[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
نور العلیه علم الاشیاء برای جماعت سال پنجم و ششم مکاتب ابتدائیه تالیف مترجم همایون اخطار - این کتاب که یکی از مولفات آقای مترجم همایون است و جناب مشارالیه یکی از فضلای وقت حاضر کشور ایران صاحب مولفات عدیده میباشند، در اینوقت نسخهٔ ازان بوزارت جلیلهٔ معارف افغانستان رسیده وزارت جلیلهٔ معارف چون که انرا با پروگرام رسمی مکاتب ابتدائیه خود مطابق دیده (ع ، ج) محمد سلیمانخان وزیر معارف عمومیه به طبع و تداول و تدریس آن در مکاتب ابتدائیه دولت علیه افغانستان امر و اجازه نمودند. چاپ اول (سنبله ۱۳۰۱ شمسی) (۱۸۰۰) نسخه ۱۳۴۰
[BLANK PAGE]
بسم الله الرحمن الرحیم علم الاشیاء سال پنجم و ششم فصل اوّل ۱- انسان و حیوان - انسان از حیث شکل و ترکیب با حیوانات ذواتا چندان تفاوتی ندارد فقط بعضی خصایص باعث برتری شرافت ان میشود مانند عقل تمیز و تکلم ۲ - اسکلت (کالبد) - هرگاه اسپی بمیرد بفاصله چند روزی جسد آن تجزیه شده پوست و گوشت آن از میان میرود ولی استخوانهای آن مدت مدیدی باقی میماند مجموع این استخوانها را بزبان فرانسه اسکلت می نامند ۱- تفاوت انسان و حیوان چیست؟ ۲- اسکلت چیست؟
۲ اسکلت در زمان حیات قسمتهای نرم بدن را نگاهداری کرده اعضای مختلفه آنرا محافظت مینماید و بواسطه حرکت استخوانهاست که انسان یا حیوان میتواند رفت و آمد نماید و اشیاء خارجی را بگیرد اسکلت برسه قسمت عمده تقسیم میشود: اول سر- دوم تنه- سوم اعضا ۲- اسکلت سر- اسکلت سر محافظ مغز سر است که آنرا بعربی دماغ مینامند دماغ منبع هوش و ادراک است اسکلت سر بدو قسمت عمده منقسم میشود: اوّل جمجمه که جعبه ایست استخوانی و مرکب از چند استخوان است دوّم صورت که مرکب میشود از استخوانهای بینی و جنبتین (رخساره) و فکّین (الاشه) ۴- اسکلت بالاتنه- اسکلت بالاتنه حافظ اعضای تغذیه و تنفس است و مرکب میشود از ستون فقرات و اضلاع و عظم قص (استخوان سینه) ستون فقرات مرکب است از استخوانهای عدیده حلقوی شکلی که روی هم چیده شده اند و مجرائی تشکیل میدهند که در ان نخاع جای دارد ۲- اسکلت سر چه فایده دارد؟ ۴- اسکلت بالاتنه چه میکند؟
۳ اضلاع عبارت باشند از دوازده زوج استخوان مسطح بشکل نیم دائره که از فقرات ظهری تا جلو سینه امتداد یافته اکثر آنها متصل میشوند باستخوان مسطحی که موسوم است به عظم قص ۵ - اسکلت اعضا - اعضای انسان بدو قسمت عمده تقسیم میشوند : اعضای عالیه و اعضای سافله که بزبان معمولی دستها و پاها میگوئیم هر یک از اعضای عالیه مرکب است از بازو و ساعد و مچ دست و انگشتان و هر یک از اعضای ۵ - اسکلت اعضا بر چند قسمت میشود راستخوانهای سر ترقوه عظم شانه عضد زند بالا زند اسفل استخوان لگن خاصره ران برضفه ساق پا مچ پا فكين استخوان غضروف فقرات ظهری ساعد مچ دست قصبه کبری قصبه صغری انگشتان پا
سافله مرکب میشود از ران و ساق پا و استخوان زانو و مچ پا و انگشتان ۶- مفاصل - مفصل محلی را گویند که دو استخوان بیکدیگر وصل میشوند در اغلب مفاصل استخوانها میتواند حرکت نموده از یکدیگر دور و بهم نزدیک شوند استخوانها بتوسط اثار مفصلی که قسمی از نوار سخت سفید رنگ است بهمدیگر وصل میشوند و مایع روغن مانندی که در مفاصل است باعث سهولت حرکات آنها میگردد. ۷- عضلات - عضله عبارت از توده لحمی است که در تحت پوست بدن واقع و روی اسکلت را میپوشاند عضله دست در حال انقباض و تشکیل یافته است از رشته های فشرده که بواسطه خون سرخ و قابل انبساط و انقباض است هر گاه عضلات وجود نداشته باشند استخوانهای انسان یا حیوان حرکت نخواهد داشت ۶- مفصل چیست؟ ۷- عضله چیست؟
۵ هضم اغذیه ۱- جهاز هضمیه ـ اغذیه چنانچه بعداً ملاحظه خواهد شد در حیات انسان و حیوان اهمیت فوق العاده دارند غذا باید ابتدا مهضم شود تا دارای فوائد مطلوبه گردد یعنی تبدیل شود بمایعهای مفیده که شایسته دخول در خون باشند ۲ - لوله هضمیه ـ لوله هضمه از دهان شروع شده اول مری را تشکیل میدهد پس از ان منحنی شده کیسه معده و چینهای متعدده امعاء دقاق و معاء غلاظ را تشکیل میدهد ۳- دندانها - اغذیه ابتدا بتوسط دندانها که در فکین (الاشه ها) جای گرفته جاویده میشوند دندانها از دو ماده مختلفه تشکیل یافته اند یکی عاج که ماده ایست شبیه باستخوان و دیگری ماده سخت و لغزنده که موسوم است بمینا قسمت مرئی خندان که منتهی زبان مری ... معده ... معاء دقاق لوله هضمه کبد ۱- اغذیه چه میکند؟ ۲- لوله هضمیه چیست از کجا شروع میشود؟ ۳- فائده دندانها چیست و از چه مواد ترکیب یافته اند؟
۶ میشود به لثه موسوم است به تاج دندان و قسمت غیر مرئی که در گوشت فرو رفته است موسوم است به ریشه انسان بالغ در هر فکی شانزده دندان دارد اول ثنایا که عدد آنها چهار است ثنایا دارای تاج برنده هستند کار آنها بریدن است دوم انیاب که عدد آنها دو و در طرفین ثنایا واقع شده و کار آنها پاره کردن اغذیه است سوم دندانهای آسیا یا طواحن که عدد آنها ده و در طرفین دهان واقع شده اند تاج آنها پهن و مسطح و مخصوصند از برای سائیدن غذا طفل کوچک در هر فکی ده دندان دارد که آنها را دندانهای شیری مینامند از سن هفت سالگی ببعد دندانهای شیری بتدریج ریخته بجای آنها دندانهائی دیگری میرویند که اگر محافظت نمایند تا اخر عمر باقی میمانند ۲- بزاق- (لعاب دهن) بزاق ... از غدودی تولید میشود که در زیر گوش و فک و زبان واقع شده عمل ان تبدیل (۱) (۲) (۳) اقسام دندانها (۱) ثنایا (۲) انیاب (۳) طواحن ۴- بزاق چیست و چه فایده دارد؟
مواد نشایسته سیب زمینی (کچالو) ولوبیا وغیره است بقند چنانچه اگر کمی از مغز نان را مدتی در دهان بجاویم احساس طعم شیرینی از ان مینمائیم پس از انکه اغذیه بتوسط دندانها خورد و بتوسط بزاق تر شد بمساعدت زبان گلوله شده وارد لوله هضمه میشوند ۵ - عصیر هاضمه - عصیر هاضمه از دیوارهای معده که کیسه ایست عضله ئی ترشح نموده اغذیه آزتی را (مانند گوشت وسفیده تخم مرغ ونان ماده نشایسته وغیره) حل می نماید اغذیه بواسطه انقباض و انبساطی که در معده است خمیر مانند شده بالآخره تبدیل میشوند بمایع رقیقی که وارد معاء دقاق میگردد ۶ - صفرا - صفرا از کبد که در طرف راست معده واقع گردیده تولید و بمعاء دقاق ریخته غذاهای چرب را تبدیل میکند بقطرات ریزه که در مایعهای غده پراکنده اند همچنانکه قطرات مسکه در تمام جرم شیر پراگنده شده اند ۷ - عصیر امعائی - عصیر امعائی از جدارهای داخلی معاء دقاق ۵ - عصیر هاضمه از چه عضوی تولید میشود و چه میکند؟ ۶ - صفرا از چه عضوی تولید فایده آن چیست؟ ۷ - عصیر امعائی از کجا تولید میشود و چه فایده دارد؟
۸ خارج شده عمل بزاق را تکمیل میکند یعنی قند نیشکر و چغندر (لبلبو) را تبدیل میکند بقندی که شبیه است بشیره میوه (از قبیل انگور و آلوچه) و شایسته آن مینماید که داخل در ترکیب گوشت بدن ما بشود در تحت عمل این عصیرهای مختلفه اغذیه تبدیل میشود بیک ماده سفید رنگی که مایع و دارای تمام صفات خون میباشند در این حال از جدار امعاء عبور نموده در مجاری خون میرزند و قسمتهای بیفایده آنها بتوسط معاء غلاظ بخارج دفع میشوند ۸ - حفظ الصحه هاضمه - از برای اینکه انسان بتواند غذا را بطور صحیح هضم نماید لازم است بدواً آن را خوب بجاود در این صورت بزاق بهتر و بیشتر رطوبت بغذا داده کار معده کم میشود دندانها را باید از طفولیت توجه نموده سالم نگاهداشت و از برای این کار لازم است همه روزه صبح و عصر با مسواک مخصوص که بیره را مجروح نکند آنها را شست هرگاه با گرد زغال و یا صابون بشویند بهتر است غذا را نباید بحد افراط خورد خصوصاً در شب که باید کمتر از روز غذا خورد مختصر ورزشی هم همه روزه از برای ۸ - حفظ الصحه هاضمه را بیان کنید ؟
۹ بهضم اغذیه لازم است . ۱- اغذیه مواد قابل احتراقی هستند که حیات را نگاهداری میکنند . - در اجاق ماشین بخار باید زغال نیا سوزاند تا آب گرم شود و تبدیل بخار گردیده چرخها را بحرکت در آورد واضح است اگر در اجاق مواد محترقه ریخته نشود قوه ارتجاعیه بخار نقصان یافته ماشین از حرکت باز میماند بدن ما نیز یک اجاق واقعی است که دران اغذیه منهضم شده کار زغال را میکند فقط تفاوتی که با ماشین دارد این است که چون خواسته باشد ماشین بحرکت بیاید زغال در ان میریزند اما انسان وحیوان باید همه روزه غذا بخورند زیرا که حیات حیوانی شب و روز از برای تنفس و دوران خون و سایر اعمال زندگانی حرارت صرف میکند هر گاه از برای انسان نقصان غذا پیدا شود لاً وضعيف میشود یعنی چربی و عضلات بدن بتدریجاً صرف میشوند تا آخرین توقف ماشین که عبارت از مرگ است برسد ۲- اغذیه باید قابل هضم باشند - از برای اینکه اغذیه شایسته ۱- اغذیه بمنزله چه هستند ؟ ۲- اغذیه باید چه نوع باشند ؟
۱۰ نگاهداری حیات و قابل دخول در نسوج (ساخت یا ترکیب) بدن شوند لازم است کاملا منهضم شوند پس باید آنها را خوب پخته با نمک و فلفل چاشنی زد تا قابل هضم شوند طریقه تهیه و حاضر کردن آنها در سر سفره اهمیت زیادی دارد و مربوط بدانستن علم طباخی - اغذیه سهل الهضم عبارت باشند از تخم مرغ عسلی و شیر و نان خشک و میوه های پخته و برنج و مغز سر گوسفند و گوشت جوجه و سیب زمینی و غیره برعکس تخم مرغ آب پز و لوبیا و گوشت گوسفند و گاو و ماهی و غیره را اغذیه بطی الهضم مینامند ۳- اغذیه باید مختلف باشند - انسان در صورتیکه فقط تخم و شیر صرف کند نمیتواند زندگانی نماید زیرا که این اغذیه بنسبت شایسته اصول نسوج بدن را که عبارت از کاربن و اکسیژن و هیدروژن و ازت باشد دارا هستند و باین مناسبت آنها را اغذیه کامله نا مند گوشتهای لاغر و پنیر و ماهی و غیره نیز دارای این چهار اصل هستند ولی ازت آنها زیاد است باین جهت آنها را اغذیه ازتی مینامند و چون این اغذیه مخصوصاً نسوج استخوانها و عضلات را تجدید نموده باعث نمو آنها میشوند اغذیه بدل ما یتحلل هم نامیده میشوند در اغذیه نشاسته (سیب زمینی و برنج و غیره) مقدار ازت کم است و در اغذیه ایا ازت یکنوع غذا باید خورد!
١١ چرب در روغن چربی در روغن نباتی ، هیچ ازت وجود ندارد این اغذیه قابل احتراق و اساساً بکار میروند از برای احتراق بطی که در بدن ما حرارت حیوانی را نگاه میدارد بنا بر این آنها را اغذیه قابل احتراق یا تنفسی مینامند حبوبات مانند لوبیا و نخود و عدس وغیره هم دارای ازت و هم دارای مواد نشاسته بنا بر این بسیار مغذی میباشند اغذیه باید بطور مختلف استعمال نمود مثلاً در غذائیکه ازت آن کم باشد مانند سیب زمینی باید غذائی نیز اضافه نمود که ازت زیاد داشته باشد مانند نان و گوشت و غیره مخصوصاً باید از افراط اغذیه ازتی اجتناب نمود ۴ - حفظ اغذیه - از برای حفظ اغذیه لازم است نطفه هائی که باعث فساد آنها میشوند نابود نمود و این کار را بچندین طریقه میتوان انجام داد طریقه اول - اغذیه را باید در معرض حرارتی قرار داد متجاوز از صد درجه (مانند گوشت و سبزی و شیر و غیره) ولی قبل از سرد شدن باید آنها را در ظروفی ریخته سر آنها را محکم بست تا هوا داخل نشود طریقه دوم - بعضی از غذا هم هستند که باید آنها بوسیله نمک زدن حفظ نمود ۴ - طریقه حفظ اغذیه را بیان نمائید ؟
۱۲ نمونه بعضی اغذیه شیر تخم مرغ اغذیه کامل ماهی پنیر گوشت مسکه قند سیب زمینی انگور سیب اغذیه ناقص
۱۳ د مانند گوشت و ماهی و خیار و ترشی و غیره) طریقه سوم – گوشت و ماهی را میتوان بوسیله دود دادن محفوظ داشت تخم مرغ را از یک طبقه چربی یا طبقه از رنگ و روغن میپوشانند تا هوا درون آن نفوذ نکرده فاسد نشود آب ۱- آب از برای انسان اولین مشروب لازم است- در بدن ما تقریباً باندازه دو ثلث وزن خودش آب است و چون بواسطه تنفس یا تعرق یا سبب دیگری این نسبت نقصان یابد احساس عطش مینمائیم یعنی محتاج میشویم آب تلف شده از بدن را مجدداً بآن برسانیم در تابستان بیشتر از زمستان ما احساس عطش مینمائیم زیرا بیشتر عرق میکند مشروب طبیعی انسان آب خوب و شیر جوشیده است ولی شیر از آب مغذی تر است ۲- مشروبات معطره سالم اند – مشروبات معطره عبارت باشند با از قهوه و چای و نعناع و بابونه و غیره این مشروبات چون طبخ شده اند مضر نیستند بعلاوه قهوه و چای مهیج و محرک سلسله اعصاب میباشند مطبوخ ۱- آب چیست و چه فایده دارد؟ ۲- مشروبات معطره سالم اند؟
۱۴ نعناع و بابونه ... هاضمه را مساعدت میکنند ٣ - مضرات مشروبات مقطره مشروبات مقطره مانند عرق و ترکیبات آن بکلی مضرست این نوع مشروبات مغز ادم الکلی اعضای بدن را فاسد کرده قوای فکریه را بکلی مختل میکنند و از کار فقیر و فاقه که منت را بمراد آورده است شخصی است که پول خود را صرف مسکرات نموده و دایما بخویش است می اندازند صدمه آنها نه تنها برای اشخاصی است که این مشروبات را صرف ۱- مضرات مشروبات مقطره را بیان کنید؟
۱۵ میکند بلکه اطفال آنها نیز بحسب ارث مبتلا بامراض مذکوره میشوند خون ۱- خون تمام بدن را غذا میرساند - هرگاه نقطه از بدن خود را سوزن بزنیم می بینیم بلافاصله خون جاری میشود مقدار خون در بدن انسان پنج الی شش لیتر است هرگاه قطره خونی را با ذره بین ملاحظه نمائیم می بینیم مایعی است که در ان اجسام عدسی شکل متعددی شناورند این حبوبات صغار را بزبان فرانسه کلوبول مینامند خون بواسطه انقباض و انبساط قلب داخل رگهایی میشود که موسومند به شرائین و آورده و مواد غذائیه را که بواسطه هضم اغذیه تهیه شده اند از بعضی مواد مضره خلاص کرده بتمام بدن میرساند ۱- فایده خون چیست؟ شریان اورده شریان مجهاز دوران خون
١٦ ۲ - جهاز دَوَرَانِ خون - قلب عضله ایست بجوف قفسه تقریباً بقدریستی مچ دست و در وسط ریتین واقع شده سرآن بطرف پائین و کمی بطرف چپ میل کرده است قلب بتوسط جدارعمودی بدو قسمت تقسیم شده است که عبارت از قلب چپ و قلب راست باشند و هر یک از آنها شامل دو حفره است یکی گوشهٔ کوچک یا دهلیز در بالا و دیگری بطن که در پائین واقع شده این دو حفره بواسطهٔ دریچهٔ که از بالا بطرف پائین باز میشود بیکدیگر مربوط میشوند شرائین با جدار های ضخیم و فنری (دار) از دو بطن منشعب و اَورده (وریدها) با جدار های نازک از دهلیزها شرائین و اورده منشعب گردیده در تمام بدن پراگنده میشوند درگهای کوچکتری که موسوم اند بعروق شعریه شرائین را با اورده متصل مینمایند شرائین معمولاً در عمق بدن نزدیک استخوانها واقع و اورده (وریدها) نزدیک پوست بدن واقع شده همان خطوط آبی رنگی که در مچ دست و روی دست دیده میشوند ۲ - جهاز دوران خون را شرح دهید؟
۱۷ ۳- دوران مضاعف خون - اولا خون از بطن چپ در شریان بزرگی که موسوم است به آارت داخل شده در تمام شرائین بدن دور میزند و بقسمتهای مختلفه بدن غذا میرساند بعد بتوسط عروق شعریه در اورده داخل گردیده در آنجا مواد جدیده مغذیه که از عمل هضم تولید شده اند اخذ مینماید بالاخره منتهی میشود بقلب راست خونی که در آارت و شعبات آن دور میزند قرمز روشن و دارای مقدار زیادی اکسیژن و انرا خون شریانی مینامند عروق شعریه اکسیژن و مواد مغذیه آن کم شده دارای گاز کاربنی و بخار آب میشود بنابراین رنگ آن قرمز تیره میشود آنرا خون وریدی مینامند درین موقع است که یک احتراق واقعی حاصل میشود مانند احتراق چوب و غیره که نتیجه آن تولید حرارت بدن است این حرارت که بدن ما را در ۳۷ درجه تقریب نگاه میدارد موسوم است بحرارت حیوانی ۳- دوران مضاعف خون را بیان کنید ؟ غازی است موسوم به مولد الماء
۱۸ ثانیاً خون وریدی از دهلیز راست در بطن راست وارد گشته از آنجا بشریان ریوی داخل شده که آنرا بعروق شعریه ریوی میریزد درین حال خون از گاز کاربنی جدا گشته خالص میشود و در این موقع است که مجدداً دارای اکسیژن و رنگ آن قرمز روشن میشود و بتوسط اورده ریوی در دهلیز چپ و بعد در بطن چپ داخل گردیده شروع بدوران مضاعف خود مینماید ۴ - ضربان نبض از انقباض قلب تولید میشود -- قلب در هر انقباض خون را بشرائین میریزد و ازین ریختن ضربانی تولید میشود که موسوم است بنبض . در جای که شریان درشتی مجاور پوست باشد این ضربان بخوبی محسوس است مانند مچ دست و شقیقه قلب انسان معمولاً در هر دقیقه ۷۰ الی ۷۵ دفعه میزند و چون تب داشته باشیم ضربان آن زیاد تر میگردد ۵ - حفظ الصحه دوران خون هرگاه دوران خون بطی شود اعضا عروق شعریه ۴ - ضربان نبض از چه تولید میشود ؟ ۵ - حفظ الصحه دوران خون را شرح دهید !
