[BLANK PAGE]
سراج الاخبار
حسب الامر و ارادهٔ سنیه اعلیحضرت سراج الملة والدین ادام الله اقباله بحمایت حضرت معین السلطنه صاحب افخم نظارت جناب سردار محمد نادر تعلیمنامۂ پیاده نائب سالار حضور نوکران مکتب حربیه سراجیه حسب الامر و ارادهٔ سنيه اعليحضرت سراج الملة والدين ادام الله اقباله بحمايت حضرت معین السلطنه صاحب افخم و نظارت جناب سردار محمد نادر خان نائب سالار حضور نوکران مکتب حربیه سراجیه بار اول در مطبعه دارالسلطنه کابل طبع شد سنه ۱۳۳۱
با عرض سلام خیریت انجام بعد از شوق از روز مندرجہ رقیم از نظر من فقیر عبدالاحد برات جناب عبداللہ جان لاله درش عنایت میگرده شد بعد از سلام که برات بندہ مبلغ شصت اقچه نقره دیه ان برایم نوشتید زیاده امید وار میباشم که برایم گیر شود ملا عبداللہ جان غلامی ۱۱ صفر ۱۳۲۲ دستخط عبدالاحد
۱ بسم الله الرحمن الرحیم تعلیمنامه پیاده مدخل ۱ - تعلیم نامه ، اصول تعلیم و تربیه پیاده و قواعد اساسیه محاربه پیاده را محتوی میباشد . اما پیاده چونکه دائماً با صنوف سائره متفقاً محاربه میکنند ، صورت و حرکت صنوف مذکوره بدرجه تعلق شان بمحاربه پیاده نیز ملاحظه کرده شده است . ۲ - حرب ، یک انضباط سخت و شدید و صرف و استعمال کل قوای مادیه و معنویه را مستلزم است علی الخصوص در محاربه تحصیل ظفر و غالبیت ، متوقف است باینکه کافه افسران و افراد در راه ذات حضرت پادشاهی که افسر اقدس عمومی است و در راه وطن و ملت بکمال شوق جانفشانی کنند.
۲ و باینکه کافه اصحاب رتب یعنی منصبداران تا خورد ترین شان بالذات اعمال فکر نموده نظر باقضای حال، خود بخود باتخاذ تدابیر آموخته باشند باینکه نفرات تیر مالک عزم قطعی احراز ظفر بوده حتی در حال مجروحیت و یا شهادت ما فوقان نیز حائز یعنی فراگیرنده چنین اوصاف بوده باشند که بعزم مذکورشان خلل نرسد. ۳ - در حرب، تنها بساطت ضامن موفقیت یعنی باعث کامیابی است ازین سبب نظام هائیکه تعلیم و استعمال کرده میشود باید که بسیط باشند. هر نوع مصنع حرکات ممنوعست [یعنی حرکاتیکه نظر به مقصد حرب نافع نبوده تنها در نظر خوش مینماید] میباید که کسب قدرت کرده شود باینکه نظامها ئیکه در تعلیمنا مه مندرج اند بکمال متینت و احاطه تطبیق کرده شوند. برای تأکید و تأیید انضباط باید که در خصوص تعلیم و تطبیق نظامهای مذکوره رعایت تمامیت و مکملیت کرده شود.
۳ م ـ افسر تولی و افسران کافه قطعاتی که از تولی مافوق اند موافق احکام تعلیم نامه از تعلیم دادن تربیت مادون خود مسئول اند برای همین مقصد موما الیهم در انتخاب وسایط و تدابیر تا که ممکن است باید که آزاد و مختار باشند . مگر وقتیکه دیده و دانسته شود که وسایط بغلط انتخاب کرده شد و یا در پیشرفت امور قصور پیدا شد فی الفور مداخله کرد باید شد ـ همچنان افسر هر جزو تام یعنی هر منصب دار کلان مسئول است ازینکه بقدر امکان کافه معیت موجوده اش در تعلیم ها حاضر باشند . بناءً علیه دقت کرده شود باینکه کافه افسران و حواله داران و نایکها در تعلیم حاضر باشند و باینکه برای خدمات داخلیه و خدمت پهره تا ممکن مرتبه کم عسکر جدا کرده شود و باینکه تنها مر ضیاینکه رپوت طبیب را دارند یا کسانیکه چار ناچار استخدام شان در دیگر خدمت عسکریه مجبوری باشد معاف کرده شوند . ۵ ـ معلمانی را که قواعد جنگ سپاه نوآموز
۴ بایشان مفوض کشته و بجهت پیش برد این امر متکفل شده اند لازم است که از انچه می آموزند و تعلیم میکنند او لا بنفس خود بهره وافی داشته تمام جزئیات قواعد را کما حقه بدانند ، و بطوریکه انچه میگویند سپاهیان بشنوند و بفهمند و توجه تمام بسوی احکام بدارند و چون بدانند که سپاهیان در تعلیم خود کوشش بلیغ بکار میبرند و با وجود آن بزودی و بخوبی یاد گرفته نمی توانند باید که متحمل شده غضب و قهر را بر دل راه نداده اغماض نمایند که در ابتدا خود ازین امور چاره نیست زیرا که چستی و چالاکی و فرمان برداری ، حاصل نتیجه این مشقتها است که بعد از یاد گرفتن همه قواعد بحصول می پیوندد و آن در ابتد ا متوقع نباشد و باید که بتدریج تعلیم می نموده باشند. ۲ - در ابتدا که سپاهی برای تعلیم استاده شود باید که تفنگ و انگشتان و آرنج وغیره هر یک از اعضا را معلم بدست خود بمواقع خود نهاده برابر نماید و
ه بعد از ان که بیاد گرفتن کارهای دیگر مشغول شد اگر در هیئت ایستادن فرقی بوقوع رسد مجرد اواز تنبیه نمایند که خود را بموجب تعلیمی که بوی نموده شده خود درست کنند. و انسب آن است که سپاهیانرا در یک هیئت قواعد بسیار مدت نگذارند تا مانده نشوند و بشوق کار کنند، بلکه از یک حکم بدیگر حکم انتقال نموده در قواعد بدون اسلحه و با اسلحه نیز اکثر آمیخته باشند تا فراموش نشود. ٧ — سپاهی باید که اول حصه های خورد و بعد ازان به (دلگی) با قواعد بیاموزند تا که در جمیع کارهای قواعد دسترس تمام نیافته و بعمل نیاورده در (تولی) داخل نشوند زیرا که بسبب یک شخص خام طبع نو آموز که در گردش و رفتار غلط کند کل تولی بی نظام میشود از جمله لوازماتست که چون سپاهی که رخصت گرفته رفته از خانه خود باز مراجعت کند تا ثانیاً امتحان قواعد را ازو نگیرند در تولی داخل نکنند. ٨ — سپاهی را قواعد کم کم بیاموزند و استعمال
۶ بسیار بمانند نه آنچنان که سبق بسیار بگویند و عمل کم آرند که باین طریق تشویش خاطر معلم و متعلم بهم میرسد. هر سپاهی را بموجب لیاقت و قابلیت وی در تعلیم ترقی داده از یک جماعت بدیگر جماعت که در تعلیم برتر از وست داخل نمایند و با کسانیکه کند ذهن اند اگر چه بهم جمع و یکجا بگذارند تا از سبب بعضی که سست و کند ذهن اند دیگران که چابک و هوشیار و صاحب ترقی اند واپس نماند. ۹- برای سپاهیان در هر قسم زمین تعلیم دادن ضروریست که در هر قسم زمین سپاهی بدون تشویش کار کرده بتواند. اکثر در شب هم کارهای نظامی بالا سپاهی اجرا کرده شود که سپاهی در شب هم کار نظامداری خود را به بسیار ارامی و چالاکی اجرا نموده بتواند و تعمیل حکم را بدرستی در شب نموده بتواند. ۱۰- اکثر حکمها بدو حصه منقسم است یعنی اخبار و اجرا، اخبارها دراز و اجراها کوتاه و بشدت
v داده میشود. در متن تعلیم‌نامه در میان حکم اخبار و اجرا اشارت ( - ) نهاده شده است. در تعلیم‌نامه حکمها بحروف جلی تحریر شده . ۱۱ - حکمها صریحانه داده شود اما بآوازیکه بلندتر از لزوم باشد داده نشود. تا وقتیکه حکم اول اجرا نشده باشد حکم دیگر داده نشود. ۱۲ - برای سَوق و اداره قطعات بدون حکم و امر، خفیف صدا کردن (مانند صوتِ اِشْت) و اشارت دادن نیز جائز است. افسر، اشپلاق استعمال کرده توجه سپاهی را برخود مائل نموده میتواند. و اشارت ذیل را بکار برده میتواند. ملاحظه کنید فقره (۲۴ - اشارت) را.
ادوار تعلیم عسکریه ١ - دور زمستان ، ٢ - دور بهار ، ٣ - دور تابستان ، ۴ - دور تیر ماه ، ١٣ - دور زمستان در دور مذکور به جاهای خنک ، تعلیم افراد جدیده بدین تفصیل است : ا ـ تعلیم وضعیت اساس گرزنا، و سلامی دست . ب - تعلیم نظریات انداخت یعنی اصول تطهیر اسلحه ، دانستن محرک مرمی . ج - افراد عتیقه مکتسبات سنه سابقه خود ها را تکرار و تقویه کرده کمبود و نواقص اسلحه و تجهیزات حضریه و سفریه خود را اکمال کرده اسلحه و تجهیزات سائره مالزمه خود ها را تطهیر مینمایند .
۹ و - در جاهای گرم زمستان از غیر معلومات فوق ، افراد جدیده در تعلیم و حرکات تفنگ و غیره چنین تعلیم و تربیه کرده شوند که با افراد عتیقه یکجا تعلیم کرده بتوانند . دور بهار ، در دور مذکور ، افراد جدیده را به همراه افراد عتیقه آمیخته حرکات تعلیمیه که داخل دلگی و پرک و بلوک و تولی مخصوصند اجرا کرده تکرار مینمایند . و در ماه اخیر همین دور به تعلیمهای کندک شروع نمایند . ۱۵ - دور تابستان ، در دور مذکور به تعلیمهای تولی و کندک دوام کرده در ماه اخیر دور مذکور ، به تعلیمهای غند شروع نمایند هرگاه افراد جدیده باشد به تعلیمهای خود بقراریکه در دور زمستان و بهار بیان شد دوام میکنند . ۱۶ - دور تیر ماه ، در دور مذکور به تعلیمهای کندک و غند و لوا دوام کرده در ماه اخیر همین دور مانوره ها اجرا کرده شود .
۱۰ درین دور تا افراد جدیده بعد از گرفتن تعلیم کافی به بلوک و تولی و کندک و غند ادخال کرده تعلیم داده شود. تنها به تعلیم حرکات تعلیم نامه : حصر نمودن هیچ دور جائز نیست بلکه در خصوصات تعلیم ، سفریه، انداخت، ادمان و در سائر شعبات تعلیمیه : به تربیة افراد باید که از هدایت سنه تعلیمیه تا نهایتش تدریجاً دوام کرده شود. برای اینکه تعلیم و تربیة که در هر دور اجرا کرده میشود منتظماً جاری شود. باید افسریکه به اداره تعلیم مأمور است یک پروگرام یعنی دستورالعمل ترتیب و تنظیم نموده تعلیمها را موافق پروگرام مذکور اداره کند. در ترتیب همین پروگرام : ا - از نظام نامه های خدمات مختلفه، کدام فقره ها و حرکات تا ختام دور اجرا کرده خواهد شد. ب - کدام فقره ها و حرکات در عین میدان تعلیم و کدام شان بر اراضی تعلیم کردن شان مقتضی خواهد شد. ج - برای هر فقره و هر حرکت، در صورت عمومیه
۱۱ چقدر مدت بکار خواهد شد. همه اینها را تعیین نموده احوال اقلیمیه و خصوصات سائره موقع عسکری نیز به نظر دقت آورده اول باول تقسیمات یک هفته و نظر باین یومی تقسیمات (تقسیم ساعات تعلیمهای یک روزه) اجرا کرده میشود. تعلیمهای افراد جدیده و بعد ازان سر از تولی تعلیمهای جزوتامهای مختلف، در ختام مدت معین اصولاً تفتیش یعنی امتحان کرده میشود. تفتیش تعلیمهای ادمان، انداخت و سفریه باواخر دور تابستان اجرا نموده میشود. تفتیش تعلیمهای افراد جدیده و تعلیمهای تولی از طرف افسر غند و در غیوبش از طرف افسر کندک؛ و تفتیش جزوتامهای بزرگتر از طرف مافوق کلانتر، (سرغت مشر یعنی نائب سالار و قولمشر یعنی سپاه سالار) اجرا کرده میشود. کافه مافوقان خواه خورد باشند خواه بزرگ و کل افسران آن غند، که منسوب است بآن جزوتام که تفتیش آن اجرا کرده خواهد شد در اثنای تفتیش حاضر میباشند.
۱۲ به تفتیش های فقره های مندرجه تعلیم نامه، بعد از معاینه عسکر بنظام معاینه، آغاز کرده میشود، حرکاتی که از طرف مفتش خواسته میشود بعد از ملاحظه کردن آنها ؛ تفتیش مذکور بواسطه یک پریت اکمال کرده میشود. و حرکات مذکوره در مواجهه عموم افسران، مفصلاً تنقید و تصحیح نموده میشود. تعلیم های ادای تربیه خدمات سفریه و اقتدار نفرات در انداخت منفرد؛ از طرف افسر غند تفتیش کرده میشود. برای آنکه صنوف مختلفه متحداً اجرای تعلیم کنند؛ (تعلیم های کلان خریف یعنی مانورها) خاصه از دور خریف یعنی تیر ماه استفاده کرده میشود. برای این؛ مفرزه ها و مختلط ( غندها ـ و لواها ) حرکات عسکریه اجرا میدارند. مع ما فیه در اثنای سائر ادوار تعلیم نیز، صنوف مختلفه که در هر موقع عسکری میباشند باید که گاه گاه با هم یکجا شده بر اراضی مختلفه هجوار موقع مذکور، تعلیم های مفرزه بمقیاس خرد را اجرا نمایند و درین خصوص فوت فرصت نباید کرد. اما در قطعات عسکریه مفرزه باید که بودن صنوف مختلفه را فرض خیال
۱۳ گردد بدین طرز تعلیمها اجرا کرده شود. زمان اواخر تیر ماه؛ با اینکه به تعلیمهای خفیف دوام کرده میشود. نیز به تعمیر و اصلاح اسلحه و تجهیزات و ملبوسات و بتطهیر اساسد ار حصر کرده میشود و تیر درین زمان با حضار استقبال افراد جدید، و آمادگی تعلیمهای شان اشتغال (یعنی باحضار هیئت معلمه) کرده میشود. ۱۷ – اصل حرکات تعلیمیه در تولی اختتام مییابد. در کندک و در جزو تامهای کلانتر؛ از روی عین مقصد محاربه، توحید اعمال و حرکات نمودن اقسام مفرده تعلیم کرده میشود. ۱۸ – عین خصوص را متصل تعلیم نمودن؛ چونکه ذهن و بدن را مانده میسازد، بنا برین باید که فقره های تعلیمیه متنوع باشد. اما مدت و انواع حرکات باید که بقوت و ادمان نفرات متناسب بوده باشد و افزودن آن نیز باید که بتدریج کرده شود؛ زیرا که در عکس تقدیر، حصول رخاوت غیر قابل جناب است؛ و این هم با انضباط، ایراث خلل میکند.
۱۴ ۱۹ - تعلیمها هر قدر که بر اراضی مختلفه اجرا گردد میشو و استفاده متعلمین نیز، همانقدر می افزاید. بناءً علیه برای اجرای چنین تعلیمها از هر فرصت و هر موسم استفاده باید کرد. ۲۰ - باید که قطعات، آموخته کرده شوند که در اثنای شب نیز با منیت و بی غلغله اجرای حرکات کرده بتوانند. ۲۱ - اجرا نمودن تعلیمها بجزو تا مهائیکه در وجود سفری باشند: حائز قیمت مخصوصه است. اجرای چنین تعلیمها حتی در داخل تولی نیز فایده مند است، چنانکه اگر بعضاً یک و یا دو بلوک را بوجود سفری ابلاغ نموده و متباقی بلوک و یا بلوکها بحال هیولا مفروضاً نشانداو و بالخاصه افسر بلوک و پرکشران شان بوجود کامل ارائه کرده اجرای تعلیم نموده شود مهارت و تربیت افسران بلوک و اکثر پرکشران تأمین کرده میشود. در کندک و در جزو تامهای بزرگ از کندک، برای حاصل نمودن عمق رفتار قطعات سفری، آن مسافه تا که مابین تولیها
۱۵ میباشند آنها را افزوده گاه گاه اجرای تعلیمها شایان توصیه است . ۲۲ - در تعلیمهای حضری ، اگر ارائه تلفات امر کرده نشده باشد ، افراد خطهای اخپور به سبب تقویه ، آندرجه با هم ملاصق و پیوست میباشند که ازاده استعمال تفنگ کرده نمی توانند ، پس درین هنگام نفرائیکه خارج خط اخپور میمانند فقط در عقب خط مذکور و یا نفری اخپور بمشابه وضعیت میباشند . و بدون حرکت اُور : بهر حرکت اشتراک میدارند . اشارات ۲۳ - برای پیش روان کردن ، افسر دست خود را بالا بر میدارد . برای اینکه قطعهٔ عسکریه افسر را تعقیب کنند ؛ افسر دست خود را بالا برده استقامت رفتار را مینماید . برای استاده کردن دست بالا برده پایان آورده میشود . برای اخپور کردن ، هر دو دست را به تسویه شانه برده بجانبین
۱۶ کشاده میشود؛ در حین لزوم، استقامتیكه بالآخره پیشرفت نصری اخیر بران لازم باشد بیك دست اشارت کرده میشود. برای جمع کردن؛ بالای سر در هوا بدست، یك دائره کشیده میشود. همین اشارات به تفنگ و یا کریچ نیز داده میتوان شد. برای سائر خصوصات اشاراتیكه داده خواهد شد لازم است كه هنوز پیشتر قرار داد کرده شوند : اشارتیكه بیك قطعه كه در مجتمع نظام باشد داده خواهد شد اساساً با فسر قطعه عائد است. ۲۴ - در مسافه های بزرگ تعاطی امر و تقریرها بواسطه بیرقهای خورد اشارات (مندرجهٔ تعلیمنامهٔ اشارات) موجب تصرّف زمان قوت است. اما در زیر آور مؤثر، بقرار قاعده اشارت دادن چونکه نادراً ممکن میباشد برای چابک فهمیدن احوال محاربه که زود زود تکرار خواهد گردید بواسطهٔ بیرق خورد اشارت و یا بدست و یا بسر پوشش یا بغیره چیزها، اشارات تیز داده میتوان شد.
۱۷ در صورت عمومیه اشارات آینده که معلوم هر افسر باید بود استعمال کرده میشود. ا ا ا = : اوڑاند ! ش ش ش = اگر از خط محاربه بدنبال داده شود بمعنی توپچی پیشتر اُور بکند می آید. و و و = درثیر! ج ج ج = اگر از خط محاربه بدنبال داده شود: مراد اینکه جبا خانه لازم اگر از دنبال به پیشروی داده شود : مراد : جبا خانه می آید. ه ه ه = اگر از خط محاربه بدنبال داده شود : مراد : میخواهیم که هجوم کنیم . اگر از دنبال به پیشروی داده شود : مراد هجوم قریب شد. اگر اشارت فهمیده شود این جواب که : ( فهمیده شد ) داده میشود. بدون اینها هر اشارتیکه بحاجت باشد باید که پیشتر قرار داد کرده شود .
۱۸ باب اوّل تربیه منفرده قواعد عمومیه ٢٥ — در تعلیم قواعد منفرده نهایت سعی کوشش نموده شود زیرا که اگر تعلیم ابتدائی غلط برای سپاهی نشان داده شد برای همیشه تعلیم غلط باعث بی تربیتی سپاهی میشود . و برای تعلیم ابتدائی مُعلّم لایق بکارست و سعی زیاد دَر تعلیم منفردۀ ابتدائیه نموده شود . و وقت تعلیم ابتدائی از هر قسم خدمت حتی الامکان سپاهی آزاد بوده و دو وقت روزاً تعلیم قواعد را بیاموزد . طریق چالاک غلط بکار نمی آید . همیشه طریق درست برای سپاهی نو آموز تعلیم داده شود . ٢٦ — مراد از انفصال صف مفرد سپاه نوآموز آنست که هر سپاهی دست راست
۱۹ خود را بجانب راست خود برابر خط افق دراز کرده مقدار درازی دست راست خود دور بوده باشد و پس دست خود را به پهلوی خود بیارد . بی تفنگ تعلیم و تربیّه وضعیت ساس ۲۷ - در حکم : تیار - سی ! نفر وضعیت آینده را گرفته دیگر حرکت نمیکند . پای - هر دو پاشنه ممکن مرتبه پیوسته باشد و پنجه های پای از قائمه چیزی کمتر بجانبین کشاده و ثقلت بدن بر هر دو پاشنه و پنجهٔ قدم مساواتاً انداخته میشود . هر دو زانو قدری شخ گرفته ممکن مرتبه پیوست میباشد . تنه - راست بوده سینه بحال طبیعی خود قدری پیش برآمده و هر دو شانه با هم برابر بود
۲۰ بی آنکه به بالا برآیند قدری طرف پشت برده شود. دست - هر دو دست آزاده آویزان باشد. هر دو آرنج اندکی قات شده قدری به پیش رو برده شود. پنجه های دست با بند تا سر انگشتان بران چسپیده باشند. انگشتان متصل بوده بحال طبیعی خود قات میباشند . و انگشت میانه بدرز پطلون برابر باشد . گردن - میان هر دو شانه فرو نرفته آزاده و راست گرفته شود . سر - باید برداشته زنخ قدری طرف گردن کش گرفته شود . نظر - آزادانه پیشروی دوخته شود. ۲۸ - هرگاه حکم : تیار - سی ! داده نشده باشد و ناگاه اخبار یک حکم داده شود عسکر میباید که خود بخود وضعیت اساس را بگیرد . ۲۹ - حکم : آرام - سی ! که داده شد
۲۱ عسکر پای چپ خود را بجانب نیم کین میکشد عسکر در حال آرام - سی اگر چه حرکت کرده میتواند اما بدون اجازت حرف زده نمی تواند . رفتارها ۳۰ - چهار قسم رفتار در نظام ، مروج میباشد بقرار ذیل : ا - ارو - زاو ! برای تعلیم ابتدائی کار قدم مستعمل است . ب - رر - زاو ! برای اکثر اوقات بلکه اصلی رفتار سپاهی همین است . ج - دو ا گرای - زاو ! برای جلد رفتن و موزون دواندن قدم مذکور مستعمل است . د - زاو - زاو ! سر خود به بسیار چالاکی دویدن و خود را بمقصد جا رساندن اندازه وغیره ندارد مگر هر نفر به پوره قوت خود میدود .
۲۴ تفصیل هر چهار نوع رفتار بدین قسم است : ۳۱ - ارو ـ زاو ! در یک دقیقه ۷۵ قدم برداشته میشود . دستها به پهلوی جسم چسپیده میباشند . دست و بازو حرکت نمیکنند نوکهای پنجه پا مائل بطرف زمین باشد طول قدم مثل قدم ژر زاو است یعنی از ۲۸ الی ۳۰ اینج میباشد ۳۲ - ژر - زاو ! برای موزون رفتن است رفتار مذکور در تعلیمهای آمادگی که در مجتمع نظام اجرا کرده میشود و در رسم تعظیم و پریتنها و گذشت از عمارات جسیم مستعمل است . برای رفتار مذکور حکم ولنگی ( ژر - زاو ! ) داده میشود . پای چپ را اندکی خم داده و نوک پنجه پای طرف زمین مائل بوده قدری طرف خارج بشرطیکه کری و پنجه بیک سطح باشد رو برو دراز کرده میشود . همان وقت لنگر جسم پیش انداخته میشود . پای چپ از پای راست ۳۲ انچ بجانب پیش و همه کف
۲۳ پای بزمین ، خفیف نهاده میشود . درین وقت لنگر جسم بر پای چپ انداخته شده میباشد . در اثنائیکه پای چپ بزمین نهاده میشود دگری پای راست از زمین بر میخیزد پای راست اندکی خمیده و نوک پنجه اش بشرطیکه بزمین نخورد قریب زمین بوده بجانب پیش روی دراز کرده میشود . بعده پای راست مانند پای چپ بزمین نهاده میشود . باید زانو ها از اندازه لازمی زیاده برداشته نشوند و پاها بزمین بشدت زده نشوند اندازه رفتار مذکور بهیک دقیقه ۱۱۴ گام است . ۳۳ - به حکم : پشه پر – زای ! وگی – زاو ! که در پریتھا داده میشود . در اثنای رفتار : پشه پر زای سپاهی به شرطیکه زانوها و یا کف پای خود را بسیار بر ندارد و بشدت نزند و سرعت یعنی تیزی رفتار را نگاه کند پای خود را جابجا متواتر برداشته مینهد. حکم : اڑ اند – زاو ! باید که وقت رسیدن
۲۲ پای چپ بزمین گفته شود. چون سپاهی پای راست خود را بزمین بماند از پای چپ برفتار اصلی آغاز بکند. ۳۴ - برای عادی قدم حکم: عادی - قدم ! داده میشود که همیشه شروع رفتار بقرار حکم: ژر - زاو! نموده میشود. طول و سرعت کام عادی قدم تعلق به قسم زمین دارد. حرکت سست نباشد و وضعیت وجود نیز سست چو پمرده نباشد. از عادی قدم بموزون قدم آوردن صرف حکم : موزون - قدم ! داده میشود. ۳۵ - داکراز دواگرای زا و ! حکم موزون قدم داده شود. هر نفر بعد از شوم کام بموزون قدم میرود. ۳۶ - دو اگرای - زاو ! برای موزون دواندن حکم دو اگرای زاو داده میشود. در اخبار حکم، سپاهی ، هرد و آرنج را بجسم خود خفیف بچسپاند و باقی حصه دست از آرنج
۲۵ تا بند دست هموار باشد قریباً مثل قائمه گرفته شود. پنجه‌های دست بصورتیکه نر انگشت یعنی انگشت ابهام بطرف بالا باشد. همه انگشت‌ها به نرمی یکجا جمع باشند. یعنی مشت بسته شود بعد هر دو مشت اندکی بطرف درون تاب داده شود و در حکم زاو! از پای چپ بدویدن شروع میکند. کل کف پای بزمین چسپیده زانوها اندکی خم کرده میشود. طول گام نظر بحال زمین از ۳۰: ۳۸ انچ میباشد و سرعتش در دقیقه ۱۷۰: ۱۸۰ گام میباشد. ۳۷ - زاو - زاو! حکم زاو زاو که داده شد هر نفر بشرطیکه در صف حتی الامکان جای خود را نگاه کند تا که میتواند ب چالاکی میدود. از بین دویدن برای ایستادن و یا برای اینکه پس بعادی قدم رفتار نماید حکم مقرری ندارد بلکه در حال توسیع جبهه یعنی (لیک) شدن هر نفر بجای اصلی خود که رسید استاده میشود. و یا هر رفتار که مقتضی
۲۶ باشد انتقال کرده میرود . گردشها یعنی کار و گرز بایستادگی ۳۸ - ششی (کیین) گرز ! حکم مذکور برای گردشها بجانبین داده میشود . کیین گرز در اثنائیکه کرنی راست از زمین اندکی برداشته میشود پنجه اش بزمین میچسپد بدین واسطه جسم برای (۹۰) گردشس قوت میگیرد کرنی چپ لنگر جسم را برداشته جابجا میگردد . و درین اثنا سر پنجه پای چپ اندکی برداشته میشود . پای راست از جای خود برداشته شده در ختم گردشها به پهلوی پای چپ بسرعت آورده میشود . سوجیها و شانه ها همراه پایها برابر میگردد . ۳۹ - کیین شا - گرز ! حکم مذکور برای گردانیدن پس پشت داده میشود . و بر سر پنجه
۲۷ پای راست و کری چپ ۱۸۰ درجه گشتانده میشود. در ختم گردش پای راست بحالاکی به پهلوی پای چپ آورده میشود. گردشها در اثنای قطار ۴۰ - شی (کین) کرز! یا شی نیم (کین) نیم کرز! حکمهای مذکور وقتیکه پای راست یا چپ بزمین برسد داده میشود. نفر یک گام دیگر نیز زده بر پنجه پای چپ یا راست بهمانطرف که امر شده میگردد. وبطرف استقامت جدید میرود. ۴۱ - کین شا - کرز! برای گشتاندن به پس پشت، حکم مذکور داده میشود. درین حکم مذکور هر نفر بعد از آنکه پای راست خود را پیش انداخته بسر پنجه هر دو پای از طرف چپ پس
۲۸ پشت بگردد. از پای راست بطرف جدید رفتا نماید. ۴۲- کین شا- در ثیر! هرگاه پایها در حرکت، متفق باشد حکم اجرا وقتیکه پای چپ بزمین برسد داده میشود. یک گام دیگر زده شده بر پنجه پای راست، از طرف چپ پس پشت کشته پای چپ به پهلوی پای راست بچالاکی آورده میشود. از استادگی بهر جانب برفتار شروع نمودن ا- شئی (گین) خوا- زاو! بهر طرف که حکم داده شد بقرار فقره ۳۸ گشته از پای چپ برفتار آغاز نماید ب- شئی (گین) خوا- در ثیر! بهر طرف که حکم داده شد بها نطرف گشته پای
۲۹ سینه را همراه پای پیش یکجا کرده استاده شود. ج - کین شا - زا و ! مانند فقره ۳۹ گشته از پای چپ برفتار آغاز نماید. ۴۲ - برای حصه تا ئیکه لازم شود یا راست و چپ چند کام حرکت داده شود . برای کار مذکور حکم : شی (کین ) ایمرخ داده میشود. اگر بطرف راست لازم بود اول از پای راست حرکت ، شروع میشود. اگر بطرف چپ لازم بود از پای چپ بحرکت شروع میشود . برای پیش بردن و پس بردن اگر لازم شد حکم تک پرخ و تک پرشا داده میشود . برای تیزی رفتار حکم : تک او ترو ! و برای کندی رفتار تک لنڈ داده میشود .
٣٠ باب دوم همراه تفنگ، تعلیم تیمیه ۴۴ - پشو - یک ! در وضعیت مذکور تفنگ، شاقولی و پناه بجانب پیش متوجه و کف قنداق به پهلوی پای راست بوده پنجه آن سر پنجه پای راست بیک برابری باشد. دست راست بشرطیکه هر دو آرنج بیک اندازه باشند آویزان میباشد پنجه دست راست بشرطیکه ابهامش پس پشت میل تفنگ و یا دستگیر قنداق نظر بقد هر نفر بوده دیگر انگشتان با هم یکجا و بحال طبیعی خمیده و انگشت شهاد با انگشت میانه که بر بند تفنگ باشد تفنگ را میگیرد. ۴۵ - در حرکات تفنگ، تنها دست و پنجه ها حرکت کرده باقی جسم سست و بیحرکت باید باشد. برای آواز شنوانیدن، دست راست به تفنگ و کف قنداق را بزمین زدن
۳۱ چونکه برای تفنگ ، مضرت بالکل ممنوعست ، اقسام هر حرکت تفنگ ، کوتاه و نرم و معین اما باطمینان اجرا کرده شود و حرکات باید پیاپی بدرستی اجرا نموده شود . ۳۶ - از شپوپک - اوژاپک ! حرکت اول ، بدست راست تفنگ را بالا حرکت داده و آنرا از زیر دیدبان بدست چپ بگیرد ؛ دست راست در قبضه تفنگ که انگشت ابهام طرف چپ و آرنج ، طرف پشت باشد . حرکت دوم ، تفنگ را رو بروی جسم برد در شانه چپ هموار بگذارند و جاغور آن از بدن بیرون نباشد . تفنگ را بدست چپ بگیرد و انگشت ابهام یک انج از پنجه قند اغ بلند باشد و حصه بالای بازوی چپ پیوست بغل او باشد باقی حصه او که از آرنج تا بند دست است هموار باشد و باین کف قنداغ در وسط ران باشد .
[BLANK PAGE]
شکل ٤ از اوژبك ! – پشو – يك صحيفه ( ٣٢ ) فقره ( ٤٧ ) حركت [ ٢ ] حركت [ ١ ] وضعيت اوژه - يك ، رنگها تبدیل میباشد
۳۲ حرکت سوم ، دست راست را کوتاه و تیز به پهلوی راست بیندازد . ۴۷ - از اوژاپک - پشویگ! حرکت اوّل، بازوی چپ را چالاکی فرو نموده تفنگ را پایان آورد و همان وقت دست راست را به نسبت اوّل پیوست کند که باز و پیوست جسم باشد . حرکت دوّم ، تفنگ را به پهلوی راست آورده به همین وقت نوک کف قنداق طرف پیشرو بگردد . و کف قنداق بآهستگی بزمین گذاشته شود . ۴۸ - برای تفنگ ناده ئی ، نیتر همین قسم که تحریر شد معمول بدارند مگر عوض اینکه در وقتیکه تفنگ ، جاغوردار باشد بسر شانه به بغل گذاشته میشود که جاغور تفنگ ، بطرف بیرون برآمده باشد که شانه را تکلیف ندهد مگر چون تفنگ ناده ئی جاغور ندارد بنابران تفنگ مذکور راست بسر شانه گذاشته
۳۳ میشود که میل تفنک طرف بالا باشد و حصّۀ چوب زیر میل سر شانه برسد. طریق سلامی گرفتن یعنی (رسم تعظیم) همراه تفنک بدو نوع اجرا کرده میشود : یک قسم از پشویک و یک قسم از اوتراپک. اکثر نوع معتبر از اوتراپک سلامی لازمی است. مکر در بعضی اوقات که بچالاکی سلامی ضرورت شود از پشوپک سلامی کرفته میشود. ۳۹ - طریق اول : از اوتراپک سلامی بدو حرکت اجرا کرده میشود : حرکت اوّل، دست راست ، بچالاکی از قبضۀ تفنک بگیرد در عین کرفتن، دست چپ، تفنک را بطرف زانوی چپ قدری طرف راست تا بداده پایان کش کند که تفنک عمود یعنی شاقولی شود. حرکت دوم ، تفنک را به وضعیت استادکی رو بروی جسم این قسم پایان کند که پشت تفنک بیرون و میل تفنک طرف بدن مقابل بینی یعنی میل
۳۴ تفنگ از بینی و پیشانی سه چهار انگشت دور باشد. قبضهٔ تفنگ به نرمی بدست راست گرفته شود و دست راست باندازهٔ اصلی خود دراز گرفته شود که نوکهای انگشتان دست راست طرف زمین نگون باشد . دست چپ همان وقت بحالاکی از زیر دیدبان بگیر دو نوک انگشت ابهام دست چپ و طرف دهن تفنگ، بالا باشد . وزن تفنگ بدست چپ محکم گرفته شود . ۵۰ - از سلام کی اوژاپک . حرکت اوّل، تفنگ را بشانهٔ چپ چنان بگذارند شلیکه از شاپک باوژاپک کرده بود . حرکت دُوم، دست راست را بنچالاکی به پهلوی راست بیاورد . ۵۱ - طریق دُوم از پشوپک سلام کی حرکت اوّل، تفنگ را به پنجهٔ دست راست گرفته به شرطیکه تفنگ عمود و میلش بطرف بدن و نسبت دهنش تقریباً برابر پیشانی باشد بوسط بدن آرد
۳۵ در عین زمان پنجه چپ حالیکه انگشت ابهامش برابر فصل مشترک یعنی در مابین میل و قند اغ به بالا کشیده و باقی انگشتها دستگیر قند اغ را احاطه کرده باشند. یعنی چوب زیر میل تفنگ را بگیرد. حرکت دوم ، پنجه راست بجای خود بقبضه میرود . ۵۲ - از سلام کی پشُوپک . حرکت اول. پنجه راست جای خود را گذاشته ، تفنگ را از بالای بست میانه ، حلقه زده میگیرد . حرکت دویم ، پنجه راست ، تفنگ را بوضعیت عمود به پهلوی راست بجای خود میبرد و درعین زمان ، دست چپ به پهلوی چپ بجای خود میرود . ۵۳ - برای رسم تعظیم ، حکم : سلام - کی ! داده میشود . صرف برای ذات معظم پادشاه حکم : لوی سلامی سلام - کی ! داده میشود . و برای دیگر ذاتهائیکه مستحق سلامی هستند سلام کی کافیست درین حکم سپاهی سر خود را بطرف ذاتیکه می آیند کشانده
٣۶ می بیند . هرگاه لازم باشد حکم : شنی (گین) خوا- کور! افزوده میشود. نفر روی خود را طرف همان ذات گردانیده تا اینکه ذات مذکور از خود نفر سه قدم بگذرد می بیند. بعد ازان خود بخود روبرو سر خود را میگرداند . ۵۴ - زنگون یک از پشو پک بیک حرکت اجرا کرده میشود باین قسم که تفنگ را بچالاکی قدری طرف بالا حرکت داده روبرو حرکت بدهد . در عین زمان دستگیر تفنگ را از حد میزان به پنجه راست بگیرد دست راست باندازه قدرتی آویزان باشد . اکثر کار زنگون پک در وقت انچور و یا هجوم بکار می آید . در انصورت قدری دهن تفنگ بالا باشد و پنجه دست چپ غلاف برچه را گرفته باشد . ۵۵ - زنگون یک از اوژا پک . حرکت اول ، بچالاکی دست راست را بالا برده همراه پنجه راست ، تفنگ را از جای دستگیر بگیرد و در
۳۷ همان وقت تفنک همراه دست چپ قدری فر آورده شود که پنجه راست بسهولت دستکیر بگیرد حرکت دوم ، تفنک را به پهلوی راست مثل فقره ۵۴ بگیرد ۵۶- از زنکون یک شوپک . درین تفنک را قدری بالا کرده قنداغ را به پهلوی پای خود آورده تفنک را بوضع فقره ۴۶ بگیرد ۵۷- از زنگون یک اوثر ایک ، حرکت اول ، تفنک را مثل حرکت اول فقره ۴۶ گرفته مثل فقره مذکوره اجرا نماید . ۵۸- لنڈپک ! عسکر ، دائماً بوضعیت اوثر ایک میرود مکر هر گاه خواسته شود که یک قطعه عسکر که در وضعیت شوپک باشد و جند کار پیش یا پس برده شود حرکت مذکور را بوضعیت لنڈپک اجرا کردن مناسب است . بحرکت لنڈپک صرف یک ارنج تفنک از زمین بالا میشود ۵۹- برچه پک - برچه کش ! خوا
۳۸ در ایستادگی و خواه در رفتار از هر وضعیت وجود به تفنگ، برچه سوار کرده کشیده شود. برچه به حکم و یا باشارت طرم خاص بحال راحت سوار کرده میشود. بعد از برچه سوار کردن، تفنگ بوضعیکه پیشتر بود برده میشود. برای اینکه دهن تفنگ خراب نشود در تعلیمهای حضری از برچه سوار کردن، صرف نظر کرده شود. برای آموختن بهمین خصوص چند بار بطرز حقیقی منفرداً اجرا نمودن کفایت میکند. اما در مانورها یعنی نمایش جنگ مصنوعی هروقتیکه برچه سوار کردن لازم آید بهمین کیفیت بحکم و یا باشارت طرم باید که امر کرده شود و هر نفر این را بصورت تقلید اجرا نماید. ۶۰ - برچه - پک! برچه پک از پشپک، حرکت اول، همراه پنجه چپ قبضه برچه را این قسم بگیرد که بندهای انگشت پیش روی باشد و انگشت ابهام و نوک انگشتها طرف عقب باشد
۳۹ همان وقت دهن تفنگ را قدری پیش حرکت داده سر و چشم طرف راست بگرداند . اول نفر جناح راست طرف چپ می بیند . حرکت دوم ، اندازه را از نفر دست راست گرفته برچه کشیده شود و نوک برچه را بالا گرفته قبضه برچه را بالای میل تفنک گرفته پچق کند تا که برچه بجای خود بشیند سر و چشم طرف راست باشد حرکت سوم ، اندازه را از نفر پهلوی راست گرفته تفنک پس بقسم پشوبک آورده شود و دست چپ به پهلوی چپ برده شود سر و چشم را رو برو بگرداند در وقتیکه تولی یا کندک بقسم دلیک ایستاده باشند بحکم برچه یک نفر جناح راست سه قدم رو برو یعنی تک پرخ میشود . و قتیکه حرکت سوم تمام شد پس بجای اصلی خود بیاید. ۶۱ – برچه – کاثر ! حرکت اوّل ، بنزوکری بسته پیوسته بو ده تفنگ را میان هردو زانو گرفته که جاغور رو برو باشد همراه دست
۴۰ راست قبضه برچه را گرفته انگشت ابهام دست چپ بسر دگمه کمان برچه باشد . تفنگ را همراه زانوها محکم کرده دگمه را پختی کند و برچه را یک انج از دهن تفنگ بالا برداشته سر و چشم را طرف چپ بگرداند. حرکت دوم ، از نفر پهلوی چپ اندازه گرفته برچه را بغلاف بگذارد . حرکت سوم اندازه را از نفر جناح چپ گرفته دست راست بخد بست تفنگ گرفته شود . حرکت چهارم ، اندازه را از نفر جناح چپ گرفته دست چپ به پهلوی چپ و تفنگ به پهلوی راست بوضع پشپک آورده چشم و سر روبرو آورده شود . در وقتیکه ( تولی ) یا کندک بقسم لیک باشد بحکم برچه کش نفر جناح چپ سه قدم پیش میشود . در اوقتیکه حرکت چهارم تمام شد بجای خود می اید. ۶۲ – برای معاینه ( جگر مپ ) بیک حرکت
۴۱ اجرا کرده میشود یعنی تفنگ را از وضعیت پشوپک چنانکه در فقره ۴۷ بیان شده بقسم حرکت اول فقره مذکور ، تفنگ را این قسم بالا حرکت داده بگیرند که تفنگ بقسم چلیپا باشد و دهن تفنگ برابر شانه چپ باشد. هر دو آرنج بجسم چسپیده باشد. همراه انگشت ابهام پنجه راست ، قید تفنگ را دور بدهد و پترۀ سر کار توسدانرا همراه انگشت ابهام پنجۀ راست طرف پایان قدری دور کرده طرف راست کش کنند که تا بقدر اندازه مقرره پترۀ مذکور از سر کار توسدان بر اید بعد از ان دستگیر چقماق را طرف بالا دور داده پس کش کند که چقماق پس بر آید همان وقت، قبضه را گرفته برای معاینه افسر تیار باشد تا افسر تفنگ را ملاحظه نماید . بعد از ان که بقدر دو نفر، وقت مذکور گذشت تفنگ را نفر ، بدرستی بسته وضعیت پشوپک آرد . ۶۳ - زنگون - کشیرد ! درین حکم ، فقره
۴۲ بر پنجه پای راست، اندکی بطرف راست، گشته در عین زمان، پای چپ خود را تقریباً یک کام پیش روی سر پنجه راست انداخته بر زانوی راست می نشیند، و تفنگ خود را در پیش زانو بطرف راستش عموداً نهاده بدست راست از دستگیر قنداق، میگیرد و دست چپ را بر زانو چپ می نهد . ولار - سی! درین حکم، نفر، بدست چپ بزانوی چپ تکیه زده و بسرعت بر خاسته پای راست خود را به پهلوی پای چپ برده می نهد و تفنگ خود را به پهلوی سر پنجه پای راست می نهد . زمکه - پروت ! درین حکم پروت نفر، اولا بقرار فقره ۶۳ عمل زنمکون - کتر د را میکند. در عین زمان تفنگ را از مرکز ثقلش بدست چپ گرفته بشرطیکه دهن تفنگ اندکی بالا باشد
۴۳ زیر بغل راست میگیرد. و تنه خود را بجانب پیش مائل میدارد. بعده دست راست خود را بجانب پیش دراز کرده و زانوی چپ را اندکی بطرف درون برده بر شکم ، همه قامت خود دراز می افتد بدینگونه: که اولا زانوی چپ، باز دست راست و در آخر آرنج چپ را بزمین تکیه میدهد و کافه این حرکات یکدیگر را بسرعت تعقیب میکند. تفنگ بشر طیکه میلش بطرف چپ کشته میان هر دو دست بر قسم تحتانی دست چپ نهاده میشود. دست راست از قبضه قند اغ میگیرد. چشمها بشر طیکه سراندکی بالا بر داشته باشد به پیش روی متوجه میباشند ولار - سی! درین حکم، نقر، تفنگ خود را بشرطیکه دهن تفنگ اندکی بالا باشد بدست چپ میگیرد و بر پنجه دست راست بزمین تکیه میکند و در عین زمان ، بصور تیکه تنه خود را از زمین ، بر داشته ران راست خود را کشیده ممکن مرتبه زیر شکم، نزدیک می آرد. بعد پنجه ر اسنت
۴۴ را بزمین تکیه زده در اثنایئکه بچالاکی می ایستد پای خود را پیش انداخته به پهلوی پای راست خود می آرد . در عین زمان دست راست، تفنگ را گرفته به پهلوی پای راست بوضعیت پشوپک می آرد. ۶۴ - هرگاه نفر، بصف اول بوده باشد پشتر از پروت و اگر در صف دوم باشد بعد از ولا ٹر بجانب پیش یک گام دراز باید انداخت. ۶۵ - بعد از اجرای زنگون کیژد و پروت تا که حکم آرام سی داده نشو و حرکت نمودن نفر، جائز نیست . تفنگ پر کردن، اور کردن تفنگ خالی کردن ۶۶ - در هر وضعیت وجود، برای اینکه نفر، بسرعت و امنیت، تفنگ را پر کرده بتواند
۳۵ استعمال تفنگ پر کردن و خالی کردن را بدرستی تعلیم بگیرد دائماً کارتوس تعلیمی، استعمال گردد بطرف شود. در تعلیم‌های پر کردن کوشش کرده شود بطرف که به تفنگ ضرر نرسد پس و پیش کردن چقماق از میان و پایان و بالا نمودن قید بدون اینکه برای پر کردن کار تو تفنگ لازم باشد بدیگر صورت لازم ندارد. از ۶۷ – تفنگ پر کردن و قید کردن تفنگ بر مید پر کردن و قید کردن بحال آرام سی اجرا کرده بر مید میشود. حرکات باید که بسرعت و بی‌تکلیف یکدیگر یگانه را تعقیب کند. ضبو امر ڈک و قید یک! که داده شد قید جها نفری‌که استاده و یا زنوکون میگیر د باشد یکی از کارتوسدانها ثا را باز کرده تفنگ را بشرطیکه دهن آن بطرف اس چپ به بالا متوجه باشد پیش روی سینه مائلاً میگیر چقماق و قید را باز کرده بدست راست بشرطی‌که ابهاش اس بالای دسته چقماق و انگشت شهادت با دیگر امیشو انگشتان پیوسته بزیرش آید دستۀ چقماق را شداً اگر
۴۶ بکف دست گرفته چقماق را اولا بطرف چپ بعده بطرف پس پشت کش میکند. و قید جاغور را باز میکند. بعد از ان دست راست به کارتوسدان برده میشود و یک قطار وزنه کارتوس را از کارتوسدان کشیده بانگشتان ابهام و شهادت در میانه قطار وزنه کارتوس را ایستاده گرفته در میان جری پیشروی چقماق گذاشته همراه انگشت ابهام که دیگر انگشتان طرف پایان باشد مضبوط و برابر تضییق کند. تا که کارتوس اول قید جاغور بیاید، بعد از ان قطار وزنه را پس کشیده در کارتوسدان بگذارد. بعد دست راست باز بقرار فوق از دسته چقماق میگیرد نیز چقماق را پیش حرکت داده بطرف دست راست دور میدهد. در جاغور دو قطار وزنه میشود. مگر اکثر یک قطار وزنه در جائیکه ضروری مد استعمال کرده شود کمان جاغور درست میماند. اگر سپاهی بخط آور باشد و مدعا داشته باشد
۴۷ که بدون اینکه میل تفنگ کارتوس، پرشود. بدرون جاغور تفنگ هم کارتوس پرباشد. درانصورت هر دو قطار وزنه را بدرون جاغور انداخته کارتوس سر را خوب پچق کنند. تا که قید کارتوس، بالای کارتوسهای مذکور آمده در جاغور باشد. و میل تفنگ، علحده کارتوس گذاشته شو و تفنگ قید کرده بعد از ان بوضعیت سابقه آورده میشود. در اثنای رفتار، نیز تفنگ را پر کردن و قید کردن، بقرار فوق اجرا نموده بعد از پر کردن نفر، باز بوضعیت آرام سی میباشد. ۶۸- در اثنای رفتار و پر وت تفنگ پر کردن و قید نمودن، خاص در اخپور اجرا کرد میشود. برای این، نفر، اندکی بطرف چپ تاب خورده و بر آرنج چپ تکیه کرده تفنگ را پیش میکند. دست راست از مابین تفنگ و وجود بکارتوسدان برده میشود. بعد از پر کردن، تفنگ بشر طیکه میلش بطرف چپ آید بقسم تحتانی
۴۸ دست چپ نهاده میشود . به فقره ۶۴ مراجعت شود. با تفنگ پروقید شده تیار اوس کردن ۶۹ - برای او رکردن در مجتمع نظام، صف اول، زنگون کیز و میکند، صف دوم، استاژ میباشد. حکم: اور دپاره تیار - آوس! در اخبار اور دپاره نفر صف اول بقرار بیان فقره ۶۳ زنگون کیژد میکند؛ نفر صف دوم، شیه دژند یک گام انداخته بصف اول نزدیک میشود. هرگاه حرکت مذکور از وضعیت اوژاک اجرا کرد شود. نفر صف دوم در عین زمان، زنگون پک میکند. هرگاه قطعه عسکر در وضع زنگون کیژد باشد تیار اوس کرده شود . در اخبار اور دپاره نفر صف دوم برخواسته و در عین زمان، به شی دژند به صف اول نزدیک میشود. بحکم : تیار - اوس!
