Afghanistan Digital Library
adl0940
http://hdl.handle.net/2333.1/rr4xgz1v
This is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan
Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about
this item, copy and paste the "handle" URL above into a web browser.
When referring to or citing this item please use the "handle" URL
and not this document or the URL from which you downloaded it.
All works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless
otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely
reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.
NYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu
نشریات شیر محمد پسر محمد گل خان افغان
(قوم خروتی ساکن قره باغ غزنین)
(در عهد سلطنت اعلیحضرت امیر امان الله خان غازی )
(خلد الله ملکه وسلطنته)
ترکستان
طبع اول
جمله حقوق طبع محفوظ است
مترجم سید رضا علی زاده
۱۳۰۵ --- ۱۳۴۵
در طبع مفید عام لاہور طبع شده
۱۹۲۷ء میلادی
تعداد (۱۰۰۰)
خدا داد کاتب
ترکستان
۳
16120
مقدمه از طرف
ناشر
اهمیت و فایدهٔ مطالعهٔ تاریخ بهیچ صاحب هوش
و اهل بصیرتی را پوشیده نیست. عبرتها و تأثیراتی که
انسان را از مطالعهٔ تواریخ حاصل میگردد آشکارا و
هویدا بوده، حاجت به بیان نمیباشد. خصوصاً آشنا شدن
بتاریخ مملکت های همحدود و آگاهی یافتن از احوال
ملت های همسایه به افراد هر ملت واجب و ضرور میباشد
تا بموجب وضعیت و احوال آن مملکت و ملّت، وضعیّت
و احوال خویش را اصلاح و خط حرکت خود را تعیین نماید.
اینک ما محض آگاه ساختن هموطنان عزیز مان را از
احوال جغرافی، اقتصادی و سیاسی مملکت ترکستان و
آشنا گردانیدن افراد ملّت نجیبهٔ خود را بطرز زندگی گذشته
ترکستان
٤
و کنونی اهالی آن کشور وسیع و معمور که همسایه بلا واسطهٔ
وطن مقدّس مان و اکثریت اهالی اش همدین و همکیش
ما میباشد «تاریخ ترکستان» را که (۱۹۱۸) میلادی، در تاشکند
بزبان ترکی چاپ شده است، بفارسی ترجمه گردانیدیم و
بعضی واقعات مهمه ئی که پس از طبع تاریخ مذکور در آن
مملکت بوقوع آمده است، در آخر کتاب به عنوان «علاوه
از طرف ناشر» علاوه نمودیم.
امیدواریم که خوانندگان کرام، پس از مطالعهٔ آن
احوال گذشته و کنونی ترکستان را مقایسه نمایند و سبب
آن همه سعادت و فیروزیهای سابقه و علت این همه
فلاکت و بدبختی های حاضره را محاکمه نموده، عبرت و
پند بگیرند و از نفاق خانمانسوز امرا و رؤسا و نزاع
خانه برانداز داخلی و قبیلگی که آن کشور بزرگ و آباد منبع علم
و معرفت و چشمهٔ هنر و مدنیت ترکستان را بدین حال
اسف انگیز خرابی و پریشانی انداخته است، دوری و
بیزاری جویند. [نیّر محمّد؟]
ترکستان
۵
از مرتب
بزرگ ترین قصور مکتب و مدرسه های ما تا امروز
فقیر بودن آنها از جهت رهبر و بزرگ بودن احتیاج
ما به کتابهای فنی بود. خصوصاً در حق تاریخ و جغرافیای
ترکستان نبودن اثری در دست ما نقصان بزرگی بود
در کتابهای جغرافیای ما در صورتی که وحشیان آفریقا جنگل
های آمریکا و آفریقا، بوزنیه و طوطیان هندوستان، خوکان
انگلتره، عرق و شراب فرانسه، چرمسازی و کرباس بافی
روسان کاسترا ما مفصلاً بیان میگردید، در بارهٔ مملکت
ترکستان دو سطر معلومات داده نمیشد، در خصوص ثروت
طبیعی ترکستان، نباتات و حیوانات، خلق و معیشت خلق،
در بارهٔ کسب های مهم آن همچون پنبه کاری میوه
داری و کرمگذاری معلومات قناعت بخشی نوشته نمیگردید
در حقیقت تاکنون پیدا نبودن اثری که دائر بمملکت
ترکستان معلومات جغرافی و تاریخی داده تواند، برای
ترکستان
مکتب ها و ادبیات ما قصور بزرگی بود .
اینک همین حال را ملاحظه نموده ، ما به اثر های اسلام
و آور و پا که دائر بمملکت ترکستان نوشته شده بود ، مرا-
جعت کرده ، نیز بمقاله های علمی و اجتماعی بعضی
جریده ها و مجله های ملی راجع بترکستان استناد کرده
متوکلاً علی الله ، به امید اینکه شاید در مکتب های اسلامی
در حق جغرافیا و تاریخ ترکستان رهبر اتخاذ شود، همین
اثر را جسارتاً بمیدان گذاشتیم .
حقیقته در خصوص ترکستان بزبان آور و پائـیـان
تألیفات خیلی زیاد است (تنها بزبان روسی بیش از سیصد
اثر موجود میباشد)، ولی بزبان ترکی میتوان گفت که کتابی
هم موجود نبود . برای ما ترکان چقدر ننگ است که بجای
اینکه کشور خود را خود تفتیش نمائیم، کشور ما را برای ما
اجنبیان تفتیش میکنند . جای خیلی تأسف است که حتی
ما از بودن این اثر های آور و پائیان هم خبر نداریم
باید اعتراف نمائیم که آور و پائیان با تدقیقات و کشفیات
شان در ترکستان ، بترکان خدمت خیلی بزرگی کرده اند.
ترکستان
۶
اثر های مدفون ترک را بیرون آورده ، مدنیت و عنعنات
ملی مارا که بدرجۀ فراموشی رسیده بود، احیا نموده ، مدنیت
ترک را بتمام دنیا شناسانیده اند. در مقابل این خدمت
ایشان هر قدر تشکر نمائیم، باز هم کم میباشد. ولی در برابر
اینکه خدمت های بزرگ اوروپائیان را که در حق عالم
ترک و فن نشان داده اند، تقدیر مینمائیم، نمی توانیم
هر چیزی که در اثر های ایشان نوشته شده است ،
حقیقت شمرده، قبول کنیم. در بعضی ازین اثر ها که از
جهت علمی و فنی قیمت بزرگی را حائز میباشد، بعضی
چیز ہائی که از نقطۀ نظر ملیت و اسلامیت خلاف
حقیقت است، نوشته شده و معلوم میشود که از
طرفگیری و تعصب محررین اش خلاص شدن نتوا-
نسته است. چون ما بمأخذ های مذکور مراجعت نمودیم،
مجبور شدیم که به این نقطه دقت مخصوصی نموده،
پس از محاکمۀ درست، آنها را بنویسیم.
این اثر ما در نوشتن تاریخ و جغرافیای ترکستان
از تجربۀ نخستین عبارت است. بناءً علیه طبیعی است
ترکستان
۸
که تجربهٔ نخستین هر وقت بی قصور نخواهد بود. ازین
جهت از معلمان محترمی که این کتاب را در مکتب
شان رهبر اتخاذ نموده، تدریس میکنند، عاجزانه التماس
میکنم که در آخر تجربهٔ ایشان فکر و تنقید شان را لطفاً
بخودم بنویسند. اگر سهو و خطا های آن را در صورت
پیدا شدن) بیواسطه بخودم نوشته، معلوم نمایند، مع الممنونیت
برای اکمال قصورات و تصحیح خطا هایم حاضری باشم.
نیز بمعلمان محترم عاجزانه توصیه مینمایم که هنگامی که
این کتاب را تدریس می نمایند، اصول تعلیمی را که در
فن تدریس خیلی مقبول است (یعنی بجز علم و اصطلاحات
دیگر همه مندرجات آن را حفظ نگردانیده، فقط فهمانیدن
و نقل گردانیدن) تعقیب کنند - چونکه این اثر فقط مبنی
بر همین اصول نوشته شده است .
ومن الله التوفيق
مختاربکر
تاشکند، ۱۹۱۸ میلادی +
ترکستان ۹
هنگام نوشتن این کتاب
ازین مآخذ ها استفاده شده است :
شجرهٔ ترک، مستفاد الاخبار، تاریخ قوم ترکی، تاریخ
بخارا، تاریخ الخوانین، سیاحت نامهٔ خیوه، سیاحت
آسیای وسطی، امیر تیمور، تاریخ افغان، قاموس الاعلام.
از اثرهای روسی: اثرهای پروفیسور موشکیف،
لاگوفیت، دانیلوفسکی، پرژیوا۔ لسکی، گه ییرا آمازا، گرولیف،
پاولوف، آسترائو موف، شیشوف، لیکوشین، لاوروف،
یوفیروف، ناغییف وغیرهم.
بسم الله الرحمن الرحیم
ترکستان
موقع جغرافی، سطح و حدود آن .
ترکستان در آسیای وسطی واقع بوده، از کشور
بزرگی عبارت است که از جهت اداره بسه قسم
منقسم است: ترکستان شرقی، ترکستان غربی و ترکستان
افغانی.
ترکستان شرقی
ترکستان شرقی (ترکستان چینی) در میانه وادی
یتیت، کوههای تیان-شان، آلای و پامیر، بیابان
غوبی و تاقلا ماقان واقع بوده، در تحت ادارهٔ
ترکستان ۱۲
حکومت چین می باشد.
سطح ترکستان شرقی بقدر یک ملیون و ۲۳۵ هزار مربع چاقریم است. خلق ترکستان شرقی بقدر یک و نیم ملیون بوده، از اوزبک، سارت، تارانچی، دونگان، تورکمان، تاجیک، چینی، قرغز و قازاق عبارت است. زمین ترکستان چینی اکثراً از بیابانها و وادیها عبارت بوده، ولی در دامنه کوههای (یتان-شان) در اهواز های (جونغاریا) و در سواحل (تاریم) و (ایلی) میتوان بطرز مدنی زندگانی کرد.
هوای ترکستان شرقی خشک، آبیاری اش کم، زمستانش سرد و تابستانش گرم بوده، برای زراعت مساعد نمی باشد. در دشتهای آن قرغز و قازاقان کوچی بچارواداری مشغول اند و این کار چارواداری بالنسبه بهتر است. در اینجا غالباً گوسفند تربیت کرده میشود. ولی عمومیتۀ خلق ترکستان چینی بفقیر زندگیمینمایند. صناعت، هنر و معارف بدرجه خیلی پستیبوده، مکتب و مدرسه خیلی کم است. مکاتب و مدارس
ترکستان
۱۳
موجوده هم به اصول قدیم و بی ترتیبی دوام میکند
ادارۀ مرکزی ترکستان چینی شهر (کاشغر) بوده،
یارکند، قولجه، خوتن و کوچار از شهرهای مشهورش
می باشد.
ترکستان افغان
ترکستان افغان در بین دامنۀ کوههای (پامیر)
و (پارا میز)، دشت مغان، دامنۀ کوههای شرقی،
و جنوبی هندوکش واقع است . سطح ترکستان افغانی
از ده هزار چاقریم مربع عبارت است. خلق ترکستان
افغانی بقدر دو ملیون بوده، نیمۀ این ترک و باقی
دیگرش افغان، تاجیک، بربری و ایرانی می باشد.
قسم بزرگ اهالی ترکستان افغانی بطرز کوچری زندگی
مینمایند . زمین شان اکثراً از کوهستان و هامون عبا
رت بوده، قابل پرورش چار پایان میباشد . ازین
سبب اهالی اینجا باچارواداری معیشت مینمایند در
وادیهای کوهستان بمقدار کمی با باغداری هم اشتغال-
ترکستان
۱۴
میور زند.
ترکستان افغانی بنام چهار ولایت معروف بوده،
از نام امیر افغانستان بواسطه نایب الحکومه ها اداره
میشود شهرهای مشهور ترکستان افغانی بلخ، مزار شریف
میمنه شبرغان، سرپل، قندوز، آندخوی، فیض آباد، قتغن،
بدخشان، تاشقرغان، ایبک، آقچه، هرات، تخته پل
می باشد
ترکستان غربی
ترکستان غربی زمین های ترکانی است که در
وسط عصر نوزدهم بدست دولت روسیه در آمده است
از این جهت این قطعه را (ترکستان روس) هم می
نامند. ترکستان غربی باعتبار رصد خانه (پولکوف) در بین
درجه ۲۰ و ۵۲ طول شرقی و در بین درجه ۳۵ و ۴۸
عرض شمالی واقع است.
این قطعه غرباً بکوههای مهاجر، وادئی (اوست یورت)
شرقاً بکوههای جونغاریا، آلاتاغ، تیان - شان و پامیر،
۱۵
ترکستان
جنوباً بکوههای خراسان، قوپیط، شمالاً بکوههای (تارباتاغلی)
و (چنگیز تاغ)، حوضه آرال و ایرتیش پیوسته است .
طول این قطعه (از کوه قوپیط جنوبی تا کوه آلاتاغ شمالی)
هزار و ششصد و ده چاقریم، عرضش (از شهر توقماق
تاکوههای مهاجر) نهصد و هشتاد چاقریم بوده، تمام
سطح اش یک ملیون و ۸۰۸ هزار و ۱۱۸ چاقریم می
باشد. پس میتوان گفت که خاک ترکستان غربی با
خاک بعضی ممالک اوروپا همچون فرانسه، اسویچره، المان
و ایتالیا مساوی است مجموع اهالی ترکستان غربی، به
انضمام امارت بخارا و خیوه بقدر دوازه ملیون است.
حدودش - ترکستان غربی، در طرف غرب آسیای
وسطی بوده، در شمالش ولایات صحرایی قرغز و قازاق،
در شرقش مملکت چین، در جنوبش ممالک افغانستان و
ایران، در غربش بحر خزر واقع است . در کشور ترکستان
بنام بخارا و خیوه دو امارت مستقلی موجود است که خاک
اینها در سواحل نهر جیحون (آمو دریا) واقع بوده، از شرق
جنوبی بسوی غرب شمالی امتداد دارد .
ترکستان
16
حدود جنوبی ترکستان ـ از سواحل رود (آتزک)
و شعبهٔ آن، رود (سومبار) تا کوههای خراسان و سواحل
(تجن) با مملکت ایران محدود است. بالاتر از آن، یعنی
از کوه ذوالفقار گرفته، تا نهر (مرغاب) با مملکت افغانستان
متصل است. از مرغاب گرفته تا آمو دریا و حدود امارت
بخارا، با کوههای (پامیر) ممتد است. بعد از آن از حدود
آمو دریا و امارت بخارا گذشته، بوادی (پامیر) منتهی میشود.
پامیر در آخر شرق جنوبی ترکستان واقع بوده، از
یایلاق خیلی بزرگی عبارت است. حدود غربی ترکستان در
اینجا بسواحل (پامیر) و (زور کول) محدود می باشد.
طرف شرقی ترکستان را زمین هائی تشکیل می دهند
که از پامیر گرفته، با سواحل نهر (ایر که شتام) تا پشتهٔ کوههای
(آلای) امتداد می یابد و از درجهٔ ۴۰ عرض شمالی گرفته
بطرف شرق شمالی میل نموده، تا پشتهٔ کوههای (تیان شان)
و تپهٔ (خان تانگری) کشیده می شود. تپهٔ کوه (خان تانگری)
از سطح دریا هفت چاقریم ارتفاع دارد. از اینجا هم باز
بطرف شرق کشیده شده، از ساحل (ایلی) میگذرد. از
ترکستان
۱۷
(آلا تاغ) . (جلانج کول) و (آلا کول) که در ولایت یتی سو
واقع است . گذشته، به پشته کوههای تار باتا غای می پیوندد .
بعد ازین طرف شمالش از سلسلۀ کوههای (تار با -
تاغای) و (آقچه تاغ) گرفته، تا ساحل (قوری سامی) کشیده
میشود . از آنجا تا گذرگاه نهر (آلا آیغیر) که در ساحل (چو)
واقع است، و از ساحل نهر (چو) تا به (ساوم کول) و
(آیتی کول) ممتد میگردد . از آنجا بیابان (قارا قوم) بطرف
شمال غربی کشیده شده، از نهر (ایرغیز) میگذرد و راست
بطرف غرب جنوبی، طرف شمال بحر آرال میل کرده، از کوه
(تیرپه نمه س) میگذرد پس ازین بحر آرال را بمیانه خود
گرفته، بسوی غرب رفته، تا به (کول سام) و چشمه های
(سولام) و از آنجا از طرف شمال وادی (اوست یورت)
گذشته بحر خزر خلیج (سیسار ویچ) منتهی می شود .
حدود غربی ترکستان - از ساحل شرقی بحر خزر گرفته
تا تنگۀ نهر (آترک) که در جنوب واقع است، ممتد میباشد .
سطح ترکستان - سطح ترکستان خیلی گوناگون است .
مثلاً یک طرفش از وادیهای پست عبارت بوده طرف
ترکستان ۱۸
دیگرش از کوههای بلند و بزرگ پُر می باشد. طرف شمالش عموماً هموار بوده، از بیابان و صحراهای خشک و خالی عبارت است. طرف شمال غربی اش سطح کشاد و همواری را تشکیل میدهد که از هامونهای زردگِل عبارت بوده، رفته - رفته بوادیهای سیاه خاک مبدّل میشود و از دامنهٔ کوههای اورال و سواحل بحر خزر شروع شده تا سواحل بحر آزاو، بحر سیاه، نهر دو نای امتداد دارد.
این سطح کشاد برای ترکان قدیم بمنزلهٔ دروازه ئی بوده که بواسطهٔ آن، از اقصای آسیا حرکت نموده، باوروپا داخل می شده اند. خاقانهای باشوکت و قهرمان ترک و تاتار، همچون پایان، بالامیر، آتیلو، جوجی، باتو و تیمورلنگ ازین سطح کشاد اقوام ترک و تاتار را بآوروپا سوق می داده اند.
این سطح بسیط از جهت موقع جغرافی، تاریخی اقلیم و هوا با ترکستان اصلی علاقه دار است. چنانکه یکسان بودن ارتفاع آن زمین ها از دریا، فقیریِ آنها از جهت طبیعت، خشکی و بی آبی، متبادل سریعانهٔ هوا و موافقت
ترکستان
۱۹
سائر جهات شان از یک عنصر بودن آنها را می فهماند.
نظر بقول علمای جغرافی، در زمانهای قدیم درین -
زمین ها دریای بزرگی بوده، که طرف غربی آن بکوههای
قارپات، طرف شرقی اش بکوههای آلای، طرف شمالی اش
بکوههای آرال و ایرتیش اتصال داشته است. این دریا
در زمانهای مجهول التاریخ با یک تبدلات ارضیه، خشک
و ناپدید گردیده است و دریا های خزر، آرال، آزوف
و بعضی کولهای حاضره از آن دریای بزرگ تاریخی نمونه ئی
می باشند.
طرف شمال غربی ترکستان هامونی را تشکیل میدهند
که این هامون از ثلث جمیع کشور ترکستان عبارت است.
قسم بزرگ خاک این هامون شور و گل آلود بوده. آب
شیرینش خیلی کم است و آب چاههای آن غالباً شور
می باشد. اینک اهالی در اطراف این گونه چاهها زندگی
می نمایند. ارتفاع این هامون از سطح دریا در هرجا
یکسان نیست. ازین رو سطح زمین آن هم یکسان
نبوده، در هر نقطه یک نوع می باشد.
ترکستان ۲۰
در بعضی نقاط بلندیهای (اوست یورت) و در بعضی
جاها گودیهای بحر آرال، ساری قامش و آیا ۔ پالوس را
تشکیل می دهد.
ریگ و بیابان
قسم بزرگ سطح ترکستان (بقدر صد هزار مربع چاقریم
زمین ها) از بیابانهای ریگ زار و بی آب و علف عبارت
است.
میدان ریگ زاری که از سواحل بحر (آرال) و نهر
(آمو دریا) شروع شده، تا امارت خیوه و ولایت ترکمنستان
کشیده میشود، (قارا قوم)، بیابان ریگ زاری که در طرف
شرق بحر آرال و در میانهٔ (سرد دریا) و (آمو دریا) واقع است
(قزیل قوم)، ریگ زاری که از سرد دریا گرفته، بطرف
شمال کوههای (مهاجر) ممتد است. (قارا قوم)، ریگ
زاری که در طرف غرب جنوبی دریاچهٔ (بالقاش) واقع است
(مولیون قوم) و ریگ زاری که در طرف ساحل نهر (ایلی)
واقع است، (تا و قوم) نامیده می شود.
۲۱ ترکستان
ریگ زاری که در طرف غربی کول بالقاش و در
طرف شمال سواحل (چو) واقع است، بیابان (آچ دالا)
و (بدبخت دالا) مینامند. ریگ زاری که در میانه سمرقند
و دیزخ واقع بوده، از دو ملیون دسیا تین عبارت است،
(آچ دالا) و یا (چول میرزا) نام دارد. بسوای اینها، ریگ
زار و بیابانهای کوچک در اینجا نهایت درجه بسیار است.
ریگهای بعضی ازین ریگ زار ها متحرک و سیار بوده،
نظر بوزیدن بادها، بصورت و شکلهای گوناگون در میآید.
بتأثیر بادهائی که از طرف شرق شمالی میوزد، ریگهای
متحرک پشت سر یکدیگر طبقه های منتظم ترتیب میدهد و
یا بشکل کمان توده های مسلسل تشکیل مینماید. اینک
این گونه ریگها را (بارخان) مینامند. این بارخانها از علف
و گیاهها خالی بوده، بوزیدن باد ها آهسته ـ آهسته حرکت
می نماید. هنگام حرکت بهر چیزی که راست آید، مثلاً به
نباتات، باغ و بوستانها، خانه و عمارتها، همه را فرا گرفته،
می پوشاند. این گونه ریگهای متحرک، در طرف جنوب (قزیل
قوم) بیش تر موجود است. بعضی ریگها هم هست که در
ترکستان
۲۲
سواحل دریا و رود، تلهای مسلسل را تشکیل میدهد. حصول این ریگها بدین گونه است: آبهای دریا و رودها ریگهای سواحل را همواره لیسیده، بدرون آب میافگند. این ریگها بسبب موجهای آب، تکرار بسواحل بیرون میآیند آفتاب و باد آنها را خشکانیده حرکت میدهند و باز پشته ها میسازند. اینک این پشته های ریگی را «دیونا» مینامند چون از دور نظر کرده شود، اینها همچون امواج سخت شدۀ دریا مینمایند.
قسم بزرگ وادی ترکستان را زمین های کشاد تشکیل میدهد. چون این زمین ها در زمانهای قدیم تک دریا بوده است. ازین جهت خاکش شور میباشد این زمین های بسیط را میتوان بسه قسمت تقسیم نمود: ۱) شور - این خاکی است نرم و از هم پاشیده که در تابستان خشک میشود. ۲) تاقر - این خاکی است که در زمین شور گلدار بوده، پس از تر شدن بآب سخت میگردد. ۳) باطلاق - این اکثراً در اطراف کولها بوده، رویش با پردۀ نازک نمکین پوشیده شده و همواره متموج میباشد. گاها روی
۲۳ ترکستان
باتلاقها همچون برف با نمک سفید پوشیده میشود. این
گونه باطلاقها در سواحل شمالی بحر خزر و در سواحل شرقی
بحر آرال و در میانه بیابان قارا قوم، بسیار دیده میشود.
بیابان ریگ زار
ریگ زار همواری که همچون دریای متموج بنظر میآید
بیابان مینامند. در بیابان زمستان هوا خیلی سرد بوده
در تابستان زیاده گرم میشود. در بهار بسبب نرمی زمین
که از برفهای زمستان حاصل میشود، گیاهان و علفهای گوناگون
میروید و جمیع دشت را گل و شکوفه های رنگا رنگ فرا میگیرد
ولی این گیاه و علفها همین که بهار گذشته، تابستان داخل
شود، بسبب شدت گرمی آفتاب بزودی پژمرده و خشک
میگردد. بعد کم کم گیاهها خشکیده، بواسطه باد چنگ و خاک
شده، بهوا برداشته میشود و جمیع هوا را پر میکند. درین
وقت دشت خیلی بی روح میشود. در دشت غالباً خلق
کوچی، همچون قرغز، قازاق و ترکمان زندگی مینمایند برای
حیوانات آنها در دشت تابستان و زمستان خوراک پیدا
ترکستان
۲۴
میشود. حیوانات در زمستان گیاه و علف هائی که با پردۀ
نازک برف پوشیده شده است، روی آنها را با پاهای شان
گشاده، میچرند.
خلق کوچی بحیوانات شان آذوقه زمستانی را پیش از
وقت حاضر نمیکنند و حاضر کردن را لازم نمیدانند. ازین
جهت حیوانات ایشان تمام زمستان در دشت چریده،
گذران میکنند. لیکن در بعضی سالها روز های بهار و
خزان از یخ بستن ناگهانی آبهای باران و برف روی زمین
بایخ پوشیده و لغزان میشود. اینک درین وقت بحیوانات
از زیر پای شان آذوقه یافتن دشوار میگردد. نیز درین گونه
سالها حیوانات چارواداران و کوچریان از گرسنگی تلف میشوند
اینک همین حالات را بنظر اعتبار گرفته، کوچریان عدد
حیوانات شان را کاسته، برای محافظۀ باقی حیوانات شان
از گرسنگی بچاره های لازمه متوسل شدند. اکنون فقط بخس
و خاشاک دشتها امیدوار نشده، برای خوراک زمستانی حیوانات
شان، در تابستان آذوقه های ضروری، همچون بیده و کاه
حاضر مینمایند.
ترکستان
۲۵
بیابان گل آلود
بیابان بسیط ترکستان که در میانه بحر خزر و دریای آرال واقع است، بیابان گل آلود مینامند. در طرف جنوب غربی این بیابان، در اوایل بهار گیاههای مختلفه روئیده و در بعضی جاها گل و شکوفه نمودار میشود ولی اینها چندان دوام نمیکند. زیر اشتدت گرمی آفتاب اینها را بزودی زرد، پژمرده و خشک میگرداند در اینجا بعضی خارهای وحشی هم میروید.
تل و تپه ها
هر طرف ترکستان را کوههای بلند احاطه کرده است. چنانکه ترکستان عادتاً بوادیٔ میماند که در میانهٔ کوهها واقع شده باشد. در شرق و جنوب ترکستان کوههای بزرگ و بلندی موجود است که بالای آنها دایماً با برفهای زیاده پوشیده شده است در شمال ترکستان کوههائی موجود است که نشیب آرال و ایرتیش را تشکیل میدهد. در غربش
شماره ۳ قاسم ۶ قسمت
ترکستان
۲۶
بلندی اوست یورت و تپه های سواحل بحر خزر واقع است
عموماً این تل و تپه ها در طرفهای کنار ترکستان واقع
بوده، به بیابان و ریگ زار های وادی ترکستان نمی پیوندد.
بلکه درمیانه این بیابانها و تپه ها زمین های منبت و حاصلخیز
موجود است، که خیلی قابل کشت و زراعت میباشد. بدین
گونه جمیع اطراف وادی ترکستان زمین های بابرکت و حاصل
خیزی را تشکیل میدهد که بهترین محل حیات و زندگی
از همین نقطه ها عبارت بوده، مدنیت و معموریت در آنجا
روز تا روز ترقی میکند.
خاک زرد
هوای ترکستان غالباً گرم و خشک بوده، طبقه با لائی
زمینش نازک و بی دوام است. ازین جهت هر وقت
بواسطه باد در کوه و وادیها گرد و خاک بهوا صعود میکند.
اینک همین گرد و خاک، چون باد ساکت شده، هوا صاف
گردید، بروی زمین های کشاد و خصوصاً در جاهای گیاه دار
نشسته، برنگ زرد طبقه ئی در زمین تشکیل میدهد. چون
ترکستان
۲۷
بروی اینها باران باریده، ترکند، سخت شده، طبقه خاک زرد
حاصل میشود. یا گرد و خاک مذکور بواسطه باد بهوا برداشته
شده، بکولها می افتد و در تک آب می نشیند. بدین طریق
تک کول عصرهای بیشمار گرد و خاکها نشسته، کول تدریجاً
پست میشود. نهایت آبش تماماً خشکیده، در جای کول
وادی و گودی حاصل میگردد. طبقه این خاک زرد در تپه ها
و در دامنه کوههای وسطی که از پنج چاقریم تا شصت و پنج
آرشین ارتفاع دارد، موجود است .
رود هائی که از کوهها جاری میشود، این خاک های زرخیز
و بابرکت را بوادیهای گرو و پیش می برد. در بین راه
بتأثیر جریان و موجها، این خاکها بسواحل رود افکنده
میشود . سپس خشکیده، بواسطه وزیدن بادها در دشتها پراگنده
میشود. بطریقی که در بالا گفته شده است، ازین گرد و خاک ها
طبقه خاک زرد حاصل میشود . این زمین ها برای دهقانی
خیلی مساعد بوده، بابرکت و حاصل خیز میباشند اینک
این گونه خاک را « متنی » مینامند .
ترکستان ۲۸
کوهها
وادی ترکستان را بنام هندوکش، پامیر- آلائ تیان شان، تاربا تاغای چهار کوههای مسلسل و تپه های چندی که حوضۀ آرال و ایرتیش را تشکیل داده، احاطه کرده اند.
سلسله های هندوکش - کوهائی است که از حدود افغانستان گرفته، بسواحل بحر خزر منتهی میشود این کوههای مسلسل از کوههای تورکمان ، خراسان، قوپط کوره ن ، بالخان بزرگ و خورد و شاه قدم (کراسنوودسکی) عبارت است.
این کوهها اکثراً از گیاه و علف محروم بوده، بعضی نقطه هائیش از سطح دریا تا دو چاقریم ارتفاع دارد از میانۀ کوههای خراسان وترکمان رود تجن جاری میشود. ازین کوهها بطرف شرق جنوبی، کوههای (پارامیز) شروع میگردد.
در میانۀ کوههای (پارا میز) پشتۀ بلند هندوکش واقع است که معدن برفهای دائمی را تشکیل میدهد (آمو دریا از یخچالهای همین پشتۀ هندوکش حاصل میشود) .
سلسله های پامیر - آلای - بلند ترین کوههای مسلسل
ترکستان
۲۹
بوده، در میانه کوههای هندو کش و بتیان - شان واقع
است. پامیر - بنام پامیر چین و پامیر روس بدو قطعه
منقسم میباشد. پامیر روس با کوههای هندوکش متصل
بوده، بلند ترین نقطه اش از سطح دریا پنج و نیم چاقریم
ارتفاع دارد.
پامیر چین یا که سلسله های (موستاغ آتا) - نیز بلند
ترین کوهها بوده، بایخچالهای دائمی پوشیده شده است
(بلند ترین نقطه این کوه هفت چاقریم است) . در
شمال پامیر پشته کوه (آلای) واقع بوده، بلند ترین نقطه
اش تپه (کاو فمان) است که هفت چاقریم ارتفاع دارد.
قسمت غربی این پشته (آلای) بدو قسمت جدا میشود:
یکی پشته ترکستان و دیگری پشته حصار.
این پشته های کوه بطرف غرب کشیده شده پشته
های (زرافشان) را تشکیل میدهد. ولی پشته های
ترکستان بسوی شمال شرقی کشیده شده، سپس قدری
پست تر گردیده، کوههای (مالگزار) را حاصل مینماید.
از اینجا باز بطرف غرب میل نموده پشته های (نورآتا)
ترکستان
۳۰
را تشکیل میدهد. نهایت این کوهها به بیابان (قز یل
قوم) در آمده، ناپدید میشود .
تیان - شان - از طرف شمال فرغانه سلسله تیان -
شان شروع میگردد . قسمی ازین سلسله ہائی که شرق
شمالی فرغانه را احاطه مینماید، سلسلۀ کوههای فرغانه مینامند
طرف شمال شرقی ترکستان با شعبات کوههای تیان -
شان پر میباشد . کوههائی که در اینجا از تیان - شان
جدا میشود، اینهاست : (تیرسکه تاغ) که در طرف جنوب و
غرب (ایسیق کول) واقع بوده، بنام سوسا - میزاغ، تلاس
آلاتاغ، قارا تاغ و کوه قارا کول جدا میشوند . این کوهها سردریا
را در جنوب گذاشته، بطرف شمال و غرب کشیده میشود و
در بیابان (پیکه ساری) نا پدید میگردد .
در محلی که کوههای (تیرسکه تاغ) و تیان - شان (کوک
شاآل) بیکدیگر می پیوندد، بلند ترین تپۀ تیان شان کوه
(خان تانگری) واقع است (خان تانگری) از سطح دریا
هشت چاقریم مرتفع میباشد . کوه مذکور از تیان - شان
منشعب شده، سلسلۀ کوههای (کونگه آلا تاغ) را تشکیل
ترکستان
۳۱
میدهد . طرف شرقی جونغاریا آلاتاغی، در میانهٔ ترکستان چینی و ترکستان غربی «حد فاصل» میباشد .
کوههای «تیان - شان» چون از شهر قارا کول گذشت برفگاههای دایمی شروع میشود . رود های شمالی و شرقی ترکستان ازین برفگاها و یخچالهای تیان - شان آغاز میگردد . درین کوهها هر وقت زلزله بوقوع میآید (در سال ۱۸۸۷ و ۱۹۱۱ در آلماتا زلزله های مدهش بوقوع آمده بود) . پشته های تیان - شان خیلی کشاد و بجاهای بسیار منبط میشود (طولش بقدر پنصد چاقریم است) . درین کوهها ثروتهای طبیعی، معدنهای گوناگون و سنگهای گرانبهایی اندازه فراوان است ولی حیفاکه تاکنون بقدر لزوم این معدنها استخراج و از آنها استفاده نمیگردد.
سلسلهٔ تار باغاتای - در کوشهٔ شمال شرقی ترکستان بوده، پشته های تار باتاغای بطرف چین و پشته های آقچاتاغ بطرف غرب ممتد میشود . این پشته ها بطرف شمال غربی میل نموده، کوههای چنگیز تاغ) و (قارقالی تاغ را تشکیل میدهند . (بلندی کوه تار باغای دو و نیم چاقریم
ترکستان
۳۲
است ) .
اقلیم و هوایش
کشور ترکستان از دریا دور بوده، از جهت اقلیم و هوا
بتاثیر باد و آفتاب تابع است.
بسبب اینکه طرف جنوب و جنوب شرقی ترکستان
را کوههای بلند احاطه میکنند ازین رو باد های مرطوب
(موسسونها) که از بحر محیط هندی میوزد، بترکستان در آمده
نمیتواند.
باد ہائی که از طرف غرب میوزد، چون از آدر و پا گذشت،
رطوبت خود را در بین راه غایب نموده، بترکستان خیلی کم
رطوبت میآورد. از آنجائی که جهات شمالی و شمال شرقی
ترکستان کشاده و بی دیوار است. آن طرفها بباد های سرد
و باد های خشک هر وقت معروض میگردد. این باد ها
مرطوبیت خود را در کوههائی که سطح مایل آرال و ایزنیش
را تشکیل میدهند، گذاشته، بترکستان بحالت خشکی داخل
میشود.
۳۳ ترکستان
آفتاب ترکستان خیلی گرم، زمستانش زیاده سرد و
تابستانش بشدت گرم است. در ترکستان بیشترین ایام
سال، روی آسمان کشاده و صاف میباشد. بسبب خشکی
فوق العاده تبخر هم کم بوده، بهوایی تأثیر است. در تابستان
هم روزها گرم و شبها سرد میشود. بهار و پائیز کوتاه ،
تابستان دراز و زمستان بارانی ( در بعضی جایها سیر برف )
بوده، در وقت دیگر باران کم میبارد . این حال غالباً
در وادیهای ترکستان بوقوع میآید. ولی در جاهای
نزدیک بکوه و در اهواز ها هوا خیلی مرطوب بوده، باران
زیاد میبارد.
در خزان و زمستان در اینجا دومان پیدا شده گاهها
برف هم میبارد. عمومیتۀ در ترکستان هوا بسرعت
متبدل شده، گاها بشدت گرم و گاها بنهایت سرد میگردد
بعضی سالها در ترکستان سرما به ۲۰ درجه و در دشت
به ۳۰ و در بالای پامیر به ۴۶ درجه و در تابستان
گرما (در سایه) به ۴۰، حتّی به ۴۵ درجه میرسد. ریگهای
بیابان در آفتاب تا به ۷۰ درجه گرم و سوزان میشود .
ترکستان ۳۴
ر در ترکستان در عرض یکسال ۱۸۰ روز هوا کشاده و
صاف بوده، اکثراً باد ناک و خشک است). بسبب
اقلیم و هواست که زمستان ترکستان دایم یک نوع نبوده،
مختلف میباشد. بعضی سالها در ترکستان زمستان کوتاه و
بعضی سالها دراز است و در دشتها برفهای زیاد باریده،
یخ بندیهای شدید بوقوع میآید. در چنین سالها بحیوانات
چار واداران خیلی ضرر میرسد.
در ترکستان بهار هم گوناگون است. بعضی سالها
دیرتر و بعضی سالها خیلی زود آمده، هنوز در ماه حوت
درختان زردالو و آلوچه گل میکنند. ولی بهار چنانکه زود
میآید، همچنان زود هم میگذرد. بمجرد گذشتن بهار، گرمای
شدید و بی رحم ترکستان میآید در تابستان زمین هائی که
آبیاری نشده، بهاری نامیده میشود، (یعنی با آب باران
زراعت ها میروید)، در آفتاب خشکیده، از شدّت خشکیدن
میترکد. اینک درین وقت اگر اندکی باد وزد، چنگ و
خاک این زمین ها بهوا بر داشته شده، جمیع هوا را چنگ
و خاک پر میکند و کسی نمیتواند که بآسودگی نفس بگیرد
ترکستان ۳۵
بعضی وقتها از جنوب بادهای گرم وزیده، بگیاهها خیلی ضرر میرساند.
هوای ترکستان عمومیتۀ سالم و برای صحت انسانی فایده ناک است. ولی در جاهای باطلاقی تب و لرز، در کوهستانها درد (غوری)، در طرفهای زر افشان و در شهرهای بخارا و خجند علت (رشته) و در ولایت ترکمنستان و فرغانه نوعی جراحت و زخمی که (مرض سارّ) نام دارد، شیوع یافته است. با این همه، اگر آب ترکستان را انسان جوشانیده، بخورد و پاکیزگی و نظافت را رعایت کند، میتواند ازین مرضها خلاص گردد.
آبیاری ترکستان
بسبب خشکی هوا، کمی باران، عمومیتۀ قلت رطوبت هوا و مخصوصیٔ طبیعت زمینش، حیات و زندگی ترکستان فقط در سایهٔ آبیاری صنعی و دستی حاصل میشود.
زمین ترکستان بغایت منبت و حاصلخیز و خاکش بابرکت است. ولی باوصف این، اگر آبیاری نشود، هیچ فائده ئی
ترکستان ۳۶
نمیرساند. دهقانان ترکستان همین که در بهار زمین شان را
شخم نموده، تخم افشاندند، چشم شان را برودها و جویها میدوزند.
شب و روز بخدا زاری نموده، فیضان رود را دعا میکنند.
زیرا جمیع امید و استقبال ایشان بهمین آب وابسته است. اگر
در وقتش آب نیاید و یا به (چقر) دهقانان آب بیرون نشود،
زراعت ایشان خراب و محو میگردد. آفتاب گرم و سوزان ترکستان
و بادهای تند و تیز آن، زمین را بزودی خشکانیده، میترکاند
و تخمهای زیر زمین را سوزانیده، پوچ مینماید و بدین
گونه دهقان را از آذوقه سالانه اش محروم میگرداند.
چون آب در وقتش بیاید و زمین ها دو سه بار آبیاری
شود، کفایت میباشد.
چون زمین ترکستان هموار و اکثراً پست است،
لهذا برای آبیاری خیلی مساعد میباشد. رودهای
ترکستان که از کوهها جاری است، سالی دو بار، در بهار
و تابستان فیضان میکند. بسبب این فیضانها بزمین
بسیار آب بر آمده، بدشتهای پژمرده روح تازه میدهد.
هر سال این فیضان ها در وقت معین بوقوع میآید.
۳۷
ترکستان
در تابستان چون هواها رو بگرمی گذاشت، برفها و
یخچالهای بالای کوه آب میشود و بدین واسطه آب رودها
افزوده، فیضان میکند. این رودها از جاهای خیلی بلند،
بطرف پستی به شدّت جاری گردیده، چون بوادی
ترکستان رسیدند، شدّت خود را گم کرده، بآرامی روان
میشوند. اینک بدین جهت سنگریزه، ریگ گل و آهک
های زیادی را از بلندیهای کوه و از بین راه نشان
با خود میآورند و این مادّه ها در گلوگاههای رود جمع
شده، کم کم بالا میآیند و جزیره ها و نیزارها را ایجاد
مینمایند. اینک در چنین زمین هائی که از مادّه های
رودی حاصل شده است، زراعت بخوبی بعمل میآید.
قسم بزرگ رودهای ترکستان آبهای خود را بدریا های
بیرونی نمیریزند. بلکه در خود ترکستان صرف مینمایند
(مگر نهر آتژه ک که بحر خزر جاری میشود).
نهرهای ترکستان، نسبت بسطح ترکستان مساوی
تقسیم نیافته اند. مثلاً در طرف غرب ترکستان نهر هیچ
موجود نبوده، طرف شرقش از نهرهای گوناگون پُر میباشد.
ترکستان
۳۸
قسم بزرگ این رودها بدرون ریگ زار و بیابانها در آمده، ناپدید میشود. بعضی از آنها در مصب خود کول و با طلاقها تشکیل میدهد. قسمی ازین نهرها را برای آبیاری زمین ها و باغها بجویهای متعدد تقسیم نموده، تمام میکنند. آب رود های ترکستان بدو گودی میریزد که یکی دریاچه آرال و دیگری کول بالقاش میباشد (ولی نهر «آترهک» که در جنوب ترکستان واقع است، بحر خزر میریزد. بسوای اینها، از کوه قوپط چندین نهرها جاری میشود. ولی اینها خورد بوده، برای ترکستان چندان اهمیت ندارند. ازین جهت مصب و حوضه مخصوصی هم تشکیل نمیدهند.
حوضه آرال
نهرهای تجن (هیر برود) و مرغاب اگرچه بدریای خزر نمیریزند، با همه آن اینهارا از آب آرال میتوان شمرد. رود تجن در حدود ایران واقع بوده، کوههای تور کمان و خراسان را قطع نموده، بطرف بحر آرال روان میشود.
ترکستان
۳۹
سپس بدرون بیابان قارا قوم در آمده، نا پدید میگردد.
نهر مرغاب از افغانستان خارج شده، بترکستان داخل
میگردد و بسوی دریای آرال جاری کشته، نیز در همین
بیابان قارا قوم نا پدید میگردد. هردوی این نهرها بواسطهٔ
جویهای بی شمار زمین های بسیاری را آبیاری میکنند
و در میانهٔ دشت ریگی اهواز های بزرگی را ایجاد مینماید
لیکن روز های تابستان آب این نهر ها خیلی کم وحتی
تماماً خشک میشود .
سیر دریا و آمو دریا - این دو رود که بنام قدیمه
اشان (جیحون) و (سیحون) نامیده میشوند، بمنزله دو
رگ حیات ترکستان بوده، از میانهٔ ترکستان جاری
میشوند. اینها منبع خود را از کوههای تیان شان و
هندوکش میگیرند. این دو نهر بطرف راست و چپ
از خود خیلی شاخه ها و شعبه ها جدا کرده، زمین های
بسیاری را آبیاری نموده، دشت و بیابانهای بی پایان
را آباد میگردانند.
آمو دریا - این نهر از یخچالهای هندوکش و پامیر
ترکستان
۴۰
شروع شده، بطرف غرب جاری میگردد و بحر (آرال)
میریزد (این رود خیلی سریع الجریان بوده، بقدر ۲۵۰۰
چاقریم طول دارد) . قسم بالائی آمو دریا در پنچ، نامیده
میشود . سپس به وی رود های (واخش)، (کافیر نیغان)
و (سور خان) پیوسته، بزرگ میشود و چون بوادی آمو
در آید، نام (آمو دریا) را میگیرد . بیش ترین شاخه و شعبه
های آمو دریا در خاک امارت بخارا بوده، چون از
پشته های کوه حصار گذشته، بوادی ترکستان در آید،
رود دیگری به وی نخواهد پیوست . بعد ازین آب آمو
دریا را بواسطه جویها بهر طرف برده، بآبیاری دشتهای
خشک صرف میکنند . آمو دریا هر قدر که از اینجا پایان
تر برود، به وی هیچ آبی مخبوط نخواهد شد . بلکه بواسطه
جویهای بسیار از آب وی زمین های فراوان را آباد
مینمایند .
آمو دریا در مجرای پایانی خود از شهر های (دارغان
آتا) و (نپینه ک) که در ساحل چپش، تا شهر (قونغزاد)
که در مصبش واقع است، بقدر سیصد و شصت جویهای
۴۱
ترکستان
بزرگ و کوچک، خاک امارت خیوه را آبیاری نموده، بیک ملیون اهالی اینجا حیات می بخشد. درازی مسافتی که این رود آبیاری میکند، بقدر سیصد چاقریم میباشد.
آمو دریا در نواحی مصب خود، بشعبه های متعدده جدا شده، جزیره ها حاصل مینماید. درین جزیره ها نیزارهای غلیظ و باطلاقهای وسیع موجود است که در نیزار ها حیوانات درنده همچون پلنگ، شیر، گراز، سیاه گوش و در باطلاقها مرغان وحشی آبی بسیار میباشند.
پہنای آمو دریا از یک تا چهار چاقریم بوده، ہنگام فیضان تا به پنج - پانزده چاقریم پہین میشود. آب آمو زردچه و غلیظ بوده، لیکن بزودی صاف میشود و خیلی گوارا میباشد.
سر دریا - این رود از برفزار و یخچالهای تیان شان شروع شده، بحر آرال میریزد. طول سر دریا ۲۸۰۰ چاقریم است. سردریا از آمیزش دو رود که (نارین) و (قارا دریا) نام دارد، حاصل میشود. رود نارین مستقلاً بقدر ۷۰۰ چاقریم جریان نموده، در نزد شہر نمنگان با
ترکستان
۴۲
زقارا دریا، آمیخته، نام (سرداریا) را میگیرد. اهمیت سرداریا
برای ترکستان از آمو دریا کمتر نیست. سرداریا هم خیلی
زمین ها را آبیاری کرده خیلی دشتهای بی جان را آباد مینماید.
تنها خود قارا دریا بیش از پنجاه جویهای بزرگ را آب میدهد.
جویهای که از رود نارین کشیده شده است. جمیع خاک
فرغانه را آبیاری نموده، بملیونها آدمان غله و آذوقه میرساند
برای آبیاری بیابان (آچ دالا) و یا (بد بخت دالا) از
سرداریا جوی رومانوف و جوی نیکولای یکم کشیده شده
است که این جویها بزمین های بسیار حیات می بخشند.
تنها جوی رومانوف ۴۵ هزار دساتین زمین را آبیاری
میکند).
شعبه های سرداریا که نهر (چرچیق)، (آنغوین) و (کیلیس)
نامیده میشود، نیز زمین های بسیاری را آبیاری می نماید.
درازی چرچیق صد و پنجاه چاقریم بوده، از وی بیش
از چهل جوی جدا میشود. از طرف راست سرداریا بنام
(آریس) جویی می پیوندد که این هم در محال چمیکند
خیلی زمین ها را سیراب میکند.
۴۳ ترکستان
سرد دریا باهمه شعبه های خود بقدر یک ملیون و پنجاه
هزار دساتین زمین را آبیاری میکند. گویا این رود تخمیناً
نیمه زمین های کارم ترکستان را آبیاری مینماید.
سرد دریا تا موضع (جوله ک) از پشته کوه قارا تاغ
جاری شده، از آنجا به بیابان قزل قوم در میآید و به
چندین شعبه ها جدا میشود . سپس باز بیکدیگر پیوسته
از نزد شهر (آق مسجد) و (قازالی) گذشته، بدریا ی
آرال میریزد. سرد دریا بنام (تیره ن اوزه ک) و (ینگی دریا)
شعبه هائی و بنام (قو واک دریا) مجرای قدیمی دارد .
آب زرد رنگ و غلیظ سرد دریا گوارا و شیرین بوده،
برای صحت مفید میباشد . سرد دریا در مصب خود نیزار ها
و باطالقهای فراخی تشکیل میدهد. در اینجا حیوانات درنده
همچون پلنگ و گراز و بعضاً گوزن و آهو دیده میشود .
از مرغان شکاری هم در آنجا قرقاول، مرغابی، غاز وغیره
بسیار است .
رود زر افشان - این رود وادی هم نام خود و
دره های بین کوه را آبیاری میکند . این رود از
ترکستان
۴۸
یخچالهای پشتهٔ زرافشان سر شده و از ولایت سمرقند
و امارت بخارا گذشته، بقدر صد چاقریم بآمو دریا مانده،
در بیابان قزیل قوم ناپدید میشود. وادی زر افشان
از زمانهای قدیم اهواز محصولدار و با برکتی شمرده میشود.
در اینجا اهالی پر شماره ئی سکونت مینمایند. اهالی که در
وادی زر افشان زندگی مینمایند در دهقانی و باغبانی از
اوستادان درجهٔ اوّل شمرده میشوند. شالی (برنج) مملکت
ترکستان اکثراً در وادی زر افشان کشت و کار میگردد.
حوضهٔ بالقاش- حوضهٔ بالقاش از مصبّ رودهای
شور آبی که بهمین اسم موسوم است و رود هائی که از
کوههای اطراف کول جاری میشود، عبارت است. این
حوضه از حوضهٔ آرال باقاراتاغ، پشته های قولا بناش و
کوههای تیرسکه تاغ جدا میشود.
کول بالقاش (و یا دریای قرغزه)- از سطح دریا ۳۷۰
آرشین بلند بوده، درازی اش ۶۰۰ چاقریم، پهنایش
۸- ۸۵ چاقریم است. سطح این دریاچه ۱۹۶ هزار
چاقریم میباشد. مهم ترین رود هائی که بکول (بالقاش)
۴۵
ترکستان
میریزد، رود (ایلی) است که از کوه (خان تنگری) جاری
میشود. بغیر این رودهای قاراتال، آقسو، چوار آغاج و
آیا گوز هم بدریا چه (بالقاش) میریزد. درین حوضه بالقاش
کولهای نمکین بسیار است که از دریای بزرگ زمان قدیم
باقی مانده است.
ایسیق کول- این کول در میانه کوههای (کونگه تاغ)
و (تیرسکه آلا تاغ) واقع بوده، سطحش از دو هزار و سیصد
آرشین عبارت است. رود (چو) که از بیابان (مویون
قوم) بقدر نهصد چاقریم جاری شده، بکول (ساو مال)
میریزد و رود (تالاش) که بقارا کول میریزد، ازین
ایسیق کول خارج میشوند.
در نقطه آخرین شمال شرقی ترکستان، در میانه کوههای
(تارباغاتای) و (آلا تاغ جونغاری) بنام «آلا کول» دریاچه
بزرگی واقع است. در نزدیکی این دریاچه، کوهها قدری
پست شده، گذرگاه فراخی را تشکیل میدهد. در زمانهای
قدیم اهالی پشت کوه آسیا، از همین گذرگاه جونغار یا
بمملکت ترکستان میگذشتند.
ستان ٤٧
در طرف غربی حوضۀ بالقاش بنام (تیلی کول) دریاچۀ
دیگری موجود است که رود (ساری سو) به وی میریزد .
ازین رود هم نقاط بسیار ترکستان آبیاری میشود .
نباتات وحيوانات
ترکستان نظر به اقلیم و هوا و طبیعت زمینش در
هرجا یک نوع میباشد . چنانکه در بیابانهای ریگ زار،
در بارخانهای کوچنده، میتوان هر گونه گیاه و علف ها،
رستنی و بوته ها تصادف نمود. مثلاً سکساول، قویان
سویاک و بوته های کلفت و سخت، همچون درخت میروید
در زمین های گلزار و شورستان گیاههای سخت و دراز،
همچون خارهای گوناگون بهم میرسد. در فصل بهار این
زمین ها باگل و شگوفه های گوناگون، لاله، کوکنار، سوسن
وغیره پوشیده میشود. ولی این گل و شگوفه ها در مقابل
آفتاب گرم بزودی پژ مرده شده، خشک میگردد و
بوزیدن باد ها بچنگ وخاک مبدل شده بهر سو پراکنده
میشود .
ترکستان
۴۷
در ترکستان جنگل در حکم هیچ است . ولی بوته و درختهای گوناگون و نیزار هائی که در سواحل رودها موجود است، وظیفهٔ بیشه را ادا مینماید . در این بیشهها سفیدار، بید، سنجد بسیار است ولی در کوهستانهای ترکستان همه گونه گیاهها و علفها میروید . در تپه هائی که از سطح دریا ۲۵۰۰ آرشین مرتفع است، همه گونه خار و خسها، علفهای زرد، گندم، جو، جودار، زغیر، کتان میروید . در تپه هائی که از سطح دریا ۳۵۰۰ آرشین ارتفاع دارد، جنگلهای درختان برگ دار پیدا میباشد درین جنگلها زردآلو، شفتالو، گردکان، سیب، ارمود و سایر درختان میوه دار موجود است . در نقاط ازین هم بلند تر همه گونه درختان خار دار و سخت همچون کاج صنوبر، بلوط میروید . در جاهای ازین هم بلندتر، یعنی در نزدیکی طبقهٔ برفی زرشک، زیره، شلید، فلفل و مانند این گیاهان دیگر هم میرسد .
از حیوانات در وادیها و در جاهای هموار ترکستان حیوانات وحشی گوناگون بسیار است . در ریگزارها و
ترکستان ۴۸
دشتها آہو، غزال، گوزن، زرافہ، گرگ، روباہ، شغال ، خرگوش و موشهای گوناگون زندگی مینمایند.
از پرندگان جیق، دواداق، ساجا، قارا باور، قولاق باور، زاغ دشتی، بوم، صعوہ، گنجشک و انواع غاز ہا موجود است. از حشرات زاحفہ (خزندہ) سوسمار ہای گوناگون (سوسمار لیکیس بقدر دو آرشین درازی دارد) مار ہای مختلفہ ( در ترکستان جنوبی مار ہای پشم دار و شاخ دار موجود است)، سنگ پشتہای خاکی بسیار میباشد از جانوران (ہوام) (یعنی بی استخوان) کژدم، بویی، میز ہیر، قارا قورت و از حشرات زہر دار مگس و پشہ ہای گوناگون، ملخ فاس موجود است.