۱۹ مواد مغذیه را بطور کافی اخذ ننموده ضعیف میشوند پس لباسهای تنگ را نباید پوشید زیرا که بدن را میفشارد و دوران خون مخل میشود مخصوصاً از گرد بند جراب باید اجتناب شود تنفس ۱- تنفس خون را اصلاح میکند - تنفس در بدن ما دو عمل عمده را انجام میدهد اول اینکه خون را از گاز کاربنی و بخار آب خلاص میکند و تولید احتراق بطئی در عروق شعریه مینماید ثانیاً اکسیژنی که بواسطه آن احتراق آهسته از خون تلف شده است مجدداً بآن میرساند حنجره قصبه الریه شکل خارجی ریتین جهاز تنفس ۱- جهاز تنفس - سینه یا قفس صدری از حفره بطنی بتوسط عضله حجاب تنفس چه میکند ؟ جهاز تنفس چیست ؟
۲۰ عضله دافعه موسوم به دیافراکم جدا شده حاوی ریتین است ریتین در طرفین قلب واقع کردید و همین جاست که عمل تنفس انجام مییابد در عقب دهان یعنی در جلو مری لوله بزرگی است که بتوسط نیم حلقه های غضروفی بازوموسوم است به قصبتہ الریہ قسمت فوقانی قصبتہ الریہ حنجره است که در داخل آن اوتار صوتی واقع وبواسطه هوای تنفس شده مرتعش و لرزان میگردد قصبتہ الریہ در سینه منقسم بدو شعبه گشته هر شعبه نیز دارای شعباتی است که از بهر سمت امتداد یافته لوله هائی تشکیل میدهند که متدرجاً تنگ شده بالاخره منتهی میشوند بکیسه های کوچکی موسوم به وزیکولهای ریوی اجتماع لوله ووزیکولهای چرم اسفنجی شکلی را میسازد که موسوم است به ریه ۲- ریتین هوا را جذب و دفع مینمایند- ریتین قصبتہ الریہ بواسطه حفره های انفی مجرای دهان با هوای خارجی مربوط میگردند هوای خالص کثیف بواسطه شهیق در ریتین داخل هوای و زفیر بواسطه زفیر خارج میشود شماره شهیق ۳- ریتین چه میکنند ؟
۲۱ در هر دقیقه پانزده الی بیست مرتبه است در سبب هنگام شهیق اضلاع بلند و عضله دیافراگم منقبض گشته فرو میرود و حجم قفس صدری زیاد میشود بنا بر این هوای خارجی در ریتین داخل میگردد اما بهنگام زفیر اضلاع فرو رفته دیافراگم بلند میشود ریتین منقبض و هوائی که شامل گازهای خون فاسد شده است بیرون می آید -- ریتین مانند دم آهنگری پیوسته پر و خالی میشود ۶-- هوای خارج شده از ریتین دارای گاز کاربنیک و بخار آب است - تجربه اول هرگاه با لوله بلوری در آب آهک (۱) بدمیم دردہای مخصوصی از مواد آهکی تشکیل یافته آب را کدر مینمایند بنا بر این هوای زفیری شامل گاز کاربنی است تجربه دوم : چون روی آئینه یا شیشه با دهان بدمیم بخار آب زیادی روی آن می نشیند که بواسطه برودت غلیظ میشود پس هوای زفیری دارای بخار آب نیز هست (۱) آب آهک عبارت از آبی است که در آن آهک خاموش ریخته بعد صاف نموده باشند. ۶- هوای زفیری چگونه است ؟
گل مبدل یا حصیها خرد ترگرفون ۲۲ خلاصه گاز کاربنی و بخار آبی که در وریدی است از جداره ای بسیار نازک ترانیکولهای (ورید های) ریوی عبور نموده داخل در شعبات قصبه الریه میگردند در انجا باهوا مخلوط گشته بواسطه زفیر خارج میشوند. از طرف دیگر یک قسمت از اکسیژن هوا از همین جداره نفوذ کرده به گلبولهای قشره خون میرسد دخون وریدی را تبدیل بخون شریانی مینماید بعباره اخری او را دوباره حیات میدهد هـ - حفظ الصحه تنفس - هوا در وقت عبور از منخرین کمی گرم میشود و یک قسمت از گرد و غبار ی را که شامل هست در انجا میگذارد ولی اگر از دهان عبور نماید مستقیماً وارد قصبه الریه و شعبات ان گردیده وانها را سرد می نماید در این صورت مرض زکام تولید میشود پس حتی الامکان باید خود را عادت دهیم که فقط از بینی تنفس نمائیم نه از دهان بواسطه تنفس اکسیژن هوای منازل کم شده و بعوض ان گاز کاربنی تولید میشود که از برای تنفس صلاحیت ندارد بهمین دلیل اشخاصیکه در امکنه کم هو از ندگانی مینمایند رنگ پریده و ضعیف میباشند و خون وریدی انها بطور ناقص مبدل بخون شریانی میگردد هـ حفظ الصحه تنفس را شرح دهید ؟
۲۳ و چون گاز کاربنی هوا زیاد شود انسان خفه میشود بنابر این باید غالباً در اکنار مسکونه هوا را تجدید نمود و مواظب بخاریها و اجاقها نیز بود که تولید همیشه در کمین گاز کاربنی نکنند حرکات بدن و اعصاب ۱ - حرکت و اعصاب - اعصاب عبارت از رشته های سفید رنگی هستند که از دماغ و دنباله آن که نخاع باشد روئیده در تمام قسمتهای بدن پراگنده میشوند کار آنها این است که اثر اشیاء خارجی را بدماغ برده فرمان محرکت عضلات را از دماغ می آورند مثلاً وقتی که ما دست خود را نزدیک آتش نگاهداریم اثر حرارت بتوسط اعصابی که در دست ما هستند منتقل میشود بدماغ که مرکز عصبانی است دماغ حس میکند که آتش دست را خواهد سوزانید پس بلا فاصله بواسطه اعصاب دیگری بعضلات بازو فرمان میدهد که منقبض شده دست را از آتش دور نگاهدارند اعصابی که مأمور تنظیم اعمال حیاتی بدن هستند مانند هاضمه و دوران دم وغیره ۱- اعصاب چه هستند ؟
در تحت اراده ما نیستند ۲ - دماغ و نخاع - دماغ ماده ایست نرم که از خارج خاکستری و از داخل سفید رنگ و در وسط جمجمه قرار گرفته بدو نیمکره قسمت میشود سطح آن دارای چینهای متعددہ است در عقب آن ضمیمه است موسوم بدماغ اصغر و دنباله آن منتهی میشود بنخاع که آن هم ماده ایست که در مجرای ستون فقرات قرار گرفته احساسات سُرور و حُزن و بالآخره فکر و اراده انسان همه بواسطه دماغ است ۳ - اعضای حواس پنجگانه - انسان و بعضی حیوانات عالیه دارای پنج حس میباشند که بتوسط آنها اشیاء خارجی مجاور خود را شناخته درک کیفیات آنها را میکنند این پنج حس عبارت باشند از باصره و سامعه و ذائقه و شامه و لامسه ، ہر حسی دارای عضوی است که بتوسط اعصاب ۲ - دماغ چیست ؟ ۳ - انسان دارای چند حس است ؟ دماغ اع... نخاع... اعصاب... اعصاب اعصاب اعصاب اعصاب نخاع... .... دماغ اصغر
۲۵ مخصوصاً اثرات منتقل شده بدماغ را درک مینماید ۴- چشم عضو باصره است چشم کره ایست که از چندین پرده تشکیل یافته پرده اول سخت و در جلو شفاف و موسوم است به قرنیه در عقب قرنیه پردۀ دیگری است موسوم به عنبیه که بمقدار صفه ایست سیاه رنگ یا خاکستری یا آبی و در وسط این پرده سوراخی است موسوم به حدقه یا مردمک که در جلوه عدسی شفافی موسوم به جلیدیه واقع گردیده جلیدیه بر حسب بعد اشیاء دیدنی مسطح یا مدور میشود بدین طریق صور اشیاء در قعر چشم روی پردۀ دیگری موسوم به شبکیه که بسیار نازک و براء از عصب باصره متصل میگردد تشکیل میشود ۵- گوش عضو سامعه است - صوت عبارت از ارتعاشاتی است که بواسطه هوا داخل لانۀ گوش میشود این ارتعاشات به پردۀ داخلی گوش که موسوم است به پرده صماخ برخورده استخوانهای ریزه و بعضی رطوباتی که در داخل چشم را تشریح دهید؟ ۵ - صوت چیست ؟
٢٦ گوش است مرتعش مینمایند و بالاخره عصب سامعه آن اثرات را بمغز رسانده انسان درک اصوات را مینماید داخل گوش بتوسط لولا که موسوم است به شیپوراشاس با حلق ارتباط پیدا میکند ٦ـ زبان عضو ذائقه است اعصاب ذائقه منتهی میشوند به برجستگیهای کوچک زبان که موسوم اند به حلمیه بتوسط اجسامی که در بزاق حل شده اند متاثر میشوند زبان ٧ـ عضو شامه بینی است عقب شامه در حفره های انفی منشعب میگردد و چون ما تنفس کنیم بواسطه اجزای بینهایت صغاری که از اجسام جدا میشوند متاثر میگردد حفره ای انفی بطرف عقب و متصل بدهان میگردند ٦ـ اعصاب ذائقه بکجا منتهی میشوند ؟ ٧ـ عصب شامه از کجا منشعب میگردد ؟ عضو شامه
۲۴ ۸ - پوست عضو لامسه است - اعصاب لامسه در تمام پوست بدن موجود میباشند بخصوص در پوست دست حس لامسه در سرانگشتان بیشتر از سایر جاهای بدن است پوست بدن دارای منافذی است که از آنها عرق خارج میشود فائده عرق این است که خون را از مواد کثیفه خلاص مینماید و چون در هوا تبخیر شود بدن ما را سرد میکند. حیوانات - طبقه بندی ۱- طبقه بندی عمومی - حیوانات متعدد و نوع آنها مختلف است بعضی از آنها بیکدیگر شبیه و دارای خصایص مشترکه میباشند بنا بر این مجموع آنها را در تحت یک طبقه قرار داده باسم مخصوصی مینامند و چون یکی از افراد این طبقه را در تحت نظر آورده بدقت اعضای آنرا ملاحظه نمائیم وکاملاً بشناسیم مثل این است که تمام حیوانات این نوع را شناخته باشیم اولا حیواناتی که مانند انسان دارای اسکلت داخلی هستند یک طبقه نموده باسم عمومی حیوانات ذوفقار مینامند این دسته تماماً دارای ستون فقرات هستند ۸ - اعصاب لامسه در کجا هستند ؟ ۱- آیا حیوانات متعدد هستند ؟
۲۸ ثانیاً حیواناتی که مانند زنبور بدن شان از حلقه ها تشکیل یافته پوستشان سخت و دارای چند جفت پا هستند و پاهای آنها تشکیل یافته است از قطعاتی که بتوسط مفاصل بیکدیگر وصل شده اند این طبقه را ذو مفصل نامند اسکلت حیوانات پستاندار حلزون کرم ثالثاً حیواناتی که مانند کرم خاکی بدن شان تقسیم شده است بحلقه ها اما نرم و عاری از پاهای مفصلی هستند موسوم شده اند بطایفۀ دیدان (کرمها) رابعاً حیواناتی که مانند حلزون دارای بدن نرم و بدون تقسیمات ظاهره میباشند این طبقه موسوم شده اند بطایفۀ رخوه (نرم دست)
۲۹ هریک از طبقات مذکوره نیز بر چند دستهٔ مختلف تقسیم میشوند ۲- طبقه بندی حیوانات ذو فقار - تمام حیوانات ذو فقار یک اسکلت داخلی و یک قلب دارند و خون آنها دارای گلبولهای قرمز است بعضی از حیوانات این دسته خونشان گرم است یعنی درجه حرارت بدن آنها چندان تغییر نمیکند و برخی دارای خون سرد میباشند یعنی درجهٔ حرارت بدن آنها کم و بموجب محیطی که تنفس میکنند تغییر مینماید آشیانه طیور شیر ببر قورباغه مار ماهی ۲- حیوانات ذو فقار چه دارند ؟
۳۰ حیوانات ذو فقار خون گرم بتوسط ریتین تنفس میکنند و بر دو دسته عمده تقسیم میشوند اوّل پستانداران که بدن آنها مستور از مو و بچه های خود را شیر میدهند دوّم طیور که بدن آنها مستور از پر و تخم میگذارند حیوانات ذو فقار خون سرد بر سه دسته تقسیم میشوند: اول خزندگان که بتوسط ریتین تنفس میکنند پوست آنها برهنه و خشک و شاخی است دوم ذوحیاتین که در کوچکی در آب تنفس مینمایند و چون بسن بلوغ رسیدند در خاک این دسته نیز دارای پوست برهنه نرم و مرطوبی هستند سوم ماهیان که پوست بدن آنها مستور از فلس و در آب زندگانی مینمایند و بتوسط (یعنی، خیشوم تنفس میکنند پستاندارها ۱- طبقه بندی پستانداران - هر گاه حیواناتی را که بیک دسته مخصوصی تعلق دارند بطور تفصیل در تحت ملاحظه آوریم می بینیم تفاوت مابین آنها فقط از حیث طرق تغذیه و دفاع و فرار است تشکیل اعضای بدن و دندان مخصوصاً انتهای دندان ها یکی از صفات ممیزه طبقه بندی است ۱- تفاوت مابین حیوانات چیست؟
۳۱ بعضی از پستاندارها انگشتان شان منتهی بناخن یا چنگال و بعضی دیگر منتهی بیک سم شاخي میگردد پای گاو پای سگ پنجه گربه دست انسان پستاندار های ناخن دار و چنگال دار بر چند دسته تقسیم میشوند : اول انسان و میمون دوم آنهائیکه صاحب طواحن نوک تیز و حشرات خوار میباشند سوم حیواناتیکه انیاب ندارند و مواد نباتی را میجاوند آنها را قراضه مینامند چهارم حیواناتیکه انیاب نوک تیز و طواحن برنده دارند و غذای آنها منحصر بگوشت است (گوشتخواران) پستاندار های سم دار را که عموماً علف میخورند بر دو دسته تقسیم میکنند: اول حیواناتیکه انیاب ندارند و نشخوار میکنند یعنی غذا های بلع شده را مجدداً بدهان
۳۲ آورده یک دفعه دیگر میجاوند بهمین مناسبت آنها را نشخوار کننده گان نام نهاده اند دوم علفخوارانیکه نشخوار نمیکنند و دارای دندان کاملی هستند مانند اسپ و انواع آن باستثنای فیل ۲ - انسان فرد اکمل پستان داران است - امتیاز انسان از دیگر حیوانات بواسطه هوشش و گفتار است بعلاوه بدن او فقط بواسطه اعضای سافله نگاهداری شده است و باعضای عالیه میتواند اشیا را بگیرد مخصوصاً انگشت شست میتواند جلو سایر انگشتان آمده اشیاء خیلی لطیفه را بگیرد میمون میمونها دارای چهار دست میباشند - این حیوانات که در ممالک گرمسیر ۲ - امتیاز انسان از سایر حیوانات بچیست ؟
۳۳ زندگانی میکنند شباهت تامی از حیث ترکیب بدن بانسان دارند پای آنها نیز مانند دست انسان است و بهمین جهت میتوانند بسهولت از درخت بالا روند بزرگترین حیوانات این جنس عبارت باشند از گریل شپانزه و اورانغتا و اران اوتان (در جزایر سند) ۳ - خرگوش : قراضه - خرگوش دارای گوشهای دراز و چشمان آن در پهلوی سرش قرار گرفته پاهای عقب این حیوان درازتر و بهمین جهت میتواند جست و خیز نماید غذای این حیوان منحصر به نباتات است خرگوش مانند سایر حیوانات قراضه انیاب ندارد دندانهای ثنایای آن بواسطه خائیدن نباتات سائیده و تحلیل میروند ولی مجدداً میرویند گوشت این حیوان را فرنگیها میخورند و موی آنرا از برای ساختن نمد استعمال میکنند انواع موشها و سنجاب از نوع قراضه هستند ۴- کورموش حیوانات حشرات خوار - کورموش بدن دراز و پاهای کوتاهی دارد پاهای جلو نسبتاً پهن و قوی و دارای ناخنهای مقاومت کننده هستند که با آنها بسرعت زمین را حفر میکند ۳ - خرگوش را شرح دهید ؟ ۴ - کورموش را شرح دهید ؟
۳۴ کورموش مانند سایر حیوانات حشره خوا طواحن نوک تیز مخروطی شکل دارد بواسطه آنها کاسه حشرات را خورد کرده گوشت آنها را میخورند و نیز انواع کور موش کرمها را از زمین بیرون آورده میخورد و بزارعین خدمت بزرگی میکند ۲- تیغی ۳- خفاش از جنس حیوانات حشرات خوار میباشند - خفاش جزو طیور نیست زیرا که بال ندارد و پریدن آن بواسطه پرده ایست که اعضای او را بمدش وصل میکند بعلاوه این حیوان مانند موش دندان دارد و جزو پستاندار ۴ محسوب میشود حیوانات گوشتخوار ۱- گربه از نوع حیوانات گوشتخوار است - گربه دارای بدن ممتد و چهار پای نرم و قوی میباشد اسلحه این حیوان چنگال های طویل نوک تیزی است که در انتهای پای آن قرار گرفته اند و از برای اینکه چنگالهایش سائیده نشود با سر انگشتان راه میرود گربه نیز مانند سایر گوشتخواران ثنایای کوچکی دارد ولی دندانهای انیابش ۱- گربه را شرح دهید؟
۳۵ طویل و قوی و نوک تیز و طواحنش برنده است گربه وحشی در جنگلهای اروپا یافت میشود. شیر و پلنگ (افریقا و آسیا) ببر (آسیا) و ژاگوار (امریکا) از جنس حیوانات گوشتخوار میباشند. این حیوانات شکارهای خود را غالباً زنده گرفته با چنگال و انیاب پاره کرده میخورند ۲ - سگ - امتداد فکین سگ زیاد تر از گربه است و طواحنش برنده شیر و پلنگ مثال گربه نیست این حیوان نیز روی انتهای انگشتان راه میرود ولی چنگالش سایده میشود زیرا که نمیتواند بمانند گربه جمع کند قوه شامه سگ باندازه ایست که شکار خود را بتوسط بوئی که ازان مانده است تعاقب مینماید و بالاخره آنرا پیدا میکند سگ شکاری ۲- سگ چه تفاوتی با گربه دارد؟
٣٦ سگهای اهلی بسیار باهوش و نسبت بانسان با وفا و خدمات زیاد میکنند بعلاوه سگ جزو دسته از گوشتخواران است که سبعیت آنها کمتر از گربه و غالباً مواد نباتی میخورند گرگ و روباه نیز از حیوانات گوشتخوار است ٣ - خرس = خرس در وقت راه رفتن تمام کف پای خود را روی زمین گذارده خیلی سنگین راه میرود خرس سفید سبع در نواحی قطبی منزل دارد خرس گندم گون چندان خرس سبعیت ندارد و فقط از ریشه نباتات وکرم و مورچه و عسل و میوه تغذیه میکند موقع زمستان در مغاره پناه برده نخوابد و از جنس حیوانات زمستان خواب است (زمستان خواب) حیواناتی را گویند که در تمام زمستان بحس میشوند و همینکه هوا گرم شد جانی گرفته از لانه خود بیرون می آیند ٤ - گوشتخواران کوچک - بعضی گوشتخواران کوچک نیز پیدا میشوند مانند راسو و قاقم و غیره که بدن شان طویل و پاهای آنها کوتاه است ٣ - خرس را شرح دهید ؟ ٤ گوشتخواران کوچک را شرح دهید ؟
٣٤ این حیوانات نیز طیور را شکار کرده میخورند حیوان دیگری نیز هست موسوم به لوتر (سگ آبی) که پاهای آن پرده دارد این حیوان ماهیها را در رودخانه ها و گردابها شکار مینماید سگ آبی راسو ه - پستانداران بحری - نهنگ از نوع حیوانات پستاندار ولی شباهت تامی بماهی دارد اعضای آن منحصر است با عضای قدامی که تبدیل به آلت شنا گردیده این حیوان دایماً در آب زندگانی میکند. و غالباً برای تنفس کردن هوا بسطح آب می آید نهنگ دندان ندارد ولی فک فوقانی آن دارای جبیرهائی است که مانند ترکه نازک و طویل میباشند گلوی آن خیلی تنگ بدین واسطه نمیتواند حیوانا نهنگ چیست ؟
۴۸ بزرگ را بلع کند غذای آن منحصر است به ماهیان ریزه و نواعم طریقه تغذیه آن ازین قرار است = چون در دریا راه میسپرد دهان خود را باز نگاه میدارد بنابر این حیوانات در دهان آن داخل شده بتوسط جیره نگاه داشته میشوند نهنگ فقط در دریاهای قطبی زندگانی میکند از گوشت آن روغن زیادی بدست می آورند و از چبرهای آن کمربندهای زنانه و چتر و غیره درست میکنند دلفین و مارسوئن «خوک بحری» نیز از حیوانات گوشتخوار بحری هستند طول بدن آن ٤ باندازه دو الی سه متر میشود و متجاوز از یکصد عدد دندانهای مخروطی و برنده دارند - این حیوانات پیوسته دهان خود را در سطح آب نگاهداشته هوا را تنفس مینمایند بال
۳۹ نشخوار کنندگان ۱- گاو- گاو نیز مانند سایر نشخوار کنندگان دارای چهار پا میباشد هر یک از پاهای این حیوان دارای دو انگشت است که منتهی بٌسم میگردد در بالای سر سر دو شاخ است که با آن مدافعه مینماید – شاخهای گاو مجوف و منحنی و صاف میباشند گاو دندانهای انیاب ندارد ولی طواحن آن پهن و فکک تحتانیش حامل ثنایا میباشد که از طرف راست بچپ حرکت مینماید مانند سنگ آسیا نباتات را خرد میکند معده اش مرکب از چهار کیسه است که بتوسط آنها نشخوار میکند یعنی نباتاتی را که درست نجا ویده مجدداً از معده بدهان آورده خوب میجاود گاو زمین را شخم میزند و گاو ماده شیر میدهد از پوست گاو چرمهای محکم میسازند – شیر غذائی است کامل و مرکب است از آب و کلیولهای چرب مسمی بسر شیر و یک ماده ازتی موسوم به کازین و یک ماده قندی موسوم به قند شیر و املاح معدنی . شیر بهترین غذای اطفال کوچک و اشخاص مریض است – باشیر پنیر و ماست و سایر چیزها درست میکنند ۱- گاو را شرح دهید؟
