Afghanistan Digital Library adl0789 http://hdl.handle.net/2333.1/b2rbp022 [ILL] This is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about this item, copy and paste the "handle" URL above into a web browser. When referring to or citing this item please use the "handle" URL and not this document or the URL from which you downloaded it. All works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial. NYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پست اطراف و ولایات داخله ۲ " طلبه معارف ۷ " در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
کتابخانه پوهاند عبد الحی حبیبی پوهنتون کابل افغانستان شماره اول اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ ۲ شنبه ۷ ثور ۱۳۱۰ انیس تاسیس ۱۳۰۶ مجلد ( ٥ ) اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و نگارنده مسئول محي الدين ۸ ذیحجه ١٣٤٩ چه لازم دارم؟ عائله حوادث فجیعه انقلاب خانمانسوز گذشته که هنوز غرش تپ های مهیب آن که روی هم دیگر بزنیم به تمام حیث در آذان ما انعکاس دارد ، هم چنان راجع به علل و اسبابی که آنرا صورت حدوث داد ، هر قدر گفته شود بتفکر عاجزانه ما هقدر استفاده نموده و عبرت گرفته خواهیم بود . عملا و تا ئذ کار این مسئله در هر وقت لوحه عبرت آوران سفك دماء آن و فتح ناگوار ، آن غارت گری و آن بر بادی و تباهی را در مقابل فکر معواهد آورد و این حتما در آینده سبب آن خواهد شد که در پیدا کردن يك ره صحیحی برای نجات و فلاح توده لت مستعد افغان ، وخاك قیمت دار افغانان ، همه از جان و دل متحداً و یکدل جدیت صرف افکار و مساعی نمائيم ،معهذا به عقیده بنده باین مبحث اگر از راه نزديك تری توجه کنیم بیشتر مفید ثابت خواهد گردید ، یعنی با داشتن گذشته درفکر خود ، از آتیه بسیارتر گفتگو نموه ، بدانیم که « چه لازم داریم » آنچه گذشت گذشت حالا چه باید بکنیم ؟ واولتر از همه چه چیز لازم است که به ما در تعیین خط حرکت آتیه و جاده مشی عملیات ، بعد ازین ، امداد کند . اینکه محققین می گویند حدوث انقلاب خالی از فوائد نمی باشد مقصود شان این نیست که فائده انقلاب عبارت از تباهی وتحمل خساره ، تلف شدن اموال ونفوس باشد ، بلکه می خواهند بگویند که انقلاب يك ملتی را که در خواب غفلت فرو رفته باشد تکان میدهد و برای آینده بیدار و آماده اش می سازد و حوادث آن برای افراد ملت کاری می کند که ابواب كتب تدریس در مکتب برای اطفال . برای این مدعا ممکن است هر کس به نسبت فکر خود چیزی بگوید و یا به جواب جمل سوالية فوق يك کاری را پیش نهاد نماید . ما نیز بد نخواهد بود باندازه مقدور خود ؛ و به قدری که معلومات محدود ما اجازه میدهد ، و نیز حسب اقتضای وظیفه مسلکی خود یعنی شغل اخبار نویسی نظریه عاجزانه خود را بحضور افراد وطن عزیز خود تقدیم نموده باشم . بخیال ما اولین چیزی که در قدم نخستین خود بسوی اصلاحات آینده بدان احتیاج حس می نمائيم « یك امنیت تام ويك وسكون عمومي کامل » است . بدون امنیت وسكون ، بدون قرار و آرام ، و بدون فراغت خاطر هیچ کاری در دنیا نمیتوان چنانچه می شاید اقدام نمود ، خصوصاً در امور مملکت داری ، و آن هم در این چنين يك مملکت بد نصیبی مانند افغا نستان نه حکومت و نه افراد ملت ، هیچ کدام آن نخواهند توانست از عهده کاری بدر آیند . ملتی که از ملل متمدنة عالم بفرسنگ ها دور افتاده است و سالیان مدیدی می خواهد که حتی به تهیه وسائل حفظ حیات خود در جامعه بشر موفق شده بتواند . و اگر هنوز افکار آنرا ، اختلال ها ، نا آرامی ها و اضطراب ها متشتت و پریشان داشته باشد به هیچ صورت نخواهد توانست قدمی در راه تكامل وترقى به پیش بر دارد ، وما خیلی ممنونیم که در سایه مساعی حکومت موجوده این نعمت برای ما میسر است
( شماره اول ) و فرصت خوبی بدست داریم که باچشم های باز ، نزاکت موقعیت مهم خود را که در عالم انسانیت داریم احساس نموده وظیفه مشکلی را که وجود ما در عالم بشریت به ما تحمیل می نماید درک نمائیم و کاری کنیم که از يك طرف وظیفه را که از دخول ما در حوضه بشریت بما مترتب می شود اجری نموده باشیم و از طرف دیگر برای خود نیز کسب رفاه سعادت حقيق بنمائيم . چیز دیگری که بعد از این « امنیت تام وسكون كامل » در نظر مامی آید عبارت از يك تعاون صادق لانه ومتحدانه ایست در بین حکومت وملت ! که این هم یکی از لوازم خیلی ضروری نیل ما است به مقصود . درین جا لازم می شود قدری صحبت کنیم که کلمۀ «حکومت» و «ملت» با هم چه علاقه وربطی دارند. فی الفکر ما این کلمه علاقه وربط که تحریر نمودیم درین مورد موقع ندارد بچه حکومت وملت باهم يكى و هر دو يك چیز می باشند و در بین شان تلفظ به کلمۀ «ربط» و «علاقه» که عموماً در بین دو وجود دارای وجود خارجی و یا حس جدا گانه استعمال می شود لزوم ندارد . برای اینکه بشناسیم حکومت وملت با هم چه نسبت دارند ، تنها مراسم ومسائل که در اول صورت وجود گرفتن يك حكومت واقع می شود کافیست . در آن وقت می بینیم که ملت يك فرد لایق را که آنرا از همه افراد دیگر بلند تر میداند، خطاب نموده میگویند : ماترا به حيث شاه و آمر خود قبول داریم ، سررشته انتظام امور خود را بدست تو می سپاریم و ما همه تابع حکم ومنقاد فرمان تواستیم آن شخص نیز این تکلیف ملت را قبول نموده به مقابل گفته های ایشان میگوید : من خدمت گار شما هستم و این وظیفه مهمی را که بدوش من گذاشته اید میخواهم در اجرای نمودن آن به من مساعدت نمائيد وعلى هذا القياس . مقصود ما اینست که نفس این کلمات که مقدمۀ امتیاز حکومت وملت از هم میباشد به ما حقیقت مسئله را واضح و آشکار می سازد . یعنی حکومت وهیئت حاکمه عبارت از چند نفر افراديك ملت میباشد که از طرف عموم برای اجرای کار و انتظام امور کشوری ولشکری آن مقرر می گردد . پس چون ثابت گردید که وجود يك حکومت موقوف برضا وانتخاب ملت می باشد و هیئت حاکمه نیز افراد همان مملکت ومربوط به همان خاك و آب ، و خادم منافع و متصدی امورهمان جامعه وملت است ، چندان فرق و تفاوتی بجز يك اسم در بین نه می ماند . بعد ازین چیزی که عرض شد می توان دانست که تعاون ذات بيني حکومت وملت از چه نقطه نظر لازمی بشمار میرود . با واضح تر عرض کنیم که اگر برای خود خود ما کار نکنیم که برای ما خدمت خواهد نمود ؟ ملت که حکومت را انتخاب نمود، قوۀ اجرائیه امور را بدست آن می سپارد سپس بتوسط وکلای خود احتیاجاتی را که حس میکند بآن فهمانیده انجام آنرا و يا اقلا توضیح طریقه رفع آنرا خواستار میگردد . باید کاملا اماده باشد که بهر امری که از طرف حکومت صادر می شود قرار لازمه امتثال نمود به مقاصد حکومت خود که عيناً مقاصد ملت است امداد و اعانت نمايد . هیچ کاری در دنیا بی تعاون به پیش نه میرود اگر بتاریخ گذشته دنیا نظری بیفکنیم بظاهر میشود که کشفیات خارق العاده امروزی دنیای اروپا، ترقیات روز افزو انسانهای قرن بیستم ، و پیش رفت محير العقول علوم وفنون همه مرهون تعاون ذار بين انسان هاست . و هیچ كدام آن دون تعاون صورت وجود بخود نگرفته است . تمام این آلات ولوازم محتاج به دایره انسانیت را که ما امروز به شکل مکمل آن در دست خود داریم اگر بنتیج توجیهی بر كماريم درك خواهیم مود که در نتیجه افادات خورد خورد و کم کم موجدين ومخترعين بمرور ایام و گذشتن قرون به وجود آمده و تکمیل بوده است . وقتی یکی از و انسانها ساحقی تفنگی قبیله دار قادر گردیده آنرا وسیله مدافعه نفس خود قرار داده بود و بعد از وشخص دیگر
( شماره اول ) مجلد پنجم شروع نموده بعوض فتیله از سنگ چقماق کار گرفت ، و همچنان هر زمان انسانی بوجود آورد و آن انسان باین مملکت بقدر احتیاج محیط خود افاده نمود و بالاخره سر تعاون ماشین دارها وميراليوزها به نظر ما جلوه گر می سازد و به همین صورت مفکر آن ومحرران و مدققان هر عصر بر فکر و تحریر و تدقیق اسلاف خود افزوده و اخلاف شان نیز ایشان را پیروی نمودند تا امروز بدست دنیای موجوده انسانیت يك سلسله وسیع وغير محدوده علوم و فنون موجود آمده است . درست است بگوئیم اجتماع بشر برای تعاون و بيك معنی دیگر مولود تعاون است . اگر انسانها به معاونت همدیگر محتاج نمی بودند ، این اجتماع دائره بشریت صورت نمی گرفت . شیرازه اجتماع بشر تعاون وتعاضد است . اگر انسانها برای منفعت خود و هم نوعان خود هر کدام بهر مسلکی و هر کاری دست نمی زدند وهر كدام يك گوشه احتیاج هم نوعان خود را رفع نمی كردند يك انسان واحد بذات خود نمی توانست هر چیز شود ، یعنی شخصی نمی توانست هم نان پز وهم زارع وهم خياط وهم آهنگر باشد. در زمانه های ماضیه احتیاجات ولوازم انسانیت خیلی بسیط بود ولی امروز يك فرد انسان تنها برای امرار حیات خود بانقد و چیز ها احتیاج دارد که اگر تنها اسامی آنرا جمع کنیم دفتری باید بنویسیم . اگر همین حس تعاون در دل انسانها مرکوز نمی بود بعقیده ما يك فرد انسان چطور میتوانست خودش تمام احتیاجات موجوده خود را تکمیل کند در آن صورت نه بدنیای انسانیت این مقدار ترقی های حیرت انگیز نصیب میگردید و نه این تسهیل و سائل معیشت وزندگانی و نه این عمارات سر به فلك كشيده و نه این شهر های مزین و نه این سامان عیش وعشرت . چه این چیز ها همه زاده تعاون و دستیاری افراد بشر است با هم دیگر . زمانی بود که همین ملت افغانستان در تحت حکومت شخص مطلق زیست مینمود و زمام اداره و اختیار مملکت در دست يك شخص میبود و هرچه را که آن شخص میخواست میکرد مگر امروز برخلاف آن میبینیم اعلیحضرت شاه ما و کلای ملت را باطراف خود جمع نموده بایشان میگوید که کار خود را بدست بگیرید و خودتان برای خودکار کنید علت یگانه این عقیده من همان احتیاجی است که به تعاون محسوس نموده شده است ، یعنی حکومت ما امروز که در مقابل خود وظائف زیادی را مشاهده میکند ، و با چشم باز باطراف خود می نگرد میداند که برای تعالی مملکت مانند سابق فكر يك شخص و رای یک فرد با مشوره چهار ویا پنج نفروزر ( چنانچه کفایت نکرده بود ) حالا هم کفایت نمیکند ، بلکه تمام افراد ملت باید بذریعه و کلای خود و هم بذریعه مطبوعات ونشریات و وسائل دیگر راجع بامور مملکت خود اظهار عقیده بنمایند و باینصورت بعوض يك حكومت شخصی مطلق دارای يك حكومت شورائی ملی میگردیم . نا گفته نماند که در اول تحریر خود تعاون را به کلمه صادقانه و متحدانه قید نموده بودیم ، ازین قید مطلوب ما این بود که بعضی اقسام تعاون را از بین اخراج کنیم . چنانچه ذکر نمودیم در آن وقتیکه در تحت حکومت شخصی مطلق امرار حیات می نمودیم نیز به صورتی از صور در بین حکومت وملت يکنوع تعاون موجود بود ، مگر آن تعاون گاهی در نتیجه مجبوریت و گاهی هم بصورت بی شعورانه و اضطراری میبود . امروز آنچنان تعاون بدرد ما نمی خورد . تعاون امروزی ما ( اگر میخواهیم تعاون حقیقی داشته باشیم ) باید اختیاری و با شعورانه و از کمال صمیمیت ودر نتیجه درك حقيقت اسم حكومت و ملت ، و احساس وحدت و یگانه گی این هر دو باشد ، یعنی در عین آنکه به حکومت خود امداد و معاونتی درامور میکنیم باید بدانیم که کار از خود ما مفاد از خود ما و خدمت مذکور برای خود ما است و نتیجه آن به نفع خود ما تمام میشود ، وحکومت نیز بآن کار برای ما وقرار اقتضای احوال ما اقدام می نماید غرض اینکه آن معاونت وامداد را با صمیمیتی وعلاقه كه يك انسان به کار شخصی خود می داشته باشد در اجری در آوریم . حالا که این دو مطلوب مهم را عرض نمودیم میخواهیم درین موضوع قدری صحبت نمائیم که امنیتی را که امروز بعد
صفحه ٤ ( شماره اول ) مجلد پنجم از مدت طویل و طاقت فرسای اختلال وبی قراری بدستیاری حکومت صحیح و ترقی خواه موجوده حاصل نموده ایم چطور میتوان وقایه نمود ، تعاون را چطور میتوان صورت داد ؟ بفکر ما برای اجرای این دو مطلب فوق الذکر یکی از ضروریات بدیهی واولی « وحدت ملی » است . چونکه نه امنیت را بدون وحدت ملی حفاظه می توان نمود و نه تعاون حقیقی بدون آن ممکن میشود . اگر دربین ملت افتراق و شقاق حکمفرما باشد ، واگر قبائل وعشائر در منفعت همدیگر شريك ودر خساره که بیکی واقع میگردد هر كدام سهیم نباشند وجود مملكت بمعنی حقیقی محض عبارت از خیال ووهم خواهد گردید و به هیچ صورت نه خدمات حكومت به ما نفعی خواهد بخشید ونه خود ما خواهیم توانست يكقدم بجانب سعادت ونيك بختی حقیقی برداریم . شاید این مسئله حاجت به تصریح نداشته باشد كه يك حكومت ابداً نه می تواند برای هر گوشه و کنار مملکت خود يك قانون جداگانه اصدار نماید ، ودرهر قسمت وطن يك پالیسی علیحده ويك رویهٔ متغایر را اختیار کند . وهمچنان يك ملت مفترق وغير دارای اشتراك منافع و وحدت ملی نه می‌تواند در تحت ادارهٔ يك حکومت برود . پس ظاهر است که تعاون ووقایهٔ امنیت دريك مملکتی که ملت آن در تحت يك حكومت ويك رژيم ود رژير ادارهٔ يك شاه ويك هيئت حاكمه زنده گانی می‌کند ، وهنوز هم ازنعمت گرانبهای وحدت ملی محروم است اصلاً امكان ندارد . چه مملکتی که وحدت ملی دران نباشد ، لابد همواره به مصیبت خونریزی ومجادلات قومی وقبائلی گرفتار بوده ، فرصت آنرا نخواهد یافت که برای بهبودی و بهروزی خود کاری کرده بتواند وحکومت نیز در چنین يك مملكت بايد تمام وقت خودرا صرف تصفیهٔ مناقشات واختلافات داخلی نموده به تهیه وسائل مدافعهٔ خارجی و تحكيم يك سياست مناسب مقتدر نشود و نتواند آن ملت را چند گامی بطرف مقابل سوق داده به عالم انسانیت نزديك تر بسازد . اگر بدیدهٔ تحقیق نگریسته آید ، تمام نقصاناتى كه ملت افغان دراثر انقلاب گذشته متحمل گرديده است علت العلل آن همین عدم وجود وحدت ویگانه گی بود در بین افراد وطبقات وصنوف ملت . اگر دران زمان مانند حال ملت ما يك اندازه فوائد سجیةً مرضيةً وحدت واتفاق را تحس نموده وعمليات آن تماماً بروی اساس همدردی وغم شريكي بنا یافته می بود ، شاید كار ما بدینجا نه می کشید وروی دوره وحشت ـ قو وسقویان را نمی‌ دیدیم . اتفاق ووحدت عبارت ازيك صفت مستحسن ونکوئیست که بدون آن نه يك مملکت در دنیا عرض وجود نموده می تواند ونه در ساحهٔ ترقی و تعالی رهسپار گردیدن آن ممكن می شود ونه میتواند حیات خودرا در جرگهٔ ملل عالم حفظ کند . اگر بنظر امعان دیده شود ، همین كه يك ملت ، يك جامعه میگوئیم محض از اسم آن يك وحدت ويگانه گی و اتفاق را محسوس می کنیم . چه يك فرد بذات خود يك مملکت را تشكيل داده يك ملت بايك جامعه شده نمی تواند بلكه ملت و جامعه دارای اجزا و افراد است و چیزی که ما را مقتدر میسازد عدهٔ از افرادرا كه دريك خاك اجتماع نموده اند باسم فلان ملت یافلان جامعه موسوم سازیم همانا وحدتیست که افراد مذکور در بین خود در منافع ، در رسوم ، در زبان در عادات واطوار وغیره دارند . پس از این جا ثابت میشود که حتى وجود يك ملت نیز مرهون همين كلمه محترمه وحدت است وبدون آن عرض اندام نمودن يك جامعه وملت در انظار بشر امکانی ندارد . پس از آنكه دانستیم این مسئله جزء حیات ما بلكه سبب و علت آن است تصور میکنم قارئین کرام خود شان تقدیر نموده خواهند توانست كه برای ما ومخصوصاً درين چنين يك وقت مشکلی که در نتیجه بد بختی خود بدان گرفتارشده ایم « وحدت » و « اتفاق » بچه اندازه اهمیت دارد .
صفحه 5 (شماره اول) مجلد پنجم او - گ - پ - او (1) نوشته های چکیست (2) 1- تشکیلات داخلی او - گ - پ - او اداره سیاسی حکومتی عموم اتحادیه «او - گ - پ - او» مهم ترین ادارات در اصول شورویه است. اداره مذکوره تمام منطقه بین خیابان لوبیا نکای صغیر و کبیر را اشغال نموده است. عمارت لوبیانکا در مقابل قسمت مهم عمارت مذکور میدان لوبیا نکا، و در عقب آن منطقه «گ - پ - او» که از مهمانخانه «سیلیکت» الی خیابان سریتنکا امتداد یافته است می باشد. خانه های کوچه های وارشونو فسکی و میلیو تسکی تحت کومسون (منزل عمومی برای مامورین گ. پ. او) اشغال شده است و هم چنین تمام منطقه بین خیابان لوبیا نکا و خیابان سریتنکا در حقیقت در تحت امر و فرمان (او. گ. پ او) میباشد. 1- اداره سیاسی حکومتی عموم اتحادیه. 2- کمیسیون فوق العاده تمام شورویه را قبلاً به مخفف روسی (او - چ. کا) و عضواً آنرا چکیست میگفتند حالا (و - چ - ك) را تبدیل به گ. پ او، نمودند. در حوضه اجرات مرکزی «او. گ پ. او» قریب دو هزار و پنجصد (2500) نفر خدمت مینمایند، از جمله اینها فقط 1500 نفر کومونیست و باقی آنها کومونیست های جوان و بی پارتی میباشند. معلوم است که مامورین بی پارتی وظائف بسیار پستی را مانند تایپستی، زنانه و مردانه، دفتر برداری و غیره را ایفا مینمایند. «او. گ. پ. او» به شعبات ذیل تقسیم میشود: شعبه کشفیات «ک. ر. او» شعبه خارجی «ی. ن. او» شعبه خفیه «ش. او» شعبه خصوصی «او. او شعبه مخصوصه «ش. پ. ی ک او» اداره اقتصادی «1 ی. ک. او» شعبه اطلاعات «1. ی. ن. ف. او شعبه اجرائیه، شعبه شرق «و. او» شعبه محافظ سرحدی «پ. و» و اداره تشکیلاتی اداری. رؤسا و مامورین «او. گ. پ. او» در راس «او. گ. پ. او» چنانچه معلوم است «منشزینسکی» میباشد. نامبرده در پارتی کمیته مرکزی و در اداره سیاسی نفوذی ندارد. همیشه مریض میباشد «او. گ. پ. او» مداخله مینماید. وظیفه ریاست خود را فقط محدود به نماینده گی «او. گ. پ. او» در کمیته مرکزی نموده است، نشزینسکی دو معاون دارد، معاون اول یاگودا که در حقیقت تمام امورات «او، گ، پ، او» را اداره میکند یاگودا یاگودا آدمی است جاه طلب، صاحب اراده قوی و برای رسیدن به مقصد یکه اراده نماید، به فدا کردن همه چیز حاضر است درشت و بی ترتیب می باشد، سبب محکم شدن مذکور در جای خود، خدمت به اعضای اداره سیاسی (پولیت بیورو) خصوصاً خدمت برای ستالین (1) است هنر دسیسه و ریا بدرجه اکمل مالك است ياگودا ظاهر شدن رقیب خود را بوقت تر ا بو میداند و تمام ترتیبات دفع نمودن مذکور را بوقت مناسب میگیرد قربانی آخری او تریلیسر مستشار دوم رئیس (1. ك. پ. او) میباشد. ياگودا به بسیار آسانی مقصدی را که خیال دارد حاصل می نماید، و خود را بوظیفه خود بسیار محکم حس میکند نامبرده به اطراف خود آدمان فدائی که به همه چیز حاضر اند جمع نموده است. یکی از جمله فدائیانش (شانین) سکرتر مذکور که به همه چیز ماهر است، می باشد. (شانین) مذکور برای اینکه (1) ستالین (دیکتاتور حالیه شورویه) در حقیقت رئیس (پولیت بیورو) یعنی اداره سیاسی میباشد.
صفحه 6 (شماره اول) مجله پنجم مهربانی با کودا را محکم تر بسازد، همیشه دعوتهای شراب بازها ترتیب میدهد، دخترها در این جور ضیافت ها از بین کومسومولها (کمونیست های جوان) انتخاب کرده می شوند. یا گودا صاحب حقیقی «او. گ. پ. او» می باشد. نامبرده نه تنها مستشار اول رئیس است، بلکه رئیس اداره عملیات خفیہ که تمام ادارات «او. گ. پ. او» را به استثنای شعبه خارجی سرحدی و مخصوصه، متحد میسازد میباشد. رؤسای شعبات: – رئیس «او. گ. پ. او» و هر دو مستشار همان رئیس مذکور، هیئت شورای «او. گ. پ. او» را تشکیل میدهند. هیئت مذکور در هفته یک دفعه برای فیصله کارهای اداری جمع میشوند. عملیات شعبات «او. گ. پ. او» چیست؟ شعبه کشفیات چه مشغولیت دارد؟ شعبه کشفیات، امور مجادله جاسوسی خارجی را در داخل س س س ر و اقدامات ضد انقلابی را اداره مینماید. و هم شعبه مذکوره هیئت سفارتهای خارجی را در س س س ر خدمت مینماید. کشتافی مینماید، اطلاعات و اسناد از این سفارتها بهم میرساند. شعبه مذکوره اداره نمایندگی وسیعی در داخل دارد. تمام مدیران مهمانخانه ها، سینما ها و تیاتر ها نماینده گان اداره مذکوره می باشند. اداره کشفیات، با چنانچه مخفف نامیده شود «ک. ر. و.» در تمام ادارات شورویه دارای نماینده گریها است، و هر روزه از اجنت های خود راجع به جریانات امور ادارات مذکوره اطلاعات حاصل مینماید! اداره مذکوره خدمتکاران پست، مانند پیش خدمتهای زنانه، آشپز ها، شوفور ها وغیره را برای سفارات خارجی معین و بتوسط آنها اقسام خبر ها را حاصل میکند. اولسکی – ک. رو – را ریاست مینماید، این آدم 35 سال عمر دارد و یکی از طرفداران صمیمی یا گودا می باشد. اداره مذکور به چند شعبات دیگر تقسیم میشود. و هر کدام به شعبه خود خدمت مینماید چنانچه شعبه اول «ک. رو» فقط مهمانخانه ها، تیاتر ها و رستور آنها (طعام خانه ها) را نظارت مینماید. همین شعبه اطلاعات حاصله، خصوصاً اطلاعاتی را که از سفارتها وزارت مختاری های خارجی «گ. پ. او» به اقسام مختلفه بدست می آورد، میکشاید. شعبه دوم و سوم به امورات، مجادله با جاسوسی ممالک قرب بحر بالتيك اشتغال دارد. شعبه سوم، مثلاً ساوینکو «انقلابی بزرگ روسیه امپراطوری» وغیره را بروسیه جلب نموده است. شعبه چهارم – با جاسوسی ممالک مشرق مجادله مینماید، پنجم – با جاسوسی انگلستان و امریکا وغیره. هر اداره (بقیه در صفحه 9) نظریه جدید راجع به اعاده جوانی از هر مرد وزنی که سنش از پنجاه سال متجاوز باشد اگر سئوال کنند که مایل رجعت شباب می باشد بی شك يقيناً جواب مثبت خواهد داد زیرا غیر از این فکری در خاطر آنها نیست همینها هستند که بمنظور حصول آرزوی خود و برای یافتن حیات مرحله جوانی به سالونهای اطبا رومی آورند و همیشه شکایت دارند که ساق پای آنها به نیروی بیست سالگی آن ها نیست و از اغذیه و اشربه آنچه را مطبوع آنها است نمی توانند صرف نمایند بازحمت بخواب می روند و قبل از شروع بکار خسته می گردند در موقع صعود از پلسکان از نفس می افتند و هر روز صبح در مقابل آئینه قیافه در پیشگاه نظر آن ها پدیدار می شود که مایل به رؤیت آن نمی باشد جملات مقطعی که از طرف آنها خطاب به اطباء می گردد غالباً از اینقرارند: دکتر من نمی توانم راه بروم! چشمان من کدر است من نمی توانم بکار خود ادامه دهم دکتر!
( شماره اول ) اطباء برای معالجه معمولا شروع می کنند که آنها را بنام حفظ الصحه از همه چیز محروم نمایند . بدواً از استعمال توتون و چای و قهوه و شراب والكل آنها را منع نموده و بتدریج گوشت و تخم مرغ و ماهی و سبزیجات مختلفه را هم جزو پرهیز آنها قرار داده و توصیه میکنند که شبها را زود استراحت نموده و از مجالس شبانه و بی خوابی اجتناب نمایند و نیز مقداری از اوقات خود را صرف ورزش و تمرین اعضا و عضلات کنند مرضای مزبور تا وقتی که اغذیه نباتی را بر حیوانی ترجیح داده و بجای شراب آب معدنی صرف می کنند ظاهراً بر ضعف مزاج غلبه نموده و بر پیری چیره شده اند ولی اگر احياناً شراب بورگونی و کبد ماهی تناول کرده و بجای پیاده روی در هوا های طوفانی و بارانی با تاکسی حرکت کرده و نشاط و تفریح مجالس شبانه را نمك زندگانی و چاشنی حیات بدانند آنوقت است که بعوض جوان شدن رو بمرک میروند . بزعم جوینده کان جوانی زندگانی که فاقد لذات اجتماعی باشد چه ارزشی دارد و در این سن ما باید برای اعتکاف بدبری رفت و کسوت رهبانیت پوشید و یا جوان گردید . آیا باز گشت جوانی ممکن است ؟ این يك سوال اصلی است که بدو سوال فرعی منشعب می شود : اول حصول رجعت شباب و دوم آنکه تا کجا و چه حد ممکن است جوان گردید ؟ بسوال اول می توان اثباتاً جواب داد بلی ممکن است جوان شد و با پیشرفت سن از نقائص وضعف شيخوخیت برکنار ماند و با عجز وانكسار وتقليل قوا و فساد عوامل حیات به مغاك قبر نرفت و با کبر سن عقل وقوه استنباط واعصاب خدمت را حفظ نموده و این یکی از معجزات قرن ما می باشد اصول باز گشت جوانی از طرف دکتر زاورسکی ابداع گردید و همانطور که درطی رساله معروف خود موسوم به ( چگونه می توان جوان شد ) شرح داده است در لابراتوار خود امتحانات دقیق از گلبولهای خون نموده و در نتیجه پرورش آنها در خارج از خون بدن استنباط نمود که این اجسام حیه كوچك در صورت تجديد قطره آبی که مأوای آن ها است نشاط حیات را از نو گرفته جانی تازه می نمایند . بنا بر این معتقد شد که سلولهای انساج انسانی بواسطه عدم تجديد مأوای آنها رو بفساد و مرك میروند و اگر مبادرت به تجدید خون بنمایند سلولهای بدن هم حیات جدیدی خواهند گرفت حال چگونه خون پیران را تجدید باید نمود ؟ با امتزاج خون جوانان . دکتر ژا ورسکی شروع به امتحان نموده و در امتحانات اولیه نتایج درخشانی حاصل کرد برای انجام این عمل لا زم است چند قطره خون جوان سالمی را گرفته و در حدود شرایطی چند بکسی که از پیری نگران است تزریق نمود و پس از چند دفعه تغییرات فاحشی در پیر حاصل شده به فشار شرائین آن تحت تنظیم کاملی در میاید در خاتمه معالجه که معمولا بیش از سه هفته طول نمی کشد مریض كاملا مداوا شده و یا بعبارت دیگر پیر جوان گردیده است ولی اینجاست كه سئوال دوم فوق الذکر مورد پیدا می نماید یعنی پس از معالجه شخص پیر چند سال جوان خواهد شد ؟ باز گشت جوانی فقط تا سالهای است که شکسته نگردیده و به این طريق يك پیر هشتاد ساله هیچگاه به سن بیست سالگی خود رجعت نخواهد کرد در این جا فقط مدا وای طبی بعمل آمده و پیر کما کان در شیخوخیت باقی خواهد ماند منتهی در مقابل امراض مغلوب نشده و دارای فعالیت خواهد بود عمل هضم او منظم و دارای خواب راحتی بوده نشاط در آنها تولید شده وبکار رغبت حاصل خواهند نمود بعبارت آخری تعقیب باز گشت می کنند و این تنها تعبیری است که می توان از باز گشت جوانی نمود و اگر مفاد رجعت جوانی را باز گشت غیر محدود قوای جوانی بدانیم در اینصورت باز گشت جوانی وجود نخواهد داشت در موقع امتزاج خون جوانان با پیران پیر هشتاد ساله یا هفتاد ساله دارای قوای شصت سالگی خواهد شد و پیران پنجاساله ( زیرا در پنجاه سالگی هم اغلبی بمرحله شیخوخیت قدم می نهند ) قوای مرد چهل ساله را دارا خواهند گردید
صفحه 8 ( شماره اول ) جلد پنجم حاصل آنکه رجعت جوانی بسی است وقول علمای آکادمی مبنی بر آنکه رجعت جوانی مطلقاً حاصل نمیگردد از این لحاظ صحیح است که پیر جوان حقیقی نخواهد شد ولی ممکن است جوانتر شود یکی از علاج یافتگان دکتر زاورسکی در سن شصت سالگی با آنکه دکتر مزبور در مقام ممانعت بر آمده بود معهذا ازدواج نمود صاحب اولاد و خانواده گردید اگر چه پس از معالجه نتوانست در نیازی که در تحت مدیریت او بود نظیر جوانان عمل کند ولی مدیر قابل گردید : در هر حال محقق است که ضعف پیری و شکستگی شیخوخیت مغلوب شده و خون جوانان به عروق پیران انرژی بخشاییده و در انساج تحريك می نماید و یقین است تا خاتمه حیات هم با حفظ قوای بدنی و فکری میتوان زندگانی نمود. دکتر زا و رسکی در صدد امتحا نات دیگر است که من در صدد تشریح احلام وی نیستم ولی بالفعل او موفق به مبارزه برعلیه ضعف پیری شده و موفق بیرون آمده است و هر کس تحت مداوای او در آید برای دوام زندگانی بیشتری قابل خواهد بود حال آیا ممکن است از انحطاط قوی کاملا جلوگیری نموده و نگذارد سن بشر از حد معین تجاوز نماید : برای این تفحصات لابراتوار مخصوصی لازم است که من یقین دارم قریباً ایجاد خواهد گردید ( حصار عدل ) تتبعات ادبی : درهاي يتيم امروز هر ملت و هر قومی میخواهد که صفحات هستی و زندگانی گذشته خود را ورق زده بيك سطر درخشانی که حاکی ازمجد واعتلا ؛ شرف و آبرو ، علم و ادب شان بوده باشد تصادف نمـاینــد ومــدارك صحیح وماخذ روشنی برای اثبات مطالب فوق خود داشته باشند ، کتب و مطبوعاتی که درین زمینه از هر ملت و هر نژاد شاهد و گواه ما است از حیز شمار بیرون است حتی ایران از بد و مشرو طیت خــود تا امروز كه يك دولت همجوار وهم زبان ما است کتبی بعرصه وجود آورده و میآ ورد که خیلی ها جالب دقت و توجه ما است وتقریباً همان مشاهير ومعاريف این سرزمین است که ازبی خبری وبی علمی ما به تنگ آمده بلباس يك ملت دیگر جلوه می نمایند ويك سلسله مطبوعات قیمتداری را بخود مشغول ومصروف نموده اند . وعجبا انــآ درين مختصر نگارش خود از ان مشاهیر و مامورانی که این اقلیم تاریخی ما بدنیا داده اندو آثار زنده وابدمدت شان از قبیل قانون ها زين الاخبارها ، بيهقی ها ، حديقه ها ، الفيه وشافيــه ها ، ناصرخسروهــا ، دقيقی هـــا منوجهها ، عنصری ها ، بالاخره آثار سيد جمال الدين ها وادیب پشاوری ها ، که جدید ترین کتب و لالی ادب و حکمت اســت وتمام کتاب خانه های دنیــا بدانها توانگر وتقريباً بتمام السنة عالم ترجمه وبمطابع على دنیا بار بار طبع شده اند صرف نظر نموده فقط میخواهم از یکدسته کتب نفیسی که در نتیجه تتبعات چندین ساله و کاوش های طاقت فرسای خود بدان ها نایل شده و از وجود هريك اطلاعات خوبی دارم درین مختصر رسيـله بطور فهـرســت یاد داشتی نمایم وضمناً باطلاع اولیای معارف واهل فضل ومشوقيـن علم وادب برسانم که خیلی ها جای تاسف خواهد بود که همین « درهای یتیم » ما که تا حال دست تصرف وحوادث روز کار بدانها نرسیده بیکباره کی ازبین رفته وبرایـمـا جز بادی حسرت خبز چیزی باقی نماند زیرا : ( دریتیم را همه کس مشتری بود ) اينك كتب : ( 1 ) ( 3 رساله ـ اثر مولانا قاسم کابلی ) که هر سه رساله دريك وقايه واقع شده رساله اول در علم عروض وقوافی رساله دوم در معانی و بیان رساله سوم در نقد الشعر وقرض الشعر وسرقات ادبی است . این اثر نفیسـی یاد گــار زمـانه جــلال الدين اكبر شاه است که مولا نا در قریه توتک پشارو از نگارش آن فارغ شــده است وبگمان بنده از کتبی که درین زمینه تاحال نگـارش یافته ومخصوصاً ياد گــار دوره متا خرین است از قبیــل حـد ايق البلاغه طبع هند و پنج رساله عبد الواسع ها نسوى وابد البدايع وقطوف الربيع شمس العلما طهراني وغیره این اثر نفیس کامل تر ومبسوط تر است ، زيرا اولا عبارات واسلوب نگارش باندازه سلیس وروان است که انسان گمان میکند دیروز
( شماره اول ) ( سال پنجم ) نوشته شده باشد غالباً امثال و شواهد از ادبا و شعرائی میاورد که همهٔ آنها نابغه گان و آیات کبرائی بلاغت و فصاحت بوده اند ثالثاً از وجود شعرای دورهٔ اکبری که بیشترش را منسوب بافغانستان میدانند از قبیل آتشی قندهاری وهاشمی و غیره اطلاع مفصل و جهان قیمتی میدهد . رابعاً برای مدارک و مآخذ خود بهترین کتب را از قبیل ترجمان البلاغه فرخی حدایق السحر وطواط و المعجم حسن رازی و معیار الا شعار طوسی وعقود الجمان سیوطی وكتاب تكميل الصناعة وقسطاس الشعر وكتاب البلاغه جرجانی سرخسی و غیره را در دست داشته . خامساً در قید تاریخ ومؤلف آن هیچ جای شك و تردیدی نمیگذارد، زیرا با دقت تمام در پایان رسالهٔ خود مینویسد : تمام شد رسایل این احقر العباد قاسم کابلی بتاریخ بیست و هفتم صفر المظفر روز پنجشنبه سنه ١٢١٥ هجری نبوی صلمم در قصبهٔ توک پشاور در عهد محمد اکبر شاه بادشاه غازی ادام الله تعالی اقباله . سادساً به حواشی آن نیز نکات ومطالب جالب دقت از قبیل حل کردن بعض رموزات لغوی و اصطلاحات ادبی و قطعات شعری و پار چه های نثری شاعرانه دیده می شود . درین موقع رشکم آمد كه يك بيت آنرا که در صنعت تخیل مثال میاورد ننهشته بگذارم : بسکه در آغوش گل ها شیشه شبنم شکست می نماید در نظر ها چشم عينك دار گل ولی متاسفانه که از آخر کتاب یکدوسه ورق آن افتاده اما به کن جای که تاریخ کتاب را با خود برده باشد خلاصه از هر حیث نسخهٔ قیمت داری است ومتعلق به خود نگارنده میباشد ( ٢ ) گنج شهیدان : بقلم میرزا جلال فراهی که معاصر است با میرزا ترکان برخوردار و درین کتاب از مواقع تاریخی و جغرافیائی فراه ومزارات ومشاهير آن و حالات طوايف وسلسله شهدا و متصوفین آن با ابيات واشعار و امثال و شواهد می نگارد و حقیقتاً برای شناساندن فراه با تمام روحیاتش بهترین کتابیست ، این نسخه را در زمان مسافرت خود در نزد یکنفر فراهی بطور سرسری دیده و همینقدر توانستم استنباط نمایم . ( ٣ ) دیوان حسن که اثر طبع خوش بیان آقای سردار محمد حسن خان مرحوم است و دارای غزلیات متعدد بطرز بیدل ، شوکت ، غنی ، صائب کلیم ، حافظ ، سعدی ، وساقی نامه لبریز از شوخی و قصاید سلیس و روان بطرز قدما از قبیل : ظهیر ، انوری ، منو چهرى ويك قسمت هم هجویات ملیح و شیرین دارد و از جمله قصاید آن مرحوم قصیده است که در تیرادر يك حل عقدى انشاد نموده اند ، این قصیده بهترین تا بلوی برف باری های تیرا و مظالم آن معاندن و تیره روزی شاعر را نشان میدهد ، دیوان حسن نسخهٔ منحصر بفرد است و متعلق به آقای صدیق جان سر کاتب حالیه سفارت کبرای افغانی طهران که نواسه آن مرحوم است میباشد . ( ٤ ) دیوان الفت که یکی از شعرای نامدار و شیرین مملکت ماست و خصوصاً در مخمسات دستی دارد و در عهد خود سر آمد شعرای خود بوده و بر امثال و اقران خود بسند طرزی و خیالی و غیره میتازد و خورده میگیرد . ( باقی دارد ) ( سرور گویا ) بقیه صفحه ٦ : نماینده گری خصوصی که نماینده گان ادارات دیگر از آن معلوماتی ندارند ، برای خود دارد . اداره خفیہ ( سو ) اداره خفیه « سو ، امورات مجادله با پارتی های سیاسی مخاصم کمونیستی را نگرانی میکند ، و هم همین اداره است که بامذهب مجادله و کوشش به اضمحلال مذاهب دارد . امورات روحانیت به شعبه ششم اداره مذکوره متعلق بوده و رهبری آنرا توجکوف - مشهور مینماید . اداره خفیه به مثل ادارات دیگر به شعبات مختلفه باوظایف معین بسیار سختی تقسیم شده است . رئیس اداره مذکوره « در يباس ، عضو قدیمی پارتی باید از همه به امورات تقسیم جمعیت های پارتی دلچسپی داشته و به بیحجاب ساختن آنها امید منفعت سرمایه و بطریق جایزه ، گرفتن وظیفه مستشاريت دوم ریاست او . گ پ او » را برای خود دارد . ( باقی دارد )
( شماره اول ) یاد داشتهای صحی : نمک سم است یکی از اطباء فرانسه مدعی است که ۷ در هزار خون انسان مواد نمکی وملحی میباشد واگر مقادیر املاح خون بیش از این مقدار معین باشد ، تسمم انسان شروع شده ودر صورت نقص این کمیت هم باز مسمومیت شروع خواهد گشت اختلاف این مقدار ماده نمکی در خون باعث انسداد عملیات طبیعیاتی بدن شده وفی النتیجه منجر بکسالت و ناخوشی شخص خواهد گشت . تجارب وامتحا ناتیکه در مریضخانه ها و هئیات طبی امریکا معمول گشته ، کاشف این حقیقت می شود که تناقص کمیت معینه نمک باعث خشونت پوست و احساس تعب وفات نشاط شده وفی النتیجه بعد از گذارش چندی نشأت مسمومیت ظاهر گشته و آثار و علائم نقص مواد نمکی بروز مینماید . ودر صورت ازدیاد مقادیر مواد ملحی خون ، انحطاط قوا شروع گشته وباعث هزال ولاغری محسوس ومشهودی می گردد . در هر صورت اعم از قلت مواد نمکی وکثرت آن ، بايك نسبت معينه پیوسته باید ماده مذکوره را استعمال نموده و همواره بواسطه استعمال اغذیه وخوراك های نمك دار ، تأمین ترکیبات صحی خون را از دست ندهند . ودر مواقع روز وظهور اختلاف در مقدار نمك خون ويا اوقاتیکه احساس تعب وقلت نشاط خبرهای فنون واختراع اخذ قوه از آفتاب فتح علم برلن ۳ فوریه ـ شاید مدت مدیدی طول نکشد که ورقهای بسیار بزرگ فلزی در صحراي افغا نستان در مقابل آ فتاب گذاشته شده و در نتیجه این احتكا ك يك مقدار عظیم قوة برق تولید گردد که بتواند در مسافت هزاران میل راه چرخ هاي بزرگ کار خا نجا ت را بحر کت در آورده وچراغهاي شهرها را روشن نمايد ، اين موضوعی است كه يكي از جرائد شده و در پوست بدن عوارض خشونت وعدم ملائمت بروز می نماید ، باید بوسیله تداوی مخصوص ومراجعه باطباء آشنای باوضاع مزاج تعدیلی در کمیت نمك موجوده در خون بجای آورد اطباء میگویند در هر شبانه روز ، برای اشخاص عادی وکسانیکه باختلاف مقدار ماده ملحيه مبتلی نگشته اند استعمال يك صدم گرم نمك کافی می باشد . ( از مجلات فنی ) صبح برلن انتشار داده واميد واراست يك موتر نيم ولتی شالوده چنين اختراع معظمی قرار گيرد ، این موتر در موسسه ( قيصر ويليلم ) در ( داه لم ) مجاور شهر برلن بموقع آزمایش گذاشته شده و با وجودیکه زمستان وهوا درهمه جا خاصه در دارالتجربه مزبور تيرة است بوسيله يك قوه ( فتو الكتريك ) وبدون جريان ديگري حركت مي كند ، این ماشین را ( هر برونو لانج ) اختراع نموده و در ظرف چند ماهي که این موفقیت نصیب وي گشته پنجاه برابر بر استعداد آن افزوده شده و در این صورت طبيعي است که موفقیت آتیه آن بیحدود خواهد بود ، ( پر فسر ابشل ) مدير مو سسه که ( هرلانج ) در آنجا کار مي کند در ضمن مصاحبه اظهار داشته است که احتمال میرود قوه ( فتو ) بدريجه تکمیل شود که تولید قوة را از آفتاب يكي از شرو ريات صنعتي محسوب شود ، ( هرلانج ) بیست وسه سال دارد واز خانواده بسيار بيچيزي بوده ودر کود كي يتيم گردیده و پس از آنکه تحصیلات ابتدائي را بپایان رسانیده مخارج تحصیل متوسط خود را از نمايگي در ضبط و جمع آوري محصول غله وغیره در ( پروس ) شرقي و همجنین خدمت در کار خانجات بپایان رسانیده و بالاخره چون ( كنت بوتو ـ زو ـ ايلنبورك ) او را
صفحه ۱۱ ( شماره اول ) مجلد پنجم مشتاق تحصیلات عالیه مشاهده مینماید مساعدت باو میکنند . چون این موفقیت وی انتشار یافته است چند موسسۀ الکتریکی وتجارتی اورا برای مشاغل مرتفعی دعوت کرده و ضمناً « تامس ادیسن » معروف او را از جانب دارالتجزیه « منلو پارك » بامریکا دعوت کرده است . ( کوشش ) خبرهای داخلی وکلای کابل جناب عبدالاحد خان وكيل والی كابل وغلام محی الدینخان معاون ریاست بلدیه از طرف عموم اهالی شهر کابل بسمت نماینده گی شورای ملی که عنقریب افتتاح خواهد شد ، انتخاب شدند . جناب شان نظر به محبت وحسن نیتیکه که باهالی دارند ، این عهده مهم را قبول فرموده ؛ از ماموریت های سابق خود مستعفی شدند . وکیل والی كابل نظر بحسن خدمت وفعاليتيكه ع ش عبدالجميل خان فرقه مشر وقوماندان پولیس ، در امور انضباط وامنيت كابل ونواحی آن ابراز فرموده اند ، جناب شان بوکالت ولایت کابل مقرر وع طره بازخان غند مشر کوتوالی به حیث وکیل قوماندان کوتوالی منصوب گردیدند . معاهده گمرکی جرمنی واستريا پیش از جنگ عمومی استریا و المان شهنشاهیت های جدا گانه بودند ولی نژاداً و لساناً جدا گفته نمی شوند بعد از اختتام جنگ عمومی نسبت به همه دولتیكه داخل محاربه بودند نه تنها خساره کلی بآستریا رسيد ونظام حکومتش تبدیل شد بلکه تمام مملکت او تکه تکه وپارچه پارچه کرده شد . یوگوسلاویه ، چیکو سلاويك وهنگریه مملکت هایست که ازو تولید شده است وبعضی حصه او را مملکت های فاتح غصب نمودند . آن چه بنام استریا باقی مانده يك تکه است خورد تر از تقسیمات او جرمنی هم که علاوه از تبدیل نظام حکومت متحمل خساره زیاد مادی ومعنوی گردیده چاره نداشت جز اینکه تحمل کند وخاموش نشینید لاکن در باطن همیشه سعی داشت که در يك موقع مناسب از مللی که باعث بربادی او گردیده اند انتقامی بگیرد، استریا در جسامت موجوده خود نه میتواند هم چويك نظرية قائم کند ـ بلكه نه می تواند يك حیات آزا دانه بسر برد همین را سنجیده وبهتر دانسته که خود را بجرمنی ملحق ساخته به قوه او بيافزايد وآزاد آنه بياه نگردد . با وجودیکه این نظریه نظریه جدیدی نیست و در حین اختتام جنگ پیدا شده بود و لی نه می توانست دفعتاً خود را نابود وبه جرمنی ملحق ساخته در سیاست اوروپا هیجان عظیم بر پا کند . مخالفین نیز که ازفکر استریا وجر منی آگاه بودند همیشه در راه شان حائل بوده و هستند . اکنون ظاهر گردیده که استریا وجرمنی بيك اتحاد گمرکی موافق شده امضاء می نمایند . غير توقع نیست که از هر گوشه وکنار اوروپا يك معاهده که خلاف مفاد شان صدای احتجاج و تنقیدات نجیب و غریب کرده نشود . مستر « هندرسن » وزیر امور خارجه برطانیه در پارلمان بیان نمود که اطلاع ندادن هم چو يك معاهده توليد شكوك می کند وخصوصاً وقتی که مجلس بین المللی در مذاکرات هم چو مسائل استحقاق گفت وشنيد هم داده باشد . بعد ازغور و مذاکره زیاد مستر ( هندر سن ) بحکومت جرمنی واستريا اطلاع داده که نتیجهیی نیست که نسبت به هم چو يك معاده در ممالك دیگر و خصوصاً فرانسه غلط فهمی وتعبیر های عجیب و غریب کرده نشود ونیز ابراز نموده که ممکن است در این موضوع افکار مختلف باشد ولی چون اغتشاش فكرى ممالك را ملاحظه ميكنيم و نیز مدنظر داریم که کانفرانس « تخفيف اسلحه » در يك فضای خوبی انعقاد گردد لهذا لازم میدانم که درین خصوص يك چاره جوئی بکنیم . مستر ( هندرسن ) ازاقدامات خود به ( موسيون بریان ) وزير امور خارجه فرانسه خبرداده وموسیو بریان نیز اطمینان داده که نظریه حکومت فرانسه کاملاً باوموافق است . بتاريخ ۲۷ مارچ حکومت استریا بحکومت
( شماره اول ) برطانیه چنان جواب داده که نظریه شان چونکه معامله دقیق که مبنی بر اصطلاحات خواهد گفت که به عدالت مستقله رجوع شود چنان نیست که فهمیده شده و معاهده که مخصوصه علمی باشد، بدون حصول نظریه در خصوص معائنه معاهده مذکور در نظر گرفته اند عیناً مطابق پروتوکول عدالت مستقله بین المللی يك فکری داده مستر هندرسن بیان نمود که نظریه مختلف ژنو» میباشند و حکومت استریا اعتراضی نتواند حکومت برطانیه نیز دران موقع اظهار است که آیا خود مجلس بین الملل ندارد که مللی که امضاء کنندگان پروتوکول موافقت خود را خواهد کرد که مسئله مذکور یا کدام هیئت مخصوص دیگری مســاله « ژنو » مذکور میباشند ملاحظه نکنند به عدالت مستقله بین الملل رجوع شود : آنرا یکنند . و نیز اظهار نمود که معائنه البته که ملاحظه و معائنه شان از حیث حکومت جرمنی همان روز جواب داد که باید قرار قاعده در تحت همان هیئت باشد اقتصادی خواهد بود نه از حیث سیاسی نظریه مستر ( هندرسن ) بوره فهمیده که پروتو کول ۱۹۲۲ را مذاکره کرده وحکومت استریا آماده نیست که بيك ودانسته شد . در خصوص پیچیده گی های قانونی چیزی که تکمیل شده باشد حق مداخلت چون برای تکمیل تفصیلات معاهده به مشیران قانونی مراجعت شده واکنون را بحکومت های دیگر بدهند . مدت دو یا سه ماه دیگر لازم است و چون رویه حکومت برطانیه کاملاً خاموش است هم چنان حکومت جرمنی جواب داده حکومت جرمنی معاهده را خلاف و طریق معائنه که حکومت برطانیه پیش که معاهده مذکور عیناً مطابق پروتوکول پروتو کول سنه ۱۹۲۲ نه میبیند لهذا کرده بهترین طریق حل مسئله مذکور است که ١٤ اکتوبر ۱۹۲۲ ژنو میباشد ، لهذا حکومت جرمنی لازم نه می داند که مسئله در اوروپا باعث اضطراب اسف ناک گردیده حکومت جرمنی لازم نه می بیند که در به مجلس بین الملل رجوع شود . البته در این اقدامات اول که جرمنی و استریا مسئله مذکور مجلس بین المللی مذاکراتی جانین حق دارند که مسئله را به مجلس در متحد شدن خود کرده اند ، نظریه نمایند . حکومت جرمنی خوقی ندارد که مذکور پیش کنند و حکومت جرمنی آزاد مجلس بین الملل چه خواهد بود ؟ معاهده از حیث قانونی معاهده شود چون است که حق خود را از هم چو مصلحتی که جرمنی و استریا در انچه اندازه قابل کاملاً در مسئله اقتصادیست، و چون تفصیلات به مجلس بین الملل نسبت به معائنه مذکور قبول خواهند دانست ؟ این چیز ها ئیست اصطلاحی معاهده تمام نشده و کم از کم دوسه داده شود نگاه داشت کند ، و حکومت که پیش گوئی آن در این موقع بسیار ماه مدت دیگر بکار دارد ، لهذا برای تکمیل جرمنی مقصد مستر ( هندرسن ) را مشکل است . ولی میتوان گفت که آن مذاکرات جاری خواهد بود . فهمیده نتوانست که معاهده مذکور از جرمنی و استریا به مجلس بین الملل مستر ( هندرسن ) بتاریخ ٢٧ مارچ حیث سیاسی معائنه کردد و می خواهد اعتماد ندارند و اگر معاهده مذکور دوباره بحکومت جرمنی تلگراف داده و واضح تر بسازد که حکومت جرمنی هم خلاف پرو تو کول هم گفته شود قبول ممکن است از استفسار او چیزی غلط چويك معائنه را جائز نمیداند . نه خواهند کرد . فهمی پیدا شده باشد، نظریه او این بود ( هندرسن ) بجواب آن اطلاع داده نتیجه هرچه باشد لا کن ظاهر است که پیش ازین هردو دولت مذاکرات خود که او اراده دارد که سکرتری جنرال در میدان سیاست اوروپا پیچیده گی های را تکمیل کنند برای مجلس بین المللی مجلس بین الملل را از نظریه خود عالی جدید پیدا شده که در حل آن مسائل موقعی داده شود که اطمینان ارند که ساخته در خصوص معائنه معاهده خواهش مشکلات پیش می گردد ، قرار گفته مستر معاهده مذکور از هیچ نوع خلاف پروتو کند که آیا مطابق پروتوکول سنه ۱۹۲۲ ( هندرسن ) تعجبی نیست که پیچیده گی کول ۱۹۲۲ نه می باشد البته برای مجلس میباشد یا نه. اگر مجلس بین الملل لازم دانست های موجوده به مجلس تخفیف اسلحه بین الملل مشکل خواهد بود که در هم که جویای مشوره شود البته او مصلحتاً يك اثر ناخوش گوار با ندازد .
[BLANK PAGE]
احمد شاه تاجر ماشین ها و عموم لوازم علمی و فنی تلیفونهای اریکسون اریکسون فابریکه است که در سنه ١٨٦٦ تقریباً در تاریخ اختراع تیلفون تاسیس شده و اکنون در اکثر ممالك دنیا قریب پنجاه فابریکه بزرگ بنام اریکسون وجود دارد که سامان تیلفون و تلگراف جدید ترین سیستم ها را می سازند فابریکه مرکزی اریکسون در ستاک هالم ( سوید ) و شعبات او علیحده فابریکه هائیست در فرانسه انگلستان لهستان، اسپانیا استریا چکوسلا واکیا هالیند هنگری ـ ایطالیا پولاند و علاوتاً بتقریب پنجاه نماینده گی در ممالک بزرگ دنیا دارد . فراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نماینده گی فابريك اریکسون را داراست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین قیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد خواهش مندان و طالبین اینگونه تیلفون ها و غیره سامان آن بتجارت خانه او که واقع بازار جنوبی ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود .
انیس جریده ملی ۲ قیمت اشتراک در افغانستان محصول پوسته اطراف و ولایات داخله طلبه معارف در ممالک خارجه ۱۲ افغانی ۲ « ۷ « ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
شماره (۲) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ سراج الْاخْبار افغانیه مجلد (٥) اداره : کابل جادهٔ ارگ مؤسس و نگارنده مسئول محيی الدین ۲ شنبه ١٤ ثور ۱۳۱۰ تأسيس ١٣٠٦ ۱۰ ذیحجه ١٣٤٩ کار بار ها به مشاهده پیوسته است که بلای مبرم بیکاری برای اشخاص ، موجد هزار گونه تعب و مشقت و خسارات مادی ومعنوی گشته است : بسا ملت ها در اثر بیکاری ، و در نتیجه امر از حیات تنبلانه ، و دور از عمل ، به ضیاع بهترین مزايا وحقوق انسانیتی در دائره بشریت گرفتار آمده اند . اگر به نظر امعان بنگریم کار و زحمت کشی بعد از دارای صحت مکمل برای انسان یکی از ضروریات قطعی بشمار میرود در مقابل هر مقصدی که انسان بدان مائل میگردد، و وازای هر سعادتی که در دنیا انسان به کسب آن موفق می آید ، باید زحمت کشیده و رنجی دیده باشد . بدون رنج وزحمت ، هیچ چیز برای انسان میسر نیست ، و در عين زمان حیات بیکار عبارت از يك بار خیلی سنگين وغير قابل تحمل است که بر انسان تحمیل می شود و ازین بدتر دشمنی برای سعادت بشر موجود نیست . کار است که برای انسان منشاء ارتزاق است ، کارست که انسان را در دنیا بختیار و شاد مان می سازد . کار است که انسان را از احتیاج بیجا در نزد اشخاص محفوظ میدارد . «گیوت» ، شاعر و فیلسوف آلمانی میگوید : « انسان بجای اینکه نیم ساعت وقت را قیمت نگذارد بهتر است در دنیا به خورده ترین کار ها مصروف شود ،، سرگردانی کار برای يك انسان در دنیا جزء مهم حیات آنست و بدون آن حیاتش نا مکمل و مشکل می شود ، آدم تنبل وبیکار عموماً مورد حملات شدید امراض واقع میگردد ، یعنی استراحت را نه میداند وکيف حقيقی آنرا درك نموده نه می تواند . در جایی من و يك رفيقی که همراه داشتم ، با يك شخص خائنی که با رفیق من سابقهٔ رفاقت ملاقی شدیم ، بعد از معرفی شدن دانستم شخص عجیب زاده است ، ولی حوادث دوران او را به حال ابتر و روز سیاهی نشانده است . این واقعه بخاطرم قدری گران آمد ، و به تفتیش احوالش شروع نمودم . دیدم علاوتاً از گرفتاری به چنگ نوع مرض هم شکایت دارد . دلم به احوال او خیلی سوخت و خواستم که معلوم کنم که پس باین همه فقر ومسکنت چه چیز و یا چه کارست که آنرا وسیلهٔ اعاشهٔ خود و اولاد خود قرار داده است . بجواب من گفت « از خیرات گور داران چند جریب زمین دارم ، ويك آرد گندم میرسد ، گفتم چند جریب گفت دوصد جریب . گفتم : خوب عزیزم ! دوصد جریب زمين كه چيز بسيار است وعائله تو هم چنانچه از خودت در عین مصاحبه شنیدم چندان بزرگ نیست . پس چرا به چنین حالت بد گرفتاری ؟ بجواب این سوال من شکایت نمود که چون زمین ها بدست دهقان است و من خودم نیز چندان وارسی وسر پرستی آنرا کرده نه می توانم لا بد حاصل کافی نه میدهد . از و پرسیدم که آیا خودت در کار دهقنت اراضی خود با دهقانين کار نه می کنی ؟ گفت نی ابداً هم نکرده ام این سخن او بدل من چنان گران آمد و آنقدر دل خون شدم که شاید او نیز با وجود بلاهت کافی که داشت تغیر رنگ بی و وضع مرا درك نموده باشد . بهر حال زود تر رخصت گرفته براه افتادیم. چون چند گامی دور شدیم و دوست من مطمئن
صفحه ٢ ( شماره ٢ ) مجلد پنجم شد که او از ما از طرف آن شخص شنیده نه می شود ؟ گفت حقیقتاً این شخص آدم بسیار نجیب و خوبی است ، و وضع خوشی دارد ، مگر افسوس که دور روز گار او را به زحمات شاق گرفتار نموده است ، و از تمام فوائد وسعادات زنده گی محروم و بی نصیب است . وعلاوتاً امراض متعددی که بدان گرفتار است بر تلخی حیات او می افزاید . من گفتم : بلی عزیزم ، درست میگوئی ؟ اما دل من بر فقر او نی بلکه بنا بر امراضی که بدان گرفتار است بر او بیش تر می سوزد مخصوصاً این بلای مبرم تنبلی وبیکاره گی او. دوستم گفت : چطور ندانستم . گفتم عزیزم شاید شنیدی که این بزبان خود گفت دوصد جریب زمین دارم . تو که تمام زمین تو به ٢٥ جریب بالغ می شود حال خود را باو مقایسه نموده بعد ازان به من بگو که گناه از کیست ؟ حیات با تو ٢٥ جریب زمینی که آنرا بدست خود زراعت نمود و پرورش مید هی بار ها از حیات او عا لی تر و فرح بخش تر است ، اولاد های تو از اولاد های او مسعود تر وفامیل تو خوش نصیب تر می باشد پس آیا او که هـفت مـر تـبـه از تو بیش تر مالك ثروت و جایداد است ، و هنوز هم صد يك سعادت وحتی ( اگر به معنی حقیقی آن توجه میکنیم ) آرام ترا ندارد . خودش سبب یگانه بد بختی خود نیست ؟ به جواب من گفت : درست میگوئی فاما شخص خان زاده وناز پرورده چطور می تواند از عهده کار زحمت بخش دهقـانی بر آید . گفتم : عزیزم همین بزرگترین گناه ونادانی اوست که به محض اسم خان زا ده گی که مجزيك لقب فضولی بیش نیست حیات خود را بد تر از هزار مرگ ساخته است . خانزاده گی امروز در نظر انسان های عصر موجوده و درعالم تمدن حاضر موقعیتی ندارد . امروزیحیات و دنیا از انسان جو هر قابل میخواهد پشت کار می طلبد ، رنج بری وزحـ کشی می خواهد . تمدن فعلی بشر انسان را مستحق بر خوردار شدن از اندوختهای خود می سازد که انسان خود محدود وبدست خود به تحصیل آن موفق گردد این شخص با وجود داشتن این چنین يك اساس كافى ووسيله خوب بنا بر تنبلی و کسالت خود نتوانسته است در عالم حیات حقیقی قدمی بگزارد . وخیلى عجیب تر ازینکه ازین امراض بدی که بآن گرفتار است شکایت هم میکند و نه میداند که همه آن مولود بیکاریست ، واز نتیجه خوردن وخفتن بر او عارض گردیده است . ورنه اگر در مقابل زحمتی که برای تحصیل راحت فطرتاً و به حيث يك انسان بدان مجبوراست این چنین بزدلی و تنبلی نشان نه میداد شاید شخص مسعودی می شد . لارد « اوبری » میگوید : « قدما درست می گفتند که زحمت عبارت از قیمتی است که خداوند بر هر چیز قابل دادن نهاده است ، هیچ چیز مفید ، و مسرت بخش و یا هیچ يك چیز لازمی حیات بدون زحمت وبدون رنج بری بدست نه می آید . اگر هوا تنفس میکنیم باید شش ما حرکات مخصوصی را که برای گرفتن هوا لازم است اجری کند . اگر برای ادامه حیات خود نان می خوریم باید آنرا بدست بیاوریم و برای بدست آوردن وحتی خوردن آن زحمت بکشیم . اگر میخواهیم از فوائد حسیات عاقوی استلذاذ کنیم در اول امر بايد يك مقدار زحمتی برای سعادت حیات عائله خود کشیده باشیم ، چه يك عائله که به مصائب گرفتار باشد ابداً نه می شود برای انسان منبع حبور گردد . یکی از فضلای انکلیس بیکاری را تحت تنقید آورده می نویسد « کار کردن و کردن بعضی چیزها برای دنیا ، واینکه زنده گانی خود را يك عنصر مثبت بسازیم عبارت از يك مزیست که شخص بیکاره ، ازان آنچنان بی اطلاع میباشد که شب پره از آفتاب ، حقیقتاً مایه تمام خوش بختی ها کار وزحمت کشی میگردد ، پیش رفت و ترقی بدون تحمل بار سنگین کار ممکن نیست . یکی از مدققین میگوید « انچنان که شاداب بمهارت مربوط است ؛ وانچنانکه تخم به نبات روئیده علاقه دارد ، به همان صورت حصصی مروز ما متعلق به فردای ماست . فوائد امروز به فردا تعلق میگیرد ونکردن کار صحیح در امروز محتمل است فردا را برهم بزند . ولی عکس آن درست نیست ، یعنی فردا امروز را خرب کرده نه می تواند . چه عرابه وقت به عقب چرخ نه می زند . پس او هام وافکاری عاطلی را
( شماره ۲ ) گذاشته امروز خود را از کار صمیمانه مهربانی ، همت وامید مملو بسازد ، باین صورت فردای خود را از محرومیت بلان حیات رهائی بخشیده زمانی که برسد « امروز خوبی بسازش » درین جا از قول این شخص فاضل علاوتاً استنباط میشود که فضائل مذکوره فوق که ذکر نمودیم ، تنها سبب آن «کار » به معنی مطلق شده میتواند ، یعنی کار نیز باید بابعض از شرائط وقیود باشد . ازین جا است که کار را با صمیمیت يك جا ذكر میکنند . یعنی این کاریکه در دنیا موجب خوش بختی می شود ، چنان کاریست که به صمیمیت ویکعکمال علاقه اجری شده باشد . بدون صمیمیت ودل بسته گی به آن کار عبارت از يك چیز سرسری یا اجباری شده فائده بر آن مترتب نمی شود . چه ظاهر است بکاریکه انسان علاقه نداشته باشد آنرا قرار واقع اجری نمیکند وممکن است آن برعکس بعوض مسرت وفائده مصدر اندوه وخساره گردد . « ماری کوریلی ، ( يك محرره با وسعت نظر انگلیسی ) می نویسد که « تصورمیکنم شخصی که بکار خود عشق دارد ، وبرای آنکه دقائق تفصیلات شغل ومسلك خود را بداند به شروع نمودن از پله اول زینه قناعت داشته باشد ، وشخصی که کار او برایش ازنان ومزد آن عزیزترباشد ، یقیناً مکافات آنرا درك خواهد نمود ودر هر شغل حیات که باشد کامیاب خواهد گشت . کاریگر نیم وله است که ناکام میبگردد و فاعل بی علاقه است که در کار در می ماند » اگر انسان بكاريكه در دنیا بدان مصروف می شود بايك نوع قناعت وصمیمیت متوجه نگردیده واز ته دل باجری نمودن وپیش بردن آن همت برنگمارد موفق شدنش در آن کار محال ودور از عقل است ، چه به محض آنکه انسان بکار خود علاقه وصمیمیت داشته باشد دراجری آن واز قوه به فعل آوردن آن يك نوع وجد وشوق پیدا می کند . وجد وشوق نیز مانند صمیمیت وعلاقه یکی از مهم ترین شرائط سعی وعمل و کار است ، وبدون آن جدیت وفعالیت صورت نمی گیرد . کاریکه با صمیمیت وعلاقه پیش برده شود وامری که در انصرام جدیت وفعالیت نشان داده شود نفس همان کار در روح فاعل يك زنده گی وحیات ، يك نشاط وانبساط تولید می کند وحیات را شیرین می سازد ، و موفقیت در کار معنویات بلندی بانسان نصیب می نماید بر خلاف آن ناکامی در امور ، وموفق نشدن درکار انسانرا به مقابل بار سنگین وبر مشقت حیات مغلوب ومنکوب ساخته حیات را تلخ ومعنويات اقسالرا پست . و شخص را اتکالی و از مزایای حقیقی حیات محروم میگرداند . بدون صمیمیت و با علاقه و جدیت انسان نمی تواند به موانعی که در امور حیاتی در مقابل امر پیدا می شود جداً مقابله نموده به مقصود خود نائل گردد . می گویند « ناپلیون » گفت کلمه « نه » در قاموس دنیا نباید باشد ، اما ناپلیون این را برای هر شخص تنبل وبی علاقه ، هر شخصی که در کار خود صدق وصمیمیت نداشته باشد نگفته است بر خلاف آن در قاموس حیات يك فرد بیکاره و آرام پسند هزار ها « نه » در هر ساعت و هر دقیقه موجود می شود بلکه مقصود او شخص بوده است که مانند خود او بايك عزم خسته گی ناپذیر ويك اراده غير قابل مغلوبیت به وظیفه خود مصروف میگردد، و برای این چنین يك عزم واراده متین از همه اولتر علاقه به غايه و مقصود یا صمیمیت به کار لازم است . کاریکه ما در دنیا میکنیم و ازان امید کامیابی ورسیدن بدرجات عالی می داشته باشیم لازم است چنان کاری باشد که آنرا با مسرت و شعف اجری کنیم ، نه با مجبوریت وا کراه . سرازرقبای تمام ملل محسین يك چیز است که « کار می کنند و با علاقه وصمیمیت کار می کنند ، وچون معنی حقیقی کار را و فوائد حیاتی آنرا در اثر تربیه صحیح و تعلیم درست ( که آنرا نیز عشق به کار پیدا نموده است ) درك نموده اند ، وجداً در پی کار خود افتاده اند کار ایشان موجب سعادت ، مسرت وموفقیت می شود ، برخلاف ایشان ما شرقی ها و مخصوصاً اولایان افغانان دراثر تنبلی وبی کاره گی وزنده گی عطالت کارانه که بدان مبتلا هستیم . روز بروز به عقب ميرويم وحيات برما عبارت از يك ماتم وغم يك جگر خونی والم گشته است
صفحه ۴ ( شماره ۲ ) جلد پنجم و حتلی برای کفن مرده های خود مجبوریم منتظر شویم که ساق سفید را از خارج برای ما بیاورند. ورنه شاید به کفن نمودن مرده خود هم موفق نگردیم. و این بدبختی ما این عقب مانده گی ما ، اینکه حیات بگردن ما مانند يك بار سنگين افتاده است علت آن تنها همين يك مسئله است که کار نه می کنیم و اگر می کنیم هم بايك نوع اکراه و مجبوریت یا عدم علاقه میکنیم و دران صدق نداریم. چارلس کنگسلی محرر مشهور انگلیسی در يك اثر خود می نگارد که: «افرادی را که من دیده ام در حیات خود همواره به بهترین صورت کامیاب گردیده اند، عبارت از اشخاصی بوده اند که همواره مسرور و امید وار بوده ، بر وظیفه خود با يك چهره متبسم قیام نموده اند و تبدلات و تصادفات این حیات فانی را مانند مردان تلقی و نرمی و درشتی حیات را تحمل کرده اند» این است کار حقیقی و کار صمیمی که فاعل آن می تواند بآن و به تمام مقاصد خود کامیاب گردیده به کسب سعادت حقیقی در حیات مقتدر شود. چنين يك شخص کار بکر و زحمت کش که به کار خود رابطه قلبی تام و دران قناعت قطعی داشته باشد، علاوه از سعادات و مزایای دیگر بر دارائی صحت خوب که بزرگترین نعمت های خداوندی است موفق می شود. یکی از لوازم قطعی و ضروری صحت انسان کار است شخص بیکار ندرتاً صحت خوب میداشته باشد و از حملات امراض گوناگون به هیچ صورت مدافعه کرده نه می تواند و يك شخص دارای صحت خراب و جسم علیل چنانچه اکثر ما شاید گاهی مورد حدوث كدام مرض واقع شده و تجربه داشته باشیم ، به هیچ صورت معنی مسرت را در حیات نه می داند، خرابی مزاج وطبع خودش دنیا را برو تلخ می سازد. عبوست و ترشروئی خودش، که نتیجه طبیعی علالت است دنیا را بنظرش غم اندود جلوه میدهد. بیچاره ازسیر مناظر زیبای قدرتی محروم ، واز استفاده از نعم نامتناهی که بانسان ها نصیب گردیده است بی نصیب بوده، روز وشب را در چار دیوار خانه خود و یا دريك اطاق شفاخانه محبوس میباشد و از تمام مأكولات ومشروبات لذیذی که در قسمت انسانها شده است بجز طعم تلخ دوا دیگر بهره ندارد. مخصوصاً اگر شخصی که در نتیجه بیکاری و تنبلی به علالت گرفتار می گردد شخص دارای عائله هم باشد ، بدبختی او بیش تر و مصیبت او بزرگتر است، یعنی تلخی زندگانی تنها به خود او محدود نبوده باعث برهم خوردن آرام و راحت عائله او نیز میگردد. بیکاری خودش بذات خود يك نوع بدی اخلاق است و آنچنان بد اخلاقی ست که مولد صدها عیب دیگر میگردد. و ازان بدی های اخلاقی زیادی تولد مینماید شخصی بیکار بدخوی می باشد، تنگ حوصله می باشد ، از تحمل و برد باری که یکی از خصائل خیلی حمیده و در ارتقای حیات انسانی عامل مهمی بشمار میرود ، عاری بوده ، ثبات وپایه داری ازو به فرسنگ ها دور میگردد. چه شخصی که هر روز مصروف کار است چون هیچ کاری در دنیا بدون آنکه صد ها مانع و سد ها اشکال در راه انجام آن پیدا شود صورت نه میگیرد، به رفع آن موانع و تحمل آن اشکالات جرأت ورزيده متدرجاً دراثر این مشق روزانه هر روز برحوصله و طاقت و صبر و ثباتش افزوده می شود برخلاف آن شخص بیکار که ابداً به رفع موانع و اظهار ثبات و پافشاری در مواقع لازمه مشق ندارد، در مقابل كوچك ترین مشکلی که در زندگانی باو رخ می نماید مغلوب گردیده صبر وتحمل را از دست میدهد وعلاوتاً چون خودش نه می تواند از عهده کاری بدرآید مجبور است از دیگری بدون ضرورت چشم امداد ومعاونت داشته باشد، و اين يك نوع پستی اخلاق دراو تولید می کند ، و در جزئی ترین امور حیات او را مرهون احسان دیگران ساخته بی سبب بار منت صدها نفر را به شانه خود می کشد. بهر صورت کار برای انسانی که می خواهد دردنیا به تمام معنی حقیقی کلمه حیات داشته باشد ، يك چيز ضروری و ناگزیر است. بدون کار حیات معنی و حقیقت نداردونه می داشته باشد. اشخاص بزرگی که در تاریخ بشر گذشته اند و دنیای انسانیت امروز به ایشان احترام می کند هر کدام آن در مسلکی و در فکری و در يك شعبه از شعب حیات کاری نموده اند
صفحه ۶ ( شماره ۲ ) مجلد پنجم عید در بهار انیس عزیزم ! بروز اول عید سعید که در جامع بزرگ « عید گاه » اهالی ، برای ادای نماز عید و تماشای منظره زیبای موکب شهریار عطوفت کردار خود جماع نموده بودند و آنجریانات مطبوع مسرت آور بهر بیننده تا ثرات سرور و انتباه می بخشید این بنده که در گوشه نشسته و بآن تماشا، مصروف و خاطره های ایام فلاکت گذشته را در عین سرور و فرحت زمان موجوده خیال میکردم اخیراً مراتب آتی را تسوید کرده ولی بلحاظ ایام تعطیل اداره جریده موقع تقدیم کردن نیافتم واسم شان به سبب همان کار نایه امروز در صفحه تاریخ بشر با يك خط مجلی نوشته و برای ما رسیده است . بیکن فیلسوف انگلیسی راجع به یکی از امپراطـور های بزرگ روم که فتوحات زیادی نموده بود می نویسد ؛ که دردم جان دادن خـود فریادی نمود که ( اگر برای من کاری باشد، باید اجری کنم زود شوید ) . پس برای آنکه انسان دردنیا نامدار شود و در حیات سعادت و بختیاری ، و در تاریخ اسم محترمی داشته باشد ، هيچ يك وسيله بهتر ازین نخواهد یافت که کاری کند و کاری داشته باشد . و به کاری مصروف گردد و کاری از خود بیادگار بگزارد . (...) باری آنرا حاضراً بخدمت تقدیم داشتم که اگر قابل بدانند بعنوان هدیه این عید سعید از طرف بنده که یکی از خواننده گان انيسم بجريده عالی خود قبول بفر مایند : عید آمد و روح پرور آمد در فصل بهار خوشتر آمد از نفحه باد او بهاری اشجار شکوفه بر سر آمد از دامن کوهسار کابل رایحه عطر و عنبر آمد این عید بهار عطر آمیز با لطف وسرور دیگر آمد عید است و بهار و سبزه و گل امسال خوشی مکرر آمد ای باد بهار روح پرور لطف تو چو جان به پیکر آمد رایحه بخت اهل افغان امسال سعادت اختر آمد خوش باد بهار و عید افغان تبريك كه فیض اکبر آمد ای عید و بهار امن افغان عشرت بوطن سرا سر آمد آلام و فسوس و دردباری از خاطره اعظمی ، بر آمد عید قربان امساله شیرین ترین اعیاد ماست ! این عید سعید در قلب بهار و خوش ترین موسمی اتفاق افتاده که فصل بهار گلعذار کابل و ایام سعادت قضا و فعلی وطن است ! صفای هوای امروزه ، جوش و تراوت سبزه ، موج شکوفه و ارغوان ، نگهت زیبای گل و لا له دامان ، لطف ومسرت این عید سعید را در قلب و دیده هم وطنان عزیز دو چندان می نماید . عید حاضره ما در موقعی عرض شرف و فيض تقدس ایثار می نماید که یکطرف لطف و صفای فصل بهار است و دیگر سو اختتام ادوار تیره و شب های تار . مخصوصا امروز اجتماع این ملت مسلمان با قلوب فرحان و سیمای خندان و بالاخص موکب زیبای این پادشاه ناجی مهربان و منظره قشنگ این عسکر دلا ور که راحت و امنیت فعلی در سایه شمشیر اینها تامین و بنیان یافته است هر بیننده را بخود واله و حیران میدارد البته تفصيل آنجریانات فرح بخش را محررين جرايد ما نوت کرده خواهند نگاشت ! این عید مخصوصا تماشای امروزه خاطره عجیبی بیاد میدهد که بایست اینرا عید اول نجات و خوش بختی وطن عید نخستین امنیت و راحت ملی بخوانیم ما باید این عید سعید را آغاز و مقدمه سعادت و اقبال اهل وطن بدانیم : زیرا سه سال قبل تا ایام نزديك و ورود اين عید بزرگ : صدای منحوس توپ و تفنگ ، دود کثیف باروت ، آواز روح خراش شیپور جنگ هنوز بکلی از ساحت مقدس وطن دور نشده بود، دور نکبت آور انقلاب بزرگ و خون ریزی
جلد پنجم ( شماره ٢ ) صفحه ٦ عظيم ، نفاق خانگی یا جهل عمومی تسکین نیافته بود ، هنوز تا آن روز ها زیاد ناله وضجه تعزیه داران بآسمان بلند بود، ولی امروز در اثر تقرب و ورود این روز مبارک بحمد لله تعالی شقاوت و بد بختی سپری شده نفاق خاتمه یافت فرشته امن و سعادت در نقاط مختلفه وطن رحمت الهی را می باراند ، اشرار و جهال وعناصر مضره ساحت پاک وطن را از لوث وجود خبيث خود خالی کردند قشون مردانه ما اسلحه دفاع و تنبه را کنار گذاشتند . مصادف این عید مژده فرحت آور امنیت وراحت از هر نقطه توصل نمود روح سکونت و انابت در مردم عاقبت اندیش ما دمید ، اهالی غم دیده محنت کشیده این کشور از هر جهت راحت و مستريح شده آرزوها وامید ها دو باره در قلوب بالیدن گرفت . وهم شاید بحكم اینکه : در عین بلیه داخل بودن، دهشت آنرا کمتر فهمیدن است . امروز که اهالی ما قدری بحال خود آمده اند البته ازان روز گار تاريك وازان ايام پر دهشت تصور خواهند نمود امروز تذکار آن روز های خونبار روح مردم این کشور را تکان داده امنیت وراحت فعلی را بی اندازه تقدیر وخدای متعال فوق العاده شکریه و سپاس خواهند کرد ! امروز ملت ما استماع کلمات مقدس اتحاد واتفاق را مثل سابق به بیعلاقه گی تلقی نخواهند نمود ! پس امروز روزیست که همه این جامعه مسلم در همین جامع و آنکسانیکه در باقی نقاط وطن در همین روز مقدس در مساجد خود شان برای پرستش خالق کون و مکان حاضر می شوند ، نخست با عجز و اعتذار با حضور قلب و صفای نیت واراده کامله از درگاه خدای خود عفو آنهمه ارتکابات سیئه ، وسوء نيات وسوء اخلاق گذشته را خواسته استدعای رحمت الهی را بقیام امنیت و اتحاد کا ملــه محبت ، برادری ، اخلاق شريفانه وتمام فضائل نوعیه و سعادت اخرويه استرحام نمایند . امروز بایست همه مسلمين وسائر اهالی این کشور این روز بزرگ را بر علاوه فضیلت مذهبی اش روز تجدید سعادت وطن دانسته با اهل کشور خود بتمام اخلاص وصمیمیت و صفای باطن و ظاهر معانقه و مصافحه کرده و این صفوت و طهارت اخلاق وسلوك انسانیت کا رانه امروز را خط حرکت دایمی خود قرار بدهند . امروز ما همه باید بحضور خالق خود موثوقاً عهد کنیم که با حکومت وملت خود تا ما با صفوت و صداقت و اتحاد همراه بوده هیچگاه پیرا مون الكسونه خطرات وتصورات تیره تاریکی که احتمال فتنه نفاق و شقاق را دارا باشد نخواهیم گردید . امروز بایست قیمت امروز را دانست زیرا دیروز تلخ و نا گواری را سپری کردیم ، امروز روزی است که ما باظهار وتصميم دو كلمه مختصر سعادت وشقاوت روز های آتی خود را تعیین کرده میتوانیم یعنی اگر امروز برای اتحاد ومحبت همدیگر خود اخذ تصمیم می نمائیم . البته بتوفيقات کامله خداوندی سعادت آتیه ما را استقبال می نماید يا العكس اگر زنگت تکدر دو ارادات ما تخليل وثبات سوق را بطور نفاق و شقاق در خیال خود می گنجانیم طبعاً نتیجه بد بختی در کمین خواهد بود . ( یکی از خواننده گان انیس ) تتمات ادبی : در هاي يتيم (٢) دیوان شاعر فقید که دارای غزلیات متعدد بارعيات وخماسيات وغيره لطايف ادبی است بدست خط خود او موجود وتعلق دارد به آقای میر عبدالواحد خان آقا ٥ ) دیوان عاجز اثر میرزا عبد الواسع خان حکیم که از حکمای معروف افغانستان بوده و در عهد امیر کبیر امیر دوست محمد خان خیلی ها شرافت مندانه زیست میکرده و حکیم خانواده سلطنتی شان بوده اند ، دیوانی دارند که دارای غزلیات وقصايد خيلي ها متعدد و بی شمار بلکه تا اندازه کلیات ، زیرا در هر زمینه سخن تتبع کرده و استقبالات شیرین از شعرای سلف نموده اند این نسخه جامع که بخط خود آن مبرور است متعلق است بميرزا عبد النبی خان حکیم که ارثاً بایشان رسیده است ٦ ) دیوان بدیع از شاه آقای مرحوم
صفحه ۷ (شماره ۲) مجلد پنجم برادر بزرگ حضرت صاحب شور بازار که در اوایل حال فضلی تخلص میکردند اما در اواخر بدیع می نوشتند بخط خود او شان موجود ومتعلق است به آقای معصوم جان پسر رشید آن مغفور. ۷) پنج گنج که تخمیسیست از کریمای حضرت سعدی اثر ابن قاضی که از شعرای معروف دوره امیر شیر علی خان مرحوم است و تمام کریمای آن شیخ بزرگوار را بيك اسلوب شيرين ومتين مخمس نموده پنج گنج نام کرده اند و پسر اوشان میر عثمان آقای مرحوم بخط خود نوشته و به بنده یاد گار داده اند که اکنون متعلق به نگارنده است. ۸) مجموعه حکمت. رساله ایست که میرزا محمد ابراهیم خان مرحوم در فن حکمت ، منطق ، ریاضی ، ادب ، ظرائف لطائف ، نکات محاضرات وغيره نوشته اند. در حقیقت يك جنگ قیمت دار و جا معیست که از هر خرمن خوشه چینی کرده اند ، این اثر نفیس متعلق است به پسران حکیم مرحوم. ۹) جنگ سردار غلام حیدر خان که یکی از نفیس ترین وقشنگ ترین جنگ هاست و در آن اشعار وابياتی انتخاب شده است که اکثر گویندگان آن شعرای این آب و خاك اند ؛ این اثر نفیس تعلق دارد باقای سردار عزيز الله خان سفیر سابقه طهران. ۱۰) دیوان امینی ؛ اثر يك شاعره افغان که از دودمان محمد زائی دختر سردار نور محمد خان مرحوم وهمشيره جناب محمدهاشم خان رئيس حاليه ضرابخانه بوده است ، دارای غزلیات خیلی ها رقیق وشیرین که تماماً باستقبال از صائب وبيدل است ومثنوی شرح فراق وقصائد در حمد باری و نعت ختمی مرتبت وساقی نامه بطرز ظهوری ، این دیوان قیمت دار که بخط خود آن مرحومه است تعلق دارد بخود نگارنده. ۱۱) آتش فشان اثر محمد يعقوبخان فراهی که از ادبای امروزه فراه وتقريباً ثانی ابونصر فراهی است و مجموعه است از ابیات منتخبه ، شرح حال مشاهير هرات وقراء ونكات تاریخی و مسابقه های ادبی وشعری، ظرائف ولطائف ، این اثر نفیس تعلق دارد بخود نگارنده که از حضرتش برای استنساخ در خود قراه گرفته ام. ۱۲) سراج الا خلاق. اثر فاضل محترم میر محمد علی آزاد قونسل حالیه سیستان که در اواسط سلطنت امير شهيد نوشته شده است و از ناهنجاری های روزگار تا کنون بطبع نرسیده و تقريباً باقتفای کیمیای سعادت امام غزالی ومعراج السعادت نوشته شده و مبادی اخلاق را با امثال و شواهد بيك اسلوب شیرین و سلیس نگاشته اند این نسخه منحصر بفرد نیز متعلق است بخود نگارنده: ۱۳) گنج اللغات طرزی که مولف آن از قریه چین فراه است ولی متاسفانه بران کتاب دسترس نیافتم ، که رجوع کنیم و بدقت درین باب چیزی بنویسم ولی چون تا کنون فرهنگی از هموطنان ما مشاهده نشده وذکری نرفته رشکم آمد که این نکته نهفته بماند وبهیمین اندك اطلاعی که از دانشمند معظم محمد يعقوبخان فراهی گرفته ام قناعت نمودم وایشان وعده داده اند که در اطراف آن دقت كامل و درستی نموده برایم بنویسند. (١٤) تذكره ميكده. اثر شير محمد خان جمشیدی قلعه نو ـ تذکره است که باندازه و بزرگ آتشکده آذر بلكه حجيم تر وقطور ترو تقريباً نماينده كافه شعرای افغانستان وخصوصاً هرات ونواحی آن ، هر چند زبان او مقتضى عبارات وجملات محققانه امروزی نبوده اما خوشبختانه برخلاف آذر ببلائی قلم را مصروف تدقيقات وتحقيقات نموده ملک یکی را بدیگر و دیوان دیگر را بدیگری نمیدهد تا اندازه که توانسته است تحقیقات لازمه خود را باعده زیادی از اشعار ایشان که ذخیره معتنی به است از خود بیاد کار گذاشته اند و برای کسانیکه می خواهند تاریخ ادبی یا شرح حال شعرای ما را بنویسند قیمت دارترین ذخيره ومهم ترين مأخذیست که اکنون در دست است ، این نسخه کامل و جامع منحصر بفرد متعلق است به آقای محمد ابراهیم خان جمشیدی قوماندان سابقه هرات که نواسه شیر محمدخان مرحوم ، وار ثاً بایشان رسیده است. در زمان اقامت چند روزه هرات تذکره مذکور را سرا پا مطالعه نموده و استفاده خوبی کرده ام ، اکنون لازم میدانم که درین موقع تشکرات خالصه خود را بحضور شان تقدیم نمایم زیرا رهنمائی ایشان و باز سپردن
صفحه ٨ (شماره ٢) جلد پنجم صحیات اخرین معالجه یا اشعه ما فوق بنفشه نمی گذرد روزیکه اخبار معالجات جدیده بوسیله اشعه مافوق بنفشه در دنیا منتشر نگشته و اطلاعات علما در این زمینه مبسوط نگردد. با آنکه بسیاری از اطباء معتقد بودند که اثر اشعه مافوق بنفشه تنها در امراض ضعف اعصاب، فقر الدم و رما تیسم مفیده می باشد، و در ما بقی از مرضها بوجه قاطع عملی تا کنون اثر نمی بخشد. ولی یکدسته قلیلی که جداً اقلیت واقع بوده مدعی می بودند که در نوع امراض اشعه مذکور مفید می باشد، الا اینکه ما هنوز موفق بکشف آنها نگشته ایم. پروفسور «ویتمان» از اطبای مشهور برلین است که در تیپ اقلیت واقع بوده و بر اثر اهتمام کاملی توانسته است كه يك جهاز مخصوصی اختراع نماید تا اشعه مافوق بنفشه را بباطن جسم نفوذ داده و در امراض باطنی هم مورد استفاده قرارش دهد. این جهاز عبارت از يك چراغ مخصوصی میباشد که در دهن قرار داده شده و اشعه مطلوبه بوسیله آن از خارج بداخل منتقل می گردد و قتی این موضوع مسلم شده که الوان آفتاب قاتل هر میکروبی بوده و نوع امراض را علاج می کند، البته نمی شود تفاوت بین ظاهر و باطن قرار داده و اثر آن را در امراض خارجی بیش از امراض داخلی دانست ولی علمای تقدیر اختراع دکتر «ویتمان» بالاخره باین اختلافات خاتمه داده و ثابت نموده است که امراض داخلی هم بوسیله اشعه مذکوره معالجه میشوند. (از مجلات خارجه) (بقیه صفحه ٧) بمطالعه من این کتاب نفیس خود را اکنون سبب شد که از وجود چنین کتابی اطلاعی داشته و خود را تبریکی از خوانندگان آن بپدارم. در خاتمه از کسانیکه می خواهند خدمت بادبیات و مطبوعات مملکت خود نمایند تمنا دارم که از هر گوشه و کناری همین کتب فراموش شده را که شاید دور آن جولا تار تنیده و عنکبوت خانه کرده باشد زحمت کشیده رنج برده معلوماتی که مرسوم و معمول نگارندگان امروز است از وجود آن بیکی از جراید وطن بشیری نمایند. (سرور گویا) اداره : - آقای محترم، نگارنده «در های یتیم» وعده داده اند كه زمینه تتبعات خود را از دست نداده به شماره های بعد از وجود نفیس ترین کتب ها که تا حال سراغی نداریم اطلاع کامل و جهان قیمتی بدهند. خبرهای فنون و اختراع عرابه موتر سیکل با وجود صفتهای زیادیکه موتر سیکل از حیث سرعت و خوردی، و اینکه صاحب خود را زحمت زیاد نمیدهد يك عیب بزرگ که دارد مسئله (پنچر) شدن است که برای رفع این عیب یکی از امریکائیها چنین تجویز نموده که عوض اینکه را بر عرابه يك تکه باشد. بالعوض دورا دور عرابه از عده زیاد توپ های بادی گرفته شود، در آنحال بالفرض اگر در اثنای رفتار کدام میخی تصادف کند. عوض اینکه باد تمام عرابه خارج شود بالعکس تنها باد يك توپ خارج میشود، و باین ذریعه سوار کار از معطل شدن ایمن میباشد. چنانچه این اختراع بتجربه رسید و در نتیجه کامیاب شد. کبریت یکی از علمای مجری يك نوع گوگرد اختراع نموده است که میتوان یکدانه آنرا تا شش صد دفعه استعمال کرد با ملاحظه اینکه کبریت مذکور از کبریتهای عادی بزرگتر یا ضخیمتر نیست
صفحه ٤ ( شماره ٢ ) مجلد پنجم طلوع ستاره اقتصاد از افق با صفای وطن بیست سال میشود که فن جریده نگاری در وطن محبوب ما بصورت مرتب رواج یافته ، مدنیست اولاد این مملکت باصول محرری اشناو موافق سلیقه وذوق ادبیات عصری در زمینه نشریات عرفانی خدمت می نمایند ؛ جراید ، مجلات ، مجموعه های علمی ، ادبی ، سیاسی وغیره هر کدام بنوبه خود در مرکز و ولایات ما طلوع وغروب کرده ارباب حکومت سابقه وفعلی ومحررین وطنی از بذل وایثار مقالات وكمك های قلمی ومعاونت های مالی نسبت بآنها خود داری نکرده اند والحاصل مطبوعات مملکتی از طبع ونشر هر نوع آثار و انتشارات مفیده تا يك اندازه مساعی بکار برده ولی متاسفاً در جنب همه آن آثار و شایعات متعدده عرفانی چشم اهل وطن بملاحظه يك اثر مستقیم اقتصادی روشن شده نتوانسته بود ، این ملت فقیر که همه آرزو های شان موقوف بپول ومعطل به سر مایه است مردیکه پیش از هر ضرورتی برفع غریت وفنر مالی توجیه دارند ، ملتی که بایست ازسرزمین توانگر ومملكت مالداروثروت مند طبیعی خود امروز تحت استفاده ثروتی نمایند ؛ بجای شنیدن و فهمیدن و مطالعه علوم وآثار اقتصادی وقت شان بمطالب زاید از لزوم دیگر اشغال کرده می شد . در همین مملکت مستعد توانگر وبرای همین ملت فقیر مجله یا جریده یا چند سطونی در پاورقی جراید بعنوان مطالبات اقتصادی وجود داشت ، ازین جهت روح اقتصادیات ما مختنق شده ادبار ملی باین ملك وملت رخ نمود ، هیچ کس از پیشه خود راضی نبوده زحمات و عرق زیری طبقات مختلفه تجار ، فلاح ، صنعت کار را بی نتیجه وآر زوهای هر کدام در آخر بیاس مبدل می گردید. تجار ما از سالیان قبل تا این نزدیکی ها بواسطه بیخبری از راه و رسم و طریقه های تشکیل کمپانی و تودیع شرکت سرمایه و قایم کردن تجارت مستقیم با ممالک بزرگت و مغربی خود را از انحصار تجارت دلالی هند خلاص کرده نتوانستند . فلاحين وزار عين از عدم استحضار بقواعد علمی و فنی امور مذکوره قدوت نیافته بودند که لا اقل حوادث غیرملحوظه نباتات و ميوه ونقصانات وارده آنرا جلو گیری یا زحمات و محنت کشی اصول دهقانی و باغباتی سابقه خود را تخفیف بدهند ؛ شنیدن شرکت های فنی زراعت و استعمال آلات و اسباب موجوده آن در نظر شان افسانه یا خواب خوش تلقی می شد . صنعت کار ما غالب او قات قیمتدار شبا روزی را منحصر بهمان ساختن نعل اسپ و تیر چوب شکنی و دیگر جزئیات کم نفع مصروف داشته و بایست جزئی آلات وافزار کار خود را هم از خارجه ابتیاع مینمودند زیرا که بصنایع و آلات و ادوات موجوده اطلاعی بهم رسانیده نمیتوانستند آخراً ظهور این حوادث عده پیشه وران ما را از عدم نتیجه صحیحه شغل شان دلسرد و آنها ئیکه بیکار بوده و قبول پیشه را عبارت از همین چیز ها میدانستند آنها هم متنبه شده در سر تا سر مملکت عده های کاری و فعال این ملت را بیکار ساخت ، در صورتیکه بهزاران کار بر منفعت صحیح در مملکت موجودوبایست ما برای کار های خود از بیکاران خارجه هم عده را استخدام می نمودیم ، این بیکاری تاثیرات سوء در اخلاق عامه تولید کرده عده رهزن و قطاع الطريق و عده هم هو چی و ابله که بایست در سر بازار ها وزاویه های شهر و دهات نشسته زاید از اندازه خود حرف ها و سخن ها بتراشید و یکعده بزوکی هم حیات کوچی گری و چادر نشینی اختیار کرده مزارع ومسا كن اهالی پیشه ورمملکت را در هنگام عبور و مرور خود پایمال کرده و هزاران نوع خسارات بمردمان اهلی میرسانیدند . والحاصل اگر این بیکاری وفقر عامه رخاوت و تنبلی یابی کفایتی اهالی نسبت کرده می شد خارج از انصاف بود زیرا انهماك وزحمت کشی و ذکاوت مخصوص اهالی و پیشه وران موجوده مارا هر شخصی منصفی که ملاحظه نماید تصدیق خواهد کرد که اهالی مااز اغلب اقوام خارجه فعال ترو ممتاز ترند. اگر از کم استعدادی و عدم ثروت های طبیعی مملکت شکایت کرده شود ، جلگه
صفحه ۱۰ ( شماره ۲ ) مجلد پنجم های سرسبز و شاداب ، زمین ها و صحاری و دشت های قابل و جبال پرثروت و جنگلهای باهمیت و مواشی و تمام دارائی های قدرتی خاك پرنعمت ما دلایل واضح و برهان قاطع بمقابل اشخاص متعرض است . پس سوای اینکه گفته شود باین ملت مستعد قابل کسی طریق های کار کردن وراه و رسم اقتصادیات را نیاموخته اند و این ملت ازان چه باید بدانند بیخبر بودند و این بیخبری مسبب فقر عامه شده است که دیگر نقص و ایرادی نبوده و این مطلب تاجای صحیح خواهد بود ! امروز بعقیده ما کسانیکه علاقه مند بسعادت این ملت اند و کسانیکه میل دارد خدمتی باین آب و خاک کرده و این تشتت فکری و جریانات سوء اخلاقی مولد گذشته را ازین ملت رفع نماید مخصوصاً کسانیکه قلم دارند و چیزی میتوانند نوشته بایست ملت را بکار های سود مند اقتصادی و نشان دادن طریقه ها وراه ورسم آن دعوت نماید ! مخصوصاً امروز ما که مطابق آرزو و آمال دیرین خود نشر مجله شریفه « اقتصاد » را از حوصۀ وزارت جلیله تجارت ملاحظه می نمایم این يك عالم مسرت وامید واری را نشان داده آرزو های مارا این مجله می پالاند ، بمؤسس بزرگ ورهنمای یگانه سعادت این ملت اعلیحضرت غازی مخصوصاً بوالا حضرت اشرف صدراعظم صاحب که این مرد جلیل یگانه طرف دار اینگونه مطالب نافعه ملی هستند ادعیه خبرهاي خارجي راجع به معاهده گمرکي المان و استريا در شماره قبل راجع به معاهده گمرکی جرمنی واستریا و حس انتقام جو منی از دول متحاربه و وضعیت و مناسبات سیاسی و نژادی این دو دول بقا رئین محترم عرض وضمناً متذکر شدیم که معاهده مذکور تا چه اندازه به سیاست اوروپا پیچیده گی و آینده ناخوش گوار تولید و تا به کدام اندازه افکار سیاسیون ودول اوروپا را به خود جلب نموده است . راجع به این مسئله هنوز هم افق سیاست اوروپا تیره و افکار مختلف است چنانچه بتا ریخ ۲۷ مارچ يامبر مستر « هندرسن » سفرای انگلیس متعینه ( برلين ) و ( ویین ) ، از صدر اعظم المان و قائم مقام صدر اعظم استريا ملاقات نموده و نظریه خود ها را راجع به موافقه گمرکی استریا والمان ، پیش نمودند که : دولتین معاهدتين الى انعقاد جلسه مجمع ملل ( که به همین زودی ها خالصانه تقدیم و بنگارنده محترم آقای زمان منعقد میگردد ) بهیچ قسم عملیات اقدام خان ترکی که در نگارش این نامه محترمه ذوق وعلاقه مخصوصی دارند تبريك گفته موفقیت شانرا از خدا تمنا می نمایم ! ضمناً از وزارت محترم تجارت و نگارنده عزیز و آندوات محتر میکه از نقطه همدردی ملی مقالات فنی باین مجله بذل میفرمایند تمنای ما این است که قدرت مفکوره و ادراکت ملی را در نظر گرفته مطالب را ساده و تام فام تحریر و هم اگر مقتضی سرمایه مجله بوده باشد بعضی مطالب را جمه بفلاحت وزراعت ومالداری را بطور ورقه های علاوه مجله طبع و در نقاط لازمه مجانی توزیع فرمایند ولی شرکت تجار وملاکین معروفه درین مجله حتمی باید بوده باشد و هم محترمین اهل قلم نگارش و كمك های فکری و قلمی را درین مجله نافعۀ ملی بهترین خدمات قلمی خود بملکت دانسته از نگارش مضایقه نفرمایند . ( غلام جيلاني اعظمی ) تنمایند . بجواب این پیش نهاد شان صدارت عظمی المان و استریا به همان نظریه سابق خود ( معاهده مذکور مطابق به پرتوکول ۱۹۲۲ ژنو است ) تکیه نموده ، مداخله شورای مجمع ملل را بالكل بی اساس و غیر قانونی می داند وهم چنین یکی از جرائد سوینی مداخله و مداخله مجمع ملل را راجع به معاهده مز بور « صریحاً سعی و کوشش فاشین ورساي دانسته ، از يك طرف تجاوز علنی به حقوق مملكتين ، و از دیگر طرف سبب مجادله بزرگ بین المللی تلقی می کند . اگر چه تا حال وضعیت فرانسه معلوم نیست که کدام رویه را انتخاب و چه نظریه را اختیار کرده است ؟ ولی با این هم گفته می شود که معاهده مذکور خیلی اضطراب و ، هیجان بزرگ
صفحه ۱۱ (شماره ۲) مجلد پنجم به فرانسه تولید کرده است و محققاً فرانسه به تعویق انداختن معاهده مذکور الی انعقاد مجلس بین الملل خیلی ها کوشش خواهد کرد. همچنین است که جریده (ایزویستیا) وضعیت و اضطراب فرانسه را تحت مطالعه قرار داده چنین می نویسد: «فرانسه کوشش دارد تا تمام قوای خود را برای محافظه وضعیت خود در اروپا و بر خلاف موافقه المان و استریا آماده نماید فرانسه نه تنها از طرف «انتانت صغیر» و بریطانیه امید معاونت دارد، بلکه از طرف ایتالیا بنا بر موافقه بحری فرانسه و ایتالیا، و بسبب وضعیت ایتالیا به نسبت برتوکول المان و استریا، چشم امید دارد» و نیز جریده مذکور اساس های ورسای را تحت تنقید گرفته در آخر چنین میگوید «این هم یکی از کرشمهائیست که اساسهای «ورسای» در اروپا بعد از جنگ عمومی، «مخالفت های جدید» تولید می نماید.» (ا. ا.) ریوتر: پاریس ۷ اپریل - گمان میرود که دولت بریطانیا، بروننگ رئیس الوزراء و کرتیش وزیر خارجه المان را برای ملاقات و سیاحت غیر رسمی به لندن دعوت کرده است به نسبت دعوت نمودن (هندرسن) رئیس الوزراء و وزیر خارجه المان را به لندن جرائد فرانسه مشتبه شده اند که زیر کاسه نیم کاسه است. هندر سن (وزیر خارجه انگلیس) موسیو بریان وزیر خارجه فرانسه را هم دعوت کرده است ولی موسیو بریان تاحال جوابی نداده است. گمان میرود که نماینده گان دیگر دول وخصوصاً ایتالیا هم دعوت کرده شود. رئیس جمهور فرانسه کی خواهد شد پاریس ۶ مارچ - مجله «دی ویوان» مسابقه در خصوص تعیین و انتخاب رئیس جمهور آینده به این عنوان بر روی قاریین خود گشاده است. در جریان این ماه متخصصین بقرار ذیل دارای آراء شده اند :- موسیو دومرگ (رئیس جمهور حالیه) دارای ۱۷۴ رای موسیو بریان (وزیر خارجه حالیه) دارای ۱۵۴ رای موسیو دومر - ۱۱۵ رای - موسیو پول پانووی ۹۴ رای - موسیو ماژینو ۶۵ رای - موسیو تاردیو ۵۵ رای موسیو هانریو ۵۳ رای - موسیو جارج لیگ ۴۷ رای - موسیو لثان برنارد ۴۱ رای. زلزله در مقدونیه بودا پُست - ۹ مارچ - در یوگوسلا و یا درین روزها ۳ زلزله شدید واقع گردیده و قرار اطلاعات اخیره ۱۶۰ نفر تلف شده است. استعفای کابینه جاپان توکیو - ۱۱ اپریل - در اثر علالت (هاما گوچی) کابینه جاپان مستعفی شده است. تاس : نمایش صناعتی شورویه (در ایران) ماسکو ۴ اپریل - نمایش صناعتی شورویه در طهران افتتاح و در نمایش مذکور ماشین های خواجه گی، دهقانی، ماشین نساجی و ماشین محصولات نفت در معرض نمایش گذاشته شده است. برای افتتاح نمایش مذکور اعضای حکومت و نماینده گان تجارتی و دوائر عمومی حضور بهمر رسانیده بودند. خبر های داخلی مسابقه فت بال متعلمین امانیه : وحربیه چندی قبل از طرف طلبای مکتب امانیه دعوت مسابقه به مکتب حربیه داده و موعد آن بروز یکشنبه ۱۳ ثور قرار گذاشته شده بود همان است که حسب وعده در روز به ساعت ۵ بجه و ۱۵ دقیقه عصر شروع و به ۶ بجه و ۴۵ دقیقه اختتام یافت. هر چند بازی هر دو طرف مساوی بود بيك شعف و سرور، اختتام یافت ولی دو گول اول را مکتب حربیه و دوی ثانی را مکتب امانیه نمود. ع ش معین صاحب اول وزارت حربیه رئیس صاحب ارکان حربیه و با دیگر صاحب
صفحه ۱۳ ( شماره ۲ ) جلد پنجم منصبان و ع س مير سيد قاسم خان معين معارف هم حضور داشتند . بعد ختم مسابقه ، مدعوين محترم و باقی اهل معارف برای صرف چای که قبلاً تهيه شده بود ، تشريف بردند درين بين آقای عبدالفتاح خان متعلم مكتب حربيه خطابه ذيل را ايراد نمود : حضار محترم وبرادران عزيزم . بنده از جانب خود وهمقطاران مكتب حربيّه ام نسبت باين حسيّات برادرانه و گرمجوشيهاي دوستانه مكتب عالى امانيه اظهار تشكر وامتنان می نمايد - عزيزان عرفانى . حربيّه ومعارف وطن گاهی از هم تفريق وتفكيكی نداشته چشم يك ملت ومملكت اند . همين كه ملت روح مملكت وروان حكومت است - حكومت هم باعث تجميع وتأمين كافه افراد ملت ودر نتيجه لازم وملزوم يكديگر اند - قوای حربی درصورت عدم تعاون عرفانی پايه ومرتبه نداشته - نيابتاً همواره تكميل وتأمين معارف ذريعه حربی شده يعنی بالاخره به آغوش وهمدوش يكديگر اند- زيرا معارف بامراودات معنوی و حربيّه نظر بقوای جسمانی درترقی وتعالى مملكت خويش رفاهيت وبهبود وطن مقدس وملت را باز يافت ميدارند - بدين ملاحظه تربيه جسمانى اهميت فوق العاده داشته به شعبه و قوه عرفانى و حربی ضروری ولازمی است ممالك متمدنۀ امروزه تربيۀ جسمانى را باندازه بکار برده اند كه شاملين كلپهای فت بال وغيره . کشمکش و اصرار حيات خود را بآن می نمايند - حتّى موقع سياسی بآندارد قوه و طاقت ممالك را نسبت به کلپهای متنوعه اش می شمارند همين طور مسابقه های دوستانه نيز محبّت واتحاد را زياد نموده باعث ترقی قوای معنوی و جسمانی افراد می شود - مسابقه كه امروز بين مكتبين امانيه و حربيه صورت گرفت اميد است به تلذذات دوستانه شان افزوده باشد - محبت و اتحاد يرا كه سرمايه ترقی و تعالى ملك و ملت است نتيجه دهد - گمان نرود كه دائماً غلبه يك تيم يا يك جنبه او تأييد نمايد - بار ها ديده شده كه كلپهای بس ماهری چندين گولها خورده و مغلوب شده اند ولی باز هم بمان شوق و ذوقيكا بوده اند مداومت كرده بل از آنهم بلند تر رفته اند مسئله رقابت در بين همكنان نسبت بعلوم فنون غبطه گفته می شود كه شرعاً و وقتاً جايز است - از همين جا است كه مسابقه ها غبطه طرفين را فراهم ودر نتيجه سبب ازدياد فني شان می شود - پس عينى ندارد كه من باختم يا شما برديد - باقی دوام سلطنت اعليحضرت غازی مان شاه افغان در خواست كاميابى دارين ملت عزيزم را ميخواهم . بعد ازان ، آقای محمد رضا خان متعلم صنف ۱۱ مكتب عالى امانيه ، بجوابیه فوق و در موضوع سپورت خطابه ايراد نمود ، و مجلس مذكور با يك جوش و خروش برا درانه خاتمه يافت . ورود وزير مختار عاليقدر جلالتمآب « هيروت همپوریل » وزير مختار دولت بهيّه المان ، بروز شنبه ۱۲ ثور ، وارد کابل گرديدند . فكاهيات دلاك جوانی در دوكان دلاك رفت خواهش نمود تاريش او را بتراشد ، ولی بسبب كند بودن تيغ خيلى متأذی شد . در اين اثنا اشتری در سرك ( بع بع ) زياد ميكرد ؟ دلاك آهسته از خود پرسيد ! اين را چه بلا زده كه اينقدر صدا ميزند . جوان فور آ بجواب گفت : شايد ريش او را ميتراشند . ديگر اثنای كه دلاك ريش يك نفر را ميتراشيد روی او را چند زخمی كرد . در نصف كار شخص روی خود را در آئينه كه ديد ، صدا زد : پس مراهم يك تيغ بده تا از خود مدافعه كنم . مطبعة انيس
[BLANK PAGE]
احمد شاه تاجر ماشین ها و عموم لوازم علمی و فنی تیلفونهای اریکسون اریکسون فابریکه است که در سنه ١٨٦٦ تقریباً در تاریخ اختراع تیلفون تاسیس شده و اکنون در اکثر ممالک دنیا قریب پنجاه فابریکه بزرگ بنام اریکسون وجود دارد که سامان تیلفون و تلگراف جدید ترین سیستم ها را می سازند فابریکه مرکزی اریکسون در ستاك هالم ( سوید ) و شعبات او علیحده فابریکه هائیست در فرانسه انگلستان لهستان ، اسپانیا استریا چکوسلاواکیا هالیند هنگری ـ ایتالیا پولاند و علاوتاً بتقریب پنجاه نماینده گی در ممالک بزرگ دنیا دارد . فراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نماینده گی فابریک اریکسون را دارا ست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین قیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد خواهشمندان و طالبین اینگونه تیلفون ها و غیره سامان آن بتجارت خانه او که واقع بازار جنوبی ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود .
۳ انیس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ افغانی طلبه معارف ۷ افغانی در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
شماره ( ٣ ) مجله ( ٥ ) انيس اشتراك سالانه ١٢ افغانی اداره : کابل جاده ارگ محصول پوسته ٢ " مؤسس و نگارنده مسئول خارجه ٢٠ شلنگ محي الدين ٢ شنبه ١٠ ثور ١٣١٠ تاسیس ١٣٠٦ ٢٢ ذیحجه ١٣٤٩ عسکریت چه میخواهد هم چنانکه يك مملکت برای ادامه حیات خود در جرگه ملل عالم به ثروت و غنا احتیاج دارد، بهمان صورت، بلکه بارها بیشتر از ان ، جهت حفظان حیات و وقایه شئون مملکتی ، وعزت النفس مملکت ونگهداشتن حریت و استقلال در جرگه ممالک به عسکر و عسکریت محتاج است. عسکر را می توان بکمال صحت با حکومت بچنان رابطه مربوط و چنان نسبتی منسوب دانست که روح را با جسم. قوه اجرائیه يك حکومت بدون وجود عسکر صحیح و مطابق به مفاد معنی ندارد . و تا به اندازه که بمشاهده پیوسته است هر قدر ملل ترقی نموده اند و سامان تمدن را بیشتر فراهم آورده اند باین چیز ( که آنرا می توان بدون مبالغه حامی حیات ملل دانست ) بیشتر احتیاج محسوس کرده اند، و هر قدر بلند تر رفته اند بهمان اندازه مجبور شده اند عسکر خود را بيك معنی صحیح تر و شکلاً به حقیقت نزديك تر عسکر بسازند ازین جاست که دول تمام قوای خود شب و روز محض برای تعلیم عسکری صرف نموده ، و در نتیجه عسکری به صحنه دنیار می برارند که دیده و یا اقلاً شنیده ایم . مقصود ما درین جا این نیست که به فلسفه این مسئله که عسکریت را چه چیز روی کار آورده است پرداخته ، از رقابت های ملل ، و تزاحم حیات بحث نموده ، یا در عقب آن بیفتیم که انسان چه اقامتی دارد و آن باو چه می کند این چیزی است که ما را از عنوانی که اختیار کرده ایم بقدری دور تر برده و برای ما مفید ثابت نخواهد گردید . برخلاف آن چیزی که ما میخواهیم بگوئیم اینست که در هیچ وقتی از اوقات يك مملكت اگر چه باندازه دول متمدنه عالم باشند نه می توانند از عسکر و عسکریت بی نیاز گردد . حتی دران ممالک نیز با آنکه ملل دنیا مانند ما منتظر نه می باشند که دیگری برای شان کار کند بلکه بر عکس برای جزئی ترین مباحثه که در اطراف امور حیاتی شان می شود تا به شکستن سرهای خود ایستاده اند و کار خود را به تمام معنی آن خود آن ملل به پیش می برند ، باز هم اجرائیه حکومت را به هیچ صورت نه تعلیم یافته گی افراد ملت و نه اینکه مفاد خود را میدانند و خود می سنجند و خود در صدد بدست آوردن آن می بر آیند . و نه اینکه حکومت در پیش برد مفاد خود اکثراً از منطق صحیح کار می گیرد . هیچکدام این چیز ها و چیز های دیگری از همین قبیل نه می تواند از داشتن عسکر وقوه انضباط وغیره بی نیاز سازد . عسکر امروز جزء لازمی و عامل مهم حیات داخلی و خارجی مهالك بشمار میرود ممالك عالم لازمست برای طی نمودن راه ترقی وتعالی، فرصتی و اختیاری داشته باشند ، و تنها چیزی که این فرصت و اختیار را به ایشان تقدیم می نماید ، استقلال ورهائی از زنجیر غلامی اغیار است واین را براى يك مملکت بجز داشتن يك عسكر صحیح که مدافعه حیات و آزادی آن مملکت را متصدی گردد دیگر چیزی ضمان داری نمی تواند بکند . اگر ملل عالم مجبوراند حکومتی یا قوه اجرائیه داشته باشند ابداً نه می توان ازین انکار نمود که به عسکر لزوم قطعی دارند، مخصوصاً در مملکتی مانند افغانستان شاید اگر نظری
صفحه ٢ ( شماره ٢ ) مجلد پنجم مدققانه به عقب وهم چنان به حال و با از در فهرست سربازان مملکت، با محض بر داشتن و تعلیم اصولی در دماغ فرد عسکر جای آتیه خود بیندازیم ، حاجت اندو اهد بود تفنگ نیست . شخص تفنگ انداز را بگیرد ، هموار يك محرك قـوی و سائق از ضرورت آن بحثی کنیم . چه به عقیده می توانیم شجاع بگوئیم ، ولی نه می توانیم بزرگ برای سوق دادن عسکر به طرف ما احتیاج ما بآن در نزد هر کس بیش از بگوئیم عسکر است ، چه عسکریت چنانچه فدا کاری و جانفشانی می شود . و بدون بدیهی آشکا را خواهد بود . دنیا تجربه نموده است و چنانچه عقل سلیم آن توقع جا نـدا دن از عسکر در اینکه عنوان تحریر خود را «عسکریت اشاره می نماید از وضع عسکری راه مقصود خود عبارت از فکر باطل است چه میخواهد » اتخاذ نمودیم ، مقصود ما به اخلاق سر بازی بیشتر احتیاج دارد می بینیم هر ملتی از ملل دنیا که عسکر این است که میدانیم و می بینیم و هم می شنویم یعنی عسکر باید دارای اخلاق سپاهی گری دارد ، ترانه های ملی دارد ، اتن ملی های که حکومت ما این مسئله را پیش تر از انکه و سر بازی باشد . عسکر بدون اخلاق را به عسکر خود می آموزد . اشعار و ما تصور می کنیم احساس نموده وبرای که مسلکش متقاضی ان است حقیقت ندارد غیوری را که در ان از عنعنات تاریخی ترقی عسکریت و تولید عسکر صحیح درافغانستان و نه می تواند بدون آن رول مهمی را به کلمات مهیجی بحث می کنند بایشان اقدامات سریعی دارد . و پرو گرام های که در حیات ملل داود بازی کند و یا تعلیم میدهد . ایا این همه برای چیست ؟ خیلی وسیع ومفید ترتیب وتدوین نموده وظیفه مشکلی را که بر دوش خود گرفته باین سوال جوابی که می توانیم بدهم است . وشاید هم چون افکار بسیار عالیتر است ایفا نماید . اینست که بوسیله آن می خواهد احساسات وباتجربه تر ازما این مضمون را موضوع یکی از اخلاقی که در عالم عسکریت عسکر را به شور بیاورد ، سوزی در دل بحث قرار دا دـ اند به نظریات عاجزانه بیشتر از همه محتاج به است « وفاداری » های شان تولید کند و یا بعبارت براقاده مادران زمینه احتیاجی باقی نمانده است . است و بدون وفاداری نه میشود از عسکر تر آتش حمیت و غیرت را در وجود شان معہذا اگر در باب ضرورت واحتیاج خود کاری بگیرند که وجود او برای آن لازم بیفروزد ، و دادن سروجان و ریختن خون بآن ، و یا در باب اصول تربیه مکاتب حربی است . عسکر تا وفای کامل نداشته باشد را در نظر شان بدأی وسیله آسانتر بسازد و تعلیمگا های عسکری چیزی نگوئیم پایداری و تحمل را ، که یکی از خصال وفای را گر به حقیقت امر نظری کنـیـم اخبار مابه حیث یکروز نامه ملی مجبور بزرگ سر بازی است نمیتـوان ازو همین تاثیر را بر وجود عسکر اجرا می نماید . ومکلف است باینکه جوانانی را که درین امیدوار بود و در معر که ها وجدال ایشانرا به مقصود شان صادق می سازد ، مسلک مقدس داخل اند وعسکريت ما های فوق العاده که در ایجاد آلات ناریه حس شجاعت وغیرت میدهد . به هیجان از ایشان مرکب است مخاطب خود مخوفه نموده اند اگر عسکر از پایداری می آورد ، دست می کنند ، ولذا براری قرار داده فراز اقتضاي وظیفه وجداني خود و تحمل کار نگیـرد ، و ا گـر حـس بدست آوردن مقصود خود بکمال آسانی چند مسائلي را که براي افراد داخل این وفاداری خون او را در عروق و شرائین سر می بازند و خود را فدا می کنند . مسلک محترم لازم میداند بعرض رساند. و جسدش بشدت تمام بگردش نـیـاورده عسکر بـدون وفا داری نه می توا ند اینک میگوئیم که عسکریت عبارت از پوشیدن و تولید حمیت نکند ، مقاومت نمودنش مصدر کاری گردد . چنانچه دیدیدیم که لباس عسکري ويا داخل شدن اسم انسان از عقل بعید است . وفاداری مخصوصاً آن در حکومت سابق بنا بر سوء رفتاری که حس و فاداری که در نتیجه تربیه صحیح ( بقیه در صفحه ٨ )
صفحه ۳ ( شماره ۳ ) مجلد پنجم بقلم آقای میر غلام محمد خان : یادي از شعرأي وطنی دقیقی بلخی نصف قرن چارم هجری مقدمه : در جهان ادبیات مشرقزمین ، زبان فارسی موقعیت نفیس و بلندی را ، همیشه دارا بوده است. و درین میانه ادبای افغانستان و فارسی افغانستان ، رولهای مهم و سحر پروری بازی کرده اند . افغانستان در زمانه های قبل المیلاد یعنی هنگامیکه در ممالك هند و فارس زبانهای سانسکریت و فرس قدیم مراحل ابتدائی را طی مینمود ؛ هم در عالم ادبیات جای مخصوصی را احراز کرده ، و در همانوقتهـا بود که اوستای مشهور در زابل باکتریای تورکنت ( افغانستان ) یعنی زبان « زند » مرقوم و منتشر گردید . ولی بعد از انیکه اسکندر مقدونی زبان فرس قدیم را که جانشین زبان زند نیز گردیده بود از تخت به تخته کشید و سلوکیها ( جانشینان سکندر ) یونانیت را بتمام معانیش در ممالك افغانستان و پلو چستان و فارس ترویج نمودند ، تا زمان خاتمه کار پارتها در غرب افغانستان با کلدانهای ساسانیان فارس، دیگر اثری و خبری از ادبیات افغانستان در روز کارها باقی نماند. در زمانیکه ساسانیان فارس زبان پهلوی را ترقی میدادند ، بعلاوه زبان پشتو در جبال افغانستان ، زبانهای : زابلی ، سیستانی ، هروی نیز در بلاد افغانستان معمول و مروج بود . اما دخول عربیت با مذهب و شمشیر ، آثار علمی و ادبی این السـنـه را فی المثل اگر بوده است، هم بکلی محو و نابود نمود . تا حدیکه در یکقرن بعد الاسلام زبان پهلوی از جمله آن السنه اعم معدوم ومنسی گردید ، و کتب علمیه او در بطون حمامها بسوخت . هکذا زبانهای : زابلی ، سگزی، هروی تنها زبان پشتوی قدیم در سایه عاریت جبال شامخه خویش از دستبرد صر صر حوادث ، و تركتازان سپای وسطی در قلال کوها الی یومنا باقی و مسلم ماند . ولی جای علم و فن از جانب تمام السنه اسای وسطی اسلامی ، همان برای لسان عرب تخلیه گردیده بود . از اختلاط زبان عرب با پهلوی فرزندی بعرصه شهود بر آمد که آن را فارسی موجوده نامند ، ما در میان خراسان برای پرورش این طفل نوزاده که نتیجه اختلاط چیزی کم دو قرنه زمانی بود ، بذل مساعدتی نمودند ، و ادبائی در آن میانه پیدا شدند ، که شعر های فارسی آمیخته بعربی سرودند ، حتی ابو العباس مروزی اولین شاعر خراسان بود که در سال ۱۷۳ هجری صله اشعار خود ، از حضرت مامون که یکی اجله فضلای وقت بود ، بعطایای خوب تمتع و سرفراز گردید . بعد از مامون الرشید دیگر عوامل عرب وقعی بزبان فارسی نداده ، بلکه در امحای آن بذل غیرت مینمودند ، زبان علمی ، ادبی ، رسمی همان زبان عرب بود. نظامی عروضی سمرقندی در تذکره مشهور خود ؛ که بنام علیشیر اهدا کرده مینویسد : ۔ اعراب کتب فارسی را ( فارسی مقصد از پهلوی داشته ) در مملکت فارس محو کردند ، در خراسان نیز عبدالله بن طاهر عامل عرب ( اینشخص ذاتاً فارسی بود ولی تسلط معنویه عرب روح ملیت اورا سقوط داده بود ) شخصی کتاب وامق وعذرا را که بنام انوشیروان جمع شده بود اهدا نمود . امیر عبدالله بفرمود تا کتاب مذکور را در آب بشستند و جواب داد برای ما کتاب کریم کافیست. این امیر در حدود نصف اول مائه سوم هجری نیات خود را نسبت بزبان غیر عربی اینچنین اظهار کرد . ولی اتفاقاً در نصف های ثانی مائه سوم هجری ، وسایلی در مملکت افغانستان و حواشی آن فراهم آمد ، که علی الرغم این نیـات ، زبان فارسی سر از نو در حوزه السنه ادبی آدنیا داخل گردید . این وسائل عبارت بودند از حکومتهای فاضل و ادب پروری که در افغانستان ، مثل صفاریان سیستانی و ناصریان غزنوی ، و یا از اهل افغانستان مثل سامانیان بلخی ، باحیا و ترقی ادبیات فارسی مساعدت و مسارعت ورزیدند . صفاریان سگزی در نیم قرن اخری مائه سیوم هجری از شعار فارسی حسن استقبال نمودند . سامانیان بلخی اواواخر قرن سیوم تا اواخر قرن چهارم هجری در اسکلت و استخوان بندی این ادبیات روح وخون زندگی را حلول دادند .
صفحه ٤ ( شماره ٣ ) مجلد پنجم اما غزنویان مرکزی از اواخر قرن چهار تا نصف های قرن شش هجری این جسم لطیف را از روی زمین برداشته در فضای ترقیات و مسند جمال نشاندهند. ادبا و شعرائی که در دوره های این حکومران ثلاثه، اسباب احیا و اعتلای ادبیات فارسی گردیده اند، قسمت عظم و مهمترین آن شعرای افغانستان بوده اند. مثلاً در عهد طاهریان و صفاریان، از مقدمان این فن شریف حکیم حنظله باد غیسی ( هراتی ) استاد ابو شکور بلخی، محمود وراق، فیروز مشرقی و امثال آنها بشمار میرفتند. در عهد سامانیان قبل از رودکی بخارائی و بعد ازو، اساتید ادبیات: استاد ابو الحسن شهید بلخی، دقیقی بلخی استاد مرادی و طخاری و غیرها بودند. در عهد غزنوی خود چگوئیم که استثنای بعضی دیگر هر چه بودند شعرای افغانستان بودند مثلاً: عنصری بلخی، منوچهری بلخی، عسجدی هروی، فرخی ابو الفتح بستی، فراهی، پنجدهی، ربیعی سنگزی، حکیم ناصر خسرو علوی، ابو رجاء غزنوی، بدیعی رباطی، ابو الفرج، حکیم سنائی، مختاری و غیبی و غیره و غیره این شعرائی که گفتیم هر يك در حدذات خویش از پیشوایان و سر بر آورده گان قافله ادبیات فارسی میباشند . بعد از هبوط غزنی، شعرای افغانستان، دوره های ادبی سلاطین غور و سلجوق و خوارزمشاهیان را بر روی کار آوردند. از قبیل : ابو القاسم رفیعی، ابو بکر جوهری حکیم ازرقی هروی، عبد الواسع جبلی انوری بلخی، سید حسن غزنوی سدید الدین بیهقی ( مقری ) صابر حکیم ترمذی، ظهیری غزنوی، فرید الدین کاتب بلخی، چاوش غوری، مولوی روم بلخی، رشید الدین وطواط بلخی سراج الدین بلخی، علاء بلخی، سیف الدین اسفرنگی و غیرها. در افغانستان از ادبیات سخت تقدیر میشد، تربیه خانواده ها حتی خاندان های شاهی بر اساس ادبیات فارسی افغانستان گذاشته می شد . سلطان محمود قاهر لذابا والدین و سلطان مسعود شهاب الدوله و جمال المله وعلاء الدین و بالدین سلطان حسین جهانسوز غوری هر يك في حد ذاتها از شعرای با ذوق شبهاز میرفتند صاحب چهار مقاله سمرقندی میگوید: در وقتیکه جهانسوز غور، بانتقام سیف الدین سور برادر خود غزنیان غالی را آتش زد و آل ناصر و محمود را از نمود، احدی قادر بتکلم اسمای سلاطین غزنوی نبودند با آن سلطان حسین قصاید و مدایح شعرا را که در مدایح ال سبکتگین بود بزرا خریده و در خزاین سلطانی محفوظ نگاه میداشت و خودش دایماً از ابیات فردوسی در مذبح محمود این سه بیت را ترنم مینمود : چو كودك لب از شير مادر بشست بگهواره محمود گوید نخست بتن زنده پیل و بجان جبرئیل بکف ابر بهمن بدل رود نیل جهاندار محمود شاه بزرگ با آبشخور آرد همی میش و كرك سیلاب شرور و فتن مغول، متلیکه شهر های معمور افغانستان را بخرابه زار ها تحویل داد، همچنان عرصه ادبیات افغانستان را سنگلاخ و تشکنه و کمیت قرایح و ذوق وها را سوده و لنگت ساخت . از این به بعد است که ادبیات فارسی رو بانحطاط روان شد، و این دوره فترت ادبی تا عصر دوازده هجری طول کشیده در طی این دوره در مملکت فارسی وغیره ها شعرائی که بمنصه شهود بر آمدند از رحجان سبک و شیوه شعرای متقدم افغانستان بسخن سرائی آغاز نمودند، گویا سنت سنیه شعرای افغانستان از قبیل : جبلی، فرخی، منوچهری سنائی، مولوی معنوی، ازرقی، مختاری و غیره تا اوایل عصر حاضر در ممالک فارسی شناس حکومت مینمود. پس ازان دوره ادبیات جدید فارسی آغاز میکنند که ما ازان سخن نمیگوئیم. درینجا منظور نیست تاریخچه ادبیات فارسی مرقوم گردد، ولی برای ذهنی شدن مطلب که عبارت از وقوف بمقدار شعرای کبار وطن است، تحریر این مقدمه كوچك لابد بود. شعرای افغانستان از انظار اکثر ابنای جهان حتی اولاد افغانستان تا اندازه ئی محجوب و مستور است. هنوز بر ابو نصر فاریابی، ابو حنیفه اسکافی ابو المؤید و شقیقی بلخی، فرخاری و و قطران بلخی، منجيك و معزی، عماری و مجد الدین نصر الله، بالاخره از رابعه بلخيه و عايشه درانیه و امثالهم معلوماتی در دسترس عموم نیست .
صفحه ه (شماره ۳) مجلد پنجم تذکره ها و تاریخهای عمومیه که در موضوع شعرای فارسی زبان نوشته شده از این مقصد دورند. شعرای هرات و غوری و طبقی در زیر عنوان خراسان فارس آمده و گذشته اند. شعرای بلخ و مرو و طخارستان و تمام نواح شمالی افغانستان در ذیل تورکستان پوشیده شده اند. فقط شعرای غزنین وغور تا حدی محفوظ مانده و دستی نخورده اند. مسئولیتی ازین راه بتذکره نویسان ادایی عاید نمیشود ، چونکه اسم اصلی افغانستان بعد از ظهور اسلام از میان رفت ، اعراب او را (خراسان) نامیدند ، و شاميان باختر گفتند ، فارس ها قندهار و کابل خواندند ، تورکها سیستان و سند و هندوها بلخ و هرات شمردند. مورخين نيز این مملکت را گاهی بنام سلاطین آن، غزنوی وغوری و غيرها گفته ، و گاهی اهالی و اقوام آن را باسمای بلاد آن کابل و بدخشانی ، مروی ، مکمری هراتی و بلخی و امثالهم حساب کرده اند اما (افغانستان) خود اسمی است که از دو صد سال است باین مملکت گذاشته شده ، و لهذا نمیتوان تاریخ های علمی و ادبی ، سیاسی و عسکری ، اقتصادی و فنی این مملکت قديم و قویم را در زیر عناوین «افغانستان» به شبانی میسر و موجود نمود. و همین نکته است که با عدم وسایل علمی وفني شانه بشانه داده ، وطن عزیز ما را از پهلوی تاریخ ملی بفقر و احتیاج دوچار گردانیده است. با کل حال بمقصد جلب توجه فضلا و دانشمندان مملکت ، خواست شد در تحت عنوان (پاره ی از شعرای وطن) به ترجمه حال یکی از سر گروه گان شعرای بزرگ وطن ، پرداخته بشود. این شاعری که ترجمه احوال او منظور است في نفس الامر در عالم تاریخ ادبیات فارسی از مشاهیر و متقدمین او تعریف است بعلاوه نویسنده چون از اهل شعر و ادب نبوده و تتبعاتی در این رشته بعمل نیاورده، لا محاله این ترجمه حال از نقطه نظر انتقاد ادبی و یا تدقیقات علمی نوشته شده ، و نه از جنبه تاریخ حاوی مقاصد تعبیه، یعنی سوانح شاعر و تفضیل زنده گی او نمیباشد . تنها درینجا نصب العین عاجز، همان جلب توجه فضلای محترم وطن و نظر است به علتی که قبلاً عرض شد. و نظر بموقعیت و زمان مناصب میباشند. در این موضوع مقالات مسلسل و او را گنده و ناقص باشد، در مجلات وجرائد وطنی منتشر گردد ، این تناقض وعدم ترادف أسباب تناقض بامقصد نخواهد گردید، که در آینده این مقالات جمع و یا اگر بصفحت تقریباً يك تاریخچه ادبی افغانستان بمقصه ظهور بر آورده نشود ، اقلاً برای ترتیب و تالیف تاریخ ادبی مملکت يك ذخیره با قیمتی شمرده شود. با معذرت از عدم استطاعت باین البته، بخشایش و اغماض ادبای بزرگوار واساتید محترم را از این محررات فقیرانه استدعا میشود. (باقیدارد) اوضاع حاضره مصر روز نامه تان در شماره اخیر مقاله راجع باوضاع حاضره مصر انتشار داده که خلاصه آن این است: همینکه کابینه حاضره زمامدار امور شد وضعیت خاص آنرا احاطه و در تعقیب زمامداری او حوادث مهمی پیش آمد که نهایت اهمیت را داشت و سپس دو اشکال برای او پیش آمد که اصلاح و رفع آن بی اندازه ضرورت داشت. اشکال اول که وجبهه سیاسی داشت آرامش افکار، برطرف ساختن جنجال و مناقشه که نظامات مملکتی و امنیت را مورد تهدید قرار داده بود. و اشکال دوم که وجهه فنی داشت موضوع مالیه مملکت بود که سیاست کابینه سابق و اثر مداخلات متوالی در بازار چوب بطوری که نزديك بود رگ اقتصادی مملکت را بکلی محو سازد ، آن را فلج ساخته و فوق العاده ضرورت داشت که کابینه صدقی پاشا تا جائیکه میتواند بسرعت این موضوع را اصلاح نماید و براهت صرفه جوئی و اقتصاد را بخصوص در وجوه ذخیره که بالغ بر چهل ملیون لیره انگلیسی بود پیش گیرد و بهمین وجوه ذخیره نزديك بود بر اثر مداخلات سوم دو کابینه که پیش از کابینه صدقی پاشا روی کار بودند بکلی تمام بشود. این انحطاط مالی وا به و علت بود اولا اینکه پارلمان مصر بودجه ۱۹۳۰ ۱۹۳۱ را با کسر ه ملیون لیره در مالیات
( صفحه ٦ ) ( شماره ٣ ) ( جلد پنجم ) تصویب نمود که طبعاً مبلغ کسر مذکور از وجوه ذخیره احتیاطی جبران گردید و علت دوم که مهمتر و خطر ناکتر از کسر عایدات محسوب میشود بطوریکه پیش بینی عواقب و خیم آن هم بسی مشکل بنظر می رسید مداخلات متوالی دولت درامور وشئون مملکت از وجهۀ سیاسی که صدمه و سکت اقتصادی در آن واحد داشت و علاوه بر این موضوع پرداخت های پیشکی و سلف بمالکین و زارعین که حتماً منتهی بصرف و جوه احتیاطی می شد نیز ضربار عمل دیگر شده بود . وجوه ذخیرۀ احتیاطی در ابتدای سال مالی گذشته روی همرفته چهارده ملیون لیره پول نقد و بیست و سه ملیون اوراق مالی و سندات بود و همينکه ماه ژوئیه این مبلغ در حدود نوزده ملیون کمتر گردیده و رقم اعتبار مزبور در حد اکثر بچهار ملیون لیره پول نقد بالغ شده ولیکن اوراق مالی هم مصرف کردن بسی دو چار اشکال گردید و چیزیکه بیشتر بیدی وضعیت كمك كرد تنزل قیمت پنبه از يك طرف و بروز و شدت بحران اقتصادی عمومی دنیا از طرف دیگر بود که صدقی پاشا را مجبور باین نمود که سیاست عدم مداخله در این کار را پیشه نماید . یعنی دیگر دولت وارد بازار پنبه نشود و در عین حال صرفه جوئی کاملی در بودجه مخارج ادارات دولتی و تقلیل مخارج را ازرقم امتیازات وزارتخانه ها منظور نظر قرار داده و ضمناً پروژ های اصلاحی عمومی را برای امور فلاحتی از نقطه نظر حفظ متوازن بودجه اجرا نماید. گفیم لایحه بودجه که پارلمان مصر در آوریل گذشته تصویب نمود متجاوز از نه ملیون کسر عایدات داشتند که از وجوه احتیاطی جبران شد و هر گاه حوادث خطر ناکی مملکت را احاطه کرده بود استثناء کنیم کسر بودجه يك كار عادی بود. بطوری که کابینه هائی هم که متعاقب کابینه پارلمانی روی کار میآمدند پستی و وجوه احتیاطی را برای اجرای پروژه‌ هائی اصلاحی بمصرف برسانند که برای مملکت عایداتی تولید و جلب نماید و بر اثر اجرای آنها تجدد اقتصادی و اجتماعی حاصل گردد . وقتيكه نهاس پاشا زمامدار امور گردید وضعیت بقرار ذیل بود . و جوه احتیاطی تقریباً بالغ بر چهل و سه ملیون و نیم لیره می شد که از این مبلغ دو ملیون و نهصد و پنجاه هزار لیره در صندوق دیوان و چهل ملیون نیم لیره هم تقریباً در خزانه داری کل موجود بود ، بنا بر این باید دانست با چه کیفیتی در ظرف چند ماه این رفاهیت و آسایش یکمرتبه بتنگدستی و پریشانی منتهی گردید تا جائیکه دولت حاضره را وا دار نمود يك تدابیر استثنائی اتخاذ نماید که خطریکه مملکت را در معرض تهدید قرار داده بود مرتفع سازد . این انقلاب را هم دو علت بود یکی بحران اقتصادی دنیا که بازار های خارجه را بر روی محصولات مصر مسدود نمود و دیگری سیاست خطر ناکی بود که کابینه سابق بر اثر مداخلات متوالی در بازار پنبه و خرید اسناد و قبوض دولتی که مصرف کردن آنها بسی اشکال دارد اتخاذ نموده بود و باین ترتیب نصف مبلغ احتیاطی در ظرف قلیل مدتی تمام شد . فعلاً ستون ارقام و جوه احتیاطی چنین تشکیل داده شده است : قبوض قروض مصری ٨٠٠٠٠٠٠ و ٩ لیره انگلیسی قبوض بريطانيا ٧٨٥٠٠٠ و ٦ « « قبوض مختلفه ٧٤٠٠٠٠ « « جمع مبالغ قبوض ١٧٣٢٥٠٠٠ « « موجودی نقدی در بانک و خزانه داری ٥٩٩٠٠٠ و ٢٠ لیره انگلیسی میشود و اگر فرض کنیم که عملیات مالی سال ١٩٢٠ - ١٩٣١ مقتضی بوده باینکه سه یا چهار میلیون از وجوه احتیاطی پرداخت شود همان طوری که منظور هم بوده ولیکن باید در نظر داشت که بمصرف رساندن قبوض مصری فوق العاده خطر ناك است زیرا مواجه با يك سلسله اشکالات مالی سختی خواهد شد که قیمت قبوض مزبور را مورد تهدید قرار می دهند . همانطوری که بر اثر اجرای این ترتیب اعتبارات مالی مملکت هم مورد تهدید قرار میگیرد
صفحه ۷ ( شماره ۳ ) مجلد پنجم در حالیکه قروض بریطانی را فوراً میتوان بمصرف رساند چه مبلغ احتیاطی که در نزد دولت مصر موجود می باشد فقط ده میلیون لیره است . بطور خلاصه وضعیت حاضره مملکت این بود و اینمسئله چندان اهمیت ندارد ولیکن در آنجا يك اشكال دیگری و جود دارد که فوق العاده دقیق و این تعادل دخل و خرج مملکتی در سال آتیه میباشد که در عین حال با یستی تمام اقام اعتبارات منظوره در بودجه با رسم اعتبارات پیش بینی شده و بودجه سابق را منظور داشت مخصوصاً ارقام اعتباراتی که خاص اجرای پروژ های اصلاحی باشد که برای تامین تطور اقتصادی مملکت چاره جز اجرای پروژه‌های مزبور نباشد شکی نیست که اقدام در اینکار اشکال دارد بویژه که ارتباط اعتبارات پیش بینی شده در بودجه با رقم اعتبارات سابق ایجاب می نماید که هیجده ملیون لیره بمصرف برسد در صورتیکه عایدات راه آهن و گمرکات هم رو بنقصان گذارده . پس تنها راه حل این اشکال تقلیل مخارج در تمام قسمتهای بودجه و حفظ وجوه ذخیره مملکتی است ، با اینکه اعتبارات پیش بینی شده در بودجه ۱۹۳۰ – ۱۹۳۱ کاملاً بر آورد نگردیده هیئت وزراء مقرر داشت که اعتبارات مخصوص بکارهای تازه متجاوز از ۵ ملیون لیره نخواهد بود و نسبت ببر آورد سال گذشته چهار میلیون و چهار صد و هشتاد هزار لیره نقصان داشت ، این بجای خود هیئت وزراء تقليل يك مليون و دویست هزار لیره هم از مخارج عادی مقرر داشته و بودجه مخارج مستخدمین دولتی و موسسات مربوطه را که بالغ بر چهار ده ملیون و هشتصد و نود هزار لیره در سال میشود بنسبت شش در صد در نظر گرفته و باین ترتیب مبلغی که متجاوز از شش مليون ليره میشود صرفه جوئی بعمل آورده و این مبلغ يك ششم از جمع کل بودجه مصر است و باین ترتیب کابینه حاضره خواهد توانست که تعادلی در بودجه مملکتی بدهد و بودجه مملکت بدهد و بودجه مخارج را با بودجه عایدات پیش بینی شده تعادل دهد و ضمنا هفده ميليون ليره هم از وجوه احتیاطی باقی مانده است . مالیاتهای عمومی منحصر باقلام ذیل است : ۱۹۳۰ ۱۹۲۹ عایدات مستقیم ۴۰۷۵ ۴۰۳۸ عایدات املاك ۷۶۸ ۷۳۹ عایدات گمرکات ۲۹۸۵ ۳۰۵۴ مالیات دخانیات ۲۹۸۵ ۳۰۶۸ و از این مقایسه اینطور معلوم می شود تفاوت قابل ذکری در عایدات مملکتی حاصل نگردیده فقط مالیات دخانیات نقصان پیدا کرده که آنهم واسطه اجرای تعرفه گمرکی جدید است که نقصان را مرتفع ساخت ولیکن با تمام این مراتب با یستی کاملاً در قسمت عایدات پیش بینی شده احتیاط نمود زیرا بحران اقتصادی تجارت صادرات و واردات را فلج ساخته و از این راه بیم آن میرود که در عایدات دولتی نقصانی رخ دهد همان طوریکه بیم آن میرود در مالیات مستقیم هم کسر پیدا شود زیرا نقصان عایدات مزبور گرچه تا کنون ده در صد کسر نشده است و این نقصان هم باین مقدار قلیل برای این بوده که دولت مدت اختلات متوالی دو بازار پنبه و بیرون ریختن هفده ملیون لیره از خزانه مملکت داخل آن بعمل آکین ، در این مورد دولت نا چار در وصول مالیات در سال آتیه بودجه با اشکالات سختی میشود بویژه که قیمت پنبه هم نصف شده است ، این در جای خود صحیح نقصان عایدات گمرکات هم که يك ركن اساسی عایدات مملکتی را تشکیل میدهد پیش بینی میشود در مقابل این وضعیت کوشش و اقدامات صدقی پاشا منحصر در تهیه و تدوین بودجه مملکتی گردیده و سیاستی عاقلانه که مقصود آن تقلیل مخارج دولت و حصول تعادل مالی باشد گردید و اجرای همین سیاست است که ضایعات را جمیع بقصد قرضه از خارجه را بکلی از بین خواهد برد . ( کوشش )
صفحۀ ۶ شماره ۲ مجلد پنجم بقیه صفحه ۲ عسکریت چه میخواهد بسیار مشکل در بین تعلیم داده می شود و فوراً اثری بعضی اوامر را از عسکر اقتضا می نماید . نسبت در بین عسکر و منصب داران بار ها پیش تر از رتبه یات در بین فرد ملکی و آمران ملحوظ است . این همه برای آنست که در روح فرد عسکر اطاعت و تحمل حکم را تزریق کند و به او بیاموزاند که حکم بحق در هر جا یا در هر موقع باید محترم و مرعی الاجرای داشته شود . فایدۀ وقت لا یتنه اثر ملزمی تعمیل حکمی که در نتیجه سنجش های بسیار باو داده می شود یا ماده باشد و حس احترام به قانون بصری یا ذرۀ موقفی را باز نکرده . اگر عسکر را بطاعت نیاموخته باشند نظام صورت نه میگرد و انتظام مملکتکه امروز بدرجۀ اهمیت وارد گردیده که مفصل آن اگر کتاب نوشته شود هنوز کم است و تنها ، ازین مسئله که در اصول عسکری در رحمت و گر شتر ترین نقطه را مرعی می داند . می توانیم درک کنیم که انتظام در عسکر بایت صورتی از صور و هر حالی از احوال مرعی است و بدون آن هرگز مستحنی نیست . اگر عسکر اطاعت ننماید چا شد بامرای یک پلان وقائیه در میدان حرب ایفای کامران نه کرده هرچه تقدیم وظیفه یه عسکر بر فرد عسکر این را می دهد که راجع به وضعیت خود در حین پلانی از خود طرح نمود برای مرعی کند کید . اگر چنین بود شاید پیش از انکه عسکر بموقعیت آن جنگ به فاصله برسد ، تمام مقاصد خود را بی باخت . بلکه بیش از کشف وضعیت دشمن و مینماخته زیانراو تلفاجلات منی و علمی امرین ما فوق نقشه و پلانی ترتیب داده ضمناً بالسلیه بین افراد عسکر حکم اجرای آنرا میدهند . درین صورت اگر فرد عسکر نیز از خود فکری بدهد و یا در اجرای امر ما بطلی ورزد در صورت اول چه اختلال واقع خواهد شد و در صورت ثانی چه خساره را متجعل خواهد گردید. عسکریت از ما در هر حالت بیدریغ الیته که شقاق شود آنرا به عبارت تصویر کند نه عسکر در میدان حرب فوه تهیه های محمل مشکله دقیق جله بر موقع مستحکم دشمن یا مدافعه ان در یک موقع مدافع و یا تعرض داده می شود دیکاند چیزی که عسکر را با قبول نمودن این چنین اوامر میشکل و بدار می سازد حس اطاعت یا هر آمر است . عسکر باید همواره بیش تر از انکه کسی به کسی در دنیا اطاعت داشته باشد من قوماندان خود را اطاعت کند . سرعت حرکت وجل و ثقیل سریع در عسکریت خیلی اهمیت درد . ولی در یه وسایل آن را قع زیادی میدهند . ولی اگر بدیده حقیقت رفتار کنیم وسایل مذکور بدون استعمال فائده ندارد و وقتی مفید دانسته می شود که بطور صحیح و مطلوب از ان کار گرفته شود . مگر او وسائل حمل ونقل سریع عسکری بدون با عالم عسکریت از طرف بعضی از مامورین در عسکر با نام و نشان وفا داری وجود نداشت و به محض انکه صدای شلکی از طرف ت مقابل شنیده میشد در شکست ما را غنیمت داشته در خانه های خود می در آمدند یگانه چیزی که سبب این امر می شد به عقیده ما این بود که عسکر ناولنته بود با بی علاقه گی و بیبدریچی که می دید حس وفا را در دل خود لایم درانید . و مأمورین نتوانسته بودند حلی وفا را در دل های عسکر ادخال نمایند ورنه شجاعت اهالی افغانها چیزیست که تنها خودمانها نمی گوئیم بلکه هر کس بدان قائل و معترف است . چونا با نداشتیم از شجاعت ، نتوانستیم استفاده توانستیم . علاوه بر داشتن وفای کامل چیز دیگری که در عالم عسکریت اهمیت زیاد دارد عبارت از ه اطاعت ، است . بعضی همان عصه را که وفا در عالم حیات عسکری و روح سربازی دارد ه اطاعت ، نیز دارد عسکر بی اطاعت اگر چه با وفا باشد باز هم ناقص است . ه قومانده های عسکری از طرف منصب دار به لهجه خیلی آمرانه داده میشود ه عسکر مجبور است به مقابل رتبه بلند تر از خود در هر موقع رسم احترام را بجا آرد و اگر نکند مجازات می بیند ؛ در قومانده های عسکری احکام
( شماره ۳ ) مجلد پنجم اطاعت نه می توان کار گرفت چه برای استعمال لوازم مذکور ازهمه اولتر گردن نهادن عسکر به مقابل امر قوماندان لازم است . واگر بالعکس قوماندان چیزی بخواهد وعسکر ازان منحرف شود و تمرد ورزیده به کار دیگری اقدام کند نتیجه بجز بربادی وتباهی بی جا دیگر چیزی نخواهد بود ، وسلسله انضباط بکلی ازمیان برخواسته تمام مطالب را در بین هرج ومرج واختلال به بدترین صورتی خواهند باخت . به عقیده ما اولین درسی که به عسکر باید بدهند واولین صفتی را که دروجود او باید تنمیه کنند عبارت از « حس وفا داری واطاعت است » و تمام صفات عسکری دراطراف این دو حس مفید چرخ می‌زند . شجاعت ، حمیت ! فداکاری ، انتظام تحمل پافشاری همه در نتیجه دارائی این دو حس لابدی درعسکر پیدا می شود . واگر این دو حس مکمل عسکریت در قلوب افراد عسکر جاکزین نباشد به خوبی و با دلیل های قاطع تاریخی وتجربی می توان گفت که عسکريت ناقص وغير مكمل مانده به حال يك مملكت ابداً مفيد واقع نخواهد شد ، وحکومت دراجرآت امور خود و حفاظت ناموس وطن ازوجود عسکر و سرباز طرفی برنخواهد بست . پس ازین مقدمات ممکن است باصحت جواب سوالی که عنوان ما متضمن انست بگوئیم که « عسکریت ازهمه مقدم تر وفا واطاعت می خواهد » . (...) صحيات لاغري علل و علاج آن اغلب جوانا ن و دوشیزه گان از نحافت و لاغری شکایت کرده و عقب چاره و علاج های که او لاغری نجات شان بدهد میگردند و در حقیقت لاغری هم چندان مستحسن نیست ، چه چاقی و فربوت و نشاط يك جوان دليل صحت و قوت جمالش میباشد . و جوانانیکه دارای بنیه ضعیف و لاغر میباشند در مبارزه حیاتی غالباً مغلوب آمده و از سلامه بدن و سلامت ذهن که لازمه جوانان است خوب استفاده نمیتوانند و لاغری هم بسه طبقه تقسیم می شود: ۱ - طبقه اول اشخاصی هستند که با مراضیکه جسم را میکاهد و مهم ترین آنها مرض التهاب رئوی که آثار ان از انحطاط قوای بدن ظاهر می شود و سرفه خفيف و سوء هضم و انیمیا ( کمی خون ) مبتلا میباشند که در مثل این احوال پیشتر از همه چیز ها استشاره دکتور لازم است . ۲ : طبقه دیگر اشخاصی میباشند که اجسام شان با جهاد غدود های افرازی مثل غدد نخاعی ، و غدد کلوی و تناسلی و غیر آن دچار می شوند ، و این غدود ها در عوض اینکه کمیت لازمه از مفرزات ضروريه جسم ر ا افراز نماينديك مقدار زیادی از آن را در بیرون میریزند و درین حال عائق باعضای جسم از قیام بوظائف آن ورسیدن حصه غذا درحسص لازمه بپداء شده غذا درمعده تخمه وترش شده وعمل هضم برایش سنگین می‌شود دکتور درمثل چنین احوال بعلاجی میپردازد که این غده ها را بقیام بوظایف اعتیادیش و افزار کمیات ضروریه ازجسم باز گرداند. ۳ : طبقه سوم عدد اکثریت را تشکیل میدهند وشامل اشخاصی می شود که دائماً بسعی وعمل وکار کردن مشغول بوده واجسام شان ضعيف ولاغر می شود مخصوصاً اشخاصيكه بخانه های خود ها شب ناوقت رفته وصبح وقت برمیخیزند درینصورت به أجسام شان غذای کافی نرسیده وراحت لازمة که حصة غذای خودرا گرفت وقوائی را که خسته کی کار ضعیف ساخته میباشد تجدید نمایند به جسم نمیدهند . درحاليكه معلوم است جسم يك جوان يادو شيزه محتاج براحتی میباشد که متوسط ان دريك شبانه روز باید ده ساعت شود . وهروقتی که درراحت کردن نقص پيداشد درصحت
صفحه ۱۰ شخص تأثیر سوء ان واقع می شود ضمناً بران ما بمقام جوانه دوشیزه گان نصیحت مینمائیم که در اثنای کار وعمل شان هر وقتی که فرصت را نیافتن ممانعت ننماید راحت نمایند ولو خیلی مدت کوتاهی هم باشد ، و بهتر است يك مدت کمی را در حین کار خسته روز خویش مخصوص راحت کردن نماید ، چه این راحت کردن دومرتبه قوای شان را برای اینکه بانشاط تمام بکار شروع نمایند تجدید مینماید ، و مناسب تر همین است که بعد از صرف غذا يك مدت کوتاهی استراحت یا خواب نمایند چه این کار در نمو زیادت وزن و امتلای جسم كمك ميكند چنانچه اغلب اشخاص تنبل و کسانی که بعملی مصروف نمیباشند چاق و فربه دیده میشوند و علت انهم تنها مداومت شان بر استراحت و خواب کردن میباشد که اکثر اوقات شان باین دو چیز مصروف شده و چربی بدن شان زیاد و جسمها فربه می شوند بنابران ما را مواخذه نخواهید کرد اگر لاغر ها را توصیه نمائیم که بامر کسالت و استراحت و خواب مداومت نمایند تا شاید چیزی از نحافت شان کاسته و به فربهی آنها افزوده شود ، صرف نظر از مضرات بدی که کسالت و تنبلی دارد و معلوم است . يك عامل قوی دیگری نیز در زیادت لاغری میباشد که عبارت از رفتار و گردش زیاد است چنانچه اطباء اشخاصی را که بچاقی زیاد مبتلا میباشند توصیه مینمایند که خیلی پیاده روی نمایند و باین سبب برای لاغر ها اجتناب از ان لازم است و هر گاه میخواهند که در هوای آزاد گردش و سیر نمایند بهتراست سوار کالسکه و یا اتومبیل وغیر آن گردند . مسئله تغذیه یکی از مهم ترین علل چاقی یا لاغری در جسم است و برای لاغر ها لازم است غذائی را میل نمایند که در ان مقدار کافی از مواد مغذی مثل حبوبات و نان و قند ، گوشت های چربی دار و روغن زیتون و امثال آن موجود باشد و چربی این ماده غدار است چه علاوه بر اینکه بحجم غذا میرساند به نشاط عضلات و تقویه قلب کمک میکند . برخلاف این مواد بعض ادویه های مقوی نیز میباشند که بهترین آنها جان های است که از روغن ماهی و جو تحضیر شده ترکیب یافته باشد و ان هم فراموش نشود که ورزش خالص روغن یکی از مهم ترین مقویات برای جسم است هر گاه با مقداری کمی از آنرا بعد از غذا صرف کنند برای رفع عطش خود را خصوصاً کسانیکه مبتلا به کمی خون باشند به دادن یک مقدار کمی از زواینج معالجه مینمایند تا وظایف مختل شده غده های افرازیه را اصلاح نماید . در اینجا یک اعتقاد شدیدی در افکار بعضی ها موجود است و میگویند بعد از صرف غذا در شب بلا فاصله خوابیدن مضر است و باین سبب بدون صرف غذا خوابیدن را ترین ترجیح میدهند و گمان میکنند که بعد از خوردن خوابیدن موجب سوء هضم و خونهای هولناك و اختناق و غیر آن می شود در صورتیکه این مسئله تماماً موهوم و حقیقت ندارد بلی افراط در خوردن اشیا قبل از خوابیدن لازم نیست ولی بهتر است که شخص لاغر بر القور يك خفیفی از ماکولات مغذی و سهل الهضمی که در پشتتر ذکر کردیم بدهند و هر گاه این اغذیه را خوب جویده و با دهان خود لعبد و لعابها اطمینان میدهیم که پس از طرف این غذا خوابی راحتی نموده و هیچ نوع خواب پریشان یا اوهامی آنرا اخلال ننماید . خلاصه قراریکه ذکر کردیم مهمترین علل لاغری اشیا است . (۱) اختلال هضم ... (۲) ماندگی و سعی عقل و جسم (۳) قلت راحت و خواب (٤) عدم انتظام در اوقات صرف غذا و عدم فایده گرفتن از مواد مغذیه و بهترین راهی برای علاج آن نیز طرق ذیل است : (۱) استشاره دکتور و او یکمرتبه هم در سال باشد . (۲) دوری جستن از عاداتی که شخص انرا بجسم خود مضر می بیند . (۳) وقت خوابیدن و دیر برخاستن (٤) خوردن مغذیاب و بازی کردن تخم مرغ که از چیز هایکه بهیجان شهوت می افزایند اجتناب نماید . (ترجمه از جرائد مصری) عبدالرشید
( شماره ۳ ) جلد پنجم عینا نطق علیحضرت غازی راجع به ترقیات عرفانی افغانستان روز سوم عید ضحی موقعیکه اعضاء هیئت وزارت معارف مدیر ها ، سر معلم ها و معلمین مکاتب و يك يك نفر از طلبه نمره اول هر صنف مکاتب حسب ابلاغیه وزارت در باره برای شرف یابی حضور و تقدیم تبريك عيد در قصر دلگشا بوقت معینه ، حاضر و مشرف شدند اعلیحضرت غازی از جمله محصلان نطق غرای ذیل را ایراد فرمودند : ه ازین ملاقات شما خورسند شدم و برای همه شما تبريك این عید سعید را میگویم . ه اهمیت معارف را خوب میدانم که برای يك ملت و حکومت و خود معارف بهیچ وجه قدر و قیمت ندارد ، یعنی شان و شوکت ملت ها و حکومت ها وابسته به ترقیات عرفانی شان است ـ بهر درجه که در معارف خود بلند هستند ، همان قدر منزلت و استحکام برای ملك و حکومت شان حاصل است ـــ ازین جا ظاهر شد که حیات قوم ، شرف قوم ، ترقی وتمدن قوم واستحکام حکومت وابسته به معارف است . ه برای اینکه معارف بر اساس صحیح و بنیاد های متین در يك مالك كه برايش اين قسم يك انقلاب مدهش پیدا شده باشد ، از سوء اداره حکومت معارف بنظر ملت بصورت نا پسندیده معرفی شده مفقود باشد ، و این چنین حالت ، نمباده شود ـ اولا بر حکومت لازم است که امنیت عمومی را قائم نماید ـ وافکار ملت را که در اثر انقلاب منقلب شده بحالت اصلی بیاورد ـ و در فراهم آوری هر نوع اسباب موفقیت و طن و وسائل پیشرفت ملت بذل مساعدت کند . ه چنانچه حکومت موجوده شما تا حال مساعی انفرانی بخود را برای رفع اثرات انقلاب مصروف نموده تا برای کامیابی معارف حقیقی افغانستان راه درستی پیدا شود و معارف بدون تردد و زحمت بکار خود مشغول شده بتواند . ه با وجودیکه حکومت در امنیت مملکت و استحکام حکومت وفراهم آوری موجبات رفاه و آرامی ملت مصروف بوده ـ درعین زمان در افتتاح و اجری مکاتب و جلب نمودن معلم های خارجه و ترویج اسپورت و غیره هم کوتا هی نکرده . ه بحال که بحمدالله از هر طرف امنیت کامل حاصل و ملت عزیزم حکومت موجوده را برای خود موجب سعادت دانسته بروی اعتماد زاید دارند ، میخواهم که توجه خصوصی خودم را پیش تر لطرف وزارت معارف وتعليم وتربية اساسی ابنای وطن محبوبم مبذول کنم تا خدا بخواهد از فیض معارف حقیقی جوانهای صاحب علم و ادب و اخلاق و تربیه صحیح برآیند و خدمت وطن خود را چنانچه شاید و باید بنمایند . ه برای حصول این مقصد عالی من بوزارت معارف هدایت میدهم که در تعلیم و تربیه اساسی متعلمین افغانستان نهایت ساعی باشند و در امور تعلیمیه و اخلاقیه شا گردان ، مکتب ها طرزی را اختیار کنند که تعلیم و تربیه هر دو مساوی باشد . زیرا که تنها تعليم يك شخص براى جامعه ووطن منفعت بخش شده نمی تواند و ضرور است که این علم او بلزوم تربیه و اخلاق نیز آراسته باشد تا بحيث يك شخص کامل برای وطن خادم صحیح ، و برای ملت خویش نافع ، وکارهای درستی را انجام داده بتواند . ه اگر معارف ما این قسم جوانهای صاحب علم و اداب و اخلاق و تربیه را پیدا کرد یقین است که افغانستان را سعادت و ترقی پایداری استقبال ومملت و حکومت اطمینان کلی حاصل میشود و هر شعبه که بدست این اشخاص صاحب تعلیم و تربیه سپرده شود نه تنها حکومت از ان طرف مطمئن می شود بلكه آن کار به بسیار خوبی اجراء ورو به ترقی گذاشته اسباب خاطر جمعی حکومت وتسلى ملت و شرف و افتخار وطن حاصل می گردد . ه اهمیت مکتب که در حقیقت فابريك آدم سازی مهیا شده خیلی بالااست . حقيقتاً به اندازه که در ساختن اجزاء و پرزه های این ماشین انسان سازی دقت بکار برده شود و بکوشند که تمام متعلقات آن عالی و درست باشد ، به همان اندازه انسانهای که کاملاً به صفات عالیه موصوف باشند ، ازان اخراج و خدمات جبهه ملك
صفحه ۱۲ ( شماره ۳ ) جلد پنجم و ملت را به لیاقت و کفایت خود اداره و انجام میدهند ، مثلا بشما این مطلب تعلیم و تربیه و عکس آنرا خاطر نشان میکنم : هم چنان که يك قلم و ساعت معمولی از حیث وضعیت ظاهری و رنگ و قواره خود با يك قلم عالی و ساعت درجه اول چندان فرق نمی کند ، ولی از نقطه نظر کار کردن و متانت و پایداری و قیمت و غیره صفات گاهی با قلم و ساعت خوب هم سر و برابر گفته نه میشود هم چنین محاسن و مزایای تعلیم با تربیه در مقابل تعلیمات ناقصی که در ان رعایت اخلاق و اداب درست و معنویات صحیح طلب نشده باشد خیلی فرق و تفاوت دارد ، در حالیکه این نقص و خرابی متعدی تعلیم بدون تربیه و اساس عائد است ، بهمین فابریکه انسان سازی که از ان خدام صادق وطن و رجال صحیح قوم و مامورین حکومت می آید لهذا من به تمام منسوبین وزارت معارف تأکید و آنها را به این نکته متوجه می سازم تا نهایت زیاد توجه خود ها را به حسن تدبیر امور تعلیمی شاگرد ها ی مکاتب نموده بمسائل تربیوی و اخلاقی آنها بیش تر اهمیت و بذل مجاهدت نمایند – زیرا که همین شاگردان امروزه که تحت تربیت مکاتب است پدرهای فردای این وطن مقدس ما میباشند ، و نه تنها زمام حکومت بدست همین اولاد وطن سپرده خواهد شد ، بلکه تمام مقدرات اقبال و سعادت قوم و مملکت على الیقین به کف با کفایت آنرا امانت گذاشته می شود زیرا که شخص صاحب تعلیم و تربیه و اخلاق حسنه را دائما عزت و احترام استقبال ، و بدون اینکه جویای جاه و عزت شود ، عزت و جاه و مراتب رفیع بچنین شخصی عرض احتیاج می کند پس اگر همین فرزندان امروزه را قابل و لایق ساخته عنان اختیارات بدست شان سپرده شد فکر کنید که حکومت موجوده چقدر يك خدمت بزرگی را از بن دادن کار باهل آن برای ملت و وطن انجام داده است که در ان صورت يقينا وطن مسعود میگردد . اگر خدا نا خواسته توجه کلی درین موضوع مهم حیاتی نشود و اشخاص فضول از مکاتب بر آید و کار بدست نا اهلان بیفتد ، يك خيانت بزرگت خواهد بود و موجب تباهی هستی وطن و بر بادی افراد بی کفایت خواهد گشت . چرا که در موقع حدوث فلاكت کسانیکه کار بدست شان باشد بیشتر مورد تباهی و در معرض بر بادی زیاد واقع می شوند ازین جهت باید به معارف اهمیت زیاد داده شود و اهتمام بسیاری بدرستی آن بنمایند و برای پیدا کردن اشخاص لائق انتهائی کوشش گردد . من به اخوی عزیزم صدر اعظم سر دادم تا توجه خصوصی خود را بالنسبه وزارت معارف مبذول نموده بهر سرعتی که ممکن باشد همین نظریه مرا عملاً بمرحت خدا وند در معرض تطبیق گذارد راجع به سپورت که آن هم از جمله ضروریات و از حصص مهم معارف و برای حفظ صحت و تربیه بدنی و غیره نهایت مفید است ، نیز توجه مکمل مبذول گردد و از تهیه لباس های درستی برای متعلمین که همیشه آنرا در بر داشته باشند ، کرده شود و هم راجع به ترسیل طلبه که دوره تعلیمی خود ها را خلاص می کنند جهت تحصیل و تكميل علوم فنون مطلوبه به او روپا و یا امریکا از حالا تهیه بگیرند تا بفضل خدا طلاب ما به مخارج حکومت در آن جا رفته تعلیمات عملی و نظری خود ها را تمام و و برای ملك و ملت خود آمده مظهر خدمات درستی بشوند . « باید وزیر صاحب معارف توجه زیاد نماید تا معلمین و مدیر های که از خارج به افغانستان آمده اند و برای ترقیات عرفانی وطن ما خدمت می کنند وزارت معارف با آنها سلوك نهایت خوب نماید ، زیرا که من ازین معلمین خارجی که خدمات مفوضه خود ها را بکمال جدیت و همدردی در افغانستان چنان انجام میدهند مثلیکه در او طان خویش برای او لاد وطن خود کوشش می کنند ممنون و متشکرم و امید وارم که زیاده بر زیاده توجه آنها بسوی پیش رفت تعلیمات طلبه مبذول خواهد شد و حکومت
صفحه ١٣ ( شماره ٢ ) مجلد پنجم معارف و ثمر گرفتن ازین نهال های است که تحت نظارت و تربيه همچوشما يك باغبان دلسوز وطن میباشد چرا که بدون تامین امنیت و فراهم آوری رفاه و آسایش عامه و نبودن نظم و نسق امور وعدم جستجو از ضايع واردات موفقيت معارف خيلى مشكل می بود ! با این توصیه اعلیحضرت را که با تعلیم تربيه را الزم میدانند ازدل و جان قبول وجدا در تفصیل آن میكوشيم زيرا اثرات آنرا در انقلاب بچشم ديديم كه يك تعلیم یافته بی تربیت خانه وهستی استاد خودرا بتاراج دزدان داد و حیات او را در خطر انداخت و دیگر شاگرد با تربية مكتب بقصد كشتن سقو زاده عزم بالجزم کرد ولی قبل ازموفقیت خود شهید راه حریت شد . چون از تعلیم بلا تربیه در وطن عوض اصلاح ماده فساد بوجود می آید وزارت معارف هم زیاد تر توجه خود را بحسن اخلاق و تربيه وتعليمات صحيحه متعلمين مکاتب مصروف داشته وميدارد و به اين هم متحسس هستیم كه بار مسئوليت منسوبين وزارت معارف خیلی سنگین است خدا کند كه ما اين بار گران را بحسب مطلوب به منزل مقصود برسانیم و از مكاتب خود چنان طلاب صاحب تعليم و تربيه را ثمر بگیریم که ازحسن اخلاق و خوبی رفتار ونیکی کردار خویش تعلیمات نظری خود ها را عملاً در محيط تطبيق داده رضای خدا و خوشنودی شما را آن فرض هر فرد ملت خصوصاً از علاقه مندان اهل عرفان است . اعلیحضرتا بر فکر رسای شما پوشیده نخواهد بود که در انقلاب گذشته بمعارف صدمه بزرگی از دست جهالت دزدان رسيده كه تلافی آن خالی از اشکال نیست باز هم از عزم بالجزم و اراده پاك اعلیحضرت وصدر اعظم صاحب ما منسوبين معارف از صمیم قلب متشکریم که با همه آن مشکلات و موانع در جسم بی روح و روان معارف باز نفس تازه دميده ، و درین بستان بی خزان عرفان سر از نو گل و ریا حین سر کشیدن آغاز کرده است . معارف خواهان افغانستان ازین مساعی جمیله اعلیحضرت که در راه پیش رفت معارف انجام داده و می دهند ومكاتب متعددی را در مرکز و هم چندین در ولا يات و حكومت اعلی سر از نو در همیچه فرصتیکه اشکال آنرا هر شخص صاحب بصيرت بدون تامل فهمیده می تواند تشکیل و اجرا نمودند و هم نیت پاك و عزم عالی شما در صدد ایزاد و توسعه مكاتب مزيد افغانستان یکی بعد از دیگری میباشد . نهایت مشکور و از صمیم قلب بدعای موفقیت اعلیحضرت شما به تمام مقاصد حسنه شان می پردازند . اعلیحضرتا اقداماتی را که حکومت متبوعة ما درين يك سال و شش ماه در شعب مختلفه نموده اند اگر بنظر غائر دیده شود تماماً برای پیدا كردن زمينه هم به اندازه زحمت کشی های شان نظر محبت خود را از آنها دریغ نخواهد کرد . افکار و نظریات وزارت معارف را را جمع به تشكيل يك « انجمن اد بی » با تعیین و طائف و ساختن رو گرام آن می خواهم تا اگر خدا بخواهد این انجمن برای عالم ادبيات وطن خدمت و احساسات ادبی ملت را تقویت ، وشجاعت و حماست جبلى ابنای وطن را مضاعف ، و اثرات مهمه را برای مملکت مرتب ، و تحریرات و منشورات وطنیه را بيك اسلوب مفيدو سبك صحيحی بگذارند . به شاگردان مكاتب امر و توصیه اکید می نمایم تا در پا بندی وقت و اطاعت معلمین خویش ساعی و در تعلیمات خود نهایت سعی و غیرت کنند که ازین مصارف حکومت که از ملت شان برای آنها وداده می شود ، ثمر و نتیجه خوبی را گرفته گرفته کاملا كامیاب با اخلاق و صاحب تعلیم و تربیه دوست شوند خود ها را اهل و مصداق آن امیدها و آرزو هائیکه حکومت و وطن از تعلیم تربیۀ این فرزندان خود دارند ، ثابت کرده خدمات خوبی را برای ملت خود انجام دهند . (خلاصه معروضه وزیر صاحب معارف) پس از اتمام این نطق شرای فوق الذكر شاهانه که با جمال آن اشاره شد وزیر صاحب معارف معروضه مفصلی بیان نمودند كه خلاصه مطلب آن ذیلاً مرقوم است این فرما یشات ذات شاهانه باندازه روشن ومسلم و بلیغ می باشد که تسلیم نمودن و پیروی و تعمیل هر جمله آن
بسم الله الرحمن الرحیم مژده انیس باهل عرفان محض به استقبال نشاط و روح گرمی که در ارباب قلم و محررین خود می بینیم، سر ازین هفته صفحات انیس را افزودیم، یعنی قبل ازینکه در ۱۲ صفحه صادر می شد بعد ازین صفحات انیس ۱۶ صفحه خواهد بود و طبیعی است که این نشاط و گرمی تازه ما را بيك مستقبلی مشعشع ترقی عرفان و مطبوعات امید وار می سازد . چه علاوه بر نطق بلیغ و عمیق ملوکانه راجع به معارف که در این شماره آنرا نشر کردیم، از مهم ترین اقدامات عملی که حکومت سنیۀ ما درین ماه فرموده است مسئله تاسيس يك مطبعه خیلی قوی و استعداد [ که در شماره آتیه انشا الله تفصیلی ازان خواهیم داد ] ونيز تشجیعات مکرره و متعدده با تسهیل وسائل برای محررین وار باب قلم بوده است . چنانچه یکی از تاثیرات فوری این اقدام بلیغ همین بوده که تا جائیکه خـبـر داریم در ظرف این چند ماه اخیر از ده مجلد کتاب مختلف المضمون را شوقمندان تحریر تالیف و تر جمه نموده اند . وطبعاً از تاثیرات این تشجیع بود که محررین روز نموده و جریده شریفه « اصلاح » ونیز « انیس » مجبور بتزئید صفحات خـود گردیدند . پس بعد اعتراف بحقوق شکرانه که نسبت باین اقدام مقدس شهریاری بر ما حقاً وصد قاً واجب شده است عموم اهل قلم خود را بزیاد شدن صفحات ملتفت ساخته عرض میکنیم که جریده برای استقبال و درج احساسات ایشان با تمام فعالیت و اخلاص آماده است . وعلى الله الاتكال . نشان میدهد که مقدار مجموعی طلای بانك در اتا زونی فعلاً به ٤ میلیارد و ٦٨٥ ملیون دو لار که معادل یکصد و هفده هزار ملیون فرانك بالغ می شود . ( رویتر ) حاصل و خدیات واجبه ملك و ملت را آدا کنند : در خاتمه بحضور عرض میکنم که تمام مامورین وزارت معـارف بـهمیـن اساسیکه اعليحضرت هدايت فرمودند والی لان کار کردند و بعد ازین هم همین نظریات مقدسه شاهانه را تاسی خواهند کرد ، امید واریم که خداوند اعلیحضرت را موفق گرداند تا ابنای وطن محبوب شان را به تعلیم و تربیه حقیقی حسب دلخواه شان مشاهده فرمایند . خبر هاي خارجي راجع به معاهده گمركي المان استريا اوضاع فرانسه پاریس - در اثنای مباحـثه بودجـه وزارت خارجه در شورای ملی را جـع به اتحاد گمرکی المان واستريا مـذا كره مطولی شد . بریان وزیر امور خا رجه چنین اظهار نمود « خبر انعقاد این اتحادیه به من خيـلی گران آمد . اگر چه معاهده مذكور يك اقدام مهم است ولی اجرای ترتیبات مجوزه آن که قطعاً خلاف سیا ست اتحاد دول است که من در نظر دارم ، مبهم تر است» چندی از اهل مجلس بیان کردند که تردد برطانیا راجع به این مسئله عیـاً مانند تذبذب « در ١٩٢٤ است که جنک عمومی دنیا را بریاد نمود . به هر حال این اتحادیه بعد از اساس ۱۹۱۸ خطری بزرگی است که به امنیت دنیا وارد خـواهـد آمـد . بریان بجواب شان گفت : که تا حال بطور قطعی معلوم نیست و لی اگر من بر اقتدار باقی ماندم ، اراده قـوی دارم کـه معاهده مذکو را فسخ کنم . » پس انداز طلاي اتا زوني امريكا واشنگتن ۲۹ مارچ - بانکت احتیاطی
صفحه ۱۵ ( شماره ۳ ) مجلد پنجم مؤلف : له پلا نیه فرانسوی مترجم : حبيب الله طرزی ما دام سان ژين ( ناول ) چند کلمه مترجم : - بمد از ادای ما وجب علينا - مشاهير عالم در دنیا مدارجی را حاصل کرده و می کنند که تا ابد نام نيك شان زبان زد خاص و عام می ماند . اشخاص نابغه که آرام و راحت خود شانرا برای مفاد ملت و تعالی و ترقی وطن خود قربان می کنند در قلوب حساس هم وطنان خود نه تنها بلکه در انظار حقیقت پسند عالم مواقع بلندی را حائز گردیده محبوب عوام و خواص میگردند . یکی از بر جسته ترین و محبوبه ترین اشخاص که تاریخ فرانسه نی بلکه دنیا بآن ناز میکنند ، « ناپولیون بناپارت » است که از روز اعتلای خودش تا به این دم كتب متعدده و رسایل متکاثره راجع باحوال و کار نامه های شان دار آن هیرو نوشته شده و در هر عصر نوشته شده میرود ، باز هم شمه از فضایل او را تکافو نه می کند و هنوز هم در ادبیات عالم جای فراخی برای این موضوع موجود است ، علی الخصوص در ادبیات شرقيه زيرا تواریخی که بزبان فارسی نوشته شده خیلی کم و آن هم محدود به حکایات افواهی است که از ان ها اوصاف هیروهای که در تاریخ گذشته است به خوبی فهمیده نه می شود . علاوه بر آن از صدی هشتم اینطرف که « ناپلیون » از تنگ نای گمنامی بر آمده عالم را از سطوت و دبدبه فتوحات شاندار خود بلرزه در آورده و بالاخره تمام دول او روپا را مجبور ساخت که در میدان ( واتر لو ) او را از میان بر دارند و به محبس جزیره ( سنت هيلين ) بسته رانند هيچ يك مورخی نداریم که ازین واقعات شمه نوشته باشد . بر خلاف آن در همین عرصه کم از صد ها جلد کتاب زیبا ده بزبان های او روپای تحریر شده و بطبع رسیده که انسان را وا له وحيران میدارد . ازین آثار متعدده یکی هم بقه پارسی ترجمه نشده که ابنای وطن از ان مستفید گردند و اگر هم کدام کتابی ترجمه شده باشد انقدر مغلق و خشك مضمون است که خواندن آن بجز در مکاتب و مدارس بطور مطالعه ووقت گذرانی بکلی ممکن نیست . این است که بنده هیچمدان که از فائده تاریخ بالاخاصه احوال مشاهير عالم بی خبر نیست این کتاب مختصر را جع بيك حصه احوال « ناپلیون بناپارت » را که بصورت ناول نوشته شده است و ازان صحنه تيا تر وفلم نيز بعمل آمده است ، بفارسی ترجمه نمودم تا در خواندن سهل و مرغوب باشد وهم استفاده از ان شده بتواند . زحمات و تکالیفی که در راه ترجمه این کتاب بر داشته ام از حيطه بیان خارج است . اولاً بدبختانه محیط وطن ما مشوق این گونه کارها نیست ، اگر یکی اظهار می نمودم که چنین کتابی را در زیر ترجمه گرفته ام بعوض اینکه مرا تشویق کند از بی قائده گی اینکار و ضیاع وقت سخن رانده صدمه شدیدی برحوصله من وارد می نمود ، واگر ورقی از ترجمه خود بکسی نشان میدادم بعوض اینکه از نظر استحسان و تمجيد به بيند بانگاه تنقید و خورده گیری بران می نگریست . ولی با وجود همه این تکالیف و گرفتاری های شاقه که در امو رات رسمی و شخصی داشتم کتاب را تمام کردم، باك تو اس و جلد نمودم . روز اولیکه آنرا برای مشاهده ببعضی از دوستانم خودم با خود گرفتم در همان روز کتاب را از دستم در ربوده ، وغصب کرده خوردند ! این صدمه از جمیع صدمات مهم تر بود که خیال میکنم هر کسی می بود باز پیرامون این کار نه می گشت . ولی من حوصله را از دست نداده باز دیگر بترجمه آن شروع نمودم و اينك به فضل پروردگار آن برای دفعه ثانی به حیثیت کتاب در آورد، وا به صاحبان ذوق سليم و مربیان معارف سپردم تا به خواندن آن مرا بنوازند و از قبول آن برمن منت گذارند و خطاهای که در آن به بینند به اغماض تطی بپوشند . پیش تر از اینکه این کتاب از تحریر برآید ، واقعه مدهشه انقلاب و ارتجاع ۱۳۰۷ و ۱۳۰۸ وطن بیچاره را با دود
صفحۀ ١٦ (شماره ٣) مجلد پنجم وآتش بيجانيده منجر بفرار اعليحضرت امان الله خان وتخت نيشنى معين السلطنه وفرار او وبادشاهى دزد شرير حبيب الله مشهور به بچه سقاو گرديد . اين واقعات صدمات مهلكی بود كه استخلاص وطن و تحرير كتاب را بكلی غير قابل امكان قرار داده بود . اميد خفيف يگانه كه براى يك آتيه روشن موجود بود ، همانا موجوديت مجاهد يگانه ووطن پرست ملت خواه اعليحضرت نادر شاه و براداران شجاع او بود كه از تمام اشخاص بانفوذ و مقتدر وطن تفوق ومردانه گی نشان داده براى استخلاص وطن از چنگت دزدان وخائنان پسر ومال ايستاده بودند . اعليحضرت نادر شاه با وجود خرابى صحت وعدم استطاعت چون ديد كه وطن پاسی گت دست و گريبان ومُشرف به موت يقينی است ، راحت ، مداوا ، هواى با فضاى « نيس » را با استقامت قلب وسلامت فكر بدرود گفته در حاليكه تب شديدی بجان داشت بيجم؟ نشسته وبه نجات آن شتافت بمجرد رسيدن بتكاليف شاقه از بی پيرى بی ثباتى ملت افغان ومردم خيلى قبايل سمت جنوبى گرفتار آمده وصدمات مدهشى از هر طرف ديد كه اگر شخص ديگر لي غير از ذات خجسته صفات با استقامت ودرا يت شان می بود ، يك لحظه هم تحمل نتوانسته جنجال وگيرو دار را باقبايل جاهل ترك كرده براحت ومحيط عيش و عشرت اوروپا مى شتافت. [ ولى اعليحضرت نادر شاه از ان اشخاص كم تجربه ، سست عنصر ومتردد المزاج ، وعيش پرست نبود كه براى خاطر اين چيز ها وطن را به آتش ميگذاشت ! همان بود كه محض به سايهٔ ادارهٔ متين وعزم آهنين وبركت ثبات واستقامت وفدا كارى به مقصد خود ومرام ملت كامياب گرديده بتاريخ ٢٣ ميزان ١٣٠٨ با يك مشت مجاهد سمت جنوبى كابل را فتح و بچه سقاو و همراهان غدارش كشيده يكی فرار كردارشان رسانيد ، وطن را از وجود ناپاك شان پاك ساخت : خدمت قابل قدر وشايان ستايش اين مجاهد حقيقى وطن را هيچ يك فرد بافكر تا به ابد فراموش كرده نه مى تواند . ده افغانان ـ كابل ١٩ حمل ١٣٠٩ ( حبيب الله طرزى ) بسم الله الرحمن الرحيم فصل اول ( دوكسپال ) هنگامه ها در ماه جولائى ١٧٩٢ شروع مى شود . لوئى شانزده هم اگرچه هنوز اسماً پادشاه فرانسه گفته مى شود ، ولى از هياهوى انقلاب وعمهٔ حريت خواهان كه سرتاسر كوچه هاى پاريس را فرا گرفته بودند در تشويش وهيجان مانده بود . هر كسى بكمال آزادى در دسته هاى انقلابيون شامل شده وعلم مخالفت را بر ضد حكومت بدست می گرفت . مردم منتظر رسيدن بطاليان عساكر ( مارسيلز ) بودند تا قوت يافته با قدام جدى آغاز نمايند واراده مصمم گرفته بودند كه بر قصر سلطنتى « توياری » حمله برده حكومت را از ميان بردارند ! شاه پروس وامپراطور اطريش ازين ، كشمكش انقلابيون باحكومت استفاده كرده وفرانسه را ضعيف دانسته بنای حمله را بر پاريس داشتند . « داوك دو برونزوياك سپهسالار عساكر امپراطورى وشاهى » اخطاريه مشهور خويش را در « كوب لنتز » به الفـظ برجسته ومطمطمن ذيل شـايع نمود : « اگر بر قصر تويلرى تعرضى از طرف انقلابيون بظهور برسـد ويا خفيف ترين اهانتى بشاه وملكهٔ فرانسه وارد آيد ، امپراطور اطريش وشاه المان مجبور خواهند شد كه اهالى پاريس را بكيفر كردارشان رسانيده وپاريس را با خاك يك سان سازند » پاريس كه هميشه به آزاده لى مشهور است اين مبادزه طلبی گستاخانه را به تأسيس مظاهره كه در تاريخ بشورش دهم اگست مشهور است جواب داده ودر عين زمان از عشرت وطرب تاريخى خودش ذره هم نكاهيد در حقيقت همان ناى ونوشى كه در زمان امنيت برپا بود در اثناى انقلاب هم به همان اندازه فرحت وانبساط جارى مانده بود . بمجرديكه كه ديوارهاى قلعه ( با ستيل ) مى افتاد محفل رقصى بر خرابه هاى آن برپا مى شد . . . خواندن نشيدهٔ ملى ( مارسييز ) ومارش (كار ماوال ) از جملهٔ لوازم خوشى هاى تفريحى پاريسيان شده مانده بود . . خانه رقصى بزركى كه « بركسهال » مشهور بود ، در يكى از شب هاى اواخر ( باقى دارد ) مطبعۀ انيس
[BLANK PAGE]
احمد شاه تاجر ماشین ها و عموم لوازم علمی و فنی تیلفونهای اریکسون اریکسون فابریکه است که در سنه ١٨٦٦ تقریباً در تاریخ اختراع تیلفون تاسیس شده و اکنون در اکثر ممالک دنیا قریب پنجاه فابریکه بزرگ بنام اریکسون وجود دارد که سامان تیلفون و تلگراف جدید ترین سیستم ها را می سازند فابریکه مرکزی اریکسون در ستاك هالم ( سوید ) و شعبات او علیحده فابریکه ها یست در فرانسه انگلستان لهستان ، اسپانیا استریا چکوسلاواکیا هالیند هنگری - ایتالیا پولاند و علاوتاً بتقریب پنجاه نماینده گی در ممالک بزرگ دنیا دارد . فراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نماینده گی فابريك اريكسون را دارا ست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین قیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد خواهش مندان و طالبین اینگونه تیلفون ها و غیره سامان آن بتجارت خانه او که واقع بازار جنوبی ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود .
۴ انیس جریده ملی * قیمت اشتراک * در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ « طلبه معارف ۷ « در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
شماره (٤) اشتراك سالانه ١٢ افغاني محصول پوسته ٢ " خارجه ۲۰ شلنك سراج الاخبار افغانيه تأسیس ١٣٠٦ مجلد ( ٥ ) اداره : كابل جاده ارك مؤسس و نگارنده مسئول محيي الدين ٢ شنبه ٢٨ ثور ١٣١٠ وظیفه ما به نسبت رجال آتيه وطن شاید این عنوان مادر نظر اول جالب دقت بسیار اشخاص گردد ، بلکه سبب تعجب شان شود ، چه طبیعی است رجال آتي عبارت از رجالیست که بعد از گذشتن این طبقه ، یعنی ما لك و ساكن این سر زمین خواهد بود ، و چیزی که درین جا باعث تعجب میشود همین است که از چیزی میخواهیم بحث نمائیم که در نظر اکثر مردم ( خصوصاً در مملکت ما ) هنوز پا به عرصه وجود ننهاده است و در مقابل اظهار بي نفوذی ندارد ، اما در حقیقت چنین نیست ، ما امروز این رجال آتيه مود را که ( طبعاً از ما بلند تر و بزرگ تر خواهند بود ) به صورت موجودات كوچكي ديده ازان بكمال بي اعتنائی صرف نظر ميكنيم ، و نه مي توانيم معني تأليفت بزرگی را که در جسم كوچك و وجود خورد آنها مضمر است در ك تكنيم ، وميدلو و ور گراوژ را که در پرده قامت های خورد و اجسام حقير ايشان مستور است بفهمیم : مقصود ما از رجال آتيه أن اطفال صغير و كم سني میباشد که تازه كي چشم خود را بر روی جهان کشوده اند و هنوز در کنار امهات خود به حرکات دست و پازدن های طفلانه مشغولند و یا بر سرکت ها کوچه ها ازین طرف بان طرف میدوند و به فریاد ها و هیاهوی طفلانه وخنده های پر لطافت کودکی قلب نظاره کنان را فرحتی ، و یا احیاناً بايك كريه سوز ناك بر عواطف شان صدمه ایراد می نمایند : این موجودات خوردکه ما بدون عطف توجه و دقتی بحال شان از ایشان میگذریم ، عادتاً آنها را در مقابل سطری وجاهت خود ، يك چيز بي قدر واهميت میدانیم ، اگر به حقیقت امر نظر کنیم و به چشمی که باید بدیشان بنگریم ، هیچ شک نیست که در مقابل بلندی و علو و موقف منیع ایشان سر نام خم خواهیم نمود ، و بر عکس خود را در جنب نهايت كوچك وپست تر وحقير مثابه خواهیم دید . این اطفال کوچکی که امروز اوضاع ۲۹ ذیحجه ١٣٤٩ و حرکات آنها را به نگاه حقارت و واحیاناً تمسخر می نگریم ، در حقیقت از ما بار ها بزرگ تراند ، چه این ها كساني هستند كه در يك محيط مترقي تر امروز حیات خواهند نمود، وحيات اجتماعی شان فوق حیات ما خواهد بود و پدران و مادران اطفالی خواهند شد که ما با ایشان هيچ نسبي نخواهيم داشت و این ها وقتی مستعد ما مرد شده در حيات قدم خواهند نهاد که نزدشان حاسن و علائم تمدن بیش تر از انکه در نزد ماست و جود خواهد داشت ، و انسانیت شان از ما مكملتر ، اخلاق عمومی شان از ما بلندتر و حیات شان قیمت دار تر و به اسم انسانیت از ما بیش تر مستحق و سزاوار خواهند بود پس به عقيده من ظلم بزرگیست که باین چنین نگاه های سطحی ( که مردم ماعادت دارند ) بر آنها ها نگرینه میگزریم و در حقیقت چدبودن شان تعمق وتحقيق ( چنانچه که می کنیم ) نکنیم . این اطفال كوچكي كه در مملکت بی علم مابه حیات آنها قيمتي نه می گذارند . از مدت های مدیدی جالب
صفحه ۲ (شماره ٤) مجلد پنجم انظار علما و متفکرین گردیده کتاب ها و آثار بزرگ و قیمت‌داری در اطراف حیات، موقعیت، اهمیت، و استعداد شان نوشته و سخنان بسیاری گفته شده است. و هنوز هم چه چیز های دیگر که نوشته و گفته خواهد شد، این موجود کوچکی را که ما غالباً تحقیر میکنیم انسانهای حقایق و صحیح، مجموعه استعداد، برگزیده و دسته امکانات، بی قاعده، «انسانهای حقیقی» می خوانند. و هم چنانکه می گویند فی الواقع اهمیت و مقام ایشان را درك نموده، دانسته، و اثبات کرده اند. دانشمندان و مدققین در حرکات طفلانهٔ شان بسیار چیز های محیر القواع را مشاهده می کنند که هنوز ما ندیده و از اوضاع کودکانهٔ شان معانی بسیار بزرگی را استخراج می کنند که هنوز به کشف آن موفق نیامده ایم. بلی همین اطفال خُرد موجود، روزی در صحن این، وطن صورت پدران بزرگ گردش خواهند نمود، و مانند خود، عدهٔ از اولاد های كوچك را مالك خواهند گردید، و موقعی را که پدران امروزهٔ مملکت ما دارند (نی بلکه يك موقع بلند تر ازان را) اشغال خواهند نمود. همین اطفالند که روزی بزرگ شده از کارهای ما یادی خواهند کرد و چنانچه ما بر کار های ایشان (بیجا) می خندیم آنها کار ها و اوضاع ما را (بجا) مضحکه قرار خواهند داد. همین اطفالند که روزی در میدان حیات داخل گردیده مصروف کار خواهند شد و گاه گاه از بین دریچه های تاریخ نظری به ما نیز افکنده به بسیار کارهای که ما امروز می کنیم، خنده های مستهزیانه نموده و بسیاری از اوضاع و حرکات ما را تحت تنقید قرار خواهند داد. و در آن وقت طبعاً مرد خواهند بود. اما تنها دانستن این امر، یا محض تفسیر عنوان مقاله ما کفایت نمی کند یعنی تنها اینکه بدانیم رجال آتیهٔ ما همین اطفال كوچك اند کافی نیست بلکه لازم است بدانیم چطور مرد می شوند و چه چیز آنها را مرد می کند و ما درین امر وظیفه داریم یا نه؟ اگر در حقیقت امر نظری کنیم دنیا برای يك وظیفهٔ خلق شده است و سر تا سر آنرا وظائف اشغال نموده ولهذا هیچ چیزی نیست که محض از دانستن آن وظیفهٔ ترتیب نکند و بدوش ما بار نگردد بسیار چیز هائیست که دانستن آن ما را به پرهیز و کناره جوئی ازان وا دار می کند. و نیز بر عکس دانستن بعض چیز ها یا اتکاء بدان و کردن آن و دانستن بعض چیز های دیگر به بدست آوردن مکلف می سازد یعنی هیچ نوع «دانستن» در دنیا نیست که ازان يك نوع وظیفهٔ بدوش ما نیفتد. و به همین صورت دانستن معنی و حقیقت طفل از يك طرف و دانستن اینکه رجال آینده عده اطفال موجوده اند از طرف دیگر بر ما وظیفهٔ را تحمیل نماید، و آن وظیفه اینست که به ایشان در مردشدن امداد و كمك كنيم یا به عبارت واضح تر آنها را برای مرد شدن تربیه نمائیم: اين يك وظیفهٔ ایست که چه از روی لیاقت و چه از روی قوانین موضوعه اجتماع و دائره بشر و هم از روی عقل و منطق صحيح ادا نمودن آن برای ما واجب و لازمست و هیچ چیزی وجود ندارد که در صورت ادا نکردن این وظیفه برای ما عذری تشکیل کند. و بدان وسیله معاف و معذور دانسته شویم. ما نه می گوئیم که در مملکت خود با عدم ثروت و قلت وسائل و هم چنان عدم علاقه با علم و معارف می توانیم اولادان خود را به چنان صورتی تربیه کنیم که ممالك مترقيه يورپ و امريك می کنند. معهذا ما نمی توانیم انکار کنیم که اقلاً، اگر بخواهیم و میل داشته باشیم، و بکنیم میتوانیم از تربیه محض يك نوع خدمت را برای سعادت آتیهٔ اولاد خود مراد دانسته کاری کنیم که اولاد ما به علم و معرفت آشنا شوند و در عین حال اخلاق مصلح و صحیحی پیدا کنند، و بدین وسیله خود و وطن و محیط و عائله خود را در حیات نيك بخت و مسرور بسازند. به کار خوب هر صورت و در هر موقع و زمان که اقدام نموده شود خوب است. ما نیز می توانیم به قدر وسع خود در تربیه اولادان خود بذل همت و مجاهدت کنیم و نگذاریم (بقیه در صفحه ۹)
صفحه ۴ ( شماره ٤ ) مجله پنجم بقلم آقای میر غلام محمد خان : یادی از شعرای وطن دقیقی بلخی ( ٢ ) نصف قرن چهارم هجری ابو علی محمد ابن احمد دقیقی بلخی : محمد دقیقی البلخی از ام البلاد بلخ پا بعرصهٔ شهود نهاده ، و در دامان رافت امیر ابو المظفر فخر الدوله احمد بن محمد چغانی پرورش یافته ست . این امیر چغانی ممدوح شعرای مشهور منجيك ترمذی و فرخی سیستانی نیز بوده . چنانکه فرخی در باره او گفته : فخر دولت بو المظفر شاه با پیوستگان شادمان و شاد خوارو کامران و کامکار این از قصیده مشهور فرخی در وصف دامگاه امیر چغانی ست که باین مطلع شروع شده : چون پرند نیلگون بر روی پوشد مرغزار پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار و فرخی بهمین قصیده در مقدمی چغانی سائل شده و در یکروز چهل و دو اسب صله گرفت صاحب چهار مقاله این قصیده را به تنها مآ قید می کنند . اما ابو الحسن علی منجيك در قصیده که این مطلع دارد و قسما در مجمع الفصحا مسطور است : هوی قصاست هوا را بحیله نتوان زد چه برمیان بپر تیر او چه زآهن سد در حق امیر چغانی میگوید : آیا بدیع شهی کیست نظیر نه بجهان میان خلق چو سیمرغ مفردی مفرد و الحاصل دقیقی معاصر امیر نوح مأنی بن منصور هشتمین پادشاه سامانی بوده که در ٢٦٦ ﻫ جلوس و تا ٣٨٧ ﻫ سلطنت کرده است . دقیقی در مدیحه سرائی ها و داستان کوئیا اختصاص داشته قصاید غرای او در مدح امرای چغانیان و امرای سامانی زیاد است و ازان جمله است قصیده که در مدح ابو سعد مظفر یکی از امرای چغانی سروده است ، این قصیده از بهترین قصاید دقیقی و در تذکر ها و فرهنگ ها پراکنده بوده ، فاضل طهرانی عباس اقبال آشتیانی آنرا جمع و در حواشی و توضیحات خویش در اواخر کتاب مشهور حدائق السحر فی دقائق الشعر - رشید و طواط بلخی مینویسد . این چند بیت ازوست : بربچهره بتی عیار و دلبر نگار سرو قد ماه منظر سیه چشمی که تا رویش بدیدم سرشکم خون شدست و بزمت جیر اگر نه دل همیخواهی سپردن بدان مژگان زهر آلود منگر و گرنه بر بلا خواهی گذشتن بر آتش بگذر و بر درش مگذر بسان آتش تیز است عشقش چنانچون دوزخش همرنگ آذر بسان سرو سیمین ست قدش ولیکن بر سرش ماه منور فرش آن روی دیبارنگ چینی که رشک آرد برو گلبرگ تربر فرش آن لب که تا اندر نیامد زخلد آئین بوسه نامد ایدر ازان شکر لبانست اینکه دایم گدازانم چو اندر آب شکر ازین لاغر میانست آنکه عشقم چنین فربه شده ست و صبر لاغر بچهره یوسف دیگر ولیکن بهجرانش منم یعقوب دیگر اگر بتگر چنان پیکر نگارد منم بران خجسته دست بتگر و گر آزر چنود دست کردن درود از جان من برجان آزر الخ ... فروغی در تاریخچه فارسی خویش در مقدمه کتاب بدیع میگوید نتیجه تمام مقدمات دور های ادبیه صفاریه و سامانیه و جود استاد رودکی بخاریانی و دقیقی بلخی است . دقیقی از رودکی پنجاه سال بعد داود ، زیرا رودکی معاصر امیر نصر ثانی بن احمد چهارمین پادشاه ال سامان بود که در سالهای ٣٠١ ﻫ - ٣٣١ ﻫ سلطنت کرده است . ادبیات فارسی در عهد سامانیان و بعدها از اساتید ثلاثه استاد شهید بلخی و استاد رودکی و استاد دقیقی منت عظمی بگردن دارد . ش . سامی تورك در قاموس الاعلام خود بعد از انکه دو بیت از دقیقی نقل میکند مینویسد فردوسی در عالم معنی نظم نمودن شاهنامه را از دقیقی فرا گرفت . ابو ریحان بیرونی در ماللهند میگوید دقیقی از شاهنامه هشت هزار بیت بنظم آورده و فردوسی بقیه آنرا تکمیل نمود . مقصد ابوریحان ازین نظم همان گشتاسپ نامه ئی است که صاحب مجمع الفصحا و خود حکیم
جلد پنجم ( شماره ٤ ) صفحه ٤ فردوسی در شاهنامه خویش بدان اشارت کرده اند. گویند دقیقی گشتاسب نامه را بفرموده امیر نوح سامانی منظوم نموده و حضور سلطان محمود غزنوی را درك كرده است صاحب مجمع الفصحا رضا قلیخان نیز همین عقیده دارد . فردوسی داستان سرائی دقیقی را نه پسندیده ، و در گشتاسب نامه او با نظر تخفیف نگاه كرده ، چنانكه ميگويد چو این نامه افتاد در دست من بماهی كرا نیده شد شست من نگه کردم این نظم سست آمدم بسی بیتها نادرست آمدم بهر حال دقيقي بعلاوة قصايد مشهود خود اشعاری هم داشته كه بعضاً تذکر ها ازان نقل ميكنند چنانکه قاموس الاعلام از و مینویسد : گویند صبر کن كه ترا صبر بر دهد آری دهد ولیک بعمر دگر دهد من عمر خویشتن بصبوری گذاشتم عمر دگر ببايد تا صبر بر دهد هکذا عوفی در لباب الالباب می آرد کاشکی اندر جهان شب نیستی تا مرا هجران آن لب نیستی زخم عقرب نیستی از جان من گر ورا زلف مقرب نيستى ور نه بودی کوکبش در زیر لب مونسم تا روز کو کب نيستى ور مرکب نیستی از نیکوئی جانم از عشقش مرکب نیستی ور مرا بی یار باید زیستن زندگانی كاش يارب نيستى مجمع الفصحا این دو بیت او را مدح امیر چغانی محمد نقل ميكند : ای کرده چرخ تیغ ترا پاسبان ملك وی کرده جود دست ترا پاسبان خویش شیر کوش مر تو دارد ز آسمان در بارقصد دست تو دارد زگان خویش و در پایان آن دو بیت ، اضافه می نماید : جهانا همانا فسونی و بازی که بر کس نپائی ، كس نسازی یکی را نعیمی ، یکی را جحیمی یکی را نشیبی ، یکی را فرازی چرا زیر کانت بس تنگ روزی چرا ابلهانند غرق نیازی چرا عمر طاوس و دراج كوته چرا مار و کرکس زید در درازی بدو اند ساله يكي مرد غرچه چرا شصت و سله زیست آنمرد غازی اگرنه همه کار تو باژ گونه ست چرا آنكه تا كني تو او را نوازی وله ايضا : زده چیز گیرند مر مملکت را یکی از غولی بیکی بخطری یکی زر نام ملك وينشسته دگر آهن آب داده یمانی که را بويه وصلت ملك خيزر یکی جنبشی بایدش آسمانی زبان سخنگوی و دستی کشاده دلی همش کینه همش مهربانی که ملکت شکاریست کورا نگیرد عقاب پرنده نه شیر ژیانی دو چیزست کورا به بند اندر آور یکی تیغ هندی دگر زرگانی بشمشیر باید گرفتن مراورا بدینار بستش پای آرتوانی که را تخت و شمشیر دینار باشد بباید تن تن سرو پشت کیانی خرد باید آنجا و جود و شجاعت فلك مملکت کی دهد رایگانی متاسفانه این شاعر بزرگ تاریخی با همیتی که در عالم تاریخ ادبیات پارسی دارد ، از جهته تاریخ شخصی محتاج بدیده ست ، تاريخ تولد او و تذكره های مهم ذکر نکرده اند ، حتى تاريخ وفات و محل ومدفن او را نيز مجهول گذشته اند . تنها ز اینكه دقيقی بدست یکی از غلامان محبوب توزکی خود بکشته کشته شده ، سخن میرانند . مجمع الفصحا میگوید در سال ٢٤١ هجری شهید گردیده . ظاهراً این تعیین سال صحیح نباشد ، چه این تاریخ مصادف بسالهای اخیر سلطنت امیر نوح اول بن نصر پنجمین پادشاه سامانی ست. بطوری که فروغی ذكاءالملك میگوید حیات دقیقی مصادف بود با ایام سلطنت امير نوح ثانی بن منصور كه از سال ٣٦٦ تا ٣٨٧ ه‍ حكومت كرده ست . قاموس الاعلام مقتل او را مرو میداند. و دیگران درین باب هیچ نمیگویند . عجالة با این اختصار از ترجمه حال استاد ابو منصور محمد بن احمد دقيقی بلخی اكتفا رفت . و متوقع ست توجه فضلای محترم با تصحیح و تفصیل این اختصار پرداخته ، سخن را درين زمينه ها بپایان کشند و دامن جستجو را وسعت دهند تا اسباب استفاده ابنای وطن گردد . ( انتهای )
صفحه ٤ ( شماره ٤ ) پنجم علوم و فنون و صنائع ترجمه از مجلات علمی مترجم : عبدالرشید معماهای ابدی آیا علم میتواند پرده از روی اسرار آن بر دارد ؟ و آیا اینها آثار مدنیت های منقرض شده است ؟ در هر ناحیه از نواحی عالم آثار مدنیت های مرده و مندرس شده است، و در هر ناحیه ظواهر جغرافیایی یافت میشود که نمیتوان جز بفرضیات دور و درازی بحقیقت آن پی برد. درین مقاله بعضی فرضیاتی است که علما برای تعلیل ، این معماها و راز ها مینمایند. آیا مدنیتهائیکه تاریخ نشان میدهد به تنهائی مدنیت هائیست که بر روی این کره خاکی یافته شده است ؟ یا اینکه زمین مدنیت های دیگری را نیز دیده است که فعلاً مندرس شده و از آنها جز بعض آثاری که شبیه بطلسم ها بوده و هنوز علم باستجلای آنها موفق نشده است چیزی باقی نمانده؟ این يك سوالیست که شاید بفکر هر متفکر و بصیری برسد و برای آن جواب مثبت یا منفی در فکر خود یافته نتواند. چه هنوز علمای تاریخ آخرین فیصله خود را درین مسائل نداده و شاید قرنهای متمادی دیگری بگذرد و نتوانند آخرین نظریه خود را بعالم بشریت پیش کرده و پرده از روی این اسرار بر دارند. در همین آخرها کولونل لندبرگ هوا باز مشهور امریکائی در بالای جنگل های مكزيك پرواز نموده و از همان ارتفاع بلند خود بعض آثار شهر های و ما یا که مرور زمان از آنها جز خاکی توده های باقی نگذاشته است دید. این آثار از انظار قرنهای متمادی مستور بوده تا اینکه لندبرگ آنرا دیده و از وجود آن بعالمیان خبر داد. واقعاً بشريت همیشه در تطورات عجیبی گام میزند. اکر وقتی آثار قدیمه را در روی زمین تجسس میکرد، فعلاً از بالای زمین و از روی هوا آنرا میپالد. و شاید باین ترتیب مدت زیادی نگذرد که پرده از روی بسیاری از آثار مدنیت های مرده و مندرس شده بردارد. تاریخ گذشته ها هنوزهم بنظر علما مغلق و پوشیده است و چیزهائیکه ما از احوال گذشته گان اطلاع داریم در مقابل بسیار چیز هائیکه نمیدانیم هیچ قابل تذکار شمرده نمی شود مثلاً تمام اطلاعاتی که از تاریخ اهرام مصر داریم اینستکه آنرا برای مقبره و مدفن بعض سلاطین مصری بنا نموده اند، همچنان چیزی را که ما از ابوالهول میدانیم ( ابوالهول مجسمه است در مصر که سر آن مثل انسان و بدن آن بصورت شیر بوده و از پرونژ ساخته شده است ) اینستکه تمثالی برمزی از اسرار خلود در نزد قدمای مصریان بوده است . اما حقایقی که در ورای این اسرار خفته است هنوز نمیدانیم. معذالك حب استطلاع و کنجکاوی صفت جبلی انسان ها است و هر چیز پرا که دیده و بکنه آن پی نبرد سعی میکند بعلت اصل و کنهیت آن پی برده و حقیقت آنرا بنظر خود روشن سازد ولی در غالب احوال باین مقصود خود ها کامیاب نشده و شاید تا ابد هم کامیاب نگردند. اينك بعض از آن معما ها : مغاره مونتسپان مونتسپان قریه در شمال جبال پیرنه و در جوار نهر صغیری است که از مغاره تاريك و مظلمی بیرون شده و چوپانها در آنجا گله های خود را آب میدهند. در همین آخرها جوان فرانسوی موسوم به ( نوربيركازتريه ) خواست داخل آن مغاره که نهر از آن بیرون می شود گردد برای این مقصود لباس های خود را کنده و شمع در دست گرفته و بداخل آب غوطه زد و بعد از داخل مغاره بشناوری روان شد، بعد از لحظه سنگی سد راهش شده حس کرد بر روی آب شناوری دارد، بنا بران مجدد آدر آب غوطه زده و از زیر سنگ عبور کرد و خود را در مغاره تاریکی یافت که آب از آنجا
صفحه ٦ ( شماره ٤ ) مجلد پنجم شعرای این وطن بتفدیم و شرح حال و آثار هر يك را هر زمانی كه يك روزنه امید و مجرای انتشار یافته ام فورا باكال میل و بدون خود فروشی تقدیم کرده ام بلی : نتیجه و کرد ار خوب كه فصیح ترین منادی حقیقت است ، از هر کس در هر کار و پیشه که باشد مقبول و ممدوح تاریخ است . به سابقه همان عشق سوزانی که دارم و گفتم اینک به تشریح و نگارش دوا وین بی نام و گم شده که در مدفن تاریخ وا غوش روز گار غنوده حتی مختفه بیوفائی ادبی ما يك پرده ستبر فرا موشی هم بر روی آن کشیده است و اينك این پرده تاريك را عقب زده شروع بکاوش های تاریخی و مراجعه به محفظه ادبی هموطنان خود نموده نتیجه اطلاعات و دست آورد گی های خود را به عنوان ( در های یتیم ) در دو شماره قبل يك رشته لولوی های گرانبها را برشته کشیدم و در خاطر شایقین و دوست داران ادب و ادبیات وطن یاد گارا سپردم . اکنون نیز بوعده خود وفا نموده پاره اطلاعاتی که از هر طرف فراهم آورده ام به نگارش قبل خود علاوه می نمایم . بعقیده نگارنده هر شاعری از خرد و بزرگت سزاوار همیقدر و بیش ازین مطالعه است و روزی باید اوقات یکی از عشاق ادبیات را بخود مشغول بسازد . این نکته را نیز نهفته نگذارم که اغلباً نگارندگان ما حاضر نیستند که بر نگارشات ایشان کسی تعرض کند در های یتیم ( ۳ ) متبع ترین باب ها و نفیس ترین فصا لهای ادب تحقیقات در احوال و آثار شعرا و سخنوران يك اقلیم است . علاوه بر مشغولیت خاطر و مطالعه دروس ادبی بر لذت روحی انسان افزوده از يكطرف با نسجام و استحکام مبانی ادبی وتشبهات خیلی بکر و احیاناً ساده و نزديك يفهم و عذوبت الفاظ بر میخورد ، و از طرف دیگر روح تواضع و انكسار و هم چنين غرور ملی وحماسه ، عشق ملتهب ، عفت و تقوی ، مناعت و سر کشی در مقابل رزایل ودنا يا ، احياناً باريك ترين نكات و اسرار در بارهای سلاطین گذشته که فهم و احاطه مورخین هم در تملك و تصرف آن قاصر است دیده می شود . من از وقتی که شعر نگاه میکردم و مختصر ذوقی داشتم مطالعه دوا وين شعرا وتحقيقات در این فصل را لذت بخش ترین کار ها میدانستم زیرا باندازه مشغول کننده و و شور انگیز است که انسان مجبور است بگوید : بوی گام چنان مست کرد که دامنم از دست برفت . در سایه همان عشق و جنون تا اندازه دست نداده بهترین سرمایه های جان و جوانی که سرمایه چشم و فکر باشد درین راه صرف نموده خدمت ناچیزانه خود را باندازه که در خورم بود به پیشگاه شجاعات ادبی : بیرون می شد و هیچکدام از علمای ژو لوژی از وجود آن اطلاعی نداشته بعد ها معلوم شد که به اقل ترین حسابی که تقدیر شود عمر آن کشر از بیست هزار سال نمیباشد مشاهداتی که کارتر به درین مغازه نمود : در حوالی این مغاره تمثال های حیوانات مفترسه از قبیل شیر و پلنگ و خرس و گاو میش بری قرار داده بودند که از زیر دست يك صنعتکار ماهری بر آمده و درین شکی نیست که این تمثال ها در عهد يك مدنیتی که مندرس شده است ساخته شده و تا امروزه ما از آنها هیچ اطلاعی نداریم و هنوز هم عالمای ژو لوژی درین مسئله بحث و تدقیق داشته و شاید وقتی راهی برای استجلای سر آن بیابند . بلی اشخاصیکه این مجسمه هارا ساخته اند رفته و آثار شان مندرس شده و از بین رفته است و درین چیزی قابل تعجب نیست بلكه حيرت وتعجب درینجا است که دو اثر از بین رفتن ایشان مدنیت نیز منقرض شده و از آثار آن چیزی باقی نمانده است که از روی آن بحقیقت آن مدنیت پی برد . ورد سورت شاعر انگیسی ، مترو کات و آثار را که گذشته گان عادتاً بعد از خود میگذرانند توصیف نموده میگوید : « شاید خیلی از چوپانها در دشت هائی گردش نمایند که از هر چیز خالی است الا از یاد گارها وشبح زمان و تقالید گذشته ها » ( باقیدارد )
صفحه ۷ ( شماره ٤ ) مجلد پنجم یا انتقادی بنویسند ولی انتقاد نکردن در تألیفات و نگارشات خاصه نگارشات ادبی و تاریخی مضر است زیرا انسان بر نیک و بد نوشته های خود واقف نمی گردد . بنده بکمال میل و شعف از تمام همکاران بلکه از دوست عزیز خود فاضل محترم حافظ نور محمد خان دار التحریر شاهی که نظریات و اطلاعات شان را درین موضوع کامل تر و دقیق تر میدانم خواهشمندم هر خوب و بد یا خشک و تری که درین تکتار شات تاریخی من بنظر شان برسد مورد انتقاد قرار داده تا من هم به عیوب خود دانسته و هم احوال شعرای نامدار و فراموش شده این وطن قرین صحت و اصلاح گردد علاوه برین از خامه سیال و فکر دقیق شان توقع می رود که بنوبه خود اندوخته های تاریخی و ادبی خود را در معرض نمایش در آورده از وجود شعرا و رجال نامی و آثار برگزیده ایشان که این اقلیم بخود دیده و بدنیا داده و اکنون از خاطره ها فراموشند اطلاعات پایدار و قیمت دار خود را دریغ نفرمایند . ١٦ - دیوان افغان اثر میر هتک خان افغان که یکی از رجال بزرگ و تاریخی افغانستان است و در عهد اعلیحضرت تیمور شاه با میر زا عاجز و میرزا خان و عزت و جایز و غیره که شعرای هم عصر و هم روزند مشاعره و مکابره داشته است حتی باواقف و شیدای هند مراسلات شعری و مکاتبات ادبی داشته سبک سدیگر را در زمینه های روی وقافیه های شعری استقبال میکنند . افغان دیوان مکمل و مرتبی دارد قیمت دار ترین آثار او قصا یدیست که رزیم در بارهای شاهان سدوزائی و مخصوصاً وقایع حوزه های حکومتی آن را نشان میدهد و از باريك ترين نکات آن اغفال نمی ورزد . دیوان افغان با قصاید و قطعات ادبی و تاریخی او بخط خود آن مرحوم بكتاب خانه نائب السلطنه مرحوم موجود بوده و خیلی ها به آثار این شاعر شهیر محبت و علاقه نشان میداد ولی تاکنون معلوم نیست که دست تطاول روزگارآن دیوان را چه کرد اما نقل همان دیوان موجود و تنافی دارد بميرزا محمد شفیع خان پسر میرزا محمد ابراهیم خان حکیم مرحوم . به تخلص این افغان يك افغان دیگرهم از شعرای نامی و مبارز وطن ما بوده است و بنده در شماره دوم « نسیم سحر » ٤ سال قبل برین شرح حال وتمام نكات دل آویز و دقیق حیات او را نوشتم اما از داشتن دیوان او اشاره نرفته بود صرف بد و غزلی که از نمونه ادبیات تاجيك و تذکره تحفته الاحباب نقل نموده بودم اکتفا کردم اکنون باز با شاد همان تحفته الاحباب که می نویسد : دیوانی دارد بسیار مقبول ، معانی اش دلبند الفاظ و عباراتش بلند اشعارش قریب به ۲۰ هزار رسیده این نکته را نیز علاوه میکند که بعد از شغل سپاهیگری بترتیب دیوان خود پرداخته است . ۱۷ - دیوان عاجز، در قسمت سابق نگارش خوداشتباهاً تخلص بدورا به پسر ندادیم شاید کسانیکه اطلاعات ادبی دارند، درین نگارش بنده اعتراض کنند حق هم دارند اکنون خودم اصلاح لغزش خود را به اطلاع موثوقی که از جناب مرزا عبد النبی خان حکیم که از متأخران بزرگان است گرفته ام می نمایم . عاجز تخلص شعری میرزا لعل محمد خان حکیم که بدو میرزا عبد الواسع خان مرحوم است بوده و میرزا عبد الواسع خان فقط به واسع شهرت ادبی داشته اند ـ عاجز ز من تیمور شاه شاه شجاع و شاه زمن را بخوبی یافته است و مخصوصاً دیوان مرتب خود را که دارای غزلیات و قصاید عصری و مدایح دودمان سلطنتی وتهانی مولود شهزادگان و شهزاده بیگمان و موگیری ها و عروسی های شاهی و تهانی اعیاد و جشن های در باری واحیاناً مراثی خانواده شاهی است در سالهای آخرین سلطنت شاه شجاع بپایان رسانیده است و يك قطعه تاریخی این شاعر توانا تا اکنون بر لوح مزار جهان اوا دختر هفت ساله شاه زمن منقور است با آنکه تصاریف زمن و تحولات گیتی و اثرات باد و باران مغشوشش کرده است باز هم حقیقت تاریخی آن را این سنگ صامت و جامد و در عین حال باوفا در سینه خود حفظ کرده و نگاه داشته است از اشعار او که بهترین تذکره و خوبترین آینه حقیقت نمای اوست معلوم می شود که نسبت به تمام همکاران و هم قطاران خود
صفحه ۸ (شماره ۴) مجلد پنجم غوربند حافظش مقرب بارگاه روضه ملك الشعرای آن عهد را هم عهده دار بوده است . ۱۸ - دیوان میرزا خان که در زمان تیمور شاه و از خوانین مادی آن شاه با صد سوار خاصه بوده است میرزا خان از مشاهیر عصر خود محسوب و دارای طبع عالی و قریحه وقاد و مضامین دلپسند است او قراريكه ميرزا عبد الله خان مدير صاحب بلدیه که نواسه آن مرحوم است میگوید : گویا ترتیبات اداره ئی و امورات کشوری و لشکری آن شاه نرسی و ریخته فکر روضته اوست خلاصه بر مشاغل رسمی و مهمات دولتی که عهده دار بوده است دارای دیوانی که مملو از غزلیات ، قصاید ، ترجیعات ، رباعیات مراسلات و غیره پارچه های ادبی و و شعری میباشد آبادی موجود ، حصیز از بنای های او است . تاریخ مدوکیت آن مقام که ملک طوائفات ناصریان را کرده است بقلم غلامحسن خان که برادر زاده میرزا خان است رقم یافته کلیات میرزا خان را نایب السلطنه عم مرحوم از خانواده شان گرفته نزد خود نگاه میداشت ، ولی نقل بعضی اشعار و قصائد و مراسلات شان که رقاع و ترتیبات بی عهد و انتشاق میدهد در نزد میرزا عبد الله خان مدیر صاحب بلدیه حاضر است . ( فقیراود ) ( سرور كويا، عضو انجمن ادبی ) از هر طرف امراض از کجا پیدا می شود غالباً انسان به بعض امراض غریبی دچار می شود و نمیداند مبدأ سرایت آن کجا بوده یکی از اطباء البیان میگوید امراضی که میکروب آن بواسطه مسكوكات از يك شخص به دیگری منتقل می شود خیلی زیاد تر از امراضی میباشد که بدیگر و وسایل بانسان سرایت میکند : و درینجا تنها مقصود از مسکوکات معدنی نیست بلکه نوت های کاغذی نیز درین زمره شمرده می شود و اینهم پوشیده نیست که تداول استمراری مسکوکات از يك دست بدست دیگری وسیله آسانی رای انتقال امراض میباشد . دكتور البانی که این خبر را از وی نقل میکنیم میگوید : از روی احصائیه های که جمع کرده ام معلوم می شود که مسکوکات معدنی بیشتر مستعد نقل میکروب ها نسبت به نوت های کاغذی میباشند بنا بران برای والدین لازم است که اولاد های خود را مجبور نمایند که در هر موقعیکه نوت های معدنی یا کاغذی را بدست میگیرند پس از ان با صابون دست های خود را بشویند مخصوصاً پیش از موقعیکه بر سر غذا حاضر میشوند. مصارف تربیه اطفال در امریکا امریکائی ها بعمل ورغبت شان بگرفتن احصائيه ونشاندادن حقایق برقمهای برجسته شهرت دارند و اخیراً بحث و تدقیق در مصارف تربیه اطفالیکه در امریکا از روز تولد تا موقعیکه بسن دوازده سالگی میرسند نموده و اساس تحت حالت يك طفل را از طبقه متوسطه که دخل سالیانه آن ۲۵۰۰ ریال یا ۵۰۰ پوند باشد قرار داده ونتیجه بصورت ذیل برآمد : مصارف اولیه : ۵۰ پوند غذا : ۵۰۰ " غذا و لباس : ۶۸۰ " تعلیم : ۱۰ " صحت : ۵۷ " ورزش : ۲۶ " تأمین حیات : ۱۰ " مصارف متفرقه : ۱۱۴ " مجموع : ١٤٤٧ پوند این مبلغی است كه بريك طفل در امريكا که از طایفه متوسطه باشد مصرف میشود تا موقعیکه بسن ۱۸ سالگی رسد واز روی این احصائیه قلت مبلغی که برای تعلیم تخصیص داده شده است تا موقعیکه طفل بسن هژده سالگی رسد خوب معلوم می شود در صورتیکه شش سال اولیه را از آن جدا كنيم فقط ده پوند می شود . و در حقیقت حیل مصرف ان در تمام مدت به ۳۲۰ پوند بالغ میگردد ولی مجامع و مراکز که عهده دار تعلیم می باشند جزء اعظم آن خرج را با خود متحمل می شوند . آغاز رفع بحران اقتصادی از امریکا در آمریکا کسادی بازار تجارت که امروزه تمام عالم را استیلا نموده است
صفحة 9 ( شماره ٤ ) جلد پنجم در اخیر سال ١٩٢٩ شروع شده و از آنجا بدیگر نواحی دنیا منتقل شده و گوئی مانند صاعقه بود که بر بازار های عالم فرود آمد ولی امروز که میرود این بحران از امریکا رفع شود با يك حدى بر دل ها اول را تولید کرده است و شاید این بحران اقتصادی از تمام دنیا بزودی رفع شود چه از روی اخبار اخیره که از امریکا رسیده است معلوم میشود که در این آخرها تقریباً یکصد هزار نفر بیکاران در مرتبه جدید بکارها عودت کرده و در فابریکه های فورد فعلا یکصد و پنجاه هزار مشغول کار است ، و قیمت مواد اولیه که در صناعت لازم است مثل اشك ، و آهن و سرب و مس نیز بلند شده است . درختی که دارای شانزده رقم میوه میباشد بشر رسا نیدن شانزده رقم میوه های مختلفه بيك درخت ثمره تربیت و دست مستر و میس م . و ، ماکیلان از اهالی او کلیند در کالیفورنیا میباشد . که این دو تا در مدت چندین سال برادر تطعیم و پیونديك درخت كوچك هالو به شاخه های میوه های مختلفه گذاشته اند ، و امروزه این درخت هالو شانزده رقم از هالو و زرد آلو و تاك و بادام حاصل میدهد . ( بقية صفحه ٢ ) وظیفه ما به نسبت رجال آتیه وطن مانند خود ما اشکالی و خرافات پسند شود . تا شاید بتوانند در عالم حیات طریقی برای زنده گانی با شرط یه و مردانه پیدا کنند . شك نیست محض اینکه انسان هستیم و يك اندازه از عقل بهره داریم ما را به حیات ولادت و آتیه شان علاقه مند میسازد و نه تنها حال بلکه سالیان مدیدی قبل ازین نیز چنین ما را وا دار می نمود که برای رسانیدن به ولاد خود و آموختن سود ایشان ، آنقدر هایی را استخدام نموده تعالیم ( و یا قرار عقائد خود ما ) مشايعة انرا بدست او بسپاریم ، یعنی بيك صورتی از صور برای پسران خود به اندازه که خود ما معلومات داشتیم و وسایل ترقی و پیش رفت شان را در حیات فراهم می آوردیم و حالا هم می آوریم و میخواهیم بیاوریم . مگر يك چيز ديگر نیز هست که نباید نا گفته بماند و آن اینست که همیشه هر چیزی را دانسته ایم مگر چرا و با يك تحقیق در پی آن نیفتاده ایم . و ازین جا است که بجای که می رسیم و نرسیده ایم . یکجا با تأسف باید فریاد کنیم که « سطحی بودن در امور » به ما بسیار خساره های مادی و معنوی رسانیده و از بسیار چیز های قیمت دار و گرانبها به علت آن محروم شده ایم . و نباید بیش تر ازین درماموجو باشد و موجب هلاکت و ادبار ما گردد . کلمات فكر تدقيق ، و تعمیق عبارت از کلماتیست که در قاموس مملکت ما جای آن خالیست و وجودی ندارد . و به همین سبب است که هیچ گاه درك اهميت اموری که در اطراف ما جریان دارد و یا به تقدیر اشیائی که در انظار ما بعرض وجود میکند موفق نیامده ایم ، و ندانسته ایم که يك چیز را چطور می توان از سوء استعمال نجات بخشید. حسن استعمال نماییم ، اگر از پدران بپرسید که آیا سبب کشیدن زحمت و باسیع نمودن ثروت در حیات چیست ؟ هیچ شك نیست كه در جواب علت اولی به صورت مجبورات و تکالیف خود تار عیال داری و و جود طفل را ذکر خواهند نمود . ازینجا معلوم می شود که به عیال و اولاد خود علاقه قلبی داشته و سعادت و رفاه شاه را خواستاریم ، مگر تدقیق نموده ایم که سعادت حقیقی چیست ، چطور حاصل می شود ؟ اکثر آ پدران ما سعی می نمایند برای اولا دان خود مبالغ زیادی بارث بگذارند وهم میگ ارند ، و در عین زمان چنان می انگارند که همان پول در دنیایی تواند باعث خوش بختی او شود . ولی اگر يك اندازه ازین مسئله تعمق می نمودند شاید می فهمیدند که این کار باعث آرایی او نشده بلکه بر خلاف محتمل است ، در صورت فساد اخلاقی ، سبب زحمات و مشقات زیادی برایش گردد . اساس مسلمی است که پول دانش بذاات خود چیزی خوبی نیست و نه می تواند مایه مضرت گردد ، بلکه چیزی
( شماره 4 ) پول را قیمت دار می سازد ، حسن استعمال آن است ، و این کار است مخصوص اشخاص تربیه یافته و هوشیار و دارای اخلاق خوب . اگر شما اینقدر در اطراف مسئله دقت می نمودند ، خود بخود متحسس می شدند که به جای تهیه نمودن پول زیاد بهتر است آن پول را جهت تعلیم وتربیۀ او صرف نمود و سعی کرد که خودش در دنیا صاحب بازوی توانا گردیده برای خود پول تولید کند . وبا آن همه گونه سا مان رفاه وراحت خود را مهیا سازد و این سبب میگر دید که با آن پول پسر خودرا به یکی از دارالعلوم های بزرگی فرستاد از تعلیم و تربیۀ استادان و مربیان بزرگ مستفید سازد . گذشته ازین شاید تجربه داریم که اکثر اشخاص در مملکت ما سعی می کنند هر چه زود تر ممکن شود برای پسران خود کار و یا مورتی پیدا نموده باصطلاح خود شان صاحب جار پیسه بخواه بسازند و برای این کار حتی حاضرند پسر خود را از عین تعلیم مکتب خلاص نموده، کو شش ورزند که در یکی از ادارات حکومتی و یا کدام جای دیگری برایش کاری پیدا کنند . و آن را دیگر چیزی سبب نه می شود بجز قرار قول خود شان که آرزو و هوس خودرا به نسبت اولاد خود پوره کنند . و گاهی هم يك چیز دیگر ایشان را بدین امر مجبور می سازد یعنی در عین آنکه پسر به تعلیم مصروفست برای او زن میگیرند و پس ازان که پسر صاحب خانم شد دیگر چاره ندارد بجز اینکه از همه چیز گذشته پول پیدا کند ، و وسیلۀ جهت ارتزاق خود بیاورد . اعتراف داریم که پدران ما این کار را به جهت آن نه می کنند که به پسر خود نقصانی را ایجاد نمودن میخواهند ، و یا به نسبت او عداوتی و مخالفتی داشته باشند ، بلکه از عین شفقت و دوستی اقدام می نمایند اما باید گفت که این سوء استعمال آرزو وهوس و یا شفقت و محبت است و پسر بیچاره را این کار در حیات به عقب می اندازد . مقصود ما از ذکر مثال های فوق اینست که اگر جداً در صدد تحقیق این مسئله برایم شاید بسیار کار های دیگر نیز از همین قبیل بیابیم که می توانیم آنرا به اندك فکر و دقت حسن استعمال نموده و برای پسران خود به صورت يك خدمت خوب حیاتی به کار ببریم : مگراین چیز در اثر علاقه وفكر صورت میگیرد و یا اگر می خواهیم اولا دان خود را تربیه کنیم که در آینده رجال خوبی شوند باید در باب این مسئله قدری پیش تر باريك بين شويم ، و با يك نوع ميل قلبی و صداقت در صدد این کار بر آئیم ، و دران صورت نمی توان تصدیق نکرد که راهی برای آن پیدا می کنیم و می توانیم اعمال خود را نیز باین فکر تطبیق دهیم و خانه های خود را برای اطفال به معنی حقیقی آن تربیه گاها بسازیم . گفتیم که ممکن است نتوانیم او لادان خود را مانند او روپا از هر جهه تربیه کنیم یعنی هر طرف و هر جا را به صورتی استعمال کنیم که برای اطفال ما تربیه گاه شود ، یا کندر گارتن ها و چه و چه ها داشته باشیم ، مگر اقلا می توانیم از تعلیم مکتب که در سایه مساعی حکومت ما برای همه رایگان باز است و پسر ن ما در آن جا با صمیمیت و حتى مشكوريت پذیرفته می شوند ، ایشان را محروم نسازیم و بگذاریم در انجا رفته کسب تهذیب نمایند وما نيز يك قسمت وظیفه را که وجود اولاد بر دوش ما می گزارد ایفا نموده باشیم . سیر تکامل اين يك مسئله را بها تمام می کند که اولادان ماهر صورت از ما پیش تر باین مسائل و مسائل دیگر توجه خواهند نمود . و طبعاً در صدد آن خواهند برآمد که بدانند ما برای خود شان ووطن شان چه کرده ایم ؟ و چه کاری از ما در صفحات تاریخ برای شان مر قوم مانده است ؟ اگر می خواهیم دران وقت رحمتی به ما بفرستند ، امروز فرصت آنرا بدست داریم و خود را مستحق آن بسازیم . ورنه ثابت است که ما را اجداد وظیفه ناشناس و نا حق پسند خود خواهند گفت ، و درین عصر تاریخ وتاریخ نویسی هیچ کاری نخواهیم کرد که بحقۀ اولادان ما آنرا درك نکنند و در نتیجه استنتاجات تاریخی کشف ننمایند و ندانند . (...)