۴۹ نفر صف اول بر پاشنه پای راست خود می نشیند. و تفنگ را بشرطیکه دهن میلش بارتفاع چشم بوده باشد پیش میکند چشم، به پیشروی متوجه میماند . کف قندغ، بر کار توسدان راست اندکی تماس کرده و باکنار پسینش یکجا بوده میباشد. دست چپ تفنگ را تقریباً از مرکز ثقلش میگیرد. انگشت ابهام دست چپ، به پهلوی میل میباشد. متعاقباً نفر، قیدۀ تفنگ را باز میکند. و تفنگ را آماده او رمیکرواند بعد از ان دست راست بقرار قاعده قبضه را میگیرد . آرنج راست، به پهلوی خارجی قند اغ، اندکی تماس میکند . نفر صف دوم به حکم تیار اوس بر پنجه پای چپ، شی نیم ۴۵ درجه میگردد و پای راست خود را بقدر نیم کام به خط جدید بطرف راست می نهد، باید که سوجیها و شانه تا نیر همراه پایها متفق حرکت کنند . زانو ها اندکی شخ گرفته میشود، ثقلت بدن، بر پنجه ها و پاشنه ها مساواتاً انداخته میشود . ومعه گردش، در عین زمان، دست
۵۰ راست ، تفنک را بقرار یماینکه در فوق برای نفر صف اول ذکریافت پیش نموده تیار - اوس! کرده میشود . اور کردن ۷۰ - مخارج اسپور نشانگاه : تو نشان - نسی ! اور - دک ! در باب انتخاب نشانگاه و وضعیت نشان و نوع اور در نقطه نشان به تعلیمنا مه انداخت مراجعت کرده شود در حکم نشانگاه ! سپاهی نظر بمقداریکه امرشده است نشانگاه را درست و برابر میکند بدینموجب : که نفر سر خود را بسوی نشانگاه ، خم میکند ، بدست چپ ، تفنک را اندکی بسوی روی خود برداشته و زیر بغل راست ، پس برده تا که تقسیمات نشانگاه و نوشته آن صاف معلوم شود . و با نگشتان سهام و شهادت دست راست استخوانهای دو طرف پتره نشانگاه یعنی پترۀ دیدبان را قجق کرده
۵۱ حرکت بدهد تا که بهمان خط تقسیم لوحه که فرموده شده است درست نماید . و ملاحظه کنند که همان تیره به جبری لوحه بجای بنشیند . بعد از ان، تفنک را باز پیش برده در عین زمان ، سر خود را بالا می بردارد و برای مسافه های دور، دیدبان بغل تفنک ، بکار می آید . این قسم گرفته شود که نشانگاه بغل تفنک ، بدرستی معلوم شود . بعده شاخص نشانگاه جانب ، انقدر دور داده شود که مقر آن بهمان خط تقسیم مسافه که فرموده شده برسد بعد از ان فرجه عینیه بوضع عمود آورده میشود. یعنی همان میلیکه برای چشم شکاف دارد استاده کرده میشود. فاصله که درمیان حکم نشان – بنی و حکم اور داده میشود نسبت بفاصله که در استعمال نشانگاهای پست داده میشود در استعمال نشانگاه بلند دراز تر داده شود. حکم : اور باید که اندکی دراز کرده داده شود. نفر صف اول، مستند یعنی آرنج چپ را بزانوتکیه داده اور را میکند.
۵۲ بحکم : ڈک تفنک از وضعیت نشان بوضعیتیکه در فقره ۶۹ مذکور است آورده میشود . بعده نفر سر خود را بسوی چقماق خم میکند . و تفنک را بوضعیت تیار— اوس ! گرفته بقرار فقره ۶۷ پر میکند . ۷۱ — نیم کنیتہ — اسپور ! نشانکاه .... په خپل سر — اور ! اور — بند ! په ډکولو — دوام ! به حکم نیم (کنیته) اسپورا افراد هر دو صف جبهه خود را یعنی رخ خود را بهدفیکه حکم داده شده است میګردانند . به حکم په خپل سر اور، نفر سر خود ا در نموده و پر میکند بفقرۀ ۶۷ مراجعت شود . به حکم اور بند ، فی الفور از اور کردن فراغت کرده میشود . و حرکت ڈک تیر تعطیل مییابد. و نفریکه نشان میګیرد نیز، تفنک خود را پس میکند . به حکم په ډکولو — دوام آن حرکات ڈک که بحکم اوربند ناتمام مانده بود انرا تمام نموده نفر با در ګردن حاضر و اماده میباشد.
۵۳ تفنگ پس کردن تفنگ قید کردن پشوپک کردن ۷۲ - نفریکه بوضعیت نشان باشد هرگاه لازم آید که تفنگ را فرود آرد حکم: بیرته ـ کی! داده میشود. در اخبار بیرته چشم چپ باز کرده میشود. و انگشت شهادت دراز کرده میشود. در حکم کی! سر برداشته میشود و تفنگ بآن وضعیت که در فقرهٔ ۶۹ مذکور است آورده میشود. ۷۳ - قید - یک ! در اخبار قید! نفر سر خود را بسوی چقماق خم کرده نشانگاه را بوضعیت و حال سابق خود می آرد و قید را میگیرد. بحکم یک! چقماق را محکم نموده سر خود را بالا می بردارد. نفر صف اول از بالای پاشنه برخواسته، بزانوئی خود راست میگردد. به حکم پشوپک بقرار فقرهٔ ۶۳ دلارسی! میشود. نفر صف دوم، بمسافهٔ اصلی پس پشت صف اول داخل استقامت شده در اثنائیکه
۵۴ وضعیت اساس را میگیرد تفنگ را بدست چپ بطرف شانه راست خود میراند . و بدست راست از بالای دست چپ به پهلوی سرپنجه پای راست می نهد دست چپ را بجای خود که در وضع اساس است میبرد . تفنگ خالی کردن یعنی تش پک ۶۴ - حکم : تش - پک ! داده میشود . تفنگ ، در حال آرام سی ! خالی کرده میشود . تفنگ ، بوضعی که در فقره ۶۴ ذکر یافت آورده میشود . و نفر سر خود را بسوی چقماق خم داده دست چپ را بطرف پس می لغزاند . بعد چقماق باز کرده آهسته آهسته پس نموده میشود . نفر ، کارتوسیکه از میل تفنگ می برآید آنرا بدست راست میگیرد . همین طرز حرکت را تکرار نموده در هر دفعه آن ، چقماق را پیش و پس کرده کارتوسها که بداخل جاغور اندو میباشند نیز کشیده میشوند . بعد از خالی کردن تفنگ ،
۵۵ ماشه کش کرده میشود و تفنگ قید نموده شود. در وضع سابق خود آورده میشود . برای تفنگ ناوه ئی حکم تفنگ پر کردن ۷۵ - حکم : اورد پاره - ڈک ! اداء میشود . در اخبار اورد پاره قطعه عسکر خواه در وضعیت پشو پک و خواه در اوٹرا پک و خواه زنگون پک باشد در هر سه حال، باید که هر دو صف بقرار فقره ۶۹ عمل کنند. بحکم ڈک ! هر دو صف بقرار فقره ۴۷ مذکور تیار - اوس ! نموده تفنگ را پر میکنند . اور کردن ۷۶ - بقرار فقره ۷۰ : ۷۱ عمل کرده میشود ۷۷ - بقرار فقره ۶۱ عمل کرده شود.
۵۶ تفنگ خالی کردن یعنی تش - پک ۷۸ - حکم : تش - پک ! داده میشود . درین حکم . هر دو صف نشانگاه ها را بوضع اصلی خود آورده تفنگها را خالی میکنند . و ماشه را کش کرده از قبضه میگیرند . حکم : پشو - پک ! به فقرهٔ ۶۴ مراجعت شود . با تفنگ رفتن و دویدن ۷۹ - در اثنای رفتن بوضع اوژا پک آرنج چپ اندکی بجسم چسپیده میباشد و دست راست خوا در رسم تعظیم و خواه در پرتیها حرکت میکند . در رفتار های دراز خارج شهر برای آرامی نفر ی حکم : بدل - پک ! داده میشود . در حکم بدل پک تفنگ از شانهٔ چپ بوضعیکه بود بشانهٔ راست آورده میشود . و اگر اضافه آرامی لازم
۵۷ بود حکم : لار - قدم ! داده میشود. در وقت رفتار ، به حکم لار قدم جمیع حواله داران ونائکها، دو تقسیم شده نصف بسر تولی و نصف شان بآخر تولی میروند و نفری بی قید ، تفنک خود ها را بهر قسم که آسان باشد می بردارند . وبی قید میروند و به برابری پای و حذا ، تکلیف نیست و حرف زدن، اجازه است . اما از لین بی اجازه برآمده نمیتوانند. ۸۰ - دوگرای - زاو ! در اخبار دو اگرای ، تفنک بشانه راست برده میشود دست راست ، از قبضه میگیرد . بند دست خفیف بکار توسدان نهاده میشود. دست چپ ، هرچه و ادوات استحکامیه مثل (کلند ، بیل ، تبر) . را میگیرد . نوک هرچه قدری پیش و پایان متوجه باشد و هر دو دست باید حرکت نکند. به حکم (دلکَی) در شیر ! یا موزون - قدم ! دیا عادی - قدم ! تفنک بوضع سابق خود آورده میشود . ۸۱ - برای دویدن ، حکم : زاو ! زاو !
۵۸ داده میشود . در حرکات توسیع جبهه یعنی (لیک) شدن و در حرکات (هجوم) به برچه مجتمع نظام یعنی (خری) قطار وضعیت تفنگ ، تبدیل کرده نمیشود. و در دیگر حال در خصوص تبدیل کردن و یا نه کردن وضعیت تفنگ ، خود نفر، مختار است . ۸۲ - هرگاه استادن و در عین زمان، زنگون کیژد ! و یا پروت ! کردن لازم باشد حکم زنگون - کیژد ! و یا زمکه پروت ! داده میشود . حرکتها ، بقرار فقره های (۶۳ : ۶۴) اجرا کرده میشود . ۸۳ - از وضعیت زنگون کیژد ! و یا پروت ! هر گاه خواسته شود که سریعاً بر فتار شروع کرده شود حکم دلکی ژر - زاو ! دو اکرای - زاو ! داده میشود . و در حال اول به حکم ژر ! نفر، میخیزد اوژرا یک میکند . به حال دوم ، در اخبار دو اکرای نفر ، میخیزد و تفنگ را بشانه راست میبرد به حکم زاو! و یا زاو ! زاو ! بحرکت شروع کرده
۵۹ میشود. هرگاه افراد در وضع زنگون کیرد! و یا پرو! باشند و حکم زاو! زاو! داده شود. هر نفر در اثنای دویدن تفنگ خود را بهر طوریکه آسان تر است بهمان طور می بردارد . هجوم ۸۴ - هرگاه بموزون قدم رفته می شد حکم: هجوم دپاره زنگون - یک! داده شود . نفر، بدست راست تفنگ را از حد شانه گرفته به پهلوی راست، بقرار فقره ۵۵ بقسم زنگون یک گرفته دهن تفنگ قدری بالا گرفته شود . دست چپ غلاف برچه را میگیرد بموزون قدم میرود . سرعت رفتار ، در دقیقه ۱۲۰ گام است . بعده حکم زاو! زاو! داده میشود . ۸۵ - به حکم : تیار - اوس! تنها نفری صف اول، وضع حکم مذکور را اجرا میکنند. یعنی تفنگ را بواسطه دست راست بشرطیکه قبضه
در قرب پیشروی کار توسدان راست و دهن میل تفنگ رو بروی شانه چپ و محاذای چشم چپ بوده باشه پیش میکند . و دست چپ تقریباً از مرکز ثقل و دست راست از قبضه میگیرد . ۸۶ - نشان - شسی ! او را به حکم نشان شسی ، تفنگ را بحالت اور نمودن ، گرفته ماشه را به حکم اور به نرمی کش کند . ۸۷ - هرگاه تفنگ ها در وضعیت زنکون یک ! باشد حکم ( دلگی ) در شیر داده شود . نفری استاده وضع تیار اوس را میگیرد . حرکات کرچ ۸۸ - پترکها و قطعاتیکه از پترک بزرگتر اند هر وقتیکه مسلح بوده مجتمع نظام تعلیم میگیرند . و یا از محلهای مسکون بموزون قدم میگذشتند . در چنین اوقات ، افسران، قاعده کرچ میکشند . در اثنای محاربه در هنگام هجوم ضرور کرچ کشیده شود .
۶۱ ۸۹ - پشو - یک! در وضعیت پشو پک کرچ بدست راست از قبضه گرفته شده و طرف تیزی، بجانب زمین بوده نوکش بزمین تماس میکند. در وضعیت اوژایک پشت کرچ بشانه راست بدرز شانه و قبضه آش بشرطیکه انگشت ابهام بداخل پناه گذاشته باشد بقسم فوقانی برا تکیه داده میشود. و سر قبضه بصورتیکه دکمه آش مابین انگشتان میانه و شهادت باشد کرچ میان مشت گرفته میشود. در رفتار دست راست بحال طبیعی خود حرکت میکند. و دست چپ غلاف کرچ را میگیرد. ۹۰ - پیشتر از ادای رسم تعظیم کرچ به صورتیکه انگشتان میانه و شهادت در پیشروی و انگشت ابهام در پهلو و دیگر انگشتان در پس دکمه بوده باشند گرفته میشود. با کرچ ادای رسم تعظیم بد و حرکت کرده میشود : حرکت اول، کرچ عموذاً طرف تیزی آن
۶۲ بجانب چپ بوده سر قبضه بصورتیکه بمحذای سینه بیاید . در پیشروی بوسط بدن آورده میشود . حرکت دوم . دست راست بطرف راست دراز گردیده بصورتیکه طرف تیزی کرچ بجانب چپ و نوکش بقدر یک دست قریب زمین بوده باشد . کرچ مذکور پایان آورده میشود . حرکت اول . همراه اول حرکت سلام عسکر و تا که عسکر در وضع سلام باشند ، افسران ، نیز کرچهای خود را در وضع سلام گرفته میباشند . و هر وقتیکه عسکر ، اوثرا پک کرده در عین زمان کرچ بازمانند اول حرکت سلام ، در پیش روی بدن آورده میشود . و بعده به پهلوی راست برده میشود . ۹۱ — بر اسپ ، افسران ، قبضه کرچ را بشرطیکه از مفصل سوجی بقدر دو بر دست دور باشد بران راست می نهند بدینموجب که : دوانگشت پسینه یعنی (خنصر) و (بنصر) بعقب قبضه کرچ متصل بوده همان دو انگشت معه بند دست بوسط
۶۳ ران چسپیده باشند. پشت کرچ بشانه راست بدرز شانه تکیه داده شده وطرف تیزی آن بپیش روی متوجه میباشد . ۹۲ – بر اسپ، برای رسم تعظیم ، کرچ بقرار بیان سابق بپیش روی میانه بدن برداشته میشود بعده بشرطیکه طرف تیزی آن در پس قبضه راست بوده بطرف اسپ متوجه باشد به پس پشت ران و بطرف پایان ، عموداً گرفته میشود . ۹۳ – افسران معیت، هیئت ارکان حرب یاوران یعنی اصناف افسران ، کرچ نمی کشند . به حکم سلام کی ! و در پرتیها بدست ، سلام کرده ایفای رسم تعظیم میکنند . ۹۴ – افسران خورد یعنی عهده دار : مثل حواله دارنا و نانکها در پرتیها که تفنک نداشته باشند و برچه به کمر شان باشد برچه را نمی کشند و غلاف برچه را معه برچه بدست چپ میگیرند . و برسم تعظیم بدست سلام نمی کنند . صرف سر وچشم خود را ا[؟]
۶۴ ذاتی که برای وی رسم تعظیم اجرا کرده میشود میگرداند و بمانطرف تا وقت گذشتن می بیند. ۹۵ - رسم تعظیم بدون اسلحه ، برای سپاهی بقرار ذیل تعلیم داده شود . و نفر تقیمیکه در تعلیمنا مه تحریر است معمول بدارد . سلام - کی ! برای روبرو سلام کردن حکم مذکور داده میشود . نفر بجا لاکی به همراه دست راست این قسم سلام میکند که انگشتهای دست راست بهم پیوسته و انگشت شهادت از ابروی راست قریباً یک انج بالا شده آرنج قریبا برابر شانه بر داشته شود . سر، در وقت بالا شدن دست ، حرکت نکند . لاس - خلاص ! که گفته شد دست خود را بجا لاکی به پهلوی خود بوضع قدیم بیاورد ! ۱- وقتیکه سپاهی از روبروی افسر میگذرد و سه قدم نا رسیده برفتار، سلام بدست راست گرفته سر و چشم خود را بطرف ذاتیکه میگذرند
۶۵ کاملا میگرداند چون سه قدم گذشت دست خود را به پهلوی خود آورده میرود. ۲ - اگر یک قطعه عسکریه بر قطار باشد و ذات اعلیحضرت شهنشاهی و یا شهزاده های عالی و یا علم مبارک از پهلوی آن بگذرد هرگاه باجه باشد حکم : موزون - قدم باشی (گین) خواه کور ! را داده سلامی اجرا نماید . و اگر باجه نباشد صرف حکم موزون قدم شی (کین) خواکور را بدهد . و اگر ذاتهای موصوفه نشسته باشند مثل گذشته . و اگر قطعه استاده باشد و ذاتهای موصوف، مرور نمایند اگر باجه باشد بهمراه باجه و اگر باجه نباشد بدون باجه سلامی اجرا نمایند . و همه نفری روی خود را بطرف ذاتیکه می آید با حکم و بدون حکم میگردانند و اگر تنها تنها نفرها روان باشند برای ذاتهای موصوف، هرگاه تفنگ داشته باشند بوضعیت تیار - سی ! و اگر تفنگ نداشته باشند بدست
۶۶ راست سلام کرده استاده میشوند تا که ذاتهای موصوف سه قدم بگذرند بعد از ان بر فتار خود دوام کنند. بدون ذاتهای موصوف بدیگری استاده شدن در رفتار، ممنوع است. برای افسره تنها بر فتار، سلامی اجرا نمایند. ۳ - اگر سپاهی نشسته باشد و افسر بگذرد سپاهی استاده شده بوضع اساس آمده سلام بدست راست بگیرد. همیشه سپاهی هر افسر را در هر جا که بیند عزت و احترام او را بسیار زیاده بکند. برای ذوات محترم مستحق احترام نیز بقرار فوق رسم تعظیم اجرا کرده میشود. ۴ - اگر افسر، کدام سپاهی را برای کدام کار، آواز داده میخواهد و یا بذریعۀ اشارت طلب کند. سپاهی بسیار به چالاکی تعمیل حکم افسر را کرده چون سه قدم به نزدیک افسر رسید میتلیکه بیان شده سلام میکند. و بعد از ان که رخصت میشود، نیز سلام کرده رخصت شود.
۶۷ توقف دست در وقت سلامی به پیشانی بقدر واندازهٔ یک قدم و رو میباشد. باب سوم تعلیم دلکی بد و صف ۹۶- بعد از تربیه منفرده ، برای آمادگی بدلکی باید جمیع کار که قبل از ان شده یعنی باب اول و دوم کامل برای سپاهی تعلیم داده شو د بعد از ان، دلکی را که تقریباً ۱/۴ حصهٔ تولی است بدو صف ترتیب بدهند . هر آن دو نفریکه یکی پس دیگر استاده میشوند آنرا (اغبرک) میگویند. و هر آن دو نفر که بطرف راست اول وبطرف چپ آخر باشد آنها را ( اغبرک ) جناح راست یعنی
۶۸ (شی وزرا غبرک) و اغبرک جناح چپ ، یعنی (کپین وزر اغبرک) میگویند. چون دلکی ترتیب داده میشود اول شی وزر اغبرک و بعد از ان به پهلوی چپ اغبرک اول سپاهی استاده شده که تا ختم شود. آخر ئی اغبرک را کپین وزراغبرک میگویند. واکر به آخر ، دو نفر نماند یکنفر ماند آنرا خالی اغبرک میگویند و همان نفر طاق بصف اول بآخر دلکی به کپین وزرا ستاده میشود . سپاهیان انقدر جای در صفهای خود میگیرند که آرنجهای شان ، خفیف به آرنجهای رفیق شان تماس کند . وفاصله در مابین صف از کری نفر صف اول ، تاکرئی نفر صف دوم تخمینا ۳۰ انچ میباشد. و هر نفر صف دوم عین عقب نفر مقابل خود باشند . حذا یعنی صف برابر کردن ۹۷ - حذا ، از شی وزر گرفته میشود . به حکم حذا - شی ! نفر شی وزراغبرک ، اندازۀ خود را
۶۹ را درست نموده حرکت نمیکند . و باقی انفرکها طرف راست دیده خود تا را برابر میکند. و قدمهای کوتاه چالاک پیش و یا پس گرفته تا که خود را برابر کنند . اگر بچشم راست تنها نفر پهلوی خود را و بچشم چپ کل خط را بدرستی دیده بتواند دلیل است که حذا درست است . و بطرف چپ اگر حذا بخواهد که بگیرد بچشم چپ ، نفر پهلو و بچشم راست کل خط را دیده توانست حذا درست است . تا وقتیکه بقرار فوق دیده نشود خود را پس و پیش نموده برابر کند . ۹۸ – رفتار (دلکی) به ترتیب صف حرب یعنی (لینگ) بقدم ژر زاو ! همیشه وقتیکه برای دلکی حکم : ژر – زاو ! داده شود . برای مذاکر فتن یعنی لین برابر کردن از هر سمت که خواهش باشد اسم همان سمت گفته شود . و بعد ازان حکم حرکت داده شود زیرا که هر نفر، خود را همان سمت که حکم داده شد: حذا بگیرد . اگرچه
۷۰ در وقت رفتار ، سپاهی روبرو دیده برود. مگر بعضی اوقات هذای خود را به سمتیکه حکم داده شده گاه گاه ملاحظه نموده اگر فرق داشت برابر میکند. مثال (دلکی) هذا الشی (لگین ، لمتر) ژر - زا و ! نفر صف اول شصی و زر ، رو برو نشان گرفته خیال راست رفتن و ذمه دار راست رفتن را داشته باشد. اگر هذا از شی حکم بود و اگر هذا از لگین حکم شده باشد. نفر صف اول لگین و زر ذمه بردار هذا خواهد بود و اگر حکم از (منتر) شده باشد سپاهی میان دلکی ذمه بردار هذا خواهد بود. وباقی نفری بسمت حکم شد گی گاه گاه هذای خودها را اگر برابر نباشد برابر میکند. اگر پیش شده باشند به سست نمودن قدم و اگر پس مانده باشند به تیز نمودن قدم هذا را برابر کنند. و اگر برای (دلکی) در عین رفتار حکم کی شئی - گرز! داده شود صف اول یعنی و ژرا د صف
۷۱ کار صف دوم یعنی وروست صف را میکند . و و روست صف کار و ژاند صف را میکند. کار دکوثر برای رفتار کوثر . حکم : ششی (کین ) نیم کرز! داده میشود . باز به جبهه اصلی اگر ششی نیم کرز حکم شده بود کین نیم کرز و اگر کین حکم شده بود ششی نیم کرز داده میشود. کار دبدل ۹۹ - در وقتیکه دلگی بقسم لیک روان باشد و سمت رفتار تبدیل داده شود یعنی اگر دلگی طرف شمال روان است و خواهش شود که رفتار دلگی بهمان ترتیب بسمت مشرق روان شو ددران صورت حکم داده میشود : بدل پر ششی - دلگی ششی عُرخ ! بمه دلگی بطرف راست چرخ میکند و باستقامت جدید رفتار مینماید.
۷۲ غبرک قطار ۱۰۰ - اگر دلکی را از ترتیب (لیک) به طرف راست یا چپ هر نفر را جدا جدا بخواهند که بگردد یعنی ششی (گین) گیرز شود و بعد از ان روان شود . در ان صورت حکم داده میشود دلکی گین - گیرز ! ٹر ر - گزاو ! حال ترتیب دلکی را اغبرک قطار میگویند. از اغبرک قطار به پوستوی قطار هم میشود . نفر صف در وست به پس نفر مقابل صف و ڈراند خود میروند . و ترتیب دلکی بقسم پوستوی قطار میشود . و از این ترتیب واپس به ترتیب غبرک ، بحکم اغبرک قطار می آید . ۱۰۱ - از ترتیب اغبرک قطار ، دلکی به هر سمت که خواهش باشد صف حرب یعنی به ترتیب (لیک) آراسته میشود . فرض کنید که دلکی به ترتیب اغبرک قطار ، بسمت شمال روانست . اگر بهمان سمت که روانست یعنی بسمت شمال
۷۳ دلکی (لیک) شود حکم ، پرشی (کین) اُران جوڑ لیک ! داده میشود . نفر اغبرک اول ، بقسمیکه به لیک جای داشتند استاده شده پیشه پر زامی میکند . و باقی نفری به نوبت خود جای میگیرند نفری صف اول ، بصف اول ، و نفری صف دوم بصف دوم تا آخر و بعد از ان ، به حکم دریشر ، بدون حرکت استاده میشوند . اگر پر (شی) حکم داده شود نفر ششی و زر اغبرک ، جابجا بوده و باقی نفری به پهلوی راست او استاده میشوند . و اگر پر (کین) گفته شد نفرشی و زر اغبرک ، استاده شده و باقی نفری به پهلوی چپ ان استاده میشوند . ملاحظه کنید نقشه ( ) تعلیم ٹپرک در بیان ترتیب ٹپرک ١٠٢ - خواه در حضر و یا در سفر ، پرک همیشه به ۳ دلکی تقسیم میشود . و به هر دلکی دو غلور شامل
۷۴ است و بهر ضلور ۲ اخبرک میباشد . و هر اخبرک از ۲ پوستوی مرکب است . پوستوی یک نفر را میگویند. پرک ۱/۴ حصه یعنی یک ربع تولی میباشند. مُراد از تعلیم پرک ۱۰۳ - مدعا از تعلیم پرک . این است که برای همه افراد جدا جدا تعلیم درست داده شود . که اگر انها یکجا شوند و یا بداخل تولی شده کار کند از انها غلطی سر زده نشود . و برای تعمیل حکم افسر درست و آماده باشند . پرک مشر ۴ همیشه‌احضار حکم خود را به بالای پرکهای خود نموده بتواند . و نفر اجرای حکم را بسیار بچالاکی و بدون تشویش نمایند. تا وقتیکه پرک بدرستی همه تعلیمهای فوق را نیاموزد لایق شامل شدن تولی را . آن پرک ندارد. اول سپاهی ، از تعلیم منفرد و بعد از ان بیک صف و بعد از ان بجماعتهای خورد بدو صف
۷۵ و بعد از ان به پٹک تعلیم داده شود . ترتیب و تقسیم پٹک ۱۰۴ - ترتیب پٹک بسه نوع بقرار ذیل است: ا - صف حرب ، یعنی لیک ..... ملاحظه کنید نقشه ( ۱ ) ب - دلگی قطار ........ ( ۲ ) ج - اغبرک قطار ....... ( ۳ ) ۱۰۵ - در وقتیکه پٹک تنها کار تعلیم را نماید پٹک مشر این قسم جای استاد ه شود که همه حصۀ پٹک را بدرستی ملاحظه نموده نگرانی کرده بتواند، و اگر پٹک همراه تولی شامل شده کار کند در ان صورت پٹک مشر بقرار نقشه ( ) استاده شود . ۱۰۶ - شلیکه به تعلیم دلگی بیان شده همان تعلیمها را تکرار به تعلیم پٹک هم نموده شود :
۷۶ تولی قواعد عمومیه باب چهارم ۱۰۷- بعد از تربیه مفرده برای آمادگی تعلیم تولی، هر حرکت ابتدا در داخل صف غیرک و دلگی، پترک و بلوک اجرا نموده تعلیمها کرده میشود. قواعدیکه درباره تعلیم تولی در تعلیمنا مه مندر جست آنها درباره تعلیم صف، پترک و بلوک نیز جاریست. ۱۰۸- خواه صف اول، و خواه صف دوم پیش باشد و تیر خواه شی وزر و یا کین وزر ببر باشد و خواه بوسط، حرکات توسیع جبهه و یا بعکس جبهه چرخ نموده به صف لیک، درآمده جای پترگها تبدیل و تغییر یافته باشد. در همه این صورتها شاید که تولی کل حرکات مندرجه تعلیمنا مه را بکمال مهارت و انتظام تام اجرا کرده بتواند.
۷۷ ترتیب تقسیم تولی ۱۰۹ - تولی بر دو صف ترتیب کرده میشود. هر آن دو نفر که یکی پس دیگر استاده باشند غبرک نامیده میشوند. هر آن دو نفر که دراز تر باشند غبرک شمی وزر و بعد از ایشان دیگر غبرکها نظر بقامت شان دوم، سوم و الخ تا به کین وزر کل غبرکها را درجه بدرجه تشکیل میدهند. از همین اصول جزئی انحراف نمودن جائز است. عدد نفرات، اگر طاق بود همان نفر دائما در کین وزر به صف اول تنها بوده عقبش خالی میباشد. این غبرک را (خالی غبرک) گویند. مسافه که از پشت صف اول تا سینه صف دوم معتبر است ۸۰ سانتیم یعنی ۳۲ انج بوده صفها با هم موازی میباشند. افرادیکه در یک صف پهلو به پهلو خواه با تفنک بوضع شپوپک و یا بدون تفنک استاده باشند آرنجهای شان تماس خفیف باید بود.
۷۸ ۱۱۰ - نظام لیک تولی (در شکل) نمود شده است. تولی از شی وزر آغاز نموده به دلگیها ئیکه هر یکی چهار غبرک داشته باشد تقسیم کرده میشود. برای اینکه عدد کل دلگیها بر ۴ قابل تقسیم شود در حین ایجاب نفر از تخمینان مسافه به صف کوچک افسران داخل کرده میتوان شد. از دلگیها ئیکه بدین صورت تقسیم یافته اند ۴ پرک تشکیل کرده میشود. اگر عدد دلگیها بر دو قابل تقسیم نباشد یکی از پرکها بقدر یک دلگی یا قوی تر و یا ضعیف تر از سه دیگر میباشد. عدد دلگیها اگر طاق باشد افزونی به نصف یمین عائد میباشد. در وقت حضر، برای اینکه تعلیم با نصفها ممکن شود در بعض دلگی اکثر غبرکها را بحال (خالی غبرک) افراغ کرده مقدار غبرکهای لازم تحصیل کرده میتوان شد. ۱۱۱ - بلوکها از شی وزر شروع کرده در داخل تولی پرکها در داخل بلوک دلگیها و در داخل پرک
۷۹ و غیرکها در داخل دلکی نمبر میگیرند و جای شان اگرچه تغییر یابد نیز نمبرهای خود را محافظه میکنند. ۱۱۲ - افسر تولی موجود افسران را بر وجه ذیل تعیین و تقسیم مینماید. ۳ افسر را افسر بلوک تعیین میکند. ایشان در بلوکهای خود در صف اول به پهلوی نفر شی دود و شوم افسر اگر باشد به یمین و زر تولی می ایستند. و اگر دیگر زیاده افسران موجود باشند نیز بقرار رتبه و قدم خود به بلوکها داده شده در مرکز بلوکها پس پشت کوچک افسران دور بقدر مسافه صف ایستاده میباشند. بالعکس اگر عدد افسران به بلوکها کفایت نکند از کوچک افسران قدم دار یعنی قدیمی بقدر لزوم، افسران بلوک، انتخاب تعیین کرده میشود. افسر تولی در هر جائیکه لزوم مبیند در آنجا باید باشد. ۱۱۳ - بهر بلوک، یک پرکمشتر (حواله دار، نائک) داده میشود. ده هر بلوک پرکمشر های ششی و زر و یمین وزر در عین زمان، در بلوک مذکور، وظیفه کوچک
[BLANK PAGE]
علم مبارک ۱۷ کوتوال دوام ۱۸ دلگی مشر خورده عقاب ۱۹ دلگی مشر در میانه ۲۰ دلگی مشر بیرق کنتک ۲۱ تخمین مسافه ۲۲ صف اول سپه سالار ۲۳ دوم نائب سالار ۲۴ طرمچی جرنیل ۲۵ طنبورچی ۲۶ پٹیٹ صحیه برگد ۲۷ بلوک استحکام قائم مقام ۲۸ معلم موسیقه ۲۹ موسیقه کرنیل نائب کرنیل کمیدان نائب کمیدان سارجن کوتناب سلمشر بوگلشر عکس قطعه بلوک تولی
[BLANK PAGE]
شکل ۳ نظام (طول قطار) کرت کرت مساپۀ اصلی در خلاص قطار بقرار ذیل مستعمل است اما در احوال استثنائیه تنقیص کرده میشود. مسافه بین دو صف (۳۲) اینچ " " " (۱۶) گام [فاصله بین دو بلوک در نظام طول قطار (۲) گام] " " بلوک (۸) " " " تولی (۲) " شکل ۴ نظام (بلوک – قطار) کرت کرت
[BLANK PAGE]
(شکل ٥) نظام دلکی قطار بقرار صفحه (۸٠) فقره (۱۱۳) (شکل ۳ نظام بلوک قطار) بقرار صفحه (٨٠) فقره (۱۱۳) ۱ ٢ ٣ ٤ ٥ ٦ ٧ ٨
افسرئی وزر را نیز ایفا کنند. پڑکمشرہا درپس پشت غبرک کمین وزر پڑک خود بمسافۂ صف می ایستند. مگر پڑکمشرہای ششی وزر بلوکہا استثناءً پس پشت غبرک ششی وزر بوده هروقتیکہ افسران بلوک مواقع خودہا را ترک کنند جای همین افسرانرا اشتغال میدارند . اگر درکمین وزر تولی افسر نبوده کوچک افسران وزر به پهلوی چپ نفر همان وزر صف اول میباشد . طریمی وطنبورچیان بقرار امر وتنسب افسر تولی، به پڑکہا تقسیم کرده میشوند. و ایشان در کل نظامهای تولی پس پشت پڑکها ئیکہ بآنها منسوب اند در صف کوچک افسران میباشند. [ در تولی قطار و پڑک قطار : بهمین طریمی و طنبورچیان بکمین وزر صف دوم پڑکیکہ در اول به پس پشتش بودند میباشند.] ۱- نظام لیک شکل ۲- نظام ضلو قطار شکل
۸۱ ۳ - نظام بلوک قطار شکل ۴ - نظام پترک قطار شکل ۵ - نظام دلکی قطار شکل از پترک قطار در اخبار دلکی قطار بقرار شکل ۵ نظام دلکی قطار تشکیل کرده میشود . پترکها در داخل نصفها بمسافه صف تقرب میکنند . کوچک افسران صف ، طرمچیان وطنبورچیان و نفرات صحیه یعنی عملهٔ اسپطال بجاهای خالی که بدین صورت پدید آمد رفته عُمَ نقره صفها تشکیل دارند . عمق دلکی قطار را بلاامر تزیید کردن جائز نیست . در حکم پترک قطار همان نظام که در شکل عُمَ نمود شده بود اخذ کرده میشود . ۱۱۳ - در غبرک قطار [یعنی وقتیکه تولی به لیک بوده شی و یا کین میگردد] افسران بلوک ، افسر کین وزر به پهلوی چپ و یا راست آن نفروزر که در نظام لیک به پهلوی وی ایستاده باشند میروند .
۸۲ حذا ، فاصله، استقامت غیرک ۱۱۵ - هر گاه نفر بر خط جبهه در وضع بیقصور باشد بطرف راست (چپ) به بینند اگر بچشم راست یا چپ ، تنها نفر پهلوی راست (چپ) خود را و بدیگر چشم کل خط جبهه را دید این حال دلیل است که حذا درست است . ۱۱۶ - اگر یک امر دیگر داده نشده باشد حذا، و فاصله خواه در اثنای رفتار و خواه در استادی از طرف راست گرفته میشود اما استثناء در احوال ذیل ، حذا و فاصله چنین است : ا- وقتیکه تولی به لیک بوده باستقامتیکه بخط اساس عمود باشد اجرای حرکات نماید از افسر بلوک دوم که بوسط تولی میرود ! ب ـ در حرکات ثلثه رقطار از شمی وزر دلگی نخستین پترک دوم ! ج ـ در رفتار های کج از وزر یکه باستقامت رفتار است .
