# Nabātāt نباتات # adl0943 # Lāhūr [Lahore], Maṭbaʻ Mufīd-i ʻĀmm, 1306 [1927] لاهورمطبع مفيد عام،, . ١٣٠٦. # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- وزارت جلیله معارف ١٣٠٢ برای مکاتب ثانویه و دار المعلمین نباتات مطابق پروگرام دوم رشدیه و دار المعلمین تالیف سید علی اکبر خان معلم مکتب حبیبیه و تصویب ش. ی. فیض محمد خان وزیر معارف طبع ثانی — تعداد (٢٠٠٠) ١٣٠٢ مطبعه جلیله ماشین خانه کابل --- page 2 --- [BLANK PAGE] --- page 3 --- [BLANK PAGE] --- page 4 --- [BLANK PAGE] --- page 5 --- [BLANK PAGE] --- page 6 --- نمره معلمی صنف رشدیه سوم بوطن قندهار وزارت معارف سلسله ۱۰۳ ریاست دارالتالیف طبیعیات (نباتات) ۱۱ نباتات مطابق پروگرام دوم رشدیه و دار المعلمین بتحریر سید علی اختر خان معلم مکتب حبیبیه و تصویب ع ، ج فیض محمد خان وزیر معارف طبع ثانی —— تعداد : (۳۰۰۰) ۱۳۰۶ مطبع مفید عام لاہور --- page 7 --- [BLANK PAGE] --- page 8 --- وزارت معارف سلسله ۱۰۳ ریاست دار التالیف طبیعیات (نباتات) ۱۱ نباتات مطابق پروگرام دوم رشدیّه و دار المعلمین بتحریر سید علی اختر خان معلّم مکتب حبیبیّه و تصویب ع - ج فیض محمّد خان وزیر معارف طبع ثانی - تعداد: (۳۰۰۰) ۱۳۰۶ مطبوعه مفید عام پریس لاہور --- page 9 --- ۲۷/۱۳۵۷ --- page 10 --- علم نباتات 0000158 بسم الله الرحمن الرحیم علم نباتات مقدمه علم نباتات آن قسمت از تاریخ طبیعی است که از بنیهٔ نباتی بحیثیات ۱ مختلفه بحث نماید نبات عموماً مراد از درخت و نهال - بوته و گیاه وغیره است لاکن در علم نباتات معنی آن دامنهٔ وسیعتری دارد - کنارهٔ سبزگون دریاها و ساحل ها تنهٔ درخت ها و دیوارهای مرطوب - سقف کلبه های نمدار و سطح بیابانهای مرطوب - همه زیاده تر از قسم سرخس Ferns & Fungi علف و جامه سنگهای (Mosses) ملون و ملبوس گردیده اند و به مولود نباتی شامل اند - غیر ازان نباتات ادنی مانند ۱ مراد از حیثیات مختلفه ساخت - خواص وافعال و تقسیم نباتات می باشد. --- page 11 --- علم نباتات ۲ بیکٹربار (Bacteria) این چنین خورد موجوداتی هستند که بیک قطره آب به تعداد هزارها وجود دارند و فقط بذریعهٔ خورد بین طاقت ور آنها را دیده می توانیم. همچنان شما را قسام (نژادهای) نباتی از روی ساخت و اشکال نسبت به اندازهٔ مردمان خیلی زیاد است. پس اگر بخواهیم که از نباتات این قسم یک تعریف مختصر و صحیح بگوئیم که تمام نباتات اعلی و ادنیٰ را در بر گیرد تنها محال نیست بلکه تقریباً نا ممکن است. نباتات مثل درخت سیب یا بلوط را از حیوانات مانند اسپ و ماهی بواسطهٔ تعریف نباتات که در علم حیوانات بیان نمودیم (اجسام ذی روح بوده از حس و حرکت عاجزند) بسهولت ا نباتاتیکه گل دارند ازان تقریباً (۱۳۲۰۰۰) نژادهای جداگانه را تا به این زمان به نامهای خاص مستمی نموده بیان کرده اند و از آنهائیکه بی گل اند تقریباً (۱۰۰۰۰۰) نژادها به شماره و علم ما رسیده است. لاکن علمای علم نباتات اعتقاد کلی دارند که بسیاری از نژادهای نباتی هنوز دریافت نشده و قیاس می نمایند که شمار آنها از نباتات گلدار تقریباً (۱۷۰۰۰) و از بی گل نیز هما نقدر نژادها باقی مانده اند. که اگر دریافت شوند شمار نژادهای نباتی در دنیا تقریباً تا به (۴۰۰۰۰۰۰) رسند. غیر ازان هر یک از نژادهای مذکور دارای هزارها یا بلیون ها بلکه شاید بلیون ها بلکه افراد نباتی اند که شمار شان از قوهٔ بشری خارج است. --- page 12 --- علم نباتات ۳ تفریق و تشخیص داده میتوانیم لاکن این چنین نباتات طبقه اعلی نباتی اند. اگر ازین طبقه پایان تر آمده نباتات طبقه ادنی را بدقت بینیم آنگه بوثوق گفته نمیتوانیم که آنها از جمله مولود نباتات می باشند و اگر از نباتات این طبقه هم پایان تر رفته دیگر اجسام را که به اشکال و اعمال نامکمل گفته میشوند ملاحظه کنیم بآن وقت پیچ گفته نمی توانیم که آنها از قسم نباتات اند یا از جملۀ حیوانات ؟ تمام اجسام ذی روح دارای اعمال تغذیه و تنفس اند و از یک مادۀ پرو تو پلازم Protoplasm که آینده آن را بیان خواهیم کرد تشکیل یافته چنانچه می توانیم آنرا اساس حیاتی گفت زیرا که گاهی آثار حیاتی از مادۀ مذکور جدا بمشاهده نرسیده و پرو توپلازمیکه از نباتی بدست آید از آنکه از حیوانی حاصل شود به خواص و افعال هیچ تفاوتی ندارد- پس ظاهر میشود که شجر حیات (شکل نمبر(۱)) نمبر ۱ اجسام ذی روح حیوانات نباتات --- page 13 --- علم نباتات ۴ از میان بدو شعبه منشعب گشته که بیک طرف آن حیوانات و بسمت دیگر نباتات ظهور می پذیرند و هر دوے شان ازان اجسام ادنیٰ ترین برآمده اند که بقاعدۀ شجر مذکور واقع اند و در باب آنها ما گفته نمی توانیم که از حیوانات اند یا از نباتات - فقط آنقدر می دانیم که اجسام ذی روح می باشند - مطالعۀ علم نباتات را ما به دو غرض اختیار می کنیم اوّل نشاط - دویم نفع - نشاط - هر کدام از عرصۀ ذہنی یا معنوی مطالعۀ نباتات یکی از معقول و مرتفع کنندۀ جذبات انسانی است - بعض مردمان ذوق و شوق دارند - که به عالم نباتی بلا واسطه تعارف پیدا کنند زیرا که آنها ازان همانقدر حط را می گیرند که دیگران از مطالعۀ تاریخ - شاعری یا تمثیل لطف حاصل می کنند. نفع - چون شخصی انحصار حیات را که به نباتات مربوط است بخیال آرد بخوبی معلوم خواهد شد که انسان برای تغذیہ و تنفس - آرام و آسایش - ادویہ و سکونت خود بآن چه قدر محتاج است از تجربۀ های پی هم گذشته ظاهر است که هر ملت مطابق هر فرد ملت خود پیش رفت می نماید که آن هم بذریعۀ جد و جهد مسلسل دماغی حاصل میشود - لاکن مشق و مہارت آن لے اگر نباتات بدنیا نباشند بزودی کل ہوا از تنفس حیوانات فاسد شود . --- page 14 --- علم نباتات ۵ غیر از امتحانات علمی بدنیای محیط دیگر کدام عرصه بهتر نیست که دران نباتات قسمت نمایان است . نباتات فقط برای نفع و استعمال انسان یا حیوان پیدا نشده اند بلکه از خود نیز غرضی دارند و آن اینست که تخمها را ایجاد نموده سلسلۀ نژاد های خود را بدنیا جاری دارند . همین سبب است که افراد یک نژاد تلف شده می رود لاکن نژاد بذات خود از دنیا مفقود نمی گردد - بلکه ممکن است اگر بگویم که روز بروز ترقی کرده می رود- برای تکمیل همان مقصد مهم است که هر فرد عالم نباتی برای حیات خویش حتی الامکان سعی بلیغ می نماید- و برای تسهیل همانست که قادر مطلق اشکال و الوان - خوشبو و شیرینی و دیگر تمام اختراعات و ایجادات برای شان عطا فرموده عمل مهم مذکور عمل تجدید نژاد نباتی است که در مولود موصوف بطریقۀ های مختلفه انجام می یابد - و آن سوای نباتات ادنی و ساده عموماً بذریعۀ ساخت و بافت های ( انساج ) مخصوصه اجراء می شود- که آنها را اعضای تجدید یا آلات ریعان گویند - به طبقۀ ادنی مانند جامنک و پوپک و غیره آلات مذکور عموماً آن قدر ریزه و خرداند که بدون اعانت ذره بین دیده نمی شوند - پس در این صورت می گویند که دران ازدواج مستتر و پنهان است --- page 15 --- علم نباتات ۶ یا بعبارت دیگر عمل ریعان مخفی تکمیل می شود - این چنین نباتات آخرالذکر یکی از دو شعبه های بزرگ مولود نباتی را تشکیل می دهند که بنام نباتات بی گل یا ذوات الالقاح الخفیه موسوم اند و برخلاف آن به طبقه اعلی که آلات ریعان بزرگ و نمایان اند و عمل ریعان ظاهراً ظهور می پذیرد این قسم نباتات که ازان قسمت دویم مولود نباتی تکمیل می یابد بنام نباتات گلدار یا ذوات الالقاح الظاهره مشهور اند - تعداد زیاد از نباتات مشهوره دنیا به شعبه آخرالذکر شامل اندر و طالب العلم نیز به سهولت به آنها رسیده می تواند باین جهت در این کتاب نباتات گلدار را بالتخصیص بیان خواهیم کرد. (اِنشَاءَالله) --- page 16 --- علم نباتات باب اوّل آلات تغذیه فصل اوّل تدقیق خارجی یک نبات اگر کدام نباتی معمولی گلدار را ملاحظه کنیم می بینیم که آن دارای شش حصه های جداگانه است که عبارت اند از جذور (ریشه) ساقه - ورق (برگ) گل - میوه - بذر (تخم) ۱- جذر (ریشه) حصه نبات است که از روشنی و هوا انحراف نموده به زمین نزول می نماید و آنرا بزمین راست و استوار نگاه می دارد - ۲- ساقه - حصه نبات ست که بطرف روشنی و هوا صعود می نماید و برگها نمبر ۱ --- page 17 --- علم نباتات را بموضعی نگاه می دارد که روشنی و هوا را بسهولت حاصل کرده توانند. ۲- برگ حصهٔ نبات است که باریک و بسیط بوده عموماً برنگ سبز می باشد. ۴- گل- حصه نمایان نبات است که عموماً رنگین و اکثر صاحب خوشبو می باشد. غنچه ۵- میوه- حصهٔ نبات است که گاه خشک و گاهی لحیم عموماً مانند گل صاحب رنگ و بوی خوش و شیرینی است. ۶- تخم- حصهٔ نبات است که در میان میوه قرار گرفته بغلافی ملفوف است. بعضی اقسام نباتات علاوه از حصه های مذکور حصه های دیگر را هم دارند که بنا بضرورت محلی تشکیل یافته اند مانند قلابه و سیبکها وغیره. ریشه و ساقه را از جمله حصه های نبات که در وسط نبات واقع است محور مرکزی گویند و گل و اوراق را که از محور می بر آیند بنام ضمائم موسوم می کنند پس بدیگر صورت می توانیم گفت که یک نبات از دو قسمت (محور و ضمائم) تکمیل یافته است از روی ساخت هر جزوی از اجزأ نبات به کاری مخصوص است که برای نگهداری و رشد آنهمان قدر ضروری است که برای ادارت نبات کامل لازمی- در --- page 18 --- علم نباتات این صورت کار مذکور را عمل و جزو نبات را آله گویند و اگر عملیرا که آن انجام می دهد نظر انداز کرده بحیث طرز پیدایش و شکل ظاهری ملاحظه کنیم ـ حصهٔ مذکور را جز نبات یا عضو آن خوانند آلات نبات بدو نوع اند اوّل آنهائیکه برای تغذیه و تنمیهٔ آن مشغول کار اند مانند ریشه و ساقه که یکی از ان مواد غذائی زمینی احراز می نماید و دیگری آنرا به نقاط مختلفه منقسم می کند ـ دویمی آنهائیکه برای تکمیل عمل تجدید مخصوص اند مانند گل و میوه ـ پس آلات اوّل الذکر را آلات تغذیه و آخرالذکر آلات ریعان گویند ـ هرچند همه نباتات مشهوره آلات یا اعضا را تقریباً یکسان دارند لاکن به خصائل و اشکال اختلافات دارند بعضی از آنها این چنین اند که قدشان بلند عرصهٔ حیات طویل ـ ساقه عموماً واحد اکثر جنگل ها را بهمان سائبان پوشانیده اند ـ و موسوم اند بدرخت شکل ۳ دیگران چنان اند که قدشان خورد ـ طوالت حیات قلیل شاخ ها عموماً از سطح زمین منشعب نمبر ۳ و منتشری شوند و نموی زیر --- page 19 --- علم نباتات ۱۰ زینی را دارند آنها بنام نیم درخت مشهوراند شکل عر بلقسم سویم که بقد کوتاه - زمانه حیات شان کمتر - نرم تن بوده عموماً سبز میباشند و بروی زمین فرش نباتی را تشکیل می دهند این چنین نباتات را گیاه یا نباتات علفی گویند بشکل عه این نباتات اکثر اوقات نمبر ۴ بیش از یکسال دوام ندارند بهمین جهت آنها را نباتات یک سالی نیز نامند وقتیکه نباتی که دو سال عمر کند دو سالی و آخراً تا به سه یا ازین زیاد سالها زندگانی نماید آنرا نباتات معمر گویند. نمبر ۵ --- page 20 --- علم نباتات ۱۱ فصل دوم تدقیق داخلی یک نبات - اگر مقداری از پوپک سبز را که عموماً بعد از چند یوم به اشیای خوردنی پیدا می شود در تحت ذره بین آورده ببینیم ظاهر می شود که شکل آن مانند یک نبات بسیار خورد می باشد - و تنه آن مفرد است که بنوک آن شاخ های متعدده موجود اند - تمام این شاخ ها مانند سلک دانه های تسبیح می نمایند که از هر یک آن یک حصه جداگانه می توان شکست حصه که علیحدہ می شود بشکل مانند یک کیسه نازک کروی است که به مختلف الطول می باشد و بنام سلول (حجره) معروف است - همین سلولها اند که تمام نباتات از اجتماع آنها تشکیل یافته اند چنانچه آنها را آلات عصریه نباتی نیز گویند - ۱- سلول - اگر چیزی به نموی سلول مانع نشود - شکل آن تقریباً --- page 21 --- علم نباتات ۱۲ کړوی است چنانکه در علف حی العالم ( ) مشاهده می شود - لاکن اکثر اوقات در نباتات کیسهای مذکور آن قدر بیکدیگر فشار آورده اند که غشای آنها متراکم شده می باشد دران صورت شکل سلولها مانند اجرام کثیرالسطوح می گردد و در محل اتصال جدارهای آنها چنان بیکدیگر ملصق می شوند که بهیچ طریقه در بین آنها خط فاصل نمبر ۷ دیده نمی شود هنگامیکه سلولها یک دیگر را متراکم نمایند ممکن است که اشکال هندسهٔ منتظم را گیرند - مثل مکعب یا منشور وغیره بعض اوقات دیگر سلولها اشکال مانند چپک های کوچک را پیدا می کنند که قریب یک دیگر یا بعض بروی بعضی دیگر واقع شوند یا آخراً بعضی حصه های آن کیسها بیشتر نمو نمایند و همچنان درآنها بر آمدگیها و فرو رفتگی ها ظاهر نمبر ۸ می شوند - باین صورت سلولها را مشعّب گویند - چنانکه در باقلا ( ) ظاهر است - در این حالت اتصال سلولها فقط در بعضی نقاط سلولها است باین --- page 22 --- علم نباتات ۱۲ جهت در بین آنها جا های خالی میمانند که موسوم اند به خلل چنانکه در شکل ۸ نشان داده شد . ساخت سلولی ـ سلولها مطابق سن اختلاف دارند. پس بهتر است. که یک سلول جدید تشکیل یافته را گرفته تا به وقتیکه بسن کهولت رسد ملاحظه کرده رویم ـ سلولهای جدید که اکثر در آخرین حصهٔ جزریافت میشوند سه قسمت عمده را دارند ـ که عبارت است اوّل جزء خارجی آن غشائیست که سلول آنرا بوجود آورده و آنرا جدار سلولی گویند ـ دویم حصهٔ داخلی که به جدار مذکور ملحق بوده جوف سلول را پُر کرده است و پروتوپلازم مراد از همانست. سویم نمبر ۹ در بین پرو تو پلازم حصهٔ نیم منجمد دانه دار است که آنرا خسته گویند شکل ۹ جدار سلولی ـ ممکن است که جدار سلولها در اوّل متجانس الاجزا باشند ولی اگر مسن تر شود اکثر اوقات در آن جدار ها نقطه های کوچک دیده میشوند ـ و همچنان سلولها را در این حالت منقط نمبر ۱۰ گویند چنانکه در شکل ۱۰ مشهود است در ابتدا این نقاط مانند سوراخها می نمایند لاکن اگر بغور به بینیم معلوم میگردد --- page 23 --- علم نباتات ۱۴ که سبب آن این ست که از داخل جدار دو یا چندین اغشیه جدید تشکیل می یابند که در بعضی نقاط از جدار خارجی تفرق اتصال پیدا کرده و این انفصالات غشای داخلی از درار غشای خارجی مرئی می شوند و نقاط مذکور را ظاهر می کنند وگرنه کاملاً متصل اند. همچنین گاه در جدار سلولی خطوطی ظاهر می شوند که بر آن طولاً یا عرضاً کشیده شده اند. چنانکه شکل ۱۱ دیده می شود. در این حالت سلولها را مخطط گویند. بعضی اوقات غشای داخلی بر طبق خطوط منظمه از قسم دائره مطابق شکل ۱۱ یا مارپیچ مطابق شکل ۱۲ انشقاق پیدا می کند در ان حالت سلولها این قسم معلوم می شوند گویا که در درون آن یک نوع نواری پیچیده اند تعداد اغشیه که جدار سلولی را تشکیل می دهند تغیر پذیر است بعضی اوقات عده آن بسیار است و دران حالت عموماً تمام آنها در نقاط واحد انفصال پیدا می کنند لیکن در بعضی صور دیده می شود که انفصالات اغشیه درست مطابق یکدیگر نیستند در حالتی نمبر ۱۱ نمبر ۱۲ --- page 24 --- ۱۵ علم نباتات که غشای منقط است غشای دیگر مشبک یا حلقه دار است. جدار سلول از موادی تشکیل یافته که آن را سلولز Cellulose )گویند سلولز مرکب کیمیاوی عضوی ست که دران کاربن ( Carbon ) آکسیجن ( Oxygen ) و ہائیڈ روجن ( Hydrogen ) شامل است ہائیڈ روجن و آکسیجن به تناسبی وجود دارند. که در آب است. پس اگر بخواهیم که جدار سلولی را بکدام محلول کیمیاوی حل نمائیم. امکان ندارد إلا در محلولی که آنرا امونیا کل سلوشن آف کیوپرک ہائیڈرت Ammoniacal Solution of Cupric Hydrate گویند. پروتوپلازم - برای حیات سلول حتمی و لابدی است و در هر سلولیکه پرو تو پلازم نباشد آنرا سلول مرده گویند سلولهای مرده بد و طریق برای نبات مفید اند اوّل آنکه بکار می روند مانند غلاف برای نگهداری دیگر سلولهای زنده و دویم آنکه رطوبت را جذب می نمایند. پروتو پلازم موادی است کیمیاوی که مرکب است از متعدد مرکبات عضوی که ازان مواد البومنی ( Albumin )۱ ۱- ترکیب کیمیاوی پرو تو پلازم تا به این زمان بطور صحیح دریافت نشده. ۲- البومن موادی است مرکب از کاربن ہائیڈ روجن و آکسیجن. اگر دانه های گندم را گرفته به آب تر کنند و بکوبند و بعده آب زیاد مخلوط نموده تقطیر نمایند و آب مقطر را بکدام ظرف گرم کنیم رنگ آن سفید میگردد چیزیکه سفید میشود بنام البومن موسوم است در حیوانات مثال اعلی البومن سفیدی تخم می باشد. --- page 25 --- علم نباتات ۱۶ جزء مهم است در اول مادۀ مذکور جوف سلول را کاملاً پر میکند لاکن بعده هر قدر که سلول معمرتر شده رود در آن جاهای خالی احداث میشوند که از یک مائع دیگر که آنرا شیرۀ سلولی (Cell sap) گویند پر میشود و علت تشکیل اینجاهای خالی آنست که جدار سلولی نسبت به پر وتو پلازم که موادی است غلیظ برنگ شفاف زیاده تر مینماید - حرکت پر وتو پلازم در اکثر سلولها ئیکه جدار شان شفاف است - دیده میشود که در ان پر وتو پلازم حرکت می نماید خصوصاً بوقتیکه در ان بعضی دانه ها به تعداد زیاد موجود باشند حرکت آن به بسیار خوبی نمبر ۱۳ مشاهد میشود - زیرا که ذرات مذکور همان قسم متحرک دیده میشوند که ذرات خاک به آب متحرک حرکت مذکور بد و نهج ظهور می پذیرد - اوّل وضعی و دویم انتقالی - حرکت اوّل نمبر ۱۴ در سلولهای جوان و آخر الذکر به سلولهای معمر جاری است و دانه های مذکور در صورت دویم از رشته های پر وتو پلازم بالا می شوند و از رشته های دیگر فرو می آیند- خسته - مرکز اعمال تغذیه و تنفس بوده برای تولد و تناسل ۱ مائع دقیقی است که در ان متعدد املاح غیر عضوی مخلوط اند. ۲ دانه های نشاسته و دیگر مواد دهنیه وغیره - --- page 26 --- ۱۷ علم نباتات سلول مخصوص است شکل آن عموماً کروی که بواسطهٔ یک غشای نازک محدود است که آنرا غشای خسته نامند. نمره ۱۵ و در وسط پروتو پلازم قرار گرفته. در جوف آن رشته‌های باریک اند که تشکیل یافته اند از موادی که آنرا ٹئین - (Tannin) گویند و این تارها را تارهای خسته نامند. بروی همین تارها دانه های قرار گرفته از موادی اند که آنرا کرو ماتین (Chromatin) گویند. آثار زندگی سلول - سلول وجودی است ذی روح که مثل دیگر اجسام ذی روح تغذیه و تنفس می نماید . تغذیهٔ سلول - سلول بواسطهٔ جدار خود که دارا ے سوراخ های کوچک است غذای خود را بشکل مایع جذب می نماید چنانچه فرق مهمه که در بین حیوانات و نباتات است که حیوان غذا را بشکل جامد هم خورده می تواند وقتیکه نبات ازان معذور است از همین جا مشاهده می شود . از جمله موادهای مختلفه که بهمراه آب مخلوط اند و برای جذب سلول تهیه می شوند مشهوره و مهمه ۱ سلول حیوانی عموماً صاحب جدار نازک است بحرکت قادر است لاکن سلول نباتی به سببیکه صاحب جدار سخت است از حرکت عاجز . --- page 27 --- علم نباتات ۱۸ موادهای غیر عضوی اند. مثلاً نایتریت (Nitrates) سلفیت (Sulphates) فاسفیت (Phosphates) وغیره - ازین نقطه فرق دویم که در بین حیوان و نبات رو می نماید ظاهر می شود - یعنی آنکه نباتات مواد غیر عضوی را جذب می کنند حال آنکه انحصار حیات حیوانی به مواد غیر عضوی امکان نمی پذیرد. تنفس سلول - سلول نیز مثل حیوان تنفس می نماید لاکن بجای آنکه فقط آکسیجن را جذب کرده کاربن ڈائی آکسائڈ را دفع کند به اوقات معینه کاربن ڈائی آکسائڈ را را جذب کرده آکسیجن را دفع نمبرا می نماید. تولید مثل - سلول جدید مدام از سلول قدیم بوجود می آید - این قسم که هر گاه سلولی به جسامت معینه رسید اوّل خسته آن بزرگ شده بدو حصه تقسیم می شود - در همین اثنا تارهای خسته نیز از میان شکسته به خسته های کوچک می چسپند - و در وسط بعضی --- page 28 --- علم نباتات ۱۹ مواد غلیظ جمع شده پردۀ را تشکیل می دهند که آن را پردهٔ فاصل نامند - هر دو طرف پردۀ مذکور بعد ازان غلافی جداگانه تشکیل می شود و همان قسم چون سلولهای کوچک جدید کاملاً رشد می نمایند بدو سلولها دیگر منقسم می شوند و تکثیر سلول در نباتات بهمین نهج جاری می باشد. ۲- انساج مختلفه نباتات انساج نباتی بچهار قسم می باشند که عبارت اند - سلولی- زنبوری - لیفی و وعائی - نسج سلولی - مرکب است از سلولهایکه شکل آنها کروی یا بیضوی است (شکل الف) نسج زنبوری - مرکب است از سلولهای که شکل آنها شش پهلو بوده مثل خانهٔ زنبور می نماید - (شکل ب) نسج لیفی - مرکب است از سلولهای که چهار پهلو بوده طویل اند (شکل ج) نسج وعائی - مرکب است از سلولهای که شکل آنها اسطوانه وار بوده عموماً طویل اند. علاوه بر آن به فاصله های معینه در آنها تنگی ها دیده میشوند که ازان دارای بند بند معلوم می شوند - بند های مذکور بنا به سببی اند که در اوّل جدار سلولی بتوسط فشار --- page 29 --- علم نباتات ۲۰ زیاد با یکدیگر پیوسته شده که بعد ازان پردهٔ میانی منهدم شده بشکل لوله گشته اند. علاوه بر انساج مذکوره به نباتات یک سلسله لولهائی دیگر نیز دیده می شود که از اوّل تا آخر با یک دیگر انجام به انجام پیوستگی ندارند بلکه با یکدیگر مربوط است. خون نباتی از همین لولها عبور و مرور می نمایند. در ابتدا لولهای مذکور هیچ جدار مخصوص ندارند زیرا که فقط از جاهائی خالی که میان نسج وقوع یافته اند نبر ۱۸ حاصل شده اند لاکن بعد ها که خون نباتی سیر نمود آهسته آهسته غشائی مخصوص تشکیل می یابد و لولهائی مذکور صاحب جدار می گردند. این چنین لولها را اوعیه خاصه گویند. شپشپشپشپشپشپشه --- page 30 --- علم نباتات ۲۱ باب دویم فصل اوّل ریشه ریشه - آن قسمت نبات است که برخلاف ساق نمو نماید و عموماً در زمین فرو رود - برگ از ان گاهی نمی روید - فصل مشترک جذر و ساقه را یعنی موضعی را که ریشه در آنجا شروع شود و ساقه ختم گردد نمبر ۱۹ طوق گویند در ابتدا ریشه واحد است لاکن بعد از نمو تغیرات مختلفه می نماید - محور آن طویل می شود که بمقابل ساقه است و موسوم است بنام ریشه اصلی - و از ان ریشه های دیگر منشعب می شوند که آنها را ریشه ای فرعی گویند - قدیم ترین از آنها نزدیک طوق واقع اند و عموماً نموی آنها بطریق منظم می باشد - قطارهای ریشه های فرعی به هر قسم نبات به تعداد معینه می باشند - که بالای --- page 31 --- علم نباتات ۲۲ یک دیگر واقع اند ۔ نموی آنها عموماً افقاً یا مائلاً بوده مانند ریشه اصلی گاهی عموداً نزول نمی کنند۔ در بنقشه قطار های مذکور چهار اند که بچهار طرف دویده اند ۔ چنانچه در بین آنها جاهای زمین خالی می ماند که از ریشه های فرعی دیگر ریشه ها برآمده دران می دوند گاه بطرف خارج گاهی بداخل به تمام اطراف منتشر شده و بهر نقطه زمین خالی رسیده مواد غذائی را جذب می نمایند ۔ این چنین ریشه های باریک را شعرهای جذابه گویند ۔ شعرهای جذابه در تمام طول ریشه یا انشعابات آن دیده نمی شوند۔ بلکه در عقب انجامهای شان به کمی فاصله روئیده اند و به ذرات خاک یا ذرات غذایه چسپیده می باشند که مداد مذکور را جذب نمایند ۔ ریشه ها را موافق آن که در زمین یا هوا یا در آب نمو کنند ریشه های زمینی ۔ ریشه های ہوائی ۔ ریشه های بحری گویند۔ ریشه های زمینی بدو قسم اند ساده و مرکب ۔ ریشه واحد را چنانکه پیشتر بیان کردیم که یک ریشه اصلی و چندین فرعی دارد۔ ریشه ساده گویند۔ و آن نیز در نباتات به اشکال مختلفه و متعدده است ۔ گاهی ریشه اصلی نموی بسیار --- page 32 --- علم نباتات ۲۳ زیاد می‌نماید. ریشه‌های فرعی که ازان می‌رویند بی‌اهمیت می‌ باشند در این حالت ریشه را وتدی نامند چنانکه در زردک مشاهده میشود اگر ریشه وتدی باین شکل باشد نمبر ۲۱ که طول آن کمتر و ضخامت بیشتر باشد و پر باشد از بعضی مواد نشایسته چنانکه ریشه و تمدی است ریشه را ریشه مخزنی گویند. ریشه مرکب آنست که از ساقه یا برگ یا در خود ریشه بدون کدام قاعدۀ منظم روید. ریشه اصلی دران بسیار نمبر ۲۳ کوچک می باشد یا بمجردیکه ریشه اصلی از تخم برآمد نموی آن مسدود میگردد بجای آن یک تعداد زیاد ریشه های دیگر می برآیند. نمبر ۲۴ هرگاه ریشه‌های مرکب این قسم اند که از اجتماع ریشه‌ های ثانوی ضخیم گردند در آن حالت ریشه را متفرع نامند. برخلاف آن اگر ریشه های مرکب باریک و خشک باشند --- page 33 --- علم نباتات ۲۴ آنها را ریشه های لیفی گویند. تنبیه - ریشه های وتدی ۔ مخزنی و متفرع عموماً از نباتات دو سالی می باشند - زیرا که آنها مواد غذائی را برای سال آینده انباشته اشکال مختلفه را حاصل می کنند. نمبر ۲۵ ریشه های ہوائی - آنهای اند که بعض اوقات از ساقه نبات در نقطه فوق زمین ریشه ها می بر آیند که فرود آمده بزمین می روند. و برای تغذیه نبات اعانت می نمایند. چنانکه در برگد ہویدا است. گاه ریشه ہای ہوائی این چنین اند که آبیکه ازان بشکل بخار خارج شد و مواد معدنی که به ذرات ہوا مخلوط است باهم حل نموده جذب می کنند شلیکه در بعضی افراد نمبر ۲۶ ار وائد (Aroids) در منطقه حاره دیده می شود. باغبانها برائی تکثر نباتات از خاصیتیکه از بعضی نقاط ساقه ریشه ها می رویند استفاده می بردارند. چنانچه بجای نمبر ۲۷ --- page 34 --- علم نباتات ۲۵ آنکه تخم بکارند شاخه درست نبات را از درخت بریده بخاک دفن میکنند بعد از چندی از اثر رطوبت زمین از شاخه مذکور ریشه ها برآمده به تغذیه نبات اعانت می نمایند چنانچه اجزای جدیده ازان روئیده نبات درست میگردد. این چنین عمل موسوم است به قلمه زدن عمل دیگر است که آنرا درخت خوابانیدن گویند و آن این قسم است که شاخه درخت را گرفته حصه آنرا بخاک می پوشانند بعد از چند روز از شاخه مذکور ریشه های ساقی پیدا می شوند و همان قسم به تغذیه اعانت می نمایند. بعد ازان شاخه مذکور را از درخت می برند و نبات جدا را بدست آرند - ریشه های بحری - آنها اند که در آب نمو می نمایند. ریشه های بحری گاهی بزمین سوراخ کرده نمی توانند حتی که در ته آب چنانچه در آب شناوری می نمایند علاوه بر آن از ریشه های بحری شعرهای جذابه نمی رویند. ساخت ۱ه یک ثلث حصه طول شاخه باید که از خاک پوشانند --- page 35 --- علم نباتات ۲۶ ریشه ریشه از سه حصه مرکب است اول حصۀ مرکزی ریشه که از آنجا مواد غذائی بساق میرود و پُر است از دسته های لیفی وعائی دویم پوست که از نسج سلولی می باشد و سویم شعرهای جذابه که تشکیل یافته اند از امتداد سلولهای پوست - ریشه طولاً و عرضاً نمو می نماید طولاً بتوسط انجامهای ریشه زیراکه آنها را نسج سلولی بطور کلاه پوشانیده است که به محفظه موسوم است و انجامهای نازک را از سائیده شدن محفوظ میدارد - اگرچه خودش مدام از خارج سائیده شده و از داخل تجدید شده میرود - عمل تولد و تناسل سلولی این جا زیاد است بهمین جهت ریشه بطول زیاد شده میرود اعمال ریشه - ریشه ها اوّل برای نگهداری نباتات بکار می روند چنانچه بادتیز و قوی هم آنها را بزمین انداخته نمی تواند - دویم آنکه از زمین مائعات لازمه تغذیه نبات را جذب واخذ می نماید - چنانکه اگر ریشه نباتی را قطع کرده آنرا بهوا نگاه دارند مشاهده می شود که بزودی خشک می شود - عمل مذکور در انجامهای ریشه سریعتر است نسبت بدیگر نقاط - زیرا که سلولهای آن جا به مائعات متصل تراند. --- page 36 --- ۲۷ علم نباتات فصل دویم ساق ساق آن جزوی از نبات است که از آن شاخ ها و برگها میرویند - ساق عموماً بطرف آسمان بالا میرود و برای آن اگر گلدانی را منعکس آویزان کنیم بعد از چند روز می بینیم که ساق آن بطرف بالا یعنی بطرف قاعده گلدان صعود کرده است. قوام ساق ها بسیار مختلف است گاه نرم و سبز بوده از آب پر است و گاهی سخت و درشت - در حالت اوّل ساق را علفی و در حالت دویم نمبر ۳ ساق را خشبی گویند شکل عـ ۳ ساقهای علفی عموماً از نباتات سالیانه یا دو سالی می باشند شکل عـ ۴ و ساقهای خشبی از نباتات معمر - در بعضی نباتات از سطح زمین صرف برگهای روئیده معلوم می شوند و ظاهراً هیچ ساق --- page 37 --- علم نباتات ۲۸ آنها به نظر نمی آید - اگرچه در حقیقت جز قلیل بالای طوق که به سطح زمین است ساقه آنها است این چنین نباتات را بی ساق گویند - شکل ۳۵ برخلاف آنها نباتاتی که ساق ظاهری دارند به نباتات ساقدار مشهور اند شکل ۳۴ نباتات ساقدار بدو شکل دیده می شوند یا مفرداند و یا منشعب - اگر از ساق شاخها نه برآیند ساق مفرد است و نمبر ۳۲ اگر شاخها برآیند آنرا ساق منشعب گویند در این صورت ساق را محور اولی و موافق ترتیبی که شاخها می رویند محور ثانوی و ثالثی و غیره نامند . نمبر ۳۳ تنبیه - هر محور ثانوی بمقابل شاخها که ازان روئیده اند بجای محور اصلی می باشد - ساق را در صورتیکه بهوا روید ساق هوائی و اگر بزمین روید ساق زیر زمینی نامند و ساقهای هوائی بسه قسم می باشند - قائم - زاحف - پیچان- ساق قائم - چون دارای الیاف و ادعیه محکم است بهیچ چیزی تکیه نه نموده عموماً عموداً صعود می نماید - مانند درخت چهار مغز و غیره گاه ساقهای قائم بند بند دارند مانند نی شکر وغیره . --- page 38 --- علم نباتات ۲۹ ساق زاحف - زیرا که الیاف و اوعیه آن محکم نیست عموماً بروی زمین پهن میشود مانند کدو گاه گاهی فاصله بفاصله ازان ریشه ها می رویند که بزمین اتصال یافته به تغذیه مدد میرسانند- مثلاً گیاه وغیره شکل نمبر ۳۴ ساق پیچان - الیاف و اوعیه آن ضعیف اند چنانچه به اجسام مجاوره می پیچند و پیچیدن آنها نمبر ۳۴ گاه از چپ براست است و گاهی از راست بچپ هر نبات مخصوص جهت پیچ معین دارد - اگر شخصی رو بطرف نیلوفر کرده استاده شود- می بیند که پیچ آن مدام از چپ براست است - همچنان که ریشه گاهی هوائی است ساق نیز بعض اوقات زیر زمینی می باشد که آنرا ساق تحت الارض نیز گویند- در ابتدا ساق زیر زمینی را ریشه خیال نمبر ۳۵ میکردند - لاکن بسهولت معلوم میگردد که اینچنین نیست زیرا که از آنها برگ می رویند که خاصیت مخصوص ساق است ممکن است که ساقهای زاحف نمبر ۳۶ --- page 39 --- علم نباتات ۳۰ تا به مدتی زیر زمین بوده بساقهای زیر زمینی مبدل شده باشد. تنبیه- ساقهای زیر زمینی تغیر کرده به پیاز و سیر بدل شده اند که اول ازان مرکب است از چندین ورقه های لحیم چنانچه آنرا ساق زیر زمینی مطبق گویند که بروی یکدیگر پیچیده اند شکل ۳۷ سیر مرکب از چندین نمبر ۳۷ برگهای تغیر پذیرفته که مانند فلس می باشند بهمین جهت آن را ساق زیر زمینی فلسی نامند شکل ۳۸ نمبر ۳۸ ساخت ساق - آینده بیان خواهیم کرد که نباتات بلحاظ تخم بر سه قسم اند - دو مشیمه یک مشیمه و بی مشیمه مشیمه (Cotyledon) برگی ست اولیه که در غلاف تخم ملفوف است اگر این چنین برگ فقط یک دیده شود تخم یک مشیمه است ورنه نمبر ۳۹ دو مشیمه و اگر هیچ برگ دیده نشود تخم از نباتات بی مشیمه می باشد. در آن حالت تخم فقط از یک یا چندین سلول تشکیل می یابد - نباتات قسم اعلیٰ عموماً از نباتات دو مشیمه --- page 40 --- علم نباتات ۲۱ اند و اوسط از یک مشیمه و ادنیٰ ترین از نباتات بی‌مشیمه می‌باشند. چنانچه مطابق آن که نبات از دو مشیمه است یک‌مشیمه یا بی‌مشیمه ساخت داخلی ساق مختلف است پس ضروری است که هر سه قسم انساج ساق را علیحده علیحده بیان کنیم. ساخت ساق نباتات دومشیمه - ساق نباتات دو مشیمه مرکب است از سه حصه که اول پوست یا سلسله جلدی. دویم چوب یا سلسله خشبی و سویم بشره می‌ باشد شکل ۴۲ سلسله خشبی مرکب است از چهار حصه مغز- غلاف مغز- دسته‌ های لیفی و وعائی- و اشعه مرکزی. نمبر ۴۲ مغز- جزء مرکزی ساق است که تشکیل یافته از نسج زنبوری- سلولهای که در وسط اند بزرگ اند و از رطوبت پر می‌ باشند و نمبر ۴۳ هر قدر که ازان دور تر اند خورد تر- همین سلولهای اند که در درخت مسن خشک شده و گاهی معدوم شده باعث خالی شدن میان تنه میگردند و این چنین درخت را میگویند که ساق مجوف دارد. غلاف مغز- این ورقه مرکب است از الیاف و اوعیه --- page 41 --- علم نباتات ٣٢ که دران چندین اوعیه خاصه دیده می شوند. دسته های لیفی وعائی - دسته هائی انداز الیاف و اوعیه که مغز و غلاف مغز را احاطه کرده اند. تنبیه - هر سال یک ورقه لیفی وعائی جدید تشکیل می یابد. چنانچه از شمار این ورقه ها معلوم کرده می توانیم که درخت چند ساله است زیراکه در سال اوّل ورقه مذکور واحد است . اشعه مرکزی - ورقه های انداز نسج زنبوری که از مغز شروع شده دسته های لیفی و عائی را از یکدیگر جدا می کنند و تا به آخر سلسله خشبی میرسند - چون درخت معمر تر شود دیگر اشعه از محیط سلسله خشبی شروع شده در دسته های لیفی وعائی ختم می شوند این اشعه را اشعه ثانوی گویند. این جا سلسله خشبی ختم می شود که حصه وسطی آن سخت و محکم تر است چنانچه حصه مذکور را قلب الخشب گویند و دیگر حصه را که گرد آن واقع است بنام بیاض الخشب موسوم می کنند - شکل ۴۱ - سلسله جلدی - مرکب است از غشای نازک - دسته های لیفی وعائی - غلاف زنبوری و غلاف منشوری و بشره . غشای نازک - ورقه از نسج زنبوری است که سلسله خشبی را از جلدی جدا می کند گاهی آنرا کام بیوم ( Cambium ) --- page 42 --- علم نباتات ۳۳ نیز گویند (شکل (۴۲) دسته های لیفی و عائی ۔ این سلسله دسته ها در مقابل دست های لیفی و عائی خشبی واقع اند لاکن نسبت به آنها بسیار غلیظ و محکم ۔ غلاف زنبوری - از سلولها مرکب است که دران ذره های کلوروفایل Chlorophyle موجود اند چنانچه عموماً رنگ این ورقه سبز می باشد . نمبر ۴۲ غلاف منشوری - این ورقه مرکب است از سلولهای که شکل آنها یا مکعب است یا منشور - رنگ آن تیره و بیکدیگر پیوسته اند - هرگاه دسته های لیفی وعائی جدید تشکیل می شوند غلاف منشوری می ترکد چنانچه انشقاقات پیدا می شوند و تکه تکه شده می افتند نمبر ۴۳ له این بجهت استحکام الیاف و اوعیه سلسله جاری است که آنها را در یافتن و غیره استعمال می کنند - در دروس اشیاء شما خواندید که ساقه های کتان را برای آن که رشته ها بدست آیند - چند یوم در آب تر می کنند ساقهات مذکور پوسیده میشوند لاکن الیاف اوعیه همین سلسله جلدی اند که باقی می مانند و انزان بعد پاک و صاف کرده تارها می تابند . ۲ه مرکب کیمیاوی است که سبزی برگها و ساقها بآب وجود همانست. --- page 43 --- علم نباتات ۴۲ بشره - غلاف منشوری را پوشانده تشکیل یافته است از نسج سلولی - اما در شاخه های سبز وجود دارد اگر شاخه مسن تر شود خشک شده میریزد در بین مواضع اتصال نمبر ۴۲ سلولهای این ورقه فضا های خالی میمانند که آن ها را فوهات را تنفسی گویند و بکار میروند برای جذب و دفع آکسیجن و کاربن ڈائی آکسائڈ کناره های آنها عموماً ضخیم می باشند . ساخت ساقه یک مشیمه - ساقه نباتات مثل ساقه نباتات دو مشیمه نمیباشد - بلکه فقط از نسج زنبوری دسته های و لیفی و عائی مرکب است نه مغز دیده میشود و نه غلاف مغزی - ساقه پر است از نسج زنبوری که در ان دسته های الیاف و اوعیه بدون کدام ترتیب منتشراند - الیاف و اوعیهٔ مذکور در قریب حصه خارجی نسبت بمرکز بکثرت اند - بعض اوقات حصه جلدی زیاده تر نمو می نماید و نسج زنبوری مرکزی مطابق آن نمو کرده نمی تواند پس ساقها از وسط خالی می مانند و بنام ساقهای مجوّف موسوم می شوند در اکثر علفها و غله ها این آثار بخوبی مشاهده می شود . --- page 44 --- علم نباتات ۲۵ دسته های لیفی و عائی چنانکه در نباتات دو مشیمه اند در این ساق مستقیم دیده نمی شوند بلکه موافق ارتفاع نقاط مختلفه در ساق اختلاف دارند دسته که از برگ شروع می شود و در ساق نزول می نماید بسمت مرکز سیر می کند و بعد ازان بطرف مخالف منحنی می شود و رفته رفته بسطح ساق نزدیک میشود. هرگاه بجلد می رسد مستقیم فرومی آید. در این اثنا دسته ها از یکدیگر تلافی میشوند. زیراکه در ابتدا بطرف سطح آن دسته های واقع بود و بعد ازان بطرف داخلی حرکت نموده و بعد ازان منعطف شده بطرف سطح ساق آمده است پس هردسته که جدید تر است خارج تر است. هردسته مذکور بیک سطح سیرنمی کند بلکه در اثنای سیر خود چندین مرتبه دور میخورد و چون دسته های لیفی و عائی زیر جلد می رسند باریک شده میروند و نمبر ۴۳ نمبر ۴۴ --- page 45 --- علم نباتات ۳۴ و بهمین سبب که ساقه این نباتات عموماً از زیر تا بالا یکسان ضخامت دارند چنانچه در نخل مشاهده میشود شکل ۲۲ ساخت نباتات بی مشیمه- نباتات این قسم گاه گاه شکل یک شجر را پیدا میکنند عموماً در آنها ساق موجود نمی باشد. اگر موجود باشد عموماً مرکب است از سلولها و آنهائیکه ساقهای خشبی دارند یعنی مثل شجراند ساخت ساقه آنها عموماً مانند ساق یک مشیمه است. اگر آنرا قطع کنند دیده میشود که پر است از نسج زنبوری و قریب جلد الیاف و اوعیه متحدداند. نموی ساقها- در نباتات دو مشیمه چنانکه بیان کردیم هر سال یک ورقه نسج لیفی و عائی جدید تشکیل میشود گروه های لیفی و عائی و در نباتات یک مشیمه الیاف و اوعیه جدید بحصه خارجترین ساق دیده می شوند پس هر دو قسم ساقها بطرف خارج نمو می نمایند چنانچه بنام نامی خارج موسوم اند اگر ساقه نباتات دو مشیمه را قطع کرده ورقه های نسج لیفی و عائی سلسه خشبی را شمار کنیم سن نبات را معلوم کرده می توانیم. نمبر ۳۷ نمبر ۳۸ --- page 46 --- ۳۷ علم نباتات بر خلاف هر دو قسم مذکور ساقه نباتات بی‌مشیمه بطرف خارج نمو نمی‌نماید بلکه دسته‌های لیفی وعائی طویل می‌شود وازان دسته‌های جدید پیدا می‌شوند بنابرآن این قسم ساقه را نامی طویلی گویند. اعمال ساق ـ اول ساقه بکار می‌رود برای آنکه برگها را در حالتی نگاه دارد که روشنی را بخوبی و سهولت حاصل کنند چنانچه اگر گلدانی که دارای بته است در اوطاق تاریک نزدیک کلکین گذارند بعد از چند یوم می‌ نمیره ۴۹ بینیم که ساقه آن بطرف کلکین مائل شده ـ شکل ۴۹ دویم آنکه شیره نباتی که از ریشه جذب شده از ساقه گذشته به برگ‌ها رسد. چنانچه اگر ساقه جوان را عرضاً قطع کنند دیده می‌شود که ازان شیره قطره قطره میریزد. --- page 47 --- علم نباتات ۲۸ فصل سویم برگ برگ ـ جزو نبات است که عموماً مسطح و برنگ سبز بوده از اطراف ساق یا شاخه می روید. برگ آله مهمه نبات است که تغیر شکل نموده به اشکال مختلفه می باشد. مشیمه ها اجزای مختلفه گل ـ خار ها ـ قلابه ها و فلسها که پندک ها ( پخ ها ) را می پوشانند لاکن برگهای واقعی آلات تنفس اند و برگهای کل آلات تکثیر نبات می باشند ـ و شناخته می شوند از یک دیگر بواسطه که اوّل الذکر عموماً سبز بوده بجای ارتباط بساق زخی دارد و بنام برگ مشهور است وقتی که موخر الذکر به رنگهای مختلفه بوده بجای ارتباط گاهی زخی ندارند و به نامهای مخصوصه معروف اند. نبر ۵۰ برگهای واقعی عموماً بهوا لاکن به آب نیز نمو می نمایند چنانچه آنهائیکه در آب اند به برگهای بحریه و آنهائیکه به هوا نمو می کنند به برگهای هوائی موسوم اند ـ برگهای هوائی از سه --- page 48 --- علم نباتات ۳۹ جز عمده تکمیل یافته اند - دنباله - گرده و بن برگ دنباله - جزوی استوانه دار بوده از الیاف و اوعیه و بشره مرکب است و بکار می رود اوّل برای نمبر ۵۱ رساندن شیرۀ نباتی و دویم برای آنکه برگ را بحالتی نگاه دارد که روشنی را بخوبی جذب کرده بتواند - بعض اوقات برگ بدون دنباله به سابق مربوط است در ان حالت برگ را ابتر گویند. گرده - جزوی باریک و بسیط بوده از الیاف و اوعیه و نسج زنبوری و بشره تحتانی و فوقانی مرکب است و بکار می رود برای جذب روشنی و کاربن دائی آکسائڈ - ممکن است که بنا به اسباب مختلفه گرده ضخیم شود و تنگ چنانکه در پیاز و خرما مشاهده میشود. بن برگ - نزدیک قاعده دنباله بسیط شده مانند غلاف ساق را کاملاً یا ناقصاً احاطه می نماید همین حصه را بن برگ خوانند - در گیاه ها بن برگ طویل نمبر ۵۲ شده لوله را تشکیل میدهد شکل ۵۳ و گاهی از ان دو ضمیمه صغیر مانند نمبر ۵۳ --- page 49 --- علم نباتات برگهای کوچک پیدا می شوند. شکل (۵۳) الیاف و اوعیه که از ساقه جدا شده و از دنباله گذشته به گرده منتشر می شوند موسوم اند به رگ های برگ. رگ های برگ بنیان جامد برگ را تشکیل میدهند و به اشکال مختلفه منتشر می شوند چنانچه بلحاظ آنها برگ بچهار اقسام عمده منقسم است. پری رگ. پنجه رگ شعاعی رگ راست رگ. پری رگ ـ در وسط رگ واحدست که از ان دیگر رگها منشعب میشوند. رگ وسطی را رگ اصلی و دیگران را رگهای فرعی نبر ۵۴ نامند این قسم تقسیم رگها در اکثر نباتات مشاهده میشود شکل ۵۴ پنجه رگ ـ هر گاه از انتهای دنباله پنچ رگ بسمت محیط سیر نمایند برگ را دران حالت پنجه رگ گویند چنانکه برگ نمبر ۵۵ چنار یا انگوری باشد. شکل ۵۵ . شعاعی رگ ـ چون رگها از مرکز بسمت محیط مانند اشعه منتشر شوند برگ را شعاعی رگ خوانند چنانکه در لادن نمبر ۵۶ دیده میشود ـ شکل ۵۶ ـ --- page 50 --- علم نباتات راست رگ - چون رگها در تمام طول برگ متوازی با یکدیگر سیر نمایند برگ را راست رگ خوانند چنانکه در زنبق و غیره مشاهده میشود - شکل ۵۷ نمبر ۵۷ برگها نیز تغیر می پذیرند و اشکال مختلفه را ظاهر می کنند بنا بر آنکه نسج زنبوری جاهای مابین رگهای برگ را کاملاً یا ناقضاً پر نمایند - چنانچه هر گاه نسج زنبوری فاصله های رگهای برگ را کاملاً پوشاند در ان حالت برگ را کامل نمبر ۵۸ گویند چنانچه برگ ناک شکل ۵۸ و اگر به کناره برگ بر آمدگیها و فرورفتگیهای کوچک مشاهده شوند برگ را دندانه دار خوانند شکل ۵۹ چنانکه برگ توت همان نمبر ۵۹ قسم اگر برآمدگیها و فرورفتگیهای زیاد نظر آیند آنکه برگ را رخنه دار نامند شکل ۶۰ مثلاً برگ شلغم و هر گاه از رخنه دار هم نمبر ۶۰ زیاد رو نمایند برگ را فاصله دار خوانند شکل ۶۱ مثلاً برگ بیدانجیر - علاوه از اقسام فوق برگهای دیگر اند که تشخیص میشوند از آن که رگ اصلی آنها به نسج نمبر ۶۱ --- page 51 --- علم بنباتات ۴۲ زنبوری متصل نیست بلکه هر یک رگ برگ ثانوی یا ثالثی رگ برگ وسطی کوچکی میگردد که با نسج زنبوری همراه است ازین قبیل اند برگهای مرکب و برگهای مجزائی. برگ مرکب. در طرفین رگ برگ وسطی یک سلسله برگهای کامل کوچک پیدا میشوند و رگ برگ اصلی مانند شاخه و حصه از رگهای ثانوی مثل دنباله مشاهده میشود نمبر ۶۲ شکل ۶۲ چنانکه برگ سنجد. هر یک ازین برگهای کوچک را بر گچه و دنباله کوچک را دمچه گویند. برگ مجزئی. در طرفین رگ برگ وسطی یک سلسله برگهای مرکب پیدا میشوند شکل ۶۳ مانند برگ تمر هندی و سرخس. نمبر ۶۳ تمام برگها که در فوق بیان نمودیم از برگهایی اند که بهوا نمو مینمایند چنانچه این نوع برگها را برگهای هوائی گویند نوع دیگر است که در آب پیدا نمبر ۶۴ میشوند چنانچه آنها را برگهای مرتسمه نامند. از جمله برگهای مرتسمه بعضی اند که مدام در آب میباشند شکل آنها عموماً دراز مانند --- page 52 --- ۴۳ علم نباتات ریسمان یا تار می نماید که از روانی آب ضرر نه بینند. قسمی دیگر است که بر روی سطح آب شنا مینمایند اشکال آنها عموماً مسطح و مدور اند . نمبر ۶۵ زخ ها محور های کوچک نمو: کرده اند که در بین بن برگ و ساقه وقوع یافته وازان بعده برگها و شاخها وغیره میرویند. زخها بر دو قسم اند بیدار و خوابیده . بیدار آنست که به بهار نمو نماید و خوابیده آنست که به خزان چون برگها میریزند آنها نمو کرده در تمام زمستان موجود میباشد و به ابتداء بهار می شگفتند. چنانچه این قسم زخها پوشیده اند از فلسهای کوچک که برگهای اند تغیر پذیرفته و سطح آنها گاهی ملائم است و گاهی درشت . اگر زخی طولاً قطع کنیم می بینیم که از نمبر ۶۶ سه اجزاء مرکب است اول در وسط محور خرد دویم برگهای کوچک که دور محور مذکور پیچیده آنرا کاملاً پوشانیده اند و سوئیم فلسها که در فوق بیان شد. زخها مطابق آن که ازان گل روئید یا برگ زخ برگ و زخ گل نمبر ۶۷ گفته میشوند. اجزای زخهای برگ و گل یک قسم اند لاکن فرق همین قدر است که زخ گل محکم و ضخیم تر می باشد . --- page 53 --- علم نباتات ۴۴ ترتیب برگها بروی ساق - برگها در نباتات مختلفہ بطریقهای مختلفہ میرویند - لاکن عموماً بسہ ترتیب دیدہ میشوند - متقابل - متبادل مطبق - ترتیب متقابل - آنست کہ دو برگ از ساقہ بیک نقطہ دو بدو رویند شکل ۶۸ ترتیب مطبق - آنست کہ سہ یا زیاد برگها از ساقہ بیک ارتفاع گرد ساقہ رویند شکل ۶۹ نمبر ۶۸ ترتیب متبادل - آنست که هر برگ از ہر محور بہ ارتفاع مخصوصی روید این قسم کہ اگر تاری را از نقطہ ہای اتصال برگ بہ ساقہ بگذرانیم تار مذکور گرد ساقہ مثل مار پیچ بہ پیچد شکل ۷۰ مثلاً اگر شاخہ درخت نمبر ۶۹ بلوط را بگیریم و پیچاندن تار را از یک برگ شروع کنیم می بینیم کہ اگر برگی را کہ ازان تار را شروع کردہ بودیم بشمار نہ آریم برگ پنجم درست در فوق برگ ابتدائی واقع است لاکن درین اثنا تار مذکور دو دورۀ نمبر ۷۰ کامل گرد ساقہ تمام کردہ است - همچنین برگ هشتم در فوق برگ پنجم و تار در این --- page 54 --- علم نباتات ۴۵ اثنا سه دوره را با تمام رسانیده است - تمام برگهای درخت در پنج امتداد مستقیم الخط بفاصلهٔ خمس محیط از یکدیگر مرتب شده اند و این