جلد پنجم ( شماره ٤ ) صحيات بدقسمتي مريض هاي ما در جمله مقرراتی که حکومت سنيه ما در بودجه امسال خود افزوده است منظوری یکنفر طبیب اختصاصی برای امورات بلدیه میباشد . بدیهی است که این قرار عالی یکی از حسنات بزرگی است که حکومت محبوب برعایای خود می فرماید زیرا اصولا این امر معلوم است که برای دفع امراض پیدا کردن ذرایع وقایه یعنی جلو گیری از انتشار ووجود امراض بهتر است از اینکه ذرایع علاج را تقویت کنیم . وشاید این بهترین صفت حکومت سنيه حالیه ما باشد که مسائل را از راههای اساسی ترین علاج وتدبیر می نماید . این را چنانچه گفتیم یکی از حسنات بزرگیست که حکومت سنيه ما برعایای خود فرموده است . ولی این را صریحاً باید بگوئیم که برای حصول يك ترقی و یا اصلاح تنها صادر شدن امر وقرار حکومت کفایت نه می کند ، بلکه عامل بزرگ و فریضه اهم بر دوش ملت ورعیت است . مثال این مدعا را از خود مسئله صحيات عمومی میگیریم تا از مطلب دور نشده باشیم . مثلا دولت برای اینکه مسئله صحيات عمومیه را اهمال نکرده باشد ، در اوائل سنه تاسیس در پایتخت وولایات شفاخانه هائیکه فقرا را رایگان علاج کند تاسیس نمود . این بغیر از شفا خانه های بسیار واستخدام دکتر های متخصص ورفع محصول گمرکی از ادویه ، حتی برای تبلیغ ونشر نصائح صحى مجلة هم صادر نمود . گویا درین راه وظیفه که بر دوش داشت ایفا نمود . ولی آیا این اقدامات متعدده و آخری برای رفع ودفع امراض کفایت میکند معلوم است که جواب نفی ! میباشد زیرا مثلا اگر یکنفر بمرض مهلك وچتل سفلیس ( آتشمك ) دچار شود حکومت برای علاج ونجات شفا خانه های مفت و داکتر های متخصص رایگان تهیه نموده است . ولی اگر این مریض خدای خود را حاصر ندیده و در حمامهای عمومی رفته لنگ و دستمال های عمومی را استعمال کرده صد ها نفر دیگر را باین بلای بی درمان و یا کم درمان دچار ساخت آیا حکومت چه کرده می تواند ؟ و یا اینکه تقصیر حکومت در مبتلا شدن دیگران چیست ؟ على هذا القياس در باب عفونت میگوئیم که حکومت برای تنظیقات عمومی میتواند بلدیه خود را باندازه لزوم تقویت بدهد ولی دائره این مساعدتهای او شهر وکوچه و سرکها و معبر های عمومی خواهد بود فرضاً شخص درون خانه خود عفونت را داده حولی یا زیر خانه های خود را مصدر مکروبهای که موجب انتشار مرض ها در آن منطقه میگردد ، آیا حکومت در درون این چنین حولی ها چه دست درازی کرده می تواند ، تا خلق خود را از بلا و شر آن نجات بدهد ؟ مانند این مثالها که ثابت می کند که وظیفه اهم در اصلاحات بر دوش خود رعیت و اهالی میباشد ، خیلی زیاد است . حصه مهم دیگر وظایف حمایت صحيات عمومی بر مامورین صحی بلدی است که این را باید ملتفت بود که این ماموران جزء همین ملت هستند که در مذاکرات ایشان قبل از زمان ماموریت دقت کنیم خواهیم شنید از يك سلسله آرزو ها و پیش نهادات برای ترقی و تعالی مملکت میباشد . وشاید مامور شدن آنها بهترین فرصت برای حصول آن آرزو ها بشمار میرود ، و اگر اندك اعمالی بنمایند ، در حقیقت کفران نعمت کرده می باشند . والحق اگر دقت کنیم امراض در مملکت ماخیلی بد قسمت میباشد ، وشاید اهمترین حصه های بدقسمتی امراضهای ما مقصر نشدن دو با باشد . که این جا بقرار نظریه سابق خود میگوئیم که تنها صادر شدن اوامر حکومت کفایت نه می کند ، بلکه وظیفه شناسی و خدا شناسی کسانیکه
صفحه ۱۲ (شماره ٤) سال پنجم هست احضار ادویه بآنها مفروض میباشد شرط اهمیت است : آیا حکومت علاوه بر اینکه برای تاسیس شفا خانه و تورید ادویه بودجه مکفی منظور کرده است ، و به معارف طبیه امن و باجاره تاسیس یک دواخانه داده است . و یا اینکه برای تشجیع و تقویت دوا فروشان محصول دوا ها را معاف کرده است ، چه کرده می تواند ؟ ولی باز هم در دوا خانه های کابل رقم و ازان بیجاوه های که مرضیم در شفا های شان داخل شده ، یکی از چندین نفر ان شفا خانه را ده را از بهترين نعمت های الهی که عبارت از صحت باشد محروم ساخته باشد بوضع رقت بار تسليم يك نسخه شفا از طرف دوافروشان بهانه که دوای این نسخه یافت نمیشود رد می کنند ؛ و غالباً دگر این دوا خانه ها را يك تفتیش افی بگذاریم غیر از چند قلم دوای خیلی ابتدائی که بودن آنها در دواخانه شرط است ؛ دیگر چیزی نخواهیم یافت این بمیر از نسخه های من دیگر فاش کردن در آنها تخصصی ما نیست . ولی طبعاً آنها را از روی مشاهدات درك كرده می توانم عیب دیگر که ان دوا خانه ها آورده شده این است که در چندین سال پیش ازین که شاید اوائل نظر بود قاعده عادلانه گذاشت که نرخ عمومی غرض ادویه بار قی روپیه ۶ خوراك باشد در حالیکه هر شخص که به قیمت دوا ها بلد باشد بنقس بزرگی این نرخ اقرار می کند در در یاد داریم که سنه گذشته در موسم بهار که دقت شدید مرض ملا ریا (تب لرزه ) است ، با بعض از مامورین صحی شکایت کرده مسئله جلو گیری از این موذی که قرار بیان بعض داکتر ها که در کابل و نواحی آن در موسم بهار وحزان مريض ها در صد ، ۶ و ۷۰ غرض ملا ريا ( تب لرزه ) گرفتار می باشند نموديم ، و معلوم است اولین چاره اینا انشاء ترين اليفان الو بيادة تفليح خندق ها و رفتن آبهای ایستاده ، و استعمال خنیرای که دارسنه علاج این خندقها آما اخیراحات جواب عجیبی داد که : با الظاهر چون هشت حصه، می شود ، و یا اینکه روزی با این دوا فروشان در موضوع تسهيلات حکومت برای تجارت دوا فروشی نموده است ، در مقابل این افضانات ایکونه دوا خانه های ما دروقه هذا کردیم ، جواب داد : : ما رادر این قدر هم غنیمت دانیم : بلی اگر مسئله فردی می بود جواب آن شخص اولی که اهمال خود را قانون طبعی می سازد ، و یا این شخص دومی که کمی و نقص را غنیمت می شمرد صحیح بود ولی در مسئله عمومیات این جواب ها به جا افتاد محض است : ما زار ببار شکرانه توجه دولت تماثل منیات عمومی این نظریه خود را یاد آوری میکنیم . بعد ازین تا مان و العان حکومت بمـسائل شقـایق اگر افغان ، نقص و الع دوا ، توط است ، کفران نعمت بلکه مصداق بستگی ها شمرده میشود و نزد خدا و حکومت مسئول خواهیم بود ، مقابل اینکه در وظائف که به ، ومیات تعلق دارد اهمال کردیم . یا مجبورات کم و ناقص را در حق عموم بسیار وغنیمت شمرديم . مجله اقتصاد مجله اقتصاد که در هر پانزده روز یکمرتبه ادامه می یابد و بلحاظ مطالب علمی، تنها مجله ایست که تا کنون انتشار یافته و اگر میل دارید از مطالعه مقالات علمی آن استفاده نماید در مواضع ذیل واجب فروشی میشود : ۱ : بازار کتاب فروشی : الف : دکان ملا عبد الاحد خان کتاب فروش ب : دكان ملا شير گل خان ، ، ۲ : بازار کته خورای چندول : دكان حاجی عبد الله خان سیدسوا . تصحیح به زیر عنوان «یادآوری از یغمای وطن » در سط آخر ستون دوم صفحه سوم شماره سیوم روز نامۀ انیس ، مجله مام حافد كويۀ دولت شاه در اشتباهاً اسم بار چهای مقاله عرض شعر قدرته ، رقم دوم گردیده است. عطف توجه قارئین مجله به تصحیح این عبوه موقعیت مدعا پاش ابلا ، که امیر غلامحمد، با هه شماره ، ص ، ب، ص، ه
( شماره ٤ ) ( مجلد پنجم ) جواهر ات ثمین ۱۲ : آزادی مکار در بالای سر هر سیاستی ٢٥ : اولین دشمن يك ترقی خواه آرزو یا حاکم است . ها و آمال او ست . کلمات برجسته یکی از شاگردان معروف ۱۳ : شماهر قدر آزادی خواه باشید ، ٢٦ : جهال مرگ را نسبت بتغیر دادن سید جمال الدین افغان همانقدر جماعتی که از شما آزادی عادات خود ترجیح میدهند . مرحوم شیخ محمد خیابانی خواه وند . ٢٧ : امروز آنچه در نظرها مرغوب در آزادی و استقلال : ١٤ : غرضین آزادی باید مقید به قانون است فردا ممکن است مردود باشد . باشد . ( این فرمایش حضرت شیخ ۱ : اولین لازمة شرافت يك ملت استقلال ١٥ : خادمین حقیقی ملت باید فدائی ملت راجع بعادات غیر مفید است ) است . شوند . ۸۲ : عوام يك علاقه مفرطی بعادات خود ۲ : استقلال ملت همر فقط فضایل نفس ١٦ : ممالك اسلامی را مسلمان ها باید شان دارند که همین علاقه مانع ترقی و اخلاق عالیه محفوظ میدارد . آزاد کنند . آنها است . ۳ : حافظ و نگهبان استقلال هر ملتی در تجدد و ترقی : شجاعت و قهرمانی آنهاست . ۲۹ : مقلد و متعلق عوام در چشم آنها است . ٤ : هر آینه میخواهید آزاد باشید باید ۱۷ : اولین وسیلة ترقی ، داشتن روح ۳۰ : کلاه امروزی شما بقدر کلاه دیروزی حقیقت را پیشه خود سازید . تجدد است . پدران شما نیست و ممکن فردا هم ه : بدون حقیقت آزادی میسر نمیشود . ۱۸ : يك ممالك زنده و بیدار هیچوقت بار کلاه امروزی شما را او لادان تان ٦ : يك ملت نمیتواند بدون معارف آزادی خصمانه بطرف تجدد رهسپار نردد . در سر نخواهند داشت . خود را محفوظ دارد . ۱۹ : رسد ترینه براه رفتن غلط و محال ۳۱ : همان قوه که در موقع خود بشکل ۷ : در راه زنده کانی شرافتمندانه باید است یعنی روش زمانه را پیروی آتش و حرارت متجلی میگردد از مال و جان گذشت . کن ، خواروزبون نشوی . بعد ازان باید بشکل کار و حرکت ۸ : زنده باد ملتی که برای زنده داشتن ۲۰ : باید زمانه ما را هر کجا هدایت میکند بروز کرده چرخهای تمدن وتکامل آزادی و استقلال خود زنده کی پی وی تغاثم . راه براه اندازد . را دوست دارد . ۲۱ : چنانکه زمانه ملت ها را سوق می کند در فلسفة اجتماعی : ۹ : آزادی مستلزم مساوات است ؛ در و آنها هم میروند و پیروی میکنند ، مقابل قانون همه برابر هستیم . باید ما هم تباید طق زمان خود باشیم . ۳۲ : عوام تابع تبلیغات است و هر گاه ۱۰ : هیچ نوع آزادی را نمیتوان تصور ۲۲ : باید ترقی کردن را لازم دانست ترقی مدیران ومقتدا یان شان مدیر ولایق نمود که با ما اجازه خطاکاری خواهد نکردن در زمانه حاضر مردن است باشند ممکن است نتایج حسنه از داد . ۲۳ : هر ملتی که ترقی و تجدد را بنظر عوام گرفت . ۱۱ : عطر گلاب الحصة خاطر را مسرور لا قیدی می بندد ، آن علاقه و دلبچسبی ۳۳ : يك فرد بیعلاقه بجامعه خود کمتر می سازد ، عطر آزادی در مملکت ندارد دو چار هلاکت خواهد شد . از حیوان است . بشتر نمایید که دایما يك مملكت را ٢٤ : ما اولاد قرن حاضریم نباید بقرن *** معطر داشته باشد . خود عاق شوم . این جملات برجسته را از جمله فرمایشات
( شماره ٤ ) مجلد پنجم حکیم فرزانه آقای شیخ محمد خیابانی شاگرد خردمند سید جمال الدین افغانی بنده انتخاب و به آن نامه ملی اهدیه کردیم امید وارم مطالعه کنندگان آثار قیمتدار خود استاد بزرگ شرق سید جمال الدین افغانی امثال این جملات را اگر در آثار ممدوح ملاحظه کرده باشند نیز انتخاب کرده و برای استفاده هموطنان من به هدیه آنجریده عالی بفرمایند ع . ج اعظمی خبرهای داخلی وکیل نائب الحکومه مزارشریف حسب الفرمان ۱۹۷ حضور همایونی رئيس تنظيمه هزار و جعت ع ج محمد ندیم خان والی ، نسبت به علالت مزاج ، رخصت داده شد که به تاشکند برای معالجه برود عوض معزی الیه تا زمان عودتش و ع ج احمد علیخان سابق معین حربیه و رئیس تنظیمه قطغن و بدخشان ، به حیث وکیل نائب الحکومه امورات مزار شریف را اداره می کند . مدیر عمومی فابریکات چون امورات فابریکات به وزارت تجارت تعلق گرفته است ، تا حال اداره به نام مدیریت فابریکات بوزارت تجارت موجود نبود که امورات حسابی و غیره آن فیصله شود که لهذا در اثر پیش نهاد وزارت موصوف آقای محمد کریم خان ( برادر ع ج وزیر صاحب در بار ) از حضور والا حضرت صدر اعظم صاحب مدير عمومی فابریکات وزارت تجارت منظور و منصوب گردیدند . باقی مامورین آن حسب تصویب و انتخاب وزارت مقرر خواهند شد . معاونه مدیریت شفاخانه مستورات کابل خانم ش ، گل علیخان گند کمشر که از اواسط مه جدی ۱۳۰۹ الی اخیر سال مذکور بصورت فخری بشفا خانه مستورات خدمت می نمود . نظر بحسن خدمت و فعالیت اش ، مدیریت مستقله طييه خانم مذکوره را بحيث معاونه شفا خانه انتخاب و از حضور ج ع ج والا حضرت صدر اعظم صاحب منظور گردیدند . ميرزا سیدال خان کاتب تحویل خانه عمومی مدیریت مستقله طبيه لبطر ، در خواست خودش از ماموریت بر طرف و عوض آن میرزا عبد المجيد خان منظور گردید . خبرهای خارجی معاهده مودت فیمابین حجاز ، نجد ، عراق لندن ١٤ اپریل : ـ نماينده گان حجاز نجد و عراق بتاریخ ۸ اپریل در مکه معظمه . معاهده دوستی و مودت و پرو توکول ثالث امضانموده اند. نیز مذاکرات راجع به مسائل اوقات برای منفعت حرمین الشريفین و عقد قرار داد پاسپورت و گمرکات جاری است . چپاول و سرقت بانك فیلادلفی فيلادلفی ـ ۱۱ نفر دزدان و قطاع الطریق در چهار موتر مجهز از ماشین دار و تفنگچه : به اطاق نقود بانك حمله کرده و مقدار ٤٥ هزار دولار را دزدیدند . دزدان به اصول عسکری عملیات کردند یعنی دو نفر از اینها مصروف تهدید عمله واجنت های بانك و سرقت . و باقی آنها در مقابل دروازه عمارت بانك با تفنگچه های شان هر کسی که خیال داخل شدن درعمارت را میدشت فیر می کردند . رویتر عراق معاهده دوستي با ماوراي ارون مسکو، ٢٦ اپریل ـ نوري سعيد صدر اعظم عراق با حکومت ماوراي ارون معاهده دوستی را امضاء نمودند . نوري سعيد که برياست نماينده گري براي مذاکرات درباب تشكيل اتحاد پان عرب حرکت نموده بود مصره عمال دال پارت نموده بطرف مكه براي مذاكرات با ابن سعود رفت مطبوعات ممالک عرب اشاره مینمایند که انگلیس به این اتحاد احتیاج دارد . تاس
صفحه ۱۵ ( شماره ٤ ) مجلد پنجم مؤلف: له پلانیه فرانسوی ( ۲ ) مترجم : حبیب الله طرزی مادام سان ژین ( ناول ) فصل اول ( دوکسپان ) ماه جولای اريک جمعیت مسرور و خندان چهره های بشاش، یونیفورمه های مجلل مملو بود مر د ها اکثراً از دسته سربازان ( گارد نا سیونال ) مركب بوده و حاضر بودند که به شنیدن ضربه اولین نقاره انقلاب بمیدان سر بازی جهیده و در مجادله شرف حصه بگیرند : در میان این سر با زان جوان خوش چهره و ممتازی بود . از علامه تفریقی که بر با زو داشت منصب سار جن او واضح میگردید . از هر جما عه دختران مقبول که با چهره متبسم میگذشت نظر توجه همه شان را بطرف خود ش جلب می نمود . خود اوهم فریفته حسن و جمال يك دخترك مبهوشی بود که چشم های كبود راست بازش باقدری عیاری بطرف گارد قشنگ مینگریست . سار جن جوان با وجود تحريك رفقا باز هم بنکاهه با دخترك متردد بود . یکی از سپاهیان او را مخاطب ساخته گفت : « هله له فیور ! موقع را از دست مده این اقدامتی اثر نخواهد ماند . من ضمانت میکنم !» یکدیگر : اگر تو جرئت کرده نمی توانی من حاضرم که طالع آزمائی کنم » سومین : « هر کسی می بیند که چشم او بر تست این هم رقص فریكاسه است . . . برو از نزدش خواهش کن ! » له فیور از شخص چپا ر مین که مانند خودش يك سار جن بود پرسید « برنادوت ، آیا تو مشوره میدهی که ازو رقص بخواهم ؟ » بر نا دوت : « برو هیچ باك ندارد ويك سر باز فرانسی هیچگاه از مقابل ميك دشمن ويك روى مقبول بر نمیگردد !» سار جن هم قطاران خود را گذاشته سر راست بطرف دخترك رفت و دست خود را دور کمر او گرفته بطرف خود کشید و در حالی که کوشش داشت او را ببوسد گفت : « منزل ! این فریکاسه را با من خواهی رقصید ؟ » ظالم قشنگ با کمال سرعت و دلیری خود را از آغوش او کنده و سیلی مضبوط بر خسار سار جن جوان نواخته او را دو سه قدم عقب نشاند . این پیش آمد خفت و حرارت له فیور را قدری سرد نمود ، چنانچه دست خود را به کلاسه کتبچه خودش برده باحترام گفت : « ما مزل ، امید میکنم شما را نیازرده باشم ؟ » دخترك كه قهرش بکلی برطرف شده بود جواب داد : « اوه ! دوستم حرف آزرده کسی در بین نیست ، خواستم یکدرس بشما بدهم ! دگر دفعه خواهید فهمید که با که مقابل شده اید ! » و بطرف یکی از همراهان خود برگشته آهسته گفت چندان بد رنگ هم نیست . » بر نادوت با وجودی که رفیق خودش را تحريك نموده بود ازین پذیرائی باطناً مسرور شده پیش رفت و از بازوی له فیور گرفته گفت : « بیا رفیق ، درینجا بکار نیستی . شاید این خانم جوان رقص را یاد ندارد ! » دخترك از شنیدن این کلمات او براشفته گفت : « این مسئله بشما ربطی نخواهد داشت ! هر وقت و با هر کسی که دلم بخواهم میرقصم ! ولی با شخص شما هیچ گاه نخواهم رقصید ! اگر دوست شما حال بيك وضع مناسب از من خواهش کنند بکمال ممنونیت يك دوره را با او خواهم رقصید و باینصورت دوست های خوبی خواهم شد . چنین نیست سارجن این را گفته دست های خود را بطرف ( له فیور ) برده بدست او نهاد . له فیور : « بهترین دوست ها ماد موازل . . . من بارهم عفو می خواهم چیزی که حالا واقع شد قصور من نبود رفقا مرا تشجیع کردند ، چیزیکه در معا وضه یافتم مستحق آن بودم . » دخترك با چهره متبسم ــ : « این قدر عفو ضرورت ندارد . بگو به بینم از اهالی ( الزاس ) نخواهی بود ؟ لهجه تکلمت قدری بآنها شباهت دارد . » له فیور ــ : « در قریه ( رو فاش ) قریب ( را ین ) تولد یافته ام . » دخترك : « پس ما هموطن و هم سایه هستیم مولد من ( سنت امارمین ) است . » له فیور ــ : ــ « آیا اسم شما را پرسیده
می توانم ؟ » دختوك قدری بسرخ شده گفت اسم من ( كاترين بوشير ) قصاره و در كوچه «رو پال » رهایش دارم . و له فیور « من هم ( له فيور ) سابقاً در گارد های شاهی سار جن بودم وحال در ملیشیا عضویت دارم . » دختوك : « این چیز ها را پیشتر هم فهمیدن ممكن است حال بیا كه ساز شروع شده است . » این را گفته و بدون انتظار در اغوش سار جن درآمده در انبوه رقصنده گان درآمده ملحق شدند . در اثباتیکه سارجن و رفیقه مقبولش رقص کنان از مقابل ناظرین میگذشتند يك مرد با چهره بسیار زرد و موهای ژوليده بطرف ( كاترین ) دیده خندید و گفت : ( سان ژین ) با گارد هـا يك جا شده است . » پر نادوت كه ندای او را شنیده بود پیش رفته ازو پرسید : « آیا این خانم را می شناسید ؟ » «بلی ! این دختر قصاره من است خیلی دلیر ! نيكوكار ، صاف دل ! و صاحب زبان تیز است . برای نوت گوئی واطوار بی ساخت شوخانه ش بشما رقرب وجوار به ( ما مزال سان ژین ) شهرت یافته است ... به مجردی که رقص بپایان رسید سار جن ما منزل خودش را به جایش رسانید : سكوت وسکوت حكام فر ما گردیده بود . مصاحبه خمر و نقاله ایشان هم طرز خصو صیت را اختیار كرده و آنها را در انظار بهترین دوست ها جلوه میداد . له فیور برای اینکه دو ستی خود شان را زیاد ترتی مستحكم كرد. باشد صرف شامپانی را هم تجويز نمود . كاترین جواب داد : ـ بكمال ممنونیت خاطرم . من منكر تشریفات زیاد نیستم . تويك شخص مدتی معلومی آئی دلیل نیست که این نادان مهر بافانه ات رارد کنم ، بالخاصه كه رقص اشتها را خیلی تند میسازد . بیا بشتابیم . له فیور قدری تردد نشان داده گفت : « ماه مزال میدانید که در نان شازت ندارم تنها مشروبات بنوشم : » دختوك بخنديد گفت : « فهميدم ـ دوستانت را میخواهی دعوت كنى ، خوب آنها را نیز بخواه . راستى من ـ ود می توانم آنها را دعوت کنم . » این را گفته و بر كرسى بر شده بطرف يك جماعة جوا نان ، این دو نفر را در يك فاصله به چشم تعقیب می نمودند اشاره نموده صدازد : « هيه بچه ها ، این جا بیائید . ما شما را نخواهيم خورد . » باین دعوت بسیار بی با کانه کاترین چهار نفر گارد ويك نفر ملیسکی آمده با آنها ملحق شدند و پیاله ها را پرکرده بصحت او نوشیدند . درین لحظه ( سان ژین ) وله فيور آنقدو باهم اشنا شده بودند كه هر دوی شان از يك قدح مشروب می نوشیدند . سارجن برای دفعه ثانی جرئت یافته بدو شیدن بوسی تشبث نمود ولی ( كاترین ) او را به عقب را نـده گفت : ـ « از بن ممكن نيست . مزاج مرا حست ، ولی چیزی كه زیاد تر آن باشد من اجازه نمیدهم . » جوانیک در لباس ملیسکی بود له فیور را مخاطب ساخته گفت « گمان ميكنم كه تو از يك قصاره مشاهده اینقدر پرهیز کاری را توقع نمیکردی ؟ من میتوانم بتو بگویم که دد موارل ( سان ژین ) را نه اینقدر آسانی بدسـت آورده نه می توانی . » كاترین حقارت مندانه و بايكقدر زودی ، هیچ گاه . » وبطرف متكلم دیده علاوه کرد : « هم شهری عزیزم فوشه ، تومرا از بسیار وقت میشناسی و این سوم دفعه ست كه رخت های ترا می شویم . آیا كدام حرف مشتبهی در باره من شنیده ئی ؟ » فوشه : ـ « لا ولله هیچ گاه . » « من از ـ اعت تیری های مشروع مثل رقصیدی ( فریکاسه ) و یا نوشیدن یا بعض اشخاص نجیب مانند شما ها خود داری نه میکنم ، ولی هیچ کس هم ، هیچ گاه به مقاصد دیگر کفشکی خانه ام را عبور نکرده است و خوب احتیاط میکنم که هیچ كس هم بدون يك شخص عبور نكند . » له فيور دست به سبیل های خود برده پرسید : « آن سگ خوش قسمت كه خواهد بود ؟ » ( باقیدارد ) ( مطبعه انيس )
[BLANK PAGE]
احمد شاه تاجر ماشین ها و عموم لوازم علمی و فنی تیلفونهای اریکسون اریکسون فابریکه است که در سنه ١٨٦٩ تقریباً در تاریخ اختراع تیلفون تاسیس شده و اکنون در اکثر ممالک دنیا قریب پنجاه فابریکه بزرگ بنام اریکسون وجود دارد که سامان تیلفون و تلگراف جدید ترین سیستم ها را می سازند فابریکه مرکزی اریکسون در ستاک هالم ( سوید ) و شعبات او علیحده فابریکه هائیست در فرانسه انگلستان لهستان ، اسپانیا استریا چکوسلاواکیا هالیند هنگری - ایتالیا پولاند و علاوتاً بتقریب پنجاه نمایندگی در ممالک بزرگ دنیا دارد . فراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نمایندگی فابریک اریکسون را داراست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین قیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد خواهش مندان و طالبین اینگونه تیلفون ها و غیره سامان الى بتجارت خانه او که واقع بازار جنوبی ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود .
انیس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ « طلبه معارف ۷ « در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاومنه باشد ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
شماره ( ٥ ) مجلد ( ٥ ) اشتراك سالانه ١٢ افغانی محصول پوست ٢ " خارجه ٢٠ شلنگ انیس تاسیس ١٣٠٦ اداره : كابل جاده ارگ مؤسس و نگارنده مسئول محيي الدين ٢ سنبله ، جوزا ١٣١٠ ٢ محرم ١٣٤٩ عاطفه و پرستاري صحت جان در پیشگاه آمال و آرزو های انسان قیمتدار ترین خواهشات انست ! بطوری كه يك انسان صحت خودش را دوست داشته و برای آن قیمتی را قائل است شاید غیر خودش كسی بآندرجه بصحت وی علاقه مند نباشد . ولی اشخاص شریف نوع پرور كه هر شی قیمتی در مقابل خواهشات نوع دوستی شان قیمتی ندارد ، بسعادت و سلامت و صحت و خوشبختی نوع خود عشق و علاقه مخصوص داشته در نیل این آمال بزرگ شریفانه از هر گونه بذل و ایثار مضایقه نمیفرمایند . ملل امروزه جهان در سایه همت و شرافت همین گونه اشخاص نوع پرور خود مالك صحت جان بوده ، بسعادت و اطمینان زندگانی مینماید ، ولی در اكثریه بلاد مشرق تا هنوز كمتر اشخاص پیدا شده اند كه باین موضوع حقیقی حیاتی و مسئله بزرگ حفظ و حراست نسلی اهمیتی گذاشته و جان يك ملتی را مر هون احسان خود قرار داده باشند . هموطنان میدانند كه ما تا چندی پیشتر بچه اندازه فاقد اینگونه موسسات حفظ جان بوده و چگونه حیات و صحت اهالی این خطه معروض سیر حوادث و آفات ، دستخوش امراض و كسالت از بی مبالاتی و عدم پرستاری گردیده بود ، فقط مراحم بیگانه حضرت حكيم على الاطلاق و از فی الجمله مساعدت آب و هوای سالم این خاك است كه ملت ما با آن حوادث مقابله و تلفات سنگینی را كه تهدید بحیات و صحت عمومی جامعه ما می نمود بحمد الله تعالی دو چار نشده و نیم جانی بسلامت بردیم . ولی باز هم رخساره های افسرده و چهره های پژمرده فقرا و ناتوانان كه بپولی ادویه ، بقیمت قدوت معالجه ندرتند قلب انسان را لرزانده ، عواطف لطیف را به هیجان می آورد . شاه دل آگاه حاضره ، اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی ، كه قلب رؤف و عواطف نوع دوستی و ملت پروری ش پاد شاه قلوب و عواطف دوستداران اهل وطن است ! از مبادی جلوس شاهانه ازین منظره تاسف خیز و انحراف صحت عامه برقت افتاده و مسجلاً قدم های جدی درین راه برداشتند . تشکیل فوری مدیریت مستقله طبیه ، جلب داكتر های متخصص ، تدویر شفاخانه ها تهیه ادویه و ملوازم امور صحیه سهمه ناشی از عواطف سرشار وطن دوستی و ملت پروری این تاجدار رؤف بوده است . تازه ترین مژده كه روح علاقمندان بصحت و سلامت ، جان هموطنان عزیز را میبالاند تاسیس ، شفاخانه مجانی علی آباد است ، علی آباد واقع چهار می متری كابل ملك و یاد مزروعی و قلعه بزرگی است كه ذات شاهانه بانضمام نشان المراعلی كه در ازای فداكاری و تحصیل استقلال وطن در عهد سپه سالاری ذات ملو كانه خود بطور مكافات خدمت شان از دولت تحصیل كرده ولی آنرا بمفاد شخصیه استعمال نكرده از نقطه وطن خواهی و ملت پروری برای سعادت اولاد این كشور بيك مكتب وسیع تخصیص و تمام مصارف آن مكتب را از حاصلات ملك مذكور تعیین
صفحه ۲ (شماره ۵) مجلد پنجم فرموده بودند که مکتب علی آباد مشهور و تا چند سالی دوام ورزید بالاخر در دوره حکومت امانی متاسفانه سقوط نمود. اکنون آن ملک و قلعه با سعادت که بشرف شمشیر مردانه هدیه شده بمصرف خيلي قيمتي ونظريه عالي جناباته تخصيص يافته بود دوباره احياي شرف وبركات نموده ازطرف اعليحضرت غازي براي تاسيس شفا خانه مجاني مختص ومعين گرديد تا اهالي فقير وبي بضاعت اين كشور را در آن منزل صحت ومأواي عافيت بوده باشد : متخصصين فني از قبیل مهندسین ومعمار تحت نظر جناب رفقي بيگ داکتر حضور همايوني براي تهيه نقشه وتدارك سامان و اسباب لازمه آن مقرر گردیدند تا شروع بکار آن کرده شود. فعلاً براي تعمير شفا خانه مذكور ووسائل لازمه آن مبلغ دو لك افغاني را حضور همايون اعليضرت از پول شخصي ذات شاهانه خود وضع وبراي انجام اين مقصد عالي تخصيص فرموده اند. حاصلات مزروعي وبا غهاي ملك علي آباد که هم يک عائد قابلي و پول هنگفتي ميشود براي مصارف سالانه اين شفا خانه از حضور ملوکانه تعين فرموده شد که در صورت لزوم مصارف لازم باز هم مراحم ومساعدت حضور موسس ملت پرور خود را نیز شفا خانه خیریه نائل خواهد شد . ما در اداي اين عواطف ملت دوستي وآمال رعيت پروري وغمخواري اعليحضرت متبوع محبوب خود از اظهار شکریه وامتنان قاصر و قلم ما عاجز است که در برابر اینهمه مراحم متواتره وانوارات مشکوره شرافت مندانه اعليحضرت همايوني که نسبت به حفظ جان وسعادت اولاد واهل وطن خود بذل ايثار ميفرمايند شکريه بسزا نمايد. صرف ما به این جمله قناعت کرده میگوئیم : زنده باد پادشاهیکه صحت وزندگاني ملت خود را طالب است . قصیده شمع قصیده مشهور حكيم خاقاني ومانند قصيده لا هون اين چند بيت که ترجمان روحیات ملی و در حقیقت ناله های جان گداز تمام افراد این محیط است ، به افتخار خدمت جامعه مقدس اسلامی و به نام معاونت در نشریات مملکت متبوع ما به جريده محترم ( اتفاق اسلام ) تقديم گرديد . امید است در این زمینه که برای آینده ملت یاد داشت های خونینی را از انقلاب خائنان سود گذشته مجسم نموده وشفقت وعلاقه شان را به حكومت ملي اسلامی صحیح اعلیحضرت معظم غازی نادر شاه افغان که همۀ آن مفاسد معایب دوره امانی را می خواهد با بهترین صورتی اصلاح نمایند بیفزایند. خلیلی افغان دو شینه که شد گردون در پرده شب پنهان خورشید چو مظلومی سر برد بگریبان من بودم ودل با من من يکدله او تنها من خفته و او بیدار من مرده و او نالان وز سوز سر شگ من گوئی که ببر جان آتش بسر آتش طوفان بسر طوفان گاه از غم این کشور نالان بدو صد ماتم گاه از ستم گردون گریان بهزار افغان كاين ملك پر از دانش وین خطه پر از بینش وين مملکت آزاد وین خانه آبادان گردید چو طشت خون یکسر همه دیگر گون شد منقلب و واژون شد منهدم و ویران اين رول ستم بابا از دست غمازی کرد وین رشته جمعیت از ظلم که شد پژمان مافخر زمان بودیم آشوب جهان بودیم در وحدت ملیت در غیرت و در وجدان در پایه دین بودیم خدمت کن وفرمان بر درپای وطن بودیم طاعت گرو خون افشان بوديم يک مذهـب در موقع قربانی بوديم بيك رشته در حب وطـنخواهان از بهر چه زد آتش بر مونۀ ما گردون از بهر چه غم بارید در گلشن ما بستان فکرم براین سودا آشفته چوزلف یار عقلم سراین آتش چون درد سیه پیچان ( باقی دارد )
( مجلد پنجم ) ( شماره ٥ ) صفحه ٣ بقلم آقای میر غلام محمد خان : مشاهیر رجال افغانستان حکیم ناصر خسرو بلخی (قرن چهارم هجری) در صحنهٔ زنده‌گی عاریتیت که فانی و غرور آمیز است ، بشریت وظایف سنگینی بر شانه خویش دارد . این وظایف و دایع و تحملات الهیه است که تا جان در بدن است کشیدن آن ناچاری است. حضرت بیدل بکوششی گفته بود که زنده‌گی بار کردن است و زیستن لاچاری . بر خلاف سایر حیوانات که از هر گونه مسئولیت و محاکمه ئی معفو و لا قید بوده صفحات حیات را آزادانه طی میکنند انسانها در هر قدم زنده‌گی به دفع و جذب غریبی گرفتار است ، شهوت و غضب میخواهد بام کند عقل و وجدان منع میکند ، احساس یکسقین مهر نفس تمایل مینماید ، آئین و ایمان به بستن آن هدایت میفرماید ، خاتمه احوال با این مراتب مجهول و در انظار جستجو مستور است : در وهلهٔ اول این نظریات از بعض فرقه های بشری سلب حوصله و تحمل مینماید ، و دسته های مردم را برای بلند کردن علم عصیان در برا بر این وظایف الهیه و اوامر عقلیه و وجدانیه ، وا دار میکند ، ازینجاست که موجدین فلسفه های منفی - نفس و ماده پرستی ، خوشگذرانی شهوت و غضب پروری بمیدان اخلاقیات بشریه میبر آیند . ولی خدای را شکر است که دیر نمی پایند و حکومت این فلسفه ها ابدی نیست ، چه سرشت انسان ازینها بالاتر است ، و او دارای نفس ناطقه است و در جسم عنصری او روحی است که بعالم ماورای ماده مربوط است . و در مغز كوچك او عقل بزرگی بازی میکند . این روح و عقل است که جنس او را از سایر حیوانات ممتاز و منفصل میسازد ، و او میگوید که ماده و جسم خود را کنترل کند روح مجرد ابدی است طیب و طاهر نگهدارد ، تمدن و عمران صنعت و فن ، محك و جریان اجتماع را یوماً فيوماً ترقی دهد ، وبسوی تکامل ، آن تکاملی که غیر متناه است سوق نماید باز عقل و روح به آدم امر میکند که روح را به تحصیل علوم الهیه و نفسیه و اخلاقیه با الاخره بادراك معقولات بانیمازه تصورات ممکنه آرام و راضی سازد ، این علوم از معرفت نفس آغاز و بشناخت حق اول یعنی خدای انجام مییابد . بعلاوه این وظایف جسمی و روحی تکالیف ثالثی نیز را انسان مرتب مینماید که عبارت است از استعمال عدالت و عدالت را خود دانند که عبارت است از عفت شجاعت ، حکمت . مردم غالباً این فرایض ثلاثه را تکالیف شاقه گمان کرده آنگهی تجاهل عارفانه یا تعارف جاهلانه کرده گویند : که این قضایا متناقضین اند در ایجاب و سلب ، جمع میان ماده و روح مجرد از ماده ، دنیا و آخرت نقیضتین است که جمع آنها با هم از محالات است . کدام بزرگواری نیز درین موضوع گفته است : هم خدا خواهی و هم دنیای دون این خیالست و محالست و جنون در صورتیکه این قضایا نه اینکه نقیض همدیگر نیستند فی الحقيقت يك قول مؤتلفی از جانان تراکیبی میباشند که مسلم اند فی نفس الامر و الهذا با عتبار ذات نتیجهٔ برای آنها لازم است که آن نتیجه عبارة است از سعادت بشر در حیات و ممات يعنی تلذذ روح . آری صنعت و فن علم وعدلت ، تهذیب اخلاق ، ایثار وفداکاری ، حلم وحیا ، جودوسخا ، عفت وطهارت اینهمه مقدمه ئی هستند ، که نتیجه آن استراحت ولذت روح ست ادیان سماوية وقوانين علميه مؤيد همین عقیده استند ، برای حصول این سعادت ست که زندگی چند روزه این دنیای دنی ، مبارزه گاه نوع بشر قرار گرفته ؛ شانه خالی کردن ازین رزمگاه ، رهبانیتی ست که در دین اسلام ومذهب سعی وعمل ممنوع وحرام ست . انتحار درزیر فشار های حیات در هر ديانت وعلم نا جوان مردی وضعف ست . پس زنده‌گی عبارت از همان رزم وکار مقد سئی ست که ودیعهٔ الهیه واز حمل آن انسان ناگزیر ست، این ودیعه وتحميلات خدائی را شخص شیراز به یکبار امانت وسنگینی تشبیه کرده وگفته بود : آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال بنام من دیوانه زدند
صفحه ٤ ( شماره ٥ ) جلد پنجم در راه ایفای این وظایف الهیه اگر انسان با عزم و جزم ثبات و غیرت خواسته باشد بکوشد، در مده وقتی او قوتهای خارقه ی تعبیه گردیده که میتواند بوسیله آنها در فضای حقیقت پرواز نماید. با هزاران سالی که بشریت مراحل حیات را طی کرده، هنوز از مدرکات و استعدادات متعدده نهانی خویش، جز اندکی را کشف نکرده اند، و قسمت بزرگت الان تقدم های مدنی متعلق به عده و محل بوده است. بسا عواطف و مدرکات و حسیاتی که در نهاد بشر ودیعه ست، ولی تا حال بسنگ مشق و امتحان و محل احتكاك نگردیده اند، و لهذا برق های جلی و حقیقت از آنها نجهیده ست. استكشافات این مدرکات نهایتیه در میان ملل عالم با نداره دارایی علوم آنها بعمل آمده ست، شك نيست ممالك متمدنه جهان امروز در صدد کشف مدرکات جدید تری و مجهول تری در نفوس خود ها هستند. ولی مر است که امروز و هر روز از هر شی زود تر و پیشتر، برای شناختن این مدرکات نهانی، وتحريك و تهییج آنها در کالبدهای سرد شده خویش، کوشش و انهماك ورزيم . بلکه از آن هم پیشتر بایستی مدرکات معلومه و معطله خواب برده خودمان را بوسایلی که علم تبیین و مقرر کرده ایقاظ نمائیم، و از این راه جامعه بسوی اعتلای مادیه و متعاقباً روحيه براه انداخته شود . بنام این مقصد نویسنده عجالته عنوان مشاهير وطن را اختیار نمود ، و ذیلا به تحریر و شرح احوال یکی از مقدمین حکمت و فلسفه افغانستان در نه صد سال پیشتر ، پرداخت. شبهه نیست اکثیر ممالک امروزه باین عناوین آنقدر ها محتاج نیستند ، مادامیکه ما هستیم، چونکه از در و دیوار آنها خوشبختانه مفاخر تاریخیه ایشان میریزد، ارث قديم وافتخار وغرور ملى در آنها بحدی مخلد و پایدار گردیده، که دیگر مغلوبیت قطعه آنها در رز میگاه حیات غیر ممکن و محال ست. اما در مملکت ما که بدبختانه از علل و حوادث سوء چند صد ساله جهان و زمن، تاریخیاتی ملی شاذ و نادر شده بلكه منعدم ومعدوم ست. مسئله طور دیگری ست، درین جا مهر و تحریر درین مضامین وهنا و باین فرض ملی و فرض حتمی ماست ، تا بدان وسیله بتوان در کالبد منجمد مملکت حرارت و روح احساس شرف و افتخار، ور ملی ، دمیده شود، و به تذکار احوال عاظم گذشته گان ملی، در پهلوی حیات جوانان وطن تر یا نه مهیج و نشاء در سبیل سعی و عمل کشیده شود . لاشك اين ذکر های خیر ارث ملی را زنده میکند و نصب العین معنویاتی را تبیین مینماید . ملت ها که فی المثل ز داشتن این نمونه های تاریخی محروم بوده باشند هم برای تهیج و ایقاظ نفوس خودشان به پیدا کردن این وسایل و امثال آن مجبور و معذورند چه جای افغانستانی که در ممالك آسيا تاریخاً در زمره ملل متمدن بشمار رفته است. چه بر وسر اگر تركم تنور و فتن چندین صد ساله جهان پرده های مجهولیت بر روی تاریخ این سر زمین کشیده است، این پردها عارضی و موقتی است امروز با فرداست که دست عالم بشريت اینحجاب مظلم را شکافته و از ته هر خشت دیوار ویرانه آن ضیا های افتخار تاریخی و تمدن قدیم با کتریابی بزود گت را در میان مدنیت جهان بلند خواهد نمود . افغانستان نه اینکه در زمنه های قبل الاسلام، دارای آثار مجیده و فخار تاریخیه بوده بلکه بعد الاسلام هم رجال و نوابغی در مهد استعداد خویش پرورش داده است که در ردیف مشاهیر و توابع ملل اسیاه از هیچ قومی یا کم نمی آوند بلکه انصافاً در بعض موارد حق تفوق و تقدم را نیز مالکیند. مثلا ما در اینجا قسمی مشاهیر وطن را از هر صنف مختصراً باد داشت مینمایم، تا بهترین برهانی بر مدعا بوده باشد و بعد از ان مقصد خود را دنبال خواهیم کرد . از طبقه حكما وفلاسفرها و علما : على ابن سينا . حكيم ناصر خسرو بلخی ابو نصر فارابی ابن عباد طالقانی احمد بن طيب سرخسی از صوفیون : مولوی روم بلخی . حكيم سنائی غزنوی . خواجه عبدالله انصاری قندهاری . شیخ نظام الدین عبد الشكور بلخی حضرت شفیق بلخی . ابو حامد بلخی ابو سعيد ابن ابى حيمته ئی . ( با قیدارد )
صنحه ه ( شماره ٥ ) درینجا وضع کرده اند میتوانیم چیزی معرفت حاصل كنيم و تمام چیزهائی كه ما از آنها میتوانیم بفهمیم اینستکه آنها آثاری است که ساحرین برای تماشای آن آمده و دهائی را برای رفع مواشی و بهائم خود ها آنها را استعمال می نمایند . وقتی انیکه مرور چنین عقیده دارند (ستون هنج) فقط يك خزصه یی در گذشته ها بوده است . ولی کدام جز صفر واز كجا ؟ معلوم نیست ؟ مجسمه ها در فرانسه همچنانکه در واقعایای کبیر مجسمه های سنگی یافت می شود ، در دیهایای غربه فرانسه نیز مجسمه های سنگی در اثنای دکا در ده سطر بیخورد که عده باقی مانده آنها تا امروز ، کمتر از سه هزار نیست و درین هم شکی نیست که عدد شان در قدیم بیشتر ازین بوده است ولی دهاتی و اهل نواحی بشکستن و از بین بردن و خراب کردن آنها کوشیده تا اینکه همین سه هزار موجوده از آنها باقی مانده است . و آگاه این مجسمه ها نظر اندازی شود اصحاب و اسلوب ساخت و نقرش مختلفه یی در آنها دیده می شود انسان وا آنها بدست می دهد ، و هم کوره هم علما از کثرت و سبب وجود آنها پرسش می نمایند . و شاید مجموعه شعب ها یا جای مذابح ، یا آثار معابد و باشی برای سوختن جسد های قدما بوده باشد یا شاید مقامات طوری دیگر است ، در هر ترجمه از مجلات علمی مترجم : عبد الرشيد معما های ابدی ( ٢ ) این توصیف چقدر برازنده است اگر ما به اکثریت بلادیكه مقبره چین های بزرگی بوده و امروزه معالم آن ها مدوس شده وجز آثاری باقی نمانده است گردش و سیاحت نمائیم . مثلا در بعض نواحی انگلستان در دشت مو سوم به جکل های ( سلسری ) مجموعه از مجسمه های سنگی است كه به مجسمه های ( ستون هنج ) معروف شده ، در صو رضع این بدست کار گر های . هری وضع و ساخته شده است . وهیچ كسی از ارقب وضع آنها واز هندسه نصب شان و اشخاصيكه آنها را نصب کرده اند اطلاعی ندارد . باینکه تا قرن شانزده هم هیچ فردی ازان اطلاع ومعلو ماتی نداشت ، در حالتیکه آنها از خیلی مدت ها وشاید قرن ها است که در آنجا دیده شده است . في الواقع اگر به این مجسمه ها ، از روی تد قيق نيز شخص نما ينم نه از حقیقت شان و نه از غرض اشخاصیكه آنها را حال یکی از آن معماهای تاریخ میباشد که عالما نه بطرف آن را حل و روشن نمایند . در هند چینی این مجسمه هایکه در فرانسه میباشد غریب تر از آنهائی نیست که ( موهو ) عالم فرانسوی قریباً ( ١٠ ) سال پیشتر کشف نمود . این عالم روزی در دشت های هند چینی برای جمع کردن انواع پروانه ها و حشرات که درین ناحیه به کثرت یافت می شود گردش می نمود در اثنای گردش در داخل بحیره خشکیده که در جوار آن اثری از بشر دیده نمی شد رسید در مقابل آن پنج عدد مناره های مرتفعی را دید که در قدیم ها مناره های معابد خیلی فخیمی بوده و هنوز دیوار های آنها بنقوش بدیعه مزین بود ، در نزدیکی این مناره ها آثار مده و قصور عظیمی دیده می شود بعد از بحث وتنقيب ویا پروفيسر ( موهو ) فهمید كه اینها آثار شهر و مجود ، پایتخت مملکت قدیم ( كمبو د ) است که در قرون گذشته عده ساکنین آن تخمیناً به هشت ملیون نفر بالغ شده و ازین سبب از بزرگترین شهر های عالم بود . غریب تر اینکه این شهر نیز از زلزله ها وولکان های آتشفشانی خراب نشده است ، معذالك اهالی آن روی الهام موجوديت و هستی خود ها ازین شهر مهاجرت کرده و پس از آنها این شهر يك ناحيه غیر مسكون وخاموشی گردیده است ، وانسان ها این
صفحه ٦ (شماره ٥) مجلد پنجم شهر را بكلی فراموش كرده حكايات آنرا از افسانه های خیالی گمان کرده اند در هر حال هنوزه هم آثار «آنجور» باقی است و تا امروزه کسی پیدا نشده است که طلسم مغلق آنرا شناسانده و راهی برای شنا خت این شهر بمردم نشان بدهد . جزیره ایستر در اواسط بحر محیط کبیر و قریباً هزار میل دوراز سواحل جمهوری «شیلی» جزیره است که طول آن قریباً سیزده میل وعرضش تخمیناً به هفت میل بالغ میشود، و با دوری که این جزیره از سواحل عالم متمدن دارد بحریه پیمایان آن را مشاهده کرده اند سکنه جزیره پر از مجسمه های بزرگ بزرگی میباشد که ارتفاع هر مجسمه آن تخمیناً به سی فت بالغ می شود . درین جزیره قراب شش صد مجسمه نیم تنه بر علاوه یکصد و شصت سکه (قاعده) میباشد که بعض این تمثال های نیمتنه بر روی آنها قرار گرفته و بعض بمنزله مقابر میباشد . در وسط جزیره یکانی (آتش فشان) میباشد که هنگامه انسان در ان بلند شده و اطراف آنرا گردش نماید مکان های سنگی حجاری مییابد که در پهلوی آنها تمثال های خیلی زیادی است که ساختن بعض آنها باتمام رسیده و بعض ها نا تمام میباشد این مجسمه ها يك حالتی گذاشته شده که گوئی صانعین آن رفته اند که فردا واپس آمده و مصروف کار شوند . شاید حاجت نباشد که بگوئیم این مجسمه ها سری از اسرار غامض و معمائی است که تا حال حلها بحل آن موفق نشده اند. حصر اً عده ساکنین این جزیره بیشتر از دو صد و پنجاه نفر نمیباشند شمارشی که درین جزیره دیده می شود اینستکه در آنجا مقابر یا بقا یا جسد های یافت نمی شود که دلیل شمرده شود که این جزیره پر از نفوس بوده و یا اینستکه اهالی آن بر اثر كدام زلزله مدهش يا ظهور آتشفشانی هلاک شده باشند مجسمه هایکه ذكر كرديم بحدی از روی دقت و مهارت ساخته شده استکه هر صانع ماهری میتواند برای اکمال آنها بکوشد . معذالك درين جزیره حتماً بايد حادثه که منتهی به هلاک ساکنین یافرار شان شده است واقع شده باشد . یگانه عالمی که یکی از علما دران اره نموده و شاید صحیح هم باشد اینستکه جزیره ایستر در زمینه های قدیم پشته خاکی بر قله کوه یا اراضی مرتفعه بوده است که این اراضی در اثر يك زلزله مدهشی در زیر آب غرق شده و در بالای سطح آب جز همان قسمت مرتفع آن چیزی باقی نمانده است و آن عبارت از همین پشته است که امروزه وجود دارد و با سم « جزیره ایستر » شناخته می شود . ( نا تمام ) تبعات ادبی : درهای یتیم (٤) ١٩ - دیوان احمد اثر میرزا احمد خان که پسر میرزا خان مرحوم است بمضمون الولد سرالابيه شخصي فاضل واديب وداراي مقام ارجمندی بوده است . و از شعراي دربار تیمور شاه که خوبترین مربی ومشوق شعرا است محسوب است . دیوان او موجود ومتعلق است بمیر زا عبدالله خان که پسران مرحوم است . ۲۰ - دیوان جایز که از شعرای زمان اعلیحضرت تیمور شاه وهم عصر با عاجز وافغان ومير زا وعزت وغيره بوده است چون اسم این شاعر و اثرش که درامراد از دیوان اشعارش باشد از دوست عزیزم حافظ نور محمد خان شنیدم به همین اندازه قناعت کرده معلومات درست و پایداري را که مقصد از روشن کردن حیات این شاعر باشد بخود ایشان میگذارم و میگذرم . ۲۱- : دیوان عزت که این هم از شعراي زمان شاه زمان، شاه شجاع بوده است یک بیت این شاعر تا امروز مشهور و بزبان ها جاریست بعالم رونق خوبی از ان شد که دوران در کف شاه زمان شد از قرار اطلا عاتی که از حضرت استادم قاري صاحب فرا گرفتم گویا حضرت شان در سنه ١٣٠٦ ديوان این شاعر را بخط
صفحه ۷ ( شماره ٥ ) و مجلد پنجم یکنفر کشمیری دیده اند ؛ و این مصرع را از دیوان او تا امروز بخاطر دارند عزت فسون دنیا مانع ز حرف حق شد ۲۲ - : دیوان وصفي که از شعراي عهد شاه شجاع و داراي غزلیات متعدد واشعار شیرین آن زمان است وا کثر زمينه هاي غزل خود را به سبک و طرز آن شاه شاعر نواز شعرا سرا ریخته است . مسکن و مولد این شاعر از قرار بیانات پدر مرحوم حاجي محمد افضل خان نجار که بعضی ها از زبان شان شنیده اند که وصفي از مراد خاني کابل است . دیوان وصفي ا کنون موجود وتعلق دارد به حضرت استاد قاري صاحب ولي در ديوان خود از مسکن و مولد خود اشارء ندارد - . ۲۳ - : دیوان عاصي اثر مولانا عاصي که از شورید گان بادیه محبت و سوختگان صحراي سوزان عشق بوده اند اغلبا قلندرا نه زیست کرده گرد افاق چون پر کار میگشتند . از جهان وجهانیان معزول و از طلب مال و منال دنیا ملول ؛ از در گاه شاه و وزیر دل بگسته و در حال تجرد و انزوا روز گار بسر اورده گاه گاه سرودن اشعار که صادق ترین معرف احسا سات شان است میل وافر داشته اند اشعار ایشان نيز واجد رایحه عشق ومحبت ولبريزهيان عواطف وجذبات عاشقانه بوده است مخصوصا علاقه بندي ان يزد گوار که استقبال از ترجیعات شعراي سلف است خیلی ها مشهور و بزبان ها جاري ومتداول و این چند بیت از ان است : يا رب بکه شد علاقه بندم کز جان وجهان علاقه کندم تا از لب جان فذاش دورم از آب خضر رسد گزندم دیگر نکنم هواي طوبی دلداده آن قد بلندم آي جاي توهست بشور بازار از عشوه مرا شور بازار باشد عملت علاقه بندي از من بچه رو علاقه کندي از قرار مسموع دیوان مرتبي دارنده لي در زمان حیات بخیال جمع کردن اشعار خود نبوده اند بلکه بعد از وفات شان يكي از ارادت مندان صادق شان این اشعار پرا کنده و پریشان را مرتب نموده است . خوشبختانه نقل همين ديوان موجود ومتعلق است به حاجي محمد افضل خان نجار علاوه برین مولانا عاصي حافظ قران كريم هم بوده واز اواسط اعليحضرت امير شير عليخان تا اواخر اعليحضرت عبد الرحمن خان حیات داشته اند و در پشاور وفات نموده و اکنون مزار شان هم در انجا است . ٢٤ - : دیوان سالک که از شعراي دربار امیر شیر علیخان مرحوم ومعاصر با الفت ، طرزي وغيره بوده است مولد و مسكنش بالا حصار کابل دیوان او موجود و تعلق داشت بپیر احمد شاه خان مرحوم وبعضي اشعارش نزد حضرت استاد قاري صاحب هم موجود است . ٢٥ - : دیوان شرر که او هم از شعراي عهد امیر شیر علیخان مرحوم ومعا صر با سالک والفت است . دیوان این شاعر را حضرت استاد قاري صاحب نیز در اثر تتبعات خود یافته وا کنون هم نزد شان موجود است . ٢٦ - : دیوان ولي طراف از شعراي دوره اعليحضرت امير شير عليخان ومعا صر باطر زي والفت وسالک وشرر وغيره بوده است . معاصرین او میگفتند که ولي بي سواد بوده حتی چند سال قبل در یک شماره معرف معارف شرح حال ولي طواف تا اندازه نوشته شده وازيك بيت آن بي سوادي وناخواني این شاعر را از روي تحقیقات لغوي ولفظی نشان داده است ولي به سابقه هیجان عشق ومحبت سو زاني که در کانون قلب او شعله میزد و آخرین درجه حرارت او را نشان میداد بسرودن زیبا ترین ابیات وفصيح ترین اشعار موفق شده و درعین حال از شعراي معروف و نامدار زمان خود سبقت نموده است حتي خوش نویسان عهد او براي انتخاب قطعات خطي اشعار اورا انتخاب برده اند . یک قطعه خط نهایت مرغوب که مرقوم به یک غزل اوست که مطلعش این است:
صفحه 8 ( شماره ٥ ) مجله پنجم دلم بدست يكي شوخ جاهل افتاده بسنگ شيشه دل سخت مايل افتاده تا اكنون موجود و بديوار زيارت خضر آويخته است . از همه شگفت تر كه اشعار اين شاعر درعصر خودش به ممالك همجوار مانند هند و ايران بدون تذكره وپاسپورت مسافرت نموده مورد نظرو استقبال شعرای آن سامان گرديده است چنانچه درجزء پنجم ديوان ايرج مرحوم مشهور به جلال الممالك كه يكي از غزلسرایان متبحر وازشعرای مقتدروناموران ايرانست می نويسند در ۱۲ سالگي اين مطلع را در گي راي ايرج ميرزا خوانده واورا به سرودن دعوت كرد مردم از حسرت امور وشأن ریم شدن من ندانم بچه تدبير بدام آرم شان اين مطلع مشهور از ولی متوفی وهر شخص كه اشعار بر گيده ولي متوفی را هم دارد حتماً اين غزل در جمله همان اشعار است . و موضوعی نگارنده از میرزا قاسم جو از سالیان درازيست كه اين غزل طواف را بيك حنك جذاب وشور انگيز خود خوانده وميخواند . خلاصه حيات ولي طواف روشن ونسبت به همعصران خود خوش بخت زيرا تا حال نام ونشان او مكرراً در جرايد وطن تذكار يافته و در قلوب قسمت بزرگ هموطنان خود جادارد واشعار به خاطر ها محفوظ و بزبان ها جاري ، مزارش كه آخرين منزل راحتي و ياد گار واپسين اوست معین ومیتوان رفت و مزار او که موجود وتعلق دارد به او است . ازمرحوم كه الهم شاعر وسخن شناس است واشعار متفرق او متداول ونزد صاحبان ذوق حاضر شرح حال مفصل این شاعر با قسمت اشعارش از شماره ١ تا ٤ همین محترم مرقوم ومندرج ، یا فت دارد . ( سرور گويا، عضو انجمن ادبي ) بحر وماهتاب آسمان و ستاره شب وسكوت دريج طرف صدا وندای نیست . آسمان مانند خیمه کلان قير اندودی بالای سر این محیط سياه انداخته ، تابش ماه سرد و كم نور است . شعاع بیجان او در روی آب تاريك يك ستون كهكشانی ترسيم ميكند . ستاره ها كورلی روشن در نقاط مختلفة سمان رخود ميازاند . درینجا طبیعت در اغماي مختصری با شكوهي تجلي ميكند . كائنات در بالا عبارت از آسمانی آبی ، در پایین از آب سياه گون ست . آسمانی سوای يكدانه ماه و چنددانه ستاره چیزی ندارد ، دریا ازین هم عاری ست . بین آسمان و آب کشتی تحركت ميكند كه از آن دود ميراند، در حجره های او اجسامی خفته اند که تازه از قالب خلاص شده اند : واقعا عجب سكوتی است ! حتى يك نسيم خفيف نميوزد ، در روی آب يك موج كوچك ديده نميشود ، صدای چرخهای کشتی هم که بکوش نميرسد ، مثلیکه عالم مرده ، دنيا از موجودات خالی گردیده باشد . اين منظر بدون اینكه الم آور ويا هول پرور باشد ، سرور آمیز هم نيست ، دقت در هوسها و آر، و ها را ميخواباند ، سوای انكه ترس ووحشتی تولید کند . توجه بان عقل و حكمت را كناره ميزاند و غضب را معدوم ميكند . تنها درین میانه روح حرکت می نماید و حیات عمق و دور اندیش میگردد. اين دريای سياه خيلی امتدادها وسيع و پهناست ! قرن ها بسيار عبور كرده اند و این دريا هنوز بيك حال ست . دروی رو و زیر این دریای عظیم هزار ها پاره اهن قوی دهیان كوچك را بلعيده و طفال آنهارا شکم ساخته اند ، ليكن در سطح دریا خبری از آنها نیست . صدها بي هزارها سالی گذشت ، بسپار نوح جديد در میان این بحر پیدا شده سختی ها بر ده، زحم ها خورده ، عاقبت بدون اینكه بدانند کجا میروند فانی گرديده اند ، و اين دريای بی پروا بيك آهنك موج ميژند . كوهها از هيجان شديد رفت خسته تلخ شي می سوختند اطفال معصوم از داسق خوشبوی مادر در ميان شعار های پرحم قش افتند ، شهر ها که هیچ گناهی ندارند خراب شدند مگر اين دريا بهمان حال ست كه بود . چقدر کشتی های پر اقتدار که از سطح این دریا مرور كرده اند ، این کشتی ها
( شماره ۵ ) صفحه ۹ حامل چه انسانهای پر امید بودند که هر يك هوسها داشتند . و از یکسر این دنیای فسونکار بدیگر سر آن می شتافتند عاقبت طعمه مردند و کشتی ها شکسته از ایشان اثری در روی آبها نماند حتی استخوانی که از کاسه های چشم شان در زیر خاك نمناك مانده بود پیدا نمیشوند . تنها این بحر ژرف و عمیق ست که بهمان يك حال است . دو شیزه های قشنگی که هر يك ازين بحر و بیشتر آرزوئی داشتند در کشتی ها مریض شده ، و با جگر نگران وداعی نمودند که تران خون می بارید ، کشتی نشینان اجساد سرد و نازنین آنها را با صندوق سنگینی در دهن وسیع این بحر انداختند فردا شب دریا بارار ام بود ، واشعه دوستان قدیمی خود یعنی ستاره های کهن سال را منعکس مینمود . افسوس ! هیچ یادی نداشت که چه وجود های نفیسی را فرو برده است درین ساعتی که من اینجا نشسته ام در روی زمین چه احوالهای عجیبی است ؟ در همین دقایق بسا محافل مجللی که در آن قهقه و سرور نثار میشود . و بسا جوانان خود کامی که از لب های یاقوتی محبوب های خویش میچشند . اما اسفند ملکه های حسن و جمالی هم که در بستر نزع افتاده و چشم های پرنور آنها بفضای بی انتهای ابدیت تماشا میکند ، و بالاخره با گیسوان سیاه آمیخته و با کافور سپید در روی خاك تيره لحد می افتند . حیف ! در همین لحظه چه طفل های یتیمی که در کوچه ها از شدت خنك با شکم گرسنه مثل بید میلرزند . و در محابس چه مجرمین مجبور و بیماری که دقایق بد بختی ها را شمار مینمایند . راستی هستند آدم های که در مزین ترین پایه تخت های جهان باز چه مانی نیافته ، و خود را در زیر قطار های سنگین ریل ، منزل سگی فرش نموده ، و از نقات حیات شرارت بار رهائی می بخشند . آری در همین آنات حکمیای هستند که مصروف اختراعات اند و شعرائی که مشغول تصنیفات مهیجه میباشد . مبر هنی هم هستند که در مسلخ آنها سر بوشت انسانها تعیین میشود در میانه اینهمه عوالم بوقلمون تنها این در یای بیکرانه است كه بيك حال است . قرن ها گذشت ، و قرن های دیگر خواهد گذشت ، در طول این ایام چه جوانان خوش خد و چه پیران مشوش با چه عمارت ها و چه تیره روزیها که آمده و خواهند گذشت ، چه مدنیت ها ووحشت ها با چه فتح ها و مغلوبیت ها چه آرزوها و آمالها که ، کله های بشريت ، یکی پی ـ دیگری در مزرعه حيات ، مثل گیاهای حزنی روئیده ، و بلافاصله از دم داس بیرحم مرك درویده شده و خواهند رفت ، خواهند رفت و از خود حتى سایه هم نخواهند گذاشت . مگر این دریای بپایان بهمین يك حال که است خواهد بود ! وقتیکه باین دریای کهنه نظر میکنم و جلد پنجم بآسمان بلند نظر می نمایم ، در برابر سلاسل نامنتهای حوادث این عالم کون و فساد ، سر گذشت و عمر بشر کوتاه و آرزو های بنی آدم تباه و رسوا دیده میشود ، و باز نا امیدی کمر هوسها را مثل حس خشکی می شکاند . آنگاه بر گشته باین کشتی نشینان مسافر که هر يك باری از آرزو ها در پشت بسته دارند نگاه میکنم ، به بوالهوسی ها و کوته نظری های شان رقت مینمایم . آیا هیچ نمیدانند که چیقدر کشتی ها ازینها پیشتر رفتند و رفته اند که دیگر هیچگاه بر نخواهند گشت ؟ اینها کجا میروند چه میخواهند چرا از غارهای کوه ، از کلبه های محقر ، تاريك خود دور میشوند؟ اینها چرا زن و فرزند خود را تنها میگذارند ، این چه سرف استعداد بشریت است ؟ مگر اینها حسادت طفلانه بشر در مقابل فضای نا متناهی اسرار زنده گی و رموز مبهم و تاريك خلقت كائنات چیست ! الى مردم يك لحظه را زیر پردش و اندیشه نمطو هند گذرانند ، در سطح این بحر ، این مدفن ، مدر ـ مفهوم مخلوق تحريه هم بخیالانه رقص میکنند و از فردای خود فکری نمی نمایند . حالا که بخود می بینم متحیر، سرگردان و مات و حتی نادان میشوم ـ در لمحه یی تباه آرزو ها در دلم قوت غارند و دنیا و زنده گی از دور ، مثل سواد شهری که در ظلمت دمنه ها و دود های
صفحه ۱۰ (شماره ۲) جلد پنجم فابریکه ها سایه مجهولی می اندازد، در تعظیم تاریک و مبهم می آید، خود را آنقدر حقیر و نا چیز می بینم که حتی از تصور خوشبختی خجل میشوم. هیچ امیدی ندارم و هیچ امید گاهی سراغ ندارم، مگر بصانع و خالق عظم الشأن که خلاق اینهمه جهان اسرار آ لود او ست، و اوست که همه را نابود و فانی خواهد نمود. «سبحان حی الذی لایموت! ای خدای رحم کن و به بخش بر من: - آرامش روح و موش برق به موت. م. غ. م خبرهای فنون و اختراع اختراع جدید یکی از عجایب علم جدید اختراع یکدستگاه كوچك الکتریکی است که یکی از اطباء نیویورك برای خوابیدن اشخاص اختراعش نموده بطوری که هر کس در هر موقع که اراده بکند، بدون اینکه مبتلا باضطراب و قلق نقصان شود بخواب خواهد خوا بید. و در موعد معین از خواب برخاسته در حالیکه با نشاط وقوایش جمع و راحت و بکار خود خواهد پر داخت و این دستگاه جدید مراتب از مخدرات و افیون و غیره که انسان را در بحر نسیان و فرا موشی غوطه ور میسازد بهتر خواهد بود. كشف الماس بزرگ دو نفر از اهالی با ویر اخیرا مسافرت به تر نسوال نموده و در سمت مغرب تر نسوال برای کشف الماس کار میکردند این دو نفر آنچه پول داشتند در این راه خرج کرده ولی حتی يك ذره هم الماس پیدا نکرده و کمترین احجار کریمه هم بدست آنها نیفتاد و در ۳۱ ژا نویه گذشته بیش از سه پنس از ثروت و دارائی آنها باقی نمانده بود. شش پنس را نان و سه پنس را پنیر خریده و مشغول خوردن بودند و ضمناً هريك در عملیات تباهی كه معلول کنجکاوی بود مراقبت مینمودند، و بهمین طور که نشسته و در فکر آتیه و سر نوشت خود بوده بخاطر یکی از آنها خطور می کند نقطه را که تا کنون کاوش نکرده اند کاوش نمایند و فوراً اقدام نموده وشروع بکندن زمین کرده چند دقیقه بیش نمی گذرد كه يك سنگ بزرگی که از حیث بزرگی یکی از آن ها باور نمي کرد الماس است بدست آورد و بمحض این که رمقش آن را دید چون الماس می شناخت از شادی نعره بر آورده که بهترین الماسها از حیث صفا و روشنی بوده همینکه آن را وزن کردند دویست قیراط بود؛ بطوری نقل می کنند هر دو بوطن خود مراجعت و ثروتمند شدند. طلاوالماس معادن طلای ترنسال در فوریه گذشته ۸۲۹۹۲۷ اونس در مقابل ٩١٤٥٧٦ او نس طلا داده یعنی مساوی با ٥٩٧٥٢ در ۳ لیره انگلیسی طلا نسبت بمحصول ٦ ماه ژانویه ۱۹۲۰ بالغ بر ٢٤٣٢ در ٩٢ليره انگلیسی اضافه بوده ضایعات زیادی و جود دارد. کمیته اتحادیه معادن در جوهان سبرك قریبأ يك بیانیه را جمع باین که موا فق با مصالح كمپانیهای دیگر است انتشار خواهد داد و تنها معادن طلا که سهام آن ثابت باقی مانده و تحت تاثیر تنزل واقع نه گردیده سهام بنز آلمان در ٢٨٦ و کر ان در ۵۳۰ و کر ان قناد در ١٩٦ ثابت مانده است و كمپانی خیر الذكر خبر راجع باینکه شعبه در افریقای شمالی تاسیس مینماید تکذیب کرده است. اسعار الماس تنزل نمود و اسعار دی بیر تا ٥٦ در ٦ تنزل کرده در موزینکا ٩٨٧ و اسعار پر افرید از ١١٤٣ به ٧ در ١٠ تنزل نموده و اخبار واصله از لندن حاکی است که تصمیم نموده اند سهام جدیدی بمقدار دو میلیون و لیره ا نگلیسی طبع و صادر نمایند. را جمع بنقط طلاع میدهد؛ که در کاليفوني موافقت نظر حاصل گردید که هريك از تولید کنندگان مقدار محصولات اقظی خود را بمیزانی که دولت حد متوسط آن را تعیین مینماید استخراج کنند، و
صفحه ۱۱ شماره ه مجلد پنجم اجرای يك همچو قراردادی از صلاحیت قوه اجرائیه است . فقط رومانی در حال تنزل باقی است و شایعانی هم وجود دارد و احتمال میدهند که قرار داد عمومی راجع بانحصار محصولات نفطی و تعدیل اسعار داخلی آن منعقد شود ، فقط شایعات و اساس صحیحی ندارد . ( کوشش ) از هر طرف ریاست جمهوري فرانسه انتخابات دو ما آتيه روز ۱۳ ژوئن آتیه دوره هفت ساله ریاست جمهوری ( مسیو کاستون دومرگ ) بپایان میرسد و بر حسب عادت هر گاه یکنفر رئیس جمهوری دوره هفت ساله را کاملاً بانتها رساند يك ماه قبل از انقضاء مدت بایستی انتخاب رئیس آتیه جمهوری بعمل آید ، البته ممکن است این عمل قبل از آنموقع نیز صورت بگیرد ولی حالا ضرورتی برایش مشهود نه میشود وعموما تصور میکنند روز ۱۳ مه کلیه اعضاء مجاسین شوروی وسنادر ، ورسای ، جمع شده و مجلس ملی را تشکیل داده ورئيس جمهوری را انتخاب خواهند نمود اگرچه هنوز رسما اعلانی صادر نشده وصدور ان هم قبل از ه مه یعنی قبل از افتتاح مجلسین که بعد از انقضاء تعطیل است احتمال داده نمیشود مع ذالک بالطبع اسامی بعضی که نامزد انمقام هستند در السنه و اقوال جاری شده است اگر چه مسیو بریاند مکرر اعلام کرده است میل ندارد نامزد ریاست جمهوری باشد مع ذلك كسی تصور نمیکند مشارالیه بجد گفته باشد زیرا « مسيو ميلارند » درسنه ۱۹۲۰ قطعاً حاضر نشد نامش در زمره نامزد ها نوشته شود لیکن با ان اجازه داد انتخاب شود . با ( مسيو مارسل هوتن ) مصاحبه ( مسيو برياند ) نموده که شرح آن بتفصيل دو جریده ( اکود پارس ) درج گردیده و خلاصه آن بدین قرار میباشد : از اینکه مردم میکوشند اگر مایل باشم حاضرند مرا بریاست جمهور برانگیزند ممنونم لیکن وظائف ریاست جمهوری با مسئولیت هائی که واجد میباشد کاملاً با مذاق من وفاق نمیدهد . این شغلی که فعلا دارا هستم بحد كفايت واجد مسئولیت میباشد ولی بقدری مايل بانجام آنها هستم که فرصت ندارم مشتاق سمت دیگری باشم . بناء عليه اسم ( مسیو بر یاند ) از فهرست اسامی نامزد ها خارج میشود . در میان اسامی دیگری که برای این سمت ذکر میشود یکی ( مسيو بنلوه ) یکنفر از رئيس الوزرا های سابق دیگری ( مسيو دومر ) رئيس فعلى سنا دیگری « مسيو آلبر لو برون ، یکنفر مهندس معروف و دوست صمیمی « مسيو پوانکاره ، دیگری « مسيو لئون برار » حقوقدان معروف وسياستمدار ميبا شد . این چهار نفر اعضاء مجلس سنا هستند وتجارب طولانی در امور وزاوتی دارند . وقتیکه عقیده ( بوانکاره ) در این باب استفسار شد اظهار داشت كانديدای من ( لبرون ) میباشد چون گفتند ار قبول نکند با کدام يك از نامزد ها موافقت دارید جواب داد ( مسيو برار ) این انتخابات با انتخابات سابق تفاوت دارد زیرا ( مسيو دومرك ) در ۱۳ ژوئن سنه ١٩٢٤ پس از استعفا اجباری ( مسيو ميلارند ) بعمل آمد و او نیز در نتیجه استعفاء ( دشانل ) بواسطه کسالت در سپتامبر سنه ۱۹۲۰ حائز این مقام گردید و در اینصورت عقیده عامه فرصت ابراز نداشته است . بنابرین حالیه فرصتی در دست است و مردم میتوانند افکار موافق و مخالف خود را اظهار نمایند . اگر هم دو دسته قوی در انتخابات وجود پیدا کند مانند انتخابات پاپ يك نفر ثالثی بریاست جمهور انتخاب میشود . کوشش
صفحه ۱۲ شماره ۲ مجلد پنجم کاروان زرد مسلم است یکی از جمله بهترین اسباب سعادت انسان دارای یک عزم متین و اراده خستگی ناپذیر است ، اراده قوی چنانچه مشاهدات و تجارب تاریخی، اثبات می نماید ، موقع منیع و جای بلندی را دارا است چه ثابت است که انسان به صورت فردی و یا اجتماعی طبعاً ترقی و تکامل را خواهان است و مجبور است در هر شعبه از حقائق حیاتی پیشرفت مطلوبہ موانی نموده برود ، و آرزوئی در مقابل انسان عرض وجود نمی نماید که آمال زیاد دیگر را با و ممرق نکند و طبعاً او را به طرف تکمیل آن تحریک و تشویق ننماید زمانیکه این آمال و آرزوهای عدیده در نتیجه احتیاج انسان را با یک جاذبه مغناطیسی مانندی هر کدام بعد از دیگر به طرف خود جذب نموده میرود و درین شک نیست که هیچ قومی در دنیا بدون محنت کشی صورت گرفته نمی تواند لذا برای تحمل این محنت ها و مشقات و سربازی هائی که بسان لازم است برای تکمیل آرزوهای حیاتی خود بکند در اولین قدم خود باراده قوی و روح بلند و عزم پایدار و مقاوم احتیاج خود را محسوس مینماید . و نمیتوان انکار نمود که بهترین و به مطلوب موافق ترین نوع عزم و اراده آنست که در اثر علم و دانشمندی در انسان بروز نماید . و بهمین علت مردمان پای مندان و ساکنین خطه های راقیه اوروپا به سبب صرف چون پیشتر علم دارند قوه اراده و شوق سربازی و فداکاری را در راه علم و عرفان که مایه سعادت و رفاه جامعه بشر است بیشتر مالک اند . اسامی اشخاص فدا کاری که بعضی در راه تو سیع معلومات دائره بشریت جان های خود را فدا نموده اند و برخی با تحمل زحمات گونا گون شاهده مقصود را بکف آورده اند در صفحات تاریخ موجود است مثلاً کپتان سکات مشهور که در راه کشف قطب شمالی فدا گردیده واندری معروف که سر خود را در راه اجرای کشفیات در قطب جنوبی باخته است هنوز دائره بشریت ساعی شان و همچنان خدمات گران قیمتی را که در راه تشجیع و تحریص شایقین علوم و معلومات ابراز نموده اند فراموش نکرده است . درین روز ها يك وفد فرانسوی موسوم به ( کاروان زرد ، که مرکب از چند ابنای فعال ، زحمت کش و شایقین علم و بیان می باشد برای مقصد کشفیات متنوعه وارد خاك وطن ما گردیده و می خواهند تا به چین رفته در اثنای راه کشفیات لازمه در بعضی امور بنمایند ما در ذیل راجع به مطالب و مقاصد و همچنان هیئت ترکیبی این وفد و امور دیگر آن به غرض کسب خود معلومات میدهیم ، و شاید این نيز يك مثال خوبی تشکیل کند که ذوق معرفت انسان را بچه گونه اقدامات وادار می سازد . رئیس این وفد موسیو ژورژ ماری ها رت در اوائل ماه مارچ با اینسه طرف بیروت که نقطه حرکت رسمی دسته اتو مبیلهای اکتشافی هیئت مذکور در بو آسیا میباشد حرکت نمود . در سال ۱۹۲۲ - ۱۹۲۴ اولین هیئت باسم همین شخص مذکور ( که رئیس این هیئت است ) ، واپل ادوین دووی ، ( معاونش ) برای اولین مرتبه با اتو مبیلهای مخصوص خود از صحرای اعظم افریقا عبور نموده و الجزیره را بافریقای غربی و استیه اتصال داده بودند . در سال ۱۹۲۴ و ۱۹۲۵ براى يك مسافرت مهمی که در کتب و سينما ها بنام کاروان سیاه شهرت یافته و تشهیر شده ، از کیپ لندار ، عزیمت و بعد از طی تمام طول شمال جنوبی بر افریقا به انا ناما یو افرا ختم نمود . همین کشافان خستگی ناپذیر با آمال و آرزوئی که همیشه در تزاید است ، امروزه مسافرتی را پیش گرفته اند که اهمیت آن باید تر از آن چیز هائیست که تا ثبت به کوشش خود در اجرای آن موفق آمده است . درین اواخر با بر افریقا به نظر دنیا باندازه سابق مستور و غیر مکشوف نمانده ، کاشفين وعنها با سرار اراضی ، کوه ها و خلاق ، عادات ، حیوانات و نباتات آن بوجه اکمل پی برده اند ، اما اسیای وسطی بنا بر اینکه عقب دیوار هائی کوهستانی واقع است و بواسطه دور افتادنش و بعلت وجود صحاری وسیعه واقی مغربی ها جزآ - بند مناطق قطبي يك عالم غیر مکشوفی است . از وقتیکه اسکندر
( شماره ٥ ) صفحه ۱۳ جلد پنجم کبیر در تعقیب فتوحاتش خود را تارود سند رسانیده ، ده قرن دیگر به بعد مارکوپولو تمام مغولستان را سیاحت نموده به پیکن وارد گردید . بعد ازو نیز در مدت هفت قرن دیگر یعنی تا اواخر قرن اخیره دخول وتحريات در یر آسیایی صورت نگرفت . در سال ۱۸۹۳ سون هدین کاشف سویدی بعد از یکه قراب بود در صحرای تکلامکان از تشنگی هلاك شود از رشته فلاتهای مرتفعه تبت عبور نموده از در یاچه کوکو نور گذشته و بعد از عبور از قسمت جنوبی صحاری کونی به پیکن رسید مسافرت او سه سال طول کشید - کاشف فرانسوی موسوم به پول پليوت مدتی بعد از آن مسافرت سه ساله کرده و درآسیای وسطی و چین وترکستان چینی کشفیات مهمی کرد - اما هیچکدام از این کاشفین از وسایل ولوازی که ممکن می ساخت به وسیله آن مانند هیئت جدید در مراحل علمی اكتشافات خود را بسط دهند میسر نداشتند . مؤسس ومکفل این مسافرت نیز مانند دومسافرتی که قبلاً در افریقا بعمل آمد صناعت کار و برکت فرانسه مسیو آندری سیتروئن است ولی لودرم روسا ئینیکه برای این مسافرت تهیه شده خیلی ممتاز تر ازوسایل مسافرت های سابقه میباشد علاوه بر مساعدت ها و امداد های موسیو سیتروئن از طرف محمود وزارات حکومت فرانسه که از لحاظ اول اهمیت این امر را که خدمتی بعالم انسانیت است حس نموده بودند و هر کدام از روی مفاد خود به کشفیات آن علاقه مند وشایق بودند ، امداد واعانه داده شد - ونیز يك عده مؤسسات فنی مانند انجمن جغر- افیای فرانسه، موزیم تاریخ طبیعی ، موزه نژاد شناسی گمیه در امداد با این هیئت شرکت ورزیدند - همچنین کار خانه عظیم فرانسوی پاته ما تاق عهده سینمای صدا دار هیئت را برمه گرفت - ونیز انجمن ملی جغر افیای واشنگتن که متجاوز از يك مليون و دو صد هزار نفر دارد ، وبمقصد نشر علم جغرافیا در تمام عالم قائم شده است ، اعتباری مساوی اعتباری که به بیرد ( ۱ ) جهت مسافرت به قطب جنوب داده بود باین هیئت اعطا کرده وعلاوه بر آن يك نفر از اعضای خود، موسوم به . مستره بنارد اول ویلمس ، را به نمایند گی خود در این هیئت معرفی و ضمام نموده است - این انجمن از سال ۱۸۸۸ که بدو تاسیس آن است تا الان در باره هیچ يك از هیئت های خارجی نظیر این مساعدت نکرده است . حکومت چین نیز در ین هیئت شرکت نموده و در مدت مسافرت هیئت موصوفه در خاك چین پنج نفر از علمای چینی را تحت سر پرستی دكتور سوهنگ تی فاع لتحصیل ساو بون همراه خواهد نمود - درین مسافرت با موسیو ژورژ ماری ها ات رئیس هیئت ، موسیو لوی او دوان دو روی بحیثیت معاون کار میکند - و این ( ۱ ) بیرد شخصی است که به اجرای کشفیات در قطب جنوبی کامیاب شده . شخص همان کسی است که در موقع عبور از ريك ها وجنگلها صعب العبور افریقای استوائی با مشار اليه همراهی داشت . این دو شخص ٣٥ نفر همراه دارند - مدت ۱۸ ماه درین امرو اقدام مشترك خيل مهم که در همه جاه علوم مختلفه مانند جغرافیا ، عتیقه شناسی ، نقشه برداری ، معرفت نژاد ها قصاد اجتماعی و سیاسی وغیره امتداد دارد ، همراه وشريك خواهند بود ـ دونفر لیو تنان های کشتی بوان دیکور که از طرف وزارت امور خارجه مأمور شده اند کار مطالعات مساحی بذمه ایشان است ـ ( با قیدارد ) اعلان مژده بعموم کسانیکه ضعف چشم دارند یا اینکه مناظر را از دور مشاهده نمیکنند که محض خدمت بایشان عینکهای مختلف با ساختن مقیاس درجه و قوت چشم تهیه نمودیم . کسانیکه میل محافظت یا قودت چشم خود را دارند به ( عبد الجبار ) تاجر . و یا باداره انیس برای گرفتن معلومات رجوع فرمایند .
صفحه ١٤ ( شماره ٥ ) جلد پنجم خبرهاي داخلي تقديم اعتماد نامه عالیقدر جلالتمآب هره شونپل وزیر مختار دولت بهیه آلمان ، روز دو شنبه ۱۸ ثور بعد ظهر ، با احترام و پذیرائی شایان ، توسط وزارت جلیله خارجه و وزارت دربار بحضور همایونی مشرف شدند . و نیز اعتماد نامه خود را تقدیم و نطق ذیل را بحضور قرائت فرمودند : اعلیحضرتا ! خوشبختم که باعلیحضرت شما مکتوب هندنبورگ رئیس حکومت آلمان را که مرا نزد اعلیحضرت شما بسمت سفیر فوق العاده و وزیر مختار معتمد میگرداند تقدیم نمایم . چقدر مسرورم در مملکتی که با آن از مدت مدیدی دارای مودت صمیمی هستیم و آن دوستی صمیمی من بمفادات عرفانی و مادی مشترکه اتکاء دارد می آیم . ملت آلمان همیشه قوه متین ملت نجیب افغان را در منازعه آزادی و تکامل اقتصادی آن تمجید نموده است مطمئنم که اعلیحضرت که مملکت شان را با دانش و جزم و احتیاط اداره نموده و سیاست خود را با اعطای امن و سکون بملت نجیب افغان نشان داده است با من توجهات شان را در تکامل وظیفه من ارزانی خواهند داشت تا روابط و علاقه که مملکتین ما و شما را متحد می سازد بیشتر از پیشتر به سعادت ملتین قرینتر بسازد ! بعد از ختم نطق مذکور اعلیحضرت همایونی جوابیۀ ذیل را ایراد فرمودند : آقای وزیر مختار ! بکمال مسرت نامۀ جناب هندنبرگ رئیس حکومت آلمانرا که وسیلۀ معرفی شما بسمت سفیر فوق العاده و وزیر مختار آلمان دربار ماست می پذیریم و هم آرزو داریم که شما در ایام اقامت خود در مملکت عزیز ما که همه وقته روابط حسنه و حسیات صمیمانه با ملت و حکومت نجیب آلمان دارند بکمال مسرت و عافیت زیست نمائید . جناب وزیر مختار ! حسیات حکومت عالیه و ملت قابل قدر آلمان عموماً و بیان شخصی شما نسبت بما وملت ما خصوصاً خیلی موجب خوشنودی و رضائیت ماست ما و اراکین سلطنت ما در همه اموری که برای نزدیکی و تزئید روابط صمیمی بین دولتین مفید و ضروری باشد در ابراز مساعدت با شما در همه وقت خوشنود خواهیم بود . معین سوم وزارت خارجه ع ص حبیب الله خان ( طرزی ) سابق وزیر مختار افغانی در پاریس ، که از فضلا و دانشمندان مملکت است ، درین روز ها از حضور والا حضرت صدر اعظم صاحب ، معین سوم وزارت خارجه منصوب و مقرر گردیدند . معین ثانی وزارت مالیه ع ص میرزا غلام یحیی خان که يك شخص کار دان و مؤسس شهريه واصول دفتری بودند ، درین اواخر ، معین دوم وزارت مالیه مقرر شدند . متخصص پوسته و تلگراف عزتمند هر ابنگن بونه دس المانی متخصص پوسته و تلگراف ، از طرف وزارت داخله برای امورات پستی استخدام و اجرای وظایف می نماید . وزیر مختار اعلیحضرت در لندن عالیقدر جلالتمآب احمد علی خان وزیر مختار اعلیحضرت در پاریس به وزارت مختاری لندن انتخاب ، و درین روزها اگر پیمان شان بوزارت جلیله خارجه واصل گردیده است . مدیریت طبیه ص میرزا محمد یوسف خان که در سنه گذشته برتبه کاتبی دائره تحریرات مدیریت خدمت می نمود . در بودجه سال جاری برتبه سرکتابت دائره تحریرات ترفیعاً مفتخر و مقرر گردید .
صفحه ۱۳ (شماره ٥) جلد پنجم کبیر در تعقیب فتوحاتش خود را تارود سند رسانیده، ده قرن دیگر به بعد مارکوپولو تمام مغلستان را سیاحت نموده به پیکن وارد گردید. بعد ازو نیز در مدت هفت قرن دیگر یعنی تا اواخر قرن اخیره دخول وتحریات در پر آسیای صورت نگرفت. در سال ۱۸۹۳ سون هدین کاشف سویدی بعد ازینکه قریب بود در صحرای تکلامکن از تشنگی هلاك شود از رخنه قلا نبای مرتفعهٔ تبت عبور نموده ز در یاچه کوکونور گذشته و بعد از عبور از قسمت جنوبی صحرای گوبی به پیکن رسید مسافرت او سه سال طول کشید ـ کاشف فرانسوی موسوم به پول پایوت مدتی بعد از آن مسافرت سه ساله کرده و در آسیای وسطی و چین وترکستان چینی کشفیات مهمی کرد. اما هیچکدام از این کاشفین از وسایل ولوازمی که ممکن می ساخت به وسیله آن مانند هیئت جدید در مراحل علمی اکتشافات خود را بسط دهند میسر نداشتند. مؤسس ومتکفل این مسافرت نیز مانند دو مسافرتی که قبلاً در افریقا بعمل آمد ضاعت کار بزرگ فرانسه مسیو اندری سیتروئن است ولی لوازم و وسائلی که برای این مسافرت تهیه شده خیلی متماز تر از وسایل مسافرت های سابقه میباشد علاوه بر مساعدت ها و امداد های موسیو سیتروئن از طرف عموم وزارات حکومت فرانسه که از لحاظ اول اهمیت این امر را که خدمتی بعالم انسانیت است حس نموده بودند و هرکدام از روی مفاد خود به کشفیات آن علاقه مند و شایق بودند، امداد واعانه داده شد ـ و نیز يك عده موسسات فنی مانند انجمن جغر- فیای فرانسه، موزیم تاریخ طبیعی، موزه نژاد شناسی آبمه در امداد با این هیئت شرکت ورزیدند. همچنین کار خانهٔ عظیم فرانسوی پاته که تمام عهده سینمای صدا دار هیئت را برمه گرفت ـ و نیز انجمن ملی جغرافیای واشنگتن که متجاوز از يك ملیون و دو صد هزار نفر دارد، و بمقصد اشاعهٔ جغرافیا در تمام عالم قائم شده است، اعتباری مساوی اعتباری که به پیرو (۱) جهت مسافرت به قطب جنوب داده بود باین هیئت اعطا کرده وعلاوه بر آن يك نفر از اعضای خود، موسوم به «مستر مینارد اون ویلمس» را به نمایند گی خود درین هیئت معرفی و عزام نموده است ـ این انجمن از سال ۱۸۸۸ که بدو تاسیس آن است تا الآن در باره هیچ يك از هیئت های خارجی نظیر این مساعدت نکرده است. حکومت چین نیز درین هیئت شرکت نموده و در مدت مسافرت هیئت موصوفه در خاک چین پنج نفر از علمای چینی را تحت سر پرستی دکتور چوهنک تی فاتح لتحصیل صار بون همراه خواهد نمود. درین مسافرت با موسیو ژورژ ماری هارت رئیس هیئت، موسیو لوی او دوئن دو بروی بحیثیت معاون کار میکند. واین (۱) پیرو شخصی است که به اجرای کشفیات در قطب جنوبی کامیاب شده. شخص همان کسی است که در موقع عبور از ريك ها وجنگلها صعب لعبور افریقای استوائی با مشار الیه همرای داشت. این دو شخص ۲۰ نفر همراه دارند ـ مدت ۱۸ ماه درین امر و اقدام مشترك خيل مبهم که در همه شعبایلوم مختلفه مانند جغرافیا، عتیقه شناسی، نقشه برداری، معرفت نژاد ها اقتصاد اجتماعی و سیاسی وغیره اعشائه دارد، همراه وشريك خواهند بود. دو نفر لیوتنان های کشتی یونان دریکور که از طرف وزارت امور خارجه مامور شده اند. کار مطالعات مساحی بذمه ایشان است ـ (باقیدارد) اعلان مژده بموم کسانیکه ضعف چشم دارند یا اینکه مناظر را از دور مشاهده نمیکنند که محض خدمت بایشان عینکهای مختلف با سامان مقیاس درجه وقوت چشم تهیه نمودم . کسانیکه میل محافظت یا تقویت چشم خود را دارند به (عبدالجبار) تاجر . و یا باداره انیس برای گرفتن معلومات رجوع فرمایند.
صفحه ١٦ (شماره ٥) مجلد پنجم جاه وجلال وسعادت در چه حالت خواهم مرد ؟ » فالين بيك لهجه متين جواب داد « بحالت جنون وديوانه‌گى ! » رفيق ديگرش كه مارمون نام داشت صدا زد : اى عقرات شروع حكايات از اختتام آن بهتر است ، خيال ميكنى كه من هم ديوانه خواهم مرد ؟ » فالين بطرف او تبسمى كرده كفت « تو زنده مى‌مانى وباست فصاح و شگت مملكت وقومت خواهى شد ، بعد از يك حيات با شرف وشان واینعت خود را ترك خواهی كرد وخاین ثابت شده نامت مرادف اسم ( زودات ) بدى گرفته خواهد شد . مارمون ، اگر چه كلمات فالين او را مغموم ساخته بود باز هم خود را جبراً خندان داشته گفت : « مرا كه با این پيشين كوئى تان چندان متوا حنيد بگو « بينم باين دوست ما چه وعده ميدهى » بوما پارت ، دست خودش را از دست فال بين كشيده بدرشتى گفت : « من هیچ لزومى شنيدن آينده ام را ندارم » من خود ميدانم ! » فالین آنها را گذاشته بطرف ميزى كه كاثرين وسر بازان جوان در اطراف آن نشسته بودند نزديك شده بطرف دود نفر از رفقاى له فبور دیده گفت : از موقع استفاده كنيد ، زيرا روزهای تان محدود است . » « پس ما كجا خواهيم مرد ؟ » این دو نفر از جهمه هيروهاى بودند كه در محاربه حريت بتاريخ ١٠ اگست بمیدان شرف جان دادند . فالين : « برزينه هاى قصر ! » و مادوت صدا زد : « جه باكيست عظمت ، درباره من چه ميگوئى ؟ آيا من هم يك عاقبت فاجعه ناكت و دلفريبى در پيش دارم ؟ فالين : « مرك تو درامنيت و باحالت طبيعى خواهد بود ، و يك بخت صعود نموده باغام ملت خيانت كرده و برخلاف رفقاى سابقه است هنگام در يك قبر منجمد دوقرپ قطب شمال آرام خواهى كرد . » له فبور براى اينكه اثر كمات فالين را از قلب بر مادوت كم ساخته باشد گفت « اگر هر چيز را برفايم وعده دهى براى من هيچ چيزى باقى نخواهد ماند ! » فالين : توخانمى را كه دوست ميدارى ازدواج نخـواهى كرد . يك قشـون بزرگی را باسروا مت هميشه بدلاورى وصداقت زمان زد خواهد بود . » كاثرين كه شـيدرى دفـعه اول در عمرش قدرى خوف محسوس كـرده باشد پرسيد : « همشهری عزيزم ! نسبت به من چه خواهى گفت ؟ فالين : « د مو زل ! شما بعد از اينكه به مطلوب اصلى خود ازدواج شديد بدرجه دوشسی رسيده بنهارت اكرام خواهيد ديد . » له فبور براى اينكه شوخى كرده باشد صدا زد : پس من بايد ديوانه شـوم يك جنرالى براى من كافى نيست تو بايد پيش كوئی خود را بآخـر رسانيده وبه من بگوئى كه من كاثرين را بزنى كرفته وهر دوى ما يكجا ديوك ودپوخس خواهيم شد ، » فالین بیشتر از ان كه كمان ( له فبور ) را شنيده باشد در ميان خنده های مردها ونگاهای متحير زن ها ازميان بدو رفته بود . فوشه : حقيقتاً كه اين فال بين بقدر يك خر موهم قوه اختراعى ندارد بـرای همه شما ها قسمت های عالی پيش بينى كرد ولى با من هیچ نگفت ، گمان ميكنم كه من هيچ يك شخصيت واهليتى پيدا نخواهم كرد . » کاثرين : « تو پيش تر ازانكه او چيزى بگوید مقام قسیمت را حاضر شدم . علاوه براین چه ميخواهى ؟ » فوشه : ديكر چه ميخواهم ؟ خواهش دیگر من هم چندان بزرگ نیست تنها ميخواهم كه وزير پلیس شوم . » کاثرين : « همشهرى عزيزم ! شاید كدام روزى باین منصب عالى برسى زيرا تو يك شخص پر هوش وشهاب متجسسى هستی . » فوشه كلمات كاثرين را استهزا تصور نموده گفت : بلى وقتيكه شما دوشس شديد من هم وزیر پليس خواهم شد. » ( باقى دارد ) ( مطبعه انيس )
[BLANK PAGE]
احمد شاه تاجر ماشین ها و عموم لوازم علمی و فنی تيلفونهاي اريكسون اريكسون فابريكه است که در سنه ١٨٦٦ تقريباً در تاريخ اختراع تيلفون تاسیس شده و اکنون در اكثر ممالك دنيا قريب پنجاه فابریکه بزرگ بنام اريكسون وجود دارد که سامان تيلفون و تلگراف جديد ترين سيستم ها را می سازند فابریکه مرکزی اريكسون در ستاك هالم ( سويد ) و شعبات او علاحده فابريكه ها ئيست در فرانسه انگلستان لهستان ، اسپانيا استريا چکوسلاواکیا هالیند هنگری - ايطاليا پولاند و عملاوتاً تقریب پنجاه نماینده گی در ممالك بزرك دنيا دارد . فراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نماینده گی فابریک اريكسون را داراست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین قیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد خواهش مندان و طالبین اینگونه تیلفونها و غیره سامان آن بتجارت خانه او که واقع بازار جنوبي ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود.
