طبع عوام جانب غربی باغچه فرحت. هدف زنی
کبوتر مصنوعی در میمنه بارگاه شاهی . هدف زدن نشانه ای نقرشین بحفقه وتفنگچه ریزه تیر .
نمایش شعبده بازان وسحرین درمواقع متعدده . سازهای ملی هر رقم در مقامات مختلفه .
کشتی سواری درکول طبیده باغچه فرحت .
نمایشهای روز چهارشنبه سومین روز جشن استقلال
امروز حسب پروگرام ازطرف صبح بساعت معینه در باغچه فرحت نمایش چوب بازان نامی
در معرض نمایش گذاشته شده چند جوره چوب بازهای قابل باهم دیگر متقابل وحرکات و شطارتهاي
حیرت ایتی را در تعرض ومدافعه شان باصول مقرره که دارند محشر شده بالاخر نفری غالب
انعام معینه را گرفته مورد تحسین وافرین جمهور حصار وحضرت شهریار واقعشده مجلس ختام
یافت دراثر ان يك اتن ملی نهایت پرجوشی از طرف جوانان اندری وجنوبی که مخصوصا درین جشن
دعوت ومسرورانمیا دیگر اخوان خود شمولیت دارند اول با دهل وسرنای ملیه و ثانی باموزيك عسکريه
در منصۀ نمايش امده با شا باشی ها وافرین گوئی های حضار ختام یافت .
حضور امیر صاحب وجهه بشیکه بمشرف بارگاه شاهی امتیاز داشتند درعین مصاحبه های
دوستانه صرف طعام وفواكه وچای چاشت را نموده بادای نماز ظهر باجم غفیری پرداختند .
ـ ٣٤٦ ـ
شطارتهای عسکری درعین اسپ دوانی
عصر چار شنبه طوریکه در پروگرام اعلان شده بود شطارتهای عسکریه اسباب تفریح ناظرین
را فراهم اورده سواران چابك دست بنهایت سرعت تاخت وتاز از بالای موانع اسپان خود را ـــ
بجست وخیزی تعجب خیزی پرانیده در اثنای تاخت شدید بسرعت مزید بر اسپان سوار میشدند
پایان میشدند چپ و راست دستها وپایهای شان را دور میدادند بدون قیزه ورکاب درــــ
شدت رفتار وقطع موانع حرکات اسپانرا اداره می نمودند وبسا حرکات شطارت امیز وعملیات ـــ
فرحت انگیزی دیگری نموده بالاخر این تماشاها فريضا در اطراف ساعت ٦ شام خاتمه یافت .
دعوت عصریه از حضور معین السلطنه صاحب
بمناسبت دوره یازدهمین جشن استقلال يك دعوت عصریه پرشکوهی از حضور سردار اعلی ـــ
(حمید الله خان معین السلطنه) بعموم وزراء واعيان وهیئت سياسيه ومامورین بزرگ به بارگاه شان
در قلب گاه منطقه جشن داده شده بعد از صرف شیرینی های مختلفه و فواکه متنوعه و چای وـــ
سیگار ومصاحبه های پرمسرت مجلس موصوف خاتمه یافت .
تمثال سقوط اندلس
شب پنجشنه به در قصر استور باز تمثال تحسر مثال سقوط اندلس در سه پرده عبرت اوری /
نشان داده شده يك درس بسیارمهم اخلاقی واندرز های نهایت عالی را بناظرین خویش تقدیم ـــ
نمود ما طوریکه از اعطای تفصیل فتح اندلس صرف نظر کرده ایم همچنان تحریرات سقوطش را
نیز قلم انداز نموده تفصيلش را در صورت وصول اصل مضمون ان ازطرف رئیس این تمثال
عبرت مثال بشماره های اتیه (حبیب الاسلام) وعده می دهیم .
فی الحال فقط این قدر مجملا می نگاریم باند ازه که فتح اندلس يك منظره بدیع مسرت افزا را
نشان داد صدچند ان پرده های سقوط ان قبیح وحزن امیزوالم انگیز بوده مخصوصا ندامت
کشی ها وگریه زاری های (ابو عبد الله شقی یا صغیر) شاه مفتوح اندلس که بر رشوت ستانی ها
وعياشی ها وسفاکی ها وبیباکی های خود و وزراء و مامورین ومنسوبین حکومتی خود پس ازتسلیم
شدن به (فردينان) که فاتح اندلس است ومحکوم شدنش بحبس ونفی بلد می نمود ـــ شرم اور
و رقت افزا بوده اند به وتقونوعه وبیتابی والده عجوزه وفرزندك صغیره اش جگرخراشی مینمود .
نطقی راکه (فردينان) فاتح اندلس درحین سقوط قوبه اخرین اعراب و شهادت (موسی) مشهور
(که درتسلیم شدن شهر با شاه و وزراء خائن ان مخالف شده دست بقبضه شمشیر برده با
عده ازمجاهدین ومتعلقین خود عزم مدافعه یا نیل بشهادت راکرد مبود) ایراد داشته
خیلی مهم وعالی است که مفادش را باینقدر الفاظ عرض کرده میتوانیم :
- ٣٤٧ -
شما اعراب ته سر سوخته و پای ابله برهنه که از وسط ریگستان های خشك وتفسيده ايشيا
خود
حرکت و افریقا را تحت حکومت خود آورده اروپا را نیز ضمیمه سلطنت خود ساخته وتمام قوای -
ما وبدخواهان وطرف داران عیسویت را در تمام حملات وتعرضات پسپا میگردید این کامیابی های
شما فقط در اثر عدالت و اسلامیت و پابندی با وامر شریعت تان بود ه که رعایا در ظل رافت شما
اسوده و توجه علم و عرفان در شما زیاد بوده در رفاه وارامی خلق الله زیاده کوشان بودید -
اما اکنون که شما بعیش و عشرت وتنبلی و جهالت گرفتار شده از ملك وملت غافلید وداد مظلوم را
از ظالم نمیگیرید اینك ما از اثر همان تعلیم علمی وعملی و اخلاقی که از اسلاف و نیاکان شما اموخته
ایم مجددا مملکت موارثه خود را متصرف وشما را ضعیف ساختیم !!!
( درین تیاتر نیز با پرده مضحک تقلب و خیانت و بی تهذیبی جهت عبرت وبسرت حضار
نشان داده شد ) .
وقایع یوم پنجشنبه چهارمین روزجشن استقلال
درین روز از طرف صبح اجرای انداخت یعنی نشان زدن با تفنگ در محل مخصوص ان
در معرض نمایش گذاشته شده تماشاچیان نسبت بدیگر نمایشها درین منظره عسکرانه بیشتر
شرکت ورزیده جهت بهدف رسیدن گلوله های اشخاصی که حسب نوبه فیر میکردند اظهار -
مسرت مزید و شاباش وافرین میکردند .
کار انداخت از ساعت ۸ شروع در اطراف ۱۱ ختام یافته اشخاصیکه نسبت بسائرین
نمرهای زیادی را حائز شده بودند مورد انعام مقرره شدند درین ضمن هر قیر و انداختی راکه
حضور امیر غازی میفرمودند بلا ناغه طابق النعل بالنعل بهدف اصابت کرده در هر نوبه نمره
تامه را اشغال مینمودند .
الحق که امیر صاحب یکذات بزرگ عسکری و يك سپاهی کامل اصفات حربی بوده علاوه بر فنون
حرب وضرب تمام مزایا وخصال عالم عسکریت را نیز از حیث شجاعت تهور ثبات قلب وغیره نائلند
علاوتا جناب سردار اعلی حمید الله خان معین السلطنه نیز کاملا نمره هدف را در انداخت
خویش حاصل فرمود ه وزیر صاحب دربار و اکثر ذوات دیگر نیز از علاقمندان حضور در عملیات
انداخت نسبت بدیگران مراتب بلندی را احراز نمودند .
در اختتام این نمایش بازی اتن ملی خیلی عالی در مسرت وخوشنودی ناظرین افزوده در
عقب ان يك قصیده افغانی که مشعر بر صفات حکومت حبیبیه و خرابی های حکومت سابقه بوده
از طرف يك دسته از نوجوانان اندری - بادل ملی وطنی شان قرائت گردیده بعد اجندور
حضار مجلس شاهی برخوان همایونی بصرف طعام پرداختند .
پس از ختم نماز وگذشتن وقت تفریح نظار یا علان فوق العاده اداره جشن يك تماشای
عجیب وغریب مسحرزین و نمایشهای شعبده بازی در طرف جنوبی دریا در برابر بارگاه شاهی
د رمنصه شهود گذاشته شده فوق العاده در فرحت وخرمی تماشا کتان وحضار از حد بسیار خود
افزود .
- ٣٤٨ -
بعد از اتمام این منظره مسرتين يك تماشای قابل ديد عالی العال جمناستکی آغاز شده این
نمایش چنان معتبر ــ بسا اعمال شگفت آور ــ حرکات خوب ــ جست وخیز مرغوب ــ پیچ وتاب
درست ــ غیره کار روائی های سریع و چست را مقدر شده بلا نهایه در تفریح طبایع و خوشنودی
عمومی افزود ، از حضور امیر صاحب برای این جمعیت جمناستکی مبلغ چهار هزار روپیه بخشش
شده علاوتاً بسیار الفاظ شفقت آمیز نسبت بافراد عسکری ایراد و در موضوع شرف خدمت ــ
عسکری و آن محبت خصوصی ذات شاهانه که با عالم عسکری دارند بیانات مفیدی را ایراد
و از عموم ملت افغانستان که تماماً عسکرند نیز مسرت فرموده این مجلس در غلغله های ( یا
چهار یار نبی ) خاتمه یافت .
آتش بازی شب آخرین جشن استقلال
شب جمعه که پنجمین لیل جشن استقلال بود برحسب پروگرام بجنوب کول طبیعی
بمقابل بارگاه شاهی از ساعت ۸ الی ساعت ۱۰ شب يك آتش بازی مجلل و با شکوهی ترتیب شده
مردم بسیاری برای تماشای این منظره بدیعه حاضر بوده صدای صاعقه نواز و آواز از هم متلاشی
شدن آن بلفضا وفرود آمدن شعله های گوناگون آتش آن هم بالوان مختلف و آوازهای خفیف ــ
خفیف آن که از تصادم ابرا کو احاصل میشد يك منظره خارقۀ نمای عجیبی را متشکل بود اولا منظره
این آتش بازی نظرربا روی میدان ودرفضا وثانیاً انعکاس آن در دریا در روحیات ناظرین اثر بزرگی
تولید نموده هر کدام مبهورانه از آن منظره لذتی و دلربا محظوظ می شدند درین موقع نسیم خوبی
شروع بوزیدن نموده بوی ریاحین وطراوت گل واشجار را بدماغ ناظرین رسانده آن دود و بوئی
را که از اثر باروت تولید می شد باطراف و جوانب برده ازین حیث هم به تماشاچیان هیچ تکلیفی
عاید نشد ما بین تماشای اشکال متنوعه و انواع متفرقه وصور متعدده و نمایش غیر واحده آتش بازی
قابل دید بمسرت تمام خاتمه یافت .
تفصیل درجات اجمالی انعاماتی که درین جشن یازدهمین
استقلال برای انواع نمایشها مقرر واعطا شده است
۱ ــ برای دو جوره غالب پهلوانان درجۀ اول ۶۰ روپیه درجۀ دوم ٤٠ روپیه درجۀ سوم ۳۰ روپیه .
۲ ــ جهت اسپهائیکه در مسابقه اسپهازی مرتبۀ عالی العال را نائل گشته ، ٥ ــ درجۀ اول ۶۰ ــ دوم ٣٠ ــ
سوم ۳۰ روپیه .
٣ ــ مخصوص هدف زنندگان کامیاب عسکری و ملکی بتعداد سی نفر نقد و جنس درجۀ اول علاوه بر
نشان ۱۰۰ روپیه درجۀ دوم ۸۰ سوم ٥٠ روپیه .
٤ ــ برای شخصی که در مسابقه اسپ دوانی رتبه عالی العال را اشغال کرد مزید برنشان صد روپیه ــ
درجۀ اول ۸۰ ــ دوم ۶۰ ــ سوم ٤٠ روپیه .
٥ ــ برای دو دو جوره از چوب بازان غالب فی جوره درجۀ اول ۶۰ ــ دوم ٤٠ ــ سوم ٣٠ روپیه .
٦ ــ سبقت کننده عالی العال بایسکل دوانی علاوه برنشان یکصد روپیه درجۀ اول ۸۰ روپیه ــ
- ٣٤١ -
دوم ٦٠ - سوم ٤٠ روپیه .
۷ - انعام زدن تبه برای ٢٠ نفر ده روپیه انعام جنسی .
٨ - زدن اهوو خرگوش مصنوعی در عین حرکت به تفنگ های ژه تیر انعام جنسی - قیمت درجه اول ٥٠ - دوم ٢٠ - سوم ١٠ روپیه .
اشخاصیکه نمبر اول تاو و دوم را پی هم حاصل کرد نبودند انعام درجه اول را نائل شده اند . واگر بدوم و سوم متواتر کامیابی یافته اند انعام درجه دوم را حاصل داشته اند واگر يك يك کامیاب شده اند انعام درجه سوم را گرفته اند .
جریانات جمعه روز پنجم جشن استقلال
درین روز از طرف صبح از ساعت ٨ الی ۱۱ نمایش اسپ دوانی در جای مخصوص ان در محل اجراء امد ما ولا يكعده از اسپان مخصوصا از نقاره معلوم داری رو بتاخت گذاشته دوره معینه را با مراعات شرائط مقرره ان طی کردند اسپیکه از دیگران مقدم شده بود علیحده شد پس از ان دو عده دیگری از سواران بحمین صورت اسپ دوانی کرده متعاقبا هر سه اسپ تیزرفتار - همین هر سه ده اسپان که از دیگران قبلا میدان را ربوده بودند را بمیدان دوانیده شده حسب سرعت ورفتار وتقدم انها بر همدیگر صاحبان شان تحسین وشاباش وافرین عمومی را نائل وعلاوتا انعام مقرره را حاصل و سوارکار عالی العال شان بگرفتن يك نشان نیز ممتاز گشت .
بهمین اصولیکه مذکور شد در عقبان بایسکل دوانی افاز شده سبقت کنندگان درین نمایش نیز انعام مقرره را علاوه بر تحسین وافرین حضار نائل گردیده این هرد و نمایش مسرت افزا قبل از نماز ختام یافته پس از اتمام ان جمهور انام با پادشاه اسلام بمحل مخصوصیکه جهت ادای نماز مقرر است رفته به استماع خطبه وادای نماز جمعه پرداخته پس از ان به صرف طعام وفواكه وجای وتفریح پرداختند .
چون ظهر این روز فیروز جهت نمایش پهلوانی وختام این جشن عالی باستماع نطق یکی از وزراء سلطنتی مشخص شده بود لهذا پس از ساعت دو امد امد جمعیت های متوالی انام واجتماع تکثر ازدحام خواص وعوام بیشتر وزیادتر از همه ایام شروع شد تا اینکه قبل از تشریف اوری همایونی سرتاسر میدان پهلوانی با این وسعت وفسحت وطول وعرضیکه دارد طوری از ناظرین وتماشاچیان امتلای بی پایانی یافت که جای پای ماندن بمشکل میسر نمیشد بالاخر حضور امیر صاحب پوره بساعت ۳ رونق افزای این میدان شده پهلوانان مشهور ومعروف کابل جوره جوره شده به پهلوانی آغاز کردند از کشتی گیری وبخرج دادن چالهای متنوعه وبه گول دادن وموقع یافتن از حریف خود هريك از ان - چند ین جوره که با همدیگر بند وبغل گرفتند از حد زیاد در مسرت وفرحت حضار می افزودند و بدر حرکت متغلبانه ووضعیت چالاکانه یکی از ان دو نفریکه در پهلوانی دست بدست می بودند صداهای خرمی بسیار ولغله های پاچا ریار از هر گوشه وکنار بالا می شد خلاصتا اینکه پس از -
معلوم شدن غالب ومغلوب چند پهلوان وافتادن طرح مطلحت در بین چندی ازوشان ـ
جمهور پهلوانان به مراء موزیکه یکشیدن ضرب (میل) بانواع خوب وطریقه های مرغوبی در ـ
فرحت حضار افزودند در عقبان به ثعالب پيك اظهار شطارت و فعالیت کنان در مسرت
عمومی خدمت کردند پس از ان اشخام غالب در يك جهان تحسین وافرین انعامات مقرره
خود شان را در ربودن بين الامثال والاقران ممتاز شدند ـ بعد از پهلوانی انواع سازهای
ملی واقسام دهل وسرنا های وطنی بسرائیدن اغاز و به اوازهای زیر وبم خود سامعه نوازی کرده
از حد زیاد در گرم جوشی مجلس ایزاد ويك عالم بهجت وخرمی خوشی را ایجاد کردند ـ
بعد ازان باتن ملی خیلی عالی در معرض نمایش امد .
متعاقب از پوره شدن وقت نمایش حسب اراده سنیه شهریاری حضرت عالی جناب
عطا الحق خان وزیر صاحب امور خارجیه مملکت افغانی فراز منبر بلند خطابه( که قبلا بصورت
مرغوبی تزئین والمجاد به عنای بران موضوع وكوشکهای دانه ء نطق از ان باطراف وجوانب محدود
شده بود ) برامده نطق اتیه اختتامیه جشن استقلال امساله را بکمال تففلففف فصاحت و ـ
طلاقت ایراد فرمودند ـ در حصه غفائیه ودعائيه ان جمهور انام با ان وزیر علام همنوا ـ
شده غلغله های امین امین را بلند میکردند ـ پس از ختام نطق ذيل غریوهای فلک گشای
یا چهار یار معمد و بلند شده در عقب ان ذات شاهانه تکرارا در نگهداشت استقلالی که
بخونهای پاک هزاران شهید بدست امده تاکید زیاد وکرده ملت را توصیه کردند که (در
همه وقت عام ازینکه من باشم ویا نباشم بایستی که شما این فائده بدست آورده خود تانرا
که استقلال است مفت از دست ندهید ـ(غلغله دعاکوئی) پس از ان سفیر صاحب کبیر ترکیه
از طرف هیئت سیاسیه مقیمه کابل اظهار مسرت وتبريك وتقدیر از حسن انتظام این جشن عالی
را نمودند ـ جمهور حضار پس از عرض مبارکباد وادای تعظیم حضور مرخص میشدند دریمن
حال موزیکها متعدد وسازهای وطنی غیر واحد در سرتاسر منطقه جشن سامعه نوازی داشت
ذات شاهانه پس از ادای نماز عصر با مصاحبین وحواشی ونوکری والای حضور شان پا پیاده از
منطقه جشن طردار درمیان ازدحام انام وصفوف متوالی خواص وعوام که بر معبرشان دست
بسته احترام بودند حرکت فرموده باینصورت مراسم جشن امسال اختتام یافت .
(نطق اختتامیه جشن یازدهمین استقلال)
بسم الله الرحمن الرحيم
نحمده ونصلى على رسوله الکریـــــــم
بحضور دیانت الحور اعلیحضرت خادم دین رسول الله امیر صاحب حبیب الله خان غازی بعرض
می رسانیم که از لطف الهی وبرکت روحانیت حضرت رسالت پناهی و پیشوایان مذهبی واز اثر دیانت
وشجاعت ومرد انگی وثبات عزم واراده اعلیحضرت شما دین مبین سید المرسلين درخشان واستقلال
ـ ٣٥١ ـ
افغانستان حیات دوباره حصول کرده اینک از همت بلند شما و به امر واراده سنیه والای تان
بتقریب ورود مسعود این دوره یازدهمین استقلال افغانستان این جشن پر شکوه عالی شان
استقلال را ملت شجاع ان به نهایت مسرت و خوشنودی انعقاد داده برای مملکت افغانستان
خصوصا وجهت فرحت و مسرت تمام عالم اسلام عموما اسباب فخر ومباهات را فراهم ساختند .
ما از خدای مهربان خویش میخواهیم که همیشه فتح وظفر را برای اعلیحضرت شما
خادم دین رسول الله و تمامی عساکر شجاع نیرومند تان ارزانی فرمایند و از الطاف خدای ـ
بی همتا و امداد روحانیت رسول الله و سعی وکوشش شما افغانستان يك دولت ومملکت مترقیه
اسلامی محسوب شود ـ و اعلیحضرت شما با والاحضرت نائب السلطنه ومعين السلطنه صاحبان
وباقی وزراء و مامورین صادق تان در مقاصد و ارادات دینی ودنیوی تان کامیاب وسر افراز ـ
باشید .
ای برادران محترم اسلامی و تبعه حکومت افغانی ـ ما و شما را لازم است که دائما برای
نگهداشت استقلال افغانستان به فدا کردن مال وجان خود ها حاضر واماده هرگونه زحمت
کشیدن باشیم و نگذاریم که استقلال ما از دست برد دشمنان و بدخواهان ما پایمال شود ـ
الحمد لله پادشاه بسیار با غیرت و با همت ودلاوری داریم که برای حفاظت دین رسول الله
وصیانت استقلال مملکت ما دست از تیغه شمشیر برنمی دارند و شب وروز میکوشند که افغانستان
شیرین مارا عظمت اسلامی وحشمت تاریخی اشرا ارزانی فرمایند ـ شما هم با این پادشاه
ترقی خواه خود کمر همت اسلامیت تان را محکم تر وخوبتر بسته کرده برای پیشبردن عزم واراده
این سلطان کشور ستان همیشه بیش از از پیش حاضر واماده باشید .
ما و شما الحمد لله مسلمانیم و در تمام افعال وافعال خود پیروهمان خلفای راشدین واصحاب
کرام و پیشوایان صداقت شعار اسلام میباشیم که در مدت بسیار کمی سه قطعه بسیار بزرگ دنیا
را که اسیا ـ افریقا ـ اروپاست ـ بنور اسلامیت وشجاعت وعلم ومدنیت اسلامی خویش منورساخته
بودند ـ ان ناموران جهان اسلام ذواتی بودند که از دینداری خویش عالم واهل عالم را اخلاق
حمیده و سعادت کونین بخشیده بودند درعزم واراده انها کمی خزینه واسلحه وقلت نفر هیچ
عذر گفته نمیشد ـ از بسیاری دشمن نمی ترسیدند ـ در جنگها یا همیشه فاتح میبرامدند و یا ـ
جام شهادت را نوشیده لقای رب العزت وانعام جنت را نائل میگردیدند هیچ گاهی از دشمنان
خود روی نمی گشتاندند ـ با دشمنان دین خود همیشه دشمنی بودند با برادران همدین و هم
هموطن خود دائم نیاوش وبرادری میکردند هیچوقت ازانها خیانت دیده ودروغ شنیده نمی شد
در داخل وخارج راست و صادق بوده هرچیز را به نظر حقیقت میدیدند بیهوده خویش را نا ـ
میکردند عهد شکنی نمی فرمودند عدل وانصاف در سرتاسر مملکت شان حکمفرما بود در احوال
صلح به ابادی مملکت و ارامی ملت سعی وکوشش میکردند .
- ٣٥٢ -
این است که ما وشما هم زیاده بر زیاده باید پیرو همان راهنمایان اسلام خود بوده به این پادشاه خود صداقت بسیار وبحکومت خویش اطاعت مرغوب نمائیم - از تفرقه ودورنگی جدا بپرهیزیم و با همدیگر خویش اعتماد کنیم اولادهای خود را به تعلیم وتربیت اسلامیت و - انسانیت مکلف سازیم .
واز خدای عزوجل مسئلت کنیم تا حکومت افغانستان واستقلال ملت افغان را بسایه شاد کامی امیر صاحب غازی از جمیع عوارض محفوظ ومسلم داشته انچه شایان سعادت دینی و دنیوی ما ملت است ارزانی فرماید - وهر انچه که سبب زوال واضمحلال ما باشد از ما دور فرماید .
اعلیحضرتا ! شطارتها وانداخت ها وجفاشیق های عسکری واهتمامات فوجی که امسال خاصتاه درین ایام جشن استقلال از اردو بنظر شما مشهود گردیده است بعموم ملت یقین و اطمینان میدهد که از لطف خدا وحسن مساعی شما در اینده قریبی يك قوه وعظمت و شوکت بزرگی را عالم عسکری افغانستان احراز خواهند نمود . همچنین از قرائت ترانها ودیگر بیانات طلاب مکاتب که درین جشن استقلال بعرض رسانیده اند همه ملت شجاع مان را امیدوار ساخته که در جشن های اتیه ازین شطارت های عسکر هزار بار بهتر تر به نمایشگاه حضور های شکر خطر تر باز همتر والا مشاهده خواهیم نمود وخیلی ترانه های علمی وادبی از لسان اهل علم وعرفان مکاتب اسلامی از حسن معارف پرور شما خواهیم شنید علاوه عموم وزارات ودوائر سلطنتی و تمام شعبات متنوعه مملکتی تحت مراقبت حضور همایونی ترقیات زیادی را نائل خواهند شد . از حضار محترم کوردیپلوماتيك که از اول انقلاب الی حال حکومت معظم پادشاه غیور غازی مان را - تقدیر کرده واستقلال مان را کمافی السابق بمدار تحسین نگریسته اند اظهار شکران داریم .
در خاتمه ملت افغانستان عموما وما شرکای این جشن مقدس استقلال خصوصا ازین - جذبات ملت خواهی واحساسات استقلال پروری امیر غازی خود که در انعقاد این جشن استقلال بازدهمین ما ابراز فرموده اند در مسرت وسعادت دوستان ورنج واندوه دشمنان این - مملکت اسلامی افغانستان افزوده اند اظهار مزید شکران و امتنان خود هارا بحضور دیانت ظهور تان بعرض میرسانیم - واز حضور وزیر صاحب دربار جناب شیرجانخان واز مدیرصاحب جشن استقلال اقای غلام محی الدین خان وعموم اراکین جشن استقلال ودیگر ذوات محترمیكه در گرم جوشی وایزاد فرحت ومسرت عمومی این جشن اظهار فعالیت وجدیت کرده اند اظهار تشکر مینمایم ومسرت کان از خداوند متعال سالهای دراز ارزو وتمنّای دیدن وشرکت ورزیدن امثال این جشن های استقلال را بزیر سایه همایایه شاهانه شما امیدوار بود عرض میکنیم :
روز وشب ما عید وبرات است ز لطفت ای صبح توفرخنده و ای شام مبارك
ای خادم دین دین زتو گردید منور تا روز قیامت بتو این نام مبارك
صد سال کنی جشن که گویم به دعایت جشن خوشت ای خسرو اسلام مبارك
- ٣٥٣ -
زنده باد امیر صاحب غازی ــ پاینده باد استقلال افغانستان .
تبریک مسرت انجام حبیب الاسلام
ما هم به نوبت خود نظر بانعقاد این جشن یازدهمین استقلال عالی اله ای که از اثر وطن
دوستی وملت خواهی وشرائت پسندی وجذبهء اسلامی خادم دین رسول الله امیر حبیب الله
خان به کمال تزئین و ترتیب خجسته ائین پنج شبانه روز در بهترین مواقع کابل بصورتی که
درین شماره مفصلا تقدیم حضور ناظرین گردید شرف انعقاد یافته تحفهء شکر گذاری وخوشنودی
خود را بحضور پادشاهی ودیگر رجال حکومتی شان تقدیم نموده عرض میکنیم .
می فزاید به ما مهر و وفا استقلال
یادگاریست زسربازی ما استقلال
میکشاید بشما باب صفا استقلال
میدهد یاد ز شمشیر جلا استقلال
( هست در ملت ما اب بقاء استقلال)
با تو دارد وطن از فطرت وجبلت الفت
می نمائیم بقربان تو سرازهست
در پی حفظ تو داریم هزاران جدت
نیست در روی جهان غیر تو عالی نعمت
( با تو داریم سرمهر و وفا استقلال)
اینچه جشنی است که گردید فلک حیرانش
کرد مسپاه زخط لاله رخان ریحانش
نمیزند طعن بصبح شام ضیاء افشانش
برده نقد دل ما چنین وسر وسامانش
(خالقت باد خدا فقه در حفظ استقلال)
ملت این منتظمت بچه تامین امـد
اتفاق اتکید واید تضمین امـد
کورید بینی او کور دقا بین امد
ثمرش در همه جا خوشتر وشیرین امد
( بشمادارد همین قدر ورجا استقلال )
تابه الم اثر نام زشاهی باشــــــد
دشمنش هر که بود خوار وتباهی باشد
شاسا درکف فضل الهی باشـد
پسرا سرور) وی چترهمائی باشد
تا که چند ین بکند جشن بنا استقلال)
خسارات زلزلهء کیفـــــان
در شمارهء(۲۳) ما خبر وقوع زلزله در کیفان ایران را قبلا مجملا اقتباس و بقارئین عزیز ــ
خاطر نشان کردیم اگرچه نشر ان خبر بصورت اجمال بود ، ولی مائیقین داریم که قارئین محترم ما
خرابی ها وزیان آن زلزلهء مدهش را حدت زده و تا اندازهء از خسارتش مدرک شده اند .
اکنون تفصیلات خسارات ان زلزلهء مشومه را قراریکه از جرائد ما بعد بدست اورده ایم
اينك بمعرض انتشار از اخبار ( بحار) میگذاریم :
عدهء تالفات باین زلزله منحوس به ۱۲۷۸ مرد و ۱۳۱۸ زن و ٦٥٤ بچه و ۱۱۰۲ نفر
مجروح بالغ شده و ٦٧١٦ خانواری از قراء وقصبات ویران وخراب گردیده و ٦٢٠٥ مواشی تلف
شده است .
از قراریکه جراید ایران مینویسند حکومت و ملت ایران در کار جمع آوری اعانه برای
مصیبت رسیدگان از این زلزله میباشند و نیز عده از محترمین را با معتمدین ومبلـــغ
حازیه بنقاط مخروبه فرستاده تا بانها رسیدگی و سر رشته تعمیر وابادی وحفریات ــ
انجا ها را بفرمایند .
حبیب الاسلام از این واقعه مولمه سخت ملول ومغموم بوده با این برادران همبدین
وهم نژاد خویش اظهار همدردی وافسوس مینماید و برای کسانیکه درین واقعه بدارالسلام
رحلت کرده اند با اینکه انها مغفور ومرحوم هستند مزید مغفرت وبرای بازماندگان شان
صبر و مزید اجر را از خدای متعال نیاز کرده دعا میکند که خالق بی نیاز تمام اسباب وــ
وسایلی را که به بد بختی وزبونی ما عالم اسلام تمام می شود رفع و برطرف گرداند .
روابط روس و انگلیـــــس
از لندن خبر رسیده که قرار شایعه دیلی تلگراف احتمال تعیین گردیدن لودا ولیور
بسمت سفیر کبرای انگلیس در اتحاد شوروی میرود وهم اطلاع میدهد که بنابر بعضی اخبارــ
واصله ماکدونالد تصمیم نموده است که بدون تاخیر و تعویق روابط انگلیس را با دولت شوروی
تجدید کــــــند .
روابط انگلیس و حجاز
از لندن خبر نژد داده اند که نظر با علایم جدید دائر باینکه دولتین انگلیس و حجاز
ترتیب متقابلی برای نماینده گان دپلوماتی بمسالك یکدیگر داده اند پیشبینی میشود کـــه
روابط نزدیکتری بین انگلیس وممالک عربستان بر قرار گردد احتمال میرود جده را مقر ــ
اقامت نماینده انگلیس قرار دهند زیرا کسانیکه خارج از دین اسلام باشند حق سکونت
واقامت را در مکه ندارند .
(کابل ــ مطبعه سرکاری)
- ٣٥٥ -
صفحه (١) (جریده حفته کی حبیب الاسلام - سال اول - شماره ٢٧) (نمره مسلسل ٢٧)
مدیر - برهان الدین کشککی واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا
حبیب الاسلام
اداره خانه در دارالامان کابل افغانستان
همه امور تحریریه وحسابی بنام اداره فرستاد میشود .
اداره در انتشار واصلاح مقالات وارد مختار است .
در هر هفته یکمرتبه یوم چارشنبه نشر میشود .
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .
شرح اشتراک
سالانه ششماهه
در داخل مرکز ٦ روپیه ٣ روپیه
در ولایات داخله با
اجرت پست ٧ روپیه ٤ روپیه
در خارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ
(قیمت يك شماره ٦ پیسه)
(درین اخبار از احکام دینی ومسائل اسلامی وهرگونه علم وفنون واطلاعات
سیاسی ومفاد دولتی ومنافع ملی بحث میشود - ) .
(تاریخ قمری سلخ - ربیع الاول ١٣٤٨) ٤ شنبه (تاریخ شمسی ١٢ سنبله ١٣٠٨ هجری)
عروس ملك کسی تنگ در کنار گرفت
که بوسه از لب شمشیر ابدار گرفت
هر انسان زندگانی وحیات خود را دنیا ومافیها وفطرتا باندازه دوست دارد که در مقابل
حیات ونگهداشت زندگانی خویش از همه منافع ومفاد ومال ومنال و اولاد واحفاد واز صحت و
غنا وتمامی اعضا بالاخره از همه اشیا میگذرد وسایر دنیا ومافیها را قربان ان میکند .
از همین جا است در هنگامی که کارد را بر گلوی يك شخص واجب القصاص ویا شمشیر را بر
روی کدام مجرمی مسا برسید هند علی الفور دستهای او بايك حرکت غیر منسوبه ویا جنبش غیر ارادیه
قدسد افعه از روی وگلوی خود میکند .
همچنین اگريك انسانی پس از اینکه محکوم بالقتل شده باشد وبخریدن خون خویش مجاز
وماذون گردد - علی الیقین این محکوم در بدل زندگانی شیرینش بفداکردن تمام هستی وجمیم
دارائی وثروت خود حاضر میگردد .
مثل مشهوری استکه (اب تاگلو - بچه زیر پای) هنگامیکه برای يك پدر ویا فرزند قتل وموت
عاید گردد وفرزند را در بدل پدر ویا پدر را درعوض فرزند بکشند البته که هرکدامی ازین
پدروپسر برای نگهداشت زندگانی خود به فدیه وقتل همدیگر شان فی الجمله راضی میشود .
یکی از ضرب الامثال اعراب است که (اذا ابتلیت ببلاتین فاختر ایسرهما) (یعنی اگر دو بلا
متوجه خویش یابی - پس اختیارکن اسانترین ان بلاها را برای خود) ازهمین جا است اگريك
مجرم ومحکومی را درمیان قتل وبریدن دستش ماذون ومختار سازند البته که این مجرم به بریدن
دست خود رضامیدهد . همین حیات انسانی وزندگانی بشرق طوریکه درنزد خوده عزیز ومحترم
است همچنان به نزد شرع انور نیز وقر واحترام فوق العاده را نائل است .
- ٣٥٦ -
زیرا که از روی ایات قرآنی و احادیث نبوی هم خود کشی و بعبارت دیگر نفس خودرا به تهلکه
انداختن در گناهان کبیره محسوب و مرتکبان بزه کار و مستوجب بازپرس پروردگار است .