ترتیب برگها را بکسر متعارفی ۲/۵ می نمایند. همچنان در بعضی نباتات برگ دویم در فوق برگ ابتدائی قرار گرفته آن ترتیب را بکسر متعارفی ۱/۲ می نمایند دیگران اند که برگ سویم در فوق برگ ابتدائی است دران حالت ترتیب ۱/۳ است . دوره های که بیشتر مشاهده میشوند ازین قرار اند ۱/۲ و ۱/۳ و ۲/۵ و ۳/۸ و ۵/۱۳ وغیره در این کسرات شمار کننده شمار دوره و نسب نما تعداد برگها می باشد و طریق آسان برای ذهن نشین کردن این سلسله آنست که کسر آینده حاصل شده است از اجتماع دو شمار کننده و نسب نما های دو کسر ایتکه پیشتر آمدند. مثلاً ۵/۱۳ حاصل شده است ۲+۳=۵ و ۵+۸=۱۳ = ۵/۱۳ فایده اگر کسر متعارفی یک نبات معلوم شود می توانیم معلوم کرد که برگهای شاخه مذکور از یک دیگر بزاويه چند درجهٔ جدا اند مثلاً کسر متعارفی یک شاخه ۳/۸ می باشد - پس [ ۳/۸ * ۳۶۰ = ۱۳۵ ] برگ ها از یک دیگر بزاويه ۱۳۵ درجه جدا اند . شه درجه های یک دائره - محیط شاخه نیز یک دائره است) --- page 55 --- علم نباتات ۴۶ اگرچه ترتیب مخصوص از سه انواع مذکور به قسم نبات ظاهر میشود اما بعض اوقات تغیرات نیز مشاهده میشوند مثلاً اگر ساقه فقط از یک طرف روشنی را حاصل کند اگرچه ترتیب مخصوص دارد لاکن برگ ها بیک طرف ساق میرویند. ساخت برگها چنانکه پیشتر بیان کردیم برگها مرکب اند از دسته های لیفی وعائی و نسج زنبوری و بشره دسته های لیفی وعائی رگهای برگ را تشکیل داده اند و نسج زنبوری جا های بین رگها را پر کرده است - الیاف و اوعیه از دستهای برآمده اند که در ساقه موجود اند - ترتیب آنها فقط همان قسم است که در ساق - اختلاف فقط همان قدر است که نسج زنبوری که بطرف مرکز در ساق است در دنباله بسطح فوقانی وقوع می یابد. علاوه بر الیاف و اوعیه و نسج زنبوری دو ورقه های نسج سلولی اند که روی برگ را پوشانیده چنانچه جزیی که بسطح فوقانی برگ است آنرا بشره فوقانی و آنکه بسطح تحتانی آنرا بشره تحتانی برگ گویند - فوهات تنفسی در بشره تحتانی بیشتر اند نسبت به سطح فوقانی. ساخت برگهای مرقسه نسبت به برگهای هوائی مختلف است - در آنها نه دسته های لیفی و عائی اند نه بشره - سلولهای که از آنها تشکیل یافته اند بیکدیگر متصل اند و فوهات تنفسی --- page 56 --- علم نباتات ۴۷ در آنها دیده میشوند اعمال برگ ـ برگها بکار می روند اوّل برای تنفس ـ پیشتر ذکر کردیم که در بشره سطح تحتانی برگ فوهات تنفسی بیشتر اند چنانچه نباتات از همین فوهات تنفسی کاربونک ایسڈ گیس (هوای فاسد) را بوقت روز جذب و درشب دفع می کند یعنی بوقت روز آکسیجن را دفع می نمایند ایسڈ کاربونک را جذب می کنند و بوقت شب که روشنی آفتاب نمی باشد بر خلاف آن ظهور می پذیرد و از همین است که بوقت روز در باغها بودن برای صحت ما مفید و در شب زیر درختها خواب کردن ممنوع است ـ مقدار کاربونک ایسڈ گیس که بوقت روز جذب میشود ازان زیاده تر است که بوقت شب دفع می شود ـ پس اثر تنفس نباتات در شب و روز تصفیه هوای گرد و نواح است . دویم تبخیر ـ آبیکه از ریشه نبات جذب شده مقدار فاضل آن در سلولهای برگ رسیده به هوا مجاور می گردد و بشکل بخار تبدیل شده ازان خارج میشود ـ نتیجه همان است که در تابستان بوقت چاشت که حدت آفتاب زیاد میباشد سایه درختها خنک است برگها علاوه از تنفس و تبخیر ـ اعمال دیگر را نیز انجام میدهند بعضی اقسام آب یا مواد غذائیه را ذخیره می کنند چنانچه این --- page 57 --- علم نباتات ۴۸ قسم برگها عموماً ضخیم اند و زیرا که کلوروفایل در سلولهای سطحی برگ است سلولهای که در داخل اند سفید می مانند. و کثیر التعداد بوده بجسامت بزرگ تر می باشند. بعض اوقات این عمل از حصه های اسفل برگها تکمیل می یابد دران صورت حصه اسفل ضخیم می گردد و چون حصه اعلی پژمرده و خشک میشود. حصه های اسفل بحیث مجموعی شکل برعمه را می نمایند چنانکه در پیاز هویدا است. هرگاه برگها تغییر نموده اشکال فلس و قلا به وغیره میگیرند دران حالت اعمال دیگر را انجام دهند که پیشتر مذکور شد. برگ ریزی- در علاقهایکه نباتات در تمام سال سر سبز می باشند هیچ چیزی از برگ ریزی ظاهراً معلوم نمی شود. زیرا که برگهای کهنه خشک می شوند و از ابط آنها برگهای جدید میرویند و این عمل بتدریج اجرا میشود اما در ممالکیکه تغیر آب و هوا سلسله اعمال نباتی را مسدود می نماید در آنجا این آثار بخوبی مینماید از درختها و بته ها در چند ایام تمام برگها می ریزند و شاخها تا به عرصه عریان می مانند. این حالت علاقهای ظهور می پذیرد که آن جا بعد از باران قلیل طویل موسم گرما آید یا شدید سرما باشد که نباتات بیک خواب دراز مجبور شوند. یقیناً این امر عجیب معلوم میشود که برگ ریزی گاهی --- page 58 --- علم نباتات ۴۹ وابسته است بموسم گرما و گاه بموسم سرما - باز هم همین صحیح است زیرا که در حالت اول اندیشه تبخیر زیاد است و آن هیچ دلیلی نمی خواهد - لازم است که سطوحیکه ازان تبخیر جاری میشود کمتر گردد ورنه نبات خشک میشود . تعلق برگ ریزی به موسم سرما از تجربه ذیل بخوبی ظاهر می شود اگر خاک گلدانی را که دران نبات سبز روئیده باشد و تبخیر برگ های آن جاری باشد مانند نبات خربوزه یا تنباکو - تا به چند درجه بالای صفر (سنتیگرید) سرد کنند. بعد از چندی برگهایش پژمرده دیده میشوند با وجودیکه به درجه حرارت هوا و رطوبت خاک و هوا هیچ تغیر نکرده - از کم نمودن درجه حرارت خاک قوت جاذبه ریشه که بخاک منتشر اند آنقدر کم می شود که برای تبخیر برابر نمی تواند شد - چنانچه برگها پژمرده میشوند . در حقیقت برگ ریزی به بندش تبخیر منحصر است - در زمستان ریشه های نباتات سرد میشوند و رطوبت را که آن نیز دران زمان کمتر است جذب کرده نمی توانند شیره نباتی که در برگها است برای آنکه در زمستان پرورش نبات را نماید پس به تنه و ریشه مراجعت می کند و بعد ازان رنگ برگ سرخ یا زرد می گردد. --- page 59 --- علم نباتات ۵۰ برگها از شاخه جدا میشوند بواسطه یک ورقه سلول مخصوصه (ورقه فاصل) که تشکیل میشود نزدیک بن برگ به نقطه که ضخامت دنباله برگ شروع به کاستن می شود هر گاه ورقه فاصل که الیاف و اوعیه مضبوط دنباله را قطع می کند بکمال رسید بهوای کمی برگ از شاخه جدا شده بزمین می ریزد اگر هوا یا دیگر حوادث خارجی نباشند فقط وزن برگ در ان صورت کافی است که آنرا جدا نماید. [decoration] --- page 60 --- علم نباتات ۵۱ باب سویم آلات رعیان فصل اول گل گل شاخه ایست دارای برگهای مخصوصه که بچندین طبق مرتب شده اند و بکار میروند برای تشکیل تخم که ازان نبات مثل نمو مینماید - طبقات گل از خارج بداخل مطابق ذیل اند. نمبر ۷۱ اوّل طبق کاس - مرکب از کاس برگها است که عموماً سبز می باشند (اور شکل ۷۱) دویم طبق طاس - مرکب از گلبرگها است که عموماً رنگین --- page 61 --- ۵۲ علم نباتات می باشند. ب در شکل ۷۱ - سویم طبق آلات تذکیر ج در شکل ۷۱ - چهارم طبق آلات تانیث س در شکل ۷۱ - بیان کردیم که گل شاخه ایست دارای برگهای مخصوصه از امور ذیل ظاهر میشود که کاس و طاس برگها - آلات تذکیر و تانیث برگهای اند تغییر پذیرفته - ۱ء گلها یا در انتهای شاخه یا در بین بن برگ و ساقه پیدا میشوند - و همین جاهای اند که شاخها و فرخ ها میرویند . ۲ء اجزای گل در طبقات (چنانکه آینده بیان می کنیم) یا به ترتیب مارپیچی مرتب میشوند برگها نیز بهمان ترتیب به ساقه می رویند . ۳ء در اکثر گلبرگها و کاس برگها شباهت زیاد به برگهای اصلی مشاهده میشود . ۴ء در بعضی حالات اشکال درمیانی مابین اجزای مختلفه گل در یک گل دیده میشود . اگرچه تبدیل گلبرگها به آلات تذکیر بقدر تدریجی و نامحسوس است که نمی توانیم گفت که گلبرگها کجا ختم میشوند و آلات تذکیر کجا ابتدا میشوند ۵ء اجزای گل در تحت ترتیب یا به تغییر اقلیم تبدیل میشوند . چنانچه گلاب زراعتی را اگر به بینیم آلات تذکیر به گلبرگها تبدیل شده بعضی از طبقات اربعه گل برای تکمیل مقصد گل (در مقدمه --- page 62 --- علم نباتات ۵۲ مذکور شده) ضروری اند و دیگران غیر ضروری ۔ چنانچہ کاس و طاس کہ طبقات خارجی گل اند در حقیقت فقط برای حفاظت دو طبقات دیگر اند بهمین جهت است که آنها را طبقات ساتر نامند بعض اوقات از طبقات ساتر فقط یک ظهور می پذیرد ۔ و آن عموماً طاس است دران حالت گل را بی کاس خوانند در اکثر نباتات دو مشیمه مابین کاس و طاس هیچ فرق دیده نمیشود بلکہ تمام آنها رنگین اند آن وقت مجموعه طاس و کاس را بنام طبق محیطی موسوم می کنند. دو جزو آخر که برای بقائ نوع پیدا شده اند۔ اجزای مهمه گل اند۔ از آله تذکیر غباری بوجود میآید کہ آلہ تانیث را بارور می سازد۔ بعدۂ آلہ تانیث نمو کرده میوہ میگردد که دران تخمهای نبات موجوداند گلهای که دارای تمام اجزای مذکور اند آنها را گلهای کامل نامند و اگر ازین طبقات یک یا دو عدد غائب شود۔ گل را ناقص خوانند. ہرگاہ گلی آلات تذکیر و تانیث هر دو را داشته باشد آنرا خنثیٰ گویند۔ واگر آله تانیث دران نیست موسوم است به گل نر و همچنین اگر آله تذکیر نباشد مشهور است به گل ماده - گاهی در درختی یا در درختهای مختلفه گلهای خنثیٰ و گلهای نر و گلهای ماده جوره جوره موجوداند دران حالت درخت را کثیرالعرس نامند و نباتاتی که دارای گلهای نر و گلهای ماده اند آنها را نباتات تزوّجی خوانند. در حالیکه گلهای نر و گلهای ماده بریک ساق موجود --- page 63 --- علم نباتات ۵۴ باشند درخت را یک فراشی گویند. گل گاهی منتظم است و گاهی غیر منتظم - مراد از انتظام و عدم انتظام آن ست که اگر گلی را طولاً باین قسم بدو حصه تقسیم کرده توانیم که هر دو حصه با بالکل بر یکدیگر منطبق گردند گل را منتظم گویند - وگرنه در صورتیکه اجزای آن شکل و ابعاد مختلفه داشته باشند و بد و حصه‌های مساوی تقسیم نشوند گل را غیر منتظم خواهند همچنان طبق کاس و طاس نیز منتظم و غیر منتظم میباشند عدم انتظام کاس یا طاس عموماً بسبب سرعت نمو بعضی از کاس و طاس برگها بظهور میپذیرد - یا بعلت پیوسته شدن دو یا سه کاس یا طاس برگها - گلها ممکن است بسیار خورد باشند این قسم که بدون اعانت عدسیه اجزای مختلفه آن دیده نه شوند - بعضی کافی بزرگ - قاعده کلی است که هر گاه گل خورداند به نبات به کثیر التعداد می‌رویند و الاکم. آله تانیث در مرکز گل قرار میگیرد - گرد آن اول آلات تذکیر و بعد از ان گلبرگها و آخراً کاس برگها - عموماً تمام این اجزا بسلسله مارپیچی ترتیب یافته اند - اما بحالت وقوع این اجزا اختلاف مشاهده می شود - وقتیکه کاس و طاس از یک طبق مرکب باشند گلبرگها به مقابل فاصله کاس برگها قرار میگیرند یعنے --- page 64 --- علم نباتات ۵۵ محل اتصال آنها در بین دو نقطه اتصال دو کاس برگ واقع میشود - برخلاف آن آلات تذکیر بمقابل گلبرگها واقع میشوند - و آلات تانیث در بین آلات تذکیر - چنانچه اگر مقطع افقی گلی را رسم کنیم اجزای مذکور بخوبی ظاهر میشوند و این چنین رسم را تصویر هندسی گل نامند شکل ۷۳ کاس عموماً کاس سبز است نمبر ۷۳ و غیر از محافظت گلبرگها اعمال برگ را نیز انجام میدهد - گاهی ممکن است که آن رنگین باشد چنانچه در کاس برگ انار چنین است در آن صورت برای جذب هوام بکار میرود - رگ کاس برگها که چند انداز قاعده ابتدا می شوند و مثل برگ راست رگ متوازیاً سیر می نمایند شکل ۷۴ کناره کاس برگ مانند برگ گاهی تام است و گاهی دندانه دار و طبق مذکور بر دو قسم است :- نمبر ۷۴ ۱- وحیدالورق وقتیکه کاس برگها چنان بیک دیگر پیوسته شوند که یک پارچه حاصل شود. ۲- کثیرالورق - وقتیکه کاس برگها از یک دیگر جدا باشند. ۱- آینده در تحت عمل ریحان بیان می کنیم. --- page 65 --- علم نباتات ۵۶ کاس وحیدالورق مرکب است از سه جز - لوله - گلو - گرده - لوله - جزوی استوانه وار است که حاصل شده است از اجتماع قاعده کاس برگها نمبر ۷۵ گلو - سوراخ لوله را گویند - گروه - حصه منبسط کاس وحید الورق میباشد. شکل ۷۵ گاهی طبق کثیرالورق از دو کاس برگ مرکب است که بمقابل یکدیگر قرار گیرند و بعض اوقات از چهار کاس برگ که دو بدو و نمبر ۷۶ رو برو مرتب شوند آنرا کاس صلیبی نامند شکل ۷۶ طبق کاس در نباتات دو میشمه عموماً از پنج برگ مرکب است - در این نمبر ۷۷ حالت گاهی کاس برگها بطریقی بیکدیگر نمبر ۷۸ پیوسته میشوند که مثل دو لب ظاهر میشوند آن وقت طبق را ذوشفتین خوانند - از طبق شفوی لب بالا از دو و لب پائین از سه کاس برگ مرکب است - شکل ۷۸ بعضی اوقات یک یا چندین کاس برگ از طرف قاعده نمبر ۷۹ امتداد مینمایند و لوله مانند از آنها تشکیل --- page 66 --- علم نباتات ۵۷ میشود که موسوم است به ممیز چنانکه در لاون کاس ممیزی است شکل ۷۹ گاه کاس برگ طویل میشوند و گل را مثل کلاه می پوشانند چنانکه در خانق الذئب هویدا است در بعضی نباتات کاس برگها مانند شعرای نباتی میشوند از آنها دسته ترتیب می یابد که آنرا تل گویند شکل ۸۰ شلیکه در بید نمبر ۸۰ صحرائی هویدا است - تل ممکن است که ساده باشد یا مانند پر شکل ۸۱ هرگاه کاس تل است طبق موصوف در انتشار تخم معاونت نمبر ۸۱ می نماید. طاس - طبق دویم گل است و اجزای آنرا گلبرگها گویند که عموماً رنگین می باشند. طاس برگها که از کاس برگها نازک تر اند مانند برگها دو حصه دارند. حصه منبسط که آنرا گرده گویند و حصه کم عرض که نمبر ۸۳ دنباله خوانند. کناره طاس برگ نیز مانند برگ واقعی گاهی تمام است یا دندانه دار. بعض اوقات دنباله طویل میشود که نمبر ۸۴ آنرا ممیز و طبق طاس را ممیزی نامند و نمبر ۸۲ ۱ آینده در بیان تخم ذکر می شود که انتشار تخم بذریعه هوا تکمیل میشود. --- page 67 --- علم نباتات ۵۸ ممیز بکار می رود عموماً برای نگاه داری به کیسه های ست شیرینی خوشبو آن دیگران نزدیک قاعده کل برگ قرار میگیرند- گاهی حبق طاس بالکل مفقود یا تغیر شکل نموده است بشکل ۸۵ طبق طاس نیز مانند طبق کاس یا وحیدالورق ست- یا کثیرالورق- طاس وحید الورق هم نمبر ۸۵ صاحب لوله و کلود کرده است و بر پنج قسم عمده از منظم آن میباشد- طاس لولئی- اگر گرده مانند لوله استوانه وار باشد چنانکه در شکل ۸۶ هویدا است- نمبر ۸۶ طاس قیفی- اگر طاس بتدریج از قاعده به بالا اتساع پیدا کند چنانکه در قنقعہ ہویدا است شکل ۸۷ طاس بشقابی- وقتیکه لوله استوانه و گرده نمبر ۸۷ بشکل بشقاب باشد چنانکه در یاس دیده می شود- شکل ۸۹ طاس گل آسا- اگر لوله بسیار کوتاه و گرده مانند نمبر ۸۸ نعلبکی منبسط شده باشد چنانچه مطابق آن نمبر ۸۹ در کچا لو است شکل ۸۸ طاس زنگی- وقتیکه گرده کم نمو کرده باشد ولوله نمبر ۹۰ --- page 68 --- علم نباتات ۵۹ بشکل زنگ باشد چنانچه در قطب یا شجرالبنج این قسم است شکل ۹۰ طاس وحیدالورق غیر منظم بر سه قسم است ـ انشقاقی شفوی سجدبلی ـ طاس شفوی ـ وقتیکه گروه بدو جز مانند لب منقسم باشد که لب بالا از پیوسته شدن نبر ۹۱ دو طاس برگ و لب پائین از سه گلبرگ حاصل شود چنانکه در طائفه بقول است شکل ۹۱ طاس انشقاقی ـ وقتیکه گروه استوانه دار لاکن از طرف قاعده به بالا منشق شده باشد نمبر ۹۲ بطریقی که بیک طرف منعطف سود ـ چنانچه در جعفری ها ی دیده میشود شکل ۹۲ طاس سجد بلی ـ وقتیکه از طاس ذوشفتین نمبر ۹۳ دو لب بواسطه برآمدگی لب اسفل تماس کنند چنانکه گل میمون شکل ۹۳ طاس کثیرالورق ـ گلبرگها در این قسم طاس به تعداد مختلفه می باشند ـ در نباتات دو مشیمه عموماً پنج میباشند و در یک مشیمه سه این عدد را باغبانان زیاد کرده می توانند این قسم که آلات تذکیر به گلبرگ تبدیل شوند ـ طاس کثیرالورق منظم بر سه قسم عمده است صلیبی ـ گل آسا ـ میخک آسا طاس صلیبی ـ وقتیکه چهار گلبرگ مانند صلیب مرتب شوند چنانکه در شبو است ـ شکل ۹۴ نمبر ۹۴ --- page 69 --- علم نباتات ۶۰ گل آسا۔ وقتیکه سه یا پنج گلبرگ بطور دائرہ بفاصلہ های مساوی مرتب شوند شکل ۹۵ میخک آسا۔ وقتیکه پنج گلبرگها بوده دنباله نمره ۹۶ طویل داشته باشند و غلاف کاس آنها را بپوشانند چنانکه در میخک است شکل ۹۶ طاس کثیرالورق غیر منظم۔ آن طاس نمره ۹۷ پروانه است۔ و آن مرکب است از پنج گلبرگ که یک در خلف (رائت) و دو در طرفین رائت اند موسوم اند به جناحین و دو عدد دیگر تشکیل زورق را می دهند۔ چنانچه نخود و ولوبیه ازین قسم است شکل ۹۷ دوام طاس و کاس تغیر پذیر است مطابق آنکه بعضی بعد از تشکیل تخم میریزند در ان حالت آنرا پیر گویند . چنانکه در شببو- گاہی کاس برگ ہا بہ غنچہ موجود نمره ۹۸ اند۔ وقتیکه گل شگفت میریزند این قسم کاس را فرّار گویند و ہمچنان طاس را نیز نامند. آلات تذکیر۔ طبق سویم گل مرکب از آلات تذکیر است که برگهای اند تغیر نموده اگرچہ با برگ واقعی ہیچ شباہت ندارند ۔ چنانچه عمل برگ را هم انجام نمی دهند بلکه ایجاد شده اند برای عمل مخصوص یعنی تشکیل غبار زرد (منی نباتی) که آلات تانیث را بارور سازد۔ آلات تذکیر مرکب اند از --- page 70 --- علم نباتات ٦١ دو جزء میله و تکمه. میله عموماً استوانه شکل مانند دنباله برگ است که ساخته شده از الیاف و اوعیه و بشره و بکار می رود برای آنکه شیره نباتی را به تکمه رساند. عموماً میله طویل است لاکن بعض اوقات قصیر و گاه آن قدر قصیر که هیچ معلوم نمیشود تکمه. حصه انتهای میله است و شکل آن مدور است و گاهی دراز و نمبر ٩ نمبر ٩٩ بعض اوقات منشعب. تکمه عموماً دارای دو خانه است که هر یک ازان را جوف تکمه نامند و پُر است از غباری که مذکور شد گاهی در تکمه بجای دو جوف فقط یک مشاهده می شود. و سبب آن اینست که یک جوف نمو نکرده و یا فی الحقیقت تکمه صاحب یک جوف است و در بعضی نباتات تعداد جوفها چهار می باشد. اگر تکمه بلاواسطه به میله مربوط باشد تکمه را قریب التولید نامند و اگر با واسطه است یعنی جوفهای تکمه بواسطه ضمیمه از میله (میله ابطیه) مربوط باشد تکمه را بعید التولید گویند شکل ٩٩ جدار تکمه مرکب از دو ورقه است یک خارجی و دویم داخلی. ورقه داخلی ساخته شده از چندین صف الیاف و اوعیه و خارجی از قسم --- page 71 --- علم نباتات ۶۲ بشره است دارای فوهات تنفسی- ضخامت جدار در بعضی نقاط و خطوط کمتر است چنانچه هرگاه منی نباتی کاملاً تشکیل می شود وعمل باروری نزدیک میرسد- جدار از همین نقاط و خطوط باریک می درو و بتجویفات تکمه باز می شود که آنرا افتتاح تکمه گویند- شکل ۱۰۰ پس افتتاح تکمه یا شگافی است یا سوراخی شکل ۱۰۱ در صورتیکه افتتاح سوراخی است - سوراخهای مذکور یا در قاعده تکمه اند یا در وسط یا در کله جوف باز می شوند و جدار از آنجا مانند سرپوش بلند می شود شکل ۱۰۱ ب هرگاه افتتاح شگافی یا سوراخی بمقابله مرکز گل واقع شوند تکمه را داخل بین و اگر روی آن بخارج باشد خارج بین نامند- نمیز ۱۰۰ نمر ۱۰۱ آلات تانیث - طبق چهارم گل است که در مرکز آن قرار گرفته و دور آن آلات تذکیر واقع اند- در ابتدا این بشکل قابل یقین است که آله تانیث برگی است تغیر نموده- اما اگر دو کناره برگ تمام را با هم پیوسته کنیم بسهولت ظاهر میشود که بچنین است زیرا که در طرف اسفل آله تانیث نیز --- page 72 --- علم نباتات ۶۳ برآمدگی است مانند آن که از پیوستگی کناره برگ حاصل شد. این برآمدگی را تخمدان و تجویف آنرا جوف تخمدان نامند در جوف تخمدان جسمی صغیری است که آنرا تخمچه گویند شکل ۱۰۳ بمقابل دنباله برگ در حصه فوقانی تخمدان جسم باریک طویل یا کثیر است که آنرا میله خوانند نمبر ۱۰۳ و انبساط نوک میله را مأخذ. تخمدان نیز مانند گرده برگ مرکب است از نسج زنبوری که در ان دسته های نمبر ۱۰۳ لیفی و عائی کشیده شده اند. بشره خارجی برگ که در تخمدان سطح داخلی آن ست مانند برگ ثوبات تنفسی ندارند و سطح خارجی صاحب آنست . میله مرکب است از دسته های لیفی وعائی که در وسط آن مجرائیست تنگ که از ماخذ شروع شده به تخمدان خلاص میشود و این مجرائی پر است از نسج زنبوری لزجی موسوم به نسج هادی. ماخذ فقط انبساط همین نسج هادی است. چنانچه سلولهای برآمده و سطح آن مرطوب و چسپناک نظر می آید و بکار میرود برای نگاه داشتن ذرات منی نباتی که بروی آن میریزند. آلات تانیث یا آزاد اند یا پیوسته - پیوستگی شان --- page 73 --- علم نباتات ۶۴ گاهی کاملاً است و گاه ناقصاً. چون چندین آلات تانیث کاملاً پیوسته باشند این قسم معلوم میشود که یک آله تانیث است شکل ۱۰۴ لاکن اگر عرضاً تخمدان آنرا قطع کنند معلوم می شود که این دارای چندین تجویفات است نمره ۱۰۵ و هر جوف متعلق است بیک آله تانیث زیرا که اگر تخمدانی را قطع کنند که دارای دو آله تانیث آزاد باشد در ان دو جوف نظر می آیند - پس تخمدان یک جوفی مرکب است از یک آله تانیث و دو جوفی از دو آله تانیث و سه از سه و همچنان وقتیکه آلات تانیث پیوسته شده اند - سطوح جوف آنها بیکدیگر فشار آورده مسطح میگردند و تشکیل جدارها را مینمایند از هر یک این جدار ها نصف بیک تخمدان و نصف دیگر به تخمدان دویم تعلق دارد - گاهی این جدارها دوام نمی کنند و بزودی منهدم میشوند - و تخمدان یک تجویفی معلوم میشود دران صورت اگر بخواهند که عدد آلات تانیث را معلوم کنند باید که تخمدان جوان را قطع کنند . نقطه که غنچه به جوف تخمدان پیوسته می شود - آنرا جفت نامند - به تخمدان ساده که ساخته --- page 74 --- علم نباتات ۶۵ شده است از یک آله تانیث۔ موضع التصاق خصه‌ها بر سه قسم است۔ قاعده ای۔ وسطی۔ کله‌ای تخم قاعده. وقتیکه تخمچه به قاعده جوف ملصق است شکل ۱۰۵ تخم وسطی۔ وقتیکه تخمچه به وسط در طرف جوف ملصق است شکل ۱۰۶۔ تخم کله‌ای. وقتیکه تخمچه به حصه فوقانی جوف ملصق است شکل ۱۰۷ به تخمدان مرکب نیز که دارای آلات تانیث متعدده است برسه قسم است۔ مرکزی۔ محیطی۔ محوری مرکزی۔ میله‌ها پیوسته شده به وسط تخمدان و ملصق شده و در مرکز جوف جسمی است برآمده که بآن تخمچه ہا پیوسته اند۔ شکل ۱۰۸ محوری۔ خصه‌ها در وسط تخمدان مرکب محوری را تشکیل می دهد که به تغییر موضع التصاق خصه‌ها را تخم نامند نمبر ۱۰۴ - الف نمبر ۱۰۵ نمبر ۱۰۶ نمبر ۱۰۷ نمبر ۱۰۸ --- page 75 --- علم نباتات ۶۶ بآن تخمچه ها پیوسته اند شکل ۱۰۹ محیطی وقتیکه آلات تانیث پیوسته شده به مرکز منعطف نشوند نمبر ۱۰۹ بلکه بطرف محیط تخمدان چندین مجتمع شده پیوسته شوند. چنانچه در جدار تخمدان مرکب تخمچه های متعدده نمبر ۱۱۰ به نقاط جداگانه پیوسته اند. شکل ۱۱۰ تخمچه ـ جسم خورد که درون جوف تخمدان قرار گرفته و چسپیده به خصم است و پس از نمو تخم می شود ـ بعض اوقات بلا واسطه به خصم پیوسته است که آن وقت آنرا ابتر نامند گاهی بواسطه خیطی معلق است که آنرا خیط علاقه گویند درون تخمچه کیسه است که آنرا کیسه تخمچه گویند و بر آن دو غشا است که یکی را خارجی و دیگری را داخلی نامند ـ و این اغشیه نمبر ۱۱۱ در راس تخمچه صاحب سوراخی است موسوم به چشم تخمچه ـ وقتیکه حلمه شروع به نمو کردن می شود دران تجویفی پیدا میشود که آن را تجویف جنینی و بسقف آن نطفه نبات آویخته است ـ درون آن تجویف غشائی است که موسوم است بکیسه جنینی. --- page 76 --- علم نباتات عمل باروری برای آنکه غنچه بتخم تبدیل شود لازم است که در نبات عمل باروری جاری شود و این عمل عمده منسوب است به منی نباتی که آنرا شرح می دهیم . منی نباتی - پیشتر بیان کردیم که غبار زرد از جوفهای متکه خارج می شود این غبار که موسوم است به منی نباتی برای باروری آلات تانیث لازمی است چنانچه گلی را بیک پارچه ملفوف کنیم که روشنی و حرارت و هوا بآن برسد لاکن پارچه مذکور برای رسیدن ذرات منی نباتی مانع باشد بعد از چندی مشاهده میشود که هیچ تخم در ان نمو نکرده . این غبار در داخل متکه باین طریق تشکیل می شود . که در ابتدا جوف متکه از مایع لعاب دار پر است که بزودی بسلولهای تبدیل می شود که موسوم اند به ام المنی ذره های که در این سلولها موجود اند جمع میشوند و جسمی صغیر را تشکیل میدهند این جسم صغیر نیز بزودی بواسطه اغشیه فاصل بچهار حصه منقسم می شوند. و هر یک ازین حصه های خرد غشای مخصوص پیدا می شود و بعد با یک غشای دیگر به آن احاطه می کند. غشای ثانوی سخت است و غلیظ وقتیکه غشای اول باریک و مدار می باشد. بعد از تکمیل این ذرات اغشیه فاصل منهدم میشوند و هر چهار ذرات آزاد می شوند. و همین ذرات اند که به ذرات --- page 77 --- علم نباتات منی نباتی موسوم اند. آنزا غشای سلولی منهدم می شود و تمام ذرات در جوف متکمه آزاد میگردند. بعض اوقات این ذرات بتوسط مادۀ لعابدار بیک دیگر متصل اند چنانکه در ثعلب گاهی این ماده آن قدر سخت می شود که ذرات منی را جدا کردن غیر ممکن معلوم می شود. لاکن این اشکال کمتر بظهور میپزیرد. شکل ذرۀ منی نباتی عموماً کروی است. در بعضی نباتات شکل آن بیضوی و گا ہے مکعب گاه صاحب سطوح صغیره نیز دیده می شود و همچنان گاه سطح غشای خارجی صاف و گا ہے درشت و گاهی خاردار می باشد بشکل ۱۱۲ نمبر ۱۱۲ برای آن که عمل باروری تکمیل یا بد لازم است که ذرات منی نباتی به مأخذ رسند. و در اکثر نباتات آلات تذکیر و تانیث هر دو در یک گل موجود اند و منی نباتی خود بخود بروی مأخذ می ریزد لاکن در بعضی گلها فقط آلات تذکیر موجود اند و بدرختهای دیگر گل ها صاحب آلات تانیث مثل خرما. در این صورت ذرات مذکور بدو واسطه به مأخذ میرسند. --- page 78 --- علم نباتات ۶۹ اول بواسطه باد. چون باد می وزد غبار را از تکمه می پراند و به آله تانیث که به گلی مجاور است و مأخذ آن بلند می باشند می رساند. دویم بواسطه هوام. پیشتر مذکور شد که بعضی طبقات گل رنگین برای جذب هوام علاوه بر آن گلها دارای خوشبو و شیرینی نیز اند. چنانچه پروانه بذریعه رنگهای طاس موضع گل را می شناسد و از خوشبو دانسته می شود که بعضی مواد خوردنی دران موجود است پس بطرف آن رجوع نموده مشغول به لیسیدن شیرینی میگردد. در این اثنا آلات تذکیر که بالطبع به محلی قرار گرفته اند که هرگاه پروانه به گل داخل شود تکمه بمقابل بالهاش یا نزدیک پنجه هایش برسد چنانچه بال و پنجه هاش به منی نباتی آلوده می شود. شیرینی گل را که کاملا لیسید برای تلاش گل دیگر پرواز می نماید و آنرا یافته مشغول بکار خود میگردد. چنانچه در این گل بمقابل بال و پنجه هاش مأخذ آلات تانیث اند و ذرات منی نباتی که بآن موجود اند به مأخذ می چسپند. این قسم منی نباتی از آله تذکیر به آله تانیث رسیده باعث تکمیل عمل باروری میگردد. ذرات منی که به مأخذ رسید بواسطه اثر رطوبت که سطح آن دارد. آماس می کند چنانچه غشای خارجی را غشای داخلی که ارتجاعی است می شگافد و از شگاف خارج شده در میله --- page 79 --- علم نباتات داخل می شود۔ و از سلولهای نسج هادی عبور می نماید۔ و باین ترتیب دیگر هم انبساط پیدا می کند (این انبساط غشای داخل ذره منی نباتی را ضمیمه یا امعاء منی نامند) تا آن که امعاء منی به تخمچه داخل می شود غشای آنرا درانده به کیسه جنینی مجاور میگردد۔ در آن حالت امعاء منی می ترکد و رطوبتی که دران است و موسوم است به ماء المنی نمبر ۱۱۳ بیرون می ریزد و با سلول نطفه مجاور می گردد۔ که ازان بعد تخمچه نمو نموده تخم می گردد۔ اگر ذره منی نباتی را بآب اندازیم دران نیز همین صورت ظهور می پذیرد۔ --- page 80 --- علم نباتات ۷۱ فصل دوم میوه در اصطلاح علمی نسبت به لسان عمومی معنی میوه وسیع تراست در علم نباتات میوه هر ساختمانی را گویند که برای تشکیل تخم بکار رود - خواه آن خوردنی باشد یا نه و میوه تخمدانی است رسیده که دیگر طبقات گل از ان عموماً ریخته اند - اگر گاهی از طبقات مذکور باقی مانده همراه تخمدان نمو می کند آن فقط طبق کاس است باعث نموی تخمدان که میوه میگردد عمل باروری است اگر در گل عمل مذکور تکمیل نیافته تخمدان نیز مثل دیگر طبقات خشک شده میریزد - در آن حالت نه تخم از گل حاصل میشود و نه میوه بدست می آید - همین سبب است که چون باغبانان می خواهند که گلهای شان تا بدیر دوام نمایند - اسبابی را که برای منع عمل باروری لازم اند فراهم می آورند . اجزای میوه - اگر سیبی را قطع کنند در ان دو جزء دیده می شوند اول تخم که به وسط آن قرار گرفته دوم جزی شیرین و آبدار که از چهار طرف تخم را احاطه کرده چنانچه آنرا دور بر گویند . دور بر بواسطه که حاصل شده است از جدار تخمدان و برگی --- page 81 --- علم نباتات ۷۲ است تغییر شکل نموده لهذا آن نیز صاحب سه جزو است. بشره داخلی و بشرۀ خارجی و نسج زنبوری- اما در میوه نام این سه اجزا جداگانه شکل ۱۱۴ اند. بشره خارجی را که پوست میوه می باشد برون بر و بشرۀ داخلی را درون بر نامیده اند. و نسج زنبوری که در بین دورون بر و برون بر قرار گرفته و عموماً آبدار می باشد موسوم است به میان بر شکل ۱۱۴- برون بر که عموماً نازک است به همان شکل باقی میماند که در تخمدان بود. امّا بعض اوقات به موقعیکه ثمر می رسد رنگین میگردد و گاهی بروی آن خارها می رویند چناکه در داتوره دیده می شود. دران حالت به برون بر سلولهای جدید تشکیل شده شکل خارها را پیدا می کنند. درون بر- ورقۀ داخلی دور بر بوده عموماً نازک و شفاف است و جدار تجویفات تخم میوه را مفروش می نماید. امّا در سیب آن سخت و در نارنج ازان غلاف قاچها صورت می بندند که بعد از جذب شیره می اندازند. میان بر- گاهی این جزوی میوه نموی زیاد کرده شیرین و آبدار میگردد رنگین هم می باشد که آنرا گوشت میوه خوانند و --- page 82 --- علم نباتات ۷۳ بعض اوقات خشک است و سخت مثليکه در با دام دیده میشود و گاهی نرم و غشائی چنانکه در نخود و لوبیا وغیره چنین است انواع میوه جات - چنانکه پیشتر دیدیم که در اشکال و الوان دیگر حصه های نبات تفاوت های زیاد اند همچنین در میوه نیز اشکال مختلفه دیده میشوند - علمای نباتات میوه جات را در ابتدا بسه اقسام عمده تقسیم می کنند که عبارت اند- ساده - مرکبه- متکاثره . A - میوه های ساده- میوه های اند که از یک گل فقط یک میوه حاصل شده باشد خواه تخمدان شان یک جوفی باشد یا چندین جوفی - و آنها بر دو قسم اند- اوّل میوه های لحیم دوّم میوه های خشک . (ا) میوه های لحیم - آنهای اند که میان بر آنها نموی زیاد نموده آبدار گشته است و میوه های مثل زردالو - و میوه های لحیم سه گونه اند - عقمی - تبنی - پوم . ۱ میوه های عقمی ( Drupaceons ) آنها را میوه های خسته دار نیز نامند و بر سه نوع اند - عقمی منفرده - عقمی جعلی ( Berry ) و عقمی ریشی . ۱- عقمی منفرده - میوه های اند که از گلی تشکیل شدند که آله تانیث واحد داشته صاحب تخم واحد اند- درون بر --- page 83 --- علم نباتات ۷۴ آنها خشبی بوده خسته را تشکیل داده که محافظت تخم را مینماید مثال از عمدهٔ آنها شفتالو وغیرہ می باشد شکل ۱۱۵ ۲- عظمی حبوبی - میوه های اند که نمبر ۱۱۵ از گلهای حاصل شدند که در ان چندین آلات تانیث اند و بهر جوف تخمدان یک خسته جداگانه پیدا می شود- اما میوه فرد است این حالت در الدر (Elder) و در امثال آنها مشاهده میشود شکل ۱۱۶ نمبر ۱۱۶ ۳- عظمی ریشئی - میوه های اند که خسته واحد داشته میان بر شان صاحب ریشه ها (تار ها) می باشد چنانکه در نارجیل دیده میشود شکل ۱۱۷ II میوه های عنبی (Beccate) میوه جات بهیم که تخم هاشان در وسط گوشت میوه قرار گرفته- گاه درون بر و گاه میان بر نازک است - بعض اوقات تخمدانهای یک جوفی ورنہ عموماً چندین جوفی می باشد- مانند انگور- نارنج - خربوزه و غیره. تنبیه - خرما میوه عنبی است نمبر ۱۱۸ --- page 84 --- علم نباتات ۷۵ اگر چه ظاهراً عنبی معلوم می شود زیراکه حصه سخت آن درون برنیست بلکه آن تخم میوه می باشد و درون بر نهایت نازک بوده بروی تخم چسپیده است . نارنج - میان بر آن باریک نمبر ۱۱۹ قاچهای میوه را پوشانیده و درون بر غلاف قاچها می باشد و جزء خوردنی آن به واسطه سلولهای است که در جوف تخمدان پیدا میشوند - شکل ۱۱۹- ۳ میوه های پوم (Pome) میوه جاتی اند که درون بر سخت امّا مانند عنبی خشبی نمی باشد - تخمدان های شان چندین جوفی و مثال آنها ناک وسیب اند- ب- میوه های خشک - میوه های اند که دور بر شان خشک یا غشائی است و آنها چیزی از قسم گوشت میوه ندارند - بعضی از آنها مفتوح اند و بعضی دیگر غیر مفتوح وقتیکه میوه های نیم غیر مفتوح باشند (مراد از افتتاح میوه آن است که هرگاه در میوه تخم رسید برای آنکه تخمش بیرون افگنده شود میوه منشق میشود) و بر سه قسم اند- آکنیل ( Ackanial ) قوطی نما( Capsular ) سیکزو کارپک ( Sekizucarpic ) ۱- میوه های آکنیل - میوه های اند خشک و فقط تخم دارند در --- page 85 --- علم نباتات ۷۹ ابتدا غیر مفتوح اما بعده چون تخم نمو می نماید دور بر می شگوفد و این نوع میوه جات بر چهار اقسام عمده می باشند ۔ آگنی Ackene کاریو پس (Caryopsis ) سامار (Samara ) وجوزی Nut ۱۔ میوه های آگنی ۔ دور برغشائی بوده به تمام تخم متصل نیست بلکه فقط به یک نقطه پیوسته است مثال آن کاسنی ماکول یا عباسی است شکل ۱۲۰ نمبر ۱۲۰ ۲۔ میوه های کاریوپس ۔ دور برخشک بوده بواسطه نموی فوق العاده با قشر تخم پیوسته است چنانکه در نمبر ۱۲۱ جواری وجو مشاهده می شود شکل ۱۲۱ ۳۔ میوه جات سامار۔ این میوه جا نمبر ۱۲۲ فی الحقیقت آگنی اند دارای تیغه غشائی که به شکل بال گسترده ومثال نمبر ۱۲۳ آنها نارون (Elm ) وغیره اندشکل ۱۲۲ ۴۔ میوه های جوزی دور بر سخت وخشی بود و پوست تخم را تشکیل میدهد مثل ہیزل نت (Hazel nut ) شکل ۱۲۳ II میوجات قوطی نما ۔ تخمدان آنها یک یا چندین جوفی بوده میوهای خشک مفتوح می باشند و بر پنج قسم اند ۔ جرابی ۔ Silieula (سلیکولا )Siliqua (خردینی )Lepume (پلی )Follicls( --- page 86 --- علم نباتات ۷۷ وقوطی (Capsule) - ١- میوه های جرابی - اثمار طویل که از یک گل تشکیل می شوند که در آن یک آله تانیث می باشد فقط بیک طرف مفتوح میگردد - مثال ساده فولی کل معمولی نیست اما اکثر میوه های متکاثره ازین قسم میوه جات می باشند چنانکه استرا نائز (Staranise) شکل ۱۲۴ نمبر ۱۲۴ نمبر ۱۲۵ ۲- میوه های رپلی - میوه های یک جوفی اند و این قسم میوه ها از میوه های جرابی از ان تشخیص داده میشوند که بهر دو طرف مفتوح میگردند مثال عمده آنها لوبیا و متر و غیره می باشد شکل ۱۲۵ نمبر ۱۲۶ ٣- میوه های خزمینی - میوه های طویل هنگام افتتاح هر دو جدار بالکل جدا میشوند و براس میوه می آویزند مثال آن شبو است - شکل ۱۲۶ - نمبر ۱۲۷ ۴ - میوه های - سلیکولا - مثل خزمینی اما به طول کمتر و مثال از آن جمله شفز - ڈپرس (Shepherd purse) است شکل ۱۲۷ نمبر ۱۲۸ --- page 87 --- علم نباتات ۷۸ ۵- میوه های قوطی- اثماری اند که هنگام افتتاح بواسطهٔ شگاف عرض مثل قوطی چای یا صابون بدو حصه منقسم میگردند حصه فوقانی بجای سرپوش حصه تحتانی بجای خود قوطی است و این ثمر عموماً یک تجویفی است چنانکه در بلوط دیده میشود شکل ۱۲۸ III میوه جات سکیز و کاریک- اثمار خشک و چندین تخمی اند چون میرسند میوه ها به چندین اثمار آکنی منقسم میگردند- که هر یک آن دارای یک تخم می باشد- این نوع میوه جات بچهار اقسام عمده اند- لومنتم )Cremocarp( کرموکارپ )Lomentum( کارسرولس )Carcerulus( و ریگما )Regma( ۱- لومنتم- اثماری اند که به اثمار یک تخمی افقاً منقسم میشوند چنانکه در فرنچ ہنی سُکل نمبر ۱۲۹ French Honey shekle دیده میشود شکل ۱۲۹ ۲- کرموکارپ- میوه های دو جوفی اند چون تخمها میرسند میوه ها عموداً منشق نمبر ۱۳۰ می شوند و حصه های که هر یک دارای یک تخم است جدا میشوند و تا به حوصله هر یک حصه به راس میوه آویزان می نمبر ۱۳۱ باشد- چنانکه در بوسیام )Maple( --- page 88 --- علم نباتات ۷۹ مشاهده میشود شکل ۱۲۰ . ۳- کاسرولس - از تخمدان چهار جوفی حاصل میشود و چون تخمها میرسند میوه با بچهار حصه منقسم می شوند و افتتاح آن باین طریق است که هر جوف از یکدیگر جدا می شود. چنانکه در اجوگا (Ajuga) دیده میشود شکل ۱۲۱. نمبر ۱۳۲ ۴- ریگما- از تخمدان چندین جوفی حاصل میشود و چون تخمها میرسند میوه به حصه های یک تخمی منقسم میگردد چنانکه گرینیم (Geranium) شکل ۱۳۲ ب میوه های مرکبه - این اثمار به چندین اقسام اند و آنها تشکیل می یابند از گلهای خرد که به تعداد زیاد نزدیک یکدیگر واقع اند: اشجار ز قبیل کاج وغیره میوه های مرکب دارند. توت - هر میوه آن بالانفراد میوه آکنی است که کاس آن دائماً پر آب است و بعده بواسطه نمو بیکدیگر التصاق پیدا می کند شکل ۱۳۳ نمبر ۱۳۳ انجیر- دراین میوه گلها بطرف داخل مبؤ بودند که ازان گلهای ماده میوه های خرد را تشکیل دادند که بعده فشار آورده از تمام آنها میوه واحد حاصل شد شکل ۱۳۴ نمبر ۱۳۴ --- page 89 --- علم نباتات ۸۰ ج - میوه های شگافته - این اثمار از اجتماع گل ساده حاصل شده که هر یکی از ان گاهی آکنی است و گاه عمقی یا فولی کل - چنانکه بٹرکپ (Buttercup) شکل ۱۳۵- نمره ۱۳۵ عمل میوه - نباتات زیرا که از حرکت عاجز اند به نقطه در ابتدا نمو می کنند به تمام حیات خود همان جا می باشند و نمی توانند که به جای دیگر رفته برای نسل خود جاهای درست را انتخاب نمایند - در این صورت ظاهر است که همه تخمهای درخت زیر آن بزمین می افتند و نمو نمایند - اما در این طریق اگر جاری شود بته ها آنقدر گنجان خواهند روئید که به نموی یکدیگر باعث ضرر خواهند شد - زیرا که نبات اصلی روشنی زیاد را برای خود نگاه میدارد و همچنان از زمین مقدار زیاد مواد غذائی را جذب می کند - چنانچه بته ها نقصان را دیده خشک و خراب می شوند - باین علت خدایتعالی نباتات را صاحب سرشته های مخصوص ساخته که مقداری تخم را بواسطه آنها در این قسم نقاط پراگنده نماید که بته های آن روشنی و غذا و هوای لازمه را بخوبی حاصل کرده بتوانند این عمل نباتی را که شعبه عمده تاریخ طبعی است و در مطالعه تقسیم نباتات بروی زمین بالخصوص اہمیت زیاد دارد انتشار تخم نامند - وسائل انتشار تخم بطریق مختلف جاری اند اما عمده آن بسه نوع است و آنها عبارت اند از انتشار بواسطۀ ہوا - بواسطۀ حیوانات --- page 90 --- علم نباتات ۸۱ و بواسطهٔ انشقاق یا افتتاح میوه . انتشار تخم بواسطهٔ هوا - انتشار تخم در اکثر نباتات بواسطهٔ هوا تکمیل می یابد که بسبب اصلاحات مخصوصه آسان شده و دران چهار صورت دیده میشوند. ۱- نباتاتی که در ان انتشار ہوائی جاری است - تخمشان عموماً خورد و سبک می باشند که هرگاه از میوه خلاص شوند بهوا دور بُرده می شوند - چنانکه در تاج خروس مشاهده میشود . ۲- اگر تخمها ثقیل و بزرگ است - میوه باین جهت مفتوح میگردد که بیک مرتبه چند دانه ازان خارج شوند و بعد ازان که نهال بهوای تند بحرکت می آید دور افگنده میشوند این حالت در اکثر میوه های قوطی دفولی گل وغیره مشاهده میشود در خشخاش نیز همچنین است - ۳- بعض اوقات دور بر بدون زیادتی وزن سطح زیاد را پیدا می کند. چنانچه میوه پهن میگردد و میوه بعجلت بزمین نمی افتد بلکه پیشتر ازان نمبر ۱۳۱ که بیک نقطه افتیده و تخم نمو کند بواسطهٔ هوا دور بُرده می شود مثال این قسم میوه جات در نارون وغیره دیده میشود ۴- گاه ساختهای مخصوص مانند موہا - تل، وغیره تشکیل میشوند که تخم در ہوا بسہولت دور برود - چنانچه در ہند بائی دشتی شکل ۱۳۲ نمبر ۱۳۲ --- page 91 --- علم نباتات ۸۴ Dandelion ) هویدا است ورشته های پنبه نیز برای همین عمل به وجود می آیند. تخمها در انتشار هوائی زیاده تر ضائع میشوند زیراکه ممکن است که در جاهای بُرده شوند که لم یزرع و سنگی یا بحر باشد. باین جهت تخمها در این نوع انتشار به تعداد زیاد و تشکیل می شوند و عموماً تخمهای نباتات که به سواحل بحر میرویند از ضمائم پرواز عاری و سبک می باشند. انتشار تخم بواسطه حیوانات- چنانکه در تکمیل عمل باروری گل نباتات از هوام مساعدت می خواهند. در انتشار تخم نیز از حیوانات امداد می خواهند چنانچه میوه ها برای ترغیب شان صاحب شیرینی- خوشبو و رنگ های مختلف اند که ازان حصه شیرین را خورده جوز سخت (تخم) را دور می اندازند. اگر تخم را بخورند و ممکن است که همراه دور بر شیرین بلع شوند دران حالت غلاف تخم سخت می باشد. که بر آن رطوبات معده حیوانات اثر ندارند- تقریباً تمام میوه ها که تخم های شان بدین طریق پراگنده می شوند دارای رنگهای شوخ می باشند و از جمله رنگهای مختلفه رنگ سرخ و زرد زیاده تر دیده می شود- شاید سبب تکثیر این الوان آنت که بمقابله سبزی برگها رنگ سرخ و زرد خوب تر نمایان میشود. بعضی ازین اقسام میوه جات از شیرینی و رنگ عاری --- page 92 --- علم نباتات ٨٣ اند و بکار خوردن حیوانات نمیروند. در آنها بعضی ساختها ے مخصوص از قسم خار یا قلابه وغیره پیدا میشوند که بواسطه آن به پشم حیوانات که بصحرا میگردند چسپیده منتشر شوند. چنانچه وعنب الثعلب چنین است شکل ۱۳۸ ظاهر است که این نبر ۱۳۸ قلابه ها بی سود اند اگر میوه ها به جایی باشند که حیوانات به آنها رسیده نتوانند چنانچه میوه های قلابی گاهی به درخت های بلند دیده نمیشوند. علاوه بر آن میوه هائی که نه صاحب شیرینی اند و نه دارای قلابه وغیره مانند جوز آنها بواسطه حیوانات مثل سنجاب وغیره منتشر می شوند. این حیوانات میوه ها را بجاهای مختلفه برده ذخیره می کنند که به فراغت بخورند. لاکن عموماً جای ذخیره را بزودی فراموش می کنند و تخمها افتیده می باشد تا اینکه نمو نمایند. انتشار تخم بواسطه افتتاح میوه مثال عمده آن بنفشه است که چون تخمها پخته می شوند میوه آن به سه خطوط معینه مشق شده دور بر را بسه حصه تقسیم میکند که هر سیکی ازان بطرف نبر ١٣٩ --- page 93 --- علم نباتات ۸۴ خارجی باز میشود و بطرف پشت خود خمیدگی پیدا میکنند ۔ شکل هر یک غطا باین موقع مانند کشتی می شود که تخم ها دران بمقابله ہوا آمده بزودی خشک می شوند بعد ازان اطراف خمیده عطای مذکور شروع به راست شدن میگردد و با هم جمع می شود ۔ چنانچه جای برای تخم خشک و صاف تنگ تر شده می رود تا آنکه فشار هر طرف عطا به تخم زیاده تر شده یکی بعد دیگری ازان به خارج دور افگنده میشود . اگر تخمدانی پخته بنفشه را پیش آتش گذاشته خشک کنیم این تغیرات میوه آن بخوبی مشاهده می شوند ۔ یا تتبع آن بخوبی به طریقی می شود که یک دانه نخود را بدو انگشت گرفته افشرند ۔ دانه نخود از انگشت ہا خارج شده به فاصله چندین گز می افتد . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *" from PIL import Image def resize_image_for_hf(image: Image.Image, max_width=1000, max_height=1000) -> Image.Image: width, height = image.size if width <= max_width and height <= max_height: return image scale = min(max_width / width, max_height / height) new_width = int(width * scale) new_height = int(height * scale) return image.resize((new_width, new_height), Image.Resampling.LANCZOS) # Assuming 'image' is your PIL Image object resized_image = resize_image_for_hf(image) # Now you can pass resized_image to your model # ...علم نباتات ۸۴ خارجی باز میشود و بطرف پشت خود خمیدگی پیدا میکنند ۔ شکل هر یک غطا باین موقع مانند کشتی می شود که تخم ها دران بمقابله ہوا آمده بزودی خشک می شوند بعد ازان اطراف خمیده عطای مذکور شروع به راست شدن میگردد و با هم جمع می شود ۔ چنانچه جای برای تخم خشک و صاف تنگ تر شده می رود تا آنکه فشار هر طرف عطا به تخم زیاده تر شده یکی بعد دیگری ازان به خارج دور افگنده میشود . اگر تخمدانی پخته بنفشه را پیش آتش گذاشته خشک کنیم این تغیرات میوه آن بخوبی مشاهده می شوند ۔ یا تتبع آن بخوبی به طریقی می شود که یک دانه نخود را بدو انگشت گرفته افشرند ۔ دانه نخود از انگشت ہا خارج شده به فاصله چندین گز می افتد . --- page 94 --- علم نباتات ٨٥ فصل سویم تخم تخم نسبتاً حصه کوچکی است و از تغیراتیکه بعد از تکمیل عمل ریحان در جوف تخمدان جاری میشوند حاصل میشود تخمچه نموی خود را به اکمال میرساند . تخم برای آن است که از اصل جدا شده تجدید نبات را نماید. چنانچه باین قسم ساخته شده که از اصل خود بفاصله زیاد برده شود و تا بعرصه زنده ماند اگرچه درین اثنا هیچ آثار حیاتی ازان ظاهراً مشاهده نمی شود . باوجودیکه به لحاظ اشکال ظاهری تخم ها به اقسام زیاداند اما تمام شان صاحب اجزای اولیه اند که در حقیقت برای عمل تخم لازمی اند . تعداد اجزای مذکور سه است ـ که اول دو ازان را اجزای فرعیه نامند و یکی دیگر را جوی اصلیه گویند ـ برای تدقیق اجزای مذکور باید که چند تخم های لوبیا و جواری وغیره را به آب تر کنیم . اجزای فرعیه ـ اگر تخم لوبیا را که چندین ساعت بآب بوده پاک و صاف کرده بیفشریم قطره آب از سوراخی خارج می شود ـ که آن را ثقبه گویند ـ این سوراخی است که --- page 95 --- علم نباتات ٨٦ بو قتی تشکیل یافته وقتیکه بعد از عمل ریعان ضمیمه طویل ذره منی نباتی طویل شده کیسه جنینی را درانده. ثقبه مذکور مدام بهر قسم تخم موجود است و ضروری نیست که متصل حشم باشد ( پیشتر بیان کردیم که حشم نقطه اتصال تخم به جدار جوف تخمدان است ) اگر باین سوراخ نوک چاقو یا سنجاق را در آریم پوست تخم علیحده می شود و آن گاهی از یک و گاهی از دو ورقه تشکیل یافت به حالت آخر یکی را ورقه خارجی گویند که ضخیم - سخت و خشبی بوده تخم را بزمانه انتشار از حادثات خارجی نگاه می دارد - ورقه دویم را ورقه داخلی نامند و آن باریک بوده بسطح داخلی به ورقه خارجی چسپیده است - و پیشتر آن را به کیسه جنینی نامیده ایم - جزو دویم از اجزای فرعیه مخزن مواد غذائی است که ثبات ، نمبر ١٤٠ اصلی در تخم انباشته بجهت رفع حاجت غذائی نبات که آینده از تخم نمو می نماید - این مواد غذائی خشک بوده عموماً از نشاسته و مواد دهنیه مرکب است در تخم نمبر ١٤١ جواری و اقسام آن این مواد در ورقه النساج مخصوصه موجود است که ضخیم بوده بشکل قوس زیر --- page 96 --- علم نباتات پوست واقع است - این ورقه موسوم است به اندوسپرم (Indos perm) جزی اصلی تخم - پوست دانه لوبیا را علیحده کردیم جسی ضخیم سفید می ماند این جزی تخم را نطفه گویند . نطفه در اصل نباتی است نازائیده که نموی آن تا به عرصه مسدود است - اگر بدقت به بینیم بران یک خط معلوم می شود که بطول آن رفته - نوک چاقو را اگر باین خط در آریم نطفه بسه حصه منقسم می شود - دوتای آن ضخیم نصف نطفه بوده برگها اولیه نبات اند که موسوم از به میشیمه و یک جسم صغیری است که به کناره یکی از میشیمه ها چسپیده . اگر این جسم صغیری را بتوسط یک عدسیه ملاحظه کنیم دران سه چیز ظاهر می شود . نمبر ۱۴۲ یک انجام آن باریک و نوک دار که به مقابل ثقبه می باشد این قسمتی است که نمو نموده ریشه نبات میگردد باین جهت آنرا ریشه چه گویند . انجام دیگر مانند انجام اوّل باریک و نوک دار نیست بلکه کلوله دار است در ان معلوم می شود که اوراق صغیری بروی یکدیگر قرار گرفته این قسمت نمو نموده تشکیل شاخها و برگها را می نماید چنانچه آنرا بر غنچه نامند . --- page 97 --- علم نباتات ۸۸ در میان ریشه چه و برغچه قسمتی است که مشیمه ها بآن متصل بودند این قسمت صغیری را ساقچه گویند به سبیکه همین نمو نموده ساقه نبات میگردد. لوبیا و دیگر تخمها این قسم بواسطه که از ورقه اندوس پرم عاری اند مواد غذائیه در آنها به مشیمه ها انباشته شده و تمام شان دارای دو یا زیاد مشیمه اند باین جهت آنها را به تخمهای دو مشیمه موسوم کرده اند - جواری گندم و غیره دارای اندو پرم اند و فقط یک برگ اولیه (مشیمه) دارند که باریک است آنها را تخمهای یک مشیمه گویند. در نمبر ۱۳۳ این قسم تخمها نیز نطفه از همان اجزاء مرکب است - لاکن بیک کناره تخم قرار گرفته در جواری بسمت کم عرض واقع است. ۱- جوانه زدن بعد از آنکه تخم از تخمدان خارج شد اگر شرائط لازمه نمو موافق باشند نطفه نموی خود را شروع میکند و ازان ست که تخم جوانه میزند چنانچه این عمل تخم را جوانه زدن (انتاش) گویند. بر خلاف آن اگر شرائط لازمه موافق نیستند تخم تا بزمانه چنانکه پیشتر گفتیم نمیتواند --- page 98 --- علم نباتات ۸۹ جوانه زو- این عمل از وقتی شروع می شود که ریشه چه شروع بدر از شدن شود و آنکه کامل میشود که نهال خود را راست و استوار قائم کند. شرائط مذکور که برای جوانه زدن تخم لازمی اند عبارت است- رطوبت- حرارت و هوا. رطوبت اوّل پوست تخم را نرم می کند و بعده باعث آماس اجزای اصلی نبات میگردد علاوه برآن ازان بعضی تغیرات کیمیاوی در نطفه جاری می شوند که حرارت ملائم می خواهند- حرارتیکه تخم برای نموی خود می خواهد نباید که از درجهٔ صفر پایان تر و از درجه پنجاه بالا تر (سینتیگرید) باشد زیرا که ازین کم و زیاد حرارت را او برداشت کرده نمی تواند الّا در بعضی حالات نباتات که در چشمه های آب گرم زندگی می نمایند و سلسلهٔ توالد و تناسل شان در همان جاری می باشد- هوا برای آکسیجن ضروری است که به آن مخلوط است و نهال برای تنفس محتاج آنست. هرگاه هر سه چیز مذکور حسب الضرورت موجود باشند- تخم آماس می کند و پوست آن از نقطهٔ هضم شق میشود و ریشه چه طویل شده ازان بیرون می آید- در بیان ریشه بیان کردیم که ریشه همیشه از روشنی دور می رود چنانچه ریشه چه --- page 99 --- علم نباتات ۹۰ نیز خواه تخم بحالتی قرار گرفته که ریشه چه بر آمده بطرف بالا رود خمیده بطرف خاک رجوع می شود- حال اگر سطح زمین نرم است بسهولت بخاک می در آید و الاّ شکل فنری را اختیار کرده میرود تا آنکه جای نرم را یافته خود را قائم کند- در ابتدا این ریشه چه واحد است امّا چون بخاک فرو رفت ازین ریشه های ثانوی باریک بر آمده نمبر ۱۴۵ چهار طرف منتشر می شوند- تا به این زمان مشیمه ها بخلاف خود بخاک پنهان اند امّا پوست تخم زیاده تر باز می شود و ساقچه اگر این تخم از قسم باقلا و غیره است دراز شده شکل محرابی را اختیار می کند گویا که نهال سعی میکند که مشیمه های خویش نمبر ۱۴۶ را بیرون کشد چنانچه بزوری آنها را بیرون کشیده بر یچه را بمقابل روشنی می آرد و پوست بخاک می ماند. در انتاش تخم کدو و غیره برای بیرون آوردن مشیمه ها چیزی دیگر تشکیل می نشود نمبر ۱۴۷ --- page 100 --- ۹۱ علم نباتات که آنرا پاشنه نامند. این جزو برآمده است زیر طوق رومی نماید و بکار میرود برای آنکه نصف حصهٔ تحتانی پوست را زیر نگاه دارد وقتیکه مشیمه با همراه تطویل ساقچه خارج میشوند. سبب تشکیل پاشنه آنست که در این حالت برای نهال ضروری است که برگها بعجلت بروشنی آیند و قتیکه مشیمه های نخود و غیره ضخیم بوده غذا را بمقدار کافی دارند. اگر برگها بدیر بروشنی آمدند نهال ازان تغذیه نموده میرود چنانچه آنها کاسته میروند. این حالت که بیان شد از تخمهای است که دو مشیمه اند در تخمهای یک مشیمه مانند گندم و جواری و غیره انتاش بطریق دیگر ظهور می پذیرد. چون دانه جواری نموی خود را شروع میکند از حضم ریشه چه واحد نمی برآید بلکه ریشه مرکب خارج شده به سطح زمین افقاً منتشر میشود. به مقابل حضم نوک دیگر حصه تنگ تخم ساقچه می برآید و آن از ریشه چه ضخیم تر میباشد شکل آن طویل و استوانه دار است که آنرا یک غلاف پیچانیده است که رنگ آن سبزی مائل زرده بوده و بران فلس های کوچک دیده میشوند. اگر غلاف مذکور را بآهستگی درانیم معلوم نمبر ۱۳۷ --- page 101 --- علم نباتات ۹۲ میشود داخل آن مجوف است و در وسط برگچه نوک دار قرار گرفته تخم بائیکه نمو می کند و غلاف آن ها را پاره نکردیم برگچه طویل می شود و از انجام نوک دار خود آنرا شق می کند و بیرون می آید. بعد ازان برگهائی که بروی یک دیگر پیچیده اند یکی بعد دیگری جدا می شوند و شکل آنها مانند برگ گیاه بیزئی بوده بن برگ لولئی گرد ساقچه را گرفته است . اندوسپرم که در ابتدا از نصف تخم هم زیاد جسامت داشت هر قدر که نهال بزرگ شده می رود کاسته می رود - زیراکه مواد غذائیه را مشیمه جذب کرده برای نهال غذای ضروری می بخشد. بموقعی که چندین برگ باز شدند ازین فقط یک پوست خالی می ماند . --- page 102 --- علم نباتات ۹۳ فصل چهارم تغذیهٔ نباتیه نباتات ذی روح بوده صاحب اعمال تغذیه اند ولی طرز تغذیهٔ شان از حیوانات مختلف است - پیشتر بیان کردیم که حیوانات از مواد جامده تغذیه کرده می توانند لاکن نباتات فقط موادی را جذب می کنند که به شکل محلول رقیق باشد. چنانچه در ترکیب شان مقدار آب بیشتر است در شلغم و دیگر سبزی ها مقدار آن تا به ۹۰ فی صدی می رسد و در بعض نباتات آب دار ازین هم زیاده تر دیده میشود - چوبیکه در موسم گرما بریده می شود اگر چه ظاهراً خشک معلوم می شود لاکن در ان هم مقدار آن از چهل فیصد کمتر نیست . تجزیهٔ نبات - اگر شاخه درختی را از ۷۵ الی ۱۰۰ درجه سنتیگرید حرارت دهیم تقریباً همه رطوبت آن خارج می شود و فقط مواد جامده باقی می ماند که بسهولت می سوزد . وقتیکه آنرا می سوزانیم غاز های از ان خارج میشوند که بزودی در هوا غائب می شوند و به آخر فقط خاکستر سفید باقی می ماند - اگر غاز های را که به هوا غائب می شوند جمع نموده امتحان نمائیم معلوم میشود که آن مرکب --- page 103 --- علم نباتات ۹۴ است از چندین غاز ها که عبارت اند از بخار آب ۔ کار بونک ایسڈ گیس ۔ امونیا و یک مرکب گوگرد۔ تمام آنها تشکیل یافته اند از پنج عناصر ۔ کاربن ۔ ہائیڈروجن ۔ نائٹروجن ۔ آکسیجن و گوگرد۔ ہمچنان وقتیکه مواد خاکستری را در تحت تجزیه آریم دران نیز چندین عناصر مشاهده میشوند که مهمه ازان پوتاشیم ۔ کیلسیم ۔ میگنیشیم ۔ سوڈیم ۔ کلورین ۔ فاسفورس سیلیکن و آہن می باشد ۔ مقدار های تمامی آنها نسبت به تمام شاخہ بسیار قلیل است ۔ کاربن و آکسیجن را چنانکہ آئنده بیان می کنیم نباتات زیاده تر از هوای چهار طرف اخذ می کنند و عناصر دیگر را که بمقدار قلیل اند از زمین جذب می نماید ۔ و تمام آنها به مرکبات کیمیاوی زمینی موجود اند۔ گوگرد حاصل می شود از املاح گوگرد ( سلفیت ) نائٹروجن از املاح نائٹروجنی (نائٹریٹ) و کلورین از کلورائیڈ و فاسفورس از فاسفیت وغیره و ہائیڈروجن و آکسیجن زیاده تر از آب بدست می آیند . غذای زمینی ۔ از تجربه های مختلفه ظاهر شده که برای نموی نبات پنج عناصر اول الذکر اجزای مهمه می باشند که دران کاربن بدرجه اول است ۔ اگر این قسم یک محلولی را تیار کنیم که دران تمام اجزای ضروری موجود باشند و نهالی را این چنین دران ترتیب دهیم که ریشه زیر سطح محلول باشد دیده می شود که نهال بخوبی نمو می نماید و برای این چنین محلول اجزای لازمه بقرار ذیل می باشند . --- page 104 --- علم نباتات ۹۵ ۱- آب مقطر . . . یک لیتر ۲- پوتاشیم نائتریت . . . یک گرام ۳- سودیم کلورائید (نمک خوردنی) . . . نیم گرام ۴- کیلسیم سلفیت . . . نیم گرام ۵- میگنیشیم سلفیت . . . نیم گرام ۶- کیلشیم فاسفیت . . . نیم گرام این چنین محلولی را بدست آورده چند قطره آئرن کلورائید اضافه می کنند - یکی از تخم های مانند نخود یا جواری که سریع النمواند را گرفته بخاک مرطوب می پوشانند و هرگاه ریشه چه نمو نموده از غشای تخم خارج شود آن را به آب پاک شسته در محلول مذکور می اندازند و نموی آنرا مشاهده می کنند. اگر بخواهند که در نموی نبات تغیری را ملاحظه کنند که به سبب نبودن یک عنصر ظاهر می شود - به پنج بوتل شیشه ئی محلول ها را می اندازند که یک یک عنصر ندارند و نهالهای جوان را از زمین بر آورده به آب ریشه آنها را پاک نموده بواسطۀ کارک در بوتل ها قرار می دهند- عملی را که باین طریق انجام می یابد فلاحت آبی نامند. آزموسس ( Osmosis ) از فلات آبی معلوم شد که عناصریکه برای نمو نبات ضروری اند بزمین به شکل محلول موجود اند و --- page 105 --- علم نباتات ۹۶ زیرا که مقدار آنها قلیل است محلول محلول رقیق میباشد. نبات این محلول را جذب میکند بواسطه عمل مخصوصی که آنرا آزموس گویند و آن عمل عبارت از این است که اگر محلولی غلیظ از محلولی رقیق جدا کرده شود بواسطه یک غشای نازک بعد از چندی دیده میشود که محلول رقیق به غلیظ و محلول غلیظ به رقیق نفوذ کرده است. برای فهمیدن این آثار و یک نیم پاو نمک را بیک و نیم پاو آب می آمیزیم و این محلول را محلول نمبر اول میگوئیم همچنان نیم خورد نمک را بیک و نیم پاو آب حل نموده محلول نمبر دوم را بدست می آریم. برای تمیز دادن مابین هر دو محلول به محلول نمبر اوّل کمی رنگ سرخ را اضافه میکنیم. بعده به انتها بزرگ قیف شیشه‌ئی که دنباله آن طویل است یک غشای نازک بسته از انتهای دنباله آن محلول نمبر اوّل را در ان می ریزیم و هر جائیکه سطح محلول نمبر ۱۴ رسید به دنباله قیف نشان میزنیم بعد ازان آنرا به گلاس شیشه فرو میبریم که دران محلول نمبر دو انداختیم. چندین ساعت بعد دیده میشود که سطح محلول اوّل --- page 106 --- ۹۷ علم نباتات بالا رفته و بالای غشا محلول دوم به محلول اوّل داخل شده همچنین در محلول دوم محلول اوّل ریخته امّا مقدار محلول اوّل کمتر است نسبت به محلول دوم که نفوذ کرده است . سلولهای ریشه خصوصاً محفظه جوان تر بوده لوله های باریک و طویل را تشکیل داده اند که پُر اند از مواد غلیظی (پروتو پلازم) و بخارج آن مواد غذای نباتی بوده به خاک بشکل محلول رقیق موجود است . هر دو این مواد غلیظ و رقیق جدا می شوند بواسطهٔ غشای نازک که جدار سلولی می باشد پس عمل آز موسیس جاری بوده ریشه مشغول به جذب محلول رقیق می باشد و این محلول را چون به ریشه داخل شد خون نباتی گویند . بعوض محلول غلیظ از سلولها مترشح می شود که بمقدار قلیل بوده فقط انتهای ریشه را تر می سازد و بکار می رود برای تحلیل بعضی مواد زمینی که در آب حل نشده برای جذب نبات تهیه نشده اند . همین رطوبت مترشح است که بعض اوقات اگر متصل ریشه جسمی سخت مانند سنگ مرمر باشد سطح آنرا خورده فرورفتگهای را تشکیل می دهد . صعود خون نباتی - خون نباتی که بطریق مذکوره حاصل شده از نسج زنبوری ریشه به نسج زنبوری ساقه داخل میشود و بواسطهٔ عملی که مانند بمبه آب در نباتات جاری است صعود می نماید و --- page 107 --- علم نباتات ۹۸ آن باین نهج ظهور می پذیرد که چون سلولهای ریشه پر می شوند از مقدار کثیر خون آنها آماس می کنند و همچنان آماس کرده می روند تا آنکه به حد معینه رسند آنگه بیکدیگر با هم به قوت می خورند و آماس آنها زائل شده سلولها به شکل اصلی خود می گردند در همین اثنا خونی از آنها ریخته خللی را پر می نماید. بار دیگر که سلولها آماس می کنند خون بالا رانده می شود و باز خون دیگر از آنها می ریزد همین عمل در داخل نبات جاری بوده باعث صعود خون نباتی می گردد که تا به برگها میرسد. برای ملاحظه این عمل ساقه بوته جوانی را در ایام بهار از نزدیک سطح زمین قطع می کنیم زیرا که دران زمان به نباتات خون نباتی بکثرت می باشد انتهای بریده نهال را بواسطه یک لوله رابری بیک لوله دیگر طویل شیشه ئی مربوط می کنیم و لوله شیشه ئی را عموداً نگهداشته دران کمی آب می ریزیم و سطح آنرا به آن نیروها نشان می کنیم. بعد از چندین ساعت مشاهده میشود که سطح آب تا به چندین فت بالا رفته است شکل ۱۴۹ اگر بخواهیم که در ساقه نبات مجرای مواد مغذیه یعنی خون --- page 108 --- ۹۹ علم نباتات نباتی را معلوم کنیم برای آن لازم است که بنات جوانی را از زمین بر آورده آنرا به آبی که بان اوسین Posin یا انیلین Aniline مخلوط است انقسم قرار دهیم که ریشه آن کاملاً زیر آب باشد. بعد از چند ساعت اگر ساقۀ آنرا قطع می نمایم در مقطع مجرای خون نباتی بخوبی ظاهر می شود. خون رقیق نباتی هر قدر صعود می نماید با مواد غلیظ جوف سلولی مخلوط شده تیره می گردد تا آنکه به برگها رسیده با بدیگر حصه های سبز نبات متعدد تغیرات طبعی و کیمیاوی می نماید که اوّل آن تبخیر است تبخیر - برای ملاحظه این عمل یک شاخۀ نهال جوان را قطعه کرده انتهای بُریده آنرابه سوراخ کارک در آورده به بوتلی ترتیب می دهیم که دران آب است و بالای آن یک گلاس شیشه‌ئی را منقلب می کنیم بعد از چندین ساعت نمبر ۱۵۲ به سطح داخلی گلاس مذکور قطرات آب نمودار میشوند شکل ۱۵۰ نباتات آب زائد را بواسطۀ برگها به شکل بخار خارج می کنند و همین عمل را تبخیر گویند- در تجربۀ فوق قطرات از همین بخار حاصل شده اند. --- page 109 --- علم نباتات ۱۰۰ عمل تبخیر در سطح تحتانی برگها نسبت به سطح فوقانی بیشتر جاری میباشد زیرا که دران فوهات تنفسی زیاده تر اند. به سطح یک مربع اینچ در سطح تحتانی برگ سیب تقریباً (۱۰۰۰۰۰) فوهات تنفسی موجود اند عمل تبخیر وابسته هوای محیط خود است و قلت و کثرت آن به برودت و حرارت رطوبت و یبوست هوای اطراف آن منحصر است. در تابستان که هوای گرم می باشد، تبخیر سریعتر می گردد همین سبب است که در تابستان بوقت چاشت که هوا خیلی گرم می باشد سایه درختها خنک می باشد. در این موسم درخت بلوط تقریباً یکصد و پنجاه گیلن آب را تبخیر می کند چنانچه در این حالت اگر بزمین رطوبت کافی موجود نباشد نهال پژ مرده می شود. این عمل به جذب مواد غذائی نیز معاونت می نماید و این حالت بخوبی فهمیده میشود. اگر آن را به عملی تشبیه دهیم که در فلته چراغ جاری است. بیک انتهای آن تیل می سوزد و از انتهای دیگر جذب می شود همچنان در نباتات یکطرف به برگها رطوبت به بخار مبدل گشته بهوا منتشر میشود بطرف دیگر مواد غذائیه بواسطه ریشه جذب می شود. غذای هوائی۔ پیشتر ذکر شد که همه مواد غذائی که از ے یک گیلن = تقریباً نیم سیر - --- page 110 --- علم نباتات ۱۰۱ زمین جذب میشود موادی است غیر عضوی ولی برای نشو و نمای نباتات مواد عضوی لازم است که تقریباً تمامی جسم آنها ازان تشکیل یافته پس برای همچینن مواد ضرورت است که نباتات کاربن را حاصل کنند. چنانچه آنها این جزوی مهمه را از هوای محیط اخذ می کنند که دران کاربن بشکل کاربن دائی اکسائد موجود است بلحاظ حجم کاربن دائی اکسائد ۰،۰۴ فیصد حصهٔ هوا می باشد اگر ازین تناسب مقدار آن بیشتر گردد برای حیوانات اثر مهلک دارد زیرا که می دانید این غازی است سمی و فاسد که از تنفس ما خارج می شود - انهضام کاربن عمل دوم مهمه است که در برگها جاری می شود و آن مراد ازین است که کاربونک ایسڈ گیس به برگها متصل شده بتوسط فوهات تنفسی به نسج آن نفوذ می نماید- آنجا به رطوبتی که از شبنم حاصل شده از راه جدار سلولی بسلول داخل می گردد- داخل آن تغییرات کیمیاوی واقع میشوند و مواد عضوی کاربو هائیدریت تشکیل می شوند کاربو هائیدریت مرکب اند از کاربن و هائیدروجن و آکسیجن و مثال آنها قند و نشاسته وغیره می باشند- بآخر این تغیرات آکسیجن می برآید که از برگ خارج شده بهوا منتشر می شود - این عمل از ابتدا تا انتها موسوم است به انهضام کاربن برای ملاحظهٔ آن نهال جوانی نمبر ۱۵۱ --- page 111 --- علم نباتات ۱۰۲ را بیک گلاس شیشئی که از آب پُر است فرو می بریم و بر آن نهال قیف شیشئی را منقلب کرده به دنبالۀ آن یک نل امتحانی را به آب پُر کرده منقلب می کنیم و این اسباب را به آفتاب می نهیم بعد از چند ساعت از برگها حبابهای غاز خارج شده دیده می شوند که به لوله امتحانی جمع میشوند بعده اگر آنرا امتحان نمائیم معلوم می شود که این غاز آکسیجن است . باز اگر یک نبات سبز را زیر یک گلاس بزرگ شیشئی Jar که بسطح سیماب گذاشته شده قرار دهیم . اینقسم که در گلاس مقدار معلومه آکسیجن و کاربونک ایسدگیس موجود است و تا به چندین ساعت آنرا به آفتاب نهیم می بینیم که در حجم غاز ها هیچ تغیر واقع نمی شود و اگر غاز های را که بآخر می ماند تجزیه نمائیم معلوم می شود که آکسیجن بیشتر و کاربونک ایسد گیس کمتر گشته است . ازین ظاهر شد که نباتات هر قدر کاربن دائی اکساند را جذب می کنند به همان حجم آکسیجن را دفع می نمایند . نمبر ۱۵ از جمله مواد های مختلفه عضوی که در سلولها تشکیل می شوند اوّل مواد های قندی ساخته --- page 112 --- علم نباتات ۱۰۳ می شوند هرگاه آن بمقدار زیاد تر تشکیل شد نسبت به آن پس همراه خون نباتی نزول کرده تو اند به نشاسته تبدیل میشود. در بعض نباتات سبزیک مشیمه مانند پیاز وغیره هیچ نشاسته تشکیل نمی شود بلکه دران بجای نشاسته قند های مختلفه دیده میشود. برای تشخیص نشاسته که برگ دار ای آن است یانه برگ سبز را که چندین ساعت در آفتاب بوده می گیریم در به آب جوش داده تا بیک یا دو دقیقه بیک کاسه چینی گذاشته بالای آن الکحل می ریزیم تا آنکه برگ کاملاً پوشیده شود. بعده کاسه مذکور را به اوجاغ فرنگی مانده کم کم حرارت می دهیم. در چند دقیقه همه سبزی برگ به الکحل حل می شود. آنکه اگر کمی آثودین Iodine بسر آن برگ ریختانده شود نیلگوں رنگ می گردد همچنان اگر یک برگ دیگر را گرفته در تحت تجربه آریم که چندین یوم به تاریکی بوده آن برنگ بادامی خواهد شد. لہٰذا معلوم شد که برگ اول دارای نشاسته است و برگ دیگری ازان عاری. نیز نشاسته تشکیل می شود در برگی که بآفتاب باشد. اگر مقدار آن زیاد است رنگ تیره بوده تقریباً سیاه می نماید. عمل انضمام کاربن که ازان در نباتات نشاسته و دیگر مرکبات عضوی لازمه تشکیل می شوند بصورتی امکان می پذیرد که شرائط ذیل موافق باشند:— --- page 113 --- علم نباتات ١٠٧ ظاهر است که برای آن وجود آب و کاربن دائی آکسائد لازم است. علاوه بران حرارت هم ضروری است زیرا که اگر حرارت مفقود است تغیرات کیمیاوی که باعث تشکیل مواد جدیده اند جاری نمی شوند. برای تسهیل آن باید که کلوروفائیل نیز در نباتات موجود باشد. کلوروفائیل. موادی است که بنباتات رنگ سبز می دهد و این مرکبی است کیمیاوی بسیار مغلق و پیچیده که دران کاربن. آکسیجن هائید روجن و نائتروجن شامل اند. آهن دران هیچ دیده نمی شود اما میگنیشیم دران یافت می شود. برای تشکیل کلوروفائیل علاوه بر هواد درجهٔ حرارت که چند درجه بالا تر است از درجهٔ انجماد آب دو چیز دیگر بکار است. اول روشنی و دوم در غذای نباتی وجود آهن. در فلاحت آبی ذکر کردیم که به آب مقطر پنج اجزای اول را مخلوط نموده چند قطرات آئرن کلورائید اضافه می کنند و آئرن کلورائید نمک کیمیاوی آهن می باشد اگر آنرا به محلول اضافه نکنند بخوبی مشاهده میشود که در برگها هیچ کلوروفائیل تشکیل نمی شود. چنانچه برگهای آن زرد می باشند و یچنان معلوم است که در تاریکی هم برگهای زرد می رویند که از کلوروفائیل عاری اند عناصر دیگر از غذای نباتی. زیرا که در ترکیب ساخت سلولوز نشاسته و پرو تو پلازم و غیره هائیدروجن شامل است برای نموی --- page 114 --- علم نباتات ۱۰۵ نبات ہائیڈروجن نیز ضروری است. چنانچه این عنصر را نباتات از آب و امونیم ها Ammoniums بدست می آرد برای آکسیجن نباتات همانقسم محتاج اند که حیوانات و آنها این را به سه طریق حاصل می کنند. از هوا اخذ می کنند. از آب می گیرند و از مواد اراضی جذب می کنند. آکسیجن هوا هم مثل کاربن دائی اکسائد به فوهات تنفسی برگ نفوذ می کنند که از آنجا آنرا پروپلازم جذب می نماید و نتیجه آن این است که دران تجزیه شروع میشود و کاربن دائی اکسائد خارج میشود. زیرا که پروپلازم در تحت روشنی و به موجودگی کلوروفائیل (که آن نیز در روشنی تشکیل میشود) کاربن را جذب کرده می تواند در تاریکی از جذب آن می ماند چنانچه آنوقت آکسیجن را جذب می کند و کاربن دائی اکسائد را دفع می کند. این عمل را تنفس نباتی نامند. نباتات تنفس می نمایند ولی مانند حیوانات صاحب آلات مخصوص برای تنفس (جهاز تنفس) ندارند. و زیرا که اینها اجسامی هستند ساکن آنقدر احتیاج زیاد به آکسیجن ندارند که حیوانات محتاج اند. اگرچه انهضام کاربن تنفس نباتی هر دو اعمالی اند که در برگ تکمیل می یابند اما باید دانست هر دو اعمال مذکور بالکل مختلف اند. تنفس نباتی انهضام کاربن ۱ ازان بعضی مواد تجزیه می شوند. ۱ ازان بعضی مواد تشکیل می شوند. --- page 115 --- علم نباتات ١٠٦ تنفس نباتی انهضام کاربن ٢ این عمل در تمام سطوح بنتا جاری است (تا آنکه در ریشه) ٣ آکسیجن جذب میشود و کاربن دائی اکسائد خارج می شود- ٤ برای تکمیل این عمل وجود روشنی و کلوروفائیل لازمی نیست. ه ازین وزن نبات کمتر می شود- ٦ مقدار آکسیجن جذب شده برابر کاربن دائی اکسائد دفع شده نمی باشد ٢ این عمل فقط به نقاطی جاری میشود که سبزاند (عموماً در حصهٴ هوائی) ٣ کاربن دائی اکسائد جذب میشود و آکسیجن خارج می شود- ٤ برای تکمیل این عمل وجود کلور و فائیل و روشنی حتمی است. ه ازین وزن نبات زیاده تر میشود ٦ مقدار کاربن دائی اکسائد جذب شده و آکسیجن دفع شده برابر می باشد زیرا که مقدار کاربن دائی اکسائد که نباتات بروز جذب می کنند عموماً بیشتر است از مقدار آن که شب دفع می کند اثر آنها تصفیهٴ هوا برای حیوانات است- بسهولت می توانیم برگها و دیگر حصه های سبز نبات را به جهاز هضم حیوانات تشبیه داد- زیرا که تمام تغیرات مذکور در آنجا تکمیل می یابند- خون نباتی بعد از ان که تمام اعمال انجام یافتند نزول می کند و در این وقت دارای چندین مرکبات عضوی (مانند قند و نشاسته و تیل وغیره) بوده ممکن است از خواص خون صاعد مختلف باشد- چنانچه در بعضی نباتات --- page 116 --- علم نباتات ١٠٧ خون صاعد بی‌رنگ و بی‌سمیت می‌‌باشد وقتیکه خون نازل آنها دارای کم و بیش مواد سمیه است. خون نازل از الیاف و اوعیه که دسته‌های لیفی وعائی را احاطه کرده اند نزول می‌نماید چنانچه اگر ساقه جوانی را با تار محکم بافشار ببندیم. بالای بند بساقه برجستگی صورت می‌بندد و اگر تار را مانند مارپیچ محکم دور ساقه بپیچیم برآمدگی شکل مارپیچی را اختیار میکند. نمبر ١٥٣ خون نباتی در اثنای نزول در بعضی جاها بطور مخزن مجتمع می‌گردد یا آن را حصه‌های مختلفه نبات جذب می‌کنند که آنجا مواد غذائیه در تشکیل سلولهای جدیده صرف شده است چنانچه باین نهج خون مذکور به تمام حصه‌های مختلفه نبات منقسم می‌گردد. ترشح. نباتات بعضی مواد را مترشح می‌نمایند که مهمه آن مواد تلوینیه اند و عموماً آنها صرف می‌شود که گلها را رنگین سازند علاوه بر آن دیگر موادی اند مانند صمغ یا تانین Tannin مارفین Morphine کونین Quinine نکوٹین --- page 117 --- علم نباتات ۱۰۸ Nicotine Caffein سترکنین Strychnine. وکیفین وغیره که در ادویات انگریزی کار آمد اند و مرکباتی اند ازتی که در ابتدا از مرکبات ارضی بحالت محلول حاصل شده ۔ باید دانست که در نباتات آلات مخصوصه ترشح نیستند باز هم اکثر مواد مترشح ازان در برگ ریزی و فلس ریزی وغیره خارج می شود۔ برگهای که سالانه می ریزند نزدیک خزان دیده می شوند آنها از مواد های مذکوره پُر می باشند علاوه بر آن هر سال یک ورقه خارجی از سلسله جلدی خشک می شود و مانند برگها بزمین ریخته افتیده می باشد و تجزیه شده باز زمین را همان مواد که بذریعه ریشه جذب شده می بخشند ܀ [decorative line] --- page 118 --- علم نباتات ۱۰۹ حصهٔ دوم باب اوّل فصل اوّل تصنیف سلسلهٔ نباتات در حصهٔ اوّل این کتاب نباتی گلدار را به حصه های آن تقسیم نموده هر یکی آن را جدا گانه مطالعه نمودیم و معرفت عمومی به عالم نباتی حاصل کرده دیدیم که یک حصهٔ نبات به اشکال مختلفه ظهور می پذیرد. طبق طاس در یک گل وحید الورق است وقتیکه در نبات دیگری کثیر الورق. ساقه یکی راست و قائم است و از دیگری مائل بوده به اجسام مجاوره تکیه می نماید. برگهای یکی تام اند و از دیگری مرکب می باشند وغیره وغیره . --- page 119 --- علم نباتات ۱۱۰ حال در این حصۀ کتاب سعی می‌کنیم که به بعضی انواع مهمۀ نباتی معرفت خصوصی بدست آید. اما در این چنین مطالعه در ابتدا مشکلی رو می‌نماید که باید اول رفع کرده شود و آن این است که در دنیا چونکه نباتات به اقسام زیاد روئیده اند گمان می‌ رود که فکر مبتدی در این چنین مطالعه مختل شود. برای رفع این دشواری علمای علم نباتات طریقه را ایجاد نموده اند که ما نیز پیروی آن را کرده ازین سرگردانی خلاص می‌شویم. طریقۀ موصوف عبارت است از تصنیف سلسلۀ نباتات - تصنیف سلسلۀ نباتات که بواسطۀ آن می‌توانیم نوع نباتی را از نوع دیگر به سهولت تمیز داد به همان قانون و قاعدۀ ترتیب می‌یابد که در علم حیوانات- یعنی در این نیز همه نباتات عالم را به دسته هائی تقسیم می‌کنند که موسوم اند به نژاد و تمام افراد یک نژاد مانند حیوانات اگرچه بین خود اختلافات قلیل دارند ولی در بعضی نقاط ساخت و خصایل و عادات تمامی شان موافق اند- این چنین نژادهای را ترتیب داده ازان دسته‌های بزرگی را تشکیل می‌ دهند که نوع تمامی نامند و دران نژادهای را جمع می‌کنند که متشابه اند- باز انواع متشابها یکجا آورده دسته‌های دیگری بزرگتر را می‌ سازند و آنها را جنس می‌خواهند- خلاصه همین قسم از اجناس متشابهه قبیله را و از قبائل رتبۀ را --- page 120 --- ۱۱۱ علم نباتات و از مراتب شعبه را ترتیب می دهند. چنانکه دیدم که قانون تصنیف نباتات مطابق قاعده تصنیف حیوانات می باشد همان قسم ممکن است که این تصنیف نیز موافق علامات مختلفه بطرق مختلفه تکمیل یابد شخصی اول که قابل ذکر است و در تصنیف نباتات اشتغال ورزید سیزلپینی اطالوی (از ۱۵۱۹ء الی ۱۶۰۳ء Cesalpini or Cesalpino بود. او طرز تقسیم دیرینه را قبول داشته دران کم کم اصلاحات نمود. نباتات از زمانه بسیار قدیم اول بسه شعبه منقسم بودند. درخت نیم درخت و گیاه ها. سیزلپینی در ان دیگر دسته های را مطابق اشکال مختلفه میوه. تعداُ جوف های تخمدان یا آن که نباتی دارای تخم است یا نه تشکیل نمود. بعد از چندی یک عالم دیگر توران فورت نامی (از ۱۶۵۶ء الی ۱۷۰۸ء Tournefort به تقسیم قدیم موافقت داشته بجای اشکال میوه وغیره به اشکال مختلفه گل مطالعه زیاد نمود چنانچه اختلافات اوضاع و اشکال آنها را اهمیت زیاد داده قبیله های مختلف از ان که سیزلپینی تشکیل داده بود ترتیب کرد. این هر دو قسم طریقه های تصنیف را چونکه مأخذ شان اختیاری می باشد تصنیف مصنوعی گویند و آن بعده غلط ثابت شد زیرا که بنیان هر دو شان بی اهمیت است ممکن است بعضی انواع نباتات در علاقه های که درجه حرارت هوای آنها مختلف است در اشکال خود تغیر --- page 121 --- علم نباتات ۱۱۲ نمایند - چنانچه نباتی که در منطقه حاره درخت است ممکن است که در علاقه منطقه معتدله نیم درخت گردد - یک سال پیشتر از وفات تورن فورت مصلح اعظم علم نباتات لینی باشنده سویدن (از ۱۷۰۷ء الی ۱۷۷۸ء CarL Linneus پیدا شد که بعده در ۱۷۳۵ء نباتات را بطرز دیگری منقسم کرد و این تقسیم بزودی جانشین تقسیم تورن فورت گشت - او آلات تذکیر و تانیث را اهمیت زیاد داده بجای دو یا سه شعبه تمام نباتات را به بیست و چهار طبقه قسمت نمود که یک طبقه آخر این طبقات مشتمل بود بر نباتات که گل شان دیده نمی شود چنانچه آنها را بنام مخفی العرس موسوم کرد وقتیکه دیگر طبقات را که گل مرئی دارند نباتات مرئی العرس نامید - این طبقات مطابق آن که آلات تذکیر و تانیث در یک گل وجود داشتند و یا در گلهای مختلفه ترتیب یافتند چنانکه نباتات بقسم اول را تزویجی و بقسم دوم را تقریبی خواند - در قانون تقسیم لینی می توانیم که برای نباتی اسم مخصوص را تعین کنیم مثلاً نباتی است که در گل آن دو آلات تذکیر و یک آلات تانیث موجود اند - آن را نبات دو شوئی و یک زنی خواهد گفتیم - روابط اجزای گل را می بینیم اگر گلی --- page 122 --- علم نباتات ۱۱۳ وحید الطاس منتظم باشد و میوه آن کپسولی است نبات مذکور یاس دو شوئی خواهد بود. این تقسیم نیز چونکه به اختیار خود منحصر است ناقص ثابت شد و خود لینی نقص آنرا محسوس کرد. چنانچه چند سال بعد تصنیف سلسله نباتی را بطرز جدید تشکیل داده رساله چاپ کرد. اما در رساله مذکور هیچ بیان نه نمود که درین تقسیم چه را مأخذ قرار داد. بعد ازان برنار ددجی جو سیو از ۱۶۹۹ء الی ۱۷۷۷ء Bernard De Jussieu که مامور باغ تریا نون Petit Trianon بود در باغ مذکور نباتات را به ترتیب دیگری مرتب کرد. لاکن چونکه شخص مذکور خواهان شهرت خود نبوده طریقه ترتیب خود را به مردمان نشان نداد. بیست و پنج سال بعد برادر زاده او اے۔ ایل۔ دی جوسیود از ۱۷۴۸ء الی ۱۸۳۶ء A. L. De. Jussieu در ۱۷۸۹ء ترتیب عمومی خود را بدقت مطالعه نموده تصنیف طبیعی را تشکیل داده رساله را چاپ نمود. که دران همه اجزای نبات را مأخذ قرار داده علامات و خصائص اجناس مشهوره نباتات را شرح داد. مطابق تقسیم اے ۔ ایل ۔ دی جو سیو ۔ تمام نباتات به پنج طائفه منقسم اند. نباتات بحری ۔ نباتات --- page 123 --- علم نباتات ۱۱۴ یک مشیمه تخمدان تحتانی - نباتات یک مشیمه تخمدان فوقانی نباتات دو مشیمه و نباتاتی که گل های شان مخروطی شکل Conifera می باشند در این چنین قانون طبعی که اولین بنیان آنرا برنار ددی جو سیو ریخت بعده ای پی دی کندول A.P De Candoll اندلیچر Endlicher لندلی (Lindley) و نتهم Ventha وغیره علمای علم نباتات اصلاحات نمودند که به شکلی که باین روزه معمول است ترتیب یافت - تقسیم طبعی - در تصنیف مصنوعی مؤسس یک آله نبات را برای خود انتخاب نموده از همه خصائص آن دسته مخصوص را ترتیب می دهد - اگرچه این طریقه ظاهراً معین و منتظم معلوم می شود - اما معرض نقائص می باشد - زیرا که ممکن است برای تعیین خصائص یک دسته آله که انتخاب شده دران چنانکه گفتیم از اصلاحات عارضی که بنا به سبب آب و هوای مختلفه است تغییر واقع شود و دسته غلط گردد چنانچه در این صورت نباتاتی که از آبا و اجداد رشته قریبی دارند از یک دیگر دور افتند و نباتاتی که رشته بعیدی داشتند متصل یک دیگر گردند - تقسیم طبعی اگرچه نسبت به تقسیم مصنوعی پیچیده --- page 124 --- علم نباتات ۱۱۵ و دقیق می باشد اما ازین قسم عیوب مبرا است. دران یک آله نبات را برای تعیین خصائص یک نوع انتخاب نمی کنند بلکه همه آلات گل را ملحوظ می دارند و هیچ طائفه از خصائص اختیاری معین نمی شود. تصنیف طبعی رشته های را ظاهر می کند که نباتات با یک دیگر دارند و این رشته ها بعینه مانند رشته های خون اند که درمیان مردمان بوده به شجره ها ظاهر کرده می شوند. از ان معلوم می شود که کدام کدام اشخاص برادر های حقیقی اند و کدام کدام بچه های کاکا و کدامی اند که رشته دار دور می باشند. همچنان ازین طرز تصنیف بواسطهٔ خصائص که از آبا و اجداد حاصل شدند و تغیر نا پذیر اند رشته و تعلق داری های نباتات ظاهر می شوند و خصائص موضوع کم از کم در نباتات اعلی زیاده تر مربوط اند به آلات ریعان چنانچه از همین است که در این تقسیم گل و میوه اهمیت تامه دارند همه نباتات آفاق مطابق قانون تقسیم طبیعی بد و شعبه مهمه تقسیم شده اند. اول نباتات ذات الالقاح الظاهره. و دوم نباتات ذات الالقاح الخفیه که تعریف شان پیشتر در مقدمه مذکور شد حال تشریح هریک آن را شروع می کنیم. --- page 125 --- علم نباتات ۱۱۶ فصل سوم نباتات ذات الالقاح الظاهره چونکه این نباتات از حالت اصلی قدیمی خود تغییرات زیاد نموده اند. نباتات اعلی نیز نامیده می شوند. در این شعبه درخت و نیم درخت و گیاه ها شامل اند که ساختمان شان در باب اول کافی تشریح یافت حال همین قدر کفایت می کند اگر بگویم که افراد آن مرکب اند از برگ و ساق و ریشه که دران غذای نباتی تشکیل می شود و گل و میوه و تخم که آلات تجدید نباتات اند یعنی نباتی ازین شعبه تکمیل می یابد از آلات تغذیه و آلات ریعان بعمل ریعان که در این قسم نباتات است در گلهای که گاه بخوبی دیده می شوند در گلهای بدقت نظر می آیند بطریقه های مختلفه که بیان کردیم انجام می یابد و ازان تخمی که حاصل می شود بعد از انتشار هرگاه شرائط لازمه موافق نباشند تا به نمائه که موافق گردد نمو نمی کند بلکه بحالت خواب می رود و الا نمو می نماید نباتات ذات الالقاح الظاهره بدو مرتبه منقسم است یکی مخفی البذر و دیگری ظاهر البذر ۱- مخفی البذر Angiosperms --- page 126 --- علم نباتات ۱۱۷ همه نباتات دارای گلهای واقعی در این مرتبه شامل اند. در آنها ذرهٔ منی نباتی به مأخذ می ریزد که از ان ضمیمه طویل خارج شده از وسط میله گذشته تخمچه را می شگافد و باعث می شود برای تکمیل باروری گل. تخم که از ان تشکیل می شود مدام بدو بر پیچیده است. تمام افراد آن بری می باشند که از ان اکثر میوه جات خوردنی می دهند و دیگر ان ادویه وغیره و این نباتات بد و طبقه منقسم اند. نباتات دو مشیمه و نباتات یک مشیمه. ۱ نباتات دو مشیمه. خصائص مذکور را داشته افراد زیا از نباتات مخفی البذر به آن شامل اند. اگرچه اقسام اعلی آن گیاهی اما زیاده تر درخت یا نیم درخت اند. نطفهٔ شان از دو برآمدگی مرکب است که هر یک را مشیمه نامند و ساقه منشعب بوده نامی خارج است. و مرکب است از دسته های لیفی و عائی و سلولها که بدور مرکز به حلقه ها ترتیب یافته اند و تقریباً تمام شان طولاً متوازی اند. گلهای نباتات دو مشیمه عموماً کامل و هر طبق آن از پنج یا چهار جز یا مضربی آن تکمیل می یابد. طبق طاس و کاس همیشه برنگ مختلف و عمل ریعان و انتشار تخم در نباتات ادنی بواسطه هوا و در اعلی بذریعه پروانه ها یا دیگر حیوانات انجام می یابد - --- page 127 --- علم نباتات ۱۱۸ مطابق ساخت و ترتیب طبقهای گل این نباتات بسه قبیله تقسیم شده اند - ۱- قبیله کفائی Thalmi flora همه نباتات دو مشیمه که تخمدان شان فوقانی بوده آلات تذکیر بحصه تحتانی آن ملصق اند در این قبیله شامل اند - طاس برگها که در یک یا چندین طبق مرتب اند نیز به همان نقاط پیوسته و طبق طاس همیشه کثیر الورق میباشد - در قبیله کفائی دو طوائف طبعی مهم اند :- طبقه دو مشیمه Runculaeenor قبیله کفائی Buttercupfamily طائفه گل زرد آسا نباتات ساقه علفی یا خشبی داشته صاحب برگهای ابتر یا دنباله دار می باشند اگر دنباله دار اند عموماً متبا دل دیده می شود و الا متقابل میباشند گل های شان منتظم و نمایان - بعض اوقات طبق کاس مهیزی و هر دو طبق کثیر الورق میباشند - تعداد کاس برگ عموماً پنج گاهی ازین کم و زیاد - بعض اوقات طبق طاس مفقود و گاه طبق کاس تغییر شکل نموده مثل طبق طاس می گردد - طبق طاس نیز از پنج ورق مرکب است آلات تذکیر لا تعداد که بحصه --- page 128 --- علم نباتات ۱۱۹ سافله تخمدان پیوسته - آلات تانیث چندین و تخمدان یک یا چندین جوفی میباشد چنانچه میوه های شان آکنی یا فولیکول میباشند - باین طائفه منسوب اند تاج الملوک و زبان در قفا وغیره - طبقه _ دو مشیمه قبیله _ کفالتی طائفه _ صلیبی یا بنفش آسا تقریبا همه نباتات این طائفه علفی دارای برگهای ابتر یا دنباله دار می باشند. گلها کثیرالورق بوده به شکل صلیب اند چنانچه طبق طاس و کاس بدو دو طبق ترتیب یافته اند که هر یک آن صاحب دو برگ. چنانچه تعداد کاس و طاس برگها چهار میباشد- آلات تذکیر شش تا که چهار آن طویل و دو دیگر قصیر و آلات تانیث چندین اند- تخمدان دو جوفی که به هر نمبر ۱۵۴ یک آن چندین تخمچه و میوه موجود است تقریبا همه اجناس آن مفید اند و به خورا که صرف می شوند - چنانچه برای ریشه شلغم نمبر ۱۵۵ --- page 129 --- علم نباتات ۱۲۰ برای برگ کرم و برای تخم خردل سیاه وغیره . ۲- قبیله غیر کفائی Calyciflorae نباتاتی در این قبیله اند که طبق طاس شان کثیر الورق و آلات تذکیر به حصهٔ سافله آلات تانیث پیوسته اند - طبق کاس عموماً به شکل قیف و تخمدان گاهی تحتانی و گاهی فوقانی می باشد- در این قبیله سه طائفه مهمه شامل اند. طبقه دو مشیمه قبیله غیر کفالتی طائفه گلاب آسا نباتات این طائفه علفی یا خشبی - برگها عموماً متبادل که بن برگ شان صاحب ضمائم میباشند- گلهای آنها منتظم طبقات کاس و طاس کثیرالورق مرکب از چهار یا پنج اوراق است - آلات تذکیر بی شمار که به حصهٔ سافله آلات تانیث پیوسته و آلات تانیث گاهی متعدد و گاهی فرد- هرگاه کثیر اند آزاد می باشند نمبر ۱۵۶ تخمدان گاهی یک جوفی و گاه چندین جوفی - اکثر نباتات گلاب آسا را برای میوه جات شان می کارند مثلاً سیب و بادام و ناک وغیره - --- page 130 --- علم نباتات ۱۲۱ تنبیه :- این طائفه از طائفه گل زرد آسا به این اختلاف دارد که در آن آلات تذکیر بحصه سافله تخمدان پیوسته است و در این بحصه عالیه - طبقه دو مشیمه قبیله غیر کفالتی طائفه نخود آسا افراد آن درخت نیم درخت و گیاهی بوده عموماً صاحب برگهای مرکب می باشند که به طرز متبادل ترتیب یافته و دارای بن برگ ضمیمه دار اند. گلهای آنها عموماً غیر منظم پروانه و طبق طاس ذو شفتین یا کثیر الورق - تعدا آلات تذکیر ده که ملصق شده به دو دسته مرتب می شوند یا گاهی فقط یک دسته تشکیل می شود آله تانیث عموماً یک و تخمدان فوقانی نیز یک جوفی می باشد که نمبر ۱۵۷ دران چندین تخمچه قرار گرفته چنانچه میوه شان عموماً پلی است - چند اجناس ازین طائفه سمی اند و بعضی ادویات بکار می روند و دیگران به تغذیه صرف می شوند چنانکه شفتدر لوبیا و نخود و غیره - طبقه دو مشیمه قبیله غیر کفالتی --- page 131 --- علم نباتات ۱۲۲ طائفه چتر آسا (Umbelliferae) تمامی نباتات این طائفه علفی بوده دارای ساقه مجوف اند. برگهای آنها عموماً مرکب بوده بطرز متبادل مرتب اند. گلها دسته نما که در ان آنهائیکه بطرف محیط اند بزرگتر و غیر منظم بعمومأ طبق کاس نمی باشد و اگر باشد مرکب از پنج کاس برگ که دنباله شان بیک دیگر ملصق و تخمدان را می پوشاند. طبق طاس کثیر الورق از پنج ورق تشکیل می یابد که عموماً برنگ سفید یا زرد اند. همچنین پنج آلات تذکیر بحصهٔ اعلی تخمدان پیوسته آلات تانیث فقط دو بها نقسم جوفها ے تخمدان دو آلات تذکیر نسبت به آلات تانیث پیشتر به نموی خود کامل می شوند. گلهای این طائفه خورد اند خصوصاً آنهائیکه در وسط دسته اند ریزه تر میباشند. میوهٔ شان بچندین خطوط مفتوح می شود و از ان میوه های که یک یک تخم دارند علئحده مے شوند - بعضی اجناس آن سمی و دیگر بخورا که مستعمل اند مانند زردک و غیره - ۳- قبیله وحید الورق (Camopetaln) گلهای این قبیله مرکب از کاس و طاس که از ان گاهی طبق کاس نمی --- page 132 --- علم نباتات ۱۲۶ چنانکه نخل خشبی بوده به بلندی درخت می رسد - به علاقهای منطقۀ حاره بکثرت می رویند خصوصاً بجاهائیکه مرطوب اند و بعض اوقات در آب هم می باشند - بر خلاف آن بعضی اقسام در آب و هوای گرم خشک بوده بریگستانها سر سبز اند - عموماً ساقۀ آنها واحد و به انتهای آن تاج مانند برگها می باشند که مرکب اند - بن و برگ لولی بوده حصه ساقه را می پوشاند در ریشه آن هیچ از قسم ریشه اصلی دیده نمیشود چنانچه ریشۀ کب دارند گلها که گاهی ظاهر و نمایان اند سه کاس برگ و سه طاس برگ و شش آلات تذکیر و سه آلات تانیث دارند یا مضر بی آن که از ان طبق طاس و کاس عموماً هم رنگ میباشد - عمل باروری در نباتات یک مشیمه عموماً بذریعۀ پروانه ها تکمیل مییابد و میوه های آنها به اشکال مختلفه بوده مطابق انتشار بواسطۀ حیوانات میباشند - سه طائفه های طبعی درین طبقۀ مشهور و قابل اہمیت اند که بیان می کنیم - ۱- طائفہ سوسن آسا - نباتات این طائفه علفی آبدار بوده ساقۀ شان زیر زمینی می باشد - برگهای تنگ و طویل و راست رگ - گلهای بزرگ خوبصورت منتظم و رنگین دارای طبق محیطی که از شش ورق تکمیل یافته که بدو طبق ترتیب یافته اند- آلات تذکیر نیز شش بحصه تحتانی نمبر ۱۶۲ --- page 133 --- علم نباتات ١٢٤ ادویه بکار میروند وقتیکه چندین به تغذیه و زیبائیش بکار می روند. چنانکه آفتاب پرست و گل داودی و ہند باے دشتی و غیره طبقه -- دو مشیمه قبیله -- وحیدالورق طائفه -- تنباکو آسا نباتات تنباکو آسا گیاهی یا نیم درخت- برگها متقابل یا متبادل و گلهای شان منتظم می باشند- طبق کاس از التصاق پنج کاس برگ حاصل شده که به حصه سافله تخمدان پیوسته اند. همین قسم طبق طاس هم از التصاق پنج گلبرگ آلات تذکیر پنج که هر یک آن به مقابل گلبرگ بوده انتهای تحتانی آن به وسط دنباله گلبرگ پیوسته تنباکو چندین آلات تانیث با هم پیوسته و تخمدان فوقانی دار ای دو یا چهار جوف می باشد. میوه این نباتات اکثر اوقات قوطی یا فولیکل دیده می شود. اکثر نباتات این طائفه خواص سمی دارند و بعضی از آنها به ادویات بکار می روند. اجناس مهمه آن کچالو- تنباکو و بادنجان رومی وغیره می باشند. --- page 134 --- علم نباتات ١٢٥ طبقه -- دو مشیمه قبیله -- وحید الورق طائفه -- شفوی Scrophularina نباتات آن عموماً گیاهی بوده برگهای متجادل یا متقابل دارند - گلها تقریباً منتظم و طبق طاس و کاس ذو شفتین می باشند آلات تذکیر عموماً چهار لاکن بعض اوقات فقط دو اند از چهار آلات تذکیر دو طویل اند و دو قصیر - آلات تانیث دو که با هم ملصق اند چنانچه تخمدان فوقانی نیز دو جفتی می باشد نباتات این طائفه را زیاده تر در باغات نمبر ١٦١ برای گلهای شان می کارند چنانکه میمون وغیره - نباتات یک مشیمه - در نطفه نباتات این طبقه بجای دو برگ (مشیمه) فقط یک است - برگهای آنها عموماً راست رگ و اجزای طبقات گل بجای چهار یا پنج همیشه سه یا مضربی آن می باشند - ساقه شان بجای نامی خارج نامی طولی و دران دسته های لیفی وعائی به حلقه ها نبوده بی ترتیب منتشر اند چنانچه آنها طولاً چنانکه در نباتات دو مشیمه متوازی نیستند - تقریباً تمامی آنها علفی اند فقط چندین قسم اند که بساخت خشبی می باشند --- page 135 --- علم نباتات ۱۲۶ چنانکه نخل خشبی بوده به بلندی درخت می رسد - به علاقهای منطقه حاره بکثرت می رویند خصوصاً بجاهائیکه مرطوب اند و بعض اوقات در آب هم می باشند - بر خلاف آن بعضی اقسام در آب و هوای گرم خشک بوده بریگستانها سر سبز اند - عموماً