۸۳ و ـ در چرخها حذا از وزر خارجی و فاصله از وزر داخلی اخذ کرده میشود . (۱۵۸) ۱۱۷ ـ در قطور قطاریکه فاصله نمایش بدرجه ترتیب اصلی است استقامت رفتار راشی وزر پٹک دوم محافظه میدارد. در داخل ثلور قطار این مطلوبست که تنها دلکیهای نخستین پٹکها بیک حذا بود باشند. وقتیکه فاصله یا تغییر یافت بقرار فقره (۱۴۵) بی انکه بیک حکم احتیاج شود هر پٹک افسر خود را تعقیب میدارد. ۱۱۸ ـ در نظامهای قطار افسرانیکه در وزر حذا میباشند استقامت غبرک را از همدیگر و نیز مسافه را محافظه میکنند. مگر حال اراضی از همین قاعده انحراف را تجویز کرده میتواند. ۱۱۹ ـ در هنگام استادن بمجردیکه حکم: آرام ـ سی! داده میشود نفر فاصله، و حذا و استقامت غبرک را تصحیح باید کرد. ۱۲۰ ـ در هنگام استادن، اگر خواسته
۸۴ شود که حکم داده هذا تصحیح کرده شود حکم: حذا ـ نسی! و یا پرکعین حذا ـ نسی ! داده میشود. درین حکم صف اول حذای خود را میگیرد. صف دوم و کوچک افسران و طرمچی و طنبورچیان اولاً استقامت نمبر یک و مسافه ما را گرفته بعد از ان از جانب، حذایای خود را تیر میکیرند. در حکم کور ـ وژاند ! همه سراً بجانب پیش میکردند. ۱۲۱ ـ در نظامهای معاینه، در وضع آرام سی! حذا از کوچک افسران حذا تیر اخذ کرده میتوان شد پس درینباب حکم وحذا کوچک افسران xxx کام وژاند ـ تراو ! داده میشود. اگر تولی بنظام لیک باشد درین حکم کوچک افسران شی وزر پترکها و کوچک افسر کین وزر تولی واگر تولی مذکور به نظام پترک قطار باشد کوچک افسران هر دو وزر پترک سر هر چند کام که امر شده است آنقدر کام پیش روی نفری وزر بر آمده بطرف راست یا چپ کشته تماماً با استقامت یکدیگر می آیند. در
۸۵ تولی اگر بیرق باشد در هر دو نظام بعوض کوچک افسر، افسر و زر راست بیرقدار می براید. در حکم خذائی! (پرکین خذائی !) تولی بر قطار عادی بخط کوچک افسران خذا تقرب کرده به خذا می آید. برای اینکه نفرات، خط خذا را سریعاً دیده فرق کنند یکبار نظر کردن شان بدیگر وزر نیز جائز است صورت حرکات صف دوم و در نظام پٹک قطار حرکات پٹکهای پسینه و کوچک افسران صف وغیره در فقره های (۱۱۹ : ۱۲۰) بیان کرده شده است. در حکم: کور - و ژاند! کوچک افسران خذا بجایهای خود میروند. و نفرات هم سر های خود را بجانب پیش میگرداند. افسران پٹک برای گذشتن کوچک افسران خذا از میان پٹکها ریکندرمیدهند. ۱۲۲ - در حال آرام سی تولی نظر به هر کدام غبرک و یا دلکی و یا نظر بدیگر قطعه که به پهلو باشد و خواه در جبهه قدیم و یا جدید بسرعت و مهارت
۸۶ بجذ آمدن مقتدر باید بود . گردشها و حرکات تفنگ ۱۲۳ - گردشها و حرکتهای تفنگ در عین زمان و به برابری و حرکات برچه سوار کردن و کشیدن از طرف هر نفر ممکن مرتبه سریع اجرا کرده میشود . ۱۲۴ - اگر گردشها تنها به نیت و مقصد تعلیم اجرا کرده خواهد شد . پیشتر از حکم اخبار کارد گزر داده میشود . اگر همین اخبار داده نشود در حالیکه برای گردش داده میشود افسران بلوک و افسر و فرقه چپ تولی محلهائیکه در فقره (۱۱۴) بیان شده است میگیرند . در گردش ، پس پشت همین افسران و خالی غبرگها بصف اول میروند . و در هر دو حال تا انکه اصل جبهه تکرار گرفته شود ایشان
۸۷ همین محلها را نگاه میدارند. در حکم جبهه - بدل! چونکه جبهه بجهت مقابل نقل کرده خواهد شد افسران بلوک و کوچک افسران صف و طوپچی و طنبورچیان از راه کوتاه تر به عادی قدم بجاهای جدید خود تا به پس پشت میروند . ۱۲۵ - خواه بیرق و خواه افسران ، خاص به حکم : وقت! سلام - کی ! ایفای رسم تعظیم میکنند . کوچک افسران ، حرکات تفنگ را با هم اجرا میدارند . پر کردن و اور کردن ۱۲۶ - هر نفر، تفنگ خود را ممکن مرتبه سریع پر میکند . ۱۲۷ - جبهه تولی که در مجتمع نظام ، اور خواهد کرد جبهه مذکور باستقامت اور تقریباً عمود بودنش لازم است پس برای این ، در حین لزوم ابتداً
۸۸ تولی باید که چرخ کند. ۱۲۸ - دو نوع او در استعمال کرده میشود. یکی یکدم و دیگر؛ په خیل سر او راست. یکدم اور را یا کل تولی دفعتاً و یا بلوک بلوک اجرا میکند. ۱۲۹ - در اثنای حقیقی اور، افسر تولی از هر جای که تاثیر او در را خوبتر ترصد کردنش ممکن باشد بدانجا میرود. افسران بلوک چند گام به پس پشت بلوکهای خود رفته جایهای سابق شان خالی میماند. کوچک افسران صف و یا طرمچیان و طنبورچیان اگر پیش روی خط او در بوده باشند در حکم او در دپاره! دویده از وزرنای بلوکها گذشته پس پشت صف دوم میروند. اگر تفنگ از وضع او ژه پک بوضع تیار اوس آورده شود خواه افسران و خواه کوچک افسران صف و کوچک افسران وزر در حکم اور د پاره! پشو پک میکنند.
۸۹ ۱۳۰ - کل نفری تولی هر زمان به عین درجه آور تفنگ آور نمیتواند شد، چونکه بعضی نفری در جاغور تفنگ قنداق شان کارطوس موجود میباشد اما بعضی دیگر شان بدست هنوز نو از کارطوسدان بگرفتن کارطوس مجبور امدا بناءً علیه یکدم اورا در حالیکه یکدیگر را بسرعت تعقیب بست میکنند ممکن است که در هر فیر کل نفرات آور کر بیفیل نتوانند . دو نفر ۱۳۱ - حکم اوربند ! از طرف خود ر افسران بلوک و پره گمشران و نائکها تکرار کرده میشود تفنگها و اگر این نیز کفایت نکند باید که از طرف کل نفری میکنن نیز تکرار کرده شود. خصوصات سائره از قرار آبها ( ۱۷۳ : ۱۷۴ ) اجرا کرده میشود . بست تفنگها کوٹ کپ با هم بعده ۱۳۲ - در اخبار : کوٹ ! خبرگماشت خود کین کرز و غبرگهای کین، شی کرز میکنند. هر گز راس
۹۰ تفنگ خود را بشرطیکه میلش بطرف راست و کف قنداغ به پهلوی راست آید از زیر بست فوقانی، بدست گرفته دست مذکور را به پیش روی دراز میدارد. و با انگشت ابهام دست مذکور، حلقه بست مذکور را استاده میکند. در حکم: یک! پشپیل غبرک اول و پشپیل غبرک دوم (اگر همین دو نفر قطر اساس نامیده شود مناسب است) تفنگها خود را چنگک میکنند و بصورتیکه چنگکها سست نباشد تفنگها را بطرف راست تاب داده مبادله تفنگ میکنند. یعنی یکی دهن تفنگ دیگر بر ا بشرطیکه انگشت ابهام، به بالا و چهار انگشت دیگر بپایان آید و حلقهء بست تفنگ سست نشود میگیرد. درین هنگام تفنگها، سه چهار انگشت پایان تر از بست های فوقانی با هم در تماس بوده میل تفنگها بطرف زمین، متوجه میباشند. بعده پشپیل غبرک اول و پشپیل غبرک دوم، تفنگهای خود را بچنگک تفنگ پشپیل خود چنگک کرده بطرف راست تاب داده بر سیخ تفنگ مذکور تکیه میدهد. به آماده تفنگ رشان راند عقب سر در ه کل شود راست در فقرا شی هر کس
۹۱ (+) ثانیاً پشقیل غبرک دوم تیر تفنگ خود را به چنگک تفنگ پشقیل خود بعین طرز چنگک کرده تکیه میدهد درین اثنا یک شکل اهرام منتظم پیدا میشود . افراد صف اول نیم گام به پیش روی کوٹ و افراد صف دوم ، نیم گام به پس پشت آن میروند .. هر کوچک افسر، تفنگ خود را بکوٹ نزدیکتر تکیه میدهند . بعد ازان که افراد، تفنگها را کوٹ کنند خود به خود آرام می میکنند . به تفنگ جاغور دار جرمنی کوتا هرگاه برچه سوار باشد (+) ۱۳۳ - در حکم : ٹول - ٹول ! افراد صف اول به پیش روی کوٹ و افراد صف دوم به پس پشت آن بی صدا آمده بحال آرامی می ایستند . در اخبار: نس ! غبرکهای شسی ، کین کرز و غبرکهای کین ، شسی کرز میکنند . در حکم : پک ! افراد ، تفنگهای خود را بدست راست میگیرند بعده در هر کوٹ ، همان افرادیکه پستر، کوٹ کرده بودند پیشتر، تفنگهای خود را متعاقباً تاب داده (+) اول با اول توقطر ساس تفنگهای خود را بهم چنگک کرده بعد از ان نفر یمین صف اول همراه پشقیل خود و پشقیل نفر صف اول همراه پشقیل خود ، تفنگهای خود را در چنگک می اندازند . بشرطیکه : مسافه مابین قنداغ تفنگهای هر دو نفر پشقیل هر دو نفر پشقیل تقریباً بقدری یک نیم فوٹ و مسافه مابین تفنگهای هر نفر همراه پشقیل شان بقدری سه فوٹ بوده باشد و الخ شود کوٹ میکنند .
۹۲ میگیرند. بعد از ان نفری قطر اساس نیز تفنگهای خود را تاب داده اخذ میدارند و ژاند کر ز کرده بحال آرام می می ایستند . ۱۳۴ - برای تفنگ مارتین ، در اخبار کوٹ ! غبرکهای شی وکین ، کین وشی کرزی کنند و تفنگها را زیر بست فوقانی میگیرند . بقرار فقره (۱۳۲) در حکم اجرای پک ! اولا نفراتیکه در علین صف بوده رو برو میباشند تفنگهای خود را بواسطه سیخ آنها بسته میکنند . بعد از ان هر دو غبرک بشرطیکه کوٹ تشکیل نمایند دهن تفنگها را بواسطه سیخ یک جا میکنند . بعد از ان افراد بقرار فقره (۱۳۲) در پس و پیش کوٹهامی ایستند . ۱۳۵ - در حکم : تول - تول ! بقرار فقره (۱۳۳) عمل میکنند . در اخبار : نس ! غبرکها بقرار فقره (۱۳۳) کین وشی کر ز میکند . و در حکم: پک ! افراد ، تفنگهای خود را بدست راست گرفته بشرطیکه بشدت کش نکنند او لا بالا بر میدارند
۹۳ بعده از هم جدا کرده میگیرند . و وُتر اندکرز کرده بحال آرام سی می ایستند . رفتار ۱۳۶ - برای پیش بردن حکم تولی ژره - زاو ! و برای استاده کردن تولی - درژره! داده میشود . هر نفر منظماً پیش میرود . افسر حذا از محافظه استقامت رفتار مسئول است . علی العموم بواسطۀ افسر یکه باستقامت رفتار مأمور است بیک اندازه گام زدن و بفاصله ها دقت کردن و محافظۀ حذا کرده میشود . با وجود آن گاه گاه دیدن نفر بطرف حذا نیز جایز است . بدفعیکه از طرف حذا می آید متابعت و با آنکه از عکس طرف می آید مقاومت کرده باید شد . ۱۳۷ - تولی ، رفتن را نظر به نقطه های استقامت رفتار و نیز بی غلطی تعقیب نمودن افسر خود را آموخته
۹۴ باید بود . ۱۳۸ - تولی ، آن خرد حرکات چرخ را که مثلا از جزئی تبدیل استقامت رفتار حاصل میشوند. باید که بی حکم اجرا کرده بتواند . و قتیکه زیاده تبدیل استقامت رفتار مطلوب باشد ابتدا باید که چرخ اجرا کرده بعده استقامت جدید داده شو د فقره (۱۵۸) ۱۳۹ - در اثنای رفتار و یا بعد از استان اگر حکم : رنگون - کیژد ! و یا رنگم - پروت ! داده شود از قرار فقره (۶۳) حرکت کرده میشود. برای پروت ، در نظام لیک و بلوک قطار ، کوچک افسران صف بقدر یک گام پس میشوند . و وقتیکه میخیزند بقدر دو گام پیش تقرب میکند . اگر تولی یا تولی قطار ، به قسم یزک قطار ، و یا دلگی قطار باشد در اثنای پروت ، غپزکها ابتدا از وسط بهر دو جانب تقریبا نیم نیم گام از هم جدا میشوند . افراد صف دوم بطرف چپ افراد صف اول بهمین فاصله تا در از میشوند . بعد از برخاستن هر کس موقع اصلی خود را میگیرد.
۹۵ ۱۴۰ - بدون تولی قطار در هر نظام قطار، در اثنای رفتار اگر کین‌مت‌کر ز شد و اگر حذا گرفتن از افسران بلوک مطلوب باشد حکم حذا لکين! داده میشود. برای تبدیل جبهه بفقره (۱۲۴) مرحجت . ۱۴۱ - برای کوثر رفتار حکم شی نیم (لکين نيم) - زاو! داده میشود. در کوثر رفتار استقامت رفتار با خط جبهه، زاویه ۴۵ درجه تشکیل میکند. در رفتار شی نیم هر نفر شانه راست خود را پس پشت شانه چپ نفر راست خود بیک استقامت و در رفتار کین کوثر بالعکس بدارد. خاص بهمین صورت وضعیت افراد با همدیگر و با این، جبهه محافظه کرده میشود. برای باز گرفتن استقامت رفتار قدیم حکم : کين نيم (شی نيم) - زاو! داده میشود. رفتار کوثر خاص برای قطع مسافه‌ها کوتاه استعمال کرده باید شد. ۱۴۲ - در نظام غیرک قطار، در رفتار عادی قدم تزید مسافه تا به ۳۲ انچ اجرا کرده
۹۶ میشود. وقت استادن، بهمین مسافه تا تا که امر داده نشود کم کرده نمیشوند. برای قطع مسافه های کوتاه، و غبرک قطار، بی آنکه مسافه ها تزئید کرده شوند موزون قدم نیز اجرا کرده میتوان شد. تبدیل نظامها و چرخها معلومات عمومیه ۱۴۳ - در تبدیل نظامها افسران، کوچک افسران طرنچیان و طنبورچیان بمجردیکه آزاده باشند بدون انتظار امر مافوق، در نظام جدید بمواقع اصلی خود ها میروند. بفقره های (۲۴ او ۱۶۰) مراجعت کرده شود. در حین لزوم محلهای ایشانرا افسر تولی بامر، تعیین مینماید. ۱۴۴ - در نظام غبرک قطار هنگام رفتن بعادی قدم هر وقتیکه بدیگر نظام انتقال کرده میشود ان فاصله و مسافه که لازم است بدون امر، اخذ کرده میشود.
۹۷ ۱۴۵ – در کل نظامهای قطار، مسافه و فاصلهٔ با مر افسران تولی قابل تبدیل است. اگر بلوکها از همدیگر از جبهه لیک، افزون تر جدا شوند درین هنگام افسر تولی باید که حکم نداده تولی خود را بامر، اداره کند، در تبدیل نظامها علیحده حکم دادن افسران بلوک، لزوم نیست. ۱۴۶ – در هنگامیکه وضعیت محاربه وحال اراضی ایجاب کند افسر تولی بدون آن تبدیل نظامها که در تعلیمنامه مندرج اند علیحده دیگر تبدیل نظامها نیز اجرا کرده میتواند. تصغیر جبهه ۱۴۷ – حرکات تصغیر جبهه خواه در اثنای استادن خواه در اثنای رفتار یا بعادی قدم و یا بدویدن اجرا کرده میشود. در اثنای رفتار، بعد از تصغیر جبهه، بعادی قدم، بر فتار دوام کرده میشود.
[BLANK PAGE]
(شکل - ٦) از نظام لیک در آمدن به (طور قطار) در اثنای رفتار بطرف (شی)؟ طرف (مین) عکس همین حرکت اجرا کرده میشود . بقرار فقره (١٣١-) صفحه (٩٨)
[BLANK PAGE]
(شکل - ۷۰) از نظام طولی قطار درآمدن به (دلگی قطار) در اثنای رفتار بطرف (کین) و از طرف ، (شی) بعکس همین حرکت اجرا کرده میشود . بقرار فقره (۱۴۹) صفحه (۹۸)
[BLANK PAGE]
از نظام طور قطار در آمدن بد یکی قطار پر منزه (حکم اعلان تولی (پر منزه دیکی قطار - زاو !) بقرار صحیفه (۹۸) (فقره - ۱۳۹) (شکل ۸) از نظام طور قطار بنظام یک قطار درآمدن بحرکت چرخ بطرف یمین (حکم (بروی یمین چرخ - زاو -) داده میشود صحیفه (۹۸) شکل ۹ استقامت اصل استقامت جدید
۹۸ ۱۴۸ - از نظام لیک برای درآمدن ثلثور قطار خواه در استادگی و خواه در اثنای رفتار به حکم شیتہ (کینہ) ثلو ر قطار - زاو! و یا زاو ! زاو! داده میشود . درین حکم دلکی وزر راست هر پترک جا بجا میباشد و یا برفتار خود دوام میکند . در هر پترک شیه (کینه ) دلکی قطار تشکیل کرده میشود . بعد از ان پترک راست یا چپ بطرف پترکیکه امر شده بقدر لزوم نزدیک میشوند . تا آنکه ببین پترکها نزدیک شوند پترک اساس گام خود را کوتاه می اندازد. ۱۴۹ - برای در آمدن از نظام ثلور قطار به دلکی قطار حکم : شیتہ (کینہ ، پرمنس) دلکی قطار - زاو! داده میشود . درین حکم پترک اساس برفتار دوام و یا شروع میکند . دیگر پترکها پترک اساس را تعقیب میدارند. هرگاه حرکت پترک دوم اجرا کرده شود اولا پترک و زر راست و بعد از ان پترک شوم و چهارم داخل قطار پترک دوم را
۹۹ تعقیب میکند ۱۵۰ - از بلوک قطار برای درآمدن به دکلی قطار حکم شمیته (کنیته) د کلی قطار ـ زاو ! ویا زا و ! زا و ! درین حکم د کلیهای وز ریکه در حکم ذکریافت بر قطار خود دو ام و یا شروع میکنند و دیگر دکلیها به پس پشت آنها آمده تعقیب میدارند پرکهای پسینه تا آنکه جای پیدا شود گامهای خود با راکوتاه کوتا می اندازند هرگاه حرکت مذکور از استادگی کرده می شد بعد از حکم اخبار، تنها زا و ! کفایت میکند. یعنی برای زا و ز ا و هیچ لزوم واقع نمیشود. توسیع جبهه ۱۵۱ - حرکات توسیع جبهه بعادی قدم و یا دویده اجرا کرده میشود. اقسامیکه به خذا می آیند بعد از آنکه اندک از خذا بگذرند حذا و فاصله را نظر به قسم اساس اخذ میکنند : اقسام مذکوره در حال
از نظام بلوک قطار پرشی و طی قطار ( صحیفه ۹۹ نمره ١٠٥ ) (شکل ۱۰)
[BLANK PAGE]
از نظام بلوک قطار بپراگندن بلوک قطار (صحیفه ٩٩) (شکل ١١)
[BLANK PAGE]
از نظام لیک در آمدن پرشمی بلوک قطار (صحیفه ۹۹) (شکل ۱۲)
[BLANK PAGE]
از نظام دبلکی قطار در آمدن پریشمی بنظام قلور قطار حکم (شقه ها لکنیته، پرشمی قلور قطار ـــــ زاو!) (شکل ۱۳) برکین بعکس قسمی پریشمی برگ دوم بطرف راست ببرگ اول ببرگ سوم و چهارم بطرف چپ برگ اول بنظام قلور قطار میدرآیند.
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
(شکل - ۱۴) از نظام غلو قطار در آمدن به (لیک) در اثنای قطار بطرف (کمین) از طرف (شی) بعکس همین حرکت اجرا کرده میشود. بقرار صفحه (۱۰۰) فقره (۱۰۳) از نظام بلوک قطار در آمدن بنظام لیک بطرف کمین
۱۰۰ حرکت بعد از اجرای توسیع جبهه به عادی قدم میروند. اگر حرکت از نظام غبرک قطار اجرا کرده میشود حذا از نفری و زر آنطرف که در حکم بیان شده است گرفته میشود. و اگر حرکت مذکور از دیگر نظامهای قطار مطلوب باشد حذا از اقسام سرقطارها گرفته میشود. ۱۵۲- در حکمیکه داده خواهد شد، نظامیکه اخذ کرده میشود و بهر طرفیکه توسیع جبهه نموده میشود آنطرف نیز باید که ذکر کرده شود. ۱۵۳- برای انتقال کردن بنظام لیک (۱) از ثلور قطار حکم شیتة (کیتة) جوڑ لیک - زاو! ویا زاو! زاو! داده میشود. درین حکم هر پڑک بداخل خود بآنطرف که امر کرده شد لیک کرده در عین زمان از پڑک و ز رطرف دیگر یعنی از پڑک اساس بقدر لزوم دور میشوند. (ب) از پڑک قطار در حکم : شیتة (کیتة دواره وزرتة) جوڑ لیک - زاو! ویا زاو! زاو! پڑک پسینہ
۱۰۱ بطرفیکه امر شده است رفته به حذای پترک اساس به لیک در می آیند. اگر حرکت مذکور بهر دو طرف اجرا کرده خواهد شد در حکم اجرا پترک دوم، بطرف راست و پترک پسینه بطرف چپ رفته بلیک داخل میشوند. (ج) از غبرک قطار و دلگی قطعه قاعدهٔ اولاً به پترک قطار و بعده به لیک انتقال کرده میشود. ۱۵۴ - از دلگی قطار برای در آمدن بلیک یا بتولی قطار حکم: شیته (کینته، دوازه وزرته) جوړلیک یا تولی قطار - زاو! ویا زاو! زاو! داده میشود. درین حکم در استادگی دلگی سرجا بجا میماند. دیگر دلگیها از راه کوتاه تر به حذای آن میروند. (اولاً پترک دوم). اگر حرکت مذکور بهر دو طرف اجرا کرده می شد پترک دوم بطرف راست پترک اساس و پترکهای پسینه به چپ پترک اساس میرود. در رفتار تا آنکه پترکهای پسینه به حذای پترک اساس بیایند همین پترک اساس بگامهای کوتاه میرود. پترک
از نظام دلکی قطار بهر دو طرف درآمدن (بلیک) صحیفه (۱۰۱) فقره (۱۰۴) (شکل ۱۰)
[BLANK PAGE]
(شکل - ۱۶) از نظام یک قطار در آمدن به (لیک : به دوازده قدم) در اثنای رفتار بقرار فقرۀ (۱۵۳) صفحه (۱۰۱)
(شکل - ۴۱) [ILL] [ILL] (۱۵۱) [ILL]
[BLANK PAGE]
از نظام دپکی قطار در آمدن بطرف ششی بنظام پُپرک قطا صحیفه (۱۰۲) (شکل ۱۷) از نظام پُپرک قطار بطرف ششی در آمدن بنظام پلوک قطار صحیفه (۱۰۲) (شکل ۱۸)
۱۰۲ میانه مراد از پرک دوم است . ۱۵۵ – از غرک قطار برای در آمدن بدلگی قطار حکم کینته ( شیته ) دلگی قطار – زاو! دیا زاو ! زاو ! داده میشود . صورت اجرا بقرار بیان قسم آخر (فقره ۱۰۱) است . ۱۵۶ – برای توسیع جبهه در استقامتهای مائل و خصوصاً بزواویه کلان ، قاعده اولاً بطرف استقامت مطلوب ، چرخ نموده بعده حرکت اجرا کرده میشود. اما افسر تولی پیشتر از انکه برای در آمدن به لیک، حکم بدهد نقطه استقامت را یا درجه چرخ را اعطا کرده میتوند مثلاً : استقامت ، فلان چیز! و یا شیته کینته نیم (ربع) چرخ ! شیته (کینته دوازده وزرته) جوُرلیک – زاو ! دیا زاو ! زاو ! قطعه سر استقامت ماموره را میگیرد. و قطعات پسینه نیز با توسیع جبهه در عین زمان همچنان استقامت جدید را میگیرند . هرگاه مقصد اور ، توسیع جبهه نمود شود و یا یک جبهه جدید تشکیل کرده شود درین هنگام
۱۰۳ به حکم ، تغییر او ر دپاره ! علاوه کرده حرکت مذکور ، تسریع کرده میتوان شد . مثلا : استقامت فلان جای ! اور دپاره ! شیته ( کینته دو آره ورته جوڑ لیک - زاو ! زاو ! هر نفر ، در حصه محل خود که داخل شد فی الفور بقرار فقره (۶۹) تیار اوس میکند . تشکیل غبرک قطار از لیک ۱۵۷ - در اثنای رفتار ، حکم شیته (کینته) غبرک قطار - زاو ! داده میشود . درین حکم نفر صف اول و در طرفیکه امر شده برفتار خود دوام میدارد ، پسفیل او بطرف راست ( چپ ) دی میگذرد ، باقی غبرکها ( شی و یا کین ) کر اینها را تعقیب میکنند . پترکهای پسینه ، به عین صورت حرکت نموده اما تا اینکه مسافه مطلوبه حاصل
۱۰۴ گردد در ابتدا گام های خود را کوتاه انداخته بقطار ، داخل میشوند . چرخها ۱۵۸ - قطعاتیکه جبهه شان از جبهه پُگ زیاده تر باشد یا بعادی قدم یا دویده اجرا کرده میشود . در حکم شی (کین) چرخ - زاو! و یا زاو ! زاو ! بحرکت چرخ ، شروع کرده میشود . هزا از وزر خارجی و فاصله از وزر داخلی گرفته میشود . نفری صف دوم سر پای خود را وڑاند گرفته باستقامت پیشقیل خود میروند . افسر وزر خارجی (کوچک افسر) اگر مقدار غبرگها زیاده باشده در ابتدا چند گام رو برو میرود بعده گام تمام را محافظه نموده تدریجا بسوی وزر داخلی میگردد . همین راه که قطع خواهد کرد آنرا در پیش نظر خود داشته گاه گاه بجبهه قطعه تیر می بیند . آن نفر که در نقطه محور است به وزر خارجی تابع بوده جای بجای آهسته آهسته
۱۰۵ دور میکند . در همین وزر اگر یک افسر و یا کوچک افسر باشد آن نیز نظر به نفر مذکور حرکت میکند . نفرات هر چند که به نقطهٔ محور قریب تر باشند بدان نسبت پایهای خود را نزده زانوهای خود را زیاده از لزوم بر نداشته گامهای خود را کوتاه می اندازند . باید که فاصله ها غایب نشود، و بآن دفع که از طرف محور می آید متابعت و بآنکه از عکس طرف می آید مقاومت کرده شود . در حکم دریشیر ! هر نفر یک گام دیگر نیز انداخته می ایستد و یا در حکم اخبار وڑاند ، بحرکت چرخ نهایت داده و در استقامت جدید نیم نیم گام زده بر فتار دوام میکند . و حذا در نظامهای لیگ و شلو ر قطار بآن افسر بْرک که در وزر حذا است انتقال میکند . و در سائر نظامها به وزر حذا انتقال میکند . در حکم اجرای زاو ! باز بکام تام بر فتار در آمده میشود . در اثنا ئیکه حرکت چرخ دویده اجرا گردد میشود بلحاظ حذ الزوم نیست .
۱۰۶ ۱۵۹ - در اثنایئکه حرکت چرخ بنظامهای قطار اجرا کرده میشود، اقسام قطار در ان محل که قسم نخستین چرخ میکند متعاقباً چرخ کرده حرکت مذکور را اجرا میدارند (چرخ زاویه). برای اینکه نقطهٔ محور آزاده بماند باید وزرعای داخلی اقسامیکه چرخ میکنند بریک قوس خورد حرکت کنند، درین اثنا مسافه که مابین دو قسم است موقتاً تناقص میکند. ۱۶۰ - بردلگی آشی (کین) چرخ - زاو! در شیر، ویا دُژاند - زاو ! درین حکم بردلگی یک چرخ کامل اجرا میکند (۹۰ درجه) در اثنا چرخ از دلگی قطار آن کوچک افسران صف که در محوراند در حین حکم اخبار، به پس پشت غبرگیکه به پهلویش استاده بودند میروند. و (درکین شاگرز به پیش روی غبرک مذکور میروند). ۱۶۱ - هرگاه گرز کرده یا هر دلگی چرخ نموده از پُشک قطار، قُلو ر قطار ویا از قلو ر قطار، پُشک قطار تشکیل کرده شود افسران و کوچک افسران
۱۰۷ و کوچک افسران وغیره بدون نظار امر و به حکم هر کس محل خود که در نظام جدید میباشد میروند. ۱۶۲ – از لیک برای در آمدن به دلکی قطار به عین جبهه حکم: شيته (کنيته) دلکی قطار – زاو ! داده میشود . درین حکم دلکی وزریکه امر شده به کام کوتاه برفتار شروع ویا دوام میکند و باقیماندۀ دلکی شیته (کنیته) چرخ کرده دلکی اساس را تعقیب میدارند . در ختام حرکت چرخ حکم در یثر ! ویا وڑاند – زاو! داده میشود . هجوم ۱۶۳ – هرگاه تولی مجتمع نظام ، هجوم خواهد کرد بنا بر امر و یا اشارت برچه پک ، طرمچیان و طنبور چیان در پس پشت تولی در وسط بقدر مسافه صف دور از خط پر کمشران و نائکان ،
۱۰۸ یک صف تشکیل میدارند. وطرمچیان بوزن قطار به زدن هوای هجوم شروع میکنند. در حکم: هجومته زنگون - پک! تفنگ را به پهلوی راست آورده بقدم هجوم درآمده میشود. (۸۴) بعد از انکه بدشمن بیک مسافه مناسب تقرب کرده شود حکم: زاو ! زاو ! داده میشود. طنبورچیان هوای هجوم را بسرعت تاخت میزنند. طرمچیان نیز سر از همین زمان متمادیاً اشارت هجوم را میزنند. اندک پیشترک از درآمدن بموضع دشمن حکم تیار - اوس ! داده میشود. و صدای نصرت آدای الله اکبر! الله اکبر! از طرف افسر به آواز بلند ندا کرده میشود. نفرئی صف اول تیار اوس میکنند. کل افسران و کوچک افسران و افراد، صدای الله اکبر الله اکبر را تکرار نموده گلو به گلو بجان خصم میچسپند و تا آنکه حکم تولی - در ئیز! داده شود بدین صورت بحکرت یعنی به ندای الله اکبر! الله اکبر! بصو
۱۰۹ دشمن، بردوام میباشند. در هنگام ایستادن صفهائیکه در پیش باشند در وضعیت تیار اوس می ایستند. اگر دشمن مذکور شکست خورده پس بگریزد ممکن مرتبه سریع اما به حکم، اتش تعقیب آغاز میکند. اگر محل مساعد بود به لیک در آمده میشود. ۳ - تیئت نظام یعنی اخپور قواعد عمومیه باب پنجم ۱۶۴ - خطهای اخپور تشکیل نموده از مجتمع نظام به تیئت نظام در آمده میشود. در تیئت نظام فاصله هائیکه مابین افراد میباشد مختلف شده میتواند. اگر در حکم، مقدار فاصله مذکور نباشد فاصله ها دو دو گام میباشند. اگر کمتر و یا بیشتر
۱۱۰ لازم باشد باید که امر کرده شود . آن خط اخیور که فاصله هایش از دو کام زیاده تر باشد آن خط را (خفیف خط اخیور) و اگر کمتر باشد آنرا (کثیف خط اخیور) میگویند. اداره خط یعنی چلاندن اخیور که از حد گذشته خفیف باشد مشکل است. فاصله کمترین یعنی بی منتر بدینگونه باید باشد که افراد، تفنک خود را آزادانه استعمال کرده بتواند. ۱۶۵- علی العموم، در تشکیل خط اخیور باید که اسم و نومره قطعه که اخیور خواهد شد بیان و در حین لزوم، استقامت رفتار و ارتباط نیز تعیین کرده شود. بهتر و مناسبتر همین است که ارتباط از منتر باشد. قطعه که برای ارتباط، اساس گرفته میشود آنرا (قطعه ارتباط) میگویند. ۱۶۶- در تثبت نظام، نفر به بودنش در یک موقع معین مانند یکه در مجتمع نظام میبود و بگر فتن وجود خود در وضع مخصوص تیر باستعمال
۱۱۱ تفنگش بیک صورت مرتب مانند یکه در حرکات تفنگ میکرد مجبور نیست . اما مقابل این از نفر مذکور همین خصوصیات مهمه طلب کرده میشود که : نفر، در خصوص استعمال تفنگ خود و استفاده از اراضی ، مهارت داشته باشد و بدائرة وظیفه خود استقلال حرکت داشته باشد و با فوقها خود و بدشمن ، دقت فوق العاده کند . بمجردیکه افراد جدیده زیر سلاح آیند میباید که بآنها خصائل عسکریه مانند قوة ممیزه ، اعتماد نفس و شجاعت، ایقاظ کرده شود . و نیز میباید که در اثنای کل خدمت عسکریه بتائید و تقویۀ خصائل مذکوره کوشیده شود . ۱۶۷ - تعلیم و تربیۀ افسران معیت (یعنی افسران و کوچک افسران تولی) بصوت اساسدار حائز اهمیت مخصوصه است . افسران معیت ، در تعلیمهای محاربه ، هر وضعیتیکه در محاربه های حقیقی ، تا ثیرا ور دشمن
۱۱۲ در خط اخپور استلزام میکند بمان وضعیت را گرفته ایفای وظیفه کند . کل حواله داران و نائبان و مستعد نفرات باید که در وظایف پتر کمشری تعلیم و تربیه کرده شوند . ۱۶۸ - در خصوص تعلیم و تربیه ، خط حرکت عبارت ازینکه مقصد، به نمایش فدا کرده نشود یعنی از مصنع حرکات که بنظر ، خوش و در حقیقت بی لزوم اند مجانبت کرده شود . تربیه منفرده در تعلیم اخپور ۱۶۹ - برای اینکه یک قطعه عسکریه در محاربه، خوب کار کند میباید که تربیه منفرده اخپور ، بکمال دقت و اعتنا کرده شود . از سببیکه اهمیت تربیه منفرده هیت نظام از اهمیت تربیه منفرده مجتمع نظام پس نمیماند یعنی تفاوت ندارد و تربیه منفرده تعلیم اخپور باید که در کل مدت خدمت عسکریه بر دوام
۱۱۳ باشد. برای آموختن قواعد ابتدائیه استعمال تفنگ میباید که برای افراد جدیده بعد از ورود شان بچند روز ، تفنگ داده شود . شروع تعلیمهای اراضی بالای افراد جدیده هر چند که ممکن است باید که تشریع کرده شود . و چنین تعلیمها پیهم اجرا نموده شود . ۱۷۰ – فقراتیکه پیشتر از تعلیم اخپور برای نفر ، آموختن شان ضرور است بدینموجب : معلومات بسیطه در باب نظریات انداخت ، شناختن اراضی و استفاده از ان ، هدفها را دیدن و شناختن ، چشم را آموختن ، مسافه ها را تخمین و نشانگاه را تنظیم کردن . ۱۷۱ – طرز و ماهیت محاربه اخپور اولاً بواسطه قطعه های خورد خورد که از معلم افراد تشکیل اند برای افراد جدیده در اراضی ، ارائه و ایف کرده میشود . بعد ازین ، افراد جدیدۀ مذکوره را نیز ، به تعلیمھائیکه حالات بسیطه محاربه را مینماید شریک
۱۱۴ کرده معلومات افراد مذکور تزئید کرده میشود و بر یک دشمن مفروض، حرکت نموده در خصوص تعرض و مدافعه ، صورت حرکت شان ارائه و تعلیم کرده میشود . ۱۷۲ - نفر بعد از آنکه در حرکات (ڈک) و در انواع وضعیتهای نشان اندکی کسب مهارت کند به تعلیم حرکات مذکور در اراضی بمقابل هدفها مجابه یعنی اشکال سعی و تشبث کرده میشود . در هر وضعیت وجود ، باید که تفنگ را چالاک پر کردن و نشانگاه را بسرعت و صحت تنظیم نمودن و وضعیت نشان را سریع و ماهرانه گرفتن و بهر هدف یعنی حتی به هدفها ئیکه اندک زمان در زیر آتش داشتن شان مقتضی باشد نیز زینهار هول و تلاش ناکرده بکمال سکون ، نشان گرفتن و ماشه را کش کردن تعلیم کرده شود . ۱۷۳ - به نفر اخیر ، همین ایضاح کرده باید شد که کدام عوارض و تفصیلات زمین ، تنها
۱۱۵ از نظر دشمن و کدام شان از آتش او مستور میدارد و استعمال سپرهای انچور نیز باید که تعلیم کرده شود. ۱۷۴ – نفری انچور بدینگونه : تربیه کرده شود که دائماً تاثیر آتش، بر مستوریت، مرحج است. ازین سبب، نفر مذکور، در خصوص ستر نمودن وجود خود باید که چنین دقت کند که دشمن زیر نظرش آید. بناءً علیه از سپر، تا بکدام درجه استفاده کرده میتوان شد یا بالکلی از تستر، صرف نظر کردن لازم می آید همین دو خصوص، خاص بواسطه وضعیت نشان و نشان گرفتن معلوم میتوان شد. هرگاه آتش کرده نخواهد شد نفر انچور از سپر بدینگونه استفاده باید کرد که حتی الامکان از نظر و تاثیر آتش دشمن محفوظ باشد . ۱۷۵ – در اراضی غیر مستوره، نفر انچور، خاص بوضع پروت، مدت مدیده بآتش دشمن مقابله کرده میتواند بناءً علیه خاص درین وضعیت، باید که ترصد و تفرقتی هدف تعلیم کرده شود.
۱۱۶ ۱۷۶ - در خصوص تفریق و تمیز هدف میباید که نظر دقت افراد درباره مؤثرات ، مانند تیزی و سبکی رنگ لباس و روشنی و تاریکی پشت هدف و صفائی و تیرگی هوا ، جلب کرده شود . زیرا که از سبب مؤثرات مذکوره ، مرئیت هدف، تخلف میکند . ۱۷۷ - نفری اینچور ، از هر نوع موانع ، باید که ماهرانه گذشته بتوانند . علی الخصوص از خندقهای کبرخیز زدن و به بر دار آنها در آمده و از کنار مقابل ، چنک زده بر آمدن و بر دیواڑ وغیره بالا شدن ، همین خصوصات باید که بنفری اینچور تعلیم کرده شوند . ۱۷۸ - : نفری اینچور باید که مستوراً تقرب را بدشمن نیز تعلیم کرده شود . نفری اینچور باید که از خرد ترین عارضه زمین ، پوره استفاده نموده در اراضی غیر مستور نیز خمیده و یا زحف کرده حتی الامکان مستوراً بکمال مهارت پیشرفت کرده بتواند.
۱۱۷ ۱۷۹ - باید که بنفرئی الخپور، استعمال ادوات استحکامیه نیز تعلیم کرده شود و مطالیکه درینخصوص اند تدریجاً تزئید نموده شود. نفرئی الخپور، باید آموخت که در باب ستر وجود خود یک سپر خُرد انشا کند و چنین سپر را در عین وضع بروت تیر بسازد. ۱۸۰ - صورت حرکت در تاریکی و در اثنای شب، به بعضی ملکات مخصوصه محتاجست که تحصیل آن خاص، بواسطه تعلیم و ادامان ممکن است تعلیم و تربیه خصوص مذکور، باید که از اول دور افراد جدیده شروع کند. درین تعلیمها نیز باید که بیک قاعده تدریج عمل نموده تحصیل وقا بین ترقی کرده شود بدینموجب : تعلیمهای شب اولاً به نیم تاریکی در تعلیم خانه چهاونی و در اراضی معلو و بعده در اراضی غیر معلومه و نهایت، در تاریکی تمام، اجرا کرده باید شد. باید که چشم و گوش بتاثیرات متبدله، نیم و پوره تاریکی که بر احوال
۱۱۸ و اشیا واقع میشود، آموخته کرده شود. در باب تمیز و تقدیر استقامت و دلالت اصوات مختلفه، ملکه و ممارسه اکتساب کرده باید شد. تظاهرات متبدله انسان و اشیا و اشکال اراضی که در تاریکی حادث میشود نشان داده ایضاح کرده باید شد. درین خصوص، تاثیر زمین و مسافه و احوال هوائیه و ضیائیه بنظر دقت آورده باید شد. نظر به بعضی نقاط اراضی که در اثنای روز نشانی و ارائه کرده خواهد شد و نیز نظر به بروج و کواکب، تعیین نمودن جهت و استقامت باید که بصورت مخصوص تعلیم کرده شود. در خصوص حرکات، نفر باید که به بی غفلتی یعنی به هوشداری و بی صدائی آموخته کرده شود. کل اقسام تجهیزات باید که بصورتیکه آواز ندهند تثبیت کرده و یا بدست گرفته شوند. در اراضی ناهموار نیز، نفر باید که بپای خود ندیده برود. در اثنای تاریکی، کیفیت تیر شدن از موانع
۱۱۹ بیک صورت امینانه و بیغلغله و بی صدا، باید که بصورت مخصوصه تعلیم کرده شود. ۱۸۱ - مراد از کافهٔ همین تعلیمها این است که نفر چنین شکاری بگردد که خود بخود فکر کند و موافق حال و مصلحت ، حرکت نماید . باصابت هر مرمی ، عزم قطعی داشتن و در اثنا ئیکه ما فوق نباشد نیز بایفای وظیفه بکمال صدق و اهتمام کوشیدن، شرایط اساسیهٔ تفوق را تشکیل میدارند. ب. غبرک و پترک ۱۸۲ - قوت و طرز ترکیب غبرک و پترک چنانکه در مجتمع نظام بود در تیت نظام نیز همچنانست. غبرکهای زیاده کی، به پترکهای دست راست عائداً بهر پترک یک پترکمشر، افسر است. ۱۸۳ - برای احضار تعلیم و تربیه خط اینچو میباید که اول باول بداخل غبرک و دلگی و پترک ،
۱۲۰ فقرات آینده تعلیم کرده شوند . ا - بصفوف مختلفه ، انچور کردن ، ب - یکجا شدن و جمع شدن ، ج - حرکات خط انچور [ درین اثناء تزیید وتنقیص فاصله ! ] ، د - جهیده و زحف کرده پیشرفت نمودن ، ه - یک موضع معین اشغال کردن ، و - در استادگی در اوضاع مختلفه و در اثنای رفتار ، تفنگ پر کردن ، در متنوع وضعیتهای وجود واز پس پشت سپر، مختلف نشانگاه استعمال نموده متنوع وضعیتهای نشان گرفتن ، ز - انواع آتش ، اوربند کردن، در خط انچور ، اوامر را تکرار نموده بیک دیگر تبلیغ کردن ، ۱۸۴ - حرکات سالفه اول باول در تعلیمخانه شکلاً یعنی بدون اینکه بیک وضعیت محاربه مستند باشند تعلیم کرده شوند . درین باب مهارت
۱۲۱ لازمه که اکتساب کرده شد بتعلیم و تربیه دلگی و پترک بر اراضی شروع کرده باید شد قواعد اساسیه تعلیم و تربیه دلگی و پترک از قواعد تربیه منفرده فرق و تفاوتی ندارد . مگر بر قواعد اساسیه مذکور همین دو خصوص می افزاید . اولاً هر نفر رفیق هم پهلوی خود را بنظر دقت بیاورد . ثانیاً بحکمها و اشارات مافوقان خود دقت نماید ۱۸۵ - نائگها و پترکشرها باید که بکمال دقت تعلیم و تربیه کرده شود. پترکشر، هم معاون افسر بلوک خود و هم برای پترک خود چنین یک افسر مسئول است که بداخل وظیفه مودوعه خود مستقلاً حرکت نموده میتواند . پترکشر، در باب استعمال کردن دوربین، برای یافتن و شناختن هدف و ترصد تاثیر (گله) و نیز در خصوص تخمین مسافه های میانه و کلان بسرعت و صحت و علی الخصوص در حکم دادن (که در نیت نظام، با داره آتش عائدست) باید که معلم یعنی تعلیم یافته باشد ۱۸۶ - پترکشر، باید که افراد و اخپور خود را
۱۲۲ بداخل آن محل که به پرکشر مخصوص است (یعنی منطقهٔ حرکت) حتی الامکان ، مستوراً سوق نماید و بکمال سرعت و مهارت برایشان اخذ موضع کردانیده بتواند . پزکشر، در خصوص تنظیم نشانکا ها به صحت و در باب تقسیم اتش و به اجرای آن بدقت و بسرعت آتش و در خصوص صرفیات جبا خانه و در خصوص نشر و توزیع اوامر و تبلیغات شفاهی متمادیاً دقت و نظارت باید نمود . ۱۸۷ - از سببیکه جبهه یک تولی در خط اخپور، زیاده میباشد در هر جای خط مذکور، بیکدرجه تستر و حرکت ممکن نمیباشد قوة مخربهٔ اتش دشمن ، علی الاکثر منتظماً پیش رفتن را متجدا ! ادارهٔ اتش را تصیب میکند . ازین سبب پژکشر، باید که اتش پزک خود را مستقلاً نیز اداره کرده بتواند . و وقتیکه بداخل یک جزو تام، تعرض کرده میشود باید که در خصوص تقرب بدشمن ، از هر فرصت که پیدا شود
۱۲۳ بدون امر گرفتن نیز استفاده کند. و بهرحرکت پژکهای مجاورش باید که بواسطۀ آتش پژک خود معاونت نماید . ۱۸۸ - پژکشها و تانگها ، بآتش اشتراک نمیکنند . مگر هر گاه وظایف شان که با دارۀ پژکهای خود تعلق دارد مساعد باشد در آنوقت بآتش ، اشتراک کرده میتواند . و این نیز ، علی الاکثر در محاربه های که در یک موضع بسیار ممتد باشد واقع میشود . ج . تولی افسر تولی ۱۸۹ - جزؤ تام ادارۀ نفری و ادارۀ آتش ، در حین نظام قاعدۀ تولی است . ۱۹۰ - افسر تولی ، تشکیل خط (خپور واستقامت رفتار را و عند اللزوم ارتباط را امر میکند و فاصلها
۱۲۴ را نظر بمقصد محاربه و محل موجود و مسافه دشمن و با راضی تعیین میدارد . ۱۹۱ - افسر تولی ، در حال مدافعه ، تولی خود را در موضع می نشاند . و برای شروع اور احضارات لازمه را اجرا میکند . ۱۹۲ - افسر تولی در حال تعرض باید که غیرت کند که بان مسافه که از انجا بکمال موفقیت محاربه اتش شروع کرده میتواند ممکن مرتبه کم تلفات داده خود را برساند . لهذا مومیالیه ، قوی و کثیف خط اخپور را تا که اراضی و اور دشمن مساعده کند باقسام ، تفریق نکرده متحداً پیش سوق کند . درین اثنا از اراضی غیر مستوریکه باو دشمن معروض است دویده گذشتن ممکن است . اگر بدین گونه متحداً حرکت ، در اراضی غیر مستور هنوز از ابتدا نا ممکن باشد و یا از سبب تزاید تا ثیر اور دشمن ، از چنین حرکت (متحداً حرکت) صرف نظر کردن لازم آید درین هنگام افسر تولی ،
۱٢٥ از بلوک بلوک و یا پترک پترک، دلکی، دلکی، بسیار خفیف، خطهای اخپو را تشکیل نموده بمسافه های غیر منتظم، یکدیگر را تعقیب گردانیده سوق میکنند و دقت و غیرت کند که خواه در یکجای مستور و خواه در موضع نخستین اور، تولی خود را باز متحد ساخته بقبض خود آرد. ١٩٣ - بعد از شروع با ور، برای تقرب بدشمن، واسطۀ بسیطتر و سریعتر همین است که تولی متحدًا اجرای ترپلها (جهیدنها) کند مگر بشرطیکه ترپلهای مذکور مکملًا احضار و بواسطهٔ اتش قطعات مجاور حمایه کرده شده باشد. اگر بدینگونه تقرب تأمین مشکل باشد میباید که جبههٔ تولی، باقسام صغیره (بلوک، پترک، دلکی،) تقسیم شده اقسام مذکوره متناوباً پیش سوق کرده شوند، درین حال، طرز حرکت و شکلیکه برای حرکات پیشرفت اقسام مذکوره استعمال کرده خواهد شد مختلف وغیر مطرد میشود. اقسام مذکور در اثنای ترپله، فاصله های خود را
۱۲۶ نسبت بمساعده اور قطعات مجاور ، تمدید کرده میتوانند. و باز در داخل سپر با هم نزدیک شده میتوانند. و نیز افراد ، یکی عقب دیگر پیش رفته و یا زحف نموده اکتساب مسافه کرده میتوانند. افسر تولی ، گاهی از فکر و ملاحظه خود دور نباید کرد که برای تقرب بدشمن ، واسطه مهمترین ، انحصار تفوق اورست . ازین سبب برای اینکه موما الیه خواه اور را و خواه پیشرفت را شخصا اداره کند و نفوذ و مداخله خود را بر تولی خود ادامه نماید یعنی تولی خود را همیشه در قبضه خود بدارد باید که از هر فرصت ، استفاده کرده بفراهم آوردن تولی خود غیرت کند. ۱۹۴ - برای افسر تولی جائز نیست که بمقصد پوره استفاده از اراضی ، نظر دقت خود را از دشمن جدا کند و یا استقامت تعرض را تبدیل نماید. و باید که بحرکات اور قطعات مجاور ، مانع نشود. و نیز بملاحظه مستوریت بعض اقسام خط اخپور، باید
۱۲۷ که اتحاد حرکات عموم به هیچ رنگ، سکته دار نشود . ۱۹۵ - افسر تولی ، در حال تأمین یک فائده و یا در حال استفاده از ضعف دشمن ، مکلف است که مستقلا حرکت نماید. مگر تأثیر همین استفاده را بر عموم ، ملاحظه کند که تا کدام درجه ، استفاده کرده میتواند آنرا یعنی درجه استفاده را کاملا باید دانست . ۱۹۶ - افسر تولی ، از تعیین نمودن مسافه به صحت مسئولست . موما الیه بنا برین مقصد ، نزد خود دو نفر مخمن مسافه نگاه میدارد . ایشان نتیجه تخمین خود را بی آنکه منتظر سؤال باشند به افسر تولی ، اخبار میکنند . مع ما فیه، افسر تولی ، از تخمین پترکشران و نائکان، که زیاده تر معتمد اند نیز استفاده باید کرد . برای اینکه افسر تولی و پترکشران ، نائکان و مخمنان ، در خصوص تخمین مسافه توحید اعمال کنند . (بصورتیکه محار به موافق بیاید) تعلیمهای خصوصی بکار است.