در نیزار ہا و عموماً در جاہای سیر علف، حیوانات وحشی و درندہ، ہمچون پلنگ، گربۀ دشتی، گوزن، گراز، شغال واز پرندگان قرقاول، بلبل، کبک/کبوتر مصری بوم وغیرہ خیلی پیدا میشود.
در کوہستانہا حیوانات درندہ، آہو، گوسفند کوہی، القار، گوزن، خرس، پلنگ، گربۀ کوہی گرگ، سوسمار/روباہ
ترکستان ۴۹
وغیره بسیار است . از پرندگان قارا قوش، بورکوت ،
چیل چیلیک، سیمرغ، باز، شاهین، شونقار، کلنخات، جامی
کبک، بیدانه، مینا، طاوس و سائر مرغان خواننده فراوان
میباشد .
همچنین در کوهستانها « قوناس » نام حیوانی موجود
است که مادۀ آن را بجای گاو استعمال نموده، نرش را
بیار کشیدن و شیار نمودن زمین بابکار میبرند . قوناس
نر در میان کوههای بزرگ برای بار کشیدن خیلی مناسب
بوده، حیوان پر زور و متحملی میباشد .
خلق و نفوس ترکستان - اقلیم و هوای ترکستان
و طبیعت زمین اش بزندگی و معیشت اهالی ، حتّیٰ
بسکونت ایشان هم تأثیر کرده است . در اهواز ها طبیعی
اهالی بیش تر و هیچ تر سکونت نموده، ولی هر قدر که
بطرف کوهها بیش تر رفته شود، هما نقدر اهالی کمتر میشود
و خصوصاً در دشتها خلق خیلی کم و در ریگزار ها و بیابانها
آدم هیچ زندگی نمیکند. حاضر در ترکستان (با امارت بخارا
و خیوه) تقریباً دوازده ملیون نفوس زندگی مینماید .
ترکستان
۵۰
پر نفوس ترین نقطهٔ ترکستان ولایت فرغانه و وادی
زر افشان است. بحساب میانه در اینجا در هر چاقریم
مربع زمین ۳۵ نفر، در ولایت سمرقند ۱۳ نفر، در بخارا
و خیوه ۸ نفر، در ولایت سرد دریا چهار و نیم نفر، در ولایت
یدی سو ۳ نفر و در ولایت ترکمنستان یک نفر سکونت
مینماید. ولی در وادی پامیر بهر نفر آدم ۲۶ مربع چاقریم
زمین چهار و نیم نفر آدم سکونت مینماید.
خلق ترکستان- در وادی توران از زمان های خیلی
قدیم که تاریخ قادر بر ضبط آن نیست، از نسل (آریان)
ملت تاجیک زندگی مینماید. همچنین از نسل (توران)
ترکانی که در زمان قدیم تاجیکان را مغلوب کرده، در
ترکستان مسکن گرفته اند، زندگی دارند. پنج- شش عصر
قبل از میلاد حضرت عیسی در ترکستان بنام (سای ما
ساغیتت) (یویچی)، (ساق)، (اسکیف) و یا (اسکیتت)
قبایل ترک میزیستند. بعد از اینها در زمانهای مختلفه،
ملت های گوناگون خارجه آمده، در ترکستان فرمانروایی
کرده اند. در زمان حاضر هم بقیه های بعضی از همان
ترکستان
۵۱
ملت ها موجود اند. ولی از یونانیان هیچ اثری باقی نمانده
فقط بعضی داستانهای افسانه آمیزی که دربارهٔ اسکندر ما
کیدونی موجود است، یونانیان را یادآوری مینماید. بعضی
ملتها، مثلاً ایرانیان قسمی از قوم خود (تاجیکان) را در اینجا
گذاشته خود شان بطرف جنوب رفته اند. بعضی دیگر هم
همچون سارتها با اهالی بومی اصلی اینجا آمیزش کرده، تمثل
نموده اند. برخی هم باوجود اینکه در ترکستان عصرهای
بسیاری سکونت مینمایند، هنوز قومیت خود را محافظه میکنند
(مثلاً یهودیانی که اصلاً از فلسطین هستند و عربهای بخارا
و خیوه که در عصر سعادت بصفت مجاهدی برای فتح
ترکستان و نشر دین اسلام از عربستان آمده اند).
در عصر نوز دهم روسها ترکستان را ضبط نموده، این
خطه را همچون مال میراثی که از پدر شان مانده باشد بطور
دلخواه شان اداره مینمایند و از ثروتهای طبیعی ترکستان
استفاده میکنند. بسبب نبودن حمیت ملیه در ترکان
محلی و استعداد نداشتن ایشان برای حاکمیت، هنوز
هم روسها در ترکستان حاکمیت و فرمان روائی خود را
ترکستان ۵۷
محافظ مینمایند . (حال آنکه روسها در ترکستان فقط ۵
فایض اهالی را تشکیل میدهند) .
اهالی اصلی و بزرگ ترکستان قازاق ـ قرغزان
هستند که هنوز سیما و قیافت ، عرف و عادت ترکی
را محافظه میکنند . بعد از آنها ترکان چغتای (اوزبک
و سارت) ، ترکمان ، قارا قالپاق ، قپچاق ، اویغور ، تارانچی
و دونگان میباشند .
سارتها بقول بیش ترین عالمان ، قومی اند که از
اختلاط ایرانی ، یا تاجیک ، با اوزبک پیدا شده اند .
یعنی بسوای ایرانی و اوزبک ، قوم تازه ئی میباشند .
تاجیکان و غلچه گان ـ اینها بجنس "آری"
منسوب بوده ، از نسل ایرانیان هستند که از زمانهای
خیلی قدیم در ترکستان زندگی مینمایند و یا هنگام استیلای
ایران ترکستان را در اینجا متوطن شده اند .
تاریخ ابتدای تمدن و معیشت در ترکستان
نظر بروایات ، تاجیکانی که بجنس آری منسوب هستند ،
ترکستان
۵۳
قدیم ترین اہالی حضری و کوچی ترکستان می باشند. همچنین قوم (اسکیف) و (ساق) که در سواحل بحر سیاه و بحر خزر و قوم (ماساغیلت) که در سواحل بحر آرال، دریاچۀ بلقاش و ایسق کول سکونت میورزند، از جنسی هستند که بآنها خون (آرمی) مخلوط شده است در سفر و استیلای شاهان قدیم ایران کیکاوس (که از طرف ماساغیلتان سواحل سردریا مقتول شده بود)، دارا و اسکندر ماکیدونی بجنس و نسل خلق ترکستان خیلی کم تاثیر کرده و یا هیچ تاثیر نکرده است. احتمال است که تاجیکان و غلچه گان حاضره بقیه های همان ایرانیان قدیم باشند که در سفرهای سابق ایران در ترکستان ساکن گردیده اند.
اسکندر ماکیدونی ۳۳۰ سال قبل از میلاد، آسیای وسطی و ترکستان را ضبط کرده، در ساحل سردریا اقامت گزیده و در نزدیکی شهر خجند بنام «اسکندریۀ دور» شهری بنا کرده است. سپس بخلق صغد (در خطۀ بین سردریا و آمو دریا) بقدر سه سال پادشاهی کرده، در
ترکستان ۵۴
اینجا چندین شهرها و قلعهها انشا نموده است و برای اقامت تابستانی خود شهرهای ماراکند (سمرقند) و باکترا (بلخ) را بناکرده است ولی با همهٔ این، یونانیان در ترکستان زیاد زیستن نتوانستند و پس از وفات اسکندر مالیکدونی در ترکستان بحاکمیت یونان نهایت داده شد.
پس از یونانیان، (ئویچی) نام قبیلهٔ ترکی از طرف آلتای و ایسقکول بترکستان آمده، فرمان روا گردیدند. بعد از اینها از جهات ترکستان شرقی و آلتای ترکان هون حرکت نموده، قبایل متفرقهٔ ترک را بیکجا گرد آوردند و قاآنی بزرگی تشکیل دادند. در اوایل عصر سوم میلادی حاکمیت هونها خاتمه یافته، ملت ترک را تاتاران (جوجان - سیاپنی) بقدر پنج عصر اداره نمودند. نهایت در عصر ششم در میانهٔ کوههای آلتای ترکان هون که از جوجانها فراری بودند، بنام (توکیو) و یا (اوغوز) خروج نموده، ترکستان را از نو ضبط کردند و بنام - «قاآنی بزرگ اوغوز» حکومتی تشکیل دادند. این ترکان
۵۵ ترکستان
اوغوز بعلم و مدنیت خیلی خدمت کردند. الفبای قدیم ترکی را همین ترکان اوغوز ایجاد نموده اند (حروفاتی که در ہیکل قاآنهای بیلگہ و کول تیگین نوشته شده است). چون دین اسلام ظاهر شده عربها بفتوحات پرداختند. عراق و ایران را هم ضبط کردند. در عصر هفتم عربها از طرف جنوب در تحت امارت (ابن کرایز) نام سرداری بترکستان داخل شدند. بعد ازین، در سال ۷۱۴ میلادی عسکر عرب که در تحت امارت قتیبه بن مسلم واقع بودند مملکت صغد و بخارا را فتح نمودند و سپس تا بمملکت کاشغار - چین رفتند.
عربها چون بترکستان آمدند، در بین ترکان به نشر دین اسلام پرداخته، بجای مدنیت ترک کم کم مدنیت عرب و اسلام را در آوردند. در بخارا، سمرقند و فرغانه مکتب و مدرسه های بسیاری کشاده بخلق علوم و فنون گوناگون آموختند. حروفات ترکی را متروک گردانینده بجای آن حروفات عرب را جاری کردند. حتی یکدرجه بزبان ترکان هم
ترکستان ۵۶
تاثیر کردند . اینک بدین گونه مدنیت قدیمۀ ترک را خراب نموده،
بجای آن مدنیت عرب و اسلام را تأسیس نمودند.
در عصر دهم میلادی، ترکستان را ترکان غزنوی،
بعد از آن ترکان سلجوقی استیلا نمودند که سلطان محمود
غزنوی، ملکشاه و سنجر ماضی از پادشاهان غیور و مدبر
این ترکان میباشند. در عصر دوازدهم میلادی از
طرف شرق ترکستان حرکت و جنبش مغول و تاتار
شروع شده، نهایت در اوایل عصر سیزدهم ( در
سال ۱۲۱۹ میلادی ) در تحت ادارۀ چنگیز خان
مغولان بترکستان در آمدند و در زمان اندکی تمام کشور
ترکستان را استیلا نموده، اداره کردن گرفتند.
چنگیز خان با جمیع قوم مغول - ترک مملکت چین،
هند، ایران، حتی در شرق آور و پا زمین های بسیار
اسلاوان را ضبط نموده، سلطنت بزرگی که هنوز مثل
آن در دنیا دیده نشده است، تشکیل داد در آن
زمان مملکت چنگیز شرقاً با بحر محیط کبیر، غرباً با رود
های نیمان و دنپر، شمالاً با توندری سیبریا، جنوباً بانهر
ترکستان
۵۷
دهیندروس) و بین النهرین محدود بود .
در سال ۱۲۲۴ میلادی چنگیز عسکر ترک - مغول
را در تحت اداره (سوبوتای) و (جه به ) نام سرداران
مشهور، بفتح جهات غرب و جنوب گسیل داشت .
این عسکرها از کوههای قافقاز گذشته، با روسها و قپچاقها
جنگیدند و آنها را مغلوب نموده، این نقاط را ضبط
کردند . از آنجا بطرف شمال تر رفته، مملکت ترکان
بلغار را نیز خراب نمودند . چنگیز در سال ۱۲۲۷
میلادی وفات نموده، بعد ازین، اگرچه مملکت اورسماً
در اداره قاآن بزرگ که در قارا قوروم اقامت داشت
محسوب میگردید، ولی در حقیقت بنام شرقی، غربی و
جنوبی بسه اولوس جدا شده، اداره میگردید . اولوس
جنوبی مغول از آمو دریا تا مملکت مصر ممتد بود . این
اولوس در زمان کمی بچندین امارات خورد منقسم گردیده
بود . چنانکه زمین های بین سرد دریا و آمو دریا، زمین
های ترکستان شرقی و وسطی اولوس جاغاتای خان، زمین
قپچاق، مملکت خوارزم، خاک اسلاوان و زمین های بلغار اولوس
ترکستان
۵۸
جو جی خان، کوههای جونغاریا، آلتای و سواحل ایرتیش اولوس
اوگدای خان، نقاط مانغولیا و سواحل اورخون اولوس تولی خان بود.
پس از وفات جو جی خان، چنگیز اولوس او را بپسرش
باتو سپرده بود. پس از وفات چنگیز، چون اوگدای قاآن
گردید، با تو را سردار لشکر تعیین نموده، با همراهی مانگو،
گویوک میرزا و سوبوتای بهادر، او را برای فتح جهات
بحر خزر و بحر سیاه بعزب گسیل داشت. اینها در سال
١٢۴٠ میلادی زمین های بلغار، قپچاق و روس را گرفته
از غالیسیه، سلیزیا و موراویا گذشته، بمملکت مجارستان
(وینگریا) در آمدند. پس از اینجا هم گذشته، به نیم جزیرهٔ
بالقان، بمملکت آرنا ود داخل شدند. ولی بزودی از
اینجا رجعت نموده، در نزدیکی مصب نهر - (ایدل)
حکومت (آلتون اورده) را تشکیل دادند پایتحت
باتو در مصب (ایدل) شهر (سارای) بود
خانهای اولوس ترک همگی به (قاآن) بزرگ اطاعت
میکردند. ترکان پس از وفات چنگیز خان اوگدای را
و بعد از وفات او، قرولتای (انجمن) بر پا نموده، گویوک
۵۹ ترکستان
را قاآن بزرگ انتخاب کردند به این قرولتایها از هر قبیلهٔ
ترک - مغول خانها، بیگمها، عالمان و بزرگان میآمدند.
همچنین کنازان گرجی، ارمنی، روس، سفیران آوپا، وکیلان
چین، هندستان و عربستان حاضر میشدند. کنازان روس
برای سلام و عرض صداقت هر وقت به (قارا قوم)
نزد قاآن بزرگ میرفتند. کنازان روس فقط با یرلیق
قاآن بزرگ بتخت می نشستند .
مغولان اگر چه در ترکستان مدّتهای دراز حکمرانی
نمودند، ولی به اهالی ترکستان تأثیر زیادی بخشیدن
نتوانستند. بلکه برعکس با ترکانی که در مدنیت از خود
شان بالاتر بودند، آمیخته تمثّل کردند. خصوصاً در ماوراء
النهر ترکان مسلمان بمغولان مجوسی بیمدنیت غلبه
نموده، آنها را محو کردند. در زمان حاضر مغولان اصلی
و صاف را فقط در ترکستان افغانی میتوان دید .
با وجود این مغولان بمدنیت اسلام و ترک در ترکستان
ضربهٔ بزرگی زدند. چنانکه بسبب بیتدبیری سلطان
علاء الدین خوارزمشاهی و فتنهٔ علمای اسلام بخششم
له فرمان +
ترکستان
۶۰
آمده خیلی آثار اسلام و ترک را خراب نمودند. خیلی
شهرهای آباد، مسجد و مدرسه ها، عمارات عالی و زیبا
را بخاک سیاه یکسان کرده خلق بیشمار را بقتل رسانیده
اموال شان را بغارت بردند. بخارا، سمرقند، اور گینج
و هزاران شهرهای دیگر را آتش زده، خراب و ملیونها
خلق را قتل عام نمودند.
ولی همین قدر را هم باید اعتراف نمود که چنگیز
خان بهر شهری که لشکر بکشد، اول بدون جنگ تسلیم
شدن آن را طلب میکرد. اگر تسلیم شود، بخلق آن
امان میداد و اگر تسلیم نشود، دانشمندان، هنرمندان
و طبیبان را از شهر خارج نموده، بشهر هجوم میآورد.
اما علما، هنرمندان و اطبا را به مملکت خویش
مغولستان برده، ایشان را بنشر علم و معارف و
ترویج هنر و صنعت و امیداشت.
خلاصه چنگیز، اگر چه از یک طرف ملت پراکنده
و پریشان ترک را بمرکزی گرد آورده، در میان آنها
علم و هنر نشر کرد و بدین گونه بعالم ترک خدمت
ترکستان
۶۱
بزرگ نمود، ولی از طرف دیگر بدست لشکریان خیلی
آثار مدنیت خراب و محو گردید. پس از وفات چنگیز
ملت ترک رو بضعف گذاشته، باز پراکنده و پریشان
شدند. طرفهای شرق ترکستان به چاغا تای خان، طرفهای
جنوبش بفرزندان هلاکو خان، سواحل آمو و سردریا به
اولاد شیبان خان تابع شده، مستقلاً اداره گردیدن
گرفت .
در زمان اولاد چاغاتای در ترکستان اختلال و
نزاع قوت گرفته، این مملکت در بین امیر و خانهای
بسیار منقسم شد که هر یک مستقلاً حکمرانی مینمودند.
نهایت در عصر چهار دهم از سرداران مشهور آسیا
و داهیان بزرگ ترک، تیمور لنگ از دولت فرو ریخته
و از هم پاشیده شده چنگیز از نو حکومت بزرگ ترکی
را تشکیل داد.
امیر تیمور پس از زحمت و اجتهاد های بسیار، سمرقند،
بخارا، خیوه را ضبط نموده، در جمیع کشور ترکستان فقط
خویشتن حاکم گردید . مشار الیه فقط بترکستان هم
ترکستان ۶۲
قناعت نکرده، بفکر این افتاد که جمیع ملت ترک و تاتار
را بزیر اطاعت خویش در آورد. ازین جهت تحت
اولوس اولاد چاغاتای را گرفته و سپس بفتح اولوس
جوجی قرار داد. اینک بهمین مقصد بمقابل مامای
میرزا که در آلتون اور ده حکومت داشت، توقتامیش
میرزا نام امیرش را با عسکر فراوان گسیل داشت.
در سال ۱۳۸۰ میلادی، در بیابان (قُولیقُوا) تُوقتا
میش با مامای میرزا و یاوران او روسها جنگیده، آنها را
شکست داد و مامای فرار کرد. توقتامیش پس ازین
غلبه خود را خان مستقل حکومت آلتون اورده اعلان
کرد. امیر تیمور تُوقتا میش را از طرف خود به آلتون آورده
نیابتاً فرستاده بود، ولی توقتامیش پس از مغلوبیت
مامای، تیمور لنگ را نشناخت و با او بنای دشمنی را
گذاشت. حتی هنگامی که تیمور لنگ در هندستان
مشغول فتوحات بود، بترکستان هجوم آورده بود و در
سال ۱۳۸۷ میلادی از خیوه گذشته، تا بخارا رفته
بود. اهالی کوچی که در ساحل شمالی سر دریا سکونت
ترکستان
۶۳
داشتند، نیز از تیمور رو گردان شده، بتوقتا میش پیوستند
ولی بعد تیمور لنگ این خلق کوچی (قبچاق و قازاقان)
را بجزاهای سخت گرفتار نموده، مطیع خویش ساخت.
بعد ازین با توقتا میش جنگیده، اورا شکست داد و از
دنبالش تا نهر (ایدل) تعقیب کرد. توقتامیش فرار کرده
باز به تیمور تسلیم نشد.
در سال ۱۳۹۵ میلادی، باز ناگهانی از کوههای
قافقار گذشته، باز توقتامیش را شکست داده، به گریز
مجبور کرد. این دفعه توقتامیش بخاک روس گریخت
تیمور لنگ از دنبال او بخاک روس رفته، حکومت
ماسکو را ضبط کرد. بعد ازین جمیع دشت قبچاق را
گرفته، هنگام مراجعت شهر بلغار را خراب نمود .
عموماً زمین هائی که بحکومت آلتون اورده تابع بود،
ضبط نموده، بسمرقند مراجعت کرد. بدین گونه تیمور
اولوس جاغاتای، هلاکو و جوجی را تماماً بتصرف خود در
آورده، بفتح هندوستان، آسیای کوچک و مصر قرار داد.
در سال ۱۳۹۸ هندوستان را و در سال ۱۴۰۴ میلادی
ترکستان
۶۴
در دشت آنقارا پادشاه عثمانی، سلطان بایزید را مغلوب کرده، آنا طولی را فتح کرد سپس باز بسمرقند مراجعت نمود.
در سال ۱۴۰۵ میلادی، تیمور لنگ برای فتح مملکت چین عسکر فراوانی حاضر نموده، بحرکت در آمده بود. ولی در (فاراب) نام محلی بیمار شده، وفات کرد. نعشش را بموجب وصیتش بسمرقند آورده، در مقبرۀ ئی که بگور امیر مشهور است، دفن نمودند.
امیر تیمور در میانۀ پادشاهان ترک شخصی خیلی غیور، بهادر و مدبری بود. اگرچه خودش تربیۀ مکتب ندیده بود، ولی بسبب همنشینی دایمی اش با علما و فضلا، ذهن و فکرش خیلی کشاد بود. خصوصاً تاریخ ترک، عنعنات پدران و بابان خود را بخوبی میدانست. بزبان ترکی، مغولی و فارسی تکلم می نمود. تیمور بادشمنان خود معاملۀ خیلی شدید و بی رحمانه ئی میکرد. در شدّت و درشتی مزاج و خونریزی از چنگیز و اجداد خود بالاتر بود. در دهلی، بغداد، مرو، بخارا، اورگنج صد هزاران خلق را از دم تیغ گذرانیده، شهرهای معمور و آباد را
۶۵ ترکستان
با خاک سیاه یکسان گردانید. اگر چه تیمور از یک طرف ممالک اسلامیه را خراب نموده، علما را بقتل رسانید. کتابها را سوزانیده، بمدنیت جنایت بزرگی نمود، ولی از طرف دیگر بترقی مدنیت اسلام و ترک هم زیاده کوشید . چنانکه بخارا، سمرقند و چندین شهرهای دیگر را با مساجد زیبا، مدارس عالیه، کاروانسرا ها و کاشانه های با شکوه مزین کرد.
تیمور شخصاً عاشق علم و محبت علما بوده مجلس او هر وقت از علما و فضلا پر بود . علمای اسلامیه را خیلی احترام و حمایت مینمود. در هر حال تیمور را می توان از داهیان و مردان بزرگ شمرد که امثال او بدنیا خیلی نادراً میآید . تیمور صاحب غایه عالی دارای عقل و اختیار بزرگ، شخصی بهادر و غیور بود . پس از تیمور، پسران او مملکت ترک را تا اواخر عصر یازدهم اداره کردند .
اوزبکان - از پسران تیمور ترکستان را اوزبک قازاق و قرغزان ضبط کردند . در عصر چهار دهم
ترکستان ۶۶
(اوزبک خان) که در (آلتون اورده) امارت داشت،
دین اسلام را قبول کرده، در بین قبایل زیر دست
خود دین اسلام را نشر نمود. در سایهٔ اجتهاد او ترکان
بسیاری مسلمان گردیدند. در آنزمان ترکان در مذهب
شامانی بودند. ترکان برای اینکه از سائر مغول - ترکان
امتیاز یابند، خود را «اوزبک» نامیدند. (یعنی ترکان
مسلمانی که در تحت ادارهٔ اوزبک خان واقع اند).
ولی با مرور زمان اسم خصوصی اوزبک برای جمیع خلق
ترک اسم عمومی گردید. لیکن اوزبکان اصلاً ترکانی بودند
که بقبایل نایمان و قپچاق انتساب داشتند.
در عصر پانزدهم این اوزبکان بایکدیگر متحد شده،
قوهٔ بزرگی تشکیل دادند و سائر قبایل ترک را هم بخود
شان تابع کرده، از سواحل بحر آرال بطرف جنوب
حرکت نمودند. سپس اینها با ترکان جاغاتای که در
مجرای پایانی آمو دریا سکونت داشتند، مختلط گردیده،
قوم ترک جداگانه ئی را تشکیل دادند که همهٔ آنها بشیوهٔ
جاغاتای حرف میزدند.
ترکستان
۶۷
در زمان حاضر نفوس اوزبکان بقدر دو ملیون بوده
یک ملیونش در امارت بخارا، سیصد هزارش در امارت
خیوه و باقی اش در مملکت افغانستان می باشد.
اوزبکان خالص در مملکت خیوه، در شهر و اطراف
گورلان بوده، دیگران مختلط شده اند.
اوزبکان اگرچه زمانی تمام ترکستان را ضبط کرده
بودند ولی حکومت مقتدره و پایداری در آنجا تشکیل
دادن نتوانستند. بلکه در ترکستان چندین امارتهای
کوچک تأسیس نمودند که اینها غالباً بریگدیگر تاخت و
تاز میآوردند. مشهور ترین این امارتها - امارت بخارا،
خیوه و خوقند بود. اوزبکان بخارا را از فرزندان تیمور
گرفته شهر را خیلی آباد کردند. در بخارا خصوصاً در
زمان عبدالله خان، علم خیلی ترقی نمود.
بتخت بخارا اوزبکان و از قپچاقان سرای (از سلالهٔ
استرخانیان) خانهای بسیاری جلوس کرده است. امیر
سید عالم خان که در زمان حاضر جالس تخت بخار است
از نسل اوزبک و سلالهٔ منغیت میباشد. در خیوه
ترکستان
۶۸
هم اول از اوزبکان سلالهٔ شیبان و بعد از دودمان قونغزاد امارت نموده اند. خان حاضرهٔ خیوه سید اسفندیار خان از نسل اوزبک و از سلالهٔ قونغزاد میباشد. خوقند (فرغانه) هم از طرف خانهایی که به نسل اوزبک و سلالهٔ (مینگ) منسوب اند، اداره میگردید. آخرین خان خوقند خدا یار خان از نسل همین (مینگ) بود.
قارا قرغزان - اینها قومی اند که در وادی (پامیر) زندگی نموده، بخان خوقند تابع بودند. در زمان حاضر قارا قرغزان در طرف شرق ترکستان، در ولایات فرغانه، یدی سو، سر دریا و در جهات تیان - شان و آلاتاغ بطرز کوچی زندگی مینمایند. در جهات شمالی و شمال غربی ترکستان خلق قرغز - قازاق بطرز کوچی معیشت می کنند.
این قرغز - قازاقان در عصر پانزدهم میلادی از ولایت (آقمولا) ظهور نموده، در زمین هایی که بین دریاچهٔ (بالقاش) و (ایسیق کول) واقع است،
ترکستان
44
سکونت کردند. این زمین ها در تحت ادارۀ پسر
(جوجی) (اور دا ایچین) بود. زمین های مذکور خانی
(آق اور دا) نامیده میشد که پایتخت آن شهر (صغناق)
بود. اینک قبایلی که زیر دست این خانی (آق اور دا)
واقع بودند، قرغز – قازاق نامیدند. اینها اکثراً در بیابان
وسیع بغارت و چپاول معیشت می نمودند، ازین
جهت قاچان قازاق نامیده شدند. مشهور ترین
این قبایل: قرغز، نایمان، قانگلی، قپچاق، قارلوق،
میرکیت، دولات، اویغور وغیره هستند. این قبایل
همگی در یکجا قرغز – قازاق نامیده میشوند. به اتحاد قرغز.
قازاقان یارمی قبایل اوزبک هم رسید.
اوزبکان در آنرمانهائی که در جهات جنوبی ترکستان
سکونت داشتند، قرغز – قازاقان قبایل مغول، فین
وغیره را که در بین شان ساکن بودند، در محیط خود
غرق نموده (بلعیده)، بحال قوم بزرگی در آمدند و
جمیع دشت و بیابانهای شمال غربی بلقاش را
صاحب شدند.
ترکستان 60
قرغز - قازاقان را اول اولاد (اور دا ایچپین) و بعد از آن اولاد (ارص خان) که از نسل (بوقال) و (توقال تیمور) پسران جوجی بود، اداره میکردند سپس هنگامی که ابوالخیر خان که از نسل شیبان خان بود، قوت گرفته (1410 میلادی) ایلات قرغز - قازاق را بخود تابع نموده بود، از خانهای (اور تالیوز) - باراق خان ازر آق اور دا) فرار نموده، بطرف مغولستان رفت و بحمایۀ یونس خان در آمد. سپس در یکی از جنگها (در سال 1428 میلادی) ابوالخیر خان از طرف باراق خان بقتل رسید. بعد از وی به ایل قرغز - قازاق، پسر ابوالخیر خان (سلطان نور علی) خان گردید. دو پسر باراق خان که (گره ی) و (جانی بیگ) نام داشتند، در زمان زندگی ابوالخیر خان به آق اور دا (بدشت قازاق) رفته نتوانسته بودند نهایت پس از وفات ابوالخیر به ایل خود مراجعت نمودند چون اینها به ایل خود مراجعت نمودند، در ولایت آق مولا و سیمی پالات حاضره خانی با قوّت و با شکوهی را تأسیس کردند. گره ی بنام (خان) و جانی بیگ باسم
ترکستان ۷۱
و سلطان ایل را اداره کردن گرفت . بغیر اینها خانهای
دیگر هم زیاد بودند که در میانه آنها قاسم سلطان ، کینجه
سازی و صادق خان مشهور میباشد. قازاقان فقط
بخانی آق اور دا اکتفا نکرده ، از آمو دریا گذشتند و
بطرفهای خوارزم تجاوز نمودند و از تحت خیوه خانهای
شیبانی را رانده ، خانهای قازاق را نصب نمودند .
لیکن در عصر شانزدهم میلادی اتحاد و اتفاق
سابق قرغو - قازاقان در تحت ادارۀ خانی آق اور دا
رو بضعف گذاشت . آنها در بین خود نزاع پدید
آورده، با همدیگر شان بنای کشمکش را گذاشتند حتّی
بعضی وقتها نزاع آنها بپایه میرسید که همسایه اشان
کنازان روس آنها را آشتی میدادند. سپس قازاقان
باز با همدیگر شان اتفاق نموده، خانی پر قوت و باشوکتی
تشکیل دادند. در عصر هفدهم مترقّی ترین دور قازاقان
بوده، آنها در این زمانها بیابانهای اطراف دریای آرال،
دشتهای ترکستان و ولایت حاضره سردربا و یدی سو
را ضبط کرده، خانی بزرگی را تأسیس نمودند و شهر تا سکند را
ترکستان
۷۶
از سارتها گرفته، پایتخت خویش ساختند. حق نظر خان که
در سال ۱۶۸۲ میلادی وفات نموده، از خان های
تاشگندی قازاق میباشد. در عصر ہجد ہم شوکت
قازاقان انتها پذیرفته، دور ضعف شان اعاده گردید.
بعد ازین قازاق - قرغوان بنام او لوغ یوز، اور تا یوز
و کچی یوز بسه اور دا منقسم شده، اداره گردیدند.
ولایت سیمی ویدی سوبه اولوغ یوز، ولایت آقمولا به
اور تایوز، سر دریا، ماورای خزر (تور کمنستان) ولایت
تور غای و ہم یا یلای اوست یورت به کچی یوز تابع
بود. قرغز، قازاقانی که در بین (جایق) و (ایدل) و درمیان
(ایدل) و (بحر خزر) ساکن بودند، «ایچکی اور دا» و یا
«خان اور داسی» نامیده میشدند خان قرغز - قازاقان
کچی یوز ابوالخیر خان در سال ۱۷۳۰ میلادی به اختیار
خود بروسیه تسلیم شد. اور تا یوز در زمان آبلای خان
(۱۷۸۷) و او لوغ یوز در زمان سلطان سویوق خان
در سال ۱۸۱۹ بروسیه تابع شد. حاضر ہم قرغز -
قازاقان بہمین طریق به (یوز) ہا منقسم می باشند.
۶۳
ترکستان
قرغز – قازاقان خلقی هستند که تاکنون زبان ترکی بطرز صافی و خالصی نگاه داشته اند . زبان و شیوهٔ ایشان ترکی صاف و خالص میباشد . زبان قرغزی همچون زبان سائر قومان بشیوه و لهجه های مختلف جدا نمیشود . چنانکه در بین قرغزان آلاتا و (در شرق) و قازاقان خان اور داسی، همچنین در بین قازاقان مانقشلاق و ولایت طوم از جهت زبان و شیوه هیچ فرقی نیست .
در میانهٔ زبانهای ترک، زبان قرغز – قازاق فصیح تر وغنی تر میباشد . خلق قازاق بسخن گفتن ماهر بوده، سخن را با میزان و قافیه میگویند کلمه و جمله های قازاق خیلی معنی دار، پُر و محیط میباشد . در نزد قازاق سخن وری و شعرگویی از صفت های پسندیده شمرده میشود . ازین جهت در ادبیات قرغز و قازاق شعر و غزل و در حق بهادران قصیده و قصّه ها بسیار است خصوصاً در میان قازاقان سرود و آوازه خوانی و در بین قارا قرغزان حکایه و داستان گویی ترقّی کرده است .
ترکستان
۷۶
در میانهٔ خلق قازاق شاعر و آوازه خوان خیلی زیاد
بوده، آنها از آدمان محترم شمرده میشوند.
قرغر - قازاقان با خلق و طبیعت، زندگی و معیشت
شان ترکان قدیم را بیاد میآورند. ترکان قدیم نیز
در خانه های نمدین و خیرمه ها استقامت نموده، با چار پا
داری بطرز کوچی زندگی میکردند. خوراک آنها غالباً شیر
ماست، قمّز، قوروت، روغن، پنیر بوده است. ترکان
قدیم زیرک، برد بار، سنگین طبیعت، مهمان دوست،
راست قول بوده، بزرگان را حرمت مینمودند و در میانهٔ
اشان مناسبت خویشاوندی محکم بود.
در زمان حاضر قرغر - قازاقان، نسبت بسائر
مسلمانان دنیا، در کارهای دینی و ملی خیلی با اخلاص
و بی تعصب میباشند. ولی در میان خلق قازاق در
برابر شریعت اسلام، بعضی عادات قدیمه هم استعمال
میشود . ( در بین قارا قرغزان چین بعلاوه، عبادات
اسلامیه، از مذهب شامانی هم بعضی رسومات جاری
می باشد)
ترکستان
۷۵
قسم بزرگ قرغز - قازاقان بطرز کوچی معیشت
مینمایند. زیرا در زمین ایشان بطرز حضری زندگی نمودن
نامساعد میباشد. چون دشتهای قازاق از مراکز مدنیت
دور بوده، خودشان در یکجا استقامت ندارند، ازین
رو در میانهٔ ایشان علم و معارف، هنر و صنعت بقدر
لزوم منتشر نشده است. در زمانهای پیشین از علمای
عرب، خیوه و بخارا برای تعلیم دین و شریعت بمیانهٔ
قازاقان رفته اند سپس از قازاقان هم بعضی آدمان
بعربستان، خیوه و بخارا رفته، بتحصیل علم پرداخته اند
قرغز - قازاقان چون بتحت ادارهٔ روس در آمدند، حکومت
چاری بمیانهٔ قازاقان گروه - گروه مبلغین دینی فرستاد
که اینها در بین آنها بنشر دین عیسوی میکوشیدند.
حتی حکومت چاری قازاق - قرغزان را رسماً مسلمان
حساب نکرده، ایشان را شامانی مذهب اعلان نموده بود.
مجاهدین ترک - تاتار که بمیانهٔ قرغز - قازاقان رفته،
بآنها دین، ارکان اسلام، خواندن و نوشتن میآموختند،
له چار یا اینکه (زار) عنوان بادشاهان روس میباشد
ترکستان
64
حکومت چاری آنها را ببهانه اینکه در بین قازاقان
دشمنی روس را نشر میکنند و ترک تاتاران را با قرغز -
قازاقان متحد کردن میخواهند به بیابانهای سیبیریا نفی
میکرد و بزندانهای انداخت ولی خلق قازاق برغم این
مانعات، از یک طرف ملأهای نوغای را آورده، دین و
شریعت، خواندن و نوشتن میآموختند. از طرف دیگر
بسبب محبت داشتن شان بفن و هنرهای دنیادی،
به "خانه های سرخ" (مکتب های روس)، اگرچه اینها را
حکومت چارمی بقصد روس کردن و از دین برگردانیدن
قرغز - قازاقان تأسیس کرده بود، فرزندان خود را
فرستاده، روسی تعلیم میدادند .
چون خلق قازاق - قرغز بعلم و هنر خیلی با اخلاص
و بی تعصب بوده، بمعیشت از طرف حقیقی نگاه میکردند
و گذشته ازین، چون در مکاتب روسی طریق تعلیم
۱ چار یا اینکه (تزار) عنوان پادشان روس است . چنانکه
رومیان و المانیان پادشاهان خود را "قیصر" چینیان "خاقان"
ایرانیان "شاه" می نامند .
ترکستان
۷۷
خوب و منتظم بود، فرزندان شان را بیش تر بدین
مکتب ها فرستادن گرفتند و چون آنها میخواستند که
بفرزندان شان بعلاوه علوم دنیائی ، علوم دینی و
شرعی را تعلیم داده ، بآنها تربیۀ ملی دهند . ازین رو
فرزندان خود را برای تحصیل بمدرسه های ترک تاتار
روسیه (مدرسۀ قار غالی، استرلی باش، ترویسکی و در
سالهای آخر بمدارس نظامیٔ اور نبورغ، اوفا وقازان)
روانه مینمودند. در زمانهای آخر بممالک خارجه، همچون
عربستان، مصر و استانبول هم شاگردان قازاق برای
تحصیل سفر مینمایند .
در زمان حاضر در میانۀ قازاقان اشخاص تربیه
دیدۀ آوروپا وصاحب معلومات عالی بسیار اند.
همچنین عرفانیٔ که در مدارس اسلامیۀ استانبول، مصر
و روسیه تحصیل نموده اند، نیز بسیار میباشند در
سایۀ اینها اکنون ادبیات ملیٔ قازاق براه منتظمی در
میآید و مکاتب جدیده هم در میانۀ قازاقان روز تا
روز افزون میشود. نفوس قرغز . ـ قازاق بقدر شمش
ترکستان
۷۸
ملیون است.
تورکمنستان
یکی از ملتهای کوچی ترکستان ترکمانان هستند
اینها از زمانهای قدیم در همین جاهای حاضره اشان
زندگی می نمایند. ترکمانان از آنجائی که در یک گوشهٔ
کشور ترک واقع بوده، از سر راه قهرمانان (هون، ترکان
او غوز، چنگیز و تیمورها) که از آسیا پی در پی یکدیگر
خروج مینمودند، دور بودند، ازین رو در همان زمانهائی
هم که خلق های ترکستان بجاهای گوناگون کوچ میکردند
اینها همین محل سکونت شان را تغییر ندادند.
ترکانی که در جنوب ترکستان زندگی می نمایند.
از زمانهای خیلی قدیم «ترکمان» نامیده میشوند چنین
گمان میرود که اینها بقایای همان او غوز هائی هستند
که در سواحل سردریا سکونت داشتند. ترکان سلجوقی
و عثمانی که در تاریخ نام مشهوری را دار هستند،
از قوم همین ترکمانان خوارزم و بحر خزر می باشند.
ترکستان
۷۹
اینها از جهات خوارزم و ساحل بحر خزر حرکت نموده،
در جهات آسیای کوچک ساکن گردیده اند.
شمارهٔ ترکمانان بقدر هشتصد هزار است که
ازین در ترکمانستان سیصد و پنجاه هزار، در خیوه
سیصد هزار و در بخار پنجاه هزار ساکن بوده،
باقیٔ دیگر در ترکستان، ایران و افغانستان سکونت
مینمایند. ترکمانان قومی دلاور، جنگی، است قول،
با ناموس، وعده دار و انتقام جو می باشند.
اگرچه قسم بزرگ ترکمانان بطرز کوچی زندگی می
نمایند، ولی اکنون کم کم معیشت حضری را اختیار
می کنند.
ترکمانان اکثراً بتربیهٔ گوسفند، اسپ و شتر می
پردازند. خصوصاً در تربیهٔ اسپان خیلی ترقی کردهاند
و اسپان ترکمنی خیلی مشهور است. در میانهٔ ترکمانان
هنر قالی و پلاس بافی هم خیلی ترقی نموده، قالیهای
ترکمانی از جهت زیبائی و باد وامی از قالی های ایران
بهتر شمرده میشود. زبان ترکمان ترکی و شیوه اشان
ترکستان
۸۰
بشیوهٔ ترکی عثمانی نزدیک است، ادبیات ملی، شعر، مقال، حکایه وغیره ترکمانان هم بادبیات ترکان عثمانی ماننده می باشد.
ترکمانان از آنجائی که بطرز کوچی زندگی می نمایند، ازین جهت در میانهٔ آنها علم و معارف ترقی نکرده است، آنها عموماً در جهالت و نادانی زندگی مینمایند. ولی درین سالهای آخر قدری بیدار شده، بتحصیل علوم مسلمانی و روسی شروع نموده اند. ترکمانان هم همچون قازاقان، مسلمانان ساده و بی تعصب میباشند آموزگاران دینی و دنیائی آنها نیز ملاهای بخارا، خیوه و ایران و معلمین ترک. تاتار میباشند. ترکمانان در اہواز، آغال، تکه و قلعه کوک تپه با روسہا محاربه سخت و خونینی نموده، شکست خوردند و در نتیجهٔ این شکست شان، در سال ۱۸۸۱ میلادی بحکومت روس تابع شدند. ولی ترکمانان مرو وعشقا باد باختیار خود در سال ۱۸۸۳ بروسیه تسلیم گردیدند.
ترکستان
۸۱
قارا قالپاقان
یکی از ملت های خیلی قدیمهٔ ترکستان، قارا قالپاقان اند که در امارت خیوه زندگی مینمایند. اینها از جهت نسل بترکان خزر و پیچیناک منسوب بوده، در اوایل در سواحل (ایدل) زندگی میکردند. در دور فتوحات ترک مغول آنها در مجرای پایانی آمو دریا ـ ساکن گردیده، بادهقانی و ماهیگیری گذران میکردند. قارا قالپاقان مردمان خیلی حلیم و برد باری بوده، ولی زیاده کوشان و غیور می باشند. شمارهٔ قارا قالپاقان بقدر یکصد و سی هزار نفر میباشد.
سارتها
قسم بزرگ سارتها در شهر های ترکستان سکونت داشته، با سوداگری و پیشه وری زندگی مینمایند. بنا بقول بعضی مؤرخین، سارتها قومی اند که از اختلاط ترک ـ اوزبکان و یا ترک ـ مغولان با ایرانیان پدید
ترکستان
۸۲
آمده اند . (بعضی مؤرخین لفظ سارت را بضدّ کوچی
و مرادف حضری استعمال مینمایند) .
سارتها از جهت رنگ، قیافت و سیمای شان
بتاجیکان مانند بوده، زبان شان ترکی چاغاتایی
میباشد . سارتها اصلاً ترک بوده، بخون آنها خون
ایرانی آمیخته است . ولی تاجیکان اصلاً ایرانی بوده
بخون آنها اندکی خون ترک مخلوط میباشد .
نفوس سارتها در ترکستان بقدر ملیون ونیم بوده،
اکثراً در شهرها اقامت مینمایند. و سارتها در سوداگری
ماهر، در امر معیشت قناعت کار و مقتصد و خیلی کوشان
بوده، قسم بزرگ سودای ترکستان در دست ایشان
میباشد. سارتها همگی در مذهب اسلام بوده، اسلامیت
را از مجاهدین عرب اخذ کرده اند. اینها علاوه بر اینکه
در اسلامیت خیلی متعصّب اند، بعضی عادات کهنه
خود را هم مقدّس میشمارند .
سارتها چون در شهرها بطرز مدنی زندگی می نمایند،
ازین جهت در میانه آنها مسجد، مدرسه و مکتب بسیار
۸۳
ترکستان
است. پیش ترین مدارس و مکاتب ایشان با
موقوفات اداره میشود و دوام آنها از جهت مادّی
تأمین گردیده است. ولی تعلیم و تعلم درین مکتب
و مدرسه ها باصول کهنه بوده، اینک از همین سبب
است که در میانۀ سارتها علم و معارف ترقّی نکرده
است و قسم بزرگ اهالی بیسواد و نادان میباشند.
ادبیات ملّی سارتها - از غزل، شعر، حکایۀ مقال
بحربیت - عبارت بوده، نسبت به ادبیات قازاق
خیلی پست و فقیر میباشد. در شعر، آهنگ، حکایه و
مقالهای سارتها، عموماً در ادبیات ایشان تأثیر ایرانی
و تاجیکی حکمتفرماست.
تارانچیان
اینها خلقی اند که بسارتها خویشاوند بوده، در ولایت
یدی سو اقامت دارند، شمارۀ اینها بقدر هفتاد هزار
است. بغیر آنها خلق دونگان هم است که آنها
بمانند تارانچیان بدهقانی و بوستانداری زندگی مینمایند.
ترکستان، ۸۴
اینها از چین کوچیده آمده، در ولایت یدی سو ساکن
شده اند. بعبارت دیگر دونگانیان چینیانی اند که دین
اسلام را قبول کرده اند. شمارۀ اینها بقدر بیست هزار
میباشد.
در ترکستان بسوای اینها مقداری ارمنی، ایرانی
یهودی، جوگی، لولی، افغان، هندی و آلمانی نیز زندگی
مینمایند. همۀ این ملت های مختلفه در یکجا دو فایض
اہل ترکستان را تشکیل میدهند. در میانۀ اہالی
اجنبی ترکستان روسہا اکثریت را تشکیل میدهند.
آمدن روسها بترکستان
چارآن روس، چون در عصر شانزدهم لفتوحات
پرداخته خانهای قازان، حاجی ترخان، سسبر، قریم و اوردا
های قازاق را مغلوب نمودند و یا که بسیاست تابع
خویش ساختند، حسن ظن شان بخود افزوده، بدین خیال
افتادند که جمیع عالم ترک و اسلام را ضبط کنند. اینک
۱ـ چار یا اینکه (تزار) عنوان پادشاهان روس است.
ترکستان
۸۵
برای اجرای این خیال شان بخاک ترکیه و ایران
بنای دست اندازی را گذاشتند. سپس بسودای
سفر هندستان افتاده بتعقیب این مقصد، بآسیای
وسطی بنای تجاوز را گذاشتند در عصر هفدهم میلادی
چند بار بترکستان سفر نمودند. ولی ازین سفرهای
شان نتیجه ئی ظاهر نگردید (سفرهای خیوه در زمان پیتر
کبیر). نهایت در عصر نوزدهم که خانهای اوزبک و
سارت بسبت نزاع و کشمکشهای داخلی رو بضعف
گذاشته بودند، امید روسها را به اجرای مقصد شان
قوی نمود. و حکومت چاری قرار داد که ازین بی
تدبیری و ضعف خانهای ترکستان استفاده نماید.
چیزی نگذشت که روسها از طرفهای سیبریا و اور
نبورغ بترکستان تجاوز کردند. در سال ۱۸۵۰
(قازالی) و در سال ۱۸۵۳ (آق مسجد) را از خان
خوقند ضبط نمودند. سپس عسکرهای روس در تحت
اداره جنرال (چیرنایف) و (کاوفمان) سال ۱۸۶۰ شهر
(توقماق)، سال ۱۸۶۲ شهر (پشپک)، سال ۱۸۶۴
ترکستان
۸۶
(اولیا آتا)، (ترکستان) و (چمکند) را اشغال نموده،
بتاشکند هجوم آوردند. در سال ۱۸۶۶ امیر بخارا
بروسها اعلان حرب نموده، در جنگ (ایر جار) مغلوب
گردید و مجبور شد که شهر خجند، اورا تپه و دیزح را
بروسها ترک نموده، با آنها صلح کند.
در سال ۱۸۶۸ روسها باز بهانه ئی بدست آورده،
در تحت فرماندهی جنرال (کاوفمان) بخاک بخارا هجوم
آوردند درین سفر شهر سمرقند، کته قورغان و زیره بولاق
را اشغال نموده، امارت بخارا را بتحت حمايهٔ روسیه در
آوردند. در سال ۱۸۷۳ روسها بیاری امیر بخارا، خانی
خیوه را هم به حمايهٔ خویش گرفتند. همچنین بتحریک
و اغوای امیر بخارا در سال ۱۸۷۵، در سمرقند واقعهٔ
خدایار خان بوقوع آمد روسها اینجا نیز بهانه ساخته ئی
را بدست آورده، بمقابل خان خوقند اعلان جنگ
دادند. در آخر، سال ۱۸۷۶ عسکر خدایار خان را
شکست داده، شهرهای خوقند، اندیجان، نمنگان و مرغیلان
را ضبط نموده، بجای خانی خوقند ولایت فرغانه را
٨٤ ترکستان
تشکیل دادند و در آنجا والی (گوبر ناتور) خود را تعیین کردند.
هنگام آمدن روسها، در ترکستان اختلال و ظلم حکمفرما بود. امیران و خانهای تدبیر و مسرف بوده، فقط فایدۀ شخصی خود را مراعات میکردند و برای فایدۀ شخصی خود با همدیگر جنگ و نزاع میورزیدند. فتنه و کشمکش شهزادگانی که مدعی خانی و یا غوغا و شلوقی سرداران عسکری که خواهان تخت و تاج بودند، در هرجا دوام میکرد. بیگها، حاکمان و منصب داران خلق بیچاره (رعیّته) را بدلخواه شان غارت میکردند. مال و ملک شان را مصادره مینمودند. بعفت و ناموس زنان و دختران شان تجاوز میکردند. اهالی ترکستان چندین عصر باز بشلوقی و بی ترتیبی و اختلال و نا راحتی عمر گذرانیده، از ظلم و غوغای خانها و بیگها تماماً بجان آمده بودند.
اینک در چنین زمان، صاحب منصبان حریص و چاران ظالم روسیه، ازین عجز و حال اسف اشتمل
ترکستان ۸۸
ترکستانیان - استفاده نموده، مسلمانان را بمقابل یکدیگر
آلت و سپر ساخته، بکار در آمدند و بزحمت اندکی
بمقصد خویش موفق شدند سختی که روسها هنگام فتح
ترکستان دیدند، فقط تشنگی و گرسنگی آنان بود. ولی
مقابله و مقاومت لازمی را از ترکستانیان ندیدند.
صاحب منصبان روس، هنگام آمدن شان بترکستان وعده های
بسیار می داده بودند که وحشیان ترکستان را تأدیب نموده، بمیانه
ایشان مدنیّت نشر خواهند کرد. اهالی ترکستان را بنور علم و معرفت روشن خواهند
نمود دشت و بیابانها را آبیاری نموده، آباد خواهند ساخت.
ولی کار علم و معارف را در ترکستان بدست مسیونرهای
متعصب سپرده، بحمیت دینیه و ملیه، وجدان و ناموس
ترکستانیان بنای تجاوز را گذاشتند.
ترکستانیان بیش از نیم عصر در زیر دست حکومت
چار و ویلیکو روسها زندگی نموده، استقلال سیاسی و
مختاریت ملی خود را غایب نموده بودند. در زمان
حاکمیت چار ها بورژوازیای ترکستان از ترکستان خیلی
فایده های سیاسی و اقتصادی دیدند. ولی در عوض
۸۹ ترکستان
این، باهالی ترکستان هیچ گونه خدمت مدنی و اجتماعی ننمودند بجای اینکه در بین اهالی ترکستان معارف و مدنیت نشر کنند، اهالی را فقط به اطاعت و صداقت چاران، بتعظیم و احترام افسران آموختند و هم بنشر روسی و نصرانیت کوشیدند. بمیانه قبایل ساده دل اهالی ترکستان دشمنی و اختلاف انداخته، آنها را از یکدیگر جدا و متفرق ساختند. علما و قاضیان جاه طلب را با جامه ها، نشان و میدالها فریفته، ایشان را بمقابل جوانان ترقی خواه و ملت پرور تحریک نمودند. با همه این، در زمانهای آخر در بین اهالی ترکستان دور ترقی و بیداری شروع شده و ایشان اگرچه بآهستگی و تدریجی، ولی بجدیت براه مدنیت قدم گذاشتند. بعضی دولتمندان با حمیت ترکستان از ترکان شمالی عبرت گرفته، بکشادن مکتب های تازه شروع نمودند. همچنین بعضی از جوانان غیور ترکستان در مکاتب و مدارس اسلامی روسیه اکمال تحصیل نموده، بترکستان مراجعت کردند و در اینجا مکتب های موافق زمانه کشادن گرفتند.
ترکستان
۹۰
از طرف دیگر اهالی ترکستان بمکتب های روس داخل
شده، بآموختن علوم و فنون دنیائی مشغول گردیدند پس
از حریت سال ۱۹۰۵ در میانه اهالی ترکستان بنام
« جوانان » و «کهنه پرستان » دو فرقه پیدا شد این گاه
فرقه جوانان برای تنویر اهالی و تخلیص آنها از اسارت
سیاسی کوشیدند.
نهایت، چون در سال ۱۹۱۷ میلادی، سال حریت
و آزادی زائیده شد، برای اهالی ترکستان دور تازه ئی
شروع گردید. این سال، ابتدای خلاصی ترکستانیان
است از اسیری و تاریکی .
(در سال ۱۹۱۷ میلادی، ۲۸ نویابر، در خوقند انجمن
(قرو لتای) عمومی کشور ترکستان بوقوع آمده، در ترکستان
مختاریت ملی اعلان گردید. ولی چون در میانه اعضای
حکومتی این مختاریت بعضی اشخاص مخالف مسلک
سوسیالیزم در آمده بودند و هم باغوا و دسیسه بعضی محافظ
کاران، در بین حکومت مختاریت و حکومت کامیساران،
سوء تفاهمات چندی پدید آمده بود، در نتیجه حکومت
ترکستان
۹۱
مختاریت منحل شده، پای تخت آن، شهر خوقند تماماً خراب
گردید (سال ۱۹۱۸ از ۳۱ یانوار تا ۷ فیورال) سپس در
سال ۱۹۱۸ - ۳۰ آپریل کامیساریات خلق ترکستان
مملکت ترکستان را جمهوریت مختار کارگران و دهقانان
اعلان نمود بحکومت این جمهوریت ۱۶ نفر اعضا انتخاب
شدند که سه نفر آن از مسلمانهاست.
قسم بزرگ روسهای ترکستان، بمأموریت حکومتی
سوداگری و در ناودها بکارگری مشغول بوده، قسمی هم
در ولایت یدی سو و سردریا بدهقانی و چاروا داری
زندگی مینمایند. روسها از آن زمانی که بترکستان آمده اند
خودشان را خیلی با تربیت شمرده، اهالی محلی را بچشم
وحشی مینگریستند و بالفاظ رسارت، و «آزیات» آنها را
تحقیر نموده، اذیت میدادند (در پویزه دها برای ترکستانیان
واغونهای مخصوص تعیین نموده، ایشان را در همچین
واغونها جای میدادند) .