۴۰ رمه گوسفند ۲- گوسفند - بدن گوسفند از پشم مستور و مانند گاو نشخوار میکند دندانهای آن کاملاً مانند گاو است گوسفند نر را قوچ و گوسفند ماده را میش مینامند قوچ دارای شاخهای مجوف و پیچ پیچ است گوسفند برای ما فواید عمده دارد گوشت و شیر آن را میخوریم از پشم آن لباس و از پوست آن چرم درست میکنیم در بهار پشم گوسفند ها را میچینند و خوب میشویند تا چربی آن زایل گردد بعد رشته پارچه میبافند ۳- حفظ الصحه گاو و گوسفند - طویله آنها باید تهویه شود و زمین آن سخت باشد که آب در آن نفوذ ننماید بعلاوه کمی سراشیب باشد تا آبهائی که از ادرار حیوانات حاصل میشود در آنجا نمانده بطرف مزبله جاری شود در موقعیکه حیوانات ۲- گوسفند را شرح دهید ؟ ۳- حفظ الصحه گاو و گوسفند چیست؟
۴۱ علفهای سبز بخورند مانند رنقه و شبدر وغیره ممکن است این اغذیه داخل در تخمیر شوند در آنصورت مقدار زیادی گاز تولید شده شکم گاو ورم میکند و بمرگ حیوان را میکشد علاج آن این است که باندازه یک قاشق امونیاک را (نوشادر) در یک لیتر آب حل کرده بحیوان بخورانند گوسفند را باید از حرارت و رطوبت در پناه داشت آغل گوسفندان باید خشک و تهویه شود ۳- سایر نشخوار کنندگان - بز نیز جزو نشخوار کنندگان است این حیوان نیز شاخ دارد شیر آن بسیار مغذی است و از پوست آن چرم درست میکنند شتر اعم از بقایا شتر یک کوهان و شتر آسیا (دو کوهان) حیوانات نافع پس از که از برای حمل ونقل بارها مفیدند طوایف اسکیمو حیوانی که موسوم است شتر بر آن اهلی نموده مانند شتر بکار میبرند غالب از نشخوار کنندگان بحالت وحشیگری ۴- بز جزو کدام دسته است ؟
۴۲ زندگانی مینمایند مانند گوزن و آهو و غیره حیوانات علفخوار که نشخوار نمیکنند ۱- اسب – اسب دارای سر ظریف و بدن معتدلی است این حیوان دارای چهار پا و هر پا منتهی بیک سم میشود و دارای دندانهای ثنایا و انیاب و طواحن است اسب نیز مانند گاو از مواد نباتی تغذیه میکند دارای معدۀ ساده است نشخوار نمیکند – اسبها از برای سواری و بستن بدرشکه و گادی و غیره بکار میرند اسپ را باید بمقدار کافی خوراک داده هر روزه تیمار نمود وقتیکه عرق دار است و در جای ایستاد باید با جل پشمی پشت آنرا پوشانید والا سرما خورده نا خوش میشود طویلۀ اسب باید وسیع و پاک و خوب تهویه شود خر و قاطر نیز ترکیب بدنشان اسب مانند اسب است و خدمات زیاد بانسان میکنند اسپ را شرح دهید؟
۴۳ ۲ -- خوک -- خوک دارای پوست ضخیمی (لک) است سر این حیوان درشت و دارای پوزه ایست که قسمت جلوی آن خیلی سخت و با آن زمین را میکند پاهای آن منتهی بچهار انگشت میشود که تمام سُم دارند و فقط دو سُم آن بزمین میرسد خوک دارای شنایا و انیاب خیلی قوی و طواحن است غذای این حیوان مواد نباتی و حیوانی است مانند سیب زمینی و دوغ و سبوس و غیره و زود بزرگ و چاق میشود فرنگیها گوشت و چربی آنرا میخورند با موهای سخت آن مسواک و (برس) ماهوت پاک کن درست میکنند گوشت خوک دارای میکروبهای مضره و دانه کرم کدو میباشد و چون انسان گوشت آنرا بخورد ممکن است مبتلا ببعضی امراض شود یک قسم آن بحالت وحشی زندگانی میکند که آنرا گراز مینامند دندانهای انیاب این حیوان مانند دندان فیل از دهانش بیرون آمده است که با آنها زمین را میکند و و محصول است را از زیر خاک بیرون آورده میخورد اسب آبی که در شطوط و دریاچه های افریقا ۲- خوک چه قسم حیوانی است؟ گراز
مرکزی زندگانی میکند ترکیب درندی بدنش مانند خوک است دندانهای انیاب آن عاج بسیار خوبی است ۳- فیل- فیل دارای تنه درشت و پوست ضخیم خشن و درشت ، و تقریباً بی مو میباشد بینی آن که آنرا خرطوم میگویند ممتد شده و بخوبی حرکت مینماید اشیاء را بگیرد فیل انیاب ندارد ولی طواحن بسیار پهن و دو ثنایای بزرگ و طویل دارد که از فکین فک اعلی خارج شده اند پاهای آن منتهی میشوند به پنج انگشت سم دار فیل در آسیا و افریقا زندگانی میکند این حیوان را برای عاج دندانش شکار میکنند و چون اهلی شود خدمات زیاد بانسان میکند ۴- کرگدن - کرگدن در افریقا و آسیا زندگانی میکند سر این حیوان ممتد و روی بینی آن یک یا دو شاخ است ۳- فیل را شرح دهید ؟ ۴- کرگدن چه قسم حیوانی است؟
۴۵ تمام پستاندارانی که نشخوار نمیکنند و سم دارند باستثنای خانواده اسپ همه دارای پوست خیلی ضخیمی هستند بنابراین این دسته را ضخیم الجلد مینامند ه - کیسه دارها - این دسته حیوانات در زیر شکم کیسه جیب مانند دارند که که بچه های خود را در هنگام خطر در ان گذارده پناه میدهند معروفترین آنها کانگور دارنیترنینگ و ساریک میباشند حیوانات کیسه دار طیور ۱- تعریف طیور- طیور عموماً دارای یک نول شاخی دووبال و دو پا میباشند بدن آنها از پرهای زیاد مستور و تخم میگذارند تخم طیور مرکب است از سفیده و زرده که روی آنها را پوست حجری که از مادۀ آهکی است میپوشاند ه - کیسه دارها را بیان کنید ؟ ۱ - طیور را تعریف کنید ؟
در روی زرده لکه کوچک سفید رنگی است موسوم بنطفه که جوجه کوچک از ان تشکیل مییابد معمولاً مرغ روی تخمها بخوابد و تهیه حرارت لازمه از برای شگفتن آنها مینماید این حرارت لازمه از ۳۸ الی ۴۰ درجه است. بتوسط حرارت مصنوعی نیز میتوان از تخمها جوجه در آورد طریق آن این است که تخمها را در جعبه مخصوصی گذارده حرارت لازمه بآنها میدهند مرغ خانگی در سال ۸۰ الی ۱۵۰ تخم میدهد ۲ - طیور شکاری - طیور شکاری گوشت چنگال مانند تیزی هستند این آنها دارای ناخنهای قوی و نوک تیز است موسوم بچنگال بالهای آنها طویل بالهای سرعت در هوا پرواز مینمایند بعضی ازین طیور در روز شکار میکند بنا بر این آنها را روز گرد مینامند و برمی در شب شکار میکنند که آنها را طیور لیلی یا شبگرد میگویند مهمترین روز گردها یکی کرگس است که از حیوانات مرده تغذیه مینماید و عقاب که حیوانات زنده را شکار مینماید و انواع قوشها و مرغهای که از برای شکار تربیت مینمایند ۱- طیور شکاری کدامند؟
۴۷ معروفترین شبگردها انواع جفدها هستند که موشها را شکار نموده میخورند جغد ۳- بالاروندگان - این دسته از طیور دارای چهار انگشت میباشند دو در جلو و دو در عقب پا نوک آنها محکم و پرقوت است مانند طوطی و دارتک که درخت را سوراخ نموده کرمها را بیرون می‌آورند میخورند ۴- کبوتران - چندین قسم است مانند کبوتر چاهی و قمری و کبوتر خانگی اینها نیز مانند مرغ دانه خوار میباشند دارتک ۵- ماکیان این دسته از طیور ۳- بالاروندگان کدامند؟ ۴- کبوتران را شرح دهید؟ ماکیان کدامند؟ کبوتر
٣٨ شباهت تامی بمرغ خانگی دارند و معروفترین آنها عبارت باشند از قرقاول و طاوس و هوبره وبوقلمون وکبک نرهای این دسته مهمیز آهنی دارند طیور خانگی ۶ - پادراز ها - این دسته از طیور دارای پاهای دراز میباشند معروفترین آنها لکلک و درنا و غیره است لکلک ۷ - دوندگان - این دسته دارای بالهای خیلی کوتاه میباشند و نمیتوانند در هوا پرواز نمایند ولی با کمال سرعت در روی زمین میدوند مانند شتر مرغها که در افریقا زندگانی میکنند و ارتفاع تنه آنها تا دو متر و نیم میرسد شتر مرغ ۶ - پادرازها را شرح دهید؟ ۷ - دوندگان کدامند؟
۴۹ ۸- پرده دارها- پاهای این دسته از طیور دارای پرده است یعنی مابین انگشتان آنها پرده نازکی است که آنها بایکدیگر وصل مینماید و نیز همین پرده سبب میشود مرغابی که مرغ با کمال سرعت در روی آب شنا میکند اردک و قاز و قو ازین جنس میباشند ۹- عابرین - این دسته از طیور شامل انواع متعدده میباشند مانند قمل و پرستوک و کاکلی و سار و غیره که گاهی در آفاق ما پیدا میشوند و پس از چندی مهاجرت نموده بجاهای دیگر میروند سار ۱۰- حفظ الصحه مرغ خانگی - لانه مرغ خانگی باید بزرگ باشد تا هوا بقدر کفایت از برای تنفس آنها موجود باشد بعلاوه هفته یکدفعه باید لانه آنها را تمیز نمود و فضولات را از لانه بیرون ریخت و سالی چند دفعه با آب آهک لانه مرغها را باید ضد عفونی نمود تا حشرات موذیه مانند شپشه و غیره بر طرف گردند ۸- پرده دارها کدامند ؟ ۹- عابرین کدام اند ؟ ۱۰ لانه مرغ چگونه باید باشد؟
۵۰ و بالاخره آبی که از برای مرغها در لانه میگذارند همه روزه باید تجدید شود (خزندگان) ۱ـ خزندگان ـ از حیث شکل با یکدیگر تفاوت کلی دارند عمده ترین آنها سه دسته میباشند که عبارت از لاکپشتها و سوسمارها و مارها باشند ۲ـ لاکپشت ـ لاکپشتان دارای چهار پا و یک نول شاخی شبیه طیور و یک کاسه هستند که در هنگام مخاطره سر خود را در آن فرو میبرند لاکپشتها (سنگ پشت) دو قسم اند آبی و خاکی بعضی لاکپشتهای آبی بطول ۲ نشان و متر میرسند ۳ـ سوسمار ـ سوسمارها دارای پا و دندان هستند و غالب بی اذیتند مگر تمساح آبی که بسیار حیوان مهیب و درنده است یکنوع از سوسمار موسوم است به بوقلمون که در آفتاب یا سایه و در حال آرامی یا وحشت رنگهای سبز و زرد و سیاه در بدنش ظاهر میشود سوسمارهای معمولی در مملکت ما زیاد است که بآنها چلپاسه میگویند هرگاه دم آنها را بگیرند فوراً از بدنش جدا شده در دست شما میماند و بلی پس از چندے ۱ـ خزندگان را شرح دهید؟ ۲ـ لاکپشت کدام است؟ ۳ـ سوسمار چیست؟
۵۱ مجدار و شمیده بیلندی طبیعی برسد بوقلمون سوسمار معمولی سوسمار آبی ۴- مارها - مارها دوقسم اند بعضی زهر دارند و بعضی بی زهر میباشند یکی از مارهای بی زهر که در امریکا پیدا میشود مسوم است به بوا، طول آن ۶ متر الی ۱۲ متر است – این مار حیوانات بزرگ را مانند گاو و الاغ (خر) و اسب وغیره گرفته بدور آنها میپیچد و فشار میدهد تا که آنها را در شکسته بعد میخورد سر افعی سرمار آبی مار امریکا که طول ان به ۱۲ متر میرسد مارهائی که در آب زندگانی مینمایند کلیةً بی اذیت میباشند از مارهای زهر دار یکی افعی است که در بلاد گرمسیر زیاد پیدا میشود سم این حیوان ۴ – مارها چند قسم اند؟
۵۲ ورم زیاد و تب می آورد بعضی اوقات آن ورم تبدیل به غانقرایا میشود غالباً اشخاص را که افعی میزند پس از چندی میمیرند سم این حیوان در کیسه قرار دارد که در ریشه دندان طویلی جای گرفته و آن دندان مجوف است وقتی که حیوان عضوی را گزید دندان روی کیسه فشار آورده قطره زهری از مجرای دندان جریان یافته وارد عضو گزیده شده میگردد - اطبای فرنگ علاج آنرا پیدا کرده بوسیله عملی که مانند آبله کوبی است اثر سم را برطرف مینمایند ه - ذو حیاتین - این دسته از حیوانات در وقت کوچکی آبی هستند ولی چون بزرگ شدند هوائی میگردند و در سیر زندگانی تغیرات مختلفه حاصل میکنند چنانکه میگویند تناسخ پیدا مینمایند مانند قورباغه که در کوچکی در آب کوچکی پیدا شناور و دارای سردرشت و دم بلندی است و چون بزرگ شد چهار پا پیدا کرده دُم آن می افتد و در هوا تنفس میکند از بدن قورباغه دبقه مایع دستقی ترشح میکند که سم خطرناکی است بنا براین نباید هرگز بانها دست زد که پشیمانی می آورد قورباغه و تناسخات آن ه - ذو حیاتین را شرح دهید ؟
۵۳ قورباغه از برای زارعین فایدهٔ کلی دارد زیرا که مقدار زیادی از حشرات و کرمها را بلع مینماید ۶ - ماهیها - مطلقا حیواناتی هستند که در آب زندگانی مینمایند هرگاه از آب خارج شوند فوراً میمیرند بعضی ماهیها در آبهای شیرین زندگانی مینمایند و بعضی دیگر در دریا یک عده هم از دریا مسافرت نموده بدرودخانه ها داخل میشوند مخوف ترین آنها سگ ماهی است که تا ده متر طول پیدا میکند دهان بسیار بزرگی دارد که در زیر سرش واقع شده و دارای دندانهای قوی مثلث شکلی است که با آنها میتواند ران یکنفر آدم را بسهولت قطع کند همین انکه ما با چاقو تربی را قطع میکنیم ماهی خاویار ماهی نسیم مار ماهی ماهی سایر ۷ - حلقه دار ها - این دسته از حیوانات چنین بنظر می آید که بدن آنها از ۱- مار بسیار شروع [ILL] ۲- حلقه دار ها کهوا هزار پا ۱-۲
۵۴ حلقه های متعدده تشکیل یافته که در دنبال یکدیگر واقع شده اند حلقه دار ها را تقسیم کرده اند بحشرات و عنکبوتها و هزار پا ها و صدفدار ها و کرمها ۸ - حشرات - حشرات تمام دارای شش پا و غالباً تناسخهای عمده بروز میدهند مثلاً پروانه در حین خروج از تخم بشکل کرم است پس از آنکه چندین دفعه پوست عوض کرد چنین بنظر می آید که بخواب رفته است درین حال غالباً یک پیله بدور خود درست میکند و پس از چندی پیله را سوراخ کرده بشکل پروانه بالدار بیرون می آید مگسها و جعلها و کیکها و زنبورهای عسل نیز دارای تناسخات کامل میباشند ولی پشه ها و ملخها دارای تناسخات ناقص اند مگس پروانه نوع حشرات بسیار متعدد و عده آنها به بیست هزار میرسد مگس مو حشره ایست بسیار ریزه که با چشم بزحمت دیده میشود این حشره از امریکا باروپا آمده در روی ریشه های کوچک مو زندگانی مینماید و آنها را می مکد نقصا؟ میکند تا کنون بسیاری از تاکستانهای عمده اروپا را منهدم کرده است ۸ - حشرات را شرح دهید ؟
۵۵ ۹- عنکبوتها- عنکبوتها دارای هشت پا میباشند در دهان آنها چنگالهای زهرداری است که با آنها حشرات را گزیده بحس میکنند و میخورند در انتهای شکم آنها قسمی غدیده است که از ان مایعی ترشح میکند این مایعها با یکدیگر جمع شده تشکیل تاری میدهند که با آن عنکبوت پرده شبک خود را میسازد در ممالک گرم عقرب پیدا میشود که شباهت تامی بعنکبوت دارد آلت سم این حیوان در انتهای دُم آن قرار گرفته و چون انسان را بگزد غالباً تب عارض میشود بعضی از اقسام آن هستند که زهر خطرناکی دارند و بسیار دیده شده است که چون انسانی را زدند فورا هلاک میگردد حیوان جرب نیز قسمی از عنکبوت است که با چشم بزحمت دیده میشود این حیوان زیر پوست بدن را سوراخ نموده در آنجا جای میگیرد و بشدت بدن انسانرا بخارش در می آورد ۱۰ هزار پاها- این حیوانات چنانچه میگویند هزار پا ندارد بلکه تقریبا چهل جفت پا در بدن آنها ست و بدن آنها مرکب است از حلقه های متوالیه ۹- عنکبوتها را شرح دهید ؟ ۱۰- هزار پای چیست ؟
۵۶ ۱۱- صدف دارها - حیوانات صدف دار تقریبا تمام آبی هستند و پوست آنها صدفی است مانند انواع خرچنگها خرچنگ ۱۲- کرمها -- هرگاه کرمی را دو قطعه نموده هر قطعه را در کوزه خزه دار داده در زمین مرطوب دفن نمائیم بعد از مدتی یعنی کمتر از یکسال خواهیم دید که هریک از آنها یک کرم کاملی شده است آن قسمتی که سر ندارد از برای آن سر می روید و آن قسمتی که دم ندارد دارای دم شده است کرم کدو در معده انسان و حیوان پیدا میشود آن کرم بیک نوار طولانی شباهت دارد که بند بند و هر یک از ان بندها یک کرم جداگانه ایست در بدن خوک کرم کوچکی است موسوم به تریشین که با چشم دیده نمیشود فرنگیها که گوشت خوک را میخورند مبتلا بامراض مختلفه میشوند ۱- صدف دار ها کدامند ؟ ۲- کرمها را مشرح دهید ؟
۵۷ ۱۳ - نواعم - نواعم حیواناتی هستند که بدن آنها خیلی نرم است مانند حلزون و صدف دریائی و هزارپای دریائی بعضی از آنها هم دارای صدفی هستند حلزون که خود را در موقع خطر در انجا پنامیدهند مروارید قطعات صدفی است که بشکل گلوله شده دارای جلوه قشنگی است و حیوانی که آنرا تشکیل میدهد موسوم است بصدف مروارید صدف ۱۴ - حیوان نباتها - این دسته از حیوانات در آب دریا زندگانی میکنند معروفترین آنها ستاره دریائی و پولیپ است این حیوانات بعضی اوقات بدریها جزرهائی کامل درست مینمایند - مرجان که جزو جواهرات است اسکلت یکی از حیوان نباتها است و همچنین اسفنجی که از برای شست و شو بکار میبریم نیز اسکلت حیوان نباتهاست ۱۵ - فقاعیات - هرگاه چند شاخه ۱۳- نواعم کدامند ؟ ۱۴ - حیوان نباتها کدامند ؟ ۱۵ - فقاعیات کدامند ؟
۵۸ علف خشکی را در آب بخیسانیم و پس از چند روز با ذره بین نگاه کنیم مرأ حیوانات ریزه خواهیم دید که در یک قطره آب باشکال مختلفه شناورند این حیوانات موسوم میشوند به نقاعیات و میتوانند مدت مدیدی در روی علفها بحالت خشکیده باقی مانده و چون رطوبت بآنها رسد بجهد و ازنده میشوند نباتات ۱- قسمتهای مختلفۀ یک هر یک از درختهای معمولی مرکب است از ریشه و ساقه و شاخه و برگ و گل در زیر بغل هر برگی یعنی در زاویه که برگ با شاخه تشکیل میدهد شکوفه واقع شده است این شکوفه چون باز شد و روئید شاخه جداگانه خواهد شد درخت کوچک ۱- درخت از چه مرکب است؟
۵۹ تمام شاخها در زیر بغل برگ تشکیل میشوند و هر برگی شگوفه در زیر بغل دارد بعضی شاخها بعوض آنکه ممتد شوند کوتاه مانده بشکوفه ختم میشوند این شگوفه ها در بهار شگفته و گل میدهند و همین گل است که بالاخره میوه خواهد شد ۲ - ساقه - ساقه درختهای مملکت ما مرکب است از سه قسمت اول مغز که سفید و نرم و در مرکز قرار گرفته - دویم چوب که روی مغز را پوشانیده است سوم پوست که روی چوب قرار گرفته مغز در تمام اشجار یکسان است یعنی هر قدر درخت بزرگ شود مغز بهمان حال توقف باقی و همیشه باندازه مغز درخت جوان است بعبارة اخری مغز با سن درخت بزرگ نمیشود ساقه یا تنه درخت پیری را چون از وسط قطع نمائیم یک عده زیادی از دوائر دران دیده میشود هر یک ازین یکسال از سن درخت را نشان میدهد چون درخت در سن جوانی بیشتر نمو میکند لهذا دوائر مرکزی آن از یکدیگر بخوبی متمایز میباشند ولی هر قدر بپوست نزدیک شوند دوایر با هم مختلط گشته درست تشخیص داده نمیشوند ۲- ساقه مرکب از چیست ؟
ساقه اشجار جنگلت ها عموماً مخروطی شکل است یعنی مستدیراً بنقصان درشتی حاصل نموده منتهی بنوک تیزی میشوند ۳- شاخه - شاخه ها عموماً از ساقه تولد شده گاهی افقی قرار میگیرند مانند درخت کاج و گاهی بهر سمت امتداد پیدا میکنند مانند درخت آلوچه ۴- برگ - برگ دارای دو قسمت است یکی دنباله و دیگری خود برگ برگ گاه از اوقات ساده است مانند برگ درخت سیب و گاهی مرکب از تقسیمات چندیست مانند برگ شاهی اشرفی و گاهی مرکب از قسمتهای مختلفه است مانند برگ اقاقیا ۵- گل - گل تشکیل یافته است اولاً از برگهای سبزی که آنها را بفرانسه سپال مینامند و تمام آنها را من حیث المجموع کالیس (حقه گل) ۳- شاخه چیست؟ ۴- برگ دارای چند قسمت است؟ ۵- گل از چه تشکیل یافته است؟