ساقه آنها واحد و به انتهای آن تاج مانند برگها می باشند که مرکب اند - بن و برگ لولی بوده حصه ساقه را می پوشانند در ریشه آن هیچ از قسم ریشه اصلی دیده نمیشود چنانچه ریشه مرکب دارند گلها که گاهی ظاهر و نمایان اند سه کاس برگ و سه طاس برگ و شش آلات تذکیر و سه آلات تانیث دارند یا مضربی آن که ازان طبق طاس و کاس عموماً هم رنگ میباشد - عمل باروری در نباتات یک مشیمه عموماً بذریعه پروانه ها تکمیل مییابد و میوه های آنها به اشکال مختلفه بوده مطابق انتشار بواسطه حیوانات میباشند - سه طائفه های طبعی درین طبقه مشهور و قابل اهمیت اند که بیان می کنیم - ۱- طائفه سوسن آسا - نباتات این طائفه علفی آبدار بوده ساقه شان زیر زمینی می باشد - برگهای تنگ و طویل و راست رگ - گلهای بزرگ خوبصورت منتظم و رنگین دارای طبق محیطی که از شش ورق تکمیل یافته که بد و طبق ترتیب یافته اند - آلات تذکیر نیز شش بحصه تحتانی نمبر ۱۶۲ --- page 136 --- علم نباتات ۱۲۷ تخمدان چسپیده و آلات تانیث سه که باهم ملصق می باشند. تخمدان عموماً سه جوفی که بهر یک آن چندین تخمچه با قرار گرفته اند. و میوه های آنها قوطی نمایی باشند. اکثر نباتات این طائفه را برای زیبائیش در باغها می کارند و از بعضی اجناس آن ادویات را حاصل می کنند رقم های مشهوره آن سوسن پیاز. لاله و زعفران وغیره اند. ۲- طائفه نخل آسا. این نباتات زیاده تر به علاقه های منطقه حاره می رویند و ساقه خشبی اسطوانه دار دارند. برگهای آنها طویل و نوکدار و درشت که دران عمل ساقه و برگ هر دو انجام می یابد چنانچه آنراگم ساقه گویند. گلهای آنها خورد به شکل سنبله ترتیب یافته که هر یک آن دارای شش اوراق کاس و طاس که بد و طبق ترتیب یافته اند و اوراق کاس و طاس همرنگ می باشند آلات تذکیر نمبر ۱۶۳ شش که آزاد بوده یا بحصه تحتانی یا فوقانی تخمدان چسپیده اند و آلات تانیث فقط سه تخمدان این ا اگر به شاخه گل پا باین قسم مرتب شوند که بآخر شاخه گل نباشد بلکه در زیر انجام محورهای ثانوی رویند که صاحب گل اند لاکن محورهای ثانوی کوتاه و گلها ابتر باشند این ترتیب گلها را سنبله گویند. --- page 137 --- علم نباتات ۱۴۸ گلهای یک جونی و گاه سه جونی که به هر یک آن یک غنچه قرار گرفته است سنبله گاه ساده است و گاهی منشعب و میوه شان عموماً (دروپ) و اکثر اوقات خوردنی میباشد. این نباتات در علاقه های که می رویند برای مردمان آن جاها بسیار اسباب رفاهیت اند از چوب آنها ابنیه و از برگهای آنها سقف و از الیاف آنها ریسپان تیار می کنند و میوه بعضی اقسام بخوردن بکار می رود که لذیذ می باشد چنانکه نارجیل و خرما وغیره ٣-غلات-نباتات این طائفه عموماً علفی و پست قد گاهی خشبی بوده به بلندی درخت می رسند. ساقه شان مجوف و اسطوانه دار که در بعضی آن مانند نی شکر مواد قندی موجود است. برگهای آنها راست رگ که بن آنها لوله ئی می باشد. عموماً در گلها طبق کاس و طاس نیست و اگر باشد فلسی دیده می شود. آلات تذکیر اکثر اوقات دوگاهی سه یا شش (در برنج شش آلات تذکیر اند) میله طویل که به انتهای آن تکمه طویل واقع است. آله تانیث نمبر ۱۶۴ --- page 138 --- ۱۲۹ علم نباتات فقط یک و تخمدان فوقانی عموماً یک جونی که دران یک تخمچه می باشد و تمام گل با خوشه خوشه ترتیب یافته اند اکثر افراد آن بواسطه که به تخم های خود مواد البومنی دارند بکثرت کاشته می شوند که ازان تغذیه می نمایند . باین طائفه اجناس متعدده منسوب اند مانند گندم و جو - جواری و برنج ـ نی شکر و نی هندی وغیره - ۲- ظاهر البذر Gymncsperm این طبقه مثل طبقه مستور تخمی بزرگ نبوده دارای درخت ـ نیم درخت و گیاه ها است و فایده مهمه که انسان ازان حاصل می کنند آنست که چوب خوب را برای دستکهاے سقف خانه ها و پله دروازه ها ازین نباتات حاصل می کند - علاوه ازان دیگر کدام فایده مهمه ازان نیست زیاده تر افراد آن به علاقهای خشک می رویند ـ و به ساختمان داخلی مشابه به نباتات دو مشیمه می باشد - بحیث آلات ریعان آنها نباتات ادنی نباتات ذات الالقاح الظاهره می باشند زیراکه گلهائشان به شکل ساده هیچ از قسم طبقات کاس و طاس ندارند و آنها عموماً جمع شده خوشه را ترتیب می دهند ـ خوشه مذکور مرکب است از محور اصلی و محور های ثانوی و گلها محور های ثانوی می رویند که عموماً ناقص و تخریبی می باشند - --- page 139 --- علم نباتات ۱۳۰ بهر انتهای آله تذکیر ضمیمه فلس مانند دیده می شود که به سطح تحتانی آن دو کیسه پر از غبار منی نباتی قرار گرفته اند. در گلهای که دار ای آلات تانیث اند به انتهای محورهای ثانوی تخمچه است که گاه به سطح تحتانی آن فلس دیده می شود. تقریباً تمامی شان بواسطه هوا بار ور می شوند و زیراکه تخمهای شان هیچ از قسم تخمدان ندارند یعنی به دور بر پیچیده نیستند این نباتات را بنام نباتات ظاهر البذر موسوم می کنند. در این مرتبه فقط یک طائفه طبعی مهمه است که بیان می شود- طائفه مخروطات نباتات این طائفه را به سبب این مخروطات گویند که گلها مجتمع شده بدسته مخروطی شکل می باشند علاوه بر آن خود درخت با بهمراه شاخها و برگها به شکل مخروطند- افراد آن درخت و نیم درخت که ازان بعضی از (۲۰۰) الی (۳۵۰) فت بلند می شوند و چندین صدى شکل نمبر ۱۶۵ --- page 140 --- علم نباتات ۱۳۱ زندگی می نمایند - برگهای آنها عموماً در از یا خورد بطرز متبادل ترتیب یافته اند و در زمستان نیز سبز میباشند چنانچه این نباتات را سبز جاوید نیز نامند. چنانکه پیشتر بیان کردیم عدیم طاس و کاس بوده آلات تذکیر بدسته مخروطی شکل دارند. آلات تانیث شان عموماً مجتمع امّا گاهی فرداً فرداً هم دیده می شوند. در بعضی اقسام تخم نموی خود را بدو سال پوره می کند و نطفهٔ آنها مرکب از دو یا سه مشیمه می باشند - در طائفهٔ مخروطات اجناس مختلفه مانند کاج صنوبر وسرو وغیره شامل اند که عموماً به علاقه های سرد بخوبی می رویند. از تخم بعضی اجناس که دارای نشاسته وغیره اند تغذیه می نمایند از دیگران چوب خوب را بدست می آرند. بعضی اقسام آن ادویه می دهند و از دیگران تیل (مثل تارپین) می کشند - --- page 141 --- علم نباتات ۱۳۲ فصل سوم نباتات ذات الالقاح الخفيه همه اقسام نباتی را که تا حال مطالعه کردیم نباتاتی اند که صاحب گل بوده برای انتشار نژاد خود در عالم تخم را تشکیل می دهند. حال مطالعه نباتات قسم دیگری را شروع می کنیم که اکمال اعمال ریعان ظاهراً در آنها دیده نمی شود و بهمین جهت آنها بنام نباتات ذات الالقاح الخفيه موسوم می شوند. این نباتات ساختمان مخصوصه رنگین مانند گل نداشته هیچ تخم را تشکیل نمی دهند. بلکه در آنها عمل تجدید بواسطه فقط یک سلول یا جسمی کوچک که از اجتماع چندین سلولها حاصل شده اجرا می شود. و این جسم کوچک را تخمه نامند که گاهی زوجی است و غیر زوجی. سلول زوجی حاصل می شود بعد از تکمیل اعمال در بین آلات نر و ماده و غیر زوجی بدون آنها. تعداد اقسام این شعبه نسبت به نباتات ذات القاح الظاهره خیلی بیشتر است و سوای چندین اقسام (که صاحب لیفی اند) تمامی شان سلولی بوده از ادعیه و عموماً از لولهات --- page 142 --- علم نباتات ۱۳۳ تنفسی عاری اند. بعضی از آنها مثل نبات گلدار مواد سبز (کلوروفائیل) داشته غذای خود را تهیه می کنند و بعضی دیگر ازان مواد عاری بوده نمی توانند که کاربن دائی را تجزیه نمایند چنانچه مجبور اند که به اجسام حیوانی یا نباتی (زنده یا مرده) روئیده از موادیکه آنها برای خویش تهیه کرده اند جذب نموده نشو و نما پذیرند - اکثر اجناس آن در آب و کمی بروی زمین زندگی می نمایند و بندرت شجر واقعی می گردند و این شعبه را بسه مرتبه تقسیم می کنیم که عبارت اند از سرخس آسا Pteridophyta جاک آسا Bryophyta درشتنی Thallophyta که حال هر یک آنرا مختصراً شرح می دهیم - ۱- سرخس آسا نباتات این مرتبه بی ساق عموماً گیاهی اند و بر روی زمین زندگی می نمایند و در علاقه های گرم بکثرت می رویند. نباتات اعلی ذات الالقاح الخفیه بوده صاحب برگهای سبز و الیاف اند اگر چه به اشکال و خصائل اختلاف دارند اما هیچ یکی صاحب گل و تخم نبوده برای خود تهیه غذا تمامی شان می نمایند لہذا به اعمال تغذیه و تجدید موافق خط بیانیه در این دو شعبه مهمه دیده می شوند یکی سرخس ها و دیگری ذنب الفرس ها Horse tails --- page 143 --- علم نباتات ١٣٤ ١ - سرخس ها نسبت بزمانۀ حال سرخسها در ازمنۀ قدیم زیاده تر می روئیدند و جنگلهای عظیم ایشان را تشکیل داده بودند - (چنانکه از علم الارض معلوم می شود) در ایام موجوده افراد آن مانند شجر مرتفع نمی شوند بلکه اکثراتر آنها نازک و خردی اند البته در منطقۀ حاره نموی زیاده نموده گاهی شجر واقعی میگردند. سرخس ها دلدادۀ جاهای مرطوب و سایه داراند چنانچه در این چنین جاها بخوبی نمو مینمایند + سرخس واقعی . ساقۀ کوچک زیر زمینی داشته مائلاً نمو میکند و هیچ از قسم شاخها از ان منشعب نمیشود اگر ساقۀ آن را قطع کنیم میبینیم که پر است از مواد سفید و نرم که در آن رشتۀ باوه شیکه ها موجوداند که در آنها مواد غذای سیر می نماید. برگهای سبز سرخس مرکب که آنها را گم ساقه نیز گویند و به نقاطیکه نزدیک انتهای ساقه اند می رویند آنهائیکه در سال آینده نموی نمبر ١٦٦ خود را کامل نموده برگ درست خواهند شد بروی هم پیچیده . برگ وسطی که بجای ساقه است بروی آن فلس های کوچک برنگ خاکی دیده می شوند. نزدیک کناره برگ به سطح تحتانی --- page 144 --- علم نباتات ۱۳۵ آن نیز فلسهای کوچک اند که بشکل گروه می نمایند و هر یک ازان بواسطه یک یا چندین میله های کوچک به سطح آن مربوط شده مانند چتری به نظر می آیند ـ به بن میله یعنی به نقطه که میله به سطح برگ چسپیده قوطی های ریزه قرار گرفته که هرگاه نموی خود را کامل می کنند خشک شده مشتق می شوند و تخمه های غیر زوجی (که بدون اعانت آلات نرو آلات ماده تشکیل شده و در حقیقت برگهای اند تغیر پذیرفته اند اما خاصیت تجدید نباتی را دارند) که در داخل آن تشکیل شده اند بیرون افگنده می شوند و بذریعه باد به نقاط دور دور منتشر می شوند و اگر شرائط لازمه نمو موافق باشند نمو می نمایند نباتات جدید که از تخمه غیر زوجی می روید به هیچ وجوه با نباتی که خود تخمه ازان حاصل شده شباهت ندارد ـ جسم نباتی آن نازک و بسیط به شکل قلب می نماید و آنرا پرو تهیلس Prothallus نمبر ۱۶۷ گویند ـ پرو تهیلس نه صاحب ساقه است و نه ریشه دارد ـ اما برنگ سبز بوده کاربن دائی اکسائد را تجزیه می توان کرد ـ در ابتدای نمو از سطح تحتانی آن بزودی اشعار باریک می رویند که رشته های جذابه نامند و آنها بخاک فرو رفته مشغول به جذب ۱ـ آلات نر باین جهت نامند که از آلات تذکیر نبات گلدار متمیز باشند ـ --- page 145 --- علم نباتات ۱۳۴ مواد غذائی میگردند. بعده بهمین سطح آلات نر و آلات ماده جداگانه بسیار کوچک می رویند که مانند برآمدگیهای خورد می نمایند. در آلهٔ نر سلولهای بسیار خورد تشکیل می شوند که سلولهای منی گویند و آنها را بدون آلهٔ ذره بین دیده نمی توانیم چون سلولهای مذکور به نموی خود کامل می شوند برآمدگی نر که مثل قوطی است می ترکد و سلولهای منی از ان خارج می شوند. و در قطره آب باران یا شبنم مانند حیوان بواسطه مویک های (تارک) شان Cilia باریک که چندین اند شنا نموده به آلهٔ ماده می رسد. آله ماده برآمدگی نمبر ۱۴۱ است که حصهٔ فوقانی آن استوانه دراز و حصهٔ تحتانی گرد می بجای تخمدان گل در خود پروتھلیس فرو رفته است. در وسط حصهٔ تحتانی سلول جنینی قرار می گیرد و آلهٔ ماده بطرف آلهٔ نر خمیده است. چون سلول منی به انتهای آله ماده می رسد آماس می کند و ضمیمهٔ آن طویل شده سلول جنینی را بارور می سازد. بعد ازان همان نمو می کند و نطفه می گردد و از همان نباتی مثل سرخس برگ دارمی روید. نباتات سرخس جدید که از پروتھلیس می روید از همان مواد غذائی را جذب می کند چنانچه آن بزودی پژ مرده شده خشک --- page 146 --- علم نباتات ۱۳۷ می شود و می ریزد. در همین اثنا یک گم ساقه ازان می روید که کاربن دائی اکسائد را تجزیه نموده برای خویش غذا را تهیه می کند و نیز در همین موقع در بن این برگ رشتۀ ها می رویند که بشکل مرکب بوده از رشتۀ اصلی منشعب نمی شوند و ما آنها را پیشتر رشته های جذابه نامیده ایم از بیان فوق معلوم شد که حیات سرخس مشتمل است بدو دوره که یکی را غیر زوجی و دیگری را زوجی گویند. نباتات بهر دوره به شکل مختلف است و سرخس در تمام حیات خود فقط یک مرتبه بارد می شود. در دورهٔ غیر زوجی سرخس صاحب برگهای سبز است و هیچ اجزا مانند آلات نر و ماده ندارد. به سطح تحتانی برگ قوطی های کوچک را تشکیل می دهد که در ان عموماً پنجاه تخمه اند. در دورهٔ ثانوی نباتات جدید پروتفلیس جسم بسیط است که با نباتات دوره اول هیچ مشابهت ندارد. در ان آلات ماده و نر روئیده نطفه تشکیل می شود که از نباتات اصلی پیدا می شود. تغیر دوره که در نباتات سرخس جاری است در تمام مولود نباتی موجود است ولی در بعضی ظاهرًا پوشیده و غائب و در دیگران (مانند سرخس هویدا) در خروج مولود نباتی قاعده کلیه است که نبات در دورهٔ زوجی اہمیت خود را گم می کند و در دورهٔ غیر زوجی ترقی نموده بزرگ و نمایان می گردد. در نباتات گلدار تخمی نباتا --- page 147 --- علم نباتات ۱۳۸ در دورهٔ غیر زوجی به عموم نظر می آیند اما در دورهٔ زوجی که کوتاه دوام بوده صاحب اجزای کوچک است و محدود است فقط بزمانهٔ عمل ربیعان آنرا فقط شخصے که از علم نباتات واقفیت دارد شناخته مے تواند - نبات غیر زوجی گلدار که آنرا بالعموم نبات گویند تخمه ها را تشکیل می دهد که یک قسم آن غبار منی نباتی است و قسم دیگر کیسهٔ جنینی غبار منی نباتی باهم متصل در قوطی ها تشکیل می شوند که تکمه گویند و کیسهٔ جنینی که دران سلول ماده است در یک قوطی دیگر آنرا تخمچه گویند قرار گرفته - دورهٔ زوجی عرضی است که ذره منی نباتی کیسهٔ جنینی را بارور نموده نطفه را تشکیل می دهد نطفه جسم کامل بوده به غلافهای چست و محکم ملفوف که موسوم است به تخم - اگر شرائط لازمه موافق بودند می روید دازان نبات غیر زوجی - گیاه - نیم درخت یا درخت حاصل می شود - تنبیه :- فائده تغیر دوره تا حال فهمیده نشده - ۲- ذنب الفرس ها - این نباتات مثل سرخس به زمانه های قدیم خوب سر سبز بوده جنگلهای بزرگ را ترتیب داده بودند - بعضی اقسام آن گیاهی به سواحل بحرها یا کناره های دریا ها می رویند و بعضی دیگر در آب و هوای خشک ریگستانها نیز دیده می شوند - آنهائیکه در مناطق متعدله اند به بلندی چندین فت می رسند اما در حاره بدیگر نباتات --- page 148 --- علم نباتات ۱۳۹ تکیه نموده به بلندی چهل فت می رسند ذنب الفرس عمومی- از جنس آن قسم عمده می باشد. عموماً در کشتزار های حبوبات می روید و به بلندی از چند فت زیاد نمی شود ساقه آن راست و سخت دارای بند بند و بفاصله های معینه گرد آن از التصاق برگها حلقه ها دیده می شوند که سبز اند و شاخها ازین برگ نمی روید و نمبر ۱۶۹ بطرز متبادل می باشد. شاخها چون چندین فت بلند شدند از یک سطح بالا نمی رویند چنانچه شکل نهال مانند چتری می نماید - ساقه های را که در فوق بیان نمودیم ساقه های اند که عمل شان فقط تهیه مواد کاربنی غذائی (عضوی) نبات است که برای آن بروی ساقه شاخها و برگهای سبز روئیده چنانچه آنها را ساقه های عقیم گویند. ساقه های دیگر اند که نه صاحب برگ اند و نه از آنها شاخها منشعب می شوند. رنگ آنها زرد و مخصوص اند برای تکمیل عمل تجدید نبات که برای آن به انتهای آنها اجسام کوچک مخروطی شکل می رویند. چنانچه این ساقه ها را ساقه های بارور نامیده اند حصه زیاد این نبات بخاک پنهان اناگا ہے به زمین دور نمی رود. اگرچه به لسان عمومی آنرا ریشه خوانند اما چونکه --- page 149 --- علم نباتات ١٤٠ صاحب فلسهای کوچک است (برگهای تغییر پذیرفته ریشه شمرده نمی شود بلکه ساقه زیر زمینی است از بندهای زیر زمینی رشته های جذابه می رویند که بسیار نازک و بهر سمت در خاک فرو رفته غذا را جذب می کنند که بعد ازان به لوله هائیکه در داخل ساق اند سیر می نماید - نمبر ١٧٠ ساقه های بارور ممکن است در ابتدای بهار از ساقه های عقیم پیشتر رویند و اگر از اجسام مخروطی شکل که به انتهای آنها اند یکی را گرفته ملاحظه کنیم - می بینیم که دران فلسهای کوچک سپر مانند قرار گرفته که در سطح تحتانی آنها از پنج الی ده قوطی های تخمه خورد موجود اند - نمبر ١٧١ وبه هر یک آن تخمه ها به تعداد زیاد موجود - چون قوطی های موصوف خشک می گردند باز می شوند و تخمه ها بیرون افگنده می شوند و هرگاه تخمه ها بخارج افگنده شدند یعنی عمل ساقه بارور که برای آن مخصوص است انجام یافت ساقه کاملاً خشک میشود - تخمه هائیکه به زمین افتیدند اگر شرائط لازمه موافق اند نمو می کنند و پروتھلیس که ازان پیدا می شود به شکل مانند پروتھلیس سرخس می باشد اما به هر پروتھلیس --- page 150 --- علم نباتات ۱۴۱ آلات نر و ماده هر دو موجود نیستند بلکه یک پر وتھلیس آلات نر و دیگر آلات ماده دارد- آلات نر چون نموی خود را کامل کردند منشق می شوند و سلولهای منی ازان خارج می شوند که بواسطه تار های شنا از بین قطره آب شنا نموده به آلهٔ ماده رسیده نطفه را تشکیل می دهد که ازان نبات اصلی می روید- ۲- جامنک آسا نباتات این مرتبه ساده و پست قد بوده عموماً بر می اند- نموی آنها انبوه و گاهی از چندین انچ زیاده بلند نمی شوند- ساقهٔ کوتاه نموی شان قائم که بر آن برگهای سبز مجتمعاً روئیده اند- ریشه نبوده مثل دیگر نباتات ذات القاح الخفیہ رشته های جذابه دارند که بواسطهٔ آنها رطوبت را از خاک جذب می کنند و بذریعه برگها کاربن دائی اکسائد را تجزیه کرده برای خویش غذا را تهیه می کنند- در آن دو طبقهٔ مهمه دیده می شوند یکی نباتات الکبد Liverworts و دوم گلهای سنگ ۱- نباتات الکبد- باین سبب آنرا نبات الکبد گویند که شکل شان مانند شکل جگر است چنانچه افراد آن عموماً پهن به نقاط مرطوب زمین می رویند- بعضی اقسام اند که به روی آب و دیگران کاملاً در آن نمو می نمایند- اجناسی که در بین آب می رویند مثل --- page 151 --- علم نباتات ١٤٢ حیوانات ضفادع می توانند اگر بروی زمین اورده شوند نشو و نما پذیرند مرکنشیا Marchaatia یکی معمولی ترین از نباتات الکبد بوده به زمین مرطوب عموماً به اطراف خندق یا انهار و چشمه ها می روید پروتفلیس آن برخلاف سرخس و غیره اهمیت زیاد داشته نبات فهمیده می شود این نبات در دوره زوجی مانند نبات گلدار اهمیت ندارد. لهذا پروتفلیس یک جسم بسیط بروی زمین پهن بوده منشعب است و به انتهای هر شعبه بریدگیها دیده می شوند. در برگهای آن در وسط یک رگ که بجای رگ اصلی است از ابتدا تا انتها دیده می شود. نمبر ۱۴۷ به سطح تحتانی برگ برابر رگ وسطی رشته های جذابه روئیده که بزمین فرو می روند و خود برگ سبز بوده کاربن دائی اکسائد را تجزیه می کند. در سطح فوقانی علاوه به رگ وسطی رقبه های کوچک به شکل شبه معین دیده می شوند که در وسط هر یک این رقبه ها یک سوراخ (فوهه تنفسی) موجود است و آن مربوط است به یک حفره دیگر که در تحت بشره واقع است. در اطراف حفره سلولهای اند دارای کلوروفایل که بعضی از آنها از ته الی آخر به صنوف ترتیب یافته اند و این ترتیب در ساختمان مرکنشیا مخصوص است که در --- page 152 --- علم نباتات ١٤٣ دیگر نباتات دیده نمی شود. تخمه های مرکنیشیا که ازان پروتھلیس حاصل می شود در دوره غیر زوجی و بعد از دوره زوجی دو قسم حاصل می شوند - تخمه از پروتھلیس باین طریق نمبر ١٧٣ حاصل میشود که بعد از نموی پروتھلیس چون چندین یوم می گذرد- به نقاط مختلف رگ وسطی ساختمان مخصوصه مانند کاسه لگ های خورد می رویند و درتهٔ آن اجسام کوچک سبز پیدا می شوند که تخمهٔ آن می باشند. تخمه های مذکور بعده سست می شوند و بواسطهٔ باران جدا شده به نقاط مختلفه منتشر میشوند که ازان بعد اگر موسم موافق است نمو نموده پروتھلیس های جدید را تشکیل می دهند . طریق تشکیل تخمه های آن بعد از دورهٔ زوجی اینقسم است که به نقاط مختلفه رگ وسطی گاه نمبر ١٧٤ برآمدگیهای خورد تشکیل میشوند که بعده بشکل قرص می گردند که بواسطهٔ میله بسطح پروتھلیس چسپیده به شکل مثل چتری می نمایند بعضی از آنها آلات نر اند و دیگران آلات ماده و باین شناخته می شوند که کناره قرص آلهٔ نر چیندار بوده سطح --- page 153 --- علم نباتات ١٤٤ آن داراے برآمدگیها و فرورفتگیها می باشد - عموماً فرورفتگيهاى مربوط اند به حفره هاى داخلى قرص - و آله تانیث نیز قرصی است امّا منشعب که در ان هشت یا نه نمبر ١٧٥ ساختمان مخصوص گلک مانند جمع شده به شکل متشعشه نظر می آیند در سطح تحتانی هر گلک اجسام کوچک شبیه بوتل قرار گرفته که جز فوقانی آنها تنگ و طویل و جز مى تحتانی قصیر و کروى - از قاعدهٔ هر حفرهٔ آلهٔ نر یک جسم خورد به شکل چکش می روید که در ان سلولهاى منی تشکیل میشوند چون جسم نموى خود را کامل می کند سلولهاى منی نمبر ١٧٦ خارج می شوند که بواسطهٔ تار ها می شنا در اب شنا نموده به آلهٔ مؤنث می رسند و از هر یک آن ضمیمهٔ طویل خارج شده سلول جنینی را که در وسط جز کروى آنست بارور می نماید سلول جنینی بعد ازان بواسطهٔ تقسیم سلولی بزرگ شده می رود و منقلب میشود بیک جسم چکش نما که بعده میلهٔ آن دراز شده جسم تکمه مانند که بانجام آنست از آله ماده بخارج می برآید و چون آن نموى خود را کامل می نماید منشق شده --- page 154 --- ١٤٥ علم نباتات تخمه ها را که در داخل آن تشکیل شده اند بخارج می افگند و آنها اگر شرائط لازمه را موافق می بینند نمو نموده پروتهلیس ها را تشکیل میدهند ۲-گلهای سنگ. نباتات این طبقه دارای ساقه قائم و کوچک اند و با نبوہی می رویند. برگچه های شان نازک و خورد به ترتیب مارپیچی (متبادل) مرتب شده نسبت به نقاط مرطوب به زمین خشک زیاده تر می رویند. گل سنگ معمولی تخمه هایش مثل شرس نمو می نمایند اما پروتهلیس آن یا آلات نر یا آلات ماده دارد و ساقه آن کوچک و نازک دارای برگچه های نازک میباشد قوطی های تخمه به محور های طویل می رویند و دارای یک ساختمان مخصوصی اند که مانند کلاها آنها را می پوشاند- چون قوطی کاملاً نمو کرد. کلاه جدا می گردد امّا