لیکن این روسهای با تربیه که هوا داران چاریزم
بودند، ترکستان را بیش از پنجاه سال اداره نموده،
نه پله
ترکستان
۹۲
شیره آن را همچون زالو مکیدند. ولی باهالی محلی ترکستان
از « مدنیت ایشان » هیچ اثری نرسید و برای ترقی
علم و معارف در بین اهالی بومی قدمی برنداشتند.
سودا، صناعت و کسب
کسب عمده مسلمانان ترکستان : چارواداری بوده
مقداری هنرهای دستی هم موجود است. استخراج و
اعمال ثروتهای زیر زمینی و کار های فابریک و زاودی
حاضر در حال ابتدائی میباشد.
زراعت ترکستان فقط در سایه آبیاری صنعی
بوجود میآید. خصوصاً باغداری، پنبه و شالی کاری
بآبیاری صنعی محتاج است. در زمان حاضر فقط از
صد حصه، یک حصه، قطعه ترکستان (یعنی بقدر یک
ملیون هشتصد هزار دسایتین زمین) بطریق صنعی آبیاری
نشده، استفاده میگردد. گذشته ازین، زمین های « بهاری
کاری » هم هست که همه آنها بآب برف و باران آبیاری
میشود . ( این گونه زمین ها بقدر نیم ملیون دسایتین می
ترکستان
۹۳
باشد) .
قسم بزرگ زمین های دیگر بی منفعت ،یعنی بدون کشت و کار میماند. در زمین ترکستان : گندم، شالی (برنج)، جو، ارزن، جواری، مکه جواری، ماش، تمباکو میروید. در باغهای آن بوته های و درختان میوه بفراوانی می رسد. در بوستانهایش تربوز (هندوانه)، کدو، خربزه های شیرین بعمل میآید.
پنبه داری
یکی از کسب های مهم، بلکه عمدهٔ ترکستان، پنبه کاری میباشد. این کسب خصوصاً در فرغانه ترقی کرده است در ترکستان دو نوع پنبه کاشته میشود : یکی پنبهٔ محلی (جایداری) است که غوزهٔ این متصل و چسپیده بوده، پنبه و دانهای آن را جدا کردن دشوار میباشد (تخم پنبهٔ جایداری در عرض صد روز میرسد) . دیگری پنبهٔ آمریکائی است که تخم آن اصلاً از آمریکا آورده شده است. چون این پنبه رسید، غوزهٔ آن کشاده شده،
ترکستان ٩٤
پنبۀ اش از هم پاشیده میشود. غاز پنبۀ آمریکائی از
جایداری دراز تر و سفید تر میشود (این پنبه در عرض
٧٠ - ٧٥ روز میرسد) .
در ترکستان بحساب میانۀ هر سال بیش از ده ملیون
پوت پنبۀ آمریکائی، بقدر سه ملیون پوت پنبۀ جایداری
کاشته میشود و ازین دو صد ملیون منات عاید میگردد.
در ترکستان کار پنبه کاری بطرز خیلی بی تربیت و بی
فائده دوام میکند. چون این کسب بطرز علمی و فنّی براه
گذاشته نشده است، ازین رو، اگرچه زحمت و قوۀ بسیاری
صرف مینمایند، ولی حاصل آن را کم میگیرند. بسبب
اینکه چون در ترکستان راههای آهن کم بوده، زمین ها
بموجب فنّ زمان حاضره زراعت نمیشود، کارهای آبیاری
براه منظمی در نیامده و جمعیّت های میده قرض بقدر لزوم
منتشر نشده است (خلاصه چون حاکمیت در ترکستان
تاکنون در دست روسهای نیم مدنی بوده است)، ازین
جهت پر فایده ترین و با برکت ترین کسب پنبه کاری
بقدر لزوم ترقی نکرده است .
ترکستان
۹۵
باغداری
دومین کسب های با فایدهٔ ترکستان باغداری میباشد
در ترکستان اقسام و انواع انگور ها موجود است که اگر بقدر
لزوم آبیاری شده، بخوبی پرورش گردد، حاصل زیادی
خواهد داد. ازین انگور ها مشروبات و سیر که های گوناگون
میسازند. میوه های خشک ترکستان: غولنگ، مویز، بادام
پسته، آلوچه، سیب و خربزه قاق بممالک خارجه بسیار
نقل میشود. در اینجا توت هم تربیه میشود که برگهای توت
را بکرمهای پیله میدهند. بدین گونه پیله داری هم برای
خلق، خصوصاً برای اهالی فرغانه، از کسب های پر فائده
شمرده میشود. در ولایت فرغانه ویدی سو زنبور داری
(پرورش زنبوران عسل) نیز خیلی ترقی کرده است و
آدمان بسیاری مشغول این پیشه هستند.
چار وا داری
در ترکستان قرغه - قازاق و ترکمانان بیش تر با
ترکستان
۹۶
چارواداری (تربیهٔ حیوانات) زندگی مینمایند تمام معیشت
خلق کوچی از همین چارواداری میگذرد جمیع ثروت
و خوشبختی، راحت و خوشگذرانیٔ آنها در سایهٔ رمههای
گوسفند و گاو و گلههای اسب و شتر حاصل میشود.
خلق کوچی در بالای همین حیوانات از یک دشت
بدشت دیگر میکوچند. از بیابانهای ریگزار و دره
های کوه در پشت همین حیوانات عبور مینمایند. این
حیوانات، هم زمینهای خلق کوچی را شیار میکند و هم
بارهای ایشان را نقل مینماید. بعضی از آن حیوانات
را ذبح نموده، گوشتش را میخورند، از پشم و پوست
آنها نمد، جوراب، کلاه، چکمن، موزه و کفش میسازند. از
موی آنها ریسمان و نخهای گوناگون میرسیند.
چارپایان قازاق و ترکمان عموماً از نسل میانهٔ بوده،
خورد، ضعیف و بد نما میباشد. ولی اسبان ترکمنی و
گوسفندان قاراکولی (عربی) - مشهور است.
در ترکستان درین سالهای آخره کار چارپاداری
تنزل کرده و سال بسال کمتر میشود. خصوصاً بعد از
۹۷
ترکستان
انمکه از داخلیه روسیه (در زمان حکومت چاری) -
بترکستان مهاجران روس و مالا روس آمده، زمین های
خلق کوچی را صاحبی نمودند، مقدار چرا گاهها ے
ایشان خیلی کاسته شد. این مهاجرین در حق خلق
کوچی جبر و ظلم های گوناگون نموده، بچار پایان ایشان
ضرر های بسیاری رسانیدند. همچنین بسبب خشکسالی
های پیاپی هم پیشه چار و اداری سال تا سال کم می
شود و در نتیجه این خلق کوچی زندگی بدوی را ترک
نموده، کم کم زندگی حضری را اختیار میکنند.
هنرهای دستی
هنرهای دستی ترکستان وابسته بطرز معیشت
اهالی است. خلق کوچی از محصولات خام حیوانات
خویش، مثلاً از پشم، موی، پوست و چرم آنها، غالباً
اسباب ضروری خویش را میسازند. مثلاً نمد، قالی،
پلاس، خورجین، خلته، (کیسه) انبان، پوشاک، پوستین،
ریسمان، بند و غیره میسازند بعضاً این مالها را بمقدار
ترکستان
۹۸
زیاد حاضر نموده، زیادی از احتیاج خود را بفروش
میرسانند.
ولی خلق حضری خصوصاً شهریان، اشیای خام
را از خلق کوچی چارواداران خریده، آنها را بدست
خود، نسبت بخلق کوچی، ظریف تر و زیباتر اعمال
مینمایند، اهالی شهری از پوست و چرم حیوانات همه
گونه یا افزارها و پوشاکها میدوزند. از پنبه و ابریشم
کمربند، کلاه، جامه و پارچه های گوناگون حاضر مینمایند.
از نقره و فلزات مختلف ظرفهای گوناگون زیبا و نقشین
(کوزه، آفتابه، طبق، کاسه، لعلی، لگن، سماوار، چایجوش)،
صندوقچه و اسباب های زینت میسازند. بسوای اینها،
در بین شهریان صنعت کلالگری موجود است که از
گل، ظرفهای گوناگون سفالین درست میکنند و در
خمدانها خشت و کاشیهای رنگارنگ میپزند. همچنین
پیشه های صابون پزی، آسیابانی، خرازی، رنگریزی،
زرگری، مسگری، تونوکه سازی، آهنگری، خراطي وغیره
هم در شهرها خیلی ترقی کرده است.
ترکستان ۹۹
زاود و کارخانه داری
بسبب کم بودن راههای آهن در ترکستان، دور بودن این مملکت از مرکز های مدنیت، گرانی اسباب سوخت (همچون ذغال سنگ، کراسین، نفت آنترا- تسیت و درخت)، کافی نبودن کارگران و استادان ماهر و پیدا نبودن پول، سرمایه و علم که همۀ آنها ضرور است، کارهای زاود و کار خانگی در ترکستان بقدر لزوم براه انداخته نشده است. با وجود این در ترکستان کارخانه های پنبه بسیار است که آنها تماماً بترتیب آور و پا گذاشته شده اند (اکثر این زاودها بدست مسلمانان می باشد) .
بسوای اینها، مقداری آسیاهای بخاری، زاودهای شراب سازی و کارخانه های روغن کشی نیز در ترکستان موجود است (در ترکستان یک کارخانه سانتونین موجود است که دروی از علف و گیاههای شفایی ترکستان برای درد بواسیر دارو حاضر مینمایند) .
ترکستان
۱۰۰
بجز سببهای بالا که مانع ترقی فابریک و زاد و های
ترکستان گردید، استبداد و دسیسه های حکومت چار
فابریکاچی و سرمایه داران ماسکو هم سبب مانع پیشرفت
صنایع کار خانه باشد. اکنون بعد ازین، در ترکستان این
صناعت ها باید ترقی کند.
معدن و کانها
اگرچه معدنها (ثروت های زمینی) ترکستان خیلی
زیاد است، ولی آنها تا کنون بقدر لزوم کار کرده نشده
است در اینجا معدنهای نمک، ذغال سنگ، سرب،
آهن، مس، موم سنگ، سنگهای گرانبها، همچون مرمر،
فیروزه، عقیق و زمرد، در منبعهای رود زرافشان بمقدار
کمی طلا، در کنار نهر مرغاب نقره نیز پیدا میشود در ترکستان
آبها و چشمه های معدنی دریا چه های نمک عموماً دریا چه ها و چشمه های
شفائی بسیار است. جنگل داری
کسب جنگل داری در ترکستان بحکم هیچ است.
ترکستان
۱۰۱
زیرا درینجا جنگل و درخت زار کم بوده، آنها هم فقط
در کوهها و در ریگ زارها (ساکساول) میروید. بسوای
این جنگلهای طبعی، درختان زیادی هم موجود است
که آنها در لب جویها، حوضها و در باغها کاشته شده اند.
در جنگلهای کوه میوه های گوناگون همچون جوز، فندق،
بادام، پسته میروید. لیکن بیش ترین جنگل های
ترکستان برای هیزم استعمال میشود. چوبهائی که برای
عمارات بکار میرود، بمقدار کمی در بالای کوهها میرویند
ازین جهت اهالی ترکستان، غالباً برای عمارات شان
چوب و تخته های لازمی را از روسیه میآورند.
کسب ماهیگیری وشکار
در ترکستان غالباً در سواحل نهر آمو و سر، بحرآرال
و خزر، همچنین در دریاچه (کول) های مختلف اجرا شده،
هر سال بقدر چندین ملیون ماهی گرفته میشود. در قطار
اهالی محلی (قازاق، قرغز، قارا قالپاق، تاجیک) قازاقان
مهاجر اورال نیز بکسب ماهیگیری مشغول میشوند.
ترکستان
۱۰۲
بشکار حیوانات و مرغان اهالی محلی با آلات خیلی
ساده ( همچون دام، تله، تور، کمند، قپقان ) مشغول می
شوند، همچنین گودیهای مخصوصی کنده، سگان تازی و
مرغان شکاری، همچون باز و شاهین را آموخته، با آنها شکار
مینمایند. گاها تفنگهای کهنه و چقماقی را نیز برای شکار بکار
میبرند . در اینجا از حیوانات درنده و وحشی : شیر، ببر،
پلنگ، گراز، گرگ، خرس، روباه، گربه، گوزن، آهو ،
و از مرغان : قرقاول، کبک، تیهو، قو، غاز، مرغابی و
بیدانه شکار میشود . در ترکستان شکار برای کسب
نبوده، بلکه برای معاونت زندگانی و یا برای کیف
و شوق اجرا میشود .
راههای ترکستان
در زمان حاضر دشتهای بی آب و بیابانهای بی
علف ترکستان را از دو طرف، راههای آهن قطع مینماید.
در سایهٔ این راهها ترکستان با دنیای مدنیت می پیوندد
و بدین سبب این راهها برای ترکستان خیلی مهم میباشد.
ترکستان
۱۰۳
یکی ازین راههای عمده، راه آهن آسیای وسطی است
که از ساحل بحر خزر (از شهر کراسناواد) شروع شده، از
شهرهای عشق آباد، مرو، بخارا و سمرقند گذشته، تاشکند
میرود و این راه سال ۱۸۸۸ میلادی تمام شده است.
ازین راه بزرگ چهار شعبه جدا میشود که یکی از مرو تا
قلعهٔ کوشک، دویمی از موقع چر نایف تا خوقند و اندیجان
سومی از خوقند تا نمنگان، چهار می از خوقند تا مرغیلان
امتداد مییابد.
راه آهن دویم از تاشکند شروع شده، از شهرهای
ترکستان، آقمسجد، قازالی و آقتوبه گذشته، تا اور نبورغ
امتداد دارد (این راه آهن سال ۱۹۰۴ تمام شده است).
از راه تاشکند (از موقع آریص) شعبه ئی جدا شده، از چگند
پشپک، آلما تا، سیمپلات گذشته بشهر اومسکی رفته، براه
آهن بزرگ سیبریا می پیوندد با این راه بترکستان
خیلی مال و متاع آمده و از ترکستان خیلی چیزهای خام
نقل میشود. ازین سبب این راهها ترکستان را بمرکز
مدنیت آو روپا پیوسته، بترقیٔ سودا و صناعت و پیشرفت
ولے
ترکستان ۱۰۴
اقتصاد آن تأثیر بزرگی میدهند.
راههای آبی ترکستان (کشتی و قایق رانی) در بحر خزر
دریای آرال و نهر آمو اجرا میشود. در میانه ساحل شرقی
و غربی بحر خزر (در میانه باکو و کراسنوودسکی) و در بین
ساحل شمالی و غربی (بین حاجی ترخان و ایران) همیشه
رفت و آمدی دوام میکند.
در بحر آرال، در میانه مملکت خیوه (بندر توقماق، آما
مویناق) و موقع (آلتی قو دوق) که در شمال واقع
است کشتیهای بار کشی و سر نشینی گشت و گذار میکند
در نهر آمو دریا، در داخله امارت خیوه و بخارا، در میانه
پترو آلیکساندر، چهار جوی، کرکی، ترمیز در مدت هشت
ماه منتظماً کشتیهای بخاری حرکت میکند. گذشته ازین
در نهر آمو پیشه قایق رانی هم خیلی ترقی نموده، قایق
چیان خیوه تمام سال در میانه مزار شریف که در حدود
افغانستان واقع است و چیمبای و قونگرات بار می
کشند. از پائین ببالا (از خیوه به چهار جوی) پنبه و
پوست آورده از بالا بپائین مالهای گزوار، کرباس
ترکستان
۱۰۵
نفت ، چای ، شکر ، اسبابهای آهنین و چیز های دیگر نقل مینمایند . با این کشتیهای بطرز کهنه که از قدیم مانده است ، اهالی خیوه هزار ها پوت مال نقل مینمایند (از اهالی خیوه بقدر بیست هزار نفر به پیشۀ کشتی رانی مشغول میباشند) . در ترکستان ، بسوای این ، راههای کاروانی هم بسیار بوده ، کاروانیان از ترکستان به ایران ، افغانستان ، چین رفت و آی می نمایند .
معارف ترکستان
معارف ترکستان بدرجهٔ خیلی پستی میباشد . اگر چه در ترکستان مکتب و مدرسه بسیار است ، ولی در همهٔ آنها طریق تعلیم و تعلّم باصول قدیم جاری است . در مدرسه ها اکثراً علوم دینی آموخته شده ، علوم دنیوی وفنّی خیلی کم تدریس میشود . در زمانهای آخر مکتب های اصول جدیده در ترکستان کشاده شده در آنها با ترتیب تازه تربیهٔ اسلامی و روح ملّی داده
ترکستان ۱۰۶
می شود.
در مدارس قدیم ترکستان طرز تدریس و تعلیم با
اصول قدیم است. مدارس ترکستان که در زمان خود
همچون ابن سینا، فاریابی امام بخاری، علامه طوسی ،
الغ بیک ، علامه زمخشری، میر علی شیر نوائی، سلیمان
باقرخانی، بابر میرزا، ابوالغازی نادران عصر رسانیده
بود، در زمان حاضر بخانهٔ وقف خوران، متولیان و
مدرسان مبدل گردیده است. پس از آنکه ترکستان
بتحت ادارهٔ روسیه در آمد، اگرچه در اینجا از طرف
روسها بعضی مکتب های روسی و مسلمانی کشاده شد
ولی این مکتب ها بیش از آنکه خانهٔ علوم باشند،
دامهای تزویر سیاست و کانونهای تعصب بودند.
بواسطهٔ این مکتب ها روسیت، نصرانیت و تعصب
انتشار میگردید. ازین سبب به این مکتب ها اهالی
محلی با اعتماد و انابت نمی نگریستند. از همین سبب
هم این مکتب ها ترقی نکرد.
مملکت ترکستان از جهت اداره به پنج ولایت
ترکستان
۱۰۷
تقسیم میشود: ولایت سرداریا، فرغانه، سمرقند، ترکستان
ویدی سو. ولایات ترکستان به اویزدها، اویزدها به
ولوست ها و ولوست ها بقشلاقها و آولها تقسیم می
گردند. بولایت ها و اویزدها از طرف حکومت والیان
و حاکمان تعیین شده، به ولوسها و قشلاقها والوستنویها
و آقسقالان انتخاب گردیده، از طرف حکومت تصدیق
می شود.
ولایت سرداریا
موقع جغرافی، حدود و سطح آن.
ولایت سرداریا قسمت شمال غربی ترکستان را
اشغال مینماید. سطح این ولایت چهار صد و سی و نه
(۴۳۹) چاقریم مربع بوده، از چهل و شش
ملیون دسایتین زمین عبارت است (این ولایت از
مملکت فرانسه قدری کوچک تر میباشد).
در شمال ولایت سرداریا - ولایات تورغای، آقمولا،
سیمی پالات، در شرق وی - ولایت یدی سو، در جنوبش
ترکستان ۱۰۸
ولایت فرغانه و سمرقند، امارات بخارا و خیوه ، در غربش
- ولایت ترکستان، در شمال غربی اش - ولایت او
رال واقع بوده، طولش هزار و صد و عرضش هفتصد
چاقریم است .
ولایت سردیرا از جهت خلقت و ترتیبات سطیحه
اش بد و قسمت شرقی و غربی منقسم میگردد . قسمت
غربی اش اکثراً هموار و ریگ زار بوده، چهار پنج یک
ولایت را تشکیل میدهد قسمت شرقی اش از شعبه
های کوه تیان - شان عبارت بوده، یک پنج یک
ولایت را اشغال مینماید . این قسمت شرقی ولایت
سردری یا کوهستان بوده، در اینجا از کوه (تاوس آلاتاغ)
پشته های (آلیکساندر) شروع نموده ، بطرف غرب کشیده
میشود کوه (آلاتاس) باز بطرف غرب، بنام (قازی قورت)
امتداد مییابد و شعبه های آن بطرف شمال غربی میل
نموده، نام قارا تاغ را میگیرد . بسوای اینها، کوههای
سوسامیر، کیلیس و انهار نیز مشهور می باشند.
این کوهها هر قدر که بطرف غرب پیش تر بروند،
ترکستان
۱۰۹
همانقدر پست تر شده، آخر بزمین هموار مبدل می
شوند. شعبه های تیان ـ شان که در ولایت سیر دریا
واقع است، بهمه گونه معدنها و خزینه ها غنی میباشد
(بقول عالم بزرگ موشکیتف که متخصص علم معادن
است، ازین کوهها بقدر نود گونه معدن استخراج می
شود) . چون در میانه و دامنه کوهها، خاک حاصلخیز
"منی" بسیار است، ازین جهت در آنجاها دهقانی
و زراعت هم بخوبی ترقی کرده است.
قزل قوم و قارا قوم که بیابانهای مشهور ترکستان
است نیز در ولایت سیر دریا واقع است. زمین های
این ولایت که در سواحل آمو و سیر دریا واقع است
از بیشه و نیزار ها عبارت میباشد. درین بیشه ها
درختان سنجد، بید، سفیدار سر و میروید. عموماً ولایت
بزرگ سر دریا قابل زراعت نمیباشد.
آب و آبیاری ترکستان
آبهای ولایت سیر دریا، از بحر آرال، نهرهای آمو و سیر،
ترکستان
۱۱۰
و چندین رودها و کولهای دیگر عبارت است.
بحر آرال - عالم مشهور جغرافی «بیرغ» دربارهٔ
بحر آرال چنین تفتیشات کرده است: در زمانهای خیلی
قدیم آب بحر خزر کاسته شده، سطحش پست گردید.
ولی بحر آرال سطح خود را محافظ مینمود. سبب این،
آن بود که بحر آرال در زمانهای قدیم، بواسطهٔ گودی
«ساری قامیش» و وادی «اوزبوی» (مجرای قدیمی
اش) بحر خزر میریخت. چون بدریای آرال از نهرهای
بزرگ، همچون (آمو دریا) و (سیر دریا) آب جاری شده
از وی با مجرای فوق الذکر به بحر خزر میریخت، لهذا
آب بحر آرال مشور نبوده، شیرین بود و هم آرال سطح
خود را محافظه میکرد. زمانی شد که مجرای ساری قامیش
و اوزبوی با گل و ریگ پر شده، راه جریان آب را
از بحر آرال بدریای خزر مسدود نمود. در آن زمان،
آرال بمانند کول بزرگ راکد شد و هم بقانون تبخر آب
بحر آرال کم شده، شور گردید. جدا شدن بین بحر آرال
و خزر تاریخاً معلوم نیست.
ترکستان
۱۱۱
در میانۂ عصر سیزدهم و چهار دهم بقدر یک عصر
آب آمو دریا بواسطهٔ وادی « اوزبوی » بحر خزر میریخت
سپس چون این راه باریک و گل پرشد، مجرای نهر
باز بطرف شمال میل نمود .
در زمان حاضر سطح آمو دریا از بحر سیاه شصت
و شش آرشین و از بحر خزر صد و سه آرشین بلند
تر است . بحر آرال از بحر خزر بقدر صد و پنجاه چاقریم
فاصله داشته، در شمال شرقی بحر خزر واقع است سطح
آرال تقریباً شصت هزار چاقریم مربع، طولش بقدر
سیصد و نو دو پنج ( ۳۹۵ ) چاقریم بوده، گودترین جایش
بقدر نود و سه آرشین میباشد . بحساب میانه عمق
آرال بیست و یک آرشین است . آب بحر آرال
نسبت بکاستن، بیش تر میفزاید . از این سبب سطح
او تار رفته بلند میشود .
آن نهر هائی که بحر آرال جاری میشوند . از بالای
مجرای خود ریگ، خاک و سنگریزه های بسیاری آورده
بحر مذکور میریزند . اینها چون بتک دریا می نشینند،
ترکستان
۱۱۲
ازین روتک بحر کم کم بالا میآید . ازین سبب تک دریا هر سال بقدر نیم میلیتر برداشته میشود (یعنی در هر دو هزار سال بکلفتی یک میتر در تک دریا لای و گل می نشیند) . درین صورت پس از سی هزار سال گودی بحر آرال باید از گل ولای پر گردد . اگر سطح آرال باز بقدر پنج و نیم آرشین برداشته شود، این گاه بحر مذکور بواسطه خلیج (آی بوغیر) بکودی، (ساری قایش) متصل شده، ازین دریا بدریای بحر خزر راه کشاده خواهد شد.
سواحل شمالی و جنوبی آرال پیش رفته و پس کشیده شده، یعنی کج و خم میباشد که ازین سبب خلیج و نیم جزیره های بسیاری را تشکیل میدهند . در شمال آرال خلیج (پروفسکی) و (ساری چیغاناق)، در جنوبش خلیج (حاجی بابا)، در شرقش خلیج (قارا بایلی) مشهور است . مشهور ترین نیم جزیره های آرال : قولاندی، تورناق، آق سویوق و توقماق می باشد. در ساحل شرقی آرال خیلی جزیره های ریگی موجود است.
۱۱۳ ترکستان
در ساحل شمالی آن جزیرۀ «کوت آرال» واقع است
که این جزیره از نیم جزیرۀ (آق سویوق) بقدر چهل
چاقریم بطرف عرض شمالی کشیده شده است . در
جنوب جزیرۀ مذکور بفاصلۀ پنجاه چاقریم جزیرۀ «بارسہ
کیلمس» موجود است . در جنوب غربی این جزیره ،
جزایر مجتمعه «چار» واقع اند که مهم ترین آنها جزیرۀ
«نیکولای» میباشد . سطح همۀ این جزایر، بیش از ہزار
چاقریم جای را اشغال مینماید . در نیم جزیرۀ (توقماق آتا)
که در نزدیکی مصبّ آمو دریا واقع است ، پیشۀ
ماهیگیری خیلی ترقّی کرده و هر سال بقدر چهار ۔ پنج
ملیون ماهی صید میشود .
چون اطراف بحر آرال از کوہ خالی است ، از
این رو برای و زیدن بادهای شمالی کشادہ است و
بدین سبب دریای آرال خیلی پر تلاطم وحتیٰ برای
سیاحت مخوف میباشد . در زمستان سطح این دریا از
ساحل شمال شرقی تا جزیرۀ «بارسه کیلمس» یخ می
بندد (در خلیج پیرو فسکی یخ صدو چهل روز دوام میکند).
ترکستان
۱۱۴
آب بحر آرال شفاف بوده، تک وی تاس آرشین
نمودار میشود . شوری آبش فقط بمقدار یک فایض
یعنی در صدی یک، میباشد. جریان بحر آرال از طرف
شرق بسوی جنوب و از طرف غرب بسوی شمال
بوده سرعت جریانش در هر ساعت ششصد ساژین
است.
در بحر آرال بقدر صدوسی و هفت گونه گیاه و نبات
موجود بوده، حیواناتش کم میباشد . درین بحر از حشرات
و ہواجھا (از جانوران بی استخوان دریائی) هفت نوع
و از ماہیان هیجده نوعش دیده شده است .
سرد دریا و سائر رودهای ولایت سر دریا همگی بحوضۀ
آرال روان میشود که مشہور ترین آنها سر دریا و آمو
دریا میباشد .
سرد دریا با جریان وسطی و پایانی خود، اکثر جاهای
ولایت را آبیاری میکند. بسر دریا رود های انهاره
چرچیق ( با پسکهم و چاتقال)، کیله س، (با بورو لدای
و با دام) و آریص مخلوط میشود.
ترکستان ۱۱۵
نهر «بوگان» که از نشیب های کوه قارا تاغ جاری میشود، اگرچه خیلی بزرگ است، ولی نمیتواند بنهر سر مخلوط شود، بلکه در گودیها و وادیهای دامنهٔ کوه «قاراتاغ» بباتلاقها و کولها مبدل میشود. از این کولها (چوچقه کول)، (قوم کول)، (چونیاق کول) و کولهای (برقازان) که در نزدیکی شهر آق مسجد واقع است، مشهور میباشد. در میانهٔ شهر (قارماقچی) و آق مسجد زمین های باطلاق زیاد بوده، از بین آنها رود های (قاره اوزه ک) و (تیره ک اوزه ک) که از یک شعبهٔ سر دریا حاصل شده اند، میگذرند. (در پایان تر آق مسجد وادی قودان دریا و ینگی دریا که مجرای قدیمی سر دریاست، موجود میباشد.
از سر دریا و شعبه های آن خیلی جویهای بزرگ و جوی آب گرفته، جاهای بسیاری را آبیاری و آباد مینماید. ولی چون مجرای پایانی آمو دریا از حدود جنوب غربی ولایت میگذرد، لهذا از جهت آبیاری اهمیت آمو دریا کم میباشد (آمو دریا فقط مضافات خود اطراف
ترکستان
١١٤
پتر و الیکساندر و فسکی، چیمبای، نوقوس را آبیاری می
نماید.
هوایش - هوای ولایت سردریا عموماً خشک
بوده، اثرات رطوبت هوای نسیمی، یعنی شبنم،
ژاله، باران، برف کم میبارد. در اینجا برای دهقانی
و باغبانی زمین ها را فقط بطریق صنعی آبیاری می
نمایند.
خلقش - خلق ولایت سردریا بقدر دو ملیون
بوده، در هر چاقریم مربع زمین چهار و نیم نفر آدم
میافتد. خلق اینجا را از جهت زندگی میتوان، بنام
حضری و کوچری بدو قسمت جدا نمود. ولی معیشت
کوچری سال بسال کاسته، کوچریان کم کم بحال
حضری در میآیند. قسم بزرگ خلق این ولایت
کوچری بوده، آنها بقدر یک ملیون و دو صد
هزار قرغز قازاق، صد هزار قارا قالپاق، ده هزار
جوگی (لولی) میباشند. اهالی حضری را ۶٢۶ هزار
سارت، ١٢٠ هزار روس، ٣٧ هزار اوزبک،
( ۱۱۷ )
ترکستان
۵۶۰۰ نیمس و بقدر ده هزار تاجیک ، یهودی، ترک
تاتار و اقوام دیگر تشکیل میدهد.
سارتها غالباً در شهرها اقامت نموده ، اوزبکها در
آول و قشلاقها زندگی میکنند . سارتها چون طبعاً سودا
گرو در معیشت خیلی با اقتصاد و با اجتهاد اند، ازین
جهت بخوشی تمام گذران مینمایند. ولی از علم و
معارف خیلی عقب مانده اند . در میانه ایشان آدمان
باسواد هم خیلی کم میباشند . لیکن در مال جمع کردن
و محافظه نمودن خیلی حریص بوده ، در صرف کردن آن
زیاده مقتصد و حتی بدرجه خست نزدیک هستند.
اما اوزبکان خواه از جهت دولت و خواه از
جهت معارف نسبت بسارتها در درجه پست تر
میباشند. ترک ۔ تاتاران غالباً در شهرها با سوداگری
مشغول بوده، درباره معارف و مدنیت خیلی پیش
رفته اند. ایشان در شهرها، حتی در دیها و موقفها
(ایستگاههای راه آهن) برای اطفال. مکتب های
متعدده اصول جدیده و در تاشکند دار المعلمین و
ترکستان ۱۱۸
قرائتخانه مکملی دارند.
آمدن روسها
بولایت سر دریا
در اوایل عصر هجدهم، حکومت چار های روسیه در حق قازاق روسهای سواحل (دون) که بدین قدیم نصرانیت سالک بودند، سیاست تضییق را پیش گرفت این گاه قازاقهای دون بتاثیر فشار حکومت، بساحل نهر (جایق) کوچیده، کم کم افزون شدن گرفتند قرغز - قازاقان که در آنزمان همسایه شرقی روسیه بودند، ناراحت شده، خلق روسیه را بتشویش میانداختند. اینک مهاجرت قازاقان دون بسواحل جایق - اورال بمقابل قرغزان قوه بزرگی را تشکیل میداد. حکومت روسیه این حال را بنظر گرفته، بقازاقان روس همه گونه یاریها رسانیدن گرفت .
در میانه قرغزان و روسها هر وقت نزاع و جنگ
ترکستان
۱۱۹
پدید میآمد. در آخر عصر هجدهم، بمیانه خاک قرغزان
و قازاقان روس خط حدودی کشیده شد که این
خط حدود را «خط اور نبورغ و سبیر» مینامند. این
خط از ساحل رود (چایق) و (ادی) تا بشهر او مسق
و از اینجا تا بسر نهر (ایرتیش) کشیده شده بود. روسها
در بالای خط این حدود چندین شهر ها و قلعه ها بناکرده
بودند. در سال ۱۷۴۳ میلادی در گوشه طرف غربی
قزاقان روس شهر اور نبورغ بنا گردید. بعد ازین
شهر های اورسن، ویر خورال، پیتر پاول تأسیس
یافت. هنگام کشیده شدن خط اور نبورغ بیر، در
زمان پیتر یکم، شهر های او مسق و سیمی پالات بناشده بود).
درازی خط اور نبورغ-سبیر (از گوریفکا که در
منصب جایق واقع است، تا کا مینگور بالایی) سهزار
و پانصد (۳۵۰۰) چاقریم بود. اینک در میانه
همین خط، روسها بیش از یک عصر توقف نموده،
نهایت در سال ۱۸۵۲ میلادی شروع کرده، بخاک
ترکستان که دیر باز چشم خود را بسویش سرخ نموده
ترکستان
۱۲۰
بودند، بنای تجاوز را گذاشتند. ولی بدشت سبیر از سال ۱۸۲۴ بنای در آمدن را گذاشته شهر های کو کچه تاغ، آقمولا، قارقالی و آیاگوز را گرفته، بهمین نامها ناحیه ها تشکیل داده بودند. سپس در سال ۱۸۴۷ در گوشهٔ شرقی خط اورنبورع و سبیر قلعه (قاپال) و در طرف غربی، در نزدیکی منصب سر دریا قلعه (رحیم) را بنا نمودند. (این قلعه ها بمقابل قلعه های آقمسجد و قازالی خوقند و برای مقابلهٔ عسکر های خیوه بنا گردیده بود).
چون روسها بدین گونه بصورت تدریجی بدشت های قرغز- قازاق و بیابنهای ترکستان در آمدن گرفتند. خانهای خیوه و بخارا و خوقند که این زمین ها را در زیر دست خود میشمردند، بمقابل روسها عسکر فرستاده بآنها خیلی ضررها رسانیدند. نهایت روسها در سال- ۱۸۵۲ قلعهٔ آق مسجد را از خوقندیان گرفته، در ساحل سر دریا استوار گردیدند.
درین وقتها خان و بیگهای ترکستان در بین خود
ترکستان
۱۲۱
اختلاف و نزاع میورزیدند و بجای اینکه وطن و
ملت را از تجاوز دشمن خارجی محافظه نمایند با
یکدیگر میجنگیدند و هم با هالی حقیقت حال را معلوم
نکرده ، اهمیت فرصت را نمیفهمانیدند. بلکه برعکس
خلق را اغفال میکردند که ترکستان را ارواح اولیا
محافظه میکنند و ازین رو مملکت را روسها گرفتن
نمیتوانند. اینک بدین گونه اظهارات، خلق ساده
دل را خاطر جمع نموده، کار مدافعه را اهمال میکردند.
روسها چون ازین احوالات بخوبی آگاه بودند، ازین
استفاده نموده، قرار دادند که بترکستان از دو طرف
هجوم آورند. از این رو هم از شرق (از طرف سبیر)
و هم از غرب (از ساحل سر دریا) بحرکت در آمدند.
(درین وقتها در طرف سبیر، در ولایت پدی سو،
در میانهٔ روسها و قرغه - قازاقان خوقند در بارهٔ -
تعیین حدود نزاع پدید آمده بود. نیز درین زمانها
(در سال ۱۸۶۶) از ناحیهٔ آلا تاغ (سبیر) در تحت
ادارهٔ جنرال چرنایف یک پولک عسکر روس بطرف
ترکستان
۱۲۲
غرب، بجانب سردریا، حرکت نمود. از طرف دیگر در تحت فرماندهی ویر و فلین یک فرقۀ عسکر روس با ساحل سردریا از غرب بسوی شرق تجاوز کرد و در سال ۱۸۶۴ - هشتم ایون شهر ترکستان رسیده پس از اندکی مقابلت، شهر را اشغال نمود.
جنرال چرنایف که از طرف سبیر میآمد، در سال مذکور چهارم الون در ساحل رود (تالاس) شهر اولیا آتا را اشغال کرد. بعد ازین عسکرهای خوقند، در نزدیکی چمکند گرد آمده، در تحت ادارۀ سردار مسلمان قلی با روسها جنگیدند و در نتیجه مغلوب شدند. در سال ۱۸۶۴ - بیست و دویم ستمبر چرنایف چمکند را هم ضبط نمود. بعد ازین، چرنایف با یک فرقه عسکر بتاشکند هجوم آورد. ولی پس از محاصرۀ چهار روزه شهر را گرفته نتوانسته، برجعت مجبور گردید.
روسها بدین فکر افتادند که در جاهائی که تا امروز از کشور ترکستان گرفته اند، استوار گردند. این رو بجاهای مذکور اداره های خود را بر پا نمودن گرفتند
ترکستان ۱۲۳
در سال ۱۸۶۵ از زمین های فوق الذکر بنام سردریا
ولایتی تشکیل داده ، بجمیع زمین های ترکستان چرناییف
را والی حربی تعیین کردند . لیکن وظیفۀ حاکمی را بعموم
زمین های ترکستان بجنوال گوبر ناتور ناحیۀ اورنبورغ
حواله نمودند . چرناییف در چمکند اقامت نموده ، ولایت
تازه تشکیل شده را اداره میکرد . چرناییف چون
شنید که مسلمانان تاشکند عسکر حاضر نموده ، قوۀ جمع
میکنند ، بدون فوت نمودن وقت ، بضبط تاشکند
قرار داد . برخصت آمدن از جنرال گوبر ناتور اور-
نبورغ منتظر نشده ، بتاشکند حرکت نمود و ۲۷ ماه
آپریل قلعۀ (نیازبیگ) را که در ساحل نهر (چرچیق)
بناشده بود، محاصره کرد . پس از یک هجوم شدید،همه
حصار را ویران نموده ، قلعه را متصرف شد .
بتاشکند بواسطۀ نهر چرچیق آب میآمد و مجرای
این نهر در نزدیکی این قلعه واقع بود ، چرناییف پس
از ضبط قلعه ، مجرای نهر را مسدود نموده ، شهر تاشکند
را بی آب گذاشت . این گاه چرناییف تاشکند را بطور
ترکستان ۱۲۴
اساسی محاصره نموده، برای هجوم قطعی حاضر گردید.
در آن زمان تاشکند از یک بیکی خوقند عبارت
بوده، بواسطهٔ حاکمی که از طرف خوقند تعیین می گردید،
اداره میشد. هنگام آمدن روسها، تاشکند را قوش
داد خواه حاکم و میرزا احمد قوشبیگی و از علما محمد عظیم
ابن محمد رجب، عبد الله جان ولد ملا بابا جان اداره می
نمودند. هنگامی که روسها از یک طرف شهر را بمحاصره
انداخته بودند، از طرف دیگر از سرکردگان خوقند امیر
عالم قلی و خان زاده سلطان سید خان با چهل عدد
توپ، مقداری سربازان نشان زن و توپچی بیاری
تاشکندیان رسیدند.
امیر عالم قلی در قطعهٔ ترکستان بروسها خیلی ضربها
رسانیده و از آنها خیلی آدم را کشته است، روسها
چون خبر ورود عالم قلی را بتاشکند شنیدند، خیلی به
دهشت و اضطراب افتادند. عالم قلی با عسکر خود
بمقابل روسها حرکت نموده، در موضع (آلچیک)
که در مسافت دوازه چاقریمی تاشکند واقع است،
ترکستان
۱۲۵
جنگ سختی بوقوع آورده، بآنها تلفات کلی داد. ولی
در میانهٔ جنگ تیری خورده، زخمین گردید و با همین زخم
وفات نمود. پس از وفات او عسکر هایش پریشان شده
توپ، یراق و اسباب خود را گذاشته، فرار کردند
و بشهر در آمده، دروازه ها را بستند، پس از وفات
امیر عالم قلی، سرکردگان دیگر بواهمه و اضطراب
افتاده، قسم بزرگ آنها بخوقند و سائر طرفها گریختند.
در تاشکند از سرکردگان فقط سلطان سید خان ماند که
او هم بسبب جوانی و بی تجربگی کاری از پیش بردن
نتوانست.
چون حال شهر دشوار شدن گرفت، سلطان
سید خان به امیر بخارا مظفر الدین خان نامه فرستاده،
از وی یاری درخواست کرد. امیر بخارا در تحت ادارهٔ
اسکندر بیگ فرقهٔ کوچکی عبارت از ده - پانزده نفر
بتاشکند گسیل نمود. مقصد امیر ازین، بتاشکندیان
یاری رسانیدن نبوده، بلکه با حیله ئی خان مشروع
خوقند سلطان سید خان را از تاشکند ببخارا آورده بجای
ترکستان
۱۲۶
او بخوقند از طرف خود شخص مطیعی را خان تعیین کردن
و بدین واسطه بتدریج خوقند را بزیر دست خود در آوردن
بود . در حقیقت اسکندر بیگ ، همین که بتاشکند آمد،
خلق محصور را با حیله و دسیسه فریفته ، شورانید و
طرفداران امیر بخارا را در حق تخت خوقند بغلیان
آورده ، تقویه نمود . در نتیجه این طرف بخارائیان قوت
گرفته، سلطان سید خان را بخارا فرستادند ( امیر بخارا
اورا بقتل رسانید) .
(در یک زمانی که دشمن خارجی بتنک دروازه شهری
که بمنزله قلب مملکت بود ، رسیده ، مسلمانان را بلا
امان سوزاینده ، بقتل میرسانید، امیران مسلمان
(یعنی حامیان ملت ، وطن و دین) برای تخت و
خانی اختلاف و نزاع مینمودند . با فتنه و دسیسه های
گوناگون مسلمانان ساده دل را اغفال نموده ، غرضهای
فاسد شخصی خود را پیش میافگندند. استقلالیت و
ناموس وطن و ملت را پا مال میساختند .)
روسیائی که شهر را محاصره میکردند، از اختلاف و
ترکستان
۱۲۷
و اختلال درون شهر خبر یافته ، به استفاده نمودن ازین
حال و هجوم قطعی آوردن بشهر قرار دادند، اینک در
سال ۱۸۶۵ پانزدهم ایون، هنگام صبح، با هجوم
خیلی شدیدی از دروازه کمالان بدرون شهر درآمدن
گرفتند. چون تاشکندیان درون شهر دو سه روز جنگیده
از مدافعه عاجز شدند، ناچار آقسقالان ایشان هفدهم
ایون شهر را بجنرال چرناییف تسلیم نمودند. در آن
زمان در تاشکند بقدر صد هزار نفر جمعیت بود. در
اطراف شهر حصارهای کلفت و محکم کشیده و از طرف
بیرون خندقهای پهن و گود کنده شده شهر دارای
دوازده دروازه بود که خوقند، کاشغار، کمالان، تخته
پل و بیش آغاچ مشهور است.
روسها پس از آنکه تاشکند را گرفتند، شهرهای دیگر
ترکستان را هم یگان- یگان ضبط نموده، در اندک
زمان تمام کشور ترکستان را بدست خود در آوردند.
پس از اشغال تاشکند از طرف روسها، امیر بخارا که از
عجز و غفلت خود بیخبر بوده، جنگ با روسها را همچون
ترکستان
۱۲۸
جنگ با خانهای کوچک آسیای وسطی میدانست، در
مقابل روسها بعضی حرکات نامناسب را ارتکاب نمود
تاشکند از یک ولایت خانی خوقند عبارت بود و خانی
خوقند هم گویا در حمایۀ امیر بخارا واقع بود . ازین رو
بسوی جنرال چرنایف ایلچی فرستاده، از وی طلب
نمود که تاشکند را خالی کرده، بروسیه رجعت نماید.
روسهائی که در سایۀ این بی تدبیری امیر، برای
هجوم بهانه میجستند، بمقابل بخارا اعلان جنگ دادند.
در نتیجۀ این جنگ، در موضع ایر جار، اهالی بخارا
مغلوب شده، اول ایر جار و بعد شهرهای خوجند، اورا
تپه و دیزخ را مجبوراً بروسها ترک نمودند.
در سال ۱۸۶۶ روسها باز بهانه ئی بدست آورده
از خانی بخارا شهر های سمرقند، کته قورغان و زیره
بولاق را گرفتند . بعد ازین خانی بخارا بروسیه تابع
گردیده، بحکم ولایتی در آمد. نیز درین سال روسها
زمین هائی که از ترکستان ضبط کرده بودند، بولایات
سردربا، سمرقند دیدی سو تقسیم نموده، تمام مملکت
ترکستان ۱۲۹
ترکستان را با دارۂ حربی سپردند و بسر اداره بنام
گتوال گوبرناتوروائی تعیین کردند.
روسها بفکر این افتادند که بفتوحات ترکستان
دوام نموده، دامنۂ زمین های ضبط کردۂ خود را
وسعت دهند. بدین مقصد بضبط خانی خوارزم
که در مجرای پایانی آمو دریا واقع است، قرار دادند.
اینک برای اجرای این مقصد شان بهانه ئی بدست
آوردند (که اهالی خیوه کاروانهای تبعۂ روس را تاراج
نموده، اهل کاروان را بقتل میرسانند). در سال
۱۸۷۳ به اغوا و یاری امیر بخارا روسها از طرفهای
مختلف بخیوه (از چیکیشله ر، کندرلی، ساحل بحر خزر،
اورنبورغ، قازالی، آق مسجد و تاشکند) فرقه های
عسکری گسیل نمودند. همۂ این عسکر ہائی که بمقابل
خیوه حرکت میکردند، فون کاوفمان سپهسالار
تعیین گردیده بود. بیش ترین این فرقه ها درمیان
راه بایکدیگر پیوستند. در بیابانهای قزل قوم بگرسنگی
و تشنگی دو چار شده، خیلی ہلاکت ها دیدند. در آخر بخیوه
ترکستان
۱۳۰
رسیده، خیوه را ضبط نمودند.
سارت و اوزبکان خیوه باطاعت روسها راضی
شدند. ولی ترکمانان یمود بروسها سرکشی نمودند حتی
تاوان جنگی که روسها انداخته بودند، از پرداختن
آن امتناع ورزیدند. روسها باهمین دستاویز در
تحت ادارۀ ایوانوف مشهور به ترکمانستان فرقه های
جزائیه گسیل داشتند که این فرقه ها خیلی ترکمانان
بیگناه را بصورت وحشانیت بقتل رسانیده، خانه
وزراعت گاههای شان را آتش زده، خراب
و مالهای شان را تاراج نمودند. اینک در سایۀ
این گونه جزاهای سخت و بی مثل، ترکمانان را به
اطاعت خویش در آوردند.
خان خیوه محمّد رحیم خان که بهنگام آمدن روسها
مملکت را گذاشته، بترکستان فرار کرده بود، فون
کاو فمان اورا دعوت نموده، باز بتخت نشانید پس
چون در سال ۱۸۷۳ دوازدهم آوغوست معاهدۀ
صلح نوشته شده، بآن معاهده فون کاوفمان و
۱۳۱ ترکستان
سید محمد رحیم خان امضا نمودند، روسها خیوه را ترک نموده، بروسیه رفتند. عهد نامهٔ مذکور از نورده ماده عبارت بوده، بموجب آن عهد نامه خانی خیوه در تحت حمایهٔ روسیه شمرده میشود. بدین گونه بسبب غفلت و بی تدبیری خان و وزیران و اختلاف و نزاع شخصی ایشان، خانی خیوه هم بدست روسها افتاد.
اینک بعد ازین، در مملکت ترکستان، بجز ترکمنستان قوه ئی نماند که بتواند با روسها مقاومت نماید. سپس روسها بهانه ئی پیدا کرده، با ترکمنان «تکه» آغاز جنگ را گذاشتند. نهایت سال ۱۸۸۰ میلادی ترکمنان تکه را هم شکست داده، تابع خویش ساختند. بعد از آنها ترکمنان مرو و عشقا باد نیز باختیار خویش بروسها تابع گردیدند.
سودا، صناعت و کسب
مهم ترین کسب ولایت سردریا را دهقانی و چار
ترکستان ۱۳۲
واداری تشکیل میدهد. از ۴۸ ملیون دساتین زمین
این ولایت فقط دو فایضش (یعنی بقدر ۹۸۰ هزار
دساتین اش) بدهقانی مشغول بوده، در باقی آنها چار
واداری اجرا میشود. ازین سبب است که درین ولایت
قسم بزرگ اهالی به پیشۀ چار واداری اشتغال دارند.
زراعت و دهقانی در محال تاشکند، اولیا آتا وچمکندبیش
تر ترقی کرده است. در اینجا شرط نخستین دهقانی و
زراعت آبیاری زمین ها میباشد. ولی هنوز درین
ولایت کار آبیاری در حال ابتدائی واسف خیزی
بوده، خیلی زمین های قابل زراعت آبیاری نمیشود
و بدین جهت از زمین ها بقدر لزوم استفاده نمیگردد
در زمین های بهاری که بطریق صنعی آبیاری نشده،
فقط بواسطه آبهای برف و باران گیاه میرویاند، بمقدار
کمی کشت و کار میشود. ولی مقدار این گونه زمین ها
خیلی کم بوده، چندان حاصلخیز نمی باشد.
دشمن نخستین و بی رحم زراعت ترکستان ملخ
میباشد گروه این ملخان گاها همپچون ابر سیاه روی آسمان
ترکستان ۱۳۳
را میپوشند و همچون بلای ناگهانی بر کشت و زراعتها هجوم
آورده گیاهان سبز و خرم را در یکدقیقه بخاک سیاه مبدل
مینمایند و لیکن درین سالهای آخر، در مقابل این بلای
مدهش به اجرای بعضی تدبیر ها آغاز نموده اند. چنانکه
ماشین و آلت هائی اختراع شده است که بواسطه
آنها بگروه ملخان داروهای مهلک را پاشیده، آنها را
هلاک مینمایند. در بعضی جاها تخمهای ملخان را پیدا
نموده، میسوزانند و یا زیر خاک میکنند. اینک در
سایه این تدبیر ها کشت ها را از آفت ملخان تا درجه ئی
محافظه می نمایند.
در ولایت سردری سارت و اوزبکان در دهقانی
موقع نخستین را اشغال نموده، روسها و قرغه-قازاقان
در درجه دویم میباشند. ولی زراعت و دهقانی
سارت و اوزبکها باصول خیلی کهنه، با آلات و اسباب
قدیمه اجرا شده، ازین رو هم برای این کار کوشش
و زحمتهای فوق العاده صرف میگردد. ولی این را هم
نباید فرو گذار نمود که در زمانهای آخر، از دهقانهای
ترکستان ۱۳۴
روس و آلمان عبرت گرفته، دهقانهای سارت هم
همه گونه آلات زراعتی همچون قلبه های آهنین، ماشین
های تخم افشان، حاصل دروندہ و کوبنده استعمال می
نمایند.
دهقانان سارت و اوزبک عمدہ در پیشۀ پنبه،
شالی (برنج) کاری خیلی ماہر میباشند. در اینجا گندم،
جو، ارزن، کوکنار، جواری، شالی، جواری مکه و ماش
کشت و کار شده، بسوای این، یونجه، خربزه، تربوز
(ہندوانه) و ہمہ گونه میوہ ہای بوستانی و بقولات
نیز کاشته میشود.
ولی در بین اہالی دائر بدهقانی و زراعت معلومات
خیلی کم بوده، پرورش زمین، عموماً کارہای زراعتی براه
فنی گذاشته نشده است. حکومت چاری که بترکستان
آمده، نشر مدنیت را بعہدہ خویش گرفته بود، فقط
سیاست روس گردانی و مسیونیری را پیش گرفت.
بترقی اقتصادی ترکستان بطور اساسی و جدی خدمت
نکرد. ازین جهت در ترکستان کار دهقانی بقدر لزوم
۱۳۵
ترکستان
ترقی ننموده وحتی در زمان حاضر غلهٔ ترکستان بخلق خودش کافی نیست، بلکه از روسیه هم خیلی غله آورده میشود.
در ولایت سیردریا روئیدن و حاصل دادن غله بدین گونه است: گندم یکی بر شش، شالی یکی بر دوازده ارزن یکی بر هجده، جواری یکی بر بیست و هشت جو دار یکی بر هشت، نخود یکی بر هفت، جواری مکه یکی بر دوازده، کنجد یکی بر بیست، آفتاب پرست یکی بر بیست و چهار حاصل میدهند. اما پنبه بحساب میانه از یک دساتین زمین شانزده پوت حاصل میشود.
چارواداری
درین ولایت قرغزه - قازاقان، مهاجران مالا روس و نِیمس که در محال اولیا آتا و چیمکند سکونت دارند، بتربیهٔ چهارپایان مشغول اند. جمیعاً درین ولایت بقدر هشت و نیم ملیون حیوان تربیه میشود که ۳ ۶ فائض را اسپ، ۱۰ فائض آن را گوسفند، ۱۱ فائض
ترکستان ۱۳۴
را بز، ۹ فائض را اسب، ۱۰ فائض را گاو، ۶ فائض را شتر، ۳ فائض را خر تشکیل میدهد. (این حساب بموجب احصائیه قبل از محاربهٔ اوروپا میباشد) . اسب و گوسفند در محال اولیا آتا و چیمکند، گاو در مضافات آمو دریا، شتر در محال آولیا آتا بیش تر تربیه میشود.
درین ولایت سه نسل گوسفند - گوسفندان قازاق گوسفندان قارا کولی و گوسفندان ریزه پشم (میرینوس) پرورش میشوند. گوسفندان قازاق برای پشم، گوشت، روغن و پوست شان، گوسفندان ریزه پشم فقط برای پشم شان و گوسفندان قارا کول برای پوست شان تربیه میگردند. چون در ولایت سر دریا برای خوبی پرورش و نسل چهار پایان تدبیر های لازمی دیده نمیشود و در زمستان آذوقهٔ چهار پایان بمقدار ضروری حاضر نمیگردد، از جهت حفظ الصحت هم حیوانات بدرجهٔ خیلی پستی میباشند، ازین رو کسب چهار پا داری بقدر لزوم ترقی نکرده، بلکه سال تا سال عدد چهار پایان
۱۳۶ ترکستان
کاسته میشود . ( درین ولایت بیطار، یعنی طبیب
حیوان بدرجهء کم است که هنگام ناخوشی و مرگ
چهارپایان در مساحت چهار ده هزار مربع چاقریم، بیک
صد و هفتاد هزار رأس چهار پا یک بیطار میافتد).