انیس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ ٫٫ طلبه معارف ۷ ٫٫ در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
شماره ( ٦ ) مجلد ( ٥ ) سراج الاخبار افغانيه اشتراك سالانه ١٢ افغانی محصول پوسته ٣ " خارجه ٢٠ شلنگ اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و نگارنده مسئول محي الدين ٢ سنبله ١١ جوزا ١٣١٤ تاسیس ١٣٠٦ ٤ محرم ١٣٥٠ معرفت و وحدت ملی گمان نه می کنم شخصی که باین خاک مستعد ( مگر عقب مانده ) عملا قدم ثبوتی داشته باشد در شب و روز لحظه هم خاطرش از فکر پریشان کن و اضطراب آور پس ماندگی و تنزل آن فارغ بوده بتواند . هم چنانکه از عالم اروپا انسان نمی تواند در نظر اول بفهمد که ترقی چیست ، به همان صورت از دیدن مشرق و خصوصاً مملکت بیچاره ما به نگاه اولین می داند که تنزل چه را می گویند . چنانچه آثار و علائم مرض از وجود و اوضاع و حرکات يك مریضی که بکمال یأس و نا امیدی بر بستر مرگ فتاده باشد ، ظاهر می شود همان طور قرائن و امارات پس ماندگی از هر چیزی که در سطح مملکت بیچاره ما به نظر بر می خورد آشکار و هویداست نواقص ما به خود می تواند در صحنه محاکمه عقل هر کدام به نوبت خود عرض وجود نموده بكمال فصاحت شهادت انحطاط ( و حتی رجعت قهقرائی ) ما را ادا کند ولی در نظر يك شخص مدقق و استدلالی علت العلل این چیز ها و چیز های زیاد دیگری که در راه پیش رفت و تقدم مادی کمال انسانیت و موقف ارتقائی که انسان نو انسانیت در سایه مساعی خود بدان رسیده است ، بصورت يك سد بزرك واقع می شود ، عبارت از عدم وجوده و حدت ملی ، یا به عبارت صحیح تر عدم معرفت آن است و اینکه میگوئیم شناختن و معرفت آن مقصودی داریم ، مطلب ما اینست که این چتر محترم و المکرم - اینکه دست قدرت ما را در يك مملکت در وسط آسیا و در بين يك حدود معين ، جمع آورده و بنام ملت افغان موسوم شده ایم ، بخوبی می تواند به ما بفهماند که ما يك ملت متحد هستیم . علاوتاً اکر به نگاه تحقیق بنگریم اشتراك منافع داریم ، درد یکی بدیگری صدمه می رساند ، خساره یکی خساره و نقصان دیگری است هیچ يك فرقه و یا طایفه نه می تواند ، از تباهی طائفه و فرقه دیگر به راحت و اشکال دو چار نشود . چنانچه در انقلاب گذشته دیدیم که هیچ يك طرفه ، به هیچ يك گوشه مملکت وارد نیامد که صوتی از صوردن گوشه و کنارهای دیگر وطن تأثر احساس ننمودند . اگر زراعت يك گوشه مملکت برباد شد گوشه دیگر به قلت رزق گرفتار آمد ، اگر مال التجاره از يك كنج مملكت ما مصادره شد ، قحط هر گوشه وطن برهم خورد و نرخ پول در هر جا سیالتاً تنزل نمود . یعنی محض همین مسئله که بحيث يك قسمت انسانیت و در يك كنار دنیا و به تحت يك نام ، و يك حکومت امرار حیات می نمائیم ثابت می کند که متحد و متفق ويك ملت واحد میباشیم . لذا تنها چیزی که سبب بربادی ما شده است و می شود اینست که " این وحدت خود را نشناخته ایم ؟ " دانستن يك شي و معرفت آن خيلی تفاوت دارد . انسان در اوائل کار استعداد داشت ، بزرگی و مناعت داشت . در مبرزه حیوانیت مرتبه بلند را حائز بود . ولی محض داشتن این چیز ها در تقدم و پیشرفت حیاتش نتوانست چنان کاری کند که بشناختن معرفت آن کرد . به محض آنکه ( يك اندازه ) معرفت نفس حاصل کرد و قیمت موقعیت خود را در بین موجودات دنیوی درك نموده به يك انقلاب فکری خیلی شدید گرفتار گردیده تمام قوای خود را موقوف نمود
جلد پنجم ( شماره ٦ ) صفحه ٢ که در خط لبوگر افغانستان سکونت دارد و هزاره را افغانی که در هزاره جات ساکنست . وعلى هذا . پس درین صورت به هیچ وجه دلیل نخواهیم داشت خود را از همدیگر مجزی و مفترق بدانیم ، و یا گمان کنیم که این نام های تواند سبب افتراق ملی ما شود . به عقیده من سبب عدم تكمل وحدت ملی که در ما موجوده است ، تنها این مسئله است که آنرا نشناخته ایم ورنه این نام ؟ در بزرگترین ممالك دنیا نیز موجود است و چون معرفت دارند هیچ افتراقی در ایشان تولید می کند . یکی از عوامل بزرگ وحدت ملی وحدت دین است ، ووحدت دین برای وحدت ملی و قومی بالا مبالغه از همه چیز بزرگ تر و مهم تر شمرده میشود ، چه دیانت در روح انسان تأثیر عمیقی دارد. وچنان يك حاكميتي برقاب انسان اجرى میکند که نظیر آن هیچ چیز بوده نه میتواند ، این مسئله را دل بستگی هائی که نوع بشر در اعصار سابقه بدیانت خود نشان داده است ، به تمام وضاحت اثبات می نماید . همچنانکه دیانت برای اساس انسانیت خدمات قابل قدری اجری نموده است و می نماید . انسان ها نیز به فدا کردن جان و مال و آرزو و هوس ها و خان و مان خود برای حفظ و حمایت و ناشر و تبلیغ آن همواره حاضر بوده احترام عقیدت و علاقه را که ( بقیه در صفحه ۹ ) ودر نتیجه به قدر وسعتی که بان می دهیم استفاده خود را نیز وسیع تر بسازیم و ازان بیش تر فائده برگیریم . بعضاً چنین کمان می کنند که اسامی طوائف وقبائل يك علامت عدم وجود وحدت ملیست . یعنی شمالی دار ساکن شمالی لہو گری ( ساکن لہو گر ) وردکی ( ساکن ورد ك ) عبارت از اسم ها یست که افتراق ملی ما را نشان می دهد من به این مسئله معتقد نیستم ، این چیزیست که ممکن است سالها بماند و خواهد ماند . ممکن است مدت های مدیدی بگذرد و سمت شمالی سمت شمالی باشد و سا کن آن سمت شمالی و ایره این برای ما اهمیتی ندارد چیزی که برای ما اهمیت دارد ، اینست هر طائفه ما بفرمد که هزاره ولہو گری وورد کی که بستند و همین اسم های که بان منسوب می شوند کدام جاها است و در کدام مملکت واقع است ، و با و چه علاقه دارند ؟ چیزی که برای مالازم است بدانیم اینست که ، زمانیکه همین اقوام مذکوره فوق اسلحه را بشانه خود بر داشته صف سرباز را به خود میگیرند ، و یا در مقابل دشمن می ایستند و جان خود را فدا نموده خون خود را می ریزند برای که وبنام کیست ؟ و برای حفظ شئونات کدام مملکت است ؟ و آیا فیدا کاری شان برای لھو گر وورد ك و هزاره جات است يا با لعموم برای افغانستان وقوم افغان اگر درین مسئله تعمق کنیم ، طبعاً لہو گری را افغانی خواهیم شناخت که خود را چیزی بسازد که مرتبت و درجه او طالب انست ، ولهذا زياد تر پیش رفته سیر تکامل و ترقی او سریع تر گشت . گویا غرض آنبودیم که شناختن يك شى انسان را وادار می نماید که در اطراف آن پیش تر تحقیقات کند . و تحقیق در هر چیز مفید نامیده می شود. لذا مانیز اگر می خواهیم در اطراف وحدت ملی که طبعاً داریم تحقیق کنیم لازم است بدانیم که وحدت ملی چیست و چه فواید از آن حاصل می شود ، واگر نداشته باشیم نتیجه چه میشود و چه خسارات مهم از آن رهگذر به ما عائد می گردد . خصوصاً براى مملكت ما كه مركب از طوائف مختلفه ایست که از سالیان مدید در بين يك خط سرحدی معین دور تحت يك قانون زندگی دارند ( و قوانین انسانیت آنها را يك مملكت ويك ملت شناخته و تسلیم نموده است ) این معرفت خیلی اهمیت دارد . چه بدون معرفت آن ممکن نه خواهد شد که باندازه که انقلابات احوال ، و تغیرات زمان تقاضا می کند باین مسئله افادات لازمه را نموده به معنی تام حقیقی اش بسازیم . و استفاده را که لابدی است از ان بنمایم . اگر بدانیم که وحدت ملی در راه پیش رفت امور خود را و اجرای مقتضیات صحيحه حكومت ما چه تسهیلاتی فراهم می آورد ، شك نيست که همه ما متحداً ومتفقاً بذل همت می کنیم که این چیز محترم از حالت محدودیش که دارد نجات بخشیده وسعت دهیم
( شماره ٦ ) مجلد پنجم حکیم در سفر نامه وسائر تالیفات خویش از سلسله نسب ومساقط الراس خود سخن نمیراند ولی از وطن خویش بلخ مکرر یاد کرداده است ، عایله واقوام حکیم نیز در بلخ بوده اند ، چنانکه در عودت از مکه مکرمه براه فارس میثقبا واودبلخ شده و در آنجا بملاقات فامیل و برا در خود ابوالفتح عبدالجلیل که او را ابوالنصر میخواندند مسره روواصل گردیده . برادر او در آن عهد و زارت خراسان داشت و پایه تخت خراسان شهر مروو امیر آن ابو سلیمان جغرى بيك داود بن مكائيل بن سلجوق بود . چنانچه حکیم درسفر نامه گوید :۔ بشهر مر والرود رسيديم وبعد از ده روز بیرون شدیم ، براه آب گرم نوزدهم ماه ( جمادی الاخر ٤٤١ مجری ) بیار یاب رسیدیم سی و شش فر سنگت بود و امیر خراسان جغرى بيك بوسليمان داود بن مکائیل بن سلجوق بود ، ووی بشبور غان بود وسوی مر و خواست رفتن که دا رالملك وی بود . حكيم يك وقتى در مملکت فارس اقامت داشت و در آنجا از وطن خویش بلخ یاد کرده و در یکی از اشعار خود میگوید :۔ بر گیر دل زبلخ و بینه تن زنبورغین چون من غراب وار بماند در ان درون علیمای فر هنگت نیز حکیم را بلخی دانسته اند حکیم در اشعار خود خراسان را گاهی ستوده واز یاد آن وطن خود بلخ را منظور داشته چه هر دو خراسان نامیده میشدند چنانکه حکیم در سفر نامه میگوید وقتیکه از حج به بلخ برگشته بود که : ابو مطيع بلخى . ابو اسحق خالد ابادی ابو لفتح شهر ستانى : ابو بكر عبيدالله سجستانی . ابو بكر بيهقی . ابو ذر هروی ابو داود سجستاني . ابو عبيد هروى هكذا اسار جال مشهور دیگری افغانستان دارد که درین مختصر نگنجد مثلا اوزدیف تاریخ ونثر نویسان : ابوالفضل حسن بيهقى عبدالحی محمود بن ضحاك گردیزی استاد رشید وطواط بلخي : حميد الدين نصر الله غزنوی ، ابن العمید . و ازصنف نسوان : چون مادر ابو الفتح بستى . رابعه بلخى . عایشه درانی ام مقری ، واز جنس روحانیون ما قبل ومابعد الاسلام : مانند زرتشت مشهور . خواجه مهدی ور دگی وغیره . پس اگر فضلای مملکت به تحریر شرح حال هريك ازين مشاهير كبار و طن پرداخته ودر یکی از مجلات منتشر سازند ، از يك طرف اسباب انتباه و ايقاظ ملت چنانکه گفتیم گردیده و از طرفی تقریبا تاریخچه مشاهیر وطن بعر صه شهود مییر آید . حکیم ناصر خسرو : ابو معين ناصر خسرو در آغاز کتاب خويش يعنى سفر نامه مصر و شام، جزير ة العرب وحجاز چنين میگويد : ابومعين الدين ناصر خسرو القبا دیانی المرو زی تاب الله عنه ( چنان گوید ) که من مردی دبیر پیشه بودم واز جانبه متصرفان در اموال واعمال سلطانی ، وبكارهای دیوانی مشغول بودم ومدتی در آن شغل مباشرت نموده ، در میان اقران شهرتی یافته بودم ، بقلم آقای میر غلام محمد خان : مشاهیر رجال افغانستان حکیم ناصر خسرو بلخى ( قرن چهار هجری ) ( ٢ ) استادان صنايع وفنون : ابو معشر منجم بلخی . ابوریحان بیرونی میر عبد الرحمن خطاط مشهور هراتی . میر عطا محمد شاه خطاط کابلی . اد با وشعرا : دقیقی بلخی . منو چهری . عنصری عسجدی . فرخی . انوری . ازرقی ظهیر فاریابی .صابرتر مذى ، شهید بلخی عضايرى . طبقه سلا طین در داخل وخارج : محمود غزنوی . شهاب الدين سام غوری شمس الدين كارت . مير ويس هوتك عبد الله خان ابدالی . احمد شاه بابای بزرگ جلال الدين فیروز شاه خلجی قطب الدين ايبك . غياث لدين تغلقشاه بهلول لود هي . شیر شاه سور محمود شاه خلجيس ، محمد مختار خلج. شمس الدين سكرد قطب الدین لنگاه . شاه محمود خلجای . سر برآورد گان سیاسی . شيخ بایزید جلال آبادی ( پیرروشن ) آزادخان افغان . خواجه محمد حسن ميمندى علامه سيد جمال الدين افغانی ، وزیر اکبر خان غازی ، جنرال محمد ظايمخان . ملادین محمد اندرى ( مشكت ظالم ) فقها و محد ثين . ابو اسحق اسفرانی . ابو حامد اسفرانی
صفحه ٤ (شماره ٦) مجلد پنجم و من هفت سال بود از خراسان غيبت کرده بودم .» لہذا بعض فارسی ها او را بخراسان حاليه منسوب مینمایند . سياحت در اسياي وسطي وشرقيا بي مکه مکرمه از راه فارس واذربایجان به بطلیس وميا فارقين بشام واز انجا بفلسطين وقدس شريف شتافته بعدها حج کرده است حکیم بعد از حج بقدس بر گشته واز انجا براه بري به طينه وبراه بحري به تونس وباز به مصر عزیمت نموده است، حکیم در مصر بشیوه خلفاي فاطمی مفتون گردیده وبطریقه اسمعیلیه گویند که شیفته شده بهر حال از سال ٤٣٩ هـ تا ٤٤١ هـ حكيم در مصر اقامت کرد و درینمدت سه مرتبه دیگر بزیارت کعبته الله شتافته است : حکیم بعد از وداع بامصر در سال ٤٤٢ اداي حج نموده جانب یمن و بصره حرکت کرده است واز انجا با كشتي به مهرویان واز مهرویان بایر جان رفته و متعاقباً براه اصفهان وسرخس در جمادي الاخر ٤٤٤ وارد بلخ گردیده است حکیم درین مسافرت طولاني هفت ساله زحمت ها دیده وچیز ها نوشته که براي دانستن ان سفر نامه بايستي رجوع کرد. حكيم ميل مخصوصی داشت در جهان سیاحت کند چنانکه با تحمل زحمات این مسافرت وقتیکه بخانه خود رسید در خاتمه سفرنامه خویش مینویسد که چون صفر مشرق کرده شود انچه مشاهده افتد به این ضم کرده شود.» اما هفت اقليم محيايبي درين موضوع مینویسد . حكيم با علي سينا معاصر بوده حتي گويند در مرو با او صحبتی نیز نموده است. وقتیکه حکیم از مازندران بخراسان عزیمت می نمود در راه صحبت خواجه ابو الحسن خرقاني را درک نموده شیخ با حکیم گفت این دو بیتی که در قصيده مشهور خود سروده ئی معاً در مدیح خود و پورسینا نگاشته ئی، حالا که این مبالغه و شما هر دوان ناقصید : آن دو بیت اینست که حکیم در مدح عقل وروح منظوم کرده است : بالاي همت ماق مقراض دو گوهرند كز كائنات وهر چه در و هست بر ترند پرورد گان دایه قدسند در قدم گوهر نیند اگرچه با وصاف گوهرند واقعاً راجع بحال واحوال حكيم روايات مختلفه وعجيبي مشهور است . شمس الدين سامی در قاموس الا علام حکیم را اصفهانی واز نسل امام علي رضا رضي الله عنه شمار کرده . در صورتیکه فاضل محمود غنی زاده فارسی در مقدمه کتاب سفر نامه حکیم معقولاً با استناد باشعار ـ خود حکیم این سلسله نسب او را ابطال نموده است : پیشتر گفتیم مسقط الراس حکیم را مشخص نکرده اند ، ولی معلوم میشود که همین نکته ثابت میکند مسقط الراس او نيز وطن او بلخ بوده است . تاریخ تولد حکیم از قول خود او در سال ٣٩٤ هجري بوده و در فوت او روایات مختلف است . صاحب هفت اقلیم حکیم را پسر حارث بن علي بن حسين بن علي بن محمد ذکر کرده است . بهر حال حکیم در زمان خویش بابلغ تحصيل نموده در لغت ، صرف ، نحو عروض ، قافيه ، اشتقاق ، رسایل حیات، سیاق ، نجوم ، هندسه ، هیئت ، رمل فقه وحديث ، حکمت طبیعیه والیهیه و کتب سماویه تبحر حاصل نموده و يکي از بزرگترین رجال عهد خويش بمیدان برآمده است ، حکیم با مشرب شوخي که داشت با مور حکومت به پرداخت ، و در سال ٤٣٧ هجري از مشرب مدام کناره گرفت وبقصد حكيم در هندسه وفلكيات تبحري بزرگ داشته ! اگر چه تالیفی ازو بدست نیست خودش در سفر نامه میگوید : چون در سمنان رسیدم طلب اهل علم کردم ، مردي نشان دادند که او را استاد علي نسائي میگفتند نزديك وي شدم مردي جوان بود سخن بزبان فارسي همي گفت بزبان اهل دیلم وموي كشوده ، جمعي پيش وي حاضر گروهی اقلیدس میخواندند و گروهی طب و گروهی حساب . در اثناي سخن میگفت که بر استاد ابوعلي سينا رحمت الله عليه چنین خواندم و از وي چنين شنيدم . همانا غرض وي آن بود تا من بدانم که او شاگرد مشهور است حکیم در طلسمات ونیر نجات دست درازي داشته ، قاموس الا علام نيز اشارتي بدين معني مينمايد
صفحه ٥ ( شماره ٦ ) جلد پنجم ابو علی سیناست ، چون با ایشان رو برو شدم او گفت من چیزی نمیدانم دانم وهوس دارم که چیزی از حساب بخوانم ، عجب داشتم و بیرون آمدم گرفتم چون چیزی نمیداند چه بدیگری آموزد . حکیم وقتیکه در مصر بود و برگشت در فارس و افغانستان از طرف علما با خشونت تلقی شد چه او را منسوب بمذهب اسماعیلیه میشمردند و برخی از علمای تند مزاج متهم بتکفیر و زندقه و الحادش میکردند تا اینکه وطن خود را گذاشته بماراوان فارس سفر نمود ومدتی در آنجا اقامت نمود . متأسفانه در آنجا نیز علما بطرف واقع شدند و حکیم به ترك آنجا پرداخته بخراسان آمد . در خراسان تکفیر او تکفیر تر شد از ان رو از بلخ به بدخشان حرکت نموده و در قریه یمکان بعزلت و گوشه نشینی انس گرفت ، در تمام این مشقات و مسافرت ها تنها برادر عزیز او ابو سعید رفیق منحصر بفرد حکیم بود . اکثر تألیفات حکیم در همین مدت انزوا در بدخشان موجود فی الخارج گردیده چنانکه شاهکار ـ جاوید حکیم کتاب زاد المسافرین او در ٤٥٣ هجری به قریه یمکان تألیف شده است . علل تکفیر حکیم نه تنها حسادت علما بوده ، بلکه اگر بتوان بقول آتشکده وهفت اقلیم اعتماد نمود ، حکیم در مصر بوزارت منصوب وهدف رشك بعض علما گردیده معروض اتهامان کفر آمیز شد ، لهذا در بغداد پناه برده و در آنجا نیز بوزارت نایل شد ، خلفا او را مامور تعودۀ البشارت بعالم ملاحده اسمعیلیه رفته و بیعت آنها را بنام ناصر خلیفه اسلام اخذ نماید . ولی حکیم را خلیفه ملاحده شناخته محبوس و بالاخره مجبور تعوذ تفسیری بقرآن موافق عقاید و ایمان ملاحده مرقوم نماید ، حکیم هم در حال مجبوریـت بیـنگار ش در داد ، تفسیر او در بلاد اسلامیه تشهیر و اسباب تکفیر او گردید ، اما مطالعه کتب و وجد دین ، حکیم نخواسته ، میزان مقتدر تدین و صفای اعتقاد ریشه و مدنیه اش را مدلل مینماید حکیم در حکمت الهی از انشای جهان در عهد خود منفرد و ممتاز بود ، کسانیکه زاد المسافرین او را مطالعه کرده و از الهیات سررشته بدست دارند ، دانسته اند حکیم چنان خواسته است مباحث حکمیه و نظریین فلاسفه را با آیات متبنات قرآنیه تطبیق نماید حتی حکیم در توحید نظریات ابن زکریای رازی که از فلاسفه مشهور فارس است خیلی هم طراق تعصب پیموده است . حکیم در مدیح این کتاب خود میگوید . ز تصنیفات من زاد المسافر که معقولات را اصل است و قانون اگر بر خاك افلاطون بخوانند ثنا خواند مرا خاك فلاطون حکیم در معقولات و منثورات خوشی خود را فاطمی ومحبت مینامید . تصانیف حکیم کتب ذیل است که بعضاً معلوم و در دست رس مردم آمده و بعضاً هنوز مجهول است : زاد المسافرین . روشنی نامه . سعادت نامه . وجه دین ، سفر نامه دیوان اشعار بستان العقول . خوان اخوان . دلیل المتحيرين . اما آنچه مجهول است اینها هستند : اکسیر اعظم در منطق (یا ) فلسفه قانون اعظم در سحر و علوم فوق لطيفه دستور اعظم در فقه کنز لحقایق. رساله در علم نو ماییان . ( این رساله را غول هفت اقلیم حسب وصيت حكيم ابو سعيد برادرش بعد از فوت او با نیستی آتش زده باشد . ) تفسیر قرآن ملاحده رساله المستوفی در فقه و بقول صاحب قاموس الاعلام این رساله المستوفی موسوم بوده است . و الحاصل حکیم فاضل در غار کوهی قریه یمکان بقول تقويم التواريخ در سال ٤٨١ هجری بسن ۸۷ سالگی از سرای فانی بدار باقی شتافت رحمه الله عليه رحمته واسعه . ( اشیا )
بقام آقای قاضی زاده : صنایع مستظرفه هنگام سماع يك نغمه آهنگدار موسیقی که از حنجره يك موسیقار تراوش میکند یا در وقت تماشای بهت انگيز يكمنظره جذاب و دلکش اثر يك رسام ، یا مقابل تناسب و موزنئی مجسمه زیبا و پر تراکت محصول دست يك هيكلتراش ، یا رو بروی ظرافت يك بنای محتشم ساخت یکمعمار اگر دقیق بشويم ؛ بی نهایت شور انگیز آن قطعه ، رعونت سحر آلود آنلوحه تناسب حيرت بار آن مجسمه و دلربائی و نفاست اعجاز کار آن بنا ، اسطوری ما را ممنون ومیگیرد ، که در عمیق ترین زوایای روح خويش يك هيجان متلاطم و حرکت پر شوری می یابم ، که آنرا هيجان بدیمی می نامند . و همچنين : در وقت شنیدن یا مطالعه يك جمله شيرين بلاغت آمیز ادبی نیز اگر دقت و تعمق بنمائیم ، خواه از رهگذر باریکی ، وسعت و عمقیکه در معنی آن مرکوز است ، خواه از باعت آهنگ و رسائی كلمات و طرز استفاده آن مکرراً عین همان هیجان سابق را در خود می یابیم ، که پیش تر بها رو داده بود . و ازيجا به سهل قیاس گفته میتوانیم تاثیراتیرا كه يكجمله فصيح و بليغ محصول آورده است ، عیناً همان تاثيريست كه يك لوحه قشنگ ، يك نغمه شیرین یا يك بنای ظريف بوجود آورده بود . ( شماره ٦ ) این اهتزاز روحی ، حالت مفتونی و پر هیجانی که در قلب و وجدان حس میشود بدو صورت ظاهر میکند ، یکی بصورت هيجان حظ وممنونيت : که از شنیدن يك نغمه نشاط آمیز یا از دیدن يك منظره فرحت بخش حاصل میشود و دیگری حزن والم که از تماشای يك لوحة حزين يا قرائت وسماع يك افسانه فجيع ملال انگیز رو میدهد ، که نه مفتند ، هيجان روحی نيل يك حوزانه لذيذ و نه بتأثر و تألم يك نيش آمد ناگوار ملال افزا شباهت دارد . و ازین ظاهر میشود ، که بین کدمسته هیجانات محسوسه ، يك اندازه ، في هست که برای امتياز حیات انسان از حیات سائره حيوانات ( هيجان بدیعی ) نامیده شده است ؛ ايضاح : انسان حس بدیعی داشته حيوان فاقد آنست . بعد از ادراك اين تفصلات معلوم است که برای تولید و بحصول آوردن هیجان بدیعی ، یکرشته و ساطی ضرور و لازم است كه عبارت از موسیقی ، رسم هیکلتراشی ، معماری و جمله های مهیج باشد . اما اینها هم بقسم يك كليه مولد هيجان بديعی شده نمیتواند . زیرا کلی در منطق چیزی است که احکام آن بطور کلی شامل همه افراد و اجزاء آن باشد مثل اینکه ( هر يك ازین صنايع مذکوره مهیج حس بدیعی است بدون استثنا ) حالا انکا این قسم نیست ، چرا ؛ در صورتیکه هر جمله ، هر موسیقی هر رسم ، هر بنا مولد يك هيجان بديعی شده بتواند پس چرا از تماشاى يك رسميكه يك طفل بدون رعایت قواعد فن رسم آنرا بوجود آورده است ، ما متهیج نمیشویم ؟ وهكذا از شنیدن يك آواز ناخراش یا از دیدن يك بنای عاری از تناسب وظرافت وغیره غیر متأثر شده حس بدیعی ما بهیجان نمی آید . صنعت : بلی چیزیکه به موسیقی ، رسم مجسمه بنا و كلمات : يك قيمت وقدرت تحیر انگیز مبذول وبخشده است ، در انظار ومسامعه يک رنكت مطبوع و جذابی تلقی گردیده ، از تماشا واسماع خود ما را محظوظ ومقالم می نماید ، صنعت ومهارت است که : مهيج ومحرك حس بدیعی انسانها است . صنعت اگر از رسم یکجا ظهار ماهیت نماید ( صنعت رسم ) ، اگر باموسيقى روز وظهور منمايد ( صنعت موسیقی ) ، اگر بمجسمه وبنا اثبات وعرض وجود بكند ( صنعت هیکلتراشی یا مجسمه سازی ) و ( صنعت معماری ) وهمچنين با كلام تجلی بنمايد ( صنعت كلام ) به تعبیر دیگر ( ادبيات ) نامیده شده ، وبرسبيل تعميم همه آنها اسم ( صنايع مستظرفه - يا صنايع نفيسه ) اطلاق میشود . وبقرار تشريح وتبيين فوق اينقدر واضح شد ، چیزیکه حس بدیعی انسانرا بتحريك وهيجان بديعي نام يك اهتزاز وتلاطم روحی را ، محصول می آورد ، صنعت است . لیکن : این کلمه صنعت بدو معنی می آمد . یکی بمعنی اعماليكه خواه بواسطه ملكه
صفحه ٧ شماره ٦ مجلد پنجم و ممارسه مانند آهنگری و مسگری و غیره و خواه بوسیله تحصیل مثل داکتری و غیره صنعت های ای او له احتیاجات بشری اجرا میابد . و دیگری به معنی هنر و مهارت و معرفت که این معنی نهایت عمومی است . چنانکه میگوئیم فلان شخص صاحب صنعت است ( ای صاحب مهارت ، صاحب معرفت که فن را قصد میکنیم ) که اولی متعلق به دولت و دومی متعلق بمعنویات داشته بمقابل آن در فرانسوی کلمه ( میتیه ) در مادیات و ( آر ) در معنویات مستعمل است . واینست باید برای آن اشیا ئیکه تعلق بهمتر ، مهارت و معرفت میگیرد ، مانند ( رسم ، موسیقی ، هیكلتراشی ، معماری و ادبیات ) نام صنایع نفیسه و بصاحبان آن ها اسم صنعتکار یا هنر ور بمقابل کلمه فرانسوی ( ارتیست ) داده شود . و هیجانات بدیعی که از تاثیر تماشای یک تابلوی زیبای مسرت بخش یا يك لوحه خونین حزن انگیز اثر يك رسام ماهر ، یا از شنيدن يك جمله موزون بهجت افزا يا ملال باريك نویسنده و غیره غیره مفردات صنایع مستظرفه پیدا رود ، دوماً برا بدو قسمت ( حظ بدیعی یا الم بدیعی ) تقسیم مینمائیم در حقیقت مولد آن ، همان خوبی وظرافت ایست ، که برای بوجود آوردن آن قسماً فطری و قسماً اکتسابی صاحب يك مهارت شدن لازم می آید، که آنمهارت را صنعت یا ( آر ) می نامیم . بقیه دارد قصیده من با دل پرخون با اشک چو جیحون یا خاطر محزون با قلب پر از حرمان از قدرت اسکندر تا غیرت ایوبی وز سطوت احمد شاه تا دوره نادرخان قانون بریطانیا را کنون سوه انلیست جمهوریت ترکی مشروطیت ایران در منطقه فکرم در جلوه که روحم یکسر همه شد حاضر یک یک همه شد عریان اجرام فلک یک سرا دوار زمین یکجا حلقه به برم بستند گشتند همه اعیان در پاسخ من جستند یکرو به همه گفتند از دست امان الله آن حیله گر نادان آن کو علماء را گشت بر جامعه زد انگشت بر فرق وطن زد مشت شد مدعی قرآن آنکو در سه چندی بیش از چهل غرور خویش پهلو زد او میزد با مشتری و کیوان سرمایه ملت را کز خون وطن شد جمع وان پولی که شد یکجا از آبله دهقان برباد چو خاکش داد چون خاك ببادش داد بگرفت و به آتش داد در قلزم ، انیكان مستت هیا فالو کز خون وطن خورده در عالم سرشاری یکجا دوصد استیکان از خون دل مظلوم واز اشک یتیم زار در گوش ثریا کرد یکتا گهر غلطان آواره از و شد ملک افسرده از و شد دهر پژ مرده از و کشور سرگشته از و افغان نه هیئت کابینه یک دسته ستمکاری کز ظلم بهم کردی صد خواله بیک جولان در آئینه عالم بارنگ سیه بنیاد یک لکه تاریخی از مملکت افغان اکنون که فلک لرزید با دهر ز هم پاشید با خون وطن جوشید با غیرت افغانان کار فضل خداوندی از آب دم شمشیر شد لوح وطن شسته از نام ستمکاران هان ای وطن پرخون وي ساحر آتش گون وي فرقه اهل دین وي حزب وطن خواهان ایمن نتوان گشتن از حیله اهر یمن آسوده نباید بود از مکر وفن شیطان ننگ است بردانش عارست بر غیرت غافل شدن از دشمن ایمن شدن از عدوان تا پرچم قدر ما در چرخ بچرخ آید گردد زفروغ ما گیتی همه نور افشان در معرکه دشمن در روز نبرد تیغ باید همه شد یکجا از بهر وطن قربان در سلسله وحدت در زمره یک رنگی یکسر همه باید بود چون رشته بهم پیچان در معرض جان بازي باشيد چنان ثابت کز هیبت تان لرزد برخود فلک لرزان در سایه علم وفن با بازوي عزم تیغ معمار وطن گردید اي اهل وطن الان هرچند درین شیوه بنمود بسي گويه خاقان سخن سنجان پرماتم نوشيروان زان پس شده لاهوتي در برج کرمل روشن بالجمله مخصوصي از جور وستم گريان من نيز بصد زاري با فطرت پست خويش از خوانه فشانیدم اشکی دوسه خون افشان ( اتفاق اسلام )
( شماره ٦ ) کاروان زرد (٢) معرفته الارض معروف حيوانات افصار اولیه با ( تیلار. دوشاردن ) است موسيو ( ژوزف ها کن ) مدیر موزه گیمه قسمت مطالعات آثار عتيقه را اداره می کند موسیو ( الکساندر لا کو ولت ) که قطعات نقاشی عمده از مسافرت کار وان سیاه تهیه نموده بود وظیفه نقاشی هیئت را بدوش خود دارد . هیئت علاوه براین اشخاص مشتمل اعضای ذیل می باشد : موسیو ( گووتزر ) ، منشی کل موسیو ( آندره سو واژ ) کار کن سینما ، و ( سيك ) و ( موریژه ) معاونین کار کن سینما موسیو ( آندره ریموند ) عالم طبیعی دان . و دکتور ( دلا ستر ) و دكتور ( ژور دان ) ومستر مینارد اون ویلیمس که تنها شخص خارجی است و نماینده انجمن ملی جغرافیای واشنگتن می باشد موسو ( ژورژلو فور ) : نویسنده روز نامه فیگارو معروف . موسیو ( ژان میشو ) منشی . موسیو ( بر دل ) رئیس فنی و مدیر دار التجربه های کیمیاوی کار خانه های سیتروئن موسیو ( موریس بنو ) رئيس دسته ميخانيك ها است که قبلا با لياقت و نیم يك بینی خود شدید ترین اشکالات مسافرت های افریقا را حل نموده اند این هیئت سر تا سر قطعه آسیا را از بیروت الی پیکن طی خواهد نمود بعد از چین شرقی و هند چین عبور نموده بطرف جنوب فرود آمده تا سیگون خواهد رسید زیرا که سيگون يك مستملکات فرانسوی است و موسیو هارت آنرا منزل مقصود آخرین خود قرار داده است همانطور که در سفر صحرا اعظم افریقای غربی فرانسه را و در مسافرت افریقا مد کسکر را مقصد سفر قرار داده بود ـ نقشه اولی قرارش این بود که بعد از شام ، بين النهرين و ایران از قسمت جنوبی ترکستان روس بگذرند اما بواسطه اشکالاتی که از طرف حکومت شوروی پیش آمد ـ هیئت را مجبور ساخت که نقشه خود را تغییر بدهد مبنی بعد از ایران سفر خود را در خطه افغان ادامه خواهند داد . فلات پامیر که مقابل ایشان بارتفاع بالغ بر ٥ هزار متر قیام دارد یخچال های آن قابل صعب المرور ، گردنه های پر از برف موجود است . بطور متخصصين هیئت متفقا اظهار کردند که هیچ نوع اتوموبیل قادر نیست از آنجا عبور نماید بدین واسطه درین اواخر چه قصد می گردد شد که عبور و اختلاط در آن با هم ممزوج است يك دسته ٧ موتر بانضمام سامان سنگین خود در مارسی سوار کشتی شده عازم پیکن عازم شده از آنجا تحت اداره صاحب منصب بحری ( لیو تان دورسو ) ( پوئن ) چین را ز شرق به غرب تا فلات پامیر طی خواهد نمود و متعهد خواهد بود که درینجا حتی الامکان پیشتر روید درینوقت دسته اصلی تحت ریاست موسیو هارت خط بیروت الی پامیر را با او اتو موبیل های سبک تر طی میکند . برای اینکه این دو دسته در زمانیکه از هم دورند ـ متمادیا توسط تلگراف بی سیم مواساه اساسی داشته باشند ترتیبات لازم گرفته شده است و هر دو دسته برای الحاق بهمدیگر سعی خواهند کرد اگر باین مسئله موفق نشوند دسته هارت یا وسائلی تدارک کرده ( واشیر ) را عبور نموده بوسیله موتر های که توسط دسته ( پوان ) آورده شده براه خود خواهند رفت . اتوموبیل های دسته پوان ؛ اتوموبیل هایی است که چندی قبل در فابریکه جات سیتروئن مذکور واقعه میدان ژاول ( در فرانسه ) بمعرض نمایش در آمده ورئيس جمهور فرانسه به بازدید آنها رفته بعد بطور امتحان در جنگل فونتن بلو گردش نموده در آنجا خیمه زدند خط مشی پاز کش هیئت از راه جنوب خواهد بود یعنی از کوچن چین کامبوج سیام ، هندوستان و قسمت جنوبی نغانستان و ایران به همدان و از آنجا بخطی که موقع رفتن پیش گرفته بودند خواهند پیوست ـ درین مسافرت ظاهراً اشکالاتی مهمی در نظر نیست ـ ازین است که موسیو هارت نقشه مؤثر برای خود سنجیده که با مذاق سابنه جوئی و مخاطره طلبی او موافق است . یعنی همینکه پرزه جات باند بر سایر اطراف خوب غربی متمایل شده به کراچی
صفحه ۶ (شماره ۶) جلد پنجم خواهد رفت و از آنجا به کشتی نشسته ( بقیه صفحه ۲) در ساحل شرقی عربستان پیاده خواهد شد و تمام عرض عربستان را از جنوب معرفت و وحدت ملی شرقی بشمال غربی در صحاری و بیابان باد ساخته اند طهار و انوار نموده ويك های شن دار و ریگستان سوخته بی جاده دقیقه از طرد اوی و تنقید آن فرو گذاشت و بی آب که تا این زمان ابداً اتوموبیل نکرده اند . و این نفاق بی معد که دین ازان عبور نکرده است طی خواهد نمود روح افزای جهاوزايك تخته کبر با سجی درین حال موقع حیرت نیست که تهیه ندارد . لوازم و ترتیبات ابتدائی این مسافرت مگر باو جودیکه در تمام افعانستان دین مدت دو سال و نیم را در گرفته است مقدس اسلام حکفر ماست و بهیچ طایفه موانعی که حین عبور از فلوات آسیائی در پیش است خیلی مشکل تر از موانعی قلیلی از هنود یهودی که در نقاط مختلفة و سدود عبور افریقا می باشد ـ بدواً مملکت ما اقامت دارند دیگر همه مسلمانان وفد مذکور استمزاجاً بتوسط وزارت پیرو شریعت غریفه محمدی (ص) امور خارجه از ممالک تحت حمایه یعنی میباشیم ، وحدت ملی ، بدرجه که مطلوب شام ! تخریلی تحصیل و بعد از سلاطین است تکمیل ننموده است . پس مجزاینکه ایران و همچنان حکومت ها و حکومات بگوئیم وحدت ملی را نشناخته ایم دیگر چه تارانکائی اجازه بگیرد ـ در چین علاوه دلیلی برای این عدم كمال وحدت مذكور به استحصال اجازه و تقویت حکومت و ياعدم تحقيق و تدقیق ما در اطراف آن مرکزی لازم بود احتیاطاً که از حکمران توجیه خواهد داشت . های مخصوصه ایالت رضایت شانرا جویا شك نيست بسیار چیز ها است که برای شود ـ پس هیئت مذکور از هر يك وحدت ملی لازم است و ما فاقد ان ها باشیم حكام مربوط خواستار اجازه نمود و هم مشکل بود زیرا درین موقع که مثلاً وحدت زبان و خطرق و مواصل وغیره چین در چنان وضعیت اغتشاشات سیاسی مگر اینرا نمیتوان انکار نمود که هیچ است که در نقشه سیاست این مملکت کدام این چیزها برابر ديانت درين معامله وسیع را متغیر میسازد ـ مشکل تر از اجری تاثیر نموده نه میتواند . و تاثیر اجازه های سیاسی فوق الذکر ، مسئله دیانت همان را باعوالی بلند تر ازین تدارك ذخيره بنزین و روغن بود ـ برای عالم موجوده اشناساخته رشته وحدت و تامین امر مراکز و اکمال غضر بنی در تمام اتفاق پیروان و معتقدین خود را تابید ابد محیط واقعه افغانستات و چین تهیه نموده درار و مسلسل می سازد ، وازین دنیای « باید رد » موجوده نیز پیش تر می برد خیلی بالاتر ازین امور است . و این همه در جنب دیانت که در بین انسانها علاقه قلبی و روحی تولید می کند هیچ اهمیتی ندارد . پس ازین که ثابت گردید که بزرگ ترین و مهم ترین عوامل وحدت ملی را ما دار می باشیم ، می توا نیم بکمال صحت بگوئیم که علت عدم توسع و انتشار وحدت ملی عبارت ازینست که ما واسطه اهم آنرا نشناسیم و هنوز دماغ ها و افکار ما يك نوع رسمیت پیدا ننموده است و و نتوانست ایم قدر انرا بجنان صورتی بشنا سیم که اهمیت خودان غذ یا تنفس را برای زنده گانی و حیات خود میدانیم پس اگر می خواهم حیات با سعادت و شرف در جرکت عالم داشته باشیم و بتوانیم وحدت ملی را به معنی صحیح آن حاصل نموده از مزا یای آن استفاده کنیم لازم است از همه اول تر سعی کنیم که آنرا بشناسیم ، و در نزد خود ثابت کنیم که در زمره احتیاجات دیگری که برای موجودیت ملی خود داريم يك محتاج به حقی ضروری که از داشتن آن ناگزیریم هم وحدت ملی است . » ( . . )
صفحه ۱۰ شماره ۶ مجلد پنجم تتبعات ادبی : درهای یتیم ( ۵ ) ۲۷ - دیوان مهردلخان مرحوم که از سرداران بزرگ و نامدار قندهار و خصوصاً در جهان فضل و ادبیات سر آمد عصر و مقتدر روزگار خود است علاوه بر طبع خدا داد از صنایع ظریفه و جمیله دیگر مانند نقاشی ( به طرز کلاسیک ) تذهیب کاری ، خاتم بندی ، میناتوری خوش نویسی از قبیل ثلث ، غبار ، معقل ، نسخ ، تا شکست ، ریحان ، نستعلیق و غیره حصه مستوفائی داشته است دیوان سردار مرحوم از قیمت دار ترین دواوین شعرای است زیرا اشعارش و مضامین بلند او پهلو میزند با نوابغ شعر برای اینکه طبع و قادان سردار مرحوم پوشیده نماند این مقطع معروف آن را بدست خواننده داده مشت نمونه خروار میگوئیم : شهره گشتن به جهان غیر سیه روئی نیست مهردل کاشکی نامت رنگین تر دارد دیوان سردار بخط خود آن مرحوم موجود ومتعلق است باقای احمد جان مترجم لسان روسی وزارت جلیله خارجه و بعضی اشعار شان متفرقاً در دورهای سراج الاخبار نیز انتشار یافته است . ۲۸ - دیوان عزیز اثر سردار محمد عزیز خان مرحوم پسر سردار شمس الدین خان کا شهم مهندی یک شاعر شیرین زبان و مربی و مشوق شعرا و ادبای زمان خود بوده اند اکثراً منزل شان محفل شعرا و انجمن ادبا بوده معناً و مادتاً باین فرقه همرائی های عالی جابانه کرده اند و کتاب های غیر معروف و گم شده از شعرا و ادبای این وطن را بدست آورده برای صحت و استنساخ آن ها رنج های فراوان برده با نهایت زیبائی و سترگی از خود بیاد گار گذاشته اند حتی قسمت بزرگ نسخ تاریخی مسودیم ما از کتابخانه سردار مرحوم بوده است . از جمله کتاب های ترتیب شده آن مرحوم دیوان حضرت میر زا بیدل است که تقریباً چهار برابر غزلیات حاضره کلیات وغیره نسخ قلمی غزلیات نو و تازه دارد این دیوان نفیس بسبک شبوه تهیهات مرغوب و دلبند نوشته شده با جداول طلا و افشان های زرکوب و نقره کوب که با صطلاح شیر و شکر است و این اسطور های لاجورد و سر لوحه های شنجرف و وقایه قشنگ و طلائی شیرازه و تجلید گردیده گویا عروس دواوین شعری گفته است صفحه اخیر کتاب نشان میدهد که به تسیح انجمن ادبی ان عهد که ارکان مهم ان طرزی الفت و حشمت ، حیرت ، وخود سردار مرحوم است نیز رسیده بلکه طلا کاریهای کتاب با جداول و نقوش آن اثر طرزی مرحوم است این کتاب نفیس و مجلل از کتاب های نهایت عزیز و معتبر نایب السلطنه مرحوم بوده است که بعد از وفات سردار محمد عزیز خان مرحوم بدست آورده بود اند خوشبختانه این گنج طلا اکنون هم موجود وتعلق دارد با قای فقیر محمد خان رئیس شرکت اصلاح که از یک نفر بی خبر به ۳۰۰ روپیه خریده اند دیوان خود سردار مرحوم نیز موجود و متعلق است به جناب جرنیل عبدالرحیم خان . ۲۹ - دیوان احمد اثر سردار احمد خان پسر امیر کبیر امیر دوست محمد خان که دارای ذوق رسا وقریحه سرشار بوده و از خوش نویسان عهد خود شمار رفته است سردار مرحوم اکثر کتاب های صوفیه کرام را بخط خود رقم نموده اند و از ذوق لطیفی که داشته اند مرقعات و قطعات عجیبه از خطاطان معروف وبنامور دنیای اسلام را بدست اورده تقریباً یک موزه خصوصی وخانگی ازین اثار جمیله وصنایع ظریفه تشکیل داده بودند اکثر قطعات ان بدست اغلیه ضمرت شهید و نایب السلطنه مرحوم افتاد دیوان خود سردار مرحوم که نماینده دو صنعت نفیس شان بود یعنی زاده فکر که شعر وزاده کلک که خط خوش باشد تعلق داشت بنایب السلطنه مرحوم . ۳۰ - دیوان تاجر اثر مولوی احمد جان خان الکوزائی که یکی از رجال معروف و کار دان عصر خود چه در تر تیبات دفتری وچه در امورات کشوری بوده است تاجر صاحب دیوان وقصاید نهایت بلند
صفحه ۱۱ ( شماره ٦ ) مجلد پنجم و قیمت دار تاریخی است مخصوصاً واقعه جنگ میوند و جنگ آسمانی و شیر پور کابل را بی کم و کاست مانند یک عکس یک عکاس میدان جنگ عکس گرفته با الفاظ خیلی ها روشن و جاندار و تراکیب بر جسته و رسا در معرض چشم میگذارد و از نازک ترین دقایق ان مواقع اغماض نمی کند غریصه اهالی قندهار را بعد از واقعه سردار محمد ایوب خان بیک آب وثیقی منظوم نموده تقدیم دربار اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان نمود و مورد قبول آن شاه گردید تاجر اغنباً در عالم مطبوعات سروکار داشته در اکثر کتاب های که یادگار سلطنت اعلیحضرت عبد الرحمن خان است تقریظ و یا مقدمه و خاتمه کتاب ها بقلم اوست دیوان عاشیه درانی تماماً به اهتمام ایشان با مقدمه و خاتمه آن از مطبع سلطنتی خارج گردیده است دیوان تاجر که تاریخی ترین آثار شعرای ماست و یکفصل تاریخ روشن ملک ما را در بر گرفته موجود و تعلق دارد باقای عبدالرشید خان حاکم کلان سابق پشت رود . ۳۱ - هم چنان پسر ایشان مولوی محمد سرور خان یکی از فضلای عصر خود بوده و عمر خود را به تدریس فارسی و عربی طلاب و متعلمی طی نموده و در عین حال درین دو لسان تالیفاتی قابل قدری هم نموده اند و گا گاه شعر هم می سروده اند لیکن اشعار شان تماماً بر محور انتباه محیط و جذبات اسلامی و حب الوطنی چرخ میخورد چنانچه مسدس مدد جزر شان که باستقبال مدو جزر مولانا عبد الله امر تسری سروده اند در شماره های معرف معارف انتشار گردیده است و قسمت اشعار شان هم موجود و تعلق دارد با قای عبدالرشید خان . ۳۲ - دیوان حیرت اثر منشی محمد ابراهیم خان که از دبیران و منشیان دربار اعلیحضرت امیر شیر علیخان مرحوم و در عین حال شاعر قصیده سرا و صنعت کار دربار امیر مذکور و امير عبد الرحمن مرسوم بوده است و در مقابل مدایح و قصاید درباری و صنايع نظمی و نثری خود از قبیل نثر منقوط وغير منقوط ونظم رقطا و خيفا ترصيع و توشیح وغیره صلات وجوايز زيادی ازان دو شهر یار دریافته است دیوان حیرت که مملو از صنایع لفظی است تعلق داشت بمير زمان الدین خان مرحوم . ۳۳ - دیوان مخلص اثر میرزا محمد یعقوب خان خوش نویس اعلیحضرت شهید که در شعر مخلص تخلص داشته است مخلص از زمان سرداری اعلیحضرت شهید ملتزم رکاب و محفل شان بوده تا زمان اواسط سلطنت شان که وفات اوست عهده خوش نویسی و کتاب خوانی محفل شا هانه را داشته است اکثر کتاب های متقدمین و متاخرین را از قبیل اندرز و مناجات حضرت خواجه انصار و تذکره اولیا حضرت شیخ عطار وحدیقه حضرت سنای و گلستان حضرت سعدی و دیوان خواجه شیراز وغیره را بخط جواهر رقم خود بامر و فرمایش اعلیحضرت شهید رقم نموده است و ضمناً قصاید مدیحه آمیز هم گاه و بیگاه در وصف شکار ها و رویت هلال ها و آمدن ما های صیام و اعیاد رسمی وملی وسالگره خود شاه شهید و شهزاد گان ان عهد را برشته نظم در اورده است . دیوان کامل مخلص که بخط مشکین قلمش رقم یافته بود یادگار آ بمیر زمان الدین خان مرحوم اهدا کرده بود و بنده ۱۲ سال قبل برین از نزد آن مرحومیه برای مطالعه گرفته و پس از مطالعه و اپس فرستادم . اکنون نمی دانم چه شد ؟ . ٣٤ - ديوان شامل که معاصر با حیرت و مخلص بوده واكثر آ مراثی اهل بیت و قصاید در منقبت دودمان حضرت رسول ( ص ) سروده اند دیوان شامل موجود و تعلق دارد به پسر ایشان میگویند در یکی از روزهای بهار کابل که زیبا ترین فصول ان است در یکی از باغات پرگل وشکوه کابل این شعرای معاصر که حیرت مخلص و شامل وسهیل باشد میله داشته اند در حین خوردن تنباق چای طرح زمینه ذیل را نموده هر یک را بمشاعره دعوت کرده اند اولاً حیرت این فردرا بداهتاً سروده اشت . با قیدارد ( سرور گویا )
صفحه ۱۲ ( شماره ۶ ) مجله پنجم خبرهای داخلي ورود آقای محترم سید عبد الله خان مدیر دول شرق وزارت خارجه که از بدو سلطنت اعلیحضرت غازی بطرف مزار و میمنه و هرات بها موریت هامو ظف بودند و در هفته گذشته مع الخير و العافیه وارد کابل گردیده ، پست سابق خود را اشغال نمودند . این هم نا گفته نماند که مجموع مسافه طی کرده گی شان ( بذرایع مختلفه مثل اسپ ، موتر ، طیاره ) بالغ به یکهزار و بحرصد کبروه ( روبه از ۴۵۰۰ کیلومتر ) می شود . ورود وکیل حجج اعلیحضرت جناب حاجی نواب خان صاحب وکیل حجج اعلیحضرت غازی دروز یکشنبه ( قریب نماز شام ) از راه هند وارد کابل گردیدند . کاروان زرد کاروان زرد که در شماره قبل از این شماره از اهمیت علمی و تشکل در برو غرام آن مفصلاً متذکر شدیم ، ۷ جوزا ۱۹۳۰ وارد اسلام قلعه ( افغانستان ) گردیده ، به مسافرت مهم خودها ادامه داده اند ، و عنقریب وارد کابل خواهند گردید . وکلاي شوراي ملي درین اواخر ۷۰ نفر از وکلای محترم منتخبۀ شورای ملی وارد کابل گردیده و وکالت نامه های خود را به دائره تحریرات شورای ملی سپرده اند که اسامی شان را ذیلا نشر می کنیم ، باقی ۲۶ نفر دیگر در شرف و رودند ، و عنقریب خواهند رسید : ۱ ــ وکلاي مربوط ولایت کابل (۱) عالیجاه جمعه خان ولد شاه جهان خان حکومتی میدان ۲) محمد اسلم خان ملك عباس خان [از جور تکاب؟] ۳) سید غلام رضا خان سید حسن رضا خان از دنگی و دایکندی (۴) غلام حیدر خان عطا محمد خان حکومتی نجراب ۵) عبد الستار خان عبد القدوس خان چاریکار ـ حکومت مرکزی شمالی ۶) حاجی ایشان جان خان عزیز احمد خان پنجشیر (۷) عبد الرؤف خان علی اصغر خان حکومت ویژه کوهستان (۸) میرزا عبد الغفور خان میرزا محمد یوسف خان حکومتی جبل السراج ۹) حاجی محمد شریف خان عبد الحمید خان حکومتی پغمان ۱۰) شهاب الدین خان مهر دل خان حکومتی غزبنی و مربوط آن ۱۱) سید محمد حسن خان سید محمد حسین خان حکومتی بامیان ۱۲) حاجی سیف الدین خان ملا شیر دل خان سباك شرونکی علاقه داری های مربوط ۱۳) عبد القیوم خان عبد الاحد خان حکومتی وردك ۱۴) فقیر محمد خان قاضی میرزا جان حکومتی غوربند ۱۵) عبد الاحد خان قاضی غلام جان خان مرکز شهر کابل ۱۶) غلام محیی الدین خان غلام قادر خان خان مرکز شهر کابل ۱۷) میر محمد علی خان سید بابا خان حکومتی بهسود هزاره جات ۱۸) سید شاه میر حسین خان سید شاه محمد خان حکومتی بیکار ابدک ۲ ــ قندهار ۱) محمد شریف خان محمد صدیق خان حکومتی قلات (۲) عبد الصمد خان حاجی غلام محمد خان علاقۀ داری های مربوطه مرکز قندهار ۳) محمد امین خان حاجی خدا داد خان حکومت اروزگان از طرف اهالی مرکز و علاقه داریهای مربوطه آن ۴) حاجی میر حسن خان ملا داد شاه خان حکومتی گیزاب ۵) احمد شاه خان محمد حسن خان حکومتی ارغستان ۶) غلام دستگیر خان پاینده محمد خان حکومتی ترنك ، جلدك و میزان (۷) حاجی عبد العزیز خان عبد الحکیم خان حکومتی لکرمه جیر
( شماره ٦ ) مجلد پنجم وکیل اهالی حصارك غلجائی (۲) میرزا محمد ابراهیم خان حاجی توجه بای ۸ ) نظر محمد خان خدا رحیم خان علاقه داری های مربوطه مرکز ۱۰ ) محمد عظیم خان ملا شیر دل خان كشك نخود (۹) قاضی محمد عثمان خان عبد الله خان آخوند زاده حکومتی کنر خاص (۳) میرزا قهرمان خان ملا هریم قل بای وکیل اهالی دهله ولایت قندهار حکومت قندهار کنر مشرقی کوز ۱۰ ) عبد الرزاق خان نيك محمد خان (۱۲ ) امیر زاده خان میر پادشاه خان ( ٤ ) حاجی سلیمان قل خان ایاز قل خان وکیل اهالی شینوار ( حکومتی ) حکومت درزاب و کرزیوان حکومت زمین داور وسر بوطات آن (۱۱) عبدالعزيز خان میرزا محمد عثمان خان ۱۳ ) عبد الله خان عبد الغیاث خان ه ) ملا محمد یعقوب خان ملا کند بای حکومتی لغمان مرکز شهر قند هار حکومت اندخوی ۱۲ ) محمد فاضل خان پیر دوست خان ٤ - حکومت سمت جنوبی ۷ - مزار شریف حکومت كرشك (۱) سیدنادرشاه خان سید آقااب شاه خان ۱۳ ) محمد شاه خان حاجی جان خان (۱) عبد الكريم خان حاجی عبدالله خان بای مرکز گردیز حکومتی کدنی مرکز شهر مزار شریف (۲) سید رحیم خان سید کریم خان ۳ - حکومت اعلي مشرقي حکومتی اعلای جنوبی مرکز (۲) ملا حيدر قل خان محمد قاسم خان خوست مندون و اتمها خيل خرل حکومتی سنگ چارك (۱) ملا عبد المنان خان ملا ميسر ورخان (۳) محمد شریف خان سید مراد خان ۳) صاحب خان خان شیر جان خان حکومت دره پیچ حکومت آقچه (۲) عبد الغفار خان محمد فقير خان حکومتی خوست : قوم صبری او حکومت دره بین اسمار ( مرکز ) شمل و گریز و تربی زالی وغیره ( ٤ ) قاری عبدالصمدخان ملا حضر نقل خان (۳) عبد الحليم خان عبد الحمید خان ( ٤ ) خبر محمد خان وکیل اهالی زرمت حکومت شبر غان ه ) کمال محمد خان میر احمد خان ( ٥ ) ملا محمد امین خان حاجی طور بيك خان شهر جلال آباد ٤ ) ملك عبد الرسول خان ملك حکومتی ارگون حکومت بلخ ملا محمد عبد الصمد خان حکومت سرخ رود ٦ ) حبيب خان عبد الكريم خان ( ٦ ) حاجی ملا محمد ناصر خان کنیوار تعلقه حکومت ارگون ه ) میان عبد الرحیم خان میان شجاع رسول خان حکومت تاشقرغان حکومت کامه ه - حکومت اعلی فراه (۷) میرزا محمد یعقوب خان میرزا شیر محمد خان الدوله خان (٦ ) ملا میرگز خان ملا حبیب آخوند زاده (۱) محمد انور خان محمد عمر خان حکومت ایبك مرکز فراه و علاقه داری های مربوطه آن حکومت رودات ۸) میرزا محمد قاسم خان غلام حسین خان ) میرزا محمد خان محمد عباس خان (۲) عبد الاحد خان پیر محمد خان علاقه داری های مربوطه شهر حکومت خوگیانی وکیل شهر فراه و علاقه داری های مزار شریف مربوطه آن ۸) ملا عبد الخالق خان ملا جان آخان ۹) ملا قمر خان بای پاینده جان بای حکومتی کلان کتر ( مرکز ) ٦ - حکومت اعلی میمنه حکومت دولت آباد ۹) عبيد الله خان غلام جان خان محمد علی خان (۱) میرزا حضرت الله خان ملا دولت بای ۱۰ ) غلام علی خان حکومتی مومن دره مرکز حکومت اعلی میمنه حکومت دره صوف ۱۰ ) دین محمد خان محمد شاه خان
صفحه ١٤ ( شماره ٦ ) مجله نجم ٨ - قطغن وبد خشان ١) شاه عبد المجید خان شاه عزت لله خان شهر فیض آباد حکومت کلان فیض آباد ومر بوطات آن ٢) حاجی محمد اکرم خان امام علی خان حکومت تهر ین ٣) شیر ین بيك خان محمد شکور خان حکومت کشم ودرائم . خبر هاي خارجي رئیس جمهور فرانسه ورساي - موسیو پول دومر رئیس مجلس اعیان به ریاست جمهور فرانسه انتخاب گردید. لندن - قسطنطنیه کپطان ستیگ که از میدان طیاره لیمپن در وقت فجر روانه شده است که باستر یلیا پرواز واز انجا باز عودت نماید روز شنبه به ساعت ( ٩ ) شب وارد قسطنطنیه شد و این اولین مرتبه است که مسافت بین انگلستان وقسطنطنیه در یک روز طی شده است . نیوه ذیل - ستیگ پرواز انگلستان استر یلیا را ترک گفته است صبح روز دوشنبه از قسطنطنیه روانه گردیده ودر همان شب به هارتن رسید این مسافه را به چاردۀ وسه ربع ساعت قطع نمود واین میعاد جدید مسابقه است . در چین کروزز برطانوی موسوم به وند کتیو به طرف نا نکنگ حرکت میکند چه در انجا مذا کرات راجعه به الغای قضاوت قونسلها به سکته دو چار گردیده است نامه نگار ریوتر متعینه نا نکنگ می نویسد که حکومت چین راجع به مسائل قانونی نظام هاي جديدي اصدار نموده است دران خارجی هائیکه در چین ساکنند شامل میباشد . نظامات مذکور خارجی ها را به صورت آن اشخاص تعریف می نماید که به فرقه ها تعلق داشتند که بتاریخ سی ویکم دسمبر ١٩٢٩ در چین دارای حقوق قضاوت قونسل بودند و این چنین اشخاص بعد از ٣ اکتوبر ١٩٣١ در تحت قضاوت محاکم چین خواهند بود مگر محا کم مخصوص براي مسائل جنائي وملکی که دران خارجي ها نیز شاملند در نقاط مخصوص مانند شنگهای تیتسین ، مکدن و کین توتأسیس خواهد گردید . ر ئیس جمهور تلگرام انقوره مظهر است که برای مرتبه چارم غازی مصطفی کمال پاد شا رئیس جمهور ترک به انتخاب گردیده است . سقوط طیاره ر یو تر ٨ مي طیاره ران بر طانوی افسر پرواز ویکهام که در ١٩٢٩ انعام شناتیدر را برده بود صبح روز پنجشنبه در اثر زخمها ئیکه در نتیجه شکستن طیاره خود در عین پرواز با میز طیاره ران در فارن رو بر داشته بود فوت نمود طیاره مذکور در بین طوفان باد شکسته بود و هر دو طیاره ران بذریعه پارا شوت خود را انداختند و نیم میل راه از طیاره دور رفته افتادند و زخم بر داشتند . ریوتر ٨ مي در دار العلوم قرائت اول پیشنهاد مالیه که حاوی محصول زمین وبودجه بودصورت گرفت . تلگرام کیپ تون مظهر است که از وان ونین ناتال راپورت می نمایند طیاره که در آن قوماندان گلن کد سطون ( که چند هفته قبل از انگلستان به کیپ تون به شش ونیم روز پرواز مسابقتی را اجرئ نموده بود ) وبرای گلیسكون پرواز می نمودند افتاد وهر دو نفر به قتل رسید . ظاهراً ایشان در بین طوفان باد وابر های غلیظ وغبار پرواز می نمودند ودفعتاً به قله کوه های متصادم شدند . زلز له قرار اطلاع و لنگتن . در شب پنجشنبه زیاده از يك صد جنبش زلزله در ایالت خلیج هوتلدر و خلیج بوور نی واقع گردیده وا کثر ساکنین شهرهای زمین اوت و جنوب گز ریون خانه های خود را گذاشته اند و بسیاری از عما رات که بعد از زلز له گذشته ساخته شده بود خراب شده است .
صفحه ١٥ شماره ٦ مجلد پنجم مؤلف: اميلا به فرانسوی ( ٤ ) مترجم: حبيب الله طرزی ما دام سان ژين ( ناول ) فصل دوم ( سقوط تلوياری ) شبی که فردای آن دهم اگست طلوع میکرد يك شب خیلی صاف و درخشنده گی ستاره گان در دلها فرحت و انبساط تولید می نمود. تانصف شب مهتاب رو شنی خفيفى يكه خودش را بر شهر كه زیر پرتو آن باسكوت هب آرام و ساکن بنظر می آمد نثار می كرد. ولی در حقیقت چنین نبود زیرا از دو هفته باین طرف پاریس متهیج واماده کار زار بود. از همان شبیکه « له فيور » کاترین او قصاره را درو و كمال ديده بود ، پایتخت مركز واجتماع فرقه های انقلابى ومامن دسته غوغا چيان شده مانده بود. قصر وهم اهالى براى آن مجادله اكبر - آنروز بزرگى كه مبشر فتح انقلاب وتاسيس جمهوريت بود - آماده می شدند. تمام نصف شب كه ساعت های پاریس دوازده بار در آرامى شب طنين انداخته خاتمه روز نهم وشروع روز دهم را باهالی منتظر اعلان نمودند در هر حصهٔ شهر جنبش شروع كرديد. قاصدان چهل وهشت احزاب مختلف كه الغاى سلطنت را بيك زبان مطالبه ميكردند بخاموشی در تردد بوده و در مقابل هر در وازه ايستاده می گفتند: « به شنيدن اولين صدای ناقوس و شیپور سلاح بدست داشته حاضر شويد ! » قریب ساعت يك شب بود زنگ های مرکز احتياطيه « سنت ژرمن » كه اشاره قتل عام سنت ( بار تلمیر ) را عيناً دو صد سال قبل داده بود ، باهنگ مرگ سلطنت والغای استبداد بصدا در آمدند. با این طنين سهمگين اواز شیپور كه از دور انقلابیون را بسلاح دعوت می نمود ، اینزاد شد ومعلوم گرديد كه پاریس از خواب بيدار واسلحه بدست دارد. کوچه ها بصدای شمشير ها ونیزه ها كه ازدست صاحبان بی تجربهٔ شان زمین می افتادند و كشيدن بعضی از ماشه های زنگ آلود كه اهالی بعد از سالهای درازی به استعمال آن مجبور شده بودند ، منعكس میگردد. خانه های اطراف ( تویلیری ) پرده های دریچه های خود شان را كشيده منتظر تماشای هجوم بر قصر شاهی بودند. ماد مواز ل سان ژین هم كه در همين حصه شهر سكونت داشت ، ازينكه غرفه اش را کشاده وسری به بیرون زند ، ازهم سايه گان ديگر خودش عقب نه می ماند. كوچه ( روبال ) كه دوكانش در انجا واقع بود، هنوز از مترددين خالي بنظر می آمد. کاترین ازهر كس زیاد تر بی صبرونگران معلوم می شد. این اضطراب او تنها بواسطه تما شای انقلابيون كه از مقابل دریچه اش می گذشتند نبود بلکه يك مسئله مهم دیگر باعث هيجان او شده مانده بود. بعد از شب رقص در ( ووكسال ) سارجن له فيور را اكثراً ديده وعلاوه از يك دفعه گارد جوان بارادات خودش ابراز به خرج داده است ، ولی کاترین در مقابل حملات جسورانهٔ او خود را بکمال متانت مدافعه كرده تاكه سارجن محو عشق ومحبت گردیده تجویز زنا شو هری را باو تقديم داشته است. كاترین كه بکمال اشتياق منتظر این بشارت بود بكمال ممنونيت تجویز او را پذیرفته و تبسم كنان گفته است. « برای تهیهٔ لوازم خانيه داری پول کافی نداریم ، اگرچه من دكان رخت شوئی دارم ولی درین اوقات مشتریان همه بد معامله وبازار كساد است . » له فيور: « من هم اگرچه منصبى دارم ولی تنخواه بباغث انقلاب وصول نه می شود . » کاترین: این چیز ها چندان اهميت ندارد ، ما جوان هستيم وبكديكر خود را دوست داریم و استقبال مشعشعى در پیش روی ماشت . آیا فال بين به من وعدهٔ دوشی را نکرده است ؟ » له فيور: « به من هم نگفت كه جنرال خواهی شد ؟ » کاترین: - مگر او لیتر از آن گفت ، زنی را که دوست میداری عقد خواهی كرد . »
صفحه ١٦ (شماره ٦) مجلد پنجم له فیور : پس بیا که این پیش بینی او را از قوه به فعل بیاوریم ، و با نصورت چیز های دیگری که وعده نموده است بیکسان ایکسان بدست بیاوریم . کاترین : مگر همین دم ممکن نیست که از دواج ما صورت بگیرد ، اول باید این جنگ بآخر برسد : له فیور : پس بهتر است تاریخی را برای عقد نکاح منتخب کنیم . کاترین : سقوط استبداد و فتح انقلاب کافی است . له فیور : اه ! چه يك روز نيك بخت و مسعودی خواهد بود ؟ این را گفته و آستین دست راست خودش را بالا زده صدا زد : «کاترین» بین که من مستبدین را چقدر نفرت می کنم ! کاترین بکمال تعجب در بازوی راست اور سم دو شمشیر متقاطع ويك سر در حالت احتراق را که تازه خال زده شده بود ، دید که از زیر آن این عبارت نوشته بود : مرگ به همه مستبدان کاترین : برای ثبات وطن پرستی فامیده عزیزم ! ازین يك علامه مقدس بهتر چیزی نیست . له فیور : نه چند روز بعد یکی دیگر از ینر بهتر بتونشان خواهم داد . کاترین : چه خواهد بود ؟ له فیور : به : تحفه عروسی . بعد ازین ملاقات هر وقتی که له فیور از فراغتی بدست می یافت ، دیدن مختصری از نامزدش می نمود . ولی در هر دیدنی صحبتی به میان نه می آوردند و خیال می کردند که سقوط استبداد وقت زیادی به کار خواهد داشت . ازین باعث بود که کاترین هم به حب يك وطن خواه و هم بمنزله يك عروس بطلوع روز دهم زیاد از هر کسی نگران می نمود . آواز های محخوف ناقوس در فضای تیره شب مانند راکت های مهلک در گوش اسیران ( قصر تویلری ) میرسید ولی عصاره کوچه ( رویال ) آنها را زنگ بشارت عروسی خودش تصور می نمود ، و تاصبح از خواب دست کشیده منتظر دمیدن شفق صبح و طلوع شمس نشست . هنوز آفتاب بیرقه ( او برهام ) روشنی نینداخته بود که دریچه خودش را کشاده منتظر شنیدن جیر جوش تسخیر قصر ( تویلری ) ایستاد . صدی باز شدن عراده کاترین همیا یکمان دیگرش یکی بعد دیگری بهمین در وازه های خود شان ظاهر شدند . یکی از آنها پرسید : هـ مادمزل بیانی ترین چه خبر است ، کاترین : من هم منتظرم چیزی بشنوم ولی باحال خبری نیست . درین اثنا سواری در کوچه ظاهر شد که یکمال تعجیل بطرف کاترین میامد . کاترین با دیدن له فیور صدا زد : ايك کسی که بـه هر چیز را خواهد گفت میر سد . له فیور تفنگ خودش را در زمین نهاده و کاترین را بکمال حرارت در غوش کشیده و دو جا دكه بشدت نفس میزد گفت : ه اه کاترین عزیزم . چقدر ممنونم که ترا بار دیگر می بینم . همه چیز ها اطمینان بخش و به کام وطن پرستانست . امروز ضرور نتیجه ظاهر می شود . هورا برای خلق . همسایگان اطراف له فیور و کاترین را گرفته شروع باستفسار نمودند . له فیور منیکه انقلابی را می خواست به جهر بخواند وضعیت متینی به خود گرفته گفت : ه شما باید بدانید ! که سوء قصدی بر خلاف والی بزرگ ما ( پی تیون ) در قصر تویلری برپا است . شنیدن این خبر همهمه غضب آلود بین شنوندگان پیدا شد ! کاترین از همه پیش تر به سخن آمده گفت : مگر من فهمیده نتوانستم که ولی در قصر چه میخواست ؟ چرا ؟ او را بقسم گروگان در انجا باز داشته اند ، میگویند و صعیت قصر کاملاً تبدیل شده ، بيك قلعه مستحکمی تحویل یافته است ، تمام درها و دریچه ها مسدود و مستحکم شده اند . گارد های سویس با داندان تسلیح و آن قاتلان مشهور ( شوالیه های دکن ) با آنها متحد شده است . این شوالیه های دکربا خائنان مملکت به کشتن هر يك از وطن خواهان قسم یاد کرده اند ! گریکی از آنها را در اثنای ٢٤ ساعت بدست آورده بتوانم خوش ترین اشخاص خواهم بود ( باقیدارد ) ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
احمد شاه تاجر ماشینها و عموم لوازم علمی و فنی تیلفونهای اریکسون اریکسون فابریکه است که در سنه ١٨٦٩ تقریباً در تاریخ اختراع تیلفون تاسیس شده و اکنون در اکثر ممالک دنیا قریب پنجاه فابریکه بزرگ بنام اریکسون وجود دارد که سامان تیلفون و تلگراف جدید ترین سیستم ها را می سازند فابریکه مرکزی اریکسون در ستاك هالم ( سوید ) و شعبات او علیحده فابریکه هائیست در فرانسه انگلستان لهستان ، اسپانیا استریا چکوسلاواکیا هالیند هنگری - ایتالیا پولاند و علاوتاً قریب پنجاه نماینده گی در ممالک بزرگ دنیا دارد . فراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نماینده گی فابريك اریکسون را داراست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین قیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد خواهش مندان و طالبین اینگونه تیلفون ها و غیره سامان آن بتجارت خانه او که واقع بازار جنوبی ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود .
انیس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ١٢ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله " " طلبه معارف ٧ " در ممالک خارجه ٢٠ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
شماره (٧) اشتراك سالانه ١٢ افغانى محصول پوسته ٢ " خارجه ٢٠ فرانك أنيس محل (١٠) اداره : کابل جاده ارک مؤسس و نگارنده مسئول محي الدين تأسيس ١٣٠٦ ٢ سنبله ١٨ جوزا ١٣١٠ مسئوليت در کار با آنکه نه می توان انگار نمود ، انسان در اوضاعی خود و در سایه اشنائی با علم و عرفان بانداره رسیده توانسته است که بداند وظیفه چیست و وظائفی را که حیات و اسرار زندگی در جامعه بشر بر او تحمیل می نماید کدام است . معہذا ما نمی شود بگوئیم که همین قدر برای بودن انسان براه راست کفایت میکند و در کار ابدی وظائف يك محرك كامل شده می تواند واقعاً اگر چنین می بود پرس و چون ، تفتیش و تحقیق ، و سؤال و جواب به کلی از بین بر خواسته ، هیچ کس نه می توانست از کسی در باب امور حیاتی سؤالی کند و يك هيئت حاکمه برای سرکوبی و منع قامات مخالف مسئوليت حیاتی افراد وجود نه می داشت و با المقابل هیئت حاکمه در دنیا در نزد ملت به صورتی از صور مسئول واقع نه می شد . شاید اگر دقت کنیم همین مسئله نه هيچ كاه يك ملت و مملکت در تحت ادارۀ يك هيئت حاکمه مطابق امال ایشان پیش نرفته است برای مقاومت می کنند که مسئولیت در حیات اهمیت زیادی دارد و اگر وجود نه می داشت شاید در امور سيئات سکته های زیاد واقع میگشت . جرم و جنایت و تقصیر که در نتیجه عدم مسئولیت بيا عدم معرفت آن واقع میشود چیزیکه مخصوص انسان نه مزیت گر نهای عقل و حس محاکمه و قضاوت را مالك است. و گمان نه می کنم در میان نه عملان حیوانات يا اگر برگات موقعی برای خود داشته باشند . یعنی تا را انسان می تواند محرم جانی و مقصر شود . وحيوانات ديگر نه مجرمی دارند و نه جنایتی و نه محاکمه و قضاوت می شوند نه تحت محاکمه می آیند، و نه در شكنجه مجازات می یابند. و این خصوصیت جرائم در طبقه موجودات انسانی برای نهایت می کند که هم چنانکه جرم وجنایت در بین طبقه وجود دارد و مثال هستی آنرا در حیات روزانه خود به کثرت مشاهده نموده ایم و مبینم مسئولیت و جوابدهی نیز باید موجود باشد يعنى انسان با وجود دارائى عقل و شعور بلند تر از حيوانات نمیتواند کاملاً از هر گونه غفلت و سهل انگاری در واجبات انسانی خود پای بوره تمام امور خود را به صحت و به صورت حقانی اجری کند . و گردن خود را از زنجیر اسارت مقتضیات سوء شهوانی رهائی بخشد چون با چشم باز باطراف خود نظر کنیم می بینم هر کاری که در دنیا اجری می شود در نتیجه مسئولیت است اگر يك شخص تمام روز قوای و مساعی خود را صرف پیش بردن کاری میکند ، تا در نتیجه آن چیزی بنفع يا حبيب خود پیدا کند ، بری مسئولیتی است که در نزد خود یا خانم و طفل خود یا افراد دیگر عائله خود دارد . اگر يك شخص به عبادت می گراید ، محض جهت مسئولیتی است که قرار مقررات دینی در نزد عالم بالا و در مقابل خدای خود دارد . اگر يك مصنف کتابی تصنیف می کند محض برای مسئولیتی است که در نزد جامعه بشری دارد و بدین وسیله گریبان خود را ز چنگ آن مسئولیت وا می رهاند اگر علمای اعلام و بزرگان دنیا کشفیات حیرت انگیز در علوم و فنون نموده اند هر کدام به طرزی برای ادا نمودن وظیفه بوده است که وجود آنرا در مقابل خود احساس نموده اند ، و مقصودت خود را
( شماره ۷ ) از يك مسئولیتی که از عدم ایفای آن مقرب میگردید و ارهانیده اند . می شنویم و میخوانیم که سقراط ( فیلسوف بزرگ یونان ) زمانیکه حکومت و مردم آتنه با وی مخالفت بر آمده محکوم و محبوسش نمودند ، بدست خود جام زهر را برداشته نوشید و بعد ازان با استراحت تمام روی بسترہ خود خوابیده جان داد و صدها مراتب طرف داراتش و اشخاصیکه باو علاقه مند بودند خواستند او را به فرار نمودن و رها ئیدن جانش ترغیب کنند ، دیگر فائده نکرد آیا چرا ؟ گمان می کنید که دادن جان برای انسان کار آسانی باشد آیا هر چه در دنیا می کنیم برای حفظ جان خود نه می کنیم ؟ دیگر سقراط جان داد و مرد . این بزرگ ترین دلیلی است که میتوانیم برای خدمتی که « مسئولیت ، به جامعه بشر ابراز می کند اقامه نمائیم . سقراط محض برای مسئولیت جان داد و خود را مسئول دانست که هر چیز از حق و حقیقت در دماغ عالی و فکر درخشانش جلوه نموده است به مردم آتنه بگوید و با آنکه میدانست جانش در معرض خطر واقع می شود حس مسئولیت نگذاشت ارام بنشیند و فکار و پر نسیپ های خود را به مردم اداء نه نمود ف و تلقین نیکند وجان خود را در راه مسئولیتی که به مقابل انسانیت ، نسبت هم وطنان باهم نوعان خـود دارد قربان نه نماید . علمای بزرگ تربیه بعد از تحقیقات وتدقیقات زیادی که درین مسلک نموده اند بالاخره باین حقیقت وا رسیده اند که تربیه عبارت ازه تطبیق طفل است به محیطی که دران زنده گی دارد ، و این فکر را بر مسئولیت سبب شـده است . این جمله « تطبیق به محیط ، معنی دیگری دارد و آن معنی عبارت ازینست که طفل مقتضیات محیطی خود را درک کند و حرکات واعمال خود را بران مبنی سازد ، و به این صورت مسئولیتی را که از نقطه نظر خدمت به محیط و جامعه براو عائد می گردد ایفا نماید ، و آن مسئولیت را بشناسد . اگر مسئولیت در دنیا وجود نه می داشت وگاهی بصورت آتش سوزان دوزخ وبعضاً به شکل حبس و تعزیر و اعدام و گاهی هم بصورت يك خجالت وشرمنده گی که در نتیجه تکامل افکار اهل نسبت به ایفای آن انسانرا استقبال می کند در مقابل فکـر انسـان ایستاده شده و عرض و جود مینماید مجسم نه می نمود ، شاید در دنیا نظم و ترتیبی نمانده کارهای خوب و افعال حسنه متدریجاً در مقابل ترك وتاز خواهشات نفسانی منکوب و مغلوب گردیده پا مال هوا و هوس و در نتیجه بجای نظم و ترتیب قانون و نظام و عدل و انصاف يك اختلال و بر بریت وجود میداشت . ( باقیـه دارد ) بقلم آقای قاضی زاده : صنایع مستظرفه ( ۲ ) از آنجائیکه صنعت عبارت از وسائل مخصوصۀ مهیج و مولد هیجان جدیدی است ، لهذا خالی از منفعت نخواهد بود که نبذی راجع از کوایف تناسبات و علایق آن با حسن و تقلید و غیره و غیره بحث رانده شود . صنعت باحسن : سابقاً قدما بنا بر عدم وسعت تتبع و مطالعات به این زمینه صنعت را اقاده حس قرار میدادند اگر نکته این مطلب دقت کرده شود ، بجز اینکه تعریف مذکور دور از صحت و ناشی ، از تتبعات سر سری وسطحی دانسته ، بد آن اعتماد نکنیم ، چاره نداریم . چه رعایه و پیروی از آن تعریف مسلم است ، که ما را از جاده راست منتهی بمقصد ، منحرف نموده ، از ادراك حقیقت باز میدارد . از فراز تتبعات عمیق که علمای متحصص این فن ، درین باب نموده اند ، اینست که حسن در نقش از جمله اشیاً غیر ثابت و تقرر بوده ، متمادی هر وقت حسب تقا ضای محیط ، زمان و مکان تحول و متغیر است . و اين يك امر يا تعريف آنها ( که صنعت افاده حسن است ) داشته اثبات میکند که صنعت غیر از افاده حس ، شی دیگری است . مثلاً : من هوای تیره و تاريك ، فضای
صفحه ۳ ( شماره ۷ ) مجلد پنجم پر ابر و غبار و زمین مستور از برف ازاماش انگیز موسم زمستان را دوست داشته، از نظاره آن مسرور و متلذذ میشوم بالعکس اشخاصی هستند ، که ازین چنین منظره سرد و افسرده موسم زمستان بغایت متنفر و بیزار بوده آرزو مند مناظر سبز و خرم و آفتاب درخشان آسمان صاف و نیلگون بهار بوده از آن کسب ابتهاج و مسرت مینمایند ، و اینست چیزیکه برای من مطبوع و خوب بوده مرا ممنون و محفوظ می نماید ، عیناً همان چیز در پیش نظر دیگران بغایت منفور و ناگوار واقع گردیده ، از رؤیت آن منقبض و دلخور میشوند : و ازین جاست که بخوبی ظاهر میشود وجود عدم موافقت فکری بین افراد بشر که هريك حس را در هر محیط هر منطقه ، هر رو هر سال مطابق ذوق سلیقه و اسلوب خود بطوری مخصوصی تلاقی میکنند که ما از ادراك بعين آن عاجز ایم . و در نتیجه و اثر همین مباینت ( حسی ) است ، چیزیکه در نزد من خوب است در پیش دیگران بد باشد . و هم چنین شیئی را که شرقی خوب تلقی میکند ، غربی آنرا بد و زشت تلقی میکند . و بطوری این اختلاف تلقیات بشر مبرهن و بدیهیست که انسان نمیتواند از آن تمرد و انکار نماید . و بر روی اساس همین کیفیت مباینت حسی طبقات مختلفه بشر است ، که در کائنات هیچ چیزی بدر حسن يك كيفيت متبدلی موجود نیست . و از ینروست که تعریف قدما در باره حسن از روی اصول صحیح و درست شناخته نمیشود ، وفقط چیزیکه درین باب در نظر گرفته شده است ، همان اینست که اشیاء مولد هیجای بدیهی ، ماحسن دارای يك ارتباط و علاقه ایست ، که در ما اشتباهاً به آن ها صفت ( حسن ) را داده اند . و اینکه درین علاقه جزئی استناد کرده صنعت را حسن دانستن ، سر تا سر دور از صحت بوده عاری از حقیقت است . صنعت یا تقلید : از آنجائیکه صنعت دارای يك مناسبت بزرگی میباشد ، بنا بران تعریف متداول ( که صنعت عبارت از تظاهرات مختلفه حیات است ) خیلی ها کرم بنظر میطورد چه در صورت زیر مطالعه قرار دادن ما يك لوحه اثر یکرسام را می بینم که رسم مذکور در رسام کردن تمام اشیاء شامل آنلوحه هیچ گاهی صرف نظر کرده باشد نیست بلکه تمام اشیائی را که آن تابلو حاریست از قبیل کوها ، درختها و انسانها همگی از وی يك مهارت عمیق یار عایه و زیر نظر گرفتن خواص و میاسنات طبیعی آن ها ( طراوت و پژوده گی و گلها و نباتات ظباهر بودن آثار وعلائم حزن والم از چهره انسان ها ) از اشیاء طبعیه تقلید ورسم شده است و گر کاملا سرتاسر تقلید نشده باشد ، انگاه می بینم که همان رسام فکر خود را بطرزی از روی يك مناسبت طبیعی تزیید و بواسطه آن تزیید ( یا تغییر ) بشكل يك لوحه زیبا دلکش بوجود آورده است ، که از تماشای خود ما را محظوظ می نماید . ودر بصورت نترهمان تقلید از صورطبعی است در آن منظره که ما را از دیدار خود محفوظ نمود ، چه در صورت عدم تقلید ور عایه از آثار طبیعی ، ممکن نبود که آن لوحه در روح ما توليد يك هیجانی کرده بتواند . وهكذا در مجسمه سازی . و از این بخوبی ظاهر شد که در حقیقت يك عده علایق ومنا سبات بزرگی بین صنعت و تقلید وجود دارد که نمیتواند هیچ صاحب صنعتی خواه رسام و خواه هیكلتراش باشد ، از آن صرف نظر بنماید . واگر سوال کرده شود ، که درست است در رسم ومجسمه سازی تامك اندازه تقلید از اسیاء طبیعی ضروریست ، اما دريك آهنگ موسیقی که آن نیز از جمله صنایع مستطرفه است ، کدام آثار طبیعیه موجود است ، که برای جذابی ودلکشی آن، يك خوانند ( موسیقى شناس ) تقلید می کند برای تردد جواب این سوال چیزی را که ما در باره صنعت در فوق بیان کردیم ( اعنی بین صنعت وتقليد يك رابطه بزرگی موجود است ) کفایت میکند ، چرا ، مادر آن گفته خود ( عبارت بودن صنعت از تقلید را ) نفی کرده ، بوجود يك رابطه بین آنها ( صنعت وتقليد ) معترف شديم . و برای ارائه واثبات قول مايك مثالی كافيست که ذکر کرده شود . مثلاً يك فوتو ( عکس ) اگر ملاحظه کرده شود ؛ بابر اینکه آن ( فوتو )
صفحه ٤ ( شماره ٧ ) مجلد پنجم عبارت از کابی اصل است ، به جز از اصل آن شی دیگری را در آن موجود نمی یابیم ( تقلید بدرجه اتم در آن موجود است ) لیکن باوجود تقلید تام در آن هیچگاهی از آن حس بدیعی ما متهیج نشده نtext احساس حظ یا الم نمیکنیم . بخلاف آن اگر يك رسام همان منظر فوتوى مذکور را بواسطه قلم و رنك بوجود بیاورد ، ظاهر میشود ، که این لوحه اثر رسام ، از روی تناسب و تشابه اثر فوتو کرده هم زیاده تر مشابهت به اصل رسانیده ، حس بدیعی ما را بهیجان آورده از تماشای خود ما را محظوظ یا متالم می نماید . از مشاهده این امر بخوبی مطمئن می شویم ، که صنعت در نفس الامر عبارت از تقلید نبوده ! بل چیزیکه مارا در در اشتباه انداخته بود ، همان رابط آن ( صنعت ) با تقلید بود ، که ما بطوریکه باید و شاید انرا تفکیک میکرد ، نتوانستیم. و نیز در اینجا ازین اغفال نباید کرد که در هر صنعت اول یکدوره تقلید موجود است ، که از عدم رعایت و لحاظ آن خود داری ممکن نیست . چرا که هر صنعت کار برای اکمال و کامرانی در ساحه صنایع مستظرفه ، در اول وهله به پیمودن مراحل تقلید طبعی مجبور است و در روی همین اساس مذكور است توضع پروگرام مدارس صنعتی در ممالک دنیا . چه ، برای کامیابی هر شخص در صنایع مستظرفه که آرزو مند باشد ، لازم و لا بدی است در آغاز کار ، همان مودل ها و آثاریرا که معلم به تقلید آن او را وا دار ساخته است بدون هيچ يك تصرف تقلید بکند . و این تقلید رفته رفته به اندازه او را در تقلید صاف میسازد میکند ، که در تقليد يك لوحه مهم اثر يك رسام ماهر نیز کامیاب می برآید . و پس از تکامل دوره تقلید (وصله خروج از مکاتب عالیه صنایع مستظرفه ) استعداد طبیعی او انکشاف کرده ، پس از ممارست زیاد و طو لانی در آن فن ممکن است که بمقام ارجندی فائز و نائل بشود . و همچنین ادبیات نیز در و تقلیدی رادارا است ، که شخص ادیب شونده مجبور است که از روی قواعد آن رفتار کند چنانچه بهترین نمونه و مثلهای آن در اسلوبها و پیروی از قوانین صرف و نحو بلاغت وغیره در هر پا چادری آشکار است و تصور نمی رود که این طور هیچگاهی شده باشد ، که شخص در اول وهله بدون تقلید و اتخاذ سر مشقی برای خود در ساحه ادبیات به تحریر و وجود آوردن يك شاهکار مهم ادبی کامیاب بر آمده باشد . لیکن بعد از تکامل دوره تقلید ، بعضی ها هستند که استعداد طبیعی شان آهسته آهسته رو به انکشاف رفته ، اخیراً بدرجه در آن فن مهارت و ید طولانی را ما لـك میشوند که ابداً به اتخاذ شاهکار های فنی استادان برای سر مشق اهمیت و اعتنائی نکرده ، از دماغ و مخیله خود بمایه استعداد و فطانت ها آثار زیبا و مهمی بوجود می آرند ، که از ملاحظه آن انسانرا بهت و حیرت استیلا میکند ، و اینها صنعتکار های اصلی بوده ، مبدعین اشیاً مولد هیجانات مدایحی بشمار میروند و برخی دیگری اشخاص هستند ، که در همان حالت انحطاط ( با تقليد ) مانده بدون نمونه و سرمشق نمیتوانند که چیز پیش برند ، اینگونه اشخاص مقلدین نا پس مانده کان در صنایع بوده ، قابل آن نیست که به آنها گاه ارجمند ( آرتیست ) یا صنعتکار را استعمال نمود . و غالب نویسنده های امروزه ( به استثنای بعضی شان شایان و سزاوار قدر و تمجید بوده ، ردیف اول را در قطار صنعتکاران اشغال نموده اند ) که آثارشان بنظر می خورد ، همان است که مدتها، او شان بنابر بعضی عوامل خارجی یا غیره در دوره انحطاط ادبی ( تقلید ) مانده مجبورند به تقلید از آثار دیگر آن ، تا ایشان را بدست مقلد نامید . از ایضاحات فوق ظاهر شد که صنعت تقلید نبوده لیکن در اوائل وهله بك مناسبتی را با تقلید حاوست .