۱۴۸ تخمینان مسافه، در خصوص ترصد دشمن و ترصد قطعات مجاور خود، به افسر تولی معاونت میکنند. تأسیس ارتباط چشمی با افسر تولی طرحی مکلف است . اما اگر طرحی مفقود باشد تأسیس ارتباط مذکور نیز تخمینان مسافه عائد میشود. وقتیکه اهمیت وظایف سائره تخمینان مسافه نماند درین هنگام افسر تولی، ایشانرا بأور شریک میسازد. تشکیل خط اخپور ۱۹۷ - خط اخپور، از هر شکل مجتمع نظام باید که به هر طرف، بسرعت و کمال انتظام و سکونت تشکیل کرده شود. خصوص استقامت رفتار و خصوص ارتباط یا با حکم اخپور، در عین زمان و یا پیشتر از همین حکم و یا پستر، امر کرده میشود. هرگاه یک طرز و صورت دیگر، امر و تعیین کرده نشده باشد برای اخپور کردن از لیک،
۱۲۹ ارتباط از دلگی اول بلوک دوم و در دلگی قطار، ارتباط، از دلگی نخستین سر پت، وقتیکه بطرف راست و یا چپ قسم نخستین، اچپور کرده میشود، ارتباط، از وزیریکه بر ان، اچپور کرده میشود میباشد. ۱۹۸ - بعد از حکمیکه برای اچپور داده میشود تفنگ، بوضع زنگون - پک! برداشته میشود، بعد از ان بقرار خواهش، یعنی تفنگ بشرطیکه دهنش اندک به بالا بیاید از مرکز ثقلتش گرفته میشود و یا به زیر بغل برداشته میشود، عند اللزوم، امر تو پک بند - اوژرکی! نیز داده میتوان شد. زیرا: در حالاتیکه هر دو دست را آزاده داشتن لازم باشد مثلاً: حرکت، در جنگلهای کثیف و یا در خیزک زدن در بلندیهای سخت و یا در حرکت زحف، دران وقت به آویختن تفنگ بگردن، مساعده کرده میشود. ۱۹۹ - برای پیش رفته اچپور کردن
[BLANK PAGE]
از نظام بیک یک بلوک بطرف یمین کوژ اینچور برآمدن صحیفه (۱۳۰) فقره (۱۹۹) از نظام دیکی قطار بهر دو طرف اینجور کشیدن فقره (۱۹۹) صحیفه (۱۳۰) یک بلوک از نظام دیکی قطار بطرف شبی اینجور کشیدن -- بقرار فقره (۱۹۹) صحیفه (۱۳۰) یک بلوک و بطرف یمین نیز بهمین قسم اینچور کشیده میشود . هر گاه دیگر تولیها و یا کندکها باشد نیز بهمین قسم خپو رکیده میشود .
۱۳۰ تولی از استادگی و یا در رفتار ، حکم : فلان تولی ـ اخپورزاو ! داده میشود . و هرگاه تولی بیک طرف ، اخپور کرده خواهد شد حکم : فلان تولی شیتہ ( کینه ) ـ اخپورزاو! داده میشود . هرگاه تولی ، به دلگی قطار باشد چنانکہ بیک طرف ، اخپور کرده میتواند همچنان بہر دو طرف نیز اخپور برآمده میتواند . در همین حال دوم ، باقیمانده دلگی نصف اول به حذای راست دلگی نخستین و دلگیهای نصف پسینه به حذای چپ دلگی مذکور رفته خط اخپور را تشکیل میدارند . و اگر تولی ، از ۳ پٹک ، مرکب باشد پٹک میانه بطرف راست و پٹک پسینه بطرف چپ رفته اخپو میشود . در حکم : اخپور ـ زاو ! پٹکشران ، و نایکان بُسرعت ، پیش برآمده اساس خط اخپور را تشکیل میدارند . پٹکشر پٹک ارتباط ، در ابتدا
۱۳۱ به کام کوتاه ، پیش و یا باستقامتیکه امر شده میرود. دیگر پُرکشران ، نظر بموقع شان از پُرک ارتباطی شی (گین) رفته فاصلۀ های خود را از پُرک مجاور نظر بفاصلۀ که نفرئی اخپو را مر کرده شد میگیرند. نفرئی اخپور ، پُرکشران خود را از ده قدم تعقیب میدارند . نفرئی صف دُوم ، هر نفر، بطرف راست پیشفیل خود میرود. ما بین نفرئی اخپور دو دو کام فاصله میباشد . هرگاه زیاده تر و یا کمتر مطلوب باشد افسر تولی مثلا حکم : فلان تولی ثلور گام پر منتر ( نیم گام پر منز. یی منتر ) ـ اخپورزاو! میدهد. افسر تولی استقامت رفتار را به پُرکشر ارتباط ارائه میکند. وخود افسر تولی با تخمنان مسافه وطرپچی قاعدۀ در وسط تولی از خط پُرکشر لااقل ده گام پیشتر میرود. اما همیشه بودنش درین موقع ، ضروری نیست. یعنی مجبور نیست که همیشه درینجا بوده باشند. زیرا : برای اینکه تولی خود را بر اراضی، بمهارت، سوق کند و با تولیهای مجاور
۱۳۲ به آمیختن میدان ندید و نیز در عین زمان . از سبب مجبوریت ترصد دشمن ، میباید که افسر تولی بیک محل و مسافه مقید نبوده ازاده و مختار باشد . ۲۰۰ – هرگاه بیک استقامت مایل یا یکی از جانبین ، اخپور کردن لازم آید اول با دل جبهه مطلوب را گرفتن و بعد از ان اخپور کردن مناسب است . اما حرکات مذکور ، استقامت جدید را در حکم، علاوه کرده نیز اجرا کرده میتوان شد . مثلاً : فلان تولی استقامت نیم کینه یا فلان چیز! فلان پترک ، دلگی ، ارتباط، اخپو - زاو ! درین حکم ، پتر کشمر و نانک ارتباط فی الفور استقامت جدید را میگیرد . ۲۰۱ – برای اخپور کردن تولی بر خط اساس، حکم : فلان تولی، ارتباط ، فلان پترک و یا فلان دلگی ، پر خط اساس اخپور – زاو ! داده میشود . پتر کشمر ها و نانکها بقرار فقره (۱۹۹) در پیشروی تولی و یا در موضعیکه اشغال کرده خواهد شد اساس خط
۱۳۳ اخپور را تشکیل میکنند. پٹکها و ولکیها، تا که عقب پٹکشران و نائبان خود بیایند از همدیگر جدا میشوند و در حکم: موضع – نسی! افراد، به خط اخپور پٹکشران و نائبان داخل میشوند. فقره (۲۰۹) ۲۰۲ – هر گاه تشکیل خط اخپور، بسرعت خواسته شود حکم : فلان تولی، ارتباط فلان پٹک و یا دلکی اخپور – زاو ! و یا زاو ! زاو ! داده میشود. ۲۰۳ – هر گاه تولی ، کین شا گر زکرده میرود اخپور شدنش لازم باشد قاعدهً اولاً دڑند کرزکرده میشود و بعده حکم : فلان تولی بر خط اساس یعنی ٹای پر ٹای اخپور – زاو! داده میشود. حرکات خط اخپور و موضع گرفتن آن ۲۰۴ – قسم مهترین تعلیم و تربیهً تیت نظام این است که : خطهای اخپور مسافه های دراز را
۱۳۴ بکمال انتظام قطع کنند و در اراضی صعب استقامت رفتار را محافظه نمایند. هرگاه تعلیم و تربیه یک قطعه عسکریه مکمل باشد برای حرکات بعوض حکم اکثراً امر و یا اشارت کافی و قائم میباشد. تا بانجا فظه فاصله ها و ملاحظه خدا باید که اهمیت داده نشود. اما درین باب آنقدر ملاحظه کرده شود که یکی مانع حرکت وا ور دیگر نشود. ۲۰۵ - نفری اخپور، از ادانه و بجایهای دراز و به سرعت رفتار عادی (یعنی در رفتار عادی آنقدر مسافه که در یک دقیقه قطع میشود همانقدر مسافه قطع کرده شود) حرکت کند. وقتیکه حرکت نموده خواهد شد لازم که بدون امر تفنگها و کار توسدانها سدود کرده شود. ۲۰۶ - در حرکات پیش رفتن و یا بجانبین حرکت نمودن، افسران تولی، و پترکشران و نائکان، پیشروی نفری اخپور یعنی بطرف دشمن میباشند. و در رجعت پترکشرها و نائکها بجانب عکس دشمن رفته
١٢٥ استقامت رفتار را محافظه میدارند . افسرتولی باز به جانب دشمن باقی میماند . ۲۰۷ - حرکات خط انچور عبارت است از رفتن کل تولی و یا یک قسم آن بلوک ، پَرَک ، دلکی بجانب پیش و یا پس و یا بدیگر جوانب و از تبدیل استقامت رفتار یعنی چرخ کردن . برای پیش رفتن حکم : فلان تولی، بلوک پَرک ، دلکی - ز ا و ! و برای پیش دوانیدن زا و ! زا و ! داده میشود . برای پس گردانیدن حکم: کین شا - ز ا و ! برای قطع مسافه کوتاه در استقامتهای مائل شی نیم (کین نیم) - ز ا و ! و برای باز باستقامت اول رفتن : کین نیم (شی نیم) - ز ا و ! و برای حرکات جوانب در پس پشت سپر و در خارج آتش دشمن حکم : شی خوا (کین خوا ) - ز ا و ! داده میشود. ۲۰۸ - استقامت رفتار در خط انچور
١٣۶ بحركت چرخ. تبديل كرده ميشود. اين چرخ اگر بدرجه خرد مطلوب باشد درین صورت يا يك جديد استقامت اعطا كرده مثلا : استقامت رفتار (درخت) چنار بلند! و يا حكم داده و درین حكم جديد استقامت رفتار ذكر كرده اجرا نموده ميشود. مثلا: شی (كين) چرخ ـ زو! استقامت درخت چنار ! واگر آن حركت چرخ بدرجه كلان مطلوب باشد درین هنگام حرکت مذکور بطرز حرکات توسیع جبهه که در جبهه جدید اجرا می یابد کرده میشود. یعنی دلگی محور خط انچور چنانکه تنها بوده باست چرخ میکند هر یکی از دلگیهای دیگر تیر بها نظر ز بعد از چرخ پیش رفته تدریجا به حذای آن قسمیکه بطرف محور است می آید. لہذا قسمهای پیشتر تا که خط باستقامت جدید آراسته کردد گامهای خود را کوتاه کوتاه میزنند . در خطهای در از انچور. نیز بقرار سابق چرخ
۱۳۷ کرده چنین قدمها حاصل میشود که تولیها ئیکه دنبال یک دیگر میگردند. این تولیها در اثنای رفتار در توقف اول بتدریج متوالیاً به حذای قدمه نخستین داخل میشوند. فقره (۱۵۱) ۲۰۹ - اگر به اور آنغار بخواهد شد بحکم: در یژ! و یا زمکه - پروت ! و یا: زنگون - کیژد ! به حرکت اختتام داده میشود. درین حال همه افراد وضعیتی که امر شده است میگیرند. و افسر تولی و پترکشر و نانک در پیشروی جبهه باقی میمانند. از پسر قطار وقتیکه استاده کرده خواهد شد حکم: کین شا - دریژ داده میشود. درین حکم پترکشران و نانکان تکراراً به پیش روی جبهه میروند. خواه در اثنای استادگی و خواه در اثنای رفتار هرگاه محاربه اور کرده خواهد شد حکم: موضع - نسی ! داده میشود. درین حکم نفری انچور، تا به حذای افسران تولی پیش میروند.
۱۳۸ اگر ممکن باشد نشانکابها پیش از در آمدن بموضع تنظیم کرده شوند . ۲۱۰ - بعد از اشغال موضع اگر فی الفور فایر آغاز نشود و یا بفایر فاصله داده شده باشد افسر تولی امر پٹ - سی ! گفته همه افراد را در پس سپر بدین صورت می آرد که از نظر دشمن کاملا مستور شوند و برای ترصد دشمن چند نفر تعیین میکند و در ظهور دشمن حکم : موضع - لسی ! داده نفری اینچور ، باتش مهیا میشوند . ۲۱۱ - برای چالاک دویده پیش رفتن حکم فلان تولی ، بلوک ، پٹک ، دلگی ترپله ! ولأر - زاو ! زاو ! داده میشود . در حکم ترپله نفری اینچور حرکات ڈک را اکمال نموده تفنگهای خود را محکم میکنند و کار توسدانها را دکمه کرده اماده دویدن میشوند . بدینموجب : نفری اینچور که بر زمین افتاده اند تفنگهای خود را بدست چپ گرفته دست راست را بزمین
۱۳۹ تکیه میدهند و بدون بالا داشتن تنه پای خود از زمین زانو پای راست خود را ممکن مرتبه بطرف شکم خود میکشند . بعد از یک فاصله کوتاهی که برای اجرا همین مهیائی کفایت میکند . افسر تولی . در اثنای پیش انداختن خود حکم : و لائر ـ زا و ! زا و! میدهد . باین حکم نفری انچور بکمال سرعت برخاسته پیش میخزند . ترپله ها ۸۰ کام را نادرا تجاوز کرده میتوانند . قاعدة اگر چه مکن مرتبه بدر رازی ترپله با غیرت کردن لازم است اما بقدری که وقت نماند که دشمن آتش کند . آنقدر کوتاه کوتاه ترپله ها نیز تعلیم کرد باید شد . در اجرای ترپله مهمتر کیفیت آن است که بغایت چابکی و همه یکجای برخاستن و بکمال سُرعت خود را پیش انداختن است . ۲۱۲ ـ به ترپله ها بقرار بیان فقره (۲۰۹) اختتام داده میشود . مگر در حین لزوم بدون
۱۴۰ تبدیل نشانگاه به هیچ امر منتظر نبوده با و ر آغاز میشود . اکثریا پیشتر از ترپله جدید موضع اور بقطعه نموده میتواند شد . ۲۱۳ - افسران تولی ، در موضعیکه اخذ شده است اگر به بیند که قسم اعظم نفری اخیور از وضع پروت بالای دشمن اور گردہ نتوانسته بزانو زدن ویا باستادن مجبور اند فی الفور این موضع را غلط دانسته وتکرار به حرکت آغاز نموده یک موضع مناسب دیگر را باید گرفت . و اگر خواه از شدت اور دشمن و خواه از سبب رعایت به قطعات مجاور ، بدین طور تبدیل موضع ممکن نباشه ؛ مو ما الیه بقرار مساعده احوال محار به یعنی در قطع اور اگر محذور نباشد افراد راخوابانیده اور را موقتۂ تعطیل کردہ میتواند. ویا در همین وضعیت پروت ، برای شان دیگر هدف ، نشانداده میتواند . ۲۱۴ - هجوم خط اخیور بقرار بیان فقره
۱۴۱ (۱۶۳) اجرا کرده میشود. انواع اور وحکمهای آن ۲۱۵ - یک خط اخپورتـاکه موضع نگیر داور کرده میتواند. ۲۱۶ - در خط اخپور قاعده به خپـل سـراور کرده میشود. اسـتعـمـال یکـدم اور با حـوال نـادرا منحصراست. مثلا: وقتیکه بدشمن ناگهانی اور کردن خواهد شد و یا قطعه اور کننده را محکم زیر دست نگاه داشتن لازم آید استعمال یکدم اور فائده بخشیده میتواند. ۲۱۷ - بـرای هر دو نـوع اور حکم که داده میشود ممکن مرتبه کوتاه و بقدر لزوم به آواز بلند و بسیار واضح باید بود. اولا اسـتقـامـت بعـده هدف ، و بعـده نـشـانگـاه و نـوع اور تعیین کرده بـاشـد. هدف بدینگو نه ارا ئه کرده باید شد که هیچ وجه غلطی را راه ندهد.
۱۴۲ قطعات دشمن از جانب نفرئی اخپور بهر طور که دیده میشوند بهمانطور باید که ذکر کرده شوند مثلا: کین دزر د توپخانی گفته نمی شود بلکه کشنی گردنی توپ گفته میشود. بعد از ارائه هدف و تعیین نشانگاه حکم: په خپل سر — اور! داده میشود. در عقب این حکم: باور شروع میشود . اما برای یکدم اور به حکم ، انتظار کرده میشود . مثال در باب حکمهای اور: مخارج — نفرئی دا خپور ! نشانگاه ۸۰۰ ! برای په خپل سر اور برای یکدم اور په خپل سر — اور ! نیم شبته اسپو نشانگاه ۷۰۰ په خپل سر — اور! نشانگاه ۴۵۰ نیم کینه شنه تپه کش قطارون ! نشانگاه ۱۰۰۰ تیار — اوس ! نشان — نسی ! اور — ڈک ! ۲۱۸ — در اثنای استعمال دو نشانگاه
۱۴۳ هرگاه تبدیل یکی لازم باشد در حکمی که داده میشود کلمۀ نشانگاه افزوده میشود . مثلا : وقتیکه بر نشانگاه ۱۱۰۰ و ۱۲۰۰ اُور کرده میشود حکم: ۱۲۰۰ و ۱۰۰۰ سی ! داده میشود . ۲۱۹ – در په خپله سر اُور سرعت اُور بتقدیر اخپو ر محول است . حسن تعلیم و تربیۀ افراد مانع سوء استعمال این مساعده باید شد یعنی بکدام جای دُرُز اُور و بکدام جای شدید اور لازم اید آنها را نفری باید بدانند . به نیت اصابت هر گله و نیز با عتنا اجرای اُور کردن ، از هر نفر اخپو ر مطلوب یک وظیفۀ مهم است . پس اگر نفری اخپو ر بوظیفۀ مذکور رعایت کنند البته که سرعت اُور سر بخو د معین میگردد . نفری اخپو ر یکه با همدیگر مجاورند در خصوص اُور حتی الامکان یک بدیگر معاونت کنند . سرعت اُور که در دُرُز اُور مطلوب است بسرعت اجرای حرکات پر کردن و وضعیت نشان گرفتن حاصل میشود .
۱۴۴ افسر وقتیکه تزیید و یا تنقیص اور را مناسب میبیند حکم : ورو - اور ! و یا ثرر - اور ! میدهد. ۲۲۰ - برای قطع نمودن په خیل سر اور حکم : فلان تولی اور بند ! داده میشود. این حکم را همه بلوک مشران، پرک مشران، نانگان تکرار میدارند و اگر بجل افراد شنوا ئیدنش باین قسم نیز ممکن نباشد هر نفری که بشنود به بلند آواز تکرار میکند. برای قطع نمودن اور، استعمال اشپیلاق ممنوع یعنی موقوف است. زیرا احتمال دارد که تولیها ئیکه قطع کردن اور شان باعث مضرت است تیر اور خود را قطع نمایند. به حکم : اور بند ! خواه از اور و خواه از حرکات پر کردن باید که فی الفور هر کس واگذا شود. حتی نفر ی ا خپور یکه تفنگهای خود را برای نشان گرفتن بشانه تکیه داده باشند نیز تفنگهای
۱۴۵ خود را فرود آرند. این حکم که داده شد باید که یک سکونت قطعیه حکم فرما بوده با وامریکه دادا میشوند دقت کرده شود. اگر باز بهدف سابق اور کرده خواهد شد تکرار، هدف را باز تعیین کردن حاجت نیست یعنی تنها حکم : اور ته - دوام ! داده میشو واگر من بعد اور نخواهد شد بهما ن فرصت که بخوار اور بند ! پدید آید حکم : په دکولو – دوام داده فقره (۷۱) پر کردن را اکمال نموده و داده میشود. تأثیر آتش ۲۲۱ - تاثیر اور یعنی استحصال نفوز بعدد تفنگهائیکه مجاربه او را دخال کرده میشود و نیز بحسن استعمال آنها تابع است در هر مسافه بهر نوع هدفها اجرای اور از جان
۱۴۶ با لخاصه مؤثر است . تأثیر اور هر چند که با ندک زمان وقوع یا بد و هر چند که ناگهانی واقع شود قوهٔ معنویهٔ دشمن آنقدر متزلزل میگردد . ۲۲۲ - اجراآت و کارکنی نفری اخیور بتعلیم و تربیه بدنیه و فکریه شان و نیز بدرجه ماندگی و خلجان و هیجان شان تابع است . ادارهٔ اور ۲۲۳ - ادارهٔ اور عبارت است از توجیه نمودن اور بصورت مؤثر بهدفهای مهم . ادارهٔ اور تا که ممکن است بدست مافوقان باید بود و بواسطه اداره موما الیهم باید که از تفنگ استفاده کرده شود . ۲۲۴ - از سبب غلغله و اصوات کوناکون انداخت که در خط اور پدید آید افراد، اوامر و حکمها را بمشکلات می شنوند . در چنین حالات
۱۴۷ پرگشرها و نائکها واگر بایشان هم کفایت نشود افراد نیز باید که اوامر را از یکدیگر اخذ نموده بهمدیگر تبلیغ کنند . و درین تکرارها باید که بیان کرده شود که امر مذکور از کدام آمرآمده و به که عائد است و بدینقرار امر را تحریراً دادن نیز موافق مقصد میتوان شد . از تبلیغ اوامر پْرگشران و نائکان مسئولند . ایشان یکدست خود را بالا کرده رسیدن اوامر را اعلام میکنند . ۲۲۵ - حُسن ادارهٔ او بر حُسن تخمین مسافه متوقف است . بواسطهٔ آلات مساحه و یا از روی شرایط پیموده و یا از طوپچی و یا از پیادهٔ اورکنده پرسیده در خصوص مسافه اگرچه استحصال معلومات ممکن است اما چنین صورتها از وسایط متممه میباشند واسطهٔ اصل، مسافه را بکمال امنیت تخمین کردن است ۲۲۶ - وقت شروع اور را تعیین نمودن اول درجه تابع احوال محاربه بوده تعیین زمان
۱۴۸ مذکور وظیفہ افسر که در خط اخپورست میباشد. قاعده هر وقتیکه حسن تأثیر او را ملحوظ و مأمول باشد و یا بی‌حمایه اور، تقرّب بدشمن موجب تلفات کلیه میشود. آن وقت شروع اور میباشد. وقتی به آور شروع کردن سکونت را یعنی تلاش کردن را و بنفس خود بی‌امنیتی و بیدلی را مینماید. آن جبه‌خانه که صرف کرده میشود اگر بالنتیجه متناسب نباشد باسراف قوت دلالت میکند. که این مضره بناءً علیه غیر جائزست، کم تأثیر بودن اورا اعتماد ذاتی دشمن را تزئید مینماید. ۲۲۷ – در انتخاب هدف اهمیت تعبیه وئی او بنظر اعتبار آورده میشود. زود زود تبدیل هدف قوت اور را پراکنده میکند. بر آن قطعات که برای تقویه خط اخپور که بالایش ادر میکنیم می آیند علحده توجیه اور نمودن لازمست. چونکه : از سبب انتشار طولانی کلیه، قطعات مذکور اساساً مجبور اند که از منطقۀ مضره بگذرند.
۱۴۹ ۲۲۸ - هدف بدینگونه ارائه کرده باید شد که از طرف نفری اچپو ربسرعت دریافت کرده شود. هرگاه هدف جز بدور بین دیده نشود درین هنگام بعضی خطوط و غیره را هدف (نقطه نشان) قرار داده ارائه کرده باید شد. برای دیده توانستن هدف دست بدست دادن دوربین مابین افراد تیر شایان توصیه است. ۲۲۹ - بکل آنچه که بالایش اور کرده میشود تقسیم اور باشخاصه مهم است. ازین سبب افسر تولی حدوداً ئیکه تولی بر آنها تقسیم اور خواهد کرد تعیین میکند. افسر تولی ، وقت را دیده خصوص مذکور را پیشتر و یا پستر از شروع اور، اجرا مینماید. برای اینکه در مابین هیچ جای بی اور نماند لازم است که حدودیکه تعیین کرده میشوند اندکی از همدیگر تجاوز کنند. در صورت عمومیه هر قطعه و هر نفر اچپو راکرچه خود بخود همان قسم دشمنیکه در پیشروی دارد آنرا
۱۵۰ زیر آورمی آرد اما در حین لزوم، آور مقراضی نیز معمول باید داشت . از سببیکه بعض اقسام جبهۀ دشمن خوب دیده نمیشوند جائز نیست که نفری اخپور تنها بهمان اقسامیکه خوب دیده میشوند متمادیاً اور کنند . مع ما فیه همین ممنوعیت باستفاده نمودن از فرصتهائیکه بسیار مساعد اند ( مانند ترپله های دشمن ) مانع نیست . ۲۳۰ - سرعت په خپلی سراور نفری اخپور بوضعیت محاربه ، با مقصد محاربه ، و به جبه خانۀ موجود، و حال هدف (یعنی جسامت و کثافت آن ) تابع است . وقتیکه مسافه دراز و احوال ضیائیه غیر مساعد بوده شناختن هدف مشکل باشند درین هنگام سرعت اور باید که بسیار زیاده نباشد . محاربات اور چونکه اکثریاً بسیار دوامدار میباشند لهذا در قسم اعظم مدت محاربه باید که جیخانه بتصرف استعمال
۱۵۱ کرده شود . علی العموم در حال افزونی سرعت اور ، صحت اصابت هر کله منفرداً تناقص و عمقاً امتداد حزمه اور را تزاید میکند؛ لکن بعض اسباب مانند وضعیت محاربه ، مقصد محاربه و حال دشمن (مثلاً: جهیدنها) برای استحصال یک تاثیر کلان در اندک زمان ، تزید سرعت اور را و بناءً علیه صرف بسیار جبهانه را ایجاب و استلزام میکند، وقوع چنین حال نادر نیست . نفری اخپو ر باید که چنین وضعیتها را شناخته در خصوص استفاده از هر فرصتیکه وضعیت ، عرض میکند حائز ملکه و مهارت باشند . ۲۳۱ - سرعت اور را بدرجه غایه تزیید نمودن با حوال آینده موافق است : در تعرض پیشتر از هجوم در تیاری و آمادگی آخرین و در مدافعه بمقابله هجوم دشمن ؛ در طرد و دفع سواری ، علی العموم در وقوع
۱۵۲ یک مصادمه ناگهانی و از نزدیک : در تعقیب . ۲۳۲ – گاه گاه دوربین نیز استعمال نموده تاثیر او ر علی الدوام ترصد کرده باید شد . افسر، از صورت اصابت گله ها و از حال و حرکت خصم باید فهمید که تدابیر و ترتیبات خودش موافق است یا نه بشناختن اینها سعی باید کرد . هر گاه بالذات از خط اور ، ترصد ممکن نباشد در ینوقت بجانب یا به پس پشت ، رصد ها که قاعدتاً ممتحنان میباشد فرستاده میشود . ایشان مشاهدات خود را بواسطه اشاراتیکه پیشتر مقرر کردیدن شان لازم است میدانند . ۲۳۳ – انضباط اور ستم اداره اور است انضباط اور که نباشد اداره اور نیز موجود نمیباشد . انضباط اور، عبارت است که ادائیکه
۱۵۲ در اثنای محاربه اوردا ده میشوند تماماً اجرا یابند و نیز بقاعده هائیکه باستعمال سلاح و بصورت حرکت در محاربه عائد اند. مکملاً رعایت کرده شوند. از همین جمله ، خصوصات آینده حائز اهمیت است : از اراضی مکملاً استفاده کردن ؛ در تنظیم نشانگاه و در هر انداخت دقت نمودن ؛ مافوقان ؛ به دشمن وقت متمادی بکار بردن ؛ وقتیکه حال هدف خوبتر مساعد باشد یعنی به حرکت آغاز نموده و قتیکه کلانتر یک سطح نماید اورا خود به خود سرعت دادن ؛ و وقتیکه دشمن از نظر غائب گردد اوررا خود بخود قطع نمودن و یچخانه را با داره صرف کردن در اثنای جریان محاربه اگر ممکن نشد که اور
۱۵۴ بدرجه مطلوب اداره کرده شود (موقتۀ انقطاع) ویا کاملاً منقطع گردد (دائمی انقطاع) لازم که هر نفر، وارخطا نشده فکر و اعتدال خود را محافظه نموده هدف ونشانگاه را خودش انتخاب کند. برای آنکه به سپاهی چنین قابلیت داده شود که سر به خود حرکت نماید، باید که بهمه افراد آنحالات محاربه که در آنها اداره اور منقطع میگردد آموخته کرده شود و باید که در چنین حالات برای آنکه افراد بصورت درست حرکت بکنند تعلیم و تربیه کرده شوند. نزدیک شدن، یکجای شدن، جمع شدن ۲۳۴ - برای اینکه قطعات در اثنای محاربه با همدیگر آمیخته نشوند موثر ترین چاره این است:
۱۵۵ که برای خالیکا تا ئیکه از وقوع تلفات حاصل گردیده میباید که عموم قطعات متمادیأ غیرت کنند که بجانب افسر خود نزدیک شوند . پٹکها و دلکیها ئیکه دوجا ضایعات بسیار شوند شاید که پٹکها و دلکیهای مجاور، یکجای شده تابع عین اداره و حکم باشند. قاعدهٔ این خصوص خاص در اثنای حرکت اجرا کرده میتوان شد و بشرط محافظهٔ فاصله تائیکه امر کرده شد خصوص مذکور باید که تدریجأ بعمل آورده شود هر نوع ضیقیت که افزونتر از لزوم باشد سبب تزیید ضایعات و باعث حصول خالیکاهای مُضر در جبههٔ عمومیه میگردد . ۲۳۵ – در اثنای جریان محاربه از دلکی گرفته تا بآخر ، افسران هر قطعه وقتیکه به بینند که نظر بمقصد و وضعیت ، من بعد به اچیور باقی بودن حاجت نماند درین هنگام وی مکلف است که فی الفور قطعهٔ خود را فراهم آورده بجزو تائیکه از خودشر بجهة بزرگتر است ، التحاق و اتباع نماید .
۱۵۶ سریعت فراهم آمدن عسکر بزیر دست افسران چونکه حائز اهمیت میباشد لهذا درین باب بانظار امر حاجت نیست . ۲۳۶ – برای اینکه خط اچپو رلمجتمع نظام در آید امر و یا اشارت ، فلان تولی ، بلوک ، پڑرک ، دلگی یوغای – سی ! ویا : یوغای – سی ! زاو ! زاو ! داده میشود فقره (۲۳۴) یکجا شدن ، باید که از راه کوتاه ترین بسرعت وکمال سکونت اجرا کرده شود . وقتیکه یکجا شدن در دیگر نظام امر کرده نشده باشد تولی بنظام لیک فراهم می آید و با ستادکی در یکجا شدن ، تفنگ ، بوضعیت پوپک میباشد و وزر راست تولی پیش روی افسر تولی می آید . باثنای رفتار در یکجا شدن نفری او را – پک! کرده بد نبال افسر تولی می آیند ، در یکجا شدن بی دویدن ، هر پڑک یا دلکی ، بعد از انکه بدنبال
۱۵۷ پر کمشر و نائک خود یکجا شوند بدینگونه مجتمعاً داخل تولی میشود . در یکجا شدن به زاو ! زاو ! حاجت نیست که ابتدا پرک و دلکی دلکی یکجا شوند بلکه بیک سرعت ممکن دویده در تولی یکجا میشوند . در استاده گی ، جبهه دائماً بطرف دشمن میباشد . وقتیکه در پسرفتار یکجا کرده میشود بمجردیکه استقامت رفتار گرفته شد افسر تولی باز بطرف دشمن میگردد . آن تقسیمات جدید که (تقسیمات دلکی) در اثنای محاربه کرده شده اند تا که برای ترتیب اصلی جهت پیدا شود محافظه کرده میشوند . ۲۳۷ - قطعه که به اچپور نظام بوده باشد و یا قطعاتیکه بدون ترتیب اصلی یکجا کرده شده باشند برای جمع نمودن ایشان به ترتیب اصلی حکم فلان لیک نظام ته ټول ـ سی ! داده میشود . درین حکم . نفری اچپور ابتدا بی آنکه قطعه خُرد خُرد دلکی تشکیل کنند هر فرد راساً نزد افسر تولی رفته در ترتیب اصلی ، موضع خود را میگیرد .
۱۵۸ کندک افسر کندک ۲۳۸ - افسر کندک استعمال و استخدام تولیها را تنظیم میدهد : بر آن قسم که با چنو ر خواهد برآمد برای او امر میکند و تیر برای قسم مذکور و برای اقسامیکه در عقب نگاه داشته میشوند تعلیمات مقتضیه میدهد . و خود افسر هر جائیکه کندک خود را خوبتر اداره کرده میتواند در آنجا میباشد . ۲۳۹ - افسر کندک اگر در خط اخیور باشد هدف را انتخاب و اعطا و باز کردن او را امر میکند و نتایج آله مسافه را بیان و تأثیر را ترصد مینماید . بدون از اینها اداره او ر را بافسران تولی میکذارد مکر وقتیکه بخواهد که تاثیر اقسام متعدده و یا تأثیر کل کندک را در عین زمان و در عین محل توحید کند و یا هر وقتیکه دید که افسران تولی احوال
۱۵۹ را فرق نمی کنند درین هنگام خود افسر کندک بالذات مداخله میکند . خط اخپور ۲۴۰ - صورت تشکیل و حرکت خط اخپور و موضع گرفتن آن بقرار فقرات (۱۹۷ ، ۲۰۴) میباشد همان حالیکه در فقرات (۲۳۸ : ۲۳۹) بیان کرده میشود آنرا مستثنا پنداشته هر حکم که برای اخپور برآمدن لازم آید آنرا افسر تولی میدهد . ۲۴۱ - اگر خواسته شود که در عین زمان چند تولی به اخپور برآید یک تولی ارتباط تعیین کرده میشود . قاعده تولی ارتباط داخلی خود را باید که از وسط خود محافظه نماید و تولیهای مجاور ، ارتباط داخلیها خود را از دلگی رزرو داخلی خود بگیرند . ۲۴۲ - اگر افسر کندک پیشتر درک کرده بتواند که یکجا استعمال چند تولی لازم آید ابتدا همین تولیها را بصورتیکه در پس پشت آن محلها که در آخر
۱۶۰ وقتیکه تولیهای مذکور باچپو ر بر آمده میگیرند ، بیایند تفریق میکند . ۲۴۳ – برای اچپو ر کردن کل کندک ، افسر کندک حکم : ٹول فلان کندک اچپو ر – زاو ! میدهد درین حکم اگر کندک بنظام لیک و یا بنظام غول قطار بوده باشد بر تولی وسط ، اچپو ر میشود . و اگر کندک بنظام تولی قطار و یا بلوک ، پڑک ، ولکی قطار بوده باشد فی الفور تولی پیشینه (تولی سر) به اچپو ر می بر آید ؛ اما تولیهای پسینه بشی کوثر وکین کوثر تا به حذای تولی پیشینه رفته بعد از ان هر کدام آنها بروز ر داخلی خود به اچپو ر می بر آید فقره (۱۰۳) افسر کندک اگر بخواهد که کندک را تنها بیک جهت اچپو ر کند حکم : ٹول فلان کندک شیته (کنیته) – اچپو ر زاو ! میدهد . ۲۴۴ – طرچی وطنبورچیان در محار به بپایپس
۱۶۱ ارتباط چشمی مابین افسر کندک و افسران تولی اتخاذ کرده میشوند . یکی از طرحچیان نزد افسر کندک میم و دیگر طنبورچیان و طرحچی به تولیها تقسیم کرده میشوند طرحچیان و طنبورچیان باید که در خصوص مخابره بواسطه بیرق ، تعلیم کرده شوند . اسناد ۲۴۵ ـ آن حصه کندک که در دنبال بکا کرده میشود ( اسناد ) نامیده میشود . حصه مذکور در تمدید جبهه محاربه و در تکثیف خط اور در پر کردن خالیگاهائیکه پیدا میشود و یا در من وزر با استعمال کرده میشود . موقع اسنا نظر بوظایف فوق تعیین کرده میشود . ۲۴۶ ـ مسافه اسناد از خط اخیور باز و وضعیت محاربه تابع است . در باب تعیین مسافه مذکوره مهمترین نقطه نظر ، این است که خط او
۱۶۲ پوره در وقت لازم تقویه کرده شود لہذا حتی الامکان باید که استناد بخط اخپور تقرب کند مگر با وجود آن باید که از تلفات بی لزوم نیز محفوظ باشد. ما بین خط اخپور و استناد همیشه تأسیس ارتباط چشمی لازم است . بنا برین مقصد ، در اراضی مستور ، ممکن است که اقامه یک متوسط جماعه خرد و یا متعدد نفرات ایجاب کند . ۲۴۷ – حرکت استناد باید که باراضی توفیق و تطبیق کرده شود . نظامیکه خواهد گرفت نیز بحال اراضی و به تأثیر اور دشمن تابع است. در اراضی که در آنجا مستوراً حرکت نمودن ، ممکن است در چنین اراضی ، استناد . بعادی قدم مجتمع نظام ، سوق کرده میتوان شد . در اراضی که غیر مستور و زیر اور دشمن اند ، استناد اکثراً به نیت نظام در آمده حتی بواسطه ترپله ها نیز پیشرفت مجبور میشود . استناد جایز است که دلکی دلکی ، پیشرفت کند و تیر برای یک مدت موقت بجانبها
۱۶۳ نیز تقنع کردیده از عوارض زمین مکملأ استفاده نماید. ۲۴۸ - افسر استاد برای اینکه بصورتیکه فوائد مطلوبه را بخط اخیور ادا نماید باید که حرکات و موفقیات خط مذکور را بلا انقطاع ترصد کند. مومی الیه هرگاه لزوم دیده باشد که برای پیشرفت نمودن قطعه خود را با قسام صغیره تفریق کند باید که فی الفور بیجائی خودش غیرت نماید. ۲۴۹ - خط اوریا تمدید شده و یا خالیکاه را املا نموده تقویه کرده میشود. اقسامیکه بتقویه مأموراند اخیور کردیده یا یکی از وزرهای خط اخیور میروند و یا خالیکاهای آنرا املا میکنند. نفری اخیوریکه اُور میکنند با فرادیکه برای تقویه می آیند نشانگاه را با واز بلند اخبار میکنند. قطعه تقویه، بوظیفه تشویق پیشرفت یک خط اخیور، که حرکاتش دوچار توقف کردیده است نیز مکلف شده میتواند.