از آنجائی که تاشکند از دو طرف براه آهن پیوسته
است، سودای پنبه و میوه های خشک و تر (غولنگ
مویز، سیب قاق) خیلی ترقی کرده است و از آنها
بمقدار زیاد بآوروپای روسی و سبیریا نقل میشود.
(پنبه و میوه برای دهقانان خیلی سود مند بوده ، یکی
بر صد فایده میدهند) . پیشهء پنبه کاری و میوه داری
در محال تاشکند بیش تر شیوع یافته است . در ولایت
سیر دریا پنبهء جایداری و آمریکائی کاشته شده، هر سال
از اینجا به ۲۰ - ۲۵ ملیون صوم پنبه اخراج میشود.
ولی ممکن است که این مقدار نظر بآمدن سال (یعنی
نظر بحاصل خیز و یا بی حاصل بودن سال) تغییر یابد.
عموماً بهای پنبه ، نظر بحاصل پنبهء آمریکا تعیین می
شود. اگر در فصل خزان ژالهء بروقت بارد، ممکن است
ترکستان ۱۳۸
که حاصل پنبه را سرما زده، به پنبه کاری ضرر برسد و
بهمین نسبت بهای پنبه نیز ترقی کند.
در جاهای نزدیک شهر ها ببوستانداری هم مشغول
میشوند اهالی ترکستان خربزه، هندوانه، کدو، زردک، پیاز
سیب زمینی، کلم، ترب، شلغم نیز بسیار کشت و
کار مینمایند. ولی در ترکستان کسب بوستانداری بآب
و خصوصاً بتربیه محتاج میباشد.
در ترکستان باغداری کسب خیلی مهمی را تشکیل
میدهد و در باغهای اینجا انگور، سیب، آرمود، انار،
شفتالو، زردالو، آلو، گیلاس، گردو، آلو بالو، فندق و
میوه های دیگر میروید.
از ولایت سردريا میوه خشک (غولنگ و مویز)
بمقدار زیاد بروسیه نقل میشود و قسم بزرگش در خود
ترکستان استعمال میگردد. اگر برای ترویج کسب
باغداری، باغهای تجربه و نمونه تأسیس شده، در آنها
بدهقانان و بوستان داران پرورش و ترتیب باغ
و بوستانها آموخته و هم کار آبیاری براه منتظمی انداخته
ترکستان
۱۳۹
شود، در ترکستان کسب باغداری فایده زیادی خواهد
داد. اگرچه از طرف حکومت چاری در دوازده چا قریبی
تاشکند «دشت تجربه» تأسیس گردیده و در آنجا همه
گونه گیاه و میوه ها کاشته میشود، ولی مقصد ازین
یاہائی بومی کار کشت و زراعت را آموختن نبوده،
بلکه دهقانان روس را حمایه کردن و کسب باغداری
را بروسها مخصوص گردانیدن است . ازین جهت
اہالی ترکستان ازین - بقدر لزوم استفاده ننموده اند.
ولی با همه این، از آن زمانی که در ترکستان راههای
آهن انشا گردیده و بآور و پای روسی راه راست کشاده
شده است کسب تاکداری سال تا سال درخصوصاً در
محال تاشکند و چمیکند و در مضافات آمو دریا) ترقی
مینماید . در ولایت سر دریا هر سال بیش از یک میلیون
پوت انگور حاصل میشود.
انگور ترکستان از جهت مزه و پاکیزگی، از انگور های
آور و پا کمتر نیست . خصوصاً انگور های حسینی، سلطانی،
شبرغانی خیلی لذیذ میباشد. خاصیت دویم انگور های
ترکستان
۱۴۰
ترکستان این است که یکهفته - ده روز پیش از انگور
های آوروپا میپزد و بدین سبب پیش تر از انگور های
آوروپا در بازار ها بفروش میرسد.
ماهیگیری - ماهیگیری را هم میتوان از کسب های
مهم سردیا شمرد. در بحر آرال ، در سواحل آمو وسردیرا
و در کولهای محال قازالی ر در قامشلی باش ، چوبیش
و غیره ) به پیشه ماهیگیری مشغول میشوند.
در جزیره « بار ساکیلمهس » ، « نیکولای » ، « توقماق »
و « مویناق » که در بحر آرال واقع است ، پیشه ماهیگیری
خیلی ترقی نموده است. در طرف شمال بحر آرال ، در
موقع آلتی قودوق انبار خانه های بزرگ ماهی موجود
است. قرغز ، قازاقان ، قارا قالپاقان ، قازاقهای اورال
که تبعیداً ومالا روسهای بیسارا بیاکه مهاجره آمده اند.
همچنین ماهی گیران بحر آزاق ، خزر و بالطق به پیشهء
ماهیگیری مشغول میباشند. در اینجا ماهیان گوناگون شکار
می شود.
چون در نهرهای [ایدل] و [اورال] پیشه ماهیگیری
۱۴۱ ترکستان
تنزل یافت، پس از کشاده شدن راه اورونبورغ از آوروپای روسی سوداگران و جلابان بزرگ ماهی آمده، سواحل دریای (آرال) را فرا گرفتند. در زمان حاضر کسب ماهیگیری روز تا روز افزوده، در آبها عدد ماهیان تا رفته کاسته میشود. و بهمین نسبت بهای ماهی ترقی میکند. (هر سال به ۵ - ۶ - میلیون صوم ماهی استخراج میشود.)
معدنها
از ثروتهای زمینی بسوای نمک، آهک و گچ، چیز دیگر درین ولایت استخراج نمیشود. در اینجا کانهای ذغال سنگ، سرب مس هم بسیار بوده، فقط در زمان حاضر اینها بمقدار خیلی کم استخراج میگردد. درین ولایت مالهای خام که برای کارخانه و فابریکها مهیا میباشد، خیلی زیاد موجود بوده، اینها هم کارگر و استادان خود را انتظار میکشند. از چیز های خام ترکستان همچون پنبه، پشم، پوست،
ترکستان
۱۴۲
پیله و بغیر آنها خیلی مالهای دیگر بکار خانه وفابریکهای
روسیه نقل میگردد .
در ترکستان کار خانه های صناعتی کوچک و دستگاه
های هنردستی دائر میباشد . این گونه کارخانه ها در تمام
ولایت بقدر چهار هزار ششصد عدد بوده ، در آنها
بقدر بیست و هفت هزار کار گر مشغول کار هستند .
( درین کارخانه و فابریکها در هر سال به چهار ده - پانزده
میلیون صوم مال و اسباب اعمال میشود . )
از این کارخانه ها چهل عددش مخصوص به پنبه بوده،
باقی آنها از زا و ودهای شرا بسازی ، از آسیا ها و کار
خانه های روغن کشی عبارت میباشد .
با هنر های دستی فقط اهالی بومی (سارت ، قرغز و
قازاقها) اشتغال میورزند. سارتها در پیشه آهنگری پنجره
سازی، زرگری در و دگوی، معماری و بنائی موقع نخستین
را اشغال نموده، ایشان با این هنر ها یشان در ترکستان
ممتاز میباشند .
ترکستان
۱۴۲
سودا و تجارت
چون در شهرهای ولایت سیر دریا غالباً سارتها که
طبعاً سوداگر اند، سکونت دارند، گذشته ازین میانه
تاشکند و اور و بنبورغ بواسطهٔ راه آهن پیوسته و
بدین گونه حمل و نقل مال و متاع سهولت یافته است،
از این رو سودا و تجارت این ولایت روز تا روز ترقی
مینماید. در زمان حاضر معاملهٔ سالانهٔ ولایت سر دریا
از پنجاه میلیون متجاوز میباشد. بیشترترین چیز هائی که
از ولایت سر دریا اخراج میشود، از محصولات دهقانی،
چاروا داری و باعداری، همچنین از اشیای خام، همچون ماهی
و غیره میباشد. مالهائی که از خارجه بدین ولایت نقل
میشود، از همه گونه گزوارهای کارخانگی و آلات و
اسباب های زاودی عبارت میباشد.
علم و معارف
در ولایت سر دریا چنانکه در جمیع مملکت تورکستان
ترکستان
۱۴۴
است، ترتیب های تعلیم باصول قدیم بوده در مدرسه ها
فقط علوم دینی تدریس شده، از فنون دنیائی هیچ
معلومات داده نمیشود. درین ولایت ۲۵ - ۳۵ مدرسه
های بزرگ و بیشترین مکتب ها از موقوفات اداره گر
دیده، از جهت مادی تأمین شده است .
ولی درین زمانهای آخر، فکر خلق کشاده شده
بتأسیس مکاتب جدید ابتدائی شروع نموده اند. شمارۀ
اینگونه مکتب روز تا روز افزوده، دقت اهالی را بخود
جلب میکند .
در ولایت سیر دریا از طرف روسها بقدر ۱۸۹ مکتب
کشاده شده است که ۶ باب اینها اعدادی، ۵۴ باب
روسی - مسلمانی یک باب سیمناریا و دو باب مکتب های
تجارتی میباشد .
از سال ۱۹۱۸، در شهر تاشکند دار الفنون هم
کشاده شده است که یک شعبۀ آن برای مسلمانان
مخصوص میباشد .
ترکستان
۱۴۵
ادارۀ سیاسی و ملکی
ولایت سیر دریا به پنج اویاز و یک مضافات
تقسیم میشود. چنانکه اویز دهای قازالی، آقمسجد، چمکند،
اولیا آتا و تاشکند و مضافات آمو دریا میباشد.
قازالی - شهری است که در ساحل راست نهر (سردیبا)
واز راه آهن بفاصلۀ ۱۵ چاقریم واقع بوده، بقدر شانزده
ہزار نفوس دارد. اہالی اویاز و قازالی صد و چهل هزار
نفو بوده از قرغز قازاقان عبارت میباشند. سودا و تجارت
این اوبیاز و بحار پایان و ماهیبان منحصر است.
آقمسجد - دوازده هزار نفوس دارد. در ساحل
راست سر دریا، در سر راه آهن واقع است. اہالی این
شهر را قرغز قازاقان تشکیل میدهد. این شهر در اوایل
قلعۀ امارت خوقند بود.
چیمکند - شانزده ہزار نفوس دارد. در بالای
راه آہن تاشکند، بین موقف (قابول سای) و شهر
آلماتا واقع است. چیمکند در ساحل نهر (بادام)
ترکستان
۱۴۶
بنا گردیده منظره و طبیعتش خیلی خوش و زیبا میباشد.
هوایش نرم، آبش شیرین، قمیزش لذیذ است. به اینجا
هر سال برای مداوا از اوروپای روسی بیماران بسیاری
میآیند. خصوصاً آنهائی که بدرد سینه و شش (مرض سل)
گرفتار اند، برای مداوا بیشتر میآیند. کار خانهٔ مشهور
سانتوینین نیز در چیمکند میباشد. سودا و تجارت این
شهر بغلّات و چهار پایان منحصر است. اهالی اش از
قرغز - قازاق و اندکی از سارت و اوزبک عبارت می
باشند.
ترکستان - (نوز ده هزار نفوس دارد) این شهر
قدیمی بوده از سردیا بمسافت ۳۵ و از راه آهن
بفاصلهٔ ۵ چاقریم دور تر واقع است. در شهر ترکستان
از شیخان طریقت و از علمای بزرگ، تورک خواجه احمد
یسوی مشهور مدفون است (این ذات سال ۱۱۶۶
میلادی وفات کرده است.) مقبرهٔ خواجه احمد یسوی در
آخر عصر چهار دهم از طرف امیر تیمور بنا گردیده است.
مسجد و مقبرهٔ حضرت سلطان (خواجه احمد یسوی) در فن
ترکستان
۱۴۶
معماری بطرز اصول تیموری بنا شده و باسنگهای
گرانبها و کاشین های زیبا تزئین یافته است. این
بنای عالی اگرچه در مدت پنچصد سال تعمیر درستی
ندیده است، ولی با همه آن، تاکنون شکوه و مهابت
خود را محافظه مینماید. کاشین و نقش هایش چنان
زیبا و محکم است که گویا حاضر در خمدان پخته و امروز
ساخته، شده است. گنبد مسجد حضرت سلطان بی
هیچ ستون و تکیه گاهی ایستاده که این مهارت معماران
قدیم را در علم عمارت و فن ریاضی بخوبی ثابت می
نماید. (این بناها را معماران آوروپا دیده متحیر میشوند.
بعجز خویش اعتراف مینمایند.)
در نزدیکی شهر ترکستان در موقف " تیمور " خرابه
های شهر مشهور " آترار " موجود است. (عسکر های
چنگیز خان هنگام سفر کردن بغرب نزد همین شهر از دریا
گذشته اند، و امیر تیمور هم هنگام حرکت بچین در نزد
همین شهر وفات نموده است)
اولیا آتا- (نوزده هزار اهالی دارد). این شهر در کنار
ترکستان ده افغان خذ از چترگر ۱۴۸
رود « تالاس » واقع شده است. درین شهر سودای
چهارپایان خیلی ترقی کرده است.
تاشکند - (۲۳۵ هزار اهالی دارد که ۵۰ هزار این
روسها میباشند). این شهر از نهر (چیر چیق) ۸ چاقریم دور
تر، در پیوندگاه راه آهن آسیای وسطی و اورنبوغ
واقع میباشد. تاشکند بنام شهر نو و شهر کهنه بدو قطعه
تقسیم میشود.
تاشکند نو سال ۱۸۶۵ میلادی تأسیس شده، شهر
پاکیزه و زیبائی است که آبادی او روز تا روز افزون
میشود. از جویهای بزرگ قدیم بکوچه های شهر آب
جاری است. در دو طرف کوچه هایش درخت نشانیده
و خیابانها ترتیب داده شده است. در چند نقطه شهر
باغهای خیلی زیبا و خوش منظر بنا گردیده، بشهر فوق العاده
زینت داده شده است. عمارتهای شهر منتظم، کوچه هایش
سنگ فرش بوده در آنها تراموای حرکت میکند.
اطراف تاشکند تماماً با باغهای میوه دار احاطه شده
و هوایش خیلی خوب است. در تاشکند کهنه بقدر صیصد
ترکستان
۱۴۹
محله بوده، عادتاً همچون شهرهای آسیا کوچه های تنگ و
کج و خانه های گلبین دارد. درین قطعه مسجد، مدرسه و
مقبره های بزرگ، چهار سو و بازار های سرپوشیده و کار-
وانسراهای زیادی موجود است. چهار سوهای تاشکند
خیلی بزرگ بوده، در آنجا برای مال و متاعهای گوناگون
بازار های جداگانه مثلاً: [بازار ابریشم، بازار چیت، بازار
کفش، بازار کتاب، بازار غله] دارد. بسوای این، اغلب
فیرماهای روس و ماسکو در شهر کهنه کانتور، شعبه و انبار خانه
ها دارند.
شهر تاشکند از جهت سودانه تنها در ترکستان، بلکه
در تمام شهرهای روسیه درجۀ نخستین را اشغال میکند
(هر سال بقدر ۴۵ میلیون معاملۀ تجارتی دارد.) تاشکند
از جهت معموریت، فزونی علم و صناعت خانه ها، بزرگی
سودا و تجارتش مرکز ترکستان شناخته میشود. همچنین
از جهت علمی، اقتصادی و سیاسی، تاشکند در موقع
نخستین حساب میگردد.
تاشکند شهر خیلی قدیمی بوده نام قدیمی اش «ساج»
ترکستان
۱۵۰
یا که «شاش» و «بنیاکینت» است . بقول ابوالغازی
خان در زمان جدسی و پنجمین چنگیز بهمین اسم نامیده
شده بود. تاشکند از زمان بنایش چندین دور ها را
گذرانیده است. دور نخستین - تا زمان استیلای عربها
( از ابتدای بنایش تا عصر هفتم)، دور دویم - دور عربها
(از عصر هفتم تا عصر یازدهم)، دور سوم - دور خوار
زمشاهیان (از عصر یازدهم تا عصر دوازدهم)، دور
چهارم - دور مغولان (از عصر چهاردهم تا عصر شانزدهم)
سپس در سال ۱۳۶۱ میلادی این شهر را تیمور لنگ
استیلا نمود. دور پنجم - زمان حاکمیت اوزبکان و قرغز-
قزاقان (از سال ۱۵۰۰ تا سال ۱۷۹۵).
درین سالها تاشکند از طرف خانهای مختلف اداره
میگردید . نهایت در سال ۱۷۹۵ میلادی امیر بخارا
شاه مراد خان تاشکند را ضبط نموده، از طرف خود والی
تعیین میکرد. ولی چون والیان تاجیک را اهالی دوست
نمیداشتند، ازین رو هروقت در بین اهالی اختلاف و
نزاع پدید میآمد. در آخر، یونس خواجه خان (از نسل
۱۵۱ ترکستان
شیخاوند طهور ولی) تاشکند را از دست بخارائیان گرفته
خودش را خان تاشکند اعلان کرد. و همچنین قرغز ۔
قازاقاق اطرف را که مشغول یغماگری بودند گوشمال سختی
داد (۱۷۹۸) در زمان او آتش فتنه و اختلال تماماً فرو
نشست ۔ یونس خان شخص خیلی مدبری بوده، بآبادی
تاشکند خیلی غیرتها صرف نمود. برای اینکه شهر را از شر
دشمنان محافظه نماید، باطراف شهر حصار محکمی کشید.
سال ۱۸۱۵ یونس خان وفات نموده، بجای او پسرش
سلطان خواجه بتخت نشست. ولی ادرا خان خوقند اسیر
نموده، تاشکند را، ضبط کرد (۱۸۱۶). بعد ازین در تاشکند
دور خوقندیان شروع گردید (از سال ۱۸۱۶ تا ۱۸۴۰) که
این دور ششم میباشد. سال ۱۸۴۵ میلادی شهر را باز
بخارائیان گرفته، شش سال اداره نمودند. ولی سال
۱۸۶۶ خوقندیان دوباره تاشکند را استرداد کردند. سال
۱۸۶۳ تاشکند باز یکبار بدست بخارائیان افتاده بود.
نهایت سال ۱۸۶۵ بدست روسها گذشت.
سال ۱۹۱۷ میلادی در روسیه انقلاب بزرگی پدید
ترکستان ۱۵۲
آمده در نتیجهٔ آن بملّت های روسیه مختاریت داده شد.
همچنین در خوقند نیز (۲۹) نومبر برای ترکستان مختاریت
اعلان گردید. ولی چون در روسیه در حکومت مرکزی
بین فرقه های سیاسی فرقهٔ بالشویکان غالب بودند،
حکومت مختاریت خوقند که اغلب اعضای آن از ملّتیان
متعصّب و سرمایه داران بزرگ عبارت بودند، از طرف
بالشویکان پراکنده شده، بجای آن، در تاشکند سال
۱۹۱۸ میلادی ۳۰ ماه آپریل، حکومت شورائی اعلان گردید.
بعضی از آثار تاریخی تاشکند اینها میباشند: ( مسجد
حضرت امام در حصهٔ سیب زار. این مسجد اگرچه از
جهت بنایش دارای چندان امتیازی نیست، ولی قدسیّت
بزرگی دارد. در اینجا مزار شریف، ابوبکر بن اسماعیل
القفال واقع است. این ذات از مرشدین اسلام
است که در شهر تاشکند نخست دین اسلام را نشر نموده
است. وفات او سال ۹۲۶ میلادی بوقوع آمده است.
۲) در همین حصه مدرسهٔ باراق خان واقع است.
این مدرسه ۶۰۰ سال قبل، از طرف خان خوقند باراق
(۱) در این مدرسه سال ۱۹۲۳
۱۵۳
ترکستان
خان بنا شده است که دارای ۳۲ حجره میباشد. در بین
جميع مدارس ترکستان، طلبه های همین، مدرسه بازاق خان
نخست طالب اصلاح شده بانتخاب مدرسین قرار داده
اند و این قرار خود را به هیئت مدرسین تقدیم نموده ، اجرای
آن را طلب نموده اند ( سال ۱۹۱۸- اوایل ماه آپریل ).
۳) در دبههٔ بیش آغاچ مدرسه کو کلتاش واقع است
که این مدرسه ۲۴۰ سال قبل از طرف خان تاشکند، در
ویش خان بنا گردیده است. بنای این مدرسه سه طبقه
و خیلی بلند است که در زمان قدیم زنان زنا کار را از
پیش طاق آن پرتاب میکرده اند.
۴) نیز در همین دبهه مدرسه و مسجد خواجه احرار ولی موجود
است که سال ۱۴۵۰ میلادی بنا گردیده است.
( خواجه احرار ولی شیخ محترمی است که در سال ۱۴۰۴
بدنیا آمده و در سال ۱۴۸۹ وفات نموده است )
بسوی اینها در تاشکند مسجد ، مدرسه و مقبره شیخاوند
طهور ولی و همچون مسجد جمعه ، مسجد و مدرسه های بزرگی
موجود است.
۱۵۴
ترکستان
شهر تاشکند در زمان حاضر از جهت علم و معارف مرکز و مرجع جمیع مسلمانان ترکستان است. درین شهر مدرسه های بزرگ، دارالفنون ملی مکتب های اصول جدیده و چاپخانه های اسلامی بسیار میباشد. قسم بزرگ کتابهای. در مطبعه های تاشکند چاپ میشود. در تاشکند کتابخانه و قرائتخانه های مسلمانی نیز موجود است. در تاشکند کهنه بازار کتاب مخصوصی بوده، بعلاوهٔ این در شهر نو و کهنهٔ تاشکند بقدر ده باب کتابخانه های مسلمانی هست درین کتابخانه ها همه گونه کتابهای دینی و دنیادی علمی و فنی فروخته، میشود. در تاشکند بزبان ترکی شش هفت عدد روز نامه و مجله نشر میشود. عموماً در تاشکند قوهٔ علمی و مدنی نسبت بولایات دیگر ترکستان بیشتر می باشد.
ولایت سمرقند ـ موقع جغرافی، حدود و سطح آن.
ولایت سمرقند در میانهٔ ترکستان واقع بوده، در طرف شمال و شمال شرقی اش سر دریا، در طرف شرقش ولایت فرغانه، در طرف غرب و جنوبش امارت بخارا
۱۵۵ ترکستان
واقع است. سطح ولایت سمرقند ۸۱ هزار و نهصد چاقریم مربع میباشد. این ولایت از وادیهای (پامیر) و (آلای) و جلگه فرغانه عبارت بوده، از طرف جنوب و جنوب شرقی اش با کوه های بزرگ و از طرف غرب با بیابان وسیع (قزیل قوم) احاطه شده است. کوه هائی که در طرف جنوب این ولایت واقع است، سه کوه های مسلسل را تشکیل میدهد. سلسله اول کوه های ترکستان است که از ایزسنجال زر افشان شروع شده، از شرق بغرب کشیده میشود. سلسله دویم کوه های زر افشان است که از همین یخچال ابتدا میگردد. سلسله سوم کوه های حصار است که از کوه های زر افشان منشعب شده است. (این کوه ها سرحد امارت بخارا ولایت سمرقند را تشکیل میدهد). کوه های ترکستان چون بغرب کشیده شده از خود رود - (سنگزار) بگذرد، بنام (کوه های مالگوزار) و چون از آنجا باز بسوی غرب ممتد شده از شهر دیزخ گذشته، بخاک بخارا داخل شود، بنام (کوه های
ترکستان ۱۵۶
نور آتا) نامیده میشود. بسوای اینها، در طرف
شمال شرقی این ولایت شاخه و شعبه های کوه
(تیانشان) نیز بسیار است. بیابان همواری که
بین رود سر دریا و کوه های مالگوزار واقع است،
(چول میرزا) و یا (آچ والا) نامیده میشود. اگر چه زمین
بیابان برای کشت و کار مساعد است، ولی بسبب
نبودن آب از استفاده خالی مانده است. طرف غرب
(آچ والا) به بیابان (قزیل قوم) می پیوندد.
طرف جنوب (قزیل قوم) قدری برجسته و بلند
بوده، چندین کوه های بزرگ هم دارد. (همچون کوه
بوفان تاغ، ارسلان تاغ، جیتی تاغ، سلطان ویس
بابا وغیره).
آبیاری اش
در آبیاری ولایت سمرقند نهر زرافشان موقع
مهمی را میگیرد. این رود از کوه های زرافشان و
ترکستان جاری شده، در بین راه آبهای زیادی
ترکستان
۱۵۷
را بخود پیوسته، در وادی زر افشان بجویهای بسیاری آب میدهد.
نهر زر افشان از یخچال های کوه زر افشان بیرون آمده از امارت بخارا گذشته بکول (قراکول) که در صد چاقریمی آمو دریا واقع است، فرو میرود و با طلاقهای بسیاری را تشکیل میدهد. طول نهر زرافشان بقدر ششصد چاقریم بوده، ۳۸۰ چاقریم این در ولایت سمرقند و باقی آن در امارت بخارا واقع است. از زر افشان ۸۳ جوی آب گرفته دو صد هزار دیسانین زمین آبیاری میشود.
نهر سنگزار - از کوه های ترکستان خارج میشود. و از نزد شهر دیزخ گذشته، بکول نمک میریزد. طول این نهر بقدر صد چاقریم بوده، تقریباً ده هزار دیساتین زمین را آبیاری میکند. نهر سنگزار با دره کشادی که دروازه تیمور لنگ نام دارد، جاری شده کوه های بزرگ را قطع مینماید.
قنال نیکولای اوّل - جویی است که از طرف
ترکستان
۱۵۸
روسها برای آبیاری (چول میرزا) کنده شده است.
این از نهر سر دریا آب میگیرد . قنال مذکور هزاران
دیسایتین زمین را آبیاری نموده خیلی جاهای (چول
میرزا) را آباد کرده است .
سر دریا ـ از ولایت سمرقند بقدر ۳۵۰ چاقریم
جریان نموده، مساحت هشتاد هزار چاقریم مربع
را آبیاری مینماید . و از کنار (چول میرزا) جاری
میشود . بواسطهٔ جوی (دال دیر زه ن) که از سر
دریا کشاده شده است، ساحل راست سر دریا و بواسطهٔ
قنال نیکولای یکم ساحل چپ آن آبیاری میشود .
کولها ـ (کول نمک) در ۶۰ چاقریمی غرب دیزخ
واقع بوده، طولش بقدر سی چاقریم میباشد. ازین
کول هر سال بقدر دو صد هزار پوت نمک حاصل
میشود. در سواحل این کول معدن رگلهای شفائی
موجود است که در تابستان بیماران بسیاری برای
مداوا میآیند . سطح این کول نمک از سطح دریا ۱۷۰
آرشین مرتفع میباشد .
ترکستان
۱۵۹
کول اسکندر - وضعیت و موقع جغرافئ این کول خیلی عجیب، است . این کول در بالا های کوه های حصار واقع بوده، از سطح دریا، ۲۸۹۰ - آرشین مرتفع است . تگ کول مذکور خیلی گود (عمیق) میباشد .
هوا و اقلیمش
هوای سمرقند همچون هوای سایر جاهای ترکستان است . در وادیها و جاهای هموار تابستان خیلی گرم میشود . بتاثیر این گرمی تابستان، آبها و باطلاقها زیاد تبخّر نموده، بعضی مرضهای مسری همچون تب و لرز منتشر میشود . در طرفهای کوهی هوا قدری سرد تر میباشد . نیز درین طرفها اثرات رطوبت . بیش تر، زمستان دراز تر و سخت تر است . عموماً هوای کوه، دشت و بیابانها خوب و سالم بوده، برای صحت انسان بی ضرر میباشد . باهمه این، علت غوری (ورمی است که در گلوی انسان پیدا میشود) و در اطراف دیزخ مرض رشته شیوع دارد .
ترکستان
١٤٠
رشته کرم باریکی است که بقدر یک گز درازی دارد. میکروبهای رشته با آب ببدن آدم در آمده بزرگ میشود. این کرم آدم را زیاده ناآرام کرده، اعضایش را بدرد میآورد. و هم در میانه پوست و گوشت آدم ریم (زرداب) جمع مینماید. این مرض اکثراً اور بخارا ایران و در بعضی جاهای ترکستان منتشر شده است مرض رشته را طبیبان محلی بمهارت تمام معالجه مینماید! یعنی از بدن انسان کشیده، بیرون میآورند. در ولایت سمرقند در وسط تابستان باد گرمی میوزد که بنام "گوم سیل" معروف است. این باد عادتاً با گرد با دو طوفان شروع شده، بولات سمرقند از بیابان (قزیل قوم) میآید. این باد به نباتات ضرر بسیاری آورده، برگها و غنچه های سبز درختان را پژمرده و خشک میگرداند. (قسم بزرگ پخته ئی که در بیابان (آچ والا) کاشته می شود. از همین (گوم سیل) خراب میگردد).
۱۶۱
ترکستان
نباتات و گیاهها
نباتات ولایت سمرقند عموماً به نباتات شرق
ترکستان مانند است. در بهار بواسطهٔ آب باران و
برف، روی زمین با گیاهها و شگوفه های گوناگون پوشیده
شده با در آمدن تابستان (اواخر ماه مای) همهٔ نباتات
میخشکد. در ریگ زارها گیاههای کلفت و درشت
که مخصوص به بیابان (قزل قوم) است، میروید.
همهٔ نباتاتی که در طرف جنوب غربی (تیان شان)
میروید، در اینجا بعمل آمده، بسوای آن پنبه، انگور
و میوه های دیگر هم حاصل میشود. در کوهستانهای
این ولایت بوته های زولغی، قارلیغان، بارباریس،
زرشک و در تپه های کوه درختان صنوبر، اورنگی
و عصای موسی میروید.
حیوانات و جانوران
حیوانات دشتی سمرقند بحیوانات ولایت سردریا
ترکستان
۱۶۲
حیوانات طرف شرقی اش، بحیوانات ولایت فرغانه مانند
میباشند. در کوهستانها از جانوران وحشی - گوزن
غزال، آهو و از مرغان درنده - عقاب، شاهین،
کلخات موجود است.
اهالی و نفوس
درین ولایت بقدر ۶۰ ۹ هزار نفر آدم موجود
بوده، باعتبار ملیت ۵۹ فائص اهالی را اوزبکان،۲۷
فائص را تاجیکان تشکیل میدهد و باقی ۷ فائص
آن از ملت های دیگر عبارت میباشند. از جهت
دین ۳ ۲ ۹ هزار نفر مسلمان، ۲۲ هزار نصرانی، ۱۲ هزار
یهودی و باقی بمذهبهای دیگر منسوب اند.
تاجیکان - اهالی بومی و اصلی این ولایت بوده،
از نسل ایرانیان میباشند که زبان ایشان هم فارسی
است. و لیکن این زبانرا بشیوۀ ویران تکلم مینمایند
مجموع نفوس تاجیکان بقدر دو ملیون و سیصد هزار
بوده، ۵۲۰ هزار این در ترکستان و باقی در مملکتهای
۱۶۳ ترکستان
افغان ایران ، خیوه ، بخارا و پامیر زندگی مینمایند . تاجیکان نسبت بملت های دیگر ترکستان متمدن تراند . برای ترقی علوم و فنون بخارا در زمانهای قدیم، ذکاوت و استعداد همین تاجیکان سبب شده بود.
تاجیکان ترسو و بردبار، ولیکن قوم خیلی کوشان و سوداگری میباشند . تاجیکان اکثراً بدهقانی مشغول اند . خلق تاجیک در دین متعصب و عادت پرست بوده، بآئین های قدیمه زیاده رعایت مینمایند .
روسها - غالباً در شهر ها استقامت نموده، بماموریت حکومتی، خدمت عسکری و پیشه سوداگری و عده کم آنها بصنعت گری و پیشه وری مشغول اند پس از کشاده شدن راه آهن آسیای وسطی، از قافقاز هم خیلی خلق های مختلف، خصوصاً ارمنیان، بترکستان آمده، اهالی نادان و ساده دل ترکستان را بفسق و سفاهت عادت میدهند. همه گونه میخانه و سفاهت خانه ها کشاده، اخلاق اهالی محلی را خراب و بدین واسطه
ترکستان
۱۶۴
برای خود ثروت جمع مینمایند .
ہندویان ـ اینها از ہندوستان آمده ، فقط
باسود خوری (ربا گیری) اشتغال میورزند . (درین
زمان شمارهٔ ہندویان در ترکستان خیلی کم و بحکم ہیچ
است)
آمدن روسان بسمرقند
روسان پس از آنکه تاشکند را تماماً استیلا نمودند،
بطرف بخارا و سمرقند ہم چشم طمع دوختند . بضبط
این دو شہر مہم قرار داده ، برای اجرای آن، انتظار
فرصت مناسب را میکشیدند . نہایت بہانۂ خوبی
ہم بدست بآوردند . امیر بخارا بسوی جزال چرنایف
ایلچی گسیل نموده ، تخلیهٔ تاشکند را طلب کرد . اینک
ہمین مسئله را دستاویز قرار داده ، روسہا بخاک بخارا
بنای تجاوز را گذاشتند . سال ۱۸۶۶ میلادی،
روسہا در نزد قلعهٔ « ایر جار » بخارائیان را شکست
داده ، نخست (ایر جار) و سپس شہر ہای خجند و اورا-
ترکستان
۱۶۵
تپه را ضبط نمودند پس ازین، شهرهای دیزخ و ینگی
قورغان را که در وادی زر افشان، نزد دروازۀ تیمور
لنگ واقع است، اشغال کردند.
علما و اعیان سمرقند پس از مشاهدۀ این حال،
ناچار بسردار عسکر روس کاوفمان اظهار اطاعت
نمودند کافمان سمرقند را بدون جنگ گرفت. بعد
این عسکر روس بخارائیان را تعقیب نموده، بجهات
اورگوت، کتۀ قورغان و زیره بولاق حرکت کردند.
بخارائیان ازین طرفها هم عقب نشسته، در آخر بعجز
خویش اعتراف نمودند و سال ۱۸۶۸ میلادی ۲۳
ماه ایون صلحنامه ئی ترتیب داده، هر وی امضا کردند
بموجب این عهد نامه، ولایت سمرقند و شهرهای
کتۀ قورغان و زیره بولاق- بروسها واگذار شد. امارت
بخارا در داخلۀ خود مستقل و در امورات خارجی در
تحت حمایت روسیه اعلان گردید. بعد از امضای صلح
نامه اهالی شهر کتاب و شهر سبز که در امارت بخارا واقع
بودند، عقد صلح با روسیه را معقول ندیده، برای انسداد
ترکستان
166
سمرقند از روسها و فتح صلح روسیه و بخارا قرار
دادند و بمقابل امیر بخارا آغاز جنگ را گذاشتند.
اینها اہالی کوہستان بودہ، خلق جنگجوئی ہستند. آنها
در زمانش بہ امیر بخارا ہم تماماً اطاعت نکردہ ، نوعی
استقلال داشتند.
روسها بمقابل آنها لشکر کشیده، در اندک زمانی
مغلوب نمودہ، این دو « بیگی » را ہم بہ امیر بخارا تماماً
مطیع گردانیدند.
سودا و صناعت
مہم ترین کسب ولایت سمرقند را دہقانی و
زراعت تشکیل میدہد. نسبت بسائر جایهای
ترکستان آب درین ولایت بیشتر وطرز آبیاری بہتر و
با ترتیب تر است ازین رو، درین ولایت، از زمان
قدیم کار دہقانی و زراعت خیلی خوب میباشد. در
جاہائی کہ زمین پست و آب فراوان است ، شالی (برنج)
میکارند. برنج سمرقند بدرجہ ئی بسیار است کہ سالی
۱۶۷ ترکستان
دو و نیم ملیون پوت بخارج نقل میشود. ولی در جا-
هائی که آب کم است. بکشت و کار گندم می پردازند.
همچنین درین گونه جاها یونجه هم بسیار کاشته میشود.
ولی در قسم بزرگ زمین ها گندم و در باقی آن، جو،
شالی، ارزن، شاه دانه، جواری، ماش، کنجد میکارند.
(بقدر چهار صد هزار دساتین زمین بدهقانی و زراعت
مشغول بوده، ازین دو صد هزار دساتین بزراعت
یونجه، بیست هزار بکاشتن نباتات روغن دهنده
و باقی دیگر برای غلات سائره مخصوص میباشد).
پنبه کاری هم درین ولایت، سال تا سال ترقی
مینماید و در اویزد کته قورغان بیش تر (تقریباً بده
هزار دساتین زمین) پنبه کاشته میشود. در ولایت
سمرقند بقدری سی عدد زاود (کارخانه) پنبه تازه کنی
موجود است که در آنها هر سال بقدر سیصد هزار
پوت پنبه خالص اعمال گردیده، بواسطه راه آهن
آسیای وسطی و تاشکند و بحر خزر بآوروپای روسی
نقل میگردد. درین زاود ها از دانه های پنبه روغن
ترکستان ۱۶۸
می کشند که این - « روغن چگید » نامیده میشود . از تفالۀ پنبه دانه ها برای خوراک چهار پایان « کنجاره » میسازند که ازین هم بمقدار بزرگ بممالک خارجه نقل میگردد .
باغداری و بوستانداری - این کسب در ولایت سمرقند ، نسبت بسائر ولایت ترکستان ، بیش تر ترقی کرده است ، چون هوای ولایت بروئیدن میوه و سبزوات مساعد و خلق تاجیک بطعام خود سبزوات و بقولات گوناگون میاندازند . ازین جهت درین ولایت بکاشتن میوه و سبزوات زیاد اجتهاد صرف میشود . از ولایت سمرقند بشهر های خارجه بمقدار زیاد خربزه ، هندوانه ، کلم ، سیب زمینی ، پیاز ، شلغم ، لبلبو و سبزوات دیگر اخراج میشود . هوای سمرقند برای تربیۀ انگور هم خیلی مساعد است . بدین سبب در اینجا انگور هم بسیار پرورش میشود . انگور های سمرقند خیلی لذیذ بوده ، از آنها بمقدار زیاد شراب مویز و دوشاب حاضر
ترکستان
١۴٩
میگردد و هر سال بممالک خارجه بقدر یک ملیون و پنج
صد هزار پوت مویز اخراج میشود. بسوای این، غولنگ
سیب قاق، جوز، پسته و بادام نیز بسیار نقل می
نمایند.
در ولایت سمرقند کسب پیله داری هم خیلی ترقی
کرده و تاجیکان بسیاری بدین کار اشتغال مینمایند.
درین ولایت هر سال هفتاد و پنج هزار پوت پیله
حاصل میشود این پیله ها را در کار خانه ها اعمال نموده،
ابریشم میسازند.
چار وا داری - این پیشه فقط در محال خجند و
دیزخ که قرغو - قازاقان سکونت دارند، جاری بوده،
بمقدار کم گوسفند، گاو واسپ تربیه مینمایند.
استخراج ثروتهای زمینی نیز درین ولایت سال
تا سال در ترقی میباشد. در زمان حاضر در محال خجند و
سمرقند هر سال بقدر هشت صد هزار پوت ذغال
سنگ استخراج میشود بسوای این، گچ، گل سفید،
زاک، نوشادر، سنگهای عمارتی بسیار استخراج میکنند.
ترکستان ۱۷۰
در منبع نهر زر افشان از درون ریگها طلا نیز استحصال می گردد .
صنعت های کار خانگی و زاودی نیز درین ولایت چندان پیشرفت نکرده است . چنانکه همه اش فقط ۳۵ کارخانه پنبه تازه کنی و روغن کشی موجود است. ولی کسب هنرهای دستی خیلی ترقی کرده ، همه گونه اسبابهای ضروری برای زندگی انسان اعمال میگردد .
سمرقند از زمانهای قدیم شهر سیر تجارتی بوده اهالی آن در سوداگری در پایه نخستین میباشند . خصوصاً پس از کشیده شدن راههای آهن ، سودا و تجارت سمرقند خیلی ترقی کرده است در زمان حاضر معامله تجارتی این شهر هر سال بچندین ده ملیون بالغ میباشد .
معارف و مکاتب
در ولایت سمرقند بقدر صد باب مدارس بزرگ و دو هزار مکاتب ابتدائی موجود بوده ، در آنها بقدر بیست هزار نفر طلبه و شاگرد تحصیل مینمایند . ولی در
۱۷۱
ترکستان
قسم بزرگ این مدرسه و مکتب ها، چنانکه در سایر
ولایات ترکستان تعلیم و تعلم بطرز قدیم و به ترتیب
ویران جاری بوده، به تنویر افکار و توسیع اذهان
خلق خدمت نمیشود. مدرسه های اسلامی سمرقند که در
زمانهای اول مرکز مدنیت، چشمهٔ علم و معرفت بوده،
در زمان حاضر از جهت مادی و معنوی بحال خرابی
افتاده است. ولی در سالهای آخر، در سایهٔ غیرت
و اجتهاد بعضی جوانان با حمیت، درین ولایت مکاتب
ابتدائی باصول نو کشاده شده و در میانهٔ اهالی بنشر
علم و معرفت کوشش میرود. حاضر درین ولایت
چندین ده مکاتب ابتدائی بطرز جدید دوام مینماید.
از طرف روسها هم در ولایت سمرقند دو ژیمنازیا،
یک مکتب شهری، پانزده مکاتب ابتدائی، هفده
مکتب های روسی-مسلمانی و یک عدد هم مکتب
باغداری موجود است.
۱۷۲
ترکستان
اداره ملکی و سیاسی
این ولایت از جهت اداره به اویزدهای سمرقند،
کته قورغان، دیزخ و خجند تقسیم میشود.
سمرقند - (۵۹ هزار نفوس دارد) . این شهر
مرکز ولایت بوده، از سطح دریا ۹۷۵ آرشین ارتفاع
دارد. ازین جهت هوایش هوای کوهستانی، یعنی
سرد و سالم میباشد. شهر سمرقند دو قسم بوده، یکی
شهر کهنه و دیگری شهر نو است. در میانه این دو شهر
فقط باغی موجود است.
سمرقند کهنه با باغهای اطرافش ۴۷۲۹ دساتین
زمین را اشغال مینماید. در میانه سمرقند بنام «ریگستان»
میدان بزرگی موجود است که در اطراف آن بنام
طلا کاری، شیردار، میرزا الوغ بک مدرسه های عالی
و جامعهای شریف واقع است.
سمرقند شهر خیلی قدیمی است. نظر بروایات،
این شهر راسی عصر قبل از میلاد پادشاه ایران کیکاوس
ترکستان
۱۷۳
بنا کرده است بعضی میگویند که سمرقند را چهار عصر
قبل از میلاد اسکندر ماکیدونی تأسیس نموده است.
ولی در هر صورت بودن اسکندر در سمرقند محقق
میباشد. یونانیانی که با اسکندر آمده بودند، در
سمرقند تا عصر هفتم میلادی اقامت نموده اند .
هفت عصر بعد از آن، یعنی سال ۵۵ هجری، در
زمان خلافت معاویه، سمرقند را سعید بن عثمان
محاصره کرده بود. سال ۷۷ هجری امیر قتیبه سمرقند
را تماماً فتح کرده، بممالک اسلامیه الحاق نمود.
در عصر یازدهم هجری. سمرقند بدست ترکان
سلجوقی افتاد سپس در زمان سامانیانی که از نسل
ایران بودند، سمرقند پایتخت گردید. در زمان ساما
نیان معموریت و مدنیت سمرقند فوق العاده افزوده
مرکز علوم اسلامیه و عصریه گردید. لیکن سال ۱۲۲۱
میلادی چنگیز خان هجوم نموده، این شهر را خراب
کرد ( در آن زمان سمرقند دارای نیم ملیون نفوس
بود ) .
ترکستان
۱۷۴
چنگیز بنا و عمارتهای قشنگ، مدرسه و جامعهای
زیبای شهر را با خاک سیاه یکسان نموده بود. ولی
چون آب و هوای سمرقند بغایت خوب و برای سودا
و تجارت زیاده مساعد بود، امیر تیمور او را برای خویش
پایتخت اتخاذ نمود و درین سایه در اندک زمانی آباد
شده، معموریت پیشین خود را دوباره اعاده نمود
(۱۳۷۹ میلادی) .
امیر تیمور از فاتحین مشهور و از داهیان بزرگ
ترک بود . مشار الیه پادشاه مقتدری بوده ، در
کارهای دولت بغایت مدبّر و عاقل ، شخص تنومند،
قوی بازو، دلاور و با عزمی بود . علوم و معارف را
زیاده حمایه و اهل علم را خیلی حرمت مینمود. در زمان
او سمرقند مرکز علوم و معارف و مرجع علما و حکما بود.
امیر تیمور برای تعمیر و تزئین شهر خیلی اجتهاد کرد .
درین باره خزینهٔ خود را بهیچ دریغ نداشت. از چین،
ایران، هندوستان و حتّی از روم استادان و معماران
ماهر را آورده، خیلی مدرسه و مسجدها، مقبره و سرایهای
ترکستان
۱۷۵
بزرگ بنا نمود. بناهای امیر تیمور برای فرزندان او
یادگارهای گرانبهائی بوده، نام او را تا قیامت بیاد
خواهد آورد.
این بناها بطرز معماری، زینت و زیبائی و هم
متانت و محکمی خود، در زمان حاضر سیاحان و معماران
اروپا را بحیرت میاندازد.
مسجد بی بی خانم - امیر تیمور از ایران و هندوستان
بقدر دو صد نفر ماهر ترین معماران زمانش را بسمرقند
آورده بشرف زوجه اش (سرای ملک خانم) بنام
«بی بی خانم» مسجدی بنا نمود. بنای این مسجد از
سنگهای مرمر ساخته شده و بانقش و نگارهای عجیب
و کاشیهای قشنگ زینت داده شده است. در
نزد این مسجد برای گذاشتن قرآن کریم از سنگ مرمر
کبود لوح بزرگی هم ساخته شده است.
مدرسۀ الغ بک - این مدرسه را نبیرۀ تیمور،
میرزا الغ بک بنا نموده است. میرزا الغ بک
در بین حکمای اسلام و ترک شخص نامداری بوده، در
ترکستان
۱۷۶
علم ہیئت عالم بزرگی بشمار میرو . مشار الیه در بارۀ
حرکت افلاک و ستارگان مسئله های خیلی مشکل را حل
نموده ، بنام " زیچ " فن تازه ئی ایجاد کرد در نزد
شهر سمرقند رصد خانه ئی تأسیس نموده ، در آنجا تجربه
های ریاضی را اجرا میکرد . مجالس او هر وقت از
علما و فضلا پر بود . پس از وفات پدرش شاهرخ ،
(سال ۱۴۴۷) الغ بک بتخت تیمور جلوس نمود .
ولی پسرش عبداللطیف میرزا به این کار راضی نه
گردیده ، اختلاف ورزید و ازین رو در میانه پدر و پسر
چند بار جنگ بوقوع آمد . در آخر الغ بک بدست
پسرش اسیر افتاد . عبداللطیف میرزا پدرش را بقتل
رسانید . ( ۱۴۴۹ ) .
مسجد شاه زنده - این مسجد بشرف قثم بن حضرت
عباس که در سمرقند نخستین مرتبه بنشر اسلام پرداخته
بود ، از طرف امیر تیمور بنا گردیده است ، این بنا
بغایت عظیم و مزین میباشد . بنای مذکور تمثال مجسم
فن معماری زمان تیمور بوده ، یادگاری چنان تازه و
ترکستان
۱۷۷
محکمی است که گویا سنگهای مرمر آن امروزه تراشیده و
گذاشته شده و کاشین هایش چنان درخشان است
که گویا حاضر در خمدان پخته است.
مدرسه شیردار - سال ۱۶۱۹ میلادی از طرف
امیر بالان توش بهادر بنا گردیده است. چون در دو
طرف پیش طاق این مدرسه، صورت دو شیر کشیده
شده است، ازین رو بنام «شیردار» شهرت یافته
است. در دو جانب پیشطاقش دو مناره خیلی بلندی
سر بآسمان کشیده است که آنها هم همچون پیشطاقش
بغایت نفاست کاری منقش و مزین میباشد.
مدرسه طلا کاری - یادگاری تاریخی و با عظمتی است
که این هم از طرف امیر یالان توش بهادر سال ۱۶۱۸
میلادی بنا گردیده و روی کاشین هایش بآب طلا مزین
و منقش است.
گورا میر - در طرف جنوب غربی سمرقند کهنه، در
باغ خوش هوائی قبر تیمور لنگ واقع است. ببالای
قبر مذکور سنگ گرانبهائی گذاشته شده است که این
ترکستان
۱۷۸
سنگ برنگ سبز و سیاه تابی میباشد. بروی این سنگ بخط عربی عقل و تدبیر، سیاست و شوکت تیمور و چنگیز، تاریخ وفات، نسب و شجرۀ تیمور ثبت شده است (بموجب نوشتۀ آن، وفات تیمور در سال ۸۰۷ هجری ۱۴ ماه شعبان، مطابق سال ۱۴۰۵ میلادی، ۱۵ ماه فیورال بوقوع آمده است).
بیش ترین این یادگاریهای تاریخی، در زمان حاضر بحال خرابی افتاده است. اگر بعضی سلامت ماندۀ آنها هم تعمیر نشود، معلوم است که این آثار مقدّس در زمان های نزدیک از روی دنیا تماماً ناپدید خواهد شد.
شهر سمرقند نو ـ در سال ۱۸۷۱ میلادی تأسیس یافته است. این شهر بقدر ۶۲۹ دساتین زمین را اشغال مینماید. اکثر عمارت هایش از خشت خام بنا شده بکوچه هایش سنگ فرش گردیده است. درین شهر نو چندین باغهای عمومی و محلهای استراحت موجودست.
دیزخ ـ (۲۵ هزار اهالی دارد). این شهر قدیمی است،
ترکستان
164
در عصر دهم میلادی، برای مجاهدین عرب که بنشر
دین اسلام مشغول بودند، این شهر بمقابل دشمنان
دین التجاگاه محکمی بوده است. در آسیای وسطی،
در نشر دین اسلام، این شهر موقع مهمی را اشغال
مینموده است. در زمان حاضر، دیزخ از شهر اویازدی
عبارت بوده، بمرض تب و لرز و علت رشته اش
مشهور میباشد.
خجند - (۵۰ هزار نفوس دارد) . این شهر در
ساحل راست سیردریا واقع است. نظر بروایات،
این شهر را اسکندر ماکیدونی بنا کرده است. از میوه
های ترکستان، لذیذ ترین زردالو و انگور ها درین شهر
حاصل میشود. بسوای این، در باغهای خجند درخت
توت هم بسیار کاشته میشود و با برگهای درختان
توت کرمکان پیله را پرورش مینمایند.
شهر خجند باحصار گلبین احاطه شده است. از آثار
قدیمۀ این شهر مسجد (دار شکیف) که ۲۳۵ سال مسجد
می ابریشم خوب و مشهور ازین شهر خجند حاصل میشود
ترکستان ۱۸۰
خواجه کمال ۲۰۵ سال و مسجد حضرت بابا که ۸۰ ۱ سال
قبل بنا شده است، مشهور میباشد. قسم بزرگ اهالی
خجند تاجیک هستند.
کتة قورغان - (۱۲ هزار نفوس دارد). این شهر
در بالای راه آهنی که بین امارت بخارا و مملکت ترکستان
کشیده شده است، واقع میباشد. شهرت این شهر
بواسطۀ کار خانه های پنبه و تجارت پنبه است.
اورا تپه - (۲۵ هزار اهالی دارد) - این شهر در
او یاز و خجند واقع است. هنگام استیلای روسها
ترکستان را در او را تپه جنگهای سخت و خونین
بوقوع آمده است. چون اورا تپه در مصب رود
(آقسو) و در دامنۀ کوه بنا شده است، ازین رو
هوایش سالم و برای صحت انسان مساعد است.
مشهور ترین بنای این شهر مسجد (کوک گنبد) است
این مسجد ۳۷۰ سال قبل ازین بنا شده است. اورا
تپه با اسبان خوش نسل «قارا بابغیر» و برکهای که
از پت پشم گوسفند میبافند، مشهور میباشد.
ترکستان
۱۸۱
ولایت فرغانه
موقع جغرافی، حدود و سطح آن.
ولایت فرغانه – با وادی فرغانه و جلگه (پامیر) در طرف جنوب ترکستان بوده، ۱۲۷ هزار مربع چاقریم زمین را اشغال میکند. (۷۳ هزار چاقریم این مخصوص به پامیر میباشد). در طرف شرق این ولایت، خانی کاشغر و ولایت یدی سو، در شمالش ولایت سیر دریا، در غربش ولایت سمرقند و امارت بخارا (بیگی های شوغنان، درواز، قاراتیگین)، در جنوبش ولایت آخان که بافغانستان تابع است واقع میباشد.
ولایت فرغانه از جهت وضعیّت و طبیعت زمین اش، گودی بزرگی را تشکیل میدهد که اطرافش با کوههای بلند احاطه شده است. از طرف جنوب با کوههای (آلای) و (آلای آرقی) محاط میباشد.
اینک در میانه این دو سلسله های کوه، بدره ئی
ترکستان
۱۸۲
۲۵۰ و به پهنائی ۱۵۰ چاقریم وادئ فرغانه واقع است.
یعنی وادئ فرغانه از سطح جمیع ولایت فرغانه فقط هزار
مربع چاقریم زمین را اشتغال مینماید این وادی کوه
های مسلسل (تیان نشان) را از کوههای مسلسل
(پامیر- آلای) جدا میکند.
کوههائی که وادئ فرغانه را احاطه میکند، خیلی
است. ازین کوهها بواسطه گذرگاههائی که (بیل)
ویا (داویان) نام دارد، میگذرند. ازین گذرگاههای
کوهی (قارا قوش خانه) که در میانه او یازد خوقند و
قارا تیگین (امارت بخارا)، (قارا قازیق) و (تنگیز بای)
که در میانه فرغانه و الوغ آلای، (قزل آرت) که
در میانه کوه آلای آرقی و قرغانه، (ساریق ما غول)
و (تالایق) که در میانه کوههای آلای واقع است،
مشهور میباشد.
کوههای (تیان نشان) در نقاطی که با فرغانه محدود
است، گذرگاه خیلی کم دارد و در فصل زمستان همه
این گذرگاهها هم مسدود میشود. اما کوههای (پامیرآلای)
ترکستان
۱۸۳
گذر گاه هیچ ندارد. زیرا این کوهها همیشه برفها دایمی پوشیده میشود. بلند ترین نقطۀ پامیر، تپۀ کافمان است که شش و نیم چاقریم ارتفاع دارد.
