Afghanistan Digital Library
adl0932
http://hdl.handle.net/2333.1/p5hqc02v
This is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan
Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about
this item, copy and paste the "handle" URL above into a web browser.
When referring to or citing this item please use the "handle" URL
and not this document or the URL from which you downloaded it.
All works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless
otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely
reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.
NYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu
محمد اکبر
الْعِلْمُ عِلْمَانِ عِلْمُ الْاَبْدَانِ وَ عِلْمُ الْاَدْيَانِ ط
رسالة
حفظ الصحة
تالیف
محمد اکرم فارغ التحصیل [پلاسکی؟] [ولیم؟]
ومعلم ریاضی وطبیعات
مدرسه مبارکه حبیبیه
جهت تعلیم شاگردان سال چهارم
ابتدائیه مدرسه مبارکه حبیبیه
و باقی مدارس ابتدائیه دولت علیه مستقله افغانستان
بتصویب عالیقدر جلالت مآب
محمد سلیمان خان وزیر معارف
عمومی دولت علیه مستقله افغانستان
در مطبع مبارک وزارت
جلیله معارف
انطباع یافت
۱۳۰۰ ه ش
۱۳۴۰ ه ق
تعداد طبع اول ۱۰۰۰
۳
بسم الله الرحمن الرحیم
باب اول در بیان هوا
فصل اول در باب ضرورت هوا
نعمت های خداوندا ز اندازه بیرون است - از انجمله بهترین
نعمت ها نعمت صحت است . برای نگهداشتن صحت
وجود سه چیز ضرور لیست یعنی هوا ، غذا ، آب ، از همه
اضافه تر هوا ضروریست که بدون آن زندگانی ناممکن است
هرچند که بلحاظ دیر زنده ماندن در میان آنها فرقی
است . اما در صورت نابودن هوا تا دو سه دقیقه
انسان زنده مانده نمیتواند چنانچه : اگر یک موش را
۴
گرفته در یک بوتل انداخته سر بوتل محکم کرده شود تا زمانیکه هوا
در آن موجود است موش مذکور زنده می ماند و هر زمانیکه
هوای داخل بوتل مذکور از تنفس کردن آن تمام شد شما خواهید
دید که موش مذکور در سه چهار دقیقه بیهوش شده خواهد مرد از این
ثابت میشود که هوا ضرورترین جز اعظم زندگانی انسان تا
و حیوانات است و همچنانکه وجود هوا برای زندگانی انسان
ضروریست صاف بودن آن نیز از ضروریات است - بنابرآن
واقفیت از اسبابیکه آنرا خراب می سازد نیز لازم می آید.
۵
فصل دوم در بیان کثافت هوا
تیره شدن هوا را کثافت هوا میگویند مگر عموماً باصطلاح اطبا
(طبیب ها) و حکما (حکیم ها) خراب شدن هوا را و کم شدن
آکسیجن هوا که برآن زندگانی انسان ها منحصر است کثافت
هوا گفته میشود که مضر صحت میباشد
علامات کثیف شدن هوا بسیار است اما عموماً مردمانیکه
در ان بود و باش دارند اکثر چهره های شان زرد
و مبتلای انواع امراض میباشند بروی دنیا بسیار چیزها
قدرتیست که هوا را خراب می سازد از آنجمله اول تنفس انسان
است که انسان آکسیجن هوا را خورده بعوض آن کاربانک
ایسد گاس که یک هوای مضر زهر دار میباشد بیرون آورد
و آن در هوا شامل شده آنرا خراب می سازد .
دوم - سبب کثافت هوا عمل احتراق یعنی سوختن اشیا
میشود زیرا که بوقت سوختن آکسیجن ہوا را گرفته بصورت
کاربانک ایسڈ گاس تبدیل می شود ، چرا که آتش بدون
وجود آکسیجن در گرفته نمیتواند چنانچه :
اگر یک شمع خورد را در یک بوتل بواسطه یک سیخ آویخته
کرده روشن کنید شما خواهید دید که در دوسه دقیقه
گل خواهد شد . آیا سببش چیست ؟ سببش این است
که هر قدر او کسیجن که در بوتل موجود بود در سوختن شمع
مدد کرد چون اوکسیجن مذکور خلاص شد شمع گل شد ،
از این ثابت شد که اشیا بوقت سوختن آکسیجن هوا
را گرفته بصورت کاربانک ایسد گاس تبدیل میشود.
(۴) سبب کثافت هواگنده شدن اشیا و مرکبات
فاسده که از بدن انسان و حیوانات صادر میشود، مردن
حیوانات و خارج شدن عرق، از بدن انسان
و غیره میباشد. در ممالک گرم و زمین مرطوب اشیا
زودتر گنده میشود و هوا را خراب می سازد.
(ه) از تاثیر عملیات یومی خانگی مانند غسل و شست
و شو و پخت و پز و غیره که اگر باصول درست رفع آن
نشود هوا را کثیف می سازد.
(۶) بعضی حرفتها و پیشهها چون زرگری،
قصابی، رنگمالی دسهان گری، و غیره هم
هوا را کثیف میسازد زیرا که ذرات آنها در هوا مخلوط
شده و بواسطه هوا در شش رفته شش را خراب ساخته صحت
را خراب میسازد و انواع امراض پیدا میکند .
(٧) تنفس مریضان خاصته هوا را خراب میسازد .
(٨) خاک دشتن سرکها بسبب تردد گادیها و غیره
که در هوا ذرات آن شامل شده آنرا خراب میسازد .