٦١ ثانیاً در داخل گل برگهای بزرگتری است رنگین که آنها را بتپانی در رنگل، مینامند ومجموع برگها را گرل (کاسه گل) تخمه یا دانه گلابی ثالثاً در وسط گل ساقهای ریزه ایست که هر یک منتهی شده اند بگلوله های زرد رنگ که آنها را اتامین مینامند و آن رنگ زرد بواسطه غبارهای ریزه گل حاصل میشود که آنرا پولن مینامند بالاخره در مرکز گل یک یا چندین گلوله پیدا میشود که در روی آنها هر کدام یک ساقه ایست این گلوله ها را اوْر (تخم دان) مینامند وساقها را استیل ومجموع اوْر و استیل را پسیتیل میگوید ۶- میوه – تخم دان چون درشت شود میوه خواهد گردید در تخم دان نقاط کوچک سفیدی یافت میشوند موسوم به او دل این او دلها تخم ۶- میوه چیست ؟
٦٢ یا دانه ایست که در میوه دیده میشود ٧ ـ دانه ـ هرگاه دانه را نزدیک ملاحظه نمائیم مثلاً بادام یا لوبیا می بینیم مرکب است از دو لپه بزرگ که آنها را کتیلدن مینامند ما بین دو لپه نبات کوچکی دیده میشود که دارای ریشه و ساقه و شگوفه است. این دو لپه دو برگ اولیه نبات میباشند ٨ ـ گلهای ناقص ـ قسمت مهم گل اتا مین و اوز یا بهتر گوئیم دانه های پُلین و اوول است ـ هرگاه اتامینهای گلی را برداریم اُوز بزرگ نخواهد شد و میوه بدست نخواهد آمد ٩ ـ ماهیت نخل ـ تنه نخل از پائین تا بالا همه جا بیک درشتی است یعنی بشکل استوانه است نه مخروط تنه نخل جوان بدرشتی نخل پیرست باین معنی که بلند میشود ولی درشت نخواهد شد در این قسم اشجار فقط یک شگوفه پیدا میشود و آنهم در رأس درخت واقع شده است و بواسطه همین شکوفه است که درخت میروید بنابرین در اطراف نخل نه شکوفه است ٧ ـ دانه چیست ؟ ٨ ـ قسمت مهم گل چیست ؟ ٩ ـ نخل را شرح دهید ؟
٦٣ نه شاخه فقط یک دسته بزرگی از برگهای طویل و خشن در رأس درخت قرار گرفته است در ساقه نیشکر نه مغز دیده میشود و نه چوب دائره دار و نه پوست بجای اینها یک جرم نرمی دیده میشود که در ان رشته های سیاه و سخت امتداد یافته که از برگهای قدیمی تولید شده در داخل تنه نفوذ نموده در سطح آن ناپدید میشود دانه نخل فقط دارای یک لپه است ١٠- نباتات دو لپه و یک لپه - نباتات تقسیم میشوند بنباتات یک لپه و قسم نباتات دو لپه و در هر دو طبقه اشجار بزرگ و کوچک پیدا میشوند ١١- طول حیات نباتات- بعضی نباتات در بهار میرویند و گل میدهند و در زمستان میشوند این قسم را نباتات سالیانه مینامند یعنی بیش از یک سال عمر نمیکنند بعضی دیگر سال اول برگ میدهند و سال دوم گل و میوه داده بعد بمیرند این قسم را نباتات دو ساله مینامند قسم دیگری از اشجار هستند که چندین سالی متوالی گل و میوه میدهند مانند درخت زردآلو و امثال آن این قسم را نباتات دائمی مینامند -١٠- نباتات چند قسم اند ؟ ١١- طول حیات نباتات را شرح دهید ؟
۶۴ بعضی نباتات هم هستند که بواسطه ریشه داخلی و از حیث ساقه سالیانه میباشند ١٢- طبقه بندی نباتات- نباتات را بر حسب گلهای آنها طبقه بندی مینمایند یعنی تمام نباتاتی که گلهای آنها بیکدیگر شباهت دارند در تحت یک خانواده قرار داده باسم مخصوصی مینامند مثلاً تمام نباتاتی که گلهای آن شبیه بگل سرخ است خانواده گل سرخیهامیگویند مانند نسترن و توت فرنگی و سیب و گلابی و آلوچه و هولو و گیلاس و غیره نباتاتی که گل آنها شبیه بگل نخود است موسوم شده اند بخانواده سبزیها مانند لوبیا و شبدر و رشقہ وغیره ١٣- نباتات بی گل- بعضی نباتات هم یافت میشوند که گل ندارند و دانه آنها بتوسط برگ حاصل میشود مانند سرخس علفهای هرزه و انواع قاچها وغیره اطلاعات مختصر راجع بفلاحت باغبانی ۱- اثر هوا نسبت بدانه و ریشه = در دو گلدان که یکی دارای شنبهای درشت و دیگری شنبهای ریزه باشد لوبیا میکاریم و روی دانه ها را باشنهائی ١٢- نباتات چگونه طبقه بندی میکنند؟ ۱۳- نباتات بی گل کدامند؟ ا اثر هو انسبت بدانه و هوا چیست؟
۶۵ در دشت پوشانیده در اطاقی قرار میدهیم که درجه هوای آن معتدل باشد و بواسطه آب دادن همیشه شنهها را مرطوب نگاه میداریم پس از هشت روز یا ده روز می بینیم لوبیائی که در شنههای درشت کاشته بودیم شروع بسبز شدن و بالا آمدن مینماید و بالعکس اینهائیکه در شنههای ریزه کاشته بودیم سبز نشده اینکه میپوسند علت این بود که در گلدان اولی هوا داخل میشد و در ثانی هوا نفوذ نمیکرد پس ازینجا نتیجه حاصل میکنیم که هوا از برای روئیدن نبات لازم قطعی است هوا در ریشه نیز دخالت بکلی دارد؛ زیراکه در زمینهای سخت ریشه نباتات پژمرده گشته میمیرند ۲- تهویه زمین - زمین را باید شخم زد تا هوا بتواند دران نفوذ نماید در تمام فصول میتوان زمین را شخم زد ولی عموما این کار را در بهار یا پائیز میکنند باغها و تاکستانها را با بیل شخم میزنند ۲- زمین را چگونه تهویه میکنند؟
٦٦ (اسپار) ولی مزارع بزرگ را با گاو و گاو آهن بهر حال موقع آن وقتی است که زمین نه چندان خشک و نه زیاد مرطوب باشد ٣ – شخ کش (ماله) - شخ کش را بعد از شخم روی زمین میکشند تا کلوخهای بزرگ را خورد کرده علفهای هرزه و سنگها را از زمین جمع نماید و نیز پس از پاشیدن تخم شخ کش روی زمین میکشند تا دانه ها خوب در زمین پنهان شوند حبوبات همینکه شروع بسبز شدن مینمایند روی آنها را باید شخ کش کشید تا صفحه زمین که بواسطه باران یا خشکی سخت شده است نرم شده تمام دانه ها ببیرون آیند ۴ - خاک دادن – بعضی نباتات هستند که پس از روئیدن باید بپای ساقه آنها خاک داد مانند سیب زمینی و لوبیا، خیار وغیره ٥ - عمل آب در نباتات – در پیش گفتیم که چون لوبیا را در ششهای درشت بکاریم و مرطوب نگاهداریم در حرارت شایسته پس از هشت یا ده روز سبز میشود هرگاه همین تخم را در ششهای خشک که بکلی عاری از رطوبت باشند بنمائیم لوبیا نخواهد روئید پس این مسئله نیز قطعی است که از برای روئیدن نبات آب نیز لازم است ٣ – شخ کش بچه کار میخورد ؟ ۴ – خاک دادن چیست ؟ ٥ – عمل آب را در نباتات در چه دیدیم؟
٦٤ علاوه برین باید دانست که اولاً ریشه نبات آبی را که مجاور آنست بلع مینماید ثانیاً این آب در بدن نبات صعود نموده تا برگها میرسد و در برگها یک قسمت آن تبخیر میشود ثالثاً تمام اجزای ریشه آب را بلع نمیکند فقط ریشه های شعریه یعنی ریشه های کوچک شبیه بمو آب را بلع میکنند هرگاه آب بلع شده بتوسط ریشه دارای مواد مغذیه باشد نبات را زنده نگاه میدارد و در عکس این حال نبات خواهد مرد بنابراین اراضی زراعتی باید دارای دو شرط اساسی ذیل باشند اول آنکه بمقدار کافی دارای مواد مغذیه نباتی باشند ثانیاً مقدار آب لازم از برای حل این مواد بآنها برسد آب معمولاً بتوسط باران و برف از برای زمین تهیه میشود ولی بعضی اوقات اتفاق می افتد که باران و برف زیاد باریده زمین بیشتر از لزوم آب بلع نموده است و چون رطوبت زیاد از برای نباتات مضره مانع نمو آنها میشود ناچار باید آب زیادی را از زمین خارج نمود در بعضی مواقع کافی است زمین را بفاصله ها گاه آهن شخم زد تا نهرها در ان پیدا شده رطوبت برطرف گردد ولی در بعضی اراضی این کار کفایت نکرده باید زه کشی احداث نمود
۶۸ ناکش نیز دو قسم است اول آنکه در زمین نهرهای متعدد حفر مینمایند تا آبهای زیادی جریان یافته در رودخانه یا نهر دیگری داخل شوند- ثانیاً چنانکه در فرنگ معمول است در زیر زمین تنبوشه های بزرگ قرار میدهند تا رطوبت را بجای دیگر نقل نمایند اراضی که ناکش لازم دارند بدین طریق شناخته میشوند که بعد از باران چند روزی آب در سطح آنها میماند و یا آنکه در آنها چمن سبز میشود آبیاری- نباتات آب لازمه را منظماً از هوای محیط اخذ نمیکنند در اینصورت زارع مجبور است از برای آنها تهیه آب نماید و چون در بعضی اراضی افغانستان ما باران و برف منظماً و بقدر کفایت بزمین نمیبارد ناچار حفر قنوات نموده یا از رودخانه ها شعبی جدا کرده اند تا اراضی مزروعی را آبیاری نمایند صفات آب- بعضی از آبها مخصوصاً آبهائیکه از جنگل جریان یافته از برای زراعت مضر میباشند بهترین آبها آبی است که در نور کافی جریان نموده از اراضی حاصل خیز عبور نماید هرگاه با آب خیلی سرد زمین را آب دهند یا در ساعت گرم روز فوراً در نباتات
۶۹ تغییر درجه حرارت حاصل شده بجائی فایده ضرر میرساند بهمین مناسبت است که باغبانها آب چشمه یا قنات را در حوضهای مخصوص نگاهداشته بطرف صبح و عصر بنباتات میدهند عمل آسید کربونیک (حامض کاربونی) در نباتات منگ آهکی که آنرا کاربنات میگویند از برای حیات نباتات لازم است. هرگاه زمین از این ماده نداشته باشد و یا آنکه مقدار آن کافی نباشد باید از جای دیگر آورده دستی در زمین ریخت اسید کاربونیک هوا و زمین – تهیۀ اسید کاربونیک را از برای زمین بوسائل مختلفه مینمایند اولاً مواد آلیه در زمین میریزند مانند پهن و سایر کودها و بواسطه تهویه (شخم زدن و شنگش و خاک دادن) این مواد در تحت اثر هوا تجزیه شده تولید اسید کاربونیک مینمایند از طرف دیگر هوا نیز این بخار را بزمین میرساند زیرا که ۳ الی ۴ ده هزارم حجم هوا اسید کربونیک است اثر نباتات در هوای جو – نباتات در روز اسید کربونیک هوا را گرفته در عوض اکسیژن هوا را زیاد مینمایند ولی در شب عکس آن واقع میشود یعنی اکسیژن هوا را گرفته اسید کربونیک پس میدهند
اثر حرارت در نباتات - هرگاه دو گلدان را از شن درشت پر کرده در آنها لوبیا بکاریم ویکی را در اطاقی که حرارت آن ١٥ الی ٢٥ درجه باشد جای دهیم و دیگری را در اطاق سرد پس از هشت الی ده روز لوبیای گلدان اول شروع بسبز شدن مینماید در صورتیکه از دیگری هنوز اثری نیست بعد ازین تجربه جای گلدانها را عوض میکنیم یعنی گلدان روئیده را در اطاق سرد و دیگریرا در اطاق گرم میبریم و تقریباً پانزده روز صبر میکنیم می بینیم گلدانی که در اطاق گرم است بواسطۀ حرارت روئیده ولی دیگری بهمان حال توقف نموده است
۷۱ بالأخره هرگاه این نباتات جوان را بعضی در حرارت ۴۵ درجه و بعضی را در صفر درجه قرار دهیم می بینیم پژمرده شده میمیرند پس نتیجه حاصله ازین تجربه این است که نباتات نه تنها محتاج بآب و هوا هستند بلکه حرارت نیز از برای روئیش و نمو آنها لازم است حرارت شمس و حرارت مصنوعی - در زمستان درختها برگهای خود را ریخته صحرا برهنه چراب از دست نباتات بنظر مرده و هوا بقدر کفایت گرم نیست حیات فقط در دانه نباتات سالیانه و ریشه و ساقه نباتات دائمی موجود است در اولین روز بهار مجدداً نباتات شروع بزندگانی نموده اظهار وجود مینمایند دانه ها روئیده شکوفه ها باز میشوند چمنها از سبزه مستور و قدری بعد برگها و گلها نیز رونق افزای صحرا و دشت میگردند همه اینها بواسطه اثر حرارت شمس استلایر آدمهای کاری در زمستان نیز راحت نمی نشینند حرارتهای مصنوعی از برای نباتات تهیه نموده در عین زمستان محصولات تابستانی را در گرمخانه عله (گلخانه عله) بعمل می آورند از برای تجربه در یک گوشه باغ دوباره پهن (سرگین) تازه اسپ ریخته با آبپاش آب میدهیم و روی آنرا با یک طبقه خاک میپوشانیم فردای آنروز می بینیم ابخره زیادی از آن تپه صعود مینماید و چون میزان الحراره در آن فرو بریم
۷۲ درجه چهل را نشان میدهد پس میفهمیم که تخمیر پهن (سرگین) باعث تولید این حرارت شده است باغبانها این حرارت را مفید شمرده ازان بهره ور میشوند چنانچه قطعه زمینی را در باغ انتخاب نموده بطول ۸۰ را متر و عرض ۵۰ را متر و ۴۰ متر عمق حفر مینمایند بعد این گودال را از پهن تازه پرکرده فشار میدهند پس ازان مقداری آب روی آن پاشیده از خاکهای مخصوصی بارتفاع ۱۰ - الی - ۱۵ سانتیمتر روی آنرا میپوشانند تخمیر این مواد تولید یک حرارت سریعی مینماید زمینی که از سرگین تازه پرکرده اند پس از چند روز این درجه حرارت نقصان یافته قابل آن میشود که دران دانه ها را بکارند (گلخانه) گلخانه عبارت از اطاق بزرگی یا کوچکی است که از هر طرف درهای شیشه ایرا احاطه کرده است و در انجا همیشه یکدرجه هوای ثابتی نگاه میدارند گرمخانه با نباتها
۷۳ میکارند که حرارت ثابت دائمی لازم داشته باشند بعلاوه در زمستان گلها و بعضی نباتات را که از برودت هوا متاثر میشوند در گلخانه جای میدهند گلخانه یا گلخاند ترکیب خاک ـ تجزیۀ آن ـ خاک زراعتی باید مرکب باشد از مواد مختلفه هرگاه این مواد بنسبت شایسته ترکیب نشده باشند زمین قابل کشت و زرع نیست اینک مقداری از خاک باغچه را برداشته عناصر ترکیبیه آنرا تفتیش مینمائیم طریقه تفتیش آن این است که ابتدا خاک را الک میکنیم تا سنگهای آن جدا شود و باقی را در بالای اجاقی میگذاریم تا خشک شود پس ازان ۳۰ گرام ازین خاک خشک را در ظرف حلبی ریخته روی آتش تندی قرار میدهیم می بینیم رنگ خاک سیاه شده بوی نباتی سوخته ازان متصاعد میشود آنچه سوخته است بقایای
۷۳ مواد آلیه است موسوم به هوموس وزن آن میباشد ۲۰ در صورتیکه باقی مانده را کشیده از ۳۰ گرام تفریق نمائیم مجددا این باقی مانده را تجزیه خاکی در گیلاس بزرگی میریزم که پر از آب باشد و بتوسط چوبی مخلوط را بهم میزنیم میبینیم آب گل آلود میشود پس آبهای کثیف را از سر گیلاس ریخته آب تازه دران میریزم و باز بهم زده آب کثیف را خارج میکنیم و این عمل را بحدی تکرار میکنیم تا انکه در ته گیلاس مانده صاف و روشن باشد آبهائی که از گیلاس بیرون ریخته ایم همه در ظرفی جداگانه باید باشد که مقداری پس از صاف شدن در ظرف ته نشین میشود آن مقدار دره غبارست از گل رس است که در ترکیب این خاک بود . تجزیه خاک
۷۵ حال ششهای باقی مانده در ته گیلاس را خشکانیده وزن میکنیم و آنرا از وزن اولیه تفریق مینمائیم تفاضل آن کل رسیست است که خارج شده بعد روی ششها سرکه تند میریزیم میبینیم تولید فورانی میشود این فوران واسطه مواد آهکی یا کاربنات میباشد که در ترکیب ششها بوده است ریختن سرکه را چندین بار تکرار مینمائیم تا بحدیکه دیگر فوران حاصل نشود و باقی مانده مخلوط را بآب زیاد شست و شو میکنیم تا مواد آهکی تجزیه شده نسبته خارج شود در این حال می بینیم در ته ظرف مقداری ششن باقیمانده که خیلی درخشنده و سخت است این ششنها را باز خشک نموده وزن میکنیم تا معلوم شود چه مقدار سنگ آهک در آنها مخلوط بوده است ازین تجزیه معلوم میشود که اراضی نباتی مرکب چهار ماده عمده ذیل است اول ہو موس که از مواد حیوانی و نباتی بوده دوم کل رسیست سوم ششن چهارم سنگ آهکی طبقه بندی اراضی بر حسب ترکیبات آنها - اراضی عموماً باین عناصر
۷۹ اربعة مذکوره را بیک نسبت شامل نیستند بعضی گل رست زیاد و بعضی ششن یا سنگ آهکی یا هوموسس زیادتر دارند بنابر این برحسب زیادتی هر یک ازین مواد اسم مخصوصی بزمین میدهند مثلاً میگویند زمین گل رستی ~ زمین ششنزار زمین آهکی - زمین هوموسس دار ارض نباتی کامل ارضی است که بنسبت ذیل از عناصر مذکوره تشکیل یافته باشد از صد جزء خاک ۵۰ جزء ششن و ۳۰ جزء گل رست و ۱۲ جزء آهک و ۸ جزء هوموسس باید باشد چنین اراضی از برای زراعت همه نوع نباتات شایسته است بخصوص گندم و چغندر و چمنهای مصنوعی و تنباکو اراضی گل رست - اراضی گل رست طبیعتةً سرد و در هوای خشک شگاف میتر قد میخورند و چندان مساعد از برای تجزیه کود (انبار) نیستند در این اراضی فقط گندم و شبدر بعمل می آید اراضی ششنزار - اراضی ششنزارست و هوا و آب و حرارت بسهولت در آنها نفوذ مینماید این نوع اراضی نسبتةً گرم و خیلی مساعد از برای تجزیه کود (پارو) میباشند در ان اراضی سیب زمینی خوب بعمل می آید
اراضی آهکی ـ رنگ این نوع اراضی سفید و قابل نفوذ آب هستند در هوای خشک بسهولت تبدیل بگرد و غبار شده طبیعتہً گرم و بشدت پاره پارہ تجزیه مینمایند درین اراضی اشجار خصوصاً تاک خوب بعمل می آید اراضی هوموس دار ـ رنگ این اراضی سیاه غالباً باتلاقی و شامل بقایای نباتی هستند که بطور ناقص تجزیه شده چون خواسته باشند ازان اراضی فایده بردارند لازم است آنها را خشک کرده و آهک دهند درین اراضی سبزی خوب بعمل می آید تعمیر زمین ـ زارع باید حتی الامکان کاری کند که ترکیب اراضی آن بارض کامل نزدیک شود عموماً وقتیکه زمینی گل رست زیاد داشته باشد باید بآن آهک داد و چون شن آن زیاد باشد باید هم آهک بدهند و هم گل رست عمده ترین رشوه هائیکه بزمین میدهند عبارت باشند از آهک و گل سفید و گچ آهکی که در اراضی استعمال میشود باید خوب پخته شده باشد طریقهٔ استعمال آن اینست که در پائیز تپه های کوچکی از ان روی زمین ریخته بعد با بیل پراگنده مینمایند تا زمین را بپوشاند در این صورت رطوبت بزودی آنرا تبدیل بگرد و غبار نموده با ماله یا دستپار در زیر خاک مینمایند
اغلب آهک را با بقایای نباتی مخلوط کرده ازان تپه‌های بزرگ درست میکنند و بعد در روی زمین تقسیم مینمایند مقدار اهک لازمه از ۵۰ - الی - ۱۰۰ - هکتولیتر (صد لیتر) در هر جریبی کافی است از برای مدت ده سال در اراضی گل رست یا هوموس‌دار شیر آهک میپاشند تا تجزیه پارو (انبار) و تهیۀ مواد مغذیه را مساعدت نماید گل سفید که آنرا بفرانسه مارن marne مینامند عبارت از خاکهای سفیدی است که با آن دیوارها را سفید میکنند. این خاک مخلوط ایست از مواد آهکی با گل رست یا ششن یا با هر دو انبار یا دپارو مارنهای گل رستی در اراضی ششن‌زار استعمال میشوند و مارنهای ششن‌دار در اراضی گل رستی مارنهائیکه مواد آهکی آنها زیاد باشد فقط شایستۀ اراضی گل رستی هستند طریقه پارو دادن زمین این است که در پائیز تپه‌های کوچکی درست میکنند ولی روی آنها را خاک نمیزنند و در بهار روی زمین منتشر مینمایند در هر جریبی تقریباً ۴۵ - الی - ۶۰ متر مکعب پارو استعمال میشود