موافق ترین راه فرغانه از طرف غرب، از ولایت سمرقند است. عموماً وادیهای فرغانه از هر طرف با کوههای بلند احاطه گردیده است. ولایت فرغانه بسبب اینکه از یک طرف راه کشاد دارد، از دشمنان خارجی آسوده تر بوده، از جهت سیاسی استقلالش را دیر تر از دست داده است. ( در آسیای وسطی مملکتی که بعد از همه بدست روسها افتاد، امارت خوقند بود)
در میانۀ کوههای آلای و آلای آرتی، در ساحل رود ( قزیل سو ) وادئ (آلای) واقع بوده، در اینجا خلق کوچی، فرغانه زندگی مینمایند .
از طرف شرق کوههای آلای آرتی - کوههای (پامیر) شروع میشود. ولی کوههای پامیر بکوههای عظیم (هندو کش) و (قارا قوروم) می پیوندد.
ترکستان
۱۴۸
قسم بزرگ خاک وادئ فرغانه طبقه حاصلخیز «میتی» را تشکیل میدهد. زمین هائی که در کنار این وادی واقع است خاکهای گوناگون را دارا بوده، از بیابانهای ریگ زار، شوره زار و باتلاقهای نی زار عبارت میباشد. در فرغانه هم ریگ زار محلی است که بقدر ۱۵۰۰ چاقریم مسافت را اشغال مینماید.
آبیاری و رودها
بوادئ فرغانه از کوههای اطراف رودهای بیشماری جاری شده، این وادی را آبیاری میکند. مهم ترین رودهای فرغانه سیر دریاست که از وادئ فرغانه بقدر دو صد و پنجاه چاقریم مسافت را طی مینماید.
سیر دریا- از اتصال رود (قارا دریا) و (نارین) حاصل میشود. به (قارا دریا) رودهای یاسسی، زرگر سو، بایلی سو، به (نارین) رودهای قاراسو، اوزون احمد و سوسامیر مخلوط میگردد. به (سیر دریا) در ولایت فرغانه از ساحل راست رودهای پاشا آتا، چاناچ، کاسسان، کوک سارق، از ساحل چپ رودهای آراوان، شاهمردان سای،
ترکستان ۱۸۵
اسفا را وغیره مخلوط میگردد. چون در تابستان هوا رو بگرمی بگذارد، برفهای کوه آب شده، این رودها طغیان میکند و اطراف رودها را آب غرق مینماید. عموماً این رودها جمیع وادی فرغانه را آبیاری میکند.
هوا و اقلیم
در فرغانه هنگام تابستان، هوا خیلی گرم شده. در سایه حرارت هوا به ۳۰ درجه میرسد. خصوصاً گاها از جنوب غربی بادهای گرم سیل، میوزد که درین وقت هوا در نهایت درجه گرم و خشک میشود. در فرغانه عموماً رطوبت هوای نسیمی (شبنم، ژاله، دومان، باران) کم میباشد. ولی در زمستان چون برف باریده، شدّت سرما به ده درجه برسد، بچار پایان خلق کوچی خیلی ضرر میرسد، حتّی از عدم خوراک حیوانات شان تلف میشوند عموماً هوای فرغانه خوب نمیباشد. بهترین جای فرغانه که هوای سالم داشته، برای صحت انسان مفید است، شهر (اوش) و بدترین جای او که هوایش
ترکستان
١٨٦
مقرّ است ، شهر خوقند میباشد .
نباتات و حیوانات
بمناسبت اختلاف زمین و وضعیت فرغانه ، نباتات
و حیوانات او هم مختلف است . حیوانات و نباتاتی که
در وادیها واقع است ، به حیوانات و نباتات سایر
جاهای ترکستان مانند میباشد .
ولی در طرفهای کوهستانی نباتات و حیوانات خیلی
فراوان است . در دامنه کوه ها ، بیشه های بزرگ موجود
بوده ، در آنها درختان غوزه ، جوز ، سوگود ، سفیدار ،
ناک ، سیب ، زردالو ، بادام ، پسته ، قاین و میلاش
بطرز وحشی میروید . در تپه های کوه درختان سترگ
(چرش) ، (سرو) و (صنوبر) موجود است .
در محال اندیجان و نمنگان بمقدار بسیار بیشه های
فندق و جوز موجود است . در بالای این درختان جوز
نوعی قوز ها حاصل میشود که از آنها خرّاطان همه گونه
اسباب چوبین و تخته آلات ، همچنین میز و کرسی میسازند
ترکستان
۱۸۷
ازین سبب ، این قوزها بهای خیلی گران بفروش
میرسد . اگر این کسب براه منتظمی انداخته شود ،
برائے اہالی فائدہ بسیاری خواهد آورد .
از حیوانات وحشی : شیر ، ببر ، پلنگ ، خرس ،
گرگ ، شغال ، گراز ، روباه ، خزّ ، سنجاب ،
گوزن ، غزال و آہو در فرغانه پیدا میباشد . در
پامیر بنام ” یاک “ نوعی حیوانات خانگی تربیه می
شود . در جنگل های اینجا مرغان گوناگون عجیب
و غریب بغایت بسیار است که اینها از کوههای
(همالای) بدینجا آمده اند .
معدن و کانها
در کوههای فرغانه سنگهای گرانبها همچون فیروزہ ،
گوہر ، یاقوت ، زمرد ، عقیق و در طرف بدخشان
در سواحل رود (پنج) لعل استخراج میشود. در کوههای
(چاتقال) و در سواحل نهر (مازار سای) بلورهای کوهی
در محال نمنگان ، در سواحل رود (کوک سو) جوهر
ترکستان ۱۸۸
" دهنج " پیدا میگردد . همچنین در سواحل رود مرغاب بوجود معدن آهن نیز گمان میرود . از رود (کوموش) نقره استخراج میشود . ولی در اینجا طلا خیلی کم بدست میآید . سیر حاصل ترین معدنهای فرغانه ، کان ذغال سنگ میباشد .
در چهل چاقریمی شمال شرقی خوقند کان گوگرد پیدا شده و در محال نمنگان پیدا بودن کان نزاک معلوم گردیده است .
کانهای نمک در جاهای بسیار فرغانه موجوده بوده نمکهائی که از کول " بار دین " استخراج میشود ، از نمکهای خیلی خوب میباشد . نیز معلوم شده است که در جاهای بسیار فرغانه معدن نفت هم بمقدار زیاد موجود است .
خلاصه در ولایت فرغانه ثروتهای زمینی بغایت بسیار بوده ، فقط بکار کردن محتاج است . برای استفاده نمودن ازین ثروتهای زمینی غیرت و جسارت ، بعلاوه آن سرمایه و خصوصاً علم و معرفت
ترکستان
۱۸۹
لازم است ولی افسوس که تاکنون هیچ یکی ازین عوامل
سه گانه در ترکستان موجود نبود و ازین جهت هم از
ثروتهای زمینی بقدر لزوم استفاده نگردید . امید
است که در آینده در ترکستان علم و معرفت و بدان
نسبت از ثروتهای زمینی هم استفاده افزاید .
خلق و نفوس
در فرغانه (بسواي پامیر) بیش از دو ملیون خلق
موجود است . در اینجا اهالی خیلی غلیظ بوده ، بحساب
میانه در هر چا قریم مربع زمین ۲۵ نفر زندگی مینمایند
خلق فرغانه از جهت نسل خیلی مختلف بوده ، مهم ترین
آنها خلق هاي ذیل میباشند : سارتها یک ملیون
و ۳۰ هزار، قرغز - قازاقان ۳۰۰ هزار، قارا
قرغزان ۱۲۰ هزار تاجیکان ۱۱۵ هزار ، قپچاقان
۷۵ هزار ، کاشغاریان ۵۵ هزار ، روسان ۳۲
هزار ، اوزبکان ۳۰ هزار قارا قالپاقان ۲۰ هزار،
ترک - تاتاران ۵ هزار و یهودیان ۴ هزار هستند.
ترکستان ۱۹۰
بسوای اینها ، بمقدار کمی عرب ، ایرانی ، ارمنی، چیگان افغان ، قافقازی و عده آوروپائی نیز درین ولایت موجود است .
از جهت دین درین ولایت بقدر دو ملیون و ۲۵ هزار نفر (۸۹ ۱/۴ فائض) مسلمان و ۳۴ هزار نفر (۱۰ ۳/۴ فائض) غیرمسلم اند .
روسها غالباً در شهر ها اقامت نموده ، بمأموریت ، سوداگری و بمقدار کمی بکارگری و مزدوری مشغول اند .
تاریخ فرغانه - در زمانهای قدیم فرغانه بمملکت صغد تابع بود . در ایام پیشین پای تخت فرغانه شهر آخی بود و نبیره تیمور لنگ (بیگ عمرشیخ) در « آخی » حکمرانی میکرد . سپس در اواخر عصر پانزدهم سلطان بابر میرزا پایتخت خود را به اندیجان نقل نمود . چون سلطان بابر خان از طرف فرزندان ابوالخیر خان و هم از طرف نزدیکان خویش از سمرقند و از تخت امیر تیمور رانده شد . فرغانه را (آلتون بیشیک) نام پسر بابر
ترکستان
۱۹۱
خان اداره کردن گرفت. نگاه بروایات، هنگامی که
بابر خان در فرغانه مغلوب شده، با عایلهاش فرار
میکرد، زنش آبستن بوده، در بین راه فرزندی
زائید. بابر خان چون این زمان خیلی فقیر و
محتاج و هم از دنبال او دشمنان تعقیب میکردند
ناچار این فرزندش را بکمربند ابریشمین خود پیچیده،
در زمینی که حاضر شهر خوقند واقع است، گذاشت.
سپس این بچه را از اوزبکانی که بقبیلهٔ «مینگ»
منسوب بودند، پیدا نموده، پرورش دادند و به او
(آلتون بیشیک) نام نهادند. سپس به این آلتون
بیشیک خان، سه نام دیگر (قوتلوق خان).
(تانگری یار خان) و (خدا یار سلطان) علاوه
کردند. سلالهٔ آلتون بیشیک خان در فرغانه
بنای حکمرانی را گذاشتند که پایتخت ایشان شهر
(آخی) بود. مشهورترین خانهای که از نسل
(آلتون بیشیک) آمدهاند، شاهرخ بی (وفاتش
سال ۱۷۲۱ میلادی)، عبدالرحیم بی و عالم خان
ترکستان ۱۹۲
می باشد .
عبد الرحیم بی (سال ۱۷۳۲) قلعه وارگ شهر خوقند
را بنا کرده است . مشار الیه در سال ۱۷۳۴ میلادی
وفات نموده است .
عالم بی - شخصی است که در بین خانهای
فرغانه نخست لقب خانی را گرفته است . در زمان
عالم خان شهر خوقند پایتخت گردیده ، مملکت فرغانه
بنام " خانی خوقند " اداره شد (۱۸۰۸) . عالم خان
شخص خیلی شدید و مدبری بود . اگرچه در زمان او
فرغانه خیلی ترتیب و انتظام یافت ، ولی شدت
و ظلم او در آخر بخودش ضرر رسانید . چنانکه
در آخر او را برادرش عمر خان بقتل رسانیده
بجایش خان گردید ( ۱۸۱۶) .
عمر خان بعلم و معرفت خیلی هوس داشته ،
بآبادی و توسعۀ مملکت زیاده میکوشید . نسبت
بفقرا مشفق و خوش معامله بود . در زمان او اهالی
براحت و آسودگی زندگی مینمودند .
ترکستان
۱۹۳
عمرخان در سال ۱۸۲۱ میلادی وفات کرده ،
بجای او پسرش محمد علی خان ، خان گردید . در زمان
او امیر بخارا نصرالله با ترکان مانغیت بخوقند آمده
خوقند را ضبط و محمد علی خان را مقتول نمود (۱۸۴۲)
بعد ازین ، اہالی فرغانه از نسل شاهرخ خان
شیرعلی بی پسر حاجی بی را خان برداشتند . چون
پدر شیرعلی از طرف عالم خان کشته شد .
شیرعلی از خوقند فرار نموده ، در ساحل نهر « تالاس»
در میانه قرغز قازاقان (اولا قچين) زندگی میکرد .
اینک از آنجا آورده ، او را خان نصب نمودند.
شیرعلی خان چون خیلی حلیم و نرم دل بود ، قبچان
او قرغز قازاقان که جنگجو و سنگدل بودند ، او را
دوست نمیداشتند .
این گاه در میانه سارت و تاجیکان و قپچاق و
قازاقان دشمنی افتاده . در آخر تاجیکان و هم چند
قبیله سارت و اوزبکان بمقابل خان قیام نمودند
و با عسکر خان و قرغز قپچاقان جنگیدند . در نتیجه
ترکستان
۱۹۴
طرف شیر علی خان شکست خورده ، بتخت خوقند مراد خان
بن عالم خان (در اسفارا) جلوس نمود . بعد ازین مراد
خان بخوقند آمده ، شیر علی خان را بقتل رسانید (۱۸۴۵)
ولی درین زمانها امیر قپچاق مسلمانقلی خان بهاد
که در طرفهای اوش و نمنگان با دشمنان حکومت
مشغول جنگ بود ، با قپچاق و قرغزان آمده ، خوقند
را ضبط و امرای سارت و اوزبک را مجازات
نمود . سپس مراد خان را بقتل رسانیده ، بجای
او پسر شیر علی ، خدا یار را خان نصب نمود و خود
را برای خان جوان وصی تعیین گردانید (۱۸۴۵)
خدا یار خان هنگام جلوس تخت خانی چهارده
سال داشت و ازین رو خویشتن دارای هیچ اختیاری
نبوده جمیع امور اداره بدست مسلمان قلی امیر بود .
درین زمان تاشکند در حکم یک ولایت خانی خوقند
بوده ، در آنجا برادر خدایار خان ، ساریمساق خان
حاکم بود. او را مسلمان قلی بحیله ئی بخوقند آورده،
در حضور برادرش خدا یار خان بقتل رسانید (۱۸۴۷)
ترکستان
۱۹۵
مسلمان قلی در قپچاقی بغایت متعصب و هم
شخص سنگدلی بوده ، در حق سارت و تاجیکان و
عموماً در حق رعایای بیچاره جور و ظلم مینمود . بدین
جهت از امیر مسلمان قلی اهالی ناراضی بودند . در
آخر خدا یار خان بمصلحت و تشویق بیگهای سارت
و تاجیک مسلمان قلی امیر را بدار کشید .
در نتیجه این باز بین سارت و تاجیکان ، قپچاق
و قرغزان بهم خورده ، در میانه ایشان دشمنی افتاد
و بمناسبت این ، خدا یار خان از هر دو طرف آدمان
بسیاری را بحق و ناحق بقتل رسانید . بدین گونه
بقدر ده سال ظلم و کشتار دوام کرد . چون جور و
ظلم خان و سپاهیان او از حد گذشت . حاکم
تاشکند مله خان ، برادر خدا یار خان ، با لشکر قپچاق
و قرغز بمقابل خدا یار خان حرکت نمود . در نزدیکی
شهر او را تپه دو لشکر تلاقی کرده ، جنگ سختی
بوقوع آوردند . درین جنگ خدا یار خان مغلوب
شده ، بخارا گریخته ، به امیر نصر الله پناه آورد .
ترکستان ۱۹۶
پس از فرار خدایار خان ، مله خان بخوقند آمده ،
بتخت خانی جلوس کرد (۱۸۵۸) .
در زمان مله خان روسها بخاک امارت خوقند
در آمده ، شهر آلما تا را ضبط کردند . در دائرهٔ
سرای خان انواع نزاعهای فرنگی و دسیسه های
روسی ترقی نموده در آخر وزیران و مشاوران نزدیک
مله خان ، شبی بسرای خان هجوم آورده ، مله خان را
بقتل رسانیدند (۱۸۶۲) . بعد ازین باز گروه
قپچاق قوّت گرفته ، پسر مسلمان قلی ، عالم قلی امیر
با لشکر قپچاق و قرغز آمد و خوقند را گرفته ، شاه
مراد خان را بتخت خانی جلوس داد .
خدا یار خان درین زمان در دیزخ اقامت
داشت پس از قتل مله خان علما و اعیان تاشکند
خدا یار خان را بتاشکند دعوت نموده ، او را خان
برداشتند (۱۸۶۲) . یکسال بعد ازین ، خدا یار
خان خوقند را گرفته ، دوباره تخت خود را صاحب
شد . این گاه عالم قلی امیر باقپچاق و قرغزان آمده
ترکستان 197
باز خوقند را ضبط کرد و خدا یار خان بخارا گریخته
به امیر بخارا پناهنده شد . امیر بخارا با او-
زبکان ، مانغیت و تاجیکان حرکت نموده ، شهر را
از دست عالم قلی گرفت و از خوقندیان خیلی آدم
را بقتل رسانیده ، شاه مراد را بتخت نشانید .
لیکن پس از مراجعت بخارائیان ، عالم قلی باز خوقند
را گرفته ، شاه مراد را کشت و بجای او پسر
ملا خان ، سلطان سید خان را خان برداشت .
این گاه امیر بخارا باز خوقند را گرفته ، خدا یار
خان را تکرار تخت خانی جلوس داد . (اینک همه
این جنگهای پیاپی امیر و خانها ، بحساب خلق بوقوع
آمده . سنگین ترین بارهای این فاجعات را اهالی
بیچاره تحمل مینمودند . خون خلق ریخته ، مال خلق
تلف میگردید . ولی امیر و خان ها ازین فقط لذت
میبردند) .
درین وقتها روسها بتمام ترکستان پنجه انداخته بودند
چون آنها خجند و او را تپه را ضبط کردند ، راه بخارا
ترکستان ۱۹۸
و اوراتپه بریده شده، دسیسه های امیران بخارا و
خانهای خوقند خاتمه یافت. درین سال (۱۸۶۵)
روسها تاشکند را گرفته، مملکت خدا یار خان را
کوچک ساختند.
چون روسها بضبط شهرهای فرغانه دوام کردند،
خوقندیان خواستند که بمقابل روسها قیام و با آنها
جنگ نمایند. ولی خدا یار خان عجز خود را دریافته
قرار داد که با روسها هیچ مقابله نکند. خوقندیان
این معامله ملایمت کارانه خدا یار خان را نسبت
بروسها جنایت شمرده، بخلع او قرار دادند و در تحت
اداره پسر مسلمان قلی، قپچاق، عبدالرحمن آفتابچی
بخوقند هجوم آوردند. در نتیجه این، خدا یار خان
مغلوب شده، بسردار عسکر روس (اسکوبلوف)
پناه برد. اسکوبلوف خدا یار خان را بخوجند
آورد و خوقندیان پسر خدا یار خان، نصر الله
را خان برداشتند (۱۸۷۵).
ترکستان
۱۹۹
ضبط روسها فرغانه را
این مملکت که در زمان قدیم (فرغانه) و (صغد)
یاد میگردید ، در زمانهای آخر، از سال ۱۷۹۷
میلادی ، (خانی خوقند) نامیده شد .
خانی خوقند گاه از طرف خانهای مستقل اداره
شده ، گاه هم در تحت اداره امیران بخارا واقع
میگردید . روسها سال ۱۸۶۶ میلادی شهرهای او را
تپه ، دیزخ و خجند را گرفته ، فرغانه را تماماً از بخارا
جدا کردند . بدین سبب خانی خوقند از ظلم و فتنه
امیران بخارا خلاص شد، و سال ۱۸۷۵ میلادی
خدا یار خان تماماً از نفوذ امیران بخارا آزاد گردیده
فرغانه را مستقلاً اداره کردن گرفت ولی خدا یار
خان بجای اینکه ازین فرصت استفاده نموده ، احوال
مملکت را اصلاح کند، برای اهالی فقیر آسائش و
راحت فراهم آورد ، اهالی را بیش از پیش فشار
دادن و اموال ایشان را یغما کردن گرفت . در حق
ترکستان ۲۰۰
اہالی حق و ناحق ظلم و ستم نمودن گرفت . بیش
ترین بیگهای قپچاق (مسلمان قلی و غیره ) را بقتل
رسانیده ، مال و ملک شان را غصب نمود .
بکیف و صفا ، به فحش و اسرافات غرق شده ، بر
خلق بیچاره مالیات و خراج های سنگین را بار کرد.
برای هوای نفس خود اہالی را بیہوده و بیگناه
بقتل میرسانید (نظر بروایات در مدت سه سال خانی
آخرین اش بقدر بیست ہزار آدم را بقتل رسانید
است ) .
در نتیجه این ظلمها ، اهالی لستوه آمده ، بمقابل خدا
یار خان قیام کردند . حتی پسر خودش نصرالله خان
نیز با شورشیان اوش ، اندیجان و نمنگان پیوسته
بخوقند تجاوز نمود . در آخر سرداران عسکر خان که در
خوقند بودند ، نیز بطرف شورشیان گذشته ، باتفاق بخوقند
ہجوم آورده ، شہر را فتح کردند . خدا یار خان از خوقند
فرار کرده ، بحمایه روسہا داخل شد و با این رفتن اش
از تخت خوقند ہمیشگی جدا گردید . بتخت خوقند پسر
ترکستان
۲۰۱
خدا یار خان ، نصر الله خان نشست . ولی بعد ازین
در میانه اهالی اختلاف و نزاعهای پیاپی ظهور نمودن
گرفت . روسها ازین اختلاف و نزاعها استفاده نموده،
بضبط تمام فرغانه قرار دادند و بمقابل ایشان آغاز
جنگ را گذاشتند . سال ۱۸۷۵ میلادی ۲۲ آوغوست
در موضع « محرم » که در ساحل سیر دریا واقع است
جنگهای سختی بوقوع آمده ، در نتیجه خوقندیان مغلوب
گردیدند . فرقه ئی از خوقندیان ، باقپچاق و قارا
قرغزان ، در تحت اداره عبد الرحمن آفتابچی و پولاد
بیگ ، دیر زمانی با روسها جنگیدند . ولی در آخر شکست
کلی خورده ، همگی با روسها تسلیم شدند ( روسها نصر الله
خان و عبد الرحمن آفتابچی را بروسیه نفی نمودند .
ولی پولاد بیگ را که نسبت بروسها خیلی ظلم نموده
بود ، اعدام کردند ) .
روسها تدریجا شهرهای خوقند ، مرغیلان ، نمنگان،
اندیجان و اوش را گرفته ، سال ۱۸۷۶ میلادی
۱۹ ماه فیورال جمیع خاک خانی خوقند را بنام « ولایت
ترکستان
۲۰۲
فرغانه بحکومت روسیه الحاق کردند .
روسها پس از فتح خوقند ، سرای (اورده) مزین
و محتشم خدا یار خان را که خود خدا یار خان بنا نموده
و در وی بیش ترین اوقات خود را با بزم و سفاهت
میگذرانید ، نیز ضبط نموده ، در یک گوشه کلیسائی بنا
کردند بدین گونه مملکت مستقل و آباد اسلامی در سایه
ظلم و فتنه های امیران و خانها مجبوراً بزیر دست روسها
در آمد. مال و ملک خلق از طرف ژاندارمهای روس
غارت شده ، مقدسات ملیه و دینیه ایشان پامال گردید.
روسها در زمان چاریزم اگر چه فرغانه را بقدر
چهل سال اداره نمودند . ولی هیچ گونه اصلاحات
جاری نکرده ، بترقی معارف و هنر خدمت ننمودند . در
حالی که از اهالی محلی بد لخواه خود فائده میبردند ، به
ایشان هیچ گونه منفعتی نرسانیدند . منصب داران خوشامد
گوئی و مسیونر های عیسائی حمار از غفلت خلق استفاده
نموده ، ایشان را بقدر امکان نادان و بے شعور
میگذاشتند . اهالی محلی را مخلوق پست شمرده ، تحقیراً
ترکستان
۲۰۳
آزیات مینامیدند و در حق ایشان همه گونه ظلم و بی عدالتی ها روا میداشتند .
نهایت در سایه انقلاب بزرگ روسیه که سال ۱۹۱۷ بوقوع آمد ، بومیان هم از ظلمهای چار و منصب داران ظالم او خلاص گردیده ، بنعمت های آزادی نائل شدند . سال ۱۹۱۷ میلادی ۲۸ نویابر در خوقند اجتماع (قورولتای) عموم مسلمانان ترکستان بر پا شده ، درین اجتماع در ترکستان مختاریت اعلان گردید . ولی چون سیاست بعضی اعضای این حکومت مختار ، با سوسیالیزم و جمهوریت خلاف بود ، از این رو ، این حکومت مختار از طرف کومیسران حکومت شورائی تاشکند که در مسلک بالشویک بودند ، منفصل شده ، سال ۱۹۱۸ میلادی ۲۰ آپریل بموجب فرمان (دیکریت) حکومت شورائی مرکزی روسیه ، در مملکت حکومت شورائی اعلان گردید .
بعد ازین ، برائی ترکستان و اهالی آن حیات تازه ئی شروع گردیده ، در ہائی بخت و سعادت کشاده شد اگر از نعمت ہائی حریت و آزادی بقدر لزوم استفاده
ترکستان
۲۰۴
کرده شود، شبههئی نیست که کشور ترکستان در اندک زمان بجرگه حکومتهای مدنی در آید. چنانکه روز های گذشته ترکان با شأن بوده، همچنان روزهای آینده ایشان نیز درخشان و امیدناک خواهد بود.
کسب، سودا و صناعت
کسب عمده اهالی اینجا دهقانی است. دهقانی سال تا سال ترقی نموده. مقدار چراگاه و دشتهائی که برای پرورش چارپایان لازم است، تا رفته کاسته میشود و بدین سبب اهالی کوچی نیز کم کم بحال حضری در میآیند و بزندگانی مدنی خو میگیرند.
بسبب خوبی آبیاری ولایت فرغانه، زمینش بغایت با برکت و محصولاتش بسیار است. در فرغانه پنبه، شالی، جواری و انگور بخوبی میروید. در زمینهای بهاری کاری گندم و جو کاشته میشود.
مهم ترین کسب فرغانه پنبه کاری است ( در فرغانه تقریباً بدو صد هزار دساتین زمین پنبه
ترکستان
۲۰۵
کاشته میشود ) در اینجا پنبه بغایت خوب و خیلی با برکت
بعمل میآید . یگانه سبب ترقیٔ فرغانه از جهت قتصادی
پنبه کاری است .
بسوای اینکه پنبه بلباس های گوناگون بکار میرود
از دانه های آن هم ( بقدر نیم ملیون پوت ) روغن
کشیده میشود پس از روغن کشیدن ، تفاله (کونجاره)
های آن را بخوراک چهار پایان استعمال مینمایند .
در فرغانه پنبهٔ امریکائی نسبت به پنبهٔ جای داری
بیست حصه بیش تر کاشته میشود بسبب فراوانیِ آب،
خوبیِ هوا ، حاصل خیزیِ زمینش در اینجا پنبه بخوبی
میروید و ازین جهت اکثر خلق با پنبه کاری زندگانی
مینمایند . ( در فرغانه هر سال هفده - هژده ملیون
پوت غوزه بعمل میآید که از آنها بقدر پنج ملیون
پوت پنبهٔ خالص حاصل میگردد ).
اگر کار دهقانیِ خلق براه خوبی انداخته شده، زمین
ها بقدر کفایت آبیاری و در دهات ، بین اهالی جمعیت
های میده قرض افزوده شود ، شبهه ئی نیست که پیشهٔ
ترکستان ۲۰۶
پنبہ کاری یکی - بردہ خواهند افزود . خلاصه نسبت
بترقی کارهای صناعتی و زراعتی ، پنبہ کاری هم
ترقی خواهد کرد .
در فرغانه گندم هم زیاد کاشته میشود ( از زمین
هائی که بطرز صنعی آبیاری میشود ، نود هزار دساتین
از زمین های بهاری ( دیمه ) دو صد هزار دساتین
بزراعت گندم مشغول میشود ) . در سالهای حاصلخیز
گندم یکی برده حاصل میدهد .
ولی چون خلق فرغانه خیلی زیاد بوده ، بیش ترین
زمین های کارم آن بزراعت پنبہ مشغول است
ازین رو غله های این ولایت بخوراک اهالی اش
کفایت نمیکند . بلکہ هر سال بدین ولایت از خارج
بمقدار زیاد غله آورده میشود .
کار میوه داری درین ولایت چندان ترقی نکرده
است . اهالی فرغانه درختان میوه را فقط برای استعمال
خود شان بمقدار کمی میکارند . لیکن میوهٔ فرغانه خیلی
لذیذ میشود خصوصاً میوه های اسفاردا و کان بادام
ترکستان
۲۰۷
خیلی مشهور است.
قدیم ترین و مشهور ترین پیشهٔ فرغانه کرمکداری است
پرورش کرمکان پیله در فرغانه خیلی ترقی کرده و زیاد
منتشر شده است. میتوان گفت که در هروه فرغانه
سارت و اوزبکان با جمیع عائلهٔ شان بپرورش کرمکان
پیله مشغول هستند. در اینجا هر سال بقدر صد و پنجاه
هزار پوت پیله حاصل شده، قسم بزرگ آن بتوسط
سوداگران آوروپا خرید میگردد و در کارخانه های ایتالیا
و فرانسه همه گونه منسوجات اعمال میشود.
کسب چاروا داری در ولایت فرغانه سال تا سال
میکاهد. اهالی کوچی زیادی فائدهٔ دهقانی را دیده. همهٔ
زمین های خالی خود را بزراعت مشغول میدارند. اینک
بدین سبب پیشهٔ چارواداری همواره در تنزل است
در زمان حاضر اهالی کوهی حیوانات را فقط برای کار
های خانگی و دهقانی تربیه مینمایند. (هر سال بولایت
فرغانه برای ذبح نیم ملیون رأس چهار پا آورده میشود
که اکثر این از گوسفند عبارت میباشد).
ترکستان
۲۰۸
معدنها و ثروتهای زمینی
اگرچه در فرغانه ثروت زمینی خیلی زیاد است .
ولی بسبب ترقی نکردن کسب هنر و صناعت ، از آنها
بقدر لزوم استفاده نمیشود .
در ولایت فرغانه معدن ذغال سنگ بغایت بسیار
بوده ، از دوازده معدنی که در آنها حاضر کار میکنند ،
هر سال بقدر دو ملیون پوت ذغال سنگ استحصال
میشود ( بزرگ ترین این معدنها ، کان " قزل کویه "
است که در ۳۵ چاقریمی شهر مرغیلان واقع میباشد ) .
بسوای این ، هر سال درین ولایت بقدر سه ملیون
پوت نفت ، شش صد هزار پوت نمک ، نیم ملیون پوت
مس ، سیصد هزار پوت موم و دو صد هزار پوت
آسفالت نیز استخراج میشود . کمی خطوط راه آهن ، نبودن
سرمایه و خصوصا آدمان دانشمند و هنرمند در فرغانه ،
استحصالات معدنی اینجا بقدر لزوم ترقی نمیکند .
معاملۀ تجارتی فرغانه عموما وابسته بحاصل پنبه است .
ترکستان
۲۰۹
سالی که حاصل پنبه خوب نباشد معاملات تجارتی خیلی کاسته
میشود . ولی سالی که حاصل پنبه خوب باشد ، معامله تجارتی
این ولایت به دو صد و پنجاه ملیون منات بالغ میشود .
بولایت فرغانه از خارج غله ، چای ، شکر ، گزوار ،
اسبابهای آهنین ، ظروفات ، کراسین ، اسبابهای عمارتی
آورده میشود و ازین ولایت هم بخارج ذغال سنگ و
نفت و مالهای خام همچون پیله ، پنبه ، روغن پنبه دانه
و تخم پنبه نقل میگردد .
در میانه ولایات فرغانه ، سر دریا ، یدی سو و مملکت
کاشغار - چین سودای کاروان نیز دوام میکند . از
فرغانه بکاشغار هر سال بمبلغ دو ملیون صوم مال
اخراج شده ، از کاشغار بدین ولایت بمبلغ یک و نیم
ملیون صوم مال آورده میشود . (این کاروانها به کاشغار
از بالای کوه تیان شان ، از گذرگاه تیرک داوان
و ایرگه شتام عبور مینمایند) .
در فرغانه هر سال از تجارت پنبه بقدر صد ملیون
صوم حاصل میشود که پنجاه و هشت ملیون آن از کارخانه
ترکستان
۲۱۰
ترکستان
های پنبه و غوزه (شماره این کارخانه ها به یک صد و پنجاه
بالغ است) و باقی آن از کارخانه های روغن پنبه
دانه عاید میگردد .
در فرغانه کسب هنرهای دستی اهالی را ده ملیون
منات مداخل میآورد . اینک ازین احوالات معلوم
میشود که در فرغانه در زمان آینده ، صناعت کارخانگی
ترقی خواهد کرد و برای ترقی آن زمینه خوبی حاضر
میباشد .
معارف و کار های مکتبی
فرغانه در زمانهای قدیم با مدرسه ها و دانشمندان
بزرگ خود مشهور بود . در فرغانه فاضلان بسیاری رسیده
اند که نام شان در جمیع عالم اسلام باحترام یاد میشود
(مثلاً صاحب هدایه برهان الدین مرغینانی). در زمان
حاضر فرغانه نه اینکه آن گونه فاضلان را میرساند ،
بلکه نامهای علمای سابقش را فراموش کرده است .
در زمان حاضر در فرغانه بقدر دو هزار و پنج صد باب
ترکستان
۲۱۱
مکتب و مدرسه موجود بوده ، در آنها بقدر سی هزار شاگرد
و طلبه تحصیل مینمایند . ولی در صدی نود و نه این
مکتب و مدرسه ها باصول قدیم میباشد .
در مکتب های روسی - مسلمانی که در زمان چاریزم
از طرف روسها کشاده شده است ، بجای آموختن علم
و تربیه ، بنشر روح روسی ، نصرانیت و ایمپر یالیزم
خدمت میشود . ازین رو ، از آنها بجز ضرر چیز
دیگری حاصل نمیگردد . لیکن باجتهاد ترک - تاتاران و
غیرت معلمانی که در مدرسه های سواحل " ایدل " تحصیل
نموده ، مراجعت کرده اند ، در فرغانه باصول تازه مکتب
های متعدد کشاده شده است که در آن مکتب ها بفرزندان
ملت تربیه نیکو و روح ملی داده میشود .
در ولایت فرغانه روسها بیش از بیست باب مکاتب
ابتدائی و رشدی دارند .
ولایت فرغانه از جهت سیاسی و ملکی به پنج اویازد
تقسیم میشود : اویازد خوقند ، نمنگان ، مرغیلان ، اندیجان
و اوش و مضافات پامیر. مهم ترین شهر فرغانه -
ترکستان
۲۱۲
خوقند میباشد.
خوقند - (صد هزار اهالی دارد) . سال ۱۷۳۲ میلادی
از طرف عبدالرحیم بی بنا شده و در زمان عبد الکریم
بی با قلعۀ بلند و بزرگی احاطه گردیده و اندرون شهر
با عمارتهای زیبا مزین میباشد.
شهر خوقند در زمان قدیم پایتخت بوده ، ولی در زمان
حاضر از جهت اقتصادی مرکز ولایت فرغانه میباشد.
در این شهر کاروانسرا و چهار سو های بزرگ موجود است
که همۀ آنها با مال و متاعهای گوناگون پر میباشد. همچنین
مسجد و مدرسه های عالی ، سرای و ارکهای با شکوه
بسیار است که از خانهای قدیم بیادگار مانده است.
در خوقند بانگها ، تجارتخانه ها فیرما و کانتور های
نقلیات موجود بوده ، سودای این شهر خیلی ترقی کرده
است. چهار سوی خوقند در جمیع قطعۀ ترکستان
مختصین و غنی ترین بازار ها بشمار میرود.
از آثار عتیقۀ خوقند « اوردۀ خان » که سال ۱۸۷۰
میلادی از طرف خدا یار خان بنا شده است، خیلی
۲۱۳
ترکستان
مشهور میباشد . (تخت و سرای این بنای زیبای اسلام که بطرز معماری تیموری از کاشین و چین های ظریف ساخته شده است ، در زمان حاضر بکلیسای روسی مبدل گردیده است) .
سودای سالانه خوقند به شصت ـ هفتاد ملیون ـ بالغ بوده ، مهم ترین سودایش با پنبه است . کار پنبه کاری درین شهر سال تا سال ترقی مینماید و شبهه ئی نیست که در آینده در حیات اقتصادی ترکستان موقع مهمی اشغال خواهد کرد .
سال ۱۹۱۷ میلادی ۲۹ ماه نویامبر ، در خوقند اجتماع عموم مسلمانان ترکستان برپا شده ، ترکستان مملکت مختاری اعلان گردید . حکومت موقتی این مختاریت در خوقند اقامت داشت . ولی چون در روسیه حکومت شورایى قوّت گرفت و بالشويكان با ملتچیان متعصّب سخت مخالف بودند ، ازین جهت بمقابل ملت های غیر روس که در روسیه مختاریت های ملیه اعلان نموده بودند ، بنای تجاوز را گذاشتند . در آخر بمختاریت خوقند
ترکستان
۲۱۴
نیز نوبت رسیده، بمقابل او هم تجاوز کردند.
نهایت سال ۱۹۱۸ میلادی در آخر ماه یانوار از
یک طرف بالشُویکان روس و ارمنیان خوقند، از
طرف دیگر قور باشی ایرگش با آدمان سرسری خود بخوقند
هجوم آوردند اوّل خوقند را قورباشی ایرگش از حکومت
موقّتی گرفته، خود را خان مستقل اعلان کرد و اعضاهای
حکومت موقّتی را توقیف نمود. سپس چون عسکر شورای
غالب آمدند، ایرگش خوقند نو و کهنه را تاراج نموده، با عسکر
های خود بطرف مرغینان فرار کرد.
عسکر سرخ شورای، پس از فتح خوقند، اعضاهای
حکومت موقّتی را توقیف کرده، مختاریت خوقند را الغا
نمودند. پس از مغلوبیت حکومت موقّتی، یغماگران ارمنی
خوقند را چهار - پنج روز تماماً غارت نموده، بشهر آتش
زدند و خوقند را تماماً خراب کردند. (بقدر بیست
مدرسه، ده کتابخانه و سی جامع منهدم گردید) ده هزاران
مسلمان را بقتل رسانیدند. بدین گونه شهر آباد و تجارت
گاه بزرگی که سه عصر باز دوام میکرد، با خاک سیاه
ترکستان
۲۱۵
یکسان نمودند (سال ۱۹۱۸ میلادی ، ۵ فیورال) .
مرغینان - (۴۵ هزار اهالی دارد) . این شهر
خیلی قدیمی است که حتی در زمان اسکندر ماکیدونی موجود
بوده است مرغینان از سال ۹۰۰ تا ۱۲۱۲ میلادی
پایتخت خانهای فرغانه بود . اهالی این شهر حاضر از
ترک، اوزبک ، یهود و سارت عبارت می باشد .
مرغینان با منسوجات ابریشمی و هنرهای دستی شهرت
یافته و برکهای مرغینانی که از پشم شتر بافته میشود ،
خیلی مشهور میباشد .
مرغینان نو - (اسکوبلوف) (یازده هزار نفوس دارد)
این شهر از طرف روسها بنا گردیده و از مرغینان کهنه
بمسافت نوزده چاقریم واقع است . این شهر را روسها
بتمام ولایت فرغانه مرکز اعتبار نموده بودند و گوبرناتور
(والی) های روس در اینجا اقامت میکردند بسبب
باطلاقی و مرطوب بودن جای مرغیلان ، هوایش برای
صحت انسان مضر میباشد .
نمنگان - (۹۰ هزار نفوس دارد) . این شهر
۲۱۹
ترکستان
سه صد سال قبل ازین از طرف امیر بخارا عبدالله خان
بنا شده است . در اطراف شهر زائو ( کارخانه ) های
پنبه بسیار میباشد . درمیانهٔ نمنگان و خوقند شعبهٔ راه
آهن موجود بوده، تجارتش خیلی خوب و بارواج است.
ولی هوایش برای صحت انسان مضرّ بوده ، مرض تب
و لرزه شیوع دارد .
اندیجان - (۸۰ هزار اهالی دارد) . این شهر از طرف
ترکان قدیم بنا گردیده و سال ۱۴۹۴ میلادی پایتخت
سلطان بابر بوده است . در نزد این شهر، مقبرهٔ فاتح
ماورالنهر و ناشر دین اسلام در ترکستان امیر مشهور
عرب ، قتیبه بن مسلم کائن است . در اندیجان زلزله
زیاد بوقوع میآید . چنانکه سال ۱۹۰۲ میلادی، زلزله
خیلی سختی بوقوع آمده ، شهر تماماً خراب گردید و در اطراف
شهر بقدر چهار هزار و پانصد نفر آدم هلاک شد .
از اندیجان بکاشغار همواره کاروانهای تجارت حرکت
مینمایند . بشهر اوش و غولجه از گذرگاه ایرکه شتام و
تیرک داوان عبور میکنند . اندیجان مرکز دهقانی و
۲۱۷
ترکستان
زراعت بوده، در اینجا خصوصاً شغل پنبه کاری و کرکداری
(اعمال ابریشم) ترقی کرده است .
حضرت ایوب (۱) - از شهر اندیجان بمسافت پنجاه
چاقریم دور بوده، در ساحل راست قارا دریا بنام
"چشمه های حضرت ایوب" آبهای معدنی موجود
است این چشمه ها از سطح دریا ۵۰ ساژین مرتفع
بوده ، در بالای کوههای " قوغارات " واقع است.
در اینجا جمیعاً هفت چشمه موجود بوده ، آب بعضی از آنها
گرم و بعضی دیگر سرد میباشد . از آب این چشمه ها
معدنهای آهن ، گوگرد، فاسفور و نمک موجود است
بحضرت ایوب هر سال از جاهای مختلف آوروپا و
آسیا بیماران بسیاری آمده ، بدرد های خود شفا
مییابند . برای آسودگی و راحت این سیاحان زیاده
(۱) این موضع را جلال آباد هم میگویند - درینجا ، زنبور عسل را خیلی تربیه مینمایند
چنانکه یکنفر روس نه صد کندو را تربیه مینماید - عسل شان هم خیلی خوب است -
از هر کندو بحساب میانه هر سال از چهار تا پنج پوت عسل حاصل میشود - ۱۲
ترکستان
۲۱۸
دقت و اعتنا کرده شده، سهولت مداوا و مسافرت شان
فراهم گردیده است .
اوش - ( ۴۵ هزار اهالی دارد ) این شهر خیلی
قدیمی بوده ، نظر بروایات، گویا این شهر را سلیمان
پیغمبر بنا کرده است . اوش در دامنه کوه بلندی
بنا شده و در تپۀ این کوه، بشکل مقبره بنائی موجود
است اهالی این بنا را مقدّس شمرده ، چنین اعتقاد
دارند که بهمه گونه درد و علتها شفا میدهد . ازین
جهت از جاهای دور بزیارت این بقعه میآیند . چون
شهر اوش از سطح دریا بقدر ۷۰ عم ساژین مرتفع بوده
در دامنه کوه بنا شده است، ازین رو هوایش بغایت
لطیف و خوش و برای صحت انسان مفید میباشد .
مضافات پامیر
سطح مضافات پامیر هفتاد و سه هزار چاقریم مربّع
بوده، بلند ترین نقطۀ آن از سطح دریا چهار و نیم چاقریم
مرتفع است . پامیر در شرق جنوبی فرغانه واقع بوده
ترکستان
۲۱۹
در شمال آن کوههای آلائی، در شمال غربی اش کوههای
دار واز و نهر پنج، در غربش نهر پنج، در جنوبش امارت
بخارا (بیگی شوغنان) در شرقش مملکت افغانستان
و ولایت آخان واقع است.
پامیر بحساب وسطی، از سطح دریا بقدر سه چاقریم
مرتفع بوده، هوائش خیلی سرد، تابستانش کوتاه (فقط
دو ماه). ولی زمستانش خیلی دراز است. کلیه پامیر
از جهت طبیعت زیاده فقیر میباشد.
بلندی زمین پامیر و شدّت هوایش، بآدمان و
حتی بحیوانات هم بصورت عجیبی تاثیر میکند. در اینجا بنام
تودہ ک علت کوهی، طپش قلب، درو چشم زیاده
شیوع دارد. همچنین بتاثیر عجیب طبیعت تناسل آدمان
هم کم میباشد. در پامیر حتی نسل حیواناتی که از خارج
آورده میشوند، افزون نمیشود، از تخم مرغان چوجه
بیرون نمیآید. سگان فقط در سه سال یکبار میزائیند
ولی در پامیر شرقی سگان هیچ نمیزانید.
نظر بسطح و وضعیت زمینش، پامیر را میتوان
ترکستان ۲۲۰
بنام شرقی و غربی بدو قسمت جدا نمود. پامیر شرقی بغایت وسیع بوده، اهالی اش از قارا قرغزان کوچی عبارت است که نفوس ایشان بدو هزار و پانصد نفر بالغ میباشد .
قسم غربی پامیر پست بوده، درین قسم رود بسیار است . این رودها چون اکثرا از جاهای بلند و مرتفع میریزند، ازین جهت در مجرای خود شلاله های بسیاری پدید میآورند که اینها به " پامیر " لطافت مخصوصی میدهند. درین قسم، در میانه کوهها وادیهای منبت هم موجود است هوای این طرف نرم و خوب بوده، همه گونه نباتات میروید . چون بطرف جنوب بیش تر رفته شود، انگور و میوه های دیگر هم بسیار بعمل میآید . عموما این طرف پامیر از جهت طبیعت و منظره خیلی قشنگ میباشد . در پامیر غربی بقدر بیست هزار تاجیک مشغول دهقانی هستند . (این تاجیکان به پامیر از افغانستان آمده اند . اینها بمذهب اسماعیلیه که از مذاهب شیعه است منسوب بوده، آقا خان بمبئی را رئیس دینی و روحانی خویش
ترکستان
۲۲۲
چین میباشد. در پامیر بنام واخان، شوغنان
کانیجوت، بدخشان و غوزان خانی های کوچک،
ولایت های مستقل موجود است.
ولایت ترکمنستان
موقع جغرافی، حدود و سطح آن
ولایت ترکمنستان (ماورای خزر) در طرف غربی
ترکستان واقع است. در طرف شمال ترکمنستان
ولایت اورال، در شرق آن سواحل بحر آرال
و ولایت سر دریا، امارت خیوه و بخارا، در جنوبش
مملکت ایران و افغانستان، در غربش بحر خزر واقع
است. طول ولایت ترکمنستان از شرق بغرب شش
صد چاقریم و عرض آن هم از شمال بجنوب همین
قدر مسافت است. سطح زمین ترکمنستان پنچصد و سی
و پنج (۵۳۵۰) هزار چاقریم مربع میباشد هشتاد
ترکستان
۲۲۲
چین میباشد. در پامیر بنام وا خان، شوغنان
کانجوت، بدخشان و غوزان خانی های کوچک،
ولایت های مستقل موجود است.
ولایت ترکستان
موقع جغرافی، حدود و سطح آن
ولایت ترکستان (ماورای خزر) در طرف غربی
ترکستان واقع است. در طرف شمال ترکستان
ولایت اورال، در شرق آن سواحل بحر آرال
و ولایت سر دریا، امارت خیوه و بخارا، در جنوبش
مملکت ایران و افغانستان، در غربش بحر خزر واقع
است. طول ولایت ترکستان از شرق بغرب شش
صد چاقریم و عرض آن هم از شمال بجنوب همین
قدر مسافت است. سطح زمین ترکستان پنچصد و سی
و پنج (۵۳۵۰) هزار چاقریم مربع میباشد هشتاد
۲۲۳
ترکستان
فائض این سطح از بیابانهای ریگ زار عبارت است
بیابان ریگ زاری که در طرف شرقی و جنوبی ولایت
ترکمنستان واقع بوده ، بدامنهٔ کوههای پا را پامیر .
مملکت افغانستان می پیوندد ، ده ملیون دساین زمین
را اشغال مینماید .
جزیره های (قولانلی) ، (چه له که ن) ، (اوغرجی)
وغیره که در بحر خزر واقع اند ، نیز بولایت ترکمنستان
تابع میباشند .
زمین ترکمنستان را نظر بخلقت و طبیعتش ، بچهار
قطعه میتوان تقسیم کرد .
قطعهٔ اول - طرف شمالی است که از ولایت
اورال ابتدا نموده ، بمجرای قدیم آمو دریا (اوزبوی)
و از امارات بخارا و خیوه شروع نموده ، ببحر خزر
منتهی میشود . در شرق این قطعه ، تپهٔ بزرگ و
بلندی آرال و در جنوب شرقی اش گودی (ساری
قامش) واقع است . این گودی از سطح دریا
صد و سی آرشین پست بوده ، بقدر ده هزار
ترکستان
۲۲۴
چاقریم مرتفع سطح دارد . این قطعۀ شمالی از سطح دریا
بقدر پنج صد و نود آرشین بلند بوده ، از تپهٔ
همواری عبارت است که آن را « یایلای اوست
یورت » مینامند . زمین های « اوست یورت »
در نزد نیم جزیرۀ « مانغشلاق » و خلیج « قارا بوغاز »
بلندی و برجستگی های بی ترتیب دارد . این بلندیها
بطرف جنوب رفته ، کوههای « الوغ بالخان » را
تشکیل میدهد . بلند ترین تپهٔ کوه بالخان « دیریم
تاغ » است که از سطح دریا ۷۵۰ ساژین ارتفاع
دارد .
قطعهٔ دو یم - زمین ہائی است که از یایلای
اوست یورت شروع گردیده ، بطرف جنوب
برود « آتره ک » و در شرق تا آمو دریا منتهی
میشود . این قطعه بی آب و علف بوده ، از دشت
و بیابان عبارت است . بیابان مشهور «قارا قوم»
در همین قطعه واقع است . سطح بیابان قارا قوم
از ریگھائے سخت شده و ریگهای سیار ، لبعضی
ترکستان
۲۲۵
جاهایش هم از شوره زارها و زمینهای سخت شده
عبارت است.
در طرف شمال «قارا قوم» گودی بزرگی موجود
است که این گودی از سطح دریا ۱۷۰ آرشین پست
بوده، سطح درون آن بقدر بیست هزار چاقریم
مربع میباشد. نظر بتخمین عالمان جغرافی، در زمان
قدیم نهر «تجن» و «مرغاب» و هم یک شاخهٔ
آمو دریا آبهای خود را بهمین گودی میریخته اند.
قطعه سوم - وادیی تنگی است که در میان
بیابان قارا قوم که در شمال و کوههای پارامیز،
ترکمان خراسان که در جنوب است، واقع میباشد
این قطعه از جلگه های «اتره ک» اهواز هائی
آخال تکه و آتک، نشیب های تجن و مرغاب
عبارت بوده، محصولدار ترین و منبت ترین زمین
های ترکستان را تشکیل میدهد. جمیع حیات ترکستان
با غله های که درین قطعه حاصل میشود، تأمین میگردد.
قطعهٔ چهارم - طرف کوهی است. درین قطعه
ترکستان ۲۲۶
شعبہ های شمالی کوه پامیر موجود است که از کوههای ترکمان
و خراسان جدا گردیده و دوام کوههای (کوره ن تاغ) .
(قوپیط تاغ) و (ہندو کوش) میباشد.
آبیاری اش
نهر مرغاب ۔ از افغانستان ، از کوه سفید کوه، خارج شده
از میانه ولایت ترکستان بقدر چهار صد چاقریم جریان نموده،
اهواز های (پندئی) یولاتان و مرو (تخمیناً پنجاه هزار دسائین)
زمین را آبیاری مینماید .
بنهر مرغاب از افغانستان رود قیصر، از ترکستان رود
های (کش) و (کوشکا) مخلوط میشوند . برای برداشتن
آب نهر مرغاب بطرز صنعی بند ها ساخته شده است
مشهور ترین بند های این نهر ۔ قازاقلی بند ، سلطان بند
قاوشوت خان بند و بند ہندوکوش است ۔ این بند
آخرین از طرف روسها بنا شده است .
آب مرغاب با این بند ها برداشته شده . بواسطه
جویهای متعدد بطرفهای مختلف جاری میگردد . جو ہائی
(۱) پنجده -
ترکستان
۲۲۴
که آبش بدین گونه بطرز صنعی برداشته میشود ، زیاد
بوده ، مشهور ترین آنها جوی « اوتامش » و « توقتامش»
میباشد ـ در تابستان برفهای کوه « هندو کش » آب
شده ، آب نهر مرغاب میافزاید و گاه طغیان هم
میکند. این گاه آبهای که از آبیاری زمین ها
زیادی نماید ، ببطلاق ( آیینه کول ) میریزد.
نهر تجن ـ این نهر اهواز های سرخس و تجن را
آبیاری میکند. آب تجن بجوی های متعدد تقسیم شده ، تمام میگردد
حتی در میانه های تابستان درین نهر آب هیچ نمیماند. از رود
تجن بواسطهٔ چندین جوی های بزرگ آب گرفته میشود که
مشهور ترین آن جویها ـ سالور و خانیاب میباشد.
اهواز آخال ـ تکه را بقدر ۲۷ رود و جویهای بزرگ و
کوچک که از دامنه های کوه (قوپيط تاغ) جاری میشود ،
آبیاری مینماید. بسوای این ، در وادی « اوست يورت »
گاه ـ گاه چاههای شور مصادف میشود. ولی عمومیت
آب ترکستان کم می باشد.
ترکستان ۲۲۸
هوا و اقلیم
هوای ولایت ترکمنستان عموماً خشک است تابستان
اش گرم، زمستانش بی برف بوده، باد های تند و
سخت میسوزد و زیاده سرد میباشد. در طرف شرق این
ولایت هوا شدیدتر بوده، ولی در طرف غرب قدری نرم و
معتدل تر میباشد.
بسبب سردی و شدّت هوایش، نباتات اینجا کم و بیبرکت
است. درمیان ریگها درختان سازاق سکاول، قانم، بارزوق
سوزه ن، قویان سویاک، خار های کلفت و علفهای درشت
میروید. در سواحل دریا و رودها بیشههای موجود است که در آنها
درختان سوت. سفیدار، چنگال، سنجد وغیره، همچنین درختان میوه
دار همچون زردالو و شفتالو میروید.