۹
فصل سوم در باب عملیهای طبعی که هوا را مصفی میسازد
در فصل گذشته بعضی اسبابکه هوا را قدرۂ خرابمیساخت
بشما فهمانیده شد اکنون بعضی اسبابکه هوا را قدرتاً صاف
میسازد بشما بیان میشود، دقت نمائید از اینجا قدرت
خداوندی برایتان مبین میگردد ، سبحان الله چه خالقی !
و بکدام پایه حکیمی ! اگر از یکطرف مضرات را خلق فرمود
بمقابل آن از راه دگر منفعت ها بروی کار آورد اگر چنین
نبودی زندگی محال بودی . شروع بمقصد . ه
عموماً اسبابیکه هوا را قدرتاً صاف میسازد .
(۱) وزیدن باد تند است که هوا را از یکجای بجای دگر می برد
و بدینگونه هوا صاف میشود .
۱۰
(۲) درختان و نباتات است که از کرۀ هوائی در روشنی
آفتاب کاربانک ایسد گاس را گرفته اکسیجن خالص را که باعث
حیات انسان بران است میگزارد .
(۳) بعضی اوقات باعث رفع کردن بدبوئی هوا انتشار
گیس های مختلف است چنانچه در دادن باروت و گوگرد
وغیره که از در دادن آنها اقسام مختلف هوا پیدا شده بدبوئی
هوا را گم می سازد .
فصل چهارم در باب خراب شدن هوای دهات و شهر
اصلی ماده خراب شدن هوا نجاسات است .
جایهائیکه مردمان در آنجا بکثرت بود و باش دارند
هوای آنجا نیز زیاده تر خراب میباشد .
سبب کثافت هوای دهات و شهر امورات ذیل
می شود ۱
(۱) اکثر مردم در خانه های نهایت تنگ که راه آمد و رفت
هوا نمیداشته باشد و سقف های نهایت پست پیدا
باشد گذران میکنند که هرگاه دروازه های آنها بسته
کرده شود هیچ هوای کثیف که از تنفس پیدا میشود
بیرون رفته نمی تواند و نه هیچ هوای تازه داخل شده
١٢
میتواند . بنابران برای شان مضر صحت میشود.
(٢) سرهای خودرا زیرصندلی ها درون کرده
وزیرلحاف هائی چرک پیچانیده خواب میکنند که
اینهم هوارا خراب ساخته مضر صحت شان
می شود.
(٣) آب غسل وباران و پخت و پز افتادن
بول ونجاسات بهر طرف وبیت الخلا که
در آن نجاسات باشد و دفن کردن مرده ها
به نزدیک آبادی ها و انبارساختن سرگین
وقصابی، وچرم گری، ورنگریزی، وزرگری وسهان گری
وآهن گری، وباقی اهل پیشه وغیره باعث کثافت
۱۳
و خراب شدن هوا میگردد، و بعد از غسل لباس چرکین
پوشیدن و در رخت خواب چرک خوابیدن
نیز هوا را خراب میسازد .
علاج :-
(۱) باید که مردم سقف های خانه های خود را
بلند بسازد و روشن دانهای بسیار داشته
باشد تا راه آمد و رفت هوا بخوبی باشد.
(۲) باید مرده ها قریب آبادی ها دفن کرده نشوند
و سرگین و غیره دور انبار کرده شود و غسل اگر
امکان باشد در خانه های خود نمایند والا
در حمام های شهر بزودی جان خود را پاک نموده
۱۴
بیرون شوند زیرا که هوای حمام خراب بوده
مضر صحت می باشد، بعد از غسل کلای
چرکین نپوشند
(۳) در ممالک های متمدن برای دور کردن
نجاسات مثل بول و سرگین و آب غسل و باران
و پخت و پز و غیره سررشته این است که
در هر خانه یک نل آهنی همراه یک شیر دهن آب
موجود است، بوقت ضرورت آب را
بالای نجاسات گذرانیده آب و نجاسات
و غیره را در نل های خورد و نلهای خورد در نلهای کلان میبرد
ونلهای کلان آب گنده و نجاسات و غیره را در یک جایگاه
۱۵
بیرون شهر جمع میکنند بعده مثل پارد برای زمین ها
بخرچ میرسانند .
(۴) باید قصاب و زرگر و رنگ مال و چرم گر
و باقی اهل پیشه را بیرون شهر علیحده جای داده شود.
۱۶
فصل پنجم در بیان اسبابیکه
باعث ممانعت خراب شدن هوا میگردد
هیچ چیزی نیست که هوا را کاملاً از خراب کردن
نگه کرده بتواند چرا که در جائیکه آتش افروخته
و تنفس کرده میشود امکان ندارد که هوا کاملاً
صاف بماند مگر باز هم اگر بعضی احتیاطها
کرده شود، هوا تا یک درجه صاف مانده
میتواند و آن قرار ذیل است:
(۱) هوای تازه در خانهٔ سکونت آمده بتواند.
(۲) در یک خانه بسیار مردم جمع نشوند.
(۳) برای بود و باش یکنفر سپاهی (۶۰۰) فوت مکعب هوا لازم)
۱۷
و برای یک نفر طالب العلم (۱۰۰) مکعب فٹ
و برای یک نفر محبوس (۳۶) فٹ مربع
و برای عموم مردم اگر امکان باشد (۴۸) فٹ
مربع، جای داده شود .