صفحه ه ( شماره ٧ ) جلد پنجم اوضاع مصر انتخابات مصر ــ اقدامات دولت ــ مصر وارد أخرين مرحله سياست خود گردیده ومحافل سياسي انكليس را كاملا متوجه خود نموده است زيرا نتيجه اقدامان صدقى پاشا رئيس الوزرای مصر متوقف بر اینست كه در این مرحله يك صورت قطعی بقضیه داخلی داده هیئت پادليا وكيل مقاء جودرا تحكيم و رويّه را كه تا كنون بر طبق آن مشى نموده است حفظ و حساب خود را باو فدبها تسويه و آنها را بجای خود نشاند یا اینکه برعکس وفديبها فاتح و مظفر بیرون آمده و او را در میدان سياست شکست داده و زمام امور را بدست گیرند . این مرحله اخيرى كه ما بدان اشاره نمودیم مرحله انتخابات پارلمانی مصر است كه اينك صدقى پاشا بشروع بمقدمات آن کار نموده تا صدقی پاشا در اين قاب ضمن مصاحبه كه نماينده روز نامه ديلى تلكراف با او بعمل آورده است چنین اظهار داشته ( موفقيت كامله من زنده حكومت را در دست كرفتم مفكر و اعلام داشتم كه حكومت من در آن بيك دولت قانونی بوده و مطلقا در صدد آنست كه طرز حکومت او تو كراتی را اتخاذ نمايد . بلكه كارهای خود را با وجود پارلمان انجام دینمايد ولى چون منظور نظر تعدیل قانون اساسی بود تا در يك دوره تا الكتريتر از يك دوره اختلال و انحرافی بوجود نیاید که در خلال آن مقداران اصلاح قانون اساسی و و تهيه وسائل لازمه براى انتخابات جديد را فراهم آوریم ، این مرحله نزديك بانجام است و اميدوارم كه اساس انتخابات را بر پايه محکمی گذارد و دولت بتواند در اواخر ماه آوريل شروع بامر انتخابات نماید . ( جل ميل داشتم که دشمنان سیاسی من از ( همواره اکثریت مملکت را با خود موفق میدانند در این انتخابات شرکت جسته تا بلکه باین رو شی را برای صحت ادعاى خود اقامه كرده باشند ، و لیکن عدم شرکت در انتخابات را تصميم نموده اند . ) ( در این قسمت بايستى متذكر شد كه اين بيانات رئيس الوزرای مصر بيشتريد و مخالفین اومان وفدیها و متدلين التاى مصر هستند . ولى اميد نيم حزب واسطه كه اساسا بقانون انتخابات توجه نموده از طرف صدقی پاشا بر ایندسته اعتمادی جلوه خواهند توانست در اجرای قانون مزبور با معاونت دیگر انتخابات شرکت نمايند ما چه شرکت آنها يك معرف معنى نسبت بقانون مزبور است . همان طورى كه حـزب ماوق بمصر ( وطنى ) چون قانون اساسی و قانون انتخابات ١٩٢٣ از بین رفته بود در دو تمام دوره های انتخابات از شرکت نموده و در اينصورت ميل داشتن رئيس الوزرای مصر بشرکت در انتخابات وفديها واحرارها و مخالفين ديكرشى معلوم نیست از روی چه سجنه بوده . مگر اينكه معتقد شويم تا شركت آنها معنويش اعتراف عملى وطرف آنان نسبت بقانون مزبور بوده است . م . ) رئیس الوزراء مصر راجع بجلو گیری از تظاهرات و اجتماعات چنین میگوید . ( د ولت عملیات وحشت انگیز مجاز نخواهد بود . وباین جهه به این سیاسیون ( مقصودش احزاب وفد و آزادی خواهان است ) اجازه ميتينك و تظاهرات وعقد اجتماعات داده نمى شود ، زيرا تنها مقصود آنها از این اجتماعاء تحريك توده مردم بر علیه قوانین مملکتی است ، شکی نیست که دنیا خواهد ديد كه دسته دسته مصريان برای شرکت کردن در انتخابات خودرا حاضر ساخته و شركت خواهند نمود ، و باین وسيله نیز دنیا خواهد دید كه علاقه و رابطه وفد بتوده ملت همان علاقه اسمی است و لیکن اثر حقیقی تحت محمدات ترساء فى آنها بعمل ميآيد و مر موقع كه پارلمان مجدداً تشکيل كرديد و موجوديت خودرا تامیاً بدست آورد من اميدوارم كه دولت بتواند با حکومت بريطانيا برای عقد قراز داد مصر وانكليس كه تا کنون معوق مانده است اقدام نماید ، وفد بنها و احرارها خود را نسبت بامر انتخابات از ( بنى سو يف » میخواستند شروع نمايند و ليكن صدقى پاشا برای عقیم گذاشتن عمليات آنها پيش از آن آنها بمحل مزبور بروند شخصاً به بنی سویف حركت كرد در آنجا نطقى ايراد و وفداينها را اقتصاد کرده و در ضمن اين نطق است كه ميگويد . ( بر خود حتم نموده ام كه حقيقت
صفحه ٦ شماره ۷ مجلة پنجم مقاصد وفديها را برای مملکت خود مکشوف ساخته و نقشه آنها عقیم را گذارم که ملت تماما از خفایای اعمال آنها مطلع شود ، و این مقصود را در تمام نطقهای خود گفته ام ، و شایدر دیده اید که چگونه آنها را مجاب ساخته که نتوانستند کاملا جواب مرا دهند و اکنون هم فرصت غنیمت شمرده که بقیه ادعای آنها را رد کرده و بطلان آخرین عقیده آنها را بثبوت رسانم و يك قسمت دیگر از اغراض و مقاصد آنان را مکشوف سازم. «از من شکایت میکنند که من اجازه مسافرت را برای خود جایز دانسته و به آنها اجازه حرکت از نقطه بنقطه دیگر نمی دهم و جلو گیری میکنم علت این کار خیلی واضح و روشن است و اگر چنانچه لجاجت آنها مانع نبوده ، با عقیده من همراه و تصدیق میکردند که شکایت آنها در این مورد بی اساس است ، زیرا من که این قبیل مسافرت هارا مینمایم برای اینستکه اصول و مبادی را بمردم مژده داده و آنها را قانع نمایم که اصول و مبادی مزبور يك اصول اصلاحی حقیقی است که نتیجه متواصل و غیره منقطع خواهد داشت ، من تمام را دعوت مینمایم که در میدان انتخابات با من وارد شده ، من آنها را محکوم خواهم ساخت یا آنها مرا ، و پس از بدست آمدن آراء و عقاید عموم یا آنها حاکم خواهند شد یا من حاکم خواهم بود ، و باین ترتیب همه باهم برای باز گشت حیات پارلمانی با همدیگر تشريك مساعی و كمك نمایم ولی نمیخواهند که در این باب كمك كنند زیرا مردم را بعدم شرکت در انتخابات دعوت مینمایند معنای دعوت آنها تاخیر تجدید حیات پارلمانی رای مدت نامحدود خواهد بود . « کاش میدانستم مقصود شان از این مسافرتها چه بوده ، اینها که عدم شرکت در انتخابات را از چندین ماه اعلام نموده و جراید شان هم صدها مقاله نوشته اند آنها گمان میکنند که مردم تنها جراید آنها را میخوانند و بمحض اینکه صدای خود را بلند کردند ملت هم دعوت آنان را لبيك اجابت گفته است ، در این صورت چه احتیاجی باینهمه بذل مساعی و کوشش دارند . آیا این دلیل بر این نیست که دعوت آنها غیر معقول و در نزد مردم پذیرفته نشده و آنها را قبول نکرده اند . « آقایان شکی نیست که اینها میخواهند در مملکت ، و اینطرف و آنطرف گردش کرده و مردم را بانقلاب و شورش ، هتك قوانین مملکتی ، استخفاف دولت و تحقیر او وادار نمایند و این کاری نیست که هیچ دولتی که خود را محترم میشمارد و وظیفه خود را تشخیص داده است اجازه دهد و در مقابل اقدامات آنها دست بسته بایستد « با وجود این هنوز با يك آهنگ پاس آمیزی فریاد زده میگویند : « مرا بچه از مسافرت ما بولات میترسید شما که مدعی هستید ملت از وفديها بر گشتند ، جواب این حرف را گفته های فوق میدهد و علاوه مینمایم که ملت از نقشه و طرز رفتار آنها متنفر گردیده سیاست عقیم آنها را دیگر دولت ندارد و با آرامش و سکونت خاطر گرد ما جمع شده است . ولیکن هنوز در مملکت يك اقلیتی و جود دارد که نسبت بعموم سیا سی ما عاطفه دارند و امید وارم که آنها را نیز بسوی خود جلب نموده که مبادا يك روزی آلت دست محركين و آشوب جیان مملکت شود» « گمان میکنند که اهالی بنى سويف غیر از اهالی سایر شهر ها بوده و مرکز و فدیها بوده و باینجهت نخستین نقطه مسافرت خود را اینجا تعین و قرار داده بودند من نمیدانم که زارعین بنى سويف از زارعین سایر ولایات چرا با یستی در درك حقايق كم فهمتر باشند مصریها که همه يك جنس و دا رای عادت و یکعقیده وا حد وا مننجه منشا به هستند باینجهت شخص نمیتواند تصدیق کند باینکه اهالی بنى سويف کمتر از اهالی سایر ولایات عملیات دولت را تشخیص نداده ، هر گاه مصریها در واقع از مللی مختلفه ما نند اطریش و مجارستان قبل از جنگ بوده و در یکموضوع با يك نظر مختلف ومتعارض نظر داشته آنچه را که دشمنان سیاسی ما میگفته قابل تصدیق بود ، ولكن مصریها خدا را شکر اینطور نیستند و باینجهت معتقدم که بنى سويف هم مانند
صفحه ۷ (شماره ۷) مجلد پنجم سایر ولایات دارای تعقل در امور میباشد . این خلاصه از بیانات رئیس الوزرا ، مصر در بنی سویف بوده . در حقیقت این نقطه مرکز و قلبها و میدان عملیات واقعی آنان شمرده می شود و همان طوریکه خود صدقی پاشا هم اشاره مینماید از مسافرت وفدی ها باین نقطه جلو گیری شده . مسافرت آنان برای دولت مصر که تازه میخواهد قانون انتخابات جدید را بجریان اندازد قطعاً فایده نداشته و متضمن زیان و خسارت خواهد بود و هم چنین اجتماعات آنان نیز بی فایده بوده و برای دولت گران تمام میشود هر قانونی در بدو اجراء دو چار مشکلات می شود ، خصوصاً این قانون که خصوم سیاسی و مخالفین منتقدی هم داراست در هر حال مطابق اخبار واصله مقدمات انتخابات مصر را صدقی پاشا فراهم نموده و قریبا شروع بکار خواهند نمود تا چه اندازه در این کار موفق میشود معلوم نیست ولی مقدماتی که او فراهم نموده تصور میرود نتیجه بگیرد و بهر نحوی که هست پارلمان را تشکیل دهد پس از تشکیل پارلمان آیا قرار داد انگلیس و مصر منعقد خواهد شد ؟ اين يك مسئله ایستکه صدقی پاشا وعده انعقاد آن را پس از تشکیل پارلمان داده است ! (کوشش) محما های ابدی ( ۴ ) جزیره اتلانتید چیزی که درینجا بیشتر از همه قابل ذکر میباشد اینستکه درین قضیه بعضی اساطیر و روایاتی است که این نظریه را تقویت مینماید ، زیرا بعضی از مورخین میگویند که قاره موسوم به اتلانتیس یا اتلانتید در قدیم بوده است که روزی با تمام موجودیت خود از بین رفته و آثار آن در پائین امواج اوقیانوس كبير بكلى محو و زایل شده است اما بعضی آسمان نوردان که از جمله آن ( ولیم سب ) نیز میباشد عقیده دارند که قصه اتلانتید بتمام ها افسانه موهوم و خرافی نبوده و اگر هم باشد جزئی از آن است که شاید دور از حقیقت بوده خیالی باشد. یونانیها در افسانه های خود زعم داشتند که در بحر محیط اتلانتيك يا بقول عربها (بحر ظلمات) جزیره بزرگی بود که از روی حجم قريب يك قطعه گفته میشد ، این جزیره از طرف شرق بین اروپا و از طرف غرب به امریکای شمالی و امریکای مرکزی واقع بود . در ده هزار سال قبل درین جزیره ملتی صاحب مدنیت عالی سکنی داشتند ، اما بين يك روز و شب ، تاریکی ، آتش فشان های این جزیره به اشتعال آغاز نهاده زلزله شدیدی حادث شد ، و در حین زلزله بحر نیز طغیان نموده و در نتیجه جزیره با ساکنین آن يك جا محو شده و از آن جز همین خاطره هاییکه در افسانه ها نامبرده میشود چیزی باقی نماند . اما در قصه های اهل افریقای شمالی و اروپای غربی ، و بلاد بحرالروم طوری دیگر یاد شده که در وسط بحر محیط ایلا نتيك بلادی معمور و سرسبزی بوده است که آب های بحر بدان طغیان کرده آنرا غرق و اهالی انرا هلاك ساخت . همچنان در قصه هایی که اهل ( مایا ) و ( از تيك ) وامریکای مرکزی نقل میکنند نیز ذکری ازین جزیره بمیان آمده و آنها میگویند که اسلاف شان از همین جزیره آمده اند ؛ بعضی از علما آثاری در سواحل فرانسه غربی کشف کرده اند که شاید بعضی چیزها بکه قضیه اتلانتیس یا اتلانتید را تائید نماید در لیز آن یافت شود . تفصیل آنهم بقرار یستکه در ساحل فرانسه غربی در همین نزدیكی ها يك سنگ بزرگی را کشف کرده اند که در آن سیما های انسانیکه شباهت تمام به سیماهای اهالی ( مایا ) و (آزتيك ) امریکای مرکزی دارد نقش میباشد درین سنگ نقش های پای انسان میباشد آتش گیر وسم های اسب نیز بروی سر، مارسیل بودین ( سکرتیر عمومی مجمع علمی فرانسوی موسوم به
( شماره ۷ ) مجلد پنجم جميع ماقبل تاريخ ) قالب های این رسم ها را برای تدقيق وملاحظه برداشته و پس از تحقیق و تدقیق نتيجة که گرفته این بود که : سنگت مذكور مذهبی برای عبادت بوده و آنها ئیکه آنرا نقش کرده اند اسلاف ماياه و یا از قبیل « مايا که اسلاف بریطانیای قدیمه بود است زیرا همه آنها از اصل واحد میباشند در قدايم سنگت مذکور در بالای آب بوده است تا اینکه جزیره با قاره که متصل بامریکای مرکزی بوده و یا از انجل بطرف بك زمین ری که امروزه از آنها جز کوها و جزایر انتيل وكمتر باقی نمانده است ممتد می شد غرق شده واهالی آنرا در زیر آب هلاك شده اند . (۱۰) افلاطون واتلانتید شاید اولین کسی که اتلانتیس یا اتلا نتید چیزی ذکر کرده است افلا طــون فیلسوف مشهور یونان ، شاگرد سقراط باشد، افلاطون این را ثابت کرده است که اخبار اتلانتیه بین مردم متداول بوده وصولون حكيم آنرا از يك كاهن مصری نقل نموده است ، خلاصه چیزی که این کاهن ذکر کرده اینستکه يك دولت بزرك و وسیعی در زمانه های خیلی قدیم ایتالیا را فتح کرده و میخواست او روپا و آسیا را نیز حیطه تصرف خود بیارد ، این دولت اصلا از يك جزيره که در بحر محيط اتلانتيك و در ناحیـه بـوغاز جبل طارق واقع بود جدا شده بود ، و جزیره مذکور خالقه وصل يك سلسله جزاير دیگری بنز بشمرده می شد که سوار بخریین آن جزاير اتلانتیس یا اتلانتید بوده است درین جزايره يك امپرا طوری عظام انشانی بوده که بر تمام این جزايره وجزائر دیگری که تابع وی بود. نيك قسمت از قاره مقابــلش حکمرانی میکرد . ساکنین این جزیره از جهت بوغاز جبل طارق لبيـا و ایتالیا را وسپس فتح نموده سپس دامنه فتوحات خود را وسيع نموده وبدل هجوم با بونان را داشتند ولی موفق نشده و مجبور به تخلیه جميع بلادی که در اطرف بحر الروم استیلا نموده بودند شدند . این کاهن مصری که صولون حكيم از وی این روایت را شنیده است ذکر میکند که بعد ازین حوادث زلزله ها و ترکابهای آتش فشانی زیادی واقع شده واز ان کشایی بارید و در نتیجه جزيره اتلانتیس غرق شده اهالی آن هلاك گرديدند ، افلاطون مینویسد که اهالی این جزیره بساختن مجسمه ها وقصه ها وبنای شاصلی ها اشتغال داشتند . در همین آخر ها کتابی بعنوان ( قاره اتلانتیس ) بقلم پروفيسر لوائس سپانش که از علمای مشهور میباشد در انگلستان طابع شده و بعقيده عالم مذکور ، اتلانتیس اصل همان قصه طوفان است که در توریت باقصه نوح پيامبر عليه اختلاف پیدا کرد بی زبان ها يك جا ذکر شده است و هالی اتلانتیس اولین قومی است که بخلود بعد از موت معتقد شده وازایشان مصریها پرستی آلهة خود را اخذ کرده بودند افلاطون بین میگوید که اتلانتیس در نتیجه يك سلسله زلزله ها و آتشفشان ها خراب شده و سپانس عقیده خود را طوری دیگر اظهار میدارد که : قبل از پانزده هزار سال يا کمتر از آن بنفـی مـواد آتشفشانی از بحر محیط اتلانتيك پيـدا شیده و حالتی بود که معلوم می شد از بر کانهای اتش فشانی جدا شده و قبل از سقوطش مرتب دوهزار مرد شده باشد ، واز روی این عقیده يك قسمت بزرك بحر او قیانوس اتلانتيك موجود، پانزده هزار سال قبل بالای آب بوده است . وشايد اوقيا نوس اتلانتی کی ماخوذ از اتلانتیس شده یا شاید اسم اتلانتیس مشتق از اسم او قیانوس باشد . پلادمير درین جا قصیـه دیگری نیز هست که به قصه اتلانتيد مشابهت داشته و در بلاد يمير که کوه و نواح اوقیانوس كبير واقع است شيوع دارد ، اين يك محل نیست که بلادمير وسعتی از پیرو ، قريباً هزار میل بحری دوری داشته او غلبـه هندو ها و اهالی پیره عقیده دارند که بحر فاصل بین ایشان، در اصل بلادی موسوم به « مو » بوده ومو عبارت ازيك چیزی ( باره ) برروی اوقیانوس كبير بوده است ، اما روزی آبهای بحر در آن بلند شده آنرا غرق ساخت و هرای آن هر چه از حیوانات ونباتات که بود نیز غرق گردید هر چند که نزد علمای ژو لوژی دلیل برای صحت این قصه ندا باشد اما اکثر کثرت زلزله هایکه در ژاپان و سوماتو
صفحه ۶ (شماره ۷) مجلد پنجم ما را عمده و همچنان آتشفشانهای متعدد و کثیری که در زیلاند جدید و غیره بلادی که درین ناحیه هستند میشود یادآوری نمائیم جز تسلیم چاره نداریم که در قصه بلاد غرقویه اگر بتتبعات علمی قاطعی بدست هم نداشته باشیم ناممکن هم نمیباشد. در حال اگر قصه های گذشته را که ذکر نمودیم ثابت شود برهان قاطعی بران میباشد که مدنیت را که امروز بدان افتخار مینمایم تنها مدنیتی نیست که این کره خاکی دیده است و آنچه را که درباره مدنیت های عصور قدیمه میدانیم خیلی کمتر از چیزهایست که درین باره قطعاً آگاه نمی باشیم (انتها) حاجی عبد العزیز خان مشهور به لنگر هم که حضور داشته بنوبه خود گفته اند. حیرتا مخلصت بشامل گفت همه پیش سبیل حیران است ٣٥ - دیوان سرور که از شعرای زمان امیر شیر علیخان و امیر عبد الرحمن خان مرحوم بوده است از روی اطلاعات حضرت استادم قاری صاحب که دیوان سرور را در دست داشته و میرزا محمد یعقوب خان مخلص دیوان عم خود گفته از نزد شان گرفته است. که شور عشق است اکنون هم موجود و تعلق دارد باقای غفور جان رسام . ۳۸ دیوان رقم اثر میرزا محمد حسن خان که از دبیران عصر امیر شیر علیخان و امیر عبد الرحمن مرحوم و یکی از استادان زمان خود در فن نظم و نثر فارسی بوده است چه شعرای عصر خودش باستادی مشار الیه مقر و معترف بوده و میباشند میرزا محمد نبی خان واصل که از شعرای مقتدر و زبردست ماست و شاگرد رشیدی ارسیه کرده اند. راقم علاوه بر دیوان شعر آثار دیگری هم دارد که در رشته نظم و نثر فارسی تالیف کرده است از قرار اطلاعاتی که بنده بدست آورده ام میگویند اثار شان در نزد میرزا عبد الله خان مشهور به نواسه اوزبک خان که اوزبک خان معاصر با رقم بوده موجود و حاضر است . ۳۹ دیوان واصل - اثر میرزا محمد نبی خان دبیر الملک که از شعرا و منشیان زبر دست دور های اخیره ادبیات وطن است اشعارش باندازه جذاب و شور انگیز است که حد بالا تر برایش غیر متصور است علاوه برین ها واصل با يك سجایای اخلاقی و رویه مهذبانه مراتب درباری و تشریفاتی در شہر یار عصر خود را که امیر شیر علیخان و امیر عبد الرحمن خان باشد طی نموده و زندگانی شرافت مندانه خود را با نهایت وقار و عزت نفس به پایان رسانید اگر ترس از همه شعرای وطن نداشتنی اراد به گفتنی که يك سجایای اخلاقی و طرز پسندیده که منافی تتبعات ادبی : درهای یتیم ( ٥ ) طفل اشكم زودده غلطان است سینه ام چاک تا گریبان است تا نیا میرزا یعقوب خان مخلص گفته است : دل رها ندن ز دست تو مشکل جان فشاندن بپایت آسان است تا انشا شامل جواب داده است ایرویت کرده عالمی تسخیر گوییا تیغ شاه مردان است رابعاً شیخ محمد رضای سهل سروده است ومن الماء كل شي حي لبت اي شوخ آب حیوان است ٣٦ - دیوان خطیب اثر میر علیخان آقای خطیب دارای غزلیات شیرین و روان اکنون هم موجود و متعلق است به پسران مرحوم میر محمد علیجان اقای خطیب . ۳۷ - شور عشق اثر حاجی صاحب بایقرا مدار . با آنکه میگویند حاجی صاحب اثار دیگری هم دارند ولی بنده همین شور عشق شان را که در رشته تصوف وسلوک تالیف کرده اند و اشعار خيلي ها پر نور و در دراود دارند بخط زیبا و جواهر آسای خلیفه صاحب مشهور به خلیفه در مسال که یکی از مجاذیب و رهروان بادیه عشق وجذب بوده اند دریافته و از مطالعه ان لذت روحی و معنوی اندوخته ام زیرا میگویند حاجی صاحب از متقی ترین و پارسا ترين مردمان وقت خود بوده اند این اثر درد آلود شان
صفحه ۱۰ (شماره ۷) مجله پيمان اخلاق ومفهوم حقيقي شعر باشناختري نباشد فقط واصل است که در خلال گمان خود جلوه میکنند و در عین حال افکار و اقتدار خود را هم از ان قرون وامنی هزار سال قبل رهای بخشیده وازان بنفاس های خشك وتكلفات عاری از حقیقت جلو گیری نموده خواسته است خود را بصور عواطف و افکار بدیع شاعرانه خویش قرار دهد و در واقعه قوانین عصری نیز اشعاری مهارتی به هم رسانیده حقیقتاً او را با این مبالغه ها واغراق های خیال آلود شاعرانه نکرده است از قراریکه همکار محترم ما آقای اعظمی اطلاع دارند – گویا واصل طرز حیات ولزوم در بار وحوصله سلحمتی امیر شیر علیخان مرحوم را باشرح حال وزرا، ورجال كابينة ان عصر يكجايك تصور کرده است واز دقایق و نزاکت و راز های ان در بار شوط قلب وميزانی که نمونه اخلاص داشته عبض نه کرده است این اثر نفیس وجهت نی قیمت او را همکار فاضل ما آقای اعظمی بفرزند آقای سلیمی داده اند – دیوان واصل با وسایل ثروتائش که دزان از وقایع دربار امير ضياء الرحمن خان تذکار رفته بخط خود یاد گارا به جد بزرگوارم اعتماد الدوله مرحوم اهدا کرده بود و اكنون هم حاضر است. ٤٠ – ديوان فاضل اثر پسر واصل که در شیوه شاعری و سبك نگارش ارث از پدر برده است دیوان فاضل موجود وتعلق دارد بخود نگارنده. ٤١ – ديوان حبيب اثر سردار عبد الحبیب خان مرحوم که از ادبای خوب ما واشنابروش عصر ومحیط ماست سردار مرحوم علاوه بر طبع شاعری از علوم و فنون امروزه عصری مطلع و با خبر بوده لسان انگلیسی را کماحقه تحصیل نموده کتب مفیدی ازین لسان ترجمه کرده اند و در عین حال تراق مرئی را با تمام قواعد وضوا بطان موجعه در نوحه های خود اقتدار خویش را درین لسان اظهار می نمودند دیوان حبیب که بهترین نمونه اشعار عصری ماست با سایر نگارشات شان چه مولفه ومترجمه تعلق دارد به پسر ایشان و بنده همت میدارم که این اشعار نفیس و مفید همین طور في سر وصدا مانده طبع وانتشار نشود. ٤٢ – ديوان تائب اثر میرزا محمد علیخان خوش نویس که در شعر تائب تخلص داشت و اكثر کتاب های منتخبه نایب السلطنه مرحوم را تبیض می نمود دیوان غزلیات حضرت بیدل که اشعار تازه ونوين ان به برابر کلیات مطبوع است و به حضور يك انجمنی از ادبا و شعرا بصحت رسانیده اند بكمال دقت و توجه این دیوان قیمتی و بها دار را تبیض وتسطير نموده از خود بیاد گار گذاشته اند دیوان تائب که داری غزلیات روان و مضامین رنگین است با دیوان حضرت بیدل که بهترین نمونه خوش نویسی آن مرحوم است تعلق دارد بسردار عزيز الله خان. ٤٣ – ديوان مجذوب اثر حضرت حافظ جی نور محمد مشهور به حافظ مجذوب که از مجذوبان حقیقت براه سلوک وعشق بوده از دنیا وما فيها ترك تعلق کرده قلندرانه زیست می نمودند و با يك روح لاقيد واحياتاً محزون و اندکیائی فی الایش و پارشایانه خود را خاتمه دادند حافظ جی صاحب بكمال آزادی را در اطوار وحرکات خود را لك بود حتي به بزرگترین صدمت حیاتی هم متاثر نمی شد عشقی بکل بلبل اب روان نفعه تازه شعر خوب، منظر لطیف و جمال جمیل اینهرش موجود در قلب سوزان او چنان اشیانه و منزل کرده بود که بقول ابن عربی دربارا يك پارچه حسن و جمال میدید هرچند هوس شعر کوئی نداشت اما قلبی که از تاريك ترين اسرار جلال وجمال ولطيف ترين دقايق محبت وعشق به صانع وخالق مملو شود کجا میتواند مكتوم و سر بسته بماند در عالم احس س صرف همین الفاط بود که از دل سوزان و روح پرتمان او خبر میداد مثلاً : بي-صورت در تماشا گناه بگذار بیدت صبح مجذوب تو باشاد غریبان اشنا است. میگویند در غیاب حافظ جی صاحب بعضی اشخاص بد کوئی شان را می نمودند و يك نفر قسم شوخی به دیوان واقف که دران مجمع حاضر بوده تفاول کرده است که مجذوب خوب است باید این فرد بجواب او برامده است : بيران طلب این دل دیوانه ضرور است مجذوب اللمی است حقارت نکشیدش. اشعار پراکنده و متفرق او ( نرو)
شماره ۷ مخيال جمع کردن اشعار خود نبود ) متعلق است به پسر ایشان حافظ جی فارغ و يك قسمتی هم تعلق دارد بخود نگارنده . ٤٤ - دیوان خسته دل اثر میرزا محمد شریف خان مرحوم که دارای طبع شیرین و ذوق سرشار بوده است و متاسفانه سال گذشته بدرود حیات گفت دیوان مرتب او که حاوی غزلیات شیرین و روان سبک ادبیات وطنی ماست موجود و متعلق بخانواده آن مرحوم . ( انتها ) ( سرور گویا ) کاروان زرد (۲) اند و این کار بعهده موسیو ( دو وسوالی ) و در پامیر بعهده ( پکقور ) صاحب منصب بحریه و در چین بعهده ( پوان ) صاحب منصب بحری و موسیو ( ژیرو ) مفوض است به جابجا کردن و نقل مواد محرقه ( پینزین و روغن ) بوسیله اتو موبیل ها و عرابه ها و در بعض جاها بنا بر اقتضائات ملی و تصادفی بواسطه کار وان اشتر بعمل خواهد آمد و در بعضی نقاط علاوه از مشکلات طبیعی و ارضی عدم مساعدت آب و هوا به نسبت ایشان وضعیت مشکل تولید میکند اما هیئت تمام لوازم و جزئیات خود را چنان بدقت و ملاحظه تهیه دیده که هیچ چیزی را فراموش ننموده است . موسیو ژارژ هارت از تجربیاتی که دارد استفاده کرده و مجاهدت نموده است تا موتر های که خودش و همراها نش برای مدت ۱۸ ماه در ان بسر برند از حیث آسایش و لوازم مکمله میکانیکی را دارا باشند - کار وان مزبور مرکب از ۷ اتوموبیل است که با صفحات فلز ( دور الومین ) ساخته شده و از قسم او تو مو بیلهای ( اتوشنیل ) اند منگر با تکمیلات و اصلاحاتی که او تو موبیل های مسافرت های سابقه نداشته است اگر چه او تو مو بیل های هر يك برای کار مخصوص با لوازم ان معین شده ولی منظره خارجی آنها چه خود او تو موبیل ها و چه عرابه که بدنبال هر يك از بن او تو مو بیل ها بسته میشود همه بيك صورت اند و همه قوی و کوتاه و ده بار جای آنها بدقت تمام تقسیم شده است بر روی هر يك ازين او تو مو بیل ها علامه كوچك مخصوصی که هر کدام را از دیگر متمایز میسازد نصب گردیده است - هر يك از او تو مو بیل ها مرکب است از يك اطاق پیش روی برای نشستن پنج نفر کفایت دارد و قسمت دنبال یا حصه بار کش که کار وظیفه داخلی هر کدام متفاوت است اما عرابه های که بدنبال اوتوموبیل ها بسته میشود هر کدام دارای قسمت های مخصوصی است که در هر کدام ازین عرابه ها ٤ مخزن آب و ۱۰ بکس پنج بکس توالت ، و پنج تخت خواب و پنج چوکی و دو میز جای داده شده است هفت موتر مزبور از قرار ذیل است : ۱ - اتو موبیل قومانده (فرماندهی) که دران رئیس مسافرت و رئیس ارکان حزب هیئت سوار می شوند - این او تو موبیل حاوی نقشه ها ( خریطه ها ) و قطب نما و اسناد و اسلحه شکاری و ماشین های تحریر و دفاتر و لوازم وسایل نقاشی می باشد . ۲ - او تو موبیل فنی که حامل موسیو او دوان ـ و برویل و اعضای فنی هیئت است و حاوی سامان و اسباب عتیقه شناسی و طبیعى دانى و آلات مساحی و نقشه برداری و صندوق های مخصوصی جهت کلکسیون ها و لوازم تهیه عکاسی رنگه و سیاه میباشد . ۳ - اتو موبیل سینما سيك - كه حامل کار کن های سینما و يك نفر ميكانيك و دو نفر دیگر است و دو دستگاه ماشین قابل نقل برای فلم سینمای گویا و يك دستگاه برای فلم سینمای بی صدا در آن حمل می شود . ٤ - او تو مو بیل سینمای سنگین که حامل يك نفر عكاس و يك مهندس أصوات و يك ميكانيك و سه نفر ديگر است و حاوی تمام لوازم عکاسی و ثبت مناظر و ثبت اصوات اطاق های تاريك با لوازم و اسباب مکمل جهت تهیه فلم ها میباشد . ٥ - او تو مو بیل تلگراف بی سیم که حامل متخصصین بی سیم و يك دستگاه مخابره و يك دستگاه اخذ خبر با امواج كوتاه ٥٠٠ واتی صوت که قوه انتقال آن تقریباً ۸ هزار کیلومتر است است می باشد و میتواند با يك پست ضعیف تر از پاریس و یا واشنگتن رابطه دائمی
صفحه ۱۲ شماره ۷ مجلد پنجم با قطب شمال بر قرار داشته باشد. ۶ - اوتوموبیل مطبخ - حامل رئیس آذوقه رسانی و اشخاص کارکن های طباخی و لوازم ظروف کافی جهت تغذیه کلیه اعضای هیئت که ۳۰ نفر می باشند . ۷ - اوتوموبیل طبی و تعمیراتی که حامل دکتورها و مکانیک های متخصص است ان اوتوموبیل بدو قسمت منقسم شده : یکی شامل آلات جراحی و دوا سازی و دیگر آن محتوی لوازم و آلات تعمیرات و ترمیمات می باشد . وزن هر يك از موتر ها با محمولات آن ٤ تن است . يك موتر شش سلندر ٤٠ اسپ قوه سرعت سیر هر اتوموبیل را اندازه (۸) الى (۲۳) کیلومتر تامین مینماید اصول اتو موبیل شونیل اختراع کگرس مهندس که در اوتوموبیل ها بکار رفته است خیلی معروف است فقط در اصول مزبور يك تکمیل جدیدی که عبارت از يك غلطك مخصوصى در مقابل هر يك ازين اتوموبیل ها وصل شده که در موقع عبور از اراضی پست و بلند اتوموبیل بآن اتكاء خواهد داشت و برای عبور از اراضی خطر ناك تسهيلات باید مینماید - در قسمت فوقانی هر عرابه در اثناء توقف در راه پارچه روی تپ اندارد که بالا و پایان شده خیمه وسیعی تشکیل میدهد ، زیر این خیمه تخت خوابها و میز ها و چوکی ها جای داده میشود . تمام جزئیات لوازم بیابان گردی و مسافرت تهیه و پیش بینی شده است و وارسی بیکلی از آنها برای فهمانیدن مراقبت و مواظبتی که در کار بعمل آمده است کافی است بدرب هر يك از اطاق ها آئینه که بر روی آن يك چراغ برق میباشد نصب شده است تا اینکه هر کدام از مسافرین با کمال راحت و آسانی به کار توالت خود بپردازد . این اتو موبیل ها حقیقتاً مانند عرابه های حمله هستند که بشر آنها را برای اكتشاف و فتح مجهولات نواحی آسیا سوق داده است . این هیئت نصب العین و فکر بسیار مهمی را پیش گرفته است زیرا این مسافرت در عالم علم و دانش امتداد نموده وسر مایه علم را زیاد می نماید . کا شفین این کاروان زرد که دا رای وجد شوق زیادی هستند و از اطمینان و اعتماد سر شارند مورد توجیه و تمجید عموم بشريت واقع شده - جاى شك نیست که پیشرفتی را در مساعی جمیله خود نصیب خواهند شد . لذا چون افغانستان و افغانها نیز بحیث يك عضوه كره بشريت ضرورت علم وعرفان را برای دنیای انسانیت درک نموده اند بكمال اشتیاق مائلند در راه این اقدام بزرگ به اقدام کنندگان آن امداد و معاونتی نموده باشند - حکومت منيز پس از در خواست لازمه وقد مذکور ایشان حسن استقبال نموده و به طیب خاطر رضا داد که در خاك فغانستان عبور نموده مقصود خود را اجرای کنند و اینصورت نخواست از موافقت و افاده که میتواند بعالم معارف نماید خود داری کند. «مترجمه» ( . ۱۱ ) دعوت جمعیت العلماء براى حصول ملاقات جناب جلا لتمآب شهزاده محمد ظاهر خان پیک دعوت مجلل وبا شکوی ترتیب و از حضور شان التماس قبولی نموده بودند شهزاده محمد ظاهر خان دعوت شانرا پذیرفته به عمل ۱۱ بجه روز ۳ جوزا در با لا کوه شهر کابل بجای جناب عالى قدر جلالت مآب حضرت صاحب فضل عمر خان وزیر عدليه که ترتیب ضیافت شده بود با متصیداران بزرگ عسكري ومك جيان اخلاقی و اشفاق تشریف آوردند هر کدام از علماء علیحده علیحده تلطف ومهر بانی فرموده داخل اوطاق شدند مقاله را که فضایل همراه ملا عبد الكريم خان قندهاری رکن د قصيده را که میرزا محمد میر غلام خان منشي ) جمعیت العلماء در خیر مقدم در ذیل نشر است شهزاده انشاء کرده بودند قرائت شد . در جواب شهزاده به بسیار یک نطق فصيح ومختصر اظهار تشکر و ادعیه توفیق خدمت دین وملت افغانستان و توصیه اتحاد و اتفاق نموده باندازه سه ساعت محفل دوام داشت . بعد از صرف چای و نان مجلس اختتام یافت .
صفحه ۱۳ (شماره ۷) جلد پنجم قصيده خير مقدم از طبع آقای فاضل ميرزا مير غلام خان منشى جمعيت العماء از جان ودل بخدمت شهزاده مرحبا اهلا و سهلا است به تشريف وصد صفا روح و روان ما بخوشی آمدي کنون تحت قدم بود بتو اجر ام جسم ما چون جان توي بمالده اما غير جسم ما چيز ويندوزت محقر ما هم ترا فدا امروز شاکریم زالطاف وجود حق بر اشيان عاجز ما سايه هما نعم الامير بود بباب فقير ازان اين لطف حق نه یکطر في بلکه برهما شهزاده راست نعمت اجر جزا بما علو تفاجر است چو شمس را ضيا شهزاده را ثواب و بیا فخر این جهان فضل خدا بهر دو طرف بوده برملا نعمت رسد بهر که مرا شکر لازم است شكراله وجوب بما دعوت از خدا توفيق حق رفيق دوجانب بود مدام حق گفتن و بحق روش جمله کارها علم وعمل بخدمت اعلام دين پاک ساعي شوند تا که مقاصد شود بجا تا آنچه فوت گشته بایس کهند رجوع از فضل در هر اول و مغلوب ماعد باید که هر دو دار بخاطر بود قرين رهيا نبت نبايد وهم دهريت خطا فرموده رسول خدا بود درامور آدم با دو هر دو جهان باد مبتلا در امر دین چنانچه بفرماست انتقال در کار اینجهان باید یکه شد بقا از بهر دین شعایر ديني بود بدست تا منشعب قيام شود همچو اتقيا از بهر اینجوان بكمالات جهديه از بعد فرض فرض صرف شد بدین ما دین جاهي بخويه دنیا و دین بود در هر دو دار این بودت مشعل هدا آورده کی زطول كلامم ترا ملال در خاتمه دعاي ترقي بملکت ما شه با پسر و جمله برادر تمام آل خوشنودت باد كام ترا ولي دهم مسا خطابه ( فاضل ملا عبد الكريمخان قند هاري ) رکن جمعيته العماء حضار مكرم ! عاطی قطره خالق ضياء و خالق ارض وسماء را هزاران حمد و ثنا است که ملا ملت ناجیه نجیبه را براه راست شرع يعنت محمدي صلي الله عليه واله وسلم هدايت فرموده و بذريعه پيروي آن ذات عالی که فخر كائنات و اشرف مخلوقات است ماه رمان ها را امتياز بزرگ مکین داده برترین امم ساخت و به انقياد و متابعت کتاب مقدس سمادي خود که برای همه امورات مفاد و معاش كافي و بهر گونه ترقیات عالم یکدستور وافي است سفارت افراخت اگر ما خود را بهترين ملل نسازيم و بر هنماي شعاع انوار شريعت در پي تحصيل ترقيات مادي ومعنوي و افزودن قواي روحي اسلامي مساعيات نه نمائيم نقص ما بر ماست نه افضیات و برتري دین ما قصوري نيست ، باز خلاق احد را هزاران حمد بي عدد كه با ملت بي چاره افغانستان نعمت هاي گران بهاي استقلال حاکمیت ، ديانت ، شجاعت ، غيرت آزادي شخصي، وطن دوستی ، اطاعت اولي الامري عطا فرموده و در يك محيط همچو افغانستان شو نما داده تحت حمایت پادشاه مراحم همراه محجوب ملت خواه اعلیحضرت غازي مان » را برادر هاي محترم و بازوهاي آهنين محکم داده که اجرات اقتدار حکومت بدرستی و بفضل خداوندي هر یک ملت عزیز خود را از فلاکت ها ناجي و فدائي بقدر مساعي خودها کوشان میباشند . و همچنان اعلیحضرت غازي مارا بمصداق ( الولد سرلابيه ) شهزاده خلف الصدق محبوب عياد و دوستدار اهل الله را كرامت نموده که به نخستین قدم خود از فرط محبتي که با علماي حقاني وعقلاي رباني دارد دعوت عاجزانه امروزه جمعیت که یگانه اخلاص کیشان حکومت و مصلحین ملت بشمار رفته اند بصمیمانه قلبی قبول و تشريف آورده اند . لازميکه قدر وقيمت وجود مسعود اين چنین شاه دیندار و خاندان با شرف شاهانه و شکرانه این بزرگ امروزه که اقریضه
صفحه ١٤ شماره ٧ مجلد پنجم خاصه ما جمعيته العلماء بقیه ملت افغا نستان میباشند دانسته به اوامر پاد شاه غیر خواه ما که در عصر شان ابواب رحمت وشفقت مفتوح گردیده است محبت و صداقت کرده نیک اطاعت ورزیم ودعا و تحمیدش را همه وقت ورد زبان خلوصیت خود ها بسازیم . در خاتمه از بار گاه حضرت کبریاء تضرع ونیاز میکنیم که الهی این شهزاده را که حالا قدم مبار ک خود را زحمت داده شرف حضور دارند با تمام خاندانی شان درظل عاطفت ذات شاهانه که یگانه مهر بان ملت است از جمیع اسیب های زمان محفوظ وبر کنار داشته بکمال پيری و كاميابي مقاصد ديني ودنيوي برسا ند آمين . خبرهاي داخلي ورود جناب مستطاب نورالمشایخ ، حضرت نقیب صاحب جلال آباد ، دیروز صبح امکتب عمل ده بجه و ١٥ دقیقه وارد کابل گردیدند . مژده عزت مند فاضل آقای دکتر فواد بیک متخصص امراض چشم که چند ماه قبل بطور رخصتی به وطن خود ( ترکیه ) رفته بودند ، درین روز ها وارد کابل گردیده پست مفید ومهم خود را اشغال نمودند . زلزله در پنجشیر در اثر زلزله مهیب که در شب چارشنبه ١٢ جوزا واقع شده بود در منطقه پیجشیر مخصوصاً استانه بازارك واومرز چندين خانه خراب شده است . هنور تعداد تلفات معلوم نیست . دار المجانین در شماره گذشته از عاطفه و پرستاری اعلیحضرت به نسبت تاسیس يك شفا خانه جدید ( علی آباد ) بحضور قرین عرض کردیم . اينك مطابق خبری که واصل گردیده معلوم می شود که به همین زودی ها يك دار المجانین نیز تاسیس می شود . « قلعه هاشم خان » در لغمان را که از حیث آب وهوا وتعمیر و گوشه گی بهترین جاها است برای دارلمجانین انتخاب کرده اند . ومیگویند که در همین زودی ها مرمت کاری آن خلاص خواهد شد . کاروان زرد هیئت « کار وان زرد » که خبر اصول آن را در « اسلام قلعه » به شماره قبل ذکر نموده بودیم ، بروز ١٢ جوزا وارد شهر قند هار گردیده اند . و در همین هفته وارد کابل خواهند گردید . ورود وكيل نائب الحكومه و . ج گل احمد خان وکیل نائب الحکومه مزار و آقای علی احمد خان درین اواخر وارد کابل گردیدند . در اداره زرا عتي دیروز عمل ٥ بجه ١٥ دقيقه عصر اعلیحضرت غازی برای دیدن وتماشای ماشین جوجه کشی در اداره زراعتی واقع « گذر گاه » تشریف برده بودد معاینه وایضاحات که از طرف آقای محترم نور محمد خان متخصص ( دیپلومه مدارس فرانسه ) داده می شد زیاده از بیست دقیقه دوام کرده بعد از ان اعلیحضرت همایونی با غربی همر کاب برای دیدن پیله خانه که در باغ بابر است و آقای محترم محمد شریف خان متخصص ( دیپلومه فرانسه ) آنرا اداره می کنند تشریف بردند . انشاء الله در شماره های آتیه از تفصلات آن وحسن توجه ع . ج آقای میر زا محمد خان وزیر تجارت و ع . ص محمد اکبر خان مدیر عمومی زراعت وزارت و آقایان متخصص ، بعرض خواهیم رساند . مکافات ش محمد امین خان رئيس اركان حربيه فرقه اول قول اردوی اول ، به نسبت فعالیت وحسن اداره به مکافات نقدی نائل ودر اثر تفتیش وحسن خدمت وصداقت از طرف قول ار دوی اول به تحسین نامه تحریری نیز نائل گردیده اند .
صفحه ۱۵ (شماره ۷) مجلد پنجم مولف : له پلا تیه فرانسوی (٥) مترجم : حبیب الله طرزی مادام شان ژین فصل دوم سقوط تویلری کاترین : « بهتر است حکایه ات را دوام دهی درینجا شوالیه وجود ندارد. شبهه دارم که در ٤٨ ساعت هم یکی از آنها را نخواهی دید ، بگو به بینم بر ( پیتون ) بیرجه پیش آمده ؟ » له فیور : « باو حکم شده است که مقابل محبس حاضر شود باین وسیله کم از کم محفوظ خواهد ماند ، قسمتاً از این مرحله خوب نجات یافت . » کاترین : آیا تا حال کدام جنگی هم در انجا واقع شده است یانه ؟ له فیور : هنوزنی مگر ( منسدات ) قوماندان «گارد ملی» کشته شده است راستی نزديك بود فراموش کنم تحفه عروسی که وعده کرده بودم اینست باین کلمات بازوی برهنه خودش را در مقابل چشم های کاترین گرفته نقش دو دل را در يك شعله که بتازه گی خال زده بود ظاهر ساخت که در زیر این کلمات خوانده می شد : وفادار کاترین تا بمرگ درین اثنا دفعتاً صدای شليك پی هم فضا را به لرزه در آورده و اواز رعداسای توپ آنرا پاسخ داد کوچه دفعتاً از کاهلان و بیکاران خالی گردید . له فیور : کاترین عزیزم خدا حافظ من باید بجای که وظیفه ام مرا میخواهد بشتابم ... هیچ خوف لازم نیست ما فاتح بر خواهیم گشت . تفنگ خود را گرفته و معشوق خود را بوسیده جانب ( تویلری ) بشتاب روان شد . *** تا به نیم روز که غرش مسلسل طوپ ها منقطع نگردیده بود ، نعره های انقلابیون که بر ( تویلری ) حمله برده و فتح حاصل کرده بودند شنیده نه می شد . شاه ( لوی شانزده هم ) بعد از معاینه گارد ها حکم تدافع قصر را داده خودش بحالت یاس و کدر باطاق مخصوص خودش منزوی شده بود ، از تمام آن فرقه های مختلف و متعدد که بقصر جلب شده بودند ، تنها دو فرقه اظهار وفا داری نسبت بشاه ظاهر نمودند . دیگران (لوی ١٦) را به نعره های انقلابیی پذیرائی کرده و طوپچیان بعوض اینکه قصر را از حمله وطن پرستان مدافعه کنند ، با طوپ های خود قصر را تخویف کردند . شاه به و ضاحت مشاهده نمود که کار از دستش رفته و خود را باخته است قوه و اقتدارش محو و محبوبیتش زایل گردیده ؛ با لنهایت فیصله نمود که خودش را به مجلس ملی تسلیم کند ، این مجلس در عمارت مکتب سواری در موضعیکه حال هوتل (کونتینانتال) واقع است اجتماع داشتند . (لوی) با سه صد نفر از گاردهای ملی و به همین تعداد گارد سویس از قصر ( تویلری ) برآمده بطرف مجلس رهسپار گردید . تعداد حقیقی این (گارد های سویس) ۹۰۰ نفر بود که همه آنها با بهترین سلاح آراسته و اطاعت کورکورانه شان بحد کمال بود . این دسته خورد عسکر که گارد شخصی شاه را تشکیل میدادند بشرایطی که استخدام شده بودند کاملاً وفا دار مانده مصمم شده بودند که در ادای فریضه خود را کاملاً محو سازند ! اکثرشان بدون زبان جرمنی چیزی نه میدانستند و از حقیقت مسئله انقلاب ناواقف محض بودند. قریب افسران خود را خورده بدلالت (شوالیه داگر) در صبحدم اگست کاملاً متیقن بودند که شاه را در مقابل رهزنان که اراده کشتن او را داشتند مدافعه و حمایت خواهند نمود . بسیاری از ان ها بدیدن « گارد نا سیونال » که بر دروازه های قصر هجوم بردند ، متحیر شدند و فهمیدند که این ها دزد نه بلکه جامعه ملت و عسکر فرانسه است که اراده الغای سلطنت مستبده را نموده اند . در حالیکه متوقع بودند از ذل رعایا را در مقابل خود بینند ؛ با ملت
صفحۀ ١٦ ( شمارۀ ٧ ) مجلد پنجم مسلح رو برو شدند و یونیفورمۀ مجلل گارد های ملی، آنها را مخوف انداخت. ( وستر مان ) یك افسر سال خوردۀ مجرب بـسیا دت عسـاكر انقلابی ( مار سلیا ) و ( برو تین ) با صول حربی در مقابل قصر پیش میرفت ، و گارد سویس آنها را از دریچه های قصر مدافعه میکرد . وستر مان ، چون دید بان وضعیت مقابله بسیار دشوار است و عجز از دادن تلفات فایده میسر نه میشود بزبان المانی گارد ها مخا طب ساخته از شليك بر اهالی بی سلاح مانع شد و بترك مقاومت وبر آمدن از قصر تحريك نموده . وستر مان تايك اندازه کامیاب شده بعضی از گارد ها بعلامه تسلیم تفنگ های خود شانرا از غرفه های قصر بیرون آویختند . وطن خوا هان جرئت يافته يك حصۀ از زینه های قصر را اشغال نمودند . ولی حصۀ انتهائی زینه را دیدند مستحکم است ودر عقب استحکام دو نفر از ( گارد های سویسی ) برای دفاع آماده ایستاده است . منظر این کوهی های بلند قامت با یونیفورمه های مجلل که مانند مجسمه ها صامت وساکن ایستاده بودند قلب بیننده را از خوف واحترام مملو می ساخت . چندی از نان با یان پاریس يك ( صبور ) خوبی یافته يك يا دو نفر ازین مجسه ها را با چنگالك های نان بائی خود پایان کشیدند ! این بازی خطرناك هنوز جریان داشت که دفعتاً بر خلاف توقع باران گله بر مردم بی پنا و ملجاء باریدن گرفت . اگرچه تا حال معلوم نیست که مسئولیت این قتل عام بر دوش کیست ولی میگویند که بعضی از شر فا و اصیل زاده گان که بحصۀ انتهائی زینه وعقب استحکام ایستاده بودند، چون بعضی از گارد ها را مایل به مصالحه با انقلابـیـون دیده بودند بی خـود انـه شروع به آتش نمودند . این شليك مدهش میدان را ابریشمهای راه حریت مستور وجو های خون را بر زینه های سنگ مرمر سفید روان ساخت که بخار آن با دود تفنگت هوارا تیره و تار گردانید . بمجردی که این اشارۀ شليك اژ درواره مهارت داده شد صدای فیر تفنك از هر حصه قصر بلند گردید . در میان گارد هـای سویس بعضی از شریف زاده گان فرانسوی بودند که برای دفعۀ اولی یونیفور مه پوشیده بودند ولی گله های مهلك شان از پناه دریچه های مستحکم ملت چنان بی سلاح وپناه را درو می نمود . مـیـدان از غوغای چنان پاك گردیده و ( گارد ها ) تا به کوچه ( سنت اونور ) آنـهـا را تعقیب نمودند ، که درین اثنا عساكر انقلابی با توپ های خود برگشته سویس ها را مغلوب و فاتحانه به قصر در آمدند هیچ قوه مقابلۀ این سیلاب خرو شـان را کرده نه می توانست . اکثر گارد های شخصی شاه خـواه در باغ و یا در قصر بودند بقتل رسـيد ند ويك حصۀ شانرا تا به ( شانز لیزه ) نیز تعقیب وعکار نمودند . درعین زمان بسیاری از آنها را فاتحین شان از پنجرۀ انتقام اهـالی به خون تشنه نجات نیز بخشیدند . حال باید قدری متـوجه کاترین شوم بعد از رفتن له فیور هیچ خبری از محاربه نشنیده بود و نه میدانست معامله بکجـا انجـامیده ؟ حس تجسس فوق العـاده که داشت او را تابه میـدان ( کاروسل ) کشانید . شایق بود به بیند که ایا مستبد میخواهد که میدان را برای عـروسـی او خالی ساخته خودش از میان بدر رود یانه ؟ وهم ارزو داشت در میان داوطلبان نظری به چهره نامزد جوان خـودش بیندازد فـکر اینکه دفعـتـاً مـارجن خـود را از دود بارود سیاه و مـانـنـد غـولی در صف اولين بذهن طوفهای قصر تفـنگ خواهد دید ذره خـوف در قلب مردانۀ او تولید نـتـوانست چـنـانچه بكمال استقـامت بطرف قصر پیش میرفت . یگانه آرزویش این بود که در کنار مـار جن بوده با و تفـنـگ بر سانـد ، بلکه اگـر مـمـکـن بـاشد خـودش تـفـنـگ بـدست گـرفـتـه و بر حـامـیـان و خـانـه استبداد آتـش کند ! تـا آنـکـه بر دشمـن غلبه کـرده با او يك جـا فـاتـحـا نـه بـر گـردد و یـا یـکی در آغـوش دیگـر بـشـرف جـاودان نایـل گـردنـد . ( معلمۀ انیس )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
جريده ملي قیمت اشتراك در افغانستان ۱۲ افانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ " طلبة معارف ۷ " در ممالك خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك که بتوسط خزاین دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد مطبعة انيس
[BLANK PAGE]
شماره ( ٨ ) مجله ( ۹ ) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنک آئینه تاسیس ۱۳۰۶ اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و نگارنده مسئول محی الدین ۳ شنبه ٢٥ جوزا ۱۳۱۰ ۲۸ محرم ١٣٥٠ مسئولیت در کار ( ۲ ) سلسله مسئولیت در نظام چنبر رق دنیا مضمر است ، و بدون آن انسانیت مکمل صورت گرفته نه می تواند . و این حقیقت را این مسئله اثبات می نماید که با سیر تکامل ملل و جوامع ، و با ترقی انسان و انسانیت مسئولیت نیز ترقی میکند و پیش میرود و تکامل می نماید ، و در اثر آن لازم میشود هنوز هم اقدامات جدیدی نموده برود و هر اقدام يك بار بزرگ مسئولیت دیگر را بر دوش او می نهد و به همین سلسله در هر جا مسئولیت به قید و ترقی انسانیت ترقی کرده می رود . و یا پیش رفت انسانیت یکنوع تعادل دارد ، گاه در اثر ترقی آن ترقی می کند ، و گاه با ترقی خود ایشان را تحريك و تشجيع نموده پیش می برد . خلاصه مسئولیت بزرگ ترین قوه ئیست برای آنکه چرخ های خرابه انسانیت را به دوران آورده در راه تقدم و تعالی سوقش دهد . و اینکه ما عقب مانده ایم و سرعت لازمه را در پیش بردن امور خود و در پیش رفت خود نداریم ، محض از همین جهت است که مسئولیت و جواب دهی خود را در مقابل وطن و جامعه خود نشناخته ایم . مسئولیت در دنیا بصور مختلفه وجود دارد گاهی خود او افعال و حرکات خود در نزد حکومت و هیئت اداری مملکت خود مسئول و جوابده واقع میگردد . در صورتی که مسئولیت خود را بجا نیاورده باشد مورد عتاب و محاکمه با زجر و تعذیب جسمانی واقع میگردد . و یا مو جوبیت خود را باخته شتقی میشود و از صحنه هستی رخت بر می بندد گاه ( در ممالك متمدن ) در نزد افراد جامعه مسئول واقع گردیده مورد نفرین عوام میگردد گاهی مك لاومصير دستمالمال و بساطش از ادای يك وظيفه بر او وارد می آید ؛ و از آن رهگذر مشقات زیادی میکشد . مگر فراموش نباید نمود که هر کدام این مسئولیت و مجازات را نه می توان ضمان قاری نمود که بهر صوری از صور درست باشد ، و در نتیجه کار بد واقع گردد چه بسیار دیده شده است که در ممالك اروپا اشخاص در نزديك حكومت تحت مجازات و مسئولیت آمده اند . مگر مسئولیت شان طوری نبوده است که از ان در نزد وجدان خود مطعون واقع گردند ، یعنی آن اقدام ( عتباراً ) بدیشان در نتیجه يك فكر مسلسل و اساسی بوده است ، چنانچه زمانه در تاریخ مبعد آنرا تقدير نموده . مگر بزرگ ترین مسئولیت که همواره حق ورای حق میباشد و هیچ گناه به غلط نه می رود . مسئولیتی است که انسان در نزد وجدان خود داشته باشد و این مسئولیتی است که انسان باید همواره از ان اجتناب کند و نگذارد که بدان مبتلا گردد . چه بسیار به ملاحظه پیوسته است که مسئولیت وجدانی اشخاص را به انتحار وقتل نفس وادار نموده است بدنو اله سابقه عقل او را مختل نموده است بهر حال می توان به شوتی بیان نموده که این مسئولیت بزرگ ترین مسئولیت است و عذاب وجدانی که شخص بدان دچار میگردد ، سخت ترین عقوبات است . باری در آخر این همه گفتگو باید از خود سوال کنیم که چرا هیچ وقت هیچگونه مسئولیت را نشناخته ایم و چرا در اعمال و اقدامات خود مانند يك شخص مسئول مبادرت نه می ورزیم ؟ ( م.د )
صفحه ۲ ( شماره ۸ ) مجلد پنجم دارالایتام دارالایتام ، یتیم خانه که وجود آن مرجع انتظار و تکای فقرای ناتوان و اسباب امید واری و اطمینان بینوایان است در هر مملکتی این مؤسسه موجود و فقط تا چندی پیشتر متاسفانه مملکت ما فاقد آن بوده اولیاء امور گذشته درین مورد مهم اقدام و بذل توجه و رافتی نکرده بود اند . وقتا که انسان در موت و هنگام نزع و مفارقت روح یک فقیر و بینوا را تصور گیرد و احساسات و افکار مایوسانه او را در باره اولاد یتیم و باز مانده مواضع واحد فروشی انیس و مجله کابل انیس : ۱ - دوکان محمد الله خان کتاب فروش بازار کتاب فروشی ۲ - خواجه معصوم خان بازار ده افغانان قیمت یک نسخه ۳۰ پول مجله ( کابل ) و (مجموعه صحیه) ۱ - دوکان عبد الاحد خان کتاب فروش بازار کتاب فروشی مجله کابل قیمت یک نسخه یک افغانی مجموعه صحی قیمت یک نسخه نیم افغانی گان فقیر بی پرستارش تفکر میکند ، میداند که آن مظلوم درد غریب و بینوائی و آن لم رسیده پنجه فقر و بیچاره گی در آن لحظه هولناک که بدترین احوال و هنگام مفارقت بهترین و محبوب ترین آرزوها و آسایش یعنی خاموشی شمع حیات وجدانی جان شیرین و مطلوب زنده گانی اوست در آن موقع چه مرارت و تلخی احساس خواهد کرد . شاید باوجود مرارت سکرات و تلخی نزع بیشتر تشویش و اضطراب قلب و روحش برای اولاد و غم اندیشه آتیه آن خواهد بود البته در آن لحظه مدهش تلخی مرگ چندان ارزش نمیکند نسبت به آنچه که این اندیشه ملال انگیز حسرت خیز موجب اندوه و رنج او می شود . غالباً دیده شده که اشخاص سفیل و درد اوباش از همان طبقه اولاد های یتیم برآمده اند که پدران شان بغربت مرده و در دم آخرین حیات نسبت به آتیه اینها قلبی سوختانده و اشکی ریختانده بودند ، زیرا معلوم است اولاد یتیم فقیر بی پرستار طبعاً لاقید و از تربیه گریزان و عاری و از قبول حرفه و شغل بی میل و به مفت خوری و بیکاری اوقات سپری مینمایند ، پس در مورد این گونه ایتامی که آتیه شان منجر به فساد و اسباب زحمت اهالی و وجود شان که ننگ بامن یک ملتی می شود . اهالی نزد خدا و جامعه ملی مسئول خواهند بود که این مطالب را فهمیده و به آن بیعلاقه مانده و اعتنائی به این مسئله نکرده باشند ، متمولین و مقتدرین این دوره گذشته ما صرف نظر از رعایت نداشتن به شئون و وظائف نوعیه متاسفانه احترامی با وامر دینیه هم نکرده اند که دیناً تفقد و پرستاری این گونه ایتام بما مسلمین امر و لازم شده است . شاه دیندار نوع پرور ما اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی بروزهای اول جلوس ذات شاهانه خویش به این موضوع عطف التفات فرموده و ضجه و ناله جگر خراش فقرا خاتمه داده چندین مرتبه از معاش سخاوت و شرافت شخصی اعلیحضرت خود مبلغ خطیری وسیله بلدیه و دیگر هیئت های خیریه بفقریا بذل و ایثار و تا کنون هم سراً و علناً باین رافت پدرانه مراحم همایونی را در حق فقرا مبذول میفرمایند ولی برای چاره اساسی اعاشه و اداره اولاد یتیم غریای ملت خود تاسیس یتیم خانه را بدواً در تحت توجه آورده و نظربه افلاس خزائن دولتی و بلدی یکمقدار پول اعانه بوشاء انجمن امدادیه ملی از مامورین و دیگر اهل خیر این شهر تهیه و چون آن مبلغ حوائج عمومیه را مکفی شده نمیتوانست لهذا مضاعف آنرا از طرف قرین الشرف ذات همایونی خود امداد فرموده و محل قامت و آسایش و تربیه آنها را بیکی از عمارات موزون و مناسب دولتی در قلعه باقر خان تخصیص فرمودند اکنون که مدت قلیلی از تاسیس این مؤسسه تاریخچه خیریه در عصر نادر شاهی میشود این مؤسسه با نهایت خو
شماره ۷ مجلد پنجم بی اطمینان دایر بوده و بتعداد ( ۱۰۰ ) الفقر اولادهای یتیم در آن اداره ولو لزم خوراکه و پوشاکه و وسایل تربیه و تعلیم شان بخوبی مهیا و جاری است، لهذا در ین وقت حاضر از حضور ملوکانه اراده فرموده شده که چون اساساً دارالایتام خانه مربوط به بلدیه و در آنموقع بخصوص پریشانی و افلاس بلدیه این موسسه در تحت توجه مخصوص اعلیحضرت غازی و بوسیله انجمن امدادیه ملی اداره میشد آتیا بمرجع اصلیش مربوط بوده و با اینهم که اطفال بانهایت راحت و درستی امرار کرده بتوانند حضور شاهانه مساعدت و مراحم خصوصی شان را ازین موسسه مضانقه نخواهند فرمود. امید است بعد از این اولادهای یتیم و بیکسی وطن بذلت و خواری و بیچاره گی ها نمانده معروض سیر حوادث و بدبختی نشوند. ا ر رپورتمر جنگ آتیه پیش بینی ژنرال لودندرف کمتر کسی امروز پیدا میشود که اسم ژنرال لودندرف فرمانده آلمانی را نشنیده باشد. این صاحب منصب عالی رتبه که در صف رجال لشکری دول معظمه مقام اول را در دنیا دار است و صیت شهرتش جهان تمدن را فرا گرفته اخیرا از تالیف کتاب خود در سیاست و جنگ وفق تهیه الجیشی و استعمال آلات و ادوات مختلفه جدید جنگی فراغت حاصل کرده. او در آن کتاب راجع بجنگ آتیه و پریشانی و ویرانی آن مشروحا بحث و یا مد ترین صورتی آن را از حیث خطر ناک بودن مجسم کرده است ژنرال مشار الیه بر طبق نظریات و آراء خود بنا بحوادث و تخمین نقشه خطوط سوق الجیشی را در جنگ آتیه که از طرف دول اتخاذ میشود و در موقع شروع بجنگ قشون خود را از خطوط مزبور بمیدان جنگ سوق میدهند شرح داده سپس نقشه خطوط سوق الجیشی دولی را که هلند و نروز اسپانیا و پرتقال را که پس از شعله ور رشدن آتش جنگ شرکت مینماید شرح داده آنوقت نقشه میدانهای جنگ و جبهه هایی را که تشکیل داده میشود با دقت و مهارت خصوصی طرح و وصف نموده است. محافل لشکری پس از انتشار کتاب مزبور بی اندازه نسبت بمندرجاب آن توجه نموده و پیش بینی های این ژنرال را مرین رهان بزرگ لشکری تمام دول مورد توجه و اعتنای مخصوص قرار دادند. مهم ترین گفته های این فرمانده آلمانی و پیش بینی های او را امروز بطور خلاصه برای خوانندگان ترجمه میکنیم که بیند در میدان تنازع بقا.. و برای زنده گی و و حیات چه غوغا و هنگامه ای برپاست. ژنرال لودندرف میگوید: معاهدات و قرار دادهایی که بین هر یک از دول فرانسه بلژيك و لهستان جيك اسلواكي و رومانی و یوگوسلوای منعقد گردیده جز مقدماتی برای فروختن آتش جنگ جنگی که کودکان خورد سال در گهواره از احوال و مخاوف آن پیر میشوند نمیباشد چه دول مزبور از حیث مهمات و ساختن اسلحه و تجهیزات لازمه لشکری باندازه ای سعی کرده و مینمایند که در موقع خود قادر خواهند بود تمام سکنه خود را طوری قوی و مجز سازند که تمام افراد لشکری آنها از فرق سر تا نوك پا غرق در آهن و فولاد خواهند شد. به علاوه براین عده لشکریانی که دول مزبور برای جنگ آماده نموده اند که در جنگ آتیه شرکت نمایند بالغ بر دوازده میلیون نفر میشود و راه آهنهای مخصوص اقتصادی تجارتی تطوری احداث گردیده است که در هر موقع که اراده کنند میتوانند آن را براه آهن جنگی برای کارهای سوق الجيش مورد استفاده قرار دهند و هم چنین کلیه خانجات و مؤسسات صنعتی دیگر که تمام آنها بموقع خود تبدیل و تحول باشان برای کارهای جنگی آنان میدهند بنقیده من تمام مساعی و مجاهدت هایی که سینیور موسولینی زعیم فاشیست های ایتالیا برای مقام کشادون مقاصدی که باعث شعله ورشدن آتش جنگ است بعمل میاورد بیهوده میباشد و ملاحظه میشود که خود او هم این حقیقت ناگوار را درك كرده است که بمتاعی او ادر این راه پیماننه است و بالاجبارة می بینید که او امروز در بین دول دوستانی برای خود دست و پا میکند که او را مساعدت کرده و در موقع حدوث جنگ قویترین پاسها و قوة ت
صفحه 4 شماره 8 مجلد پنجم اداره های رجال و بزرگان برای جلوگیری از آن متزلزل و لرزان است او را پشتیبان باشد . « جبهه سیاسی در دنیا بدو قسمت تقسیم می شود که در قسمت اول شمال فرانسه بلژيك لهستان ، چك اسلواکی رو مانی و یوگوسلاوی پشت سر هم ایستاده و در قسمت ثانی دول آلمان انگلستان ایتالیا ، روسیه ساویتی ، مجارستان اطریش ، ترکیه ، یونان و بلغارستان در مقابل دسته اولی قرار گرفته و دو ل هالند سویس ، دانمارک دست آخر بفرانسه لائیق ملحق می شوند . » پس از آنکه ژنرال شرح مبسوطی راجع بتاثیر عمیق عملیات و فعالیتهای حزب فاشیست آلمان در توده ملت آلمان داده می نویسد فاشیستهای آلمان کاملا ً موفق گردیده که تمایل یک قسمت از آراء عمومی را نسبت باتحاد با ایتالیا جلب نماید و شکی ندارد که جرقه که برای افروختن آتش جنگ جستن خواهد کرد از فرانسه جستن نموده و با نیازهای بارود ایتالیا سرایت مینماید و مهیب فروزان جنگ از میان دو دسته قشون فرانسه و ایتالیا زبانه کشیده و دنبال خود خرابیها ویرانی ها و پریشانی ها عدیم النظیری را میکشاند ولیکن آیا فرانسه پس از دست یقه شدن با ایتالیا در جنگ قوی باقی خواهد ماند ؟ « این سؤالی است که بایستی در جواب آن مطالعه کنیم . فرانسه ناگزیر در این جنگ دو چار ضعف خواهد شد و در همین موقع حکومت ساویتی فرصت را غنیمت شمرده بار سنگین خود را در جبهه جنگ برای محو فرانسه فرود میاورد ولی آلمان که در ابتدای جنگ گذشته موفق شده زیاده از پنجملیون نفر قشون کامل تحت السلاح به میدان های جنگ سوق داده در جنگ آتیه بیشتر از صد هزار نفر نظامی نخواهد توانست که در میدان جنگ حصر نماید . با این وضعیت نمی تواند که با متفقین خود هیچگونه مساعدتی نماید بنا بر این دخول او در جنگ آتیه جز اینکه مملکت خود را در معرض فنا و زوال قرار دهد چیز دیگری بشمار نخواهد رفت آری درست است که در آنجا يك عده زیادی از افراد قشون قدیم وجود درده ولیکن از وجود آنها در مقابل عده قشونی که با جدید ترین آلات و ادوات جنگی مجهز ند چه فایده مترتب خواهد بود ؟ فعالیتی را که قشون قدیم میتواند از خود بروز دهد محصور ماندن در ضمن دایره مصادمات بی نتیجه است که هیچ فایده نداشته و نخواهد داشت جوان های آلمان هم که عده شان زیاد است در آن جامی باشد آنها هم همین حال را خواهند داشت و بطوری که نقل می کنند جنگ آتیه چنین مقرر داشته که جوانهای منسوب را به روسیه و ایتالیا اعزام میدارند که آن ها را برای فنون لشکری و جنگی مهیا سازند و آماده شرکت در میدان جنگشان کنند این گفته ها نسزد من قدر و قیمتی ندارد چه بنیاد این حرفها بر روی آب است بیهوده سخن سرائی میکنند يك همچو اقوالی را جز اشخاصی که از جنگ فقط اسم آنرا شنیده اند و از بطون و حقایق حیات لشکری اطلاعی ندارند آنها قبول میکنند » و پس از آنکه ژنرال لوندرف از چگونگی وقوع جنگ آتیه وعده دولی را که در آن جنگ شرکت خواهند کرد بحث مفصلی نموده از خود سئوال میکند « آیا در چه زمانی جنگ واقع خواهد شد ؟ آیا در سال جاری و یا در سال 1933 جنگ در گیر میشود ؟ علت اساسی که یکی از دول را وا دار با فروختن آتش جنگ خانمانسوز می نماید چیست ؟ آیا گرانی زندگی که فعلا ً در هر نقطه از نقاط دنیا حکمفرماست باعث شعله ور شدن آتش جنگ خواهد شد ؟ آیا حدوث يك قحطی و گرسنگی که شامل تمام روی زمین می شود باعث جنگ میگردد ؟ نه آن و نه آن هيچيك از این علل نیست بلکه وقوع شورش و اثبات داخلی در ممالك است که باعث جنگ میشود جو ندادن سئوال اخیر یکی از مشکلترین جوابهاست و لیکن ما را چه باینکه در علل حدوث آن فعلا ً گفتگو کنیم از حقایق مستاء که هیچ گزیر و سفری از قبول آن نبوده و شك و شبهه ندارد حدوث جنگ بین دول اروپا و آسیا در سال 1933 است دیگر آثار و قرائن و دلایل قویه وجود دارد که چون و چرا بر دار نبوده و جنگ واقع خواهد شد . « هر گاه دول رؤز و هالند اسپانی -
صفحه 60 ( شماره 8 ) سراج الاخبار و پر تقال و ترکیه را مستثنی کنیم خواهیم دید که جنگ آتیه نا چار در بادی امر بین سایر دول واقع خواهد شد و پس از 214 روز از گذشتن این جنگ دولت ساویت در آن شرکت خواهد کرد و پنج ملیون نفر لشکری بمیدان های جنگ سوق خواهد نمود نقشه جنگی عساکر مز بور همانا پیشرفت رویهتريك از سر حدات رومانی و لهستان است . در اینجا ترکیه شروع به شرکت در جنگ آتیه خواهد کرد و یکصد هزار نفر قشون ترك در موقع عبور قشون روسیه ساوتی از سر حد رومانی بعساکر ساوتی ملحق شده و رومانی را لگد کوب می نمایند و محتاج باین نیست که بگوئیم عساکر ترکیه و ساوتی بواسطه تفوق عده قشون رومانی را مجبور بعقب نشینی خواهند نمود. همان طوری که عساکر روسیه قشون لهستان را نیز مجبور خواهد نمود که موقع جنگی خود را به روسیه واگذارد و بقهقرا عقب نشینی اختیار کند جنگ بین قوای مز بور بشدت در گیر خواهد بود . تا روز 32 از گذشتن جنگ سپس از آن شدت اولیه تخفیف پیدا میکنند زیرا هر يك از دستجات قشون لهستان و رومانی موقعیت دفاعی را بخود گرفته و قشون ترکیه و ساویت شروع بمهاجره خواهند کرد . ( مهمترین چیزی که در این جنگ شخص را دو چار تفکر میسازد اینست که عساکر ترکیه و ساویت دو مملکت رومانی و لهستان را یکدل متصرف وظاهراً چنین معلوم میشود که اسرای جنگ آتیه از مرگ رهایی ندارند چه قرائن و آثار نمایان است که میگوید نیات دول شرکت کننده در جنگ آتیه تمام متوجه اعدام اسرای جنگ میباشد . اینجاست که پشت هم با قدرتی از شنیدن اسم این جنگ میلرزد . در روز 34 از اعلان جنگ دول بلغار ـ یونان یوگوسلاوی در جنگ شرکت خواهند نمود ؛ عساکر ساویت از ممالک اروپای مرکزی عبور می نمایند و در همین موقع دول هلند و سویس بفرانسه ملحق میشوند و مدتی پیش نخواهد گذشت که انقلاب داخلی در روسیه شروع و آتش شورش روشن می شود در این حیض و بیض دول چین و ژاپون فرصت را غنیمت شمرده آنچه میتوانند از خاك روسیه را متصرف خواهند شد . ) ژنرال لوند ف راجع بموقعیت ممالك فلسطین و عراق و سوریه در این جنگ که از کداوخات آتیه گفتگو میکند چنین ظهار میدارد که : «ممالك مزبور ملحق بترکیه می شوند و يك دسته آسیائی قوی را تشکیل خواهد داد ؛ مصر در این میانه باستقلال تام و تمام خود نایل خواهد شد . سیاهان افریقا بر علیه سفید پوست ها شورش و قیام می نمایند آزادی و استقلال مغصوب خود را بدست می آورند همانطوری که هندوستان هم بر علیه بریتانیا شورش نموده و او را مجبور بجلای از وطن خودشان می نمایند که بجزایر بریتانیا برگردند و همین باعث سر نگون شدن کاخ عظیم امپراطوری بریتانیا در آسیا و ارو پا خواهد شد . «قوای بحری امریکا بقوای بحری ژاپون هجوم می نمایند . آتش جنگ در عرض اقیانوس بین دو قوای مذکور شعله ور میشود فاتح نصیب امریکا خواهد بود و بالاخره نفوذ اروپائیان ضعیف گردیده و منتهی بزوال آنها از آسیا خواهد شد . آسیائیها قوی شده و دارای نفوذی نظیر نفوذ و قدرت مغرب زمینی ها میشوند در تعقیب این وقایع قحطی و گرسنگی و جنگ های داخلی در ممالك اروپا که از میدان جنگ بیرون آمده اند حادث می گردد این ممالك در آن موقع صورت يك تل خاكستر را پیدا میکنند . جنگ های داخلی و شورش ها و انقلابات در سر تا سر ممالك مغرب زمین شروع و منتهی باضمحلال اروپائیان میگردد . « آری ملل آسیا و افریقاست که پس از جنگ آتیه در دنیا سیادت خواهند نمود . » ژنرال لوندرف کتاب خود را با ذکر این عبارت ختم می نماید : « گمان میکنید که من در جنگ آتیه فرماندهی قشون آلمان و انگلیس را عهده دار خواهم شد و به این جهت اعلام می نمایم که فرماندهی قشونی در جنگی که نتیجه آن نابودی آلمان وطن محبوب من می شود
( شماره ١٨ ) قبول نخواهم کرد و بلکه هیچگونه شرکتی در هيچ يك از اقدامات اين جنگ بهیچوجه من الوجوه نخواهم نمود . . ( حصار عدل ) تدقيقات ادبي : مولاناي بلخي ( مشهور به رومي ) طوريكه حکیم سنائی می فرمايد : - آسمان ها است در ولایت جان کار فرماي آسمان جهان در ره روح پست وبالا هاست کوه های بلند وصحراها است انسانهای که مقابل هر مجهول يك اشتياق تحمل گداز می پرورانند ، وقتيكه شعله ذكاو- در لطافت های کثیف وجود خویش متوجه میسازند ، و تتميم بدان احتياج بكشف ونار معنويت موفق گردیده در نهايت يك ( سيستيك ) یعنى صوفی می شوند . طوريكه فيلسوف بونزو می گوید هريك از این علامه هايك پسیکولی بوده اندكه قبل از تأسیس علم روح خیل در این راه طی مقامات نموده اند ، شناختن هر يك از اين سياحين عالم روح عيناً به منزله معارفه است با کاشفین دیار باطن . از بودا تاگوته ، در شرق وغرب از این گونه واهبان خیلی ها بمیدان آمده اند . درشرق حافظ ، فیضی هندی،سنائی،مولا نای بلخی وغيره وغيره ، درغرب با اعتقاد غریب پان بلوان ، افلاطون فرانسوا د شيز ، اسپینوزا شلایه وماخه و ، لامارتین . در مدنیت و اعتقاد راسخ ، اسلامی بلاشبهه یکی ازصوفیان بزرگ مولانا ی بلخی مشهور به رومی است . مولانا از بخش عصر در حیات ومدنیت اسلام باشخصیت عظیم وآثار فوق العاده بود . . زیر عمیق اجرا نمود، این علامة بزرگ شعر و حکمت وطن را اقلاً بایست از دیگر ملت های که بدان منسوب نیست ما کمتر علاقه نشان ندهیم . مثلاً در استانبکه در ( کیپ ) پروفیسران بزرگ باطمی ترین اصول او نسخه های قدیم مثنوی را تدقیق کرده مجدداً طبع می نمایند . وکتابچة غزل های وجد آور آن را از ( دیوان کبیر ) او در غرب بزبان های مختلف نقل وترجمه می نمایند، و آوازیکه يك قسم رباعيات آن از مناقب العارفين نام اثر و بزبان هانگری ترجمه می شود وحتی که عين اثر را ( کلمان هراد ) فرانسوی ترجمه می نماید ، مخصوصاً در این موقع مهمه که در وطن از هر طرف جوا نان وارباب قلم مملکت در صراط تدقیقات حرفی وکلاوی وتجسس ودریافت اثار عظیم اسلاف وبزرگان افتاده اند ، تا بدان پیرایه افتخارات صفحات تاریخ درخشان خود را زیب دهند وتوجه پادشاه والاجاه ما که در این مور موافقت وحتی مساعدت می نمایند . فائده یست از اینکه این شخصیت مهم وطن را برای هموطنان همچنان فراموش شده بگذاریم ، وشبهه نیست که شخصیت مولا نا را قبل از مطالعه مثنوی و ( دیوان کبیر ) غزلیات آن ور باعيات ايشان - که این دو اثر اخر لذکر در وطن از نظر یاده نگذشته وحتی شنیده م – کسی بخوبی شناخته نتواند رباعيات مولانا که عبارت از دو هزار و با عی است واندر در اثنای اقامتم در استانبول يك نسخة قلمی آن را بتوسط یکی از دوستان مطالعه نموده ، و به نسبت شوق وعلاقة درونی که از قدیم بدین ذات بزرگ وار داشتم يك قسمت از ان وبا عيات را بطور انتخاب استنساخ نموده ، واينك موقع را غنيمت شمرده آن را بطور نمونه وشنا ختاندن مقام اجل این رجل بزرگ وطن در صفحات جریده ملی ( انیس ) به انظار قارئین تقدیم میدارم تا علاقه مندان این صوفی وعلامة روحی وطن را بشناخته وبدر صدد وجمع آثار مخلد آن توجه گماشت . وهم در حين جمع وتدوين تاريخ اد بی که برای اخلاف مايك ميراث هم حرفی وافتخارات تاریخی شمرده می شود محن عالی انتخاب نموده موقع ومقام بلخی او را فراموش ننمایند . محمد اسمعیل معلم قصاد ر باعيات : - - - - آن وقت که محرکی شود ذات مرا روشن گردد جمال ذرات مرا زان می سوزم چو شمع اندو راه عشق بلكه وقت شود جملة اوقات مرا
( شماره ۷ ) ۸ ١٤ ای دوستی بدوستی فریفتم تو را امروز چو هر روز خرامم بخراب انصاف بده که عشق نیکو کار است هرجا که قدم نهی زمینم تو را بگشا در اندیشه و درگیر رباب زانست محال که طبع بد کردار است در مذهب عاشقی روا کی باشد صد گونه نیاز است و رکوع است و سجود تو شهوت خویش را لقب عشق نهی عالم بینو بینم و نه بینم تو را آن را که جمال دوست باشد محراب از شهوت تا عشق راه بسیار است ۳ ۹ ۱۵ بویژه گذار بلا بنهادم دل را سبحان الله من و تو ای در چو بخواب اندر دل من درون و بیرون همه اوست خلاص از بی تو پای گشاده دل را پیوسته بخيالتم در هر باب اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست از باد صبا بوی تو آمد امروز من بخت توام که هیچ خوابم نبرد اینجا چگونه کفر و ایمان گنجد شکرانهٔ آن به باد دادم دل را تو بخت منی که دریابی از خواب بیچون باشد وجود من چون همه اوست ٤ ١٠ ١٦ با عشق واون شد از عدم مرکب ما آری صنم بهانه خود کم بودت آن تلخ سخنها که چنان دل شکست روشن ز شراب وصل دایم شب ما تا خواب بیامد وز ما بر بودت انصاف بده چه لایق آن دهنست زان می که حرام نیست در مذهب عشق خوش خسب که من تا به سحر خواهم گفت شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز تا صبح عدم خشک نیابی لب ما فریاد ز نرگسان خواب آلودت این بی نمکی ز شور بختی من است ٥ ١١ ١٧ تا با تو بدم نخندیم از یاری ها اری یاری طریقهٔ یاری نیست آن کس که بروی خوب او رشک پریست ت بی تو بدم مخندیم از یاری ها از بیکاری لطیفهٔ کاری نیست آمد سحری بر دل من او بگریست سبحان الله که هر دوشب بیدارم هر کس که زعیاری حیله به بارد او گریه و من گریه که تا امد صبح تو فرق نگر میان بیداری ها والله که چه او زیرک و عیاری نیست پرسید که این هر دو عجب عاشق کیست ٦ ۱۲ ۱۸ من زره و خورشید لقائی تو مرا امروز من و جام صبوحی در دست این فصل بهار نیست فصل دیگر است بیمار غمم عیسی دوائی تو مرا می افتم و می خیزم و می گردم مست مخموری هر چشم ز وصل دیگر هست بی باک و پر اندوه بی تو بی برم با سرو بلند خوش من مستم و مست هر چند که جمله شاخهها رقصان است من که شده ام چو کهربائی تو مرا من نیست شوم تا بنود جزءی هست جنبیدن هر شاخ ز راه دیگر است ۷ ۱۳ ۱۹ نور فلک است این تن خاکی ما امشب شب من ليك ضعیف و زار است این مستی ما ز بادهٔ حمرانیست رشک ملک آمده است چالاکی ما امشب شب پرداختن اسرار است ای باده بجز در قدح سودا نیست که رشک برد فرشته از پاکی ما اسرار دلم چاه خیال یارست تو آمدهٔ که باده من ریزی که باک برد دیو ز بی باکی ما ای شب مگذر زود که ما را کار است من آن هستم که باده ام پیدا نیست
صفحه ۸ شماره ۸ مجله پنجم ۲۰ این عشق شه است و رایتش پیدا نیست قرآن حق است و آیتش پیدا نیست هر عاشق از این میار ابری در دست خون می خورد و جراحتش پیدا نیست ۲۱ ای از تو دلم پر سمن و یاسمن است از دولت تو کیست که او همچو منست بر خواستن از جان و جهان مشکل نیست مشکل ز سر کوی تو بر خواستن است ۲۲ ای بنده بدان که خواجه شرق اینست از ابر گهر بار ازل برق اینست تو هرچه که گوئی بقیاس گوئی او قصه ندیده میگوید فرق اینست ۲۳ ای حسرت خوبان جهان روی خوشت ای قبله زاهدان دو ابروی خوشت از جمله صفات خویش عریان گشتم تا غوطه خورم برهنه در جوی خوشت ٢٤ ای جان خبرت هست که جان تو کیست وی دل خبرت هست که مهمان تو کیست ای تن که به هر حیله راه . . . او می کشدت ببین که جویان تو کیست ٢٥ باد آمد و گل بر سر می خورن ریخت یار آمد و می در قدح یاران ریخت از سنبل تر رونق عطاران برد وز نرگس مست خون هوشیاران ریخت ( باقیدارد ) مصاحبه با ادیسون مخترع مشهور مستر ادیسون بزرگترین رجال مخترع عصر حاضر و کمتر کسی است که او را نشناسد مستر ادیسون فعلاً هفتاد و چهار سال از عمرش گذشته ولی در کار و عمل نشاط و حرارتش از جوانان بیشتر است ، قوه نشاطش را ادیسون بواسطه نظام معیشت و اقتصاد در خوراك میداند و یعنی جز ماست و شیر غذائی نمیخورد . هشت سال است که غذای خود را منحصر بماست و شیر نموده و خانم زوجه او نیز غذای خود را بماست و شیر انحصار داده ، قوه و نشاط شوهرش او را دوچار شگفتی و اعجاب ساخته او هم برویه او غذای خود را بهمین دو چیز منحصر کرده هر دو ساعت یکمرتبه يك فنجان بزرگ شیر میخورند . مستر ادیسون معتقد است که مخترعین قرون آتیه بیشتر مساعی خود را صرف اموری مینماید که مربوط بشئون حیات و حفظ الصحه باشد ، الکتریسته عادی و الكتريك رادیو و تلفن وسينما و تومبیل و آلات و ادوات بخار و موتور و طیاره و امثال آن بقرن سلف گذشته و نسل معاصر بوده و نصیب نسل آتیه اختراعات و اکتشافاتی است که مربوط به اساس صحت و حیات باشد . مجله لمجلات امریکا اخیراً از شیخ مخترعين یعنی مستر ادیسون مصاحبه بعمل آورد دو نفر از جانب خود بنمایندگی نزد او فرستاده او را ملاقات و مصاحبه مفصل و مشروحی بعمل آورد که خلاصه آن را ما ذیلا ترجمه و درج مینمائیم : نماینده مجلۀ مذکور از مستر ادیسون سئوال میکند : « آیا تفاوتی بین مخترع آتیه و مخترع امروز که در لابراتوارها و مؤسسات علمی در تحت نظامی شبیه بنظامات جمعیتها و شرکتها با معاونین و رفقای خود مشغول بحث و تحقیق هستند وجود دارد ؟ مستر ادیسون : « ه ، تفاوتی بین آن دو وجود ندارد ، ولی مخترعی که مستقلاً کار میکند و تمام مخترعين ما كنون مستقلاً کار میکردند ، تسهیلاتی که مخترعین بدستیاری همدیگر فراهم میاورند نخواهند داشت ، چه ، بسا اتفاق میافتد که احتیاج بپول و وجوهات لازمه برای تعقیب از تحقیقات خود پیدا میکنند . و در صورتیکه دستیار و كمك نداشته باشند از کار باز میمانند . ـ آیا معتقد هستید که آنچه را در گذشته انجام داده اید اگر امروز میخواستید انجام نمائید و برطبق رویه مخترعین امروز اقدام میکردید آسان تر
صفحه 4 ( شماره 8 ) مجلد پنجم نبود ؟ و هر چه میخواستید چه از حیث پول و چه از حیث وسایل موجود دارید؟ ادیسون جواب میدهد : « بدون شك من چهل و پنجسال از عمر خود را در تحت فشار و تنگدستی و احتیاج طی کرده و همیشه دنبال حصول مقدار قلیلی وجه بوده که بوسیلهٔ آن رفع احتیاج بنمایم . ـ آیا حقیقهٔ احتیاج آنطوریکه میگویند مادر اختراعات است یا آنکه حس کنجکاوی و استطلاع بشر است که اختراعات را بوجود میآورد ؟ ادیسون در جواب گفت : « قسمت اعظم مخترعین برای کسب ثروت و حصول دولت که آتیه فرزند و عائله خود را تامین نمایند بذل مساعی میکنند و همان حب خانواده و تامین آتیه آنها را تشویق بتعقیب و دنبال کردن از تحقیقات و مباحث خود مینماید » در اینجا سخن از این قسمت باختراعات آتیه منتقل گردیده نمایندهٔ مجله سئوال میکند : « آیا میتوانید پیش بینی کنید که مساعی مخترعین در آتیه متوجه چه چیزهائی خواهد شد و چیزهائی که در آتیه اختراع خواهد کرد چه خواهد بود ؟ » ادیسون : « بعقیده من مخترعین در آتیه مساعی خود را صرف مباحث و تحقیقات بیولوژی و شیمی و تمام مسائلی که مربوط بجهدیات و صحت میباشد مینماید . « امراض هنوز یکبارسنگینی است که بر دوش زندگانی بشر تحمیل گردیده و انسان را مانع از تعقیب کار و عملیات او می شود و بواسطه گرانی مخارج معالجه سخت است که توجه کامل نسبت بامور طبی بشود دواجات هنوز قیمتش گران است و در دسترس عموم نمی تواند قرار گیرد و ناگزیر از اختراع يك وسیله برای معالجه امراض و جلوگیری و بهبودی صحت نوع بشر میباشند و ازینجا ارتباط شیمی و بیولوژی باین قسمت دست گیر مان می شود . در این موقع یکنفر از معاونین مستر ادیسون بر او وارد شده و يك فنجان بزرگ شیر در دست داشته مستر ادیسون شیر را نوشیده و اظهار داشت : « هشت سال است که من تاثیر تغذیه شیر و ماست را در خود بمعرض آزمایش گذارده و سه سال است که جز شیر و ماست هیچ چیز دیگر نمیخورم و گمان میکنم که تا آخر عمر بهمین غذا اکتفا نمایم زیرا بهترین غذائی است که یگانه شمیست بزرك ( مقصودش خدا است ) ایجاد نموده و از این بهتر غذا برای آن پیدا نمیشود ! » ـ آیا علم در آتیه چنین حکم خواهد کرد ما کمتر از آنچه که فعلاً غذا میخوریم غذا صرف نموده همانطوریکه از حیث مشروبات هم تقلیلی حاصل گردیده است ؟ ـ هشت در صد اشخاصی که فوت می نمایند بواسطه کثرت خوراك فوت نموده و در حقیقت انسان پس از آنکه بسن بیست و يك سالگی رسید بر او واجب است که از حیث خوراك باقتصاد پردازد و ساده ترین انواع اغذیه را بخورد ، پر خوری باعث خمخوردگی ماشین معده شده و برای آن بمنزله سم است و منکر نیستم که اعتدال در خوراك لازمه اش وجود قوه اراده هم میباشد ولیکن ناچار اشخاصیکه میخواهند زندگانی طولانی نمایند ناچار بایستی خوراك خود را کم نمایند و اینکه من فعلاً جز شیر غذای دیگری نمیخورم با وجود این وزن من از وزن دیگران هیچ کم نمی آید و زوجه من هم بمن اقتدا کرده او هم غذائی جز شیر نمیخورد ، در اول وحله قدری برای ما سخت بود ولی بعدها بقوه اراده بر آن غلبه کردیم . ـ آیا عقیده دارید در صورتیکه مخترعین در آتیه تمام توجه و مساعی خود را صرف امور و شئون زندگانی و حفظ الصحه نمایند مباحث و تحقیقات آن ها در قسمت الکتریک و امور بی سیم و با سیم و ميكانيك تقلیل پیدا خواهد کرد ؟ ـ ابداً اینطور نیست ، دایره الکتریسیته خیلی وسیع است و هر روز يك احتیاج تازه پیدا کرده و حتراعات جدیدی میشود که ناچار از بکار بردن و ایجاد آن هستیم . ولیکن دیگر چیزی در این دایره باقی نمانده که مخترعین کشف نکرده باشند ؟ ـ منافع الکتریسیته و طرق استعمال آن بیشتر از آن است که بحساب در آید و در حقیقت ما در ابتدای عصر الكتريك هستیم و بلکه مایهٔ کنون نمی دانیم الكتريك چیست ، آری عده زیادی در
شرح و بسط مذاهب و عقاید مختلفی را شرحداده اند . ولیکن قسمت اعظم عقاید مزبوره با حقایق الکتریک تطبیق نمیشود و تا وقتیکه از حقیقیت آن بی اطلاع هستیم چگونه میتوانیم اطمینان کنیم که آنرا بسرحد کمال رسانده ایم ؟ . آیا تصور میکنید که زندگانی در آتیه پیچیده تر و مشکلتر و بواسطه کثرت اختراعات زحمتش بیشتر شود ؟ ابداً اینطور نیست ، انسان در هر دوره از ادوار زندگانی و حیات خود را معتاد به همان زندگی دوره خود نموده اعمال و رفتار و کارهای خود را بموجب مقتضیات عصر خود انجام مینماید . آیا در آنجا اشکالاتی برای شیوع تلویزیون وجود دارد و همانطوریکه تلفن شیوع بهمرسانده آیا تلویزیون شیوع پیدا نخواهد کرد ؟ دستگاه تلویزیون هنوز تکمیل نبوده و بعلاوه گران است و همین دو اشکال کافی است که از تعمیم و انتشار آن جلو گیری کند . عقیده شما درباب اوتوژیرو( او تو ژیرو آلتی است که بوسیله آن طیاره عمودی پرواز کرده و فرود میاید و خطرات طیارات عادی را ندارد ) چیست ؟ او توژیرو یکی از بزرگترین اختراعات عصر در عالم هوا پیمائی خواهد بود این اختراع را یکنفر اسپانیولی نموده و با اینکه هنوز تکمیل نگردیده ولی یکی از مفید ترین اختراعات بشمار می رود . در باب استعمال و شیوع گراف زپلین و بالن در مسافرت ادیسون معتقد است که تازه اول کار بالن و گراف زپلین است و بدون سبب در آتیه ترقیات زیادی خواهد کرد و راجع باستعمال گازهای خفه کننده در جنگ معتقد است که استعمال آنها در جنگهای آتیه لا اقل از شلیک گلوله های سربی راحت تر و نزدیکتر برحم و شفقت میباشد . ( کوشش ) مرگ فاجعه ناك منجم امریکائی سان فرانسیسکو – ٩ ماه می – دانشمند بزرگ امریکائی داکتر البرت میشلسن در پسا دنا ( کالیفرنی ) بعد از ختم تجربیات خود با آلات دقیقه و پیچیده برای اندازه کردن سرعت نور نجوی خیلی ضعیف شده و از هوش در آمده است بعده او را باطاقش نقل دادند و در آنجا حالش بهتر شده بهوش آمده تکیه کرد ، بقصد اینکه نتیجه حساب های کثیفهات خود را بگفت تا بنویسند ، هنوز بزحمت توانسته بود اینکار را شروع کند دفعتاً يك فلج قوى و شدیدی بر دماغش مستولی گردیده او را مانند قر بانی بزمین غلطانید . پروفیسر میشلسن که به سن ٧٨ رسیده بود شب آنروز دار فانی را بدرود گفت . پروفیسر متوفی در سنه ١٩٠٧ جائزه نوبل ، را فائز شده بود . ( ترجمه از لوماتن ) خبرهای خارجي وضع قانون به نسبت اتباع خارجه ماده واحده از طرف حکومت ایران نسبت با تباع اجنبی طبع شده اینک ما آنرا بغرض اطلاع هموطنان نشر مینمائیم تا اتباع افغان که خیال مسافرت خارج و خصوصاً ایران را داشته باشند مستحضر گردیده مراعات ماده مزبوره را بنمایند . ماده واحده: هر تبعه خارجه که بدون تذکره یا با تذکره که مطابق نظامنامه مرتب نشده وارد خاکت ایران بشود بهشت روز الی سه ماه حبس تادیبی یا بتادیه شش الی پنجاه تومان جزای نقدی محکوم میگردد و درهر حال دولت حق خواهد داشت مرتکب را بدون محاکمه از خاکی ایران اخراج نماید ، ساعت کار جنیوا - کنفرانس بین المللی کار گری را جع به توسیع مسوده مقاوله راجع به ساعات کار معدن را که حاضراً ( باروپا محدود است ) در هند و کانا دا وافریقای جنوبی ، بین جاپان بحث می نماید . حفریات قاهره - در اثر غلطيدن يك تپه ريك در خطه ( لکسور ) چارده نفر بقتل رسیده اند . چار دنفر کار گران که تپه مذکور را حفر می نمودند بغتتاً در زیر ریگ دفن شده اند و ۱۰ نفر دیگر که برای نجات دادن ایشان رفته بودند نیز زیر ریگ آمدند .
( شماره ۸ ) فاشیست روما – محكمه مخصوص نزده نفر که به جرم توطئه بر خلاف حکومت فاشیست ملزم شده بودند ، جزای سنگینی وضع نموده اند . منجمله دو نفر محکوم به ۳۰ سال حبس و دو نفر دیگر ۱۰ سال حبس شده اند . ساعت کار در معدن جنوا – کنفرانس راجع به ساعت کار معدن پیش نهاد هفت ساعت و سه ربع کار را در معادن قبول نموده است . دار العوام لندن – دار العوام به ۲۷۸ رای مقابل ۲۰۸ به قرائت سوم پیش نهاد اصلاح انتخابی را که رای متناوب را در انتخابات پارلمانی تجویز نموده و رای دادن عمومی را منسوخ می نمودند ، گذشتاند . تقلیل مصارف ملبورن – کنفرانس اولین تقلیل هشت فی صد تمام مصارف حکومت را منظور نموده است و دانسته شده است که ساسکین – تیودور – لنگ با این تجویز مخالفت نموده اند . مصیبت بیکاری جی آف اندر یوز – مشاهدات دو هفته گی خود را در لنگا شیر ختم نموده و از مسئله مصیبت بیکاری ، مخصوصاً در نقاطی که مصروف تجارت پخته میباشند خیلی متأثر میباشد . جاسوس بلگراد – در یوگوسلاویا يك نفر کاتب موسوم به او دات کووچ به حکم مجلس عسکری بجرم اخذ معلومات در باب عسکر یوگوسلاویا برای نماینده های خارجی محکوم به اعدام گردید . او دات کووچ که گرفتار آمد بجرم خود اعتراف نموده گفت برای این معلو مات انعام بزرگی گرفته ام . جر منی و انگلیس لندن – معلوم می شود که برونننگ و کور تیس نماینده های المان ، تسهیل نظام موجوده تادیه پول تر میم را در در خواست نموده بودند . مگر جمله « فیصله نمودن هر دو حکومت که برای مقابله با بحران مو جوده با تعاون قریب حکومات مربوطه دیگر سعی می کنند . » را چنین تعبیر نمی نمایند که ملاقی شدن با دول دیگر بزودی صورت بگیرد . برونننگ از مهمان نوازی که دیده است مسرور میباشد ، و اظهار امید می کند که بتواند در برلین این مهمان نوازی را مقابله بالمثل کند . لندن – سیا ست مداران جرمنی برونننگ و کور تیس از طرف شاه قبول نموده شدند و ملاقات مذکوره ۵۰ دقیقه دوام نمود . برونننگ در عین نطق خود در موسسه بین الملل امور بین المللی شام را جع به مذا کرات چنگر نیز بیان نمود که مسرورم بیان نمایم که در نتیجه این مذاکرات مذکوره در باب عمالیکی که برای مقابله با این وضعیت باید سعی کنند فیصله نموده شده است . كشف كشاف تشویشی که راجع به کشاف برطانوی اکسپدین کور نالد ، که از ماه نوامبر باین طرف خبری از و شنیده نشده بود ، و جود داشت ، حالا بذريعه يك تلگرام که از کوبن هیگن آمده است رفع گردید شخص مذکور یافته شده است و به کیپ برطانوی باز خواهد گشت . يك تلگرام از انکاما ساليسك بيان می دارد که کور نالد به کیپ بر طانوی همراه دوایت کنس باز میگردد . راجع باینکه چطور یافته شده است تفصیلات بدست نیامده است . فرانسه تلگرام پاریس مشعر است که بعد از مذا کره طویل شوری به ۲۵۰ رای به مقابل ۵۲ رای اعتماد را به نسبت پالیسی خارجه بریان که غالباً برای حیات سیاسی خود مجادله دارد اتخاذ نمود و مسیو هیریو بطرف داری بریان بیان کرد که بدون موافقه با بر طانیه و آمريكا هيچ يك صلح بحرى وبدون موافقه باجرمنی صلح بری صورت نخواهد گرفت . موافقه گمرکی تلگرامات پارس و برلین امکان موافقه فرانسه و جرمنی را درباب اتحاد گمر کی محمو دةً حمر غی و استریا ، اظهار میدارد ( ریور )
( شماره ۸ ) خبر هاي داخلي و کلاي شوراي ملي در شماره ٦ فهرست نام نويس وكلاي محترم شوراي ملي را درج نموده ، ضمناً گفتيم که ما بقی شان در شرف ورودند اينك نام نويس وكلاي محترم كه تازه وارد کابل گرديده اند وكلاي ولایت کابل : ١ - سيد شاه حسين خان وكيل يكاولنك ٢ - حبيب اله خان وكيل سزوبي ٣ - محمد عمر خان وكيل ليوگرد ٤ - عطااق بيك خان وكيل سيغان و کهمرد سمت جنوبي : ١ - خير محمد خان وكيل علاقه هاي زرمت سمت جنوبی فراه : ١ - سيد محمد خان وكيل اهالي شقانسور مزار شریف : ١ - ملا محمد یوسف خان وكيل اهالى سرپلی هرات : ١ - حاجی عبده الحق خان وكيل شهر هرات ٢ - حاجی غلام حیدر خان وكيل علاقه های مربوطه شهر هرات ٣ - امین اله خان وكيل اهالى غوریان ٤ - جلا الدين خان وكيل اهالی اوبی ٥ - ملا فراج الدين خان وكيل اهالى كشك ٦ - ملا حضرت نور خان وكيل اهالى ( البالا مرغ آب ٧ - ملا شيرین خان وكيل اهالى اسفزار قطغن : ١ - ملا عبد لاول خان وكيل اهالی تالقان کاروان زرد در افغانستان از طرف نامه نگار ما : - هیئت محترم علمای فرانسه بتاریخ ٢٠ می داخل هرات شده از طرف ع ، ع ش عبد الرحيم خان نائب سالار به بسیار گرم جوشی پذیرفته فردای ورود هیئت ریاست بلديه هرات عصريه را براى هیئت ترتيب داده بود ، در این محفل اکثر مامورین ملكى ونظامى مدعو وحضور بهمرسانیده بودند . سین وار وفرانك هیئت بعد از توقف مدت ٢ روز در هرات ٤ ٢٤ مه می از هرات حركت كرده يکشب در سبزوار بودند صبح عازم فراه و از طرف قائمقام نائب سالار صاحب بو صمیت شایانی پذیرفته شدند بعد از دوشب اقامتی که بر کنار رود فراه نمودند بتاريخ ٢٩ ماه مذکور وارد گرشك شدند اقامتگاه هيئت در گرشك باغ حكومتى گرشك تعين شده بود و از طرف حاكم درجه ول گرشك بيك طريق خیلی محبت پذیرائی شدند به ساعت ٤ ان روز چای عصریه که در منزل حاکم صاحب ترتيب داده شده بود دعوت شدند ، آقای رئیس هیئت باتفاق خودخان و موسيو ها کن و موسيو بكو وونقاش هیئت با ٣ نفر دیگر حضور بهمرسانیده اکثر مامورین محترم محلی و کلان شوندگان و روسای قبائل آن سمت حضور داشتند ، حاکم صاحب گرشك بيانيه نسبت به خیر مقدم هيئت ایراد نموده و از چگونگی وضعیت سفر شان پرسیدند ، رئیس هیأت در جواب گفت: پیش از این که داخل افغانستان میشدم بعضی مغرضین بما میگفتند امنیت افغانستان مغشوش است درین مملکت آدم کشی زباد است و عبور ازان غیر ممکن است لیکن امروز فوق العاده مسرورم که داخل این مملکت شدم و بچشم سر امنیت عامه آنرا که با فرانسه فرقی ندارد مشاهده کردم تا بتوانم بخوبی تردید واهمیات و افسانه های بیجا را بكنم ... راجع بخوبی سرك قأی رئیس گفت : از نقطه حركتم یعنی بیروت سز کی بخوبی مانند سرك افغانستان ندیدم . راجع به صوت وصوك افغانها رئيس هيئت چنین می گفت : صوت وصوت افغان ها بهترین صورتی است که در دنیا کم نظیر آن دیده میشود . هیئت علمی فرانسه در گرشك روز ٣٠ مى ، اول جون اقامت داشت درین دو روز ميخانيك های هیئت با آب بازان رود هلمند مصروف عبور دادن موتر ها بودند اگر چه موسيو ها كن جزم داشت که هیئت را به معاینه قلعه بیست که به ٥ ، کرومی گرشك واقع است ببرد اما به مناسبت كمی وقت صورت نگرفت . روز دوشنبه هیئت جانب قندهار روانه شد ساعت يك كناره رود ارغنداب رسيدند اينطرف ساحل رود از طرف ریاست بلديه قند
صفحه ۱۳ (شماره ۸) هار خیمه بزرگی بر بلندی نصب شده و ترتیبات لازمه گرفته شده بود و ۲ نفر نماینده از طرف ریاست بلدیه قندهار انتظار ورود هیئت را میکشیدند چون بر آقای رئیس هیئت به کینار رود رسید فوراً شروع بعبور دادن موتر ها نمودند نماینده گان از طرف وزیر صاحب داخله و ریاست بلدیه خیر مقدم و مراسم خوش آمدید را بجا آوردند . سپس صرف چای و میوه نمودند . قندهار : دیروز سه شنبه ۳ جون بساعت ٤ عصر هیئت از کینار رود ارغنداب حرکت کرده از دروازه هرات داخل شهر شده از تحت کنبد بازار چهار سوق قدیم شهر احمد شاهی قند هار سمت ارکت را پیش گرفتند . در حین دخول به قصر حکومتی بر همنوائی مدیر امور خارجه به صالون ملاقات وارد و از طرف ع ، ج محمود کلی خان رئیس تنظمیه قندهار بخیلی گرمجوشی پذیرفته شدند و در ضمن صرف چای وزیر صاحب بارئیس هیئت مشغول صحبت شده بعد ازین که از احوال پرسی مسافرت و عبور رودها وغیره فارغ شدند وزیر صاحب گفت : « ملت افغان خوب ملت است لیکن فسوس که تعلیم بصورت عمومی رواج نیافته و بدین مناسبت از سایر ملل عقب مانده ایم رئیس هیأت در جواب گفت : « ملت افغان یک ملت جوان وقوی است که هنوز محنتش را کسب ننمودند هیچکس نباید ازین ملت جوان غافل باشد زیرا بزودی مقام خود را در حرکت سایر ملل احراز خواهد نمود . و چون به صحت ملتی صدمه نرسیده باشد یکم اوقت و با اندک توجه با غوش ترقی خواهد رسید . درین موضوع موسیو ها کن گفت یک چیز آینده مملکت را درخشان نشان میدهد و آن دلگرمی طبقه عامه ملت است بکار . درینجا رئیس هیئت موسیو ها کن را اشاره کرده به وزیر صاحب گفت موسیو ها کن یکی از دوستان صمیمی افغاستان است و درین مملکت مسافرت زیاد کرده و همه وقته باین کوشش بوده بعقاید قلمو بتوسط کتب و رسالات افغانستان را بصورت مرغوب بـاروپ معرفی نموده است . اقامتگاه هیأت در قندهار منزل باغ تعیین شده بود . بقرار ظهارت اعضای هیئت چرین باغ قشنگی تا کنون در خط سیر خود ندیده اند چنانچه در وقت حرکت از باغ بابر کابل با تب رانس هم قطارانم گفتم خیلی مسرور بودم که یکماه اینجا باشم » هیئت در خود شهر قندهار یکروز توقف کرد و آن چهار شنبه ٤ جون بود بساعت ٤ آن روز وزیر صاحب داخله با مامورین ملکی ونظامی از طرف رئیس هیئت در منزل باغ برای عصریه دعوت شدند درین محفل آقای رئیس هیئت الیوم عکس های موترهای هیئت را بامشاور قلمی نقش هیئت بوزیر صاحب نشان داد و بعد ازان وزیر صاحب موترها و خیمه ها وغیره سامان هیئت را معاینه نمودند . درین ضمن عکسها و سینماهای زیاد گرفته شد . در ختم مجلس رئيس هيئت يك عکس خود را با يك ساعت كوچك بياد گارعبور هیئت از قند هار بوزیر صاحب تقدیم نمود . بساعت ٥ ونیم یک دسته نفری برای نمایش اتن ملی حضر گردیده تفصري مذکور پیراهن سبز دراز و کمر بندهای سرخ در کمر داشتند . عکس ها وسینمای آو تر دار اینها گرفته شد . به ساعت ٦ ریاست بلدیه عصریه مجلسی را ترتیب داده بود درین محفل وزیر صاحب داخله ، فرقه مشر ، رئيس بلديه ، مامور خارجه ، قوماندان کو تو لي جمعي صاحيمنصبان نظامی ومعاون مدير جريده وتلو مآبا ۲۰ نفر از کیلان شونه کان قندهار حضور داشتند آقایون اعضای هیأت علمی فرانسوی در مقابل میز میوه ئ ماکولات شین شده بود واز نماینده امر یکایی تمنا کردند که يك عکس رنگه آنرا بگیرد . درین محفل میوه های خشک قندهار را در شیشه ها بغرض نمایش گذارده بودند . اعضای هیئت کدعش سینم را فوق العاده تعربف کردند و اغوش میوه جدیدی برای آنها کشف شد . درین موقع ریاست بلدیه بعضی خامه دوزی ها و کلاهها وعرقچین و بعضی اسباب های سنگی یاد گارا به هیئت تقدیم نمود . در مقابل رئیس هیأت نیز ساعتی به رئیس بلدیه تقدیم کرد رئیس هیئت درین موقع گفت این اشیائیکه ریاست بلدیه بلطف
شماره ۸ سال پنجم نموده اند باسم تراشا تیک از بازار خریده ایم در معرض نمایش عمومی در پاریس ولندن گذارده خواهد شد در ختم مجلس نطقی از طرف یکی از اعضای ریاست بلدیه راجع بمفاد عبور هیئت از افغانستان وقرابت نژادی مال خوانده شد که رئیس هیئت جواب آن را چنین گفت ه من از طرف تمام اعضای هیئت تشکرات فائقه بمناسبت تهنیت و خوش آمدید ریاست بلدیه تقدیم میکنم حقیقتاً مقصد عمده این مسافرت نزديك كردن ملل بهمديگر و معرفی نمودن آنها به تمام دنیا میباشد وظیفه هیئت است که عظمت و مجد گذشته و تمايلات تجدد خواهی امروزه افغانستان را به ملل عالم معرفی کند و با دست اطمینان بخشی پرده از روی افسانه ها اشتباهاتهای برداشته حقیقت را اشکار سازد. چون مجلس ختم شد هیئت بجای خود در منزل باغ مراجعت کردند وزیر صاحب داخله از طرف شخص خود نیز یاد گاری که عبارت از بعضی اسباب سنگی بود فرستادند صبح پنجشنبه ٥ جون از قندهار حرکت کردند به ساعت ٥ بجه هیئت داخل قلات شد . شب در هوتل باغ قلات بسر بردند . چون هیئت از یکروز زیاد در غزنی مانده نمی توانست باین مناسبت رئیس هیئت موسیو هاکین وموسیو پيکور ونفری سینما و نمایینده آمریکایی و نقاش هیئت را از قلات بقصد غزنی فرستاد . چون به مقر رسیدیم از طرف حکومتی غزنی ترتیبات لازمه گرفته شده و علاوتاً اثل ملی هم ترتیب داده شده بود نفری دسته علمی که پیش آمده بودند پیاده شده صرف چای نمودند و شروع بعکاسی و سینما گری اتل ملی نمودند وفوراً روانۀ غزنی شدند آقای رئیس هیئت باسمائر اعضای خود بساعت ۱ نیم به مقر رسيد وشب دعوتی به عمارت هوتل مقر ترتیب داده شده بود چون دسته علمی تا وقت بغزنی رسیدند محض گردش ببازار و شهر اكتفا کرده صبح شروع بعملیات نمودند - نفری عكاس وسینما بر بالای حصار بر آمده مناظر خانه ها را سینما وعکس گرفتند روز یکشنبه ۷ جون هیئت در غزنی بود و تمام روز را بعکس گرفتن آثار تاریخی غزنی و بعضی حصص شهر و عمارات و مزارات متبرکه وغیره بسر برده از طرف حکومت غزنی برای عصر یه وصرف طعام شام دعوت و مجلس از اعضای هیئت وروسای قبائل محلی تشکیل یافته بود که بصورت خیلی صمیمی خاتمه یافته روز دوشنبه ۸ جون ساعت ۱۱ آقای رئیس روانه کابل شد . ساعت ٥ يكنفر نماینده محترم وزارت خارجه را بالا تر از مهتاب قلعه ملاقات کرده ایشان از طرف وزارت خارجه باقای رئیس هیئت مراسم خوش آمدید گفتند . روز سه شنبه بساعت ٩ ونیم از راه دار الامان هیئت موصوف داخل کابل شد و بقرار اظهارات خود آقای رئیس هیئت این روز بخط درشت در کتب تاریخ مسافرت هیئت نوشته خواهد شد عدالت گستریهای شاهانه در روز پنجشنبه ١٤ جوزا یکعده از اعیان اهالی سیغان و کهمرد راجع بكدام فقره معروضۀ خود بحضور شاهانه عرض کردند چون آبمعروضه آنها بحقيقت قرین بود از حضور شاه رعیت پرور در جواب شان حسب اقتضای عدالت والفاظ اعطا ودر مسروریت ودعا گوئی آنها از حکومت مطبوعه شان افزود ضمناً ذات شاهرها به حسب عادت مقرره شان از چگونگی اوضاع محلی وطرز حیات رفاه و آسوده حالی آنها استفسار کرد عارضین مذکور متفق السان شده از آرامی و رفاهیت خود عرض شکران نمودند و در اثنای اعطای بیانات مفصل خویش از کذاره و حسن رویه آقای گلد خان حاکم سیغان و کهمرد نیز اظهار مسرت کردند: چون ازین معلومات اهالی تصدیق آن اطلاعاتی که دات شاهانه درین موضوع بدیگر ذرایع راجع بحسن اداره و رفتار عالیجاه گلد خان حکمران کهمرد و سیغان اكتساب نموده بودند ، بصورت قناعت بخش حاصل شد. لذا يك مبالغ معقول را بصورت بخشش بر علاوه فرمان تحسین و آفرین از اجراآت معزی الیه برایش فرستاد. ما ازین رعیت پروری وخادم نوازی و حمایت ملت پروری اعلیحضرت غازی اظهار مسرت نهائی خود را کرده بعامه مامورین توفیق حسن خدمت و بمادت خود مزید صداقت و وفا شعاری را خواستاریم . (ریپورت)
مؤلف : له پاوانته فرانسوی ما دام سان ژين فصل دوم سقوط تویاری دود بارود كه فضاي پاریس را پر ساخته بود استشمام نموده خودش را براي محاربه آماده یافت و هر خطرات را با ک نکرده بطرف میدان محادله پیش میرفت و له فیور را تجسس میکرد ! درین اثنا چنانچه بالا ذکر نمودیم در نتیجه شلیک غیر مترقب ( گارد هاي سویس ) هزیمت غیر مترقبی در اهالی پیدا شده به عقب نشستند ، این موج منهزم کاترین را بر داشته با خود یک جا برد تا کاترین از خود خبر گیرد ؛ دید در کوچه ( سنت انوره ) رسیده است . خود را بمزار مشقت از هجوم خلاص نموده راه خانه خودش را پیش گرفت ، اگرچه از فتح يقيني وطن پرستان مطمئن بوده ، ولی از ینکه شکست موقتی شان عروسي اورا برای ده سه روز دیگر عقب خواهد انداخت خیل عصب شده با خود میگفت : – « این ها هم خود را مرد می نامند ؟ عجب وطن پرستان ! . اه ازین شجاعت و مردانگی ! . . . اگر من یک تفنگ میداشتم به هیج صورت بر نمیگشتم ! یقین دارم که له فیور نگریخته است ! » این کلمات را با حرارت فوق العاده (٦) مترجم : حبيب الله طرزي بسرعت صرف نموده ومنتظر نتيجه نشست . طوپها بار دیگر بغرش در آمد وفضاي پاریس را نعره هاي فتح ملت چنان بار ديگر باهتزاز آورد ، کاترین از جا جهیده نعره زد : - « آه ! آنها هستند ، براو و پسران من آفرین شیر مردان ! یقین دارم فتح كرديد میدان را برید ! آفرین له فیور ! من گفته بودم كه تا فتح نكند بر نخواهد گشت ! » این را گفته خاموش شد . فصل سوم ( سوالیه دا کر ) نصف روز بود که کاترین در چینه ذرعي دو کاش دو سه فیر تفنگ شنید . دروازه مقابل را باحتیاط باز کرده به بیرون نظر افگند. دید چند نفر سر باز فرار میکند و چندي دیگر آنها را بشدت تعقیب می نمایند با يه الفاظ دیگر آنهای که از فرار کرده بودند در کوچه شکار مي شد . درین اثنا اواز قدم هاي بسيار سريعي از راهرو که دروازه عقب دوکان را با کوچه سنت ( اونوره ) اتصال میدهد شنیده شد . كاترين : - « كسي است كه از عقب بجانب سراج، پایان مي آيد ؟ صداي پاي او به خوبي شنيده مي شود ، پايش به پوترم مجله پنجم که خواهد بود ؟ » این را گفته و بکمال سرعت بطرف دروازه رفته و انرا باز کرد بمجرد باز شدن در وازه مرد رنگ پریده خون الودي را در مقابل خود یافت که با نهایت زحمت ومشقت خود را کشیده بطرف او مي آمد . لباس او مراد از یک نیم تنه سفید و پر جس تایزانو وجراب های ابریشمی بود . براي اينكه خوني را که از زخم هايش جاری بود بند داشته باشد دست هاي خود را برسینه مي فشرد . بوطن پرستان شباهت نداشت ! اگر جنگیده است پس بيا الضرور در قطار دشمنان ملت جنگیده خواهد بود . کاترین به حیرت او را مخاطب ساخته گفت : « تو کیستی ! و درینجا چه میخواهی ؟ » من یکی از مغلوب شده گانم علاوه بران زخمی هم برداشته ام ... آنها مرا تعقیب میکنند ... خانم بنام خدا مرا پناه ده و حماه ام کن ! من كانت ( دو نیر گت ) یکی از افسران !. تریش هستم ! » این کلمات را هنوز تمام نکرده بود که یک کف گلابی رنگی برلب های او ظاهر شده رنگ چهره اش به گلی پریده باستانه در وازه افتاد . کاترین نعره از روی ترحم وخوف بر آورده پهلوی او بژانو شد . وخود به خود گفت : « کار او را خوب ساخته اند ولی چه باید کرد که یک شخص ارستو کرات و بر خلق آتش کرده امت فرانسوی هم نیست علاوه بر اجنبیت
شماره ( ۸ ) مجلد پنجم راستی با هی هم است ... هیچ باک ندارد بهر صورت یک انسان است .. و با یک حس ترحم که در ضمیر هر زن حتی سنگدل ترین شان پیداست بر مرد زخمی خمیده پارچه های خون الود را آهسته آهسته دور نموده بمعاینه حال او مشغول گردید . . بعد از لحظه فرحناک شده گفت هنوز نفس میکشد ! ممکن است نجات یابد .. و بکمال سرعت بطرف مخزن آب سرد دویده جامی را پر کرده آورد . در وازه را هم بکمال احتیاط محکم بسته بشستن زخم های افسر جوان متوجه گردید . بستن زخم را هم بیک پارچه اولین که بدستش آمد انجام داد ولی بستان فهمید که در انرا بتعجیل پیراهن شخصی را از هم دریده است ، چنانچه بخود خود میگفت : بسیار اعلی ! پیراهن بهتری را پارچه کردم ، این هم پیراهن کاپیتن طوپ خانه است ؟ غریب نه پول دارد و نه پیراهن های زیاد ! باک ندارد کدام پیراهن جدیدی برای او تهیه میکنم و یا این پیراهن یکت جایز الش برده میگویم در اثنا اطو سوخته است ، بیچاره نه بلباس و نه به زن ها به هيچ يك توجه ندارد ! . باز به مرد جوان متوجه شده فکر کرد : این شخص احمقی است ! این مته تفنگش در میان ما چه میخواهد ؟ شاید برای حمایه استریانی فقیر مدام ( ديتوا ) آمده است . يك مردی بدی هم نیست ، قدر زیاده تر بطرف او متوجه شده بفکر خود دوام نموده : بسیار جوان است ! نهایتاً اگر ٢٠ سال داشته باشد ، نيك دختر شناختش زیاده تر است ، پیراهن او هم بسیار اعلی و از پارچه های معتبر ساخته شده . شاید یکی از راست و چپه دگر آنرا بزبان نیاورده با یک او خاموش باند . . آب سرد کار خودش را کرده جریان خون مرد زخمی را بسته ساخت و او را بهوش آورد ، چشم خدود را آهسته آهسته باز نموده يك چند فجاست مگر تخیلات دهشت گذشته . بخاطر بار دیگر خطور کرده کوشش نمود برخواسته فرار کند ولی از ضعف پس افتاده بالینجه مرد و چشم خودش را بطرف قصاره در حالت خوف ورجا گرد بینه به ترکیب الفاظ ذيل کام یاب شد : خیال میکنم شما کاترین اوشیر تر هستید ارافین هستید ؟ در دو ال الا ولین به من سفارش کرد که اینجا بیایم ،، از شما بظرف وعطیه زیادی می نمود ، و متیقن و بود مرا پناه خواهید داد . همه چیز های دیگر را بعد از ین توضیح خواهم کرد .. کاترین از شنیدن این جملات متحیر شده صدا زد ماد مواذل ( بلانش دو لاولين ) ولی نمی من دختر سینور « دوست آرامین ، او همان خانمیست که مرا بتاسیس این دوکان كمك نموده ، در دنیا هیچ ممکن نخواهد بود که به خاطر او اجرا ندارم . بسیار خوب شد که بخانه من آمدی ، درینجا کاملاً محفوظ ومصئون خواهی بود و تا من زنده باشم آسیبی بتو نخواهد رسید ! . زخمی خواست کام چندی بگوید ولی کاترین بايك نك ترحم او را خاموش ساخته گفت : - هیچ گب خوف را در دل جاده. و مطمئن باش انکمافی بخواهی دید ماد موازل باید بر تو نگران و پریشان نبا شد . ترايك وطن پرست در کنف حمایه گرفته است . . بعد ازین کلمات مسلئکه چیزی به خاطرش خطور کرده باشد خاموش مانده با خود گفت : « من چه میگویم ! این استریانی ها از وطن پرستی چه میدانند ؟ همه مستبد پرست و غلام اند . . و برای اینکه فقره آخرین خود را اصلاح کرده باشد گفت : - در خانه يك دوست پناه آوردنی ! » از شنیدن کلمات مهربانانه کاترین ، مرد جوان سلامت و نجات خودش را درک نموده فرحناک گردید . و دست های بی جون ولر زان خودش را پیش برده خواست دست لطیف کاترین را گرفته ببوسد . ا کاترین احساسات خودش را ضبط نموده گفت : بسیار خوب این چیزها ضرورت ندارد ، شما مرا اجازه ده پرستاریت را میکنم .. این را گفت مشغول خنجیدن بالانی شده با خود گفت : ( يطبعة ايس )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایت داخله " " طلبه معارف ۷ " در ممالك خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد (مطبعه انیس)
[BLANK PAGE]
شماره ۱۹ سراج الاخبار افغانيه مجلد ( ۵ ) اشتراك سالانه ۱۳ افغانی محصول پوست ۲ افغانی خارجه ۲۰ شلنگ اداره : کابل جاده ارک مؤسس و نگارنده مسئول محي الدين ۲ شنبه ۲۲ جوزا ۱۳۱۰ تاسیس ۱۳۰۶ ۲ صفر ۱۳۰۰ تقلید در حیات (۱) مسلم است که تقلید در حیات انسانی مدخلیت تامی دارد . وازان رو مصدر فائده های کثیری برای یک جامعه یا یک فرد جامعه گردیده است و میگردد . حس تقلید باید در انسان موجود باشد و بدون آن به خوبی می توان گفت که انسانیت نه می تواند بصورت لازمه مدارجی را که برای ارتقا وتکمل آن لابدی است بنماید . یکی از حقایق مهمی که امروز افکار علما و متفکرین بشر را اشغال نموده است عبارت از تربیه اطفال است . و به وسیله این چیزی که آنرا تربیه یا ( ایجو کیشن ) می گویند ذوات مدقق فکر دارند اولاد های خود را از حالی که دارند بهتر سازند وامداد نمایند که در حیات خویش آن چیزی را که بمعنی نام کلمه « ترقی » در ضمر خود دارد بدست آورند . یا اقلا در راه به بطرف آن قدم فرسا شوند ، و نه می توان انکار کرد که در اجرای این مفکوره خود مودای به آنکه همواره حصول مطلب مرهون جد وجهد است در سایه مساعی خسته گیر ناپزیر واقدامات جدی خود کامیاب گردیده اند . وامروز ملاحظه می کنیم که پس ازان تربیه های طبیعی یا محیطی که انسان دران شاهرا به و خلی نداشت ، تربیه طائر اند و دانسته روی کار آمده است و انسانها در عین آنکه اولاد خود را تربیه می کنند ، میدانند که تربیه چیست و چرا باید باشد . و در زمره مسائل دیگری که در اطراف تربیه در کش نموده اند یکم مسئله مهم اینست که در ارتقای تربیه انسانی تقلید به صورت کاملی ذی مدخل بوده است . واگر این مسئله وجود نه می بود تربیه نسل به نسل و تربیه محیط به محیط دیگر ابداً تحول ومسافرت نه می نمود . در مسئله تربیه ( که به عقیده اشخاص صحیح بزرگ ترین اقدامات بشر در راه ترقی بشمار میرود ) تقلید موقع بلندی را محرز است . مثلاً حیات یک طفل و نموی اورا اگر در نظر بگیریم ، می بینم که در اوائل حیات خود پس از انکه ممکن شد چیزی که در اطراف اوست نظر دقتش را جلب کند ، مجبور میگردد هر چیز را به صورتی از صور تلقی کند یا به عبارت واضح تریک نوع تاثر از دیدن اشیا برایش پیدا شده می خواهد به مقتضای فطرت خود با آن کاری و معامله داشته باشد درین موقع یگانه چیزی که باو می فهماند که نان را باید به دهن خود ببرد ( علاوه بر شعور مضمر یا چیزی که آنرا ( انستنکت ) می گویند ، تقلید است ، سپس در گفتگو وتکلم نیز تقلید قیادت او را بدست میگیرد و رفته رفته در راه رفتن و بالاخره در آموختن تعلیم از استاد و باز در افعال و حرکاتی که در حالت رشد در جامعه که فرد آن میباشد ازو سر بر می زند . تقلید اورا هدایت ورهنمایی می کند . و همچنان در خط سیر تکامل خود تا بدم مرگ و وداع آخرین با هستی وازند گی در هر امو چه در خوراک ، چه در لباس چه در طریقه معاشرت اجتماعی و چه در
صفحه ۴ شماره ۹ مجلد پنجم در ممالک اسلامی : اخبار مصر يك جنبش و قیام ملی خونینی این روز ها در سر زمین فراعنه، و در ساحل رود نیل بر پا شده که زن و مرد در آن شرکت دارند ، در چند شماره قبل خبر مصادمة بين ملیون و قوای پلیس را شرح داده و مطابق اخبار واصله وضعیت آنجا رعایت بخش بوده . یکعده از خانمهای مصری تظاهرات جدیدی شروع و با پانزده دستگاه اتو مبیل خیابان های پایتخت (قاهره) را پیموده و متيك باشكوهی داده اند ، طبقات مختلفه مردم در هر قسمتی با کف زدن از آنها استقبال و برای پایندگی قانون اساسی و حزب وفد و احرار فریاد مسرت بلند میکردند اتومبیلها موقعیکه نزديك به « بيت الاحمر » میرسد قوای پلیس مانع از عبور آنها شده و آنهائی را که در اتو مبیل اولی سوار بودند دستگیر ساخته در این اتو مبیل خانمهای خشبة پاشا ـ عبد الحکیم املایلی و ابراهیم المظاهرى (هر سه نفر از اعضای حزب وفد و احرار هستند) سوار بوده بمحض اینکه آن ها را توقیف و برای تحقیقات جلب کردند ، بقیه تظاهر کنندگان تصمیم گرفتند که از نقطه مزبور عبور ننمایند. مگر همراها نشان را آزاد کنند و در آنجا شروع بفریاد های خصمانه بر علیه دولت و قانون جدید انتخابات کرده ، خانمها رجال پلیس را سخت مورد ملامت قرار داده اند: (که مگر در عروق شما خون مصری جریان ندارد) در اطاق امور ما تفوي وامور بزرگ دیگرهمان تقلید را استاد و معلم و یا قائد و راهنمایی خود قرار داده قدم بقدم مقتضیات آنرا تعقیب می کنند ، و باین صورت به پیش میرود وترقي می کند یا به سوي كمال انسانيت به صورت متواتر حرکت می نماید . ازینکه خواستیم تقلید را در تربیه نشان بدهیم مقصود ما این بود که چون تربیه امروز يسك معني وسيعي را حائز گردیده وجولا نگاه فراخی در صحنه حیات انسان پیدا نموده است ، تقریبا تمام مطالب را در بر خواهد گرفت و تمام اجزأت دیگرانسان در دائره حیات نیز ازان خارج نخواهد ماند . گوئی ما میخواهیم درین عبارت خود نشان بدهیم که تقلید به معنی کلیه در «تمام » عملیات انسانی موقع مهمی را داراست. این مسئله در وقتی به ما مکشوف خواهد گردید که در تعبیرات و تفسیراتی که مفکرین به کلمه تربیه داده اند غور کنیم . ازین جمله اگر چه عده آن خیلی زیاد است تنها به ذکر دوفای آن اکتفای می کنیم و میگوئیم که بعضی از علمای تربیه می گویند : «تربيه عبارت از شناختن خدا است » . این جمله گنگ خوردی نیست . تمام سر تعالی انسان درین جمله داخل و مرکوز است . شناختن خدا آیا این مسئله سر حلته ـ بشر را تشکیل نه میدهد ؟ گذشته از آن بعضی ها میگویند : «شخص ترببیه یافته و انسان کامل مترا دف هم اند » . این نیز اگر بدقت نظر کنیم با و جود اختلاف كلمات و عبارت در اصل فکر با بیان اول مخالفتی ندارد . واقعاً انسان چه طور می تواند دعوی کمال کند تا آنکه نشناسد که در دنیا برای چه آمده است و چه باید بکند ؟ این دو تعبیر تربیه که از جمله تعبیرات عدیده دیگر ذکر آنر نمودیم ، بخوبی به ما می تواند بفهماند که تربیه به چه اندازه مدلول وسیعی به خود گرفته است و نیز در عین حال در فکر انسان القا می نماید که پس از دانستن ان نباید هیچ چیزی در تمام امور دنیا از تربیه خارج باشد. هر چه هست در دلوا تربیه است میدان تربیه از او لین مرحله حيات الى آخرین رمق زندگی وسعت و امتداد دارد . و هم چنان تقلید نيز كابيك جز آن بشمار میرود با آن همراه است و از آن جدا نه می شود . (باقی دارد) ( .... )
صفحه ۲ ( شماره ۹ ) مجلد پنجم که آن چند نفر را توقیف کرده بودند فوراً بر دو دیوار او نوشتند : « ملت مصدر قدرت » است ، ملت در انتخابات صدقی پاشا شرکت نخواهد نمود . پاینده باد قانون اساسی ملت » . و از این عبارات مهیج . همینکه خبر توقیف زنان بمردها میرسد عده از جوانان شروع بتظاهر نموده و با نعاره جنجال و غوغا بر پا کردند که پلیس مجبور گردید عده از آنها را فوراً توقیف نماید ، بعد از انکه دستور آزادی زنان توقیف شده صادر گردید قورت بآنها رسید که از محل توقیف خارج نشوند مگر انکه جوانها را نیز آزاد نمایند آن وقت دولت ناچار شد تمام آن را که در آنساعت توقیف کرده بود آزاد نماید ، موقعیکه خانمها از توقیفگاه خارج میشدند استاد مکرم اظهار میدارد : باید صبر کرد تا تمام از توقیف خارج شوند زنان جواب میدهند ما قادر خواهیم بود که دولت را تصمیم اراده خود کنیم بمحض اینکه از توقیف گاه بیرون آمدند با يك صورت تظاهر بیشتری مجدداً بنای جنجال و غوغا را گذارده و تا میدان محله پیش رفتند در آنجا عده زیادی از قوای پلیس در صدد جلوگیری از آنها بر میاید قوای مزبور با تفنگ و با طوم در صدد متفرق کردن آنها بر آمده موفق نمیشود دامنه تظاهر و ميتينك آنها تا باب المحاق و از آنجا خیابان عابرین و میدان او پرا و خیابان فواد اول و سایر خیابانها تا کلوب حزب احرار وسعت پیدا کرده برای پایندگی حزب و ائتلاف آن ها ( مقصود ائتلاف با حزب وفد است م . ) فریاد زده و از آنجا عده رو به « بیت الامه و کلوپ « سعد » رو آور شده به ام النصريهن ( بيوه مرحوم سعد زغلول پاشا م . ) مصطفی نحاس پاشا تهنيت و زنده باد میگویند عده از رجال پلیس در اینجا و آنجا مردم را متفرق میکرد که هجوم آور نشود مردم برای زنان هو را میکشیدند و هشت نفر از اشخاص که برای نحاس پاشا هو را زدند دستگیر و توقیف نمودند . کمیسیون تنظیم امور کنگره ملی جلسه منعقد نمود که برای طرز تشکیل جلسات کنگره که تقاضای انعقاد آن را از طرف دولت نموده تقاضای مزبور را رد کرد و اجازه نداده بودند مذاکره نمایند که در چه نقطه کنگره را علی رغم عـدم اجازه دولت منعقد نمایند . در دعوتی که یکنفر از نمایندگان سابق پارلمان از اعضای حزب وفد و احرار برای صرف چای بود ، قوای پلیس در نزدیکی منزل مشار اليه کلیه متظاهرین را متفرق ساخته و جز اشخاصیکه کارت دعوت همراه داشتند کسی دیگر را راه نمیداد و لیکن با و جـود این مردم بی اندازه در استقبال مدعوین و تکریم آنها مبالغه کردند پس از صرف چای وخارج شدن مد عوان دو اتومبیل بزرگ که حامل عده از افراد پلیس انگلیسی بود وارد محل گردیده مردم را با باطوم متفرق نمودند شعبه فرعی حزب خلق در جلوی آن براثر عدم اجازه دولت برؤسای احزاب دیگر که بطنطا میخواستند مسافرت نمایند . اعضای آن استعفاء داده در صورتیکه شعبه مذ کور از حزبی است که خود صدقی پاشا تشکیل داده است زنان ملیون یادداشتی را منتشر نموده وبر علیه صدقی پاشا و انتخابات جدید مردم را شدیدا دعوت نموده اند که از شرکت انتخابات خود داری کنند ، در یاد داشت مزبور چنین به مردم خطاب میکنند : « برای دفاع از مبادی اصول خود فداکاری کنید در انتخابات شرکت ننمائید ، سرنوشت آنها خاتمه پیدا کرده فتح و ظفر نصیب ما خواهد بود ، دست خدا با مجاهدين كمك ميكند . دولت موضوع تاخیر انتخابات را تکذیب نموده اعلیحضرت ملك فواد فرمان انتخابات را صادر و انتخاب کنندگان در باز دهم ژویه دعوت شده اند تا نمایندگان خود را انتخاب نمایند و در ۱۷ ژوئیه اعضای مجلس سنا از بین منتخبین تعیین خواهد شد . تبلیغاتی که برای عدم شرکت انتخابات از طرف احزاب مخالف شروع شده تاثیرات عمیق بخشیده و با اینجهت تا کنون چند تر از بیست و پنجنفر خود را کاندیدا معرفی نکرده اند و اگر صد شرکت در انتخابات در میان نبود هیچکس تصور نمیکرد که این قبیل اشخاص در درجه دوم انتخاب شوند . موضوعیکه بیشتر اهمیت دارد همانا شرکت زنان در مبارزه سیاسی بین احزاب می باشد تا کنون اسمعیل صدقی پاشا رئیس الوزرای مصر در مقابل متظاهرین و احزاب
صفحه ٤ ( شماره ٩ ) مجلد پنجم یتیم خانه نادری درینجا محض تشکر و قدر شناسی از مراحم و نوازش مات پروری و غریب نوازی اعلیحضرت تاجدار رئوف و مهربان خود فوتوی اولاد های یتیم متوطنه این موسسۀ خیریه و یتیم خانه ملی نادری را بنظر قارئین رسانده بعارضه مات خود بشارت میدهیم که امروز اولاد های بیکس و فقیر شما يك پدر مهربان و غمخواری مثل ذات همایونی اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی دارد . ایستادگی کرده و با تمام اقداماتی که مخالفین بعمل آورده اند انتخابات را اجرا نمود است ، میزان موفقیت دولت را در اینکار بایستی تا خاتمه امر انتظار داشت وهمان طوریکه سابقاً هم اطلاع داده ایم بمحض تشکیل پار لمان مذاکرات راجع به عقد قرارداد اندکاپس ومصر شروع خواهد شد . بلی يك نكته قابل ذکری درین جا وجود دارد که باین وضعیت انتخابات وتشکیل پار لمان آیا دولت بریطانیا حاضر خواهد بود که وارد در مذاکره عقد قرار دادشود ؟ زیرا موقعیکه با محمد محمود پاشا
طراح قرار داد انگلیس ومصر را تهیه نمودند . باو خاطر نشان کردند که این قرارداد را بایك دولت پارلمانی که از طرف ملت مصر نمایندگی داشته باشد منعقد خواهند نمود . و همین ایراد باعث گردید که محمد محمود پاشا از مقام خود مستعفی و انتخابات اخیر مصر جریان پیدا کرده که منتهی به موفقیت وفدیها گردید ؟ ولی با وفدیها نیز نتوانسته کنار نماید . اينك آيا بصدق پاشايك همچو ایرادی نخواهد گرفت ؟ اين يك مسئله ایستکه احتمال داده نمی شود زیرا از قرائن و جریان اوضاع چنین مستفاد میشود که دولت بریطانیا تصمیم نموده است که این مرتبه تصمیم قطعی در باب عقد قرار داد با مصر اتخاذ نماید . و در هر حال فعلا که وضعیت آنجا آرامش و مسکونت نداشته و احزاب وفد واحرار تمام مردم را بر علیه دوات به هیجان آورده اند . احزاب مذکور تا آنجائیکه وسیله در دست داشتند مبارزه نموده وشدت مبارزه آن ها از روی تلگرافات و از آنهای خارجه که هر روزه واصل میگردد بخوبی معلوم میشود و این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت و چه صورتی را پس از خاتمه انتخابات بخود خواهد گرفت معلوم نیست ؟ (کوشش) ترجمه از لوماتن پاریس : حیات وسوانح موسیو پول دومر رئیس جمهور جدید فرانسه موسیو پول دو مر در اوبیاکت بتاريخ ۲۲ ماه مارچ ١٨٥٧ متولد گردیده سند یافته حقوق ، و كیل ، سابق معلم وسایق ناشر ، بوده است مشار الیه در محوطه سیاست کابینه موسیو فلو که به ریاست مجلس در سنه ١٨٨٦ داخل شد در ( ٨ ) اپریل ۱۸۸۸ مبعوث « ایسن » منتخب شد ، بعد در پارلمان از سال ۱۸۹۰ از ایالت اول دوکسر و نمایندگی نمود ، بعد از ۱۹۰۲ الی ۱۹۰۹ از ایالت دوم لاشون وكالت نمود ، در ١٩١٠ در انتخابات مغلوب شده ، در ۱۹۱۲ در انتخابات کرس بری شامو لیت در سنا انتخاب شد در کابینه بور ژوا بتاريخ ۲ نوامبر ۱۸۹٥ وزیر مالیه بوده در ۳۰ اپریل ١٨٩٦ برای پروژه مسایل مالیات مقرر شد . موسیو دو مر در ١٨٩٦ الی ١٩٠٢ گورنر جنرال مستعمرات فرانسه در هند و چین مقرر شده و از شاه انام تنزل ویرای تونکن را حاصل نموده و تامل عمده سعادت وترقی این مستعمره گردید در ١٩٠٥ الی ۱۹۰۹ رئیس مجلس مبعوثان گردید ، در ١٩٠٦ در انتخابات بری حاصل کردن ریاست جمهوری داخل شده ومقابل موسیو فالیر در ٤٤٨ رای مقابل ۳۷۱ رای مغلوب گردید در ١٩١٤ عضو دیوان عالی هوائی حربی و کمیته فنی کار انداختن راه های آهن مقرر گردید در کابینه اول موسیو پلوره ( هه سپتامبر ۱۹۱۷ ) حيثيت وزیر را داشته و از ۱۷ جنوری ۱۹۲۱ الی ۱۲ جنوری ١٩٢٢ – در کابینه هفتم بریان وزیر مالیه بوده و از ٢٦ نوامبر ١٩٢٥ الی ٦ ماه مارچ ١٩٢٦ در کابینه ۸ بریان وزیر مالیه بود ، در ۱۹۲۳ در کمیته متخصصین کمیسیون ترميمات بحث نمایند. تقرر داشت و از ١٤ جنوری ۱۹۲۷ به بعد رئیس سنا بود . موسیو پول دو مر کتاب های زیادی نشر نموده است . منجمله : هند وچین فرانسوی را ( در ١٩٠٥ ) ولیور دومی فيس را در ( ١٩٠٦ ) وکتاب معلومات فلز کاری راجع به آهن را ( ۱۹۱۲ ) وقانون حربی را در ( ۱۹۱۳ ) نشر نمود ه مو سیو پول دومر ، نشان طلائی مجمع جغرافیا و نشان طلائی فرانسوی کاری مجمع جغرافیاي سنت ایتین ونشان طلائی اتحادیه بحری و مستعمراتی را نایل ودارا گردیده است .