چنانکه لازم دیده میشود که تخمه ها بیرون افگنده شوند درین موقع افگنده نمی شوند زیرا که دهان قوطی مسدود است بواسطه یک ساختمان دیگر مانند دندانها نمبر ۱۷۷ چون دندانهای مذکور از حرارت و خشکی هوا خشک میشوند منقبض میشوند و رخنه ها را تشکیل می دهند که ازان تخمه ها بخارج افگنده منتشر می گردند. و مانند شرس نمو می نمایند امّا در ابتدای نمو بته ها --- page 155 --- علم نباتات ١٤٦ ریزه گل سنگ لعاب دار بوده بزمین پهن و فوفه دیده می شوند. ۳ - نباتات رشتهٔ در این مرتبه نباتات ادنیٰ و ساده ترین شامل اند و غالباً در عالم قدیم ترین می باشند بعضی افراد آن دارای کلور و فائیل بوده غذای خود را تهیه می کنند اما دیگران ازان عاری از دیگر اجسام عضوی زنده یا مرده غذای خود را جذب می کنند. اشکال آنها مختلف گاه کروی و گاهی اسطوانه لاکن هیچ اجزای علیحدہ مانند نبات گلدار مثل ریشه و ساقه و برگ در آنها دیده نمی شود. جسامت شان سلولی از ذره بینی الا به بزرگی نیم درخت هم می باشد و تخمه های شان گاه بواسطهٔ هوا ورنه اکثر اوقات بذریعهٔ آب منتشر می شوند. دران دو طبقهٔ مهمه است قارج و نباتات بحری - ۱ - قارج - این نباتات از کلور و فائیل عاری از دیگر اجسام عضوی زنده یا مرده غذای را برای خود حاصل می کنند چنانچه در تاریکی بهمان خوبی نشو و نما می نمایند که در روشنی و بر دو قسم مهمه اند اوّل سماروق ها و دوم پوپک ها سماروق - به اقسام متعدده است امّا ما قسم معمولی آن را که در جنگلهای مرطوب عموماً بعد از خزان در ایام باران روئیده دیده می شود بیان می کنیم جزئی که بالای زمین نظر می آید مرکب است از یک محور طویل (تا به سه انچ که قطر آن ۱/۴ انچ می باشد) و جزئی گرد که افقاً به انتهای آن --- page 156 --- علم نباتات ١٤٧ محور قرار گرفته. سطح تحتانی جزی آخری مقعر و فوقانی محدب بوده موسوم است به کلاه سماروق. سطح فوقانی کلاه سماروق اشم است و قطر آن عموماً برابر درازی محور می باشد. اگر آنرا قطع کنیم معلوم می شود که محور و کلاه هر دو اجزا از مواد سفید تشکیل یافته اند. جزئی که از سماروق در خاک فرو رفته از اجتماع رشته های سفید صورت گرفته که به انتهای سافله محور چسپیده اند هر یک ازین رشته های سفید را ہایفا (Hyphae) و رشته های ضخیم را که بجای ریشه اند مائی سلیم (Mycelium) نمبر ١٧٨ نامند. اگر مقطع سماروق را بواسطه ذره بین امتحان کنیم می بینیم که همه جسم سماروق از اجتماع ہایفا تشکیل شده است. در ساقه ملصق و در مائی سلیم و کلاه از یکدیگر جدا شده اند. کمی بالاتر از نقطه تنصیف محور سماروق حلقه دیده می شود که آنرا طوق سماروق نامند این حلقه یا طوق فی الحقیقت ما بقای غشای است که در ایام ابتدائی نموی سماروق تا به کلاه رسیده آنرا کاملاً پوشانیده بود. و در آن زمان موسوم است --- page 157 --- علم نباتات ١٤٨ به مقنع سماروق - چون نبات نمو نموده آن دریده و کلاه بیرون برآمد و ازان طوق باقی ماند - در سطح تحتانی سماروق جوان ورقه های زیاد دیده می شوند که بر مرکز جمع شده شکل متشعشعه را می سازند ورقه های موصوف موسوم اند به ماهی گوش های سماروق در ابتدا نمبر ١٤٩ رنگ آنها ارغوانی است اما بعده خاکستری می گردند در هریکی ازین ورقه ها تعداد زیاد از تخمه های سماروق تشکیل می شوند که خیلی خورداند - اگر سطح تحتانی کلاه را پایان کرده و از هوای تند و تیز نگاهداشته بآهسته بیک کاغذ سفید نهند یک لکه رنگین بروی کاغذ پیدا می شود لکه چیزی دیگری نیست بلکه سلولهای اند که ازان ریختند و از این قسم لکه می توانیم وضع ترتیب ماهی گوش ها را هم شناخت - سماروق نیز صاحب دو قسم آلات است مانند دیگر نباتات آلات تغذیه و آلات تجدید مائی سیلم که آله تغذیه است بواسطه آن نباتات تغذیه می نماید و حصهٔ هوائی (محور و کلاه) برای تشکیل و انتشار تخمه ها بکار میرود - سماروق چونکه از مواد عضوی تغذیه می نماید پس گلهاے --- page 158 --- علم نباتات ١٤٩ بخاکی نمی روید که مواد حیوانی یا نباتی گنده شده را نداشته باشد- تنبیه :-عمل تزویج سماروق غیر زوجی بوده فقط بواسطۀ تخمه ها اجرا می شود- در این نباتات تاحال عمل زوجی دریافت نشده است- بعضی سماروق ها بخوردن بکار می روند و بعضی اقسام آن سمی اند اما هیچ کس همه اقسام خوردنی را از غیر خوردنی بدرستی تشخیص کرده نمی تو اند سوای با علم و تجربه بتشخیص آنها در کوشش های شوقی اکثر واقعات مهلکه واقع شده اند- بهر حال سماروقهای که خورده می شوند عموماً برنگ زرد مائل به بادامی و سطح تحتانی شان مقعر و فوقانی محدب می باشد- و اقسام سمی اکثریه به رنگهای شوخ و خوبصورت اند مانند نارنجی مائل بسرخ زردی مائل سرخ- سبزی مائل زرد و غیره گاه به سطح فوقانی آنها لکه های رنگ دیگر موجود- سطح تحتانی و فوقانی کلاه محدب و انتهای عالیه و سافله محور باریک به نقطۀ وسطی ضخیم می باشند- هر کدام سماروق که ببیخ آن یک ساختمان کاسه دار دارد یا بر آمدگی فلسی داشته باشد یا تخمه های آن برنگ سفید باشند هم از اقسام خوردنی نیستند و باید از آنها احتراز ورزید- در دورۀ تکمه(در ابتدای --- page 159 --- علم نباتات ۱۵۰ نموی نبات که سماروق بشکل تکمه می باشد) سماروق خوردنی و سمی تشخیص نمی شود اگرچه رنگ تکمه زرد مائل به بادامی باشد لہذا خوردن سماروق تکمه خطرناک است - پوپک - به اقسام متعدده که ازان پوپک سفید را که بر روی تکه نان می روید برای مطالعه طرز زندگانی می گیریم - پوپک این قبیل معمولی بکثرت یافت می شود و به رنگ سفید بوده نسبت به اقسام دیگر بزرگتر می باشد و عموماً بلندی آن تا بیک انچ و گاه تا به سه انچ دیده می شود - تخمه های پوپک مدام کم یا زیاد در ہوا موجود اند - چنانچه هرگاه بروی بعضی از عضویات چون نان میوه یا چرم وغیرہ می افتند می توانند ازان غذای خود را جذب نموده نمو کنند و بنت آن را که مثل پشم است نمبر ۱۸۰ ہر شخص می شناسد - اگر بخواهیم طرز تنمیه آنرا مشاهده کنیم کمی خاک رت را گرفته به گلاس شیشه باید اندازیم که دران شیره میوجات است و اگر آنرا بجای گرم نگاه داریم دو یا سه روز بعد به روی آن پوپک روئیده دیده می شود - بذریعهٔ --- page 160 --- علم نباتات ۱۵۱ ذره بین اگر امتحان ان را به نمائیم نبات آن مثل سماروق دارای رشته های جذابه دیده می شود که زیر سطح شیره رسیده اند و حصه دیگر هوائی است که به انتهای آن سلولهای ضخیم قرار گرفته - سلولهای ضخیم که در حقیقت قوطی های تخمه اند بطریق غیر زوجی تشکیل شده اند و چون نموی خود را کامل می نمایند به رنگ سیاه نظر می آیند که بعده منشق می شوند و ازان چهار طرف تخمه ها افگنده میشوند پوپنک بطرز مذکور تجدید خود را مسلسل جاری می دارد ـ اما این تخمه ها بسیار نازک اند ـ اگر به نقاطی به افتند که نمبر ۱۸۱ شرائط نمو موافق نباشند به زودی می میرند ـ پس برای آن که در موسم نا موافق مثل زمستان نسل پوپنک منقطع نشود ـ تخمه های را بطریق زوجی تشکیل می دهد که تا به آنوقت که شرائط لازمه موافق نباشند زنده می مانند و نمو نمی نمایند طریق زوجی در این نبات به این طرز نمبر ۱۸۲ --- page 161 --- علم نباتات ۱۵۲ جاری است که دو رشته های جذابه که در موادی فرو رفته اند که مواد غذائی آن میباشد چون بیکدیگر نزدیک می گردند به دو نقاط هر دو رشتهای مذکور دو برآمدگیهای کوچک می رویند و به طرف یک دیگر طویل شده می روند تا آن که بیک دیگر متصل می گردند. در آن موقع جدارهای شان که با یک دیگر ملصق شده حل می شوند و بین دو رشته های مذکور یک لوله ارتباطیه تشکیل می شود و بعده مکنونات سلول یک رشته به مکنونات دیگری که به مقابل است منتقل شده باهم با یکدیگر می آمیزند و در همین اثنا به نقاطیکه در عقب نقطه متصل اند دو پرده فاصل تشکیل شده یکحصه لوله را جدا می نمایند. بعد ازان جزئی که علیحده شده شروع به بزرگ شدن می کند و بروی آن یک جداً ضخیم به رنگ خاکستری مائل به سیاه پیدا می شود که بروی آن خار های ریزه روئید اند. نمبر ۱۸۳ هرگاه تخمه نائم نموی خود را کامل کرد از رشته ها علیحده می گردد و می افتد. بعده تا به عرصه به حالت سکون بوده هرگاه شرائط لازمه موافق --- page 162 --- علم نباتات ۱۵۳ باشند نمو می نماید - نباتات نافعه و مضره - از همه اقسام نباتات ذات الالقاح مخفیه که پیشتر زیر مطالعه آمدند بعضی اقسام قاریچ به بهبودی و بیادی انسان بیشتر تعلق دارند پیشتر بیان کردیم که این نباتات از کلوروفائیل عاری از اجسام عضوی یا از مواد عضوی زنده یا مرده تغذیه می نمایند اگر مواد مرده است دران عموماً باعث گندگی می گردند که از ان مواد مذکور تجزیه شده بکاربن دائی اکسائد و مواد معدنی منقسم می شود و اگر از مواد زنده به نباتات رویند در آنها بعضی امراض ساری پراگنده می شوند و باعث اتلاف آنها گشته برای ما نقصان می رسانند و اگر در اجسام حیوانی داخل شدند به سلول یا خون آن روئیده باعث امراض مهلکه مثل تپ محرقه - درد گلو و دق وغیره می گردند بعضی اقسام آن برای ما مفید باشند مایه که در مواد قندی یا شیرین پیدا می شوند و آنها را به الکحل که بذریعه بوی مخصوص شناخته می شود تبدیل می کنند و اگر همین ها در شیر پیدا شدند آنرا به ماست یا پنیر تبدیل می نمایند و همین مایه است که چون در خمیر آرد نشو و نما کرد برای ما نان نرم می دهد - لہذا بعضی اقسام قاریچ ( Fungus ) که بالعموم ذره بینی اند به شکل و خصائل مختلف برای ما همچنان مضر اند که اقسام دیگر مفید - لهذا بعضی از اقسام آنها که آنقدر --- page 163 --- علم نباتات ١٥٤ اهمیت زیاد دارند در ذیل بیان می نمائیم :- مایه - ظاهراً نباتات مفیده از مواد مرده تغذیه نموده عموماً در مواد های قندی پیدا می شوند و مانند دیگر اقسام قارج که پیشتر بیان شد مائئ سیلم ندارند. جسم نباتی مایه معمولی فقط از یک سلول یا از اجتماع چندین ساخته شده و هر یک سلول کم یا زیاد بیضوی یا کاملاً گردی شکل می باشد. در وسط آن یک خسته و چهار طرف دانه های پروتو پلازم و خلل از شیره سلولی پُر اند. و تمامی این اجزا در جدار نازک قرار گرفته که بواسطه آن نبات جذب غذائی می نماید. در مایه عمل تجدید غیر زوجی بذریعه تقسیم سلولی جاری نمبر ١٨٤ است اما بطرز تقسیم سلولی چوب نمی باشد. بلکه جدار سلولی بیک نقطه برآمدگی پیدا می کند که نمو کرده بزرگ می گردد. سلول جدید که باین طریق تشکیل می شود تا به عرصه به سلول قدیم چسپیده می باشد و بعده ممکن است جدا شود. هرگاه شرائط خارجی ناموافق شدند خصوصاً به موقع که مواد غذائی کمتر گردد. در آن حالت تجدید زوجی تکمیل یافته تخمه های نائم تشکیل می شوند که به تعداد در هوا پراگنده می باشند. و برای آن --- page 164 --- علم نباتات ۱۵۵ بعضی سلول مایه آماس می کند و خسته شان به چهار حصه منقسم شده چهار چهار تخمه را تشکیل می دهد و جدار سلولی در آن وقت بجای قوطی کار می رود ممکن است که در تعداد تخمه ها اختلاف باشد لهذا بجای چهار گاهی دو گاه هشت تخمه دیده می شوند. تخمه ها که باین طرز ساخته شدند بعد از دریدن جدار خارج میشوند و تا به عرصه نمبر ۱۸۵ در هوا بوده بکدام میوه رسیده قرار می گیرند در آن باعث گنده شدن آن می گردند. چون تخمه نمو می کند غشای آن می درند و سلول مایه ازان خارج شده شروع به تقسیم شدن می شود چنانچه عمل تجدید بسرعت جاری میشود اما بطریق اول - عمل تخمیر. اگر کمی مایه را در یک بوتل شیشه که دران آب و قند مخلوط بوده موجود است انداخته بجای گرم نگاه کنیم در ان عمل تجدید بسرعت جاری میشود و بعد از چندین دقیقه بسیار حبابهای ریزه از محلول متصاعد می شوند. اگر غاز این حباب ها را امتحان نمائیم ظاهر میشود که غاز مذکور کاربن دائی اکسائد می باشد همین عمل را تخمیر نامند. چون در بوتل عمل تخمیر خلاص میشود در شیشه بجای محلول شیرین الکحل بمقدار زیاد دیده می شود. عمل مذکور --- page 165 --- علم نباتات ١٥٦ در محلول تا به آن وقت جاری می باشد که همه مواد قندی تجزیه شده مبدل به کاربن دائی اکسائد و الکحل گردد بحالتی که مقدار الکحل خیلی بیشتر گردد عمل بتخمیر چیزی دیگر نیست بجز عمل تنفس نباتات مایه که اکسیجن را از مواد قندی جذب نموده کاربن دائی اکسائد را دفع می کند و چون از مواد قندی مقدار اکسیجن کم می شود به الکحل تبدیل می شود - بیکتریا - از همه نباتات (از مایه نیز) خرد ترین بوده به هر طبقه (هوا - آب - زمین) موجد اند - قطر آنها عموماً ١/٢٥٠٠٠ انچ اگرچه در بیکتریا که باعث تپ محرقه می گردد فقط ١/١٢٥٠٠ و در دیگران هم خورد تر که به ذره بین طاقتور هم به مشکل دیده می شوند - باوجودیکه جسامت شان آنقدر خورد است اعمالی را انجام می دهند که نتایج تعجب خیز دارند - از کلوروفائل عاری و جسم شان مانند مایه فقط از یک سلول و گاه از چندین سلول ترکیب یافته - از مواد زنده یا مرده تغذیه می نمایند بعضی از آنهائیکه مواد مرده را جذب می کنند الکحل را به سرکه تبدیل می کنند و اگر در شیر پیدا شوند آنرا ترش می نمایند و دیگران در موادهائیکه دارای مرکبات ازت اند پیدا می شوند و آنها را تجزیه می نمایند چنانچه از آن غاز های متعفن خارج می شوند - آنهائیکه از مواد زنده تغذیه می کنند باعث امراض گوناگون --- page 166 --- علم نباتات ۱۵۷ حیوانات که به سبب مواد سمی اند که از جسم شان مترشح میشوند می گردند و دران حالت آنها موسوم اند به جراثیم ( Germs ) یا مائیکروب ( Microb ) تجدید آنها خیلی سریع چنانچه ممکن است که در عرصه چندین ساعت یک بلیون جراثیم حاصل شوند و از همین است که امراض وبائی (ساری) عمومی می گردند. سلول بیکٹریا ساده دارای یک جدار سلولی که گاهی از سلولز ساخته شده و گاه از ماده دیگر ( Proteids ) که از پروتو پلازم سلول حاصل میشود که آن موجود است به شکل دانه ها اما وجود خسته تا حال مشاهده نشده اگر چه در اکثر سلولها نمبر ۱۸۶ مواد خسته (کرو ماتین) دیده میشود. یک یا دو قسم بیکٹریا ساده این چنین هم اند که دارای مواد کلوروفائیل می باشند. اگرچه شکل این سلول کروی است اما ضروری نیست زیرا که در بیکٹریا یک نژاد می تواند. در دوره های مختلفه حیات خویش اشکال مختلفه را اختیار کند لہذا بجای کروی گاهی دراز و گاه مارپیچی و بعض اوقات بدیگر اشکال هم دیده میشوند. عمل تجدید در بیکٹریا ساده بدو طریق انجام می یابد و هر دو طریق غیر زوجی اند. --- page 167 --- علم نباتات ۱۵۸ طریق اوّل آنست که سلول فقط بدو حصہ منقسم شود - و در طریق دویم سلول تخمه را تشکیل می دهد که نائم است و این عمل در اقسامیکه جسم شان طویل است زیاده تر دیده می شود. مکنونات پروتو پلازم از یک مرکز خود حرکت کرده در وسط جمع می شوند و گرد آن یک جدار جدید تشکیل می شود - هرگاه نموی آن کامل شد این جدار محکم می گردد و در داخل آن تخمه تشکیل می شود که عموماً یک است و گاهی نمبر ۱۸۷ چندین. این تخمه های بیکتریا حرارت و برودت زیاد را مقابله نموده می توانند بدون دیدن ضرر تا به عرصۀ دراز بحالت خواب زنده مانند و عموماً در هوا منتشر اند یا در آب مخلوط که بواسطۀ تنفس در اجسام حیوانی داخل میشوند یا بواسطۀ خوردن آب - هرگاه شرائط لازمه نمو موافق شدند نمو می نمایند و در آن موقع جدار خارجی می ترقد و سلول کامل بیکتریا خارج میشود که عمل تجدید آن بزودی شروع می شود - تنبیه:- برای حفظ صحت باید که از آب جوی یا تالاب که دارای ہزار ہای مائیکروب است اجتناب کنیم و از آب نوشیده مریض ہا که بہ امراض وبائی مبتلا اند پرهیز نمائیم و اگر از حیوانات مایکی --- page 168 --- ۱۵۹ علم نباتات در مرض وبائی گرفتار شده آنرا از دیگران جدا کنیم. ۲- نباتات بحری- نباتات قدیم و ساده ترین اند که زیر سطح آب تالابها و چاه های کهنه و بروی سنگها یا دیگر اشیای زیر آب شیرین چسپیده زندگی می نمایند- غیر از آن همه نباتات را که خس دریائی Seaweed نامند و در بحرها و غدیر های آب شور می رویند در همین شعبه شامل اند- زیاده تر اقسام آن بروی آب ورقه ضخیم را تشکیل می دهند و چندین اند که به زمینهای مرطوب نیز یافت می شوند اقسام ساده ترین نباتات بحری سلولی اند یعنی جسم آنها مشتمل است بر یک سلول کروی که تکثیر آنها اکثر بواسطهٔ تقسیم سلولی ظهور می پذیرد جسم نباتی اقسام اعلی آن از اجتماع سلولهای طویل به شکل استوانه ( Thallus) ساخته شده که ساده اند و گاه منشعب چنانچه در آنها اکثراً هیچ اجزای جداگانه از قسم ریشه و ساقه و غیره دیده نمی شوند. لاکن تمامی شان دارای کلوروفائیل بوده و کاربن دائی اکسائد هوا را تجزیه کرده برای خویش غذا را تهیه می نمایند و مثل قارج بروی اجسام دیگر عضوی زنده یا مرده نمی رویند- مارپیچی بحری Spirogyra یکی از معمولی و ساده ترین اقسام نباتات بحری است- که در آب شیرین می رویند حصه زیاد این نباتات سبز ممزوجی که بروی تالابها شنا می کنند جامنکهای بحری --- page 169 --- علم نباتات ۱۶۰ دیده می شود - شکل ظاهری آنرا بچشم دیده می توانیم اما برای ملاحظه اجزای آن ضروری است که ذره بین را به استعمال آریم - جسم نباتی ساخته شده از تار های ساده غیر منشعب که از اجتماع سلولهای طویل صورت گرفت چنانچه جدار های فاصل سلولها که مطابق نژاد راست اند یا خمیده بخوبی ظاهر می شوند و بهیچ قاعده یا انتهای آن شناخته نمی شود- حبل یا ریسمان کلوروفائیل به طرف داخلی سلولهای مذکور ترتیب یافته و از نمبر ۱۸۸ همین است که این نباتات را مارپیچی نامیدیم - در سلول علاوه از کلوروفائیل خسته و پروتوپلازم موجود است که اوّل الذکر نزدیک مرکز بواسطهٔ رشته های پروتوپلازم که بطرف جدار سلولی متشعشع و به بعضی نقاط حبل کلوروفائیل ختم شده آویخته است و پروتوپلازم زائد بطرف جدار داخلی سلولی ورقهٔ باریکی را تشکیل داده به آن چسپیده است و تمامی خلل از شیرهٔ سلولی پر می باشند - عمل تجدید در این نباتات بواسطهٔ غیر زوجی نامی از جدا شدن حصه تار های جسم نباتی اجرا می شود- و حصّهٔ که ازان جدا می شود نمو کرده نبات کامل می گردد- هرگاه --- page 170 --- علم نباتات ۱۶۱ قوت تار ها از زیادتی عمر کاسته میشود یا به سبب تقسیم مسلسل یا بنا به جهت ناموافق حوادث خارجی تجدید زوجی بطریق جمعیت کمی مانند آن که در پوپنگ ملاحظه شد. واقع می شود و تار های نزدیک یکدیگر از بعض نقاط جسم خود برآمدگی های کوچک را تشکیل می دهند (تقریباً یک یک تار از هر سلول) نمیر ۱۱۹ که به مقابل بطرف یک دیگر نمو کرده طویل می شوند و متصل می شوند. جدار ها به نقطه که متصل شدند حل شده یک لوله ارتباطیه در بین هر دو سلول ساخته می شود. بعده مکنونات یک سلول (کلوروفائیل خسته و پروپلازم) از راه این لوله گذشته به مکنونات سلول دوم می آمیزند و بعد ازان همه مواد بذریعه یک ورقه ضخیم سلولر محیط شده مبدل بسلول جدید میگردد که در داخل جدار قدیمی قرار گرفته. و همین تخمه نائم مارپیچی بحری می باشد. تخمه نائم یک جسم بیضوی است که در ابتدا سبز اما بعده سیاهی مائل بخاکستری میگردد. و بعد از عرصه قلیل یا طویل --- page 171 --- علم نباتات ۱۶۲ خواب خود هر وقت که شرائط موافق شدند نمو می کند در آن موقع دو غشای آن دریده مکنونات آن نمو کرده به شکل یک لوله می گردد ـ که در وسط آن یک پرده تشکیل می شود و ازان دو سلولها متصل دیده می شوند سلولی که به نمبر ۱۹۰ انتها است سبز و دیگری سفید ـ پس در این موقع قاعده و انتهای نبات شناخته می شود اما بزودی سلول انتهائی نمو کرده تار نبات را تشکیل می دهد و دیگر منقبض شده معدوم گردد ـ چنانچه این شناخت هم کم می شود ـ واکیریا (Vaucheria یک قسم نباتات دیگر بحری اند که در آبهای پایاب و بخاک مرطوب دیده می شوند ـ تار نباتی منشعب انا به سبب نبودن پرده های فاصل مثل نبات مایقچی دران سلولهای جداگانه نظر نمی آیند ـ نبات مذکور بذریعۀ جؤ ریشه نماء که بی رنگ است چسپیده و کلوروفایل به شکل دانه ها در تمام جسم نباتی منتشر ـ در واکیریا نمبر ۱۹۱ تجدید غیر زوجی بطریقی مخصوص --- page 172 --- ۱۶۳ علم نباتات است و آن باین طریق که انتهای شعبه تار به سبب اجتماع پروتو پلازم آماس میکند بعده جزر موصوف از شاخه بواسطه یک پردهٔ فاصل جدا می شود. و بعد ازان می ترکد که ازان جسمی کروی تخمه واکیریا خارج می شود که دران ذرات کلوروفایل موجود و خسته ها به تعداد زیاد و تخمه بچشم دیده می شود. سطح خارجی آن دارای جفت تازیانه است که به تعداد زیاد و از هر خسته یک جفت روئیده - تا به عرصهٔ قلیل بواسطهٔ تازیانه های مذکور در آب شنا مینماید و بعده بیک نقطه قرار گرفته نمو مینماید که ازان نبات جدید میروید - که فقط دو تار اند به قاعده پیوسته - یک شاخه برنگ سبز و از شاخهٔ دیگر برآمدگی می برآید که بی رنگ و بطور ریشه بکار می رود برای محکم کردن نبات بروی زمین تخمه های نائم این نبات نیز بطریق زوجی بذریعه اعضای مذکور نر و ماده تشکیل میشوند و هر دو آلات شاخه هائی اند تغیر پذیرفته و هر دوی شان بیک شاخه واقع می شوند - نمبر ۱۹۲ نمبر ۱۹۳ --- page 173 --- علم نباتات ۱۶۴ آله نر جسم استوانه ایست دارای ذرات کلوروفایل و خسته ها۔ بعد از چندی خسته ها به مرکز پروتوپلازم مجتمع میگردند۔ تسلسل جزئی که دران خسته ها مجتمع بود بواسطهٔ یک پرده فاصل قطع می شود۔ چون آله تذکیر که بطرف آله ماده خمیده است نموی خود را کامل کرد راس آن می درد و ازان سلولهای منی تازیانه دار که از خسته ها تشکیل شده اند خارج میشوند۔ از بین آب شنا نموده به آله ماده می رسند۔ آله ماده از آله نر بزرگتر دارای برآمدگی نوکدار در آن نیز ذرات کلوروفایل و خسته ها اند که به مرکز پروتوپلازم مجتمع میشوند۔ آن نیز از تسلسل شاخه بواسطهٔ پرده فاصل منقطع میشود خود آله ماده بطرف آله نر خمیده و در داخل آن از اجتماع خسته ها یک خسته بزرگ به رنگ سبز تشکیل میشود۔ بعد ازان راس آله ماده حل میشود و یک سوراخ می ماند که ازان سلولهای منی داخل شده عمل باروری را انجام می دهند۔ سپس سلول جنینی نمو نموده بواسطهٔ یک جدار ضخیم محصور میشود و باین طریق یک تخمه نائم واکیریا حاصل میشود۔ باهتمام شبیر محمد ناشر ختم شده --- page 174 --- [BLANK PAGE] --- page 175 --- [BLANK PAGE] --- page 176 --- [BLANK PAGE] --- page 177 --- [BLANK PAGE]