(۴) برای اشخاص مریض مانند زچه و غیره
نهایت خانهای بلند و فراخ و هوای تازه بکار
است بنابران باید که چهار گرد مریض مردم
بسیار جمع نشود تا هوای خانه مریض را خراب
نسازند .
(۵) باید که خس و خاشاک و نجاسات
و غیره را فوراً از راه دور کرده در یک جای کنار
۱۸
دفن سازند تا قریب چاه نباشد .
(۶) علی العموم باید غسل عادت داشته
باشند و کالهای پاکیزه و رخت خواب صفائی
استعمال کنند زیراکه هرگاه جلد انسان
چرکین شود بوقت عرق کردن بوی بد ازان
برخاسته هوا را خراب میسازد و هم بقرار
فن داکٹری برای صحت انسان مضر است
و سرک های شهر باید آب پاشی کرده شود .
۱۹
باب دوم در بیان آب
فصل اول ـ در بیان وسائط که بما آب میرساند
بعد از هوا آب بدرجهٔ دوم برای زندگانی انسانها
ضروریست :
عموماً آب بسه طریق بما میرسد:
(۱) آب باران است که بکوه ها وغیره باریده
یکحصهٔ آن بواسطهٔ دریا ها و جوی ها بما میرسد.
(۲) یکحصهٔ آب باران در کوه ها جذب شده
بواسطهٔ چشمه ها بما میرسد .
(۳) یکحصهٔ آب باران در زمین جذب شده
بواسطهٔ چا ها بما میرسد .
۲۰
فصل دوم ـ در بیان اسبابیکه
آب را خراب میسازد
همچنانکه هوای صاف برای زندگانی انسان
ضروریست، آب صاف هم همانقدر ضروریست
پس لازم افتاد که از اسبابیکه آب را
خراب میسازد نیز با خبر باشیم
اسباب خراب شدن آب چیزهای ذیل میباشد:
(١) چون هوای یکمقام خراب باشد
وقت باریدن باران باران همراه هوای خراب شده
مس کرده خراب میشود و بر زمین میرسد.
(٢) هر گاه بر زمین نجاسات و پلیدیها باشد آبها
۲۱
آب باران که بر زمین میرسد همراه آنها
مخلوط شده در زمین جذب میشود که اگر
در آن زمین چاه کنده شود آب آن خراب بود
مضر صحت میباشد.
(۳) همچنان آب دریاها و چشمه ها خراب میشود
اگر در راه آن نجاسات و خس و خاشاک
و غیره باشد همراه آنها مخلوط شده خراب میشود
و نیز در کوهها و تپه هایکه در آنها جذب میشود
بعضی چیزها مثل چونه و دگر مرکبات معدنی
در راه آن می آید و همراه آنها یکجا شده
خراب میشود.
۲۲
(۴) بوقت باران آب باران همراه خاک
یخس وغیره مخلوط شده آب کاملاً تیره میشود
که برای نوشیدن بسبب ذرات خاک
وغیره مضر صحت میباشد
(۵) اکثر مردم اشیای گنده شده را
چون چرم های تکه تکه شده و خاکستر
و آب حمام وغیره را در کناره های دریا می اندازند
که آنها هم همراه آب یکجا شده آنرا
خراب میسازد
(۶) اکثر مردم چون دوبی ها وغیره کالاهای چرکین
مردم را در کناره های دریا میشویند که باعث
۲۳
خراب شدن آب میشود و هرگاه از ان آب
برای نوشیدن استعمال کنند مضر صحت
میباشد .
(۷) علی العموم در حوض های نوشیدنی مردمان
غسل میکنند و مواشی وغیره خود را در ان آب
میدهند که اینهم باعث خرابی آب میشود .
٢٤
فصل سوم در باب اسبابیکه
آبرا از خراب شدن باز میدارد
(۱) باید که آب مستعمل بر زمین انداخته نشود
زیرا که در زمین جذب شده تاثیر آن هرگاه
چاه کنده شود در آب چاه میرسد، بنابران
لازم است که آب مستعمل در یک جای کناره
دور از چاه انداخته شود .
(۲) بر کنار دریا ها و حوض ها و جوی هایکه ازان آب
برای نوشیدن استعمال میکنند نجاسات
و آلایشات اشیا وغیره را نیندازند .
(۳) آب حمام و بیت الخلا وغیره را در دریا
۲۵
و جای هائیکه آب از آنجا برای نوشیدن استعمال
میشود نیاورند.
(۴) کالاها و دیگر اشیا در چنین جای هائیکه
آب از آنجا برای نوشیدن استعمال میکنند
نشویند.
(۵) حتی الوسع چاه در جای پاک وصاف
کنده شود و دهن آن از چهار اطراف آن بلندتر
باشد تا آب خراب وغیره بوقت کشیدن آب
در ان دو باره داخل نشود.
(۶) قریب چاه باید که شست و شو
و غسل وغیره نشود تا آب مستعمل در چاه نرسد.
۲۶
آب کثیف از این باعث برای صحت
انسان مضر میباشد که در میان قطرات
آن جرم ها یکه (یعنی بسیار خورد خورد کرم ها)
آنها را میکروب میگویند موجود میباشد .
میکروب که معنی آن کرم خورد است بسیار
خورد خورد حیوانات میباشد که از بسیاری
خردی بنظر نمی آیند و هر گاه میکروب با اشیای خوردنی
یا نوشیدنی یا تنفس در اندرونی حصه جسم
انسان داخل شود باعث پیدا کردن امراض
مختلفه میشود که طریق دانستن آن بفن داکتری
منحصر است .