بالاخره در روی زمین هیچ کسی نیست که برای مدافعه حیات و وقایه زندگانی خود اهم ترین
مساعیش را صرف واخرترین کوششهای ممکنه خود شرا بذل نمیکند و تدابیر و چاره هائی را
که بفکرش میرسد درین راه بکار نمی اندازد !
ازین تمهید طولانی که تا حال مرقوم شد البته که ناظرین این امر را بخوبی درک و فهمیده
اند که انسان حیات و زندگانی خودرا بسیار دوست دارد . و هر چیز را بمقابل ان فدا میکند .
الا در برابر یک چیز . که در مقابل ان انسان حیات خویش را هم بخوشی خود قربان میکند. وان هم
(حیات) است اما نه ( حیات فانی ) بل زندگانی جاودانی است .
بلی ! همین انسان حیاتدوست و همین بشر زندگانی طلب را علی الاکثر می بینیم که در میان
باران گلوله های دشمن در نیستان مرس های مهلک و مدهش توپ و تفنگ در وسط فیرهای متوالی —
بومبه ها و شراپنلها در عین شعلات اتشفان سوز در برابر تصادم و بروق ولمعان کاردها و شمشیرها
و برچه های جگر دوز بی انکه بقدر یک ذره پروا کند و یا اندکی ابروخم نماید و یا از ماندن مال و
منال وثروت ومکنت خویش اندیشه را بخاطر راه دهد — و یا فرزند و پدرو زن و مادرش را بخیال خود
بیاورد و یا دیگر خاطر های مرغوبه دست بدامنش بیندازد (الله اکبر) گفته قومانده (زرزو) را
تکبیر(یا الله خوانده . امر (وراندی مارش) را تقبیل کرده داخل خط اتش میشود با خصم خود
می جنگد دیگر رفقای خود شرا هم به محاربه تشویق وتحريك میکند دشمنش را مردانه وار زخمی
مینماید . خود : هم اخیرا زخم می بردارد . خصمش را بیدریغ می کشد — بالاخره خودش هم کشته
نی استغفر الله شهید یعنی زنده جاوید میگردد .
همان حیات عزیز خودرا قربان همان زندگانی شیرین خودرا فدا مینماید . همان وجود —
نازکدانه و همان جسم بلقلقد نازدانه خودرا که همیشه از گرمی بسردی نگذاشت و در سردی در —
بسترهای گرمش می پیچانید در لحاظ وتوشك ومکای ترعش می پرورانید و حسب طاقت وقوت
خود ش به غذا وخوراکهای مناسبش تغذیه وتقویه میفرمود در سنگها در کوها در بیابانها در —
سردی ها و در گرمی ها روز و شب گاه و بیگاه گرسنه وتشنه بمسادمه پرخچه های بمب بمقابله
تکه های شراپنل وگلوله های توپ ومرمی های تفنگ و تیغ های کرین و برچه درخاك وخون بحالت
زار وزبون می اندازد ! ! !
برای چه .
برای (حیات ملی) ! برای (استقلال مملکتی) برای اجرای (اعلای کلمه الله) و برای
صیانت دین رسول الله !
زیرا که درین راه مردن وجان دادن عین حیات بود مصداق (بل احیاء) شد بمقام (فند ریهم)
فائز وبانعام (فرحین) نائل است . پدر بشهادت همچه پسری که درین راه مقدس شهید شود فخر میکند .
مادر شیر خو برا برایش می بخشد (۱) در میان قوم وقبیله بنام نیك وجوان مردی یاد میشود . شهادت پدر وسیلهء اعزاز و اعتبار فرزند میگردد . به نزد خدا ماجور ، رسول الله از وی خشنود در نزد عامهء مردم مشکور است ! ! !
دین پاك مقابله ومقاتله را در همچه مواقع جهت اعلای کلمه الله و صیانت دین مبین فرض عین گردانیده در بسیار مواضعی از قرآن پاك بما وشما ترغیب و اوامر اکیدی فرموده که حتما باید ما درین راه جانبازی نموده سر فروشی ها کنیم . در بدل آن جنات عالی ولقای حضرت الهی و رضای حضرت رسالت پناهی را کمائی کنیم ! ! ! همچنین بازماندگان شهدا هم چون بضرب شمشیر خود اعلای نیك دین و احیای سنت سید المرسلین را نموده مملکت را استقلال وحریت بخشیده اند گویا ازین جهت هم یك حیات جاودانی را از حیث دور و تسلسل اولاد و احفاد و ذریات شان – برای ملت و مملکت خویش بدست آورده اند .
برادرانم ! الحمدلله همهء ما وشما عاقل – تمام تان فهمیده و مسلمان پوره میباشید و میدانید که در همچه حالت دشمنان وبدخواهان افغانستان میخواهند که ازین فرصت استفاده کرده ملك وملت ما را خوار وزبون کنند ( لا قدر الله ) از نفاق و شقاق ما استفاده ورزند – ما را در میان خود ما بجنگانند و خود انها بسیر و تماشای ما خنده کنان و کلمه کنان خرامان باشند .
از برای خدا از از بغض ( و شقاق ) وکینه ونفاق و از این الوش ودوروش از تملق وچاپلوسی از حقائق پوشانی از خود غرضی و مطلب اشنائی و جاهیتقند پسند روشن پروری جدا کناره کنید ودست از قبضهء ان شمشیریکه بر روی دشمنان دین وملت خود مفلتا میکشید نبردارید و در راه حفاظت وطن و ناموس اسلام خونهای پاك وگرم تانرا فدا سازید . ویك بار دیگر از یك جنبش ملی وجوش افغانی خود باز بعالم شجاعت تاریخی و حماست افغانی خود ها را آشکار وهویدا بسازید .
اگر درین راه استاد ورهنمائی میخواهید بسر فن جنگ وسبق دلاوری را از پادشاه دیانت آگاه تان (امیر حبیب الله خان) بیاموزید که بچه شجاعت قوة العاده و تهور ومرد نگی بی اندازه بچقدر يك فرصت کم مصدر چقدر خدمات بزرگو و کارهای معظم شده اند . ببا وجود سمود : متحمل چقدر سختی ومصاعب و درشتی ونوائب شده وبالاخره از مساعی جمیله اش دین مبین را درخشان وسرتاسر افغانستان را از عدل وداد خود گلستان ساخت و نام نیك تاریخی خودش را در تمام جهان اعلان کرد . علی روس الاشهاد بمردم دانداند که :
عروس ملك کسی تنگ در بغل گیرد
که بوسه بر لب شمشیر ابدار زند
(۱) ولا تحسبن الذین قتلو ا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم يرزقون فرحین بما اتاهم الله من فضله . الاية .
يعنی گمان مردم را نکنید در باره ذواتیکه شهید شده اند در راه خدا بلکه انها زنده جاوید و بنزد پروردگارشان رزق داده میشوند ومسرورند بانچه که عطا کرده است خداوند بانها از فضل خود .
٣٥٨
افتتاح مكتب السنه در وزارت خارجيه
از حسن توجه خادم دین رسول الله (ص) امير حبيب الله خان و مساعی جميله حضرت عالی
عطاء الحق خان وزیر خارجه بروز چار شنبه گذشته مکتب السنه برای یاد گرفتن لسان و محاوره
زبان دول خارجیه که افغانستان با انها علاقه مند و برای تکمیل مقاصد و تخفیات خود بمكاتبه
و مراوده با انها مجبور است افتتاح گردیده اولا عالیجاه محترم قیام الدین خان مدیر شعبه
شرق و غرب وزارت خارجیه نطق اتی را برای استحضار حضار ایراد فرمود و در اثر ان این مرامنامه
نطق
وزارت خارجه که در عقب سطور است خوانده شده مکتب مذکور در کمال خوشحالی و سرور
و دعا گوئی حضور و دیگر رجال معظم و زمامداران حکومت حبیبیه به تعلیم و تعلم تلاميذ خویش
دائر گشت .
( نطق افتتاحيه مكتب السنه )
حضار محترم . همه شما میدانید که حیات از نقطه نظر فلسفی عبارت از تعاون و اشتراک و همدردی
است و طبعاً بحکم (ضرورت اجتماع بشر) از دور خلقت ادم تا ایندم فرد بفرد قوم بقوم قبيله به
قبیله و علی هذا القياس ملت بملت و حکومت بحکومت احتیاج خود را حس کرده و با هم مربوط -
گردیده اند - امروز در هیچ گوشه عالم هیچ قوم وملت و حکومتی دیده نمیشود که علائق سیاسی
و اقتصادی بادیگران نداشته و وسائل معیشت و زندگانی خود را خود بخود تدارک کند .
این احتیاجات متوالیه و در عين حال لزوم ارتباط و اختلاط ما با ملل مسکونه گیتی ما را مجبور میسازد
که برای ابراز مطالب خويش وفهم مقاصد دیگران مبنی بر فلسفه جلب منفعت و دفع مضرت) از اصول
السنه خارجیه تابا اند از مستحضر باشیم تا بتوانیم با اقتضای وقت و زمان معاملات ومناسبات جاريه
را بسهولت اداره کنیم .
این خیال و تصور ما شاید بخودی خود منظور ما را تامین نتوانسته و از حد قول بمیدان عمل
در نیاید لهذا ما لازم دیدیم که يك مدرسه به اسم مدرسه) (السنه) در خود وزارت خارجیه -
برای تحصیل زبانهای خارجيه مفتوح و از مامورین خود وزارت خارجيه وباقی ذوات صاحب ذوق و
سلیقه که علاقه مندی خود را بوطن محبوب خویش در حکومت مقدسه اسلامی خود ابراز نمایند مطابق
نظامنامه جداگانه وزارت خارجيه بپذیریم .
این است به امر واجازه حضور همایونی که سمع مبارك شان همیشه برای اصغاء سخنهای حسابی
که فائده ملك و ملت را متضمن باشد حاضر است وحسب الايماء حضرت مستطاب اجل وزیر صاحب
خارجیه افتتاح مدرسه را اعلان میکنم و از خدای متعال جل شانه نیاز داریم که در سایه توجهات
اعلیحضرت امیر صاحب غازی همه ما و شما کامیاب شویم .
مرامنامه وزارت خارجیه نسبت به تاسیس مکتب السنه
مقدمه :
قوت وتوانائی یک مملکت در صحنه مبارزه پولتیکی به قدردستر س واستعداد رجال سیاسی
ان مملکت است . موفقیت وپیشرفته ای رجال سیاسی بدون علم ومعرفت متصور نیست تحصیل علم
و معرفت ومخصوصا اشنا گردیدن به احوالات خصوصی وعمومی عالم هم وابسته به زبان دانی ــ
است . وزارت خارجیه در روی این اصل و به اساس همین منظور تاسیس یک مدرسه السنه شاهانه
به ترتیب ومقررات ذیل تصمیم گرفت :
(۱) درس السنه عموما هر روز از طرف عصر نیمساعت قبل از حاضری افتتاح و تا نیمساعت
بعد از حاضری به متعلمین داخلی وزارت افاده میکند .
(۲) درین مدرسه شمولیت مدیران وزارت خارجیه الی درجه سرکاتب و کاتب بصورت حتمی
است کاتبان هم بمیل خود شان داخل شده میتوانند .
(۳) مامورین داخلی وزارت خارجیه ازدادن فیس (حق التعلیم) معاف میباشند .
(٤) عجالتا در پروگرام تعلیمی این مدرسه تنها سه زبان اروپائی (انگلیسی و فرانسوی و
روسی) از لحاظ عمومیت واهمیت و همجواریت داخلی است و بنابراین متعلمین به سه صنف ابتدائی
(صنف ابتدائی فرانسوی ــ صنف ابتدائی انگلیسی و روسی) تقسیم میشوند .
(٥) تهیه وتدارک سامان تعلیمی ازقبیل (کتاب ــ قلم ــ کاغذ) بعهده خود متعلمین است.
(٦) شایقین وهوسگارانیکه بداخل وزارت خارجیه ماموریت نداشته وارزوی تعلیم را داشته
باشند مشروط به اینکه ماهانه (۱۱) کابلی فیس بمعلم بپردازند درمدرسه قبول میشوند .
(۸) اشخاصیکه سابقا دروزارت خارجیه ماموریت داشتند وفعلا بسبب محدودیت کار
برطرف شده اند اینها هم اگر بمدرسه داخل شدن را ارزو داشته باشند ازتادیه حق التعلیم معاف
میباشند .
فعالیت ضرابخانه مرکزی در ضرب
مسکوکات حبیبیه
مکتوبیکه راجع به ضرب مسکوکات وفعالیت ریاست ضرابخانه باین اداره رسیده عینا ــ
مضمون ان قرار ذیل برای اطلاع قاریئن محترم درج اخبار خویش مینمائیم .
کمترین خدمتکاران دولت وملت سید احمد رئیس مستقل ریاست مستقله ضرابخانه چنین عرض
مینماید که بروز نمایشات صنایع درین جشن استقلال سال یازدهم ازطرف ریاست مستقله ــ
ضرابخانه خدمات فوق العاده که بطور نمایش تقدیم حضور مبارک شاهانه گردید منظور وباعث
زیاده برزیاده رضامندی وسرور حضور انور وحضار محفل گردیده این بود که درزمان سلطنت
گذشته مامورین ضرابخانه در روز وشب (یکعده زیادی) از مسکوکات قرار داده داشتند درماه
که مجلس مخصوص محاجه المصاحب باضرب مسکوکات انعقاد یافته بود بعد المذاکرات
ـ ٢٦٠ ـ
و مباحثات زیاد چیزی افزونتر بر قرار داد پیشتر با ضرابها قرار داد کردند بعد از ان این
خادم دولت وملت چوکی ریاست را گذاشته وتمام روز خود را بداخل ضرابخانه با کاریگران ـ
صرفنموده حتی الامکان سعی نموده باینجا رسانیده ام که (باندازه دوچند مسکوکات سابق)
از فضل و مرحمت الهی جل جلاله بسکه میرسد وظاهر است که از ابتدای سلطنت امیر ـ
عبدالرحمن خان مرحوم تا ختم سلطنت امان الله خان اینطور کار واجراات فوق العاده نشده
وعلاوتاً موس ها جمله مسکوکات هرکدام دو مرتبه جدید ساخته شده که هر موس کم از چهل
روز تیار نمیشود . چنانکه از سکه های ۱ روپیه وتران و عباسی گی هم بحضور مبارک با کواغف
فوق در محفل نمایش تقدیم گردید حضور انور والا بحضور وزرا واهالی محفل وسفرای خارجه
خیلی مسرور گردیده اظهار رضامندی وخوشی ودعای زیادی برای مستخدمین ضرابخانه عموماً
وبرای شخص فقیر کمینه خصوصاً فرموده وحضار محفل هم در اثر الطاف شاهانه تحسین وافرین
نمودند . بنابران لزوماً چون حقوق شناسی محترم وملت پرستی وعالیه الطاف شان در حق خدمت گاران
ظاهر است اطلاعاً تحریر خدمت ذی مکرمت گردید زیاده بران بحضور انور عرض شد که مقصود
از اظهار این خدمات برای تقاضای افزودی منصب ویا زیاد ی تنخواه یا اخذ نشان وغیره مدعا نیست
نیست بلکه محض خورسندی ورضای حضرت والای همایونت که رضای حضرت سبحانه تعالی
درانست . میباشد . ( امضا ء سید احمد )
مقرری جناب عبدالقیوم خان نائب سالار
بقوماندانی افواج مزارشریف
جناب شجاعت وبسالت ماب آقای عبدالقیوم خان نائب سالار که دائماً در ایام حیات شان مصدر
عملیات وطنخواهانه ودارای خصال حمیده وصفات اسلامیه می باشند و در جهاد استقلال خدمات
نمایانی ازوشان نمایان شده ومدتی زمامداری ملکی ونظامی پنجم حصه سمت مشرقی را در اطراف ـ
اسمار و کنرها ونورستان بوجه دلخواه اداره وزمانی قوماندانی نظامی افواج اشرف الاصحار قندهار
را میفرمودند ومتعاقباً در اثر عدم خادم نوازی وشخصیت پرستی های حکومت سابقه موقوف شده
متحمل زحمات زیادی شده مانند دیگر مسلمانهای صادق متاثر بودند .
ودرین عصر اسلامیت حصر حبیبیه که نیز خدمات عالی وکار روائی عمده را برای شخص
اعلیحضرت وبهبود ملت ونیکنامی مملکت خویش ابراز فرموده اند درین ایام حسب انتخاب حضرت
عالی مفخم جناب سید حسین خان نائب السلطنه و منظوری حضور شاهانه بقوماندانی عمومی افواج
ظفر امواج مزارشریف اثار مقرر وسر افراز گردیده اند . وبروز چهار شنبه گذشته برفاقت جناب
مستطاب غلام قادرخان سرحشی به پرواز طیاره یونگر برعانم صوب مطلوب شدند .
٣٦١
حبیب الاسلام ازین حسن مقرری خادم دین رسول الله ممنون وبرای نائب سالار موصوف
که از روی اهلیت ولیاقت این موقع مهم را نائل شده اند استدعای حسن خدمات را نموده
توفیق را رفیق شان خواستار است.
دستگیری جنگجویان جنوبی
از حسن نیت اسلامیت طویت خادم دین رسول الله وفداکاری وفعالیت منصبداران شجاع
و کاراگاه شان در اثر ان سوقیات عسکری وپیشرفت نظامی که در شماره (٢٣) حبیب الاسلام
تفصیلات ان تشریح شده یکعده از طغوی شرارت پیشه احمدزائی ومنگل وجدران درعین
محاربه که خوشبختانه تازه فتح وظفر ان بنام نامی عساکر کامگار حبیب اللهی کشیده شده در
موضع خندخیل جنوبی دستگیر وبصورت اسیران حربی دو سه روز قبلبرین محفوط وارد مرکز و
جهت تسلیت عمومی وعبرت سائرین در شهر شهیر کابل تشهیر شدند وفعلا تحت الحفظ
وزارت حرب میباشند .
عساکر فاتح ما در اثر این فتح عالی شانی که برایشان از فضل ایزدشان در (خندخیل)
نصیب گردیده فعالانه وشجاعانه در سوقیات فوجی وپیشرفت لشکری شان اجرات دارند .
محمد نادرخان واتباع نادان ان تا هنوز بر هیچجا نائداص موفق نشده طوریکه ما قبلا در
شماره (٢٥) مرقوم داشتیم درحواشی سرحد بودن نامبرده وتشبثات مایوسانه وبیانات نفاق افگانه
او را راپور های نظامی ما حکایت میکندوبس. مزید اطلاعات پیشرفت عسکر شیرپیکر حبیبیه را
در سمت جنوبی در اتیه خواهیم نگاشت .
( تلگرام بی سیم مزار شریف )
چندی قبلبرین تلگرام بی سیم مزارشریف بنابر خرابی که برایش عائد بود در سلسله
مخابرات طرفین يك سكته وتعطلی رافراهم اورده بود اينك از دو سه هفته باینطرف رنجك
ودفع خرابی اوشده مجددا برای قبول واعطای جواب هرگونه مخابرات دولتی وملکی حاضر وممتاز
است . تجار وشایقین عنداللزم باداره مزبور مراجعت کرده میتوانند .
مرا درخواب گردید این هدایت
( مکتوب )
جناب مدیر صاحب جریده حبیب الاسلام .
دیروز ( کتاب الینه انقلاب ) را که حاوی فتوحات و مردانگی های درخشان جناب امیرصاحب
است بحضور ذات همایونی شان می خواندم وقتیکه خواب های بعضی علما را که متظم ساختعام
قرائت نمودم ذات اعلیحضرت فرمودند که ( صورت این منظومه ها باخبار نشر شود ) لهذا ــ
خواهش دارم که حسب الامر حضور منظومه های ذیل را درج جریده خود بفرمایند ( شیراحمدشاعر)
ـ ٣٦٢ ـ
( خواب شیخ شنوار )
برای بیعت از اقوام شنوار
من اندر صحبت ایشان رسیدم
که اندر ملك ما شخصی است عابد
ز علم وزهد وتقوی کامیاب است
شبی خوابی بدید و کرد فردا
که یعنی ان امیر هر دو عالم
بیک محفل نشسته همچو سلطان
امان اللـه خان را يك جماعت
که این کس رخنه در دین کرده پیدا
مسلمانان دیگر را بان راه
رسول اللـه بچشم خشم سویش
بقدر ساعتی مدهوش افتاد
دگر سیلی بزد بر روی ان شوم
درین فرصت شدم از خواب بیدار
که نخل دولت این شاه گمراه
قضارا بعد یکمه یا چهل روز
که بهر غیرت دین قوم شنوار
سرایت کرد ان اتش بهر سو
که از کاپيسا بصد خواری و خذلان
درانجا خواست تا قد راست سازد
دگر سیلی ز غیب امد برویش
بکابل چون رسیدند اهل کبار
ازانجا این روایت را شنیدم
همیشه معتکف بوده بمسجد
که شغلش در عبادت یا کتاب است
بما ان خواب فرخ را هویدا
مکرم تر ز نوح جن و ادم
بدورش جمع چند ین خلق ویاران
بیاوردند حاضر پیش حضرت
شده پیرو بائین نصاری
دلالت میکند حیری همین شاه
نگاه افگند و زد سیلی برویش
وزان پس اندکی جنبید و استاد
کشد در عرصه گاه خاک معدوم
بتعبیرش چنین دل کرد اظهار
همی افتد ز بیخ از قهر الله
شد این اتش برویش شعله افروز
علم برداشتند بهر پیکار
فتاد اخر بدولت خانه او
بسوی قندهار او شد گریزان
لوای سلطنت را بر فرازد
بخاک افتاد جام ارزویش
( قفلو خواب مولوی مشرقی )
دگر يك عالم پرهیزگاری
رقم فرمود چند ین اشتهارات
که درکاپیسا بمن يك قطعه ان
نخست این نکته دروی بود مرقوم
کسی در خواب اگر گوید دروغی
حدیثی را بصدق قول خود باز
وزان پس خورد مسوگند های بسیار
که دون ان شاه اورنگ رسالت
بگوا ز من گروه امتان را
بجمع مولوی ها نام داری
فرستادند بهر ملك و ولایات
رسید و خواندمش پیش عزیزان
که هست این مسئله بر خلق معلوم
مسلمان یش را نبود فروغی
دران بنوشته وخود داده ابراز
که در خوابم نه از کذب است اثار
مرا در خواب کرده این هدایت
تمامی مردم افغانستان را
حبیب الله را سر در اطاعت تر و ارید با طرز صداقت
که او این خلعت شاهی زین یافت نیاید سر زفرمانش کسی تافت
رضاجوئی من را هر که دارد اطاعت در حضور او بیارد
ز امرا و خبر کردم شما را که برگیرید این راه هدا را
اظهار تشکر
سواد مکتوب مورخه ٢٤ اوت ۱۹۲۱ میسوه اکن مامور سیاسی حکومت فرانسه عنوانی وزیر صاحبدربار .
بنده از پذیرائی دوستانه که بتوجه جناب اقای وزیر ازطرف وزارت دربار برای ما در موعد جشن استقلال ترتیب شده بود خیلی اظهار تشکر و امتنان را میکند ایامی را که درین جشن متبرک رانیده خیلی باعت مسرت و دلچسبی ما گردید ترتیباتیرا که وزارت دربار برای اعضای سیاسی مرتبساخته بود قابل تقدیر است امید میرود اگر وقت برای ما مساعد کرد — چندین جشن های دیگر را مشاهده کرده باعث خرمی و دلشادی ما خواهد گردید در خاتمه احترامات فائقه تقدیم میدارم . (امضاء هاکن)
خزینه فراه در ایران .
تشکر از همدردی حکومت پهلوی باحکومت حبیبی
در هنگامیکه غلام صدیق خان وزیر خارجه سابق از طرف شاه مخلوع جانب هرات مامور شده بود بامر او مبلغ هشتاد ودو هزار روپیه از خزانه فراه خارج و در ایران فرستاده شده بود تا انرا بمصارف شخصیات خویش بپردازند. دولت علیه ایران نظربدوستی و صمیمیتی که باما داشتند این پول را مال ملت دانسته وبطور عاریت حفاظت کرده اند. قرار اطلاعاتیکه تازه از ناحیه جنرال قونسلگری ایرانی گرفتم گویا بر اثر پیشنهادات حکومت حبیبیه رسما جواب داده اند که حکومت مبلغ مذکور را محافظه کرده است تا اینکه به ملت افغانستان بسپارد و بخزانه حقه افغانی تقدیم کند با اینکه سلطان احمد خان سابق وزیر مختار به نهایت کوشش کرده است تا پول را بگیرد ولی داده نشده است. حالا باید ملتفت شد که همسایه نجیب ما ایران — افغاندوست که بجز همدردی و هم علاقگی اندیشه ندارد هیچگاه بغرض شخصیات به تلفات — اموال جمعیتی رضا نداده و حقوق همسایگی و دوستی همجواری خود شانرا نمیخواهند پامال کنند.
ـ ٣٦٤ ـ
تشبثات عقیم مخالفین افغان در ایران
همچنان اطلاعات دقیقی که از خراسان رسیده ثابت میسازد که عبدالعزیز خان وزیر حرب
سابق که در مشهد امده میخواست با همدستان خود بعضی اقدامات برعلیه حکومت موجوده ـ
بنمایند ـ ولی عمال حکومت علیه در جلوگیری انجا سدی شده زحمات ایشان را عقیم ساختند که
نتوانستند به مرام خود موفق ایند . لہٰذا حسن سلوک صلبیه محترم ما ایران شایان تقدیر و
همدردی ایرانیان مستلزم عرض امتنان است . ( اقتباس از اتفاق اسلام )
نزاع چین و روسیه
اوضاع مملکت چین از مدتی خراب و خیلی برهم ومحل هرج و مرج اهالی گشته مردم انجا گروه
گروه با هم میجنگیدند بعد از خرابی ها و پریشانی های زیاد بر قیام یک حکومت ملیه که نماینده
اهالی چین و برضای جمهور بطریق انتخاب عمومی تشکیل می یابد موافق شدند از مساعی
همین حکومت ملیه است که چینیها حق امتیاز خارجی ها را بداخل مملکت شان که از سالهای
دراز دول اروپائی قهرا برای خود در چین ثابت و حاصل کرده بودند لغو نموده بر حفظ ـ
حقوق مملکتی خود موفق شدند چون راه های اهنی که در منچوریا از سالهای سابق از پول دولت
چین وروسیه ساخته شده بود واز روی معاهدات ماضیه ساختمان وانجام ان بدست عمله وفعله
و مامورین چینی وروسی باالاشتراک بعمل امده بود حکومت حاضره چین این مداخله وتصرف
روسیه را در خط اهن مذکور از قبیل ( تداخل دست خارجی در امور داخلی مملکت) دانسته
جهت استخلاص راه اهن منچوریا از دست روسیه تشبثات مشعفه نموده در هر شهری از ـ
مملکت چین که قونسلخانه روس بود برانها هجوم اورده عمله و قلم منسوبین سفارت روس را به
اتهام پروپاگند وتبلیغات اشتراکیت متهم ساخته برخی را محبوس و بعضی را خارج البلد ـ
نمودند این قضیه باندازه امتداد یافت که بقطع مناسبات سیاسیه حکومت چین وروسیه منجر
شد و قریب بود که قوی روسی ها و چینی ها با هم بجنگد ـ ولی امریکا وفرانسه مانع امده ـ
سلسله مذاکرات دول تصفیه امور مذکور را بانعقاد یک مجلس تصویب و بعطرفین تکلیف کردند .
لہٰذا صحنه عالم از یک محاربه مدهشه که قریب الوقوع وشديد البطش بود نجات یافت
و این خیر خواهی وسلسله جنبانی را امریکا وفرانسه و دیگر هم قطارانش درین مورد ازین
جهت بذل و مرحمت فرموده اند که در منچوریا دول معظم دنیا مانند انگریز امريك فرانسه
و ژاپون مفاد ملیه و مطامع استعماریه داشته هرکدامی ازانها در نقطه نظر خویش موضع
مذکور را از نقاط مهمه عالم می شمارند .
روزنامه هوائی
چند وقت پیش ( فورد ) صاحب کارخانه های موتر سازی ـ طیاره ده نفری که برای ـ
مسافرت در کارخانه های خود ساخته بود تجربه میکرد این طیاره ها طرز دیگری است و
برای مسافرت راه دور ساخته شده است . درین طیاره اسباب راحت از قبیل مطبخ دستگاه
های رادیو ـ خانه طعام خوری ـ قرائت خانه وغیره نیز میباشد در وقت تجربه کردن طیاره
کارکردن روزنامه هم که اولین دفعه در تاریخ هوا پیمائی است تجربه شده مضمون وعبارت روزنامه را خود مسافرین درهوا ترتیب داده با ماشین نوشته وفقط در بالای (میمه اوگراف ) دستگاه کار چاپ کرده اند اخرین خبر هائیزیکه با رادیو گرفته میشدند در روزنامه هوائی مذکور چاپ میگردید .
نگهداشت شیر ذریعه رادیو
عالم اطریشی (کارل زیدل) نام از موجهای رادیو ترتیب نو اختراع کرده که بواسطه ان شیر از گنده شدن محافظه میشود یعنی شیر را قدری گرم کرده بعد بظرف سلندر مخصوص میریزند ودرمدت کم موجهای خورد (رادیو) را دروی میگذرانند پس ازان تمام میکروبهائی که سبب خراب شدن شیر میشوند بطریق مذکور میمیرند شیری که بطریق مذکور پاک میشود میتواند چهار روز درجای گرم وچهار هفته در زیر زمین یا در جای خنك دوام کند شیری که باین طریق پاك میشود هیچوقت طعم طبیعی خودرا گم نمیکند .
ماشین سرگسازی
در امریکا برای درست کردن راها ماشین های ایجاد شده است که کار روزانه پنجاه نفر را در یکساعت بانجام میرساند این ماشینها را فقط يك نفر اداره و سررشته میکند . این ماشین جویهای کوچه را بپهنی ٤٠ سانتی متر و به عمق يك متر به اسانی کنده بر میدارد و در وقت کار قطعا نمی ایستد این ماشین برای هموارکردن زمین و درست کردن راه های شوسه بسیار قا فایده ناک است .
ماهی گیری با برق
علم وفنون با قدمهای بزرگ پیش میرود درینوقت به اب سیمهای برقی تعبیه شده با قوه برق طریق ماهی گرفتن را پیدا نمودند . ماهی ها بطرف سیمها نگاه کرده می ایند و وقتیکه بسیم رسیدند مرده بروی اب برمی ایند لیکن ماهیان ازسیم برقی که دارای ۲۰۰ ولت قوه هستند هیچ ضرر نمی بینند بلکه از پهلوی ان سیم که دارای اینقدر قوه برقی میباشند بی ملال میگذرند . اما - سیمیکه جریان قوه برقی از ٥٠٠ تا ٦٠٠ ولت دران موجود باشد ماهی ها را میکشد . وبعد - ماهیان مرده را با کشتیها جمع مینمایند . (اتفاق اسلام ازرهبر دانش)
یکصد و پنجاه ساعت در هوا
ناظرین قبلا مسافرت يك طياره المانی را که هشتاد ودو ساعت بروی هوا با هفتاد نفر مسافر بود خوانده اند اينك دران زمینه يك اطلاعی دیگر نیز گرفته ایم که فوکرنام يك طياره جنگی سه موتره را در امریکا از ارکان حرب ( لوشان ژلوس ) پرواز داده ٦ روز و٦ ساعت و ٤٦ - دقیقه در فضا پرواز کرده است طعام وغیره لوازم ضروریه این طیاره جنگی را دیگر طیارات وقتا فوقتا بروی هوا میرسانیدند درین طیاره يك صاحب منصب وسه پیلوت ويك ميخانيك - موجود بوده علت فرود امدنش خرابی یکی از موترهای مزبور بوده است .
-٣٦٦-
نماینده ابن السعود در لندن
بقرار اخباریکه واصل شده است ابن سعود سلطان حجاز در صدد این امر برامده است
که روابط خود را با دول معظم بسط و توسعه دهد و در تعقیب این فکر نماینده باسم وکیل
سیاسی در لندن برقرار خواهد کرد و برای نماینده گی مزبور (شیخ حافظ) در نظر گرفته شده -
است . (اطلاعات ایران )
مانوره های انگلیس
مانوره های سالیانه قوای بحری و جهازات اسمان (پیمائی ) انگلیس با حضور ماکدونالد وسائر
اعضای دولت در گیلون داده شد حزب کمونیست انگلیس در میدان طیاره نمایشی برای اظهار -
پروتست و تحت عنوان ( دور باد امپریالیزم ) تشکیل داد .
حریق در فقط محله بندر فیلادلفی
یک حریق بزرگی که مشه اشیان مواد شیمیائی زیادی منفجر گردید در محله که بندر فیلادلفی
دران واقع است بوقوع پیوست کلیه عماجات اطفائیه مشغول اطفای ان شدند و دوازده ساعت
موفق بانجام ماموریت خود گردیدند تاکنون خسارات جانی اطلاع داده نشده ولی میزان -
خسارات مادی زیاد است .
تولفات برطانیه و چین
معاهده نانکینک
مخبر تایمز بتاریخ ۲۲ محرم از مقام شنگهای اطلاع میدهد ـ در (نانکینک ) اعلان شده
است که ( سرمایلز لمپسن ) وزیر مختار برطانوی در چین یک معاهده بحری را قطیما بین چین و
برطانیه منعقد شده قبل از حرکت خود از چین امضاء نموده است ازین خبر اطمینان بخش ـ
ظاهر میشود که برای تجدید روابط دوستانه که سابقا در بین ساکنین مزبور وجود داشت
یک قدم دیگر برداشته شده است . یک هیئت بحری برطانوی به چین خواهد امد تا که در
امور بحریه تعلیمات نموده و چینی ها را برای ترقی در قوای بحریه شان کمک کند . یکدسته از
منصبداران بحری چین عازم انگلستان خواهند شد تا برای حاصل نمودن تجارب جدید یک
عرصه در کشتی های جنگی برطانیه خدمت نمایند . چینی ها ارزو دارند در عده کشتی های جنگی
خود بیافزایند وازقرینه چنین معلوم میشود که برای خریداری کشتی های مذکور بانگلستان ـ
فرمایش بدهند . تقریبا عرضه چهل سال منقضی شده یک هیئت بحری برطانوی عینا برای همین
مقصد وارد چین گردیده بودند وازان وقت یکعده زیادی از چینی های جوان در قوه بحریه
برطانوی خدمت نموده اند چنانچه در معرکه وهان بعضی از انها در عملیات بحریه امتیازات
یافته اند.