صفحه ٦ ( شماره ٤ ) مکتوب اصلیت وولادت او موسیو پول دومر در ایالت اور باکت دريك خانه محقری که نمبر ٢٤ داشت درمحله دى تان نور تولد گردید . این خانه امروز بهمان هیئتی است که داشت. دريك اطاق کوچکی که در یچه آن بطرف باغ تنگ و کوچکي کشيده بود پا بعالم وجود گذارده و چشم بدیدن آن کشود . پدر رئیس جمهور جدید فرانسه عمله وکار گر راه آهن بوده و بخرج کمپانی دورلئان برای وضع خطوط آهن کار میکرد . این طفل به ۸ ماهگی رسیده بود که خانواده او ( خانواده دومر ) اور یاکت را بدرود گفته و در پاریس مسکن گزید با وجودیکه در اوری کم وقت زند گی کرده بود موسیو پول دومر گاهی از اصلیت اوریلی و اورپاکت فراموش نمیکرد . در ۹ ماه اپریل ۱۹۰۵ درمجلس عمومی بچه های اور پاکت ریاست کرده و در بين جوانان این شهر تاثير فوق العاده نشان داده و از ان محبت فوق العاده اظهار میکرد . موسیو دومر رئیس جمهور جدید جمهوریه فرانسه يك حيات پرسانحه خیلی اعلی در حیات سیاسی دارد و پدر ۸ پسر که ٤ پسر او در جنگ کشته شده می باشد . و حیاتش پر از زحمت کشی و کار کنی است و همه وقت برای سعادت جامعه خدمت کرده است . انيس عزيز ! در صفحه ( ٦ ) شماره ( ٨ ) مجله شریفه انیس در ذیل عنوان ( تدقیقات ادبی ) مختصر آشکار ي از حضرت مولوي بلخي ورباعیات آن بزرگوار بقلم یکی از فضلا کابل نگاشته شده است . در اول وهله گمان بردم که نویسنده متتبع و با اطلاع خواسته است شرح حال این نابغه روزگار وصوفي شهير اسلام و افغان را بتمام حقیقت حال وقال ایشان نوشته وحق مقام آن بزرگوار عالي مقام را کما ينبغي ادا کرده است . ولی متأسفانه که از این چند سطر پيچيده ومجهول وبيين مشكل هاي الفاظ بوقلمون بمعقاه شاهق آن جلیل القدر راهي نیا فته و چيزي دستگیر خواننده نگردید با آنکه بنده بروحیات بلند نویسنده اشنا و به اقتدار قلم و احاطه اطلاعات و معلوماتش از دور شلاد میکنم و احترام ميفرستم زیرا : از مدتیست که سيماي اخلاقي اين نويسنده مفكور در آئینه مطبوعات وطن منعكس واز همگان جلو تر در راه علم و معرفت قدم و قلم زده و خامه را برروي صفحات مطبوعات وطن اشنا كرده مطالب خوب و قیمت داري به شهامت تمام برفقا اتر خود بروز داده اند وضيماً مسافرت هاي طولا ني در بلاد معموره وپايتخت هاي معظمه دنيا وتتبع واستقصاً به آثار ومطبوعات علما وفضلاي جهان واموختن لسانهاي سرمایه دار عرب ، ترك ، فرانسا انگليزه ، بالاخره اسپهوانتو وغيره بمیدان علم وفضل ومحيط اطلاع واحاطه اين نویسنده پیش قدم يك چنان وسعت داده باشد که ما منتظریم نگارشات این نگارنده در هر زمینه که باشد دلیل روشن و برهان قاطع ان موضوع بوده باشد. ولي متأسفانه اين مقاله ادبي نویسنده كه يك تتبع ادبي و آن هم در دور دست ترین ما لك اجنبي ترتيب یافته است خلاف انتظار ما و رویه معمول خودشان وضعیتی بخود کسب کرده است که گویا یک مستشرق نو واردي در موضوع ادبیات وطن إن هم بالعدم فرصت وقلت ذخایر و یک روح متصنع اقر أ تحریر کرده باشند. گمان میکنم او بسنده فاضل را تنگي فرصت وتشتت حواس مجال وموقعی نداد که سیر عمیقانه در افکار وافکار این پیر معرفت کرده وطرح حالی که بهترین نماینده شخصیت آن بزرگوار بوده باشد مقاله ترتيب دهند اکنون ، تمنا میکنم که نظری ثانی باین نگارش خود نموده ترجمه حالی که در خور آن بزرگوار مبلغ بوده باشد شیراز تو ترتیب داده مرقوم نمایند تا تلافی و جبره مافات را نموده وضمناً حق مقام آن پير علم وادب را ادا کرده و روح پرفتوح آن عالی مقام را از خود شاد ومسرور کرده باشند . ( محفوظ ) ( م . ا )
شماره ٩ مجلد پنجم رباعیات : مولاناي بلخي ( مشهور به رومی ) ( ٤ ) ٢٦ بای تو گرفته ام بدارم زتو دست درمان ز که جویم که دلم مهر تو خست بي طعنه زنی که بر جگر انت نیست گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه ماست ٢٧ بائی گفتم که پرتو بیدارد کیست بی هیچ زبان ناله و فریاد چیست می گفت زشکر لبی بریدند مرا این ناله و فریاد نمیدانم زیست ٢٨ با شب گفتم که به پیمان است این زود گذشتن تو از نقصان است شب روی به من کرد و مرا عذری گفت مارا چه گنه چو عشق بی پایان است ٢٩ بر هر جایی که سوتهم مسجود اوست در شش جهت و بیرون شش معبود اوست باغ و کل و بلبل و شماع و شاهد این جمله بهانه است و هر مقصود اوست ٣٠ بنگذشت دواد غیب و گردی رخواست اُو رفت زجای گردی او هم بر خواست نور است نگر نظر مکن از چپ و راست گردش اینجا و مرد در عالم بقا است ٣١ بیچاره ترا ز عاشقی ای صبر کجا است کابن عشق گرفتاري بی هیچ دواست درمان غم عشق نه بخل و نه ریا ست در عشق حقيقي نه وفا و نه جفا است ٣٢ تا شب میگو که روز مارا شب نیست در مذهب عشق و عاشق را مذهب نیست عشق آن بحریست کشن گران و لب نیست پس غرقه شوند ناله ویارب نیست ٣٣ چون دانستم که عشق پیوست من است وان زلف دراز شاخ در دست من است هر چند که دي مست قدح می بودم امروز چنانم که قدح مست منست ٣٤ خواهی که ترا کشف شود هستي دوست در رو بدرون مغز بر خیز زپوست زائیست که گرد او عجب توی تو است او غرقه خود هر دو جهان غرقه اوست ٣٥ دیوانه شدم خواب ز دیوانه خطاء است دیوانه چه داند که ره خواب کجاست زیبا که خدا نخست پاکست ز خواب مجنون خدا بدان که هم خواب خداست ٣٦ گویند که عشق عاقبت تسکین است اول شور است عاقبت تمکین است جان است ز اسپاش سنگ زیرین وین صورت بیقرار بالا بین است ٣٧ گفتند که شش جهت همه نور خداست فریاد زخلق خواست که آن نور کجاست بیگانه نظر کرد ز هر سو چپ و راست گفتند دمي نظر مکن بی چپ و راست ٣٨ كم باد سري که آن سران را بپا نیست وان دل که به جان غرفه آن سودا نیست گفتند درین میان نگنجد موئی من موي شدم از ان مرا گنجان نیست ٣٩ مرك نه زير است و نه بالا است کجاست قدسی که نه با ما و نه بی ما است کجاست آنجا اینجا مگو بگو است کجا ست عالم همه اوست آنکه مینا است کجا است ٤٠ مستم ز خمار غیر جان افزایت و قصم چه دهی چو آمدم در کویت من سبز ه می شوم ز لب تر کردن آن جا که مرا در افکنی در جویت ٤١ منصور حلاجی که انا الحق میگفت خاك همه ره بخوك مژگان میرفت در قلزم هستی خود غوطه بخورد و انگاه پس ازین اندت انا الحق میگفت ٤٢ ناگه ز درم در آمد آن دلبر مست جام می لعل نوش کرده بندست از دیدن و از گرفتن زلف مشکش زوم همه چشم گشت و چشمم همه دست ٤٣ هر ذره که در هوا و در هامون است نیکو ننگرش که هم چو ما مجنون است
شمارة ٩ مجلد پنجم هر ذره اگر خوش است و اگر محزون است سرگشته خورشید و شوخی بیجون است ٤٤ هر روز دلم در غم تو زار تر است وازمن دل بيرحم تو بيزار تر است بگذاشتي غمت نگذاشت مرا حقا که غمت از تو وفا دار است ٤٥ باری که به عشق از صفت بیرون است در خانه در آمد که دل توچون است او دامن خود کشان و دل مي كفتش دامن برکش که خانه ام پر خون است ٤٦ ای روی تو از لطافت آئینه روح خواهم که قدمها بخيالت بمسوح در دیده کشم وليك تير مژه ام ترسم که کند پای خیالت مجروح ٤٧ از فقر بانواع سخن ها گفتند در بيخبرى گوهر معنی سفتند واقف جو نگشتندز اسرار جهان اول رقمی زدند و آخر خفتند ٤٨ از آب حیات دوست بیمار نماند از گلین وصل دوست يك خار نماند گویند دريچه ايست از دل سوی دل جای دریچه که دیوار نماند ٤٩ خاموش مرا ز گفت و گفتار تو کرد بي كار مرا حلاوت کار تو کرد بگر بختم از دام تو در خانه دل دلم دام شد ومرا گرفتار تو کرد ٥٠ گرباد گري مي سازم ولاغ نينهم بخدا به مهر کس بر دل داغ لیکن چو بره شود کسی را خورشید در پيش نهد بجاي خورشید چراغ ٥١ آن طاق که نیست جفتش اندر افاق با بنده بیکدخت جفت و طاقي بوثاق پس گفت مرا که طاق خواهی یاجفت گفتم بتو جفت و ازهمه عالم طاق ٥٢ معشوقه چو آفتاب تابان گردد عاشق به مثال ذره گردان گردد چون باد بهار عشق جنبان گردد هر شاخ که خشك نيست رقصان گردد ٥٣ من بنده آن عقل اكرة مجنون شد اندر جان اوزد دل گرد پرخون شد الله كه همي رشك برد آب حیات ز اشکی که زچشم عاشقان بیرون شد ٥٤ مه را طربى بروي او مي ماند چيزي بتن فرشته خوبي ماند ي د كجا تا به كجايد كه بود جان بنده او بدو خودانا و مي ماند ٥٥ چون بت رخ توست بت پرستی خوش تر چون باده زجام توست مستي خوش تر در هستی عشق نوجنان نیست شدم كان نيستي از هزار هستي خوش تر ٥٦ رفتم بر گور که گویم زاندر میتافت زگورار تش بیجون كزار در خاك ندا کردم خا کا زنهار آن یار وفادار مرا نیکو دار ٥٧ آمد آمد انکه او نرفت هر گز خالی نبود از آب ازن جوهر گز او معدن مشک و ما همه بوی ویم از مشک جدا تو دیده بو هر گز ٥٨ آمد بر من دوش نگاری سرتیز شیرین سخنی شکر لبی شور انگیز با روی جو افتاب بیدارم کرد این که چو آفتاب ديدي بر خيز ٥٩ بنمای به من رخ تو ای شمع طراز تا ناز کنم نه روزه گیرم نه نماز تا با تو بودم مجاز من جمله نیاز چون بي تو بودم نماز من جمله مجاز ٦٠ اندر سر هوس عشق تو دارم همه روز در عشق تو مست و بیقرارم همه روز می مستان را خمار يك روزه بود من آن مستم که در خمارم همه روز
( صفحه ۹ ) ( شماره ۹ ) ( مجلد پنجم ) مترجم سرور گویا : نگارش و نگارندگان ( ترجمه از اشهر مشاهیر ادبای شرق ) اگر بخواهیم در موضوع نگارش و نگارندگان ادب چیزی بگویم و درین قضیه حکمیت محققانه نمایم و از صدر اسلام آغاز کنیم ( ۱ ) امیرالمومنین علی ابن ابی طالب را ( کرم الله وجهه ) سر حلقه بلغا و واضع بنیان بیان عربی می یابیم چه عارفین اسلوب کلام عرب سخنان او را کرم الله وجهه بعد از کلام خدا و رسول ابلغ کلام دانند . و برخی از کلام جامعه او را شریف رضی جمع نموده و نهج البلاغه نام داشته و ابن ابی الحدید شرحی بر آن افزوده و کتاب الدهر الخالد نام نهاده و اکثری از صحابه در کتابة و خطابة از نوابغ بشمار میروند چنانچه در ( العجاز ) بقلانی و ( اتقان ) و مزهر سیوطی مسطور است . این قرن بامیرالمومنین عمر ابن عبدالعزیز خاتمه می پذیرد و او در بلاغت و ادب (۱) آنچه از رسائل و خطب و سائر مولفات بما رسیده همه از آقا صدر اسلام است چه نگارش ادبی در آغاز قرن دوم شروع یافته و ممدوش قرون و اعصار سیر تدریجی و تکاملی نموده هر چند زمان جاهلیت نیز میدان هرج و مرج و عرصه جولان ادب است ولی به تحریر دیوان آن نپرداخته اند ازینجهته چندان خطب و رسائلی از عصر جاهلی باقی نمانده آیتی کبری بوده رسالهای موجز و خطبه های غرای او را که ابن سعد در طبقات کبیر و ابن جوزی در مناقب خود نقل میکنند سر مشق از بلاغت بوده و همه حسن و دل پسندیهای ادبیات عرب را داراست بر علاوه رسائل و خطب اداری و سیاسی او با آنکه خیلی اندکست ملکه انشا و اطلاع را بر اصول اداره عربی در شخص تربیه کند . زیاد ابن ابیه و حجاج ابن یوسف و قطری ابن فجاءة و عمران ابن حطان نیز از بلغای این عصرند همتنکه در تن اخیر از خوار جند بلی جز مهمی از ( کامل ) مبرد مشتمل است بر اخبار خوارج نهروان و بدین اخبار مثال می آورد از بلاغت قوصویین و شبوعیبن . قرن دوم : ــ رئیس بلغا و امام فصحای این قرن عبد الحمید ابن یحیای کاتب است خطترسل و افکار او بحوصله تسخیر از بهر مردم درآورد ازان ببعد عبد الله ابن مقفع ظهور نمود سلاست نگارش طراوت الفاظ جزا لت معانی و روابم رفته جملات با شکوه او عقد و هر چه بوده در خزانه حافظة ایشان جا داشته افکار و کلام ادبای خود را بروایات مساسلی یاد داشتند . رفاعی گوید : ــ نثر جید عرب بیشتر ست از نظم جید او همینکه از نثر بقدر ده هم باقی نمانده و ده یک از نظم هم ضایع نگشته و اکثر بقایای ادب عرب که دست حوادث بدان نرسیده در خزانه محفوظ بوده و بطبع نرسیده و بیشترش در جامعه ها و کتابخانه های اورپا محفوظ است . شب گشت ومن ازست خبر از شب و روز روز است شبم ز روی آن روز افزون ای شب شب از آنکه از وی خبری ای روز بروز او روز آموز در انجمنی نشسته دیدم دو بتش نتوانستم گرفت در آغوشش رخ را به بهانه بر رخش بنهاده یعنی که حدیث میکنم در گوشش عاشق گردد بگرد اطلان و ربوع زاهد گردد بگرد تسبیح و رکوع بر آب تنه آن و این دگر بر لب نان کفن را عطش آمده است و این راغم جوع تلگرا فات سواد تلگرام تبریکیه اعلحضرت غازی بعنوان اعلحضرت شاه جارج . بمناسبت جشن ولادت آن اعلیحضرت تبریکات صمیمانه خود را اظهار و صحت مندی اعلیحضرت و فامیل شاهی شان را مسألت مینمایم . ( محل امضای اعلیحضرت همایونی ) سواد تلگرام جوابیه اعلیحضرت شاه جارج بعنوان اعلیحضرت همایونی . اعلیحضرت پاد شاه افغانسان ـ کابل پیغام تهایت صمیمانه و مهربانانه اعلیحضرت را بتقریب روز ولادت خود گرفته تشکر می نمایم . ( جارج آر آی )
صفحه ۱۰ شماره ۹ جلد پنجم مرواریدیست که بر گردن شاهد سخن اوی از این بلغا بصفحهٔ روز کار نمانده طوریکه آغاز فراموش گردد . خلاصه بسته يتييمة الدهر ترجمه کلیله دمنه و سایر واگر مانده هم اندکی است که بدان جاحظ بنگارشهای او بعقول بازی میدهد نماند رسائل او بهترین نمونه فصاحت و بشه کار نمیتوان حکمی بنا کرد، در پی از این مقفع ولی سحر حلال . نگاه کن یکتا بهای او های ادبی اوست اگر ستارهٔ عمرش واحمد ابن یوسف وصولی آثاری باقی است که تا مانه در دفتر خاطرات خویش بطور بزودی اقول نمیکرد امثلهٔ بیان خیلی برای ابو اسحاق کاتب یعنی ابراهیم ابن محمد افتخار گذاشته و سر مایه فخر عرب ساخته ما میگذاشت . مخبره وزیر معتمد علی الله نیز از مخرران و ملا حظه نما قناني و ابداع كاري او را که ولی فسوس که به ( ۳۶ ) رسیده در بحبوحه این قرن و ( النظم الرائق والنثر الفائق ) چگونه معانی غلام او والفاظ جزل بار شباب فکر دنیای علم و ادب را بدرود و ( الرسالة العذراء فى موازين البلاغة ) شافت خود منقاد او گشته . بلی جزالت گفت . سهل ابن هارون نیز از نوابع وادوات الكتابة ، تخته كلك اوست . را با شرین پایه آن بالا برده هزلیات این عصر است و از بعض رسائلش معلوم قرن سوم : این قرن بظهور جاحظ میگردد که در نکتانی لصنعت میکرد که میتوان استاد بديع كويا نش گفت و نوا در را احیانا بطروف ظریف الفاظ بوی منسوب میداشت تاروآء قبول عامه امتاز تمام یافته ظهور او در سنه ٢٥٥ جامیدهد که خواننده ذوق نموده ازان یافته متداول روز کار گردد . نگارش رو داده ( كتاب الحيوان و البيان ) ملال نگیرد . رسائل فوق او بهترین او سهل ممتنع و از ابتذال وگمان وحشه و و ( التبيين ) و ( البخلاء ) و ( المحاسن شاهدی است برای مدعای ما . استعارات مبشنعه مبرا بود . از خطبای والاصداد ) و ( الحاسد و المحسود ) پس از جاحظ ابو حنيفه دینوری است این قرن داود ابن علی وشبیب ابن شبيه از تالیفات اوست و نیز چندین رسائل و کتاب ( اخبار الطوال ) از مصنفات واز چیز نویسان اسما عیل ابن صبیح مطبوعه داشته که هر صفحهٔ آن مفید تر اوست طرزبیان او خیلی شیرین وروان كاتب رشید و عمر ابن مطرف است واز از مجلدیست . کسی نتوانست مانند او و سبک نگارشش موافق زمان . ابو حیان كاتب منصور ومهدی وهادی ورشيد بموضوعات مختلفه را در همچه قالب فتان توحیدی گوید : — اگر جاحظ وابو حنیفه بوده ونیز صالح ابن نجاح صاحب كتاب جلوه گری بخشد و باحوهٔ آن از تعسف ( ادب والمروة ) از طیور کنند گان این وتکلف دوری گزیند . کلامش هر قدر و ابو زید را جن وانس مدح وفضائل ایشانرا قرن و کلامش دارای رشافت ورافت و حکمت مکرر گردد قند مکرر نماید ، در رقت بیان کنند هنوز با ستحقاق آنها نرسیده است . معانی ومتانة ترکیب وهماننداری زیر لغت همانطور وصف شان نا گفته خواهد ماند . گوینده بلعنای خردم ده نفراند : — واستعمال کلمات رنگین در جاهای مناسب پس این قرن بواسطه ظهور کنندگان عبدالله ابن مقفع وعماره ابن حمزه وخالد حیرت بخش عقل خرده بین است با نه ونوابغ ممتاز ترین قرون واعصار است ابن يزيد وحجر ابن محمد وانس ابن ابی الفاظ عامیانه را در رشتهٔ کلام جا داده افکار را و درین قرن است که علوم اولین و آخرین شيخ وسالم ابن عبدالله و ميمند ومرثد و بحالت خود نقل دهد . در چیز نویسان یونانی وسریانی وفارسي وهندي بعربي ترجمه عبد الجبار ابن عدى واحمد ابن يوسف . عصر شخصی مانند او نیست که خوب را در شد وبه اسالیب وتراكيب لسان عرب صاحب فهرست گوید : — ابراهیم ابن لباس بد و بد را در لباس خوب جلوه در آمد وزبان عرب حلا وه بر فصاحت عباس صولی وحسن ابن وهب وسعید ابن دهد با آغاز کلامش طوری باشد که وعظمتی که داشت یک زبان علمي وصناعي عبد الملك نيز از بلغا بشمار آیند همينکه مطالعه کننده از طالعه مستغنی و خاتمه در بارهای آسیا گردید . ( بقیه دارد )
ترجمه از مجلات عربی : به مترجم عبد الرشید : از هر طرف علت جنگ ها : جنگ های که عالم بشریت را بخون شانده و موجب تباهی کتله های مهمی می شود ؛ علت بعض از آنها بحدی خفیف و بی اهمیت میباشد که انسان های امروزه باور کرده نمیتوانند که آنها موجب تخریب و قتاله گردیده باشد ، اما طمع و حب فتح دو فیروزی و ریاست در مقدمه بسیاری از انسان ها را به جنگ های هولناك و ادار میسازد قرار گر فته و بعد از آن اختلافات مذهبی میباشد . اما علت های مضحك و خنده آوریکه موجب جنگ های بزرگ شده است خیلی زیاد میباشد که از جمله یکی از اشراف چین در سنه ١٦٥٠ برای ایفای کاری از طرف شاه مقرر شده و شهر ها را گردش میکرد و از جمله اسبابهای سفريش يك بريق چینی بسیطی بود که برای چای خویش مخصوص بوده و در نزدش قدر و قیمت زیادی داشت . و بعد به واقع شده نوکری که ابريق برایش سپرده شده بود بدست چند نفر چینی گرفتار شده و ابريقش را شکستندند شخص مذکور شکایت این پیش آمد را بشاه کرده و شاه بالای اهالی این ولایت يك حرب بزرگی را آورد که آتش آن يك قرن تمام دوام کرده و درین جنگ بیشتر از پنچصد هزار نفر مقتل رسيد . همچنان یکی از مری طانستان يك غليون ( چلم ) را از یکی از اهالی تا تار چین بطور امانت گرفت ، پس از مدتی تا تاش رد کند ، اما وقتی که او وعده آن گذشته و امانتی را نری شخص تا تاری مذکور رد نکرد ، شخص مذكور از هالی بلادش معاونت خواسته و برای جنگ با مری طانستان با همشهر یانش رفت و جنگ بین در قوم در گرفته تا ومدت جنگ خیلی طول کشد قرابت نصف اهالی دو طایفه که توانستند با اسلحه بجنگند مقتل رسیدند قریب با ده شال تمام انن ریطان يك جالم دوام نمود . کذا جنگ هولناکی که بین فرانسه و انگلیس و اسپانیا در قرن هفدهم واقع شد علت آن يك جام آب بوده است طوریکه سفرای دول و اعیان پاریس در یکی از شبها در قصر لوي چاه دهم دعوت بوده و سفیر انگلیس و سفیر اسپانیا با يك خانم پاریسی محبت میکردند که درین اثنا خانم مذکور اظهار عطش کرده و طلب آب کرد ، و هر دو سفیر يكجا برای اجرای امر او رفتند . اما درین عیان شمان طول کشید و درین اثنا یکی از فرانسوی ها گیلاسی آب آورده خانم مذکور نوشید و پیش از آنکه دو سفیر مذکور بر گردند شخص مذکور پهلوی خانم نشسته و داخل صحبت شده وقتیکه این دو سفیر واپس آمده و دیدند که خانم مذکور آب نوشیده و با کسی که مقامش دون مقام ایشان میباشد صحبت مینماید . در خشم شده و شخص مذکور را بمبارزه طلبیدند . آن شخص فوراً بپادشاق اظهار داشت که استعداد تماحا که محار به ایشان دارد و اگر خواسته باشند با اهل ممالك شان از خاطر اشك اين جوان برای شاه انگلستان و شاه اسپانیا دشیده و بمقابل فرانسه اعلان حرب دادند و علت این جنگ بزرگ فقط همين جام آب بود که ذکر کردیم . ازین قبیل جنگی که بین اعراب و اهالی اسپانیا واقع شده و به برآمدن و از دست رفتن اعراب از بلاد اندلس منتهی شده میباشد علت آن این بود که یکی از جوان های اعرب دستمال رنگی را از یکی خانم های اسپانولی دزدید و در نتیجه جوان مذکور را لت و کوب کرده و مسلمين وقتی که ازین خبر اطلاع یافتند بر اسپانولی هادوریده جماعتی از ایشان را بقتل رسانیدند و بالاخر ببين طرفین آتش عداوت مشتعل شده و بمدت جندرق همین ملك دستمال با هم بجنگند واحدا بتلك تا اینکه اسپانولی ها فتح نمایان و کامل نموده و اعراب را از بلاد خود ها براندند : همچنان حکایت جنگ طیلوس که بسیار رنگین و مشهور ترین و دراز ترین جنگ های اعراب است معلوم است که علت این جنگ قتل شتری بوده است که پس از آن این حادثه حزب اعلان شد همچنان جنگ آفر ١٩١٤ که ضرر آن بتمام افراد بشر رسید با گو تجوزستان و المان عریاناً از روی حکمة فیصله می نمودند ، این خلاف اصلح انجامید، و این حرب مداومی کاباعث نابودی ملیونها
( شماره ٩ ) جلد پنجم صفحه ١٢ افراد بیگناه شد واقع نمیشد ، و این جربی که تا هنوزه آثار سوء آن نا مبرده در دنيا باقی است بمیدان نمی آمد . نتيجه افتخار : روزی در انگلستان سفیر فارس با کاپتان نو نام انگليسی داخل صحبت شده و سفیر جراحت هائی را که در جشمش داشت به کاپتان نشانداه و از روی افتخار برایش گفت : آقای کاپتان ، تمام این جراحت های که می بینید در محاربه که بین ما و ترکها واقع شد . در بدن من رسیده است . کاپتان در جوابش گفت گمان میکنم کسی درینجا یافت نشود که پوست جناب شما را بنسبت کثرت شکافهای که دارد بخرد . محبت اولاد : مالاریوس مكسيموس مينويسد كه زنی محکوم باعدام شده و محبوسش ساختند تا از گرسنگی بمیرد بنديوان ها برای دخترش اجازه دادند که مادر خود را به بیند اما عبثا همراهش نمیگذاشتند که بیا رد ولی وقتی که دیدند زن مذکور چند روز متمادی زنده مانده و نمیرد ، از ترس اینکه مبا دا دخترش غذائی برایش نیارد مادر و دختر را زیر مراقبت گرفتند و با کمال تعجب دیدند که دختر مذکور از پستان خویش مادرش را شیر میدهد بنديوان ها ازین وضعیت خیلی تعجب کرده و کیفیت را بر ئیس محبس اطلاع دادند و رئيس محبس حاکم را اطلاع داده و در نتیجه این خبر مشهور شد و مردم ازین محبت متعجب شده مادر و دختر را رها کرده و از اعدام نيز معاف نمودند همچنان خرچ حکومت و سايل معشت شان را تامین کردند ، و مردمان مجسمه بر مز محبت اولادی برای تذکار این محبتی که این دختر بمادرش نشان داده بودند در پهلوی محبس بنا کردند . از ديگری نقل میکنند که قاندی یکی از قائدین عصره را بر شهری تسنگ نموده و بالاخر آنرا فتح کردند و پیش از اینکه شهر را آتش بزنند دو نفر از اهالی شهر را که دو برادر بودند از روی نیکی که به محاصری کرده بودند عفو کرده و اجازه دادند که از شهر خارج شده و هر جزی که هم میتوانند با خود بر دارند ، این دو نفر از شهر خارج شدند در حالیکه یکی پدرش در پشت گرفته و ديگری ما درش را در بغل گرفته بود . محبت برادری : وقتیکه قيصر او گوستس به اديا نرو جس شاه کید و کر، غلبه حاصل کرد او را اسیر با خود گرفته وزوجـه ودو اولادش را نیز همرايش گرفت و هر چار را همرار آورد . سپس پدر را قتل کرده و میخواست اولاد بزرگترش را نيز بقتل رساند ولی نتوانست اولاد کلانتر را بشناسد ، زيرا هردوی آنها ادعا میکرد که برادر کلان میباشند تا برادر ديگرش را بمرگ خود از کشتن نجات داده باشد . وقتیکه نزاع بین این طول کشید ، ما در شان به پسر بزرگترش گفت که حتماً باید يکفر تان کشته شوید وديگدر برادرت را بقتل برسانند تا پشتیبان ومحافظ من باشی . وقتیکه این خبر به او غسطاس رسيد از کاریکه کرده بود پشیمان شده هرسه را بعد از اینکه انعام زيادی داد عفو کرد . خبر هاي خارجي بر طانیه وهند سرجان سائمن در حین نطق خود در يك دعوت طعامی که از طرف اتحادیه انطاق تجارت داده شده بود بيان نمود که در آنر وضعتی که متجالب برطانیا اتخاذ نموده اند و وضعیت مذکور تمام تعهدات تشكيلی برطانیا را به هند فراموش نموده است . هیچ چیزی عجز خطر وعدم اعتبار ظهور نخواهد نمود برخلاف آن عدم آشنائی کامل توده مردم هند با مقصود وکار مؤسسات مغربی کار نقشه تشكيلی را خیلی زياد پیچده می سازد . وعلاوتاً اطهار کرد که تنها بوسیله داشتن این دو مقدمه در دماغ خود ولگذاشتن اینکه یکی از این دو مقدمه ديگری را فسخ کند بر طانيا مى تواند به هندوستان جهت بدست آوردن آتیه که باید داشته باشد امداد ومعاونت نماید . محصول اراضی عدم فیصله در بین حزب کار گر و احرار در باب نقشه محصول اراضی نقتاً صورت يك تهديدی را برای منحل شدن پارلمان
( شـمـاره ۴ ) ( مجلد پنجم ) خود گرفته است و با حکومت دایره به قائدین حزب احرار التی ماتومی داده در آن ابلاغ نموده که یا ترمیم بعضی ايشان بصورت يك سوال اعتمادی معامله نموده خواهد شد یا ترمیم مذکور که بتاریخ ١٤ جون تحريك شده است نقشه را عملاً بر هم خواهد زد . قبول نمودن قائد حزب احرار که حاضر است ترمیم مذکور را بصورتیکه ماده آن باقی بماند اصلاح کند . برین وضعیت اثر خوبی نیفگنده است دیلی هيرالد سعی میکند احرار را به تسلیم نمودن وادار کند و گوید که احرار اگر سبب سقوط حکومت گردند مسئولیت فراهم خوردن محصول اراضی ، کنفرانس میز مدور ، و خلع اسلحه و اصلاح انتخاباتی خواهند بود نیوز کرانیکل اظهار عقیده می کند که ستون در راه فیصله ها مانع بزرگی است و اگر ترمیم مذکور قبول نموده شود از انتخاب بی تون بتربیه متمتع نمودن و بار گرفتن تجويزات محصول اراضی و استعفی وزیر مالیه نجات یافت . حزب احرار لائد جارج قائد حزب احرار در نطق خود در ویدالبرگ بیان نمود که محتمل است در هفته آینده به نسبت تحريك حزب احرار جهت ترمیم مجوزه محصول اراضی حکومت بحران سیاسی شدیدی در پارلمان حادث گردد و علاوتاً تبصره کرد که من گفته ام که اگر حزب احرار به ترمیم خود اصرار کند حکومت استعفیٰ خواهد داد او در سکوت چنین کار را یکه مسئولیت حدود آن تباۀ خواهد گردید . و از طرف دیگر اگر حکومت این ترمیم را عادتاً قبول ننماید محض از يك محصول غروری که زیاده از دویا سه ملیون استرلنگ نخواهد شد صرف نظر خواهد کرد . و این تنها برای دو یا سه سال دوام خواهد نمود . رایتر متحده امریکای شمالی شدت بحران اقتصادی ماسکو ١٣ جون ـ از نویارك اطلاع میدهند ، که قیمت تمام سهم هائیکه در بورصة اول معامله شده است بالغ بر چهل سه نیم ملیارد روبل مقابل چهل هشت نیم ملیارد رو بل قیمت بادیه شده ماه اول ماه می سال حاضر میشود . هیأت هوائی شمالی مسکو ، ۱۲ جون ـ در روز های قریب آسیر برکت مکرر هیأت هوائی شمالی به این کره خواهد آمد ، با اشتراك موصوف میدان نزول طياره ، جای تجهیزات انتخاب نموده خواهد شد و در مسکو يك کمیته عمومی که به طیران گراف زپلین در قطب شمال ممات خواهد نمود تشكيل گردیده است رئیس جمعیت مذکور مکرر هوائی انوا دریا مخیم ه ما اینو نسکی ، منتخب گردید . تعمير دير تبرابل در یمن شی و مسکو ، ۱۲ جون ـ قرار اطلاع کمیته مرکزی مقاولات عموم با اینرابل گزارش من من را برای تعمیر دیر تبرابل اسعی آذین یازده و نیم ملیون رو بل از طرف و تحوبلران جمع شده است . «تاس» خبرهای داخلی کاروان زرد در کابل در شماره گذشته از ورود هیأت در سر حد افغانستان و صورت پذیرائی شان الی حدود مهمات قلعه ( نواحی کابل ) مفصلاً عرض کردام . فردای آن روز سه شنبه هیأت مذکور از جاده دارالامان وارد کابل گردیدند . واهالی پای تماشا بی شمار علم و جهل ، رفته و با مسرت استقبال کردند خط حرکت شان در بین شهر ـ سرکه پیش روی ماشین خانه ، لب دریا ، بازار شاهی مکتب امانیه ، و جاده پیش اصطود بوده . حین که بدرت سفارت فرانسه رسیدند بقدر چند دقیقه توقف نمودند و از طرف اعضای سفارت پذیرائی شدند ، بعد از آن از سرک پیش صدارت عظمی بطرف باغ چرمه که از طرف حکومت قبلاً برای شان جا تعین شده بود ، روان شدند بمناسبت ورود هیأت از طرف ریاست بلدیه کابل يك دعوت عصری در باغ چهل ستون که یکی از باغهای مشهور ، و به چهار کلومتر طی کابل واقع است ، اثر تیب داده شده بود . و فردای آن يك دعوت عصر بزی از حد دپارتمان و با شکوه صدارتی در عکارت وزارت خارجه
صفحه ۱۱ (شماره ۹) ترتیب شده بود. هیئت مذکوره روز دوشنبه گذشته بخط حرکت خود را دوام داده بطرف پشاور روان شدند. نطق هاییکه در دعوت های مذکور از طرف وزیر صاحب خارجه و رئیس بلدیه ایراد شده بود با جوابیۀ رئیس هیئت در ذیل نشر می شود : سواد نطق رئیس بلدیه مهمان های عزیز ! خیلی مسرورم که هیئت محترم شما را که از حسن شرف محبت و علاقه به علم و معرفت زحمات مسافرتهای طولانی را برخود هموار کرده و برای تحقیق در بشریت و خدمت به جامعه انسانیت مملکت ها وادیها کوهسار ها بیابانها را طی کرده واکنون بمملکت عزیز ما تشریف آورده اید بکمال صفائی قلب پذیرائی میکنم و ورود بعافیت شما را درین سر زمین از طرف عموم اهالی کابل تبریک میگوئیم. امیدوارم مسافرت شما در وادی ها و کوهسار وطن عزیز من بدون زحمت وتکالیف طی شده باشد. فی الحقیقت يك امید بسیار قوی در قلوب معارف پژوهان و علمای محقق انسانیت جا گرفته است که ان حس وحدت نوعی وتولید یکجهتی بین جمعیت های بشری است وما یقین داریم مساعی واقدام شما علاوه بر سائر نظریات این اتحاد جامعۀ بشریات را تامین کرده علمیت وتحقیقات شما در اوضاع و تاریخ ملل این مقصود را تائید نماید. امیدوارم روزهای توقف شما در کابل به منتهای راحت وخوشی بوده بعلاوه درین مسافرت و مقاصد عالیه خویش حسب المرام کامباب و موفق آید وبكمال صحت ومسرت مسافرت شما خاتمه یابد. سواد نطق جوابیه هیئت کاروان زرد آقای رئیس بلدیه. تبریکات خوش آمدید را که برای هیئت فرانسوی مرکز آسیا در وقت رسیدنش بکابل اظهار فرمودید تمام اعضای ان را متاثر ساخته تشکرات صمیمانه خود را بحضور تقدیم میداریم بنده میخواهم مسرورات خصوصی را بحضور شما عرض کنم که مقاصدیکه بتعقیب آنرا میکنم خوب درک کرده اید. از پیروت دو ماه است که حرکت کرده ایم هیئت علمی وصنعتی که بنده افتخار اداره آن را دارم متصاقباً شام عراق و فارس را قبل از عبور سرحد مملکت نجیب شما طی کرده است. در تمام ممالك هیئت غیر ازینکه در تجسس همان ایده یال که فی غرض است روح غربی را بفهم حقیقی تمدن بزرگ اسیا آشنا سازد بنابر آن دیگر پرو گرام و مفکوره ندارد. این تفهیم را آقای رئیس ما یان تماماً از اولین منازلی که در مملکت قشنگ افغا نستان باینطرف سرحد اسلام قلعه گذرانیدیم حس کرده ایم پذیرائی که فراموش شدنی نیست وما با آن در هرات گرمك قندهار مقر غزنی مشرف شدیم احساسات ما را از پیشتر قویتر ساختیم. شاید بار اول است که بعد از زمانی مهاجرت اقوام مختلفه ما اروپائیان این جس عبور فراموش شده را از يك سر زمینی که مهد اولین ترشحات انسانی است و میتوانست برایما مانند زمین متولد فریبه باشد ثابت کردیم. اهالی افغان بواسطۀ پذیرائی برادرانه خودها این حس معدوم را بحرکت مقدسی وخوشی که اظهار آن بزبان نمی شود تبدیل کرده فهمیده اند. بنابرین سبب و بمناسبت پذیرائی که دیروز ازطرف اهالی کابل برایمان شد قوه وکوششات منازل اولین ما را بطور قبحتی صورت داده که از اظهارات آن بنده ادین نمی تواند حق شناسی خود را بیان کند . در خاتمه احترامات فایقه تقدیم می نماید. سواد نطق ع ا ج وزیر صاحب خارجه مهمان عزیز ! ملت افغان مهمان دوست ومهمان خویش را بسیار عزیز میدانند مخصوصاً مهمانانیکه بهترین مشاهیر، مات را درخانه خود احترام و اکرام کرده اند ما ملت هر وقت برای تولید و تائید دوستی ووددشان حاضر و آماده هستیم وقتیکه به یاد می آورم آن روز هائیرا که رهنمای محبوب این ملت در مملکت بازین وفر فرانسه مسافر بود و نسبت با آن تاجی وپاد شاه استقلال بخش افغا نستان. ( باقی دارد : )
صفحه ١٥ شماره ٩ مجلد پنجم مولف : له پلاتیه فرانسوی ( ٧ ) مترجم : حبیب الله طرزی ما دام سان ژین فصل سوم ( شوالیه داگر ) « حال این بیچاره بر يك بستر بهتر خواهد شد ، ولی من نه می توانم آنرا بر دارم . الكش لا فیور اینجا می بود چه علاج باید کرد ؟ در جائی که هست هم نمی توانم او را بگذارم . ضرور خواهد میرد ! پوست ماه میواژل بلایش است نامزدش هم خواهد بود او خدا ! لافیور چرا نه می آید ؟ شاید این هم خیر من است که لا فیور این جا نیست . اگر چه من تصور نه میکنم که مرا به نجات یکنفر اوصلو کیران ، اگر بشناسد که دوست ولی نعمتی من است ، تو بیخ کند علاوه بران همیشه میگوید كه يك فرانسوى بعد از جنگ کسی را دشمن نمیداند مینگر بسیار حسود است ! دیدن این ارستوکرات جوان درخانه من دیوانه خواهد شد . اگر از من عدم تعلقت خودم را با او اثبات کردن بخواهد در آن وقت چندان آسان نه خواهد بود . اینطور هم پست که من در مقابل او از جواب عاجز بمانم ، ولی ترجیح میدهم که بودن او را در زیر سقف من نداند . » عین بر وقتیکه میخواست برای بر داشتن زخمی جوان کوشش کند دروازه زده شد . کاترین یکه مدهش خورده مانند جوان زخمی رنگش پرید و از خود پرسید این که خواهد بود ؟ دوکان بسته است و یقین دارم درین چنین يك روز کسی برای رخت شستن مزا حمت نخواهد داد . » این را گفته در عقب گوشه ماند . آواز قنداق تفنگ بر پیاده راه و مکالمه در ست شان او را فهماند که ژستر زنان با است و از مقصد شان نیز مطلع گردید چنانچه با هم می گفتند : « من او را دیدم که باینطرف آمد . » « ضرور در همین حدود پنهان شده خواهد بود . » کاترین بطرف زخمی دیده گفت : « و را تجسس می نمایند ؟ ! . . . در سه صدا يك جا : « بیائید که در وازه را بشکنیم ! » کاترین : ـ خدا یا من او را چطور نجات داده جوانم توانست ! و افسر را تکان خفیفی داده آهسته گفت : ـ بر خیز زود باش ! کوشش کن قدری راه رفته بتوانی ؟ » نیپراق : ـ آه بگذار بمیرم حرکت کرده نه می توانم . » کاترین : ـ « بپا بپا ! این جا باید نمیری من باید ترا زنده و سالم به ماد موازل لا ولاین برسانم ، بر خیز ، جانی که اراده است ضرور قوت وطاقت خواهد بود ! » سربازان از پس بیرون دو لخت کندن قندا قهای شدیدی بدر وازه میزدند که دفعتاً يك آواز دیگر از دور بلند شد : « هم شهر یان ! لحظه تحمل کنید و تامل نمائید . این در وازه بر روی من کشاده خواهد شد . » کاترین از شنیدن آواز له فيور وزيده بر گشتن او ممنون وبر سلامت بیمار خودش زیاد تر نگران شد . له فیور : ـ كاترین بیا در وازه را باز کن ! » کاترین : ـ یکن لحظه صبر کن بزودی در را باز خواهم کرد . » وبطرف بیمار دیده گفت : « می شنوی آنها جدیراً داخل خواهند شد . من باید در را باز کنم ، بیا زود وقت نمانده ؟ ! » افسر ـ : « کجا باید بروم ؟ » « کوشش کن از زینه بالا روی من تورا در سقف پنهان خواهم نمود . » « این به هیچصورت ممکن نیست . » « خوب ، پس در اطاق خواب من داخل شو . » کاترین بدون آنکه منتظر جواب وحرکت او شود ، کشان کشان وبیله کشان او را بخانه خواب خود در آورده در وازه را قفل نموده ، واز شبكه با جرای وظیفه خودش کامیاب گردید ، فرحنا ك شده بطرف در وازه دوید و آنرا باز نمود . بمجرد باز شدن در وازه دو كان از گارد های ملی ويك چپا عه مر د و زن واطفال تبلو گردید . له فيور : « من میدانم که خوف بر تو مستولی گردیده بود ، مگر خوف تو
شماره (۹) جلد پنجم بيجا است . اينها همه وطن خواهان و دوستانند . فتح وفيروزى كامل است عضد و معتمد در دست ملت محوض است قلعه استبداد فتح ووطن پرستان بر آن مختارند . به شنيدن الفاظ له فيبور تماما بيشان خود را و يك ديگر فشرده نعره زدند : زنده باد ملت پاينده باد حريت سرنگون باد خائنين مملكت له فبور با صدای متین ایراد نموده : « نابود باد آنهائی که بر ملت جیبال آتش کردند . » این را گفته و کاترین را مخاطب ساخت « کاترین عزیزم ! من بشما باید بگویم که این سربازان برای تفتیش اینجا آمده اند چندی از رفقای شان ارستوکراتی را که از ( تویلری ) فرار کرده بود تعقیب میکردند ، یکی از شوله های داگر که من برانها قسم بر داشته ام تا انتقام رفقای خودم را از آنها بگیرم . درین نزدیکی ها بر او عبور کرده اند و او در زاویه کوچه از نظر غائب گردیده ، یقین است که او زخمی شد ، زیرا قطرات خون تا بدهن راه رو عقب دوکان چکیده است خیال نموده اند که درین جا پنهان شده خواهد بود ... ولی ما می بینم که او درین جا وجود ندارد ما و یقین داریم که اگر اینجا پناه می آورد تو به ما اظهار میکردی . بعد از این نطق له فيبور بطرف سربازان بر گشته ایراد نمود : « کم راد ها هیچ کاری بعبث بر این درین جا امید بید ارستو کرات فرار نموده و یقین دارم که شما به یکی از فرنجین ( تویلری ) دست نخواهید بود مگر لحظه با معشوقه اش تنها بماند . گمارد ها اشاره را فهمیده رفتند ولی او باش های اهالی زیاد تر اول هجوم آورده ایستادند . لا فیبور ابسیار آنها دیده گفت : رفقا پهم بیائید چیزی را که میگویم قبول کنید ! برای چه انتظار دارید ؟ اگر استرقاتی را می خواهید بهتر است در عقب او رفته تجسس کنید ، ماسه گناه در سینه ش ضرور و بین کژدمی ها افتاده خواهد بود من او را مقتول می پندارم . » یکی از اهالی که پشمال و آبی شباهت داشت گفت : « خوب جن آلت به خودش نیس نشان نمیشه رفتو د خانه دگه پشت با شه » لا فيبور به طرف در وازه احترامی آمده کاترین را در آغوش کشیده صدا زد . « من خیال میکنم که آنها هیچ گناه نخواهند رفت شنیدی که آن بدبخت چه گفت اطاق تو به چه يك فكرتى . مگر تو چرا میلرزي . طفلك من چقدر احمق هستی ، همه چیز ها گذشته است . » ولی چون دید که کاترین بینهایت مضطرب و واوله معلوم می شود ، و هم چشم اش بر دروازه اطاقش دوخته مانده است ، بنتيجه بدل او جا کرده بطرف اطاق رفت ، پیش تر از آنکه کاترین ، را منع کرده بتواند دسته را تاب داد ، ولی بر خلاف توقع در وازه قفل بود. له فیبور کاترین را مخاطب سا- خته و گفت : « این اطاق برای چه مقفل است . » ولی از کاترین بجز خاموشی جوانی نشنید . له فيبور : « کلید و اپدر من بده ! » کاترین : « در من نمی توانم . له فیبور : « اگر ام نمی دهی پس ضرور کسی را درین جا پنهان کرده ئی . تفهم نتوانست خواهد بود . » کاترین : من باید تکرار کنم که تو کلید را نخواهی گرفت . » لا فيبور دست خودش را در جیب بزرگ کاترین در آورده کلید را گرفت و دروا، باز کرده بطاق خواب او داخل شد . هنوز له فيبور داخل اوطاق بود كه يك دسته سربازان دیگر بدوکان داخل شده او را تجسس نموده گفتند : « ساريتن له فیبور کجا است ؟ او را بپرنیکه میخواهد ، در خصوص ترقى او به منصب ( ليوتنانتى ) مباحثه است . » درین اثنا له فیبور از در وازه بر آمده و آنرا باز دیگر قفل کرده ، بطرف کاترین رفته گفت : « تکملی که خانه تو خسته خانه شده است نا امید میکنم معامله عشق درین نخواهد بود ؟ » ( ما بقیاردا ) ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ١٣ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایت داخله ٢ " طلبه معارف ٧ " در ممالک خارجه ١٠ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد (مطبعه انیس)
[BLANK PAGE]
اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و نگارنده مسئول محي الدين انيس شماره ( ۱٠ ) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ خارجه ۲٠ شلنگ تاسيس ۱۳٠٦ سنبله ۷ سرطان ۱۳۱٠ ۱۲ صفر ۱۳۵٠ مجله ( ه ) تقلید در حیات ( ۲ ) شاید پس ازین گفتگوها توانسته باشیم، اهمیت تقلید را در تربیه انسانی و به واسطهٔ آن درجات بشر درك کنیم واقعاً تقلید برای ما که در بین کهسارهای این وطن دارای هرگونه استعداد طبیعی ولی عقب مانده از علم و معرفت از صامت و حسرت، دور افتاده ایم مخصوصاً خیلی مفید است و باید هرچه زودتر ممکن شود سعی کنیم که حتی در جزئی ترین امور حیاتی عالم متمدن اروپا را تقلید نموده بان وسیله اقتداء نمائیم بر اینکه از شاهکارهای علمی وفنی اشخاص بزرگ بقدری که ممکن شود استفاده کنیم . امروز کاشفین و مخترعین اروپا در اطراف امور دنیوی چیزهای زیادی کشف نموده اند، و حالا نه می شود که ما شد انسانهای ابتدائی خود ما بطور خود وسابقهٔ خود همه آن چیزها را جداگانه برای خود کشف کنیم و یا در تقلید امور مفیده از تعصب و خود پسندی کار گرفته تنزل نکنیم باینکه در نزد دماغ های بلند و افکار عالی و دانشمندی انسانها ئیکه از ما بسیار پیش تر رفته اند سرتسلیم خم نمائیم و یا منت شاگردی شانرا بر خود قبول کنیم . دنیا دور های عجیبی دارد . روزی بود که سر زمین مشرق مظهر وجود اشخاص بزرگ و قائدین اجتماعی بشر بوده اروپا ئی ها از پرتو علم و معرفت و شناسائی این سر زمین استفاده می نمودند و امروز که بدبختانه در اثر غفلت و سهل انگاری پائی خیری ، سلسله علوم و فنون از دست ما گسیخته است ، و سراپا در لباس موهومات و خرافات پیچیده ایم، و تعلیمات مقدسی را که از بزرگان دینی و مصلحین روحی خود گرفته بودیم فراموش کرده در نتیجه این چنین عقب مانده ایم عیبی نخواهد داشت اگر خود پسندی و تکبر را به کنار گزاشته و برخود گوارا کنیم که به مقابل حضرت علم گردن اطاعت باید نهاد ، از هرکس و از هر دست و زبانی که ممکن شود ازان استمتاع باید نمود . يك مقولهٔ مشهور است که در : « سخن حق قائل ندارد » بلی سخن حق از هر که شنیده شود حق است . درهر جا که باشد حق است ، باید از مسائل عویصه درهر جا که پیش شود وبدست ما بیاید تقلید کنیم ، وبدون آنکه به شخصیت صدور آن امر گشته است و ماهویت و عقائد او نظری بیفکنیم سخن حق او را قبول کنیم . واین مسئله تاهمه ما مقیده واقع نگردد مضر ثابت نخواهد گشت . یکی از محررین فرانسه در باب تاریخ چین نوشته ضمناً بیان می کند که : چین در رسنه های خیلی قدیم و در قرن اولی دارای چیزهای بوده که امروز بشریت بدان افتخار می کند . مگر چون با دنیا سایر حدود طبیعی خود و بايك نوع خود پرستی که در فکر مردم جا داشت، تماسی نداشتند . اروپائیان همه صنایع را کشف نموده . وایشان نتوانستند اقلاً به بسط و توسیع یا ترقی دادن آن کامیاب گردند . این نیز برای تقلید و مفیدیت آن يك دلیل مهمی به شمار می رود . چیه اگر مردم چین بادنیا تماس می داشتند، زمانیکه اروپا به تازه گی به کشف بعض چیزی
صفحه ۲ (شماره ۱۰) جلد پنجم المان وفرانسه در مجمع ملل برلين برصد كور نيوس مخالفت سیاسی در کمیسیون او روپا ظاهر میگردد ( تلگرم نامه نگار برلینر تاگبلات ) جنو ١٦ می در کومیته او روپا اليوم قبل از ظهر مباحثه عمومی بحران اقتصادی شروع گردید . نمایندگان سیاسی و نمایندگان جراید و تماشا چین ها در اطاق مباحثه به تعداد بسیار زیاد وجود دارند . با توجه هات نژاد مردم منتظر اظهارات وزیر خارجه المان میباشد . از قیافه معلوم میشود که امروز یکی از بزرگترین روز های جئوخواهد گردید . بعدل ۱۱ بجه بريان مجلس را شروع نمود و نمایندگان ترکه روسیه دانسیگ و ایسلند را خوش آمدید گفته اظهار نمود که موفقیت کار قیمتدار شانرا خواهان است . کور نیوس وزیر خارجه المان بصورت ناطق اول شروع بحرف زدن نمود.یعنی بکمال خوش پذیرائی میکند كه يك مذا کره عمومی منعقد گردیده است که تنها از جهتی لازم و ضرور است زیرا حصه زیادی پیشنهادات برو عراسی باعلل عمومی بحران اقتصادی مربوط میباشد در باب سختی و بزرگی بحران حاجت بسیار حرف زدن نیست . او روپا می کند بلا ستثنا همه آنرا تقلید می کنند . و از همین جا است که در بین ایشان يك نوع تعاطى معلومات علمى وفني صورت گرفته سیر ترقی شان سریع تر و سریع تر میگردد . و شرق که ازین نعمت گرانبها سبباً بهره کمی داشت و دارد بچنین حالت زبونی گرفتار است که می بینیم. خیلی خوب خواهد شد اگر ما هم این روز ها قدری چشم خود را باز کرده پرده خرافات را از پیش نظر خود بر داریم و تعصب را بيك طرف گذاشته جداً در پی تقلید اوضاع و افعال و امور خوب و مفید انسانهای مترقی افتاده راهی برای نجات و فلاح خود پیدا کنیم . چه تجربه و تاریخ به ما ثابت می کند که تمام پیش رفت های موجوده دنیا را ظاهراً حرکت انسان سبب شده است ، و اگر ما توانستیم حرکات و اوضاع اجتماعی خود را با انسانهای که علائم تعالی در بین ایشان موجود است تطبیق دهیم ، شك نیست که به تمام زودی همه آن چیز ها را دارا گردیده در حیات به مقابل ایشان سر بر آورده خواهیم توانست ، ور نه باید منتظر باشیم که در هر وقت به ما چه می کنند و برای ما چه می خواهند و مجبوراً باید از مقتضیات خود صرف نظر نموده قرازمفاد الحق لمن غلب نگران باشیم چه مساحتی دارند که برای آن بکمال بی تنگی اله عمل شویم . ( . . . . ) ها شروع می نمود . مردم چین باقدامت تمدن خود و با دارائی سرشته علوم و فنون شاید اگر از خود روح کامل پیش رفت و ترقی را مالك نبودند به وسیله مشاهده غیرت اغیار در راه پیش برد علوم وفنون این حس در دل اشان پیدا شده امروز نجاتی میرسیدند . مگر متاسفانه از پیش تو عاطل و غافل مانده بودند و امروز مصائبی را که در تحت دستبرد و مطامع ظالمانه دشمنان بی نوع بشر می کشند . هر روز ازان داستان ها می شنویم . و تنها این روز ها اشخاص مصلح در صحنه آن مملکت وسیع و پر از ذخائر قدونی عرض و جود نموده اند که ایشان را به تقلید او روپا یعنی استفاده از مزایای علمی شان وا دار می سازند و آهسته آهسته می خواهند که مملکت چین به پای خود ایستاده شده به معنی کلمه حیات مستقلی را در حرکت ملل دارا گردد . اگر بدقت معاینه نموده شود ، ترقیات محیر العقول موجودۀ او رو پا همه از اثر قوت مفید و محترم تقلید است و چیزی که از همه پیش تر محرك و علت تعالی روز افزون ایشان گشته است همین تقلید میباشد . و این قوه یا حس تقلید که در دماغ های ایشان موقع گرفته است محض ازین جهت است که در اول امر در دائره علوم و فنون به تقلید مشرق داخل شده اند . و چون از اول بر تیه فایده تقلید را دیدند و شناختند تا امروز دامن آنرا از دست نداده اند ، و هر چه یکی از دول
صفحه ۳ ( شماره ۱۰ ) مجلد پنجم احتیاج اقوام باید باعث کوششات زیاد گردد . المان مسئول است که از برای کار اصلاحیه او روپا امداد و معاونت نماید . او يك تبعه المان است باید اینطور حرف بزند ، در المان بحران مذکوره با يك قومی تصادم می نماید که بعلت جنگ انقلاب بی انتظامی اجتماعی ، خسارات زیاده کمبودی سرمایه و بیکاری متضرر شده است . هیچ ملکی دیگر به اصلاح و بهبودی تمام اوروپا اینقدر مشترک نیست ، مثل المان - بنابر وضعیت جغرافیائی خود . « ما تمام قوای خود را در داخل ممالکت یکجا مینمایم . تا خود را بقدر امکان اصلاح نمائیم همچنین ما مساوی با دیگر ملل در قطار اول همکاری شمولیت داریم » . تنها ازین جهت پیشنهاد حکومت المان ظاهر گردیده درینجا یکدفعه وضعیت موجوده او رو پا را که بعلت اوضاع گمرکی و ناکامی در امور کرده شده درین مسائل وا قع گردیده است ، امتحان و تفتیش نمایند بعد از آن داکتر کورتیوس در باب او ضاع که رضا یت بخش نیست با دلایل معقول توضیحات داد ـ و بعداً در باب ناکامی کنفرانسهای اقتصادی که تحت اداره جامعه ملل اجرا گردیده است توضیحات نموده او تکرار نموده ، که مخصوصاً در مسئله تبادله بین المللی اموال و در مسایل گمرکی همیشه مذاکرات نتیجه نداده است . ازینجهت بسیار ضرور است که تحت او ضاع امروزه اصول تعمیر آن از مہراب واسطه موافقت اساسی و بواسطه مذاکرات جانبین شروع گردد . این اصول دو مین که باید از اول مقصد را از برای عمومی نمودن در خود داشته باشد ، بدون شبهه رهنمای اتحادیه های گمرکی میگردد . فکر موافقت منطقه ای و پلان اتحادیه گمرکی درین سالهای اخیر اهمیت زیاد پیدا کرده است داکتر کورتیوس راجع به کوششات استیند - ایسلند ، او گو سلاویا رومانیا اشاره نمود ، که در خصوص اتحاد گمرکی نموده بودند همچنین در حدود ممالك دنيا و همیشه درینباب مذاکره شده است و از مدت زیاد باینطرف اشخاص با نفوذ و معتبر کوشش نموده اند که در بین المان و فرانسه يك اتحادیه گمرکی بالمقصد توسعه دادن آن تشکیل بدهند . داکتر کور تیوس درین موضوع آمادگی خود را ذکر نمود ، که المان با هر ملکی خورد یا بزرك در باب امکان جريان يك اتحاد گمرکی داخل تبادله افکار میگردد . بعد از آن خواهش نمود که این نظریه را تفتیش نمایند - بعد از آن جداً گفت که آماده میباشد ، در همه پیشنهادات شرکت ورزد که از برای اصلاح وحاصل نمودن صحت دو باره المان و ارو پا نتیجه خوبی بدهد . بعد از کور تویس وزیر خارجه المان بریان وزیر خارجه فرانسه يك نطقی ایراد نمود و در آن اظهارات جدیانه برضد پلان گمرکی المان استریا نمود . علت اصلی بحران این است ، که متاسفانه تا حال ملل او روپا متفق نگردیده است ملل باید از برای تبادله حاصلات متفق گردد بهر صورت باید اجتناب کرده شود که در بین ملل منازعات بی ثمر واقع نگردد ، باید توجه کرده شود که برای همه ملل يك اساس اقتصادی درست حاصل کرده شود . تنها در آنصورت باید اتحادیه ها منعقد گردند ، که اگر اتحاد عمومی نا ممکن باشد با وجود نا کامیهای کنفرانس اقتصادی باید از توجهات حاصل نمودن ، اتحادیه های عمومی صرف نظر کرده نشود اگر بهمان اصولیکه کورتیوس گفته رفتار کرده شود ، غلط خواهد بود باید در جامعه های خصوصی ممالکیکه جایز نیست تحت مذاکره گرفته نشوند . زیرا اتحادیه ها باید با موافقت کمیسیون او رو پا منعقد گردند . فرانسه قبولدار اینطور يك اصول گردیده نمیتواند و به مخالفت خود محکم میباشد و امید میکند که مسئله مذکوره در ایام آینده مرتب گردد . لاکن او میخواهد وضعیت خودرا و ملک خود را واضح نشان بدهد . پلان اتحادیه گمرکی فرانسه و بلجيم قراریکه کورتیوس اشاره نمود باعث نارامی زیاد گردید و ازینجهت فرانسه طرفدار آن نبوده است . بریان تکرار نمود که باید زیاد کوشش کرده شود ، تا از نارامی در بین ملل اور و پا اجتناب ورزیده شود . هر اصولیکه بصورت اساسی گرفته شود باید توجم شود ، که
صفحه ٤ ( شماره ۱۰ ) جلد پنجم اصول مذکوره و عکس معاهدات بین المللی خواهد و اگر باشد از آن صرف نظر کرده شود . بجواب توضیحات فوق الذکر ریبانی کورتوس گفت ، که او در نطق خود در باب حصه عمومی مسئله اتحادیه حرف نزده است و پلان اتحادیه گمرکی المان و استریا را تنها تماس کرده است . روز دوشنبه موقع تر یزای مذکره پلان اتحادیه گمرکی المان و استریاه یابند المان طرفدار این است که المان بالکلي قرار قواعد معاهدات رفتار نموده است در اختتام جلسه اولین مخالفت عممی سیاسی قراریکه از فوق دیده میشود ظاهر گردید . اعلان اگر خانه لازم دارید یکن در بند خانه واقع گذر باغبان کوچه لب دریا مال قاطر محمد صفر خان برای فروش حاضر است . از حیث موقعیت و هر گونه لوازم سکونت مطبوع واقع خواهد شد . با داره انیس نزد محمد اسلم معاون رجوع کنید . مترجم سرور گویا : نگارش و نگارندگان ترجمه از اشهر مشاهیر اد بای شرق (۲) ونخستین شخصیکه در د مشق ازین ترجمه بنیاد نهاد خالد ابن یزید اموی بود وعمر ابن عبدالعزیز در استحکام و ترقی روز افزونش کوشید تا در عهد منصور عباسي در بغداد قوت تمام یافت و در عهد مأمون بسرحد کمال رسید و در حقیقت دوره مأمون بهترین عصر طلائی ادب و علم و انشا وزین ترین دوره ادب عرب است . احمد ابن یو سف نیز از اوایل بلغای این عصر شناخته شده و از کمال عقل و فطانت بدرجه وزارت رسید و در حضور مأمون اعتبار تمام یافت . رسایل اورا صولی در کتاب الاوراق خود جا داده و کتاب التراجم المطولة چندی از نوشته جات مسجع او را آورده و ما نند است به سجع ائمه بلاغت در قرن نخستین . خلاصه او یکی از ماموران فصیح و بلیغ و مأمون تماماً مفتون علم و ادب او بوده . نویسندگان محدود درین قرن بکثرت ظهور نموده عمر و ابن مسعده وزیر مأمون نیز ازا مجمله است مشارالیه در بلاغت و ایجاز و جزالت الفاظ و رشافت معنی منحصر بفرد بوده ، وزیر ابن علی د امغاني و ابو الفتح بسنی صاحب (الطريقه الانيقه في التجنيس) نیز در ردیف بزرگان جا دارند و از نوابغ بشمار میروند . ابن قتيبه ( ٢٧٦ ) نیز در علم و جودت و تا ثیر انشا ثانی جاحظ و رسائل او مهمترين كتب منتشره باشد بل کتاب ( امامت و سیاست ) ، ( کتاب العرب ) و مختلف تاویل الحدیث و ( ا ثربه ) و ( معارف ) وعيون الاخبار و ادب الکاتب از مصنفات او و همه دارای روحی که علم و ادب دران سیر متساوی دارند و ابن قتیبه هم بر ( ادب الکاتب ) او شرحی نوشته ابوعبيده بكري صاحب معجم ما استعجم از تنقید کنندگان ( امالی القالی ) است و رساله خودش را ( التنبيه على او هام ابي على في اماليه ) نام نهاده . قرن چهارم : ـ از چیز نویسان درجه اول این قرن احمد ابن یوسف است معروف بابن دایه در ( ٣٤٠ ) اصلا بغدادی و پدرش از مصر نقل کرده و احمد از کاتبهای دولتیه طولونیه بوده پایه فصاحت و مایه بلاغت او را کتاب (مکافات ) و جزئی از حسن العقی) او که انتشار یافته بخوبی نشان میدهد پس از ان ابوبکر صولی است در ٣٤٥ كتاب ( الادراق ) و ادب الکاتب از مؤلفات اوست . و نیز احمد ابن عبدو به در ۳۲۸ و (عقد الفرید) از مصنفات جلیله اوست . جعفر ابن قدامة ابن زياد كاتب نیز ازین قرن است . بر علاوه زمره از محررین درین قرن فن کتابت را بفضل خود زینت بخشیدند و پیرایه بر ان افزودند که در خور بوده یکی از انها
شماره ۱۰ مجلد پنجم ابو الفضل ابن العمید وزیر آل بویه است در ۳۶۰ و او نخستین شخصی است که باب سجع را کشاده و انواع بدیع را روحی دمیده گویند : - رسائل بعبد الحمید آغاز و بابن العمید اختتام پذیرفته طوریکه شعر بامرء القیس آغاز و به ابو نواس همدانی اختتام یافته . بعده صاحب ابن عباد است که در حدود سنه ۳۸۷ ظهور و در جناس و سجع مانند ابن عمید بوده . مشار الیه میگفت : - نگارنده گان عصر چهاراند : استاد رئیس یعنی ابن العميد و استاد ابو القاسم یعنی عبد العزيز ابن يوسف وابواسحاق یعنی صابی واگر خواستی شخص چارم را هم نام بردی و مدعا ازین خودش را داشته . ابو بکر خوارزمی نیز ازین طبقه ( ۳۸۳ ) و در سبك نگارش روش ابن العمید را پیرو بوده رسائل مشهور ومطبوع او مثلی است از بلاغت وفصاحت وکثرت سجع اما بديع الزمان همدانی صاحب رسائل ومقامات مشهوره مقالاتش نسبت بخوارزمی بیشتر طبیعی بوده با بند سجع وصنایع بدیعه نبـاشـد واسـتـمـال صـنــائـع را هم در جایهای خاص وجملات معینه باشد بعد بتقر پر طبیعی خود رجوع واقوالش دلربائی ها نماید از رسائل صابی که برخی از حضرت خلفا صدور یافته وبرخی جداگانه طبع گشته وبرخی هم در ( صبح الاعشی ) اقتباس پذیرفته آنچه ماندیده ایم همه را در د، قالب سجع بدیع ریخته واگر سجع را بطور بدیع طرح میتوانست مکتوباتش سرمایه فخر اسلاف و بزر گترین معلمی از م اخلاق میگر دید . واز نوابغ این قرنند ابو الفرج ببغاء وعبد الله ابن عمر وفياض كاتب ونديم سيف الدوله وابو القاسم علی اسکافی نیشابوری که در بلندی انشا پستی نظم مانند اسست جاحظ وعلى ابن هندو صاحب ( الكلم الروحانيه ) ويحيى ابن عدی صاحب تهذیب الاخلاق وسیاست النفس ( سنه ۳۶۴ ) وابن حیان بستی صاحب ( روضه العقلاء ) وحاتمی صاحب ( رساله حاتمیه ) واين رساله ایست مشتمل برمصارعه او بامتنبی که در میدان نزاع ادبی باو رو برگشته وحریفانه پنجه داده و بالا خره معائب وسرقات شعری متنبی را اظهار نموده . وقاضی تنوخی(سنه ۳۸۴) ( صاحب النشوا ، ) و ( فرج بعد الشدة ) وقدامة ابن جعفر الكاتب صاحب ( نقد الشعر ) وكتاب الخراج ( ۳۳۷ ) و ابن نباته صاحب خطبه های مشهور . و ابو جعفر محمد ابن عباس وزیر مکتفی ومقتدر وابو منصور بغوی که در سنه ۳۷۵ بوده . سر حلقه ادبای این عصر ابو املای معری است که اعمی وطبع شعر بروی غالب و نثرش مملو از تصنع وتكلف ومشکلات لغت بوده وسبکش خالی از پیوست طبع و درشتی نبوده ولی از آثار جلیه او ( رسالة غفران است ) که در آن تردید از رساله ابن القارح نموده وفـکـر او را تباه تحت الشعاع افکار خود قرار داده روا یات آن خیلی بروایات دانتی شاعر ایطالی مشابهت داشته وحقیقه این رساله بزر گترین روا يات خياليه بوده ونشان میدهد که شیخ اعمی نابغه ایطالوی را معلم در شعر وخيال بوده واو را بخوشه چینی خر من خيال خود اجازه نام داده است . بلی بعضی از مستشرقين متتبع گویند : - که هر سه رساله دانتی یعنی( لانفر ،مطهر، ايرادي ) که در سنه ۱۳۰۰ ۱۳۱۸ تالیف یافته همه خوشه چینی از افکار معری ومخصوص روایه جهنم اقتباس است از رساله غفران معری که با خیارا دریای کابین مست خواب یافته وعباراته گلهای خوشبو وخوش رنگ افکار او را دسته بسته دریازار بلاغت گلفروشی نماید برعلا وه آنچه معری بر ديوان ابو تمام طائی وابو عباده بحتري وابو الطيب متنبي نوشته و ( ذكرى حبیب ) و ( عبث الوليد ) ( معجز احمد ) نام گذاشته همه دلیل می شود که معری بر اسرار عربیه وفهم کلام ومرام عرب خیلی ماهر وقوه اقتدارش در نقد ادبي خیلی بلند است قطع نظر از فلسفه اش در لز میات ودوا وین خودش و میتوان او را فیلسوف لغوی گفت نه کاتب . علي ابن خلف صاحب مواد البيان نیز ازین طبقه و قلقشندی در صبح الاعشي جز، مهمی را از مواد البیان نقل میکند . قرن پنجم : - درین قرن نيز يكسلسله از ناموران بزرگ ظهور نموده واثرات لا یموتی بیاد گار گذاشته اند امیر الامراء
صفحه ٦٤ شماره ١٠ مجله سراج این سلسله قابوس وشمگیر است در (٤٠٣) کمال البلاغه از آثار جاویدان اوست طرز نگارش اوتماما بر مقفی، شعر وموسیقی وبدون قافیه وردیف بنا یافته ولی سجع دران غالب وسخنانش همه متین بر خلاف ثعالبی که در حدود سنه ٤٢٩ ظهور نموده و سید چیز نویسان عصر و بزرگترین مولفین در لغه وادب گهر دیده مقدمه کشاف او (فقه اللغة) از طبقه عالیه است در کتابت واگرا يتيمته الدهر) او مانند ( المضاف والمنسوب ) و( لطائف المعارف ) او بسجع الميداخت کسی مجال عیب بر او نمی یافت همچه ابن رشیق قیروانی که در ( ٤٥٦ ) بوده و( العمده ) که از اصول کتب ادب است آثار قلميه اوست ولی ابو عبدالله ابن شرف قيرواني در رسائل الانتقاد از ( عمده ) تنقید نموده . قد ما در اتقان فن ادب بر ( ٤ ) کتاب اعتیاد میکردند که عبارتست از ( بیان و تبیین ) جاحظ و ( ادب الكاتب ) این قتیبه و ( کامل ) مبرد و ( امالی ) ابو علی قالی و همین ٤ کتابست که بعضی آنرا شرح و بعضی را اختصار و بعضی را تنقید کرده اند . ابو حیان توحیدی نیز زاده این قرن واز بزرگان این سلسله بوده و در کتابت بدیعه صیغ آبده و سبک خاصی پیموده و در سردنه ٤٠٠ وفات یافته کتاب ( المقابسات ) ورساله ( الصديق والصداقة ) و ( الاشارات الالهيه ) ریخته قلم اوست. ( باقی دارد ) اقتباس از مجله اقتصاد : پروگرام اقتصادي ١٣١٠ وزارت تجارت پرو گرام ذیل را که حاوی ( ٤٥ ) ماده است در اواخر سال ١٣٠٩ عالیمقدر جلالتماب عزیز احمد خان وزیر تجارت تنظیم و برای منظوری سال ١٣١٠ بمجلس عالی وزرا را تقدیم نموده بود ، که امتك ما اصل مواد حربيه وزارت تجارت را اصورت تصويب مجلس عالى وزراء و منظوری حضور شاهانه عيناً انتشار میدهیم : مقام منیع مجلس عالى وزراء ! این يك مسئله واضح است که دست قدرت خدا وندی در هر کنار خاك پاك وطن عزيز ما بسى فلزات وانواع معادن را که فی الحقیقت مایه ترقی وتعالی است بودیعت گذاشته اما بطوریکه دنیا ازین رهگذر از استعداد طبيعي مما لك خود استفاده نموده اند ما تا حال بران موفق نشده ایم ، نه تنها مواهب قدرت در مملکت ما منحصر بمعادن است ، بلکه هم چنان مملکت عزیز ما يك مملكت زراعتی و آب و هوای آن نیز از هر حیث برای پرورش اقسام نباتات مستعد و قابل استفاده است . درين قسمت نیز متأسفانه چنانچه شاید از اوضاع زراعتی مملکت خویش بهره نبرده ایم، زیرا اصول زراعت وفلاحت ما هنوز بطور قديم و با همان آلات و سامان چند هزار سال قبل اجرا میشود ، که بجز تضييع اوقات زارعين ثمره که بتواند زحمت ایشان را تلافی کند بلند و دو هم از همین جهت اراضی قابل زراعت ما همه بدشت های خاره وبایر وبی آب تحویل یافته و چون انکشاف وبکار انداختن معادن ومشروب ساختن املاك خاره و باير را وزارت تجارت وظیفه مبرم خود میداند ، لهذا وزارت تجارت برای برآوردن این دو مقصد تدابیری را تقدیم مقام منيع مجالس عالی وزراء میکند ، اما این تدابیر فقط برای سال ١٣١٠ در حدود قدرت مالی مملکت بوده ، اینکه این اقدامات که در ذیل شرح داده می شود ، عملی گردید ، بعد مواد دیگری را نیز تقدیم نموده پس از منظوری بتعمل آغاز خواهد نمود . بدواً يك معدن را که مفاد آن نسبت بکار زیاد باشد وزارت تجارت بکار خواهد انداخت و از مفاد این ممکن است که آتیه بکار گرفتن از دیگر معادن هم اقدام بتواند . معدنی را که فعلا از آن کار گرفته نمیشواند و نه بذراع داخلی ممکن است که از آن استفاده شود بعد از گرفتن معلومات فنی ، فکر وزارت تجارت این است که با شرایطی که محال مملکت مفید باشد کار آنرا بکدام کمپانی خارجی وا گذار نماید . و راجع بحفر آنهار جدیده وانشاء بند هاسر از سال ۱۳۱۰ بکار آغاز نموده در صورتیکه موانع پیش نشود تا سه چهار سال کارهائیکه داخل پروگرام سال سنه یکهزار سه صدوده است اکمال گردد ، وازین راه يك خدمت مهمم
صفحه ۷ شماره (۱۰) مجلد پنجم مملکت را اگر خدا بخواهد شاداب و سرسبز نماید . چون برای تکمیل کار های دیگر هر ساله پروگرام علیحده ترتیب داده می شود لهذا پروگرام سال یکهزار سنه صدو ده با مصارف لازمه آن ذیلاً تقدیم مقام عالی مجلس وزراء می شود . الف – حفر انهار : ۱ : - نهر سراج جلال آباد که از سنه یکهزار سنه صدو دو شروع کار او شده الی آخر سنه یکهزار سه صدو پنج مبلغ ( ۱۵۱ ، ٥٦٢ ، ٢ ) روپیه در آن صرف شده تا يك اندازه کار مذکور بسر رسیده در سنه یکهزار سه صدو شش مستر لاری مهندس مصارف باقیمانده کار نهر مذکور را مبلغ ( ٦٨٠ ، ٥٥٥ ) افغانی تعیین کرده از جمله این پول در سنه يك هزار سه صدو هفت مبلغ ( ٤۰۰۰۰ ) افغانی هم صرف شده بعد بواسطه انقلاب کار مذکور معطل شده ، رقبه زمین تحت نهر مذکور را مهندس موصوف ١٤ هزار جریب زمین نشان داده چون در نهر مذکور پول زیاد صرف شده خیال میکنم که اگر مهندس جدید مصارف باقی مانده کار نهر مذکور را بصورت صحیح عالم آوری کند از پول که ذکر شده کمتر هم صرف خواهد شد ، در سال آینده یکهزار سه صدو ده وزارت تجارت بکار مذکور آغاز نموده ، برای مصارف سال يك هزار سه صدو ده دولك روپیه در بودجه وزارت منظوری میخواهد ؛ در سال ۱۳۱۱ امید است که کار مذکور تمام تمام و از آن استفاده که مدنظر است گرفته شود – اگر در اهتمام کار آن جدی اقدام نشود پول های زیاد که در سنه گذشته صرف شده به هدر خواهد رفت . امضاء وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : حسب پیش نهاد وزارت تجارت برای سال ۱۳۱۰ مبلغ ( ۲۰۰۰۰۰ ) افغانی جهت مصارف نهر سراج جلال آباد مجلس تصویب می کند . امضاء هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد دوست است ۲ : نظر به اینکه در اند خوی قلت آب است ، وهم وزارت خارجه در سنه يك هزار سه صدو هفت به اثر اطلاع حکومت میمنه شرحی از قلت آب در اند خوی و کشیدن يك نهر از دریای مرغاب تحریر داشته ، ضمناً مصارف آن را بطور تخمین تا سه لك روپيه متذکر و منافع زیاد آن را خاطر نشان نموده چون برآورد نهر مذکور بصورت علمی نشده علاوتاً درین تازه گی ها رئیس تنظییه مزار شریف و میمنه راجع بحفر نهر مذکور و اینکه پول مصارف آن را وکلای اند خوی قبولدار شده با این وزارت تحریر داشته که وکلای مذکور چنین تصویب داشته اند قرار معلومات که داریم از مواضع ذیل آوردن آب در اند خوی امکان دارد . (۱) از دریای بالا مرغاب . (۲) از دور آب و گرزی و آن از سه موضع : - حوض غیجان – آغاز دره زن . (۳) از دریای آمو ، از آقچه ؛ از حدود قرمقین . پول مصارف آن را رعایای متعهد هستیم که از طرف اهالی داده شود ، بشرط ذیل : الف – مهندس از طرف حکومت مقرر شود که مواضع مذکور را ملاحظه کند و قرار نقشه علمی آن مذکور را بیاورد . ب – در حین جریان آب الى مدت دو سال مالیات آن معاف باشد ، بعد قرار پیمان شريك مالیه میدهیم . بناءا این وزارت تجارت برای اجرا آت این کار صرف مصارف و معاش يك نفر مهندس را که از خارج میخواهد منظوری میگیرد البته در وقت که مصارف حفر نهر مذکور را بر آورد کند این مصارف در آن تزئید و از اهالی گرفته می شود برای معاش و مصارف يك ساله مهندس ( ۲۰۰۰۰ افغانی ) لازم است . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : حسب پیشنهاد وزارت تجارت معاش و مصارف یکنفر مهندس مبلغ ( ۲۰۰۰۰ ) افغانی برای یکسال منظور است . امضاء : هیئت کابینه حكم حضور شاهانه : ملاحظه شد دوست است . ۳ : در سنه ١٣٠٦ مصارف پخته کاری سر بند نهر یا تاب قندهار را از دریای ارغنداب بواسطه زیاده تی آب نهر مذکو مستر ماتزوخ المانی مستخدم وزارت تجارت مبلغ ( ۹۲۲ ، ٢٥٢ ) افغانی پیمایش نموده و هم نوشته که اضافه بر زیاده تی آب برای زراعت ، بلکه در تحت بند مذکور ساختن يك کار خانه برقی هم ممکن است چون برای ترقی زراعت و
صفحه ٨ ( شماره ١٠ ) مجلد پنجم انشاء باغات جدیده که ازین رهگذر مفاد بزرگ برای دولت و ملت متصور است و وزارت تجارت تخت کاری سر جوی مذکور را در سال آینده ١٣١٠ تصمیم داشته ، مصارف آن را در بودجه تکایف مینماید : امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : راجع بفقره پیش نهادی وزارت تجارت بخصوص بخته کاری سر بند نهر باغاب قندهار مبلغ ( ٢٥٣٩٥٢ ) افغانی مجلس تصویب میکند . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شبانه : ملاحظه شد درست است . ٤ : در سنه ١٣٠٦ ذریعه مستر ماروخ المانی مصارف کشیدن يك نهر جدید از دریای جمکی برای آب یاری یکهزار جریب زمین جدید بمصارف ( ٦٩٠٠٠ ) افغانی نقشه و بر آورد شده و این را هم نوشته که در جمکی املاك مزروعی مساوی از شش هزار جریب زمین میشود این يك هزار جریب زمین اگر بمصارف شصت ونه هزار افغانی زراعت شود در آن جا قابل بسیار اهمیت است ، بنا بران وزارت تجارت از نقطه نظر اینکه در آن سمت زمین مزروعی کمتر است تصمیم داشته که در سال ١٣١٠ کشیدن نهر مذکور را شروع و الی آخر سال بعون الله تعالی تمام کند . امضاء : وزیرتجارت تصویب مجالس عالی وزراء : راجع به پیش نهاد وزارت تجارت مبلغ ( ٦٩٠٠٠ ) افغانی برای مصارف کشیدن يك نهر جدید از دریای جمکی را مجلس تصویب میکند . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ( باقیدارد ) از هر طرف خوارق تخنيك در امریکا ( حركت دادن يك عمارت ) ٨ طبقه ما لک عمارت ٨ طبقة ، بيل كمپاني تلفون ، که متعلق ، به ایندیانوپولیس ، میباشد ، خواست تا یک عمارت جدیدی بنا نماید ، چون برای عمارت مذکور میدان آزاد لازم بود ، بنا برین کمپنی مذکور فیصله نمود تا عمارت عابق را از میان میدان بیک گوشه نقل دهند قرارا اطلاعات واصله این عملیات از نقطه نظر تخنيك يك عمليات حيرت انگیز است که بدین قسم اجرا شده است : عملیات ، حرکت ، عمارت بدو قسم اجرا نموده شده : اولاً در تحت عمارت مذکور شاحتیر های استوانه فولادی داده شد . و عمارت ٨ طبقه مذکور روی همین شاحتیر ها مسافرت خود را که مسافه طی شده ٦٠ متر می شود ، اجرا نمود . بعد از ان عمارت را به همین قسم به اطراف محور خودش دور داده بیک گوشه مناسبی بالای تهداب جدیدی که قبلا تهد شده بود ، گذاشتند . چیزیکه از همه درین عملیات حیرت انگیز تر است ، اینست که در زمان ، حرکت ، عمارت مذکور ٦٠٠ نفر خدمت گار به کار خود مداومت داشتند لفت ها ( اسانسور ها ) به بالا وپایان شدن خود ها در بین عمارت دوام داشتند شوفژ سانترل ( مرکز حرارت ) وتنوار الکتریکی بقرار سابق جاری بودند . ارتباط تلفون با شهر منقطع نشده بود ، زیرا انجنیز ها لینگ عمارت را حرکت دادند ، قبلاً به سیم های عمارت مذکور هفت سیم متحر کث وصل نموده بودند . ترجمه از « اطلاعات آخرین » منطبعه پاریس مشکلات طلا در دنیا یکی از مشکلاتی که بعد از جنك قدم بعرصه وجود گذارده مسئله لاینحل عمومی بود که انرا بنام « مسئله طلا » نامیدند فورمول لاينحل این مسئله چنین خلاصه میشود که : پول طلا در بعضی از دول فوق ـ العاده زیاد ومترأكم ودر بعضی دیگر بنهایت نقصان بهم رساند بطوری که مقدار طلای ذخیره تنها در فرانسه تا ژانویه گذشته بالغ بر ٨٧١,٦٦٤ ٥١,٧٠٩ فرانك گرديد وبعضى علل این اشکال را مربوط بوجود بحران اقتصادی عموم میدانند .
(شماره ۱۰) (قسمت دوم) و لیکن عده زیادی از متخصصین مالی میتوانست که بیست و پنج میلیارد فرانك ودیعه خود در خارجه استفاده کنیم میگویند ترقی روز افزونی که در رقم طلای اوراق مالی خارجی را که در آوریل یعنی برای آن با انجام این مقصود ذخیره فرانسه امروز مشاهده میشود ۱۹۳۰ در دست داشت (به ٢٥،٦٧٢ میلیون امکان پذیر نبود . زیرا مبدل قبوض وجوه مربوط بوجود بحران اقتصادی نبوده فرانك) بمبدل پول نقد طلا بنماید . عدم مزبور بهیچ کار نداشت هانطوری که ونمیباشد بلکه علت حقیقی بحران مربوط تبدیل و اقدام نکردن بانك فرانسه بيك قسمت اعظم آن را موفق شدید با ایجاد باین اصل محسوس است که محصولات همچو کاری ادعای جراید انگلیسی را يك وسیله کافی بکار انداخته واز آن صنعتی بی اندازه زیاد تولید و انتاج شده بکلی نفی خواهد کرد آن ها فرانسه را استفاده نمایند . بازارهای دنیا کشاد ، تنگیستی روی متهم مینماید که پولهای طلا را بانك فرانسه در حالیکه وجوهی که در فرانسه بکار آورد بر اثر آن قوه استهلاك محصولات در زیر زمین ها رویهم متراکم ساخته انداخته شده بود منافع متناسبی را جلب مذکور از پای درآمده است . بدون اینکه از وجود این فایده ببرد نموده زیرا بحران اقتصادی در فرانسه رقم طلای ذخیره فرانسه از آوریل و مقصودش از این کار لطمه زدن ببازار کمتر از سایر ممالک وجود داشت ۱۹۲۹ رو بازدیاد و ترقی گذارده ویکی لیدن و بانك انگلستان است . و بنا بر این بدیهی بنظر میرسد که موسسات از عللی که بایستی بدان تسلیم گردید این درصورتی که حقیقت امر غیر از اینست مالی فرانسه بفکر جلب سرمایه های خود زیادتی طبیعی وغیر مصنوعی بوده وبانك و نقیض این ادعا را نشان می دهد وشاهد در خارجه افتاده وآن را در داخله فرانسه فرانسه را در تهیه مقدمات این ترقی مدعای ما حوادث جاری میباشد ، چه از بکار اندازند و هم چنین بدیهی بنظر میرسید وافزایش رقم مذکور دستی نبوده است تاریخی که دولت فرانسه موافق به تثبیت که مؤسسات مذکور برای جلب سرمایه در آنجا توطئه برای ازدیاد روز افزون نرخ فرانك گردید . های خود متوسل بخرید طلا از لندن و طلای ذخیره فرانسه در بین وجود نداشته طرد پولهای خارجی را در تبدیل بفرانسه نيويورك و مستردام شوند که در عوض واگر اراده می کردند که تا یک و نیمسال جاری شده و بوقایع ثابت که سرمایه لیره های انگلیسی ودولارهای آمریکائی غیر طبیعی تصمیم بازدیاد ذخیره طلای هائیکه از يك مملكت بمملكت دیگر منتقل و کاغذ بوده وجوه طلا تهیه و همان فرانسه بگیرند. محققاً می توانستند این وانتقال داده می شود یا پول طلا ویا پولی طلا را بفرانسه آوردند دو عامل مهم کار را انجام نموده باین ترتیب که وجوه که اوراق مالی قابل تبدیل بطلا دو ممالکی در آنجا وجود دارد که اساس باز ودیعه خود را درممالک خارجه ومخصوصاً که از آنجا ارسال گردیده است میباشند گشت سرمایه های فرانسه که درموقع تزلزل قسمتی را که لیره و دلار بود فوراً تبدیل از مدتی باین طرف بانكهای فرانسه پول فرانسه بخارجه رفته بود بشمار میرود بطلا نموده و آنرا بفرانسه جلب مینمودند. ودانمی را در خارجه داشته که اغلب آن اولی تثبیت نرخ فرانك و دوم زیادی منافع باین نکته هم محرز میباشد که لیره انگلیسی لیره انگلیسی یا دولار امریکائی ویا فلورین وجوه و پولی که در داخله فرانسه بکار ویا دولار امریکائی در مقابلش طلا پرداخت هلند بوده یعنی تمام پول فرانسه که در افتاده شده يك عامل دیگر هم در آنجا و می شود وهر کس که اوراق اسکناس خارجی موجود بود با پول طلای نقد بوده جود داشت که از دو عامل مذکور هیچ این دو نوع پول را در دست داشته باشد و با آنکه درحکم طلا بشمار می آید. کم نمیباشد و آن این بود بمحض اینکه در هر موقع می تواند آن را تبدیل به پول مؤسسات مالی فرانسه نظر بوجود فرانك فرانسه تثبیت گردید و مورد اعتماد نقد طلا بکند ، بنابر این بانك فرانسه بحران عمومی موفق نشدند که از پولهای قرار داده شد و آنرا ثابت یا بعبارت دیگر
( شماره ۱۰ ) مجلد پنجم پولی که بیشتر از پولهای سایر ممالك تامین دارد معرفی گردید فرانسوی ها در بسیاری از ممالك بالاستمرار شروع بخرید اوراق اسکناس فرانسه نموده و از ترس اینکه مبادا نرخ پول تنزل نماید و یا آنکه شورش و انقلابی ایجاد شود و يا يك هیجان عمومی پیش آید که ثروتهای خصوصی و عمومی در معرض خطر قرار گیرد پول خود را فرانك خریدند . خیلی مشکل است ممالکی را که پول طلا از آنجا بفرانسه آمده است تعیین نمود همانطوریکه خیلی سخت مقدار وارده طلا را از هر مملکتی بفرانسه تحدید کرد ولی میتوانم محققا اظهار دارم که تنزل روز افزون در قیمت پونه اسپانیا و تنزل تقلیلی که در پول انگلیس رخ نموده ، و ترسی که گریبان گیر محافل سیاسی ایتالیا شده ، و شورشها و انقلاب های متوالی در جمهوریهای برازیل و پیرو غیره تمام اینها باعث گردید که سرمایه های موجوده در این ممالك بفرانسه مانند سیل جاری شود . در اینجا بی مناسبت نیست متذکر شوم که پول طلائی که پیش از جنگ متداول بوده ، معامله با آن بعد از جنگ متروك گردید و بانك فرانسه شروع بخرید و جمع آوری آن کرد و علاوه از صد ها ملیون فرانك كه بانك فرانسه از مسکوكات مزبور خریداری نموده هنوز هم مقداری از آن در دست مردم باقی است که دیگر قابل رواج نبوده و یا آنکه از بین رفته است ، ولی قسمت اعظم از ساکنین فرانسه که مالک پول طلای قدیمی . هستند اخیرا قدر و قیمت مسکوکات مزبور را شناخته و از فروش آن خود داری نمودند . در این میان جراید انگلیس پی در پی شروع بمهم کردن بانك فرانسه نموده آن را اینطور متهم مینمایند که باعث تشویق قاچاق طلا برای خزانه خود میباشد و باندازه کار آنها در این اتهامات بالا گرفت که گفتند بانك فرانسه با ذخیره ساختن طلا در زیر زمین های خود مقصودش این است که طلا را آب کرده و جواهر بسازد جراید انگلیس در این اتهام خیلی راه مبالغه پیموده ولی حقیقتی را که بایستی در مورد آن تسلیم بود اینست که طلا از روی عدم تساوی تقسیم شده و یا بعبارت روشن تر بعضی از دول فاقد قدرت خرید طلا گردیده اند و با دانستن این حقیقت که بعضی از دول قدرت خرید طلا را از دست داده اند و حبس و عدم مصرف آن باعث کساد عمومی که امروز مشاهده میشود گردیده است . همان طوریکه نتایج عدم تساوی در تقسیم طلا و تنفر از وجود این وضعیت حکمرماست روز بروز نسبت بنتایج عدم تساوی در استهلاك معادن زیاد میشود زیرا مقدار طلای جدید که از معادن استخراج میشود سال بسال نقصان پیدا کرده در صورتیکه دامنه کارهای عمومی روز بروز توسعه پیدا کرده و اقبال مردم نسبت بمعامله و مبادلات طلا زیاد میشود و اگر مقدار طلای متداول از میزان تقاضای بازار نقصان پیدا کرد بدیهی است که نتیجه نقصان مزبور تنزل حتمى متوسط اسعار بطور عموم خواهد بود و تنزل اسعار هم یکی از علل مستقیم و اساس فلج شدن جنبش تجارتی و صنعتی محسوب میگردد زیرا کارخانجات با وجود این وضعیت نمیتوانند از محصولاتی را که تولید انتاج مینمایند فایده مطلوبه را تحصیل نمایند و از طرف دیگر جنبش بازار کار آن ها را مجبور خواهد ساخت که محصولات خود را با قیمت ارزان بفروش رسانند در حالیکه بقیمت گران برای آنها تهیه گردیده است و علاوه از این همان تنزلی که در قیمت محصولات رخ میدهد اقبال عمومی هم باعتبار اینکه باز هم اجناس تنزل خواهد کرد در خرید اجناس و محصولات کم میشود ، و نتیجه این ترتیب این میشود و محصولات از بازارهای دنیا انبوه و متراکم شده و انبارهای کارخانجات و موسسات صنعتی از محصولات پر شده و قهرا چرخ کارهای از جریان ایستاده و دنیا را از این توقف متاثر خواهند ساخت . در حقیقت مسئله لا ينحل طلا یکی از علل و عوامل کساد عمومی است و اگر بگوئیم که عامل اساسی کساد عمومی است در این گفته مبالغه و افراط نموده ایم همان طوریکه نمیشود گفت که ابدا دخالتی در این کساد عمومی ندارد ، حال این مسئله را چطور حل خواهند کرد هنوز تحت مطالعه است ! (کوشش )
های كوچك طبع نموده اند مبادرت مینمائيم : به مادران ودختران جوان (چه وقت و چطور بچه را از شیر میگیرند) اول طفل را بايد كم كم عادت بغذا داده – دوم اولین غذای طفل را چطور درست میکنند – سوم غذای یومیۀ او چه چیز وبچه ترتیب است . ١ . تا ماه هفتم بطفل غير از شير هیچ چیز دیگر نباید داد حتی چائی وغیره و بعد از این مدت يك وعده از شیر خوردن را در شبانه روز بحریره كه از شير و آرد برنج ، جو – يا گندم وغیره باشد تبديل بكنيد . ٢ - اولین غذا را (حريره) چطور درست ميكنيد - مقدار يك قاشق مربا خوری آرد برنج را دو سه قاشق آش خوری آب سرد جوشیده حل کند كه تمام با آب مخلوط شود. بعد از آن مقدار یکسیر(فارس) و نیم شیر را جوش آورده و خمیریكه درست کردید در آن بریزید . تا بیست دقیقه بجوشانید و در این مدت با قاشق خوب بهم بزنید و همان طور كه سر بار است مقداری نمك وسه حب قند در هر آن بیندازید و پس از سرد شدن يك دفعه بطفل بدهید . این حریره باید بقدری رقيق باشد که با پستانك بشود بطفل داد و هر چه طفل بزرگ ترمیشود حریره را سخت تر درست كنيد و مقدار شیر را هم زیاد تر خواهید بقیه در صفحه ١٣ خبر هاي خارجي مسابقه در ایست بورن منطقة اروپائی در مسافة اتمام دیوس بريطانيا جاپان را به سه ميچ بمقابل صفر مغلوب ساخت مسابقه دیگر بتاريخ ١٦ - ١٨ جون در کوین هينگن در بین چيكوسلوواكيا و دنمارك خواهد شده . تصادم پیغام شنگهای مظهر است که در وقت رسيدن كبطان کشتی تجارتی چینی موسوم به بو تا کا تحت البحری بر طانیا با آن تصادم نموده بود . در نيو چوانگكات ( مانچوریای جنوبی ) ٦ نسبت نفر تلف شده کشتی بوسی دن ظهار موافقت نموده شد . كبطان مذکور سترایتی تر بیان نمود كه هوا صاف و باد خاموش بود و هر چیز بخوبی دیده می شد . و این واقعه محض در نتيجة آنكه بوسی دن دفعتاً راه خود را تبديل نمود واقع گردید این تصادم در يك راهی واقع گردید که یکی از راه هائیست در ساحل جنوب چین که در آن وقت و آمد خیلی زیاد است . مامورين برطانوي تا بحال ما نوره خود را در فاصله ده میل از راه جهاز های تجارتی اجرای نموده اند . درین فرصت بوسی دن در بین راه یافته شد مراسم بحري پیغام وای های وای مشعر است که در صبح روز یکشنبه در بحر مراسم تاثير حفظ الصحه اطفال آقای دكتر رشتكار ديپلمه اونیور ستيته پاریس که قسمت مهم تحصیلات ایشان مر بوط به اطفال است اخيراً يادداشت هائی برای حفظ صحت اطفال در كتابچه های کوچکی طبع وتوزيع نموده اند . این يك اقدام بمورد وقابل استفاده ایست زیرا بدبختانه هنوز مادران با اطلاع وتحصيله کرده در مملکت بحد كافی تربیت نشده اند که از روی اطلاعات صحیحی اطفال خودرا پرورش نمايند و يكي از علل تلفات فاحش اطفال همين عدم اطلاع مادر آن وعدم وجود حفظ - الصحه اطفال است بنا براین هر قدر نسبت به روشن شدن فکر خانم های محترمه برای تربيت اطفال كمك شود مستقیماً بحفظ جان اطفال وتربيت جسمي آنها كمك شده است از همین نقطه نظر ذیلاً بدرج یکی از ياد داشت های ایشان که اخیراً تنظيم و در کتابچه
داری اجری شده و تمام جهازهای تحت البحری و کشتی های دیگر در نقطه که بوسی دن غرق شده بود برای اجری این مراسم قابلی با بر آنان اجتماع نموده بودند و در عین حال در ساحل بخر مراسم دینی که دران نمایندگان چینی و انجلیزی مشغول باشند صورت گرفت قطب شمالی تلگرام نیو یارك مظهر است که مکتبی تحت البحری موسوم به ناتی لس که در آن سر هبر برت و لیکنن عبور نموده بود از زیر یخ بطرف قطب شمالی برود در وسط اتلانتيك در اثنای راه خود بطرف لندن از کار افتاد کشتی موسوم به اندی بندنس حال در نزد آن ایستاده است . خانم و انکنس که بسواری جهاز ماونتایا از نیو يارك روانه شده بود با تشویش منتظر خبر است قرار اطلاع نتيج کشتی مذکور و لیکننس فکر نموده بود كؤ او را بوسیله بودن تحت البحری خود در پهلوی کشتی مذکور در روز دوشنبه در بین اتلانتيك كشتی مذکور را متعجب بسازد طوفان تلگرام شيشا مار بروز مظهر است که کشتی هواخواری موسوم به شينت آل برت در صبح روز دوشنبه جمع الی ششصد نفر اعضای اتحادیه هوا خوری ناپولی را به جزیره پوار موتی برده و از آنجا بساعت بك ظهر در پيش يك طوفان شدیدی عودت نمود و دانسته شده است مسافرین شصت نفر در جزیره مدكور جمع شده بودند تا آنکه باوردها از باد محافظه کنند يك کشتی مذکور را منقلب ساخت . تا بحال تنها هشت نفر از باد ماندگان را حمل نموده اند و دیگر می رود دیگر کشتی بدست بیایند. دانسته شده است که شصت نفر ضایع شده اند و تقریباً یکصد نفر بنابر آنکه در جزیره پوار موتی مانده بودند سلامت ماندند این اشخاص اخواسته بودند که در هوای بد در کشتی سوار شوند . بك کشتی جهت اعانه به نقطه مذکور روانه شده است. تلگرام قادس مظهر است که اظهار هر اس نموده میشود که عده مقتولین حادثه - شتاپلی برت از چار صد زیاده میباشد قرار تحریر نامه اکسپریس لی هر الد متعدیه پاریس که مطلع شده است فرانسه میل ندارد مقابله کند و بطالب فرصت ندارد تا زمان مسابقه انجمن ها را تکمیل نماید . بر طانیا اقدم مسابقه طیاره را خواهد برد . سقوط طیاره مارتن معروف طیاره و انطالیس تبدیل از برین وزن دیگری که در طیاره او می گرفت نی نموده و هنوز معلوم نشده که بوده است آنکه طیاره به بیف من كرورك دران پرواز می نمودند در انتهای حین زمان سقوط انچوبه درخت گرفت شده و سقوط نمودند . او برین دختر يك بيروت رو در شکار آسولیدی سرطیاره ی او پرش : بود و اولین زنی بود که به قطع كامل با يك مسافر پرواز می نمود . در ۱۹۰۹ در لقر مقا لو در نتیجه سقوط طیاره لكتی پای خود را باخته بود منکر به کریس پخته او است بزودی باز به پرواز خواهد نمود تلگرام شيشا ما ربیان می دارد که جهازهای طلا یاب شکسته جات فی لی برت را پیدا کردند غواصان فرود آمده در ك آمودند که کشتی مذکور بريك طرف چپیده است بگر نتوانستند دران داخل کردید . غواصان مذکور هيچ یک نفر را ندیدند و ظن باز عقیده میشود که باز آوردن آن به سطح بحر یک کار خیلی مشکل است . طیاره بی انجن تلکرام لندن مظهر است که طیاره زانتاً و خولانده او : راقی کانا والی انسان مسافه دور از کانال در يك طياره يي انجن (۱۸) کلانی دارای يك عرابه قابل انفصال در نزد خود عبور نموده يك بسیار مسابقه جديد هواهی را تشکیل داد . طیاره بي انجن ويك طياره شوف در میدان طیاره امین به هوا بلند نمودند و چون هر دو دوازده هزار فت بلند شدند کپلاندن از طیاره رها شده به سرعت شصت میل فی ساعت ( ؟ ) کلاتدو يك نوع طياره بي انجن است که بعد از صعود در هوا بیک خط محرکته نمودم نزول میکند .