۳۷
موجود بودن میکروب در قطرات آب بقسمی
معلوم میشود که اگر یک قطره آب را زیر خوردبین
آله میکرشکوب (آله کرم نما) آورده شود شما
خواهید دید که در میان یک قطره ۳۹ کرم
اوسطاً در حالت حرکت موجود است
اگر احتیاط های ذیل نموده شود اکثر حصه
میکروب از آب رفع خواهد شد::
(۱) آبی را که در ظرف نوشیدنی می اندازند
تا چند دقیقه باید گذاشته شود تا اکثر حصه
ذرات خاک وغیره که دران موجود میباشد
ته نشین شود.
۲۸
(۲) اگر آب را جوش داده شود اکثر حصه
میکروب از ان گم میشود زیرا که از اثر حرارت
اکثر حصه میکروب میمیرد.
(۳) از مقطر نمودن یعنی صاف نمودن هم
اکثر آب بدون میکروب می ماند و طریق مقطر
نمودن آن حسب ذیل است : -
هر چند که برای مقطر کردن آب طریقه های
مختلف و آلات قسما قسم تیار نموده اند.
از آنجمله یکی آنست یک کوزه که یک سوراخ
در حصه پایانی آن موجود باشد گرفته و در میان آن
تا یک حصه ریگ و ذوغال انداخته
۲۹
هرگاه بالای ریگ و ذوغال آب انداخته شود
آب از میان ریگ و ذوغال گذشته
از سوراخ مقطر شده خواهد ریخت .
۳۰
باب سوم در بیان غذا
فصل اوّل در بیان
ضرورت خوراک
مقصد از خوراک نگه کردن جسم است
از لاغر و کم زور شدن تا بواسطه صحت
کامل اوامر خداوندی چون نماز روزه،
زکوات حج و غیره اعمال صالحه را بجا آورده
برای جمیع ضروریات ملت خود از قبیل جهاد
و تحصیل علوم و فنون و غیره خود را مستعد
و آماده ساخته بتوانند و دست ظلم دشمنان دین را
از دامن عصمت ملت خود کوتاه ساخته بتوانند.
۳۱
پایداری صحت و تندرستی و بقای زندگانی
بعد از هوا و آب وابسته غذاست
چنانچه اگر یک آدم تندرست و توانا عرصه
تخمیناً ۸ یا ۱۰ روز چیزی نخورد از گرسنگی
هلاک خواهد شد.
اینهم معلوم و ظاهر است که بوقت کارکردن
و اجرای معاملات روزمره و شور خوردن جسم
یکحصّه کمی از تمامی حصّه بدن انسانی به تحلیل
میرسد یعنی آب میشود و هم بوقت کار یکحصّه
حرارت از جسم بدر میشود بنابراین برای
پوره کردن حصهٔ تحلیل شده جسم و برای
۳۲
پیدا کردن حرارت خوردن غذا لازمیست
پس از خوردن غذا برای انسان دو فائده میرسد
یکی پوره کردن حصه تحلیل شده جسم، دوم
پیدا کردن حرارت غریزی یا حیوانی (حرارتیکه
بواسطه قلب پیدا میشود و یک مقدار خاص آن
برای حیات انسان ضروریست حرارت
عزیزی میگویند)
۳۳
فصل دوم در بیان
اقسام خوراک
خوراکیکه ما میخوریم عموماً از سه شی
بیرون نمیباشد :
(۱) غذای نباتی مثل سبزیاست
و میوه جات و غیره .
(۲) غذای حیوانی ـ یعنی آن غذایکه از
حیوانات بما میرسد چون گوشت، شیر
روغن و غیره .
(۳) غذای معدنی یا کانی ـ چون نمک است
اما برای پرورش جسم انسانی قسم غذا
[ILL]
۳۴
که آنهم از سه صورت فوق بیرون نیست
ضروری و لازمیست :-
(۱) غذای ملحمه ، یعنی آن غذائیکه
گوشت پیدا میکند ، مثلاً گوشت
دال و غیره .
(۲) غذای مشحمه ـ یعنی آن غذائیکه
در جسم انسان چربو پیدا میکند
مثلاً روغنیات .
(۳) غذای نشائیه ـ یعنی آن غذائیکه
در آن مقدار شکر و نشائیه زیاده تر
باشد مثلاً ساگودانه آرد گندم و غیره .
۳۵
(۴) غذاى املاحيه- یعنے
آن غذائیكه نمك پیدا میکند
مثلاً پنیر، تخم و غیره +
(۵) غذاى مائيه- يعنی آن غذائیكه
در آن آب زیاده تر باشد مثلاً
چاى، یخنی، آش جو وغيره .
تتميه:-
اگر چه قسم پنجم چندان ضروری نیست لیکن
جهت رفع ماندگى يا تكليف لقسم تفریح و سائع چاى
استعمال آنها باعث نگرکرده صحت میشود
۳۶
فصل سوم در بیان اجزا کیمیائی
و فوائد و مقدار خوراک
پنج قسم فصل گذشته
(۱) غذائی لحمیه :-
چونکه رگ و پی گوشت انسان مرکب
نایٹروجن میباشد بنابران خوردن مرکبات آن
برای رگ و پی و گوشت نهایت فائده می بخشد.