شوت •
شب گذشته وزارت خارجه امریکا ابلاغیه خود خبرهای فوق را تکذیب نموده و مینویسد که
حکومت چین یک پروگرام معقولی را برای تاسیس یک قوه مکفی بحریه ترتیب داده است و ـ
چنین تصمیم گرفته است که بعض از کشتیهای جنگی شان در بریتانیه اعظم ساخته شوند .
( ٹائمز لندن ۲ جولائی )
بحران کابینه جاپان
بتاریخ ۲۲ محرم از مقام توکیو اطلاع میدهند که امروز صبح اعضای کابینه بصورت معجلانه
مجلسی ترتیب داده و چنین تصویب نمودند که فردا استعفای حکومت یعنی ( کابینه ) موجوده را
از حضور پادشاه خواستار شوند و گمان میرود که دیگر مامورین عالی مانند گورنر جنرال کوزیا رئیس
موسسه ريلوای مانچوریای جنوبی نیز مستعفی خواهند شد .
سقوط طياره اوقیانوس پیما
مخبر خصوصی ٹائمز بتاریخ ۲۲ محرم از مقام نیویورک اطلاع میدهد که ( مستر ویلیم ستلتز )
هوا باز معروف که در ماه جون سنه ۱۹۲۷ با یک نفر خانم ( رسمیلیا ایرهارت ) بحر اوقیانوس
اطلس را بذریعه طیاره عبور نمود میود امروز بواسطه زمین خوردن طیاره در جزیره لونگ ـ
مهلکانه مجروح شده است . دو نفر مسافرین که در طیاره مذکور مسافرت میکردند فوری هلاک
و خود مستر ستلتز در شفاخانه مرده است . ( ترجمه آقای عبدالصمد خان )
بیعت اهالی قلعه نو
وتاد مر هرات
بسم الله خير الاسما نحمده ونصلی علی رسوله الكريم واله واصحابه العظام اما بعد . اقرار واعتراف
معتبر صحیح شرعی نمودند برضا ورغبت خود اهالی قلعه نو وتاد مر اصحاب مواهیر ذیل و نظامی
مقیمی قلعه نو برینکه چون قبل برین زمام سلطنت مان بکف اقتدار امان الله خان بود و نامبرده ـ
موصوف بباعث اعمال منوعه شرعی و اختراعا ت مبتدعانه جدید خیالی که مخالف شرع شریف بود از قبیل
مناكحه ازواج اضا نما زيك مخالف هدایت . مثنی و ثلاث ورباع .
وايد . زينت نسوان مخالف قول ارشادیه . ولا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها .
و مخالطت ذكور واناث در اسواق وطرق بی باکانه وممانعت علما متبحر زمان از تدریس و مواعظ
قرانی بدون استشهاد و فرستادن بنات مسلمین جبرا و كرها بدول خارجه وغيره اعمال و کردار نا
پسندانه شریعت غرای محمدی (ص) که پیشرو داشت و اجراات می نمود .
و برادران مرکز کابل و اطراف ان از سلطنت آن ناراض گردیده علاوه خود مذکور از گذشتن کابل
وامدن قندهار واسفه های قطعی خود از سلطنت بعاملان جداگانه بخطی خود اشعار فرموده
بود و اهالی کابل وغيره محالا ت زمام اختیار سلطنت خود ها را از قبضه اقتدار مشارالیه بیرون کرده
و حفاظت مملکت و تخت سلطنت وقبضه اقتدار خود ها را بذات همایونی بیضاء الملت والدين
المجاهد في سبيل الله خادم دین رسول الله امير حبيب الله خان سپرده ودست بیعت و اطاعت
- ٣٦٨ -
وانقیاد داده اند ـ وازین مژده مسرت بخش ومستشفی قلوب کافۀ اهل اسلام که اطفای بدعات
هوا پرستان واجرای احکام مطهره را بر اساس قوی بنیاد دین متدین بر طبق آیات قرآنی وحدیث
نبوی ومذهب مهذب حنیفی داراست بذریعۀ عالیجاه عزت وشجاعت وتهور نشان عبدالرحیم
خان نائب سالار بهادر برای ما اهالی قلعه نو وقاد س غجلوه ظهور بخشید بر مسند
نشینی وامارت امیر حبیب الله خان بهزار زبان شکر به بجا آورده اطاعنا الامر الله بفرمودۀ و
اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم زمام اختیار خود ها را موافق برادران کابل وباقی
محالات خود بکف اقتدار امیر حبیب الله خان نهاده رشتۀ اطاعت و فرمان برداری وانقیاد را بر گردن خودخط
خود ها بل محکم قرار داده بد ل وجان بیعت دادیم وپیمان حیات خودها از خداوند کریم
توفیق حسن خدمت برای خود ها خواسته جان ومال وهست وبود خود هارا به سلطانت عزیز
خود فدا میسازیم ونیز توفیق عدالت گستری را مطابق شرع مبین بحضور خادم دین رسول الله
خواسته وبموجب اوفوا بعهدی که بعهده خودها وفا میکنم در خاتمه وما توفیقی الا بالله .
امضائات :
خواجه محمد امین ملا امام کندك ـ غلام حیدر خان کپطان ـ شیر محمد کوت حواله دار
محمد عمر خان کپطان ـ محمد شرید خان صوبه دار ـ نور احمد خان کوت حواله دار و باقی امضاء
ومهر ٥٤ نفر دیگر از اعزه واشراف .
(کابل مطبعۀ سرکاری)
- ۳۲۰ -
بار بار دندان طمع بحریم و از حریفان و طمع کاران را بحلق شان فرو برده است و دائما شرف و
نوامیس اسلامی را با يك يله و مجبازخانه افغانی خون به سر فروشی ها بریختاندن خون های
پر حرارت خود بکمال جدیت و فعالیت صیانت و حفاظت کرده اند این زمزمه های بی منطق -
پر اشتهارا که بعضی اشخارنا عاقبت اندیش از راه غرور تکبر پیش از پیش خود میسرایند و دیگران
را کتابتا یا صریحا بان امال ناپاک خود تحريك و تشجیع میدهند و خاصتائرا هم باید بسنجند
کجا افغانستان يا يك شهری از اراضی ان لقمه چرب و شیرینی نیست که هرکس انرا بکمال -
اشتها دست اندازی بدهن خود درارد و اطفال ان جز عرو از خود را بان بنماید . و این ملت دست
بسته مناظره ای یاران منظره فجیع را مشاهده کرده تحمل نمایند.
بلکه باید فهمید که در حراست يك وجب از اراضی خاك وطن و برای حفظ جزئی حق از حقوق
حقه خویش ما وقاطبه ملت افغان تا آخرین فرد جوان حتی پیران و کودکان خود را قربان -
خواهیم کرد.
مغرضین اینطور خیال نکنند که ملت افغان در اثنای این کشمکش های داخلی شان اینطور
يك ضعف يا ناتوانی عاید شده خواهد بود که ازان دشمنان ما دفع جوع لارضی شانرا بکنند . نی
بلکه : چو سرکش بر سر افتاد دگی افتد شو ایمن - که تار خیره خواهد کرد اگر هر کجا افتد .
اشخاصیکه شخصی یا نقاب پوشیده و افغانستان را از راه منافقت ضعیف جلوه میدهند -
بخبط و خطا رفته اند. چه اینطور انقلابات مقدر در افغانستان از ایام باستان الی الان عادی
ما بوده است و دایما این ملت پر شور و شجاع ما برای دفاع از جزئی حقوق مشروع خود بسی انقلابات
را تولید و اثرها در بزرگی محاربات را بر افروخته اند بفضل خداي توانا وروحانیت حضرت --
رسول الله کسی نتوانسته است که دست تعرض خود را بشرف و ناموس ومليت انهـا دراز کند.
این مسئله بتمام جهان و جهانیان معلوم شده است که ملت افغان مثل شوربا برنج و یا --
حلوائی که موافق دندان مصنوعی (حبل المتین) باشد نیست ( چه پیران فرتوت غذای نرم
خواهشمیکنند تا بدون زحمت جویدن در حلقوم فرو کنند ) بلکه یک پارچه فلزی است که در
زمان قریب قوی ترین معده را بشور آورده از حلقوم شان برامد مهلکه مخل غذای دیگری هم -
میتواند شد.
شاید درین روزها تازه پیر لپکور طبیبی شده باشد که مصداق مقال معروف سرخود را
- ۳۷۱ -
علاج نکرده بدیگری می پردازد .
ایا این همان طاق شده وطن نیست که ایرانیت از ان ننگ دارد اما برای . . . کردن
خود را میخواهد ایران را بران دوست معرفی کرد. درعین حال برای تکفین خویش پول حلال -
کما هی کند (!) واضحا ما باید اصل قصه را بگوئیم که ( حبل المتین ) دریک سلسله از -
مقالات واهیات خویش که درشماره ۲۴ و ۲۵ امساله اش مسطور داشته بایران پیشنهاد -
میدهد :
( افغانستان جز لاینجزای ایران است و ایران که هرات را رها نموده از لاابالی
گریهای میرزا اقاخان نوری در باریجری بوده ان لاابالیگرها حق ثابت تاریخی و -
جغرافیائی وطبیعی ایران را ازهرات مرتفع نمیدارد اینکه انگلستان هم طرف نیست و
افغانستان مستقلا ست وحکومت ( شاه امان ) هم کما طاهر فمعاهده بود ازمیان رفته -
لذا هر حکومتی را که مادر اینده برا طفغان بشناسیم ان نیز حقوق حقه ما را تسلیم نمایند )
وبالاخره در ضمن مطالب پیج و پیچ ضعف افغانستان را کنایتا بگوش ایران میرساند واشاره میدهد
که موقع استفاده است .
حالا باید ما قضاوت کنیم که اشخاص مغرض غیر ازین که صفای اخوت ذات البین این دو ملت
اسلا می را خدانا خواسته به نیات غیرحسنه خود تیره و تارکنند مقصد دیگر ندارند .
این جریده بی مسلك که تا دیروز بماوایران سرمشق اتحاد واخوت دادن میخواست وصفحات
ان از درس اتحاد ملت افغان وایران وترادف قبل از انقحطادش پر ومملو بود و در مقالات متوالی خود
بسیار زیاد اظهار حرارت میکرد امروزدفعتا در عقیده اش چنین تزلزل واقع گردیده مغایر امال
تمام ملل اسلا می وشرق صفحات جریده خود را سیاه ولکدار میسازد . ایا غیر ازافکارغرض الود
چیزی دیگری است .
ما ازلحاظ ( ایران عزیز ) شد تمیکنیم وشاید معلولانه هبنیست خاطر دوست عزیز خود
ایران را بجوابهای شدیدی که برای ( حبل المتین ) مدهیم ازرده کنیم لذا موقتا در جواب ان
جریده شر انگیز مینگاریم : این راه که تو میروی به ترکستان است
این نامه ( بیهوت ) امروز برای مفاد نه بلکه برای مضار اسلامیان وملل شرق کار میکند .
تو میخواهی دولت همجوار وهمدین هم ائین را با هم مخالف ساخته نه تنها امال -
- ۳۷۲ -
اوشان بلکه امال کلیه شرق را به خانه برابرو وانها را از جاده ترقی وتعالی شان براندازی .
تفکرکی بخوش!
دوستی و اتحاد ملت افغان با ایران نه ازلحاظ حکومت سابقه بود، ز وقتیکه ان حکومت از
میان رفت مسلک وفکر ملت هم تغییری پیدا کرد) نی. این ملت جوان باهمان عواطف واحساسات
رقیق برادری و همکیشی بملت عزیز ایران مینگرد ودر غم وشادی ان خود را شريك میداند که
شمه از ین جذبات همدردانه مارا این یکبیتی کندر موقع امضای معاهده افغان و ایران از
طرف ملت افغان بجوش وخروش اظهار شده خوشتر خاطر نشان میکند :
حیف است نصیب دشمنا نت گویم – درد تو بجان دوستانت باد!
یقین است که این انقلاب افغانستان وتاسیس حکومت جدید ان موجب این نشده که یك مو
بقدر ذره در روابط حسنه ما و ایران اختلاف و نقاری و یا تشتت و غباری را پیدا کرد ه باشد.
اگر ( حبل المتین ) کمی فکر کند وعاقبت را بسنجد میفهمد که درین مقاله خویش سهو وخطای
بزرگی کرده است .
ما باین عقیده های بی معنی اینقدر ها وقع و اعتبار نمی دهیم و میفهمیم که ایران عزیز
درین سخن هیچ حصه ندارد ! و این اواز از کدام طبع رسمی و یا جرائد نیم رسمی منطقه
ایران شنیده نشده است. و دولت هم دین و همکیش برادرما با همان حسن نیات و همچنان
رویه دوستی و اتحادی که با حکومت ( امانیه ) معمول میداشت تا امروز باحکومت ( حبیبیه )
ما نیز مرعی داشته است.
سفارت خنشاهی ایران از اول تاسیس حکومت حالیه الی الان دربار شاهی افغانستان -
سمت رسمیت حکومت متبوعه خویش را داشته در همه مواقعی که بوزارت عظمی خارجیه و ---
حضور شاهانه مشرف گردیده اند احساسات پاك وبى الایش طت ودولت ابد مدت ایران را نسبت
بافغانستان بسیار خوب ارائه و همان شالود ه واساس سابقه انرا تعقیب و تائید میفرمایند.
لذا باساس این رویه متقابله نمایند ه های سیاسیه ایران مقیم نقاط متعدده افغانستان
و حسن نظریه ورفتار عموم ملت عزیز ایران که در اثنای این انقلاب عقلا م از وشان مشاهده کرد ه ایم
قطعیا در احساسات ما نسبت بایران عزیز خللی پیدا نشده و احساسات ان ملت هم دین و
همجوار خود را هم نسبت بخود منزه و پاك از همه الائش میدانیم و انتظار داریم كه جرائد -
-۳۷۳-
داخلیه ایران ( حبل المتین ) را ازین یاوه گوئیهای او جلوگیری کرده از تحریرات اتفاق امیز
و بیانات اسلامی شان او را ازین رویه منافقت انگیز کند روبرگرفته ساکتش بدارند .
عدالت گستری ورعیت پروری همایونی
برحریر گل گذارد پای درصحرای حشر - ان نکو کاری که بر دارد زراه خلق خار
هیچ ملتی ازملتها وهیچ قومی از قومها در دنیا نه خواهد بود که از محاسن شریفه واثرات
نافعه جمیله عدل انصاف اثار واستثنا فکرد میتواند چه همین کلمه مبارکه عدل است که -
شیرازه بشریت را تحکیم ومعاملات معاشرتی بنونوع را قانونتنظیم نموده سدی در قوقا
افراط وتفریط گردیده است کسانی را که سعادت ره بر ونیکبختی رفیق کرم گستر است ازهمه
اولتر ومقدم تر برین شیوه مرضیه مائل ودلداه بگردیده رفته رفته تمام شرف وعزت و اعتبار او را
استقبال میکند خدارا شکر میکنیم از زمانی که اریکه سلطنت افغانیه بعودود خادم دین رسول الله
زیب وزینت یافته شعائر اسلامیه روز بروز تازه شده میرود و وجود معظم شارع رعد التگستری ورعیت پروری
ممتاز وسرافرازترین اشخاصند و بنوعی در جریان عد المور امانه وخاطر رعیت شاهانه خویش -
بذل مقدرت میورزند که روا دار ادنی یک تفوق وامتیازی به خویشاوندان قریب خویش وفردی از افراد
رعیت خود نمیباشند وتاکید مزید شان به تمام زمامداران مملکت نیز همین است که باید تمام امور -
سلطنتی ومسائل مملکتی به همان محور اساسی وطبیعی ان که منتج بر مسرت وخوشنود یراعی ورعیت
باشد گرد ش ورفتار نماید - تابرای اثبات این مطلب با تفقط بتذکر چندی از ان مراحم وتلطفا
الطاف همایونی که برای راهنمائی مامورین ودلد هی رعایای صداقت قرین خویش انرا از قوه بفعل
اوردند از منابع وثوقی اکتساب نموده ذیلا میپردازیم :
جلب نفری توسط بلدیه و کوتوالی
( اعلان )
نظر به پیشنهاد ریاست بلدیه برای مجلس نتظامیه اسلامیه مواد ذیل را بنابر رفاهیت ملت و
سهولت کارات دولت حکم میفرمائیم که در معر اجرا اورده شود .
(۱) درموضوع جلب نفری که برای حسابهای بگر معاملات سرکاری در وزارتخانه ها و ولایت
وغیره دوائر دولت حاضر شدنشان لازم وضرور شود وزراء وروساء ٹکٹ جلبان شخص را به
قوماندانی کوتوالی روانه کنند واز کوتوالی بریاست بلدیه خبرداده شود که شخص مجلوب را بدائره
- ٣٧٤ -
کها و را غلته جلب کرده فرستاد متصدی حاضر شدن انرا حاصل کند اگر از طرف هر دائره
چپراسی مقرر و شخص مجلوب طلب شود اولا بواسطه نا بلدی دریافتن ان سرگردانی به ــ
چپراسی مذکور بهتر میشود دویم اذیت و سرگردانی پریشانی به شخص مجلوب واقع میگردد .
( ۲ ) در موضوعی ر اشخاص که راجـ ع به استحقاق حقوق خود بدوائر عرض میدارند و از طرف
د و ایر محصل مقرر ومدعی علیه جلب میشود اولا این چنین عرضد اد فقط متعلق به والی ــ
ولایت و فرمانده انی کوتوالی اسب دیگـر د وائر شنیده نشود والی ولایت هم شخصا بر شخص مدعی
علیه محصل مقرر نکند اگر عرضـ عاری بموجب سند باشد از ولایت به قوماندانـی واز انجا بریاست
بلدیه خبر داد میشود که مدعی علیه عاری را طلب کرده در صورت قبول حق رسی و در صورت ــ
لا قبولی محول محکمه شود و اگر سند در بین نباشد بعاری دانانده شود که بمحکمه شرعیه ــ
مراجعت کند .
د و مواد متذکره فورا بحضورم منظور و بـه اعلان هذا توزیع شد تابموجبش معمول شود .
( محل مهر همایونی )
گوشمالی همایونی بچند نفر خطاکاران عسکری
درین هفته که ا سپا هی طعما ر ک در اثنای خریداری کد ام چیزیکه از بازار بکار د اشت بر
صاحب مال اطهار تشدد و صرف نفوذ نمود میخواست تا چیز مطلوبش را بدون استرضای ــ
فروشند ه، ان ببرد ــ درین اثنا پولیس صاحب موقع او را ازین حرکت بیجای او مانع شد سپا هی
ارگ با تفاق کد ام رفیق دیگر بنبای مناقشه را هم باد کاندار وهم با پولیس نهاده و طلب امداد
را از د یگـر رفقای نادان هموطن خود کرد ماند ــ پولیس نیز ازین هیاهو اطلاع یافته بموقع ــ
رسید ه اند تا اداره امنیت را بنمایند اما فیض وغضب جاهلانه این افراد نادان هیچوقـع
واهمیتی با خطار پولیس ونصیائح حضار نداده بلکه پولیسها را نیز بد بختانه از ایفای وظیفه
انها مانع شد سـمطمانا نباتفاق دیگر رفقای خود فائز المرام بارگ رفته اند زیرا که پولیسها از
جهت اینکه مرتکبین از صنف عسکری بودند بمحض اخطار اکتفا بمقابله بالمثل اعتنائی نکرده
فقط مسئله را بمنصبداران بالا دستشان را پور دداده اند هنگامیکه این هنگامـه بکد ام ذریعه
بسمع ملوکا نرسید باستعفی الفور همان خطاکاران قطعه ارگ را با منصبداران شان بحضور
احضار و گوشمالی عبرت افزا و باز پرس درستی بسزائی بهر واحدی از انها داده از قوماندان
- ٣٧٥ -
کوتوالی وحاکم مندلی و پولیسها اظهار مسرت کرده اند که این معامله را بیك صورت با -
نزاکت که امکان وخامت وطوالت را هم داشت حل وفصل نموده اند ـ وان صاحب منصبان -
عسکری را که از افراد زیر دست شان این خطا سر زده بود هم اخطار شدید وتوبیخ مزید و-
تمرین زیاد نموده اند در خاتمه عموم حضار مجلس شانرا مخاطبه کنان فرموده اند که در نظر
شفقت من تمام افراد رعیت واحاد ملت یکسانند ومن احدی را نسبت بدیگریخارج از امور
شرعی ووظیفهء رسمی اهمیت وامتیازی نمیدهم و بنزد يك من همان منصیدار وعسکر ومامورینم
محبوب ومقرب استکه اذیت وتکلیف وزحمت بهیچجانب دیگر برادر اسلامینرسد ودائما در
رفاه واسود بحال عباد الله کوشتر کند والا نهایتا زان افراد ضمیه حکومت ازرده و دلگیر میشوم
و بازخواست سخت مینمایم کعبلا موجب اسباب زحمت رعیت را فراهم و بمردم اذیت میرسانند -
بهمهء شما اخطار میکنم تا شما هم بدانید قد و اگاه باشید و بدیگران هم اطلاع و اگاهی بدهید
که من از عدل وانصافر و مساوات نمیگذرم و بگرفتن داد مظلوم از ظالم جدا کوشید ارم و درین مورد
از جرم وتجاوز و خطای هیچکسی صرفنظر نمیکنم حتی اگر پدر وبرادر وفرزند وخویشاوندم هم
باشد ازو بازخواست میکنم .
حبیب الاسلام : مزید توفیق شفقت و عدالت ورعیت پروری وانصاف گستری را برای ذات
خسروی خواستار است تا عموم رعایا وقاطبهء برایا بزیر سایهء پدرانهء شان ارام و اسوده
باشند وبان برادران نادان ناعاقبت اندیش وانانیکه برخلافمرضای همایونی بخود ها
نسبت بدیگر رعایا و فرزندان معنوی امیر حبیب الله خان قازر ترجیح ومزیتی می تراشند -
یاداوری میکنیم تا این نصائح واخطار نوی شاهانه را بگوش هوش خود گرفته اسلامانه و برادرانه
با عموم رفتار کنند .
عدل وحقوق شناسی حکام حبیبی
پسر نیاز محمد خان حاکم قلات در موضع شاجوی يك قبضه به رقبه را ازيك ملا جبرا گرفته بود
چون حاکم ازین قضیه خبر شد پسر خود را بمحضور مجله طلبید موعند اقامنا العد الت در ـ
اصفای گفتگوی مدعی ومدعی علیه گوترداد هچون ملاعتی بر پسر ثرعاید شد بعد ازلت وکوب ـ
بسیاری حتی که از دهان ودهن ان مضروب جریان خون بحمل امد بهرقبه را واپس بملا داد ـ
ملا از گرفتن ان ابا ورزید اخیرا مبلغ صد روپیه بحیث بهرقبه برای ملا داده و او را راضی
- ٣٧٦ -
ساخت پس ازین هم پدری را عموما و پسر خود را خصوصا از امثال این اعمال کاملا هم تخویفات نمود .
حبیب الاسلام بزیر سایه مهارت خادم دین رسول الله امثال این رجال فعال نیکو کار را در صرح حقایق خدام و مامورین حکومت حبیبه برای رفاه واسود محالی وارامی رعایا ی صادقانه افغانستان بیش از پیش خواستار است .
باز پرسی هزاره از مردم کوچی
( اعلان )
برادران عزیزم طوایف افغانیه کوچی !
از انجا که وکلا و کلان شوند ه های هزاره جات بشرفیابی حضور انور والابمترکز حاضر و به مراحمات پادشاهی نایل شدند یگفقره عرض نمود میبودند که طوایف متعدده زیاد مردم کوچی در هزاره جات رفت وامد دارند هذا السند در حین بازگشت عود وقلا در اکثر جاها تشبث و دست اندازی بمرد مهزاره نموده بسیار ابادی هزارم را اندرزده واموال شانرا تاراج نموده و بعضی نفرر شانرا بقتل رسانیده اند بازخواست وفور رسی خود را ازدولت رجا داریم .
احکام نمبر ( ١٤٤٩-١٠٠٧ ) تاریخی ٢٤ ماه حال پادشاهی بولایت شرف اصدار یافته اینکه برایشما امر وارشاد میرود که از گذشته انچه شد صرفنظر واینده هر گاه مردم - کوچی بغیر حق دست اندازی کرد میبودند وظاهر شد البته حکومت بازخواست لازمه میکند - شمارا امر است که محكومات انجا هم مخابره داشته و هم بذریعهء این اعلان طوایف کوچی را خبر میدهید که اینده برای طوایف هزارمجات ضرر پایمالی وجانی ومالی وغیره غیره نرسانند و اگر بظهور رسید حسب سررشته و حکم شرف شریف مجازات برایشان داده میشود . فقط
تحرير ٢٤ ربیع الاول سنه ١٣٤٨ .
بنابران بذریعه اعلان هذا از ولایت کابل بشما خبر داده شد که دائما منظور نظر- عاطفت گستر ذات شاهانه اسود محالی وارامی تمام ملت استشما بی موجب شرعی به برادران خود طائفه هزاره غرور وتعدی نگرفته از راه ها دبی ضرر کارکشته دی هزاره ما د ور باشد بسه میله جا و مال چر وجاهای توقفی خود عبور و مرور کرده بهاحدی ضرر نرسانید اگر ثابت شد حکومت بهرگونه بازخواست قرار حکم شرع انور حاضر است حالی باشید . (( محل مهر والي صاحب ))
- ۲۷۷ -
تمام نوتها مطابقت قیمت مندرجه ان مجلد ۱
(اعلان از قوماندانی کوتوالی مرکزی)
برادران عزیز و اهالی ولایت کابل ۱
قراریکه شنید مشد میعضی از اهل کسبه و صرافان نوتهای را یجه حکومت را بان قیمتیکه معین شد منگرفتت از قیمت معینه ان کمتر نوتها را خریده و یا عوار فروش اجناس مقدار ان نقد میگیرند چون اینگونه وضعیت تخلت از حکم حکومت گفته میشود لذا قوماندانی کوتوالی مرکزی اعلان مینماید تا عموم اهالی نوتها حکومت را با ن قیمتیکه از طرف حکومت در خود نوتها تعیین شده است گرفته معاملات نمایند . البته اشخاصیکه ازین امر تخلف کنند اوشان را حکومت گرفتار کرده مجازات لازم خواهد نمود بگرفتاری مرتکبین این امر در خود مرکز پولیس ها رفتند قوماندانیت و در اطراف حکام وعلاقه داران انجامکلف کوت گفته میشوند تا همه اشخاصیراکه مکوکات دولت را بقیمت معینه ان نمیگیرند گرفتار نمایند ( ۱۹ ربیع الاول ١٣٤٨ ) ( محل مهر قوماندانی صاحب )
شرفیابی اقای عبدالکریم خان بحضور شاهانه
اقای عبدالکریم خان کیهسر سعد الدین خان قاضی القضاة مغفور و اصلا قندهاری و نسلا بارکزائی واولا حکمران جافوری و بعد از ان حاکم کلان غزنوی در اثر ان ترفیعا بحکومت اعلای مشرقی و بازان نائب الحکومه مزار و زمانو نایب الحکومه قندهار و درین اواخر رئیس تنظیمیه هزاره جات از طرف شاه مخلوع امیر امان الله خان بودند روز جمعه ۳ ربیع الاول حسب الامر و استیذان خادمین رسول الله وارد مرکز و به شش شنبه بشرف دستبوسی شهریاری افتخار یافتند.
ناظرین از مطالعه نمره های گذشته حبیب الاسلام از اظهار اطاعت و ترسیل بیعت مشارالیه قبلا برین مسبوقند در اثر ان شعر تیلفونی انجا در موضوع اینکه اسلحه خود ونقود معهود را یکجا تسلیم و خود در بجه صورتک ا بوقت سپاریابی حضور را استحصال کند از مقام ( مقر ) تفدیهبارگاه پادشاهی شد در اثر اخذ هدایت ایندم حضور اعلیحضرت کسب مغفرت کرده است .
( حصص مفصله عرایز اقای عبدالکریم خان )
اقای عبدالکریم خان موصوف در ان عریضه طولانی دو پارکه اولین باریه کمال سلاست وبلاغت به عرض حضور رسانید دو یکی از نامه نگاران موقر ما انرا بما حکایت کرد باند اظهار نمود که من از طرف امان الله خان چون مدمات هزاره مقررشدم تا زمانیکه ان امیر مغرور در خاک افغانستان بود -
صادقانه و فعالانه بدون ابراز تقاضا بقدر وعایت عون با ودست بیعت داده بودم و از پدر پدر
نمك خواران بودم با وخد سکرد رولی همینکه خبر فرار او را از افغانستان و قرار گرفتن اورا بــــــه
مما لک دیگران از جریده حبیب الاسلام خواندم دانستم که باشما خاد م دین رسول الله امداد ــ
غیبی وبرکاتووحاتی شامل است ازین جهت خود چیز بحسین داد خدا که بشما شده رضا داده
حسب اوامر شریعت غراکه در همه چه مواقع بما عباد الله ارشاد شد ه على الفور اظهار اطاعت و
تقدیم بیعت خودم را بحضور شما معتنم دانسته در صدد شرفیابی بارگاه همایونی شدم ــ
اگرچه برخی از مغرضین مرا ازین مقکوره ام باز میداشتند و دران خیانت و غدری که به مخیله
خود ها داشتند وکامیا ب میشدند در اول امر مرا با خود همراز و انباز نمود ن می خواستند
اما با خود همراز وانباز نمودن می خواستند اما من خود را بلطافد الحیل ازانها علیحده و
اينك بقد مبوسی شاهانه مشرف شدم.
(خلاص بیانیه مراحم ختامه شاهانه)
ذات شاهانه ازین احساسات اسلامی و صداقتکاری و وفا شعاری انعا مسرور و ازینکه وی
بر قول ووعده همایونی اعتماد کرد ه شرفیابی حضور را نائل شد اورا تحسین کرده ازان زحمات و
خدماتی که حضور شاهانه در راه تنویر دین مبین بنابر امر وتکلیف علمای دین از ابتدا تا حال
متحمل ان شده اند نیز حکایتی راند ه این مسئله را بصد تخاطر نشان عموم مجلسیان بد لایل و
شواهد نمودند که من از ابتدا تا الان خیال سلطنت و پاد شاهی را نداشتم و ندارم محض بنابر
تکلیف و پیشنهاد مصرانه علما وفضلاء وخوانین که بمحضورم از روی ا و امر شرعی تقدیم و عرض نمود ند
صرف جهت خدمت دین واعلاء کلمت الله وخدمت ورفاهیت و ارامی عباد الله این بار گران را ــ
متحمل شدم (تصدیق عموم)
از خدا خواستهارم وری که مرا تا حال درین عزم مقدم مدد ومعاون است تا اخر کار به تمام
مقاصد اسلامی ومطالب حسنه ام موفق و کامیاب بدارد ــ (دعاکوئی عموم)
بجناب شما وامثالتان که یکعرصه درازی خد مات صادقانه را باین محیط و این اب و
خاك افغانی تان مصدر شده اید وحکومت حا ل افغانی تان اظهار صداقت وفعالیت کرده ــ
حکومت نیز در راه تنویر فکر وایزاد تجربه شما وامثال شما زحمت و ثروتهادی را مصرف کرده است
- ۳۷۱ -
خاطر نشان کرد کا طمینان میدهم که حکومت حبیبه در اتیه قریبی از فکر و فعالیت و تجربه و
صداقتکاریهای شما کار خواهد گرفت و با شخاص صادق ومسلمان و فداکار مامورین دوره سابق
بار دیگر نیز موقعی خواهد داد تا در راه ترقی وتعالی این مملکت اسلامی و رفاه وا رام سکنه
این خطه افغانی مصدر خدمات شایانی شوند .
حبیب الاسلام: باین حسن نیت ذات ملوکانه که عواقب کار مملکت را پیش بینی میفرمایند امیدوار
است به هم چنین ستجنره ای عاد لا نهی از اغیار تفریقی ان نوازش بها ی تهمیخ نمایند تا رشته
امور بکف کفایت صادقان ملت و وطن سپرده شده بچنك خائنین که همیشه تیشه بر ریشه بنیان ان
حواله میکنند نیفتد . با این وضع که ما می بینیم وضع جاری ما عدل اوضاعی که در خوریك نفر —
پادشاه عالیقدر است بود ه وما بشدت معتقدیم که مملکت عزیز ما ( افغانستان ) با این رویه
نامور کلاو کارانه حضور امیر صاحب بنیل سعادت های بلنده را قریب زمان سفتار است .
( خبرهای مشهد )
( سول ایندری ملتر گزت ) که یکی از جراید معتبر انگلیسی در هندوستان است و در لاهور
طبع میشود در نسخه مورخه ۲۱ جولائی ( مطابق ۱۳ صفر ) خود مینویسد :
سید حسن تقی زاد ه نائب الحکومه مشهد بسفارت کبرای ایران در لندن مقرر گردیده است
مشارالیه روز یکشنبه از مشهد بطرف طهران روان شده است . تا بمنزل مقصود خود ( لندن )
روانه شود قبل از رفتن مذ کور امیر لشکر شرق ( سر افسر نظام مشهد ) د عوتی ترتیب کرد که نائب
الحکومه وجنرال قونسل برطانوی در مشهد وا تاشه ملیتر برطانوی دران مدعو بودند امیر لشکر یك
نطق/ مختصروی با معنی ایراد کرد ونائب الحکومه جواب داد جنرال قونسل برطانوی نیز دعوتی
بشرف نائب الحکومه مشهد در ۴ جولائی داد .
......
حکومت ایران حکم کرده است که مشهد برای همه مسافرین افغانی جای داد نمیتواند —
باید بدیگر نقطه های ایران بروند معین السلطنه سابق عنایت الله خان عنقریب بمشهد خواهد
رسید و در انجا اقامت خواهد کرد .
حبیب الاسلام : از اطلاعات موثوقیکه برای ما رسیده خواهش ( عنایت الله خان ) همین بود که در
مشهد اقامت کند ولی حکومت حیدریه او را بایران مسکن و توقف اورا در خود طهران پایتخت ایران تصویب
کرده است .
- ۳۸۰ -
رفتار و اوضاع انگلیز بامصر
( اسارت ازاد نما ! )
نظارت خارجیه انگلیز مواد تذنیل را که قطعمعاهده مابین دولتین مصر وانگلیز
است اشاعه نموده است.
۱- تسلط عسکریه انگلیس بر سرزمین مصرختم خواهد شد.
۲- مسودت حاضره مصر و انگلیز را مقدر شرعد شاید رجه (اتحاد) رسانیده خواهد شد.
۳- دولت برطانیه اقرار مینماید که برای داخله مصر در حلقند مجمع ملل معروضه مصر را تائید
خواهد کرد.
٤- در حینیکه با یک دولت دگر مناقشه رو نماید و خطره انقطاع تعلقات بان پیدا شود -
دولتین معاهدتین با یک جهتی سعی خواهند کرد که قضیه را حسب قرار میثاق مجمع ملل
یا حسب قرار مقتضیات بین المللی دگر به امنیه تصفیه نمایند.