صفحه ۱۳ ( شماره ۱۰ ) مجله پنجم حرکت و از کانال عبور نموده در میدان طیاره سینت انګلبرت در نزدیکی کیب فیز فرود آمدند . زلزله در تبت مسکو ، ۲۲ جون ـ رصد خانه پولکوفسکی به ۱۸ ماه چون بساعت ۱ و ۷ دقیقه به قرار ساعت گرینویچ زلزله را که در پنج هزار کیلومتر مرکزیت داشت نشان داده است . مرکز زلزله از وسط تبت بوده است ( از جریده تاس ) تلگرام روم مظاهر است که پولیس ها در تمام ایتالیا کنایس ها و کاغذ هائی را که درین نزدیکی ها از کلیسیا های کاتولیکی گرفته بودند بـه کشیش های ایا لات تسلیم نموده اند . این اقدام در نتیجه جواب پاپ که دیروز بحکومت ایطا لیــا داده بود واقع شده است . و چنین نگاشته میشود که جواب پاپ در باب موضوع و دامنه محدود آزادی مؤسسه عملیات کاتولیکی تعهدات دیگر . و خیلی صمیمی نموده است . تلگرام وا شنگتن مظهر است که اداره بحری تلگرافی از کشتی حربی وی او مسک گرفته است و تلگرام مذکور بیان میدارد که وضعیت نیگا تیاس خوب است و حالا مصروف تهیه نمودن انجن ها و پر کردن با تری ها می باشد . نیوز کرانیکل بیان می دارد که امارت بحر قبول نموده است بـه سـر هبرت و انگلس امداد کند که تا تیاس را در پلای موت ترمیم کند . ( بقیه صفحه ) کرد و بطوریکه برای طفل يك ساله يك قاشق سوپ خوری آرد برنج و دو سیر ونیم شیر برای يك حريره خواهد بود. اگر بچه یبوست پیدا كرديك قاشق مربا خوری عسل و یا سبوس داخل حریره کنید آرد ذرت و آرد جو وغیره نیز میشود بدستور طبيب حريره درست كرد ۳ - غذای یومیه طفل چه چیز و به چه ترتیب است : از هفت ماهگی تا نه ماه باید طفل در روز يك حريره وپنج وشش دفعه شير خالص شیرین بمقدار دو سیر در هر دفعه بدهید ویا در عوض پستان مادر داده شود از نه ماهه تا پانزده ماهه - دو حریره غلیظ در روز و چهار یا پنج دفعه شير خالص شیرین که هر دفعه دو سیر ونیم باشد لازم دارد لازم است بین حریره وشیر اقلا سه ساعت فاصله باشد پانزده ماهه ـ در این سن طفل را باید بکلی از شیر گرفت و همانطور که گفته شد کم کم تبدیل به غذا کرد - اگر هوا گرم است و یا طفل دندان در میاورد باید قدری تأمل کنید مخصوصاً اگر طفل با شیر گاو از شیر گرفته شده باید مقداری شیره میوه جات پخته مثل پرتقال ایوموی ترش و شیرین یا انگور باو داد در پانزده ماهگی بطفل در روز فقط پنج دفعه غذا بدهید که مجموعاً سیزده سیر ونیم شیر بشود و از این مقدار شیر باید بقدر سه حريره درست كرد وبقية آن همانطور شير خالص شیرین داد روزی مقدار مختصری نان سوخاری باشیر بدهید وهفته یکی دو دفعه نصف زرده تخم مرغ در حریره داخل کنید . طفل شانزده ماهه ـ در شانزده ماه و هفده ماه هر دفعه از حريره را به يك تخم مرغ تازه یا مختصری عدس یالوبیای جوشانده کوبیده و یا مقداری آب گوشت و یا میوه جات پخته صاف شده تبدیل کنید طفل هیجده ماهه ـ در ماه هیجدهم فقط چهار دفعه باید غذا داد و یاو هر روز يك دفعه مقداری مغز بره یا گوسفند یا ماهی یا گوشت مرغ ومختصری میوه پخته بدهید غذای طفل دوساله ـ در روز بقرار ذیل است : صبح حریره آرد برنج با شير يادو دوسير ونيم ناهار : ۱ - يك تخم مرغ يا مختصری گوشت مرغ یا بره یا ماهی خوب یا مغز تره شده و یا بره و یا گوشت گوسفند کوبیده و یا آب گوشت سبزی دار . ۲ - مختصری کوبیده سیب زمینی پخته مخلوط با ( آبگوشت یا شیر ) یا نخود لوبیا یا عدس یا برنج پخته ومختصری میوه پخته یا گلابی . ۳ - کمی نان و یک فنجان آب . عصر : دو سیرو نیم شیر یا مقداری نان سوخاري و يانان برشته شام : حريره شیر با آرد برنج یا آب گوشت بی چربي يا يك سسيرونیم شیربانان ( باقيه دارد )
خبر های داخلي کاروان زرد در کابل ( مابعد از شماره گذشته ) نطق وزیر خارجه بحق اعلیحضرت نادر شاه و بتمام شرفا و اعیان فرانسه تحیپ و صمیمیت ابراز مي نموندند امروز که این کاروان علمی فرانسه در وطن خود می بینم از صمیم دل خوش آمدید می گوئیم وهم موفقیت شان را خواستگارم . خوشبختانه تجربه ومشاهدات زنده گیانی ملل عالم را باین مسئله اشنا وگی بخشید که تا مشاهير ملل با هم دست و دادند هند و اتحاد عمل و تشر يك مساعي را شعار خود قبول ننمایند به هیچ وجه احتیاجات بشری را مغلوب وترقيات عالم را با پایه اکمال نرسانيده نمی توانند تاج چیز است که وداد و اتحاد عمل آن را از امان دور کرده میتواند این اقدام هیئت محترم شما در راه اتحاد عمل نوشت يك شرق و غرب امید است نتایج نتایج نیکو گردد مانز صمیم دل موفقیت وعافيت و سفر خوب برای شما میخوا هم . نطق رئیس هیئت جناب مستطاب آقای وزیر : بنده خيلی مسرورم که حضور حضرت اشرف صدر اعظم افغانستان و آقای شارژ دافير فرانسه مقیم کابل باسم تمام اعضای هيئت تشکرات صمیمانه خود را برای شما تقديم کنم . پذيرائى د لیسند یمان بحد یکه در موقع ورود ما بکابل شده همچنان پذیرائی ای مختلف دیکه باعث افتخار ما از در اناطه قشنگ شما کردید در نهایمان مانا که ازینکه فراموش شدنی نیست باقی خواهد ماند . بنده میخواهم بحضور حضرت عالی شما عرض کنم که چیزیکہ مایان را بیاد ترین روز های اخیر متاثر ساخته عمالا حضور حضرت اشرف صدر عظم صاحب است با وجودیکه اداره مملکت بر دوش ایشان يك وظیفه بزرگ است و وقت شان از همه بیشتر قیمت دارد حضرت اشرف بهريك پذيرائي كه بمناسبت ما بل شده حضور داشته اید که حضور ایشان پذیرانی تمام افغانستان را معرفی میکند. جناب آقای وزیر را اطمینان میدهم که ما دل خود را مجبور خواهیم ساخت تا در طرف سفر طويل مقاصدی را که پیشنهاد خود گرفته ایم تعمیل کنام همچنان که حضرت عالی بیانات خوبی راجع بآن داده اند بلا شبهه عرض کرده میتوانم که هر یکی از اعضای هیئت من در شعبه مخصوص خود توسط سینما و فوتو گراف و رسم و فلم حسیات محبانه و نیکی را که وطن قشنگ شما برایش داده در تمام عالم بیان و ظهیدار خواهد کرد بنده درینجا خواهشات پر جوش و صمیمانه خود را نسبت به خواهشات هیچکه برای ملت افغان آرزو دارید تمنا دارم در مشرق : يوم سه‌شنبه ۲۸ جوزا مطابق ۱۷ جون غمره صفر عمل ۹ بجه روز هيئت مذکور وارد جلال آباد گردیدند از طرف حکومت اعلی برای رهائیش هيئت در باغ شاهی جلال آباد هر گونه تهیه دیده شده بود. و هم دران روز مذکور بساعت ۲ بجه جلال آباد اودع گفته رهسپار د که شدند بتاريخ ۲۷ ماه مذكور عازم جلال آباد و در منزل جاك جبار که ۱۵ گروهی شهر کابل داقع است میرسد درینجا قافله بدو فراق تقسیم میشود فراق اول که عبارت از معاون و چندی از اعضای محترم قافله است راهسپار منزل آمله گردیده خود آقای رئیس با اعضا در منزل مذكور توقف نمودم شب را هر دو فراق به منزل فوق به جراحت میگذرانید. فردای آن هر دو فراق باوقات معین از منزل جاهای خود حرکت نموده نخست فراق امله وارد جلال آباد شد مگر این جماعه پس از توقف يك ساعت و چند دقیقه رهسپار منزل د که گردید . ترتیبات رهاش از طرف حکومت اعلى گرفته شده بود عمل یکنیم بجه روز آقای رئیس قافله با 4 نفر اعضا وارد باغ شاهی گردیده مدت 5 ساعت در باغ مذکور اصرف چای و انواع شیرانی و فوا که ها و بملاقات ج ا ع ا ص آقای غلام فاروق خان حاكم اعلى گذرانیده و نیز بعضی چیز های ساخت وطن مخصوص ساخت « بقیه د آرد »
شماره ۱۰ صفحه ۱۰ مؤلف : ا. بلانژه فرانسوی (۸) مترجم : حبيب الله طرزی مادام سان ژین فصل سوم «شوليه دو کر» کاترین که قدری از بهت وسراسیمه گی بهوش آمده بود گفت : « طفلك احمق ! توخيال ميکني که اگر عاشق مي بودم او را در اطاق خودم پنهان میکردم ؟ اين شخص دوست ماد موازل بلانش دولا واین ولي نعمه و دوست من است . » له فيور : « یک مرد زخمی مقدس است و بیک سرباز حقيقي هيچ گاه بر زخمي آتش نمي کند ... این بیچاره را پر ستاري کن ونجات ده . من ممنونم که ترا بشبادیه فرست باین خانه معاونت میکنم . مگر هیچ کس باید این را نفهمد اگر فهمید بسیار مضرتات خواهد شد . » کاترین که از فرصت سرشار بنظر مي آمد گفت : « له فيور ، تو يک مرد نهایت پاک نژاد و نيك سيرتي . » وصداي خودش را پست ساخته ايراد نمود : « بهر قدر زود يکه آرزو داشته باشي عروسي خواهم کرد ! » یکی از سر بازان : سارجن له فيور کنراد ها منتظر اند ! » له فيور : « دوستانم شما برويد من شما را تعقیب خواهم کرد ! » فصل چهارم « وعده » بعد از اینکه دکان از سربازان راه عبور خالي شد ، کا ترین شی برلچه مریض خودش مهيا کرده و او را از خواب بيدار نموده با قدري شرب برايش آوردوه کاسه را بنز دروي او گرفته گفت : « بيا ! تو بایدطاقتت را حفظ کني زيرا بسیار وقت درین جا مانده نميتواني ! نه اینکه من ترا از خانه ام بيرون ميکشم ، نه تو مهمان ماد موازل بلانش هستي ! در این در خانه من زیاد از من اختیار دارم . ولي هر قسم اشخاص در دو کان من رفت و آمد دارند ، اگر مشتريان بفهمند که تو درين جا هستی ، دختر لاندش کاره من يقيناً خواهد فهمید و تو رسوا خواهي شد. بداوش بزن ، توميداني که بر خلق آتش کردنی و این یک مزاح نیست . » نيير ک بكمال زحمت جواب داد : « ماشاء را مدافعه وحمايه مي کرديم . » کاترین شانه هایش را بالا برده گفت : « آنرا که اسقاط اعظم مينامند ! اوه ! در مجلس شوراي ملي حق خودش را خواهد یافت آنها زحمت نه مي کشند که بخاطر اوانجا بروند . این اسقاط اعظم تان یک شخص بي آزار ، و بيکاره است که زنش دچار به پوزش انداخته او را باین دلال کشانیده است ! ميار مي زياده برين او را کجا خواهند کشانید ؟ به عدم ! من پوره فهمیده نه مي توانم که این همه معاملات شوم مربوط داشت و تو چه میخواستی بکنی ؟» نيير ک : « این يک ايلچي گري مخصوص نزد ملکه آمده بودم . » کاترین : « آن زن تدبير بافي ؟ براي اوبود که خودت را در همه خطرات گرفتار کردي ونزدیک بود حياتت را ببازي ! » نیيرک : « من خواهش داشتم بمیرم ! » کاترین : « مردن ! باین عمري که تو داري آن هم بخاطر شاه وملکه ؟ هیچ صورت باور کرده نمیتوانم ! ضروز کدام دلیل ديگري غير اين خواهد بود ؟ جسارت مرا عفو خواهی کرد ولي به فکر من وقتيکه یک جوان ۲۰ ساله براي اشخاصیکه نه می شناسد وبراي نقدي که یک پشه هم قیمت نداشته باشد خود را فدا ساختن می خواهند همیشه خانمی در بين مي باشد بکویه بینم که من حق دارم يا خير ؟ » نيير ک با وجود ضعف زیاد بازهم قدري سرخ شده گفت : « بلي حق داريد ! » کاترین : « این هم لغتيال . وازد که حدس زده توانم ... اوه ! من كوشش نه میکنم که براسرار شما واقف شوم ، به من هيچ دخل ندارد . ماد موازل لا واين قال وسزاوار هر گونه عشق ومحبت است . » کونت نیير ک بشنيدن اسم محبوبه.
صفحه ١٦ شماره ١٠ جلد پنجم اش از اظهار احساسات خود داري نتوانسته کاترين باو حکايت نمود که چطور در گفت :- قريب ده ( لازلين ها ) تولد شد و دران « آه بلا نش عزيزم چقدر خوشگل جا با ماد موازل بلانش يك جا نشو ونما است ... اگر من بميرم باو بگو که یافته است . نامش را بانفس آخرين ياد کردم و خيالات دم مارکی حصة زياد سال را در در بار مرگم مشغول او و ... » درينجا دفعتاً میگذراند وبلانش ووالده اش را به سنت خاموش ماند و کاترین برای تسکين قلق ارامين میگذاشت . بلانش بيک حيات واضطراب او گفت : « تو نمي ميري تو بايد روستاییانه که مراد از گشت و گذار زنده مانده و بوصال کسي که دوست ميداري در جنگلها ، سواری و شکار در قرب نائل گردي وبراي شخص ديگري که وجوار بود ، بسر مي برد . با دها قين ميخواستي نامش را ببري - شبه نیست که بسیار مهربان و اکثراً بخانه محقر کا ترین آنهم پدر او مارکیز لاولین باشد . من رفت و آمد می داشت . تا انکه ماو کی دو سه بار او را در لساسي ديده ام يک پدر بلانش دختر و خانمش را بدر بار مرد شریف و خيلی نجیبی است نیم تنۀ ( ورسای ) تقدیم کرده کا ترین ودو سه مخمل آبی رنگش همین دم در پیش چشم دختر روستائي ديگر با آنها يك جا به پاريس من است ، كاترين حس نمود که در اثنای آمدند . بعد از چندی که در پاریس تذکار اسم مارکیز بر روی چهره فدريك اثار بخوشي حيات بسر بردند مادام لا ولین کدورت ظاهر گرديد و خود بخود گفت : زن مارکی وفات یافت . وچون خود « آنها با هم دوست معلوم نمیشوند مارکی بصورت ایلچی بلندن فرستاده میشود بسیار خوب شد فهميدم هيچ شبه نيست از عدم پرستار دختر خودش را نيز با خود که مرد پير بعروسي شان مخالفت داشته برد ، بلانش چون محبت زيادي با خواهد بود . » با کاترین داشت دوکان قصاري برای او کشاده و با يک آه ضنكاء جوان را درست حیات او را تأمين کرده است . بعد ازان نموده آهسته گفت . من بسيار پرگوئی وقت ماد موازل بلانش را ندیده و از و میکنم و این برای تو خوب نیست .... اگر خبری نداشته است . میتوانی بخواب ، خواب تست را کم خواهد کرد . » كاترين سر گذشت خودش را باين الفاظ فدريك سر خودش را به صورت منفي مختصر تمام کرده میخواست بر خیزد که حرکت دادم گفت : « بمن از بلانش در وازۀ دو کان بار دیگر زده شد . سان صحبت کن ! صحبت وياد نام او بهترین ترین : « خیال نمیکنم که له فيور باين معالجه هاست برای من ! » زود ي بر گردد ؟ باز هم اگر تنها باشد با كٹ ندارد ولی رفقاي او خوا هند بود خیر با ک نیست ، من آنها را بصحبت مشغول داشته از بن اوطاق دور مي دارم . » این را گفته در وازه را بکشاد . در حالیکه منتظر بود یک جماعة سربازان را باله فيور ملا قی خواهد شد ، یک خانم جوان سراسیمه و پریشان بد كان در آمد . خانم نو وارد : « آيا اينجا خواهد بود ؟ بمن گفتند که یک سرباز زخمي را دیده اند ؛ با ينطرف آمده است ، آیا هنوز زنده است ؟ » کاترین مربية سا بقه خودش را بیگ نظر شناخته پاسخ داد : « بلي ماد موازل بلا نش ! او در اطاق من وبشکار اسم شما مشغول است . بيا ئید او را بشما تقدیم کنم . » این را گفته او را بر بستر بیمار برد . ورود بلانش بر کولت تاثیر عمیق نموده او را بوجد آورد ، خواست بر خیزد ولي قوۀ متحدۀ دو نفر زن او را مجبور ساخت بر بستر بماند . بلا نش با یک لهجه شیرین پر نمک او را مخاطب ساخته گفت : «ي عاشق نمک به حرام ! آ يا با ينصورت مي خواستي بميري ؟ » ( با قید ارد ) ( مطبعة شمس )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ " طلبه معارف ۷ " در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید تعویض و معاوضه باشد ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
شماره ( ۱۱ ) مجلد ( ٥ ) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ انيس اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و نگارنده مسئول محي الدين ۲ سنبله ١٤ سرطان ۱۳۱۰ تاسيس ١٣٠٦ ۹ صفر ١٣٥٠ شوراي ملي آیا حق داریم بگوئیم که ما « شورای ملی » را نمی شناسیم ؟ و این مؤسسه مقدس که یگانه کفیل ترقی و پیشرفت ، اصلاح حقیقی ، و ابتدا موجد و محافظ نعمت قیمت دار و گرانبهای است که آنرا حریت و آزادی ، یا ایستادن به پای خود و نجات از اسارت غیر می نامند ، بما معرفی نشده است و نشناخته ایم ؟ ای والله ! اگر بگوئیم و هم باین گفته خود معتقد باشیم گویا از يك تعليم خیلی بزرگ و بی آلایش دیانت حقه اسلام چشم خود را عمداً پوشیده ایم . بیائید در قرآن عظیم الشان الهی و کلام خدای خود نظری بیفگنیم ... بلی ! در آنجا خواهیم دید در جمله اوامر واجب الاطاعت ایزدی ، که هر کدام آن بيك صورت دیگری موجب فلاح و برتری و رفاه و سعادت نوع بشر گردیده است و میگردد و این جمله قابل تقدیس و احترام را مسطور می یابیم که « و امر هم شوری بینهم » . ما که مسلمانیم و از صمیم دل به اطاعت و انقیاد دین پاك اسلام و پیروی پیغمبر بزرگ و راهنمای بشریت حضرت محمد صل الله عليه وسلم فخر داریم ، این چیز برای ما نه می تواند يك چيز تازه و جدید باشد ، بلکه اولین سنگ تهداب حکومت اسلامی ( اگر حکومت صحیح باشد ) بر همین اساس نهاده شده است ، و گمان میکنم ، انصاف ، عدالت ، حق شناسی مساوات ، حريات فردی و اجتماعی راست گوئی ، دوری از مدائنت و منافقت ، صدق و صفا خلوص و صمیمت مردانه گی و دلاوری همه این اخلاق و عملیات قابل تقدیر و تحسینی که در زمان حضرت خاتم النبيين و خلفای کبار شان وجود داشت، از يك طرف و جود این مایه اساسش حقیقی ملی یعنی مشورت و شوری را اثبات میکند و شکل علت را به خود میگیرد . و از طرف دیگر به نوبت خود مولود و معلول آن بشمار میرود - . اگر دقت شود حق فکر ورای را نه می توان در عالم بشريت بيك فرد محدود نمود . همانقدر که مسائل حیات بشر با تکامل و ترقی مدنیت پیچداری و تعدد پیدا کرده دامنه احتیاجات انسان در صحنه زنده گی و معیشت وسعت و امتداد پیدا می کند به همان اندازه قوه فکری به کار است که در صدد تهیه ما لا بد هسته بشر آمده آرزو ها و آمالی را که زنده گی مدنیت شعارانه در جامعه انسانیت ، در دل انسان تحريك می کند بر آورد و تکمیل نماید . از همین جا است که ملل او روپائی که در امور حیاتی و اجتماعی خود از ما بارها چرب دست تر و چالاکترند به کشف این سر مبهم تعالی امم کامیاب آمده اند و ما می بینیم که آن چیزی را که بزرگان گذشته ما ، به تمام فصاحت به ما تعلیم داده بودند و باید امروز ما دارای آن می بودیم ، با سامی مختلفه و اطوار مغایره در بین انسانهای مترقی جلوه گر و از فیوض بیکران آن استفاده های کثیر کرده اند و کرده میروند باید بگوئیم و به عبارتی هر چه سوزان تر و غم انگیز تر ممکن شود صدای خود را بگوش عالم اسلام و جامعه اسلامی رسانیده . در مقابل شان برقت آور ترین طرزی رفع صوت کنیم که : ـ
داد دادم ز جور و ظلم استبداد داد خوش بداد من رسيدي خانه ات آباد باد تهران هجري ١٣٠٦
( فتوحات حضرت عمر ( رضی الله عنه ) در بين النهرين و اكاديا ، وایران ، شکست رومی ها ؛ فتح سوریه وفلسطين در عهد این خلیفه نامدار حضرت رسول برحق ( ص ) وهم چنان فتوحات شاندار او در مصر شاید نخوفی این مسئله را برای ما ثابت ومدلل می سازد . مگر پس از انکه در سنه ٦١ بعد الهجرت اولین مرتبه اساس ظلم و استبداد در اسلام مانده ، اصول اجماع امت و جمهوریت اسلامی پا مال اغراض نفس پرستانه ، وشهوت رانی غیر مشروع گردید تا با مروز زمام سلطنت ممالک اسلامی بدست افراد مانده ، زمام مقتدر اسلامی بدست اشخاص مخصوص افتاده در نتیجه يك سيلاب خیلی مدهش تباهی و بر بادی خانه سعادت و اقبال ، جا وحشمت ، شهرت واعتبار مسلمين را از بن و بیخ بر کنده و مقاصد صحيح وأمل مشروع یامال اغراض ناجائز و امیال قبیحه گشت . جای عدل و دادو طالم واعتساف ومقام عطوفت و نصرت اسلامی را جبر و تشدد و استبداد دیگانه کی گرفت . مفهوم شاه و ملت رفته رفته در بین مسلمين از هم يك فرق و مغایرت زیادی پیدا کرد . وامر وسلاطين مستبد ممالك اسلامی در نتیجه از طرف چاپلوس ها و متملقين مقصدیپرست احاطه شده معنی حقیقی شاهی و حکومت از بین برداشته شد . برای حرکت استبدادی مقوله هایی ادنی وشعرهای را شریدند و گفتند : -- و کاهی بسلامی رنجید و گاهی بدشمیانی ملاحظات کشته ، ، وچه و چه . این بیچاره ها پای در موزه اش و از کاه در بطط همکانی به خوبی خجلت و انفعال مارا اثبات نموده می تواند نکه شهم ... با اینهمه ترقی و تفاوت که مانند اینان نتوانسته است به صمیمیت وصداقتی که لازم است ، و باین الایشی و پاکدامنی که مطلوب است ، اولی پیش روان ترقی بشر پای گرفتکان و رجال بزرکت و تواریخ اسلامی خود را اطاعت و از ان تاسيه نامع کند . و از همین جهت و به همین سبب است که بجای آن همه شان وعزت آمهصه وقرو اعتبار آنهمه علوت ومكانه ، عجز ، انکسار ، مغلوبیت ، ترس وخوف ومسكوبت قائم کردیده است . و روز بروز در مقابل ترقیات خارق العاده اوروپا که بحارت از خوشه چینی خرمن ارشادات وهدايات دین حنیف اسلام است پست شده میرویم و هر چه میخواهد با ما می کند . وما هم با دست های خالی و کیسه های نهی و با محرومیت کامل از لوازم دفاع حیات ، واسباب مقاومت مزاحم زندگی مجبوریم در مقابل مطامع ومقتضيات شان کردان تهم وسر انقیاد و فرمان برداری فرود آوریم . اگر بتاريخ كذشته اسلام نظری مدققانه فکنده شود ، خواهم دید که تار منیکه بنای سلطنت اسلامی بر مشورت و استشاره و بر رای و فکر عمومی بود، در همه جا آفتاب ترقی و عظمت اسلام ومسلمين تابان و در هر نقطه معتایه دایار وعدهیت وصلابت پیروان دین محمدی (ص) در غرس بوه. کاها من می بینم که بد آن نیل کرد ) ایوای ما اخود ما از تعالیم روحا بیایت خیلی در حینه و بر کردۀ دیانت متین ورشراعت اسلام ، و از تلقینات واقعهات مفید اخلاقی و مدنی اسلاف کبار وبنی وایان دینی خود غافل و بی خبر مانده ایم که باین همه مصائب کونا کون کرفتاریم و هر حرکتی که میکنیم انقدر بی خردانه ، و بدون يك اساس صحیح وثابته و مقصود معین می باشد که در نتیجه بجز پریشانی و اندوه بجز حسرت و ياس بجز ندامت و افسوس بالاخره بجز ذلت و شرمساری ثمره دیگری ازان نه می بر داریم و طرف دیگری بر نمی بندیم . هر چه کرده ایم خود به خود کرده ایم . و هر مصیبتی که گرفتاریم محرك وسبب مولد و موجب آن خود ما گفته ایم . هر کجا مات خورده و در مانده واز اسباب تمدنی غاری برائیم . هر کجا ذلت غلامی وفره رسیده ومظلوم به نظرها وخورد در حان حاکمه علمت را ایاد ماروازان شان خاری می یابیم و آیا این مات بی چیز وتحقیر این ملت پس مانده و فاقداز این بود؟ مظلوم مفتوت الحقوق پیروهمان عقیده وفكر همان ازعان وايهان همان قوانین بزرکت دنی و دنیوی است که چندی قبل پرچم نصرت ورايت فتح واقبال پیروان و کروید کان آن از چین تا به هسپانیه ، در هر نقطه که با عقل انسان برخورد میداج ملل وغالبيت ميزد . بلی همان است اما با در قسوس و با باید بکویم خجالت و شر ساری و
( شماره ۱۱ ) ترک نفسانیت وخود پرستی فرد اول و فدائی یگانه حریت و استقلال خود ( که خوب در ک نموده است ، اساس استبداد و خود سری بچه اندازه از اهمیت عالم اسلام کاسته وبر حقارت وذلت آن افزوده است ) صاحب حقوق طبیعی وفطری خود می گردد و اعلحضرت شاه مدبر ما برای آنکه دو قبل خدمات قابل قدری که در راه سعادت مملکت جوان ابراز نموده است يك خدمت خیل قابل قدر و تمجید دیگری را نیز در صفحات تاریخ وطن بآب زر بیاد گار بگزارد ، حقوق مشروعه ملت را بدست شان داده « شورای ملی » را افتتاح و باین وسیلة روح پرفتوح حضرت رسول اکرم ( ص ) و قائدین دین اسلام را خورسند و راهی برای نجات و فلاح این خطه دل فریبی که از تمام مزایای طبیعی مملو است می جوید . ملت افغان وجداً تا مجبور خواهد بود در مقابل این خدمت عالی مر تبت مراتب محببت و احترام خود را به کمال صمیمت و خلوص به مقابل اعلیحضرت محمد نادر شاه تقديم کند ، و به تمام بهجت و سرور نعره خود را با فلاک برساند و به تمام قوت فریاد بر آورد که : « زنده باد حرات ــ پاینده باد آنکسی که حامی حقوق مات است . » حالا که نوانستیم با وجود قصر بیان و قلت مهارت تحریری مطلوب حقیقی و اولین یا مژده فرح فزای افتتاح شورای ملی و اعاده حقوق مغصوب نیز که اسباب ظاهری دنیا چشم های شانرا پوشیده بود ، این کلمات مفقا و مهیج را عینا تعریف و تمجید خود تلقی نمودند و تا توانستند د نره شهوت رانی و مقصد پرستی خود را توسعه و تمدید نمودند وخون ملت دست های ظليم و استبداد شان را به جای حنا بشمار میرفت . واز هیچ، نوانستند در غصب حقوق مات و مطلق العنان ساختن سلطنت از آن کوتاهی نکردند . همان بوده که افراد مات در تحت مظالم وفجایع نا گواری که هرروز محض جهت اجری اقضات غير مشروع سلاطین و وزرا و حکام ظالم برایشان وارد می آمد بدرجه که تصور شود خورد شده ، حریات فردی و اجتماعی شان سلب گردید ، و طبعا مایل با ساوت و غلامی را شدند ، واز قوه قیام بالذات و استقلال به کلی عاری گردیده ، تکالمی و ستمه بری شیوه محض شان گردیده و تا امروز با معنویات پست حيات خيلى فاجعه ناك والم آوری را بسر بردند . خوش بختانه امروز می بینم ، در بین طبقه مسلمين وسر زمين مشرق يك روح قوی دمیده شده است و ملل اسلامی پس از خواب خیلی طولانی عدم اطلاع وغفلت آهسته آهسته به جنبش و حرکت در آمده است . و روح ملیت درین مبانه رول خود را باخته در بعض نقاط سبب بنوع ابطال وعبقری ها می شود . مال اسلامی هر کدام دارای رجال مهم و بزرگ و اشخاص با فهم و ادراک و صیرت می گردد . و فکر ملیت در دماغ های افراد تمام ممالک اسلامی موقع خود را متدرجاً احراز نموده میرود . و می خواهند باز به طرز حکومت حقه اسلامی رجوع نموده حقوق غصب شدۀ خود را که عبارت از حق رائی دادن ومدا خلت در امور مملکت و وطن خود باشد مطالبه می کنند و برای اخذ و تحصیل آن بهر گونه فداکاری حاضر می شوند . همین که این احتیاج جدید در جوامع اسلامی عرض وجود نموده ، به مودای آنكه : « احتياج مادر ایجاد است . » روح مليت و استعداد وطن ومحيط اشخاص بزرکت ورجال سر بر آورده را روی کار می آورد که دوا ر روح پر شور ودماغ حساس ودل درد مند خود ، محبوب دل ربانی را که روح مات در هجر آن بی تاب و بی قرار است از روی استعداد فطری وقابلیت جبلی خود تعیین نموده بنابر تقاضای محبت وطن و علاقه مندی به شئونات ملی ، با يك فعاليت وجديت قابل تحسين صرف اقتدار ومساعی می نماید ، تا آن شاهد رعنای مطلوب را در آغوش عاشق مستهام و بیقر ارش برساند . دستی از غیب برون آید و کاری بکند این دست که پس از انکه ملت بیچاره افغان سالبان درازی را در تحت استبداد وحا كميت مطلق وفرما نفرمانی جبری بسر برد ، امروز در اثر ایثار وفدا کاری يك فرزند رشيد ويك جوان دارای لياقت بلند و خصائل حمیده خود ، وبنابر
صفحه ٤ ( شماره ١١ ) مجله سراج الاخبار بمقام اعلی قاضی زاده : استقبال شورای ملی آه ئیکه : غنچه های نورسته گلشن آمال مکتبهای این حصه از هجوم نفثات باد های انقلاب و شانه جنبکیهای روح گداز داخل رو به پژمردگی و اضمحلال نهاده محکوم به فنا و مضمحل میرفت . زمانیکه : پیکر نازنین وطن از صدمات تاخت و تاز ، نهب و تاراج یکدسته اشرار خونخوار ، در خاک مذلت آغشته بخون خویش افتاده آخرین فروغهای چراغ حیاتش رو بخاموشی نهاده بود . اوقاتیکه : شیرازه دفتر صلح و سلم از هم گسیخته ، شاهد رعنای امن و استراحت رخت سفر ازین دیار پر خطر بربسته بود . هنگامیکه : کوکب درخشان معارف و مدنیت در کرانه افق بدبختی و تیره اختری افول نموده بالمقابل - با غریو و خروش - مذهب و جهل پرستی آثارش را از میان برده و آرزوهای ترقی جوئی و معارف خواهی در تنگنای سینه بدبختانه مدفون و محو گردیده بود . ایامیکه : ساحت پاک و مقدس این مملکت سر تا سر در زیر سم - توران حرص و آز فجائع و مظالم غارتگران لگد مال گردیده ، مال جان ، شرف و ناموس ساکنین آن باشب خونات متوالی در معرض تهدید واقع شده بود . که رؤیا در یتیم فهم وادراکیت ملت خود بیائیده ها ایراد نموده اند ) بصورت کاملی جلافت دهند واز ژرفی که شاه عظم خواه ما بدل دارد برآورند . یعنی مطالبات خود را به صورت خوبی تنظیم و ترتیب نموده در خواست کنند و نه اعلیحضرت شاه ما که یقین داریم به بی صبری انتظار می کشند : لیاقت افراد ملت خود را بیازمایند ، از راه مطالبه صحیح و کامل حقوق وطرز و یات حریت فردی و اجتماعی خود نشان بدهند و بیان دارند که : شاها ! آنچه شما در باره لیاقت و استعداد ملت خود فکر نموده اید یکسر مو از حقیقت انحراف ندارد . و واقعاً چنانچه گمان کرده اید ملت مستعد است که حقوق خود را بکمال شکر و امتنان بدست گرفته از یک طرف برای سعادت خود و از طرف دیگر برای مسرت و فراج بالی و جمعیت خاطر شما بکمال جدیت فعالیت مصروف پیش برد امور مملکتی و وقایه ناموس ملت و حرز استقلال و حریت افغانستانی در جنگ ملل و حکومت عالم گردد . ( . . . ) شما لمرآیینه میلت افغان تهنیت و تبریک بگوئیم و مراتب شکر گزاری خود را به حضور شاه پر می خواه ترقی پسند خود ( بدون آنکه فکر تعلق و یا استفاده از چاپلوسی را داشته باشیم ، محض از جهت اعتراف به حق ) عرض کنیم . بهتر خواهد بود چند کلمه دیگری نیز درین موضوع بافراد ملت عزیز خود عرض نموده ، و جببیه ذمه خود را ادا کنیم و خود را یک اندازه از بار مسئولیتی که نوشتن و تحریر بدوش ما می گزارد و او ها نیم . اینک می گوئیم که : ـ محض آنکه اعلیحضرت شاه غازی ما « شورای ملی » را افتتاح نموده حق ما را به ما داد کفایت نه می کند . بلکه لازم است ما نیز از این موقع مغتنم استفاده نموده برای تمالک و بدست آوردن آن با تصرف و مالک شدن بران صرف جدیت و اهتمام کنیم . و این یک وظیفه ایست که بر و کلای محترم ملت که از هر نقطه مورد اعتبار ملت اند و برای همین مقصد در مرکز اجتماع نموده اند مترتب می گردد ، یعنی ایشان باید بکمال دقت ، موشکافی ، در اطراف حقوق خود تحقیقات نموده ، سعی کنند که فعل و قول ایشان متمم و مکمل این فکر برین از هر گونه لوث اعلیحضرت شاه غازی گردد . و سعی کنند که فکر اعلیحضرت
شماره ۱۱ مجلد پنجم صفحه ٦ روز گارانکه : سر تا پاهستی این مملکت در بین طوفانهای هولنك انقلاب و شعله های آتش خانمانسوز تظلم ، جور وستم دزدان مغمس بوده سوخته سوخته خاكستر میشد ، وما بادیده های اشکبار وانگهای حسرت آلود آنرا نظاره میکردیم و چیزی پیش برده نمی توانستیم . آوانیکه : کرانهای فضای اقبال ، نيك بختی ، و سعادت مارا ، ابرهای تیره و مظلم بد بختی تماما فرا گرفته ، در های نجات از هر طرف بروی ما بسته و رشه های آمال و آرزو های قلبی مان بمقراض یأس ونا میدی مقطوع ومنقرض گردیده بود . نا گهان از گاه مرحمت و عطوفت کرد گاری ، برقی در جبهه افق تیره بخت سیاه ما درخشید ، سینه ابر های عبوس شکافته شد از بین آن همه غیاهب وتیره گیهای سفالت آلود انقلاب واختلال چهره دلکش وجذاب رب النوع سعادت و اقبال تبسم کنان نمودار ، باسیاره معان وتلالأی وجود مبارك نادر شاهی در سعة الراس افقای این مملکت خرامان خرامان با قدمهای متین واستوار طلوع نموده ، جلوس فرمای اریکه سلطنتی ( افغان ) گردید . سرتایا صفحه بقدس وطن را از وجود منحوس و پلید آنهمه ظالمان مفترس و خونخوار و انجر تومهای مضره پاك و تميز، نموده خرابیهای تاسف انگیز را روح گمار شان را اصلاح و ترميم ، معارف نابود شده را مجدداً تأسیس ، اداره های سیاسی و اقتصادیات را تعدیل ، امن وسلم را برقرار ، احکام منيفه دینی را باقوانین مدنی تعمیم وترویج کرد . و همچنین در سایه مجاهدات بلیغ و صداقت فطری خود توانست ، شرف و حيثيت از دست رفته ملی را دوباره بدست آورده ، کنون به انجاز وايفای بزرگترین وعده که در خط مشی حکومت محاله خود در اول جلوس ( که عبارت از وعده تشکیل شورای ملی بطور صحیح از یکدسته وکلا و نمایند گان صحیح ملی باشد ) بيا ملت داده بود ، کامیاب بشود . وامروز چقدر جای شکران و خوشبختی است که شهریار وطن پرست ، خدمت گذار صادق ، ترقیخواه حقیقی افغان بخواهش وحسب ارضای خویش بحكم طينت پاك واحساسات نزيه ملت پرورانه و قابل قدر خود ، فرمان مشروطیت حقه را صادر کرده ، شورای ملی را تشکیل ، وببذل جنين بك نعمت عظما و موهبت بزرگی روح يك وطن را از خود شاد وممنون نمود . نعمت بزرگ مشروطیت و شورای ملی چیز یست ، که در مقابل هزاران هزار فداکاری های مجدانه ، مساعی و سربازی های جسورانه خود توانستند ، که سینور های انگلیس در ١٢١٥ مسیحی از ( ژن ترين ) شاه انگلیس ، بگرفتن آن کامیاب شدند . شورانیکه ترکها توانستند ، در عوض ایثار قطرات گرانبهای خون جوانان شهید راه آزادی خویش يك كلمه از مواد آنرا باهزاران زحمت ومشقتهای تحمل فرسا بالای سلطان عبد الحميد مقبولانند . اي ملت غيور افغان : کنون افتخار ومباهات کن بداشتن چنین شهریار عالی مقام تیکه بدون در خواست و خواهش تو شورای ملی را بدست خویش بتو اعطا نمود اي مادر وطن بناز : بداشتن چنین فرزند صالحي كه خدمات درخشان و اجرا آت جليل القدر محير العقولش مجاهدات ومساعي ( پطر کبير روسي ) را ميكادوي ژاپون را در راه ترقي وتعالي ملت خويش پشت پا میزند . اي خاك مقدس ، اي مد فن اجداد و نياكان ما ، اي مربي و پرورش دهنده مادي ما ، که محبت تو از روز اول با گل ول هاي خون ما يكجا امتزاج واختلاط يافته ، در خطوط شرائین ما در جریانست ترا تبريك و تسعيد میگوئیم ؛ بداشتن چنین یک راد مرد ، یکخا لد بزرگوارى که شبا نه روز ، گاه و بیگاه وقت و نا وقت بهترین و قیمت دار ترین دارائي خود را ) که عبارت از عمر عزیز باشد ) وقف و صرف خدمات مهم و بزرگي نسبت بتو نموده ، از بذل و ایثار هیچگونه فداکاري ومجاهدت در راه اعلا و پیشرفت تو در امور مادي ومعنوي دريغ نمي نمايد . اي وطن ، اي مادر مشفق ، محترم ، اي
صفحه ٧ شماره(١) جلد پنجم آنيکه ما را در زير بال عطوفت و شفقت در آغوش پر از تنعم وراحت خود پروريده ئي، تراشادت و اطمينان ميدهيم که در قبال اين عطا ياي محتشم ، اين شاهکار هاي جليل ، اين خدمات مشعشع اين زاده کريم ارجمند تو ؛ هزاران هزار محبوبهاي اشک سعادت ، خوشبختي ميمنت ترا با چهره هاي بشوش، آغوش کشاده، لب متبسم، قلب بي آلايش ومبالات استقبال ميکنند، و عنقريب در سايه مساعي و مجاهدت اين فرما نفر مائي نيک فرجام خويش، بعالي ترين و بلندترين مدارج تعالي و ترقيات مادي و معنوي نائل خواهي شد . و به پيشگاه رفيع تو ، اي قهرمان ملي و نابغه روز گار ( اعليحضرت محمد نادر شاه غازي ) بعرض ميرسانيم که ملت نجيب افغان و ابناي وطن پرست قدر شناس آن، هيچگاهي خدمات زوال ناپذير و مجاهدات فداکارانه دور از طاقت بشري ، تو اي ذات فخيم، تو اي مرد بزرگوار توانا ، تو اي ناجي ومنجي ملت افغان و ترقيخواه حقيقي آن ( که طراز شاهي بقامت زيباي تو زيبندگي دارد ) و تو اي ذات خجسته صفات هما يوني ( محمد نادر شاه غازي ) را نميتواند فراموش واز لوحه خاطر ها محو و دور نمايد بلکه اينهمه خدمات شايسته و قدر کارانه تو چيزيست که روز گار و دهر آنرا از صميم قلب تمجيد و تقديس نموده در گنجينه قلب خود الي الابد وديعه و يادگار محفوظ خواهد داشت ، نام نامي تو ، به اوراق تاريخ جهان بخط جلي زدوده ناشدني از ( زر ) ثبت وبجاويدان گذاشته خواهد شد بشما اي وکلاي عزيز ملت - ونماينده گان محترم شوراي ملي ! در اجراي وظايف محوله و انجام فرايض معينه تان هميشه توفيقات حسنه ونيک را از درگاه رفيع ابديت مسئلت و اميد داشته ، مساعي ومجاهدات بليغانه تانرا، در باره تشويق اين مملکت بشاهراه ترقي و مدارج عاليه مدنيت و بجا آوردن مسائل موکله تان با استحصال رضائيت و امتنان حکمدار عالیشان و کافه موکلین تان ، تا اختتام این دوره نخستین تقنیینه با یکعالم آرزو هاي قلبي تمنا داريم . وهميشه و با پر از خدمات بزرگ زيشان تانرا، نسبت بوطن ، که امروز با اشکهاي پر اضطراب شوق آميز مراقبت دارد ، ماهم نيز با يك حالت هيجان آلودى چشم راهش دوخته از صميم دلها انتظار ميبريم . آقاي غلام جيلاني خان اعظمي : تاسيس مجلس مقدس شوراي ملي چاره اساسي نجات وسعادت وطن صد شکر که در دوره نادر شه غازي درد کهن ملت غم ديده دوا شد خداي بي مثل وبيكتا قادر بي چون توانا را حمد وسپاس افزون ازحد قياس است ! ملت افغانستان بقدر شناسی وامتنان برجسته ترین و آخرین خدمات بزرگ وبرگزيده تاجدار ملت پرور و پادشاه معدلت گستر ترقى خواه خود ( اعلیحضرت محمد نادر شاه، غازی امروز بجا دارد که با قلوب مملو از عاطفه وصداقت وبا روح منور وبا صفوت و با تمام احساس پاك و منزه ، خالص ترین و خوب ترین رقت قلبی را به هیجان آورده دعای بقای عمر ودوام اقبال و سعادت ابدی این نابغه بزرگ ویاد شاه معظم خود را نمایند! غم خواری و ملت پروری شاهان و تا جداران عالم آنست که ملل مظلومه و ابتدائی حقیقت و اشیای آنرا بوجود بعضی رافت ها و مرا حم كوچك از قبيل بذل وسخا يا استماع عرض و داد رعاياي شب گردی و تقریب برخی ( ساده گی معاشرت و زهد وتقوى وغيره ازانها
صفحه ۸ (شماره ۲۱) مجله پیوستون قناعت و تسلیم داشته باشند اخلاص حقیقی و خدمات برگزیده و شایق يك پادشاه بوطن غیر این است . بلکه شاهان شریف و بزرگ تا جداران مردانه و ناموریکه روح شان مانند طاهر قدس در فضای آسمان شرافت اعتلا پرواز میکند و ضمیر منیر آنها بتکریم حقایق منوره انسانی و افتخارات وجدانی آشنا است ، شاها نیکه تائیدات خدا و نور حق و حقیقت قلب شان را منور ساخته و نظر مکافات الهی در ازل بنام نامی آنها معین شده است کاری و خدمتی و چاره در باره ملت و مملکت خود میکنند که آن چاره آخر ترین و منتهای وظیفه سلطنت و لازمه شرافت آنها می باشد . شاهان بزرگ مرحومیکه هنوز نام نامی شان موجب حفظ و قوام ارواح ملل و اقوام قید و شناس بوده و گویا زنده جاویداند مثل اعلیحضرت محمد نادر شاه افغانستان بمات خود اعطای شوری ملی نموده اند، یعنی ملل خود را بشن منزل سعادت حیات و نقطه آخرین نيك بختی رسانده و رشد عقل وجدانی داده اند که البته پس ازان ملل مذکوره می توانند از هر بدبختی و مصیبتی حیات خود را حفظ کرده و بشهراه عزت و ترقی پویان شوند. اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی در انتهای برجسته ترین و بزرگ ترین خدمات ذی قیمت و مراسم متعدده گذشته که هر کدام آن قیمت حیات ما وارش دارد این مرحمت موجوده را که از انظار ما بیرون و يك نوازش خارقۀ تعالی است هم ابراز فرموده يك منت بزرگ تری باین ملت میگذارند . اعلیحضرت محمد نادر شاه برخلاف شاهان و تاجداران گذشته نخستین بار شاه مدیر و جابر سعادت و افتخار وطن وحكيم فرزانه ملت است که از هر چه زود تر بدرد حقیقی و مرض تحقیقی مملکت فهمیده آنرا بآخر ترین و حقیقی ترین دوائی چاره و علاج می فرمایند . مرض مزمنی که از سالهای دراز پیکر مملکت را ناتوان و روح حیات و زندگی را در وجود این ملت ضعیف و بی جان ساخته بود آن عبارت از عده دردهای مختلفه بود که هر کدام آن موجب تقویت وغلبۀ درد دیگری می شد . مثلاً درد جهل عمومی مایه نفاق را بر می انگیخت ، اختلاف نظر رجال دولت های گذشته و اغراض و مقصد پرستی های خصوصیه و حزبیۀ آنها ضعف و تشتت امور اداری را موجب می شد . بالآخره خود سری و شخصیه سر همه ارباب جهل و عقد و رجال زمامدار که ابداً مسئولیت و تعلقی به پیشگاه ملت نداشتند بهر طوریکه میل و اراده می نمودند ملت را از پا در آورده و جود مملکت را دو چار انواع درد ها و بد بختی هامی نمودند که تا همه دیدیم نتیجه آن اوضاع ولاقیدی ها و عدم مسئولیت ها انقلاب بزرگ ظالمانۀ روز گذشته را ببار آورده شرف و عزت و دارائی ملی را بمعرض تهلکه آورد ، خانه نیمه معمور وطن خراب شد ، و يك مقدار کلی و کافی اولاد های وطن ما که قسمت اهالی فعال و کار کن را تشکیل میدادند همه شهید راه اغراض و مقاصد ها گردیده خاك پاك وطن به خون اولادهای جوان خود گلگون شد . دارائی مادی وطن از قبیل پول اسلحه ، حیا خانه، اسباب و لوازم سلطنتی و اداری همه بر باد فنا رفت شهره ویران شد ، عمارات طعمه حریق واقع گردید . دو سال تمام فضای با صفای وطن را دود باروت تیره و مکدر ساخته بود . آواز آه و ناله ایتام و بیوه زنان صدای غرش توپ و طیاره قلوب را زخمی و سامعه را خراش میداد . افغانستان جوان سخت ترین و مهم ترین صدمات حیاتی را که تا امروز هیچ ملتی متحمل نشده است به پیکر نو خاسته خود متحمل گردید . تا اینکه فضل و کرم خداوندی شامل حال گردید و یکی از بزرگ ترین اولاد های افغانستان اعلیحضرت محمد نادر شاه بسر وقت مملکت و وطن بیچاره و بد بخت خود رسیده نجات شرافت مندانه که همه کس میداند بوطن بخشیده به يك سال وازم است که این اولاد بزرگ و شریف و ناجی وطن مصروف اصلاح امور مهمه وطن بوده شب و روز ذات شرافت ما به وی مشغول این امور مهمه گردیده تا
(شمار ۱۷۰) اينقدم به مجاهدت واقدامات بزرگ ووطن پرستانه خود توانستند پاره مطالب عمده ومهمه مملکتي را اصلاح ومخصوصاً قايم شدن امنيت که از احتياجات عمده بود وبه حيات ما تعلق مخصوص دارد به تصحيح آن موفق گرديدند . اينک آخر ترين وبزرگ ترين چاره هاي که بياري عز من ما لازم داشت با نچه درمان حقيقي وطن را عقلا ومفکرين ما حدس ميزدند ، شاه وطن خواه ما به تأمل بزرگ و آن چاره سترگ اقدام ميفرمايند. تاجدار حکيم وفرزانه ما بزرگ ترين تدبيري که از ارزو وانتظار ما خارج بود در حق ملت صادق ومملکت خود مي بارد . شاه بزرگ منش وتاجدار وطن پرور ما به ملت خود اعطاي شوراي ملي ميکند يعني افغانستان أسير ومحکوم ، افغانستان بيچاره وذليل دست حکومات مطلقه وجبار گذشته را آزادي وحريت تامه ميبخشيدندم چنانکه در سیزده سال قبل بزور شمشیر مردانه شيرا فتحندانه خود استقلال خارجي وي را تحصيل فرموده بودند اينك بمدلول «دهاتي ترم استقلال داخلي ملي افغانستان را هم تامين واعطا مي فرمايند افغانستان کنون در عصر عجيب ترين وشريف ترين قرنيدن خود امروز مالک شوراي ملي وحکومت آزاد داخلي وحکومت مستقل وممتاز خارجي مي شود . افغانستان که در سیزده سال گذشته حيات خارجه آن از لحاظ ضعف اداره داخلي وسوء تدابير خارجي ديپلوماسي بکلي بسته و از روت مظلوميت و استبداد داخله مشرف يفنا بود ومراحل مدهشه بر بادي وفنا شدن را هم تا جائيکه همه کس مشاهده نموده پيمود ، اينک بفضل الهي وهمت شريفانه تاجدار بزرگ خود اعلیحضرت محمد نادر شاه افغان کنون حیات تازه وخيلي شريفانه را ما لک شده امراز وضعيات وطن مادر موارد داخلي وخارجي اطمينان بخش و اولاد افغانستان بوضعيت افتخار بايد بکنند ، امروز افغانستان ما از همه سيز تا ملائم حوادث مایوس کن رسته وحيات شريف وحيات جديدي به خود کسب کرده اولاد افغانستان قیمت حيات امروز خود را بايد بدانند وبه وجود شوراي ملي خود که در اثر نوازش وهمت شريفانه اين والدبزرگ آن را بدون قيمت ومعارضه حاصل داشته اند افتخار کرده نسبت به وجود اين شهریار بزرگ معلوم است که اولاد کنوني افغانستان بايد در ازای این نعمت کبرا تا چه اندازه شکر وامتنان ومرهونيت داشته باشند، این شوراي ملي را به عموم اهالي وطن تبريك گفته اميد وارم مصدر خوش بختي و سعادت آتيه وطن واقع شود ، مخصوصاً با تمام صفوت واحترام ورفت قلب تشکر وامتنان بحضور شاه حيات بخش وتاجدار روف ملت پرور خود کرده بعیده رجا میبرم که نتيجه ارزو هاي ديرين اولاد صالح وفداکار اعلیحضرت غازي است به بهترين اصولي داره ومرجع سعادت آتيه مملکت واقع گردد . اکنون سعادتي را که ما از رو داشتيم چاره اساسي که مي تواند درد هاي حقيقي ملي را درمان شود به وجود آمد ، يعني ملت افغانستان مالک شوراي ملي شد ملت افغانستان مروز تازه قدم در مرحله حیات با شرافت ملل زنده وبا افتخار میگذارد ، امروز ملت ما با افتخار شوراي ملي در دنياي بشريت با حیثیت حقوق ملت هاي ذي حق و حکومت هاي ملي معرفي می شود ، يعني غائب ملت ها را که جهان بشريت از اکثریه حقوق وامتیازات حياتي محروم وغير مستحق ميدانند علت غائي آن نداشتن شوراي ملي ومحکومیت هاي داخلي وخارجي آنها است . ولي ملت ما امروز بتمام معانی وصفات حکومت مستقله خارجي وحکومت شوراي داخلي ملی گفته می شود . ملت ما بايد این شورا ئيکه در آتیه موجب فخر وشرف واعتبارات شان در برابر خارجي ها و باعث سعادت وترقي وزنده گاني مسعودانه وبا افتخار شان در داخله می شود بايد آنرا بچطور وبچه طریقه اداره وتقدیس نمايند . شورای ملی در ممالك ومللي که بدون خون ريزي وفدیه دادن اولاد شان حاصل مي شود طبعاً بمثابه میراث پدر در نظر ملت بقَدَر لازم اعتنائي نشده ولی ما از ملت خود آرزو داريم که اين تطبیق غلط وامثال بعضي ملل ابتدائي در وطن نکرده
( شماره ۱۱ ) مجلد پنجم قیمت واقعی این شورای ملی را بدانند و خیلی افتخار و خرسندی داشته باشند که به وجود شورائی نایل میشوند که بدون قیمت خون اولاد و زعماى خود آنرا تحصیل داشته اند . شورائیکه در نتیجه فدا کاری و سر بازی یکنفر از نجیب ترین اولاد های افغانستان اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی به وجود آمده است حقیقتاً بزرگ ترین مفاخر ملی ما است ! ملت افغانستان خیلی خوش بخت خواهد بود که شورای امروز را طوریکه در اثر همت و مجاهدت این تاجه دار بزرگ خود حاصل داشته اند که در آتیه هم بة موقعیکه این شورا بسرحد رشد و نموی کامل خود برسد توالی پر ورش و ترقی آن از وجود این شهریار بزرگ استفاده نمایند . ملت افغانستان از و جود این شورا بعقیده ما اطواری استفاده های قابل کرده و مثل شورا های ابتدائی بعضی ممالک فاقد استفاده نه می شوند که مراتب آتی را قبلا در نظر داشته باشند . ۱ - قیمت واقعی این شورا را باید همه افراد جامعه در ذهن و عقیده خود داشته بدانند که شورا یعنی چه و این مجلس بزرگ چگونه بحيات يك جامعه دخيل و تعلق دارد ، زیرا اگر يك ملت حقيقتاً قیمت و حیثیت شورای ملی خود را پیدا نند گویا طرف داری بینه حقوق و سعادت حیات خود ندارند ! ۲ - برای دائر شدن شورا و شورا انعقاد حقیقی خالی از افراط و تفریط بکار انداختن ، تعیین و انتخاب نماینده های لایق و بیغرض و و کلای معقول و مسبوق و جدی در کار است ، زیرا شورا عبارت از و جود نماینده ها ست . عمارت و یا صالون شورا شورا شده نمی تواند هر گاه ملت در انتخابات خود دقت نه می کند و و کلای لایقی تعیین نه می گویا از و جود شورا استفاده نکرده بلکه ضرر بزرگتر تازه واهمه به خود و مملکت متوجه ساخته اند . و اينك و جود نماینده های موجوده برای بسر رسانیدن این دوره در آتی معیار صحیحی از نظر به انتخاب در پیش گاه انظار ملك قرار خواهد گرفت . ٣ - ملت باید با تمام قوی برای حفظ شورای خود بکوشند حتی اگر موانع و مخاطراتی برای شورای ملت واقع می شود در راه حفظ موجودیت شورا و دفع مواقع آن سر بازی و ریختاندن خون خود را فریضه وجدانی و عقلانی بدانند ملت ما باید این نکته را بدقت ملاحظه و مراعات نمایند که اگر چه شورای ملی ما در اثر شرافت يك پاد شاه وطن پر وری خیلی بسهولت و آسانی برای ما حاصل شده ولی برای اینکه این نعمت بزرگ از ما فانی و زوال نشود باید بقیمت خون خود آنرا حفظ و حمایه نمائیم . ٤ - ملت افغانستان باید همواره حس تقدس و احترام نسبت به شورای ملی خود داشته فیصله های آنرا تمکین و اطاعت او در اجرای تکالیف آن مطیع و منقاد باشند ، یعنی ملت باستی اراده و فیصله نماینده های خود را که عیناً فيصله و اراده خود شان است آنرا محترم و واجب الا جرا بشمارند . وقتی که ملت مراعات این مطالب چهار گانه را بدرستی توانستند آنوقت می شود گفت که افغا نستان دارای شورای ملی است وملت افغان را می توان خوش بخت تصور نمود . اقتباس از مجله اقتصاد : پروگرام اقتصادي ۱۳۱۰ وزارت تجارت (۲) ه : در بودجه سال ۱۳۰۹ کشیدن يك نهر جدید در دره میلغ (۲۷۰۲۰) افغانی منظوری یافته بواسطه نبودن مهندس کار مذ کور معطل ماند ، اکنون يك نفر مهندس انهـار برای این کار و دیگر امورات که در سمت مشرق مدنظر است جلب شده که عنقریب خواهد رسید پس از رسیدن آن اول تر بدین کار آغاز خواهد نمود ، مصارف آن در بود جه ۱۳۱۰ داخل میشود . امضاء وزیر تجارت رای مجلس عالی وز را : راجع به پیشنهاد وزارت تجارت مخصوص استخدام یکنفر مهندس مجاس مبلغ سی هزار افغانی را برای معاش و مصارف تصویب می کند امضاء هیئت کا بينه
صفحه ١١ شماره ١٠ مجلد پنجم حکم حضور شاهانه: ملاحظه شد درست است. ٦: قلت آب در دشت ناور کوت در موسم تابستان بهمه کس معلوم است وزارت تجارت در سه حصه دشت مذکور متصل سرك خیال حفر سه دوره چاه را دارد که در اطراف چاه مذکور اشجار هم غرس شود تا عابرین آن موضع از سایه اشجار و آب چاههای مذکور در موسم تموز مستفید گردند ، مصارف آن قراریکه در ساله گذشته تعین شده داخل بودجه ۱۳۱۰ می شود. امضاء وزیر تجارت رای مجلس عالی وزراء . سه هزار افغانی برای سه دوره چاه دشت غنی کوت منظور است در بودجه ۱۳۱۰ تکسایف شود . امضاء هیئت کابینه . حکم حضور شاهانه: ملاحظه شد درست است. ۷: در بودجه سال جاری مبلغ (١٥٠٠٠) افغانی برای نصب کردن بمه آب در قلعه جدید قندهار منظوری یافته که در این روزها يك نفر کاریگر بمه از کویته برای معاینه موضع که بمه نصب می شود خواسته شده البته شروع بعملیات خواهند کرد - اگر موضع مذکور برای نصب بمه علينا مبتد نباشد البته از قراریکه مستر مروح ابهانی آب رسانی قلعه جدید را از موضع مرنجان ذریعه نل سنجیده، مصارف آن را (٣١٤٧٣) افغانی نشان داده منظوری حاصل می دارم چون در کویته و کراچی و دیگر اطراف هند از بمه مذکور بکثرت کار میگیرند . اگر حصه های مملکت عزیز ما هم بواسطه که کوههای زیاد دارد ، برای اجرای این مسئله مستعد است ، وزارت تجارت در نظر دارد یکنفر مهندس فن مذکور را بطور ملازم از کراچی جلب نموده موضعاتی را که تا میبرده برای این کار مستعد بداند زیر کار انگیزه و هم چند بمه از جمله مالهای خریداری اروپا هم رسیده لهذا مصارف و معاش مهندس مذکور را در اینجا منظوری میخواهیم امضاء: وزیر تجارت . رای مجلس عالی وزرا: سی هزار افغانی مصارف مذکور در بودجه ۱۳۱۰ تکایف شود . امضاء: هیئت کابینه . حکم حضور شاهانه: ملاحظه شد درست است. ب : تعمیر بندها . ۸: فرمان نمبر ٨٣٩ صدارت عظمی در اثر فرمان نمبر ٦٠١ بادشاهی عنوان وزارت تجارت شرف اصدار یافته ، مضمون متذیله را حکم فرماست: - برای آب یاوی دشتی که در نواحی خوشی و سرخ آب لوگر واقع است اراده دارم كه يك بند در حدود (دوبندی) احداث شود ، چنانچه وزارت تجارت قبلاً درین خصوص معلومات گرفته اکنون لازم است که مصارف این بند و اندازه زمین که تحت آن آب یاری می شود ذریعه یکنفر متخصص معلومات گرفته شود پس از ملاحظه حضور امر اجراء داده می شود چون در سنه گذشته ۱۳۰۵ مستر کریپیا المانی حسب هدایت وزارت تجارت انشاه دوبند را یکی در خوشی و یکی در سرخ آب باشده نقشه و مصارف بندها مذکور را برآورد نموده زمین تحت هر دو بند مذکور را در برآورد خود هم تبیین داشته که ذیلاً ارقام می شود . الف : مصارف بند سرخ آب لوگر کار تمام مبلغ (۲۷۰۰۰۰) افغانی ، زمین که تحت بند مذکور آب یاری می شود (۹۰۰۰) جریب . ب : مصارف بند خوشی لوگر (٤٥٥ ، ١٧٠ ، -) افغانی ، زمین که تحت مذکور آب یاری می شود (۷۷۲۰) جریب ، لهذا چون در فرمان مبارككه آبادی بند در حدود دوبندی امر است بواسطه که تا حال مهندس بند و انهار که برای معلوم کردن همچنین مطالب از خارج خواسته شده نرسیده در پروکرام هذا محض معاش و مصارف يك تنفر مهندس بند داخل می شود پس ازان که مهندس برسه برای معلومت اینکه اگر در دوبندی بند ساخته شود املاک دامن روع خوشی و سرخ آب را زراعت و آب یاری می تواند – و یا اینکه در هر دو موضع مذکور علاحده علاحده بند ساختن لازم است . اعزام می شود ، پس از گرفتن معلومات صحیح کیفیت بحضور عرض و سررشته حاصل میگردد، اگرچه
صفحه ١٣ شماره ١١ جلد پنجم قبل ازاین دوفقره عریضه علیحده از طرف متخصص (٤٠٠٠٠) افغانی نقشه ویر آورده شده ، امضاء وزیر تجارت . تصواب كابينه وزراء راجع به پیش نهاد وزارت تجارت برای مصارف سد دو حدود سرخ آب بمبلغ دو لك افغانى مجلس تصویب میکند ، در باب سد خوشی لبوگرد در حال مجلس کار آن را لازم نمی داند امضاء : هیئت کابینه . حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ٩ : قبلا وكلای حکومت کلان غزنی بعريضه عليحده ـ بحضور جناب والا حضرت صدر اعظم صاحب در باب آبادی بند سرده و تالاب حسینی عرض کرده بودند که بند های مذکور در زمان سلاطین ماضی آباد شده بود و بمرور زمان خراب شده اگر بند های مذکور آباد شود فواید زیادتری متصور است . در تحت عرض آنها باسم وزارت تجارت احکام صادر شد که وزارت تجارت درسال آینده موضع را مدنظر داشته باشد چون در سنه ١٣٠٥ که مستر کریی، انتخابی بند های مذکور را ملاحظه نموده حسب ذیل بوزارت تجارت معلومات داده . الف : ـ در باب بند سرده مصارف آن را مبلغ (٧٠٠٠٠٠) روپیه نوشته و زمین که تحت سد مذکور می آید مقدار جریبی آن را (١٠٨٠٠٠) جریب زمین تحریر کرده و این را هم نوشته که اگر فی جریب ٢٠ روپیه بفروش برسد (٢١٦٠٠٠٠) روپیه قیمت آن می شود. ب : ـ در باب بند تالاب حسینی مستر کریی، بند مذکور را هم باسم سلطان ارقام داشته و مصارف آن را (٧٢٠٠٠) روپیه نوشته زمین تحت سد مذکور را (١٧٠٠) جریب نشان داده لهذا وزارت تجارت میخواهد که اول تر برای انشاء بند ها مذکور اقدام کند مصارف هردو بند مذکور برای سال ١٣١٠ که کار مذکور آغاز می شود در بودجه خود (٢٠٠٠٠٠) افغانی تکلیف می کند . امضاء : وزیر تجارت . تصویب کابینه وزرا : دو لك روپيه افغانی در بودجه سال ١٣١٠ برای مصرف بند سرده تكليف و کار مذکور جاری کرده شود ، اما بند تالاب حسینی در سنه ١٣١٠ معطل باشد . امضاء هيئت كابينه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ( ناتمام ) مترجم سرور گویا : نگارش و نگارندگان (ترجمه از اشهر مشاهیر ادبای شرق) (٣) شبیی نیز سه فرکاتب را ارتقا بپایه دوین قرن معرفی کرده واین سه نفر ابو القاسم عبد العزيز ابن يوسف و ابو احمد عبد الرحمن ابن فضل شیرازی وابو القاسم علی ابن قاسم کاشانی است نمونه های لطیفی از کلام ایشان نشان داده . همچو نویمنز نویسان مجید این عصر که در طبقه اول قرار یافته اند ابوالفرج اصفهانی است صاحب ( الاغانی ) وابو الحسن على ابن عبد العزيز صاحب كتاب ( الوساطة ) در بین متنبی و خصمهای او وامير عبيد الله میکالی که از کاتبین مجید وسخنش غالب است و میتونی طارش گفت ابونصر عتبی را که واضع تاریخ ابن سبکتکین و معروف به عتبی است بل ابن تاریخ مسجع وبديع مؤلف خود را از بزرگترین نگارندگان این نشان میدهد ابن موصلا بادر سنه ٤٩٨ وابن ناقيا در (٤٨٥) وموفق ابن خلال وصاحب ديوان الانشا که در عهد حافظ عمیدی بوده قلمش قوه داشت که انچه میخواست می نوشت موفق هم تو جهش بمعانی بیشتر از سجع بوده . من کتابت در عهد دولت علويه بمصر يك شاخة شيرين وبر ثمری ثبت بود چنان در مکاتبات بی سرمنشی مقتدر نمی بود ولو از تسلط بر قلم سلطنت می راند . هلال ابن محسن صابی ندر (٤٤٨) در این قرن از اشخاص نامی میرود که آثار قلمیه بیاد گار گذاشته اند و نوشته ابو اسحاق صاحب رسائل ومؤلف كتاب ( اخبار الوزرا ) است . واحمد ابن مسکویه مولف تهذیب الاخلاق و الفوز الاصغر وتجارب الامم اگر چه دو شماره حکماست ولی طرز نگارشش بهترین نمونه انشای مرسل بدیع ومیکش او را از مجیدین فن انشا معرفی نماید . ابوطاهر محمد ابن حیدر صاحب قانون البلاغة نيز از اين قرن ودر (٥١٧) بوده . وبن حمريون ارنی وزیر
صفحه ۱۳ (شماره ۱۱) سراج الاخبار ابن زيدون در (٤٦٣) باندلس ظهور و رساله رقص آور وطرب بخش او بزبان ولاده دخت مستکفی بالله بوده که ادیبه عصر خویش بشمار میرفته . ونیز وزیر ابن حزم اندلسی است از فضلای چیره نویس عصر خود (٤٥٦) خیلی محمود و کثیر التالیف . یکی کتاب (طوق الحمامه) و رسایل او در اخلاق نشان رتبه بلند ادب و امویة است از ابناء عصر او که خیلی شبیه است با دب عصر لوئی ١٤ در فرنسا . و درين قرن وما بيش در اندلس طبقه از چیز نویسان ظهور و برتبی برتیع و باوت ارتقا جسته اند و غالبا در قرن سالفه كاتب محمود باوزیر و خطیب فصیح رئیس لزوزا می بود و بسرش ابو عامر و ابن سیده ان و ابن عبدون وابن ابو الخصال وابن عبد العزيز وابن السقاط و ابن القصيره اند. ابن قصيره برسبك قدما الفاظ جزل و معانی صحیح می آورد و ابدا برسجع که متاخرین بدان توغل داشته التفات نمیکرد بلی در (رسائل اوسطیه هم اتفاقا ورود يافته . و نيز از اوانقـد بن عبدالغفور و ابن عمار وابن الاغطس وابن امین وابن سالم ومنذر ابن ايمن وابن الذباله وابن عبد البرو فرضی و ابن سعید مورخ وابن لعبان و ابن القطونه وابو عبيد البكرى صاحب معجم ما استعجم والمسالك والمما لك وابن الطفيل صاحب حى ابن يقظان و در آن اشاراتی است راجع بمذهب نشو و ارتقاء له بعالوسي وابن تومار وابن هود وتحطی و اشیوشی وقسطالی وابن ليون و ابن رزین و تمیری و سمرقندی وابن قلاس و صناعی و بهاری و حجازی و دانی و بیاری وطواطی و امثال ایشان در هر يك منشی مجدد ومولفی است دارای عبارۀ جزل والفاظ رشيق چه اندلس مردی بزرگی در میدان ادب ببر آورده که از دوانيخ تقرير ایشان نسیم فرح بخش غرب بمشام میرسد . یکی از مستشرقين بزرك اسپانی تراجم فضلای اندلس را می نویسد و در آن سی هزار از قبیل عالم وادیب وفقيه ومهندس وطبیب نام می برد و هر يك صاحب منزله بوده . فتح ابن خاقان صاحب قلائد العقيان ومطمع الانفس (٥٠٥) ترجمه برخی ازین ادبا را ) به اسجاع مطبوعه ) نموده این جود ابن بسام ؟ در ( ذخیره ) ترجمه هم از بنها وهم از دیگران نموده و از چیز نویسان محمود و وزرای مشهور در بغداد علی ابن عيسای وزیر وابو الحسن ابن فرات وزیر بوده علی را در نوشته مسلکی است که نه ابن فرات ونه دیگری بدان میرسد . و از اینجمله است ابو على محمد ابن خاقان ومحمد ابن عبد الملك و غیره کاتبین مشهور و كفاه ويا كمام که از کفات مشهور رتبه برتی داشته و از صیبوریین این قرن حریری است (٥١٠) صاحب مقامات ودرة الغواص در مقامت بهره کاملی از تحریر برده همیکه تکلف است بعطیي واكبر اثراو را باشريعة الا سلام امام غزالی بسنجم از حجة الاسلام را بوش پایم يمتخصيص جز سوم باحیاء ورسائلی که از طبع سرشار خود بیان کرده خصوصاً رسالة التفرقة بين الاسلام والزندقة وتهافته الفلاسفة والرد على البا طنيه و ... و از نثر بر اغب اصفهانی در ( الذريعة الى مكارم الشريعة ) و ( تفصيل النشأتين ) و ( المحاضرات ) ونثرهما وردى در ( ادب الدنيا والدين ) و ( الاحكام السلطانيه ) خیلی از نثر حریری برتر است بلی در کلام حریری صنعت تعمل بوده ومعظم ادوات لغت و کلام عرب را جمع نموده واگر شخصی که آن ادوات را کرده اند میخواستند حصر ما غت خود کنند و در نثر صنعت تعمل بکار برند البته می توانستند . این حساب گوید در حریری دارای همین مقامات باشد و بس چه سوای آن اثر خوبی نتواند و چیزی نگوید . شاید علاوه زمخشری (٥٣٨) در ( تفسیر ) و ( مفصل ) و ( اساس البلاغه ) و ( مقالات ) و ( اطوق الذهب ) و الكلم النوابغ ) و ( لفائق ) به جودت صنعت نثر وسجع بر حریری فائق و کلامش در نهایت رفت و جزالت باشد در بین زمخشری و رشید وطوط صاحب ( رسائل ) مطبوعه مسجعه خیلی ها محاورات و مراسلات رو داده و بمتنازعات ادنی بر خاسته اند ولی زمخشری در رفت بیان و وسعت علم بر او تفضیل و تفخیم داشته ابو الفرج ابن جوزی نیز از محررین این قرن و در حدود سنه ٥٩٧ بوده در مواعظ حكيمانه و تالیفات عديده شهرت جریان شمولی داشته که اكتاب الا ذكيا واخبار الحمقی و المغفلين از تصنیفات اوست و واینجور گنت خیلی مشابه است بنوشته جانی که فرنك در اصطلاح خود ( عادات
( شماره ١٠ ) و تقلید ) نام نهند و در عرف مانند این خیلی بکثرت موجود بوده مانند اخبار (عقلاء المجانین) تالیف حسان ابن حبیب مفسر و دیگر کتبی که درین زمینه نگارش یافته و تاریخ سراغ داده خیلی شباهت داشته بنو لهای امروزه اروپا وعرض از وضع همه حکایات در قرون اولی تلقین فکر یا بث دعوت یا احداث مشغله بوده از بهر عوام تا بزحمت و تفتیش در امور مبرمه دولت نیاویزند . خلاصه در افسانه و خرافات کتب بسیاری تصنیف و برخی هم از زبان فارسی وهند و روم و بابل بعربی ترجمه شد . برخی هم از فکر سلیقه کار چیز نوایان نویجاد شد . روایات غرامیه و افسانه های عشقیه عهد جاهلیت را نوشته و تاکنون که قبیله اعراب را معمور داشتند ( الف لیله و قصه سند باد بحری و الظاهر وتغريبة بنی هلال و غیره کتب که در ادبیات عالی شمار نمی شوند همه آثار متاخرین و از بهر عوام رقم پذیرفته و چیز نویسان خاص آنرا ننوشته : و نیز از قدامت کنندگان این قرن ضیاءالدین ابن اثیر است و ( مثل السائر ) ریخته كلك او كاتب مسجع نیکو و مبدع بوده و ان الجديد میدانی بر او گرفت ونقدها میکنند و تنقید خود را جمع و ترتیب داده و به ( الفلك الدائر على المثل السائر ) موسوم ساخته شیخ و رئیس نگارندگان این قرن قاضی فاضل وزیر صلاح الدین است وحقيقة او را حجة المنشاين میتوان گفت کسی بپایه فضل او نرسیده اگر رسائل او جمع میگشت مجلداتی از ان ساخته می شد ولی افسوس که بغیر از يك حصه اندك از رسائل او را که صاحب ( روضتین ) و (صبح الاعشی ) اقتباس کرده اند باقی همه آن باطومار مرور روز گار در هم پیچیده . و در تلو مرتبه او عماد الدین کاتب اصفهانی است وسالك به مسلك او ولی دعوای تفوقش بر دیگران مانند بصاحب ( امثال السائر » است چه دعوی اگر چه راست هم باشد رونق و بهای علم را می برد. وهر دو کتاب ( الفتح القسى و ( بدة النصرة ) او نمونه است از فضل و ادب و سجع و ترسل او كاتب هزلی که نامش وهرانی ركن الدين ابو عبد الله محمد است نیز در عهد این دو فاضل ظهور نموده ( ٥٧٥ ) صاحب مقامت ورسائل مشهوره است . هنگامی که از جزائر بشام هجرت نمود دید بضاعتش با وجود قاضی فاضل و عماد کاتب روز بازار نیاید بروایت ابن خلکان بطريق هزل پیموده و دران رشته سودایش نمود . بعد این منقذ است و كتاب الاعتبار واضع بقصص شجاعتی که در بین او و امیرانش اصحاب قلعه شیزر رو داده ازو ست درین کتاب عادات واخبار وشجاعت اهل صلیب را بيك اسلوب غریب وبیان عجیب و شکل مدهشی نشان میدهد . بعد یحیی ابن زیاده شیبانی است و در امور کتابت بصیرتی بتمام داشته ازان ببعد ابن صیر فی است صاحب ( الاشارة الى من نالوزارة ) و ( قانون دیوان الرسائل قرن ششم :- درین قرن از نوابغ قائل ذکر سراغ نداریم . قرن هفتم : - از ظهور کنندگان این قرن محی الدین ابن عبد لظاهر است در ( در من کتابت خطی ها ماهر وروش فاضلانه داشته است: سرش فتح الدین نیز از چیز نویسان مجود و این پدر و پسر از واضعین نظام انشا در قرن خود و دو قرن بعد بقلم میروند . اما صاحب صبح الاعشى ابن عبد القاهر را از قاضی فاضل وعماد و دیگر قدما پشت تر داند و از اشخاصی که درین قرن براعت در تصویر بلدان داشته عبد اللطيف فيلسوف بغدادیست ( ٦٢٩ ) در تصویر مناظر و آثار بلدان کارشان محير العقولی نشان و كتاب لادب و الاعتبار او شاهدی میدهد که مشار الیه از بلغای خبیر است در عصر خودش . عبد المحسن ابن حموى وزیر ( ٦٤٣ ) و بهاء الدين او بلی و کمال ابن عديم نیز از ظهور کنندگان این قرنند . از سیا حین این قرن که از بهر کشفیات و حقائق جغرافی سیاحت نموده اند ابن جبیر کنانی اندلسی است در ( ٦١٤ ) كتاب ( رحله الى الشرق ) او از ادبیات عالی و در ان وصف بلدان را طوری نموده که از متقدمین مانند ابن بطلان و ابن فضلان و از متأخرين مانند عبدری ( ٦٨٨ ) و بلوی ( ٧٤٠ ) و ابن بطوطه ( ٧٧٩ ) و دو کشی (٧٩٤) ( با قیدارد )
[ ۹ ] مترجم : حبیب الله طرزی مؤلف : له پلاتيه مادام سان ژین فصل چاوم وعده نيبرک : « ای نوجيات بر دوشم بار است ! این موقع را برای نجات از غم تو و استبداد پدرت بهترین موقع یافتم . » بلانش : « ای ناسپاس ! نمیدانستی که حیات را بر من گوارا کنی ! » نیپرگ : « مگر تومرا برای همیشه بدرود گفتی وترك نمودی ؟..من نه می توانستم در دنیا با مید دیگری زنده بمانم . » بلانش : « آه ! نفهمیدی که وصلت اجباری هنوز صورت نگرفته است ! باید قدری تحمل میکردی و انتظار صبح سعادت را می بردی ٠ » نيپرک : « ولی توبه من گفته بودی که امیدی در بین نیست امروز تو عروسی میشدی وتو نه می توانستی که به مخالفت اراده پدرت اقدام کنی . » بلانش : « البته من مجبور بودم زيرا همه اشک ریزی ها و زاری های من بی فائده ثابت شده و پدرم پول گزافی ازین شخص مقروض است ، اوهم بكمال بیشرافتي پول خودش و یا دست مرا از پدرم بشدت مطالبه میکرد . » نیپرگ : « ولی فهمیده نه می توانم که درین روز که برای عروسی ات تعیین شده بود چطور شد که درین جا آمده توانستی ؟ حال باید در کلیسا پهلوی شوهرت میبودی ! چطور شد که سعادت بارون ( لوندال ) وقرض پدرت به تعویق افتاد ؟ خيال میکنم جنگ قصر مرانسم را به تعویق انداخته ، ولی حال جنگ هم به آخر رسیده و ناقوس های انقلاب خاموش است ، باید زنگ بشارت عرو سی ترا بشنو رانند ومن درین جایکمال فراغت جان دهم ! زود بيكو اين واقعه امروز خواهد بود یا فردا ؟ » بلانش : « در حالیکه اشکهای خودش را بشدت ضبط مینمود ؟ گفت : « نی عزیزم. روحم . تو باید زنده بمانی - برای من - برای طفلك معصوم مین که در کعناء من توتو۔ شريك است . » این را گفته نیپرک را در آغوش کشید . نيبرک : « وجود طفلك بيچاره مانع ازدواج تو وبارون شده نه می تواند ! » بلانش : « تا حال که واقع نگردیده شاید هیچ گاه هم از قوه به فعل نیاید . » نیپر ک بد و خشیدن این قیرامید مضطرب شده پرسید : ـ « مدعا و مقصدت را ازین الفاظ درک کرده نتوانستم ؟ رجا میکنم زودتر بكو به بینم چه مطلب داری ؟ » بلانس : « بیاد داشته خواهی بود که حين وداع جان سوز که بخیام وداع ابدی بود بتو گفتم که اگر از ( تویلری ) نجات یافتی بدکان قصاره کوچه رویال بروشاید در آنجا از من خبری بیابی و يا من بتوانم بتو ملحق شوم . آن ازین سبب بود که در آن شدت نا امیدی ویاس مفرط هنوز هم شعلهٔ خفی از امید در قلبم میدر خشید . » « ها.. فهمیده نتوانستم میخواهی بگوئی که هنوز هم باجتماع من وخود امید داشتی در صورتیکه خودت میرفتی که با لوندال از دواج شوی ؟ -- » بلانش : « بلی . متلکه حمی به من میگفت که این عروسی بتعویق خواهد افتاد . تنها دیروز پدرم اظهار نمود که عروسی در روزی که تعیین گردیده است واقع نخواهد شد زیرا بارون متفق شده که برای سه ماه دیگر هم این معامله را معلق بگذارد . » نیپرگ بحالت بهت و حیرت تکرار نمود : سه ماه ! » بلانش : « بلی حال تاریخ ازدواج را به ششم نومبر تعیین کرده اند ، لوندال از حالت عمومی حاضره مضطرب شده و از فتح انقلاب بخوف بود، دیشب پیش تر از بسته شدن سدهای اطراف پاریس از شهر گریخت . موضع امنی از دواج نامسعود را در قلعه خودش نزديك ( ژنپاپ ) دوستر چند بالمزيك انتخاب نموده است » نيپرگ : « تو چه وقت آنجا خواهی رفت ؟ » بلانش : « پدرم که مثل بارون ازین انقلاب بترس است اراده دارد که بزود و به مجرد ينكه جاده ها باز وسد ها مرتفع گردید روانه خواهم شد ، اگر میروم ولی بتو قسم یاد میکنم که هیچ گاه زن این مرد گستاخ نخواهم شد . » نيپرک : « چه چیز است که در ژنپاپ ترا به مخالفت ارادهٔ پدرت وادار خواهد
ساخت در حالیکه در بنجا بتمامی خواهشان او رضا داد ؟» بلانش : « پیش تر از روانه شدن بارون مکتوبی برایش نوشته کردم و نو کرش را رشوه دادم که بعد از گذشتن مدت ها باو بدهد .» « پس بارون بخوبی میداند که نوزایش نخواهی شد ؟ » « بلکه تمام حقایق دیگر راهم . که من ترا دوست دارم و طفل من بدری مجز تو نه می خواهد . » آلبر گت از شنیدن این اقرار خوش من غش شده گفت :- « آه « باعث حیات ومماتم » معشوقه ام تا مزد عزیزه و بالا خره زنم ! اگر تو را بپرستم هم کم است . حیاتم را به من اعاده کردی ! اگر مرا بکدای حال میتوانی که بر خاسته با ( سان کولات ها ) بار دیگر بجنگم .» این اضطراب خون البرگت را بجوش آورده زخم او سر از نو تازه گردیده خون بدوران آمد . کاترین در آشیانی محبت به کارهای خودش مشغول بود به نعره های مدد ، بلانش بر گشته آلبرگت را مد هوش یافت و به مدد بلانش زخم های او را بار دیگر شسته و پارچه تبدیل کرد . کاترین هنوز مشغول بستن زخم ها بود که آلبرگت کم کم بهوش آمده شروع به حرف زدن نمود : « بلانش من می میرم ... خدا حافظ ... بر طفک بیچاره هوش کن ! » شنیدن این راز مانند صاعقه بر کاترین فرود آمد ولی چون بلانش را از خود زیاد تر خجل مشاهده نمود گفت : « مترس ، چیزیکه من شنیده ام از يك گوش در آمده و از دیگر خارج شده است ولی اگر به من اعتماد کرده و خدمتی بفرمائید بکمال صداقت با جرای آن حاضرم تا مبدل نشوید هم چین ها در آخر انسان می شود ، این طفلك مقبول کجا خواهد بود؟ آیا من او را دیده نخواهیم توانست؟» بلانش بعد از قدری تفکر گفت : کاترین عزیزم ، بشنو ، تو به من خدمت بزرگی کرده میدانی و با این صورت یکی را که به نجات و پرستاری البرگت باینقدر فیاضی شروع کرده ئی تکمیل خواهی نمود . » کاترین : « تنها فهمیدن خدمت و امرتان کافیست . » بلانش : « پسر من سه سال عمر دارد و در حمایت خانم بسیار شریفی که بمادر ( هوش ) مشهور است در ورسای میباشد پیش تر از انکه بلانش حرف خودش را تمام کند کاترین جواب داد : « بلی مادر هوش را بخوبی می شناسم پسر او لا واز ماستر جن له غیور نامزد من بسیار دوست است بعدی روز گرفتن ( با ستبل ) پهلو به پهلو جنگیده اند . » بلانش : « بسیار خوب . من میخواهم که نزد او رفته و این پول را باین مکتوب باو داده و پسرم را گرفته نزد من در شاتوی بارون لوندل نزديك ( ليما پ ) خواهی رسانید . » کاترین : « تنها همین قدر میخواهم بفهمم چه وقت میخواهی در آنجا باشم ؟ » « کم از کم باید تا روی شام او را در آنجا رسیده باشی ؟ » « مطمئن باش و پدرت را از من بکیر علاوه بران تا آن وقت ما عروسی شده خواهیم بود و له نیوز هم با من معاونت خواهد کرد . » بلانش : « از اجرای این خدمت بزرگ مرا برای همیشه مرهون احسانی خواهی ساخت . » کاترین : « خدمت بزرگ چه معنی دارد در دنیا چیزی نخواهد بود که بخاطر تو اجرا و یا کم از کم اقدام باجرای آن نکنم . » بلانش : « بسیار متشکر و نمیدانم که همه این نیکی های ترا بچه مقابله کنم ! » کاترین : « تشکر لازم نیست ! حال اجازه بده که رخت های یکی از مشویان را بپوشم . و پرستاری گوشت را تادوی من بمیرد تو بکذارم . علاوه بران حال بیدار خواهد شد و چیز های زیادی داشته خواهید بود که با هم صحبت کنید . زیرا مجبورید از هم بزودی جدا شوید . » پس اعضای کار با خود تکرار می نمود : « شانوی لوندل در ژلیماپ ششتم اتومبر . » از دو کان بر اعمارت . ( باقیدارد ) ( مطبعه اثری )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جریده ملی «قیمت اشتراک» در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۲ " طلبه معارف ۷ " در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزاین دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد (مطبعه انیس)
[BLANK PAGE]
شماره ( ۱۲ ) انيس مجلد ( ٥ ) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و نگارنده مسئول محيي الدين ۲ شنبه ۲۱ سرطان ۱۳۱۰ تاسیس ۱۳۰۶ ۲٦ صفر ۱۳۵۰ افتتاح مجلس شوراي ملي روز دوشنبه ١٤ سرطان از ساعت ٨ نيم الى ٩ ونيم تمام وکلای ملت ، هیئت وزرا ، نماینده گان دول ومامورین عسکری وملکی ، ويك عده از اعزه وتجاران شهر کابل که قبلاً ذریعه اطلاعیه رسمی، جهت افتتاح شورای ملی دعوت شده بودند ، در صالون بزرگ عمارت ( سلام خانه ) حضور بهمرسانیده انتظار تشریف آوری اعلیحضرت همایونی را داشتند . ونيز يك قطعه عسکرى بالباس های رسمی در خارج عمارت صف بسته بودند . بوره ساعت ۱۰ اعلیحضرت تشریف آوردند و عموم حضار رسم احترام بجا آورده ایستادند . اعلیحضرت غازی پس از جواب احترام نطق غراى ايراد وشوراى ملى را افتتاح نمودند . پس از ختم نطق افتتاحیه اعلیحضرت ، آقای قاضی عبدالاحد خان و کیل هرات معروضه را که قبلاً تهیه شده بود ، به عرض رسانید پس از ن فضائل مآب مولوی محمد ابراهیم خان کاموی از طرف « جمعيت العلما » شکریه را قرائت نمود . اعلیحضرت مؤسس و حامی شورای ملی ، ج ع ع صدر اعظم صاحب و کابینه را که بطرف چپ منبر ایستاده بودند ، خطاب نموده شفاهاً فرمودند چون شما در نزد این مجلس وکلای ملت مسئول میباشد ، لہذا جميع اجرا آت و کار روائی خود را که درین عرصه دو سال نموده اید یکان یکان از نظر وکلای ملت بگذرانید . چنانچه من سیاست خارجی مملکت را علی الرسم و بدون پرده گزرانیدم . بعد وکلای محترمه را خطاب نموده گفتند : که اولین کار شما انتخاب رئیس است که از بین خود ها انتخاب نمائید . بعد ها به نظم و نسق امورات مهم مملکتی خواهد پرداخت . درین وقت اعلیحضرت و تمام حضار دست دعا بر داشته کامیابی و اتحاد ملت افغان را از خدای بی نیاز استرحام نمودند . بعد ذات همایونی باحضار خدا حافظی نموده تشریف بردند : عيناً نطق اعلیحضرت محمد نادر شاه غازي به تقريب افتتاح اولين مجلس عالي شوراي ملي افغانستان بسم الله الرحمن الرحيم این مجلس شورای اسلامی را بنام خدای قادر توانا که بخشاینده سعادت دنیا و آخرت است افتتاح میکنم و از بار گاه ایزد متعال برای حکومت وملت افغانستان توفیق میخواهم که بپایه شريعة مطهره حضرت محمد عليه الصلوة والسلام باین خاك پاك اسلام خدمات بر گزیده ارزانی کنند و بار دیگر در اعلای کلمة الله وتوفیق وتعالى افغانشتان موفقیت وکامیابی جاوید حاصل نمایند . عزیزان من ! لله الحمد که بار دیگر افغانستان را در مصائب و نوائب نقدی وجانی جنگها مصئون و مامون می بینم و بخاطر آسوده و دل پر از امید شروع به تاسیس این موسسة شورای ملی مینمایم میخواهم معنی شورای ملی را بشما شرح
(شماره ۱۲۰) کنم الحمد لله همۀ ما و شما مسلمان هستیم مشوره اساس کارهای ماست ، بحکم قرآن عظیم الشان ( و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ) بمشوره کردن مکلف بودیم و هستیم ، خبر هـه بود حضرت محمد علیه الصلوت و السلام در حل مسائل مشوره میفرمودند ! خلفای راشدین رضی الله تعالی عنهم بمشوره کار میکردند خلفای بنی امیه نیز مشوره می فرمودند : لیکن خلفای بنی عباس مشوره را اساس متین برای پیشبرد امور قرار دادند وکلای ملت به دربار خلفای عباسیه حاضر می بودند و حکومت تمام کارها را با وکلای ملت مشوره میکردند . بعد از خلفای عباسیه سلاطین اسلام مشوره را منافی قدرت و اقتدار خود دیده باین اساس ترقی و تعالی کمتر توجه نمودند بنابرین خیلی دور های انقراض و تغیر و تبدیل در عالم اسلام واقع شد . در افغانستان مشوره از قرنهای مدیدی باینطرف دوام میکند چنانچه جرگه افغانها را حاکم عادل ملت افغانستان گفته میتوانیم برای ما ملت مشوره چیز نویست سلاطین گذشته اگر بمشورۀ ملت کار نکرده باشند لیکن ملت در قبائل و عشائر خویش جرگۀ خود شان را تا امروز متروك قرار نداده اند و حکم جرگه در قبائل و عشائر نافذ است امان الله خان شورای دولت تشکیل کرد و کلای ملت بمرکز حاضر شدند لیکن آن شورا با جرگۀ افغانستان مفید ثابت نشد . خیر ، از خدا میخواهم که بار دیگر آنجان و اقسای سیاه در افغانستان رو ندهد و این مؤسسۀ « شورای ملی » ما و شما را موقع و فرصت و در آن عنایت فرماید که تمام موجبات شکایت را از بین ملت و حکومت رفع نمائیم تا ملت بروش سابق حکومت خویش را ملت و خادم بهبود و ترقی کار مملکت بدانند . « شورای ملی » امروز مثل شورا های سائر ملل که بمرور ایام ترقی و اصلاحات بخود حاصل کرده يك نمونۀ ترقی شورهای سابقۀ ماست اگرچه ملت تا امروز اینطور يك چیزی را خواهش نکرده لیکن چون من « شورای ملی » را اساس ترقی و وسیلۀ مخصوص اصلاح مملکت میدانستم و میدانم در روز اول در « خط مشی » خود اعلان کرده ام شکر لله که درین فرصت بر این افغانستان بافتتاح آن موفق شدم وقتیکه شما كتابچۀ حقوق « شورای ملی » را مطالعه کنید واقف میشوید که « شورای ملی » امروز با شورا ها و جرگه های پیشتر چه فرق دارد اگر شما حقوق خویش را بکوچ استعمال کنـید و همیشه رفتار و روش حکومت را مراقب باشید و برای اصلاحات همیشه سعی بلیغ بفرمائید « شورای ملی » افغانستان بانی امنیت و مؤسس ترقی و تعالی مملکت خواهد شد و بامید خدای عز و جل خانه جنگیها و نفاق و شقاق برای همیشه ازین وطن معدوم خواهد گشت ، مسائل شخصی باعث زوال و اضمحلال این سلطنت اسلامی نخواهد شد ، و همه وقت این ملت آسوده خواهد ماند ، تغییر و تبدیل سلطنت سبب استیصال ریشه های ترقی و تعالی ملك و ملت شده نخواهد توانست به شقیا نوبت حکمرانی نخواهد رسید همیشه زمامداران ملك و حکام صادق و محسن ملك و ملت در خدمت افغانستان انتخاب و مشغول خواهد شد، استبداد بدعت پرستی و رشوت ستانی يك قدم در قلمرو این مملکت رونما نخواهد گردید گفته میتوانم روزیکه وکلای ملت در « شورای ملی » حقوق خویش را شناختند و خیر و شر را از روی مفاد عمومی امتیاز کردند و غرض و تفرقه از میان رفع شد از همان روز دور سعادت افغانستان آغاز خواهد کرد من از خدا مسئلت دارم آن روز سعادت وطن عزیز ما و شما همین روز اول افتتاح شورای ملی باشد خدا قادر است رحیم است کریم است همانطوریکه افغانستان را باینفرصت کم از يك انقلاب خانه برانداز نجات داد و بملت افغانستان امنیت ، عزت و توانائی و اتحاد سر از نو بخشید، ، از در گاه بخشایش ایزدی مأیوس نیستیم و امید واثق دارم که انقلاب گذشته آخرین دور فترت و نکبت ما ملت حساب خواهد شد و انشاء الله تعالی برای همیشه خاتمه یافت و این روز افتتاح « شورای ملی »
صفحه ٤٣ شماره ١٣ مجلد پنجم روز اول دور سعادت افغانستان خواهد بود که تا ابد دوام خواهد کرد. وکلای محترم ملت، مایوس نباشید همچنین ادوار ظلمت را که ما و شما گذرا نیدیم تاریخ ملل عالم در حیات سائر ملل دنیا نشان میدهد بعد از هر سختی آسانی است و پس از هر تنزل ارتقا و اعتلا آمده است بشرطی که بندگان خدا از جاده حقیقت و انسانیت منحرف نشوند و عیب را هنر و اسباب تنزل و و سیله ترقی نشناسند. فرزندان و برادران عزیز من! آنچه از اجراآت این دوره را میخواهم خود من بشما بیان کنم سیاست خارجی امروزه افغانستان است، تا شما از سیاست خارجی حکومت امروزه خود حوبیتر واقف و مسبوق شوید باقی مسائل را که در ظرف یکنیم سال و چند ماه شده صدر اعظم صاحب و وزا ء بشما معلومات خواهند داد میخواهم از ابتدای ورود خود بخاك پاك اففانستان تا امروز آنچه با دول متحابّه معامله و مکاتبه کرده ام بشما اظهار کنم تا بر شما سیاست خارجی من پوشیده نماند. وقتیکه من در خاك افغانستان قدم گذاشتم خودم و شاه ولیخان و شاه محمود خان را در سمت جنوبی و محمد هاشم خان و محمد گل خان را در سمت مشرقی تعیین نمودم. درین موقع در سمت جنوبی آثار نفوذ سقویان ظاهر نبود و هیچ کس حکومت سقوی را وقع و اعتبار نمیداد اما همینکه امان الله خان در حدود قلات و مقریا عساکر قندهار نمودار شد و دو باره عزم استیلا کابل را باطراف و اکناف مشتهر گردانید اهالی سمت جنوبی قدری متردد شدند و گمان کردند که من با برادران خود بطرفداری امان الله خان خدمت میکنم من چندنیاد وانمود کردم که مطلب من شخصیت هیچ کسی نیست حتی خود من و برادران من برای اثبات شخصیت خود نیامده ایم ما میخواهیم در افغانستان امنیت قائم شود خانه جنگی از میان رفع گردد و هر شخصی را که تمام قوم و ملت افغانستان بپاد شاهی انتخاب کنند همانشخص پاد شاه شود اما با آنهمه اصرار من اهالی سمت جنوبی باظهار من متردد بودند مطمئن نشدند چه من مجبور بودم که اعلان پاد شاهی خود را بدون اعتراف و تصویب تمام اهالی افغانستان رد کنم. هر چند در مواقع بزرگ و در اوقات ظهور نا کامی و شکست این مطلب را بمن تکلیف می نمودند من نسبت به نام پادشاهی بنام خدای توانا توکل میکردم و مهربانی و لطف کردگار را بر امید نیکا از نام پاد شاهی بمن وا نمود می شد مرجع میدانم و میدانستم تا اینکه در اکثر طبقات اهالی سمت جنوبی تشتت افکار تولید شد و سقویان در سمت جنوبی قدرت کامله یافتند کریز و اکثر حصص خوست و ارگون و غیره جاها را استیلا نمودند من درینوقت اراده کردم تا از اقوام افاغنه سرحد آزاد استمداد کنم میخواستم از قوم اورکزائی استعانت نمایم درین وقت راه مواصلت من و اورکزائی ها در دست انگریز ها بود بواسطه حاجی محمد اکبر خان با حکومت انگریز داخل مذاکره شدم حکومت برطانیه موافقت نکرد و عذر غیر جانبداری را پیش کرده راه دادن اورکزائی را منافی اعلان غیر جانبداری خود وا نمود کرد و همچنین مضمون بمتن نامه حکومت برطانیه رسیده این نامه باهنوز موجود است با این همه ما یوس نشدم و دست از کار نکشیدم قوم با غیرت جاجی و هم يك حصه منگل و احمد زائی در دست من بود بالاخره فیصله کردیم که از قوم وزیر که برای امداد من و نجات افغانستان کمر همت بسته بودند و غیرت اسلامی و افغانی آنها بجوش بود استمداد کرده شود وزیرها دعوت مرا پذیرفتند و به حضورم حاضر شدند دولت برطانیه بر این مسئله پیشتر با من درشتی کرد حاجی میر احمد اکبرخان بر بی هنگام بسیار اصرار نمود که ماء وزیری جاجی به وزیرستان خارج شوم و واپس بفرستم. و هم علانات و مکتوبات خود را اسمی اهالی قندهار و قوام قبائل اتولا بواسطه عبد الغنی خان از راه چمن فرستاده بودم آن همه دعوت نامهای من باقوام قندهار واچکزائی های غیرت مند رسید اما خود عبد الغنی خان را حکومت هند مانع شد و انسداد سخت برای پیشرفت او نمود و او را در قندهار نگذاشت همانست که بمجرد گرفتن اعلانات من
صفحه ٤ شماره ١٣ مجله پنجم اقوام و قبائل ولایت قندهار قیام نمودند و همراهش خوشوقت گردیدن شان نسبت به مجاهدات من و آمادگی شان در مقابل سقوممان و اظهار استعدادشان با جرای اوامر من بسمت جنوبی را میرسید ! با وجود آن همه اعتراضات دولت انگریز همینکه حاجی میرزا محمد اکبر خان را برای اظهار دلائل بعدم امکان واپس فرستادن وزیریها به پاره چنار فرستادم من ، شاه ولیخان و شاه محمود خان و محمد گل خان را با دکر سر کرده ها و يك عده حاجی و منگل و همه زائی و جدران و طوطاخیل و گردیزی برای محاربه کابل و اپو کرد عازم نمودم هنوز دولت برطانیابر دلائل عدم امکان واپس فرستادن وزیریها قانع نشده بود که خبر فتح کابل رسید خلاصه قبل از فتح بین من و دولت برطانیا در مسئله مشارکت وزیریها خیلی تیره گی و پیچیدگی موجود بود من محکم بادم و مجبور بودم که از هر قوم قبیله فیغان که امداد گرفته میتوانستم تثبیت مکردم ز من و زندگانی یجو بم مس چیزی باقی نمانده بود بعهده آردید تماشابه مناک وزیریها دم مقام قوطرط من همت نداشت عرصه حیات برمن تنگ شده بود من حیات با شرف یا مرگ خود وخاندان خودرا تصمیم کرده بودم ! اهل غرض بعد از فتح کابل برو یا غاد میکردند که گویا من در موقعی که در سمت جنوبی بودم دولت برطانیا امداد داده است و من بدولت انگریز امتیازیتی داده ام. من امروز بحضور شما وکلای مات اعلان میشایم که من بجز فضل و رحم خدای قادر مطلق و فدا کاری اهالی افغانستن با مداد هیچکدام دولت اجنبی نایل و فتح نکرده ام موفقیت من در نجات وطن بفضل خاص الهی و همت و غیرت عموم ملت افغانستان بعمل آمده است . آن اشخاص به اقوامی که با حکومت امانیه مخالفت داشتند و هم چنین آن وزراء و مامورین به فکر روحانیون ، واخيراً مات که با اعمال ضرر افزای شخص امان الله خان موافقت نداشتند ، مسلم است که این عدم توافق آنها با او برای خیر وطن و سعادت مات بوده میخواستند که او را ازان حركات العاقبت اندیشانه شهرت پسندانه اش باز دارند که دران ابداً لحاظ جذبات ملی و مذهبی کرده نمی شد ، چنانچه به مشاوره چند نفر اشخاص کوتاه بین ، مات را از خود متتفر و اثر و رسوخ همه خدمتگارن وطن را که در موقع مخاطره برای خیر جامعه باید خدمت میکردند ؟ دور نمود . عزیزان من رسانه خیلی متأثر شدم وقتیکه باو، سر نمی مغرضه یی را شنیدم و خاصتاً من در افغانستان سرور ازنداره سیاست من در افغانستان سیاست آشکارا است من میخواهم هر چیز را بشما واضح کنم تا شما از هر چیز واقف باشید و بکار های خود بدانید. وقتیکہ من در کابل رسیدم و شما مات باصرار و تأكيد مرا پادشاه افغانستان انتخاب کردید وزارت خارجه فوراً بتمام دنیا اعلان کرد بجواب اعلان وزارت خارجه از همه دول متحابه تبريك و شنا سائی حکومت حاضره اعتراف و اعلان شد سفیر کبیر دولت علیه ترکیه در کابل تشریف داشت و سفیر کبیر دولت بویه شوروی نیز از همه اولتر بکابل رسید دول متحابه یکی بعد دیگری سفیرا و قناضد کان خودشان را در بار افغانستان فرستادند . من بنا بر اصول و قواعد بین المللی تمام معاهداتی را که حکومت سابقه با دول متحابه عقد کرده بود تصدیق کردم دیگر هیچ معاهده سری و علنی ننموده ام . البته سال گذشته بعضی از دول بما امداد کردند ، چنانچه حکومت بهیه برطانیا بدون کدام شرایط بافغانستان امداد کرد این امداد عبارت است از يك لك و هفتاد و پنج هزار پوند قرض بلا سود ، و ده هزار تفنگ و پنجاه لك كارتوس ، و چون این امداد مبری از هر گونه الایشات سری و علنی است ، و بدون شرایط است من به ممنونیت قبول کرده ام امان الله خان هم موتر ها و سیم های تلکراف و غیره اشیاء را از دولت برطانیا قبول کرده بود ، و در جنگ ملا عبد الله پنجدهزار تفنگ و کار طوس از حکومت هند گرفته است . که این مسایل تا امروز اعلان نشده بود ، و هم وقتيكه امان الله خان در لندن بود ، از طرف دولت برطانیا مبلغ نقده و ده هزار تفنگ و بعضی ادوات دیگر هدیه شده بود ، و امان الله خان آن هدیه دولت برطانیا را قبول کرده بود ، من در سیاست
خارجی آنچه کرده ام و صریح می گویم و بشما خاطر جمعی میدهم که حکومت من تا امروز امتیاز و حقوقی بهیچ دولت نداده است و تا من زنده ام انشاالله بقلم من اینطور چیزی امضاء نخواهد شد . من قطعاً در سیاست خارجی افغانستان سرو راز نمی خواهم داشته باشم ، و هم حکومت و ملت خود را توصیه میکنم که موقعیت جغرافیائی افغانستان هیچ گاه سیاستهای سری را تحمل ندارد ، و از سیاستهای سری باید همیشه پرهیز کنم غیر ازین اسلحه که دولت بریتانیا بما مدد کرده خرید هزار تفنگ و يك كرور و هشتاد لك كارتوس از فرانسه قرار داد و خریداری کردیم ، که ازان جمله قیمت ۹ هزار آن تقریباً تادیه شده است ، وباقی را هم امروز راع مپریزد داریم دولت المان هم بها وصمیت دوستانه نموده چنانچه باقی مانده مبلغ قرض را که بمان الله خان داده بود بما تسلیم کرد و اقساط تادیة قرض را از شش سال بهشت سال تمدید نموده ، دولت المان پنجهزار تفنگ و پنجالك كارتوس بها داد و قیمت آنرا هم بهمان قرضه که بهشت سال ادامی شود ، قبول کرد، در همین اوقات قریب پنجهزار تفنگ و پنجاه لك كار توس علاوه از این اسلحه که شرح داده ام از انگلستان خریداری نموده ام و پول آنرا نقد تادیه کرده ام همچنان از راه کری پول متجانه برای افغانستان اسلحه بقیمت مناسب خریداری کرده ایم ، معاهده ی که جدید عقد شده و در شرف تبادله ی مبرمیت ست و نا مذاکرات آن داخل شده و می شویم ، معاهده جان و افغانستان عقد شده است و در شرف تصدیق است . معاهده غير جانب داری حکومت افغانستان و حکومت شوری روسیه در از او عقد شده است موافقه که بسر های سرحدی بين افغانستان و ایران عقد شده است . به معاهده تجارتی افغانستان ودولت شوروی روسیه داخل مذاکره می شویم در مواققه ایستدال پست بادولت روسیه داخل مذاکره می شویم معاهده افغانستان و دولت عالیه جید ه فقیر است حت مذاکره می آید خلاصه آنچه شده ومیشود همه را را بشما وانمود کردم ، وبار دیگر میخواهم بشما ظاهر کنم که مفید ترین سیاست که در افغانستان تصور میشود، و من همیشه دوام آن را توصیه میکنم ، این است که باید افغانستان بیطرف باشد و به همسایه های خود و تمام دول متحابه روش مسالمت جویا نه صافی و در افغانستان نداشته اجرا کند و همسایه های خود را عملی یقین بدهد که افغانستان مویة، خارجی را کامل محافطة انمودة روش دوستانه ومساویانه همسایه های خود را در نجو همد اشته و همین روش افغانستان برای خود افغانستان و برای همسایه های افغانستان بهترین ست . راجع باقوام سرحد آزاد این مسئله نا گفته نماند که مسئله سرحد آزاد يك مسئله مهمی برای سیاست افغانستان و ربطا سیاست افغانستان راجع بسلوك وروش با همین قوام سرحد وحكومت هند از اند نشته فارغ نیست میتوانم بگویم اقوام سرحداوما از حيث مسلمانی وقوميت يك چیز هستیم دولت بريطانيا فسايد اين همدردی اقوام سرحد را به افغانستان و از افغانستات را بسرحد ازاد الهای دراز تجربه ومشاهده کرده است . بهیچ وجه ازین همدردی انکار کرده نمیتوانیم چرا پریشانی اقوام سرحد آزاد در افغانستان بالضرور اثر می اندازد ازین رو سعادت ورفاهت اقوام سرحد آزاد همه وقت آرزو و خواهش ماست . و کلای محترم . این است سیاست امروزه حکومت شما که برای تان شرح کردم تا شمای کم وکاست از حقایق واقف باشید ، و در کار ها دقیق شوید هم مستانه را خوب بسنجید و فیصله کنید بی پروائی در امور مملکت گناه عظیم است شما مقدرات يك ملت بزرگ را درین مجلس فیصله می کنید سهو و خطای شما سهو و خطای شخصی شما حساب نخواهد شد خساره آن بيك مائت ويك مملكت عظیم الشان اسلامی عائد میشود بسیار مدققانه و احتیاط کارانه در حل مسائل پیش شوید شما خوب مشاهده کردید که مخالفت به بشی حکومت سابقه وعدم اقتدار نمودن خیر و شر از طرف ملت چه خسارة عظیم وارد کرد هر روز این ملت را دچار مشکلات ساختن بجز اینکه میگوئیم خیانت گران است دیگر چه تعبیر خواهیم کرد . چون حکومت امروزه شما زیاده ر به مشوره اهمیت میدهد و میخواهد که دکماً
مصدر چنان اجراآتی شود که از آن رضای خالق و خشنودی مخلوق حاصل ، و بر طبق حسیات عمومی به همه ترقیات مطلوبه خود نائل شود . اينک بکمال مسرت امروزین ( مجلس عالی شورای ) ملی را افتتاح کرده و در نظر دارم که به فضل الهی جمیع معاونت فکری ( شورای ملی ) وحصول ديگر مطالب على يك « مجلس اعيان » را هم در آتی تشکیل کنم . در خاتمه : شما وحكومت وعامة ملت عزیزم را بخدا میسپارم و از خدا کامیابی وموفقیت مشروع ما را مسئلت مینمایم . جوابیه وکلای محترم شورای ملی بسم الله الرحمن الرحيم اعلیحضرت ناجی و استقلال بخش افغانستان ! ما ملت افغانستان راجع به آن فدا کاری های تاریخی که از شما مشاهده کرده ایم هر قدر امتنان اظهار کنیم کم است - آنچه را می توانیم که بحضور اقدس شما ظاهر كنیم ـ هماناحس فدویت ما ملت است که نسبت به اعلیحضرت شما در دلهای پاک خود می پرورانیم ـ ما ملت واضح میگوئیم که هر ملت باین امید زمام مهام خود را بدست حکومت خود میسپارد که شاید بر جان مال و اقرار مملکت ترحم میشود سـوا خیارات حیات و ممات آن ملت را سوء استعمال نمی کند ـ و آن قوم را رطها و روشهای غلط ، مصائب و نوائب روز کار مبتلا نمی سازد ـ واختیار مال و جان ملت را به اشخاص دزق همت تحکم پرست نمی سپارد ـ به ديانت و اخلاق اسلامی آن ملت مداخلت های بیجا نمی کند خلاصه باعث نفاق وشقاق و خانه جنگی نمی شود ! هزار افسوس که در عصر گذشته باين عقيده و آمل ما بکلی مخالفت شد و بر عکس آرزو واميد ما رفتار کردند ـ بالاخر آنچه را نمی خواستیم ، نا خواسته واقع شد ـ خانه وآبادی ما را آتش گرفت ـ سرمایه نقد وجنس مارواج وبرباد شد ـ امنیت از سر تاسر مملکت مفقود گردید ـ دزدان غاصب روی کار شدند ـ وقتل پیر وجوان وطين اقدام نمودند اهل و اولاد ملت در مخاطرات وتهلكه ها سر دچار شدند ـ نزديك بود شجاعت تاریخی ما ملت افغانستان که به تمام دنیا طاهر وثابت است لكه دار واستقلال افغانستان که به مهربانی خدا وفدا کاری اعلیحضرت شما حاصل شده است از عاقبت اندیشی های عصر گذشته قريب زوال رسيده بوده که خدای قادر توانا این دولت اسلامی را دوباره بنام نامی شما احیـا فرمود ـ و اعلیحضرت شمارا بسروقت ما ملت رسانیده ـ ووطن عزیز مارا از انهای ابدی نجات داد ! اعلیحضرتا : شما وبرادر های فدا کار وصادق تانرا ما ملت بخوبی شناخته ایم خدمات بر گزیده شما ومخادقین نجیب شما در انظار ما ظاهر است ـ ما ملت شما را نادیده و نا شناخته وامتحان نا کرده پاد شاه خود انتخاب ننموده ایم ـ بلکه با وصف شما صغير وكبير ومرد وزن این ملت آشنا و گردیده بود و گردیده است آن همه فدا کاریهای تاریخی شمارا که برای این ملکت وملت خود تکراراً ومحلا اثبات فرموده اید عموماً بخاطر داریم : ـ اول وجود مفتخرت نمود شما آن دائره فساد منگن را که در عصر اعلیحضرت شهيد بظهور انجامیده نزديك بود که بحكومت اعلیحضرت شهید خاتمه بدهد خاموش واز تدابیر عسکرانه وجذبات ملت خوا هانه خویش شیرازه از هم گسیخته امنیت و انضباط سمت جنوبی را تنظیم فرمودید ـ دوم در جهاد استقلال از فضل الهى وهمت وفدا کاری اعلیحضرت شما افغا نستان میک حیات پر از افتخار تازه نائل ـ واستقلال وشرف ملی خود را حاصل ، وشجاعت ومردانگی خود را در اقطار عالم اعلان کرده است ـ سوم آن مساعی جمیله وخدمات فدا كارانه شما که در راه نجات مملكت وحيات دوباره ملت محبوب تان يان موقع خطر نا كـت انقلاب که تمام افغانستان را آتش جهل ونفاق فرا گرفته بود وهمه موجود يتش را سيلاب شقاق وخانه جنگی بغرق وفنا تهديد ميكرد ، موجبات مزید امتنان وخو شنودی عامه ملت قدر دان تانرا از شما فراهم آورده است ! اعلیحضرتا ـ این همه خدمات خیلی مهم وتاريخي شمايك بيك در انظار
( شماره ١٢ ) مجلد پنجم فرد فرد ملت شما ایستاده است و تمام ملت افغانستان اعتراف دارند که وجود شما از مفاخر تاریخی ما ملت است ـ دشمنان ما ملت هر قدر ما را قابل قبول تحريك وتشويق مغرضانه خود بدنیا نشان بدهند و بخواهند ما را در عالم يك ملت بی اراده معرفی کنند لیکن ما به دنیا اعلان میکنیم که ملت افغانستان رفتار و روش عصر گذشته را منافی سعادت دنیا و عقبی خود دیده واضح واشکار برای بر طرف کردن آن حالت تباه کن قیام کرد و این حکومت نيك وپاك را برای خویش تشکیل نموده والی ما شاء الله باين سلطنت وحكومت باديانت مشروعة خويش مطيع وفداکار خواهد بود اعليحضر تا با انكه ما ملت بشما اعتماد واثق داشتیم و داریم وانشاء الله خواهیم داشت ـ لیکن ازین حسن نیت وصفای دل اعلیحضرت شما که حقوق مشوره را بما ملت ارزانی فرموده اید وشورای ملی را تشکیل دادید از صمیم دل دعا میکنیم که خدای متعال این مشوره حکومت و ملت را وسيله ترقی وتعالى اسلام و افغانستان ساخته موجب سعادت دنیا ورستگاری آخرت ما ملت گرداند وبما توفیقی ارزانی کند که بتوانیم آن گونه خدمات بر گزیده را که در آن رضای خالق و سعادت مخلوق اوست ابراز كنيم ـ ما از خدا مسئلت داریم که حکومت و ملت افغانستان را بظاهر شریعت غرای محمدی آراسته ومستقیم داشته از نفاق و شقاق که موجب خذلان ابدی است دائمآ ما را مصون و مامون دارد ـ ما به هيچ زبان شکر این نعمت الهی را ادا کرده نمی توانیم که مروز حضرت رب العزت همچو شما يك پاد شاه حقوق بخشای را بما عنایت فرموده است . اعليحضرتا ! لله الحمد که امروز ما و کلای ملت حكومت وملت را يك چيز میدانیم و از خدمات بیع ج سردار محمد هاشم خان صدر اعظم و کابینه شان ظهار امتنان می نمائیم . در موقعیکه ریراس کابینۀ افغانستان این چنین یکذات حمیده صفات حضور داشته است ملت بکلی مطمئن و آسوده است ـ چنانچه درین ایام صدارت سردار محمد هاشم خان می بینیم در هر طرف مملكت لله الحمد امنیت است حکام و مامورین مودبانه حرکت میکنند ـ ظلم و بدعت از میان رفع گردیده افغانستان به سر مایه خود قدم بقدم تلافی ما فات میکند ـ پول بيت المال بيجا صرف نمی شود ـ هر قدر از مساعی این حکومت اظهار کنیم کم است . ما ملت وفادار همیشه خدمت برگزیده مشاهير ملت خویش را تقدیر کرده ایم و مشاهیر خود ما سر بجان ودل دولت داریم ـ خائینانیکه با وه سرائی میکنند ما آنها را محققاً دشمن اسلام و دشمن افغانستان میدانیم خدا بهما توفیق ارزانی کند که در سایه شریعت حضرت محمد عليه الصلواة والسلام باو امر شما که برای ماسراسر باعث فلاح و نجات دارین است خویشتن را فدا کنیم تا بتوانیم در راه دین و دنیای افغانستان خدمت های بر گزیده را ابراز کرده باشیم . ما ملت سیاست خارجی و داخلی اعليحضرت شما رانيك مرغوب ميدانم ماملت از ایام گذشته تا حال اعلیحضرت شما را در قول وفعل شما صادق دیده یم وتصدق وصفای شما اعتماد تمام داشتیم که شما را به پاد شاهی خود بالاسرار انتخاب نمودیم . اعليحضرتا . شما همان شخص اید که استقلال خارجی ما ملت را به لطف و مهربانی خد جل شانه در عالم اسباب بسر بازی وفداکاری خویش حاصل کرده اید ما شما را باني وحامی استقلال خود میدانیم وسیاست خارجی شما را برای حفاظت استقلال افغانستان دوست و صحیح می شناسیم . اعليحضرتا . همان طوریکه خدای متعال شما را با مداد ما ملت تا مروز کام یابی بخشیده است ما ملت الی ما شاء الله برای امداد شما بجان و مال واولاد خود حاضر و آماده هستیم ، شاد باشید که ملت افغا نستان شما و امثال بد و مهربان خود دوست دارند و تقدر بشما وبر دران شما وباقی اشخاص صادقیکه در راه سعادت ملت با شما فدا کاری کرده و میکنند گرویده هستند که ما وكلا از شرح محبت و صمیمت ملت قدر دان تان بحضور شما ذره عرض کرده نتوانسته ایم . اعليحضرتا ما وکلای ملت بشما عهد میکنم که تا جان در بدن ماست برای خیر حکومت متبوعة وملت ومملكت خود صادقانه خواهیم کوشید .