(۲) و هم چونکه بوقت کار و بار از جسم حرارت
خارج میشود، بنابران برای پیدا کردن حرارت
ع۱ اجزای آن زیاده تر نایٹروجن یا البیومن میباشد
نایٹروجن یک قسم ہوا است، البیومن بشکل سفیدی تخم میباشد
٣٧
و هم برای مردمانیکه کار دماغی میکنند خوردن
این قسم غذا نهایت ضروریست (چندین قبل
بر این حکمای آنوقت مرکبات فاسفورس
چون تخم و غیره را برای مردمانیکه کار دماغی میکنند
زیاده مفید و ضروری میدانستند لیکن بمرور
زمان پس از تجارب معلوم شد که خوردن
مرکبات نایتروجن نسبت بمرکبات فاسفورس مفید تر میباشد)
اجزاء نایتروجن از قسم اغذیه حیوانی و نباتی
میباشد، بهترین و مشهورترین اغذیه
هر دو نوع آن قرار ذیل است :—
(۱) اغذیه حیوانی۔ چون گوشت، تخم
۳۸
ماهی، ماست، پنیر و غیره.
(۲) اغذیه نباتی ۔ چون گندم، نخود،
ماش، دال ها، لوبیا و غیره مقدار خوراک
روزانه کم از کم از یکپو و الی یکنیم خور دحسب سن
و کار ضروریست اگر چه برای اشخاصیکه
زیاده کار دماغی و جسمانی میکنند تا سه خورهم
جائز است.
(۳) غذای مشحمه یا رو غنیاست:-
فائدهٔ آن این است که در جسم چربو پیدا کرده
مح اجزاء آن زیاده تر کاربن میباشد هر چیزیکه
قابل سوختن یا گنده شدن باشد عموماً مرکبات کاربن است.
۳۹
حفاظت حرارت غریزی را میکند و مهم
حصه های پست و بلند جسم را هموار میسازد
و کسانیکه زیاده تر استعمال آنرا میکنند فربه
میباشند بنابران این قسم غذا را اغذیه
فربه کننده هم میگویند .
مقدار خوراک برای یک آدم جوان
در یک شبانه روز از ۸ مثقال (ازم
روغنیات) الی یکخور و ضرور یست خصوصاً
برای اشخاصیکه کار دماغی میکنند مفید میباشد
لکن زیاده خوردن آن بدهضمی و بعضی اوقات
چاقی نهایت زیاد که در حقیقت یکنوع مرض میبا شد
۴۰
پیدا میکند پس از زیاد خوردن آن احتراز
لازم است.
(۳) غذای نشاسته -
فائده آن این است که در جسم حرارت
پیدا کرده قوت می بخشد، نسبتاً سریع الهضم
میباشد و بوقت هضم شدن غذای
نشاسته ئی بشکر تبدیل شده بجسم انسان
*اجزاء آن، کاربن، آکسیجن، نائیدروجن میباشد
آکسیجن یک قسم هوا است که حیات انسانها و حیوانات
تعلق بران دارد. هایدروجن هم یک قسم هوای نهایت سبک
میباشد که بیلونها وغیره را از آن پر کرده در هوا طیران مینماید.
٤١
جذب میشود، از زیاده خوردن آن هاضمه
خراب و آخر کار کثرت ادرار پیش میشود
و عموماً شیرینی ها از این قسم غذا میباشد،
غذای مشهور آن برنج ، نشایسته ، شکر
کچالو، ساگودانه وغیره میباشد .
مقدار خوراک آن برای یک آدم جوان
در یک شبانه روز از یکونیم پاو الی نیم چارک
نهایت ضروریست .
(٤) غذای املاحیه یا نمکیات.
عدۀ اجزاء غذای نمکیات - کلورین، سودیم، کلشیم
پوتاشیم ، وغیره میباشد .
کلورین نام یک قسم هوا است نهایت زهر دار ومضر است.
۴۴
نمکیات برای هضم طعام خصوصاً طعامیکه
در آن گوشت با شد ضروریست
زیرا که طعام را بزودی هضم میکند،
و نیز برای بزرگ ساختن استخوان و در ساختن
گوشت و خون نهایت فایده می بخشد.
اگر خوردن آن ترک کرده شود
در دوران خون سستی پیدا میشود و هاضمه
کم زور میشود و آخرالامر از بیخهای دندانها
و غیره خون جاری میشود که بعضی اوقات
بهلاکت می انجامد، نمک طعام، پلی فاسفیٹ
(چون مجسم و غیره از همین قسم غذا میباشند)
۴۳
مقدار خوراک آن در یک شبانه روز
از سه الی پنج مثقال قریباً ضروری میباشد.
(۵) غذای مائیه - قبل برین در فصل آب
بیانات ضروری وکوائف وغیره آن مفصلاً
تحریر شده، بنابران اکنون بعضی ضروری
اغذیه آن مختصراً بیان میشود.
غذای مائیه - هم کار غذا و هم کار
آب را میدهد، زیرا که اثر این قسم غذا
بتمامی حصص جسم بآسانی میرسد سریع الهضم
وزود جذب میباشد، علاوه برین فضلات را
از جسم پاک وصاف کرده بطور عرق
۴۴
یا بول از جسم خارج میکند، و هم ممد
هاضمه طعام میشود .
اما نوشیدن آب خالص بمقدار کم
در مابین غذا فائده مند و زیاده از
آن مضر و نوشیدن آن یک ساعت قبل
از طعام و یا یک ساعت بعد از طعام
ضرر ندارد و کمتر از ان مضر است ،
لیکن نوشیدن آب نهار
مناسب نیست .