۱۶۴ ۲۵۰ - برای املای خط آور باید که هنوز از مبدأ حرکت ، امتداد جبهه که تقویه کرده خواهد شد تعیین نموده و افراد را بحالیکہ تا ئیکه دیده بشوند تقسیم کرده تیاری و مهیائی کرده شود . لهذا جائز نیست که در خط اور ، جا بجا کوٹها و جمیعتها حامل شود . وقتیکه افراد تقویه داخل خط اور گردیدند باید که انچور یکہ باور مشغول اند تجیر کرده نشوند . ۲۵۱ - بسرعت ، تفریق شدن خط انچور با قسام جدید نیز در کندک باید که تعلیم کرده شده باشد . لهذا افسران تولی و پڑ کمشر و نائکها ، خود بخود بجبهه ، منقسم میشوند . در کندک بدینصورت، بسرعت مجددا پیدا کردن اقسام منقض واعاده انتظام اداره اور ، همین در خصوص باید که پیشتر بواسطۀ تعلیمهای مدققانه تأمین کرده شوند .
۱۶۵ نزدیک شدن یکجا شدن جمع شدن ۲۵۲ - قواعد اساسیه که در باب نزدیک شدن یکجا شدن و جمع شدن که در بحث تولی بیان کرده شده بود در کندک نیز جاریست فقره (۲۳۴: ۲۳۷) ۲۵۳ - افسر کندک قاعده بر یکی از تولیها نزدیک شدن را امر میکند. درین حال تولیها اولاً علیحده علیحده یکجا شده بعد از ان بلوک قطار نزدیک میشوند. و یا همین دو حرکت مذکور را توحید نیز کرده میتوانند. درین باب باید که دائماً راه کوتاهتر انتخاب کرده شود. ۲۵۴ - افسر کندک هر گاه آرزو کند که کل کندک پیش خود یکجای شود و یا در اثنای رفتار یکجا شده وی را تعقیب کند حکم : فلان کندک یوشخای - سی ! و یا : فلان کندک یوشخای - سی ! زا و ! زا و !
۱۶۶ میدهد. درین حکم ، افسران و افراد ، بر افسر کندک استقامت گرفته تدریجاً بپترک و تولی تشکیل نموده به تولی قطار نزدیک میشوند قطره (۲۳) در اثنای رفتار ، هرگاه اقسام مجتمعه هنوز تشکیل نیافته باشد کیفیت مذکور در محل اجتماع ، اجرا مییابد. و در حین ایجاب مجدداً تقسیم کندک نیز در محل اجتماع ، اجرا کرده میشود. تولیها ئیکه پس می آیند پس پشت آن تولی که پیشتر آمده ، میباشند. ۲۰۰ - برای تشکیل نمودن ترتیب اصلی ، حکم فلان کندک ، تولی قطار نظامته ٹول ـ سی! داده میشود . بدون تولی قطار ، هر نظام نیز انتخاب کرده میتوان شد. اگر تولی قطار به قسم نزدی قطار مطلوب باشد قبل از حکم مسافهٔ آن به امر معین شود . از یک در آمدن بتولی قطار - حکم ! شیة
۱۶۷ (کمپنی) پرنتر تولی قطار - زاو! برای در آمدن از لیک به بلوک قطار و پر که قطار و د لکی قطار و ثلور قطار بقرار فقره های که در باب تولی ذکر یافته به هما نقشه معمول دارند . کندک ۲۰۶ - افسر کندک ، کندک خود را بواسطه اوامر ، سوق میکند . در حالات خصوصیه هر گاه آرزو کند که تولیها متحداً به حکم اجرای حرکت کنند باید که خصوص مذکور را پیشتر بیان کند . ۲۰۷ - تو لیها اساساً به بلوک قطار و یا به ثلور قطار و یا به تو لی قطار میباشند . ازین ترتیب به لیک و یا به نزدی قطار تبدیل میتواند شد .
نظام تولی قطار کندک صحیفه (۱٦۱) فقره (٢٠٦ : ٢٦٦) کماندار در بلوک ، پرک قطار تمرین تقیسم اجرا میشود ) ـ کندک تنها و صوبه دار تا وحواله دا ران بمواقع اصلی خود که بتولی میباشد بوده اجرای تعلیم مینمایند . در خط صف کندک ما خوذی پرکها ٣ و ٤ معکوس است ۱ ۲ ۳ ٤ ۵ ٦ کندک اکثر با در بریت تیز بهمین نظام میرود. - کندک مشر - نایب کندک مشر - تولی مشر - نایب - کپتان - صوبه دار برک مشر - جمعدار نایب برک مشر - چوکیدار اور دلیکان - بگلچی در پهلوی چوکیدار نظام کندک کندک برای اجرای بعضی از بات یا در جبهه صحیفه (۱۶۰) فقره (۲۵۵:۲۰۶) شکمدا ۱ ۲ ۳ ٤ ۵ ٦ صوبدار آن برک که در عرض صف کندک بنا بر دوازده قدم دور از (۴) گام پیش ـ ساجن برک که دویم است کندک بنا بر ۸ گام پیش ـ ساز در خط کندک اینجا و کارمزد کندک ان نایب برک مشر از خط برادر بطرف چپ ۱۲ گام پیش ـ عرضا از نایب برک مشر و اکمیداران بطرف چپ ۱۲ گام پیش استاد میشوند هرگاه یک در جبهه باشند ابط طرف در رانان بطرف چپ ۱۲ گام پیش استاد میشوند ـ بمیر نایب برک مشرک در پهلوی حوالدار معلوم باشد . نظر باحوال آن کندک الان تغیر و تبدیل داده خواهد شد .
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
تولی ۱ تولی ۲ تولی ۳ بمرحله که پیاده بچون است میشود نظام دلگی قطار را کثیف عرضد کند ـ بهر یک (لاره ـ قدم) بفاصلۀ بد تفنگ های خود را شانه یی اندازند و قدمها تند اما از داخل قطار جابجا برآمده نمیتوانند حواله داران برقولی که حواله داران در غُند جان در غُند جان مقاصد میروند از دو منا صفا باختر و از چهار نفره بصورت تفکیک میکنند. و قطار ها بصوبۀ داران مقاصد در بین قطار و منا صفا باختر و منا صفا باختر قطار میباشند بین دو بوسیه تیر قطار میباشد. قطار ها بصوبۀ داران بعضی اوقات برای ادراۀ کُندک خود از صف برآمده میتوانند کرنیل و نایب کرنیل یا یک نفر نایب کند کان علی الاکثر پیش میباشد اما باختیار می که اوز داد ارۀ قطار هر جا که مناسب بیند فرود بوده میتوانند محفۀ (١٦٢) شکل ٢ تولی ١ تولی ۲ تولی ۳ تولی ٤ نظام دلگی قطار که برای سلامی حضور حصه بزار گان میکنند در راه مواجه باشد حصه داران کُندک بر جا کُندک و تولی های خود را اداره کرده میتواند در ان موقع بوده اجرای تعظیم را نمایند. حصه (١٦٠) بوسیه پیش روی بر ق و با جان قطار بطرف راست و یا چپ نظر باحوال ساخته ـ و یا بهر موقع دیگر کُندک مناسب دید معین نموده ایستاده میکند. دبار قامه تکیر نماید شکل ٣
نظام عمیق قطار یعنی (ذى كتاب) از غلو قطار ها از نظام کیک و یا تولی قطار حکم (شیشه) کینه، پر منتر ، جلو ، قطاری زاد :) درین حکم هر تولی یا تولی شی و یا تولی کمین و یا منتر را به غار و قطار در آمدن تعقیب میدارند . صحيفه (١٦٠) فقره (٢٠٦) ، (٢٦٦) شكل تولی اول تولی دوم تولی سوم تولی چهارم تولی پنجم تولی ششم فاصله مابین هر تولی ٣٢ گام | فاصله دستها نظر با حوال کم و زیاد کرده میشود. فاصله مابین هر بلوکی ٣ گام | اگر همین تولیها بکین یا شمی کز کند یک نظام دیگر از غوک قطاری نیز پیدا میشود اگر همین نظام نظر به احوال به غبرک قطار ستاده شوند نیز جایزیت. نظام واسع خط یا یعنی (چیپ) قطار- هر دو تولی ها پهلوی یکی پهلوی دیگر میباشند. یکجا هر دو تولی (شیشه) کینه، پرمنتر غلو قطار را یاد:) نظام مذکور را میگرند صحیفه (١٦١) فقره (٢٥٦) .. (٢٦٦) هرگاه دو غوک قطار با شیزه بهم پیوسته نظام ستاده شوند ١٠٠ مجمع کرنل نباشت کرنل و میسد ای د یمرق همیشه در وسط میباشد . موسیقی هر جا که مناسب بود در برنگ تعین میکند. شکل تولی ١ بلوک ١ تولی ٣ تولی ٢
[BLANK PAGE]
۱۶۸ خواه محلهای افسران وخواه فاصله و مسافه تولیها نظر به احتیاج ، تغییر یافته میتواند . نزدی قطار ، هم نظام اجتماع است و هم مانند دیکی قطار ، بطرز قطار رفتار نیز استعمال کرده میشود . لیک ، نظام معاینه است ، مع هذا هرگاه لازم آید که یک وضعیتیکه عمقش کم باشد گرفته شود در آن وقت نیز لیک استعمال کرده میشود . ٢٥٧ — نظر بمقتضای مقصد و محل، جائز است که تولیها بدیگر گونه ترتیب کرده شوند . ٢٥٨ — در محلیکه تولی سوم ترتیب صلی را میگیرد هرگاه تولی مذکور تبدیل شود و دیگر تولی در محل مذکور جای بگیرد بیرق همیشه بمحل مقرری سابقه خود میباشد ، بیرق به تولی تعلق ندارد بمحل معیّن تعلق دارد . وقتیکه کندک برای محاربه ، انبساط کند بیرق
١٧٩ در نزد آن تولی که بود میماند . و با بلوک آخرین همین تولی بخط اور میرود. بهمه حال باید که در نزد بیرق یک دلگی بماند . همچنین وقتیکه کندک برای محاربه ، اتساع کند طرمه مجر ، به نزد افسر کندک میرود . ٢٥٩ – حذا و فاصله ، در استادگی از طرف راست است . در اثنای رفتار ، در نظام نزدی قطار ، باز از راست ، و در نظام نزدی قطار ، از تولی قطارها ، از بلوک میانه ، و در نظام لیک و نظام لیک از تولی قطارها از بیرق گرفته میشود . ٢٦٠ – در نظام معاینه ، حذا ، از خورد افسران خذا گرفته میشود . فقره ( ١٢١ ) ٢٦١ – حرکات کندکیکه خواه در مجتمع نظام با شد و خواه متسع گردیده با شد و نیز اتساع تولیها ، بعادی قدم اجرا کر ده میشود. در میدان محاربه ، هر گاه محافظه نظام و انتظام
۱۷۰ ضبط و ربط لازم باشد گام موزون استعمال کرده میشود. و در همین رفتار، برابری، تنها در داخل تولی خواسته میشود. ۲۶۲ - حرکات کندکیکه در مجتمع نظام باشد و نیز تبدیل استقامت رفتار ، بقرار قاعده هائیکه درباره تولی بیان کرده شده بود میباشد. حرکات چرخ در نزدی قطار، به حکم افسراع تولی ، بقسم چرخ کوثر اجرا کرده میشود . فقره (۱۰۸) ۲۶۳ - اتساع کندک نظر بوضعیت محاربه اجرا کرده میشود. برای اتساع کندک افسر کندک ، اولا جبهه را ثانیاً تولی که همین حرکت اتساع بر آن اجرا کرده خواهد شد، آنرا ( تولی اساسی را ) ، ثالثاً صورت حرکت همین تولی را تعیین کرده بعده محلهای دیگر تولیها را امر میکند. هرگاه کندک ، بر خط اساس، اتساع
۱۷۱ نماید مسافه تا ، در حین شروع به رفتار ، گرفته میشود . در اثنای رفتار ، کندک ، بر تولی سر، اتساع میکند . و همین تولی ، در ابتدا ، تولی ارتباط میشود اصول بسیط و ساده ترین ، برای اتساع کندکیکه در قطار رفتار باشد بهمین است ، که سر قطارهای تولیها باستقامتهای مناسب ، توجه کرده شوند . تولیها بمحلهای معیّن خود ، از راه کوتاهتر میروند . و در حین توقف ، تولیها پتوپک نموده آرام سی میکنند . ۲۶۴ - حرکات کندکیکه اتساع کرده باشد بواسطه اعطا و ارائه نمودن آن استقامت رفتار که تولی ارتباط ، آنرا تعقب خواهد نمود تنظیم کرده میشوند . احوال اراضی و محاربه ، گاه گاه باعث گردیده میتواند که افسرا تولی ، فاصله و مسافه ئیکه امر کرده شده اند تغییر و تبدیل کنند. مولا
۱۷۲ آن نظام مناسبترین که برای حرکت، موافق باشد آنرا بالذات انتخاب میدارند. بعد از در آمدن بمحاربه، لزوم توفیق حرکت بمحاربه، هر قدر که افزون تر گردید اهمیت تولی ارتباط همانقدر کمتر میگردد. ٢٦٥ - برای تبدیل استقامت رفتار کندکیکه اتساع کرده باشد، به تولی ارتباط، یک استقامت رفتار جدید ارائه کرده میشود. هرگاه افسر کندک یک ترتیب جدید، امر نکرده باشد درین حال تولیها مثلیکه تنها بوده باشند به جبهۀ جدید کشته، مواقعیکه پیشتر در آنجا بودند تدریجاً میگیرند. هرگاه استقامت رفتار، قدری زیاده، تبدیل کرده شده باشد اکثراً بیک ترتیب جدید، لزوم حاصل میشود ٢٦٦ - جمع شدن کندکیکه اتساع کرده باشد بر آن تولی که افسر کندک تعیین مینماید از راه کوتاہتر اجرا کرده میشود.
۱۷۳ ۳ - غنډ و لوا ۲۶۷ - افسران غنډ و لوا ، غنډ و لوا را امر داده سوق و اداره میکنند . ۲۶۸ - در داخل غنډ ، کندکها ، بریک و یا بر متعدد خطها ترتیب کرده میشوند . و در داخل لوا غنډ ها ، جفا جدار و یا خطه ار و عند اللزوم در محلهای متفرق . جمعیت جمعیت ، ترتیب کرده میشوند . نظامیکه جزو تامها خواهند گرفت و مواقعیکه جزو تامهای مذکور به همدیگر در انمواقع خواهند بود و فاصله و مسافه ها و محلهای افسران ، نظر بوضعیت و مقصد و نیز نظر بحال اراضی و محل موجود تعیین کرده میشود . ۲۶۹ - هر گاه لازم نباشد که تأثیر دشمن و اراضی ، به نظر اعتبار آورده شود کندکها قاعده در نظام نزدی قطار بوده بفاصله
نظام استاده شدن سلامی غند برای منصبداران عظم و یا برای قوت لازم صحیفه (۱۷۳) (شکل ۳) مواقع منصبداران داخل کندک مثل کپطانها و صوبه دارها که بداخل تولی خود ستاد میشوند بقرار (شکل ۱) که نظام یک تولی میباشد عمل نمایند. نظر باحوال منصبداران کلان انتظام آنرا تغییر و تبدیل کرده میتوانند.
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
نظام پرسیت غند بداخل کندکها - انتظام و موضع دیگر منصبداران کلان و خرد مثلیکه در (شکل 9) نظام پرسیت غند از تولی قطارها تنظیم شده انتظام کرده میشود. صحيفه (172) (شکل 9) موسیقہ غند موسیقه کندکها تولی 1 تولی 2 تولی 3 تولی 4 1 2 3 4 ۳۰ 2 1 2 3 4 3 1 2 3 4 4 1 2 3 4
۱۷۴ و مسافه ۳۰۰ کام باستقامت یکدیگر میباشند . و یا بدینگونه ترتیب مییابند که کندکهای پسینه باستقامت فاصله ناجی کندکهای پیشینه باشند . افسران غند (۲۰) کام در پیشروی وسط غند و افسر لوا (۵۰) کام در پیشروی وسط لوامی ایستند. ۲۷۰ - حرکات غند و لوا ئیکه در مجتمع نظام اند. بدینگونه اجرا مییابند که جزؤ تا مها در هر نوع نظام اجتماع ، بحرکات یکدیگر مانع نشوند و مواقع شان ، نظر به همدیگر، محافظه نموده شود و از اراضی، ماهرانه استفاده کرده شود. در حین لزوم ، یک کندک، ارتباط، تعیین گردد میشود . ۲۷۱ - خواه اتساع غند و لوا و خواه اجرای حرکات شان در حالیکه اتساع کرده باشند و تکرار، جمع شدن آن ، بقرار قاعده هائیکه درباره کندک ، ذکر یافت میباشد . برای حرکات غند و لوائیکه اتساع کرده باشند اکثراً میباید که بهر یکی از جزوه تامها علیحده علیحده نقاط استقامت قطار، تعیین کرده شود .
۱۷۵ قسم ثانی نظام معاینه و پریت بیرق گرفتن و پس بجای خود بردن، رسم تعظیمها، طنبورچیان، طرمچیان موزقه یعنی باجه ۱- نظام معاینه و پریتھا قواعد عمومیه ۲۷۲ - در نظامهای معاینه و در پرتها، خط و فاصله، دائماً از طرف راست است . کل غجرگها یک قطار، بیک استقامت میباشد. ۲۷۳ - در نظامهای معاینه و در پرتها هر گاه از یک کندک دو و یا زیاده تر تولی، موجود باشد امر وحکم، به افسر کندک عائد میباشد.
۱۷۶ هر گاه موجود تولیها، از کندکهای مختلف باشند امر و حکم بقدیم ترین افسران همین کندکها عائد میباشد. در خصوص امر و حکم، قطعات بزرگتر نیز، به مآل و مضمون همین قاعده، رعایت کرده میشود. قطعات جسمیه و صنوف مختلفه، نظر بایجاب ولزو م، یک دنبال دیگر (خطدار) ترتیب کرد یشوند . و کیفیت حکم، بصورت مخصوص، تنظیم کرده میشود. ۲۷۴ - طرز حرکت افسر یک قطعه مستقل مانند حرکت افسر یک غند میباشد. ۲۷۰ - در نظامهای معاینه و در پریتها افسر اینکه در داخل قطعه اند و یا حکم سید بندکرچ میکنند. ۲۷۶ - آن ذوات سائره، که رأساً ما فوق قطعه که معاینه و پریت را اجرا میدارد بود حاضر باشند در نظام معاینه، نظر به سمت آمدن ذاتیکه معاینه را اجرا میکند بجناح راست
۱۷۷ و یا بجناح چپ قطعه مذکور استاده کوچ نمیکنند؛ و بطرف خارجی ذات مشار الیه، نظر برتبه و قدم شان مرتب بوده بدر ازی کل جبهه، به همان ذات، رفاقت میکنند . در پریت، ذوات مشار وموما الیهم ، بی معیت خود، یک گام بطرف راست استقامت رفتار، به قطعه، رفاقت میکنند . بدینموجب : که قدمدار ترین شان بمحاذی صف اول طنبورچی وطرمچیان ، و باقیماندهٔ شان نظر بر تبه وقدم خودها یک عقب دیگر حرکت میکنند . و بذاتیکه برای وی رسم تعظیم نموده میشود بدرست سلام کرده و از پس پشت او گشته بطرف راست وی می ایستند . افسریک فرقه، هر گاه قطعاتش یعنی فرقهٔ خودش بداخل خطیکه به آن حکم میدهد نباشد افسر مشار الیه، به پریت فرقه خودش نیز، بقرار فوق رفاقت میکند .
۱۷۸ ۲۷۷ - یاوران و ارکان معیت منصبداران کلان ( افسران لوا و قطعات بزرگتر ) که در معاینه حاضراند، ذاتیکه برای وی رسم تعظیم کرده میشود، هرگاه از طرف راست ، بمعاینه آغاز کند ایشان بجناح راست در پس پشت افسرانیکه بمعیتش میباشند می ایستند. و از طرف راست بچپ بدررازی جبهه، به افسران خود رفاقت میکنند. (حالیکه در فقرۀ :(۲۹۳)مذکور است مستثنا میباشد). و هرگاه از جناح چپ، بمعاینه، شروع نماید افسران موما الیهم بجناح چپ نمیروند. بلکه بجاهای خود که در جناح راست است میمانند. ۲۷۸ - افسرانیکه خاص برای تماشای معاینه آمده باشند ایشان بجناح راست و بطرف راست ذواتیکه رؤساء فوق قطعه اند نظر بمنصب و موجود شان یک چند صف تشکیل نموده می ایستند. افسران موما الیهم درین اثنا، بمعیت ذاتیکه برای وی رسم تعظیم کرده میشود التحاق کرده میتوانند.
۱۷۹ (فقره ۲۹۳) مستثناست. ۲۷۹ - هرگاه ذاتیکه برای وی رسم تعظیم کرده خواهد شد پیاده باشد خواه در اثنای معاینه و خواه در اثنای پرسیت باید که کل افسران سوار نیز از اسپ فرود آمده پیاده شوند . ۲۸۰ - در نظام معاینه ، قطعات بقرار فاصله های زیر مرتب میباشند : کندک -- ۲۰ -- کام غند -- ۴۰ -- 〃 لوا -- ۵۰ -- 〃 فرقه -- ۶۰ -- 〃 اردو -- ۹۰ -- 〃 هر گاه محل ، مساعد نباشد جائز است که همین فاصله ها بدین درجه ، تنقیص کرده شوند که افسران قطعه وطرمچیان و طنبورچیان و باجه نوازها جای شوند . ۲۸۱ - در حین تقرب ذاتیکه برای وی ،
۱۸۰ ایفای رسم تعظیم کرده میشود افسر ، برای اینکه کل قطعات ، وضعیت سلام بگیرند حکم میدهد ، وبعده نظر بسمت آمدن ذات محترم ، افسر موما الیه به وزر راست و یا به وزر چپ رفته رپوٹ (یعنی تعداد) موجود را تقدیم مینماید . هرگاه افسر ، سوار باشد برای تقدیم نمودن رپوٹ مذکور دست راست خود را به بند کریچ در آورده کریچ را ، بحال خود آویزان میگذارد. در نظام معاینه ، افسر ، کریچ خود را بوضعیت سلام گرفته و در میان ذواتیکه در فقره (۲۶۷) مذکوراند نظر بتقدم ومنصب خود به صف، داخل شده بدانیکه معاینه را اجرا میدارد بدرازی جبهه ، رفاقت میکند ، بعده به پیشروی جبهه برآمده واشارت داده موزیکها (ظرمچیان و طنبورچیان) اسکات میکند . ۲۸۲ ـ ذاتیکه برای وی ایفای رسم تعظیم کرده میشود و و یا در (افسران بمقامات ـ شاخصا)
۱۸۱ اقامه کرده استقامت رفتار را تعیین مینماید. ۲۸۳ - افسر، در پریت، بحذای شاخص اول، (افسر استقامت) با کرمچ، سلام میدهد و نیز کل افسران کلان که در پیشروی جبهه میگذرند وحتی افسران تولی، که هرگاه در پیشروی جبهه بوده باشند ایشان نیز، در حذای شاخص اول با کریچ، سلام میدهند. ۲۸۴ - افسر، تا بحذای شاخص دوم، بوضعیت سلام - هرگاه سوار باشد - بعادة میرود، بعده ازینجا - هرگاه سوار باشد بچهار نعل - بطرف راست برآمده اندکی پس پشت راست ذاتیکه برای وی ایفای رسم تعظیم کرده میشود می ایستد. و تا که پریت، ختام یابد کریچ را در وضعیت سلام گرفته درینجا میماند. شکل افسر غند و یا قطعه کلانتر از غند، که در پریت حکم میدهند (افسر یکقطعه مستقل تیر) بقرار فوق،
۱۸۲ بطرف راست برآمده بطرف راست ذاتیکه برای وی ایفای رسم تعظیم کرده میشود نظر بمنصب و قدم شان اخذ موقع میکنند. حالیکه در فقره (۲۹۳) بیان شده است مستثنا است. یاور و افسران معیت امرا ئیکه بقرار فوق. بطرف راست بر می آیند تا که از حذای شاخص دوم بگذرند رو بر و میروند . آن افسران بلوک که در وزر راست میباشند (بیرقدار و یا خود افسران وزر راست) باستقامت شاخصها ترتیب میشوند. و ایشان در پریت تماماً باستقامت رفتاریکه بشاخصها ارائه کرده شده است میروند. ۲۸۰ - در پریتہا قطعات حد و غبرک را بنظر مطالعه نه آورده بقرار مسافه های ذیل یکدیگر را تعقیب میدارند : بلوکها و تولیہا - ۲۲ کام کندکها - ۴۰ " غندها - ۸۰ "
۱۸۲ قطارهای غند - ۱۰۰ " لوای - ۱۰۰ " فرقه - ۱۲۰ " اردوی - ۱۵۰ " گندگهای پسینه ، بحال نزدی قطار بوده به حکم افسر خود تا به مبدأ حرکت ، پیش میروند شکل ۲۸۶ - کل آن ضابطان و ضابطان استقامت که در رهگذر اند به علم و عقابهایکه میگذرند بدست سلام میدهند . شکل ( ) نظام معاینه ۲۸۷ - تولی ، بصورتیکه بلوکها از طرف راست به ترتیب اصلی بوده باشند ، بنظام لیک میباشد . ۲۸۸ - کندک ، هر گاه بدیگر نظام ، بودنش
۱۸۴ امر نشده باشد بقرار شکل بنظام لیک میباشد. هرگاه معاینه ، از طرف چپ اجرا یا بد توله ، افسران کلان و یاور کندک ، باز بطرف راست بجاهای خود میمانند. در حکم : معاینه نظام - لس ! افسران تولی و یاور کندک و طرمچیان و طنبورچیان و باجه محلهای اصلی خود را میگیرند ۲۸۸ - کندکها ، در داخل غند ، یا بنظام لیک و یا نزدی قطار بوده پهلو به پهلو میباشند. در حال دوم ، مسافه های بلوکها و تولیها ، تا بپنج پنج گام تنقیص کرده میشود . هر گاه معاینه ، از طرف چپ ، اجرا یا بد تنها افسر غند ، بوزرچپ میرود. ذاتیکه برای وی ایفای رسم تعظیم کرده شد و بمجر دیکه از پیشروی یک کندک گذشته به وزر کندک متعاقب رسید افسر کندک ماتقدم
١٨٥ به پیشروی جبهه برآمده بطرمچیان وطنبورچیان (به باجه) اشارت اسکات میدهد. و بعده کندک خود را، اوژاپک گردانیده محلی که برای پریت مقرر است میبرد . ۲۸۹ - غندها ، در داخل لوا، بصورتیکه کندکهای شان بنظام لیک و یا نزدی قطار بوده باشند پهلو به پهلو میباشند. ذاتیکه برای وی، ایفای رسم تعظیم کرده میشود بمجرد رسیدنش به وزر راست یا چپ نظام معاینه، بدون غند نخستین، افسران دیگر غندها به غندهای خود، اوژاپک میکنند. و درحین تقرب ذات محترم، به غندهای خود، دوباره سلام کی میکنند. پریت ۲۹۰ - پریت، به جبهه های تولی، و یا تولی قطارها اجرا کرده میشود.
پریت غند از تولی قطار های مخمصه (۱۰۰) نفره (۲۹) شکل نایب سالار صاحب هئیت معیت جنرال یاور جنرال شاخص دوم شاخص دوم برگد قایمقام علم بایق تعلیم حواله دار طر مخیان طرمچیها و طنبور چیان موسیقه فاصل اول جمعه دار موسیقه فاصله ۲۶ قدم برای عرض و طولات چهار قطار شد می باشد شاخص اول موسیقه کرنیل نایب کرنیل با کمیدان نایب کمیدان ساجن ک تولی ۱ ک کندک اول ک تولی ۲ ک بیرق ک تولی ۳ ک کندک باقی کندکها و تولیها بهمین ترتیب استاده میشوند افسران کندک و تولیهای دو و سه مثل کندک دوم اول بمواقع خود استاده میشوند.
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
نظام پریت یک لوا بداخل غند تا بخطهای تولی صحیفه (۱۸۶) فقره (۲۹۳۰۲۹۰) (شکل ۱۱) سپه سالار دارکان حرب نایب سالار د یاوران جرنیل یا در جرنیل ارکان حرب غند نایب کرنل کندک کپتان علم غند برکد و قامقام غند اول علم غند اول کپتانهای غند اول برکد غند دویم مبدأ حرکت در نظام صحابه از یک تولی موجوده باشه افسر کندک نایب کرنل کپتان بجانب راست حربیان و شیپورچیان میباشند صحیفه (۱۸۴) فقره (۲۹۰ : ۲۸۷) تولی اول ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ مبدأ حرکت
۱۸۶ برای پریت، حکم را افسر کندک (هرگاه تنها یک تولی باشد افسر تولی) میدهد. در حکم: پریت دپاره! تولی قطار نظام - نی! محلهائیکه در شکل ارائه کرده شده است گرفته میشود. برای پریت، به جبهه های تولی، افسران تولی ۶ کام دور، به پیشروی وسط صف اول تولی خود میروند. صوبه دار باشی وزر بلوک خود میروند. در حکم: پشه پر زای! تولی دکندک)- زاو! طرمچیان وطنبور چیان وباجه خانه، رفتن آغاز میکنند، تا که اینها ۲۰ کام مسافه، دور شوند تولی (کندک) مذکور پشه پر زای میکند. بعده افسر بلوک (افسر تولی) به قطعهٔ خود حکم: اورند - زاو! میدهد. ۲۹۱ - در پریت، عسکر، بسوی ذاتیکه برای وی ایفای رسم تعظیم کرده میشود آزادانه
۱۸۷ دیده میروند . اما افسرانیکه باستقامت شاخه میروند و تیر بیر قداران و خورد افسران ، رو بروی می بینند . بعض ترتیبات خصوصیه در با نظام معاینه و پرتها که بحضور شهریاری اجرا کرده میشود ۲۹۲ - درین معاینه و پرتها ، عموماً برجه پک کرده میشود . تنها افسرانیکه به صنف پیاده منسوبند و افسران صنوف سائره که به تنسیب نظارت حربیه ، متو ملحق اند در جبهه بوده میتوانند . و در صف خورد افسران ، تنها خورد افسران و لمشهران ، مساواتاً منقسم بوده در صف مذکور استاده میتوانند . در نظام معاینه ، کافه قطعات ، در دفعه اول
۱۸۸ عموماً سلام کی میکنند. بعده لوا، در وضعیت سلام مانده دیگر لواها، پشپک میکنند. و متعاقباً هر وقت که برای شان، نوبت رسید تا نیا لوا لوا سلام کی میکنند. در سلام نخستین، با سجه، سه دفعه، هوای سلام را زده در عقب هر یکی، از طرف عموم، دعای: [عمر د ډیرشه پادشاه!] تکرار کرده میشود. و در نهایت هر دعا، بدست راست، سلام تیز، گرفته میشود. اما افسرانیکه کیریچ کشیده اند بدست سلام نمیگیرند. در نظام معاینه ئیکه به عقب آن مانوره های کلان که در حضور ذات شوکت سمات حضرت پادشاهی اجرا مییابند گرفته خواهد شد بتقرب ذات شهر یاری، باجه خانهای غندها، به ترتیب همان هوای سنگینیکه میزدند آنرا قطع نموده به هوای ملی شروع میکنند. در اثنای مرور شاهانه، از پیشروی جبهه، تنها افسران لوا و افسرانیکه بمنصب کلان تر اند افسران اجنبی که مدعواً حاضر اند همرکاب همایون میروند.
۱۸۹ افسران غند (افسران قطعات مستقل) در اثنای پریت، بعد از گذشتن شان از شاخص دوم، بطرف راست، برآمده به پس پشت چپ ذات شوکت سمات حضرت پادشاهی رفته می‌ایستند. در اثنای مرور قطعات، اسماء کافه افسرانیکه میگذرند (تا به افسر تولی) بدون انتظار سؤال عرض و بیان میکنند. هرگاه افسر غند دران، وافزانچی تلخی افسران در وضعیت معاینه باشند، لی یاور، بطرف است چپ افسرانیکه نقطهء حکم میدهد ایستاده کرج های خود را میکشند. در همین پریت، افسران غند و سائره در پیشروی اعزازی ملعتی مذکور و این نیز، در پیشروی فسیلیکه نقطه حکم میدهد بوده در حذای شاخص دوم، از قطار بر می‌آیند. هرگاه، ملعق افسر اعزازی، افسریکه بنقطه حکم میدهد مقدم باشد در نظام معاینه بچپ یا به راست
۱۹۰ افسر مذکور می ایستد . و در پریت ، یک و نیم کام دور ، به پس پشت چپ وی میباشد . آن استقامت رفتار که برای پریت، امر شده بود ، هرگاه از سبب باد، تبدیل آن لازم باشد درین باب به تحصیل اراده سنیه تشبث کرده میشود . ۲ - علم و عقاب گرفتن و یا بمحل خود بردن ۲۹۳ - برای گرفتن علم ، از جائیکه در انجا محفوظ است یک تولی کامل ، با کل افسران او و طنبورچی و طرنجیان کندک و باجه کندک ، مامور کرده میشود. (به فقره اخیره فقره - ۲۹۰ مرجعت کرده شود) . افسر ، سقیله متر تولی و علمدار و یک حوالدار به محلیکه در آنجا علم محفوظ است رفته به تولی ، انتظار میکنند .
۱۹۱ وقتیکه تولی بمحلیکه در آنجا علم میباشد رسید به پیش روی ہمانمحل بشرطیکه جبهه به بنا متوجه باشد و هر گاه ممکن با شد دلکی و زرر است تولی ، رو بروی مدخل آید تولی بنظام لیک استاده میشود باجه خانه به وزر راست تولی می ایستد. بمجردیکه تولی ، وضعیت مذکور را گرفت ، بشرطیکه صوبه دار ، پیش ، و حواله دار ، پس،باشد علم ، از بنا بر آورده میشود . افسر تولی حکم سلام میدهد . و با جه یک هوای سلام را ، ترنم میکند . بعده با شارت افسر تولی ، باجه را قطع نموده علم بر دار با محافظان علم ، به پیش روی وزر راست تولی آمده می ایستد. صو به داریکه بر فاقت علم بود به چپ علم و نیز یکصو به دار دیگر که در قدم ، به صو به دار مومیالیه نز دیکتر ست بطرف راست علم میرود . و حواله داریکه برفاقت علم بود ، از وزر راست تولی برگشته بجای خو د میرود . بعد ازین ،تولی ،
۱۹۲ برای عودت، حرکت میکنند. برای عودت، در حین لزوم، حکم: شیشه دلکی قطار ــ زاو ! شی دلکی ــ کین چرخ ! داده میتوان شد. طرمچیان و طنبور چیان و باجه، از طرف راست، مثل دلکی، کین چرخ نموده، بی زدن باجه، به پیش روی جبهه تولی می آیند. و بشرطیکه پیش روی دلکی و زرراست، خالی باشد می ایستند. در حکم: تولی ــ زاو ! طنبور چیان و طرمچیان، به زدن شروع نموده حرکت میکنند. باجه، علم، دلکیها، تولی، از وزر راست اغاز نموده بقطار، التحاق میکنند. علم، وصوبه دار و حواله دار رفقا، به پیش روی دلکی راست بوده بعقب باجه میروند. و در عقب اینها، تولی، حرکت میکند. افسر تولی و هیچ کس به پیش روی علم نمیتواند رفت. برای آوردن عقاب یک بلوک همراه صوبه دار قده دار ترین شان بدون از باجه نواز ها رفته و عقاب را بقسم علم آورده به کندک
۱۹۳ التحاق میدهد . در حینیکه علم و یا عقاب به کندک و یا به غند خود، تقرب کرده، ز طرف عموم عسکر در بارۀ وی، رسم سلام ایفا کرده میشود. تولی و یا بلوکیکه بگر فتن علم و (عقاب)، مأمور است در اثنا ئیکه برای التحاق به کندک و یا غند خود و یا برای اعادۀ علم و (عقاب) بمحل خود در حرکت باشد تنہابذات حضرت اقدس شهریاری ایفای رسم تعظیم مینماید . درین اثنا، علم وعقاب مائلاً گرفته میشود. ۲۹۴ – علم و عقاب، بقرار بیان فوق بمحل خود ایصال کرده میشود . وقتیکه تولی و بلوک بمحلیکه علم و یا عقاب در آنجا خواهد بود رسیده بنظام لیک درآمده علم بر دار و یا عقاب بر دار به پیش روی و زر راست بر می آید. درین هنگام افسر تولی، برای تعظیم، حکم سلام میدهد. در حکم : دقت ! صو به دار بیقدمترین، پیشیری
۱۹۴ علم و یا عقاب و محافظ ، حواله دار به پس پشت آن میرود. و دیگر صوبه دار نیز ، در تولی بجای خود میرود . بمجرد گرفتن سلام ، صوبه دار بیقدمتر (خواه موما الیه و خواه علم دار و محافظ ، حواله دار سلام میگیرند) حکم : بیرقدار - را و ! داد علم و یا عقاب را علم دار ، و یا عقابدار بداخل بنا ، در می آرد . باجه نیز ، یک هوای مناسب میزند . و قتیکه علم و یا (عقاب) به بنا داخل شد افسر تولی و یا بلوک به باجه اشارت اسکات داده بی انتظار عودت صوبه دار و علمدار و عقابدار و محافظ ، حواله دار ، تولی خود را میبرد . ۲۹۰ - هرگاه قطعات عسکریه ، رأساً در پیش روی بنای علم و یا عقاب بسیار نزدیک آن ترتیب شده باشند درین هنگام به تعیین تولی و بلوک علم و عقاب ، حاجت نمیباشد . صوبه داران و علم داران و محافظ ، حواله داران در وقت
۱۹۰ معین، از بنا برآمده از راه کوتاهتر در قطعه ها بجایهای خود داخل میشوند . درین اثنا قطعات عسکریه ، ایفای سلام میکنند . ۲۹۶ - در احوال آینده برای گرفتن علم و یا عقاب و یا برای اعاده نمودن آن بجای خود، بدون علم داران ومحافظ ، وحواله داران تنها بیک صوبه دار و یک دلگی اکتفا کرده میشود . ۱ - هر گاه یک رفتار در از اجرا کرده شود و یا از چنین رفتار ، عودت نموده شده باشد . ۲ - هرگاه تولی علم : برای عزیمت وعودت ، بقطع مسافه دراز ، مجبور باشد . ۳ - رسم تعظیم ۲۹۷ - رسم تعظیم ، مخصوص یک نشانه اطاعت ، حرمت و اخوت عساکر است . اجرای رسم تعظیم ، از طرف مادون به مافوقان ، مطلق
196 شرط نیست که خاص در اثنایئکه ایشان رو برو بیایند اجرا کرده شود. بلکه در حالیکه ما فوق نه بینید و یا مادون از پس پشت ما فوق بگذرد درین اثنا نیز باید که اجرا نمو د شود. بناءً علیه ایفای رسم تعظیم ما فوقان (از هر صنف که با شد) فریضه ذمت هر کسی که به سلک عسکری منسوب است رسم تعظیم خواه روز خواه شب در هر حال و هر موقع اجرا کرده میشود مگر در اثنای استراحت تا که از طرف ما فوق در اثنا یک خطاب واقع نشود اجرای آن لازم ندارد. رسم تعظیم منفرداً و یا قطعهً برای علم و (عقاب) و علی العموم برای ما فوقان و نیز برای مأمورین علمیه و ملکیه که بلباس رسمی باشند و یا حسب المأموریه بر فاقت و ائمه عسکر باشند اجرا کرده میشود قطعا تیکه از جانب حواله داران و یا نائگان سوق کرده میشوند بکل افسران ایفای رسم تعظیم میکنند.
۱۹۷ هرگاه قطعه، از طرف صوبه دار و سلمشر و کندک ، سوق کرده شود بمنصدار انکه یکدرجه و یا زیاده تر مافوق اند ایفای رسم تعظیم کرده میشود. در داخل کندک و قطعاتیکه از کندک بزرگتر اند رسم تعظیم ، با امر افسر، باز تولی تولی، اجرا کرده میشود . در حین لزوم، سلمشرها با فسران بلوک، اشارت کرده و یا پیشتر، قرار داده رسم تعظیم را بلوک بلوک اجرا کرده میتوانند. قطعات، برای محل محافظین و برای همدیگر نیز، رسم تعظیم، اجرا میکنند. برای رسم تعظیم درباره همدیگر قطعه که استاده باشد وضعیت تیارسی میگیرد. و قطعه رونده بسوی قطعه که استاده است می بیند. هرگاه هر دو قطعه، در رفتار باشند بسوی همدیگر می بینند. نفر منفرد غیر مسلح، رسم تعظیم را بدینموجب اجرا میدارد: یا استاده و جبهه گرفته بدست، سلام میدهد و یا سلام داده میگذرد و یا در جائیکه
۱۹۸ استاده است بسوی مافوق، کشته بدست، سلام میکند. در هر نوع رسم تعظیم، بسوی مافوق، احتراماً راه دیده میشود. و عند اللزوم، برای مافوق راه نیز داده میشود. در رسم تعظیمها، مادون، شش گام پیشتر، برای مافوق بدست، سلام میدهد و بعد از انکه از حذای مافوق، سه گام گذشته شود سر خود را رو برو میگرداند، صورت اجرا، کوتاه و جدی باید بود. بدست، ایفا رسم تعظیم، بدینگونه اجرا کرده میشود. پنجه راست، بصورتیکه انگشتان، با هم خفیف، متصل باشند و قسم اعلی و اسفل دست راست، بحال طبیعی و آزادانه باشد برداشته سریعاً به بالای ابروی راست، برده میشود. و درینجا بقدر سه گام، توقف نموده بعده فرود آورده میشود.
۱۹۹ در اثنای رسم تعظیم ، حرف زدن و دست چپ را بدرون جیب ماندن وخندیدن واصلا به صورت اجرای همین وظیفهٔ حسنه ، اهمیت ندادن ، منافی تربیه است . هرگاه بیک ما فوق ، در زمان معین ، چند بار ، تصادف واقع شود در هر دفعه تصادف ، باید که مجدداً ایفای رسم تعظیم کرده شود . استاده جبهه گرفتن – در بارهٔ ذات شوکت سمات حضرت شهریاری و ارکان خاندان همایون و علم ویا ( عقاب ) ، استاده جبهه گرفته بدست ، ایفای رسم تعظیم کرده میشود ، بدینگونه : لااقل ، ده گام پیشتر در گام آخر ، پای پسینه به پهلوی پیشینه آورده درین اثنا بر پنجهٔ پای پیشینه ۹۰ درجه گشته یعنی بطرفیکه تشریف همایون ، واقع میشود جبهه گرفته ؛ در وضعیت اساس ، ایستاد بدست ، سلام گرفته میشود . بشرطیکه روی گردانید با شد به نظر ، تعقیب کرده میشود . و در وقوع
٢٠٠ التفات شهریاری فی الفور یک سلام دیگر نیز کرد و یک مدت دیگر نیز در وضعیت مذکور استاده عسکرانه دیده میشود . هرگاه راه نامقاطع باشند از مسافه مناسب استاده بدست . ایفای رسم تعظیم کرده میشود. درباره علم و عقاب : شش گام پیشتر، بقرار فوق استاده ایفای رسم تعظیم کرده میشود. و تا که سه گام گذشته شود در وضعیت مذکور بوده بشرطیکه روی نیز، گردانیده شود دیده میشود . سلام داده گذشتن ، عسکریکه با فوق ، تصادف میکند شش گام پیشتر، وضعیت گرفته و روی خود را گردانیده و احتراما کارانه دیده ایفای رسم تعظیم میکند ( مگر بشرطیکه سلام، قبل از گذشتن مافوق ، ختام یابد ) : درین اثنا دست چپ ، ثابت میباشد . و تا که ما فوق ، سه گام بگذرد بسوی او ، روی گردانیده بنظر،
۲۰۱ تعقیب کرده میشود . هرگاه مافوق ، از دنبال ، سریعتر آمده بمادون رسید در اثنانیکه از خدای مادون بگذرد فی الفور وضعیت گرفته ایفای رسم تعظیم کرده میشود. در عکس حال نیز همچنان است . هرگاه مادون به الابه سوار باشد درین هنگام نشسته یعنی بقیام ، وضعیت گرفته و اگر مادون مذکور اسپ سوار باشد اسپ را بعادةً (یعنی بقدم) آورده بدست ، ایفای رسم تعظیم میکند . نفریکه بدست راستش چیزی باشد آن چیز را بدست چپ داده بدست راست ، ایفای رسم تعظیم میکند . هرگاه در هر دو دست ، اشیا با شد درین هنگام تنها از حرکت سلام بدست ، صرف نظر نموده باقی حرکات و اوضاع بقرار سابق میباشد .