در ترکمنستان مساحت بیشهزارها بقدر ده ملیون دساتین
زمین را اشغال میکند. در جنگلهای این ولایت سرو، سازاق
سکساول، چنگال، بید، سنجد، پسته، بوزغونج، در سواحل رود اترک
نارون، چنار، سرو، جوز، سفیدار، ناک، سیب وغیره بعمل میآید
ترکستان ۲۲۹
حیوانات و جانوران
حیوانات ترکمنستان، نسبت بسائر ولایات ترکستان اندکی فرق دارد. در ساحل جنوبی بحر خزر، در طرف گیلان و مازندران، ایران در مصب نهر ہائے بلوچستان و ہندوس حیوانات گوناگون پیدا میشود. درین ولایت بسوای اینکه ہمہ گونہ حیوانات سائر ولایت ہای ترکستان بعمل میآیند، ہچنین اقسام حیوانات ایران، ہمچو آہو، گوزن، غزال، گوسفند، میش، پلنگ، شیر، ببر، سیاه گوش، روباه، خارپشت ہای عجیب، نوعی جانوران غریب عسل خوار، ہچنین مرغان گوناگون دشتی پیدا میباشند.
در ترکمنستان بعضی حشرات موجود است کہ در سائر نقاط ترکستان پیدا نمیشود، مثلاً سنگ پشت ہای خیلی بزرگ، بزمژه، سوسمار و ماران زہر دار.
ترکستان
۲۳۰
نفوس وخلق
نفوس ترکمنستان بقدر ۳۸۰ هزار بوده ، بهر نفری
پیش از یک چاقریم مربع زمین میافتد ، خاک این
ولایت حاصل خیز میباشد . جا های آباد این ولایت
سیر نفوس بوده ، در جا های دیگرش آدم کم میباشد .
۷۰ فائض اهالی ترکمنستان را ترکمانان ، ۱۸ فائض را
قرغره - قازاقان ، ۶ فائض را روسان ، ۴ فائض را
ایرانیان ، ۳ فائض را هم ارمنیان ، ترک ـ تاتاران
قاققاز وغیره تشکیل می دهند . بیش ترین اهالی
ترکمنستان بطرز کوچی زندگانی مینمایند .
ترکمانان ـ از قبائل ترک عبارت اند که از
زمانهای خیلی قدیم در وادی های بین بحر آرال
و بحر خزر زندگانی مینمایند . در عصر پنجم و ششم
میلادی ترکان سلجوقی که در سواحل نهر ایزتیش سکونت
داشتند ، هجرت نموده ، در زمین های ترکمنستان
کنونی ساکن شدند . پس از ظهور دین اسلام نخستین
ترکستان
۲۳۱
قبیله ئی که از ترکان اولاً دین اسلام را قبول
نمودند، همین ترکمانان بودند. اینها در دوره خلفای
عباسی ببغداد و سپس تا شام و مصر رفته، خدمت
عسکری را اجرا می نمودند.
در اوایل عصر سیزدهم میلادی چون چنگیز خروج
نموده، بنای فتوحات را گذاشت، ترکمانان از دهشت
اردوی چنگیز ترسیده، به ایران، بجهات مازندران
آذر بایجان، ارض روم، دیار بکر، قافقاز، آنطولی
و روم ایلی هجرت کردند و در همین جای ها ساکن
گردیدند. ترکان کنونی عثمانی هم از قبیلهء ترکمان
از اولاد قائی خان هستند که در زمانش از طرف
خوارزم هجرت نموده اند.
ترکان از غوز و پیچیناک که در عصر یازدهم میلادی
از سواحل کول بالخاش بطرف غرب و از ترس
ترکان قپچاق از سواحل نهر ایدل و سر دریا بطرف
های خوارزم و مرو کوچیده بودند، با ترکان سالور
اینجا آمیزش کرده، نام ترکمان را گرفتند.
ترکستان ۲۳۲
در زمان های قدیم ترکمانانی که در سواحل بحر
خزر و در بیابان ها و ریگ زار ها سکونت داشتند،
بیغماگری و چپاول (در دریا و خشکی) زندگانی مینمودند
ترکمانان این جای ها ترکمان صاف و خالص نبوده،
بلکه از ملت و صنف های مختلف عبارت بودند،
قسم بزرگ این ها، فلک زدگانی بودند که وطن
و اهل خود را بسبب ضرورتی ترک نموده، به این
بیابان وسیع و آزاد گرد آمده بودند. در اینجا غلامی
که از آقای خود گریخته، گناه گار و بنده ئی که از جزا
و حبس فرار کرده، فاسقی که بدنبال سفاهت افتاده،
خان و امیری که از تخت خود رانده شده، امامی که
از قوم و خلق خویش آزار دیده، پسری که از پدر
خویش روی تابیده، پدری که از پسرش بیزار شده
و سوداگری که در شکست گردیده باشد، جمع شده
بود، بجز این ها بد بختان دیگر هم بسبب های
گوناگون درین بیابان بسیار بودند. این ها عمومیتۀ
آدمان بخت واژگون بودند که از ملت های گوناگون
ترکمنستان ۲۳۳
همچون خیوه ئی، بخارائی، ایرانی، افغان، قفقازی، قرغز
و قازاق تشکیل یافته بودند. همه اینها درین بیابان
فراخ بآزادی زندگانی مینمودند. اینک همین خلق برای
زیستن در بیابان بی مرحمت ریگ زار، بممالک آباد
همسایه اشان ایران، خیوه، بخارا، افغان حتی گاها هم بروسیه
(به شهر های جالق و حاجی ترخان) تاخت آورده،
یغماگری و چپاول مینمودند. اینها بچندین فرقه ها منقسم
شده، هر فرقه ئی را با طوری ریاست میکرد. مثلاً از
میان شان شخص دلاور و با نفوذ تری، بنام «باتور»
بمیدان میآمد و برای خود یاوران چندی را گرد آورده
از ایشان (پیر) خویش «فاتحه» میگرفت و سپس
روانه غارت و یغماگری میشد. بدهات و قریه های
اطراف هجوم آورده، مال های شان را غارت و خلق
را اسیراً بمحل خویش میآورد. زنان و دختران اسیران
را برای خویش زن ساخته، مردان شان را در بازار
های غلام فروشی (در حاجی ترخان، اورگنج، خیوه، بخارا
مرو، کورگن) بعنوان غلامی بفروش میرسانیدند و یا
ترکستان
۲۳۲
بکار چاروا داری و مرد کاری وا میداشتند) (پس از
آمدن روس ها بآسیای وسطی به این کار ها خاتمه داده
شد) .
ترکمانان در زمان حاضر بچندین قبیلهٔ بزرگ جدا می
شوند، ترکمانانی که در محال «شاه قدم» زندگانی می نمایند
«یمود» (در خیوه و ایران هم بقدر نیم ملیون یمود هست)
ترکمانانی که در اهواز های آخال «تکه» ، آتک، تجن و مرو
سکونت دارند، «تکه» ترکمانانی که در ناحیهٔ یولاتان و
پندهٔ(۱) اقامت می نمایند، «سارق» و «ایر ساری»
(در امارت بخارا بقدر پنجاه هزار ترکمانان ایر ساری
موجود است)، ترکمانانی که در اهواز سرخس سکونت
دارند، «سالور» نامیده می شوند.
قسم بزرگ ترکمان بطرز کوچی زنده گی نموده، بچاروا
داری اشتغال دارند. بعضی هم بطرز حضری و
مدنی معیشت می کنند.
ترکمانان از فرزندان آزاد بیابان فراغ بودند، ازین
(۱) پنچده -
ترکستان
۲۳۵
رو ایشان بزیر دست و محکومیت کسی واقع نشدند.
ایشان از زمانهای قدیم اداره خلق (جمہوریت)
داشتند. مملکت را وکلای مصلحت که از طرف
جمیع اهالی انتخاب میگردیدند، اداره میکردند. ترکمانها
حاکم مطلق، خان دائمی ہم نداشتند. اگر از خارج
دشمن ہجوم آورد، در حال برای سرکردگی آلامان
(عسکر ملی) از میان خود خانی انتخاب می نمودند.
(مثلاً نور بیردی خان و ناقما سردار که از طرف ترکمانان
تکه انتخاب شده بودند) - درین صورت ہم در نزد
خانها بصفت مشاورین، سردار و بهادران حاضر می
بودند. ولی کارهای بزرگ و مهم را فقط در قرولتای
خلق که مصلحت می نامیدند، قرار می دادند، به
این مصلحت از هر او بازو (محال) ریش سفیدان،
ملایان، خان آغایان و سرداران انتخاب شده،
می آمدند.
(ترکمانان خلق را بموجب عادت قدیمہ اداره
می کردند. مثلاً قاتل را نکشته از وی خون بها میگرفتند.
ترکستان ۲۳۶
اگر قاتل از پرداختن خون بها عاجز باشد، از قبیلهٔ او
دریافت می نمودند. از روی غضب بجمیع خویشاوندان
او باج می انداختند، هیچ کس، حتی خان ها هم حق
نداشتند که به این دستور مخالفت نمایند).
ترکمان ها خلق بهادر، جسور، بی تعصب، راست
گفتار، درست عهد، مهمان پرور بوده، بزرگان
را عزت می نمایند. ترکمانان حتی دشمن خود را هم
در صورت پناه آوردنش حمایه می کنند. در نزد
ایشان خیانت و جاسوسی از بزرگ ترین جنایات
شمرده شده، خائن و جاسوسان را بجزای اعدام
محکوم می نمایند.
با وصف این، ترکمانان آتشین مزاج و زود خشم
می باشند. نیکی و بدی را فراموش نکرده، انتقام
می جویند و در دعویٰ خون و ناموس زیاده متعصب اند
گاها خون داران قبیله - قبیله و گروه - گروه شده،
با یک دیگر جنگ می کنند.
ترکمانان عموماً بی سواد، نادان و تنبل هستند.
ترکستان
۲۳۷
ایشان اکثراً سوار اسپ شده ، از یک او بایه او بای
دیگر گردش می نمایند . و یا بکاری مشغول نشده ،
بیکار می خوابند. چاروا داری و دهقانی ترکمان را
غالبا زنش اجرا می کنند (و یا خدمت های او را
غلامی که اسیراً آورده است ، بجا می آورد). زنان
ترکمانان بغایت فعّال و غیور بوده ، از مردان رو نمی
گیرند ، یعنی بی حجاب می گردند .
ادبیات تلیٔ ترکمانان ، نظر بادبیات قرغز- قازاق
فقیر تر بوده ، در میانه ایشان اشعار اخلاقی شاعر
مشهور ترکمانان ، مخدوم قلی و حکایات (نیم خیالی و
نیم تاریخی) در حق اوغوز خان خیلی منتشر است .
قرغز - قازاق غالباً در نیم جزیرهٔ « مانقشلاق » بطرز
کوچی زندگی می کنند . ولی در زمستان به دشت «
اوست یورت » می کوچند . قرغزان اینجا از اوردای
« کچی یوز » و از قبیلهٔ « آدای » می باشند . این
قرغزان کوچی از جهت مدنیت از سائر همقومان خویش
عقب تر اند . طرز ادارهٔ این ها هم ، به ترتیب ترکمان
ترکستان ۲۳۸
قایم بوده ، به قبائل مختلفه تقسیم میگردد . و آن ها
بی سواد ، از علم و معرفت محروم بوده ، بحال خیلی
ابتدائی زندگانی می نمایند . نفوس قرغزان اینجا بقدر
صد هزار است .
آمدن روسان بترکمنستان
روس ها پس از آنکه زمین های بسیار آسیای وسطی
را بآسانی و بدون زحمت . ضبط نمودند . جرأت پیدا
کرده ، بضبط ترکمانستان هم قرار دادند .
ترکمانان چون ازین قصد روس ها آگاهی یافتند ،
بمقابله آن ها حاضر گردیدند . از ولایات سائره ترکستان
که بتصرف روس ها در آمده بود ، بعضی آدمان با حمیت
فرار نموده ، بترکمانان تکه پیوستند . ترکمانان برائے
دفع هجوم روس ها چاره ها اندیشیده ، در بیابان قزیل
قوم چندین قلعه و استحکامات بر پا نمودند و با روس ها
بجنگ حقیقی و منتظم قرار گذاشتند .
بدین گونه از یک طرف این وطن پروران شب و
ترکستان
۲۳۹
روز به بنای قلعه ها پرداخته ، از طرف دیگر غازیانی که در قلب آن ها محبّت وطن و غم ملّت پیدا بود، به کاروان ها عسکران روس هجوم آورده ، روسها را بی آرام می ساختند .
ترکمانان چون طبعاً جنگ آور بوده ، بیش ترین عمر خود را بغارت ویغماگری (در ایران) می گذرایندند ، ازین رو بجنگ خیلی ماهر ، جسور و دلاور شده بودند . از مرگ هیچ نمی ترسیدند و در اسب سواری مهارت بزرگی داشتند بدین سبب ، روس ها از ترکمانان تلفات بسیاری دیده، مدت درازی با آن ها جنگیدند .
روس ها در سال ۱۸۶۹ میلادی بساحل شرقی بحر خزر بر آمدند و شهر (کراسنا وادسک) را بنا نموده ، از طرف غرب بترکمنستان بنای تجاوز را گذاشتند .
سال ۱۸۷۰ میلادی از نهر آترک گذشته ، تاقزیل آرواد) آمدند و در این جا مجبور بتوقّف شدند.
سال ۱۸۷۸ میلادی عسکر روس در تحت ادارهٔ (لوماکین) از (چیکیشلر) حرکت نموده ، از ترکمانان شهر
ترکستان
۲۴۰
(چات) را گرفتند. ولی از آنجا بدور تر تجاوز کردن
نتوانسته، بر جعت مجبور گردیدند.
ولی ترکمانان گاه- گاه هجوم آورده، روس ها را
نا آرام می ساختند. نهایت روس ها سال ۱۸۷۹ میلادی
در تحت فرماندهی (پولکو نیک لازا روف) حرکت
نموده، بترکمنستان هجوم آوردند، چون ترکمانان ازین
حرکت پر زور روسان آگاه شدند، چنین قرار دادند
که درمیانهٔ بیابان قزیل قوم، در اهواز آخال بنکه قلعهٔ
دنگیل تپه (کوک تپه) را بنا نمایند و در آنجا متوقف
شده، وطن و ملت را از دشمن مدافعه کنند.
هنگام بنای این قلعه، همه ترکمانان، پیر و جوان،
مرد و زن اشتراک نموده، شب و روز کار می کردند
ولی پیش از اتمام قلعه، روس ها رسیده، بهجوم در
آمدند و در هجوم نخستین لازا روف مقتول گردید.
سپس روسها در تحت فرماندهی (لوماکین) جمیع قوهٔ
خود را گرد آورده، از نو بهجوم در آمدند. ولی ازین هجوم
ایشان نتیجه حاصل نشد و شکست خورده رجعت
۲۴۱
ترکستان
نمودند. ترکمانان پس از رجعت روسان، قلعه را
باتمام رسانیده، در اطراف آن حصار بلندی کشیدند
و بجدیت تمام بمدافعه حاضر شدند. سطح قلعه گوگ
تپه بقدر صد دساتین بوده، در میانه اش بقدر پانزده
هزار چادر موجود بود.
روسها چون دیدند که جنگیدن با ترکمانان، همچون
جنگیدن با اوزبک و سارتها آسان نیست، بطرز
اساسی برای جنگ حاضر گردیدند، قرار دادند
که با ترکمانان منتظما جنگیده، قلعه کوک تپه را محاصره
نمایند. به این جنگ (اسکو بلوف) که دشمن مشهور
ترک بوده، خون ترکان را (در فرغانه ترکمنستان و
پلیبونه) همچون نهر جاری ساخته بود، سپه سالار
تعیین کردند. سال ۱۸۸۰ میلادی اسکو بلوف قلعه
بامی را که بین کوک تپه و قزیل آر واد واقع بود،
استنادگاه خویش قرار داده، با ترکمانان بنای جنگ
را گذاشتند. اینک در همین وقت هم فرقه
های عسکر روس که در ترکستان بودند، در تحت
ترکستان
۲۴۲
اداره کورا پاتکین حرکت نمودند و از بیابان قزیل قوم گذشته، به اردوی اسکو بلوف پیوستند. بسوای این، از قافقاز هم در تحت فرماندهی حیدر روف یک فرقه عسکر آمده، بآنها ملحق شد. بدین گونه قوه روسها افزوده، بجنگ قطعی در آمدند و بصورت منتظمی قلعه را محاصره نمودند. ترکمانان بقلعه در آمده محصور شدند و بقدر پنجاه هزار نفر (غازی) آماده جنگ گردیدند.
سرداران ترکمان محمود قلی خان، صوفی خان، مراد خان و قاچار خان بودند. بیگ مراد تا قما بتمام قلعه سردار کل تعیین شده بود. ترکمانان با روسها بقهرمانی فوق العاده مقابله نمودند. گاه - گاه از قلعه بیرون آمده بروسها عمله های شیرانه می آوردند. ترکمانان قلعه را بشدت تمام مدافعه کردند. چون روسها از ضبط قلعه بواسطه هجوم نومید شدند، بحیله و تدبیر متوسل گردیدند. چنانکه بزیر دیوار قلعه لغمی کنده، به اندرون وی ۷۲ پوت باروت ریخته،
۲۴۳
ترکستان
آتش زدند. اینک بدین واسطه سال ۱۸۸۱ میلادی ۱۲ ماه جنوار دیوار قلعه را خراب نموده، با هجوم شدیدی بقلعه در آمدند. بیش ترین ترکمانان مسلح درین جنگ شهید شدند. بعضی از آنها اسارت روسها را ننگ و عار شمرده، به بیابان ریگ زار فرار کردند. باقی مانده ترکمانان را روسها اسیر نمودند چندین دختران و پسران یتیم ترکمان را به پتر بورغ برده، روس گردانیدند.
درین جنگ از علما خواجه کریم بیروی ایشان، اوراز محمد خان، محمد انا لق خان شهید شدند، در گوک تپه بدست روسها بقدر ده ملیون منات طلا و نقره غنیمت افتاد. سقوط قلعه، گوک تپه بترکمانان تأثیر سختی نموده، آنها را یقین حاصل شد که بعد ازین از جنگ روسها فائده ئی بدست نخواهد آمد. این گاه ترکمانان عشق آباد، قزیل آرواد و نقاط دیگر بروسها عرض اطاعت نمودند. بدین گونه ترکمانان تکه بهاور و غیور از حریت و استقلال
ترکستان
۲۴۳
شان جدا شدند. پس از ضبط کوک تپه ترکمانان
مرو هم باختیار خود بروسیه تسلیم گردیدند (۱۸۸۴)
درآن زمانها خان ترکمانان مرو (عالی خاتون) نام
زنی بود. بفتوحات روسها در ترکستان، انگلیزان،
اول فقط تماشا بین بودند ولی بعد چون دیدند که روسها
بآسانی تمام ترکستان را ضبط نمود، زیاده هراسان گردید
که شاید بموجب وصیت پتر بزرگ، روسها تدریجاً
بهندوستان تجاوز نمایند.
پس از مغلوبیت کوک تپه، چون ترکمانان باختیار
خویش بروسها تسلیم شدن گرفتند، انگلیزان به امیر
افغان عبد الرحمان خان مرحوم مشورت و یاری داده
او را بهجوم ترکمانستان وا داشتند. افغانان بترکمانستان
(۱)
تجاوز نموده، قلعه تاش کوپروک را که در اهواز (پیندی)
واقع است، ضبط کرده بودند، ولی روسها سال ۱۸۸۵
میلادی با افغانان مقابله نموده، ایشان را شکست
دادند و تمام اهواز (پیندی) را دوباره ضبط کردند.
سپس انگلیزان بمیانه در آمده، روسها و افغانان را
(۱) پنجده
ترکستان
۲۴۵
آشتی دادند، از روس، انگلیس و افغانان کامیسیهٔ
مرکبی تشکیل گردیده، حدود روس و افغان را معین
نمودند. بموجب این خط حدود، سواحل مرغاب و
کوشک بروسها گذشت. روسها در ساحل نهر کوشک
بهمین نام قلعهٔ می بنا کردند. سپس از طرف آنها بقلعهٔ
کوشک از مرو خط را آهن کشیده شد که طول این
خط بقدر سه صد چاقریم می باشد.
در نتیجهٔ این واقعات، ترکمانان آزاد و جنگاور با-
سارت روسها در آمده، بزندگانی آرامی مشغول گردیدند
در زمان حاضر ترکمانان اهواز بزراعت، ترکمانان دشت
و بیابان بچاروا داری و ترکمانان سواحل بماهیگیری
اشتغال دارند.
سودا هنر و صناعت
۸۵ فائض اهالی ترکمانستان بدهقانی و زراعت
معیشت می نمایند. دهقانی در سواحل مرغاب ، تجن،
آترک ، سومبار و در کنار رود ها و جوی های که از کوه
ترکستان
۲۴۶
(قوپیط) جاری می شود، بعمل می آید.
درین جایها در تابستان باران نمی بارد و هوا فوق
العاده گرم و خشک است، ازین جهت دهقانی فقط
بواسطه آبیاری صنعی اجرا می شود. دهقانی ترکمانان
باصول قدیم بوده، آبیاری زمین با بزخمات تمام بوجود
می آید. بیش ترین اوقات دهقانان ترکمان بکشیدن
قنال ها و کندن جویها صرف می شود.
دهقانان آب های نهر مرغاب و تجن را با بند
های مخصوص بالا برداشته، بواسطه، جوی ها زمین
های خود را آبیاری می نمایند.
در این جا گندم، جو، کنجد، یونجه و حبوبات دیگر
کاشته می شود. در اهواز (پندی) شالی (برنج) نیز
می کارند. ولی پنبه در هر جای آن زراعت می گردد
پنبه کاری در ترکمنستان از سال ۱۸۹۰ میلادی شروع
شده است. در زمان حاضر پنبه کاری خیلی در ترقی
است. چنانکه هر سال بیش از یک ملیون پوت
پنبه کاشته می شود.
(۱) پنجده
ترکستان
۲۴۷
کار میوه داری در حال ابتدائی بوده ، فقط بقدر
کفایۀ خود شان میوه حاصل می نمایند .
چارواداری
دشت های وسیع و میدان های کوهی ترکستان
برای پیشۀ چاروا داری مساعد بوده ، قسم بزرگ اهالی
بتربیۀ حیوانات مشغول اند . خصوصاً قزغز - قازاق و
ترکمانان کوچی که در دشت اوست - یورت و بیابان
قارا قوم زندگانی می نمایند ، بمقدار زیاد اسب ، گاو ،
گوسفند ، میش قارا کول و بز آنها را پرورش می دهند
در این جا شتران یک کوهاندار و دو کوهان دار نیز
بسیار تربیه می شود . شتران ترکمان بزرگ ، با قوّت
و متحمّل می باشند . در ترکستان بهترین اسبان
ترکمان پرورش می گردند که آنها « آرغا ماق » نامیده
می شوند . آرغا ماق های ترکمان نه تنها در ترکستان
بلکه در تمام آسیا و آورد پا موقع نخستین را اشغال
می نمایند . آرغا ماق های ترکمان از ما اتحاد نسل
ترکستان ۲۴۸
اسبان محلی و اسبان عربی حاصل شده و خاصیت های خوب هر دو مملکت را جامع می باشند. اسب «آرغا ماق» ترکمان خیلی دونده ، بردبار ، با فراست و قناعت کار بوده ، بزودی بدست آدم رام میشوند بعضی از آن ها ساعتی ۸۰ - ۱۰۰ چاقریم مسافت را طی می نمایند.
ماهی گیری - ماهی گیری از مهم ترین پیشه های ترکمنستان شمرده می شود. قرغز و ترکمنی که در ساحل دریا سکونت می نمایند ، تمام سال با ماهیگیری اشتغال می ورزند. این ماهی گیران جمیع اسباب ماهی گیری را از حاجی ترخان بدست می آورند . ماهی گیران ماهیان شکار کرده خود را بماهی فروشان ارمنی و در حاجی ترخان می فروشند.
معدنها
از ثروت های زیر زمینی و معدن های ترکمنستان نمک سنگ ، نمک دروه ، نفت ، موم کوهی ، آهک
ترکستان
۲۴۹
کوهی استخراج میشود . (در این جا سالی بقدر سه
ملیون پوت نمک استحصال می گردد ) .
در جزیره ( چه له گه ن ) سه هزار چاه های نفت
موجود بوده ، از آنها هر سال بیش از دو ملیون پوت
نفت استحصال می شود . ترکمانان (چه له گه ن) بماهی
گیری و استحصال نفت معیشت می نمایند . کار هنر و
صناعت در ترکمنستان خیلی پست و بحال ابتدائی
می باشند .
در ترکمنستان بسوای زاود های پنبه و آسیا های
بخاری ، زاود و کارخانهٔ دیگری موجود نیست .
ولی هنر های دستی بخوبی ترقی کرده است . در
بین قرغزان ، مانقشلاق نمد مالی ، چرم سازی ، از
پشم شتر برک بافی و درمیان ۔ ترکمانان گلیم بافی ،
نمد سازی و جوراب بافی خیلی ترقی کرده است . مشهور
ترین هنر های دستی ترکمان قالی ، گلیم ، پلاس ، و
خورجین بافی می باشد . در صنعت گلیم بافی ترکمانان
تکه و یمود خیلی شهرت یافته ، این صنعت در بین
ترکستان ۲۵۰
ایشان موقع نخستین را اشغال می نمایند ـ صنعت قالی
و گلیم بافی در نزد ترکمانان تکه و یمود هنر عمومی و ملی
بشمار میرود. چنانکه در هر عائله ئی صاحبان این هنر پیدا
می شوند.
ترکمانان گلیم ها را به اندازه های گوناگون، قالی
های طولاً ۱۵ و عرضاً ۱۰ گز، جا نماز های کوچک،
خورجین کیسه و پایان دوز های مختلف می بافند.
گلیم (۱) های خیلی زیبا و نگارین را ترکمانان مرو و یمود حاضر
می نمایند. بهترین گلیم ها ریشه های سفید دارد و بهترین
نقش و نگار آنها «گل سالور» می باشد.
برای گلیم بافتن، پشم میش سفید را گرفته، از
وی تار و پود حاضر می نمایند و سپس آنها را برنگهای
گوناگون رنگ می کنند.
رنگ هائی که ترکمانان برای نقش و نگار قالی و
گلیم ها بکار می برند، از گیاهان حاضر می شود. این
رنگ ها را از ایران، هندوستان و خیوه می آورند
در خود ترکمنستان فقط «ساری چوب» نام گیاهی پیدا
(۱) قالین
۲۵۱
ترکمنستان
میشود که از وی رنگ زرد حاضر مینمایند.
برای ثابت و پخته شدن رنگ قالی و گلیم ها،
اولا پشم را بآب زاک و بوزغونج (غوز های درخت
پسته) و یا بآب پوست انار می خوابانند و سپس
برنگ های گوناگون رنگ مینمایند. قالی و گلیم های
یمود و تکه از زیباترین و با دوام ترین مالها شمرده
می شود.
در بین ترکمانان آهن گری، موزه دوزی، کفش
دوزی، چرم گری، درودگری، صابون پزی و سائر
هنرهای دستی خیلی ترقی کرده است.
ترکمنستان از جهت سودا و تجارت موقع دویم و
بلکه موقع سویم را اشغال می نمایند. قسم بزرگ تجارت
این جا فقط با مال ہائی بعمل می آید که درین ولایت
صرف می شوند. ازین ولایت بروسیه و قفقازیا
محصولات چاروا داری، چارپایان گوناگون، ماهی،
پنبه و بمقدار کم کلم اخراج می شود.
سودای خارجی ترکمنستان با ایران بوده، از آنجا
ترکستان ۲۵۲
بترکمنستان بمقدار شش - هفت ملیون مال آورده شده
به ایران هم همین قدر مال و متاع نقل می گردد .
و از ایران چای ، پنبه ، پوست خام ، میوه خشک ،
قالی ، ابریشم ، منسوجات نخین و پشمین و چیزهای
دیگر آورده شده ، از ترکمنستان شکر ، روس ،
مال های گزوار ، چینی ، شیشه ، آهن ، نفت وغیره
نقل می گردد) . سودا و تجارت ایران و ترکمنستان
بواسطهٔ شهر های عشق آباد و مشهد اجرا می شود .
ترکمنستان چون از یک طرف بقفقاز و از طرف
دیگر به ایران نزدیک است ، ازین رو سودای
این ولایت بدست ارمنیان و ایرانیان (که از
قافقار و ایران مهاجرت نموده اند) واقع می باشد
این دو ملت هم در حرص و تجارت از مردمان درجهٔ
اوّل شرق هستند .
معارف و مکاتب
چون قسم بزرگ اهالی ترکمنستان کوچی هستند و
ترکستان
۲۵۳
این ولایت از زمان های قدیم از مرکز های مدنیت
ترکستان - شهر های بخارا ، سمرقند و خیوه بواسطه بیابان
های وسیع ریگ زار جدا شده است ، ازین رو علم
و معارف در ترکمنستان انتشار نیافته است.
در زمان حاضر هم در ترکمنستان مدرسه های بزرگ در
حکم عدم بوده ، مکتب های ابتدائی هم خیلی کم می باشد
ملا بچه های ترکمان گاه - گاه به بخارا و خیوه رفته ،
در مدرسه های قدیمه علوم عربیه و شرعیه تحصیل می
نمایند . و لیکن از احوال عالم و فنون زمانه بے
هستند . در ترکمنستان شماره آدمان با سواد در صدی
یک نفر می باشد .
ولی در زمان های آخر از داخلیه روسیه معلمان
ترک و تاتار آمده ، درین جا باصول تازه مکتب ها
کشاده ، بتعلیم ترکمانان شروع نموده اند . ترکمانان
بخواندن با هوس و اجتهاد بوده ، در آنها تعصب
قبیله گی پیدا نمی باشد . بدین سبب مکتب های
مذکوره روز تا روز افزون می شود . در مکتب های
ترکستان ۲۵۴
روسی و سلمانی که از طرف روسها کشاده شده است
نیز ترکمانان بسیار تحصیل می نمایند. ولی افسوس
که درین مکتب ها تا کنون تربیۀ ملیه و روح ملی
داده نمی شود .
در عشق آباد از طرف مسلمانان ایران بنام «
مظفری » و از طرف بهائیان ایران هم مکتبی به
اصول تازه کشاده شده و این مکتب ها درمیان
ایرانیان خیلی علم و معرفت نشر می نمایند.
ادارۀ سیاسی و ملکی
ترکمنستان از زمان استیلای روسها، بنام ولایت
زاکاسپی (ماورای خزر) از طرف والی نظامی اداره
می گردید . در زمان ادارۀ چاری روسها از ترکمانان
فرقۀ عسکری تشکیل داده ، بقوۀ آن ترکمنستان
را بحکومت ماسکو تبعۀ آرام و صادق گردانیدند.
پس از انقلاب بزرگ روسیه و اعلان مختاریت
در خوقند، ترکمنستان هم بزیر بیرق حکومت مختاریت
ترکمنستان
۲۵۵
در آمده بود. سپس به ادارۀ حکومت شورای
گذشته بدائره جمهوریت ترکمنستان داخل گردید.
ولایت ترکمنستان به پنج او یازو : او یازو عشق
آباد ، مرو، شاه قدم ، تجن و مانغشلاق تقسیم شده
شهر عشق آباد مرکز آن بشمار می رود .
شهر عشق آباد – (۴۵ هزار اهالی دارد).
این شهر در دامنۀ کوه (قوپیط) بنا شده و در
زمان قدیم پای تخت اهواز آخال – تکه بوده است
در زمان حاضر عشق آباد در بین ترکمنستان و ایران
واسطۀ معاملۀ تجارتی بوده و هم مرکز ولایت ترکمنستان
می باشد . سه حصه اهالی عشق آباد را مردمان
خارجی تشکیل می دهند که بیش ترین آنها از
روسان ، سپس ارمنیان ، ایرانیان ، قافقازیان
و ترک – تاتاران عبارت می باشند .
عشق آباد مرکز بهائیان است که در این جا
عبادت خانه و مکتبی دارند. (مذهب بهائی از
طرف محمد علی باب شیرازی ، سال ۱۸۳۰ میلادی
ترکستان
۲۵۶
تاسیس شده است). در عشق آباد مرض مخصوصی
هست که «زخم پیندی» و یا به تعبیر محلی «پشه
خورده» نامیده می شود. این مرض بواسطه میکروپ
حاصل می شود که در میانه گوشت و پوست انسان
پدید آمده، بدن را خورده، زخم می نماید. پشه
خورده انسان را ناآرام و متالم می سازد. تب و
لرز عشق آباد هم سخت و بد می باشد.
مرو - (۱۵ هزار نفوس دارد). این شهر در
ساحل نهر مرغاب سال ۱۸۸۴ میلادی از طرف
روسها بنا شده است. مرو در بین مملکت های
بخارا، خیوه، افغانستان و ایران واسطه تجارتی
بوده، اهمیت آن تا رفته می افزاید. در زمان
حاضر شهر (مرو) مرکز تجارت پنبه و قالی می
باشد. درین شهر پیشه پنبه کاری و قالی بافی
خیلی ترقی کرده است. معامله تجارتی مرو بقدر
چهار - پنج ملیون صوم بوده، در میانه مال هایش
پشم، پنبه و پوست خام موقع نخستین را اشغال
ترکستان ۲۵۶
می نماید . در این جا از آثار قدیمہ خرابہ ہای " قاوشوت قلعہ " موجود است کہ از طرف ترکمانان بنا شدہ بودہ است .
مرو جہان - خرابہ ہای آن در نزدیک ایستگاه بیرامعلی واقع است ( این شهر خیلی قدیمی است کہ در حق آن در کتاب دینی زردشت حکیم که ۲۵ عصر قبل ازین گذشتہ است سخن راندہ می شود . مرو را سیزدہ عصر قبل از میلاد کیخسرو چهار عصر پیش از میلاد اسکندر ماکیدونی ، در عصر سوئم میلادی ایرانیان ضبط کردہ اند.
از عصر پنجم تا عصر ششم میلادی ، مرو مرکز نصرانیان نسطوری بودہ است ، در عصر هفتم مرو را عرب ہا استیلا نموده و در عصر دهم و یازدهم اوزبکان گرفتہ اند ( در زمان عربها مرو مرکز ولایت خراسان بود ) . مرو در زمان ترکان سلجوقی ، پادشاہان مشہور آرسلان و سنجر پای تخت بود . در آن زمان مرو خیلی آباد بود . چنانکہ با مسجد ہا ، مدرسہ ہا ، کاروان
ترکستان ۲۵۸
سرا ها، و کتاب خانه های بزرگ پر بوده ، مرکز مدنیت اسلام بشمار می رفت .
علمای بزرگ همچون امام احمد بن حنبل ، سفیان ثوری ، اسحاق بن راہویہ ، عبد الله بن مبارک، ابوبکر القفال که در عالم اسلام خیلی احترام داشته اند ، در شهر مرو تربیه یافته اند .
سپس در عصر سیزدهم میلادی پسر چنگیز خان تولی خان این شهر را خراب نمود . ولی مرو بسبب خوبی موقعش ، باز در اندک زمانی آباد شده بود، لیکن در عصر پانز دهم باز از طرف امیر تیمور خراب گردید .
بعد ازین مرو از طرف پسر تیمور ، شاهرخ خان اعماره شده ، باز بدست اوزبکان افتاد و پس از مدت کمی در زمان شاہ اسماعیل بمملکت ایران ملحق شد . در آخر این شهر معمور و تاریخی ، در عصر هجدهم بدست بخارائیان افتاد ، امیر بخارا شاہ مراد خان که در نزاع های مذهبی سنّی و شیعی زیاده
ترکستان
۲۵۹
تعصب داشت ، مرکز شیعیّت شهر مرو را تماماً خراب نموده ، اهالی اش را ببخارا کوچ داد . بدین گونه شهر آباد و معموری که چند هزار سال باز دوام میکرد ، در سایۀ عناد و تعصب مستبدی از دنیا محو گردید .
خرابه های مرو جهان که حاضر در ایستگاه بیر معلّی واقع است ، بمدنیت قدیمۀ این شهر شاهد میباشد داین خرابه با صد چاقریم مربع زمین را اشغال می نماید ) . در مرو جهان از آثار عتیقه ـ قلعۀ اسکندر ، قلعۀ بیر معلّی ، مسجد سلطان سنجر ، مسجد امام جعفر الصّادق وغیره موجود است .
شاه قدم ـ ( کراسنا و دسکی ) ـ ده هزار اهالی دارد ) . این شهر در ساحل بحر خزر ، در کنار خلیج شاه قدم بنا گردیده است . در طرف جنوبی شاه قدم ، در میانهء بحر خزر جزیرۀ مشهور « چه له گن » موجود است . سطح این جزیره ۶۵۰ چاقریم مربع بوده ، نفوسش بقدر هزار و پانصد نفر است . دین
ترکستان
۲۶۰
جزیره نفت ، موم کوهی و نمک بمقدار زیاده استخراج
می شود . ( بقدر سه هزار چاه های نفت موجود است )
بسوای این ، ترکمنستان جزیره های دره گلی ،
( اوغورچه لی ) ، ( اوزون ) و (قولانلی ) بوده ، درین
جزیره ها و در موقع (حسن قلی ) و (چیکیشلار) پیشه
ماهی گیری ترقی نموده است .
فورت آلیکساندر و فسکی - ( هزار نفر اهالی
دارد ) . این شهر مرکز نیم جزیره ما نغشلاق بوده ،
از طرف روسها بنا گردیده است .
تجن - این شهر در ساحل رود (تجن) بنا شده،
مرکز او یازد می باشد . قسم بزرگ این شهر از
ترکمان عبارت است . در تجن سودای غله و
ارزاق خیلی ترقی کرده است .
سرخس - ( دو هزار نفوس دارد ) . این شهر
در میانه ترکمنستان و ایران واقع بوده ، خیلی
قدیم میباشد .
کوشکا - این شهر در ساحل رود (کوشکا) در
ترکستان
۲۶۱
بالای کوه های بلند واقع بوده ، در میانه ترکمنستان
و افغانستان قلعه خیلی محکمی می باشد.
ولایت یدی سو
موقع جغرافی ، حدود و سطح آن
این ولایت در گوشه شمال شرقی ترکستان واقع بوده
ساحه سطحیه اش ۳۵۳ هزار چاقریم مربع می باشد.
در طرف شرقی و جنوبی ولایت یدی سو۔ مملکت
چین ، در طرف جنوب غربی اش ولایت فرغانه ،
در طرف غربی اش ولایت سروریا ، در طرف شمال
و شمالی غربی اش ولایت سیمی پالات واقع است.
سطح و طبیعت ولایت یدی سو تماماً بطبیعت
ولایات سائره ترکستان مانند است . چنانکه دشت و
بیابان ها ، هامون و باطلاق ها ، زمین های هموار و
وادی های فراخ دارد . بلند ترین کوه های ترکستان
که تپه اش دائماً با برف پوشیده است ، درین ولات
واقع است .
ترکستان
۲۶۲
کوه های یدی سو از کوه خان تانگری که از سطح دریا هفت چاقریم مرتفع است، شروع میگردد. از کوه خان تانگری بسوی جنوب و غرب سلسلهٔ کوه های (تیر سکه تاغ) و گوگ شآل (تیان شان) کشیده می شود. از پشته های این کوه ها بدو نشیب (نشیب تاریم و آرال) رود ها جریان می نمایند. دامنهٔ این کوه ها در زمستان با طبقهٔ کلفت برف در تابستان با علف و گیاه های خرم پوشیده می شود. در این دامنه های کوه قزغزان بطرز کوچی زندگانی می نمایند. درین ولایت دو کوه مسلسل موجود است که از طرف شمال (ایسیق کول) شروع شده، بحالت موازی تمام ولایت را قطع میکنند. یکی ازین کوه مسلسل (کونگه تاغ) و دیگری (ایلی آلا تاغ) می باشد. در طرف غربی (ایسیق کول) (کونگه تاغ) را رود (ایلی) قطع می نماید. همچنین درمیانهٔ ولایت (یدی سو) و مملکت چین آلاتاغ (جونغاریه) موجود است. ازین کوه به اندرون
ترکستان
۲۶۳
ولایت شعبه های بسیاری جدا می شود. در طرف شمال ولایت ، کوههای (تارباغاتای) و شعبهٔ جنوبی آن کوه (بارلیق تاغ) واقع است. کوههای (آقچه تاغ) که از طرف شمال (تارباغاتائی) بطرف غرب کشیده شده است. نشیب های ایرتیش و بالخاش را تشکیل می دهد.
در همهٔ کوه های یدی سو اهالی زندگانی می نمایند. در دامنهٔ این کوه ها علف و گیاه های فراوان و خرم می روید. ازین سبب این کوه ها از زمان های قدیم خلق کوچی را بسوی خود جلب می نمایند.
کوه های یدی سو بهمه گونه معدنها غنی بوده ، از آنها سنگهای گران بها (جواهر) بسیار استخراج می شود ، ولی کوه و زمین های اینجا تا کنون بقدر لزوم تفتیش نه گردیده است. بسبب دور بودن این ولایت از مرکز های سودا و صناعت و نبودن راه های مناسب در اینجا ، معدنهای
ترکستان
۲۶۴
کشف شده را هنوز بکار نینداخته اند. از معدنهای اینجا فقط ریگ های طلا دار پیدا می شود که از آنها بمقدار خیلی کم (از صد پوت ریگ فقط دو قیراط) طلا استحصال می نمایند. در کوه های (نارین) معدنهای نقره، سُرب، مس، آهن، موجود است. ولی کان ذغال سنگ در هر نقطهٔ این ولایت پیدا می باشد.
از ثروت زمینی (یدی سو) سنگ مرمر خیلی اهمیت دارد. در اینجا همه گونه سنگهای مرمر بمقدار زیاد موجود بوده، ولی بسبب نبودن راه های مناسب، بخارج نقل نمی شود و هم بقدر لزوم استخراج نمی گردد. در کوههای (نارین) و (آلیکساندر) و در سواحل نهر (چو) استخراج نمک سنگ و از کولها نمک در ده خیلی در ترقی می باشد. بسوای این، نمک «گلا و بیرووی» که در طب استعمال می شود، بمقدار زیاد استخراج می گردد.
ترکستان
۲۶۵
در ولایت یدی سو چشمه های معدنی هم بسیار
بوده، در نزد آنها برای بیماران شفاخانه ها بنا شده
است. به این چشمه ها هر سال بیماران و سیاحان
بسیار آمده، استفاده می نمایند. چشمه های معدنی
(قاپال)، (یارلیق) و (ایسیق آتا) مشهور میباشد.
در طرف شمال و شرق یدی سو، در دامنهء
کوه ها خاک سیاه منبت نیز موجود است. عموماً
زمین این ولایت را نظر بقوهٔ انباتيه اش بوجه
ذیل میتوان تقسیم نمود.
زمین های ریگ زار و شوره زار - ۷۲ هزار
چاقریم مربع، کوهها - ۹۳ هزار چاقریم مربع. بیابان
های گلدار، دشتهای خار روی و تپه های
کوهی علف روی - ۱۷۰ هزار چاقریم مربع، زمین
های آباد و معمور - ۱۸ هزار چاقریم مربع بوده،
مجموع آنها ۳۵۳ هزار چاقریم مربع می باشد.
ازین حساب معلوم می شود که از جهت زمین
در ولایت یدی سو مناسب ترین معیشت،
ترکستان
۲۶۶
همانا زندگانی کوچری است. ولی اگر اجتهاد و پول صرف گردیده، دشت ها بخوبی آبیاری شود کسب دهقانی هم در اینجا ترقی خواهد کرد. چونکه در (یدی سو) زمین های هموار قابل زراعت بسیار است، ولی بسبب نبودن آب، این زمین ها کشت و کار نمی شود.
آبیاری
در ولایت یدی سو عموماً آب کم است. نهر های (نارین) و (چو) که به بحر آرال- رود های (ایلی)، (قارا تال). (آقسو)، (چوار آغاج)، (لیپسه)، (آیا گوز) که بدریاچه بالخاش می ریزد، بزرگترین نهر های این ولایت را تشکیل می دهد. بیش ترین این رود ها در بیابان ریگ زار و یا باطلاق های نی زار نا پدید می شود.
رود نارین - ازین یخچال های کوه آق شایق و یورتالدی حاصل شده، از ساحل راست -
ترکستان
۲۶۷
رود های (کوک مورون) ، (سوسامیر) ، (جو مغول)
و از ساحل چپ نهر های (آتا باس) و (آلا بوغا)
را بخود مخلوط نموده ، جاری می شود و با شعبه هاے
خویش زمین های بسیار را آبیاری میکند .
رود چو - از یخچال های قارا کول شروع شده ،
تا گذرگاه (بووام) بسرعت جریان میکند و سپس
بولایت سرداریا در آمده ، کم کم در میانه ریگ زارها
و باتلاق ها نا پدید می گردد .
رود ایلی - از مملکت چین بیرون آمده ، با نهر
های (چارین) ، (چیلیک) ، و (کورتو) مخلوط شده ،
بکول بالخاش جاری می گردد.
رود آیاگوز - از میانه سلسله کوه های
(تار باغاتای) و (آقچه) بیرون آمده ، از ساحل
راست و چپ تا بکول بالخاش خیلی نهرها را بخود مخلوط میگرداند.
کول (دریاچه) ها
درین ولایت دریاچه های ذیل موجود است :
(۱) یعنی کول آب استاده
ترکستان ۲۶۸
با لخاش ، آلاکول ، ایسق کول ، ساوق کول ، چاقیر
کول ، ساسق کول و جلانش ... محتم ترین این ها
(ایسق کول) می باشد.
ایسق کول - در میانۀ کوههای مسلسل و در
محال (پرژ یوال - قاراکول) کائن بوده ، از رصد
خانه (پولکوف) در میانه درجه ۴۶ و ۴۸ طول
شرقی واقع است . (یعنی ایسق کول از جهت
موقع جغرافی اش در بالای خط طولی که از وسط
ایتالیا و قافقاز می گذرد ، واقع می باشد).
ایسق کول از سطح دریا بقدر ۷۳۵ ساژین مرتفع
بوده ، ۱۷۱ ساژین چاقریم عرض دارد .
سطح این کول پنج هزار چاقریم مربع بوده ، پس
از (بایقال) و (خانار) ، گود ترین کول ها است .
چنانکه جای عمیقش بقدر دو صد ساژین است.
به ایسق کول از کوه های (کونگه تاغ) و
(ترسکه تاغ) بقدر هشتاد نهر جاری می شود
که مشهور ترین آنها نهر (جیرغالان) و (قاراکول)
ترکستان
۲۴۹
است. در سواحل ایسيق کول و خصوصاً در مصب
های رودها ، ریگ های مغناطيس و آهن زیاد
پيدا می شود. قارا قرغزان این ریگ های را بيرون
آورده ، از آنها همه گونه اسباب های آهنين می
سازند و با این کار گذران معيشت می نمایند.
در روز های زمستان اگرچه سردی هوا پایان
تر از صفر باشد، با همه آن ايسيق كول يخ نمى
بندد. (سبب یخ نه بستن آن باید از بزرگی و
گودى اش باشد) . در ایسيق کول ماهی خیلی
زیاد بوده ، در اینجا ماهيان گونا گون پيدا میباشد.
همچنين كرمان و جانوران آبی نيز بسیار است.
هنگام وزیدن باد های شديد شمالی از (كونگه تاغ)
و تير سكه تاغ) ، در ایسيق كول طوفان های
مدهش بوقوع می آيد .
در حوالی ايسيق كول زلزله هم بسیار بوقوع می
آيد . (جنبش و تکان سبک زمین هر شبانروزی
چند بار واقع می شود). سبب این کثرت
ترکستان
۲۷۰
زلزله را از تبدلات سریعة کوه (تیان - شان) و (ایلی آلا تاغ) می دانند . زیرا این کوه ها هنوز بقدری که طبیعتاً لازم است ، تکمیل نیافته اند .
رود های یدی سو برای سیر (۱) پارا خود و کشتی ها مناسب نیست . چون رود های ترکستان اکثراً از کوه ها خارج می شوند ، این رو در ابتدا خیلی بسرعت جریان نموده ، چون بوادی ها و زمین های هموار رسیدند ، بآرامی جاری می شوند همچنین بسبب اینکه غالباً از بیابان های ریگ زار می گذرند ، مجرا های خود را زود زود تغییر میدهند ( فقط در نهر ( ایلی ) قایق و کشتی ها گشت و گذار می نماید ) . ازین جهت رود های اینجا برای آبیاری خیلی مناسب می باشند . جمیع اہمیت اینها هم فقط از همین آبیاری عبارت است .
ولی کار آبیاری تا زمان حاضر براه منتظمی گذاشته نشده است . در اکثر اوقات ، آب های جوی
(۱) چهار دریای
۲۷۱ ترکستان
و رود ها طغیان نموده ، زمین های اطراف را
غرق می کند و بدین جهت با طلاق های بزرگ
حاصل شده ، زمین های بسیار از فائده
می ماند .
اقلیم و هوا ، نباتات وحیوانات
در طرف های شمال غربی یدی سو رطوبت
خیلی کم بوده ، در این جا گاه ـ گاه باد های شمال
غربی وزیده ، بزمین های اطراف خاک و ریگ
منتشر می کند . ازین سبب در اینجا دهقانی
و زراعت کردن ممکن نیست . ولی در طرف
های کوهی هوا معتدل و مرطوب است . درین
طرف ها بهار در اوّل مارت و زمستان در ماه
دیکا بر شروع شده ، در فصل بهار باران بسیار
می بارد . نظر به اختلاف سطح زمین ( یدی سو )
نباتاتش هم گوناگون است .
جنگل و بیشه ها ـ جنگل و بیشه های یدی سو
ترکستان ۲۷۲
در وادی های هموار و در دامنه های کوه واقع بوده
از زمین تا یک چاقریم بلندی درختان برگ دار
و در نقاط از آن بلندتر درختان خار دار می روید
در ولایت یدی سو جنگل و بیشه های بقدر یک
ملیون و دو صد هزار دساتین زمین را اشغال
می نماید .
درین ولایت همه گونه چار پایان و انواع
جانوران موجود است . در اینجا انواع مرغان هم
بسیار بوده ، موجودیت چهار صد گونه مرغ معلوم
شده است .
نفوس و خلق
خلق ولایت یدی سو بقدر یک ملیون و دو
صد و بیست و پنج هزار نفر است . ( در هر
چاقریم مربع زمین سه و نیم نفر آدم می افتد ) .
از جهت معیشت قسم بزرگ اهالی ، بطرز کوچی
و قسم کم آن بطریق حضری زندگانی می نمایند.
ترکستان ۲۷۳
اہالی اصلی (بومی) این ولایت از قرغز - قازاقان قارا قرغزان و ہم از سارت و قالماقان عبارت اند که این دو قوم آخرین سال ۱۸۶۶ میلادی ہجرت نموده اند . قرغز - قازاقان بنام «الوغ یوز » و «کچیک یوز» بدو گروه منقسم می شوند. اہالی ولایت (یدی سو) در اوائل مستقل بوده، سپس در سال ۱۸۵۱ میلادی به اختیار خود بدولت روسیه تسلیم شدند. روسہا پس از استیلای یدی سو، بسیاست «روس گردانیدن» به این ولایت مہاجرین روس را اسکان ساختند. و پس از روسہا، قازاقان سیبیریا، بعد از آنہا، از روس ہای داخلی مالا روسہا بدین ولایت ہجرت نموده، منبت ترین و برای چار واداری مناسب ترین زمین ہا را صاحب شده، دہات و قریه ہا تأسیس کردند).
در زمان حاضر در ولایت یدی سو، ۸۸۳ ہزار قرغز قازاق، ۲۰۰ ہزار روس، ۶۸ ہزار تارانچی، ۲۱ ہزار سارت، ۲۰ ہزار دونگان، ده ہزار ترک
ترکستان
۲۷۴
تاتار ، ۳ هزار سارت - قالماق ، ۳ هزار ملت های
دیگر زندگانی می نمایند .
آمدن روسها بیدی سو
ولایت یدی سو را اگرچه منصبداران ، سفید
استخوان ، قازاق - قرغز به اختیار خویش بروسیه تسلیم
نموده ، بنفوذ خویش اهالی را به اطاعت روسها مجبور
کردند ، ولی قسم بزرگ اهالی تبعیت روسیه را
قبول نه نمودند و هم درین باره نزاع و جنگ های
بسیاری بوقوع آمد . سال ۱۸۳۹ میلادی قرغزانی
که در طرف شمال ولایت ، در ناحیه (آیا گوز)
ساکن بودند ، بظلم و وحشت های روسها تاب
نیاورده ، بمقابل حاکمیت روس شوریدند . بعد
ازین ، قرغز - قازاقانی که در سواحل نهر (جایق)
و (ایله ک) سکونت داشتند ، در تحت اداره
کینجه ساری با طور و دو برادر او (نوروز بای) و
(ایر چاره توره) قیام نمودند . دکینجه ساری پسر
۲۷۵
ترکستان
قاسم خان است که بابای او آبلای خان در
الوغ یوز ، ساری سو و خان نامی امارت داشت.
کینجه ساری باطر ، دو سال تمام بعسکر های روس
و هم بد هاتیان روس که در ولایت یدی سو و در
جهات قارقارا لی ، قزیلجار و قارا اوتکول ساکن شده
بودند ، هجوم آورده ، ضرر می رسانید و حاکمیت
روس را قبول ننموده ، می کوشید که مختاریت
و آزادی پیشین دشت قازاق را اعاده کند . در
آخر روسها چون بقوهٔ سلاح کینجه ساری را
مغلوب ساختن نتوانستند ، برای دستگیری او
بنای حیله را گذاشتند .
اینک بدین مقصد بهانه قارا غزافی که در
ولایت یدی سو، در ساحل نهر (چو) سکونت
داشتند و قازاقانی که در زیر دست کینجه ساری
واقع بودند، دشمنی انداخته آنها را با یک
دیگر جنگا نیدند. سال ۱۸۴۸ میلادی کینجه
ساری از نهر (چو) گذشته ، با قارا قرغزان
ترکستان
۲۷۶
آغاز جنگ نموده جنگ خیلی سختی بوقوع آمده ، در
نتیجه قازاقان مغلوب شده ، کینجه ساری
با طور ، نو روز بای و ایر جای دستگیر گردیدند
د قارا قرغزان ایشان را بقتل رسانیدند ) آخرین
دفعه قازاقان سال ۱۸۶۸ میلادی ، باز شوریدند
ولی عسکر های روس در تحت ادارۀ جنرال
(کالیا کوفسکی ) قازاقان را تماماً مغلوب ساختند .
( بعد ازین پسر کینجه ساری با طور ۔ صادق
سلطان بروسها اطاعت نکرد و بسر خود گروهی
خلق را جمع نموده ، مدت زیادی با روسها جنگید
هنگامی که روسها با بخارا و خیوه می جنگیدند ،
از حرکت صادق سلطان زیاده متضرر شدند
در آخر چون رفیقانش گریخته ، پراکنده شدند ،
صادق سلطان بروسها تسلیم گردید ، روسها
او را در چمیکند مقیم گردانیدند . مشار الیه بقیۀ
عمر خود را در چمکند گذرانید .