۴۵
فصل چهارم در بیان اوقات
ہدایات ضروری غذا
(۱) اوقات غذا : ــ
مقرر کردن اوقات غذا تعلق بگر فتاریهای
روز مره و کار و بار یومیه دارد لیکن بهترین وقت غذا
آنست که برای انسان اشتهای صادق پیدا شود
ع۱ اشتها دو نوع است . یکی اشتهای صادق، ودیگری
اشتهای کاذب، اشتهای صادق آنست، که پس از
ہفت ہشت ساعت خوردن غذا برای انسان پیدا میشود،
اشتهای کاذب آنست که انسان نه دوز و و پس از هر یک ساعت
یا کم وبیش خواهش خوردن میکند .
۴۶
لازم است که هر شخصی نسبت بگرفتاریها
و کار و بار یومیه خود برای خود یک وقت
مقرر نماید تا اشتهای خود را بقرار آن عادت
داده بتواند و خود را پابند آن سازد، و از خوردن
بار بار پرهیز نماید زیرا که مضر هاضمه میشود.
(۲) هدایات ضروری غذا : —
کسانیکه صحت وجود خود را میخواهند
لازم است که بر هدایات ذیل توجه نمایند.
(۱) غذای خوشنما، خوش ذائقه و تازه
تا درجه امکان خورده شود.
(۲) غذا آهسته آهسته خوب جوید شود
۴۷
تا لعاب دهن بهمراه آن خوب آمیخته شود
زیرا که لعاب دهن هاضم طعام است وغیر
از جویدن بد هضمی یا درد شکم یا پیچی و غیره
امراض پیدا خواهد شد
(۳) بوقت خوردن طبیعت را خوش و خرم
نگه داشته از سخنانیکه تعلق بفکر و دماغ داشته
باشد بکلی اجتناب نموده شود
(۴) غذا را بحالت بسیار گرم خورده نشود
(۵) کامل شکم سیر خورده نشود بلکه یک کم
اشتها باقیمانده دست از طعام بدارند
(۶) در میان غذا باید آب بسیار نوشیده نشود
۴۸
بلکه یکمقدار کم نوشیده شود زیرا که زیاده
نوشیدن آب لعاب معده را که هاضم
طعام است ضعیف میسازد.
(۷) پیشتر از طعام و پسـتر از طعام آب
نوشیده نشود، بلکه یک دو ساعت پیش
از طعام یا بعد آن حسب خواهش آب
نوشیدن ضرر ندارد.
(۸) در میان طعام آب بسیار سرد
برف دار یا یخ دار نوشیده نشود، و هم
آب گرم متصل آب سرد و یا آب سرد متصل
آب گرم نوشیده نشود.
۴۹
(۹) بعد از خوردن غذا کم از کم تا یک ساعت
خود را آرام دهد یعنی بهیچ کار دماغی و یا غیره مصروف نشود.
(۱۰) بر خوردن یک قسم غذا عادت نگیرند
یعنی اگر امکان باشد در مختلف اوقات
مختلف قسم غذا خورده شود.
(۱۱) بعد از طعام شب باید که فوراً خوابیده نشود بلکه
یک دو ساعت صبر کرده شود.
(۱۲) بعد از خوردن غذا تا دو ساعت غسل ضرر دارد.
(۱۳) در وقت مریضی طعامیکه بر آن مگس نشیند
احتراز از آن لازم است.
(۱۴) ظروف بدون قلعی برای پختن طعام استعمال نشود.
۵۰
فصل پنجم در بیان
اغذیه حیوانی و نباتی
قبل ازین بیان شده که خوردن غذای حیوانی
(چون شیر، ماست، روغنیات وغیره)
و غذای نباتی (چون گندم، اقسام دالها
میوه جات وغیره) برای انسان ضروریست
بنا بران لازم است که بعضی هدایات
متعلق خوردن هر دو نوع آن ذکر شود :-
(۱) هدایات متعلق اغذیه حیوانی :-
از همه اول بهترین و مفید ترین اغذیه حیوانی
شیر تازه خالص است بلکه اکثر این را یک غذای مکمل
۵۱
میگویند، زیرا که تمامی اجزا که برای پرورش
جسم انسان ضروریست در آن
موجود است، چنانچه همین شیر است
که یک طفل خود را تا مدت تخمیناً
دو سال بدون آب و غذای دگر پرورش
داده فربه و چاق میسازد .
ازین معلوم میشود که شیر تازه
خالص چنان یک غذای مکملیست که از
از آن گوشت، خون، رگ،
پی، و استخوان و غیره ساخته میشود
همچنان اگر یک آدم جوان محض بنوشیدن شیر
۵۲
اکتفا کند روزانه برایش تخمینا نیم سیر کابل
کفایت میکند *
از همه اقسام شیر بدرجه اول شیر گاو
دوم بز، و سوم شیر گوسفند است
و از ان بعد شیر شتر وغیره *
هدایات متعلق شیر
(۱) باید که شیر دوش بیمار نباشد، و نیز
با دست های پاک و در ظرف پاک بدوشد
و اول از همه پستان گاو را خوب شسته
پاک کرده بدوشد .
(۲) باید حیوانی که شیر آن دوخته میشود مرض نباشد.
۵۳
(۳) شیر در جای سرد و پاک نگه کرده شود.
(۴) پیش از نوشیدن جوش داده شود
تا اگر در ان کدام جرمی باشد از جوش
دادن ہلاک شود.