۷۹ گچ - گچ پخته زارعین در اراضی که خوب کود (بارو) داده شده و سنگ آهک کم داشته باشد میپاشند مقدار آن در هر جریبی دویست الی چهار صد لیتر است در این اراضی شبدر و رشفه میکارند امتحان شده است که چون گچ روی زمین رشفه زار بریزند دو برابر حاصل خواهد داد فرنکلن امریکائی که در قرن هجدهم مسیحی میزیسته اول کسی است که اثر گچ را در زراعت فهمید - این دانشمند در نزدیک جاده عمومی در مزرعه که شبدر کاشته شده بود گچ را بطوری پاشید که این کلمات مرسوم شد (این قسمت گچ ریخته شده است) در ین قسمت شبدر با کمال قوت روئیده و حروفات را بطوری برجسته نمود که عابرین همه میخواندند و اثر گچ را فهمیدند اقسام مختلفه پیوند اقسام پیوند - عمل پیوند اشجار بطرق مختلفه صورت میگیرد عمده ترین آنها سه قسم است به اول پیوند اسکنه و آن بدین طریق است که درخت را از کف زمین بریده بتوسط اسکنه وسط آنرا شگاف میکنند و شاخه درخت دیگری را که میخواهند بآن پیوند نمایند در آن شکاف میگذارند و آنرا محکم بسته در اطراف آنرا خاک میریزند پس از چندی این شاخه روئیده شده و ع بنمو مینماید
۸۰ دوم پیوند شکمی - و آن بدین طریق است که جوانه درختی را با پوست جدا کرده پوست شاخه درختی را میخواهند با آن پیوند کنند شکاف کرده آن جوانه را درین شکاف داخل نموده بتوسط نخی محکم میبندند اقسام پیوند چاقوی پیوند زنی سوم پیوند لوله - و آن بدین طریق است که پوست شاخه را با جوانه بطوره لوله در آورده بجد پوست شاخه درختی را که میخواهند با آن نگمه شند بهمین قسم برداشته آن لوله را دران شاخه جدید داخل نموده با ریسمانی محکم می بندند پیوند را بیشتر با شجار میوه و مرکبات میزنند - فایده پیوند این است که میوه ها خوب و درشت میشوند- گاهی با غبانان محض تفسیر تنج بیک درخت پیوند های مختلفه میکنند بنا بر این یک درخت دارای
۸۲ چندین قسم میوه میشود وسایل تکثیر نباتات تکثیرات نباتات بطریق مختلفه صورت میگیرد اول قلمه - و آن بدین طریق است که شاخه های درخت را بریده در جای دیگر میکارند پس از چندی همین قلمه یک درخت مستقلی خواهد شد دوم خواباندن نباتات - خواباندن نباتات عبارت ازین است که شاخه از درخت را بدون آنکه از تنه جدا نمایند در زمین یا گلدانی خوابانیده روی آن خاک میریزند دور موقع آب میدهند پس از چندی شاخه دارای ریشه شده در آن موقع آنرا قطع سوم نشاء - نشاکاری عبارت ازان است که در یک گوشه باغچه مقداری تخم میکارند همینکه آن تخمها سبز شد و قدری از زمین بالا آمد جانی گرفت از آنجا در آور در جای دیگر با فاصله زیاد میکارند چهارم تخم افشانی - دانه بعضی نباتات را مانند حبوبات همه ساله در موقع معین در زمین میکارند و در موقع معین درو میکنند - مثلا گندم را در پائیز (خزان) یا بهار در زمین میکارند دور اواخر تابستان میدروند جدا کرده در جای دیگر میکارند میشود
۸۲ ( جنگلها ) جنگل بر دو قسم است طبیعی و مصنوعی - جنگل طبیعی عبارت از قطعه زمین وسیعی که دران اشجار مختلفه بالطبیعه روئیده است مانند جنگلهای هندوستان اما جنگل مصنوعی آنست که در بعضی ممالک مخصوصاً احداث مینمایند یعنی قطعه زمینی را انتخاب نموده اشجار دران میکارند فایده جنگل - فایده جنگلها زیادست بجه اول انکه هوای آن ناحیه را لطیف نموده بادهای سمی و هواهای موذیه برطرف میشوند ثانیاً از چوب آنها باهالی مملکت فواید کثیره حاصل میشود بیشه - بیشه جائی را گویند که در ان نی زیاد روئیده باشد و آن را نیزار و نیستان نیز میگویند شیر غالباً در بیشه ها مسکن دارد چمن - چمن بر دو قسم است : چمن طبیعی و چمن مصنوعی چمن طبیعی یا مرغزار وسعت زیادی است از زمین که دران مرغ زیاد روئیده و مخصوصاً در موقع بهار و تابستان زمین را مانند یک پارچه زمرد نموده تماشای قشنگی دارد در چمنهای طبیعی حیوانات را از قبیل اسپ و گاو و گوسفند رها مینمایند تا انجا چریده فربه شوند
۸۳ چمن مصنوعی آنست که در باغها و باغچه ها محض صفا درست میکنند یعنی تخم مرغ (کپل) را دستی در زمین باغ می افشانند تا سبز شده باغ را جلوه دهد مزارعی که در آنها شبدر و امثال آن کاشته شده بمنزله چمنهای مصنوعی هستند مزرعه – مزرعه قطعه زمینی که در ان حاصل مخصوصی کشت شده و باسم همان حاصل خوانده میشود مثلاً زمینی که دران گندم کاشته شده باشد مزرعۀ گندم مینامند و چون باقلا یا چیزی دیگر کاشته شده باشد مزرعۀ باقلا وغیره میگویند فایدۀ زراعت – چون درست دقت نمائیم می بینیم زندگانی مابستۀ بعض زراعت است - هرگاه زراعت نباشد انسان در زندگانی دچار مشکلات بسیار خواهد شد – ما ها از گندم وجو و کلیه حبوبات و میوه ها وسبزیها تغذیه مینمایم تمام آنها حاصل زراعت است – از شیر و پشم وگوشت گوسفند و گاو بهره وریم آیا گوسفند در کجا پرورش مییابد در مزرعه که انسان دران زراعت نموده است خلاصه زراعت فن بسیار شریفی است وزارع مردی است محترم افغانسان از نتایج زراعت بطور کمال بهره مند نیستند و اهالی مهم در راه توسعه و بسط آن قدمی برنمیدارند با انکه در ممالک خارجه وسایل پیشرفت زراعت را بدرجه کمال رسانده و آلات و ادوات مخصوصه اختراع نموده از زحمت
۸۴ زارع مبالغها کاسته اند هنوز در افغانستان به ترتیب هزارها سال قبل مردم زراعت میکنند نمیدانند که اگر از روی علم باین کار مشغول شوند هم زحمت کمتر میکشند وهم چندین برابر بیشتر فایده برمیدارند ولی امروزه روز چنانچه در امور سائره طبیعه از برکات توجهات اعلیحضرت والاے غازی ترقی در پیش رفت دیده میشود امید است در زراعت نیز بهبودی رو نموده از نتایج این فن شریف حاصلی برداریم فصل دوم هوا و باد - آب و اشکال مختلفه آن - جبال آتش فشان - آب و ترکیب آن - آب تشکیل نهرها و رودخانه ها و دریاها و دریاها را میدهد - آب در حیات انسان و حیوانات و نباتات اهمیت فوق العاده دارد در ممالکی که آب وجود نداشته باشد همه اراضی لم یزرع وغیر مسکون افتاده اند هرگاه آب را تجزیه نمائیم خواهیم دید مرکب است از دو بخار که یکی را بزبان فرنگی اکسیژن ودیگری را هیدروژن مینامند - هیدروژن (مولد الحموضه) از حیث حجم دو برابر اکسیژن است ۲- هیدروژن - تجربه - هرگاه در یک لوله که کمی آب داشته باشد
۸۵ مقداری از تکه های روی داخل نمائیم پس ازان مقداری جوهر نمک دران بریزیم میبینیم شروع بغوران مینماید و هیدروژن ازان صعود مینماید حال اگر لوله باریکتری را با چوب پنبه در سر لوله اول قرار داده هیدروژن را آتش بزنیم در روی شعله آن گیلاسی واژونه نمائیم می بینیم قطرات ریزه از آب در گیلاس گذارده میشود این تجربه بما میفهماند که هیدروژن آب با اکسیژن هوا ترکیب شده تولید آب نموده است اینک لوله باریک را برداشته لوله که دو زانو داشته باشد در جای آن قرار میدهیم و انتهای آزاد را بـ صابون فرو میبریم می بینیم بخار هیدروژن تشکیل حبابهایی میدهد که در هوا بلند میشوند پس نتیجه میگیریم که هیدروژن از هوا سبکتر است ( چهارده دفعه و نیم ) بهمین جهته است که بالون ها را از هیدروژن پر میکنند ۳- آب بالطبع خالص نیست - البته ملاحظه نموده اید که چون قطعه قند یا ۳ - آیا آب خالص است ؟
٨٦ در گیلاس آبی اندازیم پس از چند ثانیه ناپدید میشود یعنی شکل اولیه خود را ترک نموده جزء آب میشود و چون قدری نمک را نیز در آب بریزیم همین حال را مشاهده مینمائیم پس گوئیم قند و نمک در آب حل شده اند بنا بر این میتوانیم بگوئیم ممکن است بعضی مواد در آب محلول و مرئی نباشند آب چون در سطح زمین یا در زیر زمین عبور نماید ناچار مقداری از اجسام جامده که در مجاورت آن یافت میشوند در آن حل میشوند و همین مواد است که چون آب را بجوشانیم در ظرف ته نشین میشوند بعضی گازها نیز ممکن است در آب محلول باشند مانند هوا که اگر در آب نباشد ماهیان نمیتوانند تنفس نمایند- گاز کاربونیک هم در بعضی آبها پیدا میشود آب باران نیز در حال عبور از هوای محیط مقداری هوا را با گرد و غباری که در آن است در خود محلول مینماید معهذا خالص ترین آبهای طبیعی است آبهائی که از طبقات تحتانی زمین عبور مینمایند بعضی اوقات بمعادن برخورده موادی در آن حل میشود که پارهٔ امراض را معالجه مینمایند این نوع آبها را آب معدنی مینامند ٢- آب مقطر خالص است - آب معمولی را چون حرارت دهیم تبدیل به ٢- آب مقطر چگونه است؟
۸۷ به بخار شده مواد محلوله خود را در ته ظرف میگذارد هرگاه این بخار را برودت دهیم غلیظ شده مجدداً تبدیل بآب خواهد شد چنین آبی موسوم است بآب مقطر که هیچ مواد معدنی در آن مخلوط نیست و در دواخانه ها استعمال مینمایند آب را بتوسط اسبابی که موسوم است به قرع و انبیق تقطیر مینمایند (قرع و انبیق اسبابی است که ازان گلاب میکشند) ۵- آب مشروب و حفظ الصحه بهترین آب اشامیدنی آبی است که صفا و بی بو و خوش طعم و مقداری هوا و مو آهکی در ان محلول باشد آبهائیکه گچ در آنها حل شده باشد از برای آشامیدن مضر میباشند در این نوع آبها نه صابون کف میکند و نه سبزیها خوب پخته میشود آبهائیکه دارای بقایای حیوانی و نباتی باشند خطرناک و باید از آشامیدن آنها اجتناب نمود - در جائیکه آب خوب یافت نشود باید آب را با صافی صاف و صافی عبارت از ظرفی است که دران متوالیاً طبقاتی از شین وزغال ریخته ۵- بهترین آب اشامیدنی کدام است؟
۸۸ باشد) در بعضی از شهر های اروپا استخرهای صافی بزرگ ساخته اند و آب در انجا صاف شده بتوسط لوله ها داخل منازل میشود در زمان شیوع امراض مسریه بهتر آنست که آب را بجوشانند تا میکربهای موذیه و نطفه امراض بکلی برطرف شوند ولی باید دانست که آب جوشیده شود هوائی که در آنست خارج میشود پس باید بعد از جوشاندن در ظرفی ریخته چند لحظه حرکت دهند تا هوا در آن داخل شود اشامیدن آب بمقدار زیاد مضر است زیرا که هضم غذا را مختل میسازند و نیز در وقتیکه هوا زیاد گرم است و خصوصاً در هنگامی که عرق داشته باشند نباید آب خنک بیاشامید چه در اینصورت مبتلا بناخوشی ذات الصدر خواهند شد که بسیار خطرناک است در آب آشامیدنی حیوانات نیز باید دقت نمود چه آب کثیف حیوانات را نیز نا خوش میکند حالات مختلفه آب ۱- حالات ثلاثه آب - آب در طبیعت عموماً بحالت مایع است ۱- حالات ثلاثه آب را شرح دهید؟
۸۹ ولی چون درجه حرارت آن تنزل نموده بصفر رسد منجمد خواهد شد (برف و یخ) در هوای محیط نیز بحالت بخار موجود است ۲- آب چون منجمد شود حجم آن زیاد میگردد - در شبهای زمستان اگر کوزه آبی را در بیرون بگذاریم میشکند و نیز دیده ایم اگر روی حوض را نپوشانیم میترکد شکستن کوزه یا ترکیدن حوض باینجهت است که چون آب در حال انجماد افزایش حجم حاصل میکند جای بزرگتری لازم دارد و چون جا بقدر کفایت نباشد ناچار ظرف را میترکاند بهمین دلیل است که سنگها در زمستان خُرد میشوند و زمینهایکه باران و برف روی آنها باریده چون در زمستان یخ بسته اند در بهار بلنه شده و ترکیده اند ۳- مه (و مّه) ابر - در موقع تابستان که هوا گرم میشود آب دریاها و رودخانه ها تبدیل بخار شده در هوا پراگنده میشوند و چون هوا سرد شد این بخار تبدیل بقطرات بینهایت ریزه میگردد که در هوا مواج و آنرا تاریک میکند هرگاه این انجره نزدیک زمین باشند تشکیل مه میدهند و چون در ارتفاع معینی از زمین ایستاده باشند آنها را ابر مینامند مه و ابر چون حرارت ببینند ناپدید میشوند زیراکه قطرات ۱- هرگاه آب منجر شود چه تغییری در ان پیدا میشود؟ ۳- مه و ابر چگونه تشکیل میشوند؟
آب مجدداً تبدیل بخار میشود ۲ - باران و برف - وقتیکه ابر برودت ببیند قطرات آن بایکدیگر متحد شده بشکل باران بزمین میبارند و همین باران است که تشکیل نهرها درودخانه ها را میدهد و چون در زمین فرو رود از جای دیگر بیرون آمده دریا با چشمه مینامند هرگاه درجهٔ حرارت هوا در تحت صفر باشد این قطرات منجمد شده بشکل تیغه های بلور منتظمی بطرف زمین نزول مینمایند و آنها را برف مینامند واگر برودت ناگهانی ببیند تبدیل به تگرگ (ژاله) میشوند ۲ - باران وبرف چگونه تولید میشود ؟
۹۱ ۵ - شبنم - چون زمین زود تر از هوا گرم و سرد میشود بنا بر این در آخر شب بخار آبی که در هوا است در مجاورت زمین سرد شده بشکل شبنم در روی نباتات می نشیند و اگر درجه حرارت خاک در تحت صفر باشد شبنم منجمد میشود و آنرا شبنم سفید میگویند شبنم چون مایع باشد از برای نباتات مفید است زیرا که یک قسمت آب لازمه نبات را تهیه مینماید و چون منجمد شود از برای نباتات مضر است زیرا که شگوفه های اشجار را منهدم ساخته محصول را خراب و فاسد مینماید - باغبانها در چنین مواقع از برای حفظ نباتات مواد سقزی در باغ میسوزاند تا بواسطه دود زیاد آنها ابر مصنوعی تولید شود - و اگر نباتات چندان ارتفاعی از زمین نداشته باشند روی آنها را از کاه و غیره میپوشانند تا از برودت محفوظ مانند در صورتی که هوا ابر باشد زمین کمتر سرد میشود و هیچ شبنم تولید نخواهد شد ۶ - تشکیل رودخانه ها - آبهای باران و برف عمه دامنه جبال بته ذره ها متواری شده بتدریجاً زیاد میشوند و تشکیل نهرها میدهند و چون چندین نهر با یکدیگر پیوست رودخانه تشکیل و از اجتماع چند رودخانه تشکیل شط بزرگی میشود رودخانه ها و شطوط چون آزاد هستند بطرف امکنه پست زمین جاری شده جاهای ۵ - شبنم چیست؟ ۶ - رودخانه چیست؟
۹۲ گود (چقری) را پر میکنند و بدین طریق تشکیل دریاها و دریاچه ها را میدهند غالباً در فصل بهار بواسطه باران زیاد و ذوب شدن برف جبال رودخانه ها طغیان نموده از مجرای طبیعی خود بالا می آیند و در اراضی اطراف جاری میشوند و میباشند که دران اراضی محصولات و اشجار را از ریشه کنده با خود میبرند و خسارات زیاد وارد مینمایند رودخانه ها پیوسته سواحل خود را خراب نموده گل ولای وشن ( ) را بطرف دریا میکشانند و در مصب خود تپه های مثلث شکلی تشکیل میدهند که آنها را بزبان یونانی دلتا مینامند دلتاهای عمده عالم یکی دلتای نیل است که از رود میسیسپی در امریکای شمالی تشکیل میشود و دیگری دلتای گنگ است که از رود گنگ در هندوستان تولید میشود پس می بینید که رودخانه ها علی الاتصال از یک طرف دریا ها را پر نموده اراضی جدیدی تشکیل میدهند ولی در عوض در آن طرف مقابل رود در زمین پیش میرود و اراضی جدیدی داخل دریا میشوند و همین تغییرات و نظیر آنها باعث میشود که گاهی مجاری رودخانه ها تغییر نموده یا اکنه دریا ها بمرور ایام از جائی بجای دیگر انتقال مییابند ۷ - فواید رودخانه ها - در هر مملکتی که رودخانه جریان داشته باشد ۷ - فواید رودخانه ها را شرح دهید؟
۹۳ فواید کثیره در انجا میرساند زیرا که اراضی اطراف خود را مشروب نموده اهالی انسرزمین از زراعت بخوبی بهره مند میشوند بعلاوه بواسطه نباتاتی که در ان اراضی بعمل می اید هوای آن نواحی تلطیف گشته قابل سکونت انسان و حیوان میگردد و بهمین دلیل است که میبینیم قدیمترین ملل متمدنه آن قومی بوده است که در سواحل رودخانه های بزرگ مسکن داشته ماند مصریها که از رود نیل منتفع میشده و ملل کلده واشور و عیلام که از دجله و فرات و کارون بهره ور بوده اند بدیهی است هر جا که آب و خاک باشد وسایل زیست انسان فراهم و بسهولت مایحتاج خود را تحصیل مینماید ۸ – بخار آب – بخار آب دارای قوه فوق العاده است این مسئله بتوسط تجربه ذیل خوب معلوم میشود لوله فلزی را برداشته مقداری آب در ان میریزیم و بآن حرارت میدهیم تا یک قسمت از هوای جوف آن خارج شود بعد با چوب پنبه در آنرا محکم بسته مجدداً بآن حرارت میدهیم تا آب بجوشد پس از چند لحظه می بینیم که چوب پنبه با صدای مخصوصی در هوا میپرد علت آن اینست که بخار آب محبوس که در لوله جمع شده دارای یک قوه ارتجاعیه بزرگی شده است - بخار آب دارای چه خاصیتی است ؟
۹۲ دانشمندان اروپا قوه بخار آب را بکار انداخته از آن استفاده کلی مینمایند کارخانه جات و کشتیها و راه آهنها بتوسط قوه بخار حرکت مینمایند در ماشین راه آهن دیگ بزرگی است مملو از آب که بتوسط زغال سنگ بجوش می آید و بخار آن داخل استوانه میشود که در آن پیستونی درک؟ واقع است بواسطه حرکت اسبابی که موسوم است به کشو بخار بطرفین پیستون وارد شده آن را دارای یک حرکت دائمی رفت و آمدی مینماید و پس از آنکه عمل خود را کرد قوه ارتجاعیه آن تلف شده در مجرائی رانده شده از آنجا داخل دود کش میگردد و خارج میشود درین حال یک اهرم فولادی که یک سر آن به پیستون و سر دیگرش به دسته که در روی محور چرخ وصل است حرکت رفت و آمد پیستون را تبدیل مینماید بیک حرکت دوری و بنابرین چرخ ماشین را میگرداند
۹۵ (ہوا) ۱—ہوا در همہ جا هست—خانه ها واطاق ها و کلیه ظروف پر از هوایی و هیچ جائی در روی زمین یافت نمیشود که در آن هوا نباشد وجود هوا را میتوانیم با تجربه ذیل اثبات نمائیم کوزه کوچکی را عموداً در ظرف آبی فرو میبریم میبینیم همینکه آب داخل کوزه را پوشانید حبابهای بزرگ چندی از دهانه کوزه خارج شده بطرف سطح ۱—هوا در کجا است؟
۹۶ آب صعود مینمایند این تجربه کوچک با میفهماند که هوای داخل کوزه چون سبک‌تر از آب بود بواسطه دخول آب در کوزه ازان خارج شد هوا در اطراف کره زمین تشکیل یک طبقه گازی را میدهد موسوم به اتمسفر بهر اندازه که کره هوائی انسان بتواند از سطح زمین صعود نماید هوا منبسط شده از غلظت آن کاسته میشود دانشمندان چنین تصور کرده‌اند که آخرین ذرات هوائی در شصت الی هشتاد کیلومتری ارتفاع واقع شده اند ۲- هوا مخلوطی است از اکسیژن و ازت - تجربه - در ظرفی که مقداری آب در ان باشد شمع روشنی را بطور عمودی قرار داده روی آن شیشه دهان گشادی را وارونه میکنیم می بینیم تا وقتی که دهان شیشه بآب نرسیده و هوا میتواند در داخل آن نفوذ نماید شمع میسوزد اما همینکه شیشه بآب رسید و راه عبور هوا مسدود شد شعله شمع امتداد پیدا کرده رنگ آن میپرد و بالاخره خاموش میشود در همین حال آب در ظرف پائین رفته در شیشه صعود مینماید و صعود ان تا یک خمس ارتفاع شیشه است پس معلوم میشود که در ان شیشه دو بخار بوده است اولی تا یک خمس شیشه را پر کرده بود خارج شد و آب جای آنرا گرفت دومی که در شیشه ۲ - هوا از چه مخلوط است؟