۵- یکی از فریقین اقرار مینمایند که در مسلک خارجهمسلکرا اختیار نخواهند کرد که با (اتحاد) -
مطابقت نداشته باشد.
۶- مسئولیت تحفظ انظار و املاک ... در مصر بر عهده دولت مصر است.
۷- در حین حرب (تحت مقتضیات ماده ٤) دولتین معاهدتین (اتحادی) میشوند و مصر
مکلف است که برای دولت بریتانیا عظمی تسهیلات تامه از قبیل در استعمال اوردن بنادر و
میدان های طیاره و انرو سلاسل رسل ورسایل مصر مهیا بسازد.
۸- چون مصر بخواهد که برای تعلیمات عسکری اساتذه خارجی در عساکر تر متعین کند مکلف
است که کسانیر ا که از تبعه دولت بریتانیا باشند معین کند.
۹- عساکر بریتانی که برای حفظ نمودن بحر قد سویز لازم باشد نقاط متعدده در شرق خط
طول البلد ۳۲ داشته خواهد بود چنانچه سپاد نو حکمرانی مصر را در ان نقاط ضرر نرساند.
۱۰- دولت مصر برای خدمات مختلفه نتواند که غیر بریتانی ها خارجیه گر را معین کند.
۱۱- دولت بریتانیه اقرار مینماید که ان دول یا امتیازات (کپپی چولیشن) را راغب خواهد کرد
که انتقال عدالتها یمشرکه قناصل را قبول کنند و بر خارجیان نفاذ واطلاق قوانین مصر را
تسلیم نمایند.
- ٣٨١ -
۱۲ - فریقین متعاهدتین در فور با همدیگر يك نماینده خود را که سفیرمختار باشد در قاهره و در لندن معین خواهند کرد در قاهره سفیرمختار بریتانیه دارای درجه اول شمرده خواهد شد .
۱۳- وضعیت سودان مبنی بر معاهده سنه ١٨٦٩ ع بر جا بخود بماند البته حق آزادی ترمیم و تغییر داد محفوظ است .
١٤- ایرماده ها بر حقوق و مسئولیت های فریقین متعاهدتین که از روی قرارنامه مجمع ملل و میثاق كيلوك میدارند اثر نقیضانه نخواهد انداخت .
١٥- اختلا فیکه در تصریح ماده های محوله واعلا زو معانی اثر پدیدار خواهند آمد واز مذاکرات با همدیگر فیصل نخواهد شد تصفیه امرد رتطابق قرارنامه مجمع ملل کرده خواهد شد .
١٦- این معاهد ه برای ٢٥ سال زنده وعامل شمرده خواهد شد .
تشکرنامه وزیر صاحب دربار بحضور اراکين و سایر متصدیان امور جشن ( دوره یازدهم استقلال )
احساسات وطن خواهانه و استقلال پرستانه را که از طرف ملت افغان نسبت به جشن دوره یازدهم استقلال مشهود گردید ه تقدیر و تحسین کرده بحضور تمام ملت افغان عموما بحضور ذواتيكه در این جشن صرف همت وبذل مقدرت در اجرای امورات جشن نظر بعلا قمندی مفرط شان به استقلال نموده اند خصوصا عرض تشکر و ممنونیت خویش را تقدیم کرده وبالخاصه بحضور ذات اعلیحضرت شهریاری که محب صمیمی باستقلال وتحفظ استقلال افغانستان دارند عرض شکران وعهد فداکاری در راه حفظ استقلال مینمائیم .
حضراتی را که در این جشن استقلال ایفای خدمات اداری جشن را فخریه متصدی شده و وجد عملی و حس وطن پرستی خود را بمنصه ظهور گذاشته اند اينك یگانه اسم برده بحضور هر يك از ایشان اظهار منتداری میکنیم .
بحضور جناب اقدم عالى معین السلطنه صاحب وجناب آغاسی حضور شان و جناب معین صاحب وزارت حربیه آقای محمد محفوظ خان و تمام مامورین ضمیمه حضور ممدوح که فردا فردا در انضباط وامنيت واداره منطقه جشن صرف مساعی نموده اند عرض امتنان کرده مخصوصا جوش وخروش و
- ٣٨٢ -
محبتی را که درحصه عالی موصوف نسبت باستقلال نشان داده اند تقدیر وتمجید میکنیم.
حضور جنابعالی والی صاحب ولایت کابل که در تکمیل و تهیه اشیای ضروریه و محتاج به
جشن صرف اوقات نموده اخلاص قلبی خود را نسبت باستقلال در اجرای امورات عالیه ابراز
داشته اند و هکذا بجناب محترم میرزا غلام مجتبی خان معین وزارت مالیه و جناب میرزا عبدالقیوم
خان مستوفی ولایت کابل که هر یک عضو معظم مجلس تنظیعیه جشن بوده در اجرای امورات اداری جشن
خود داری نکرده اند اظهار تشکر و ممنونیت مینمائیم و همچنین از جناب عبد القدیر خان وکیل
وزارت تجارت که به روزنمای در صنعت و حرفت در تهیه انتظام اشیای گرانبهای وطنی ابراز فعالیت
کرده اند تشکر میکنیم.
بحضور عالی رئیس صاحب بلدیه که در تشکیل ارزاق و ترتیب اردو بازار و صفائی و اب رسانی
در منطقه جشن و تهیه بعضی اشیاء لازمه بمدارج جشن به شخص خود و بعضی از مامورین ریاست
بلدیه توجه و اهتمام نموده اند اظهار ممنونیت مینمائیم.
به جناب محترم عبد الوکیل خان سپهسالار وجناب سلطان محمد خان افسر قوه انضباطیه که
تحت توجه حضور عالی معین السلطنه صاحب ابراز فعالیت داشته واز فعالیت یشان در هیچ
منطقمی نظمی و بی ترتیبی واقع نشده اظهار امتنان میکنیم هکذا از جناب محترم قوماندان صاحب
کوتوالی وجناب غلام جانخان افسر پولیس که اداره مواقع ترتیا تونمایشات را با نفری معیت
خود بوجه مرهوبی انجام نموده اند تشکر میکنیم. و نیز بجناب محمود سامی پاشا نائیبسالار
که امال درنمایشات عسکری جدیت فوق العاده نشان داده و طرفنواز ترشاهانه واقع گردیده اند
اظهار امتنان و همچنین بجناب عبد القادر خان نایب سالار وسر سروس صاحب و سرروس های
حضور که در تنظیمات کمپ شاهی وخیمه های حضور فرمائی ذات شاهانه و مدیر مواقع جشن و چه
در باغچه فرحت حسن عمل نشان داده اند اظهار منت داری مینمائیم.
وهم بحضور حضرات نمایندگان دول خارجه که در تمام تماشات جشن با گرم جوشی
شایانی شمولیت ورزیده اند عرض تشکر میکنیم.
هکذا از حسن اجراات و ابراز فعالیت عموم ذوات محترمه ذیل کمال امتنان داشته اظهار
تشکر مینمائیم:
-٣٨٣-
تشکر
جناب قلعه بیگی صاحب اقا عبد الغنی خان که هر روزه یک قطعه عسکر منظم را ملبس به
لباسهای گلنار بسرکردگی صماد خان غندمشر در منطقه حضور شاهانه جهت اخذ موقع
میفرستاده ند. جناب قوماندان صاحب طیاره که با یک ست طیاره های خود بر مشعولین جشن
گل افشانی نموده اند. جناب فیض محمد خان وزیر معارف سابقت وجناب هاشم شائق افندی
وجناب محمد سرور خان وجناب حسن خان سلیمی و اقای محمد سعید خان که با یک ست متعلمین
مکاتب عالیه سایق یا چراغیاتر و تمثال ها و فتح و سقوط اندلس در شبهای جشن صمیمیت
نشان داده اند. جناب محمد امیرخان حاکم چهاردهی ملحاظیکه منطقه جشن در حدود
حکومت او واقع بود با اهالی تعلقه حکومت خود شبانروز در ترتیب اراضی و مواضع جشن صرف
صرف اوقات نموده است وهکذا جناب ملک اصغر خان رئیس شش کروهی.
جناب غلام حضرت خان مهر بردار حضور مبارک که با داره محصولات و ترتیب تکت های -
اجازه نامه وجناب میرحسام الدین خان فراش باشی حضور که در بهمرسانیدن مفروثات و -
ترتیب خیمه های اراکین حکومت ورجال اجنبی وغیره وجناب محمد عیسی خان پیشخدمت باشی حضور
که در انتظام و ترتیبات داخلی کمپ شاهی ودعوت عصریه حضور همایونی وجناب جلال الدین خان
باغبان باشی که در اصلاح نواقص باغچه ها و چمن زارها وا بشارها صرف مساعی فرموده اند.
جناب عبد الله خان مدیر عمومی پوسته و تلگراف که با سه نفر اعضا رئیس تفتیش خلع سلاح فخریه
مقرر بودند ووظایف خود را باکمال جدیت ایفا نمودند.
اقای عبد المجید خان تحویلدار موزه خانه که در تزئین کمپ شاهی ومضافه جشن حسن عمل
نشان داده است. جناب عبد الله خان پیشخدمت حضور که وظائف محوله خود را بصد اقت اجرا کرده
اند. جناب مستری جان محمد خان انجنیر برقی با اقایان عبد الله خان وعبد العزیز خان معاونان
که به توجه جناب جلالتماب وزیر صاحب داخله خواجه بابوخان زیر اثر جناب عزیزالله خان جرنیل
کارخانجات در تنویر عمومی مواضع و منطقه جشن بدرجه عالی ابراز فعالیت نموده اند.
جناب میرزا محمد ابراهیم خان معاون سرمنشی حضور که به ترتیب اجراات تحریریه جشن
اظهار فعالیت نموده اند. جناب شیخ محمد رضا خان ومیرزا رستم علی خان مدیر محاسبه
وجناب معتمد پیرعبد الله خان وکیل الددائره تحریرات که در اجرای تمام امورات جشن معاونت -
-٣٨٤-
فکری وقلمی نموده وهكذا تمام مامورین وزارت دربار که بخدمات جشن مصروف بوده اند.
جناب مولوی برهان الدین خان مدیر و شیر احمد خان ومحمد قدیر خان محررین اداره حبیب
الاسلام كميته تحرير و نشر روزنامه جشن فخریه مصروف بود محسن عمل ابراز داشته اند.
جناب عطا محمد خان رئیس سابقه چر مکری کمیته اعزاز در امر روشنی عمومی امرات جشن با
جناب عبد الرشید خان حاكم سابقه معاون اول و تاج محمد خان دهباشی پیشخدمتهای سابقه و
غوث الدین خان وعبد العزيز خان ومحمد عمر خان اعضایشان مقرر بوده وظایف خویش را بخوبی
انجام داده اند واقای فهد محمد خان که مامور الات ناریه بوده در شبها دجشن اتش بازیهای
گوناگون افروخته اند . جناب غلام سخی خان خانصامان باشی سابقه که نگران و جناب عبد الشکور خان
مامور اداره واخذ محصول صحنه تمثیل با عبد الرشید خان وسيد امين الله خان وميرزا محمد
اصف خان اعضایشان مقرر بود موظیفه خود را بصداقت اجرا نمود ماند جناب عبد الوهاب خان -
مدیر قد سابقه هوتل ها که مامور نمایش هدف زدن با تفنگ و تفنگچه ریزه تیر با میرزا عبد العزیز
خان معاون شان مقرر بوده اند. جناب عبد الرزاق خان مدیر قد سابقه محاسبه وزارت دربار با
میرزا محمد یوسف خان کاتب وزارت دربار معاون شان که مامور انعامات مقرر بوده اند جناب میرزا
جان محمد خان سر کاتب سابقه وزارت خارجه مامور اداره منطقه نمایش عسکری و میرزا فقیر محمد خان
و محمد سرور خان معاونین شان جناب شیر احمد خان مامور سابقه تنویرات با عبد الرحيم خان
پیشخدمت سابقه که مهماندار خارجه ها بوده اند :
جناب میرزا عبد الروف خان کاتب اداره شرق وزارت خارجه که مامور و نگران پذیرائی نمایندگان
خارجه وجناب میرزا غلام جانخان کاتب قوماندانی طیاره که مامور موسیقی نوازها با میرزا -
عبد الحمید خان کاتب وزارت داخله معاون شان مقرر بوده اند .
جناب محمد عظیم خان پیشخدمت حضور نگران و میرزا محمد شفیع خان مامور مستوفیت ولایت
کابل مامور اخذ محصولات تکت ها شمولیت اشخاص و موتر و موتر سکل و گادی وغیره در منطقه جشن
مقرر بوده بمعیت شان میرزا غلام احمد خان و میرزا محمد نعیم خان ومیرزا احمد جانخان و
میرزا عبد الكريم خان ومیرزا عبد الضياخان و میرزا سید علیخان و میرزا امیر محمد والد ینخان و
میرزا محمد عمر خان ومیرزا احمد میرخان و میرزا محمد نبی خان ومیرزا محمد حسن خان وميرزا
محمد هاشم خان ومیرزا سلطان محمد خان ومیرزا پاینده محمد خان ومیرزا اغا پروفخان وميرزا
- ۳۸۰ -
نور احمد خان و میرزا محمد محسن خان و میرزا علی محمد خان و میرزا نصر الله خان و میرزا
محمد ابراهیم خان نویسنده های مستوفیت کابل و میرزا محمد جانخان و میرزا عبد الروف
خان و میرزا عنایت الله خان کاتبان وزارت داخله ایفای خدمت نموده اند و نیز میرزا عبد الکریم
خان مدیر محاسب سابق دار الحبیب فخریه شامل خدمت گردیده بود .
جناب میرزا محمد حسن خان سرکاتب شعبه حسابیة دوائر مستقل وزارت مالیه مامور اخذ
محصولات نمایشات جشن و میرزا عزیز احمد خان معاون اول و میرزا محمد اکبر خان معاون دوم مقرر
بود بمعیت شان میرزا امیر محمد خان مامور مالیه سابقیه پغمان و میرزا محمد محسن خان و
میرزا محمد حسین خان و میرزا محمد موسی کاظم خان و میرزا غوث الدین خان و میرزا عبد الغفور خان
و میرزا عبد الواحد خان نویسنده ها وزارت مستقل مالیه وغلام حیدر خان و گل محمد خان خانه سامان
های وزارت مالیه و میرزا فضل احمد خان سرکاتب مستوفی ولایت کابل ایفای خدمت کرده اند.
جناب محمد اصف خان مامور دو حفريات مامور اخذ محصل دكاكين وميرزاعبد الرحيم خان
سرکاتب سابته جشن بمعاونی و میرزا عبد القادر خان کاشپوزه بنویسندگی شان ایفا ی خدمت
کرده اند. جناب محمد محسن خان برتبه اعزازی مامور اداری موقع بازیهای بایسکل دوانی و
نمایش پهلوانی و چوب بازی مقرر بود بمعیت او میرزا محمد انور خان کاشپز ار داخله و میرزا
عبد الجلیل خان ایفای خدمت کرده اند. جناب محمود خان برتبه اعزازی مامور کولمبه بازی و کشتی
رانی مقرر بود مادی محمد خان بمعاونی و میرزا عبد الستوار خان بنویسندگی او کار کرده اند.
جناب محمد یوسف خان کاتب تاریخچه مامور اداره موقع کارنیوال مقرر بود بمعیت او میرزا
محمد ظاهر خان و میرزا عبد الکریم خان و میرزا محمد صدیق خان بمداخل محصول موضع مذکور
اجرای خدمت نموده اند .
خاتمتا برای عموم ذوات موصوف توفیق خدمت با صداقت را بیش ازین برای حکومت و ملت اسلامی
شان نیاز داشته مجددا از خدمتگذاری اینها نسبت بهاستقلال وعلاقمندی شان راجع بوطن !
اظهار خوشنودی ورضامندی مینمائیم .
( كابل مطبعه سرکاري )
-٣٨٦-
صفحه ١ (جریدهٔ هفته گی حبیب الاسلام سال اول- شماره ٢١) (نمره مسلسل ٢١)
واعتصموا بحبل الله ولا تفرقوا
حبیب الاسلام
مدیر: برهان الدین کشککی .
اداره خانه: ده افغانان کابل-افغانستان
همه امور تحریریه و حسابیه بنام اداره فرستاده شود .
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است .
در هر هفته یکمرتبه یوم چار شنبه نشر میشود .
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .
شرح اشتراك
مقامات . سالانه ششماهه
شهر کابل . ٦ روپیه ٣نیم روپیه
داخل افغانستان ٧ روپیه ٤ روپیه
ممالك خارجه ١٥ شلنگ ٨ شلنگ
(قیمت يك شماره (٦) پیسه)
(درین اخبار از احکام دینی ومسائل اسلامی وهرگونه علوم وفنون واطلاعات سیاسی ومفاد
دولتی ومنافع ملی بحث میشود ) -
(تاریخ قمری ١٤ ربیع الثانی ١٣٤٨) ٤ شنبه (تاریخ شمسی ٢٦ سنبله ١٣٠٨ هجری)
وشاور هم فی الامر و اذا عزمت فتوکل علی الله
بنمای مشوره در کار تا شوی شادان - بسخن شنو) که سداد نبود درو پشمان)
مجلس تنظمیه ملکی و نظامی حکومت حبیبیه .
(جامعیت واکمليت (دین اسلام) .)
طوریکه ما وشما معتقدیم و این امر را بشدت خاطر نشان تمام جهان میکنیم تمام -
سالکین دین مبین حضرت سید المرسلین وحلقه بگوشان ١ شرع متین ومطيعان اوامر رب
العالمين بهمین عقیده ونظريه ثبات و قیام دارند که (دین اسلام) دینی است اکمل وطريقه
ایست جامع وافضل کهنه تنها سعادت ومسرت اخروی) ما را بها ثلتین بل سعادت وسيادت
(دنیوی) ما را هم تامین میکند .
شاهد این مطلب وموید این مدعا را برای منکرین و انانیکه در قبولیت این مقصد متردد
و یا مشتبه باشند اینك از نص صريح قرانی می نگاریم که (اليوم اكملت لكم دينكم واتممت -
علیکم نعمتی) هنگامیکه ما این قضیه برتری وبلندی وجامعیت وافضلیت (دین اسلام) را
بر سائر ادیان قائلیم پس طبعا وحكما این امر نیز ثابت ومسلم است که تمام احکام ومسائل و
اوامر انفرادی اسلام هم بر سائر قوانین منفرده و دستورالعمل های واحده جهان وجهانیان
افضل است و هم اعلی .
ممکن است برخی از مخالفین اسلام وانهائیکه مدنيت شوخ و شنگ نظر ربای اروپائی
چشم هام شان را خیره و تنگ و قلوب وافکار انهارا از کردار و گفتار خود مانده ولك نموده است
۳۸۷
معترضانه بما بگویند ( در صورت صدق این ادعا می بایست عالم اسلام باین ذلت وپریشانی
امروزه گرفتار نمی بودند ) .
ما بجواب امثال این رجال مینویسیم که علت ضعف و سرگردانی عالم اسلام نه ازین است که
نقص ویا قصوری در مقررات دینی وامور مذهبی شان است (حاشا وکلا ) بلکه اینهمه مذلت و
ادبار وفلاکت بیشماریكه برانها عائد وشامل است فقط وفقط در اثر فروگذاشت و مماحاه وعدم
پابندی درست و مکمل در آمدنست مسلمین است بمقررات مذهبی وامور دین وائین شان .
رو بدرگاهت کی اوردی که گشتی نا امید - گرگدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست
اینك بطور مثال موضوع همین مقاله امروزه را قدری تشریح داده حقانه ومنصفانه این
امر را ثابت میکنیم که :
اسلام بذات خود ندارد خللی
هر عیب که هست درمسلمانی ماست
مجالس مشوره در عصر نبویه :
نسبت بمشوره واستفاده ازنظریات وافکار جامعه ایات قرانيه ك واوامر صاحب لولاك
بیشتر است که ازان جمله فعلا بخاطر ما این دوایه شريفه حاضر است .
(۱) وامرهم شوری بینهم . یعنی ازجمله صفات عالیه عالم اسلام یکی اینست که امور اوشان
بر حسب افکار عمومی بصورت مشوره درمنصه شهود میاید .
(۲) و شاور هم فی الامر واذا عزمت فتوکل علی الله ) یعنی ای حضرت پیغمبر درهمه امور
اولا با مسلمین مشوره نما ونظریه وافکار عمومیه را برای خودت استحصال فرما . و سپس ازان که در
اقدام امورعزم بالجزم فرمودید متوكلا علی الله دران ثابت قدم باشید .
ذات نبوی هم چنان شد ت وانبساط در بجا اوردن این امر الهی منهمك وساعی بودند كه
هيچيك امری از امور را بدون اتخاذ افکار عمومی ومشوره وغور و خوض فرمودن با اصحاب و ــ
انصار ومهاجرین اسلامی و در مورد اجرا نمی اوردند .
درینجا ما از جمله مجالس مشوره کثیره عهد نبویه فقط باشاره نمودن بسوی ان مجلس
مشوره كه در باب اسیران حربی غزوه بدر انعقاد یافته بود اكتفا میکنیم که دران اكثری از
اصحاب کرام بطرفداری فکر قبول بگرفتن (فدیه) ورهائی دادن بندی های کفار اظهار فکر ــ
نمودند وحضرت عمر (رض) باچند نفری که نسبت بافکار عمومی حد اقلیت بل مرتبه صفر را داشتند
جانبدار این مفکوره بودند که باید اسیران مزبور جهت عبرت كفار واعلای دین سید الابرار ازین
حیث که تمام انحا اکابر واعزه وعمائد فجار میباشند مقتول گردند باینصورت که هر نفر کافر را ــ
همان قريب وخویشاوند مسلمانش بکشد که قرابت افزون وعلاقه مندی قربی بوی داشته باشد
ولی ذات نبوی ومجلس مشوره عمومی بر خلاف فکر فاروقی محض صله رحم وتأليف قلوب كفار واثبات
عفو وحلم ودریادلی ابرار باعطای فديه باكثريت اظهار رای نمود . وبر طبق ان اجراات هم کردند
تا اینکه زبان وحی بطرفداری حضرت فاروقیه ومخالفت طرفداران فدیه نازل گردید .
- ۳۸۸ -
مجلس مقننه مشوره عصر صدیقی .
پس از عهد نبویه در خلافت (صدیق) (رض) نیز هیچ امری بدون رای و استصواب
عمومی در معرض اجرا نمی امد و بر علاوه امور سیاسی فیصله حقوق و دعاوی عمومی نیز بدون
از رای مجلس مشوره قابل نفاذ نمی بود – اراکین موقر مجلس مشوره صدیقی حضرت عمر و
حضرت عثمان و حضرت علی و حضرت عبدالرحمن بن عوف و حضرت معاذ بن جبل و حضرت ابی
بی کعب و حضرت ثابت و دیگران ناموران مهاجرین و انصار (رضوان الله تعالی علیهم) بودند .
مجلس مشوره عصر فاروقی .
بعصر خلافت فاروقی در اثر فتوحات متوالی و وسعت و فراخی روز افزون رتبه اسلامی به
اندازه مسایل غور طالب و امور مبحوث فیه کثرت و وفرت پیدا کرد که يك مجلس نمیتوانست که به
سرعت لازمه حسب خاطر خواه بتمام امور وارسی نماید . لهذا حضرت فاروق اكبر يك مجلس
مشوره دیگری را هم افزود کرد که باصطلاحات عصر حاضره باید مجلسی را که از عهد نبوی
و صدیقی تاسیس شده و به عهد فاروقی رسید (مجلس اعیان) یا مجلس وزرا بنامیم و مجلس
دویمین را که مخصوصا در عهد فاروقی تاسیس گردیده مجلس مبعوثان یا مجلس مشوره –
بگوئیم .
مجلس مشوره عصر خلیفه ۳ و ۴ و دیگر سلاطین اسلامی .
در عصر ذوالنورین و مدینة العلم نیز این هر دو مجلس عالیه بهمان اختیارات تامه و
اجراات نافعه و ازادی و حقایق کوئی اثبات وجود داشت و خدمات بسیار بزرگ و کار روائی های
از حد سترگی را برای اسلامیت و ملك و مملکت مصدر شده که از قلقله نظریات عالی و پیش بینی های
بلند و تعقیب صحیح شان بمقررات دینی و پابندی بامور مذهبی باندازه اسلام را ترقی –
دادند که تا امروزه روز ان وسعت و مدنیت و عظمت اسلام موجب افتخار و اعتبار ما ست – در عقب
ان از خود غرضی و استبداد پسندی سلاطین اسلامی و پادشاهان عصر ماضی رفته رفته این شمع
تابان مشوره و این ستاره درخشان فور و خوض در امور مهمه رو بانحطاط و افول گذارده در نتیجه
(اسلام ضعف دید و مسلمان فریب ماند) .
مجالس مشوره دوره امانیه .
معلوم است که در افغانستان بعد از هجران سیزده صد ساله مجلس مشوره –
اولین بار در عهد (امانیه) مجلس های متعدده مشورت در علاقه داری ها و حکومتی های
اعلی و کلان و اول و دوم و سوم و ولایات و يك مجلس شورا در مرکز سلطنت قایم شد و بر علاوه ان
مجلسهای فوق العاده بزرگ دیگری هم عند اللزوم بنام (لویه جرگه) دایر می شد .
اما بكمال افسوس مرقوم میگردد که برای این مجلس ها بجز از نام دیگر شغل و وظیفه و
کاری نبود هر چند در تشکیلات اساسیه و نظام نامه اساسی و دیگر قوانین امانی و کلای مجلس
مصدر خدمات مهمه و مرجع کارهای عالیه نشان داده شده بود ولی در واقع صرف نظر از امور
سیاسی و اداری حتی امور اجتماعیه را هم کسی از ان ها نمی پرسید و حکام و زمامداران حتی شخص
- ۲۸ -
شاه امان المخلوع هرچه میخواست تنها بفکر و کلهء خود انرا اجرا میکرد و سر از اجرا و ـ
تصویب خود نوشتهء یکورق را جهت امضا بوکلا میفرستاد وازانها دستخط میگرفت گویا
حکام ومامورین دورهء سابقه وکلای ملی را در وانجعل دستمال دست یا کویا عصای پیری خود
قرار داده بودند .
اينك جهت اثبات این مطلب چند اجراات اخيره دوره امانیه را یاد اوری میکنیم که ایا
دران مورد از کدام مجلس مشوره و از کدام حفله وزرا و از کدام دسته مامورین خود رای و
و فکر گرفته متفقا نیا با اکثریت مجلس انرا اجرا نموده است .
قلع حیا و حجاب مستورات ترسیل متعلمات را بدون محارم بخارج اختلاط صبیان و ـ
صبیات را در مکاتب تاسیس انجمن نسوان شمولیت زنها در کارخانه ها تحدید پیرو و مریدی
را باجازه پادشاهی تاسیس کلوب تجدد و...و... احکام جبری دریغی بر عموم اهالی
منع او پوشیدن چادری و پاتی امتناع پردکانی اجرای رستمند ی بازار شهادتنامه
خواستن از علمای دیندار نگرفتن چهارزن برای مامورها لغوصدارت عظمی و امثال انرا
که سه روز متوالی در قصر استور شخصا بیانات میداد از کدام وزیر و وکیل و مدیر استشار گرفته
در محل اجرا اورد ـ اگر این امور را ریاست شورای ملی و یا مجلس وزرا دیده اند البته تقریه
تحریری انها موجود خواهد بود حال انکه از معلومات موثوقی که بدست است ابدا درین امور
و دیگر موضوع هائیکه موجب انقلاب شده است از کسی نپرسیده واز احدی نشنیده خود سرانه
برخلاف مقررات اسلامیت وافغانیت و عرف و عادات ملت اجراات کرد تا اینکه دید ثمره چیزی
را که خود غرص کرده بود و چشید خمیازه اموری را که تعبیه نموده بود ( فتفکروا یا اولی الالباب)
مجلس شوره عصر اسلامیت عصر حبیبیه .
جای شکران وامتنان است که درین عصر اسلامیت عصر حبیبیه از اسلام پروری و شریعت
گستری خادم دین رسول الله اولین تشکیلی را که بعد از اختتام مانوره های عسکری خویش امر
و اراده فرموده اند تاسیس مجلس تنظیمه ملکی و نظامی بوده در حلقه خود مرکز کابل تا بامورات
مهمه مملکت و منافع ولست ومفاد ملت وارسی فرمایند .
چنانچه این مجلس عالی تاجائیکه اجمالا بما گفته اند و از دور و نزديك معلومات گرفته ایم
برای رفاه ملت و اسود، حالی رعیت و عظمت مملکت وشوکت دولت اجراات عالی را مصدر شده ـ
ممکن است که از تفصیلات خدمات ان اجراات شان که درین عرصه هشت ماه کار کرده اند
از حسن توجه ملت خواهانه رئیس صاحب مجلس در اتیه قریبی به تزئین صفحات اخبار خویش ـ
بپردازیم و برای همیشه از کارروائی های این مجلس عالیشان این اخبار وطن شانرا افتخار بخشند.
اينك بتاريخ 3 ربیع الثانی یک اعلان جداگانه را که از حضور شاهانه راجع بانتخاب
عموم وکلای افغانستان و شرکت و شمولیت شان را درین مجلس عالیشان نشر شده مشاهد ه کرده
بر خوشنودی ما افزود و بر شکر گذاری عمومی از ذات خسروانه بیش از پیش خدمت کرده ماذیلا
تسوید انرا جهت استحضار ملت و دعاکوئی و مشکوری رعیت که ازین حقوق شناسی ومشوره پسندی
- ۳۱۰ -
ذات پادشاهی با الافتخار می نگاریم.
اعلان انتخاب وکلای افغانستان
اعلان بعموم ملت عزیزم اهالی افغانستان!
از انجا که یگانه مقصد و مرام این خادم دین رسول الله (ص) ارامی و اسایش و رفاه شما
ملت عزیزم بوده و هست لهذا از ابتدای جلوسم به سلطنت افغانستان نیز بوظیفه امارت
و اسلامیت بر خود فرض و متحتم قرارداده ام که بعون و یاری خداوند جل و عظم و استوارع مقدس نبوی
(ص) حتى الامکان اسباب رستگاری دنیوی و اخروی شمارا در تحت لوای سعادت انتمای
دین مبین اسلام فراهم اورم - ازان جمله تشکیل يك ریاست تنظیفیه علیه اسلامیه است که
از بدو جلوس شاهانه ام در مرکز افتتاح و جریان داشته عموم مسایل مهمه و مواد یکه بطور -
عموم به منافع عامه و امورات سلطنتی تعلق دارد درین مجلس مذاکره و تصویب میشود - این
مجلس مرکب است از وکلای منتخبه ملت و اعیان که از حضورم مشاور ومقرر میشوند ـ لهذا الازم
دانستم قبل از خواستن وكلا صورت انتخاب وكلا و تشکیل اعضا مجلس علیه انتظامیه اسلامیه
مرکزی را برای اگاهی شما ملت عزیزم قرار ذیل اعلان نمایم و متصل ان قرار امر ملوکانه ام -
که برای نائب الحکومه ها و حکام اعلی میرسد شروع بانتخاب وكلا بنمایند تا شامل مجلس -
گردیده برای غور و ملاحظه نمودن نظامات سابقه که کدام انحا منافی مسایل شرعیه است و لغو
میشود و چه از انحا راجع بامور اداریه حکومت است و بصورت دستورالعمل ترتیب میگردد و غیره
تجویز مفید برای رفاه و للذا سود، حالی شما عزیزانم وسایل اساسی را فکر و تصویب -
نمایند تا بمعاونت خداوندی در معرض اجرا آورده شود.
صورت انتخاب و تعداد وکلا
۱ـ وکلا برای شمولیت مجلس تنظیمه از هر ولایت و حکومت اعلا به تعداد ذیل انتخاب
میشوند . ولایت کابل ٤ نفر - قندهار ٤ نفر - مزار ٤ نفر - قطغن و بدخشان ٤ نفر -
قلم هرات ٤ نفر - حکومت اعلی مشرقی ۲ نفر - جنوبی ۲ نفر - فراه ۲ نفرـ میمنه ۲ نفر -
۲- در هر حکومتی اهالی همان حکومتی در مرکز ان اجتماع نموده از طرف قلو خودها یکنفر را
به صفت وکالت که دارای صفات فقره الف و ب اعلان هذا باشد انتخاب و با ورقه انتخابیه
ان بمرکز ولایت یا حکومتی اعلای منسوبه خود بفرستند ـ از مرکز حکومتی های کلان نیز مثل سایر
حكومتيها یکنفر وکیل انتخاب نموده میفرستند .
٣ ـ يك يك نفر وکیل که از هر حکومتی قرار تفصیلات فوق بمرکز ولایت یا حکومتی اعلی می ایند
در ولایت از بین خودها چهار نفر و د رحکومتی های اعلی دو نفر انتخاب نموده بمرکز روانه
میدارند باقی وکلا بجاهای خود مراجعت مینمایند ـ و بعاین تفصیل از عموم منطقه یا ولایت چهار نفر
و از حکومتی اعلی دو نفر بمرکز اعزام میشوند.
- ۳۹۱ -
شرایط و صفات وکلا
الف. وکلاء باید خواننده و نویسنده و حتی الامکان صاحب رسوخ واشخاص فهمیده ومالیده
بوده بدولت باغی ده نباشند.
ب. عمر وکلاء از سی سال کمتر نبوده و هم در مدت العمر خود مرتکب فعل جنایت نشده باشند.
بعد ازرسیدن بمرکز از جمله وکلای هر ولایت وحکومتی اعلی در ولایت دو دو نفر وحکومتی
اعلی یک یکنفر برای مجلس تعلیمیه انتخاب شده و از طرف مجلس تنظییمه برای مرکز هر ولایت دو دو نفر
وحکومتی اعلی منسوبه شان یک یکنفر بقسم نماینده مجلس تعلیمیه انتخاب و در انجا اعزام میشوند.
وکلای منتخبه مجلس تعلیمیه مرکز ولایت وحکومتی اعلی تا یکزمان مهمان حکومت میباشند
ومخارج سفریه رفت وامد انها از طرف حکومت پرداخته میشود ـ دو دو نفرکه برای اعضای
دایمی می مانند معاش شان بقدر کفایت از طرف دولت تعیین خواهد شد.