۲۰۲ هرگاه یک چند نفر ، یکجا باشند هرکدام شان ، علیحده علیحده ، بدست ، سلام میکنند. استاده سلام دادن ـ هرگاه نفر، استاده باشد و مافوق بگذرد نفر، وضعیت اساس گرفته بسوی مافوق میگردد و بدست ، سلام میدهد . و هرگاه عسکر نشسته باشد و مافوق بگذرد شش کام پیشتر برخاسته وضعیت گرفته بقرار قاعده ، سلام میکند . ۲۹۸ ـ نفر منفرد مسلح ـ نفر منفرد مسلح ، دربارهٔ ذات شوکت سمات حضرت پادشاهی ، دائماً بوضعیت سلام کی ، ایفای رسم تعظیم میکند. ( وبدست راست نیز ، سلام میکند ). دربارهٔ علم و یا ( عقاب ) و علی العموم، دربارهٔ مافوقان ، در استادگی ، نفر، وضعیت اساس را گرفته و روی خود را بگردانیده به نظرش ، استقبال و تعقیب میکند . و در اثنای رفتار ، بوضعیت اوتراپک بوده و دست
۲۰۳ راست را آزادانه حرکت داده عسکرانه دید میگذرد . و اگر بدست راست ، چیزی با شد دست مذکور ، ثابت گرفته میشود . هرگاه تفنگ از بندش ، بشانه آویزان با شد بقرار شکل وضعیت ، اخذ نموده و ما فوق ، روی گردانیده و دستها را ثابت گرفته گذشته میشود . رسم تعظیم افسران بهدیگر ـ هر افسر هروقتیکه بیک افسر یکه از خود قد مـدار تر با شد تصادف کند بیاید که ایفای رسم تعظیم کند . و ما فوق نیز بعین صورت ، بمقا بله مجبور است . در اثنای ایفای رسم تعظیم به ما فوقان ، کریچ ، از چنگک کشیده و بدست چپ ، عمو د اً گرفته میشود. و هرگاه بالاپوش پوشیده با شد کیرچ از چنگک . کشیده نمیشود . رسم تعظیم افسران بهدیگر، غایت صمیمی و اخوتکارانه باید بود . مع ما فیه ، به خیال ارائه
۲۰۴ نمودن صمیمیت و اخوت ، دهن را باز کردن و دندانها را نمودن و بروی، غیر اختیاری یک وضع خنده، دادن و سر را متعدد دفعه، پس و پیش کردن، بسیار خنده آور و ثقیل و خنک میباشد. و علی الخصوص، ایفای رسم تعظیم افسران با ذات اقدس حضرت شهریاری و به شهزادگان جلیل العنوان و بعلم و عقاب، طبیعی و عسکرانه باید بود زیرا که این جالب نظر دقت هر کس است. صورت ایفائی رسم تعظیم بذار حضرت پادشاهی و شهزادگان عظام و علم و عقاب بقرار همان اصو لیکه برای نفر منفرد، مندرج بود میباشد. هر گاه افسر، سوار بوده بذات اقدس حضرت شهریاری تصادف کند اسپ خود را استاده کرده وجهه خود را بطرف تشریف همایون توجیه نموده و اگر زمان و محل، مساعد نباشد به عادتاً یعنی تقدم گذشته ایفای رسم تعظیم میکند. و هرگاه افسر، سوار بوده بیک ما فوق تصادف کند اسپ خود را بعادتاً فزراً آورده ایفای رسم سلام میکند.
۲۰۵ ۲۹۹ - قطعاتیکه در مجتمع نظامیه به حکم افسر خود، ایفای رسم تعظیم میکنند . در استادگی : افسر ، از مسافه مناسب ، حکم : تیار - سی ! شی خوا (گین خوا) - گور ! میدهد. افراد، وضعیت اساس را گرفته بما فوق می بینند. و خودش بوزریکه از انجا مافوق می آید رفته می ایستد و اگر غیر مسلح باشد و یا کرنجدار بوده کریچ خود را نکشیده باشد بدست، سلام میدهد. و هرگاه تفنگدار باشد مانند افراد عمل میکند. هرگاه مافوق، از پیشروی قطعه میگذرد هر نفر تا آنکه مافوق ، از مقابل خود نفر بقدر سه نفر بگذرد بروی و نظر ، مافوق مومی الیه را تعقیب کرده بعده خود بخود رو برو می بیند. در رفتار : حکم : شی خوا (گین خوا) - گور! داده میشود . باید که تفنگها بشانه چپ باشد و دست راست ، آزادانه حرکت کند . هرگاه قطعه، غیر مسلح باشد و یا تفنگها ، بشانه آویزان باشد در حین رسم تعظیم، دستها، ثابت میباشد . و هر صف از حذای مافوق ، که گذشت خود بخود روبرو می بیند.
۲۰۶ افسر قطعه که از بلوک کمتر است، در اثنای رسم تعظیم به پهلوی نفر وزر میرود. افسر بلوک و قطعاتیکه از بلوک بزرگتر اند در پیشروی قطعه های خود میروند. تعریفات فوق، برای داخل و جوار شهرها و کلان محلهای مسکون و مواقع عسکریه مخصوص میباشند؛ در خارج اینها یعنی در ده ها و در راه های خارج شهرها . . . والخ نفر منفردیکه با فوق یتصادف میکند هم بقرار سابق، بدست، ایفای رسم تعظیم میکند و هم نزد مافوق رفته و وضعیت عسکریه را گرفته اسم خود را و غند و کندک و تولیکه بآنها منسوب است و نیز سبب بودنش در انجا عرض و بیان میکند. مثلا: (( ((صاحب! نامم احمد، از تولی چهارم کندک منبر نامت غند بیست و دوم میباشم؛ از فلان ده می آیم)) برای قطعات: مراسم مخصوصه اجرا کرده نمیشود؛ تنها آمر قطعه، نزد مافوق، رفته نام قسم بزرگتر که قطعه مذکور به او منسوب است و سبب بودن قطعه
۲۰۷ در آنجا عرض میکند. مثلا: «تولی اول کندک شصت غند چهارم با سه صوبه دار و شش حواله دار و یک صد و بیست و پنج نفر به تعلیمهای تطبیقات مشغول ست.» هرگاه مافوق، استاده آرزو کند که قطار رفتار را از نظر خود بگذراند از جانب هر نفر خود بخود روی بمافوق گردانیده دیدن و آثار بی انتظامی و ماندگی ننموده ، موجب شرف افسر و دلیل تربیه افراد است. هرگاه از طرف مافوق ، به نفر منفرد ، خطاب؛ مثلا «مانده نباشی ... و الخ.» واقع شود نفرنیز جوابا : «مثلا سلامت باشید صاحب ! ... الخ.» گفته بجوابهای کوتاه ، مقابله میکند . هرگاه بیک قطعه ، چنین خطاب ، واقع شود کل افراد، یک زبان بآواز بلند مثلا : «عید شما مبارک باد صاحب ! ... و الخ.» گفته جواب میدهند .
۲۰۸ قسم ثالث محاربه مدخل ۳۰۰ - قواعد و نظاماتی که در تعلیم نامه مندرج اند، نظر باحوال بسیطۂ تعبیہ که در وقت جنگ واقع میشود ترتیب شده است . با اینهمه ، در محاربه این چنین احوال واقع میشود که در خصوص آنها بیان قواعد عمومیه ممکن نمیباشد. بنابران افسران در خصوص اتخاذ تدابیر لازمه موافقه باید که تعلیم یافته باشند که بکمال سُرعت و بلا تردد عمل نمایند . ۳۰۱ - خواه افسران و خواه افراد چپور منفرد،
۲۰۹ برای اینکه خود بخود کار بکنند باید که در هیئت عمومیه تعلیم و تربیه غیرت بکار برده شود . در مقابل یک قطعه عسکریه که اجرای تعلیم مینماید فرض کردن یک خصم . که باحوال حربیه توفیق حرکت کند مستلزم این است که تعلیمهای محار به بایجابات حقیقیه احوال مقارن گردد . لهذا اجرای تعلیمهای متقابل مابین قطعات عسکریه موجب استفاده است . (در خصوص قطعات مفروضه به نظامنامه خدمات سفریه مراجعت کرده شود .) ۳۰۲ – برای اکمال احوال مخصوصه حرب که دران حضر تصویر و نشاندادن انها غیر ممکن میباشد استخدام حکمها ، در تعلیمهای جزوهای تام خرد برای اجرای تبلیغات متوالیه در خصوص تاثیرات اسلحه ، استعداد استقلال افسران خرد را زیاده میکند. وتعلیمها یک شکل موافق مقتضیات حربیه میگیرد . ۳۰۳ – جریان تعلیمهای حضریه قسم محاربات حقیقیه بطول
۲۱۰ نمی کشد با وجود آن ، جریان تعلیمها بسرعت فوق العاده موجب ظهور این چنین قضیه وقت حفر میکرد دکه موافق تقاضای حربیه نباشد . بنابران در اثنای تعلیم لازم است که مدیر تعلیم با حکمها در وقت ضرورت در باب تعطیل جریان تعلیمها مداخله کنند . ۳۰۴ - هر گاه بوسائط غیر موافقه مقتضیات حربیه یک میل و آرزو برای تأمین جریان تعلیمها بیک صورت درست و بی کسر پیدا شود ، باید که از هر جهت بآرزوی مذکور ممانعت کرده شود . در تعلیمها هر چند که عوارض و مشکلات غیر مأموله سر زند استفاده نیز همان قدر عظیم میشود . واهمیت کار کردن خود بخود بهمان نسبت ، معلوم و سزاوار تحسین میگردد . تعلیم اشکال معینه محاربه ممنوع است . ۳۰۵ - اجرای تعلیمها بصورتیکه موافق ایجابات حربیه باشد ، بشرط اینکه از اراضی بخوبی استفاده کرده شود ، وابسته است بحسن انتخاب نظاماتیکه اخذ نموده ، میشود . درین باب رهبر حرکت عبارت است از تأمین
۲۱۱ تاثیر اعظم آتش خود ما و تنقیص تاثیر آتش دشمن. ۳۰۶ - عسکر پیاده باید که در هر نوع اراضی که قابل مرور یک آدم قوی باشد بر محاربه مقتدر باشند و آن در اثنایئکه حامل همه تجهیزات خود باشد از موانع مختلف گذشته بتواند. ۳۰۷ - افسران قطعه در محاربه حقیقی از هر جا و در هر وضعیت بدن که امر دادن لازم باشد تعلیم نیز باید که از انجا و از ان وضعیت امر بدهند. همین قاعده برای افسران سوار بعینه جاریست. مگر آن مافوق که اداره تعلیمها را مینماید، ازین قاعده مستثنا است و برای ایجابات تعلیم و تربیه درین باب به افسران ماتحت مأذونیت داده میتواند. ۳۰۸ - قواعد اساسیه محاربه را باین صورت تعلیم باید کرد که وضعیات حربیه ساده فرض کرده شود و چیزیکه بیک صورت اساسدار تعلیم آن ضروری است عبارت از محاربه آن قطعه است که جناحهای آن مستند باشد. زیرا که اکثریه محاربه درین وضعیت واقع
۲۱۴ میشود و این نوع محاربه مستلزم اینحالت میشود که از اراضی بیک صورت ماهرانه استفاده کرده شود. ۳۰۹ - هرگاه از سبب تنگی میدان تعلیم اجرای صفحات محاربه مسلسلاً و متعاقباً ممکن نباشد، باید که تعلیم انها جدا جدا کرده شود. ۳۱۰ - جزوهای تام خرد و کلانرا در شب نیز تعلیم باید کرد. مقصد از همین تعلیمها تنها اجرای محاربه نیست. بلکه مقصود اصلی این است که بکمال انتظام و سکون و امنیت تامه وصول قطعات به نقاط معینه میسر گردد اگرچه همین نقاط خارج راه ها باشند. ۳۱۱ - استعمال کلند و بیل را باید که پیشتر تعلیم یافته باشند، هرگاه در جوار موقع عسکری این چنین جاها که مساعد استعمال آلات مذکور باشد موجود نگردد، درین باب در وقت اقامت قطعات در دسات (برای اجرای تعلیمها بر اراضی) استفاده کامله کرده شود. برای اینکه در استحکامات صحرا که وضعیت حربیه
۲۱۳ مستلزم آن است یک ملکه تا مه تحصیل شود. باید که عملیات لازمه اجرا نموده شود. اما اگر از سبب تقاضای وقت حفر حفر و انشای استحکامات مذکور ممکن نباشد باید که اقلاً ترتیبات تهیه اتخاذ و عملیات نشان داده شود. ۳۱۲ - اعطای مسئله در وقت تفتیش، وظیفه مافوق است. مافوق، بواسطه همین تفتیش مکتبات تعبیه افراد را و خصوصاً مکتبات تعبیه افسران قطعه را امتحان میکنند و باقتدار افسران خرد، در خصوص حسن اداره آتش و مهارت و درایت افراد جوقه، در آتش بی اداره قناعت میورزد. ۳۱۳ - در هر حال همه افسران باید که در باب حسن اداره قوای بدنیه عسکر دقت بکار برند. و چون مقصد اصلی این است که عسکر در هر نوع محرومیت نیز عادی گردند و به مشاق عظیمه مقاومت کرده بتوانند. بنابرین محافظه قوای بدنیه مدعای ذاتی نیست بلکه برای اجراآت خارق العاده زنده بودن قوا
۲۱۴ بدنیه چاره و تدبیر مهمی است. در صرف قوای بدنیه افراط نمودن امید موفقیت را تنقیص میدهد و هر گاه بی لزوم و بیهوده برداشته میشود بموفقیت مستلزم ضرر میگردد. ۳۱۴ - پیاده صنف اصلی است باطوپچیان شریک بوده دشمن را میکوبد. و مقاومت و اپسین دشمن را خود پیاده می شکند. محتمل اکثریه زحمات محاربه، پیاده میباشد و اکثر تلفات از پیاده میشود لہٰذا شرف و شأن بزرگترین نیز متوجه صنف پیاده میباشد. ۳۱۵ - میل تعرض و پیشدستی را که از لوازم صنف پیاده میباشد، دائماً پرورش باید داد. فکر حمله و انداختن نفس بر دشمن بهر وضع و قیمتیکه بدست بیاید در همه افعال پیاده حاکم باید بود. چون صفت مذکور به فضایل عالیه معنویه وابسته است لہٰذا تاسیس و تزئید قوای معنویه از جمله وظایف تربیه حضریه میباشد. عسکر پیاده که صاحب عزم متین و تعلیم و تربیه آن مکمل بوده بیک صورت موافق نفس الامر سوق و اداره
۲۱۵ شده باشد، در احوال مشکله ، حتی در مقابل دشمنیکه عدداً بر آن فائق است ، باحراز موفقیت عسکر مذکور مطمئن باید بود . ۳۱۶ - افسر برای افراد معیت خود نمونه تشبه است. مثلا : افسر چون خود را بر دشمن می اندازد عسکر را با خود پیش میبرد . افسر قطعهٔ خود را در یک انضباط محکم آورده بعد از زحمات عظیمه و تلفات کثیره تیر به ظفر میرساند. افسر، باید که این چنین یک رهبر صادق باشد که در کدورت و مسرت و همه محرومیت های عسکر خود شریک باشد . زیرا که کسب امنیت تامه عسکر خاص به همین صورت میسر میشود . لازم است که افسر، در وقت حضر بواسطهٔ تربیهٔ نفسيه ، برای همین وظایف عالیهٔ حربیهٔ خود را تقویه و تهیه کامل نماید . ۳۱۷ - افسر خرد با افسر معاونت و در عین حالت وکالت او را میکند . انضباط داخلی یک قطعه وابستهٔ این امر است که افسران خرد شایان اعتماد و پابند وظیفه
۲۱۶ باشند. ۳۱۸ - افراد با وجود رفتار های با زحمت و محرومتیهای بسیار باید که خواص شجاعت، شدت فعالیت، سکون و اطمینان تام، عدم تردد را محفوظ دارند. خواص استحقار نفس و استخفاف تهلکه که بواسطه تعلیمهای ورزش و بر چه ازادیا ذمی پذیرد و ما سوای اینها تحمل مشاق بدنیه و الفتیکه با نظامهای محاربه، که اساسا بسیط میباشند، حاصل میشود لازم است که افراد را در مقابل تاثیرات شدیده محاربه نیز تاب آور مقاومت بکر داند. هر یکی از افراد خاصلة رذیله پشت دادن بدشمن را از جمیع تهلکه های محاربه بدتر و مضرتری بداند. در زمان جوشش وخروش محاربه افرادیکه جرات و متانت خود را از دست میدهند باید که متوجه افسر خود باشند. اگر افسر باقی نماند، پس حرکات افسران خرد و افراد جسور را مد نظر خود بدارند. ۳۱۹ - هر فرد، غیرت ورزد تا از قطعه خود جدا
۲۱۷ نشود . افرادیکه مجروح نبوده در عقب افراد دیگر معطل باشند و افرادیکه بدون امر از میدان محاربه مجروح را نقل میکنند یا بیک بهانه میدان محاربه را ترک نمایند به سزای جُبن و بُزدلی محکوم میگردند . ۳۲۰ - افرادیکه از تولی خود جدا میشوند باید بقطعهٔ قریب ترین پیوسته ، اطاعت افسرانی را که در انجا حکم میکنند مانند اُمرای خود بر خود لازم گیرند . و همین افراد باید که مجرد اختتام محاربه ، قطعهٔ خود را جستجو نموده کیفیت غیاب خود را که کجا بودند؟ و چکونه وقت را بصرف رسانیدند؟ اثبات کنند . ۳۲۱ - در اثنای محاربه هرگاه قطعات عسکر بیک با دیگر مخلوط گردند . باید که فی الفور جزو نای نام جدید تشکیل یافته اعاده و تاسیس انتظام نموده شود . سوق و اداره ۳۲۲ - بیان قواعد قطعی و عمومی الاجرا برای سوق و اداره ممکن نیست . افسر، در هر حال و هر وضعیت،
۲۱۸ طریق اداره محاربه را بیک صورت الیق ملاحظه و موازنه کرده اجرای قرارهای خود را باید کرد. و تا وقتیکه علت مانع موجود نگردد ازین قرارها تخلف نباید نمود. ۳۲۳- هرگاه قرار افسر بواسطه وضعیت حربیه وضعیت حربیۀ صریحاً معین نگردد اجرای محاربه بیکی از صورتهای تعرض و مدافعه و اشغال و غیر آن یا بیک استقامت دیگر فته از محاربه مجانبت کردن، این همه تابع رأی افسر میباشد. لازم است که افسر، امر و مقصود خود را واضحاً بیان نماید. برای اینکه افسر جمیع آرزوهای خود را در ذهن مشین ذهن نشین افسران ماتحت بنماید و آنها را متوجه و نگران آرزوی خود بگرداند، لازم است که جمیع تدابیر و طرق لازمه را بصرف رساند. ۳۲۴- چون وضع قاعدۀ معینه که در جمیع حالات محاربه ممکن الاجرا باشد، امکان ندارد. بنابران در تحریر اوامر محاربه تقاضای وقت را مدنظر داشته از جمیع انواع نمونه اجتناب باید نمود. حسب تقاعد در ابتدای کار، سرعت توجیه قطعات باستقامتهای
۲۱۹ مطلوب بذریعة امر شفاهی اہم و مقصود میباشد. وباقی اوامر بعد از امر شفاهی اجرا میشود. و از طرف لوا، یا از طرف قطعات عسکریه که ما فوق لوا میباشند، اکثریه تحریراً داده میشود. ٣٢٥ - افسران کلان علاوه بر موادیکه امر دادن در آنها مخصوص ایشان است، در مواد دیگر مداخله نکنند. و از مداخله در فروع احتراز کرده انتخاب و اتخاذ تدابیر اجراآت را بافسران ماتحت ترک باید کرد. اوامر و ترتیباتیکه از طرف افسران کلان داده میشود اساساً با فسرانیکه یکدرجه ما تحت باشند اعطا میشود. با این همه در ضرورت حال و فقدان وقت و در اثنائیکه افسران ماتحت، اجراآت غلط نموده، مقصد محاربه را دوچار تهلکه سازند، از قاعدة مذکوره انحراف ورزیده به افسران ماتحت تررأساً و بلا واسطه اعطای اوامر جائز است. لکن در حینیکه این چنین مداخلات
۲۲۰ وقوع یابد ، برای افسرانیکه بآنها معلومات داده نشده بود فورا اطلاع باید داد . ۳۲۶ - حرکات استقلالیه افسران ماتحت تابع هر گونه خواهشات نفسیه نباید بود . فعالیت مستقله [ که داخل حدود لازمه باشد ] هر افسر ، موجب موفقیتهای عظیمه میگردد . ۳۲۷ - در اثنای رفتار هرگاه حصول تماس با دشمن محتمل باشد افسر باید که حتی الامکان در پیش از روی قاعده با اقسام قشونی پیشدار باید بود . لازم است که افسر عقب نقاط حاکم و نظاره دار از اسپ خود فرود آمده بذریعه دور بین کشفیات و ترصدات لازمه اجرا کند. بنا بران افسر تابع موقع معین نبوده قدمه قدمه پیشرفت باید کرد . با این همه برای سرعت وصول اطلاعات اتخاذ تدابیر باید نمود . افسر ، بذریعه مشاهدات ذاتیه خود در باب احوال دشمن و قطعات مجاور و اراضی ، این چنین معلومات تحصیل میتواند کرد که معلوماتیکه باعانه نقشه و رپوتها و اطلاعات حاصل میشوند ، فائده آنها را نمی توانند داد . بنا بران
۲۲۱ افسر بواسطه معلومات ذاتیه خود تدابیر اولیه را بصورتیکه موافق مقصد باشد، اتخاذ کرده میتواند و از قراراتیکه در وقت لازم اجرا میکند، در مقابل دشمن تحصیل فوائد مخصوصه میتواند کرد و قطعات خود را از راه های پیچدار حرکت داده میتواند، و قرار های غیر موافقه افسران ماتحت را منع میتواند کرد. افسران قطعاتیکه برای آنها امر نخستین داده میشود، باید که پیشتر طلب کرده شوند. ۳۲۸ - در اثنای اجرای محاربه سر افسر در چنین موقع در عقب میماند که قطعات خود را بخوبی دیده تواند و موقع او بآسانی دریافته شود. افسران قطعاتیکه در خط نخستین میباشند باید که اراضی پیش رو و دشمن را به بینند و نظر به سلسله مراتب با افسران مافوق قریب تر و افسران معیت خود حسن ارتباط را از دست ندهند. تبدیل موقع، چون بارتباط دائمی خلل میرساند. لهذا افسر، بی سبب تبدیل موقع نباید کرد. اگر افسر موقع خود را
۲۲۲ تبدیل کند، پس سانیدن اوامر و اطلاعاتی را که بموقع سابق میرسد تامین باید کرد. ۳۲۹ - افسرانیکه پیش قدم میباشند، زیر آتش مؤثر دشمن از اسپ فرود می آیند و از ستره تا ئیکه از انجا اجرای نظاره مقتضیه ممکن باشد استفاده میکنند. افسران کلانیکه در عقب میباشند، با ارکان معیت خود باید از نظر دشمن خود را مخفی دارند. وعلاوۀ برین از اسپها تیر فرود می آیند. ۳۳۰ - تقسیم ارکان، بیک صورت معین، توزیع و اعطای وظائف مختلفه بافسرانیکه درین ارکان موجوداند، همیشه ترصد دشمن به تخصیص از نقاط حاکمه ضروریست. بیرق مخصوص سر افسر، بشرط اینکه موقع افسر را برای دشمن افشانکند، حتی الامکان باید از طرف عسکر ما دیده شود. بودن بیرق مذکور نزدیگ طریق اصلی رفتار اکثریه مناسب میباشد. و اطلاعات وارده ازینجا بافسر رسانیده میشود.
۲۲۳ ۳۳۱ - برای قرار دادن افسر ، اجرای استکشاف احوال دشمن و اراضی شرط اول است . معلومات مقتضیه صورت اجرای محاربه اکثریه تنها در اول دور محاربه بدست آورده میشود . ۳۳۲ - استعمال مخابره برای سرعت تاسیس ارتباط ما بین افسران کلان ، خیلی اہم و الزم میتواند شد. پس مخابره باید ما بین افسران یا مابین معاونان آنها اکثریه بالذات اجرا شود . ( در باب ارسال اوامر و اطلاعات به نظامنامه خدمات سفریه مراجعت کرده شود . ۳۳۳ - نظر دقت همه افسران باید بمحافظه نظام و انتظام و اجرای تاثیر متحد و اشتراک فعل و حرکت معطوف باشد . افسران مافوق ، برای اینکه قطعه خود را از دست ندهند . و افسران ما تحت نیز بعد از ایفای وظایف مقرره باز برای التحاق به جزو تا تام خود ، باید غیرت بکار برند . اگر التحاق در ان زمان ممکن نباشد ، افسر همراه قطعه خود با فسر ما فوق
۲۴۴ نزدیک ترین عرض خدمت میکنند. ۳۳۴ - افسران؛ از حرکت قطعه های خود بصورتیکه موافق مقصود است، باین درجه باید مطمئن باشند که نظر دقت خود را به محاربه حصر کرده بتوانند. افسران را باید که همۀ مشاهدات مهمه را بدون تعطیل بیک بدیگر برسانند. ۳۳۵ - اگر چه در ابتدای دور محاربه در باب مقدار قوتیکه بمحاربه ادخال کرده میشود، حرکت احتیاط کارانه لازم است اما از تمسک باجرای محاربه بقوتهای غیر کافی که تدریجاً تقویه شوند، خطای بزرگتر موجود نیست. زیرا که درین صورت در مقابل قوت کلان دائماً بیک قوت خرد محاربه کرده، از تفوق عدوی بالاختیار ترک استفاده میشود. هر آن تشبث که عقیم میماند؛ چنانچه مؤدی تلفات بی فائده میشود همچنان بقوۀ معنویه عسکریه مضرت میرساند. ۳۳۶ - به نسبت کلانی جزو های تام محاربه مشکلات تبدیل جبهۀ خط نخستین تزاید می پذیرد. لهذا قبل از
٢٢٠ شروع محاربه باید که حتی الامکان در تعیین جبهه محاربه از خطا احتراز کرده شود. اگر در اثنای حرکات متعاقبه خطای جبهه ظاهر گردد، پس در قطعات عظیمه، بدون اینکه خطهای جدید به جبهه درست ساخته شود، تدبیر دیگر به ندرت دست میدهد. ٣٣٧ - امتدادیکه به جبهه داده میشود و ترتیباتیکه عمقاً اخذ نموده میشود تابع مقصد محاربه و اراضی مستند یا غیر مستند بودن جناحها میباشد. طوائف مذکور نظر باحتمالات ذیل مختلف میباشند چنانچه قطعه، یا منفرداً یا ما بین قطعات دیگر محاربه میکند یا تعرض یا مدافعه یا در زمان محدود دشمن را اشغال مینماید. ٣٣٨ - امتداد جبهه تابع دو چیز میباشد. اول مقصد وقوه موجوده دوم امتداد جبهه دشمن. اگر در محاربه ترتیب جبهه های وسیع بقوتهای ضعیف لازم آید، پس محاربه بصورت جماعتهای متفرق که کم و بیش از هم جدا باشند، اجرا باید شد. درین صورت ازان اقسام اراضی که شکل وطبیعت آنها مساعد سوق و اداره
۲۲۶ محاربه باشد استفاده میشود. ۳۳۹ - هرگاه هر دو جناح مستند باشند به ترتیباتی که اخذ نموده میشود تنها وضع موجوده زمین موثر میباشد. درین حال در عقب، همان قدر قوتها وضع میشود که اجرا محاربه جبهه مقتضی آن باشد. ۳۴۰ - قطعه که تنها یک جناح آن مستند باشد، در تعیین امتداد جبهه خود، اگرچه بالنسبه آزاد میباشد اما برای ستر و حمایه جناح غیر مستند، عمقاً محتاج اخذ ترتیبات میباشد. درین باب وضع قوتهای دنبال (که در عقب میباشند) بخارج جناح (مقدمه) مقصد را تامین میکند. مقدار مسافتها و فاصله ها نسبت بقوه مقدمه کم و زیاده میشود. ۳۴۱ - قطعه که تنها محاربه میکند، اگرچه در خصوص امتدادیکه به جبهه میدهد و ترتیباتیکه عمقاً اخذ مینماید، آزاد میباشد. اما نظر باحوال، محافظه هر دو جناح خود را در مقابل احاطه برخود لازم گیرد. ۳۴۲ - موضع طوپچی صورت و وضع محاربه را
۲۲۷ تشکیل میدهد. وضع و ترتیب قطعات سائره، اکثریه تابع موضع طوپچی میباشد لهذا صلاحیت انتخاب موضع طوپچی را کما ن افسر محافظه میکند و افسر طوپچی درین باب محض به صفت مشاور ایفای خدمت مینماید . ۳۴۳ - افسر، برای اینکه بیک صورت مؤثر بر حرکات جزوتام های تا میکه در خط نخستین استعمال میکند ، نفوذ خود را تامین کند . بهریکی از جزوتام های تمام مذکور وظایف معینه اعطا مینماید . ۳۴۴ - تاثیر قوی افسر ، بر جریان عمومی محاربه ، محض باعانه قوت های باقی مانده یعنی با عانه احتیاط ممکن شده میتواند . مرکز ثقل محاربه را بهر جائیکه آرزو کند نقل کردن و به محلهای مناسب مدد رسانیدن و موفقیتی را که دشمن در یک طرف میدان محاربه بدست آورده است استرداد کرده محاربه را متوازن کرد انیدن و الحاصل برای استحصال نتیجه قطعیه ، احتیاط ، زیر دست افسر واسطه مهمه ایست بنابران قوت احتیاط کم نباید بود. و در اثنای تفریق احتیاط از هم گسستن جزوتام های
۲۲۸ تام حتى الامکان اجتناب باید نمود . در قطعات جسیمه یک حصه توپچی نیز بقسم احتیاط تفریق میتواند شد . ۳۴۵ - موقع احتیاط تابع وضعیت محاربه وحال اراضی میباشد . احتیاط اکثریه در طرفی میباشد که نتیجه قطعیه در آنجا ملحوظ باشد یا طلب نتیجه از انجا کرده شود . در ابتدای محاربه اگر احوال هنوز بروجهی که باید ظاهر نشده باشد پس اخذ موقع احتیاط تقریباً در عقب مرکز مناسب است اما این کیفیت مد نظر باید بود که سوق احتیاط به یکی از جانبین زیر آتش دشمن واقع نشود . ۳۴۶ - اگر افسر بداند که محاربه مثمر یک نتیجهٔ مظفرانه خواهد گشت . برای تعقیبیکه مؤخراً اجرا میشود باید پیشتر به تدابیر توسل کند . در عقب مظفریت افسر در خط نخستین باید بود . ۳۴۷ - هرگاه مجبوریت رجعت حاصل شود برای محافظه ضبط و ربط و انتظام بودن همه افسران با قطعات خود قاعده اساسیه میباشد . تنها سر
۲۲۹ افسر بعد از انکه تدابیر اولیه را اتخاذ کرده از اجرا یافتن تدابیر مذکور مطمئن باشد برای احضار باقی تدابیر مقتضیه به عقب میرود. (فقره ۴۸۲) ۳۴۸ -- محاربات شب به تخصیص در قطعات جسیمه امر و حکم را مشکل میسازد. اجرای چنین محاربات چنانچه مستلزم استحضارات مکمله میباشد همچنان البته این امر است که نظامهائیکه استعمال میشوند بغایت بسیط باشند. نسبت بروز در محاربات شب، احوال غیر محتمله زیاده تر حکم فرما میشوند . اما در داخل قطعه ضبط و ربط هر چند مستحکم باشد ، تاثیر احوال مذکور نیز بهمان نسبت کم میماند . ( ۴۳۶ : ۴۳۰ ۴۶۰ ۴۶۶) ۳۴۹ -- از سبب مفقودیت ستره هر گاه محفوظ بودن خطهائیکه در عقب میباشند از آتش دشمن ممکن نباشد، در تعیین مسافات ما بین خطها این کیفیت را بدقت ملحوظ باید کرد که یک حزمه مرمیها
۲۳ پیاده با یک شراپنل (بم) در یک قوت بد و خط اصابت نکند . عموماً (۳۰۰ متر) برای قطعه که در عقب بوده اند کی بعد تر به خط آتش میدآید ملاحظه فوق از اهمیت ساقط میشود . ٣٥٠ – آتشهای بسیار و ناگهانی که بر دشمن اجرا میشود ، یک تأثیر هولناک حاصل کرده میتواند . چنین شخون های آتش هر چند که از نزیک اجرا یابند همان نسبت مخربتر میباشند . ٣٥١ – یکی از تدابیر ابتدائیه ، برای تزئید اقتدار و تحمل قطعات انداختن چانطه (بستره) ؛ است هر گاه بدون تخفیف بار عسکر در ایفای قطعات وظائف محاربه را ، تر دد حاصل شود. همه افسران مستقل و افسران غند که در قطعات جسمیه میباشند و همه افسران دیگر امر انداختن چانطه ها را داده میتوانند . لکن باید که محذور ماندن چانطه ها در عقب به نظر دقت آورده شود . جبه خانه ، ارزا احتیاطیه ، با لا پوش ، ظرف طعام ، تباک ،
۲۳۱ خریطه‌مان، و ادوات استحکامیه نزد سپاهی میماند. ۳۵۲ - چون حال محاربه مساعد شود عسکر کوت سپک کرده نزدیک کوتها استراحت میکنند. ۳۵۳ - در باب اکمال چنانه به نظامنامه خدمات سفریه مراجعت کرده شود. ۳۵۴ - عدم مجانبیت از ذمه برداری مسئولیت عالی ترین مزایاست که متصف بودن افسر بآن لازم است. کرچنین گمان نباید برد که هیئت عمومیه را به نظر دقت نیاورده قرارهای خواهش نفسی را اتخاذ کردن و برطبق او امر یکه داده میشود تماماً حرکت نکردن و برجای اطاعت، خودرائی نمودن عبارت از همان مزیت است. با این همه اگر فقدان وسائط یا نبودن افسر در محل اجرا برای ما تحت یقین کامل حاصل شود که تغییر احوال را بیک درجهٔ کافی فرق وتمیز کرده نتوانسته است و یا قبل از اجرای یک امر برای احوال تبدل عارض شده است پس درین صورت امر
۲۳۲ مأخوذه را یا بالکل اجرا نکردن و یا تعدیلات لازمه در ان اجرا نمودن و به مافوق بهمین کیفیت را خبار کردن از جمله وظائف ما تحت میباشند. مسئولیت عدم اجرای امر کا ملاً بما تحت راجع است. افسریکه حائز مزیت عدم مجانبت از مسئولیت باشد در جائیکه محاربه را مشتبه ببیند تیر بلا تر و د از ادخال قطعه خود در محاربه اجتناب نمیکند. افسر باید بداند که از تهمت خطا در انتخاب وسائط، تهمت اهمال و مسامحه بزرگتر است. و بهمین کیفیت را ذهن نشین افسران خرد باید کرد. استفاده از ارضی ۳۵۵ - استفاده از ارضی بصورت ماهرا وابسته این امر است که اجرای کشفیات لازمه سابقاً نموده شود. باید کشفیات بکمال اهتمام اجرا شود. لکن افراط در کشفیات ، باین درجه که قونیت را در خطر انداز د موجب تعطیل امر محاربه نباید شد.
۲۳۳ در اثنای حرکات ابتدائیه در قار تقرب مییابید که بطریق استفاده از اراضی بصورت مناسب، ترصدات دشمن دو چار اشکال شود. ٢٥٦ - اگر چه تطبیق حرکاتیکه زیر آتش دشمن اجرا میشوند بحالات مختلفه طبیعت اراضی لازم است اما بهمین کیفیت باید مخل سرعت تقدم نگردد. یا از سبب بعض اقسامیکه در عقب میمانند تعرض دو چار تفرقه نشود. ٢٥٧ - حال اراضی در اخذ ترتیبات (عمقا) تاثیر مهمی دارد. در اراضی غیر مستور برای تقلیل تلفات باید که اقسام ؛ بمسافت بسیار از هم جدا باشند. اراضی مستور؛ مساعد تنقیص مسافات است. در چنین اراضی چون اکثر یه بخط نخستین بسرعت روان کردن امداد و معاونت لازم می آید لهذا افسر باید که از همین مساعدۀ اراضی استفاده کند. در اراضی مستور، قطعات؛ مدتی دراز
۲۳۴ نظامهای مجتمع خودرا محافظه کرده میتوانند . ۳۵۸ - اراضی غیر مستور با تعرض مساعدت ندارد لکن در مدافعه ، برای مالک شدن بیک میدان آتش خوب ، تفحص این چنین اراضی نموده میشود . ۳۵۹ - انتظام و رابطه جزؤهای تام را در اراضی با اشکال نیز ضایع نباید کرد . برای اعاده انتظام جزؤهای تام از هر فرصتیکه اراضی میبخشد استفاده باید کرد . استعمال دَوَات استحکامیه ۳۶۰ - اگر سپرها و موانع صنعتی و استحکامات و ستره های ساختگی در وقت و جای مناسب ساخته شوند همه این اسباب ، در سوق و اداره قطعات ، برای افسر خدمات مهمه ایفا میکنند . ۳۶۱ - اگر احوال ، یک شکل خلاف مأمول گیرند . عملیات استحکامیه که سابقاً اجرا شده بود
۲۳۵ مانع اجرای قرار های نباید شد . و همچنین بملاحظهٔ احتمال اینکه عملیات بیفائده خواهد شد ترک اعمال عملیات مذکور را نباید کرد . ۳۶۲ - خندقهای عمیق چنور ، عسکر را بیک صورت مکمل محافظه مینماید . اما اگر وقت برای حفر آنها نباشد به سپرهای خفیف اکتفا باید کرد . ۳۶۳ - در نقاطی که در حال تعرض بدست آورده شده حفظ آنها لازم باشد از ادوات استحکامیه استفاده میتواند شد . لکن این امر را فراموش نباید کرد که اکتساب وقت ، از متعرضین برای مدافعین زیاده تر فائده می بخشد . همچنین خط خپور که زیر آتش موثر جای گرفته باشد چون اخراج آن برای پیشرفت از سپر که بکمال زحمت بوجود آورده است مشکل میباشد لهذا احتیاط کار بودن متعرضین در باب عملیات استحکامیه لازم میباشد . انشای سپر باید در هیچ وقت شوق و هوس دوام تعرض را باطل نکند و سپرهائیکه ساخته میشود ،
۲۳۶ دفن فکر تعرض نباید بود. ۳۶۴ - عسکر پیاده بدون اینکه محتاج معاونت صنف استحکام باشد باید در باب انشای استحکامات صحرا تعلیم و توجیه یافته باشد . همه افسران باید حسن انتخاب محلہا را که در انجا حفر استحکامات میشود و اداره عملیات استحکامه را بدانند . رفتار نخستین برای محاربه ۳۶۵ - هرچند که بدشمن تقرب شود باید در تهیه لوازم محاربه تزئید کرده شود. درین باب باید که کوایف ذیل بنظر دقت ملحوظ کردد. توسیع جبهه اتساع اطراد توسیع جبهه عبارت است از تبدیل نظام جزو های تم بنظامهای مجتمعیکه جبهه آنها وسیع تر باشد. این حرکت
۲۳۷ برای تنقیص عمق رفتار و اجتماع استعمال مییابد . اتساع عبارت است از تفریق قطار رفتار بقطارها متعدد و اخذ نمودن یک جبهه وسیع تر . برای حصول این مقصد قطعات از همدیگر به شکل باز زن جدا میشوند و اکثریه نظام رفتار را نیز محافظه میکنند . همین قطار ها در اثنائیکه باز درآمدشان به قطارهای رفتار ملحوظ نباشد بنظام عمیق قطار درآمده توسیع جبهه آنها مناسب میباشد اخذ ترتیبات عمقا که در اداره محاربه حائز اهمیت میباشد بحرکت اتساع بسهولت حاصل میشود . حرکت اتساع از نظام اجتماع نیز اجرا کرده میتواند شد . هرگاه معلوم گردد که زمان محاربه قریب است چون به نظام اجتماع درآمده توسیع جبهه اکثریه موجب ضیاع وقت و مستلزم ماندگی میباشد لهذا باید اجرای تهیه بقاعده اتساع ترجیح کرده شود . انبساط : عبارت ازین است که قطعه برای محاربه عرضا و عمقا اخذ ترتیبات نماید . و خطهای عبور تشکیل
۲۳۸ کند. اگرچه بقرار قاعده قطعات بعد از اتساع انبساط میکنند اما از قطار رفتار یا از نظام اجتماع نیز انبساط کرده میتواند شد. ۳۶۶ - در وقت توقف قطار رفتار ، برای تنقیص عمق رفتار یا عمیق قطار تشکیل مییابد . و اگر چنین ملحوظ باشد که قریباً اتساع کرده خواهد شد پس پهلو به پهلو قطار های متعدد رفتار تشکیل میشود . ۳۶۷ - در سرکهای وسیعیکه عرض آنها بیکدرجه باشد ، از ابتدای رفتار پیرک قطار تأسیس کرده تنقیص عمق قطار رفتار فائده بخشیده میتواند . بنظامنامه خدمات سفریه مراجعت کرده شود . ۳۶۸ - در اثنای توقف سرکها باید حتی الامکان از افراد پیاده خالی شود . هرگاه بر سرک کوت پک لازم گردد کوتها باید بیکی از دو کنار سرک بغایت نزدیک باشد . حصه های تنگ سرک را بکوتها اشغال نباید کرد . (بارهای سبک) اکثریه بر سرک مانده میشود .
۲۳۹ ۳۶۹ - برای رفتن در خارج راهها باید که پیشتر کشفیات اجرا گردد تعیین استقامت‌های راههای قطارها (استقامتهای که از انجا قطارهای رقار خواهند گذشت) نموده شود. ۳۷۰ - در اثنائیکه پیشتر رفتن طوپچی لازم گردد، پس برای اینکه قطار ها با یک دیگر مزاحم نشوند لازم است که در باب رفتار توپچی بطرف راست یا چپ پیاده امر داده شود . و اگر قطع کردن قطار یک دیگر را ضروری شود از توقفهای ممکن الوقوع استفاده کرده پیاده برای اینکه از فاصله های قطار طوپچی یعنی از مابین کندگهای طوپچی بسرعت بگذرد نظامهای وسیع الجبهه اخذ میکند . ۳۷۱ - در تعیین جاهای قطعاتیکه هنوز بمحاربه داخل نمیشوند کیفیات ذیل به نظر دقت آورده میشود. استقامتها را که قطعات مذکور در اخیر تعقیب خواهند کرد ، پوشیده بودن قطعات از آتش دشمن و حتی الامکان مستور بودن آنها از نظر دشمن .