٩٤ مانده و باندازه چهار خمس شیشه را پر نموده است بخار اولی را اکسیژن و دومی را ازوت مینامند و نیز معلوم شد که در ۵ لیتر هوا تقریباً یک لیتر اکسیژن و چهار لیتر ازوت موجود است و باز ازین تجربه فهمیدیم که اکسیژن احتراق را نگاه میدارد ولی ازوت قابل نگاهداری احتراق نیست ازوت گازی است بی رنگ و بی بو و بدون طعم در گوشت حیوانات و در بعضی قسمتها نباتات نیز وجود دارد – زارعین ازوت را برای زراعتی بوسیله کود (انبار یا پارو) تهیه مینمایند . اکسیژن بیشتر از ازوت در طبیعت منتشر است زیرا که نه تنها در هوا وجود دارد بلکه در آب و در خاک، نباتات و حیوانات و معدنیات نیز هست ٣- احتراق – جسمی را میگویند که در حال احتراق و سوختن است در صورتیکه با اکسیژن ترکیب شود هرگاه این اتحاد و ترکیب بطور تندی صورت گیرد و حرارت و نور همراه داشته باشد احتراق شدید است (مانند آتش) ما بعضی اوقات اجسام بطور کندی و تدریجی با اکسیژن ترکیب میشوند و تولید نور نمیکند مانند آهن که با اکسیژن هوا ترکیب شده تشکیل زنگ آهن را مینماید در اینصورت احتراق بطی است (آهسته) ٣- احتراق چیست ؟
۹۸ ۴- طریقه بدست آوردن اکسیژن- چون خواسته باشیم اکسیژن بدست آوریم مقدار کلرات دپطاس را در لوله بلوری مخصوصی ریخته بآن حرارت میدهیم درین حال کلرات که از اکسیژن و اجسام دیگر ترکیب یافته تجزیه میشود یک قسمت از اکسیژن آن صعود نموده لوله را پر میکند اکسیژن گازی است بی رنگ و بی بو و بدون طعم چون زغالی را که تقریبا خاموش شده باشد در آن فرو بریم فورا روشن شده با یک شعله مخصوصی میسوزد- پس خاصیت اکسیژن حدت دادن باحتراق است ۵- هوا و اکسیژن- انسان و حیوانات در موقع تنفس اکسیژن هوا را بلع نموده گاز کاربنک که صلاحت از برای زندگانی ندارد دفع مینمایند در منازل مسکونه هوا خیلی زود کثیف میشود زیرا که اکسیژن آن بزودی کم شده دارای گاز کاربنک میشود پس لازم است هوای چنین منازل را بوسیله باز کردن درها و پنجره ها تجدید نمود و نیز در طویله و آغل که منزل حیوانات است باید منافذی قرار داد تا هوای آنجا تجدید شود ۴- طریقه بدست آوردن اکسیژن را بیان نمائید؟ ۵- هوا و اکسیژن را شرح دهید؟ مله جای خوابیدن گوسفندان
۹۹ دالا حیوانات ناخوش میشوند ۶ـ هوا و نباتات ـ نباتات نیزمانند حیوانات تنفس میکنند پس آنها نیز باکسیژن هوا محتاج میباشند از طرف دیگر بعضی نباتات مانند ریشه قارت لازمه از برای ازدیاد نمو خود را مستقیماً از هوا اخذ میکنند بنابرین در صورتیکه آنها را در زیر خاک نمایند تهیه یک کود بسیار ضخیمی را مینمایند و بالاخره از برای مساعدت کردن دوران هوا در اطراف نباتات باید زارعین آنها را با فاصله بکارند ۷ـ هوای گرم سبک تر از هوای سرد است ـ هرگاه در روی آتشی که بشدت گرم شده باشد خرده کاغذ های سبک بریزیم می بینیم که آن کاغذها بطرف بالای اطاق صعود مینمایند جهتة آن اینست که هوای گرم چون سبک شده است بطرف بالا صعود مینماید و کاغذها را نیز بطرف بالا میکشد پس همینطور وقتی که هوای یک ناحیه از زمین گرم شود بطرف بالای آتمسفر (کره هوائی) صعود مینماید بنا بر این هوای سرد نواحی مجاور می آیند که جای هوای گرم شده را بگیرند این است که یک جریان مخصوصی (از رفت و آمد هوای ۶ـ هوا برای نباتات چه الازم دارد؟ ۷ـ ثابت کنید که هوای گرم سبک تر از هوای سرد است؟
۱۰۰ گرم و سرد حاصل میشود که آن را باد مینامند ۸— بالون — دو برادر از اهالی فرانسه اولین اشخاصی بودند که فایده هوای گرم را فهمیده و بکار انداختند بدین طریق که کیسه گردی بشکلی از کاغذ ساخته در زیر آن مقداری زر کاه روشن نمودند هوای گرم کیسه کاغذی را پر کرده بطرف بالای هوای جو صعود نمود حالیه بالون ها را بتوسط گاز هیدروژن ( آبزا ) پر میکنند و چون ثقل کیسه گاز سبکتر میباشد از حجم خودشان از هوا بنابر این بالون در هوا صعود مینماید همچنانکه اگر چوب پنبه را در زیر آب نگاهداریم محض اینکه رها نمودیم بسطح آب بالا می آید ۹ — بادها — باقسام مختلفه در روی زمین جریان دارند اول — بادهای منظمه که از سمت ۸—بالون را شرح دهید ؟ ۹— باد ها را شرح دهید ؟
۱۰۱ شمال و جنوب کره بطرف خط استوا میوزند یا بر عکس دوم - باد های نوبه که در اوقات معین از سال از یک سمت میوزند مانند باد ها ئیکه در یک قسمت از هندوستان بطرف افریقا میوزند و در قسمت دیگر بعکس از افریقا بطرف هندوستان سائرند سوم - بادهای سمتی که در صحاری لم یزرع و بیابانهای بی آب تولید میشوند این بادها را برای انسان حیوان و نبات مضر بلکه خطرناک میباشند مانند بادهای صحاری افریقا و صحرای لوت که مابین خراسان و کرمان واقع شده است چهارم - گرد باد که مانند ستونی در هوا دیده میشود و طول و عرض آن زیاد است گردباد در معابر خود ضررهای زیاد وارد می آورد. عمارات را منهدم و اشجار را از ریشه در آورده محصولات را خراب میکند و چون در دریا تولید شود آنرا سیکلن مینامند سیکلنها در معابر خود طوفان های وحشت انگیز تولید نموده کشتیها را غرق میکنند تغییرات حادثه در سطح زمین ۱- برآمدگی و فرو رفتگی قشر خاکی (سطح زمین) - همه در جغرافیا خوانده -ات پستی بلندی بواسطه چیست ؟
۱۰۲ ایکه زمین بکر دوست مانند کلوله اما باید بدانید که سطح کره زمین صفاً هموار نیست بلکه در بعضی جاها فرورفتگیهای عمیق دارد که موسوم است به دره و در بعضی جاها برآمدگیهای بلند دارد موسوم بجبال این بلندی و پستی بواسطه آثار آتش فشانی و زلزله در سطح زمین حادث شده است ۲- زلزله- زلزله عبارت است از حرکت ناگهانی زمین که غالباً صدائی همراه دارد شبیه بشلیک توپ علت حدوث آن شدت فوران مواد مایعه مرکزی یا ریزش طبقات تحت الارضی است و بیشتر وقوع آن در مجاورت بحار یا جبال آتش نشان میباشد در سنه ۱۷۵۵ مسیحی در شهر لسبون پایتخت پورتغال زلزله حادث شد که در ۶ دقیقه شصت هزار نفر آدم را تلف نمود اثر آن تا هزار میل که در امریکا واقع شده اند رسید ۳- جبال آتش نشان - جبال آتش نشان که بزبان فرانسه ولکان میگویند جبالی هستند که از دهانه آنها مواد مایعه مرکزی و دود و شعله خارج میشود بیشتر این جبال در دریا در مجاورت دریا واقع شده اند معروفترین جبال آتش نشان کره عبارت باشند از کوه وزود در ایتالیا و کوه هکلا در جزیره ایسلاند و کوه ۲- زلزله چیست ؟ ۳- جبال آتش نشان کدامند ؟
۱۰۳ مونالو در جزیره (هاوای) کوه دماوند نیز از جمله جبال آتشفشان است که فعلا خاموش ولی ابخره گوگردی از دهانه آن صعود مینماید ممکن است وقتی مجدداً شروع بآتشفشانی نماید میشود باید فهمید در قدور عظیمها سط زمین از جبال آتشفشان و زلزله حادث شده است غالباً تغییراتی در سطح زمین بظهور میرسد ولی نه یکدفعه بلکه بمرور ایام صورت میگیرد چنانچه در پوزل در ایتالیا معبدی است که رومیان بنا کرده اند در بالای ستونهای آن صدفهای بحر پیدا میشود این خود دلیل است که یکوقتی زمین معبد فرورفته و در زیر آب دریا مستور شده بعد با بمرور زمان مجدداً از زمین بلند شده و معبد از آب بیرون آمده است چنین اثر در سواحل فرانسه نیز مینماید دانشمندان اروپا تحقیق نموده اند که فرانسه در دریای مانش پیوسته در حال فرورفتن است
۱۰۴ فرو میرود و بر عکس در ساحل اقیانوس اطلس بالا می آید ۴-برفهای دائمی- در روسر جبال مرتفعه بملاحظه انکه همیشه برودت قالب است برف بافراط میبارد وچون حرارت کمتر می بیند بکلی ذوب نشده مقدار زیاد آن در آنجا باقی میماند و تشکیل برفهای دائمی را میدهد این برفها در سل ما جمع شده تبدیل به یخ میشوند و یخچالهای طبیعی بزرگی را بنا مینمایند در موقع تابستان این توده های عظیم یخ مانند یک شط بزرگی از دامنه جبال سرازیر شده مقدار زیادی از مواد ارضیه را از قبیل خاک و شن وسنگ با خود برداشته بطرف دره ها و جاهای پست زمین انتقال میدهند پس میبند که آبهانیز در تحت اشکال مختلفه پیوسته مشغول به تسطیح کرد زمین میباشند ۵-حرارت مرکزی- پیش گفتیم تغییرات عمده از قبیل برآمدگیها وفرو رفتگیها در صفحه زمین حادث میشود اینک باید فهمید که علت این تغییرات چیست غالب اشخاص دیده یا شنیده اندکه آب بعضی چشمه ها ومخصوصاً چاه های آرتزین گرم است حتی بعضی چشمه ها هستند که درجه حرارت آنها باندازه ایست که اگر دست در آب آنها فرو بریم مانند آب جوش میسوزاند بعلاوه محقق شده است که چاههای ۴-برفهای دائمی کدامند؟ ۵-حرارت مرکزی را بیان نمائید؟
۱۰۵ که در معادن حفر مینمایند هر قدر عمق آن زیاد تر باشد حرارت آن زیاد تر میگردد یعنی در هر ۳۵ متر تقریبا یک درجه حرارت اضافه میشود و این مسئله را تا ۱۳۰۰ متر عمق توانسته اند امتحان نمایند پس هرگاه بهمین قیاس حرارت رو بتزاید باشد ناچار در یکصد کیلومتر عمق تقریبا حرارت به ۲۰۰۰ درجه میرسد بدیهی است درچنین حرارتی هر جسم سختی مایع خواهد شد بنابراین میتوانیم از بیانات فوق نتیجه بگیریم که ضخامت قشر منجمد خاکی بصد کیلومتر نمیرسد و ازان ببعد یعنی در مرکز زمین هر چه هست بحالت گداختگی و سیلان وجود دارد نکته دیگری که باید دانست این است که حرارت بزمین پیوسته رو بتناقص میباشد بواسطه آنکه یک جسمی گرمی چون در محیط سردی قرار گیرد لا ینقطع حرارت خود را بان محیط تسلیم مینماید چیزی که جهت سرد شدن مواد مایعه مرکزی بطور تدریج صورت میگیرد زیرا که قشر منجمد زمین تا اندازه آن مواد را از برودت خارجی حفظ مینماید ولی در هر صورت یک قسمت ازین مواد پیوسته از حالت مایع بجامد تبدیل شده بر ضخامت قشره کُره زمین می افزاید و در حال انجماد مانند عموم اجسام نقصان حجم حاصل مینماید بنابراین در اطراف هسته مرکزی سفینۀ مواد مایعه جاهای خالی پیدا میشود و قشره خاکی چون تکیه گاهی ندارد بسرعت یا بتدریج فرو ریخته روی مواد مایعه قرار میگیرد هرگاه این فروریختن بطور سرعت و ناگهانی
١٠٦ شود زلزله حادث خواهد شد گاه از اوقات هم مواد مایعه مرکزی قشر خاکی را سوراخ نموده از داخل بطرف سطح زمین فوران مینماید و آن همان فوران آتش فشانی است که در پیش هم بدان اشارتی رفت پس جبال آتش فشان باعث برآمدگیهای سطح زمین و زلزله باعث فرورفتگیهای آن میشود فصل سوم - فیزیک میزان الحراره ١ - میزان الحراره - هرگاه دو جسم داشته باشیم که درجه حرارت آنها مختلف باشد بتوسط قوه لامسه میتوانیم بفهمیم که آنم گرم یا سردتر از دیگری است ولی نمیتوانیم بطور تحقیق اندازه زیادتی و نقصان حرارت یا برودت دو جسم را بیان نماییم دانشمندان فرنگ از برای اندازه گرفتن درجه حرارت آلتی اختراع نمود اند که ما آنرا میزان الحراره میگویم معمول ترین میزان الحراره ما دو قسم است و قسم اول را با جیوه (سیماب) میسازند و قسم دوم را با الکل از برای ساختن هر یک ازین دو قسم لوله بلوری باریکی را اختیار مینمایند که در یک سر آن برآمدگی دارد موسوم به مخزن در این مخزن جیوه یا الکل میریزند ١ - میزان الحراره چیست و چطور میسازند؟
١٠٧ و برای درجه گذار دن آن بطریق ذیل رفت مینمایند اولاً پس از انکه جیوه یا الکل را در مخزن میزان الحراره ریختند انتهای دیگر لوله را حرارت میدهند تا خیر مانده شده بتوان آنرا مسدود نمود ثانیاً این لوله را در ظرفی میگذارند که مملو از یخ خرد میزان الحراره شده در حال ذوب شدن باشد در این حال جیوه چون برودت دید منقبض شده سطح آن در لوله نزول مینماید و در نقطه معینی توقف میکند این نقطه را با رقم صفر علامت میگذارند ثالثاً لوله بلور را در ظرفی از آب در می برند که روی آتش بجوشد این ظرف باید بآن شکل باشد که لوله میزان الحراره در بخار ظرف یخ آب جوش قرار گیرد در این حال جیوه سیماب منبسط شده در لوله صعود مینماید و در نقطه معینی توقف میکند آن نقطه را نیز با رقم صد علامت میگذارند
۱۰۸ رابعاًـ فاصله مابین صفر و صد را بدرجات متساویه قسمت میکنند بطوری که مجموع آنها یکصد درجه شود و نیز در تحت صفر درجاتي معین میکنند بهمان اندازه از برای اینکه درجه برودت معلوم شود میزان الحراره که بدین قسم ساخته شود موسوم است به میزان الحراره سانتیگراد (صد درجه) که بیشتر از سایر اقسام معمول است و چون فاصله ما بین صفر ونقطۀ اخیر را هشتاد قسمت نماید موسوم میشود بمیزان الحراره رئومور میزان الحراره که بصد درجه تقسیم شده میزان الحراره ساخت انگلیس که بنام مخترعش فارنهایت میگویند و یا فارن هیت میزان الحراره بر هشتاد تقسیم شده بنام مخترعش رئومور میباشد ساخت جرمنیان طریقه ساختن میزان الحراره س درجه ۱۰۰ ر ۸۰ ف ۲۱۲
۱۰۹ در میزان الحراره الکلی نیز برای تعیین درجه صفر لوله را در آب یخ میگذارند ولی نمیتوان آنرا در بخار آب جوش قرار داد زیرا که الکل در حرارت ۸۰ درجه میجوشد و لوله را میترکاند بنابر این آنرا بایک میزان الحراره جیوه درجه دار در ظرف آبی قرار داده بآن حرارت میدهند همینکه میزان الحراره جیوه بدرجه ۵۰ صعود نمود در میزان الحراره الکلی علامتی در نقطه که الکل ایستاده است میگذارند بعد انرا بتقسیمات مساویه قسمت میکنند ۲- درجه حرارت بدن انسان ـ درجه حرارت بدن انسان در صورت صحت مزاج تقریباً ۳۷ درجه است این درجه حرارت در هر قطعه آب و هوا از شهرعلی یکسان و کمتر تغییر مینماید (چون خواسته باشیم امتحان نمائیم کافی است مدت پنج الی ده دقیقه میزان الحراره را در زیر بغل خود قرار دهیم در موقع تب درجه حرارت بدن ما اضافه میشود ولی در بعضی نا خوشیها مثلاً و با ا در درجه حرارت بدن نقصان حاصل میکند ۳ـ درجه حرارت منازل مسکونه ـ درجه حرارت اطاقهای عسکری از برای انسان سالم باید ۱۵ الی ۱۸ درجه باشد ولی در اطاقهای اشخاص مریض ٢ـ درجه حرارت بدن انسان چقدر است ؟ درجه حرارت منازل باید چقدر است ؟
۱۱۰ میتوان تا ۱۴ الی ۱۸ درجه قرار داد هر گاه درجه حرارت از ۱۲ کمتر و از ۱۸ زیادتر باشد باعث کسالت و ناخوشی خواهد حرارت شد پس بهتر آنست در هر خانه میزان الحراره باشد تا در مواقع لازمه درجه منازل مسکونه را امتحان نموده بحد اعتدال نگاهدارند میزان الهوا ۱- هوا دارای وزن است - از برای اثبات وزن هوا کافی است مقداری آب در ظرفی ریخته بجوشانیم تا مملو از بخار شود بعد در آنرا محکم بسته میگذاریم سرد شود و آنرا وزن میکنیم تا میزان وزن آن بدست آید بعد در آنرا باز میگذاریم تا هوا داخل آن شود مجدداً وزن مینمائیم میبینیم وزن آن زیادتر از اول شده است پس از این تجربه مختصر نتیجه میگیریم که هوا دارای وزن است ۲- فشار هواست از تجربه فوق معلوم میشود که وزن هوای محیط نسبت امتحان وزن هوا ۱- وزن هوا را ثابت نمائید ؟ ۲- فشار هوا چیست ؟
۱۱۱ باجسامیکه دران غوطه ور میباشند فشاری وارد می آورد و این مسئله را میتوان بوسیلهٔ تجارب عدیده ثابت نمود تجربه اول ـ شیشهٔ دهان کشادی را برداشته مقداری کاغذ مشتعل دران میریزیم تا بواسطهٔ حرارت قسمتی از هوای آن خارج شود پس ازان صفحهٔ کاغذی را در آب خیسانیده (تر کرده) روی در شیشه میچسپانیم و اطراف آنرا بادست محکم نگاه میداریم می بینیم کاغذ متدرجاً بطرف داخل تنگ فرورفته عاقبت بایکصدای مخصوصی میترکد پس معلوم میشود فشار هوای خارجی زیادتر از هوای گرم شیشه به است اثبات فشار هوا تجربه دویم ـ اینک تنگ بلوری را مملو از آب نموده صفحه کاغذ روی در آن میگذاریم و با کف دست نگاهداشته آهسته تنگ را واژونه (چپه) میکنیم و دست خود را از روی کاغذ برمیداریم میبینیم کاغذ در جای خود میماند و آب نمیریزد
۱۱۲ زیرا که فشار هوا زیادتر است از وزن آبی که در داخل تنگ است بنابراین همین فشار کاغذ را نگاهداشته و مانع جریان آب میشود امتحان فشار هوا تجربۀ سوم - اکنون همان شیشۀ دهان کشاد را وارونه روی طشتک پر از آب قرار میدهیم بعد لولۀ لاستیکی را برداشته یک سر آنرا بدرون شیشه داخل نموده از سر دیگر با دهان هوای داخل شیشه را میکشیم میبینیم آب در شیشه بالا میرود جهت آن اینست که هوای داخل شیشه بواسطۀ مکیدن خارج شد ولی هوای خارجی بسطح مایع طشتک فشار دارد آورده آب در شیشه صعود مینماید هرگاه بجای شیشه لولۀ بطور بلندی قرار داده بودیم و بواسطۀ مکیدن یا عمل دیگری تمام هوای داخل لوله را خارج میکردیم آب پیوسته در لوله بالا میرفت تا بحدی که ستون آب بالا رفته با فشار هوای محیط تعادل نماید
۱۱٣ ۱- تجربه چهارم - تریسیلی - تریسیلی یکی از علمای فیزیک از اهالی ایتالیا در اوایل قرن هفدهم میلادی تجربه مهم ذیل را نمود این دانشمند لوله بلوری که یک سر آن مسدود و سردیگرش باز بود و تقریباً هشتاد ہوا را میکند سانتیمتر طول یک سانتیمتر قطر داشت برداشته مملو از جیوه (سیماب) نمود هشت خود را روی همان باز آن گذارده وارونه فرو برد در طشتکی که آنهم مملو از جیوه بود و بعده است خود را برداشت دید ستون جیوه در لوله نزول نموده در ارتفاع ۷۶ سانتیمتر توقف نمود درین لوله چنانچه در شکل دیده میشود در فوق سطح جیوه یعنی در نقطه ب چیز نیست و آن قسمت از لوله هوا خالی است اما از بیرون فشار هوا بسطح جیوه طشتک وارد آمده تمام مایع محمل این فشار را مینماید و ستون جیوه لوله با آن تعادل مینماید پس فشار هوا ازینجا نتیجه حاصل میشود که فشار هوای محیط بر سطحی باندازه ستون جیوه است که تقریباً ۱- تجربه تریسیلی را بیان نمایید ؟
۱۱۴ ۷۶ سانتیمتر ارتفاع داشته باشد این فشار در یک محل نیز تغییراتی حاصل میکند که مربوط است بتغییرات درجهٔ حرارت هوای محیط یا رطوبت آن ۳ - میزان الهواء - تغییرات فشار هوا را بوسیلهٔ اسبابی که موسوم است بمیزان الهوا معین میکنند میزان الهواء اقسام متعدد دارد ولی ما در اینجا فقط از میزان الهواء طشتک دار صحبت میکنیم که از همه اقسام ساده تر و اولین میزان الهوائی است که اختراع شده لولهٔ این میزان الهواء چنانچه در تجربهٔ تریسلی دیدیم روی طشتکی قرار گرفته در طول آن تقسیماتی است بحسب سانتیمتر یات و معمولاً آنرا روی تختهٔ مینمایند از برای شناختن فشار هوا کافی است عدهٔ تقسیماتی که مابین دو سطح جیوه است خواند یعنی سطح جیوهٔ طشتک و جیوهٔ لوله میزان الهواء ۳ . میزان الهواء را شرح دهید ؟