وقتیکه وکلای منتخبه تبدیل میشوند اعلان انتخاب جدید وکلاء میشود و تا رسیدن وکلای
جدید وکلای موجود دارای حیث عنصریت خود ها میباشند. (محل مهر همایونی)
چه خوش بود که به هم یار و مهربان باشیم
از طبع شیرین اقای (محمد سرورخان) یکی از اعضای اداره (حبیب الاسلام)
ز اختلاف رسد زخم غم بجان (وطن)
در اتفاق زکف میرود توان (وطن)
نباید این همه (تفریق) در میان (وطن)
چه لازم است جدل ای برادران وطن
دگر ستم منمائید خود بجان (وطن)
به اتفاق شتابید دوستان (وطن)
هزار شکر خدا را همه مسلمانیم
مطیع بامر هدایت سمات قرانیم
تمام رعد غیوریم وجمله افغانیم
یکی زدیگر خود هیچ پس نمی مانیم
کنید علاج دل زار ناتوان (وطن) ـ
به اتفاق شتابید دوستان (وطن)
همه برادر هم نور چشم یک پدریم
تمام بازوی هم بار و برگ یک شجریم
برادران مسلمان و اهل یکدگریم
خلاصتا همه اولاد حضرت بشریم
چو ثابت است که مائیم جسم وجان (وطن)
به اتفاق شتابید دوستان (وطن)
نفاق باد و برادر کمال بد بختیست
هزار پاره اگر اب گشته باز یکیست
شوید متفق همدگر که خوش وقتیست
وگرنه در دم اخر ندامت وسختیست
حذر کنید ز احوال بیکسان (وطن)
به اتفاق شتابید دوستان (وطن)
زهم جداشدن ما بلای اد باریست
نفاق و تفرقه ما همه تا ونساریست
شوید (متفق) هم که کار هشیاریست
وفا ومهر به ملیتار عین بیداریست
مرو بخوا بخوش ای مرد کاردان (وطن)
به اتفاق شتابید دوستان (وطن)
چه خوش بود که به هم یار و مهربان باشیم
برادر و پدر و جان دوستان باشیم
٣١٢
زيك وجود شدن داغ دشمنان باشيم
چو لاله سر بكف پای گلستان باشيم
بهار نيست (عداوت) بود خزان (وطن)
به اتفاق شتابيد دوستان (وطن)
برای خدمت (اسلام) جمله ميكوشيم
لباس خلت اسلاميت همی پوشيم
هزار حيف كه از دست خويش دلريشيم
اگر ز عاقبت كار خود نيند يشيم
نند بمعرض غم قامت جوان (وطن)
به (اتفاق) شتابيد دوستان (وطن)
به خويش همدم وهمراز وبا وفا باشيد
بد شمن وطن ودين بما چرا باشيد
با هل ظلم وجفا در پی جفا باشيد !
بد شمن وطن ودين بما چرا باشيد
بود (نفاق) مزين همعزبان (وطن)
به (اتفاق) شتابيد دوستان (وطن)
به حب اين وطن ودين اگر شوی قربان
بحشت می شود اخر ترا وطن ايجان
ز شخصيت بگذر (سرورا) ترانه مخوان
بكوش در پی اصلاح ملت افغان
وگرنه كی شوی محرم به زوشان (وطن)
به اتفاق شتابيد دوستان (وطن) -
اعزام قوای عسكری برای اداره امنیت مشرقی
عدالت مقتضی این است كه محاسن اعمال در پيش گاه محكمه عدل با هيچره كلفتنتنننتنند
گشاده و مراعات مقتضیه ومصايب با صورت گرفته ومواخذه معموله پذیرفته شود .
بدعات حكومت گذشته طوری مردم را بستوه اورده بود كه قيام مردانه مشرقی بر علیه
بدعات جاريه عيان وشايد هم حاجت به بيان نباشد لذا در اثر مجاهدات مردانه سمت شمالی
به تحت اراده سربازانه ذات اعلیحضرت همایونی كه اين بيشتر در قلع وقمع بدعات حصه
داشته ريشه ظلم واجحاف را قطع فرمود واين رئيس نامور كه شجاعت او را روزگار بضرب المثل
خود یاد خواهد كرد متمكن تخت امارت گرديد .
البته عدالت اجازه ميداد كه بنام شجاعت ومردانه گی مشرقی را كه خود در بر اوردن
تار و پود فساد دست داشتند و فداكاری وجانبازی شایانی نموده بودند موقعی داده شود
كه بزير اداره چند نفر از مامورین بزرگ مركز حسب وصايا وهدایات همایونی حكومت حبيبيه را
در انجا تشکیل واقامه حدود الله و قیام امنيت ورفاه رعيت را فراهم اورند چنانچه جهت اجرای
همين مقصد عالیجاهان ملك محمد علم خان شنواری و ملك قنبر خان خوگیانی و عبد الرحمن خان
جبارخیل را یکی بعد از دیگر بمناصب لازمه مفتخر و برای استمالت اقوام و راهنمائی انام وتد وير
امور ان جهات فرستادند این ها حسب دستور همایونی هرچند مقنونه بصروف خدمت ونصیحت
و تسلیت و دلجوئی اهالی شدند شاید درینقدر مدت كاری را حسب خاطر خواه از پیش برده ـ
نتوانسته اند كه همچنان كشت وخون وخانه جنگی وعدم امنیت وسرگردانی اهالی در سرتاسر
مشرقی موجود است .
ذات شاهانه از فرط شفقت و مرحمت و غریب نوازی خود نخواستند كه ذائما رعيت سالم و
اشخاص ناتوان و افراد معصم ان سمت به بلای عدم امنیت وكشت وخون گرفتار باشند لهذا
يك غنچه عسکری برای سركوبى اقا انقسم یاغیان ومفسدين بتاريخ ٣ ربیع الثانی اعزام شد
راجع بمراسم عزیمت فرمانى این عسکری دلاور ونطقى که از حضور شاهانه برای تشجیع و
حوصله افزائی انها ایراد وجواب ان از طرف جناب شجاعت نشان محترم محمد مخلوظ خان
معين غرض شده و توسط يك ذات جریده نواز وزارت حربيه لايحه ان باداره ما رسیده ذيلا
نقل میشود .
مراسم وداعيه عسکری
يوم شنبه ٣ ماه جاری بمناسبت وداعیه که از طرف ذات شاهانه با عساکر ظفر ماثر اعزامیه
سمت مشرقی انجام میپذیرفت قشون ظفر نمون با برخی از مامورین ملکی در موضع بتخاك حضور
بهم رسانيده يك منظره باشکوهی تشکیل یافته که نظاره اش خون را در عروق در بیننده بحرکت
می اورد در وقتیکه هر قطعه جوقه جوقه از پیش روی معین صاحب وزارت حربيه - طور رسم (گجیت)
گذشته وبمواضع مخصوصه خودشان موقع گرفته تشریف آوری ذات شاهانه را بکمال حرارت قلبی
انتظار می بردند هارن موتر سواری ذات شاهانه بسمع حاضرین رسیده وحضار بكمال جدیت
واماده ایفای رسم تعظیم شدند همینکه موکب همایونی بصحنۀ مخصوص قشله نظامی ورود فرمود
امر عسکری بولی رسمی ایراد وموزيك بادای سلامی مخصوص پادشاهی پرداخته اوازهای (سر
د دیر شه پادشاه ) فضا را فرا گرفته يك جهان جوش وخروش برپا شد بعد از ختم سلسله
رسم تعظیم در اثر ان ذات شاهانه این نطق قطی امیز را ایراد فرمودند .
(نطق اعلیحضرت همایونی ) ـ
عسكر غيور من البته خود شما بخوبی فهمیده اید که من چه اراده دارم و شما را بکدام
طرف روانه میکنم . بلی ! کسیکه بطرف سربازی می رود دفعه تا يك احوال مدهشه را بخود می یابد
ولی کسیکه میخواهد برای خود زندگی جاوید حاصل کرده شاهد تاریخی را از خود بصفحه روزگار
گذارد ویا میخواهد براه بندگی خدا وفرموده های رسول مقبولش جهد کند مجبور است این
همه دشواری ها را با پشت پای همت خود زده از غیرت و شجاعت فطری خود کار بگیرد البته
واقعات تاریخی ملتهای دنیا شاهد این مقال است چنانچه ملت هائیکه از همت خود کار
گرفته زنده مانده اند و تمام حقوق بشری را مالک اند و کسانیکه طرف بی همتی واقع شده اند -
و کسانیکه طرف بی همتی واقع شده اند امروز اثری ازوشان باقی نه ــ و اگر است بدنیای
متمدن هیچ حقوقی را صاحب نیستند من برای شما نصیحت میکنم که وظایف با شرف عسکری
که امروز بشما عاید و شما مخصوصا باحقاق حقوق تمام ملت و حفظ طنطنه وننگ و ناموس افغانستان
و وقایه دین مقدس موظف هستید این وظیفه را طوری بجا ارید که خاص ازيك نفر مجاهد
في سبيل الله متصور بوده و او جز رضای خدای خود دیگر اراده ندارد من هم از نهایت
محبتی که بوظایف عسکری دارم در هر وقت بمثل يکنفر سرباز با شما دوش بدوش در میدان های
مبارزه یکجا بوده ام چه اراده خودم جز بهبود ملت و (اعلای کلمت الله) نیست و از مرگ
نترسیده اجل را بوقتش موقوف میدانم لهذا بشما این خاطره را میدهم که در عزیمت شما بسمت
مشرقی فقط این مطلب مد نظر است که در مفاوضه با برادران مشرقی شما شده و اوشان برای
حق سر تسلیم خم کرده و از خسران ابدی دست کشند البته اوشان را مثل برادر عینی خود ـ
دانسته برای هرگونه تسلیات خاطرشان اماده خواهید بود والا به هیچ گونه نصایح ومراعات ـ
به راه حق پیش نیایند البته دران صورت مجبور خواهید بود که مقاصد پاک خویش را بقوه سر
نیزه های خود از پیش ببرید خداوند معاون راست کاران است .
اگرچه وداع شما مرا مثل جدائی یک فرزند عزیزم متاثر میسازد ولی میدانم بطرفی روان ـ
میشوید که خیر ابدی شما است لهذا بخداوند سپرده کلام خود را خاتمه می دهم .
ـ (اثر نطق همایونی بر حضار) ـ
از انجا که کلمات شجاعت سمات شاهانه به یک لهجه خیلی دلگیرانه ومتاثرانه ایراد گردید
کافه نظامیان بالخصوص وافراد ملکی و مامورین را بالعموم تحت دائره رقت واثر غریبی آورده
چنانچه هر بیننده حسابر محسوس می نمود که تهور و شجاعت این شیر بچه گان مضاعف گردیده
و خون در عروق شان بغلیان آمده وبرای بدست آوردن گوهر مقصود خصوصاپای ملوکانه به
اهتزاز امدند در همین حال عالیقدر صدارت ماب معین صاحب حربیه پنج قدم پیش از موقع
خود امده بعد از لحظه توقف اینمعروضه را که مملو از جذبات عسکریت واحساسات اسلامیت
بود باواز بلند عرض نمود :
(معروضه معین صاحب حربیه)
اعلیحضرتا ! در مقابل مهربانی هایتان بزبان نیاز اصالتا از طرف خود و وکالتا از جانب
برادران عسکری عرضمیکنم :
ما عساکر ها پوره خبر داریم وعلاوتا زحمات شباروزی پادشاه غیور ما ما را به ارزوهای
چندین ساله عالم اسلامیت رهبری فرموده و دانسته ایم که اسلام چیست . وناموس اسلام ـ
چطور محفوظ و با شرف می ماند و یکدام وسایل عالم اسلامیت را ترقی و توسیع دادن ممکن است
اخرین این نقطه را درین راه یافته ایم . عشق ـ دین ـ عزم متین توجه پادشاه مسلمین است
وبس . خوشبختانه امروز باین اسلحه سه گانه مجهزم بدل عشق دین و بدماغ عزم متین مثل شما
یک پادشاه غیور مجاهد دین پرور معاون ومددگار در برداریم میتوان گفت که درین عصر ـ
بارزوهای مقدستان رسیده ایم وبان فکر یگانه تان هر ذی شعوری میداند پر ان برادران هم دین
وهم ملت وهم مسلک مشرقی مان پوره حس نموده امروز را فیروز شمرده سر اطاعت بفرمان شما ـ
پادشاه غیور مجاهد خواهند گذاشت والا خدا نخواسته عدول بنمایند بدلهای پر از غیرت
وسینه های مملو از شجاعت بمیدان جان نثاری با تیغ های ابدار وتفنگ های جان شکار وتوپهای
اتش بار استاده هرگونه موانعات داخلی وخارجی را برداشته جان سپاریها خواهیم نمود .
٣٩٥
یا مطلوب عالم اسلامیت را بدست میاوریم یا میدانهای حرب را از خون لاله گون خواهیم
نمود درین مقصد مقدس تا جان در بدن داریم خواهیم کوشید و یا حیات ابدی را حاصل
خواهیم کرد .
شاهنشه غیور نه وقت درنگ ماست ـ امروز روز غیرت ناموس وننگ ماست
زنده باد پادشاه غیور دین پرور ما تابنده باد اختر فیروز و ظفر ما .
در خاتمه عساکر غیور بجوش و خروش قلبی بنواخت باجه ایفای تعظیم نموده با چهار بار
گویان بسوی ایفای ماموریت خود متوجه شدند .
ورود افواج حبیبیه در مشرقی
از اطلاعات تازه که مجدداً توسط یکی از نامه نگاران موقر ما باداره موصول گردیده است
این افواج ظفر امواج سه روز قبلترین کامیابانه و مظفرانه بمقام گندمک خفیانی که از انجا الی
مرکز جلال اباد چهارده کروه راه است مواصلت نموده انعده رعرع راه عموم سکنه محلی وقری
و دیهات اطراف و نواحی که از اعزام فوجی مطلع می شدند جهت اظهار اطاعت وبجا آوری خدمت
احضار شده پذیرائی های شایانی نموده اند .
در حدود جگدلک اقوام جبار خیل و طرفداران اقای عبدالرحمن خان خانخانان با نفری
زیادی جهت پذیرائی و خیر مقدم عسکری حاضر شده عزت داری و احترامات لازمه را بجا اورده
مشایعت کنان با قوه عسکری بلوطك و کلالى وسرخ پل و خته و پلوئی و گندمك را عبور کنان در حال
ترمه نظامی بقرب مقام عالیجاه ملك قيسر خان در هاشم خیل مواصلت کرده است که مخالفین
و معاندین ملك محمد قيسر خان مصروف حمله و پیکار باوی بودند لہذا از یکطرف افراد عسکری
باتخاذ موضع و اشغال نقاط حاکمه مصروف شده اند و از جانب دیگر قضیه را بقوای متعاقبه خویش
ذریعه البته برقی اخبار نموده خود شان بسر کوبی انها بشدت پرداختند تا اینکه مخالفین فرار
و مساکن وقلعه جات تریبه را پناه گاه خود قرار داده اند در اثر ان همینکه چند فیر توپهای
جبل بر قلعه های مزبوره اتش باری نمود اشرار فرار را بر قرار اختیار و اخیار جوق جوق بنزد ـ
منصبداران عسکری احضار شده عرض مراحم گستری و الطاف پروری صاحب منصبان نظامی را خواستار
شده اند بالمقابل از طرف روسای لشکری هم موجبات طمانیت و تسلیت انجا فراهم اورده شده
است .
(اعزام مزید قوای عسکری بسمت مشرقی )
حسب اطلاع یکی از نامه نگاران محترم حربی ما بروز جمعه ۹ ربیع الثانی یک قوه مکتبه دیگری
از عسکر مظفر حبیبیه جهت الحاق با دیگر برادران عسکری خویش در سمت مشرقی بان طرف اعزام
شده اند . ذات شاهانه جهت وداع وتلقینات لازمه برای این قوه مظفر نیز در بتخاك تشریف فرما
شده نطق جوش اوری را ایراد و جوابیه عالی را استماع فرموده اند که در شماره آتی ما صورت این
خطابه پادشاهی و عریضه عسکری را جهت استحضار ناظرین محترم خواهیم نگاشت.
- 16 -
شکست فاحش اشرار خوگیانی
خبر ما بعد یکعده اثر اطلاع فوق از راپور تحریریکه حضرتعالی افخم معین السلطنه صاحب
بوزارت حربیه الطاف فرموده اند مژده اش را بناظرین محترم ما تقدیم میکند .
در اثر ارتصادمی که گزمه عسکری با مخالفین ملک قمبر در هاشم خیل نمودند و متعاقبا
مزید قوای عسکری مرکزی ونفر قومی عالیجاه عبدالرحمن خان جبار خیل و طرفداران ملك قنبر نیز با
انها معاونت نمودند - یک شکست فاحشی به نصیبان جمعیت اشرار خوگیانی شده است که قبل
از ورود عسکری با طرفداران ملک قنبر مصروف مقابله بودند .
در نتیجه این مغلوبیت یکعده زیادی ازان سیه کاران اسیر ومحمد افضل نام خوگیانی
سرفنه شان هم دستگیر شده علاوتا ١٤ ضرب توپ ماشیندار و دو ضرب توپ قاطری و٦ عراد موتر
و یکعده اسلحه ودیگر غنائم بدست قوه ظفر موج حبیبیه امده است !! :
تشریف اوری ذات شاهانه در ریاست مطبوعات
حسب اطلاعیه که باداره ما موصول گردیده روز ٤ شنبه ٧ ربیع الثانی ذات خسروی بمعیت
یکعده از مصاحبین و حواشی حضور شان اولا باداره توت وصکوکات رونق افزا گردیده بر تمام -
اجرات وعملیات ان اداره مدققانه تفالیات و استفسارات فرموده متعاقبا بمطبعه حروفی که بتقرب
نشیمن حضرت عالی والی صاحب واقعه است رونق افزا گردیده بر صند و قهای حروف و ماشین های
پایکی و برقی و برق و اصناف امور اداری علم اوری کنان از حسن اداره اقای صوفی عبد الحمید خان
رئیس و باقی معاونین و هیئت اداری شان که در مطبعه سنگی وحروفی ودیگر شعبات بذل مجهودات
میورزند اظهار مسرت نموده علاوه بر تحسین وافرین زیاد هر واحدی ازین کاریگران وعمله وفعله
ریاست مطبوعات را مورد انعامات لازمه ساخته دردعاگوئی و موجبات خوشنودی و دلگرمی شان
افزوده اند.
مد وجزر اسلام حصه ٧ ما بعد از شماره ٢١
کاروانی بود اری با هزاران برگ و ساز
کاروانی بر سرش وما یه دار امتیاز
( کاروانی بود ( بسمل) وه چه زیبا کاروان
رومیان را پیش ایشان طاقت جولان نبود
کاروبار اهل(لندن) هم باین سامان نبود
( تا به نیم مملکت گیری فرس انگیختند
هر کجا کردند رو اقبال پیشاپیش بود
گرچه هرباد در لباس مسکنت درویش بود
( ان عزیزان چون طلب کردند از شاهان خراج
تخت جم را خیر بادا گفت اقبال کیان
کاروانی در دو عالم پیش ایزد سرفراز
کاروانی بارکش از محیط الوحی حجاز
کاروان میرعرب تاج عجم فخرجهان)
قطبیان را نیز تاب زخم ان چو کان نبود
ذکر چین پاک از اوخود مرد این میدان نبود
خاک صحرای عرب بر قصر قیصر ریختند )
در رکاب نصرت شان عقل دور اندیش بود
صولت از قیصر وفغفور خیلی پیش بود
بحريا اند رشان اورد کوه تخت عاج )
سرنگون افتاد از بالا درفش کاویان
۳۹۷
شوکت دین نبی برداشت تیغ خون چکان هر طرف برخاست از گیتی صدای الامان
هند برایران و ایران بر سر توران گریست مهر بر رومیه ورومیه بر یونان گریست (
اتش لهراسب (۱) مرد و هیربد (۲) شد سوگوار رفت دريك تاختن شش کاخ (۳) را نقش و نگار
کرد بی دیوار ودرد بر مغان را روز گار اسمان ساسانیان (٤) را راند بیرون از دیار
(ماند حیران موبد (٥) از راقب (٦) زفرط یاس کیش زردشت اوفتاد از پارس در بیم الماس ٧)
يات (دین الله) برآمد عالمی لبیک خواند سرد شد اتشکده بتخانه را رونق نماند
يا برهمن هیربد از دیده سیل اشك راند هر دو را زنار در يك حلقهء ماتم نشاند
ادین برخند چون زضیر بر سر کرسی نشست سومنات (۸) اینجا وانجا هيكل ترسا (۹) شکست)
گرچه بهر مملکت گیری زجا برخاستند خویشرا با زیور فضل و هنر پیراستند
درساله) دارالشفا) دارالكتب (۱۰) اراستند گرچه خود رفتند ليك اثارشان برجا ستند
(گرچه دارد بیت حمرا (۱۱) داستان سینه سوز قبة الخضراء (۱۲) زیاد ما نارفته تا هنوز)
نور نوریه (۱۳) زنورالدین شاه ارسلان بود در موصل فروزان همچو مهر اسمان
از نظامیه (١٤) درخشان بود نام اصفهان صاحبیه (١٥) بود در القاهر بمانند جان
( بود تاقلقة مستنصریه (١٦) رونق بغداد بود از ققلك سلونو (١٧) تابخارا (۱۸) ملك علم آباد بود )
تا زکف سررشته دین هدی نگذاشتند هرچه می بایست ازجاه وحشم میداشتند
لیک چون سر در خوار معصیت افراشتند خود درودند انچه تخم نا مرادی کاشتند
(منحرف گشتندچون از جادهء شرع نبی عهد دولتگشت همچون برگ خاطف مختفی )
چشم تا بر هم زدیم آن انجمن از هم شکست هالو هوی بزم ما با خون مستعصم (۱۹) نشست
يكطرف شيرازه جمعیت دیللم (٢٠) گسست سوی دیگر کاروان ال سامان (۲۱) رخت بست
( آن قدح بشکست آن می ریخت آن ساقی نماند ماند باقی درد حسرت چون کسی باقی نماند )
(۱) از انجا که اهل فارس اتشرا نور مجسم می پنداشتند و هرکجا که انرا مشتعل میدیدند تمت
شیدان شید (حضرت نور الانوار) گفته جبین نیاز برزمین می نهادند فریدون بنا بر اصول مذهب
در خراسان بنیاد اتشکده ها را قایم ساخت ازان پس از جانشینان او هر کدامدان بدعت را افزوده
اتشکده جداگانه تعمیر نمود پیش از ظهور زردشت ده اتن خانهء بزرگ در مقامات مختلفه بودند
اما بعد از ظهور او چندان کثرت اتش پرستی در عهد نام شیاع پذیرفت که در هر قریه و شهر
اتشکده های جداگانه قایم گردید یکی از انجا اتشکدهء نوبهار بلخ بنا کردهء منوچهر بود که لهر
اسپ پدر گشتاسب در تعمیر ان افزایشنامه ده اتش لهراسبی نام نهاد هزار ها علم حریری پرچم
بالای بامش نصب کرده بودند که طول هر پرچم از صد ذراع متجاوز بود ـــ در سنه ۳۲ هـ ۶۵۰ع
ضرب شمشیر اسلام آن مقام را بیخ وبنیاد بر افگند گویند سه صد وشصت وشش کاخ که عبارت از معبد
وگشت گهران است در حوالی و حواشی آن بنا کرده بودند وهزاران زنان بکر همیشه کمر بسته زائرانش
را خدمت ادا میکردند همچنین در سجستان قندری و دیگر مقامات اتشکده های بزرگ بودند
-۳۹۸-
بقیه حاشیه
در اصفهان اتشکده بود بنا کرده بشتاسف که نامد ماربو شهرت گرفته بود در قومس نیز -
اتشکده بود کو سیحه نام تعمیر کرد فریدون و در جور برما ل نام اتشکده را انوشیریا بگان
بنا کرده بود و در صنعا اتشکده بود غمدان نام میگویند که ضحاک تازی انرا تعمیر کرده بود
حوقل بغدادی در جغرافیای خود ومسعودی در حالات بیوت النیران نوشته اند که در ایران
و فارس انقدر اتشخانههای گبران بود که احصای انها خیلی دشوار بود همه بر دست اسلام
کشته اب تیغ شدند .
۲) هیربد خادم اتشکده چه هیر بمعنی اتش وبد بمعنی صاحب است .
۳) شتر کاخ – کاخ معبد گبران وسجده گاه اتش پرستان را میگویند .
۴) ساسان نام پسر بهمن بن اسفندیار که از خوف خواهر خود که همای نام داشت
و بعهد هیرزرد شتی در نکاح بهمن پدر خود بود و بعد از پدر مملکت برو قرار یافته بود فقیر شده
سر در عالم نهاد ساسانیان نسلی اویند که بعد از کشته شدن دارا بدست اسکندر سلطنت
یافتند و اخرین ایشان یزد گرد بود که در عهد حضرت عمر (رض) از خوف لشکر اسلام بجانب
چین فرار کرد .
۵) موبد عالم زند واستا که کتابهای زردشت اند .
۶) اذر کتب بمعنی اتش جهنده و نام اتشخانه بنا کرده گشتاسب شاه ایران چون
همیشه اتش دران جهنده میماند لهذا بدین نام موسوم کردند .
۷) عماس بروزن سحاب جنگ سخت و کار دشوار بی سر و پا ويوم العماس روز تاريك
چون در سنه ۱۳ هجری در عهد خلافت حضرت عمر (رض) قادسیه بر دست مسلمانان فتح
گردید ولشکر ایران بعد از جنگ عظیم از فوج سعد بن ابی وقاص (رض) هزیمت خورد بنابران
عربان بسبب بعضی مناسبات انروز را یوم العماس نامیدند .
۸) سومنات این بتخانه در جزیره نمای گجرات واقعه شده است سلطان محمود غزنوی
رح در سنه ۴۲۶ ه ۱۰۲۷ ع بعد از کار زار شدید فتح نموده بت سومنات را شکسته مال -
فراوان ازان بر گرفت .
۹) در سنه ۷۵۷ ه ۱۴۵۳ ع سلطان ابوالمعالی محمدخان ثانی انار الله برهانه -
شهر قسطنطنیه را از دست ایمپراطور رومی براورده بحوضه تصرف خود راورد و کلیسای ایاصوفیه
را شکسته بر جای ان مسجد جامع بنا ساخت که الان به مسجد ایاصوفیه شهرت دارد .
۱۰) در اسلام از همه پیشتر امیر معاویه در عهد خلافت خود بنیاد کتبخانه را قایم کرده
است لیکن خالد ابن یزید کتب قدیمه را بکثرت فراهم نموده دار الکتب یا ضابطه را ترتیب داد
چون عهد هارون ومامون در رسید ایشان کتابهای علم وفنون وصحائف فلسفه وریاضی وهندسه
و هیئت را از روم ویونان وهندوستان بدست اورده بناء کتا بخانه ها را باسمان رسانیدند بعد ازان
بقیه حاشیه
مذاق مطالعه کتب آنچنان شایع گردید که اعیان دولت و ارکان سلطنت آنرا نیز از لوازم جاه وحشمت پنداشته کاشانه هارا به کتبخانه ها اراستند در ایام خلافت متوکل بالله عباسی کتابخانه فتح ابین خاقان را که (اهتمام آن بعلی ابن یحیی مسیح تعلق میداشت) بیمثل تصور میکردند دار الکتب اندلس تقریبا چهار لك جلد کتاب در خود میداشت خلیفه حاکم اموي المتوفی سنه ٣٢٦ هـ همه خراج ملك اندلس ومغرب وافریقه را بر گرد آوری کتب صرف کرده بود کتابخانه نوح ابن منصور والی بخارا نیز در دنیا نظیری نداشت شیخ ابو علی سینا همه سرمایه علمی را از ان کتابخانه اندوخته بود عضدالدوله دیلمی نیز در شیراز دارالکتبی بزرگ پیش خود میداشت که غالبا کل - تصنیفات قدیمه اهل اسلام را حاوی بود و سیف الدوله در برابر آن فراخور مذاق خود يك ذخیره کتب نادره ادبیه را جمع کرده بود اما سرتاج اینهمه کتابخانه خلفای فاطمیه مصر بود ماوراي انھا ابونصر سهل ابن مرزبان امیر نیشاپور وصاحب ابن عباد بانی مدرسه صاحبیه و محمد ابن حسین بغدادی نیز کتابخانه ها میداشتند که از عجائب روزگار شمرده میشدند در شهر قرطبه خانه هر فاضلی کتابخانه جدا گانه بود اهل فارس نیز ازین مذاق خالی نبودند چنانچه در حوالی اصفهان بمقام کهندژ يك کتابخانه بزرگ موجود بود در سنه ٣٨٢ هـ شاپور ابن اردشیر در بغداد يك دار العلم بنا کرده کتابها را در ان وقف گردانید بعد از ان خلیفه حاکم بامر الله فاطمی نیز د رسنه ٣٩٥ هـ يك کتابخانه بزرگ تعمیر کرده وقف ساخت از ان پس از بنای مدرسه نظامیه در هر مسجدی کتابخانه جداگانه قایم گردید الحمد لله که این زمانه نیز از کتابخانه های اسلامی خالی نیست در اسلامبول ومصر ومکه معظمه ودكن و لكهنو وعظیم آباد پتنه و ریاست رامپور کتابخانه های خوبی یافته میشوند .
(۱۱) بیت حمراء يا الحمراء این عمارت در شهر غرناطه (گرندا) که پیشتر دارالخلافه عرب در ملك اندلس (اسپانیه) بود بنا کرده خلیفه دوم از خلفای بنی امیه در عهد خلیفه سیزدهم اهل اسپانیه انرا از تصرف اهل اسلام بدر بردند .
۱۲) قبه الخضرا در بغداد دار الامارت بوده است که خلفای بنی عباس در وسط آن سریر خلافت زده بودند و هر روز روی ان از برای فصل خصومات بارعام میدادند گویند ارتفاعش از ۸۰ ذراع متجاوز بود .
۱۳) نام مدرسه بود بناکرده نورالدین شاه ارسلان در شهر موصل.
١٤) نام مدرسه بود بناکرده نظام الملك طوسی در اصفهان شیخ سعدی هم دران درس میگرفت .
١٥) در القاهره يك مدرسه بزرگ بوده است بنا کرده صاحب ابن عباد .
بقیه حاشیه .
١٦) در سنه ٦٣٢ هـ ١٢٣٥ ع خلیفه مستنصر بالله عباسی در بغداد یک مدرسه بنا کرده ٢٣ انار طلا که معادل ٤٤٦٢٥٠ روپیه انگلیسی مروجه این زمان میباشد ـ مصارف سا یانه اش مقرر کرده بود اکثر فقهای مذ هب اربعه مثل علامه ابوالفرج ابن جوزی محدث دران درس میدادند چنانچه شیخ سعدی هم دران درس گرفته است یک اشپزخانه و يك كتابخانه بزرگی هم بدان مدرسه تعلق داشت که یکصد وشصت بار شتر کتاب داخل ـ فهرست ان بود . ( سنون الاسلام ) .
١٧ـ سارنو نام شهریست در ملکی ایتالیا در زمان پیشین دران شهر يك مدرسه طبیه اهل اسلام بود که اهل یوری جوق جوق از بهر اموختن طب علمی وعملی بدان رجوع میاوردند و فن جراحی ومعالجات را از انجا کسب میکردند .
١٨) قبه الاسلام بخارا انچه از وجود حضرت امام محمد اسمعیل بخاری ( رح ) شرف حاصل شده محتاج بیان نیست .
١٩) خلیفه المستعصم بالله ابو احمد عبد لله بن المنصر بالله عباسی که انرا هلاکوخان نواده چنگیز خان در سنه ٦٥٦ هـ ١٢٥٨ ع شهید ساخته .
٢٠) خاندان دیالمه که انرا ال بویه نیز گویند چهار نفر بودند احمدالدوله ـ رکن الدوله ـ معزالدوله از انجماله عضدالدوله در سنه ٣٣٧هـ ٩٤٩ ع خیلی پادشاه عظیم الشاه ن گذشت است که از دولت بنی عباس خطاب امیرالامرایی هم یافته بود .
٢١) خاندان سامانیه اصل شان از ملك تاتار است و در خراسان وماوراء النهر از سنه ٢٨٧ هـ ٩٠٠ ع تا ٣٨٩ هـ ٩٩٩ ع سلطنت میکردند .
(کابل مطبعه سرکاری)
صفحه اول
جریدة هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول ـ شماره ٤٠
نمره مسلسل ٤٠
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
حبیب الاســـــــلام
مدیر: برهان الدین کشککی.
اداره خانه ـ درافغانستان کابل ـ افغانستان
همه امور تحریریه وحسابیه بنام اداره فرستاده شود.
اداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است.
اتفاقاً درهر هفته یکمرتبه یوم چارشنبه نشر میشود.
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.
مقامات
شهر کابل
داخل افغانستان
ممالک خارجه
شره اشتراك
سالانه ششماهه
٦ روپیه سه نیم روپیه
٧ روپیه ٤ روپیه
١٥ شلنگ ٨ شلنگ
(قیمت يك شماره ٦ پیسه)
(درین اخبار از احکام دینی ومسائل اسلامی وهرگونه علوم وفنون واطلاعات سیاسی
ومفاد دولتی ومنافع ملی بحث میشـــــــــــــــــــــود.)
تاریخ قمری ٢١ ربیع الثانی ١٣٤٨
٤ شنبه
تاریخ شمس ٣ میزان ١٣٠٨ هجری
فتح عالی فوج ظفرموج حبیبی در مشرقــــــــــــــی
(فرار مخفیانه محمدهاشم خان ونیازمحمد خان بابیری)
ـ استمالت وقلع وقمع بغیكوکاران وگوشمالی مفسدان ـ
ـ تقدیر از زحمات حضرت عالی سردار اعلی حمیدالله خان معین السلطنه صاحب ـ
بعموم اهالی افغانستان وخداوندان عقل وبصیرت جهان این مسئله معلوم است که برای رفع بدعات وخرافات دورهٔ سابقه همچنانیکه شیر مردان شمالی کمر اسلامیت شانرا در دائره ـ دیانت وتهذیب بسته بودند بهمان طور نفری سمت مشرقی نیز نظام همت شانرا بنام همین مقصد خارج از حدود تعذیز وبدنیت بندیده برعلیهٔ حکومت امانیه بحد صورتیکه برای شان ممکن میشد بمخالفت وضرر رسانی وتکلیف آفرینی رجال ومأمورین آن میکوشیدند و باندازهٔ ـ درین راه فداکاری وضرر رسانی خود ها را بدرجهٔ افراط زیاد رسانیدند که صرف نظر از ـ مقررات اسلامیت ودیانت عالم انسانیت نیز بر آن وحشت وبدویت وناعاقبت سنجی وتعصب ـ پروری این مفرطین ولجک منشان مشرقی لعنت میفرستد ودر تاریخ افغانستان این طرز عمل وکردار ارذال شان موقففظ ننگین را اشغال نمود، فلقذ الی الابد این لکهٔ تاریخ درپیشانی آنها خواهد بود.