(۵) از خوردن شیر خام حتی المقدور احتیاط
لازم است .
(۶) قبل از نوشیدن یا بعد از نوشیدن شیر
چیزی ترش خورده نشود حتی که بعد از خوردن گوشت هم
شیر نوشیده نشود.
(۷) باید که نهار شیر نوشیده نشود زیرا که
مضر ہاضمه است .
۵۸
(۸) شیر بازار چونکه قابل اعتبار نیست
بنا براین نوشیده نشود زیرا که اکثر در میان آن آب
و غیره مخلوط میباشد .
۵۵
باب چهارم در بیان غسل و صفائی جسم
فصل اول در بیان ضرورت غسل
چونکه در جسم انسان مسامات (سوراخها)
نهایت باریک میباشد که بواسطه آنها
فضلات خون وغیره بقسم عرق که دران
یک قسم ماده (شی) زهر دار میباشد
خارج میشود. پس اگر هر روز جلد جسم
صاف کرده نشود چرک وغیره مسامات آنرا
بند کرده کثافات خون بذریعه آنها بدرستی
خارج نخواهد شد، و آخر کار نتیجه آن این میشود
که خون خراب شده از جلد بوی بد بر می آید
۵۶
و امراض جلدی مثل - دانه بر آمدن و خارش و غیره
پیدا میشود - و طبیعت کمزور شده انواع
امراض چون ذکام وغیره پیدا میشود - که نتیجه آن
بسیار خراب میباشد بنا بران برای قیام
صاف نگهداشتن جلد نیز از ضروریات است
دکم از کم روز یک مرتبه یا در هفته دو مرتبه
غسل کرده شود .
از همین سبب است که آنحضرت
صلی اللہ علیه و سلم که دانای علوم ظاہری
و باطنی بودہ اند فوائد غسل وصفائی را دانسته
ما امتان خود را بغسل کردن در روز های جمعه امر فرمودند
۵۷
سبحان الله از اینجا افعال شایسته اسلام
بخوبی ظاهر میشود، که تحقیقات امروزه را که
صدها داکتران سپس از تجربه های زیاد کرده
داخل کتاب های خود نموده اند اسلاف
و اجداد بزرگوار ما آنرا تخمینا هزار و چهار صد سال قبل
بدماغ مقدس عالی خود ها دریافت نموده
اجرا می نمودند .
فصل دوم در بیان اقسام غسل
غسل برای مختلف اشخاص بلحاظ سن
و طبیعت و مسکن (جای سکونت) بر
چهار قسم است :
(۱) غسل سرد .
(۲) غسل معتدل .
(۳) غسل نیم گرم .
(۴) غسل گرم .
(۱) غسل سرد :
برای شخص جوان تندرست غسل سرد
در هر موسم مفید است خصوصاً در موسم گرما
۵۹
زیراکه از غسل سرد حرارت زائد و عارضی
(سرسری) جسم دور میشود، و دل را فرحت
و دماغ و اعصاب (پی ها) را طاقت میدهد
و کسانیکه عادت غسل سرد را دارند برایشان
زکام و سرفه و غیره کم واقع میشود، هرچند که از
استعمال آب سرد در ابتدا کم زوری و پریدگی
رنگ پیدا میشود اما بعد از استعمال چند روز
رنگ خوب و اعصاب قوی میگردد
و برای اشخاص کم زور و مردمان پیر و اطفال
خرد و زن ها و غیره مفید نمیباشد،
سردی آب برای غسل سرد باندازه سردی
۶۰
آب تازه چاه باشد. کم از کم از هفت
الی ده دقیقه مدت غسل آب سرد است.
(۲) غسل معتدل :-
غسل کردن با آن آبیکه نه گرم بسیار و نه سرد
بوده موافق طبیعت یا حرارت بدن
باشد (یعنی از استعمال آن بر بدن تکلیف
حس نشود) غسل معتدل میگویند این قسم غسل
برای مردمان لطیف اندام و اشخاص کم زور
مفید است و اگر ابتدا بآن عادت گرفته
آهسته آهسته روزانه آنرا سرد کرده
بدرجه غسل سرد برساند، بر طبیعت انسان
۶۱
موافق افتاده غسل سرد عادت میشود،
کم از کم از ۱۰ الی ۱۵ دقیقه بر خود آب بریزد.
(۲) غسل نیم گرم:-
غسل نیم گرم آن غسل را گویند، که از
غسل معتدل نسبتاً گرم باشد یعنی از
حرارت جسم گرم تر باشد این قسم غسل
برای رفع ماندگی یاتکان و مردمان کم زور
و پیران مفید است، از غسل کردن
این قسم حرکات تنفس و نبض سُست
شده حرارت جسم هم قدری کم میشود،
و مسامات جلد نرم و ملایم شده اعصاب
۶۲
تسکین یافته خواب میآورد، بنابر این
برای رفع ماندگی و نیز برای مردمان لطیف
مزاج نهایت مفید است و مدت آن
از ١٠ تا ١٥ دقیقه است .
(۴) غسل گرم :-
غسل گرم آن غسلیست که نهایت گرم
باشد اما جلد جسم را نسوزاند، از غسل
کردن این قسم دوران خون و اعصاب
در حرکات آمده، حرکات تنفس تیز میگردد
و قلب (دل) هم در طپیدن میآید، طبعیت ضعیف
میشود، و بعد از غسل کردن خوب عرق آمده
۶۳
طبیعت کم زور میشود.