۱۱۵ این تغییرات فشار هوای محیط و خوبی و بدی هوا همیشه یک رابطه موجود است معمولاً وقتیکه میزان الهوا صعود مینماید یعنی در وقتیکه فشار هوا زیاد میشود دلیل بر خوبی و خوشی هواست و چون نزول نماید یعنی در وقتیکه فشار نقصان یابد دلیل بر بدی هوا و طوفان است حرارت و اثر آن ۱- حرارت - هرگاه مقداری آب جاری را در ظرفی ریخته دست خود را در ان فرو بریم احساس میکنیم که آب سرد است ولی چون بآن حرار دهیم گرم میشود اثر گرمی یا سردی که ما احساس میکنیم بواسطه یک سبب تنهاست که آنرا حرارت مینامند تمام اجسام دارای حرارت هستند تنها در بعضی زیاده و در بعضی کمتر است وقتیکه حرارت جسمی زیاد تر از حرارت اعضای بدن ما باشد میگوئیم آن جسم گرم است و چون کمتر از بدن ما باشد میگوئیم سرد است برودت مانند حرارت وجود مستقلی ندارد فقط نقصان حرارت سبب تولید برودت میشود و قتیکه ما جسمی را سرد میکنیم نه این است که بآن برودت میدهیم که مقداری از حرارت آن را میگیریم ۱ - حرارت چیست؟
١١٦ ٢- انبساط حرارت بتوسط حرارت - حرارت باعث انبساط اجسام از برای اثبات این مسئله تجربه ذیل میپردازیم تجربه اول- از مفتول ( ) آهنی که یک یا دو میلیمتر قطر داشته باشد حلقۀ درست میکنیم بطوری که گلوله فلزی بتواند بسهولت ازان عبور نماید بعد ان گلوله را حرارت میدهیم میبینیم از حلقه نمیتواند بگذرد بلکه در روی آن می ایستد چون بگذاریم سرد شود مجدداً از حلقه عبور خواهد نمود پس معلوم شد که حرارت باعث انبساط اجسام میگردد و بالعکس برودت سبب انقباض اجسام میشود تجربه دوم - البته چرخ سازها را دیده اید که چگونه چرخ های گادی و گاری و دو چرخه ها را درست میکنند ابتدا چرخ را از چوب ساخته بعد حلقه دوائر از آهن درست میکنند بطوری انبساط اجسام بتوسط حرارت که حلقه یک کمی کوچکتر از چرخ باشد بعد انرا در میان آتش می اندازند تا بواسطۀ حرارت دائرۀ آن وسیع شده ۲- انبساط اجسام را بواسطۀ حرارت بیان نمائید؟
114 چرخ چوبی بتواند در آن داخل گردد همینکه چرخ داخل حلقه شد بلافاصله آب زیاد روی آن میریزند درین حال دایره فلزی بواسطه برودت منقبض شده بطور محکم بدور چرخ میچسپد ومثل این است که با میخهای آهنین آنرا محکم کرده باشند طریقه درست کردن چرخ گادی مهندسین که راه آهن را میسازند ملتفت این مسئله هستند بنابران مابین قطعات خط آهن فاصله مختصری قرار میدهند باندازه یک سانتیمتر و اگر این احتیاط را نکنند در تابستان که هوا گرم میشود خطوط انبساط یافته از جای خود کنده میشوند
۱۱۸ انبساط و انقباض آزاد باشند و شیروانیها یا نمره بکار برند تا در عمله خط آهن همین احتیاط را در ساختن پنجره های آهنی و شیروانیها بستن باید همیشه یکطرف آنها را میخ کوب نکرده تا در موقع انبساط و انقباض [آزاد؟] باشند الا از جای خود کنده میشوند ۳- انبساط مایعات بتوسط حرارت از برای اثبات انبساط مایعات بتوسط حرارت باز مشغول بتجربه میشویم بدین طریق که تنگ بلور کوچکی را برداشته پر از آب میکنیم و مقداری جوهر دران میریزیم تا رنگین شود بعد در آن را با چوب پنبه انبساط مایعات بتوسط حرارت ۳- انبساط مایعات را بتوسط حرارت ثابت نمائید؟
۱۱۹ که در فوق آن لوله بلوری قرار گرفته باشد محکم بسته اطراف دهن آنرا با گل درست مسدود مینمائیم تا مایع بهیچ مخرجی بجز لوله نداشته باشد پس ازان یک کمی آب در لوله میریزیم تا در سطح س قرار گیرد و در آنجا با مرکب علامتی گذارده بلافاصله تنگ را در ظرفی از آب جوش فرو میبریم میبینیم سطح آب ابتدا قدری در لوله نزول نموده بعد شروع بصعود مینماید و در فوق سطح اولیه س قرار میگیرد علت این نزول و صعود بدین واسطه بود که چون آب جوش ابتدا به دیواره های تنگ برخورد تنگ منبسط شده آب نزول نمود اما بعد بمایع درونی تنگ اثر نموده و آنرا نیز بنو به خود منبسط کرد این بود که آب صعود نموده در فوق سطح س قرار گرفت حال اگر تنگ را از آب جوش بیرون آورده در آب سرد بگذاریم می بینیم مجدداً آب در لوله نزول مینماید و در سطح اولیه س قرار میگیرد ۳- انبساط گازها بتوسط حرارت از برای اثبات انبساط گازها بتوسط حرارت باز همان اسباب قبل را بکار میبریم فقط کاری که میکنیم سر فوقانی لوله را مسدود [Caption below the diagram]: انبساط گاز هوا بتوسط حرارت [Text beside caption]: ۴ - انبساط گازها را بتوسط حرارت بیان نما شده
۱۲۰ می نمائیم درین حال معلوم است که آب در نقطه س ایستاده ازان نقطه ببالا در لوله بجز هوا چیزی نیست پس بتوسط چراغ الکلی هوائی که در قسمت فوقانی لوله است حرارت میدهیم میبینیم هوا بواسطه حرارت انبساط یافته بسطح آب فشار می آورد بنابراین سطح آب از نقطه س بطرف پائین نزول مینماید تغییر حالت اجسام بتوسط حرارت ۱- ذوب- هرگاه مقداری روغن یا قلع یا سرب را در قاشق فلزی ریخته روی آتش قرار دهیم میبینیم این اجسام از حالت جامد تبدیل بمایع میشوند انبساط هوا بتوسط حرارت پس معلوم شد که حرارت باعث ذوب شدن اجسام جامد میگردد ۲- تبخیر- همه میدانید که اگر مقداری آب در ظرفی ریخته روی آتش قرار دهیم پس از چند لحظه بخار زیادی ازان پیدا میشود و نیز مه ها در را دیده اید میعان اجسام ۱- ذوب چیست ؟ ۲- تبخیر چیست ؟
۱۲۱ که چون بجوش آمد انجره دنیادی ماندن مشاهده میگردد پس معلوم میشود که حرارت آب را از حالت مایع تبدیل بخار مینماید و این عمل را تبخیر مینامند پس می بینید که حرارت نه تنها باعث انبساط اجسام میشود بلکه آنها را از حالت جامد تبدیل بمایع و از حالت مایع تبدیل بگاز میسازد ۳ انجماد ـ موادی را که ذوب داده بودیم بیعنی روغن و سرب را بگذاریم سرد شوند مجدداً میبینیم مجدداً از حالت مایع تبدیل بجامد میشوند پس معلوم میشود که برودت بر عکس حرارت سبب انقباض اجسام میشود ۴ میعان ـ هرگاه بشقاب را روی بخارهایی که از ظرف خارج میشود نگاهداریم میبینیم بخار تبدیل بآب میشود پس میتوان بخار را تبدیل بمایع ساجت و این عمل را میعان مینامند موجب این امر باعث برودت میشود ـ هرگاه دست خودمانرا بآب تر کنیم ۱ـ انجماد کدام است ۲ـ میعان چیست ۳ـ تبخیر چه میکند
۱۲۲ احساس برودت مینمائیم سبب این نتايج تبخیر مایع است تمام مایعات در حال تبخیر شدن حرارت را بلع نموده اجسام مجاور خود را سرد میکنند پس ما باید احتیاط نموده همینکه از حمام خارج شدیم یا وقتی که عرق دار باشیم بدن خود را خوب خشک کرده لباسهای مرطوب نپوشیم از جریانهای هوائی اجتناب نمائیم و لباس را بقدر کفایت بپوشیم (الکتریسته) ۱ـ الکتریستۀ حاصله از مالش اجسام ـ تجربه ـ لوله بلور یا قطعه لاکی را با ماهوت مالش میدهیم و در روی خرده کاغذ نگاه میداریم میبینیم که کاغذ بطرف بالا صعود نموده بلوله میچسپند این جاذبه که در لوله یا لاک حاصل میشود موسوم است به الکتریسته الکتریسته بواسطه مالش در تمام اجسام حادث میشود ولی چیزیکه هست بعضی از اجسام مانند بلور و لاک و سقر این الکتریسته را نگاه میدارند و بعضی دیگر مانند فلزات چون هادی الکتریسته هستند انرا نگاه نمیدارند باین معنی که الکتریسته در تمام سطح انها منتشر شده در صورتیکه عایقی نداشته باشند از آنها خارج شده در زمین فرو میرود ۱ـ الکتریسته چیست
۱۲۳ هوای خشک و ابریشم و کائوچو و چینی عایق (غیر موصل) الکتریسته میباشند ولی هوای مرطوب و آب هادی (موصل) الکتریسته هستند تجربه - هرگاه یک لوله سقز و یک لوله بلور را برداشته هر دو را با پشم مالش دهیم تا دارای الکتریسته شوند بعد لوله اولی را به پاندول (ا) و دوم را به پاندول (ب) نزدیک کنیم می‌بینیم هر یک از آنها گلوله که به پاندول آویخته و از چوب اقلی ساخته شده است بطرف خود میکشند این گلوله بلوله میچسپد و در مجاورت آن دارای الکتریسته میشود بعد از ان جدا شده دور میشود و هر قدر لوله را بآن نزدیکتر نمائیم دورتر میشود پاندول (ب) پاندول (ا) اینک لوله سقزی را نزدیک گلوله (ب) و لوله بلور را نزدیک گلوله (ا) نگاه میداریم می‌بینیم هر دو گلوله جذب میشوند یعنی بلوله جدید میچسپند و بر برگشته بوضع
۱۳۲ اول می ایستمند این تجربه های اخیر بمانشان میدهند که جنس الکتریسته بلوری با الکتریسته سقزی متفاوت است بنابراین یکی را الکتریسته مثبت و دیگری را منفی مینامند و نیز ازین تجربه ها استنباط میکنیم که پاندول (ب) پاندول (۱) (۱) دو جسم همدیگر را دفع میکنند وقتی که هر دو دارای الکتریسته مثبت یا منفی باشند (۲) دو جسم همدیگر را جذب میکنند در صورتیکه یکی دارای الکتریسته مثبت و دیگری منفی باشد (۳) دو جسم اخیر چون بیکدیگر نزدیک شوند قطع عمل میکنند در این صورت میگویند هر یک ازان دو عديم التأثیر یا خنثی شده اند بطور کلی الکتریسته دو قسم است یکی مثبت و دیگری منفی و چون این دو با هم متحد شوند تشکیل الکتریسته عديم التأثیری را مینمایند و از روی این قاعده میتوانیم بگوئیم اجسامی که الکتریسته نشده اند دارای این قسم اخیر هستند حرفه هرگاه دو جسم هادی الکتریسته را بهم نزدیک نمایم که یکی دارای الکتریسته مثبت و دیگری دارای الکتریسته منفی باشد و الکتریسته یکی بیشتر از دیگری باشد و انها را با هم تماس دهیم الکتریسته مثبت و منفی با هم ترکیب شده و الکتریسته زاید در هر دو جسم منتشر میگردد مثلاً اگر الکتریسته مثبت ۵ باشد و منفی ۳ باشد بعد از تماس دادن انها با هم الکتریسته مثبت ۵ با منفی ۳ ترکیب شده و ۲ الکتریسته مثبت که زاید است در هر دو جسم منتشر میگردد.
۱۲۰ الکتریسیتۀ مثبت و دیگری منفی باشد دو الکتریسیته مختلف بطرف همدیگر منتقل میشوند ولی هوائی که فیما بین انهاست در صورتیکه خشک باشد مانع اتحاد انها میشود معهذا اگر مسافت ما بین انها زیاد نباشد مقاومت هوا کاری نمیکند و دو الکتریسیته دفعه با هم متحد شده یک جرقه با روشنی و پارچهی همراهی صدای مخصوصی از ما بین این دو جسم تولید میشود اسباب تولید جرقۀ الکتریک ممکن است در صورتیکه یکی ازان دو جسم تنها دارای الکتریسیته باشد باز جرقه تولید شود این مسئله را بطریق ذیل میتوان ثابت نمود : فرض میکنیم جسمی داشته باشیم که دارای الکتریسیته مثبت باشد مانند (ج) و جسم دیگری ندیم التاثیر باشد ( ا ب ) الکتریسیته مثبت اولی در الکتریسیته عدیم التاثیر دومی اثر نموده انرا تجزیه مینماید یعنی الکتریسیته مثبت انرا دفع نموده الکتریسیته منفی انرا بطرف انتهای (ا) جذب میکند و یکدفعه از وسط طبقه هوای ( ا ج ) عبور نموده بان متحد میشود و تولید جرقه مینماید
۱۳۶ طوفان - برق - رعد - برقهائی که در هنگام طوفان هوا مشاهده مینمائیم از اتحاد دو الکتریسته مختلف حاصل میشوند مانند جرقه های که مقدمةً بیان نمودیم علمای عصر حاضر قائل شدند که هوای محیط دارای الکتریسته مثبت و زمین دارای الکتریسته منفی است پس میتوان گفت ابر هائی که در هوا پراگنده شده دارای الکتریسته مثبت یا منفی میشوند بنا بر انکه در مجاورت زمین یا در ارتفاع معینی از هوا تشکیل یافته باشند وقتیکه ابر های الکتریسته شده مختلف بیکدیگر نزدیک شوند تولید برق مینمایند و نیز ممکن است مابین ابر و اشیای زمینی برق حادث شود در این صورت میگویند این اشیا را برق زده است صدای رعدی که ما میشنویم همان صدای خشکی است که همراه جرقه معمولی است و در پیش بیان نمودیم برق در رعد
١٢٤ نیز باید دانست که برق ورعد هردو در یک وقت حادث میشوند اینکه ما صدای رعد را پس از دیدن برق می شنویم بواسطه آنست که صوت دیرتر از نورطی مسافت مینماید نور زمان را که نیز صرف میکند تا از ابر بما برسد قابل اندازه گرفتن نیست زیرا که خیلی کم است اما صوت چون در هرسانیه بیشتر از ٣٤٠ متر طی نمیکند ناچار دیرتر از دیدن برق بگوش ما میرسد – هرگاه عدد ثوانی مابین رویت برق و شنیدن رعد را بشماریم میتوانیم بطور تقریب مسافت مابین زمین و ابر را معین کنیم بدین طریق که آن عدد ثوانی را در ٣٤ ضرب میکنیم تا آن مسافت بدست آید صاعقه یکی از آثار طبیعی بسیار خطرناک است درختها را خرد میکند بامهای عمارات را بلند میکند فلزات را ذوب مینماید و مواد غیرقابل احتراق را میسوزاند انسان وحیوانات را میکشد صاعقه باشیا مرتفعه ماننه بروج واشجار ومناره زودتر میزند بنابرین نباید در موقع طوفان در زیر اشجار پناه برد و نیز نباید از صدای رعد وحشت کرد زیرا که از برق باید ترسید نه از رعد برق گیر - از برای حفظ عمارات از برق باید برق گیر در راس آنها قرار داد – این اسباب که توسط فرانکلن آمریکائی اختراع شده مرکب است
۱۳۸ برق گیر از یک ساقه آهنی (اب) که منتهی میشود بیک نوک تیزی از طلای سفید یا مس قرمزی که مطلا شده باشد در قاعده آن فلزی است هادی الکتریسته از قبیل سقفی یا زنجیر که از آهن یا مس ساخته شده باشد و داخل در چاهی شود که در آن آب یا خاک زغال باشد برق گیر
۱۳۹ مغناطیس ـ در بعضی ممالک مانند سؤد و نروژ و انادولی در آسیای صغیر و غیره یک قسم ماده معدنی پیدا میشود موسوم به مغناطیس طبیعی که آهن را جذب میکند و میتواند این خاصیت جذب را بسوزنهای فولادی بدهد هرگاه یک سوزن فولادی را مغناطیس نموده روی چقوری قرار دهیم می بینیم پس از چند لحظه که حرکت نوسانی نمود می ایستد و امتدادی را اختیار مینماید تقریباً همان امتداد شمال و جنوب است و اختیار نمودن این امتداد بواسطه اثری است که در زمین موجود است شمالا مشرق مغرب جنوب قطب نما ـ از روی این خاصیت سوزنهای مغناطیسی آلتی میسازند موسوم قطب نما که بتوسط آن در هر جا نقاط اصلیه را یافت قطب نما از برای ملاحان فواید عمده دارد ولی باید دانست امتدادی را که سوزن جهت یاب مینماید بطور دقت همان امتداد شمال و جنوب نیست بلکه بآن امتداد زوایه تشکیل میدهد نامند
۱۳۰ (است) که سال بسال مقدار آن برحسب اینکه تغییر مینماید چنانچه حالیه در پاریس این زاویه تقریبا ۱۵ درجه است و بطرف چپ شمال حقیقی واقع میشود قطب نما الکتریستۀ شیمیائی (کیمیائی) ـ هرگاه قطعه فلزی را در اسیدی (حامض ترشی) اندازیم می بینیم آن فلز در اسید حل میشود و بواسطه عمل شیمیائی تولید الکتریسته میشود که دوام آن باندازه ایست که آن عمل شیمیائی بر قرار باشد ظروف مخصوصه که در آنها این عمل انجام مییابد موسوم شده اند به پیل الکتریسته پیلها اقسام مختلف دارند ساده ترین آنها عبارت است از یک ظرف استوانه شکل بلوری که دران اسید سولفوریک (جوهر گوگرد) مخلوط با آب میریزند بطوریکه یک عشر آن اسید سولفوریک و ۹ عشر آن آب باشد
۱۳۱ در این ظروف دو تیغه فلزی فرو میبرند که یکی از مس و دیگری روی (جست) باشد در این حال فلزات متدرحاً در اسید حل شده تولید الکتریسته مینمایند که در هر دو تیغه اثر مینماید ولی اثر آن در مس زیادتر از روی است حال اگر این دو تیغه را بتوسط مفتولی بیکدیگر مربوط نمایند در آن مفتول یک جریان الکتریک دائمی حاصل میشود که پیوسته از تیغه مس بطرف روی جاری است و دوام آن تا وقتی است که اسید سولفوریک و فلزات در ظرف باشند پیل این جریان یک دوران کاملی از الکتریسته در پیل احداث مینماید یعنی از خارج پیل از مس بطرف روی جاری است و در داخل از روی بطرف مس تیغه مس را قطب مثبت پیل و تیغه روی را قطب منفی پیل مینامند
از برای تلگراف و تلفون معمولاً پیل دانیل را بکار میبرند که بطریق ذیل ساخته میشود پیل دانیل ـ پیل دانیل عبارت از ظرف استوانه شکل بلوری است که دران محلولی از اسید سولفوریک و آب ریخته بعد ورقه روئی لوله نموده بطوری که دو انتهای آن بهم نزدیک شده ولی با همدیگر نرسند باز او استوانه فرو میبرند و مفتولی از مس بآن متصل مینمایند که بمنزله قطب منفی پیل است پس ازان در میان ورقه روی یک ظرف استوانه شکل متخلخل و مسام دار گلی قرار میدهند و دران محلولی از سولفات دو کویور (کات کبود) میریزند بالاخره در این ظرف گلی ورقه از مس را مانند روی لوله نموده جای میدهند این ورقه مس بمنزله قطب مثبت پیل است از برای اینکه پیل بجریان افتاده عمل نماید کافی است قطبین او را بتوسطه مفتولی از مس بیکدیگر مربوط نمود چون محلول سولفات دو کویور بسرعت ضعیف میشود لازم است گاه گاه مقداری سولفات دو کویور در ظرف گلی بریزند پیل دانیل بواسطه دوام جریان الکتریسته معتبر ترین پیلها است
۱۳۲ و آنرا بیشتر در تلگرافخانه ها استعمال مینمایند اجتماع پیل‌ها - چون خواسته باشند قوه الکتریسیته زیاد باشد چندین پیل را بیکدیگر مربوط میسازند بدین طریق که پیلها را پهلوی یکدیگر قرار داده قطب منفی یکتر را بقطب مثبت پیل مجاور مربوط مینمایند و بالاخره قطب مثبت پیل اول را بقطب منفی پیل اخری بتوسط مفتولی مربوط مینمایند تا دارای دوران خارجی مجموع پیل‌ها باشد اجتماع پیلها گالوانوپلاستی (ملمع کردن) - بواسطه عمل جریانهای الکتریکی نسبت باملاح میتوان سطح بعضی اشیاء را با طبقه نازکی از فلزات پوشانید این عمل را بفرانسه گالوانوپلاستی مینامند مثال - چون خواسته باشیم سطح شیئی را از طبقه مسی بپوشانیم ابتدا سطح آن را بتوسط بُرس با طبقه نازکی از پلمباژین میپوشانیم (پلمباژین همان ماده ایست
۱۳۲ که از آن مداد درست میکنند) بعد آنرا در محلولی از سولفات و سود فرو برده با قطب منفی پیل ضعیفی متصل مینمائیم و در همان وقت ورقه از مس را در محلول فرو برده با قطب مثبت پیل مربوط میسازیم بمحض اینکه جریان الکتریسیته بر قرار باشد سولفات دو کویور تجزیه شده اسید و اکسیژن آن بطرف قطب مثبت میروند در صورتیکه مس متدرجاً روی شیئی که بقطب منفی متصل شده است قرار میگیرد با این ترتیب میتوان حیوانات و نباتات نفیسه را با یک طبقه از مس پوشانید بدون آنکه در تزیین و لطافت اعضای آنها نقصان پدید آید، میتوان آنها را تا هر چند زمانی که خواسته باشند نگاهدارند ترتیب مطلا و مفضض نمودن اشیا از این ترکیب میتوان اشیاء بی دوام و شکننده را مانند بلور و ظروف گلی