زیرا عمارات درجهٔ اول وفابریك وماشینخانها ومساجد ومعابد ومواقع تاریخی مملکت خود ها را که جلال آباد را عروس الامصار افغانستان ساخته بود با خاك برابر و سرتاسر تعمیرات و منازل ومساکن آن شهر مینو بحر را (که از حدود چهاونی الی پل ناحقی واز لبه دریا تا ریگزار
- ٤٠٢ -
جنوبی احاطه دشته رقبه ان بیشتر از ٤ میل مربع تخمین میشود) خراب وابتر کردند. باغ و بساتین ومناظر و بدایع دل نشین انرا از کار کشیده درخت زارها وجنگلات او را (که در ایام گرما یك نعمت غیرمترقبه برای خود سکنه ان سمت شود) علی الاکثر قطع و بی ثمر نمودند.
جبه خانه ومیگزین مرکزی انرا برعلاوه چور وچپاوای که وحشیانه نمودند بالاخره اتش زده نقشها محتویات بی پایان انرا لقمه اتش نمودند !!! بل از اثر انفخار ان اکثر حصه مهمه شهر را نیز پرانیدند. وخون بسی مظلومین را ازین عمل خود بگردن گرفته ظالم ومظلوم خرد و بزبر خروارها خاک وگل مدفون شدند. داد چور وچپاول وتاراج ویغما گری را دادند!!! در اذیت اطفال معصوم ورجال مظلوم کوتاهی نکردند. بر اهالی مظالم وتکالیف کمر شکنی را بشدت اجرا کردند.
قصر های عالی وجایهای لاثانی سراج العمارات باغ شاهی کوکب فرح لغمانی سلطانی پور باولی - و عبتیه ومدرسه وحکومتی وغیره دوائر سلطنتی ومنازل شخصی واهالی را مبار وبرباد کردند.
منازل ورباط های عرضه راه را در سرتا سر مشرقی از کار کشیدند... هستی ومال ومنال مامورین حکومت سابقه را بالعموم مال حلال خود دانسته بردند وخوردند وانها ومتعلقین شانرا بانواع مصائب وتکالیف سرد وچار کردند.
بالاخر درین عرصه ٩ ماه داد خونریزی ومال مردم خوری - نفاق افرینی - شقا و انگنی - خود سری - لا ابا لیگری و ... و... را طوری بجا اوردند که نظیر ان کمتر بخاطر میرسد. چند شاه و چندین وزیر برای خود تراشیدند و هرقوم بچند گند و چند شعبه منقسم شده و هر کدام ان برای خود رئیس جداگانه وکابینه ملیحده تشکیل کردند و همه این ترتیبات مضره خود ها را بجای اینکه برای مفاد وبهبود عالم اسلام وترقیات افغانستان صرف میکردند درب میان خود شان صرف هرکدام انها بمقابل همدیگر خود مخالف وطرف واقع میشدند دائما خانه و جای و قلعه های همدیگر را چور و تاراج ومیسوختاندند وسوء اداره شان باندازه بود که - هیچ يك نفر از يك قريه بدیگر ده بدون بدرقه ومحافظانه رفته نمیتوانست.
در ضمن این طوائف الملوکیهای ان سمت بدیگر افراد خورد وریزه انها عطف قلم نمیکنم تنها از محمد هاشم خان (برادر محمد نادرخان) وضیاء محمد خان باین اینقدر حکایت میکنم که دارای پره وجنبه بزرگ وتقریبا درین اواخر کوس شاهی وجهانگیری را می نواختند وتوق العاده بمخالفت کابل جدی وپلانهای در تبلیغات مضره برخلاف حکومت حبیبیه میکوشیدند.
ولی از فضل ایزد منان و برکت روحانیت پیغمبر اخر زمان وحسن نیت امیر حبیب الله خان و ضرب شمشیر درخشان وتهور ورشادت بی پایان معین السلطنه صاحب سردار اعلی حمیدالله خان وفداکاری و جانبازی عساکر ظفر ماثر حبیبیه ومقیدت وفاشعاری عالیجاهان عبدالرحمان خان خانخانان وملك محمد قمبرخان وملك محمد علم خان واقوام وطرفداران انها چنان يك گوشمالی بجا وسرکوبی با سزائی برای اتباع وطرفداران محمد هاشم خان وضیاء محمد خان داده شده که امروز اثر وخبری ازان جمعیت وتشکیل سلطنت شان نیست. خود ان دو بد بخت پس ازینگـه
ـ ٤٠٣ ـ
يکعدۀ زيادی از برادران نادان اسلامی ما را بنا بر افراط جوئی وتشخيص پسندي خود بجنگ بر
انگيختند و بکشتن وزخمی شدن و اسير گشتن سپردند بعد اغاز شدن جنگ علی الفور از قرائن وامارات
ناکامی خود را محسوس شدند و در شب تاريک فرار نموده بکدام طرف مجهولی متواری شده اند .
وعساكر غيور ما تحت قيادت فرزند نامدار شجاع افغانستان سردار اعلی حمید الله خان پس از
کنار گرفتن عروس فتح وظفر سرتا سر مشرقي را درحلقۀ اطاعت حكومت كابل شامل وبه نكوكاران
ومسلمانان وعموم رعاياى ان سمت اظهار ملاطفت ومراحم واكرام واز مغرضين ومفسدين وشرارت
پسند ان شان بازپرس واستنطاق فرموده هر واحدی از انها را به کیفر کردار شان تحت مقررات
اسلامی میرسانند . اينك ازراپور اخرینی که بادارۀ ما واصل شده عساکر کابل خوگیانی و ارقج و
خاران وفتح آباد وباولی و چهار باغ و جلال اباد وقلعه جه و چوره گلی را عبور کنان فعلا در ـ
بتی کوت توقف داشته در اتخاذ بیعت اهالی وفراهم اوردن اسلحه واشياى سركاري كوشان ـ
بوده عما قریب بخاك سرحد افغانى ما مواصلت ميكنند .
اعزام دسته دويمن عسکرى بجانب سمت مشرقی
بتاريخ اربع الثانى
ناظرین از مطالعۀ اخبار ٢٩ ما قبلا مسبوقند که علاوه بر قوۀ اولينى كه از مركز جهت
اداره امنیت مشرقی حرکت نموده اند وذات خسروى مراسم وداع انحا را با يراد فرمودن نطق
پرجوش ادائى فرموده انديك قوۀ دويمن نظامى نيز بتاريخ ١ ربيع الثانى بصورت قوة الظهر
عسکری مقدم نیز اعزام واعليحضرت امير صاحب جهت خدا حافظی و بامان خدائی انها بهمان
تفصیلی که در شماره ٢٩ مرقوم گرديده تشريف فرماى يتخاك شده نطق اتى را ايراد فرمود ماند.
( نطق خسروي برای دسته دوم عسکرى )
اولاد هاى عزيز وسربازهاى رشيدم . خیلی از خدای خود شاکرم که امروز بنا بر ثبات وپايداري
شما میتوانم خود را بمقاصد دينى خود كامياب كفته وميتوانم بكويم ناموس وطن را بكمال رشادت و
ابراز غيرت حفاظت وحراست خواهيم كرد . چه اولا ميدانيم كه ما خاضره براى خدا خدمت ميكنيم
وخداوند معين ومددگار ماست علاوه بران هیئت شما که امروز نظیر يك كتله اهنی به پيشرويم
صف کشیدۀ زده و سیمای هر فرد شما برای شجاعت صداقت امانت که فرض منصبی هر فرد عسکر است
اطمينان داده قلبامرا متسلی می سازد که انشاء الله تعالی جل شانه فیروزی همیشه نصیب شما
است وامروز که شما را در مقام مبارزه و مبازی میفرستم هیچ يك احوال ملالی از ناصيۀ شما احساس
کرده نمیشود اینهم يك دليل بزرگ ظفر عسکر فیروز است که مخاطره هارا دلهاى پر قوت تان
بخود راه نمیدهد البته میدانید که چندى وطان مقد سرما بنابر تحريك مغرضين در زير فشار
پنجه دشمنان واقع شده وهريك ميخواستند يك موقع استفاده را بخود پیدا کرد، مطامع ناپاك
خود را انجام دهندو لي ازانجا كه خداوند كريم (جل شانه) نخواست این خطه مقدس را محو و
نابود سازد غیرت شما فرزندان صادق این خاك پاك را بغليان اورده وشمارا بفداكردن جان هاى
ـ ٤٠٤ ـ
تان حاضر و اماده نمود تا توانستید همه اغتشاشات داخلی را فرونشانده ارزوهای دشمنان ـ
خود را بخاک برابر و حسرت را در دلخای شان باقی گذاشتید . افرین ای عسکر غیور . افرین ای
ملت با شعور من ! ! !
بلی . اگر چه بفضل خداوند چیزیکه اسباب تشویش خاطر ما وشما واقع شود باقی نمانده است
و بهمین جزییات تا اینقدرها اهمیت داده نمیتوانم با ان که معاملات مظفر اختتام پذیرفته و ما
انشا الله تعالی (جل شانه) وظایف وجدانی و ایمانی خود را انجام داده ایم البته یقین است که ـ
روحانیت حضرت رسول مقبول (صلعم) نگران افاضه بران از ما وشما مسلمانان امیدوار است که زودتر
و خوبتر برای اعتلای دین پاکش بکوشیم پس چون شرف استردای ان ذات مقدس وابسته باینطور خدمات
ماست باید حاضر باشیم که حیات خود را وقف رضای او سازیم . لهذا چون خود را مثل شما ویکی از ـ
هم قطاران شما می شمارم برین عزم راسخ وجازم هستیم که همچنانکه تا امروز تاریخ حیات خود
را وقعت داده ام که در یکی از صحایف بلندترین تاریخ وطن موقع ثبت را بخود احراز کرده میتواند
و همچنان در سلسله حامیان این دین حق ممکن است از ما نامی برده شود . اخوین دم حیاتم را
درین راه خواهم سپرد وهرگز وجدانم قبول کرده نمیتواند که از خود وخلف شما اسباب ننگ وعار وـ
خجالت امیز اخروی را باز مانده باشم چه نتیجه اخرین زندگانی فقط و فقط حاصل کردن نام نيك
است و بس بنابران شما را درین راه هم فکر خود خواسته کلام خود را بدعای اسلامتی و فیروزی شما
خاتمه میدهم .
مروضه جوابیه معین صاحب حربیه
اغای محمد محمد جان خان از طرف عسکر یحضور
قهرمان مهربان ملت دوست عسکر پرور ما . توئی که برای رضای خداوندی برای نصرت دادن
دین محمدی دست از جان وجهان شستی .
توئی که عزم عالیت را جز برای اسایش ملت وازادی عالم اسلامیت صرف نمی فرمائی . توئی که به
نیروی بازو مردانه ات جغان افغانستان را از وجود ظالمان پاك فرمودی .
توئی که از همت ناموس کارانه ات پرده ناموس اسلامیت را بدریدن نگذاشتی . توئی که برای ـ
بجا شدن ننگ وناموس ملی خود روز ها زحمت میکشی و شبها را به بیداری بسرمی بری .
اگر ما عسکر ها بل عالم اسلامیت بمقدمت جان شیرین قربان کنیم کم استت شهنشاها خوش
بختانه دین دوستی رعیت پروری عساکر نوازی ناموس کاریت را هشیار وطوری بسر غیرت و کار اورده
است که بکمال جدیت و فعالیت حاضریم که برای اعتلای دین مبین خدمت واین خاك پاك افغانی وننگ
وناموس ملی خود مانرا از دستبرد دشمنان بجان و خون خود حمایه و وقایه کنیم :
ز عزم ثابت خود کامیاب اسلام است همیشه فتح و ظفر در رکاب اسلام است
بحفظ دین وطن همت قوی داریم چرا که این وطن از جد وباب اسلام است
اينك ناموس عارضی ما ترا که اطفال وعیال ماست بشما پدر معنوی خود و شما را در حمایت خدای
خويش سپرد. (الله اکبر) گویان برای سرکوبی دشمنان دین برای خدا جان دادن در راه یقین ـ
برای بدست اوردن ناموس مسلمین در میدان جانبازی مردانه وار قدم نهاده شما پادشاه
شیرین خود را وداع میگوئیم (الله اکبر الله اکبر الله اکبر) .
اقوام نا عاقبت اندیشانه اجکزائی بمقابل
حکومت حبیببی
از روزیکه حکومت موجوده اسلامیه ما بهمت مردان وسربازی اقوام شمالی بعد ازيك كارزار
وفداکاری غیورانه مقتدر بر قلع وقمع بدعات وظلم حکومت سابق گردیده زمام امور سلطنت افغانستان
را بدست خویش گرفته مصروف در اعلام کلمهالله وجد وجهد نسبت برفاه عبادالله است در برخی از
نواحی مملکت عده از اشرار بعضی اقوام صرف بتحريك حرجاه طلبی وبولتيها طرفداران ضعف این
ملت اسلام علم بغاوت بر افراشته بطمع خامیکه چرا سلطنت افغانستان به ملیون غیور شمالی —
مخصوصا بذات والای خادم دین رسولالله امیر حبیبالله خان تکیه کرد و نصیب ما نگردید — ویا
بفرضيكه پادشاه افغانستان نصیب ما شود شامل میدان کارزار با حکومت اسلامیه شان گردیدند
غافل ازینکه سلطنت و پادشاهی يك مملکت چیزی نیست که کسی بکسی بدهد ویا بتصرف بنده
باشد که بدیگری به بخشد در صورتیکه پادشاه پادشاهان خدا وپادشاهی يك مملکت باراده
ازلی وبه ید قدرت حضرت واجبالوجود است بهر کسیکه اراده ورفای او رفته باشد بفحوای
ایه کریمه توتی الملك من تشاء خلعت سلطنت را بوجود او عطا میکند .
امانالله خان شاه مخلوع که اقدام به اجرای اوامر خلاف مقررات شرعی وعرف عادات ملی کرده عالمی
را از خود متنفر ساخت مشیت ایزدی اتس انقلاب را در خطه افغانستان افروخته بالاخیر
پادشاهی افغانستان را بوجود این خادم دین لایق دیده به پادشاهیش بر انگیخت و به
عالمیان مشهود ساخت که لوای سلطنت تخصیص بيك قوم ويا بيك طایفه مثل محمدزائی ودرانی و
بارکزائی وهزاره وغیره ندارد بلکه بهر کسیکه خدا میخواهد عطا میکند لذا اشراريكه از دیگر
اقوام باین عطای خدا راضی نبود مبنای سرکشی را نهادند پس ازینکه طپانچه عبرت را بر روی —
خود خوردند بحقیقت نور دانسته فورا با طاعت این خادم دین شتافتند مثلا در اوائل جلوس
همایونی بدوا اقوام ورد ك وميدان فتح الباب بغاوت شده بالاخر چنان تلفات مالی وجانی —
متوجه انها گردید که از گزائی آن تا امروز قدراست کرده نمیتوانند والان نسبت باقوام شمالی
خوبتر منتظر امر حکومت وحاضر برای فداکاری میباشند هکذا عده از اشرار تگاب که به سخنان
مردم فریب مغرضین از جاده اطاعت حکومت مرکزی منحرف شده بودند واقوام هزاره که —
اراده بغاوت را کرده بود وعده که با غلام نبی خان در مزار علم بغاوت برافراشتند و همچنین اقوام
منگل ومحمدزائی جنوبی وجمعی از طائفه خوگیانی مشرقی که بر علیه حکومت اسلامی شان شوریده —
بودند چه تلفات وشکستهای فاحشی کفته بدند وپشیمانی های که نکشیدند .
ما یقین داریم و داشتیم که زبونی و پشیمانی یکقوم مایه عبرت برای دیگران است اما بالعکس
میشنویم که در اثر تجمع و اتفاق و تحریک خائنانه اڅکزائیهای خارجیه تحت تبلیغات مضره و -
سرکردهگی خائنانه عبدالغنیخان غندمشر سابقه و عبداللطیفخان محمدزائی کندکمشر
سابقه عده از اقوام اڅکزائی قندهار از گذشتگان عبرت نگرفته بنای بغاوت و قیام بر علیه حکومت
موجوده را نهادهاند.
قراریکه از منابع موثق کسب اطلاع نمودهایم وقتیکه این خبر بسمع همایونی رسیده ذات -
همایونی از جهالت و نادانی این اشرار متأثر شده از کمال رحم و شفقتی که در باره رعایای خود
دارند و محو و نابودی انهارا موجب ذلت و تباهی مملکت اسلامی خود میدانند نخواستند علیالفور
افراد شجاع عسکری و سائر اقوام دلیر سلیمانخیل و ترک وغیره را که برای اطهار فداکاری و عطای
گوشمالی بمردم اڅکزائی اجازه حکومت اسلامی خود را منتظر و مخصوصا برای این سرکوبی اڅکزائیهای
نادان عرائض و تفقد درخواستها مینمایند بر انها سوق داده دمار از روزگار شان برارند ذات
همایونی خواسته اند که بنصایح و دلجوئی انهارا ازین اقدام فتنه انگیز شان بازدارند لهذا -
حضور همایونی اعلانهایی را که متضمن بر نصیحت و دلجوئی اوشان و مخاطرههائیکه از استقامت
درین عمل باوشان در اینده متوجه شدنی و در نتیجه خمیازه و خساره ان بملت افغانی عائد گشتنی
و منافع و سعادت ابدیشان دین و وطن عاید است توسط طیار بفرستاده انهارا از حد زیاده از
وخامت این اعمال سراپا وبال شان که موجب بربادی و تباهی و ضعف مسلمانان میشوند خبردار
خبردار ساخته است تا اگر نصایح و اندرز پدرانه همایونی را بگوش قبول نشنوند مجبوراً به
استعمال قوای قهریه انهارا از این عمل باز دارند.
قرار اطلاعیه که از ذرایع موثوقه بما اعطا شده فعلا در قندهار یکقوه کافی از عساکر شمالی
موجود و قوای قومی قندهاری هم باندازه زیاد و اثبات وجود دارند ولی وزارت حربیه بجهة جهت
تخویف و ترهیب نشان دادن برای جهال اڅکزائی برعلاوه قطعات مختصری که با صاحب منصبان
مرکزی اعزام شدهاند از غزنی و مقر و قلات نیز چند مفرزه عسکری را با تجهیزات و تشکیلات تامه النقد
انها بجانب قندهار حرکت دادهاند و همدر اینموقع دیگر جرائد متوالی اقوام ترک و اندر و سلیمانخیل
بفرض حصول اجازه برای سرکوبی اشرار مذکور نیز بحضور همایونی رسیده است ولی از انجا که
حکومت مرکزی بربادی ملت خود را نمیخواهد اقوام مذکور را اجازه نداده و منتظر هستند که قضیه
بنصایح و دلجوئی حل شود والا بعد از چند روز بکمال شدت و بطش چنان یک عبرت شدید و گوشمالی
سختی بآنها میدهند تا باشد که دیگری باین طور یک حرکت اقدام نکند و نیز جناب حضرت
صاحب ذاکر شریف که اکثر از اقوام اڅکزائی عقیدتمند و مرید ایشان است از یکطرف در اصلاح انها
کوشیده و از طرف دیگر بیشتر از من بتشویق اقوام سلیمانخیل و ترک که غالباً انها هم از اخلاقمندان
و مریدهای او هستند بجهة سرکوبی اشرار اڅکزائی صرف مساعی دارند. علاوتاً یکحصه فوجی
قندهار احتیاطاً جهت استقبال به تعرض و گوشمالی انها از قندهار اعزام و فعلا تا هود تخته پل -
٤٠٧
مواصلت کرده منتظر امر مرکز اند .
حبیب الاسلام ازین حرکت نا عاقبت اندیشانه اشرار اجکزائی ها که تاثر وحزن کرده از تتقنا
خدای تعالی نیاز میکند که ایشان را بشاهراه هدایت و سعادت رهبری فرماید تا از وخامت
اعمال خود که باعث زبونی این ملت اسلامی شان میشود اندیشه کرده به تقتضای آیه کریمه
واعتصموا بحبل الله تشبث به عروه الوثقی اتحاد و اتحاد داشته از تفرقه و برادر کشی اجتناب نمایند
تا خود ها را بدنام دنیا و ماخوذ عقبی نسازند و بدست خود تیشه بر ریشه اسلام نزنند زیرا چنین
نفاق و شقاق و خانه جنگی و برادر کشی اسباب زبونی و تباهی مسلمانان و باعث خشنود و دشمنان عالم
اسلام میشود .
(یک دعوت پر شکوه والی صاحب برای ذات شاهانه)
بشب چهار شنبه گذشته با حفله بسیار عالی و ترتیبات خیلی بزرگ پر شکوهی بتقریب سعید
ان دعوت پر از مسرتی که حضرت عالی والی صاحب برای خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان
داده بودند تاد یافته بود عموم مامورین ملکی و نظامی و اعزه و معتبرین حکومت حبیبیه و رجال و
منسوبین حکومت امانیه و علما و فضلا و اعزه و تجار و معتمد شهری یکروز قبلدین ذریعه تکت های
خبری مطبواز ساعت ٦ شام امد امد نفر واغاز و هر واحدی از انها بمقامات معینه شان پس از
پذیرائی و خوش امدید لازمه با عزاز جلوس مینمودند ذات شاهانه ساعت ٧ روی انزام محل والی
صاحب گردیده مراسم پذیرائی شان طوریکه شاید و باید نقد در محل اجرا اورده شده منطقه ای
مربوطه جای والی صاحب بشرف قدوم شاهانه بانواع گلها و ریاحین و لوائح و بیرقهای رنگین پیراسته
و باقسام چراغهای برقی و خیمه و شامیانها و مفروشان و تزئینات عالی پیراسته شد بود و بحضور
شاهانه عریضه اخلاص فریضه شیرینی از طک والی صاحب عرض و جوابیه خوبی مرحمت گردیده پس
از ان ذات ملوکانه وعموم مدعوین صرف شیرینی و چای وغیره و شنیدن سازهای بوقلمون و مصاحبه های
خوش بمضمون پرداخته در اطراف ساعت ١١ بصرف اطعمه ملذذه و ماكولات ملونانه و مشروبات
خوشگوار و فواکه بسیاری پرداخته عقیبان یک اتشبازی مجلل خیلی عالی العالی در منصه نمایش
گذاشته شده پس از ان انواع ساعت تیری و اقسام تفریح و نمایش مسخرهای ساتین نشان داده شده
در مسرت عموم افزود و در اخر الساعت یک شب این مجلس پر شکوه پس از تیادل عرایض والی صاحب
و جوابیه های اعلیحضرت همایونی که مشتمل بر دوام مسرت مسلمانان و دعای اتحاد و اتفاق سگنه
افغانستان بود ختام یافت .
شرکت حبیبیه
چون کلیه سرمایه شرکت امانیه از عین المال بوده جزوی از دیگر مشترکین در ان شامل بود از
حضور شاهانه شرکت مزبور بنام شرکت حبیبیه نامزد و باره ازه عین المال شاهی مربوط گشت .
- ٤٠٨ -
طغیان دریای سند
از کراچی اطلاع میدهند که در اواخر ماه ربیع الاول بواسطه بارانهای شدید دریای
سند (اتك) چنان طغیانی نموده است که چندین قریجات را با خود برده و در حدود -
سند مزید بر سیصد نفر از ذکور و اناث وعده زیاد ی از مال مواشی را نیز این سیلاب مدهش
با خود برده است طغیان تا مدتی دران دوام داشته هیئت های امدادیه بکمال فعالیت در
جمع آوری اعانه وفراهم آوری اسباب همدردی با این مصیبت زدگان فقزو مصروفند .
خلاصه بیعت نامهای خلوصیت نشان ملت افغانستان
بحضور اسلامیت ظهور خادم دین رسول الله امیر
حبیب الله خان
ناظرین میدانند که از ابتدای جلوس امیر صاحب الا الان بیعت نامهای بسیاری از اطراف
واکناف افغانستان بحضور شان رسیده و میرسد که تمام ان مشتملبر احساسات صداقت و -
اظهارات اطاعت و تنیدت بذات اعلیحضرت بوده ازان خدمات وتهالیتی که اوشان در رفع -
بدعات وازاله خرافات ابراز نموده اند اظهار شکران وامتنان کنان عرائض تبريك ومسرت -
خود ها را در هريك از بیعت نامهای بالفاظ مختلفه و مضامین واحده بعرض میرسانند چون حبیب
الاسلام درینقدر مدت زیاد تا جائیکه توانست عینا مضامین و مندرجات بیعت نامها را می نگاشت
علی الیقین شایقین از محتویات و مندرجات بیعت نامها پوره معلوما ت گرفته اند ازین بعد چنان -
بخاطر داریم که خلص این بیعت نامها را بطور اجمال تحریر واز تفصیلات ان مثل سابق ازین
جهت که چندین جلد کتابهای بیعت نام نقاظ برا یما از دار التحریر شاهی موصول گردیده است
نقولصرف نظر کرده تنها نظر باقتضای وقت ولطافت مضمون و دیگر ملاحظات بانتشار برخی از انها
عینا خواهیم پرداخت . درینصورت معلوم است که ما به انتشار جمیع بیعتنامه ها هم موفق -
میشویم واز دیگر نشریات لازمی خود هم بعقبی مانیم واگر خواسته باشیم که عینا به نشر تمام -
بیعت نامها پردازیم معلوم است فقط نقل و انتشار همین بیعت نامها کم از کم برای پنجساله نشریات
حبیب الاسلام کافی است .
از میمنه عالیجاهان شیخ عبداله خان قاضی
و سلیمانقل مفتی محکمه شرعیه و محمد رحیم کند کشرمحمد علی کند کشر وعبد الغفور کرنیل
پیر محمد کرنیل قطب الدین کپیتان باقی اعظاء وبحر ٦٠ نفر اعزه واشراف دیگر .
از سبزوار عالیجاهان عبدالقدوس خان قاضی
شیر محمد مفتی حاجی غلام حیدر حاکم سید جلال الدین مامور مالیه وباقی اعظاء وبحر ٢٠٠
نفر اعزه واشراف دیگر .
از اناردره جناب فضل رسول مخذ وممجددی - عبد الحبیب خان اتا ـ عبدالودودخان ـ
سید بهاء الدین خان وباقی اعضاء وبحر ٣١٥ نفر اعزه واشراف دیگر .
- ٤٠١ -
از اوبه جناب قاضی ومفتی محکمه شرعیه وسید یوسف خواجه و ولی محمد خان و سید حکیم
سید عبد الکریم وباقی امضاء ومهر ٣١١ نفر اعزه واشراف دیگر.
از شاه فلان دین محمد مفتی محکمه شرعیه حاجی محمد ابراهیم حاکم - سید عثمان صاحب
زاده - سید عبد الله ومحمد عثمان قاضی سابقه شلغز غافلان - وباقی مهر وامضاء ٥١ نفراعزه و-
اشراف دیگر.
از چغچران سید اکبر قاضی - دین محمد مفتی محکمه شرعیه - دوست محمد حاکم - صاحبدار
وباقی مهر وامضاء ٥٥ نفر اعزه واشراف دیگر.
از کشک و گلران غلام یحیی تیموری حاکم کشک ومحفظه یعقوب خان تولیمشر ومحمد اکبر
تیموری وخلیفه غلام رسول وحاجی محمد اکبر تیموری وباقی امضاء ومهر ٨٥ نفر اعزه واشراف دیگر.
از شهران و فرا رود ارباب حسن غول - محمد صدیق ملا امام سوارباب محمد عمر مسجد نگار-
وارباب عبدالباقی وباقی مهر وامضاء ٤٥ نفر از اعزه واشراف دیگر.
از کهسان شیر محمد خان حاکم - وعبد الصمد سركاتب وحاجی سید احمد - ولعل محمد وکیل
وجلال وكيل وعبد الرحیم خطیب و ملا عبد الاحد وباقى امضا ومهر ٤٥ نفر از اعزه واشراف دیگر.
از جوند عبد الصمد حاکم - ابوسعید قاضی محکمه جوند - ومحمد عمر سرکاتب سابقه جوند
وملونہ ترخان وکیل - حاجی سید میرخان و محمد امان خان ودین محمد خان وحاجی سید میر هاشم .
و باقی مهروامضاء ٣٣ نفر از اعزه واشراف دیگر.
از غوریان عالیجاهان محفطشرف حاکم غوریان نصر الدین قاضی - خواجه محمد عظیم -
خواجه محمد عظیم - عبد الرحیم مامورماليه - ملا محمد افضل - خطیب - حاجی عبد الكريم وباقى مهر
وامضاء ٣٧ نفر از اعزه واشراف دیگر.
از غور عالیجاهان حاجی محمود حاکم غور - احمد جی قاضی غور - محمد اکبر مفتی غور -
محمد قینر خطیب - عطاء الله ملا امام وباقى مهر وامضاى ٦٠ نفر از اعزه واشراف دیگر.
از ساخر عبد الصمد - عبد العزیز محمد حسن محمد علی اخند ملا محمد غلام صدیق
ملا شمس الدين وباقی مهر و امضای ٣٦ نفر از اعزه واشراف دیگر.
از پرچمن عالیجاهان سید اکبر وکیل علاقعداری - سید غوث محمد - سید یسین - سید
عبد الرشید - محمد معصوم وباقی مهر و امضای ۱۰۷ نفر اعزه واشراف دیگر.
از تولک وکالپ اشفان وفرسى عالیجاهان عبد الواحد قاضی محکمه - سید شمس الدین -
ملا عطاء الله دولت محمد وکیل و باقی مهر و امضای ٨١ نفر از اعزه واشراف .
از اسفزار عالیجاهان عبد البصير محمد افضل عبد القادر محمد امین وباقی مهر وامضای
٣١ نفر دیگر از اعزه واشراف.
از پسایند غور سید اعظم سید اکبر عبد العزیز ملاغلام حیدر ملا امام - ملامحمود -
ملا محمد وباقی مهر و امضای ٥٩ نفر دیگر از اعزه واشراف.
از قریه شاه منصور وقریه بازار قندهار پاسدار عبد الحبیب خان دوتنی وداد محمد خان
٤١٠
اندری و عبد الحکیم خان هوتکی و ٤٤ نفر دیگر .
از قلاچه سیدها تابعین علیای ارغنداب بامضای سید محمد حسن خان وسید گل خان و
سید غریب خان وسید تاج محمد خان و دیگر نفری از قریه ده با او شیخ محمدی وقلاچه کتانی
بامضای پیر محمد خان وکیل و نائب محمد اعظم خان وحاجی محمد حسن خان وحاجی الله نورخان
و ١٠١ نفر دیگر .
از قریه قنات صحبت با مضای نظر محمد خان وصاحب خان وعبد الله خان ومیرجان و ٥٠ نفر دیگر.
از قریه لنگر حضرت با با ولی صاحب بامضای پسر سید محرملی شاه مرحوم وغلام محمد خان
وعبد الرحیم خان وشیر محمد خان ومحمد شاه خان و ٣٣ نفر دیگر.
از قریه جوی دار ارغنداب بامضای حاجی فید محمد خان وسید محمد خان وخیر محمد خان و ـ
محمد عظیم خان وملا سرفراز اخند زاده و ٣٢ نفر دیگر .
از قریه خاشيك ارغنداب بمهر و نشان انگشت اقـ حاجی گل محمد خان وجان محمد خان
وباز محمد خان وملا فتح محمد خان و ٢٤ نفر دیگر.
بیعتنامه از طرف طوطی خان پـ کمشر وفید محمد خان پرکمشر وفاروق دگیمشر و ـ
گل اقا د گیمشر وحبیب الله خان وپیر محمد خان .
از قریه تابعین علیا ارغنداب بنشان انگشت فضل الدین خان ومحمد سلم خان
و سعد الدین خان ومحمد نور خان و٢٦ نفر دیگر .
از نفری متوطنین کابل باشنده محله جات قندهار بامضا ونشان انگشت حاجی ملا امیرشاه
بلوکمشر سابقه وخیر محمد خان کاتب وعیسی خان ومیر مبارزخان و ١٧ نفر دیگر.
از عسکری کابلی باشنده قندهار بامضای قمرالدین خان کرنیل وخود دل خان تولیمشر
و دولت محمد خان کرنیل وعبد الرزاق خان پرکمشر وعبد الرسول خان تولیمشر وهشت نفر دیگر .
از قریه گندگان قوم فارسی زبان بامضای حاجی خلیفه محمد حسین خان وسید میر محمد شاه
خان وملا محمد علیخان وکاکه محمد افضل خان و١٧ نفر دیگر .
از قریه سینزی بنشان انگشت داد محمد خان بابری وخیر محمد خان بابری و محمد افضل
خان نورزائی ومحمد حلیم خان و ٢١ نفر دیگر .
از قریه باشنده بامضای محمد موسی خان وکیل وعلی محمد خان وغلام محی الدین خان و
١٠ نفر دیگر.
از قریه پاشمول و کلاء وغیره بنشان انگشت فید محمد خان وعبد العلیخان وحبیب الله خان
وخیروخان ومحمد رحیم خان وداد محمد خان وعبد الرحمن خان ومحمد سرورخان وباقی از ریش
سفیدان قریه مذکور ٢٢٠ نفر دیگر.
از مردم کاکری وبابری وباقی طوائف قریه پاشمول وغیره با مضای میرزا محمد ایوب خان کاکری و
گلزارخان نورزائی ومحمد اخلاص خان اکوزائی ونور محمد خان کاکری وعبد الوکیل خان کاکری وفتح خان
نیازی وعبد الرحیم خان بلوچ و ٤٥٣ نفر دیگر.
- ٤١١ -
از قریه شاره علیا ارغنداب بمهر ونشان انگشت محمد نوابخان الکوزائی وحاجی رضاخان
نورزائی وخدا داد خان غلغزائی وحاجی شاه محمد خان و حاجی عطا محمد خان و ٢٤ نفر دیگر.
از قریه عاشقهامضا ونشان انگشت سید عظیم خان وغلام حیدرخان ومحمد کاظم خان وگل محمد خان
وغلام محمد خان وعبد الرحمن خان و ٢٦ نفر دیگر.
از قریه چارداند بامضای سید نجم الدین شاه خان وسید عبد الله خان وسید شمس الدین خان
و سید عبد الاحد خان وسید عبد الرحمن خان وسید داود خان و ٢٨ نفر دیگر.
از قریه مزرعه و خپشکی ارغنداب بامضاء ومهر ونشان انگشت نورمحمد خان و ولی محمد خان
اخند زاده وغلام قادرخان و خان محمد خان محمد کریم خان وملا کل محمد خان و ١٦ نفر دیگر.
از قریجات فسر علیا وسفلی وچهار قلعه ارغنداب بمهر ونشان انگشت سید عبد الباقی خان
ونطامحمد خان وحاجی محمد دین خان ومحمد شاه خان وحاجی عبد الرحمن خان وعبد العزیز خان و
غلام سرورخان ونورمحمد خان وملا محمد یوسف خان وحاجی محمد اسمعیل خان قوم سلیمانخیل و
خداینظرخان الکوزائی و ١٠١ نفر دیگر.
از قریه چهار دیوار بنشان انگشت سید احمد شاه خان علوی وسید اقامحمد خان و سید
میر عبد العظیم خان ومیر اسمعیل خان و ١٠ نفر دیگر.