ترکستان
۲۷۷
صادق سلطان . در میانه بهادران قازاق ، قوی و دلیر تر
بود ) .
چون ولایت یدی سو در همسایگی خانی خوقند واقع
بود، روسها بهانه اینکه خوقندیان قرغزان را بمقابل روسها
تحریک مینمایند، بخان خوقند اعلان جنگ دادند و در
(اوزون آغاچ) نام محلی خوقندیان را مغلوب ساخته،
از آنها شهر (پیشپک) و (توقماق) را گرفتند (۱۸۶۰)-
بعد ازین، سال ۱۸۶۴، یک فرقه عسکر که در تحت
اداره چرنایوف واقع بودند، شهر (اولیا آتا) و (چیمکند)
را اشغال کردند . روسها از زمین هائی که درین طرفها تا
سال ۱۸۶۷ میلادی بدست آورده بودند، بنام (یدی سو)
ولایتی تشکیل دادند و شهر (آلماتا) را مرکز این ولایت
گردانیدند .
سودا و صناعت
پیش از ورود روسها به (یدی سو) قسم بزرگ اهالی
بطرز کوچی زندگی مینمودند . ولی پس از ورود روسها
ترکستان
۲۷۸
زندگانی حضری و مدنی درین ولایت رو بترقی گذاشت.
قازاقانی که در اول بمقدار خیلی کمی بدهقانی و زراعت
مشغول بودند. بمهاجرین روس اقتشال نموده، بدهقانی
پرداختند. در زمان حاضر، کوچریبان نسبت بحضریان
بیش تر کشت و کار مینمایند. ولی بسبب اینکه زمین ها
تجدید و اصلاح نمیگردد، محصولش خیلی کم است.
بسبب فزونی مقدار زمین، درین ولایت، اصول
تعطیل زمین تطبیق میشود. (یعنی در یک قطعه زمین
همین که سه چهار سال زراعت نمودند، سپس پنج -
شش سال خالی میگذارند). ازین سبب محصولش
افزوده، برای اهالی این ولایت کافی میشود.
چون در زمانهای آخر در کارهای دهقانی و چار
واداری باستعمال اسباب و ماشین های زراعتی
شروع شده است، ازین جهت کسب دهقانی سال
تا سال ترقی میکند. در زمین های بهاری کاری و نیزه
ماهی کاری اینجا گندم، جو، چاودار، ارزن، نخود، شالی،
جواری مکه و سیب زمینی کشت و کار مینمایند. ولی شالی
ترکستان
۲۷۹
فقط در محالات پیشپیک و آلماتا کاشته شده، در اکثر
زمین ها فقط گندم زراعت میشود.
اقلیم و هوای یدی سو برویانیدن همه گونه گیاهان
روغن و پنبه دار مساعد است. ازین رو درین ولایت
کتان، شاهدانه، کوکنار، آفتاب پرست، هنردل، پنبه
کشت و کار میشود. از خوراک چهار پایان، یوسنجه،
جواری و قوناق بسیار میروید.
بسوای این، باغداری، بوستانداری، تمباکو کاری
و زنبور داری نیز خیلی ترقی کرده است. در زمان حاضر
زنبور داری در (یدی سو) از مهم ترین کسب ها شمرده
میشود. چون در بیشه و جنگلهای یدی سو همه گونه
گیاهان شیره دار فراوان است، ازین رو، روسها از
سال ۱۸۷۶ میلادی از روسیه زنبوران عسل آورده،
بپرورش آنها شروع کرده اند و فایده این کسب را دیده،
سال تا سال ترقی داده اند. در زمان حاضر در جمیع
ولایت یدی سو هزار و سیصد (خلیه) و هفتاد هزار
(کندو) موجود است.
۱- تربیهٔ زنبور عسل ۲- از هر کندو به حساب میانه هر سال بقدر دو یا سه پود حاصل میشود
ترکستان
۲۸۰
باغداری
در باغهای یدی سو همه گونه درختان میوه دار،
همچون سیب، امرود، گلابی، آلو، زردالو، شفتالو و
تاکهای انگور پرورش شده، از آنها میوه حاصل میگردد.
ولی میوه های یدی سو فراوان و لذیذ نمیباشد. پیشۀ
بوستانداری (کلم، زردک، پامیدور کاری) تماماً در
دست دونگانیان و تا را نچیان میباشد. آنها درین
کار خیلی ماهر هستند. روسها و قرغزان خربوزه و هندوانه
(تربوز) زیاد میکارند. درین ولایت بقدر ۴۰۰ ۳
دساتین زمین برای بوستانداری مشغول است.
میوه های بوستان بشهر ها نقل شده. بفروش میرسد.
حتی مقداری از آنها بواسطۀ شهر (چوگا چاک) بمملکت
چین هم نقل میگردد.
بقدر صد دساتین زمین بکشت و کار تمباکو مشغول
است. ولی در اینجا پست ترین نوع تمباکو (ماخور کاونا
سواری) زراعت میشود. در سواحل نهر (چو) و (ایلی)
۲۸۱
ترکستان
خصوصاً در محال (جار کند)، (پیشپک) و (آلماتا)
کسب تاکداری خیلی ترقی کرده است. با این کسب
اکثراً دونگانیان، روسها و مالا روسهای بیسارا بیا
مشغول اند.
درین ولایت پیشهٔ پنبه کاری و خمیل کاری
بتازگی شروع شده است. امید است که بسبب
مساعد بودن هوا و زمینش، نسبت با فزودن دانش
و اجتهاد اهالی این کسبها در آینده ترقی خوبی حاصل
کند. هوا و طبیعت یدی سو برای دهقانی خیلی مساعد
و خوب است. چون تاکنون درین ولایت برای
نقل و فروش محصولات زمینی جاری و راه پیدا نبود
و هم در بین خلق علم و تجربه کم بود، ازین رو کار
دهقانی بقدر لزوم ترقی نکرده بود.
اکنون که راه آهن (یدی سو) تأسیس شده است،
ازین رو این مانع هم رفع خواهد شد. بعد ازین راه
آهن یدی سو باره آهن تاشکند و سیبیریا پیوسته، برای
نقل و فروش محصولات امکان پیدا خواهد شد. طبیعی
ترکستان ۲۸۲
است که پس کشیده شدن راه آهن، دانش و هنر خلق خواهد افزود و ازین رو محقق است که در نزدیک ترین زمانها، از جهت اقتصادی نیز یدی سو ترقی خواهد کرد. نیز بعد ازین کار آبیاری زمین ها نیز براه منتظمی خواهد افتاد. در هر حال یقین است که در ولایت یدی سو کسب دهقانی موقع مهمی را اشغال خواهد کرد.
چارواداری
مهم ترین کسب یدی سو از چارواداری عبارت بوده، دو ثلث اهالی این ولایت با این کسب زندگانی مینمایند. عمدهً با چارواداری قازاق - قرغزان مشغول میباشند. تمام ثروت قرغزان از حیوانات چهار پا عبارت است. خوراک و پوشاک ایشان ازین حیوانات تأمین میشود. قازاقان از پوست حیوانات مشک دلو و ظروفات دیگر میسازند و هم برای خود لباس میدوزند. حتی قازاقان از پشم این حیوانات
ترکستان ۲۸۳
نمد ساخته، بخانه خود فرش مینمایند. شیر، ماست، دوغ، کشک، روغن و گوشت حیوانات را میخورند. از شیر اسب (قمز) و از شیر شتر (چوات) ساخته، مینوشند.
(قمز برای انسان مشروب خیلی مفیدی است. چنانکه برای گرسنگان خوراک و برای بیماران دوا میباشند، در زمان حاضر همه اطبا بیماران را بخوردن قمز توصیه مینمایند. خصوصاً برای مرض سل و علت کم خونی قمز دوای نافعی است. نافع ترین وقت قمز در ماه مائی و سنتا بر است. در دشت و بیابان، قازاقان اکثراً با قمز و چوات تغذی مینمایند)
قرغزان غالباً اسب، گاو، شتر، گوسفند و بز پرورش مینمایند. اسب قرغزان کوچک، ولی خیلی قوی، محتمل بوده، در کوهستان و بیابان های ریگ زار بخوبی راه میروند. بیش ترین حیواناتی که بدست قرغزان پرورش گردد، همانا گوسفند و میش میباشد. گوسفندان حیوان سیر نسل و با برکتی بوده، از طرف قرغزان بمحبت تمام پرورش میشوند. گوشت و شیر گوسفند برای خوراک
له مطابق بموسم تابستان ۲ مطابق بموسم اوائل زمستان +
ترکستان ۲۸۴
و پوست و پشم آن برای پوشاک استعمال میشود.
درین ولایت حیوانات شاخدار کم تربیه میشوند.
برای قرغزان فقیر گاو خدمت اسب را بجا میآورد.
در طرفهای کوهستانی، در بین خلق کوچی گاو نیبّت
(یاک) هم تربیه میگردد. در ولایت یری سوشنریز
بمقدار بسیار پرورش میشود. برای پیمودن بیابانهای
پرخطر ریگ زار، شتر که «کشتی بیابانی» نامیده میشود
حیوان خیلی بی تکلّف، قناعت کار و برد باری می
باشد. پرزور ترین شتران «شتر نار» است که
بقدر ۱۹-۲۰ پوت بار حمل مینماید.
ولی هر قدر که جمیع زندگانی کوچریان، فقط با چار
واداری و مال چرانیدن میگذرد، با همهٔ این درین
ولایت تربیۀ حیوانات بدرجۀ ابتدائی و پستی میباشد.
بسبب اینکه قرغز- قازاقان حیوانات را از گرسنگی
سرما و بیماری نگاه داشتن نمیتوانند و برای این
تدبیرهای لازمی را اجرا نمیکنند، ازین جهت هنگام
شدت سرمای زمستان، از گرسنگی و بی خوراکی حیوانات
ترکستان
۲۸۵
بسیاری تلف میشود (از گرسنگی و بیماری هر سال
ده فائض حیوانات تلف میگردد) .
در ولایت یتی سو جمیعاً هفت ملیون و صد هزار
رأس حیوانات موجود بوده، از آنها ۷۰ هزار شتر،
دو ملیون و صد هزار اسپ، پنج ملیون و سیصد
هزار گوسفند باقی حیوانات دیگر میباشد. حیوانات
قرغز - قازاقان اینجا میده و از نسل عادی بوده،
محصولات آنها هم کم میشود. مثلاً گاو قرغزان در
شبا روزی چاریک و نهایت نیم چلک شیر میدهد.
حال آنکه از گاو آلمانیان مهاجر از یک تا یک و نیم
چلک شیر دوشیده میشود. شیر قرغزان مایع و بی
روغن بوده، ولی شیر گاو آلمانیان غلیظ و سیر قیماق
است. گاوان قرغز بحساب میانه ده - پانزده پوت
ولیکن گاوان آلمانی سی - سی و پنج پوت وزن
دارند. در زمانهای آخر قرغزان هم نسل حیوانات
خود را بواسطه آمیزش دادن با حیوانات المانی
له المانیان در یدسو بسیار است که اکثر آن شغل زراعت
ترکستان ۲۸۶
خوب میگردانند .
در دریاچه بالخاش ، آلاکول ، ایسيق کول ، در نهر
(ایلی) و (چو) ماهیگیری اجرا میشود، چون در ولایت
یدی سورا بهای آهن خیلی کم و کارگران نایاب اند،
ازین جهت کسب صناعت و معد نی ترقّی نکرده
است . بسبب اینکه زمین اینجا اکثراً برای چارواداری
و دهقانی مساعد است ، کار فابریک وزاودها نیز چندان
پیشرفت ندارد . فقط در اطراف شهر آلماتا بمقدار
کمی کارخانه های شرابسازی ، صابون پزی و چرمگری
تماکو سازی و آسیا ها موجود بوده ، در آنها اشیای
خام که از محصولات چارواداری و دهقانی عبارت
است، اعمال میگردد. بسبب موجود نبودن سرمایه
کمی عدهٔ کارگران و عدم راههای منتظم، کارهای کار
خانگی و فابریکی درین ولایت ، در درجه خیلی پستی
میباشد . بدین گونه بدرجه پست بودن هنر و صناعت
بسودا و تجارت نیز خیلی تأثیر کرده است .
ترکستان
۲۸۷
سودا و تجارت
مالهائی که ازین ولایت بخارج نقل میشود.
عمده از محصولات چارواداری و دهقانی عبارت
بوده، بدین ولایت از آوروپای روسی مالهای گزوار
آهن، اسباب شیشگی، ماشین های گوناگون و جهاز
های خانگی، بسوای این، چرمهای اعمال شده آورده
میشود. از سائر ولایات ترکستان غولنگ، مویز،
همه گونه میوه های خشک، پنبه، منسوجات، مصنوعات
دستی نقل میگردد. از طرف سیبیریا همه گونه اسباب
چوبین آورده میشود. مهم ترین سودای ولایت یدی
سو، از تجارت یار مونکاها (بازار های عمومی) عبارت
است. درین یار مونکاها عمده چهار پایان گوناگون
خرید و فروش میشود. سودای خارجی یدی سو با چین
است. بواسطه شهر های (جار کند)، (قارا کول)،
(باختی) بشهر های (چوگاچک) و (قولجه) هر سال بمبلغ
مال آورده میشود. بچین مشروبات، تمباکو، گوگرد
ترکستان ۲۸۸
غله، برنج، عسل، ماشین های دهقانی نقل گردیده، از آنجا چهار پایان مختلف، محصولات خام چاروا داری، منسوجات چینی، چای، پوست، همه گونه ظروفات آورده میشود.
معارف ومکاتب
درین ولایت در زمان حاضر کارهای معارف خیلی پیش رفته است. مسلمانان بقدر ۷۷۰ مکاتب ابتدائی و چندین مدارس دارند که در اینها تقریباً یازده هزار شاگرد مشغول تحصیل میباشند. روسها دو گیمنازیا نه مکتب رشدی، ۱۲۰ مکتب ابتدائی و ۱۶ مکتب روسی ـ مسلمانی دارند که در آنها بقدر دوازده هزار نفر شاگرد تحصیل مینمایند. بیش ترین مکتب های مسلمانی باصول قدیم است. ولی درین زمانهای آخر به تشبث ترک تاتاران مکتب های اصول تازه نیز کشاده شده و شمارهٔ آنها روز تا روز افزون میشود. درین مکتب ها بسوای علوم دینیهٔ و شرعیه، فنون
ترکستان
۲۸۹
دینائی هم آموخته میشود. و شاگردان بروح ملی و دینی
تربیه مییابند.
ادارۀ سیاسی یدی سو و شعبه های آن
ولایت یدی سو بشش اویازد - آلماتا، قاپال جوار
آغاچ، لیپسی، جار کند، قارا کول - پرژ بوال و پیشپک.
منقسم میشود. این اویازد ها هم به (بولوسها) و بولوسها
به (آولها) و (قشلاقها) تقسیم گردیده ، از طرف حاکمان
اویازد، آقساقالان بولوس و بیستیان اداره میشود.
مرکز ولایت یدی سو- شهر آلماتا میباشد.
آلماتا - این شهر در دامنۀ کوه (ایلی آلاتاو) و در
ساحل نهر (آلماتا) بنا شده ، هوایش سالم و اطرافش
با باغ و بوستانها احاطه گردیده و منظره اش خیلی
زیبا میباشد.
شهر آلماتا از سطح دریا بقدر هزار آرشین مرتفع بوده،
در دامنۀ کوه واقع است. ازین جهت درین شهر زلزله
خیلی زود - زود بوقوع میآید. خصوصاً سال ۱۸۸۷ و
ترکستان
۲۹۰
۱۹۱۰ میلادی زلزلههای شدیدی واقع شده، شهر را
زیاده خراب و اهالی را خیلی ضرر دیده ساخته بود.
در بین آلماتا و تاشکند بمسافت ۸۱۴ چاقریم راه آهن
کشیده شده است. نفوس آلماتا بقدر ۳۵ هزار
بوده، ۲۵ هزار این از روسها و باقی آن از اهالی بومی
عبارت میباشد. بیشترین روسها مأمورین دولتی
بوده، قسمی هم بتجارت اشتغال دارند.
قاپال - دو هزار و صد، لیپسی - جوار آغاچ هشت
هزار و پانصد، جارکند بیست و پنج هزار، قاراکول -
پرژیوالسک چهارده هزار، پیشپک چهار ده هزار نفوس
دارد و اینها شهرهای اویازد میباشند.
توقماق - در ساحل نهر (چو) واقع بوده، چهار هزار
نفوس دارد و از جهت تجارت مرکز مهمی میباشد.
امارت بخارا
موقع جغرافی، حدود و سطح آن
امارت بخارا در بین کوههای پامیر، بیابان ریگ
ترکستان
۲۹۱
زار و نهر جیحون (آمو دریا) واقع بوده، مساحهٔ سطیحهاش
۲۱۷ هزار چاقریم مربع است. در طرف شمال بخارا
مضافات آمو دریا و ولایت سمرقند، در طرف شرق
آن ولایت فرغانه، در طرف جنوبش مملکت افغانستان
و در طرف غربش ولایت ترکستان واقع است. مملکت
بخارا را نظر بسطح و طبیعت زمینش، میتوان بقسم شرقی
و غربی منقسم نمود. طرف شرقی اش از کوهستان و
طرف غربی اش از دشت و بیابان عبارت است
و فقط در ساحل آمو دریا، مقداری زمین های آباد
موجود میباشد. در طرف شرقی فقط دامنه های کوه و
وادیهای رود زمین های حاصلخیزی را داراست و
ازین جهت میتوان درین نقاط بدهقانی مشغول
شد. (درین نقاط از زمانهای قدیم بدهقانی مشغول
اند). ازین نقاط هر قدر که بطرف شرق پیش تر رفته
شود، هما نقدر کوهها بلندتر شده، برای زندگانی نامساعد
تر میگردد.
کوههای بخارا از سلسلهٔ کوههای (آلای) پامیر
ترکستان
۲۹۲
عبارت است. ازین کوهها- سلسلهٔ کوههای حصار
بطرف شمال کشیده شده، در بین ولایت سمرقند و
امارت بخارا حدّ فاصل را تشکیل میدهد. اینک همین
کوه ها نهر زر افشان و آمو را هم از یکدیگر جدا مینماید.
کوههای حصار دوام کوههای آلای بوده، ازینجا لبهای
زر افشان شروع میگردد. ( بلند ترین نقطهٔ این کوه
هفت چاقریم است ). این کوهها چون از طرف غرب
کول اسکندر بگذرند، بدو شعبه منقسم میشوند. در میانهٔ
این دو شعبهٔ کوه، رود (قاشقا دریا) واقع است که وادی
آن زیاده منبت و حاصلخیز میباشد. وادی قاشقا
دریا سیر نفوس ترین نقاط است. (درین وادی
بیگی های قرشی، کتاب، شهر سبز، چراغچی و غوزار
واقع است).
در شرق این نقاط، از ساحل نهر (سرخاب)
کوههای « پتر بزرگ» کشیده میشود. این کوهها بلند
ترین کوههای ترکستان بوده، تپه های آنها با برفهای
دایمی پوشیده شده است. ( بلند ترین نقطهٔ این
ترکستان ۲۹۳
کوهها متجاوز از هفت چاقریم است) ازین هم
شرقی تر، در زمین بیگی (دارواز) ،کوه های دارواز
واقع بوده، این بیگی را تماماً فرا گرفته است .
طرف شرقی کوههای (دارواز) و (پتربزرگ)
بکوههای عظیم (پامیر) متصل میشود .
اقلیم و هوا
چون خاک بخارا از دریا دور تر واقع است .
ازین رو هوایش خشک است . در طرفهای کوهی
هوا شدید تر بوده، زود- زود تبدیل مییابد. زمستان
دراز و سرد، بهار سیر باران و تابستان بغایت
گرم و محتبا میباشد . دربیان و دشتها هوا بشدّت
گرم است . زمستان کوتاه و سرد و سیر برف بوده،
تابستان خیلی گرم و دراز است . (بهار و خزان
ندارد) . در سواحل آمو دریا، در وادیها و بیابانهای
ریگ زار هوا خیلی گرم و برای سلامتی مضرّ است.
در روز های تابستان، چهار ماه تمام گرمی هوا به
ترکستان ۲۹۴
۲۵ درجه میرسد که درین وقت اکثر مردمان بکوهها می
کوچند .
نباتات و حیوانات
زمین بخارا نظر بطبیعت و اختلاف اقلیم و هوایش
مختلف است . با وجود این، در بخارا انواع حیوانات
و نباتات بسیار نیست، باد هائی که بموسم میوزد،
به نباتات خیلی ضرر میرساند. خصوصاً باد گرمی که
از جنوب غربی میوزد، از بیابان قزل قوم بمقدار
زیاد ریگ آورده، روی نباتات را میپوشد و آنها
را میخشکاند. این باد را بخارائیان « افغانی » مینامند.
آبیاری
مهم ترین نهر بخارا (آمو دریا) است. قسم بالائی
آمو دریا، تا آنجائی که از ساحل راست نهر واخش
(سرخاب) می پیوندد، (پینج) نامیده شده، همین که
بنهر (واخش مخلوط گردد، بنام (آمو دریا) دوام میکند.
ترکستان ۲۹۵
در سواحل (آمو دریا) فقط بقدر ده ـ دوازده چاقریم
زمین آباد بوده، اهالی در همین جای تنگ زندگانی
مینمایند. آمو دریا اگرچه نهر بزرگ و سیراب است،
ولی از جهت آبیاری زمینها، اهمیتش خیلی کم می
باشد. بآمو دریا از ساحل راست رودهای (گونت)
و (قزل سو) که از (پامیر) بیرون میآید. مخلوط میشود.
در زمین هائی که بین این دو نهر واقع است، بیگیهای
(کولاب) و (بلجوان) موجود است. بعد ازین بآمو دریا
رودهای (کافرنیگان، (سرخان) و (شیر آباد) میپیوندد.
نهر «زرافشان» بیشترین آب خود را در ولایت
سمرقند صرف نموده، بخارا فقط یک جوی آن بنام
«قارا سو» داخل میشود. با همه این، نهر «زرافشان»
در آبیاری خاک بخارا فایدهٔ بسیاری دارد. برای بخارا
اهمیت زرافشان از آمو دریا بیشتز است. نهر «قاشقا
دریا» هم از جهت آبیاری، خیلی اهمیت دارد.
ترکستان
۲۹۶
نفوس و خلق
چون مملکت بخارا هنگام حرکت خلق های آسیای وسطی به ایران، در بالای راه ایشان، همچنین در سر راه تجارت آسیای وسطی و ایران واقع بود، ازین رو اهالی این مملکت از زمانهای خیلی قدیم (۲۵-۳۰ عصر مقدم) بطرز مدنی زندگانی مینمایند. بیش ترین خلق بخارا تاجیک بوده، بجنس آرمی منسوب میباشند.
سپس چند عصر بعد از میلاد حضرت عیسی به اینجا اقوام ترک آمده، حکومت ترک را تشکیل دادند. در عصر هفتم میلادی بخارا را عربها استیلا کردند و چند زمانی بخارا را امرای عرب اداره نمودند. در عصر دهم سامانیان اداره کردند (این وقت بخارا خیلی ترقی نمود). بعد ازین ترکان (یوغور) و بعد از آن ترکان مغول (چنگیز - تیمور) اداره نمودند.
در عصر سیزدهم بخارا را چنگیز خان ضبط کرده، بعد ازین امیر تیمور استیلا نمود. در زمان امیر تیمور شهر بخارا
ترکستان
۲۹۷
خیلی آبادی و معموریت کسب کرد. تیمور در بخارا مسجد
و مدرسه ها، دربار و کاروانسراها بنامود. در زمان او
بخارا از جهت معنوی هم خیلی ترقی کرد. در مدرسه های
بخارا علوم عقلیه و نقلیه در غایت درخشانی تدریس
گردید شهر بخارا از علما و فضلا پر شد.
سال ۱۵۰۰ میلادی بخارا اوزبکان آمده، در زمان
ایشان بمدنیت و معارف سکته عارض شد. در دور
اوزبکان غیر مدنی (شیبانی و استرخانیان) مدنیت
بخارا تماماً روبه انحطاط گذاشته، در آخر بدین حال
اسف انگیز حاضره افتاد. (سال ۱۷۸۴ میلادی
بخارا را از اوزبکان سلاله مانغیت گرفته اداره می
کند).
در زمان حاضر اهالی بخارا از خلق مختلطی عبارت
اند که از اختلاط فقلت های گوناگون حاصل شده اند.
حاضر در مملکت بخارا ملتهای مختلفه ئی همچون تاجیک،
اوزبک، قرغز، تورکمان، غالچه، عرب، هزاره، افغان
هندو، یهودی، لولی (جوگی)، ترک، تاتار و روس زندگانی
ترکستان ۲۹۸
مینمایند.
اکثریت اہالی را اوزبکان تشکیل داده، بہترین و آباد ترین زمین ہای بخارا در دست ایشان میباشد. در بخارا وظایف حاکمی و مأموری ہم در دست ایشان بوده، امیر حاضر ہم از قوم مانغیت و از سلالۀ ترک اوزبک میباشد. از ملت ہای قدیمه، فقط (غالچه) نام خلقی موجود اند که ایشان با تاجیکان خویشاوند ہستند خلق غالچه در کوہہای (دارواز) زندگانی مینمایند.
تاجیکان - از نسل ایرانیان ہستند که در زمانہای مجہول از ایران آمده اند. این خلق در بخارا متمدّین و زیرک ترین ملت ہا میباشند. ایشان بمدنیت خود غالبین شان اوزبکان را مغلوب نموده اند. تاجیکان به اوزبکان پوشاک و لباس، عرف و عادت، مدنیت و معیشت خود را قبولانیده اند.
ہزارگان - خلقی اند که از افغانستان بخاک بخارا مہاجرت نموده اند. ایشان در ساحل نہر (قزل سو) سکونت دارند. ہزارگان خیلی نادان بوده، بحال
ترکستان ۲۹۹
نیم وحشیت زندگانی مینمایند. ایشان بدین اسلام
متدین بوده، بمذهب اسماعلیه سالک میباشند. زکات
و عشر مالهای شان را، بعلاوه اینکه به امیر بخارا می
پردازند، برئیس دینی خویش آقاخان که در بمبای اقامت
دارد، نیز ارسال مینمایند.
یهودیان ـ در زمان خیلی قدیم از فلسطین بخارا
آمده اند، یهودیان بخارا بزبان فارسی سخن میگویند.
اگر چه اینها خلق کمی هستند، با همه آن بمسلمین بخارا بسی
عادات اسرائیلی خود را قبولا نیده اند. مهم ترین تجارت
بخارا، خصوصاً قسم مهم سودای پنبه و پوست بره
(قره کول) در دست یهودیان میباشد. پیشه رنگ
ریزی و شراب سازی میتوان گفت که تماماً متعلق
به ایشان است.
روسها ـ در نزد شهرهای مهم بخارا، از طرف
خود شهرهای نو بنا نموده، درین شهر بصفت تجارت
و در بعضی شهرها (همچون کرکی و ترمیذ) بهانه محافظت
جای گرفته اند. در زمان حاضر در مملکت بخارا بقدر
ترکستان
۳۰۰
سی هزار نفوس روس موجود است .
عربها - بقیۀ همان مجاهدین عرب هستند که درعصر
هفتم از عربستان آمده اند . بیش ترین اینها در دشتها
به کسب چار واداری مشغول اند .
ہندویان - سوداگرانی هستند که از هندوستان
آمده اند. اینها در بخارا عمدۀ بربا خوری اشتغال
دارند. چنانکه بسود پول قرض داده، از آن پولها
بیرون از انصاف ربا میگیرند .
در زمان حاضر خلق بخارا سه ملیون تخمین میشود.
سودا، کسب وصناعت
مهم ترین کسب بخارا از دهقانی عبارت است. ولی
در زمان حاضر کسب دهقانی، نسبت بزمان قدیم، چند
درجه پست تر میباشد. بیش ترین جویہائی که در زمان
قدیم برای آبیاری زمین ها استعمال میگردید، متروک
شده و ازین جهت زمین های بسیاری که در زمان
له هندویان در زمان حاضر به سبب انقلاب در بخارا نیست شدند .
۳۰۱ ترکستان
پیش آباد بوده، حاضر خراب و خالی افتاده است.
سبب این چنین باید باشد. از اواسط عصر نوزدهم
که روسها به آسیای وسطی بنای تجاوز را گذاشتند،
خانهای ترکستان بیش ترین وقت و غیرت خود را
بمقابل هجوم و تجاوز روسها صرف نمودند. وقت اهالی
را از اشتغال بکسب آرام دهقانی منصرف نموده،
بمدافعهٔ وطن، بجنگاوری جلب کردند. اینک بهمین
سبب کار زراعت و دهقانی دو چار سکته گردید و
جویهای بسیاری متروک شد.
دهقانهای بخارا زمین را باصول خیلی قدیم، بزحمت
و دشواری تمام کشت و کار مینمایند. ولی بسبب
منبت و حاصلخیز بودن خاک، خوب و کافی بودن آبیاری
زیاد بودن روزهای آفتابی، محصولات زراعتی اینجا
بسیار میباشد. همه گونه نباتاتی که در سائر نقاط ترکستان
بعمل میآید، در بخارا هم حاصل میشود. در بخارا
شغل پنبه کاری هم بخوبی ترقی کرده است ( بر پنج یک
زمین های کارم اش پنبه کاشته میشود).
۳۰۲
سراج الاخبار
پوستانداری هم در بخارا از کسب های خیلی مهمی
شمرده میشود. خربزه های بخارا (خصوصاً خربزه های
چهار جوی) بغایت شیرینی و خوبی شهرت یافته است.
باغداری نیز خیلی پیشرفت حاصل کرده است.
چنانکه در باغهای بخارا زردالو، آلو، انگور، انجیر، شفتالو،
انار، پسته، بادام، جوز و بمثل این میوه های دیگر
تربیه میشود. غولنگ و مویز بخارا بمقدار زیاد بآور و
پای روسی نقل میگردد. بیش ترین زمین بخارا از
بیابان، دشت، نیزار، بیشه زار واز دامنه های کوه
عبارت بوده، برای چار واداری خیلی مساعد میباشد.
ازین جهت در اینجا چار واداری هم اهمیت. بزرگی
را داراست. در میانهٔ چارپایان، میش "قارا کول"
موقع نخستین را اشغال میکند و بیش از همه پرورش
میشود. در مملکت بخارا بیش از ده ملیون رأس میش
قاراکولی موجود است. هر سال از بخارا بقدر دو ملیون
پوست قارا کول بممالک خارجه نقل میشود.
بسوای این، در بخارا شتر، اسپ و خر هم خیلی
ترکستان
۳۰۳
پرورش میشود. بسبب نبودن راههای آهن در مملکت بخارا، این حیوانات در کوهستانها و بیابانها برای حمل و نقل استعمال میشوند. در طرفهای کوهستانی در بیگی های حصار، کولاب، بلجوان و قارا تیگین حیوانات شاخدار نیز بسیار پرورش میگردد. در مملکت بخارا بقدر یک ملیون اسپ، ششصد هزار حیوان شاخدار سیصد هزار شتر موجود است.
هنر و صناعت - فقط از هنرهای دستی عبارت بوده، مقداری زاود های پنبه تازه کنی هم موجود است. بیش ترین این زاودها به امیر بخارا متعلق میباشد.
در بخارا از هنرهای دستی، ساختن همه گونه اسباب و آلات، چرمگری، حاضر نمودن منسوجات گوناگون از پنبه و پشم، قالی و گلیم بافی خیلی ترقی کرده است. در قالی بافی بیگی کیلیف و کرکی تقدم جسته است. در میان قالی های بخارا، قالی های «قزیل آیاق» مشهور میباشد. ولی قالیهای بخارا از قالیهای ترکمان پست تر است. بسوای این در بخارا کسب پیله داری نیز خیلی
ترکستان
۳۰۴
ترقی کرده و در اینجا بمقدار زیاد کرمهای پیله تربیه می گردد. از پیله های کرم ابریشم بخارائیان بنام مخمل، شاهی، بیقصب، پر طاوس، ادرس منسوجات ابریشمین میبافند و ازین پارچه ها کمربند، فوته، سله، جامه، کله پوش (کلاه) و لباسهای دیگر میدوزند.
معدن و کانها - ثروت زمینی بخارا خیلی زیاد بوده، ولیکن بتازگی بکار انداخته شده است. در بخارا طلا هم استخراج میشود ولی چون شستن طلا باصول قدیم بوده، بروی پوست میش شسته میشود، ازین رو خیلی کم و بدشواری استحصال میگردد. از کولهائی که در قارا کول و بیگی نور آتا واقع است، بمقدار زیاد نمک هم استحصال میشود. (در بیگی کولاب تپه خواجه مؤمن که یک و نیم چاقریم ارتفاع دارد، خالص از نمک سنگ عبارت است).
سودا و تجارت
مملکت بخارا در بارۀ سودا و تجارت موقع مهمی را
۳۰۵
ترکستان
اشغال نموده، با همسایگانش ممالک ایران، چین،
ترکیه از زمانهای خیلی قدیمی تجارت و دادوستد
مینماید. حتی باکتانزهای نو وگورود، پسکوف و ماسکو
(روسیه) هم از عصرهای نهم معاملۀ تجارتیه داشته
است. در زمان قدیم ترکان بلغار که در ساحل «قاما»
سکونت دارند و در زمانهای آخر ترک - تاتاران قازان
نیز با بخارا سودای بزرگی داشتند. در بین بخارا و شهر
های بلغار - قازان پیوسته کاروانهای تجارت رفت
وآی مینمود. در اوایل عصر هجدهم میلادی، از تاتاران
ولایت (ویاتکا) شوپای آرسلانوف، از تاتاران قازان
منصور یوسفوفها یونسوفها و عیلیبوفها، در اوایل عصر
نوزد هم منگرلی مختار و آداموفها کاروانهای تجارتی
خود را بخارا گسیل میداشتند. درین زمانها بخارائیان،
بلغاران و ترک - تاتاران از یکدیگر استفاده های مادی
و معنوی میگردند. این حال تا آنزمان دوام نمود که
ترکستان را روسها استیلا کرده، راه آهن آسیای وسطی
را انشا نمودند.
ترکستان
۳۰۶
اگر گفته شود که ترک - تا تاران قازان بقدر چهار عصر دین و ملیت خود را در سایهٔ همین کاروانهای تجارت از دستبرد روسها در زیر فشار ایشان محافظه نمودند، خطا نخواهد بود. این کاروانها در آن زمانها مدنیت بخارا را بدیار قازان و بلغار داخل نموده، روح اسلام تخم تعصب دینی و ملی را در آنجا کاشتند.
عبدالنصیر قورصاوی، عبدالرحیم اوتوز ایمانی، و ملّا شهاب الدین مرجانی که از علما و مصلحین نخستین ترک تاتار هستند، بواسطهٔ همین کاروانیان بسمرقند و بخارا رفته، تحصیل علوم نموده بودند ترک - تا تاران اینک برای این خدمت بزرگش از استادشان بخارای شریف که شهر قدیم مدنی است، ممنون میباشند.
بخارائیان عموماً سوداگر، از جهت زندگانی و معیشت زیاده مقتصد و قناعت کار هستند. ولی طویهای ختنه سوری که باصطلاح ایشان «سنّت طویی» نامیده میشود و در آن طویها اسراف و فحشیات فوق العاده بوقوع میآید، ازین مستثناست. در حقیقت طویهای
ترکستان
۳۰۷
ختنه سوری فوق العاده پر مصارف بوده، با افلاس
نمودن (ورشکستن) صاحب طوی به انجام میرسد.
بخارا از روسیه هر سال بمبلغ ۲۵- ۳۵ ملیون مال
و متاع وارد شده، از بخارا هم بهمین مبلغ پنبه، پوست
چرم، پشم، ابریشم، منسوجات ابریشمین و مالهای دیگر صادر
میگردد. معاملات تجارتی بخارا عموماً بقدر صد ملیون
است.
اداره بخارا و جاهای معمور آن
در بخارا تا اختلال کبیر روسیه، اداره کیفی جاری
بود چنانکه جمیع مملکت، اهالی، مال و ملک، همچون ملک
خصوصی امیر بخارا اداره میگردید. ولی پس از اختلال
کبیر روسیه، سال ۱۹۱۷ میلادی، در سایه حرکت متفقه
اختلالچیان روس و جوان بخارائیان، امیر بخارا بمملکت
خویش اعلان مشروطیت داد. ولی چون اهالی بخارا
استعداد اداره مشروطیت نداشتند، ازین رو این
اصلاحات فقط بروی کاغذ ماند. مجلس ملی، وزرای
مسئول و قانون اساسی که در مملکت های مشروطه
موجود است، در بخارا وجود ندارد. در اینجا فقط سپاهیان
مستقل و مستبد، حاکمان غیر مسئول و ادارۀ کیفی
موجود است. امیران صاحب بالاستقلال مملکت و
حاکمان گروه یغماگران هستند که اهالی بیچاره را بنام
باج و خراج غارت مینمایند.
کومیتۀ جوان بخارائیان که سال ۱۹۱۷ میلادی، در
ماه آپریل تشکیل گردیده بود، حاضر در مقابل این تسلط
امیر از اتخاذ تدبیر عاجز میباشد. امیر بخارا چند نفر
از جوان بخارائیان را باعدام حکم نمود و دیگران شان
از بخارا گریخته، به بخارای نو، سمرقند و تاشکند آمده
اند و بمقابل استبداد و ظلم امیر حرکت مینمایند.
نهایت چون در روسیه نفوذ و حاکمیت بدست
بالشویکان گذشت، جوان بخارائیان با انقلابیون روسیه
مناسبات نزدیکی بر پا کرده، در آخر همین سال آخر ماه
فیورال، با کومیساران خلق جمهوریت ترکستان (در تاشکند)
سازش نمودند و سپس با دسته های عسکر سرخ به "حضرت امیر"
١ کاگان +
ترکستان
۳۰۹
طلب نامهٔ قطعی (اولتیا ماتوم) دادند. ولی این اولتیماتوم را امیر قبول نکرد. این گاه جوان بخارائیان و بالشویکان روس به امیر بخارا اعلان جنگ دادند و در میانهٔ طرفین جنگ سختی بوقوع آمد. این جنگ بقدر یکماه دوام نموده، نتیجهٔ جنگ از بخارائیان آدمان بسیاری کشته شده، بی اندازه مال و ملک تلف گردید. شهر های کرمنه، خطره چی، ضیاء الدین و دهات بسیار خراب شد. جمیع مال و ملک آنها یغما و تاراج گردید. بشهر بخارا نیز ضرر زیادی رسید. در آخر در میانهٔ امیر و بالشویکان و جوان بخارائیاں صلح منعقد شد. امیر متعهد گردید که بحکومت بالشویک صد ملیون صوم (بپول بالشویکی) تضمینات حربیه پرداخته، همهٔ اسلحهٔ عسکران خود را تسلیم نماید. در مقابل این بالشویکان تعهد نمودند که امیر بخارا را در مملکت خویش مستقل و مختار بگذارند. بدین گونه در بخارا باز هم ادارهٔ مطلقه اعاده گردید. چنانکه تازه فکر، آزادیخواه و اصلاح طلبان را بیرحمانه تعقیب و اعدام میکنند. ولی با همهٔ این، نمیتوان
ترکستان
۳۱۰
جنبش آزادی و حرکت حریت را نگاه داشت . جوان
بخارائیان با طرفداران استبداد و محافظه کاران مبارزه
خود را دوام میدهند . روزی خواهد رسید که ملت
غلبه نموده، ادارهٔ مملکت را بدست خویش بگیرد.
ادارهٔ سیاسی و ملکی
دعوی، عرض و داد اهالی را قاضیان تفتیش نموده،
حکم میکنند . حکم بموجب شریعت اجرا میگردد . در امارت
بخارا، پس از امیر، حاکم نخستین درجه - قوشبیگی میباشد.
قوشبیگی وظیفهٔ رئیس الوزرائی و در غیاب امیر، وظیفهٔ
نیابت سلطنت را اجرا مینماید . دیوان بیگی بجای
وزیر مالیه بوده، توقسابا، پروانچی، توپچی باشی نیز مأموریت
های مهمی را دارا میباشند .
قاضی کلان امور دینیه، عدلیه و معارف را نظارت
میکند. بسوای اینها، رئیس، اعلم و مفتی نیز وجود دارد.
رئیس عموماً وظیفهٔ نظمیه و محتسبی را انجام میدهد. یعنی
اجرای احکام شریعت . صحت و درستی معاملات سودا-
ترکستان
۳۱۱
و تجارت و بمانند این جهت اخلاق اهالی را تفتیش می کند. جمیع مملکت بخارا به بیست و هشت «بیگی» و یا «ولایت» منقسم میگردد. هر ولایت را بیگ و حاکمی که از طرف امیر نصب و تعیین میشود، اداره مینماید. «بیگی» با هم به «املاکداری» ها تقسیم مییابد.
بخارا - بیگی های چهار جوی، قارا کول، نور آتا، شهر سبز، حصار، قارشی، شیر آباد، خطرچی، کتاب، کولاب بلجوان، درواز، تیرمیذ و قارا تیگین (۱) میباشد.
در بخارا هیچ مأموری از خزینه دولتی معاش و مواجب نگرفته، همه آنان بحساب اهالی زندگانی مینمایند. بدین سبب در اینجا بی اندازه سوء استعمالات بمیان میآید. مأموران چون در کارهای خود مختار و آزاد هستند، ازین رو، بطور دلخواه شان از اهالی مالیات و خراج میگیرند. مالیات و خراج سالانه را امیر بر بیگ خویش مقرر مینماید: این مالیات را بیگ از رعیت زیر دست خود بطور دلخواهش گرد میآورد و مقدار معین آن را به امیر تقدیم داشته باقی را بجیب خود میاندازد.
(۱)
ترکستان
۳۱۲
حاکمان درجه دویم و سوم که در زیر دست بیگ واقع
اند نیز از اهالی بیش از مقداری که بیگ شان معین
نموده، مالیات اخذ مینمایند و حصه بیگ را جدا نموده،
باقی را برای خود نگاه میدارند. در نتیجه رعیت بیچاره
سه - چهار مرتبه بیش از مقدار لازمی مالیات داده،
بکلی تاراج میشوند.
امیر بخارا چند هزار عسکر پیاده، سواره و توپچی و
چند صد نفر هم صاحب منصب دارد. سردار و فرمانده
تمام این لشکر - توپچی باشی میباشد. ولی سربازان
بخارا فقط بنام عسکر بوده، هیچ گونه انتظام ندارند.
در میانه این سربازان از جوانان پانزده ساله تا پیران
شصت ساله موجوداند. اینها دارای هیچ روح عسکری
و دشت نیستند. سربازان بخارا فقط از برای رسمیت
محافظه میشوند. با همه این، هر سال برای اداره عسکر
بخارا بقدر دو ملیون صوم صرف میشود. لباس این
عسکر ها نیم آور و پائی ونیم تاجیکی میباشد.
ترکستان
۳۱۳
معارف و مدارس
چون تعلیم و تعلم در امارت بخارا باصول خیلی قدیم
جاری است . ازین رو علم و معارف ترقی نکرده است.
مکاتب بخارا اکثراً از جهت حفظ صحت خیلی مضر،
تاریک و مرطوب میباشد شاگردان را باصول قدیم
بیجائی تعلیم میدهند . در مکتب های بخارا فن آموخته
نمیشود . فقط بسواد اہمیت میدهند . بچگان شش
هفت سال در مکتب تحصیل مینمایند و اگر زیرک
نباشند، باز هم بیسواد میمانند . خط و نوشتن فقط
بآدمان خوشبخت نصیب میشود . در بخارا مدارس
بسیار است . مدرسه های بخارا بغایت مکمل نباشده
و ہمہ آنها با وجوہ موقوفہ تأمین شدہ است ولی
بسبب سو استعمال حاکمان و عالمان و متولیان،
این موقوفات در زمان حاضر بیش از آنکه واردات
مدارس را تشکیل دهد، مدار تعیش گروه وقف خوران
می گردد .
ترکستان
۳۱۴
اهالی بخارا از احوال زمانه بیخبر و خیلی متعصب
میباشند. شمارۀ آدمان باسواد در بخارا خیلی کم است.
پایتخت امارت بخارا شهر «بخارا» است. بخارا
شهر خیلی قدیمی بوده، از طرف خلقهائیکه در زمان
قدیم در ترکستان سکونت داشتهاند، بنا گردیده
است. در جای بخارای حاضره در اول شهر «پیکند»
و بعد از آن «جمکند» واقع بوده است. اهالی بخارا
در عصر پنجم از خانزادگان ترک «شیر کاد بیک» را
بسوی خویش دعوت نموده، او را خان برداشتند.
در سایۀ این بخارا ترکان آمده، این شهر را تا عصر
هفتم اداره کردهاند. ایشان خانشان را «خودات»
بنا میدند. پس از ترکان عربان سامانیان پس از
ایشان ترکان مغول و در آخر اوزبکان بخارا را استیلا
و اداره نمودند.
شهر بخارا در ساحل نهر «شاهرود» بنا شده اطرافش
با حصار بلندی احاطه گردیده است. بلندی حصار دو
ساژین، پهنای آن یک ساژین و درازی اش
۳۱۵ ترکستان
دوازده چاتریم بوده، دو منارهٔ بزرگ و یازده دروازه
دارد. درون حصار بقدر ۶۵۴ مربع دساتین زمین
را اشغال مینماید. این حصار در زمان خلافت محمد المهدی
عباسی سال ۸۳۰ میلادی، برای مدافعهٔ بخارا از
هجوم ترکان بنا شده است.
در اندرون شهر ۳۶۰ مسجد ۸ جامع بزرگ، صد
مدرسه بزرگ و ۴۰ کاروانسرای، ۵۰ چهار سو و ۸۵
حوض موجود است. بسبب قحطی آب در شهر، اکثراً
آب این حوضها مدتهای زیاد ایستاده میگندد. بدین
سبب در میانهٔ اهالی علت ”رشته“ پدید میآید.
در وسط شهر میدان ریگستان واقع بوده، در اینجا
ارک و دربار امیر و خانه های سپاهیان بزرگ موجود
است. ریگستان در جای بلندی واقع بوده، بقدر
ده دساتین زمین را اشغال مینماید.
عمارت و خانه های بخارا از گل سفید، مسجد و
مدرسه هایش از خشت و سنگهای سفید بناشده، بصورت
عجیب منقش و مزین میباشد.
ترکستان
۳۱۶
یکی از بزرگ ترین بناهای بخارا « مسجد کلان است.
این مسجد سال ۹۴ هجری به امر حضرت امیر قتیبه بن
مسلم بنا شده است. در نزد مسجد کلان مناره ئی
است که تقریباً نود گز ارتفاع دارد. نگاه بروایات،
این مناره را مؤسس دولت سامانیه بخارا، اسماعیل
بن احمد بنا کرده است.
مشهور ترین بناهای بخارا را مدرسه ها و تربه ها تشکیل
میدهد. مدرسه های بزرگ بخارا از مدرسۀ کوکلتاش،
زرگران، میر عرب، الوغ بک، عبد الله خان و مادر
خان عبارت است. بیش ترین این مدرسه ها از
طرف خانها و امیران بنا گردیده، بغایت منقش، مزین
و مکمل میباشند.
مشهور ترین تربه های بخارا مقبرۀ سلطان اسماعیل
بن احمد سامانی است. این تربه بنای خیلی مزین و
عظیمی است. سلطان اسماعیل در زمان خلیفۀ معتضد
بالله عباسی بترکستان والی تعیین شده بود. سپس کسب
استقلال نموده، در بخارا دولت سامانیه را تأسیس کرد.
۳۱۷
ترکستان
(در عصر نهم میلادی) . همچنین تربۀ عبدالله خان
شیبانی نیز مشهور میباشد.
یکی از آثار تاریخی بخارا مرقد شیخ خواجه بهاءالدین
نقشبندی است که در مسافت ده چاقریمی شهر واقع
میباشد . حضرت خواجه بهاء الدین از شیوخان بزرگ
طریقت نقشبندیه است. مشارٌ الیه سال ۱۳۲۰
میلادی، در دهکدۀ «قصر عارفان» که در نزدیکی بخارا
واقع است . متولد شده است . تحصیل ابتدائی را
در بخارا گرفته، بخواجه عبدالخالق غجدوانی شاگرد و
مرید گردیده است . خواجه بهاءالدین (رح) بنام
«حیات نامه» کتاب وعظ و بنام «دلیل العاشقین»
دائر بتصوّف اثری دارد . حضرت خواجه در طرفهای
عربستان و ایران سیاحت طولانی کرده و دو بار به
حج رفته است . مقبرۀ خواجه بهاءالدین نقشبندی را
بخارائیان و عموماً ترکستانیان محترم میدارند.
ترکستان
۳۱۹
خانی خیوه
موقع جغرافی اش
خانی خیوه که در زمان قدیم بنام «خوارزم» مشهور
بوده است، در مجرای پایانی و ساحل چپ آمو دریا
واقع بوده، بطرف شمال غربی کشیده میشود. طول
زمین خانی خیوه (از ایشک رباط تا دریای آرال)
بقدر ششصد چاقریم و عرضش بقدر چهل- پنجاه
چاقریم بوده، سطحش پنجاه و پنج هزار چاقریم است.
حدودش
در شمال خیوه دریای آرال، در شمال شرقی اش
نهر آمو دریا، در جنوب شرقی اش امارت بخارا، در
غرب و جنوبش بیابان «قزل قوم» ترکمنستان واقع
است. از جهت وضعیت طبیعی، زمین خیوه وادی
را تشکیل میدهد. این وادی در زمانهای قدیم تک
دریا بوده، چون عموماً نگاه کرده شود، از سطح همواری
۳۱۹ ترکستان
عبارت میباشد. فقط در بعضی جاهایش تپه های خاکی
و ریگی موجود است. در طرف غرب این خانی، در
نزدیکی وادی "اوست یورت" گودیهای عمیق،
(گودال ساری قامش) و خندقھائی که از خلیج ھای
خشکیدۀ سابق عبارت است (همچون آی بو غیر)
موجود میباشد. مملکت خیوه را نظر بسطح و طبیعت
زمینش، میتوان بنام شمال شرقی و جنوب غربی بدو
قسمت جدا نمود. قسمت شمال شرقی اش بواسطۀ
جویها و کولهای جاری متعدد آبیاری شده، عموماً
آبش فراوان و هوایش خوب است. ازین جهت
درین قسمت خلق بیش تر زندگانی مینمایند.
ولی قسم جنوب غربی اش دوام بیابان "قزل قوم"
بوده، اکثراً باریگهای سیار پوشیده شده است.
در اینجا نباتات هم خیلی کم بعمل میآید گاه - گاه خار ھا
و علفهای وحشی تصادف میشود. در گوشۀ جنوب
غربی این قسمت، مقداری تپه ھا و بلندیها بوده، در
میانۀ آنها گودیها و خندقها موجود است.
ترکستان
۳۲۰
اقلیم و هوایش
هوای خیوه عموماً گرم و خشک است. بدین
سبب درین مملکت فقط در آن گونه زمین هائی که
بطرز صنعی آبیاری میشود، زندگانی کردن ممکن است
بیش ترین خلق حضرتی خیوه، در قسمت شمال شرقی
که دارای آب فراوان و آبیاری خوبی است، زندگانی
مینمایند. ولی در دشت های وسیعی که در قسمت جنوب
غربی واقع است، فقط خلق کوچی (قرغز - ترکمانان)
سکونت میورزند.
آبیاری اش
جمیع حیات خانی خیوه فقط بواسطه آمو دریاست.
چون در اینجا لب های نهر آمو دریا خیلی پست و نرم
است، ازین رو بزودی خراب و فرو ریخته میشود.
بدین سبب رود فقط از یک جای جاری نمیگردد،
بلکه مجرای خود را زود - زود تغییر میدهد. آمو دریا پس
ترکستان
۳۲۱
از در آمدن بمملکت خیوه، بچندین شعبه ها جدا میشود.
ازین شعبه ها در تمام خانی خیوه جویهای بسیاری
کشیده شده است که بواسطهٔ آنها جمیع زمین های خیوه
را آبیاری مینمایند.
مشهور ترین جوهای بزرگی که از آمو دریا آب میگیرد
از جوهای (پهلوان آتا)، (غازی آباد)، (شاه آباد)،
(دار یالیق) و (لاوزان) عبارت میباشد. از اینها
طول جوی شاه آباد سیصد چاقریم است. جوی دار یا
لیق سر مجرای قدیمی آمو دریاست که بحر خزر میریخت
آمو دریا هر قدر که بدریا نزدیک تر گردد. همانقدر بیش تر
منشعب شده، کناره های خود را فرو ریخته، فراخ تر می
گردد. چون بموضع «نوقوس» برسد، آب نهر آمو بیش تر
منشعب و منقسم میشود. در میانهٔ این شعبه ها جزیره های
بسیاری بمیدان آمده که در آنها تپه زار و نی زار های
بزرگ حاصل میشود. رفته رفته بیشه های کوچک
پدید میآید که در آنها درختان سنجد، سفیدار، ناک وغیره
میروید. از خاصیت عجیب آمو دریاست که از یکطرف
ترکستان
۳۲۲
محصول جزیره ها و زمین ها سلب نشده ، از طرف دیگر
کناره های خود را فروریخته، زمین های آباد را خراب
مینماید. بموجب قانون طبیعت همه رود های دنیا
تناسباً به نشیبی کره ارض ، بطرف شمال میل مینماید.
آمو دریا هم بدین قاعده تبعیت نموده، هر سال از
ساحل شمالی زمین های بسیاری را فرو ریخته، بطرف
شمال میل مینماید و بدین گونه خیلی زمین های آباد را
فرا میگیرد. خلاصه نهر آمو دریا (جیحون) به اهالی از
یکطرف فایده و از طرف دیگر ضرر میرساند.
معدنها و ثروتهای زمینی
در مملکت خیوه ثروتهای زمینی هم بسیار است.
درین مملکت پیش از همه معدنها، نمک استحصال میشود.