۲۴۰ جزو تامهای کلان بطرز جماعتهای متفرق مرتب میشوند . ۳۷۲ – برای حرکات قطعات مجتمعه ، یک عمیق قطار یا عمیق قطارهای متعدد که در یک وقت بحركة شروع میکنند استعمال میشود . ۳۷۳ – در هر اجتماع نظر به احتیاج باید که اتخاذ تدابیر امنیت نیز کرده شود . اصول تعرض ۳۷۴ – تعرض عبارت است از نزدیک شدن بدشمن برای آتش دادن – در حین ایجاب با قرب مسافات – و بعد از ان نتیجه قطعیه بهجوم برچه تحصیل میشود . ۳۷۵ – در محلی که یک جزو تام برای تعرض مخصوص باشد ، افسر جزو تام مذکور از همان حصهٔ اراضی که هموار و بی ستره باشند اجتناب باید کرد، یا در چنین اراضی برای تعرض قوتهای ضعیف تخصیص
۲۴۱ کرده و بفاصله‌های وسیع بیک صورت مناسب آنها را پیش باید کرد. و قوه اصلیه را خفیة از محل قابل تقرب مجار به سوق باید نمود. با این همه اگر چنین اراضی موجود نباشد که از انجا قوه اصلیه خفیة تقرب نموده بتواند اجرای تعرض قطعی از اراضی غیر مستور ضروری است. ۳۷۶ - آغاز هر تعرض به تشکیل خط چنور میباشد. برای اینکه اجرای محاربه به آتش مؤثر نموده شود، لازم است که بدون شروع آتش بواسطه خط چنور حتی الامکان بدشمن تقرب کرده شود. درجه تقرب بدین صورت، چنانچه تابع تأثیر آتش دشمن و حال اراضی میباشد، همچنان تعلیم و تربیه قطعه نیز تاثیر مهمی دارد. عسکر پیاده که تعلیم و تربیه آن مکمل شد در اراضی بی ستره نیز تنها در مسافات وسطیه باتش شروع میکند و ازین چنین عسکر همین کیفیت مامول میباشد. ۳۷۷ - میل و هوس پیشرفت متمادی و غیرت
۲۴۲ تقدم بر قطعات مجاور مرکز خاطر همه اقسام قطعات تعرض باید بود. در وقتیکه پیشرفت زیاده تر ممکن نباشد قوای موجوده را بصرف رسانیده محافظه اراضی ضبط شده را باید کرد. قسمهائیکه پس پاشده اند لازم است که حتی الامکان در ستره نزدیکتر باز بدشمن روی بگردند. استثنا دتائیکه فی الفور دویدن آنها برای امداد مقتضی باشد افراد یرا که در عقب میروند با خود پیش میرانند. ۳۷۸ ـ مابین قسام پیشینه تعرض و افسرانیکه در عقب میباشند تاسیس ارتباط دائمی ضروریست، تاسیس ارتباط دائمی بتخصیص بذریعه تلفون منتج فوائد عظیمه میگردد. و اگر ستره باشد اطلاعات و اوامر در بعض احوال بتوسط سواران نیز ارسال میتواند شد در عکس این، مخابره بذریعه اشارات میشود. چون اشارات طرم گاه گاه موجب بعضی غلط فهمیها میشود و احتمال فهمیدن دشمن دران میباشد
۲۴۳ لهذا استعمال طرم در ما سوای حالاتی که در قسم دوم مستثنی شده است بالکل ممنوع است. ۲۷۹ - در اثنای تعرض پیاده طوپچی با یک صورت کافی طوپچی دشمن را اشغال میکند و نیز تاثیر مخرب آتش خود را در حصه آن موضع پیاده دشمن که بر آن حمله آورده خواهد شد بصرف میرساند. ۲۸۰ - پیشرفت پیاده در اثنای محاربه طوپچی (با هم محاربه کردن طوپچیهای هر دو طرف) قطعات دشمن را مجبور میسازد که بمیدان بر آیند و بتاثیر آتش طوپچی گرفتار آیند (فقره ۴۹۴) ۳۸۱ - در مسافات قریبه رفاقت غندکهای (شش طوپ) منفرد با تعرض قوهٔ معنویه پیاده را تزیید میکند و نیز مانع پس پاشدن میشود. ۳۸۲ - هرگاه حال اراضی مساعد این باشد که افراد چقور تا بمسافه آتش موثر خفیه تقرب کنند باید که فی الفور خطهای چقور قوی و کثیف تشکیل کرده شود.
۲۴۴ ۳۸۳ - چون مدافعین اکثر یه چنین موضع انتخاب میکنند که مهاجمین را مجبور گردانند تا از جایای غیر مستور و وسیع بگذرند و کشف و تعیین امتداد و طرز اشغال موضع دشمن بیک صورت کافی مشکل میباشد لهذا متعرضین در بدایت امر با منیت کامله قطعات قویه سوق کرده نمی توانند . ۳۸۴ - در چنین اراضی در بدایت امر خروجی تا م چپور خفیف و غیر مسلسل تشکیل کرده پیشرفت نمودن و بدین صورت بدشمن مشکل الاصا به هدفها نشاندادن ضروری میباشد . در موضعی که به همین صورت بدست آورده شده است حسب القاعده بعد از تکثیف خطهای چپور باتش شروع میشود . تا این وقت افراد چپور کوشش مینورزند که خود را از نظر دشمن در ستر بدارند . ۳۸۰ - در موضع نخستین آتش بعد از انکه متحداً باتش شروع شود . بذریعه اجرای معاونت آتش بمسافت هجوم ، بدشمن تقرب کرده میشود . از سبب
۲۴۵ اختلاف و تنوع اراضی و احوال ، اعطای معلومات در باب تفرعات اجرائیه غیر ممکن میباشد . محاربه پیاد در نقاط مختلفه محاربه بصورت‌های متنوع جریان مییابد . « ۳۸۶ — برای دلگی ، پرک ، بلوک یا تولی یا هر حصۀ قطعه معروضه هر گاه امکان تقرب ظاهر شود فی الفور قیام باستفاده ازین حال وظیفه قسم مذکور میباشد . برای امکان تقدم اکثریه تحصیل تفوق آتش لازم میباشد . حصول همین تفوق از تناقص آتش دشمن و از سر گذشتن مرمیهای آن فهمیده میشود . در حرکت پیشرفت اقسام منفرده ، از رعایت انتظام مجانبت کرده میشود و لازم است که اقسام پیشرفته بآتش ، آتش کنند کائیکه در جای آنها باقی میمانند مانع نگردند . « ۳۸۷ — طول جهید نها تابع تاثیر آتش دشمن و حال و شکل اراضی میباشد . برای اینکه بقدر امکان بدشمن تقرب شود در ازی جهید نها مطلوب میباشد.
۲۴۶ هرگاه اقسام خبر بجهیدن آغاز کنند برای اینکه آتش آتش کنندگانیکه در جای خود مانده اند نگردند لازم است که اقسام مذکور بجهیدنهای کوتاه اکتفا ورزند. بنا بر ان چون جهیدنهای دلگیها موجب تعطیل پیشرفت میگردد اجرای چنین جهیدنها محض در حال مجبوریت حقیقیه مناسب میباشد. اجرای جهیدن قطعاتیکه از پرک کلان باشند چون معاونت متقابله را دشوار میسازد لهذا تنها در حال بودن تفوق حقیقی آتش استعمال میشود. ۳۸۸ - بعضی اقسام از مساعده و حمایه اراضی استفاده کرده از دیگران سریعتر پیشرفت میکنند منع اقسام مذکوره از پیشرفت جائز نیست اما قبل از پیشرفت ملاحظه این امر لازم است که ایا این چنین پیشرفت شان موجب اینگونه پس پاشدن که موفقیت تعرضیه را مشتبه سازد میگردد یا نه؟ ۳۸۹ - در حال دوام تعرض برای بدست آوردن همان نقاط که اسناد شده میتوانند
۲۴۷ جهد بلیغ بصرف باید رسانید تا با عانه آتشهای شد یدیکه ازین نقاط اجرا میشود حرکات پیشرفت اقسامیکه از اطراف پیشرفت میکنند بسهولت اجرا کرده شود. مستحکم ساختن همین محلها به عملیات استحکامیه بهتر است. یک حصه افراد خپور این عملیات استحکامیه را بآتش ستر باید کرد . ۳۹۰ - در اراضی بسیار موجدار ذریعه سهولت پیشرفت افراد خط خپور این است که از نقاط حاکمه که در عقب میباشند از بالای خط خپور اجرای آتش نموده شود . ۳۹۱ - برای اجرای تعرض باید که درجه اعلی شدت و قوت خط آتش به تقویه تا محافظه کرده شود. افسران را لازم است که در پیش روان کردن استنادا در وقت مناسب و اکمال جبخانه همواره متوجه باشند . خطهای پسینه برای اینکه دوچار تلفات بی لزوم نگردند دور گرفته میشوند چون تقویه محاربه آتش لازم کرد در پس پیشرفت آنها لازم
۲۴۸ است و نیز در زمان حصول نتیجه قطعیه البته زیر دست بودن آنها ضروری میباشد . ۳۹۲ - برای پیشرفت استناداً اصول ذیل استعمال میشود. بعد از قدری دویدن بروت کرده و استراحت نموده و همچنین بفاصله ها دویدن ، قطعات را بحصه های خرد تقسیم نمودن ، استعمال نیت نظام . با وجود این باید این امر ملحوظ گردد که ترک مجتمع نظام اساساً محل حذر ست به تخصیص در وقتیکه خط آتش بدشمن نزدیک شده بذریعه آتش خود آتش دشمن را بخود متوجه کرده اند . زیر آتش موثر پیاده دشمن ظاهر بودن قطعات در مجتمع نظام جائز نیست . ۳۹۳ - چون خط آتش بموضع دشمن نزدیک شود و دشمن را بقدر کفایت متزلزل نماید در ان وقت هجوم اجرا میشود . [*] [*] در تعلیمها نیکه در وقت حضر اجرا میشود ( تاثیرا راضی و قرار ها حکمها مستثنی) مسافت موضع هجوم از موضع دشمن تقریباً (۱۰۰) متر میباشند.
۲۴۹ ۳۹۴ - برخاستن خط چنبور برای هجوم یا امداد دادن هجوم از عقب تابع تقاضای وقت است . ۳۹۰ - خط چنبور چون احساس کند که وقت حصول نتیجه قطعیه رسید در ینوقت از برخاستن برای هجوم احتراز نباید کرد . و تبلیغ همین قرار هجوم را با شارت باید نمود . قطعات پسینه تیر فی الفور بحرکت آغاز نموده و تلفات را هیچ اهمیت نداده از راه نزدیکتر باید رسید . ۳۹۶ - هر گاه بواسطه یک حصه از قطعات تعرض ، در اثنای هجوم ، از یک موضع حاکم یا از طرف پهلو در زیر اتش آوردن محل هجوم ممکن باشد. قسم مذکور جابجا مانده تا بآخر محاربه اتش دوام میورزد . ۳۹۷ - هرگاه قرار هجوم از جانب افسرانیکه در عقب میباشند داده شود، در مقام اخبار اشارت : برچه پک ! زده میشود. و همین اشارات
۲۰. از جانب طوپچیان همه اقسام عسکریه که به هجوم اشتراک دارند تکرار میشود . بنا بر همین اشارت ، افراد چپو رشدت آتش را بدرجه اخیر زیاده میکنند . آن اقسام خط آتش که پستر میباشند سعی میکنند که بسرعت تمام بمسافه اقرب بدشمن تقرب نمایند و همه قطعات تقویه که در عقب میباشند بجانب پیش شتاب میورزند . ۳۹۸ - در وقتیکه چپو ر برای هجوم برخیزد همه طوپچیان وطنبورچیان متصلاً طرم هجوم میزنند و همه اقسام عسکر بکمال عزم خود را بر دشمن می اندازند. مقتضاً شرف و ناموس این است که افراد خط چپو ر بدینگونه بکمال سرعت و شدت حرکت کنند که پیش از در آمدن بموضع دشمن ایستادنا ، بآنها رسیده نتوانند . افراد چپو ر چون نزدیک دشمن رسیدند تیار اوس ! کرده بصدای نصرت انتهای الله الله بموضع دشمن میدرایند . ۳۹۹ - اگرچه اجرای هجوم بمكنان حتى الامكان
۲۵۱ لازم است اما مراد این نیست که در یک وقت همگنان داخل موضع دشمن شوند . زیرا که : اگر اقسا میکه بموفقیت ، اجرای هجوم را ممکن بدانند از سبب پس بودن دیگران تثبتات خود را تاخیر نموده هجوم نکنند ازین رو شد و قوت تعرض دو چار ضعف میشود . اقسا میکه یکبار برای هجوم برخیزند باید که بلا انقطاع به پیشرفت دوام ورزند . ۴۰۰ـ اگر در هجوم موفقیت حاصل شده دشمن مطرود گردد در موضع ضبط شده جمع کردن عسکر زیاده از لزوم خطا است . اقسام پسینه برای اینکه بیک صورت دیگر استعمال شوند باید که پیش از ان توقیف شوند. افسران این اقسام درین باب اکثریه مجبور میشوند که اجرای معامله را با ستقلال بنمایند . ۴۰۱ـ در اصول تعرض متابعت یک نمونه خاص ممنوع است .
۲۰۲ محاربه تصادفی ۴۰۲ - در محاربه چون معلومات لازمه برای تعیین و وضوح وضعیت اکثریه مفقود میباشد و در اثنای حرکات عسکریه طرفین - تنها بذریعه تاسیکه حاصل میشود - درباره یک دیگر زیاده تر کسب معلومات میکنند. بنا بر ان از قطارهای رفتار برآمد محاربه تصادفی ظاهر میشود. ۴۰۳ - پیشدار چون باین چنین احوال بر میخورد که دران احوال مجبور میشود که یک قوت را که پیشتر غیر معلوم باشد بسرعت بشکند یا آن نقاط استناد را که بدست آورده است در مقابل قوای فائقه نیز مدافعه نماید لهذا اکثریه الحاق طوپچی به پیشدار شایان توجه میباشد. برای اینکه در مقابل طوپچی فائق یک دشمن، طوپچی پیشدار، بیک مغلوبیت سریعہ معروض نشود، سر افسر پیشدار او را در عقب مانده میتواند یعنی بمحاربه داخل نمیکند.
٢٠۴ ۴۰۴ - در آغاز محاربه طرفیکه در باب تهیه محاربه بخصم خود تقدم کرده آزادی حرکت را محافظه نموده توانست حائز تفوق میباشد . ۴۰۵ - معلوماتی که در باب دشمن و اراضی تحصیل میشود در تعیین وقت و طرز و جای شروع محاربه تاثیر کلی دارد پیش از دست یافتن معلومات کافیه هرگاه تماس محاربه واقع شود قیام یا عدم قیام بتعرض تابع وضعیت عمومیه میباشد اگر تعرض مطلوب باشد اجراأت سریعه نموده معطل کردن دشمن، موافق مصلحت میباشد . درینحال سر افسر قرارات خود را بحصول استكشافات میکه که موجب ضیاع وقت میباشد ، معطل نداشته ، باید اندیشه این امر را بکند که خصم او نیز محاربه حاضر نمیباشـ[د؟]. ۴۰۶ - وظیفه پیشدار این است که محل و زمان لازمه را برای انبساط قسم کلی تهیه نماید . سر افسر درین باب اوامر لازمه را بافسر پیشدار میدهد . قبل از همه باید موضع علویچی که اشغال آن محتمل است
۲۰۴ تأمین کرده شود اراضی و نقاط و تخصیص تپه‌های حاکم که حائز اهمیت بوده پیش رو یا در جوانب واقع باشند باید بکمال سرعت و جرأت بدست آورده شوند. ۴۰۷ - پیشدار باید از گرفتن یک جبهه وسیعه که اساساً بقوت خود تناسب نباشد مجانبت نکند. زیرا که توپچی بمعاونت پیشدار شتاب کرده وظیفه آنرا فی الفور تسهیل مینماید. ۴۰۸ - اگر چه از لوازم محاربه تصادفی اتخاذ اجراءآت سریعه میباشد لکن اعطای امر اتساع قسم کلی در امر تعرض یک جا از جانب سر افسر تنها بعد از تحصیل معلومات کافیه در باب احوال محاربه پیشدار ممکن میباشد. ۴۰۹ - باید سعی کرده شود که قسم کلی متفقاً به محاربه داخل شود. با وجود آن در بعض احوال برای محافظه موفقیتی که از جانب پیشدار تحصیل شده است یا برای استفاده از ان، سر افسره آن قطعات قسم کلی که پی در پی واصل میشوند بمحاربه داخل باید کرد.
٢٠٠ ۴١٠ - هرگاه دشمن در تهیه محاربه تقدم کرده باشد حرکت احتیاط کارانه ضروری ست . برای اینکه ابتداً دشمن بر ما احاطه نکند و دائماً بقوت کم در مقابل قوت کلان محاربه واقع نگردد، تا وقتیکه سر افسر را فرصت تعبیت کردن قوای کافیه حاصل شود باید که از یک محاربۀ جدی مجانبت کند . ۴١١ - برای اینکه دشمن بسیار وقت در شبهه و تردد بماند اگرچه شروع محاربۀ طوپچی در زمان حرکت پیشرفت پیاده برای محاربه مناسب میباشد یعنی اگرچه تا اینکه پیاده تعبیت شده به خط حرب در آید عدم شروع طوپچی بآتش شایان توجه میباشد لکن اگر پیشدار برای ایفای وظیفۀ معاونت طوپچی محتاج گردد یا برای کشف احوال دشمن بذریعۀ آتش طوپچی کوشیدن لازم باشد . ازین تدبیر صرف نظر کرده بشروع محاربۀ طوپچی مجبوریت حاصل میشود .
۲۰۶ تعرض بدشمنیکه برای مدافعه انبساط کرده است ۴۱۱ - هرگاه دشمن بمدافعه قرار داد ، ابتداً از آزادی حرکت صرف نظر کرده است . ۴۱۲ - درین حال متعرضین برای کشف و تدقیق موضع دشمن و هر چیزیکه در تعرض فائده بخشد وقت مییابند. بنابران متعرضین تنها بکشفیات سواری و دوربین اکتفا نکرده بلکه بواسطه قطارهای کشف ضابطان پیاده و سواری کشفیات را با تمام رسانیده هر چند که بدشمن تقرب کرده شود کشفیات مذکور را اکمال باید کرد. ۴۱۳ - هرگاه از نتیجه کشفیات واضح گردد که فی الفور اجرای تعرض موفقیت نمی بخشد باید این کیفیت ملاحظه شود که برای تقرب بدشمن از تاریکی شب استفاده کرده میشود یا نه ؟ ۴۱۴ - سر افسر بعد از انکه بذریعه نتیجه کشفیات وضعیت را تعیین کرده در تقرر موضع توپچی و استقامت تعرض قرار بدهد قطعات خود را حتی الامکان قریب
٢٥٧ موضع دشمن حاضر میکند . ۴۱٥ - قطعات بذریعه آن ترتیبات ضعیف است که اخراج میشود بهمین موضع تهیه سوق کرده میشوند. افسران پیش رفته ، آن راه های را که از ان بر سر دشمن میروند کشف میکنند چون احوال دشمن بقدر کفایت واضح شود برای جزو های تام منطقه های انبساط تخصیص و احتیاط تفریق میشود . ۴١۶ - موضع تهیه از تأثیر اسلحه دشمن حتی الامکان از نظر آن محفوظ و مستور باید بود . اگر محتمل باشد که طوپچی باطوپچی دشمن را اشغال کند در اراضی بی ستره پیاده را از دشمن بقدر ٣ کیلومتر یا زیاد دورتر حاضر باید کرد . ۴١٧ - بمجرد اینکه طوپچی حاضر شود بمحاربه شروع میکند و بهمین صورت پیشرفت پیاده را تسهیل در انکشاف و وضوح احوال دشمن معاونت میکند . ۴١٨ - در اثنای سوق قطعات بموضع تهیه برای محافظه وحدت حرکت تخصیص در اراضی مستور منطقه منطقه
٢٥٨ پیشرفت کردن شایان توجه است و اقسامیکه بدین طریق در اراضی مساعد حرکت میکنند پیش از وقت بیک درجه خطرناک تقرب بدشمن نکنند دیگر اقسام دیگر که را آنها دورتر باشد یا وضع اراضی حرکات آنها را مشکل سازد بسیار پس نمانند . برای اینکه بهمین قیاس وقت ضایع نشود باید افسران اتخاذ تدابیر لازمه و مناسبه نمایند . ٤١٩ - اگر چه حتی الامکان در یک وقت شروع با تش پیاده بر همه خط تعرض بهتر میباشد اما در یک تسویه بودن همه قطعات در موضع تهیه شرط نیست . اقسامیکه از سبب مساعده اراضی بموضع دشمن زیاده تر نزدیک شوند باعث سهولت مرور اقسام باقیمانده از اراضی غیر مستور میگردند . ٤٢٠ - بعد از احضار قطعات افسر امر تعرض را میدهد . هرگاه در امر اخذ موضع تهیه منطقه های انبساط جزو های تام بزرگ و هدفهای تعرضی حصه هر یکی از جزوهای مذکور میباشد تعیین نشده باشد . پس
۲۰۹ باید در همین امر تعرض بتعیین مذکور نموده شود . و علاوه بر این برای توحید حرکات در جبهه ، تعیین یک قطعه ارتباط ممکن میباشد . قطعات دیگر بشرط اینکه عزم پیشرفت را معطل نگردانند بقسم قطعه ارتباط حرکت مینمایند ( ارتباط محاربه ) ۴۲۱ — در تعیین و حساب قوتهای تعرض این نکته را اساس اتخاذ باید کرد که برای تعرض هر قدر قوت کاملتر داشته باشیم با این همه قوت مذکور را کافی نباید شمرد مگر بعد از پر کردن جای تلفات میدان تعرض را باین درجه که مانع اجرای تاثراتش و تضییق میدان گردد به عسکر پر نباید کرد . ۴۲۲ — چون در باب امتداد منطقه‌های قطعات تخمین نموده شود برای یک تولی که در موجود سفری باشد زیاده از (۱۵۰) متر و برای یک لوا زیاده از (۱۵۰۰) متر زیاده نشود . [ + ] [ + ] در تعلیمهای که موجود حضری اجرا میشود منطقه‌های انبساط که موافق حقیقت حال میباشد آنها را تقریبی محافظه باید کرد .
۲۶۰ ۴۲۳ - اگرچه ابتداً در مقابل توپچی دشمن سعی در تحصیل تفوق آتش لازم باشد اما اجرای تعرض پیاده را تابع همین کیفیت نباید کرد. درین باب نظر بتقاضا وضعیت عمومیه حرکت کرده میشود. تعرض بیک موضع مستحکم صحرا ۴۲۴ - بیک موضعیکه بهمه وسائط مخصوصه استحکامات صحرا مستحکم و تقویه شده باشد اکثریه تنها از تاریکی شب استفاده نموده اجرای تعرض میتواند شد. ۴۲۰ - بعد از انکه قطعات پیشینه دشمن حتی الامکان بموضع اصلی خود رانده شوند در باب موضع دشمن راه تقرب و موضعیکه برای توپچی انتخاب میشود بچشم و یک صورت منتظم اجرای کشفیات کرده شود. ۴۲۶ - بطریه های تعرض زیر حمایه قطعات پیشینه حتی الامکان از هنگام روز به محاربه توپچی شروع کنند درین محاربه (توپچی توپهای سنگین) به تخصیص موثر است. برای اینکه اداره محاربه توپچی متحد شود بودن
۲۶۱ همه قوت توپچی زیر امر یک افسر توپچی بهتر میباشد. اگر توپچی ، پیاده را حمایه کرده بتواند در روز هم پیاده بقدر کفایت تقرب میکند . و احتمال دارد که به حمله نیز قیام بتواند . اگر این چنین نباشد اکثریه سوق پیاده در وقت شب موافق میباشد . ۴۲۷ - پیشرفت پیاده در شب به تهیه لازم الاساس محتاج میباشد . ابتدا راه های تقرب و خطهای مطلوب الوصول را تعیین کرده ، اگر ممکن باشد ، نشانه های معلوم آشکارا کرده شوند. {بوته ها ، و پاکها [ + ]} در باب استقامت رفتار که در وقت پیشرفتن تبدیل آن جائز نیست باید هر قطعه معلومات بسیار داشته باشد . برای محافظه همین استقامت نشانه های معینکه در شب نیز متمیز و رؤیت آنها ممکن باشد در ذهن حفظ [ + ] پاکهای دراز که ستبري آنها یک یا دوسانتی متر بوده باشد مانند سیم تلغراف بر زمین انداخته و در نقاط انحراف راه بیک میخ بسته میشوند .
۲۶۲ میشود. و در وقت لازمه قبله نما نیز استعمال میشود و تا اینکه منع خطاهای موجب فلاکت شود علامات ذیل را استعمال و ملحوظ باید کرد. رهبرهای با امنیت، اشارات ضیائیه، چراغهای خفی. (که طرف تاریک آن بدشمن متوجه است) و برای قطعات خود مارق سفید، باز و بند سفید و غیره. خالی ماندن اسلحه شانیان توجه است ۴۲۸ - اسناداً نزدیک عقب بوده بقسم خطهای کثیف چنور بدون غلغله پیشرفت میکنند و از محاربهٔ آتش اجتناب نموده تاثیر آتش دشمن را - خصوصاً در اثنایئکه خصم تنویرات صناعیه استعمال کند - گاه گاه پروت کرده تنقیص باید کرد . برای اعادهٔ انتظام در وقت ضرورت توقفهای کوتاه داده میشود . ۴۲۹ - موضعیکه برای آغاز محاربهٔ آتش انتخاب میشود، نزدیک بودن آن بموضع دشمن باین درجه که از انجا قیام به هجوم ممکن باشد موجب محسنات است.
۲۶۳ قطعات درینجا بسرعت سپرها ساخته و اگر زمین سخت باشد بهمان توبره های ریگ که با خود می آرند ستره ها تاسیس نموده و پنچنین هر چیزیکه برای محاربه مفید باشد احضار آن لازم است. درین موقع تفنگهای ماشندار خیلی فائده میبخشد. ۴۳۰ – در اثنای ساختن سپرها افرادیکه مشغول عملیات میباشند باید در هر آن بمحاربه حاضر باشند. پیش روان کردن قطعات خصوصی برای تأمین عملیات، مناسب نمیباشد. امنیت مطلوبه را با عانه قطارهای کشف تحصیل باید کرد. ۴۳۱ – برای رفع و ازاله موانع تقرب بذریعهٔ صنف استحکام در شب سعی باید کرد. ۴۳۲ – توپچی در شب بآتش دوام ورزیده در وقت شفق شدت آتش خود را بدرجهٔ کمال زیاده میکند و از تاریکی شب استفاده کرده غندک های منفرد بمواضع نزدیک که پیشتر کشف و تعیین شده باشند سوق میشوند. و در عین وقت شفق ناگهان بآتش
۲۶۳ شروع میکنند. بهمین غندک ها در تخریب موانع اشتراک و معاونت کرده حتی الامکان تا مدتی در از بحمایه تعرض مکلف میباشند. ۴۳۴- در وقت فجر آتش پیاده و آتش تفنگهای ماشیندار که بآتش طوپچی یکجا شروع میکند، یا از جای خود و یا در وقت لزوم بموضع دشمن کمی تقرب کرده و اکمال تخریب موانع نموده برای امکان قیام بهجوم دشمن را باین درجه که از سپرها برآمده نتواند، زیر تفوق آتش باید گرفت. بعد از تقرب، بدرجه که بهجوم ممکن باشد، دشمن را اسکات باید نمود. نقل ادوات هجوم و نوع ادوائیکه با خود برداشته میشود تابع نتیجه استکشافات است. نقصان تدابیر درین باب بسا موجب عدم موفقیت هجوم میگردد. ۴۳۰- اگر بموضع هجومیکه در شب اشغال شده است بی آنکه از طرف پیاده محاربه آتش اجرا شود، وقت صبح در هجوم سعی شود، درین صورت حصول موفقیت وابسته اجراآت سریع و ناگهانی میباشد.
۲۶۰ ۴۳۶ - هرگاه در نتیجه کشفیات ، در باب موضع دشمن و نوع و موقع موانع و راءانیکہ قطعات هجوم بر آنها میکردند ، معلومات کافیہ تحصیل شده باشد. هجوم ، وقت شب نیز اجرا کرده میتواند شد. اجتماع قطعات هجوم در یک موضع خاص اجرای هجوم در عقب تقربیکہ در تاریکی اجرا شده است تابع تقاضای وقت میباشد. در مقابل اقسام باقیہ موضع دشمن، ترتیب تعرضهای ساختگی نظر دقت خصم را منحرف کرده میتواند. ۴۳۷ - محافظه سکوت تام تا وقت اجرای هجوم، اتحاد در پیشرفت، محافظه استقامتها و دائم داشتن ارتباط ما بین قطعات منفرد، قطعی اللزوم میباشد. نتیجہ قطعیہ را در آمدن دشمن سینہ بسینہ باید جست. ۴۳۸ - هجوم، نظامات معینہ ندارد. چون ترتیبات ساختگی موجب خلط میباشد، پس بقدر امکان استعمال نظامهای بسیط باید کرد. و خطوط پسینہ بہ مسافہ های کوتاه تعقیب کرده جناحها را بمقدمہ های
۲۶۶ زیاده حمایه باید نمود . در عقب یک قطعه احتیاط باین قدر دوری موجود میباشد که بر خلاف آرزوی افسر داخل محاربه نشود . ۳۹ ۴ - هجو میکه در شب اجرا میشود در حال قویت تیر در قطعه تعرضه خلط عظیمی می فکند لهذا تاسیس وتنظیم جزوهای تام بسرعت ، و فی الفور سوق قطعات منتظم از عقب برای مظاهرت و اعاده قوت عسکریکه خلط شده است وظیفه افسران میباشد . ۴۰ ۴ - موضع ضبط شده را بلا تاخیر بحال تعر باید گذاشت و همه تدابیر و استحضاراتیکه اجرا میشود باید استحضار تعرض مقابل دشمن و طرد آنرا بکمال متانت و جرأت تامین نمایند . شروع به تعقیب اکثریه بعد از ظهور روشنی میشود . ۴۱ ۴ - چون بکمال امنیت تخمین زمان امتداد تعرضها تیکه بمواضع مستحکمه اجرا میشود امکان ندارد لهذا پیش از تعرض چانطه ها را کشیده ، ارزاق و جخانه بسیار برای افراد تقسیم میشود .
۲۶۷ احاطه ۴۴۲ - اتحاد تعرض جبهه با احاطه بیک صورت امین تر مستلزم کامیابی است . شرط اول احاطه همین است که دشمن را در جبهه جا بجا نگاه داشته در توقیف آن سعی شود . لہذا اجرای یک تعرض شدید از جبهه زیاده تر تاثیر میبخشد . هرگاه احاطه بزودی تاثیر نکند احتمال دارد که تعرض جبهه نتیجه خوب نبخشد . لہذا اگر از جبهه برای اجرای یک محاربه شدید، قوت کافی نباشد یا بسبب سائر اسباب از هجوم جبهه صرف نظر شود بیک اداره ماهیرانه در جبهه او لا یک محاربه اشغال اجرا کرده و یا تنها بمحض تعرض تهدید نموده دخول تاثیر احاطه بدائره امکان ممکن است ۴۴۳ - برای اجرای احاطه بیک صورت ساده بقطار های رفتار اقسا میکه به اجرای همین وظیفه مأمور باشند باید از دور بر یکی استقامتہا
۲۶۸ داده شود که به پهلوی دشمن برسند. اگر شروع احاطه دیر تر یعنی در زمان حرکت اتساع کرده شود یا بواسطهٔ احتیاط های پیشینه اجرا شود احاطه مشکل میگردد. قطعات خطهای پیشینه را بطرف جانب لغزانیده اجرای احاطه تنها بمساعدهٔ مخصوصه در اضی امکان دارد بدین صورت اکثریه تنها با تش احاطه کرده میشود. برای تبدیل محل قطعات خطهای پیشینه از بهر احاطه در حال مخصوص از تاریکی شب استفاده امکان دارد. ع ع ۴ - چون قطعه که با حاطه مأمورست مجبور میشود که نظر به جبههٔ اصلیه به یک زاویه پیشرفت کند لهذا باید که قطعهٔ مذکور بیک فاصله کافی از جبههٔ اصلیه به محاربه سوق و داخل شود و در بین فاصله این چنین حساب و تعیین میشود که در اثنای تعرض جناحهای داخلی بهم نیا میزند.
۲۶۹ ۴۴۵ - اگر قطعاتیکه اجرای احاطه میکنند داخل موضع دشمن شوند در جبهه دشمن تیر هرج و مرج وقوع یافته در اکثر احوال موفقیت عظیمه حاصل میشود. ۴۴۶ - در وقت واحد احاطه بهر دو جناح دشمن وابسته تفوق کلی عددی میباشد . و در عکس حال باعث برپریشانی خطرناک میگردد. مدافعه ۴۴۷ - جبهه پیاده که از اسلحه ناریه خود بخوبی استفاده کند نهایت قوی بوده تنها جناحهای ان ضعیف میباشند. لهذا باید که جبهه را با لنسبه بقوت کم اشغال و جانبین بذریعه اراضی یا بسائر قطعات محافظه شود. ۴۴۸ - در مدافعه که صرف برای رد تعرض دشمن اجرا میشود بمحافظه موضع اشغال شده اکتفا میشود . هر گاه تنها به رد تعرض دشمن اکتفا نکرده مظفریت
۲۷۰ قطعی مطلوب باشد استحکام مدافعه با حرکات تعرضیه لازم است . ۴۴۹ - برای اینکه موضع مدافعه دارای قیمت و اهمیت باشد باید که موضع مذکور، دشمن را بتعرض مجبور سازد و در حال تشبث دشمن با حاطه برای مدافعین زمان کافی را تهیه کند یا برای انتقال تعرض مقابل شرائط مساعده تأمین نماید . ۴۵۰ - یک موضع مدافعه که دارای همه شرائط لازمه باشد و خصوصا امتداد آن زیاده باشد بندرت پیدا میشود . باید تقسیم قوتها بیک صورت مناسبه شود که تلافی نواقص موضع را بنماید . لازم ترین شرائط که از موضع مدافعه مطلوب است بقرار ذیل است : دارای میدان آتش وسیع و غیر مستور باشد ، خواه داخل و خواه عقب آن حرکت آزادانه ممکن باشد ، و اقلا یکی از جناحهای آن بکمال امنیت مستند باشد . ۴۵۱ - در اثنای انتخاب موضع اولاً استعمال
۲۷۱ طوپچی را مدنظر باید کرد که طوپچی در استقامت تعرض ملحوظ آتش خود را جمع کرده بتواند و بکوفقن تعرض پیاده دشمن تا بمسافات نزدیک مقتدر باشد. موضع پیاده بفاصله مناسب پیشروی موضع طوپچی باید بود. و بهتر این است که مابین هر دو موضع مذکور تقریبا (۶۰۰) متر مسافه باشد (فقره : ۴۹۴) در مسافات نزدیک برای پیاده حسن تأثیر آتش نیز مطلوب است هرگاه اراضی مساعد این کیفیت نشود باید که نقصان آتش جبهه را با تش جانب کامل کنند. ۴۵۲ - افسر موضع را به منطقه ها تقسیم کرده برای اشغال بقطعات نشان میدهد. وسعت منطقه ها تابع حال اراضی است. به منطقه که بالنسبه وسیعتر و دارای میدان آتش مساعد باشد تخصیص قوت کم و جنجانه بسیار مناسب و موافق میباشد. و در محلهائیکه میدان آتش وسیع نداشته باشند و دشمن بمسافات نزدیک مستوراً تقرب کرده بتواند تحدید منطقه ها تنگ تر نموده و اشغال آنرا به قطعات قوی باید کرد.
۲۷۲ هر قطعه عسکریه که یک منطقه را اشغال کند برای همان منطقه خود یک احتیاط منطقه تفریق مینماید . ۴۰۳ – برای اینکه بعض اقسام اراضی پیشینه از ترصد خارج نگردد و بعض قطعات دشمن از آتش مصئون نماند تفریق و تحدید اراضی مذکوره تیر نظر به تقسیمات منطقه اجرا باید شد . ۴۰۴ – تقویه و استحکام موضع مدافعه بدرحه مساعده زمان موجود میشود . افمرا وا مر لازمه داده وحدت اجرای استحکامات را تامین باید کرد. از روی قاعده استحکامات منطقه هر قطعه مفوض بخود همان قطعه میباشد . در عملیات عظیمه ماسوای قطعه اشغال قطعات دیگر نیز برای معاونت با قطعات اشتراک میورزند . ۴۰۰ – پاک کردن میدان آتش و تعیین مسافات باید که با عملیات استحکامیه یکجا اجرا یابد و بذریعه تلفون و اشارات رصدیه و باقی وسایط مخابر د ربط نقاط لازمه بسرعت نموده شود.
۲۷۳ ۴۵۶ - هرگاه استحکامات صحرا باین طرز ساخته شود که دشمن بآسانی کشف آنرا نموده بتواند قسم اعظم قیمت و اهمیت استحکامات مذکوره ضایع میشود. هر چند ممکن باشد باید سعی کرده شود که دشمن کشف موضع را کرده نتواند تقرر قطارهای کشف در اراضی پیشینه اکثریه برای این مقصد کافی میباشد. ۴۵۷ - از روی قاعده تنها یک موضع مدافعه انتخاب کرده همه وسائط موجوده مستحکم میگردد. مواضع پیشینه [+] بآسانی مانع آتش موضع اصلی میشوند و نیز موجب هزیمت عسکری میگردد که مواضع مذکوره را اشغال میکنند. اگر استفاده وقت مطلوب باشد همین مواضع را به سپرهای ساختگی مستحکم ساخته بقوتهای ضعیف اشغال باید کرد [+] نقاطیکه پیشروی خط مدافعه بوده در وقت ضبط تسهیل حرکات تعرضیه متعرضین را مینمایند.
۲۷۴ و همین قوتها در عقب انضباط دشمن، اگر ممکن باشد بلا محاربه رجعت باید کرد. ۴۵۸ - استحکامات، بیک خط متصل ساخته نمیشود، بلکه بقرار قاعده باید جماعه بجماعه تاسیس کرده شود. زمینها ئیکه پیشروی فاصله های میان جماعتها میمانند، اگر ممکن باشد که زیر آتش مؤثر آورده شوند وجود همان فاصله ها مضر نمیباشد. در عملیات استحکامیه قطعات جسیمه، تاسیس جماعتها کذلک مطابق قاعده میباشد. وضع تفنگهای ماشیندار بجناحهای جماعتها فائده بخشیده میتواند. ۴۵۹ - استحکامات هر چند بر طبق مطلوب ساخته شود و قطعات هر چند ماهرانه تقسیم یابند همان قدر در قوت تصرف حاصل میشود. و احتیاط عمومیکه در دست افسر باقی میماند همانقدر قوی میباشد. بذریعه قوت احتیاط عمومی امید انتقال مدافعه بیک مظفریت قطعیه تزاید می پذیرد. ۴۶۰ - نظر باستقامت تعرض ملحوظ دشمن حال
۲۷۰ اراضی . احتیاط عمومی را از هر جا که سوق آن بتعرض موافقت داشته باشد در آنجا حاضر و مهیا باید کرد. اگر تنهایکی از جناحها مستند باشد بقرار قاعدهٔ حتیا عمومی در عقب جناح غیر مستند وضع میشود و اگر هر دو جناح مستند نباشند پس درینصورت برای مقابلهٔ آن اجرا آت دشمن که در یکی از جناحها واقع میگردد در عقب همان جناح مقدار کافی احتیاطا حاضر کرده و در عقب جناح دیگر برای تحصیل نتیجه قطعیه از وضع قطعات قوئی دیگر چاره نیست . پیش روی احتیاط عمومی که بصورت قدمه میباشد برای احاطهٔ دشمن یا برای اجرای تعرض مقابل یک محل کافی باید موجود باشد تا انبساط احتیاط مذکور در آنجا نموده شود . ۴۶۱ - اگر دخول بموضع پیشتر نموده شود امکان دارد که دشمن همین کیفیت را پیشتر کشف کند. تعطیل در دخول نیز موجب تلفات بی لزوم میتواند شد. هر وقت همهٔ قوت و بیکبار کی اشغال موضع لازم نیست .
۲۷۶ ۴۶۲ - برای مقابله تعرض دشمن ، در عین وقت لزوم ، در دست بودن استنادات و احتیاطهای منطقه لازم است . هرگاه تاثیر آتش دشمن مساعد باشد موقع استنادات و احتیاطها نزدیک باید بود و اگر در اراضی ستره های طبیعی موجود نباشد پس باید برای همین قطعات سپرها ساخته و راه های تقرب مستور حفر شود . ۴۶۳ - اگر مدافعین جبخانه کافی داشته باشند در مقابل هدفهای مساعد، از مسافات دور نیز بآتش پیاده شروع کرده میتوانند . هرگاه دشمن در اراضی هموار و غیر مستور بخطهای چپو ر خفیف و غیر منتظم پیشرفت کند مدافعین خطی را که دشمن از انجا میگذرد زیر آتش شدید باید گرفت . وقتیکه دشمن برای اجرای محاربه آتش شروع به تکثیف بعض جاهای خط چپو ر بنماید ، مدافعین برای کوفتن همین جاها بذریعه تفوق عددی تفنگ آتش خود را توجیه کنند. با وجود این همیشه درین باب دقت باید کرد که تا انجام محاربه مقدار کافی جبخانه بدست باقی بماند .
۲۷۷ ۴۶۴ - انتقال مدافعین از جبهه بتعرض مقابل تنها درین دو حال جائز میباشد اول بعد از انکه هجوم دشمن بهزیمت یافته تعقیب آتش ، بانجام برسد. دوم اینکه برای طرد دشمنی که پیشروی موضع مدافعه مجبور گردیده است که بزمین التجا نماید. اجرای تعرض مقابل قبل ازین دو حالت بسا موجب ضیاع موضع میگردد. هرگاه احتیاط عمومی به قصد تعرض بجناح دشمن مجال قدمه وضع شده باشد، در اثنایئکه دشمن تماماً تعرض جبهه اجرا کند، احتیاط مذکور شروع باجرای فعالیت نماید. ۴۶۰ - اگر تعرض شبانه دشمن برای مدافعین مأمول باشد پس برای اینکه میدان تعرض ملحوظ و بوقوع موجود را زیر آتش بیارند در روز تفنگهای خود را بخط آتش تثبیت نموده [+] اگر ممکن باشد اراضی پیشینه را بوسائط صنعیه تنویر باید کرد. [+] به فقره های (۲۳۰ : ۲۳۷) نظامنامه انداخت پیاده مراجعت کرده شود.