از قریه مرغان ارغنداب بنشان انگشت حاجی ولی محمد خان وملا خوجه محمد خان ومحمد کریم
خان وعبد الغنی خان وادم خان قریه مذکور و ٣٠ نفر دیگر.
از قریه بالا کرز بامضا ومهر یارمحمد خان وعبد الله خان وملا محمد نورخان وغلام جانخان
واختر محمد خان و ٧٢ نفر دیگر.
از قریه میان جوی مرغان ارغنداب بنشان انگشت حاجی بنوخان وکیل ومحمد حسن خان و غلام
رسول خان و ٨ نفر دیگر.
از قریه چهارباغ بامضای حاجی محمدا خان هوتکی وغلام دستگیرخان وخان محمد خان وکمال
الدین خان وتاج محمد خان ونورمحمد خان وسلطانخان ونیک محمد خان وحاجی پیرمحمد خان و ١١
نفر دیگر.
از قریه جبیران ارغنداب به نشان انگشت فاضل خان وکیل ونظر محمد خان وشیر محمد خان
و فید محمد خان و ٢٨ نفر دیگر.
از اقوام سادات شدکرونی قندهار بامضای فضل صدق صاحب مجددی وفضل احمد صاحب
مجددی ـ ومحمد اسحق صاحب مجددی و عبد الحمید صاحب مجددی وعبد الله صاحب مجددی ـ
و فضل غفار صاحب مجددی وغلام جان صاحب مجددی وعزیز الله صاحب مجددی وعبد الحکیم صاحب
مجددی و ١٠ نفر دیگر.
از نفر عسکری ومامورین ملکی وسکنه محال کدنی قلعه جدید بامضای حاجی محمد یوسف خان
کند کمشر وخداداد خان بلوکمشر ورستم خان بلوکمشر وملا نظام الدینخان قاضی وملا عبد الواحد خان
مفتی و سید محمود خان محرر محکمه ومیر عباسخان محرر ماموریت مالیه وضیاالدینخان وکیل للغو نورزائی
ـ ٤١٢ ـ
و ٢٦ نفر دیگر از عسکری ومامورین وسکنه مذکور.
از علاقه تختهپل بمهر ونشان انگشت ملا میرمحمد اخند زاده ونیاز محمد خان و میرزا شیر
محمد خان وسید محمد خان ومحمد نادر خان واقا محمد خان وسید خان و ٨٧ نفر دیگر.
علم التشریح حصه ه ما بعد از شماره (٢٣)
(از قلم فاضل محترم هاشم شایق مد ظله)
انصاف باید کرد : مادامی که احتیاجات ما را بخدای مطلق او خود تامین میکند . لکه های
گناه را بعفو قدوسی او خود می شوید .
کرامت عقل و وجود ازوست . همچنین حیات و سعادت جاوید نیز ازو نصیب خواهد شد.
بهر رو معذوریم خدا در شبهای تاریک و گاهی در روزهای سیاه چرا از دست هوسات از دست
موانع بحضور او مناجات کرده امید و ارتقاح نشود چه اومیداند اضطرابات ومناجات روح را می
بیند و می شنود . این هنگام نیز داشته است اگر گاهی ذلیل دارد از مصلحت و نفع نامرئی است .
هنوز فراموشم نشده است باوجود اینکه طفل بودم . علاوه بر تلقینات محیط که راجع به
اداب و ائین تربیه ام بود خار خار خیلی شیرین و لذیذ مرا بدعا و مناجات و بقرائت کلاممقدس میکشید
در اثناء جریان این واقعه روحانی در معنویت خود انشراحی حس میکردم . این انجذاب وجدانی
وادار میکرد که در توالی شب و روز دوام یابد . ساعتهای لذیذی در حیات اضافه نماید . با
وجود اینکه معلوم نبود این الحات چه معنی دارد درین راه که سوق میدهد . مگر این احتیاج
طبیعی خواهی نخواهی بلفظ این عالم اهنگار وادار میکرد و بهمانطرف متمایل میداشت .
لیکن بالاخره معلوم شد که این اشتغالات از میل دینی نشات کرده است .
دسته از افراد بشر که در ضیای افتاب عالمتاب ونور ستارگان اسمانی نشسته عرض امید و بیم
میکنند و یا در سایه درختان سالخورده و در کنار نهرهای خروشان یا چشمه های باصفا ایستاده
اظهار خضوع و طلـب نجات مینمایند همه از عواطف دینی میباشد . مگر بساطت دماغی و محدودیت
فکری از دریافت علت وجود وغایه حیات بازداشته به لوث اصلی و مرجع روحانی خود پی نبرده
بشکل خسیس و ائین ماتم امروزه مانده اند .
و گرنه سرا هر مولود بر فطرت اسلامی زائیده میشود مگر پدران و مادران یعنی (مربیان شان
یا موسوی یا عیسوی و یا زردشتی میسازند) اشاره بهمین میل ذاتی دینی است چنانچه طفل هر مخلوق
بدون تلقین و تعلیم دارای حیا و صدق میباشد علامت دین و اخلاق است این حال تقریبا تا دورهای
اخر صباوت دوام دارد . اگر بحال خود هم گذاشته شود قوت یافته میرود . بعدها محیط ــ
تربوی این میل را یا تقویت مینماید و یا عاطل میگذارد هرگاه عاطل نگذارد همراه تحول میلهای ـ
اجتماعی و وسعت ان در بالغان حسیات اخلاقی و دینی نیز عمیق و متین میگردد . بالغی که از حسیات
دینی محروم باشد غیر طبیعی است. زمانهای اوج و ترقی این میل مختلف است. میل دینی پسران
را در سالهای ١٦ـ١٧ و دختران را دو سال قبلتر با عقل و محاکمه ظهور و بروز کرده بعد از ان چیزی
توقف نموده باز در ١٨ـ٢٠ بکمال میرسد یعنی مفهوم قواعد و ادیان دین نیز ایشانرا بخود جلب
- ٤١٣ -
مینماید . انوقتر کن اساسی دین که توحید خالق پاداش اعمال وتصدیق راهنمایان باشد بوضوح
می پیوندد . مثلا جستجو و علیت و سبب هر حادثه و هر چیز فکر علت اولی تولید کرده کشان کشان
بمبداء کل نزد یا میسازد . کذا هر قوت پیشتر و بهتر از خود عاجز مانده فکر قوت ترقی کرده بقوی
ترین قوتها که قوت واحد تعالی است میرساند . اینچنین هر فعل نتیجه است و هر نتیجه
دارای غایه است که یا فائده و خیر و یا بضرر و شر مربوط و علاقه مند میدارد فائده و خیر ضرر و
شر حیات امروزه ما نند است بخیر و شر وضرر وفائده حیات اینده چه حیات امروزه اگرچه
موقت است مگر زندگی تنها برای امروز نیست وگرنه عبث خواهد بود . پس حیات جاویدی هست
که این حیات نمونه ای بیشتر هم بوده . همین است معنی بعضی از تبلیغات رهنمایان دین که
ایشان چنین گفته و چنین بوده اند .
برای ادراک وحدت صانع در اول وهله عقل و حس سلیم کافی است . چنانچه مال (ان فی خلق
السموات والارض الخ ) را فلاماریون فلکی در کتاب خود که خدا در طبیعت نام دارد اقتباس
کرده وما درینجا جملات آن را نقل نمود بموضوع میل بدین انجام میدهیم :
(بلی در قبال منظره حیات در سطح زمین در افوش طبیعت باشکوه و فروزان و در مقابل
حریر لمعان خورشید درکنار بحار متلاطم ومواج وچشمه های صاف درخشان و درمیان درینهاها
(مغاره ها)ی دلربا و دلکش طبیعت در فصل بهار و بالاخره در ان شبهای سکوت فزح بخش دران
شبهای نظاره وتماشای کواکب اسمانی است که خدا را جستجو نموده ایم . بلی وجود واجب الوجود
است که همچون قوه باطنی تمام اشیاء در طبیعت مرئی میباشد ) جلد اول صفحه ۲۱ طبیعت طهران .
مد وجزر اسلام حصه (۸) بعد از شماره ۲۹
شد مبدل ناگهان ان عیش یا حزن وملال اخر اسلامیان افتاد در چاه وبال
بر مسلمانان رسید ای دوست از عین الکمال صرصر (چنگزیان) ( ) برخاست بارنج ونکال
انوبهار گلشن (عباسیان) برباد رفت چشم عالم کم ببیند انچه (بربغداد) رفت)
گریه ی اید که شد قصر(خلافت) سرنگون رونق از بغداد رفت (۱) و (کرخ) شد خواروزبون
چشم ما تنها نمی ریزد بیادش اشك خون دجله (۲) هم بادید پر اسی اید برون
دست بیداد (تتارك) انقدر ویران نمود طمطراق انهمه دیبا نبود اندر وجود )
اندرامد سیل افت خانه ویران کرد و رفت مجمع اسلام را اشفته سامان کرد و رفت
خانه شاه و گدا با خاک یکسان کرد و رفت خاطر مجموع یاران را پریشان کرد و رفت
(دستبازیهای دوران عقد جمعیت گسیخت بوشکستان بیخ رنگین رشته صحبت گسیخت
گرچه میسوزد جگر جور کمبر بغداد کرد لیکن( غرناطه) (۳) زان هم سخت تر بیداد رفت
(قرطبه) (٤) ویران شد و (اشبیلیه) (٥) برباد رفت - قصرزانجا تا مراد (٦) دشت و ناشاد رفت
اد پر مرغ احبابر از ان سرزمین بیرون نشاند - کز برایشان بقدر یادوجب (۷) هم جانماند)
(۱) چنگیزخان مغل در سنه ٦١٦ هـ ۱۲۱۸ ع با ٧ لك سوار بجهاد تا ز تاتار برخاسته اولا
سلطنت خوارزم را پامال ساخت و سلطان محمد خوارزم شاه را از یاد راند اخته رویه انبخراسان نهاد
پس از طوفان نیمر ما که هلاکودر سنه ٦٥٦ هـ فارس و ایران را بر باد کرده بسر بغداد رسید و -
معتصم بالله را شهید کرد معظم قتل عام مسلمانان را داده ۸ لك نفوس مقتول نمود . عمارات دولتی را
اتش زد مخانها را مسمار نمود . کتابهارا بدریا انداخت تا دوماه اب دجله قلاگاهی از خون بیگناهان
چون بحر احمر سرخ گاهی از سواد مداد کتب چون بحر اسود سیاه بود ـ اثری از اهل تاریخ
برانند که انروز تاریخ اغاز تنزل اسلام و سر از ان مسلمانان را هیچگاه آن عزت وجاه دست نداد ..
(۱) که انرا مدینه اسلام و دارالسلام نیز میابند مردم دروجه تسمیه ان میگویند که نوشیروان
عادل رادرین مقام باغی بوده است که هر هفته در انجا نشسته بداد مظلومان می پرداخت ازین -
جهت بمیغداد شهرت یافت . ولی درین زمان همینکه نام بغداد بزبان میرسد سطوت و جلال خلافت
بنی عباس تصویر منازه بر مخایش را به انظار تشکیل میدهد وهیچ بطرف روزگار نوشیروان خیال -
متوجه نمیشود . اول کسیکه در سنه ١٣٧ هـ بنیاد این شهر مینوپدر را نهاده و دارالخلافه خویش
گردانید دائره واقع شده است - ایوان خلافت را مثل مرکز در وسط شهر بنا کرد میودند اگرچه
درین زمان قیر از تجارت گاهی بیش نیست و شاید بمشکل چهل هزار خانه وار داشته باشد . مگر
در عهد خلافت عباسی ثروت ومکنت این شهر بجای رسید میود که شصت هزار حمام وسی هزار مسجد
و بقول گین مورم هشت هزار وششصد شفاخانه . بزرگ در خود میداشت و سکنه ان از ده لك -
متجاوز بود . وسعت ومعموریت ان را ازین قیاس باید کرد که این شهر شانزده باب داشت
و هر دروازه از یغدگر بفاصله هشت میل دور تعمیر شده بود .
(۲) دجله از کوهستان ارمینا برامده عراق عرب را سیراب میکند طولو ۲۰۰ فرسخ است
دجله را زند مرود واروند رود و ارمار رود نیز میگویند نینوا وسیوسه و طیفون وموصل و دیسار
بکر بر کنار اوا باد واز وسط بغداد میگذرد .
(۳) در ملك اندلس که انرا اهل فرنگ هسپانیه میگویند خاندان بنی امیه از سنه ٩٢ هـ ٧١١ع
تا سنه ٤٢٩ هـ ١٠٣٨ ع و در غرناطه (گرونادا) که شهریست خود سود در اندلس تا سنه
٧١٧هـ ١٤٩٢ ع سلطنت کرده اند در سنه ٨٩٦هـ ٤٩١ ع فردی نیاند یا شاه نصرانی
قرناطه را محاصره نمود . ابو عبد الله زافل اموی که در ان اوقات بر سریر خلافت متمکن بود از میان
تائب گردید نصارا بر غرناطه استیلا یافته صدای قتل عام در دادند وبقیه السیف را بجور وظلم
نصارا ساخته (موریسکو) نام گذاشتند و اسانی را که از قبول دین عیسوی ابا نمودند گردن زده زنان
انها را تابه های اهنین وسنگهای بزرک در اتشکرم کرده بریان گذاشتند اخر قلب شاه هسپانیه
٤١٥
بر این جفا وجور اکتفا نکرده ده لك نفوس را که بظاهر از خوف شمشیر ملت عیسوی را قبول
کرده بودند و در باطن محبت اسلام میداشتند از خانمان آواره ساخته بطرف شمال افریقه
جلا نمود .
(٤) قرطبه (کارداوا) نام شهریست در اندلس بر لب دریای وادی الکبیرا کبوتول کیور) —
آبادان که تفصیلش همه از سنت است در عهد خلافت بنی امیه یکهزار و ششصد مسجد ونهصد
حمام و پنجاه دار الشفاء وهشتاد مدرسه میداشت .
(٥) اشبیلیه (سویل) اینهم دارالخلافه بنی امیه بود از قرطبه بفاصله چار روزه راه —
آباد است .
(٦) فلیپ ثالث شاه هسپانیه بعد از کشت وخون بسیار همه اهل اسلام را از اندلس
بیرون کشید چنانچه در ان سرزمین که تا ۸۰۰ سال اهل اسلام حکومت کرد میبودند الان از
برای نام هم مسلمان یافته نمیشود .
(۷) حالا دولت هسپانیه قدغن کرده است که تاکسی تذکره نداشته باشد در ان ملك
قدم نگذارد واهل اسلام را از برای سیر و تفرج هم نمیگذارند .
( کابل — مطبعه سرکاری)
صفحه (1)
- ٤١٦ -
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
(جریده هفته گی حبیب الاسلام - سال اول - شماره 31)
نمره مسلسل (31)
حبیب الاسلام
مدیر: برهان الدین کشککی.
اداره خانه دعائیخانان کابل - افغانستان
همه امور تحریریه و حسابیه بنام اداره فرستاد شود.
اداره در انتشار و اصلاح مقالات وارد مختار است.
در هر هفته یکمرتبه یوم چارشنبه نشر میشود.
اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.
شرح اشتراک
مقامات. سالانه. ششماهه.
شهر کابل. 6 روپیه 3 نیم روپیه
داخل افغانستان 7 روپیه 4 روپیه
ممالک خارجه 15 شلنگ 8 شلنگ
(قیمت یک شماره (6) پیسه)
(درین اخبار از احکام دینی ومسائل اسلامی وهرگونه علم وفنون واطلاعات
سیاسی ومفاد دولتی ومنافع ملی بحث میشود !)
( تاریخ قمری 28 ربیع الثانی 1348) تق 4 شنبه (تاریخ شمسی 10 میزان 1308 هجری)
(الصدق ينجي والكذب يهلك)
راستی وعده الثموجب رستگاری و بیباکی وخيانت سبب تباهی است
با بدان بد باش و با نیکان نکو - جای گل گل باش و جای خار خار
هر حرکت و نهضت و اجرائی که مطابق بذوق و خواهش اولیه عمومی در تحت اوامر روحانی واداره
شرع نبوی و تطبیقا وامر الهی روی کار اورده شود مسلم است که ادنی يك تشبث واشاره از قوه به
فعل میاید.
بالعكس هر حرکت و نهضت و پیشبرد مطالبی که برخلاف ذوق ونظریه محیط ومطالبه عمومی
برضد مقررات دینی واحکام اسلامی ومغاير عرف وعادات ملی در محل اجراء گذارده شود با اینکه
باب ظلم واجحاف در جریانش صعود وشکنجه عذاب در پیشبرد ان استعمال نگردد و برعلاوه ان -
انواع تشویق وتحریص واقسام رشوه دهی و ترغیب دران بکار برده شود و به لطايف الحيل وفريبی ومدا را
د لدهی ومواسا معامله شود جز ناکامی ومایوسی و فتور در اتحاد و صمیمیت جامعه نتیجه نمی بخشد.
دور از اغراق و مبالغه نظیر این دوامر مسلم فوق همانا سقوط حکومت امانی و کامیابی حکومت
حبیبی است کمان با دارائی تجهیزات مکمله عسکری و قوای قهریه حکومتی ناکام و مایوس وبكسر
رو بفرار نهاد. و این پادشاه خالی وعده قلیلی کامیاب و امیدوار و همواره فاتح ومظفر و صاحب -
افتخار است زیرا حکومت سابق بايك مشت خائنين به کسر میل و ارزوی جامعه حتی بضد مقررات
دین پاك اسلام شامل مرحله اقدامات شده میخواست عرف وعادات جامعه اسلامی خود را
با فعال و خصائل غیر مفید اروپائیان تبدیل داده شئونات ظاهری و فاسد مغربیان را عوض مقدسات
اسلامی در شرف احترام بیارد چون اجرا و پیشبرد این مقاصد مغاير توقع وتمایلات عمومی بود
انت که با همه تجملات و تشکیلات منتظم و اسلحه فراوان و عساکر تعلیم یافته و طوپ و طیاره در مقابل
- ٤١٧ -
عده قلیلی از همان جامعه تاب مقاومت نیاورده روبه زوال رفت .
و حکومت موجوده با عدم همه اسباب ونداشتن وسائل لازمه چون منظور اصلی اش تقویت
دین وتماما حركاتش مطابق ذوق و خواهش عمومی بود باعده قلیلی بحریف غالب امده روبه
عظمت و اجلال گذاشت .
معلوم است این قوه و روحیات بهر اندازه که افزون شده و خالی از الایش و اغراض شخصی
باشد بهمان اندازه حائز اثرات قیمتد ار گردیده موثر وسریع النتيجه واقع میشود .
زیرا پیشبرد مقاصد بر وفق میل ورضای جامعه گویا پیشبرده مقاصد بر وفق میل ورضای جامعه
گویا پیشبرد مقاصد و ارزوی خود جامعه است البته حتما این صورت کامیابی بخود میگیرد چنانچه
رجوع بتاریخ این قضیه را ثابت ومشهود میدارد که فتوحات وترقيات عالیه را که مسلمانان وعالم
اسلام ازعصر سعادت حصر خاتم الانبیاء (ص) تازمانیکه مسلمانان بمعنی حقیقی اسلامیت اشنا بود ماند
نائل شده انمبالت ملل ومقاصد خالی از الایش دنیوی واغراض شخصی اوشان وفراهم اوری اسباب سعادت و ــ
رضامندی جامعه اسلامیه بوده است .
مبرهن است بهمان درجه که این قوه و روحیات با اغراض شخصی و خواهشات نفسانی و الایش
دنیوی امیزش یافته و منظور هر کس به تری شخص خود ش ( ولو اینکه باك جامعه تباه شود ) باشد
بهمان درجه این قوه و روحیات از ترتیب اثر معطل مانده در ادنی و اندك کاری نمیتواند مقتدر
شود و بمطلب برسد بنابر این حقیقت را صرف نظر از اینکه حواله بتاريخ و حوادث گذشته از نجائع
دست بشر کنیم دور نرفته معامله و مبارزه حکومت سابق را در مقابل عده از خدام دین شمالی
و مشرقی یاد اوری میکنیم . زیرا عدم کامیابی حکومت سابقه اش از سوء عقیده و خرابی شخص ( شاه)
وباز بواسطه اغراض قدرپرستی و خیانت کاری خائنین بوده است که اعمال واقوال و روحیات شان ــ
امیخته با لایش و اغراض ناپاك بوده است .
بلی بمغزای ایه کریمه ( ان الله لا يغير ما الابيه ) تازمانیکه روح اسلامیت و طرفداری از دین
ومذهب پاس معلم ومراعاة خاطر رعیت پایبندی بعدالت و دیانت امحای ظلمه وسرقه ــ بسزا
رسانیدن اهل فساد ومامورین خائن اتفاق وپرستی وراستگاری حب وطن و قوم
اتفاق واتحاد که همه از اوامر پاك دین اسلام و خصائل ممتازه مسلمانان است در میان ــ
ما مسلمانها وجود خارجی داشت ملل اسلامی سرتاج ملل دنیا و سیادت شان باقوام دنیا
ثابت بود ولی از وقتیکه مسلمانان با این صفات عالیه اسلامی وداع کرده خصائل رذیله را همچو عدم
پابندی بدیانت خودخواهی و خود پسندی تعدی واجحاف نفاق وشقاق بی انصافی و دغل
کاری . خیانت ووطن فروشی بغض و حسد قومی کبر کرده و این ــ بلاهای مبرم مثل صاعقه آسمانی
در بین مسلمانان افتاد بناء سعادت و سیادت عالم اسلام سرنگون شده رفته رفته باندازه
که این اعمال قبیحه از طرف مسلمانان کسب شدت نمود بهمان اندازه مسلمانان خوار و زبون ــ
- ٤١٨ -
گردیده مثلیکه امروز می بینیم دستخوش افراض و بازیچه هوا و هوس دشمنان اسلام شده اند .
مقصد از تسطیر این جملات انست کهدر هر وقت و زمان در هر قوم وطبقه در هر حکومت
وسلطنت اشخاص صادق ومنافق امین وخائن خیرخواه وبد اندیش - وطن دوست ووطن فروش
ظالم وعادل حتما موجود میباشد که از اشخاص صادق وامین خیرخواه و وطن دوست عادل
همیشه جریان امور بر حسب دلخواه جامعه صورت گرفته اسباب رفاهیت وامنیت ملت ومملکت
فراهم شده فتوری واقع نمیشود اما بالعکس اشخاص منافق وخائن وبد اندیش وطن فروش ظالم
خود پرست و خود خواه مصدر کارهای میشوند که موجب دل ازاری وتنفر جامعه شده و بالنتيجه از شدت
فشار وظلم اینها اساس قومی یا حکومت و سلطنت بر باد فنا و زوال میرود . زیرا تاریخ نشان میدهد که
انقلابات تماما در اثر ظلم و فشار و پیشبرد مطالبنا مشروع صورت گرفته است . لهذا بقائدین و
رجال بزرگ مملکت لازم وحتمی است که به تعقیب افکار اعلیحضرت امیر حبیب الله خان ملت دوست
در اجراات امور مملکت و پیشبرد مطالب عمیده یا بر خاطر رعیت وامنيت ورفاهیت و سر سبزی
مملکت را منظور نظر داشته خدمات اشخاص صادق والفق وامين را تقدير وتحسین کرده اشخاص
منافق وخائن را اگر در رجال حکومت موجود باشد برای همیشه از کار بر طرف کرده علاوه
چنان مجازات عبرت افزائی بانها بایستی داده شود تا بدیگران مایه عبرت شده احدي مرتکب
خیانت ومناققت نشود و بان ذواتی که بصداقت و فعالیت نظریات حکومت ومقررات اسلامیت را بجا
آورده در رفاه و اسوده حالی ملت وامنيت و شاد ابی مملکت صرف مساعی مینمایند چنان مکافات و
تحسين و افرینی داده شود تا برای دیگران مایه غبطه و رشك واقع شده راغب باعمال نيكو ورفتار
خوب و کار روائی مرغوب شوند .
چه در هر ملت وحکومتی که خوب از بد تمیز و امین از خائن تفكيك گردیده اشخاص بدکردار
بكيفر رفتار شان گرفتار و ذوات نیکوکار از ثمره کردار خود متمتع ومفتخر شوند طبعا وحكما ان
مملکت مترقی وان ملت خوش بخت و ان حکومت مستريح ميباشد . والسلام على من اتبع الهدى .
تشریف اوري فاتحانه سردار صاحب اعلا
از سمت مشرقی بدارالسلطنه کابل
پس از ینکه حضرت عالی سردار صاحب اعلی اقاي حمید الله خان معین السلطنه مصدر فتوحات
عالی و کار روائیهاي مهمی در سمت مشرقی شده و سرتاسر انجا را در حلقه اطاعت حکومت حبیبی
داخل فرمود، رشته هاي از هم گسیخته امنیت و انضباط ان سرزمين را محكم ومضبوط فرمودند اينك
حسب اراده سنيۀ شاهانه سالماء وغانما بروز جمعه ٢٣ ربیع الثانی جهت اخذ بعضی هدایات لازمه
از حضور شاهانه وارد مرکز گردید ، امور اداری و حکومتی مشرقی را بدیگر صداقت کیشان حکومت حبیبه
مقیم ان ولا تارسیدن حاکم صاحب اعلی موکول فرموده اند نسبت باین ورود مسعود مظفرانه جناب
معین السلطنه صاحب پس از تقدیم مبارکباد ورود ما گوئیهای لازمه تبریکنامه ذیل را که از طبع اقاي -
شیر احمد خان ملك الشعراي سابق بوده ومقدماً بحضور همایونی نیز قرائت شده وفوق العاد مظاهر
- ٤١٩ -
قبول شاهانه واقع گردیده است. بحضور شان تقدیم میکنم :
تبریک فتح مشرقی بنام نامی سردار صاحب اعلی
الا ای اخ شاهنشاه والا
کند عمرت فزون ایزد تعالی
پیروزی لوایت باد بالا
بود بختت چو گل خندان و شهلا
حمید الله خان سردار اعلا
مبارک فتحت از درگاه مولا
همیشه در قدومت فتح مندی است
نصیبت نام نیک و سربلندی است
نهال طالعت را ارجمندی است
ترا از حق تعالی بهره مندی است
حمید الله خان سردار اعلا
مبارک فتحت از درگاه مولا
بسوی مشرقی بردی چو رایت
خدایت داد فیروزی ونصرت
همه خلق امدت حاضر بخدمت
نشان دشمنان گم شد ز ملت
حمید الله خان سردار اعلا
مبارک فتحت از درگاه مولا
نه تنها مشرقی را فتح کردی
بهرمیدان که رفتی پا فشردی
زهر گلشن گل مقصود بردی
باک تیغ دشمن را سپردی
حمید الله خان سردار اعلا
مبارک فتحت از درگاه مولا
به جنگ اولین در باغ بالا
رسیدی همره این شاه یکجا
چنان مردانگی شد از تو پیدا
که گفتند افرین اعلی و ادنی
حمید الله خان سردار اعلا
مبارک فتحت از درگاه مولا
بجنگ دومین در خیر خانه
کمر بستی بهمت رستمانی
زهر جانب برسم شاد یانه
بلندی یافت این ساز وترانه
حمید الله خان سردار اعلا
مبارک فتحت از درگاه مولا
خودت با همرهان خود دوصد تن
شکست انداختی در فوج دشمن
سلامی شد به پیشت بیست پلتن
شدندت افرین گو مرد تازن
حمید الله خان سردار اعلا
مبارک فتحت از درگاه مولا
بکابل امدی مردانه چون شیر
سردشمن شد اندر پای تو زیر
نمودی فتح کابل را بشمشیر
تو باشی زنده وسر سبز تادیر
حمید الله خان سردار اعلا
مبارک فتحت از درگاه مولا
امان الله خان در ارگ شاهی
رقم افتاد در چشمش سیاهی
بحال او چنان امد تباهی
نشد غیر از گریز چاره خواهی
حمید الله خان سردار اعلا
مبارک فتحت از درگاه مولا
بگردن طوق ادبارش چو اویخت
بسوی قندهار از غصه بگریخت
شراب عشرت او برزمین ریخت طناب دولتش یکباره بگسیخت
حمید الله خان سردار اعلا مبارک فتحت ازدرگاه مولا
نشد در قندهارش نیز طاقت ازویا رفت با بسیار حسرت
چورخ گشتاند ازحکم شریعت بدنبا گشترسوا وفضیحت
حمید الله خان سردار اعلا مبارک فتحت از درگاه مولا
هرات وقندهار امد بيك روز بدست شهریار ازبخت فیروز
توبفتی گشتی انجا جلوه افروز شدند ازتو رعایا فرحت اندوز
حمید الله خان سردار اعلا مبارک فتحت ازدرگاه مولا
تگاب وبامیان وغور بندان هزاره ورد ك وفوتین ومیدان
دوسه روزی اگر کردند طغیان توکردی جمله را در زیر فرمان
حمید الله خان سردار اعلا مبارک فتحت ازدرگاه مولا
خطرها درجنوبی بود بسیار زنیفر ظالمان شله وسردار
خدا اسان نمود ان کار دشوار که گم گردید زانجا نام اشرار
حمید الله خان سردار اعلا ققا مبارک فتحت از درگاه مولا
در اخر وقت افغانان تیژین اگر کردند اسپ فتنه را زین
تويك حمله نمودی همچو شاهین که شد ازخون انها خاك رنگین
حمید الله خان سردار اعلا مبارک فتحت ازدرگاه مولا
الهی عمر این شه باد دایم شود درعدل ودر انصاف قایم
چو در دین رسول الله است خادم ز (شیراحمد) دعاگوی است لازم
حمید الله خان سردار اعلا
مبارک فتحت از درگاه مولا-
تشریف اوری نائب سالار صاحب رئیس تنظیمیه
سمت جنوبی ـــــ
جناب شجاعت انتساب اقاي محمد یژ خان نائب سالار رئیس صاحب تنظیمیه جنوبی
فاتح گردیز بواسطه علالتی که بوجود شجاعت نمود شان لاحق بود ومعالجه ان درجنوبی
حسب دلخواه ممکن نی بل متعسر بود حسب اراده سنیه شهریاری بروز جمعه ٢٣ مع الخير
والعافيه وارد کابل گردیدند ــــ بعوض اوشان اقاي عبد الرشید خان غندمشر سواری فرقه جنوبی
که بزیر دست نائب سالار صاحب مدت زیادی بوده با اهالی انجا بلدیت خوبی داشته وپس از
انجام خدمات عسکریانه خویش در بامیان منصب فرقه مشری را از حضور همایونی نائل شده اند
از حضور پادشاهی مفتخر ومباهی شده اند که باتفاق نظریه بسالتعاب معظم اقاي سید محمد
خان یاور حضور ایفاي خدمت نمایند .
حبیب الاسلام ازان خدمات جانبازانه وفداکاریهای فوق العاده که اقاي محمد صدیق خان
— ٤٢١ —
نائب سالار در راه فتح گردیز و تالیف قلوب و استمالت خاطر اقوام تعهده جنوبی ابراز نمود ه اند
اظهار تشکر وقدردانی مزید نموده دست بدعاست که رب العزت مع الخير والعافیت صبح
صحت شانرا از مطلع سلامت وافتاب تندرستی شانرا از افق عافیت برآورد ه دل دوستانرا شاد و
انها را مکررا بخدمات برجسته ذات اعلیحضرت ورفاه ملت و بهبود مملکت موفق وبا مراد گرداند.
پریشانی اتباع نادری
از اطلاعات تازه که موصول شده است در اثر فتوحات عالیشانی که برای افواج ظفر امواج
حبیبی در متونق واصل شده است يك پریشانی مزید وتزلزل شدیدی را در تجمع قوی و اهتمامات
نفاق افکنی (نادری) تولید کرده چندین اقوام که باد ل ناخواسته در پیشبرد مقاصد نا مرضیه
او با او سرمی جنبانیدند سر سرخود باوطان ومنازل شان وا پس رفته ودیگر نفری هم چون بر
ناکامی ونفاق افکنی وبراد رکشی او مطلع شده اند نیز یکی بعد ازدیگری در صدد تفرق وتشتت
ومراجعت بمنازل شان میباشند .
محمد هاشم خان (برادر محمدنادرخان) در اثر شکستی که از عسکر شیر پیکر حبیبیه در
حدود هاشم خیل خگیانی یافته ومخفیانه گریخته بود بشب ۱۸ ربیع الثانی بسرحد پاراچنار
هند خود را رسانیده در انجا این امدن خودرا نیز بواسطه همان شکست خود اظهار نمود ه گفت
(اگرنمی گریختم و با قصد الحاق خودم را در علی خیل جاجی با دگر برادران خویش قدمی نمودم ــ
حتما بدست افواج کابلی دستگیر وبانواع عقوبت سرد چار میشدم اینك پس از استراحت قلیلی ــ
بطرف تیرا ه میروم) .
بلدیه تحویلی محصولات را یاد دهانی میکند
ریاست بلدیه کابل حسب جریانات ماضیه چون از سال ششماه منقضی شده اعلان نموده است
که اهالی محصولات ده کی خود شانرا تحویل نمایند . در صورت تخلف از تعمیل این امر در ــ
موعد مقرره آن که میزانست البته علاوه بر تحصیل محصول ــ شخص مخالغمورد بازپرس هم ــ
خواهد شد .
ارزانی گوشت
درین ماه از توجه ریاست بلدیه وذواتی که لقد ارامی و رفاه رعایای عاجز وناتوان را خواستارند
نرخ گوشت ازلی افغانی را نیم چارم به سه پاو نی یك کابلی ترقی کرده است ونرخ ارد وروغن وبرنج و
دیگر اشیای ضروریه ومایحتاج عمومی نیز نسبت بماضی قدری ارزان شده است .
(رئیس بلدیه کابل ونائب الحكومه قطغن وبدخشان)
نيك مردان همواره در پی سعادت اخروی که دران سیادت دنیوی نیز شامل است و ــ
نامردان همیشه مقید دنیائی که نه سیادت دنیا را میتواند تضمین نماید ونه از سعادت
اخرت نصیبی بوی میوزد درتك وپویند .
مشاجره ومناقشه این دو عمل ضدهم وقتی ثمره کشمکش خویشرا نشان میدهند عیان دیده
٤٢٢
میشود که آن اولی بمراتب رفیع نائی نائل و دومی در عمیق ترین گودال نیستی و بد نامی سرنگون .
این است درس مذهب پاک اسلام و همین است مدرسه مقدس اسلامیت.