مردمانیکه مبتلای امراض خونی از قسم
بواسیر خون بینی وضعف قلب وغیره
داشته باشد از این قسم غسل احتیاط
کلی ورزند مدت آن از ۵ الی ۷ دقیقه است
برای اشخاص پیر وغیره مفید است.
۶۴
فصل سوم در باب
بعضی صفائی ها
صفائی ناخن : ـ
ناخن باید دایم صاف و پاکیزه نگه کرده شود
کم از کم در هفته یکبار قطع کرده شود، تا چرک
و غیره در میان آنها جای نگیرد چراکه از اثر
چرک ناخن ها انواع امراض پیدا میشود .
صفائی دندان : ـ
باید که دندان ها صاف و پاکیزه بوده دایم
استعمال مسواکیکه از چوب تلخ صاف باشد
نموده شود، مسواکیکه یک شخص استعمال کند
۶۵
لازم که شخص دگر آنرا استعمال نکند، زیرا
که مضر است، قبل از استعمال مسواک
و بعد آن شستن آن ضروریست
پیش از طعام و بعد آن باید که دندانها
شسته شود.
سبحان الله ـ از اینجا خوبی و بهتری
دین اسلام بخوبی ظاهر میگردد که
هر فرد اسلام در روز پنج وقت
دندان های خودر ابوقت وضو شسته
مسواک میکنند، که فواید آن را
امروز مردم نصاری بقرار تحقیقات داکتری
۶۶
معلوم کرده بصورت رسائل
و کتب حفظ الصحة ترتیب داده اند
حلق یا تراشیدن موی : -
بوقت تراشیدن مُوی
صفائی دست ها و صاف بودن پاکی
دلاک لازمی است .
صفائی موی : -
صاف کردن موی هم کم از کم در هفته
یک بار ضروریست ، باید که موی
همراه شابون یا هر شی لعاب دار
مثل گل سر شوی ، اشخار و غیره شسته
۶۶
شود، هر قسم تیل خوشبو دار که دستیابی
شود هم مالیده شانه کرده شود،
وشانه باید چرکین نباشد و نیز شانه
هیچ شخصی خصوصاً شخص مریض استعمال
نشود.
۶۸
باب پنجم
در بیان ورزش
و اوقات و مقدار آن
فصل اول در بیان ورزش:-
ورزش برای قیام صحت در هر عمر
و هر سِن ضروریست، بواسطه آن
گوشت و رگ و پی مضبوط شده
در جسم طاقت و چستی پیدا میشود
دل و دماغ و جگر قوی می شود، اشتها
زیاده شده خون صاف می گردد
و طبیعت انسان بطرف غذای چرب
۶۹
و مقوی مائل می شود، قوت هاضمه زیاده
شده خواب شیرین پیدا میشود .
بر خلاف آن دل و جگر و شش
و غیره کم زور شده خون خراب
و دل کم زور و رنگ جسم زرد گردیده
اشتها ضعیف و دماغ کند و طبیعت
کسل میگردد .
۷۰
فصل دویم در بیان مقدار ورزش
مقدار ورزش تعلق بسن و طاقت یک شخص دارد باید که ورزش
از ابتدا کم کم شروع کرده روزانه زیاده کرده بیک اعتدال اواسطی
رسانیده شود و ازان تجاوز کرده نشود برای اطفال بچه ها
خورد بسبب نما (کلان شدن) ورزش نهایت ضرور است
ورزش باید بدان اندازه کرده نشود که در جسم حرارت عرق و
نفس تنگی پیدا شود هر زمانیکه حرارت یا عرق یا نفس تنگی
پیدا شود لازم است که فوراً بهمانوقت دست از ورزش بدارد
برای هر انسان دو قسم ورزش لازم است یکی ورزش جسمانی
و دیگر ورزش دماغی۔ زیراکه تنها از ریاضت یا ورزش جسمانی
گوشت و پی ها محکم شده در بدن طاقت پیدا میشود لاکن
۷۱
قوه دماغی سست و بیکار میشود.
از ریاضت دماغی مثل خواندن و مطالعه کردن کتب
قوه دماغی تیز شده جسم ضعیف و نحیف میگردد، بنابراین
ورزش جسمانی و دماغی هردو لازمی و ضروری با یکدیگر
میباشند که تنها عادت گرفتن بیکی مضر است برای دیگری.
کسانیکه ورزش دماغی یا محنت دماغی میکنند، باید که
بوقت مانده شدن دماغ بطرف سبزه زارها یا جاهای
هوا دار بسواری اسپ و غیره یا پیاده برود و گرنه دماغ گند
شده بیداری و بیخوابی و غیره برایش پیدا میشود.
۷۲
فصل سوم در بیان اوقات اقسام ورزش
(۱) اوقات ورزش :-
مثل غذا ورزش هم یومیه وقت مقرره دارد و بهترین وقت
آن صبح و شام قبل از خوردن ناشتا و طعام است.
در وقت گرسنگی خالی بودن معده یا شکم سیری ورزش کردن
مضر است، واگر بوقت ورزش عرق آید کم از کم یک ساعت
خود را آرام داده بعد آن غذا خورده شود .
(۲) اقسام ورزش :-
ورزش بسیار اقسام دارد از انجمله هواخوری پیاده،
اسپ دوانی، جنگ های مصنوعی، قواعد عسکری
کشتی گرفتن، توپ بازی و غیره میباشد : قسمت