۲۷۸ ۴۶۶ - در تاریکی شب برای کشف تقرب دشمن و منع شبیخون آن اتخاذ هر نوع تدابیر (پیهم ارسال قطعات کشف ، گاه گاه تنویر اراضی پیشینه ، برای امکان شنیدن هر نوع آواز و غلغله دشمن در سکوت کامل بودن) باید کرد . ماسوای افسران و راصدان و یک قوت ضعیفیکه خط آتش را اشغال میکند همه عسکر داخل موضع ، استراحت کرده میتوانند . بمجرد اینکه پیش آمدن دشمن کشف شود خط آتش بسرعت وقوت اشغال میشود . محاربه آتش باید در نزدیک ترین مسافات اجرا شود . هر گاه دشمن بموضع داخل شود برای دفع آن بذریعه اسلحه جارحه لازم است که قطعات پسینه نزدیک و زیر دست باشند . محاربه اشغال ۴۶۷۰ - برای استفاده وقت اجرای محاربه
۲۷۹ بصورت اشغال ممکن میباشد بتخصیص برای تامین و محافظه انبساط قطعات عظیمه، اقسام عسکریه که ابتداً بداخل محاربه میشوند بهمین طرز حرکت میکنند و تا زمانیکه یک قطار مجاور به محاربه اشتراک کند برای فریفتن دشمن باید محاربه اشغال اجرا شود. ۴۶۸ – افسریکه خیال محاربه اشغال را داشته باشد در مسافات کلان توپچی قوی در محاربه داخل کرده آنرا نظر بهمین خیال استعمال باید کرد. زیرا که محض بهمین صورت سرعت وصول زمان نتیجه قطعیه منع گردیده میتواند شد. ۴۶۹ – پیاده اجرای محاربه را بجبهه بسیار وسیع و از مسافات دور میکند و خطوط دیگر را در عقب میماند لکن اگر محاربه بصورت انتقال بحال مدافعه یا بصورت قرار دادن افسر برای تعرض یک رنگ دیگر گرفت پس خطهای نخستین را تقویه کرده تکثیف و خطهای پسینه زیاده تر تقریب میشوند. ۴۷۰ – مقصد از محاربه های نمایش مطلوب خود را
٢٨٠ اخفا کرده دشمن را فریب دادن است . همین محاربه ها بصورت تعرض نیز اجرا میتواند شد . در همین نوع محاربه ها و انواع محاربات نادر الوقوع در تعلیم نامه بیان قواعد مخصوصه نشده است زیرا که اصول اداره همین محاربه ها نظر بهر حال بوضعیت متبدل میگردد . تعقیب ۴۷۱ – تنها بشکست دادن دشمن بیک صورت ساده نصف مظفریت را اکتساب کرده میتوانیم مگر برای اکمال و اتمام مظفریت تعقیب دشمن مغلوب لازم میباشد . زیرا که غایه تعقیب محو دشمن است . اگر تعقیب دشمن مغلوب بشدت نشود بعد از مدت قلیلی باز خود را برای مقاومت آماده میسازد و برای کسر همین مقاومت اجرای یک محاربه دیگر ضروری میباشد . ۴۷۲ – اجرای آتش نموده و قطعاً از تعقیب
۲۸۱ فراغت نکرده مغلوبیت دشمن را بدرجه هزیمت باید رسانید دشمن هزیمت یافته را تا وقتیکه یک هدف مساعد نشان میدهد زیر آتش باید آورد. باید که بذریعه اتش طوپچی و پیاده یا باسلحه جارحه برای محو، بدشمن تقرب کرده شود. ۴۷۳ - برای احاطه جناح دشمن یا برای قطع خط رجعت آن، قطعه های پیاده که در جناح میباشند وسواران از طرف جناح باستقامت موازی خط رجعت دشمن به تعقیب دوام باید ورزید . ۴۷۴ - برای دوام تعقیب جمیع افسران باید همه قوه عزم خود را بصرف برسانند زیرا که چون عسکر مظفر نیز از مشقتهای محاربه درمانده از قوت می افتد و در انتهای محاربه در خورد و کلان احتیاج استراحت حکم و تاخیر خود را اجرا مینماید بنا بر ان تنها عزم قطعی افسر برماندگی او غلبه کرده افراد ماتحت را بتبر با خود پیش برده میتواند . در چنین وقت افسر حرکات غیر قابل اجرا را نیز طلب باید کرد و از مشاق و مزاحمیکه به عسکر او میرسد مجانبت
۲۸۲ نباید نمود. و چنانچه در اثنای محاربه بملاحظه تلفات از مقصد محاربه صرف نظر کرده نمیشود، همچنان در اثنای تعقیب نیز ضایعاتیکه در راه پیش رو آیند هرگز سبب ترک تعقیب نباید شد ۴۷۵ – در اثنای تعقیب دشمن که بعد از تعرض فتح موفقیت اجرا میشود اتخاذ تدابیر در باب تامین محافظه نتیجه مکتسبه باید کرد. لهذا افسر بذریعه عسکریکه در نتیجه محاربه صلاحیت استخدام زیاده نداشته باشند موضع ضبط شده را اشغال میکند و اعاده نظام و انتظام قطعات را مینماید . رجعت ، قطع محاربه ۴۷۶ – اگر حالت محاربه غیر مساعد گردد افسر باید پیشتر قرار داده باشد که ایا تا زمان ظهور نتیجه قطعیه دوام محاربه یا شروع برجعت مناسب خواهد بود یا نه؟ ۴۷۷ – اگر قطعه هنوز احتیاط خود را کاملا بصرف نرسانیده است پس تدابیر رجعت قطعه مذکور بسهولت
۲۸۳ اجرا مییابند. لکن بجای اینکه برای تحصیل ظفر استعمال شود برای ستر رجعت تفریق یک احتیاط خلا هست. ۴۷۸ - طرز اجرای رجعت تابع حال عسکر، و دستور حرکت دشمن غالب میباشد. پیاده که بر رجعت مجبور میشود. محض در نظام محاربه که موجود بود و به استقامتی که بر جبهه عمود هست رجعت کرده میتواند. حمایت همین پیاده را ابتد اصنوف سائر مینمایند. برای این مقصد طوپچی با طوپچی دشمن بهیچ اهمیت نداده و از ضیاع طوپها نیز مجانبت نکرده آتش خود را به پیاده دشمنیکه پیش می آید متوجه باید ساخت. سواران نیز برای اینکه پیاده را بقدر امکان از دشمن خلاص کنند - اگر چه نتیجه فدا کاری او عبارت از یک لمحه توقیف دشمن هست - نقش خود را فدا باید کردن ۴۷۹ - برای حمایه ما بعد اکثریه در عقب، اشغال یک منطقه اراضی که صلاحیت مدافعه را داشته باشد لازم هست بشرط اینکه عسکر در عقب همین خط حمایه، برای اعاده انتظام وقت و جای یافته بتوانند
۳۸۴ در محافظه سواران و لمعاونت طوپچی و تفنگهای ماشیینه در امکان اخذ موضع حمایه و دوام ورزیدن پیاده بر جعت درین اثناء فایده مند است . صنوف اسپه در بر فتار سریع تعقیب پیاده را میکنند . به تخصیص بودن موضع حمایه در پهلوی خط رجعت برای قطعه های خرد یک حال مساعد شده میتواند . ۴۸۰ - در اثنای رجعت باید که سعی بلیغ کرده شود که مسافه که در آنجا با دشمن محاربه اتش واقع میگردد زیاده کرده شود . لهذا بدون سبب روی گردانیدن بعض اقسام عسکر یه خطا است . زیرا که حین حرکت تباعد را از دشمن دشوار میسازد . ۴۸۱ - اگر مسافه مابین عسکر ، و دشمن زیاده شده عسکر رجعت کند پس عسکر مذکوره نظام رفتار در آمده میتواند و قدرت مییابد که یک مددا د علیحده مقرر کند . تشکیل یک چند قطار رفتار موجب تسهیل رجعت میگردد . درینحال برای هر قطار ر فتار تشکیل یک مدد ار جداگانه باید کرد پیش از وقت از اتحاد
٢٨٥ همین قطار ها بیک قطار رفتار مجانبت لازم است . ۴۸۲ - حسن اجرای محاربه رجعت وابسته باین امر است که سر افسر اجراات خود را دانسته اداره محاربه را به دقت بسیار بنماید. سر افسر باید این زولف را متباین دارد اول حمایه از طرف کدام قطعات و کجا اجرا خواهد شد. دوم استقامتهایی را که قطارهای رفتار تعقیب خواهند کرد. سر افسر بعد از اینکه همین تدابیر را اتخاذ کرده و در خصوص اجرای آنها مطمئن گردد پس برای اینکه استقبال قطعات را با وامر جدیده بنماید میدان محاربه را ترک داده به عقب میرود اتخاذ تدابیر فروعیه وظیفه افسران معیت میباشند ( فقره ۳۴۷) ۴۸۳ - آسان ترین صورتهای قطع محاربه، رجعتی است که در عقب موفقیت واقع میشود خواه همان رجعت بواسطه امر مافوق باشد یا بقرار ذاتی. هر چند که مقصد خود را از دشمن اخفا کرده توانستیم محاربه را نیز همان قدر بسرعت قطع نموده میتوانیم
٢٨٦ و هر چند که محاربه پیش رفته باشد قطع محاربه بهمان نسبت دشوار تر میگردد. محاربه مواقع مسکونه چنگل ۴۸۴ - مواقع مسکونه نظر بموقع و طرز ساخت آنها یا در خط مدافعه ادخال میشوند و یا برای ستر قطعات استعمال مییابند. مواقع مسکونه بچه کاری اگر در مدافعه آنها اصرار نموده شود محرق محاربه را تشکیل کرده میتوانند با وجود آن از وضع قطعات قوی درین چنین مواقع مجانبت باید کرد . ۴۸۰ - خط آتش محیطهای مواقع مسکونه اکثریه مطابق نمی افتد پس اگر وقت باشد عملیات استحکامیه اجرا میشود اجرای ترتیبات باین صورت که چندلای آتش اجرا کرده شود فایده بخشیده میتواند . ۴۸۶ - هر گاه دشمن برای دخول یک محل مسکون فرصت یابد باید که هرجا و هر بنای منفرد مدافعه کرده
۲۸۷ شود. و احتیاطها ، آن افراد دشمن را که داخل شده اند بذریعه برچه اخراج نمایند . ۴۸۷ - اثر ابتدائی تعرض که قدّ پیش راندن متعرضین اقسام عسکریه قوی از جوانب محل مسکون متأ- -ست . طوپچی باید که تهیۀ تعرض را بخوبی بنماید . استعمال آتش ( بلند محرک ) در ینباب بهتر است . ۴۸۸ - بعد از ضبط محیط موقع مسکون قطعاتیکه داخل میشوند باید بلا فاصل دشمن را تعقیب کرده تا کنار مقابل بذریعه اسلحۀ جارحه برای خود راه باز کنند . و برای این مقصد قطعات مذکور تنها بگذشتن از کوچه ها قناعت نکرده از باغچه ها و خانه ها نیز مرور نموده پیشرفت باید کرد . برای ضبط بناهائیکه دشمن بدانها آنها دوام میورزد اقسام صغیره جدا و تخصیص باید کرد . ۴۸۹ - بمجرد وصول بکنار مقابل موقع مسکون فی الفور مشروع باتخاذ تدابیر تدافعیه باید کرد . اقسام عسکریه که بشوق تعقیب پیشرفت زیاده میکند باید ممنوع گردند تا از دست نروند .
۴۰ - در محاربهٔ جنگل محافظهٔ ارتباط در جنگلهای وسیع مشکل میباشد . در انهای جنگل و راههای خصوصی که باستقامت عمومیه درختانیکه بیک استقامت نشانده شده اند حاصل میشوند موجب سهولت تعیین جهت میباشند. در جنگلهای کثیف حرکت قطعاتیکه در مجتمع نظام میباشند بواسطه همین راه امکان مییابد . ۴۱ - مدافعین حتی الامکان از نهادن خطهای خپور در کنار جنگل (که بآسانی شناخته شود) مجانبت باید کرد . در جنگلهای خفیف ، خط آتش ، بدرجه که درختها مانع آتش نگردند پس تر کشیده میشود . خطهای خپور در جاهای که پیش از کنارهای جنگل باشند موضع گرفته میتوانند . هرگاه متعرضین بدخول جنگل موفق شوند مدافعین بجناحهای متعرضین خصوصاً یک تعرض مقابل اجرا کرده مکرراً در بیرون کشیدن شان باید کوشید در محاربه که درون جنگل واقع میشود تیر باجرای تعرض مقابل ،
۲۸۹ بجوانب دشمن بکمال شدت دوام باید ورزید. آن جاهای وسیع غیر مستور که درون جنگل میباشند وجب بموجب اصرار مدافع در استیل مینمایند. ۴۹۲ - متعرضین اولا بهمان اقسام جنگل که پیش برآمده اند توجیه تعرض باید نمود. بمجرد دخول جنگل فی الفور اعادهٔ انتظام و مجدداً ترتیب نظام محاربه مطلق اللزوم میباشد. بعد ازین در جنگل باین شرط پیشرفت میشود که در جبهه (که انبساط آن بسیار به تنگی لازم باشد) خطهای کثیف چپو ر موجود باشد و استناداً تعقیب همین خطها را بجمع نظام از نزدیک بنمایند و جناحها باحتیاطها (که در عقب بوده بحال قدمه میباشند) محفوظ باشند. در جنگلهائیکه بسیار عمیق نباشند در حرکت پیشرفت تاکنار مقابل دوام ورزیده میشود. صورت حرکت در مقابل باقی صنوف ۴۹۳ - پیاده یک محاربه را تنها خود بخود بندرت اجرا میکند و اکثریه با باقی صنوف یکجا محاربه مینمایند.
۲۹۰ ۴۹۴ - در محاربه فعالیت پیاده و طوپچی در زمان و مکان متفرق نباید بود بلکه توحید آن لازم است . در وقت شروع محاربه اولاً پیاده طوپچی را ستر و حمایه نموده بعد از ان هر دو صنف محاربه را بالاشتراک اجرا میدارند . محاربه پیاده و طوپچی بیک محاذات، اساساً مناسبت ندارد . طوپچی باین شرط که از آتش موثر پیاده دشمن محفوظ باشد و پیاده در اثنای محاربه طوپچی و انشا از آتش متاثر نگردد از روی قاعده موضع محاربه پیاده پیشروی موضع طوپچی میباشد . ۴۹۰ - در اثنائیکه پیاده پیش میرود برای اینکه بی لزوم مانع آتش طوپچی نگردد از جناحهای طوپچی باید گذشت یا از فاصله هائیکه اکثریه در خطهای طوپچی موجود میباشند بگذرد . هرگاه مجانبت مرور از خط طوپچی ممکن نباشد درین صورت مجبور کردن بعض اقسام طوپچی به قطع آتش جائز است . اجرای مرور بصورت قیت نظام یا القطا
۲۹۱ دلکی موافق شده میتواند بعد از دور شدن از دهن طوپها بقدر (۳۰۰) متر در اراضی هموار تیر پیاده مانع آتش طوپچی نمیگردد . ۴۹۶ - پیاده باید که عادت کرده باشد که هرگاه آتش طوپچی از بالای آن بگذرد خوف نکند . در اثنای هجوم بموضع دشمن تا آنوقت که پیاده نزدیک محلھای ھجوم برسد دوام طوپچی بآتش در محلات مذکور برائی پیاده مفید است . در حالاتیکه اجرای ترصد بخوبی ممکن نباشد چون خط نخستین بدشمن تقریباً (۳۰۰) متر نزدیک برسد باید که طوپچی از اجرای آتش بر پیاده دشمن دست بردارد درین زمان طوپچی برای دشواری پیش آمدن عقبها، آتش خود را بهمان اراضی که دنبال خط چنور دشمن میاشند متوجه میسازد . ۴۹۷ - ہمیشہ ارتباط داشتن طوپچی و خط نخستین محاربه را در نظر باید داشت برای همین مقصد طوپچی از روی قاعده افسران پیشرو میفرستد . افسران
مذکور اشارات مقرره استعمال کرده از مشاهدات خود طوپچی را خبر میدهد، و برای اینکه طوپچی بآتش دوام کند از درجه تقرب خطهای چپاول دشمن، نیز او را واقف میکرداند. ۴۹۸ - وظیفه پیاده همین است که بلا امر خود بخود محافظه طوپچی نزدیک را در عهده بگیرد. هر دو جانب و پس پشت موضع طوپچی در مقابل تشبث ناگهانی قطعات صغیره دیر دشمن در خطر میباشند. در اراضی غیر مستوره طوپچی که در موضع خود میباشد جبهه خود را بآتش خود ایمن ساخته محافظه میکند . با وجود این برای اینکه قطارهای کشف دشمن طوپچی را عاجز نسازند محافظه پیشرو جبهه در از طوپچی بواسطه پیاده اندک لازم است. برای این مقصد اخراج چنین قطعات خرد که از همدیگر بفاصله های زیاده ترتیب شده باشند کافی میآید . ۴۹۹ - در مسافات دور آتش طوپچی بآتش پیاده فائق میباشد و تقریباً در مسافه (۱۰۰۰) متر آتش هرا دو صنف متوازن و برابر میگردد. لکن در مسافات
۲۹۳ نزدیک آتش پیاده بآتش طوپچی تفوق میکند لهذا باید که همین کیفیت در محاربه که در مقابل طوپچی اجرا میشود ملاحظه کرده شود . در اثنای بار کردن طوپ و فرود آوردن آن و یا حرکت طوپچی بنا بر نیکه هدف کلان نشان میدهد آتشیکه بر آن طوپچی اجرا میشود موثر تر میباشد . چون نفری نمبر از جانب مستور نمیباشند آوردن اینها و قطعات دنبال آنها را زیر آتش مائل یا آتش جانبی فوائد عظیمه دارد . در مسافات بعیده هرگاه پیاد بخواهد که بآتش خود اجرای کار طوپچی را نماید یا با آتش طوپچی رقابت و هم چشمی کند بدون اسراف جبه خانه فایده ندارد . ۵۰۰ ـ تبدیل نوع رفتار و استقامت آن و ترتیب خطهای تنجور خفیف و غیر منتظم ، اصابت مرمیهای طوپچی دشمن را دشوار میسازد . ۵۰۱ ـ اگر پیاده آماده آتش باشد در محاربه که بمقابل سواران اجرا میکند از تفوق عددی کثیر سواران
۲۹۴ خوف نکرده مطمئن باید بود. هر نظامیکه به اجرای آتش مؤثر مساعد باشد برای مقابله سواره موافق تر میباشد. خطهای چپور که از بالای آنها سواران هجوم کرده بگذرند چندان دوچار تلفات مهمه نمیشوند. هرگاه سواران باعث بر تبدیل نظام پیاده یا تعویق حرکت آنها شده بتوانند همین حال برای سواران کامیابی شمرده میشود. لہذا تنها همان قطعات پیاده که رأساً دوچار تهدید شوند مقابلهٔ آنها بسواران جائز است. ۵۰۲ - قطعات ضعیف پیاده نیز در مقابل سواریکه بزمین فرود آمده اند بکمال کامیابی اجرای محاربهٔ آتش میتوانند. آتشیکه بحیوانات یدک اجرا میشود خصوصاً مؤثر میباشد. ۵۰۳ - تفنگهای ماشیندار یرا که هدف صعب الاصابه تشکیل میدهند و نیز از مسافات دور
٣٩٠ پیاده را تلف کرده میتوانند حتی الامکان از نزدیک زیر آتش باید آورد . از تنگناهای در از خصوصاً از سرک و راه هائیکه تحت تاثیر آتش لیسنده تفنگهای ماشیندار میباشند بفاصلهٔ غیر معین و حصه حصه باید گذشت . محاربه جزوهای تام ٥٠٤ - تنها محاربه جزو تام خرد نادر الوقوع است . لواتیر اکثریه در صورتیکه بقطعات دیگر مربوط باشد محاربه میکند ، هر جزو تام بشرط اینکه داخل دائرهٔ محدوده و وظیفه معینه خود بماند صلاحیت کافی دارد . ٥٠٥ - پیش از ورود و امر از عقب احوال محاربه تبدل یافته میتواند . برای اجرای کار اکثریه در وقت لزوم افسران خود بخود قرار داده میتوانند با وجود آن جزو های تام ماتحت را لازم است که این امر را همواره مد نظر داشته باشند که اجرای وظیفه برطبق
۲۹۶ خیال بر افسر ضروریست. ٥٠۶ - در محاربه اگر تمامی قطعات بیک نظام رفتار نمایند هیچ فائده بر ان مرتب نمیگردد. هر افسر مسئولیت را در عهده گرفته نظام مناسب را بالذات انتخاب باید کرد. محاربه تولی ٥٠٧ - در اثنای پیشرفت برای دخول محاربه، افسر تولی پیش رفته بهترین راه های تقرب را جستجو، انتخاب کرده اکمال کشفیات و اتمام حصول امنیت تولی را مینماید. ٥٠٨ - اگر افسر تولی این قدر دور شود که حکم داده تولی خود را سوق کرده نتواند تعمیل حکم را قد مدارترین افسران تولی در عهده میگیرد. مجرد اینکه ملحوظ گردد که تولی بتلفات عظیمه معروض خواهد شد افسر تولی نزدیک تولی خود باید بود. ٥٠٩ - در انتخاب نظام چنانچه کیفیت استفاده
۲۹۷ از اراضی لزوم دارد همچنان بودن تولی زیر دست افسر خود نیز ضروری است . اگر چه قطار ولگی ، در حرکت ، خوبترین نظاماتیست که با حال اراضی توافق میکند اما همین امر را مد نظر باید داشت که از نظام مذکور خپور کردن وقت بسیار بکار دارد . در نظام تولی قطار چون فاصله ها تبدل یافته میتوانند بواسطه هدایت افسران ، پر کها از اراضی استفاده کرده میتوانند تخصیص اگر خپور کردن بیک جبهه وسیع و سرعت ، لازم گردد پس استعمال نظام مذکور بغایت موافق است . اگرچه نظام بلوک قطار و نظام لیک ، زیر دست ، تأمین اجتماع عسکر را مینماید . اما چون عمق همین نظامها کمتر میباشد لهذا استعمال آنها در توقف بحال مستوریت بهتر است . ۵۱۰ - هرگاه خدمات امنیت از جانب قطعات دیگر ایفا نشده باشد آن تولی که در محاربه در مجتمع نظام باشد لازم است که در طرفیکه خطر ملحوظ است یک خط
۲۹۸ چپو ر ضعیف کشیده خود را ایمن ساخته محافظه نماید. ۵۱۱ - قوت خط چپو ر و طرز تشکیل آن تابع محل میباشد. اگر در حال تعرض مستورا بموضع آتش رسیدن ممکن باشد یا یک مسافه خر د قطع کرده بسرعت، وصول بموضع مذکور میسر کر د د لازم است که از ابتدا خطهای چپو ر کثیف که دارای قوت لازمه باشند ترتیب یابند. و اگر قبل از شروع محار به آتش این مجبوریت حاصل شود که زیر آتش دشمن یک مسافه در از قطع شود یا در ان وقت که احوال بدرجه کافی معلوم نباشد یا تنها اجرا محاربه اشغال لازم باشد پس درین احوال تشکیل خط چپو ر ضعیف و کم قوت شایان توجه است. ۵۱۲ - همان تولی که بقوت کامله خود دفعه احتیاط کند برای اینکه قوت کامله آتش خود را دائما محافظه نماید. چون از جانب قطعات دیگر محتاج تقویه میباشد پس این کیفیت از ابتدای محاربه منتج محذو ر خلط تو لیها میگردد. مگـر در وقت تقاضای محاربه افسر تو لی را لا ز م است
۲۹۹ که تولی خود را کاملاً چپو ر کرده از ابتدا همه قوت آتش خود را محاربه ادخال نماید. ۵۱۳ - در محاربه تعرض در محلیکه برای انبساط آن تولی که هر دو جناح آن مستند باشند تخصیص میشود. تولی مذکور زیاده از یک یا دو بلوک بندرت دفعهً توسیع کرده میتواند . درین حال لازم است که فاصلةً پریده تقویه کرده شوند . ۵۱۴ - آن تولی که تنها یک جناح آن مستند باشد به تخصیص در وقتیکه تنها محاربه مینماید کاهی این چنین حالت داشته میباشد که از اصول تقویه به پر کردن فاصله ها (که موجب اختلاط بلوکها میگردد) اجتناب کرده به تمدید خط چپو ر تقویه میکند . آن تولی که بهمین طرز محاربه میکند لازم است که بنظر دقت ترصد جوانب خود را بنماید. ۵۱۰ - در اثنا ئیکه خطهای چپو ر یک موضع را اشغال میکنند از روی قاعده بر افسران بلوک و دلکی باشیان لازم است که شکل موضع را تعیین کنند
٣٠٠ معاونت یک چند رانند که در موضع گذاشته میشوند در حین وقت لزوم اشغال موضع مذکور تأمین نموده میشود . محاربه کندک ٥١٦ - برای اینکه کندک یک جبهه وسیع گرفته تهیه و احضار انضباط را بنماید . و اگر با دشمن بغتهً بر خورد بمحاربه خوبتر آماده شود . قبل از دخول محاربه اثریه نظر بحال اراضی اتساع از قطار رفتار ضروری است . ٥١٧ - اگر فرصت میسر گردد برای اینکه بدشمن وضعیت تهیه نشان داده نشود ( مانند اتساع تولیها بر خط اساس ) از تعقیب یک راه بچهار مجانبت نباید کرد. ٥١٨ - قبل از شروع محاربه لازم است که افسر کندک حتی الامکان همه افسران تولیها را در یک جا جمع کرده اوامر خود را اجرا کند . ٥١٩ - هرگاه کندک در یک قطعه کلان بوده
۳۰۱ محاربۀ نتیجه قطعیه اجرا مینماید برای اینکه تولیها با هم مخلوط نکدند از ابتدا پهلو به پهلو داخل کردن تولیها بمحاربه شایان توجه است. هرگاه برای کندک یک وظیفهٔ محاربه بالاستقلال داده شده باشد. پس برای اینکه جزو های تام محارب زیر دست باقی بماند تا ایفای باقی وظائف محاربه را بنماید، داخل کردن تولیها بمحاربه در عقب یکدیگر مینا میباشد. محاربه های غند ولوا ۵۲۰ - غند بلحاظ وقائع سابقه و بیک طرز بودن تعلیم و تربیۀ افراد و یک وجود بودن هئیت افسران و سهولت تقسیم آن عمقاً بسبب انقسام آن به سه و یا چهار کندک یک جزو تامیست که بر اجرای وظائف معینۀ محاربه مقتدر میباشد. ۵۲۱ - لوا بندرت از سه جزو تام مرکب میباشد لهذا برای تفریق احتیاط اکثریه لازم میگردد
۳۰۲ که یک غند را پاره کند. ٥٢٢ - انبساط غند و لوا باین صورت اجرا مییابد. که برای جزو های ماتحت وظائف محاربه تقسیم و اعطا نموده شود. احکام فقره (٥١٧) درین جا نیز جاریست. ٥٢٣ - یک جزو تام هر قدر کلان باشد از خلط شدن اقسام جزو های تا میکه آنرا تشکیل میدارند همانقدر اجتناب باید کرد تخصیص مخلوط شدن اقسام غند های مختلف خیلی مضر ست. لهذا ادخال غند ها محاربه پهلو پهلو شایان توجه است با وجود آن ان لوا که در ترتیب سفری میباشد وقت مقتضی توسیع جبهه یا اتساع لوای مذکور، بطرز استعمال غند های آن اجرای تاثیر میکند (که اگر از قطار رفتار توسیع جبهه یا اجرای اتساع شود نیم ساعت بکارست.)
٣٠٣ محاربه پیاده در قطعات جسیمه ٥٢٤ – در محاربه میدان، محاربه پیاده حالت محاربه های جزوتام های تام مستقل را نباید گرفت. ٥٢٥ – اتحاد اجراات و معاملات محاربه بطریق ذیل تحصیل میشود. به افسران کلان اعطای وظائف، تحدید کامل میدان محاربه جزوتام های تام، دوام و محافظه ارتباط ما بین جزوتام های تامیکه پهلو به پهلو محاربه میکنند. با این همه حصول وحدت تأثیر وابسته این امرست که افسران ماتحت مقصد مشترک محاربه را هرگز دور از نظر نیفکنند. خاتمه ٥٢٦ – ساده گی قواعد و نظاماتیکه در تعلیم نامه اندراج یافته اند در کمال تعلیم و تربیه خدمت باید کرد. بیک نسق تعلیم و تربیه صنف پیاده بساده گی میسر میگردد. در وقت نقل اردو بحال سفر برای اینکه افرادیکه زیر
۳۰۴ سلاح آورده میشوند در مدت قلیل باز اقتدار و معلومات سابقه خود را تحصیل نمایند همین سادگی ضامن کفیل است. ۵۲۷ - اگر یک قطعه عسکریه بذریعه تعلیمها ئیکه اجرا کرده است قواعد تعلیمنا مه را کا ملاً بیاموزد در محاربه حقیقی بر ایفای وظیفه مقدر خواهد بود. هرگاه یک قطعه عسکریه بر اجرای لوازم حربیه مقتدر باشد و در میدان محاربه به ترک هیچ یک از قواعدیکه در زمان حضر آموخته است مجبور نگردد اجرای تعلیم و تربیه قطعه مذکور بیک صورت درست شده خواهد بود.
۳۰۵ این تعلیم نامه نصرت ختامه که افتتاح آن قواعد فتح و فیروزی و اختتام آن انتظام ظفر و بهروزیست وظیفه مقدس فنون حربیه را بیانی ست شافی و فرائض منصبی قوه عسکریه را دلیلی ست کافی بیمن توجهات عرفان درجات پادشاه ترقی خواه معارف آئین اعلیحضرت سراج الملة و الدین از برای تعلیم شاگردان مکتب فنون حربیه سراجیه و افسران عسکریه افغانستان مقرر گردید . امید که اولاد وطن مقدس افغانستان از قواعد جلیله آن فوائد جمیله فنون عسکریه را دریافته بزیر سایه تربیت پایه این پادشاه معارف پرور دانش گستر جبهه ملت را استا و و بنای دولت را بنیا د گردند و بمطالب گوناگون مکنت و نتایج روز افزون ثروت فائض شوند تا از فاتحه رشد و کمال بخاتمه عز و اقبال برسند بمنه و کرمه فی ۱۵ محرم الحرام ۱۳۳۲ دعوتمختار در رساله های زنگران مکتب حریبه سراجیه محمود که
۳۰۶ فرهنگ لغات کتاب تعلیم نامه پیاده ۱ - باب الالف ابلاغ - رسانیدن . اتخاذ - گرفتن . اتساع - فراخ شدن . اثر - بکسر اول و سکون ثانی پی ، عقب . احراز - فرا گرفتن . احضار - حاضر کردن ، آماده کردن . اداره - گردانیدن ، چلاندن . ادامه - دائم داشتن . ادوات استحکامیه - اسباب سنگر مانند بیل ، کلند و غیره . ادمان - دائم کردن کاری . اراضی - زمینها . ارائه - نشان دادن . ارتباط - ربط دادن یکدیگر .
٣٠٧ استثنا - از جمع بیرون کردن . استحصال - حاصل کردن . استرداد - پس گرفتن . استفاده - فائده گرفتن . استلزام - باعث ، موجب . استناد - تکیه کردن بچیزی . اسکات - خاموش کردن . اصابت - رسیدن . اعانه - معاونت کردن . اعتنا - غمخواری . افراغ - خالی کردن ، یک شکل را بدیگر شکل تبدیل کردن . افسران فخری الحق - افسرانیکه اساساً بقطعه منسوب نبوده بامر ناظر حربیه بقطعه مذکو رمقرر میشوند . التحاق - پیوستن . انشا - ساختن . انضباط - ضبط و ربط . اهتمام - غمخواری .
۳۰۸ اهمال - غفلت کردن . اهمیت - قیمت و اعتبار . ایجاب - لازم داشتن . ایراث - باعث و موجب . ایفا - ادا کردن ، اجرا نمودن . ایقاظ - بیدار کردن . ۲- باب البا بساطت - سادگی . بسیط - ساده . پٹرک ساس - همان پٹرک که برای حرکات دیگر پٹرکها اساسا گرفته میشود . ۳- باب التا تاسیس - بنیاد نهادن . تأمین - امان دادن ، چیز میرابی شک و شبهه حاصل کردن .
٣٠٩ تائید -- قوت دادن . تبلیغات -- رسانیدن اوامر . تثبیت -- محکم کردن . ترصد -- چشم داشتن . تزید -- زیاده کردن . تستر -- مستور شدن . تشبث -- چنگ زدن ، کوشش کردن . تصعیب -- دشوار کردن . تصادف -- برخوردن ، روبرو آمدن . تضییق -- افشردن ، به تنگ آوردن . تظاهر -- دیده شدن . تعاطی -- عطا کردن یکدیگر را . تعجیز -- عاجز ساختن . تعرض -- پیش آمدن ، دست اندازی . تعقیب -- دنبال یک دیگر رفتن . تفوق -- برتری جستن . تقدم -- پیشدستی .
۳۱۰ تلاقی - با هم ملاقات کردن تلفات - هلاک شدگان ، مجروحان تماس - مس کردن تمسک - چنگ زدن ، آویختن تنقیص - کم کردن تنوع - گونا گون شدن توجیه - متوجه گردانیدن توحید - واحد ساختن تودیع - سپردن توسل - وسیله کردن توسع - فراخ کردن توصیه - وصیت کردن ۴ - باب الجیم جبهه - پیشانی ، باصطلاح نظام پیشروی قطعه فوج جدیت - عزم ، جزم جلب - کشیدن بطرف خود
۳۱۱ جناح ـ پهلو، بازو . جنگلهای کثیف ـ جنگلهائیکه درختان انبوه داشته باشند . ٥ ـ باب الحاء حائز ـ فراگیرنده . حدت ـ تیزی . حذا ـ برابر بودن . حزمه ـ دسته . حفر ـ کندن . ٦ ـ باب الخاء خریطه ها ـ نقشه های زمین . خط اساس ـ خط موهومیکه از پاهای افرادیکه در نظام لیک ایستاده میباشند میگذرد . خفیف ـ سبک ، پراکنده . خلجان ـ جستن دل ، وسواس .
۳۱۲ ۷ - باب الدال درایت - فهم ، عقل . دقت - باریک بینی . ۸ - باب الراء راصدان - افرادیکه حرکات دشمن را بدقت می بینند. رخاوت - سستی . ۹ - باب الزای زحف - بهر چهار دست و پا رفتن . ۱۰ - باب السین سکته - وقف ، تاخیر . سوق - راندن . سپر - آن بلندی زمین که بدان پناه برده میشود . ستره - پناه .
۳۱۳ سریع - شتاب کننده. ۱۱- باب الشین شخص - علامت ، هر یک از ان دو نفر که استقامت رفتار پریت را تعیین میدارند. شفاهی - زبانی. شکل اهرام - سه و یا چهار تفنگ که کوٹ شوند آنرا شکل اهرام گویند. ۱۲- باب الصاد صولت - حمله بردن. ۱۳ - باب الضاد ضیائیه - روشنی. ضیاع - گم شدن.
۳۱۴ ۱۴ـ باب الطاء طرد - راندن، دور کردن . ١٥ـ باب العين عقیم - بی ثمر . على الاکثر - اکثریه . عمق - چقوری ، درازی قطار . عمود - ستون . ١۶ـ باب الفاء فرجه عینیه - همان پنجره خرد که از انجا بمسافه های دور دیده میشود . فلامه - بیرق خرد . ١٧- باب القاف قاعده - بقرار قاعده .
٣١٥ قطر - خطیکه دائره را نصف میکند . قطعه - پاره . ١٨ - باب لكاف كثيف - انبوه . ١٩ - باب للآم لدى الايجاب - در حین لزوم . ٢٠ - باب لميم مامول - آرزوکرده شده . مانوره - جنگ مصنوعی . ماهرانه - استادانه . مبادله - معاوضه ، بدل کردن . متبدل - تبدیل ، تغییر یافته . متحداً - از روی اتحاد . مترقب - انتظار کننده .
۳۱۶ متزلزل - مضطرب، پریشان. متسع - فراخ شده. متممه - تمام کننده. متنوع - گوناگون. متوازن - مساوی. متوالی - پی در پی. متناوبا - پی در پی. مجانبت - پرهیز کردن. مجاور - همسایه. محتوی - در بر گیرنده. محور - خطیکه باطراف آن دور کرده میشود. مدافعه - دفع کردن. مرئیت - دیده شدن. مرجح - بهتر. مرمی - گلوله توپ و تفنگ. مساحه - پیمایش. مساعد - یاری دهنده.
۳۱۷ مسافه – دوری ، بعد . مسامحه – غفلت ، آسان گرفتن . مشاق – مشقتها . مشاهدات – چیزهائیکه دیده میشوند . مشعر – آگاهی دهنده ، بیان کننده . مصادمه – باهم کوفتن . مُصِر – اصرار کننده ، محکم . مضر – ضرر کننده . مضروبه – زده شده . مطرد – یکسان . معلمین – تعلیم کنندگان . معاینه – فوج را از نظر گذرانیدن . مع مافیه – باوجود آن . مقید – بند شده . ملحوظ – امکان داشته ، دیده شده . ملکه – قوتیکه در طبیعت جا بگیرد . ملکات – جمع ملکه .
۳۱۸ ممارسه - مهارت ، کوشیدن ممتد - دراز شده . منتج - نتیجه دهنده . منظماً - بانتظام ، راست . منطقه - پاره زمین . مواد - اصل چیز . موزيقه - باجه خانه . موفقیت - کامیابی . مهاجمین - حمله کنندگان . مهما امكن - حتى الامكان . ۲۱- باب النون نشر - پراکنده کردن . نظارت - بالا بینی . نفرات - سپاهیان . نفوذ - جاری شدن فرمان . نواقص - کميها .
۳۱۹ ۲۲ – باب الواو وسایط – واسطه ها . ۲۳ – باب الهاء هجوم – حمله کردن . هیولا – هرگاه خواسته شود که یک تولی ، تشکیل یابد و افراد کم باشد درین هنگام افراد را در جاهای خود استاده فرض و تخیل میکنیم و افسران کوچک را بجاهای خود ، حقیقی استاده مینماییم همین وضعیت را هیولا مینامند . هیئت – شکل ، جماعت . هیجان – اضطراب ، بیقراری .
۳۲۰ فهرست صحیفه من : الی ۱ : ۱۷ مدخل فقره [۱ : ۲۴] قسم اول باب اول ۱۸ : ۱۹ نظام مجتمع : تربیهٔ منفرده ، قواعد عمومیه فقره [۲۰ : ۲۶] ۱۹ : ۲۱ بی‌تفنگ تعلیم و تربیه : وضعیت اساس فقره [۲۷ : ۲۹] ۲۱ : ۲۶ رفتارها نقره [۳۰ : ۳۷] ۲۶ : ۲۹ گردشها فقره [۳۸ : ۴۳] باب دوم ۳۰ : ۴۱ همراه تفنگ تعلیم و تربیه ، وضعیت ، پشو پک ، اوژه پک ، سلامی ، زنگون پک، جکر پک ، لند پک ، برچه پک ، برچه کاژ ،
۳۲۱ صحيفه من : الی فقره [ ۴۳ : ۶۲ ] ۴۱ : ۴۴ رنگون کیژد ، پروت ، و لائه سی ، فقره [ ۶۳ : ۶۰ ] ۴۴ : ۵۰ تفنک پر کردن ، اور کردن ، خالی کردن ، تیار اوس کردن ، تفنک پس کردن وقید کردن و پشو پک کردن فقره [ ۶۶ : ۷۴ ] . ۵۰ : ۵۶ برای تفنک ناوه ئی تفنک پر کردن ، اور کردن ، خالی کردن فقره [ ۷۸ : ۷۰] ۵۶ : ۵۹ با تفنک رفتن و دویدن فقره [ ۷۹ : . [ ۸۳ ۵۹ : ۶۰ هجوم فقره [ ۸۴ : ۸۷ ] . ۶۰ ۶۳ حرکات کیرچ فقره [ ۸۸ : ۹۳ ] . ۶۳ : ۶۷ سلامی دست فقره [ ۹۴ : ۹۰ ] .
۳۲۲ صحیفه من : الی باب سوم ۶۷ : ۷۳ تعلیم دلگی بدو صف ، حذا ، رفتار دلگی، کار دکوثر ، کارتبدل ، غیرک قطار فقره [۱۰۱ : ۹۶] ۷۳ : ۷۰ تعلیم پترک، ترتیب و تقسیم پیرک فقره [۱۰۶ : ۱۰۲] . باب چهارم ۷۶ : ۸۶ تولی ، قواعد عمومیه، ترتیب و تقسیم تو لی فقره . [۱۲۲ : ۱۰۷] ۸۶ : ۹۳ کبر دوشها و حرکات تفنگ ، کوٹ پک ، تول تول ، فقره [۱۲۳ : ۱۳۰] . ۹۳ : ۹۶ رفتار فقره [۱۳۶ : ۱۴۲] . ۹۶ : ۱۰۳ تبدیل نظامها و چرخها ، معلومات عمومیه، تصغیر جبهه ، توسیع جبهه فقره [۱۴۳ : ۱۵۶] . ۱۰۳ : ۱۰۴ تشکل غیرک قطار از لیک فقره [۱۵۷] . ۱۰۴ : ۱۰۷ چرخها فقره [۱۵۸ : ۱۶۶] .
۳۲۳ صحیفه من : الی ۱۰۷ : ۱۰۹ هجوم فقره [۱۶۳] . باب پنجم ۱۰۹ : ۱۱۲ هیئت نظام یعنی چپور ، قواعد عمومیه فقره . [۱۶۸ : ۱۶۴] ۱۱۲ : ۱۱۹ تربیه مفرده در تعلیم چپور فقره [۱۶۹ : ۱۸۱] . ۱۱۹ : ۱۲۳ غبرگ و پڑک فقره [۱۸۲ : ۱۸۸] . ۱۲۳ : ۱۲۸ تولی ، افسر تولی نقره [۱۸۹ : ۱۹۶] . ۱۲۸ : ۱۳۳ تشکیل خط چپور فقره [۱۹۷ : ۲۰۳] . ۱۳۳ : ۱۴۱ حرکات خط چپور و موضع گرفتن آن فقره . [۲۱۴ : ۲۰۴] ۱۴۱ : ۱۴۰ انواع اور و حکمهای آن فقره [۲۱۰ : ۲۲۰] . ۱۴۰ : ۱۵۴ تاثیر آتش ، اداره آتش فقره [۲۲۱ : ۲۳۳] . ۱۰۴ : ۱۰۷ نزدیک شدن یکجا شدن، جمع شدن فقره . [۲۳۷ : ۲۳۴] ۱۰۸ : ۱۷۳ کندک ، افسر کندک ، خط چپور ، اسناد ، نزدیک شدن یکجا شدن ، اداره کندک فقره
صحیفه من : الی ۳۲۴ [۲۶۶ : ۲۳۸] . ۱۷۳ : ۱۷۰ غند و لوا فقره [۲۶۷ : ۲۷۱] . قسم ثانی ۱۷۰ : ۱۸۳ ترتیب و بیان نظام معاینه فقره [۲۷۷ : . [۲۸۶ ۱۸۳ : ۱۸۷ بیان نظام معاینه و پریت فقره [۲۸۷ : ۲۹۱] . ۱۸۷ : ۱۹۰ ترتیب نظام معاینه و پریت بحضور شهریاری . [۲۹۲] ۱۹۰ : ۱۹۰ علم و عقاب گرفتن و باز بمحل آن بردن فقره [۲۹۳ : ۲۹۶] . ۱۹۰ : ۲۰۷ رسم تعظیم افراد و قطعات فقره . [۲۹۹ : ۲۹۷]
۳۲۰ صحیفه من : الی قسم ثالث ۲۰۸ : ۲۱۷ مدخل فقره [۳۰۰ : ۳۲۱] . ۲۱۷ : ۲۳۲ سوق و اداره فقره [۳۲۲ : ۳۵۴] . ۲۳۲ : ۲۳۴ استفاده از اراضی فقره [۳۰۰ : ۳۰۹] . ۲۳۴ : ۲۳۶ استعمال ادوات استحکامیه فقره [۳۱۰ : ۳۶۴] . ۲۳۶ : ۲۰۰ توسیع جبهه و اصول تعرض و محاربه تصادفی فقره [۳۶۰ : ۴۱۱] . ۲۶۰:۲۰۶ تعرض بدشمنیکه برای مدافعه انبساط کرده است فقره [۴۱۲ : ۴۲۳] . ۲۶۰ : ۲۶۶ تعرض بیک موضع مستحکم صحرا فقره [۴۲۴ : [۴۴۱ : ۲۶۷ : ۲۷۸ احاطه ، مدافعه فقره [۴۴۲ : ۴۶۶] . ۲۷۸ : ۲۸۷ محاربه اشغال و تعقیب فقره [۴۶۷ : ۴۷۰] . ۲۸۲ : ۲۸۰ رجعت ، قطع محاربه فقره [۴۷۶ : ۴۸۳] . ۲۸۶ : ۲۸۹ محاربه مواقع مسکونه و جنگل فقره [۴۸۴ : ۴۹۲] . ۲۸۹ : ۲۹۶ صورت حرکت در مقابل باقی صنوف و محاربه جزؤه ای تام فقره [۴۹۳ : ۵۰۶] .
صحیفه ۳۲۶ من : الی ۲۹۶ : ۳۰۰ محاربه تولی فقره [ ۵۰۷ : ۵۱۵ ] . ۳۰۰ : ۳۰۱ محاربه کندک فقره [ ۵۱۶ : ۵۱۹ ] . ۳۰۱ : ۳۰۳ محاربه های غند و لوا ، محاربه پیاده در قطعات جمعیه فقره [ ۵۲۰ : ۵۲۴ ] . ۳۰۳ : ۳۰۴ خاتمه [ ۵۲۶ : ۵۲۷ ] . بقلم العبد المذنب اثر الحی حاجی غلام رسول قندهاری کاتب مکتب مکتب حربیه سراجیه در ۱۵ محرم الحرام اختتام پذیرفت ۱۳۳۲
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]