خواجه تاج الدین خان که یک مرد نیک نفس و پاکدل و دائماً بوظیفه خویش علاقه تام داشته
در اول جلوس اعلیحضرت بسوابق درخشان وی موقع ریاست بلدیه کابل را اشغال نمودند در
ایام ماموریت خود با بهترین اسلوبی از قبیل توجه بنرخ ارزاق : گوشت روغن و ارد برنج و
غیره که دران جلب رفاه و ارامی ومسرت عمیم سکنه واهالی کابل منظور حکومت بود اجراي وظیفه نمودند
حسن خدمات مشارالیه ا چه بحضور اعلیحضرت و چه در اذهان اهالی موقعیت خوبی را احراز
کرده لهذا درین هفته در موقع که خود شان حالی هم نبودند فرمان ترفیع شان بنائب الحکومگی
قطغن بخانه شان فرستاده شد، و عنقریب انشاء الله بسوی ماموریت تازه خود اعزام خواهند شد.
عوض ایشان آقای عظیم الله خان که قبلا در زمان حکومت گذشته سمت نائب الحکومگی قطغن را
داشتند و فقط در موقع انقلاب این هم بتدین و اسلامیت خویش بر ضد اشريك هاي رجال مفسد قيام
فرموده پروپاگند هاي غلام نبی خان سفیر سابق مسکو و عبداله زیر خان نائب الحكومه سابق مزارشریف
را جدا رد و از اساس حکومت حالیه که شالوده آن بروي زهد و تقوا است اهالی را اگاهانیده ـ
نخست از همه ولایات بیعت نامه های ایشان را بمرکز فرستادند . این هم خدمت قابل تقديري
است . بریاست بلدیه شرف افتخار حاصل کردند . چنانچه بروز شنبه ٢٤ ربیع الثانی يك مجلس
خیلی عالی که مشتمل بر اعزه و عمائد و کلانتران شهر و مامورین معظم بود راجع به توديع آقای ـ
خواجه تاج الدین و تشکر از حسن خدماتش واظهار تبريك و دعاي موفقيت براي رئیس صاحب بلدیه
حالیه در کافی ولی تشکیل گردیده خطابه هاي عالی درینجا رد و بدل و این حفله بهمان طوریکه
به ایات بینات قرانی اغاز شده بود باستماع چند آیه شریفه قرانی ختام یافت . رئیس صاحب بلدیه
پس از ان رسماً بكارهاي مفوضه شان آغاز و آقاي نائب الحكومه صاحب قطغن به تهیه اسباب سفریه شان
مشغول شدند (نقل آن فرمان عدالت توامان پادشاهی را که مژده مستقل بودن ریاست بلدیه را
بملت ابلاغ میکند با تفصیلات مزید، این مجلس در اتیه پس از وصول خواهیم نگاشت) امید واریم هر
دو نفر رجال مهم که درین انقلاب ضد مفاسد سهم مهمی داشته هم چنان بماموریت هاي تازه خود
و باین تکالیف مجدده رسمی شان نیز بذل جدیت فرموده درین راه مشخصه خویش که دران ـ
سعادت دارین ملحوظ است بیشتر از پیشتر جاده پیمای رفاه وارامی ملت و پیشبرد مقاصد حکومت
و سعادت مملکت باشند .
همچنین مقرری هاي تازه ديگری نیز در سمت مشرقی وغیره نقاط افغانستان واقع شده که
تاحال ما اطلاع کافی ازان که استناد اخبار ما شده بتواند نداریم امید واریم که پس از اعطاي
اطلاعاتی که دارالتحریر شاهی بما تلطیف فرماید ازین مقرريهاي تازه نيز اطلاعات شیرینی را بـــه
قارئین با تمکین خویش تقدیم نمائیم .
- ٤٢٣ -
عرض تشکر . به قدردانان علام حبیب الاسلام
از حسن توجه که جنابان فخیم نائب السلطنه صاحب و جناب محمد قاسم خان رئیس
تنظییمه مزارشریف وجناب نائب الحکومه قطغن و بدخشان راجع به تعمیم علم و دانش در ـ
صفحات وطن و تعدیل افکار توده ملت عزیز بخاطر دارند . درهمین نزدیکی ها يك يك
عده از اصحاب ذوق را برای اشتراك اخبار ما باداره معرفی کرده اند و مخصوصا جناب
عبدالله خان نائب الحکومه صاحب قطغن توجه بیشتر هم نموده اند که پول اشتراك را نیز ـ
توسط رسید خزانه باداره فرستاده اند ما ازین ذوات که توجه کامله شان را در راه ـ
تنویر افکار ملت و توسعه محیط معرفت بذل میدارند اظهار تشکر و امتنان نموده و همچنان
از باقی ذوات نایب الحکومه ها و حکام واولیای امور سلطنت هم چشم واریم تا وقتا فوقتا ـ
پول اشتراك يك يك عده از ارباب ذوق را برای اشتراك در اخبار ما توسط خزائن دولتی تحیه
دیده فهرست اسامی شانرا با رسید های خزانه شان باداره فرستاده چند سطری از ـ
اخبار ما را بذکر خیر خود شان وقف نمایند .
اعزام حاکم صاحب اعلای سمت مشرقی بجلال اباد
جناب سرمنشی صاحب حضور اعلیحضرت خادم دین رسول الله که در ایام حکومت سراج
المله والدین مصدر خدمات شایانی شده بودند و در دوره امانیت در ضمن دیگر حقوق تلفی و [الـ?]
افراط پسندی های حکومت امانی جناب ممدوح نیز از کار برطرف و مشغول امور شخصی خود ـ
بودند و از ابتدای تشکیل حکومت اسلامیه حبیبیه حضرت معظم له متصدی چنان امور بزرگ و کار
روائیهای عالیشانی شده اند که حاجت بتذکار نداشته بر همگان ظاهر و هویدا است که علاوه
بر ایفای خدمات مهمه تنمیه شان بحضور ذات شاهانه خدمات درستی را در هنگام ریاست تنظمیه
شان در لوگر و ایفای دیگر اجراات متینی را در امور جنوبی فرموده اند ـ اینك در اثر خادم
نوازی و تقدیر از خدمات اخلاص کیشان همایونی جناب محمد یوسف خان سرمنشی برادر مهر
پرور حضرت مرحوم مغفور محمد حسین خان مستوفی الممالك حکومت سراجیه) بحکومت اعلی سمت
مشرقی از حضور مبارك پادشاهی مفخر ومباهی شده عجالتا بروز دوشنبه ٢٦ بسواری موتر عزیمت
فرمای محل ماموریت شان گردیدند .
حبیب الاسلام : ازین حسن نظر و انتخاب پادشاهی و تقرر جناب محمد یوسف خان سرمنشی بحکومت
اعلای سمت مشرقی درین موقع که صید قلوب اهالی بحکومت حبیبی از حد زیاد بکار است و می بایست
که مامورین دانشور در تسلیت خاطر و ازاله خوف و خشیت افراد نادان آن سامان فوق العاده
اظهار جدیت و فعالیت کنند اظهار مزید تشکر و امتنان خود را نموده طوریکه بحاکم صاحب اعلی عرض
تبريك میکنیم افزون تر از ان سکنه مشرقی را بداشتن همچو يك حکمران عدالت کیش عالی
شان مبارکباد گفته به دعای حسن موفقیت و کامیابی حاکم صاحب کلان خود را خاتمه میدهم .
٤٢٤
طغیان یک حصه از اکراد ترکیه
از بیروت اطلاع میدهند که عده از کردهای کوهستانی بدولت ترکیه طغیان کرده اند کردهای مذکور در اول وهله دو دسته بوده اند واخیرا متفقاً امامی بطرف وان حمله برده ودولت ترکیه قوای کاملی برای سرکوبی آنها اعزام داشته در قره کلیسا وارض روم با انها مصادف شده ولی شکست خورده اند. ویکی دو نقطه مهم را متصرف شده اند .
ترکیه ویونان
در محاربات چند سال قبل جنگ یونان و ترکیه باین شکل خاتمه یافته بود . که یونانیها چند ملیون پوند بدولت ترکیه غرامت جنگ بدهد ولی اخیرا یونانیها ازدادن وجه مزبور خود داری کرده اند دولت ترکیه بتمام مملکت خود امر کرده است که املاک علاقه یونانیها را در انجاها ضبط کرده وبخزینه دولت ترکیه بابت غرامت جنگ را تسلیم نمایند . ( رهبر اسلام ) .
خلاصه بیعت نامه های اخلاص ختامه ملت افغانستان بحضور (عدالت ظهور خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان سلعا لغتان)
از مزارشریف عالیجاهان میر نظام الدینخان مفتی محکمه خواجه عزیز احمد خان وکیل حکومت خواجه عبدالرسول خان وکیل ماموریت مالیم محمد اسمعیل ساریافی - غلام نبی خان کاتب گمرک- ملا قربان خان نجار وباقی ۲۳۰۰ نفر دیگر از اعزه واشراقی .
از چهار سوڈ چار اسباب عالیجاهان عظم الدینخان - تراب لدینخان - محمد رحیم خان محمد اعظم خان - شیر علم خان - عصمت الله خان وباقی ۸۳ نفر ازاعزه واشراف دیگر .
ازسر اسباب دمانعنانان عالیجاهان ملا عزیز احمد خان - ملا سید محمد خان امام مسجد - ملا صالح محمد خان - تاج محمد خان - میرزامحمد سرورخان - ملاعبدالغیاث خان حکیم - محمد اسحق خان وباقی ۱۴۸ نفر از اعزه واشراف .
از اهالی لوگر . عالیجاهان محمد شریفخان مفتی - ملا خدای نظرخان - جانشاهخان- ملاعبد الوهاب خان ومحمد افضلخان ملاعبدالرحیم خان - سعید الدینخان - محمد عمرخان - عبدالغفورخان - محمد نعیم خان وملاعبدالواحد خان علی خان - شاهنور خان - شهنوازخان - فقیرمحمد خان - ومحمد افضلخان - ولی محمد خان - حبیب الله خان - وباقی مهر وامضای ۵۵ نفر دیگر از اعزه واشراف ومشایخ وعلما واعیان در ٤ قطعه .
از اهالی میدان : عالیجاهان صوفی محمدعزیزخان و حاجی صاحبخان - وشاد ولعخان و پاینده محمد خان ومحمد حسن خان و کند لخان - عبدالغنی خان - عبدالقدوسخان - محمد ایازخان حاجی محبوب خان - ملاحضرتشامخان وباقی مهر ونشان وشصت ٢٦٣ نفر دیگر از اعیان واشراف در ٣ قطعه .
از قریه سلطان صاحب متعلق غزنی : عالیجاهان ملامحمد امین خان وکیل وملک حبیب الله خان با مهر وامضای ۲۰۱ نفر دیگر از اعزه واشراف .
از دره علی شنگ لغمان : عالیجاهان مولوی سید عالم خان ومحمد رحیم خان و جانان خان
و خلیل الرحمن خان وباقی مهر و امضای ۱۰۲ نفر دیگر از اعزه و اعیان .
از تاله و برفک قطغن ۸ رمضان : عالیجاهان ملا خود محمد خان ملا امام - غلام رسول
خان وکیل - ملا خوشوقت خان - ملا غلام حیدر خان - غلام محمد خان وکیل - محمد رحیم خان
سید محمد خان - محمد بیک خان - فضل احمد خان - ملا سید قدمخان - لعل محمد خان قریدار -
عبد الله خان وباقی مهر و امضا و اسامی ٦٤ نفر دیگر از اعزه و اشراف در ۲ قطعه .
از غوری و بغلان : عالیجاهان عزیز احمد خان - یار محمد خان - وکیل و محمد کریم خان و فققه
محمد گل خان - جاننیاز خان و گل محمد خان و گل احمد خان وباقی مهر ونشان شصت ۱۸۱ نفر
دیگر از اعزه واشراف .
از خرم وسارباغ: عالیجاهان میرزا محمد امین خان ومیرزا حمید اللعنا . میرزا محمد یوسف خان
محمد حسین بای - محمد موسی خان وباقی مهرونشان شصت ٤١٨ نفر دیگر از اعزه واشراف .
از خوست: عالیجاهان سید احمد خان - سید اسحق خان ومیر سید بهاءالدین خان -
حسین علیخان ومیرزا محمد حسن خان - میر عبد الله خان ومحمد قاسم - ملا سید محمد - ملا محمد
نبی وباقی مهر و امضا ونشان شصت ٤٥ نفر دیگر از اعزه واشراف .
از تکاب : عالیجاهان سید بهاءالدین خان - میر محمد یعقوب وعبد الرحمن - دولت محمد
و رجب علی - حسین علی وباقی مهر وامضای ٧٥ نفر دیگر از اعزه واشراف .
از کلفگان قطغن : عالیجاهان سید ولی داملا - امان الله داملا - محمد ابراهیم داملا -
خان محمد داملا - ملا محمد حسن ومولوی عبد المومن و باقی مهر و امضای ٢٣٦ نفر دیگر از اعزه و
اشراف .
از چال و اشکمش : عالیجاهان ملاعبد الرحمن خان - وعبد القادر و عبد الاحد فقیرخان و
ملا عبد الخالق و غلام حیدرخان وكيل وملا فیض محمد وباقی مهر و امضای ۱۰۳ نفر دیگر از اشراف
واعیان .
از چاه آب: عالیجاهان اقسقال حفیظ الله وسید علی گل و محمد شریف وغلام نقشبند و
سید صادق وبرهان الدین وعبد الجلیل و پادشاه میر ومحمد یونس و باقی مهر وامضای ۸۰ نفر دیگر از
اعزه واشراف .
از غوری :عالیجاهان ملاعلی محمد خان قاضی سابقه وداملا حسین محمد خان - داملا دوست
محمد خان ومحمد کریم خان وکیل افغانی - محمد امین خان وکیل ومولوی عطاء الله و باقی مهر وامضای -
٣٥ نفر دیگر از اعزه واشراف .
از ینگی قلعه قطغن : عالیجاهان سید نظام الدین وملا حنیف الله - ملاجل داشر وداملا حامد اد
فیروز وباقی مهر وامضای ٤٧ نفر دیگر از اعزه واشراف .
ـ ٤٢٦ ـ
از بغلان : عالیجاهان محمد دین و ملا محمد صابر و عبدالغفار بای و محمد هاشم بای ـ
حاجی الله نور بای و یا ر محمد بای ـ لنگرخان بای و ملك بای و برکت الله والله نور و محمد نور و ـ
عزیز احمد وخدایتور وباقی مهر و امضای ٦٢٠ نفر دیگر از اعزه و اشراف .
از قندز : عزیزخان متنباشی سابقه ـ محمد کرم وکیل افغانیه ـ عبدالرحمن عمرخیل و
حاجی امام نظر وباقی مهر ونشان شصت ۱۲۷ نفر دیگر از اعزه و اشراف .
از رستاق : عالیجاهان شاه معصوم مودودی و داملا غلام شامو د املا عابد خواجه ومفتی
شمس الدین ومحمد رسول کوتوال وباقی امضا ومهر ۳۰۰ نفر دیگر از علما ومشایخ وعلمای ملکی
و نظامی وغیره اعیان و اشراف .
از زرمت : عالیجاهان سید حضر تشاه ـ عبدالکریم خان ـ محمد افضل خان ـ صالح محمد
خان ـ جمعه گل ـ ملا عبدالمجیدخان مدرسہ نزائی ـ ملا حسام الدین خان ملا سید امین خان
ملا عبد الوهاب خان ملا قنبر احمد خان ـ ملك جبار خان ـ وملا غلام محمد خان وملا عبد الکریم
خان ملا محمد صدیق اخندزاده ـ ملا عبد القیوم ـ ملا امین الله خان و عبد القدوس خان وسید حضرت
شاه خان ملا محمد حسین و عبد القيوم وباقی مهر وامضای ٤٢٨ نفر دیگر از اعزه واشراف ۲ قطعه .
از شیخ آباد وردك : عالیجاهان ملا احمد جانخان مدرس خلیلی ـ ملا گل رحیم خان ـ ملا عبد الحکیم
خان مدرس ـ محمد کبیرخان ـ گلبدین خان ـ میر حسن خان ـ عبد القیوم خان ـ الله داد وملال شیر
علیخان ـ صوفی پیر محمد ـ ملك نور وباقی مهر وامضای ١٥٣ نفر دیگر از اعزه و اشراف .
از مرکز قطغن وبدخشان : عالیجاهان عظیم الله خان نائب الحكومه وسید محمدخان مستوفی
غلام رسول خان منشی دربار ـ امیر محمد خان مدیر واردات ـ امیر محمد خان مدیر گمرك ـ وعبد الرحيم
خان وکیل غندمشر ـ عبد الغفارخان قوماندان کوتوالی ـ ملا عبد الرزاق وباقی مهر وامضای ٢٠٥
نفر از مامورین ملکی و نظامی .
از اندراب : عالیجاهان امیر محمد خان ـ سید شاه خان و عنایت الله ـ شمس الدین ـ علی احمد
وسید حبیب ـ ارباب امیر محمد ـ محمد امین ـ محمد اکبر ـ ملا محمد نقی ـ عبد الله ـ محمد مومن ـ
مزار وکیل وباقی مهر وامضای ۱۲۷ نفر دیگر از اعزه و اشراف ۲ قطعه .
از هزاره قوزی اندراب : عالیجاهان ملا محمد افضل وبای مراد بای ـ عزیز خان ـ عبد القادر
و صوفی بایمن از وباقی مهر و امضای ۱۸ نفر دیگر از اعزه و اشراف .
از خنجان : عالیجاهان برهان الدینخان ملا امام و ملاخدادوست ـ ملاغلام محی الدین خان
و ماضد را لدینخان ـ ملاعبدالواحدخان وملا نیاز محمد خان وباقی مهر وامضای ۱۸ نفر دیگر از اشراف
از دوشی : عالیجاهان میرزا سراج الدینخان ومیرزا بازمحمدخان ملا صالح محمد خان و
حفیظ الله خان وباقی مهر وامضا ۲۸ نفر دیگر از اعزه واشراف .
ـ ٤٢٧ ـ
از كبله كى : عاليجاهان غلام محمدخان اخندزاده وملا محمدعلیخان ملا امام محمدگلاب خان وکیل سابقه وملا عمرگل خان ملاامام ومحمدعمرخان وباقی مهر وامضای ۱۸ نفر ديگر از اعزه .
از قوری . ملا غلام محی الدینخان ومحمداکرمخان ـ محمدفیروزخان و فقیرمحمدخان ـ صالح محمدخان وباقی مهر وامضای ۸ نفر ديگر از اعزه واشراف .
از برکه وتیمز : عالیجاهان ملا عزیزمحمدخان وصالح محمدخان محمد یار بای ومحمدولی ملا سیدعلی و ملا سیدمحمد .
از میدان . عالیجاهان خواجه محمدخان ـ عبدالله خان ـ ملك ـ ملاعبدالله ـ ملا فضل حمدخان ـ ملا عبدالله خان ـ بهرام خان ـ عبدالله خان ـ سیدعلم خان ـ محمدحسین خان ـ وباقی مهر وامضای ۲۸ نفر ديگر از اعزه واشراف .
از خوات واموخال نورك : عالیجاهان احمدشاه خان وحبیب الله خان وجلندرخان ـ و غلام علیخان وملا عبدالله خان ومحمد صدیقخان وغریب شاه خان وعبدالوهاب خان ـ عبدالقدوسخان وعبدالظاهرخان وباقی مهر وامضای ۸۰ نفر ديگر از اعزه واشراف .
از لغمان : [ILL] عالیجاهان غلام جانخان وکیل وحاجی اقاجان وکیل ـ محمدامین خان وكيل وملا شجاعخان وجلادخان ـ تاج محمدخان ـ شاه اسلام خان ـ حسام الدینخان ـ ـ محی الدین خان رضاخان شاه اسلام خان ـ حسام الدینخان ـ محی الدین رضاخان وباقی مهر و امضای ٦٤٧ نفر ديگر از اعزه واشراف واعیان .
از فرقه ئی وزيلاني : عالیجاهان ملاعبدالله خان ـ وملاقربان ـ احمدخان وملاانعام الدین خان ـ وملا عبداللطیف خان وملا اتاگل خان وملا سیدکریمخان وملا غلام رسول خان امیرخان ـ و عبدالمجیدخان ـ عبدالغیاث خان وکندل خان ـ نورالدینخان وعبدالمجیدخان وصاحبدین خان وباقی مهر وامضای ۱۸۰ نفر ديگر از اعزه واشراف .
از کوه صافی : عالیجاهان حاجی عبدالخالق خان ومحمدیعقوب خان وپادشاه گل خان و محمداکرم خان وعبدالغفارخان وعبدالرحمن خان ـ محمدحسین خان وعبدالقدوسخان وباقی مهر وامضای ٣٦ نفر ديگر از اعزه واشراف .
از غزنی : عالیجاهان عزیزالله خان امام مسجد گذر ـ ملافقي محمد امام مسجد وملا محمد وصی خطیب وسراج الدین خان وخواجه احمدشاه خان وملا یارگل خان وباقی مهر وامضای ۲۰۱نفر ديگر از اعزه واشراف .
از بدخشان . ملامحمدعثمان خان ـ مدرس حاجی ملا عبدالحكيم خان ـ ادینه محمدخان ـ و ملاعبدالجبارخان خطیب ـ عیدی محمدخان قاری وباقی مهر وامضای ٣٦ نفر ديگر از علما ومشايخ و اعزه و اشراف .
از دره شیزه وباقی فريجات اندری : عالیجاهان مبینخان وحبیب الله خان ومحمدجان خان و میرعزیزالله خان وامیرمحمدخان ساکن دره وباقی مهر وامضای ٢٥٠ نفر ديگر .
- ٤٢٨ -
از سوزائی ترمت : عالیجاهان ملا عبد الله خان ومیر گل محمد خان وملا عبد العلیم خان ـ
وخان محمد خان وملا حیدر خان ود ر محمد خان وباقی مهر وامضای ۱۱ نفر دیگر از اعزه و اشراف .
از دیمیرداد وردك : عالیجاهان خدایدادخان ومحمد حسن خان وخدا رحم خان ـ
جلال الدین خان ـ وطره باز خان ومحمد علم خان وباقی مهر وامضای ۱۳ نفر دیگر از اعزه
و اشراف .
از خان آباد وقند ز وباقی مضافات قطغن : عالیجاهان ملا عبد الله خان وملا محمد ولی خان
وتیمور شاه خان ومیرزا محمد خان واکبر شاه خان وباقی مهر وامضای ۸۰۰ نفر دیگر از اعزه واشراف
فقط ٤ قطعه .
از علاقه انجمن عالیجاهان محمد اکرم خان علاقمدار وامیر محمد خان غلام حیدر خان ـ
غلام شاه خان ـ مروت شاه خان وباقی مهر وامضای ٣٥ نفر دیگر .
از علاقه راغ : عالیجاهان صدرالدین خان ـ لعل محمد خان ـ علاقدار ـ داملا شاه خان ـ
ملا سید برهان الدین خان ـ ملا محمد اکرم خان ملا میر غلام خان حسین علی خان وباقی مهر وامضای
۸۳ نفر دیگر از اعزه واشراف .
از علاقه کشم : عالیجاهان ملا محمد یونس خان مدیر، وملا عبد الولی خان مولوی نجم الدین
خان وملا محمد حسین خان ـ سید امام الدین خان خطیب نظام الدین خان وباقی مهر وامضای
٢٥٠ نفر دیگر از اعزه واشراف وسادات وعلما .
از جرم خاش : عالیجاهان سید حسین خان مامور مالیه وکیل حکومت جرم وملا غلام محی الدین قاضی
خان قاضی خاش ومحمد عزیز مفتی ـ محمد قاسم خان مدیر ـ عبد الرسول خان وکیل ـ غلام محمد
معصوم مجددی و باقی مهر وامضای ٢٧ نفر دیگر از اعزه واشراف .
از علاقه خواجه عار قطغن : عالیجاهان سلطان ایشان خان ود، ملا قمر الدین خان وکمال
خان وغلام جان خان وباقی مهر وامضای ۱۳۸ نفر دیگر از اعزه واشراف .
از علاقه فرخار تالقان : عالیجاهان داملا سلیم خواجه ملا حکیم خان وملا کریم خان ملا گدای
محمد خان ملا محمد ولی خان ومحمد ایوب خان وباقی مهر وامضای ۳۹۷ نفردیگرا زعلما سادات واعزه
واشراف .
از علاقه شهر بزرك : عالیجاهان غلام محی الدین خان علاقمدار ومیرهاشم خان ـ صاحب نظر
خان وغلام محمد خان وقرجه بای خان ـ ملا خدای بردی خان وملا عبد الحکیم خان ـ محمد قد رضا
خان ولد سعد الله خان وباقی مهر و امضای ۷۱۲ نفر دیگر از اعزه واشراف .
از دره عریان وردك : عالیجاهان شا مراد خان کپتان وملا عبد العزیز خان ولاله نظر خان و
صاحبداد خان ومحمد علم خان وپیر محمد خان وباقی مهر وامضای ۹۷ نفر دیگر از اعزه واشراف .
از شقنان : عالیجاهان میر حبیب الله خان علاقہ دار وغلام شاہ خان دلگی مشر ـ شکرالله
- ٤٢١ -
قندخان وابراهيم خان ـ مراد محمدخان وباقی مهر وامضای ٥٨ نغر دیگر از اعزه واشراف.
از محمد اغهلوگر: عالیجاهان ملاعبد الرحیمخان ـ عبدالغفارخان ـ اخترمحمدخان ـ عبدالغفورخان ـ
ویسمحمدخان ـ گلمحمدخان ـ عزیزخان ـ خیرمحمدخان ـ محمدعلمخان ـ فیضمحمدخان ـ
غلام جانخان ـ گلدینخان ـ خانگلخان وباقی امضا ومحر ۱۸ نفر دیگر از اعزه واشراف ـ در
دو قطعه.
از گذر گدریکابل تاریخ ٥ شعبان لله : عالیجاه فیضمحمدخان ـ میرزامحمدهاشمخان ـ جان
محمدخان ـ خیرمحمد ـ محمدسرورخان ـ محمدیوسفخان ـ وباقی مهر وامضای ٥٠ نفر دیگر از اعزه قند
واشراف دیگر.
از گذر پایان چوککابل وچنده سردارخان : خانوشیربچهها : عالیجاهان محمدایوبخان
کلانتر ـ ملاغلام محمدخان امام مسجد ـ غلاممحیالدینخان ـ علیاحمدخان ـ حاجیمحمد افضل
خان تجار وباقی مهر ونشان شصت ۱۸ نفر دیگر از اعزه واشراف.
از کلعلی رضاخان. عالیجاهانولیمحمدخان ـ محمدیوسفخان ـ نظامالدینخان ـ محمد انور
خان ـ میرمحمدحسنخان ـ احمدشاهخان ـ محمدانورخان ـ وباقی مهر وامضای ٥٣ نفر دیگر از
اعزه واشراف.
از خواجه رواش : عالیجاهان ملكمحمدمحسنخان ـ محمدشریفخان ـ پایندهمحمدخان ـ
نظامالدینخان ـ محمدعثمانخان ـ داودشاهخان ـ وباقی مهر وامضای ۳۲ نفر دیگر از اعزه واشراف.
از تالهوبرفك. عالیجاهانمحمدرحیمخان ـ سیدمحمدخان ـ نیكمحمدخان ـ فضلاحمدخان ـ
ملا سید قدیرخان ـ لعلمحمدخانقریهدار ـ دلاخان وباقی امضا ومهر ۷۳ نفر دیگر از اعزه واشراف.
از کلالی قطغن. عالیجاهان خورده گلخان ـ مرزا ملكباشی اقامیرخان ـ غائبدادخان ـ
علیرضاخان وباقی مهر وامضای ۸۳ نفر دیگر از اعزه واشراف.
از چكچك. فرمانبیک ـ عالیجاهان محمدقاسمخان ـ تولیمشر سابقه ـ محمدیوسفخان و
محمدامینخان ـ شیرعلمخان ـ سیدغریبخان ـ محمدعلمخان وباقی مهر ونشان شصت۱۸نفر
دیگر از اعزه واشراف.
از حصه ۲ چهاردهی. عالیجاهانمیرمحمدکاظمخان ـ محمدخانکندکمش ـ میرزامحمدخان ـ
فقيرملكخان ـ نظامالدینخان ـ عبدالغفورخان وباقی مهروامضای ٤ ۱نفر دیگر از اعزه واشراف.
از زرمت سمت جنوبی. عالیجاهان سیدحضرتشاهخان ـ عبدالکریمخان ـ محمدافضلخان ـ
صالحمحمدخان ـ جمعهگلخان ـ دادمحمدخان ـ باقی امضا ومهر ۲۲ نفر دیگر از اعزه واشراف.
از ارغنده وپغمان ومتعلقات ان. عالیجاهان شاه محمدخان ـ پایندهخان ـ عبدالمحمدخان ـ
عبدالرحمنخان ـ عبدالمجیدخان ـ عبدالکریمخان وباقی مهر وامضای ٤٠٥ نفر دیگر از اعزه واشراف.
از چهاردهی کابل . عالیجاهان میر احمد شاه خان میر صابر شاه خان - میرزا محمد یونس خان -
میرزا محمد حسن خان - سید نبی خان - حاجی میر سراج الدین خان و باقی مهر و امضای ۷۱۹ نفر
دیگر از اعزه و اشراف .
از حاجی بيك كوهدامن . عالیجاهان طاوس خان و امام الدین خان و گل محمد خان وباقی -
اعزه و اشراف .
مد وجزر اسلام حصه (۹) ما بعد از شماره ۳۰ .
(شعر) اگر از رونق افتاد است ( ایران) نیز هم
( هند) گر سرمست غفلت شد (خراسان نیز هم)
(پارس) گر پامست افلاس است (توران) نیز هم
گر برون شد (اندلس) از دست (یونان (۱) نیز هم
باید ریخ ان ملك (تونس (۲) اخ ان (رومیلیا) (۳)
گر (فرانسه) غصب کرد آن (سند گر (بلگاریا) )
خیز تا برگرد (افریقه) (۴) بپاشیم اشکبار -
گا مبر (تتارور) (٥) ویران رانور (٦) گه کییم زار
گاه نشینیم از خیال (شهر الزهرا) (۷) سوگوار
گامیصیا د غزب (۸) می باشیم هر دم بی قرار
یاد کردن دوستان را از مروه دور نیست
پیش مانیان عهد دوستی مـحـاور نیست -
آن قدر راندیم یکدم تا وطن شد ناپدید
هرچه بود از زاد راه باما بپایان در رسید
رخت رفته کارما آخر برسوائی کشید
در غریبی جان ما از بهر خود آفت خرید
باد صحرائی وزید و بخت ما را خوار کرد
ناگهان سیل درامد رخت ما را آب برد -
در (عرب) جرات نماند و در (عجم)
در (بخارا) شوکت ود ر (بلخ ) هم صولت نماند
در (خراسان) قوه و در (قرطبه)
شوره اندر (مصر) ود ر هند وستان) دولت نماند
رفت رفته قره اقبال ما گردید
تا هجوم آورد سختی عیش ما گردید تلخ -
نسل گر باقی است لیکن جوهر همت کجاست
(هاشمی) غیرت کجا و (خالدی (۹) جرئت کجاست
زور ایوبی (۱۰) کجا و طارقی (۱۱) نصرت کجاست
غزنوی شوره (۱۲) کجا و موسوی (۱۳) شوکت کجاست
این زمان زان نامداران جز نشانی بیش نیست
سرگذشت عهد یاران جز بیانی بیش نیست -
۱) قلق ملك يونان تابع سلطنت اسلامبول بود واکنون از سنه ۱۸۲۷ ع از ربقه اطاعت سلطان
روم آزاد شد .
۲) تونس در افریقه مملکتی است که اهل اسلام انرا در قرن اول فتح نموده بودند و دولت
ابو موسیابیه و عبید یه یکی بعد از دیگری بران تسلط میداشت تا انکه درسنه ٦١٠ هـ ١٢١٣ ع
عبد الواحد بن ابی بکر بن عمر الحفصی که از طرف ناصر بالله محمد بن یعقوب بن یوسف بن عبد المومن
خلیفه مراکش بران استیلا فل یافته سلطنت جداگانه در ان سرزمین قایم ساخت تقریبا ۳۷۹ سال -
خاندانش بران حکمران بود بعد از انقلاب ادوار در تعرف دولت هسپانیه در آمد و فرنگیان بران -
-٤٣١-
قبض و تصرف نمود تا انکه در سنه ١٥٢٧ عيسوي سنه ٩٨٢ هجري حضرت سلطان سلیم بن
سلیمان اعظم ان را باز در حوزه حراست اسلام اورد والحال از تصرف دولت عليه عثمانیه نیز بدر
رفته و تحت اثر دولت فرانسه است .
٢) رومیلیا بیشتر از باج گذاران سلطنت اسلامبول بود حال بلغاریا ان را از تصرف سلطان روم
گرفته است .
٤-٥-٦) مسلمانان در افریقه از بحر گذشته تا لب اب تیمرو کنا و وانتاوه رسیده تکرر و
کوکو را متصرف شده در اتور و بژکو و بما کورا در سواحل افریقه گرفته از دیگر طرف باب المندب
را عبور کنان بزنگبار رسید ، مندسون - سنده - مواسا - کلو- موزمبیق - را بندر گاه خود -
ساختند که فعلا برخی از انها در تصرف انگلیز و بعضی در ممالک فرانسه و چیزی در پرتقال است.
٧) این شهر را تام و اموی در اندلس بالای کوهی تعمیر نموده است .
٨) نام حصه جنوبی مفتوحه پرتقال و افریقای ( مغرب والمغرب) نهاده بودند که اروپائیها
نیزانرا (الگار) میگویند این حصه تا ٧٤٠هـ ١٣٤٠ ع در قبضه خلفای بنی امیه اندلس
بوده الان نام اسلام از ان مقام برافتاده است. ابوبکر بن عمر ملتمونی در ٤٥٠هـ ١٠٥٨ ع
شهر اكمت را گفته از تلمسان تا بحر محیط سلطنت خود را وسعت داده مراکش را پایتخت خود
قرار داده بود.
٩) حضرت خالد بن ولید سیف الله که سپهسالار اسلام وفاتح دمشق وشام است رضی الله عنه .
١٠) خاندان ایوبیه که از ٥٦٦هـ ١١٧١ تا ٩٢٢هـ ١٥١٦ع بمصر سلطنت کرده اولشان
النصر صلاح الدین یوسف بن ایوب فاتح بیت المقدس رح است .
١١) طارق بن زیاد الصدفی اولین فاتح اندلس در ٩٢هـ ٧١١ ع که ( جبل طارق) بنام او مشهور شد .
١٢) با انکه اسلام از مدتی هند را منور کرد ه بود بنیاد سلطنت اسلامی هند از برکت حکومت غزنوی
در ٣٦٧هـ ٩٦٦ع قائم شد اگرچه خود سبکتگین از سند عبور نکرده ولی سلطان محمود رح
تا بسومنات رسیده در بنیاد کفر تزلزل افگند .
١٣) نی نصير البكر سپهسالار ولید بن عبد الملك فاتح اندلس که طارق غلام او بود ، .
( کابل مطبعه ، سرکاری )
ختم