نمک را عمده از کان نمکی که در بین شهر (دارغان آتا)
و (تپنه ک) واقع است، استحصال مینمایند. در کوههای
(سلطان ویس بابا) و (شیخ جلیل) وجود طلا ثابت
میباشد. در طرف شهر اور گنج کهنه و باطلاق "بار سه
۳۲۳
ترکستان
کیلمه س معدن نفت و ذغال سنگ پیدا شده
است. بسوای اینها، کان گوگرد، فیروزه، سلتیزه که
از وی باروت میسازند وجوهر حموضۀ زیمه نیز
استخراج میشود.
زمین های خیوه هنوز بقدر لزوم تفتیش نشده
است. ولی در خیوه وجود معدنهای دیگر هم احتمال
دارد. بظن کیمیاگر خصوصی، در کولهای خشکیده خیوه
جوهر رادیوم نیز موجود است.
خلق و نفوسش
نفوس مملکت خیوه، بقدر یک ملیون تخمین میشود
که بیش ترین اینها (۶ و ۹ فائضش) بجنس ترک مغول
منسوب اند. از اینها نیم ملیون اوزبک و سارت،
چهار صد هزار ترکمن، پنجاه هزار قرغز - قازاق، چهل
هزار قارا قالپاق بوده، باقی آنها از ترک- تاتار، ایرانی
تاجیک، عرب، ارمنی، آلمانی و یهودی عبارت میباشند.
اهالی بومی (اصلی) خیوه- از تاجیکان خوارزم عبارت
ترکستان ۳۲۴
اند که از اختلاط ترکان (قانقلی) و ایرانیان حاصل
شده اند. در عصر شانزدهم میلادی، در زمان
شیبان خان، اوزبکان بخیوه آمده، اهالی بومی را محو
نمودند. (قسم بزرگ شان بنام سارت تمثل نموده،
بعضی ایشان محو شده اند). در خیوه در زمان حاضر
حاکمیت در دست اوزبکان میباشد. خان خیوه اوزبک
بوده، از سلاله قونغرات است. ولی بیش ترین وزیران
سارت و از نسل خواجه ـ سیداند.
در زمان حاضر اوزبکان خالص در ولایت (گورلن)
سکونت دارند. اوزبکان خیوه در ملیت خویش ـ
اوزبکی بغایت متعصب هستند. ایشان ساز و شعر را
دوست میدارند. ساده، صادق و بهمه کارها قابل
ومستعد میباشند. سوداگران ماهر و دهقانان با اجتهاد
اند. سارتهای خیوه از اختلاط اوزبکان تاجیکان و
ایرانیان حاصل شده اند.
ترکستان
۳۲۵
ترکمانان
ترکمانان خیوه بنام یمود، چادور، اوشاق و ایرانی بچندین قبیله ها منقسم میشوند. هر قبیله ئی مخصوص بخود سرداری (رئیسی) دارد. جمیع ترکمانان خیوه دارای چهار سردار (حاکم) هستند. قسم بزرگ ترکمانان خیوه حضری بوده، بدهقانی و زراعت مشغول اند. ولی در. میانه ایشان غارتگر و راهزن نیز بسیار است که از حرکت آنها بمملکت خیوه خیلی ضرر میرسد. خصوصاً ترکمانان یمود براهزنی شهرت یافته اند. (گروهی ازین ترکمانان پنج- شش سال است که مشغول عملیات بوده، مملکت خیوه را تماماً بحال خرابی انداخته اند. اینها سی چهل سال است که مملکت خیوه را تالان و تاراج مینمایند. این ترکمانان اگرچه در ظاهر تبعه خیوه شمرده میشوند. ولی ایشان خان مخصوصی هم دارند. هفت. هشت سال است که گروهی از خلق ترکمان در تحت ادارۀ جنید خان نام شخصی بمملکت خیوه هجوم آورده،
ترکستان ۳۲۶
چند بار با اهالی خیوه جنگیدند. اوزبکان و سارتها را تماماً
مغلوب نموده، جمیع شهرها و دهات شان را تاراج و
خراب کردند.
ترکمانان خیوه بغایت نادان و ساده و زیا و
جنگاور و بهادر هستند. ایشان گاهی غم آینده را نخورده
فقط راحت امروزه را می اندیشند. ترکمانان بغایت
راست گفتار، وعده دار و مهمان نواز میباشند. عموماً
آنها طبیعت های پسندیدۀ ترکان قدیم را دارا هستند.
اگر ایشان را بطرز خوب تربیت و معرفت داده شود،
در عالم ترک خلق نخستین خواهند شد. ولی افسوس که
حکومت خیوه عموماً اهالی خیوه در بارۀ تربیت و تعلیم
ترکمانان هیچ تدبیری اتخاذ نکرده اند. در صورتی که
از ترکمانان بقدر لزوم استفاده مینمایند، برای شان
مدرسه ئی، حتی مکتبی هم تأسیس نکرده اند.
قارا قالپاقان
قارا قالپاقان از قدیم ترین قوم ترک بوده، خیلی
ترکستان
۳۲۷
کوشان و غیور، بردبار و متحمل، پاکیزه و تازه بدن، نیرو
مند و قوی میباشند. قاراقالپاقان در زیر پنجه اوزبکان
جنگاور خیلی فشار خورده، بهمه سختی و دشواریهای
زندگانی مقاومت نموده، بزحمت و محنت خو گرفته اند
قارا قالپاقان عموماً بدهقانی و زراعت استعمال مینمایند
(قسمی هم بماهیگیری مشغول اند). با این همه اجتهاد
و فعالیتی که دارند، بسبب سنگینی مالیاتی که حاکمان خیوه
بنام «سالغورت» میگیرند، در نهایت فقر و فاقه
زندگانی مینمایند. قارا قالپاقان بنام نایمان، قپچاق،
اوییغور بچندین قبیله جدا شده، اداره میگردند.
قرغزان خیوه
قرغزان خیوه، قرغزان خالص نبوده، با نسلهای
دیگر مختلط میباشند. ایشان اکثراً در میانه بیابان
قزیل قوم و در ساحل بحر خزر بطرز نیم بدوی و نیم
مدنی زندگانی مینمایند. بسوای آنها، همه خلقهای دیگر
مهاجر هستند.
ترکستان
۳۲۴
سودا، کسب و صناعت
قسم بزرگ اهالی خیوه بدهقانی مشغول اند. ولی
چون هوای خیوه عموماً خشک و گرم، زمینش غالباً
شوره زار است، ازین جهت دهقانی و زراعت
اینجا اجتهاد بسیاری را میخواهد. چنانکه همیشه بزمین
ها سرگین ریخته، اصلاح نمودن لازم است زمین را
پیش از کاشتن، تماماً نرم نموده، سیراب باید کرد. اگر
بخوبی سیراب نشود، زمین شوره بسته، زراعت نمیروید
پس در اینجا آب در دهقانی عامل نخستین است ،
دهقانان خیوه بهمه این مانعات مقاومت نموده ،
زمین را بخوبی شیار میکنند. ولی طز شیار زمین
آنها به اصول خیلی قدیم بوده، با «گاو آهن »، بیل
و کلند کشت و کار مینمایند. دهقانان خیوه تمام سال
از پیش زمین خود جدا نمیشوند و دائما در زمین خویش
کار میکنند. با همه این بسبب با برکت بودن خاکش
محصولات دهقانی از خود اهالی خیوه زیادی میکند و
ترکستان
۳۲۹
بخارا و بواسطهٔ بحر آرال بقازاقستان نیز اخراج می
گردد. در خیوه بیش از همهٔ حبوبات، گندم کاشته
میشود و بعد از گندم - شالی، جواری، جو، ارزن ،
لوبیا، و ماش هم خیلی زراعت میگردد .
در زمانهای آخر زراعت پنبه هم رو بترقی گذاشته
است . اهالی خیوه نسبت به پنبهٔ محلی «غواوچه»،
پنبهٔ تخم آمریکا را بیش ترمیکارند. چون دهقانان خیوه
دریافتند که نسبت به کشت های دیگر، پنبه بیش تر
مداخل میدهد، ازین رو بزراعت آن اهمیت داده،
بیش ترمیکارند. در اینجا پنبه کاری روز تا روز در
ترقی بوده، در زمان حاضر بقدر یک ملیون پوت پنبه
بخارجه نقل میشود. (بقدر نیم ملیون پوت پنبه بخود
شان صرف میگردد) بواسطهٔ شهر اورگنج ده هزار ها
پوت تخم یونجه۱ (لیوسیرن) جمع شده، بممالک اجنبیهٔ
نقل میگردد .
اهالی بتربیهٔ باغ و بوستان نیز خیلی هوس دارند
و بدین کار زیاده ماهر هستند . زراعت، باغ و بوستان
۱ رشقہ
ترکستان ۳۳۰
عموماً دهقانی ایشان در اطراف خانۀ خود شان واقع است .
حوالی ایشان هر وقت با درختان احاطه میشود. در نزد خانه اشان حوض کنده، باطراف آن درخت های نارون و یا « بید » میکارند . در باغ شان سیب، انگور، شفتالو، بهی، زردالو، انار و انجیر حاصل میشود . از خاصیت هوا و خاک خیوه است که میوۀ آن بغایت لذیذ و شیرین میباشد . محبوب ترین میوۀ اهالی خیوه خربزه است و ازین رو خربزه را بسیار میکارند، خصوصاً در ساحل آمو دریا خربزه بیش تر کاشته میشود . خربزۀ خیوه در تمام مملکت ترکستان بلذت و شیرینی امتیاز مییابد . کدو هم در خیوه زیاد کاشته میشود که از آنها برای آب و روغن ریختن ظرف « دول » میسازند .
بسوای اینها، در خیوه درخت توت هم بسیار کاشته شده، با برگ آنها کرمکان پیله تربیت میشوند . ازین جهت در خیوه کسب کرمداری هم شیوع دارد .
ترکستان
۳۳۱
چار و داری
قرغزان، قارا قالپاقان و ترکمانان کوچی با چار واداری
مشغول میشوند . در میان ایشان اکثراً اسب، شتر و
گوسفند پرورش میگردد . در بین قارا قالپاقان کوچی
حیوانات شاخدار، همچون گاو، پیش تر پرورش میشود
قارا قالپاقان هر سال بمقدار صد هزار صوم محصولات
شیری (روغن و کشک) میفروشند . چار واداران خیوه
گوسفند را کم تربیه میکنند . ازین جهت اهالی خیوه
برای کشتن، گوسفندان را از ایران، بخارا، حتی از
افغانستان میآورند .
صناعت و هنر
هنر و معارف خلق در درجۀ خیلی پستی میباشد.
در اینجا بسبب نبودن اسباب سوخت . همچون
ذغال سنگ و درخت، همچنین بسبب بنودن راههای
آهن، صناعت زاود و کارخانگی وجود ندارد . در
ترکستان
۳۳۲
مملکت خیوه فقط ۱۵-۲۰ کارخانۀ پنبہ تازه کنی ، یک - دو کارخانۀ صابون پزی و چندین آسیا موجود است . ولی هنرهای دستی تا درجه ئی پیشرفت حاصل کرده، کافی باحتیاج خلق اشیا حاضر میشود . مثلاً جوالرانی ، کلالگری ، خشت پزی ، پارچه بافی، چیتگری، آهنگری ، زرگری ، صابون پزی ، شمع ریزی، چرمگری و صنعت های دیگر که اشیای ضرور درجۀ اول را اعمال مینماید، بخوبی ترقی کرده است . بسوای اینها، پیشۀ نمد مالی و قالی بافی نیز زیاده پیشرفته است، پیشۀ قالی بافی مخصوص ترکمانان بوده، در میانۀ آنها ترکمانان یمود بگلیم و قالی بافی ممتاز میباشند . قالی های یمود از قالی های ایران نفیس تر و بهتر است .
پیشۀ ماهیگیری هم درمیان خیوه گیان موقع مهمی را اشغال کرده است در آنره ما بها قاراقالپاقان و قرغزان با اسباب و آلات قدیمه به کسب ماهیگیری اشتغال مینمودند . سپس بزمین خیوه قازاقان اورال که در پیشۀ ماهیگیری متخصص اند، سکونت گرفته، پیشۀ
ترکستان
۳۳۲
ماہیگیری را براه خوبی انداختند. ایشان باخود دامهای خیلی مکمل ماہیگیری آورده، بکار در آمدند. قرغوان و قارا قالپاقان هم از آنها عبرت گرفته، در پیشهٔ ماہیگیری به استعمال اسبابهای زمان حاضر شروع نموده اند. بدین سبب در خیوه کسب ماہیگیری روز تا روز ترقی میکند.
پیشهٔ ماہیگیری در نهر آمو دریا، بحر آرال و کولہائی که در میانهٔ مملکت واقع است، اجرا میشود. در بحر آرال موضع های «مویناق» و «توقماق آتا» بکسب ماهیگیری مشهور میباشد. در زمان حاضر در خیوه آرمان بسیاری بکسب ماہیگیری اشتغال دارند.
سودا و تجارت
معامله تجارتی خیوه با ولایت ہای اطراف بواسطهٔ کشتی رانی بحر آرال وقایق رانی نهر آمو دریا اجرا میشود. مالہائی که به خیوه نقل میشود، از ایستگاه آلتی قودوق تا (قونغرات) بواسطه پارا خود ہای دریائی، سپس با پارا خود های کوچک وکشتی ہا بشهر های دیگر خیوه نقل میشود.
ترکستان ۳۳۴
بطرف بالا (از خیوه به چهار جوی هم) بر عکس پارا خود
های خلوت آمو دریا و یا کشتی های خیوه حرکت مینماید.
در کشتی رانی از اهالی خیوه بقدر بیست هزار نفر کار میکنند.
مملکت خیوه هر سال با روسیه بقدر ۱۵- ۲۰ ملیون صوم
معاملۀ تجارتی دارد که از خیوه عمدهً پنبه، تخم یونجه پوست
خام پشم، جابا غا و ماهی نقل گردیده، از آنجا بخیوه
چای، قند، گزوار، نفت، همه گونه اسبابهای آهنی و
شیشگی و چیز های دیگر آورده میشود. اهالی خیوه اگرچه
خلق خیلی سوداگر و زیاده مقتصدی بوده، در معیشت
بکمر قناعت مینمایند، ولی بسبب اینکه حکومت خان
یغما گران ترکمان و سپاهیان و حاکمان غیر مسؤل
اهالی را بی رحمانه تاراج میکنند، ازین جهت خیلی فقیرانه
زندگانی مینمایند.
علم و معارف
در خیوه (در میانۀ خلق کوچی) مدارس و مکاتب
خیلی بسیار است. چنانکه تنها در شهر خیوه بقدر صد
۳۳۵
ترکستان
باب مکتب، ۲۵-۳۰ باب مدارس بزرگ موجود است. با همه این، اگر خیوه را «عالم مردگان» نامیم، خطا نکرده ایم. عموما خلق خیوه بی سودا و در حال خیلی ابتدائی میباشند. چونکه درین مکتب و مدرسه ها تدریسات بطرز خیلی خراب جاری بوده، عمر فرزندان ملت را ضائع مینمایند. اصول تدریس مدارس خیوه، از ترتیب مدارس بخارا هم خراب تر است.
ولی درین سالهای آخر از روسیه معلمین ترک و تاتار آمده، مکتب های اصول تازه کشاده، بچگان را به ترتیب تازه میآموزند و اهالی هم از فایده اصول تازه آگاه میشوند. در خیوه برای کشادن مکتب نخستین اصول تازه، مرحوم عبدالغنی بای حسینون اقدام نمود. چنانکه سال ۱۸۹۸ میلادی از اورنبورغ معلمی فرستاد بعد ازین، الغ محمد محرم (رحمة الله علیه) بدین کار تشبث نموده، از سال ۱۹۰۴ میلادی، بکشادن مکتب های تازه اصول پرداخت و برای آنها از مدرسه محمدیه اورنبورغ معلمین ترک-تاتار جلب نموده. بعد ازین،
ترکستان ۳۳۶
خان حاضری خیوه، جناب سید اسفندیار خان است که در زمان ولی عهدی اش بمصارف خویش مکاتب اصول جدیده کشاده، برای آنها از مدرسه محمدیه معلمین جلب کرد. در آخر وزیر اکبر خیوه جناب سید اسلام خواجه است که سال ۱۹۱۰ میلادی از اورنبورغ، معلمها آورده، مکتب های تازه اصول کشاد و نیز بنام «اسلامیه» مکتب بزرگی بنا نمود.
در زمان حاضر در خیوه بقدر ده باب مکتب تازه اصول موجود است که همه آنها در تحت اداره معلمین ترک - تاتار دوام مینماید. ولی مدرسه های خیوه بطرز خیلی زیبا و مکملیت، بیشترین آنها از طرف خانها و وزیران بنا شده و همه آنها با موقوفات تأمین گردیده است.
در خیوه مدرسه هائی است که بقدر هزار طناب (هفده و نیم هزار دسأتین) زمین های وقف دارد. از مدرسه های بزرگ خیوه، یکی مدرسه محمد امین خان است که هر سال از موقوفاتش چهل ـ پنجاه هزار صوم
۳۳۷ ترکستان
واردات حاصل میشود . ولی اوقات این مدرسه ها بسبب
غدر و خیانت های متولیان، بضروریات خود مدرسه
صرف نشده، بلکه برای خوشگذرانی گروهی تنبلان
خرج میگردد. امّا جهت معنوی مدرسه ها اکثراً بدست
آخوندان (مدرسان) سپرده شده که ایشان با تدریس
بی ترتیب عمر فرزندان ملت را ضایع مینمایند .
خلق مملکت خیوه عموماً بی معارف اند . ولی چون
اهالی خیوه بعلم و معارف راغب و خیلی قابل تربیت
اند، ازین رو اگر ترتیب تعلیم و تعلّم اصلاح گردد ،
آشکار است که در زمان اندکی ترقی خواهند کرد .
آمدن روسها بخیوه
سال ۱۸۷۳ میلادی، روسها در تحت فرماندهی
کاوفمان بخیوه آمده، خیوه را از جهت ادارۀ خارجی
در حمایۀ روسیه اعلان نموده . ولی بادارۀ داخلی هیچ
گونه مداخله نکرده، خان را باختیار خود گذاشتند، خیوه
پس از در آمدن بدست روسها، چهل و چهار سال از
ترکستان
۳۳۸
طرف خانها بطرز اداره مطلقه اداره گردید .
ولی سال ۱۹۱۷ میلادی چهارم آپریل ، بتأثیر
انقلاب کبیر روسیه، آزادیخواهان روسیه با طنطنه بزرگی
نمایش و انقلاب بر پا کردند و در نتیجه آن نائل حریت
گردیدند . اسفند یار خان دائر به اعطای حریت و
اداره مشروطه فرمانی صادر نمود . بدین گونه در خیوه
مجلس ملی کشاده شده، بقدر نه ماه مملکت بطریق
مشروطیت اداره گردید . سپس عکس الحرکت (ارتجاع)
قوت گرفته ، سال ۱۹۱۷ میلادی ، در اواخر ماه دیکابر
بفرمان خان مجلس ملی منفصل گردید . جوان خیوه گیان
آزادیخواه بعضی توقیف و برخی هم مقتول شده ،
چند نفر آنها مجبوراً از خیوه فرار کردند . اینها بجمهوریت
ترکستان آمده ، قوبیته انقلابیون ـ اجتماعیون جوان خیوه
گیان را بر پا نمودند ( و حاضر بفایده ملت مشغول کاراند)
در خیوه اصول اداره و ترتیب حکم بطرز قدیم بوده ،
دعوی و عریضه ها را خان بالذات تفتیش نموده ، سپس
حکم میدهد . کارهای استنطاق و حکم اکثراً شفاهی اجرا میگردد.
ترکستان
۳۳۹
و غالباً حکمها موجب نارضائیت میشود. مدعیانی که از حکم خان
ناراضی باشند، میتوانند دعوی های خود را بمرافعه
قاضیان ارجاع دهند.
در خیوه کارهای عدلیته و حکم بموجب شریعت
و بموافق عرف و عادتهائی که از زمان قدیم دستور گردیده
است، اجرا میشود. در مملکت خیوه بزرگ ترین علمای
دینی قاضی کلان، بعد از وی قاضی اوردا، رئیس، اعلم
و مفتیان اند. نصب و عزل امام و معلّمین، وظیفه
رئیس بوده، تعیین مدرسین و قاضیان وظیفه قاضی کلان
میباشد. همه اینها باید از طرف خان تصدیق شوند.
در مملکت پس از خان، صاحب نفوذ و اقتدار -
مهتر آغا و وزیر اکبر است. بعد از وی یاساول باشی،
قوشبیگی، دیوان بیگی، کاروانباشی، میرزا باشی میباشند.
(نفوذ و اقتدار رسماً باید در دست اینها باشد، ولی در
زمان حاضر همه نفوذ در دست نزدیک ترین محرمان
خان است).
مملکت خیوه از جهت سیاسی، به بیست و نه حاکمی
ترکستان ۳۷۰
های بزرگ و کوچک منقسم میشود (اگرچه پس از حریت
سال ۱۹۱۷ء بحاکمان معاش تعیین شده است، ولی
آن معاش خیلی جزئی بوده، به اندازه کافی نیست .
ازین رو حاکمان بآن معاش قناعت نکرده، از خلق
بطور دلخواه شان مالیات میگیرند) در خیوه قوه
عسکری خیلی ضعیف است. بنام عسکر فقط نوکران
بی نظام و بجای پولیس یاساولان خدمت مینماید.
کاغذ های رسمی حکومت خیوه بزبان ترکی نوشته
میشود . در خیوه در قطار پولهای روس. پولهای
خیوه هم رائج است . (پول خیوه از طلا وتنگه عبارت
است که طلا بپول روس یکصوم و هشتاد تین وتنگه
۲۰ تین میباشد. شانزده دانه پولهای مسین خیوه
یک تنگه نقره است . در یک طرف پولهای خیوه
عبارت ـ « ضرب فی خوارزم » بطرف دیگرش نام
خان زمان نوشته شده است) .
خیوه - پایتخت خانی خیوه بوده چهل هزار نفوس
دارد . این شهر در ساحل جوی (پهلوان آبریق) نباشده
ترکستان
۳۴۱
در چهل چاقریمی غربی آمو دریا واقع است. خیوه خیلی
شهر قدیمی بوده، با دو قطار حصار های خاکی احاطه شده
است : در خیوه بقدر بیست جامع بزرگ، سی باب
مدرسه و پنجاه باب مکتب موجود است . بزرگ ترین
مدارس خیوه مدرسهٔ محمد امین خان، محمد رحیم خان و اسلام
خواجه میباشد . بلند ترین و نیکو ترین منارهٔ خیووه
منارهٔ مسجد اسلام خوجه است . مدرسه ها به حجره های
متعدد منقسم شده، با کاشین ها در نهایت زیبائی
منقش میباشند . در میانه شهر مقبرهٔ حضرت پهلوان
ولی واقع است . در میانهٔ این مقبره قبر مورخ مشهور
ابو الغازی خان، سید محمد رحیم خان یکم، انوشه خان
و بانی این مقبره الله قولی خان موجود است . این
مقبره درون قبهٔ بزرگ سبزی بوده، بدیوار های
مقبره آیات و دیوان فارسی خود حضرت پهلوان ولی
تماماً نوشته شده است . در خیوه برای سودا چهار
سوهای سرپوشیده و مخصوص بمالهای گزوار کار
وانسراهای بزرگ موجود است . بسوای اینها، در
ترکستان ۳۴۲
خیوه سرای و ارگ های خیلی بزرگ و مزین خانها پیدا میباشد . عمارت پوچت خانه و بیمار خانه ئی که در خیوهٔ نو موجود است، از بنا های جالب وقت میباشد.
اور گنج نو - (پنج هزار خلق دارد) . این شهر در مملکت خیوه، از جهت سودا در درجهٔ نخستین است . در اینجا چهار سوی خیلی بزرگ، کاروانسرا ها، چندین کار خانه های پنبه تازه کنی و مؤسسه های مدنی ، همچون فیرما های روس، کانتور های تجارت، شعبهٔ بانک، بیمار خانه، پوچت خانه موجود است. این شهر هر سال چهل - پنجاه ملیون معاملهٔ تجارتی دارد. در اینجا روسها مکتب ابتدائی دو صنفی، تاتاران مسجد باشکوهی و دو باب مکتب ۲ صنفی باصول تازه و بنام جمعیت جوانان " جمعیت مدنی " دارند .
ترک - تا تاران مملکت خیوه بنام " اتفاق " جمعیتی دارند که ادارهٔ مرکزی آن جمعیت هم در اورگنج نو واقع است .
۳۴۳
ترکستان
اورگنج کهنه - (۵ هزار نفوس دارد) . این شهر
بر خرابهٔ پایتخت قدیم خوارزم بنا گردیده است. اور
گنج کهنه مرکز ترکمانان و مقرّ ادارهٔ حاکمی اورگنج میباشد.
سودای این شهر غالباً با ترکمانان اجرا شده، در اینجا قالی،
پلاس، پشم، حیوانات چهارپا، مالهای گزوار و متاعهای
غیره خرید و فروش میشود. درین شهر چهار سوی بزرگ
و کاروانسراهای متعدّد موجود است. در اورگنج کهنه
مقبرهٔ شیخ طریقت نجم الدّین کبرا واقع است. در
نزدیکی شهر خرابهٔ پایتخت قدیم خوارزم، شهر اورگنج
موجود بوده، در میانهٔ این خرابه ها از آثار عتیقه، بنا
های مسجد و مقبرهٔ توره بک خانم و دبروا خانم مشهور
میباشد. در زمان حاضر، فقط بعضی دیوار، مناره و گنبد
های این مقبره و مسجد ها باقی مانده است. این بنا ها
از سنگهای خیلی بزرگ با کاشین های منقّش در نهایت
نفاست و زیبائی ساخته شده است بر بعضی سنگهای
مرمر و پیشطاقهای عمارات بخطّ عربی آیات و ابیات
عربی و فارسی نوشته شده و تاریخ عمارات قید گردیده
ترکستان ۳۴۴
است .
خانقاه - این شهر در ساحل آمو دریا بنا شده، از جهت سودا در موقع دویم میباشد. در خانقاه فیرماهای روس، کانتور های نقلیات و کارخانه های پنبه تازه کنی بسیار است. خانقاه در میانه ولایات خیوه آباد ترین و غنی ترین ولایت بشمار میرود.
خواجه ایلی - این شهر مرکز قزغ. - قازاق و قاراقالپاقان بوده، سودایش عمده از محصولات چار واداری (روغن، کشک، پشم، پوست بزو میش وگاو) و از فیروزه ئی که در کوههای قزل قوم پیدا میشود، عبارت میباشد. بیش ترین اهالی اینجا از نسل خواجه وسیدان هستند. نفوس این شهر پنج هزار است.
مانغیت - این شهر به تجارت پنبه مشهور است. در اینجا چندین کارخانه های پنبه تازه کنی وصابون پزی موجود است. شهر (مانغیت) در نزدیکی کول ارال و قونغرات واقع بوده، تجارتش غالباً باقازاقان و قارا قالپاقان اجرا میشود.
ترکستان
۳۴۵
گورکن - این شهر مرکز اوزبکان بوده، با کارخانه
های پنبه تازه کنی و سودای غله مشهور میباشد.
بسوای اینها درین مملکت خرابه های خیلی شهر
های قدیمه که از زمان سلطنت خوارزم قدیم باقی
مانده است، مثلاً گولدورسون، جرجانیه، زمخشر و غیره
موجود میباشد. این خرابه ها عظمت و ترقی مملکت
خوارزم قدیم را نشان میدهد.
ملاحظه
اکثر ماخذ هائی که هنگام نوشتن این کتاب، بآنها
مراجعت نموده ایم، از اثر ہائی عبارت بود که پیش
از حریت بمیدان آمده بودند. بویژه معلومات دائر
بمعارف و صنایع، مکاتب و مدارس ترکستان. اکثراً
به احصائیات قبل از انقلاب عمومی استناداً جمع شده
بود. تا از طبع خارج شدن کتاب مادر جمهوریت ترکستان
خیلی تبدلات و تغیرات بوقوع آمد که در نتیجه آنها احتمال
قوی میرود که بعضی معلومات کتاب ما، خصوصاً دربارهٔ
۳۴۶
مسئله معارف و ادارهٔ سیاسی تغیر پذیرد.
ترکستان
۳۴۷
علاوه از طرف ناشر
چنانکه مؤلف این کتاب در ”ملاحظۀ“ خود اشاره
نموده، در واقع پس از استقرار حکومت شورائی در
ترکستان، در بارۀ معارف و ادارۀ سیاسی تبدلات
کلیه بمیان آمد.
اولاً جمیع مکاتب ابتدائی اسلامی ترکستان برچیده
شده، بجای آنها مکاتب شورابی کشاده گردید که درین
مکاتب علوم دینیه هیچ تدریس نمیشود. اگرچه هنوز هم
در بعضی دهات ترکستان یکی - نیمی مکاتب ملی موجود
است، ولی اینها بسبب نداشتن معاونت مادی از
طرف حکومت، بحال پریشانی میباشد. همچنین مدارس
اسلامی ترکستان هم، بسبب ضبط شدن موقوفات آنها
از طرف حکومت، غالباً تعطیل شده و بعضی از آنها امور
تدریسیه در نهایت پریشانی و بی نظمی دوام مینماید.
قاضیخانه های اسلامی که در آنها بموجب احکام شریعت،
ترکستان
۳۴۸
محاکمه و مرافعه میگردید، حاضر تماماً برچیده شده و بجای
آنها محکمههای شورائی تأسیس گردیده که فقط از روی
قانون حکومت شورائی محاکمه اجرا میشود و هیچ گونه قسم
بوقوع نمیآید. کلیته در هیچ اداره و محکمه حکومت شورائی
احکام شریعت مراعات نمیشود و حکومت هیچ دینی از ادیان
موجوده را برسمیت نمیشناسد.
بعلاوه اینکه در مکاتب و مدارس شورائی علوم دینیه
تدریس و در محاکم و قضاوتخانه های شورائی بموجب
احکام شریعت محاکمه و قضاوت نمیگردد. بچنین در
مطبعههای ترکستان هم چاپ کردن قرآن قریم و کتابهای
دینی قدغن میباشد. چنانکه در عرض این هفت سال
که در ترکستان حکومت شورائی رسماً تأسیس یافته
است، در جمیع ترکستان یکدانه قرآن و کتاب دینی
چاپ نگردیده، و در روزنامه های اسلامی ترکستان
یک جمله برله دین مبین اسلام نوشته نشده است
و لیکن برعلیه دین مقالات مفصله درج میگردد.
خلاصه در مملکت ترکستان قوانین حکومت شورائی و
ترکستان
۳۴۹
مسلک کامونیزم بتمام معنا حکمران میباشد .
حتی امارت بخارا و خانی خیوه که در اوایل انقلاب
مستقل بوده، درین دو مملکت ترکستان احکام شریعت
رسماً جاری بود، درین اواخر در آنجا هم انقلاب بر پا شده
حکومت شورایی استوار گردید که تاریخ ظهور انقلاب و
استقرار حکومت شورای را مختصراً ذکر بنمائیم .
چنانکه در فصل «امارت بخارا» و «خانی خیوه»
این کتاب مذکور است، انقلابیون بخارا و خیوه از
تعقیب امیر بخارا و خان خیوه از مملکت بخارا و خیوه
فرار نموده، بتاشکند گرد آمدند و در آنجا بمساعدت و
معاونت مادی و معنوی حکومت شورائی کو میته های
انقلابی خود را بر پا داشته، بکمال جدیت بکار در
آمدند .
کومیته های انقلابی بخارا و خیوه - در تاشکند روز
تا روز قوت گرفته، بواسطهٔ روز نامه ها و خطا بنامه
های خصوصی که از نام کو میته های شان نشر میگردید
اهالی بخارا و خیوه را به انقلاب دعوت نمودن گرفتند.
ترکستان
۳۵۰
تا اینکه بعضی از جوانان بخارا و خیوه که از اصول
ادارهٔ حکومت شان ناراضی بودند، بتاشکند شتافته،
به انقلابیون بخارا و خیوه پیوستند.
درین زمانها بمقابل خان خیوه اسفندیار خان-
جنید خان یکی از رؤسای قوم ترکمان با چند هزار نفر تا
بجاگش حرکت نمود. پس از زد و خورد زیاد خیوه
را متصرف شد. خان خیوه گریخته، در یکی از اوباهای
اطراف خیوه پنهان گردید. اینک این اختلاف خانگی
و نزاع داخلی برای انقلاب خیوه زمینه خوبی حاضر
کرد. چنانکه جوان خیوه گیان و انقلابیون خیوه که
در تاشکند برای پدید آوردن انقلاب خیوه شب و
روز کار میکردند، با چند فوج عسکر سرخ شورایئ از
تاشکند بسوی خیوه حرکت نمودند و بخیوه هجوم آوردند.
این گاه کوک محمد خان و غلام عزیز خان که از
سرداران خیوه بودند، با ۱۵ هزار عسکر به لشکر انقلابیون
پیوستند در مقابل این قوهٔ عظیمهٔ انقلابیون، جنید خان
تاب نیاورده به بیابان ریگ زار فرار کرد و انقلابیون
ترکستان ۳۵۱
خیوه در حال کمیته انقلابی را برپا نموده، در خیوه
رسماً حکومت شورایئ را اعلان کردند (ماه فیورال سال
۱۹۲۰) . اینک ازین تاریخ اعتباراً حکومت خانی و
استقلال خیوه خاتمه پذیرفته، خیوه یکی از ممالک متحده
اتفاق جماهیر شورایئ گردید. خان خیوه چنانکه هنگام
هجوم جنید خان فراری بود، هنوز هم فراری بوده اقامتگاه
او معلوم نیست .
اینک این انقلاب خیوه، امیر بخارا را زیاده متوحش
ساخت و بکمال جدیت قوهٔ نظامی خود را افزودن
گرفت . و لیکن از طرف دیگر جوان بخارائیان هم از
انقلاب خیوه جسارت پیدا نموده، ایشان نیز در نهایت
حرارت برای انقلاب حاضر شدن گرفتند . در سایه
معاونت های مادی و معنوی حکومت شورایئ مخصوص
بخود فوجی تشکیل داده، به این فوج از هر ملت عسکر
قبول نمودن گرفتند . درین زمانها قاصد سیاسی سفارت
فوق العاده جمهوریت خوارزم که بماسکو غازم بود و
طیاره چی جنگی روس از کرکی مراجعت مینمود، در خاک
ترکستان
۳۵۲
بخارا، اولی در موضع «خواجه قلعه» دائره چهار جوی و دویمی در دائرۀ ایستگاه کاگان کشته شدند که این قضیّه عداوت حکومت شورائی و جوان بخارائیان را نسبت به حکومت امیر شدید تر گردانید .
بدعوت کمیتۀ انقلابی جوان بخارائیان، بسوای جمعی از اهالی آزادیخواه بخارا، عده ئی از عسکران امیر هم از بخارا آمده، بفوج ایشان پیوستند. کمیتۀ مذکوره در اواسط سال ۱۹۲۰ بدرجه ئی قوّت پیدا کرد که در شهرهای مهمۀ سرحدی بخارا از قبیل چهار جوی، کاگان و سمرقند شعبه های خود را کشاده، دائرۀ فعالیتش را زیاده توسعه داد. خصوصاً تدارکات حربیۀ امیر بخارا حرکت و فعالیت جوان بخارائیان را افزوده، ایشان را به هجوم بخارا تحریک نمود.
اینک ۲۹ ماه آغوست سال ۱۹۲۰ میلادی یک عدۀ انقلابیون بخارا از چهار جوی و عده ئی دیگر از زیره بولاغ با همرائی عسکر سرخ شورائی بخاک بخارا بنای تجاوز را گذاشتند. عده دیگری هم از طرف شهر سبز بهجوم در آمدند.
ترکستان ۳۵۲
چنانکه ۲۹ آوغوست چهار جوی، شهر سبز، کتاب، چراغچی، یکه باغ، خطرچی، ۳۰ سنتابر ضیاء الدین، کرمنه، غجدوان و خزار بتصرف انقلابیون در آمد.
قوه عمده جوان بخارائیان و عسکر سرخ شورائی که از کاگان آغاز بهجوم نموده بودند، پس از جنگهای خونین سه روزه، ۲ سنتابر پایتخت دولت بخارا، بخارای شریف را اشغال نمودند. امیر بخارا سید عالم خان با جمعی از مقربان خویش ببخارای شرقی فرار نمود. قاضی کلان، رئیس، قوشبیگی و چند نفر از حکومت داران مشهور دیگر دستگیر شدند. درین جنگ چند هزار نفر از اهالی بخارا بقتل رسیدند. چند هزار پوت طلا، نقره و چندین ملیون مالهای گرانبهای امیر، از قبیل پوست، ابریشم، چرم، ماهوت وغیره از طرف انقلابیون ضبط گردید. بعلاوه این خیلی از عمارات بخارا سوخته و خیلی از مالهای رعیت تلف شد.
اینک بدین گونه امارت و استقلال بخارا هم انقراض یافته، در مملکت بخارا حکومت شورائی تأسیس
ترکستان ۳۵۴
یافت - قاضی کلان برهان الدین، رئیس عظام الدین
قوشبیگی عثمان بک ، تو قسایا کریم بک و ۲۰ نفر از
ملایان مشهور بخارا بحکم محکمہ انقلابی تیر باران
گردیدند. پس از استقرار یافتن حکومت شورائی
به تعقیب امیر بخارا و عمّ او حاکم شهر سبز که بخارای
شرقی فرار نموده بودند حکومت بخارا عسکر سوق داد،
ولی ایشان از بخارای شرقی بخاک افغانستان
پناه بردند که حاضر در کابل اقامت دارند.
پس از انقلاب بخارا در هر طرف خاک بخارا و
خصوصاً در شرق بخارا گروه عکس انقلابیون و باسما
چیان خروج نمودند که از حرکات ایشان هم اهالی
بخارا را خیلی ضرر و خسارتها رسید اینک در نتیجه
اختلاف داخلی و نزاع خانگی دولت قدیمه بخارا
موجودیت و استقلال خویش را پدرود گفت.
باسماچیان ولایت فرغانه و سمرقند که بمناسبت
اسقاط مختاریت ملی خوقند برای اعاده حاکمیت ملیه
ترکستان تشکیل گردیده، باطرفداران حکومت شورائی
ترکستان
۲۵۵
پیوسته در جنگ و جدال بودند، پس از انقلاب بخارا
و فرار امیر، خصوصاً پس از ورود انور پاشای ترک
بمشرق بخارا، زیاده قوت گرفته، فعالیت و حرکت
خود را بمقابل بالشیوبیکان خیلی شدت دادند . اگر چه
در اوایل، اینها خود را مجاهدان دین و ملت نامیده،
برای اعادهٔ امارت بخارا و مختاریت خوقند، مبارزه
مینمودند . ولی پس از شهید شدن رؤسای ایشان
همچون انور پاشا (در بخارای شرقی)، ایرگش قورباشی
(در ولایت فرغانه) و بهرام بک (در ولایت سمرقند)
مقصد سیاسی را ترک نموده، فقط بقصد یغماگری و
راهزنی حرکت کردند. در هر حال از حرکات ایشان
اهالی آرام و بیطرف را کرور ها خسارت مالی و چندین
هزار تلفات جانی رسید عسکر های سرخ که گروه باسما-
چیان ، را تعقیب مینمودند هنگام هجوم و مقابله اشان
با باسمه چیان، نیز اهالی بیچاره متضرر میگرددند بلکه بعضی
از عسکر های حکومت بخلاف امر فرماند هان شان خود سرانه
بعضی دهات را غارت نموده، بسا آدمان را که با باسماچیان
۳۵۶
ترکستان
هیچ گونه مناسباتی نداشتند، بدون تحقیق بتهمت اینکه
با سماچیان را معاونت میرسانند، بقتل رسانیدند.
اینک بدین گونه ولایت سمرقند و خصوصاً ولایت فرغانه
و شرقی بخارا بنام انقلاب بخارا هم قربانیهای بزرگی
داده که تفصیل آن بتألیف کتابهای جداگانه محتاج میباشد.
از سال ۱۹۲۰ تا سال ۱۹۲۴، یعنی تقریباً چهار سال
مملکت خیوه و بخارا دارای جمهوریت شورای جداگانه یی
بوده، در امور خارجی، ادارۀ عسکری و حربی، پوچت
و تلغراف بمرکز جمهوریت های شورایی، ماسکو تاج
بوده، ولی در کارهای داخلی نوعی مختاریت داشتند.
لیکن اصول ادارۀ این دو مملکت تماماً بطرز قوانین
شورایی و مسلک کا ممویزیم جاری بود.
اما در سال ۱۹۲۵ اوایل ماه یانوار بمقتضای سیاست
اتفاق جمهوریت های شورایی، در آسیای وسطی، یعنی
در مملکت سابقۀ ترکستان، تقسیم حدود ملت ها بوقوع
آمد که در نتیجۀ آن در ترکستان جمهوریت اوزبک،
ترکمان، قرغز و تاجیک بر پا شده، جمهوریت بخارا و
ترکستان ۳۵۷
خیوه منحل گردید . یعنی مملکت بخارا بجمهوریت اوزبکستان و مملکت خیوه، بجمهوریت ترکمنستان و قسمی بجمهوریت اوزبکستان داخل شد.
حاضر خاک ترکستان سابق در بین چهار جمهوریت اوزبک، تاجیک، تورکمان و قرغز و دو ولایت مختار قارا قالپاق و قارا قرغز منقسم میباشد . مرکز اوزبکستان شهر سمرقند، نفوسش بقدر چهار ملیون بوده، از هفت ولایت مرکب است : ۱) ولایت سمرقند (مرکزش سمرقند) ۲) ولایت تاشکند (مرکزش تاشکند) ۳) ولایت فرغانه (مرکزش خوقند) ۴) ولایت زر افشان (مرکزش بخارا) ۵) ولایت قاشقادریا (مرکزش قرشی) ۶) ولایت سورخان (مرکزش شیرآباد) و ولایت خوارزم (مرکزش خیوه) . ولایات زر افشان، قاشقا دریا و سور خان پیش ازین تقسیمات بجمهوریت بخارا و ولایت خوارزم بجمهوریت خوارزم جمهوریت تاجیکستان که از جهت اداره به جمهوریت شورائی اوزبکستان تابع است، هفتاد و شش هزار و صد چاقریم مربع زمین و تقریباً هشتصد هزار نفوس
ترکستان ۳۵۸
دارد. بقدر هشتصد هزار تاجیک هم در
جمهوریت اوزبک موجود است.
مرکز جمهوریت تاجیکستان شهر دوشنبه
بوده، شمالاً و غرباً با اوزبکستان، شرقاً با
ولایت مختار قارا قرغز. و جنوباً با افغانستان
محدود است.
جمهوریت تاجیکستان از ولایات دوشنبه،
کولاب، گرم و دائره های روتان، شوغنان،
ایشکاشیم، لنگر، ساری سو، و اخان مرکب
می باشد.
جمهوریت ترکمنستان ۳۸۸ هزار و ۳۲۵
چاقریم مربع زمین و ۸۵۰ هزار نفوس دارد.
مرکز این جمهوریت شهر پالتا را تسکی (عشقآباد)
می باشد.
جمهوریت ترکمنستان غرباً به بحر خزر، جنوباً
به ایران و افغانستان، شرقاً به جمهوریت
اوزبکستان و شمالاً نیز بجمهوریت اوزبکستان
ترکستان ۳۵۹
و ولایت مختار قارا قالپاق پیوسته است.
جمهوریت ترکمنستان از پنج ولایت مرکب
است :—
(۱) ولایت پالتاراتسکی ،
(۲) ولایت مرو ،
(۳) ولایت تاشاوز ،
(۴) ولایت چهار جوی و
(۵) ولایت کرکی که سابق بجمهوریت بخارا تابع
بود .
ولایت مختار قارا قالپاق در بین بحر آرال ،
قرغزستان ، اوزبکستان و ترکمانستان واقع بوده،
شش هزار و ۵۸۲ چاقریم مربع زمین و
۲۷۳ هزار و ۶۸۴ اهالی دارد .
این ولایت مختار از ناحیه های تورتکول ،
چیمبای ، قونغرات ، خوجیلی مرکب بوده ، مرکزش
شهر«تورتکول» میباشد.
ولایت مختار قارا قرغز ۲۰۲ هزار و ۶۷۳
۳۶۰ ترکستان
چاقریم مربع زمین و تقریباً هشتصد هزار نفوس
دارد.
این ولایت مختار شرقا بچین ، جنوباً به
افغانستان و تاجیکستان ، غرباً و شمالاً به جمهوریت
اوزبک و قرغز محدود بوده، بدو ناحیه تقسیم می
شود که از پیشپک و جلال آباد عبارت است.
مرکز ولایت مختار قارا قرغز شهر (پیشپک) می
باشد.
انقلاب روسیه بخط و کتابت اسلامی نیز
تبدلات بزرگی پدید آورد. چنانکه پس از تأسیس
حکومت شورایئ ، گروهی از معارفپروران ترکستان
بقصد تسهیل کتابت و قرائت ، در خط عربی
اسلامی، املای تازه ئی ایجاد نموده، بمعاونت حکومت
شورایئ، آن را سال ۱۹۲۰ میلادی در تمام
مکاتب و اداره های ترکستان جاری کردند. اینک
از همان تاریخ جمیع روزنامه ها، کتابها و نوشته
جات رسمی به املای تازه نوشته میشود.
ترکستان
۳۶۱
املای تازه ازین عبارت است که بجای حرکات
ثلاثه کلمات ، حروف مصوته استعمال می شود .
چنانکه بجای فتحه ـ الف و ها ، بجای ضمه ـ واو و
بجای کسره ـ یا را می نویسند . مثلاً کلمۀ «مملکت»
بشکل «مه مله که ت» ، کلمۀ «محبت» بشکل «موحه
ببه ت» و کلمۀ «امتنان» بشکل «ایمنینان»
کتابت میگردد .
اگرچه طرفداران این املا، ادعا می نمایند که
با ایجاد املای تازه امر خواندن و نوشتن را خیلی
آسان نموده ، در عالم معارف خدمت بزرگی کرده
اند، ولی آنانی که بدین املا عادت نکرده اند ، در
کتابت و قرائت با املای تازه زیاده مشکلات
می کشند . از طرف دیگر بچگانی که در مکاتب
شورائی با این املا تعلم می نمایند از خواندن قرآن
کریم و هزاران کتابهای اسلامی که بزبان فارسی
و ترکی نوشته شده است ، بکلی محروم میگردند .
گذشته از همه اینها ، املای تازه یکی از روابط
ترکستان ۳۶۲
اتحاد اسلامی که اصول کتابت بود، یعنی در تمام
عالم اسلام رسم خط و کتابت به یک ترتیب و
اصول جاری بوده، عرب و عجم، فارس و ترک
اگر چه زبان یکدیگر را نداند. خط و کتابت همدیگر
را خواندن میتوانست، قطع نمود.
اینک چون این ملاحظات را بمد نظر آوریم،
املای تازه را که در سایه انقلاب بالشیفیکی، نصیب
مسلمین ترکستان گردیده، از نقطه نظر اسلامیت،
نه اینکه سبب تسهیل و مفید، بلکه سبب اختلاف
و مضر میباشد.
خلاصه خسارات مادی و معنوی که از سبب
انقلاب کبیر روسیه نصیب اهالی ترکستان گردیده
است صحیفههای مختصر علاوه ما گنجایش ثبوت همه
آن را ندارد. (شاید درین خصوصات دانشمندان
ترکستان همه واقعات را مفصلاً ثبت و قید
نموده در زمانش طبع و نشر خواهند کرد ........)
ولی این را هم نباید فرو گذارند کرد که فرزندان
۲۶۳
ترکستان
ترکستان خطاهای تاریخی اسلاف شان را که
در دور انحطاط و در عین زمان انقلاب کبیر روسیه
مرتکب شده اند آن ها تکرار نخواهند کرد .
زیرا برای ملّت ترکستان تجربه های تلخ زهر
آلود و خواری های که درین مدت پنجاه شصت
سال اسارت شان در زیر دست اجنبیان
دیده اند کافی باید باشد .
و بعد ازین امید است که نوجوانان
ترکستان باتفاق و یگانگئ تمام براه مقصد
اصلی شان حرکت نموده از نفاق و اختلاف
خانمانسوز دست کشیده برای اقبال وتعالی
آینده مملکت شان خواهند کوشید .
انشاء الله تعالی . شیر محمد
۳۶۴
فهرست
صحیفه
مقدمه از طرف ناشر ۳
ترکستان ۱۱
ترکستان شرقی ۱۱
ترکستان افغانی ۱۲
ترکستان غربی ۱۴
حدود جنوبی ترکستان ۱۶
سطح ترکستان ۱۷
ریگ و بیابان ۲۰
بیابان ریگ زار ۲۳
بیابان گل آلوده ۲۵
تل و تپه ها ۲۵
خاک زرد ۲۶
۳۶۵
صحیفه
کوهها ۲۸
اقلیم و هوایش ۳۲
آبیاری ترکستان ۳۵
حوضۀ آرال ۳۸
حوضۀ بالقاش ۴۴
ایسیق کول ۴۵
نباتات و حیوانات ۴۶
خلق و نفوس ترکستان ۴۹
ابتدای تمدن و معیشت در ترکستان ۵۲
اوزبکان ۶۵
قارا قرغزان ۶۸
ترکمنستان ۷۸
قارا قالپاقان ۸۱
سارتها ۸۱
تارانچیان ۸۳
آمدن روسها بترکستان ۸۴
۳۶۶
صحیفه
سودا، صناعت و کسب
۹۲
پنبه داری
۹۳
باغداری
۹۵
چار و اداری
۹۵
هنرهای دستی
۹۷
زاود و کارخانه داری
۹۹
معدن و کانها
۱۰۰
جنگل داری
۱۰۰
کسب ماهیگیری و شکار
۱۰۱
راههای ترکستان
۱۰۲
معارف ترکستان
۱۰۵
ولایت سرداریا
۱۰۷
آب و آبیاری ترکستان
۱۰۹
بحر آرال
۱۱۰
هوا و خلقتش
۱۱۶
آمدن روسها بولایت سردربیا
۱۱۸
۳۶۷
صحیفه
سودا ، صناعت و کسب
۱۳۱
چار وا داری
۱۳۵
ماهیگیری
۱۴۰
معدنها
۱۴۱
سودا و تجارت
۱۴۳
علم و معارف
۱۴۳
ادارهٔ سیاسی و ملکی
۱۴۵
قازالی
۱۴۵
آقمسجد
۱۴۵
چیمکند
۱۴۵
ترکستان
۱۴۶
اولیا آتا
۱۴۷
تاشکند
۱۴۸
ولایت سمرقند
۱۵۴
آبیاری اش
۱۵۶
کولها
۱۵۸
۳۶۸
صحیفه
ہوا و اقلیمش ۱۵۹
نباتات و گیاہہا ۱۶۱
حیوانات و جانوران ۱۶۱
اہالی و نفوس ۱۶۲
تاجیکان ۱۶۲
آمدن روسان بسمرقند ۱۶۴
سودا و صناعت ۱۶۶
باغداری و بوستان داری ۱۶۸
چار وا داری ۱۶۹
معارف و مکاتب ۱۷۰
ادارهٔ ملکی و سیاسی ۱۷۲
سمرقند ۱۷۲
دیزخ ۱۷۸
خجند ۱۷۹
کته قورغان ۱۸۰
اوراتپه ۱۸۰
۳۶۹
صحیفه
ولایت فرغانه ۱۸۱
آبیاری و رودها ۱۸۴
هوا و اقلیم ۱۸۵
نباتات و حیوانات ۱۸۶
معدن و کانها ۱۸۷
خلق و نفوس ۱۸۹
ضبط روسها فرغانه را ۱۹۹
کسب ، سودا و صناعت ۲۰۴
معدنها و ثروتهای زمینی ۲۰۸
معارف و مکاتب ۲۱۰
خوقند ۲۱۲
مرغینان ۲۱۵
نمنگان ۲۱۵
اندیجان ۲۱۶
حضرت ایوب ۲۱۷
اوش ۲۱۸
۳۷۰
صحیفه
۲۱۸ مضافات پامیر
۲۲۲ ولایت ترکمنستان
۲۲۶ آبیاری اش
۲۲۸ هوا و اقلیم
۲۲۹ حیوانات و جانوران
۲۳۰ نفوس و خلق
۲۳۴ ترکمانان
۲۳۸ آمدن روسان بترکمنستان
۲۴۵ سودا، هنر و صناعت
۲۴۷ چار وا داری
۲۴۸ معدنها
۲۵۲ معارف و مکاتب
۲۵۴ ادارۀ سیاسی و ملکی
۲۵۵ عشقا باد
۲۵۶ مرو
۲۵۷ مرو جهان
۳۷۱
صحیفه
شاه قدم
۲۵۹
تجن - سرخس - کوشکا
۲۶۰
ولایت یدی سو
۲۶۱
آبیاری
۲۶۶
کول و دریاچه ها
۲۶۷
اقلیم و ہوا
۲۷۱
نفوس و خلق
۲۷۲
آمدن روسها بیدی سو
۲۷۴
سودا و صناعت
۲۷۷
باغداری
۲۸۰
چار وا داری
۲۸۲
سودا و تجارت
۲۸۷
معارف و مکاتب
۲۸۸
ادارهٔ سیاسی
۲۸۹
آلماتا
۲۸۹
قاپال - توقماق
۲۹۰
۳۷۲
صحیفه
امارت بخارا ۲۹۰
اقلیم و ہوا ۲۹۳
نباتات و حیوانات ۲۹۴
آبیاری ۲۹۴
نفوس و خلق ۲۹۶
سودا، کسب و صناعت ۳۰۰
ہنر و صناعت ۳۰۳
معدن و کانها ۳۰۴
سودا و تجارت ۳۰۴
ادارۀ بخارا ۳۰۷
ادارۀ سیاسی و ملکی ۳۱۰
معارف و مدارس ۳۱۳
خانی خیوه ۳۱۸
حدودش ۳۱۸
اقلیم و ہوا ۳۲۰
آبیاری اش ۳۲۰
۳۷۲
معدنها و ثروتهای زمینی ۳۲۲
خلق و نفوس ۳۲۳
ترکمانان ۳۲۵
قارا قالپاقان ۳۲۶
سودا، کسب و صناعت ۳۲۸
چاروا داری ۳۳۱
صناعت و هنر ۳۳۱
سودا و تجارت ۳۳۲
علم و معارف ۳۳۴
آمدن روسها بخیوه ۳۳۷
خیوه ۳۴۰
اور گنج نو ۳۴۲
اور گنج کهنه ۳۴۴
ملاحظه ۳۴۵
علاوه از طرف ناشر ۳۴۷