١٣٥ و اشیائی که از موم خته باشند با طبقه از مس پوشانید تا استحکام آنها زیاد شود مطلا و مفضض (گلک طلا و نقره) - طریقه مطلا و مفضض نمودن اشیا همان طور است که بانه برای مس شرح داده شد فقط محلول را باید تغییر داد مثلاً از برای مطلا نمودن اشیاء عموماً محلولی بکار میبرند مرکب از صد قسمت آب و دو قسمت سیانور در و پتاسیم و پنج قسمت سیانور ذره چون خواسته باشند مفضض نمایند بجای سیانور در سیانور داژان استعمال میکنند مغناطیس مصنوعی - فولاد و آهن را ممکن است بوسیله جریان الکتریک دارای خواص مغناطیس نمود بدین طریق که شمش فولادی را در محور لوله بلوری قرار داده روی آن لوله مفتول از مس که مستور از ابریشم باشد میپیچیم بعد جریان الکتیر را در این مفتول عبور میدهیم شمش فولاد مغناطیس میشود شمش فولاد همینکه مغناطیس شد خواص خود را نگاه میدارد ولی اگر بجای فولاد شمشی از آهن در لوله بلور قرار دهیم مادامی که جریان در مفتول هست آهن مغناطیس و چون قطع جریان شود خوا ترتیب درست کردن مغناطیس مصنوعی
١٢٦ خاصیت مغناطیس تلف مینماید مغناطیس الکتریکی - بواسطه آن خاصیت آهن که در تحت اثر جریان الکتریک مغناطیس میشود و بمحض قطع شدن جریان مغناطیس خود را تلف مینماید میتوان مغناطیسهای مصنوعی مخصوص ساخت که آنها را مغناطیس های الکتریکی مینامند از برای ساختن مغناطیس الکتریکی معمولا شش آهن استوانه شکل که شبیه بنعل اسب باشد اختیار نمود و آن مفتول (سیم) مسی که مستور از ابریشم باشد عده زیادی از دمها مغناطیس بزرگ که وزنهای آهن را بلند نموده است می پیچند بشرط انکه پیچیدن از یک وجه باشد نه از جهات مختلف پس از ان دو انتهای ازاد این مفتول (سیم) مسی را با قطبین پیلی مربوط میسازند فورا آهن مغناطیس شده شایسته آن میگردد که وزنه های زیادی را بلند نماید مغناطیسهای الکتریکی میسازند که ممکن است چند صد کیلو گرم آهن را بلند نمایند اساس تلگراف الکتریک - بواسطه خواصی که در مغناطیس الکتریکی است
۱۳۷ دستگاه تلگراف را اختراع نموده اند که باعث سهولت مخابرات میشود اساس تلگراف بسیار ساده است فرض میکنیم مفتول (سیم) فلزی از قطب مثبت پیلی که در کابل باشد تا قندهار امتداد یافته در آنجا روی آهن نعلی شکل پیچید بطوریکه یک مقناطیس الکتریکی در قندهار درست نماید و بعد از آنجا مراجعت نموده منتهی شود بقطب منفی پیل کابل نمایش اساس تلگراف و نیز فرض میکنیم که در بالای مقناطیس الکتریکی قندهار اهر می در افجه، باشد از آهن که یک انتهای آن بتوسط یک فرد یک تیغه مسافت کمی از مقناطیس ایستاده باشد حال گوئیم اگر در کابل دو انتهای مفتول مذکور با قطبین پیل مربوط نماید معلوم است جریان الکتریسته داخل مفتول شده آهن نعلی قندهار را مقناطیس میکند چون
۱۴۸ آهن مقناطیس شد انتهای اهرم را جذب نموده بخود میچسپاند و تا وقتیکه جریان در مفتول امتداد داشته باشد اهرم بهمین حال باقی است ولی چون یکی از دو انتهای مفتول را از پیل منفصل نماید جریان الکتریسته قطع شد و مقناطیس دیگر اهرم را جذب نخواهد کرد بنابراین اهرم بواسطه قوه فنر بلند شده میخورد به تیغه که در بالای آن واقع شده است نمایش قطع دوران الکتریک این عمل را میتوان بوسیله ارتباط مفتول با پیل یا انفصال آن پیوسته تکرار نمود یعنی ممکن است از کابل اهرم قندهار را هرچند دفعه که خواسته باشند بحرکت دهند و از همین حرکت اهرم است که مطالب تلگرافی مفهوم میشود از روی این حرکات الفبائی رمزی مخصوصی درست کرده اند بطوریکه هر حرکتی بجای یکی از حروف الفبا میباشد تلگراف دستگاههای مختلفه دارد ولی معروفترین آنها دستگاه تلگراف
۱۳۹ مُرس است که ذیلاً شرح میدهیم تلگراف مُرس - تلگراف مرس مرکب است از چهار قسمت عمده که عبارت از یک پیل، یک مفتول و یک مانیپولاتور (دستگاه مخابره) و یک رسيپُر (دستگاه ضبط خبر) باشد پیل - پیل باید دارای ثبات دوام و قوت باشد و هر قدر مسافت زیاده تر شود بایّد عده پیلها را زیاد تر نمود مفتول - در پیش گفتیم که مفتولی از کابل تا قندُز امتداد یافته بعد از قندز مجدداً بطرف کابل می آید ولی از تجارب جدیده ملتفت شده اند که مفتول ثانوی زاید است و زمین میتواند قایم مقام مفتول ثانوی بشود زیرا که خود هادی الکریسته است بنابراین یکی از قطبین پیل باز زمین مربوط مینمایند و همچنین انتهای مفتول را پس از خروج از مقناطیس نیز در زمین فرو میبرند سابقاً مفتولها را از آهن کار می کردند ولی امروزه عموماً مفتولهای مسی مستعمل میکنند زیرا که بهترین هادی الکتریسته میباشند در هر حال مفتولها باید عایقی داشته باشند این است که آنها را روی قطعات چینی که به پایه تلگراف نصب شده اند قرار میدهند مفتولهائی که در زیر زمین میکشند از لاستیک
۱۴۰ پوشیده شده اند زیرا که لاستیک نیز عایق الکتریسته است مانیپولا تر- هر اداره تلگرافی باید یک مانیپولتر (دستگاه مخابره) داشته باشد از برای مخابرات و یک رسیپتر (دستگاه اخذ خبر) از برای گرفتن مخابرات دستگاه مخابره مانیپولا تر تلگراف مُرس شامل اهرمی است که چون با دست فشار دهند جریان مفتول حاصل میشود و چون دست را بردارند جریان قطع میشود و بدین طریق مطالب را مخابره مینماید دستگاه اخذ خبر- دستگاه اخذ خبر عبارت از همان مغناطیس الکتریکی و اهرم است هر وقت جریان الکتریسته در مغناطیس حاصل شد اهرم را بطرف خود جذب مینماید و چون قطع جریان شد اهرم ازان دور میشود این دستگاه را طوری ساخته اند که ممکن است از اتصال اهرم بمغناطیس و انفصال
آن علاماتی با مرکب روی کاغذ نوار مانندی نقش میبندد و ازین علامات مطالب مخابره شده مفهوم گردد چون روی دسته مانیپولاتور تلگرافخانه (د) فشار آورند جریان حاصل شده و بواسطه پیل از تهانه از نقطه ی عبور نموده داخل اهرم مانیپولاتور میشود و از اینجا داخل مفصل م میشود بعد در مجاورت ی و د وارد مقناطیس تلگرافخانه ب شده و جوشن آنرا جذب بطرف مقناطیس مینماید و بهمین عمل تکرار میشود در صورتیکه روی مانیپولاتور تلگرافخانه ب فشار آورند تلگرافچیها
۱۴۲ محتاج به ثبت علامات نیستند فقط گوش بصدای دستگاه داده مطالب را میفهمند و روی کاغذ مینویسند تلگراف بی سیم ـ تلگراف بی سیم عبارت از دستگاهی است که بدون مفتول آن مخابره مینمایند این قسم تلگراف در سنه ۱۸۹۶ مسیحی بتوسط یک نفر اروپائی موسوم به مارکنی اختراع شد و اساس آن مبنی بر بعضی قواعد فیزیکی مفصلی است که بعداً خواهید خواند از برای اینکه بکلی از شناسائی آن بی بهره نباشید بشرح مختصر ذیل اکتفا مینمائیم اسبابهای مخصوصی درست کرده اند که ممکن است با آنها امواج الکتریسیته را در هوا منتشر نمود این امواج مانند امواج نور و تقریباً بهمان سرعت بهر طرف پراگنده میشوند و هیچ چیز حتی دیواره نیز نمیتواند مانع عبور آنها گردد دستگاهی که میتواند این امواج را اخذه نماید فقط لوله های مخصوصی است موسوم بکوهرر که در هر کجا باشند امواج را اخذ مینمایند رادی اکته دتکتوز
۱۴۳ سیخ موصل (رادیکتوند دکتور) دارای عقربکی است که چون امواج الکتریسیته بآن برخورد لعب فوراً تغیر جهة میدهد و بواسطه همین تغیر عقربک است که علاماتی مخابره شده را ضبط نموده بمیان جهة میفهمند تلگراف بی سیم فواید عمده دارد مخصوصاً از برای ملاحان که اگر در دریا بطوفانی دچار شوند و بیم آن داشته باشند که کشتی آنها غرق شود فوراً بتوسط دستگاه بی سیم کشتی دو چار مصیبت با سواحل نزدیک سایر کشتیها مخابره نموده بامداد میطلبند و بزودی از خطر نجات تلفون ـ تلفون عبارت از اسبابی است که بتوسط قوة الکتریسیته اصوات را بجای دور انتقال میدهد تلفون مرکب است از یک لوله چوبی (ل) که دارای دهانه است مانند (د) در مقابل این دهانه صفحه نازک آهنی (ص) قرار گرفته مسافت کمی ازین صفحه قرقره (ق) واقع مسی دی شده که در روی آن مفتول مستور از ابریشم پیچیده شده است از وسط این قرقره میله فولای مغناطیسی (م) عبور مینماید که یک انتهای آن کمی برجسته در مقابل صفحه نازک آهنین واقع گردیده بدون انکه بآن وصل شود دو انتهای مفتول قرقره منتهی میشوند به دو حد ( ح ج ) و در انجا بمفتول هادی اتصال پیدا میکنند مفتول هادی این دستگاه تافون رگه بمنزله دستگاه خبر ده است به دستگاه دیگری که نظیر همین دستگاه و موسوم بدستگاه ضبط خبر است متصل مینماید
۱۴۲ دستگاه تلفون حال گوئیم اگر در مقابل دهانه دستگاه حرف زنند صفحه نازک آهنی مرتعش لرزیده اگر متوالیاً از میله مقناطیسی دور و بآن نزدیک میشود و بالآخره بواسطه مجاورت با مقناطیس خود صفحه نیز دارای مقناطیس میگردد و از تغییر مکانهای متوالیه آن یا بعباره اخری از ارتعاشات آن جریانهای الکتریکی در قرقره تولید خواهند شد این جریانها از قرقره این دستگاه بتوسط مفتول هادی در قرقره دستگاه ضبط خبر میشود و در انجا صفحه نازک آهنی را متوالیاً دور و نزدیک نموده مرتعش میکنند در این حال دهانه دستگاه ضبط خبر را بگوش وصل نمایند کلمات تلفظ شده در مقابل دستگاه مخابره را بخوبی می شنوند فصل پنجم ( شیمی ) تعریف- شیمی شعبه ایست از علوم طبیعی که در ان بحث میشود از شرایط ترکیب
۱۴۵ اجسام و آثار مختلفه که از عمل آنها نسبت بیکدیگر بروز مینماید بتوسط علم شیمی میتوان با محصولات طبیعی عده زیادی از اجسام جدیده را تشکیل نمود و بهمین جهت است که این علم در غالب صنایع روز بروز کسب اهمیت مینماید اختلاف ما بین آثار فیزیکی و آثار شیمیائی ـ آثار فیزیکی در هیئت و طبیعت و وزن اجسام تغییری نمیدهد ولی آثار شیمیائی تغییرات کلی در اجسام داده آنها را تبدیل باجسام دیگری مینماید که هیچ شباهت با اجسام اولیه ندارند مثلاً آهن در تحت اثر حرارت انبساط حجم حاصل مینماید و چون حرارت از ان سلب شود مجدداً حالت اولیه خود را اختیار مینماید در این حال گوئیم آهن در تحت اثر فیزیکی واقع شده است حال اگر آهن را در هوای مرطوبی قرار دهیم پس از مدتی زنگ روی آنرا میپوشاند و اگر طول مدت آن زیاد باشد بکلی تبدیل بزنگ شده ممکن نیست دیگر بحالت اولیه خود عود نماید و زنگ جسمی است جدید که با آهن از هر حیث تفاوت کلی دارد و هیجا آهن در تحت اثر شیمیائی واقع شده است اجسام بسیط و اجسام مرکبه ـ هرگاه قطعه قندی را در لوله بلوری انداخته توسط چراغ الکلی بآن حرارت دهیم می بینیم قند تبدیل بدو جسم میشود یکی بخارات که مانند ابر رقیقی از دهان لوله خارج میشود و دیگری جرم سیاه زغال مانندی که
۱۳۶ در لوله باقی میماند تجزیه قند بواسطه حرارت این تجربه بما میفهماند که میتوان قند را تجزیه نمود و از تجزیه آن دو جسم مختلف بدست می آید که عبارت از آب و زغال باشند آب را نیز ممکن است بنوبه خود تجزیه نمود از تجزیه آن دو بخار مختلف بدست می آید که یکی را اکسیژن و دیگری را هیدروژن مینامند اکسیژن مسبب احتراق میشود یعنی اجسام را میسوزاند ولی هیدروژن خود قابل احتراق است و مانند چوب و زغال میسوزد حال اگر خواسته باشیم عمل تجزیه را باز مداومت نمائیم ممکن نیست زیرا که از هیدروژن بغیر از هیدروژن جسم دیگری نمیتوان استخراج نمود همچنین است اکسیژن پس میگوئیم که هیدروژن و اکسیژن از جمله اجسام بسیط یا ساده هستند جرم زغال مانندی که در لوله مانده است نیز جسمی است بسیط که آنرا کاربن مینامند پس اجسام بسیط اجسامی هستند که ممکن نیست بهیچ وسیله آنها را تجزیه نمود و شماره انها [بدست نیامده؟]
١٣٧ اجسام بسیطه بحالات مختلفه در طبیعت وجود دارند چنانچه اکسیژن ہیدروژن و ازت و کلر از اجسام بسیطه گاز مانند میباشند وجیوه و سیماب ، ازجمله اجسام بسیطه مایعات معروف ترین اجسام بسیطه جامد عبارت باشند از گوگرد و فسفر وزغال وعموم فلزات و غیره اجسام مرکبه - اجسام مرکبه عبارت از اجسامی هستند که از ترکیب دو یا چند حصه مختلف تولید شده اند مانند آب که در پیش گفتیم مرکب است از ہیدروژن و اکسیژن وقتی که ترکیب شده وجود از همان دو بخار بعلاوه کاربن طریقه ترکیب اجسام را بطور اختصار بوسیله چند تجربه بیان مینمائیم تجربه اول - مقداری براده مس را با گوگرد زرد روی خاک انداز آهنی ریخته بآن حرارت میدهیم می بینیم ابتدا یک جرم گداخته قرمز رنگی تشکیل یافته متدرجا رنگ آن سیاه میشود در این جرم نه اثری از مس دیده میشود و نه از گوگرد بلکه از ترکیب آنها جسم جدیدی تشکیل یافته است که خاصیت آن مطلقاً با خواص گوگرد و مس تفاوت دارد پس میدانیم که از اتحاد دو جسم بسط که عبارت از گوگرد و مس باشد جسم مرکبی تشکیل یافته که آنرا بزبان فرانسه سولفور دو کویو میگویند (محل توتیا)
۱۴۸ اتحاد مس با گوگرد تجربه دوم ـ قطعه آهنی را در هوای مرطوب میگذاریم پس از چند روز میبینیم زنگ زده است زنگ جسمی است قرمزوتر و رنگ و مانند گرد و غبار می ریزد در صورتیکه آهن خاکستری رنگ و درخشنده و استحکام دارد بعلاوه وزن آهن زنگ زده بیشتر از وزن اولیه شده است جهت آن این است که آهن در حال تبدیل شدن بزنگ جسم سادهٔ دیگری را نیز بلع نموده است و این جسم ساده همان اکسیژن است که مقدار زیاد آن در هوا موجود میباشد پس از ترکیب آهن با اکسیژن جسم مرکبی بدست آمده که آنرا اکسید دو فر مینامند تجربه سوم ـ زغال روشن در هوا میسوزد و مندرجا با اکسیژن هوا ترکیب شده تولید گازی میکند موسوم به گاز کاربونیک که از حیث خاصیت تفاوت کلی با زغال و اکسیژن دارد از تجربه‌های مختصر فوق چنین میفهمیم که اجسام بسیط میتوانند با یکدیگر ترکیب شده اجسام مرکبهٔ متعدده تشکیل دهند مخلوط و ترکیب ـ مخلوط با ترکیب تفاوت کلی دارد مثلاً هرگاه مقداری برادهٔ
۱۲۹ آهن را با گوگرد سائیده شده روی میز قرار دهیم و خوب آنها را با یکدیگر مخلوط نمائیم ممکن است دوباره آنها را از یکدیگر جدا نمود بدین طریق که قطعه مقناطیس را روی آنها نگاه میداریم آهنها تماماً بمقناطیس میچسپند ولی گوگرد در روی میز میماند مخلوط ولی ترکیب بعکس آنست یعنی وقتیکه دو چیز ترکیب شدند ممکن نیست آنها بسهولت یکدیگر جدا نمود چنانچه اگر همین براده آهن و گوگرد را در ظرفی ریخته کمی آب نیم گرم روی آنها بریزیم پس از چند لحظه جسم سیا رنگی در ظرف تشکیل میشود که هیچ شباهتی بگوگرد و آهن ندارد و اگر آهن ربا روی آ نگاهداریم ابداً اثری در آن نخواهد نمود مرکب
۱۵۰ فلزات - فلزات اجسامی را گویند که دارای جلای مخصوصی هستند مانند طلا و نقره و آهن و غیره که در درجه هوای معمولی جامد میباشند باستثنای جیوه که مایع است فلزات عموماً هادی الکتریسته و حرارت میباشند و چون با اکسیژن ترکیب شوند تشکیل اکسیدهای محفوفه میدهند. اکسیدهای حاصله از فلزات نیز با اسیدها ترکیب شده تشکیل املاح میدهند. فلزات تقریباً ۵۰ قسم میباشند که معروفترین آنها آهن - نکل - روی - قلع مس - سرب - نقره - جیوه - طلا - طلای سفید است - و طریقه استخراج آنها را در سال چهارم خوانده اید شبه فلزات - شبه فلزات اجسامی را گویند که نه دارای جلای فلزی و نه بطور خوبی هادی حرارت و الکتریسته باشند بعلاوه نمیتوانند با اسیدها ترکیب شده تشکیل املاح دهند شبه فلزات تقریباً شانزده قسم اند که معروفترین آنها گوگرد - اکسیژن - ازت فسفر - ارسسیک - کاربن - کلر - ید - میباشند املاح - از برای شناختن املاح لازم است مطالب ذیل را بدانیم
۱۵۱ ۱- اسید سولفوریک که انرا جوهر گوگرد میگوئیم ترکیبی است از گوگرد واکسیجن (حامض گوگرد) و هیدروژن و چون اسید استیک (جوهر سرکه) یا اسید از تیک را (تیزاب شوره) تجزیه نمائیم میبینیم باز در ترکیب آنها هیدروژن است پس بطور کلی باید بدانیم که هر اسیدی دارای هیدروژن است ۲- اینک گیلاس بلوری را برداشته مقداری اسید سولفوریک مخلوط با آب در ان میریزیم و بعد مقداری از خرده های روی در این مخلوط می اندازیم می بینیم فورانی در گیلاس حاصل شده حبابهای گازی زیادی که عبارت از هیدروژن باشد از ان صعود مینماید و روی متدرجا تحلیل میرود و عاقبت ناپدید میگردد در این عمل روی (جست) قایم مقام هیدروژن شده بجای اسید سولفوریک آب گیلاس دارای محلولی است مرکب از گوگرد و اکسیژن و روی که انرا در کیمیا بی گوگرد سولفات دوزنک و اکسیجن همی نامند هرگاه بجای روی آهن در گیلاس ریخته بودیم باز هیدروژن خارج شده و سولفات دو فر تشکیل می یافت و چون آبی که در گیلاس است تبخیر نمائیم سولفات دوزنک یا سولفات دو فر بحالت جامد در ته گیلاس باقی خواهد ماند
۱۵۲ اجسامی که بدین طریق تشکیل یافته اند یعنی سولفات دو زنگ و سولفات دوفز موسوم شده اند باملاح پس املاح تولید میشوند در صورتیکه فلزی در اسید جانشین هیدروژن گردد نمک طعام – یکی از املاح معموله نمک طعام است که در غالب ممالک معادن آن وجود دارد و چون در آب دریا نیز محلول است در بعضی ممالک آنرا از آب دریا استخراج مینماید این نمک را همه روزه ما در اغذیه خود میریزیم زیراکه غذای بی نمک طعم و مزه خوبی نخواهد داشت و البته میدانید که رنگ آن سفید و بحالت جامد است در آب بخوبی حل میشود جوش شیرین – جوش شیرین نیز یکی از املاحی است که رنگ آن سفید و اطباء آنرا از برای رفع سوء هضم تجویز مینمایند سولفات دوسو – سولفات دوسو که آنرا معمولاً نمک فرنگی می نامیم یکی از املاحی است که طعم آن شور و تلخ در طب از برای مسهل استعمال میشود سولفات دو منیزی – این نمک در آب دریا و بعضی آبهای معدنی یافت میشود طعم آن تلخ و اطباء از برای مسهل تجویز مینمایند. بقیه صفحه ۱۵۳ بقیه صفحه ۱۵۳
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]