( شماره ۱۷ ) خطابه جمیعت العلما اعوذ بالله من الشطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم فیما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غلظ القلب لا نفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاور هم فی الامر فاذا عزمت فتوكل على الله ان الله یحب المتوكلین ط ( الحمد لله على دین الاسلام ) قران کریم از جانب خدا وند رحیم ما هدایت میکند و راه بهبود و اصلاح جامعه را نشان میدهد و بشورای ملی که از معظم ترین مزایای اخلاقی و اجتماعی اشجار است و موجب بزرگ ارتباط کلی حکومت و ملت دیده میشود ارشاد میفر ماید . تاریخ بك شاهد قوی و يك اگاه بر اشیاء است که هر چیزی در ان دیده و مشاهده میشود هیچ شبه نباید کرد که صحیفه های تاریخی بر ثابت و روشن ساخته شهادت میدهد که قوت و سطوت و عزت ملتهای که از وجود شورای ملی محروم و یا تنها شوری گفته به آن کفایه نموده شوری حقه ی را دارا نبوده از حیث غرض و شخصیت و عدم انتخاب حقى منافع مترقبه شورای ملی را برای تامین رفاه و ترقی جامعه كسب نکرده اند روز بروز هیئت و رونق مجتمعه شان زائل و جامعه شان محو و مضمحل شده اند حقیقة شورای اسلامی قوهٔ موجده و دوام و قرار دهندهٔ هر نوع سعادت و بهترین جامعه اسلامیه است شوری است که دلها را زنده و فکر ها را نوه تازه میکند و شوری است که اتحاد و یگانکی را دایر کند، ملت را بحصال حمیده عموم را يك دل و يك عقیده میسازد شورای است که جمعیت امور را محکم کرده بتائید میدهد شورای است که شرف وحیثیت ملت را از انقلابات منحوسه و تبدلات مشومه مصون میدارد . شوری است که انتظامات متینه وقوای عمومیه را وجود میدهد ، شوری است که با طفال وطن عزیز خود توصیه تربیه علم و عرفان کرده از بیمالهای وی مملکت رقم رقم اخذ منفعت میکند شوری است که قرارهر فتهٔ اسلامی و عثمانی میکند تابه صغار خادمین خود نسبت به بزرگان اعزاز و اکرام را رعایت ورزند و بچشم احترام ببینند، شوری است که در عالم اسلام ترقی و تنزل نوهی شرعیه و اقتضاء قران پاك در اخلاق و احلاف حسنه پافشاری نموده است و برای ترغیب و تشویق قرائت و تحصیل علوم و فنون در هر منطقه تذکار داده به فرمودن ( اطلبوا العلم ولو بالصین ) جبر را با ظلمت معرفی فرموده است چنانچه تاریخ صدر اول شاهد این مدعا است البته چون این حکومت متبوعه ما بنیرو اصرار و ذوق و شوق ما جامعه اسلامیه برانی خاک پاك وطن عزیز تشکیل شده است ، اوضاع قوس المجالسشمرن غازی الی لان بما خدمات بزرك برای خیر وبهبودی وسعادت و ترقی ملت کرده است و رفتی شائی محفل معظم شوری ملی را مى دادند تا با وطن مقدس اسلامی بصورت انتخاب حقيق در مرکز عالی مجمع گردیده و وظائف وحقوق حقه شورای ملی را اداره نمایند در نتیجه قرار حدیث مبارك ( اذ كان امرا ء كم خيار كم و اغنيا كم سمحاء كم وامور كم شورى بينكم فظهر الارض خير لكم من بطنا ـ ) لازم است که جامعه اسلام را بمراتب رفعت وعزت و شوکت سوق داده حتمًا از راه اتحاد فکرى حكومت وملت تمام اسلامی آن مفاخر اسلامی و تاریخی را که باسقدر مدت از دست ما مسلمان ها بنا بر غفلت و كمیالشه رفته و پس آنرا تحسین کرده بعالم دنیا فخر و فخریه نماید اگر بدقت غور كنيم برای ما كشفیات صنعت و تجارت و فلاحت و برای هر گونه آبادی ها و عمارت و برای هر رقم تاسیسات مدنيت وزراعت و برای اصول وقواعد حرب واستحضار آلات جهاد وفتوح بلاد كدام چیزی است که در آیات قرآنی و احادیث نبوی واصول فقهیه مندرج و مصرح نباشد بدرجه که دین متین ما قواعد عدل و حقوق را امر فرموده درهیچ یکی از قوانین دنیا وان پیمانه عدل وجود ندارد اگر شورای حقيق اسلامی مزايا و اخلاق فاضلانه واجرا آن شریعت مطهره در تحت یك حكومت اسلامیه در همه طبقات الرعايه تاكيدا حكم
شماره ۱۳ فرما شود و احکام دین را مخالف ترقی عصری گمان نکرده بلکه منبع جمیع سعادت های اخروی و دنیوی و اساس همه مدنیت عصری و اصلاحات کافی بدانند و اصول اسلامی را مدار و معیار کار و بار معاد و معاش خود دانسته باشند نفوذ خود ها را بریا و کسالت و سفاهت و تنبلی تغییر نداده باخلاق حمیده و موالفت و استقامت و فعالیت و عفت و صدق و خدا جوئی و حقوق شناسی اصلاح نمایند و هر کسی از مه و که اهالی و ماموران علما و مشایخ و غیره وظیفه خود ها را شناخته رفتار نمایند یقین است که ذات ارحم الراحمین قرار آیه کریمه (ان الله لایغیر ماب قوم حتی یغیروا ما بانفسهم) و آیه (و ما کان ربک لیهلک القری بظلم و اهلها مصلحون) هیچ گاه سعادت آن جامعه را بذلت و تباهی و خوبی شانرا بخرابی تبدیل نمیدهد . ما جمعیت العلما که خود ها را یگانه خدام دین و اصلاح اندیش ملت افغانستان دانسته ایم بحضور مکرم و آقای محترم ازین روز فرحت اندوز که بافتتاح شورای ملی در میان ما ملت افغانستان امتیاز یافت و بملک مهد بزرگ افغانستان است تبریک میدهیم و از حضور تان درین مجلس عالی مسرور شدیم و گفته میتوانیم که الحمدلله حکومت ما با دیانت و صلاحیت است و شورای ما شورای حقیقی اسلامی است از خدای متعال خود امید میکنیم که محفل جلیله شوی از ثمرت و اثرات این نعمت عظمی و فرط محبت و صدقیکه بملت افغانستان با علحضرت غازی دیانت پرست همه رقبه بدارینای خود می پرورانند از راه حقه شریعت مطهره خیر الانام هر گونه ترقیات مادی و معنوی کار گرفته نتائج آنرا مفهوم فکر یه خواص و عوام خواهند نمود در خاتمه بپدریار اعلیحضرت شریعت خواه ما به آسوده باد ملت دیانت خواه ما به پاینده باد شورای ملی و جمیع مصلحین مملکت اسلامی ما آمین یارب العالمین و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمين . پروگرام اقتصادی سال ۱۳۱۰ وزارت تجارت (۲) ۱۰ : وزارت تجارت میخواهد که برای سال ۱۳۱۰ کار پیله کشی را ذریعه محمد شریف خان متخصص بيك پيمانه متوسط زیر اجرا بگیرد - در هده اند که بکار مذکور آغاز کرده است ، در بدخشه برای همین کار در خواجه ملایك تعمیر زیر ساختمان گرفته شده بود ، واصل بر آورد تعمیر مذکور (۲۹۸۸۰۲) افغانی در اول سنجیده شده و تعمیر مذکور را وزارت تجارت در آنوقت با شرکت شمران که رئیس شان محمد شاه خان بود قرار داد کرده بود - ومبلغ (١٨٤٤٠٥) افغانی بمعرفت شرکت موصوف بمصرف رسیده و هم کار تعمیر مذکور تقریبا بتمام گفته می شود ، مبلغ (۱١٤٣٩٧) افغانی برای باقی مانده کار مذکور تا مستر کر بچه افغانی تعیین کرده بکار است ، در بودجه وزارت تجارت مصارف باقیمانده کار مذکور تکلیف میشود (١١٤٣٩٧) افغانی امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : برای سال ۱۳۱۰ تعمیر مذکور معطل باشد . امضاء هیئت کا بینه حکم حضور شاهانه : ملا حظه شد درست است . ۱۱ : در سن ۱۳۰۲ حسب اراده حکومت در سمت شمالی نهر جدید از دریای پنجشیر باسم نهر رزاق بخت اجراء گرفته شده بود ، مصارف نهر مذکور را کار نظام بمبلغ بیست لك رو پيه مهندسی وزارت تجارت تعیین کرده بود ، در سنه ۱۳۰۰ وسنه ١٣٠٤ مبلغ (۲۷٠٧٦٣) روپیه بمصرف نهر مذکور رسید - درسنه ١٣٠٥ حسب مفاهمه که از طرف حکومت بار عایای سمت شمالی شده بود، افسری رعیتی آن بسمت رعایت خود ها از تاریخ شروع کار نهر رزق الى اختتام آن قرار داخله دفتر نفوس باستثنای قوت و قرار و نوکر اعظام فی نفر در هر سال يك افغانی از سن ده بالا بهر تعدادی که مبلغ آن برسد قبولدار شده بودند که بطور شرکت برای مصارف مذکور مید هیم مگر نفری بمشیر و نجراب فی نفر نیم افغانی قبول کرده بود - در باب قبولی وجه مذکور از حکومت سابق فرمان هم صادر
صفحه ۱۰ (شماره ۱۲) جلد پنجم شده بوده امر کرده بودند که برای جمع آوری وجه مذکور تکت چاپ شود ، که قیمت يك افغانی در آن داخل باشد ، برای حکام سمت شمالی ارسال شود که همه ساله الی ختم کار بهمین صورت وجه را تحصیل و تحویل خزانه کنند ، مگر در اثر انقلاب وجه مذکور حصول نشده - وزارت تجارت میخواهد که کار نهر مذکور را جاری کند امضاء : وزیر تجارت رای مجلس وزراء : کار نهر رزاق درسنه ۱۳۱۰ اجرا نمی شود برای سال ۱۳۱۱ فکر می شود . امضاء هیئت کابینه حكم حضور شاهانه : ملا حظه شد درست است . *** ۱۲ : — در سالهای گذشته و هذا السنه در طراف ولایات مزار شریف و جلال آباد وغيره بقرار اطلا عیكه بوزارت تجارت واصل گردیده بود ملخ پیدا شده بود محلك آن ممکن است در آن مواضع باقیمانده باشد ، برای دفع محلك آن قبل از زمانیکه زنده شود وزارت در نظر دار که ادویه جات لازمه حسب نظریات متخصص زراعت خواسته استعمال کند برای اجراء مر مذکور تا اندازه ( ۲۰،۰۰۰ ) افغانی مصارف در بودجه وزارت تجارت گرفته می شود ، که ادویه خریداری گردد ، تا از مضرت آنها زراعت مواضع مذکور محفوظ ماند امضاء وزیر تجارت تصویب كابينه وزارء : منظور است در بودجه هذاء السنه ۱۳۰۹ این مبلغ بیست هزار افغانی ضمایمه شود . امضاء هیئت کابینه حكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . *** ۱۳ : - وزارت تجارت تصمیم داشته که برای معاینه آب ایستاده غزنی يك نفر متخصص زراعت ارسال کند تا آب مذکور را بصورت فنی ملاحظه کند اگر برای زراعت کاری مضر نباشد پس از آن آب مذکور را لیول کرده اگر بطرف ترنک یا اطراف قند هار آب مذکور جاری شود از بن رهگذر فوائد زیاد عائد خواهد شد ، لهذا برای معاش و مصارف مهندس وغيره لوازم فعلاً سی هزار افغانی در بودجه خود داخل خواهند کرد . امضاء وزیر تجارت . رای مجلس وزراء : برای سال ۱۳۱۱ در نظر گرفته شود . امضاء : هیئت کابینه حکم شاهانه : ملاحظه شد درست است *** ١٤ : — چون کار پیله کشی وزارت به يك پيمانه متوسط تحت اجرا گرفته شده امید است که در نتیجه چیزی شوزه بمل بیاید ، برای شوزه مذکور يك ماشین تار کشی ابریشم ضرور است که از خارج خریداری شود . قیمت تخمینی ماشین مذکور که از متخصص پیله معلومث کر انه شده ( ۱۰۰۰۰ ) افغانی می شود ، منظوری آنرا در بودجه سال يك هزار وسه صد و ده وزارت تجارت آرزو دارد . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزاره : مبلغ ده هزار افغانی منظور است در بودجه ۱۳۱۰ تکلیف شود . امضاء : هیئت کابینه حكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است *** ١٥ : — در بودجه هذا السنه ۱۳۰۹ مبلغ دوالك افغاني برای حفر يك نهر جديد بدشت دورۀ خان آباد منظوری یافته بود که نهر مذکور از دریای بنگی از پل میرزا قمر الدین خان حفر می شود . قراریکه معلومات شده نهر مذکور در زمان های ماضی هم از دریای مذکور جریان داشت ، بواسطه که مهندس آنهاد بوزارت تجارت حاضر نبوده در امسال از پول منظوری مذکور مبلغ يك لك روپیه آن برای ساخت چونی مقر بوزارت حربيه داده شده ، يك لك روپيه آن باقی است ، اگرچه راجع به حفر نهر مذکور بموجب لايحه علیحده از وزیر صاحب حربیه نظریات شان خواسته
صفحه ۱۱ ( شماره ۲۱) قـوسـم شده با این هم وزارت تجارت پول منظوری سال جاری را در بودجه سال آینده ۱۳۱۰ منظوری حاصل کرده متخصص را که برای حفر آنهار خواسته شده اعزام میدارد ، تا نقشه و برآورد مکمل کار مذکور را بوزارت داده بکار آغاز کند . امضا: وزیر تجارت ، تصویب مجلس وزراء : برای سال ۱۳۱۱ در نظر گرفته شود . امضا : هیئت کابینه . حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ۱۶ : چون در دنیا تربیه حیوانات روز بروز اهمیت شایانی کسب میکند ، طوریکه حوائج يك مملكت مقتضی است ؛ باین کار نه در مملکت ما کسی اهمیت داده ونه ازفوائد آن اطلاع بهم رسانده اند ، در خارج برای تولید جوجه مرغ وتربيه آن ماشین های مخصوص اختراع شده لهذا برای قیمت ماشین ها ومصارف آن شش هزار افغانی در بودجه تکلیف خواهم نمود . امضا : : وزیر تجارت تصويب كابينه وزراء : مبلغ ۶۰۰۰ هزار افغانی منظور است در بودجه تکلیف کرده شود . امضاء : هیئت کابینه حكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ۱۷ : - راجع به بند زنه خان واقع غزنی دو سنه ۱۳۰۵ مستر کریپ مهندس آلمانی برای علم آوری سد مذکور اعزام شده بود ، بند مذکور را پیمایش و به وزارت نقشه و بر آورد مذکور را تسلیم نموده ، چون در بودجه سنه مذکور و مابعد آن برای این مصرف چیز منظور نشده مصارف بند مذکور را ( ٢٤٤٥١٥ ) روپیه نشان داده و نوشته بود که ۱۰۹۷۷ جریب زمین تحت بند مذکور آبیاری می شود ، و پول مصارف مذكور بموعد دوسال از اراضی مذکور برای حکومت بدست می آید ، در بودجه هذالسنه به اثر پیشنهاد وزارت تجارت ( ۸۰۰۰۰ ) هزار افغانی منظور شد ، بواسطه نبودن مهندس پول مذکور صرف نشده ، بناً بران اصل مصارف مذکور را در بودجه سال ۱۳۱۰ داخل میدارم . امضا : وزیر تجارت رای مجلس وزراء : درست است وجه مصارف بند زنه خان که بالنسبه کم است در سال ۱۳۱۰ تکلیف شود اما بواسطه حفظ موازنه وضعیت مالی مملکت کار بند سرده و تالاب حسنی برای سال یکهزار سه صد و یازده معطل باشد . امضا : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ما تمام مترجم سرور گویا : نگارش و نگارندگان (٤) و ابن ابو البركات احمدی ( ٧٩٥ ) کروی صفت بوده . بر علاوه که اثر این بطلان در مطولات جغر فى وسیاحتش از عراق بشام در نیمه قرن پنجم بوده . فکر سحر شمار و ذوق نفیس او در وصف بلدان وسكان و ترسيم قاليم وامصارا طهر من الشمس است . و ازین قبیل است معجم البلدان ابن فطلان ـ مقتدر بالله عباسی در ( ۲٠٩ ) این کتاب را بمملکت صقالبه فرستاد ، و لحق این کتاب نزد دق و تضلع علم وادب مصنفش گواه عدل میتوان شد و از ادبیات نفيس وجيد ( معجم البلدان ) و ( معجم الا دبای ) یاقوت حموی است . همچنین ( اخبار الحکماي ) قفطی ( ٦٤٦ ) و ( طبقات الا طبای ) ابن اصیبه ( ٧٥٦ ) که تراجم حالات مشاهیر و معاریف است از ادبیات عالی و نفیس ترین آثاری است و همین چار کتابیست که مستشرقین طبع وما اموری را جرح بتعدن عرب از ان استفاده نموده ایم که پیشتر نمیدانستیم . ونیز اثر ( تاریخ الرسل و لملوك ) ابن جریر طبری و ( مروج الذهب مسعودی ) و ( كامل ) ابن يثمر و ( تاريخ يعقوبي ) و ( تاريخ سني ملوك الارض و الا نبياء ) حمزة اصفهانی و ( الفخرى ) ابن طقطق و ( الباديه والتاريخ ) مطهر ابن
صفحه ١٢ ( شماره ١٣ ) مجله پنجم طاهر مقدسی و غیره تواریخ استفاده ها گرفته ایم . و نیز مستشرقین ( ١٥ ) جلد کتاب از جغرافییون عرب طبع و ما از انها راجع بتاريخ اقتصادی و عمرانی بلاد خود و دیگر اشیای مهمه استفاده نموده و براس المال فصاحت و تعبیرات روشن خود از مطالعه آنها در افزوده ایم که پیشتر از وجود آن خبر نداشتیم . قرن هشتم : - درین قرن نگارندگان زیر دستی در مصر و شام ظهور نموده اند و از انجمله است ابن فضل الله عمری صاحب ( مسالك الابصار ) و ( التعريف بالمصطلح الشريف ) و الصلاح الصفدى ( ٨٦٤ ) صاحب ( الوفي بالوفيات ) و ( تحفه ذوی الالباب ) و ( نكت الهميان ) و ( جنان الجناس ) و ( دمعته الباكي ) و شهاب محمود الحلبی صاحب ( حسن التوسل في معرفة صناعته الترسل ) . علاء الدين غانم و احمد الانصاری و ابن لقیسرانی و کمال الدین زملکانی . ولی نوابغ اندلس درین قرن لسان الدین خطیب است که اگر آثار او همین ( الاحاطه في اخبار غرناطه ) باشد و بس باز هم تفوقش را در شعر و کتابت کفایت کند خامه تصویر نگارش همچو ترجمه و صورت کشی دارد که گوئی صاحب ترجمه و تصویر را معاینه می بینی ! بلی مشار اليه چیز نویس و مصور مظاهر است نفح الطیب مقری طرق صالح از نظم و نثر او را پر مزه از رجال اندلس در بر دارد بلی لسان الدین و رفیقش ابن خلدون ( ٨٠٨ ) هر دو حل کننده عقده های کتابت اند . محرربین پیش بلخصوص در قرن ششم و هفتم همه پیرو و مقلد یکدیگر و سلفه کتابت هم جاده تقلید را سیر کرده میرفت ابداع و تجدیدی نداشت پس تجدید کنندگان حقیقی و صفت گذاران ابدعی و ابتکاری آن قرن لسان الدين خطيب و عبد الرحمن ابن خلدون است که نخستین جاده نویی پیموده و فهماندند ممکن است بر خلاف قدما رفت و گفته قدما قابل پیروی نیستند چه ما تجربیات چندین قرن را بر اطلاعات آنها افزوده و در واقع ما هستیم که خود را سزاوار تقلید و احترام میدانیم : بلی ابن خلدون علوم اجتماعیه و تاریخیه را بزبان بیان میکند که نظیرش در قدما نیست زمینه عالم اجتماع و میدان فلسفه و ابتکارات شخصی خود را باندازه وسعت داده که از تعریف و بیان مستغنی است . علاوه بران بواسطه جدال و انتقاد دو صفت بزرگی بعالم علم و ادب در افزوده یکی وضوح و روشنی بیان دیگر دقت و خرده بینی افکار . خلاصه او و رفیقش گل سر سبد و بوم پر فضل اندلسند و چنان شاخه های پر ثمر و شکوفهای معطری هستند که بقرن هفده گویان بمشرق تقدیم نموده و بوجود شان عهد فضل و ادب اندلس خاتمه یافت . مدارس و مکاتبی که در قرون وسطی برای توسیع علم و فن اشارات داشت و دواوین انشا که در قرطبه و غرناطه و قاهره و دمشق از بهر تعلیم انشا و اخذ فن واسع ادب در بلاد فوق و سائر پایتختهای مشرق مفتوح و دائر بود یکسره مسدود گشته این فن جمیل بجزء سفر عربی دان عربی خوان محدود ماند و تسلیم انشا و ادب رو بانحطاط نهاد چه از یکطرف اختتام دولت اندلس و از طرفی استیلا و استبداد عثمانیون بر مصر و شام و عراق آفتاب درخشان فضل و بلاغت را بخاك بي التفاتی نشاند و در حوصه حکومتان کس نماند که تقدیر و تمجیدی از ادب و اهل ادب نماید پس فن ادب و انشا رو بزوال نهاده و بکلی ضعیف شده رفت و عدد شعرا افزونی گرفت : چه که فن شعر سهل و روان و انتفاع ازان بذریعه مدائح بیشتر وجذابتر بوده است . بلی از همین جهت است که در تمام ادوار که ماهی بینیم و سراغ میکنیم شعرا نسبت به ادبا و محررین بیشتر و زمینه هم افزو نتر طالب و مشتری امتعه آنها بوده است . سه شنبه ده آخر صفر يك هزار سه صد چهل نو هـ مطابق ٨ روز سيم سر طان يك هزار سه صد نوه ش در پریشانی و یا نوشته شد . ( انتهى )
صفحه ١٢ ( شماره ١٢ ) مجلد پنجم صحیات مابعد از شماره ( ١٠ ) اسهال اطفال ١ - اگر طفل شیر پستان می خورد اسهال او اهمیتی ندارد پس از آنکه شیر کم دادید و قبل از هر دفعه پستان دادن يك قاشق قهوه خوری از شربت ذیل بدهید خوب می شود و اگر تب داشت بطبیب رجوع کنید . آب آهك طبی صد گرام شربت ساده پنجاه گرام ٢ - اطفال شیر گاوی مخصوصاً اسهال آنها اگر بقی و تب همراه باشد خیلی اهمیت بدهید تا خطرناك میشود محض اینکه مبتلا باسهال شد دیگر هیچ گاو نه دهید و فقط آب جوشیده سرد از بیست و چار ساعت تا چهل و هشت ساعت باو بدهید و روی شکم را گرم نگاه دارید و تا آمدن طبیب راحت بخوابانید . ٣ - اطفال غذا خور در تابستان مخصوصاً اسهال این قبیل بچه ها اگر از روز مرض دو روز بگذرد و بی احتیاطی شود خطر ناک است - باید به طفل هیچ غذا ندهید و در عوض آب جوشیده سرد و یا مختصری ماست بدهید و تا ٢٤ ساعت یا ٤٨ ساعت غیر از آب چیز دیگری ندهید تا طبیب دستور دهد . *** پس از خوب شدن اسهال ( اطفال غذا خور و شیر گاو ) فقط بدستور طبیب و با احتیاط بتدریجاً غذا را شروع کنید والا سبب پشیمانی شما می شود - در موقع دندان در آوردن اگر خارش دارد از محلول ذیل : زعفران ٢ گرام قطور دومیز ١٠ « شربت بلادن ٢٠ « روزی دو دفعه بانه ها بمالید و از بردن دست طفل بدهان جلو گیری کنید . ( اطلاعات ) خبر هاي خارجي الغاي ابراهيم بيگ تاشکند - ٤ جولائی - در جراید در باب محو نمودن دستجات با سماچی براهیم بیگ و دستگیر شدن خود او اطلاعات مندرج شد . بموجب اطلاعات مذکور در تاریخ ٢٢ ماه جون الی دستجات باسماچیها یکه در تحت پیشوائی ابراهیم بیگ بوده از افغانستان داخل خاك شوروی شده بودند بذریعه قطعات احمر و یا مشارکت دستجات دا و طلبی محت کنان تاجیکستان محو و نابود شدند - معاون های نزديك ابراهیم بیگ مثل علی مردان داد خواه و ایشان عیسی خان و تعداد زیاد دیگر هم در آن حال دستگیر شدند . در تاریخ ٢٢ ماه جون دسته دا و طلبان مقیم ساطان و دهاقین قشلاق حاجی بول باقی ( تاجیکستان ) با مشارکت مقامات او کب او خود ابراهیم بیگ و دو نفر باسماچی را که نزد او بودند در زمانیکه هر سه بطرف سرحد افغانی متوجه بودند دستگیر کردند - ابراهیم بیگ به تاشکند رسا نیده شد . با دستگیری ابراهیم بیگ الغای کامل دستجات باسماچیها یکه از افغانستان داخل
خاك اوزبكستان و تاجكستان شده مورد اهتمام یافت . کناره گری آوازۀ کناره گرفتن سر جان - اشمن از پارتی احرار با تجدید شده است دیلی هر لد میگوید حالا تنها مسئله انتخاب وقت صحیح برای حرکت باقی مانده است و پس و میگوید غالباً در اول ساشن خود را عضو حزب استقلال اعلان خواهد نمود مگر بزودی خود او و اعضای دیگر احرار که قیادت او را قبول دارند در حزب محافظه کار داخل خواهند گردید . ديوك قنه بارك كه بهم مهم دعوت سالانه پولیس هندی در( ترو کاه دیرو ) بود به کار پولیس هند اظهار احترام نموده بیان نمود که حیثیت خدمت و شهرت آن برای بیطرفی نهایت از چیزهای قیمت دار است که هندوستان آینده به ارث خواهد گرفت . آمریکا از وا شنگتن را پورت میشود که اداره احتیاط ملی به وسیله وضع نمودن قرض بیست ملیون ستر لنگ برای يك مدت قلیل باختيار بانك حكومتی جرمنی به با نك فرانسه و انگلستان و بانك فیصله بین المللی پیوست و متحد ایشان شده است . فاشیست ها و و اتیکان تلگرام روم مطهر است که در جواب حکومت ایتالیا به و اتيكا نك اعتراض بر علیه مداخلات مهم پاپ در امور داخلی ایتالیا شامل است حکومت فکر می کند که تجدید مذاکرات در باب اعلانی به جمعیت های دینی منحل قرار می داد مناسب نیست مگر حکم داده شده است که آن جمعیت که جداً وضعیت دینی دارند در تحت اعلان مذکور نمی آیند برای تعیین اشخاصی که مجرم اعتراض بر علیه پاپ و ضرر رسانی به عمارات می شوند تحقیقات شدید نموده می شود . پرواز اتلانتیك قرار اطلاع برلین ، دو انفر پرواز کنندگان اتلانتیك پوست و گوتی بمسا عت ٥ / ٥٠ دقیقه به میدان طیاره تميل هوف رسيدند . عزیمت بطرف قطب با وجود نقصانی که به جهاز تحت البحرى در سوم په لا تیاس در عین عبور از اتلان تيك رسيده بودسر هو برت و لکانس در شب گذشته بیان نمود که من عزم دارم به طرف قطب به پیش بروم . خبر های داخلی اعزام متخصصی زراعت برای دفع ملخ بمحض که وزارت تجارت از ظهور ملخ در نواحی آب بند مقره اطلاع یافت ، آقای محترم غلام صدیق خان متخصص زراعت را با ادویه لازمه جهت مبارزه و جلو گیری از ملخ ، بصورت فوری اعزام نموده . حرکت آقای وزیر تجارت غ ج آقای میر زامحمد خان وزیر تجارت و آقای حبیب الله خان متخصص ، معاون اطاق تجارتی با بعضی از مامورین وزارت هفته گذشته ، جهت دیدن و وارسی به امورات عمرانی بطرف تاله و برفک حرکت نمودند . ماشین فشار و ماشین اره هوائی یکدست ماشین فشار که بوسیله آن از حبوبات و خسته ها و درخت ها روغن گرفته می شود ، با ۲۰ پایه ماشین اره هوائی ، که برای استفاده از مواضع کم آب ، وزارت تجارت از خارج خواسته بود ، درین تازه گی ها وارد گردیده است .
مؤلف له پلاتیه فرانسوی (١٠) مترجم : حبیب الله طرزی مادام سان ژین فصل پنجم ( قرض ومقروض ) مشتری که کاترین میخواست رخت هایش را ببرد ، بو نا پارت ، نام افسر توپ خانه بود که در شب اول ملاقات له فور و کاترین در ( دوکسپال ) دیده شده بود . این مردی که در تاریخ دنیا حصه بزرگی را اشغال نموده و مانند ( لو تهر ) عالم را متزلزل گردانید ، دران وقت مورد نامساعدیهای روز گار مانده محال پریشانی حیات بسر می برد ، در رد کردن افسری قوای ملیشیا ، ( قومی ) كور سيك يا ما فوق خودش گرفتار کشمکش می بود در حالیکه هر کس تصور میکرد که بعد از رد قبول افسری مذکور به بهانه مریضی در خانه خودش به ( اجا كسبو ) امرار حیات دارد، نا پلیون سر بر شور خود را گرفته در پاریس پر غوغا عودت نموده بود و در پاریس بکمال بی صبری و با قدری خوف انتظار جواب اعتذار نامۀ خودش را می برد . از هر طرف بی چاره شده مجبور گردیده بود که از اقتصاد نهایت ضیق کار بگیرد چنانچه دريك اپارتمان محقری منزل گرفته بود . بعضاً بچندی از دوستانش که از خودش مستعد تر بودند نهار میخورد و بعضاً فاقه می نشست و با بیچارگی نان خشك و قدری پنیر قناعت می نمود . صبح ١٠ اگست بونا پارت بصداى ناقوس ونقاره از خواب بر خاسته نجانه يك دوستی در میدان ، کارو سل ، رفت تا جنگ را تماشا کند . بعد از آنکه انقلابيون فتح نمودند ولوی شانزدهم به مجلس تسلیم شد ، نا پلیون در حالیکه دلش از مشاهده مناظر مدهش پر خون وروحش از قتل عامی که ، شوالیه های دگر ، بر اهالی بی سلاح کشاده بودند افسرده بود نجانه محقرانه خودش برگشت و برای اینکه افکارش را قدری راحت بخشد و از تخیلات پردهشت جنگ وارهاند خریطۀ بزرگت بحر سفید را که دران اوقات سواحل آن جولا نگاه جها زات انگلیسی و مصدر تحریكات شاه طلبان شده مانده بود در مقا بلش بر يك ميز باز نموده مصروف مطالعه عمیقی گردید . گا گا در پیش چشم او او هام جنگ و قتال و يا تصورات پوچ شوكت ودبدبه مجسم می شد ، ولی بدیدن چهار دیوار خانه که اورا احاطه کرده بود وضعیت موجوده اش حقیقی ثابت میگردید و او هام باطله از میان بدر میرفت . وقتیکه حیات نامسعود موجوده خودش را با آن تخیلات جاه و بی معنای سعادت و شوکت مقایسه می نمود ، در کنج دهنش يك تبسم تلخی ظاهر میگردید . نه پول و نه کار . وزیر به التجا های پی هم او کر . وما فوق سابقش دشمن . نه يك دوست نه يك غم خوار ! با وجود همۀ این حقایق آن او هام را حطه مانند افسانه های دیو و پری با آنقدر تجلی و بی مخوف و خون آلود بر دماغ هجوم آورده در پیش چشم عریض تجسم می شود . در چوکی خودش نشسته و بر پشت تکیه کرده در حالیکه سر بزرگش را در بین دست های خود داشت میدید . « که در وسط هزار ها سر باز دلیر با اسپ سفیدی سوار و در یکی از پا یتخت های یورپ میدر آید . گاهی علم در دست و دسته های عساکر خودش را به هجوم استحکامات کله بار و قلعه های کوه آتار می گمارد سواران عجیب با لباس های ملون و مطلا تیغ های براق در دست و دستار های قرمزی بر سر در پیش روی او بزانو در آمده ملیون ها اواز به تمجید او بلند میگردید . در میا نین پر از برف و یخ مستور شمال و صحاری آتش
و صفحه ٦ یار جنوب جنبش مظفر او پراکنده و بصدها شاهان و شهزاده گردن حلقه عبودیت او را در گوش میکردند . عناصر مختلفه مخیلات او يك بر دیگر تراکم نموده يك تابلوی بزرگی تحویل یافته خویش را اسکندر اعظم ثانوی مالك الرقاب تمام دنیا مشاهده نموده که دفعتاً رخسار خانم قشنگی در بین او وا و هام مخیل او حایل گردید . در حالیکه به خوبی نه می دانست که این زن مخلوق دماغ اوست و یا آنکه بشر حقیقی پرسید : «کیستی و چه میخواهی ؟» کاترین او را با قهقه نقره ئین خودش از مخیلاتش بکلی وار هانیده گفت : «چرامن کاترین هستم ، البسه شسته ات را آورده ام . خیال نمودم بدانها احتیاج خواهی داشت !» بوناپارت که از ورود غیر منتظره خوش نشده بود بدرشتی گفت : « البسه شسته ؟ اوه فهمیدم خواست آنها را بر بستر بگذار .» کاترین از وضع خشن افسر جوان یکه خورده سبد در دست حرکت خاموش ایستاده خود به خود گفت : «چطور بدله معلوم خواهم شد ! چه باید کرد این جوان همیشه مرا بدرشتی پذیرائی میکند، بهر صورت امروز باید جرئت کرده و جهت شستن رخت هایش را با و بدهم .» باین خیال سبد رخت ها اشمار ۱۲ را از يك دست بدیگر گرفته روق پاره بسیار چرگینی را از جیب خود بر آورد ولی زیاده بر آن اقدامی نتوانسته بحرکت ماند . بوناپارت متلکه باردیگر وجود دخترک لرزان را که در مقابلش ایستاده مانده بود بکلی فراموش کرده باشد بمطالعه خریطه مصروف گردید . کاترین از انتظار زیاد به تنگ آمده سرفه خفیفی نموده . ناپلیون نظرش را برو معطوف نمود، و جبین بر جبین افگنده گفت : «چه میخواهم نرفته ئی ؟» برای چه انتظار میکشی ؟» کاترین زیاده راول مرتعش شده جواب داد . «هم شهری - عفو تا نرا رجا دارم مقصد م کاپیتان است ... من .. من .. ازدواج میکنم !» کاترین همزار مشقت این جملات را گفت باز خاموش ماند . بوناپارت بدون آنکه توجه باذل چنین ظاهر ساخته باشد گفت : « راستی ؟ بسیار خوب شد دخترک من . از خدا برایت سعادت و خوشی میخواهم . گمان دارم با يك مرد راست باز خوبی ازدواج خواهی کرد ـ شاید کدام نان با ؟ مثل آن چیزی خواهد بود ؟» کاترین از الفاظ آخرین ناپلیون قدری صدمه خورده و به جدیت گفت : « نه خیر ! کاپیتان شوهر من سر باز کندم سارجن است .» مجلد پنجم بوناپارت متلکه از شنیدن این خبر خوش شده باشد با لهجه نرم تری گفت «بسیار خوب ! ترا تبريك ميگويم ! سر باز بودن قدرا نسوی بودن را دو بالا میکند .» بعد ازین الفاظ باز به معاینه ساحل بحر سفید مشغول گردید. کاترین که از دیدن پیشانی باز کاپیتان جرئت یافته برسخن خود دوام نمود : «کاپیتان این را هم میخواهم بگویم که مجبور خواهم شد تا از کار دست کشم .. » « خوب ؟ میخواهم بهر کاری که باشی خدا وند معاونت باد ! » « معاملات تجارت بسیار خراب است . من میخواهم با شوهرم بروم .» بوناپارت با قدری حیرت : « با در جان سربازان خواهی رفت ؟» چرا نروم ؟ آنها مشروبات فروش بکار دارند ومن هم دلیلی نه می بینم که احتیاجات رفقای شوهرم را مهیا نکنند.م امید که هر وقتی ملاقات دست دهد با خری خدمت کاپیتان خودم مفتخر گردم .» ناپلیون : « من هم ترا فراموش نخواهم کرد . مگر فعلا از هر چیز محرومم حتی این را هم نه می توانم که در ئی خانه ات آمده مشروبی صرف کنم .» این را گفته و آهی کشیده خاموش ماند . ( مطبعه انیس ) ( باقیمدارد : )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیــــــس جریدہ ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۳ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ افغانی طلبه معارف ۷ افغانی در ممالک خارجه ۱۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك که بتوسط خزانه‌دار فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد (مطبعۀ انیس)
[BLANK PAGE]
شماره ۱۳ مجلا ۵۱ اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلینگ انیس اداره : كابل جادهٔ ارگ مؤسس و نگارنده مسئول محي الدين ۲ سنبله ٤ اسد ۱۳۰ د تاسیس ۱۳۰۶ ۱۱ ربیع الاول ١٣٤٥ معاهده بيطرفي وعدم تجاوز فیمابین دولت عليه افغانستان و روسیه اعلیحضرت شاه افغانستان و قوميته مرکزی اجرائیه اتحاد جماهیر اجتماعی شوروی بمقصد تحكيم مناسبات دوستانه و همجوارانه که خوشبختانه بين هر دو حکومت باساس معاهده که در مسكو بتاریخ ۲۸ فیورال ۱۹۲۱ امضاء شده بر قرار است و متیقن بود که این مناسبات در آتیه بلا تغییر ترقى خواهد کرد انظر بمقاصد عالی صلح عمومى براى انعقاد معاهده هذا که بر اساس معاهده پغمان منعقده ۳۱ ماه اگست بوده میباشد تصميم فرموده باين غرض تعيين كردند. اعلیحضرت شاه افغانستان ، آقای فیض محمد خان وزیر امور خارجه دولت عليه افغانستان را - كوميته مركزى اجرائیه اتحاد جماهیر اجتماعی شوروی آقای ستارك سفير كبير اتحاد جماهير اجتماعي شوروی در افغانستان را نامبرده از اراء اعتبار نامه های خودها که صحیح شناخته شده بمواد ذیل موافقت نمودند : ماده اول در صورت جنگ با عملیات جنگی بین یکی از طرفین متعاهدین و یکی با چند دولت ثالث طرف معاهده دیگر متعهد است که به نسبت طرف اول بيطرفي را رعایت کند. ماده دوم هر یکی از طرفین متعاهدین تعهد میکند که از هر گونه تعرض بطرف دیگر خود داری نماید و نیز در داخل خاك خود كه در تصرف ان مى باشد چنین اقداماتی نکند و همچه عملیات هر طرف را كه بدولت متعهد دیگر ضرر سیاسی با عرضى رساند در خاك خود مانع شود خصوصاً هر كدام از طرفین متعاهدين تعهد میكنند که با یكی با چند دولت ثالث در هيچ كدام اتحاد با اتفاق سياسی و حربی كه بر خلاف طرف متعهد دیگر باشد و همچنین در هيچ كدام بايكوت با محاصره مالی با اقتصادی که بر علیه طرف متعهد دیگر متوجه بشود شركت نخواهد ورزید علاوه بر آن در صورتیکه اگر خط مشی دولت ثالث با دول ثالث نسبت بیکی از طرفین متعاهدین در اقدامات خود خصمانه باشد طرف متعاهد دیگر متعهد است كه فقط به همچنين خط مشی دشمنانه مساعدت نكند ، بلكه متعهد است در خاک خود به مشی مذکور و به ملبسات و اقدامات خصمانه که ازان تولید میشود مخالفت كند . ماده سوم طرفین عالیين متعاهدين اعتراف متقابل بحقوق حاکمیت و تمامیت ملكيت همديگر نموده متعهد اند که از هر گونه مداخلت مسلح یا غیر مسلح در امور داخلی طرف متعاهد ديگر خود دارى نمايند و نيز بيك دولت یا چند دولت ثالث که بر عليه دولت معاهد دیگر اقدام بمداخلت نماید قطعاً شركت و مساعدت نكنند. و طرفین متعاهدین در خاك خود تاسیس و فعالیت دسته جات و برید بیکار زوالی اشخاص علیحده كه به ضرر طرف متعهد دیگر باشد یا برای خلع اصول دولتی
( شماره ۱۳ ) ( مجلد پنجم ) طرف متعاهد ديگر اقدامات دو را نه و يا عملیات بر خلاف سالمت تمامیت ملکیت طرف متعاهد دیگر بنمایند و یا تجندیدات و جمع آوری قوای مسلح بر عليه طرف متعاهد دیگر بکنند اجازه نمیدهند و ایشان را ممنوع از عملیات میدارند كذلك طرفين تمام قوای مسلح واسلحه و اسباب ناریه و جبه خانه و تجهيزات حربی و هر نوع مواد حربی را که بر خلاف طرف متعاهد دیگر متوجه باشند از خاك خود عبور آنراو را نمیدارند و همچنین از خاك خود اجازه گذرا نید ن نخواهد داد . ماده چهارم قرار متذ كره فوق معا هده هذا هر يك از دو لتين علینین طهار میدارد که هیچگونه تعهدات سری یا علنی نسبت بیکی یا چند دولت دیگر که مخالف معا هده هذا باشد نداشته و ندارد و هم در تمام مدت عمل این معاهده طرف مذکور داخل هیچ معاهدات وموا فقت ها : نخواهد شد که معاهده هذا مخالف باشد . ماده پنجم همچنان هر یکی از طرفين متعا هدین طهار میدارد که بین او و دول دیگر که در همجواری متصل بری یا بحری باطرف متعاهد دیگر باشند هیچ نوع تعهدات غير از اینکه علان شده موجود نیست . ماده ششم خارج از تضهمیها تیکه شرایط آن در معا هده هذا قرار یا فته هر یکی از طرفین متعاهدين رای اقدام باستقرار هر گونه مناسبات واتحادات با دول ثالث جایز عملیات آزاد میباشد . ماده هفتم طرفين متعاهدين اعتراف مینمایند که فیصله وحل تمام مباحثات و اختلا فات که بین ایشان بوقوع میتوان رسید هر خاصیت وما خذی داشته باشد با یست همواره فقط بذرایع صلح جویانه اجرا نمود برای توسعة ماده هذا بين طرفين متعاهدين ميتوان موا فقه حسب اقتضای حال انعقاد نمود . ماده هشتم معا هده هذا برای عرصه پنجسال منعقد گردیده واز موقع تصدیق آن که میبایست در تر از دو ماه از روز امضاء با شد عمل قانونی خود را حاصل خواهد کرد ، تبادله اسناد مصد قه در کابل در حين يك ماه بعد از تصدیق معا هده در معرض اجرا خواهد آمد . بعد از انقضای پنجسال معاهده هذا سال بسال خود بخود بعمل خود ادامه خواهد داد و هر یکی از طرفین متعاهدین حق فسخ معا هده را دارد در صورتیکه شش ماه قبل تر اطلاع بدهد در موقعیکه یکی از طرفین را جبع بفسخ معاهده اطلاع بدهد طرفين متعاهدین در همان حال داخل مذا كرات راجع به شكل تجدید معاهدة هذا خواهند شد . ماده نهم معاهده هذا بدو نسخه بز با نهای فارسی ورو سی تحریر شده هردو متن حق مساوی دارند . لیو نید ستارك : فيض محمد وزير امور خارجه در کابل بتاریخ ٢٤ ماه جون ١٩٣١ تحریر شد . اوضاع وحالات سمت مشرقی از انجا که سعادت و خوشبختی ملتی را ایزد متقدس و متعال مقدر کرده باشد قوه و حدت ملی را بدماغ شان موهبت فر موده آنها را به تحت اثر یکنفر مدیر بغرض مصلحت امور عامه ناقصه شان مامور میسازد تا منازل دوره حياتيه خود را بصوب دید افکار نورانی آنشخص بزرگ به پیماند و دست غرض الودا جباروا قوام یارا از گریبان غمر با و عجزه ملت از تجا وزات نا مشروع کوتاه بدارد اوشا نرا بحقوق خود شان رساند و کسانی را ازیشان که بنوامیس شریعت غرا اسلامی که ماموربها و مجبور و مکلف به پا بندی قوانین متبرك خدا وندى اند سبك بنگرند بقوه قضائیه و اجرائیه آنهارا تعزير ومنزجر بنمایند و نگذارند تا از جاده ثواب پا
( شماره ۱۴ ) ( مجلد پنجم ) بیرون گذارند حقیقتاً عدالت حقیقی همین است لهذا امروز ملت افغانستان مطرح انوار مرحمت خدا وند پاك واقع شده اند که برای شان بعد از تحمل مقاسات و شدائد مالایطاق و مکابدات جان گدازانه دوره فترت انقلاب بذات مبارك اعلیحضرت شاه افغان محمد نادر خان غازی را که اتحاد قوی وهم نزادی با ملت افغان دارند بشاهی سریر سلطنت افغانستان اعطا فرموده و عموم ملت را فرداً فرداً با طاعت و انقیاد ذات دیانت صفات شاهانه بنص شريف « اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولی الامر منكم » مکلف قرار داده ازینجا است که چون به معنویات اهالی سمت مشرقی درین اوقات رخصتی خود می نگرم عموم رعایای وفا دار مشرق على الخصوص علما وسادات و مشایخ را دارای احساسات بلند و جذبات روحانی ارجمند می بینم گویا هر فردی از افراد شان محض بشنیدن نام اعلیحضرت شاه افغانستان و انتهایکه بآنها روی میدهد شومند و فرحان میشود عموماً عقيده منداند که ذات دیانت صفات این پادشاه معظم شان يك نعمت باد شاه بزرگ خداوند است که بآنها بخشیده چه بخاطر حقیقت استعمال خویش دارند که این نابغه نادره در تمام شئونات بجهمه سلطنتی و حثیات دین داری مزید روز گار خویش بحساب میروند و چنان بخاطر شان مرکوز است که ملیکه وکلای شان به لوی جرگه ۱۳۰۹ اعلیحضرت شاه افغان را در جمیع شئونات و امور ملی و مدنی بنظر اعتماد قلبی و خصومیت صمیمی بمقتضیات شرعی اسلامی و کیل قرار داده بودند قاطبه شان با وکلای خویش يك دل و هم زبان همه گونه مهمات ترقی و مدنی ذات شاهانه را کفیل میدانند از قیافه و سیماهای شان چنان ظاهر میشود که برای بدست آوردن و رضائیت خوشنودی خاطر اعلیحضرت شاه افغان بآرزوی صمیمیت قلبی بصرف مال و فدا ساختن حیات قیمت دار شان قیام و استادگی دارند و همگی بخاطر می پرورانند تا به تحصیل رضای اولی الامر خویش موقفیت اولین را برای شان اتخاذ می نمایند و در برابر این اعطای ایزدی ایراد تشکر و امتنان دارند و با وقات خمسه حیات با عافیت و تندوستی ذات شاهانه را با جمع خاندان شاهی برای سعادت و ترقی دولت اسلامی خویش در فلاح و آرامی جامعه را از در گاه ایزد متعال مسئلت می کنند ، لئن شکر تم لا مزید نکم ، امروز از یمن توجیهات ذات شاهانه سر تا سر خاك مشرق چنانچه معلومات دارم طور امنیت تامه حاصل است که نظیر آن در سنین ماضیه دیده و شنیده نشده حتی عاجز ترین اشخاص میتوانند که بلا اندیشه و تردد هی نقط از نقاط این سمت گردش نماید چه امروز الحمد الله برای اشخاص که بامنیت تعرض و خلل اندازی می نمودند در نظر اهالی بقدر موق و قعی ندارند و نمانده اگر فرضاً بکدام خطه ظاهر شوند اهالی همان خطه حاضر اند که آنها را گرفتار و بحکومت متبوعه خویش بسپارند يقین است که این احساسات و اراده حیات شان چنانچه بخاطر دارند ادامه یافته عموم شان حاضر خواهند شد اگر پسر و فرزند حقیقی و برا در اعیانی شان مخل امنیت و دشمن داخلی وطن بگردد اورا گرفته بحکومت خواهند سپارید . مولوی محمد ابراهیم کاموی نماینده علما وسادات و مشایخ مشرقی اعلان ذوات محترم که مائل اشتراك مجله کابل هستند بخود اداره انجمن ادبی یا باداره اصلاح اداره انیس ، مراجعت نموده بعد تحویلی پول بدل اشتراك مجله يكي از ورقه هاي اشتراك كه مخصوص معرفی مشترکین مجله میباشد صورت در خواست خود را تحریر وامضاء فرمایند تا بعد ازان مجله بعنوان ذوات موصوف از روي آدرس وعنوان که در ورقه تصریح میدهند فرستاده شود .
از سالي مرور گویا : - مکتوب آدیس عزیز ! در شماره مسلسل هجده ه شماره ۷ صفحه ۲ در قسمت تتبعات ادبي مفتون به ( دلعاي يتيم ) تكدر شیر در معاني مسلسل نال انتشار گردیده است در موقع نگارش آن اشتباهي رو نموده است با آنکه تا امروز ملتفت اشتباه خود نبوده بقرار اطلاع که از بعضي منابع گرفته بودم خودم را مصئون از سهو و خطا دانسته و مي پنداشتم تا اینکه دیروز مکتوب دوستانه محب محترم آقاي محمد قاسم خان مدير تحریرات وزارت معارف به بنده رسید و اشتباه مرا از پرده سان بیرون کشید چون نظام آنها را الله را صاف و اطلاعات شان را درین زمینه واثق و كامل مي پندارم بكمال ميل وامتنان پذیرفته عینا سواد مکتوب شان را بجریده شريفه تقدیم نمودم تا در یک ستون جریده انتشار گردیده وحیات این شاعر نامدار بخوبی روشن و پایدار بماند و ضمنا از تمام فضلا توقع و امید دارم که نسبت به هر یک شاعر و عالم افغاني اظهار اطلاع و نظرية نموده تا رفته رفته یک تاریخ ادبیات همرا واديات ملي ما اکر چه كوچك ومختصر یا شدند و بن « اماده گردد و ضمنا راه تتقید و انتقال باز گردد . بر نیک وتار نوشته های خود هر شاعر و نویسنده ما آکاه گردد ؟ آفای گویا ! در صفحه ۲ شماره ۷ مجلد ه جريدة انیس شرحي راجع به میرزا محمد حسن خان دیده شد ، چون میرزا محمد نبي خان دبیر الملک ، شاگرد میرزا محمد حسن خان نبود ، حسب لزوم از روي معلومات صحیحه که دارم خواستم جناب شما را مختصر سازم : - میرزا محمد نبي خان دبیر الملک پسر آفا محمد هاشم شعرباف شاگرد میرزا محمد محسن خان دبیر است ، دبیرالملک در صغر سن یتیم گردیده ما درش او را بخانه شاعر نامدار محمد حسن خان آورده در سایه عاطفه پدیر خواند و توجه اد را معني نمود . میرزا محمد محسن خان مرحوم که عزلي يتيم پرور بود ما درش را تسلي داده بعد از چندي که میرزا محمد نبي خان را تیز هوش و با فکر دید شروع در تعلیمش نمود چنانچه بعد از چند سال در سلک محرران مقرر و از سرود بگر کاران میرزا محمد حسن خان ترقی نمون و پس از فوت میرزا محمد محسن خان که پیشی محمد حسن خان دبیر مقرر شد میرزا محمد نبي خان در سلک کتاب او بود. او دیگر کاتبان الملک از جها منشی محمد حسن خان ) كولي سبقت ربوده تا در عهد امير عبد الرحمن خان ديي الممالک مقرر گردید . اکنون لازم شد که شرح حال میرزا محمد حسن خان استاد او را قلم بیاورم : - میرزا محمد حسن خان بن میرزا محمد علي خان بن میرزا محمد نبي خان (مشهور به آقا نبی) بن حاجی علی خان در ابتدا منشی حضور سردار کهندل خان حکمران قندهار بود هنگامی که امیر دوست محمد خان در قندهار رفته ، قندهار تحت حکومت او درام و میرزا محمد حسن خان را ( که پسر عمو میرزا دربار آن عصر بود ) دبیر حضور خود مقرر کرد ، وقتيكه امير موصوف در هرات فوت وامير شير علي خان بنام امیر گردید دبیر حضورش بود(۱ منظومه تاریخ وفات امیر دوست محمد خان مندرجه سراج التواريخ يا لمر طبع همین دبیر است ، آنگاه که امیر شیر علی خان با سردار محمد امین خان جنگیده وارد قندهار شد سر لوحة صندوق مزارها ، سرداران ، سردار محمد امین خان و اشخاص جنگ با مراح خان خان ظبطه دار جبه خاوری پیش روی مبارک خرقه مطهره الا سروده آئینه لي شد پس از آن درین جنگ ، وزیر اکبیر محترم محمد اکبر خان صدر اعظم اعلی امیر شیر علی خان با شجاعت تمام کشته شد سردار محمد علیخان در قندهار مقرر و نوشته در لوح مزاره اشعاری از سروده
(شماره ١٣) (صفحه ٥) دبیر عرض کرد : هیچ وصیتی ندارم . اعلیحضرت : چون نقد مکار صادق من دیدوم بودي در خصوص پرورث پسران خود یا هر وصیتی که داشته باشید حتمی اظهار دارید تا اجرا کنم . دبیر : اگر پسرانم صاحب کمال گردیدند البته صاحب عزت خواهند شد والا حیف است که در باره بي کمال ونالایق وصیت کنم . متاسفانه چند روز بعد دبیر روشن ضمیر فوت گردیده باخرین منزل خود ماوا گزید مجموعه مکمل نظم ونثر او که بخط خویش نگاشته شده، در زمانیکه امیر شیر علی خان با امیرعبدالرحمن خان در غزنین می جنگید میرزا محمد حسن پسر مذکور در سلک محرزان حضور امیر شیرعلی خان مرحوم بود چون امیر عبد الرحمن خان فاتح آمده اموال امیر شیر علی خان ولشکرش بدست اردوي امیر عبد الرحمن خان بتاراج رسید مجموعه مکمل مذکور هم مفقود گردید و ازین مسئله در مکتوبی که میرزا محمد حسن خان مزبور برای برادر خود مي نويسد از فقدان مجموعه مذكور اظهار تأسف کرده میگوید :- الکن از شه بما زر وتاج رفت كتابي زما هم بتاراج رفت . خلاصه میر زا محمد حسن خان دبیر در نظم ونثر يد طولي داشته، حاضرا برخي نظم ونثر او که نزد پدرم بود وبعضي را ازنسخه هاي متفرق بدست آورده ام موجود واشعار مرثیه او ورد زبان روضه خوانان است، دربعضي موارد في البديهه وبلا تامل انشاد مي نمود که از برخي اشعار في البديهة او مطلع هستم . پس اینکه در جریده محمد حسن محمد حسن تحریر یافته سهو كاتب خواهد بود ، باز هم او رامنشى امير شير عليخان وامير عبد الرحمن خان تحریر داشته وحال آنکه ( چنانچه در بالا عرض شد ) در عصر امیر شیر عليخان فوت شده ، بلي منشي محمد حسن خان ( برا در منشي محمد ابراهيم خان ) که بعد ازو دبیر و اخيراً كفمايستر کستان مقرر گردیده بطور سفارت به روسیه رفته در عصر امیر شیر علیخان خيلي باعزت واحترام میمومی بود اما نه انشاد دبير الممالك ونه بحضور امير عبد الرحمن خان بود. اگر مقصد تحریر از مير زا محمد حسن خان قندهاری باشد ( که در عصر امیر عبد الرحمن خان چندي منشي حضورش بود، در سياق نویسنده قابلی بود ) پس بين مشار اليه از دبير الممالک بسیار کم بوده هر کز در عصر امیر شیر علیخان دبیر نبود، چون میرزا محمد حسن خان و ناظم او مشهور ونسبت شاگردي دبير الممالك با او اظهر من الشمس است باید جریده انیس اصلاح شود ، تفصیلات فوق محض مزيد معلومات شما تحریر یافته است تا جریده مذکور اختصارا بر نبوجه خواهیشد ۱ از نظر معلومات صحیحه که بدست آمده در ماده ۳۸ درهاي يتيم صفحه ٩ شماره ٧ مجله پنجم که میرزا محمد حسن خان تحریر یا فته میرزا محمد محسن خان میبا شد و اینکه دبیر عصر امیر شیر علیخان وامير عبد الرحمن خان مرقوم یافته دبیر عصرامير دوست محمدخان و امیر شیر علیخان بوده است. در خاتمه عرض احترام می کند . پروگرام اقتصادي سال ۱۳۱۰ وزارت تجارت ١ :- در موسم زمستان در کاری وسبزی جات تازه بواسطه سردی هوا بکابل میسر نمی شود واکثر از پشاور بقمت گران در کاری مرکزی می آورند . ا اگر در جلال آباد تحت اداره چند نفر زارعین فن مذكور يك مقدار زمین زیر عملیات گرفته شود ممکن است ، در مواسم زمستان که تو کاری کابل تمام می شود ، برای مصارف اهالی ذریعه موتو های لاری هر قسم ترکاري مرکز رسانیده شود . برای اجرای این شعبه بدون زمین مز رومی مصارف که لازم است با قیمت دو عراده لاری در بودجه وزارت تجارت تکالیف می شود . اگر آوردن ترکاري مذکور را ذریعه موتر کرایی منظور می فر مایند
شماره ۱۳ مجله سراجیه برای فیتگر مصارفات ده هزار افغانی کافی است . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزاره : مبلغ ده هزار افغانی منظور است در بودجه ۱۳۱۰ تکالیف شود این مبلغ برای زراعت سبزیجات و اصلاح اشجار ثمر دار صرف شود ، در آب حمل و نقل سبزیجات وزارت تجارت ، تجار و سبزی فروشان يك تجويز بنماید . امضاء : هیئت كابينه حكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است ۱۹ : ـ ادارات بیطاری از حیث تربیه و تکثیر جنس حيوانات اهلى يك جزو مهم اقتصاد بحساب می آید ، اگر برای انسداد امراض متعدیه و باریه مرضههای عارضه حيوانات و نسل گیری حیوانات مفیده دوئر بیطاری و نسل گیری نداشته باشیم ، البته برایگان این سرمایه هنگفت خود را از دست خواهیم داد بهترین نسل های اسپ در افغانستان ذات موی تن گرک ، بوزنه و غیره است . اما برخلاف سابق نسل های مذکور کم یاب شده میرود ، اگر تدابیر نسل گیری باصول فنی اتخاذ نشود عنقریب نسل خوب حیوانات از وطن عزیز ما سقوط میکند ـ از آنرو وزارت تجارت تصمیم داشته که در سال آینده يك دو نفر بیطار قابل از خارج خواسته در خود مرکز و ولایات دوائر نسل گیری حیوانات را تشکیل داده در تكثير بهترين نسل های حیوانات بمثل دیگر ممالك متمدن اقدام نموده از ین رهگذر يك خدمت بوطن اواز دارد ، برای مصارف این امور در بودجه سنه ۱۳۱۰ مبلغ سی هزار افغانی منظوری میخواهد . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : مبلغ سی هزار افغانی منظور است در بودجه ۱۳۱۰ تکالف شود تا متخصص اصلاح نسل حیوانات از خارج خواسته شود . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ۲۰ : ـ البته بینهمه معلوم است که در افغانستان بسیار نباتات مفیده موجود است ، دائره زراعت ما تا حال ازین رهگذر هیچ استفاده نکرده برای فائده گرفتن ازین رهگذر در نظر داریم که يك نفر متخصص نباتات از خارج خواسته در سال آینده او را در اطراف مملكت با يك هيئت اعزام نمائيم که در جمیع نباتات که در مملکت میروید علم آوری و تحقیقات نموده بيا معلومت بدهند ، که از کدام قسم آن فائده متصور است ، پس از آنکه ازین رهگذر را پورت مکمل و جامعی بدست آوردیم برای سال مابعد آن آلات و ادوات تجزیه و تحلیل نباتات را حسب پیش نهاد متخصص مذکور از خارج جلب خواهیم نمود ، اگر چه شرکت اصلاح ، نباتات افغانستان را بطور انحصار گرفته مگر تا حال درین قسمت هیچ اقدامات واجرا آت نکرده و بقرار ماده ( ده ) که تا حال به کار مذکور شروع نکرده اند قرار داد شان فسخ گفته می شود . لهذا معاش و مصارف يكنفر متخصص نباتات را سی هزار افغانی در بودجه خود منظوری میخوا هیم . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : حسب پیش نهاد وزارت تجارت مخصوص استخدام یکنفر متخصص نباتات مجلس موافقت میکند و مبلغ سی هزار افغانی معاش و مصارف متخصص مذکور را برای سال ۱۳۱۰ مجلس تصویب می نماید . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است ۲۱ : ـ بواسطه قلت املاك مروعی در اطراف گردیز و قلعه سفید وزارت تجارت در نظر دارد كه يك بند جدید در تحت کوتل تیره از آبیکه از خود کوتل مذکور وغیره در وقت سیلاب وغیره آن جریان دارد انشاء کند . لهذا مصارف بند مذکور را البته متخصص که خواسته شده و برسد پیمایش خواهد نمود ، بعد تصویب متخصص
رأی مصارف ابتدائی آن در بودجه وزارت مبلغ سه لك افغانی تکاف می شود فعلا معاش یکنفر متخصص منظوری گرفته می شود . امضاء : وزیر تجارت رأی مجلس عالی وزراء : کار بند جدید در حد کوتل تیره ، برای سال ۱۳۱۰ معطل باشد وزارت تجارت راجع به بند مذکور در سنه ۱۳۱۱ فقره مذکور را بمجلس تقدیم نماید . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ۲۲ : - راجع به آبادی بند تنگی شادیان مزار شریف قبل از این عبد المجید خان تاجر هراتی و عبد العزیز خان تاجر کابلی و میرزا محمد انور خان يك مقاوله با وزارت تجارت منعقد نموده بودند و تجار مذکور آبادی بند تنگی شادیان را از پول شخصی خود ها متعهد شده بودند ، چون از قرار داد شان قریباً يك سال انقضا یافته ، تا حال بکار بند مذکور آغاز نکرده اند ، علاوتاً رئیس تنظمیه مزار و میمنه بمکتوب نمبر ١٧٤٧ خود ها بحضور جناب والا صدر اعظم صاحب تحریر داشته که در زمان تشکیل جرگه ، وکلای جرگه اظهار نمودند ، که آبادی بند شادبان برای تجار کابل داده شده چون ما مردم همین ولایت میباشیم نسبت بسایرین ما خود ها را در تعمیر بند مذکور مستحق میدانیم مبلغ چهل هزار افغانی بصیغۀ تقاوی بها داده شود ، بند مذکور را الی غایت سه سال آباد میکنیم ، پس از آبادی آن تا مدت سه سال مالیه ، معاف باشد بعد قرار باوان شريك ماليه عبد هيتم و مواد قرارداد تجار مذکور را پابند میباشیم این را هم رئیس موصوف نوشته ، شرکت اصلاح نمیتواند که کار مذکور را اجرا کند بلکه بکار داخلی خود ها هم رشید ، نمی توانند . چون در قرار داد تجار مذکور معافی مالیه الی مدت ده سال تحریر است وو کلاء مذكور سه سال نوشته اند وزارت میخواهد که کار بند مذکور را در سال آینده تحت اجرا بیارد ، در پروگرام هذا مسئله را یاد دهانی میکند مدعا که خواه ذریعه تجار و یا بصورت دادن تقاوی بذریعه وكلا ، مذکور با بواسطه وزارت تجارت کار مذکور اجرا شود . امضاء وزیر تجارت رأی مجلس عالی وزراء : چونکه امتیاز تعمیر بند مذکور به عبد المجید خان تاجر وغیره داده شده تازمانیکه میعاد آن پوره نشده بدیگری اجازه داده نمی شود از طرف وزارت تجارت تا کید شود که متعهدین در ظرف میعاد معینه در اجرای کار مذکور اقدام کنند ، اگر میعاد پوره شد و کار را جاری نکردند باز بدیگر صورت اقدا مت می شود . امضاء : هيئت كابينه حکم حضور شاهانه ملاحظه شد درست است . ۲۳ : مکتوب نمر ۱۰۱ محمد ها شم خان حاکم ارگون و کٹواز رسیده تحریر داشته که آب باطوی که سرچشمه آن از حد قریه بارارك خروتی علاقه ارگون شروع میشود الی قریه شرن وقتن و خراجه حیل میاید . مردم شرن وغیره از آب مذکور مالیه میدهند در ایام مستان آب مذکور خود سر بلا فایده میرود نابرآن اهالی قریه وغیره بجواب سؤال حکومتی نوشته اند که فی الحال رای ساختن بند مذکور اگر از طرف حکومت امر شود مبلغ يك لك روپیه کابلی داده میآئی از طرف دولت مهندس مقرر شود که بر آورد آن را بنماید . اگر مخارج آن از توان ما پوره بود آن را هم میدهیم اگر مصارف آن وجه زیاد بود که از قسوه ما نمیشد از طرف حکومت مصارف آن بشود ، ما ر عایا مصارف مذکور را بقسط هشت سال برای دولت میرسانیم . لهذا وزارت تجارت اولتر خواهش دارد که این کار را شروع کند برای مصارف ابتدائی تا زمانیکه از اهالی جمع آوری شود در بودجه خود همان وجه نقدی و قبولی اهالی را تکالیف میکند . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : در خصوص معروضه محمد هاشم خان حاکم ارگون
در باب آب پامطوی که اهالی آنجا عرض نموده که بند ساخته شود وزارت تجارت اولاً مهندس را که متخصص باشد سال آینده بفرستد که موضع بند را مشاهده نموده نقشه و پس آورد آن را سنجیده صورت آن را بمجلس تقدیم نماید بعد جواب گفته میشود . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ٢٤ - از قرار معلومات در تنگی قریه دانشمند که آب دریای شکر دره و سیلاب های زیاد از تنگی مذکور عبور میکند و در تحت تنگی مذکور قلعه حاجی صاحب و قلعه التفات و غیره به هزار جریب زمین قابل الزراعت بدون آب و خاره مانده ساختن يك بند بسیار مفید ثابت می شود . اهالی قریه دانشمند و قلعه التفات و قلعه امیر محمد افغان حسن مرحوم و خواجه چاشت و اللونی در آبادی تعمیر بند مذکور با حکومت معاونت هم می نمایند . بنابران وزارت تجارت یکنفر مهندس برای علم آوری و اجراء کار بند مذکور و بند سرخ آب و بند کوتل تیره در مرکز میخواهد . صرف برای سال آینده درین بودجه مصارف و معاش مهندس مذکور تکلیف می شود . امضاء : وزیر تجارت رای مجلس عالی وزراء : برای سال ١٣١١ در نظر گرفته شود اگر وزارت تجارت مهندس مستخدم داشت تا آنزمان نقشه و برآورد و مصرف آنرا نیز بتوسط مهندس تهیه نماید . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ٢٥ - این مسئله حاجت به تشریح نیست که اکثر امراض از نوشیدن شیر هائیکه که خلاف اصول حفظ الصحه گرفته می شود . بانسانها سرایت میکند و همچنان گاو ن شیری که در عین زمان مریض می شود شیر آنها هم برای نوشیدن مضر است اگر چه در مملکت عزیز ما تا يك درجه خوردن شیر عمومیت نداشته باز هم دیده می شود که اکثر اهالی داخلی و خارجی خوردن شیر عادت دارند شیرها یکه امروز در بازار بفروش میرسد تايك اندازه موافق باصول حفظ الصحه نیست ، پس این قسم شیر برای صحت عامه تقریباً مضر واقع میشود علاوتاً شیرهای موجوده که بفروش میرسد يك حصه شير و دو حصه آب است . وزارت تجارت بنابر مفاد صحت عامه تحت نگرانی متخصص زراعت چیزی شیر تهیه کرده میخواهد که برای فروش شیر خالص ومسکه اعلی موافق به حفظ الصحه چند دوکان باز کند تا در دوکان مذکور شیر ومسکه و هر گونه سرکاری های اعلی موجود باشد وهمچنان در دوکان مذکور اقسام مرغ و تخم آن هم میسر شود . چنانچه از حالا اداره پرورش حیوانات برای چوپه کشیری مرغ و جمع کردن نسلهای مرغ تخمی شروع بکار کرده اند برای اجراء امر مذکور در سال آینده ده هزار افغانی داخل بودجه می شود گرفته می توانیم علاوه بر فائده اجتماعی این مسئله فائده قتصادی راهم دار است امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : در بودجه ١٣١٠ تکلیف شود . امضاء هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . « نا تمام » اصول اساسي شوراي ملي تشکیلات مجلس اصل - ١ : - مجلس شورای ملی بعزم وتصميم اعليحضرت همایونی وتصويب جر گه ١٣٠٩ منعقده مركز کابل دائر و موسس است . ٢ : - این مجلس تمام و كمال مركب از افرادی است که در امورات معاشی وسیاسی افغانستان مشارکت دارند یعنی نماینده قاطبه اهالی مملکت است . ٣ : - تركيب وتشكيل مجلس شورای ملی ازو کلائی است که از ولایت کابل و سائر ولايات وحكومت وعلاقه دار بها منتخب میگردید و محل انعقاد آن شهر در پای تخت است .
شماره ١٢ ٤:—تعداد وکلای شورای ملی در اصول نامة مصوبة انتخابات درج و تعین گردیده است . ٥ :— موعد انتخاب وکلای این مجلس در مواقع ادواریه سه سال است وشروع دور اول اعتبار از روز افتتاح شورای ملی است ؛ ومقرر است که بعد سر آمد هر سه سال وکلا ، مجدداً انتخاب شوند . انتخاب کنندگان در اینکه بخواهند از وکلای سابقه را تکراراً انتخاب کنند ، بصورت رضایت مختار ومحيرند . ٦ :— اوقات تعطيل وموعد اشغال شورای ملی در اصولنامة داخلی مجلس مشخص ومحدود کرده خواهد شد در اثنای تعطیل اگر حکومت بوضع کدام اصول نامه ضرورت حس کند این اصول نامه موقتاً از طرف حکومت تصويب و بموجب فرمان پادشاهی تعمیل میشود در موقع اشغال اکراصول موقتی از طرف شورای ملی تسلیم کرده شد در عداد اصول دایمی ادخال والا از طرف مجلس مذکور تذلیل یا تردید می شود . ٧:— مجلس شورای ملی برای تحقیق وفیصلة مسائل مهمه در هنگام تعطيل هم دائر شده میتواند و هر گاه بحریه ثروت مسلطه مبعوث عنها فرصت اجتماع عموم ممکن نشود تنها بحضور وکلای مرکز وقریب آن مجلس شورای ملی انعقاد یابد . ٨:—وقتی عذر كرات آغار می شود که اقلاً مناصفة اعضاء حضور داشته باشند و فيصلة مقررات آن هم باساس تفاق یا اکثریت آراست . ٩ :— مجلس شورای ملی در موقع افتتاح هر يك از ادوار خود خطابه به پیشگاه پادشاهی عرض و تبیین داده و از طرف قرین الشرف هما یونی مجاب میگردد . ١٠ :— ابتداء اعضای شاملة مجلس بترتیب مذیله سو گند یاد می نمایند و قسم نامه را امضاء می کنند . قسم نامه ١١:— ما امضاکنندگان ظرف از جهة اعتمادیکە ملت و حکومت بر ما نموده بخداوند عظیم وقرآن کریم سوگند میمائیم که برای ملت وحکومت خود صادق خواهیم بود . ١٢ :— اعضای مجلس شورای ملی در اظهار رای در مجلس شورا محظور جميع وکلاء آزاد واز هر گونه اعتراض مصئونند . ١٣ :— کافةمذ اكرات مجلس شورای ملی بما نخكة نتيجة ان بعامۀ افراد گذارده میشود علنی است نماینده گان جرائد و معاینه کننده کان در محل نمو دادن اصول نامة داخلی مجلس شبا لحق حضور و استماع مذاکره را دارند . وظایف ١٤ :— مجلس شورای ملی حواله داخل خودرا مثل انتخاب رئيس وله وثانى و هيئت تحریر و سائر اجزا و اصول مذاکرات وشعبات وغیره بر اساس اصول نامة داخلی و دوائر خواهد کرد ١٥:— كافة سوالات وصوابديد وضع وموجودیت آن برای تشدید مبانی حکومت و انتظام امور مملکتی باشد بتصویب مجلس شورای ملی میرسد . ١٦ :— تسویۀ امورات ملی رد و قبول عوارض، ثرويات و هم چنین بی چیده ، دولت تماماً بعهد تصویب مجلس خواهد بود . ١٧ :— ملاحظه ، بودجة مملكت بعد از ترتیب و پیشنهاد وزارت مالیه از وظایف شورای ملی است . ١٨ :— وضع اصول نامة جديد يا تغيير وفسخ قوانين مقرره به تصویب شورای ملی صورت خواهد گرفت خواه لزوم آن از مجلس شورا و خواه از طرف وزرا اظهار شده باشد . ١٩ :— تصویب امتیاز تشکیل کمپانیها وشرکت های عمومی از هر قبیل و بهر عنوان که باشد از طرف شورای ملی خواهد شد . ٢٠ :— عقد مقاولات ومعاهدات اعطای امتیازات ( انحصار ) اعم از تجارتی و صنعتی وفلاحتی غیره خواه از طرف داخله باشد با خارجه به تصویب مجلس شورای ملی میرسد ٢١ :— استقراض دولتی اعم از داخله از داخله یا خارجه هر عنوان واسم باشد با طلاع وتصويب مجلس شورای ملی کرده خواهد شد . ٢٢ :— تمدید خط آهن وشوسه قبول دولت واخرج کحمرك و کمپانیهای داخلی یا خارجی باشد تماما وابسته بتصويب مجلس شورای ملی است .
شماره ۱۳ مجلس شورای ملی حق دارد که را در اوقات لازمه عرضه به پیشگاه همایونی تقدیم دارد. در تقدیم این عرضه ، در همه حال لجنه‌یی هیئتی مرکب از رئیس وشش نفر اعضا که سایر طبقات ازین خود انتخاب میکنند جواهر بودو وقت شرفیابی حضور هم اولاً بتوسط وزیر در بار استیذان می‌شود . وزرا برای استماع مذاکرات در جلسات مجلس شورای ملی حضور بهمر رسانیده می توانند و از حقی دارند که در صورت لزوم باستجازه رئیس مجلس برای مذاکره و تدقیقات امور توضیحات دهند در مجالس رای حضور وزرا موضع ممتنه میباشد . ٢٥ : - هر گونه قوانین جدیده که بوضع آن احتیاج حس شود از طرف وزارات تجویز وانشاء گردیده بتوسط وزراء یا صدر اعظم به مجلس شورای ملی اظهار میشود و بعد از تصویب مجلس بصحه پادشاهی مزین گشته قابل التعمیل میگردد ٢٦ : - لزوماً رئیس مجلس میتواند که شخصاً و به پیشنهاد ده نفر از اعضای مجلس و یا وزیری بدون حضور نمایند گان جرائد و معاینه کننده گان اجلاس محرمانه تشکیل دهد و نیز میتواند انجمن محرمانه مرکب از يك عده منتخبين اعضای مجلس که اعضای سائره مجلس حق دخول در آن نداشته باشند ترتیب نمایند مگر نتیجه انجمن با اجلاس محرمانه وقتى مزيتى خواهد بود که در هر دو صورت مسئله مبحوث عنها بحضور سه ربع از منتخبین مطرح مذاکره شده و با کثریت آرا قبول شده باشد در صورتیکه مطلب در انجمن محرمانه قبول نشود در مجلس عنوان نخواهد شد و مسکوت عنه خواهد ماند . ۲۷ : - در صورتیکه مجلس محرمانه بخواهش رئیس دائر شده باشد اگر او مذاكرات را تا اندازه مناسب به اطلاع عموم برساند اختیار دارد اما اگر تشکیل مجلس بتقاضای وزیری بوده است در آنصورت افشای مذاکرات هم وابسته به اجازه وزیر خواهد بود . ۲۸ : - وزرا مطلب اظهار نموده کی خود را ولو هر قدر بروی مباحثه شده باشد حق دارند که از مجلس مسترد کنند اما اگر ظهار ایشان بخواهش مجلس بوده است برای استر داد مطلب موافقت مجلس هم شرط است . ٢٩ : - اگر لایحه ظهار شودگی وزیری را مجلس قبول ننماید با ملاحظات خود عودت خواهد داد این لایحه وقتی به مجلس ثانیاً ظهار خواهد شد که وزیر ملاحظات مجلس را رد یا قبول نماید . ٣٠ : - اظهار رای از طرف اعضای مجلس شورای ملی راجع بترديد يا قبول مطلب واضح و با لتصریح می شود و هیچ کس نمیتواند ایشان را بدادن رای خویش تحریص یا تهدید نماید اظهار رد يا قبول اعضای مجلس بعلامات ظاهری امثال ورقه سیاه و سفید بوده محل ادراك و افادات نمایندگان جرائد و معاینه کنندگان خواهد بود . عنوان مطلب از طرف مجلس ۳۱ : - هر يك از مطالبی که از طرف اعضای مجلس عنوان میشود آن وقت قابل مذاکره خواهد بود که اقلاً ربع اعضا مذاکره مطلب مذکور را تصویب بدارند درین صورت عنوان مذکور کتباً به رئیس مجلس تقدیم می شود و اگر رئیس مجلس آن لایحه را بدواً در انجمن تحقیق تحت تدقیق بگیرد میتواند . ۳۲ : - يك عده از اعضای شورای ملی که با نتخاب سائر اعضا و تصویب رئیس شورا منتخب و تجزيه ميشود بنام ( انجمن تحقیق ) سنجشهای ابتدائی مسائل وارده شورا را بدقت نموده از آنجمه مواد قابل الذكر مجلس را همراه يك لايحه نظريه خود ها برئيس مجاس پیش میدارند و با جازه رئیس مطرح مذاکره میشود . و مواديكه اکمال مخواهد یا مذاکره مجلس را ایجاب نه کند با اسباب موجبه آن از طرف رئیس بوزارت منسوبه ش اعاده میشود - اعضای انجمن تحقیق اقلاً ده نفر خواهد بود . ۳۳ : - مطا لبیکه نظر باصل ۳۱ در مجلس عنوان می شود اگر متعلق بیکی از وزرا باشد ، در وقت مذاکره وتد قيق لايحه مذکوره چه در انجمن تحقیق و یا در مجلس باید بوزیر متعلقه ش خبر داده شود که شخصاً خودش حاضر شود و یا معین خود را بفرستد
صفحه ۱۱ شماره ۱۳ مجلد پنجم ويك ننقل لایحه وضمائم آنرا بـايد مجلس قبل از احضار وزیر و یا معین برای تهيه وقت شان از ده الی پانزده روز با ستثنای مطالب ضروری بوزارت منسوبه ارسال دارد . ٢٤ : ــ در صورتیکه وزیر بنا بر کدام مصالحتی ، در مطلب معلوم از طرف مجلس موافقت نتواند ، لازم است معاذیر خودش را مواجهةً تصریح ومجلس را قانع بسازد . ٢٥ : ــ وزیریکه بمجلس شورای ملی از وی توضیحات بطلبند ، از جواب ناگزیر ومسئول است وبدون عذر مواجهه وعلاوه از انقضا شقوق وتأخیر جواب هم مجاز نیست ــ الا در صورتیکه مطالب محرمانه ــ ودر اختفای آن برای يك مدت صلاح ملت و دولت باشد اما بعد موعد معینه باید از مطلب مذکور بحضور مجلس مکلف است . ٢٦ : ــ مصوبات وقرار های مجلس شورا بالعموم بعد از امضای ذات شاهانه در موقع اجر گذارده میشود . اجراء وانفـاذ مواد فوق الذکر را امر و اراده مـيکـنم . یوم شنبه ( ۲۷ ) برج سـر طـان ( ۱۳۱۰ ) مطابق سوم ربیـع الاول ١٣٥٠ هـ ( محل مهر اعلیحضرت ) نظریات و عقاید متخصصین نسبت به بحران اقتصادی دنیا اظهارات مستر هوور رئیس جمهور در موقع افتتاح اطاق تجارت نظریات نمایندگان بلژيك ، فرانسه انگلیس ، جاپان ، ژرمن و لهستان در نیمه دو مـه اطاق تجارت بین المللی دنیا در نیویارك ابتکار گردید مستر هوور رئیس جمهور امـریکا جلسۀ اطاق تجارت را رسـمـاً افتتاح نمـود ، مخبر مخصوص روز نامــه الاهــرام چاپ مصـر مورخه ۱۸ مه تفصیل مذاکرات اطاق تجارت را برای جریده خـود چنین اطلاع می دهد : در این مملکت وسایر ممالك دنيا امروز گفتگوئی جز بحران اقتصادی که در شر تا سر دنيا حکمران میباشد در بین نیست رفع بحران یکی از مسائل مهم و شکلی گردیده که مشاهیر علمای اقتصادومتخصصين مالی دنیا و ارباب کار خانجات و تجارت خانه های دنیا در آن در مانده ، و هـر يك از آن ها سئوال میکنند . چه علل وعواملی باعث ایجاد این تنگی دستی ومضیقه عمومی شده و آیا راه اصلاح و یا وسيله وجود دارد که مردم در آتیه از مواجه شدن با این اشکال مصون مانده و از آن جلو گیری کنند . اینها سئوالی است که در هفته گذشته رجال مالی دنیا و کار فرمایان امور فلاحت و تجارت که از چهل وهشت مملکت از ممالك مختلفه دنیا در اینشهر برای حضور در يك هیئت بزرگ تجارتی که معروف باسم اطـاق تجارت بین المللی میباشد ، از خود نموده ، و در بین این ممالک که نمایندگان آنها باین شهر عزیمت نموده اند، مملکتی یافت نمیشود که تأثیر کثرت تولید و انتاج و کسادی بازار تجارت و تنزل التجانه ها و انحطاط اسعار را متأثر و یا لا اقل بحران اقتصادی واشکال بیکاری را بصـورت هـای مختلف در ملیون نفر کار گر گردیده است ندیده باشند . برای اول مرتبه در تاریخ ممالك مختلفه برای بحث ومذاکره علنی در این موضوع شرکت کرده و در زمینه مضیقه عمومی که گریبان گیر دنیا شده است با صراحت تمام سخن گفته ومسئله را تصدیق و اقرار نمودند که دنیا از لحاظ اقتصادی باستی بهمـدیگر مربوط بـوده وهیچ مملکتی بمملکت دیگـر بی نیاز نتواند بود . مستر هوور رئیس جمهور امریکا نطق افتتاحیه را ایراد نمود ، وضمناً فرصت را مغتنم شمرده که ملل دنیارا بضرورت تقلیل تجهیزات جنگی قناع و آنرا برای بهبودی وضعیت اقتصادی بهترین وسیله بشمارد . ناطقین در طی بیانات خود مهم ترین موضوعاتی که مربوط بمضیقه مالی و اقتصادی است از قبیل تعرفه های گمرکی قروض غرامات جنگ وامثال آن را مطرح بحث
صفحه ١٢ شماره ٣ مجله بحر قرار دارد رضا مارت و قدماتی را از آن قصادی و بر خی غیر قصادی از جنگ عمومی بارث وقع آمده است او که مرو ر در رویه شوروی جریان دارد است و در هر يك از آن ها شمارا عقیده مهم ترین آن ها خطاب سیاسی میباشد واز وجهه قصادی و اجتمیعی مراحل خواهد بود. که بایستی بالجد دید تمهزات جنگی آزمایش را طی میکنند متذکر گردیدند و لیکن من معتقیم که در يك قسمت بطوری که دنیا از این تهدید استفاده نموده ما سعی می کنیم که خلاصه از تمام همه با من موافق خواهید بود که کشتار و راحت شود. مذاکرات آنها که عقیده اکثریت نفوس و خرابی و انهدام ملاك و و بار و کر کردن دو جنگ ابا يك چزی اعضای این هیئت بوده بخوانندگان طلاع شگنی عالات های مخلفه و اختلال توازن نیست که موجب پرثنای خاطر ما گردد دهیم ، موضوعی را که تقریباً متفق سیاسی و اجتماعی تمام این عوامل که در بلکه آن چیزیکه موجب پریشانی خاطر علیه تمام آنها بود این است که شاقه لی دنباله جنگ و نتیجه عوارزی پرور عمومی است اینستکه در ساوت بروز عالم تا به اقتصاد و آن ترقی پر زات و سوء باعث جاد وضعیت کنونی جنگ بار سنگین مالیاتهای کمر شکن و بشر که در مدت کی سال جنگ از ناله و ضایت بر دوش آن ها گذارده شده و ضطراب و تزلزل در قیمت امهم شگیت می کنیم ، سه ربع انفوس آنها را کا لی خورد و مخ و خواهد ممالک مشهود است مضاربه که در بازار ساکن کره زمین را در ام میمی در سات ! های بورس بعمل آمده ، اقدامات دول شئون تجارتی دنیا داوند. در ظرف مدت در دنیا مروز پنجمیلون و نیم نفر مختلفه برای تعدیل اسعار و قیمت پول سه سال اخیر ، ده بار انحطابات سرباز تحت اسلاح وجود دارد و بیست خود و بر قراری آن بر اساس محکم سیاسی و اجتماعی بوده ! و هیچ چاره میلوں نفر سر از احتیاطی موجود است و تنزل قیمت نقره ، و مالیات های سنگین جز اعتراف باین گفته نداریم که این این قشون جرار با اسلحه و مخارجی را وهنگفتی وضع گردیده ، مقررات اندازه وضعیت و ولیعر رفته اون و ما ترك فجیع جنگ که دارند بار سنگینی است که بردوش و خارج از حد اعتدالی که در توسعه عمومی بود که برای ما باقی ماند ! دنیای اقتصادی گذارده شده و از ترقی تجار تخانه ها و منابع مخلفه دیگر از طرف . این فرق و اضطراب سیاسی و اجتماعی و نمو دنیای اقتصاد جلوگیری مینماید و اشخاص بعمل آمد و تشوقات زیادی که در سنین گذشته در رفتار آن بودیم برای همیشه باعث ترس و خوف بوده ، و عوامل که از طرف دول مخلفه او صاحبان تجارت در هم شکستن ارکان اعتماد نسیار بیمند که اختلال را در تمام مظاهر زندگی و حیات خانه ها و منابع مزبور بعمل آمد و توسعه که از نقطه نظر مملکتی و هم از وجهه اجتماعی سیاسی و قصادی دو چندان مساعی مؤسسات مالی بزگ و تجار تخانه بین المللی حیات اقتصادی ما بر شار آن خواهد نمود . های معتبر در ایالات متحده امریکا که استوار گردیده بود ، عامل مهمی بشمار خارج از حدود مقتضات کنونی اقتصادی رفته و در صدد آن استیم که نتیجه از عوامل انها بانده پاتریک اظهار داشت بوده . مخلفه ناشی گردیده و ما بدان دو چار د باعث مهم شکستی ملی را در افضان اینها همه موضوعات مخلفه بود که در گردیدیم بتفصیل گفتگو کنم ولیکن عایدات دولتی داست میاد ؟ ؟ و بعداً در اطاق تجارت بین المالی مورد بحث و چیزیکه میخواهم ظہار دارم انستکه در تنزل قیمت و سقوط بسار مبادلات مالی مذاکره واقع گردیده مستقر هوور مل این درد که من معتقدم مفید خواهد می معتقدم که تجارت کنونی ما ورسوم رئیس جمهور آمریکا چنین اظهار داشت . بود سعی در برقراری اعتماد عمومی و گمرکی که در بسیاری از مهالک اجرامی شگفتی و مفلج، دلی که بعضی بر طرف نمودن چیز های دی است که شود ، از علل حقیقی مشکلات اقتصادی
(شماره ۱۰) مجله نجم بشمار میرود ، هر گاه ممالک مختلفه در در قسمت رسوم گمرکی تا اندازه تسامح و تساهل را پیش گیرند کار ها خوب می شود و اما عدم تساوی تقسیم طلا بین ممالک دنیا مربوط بعدم ثبات او ضاع سیاسی دنیا بر يك منوال و سیاست وضع رسوم گمرکی میباشد . . علل بحران در ممالک مختلفه با ختلاف رویه و خط مشی را که اهالی همان ممالک عمدا و یا من غیر قصد اتخاذ نموده اند ، مختلف میباشد مثلاً در انگلستان يك نظامات اقتصادی جامد و خشکی و جود دارد که نمیشود دایره آن را وسعت داد ، و در ولایات متحده امریکا چون مضاربه در معاملات مالی و بورس حکم فر ماست که بواسطه همین دیوانگی تنزلی پیش آمد که نتیجه حتمی لو قوع تنزل ترقی بی نظیر بورس بود . و در چین يك تنزل غیر طبیعی در نقره که اساس پول او را تشکیل میدهد و در ممالک دارای محصو لات مختلفه و مواد خام کثرت تولید و انتاج که موجب تنزل شدید قیمت اجناس گردید. ، علل بحران این ممالک شمرده میشود . ولیکن علت مهم بعقيده من مضاربه نامنکه در بورس بعمل آمد ، و همین پیش آمد باعث گردید که مردم پول و وجوه خود را برای بکار انداختن در کار های مشروع تخصیص داده بودند یکسره منتقل ببازار کاغذ فروشی نمودند که از این راه منافع سرشار و بدون زحمتی را تحصیل نمایند . . ( بقیه دارد ) از هر طرف يك پهلوان افغان در امریکا غفور خان پهلوان دارای سبیل های سیاه افغان که در بین کشتی گیرهای امریکي یک نوع هراس تولید نموده است ، بزودي مشکل ترین امتحانات خود را از مدتی که باین سرزمین آمده است ، در شب پنجشنبه خواهد داد ، و با پهلوان سفید روسی ماتروس کري پنکو در آدیتو ريم کشتي خواهد گرفت ، این مسابقه عبارت از نمایش افتتاحي كشتي گيري داخل اطاق خواهد بود که در اطاق بلديه شمالي يا بر دگ در مدخل خیابان ۱ گجنج نشان داده خواهد شد . این نمایش عبارت از نمایش دوم غفور خان است در پنجاه ، در یک مسابقه درین نزدیکي ها غفور خان موصوف چارلي فوکس پولیس را دو مرتبه در چهار دقیقه و ۳ و نیم دقیقه بر زمین زد . و پس از آن مار شال پلیکت استاکي دو مرتبه در دو دقیقه ، بیست ثانیه و یک دقیقه دوم ثانیه ، در یک مسابقه در «اپل را ک » مغلوب ساخته بر زمین افگند مسابقه خان با این شخص رومسي نوزد همین مسابقه او را درین ارض تشکیل میدهد ، در راز ترین وقتي که براي زمین زدن حریف خود صرف نموده است عبارت از ۱۷ دقیقه است که یک مسابقه او در نیویارک گرفته بود . در اول ورود خود خان مذکور میگفت من برای گرفتن تاج از «جمي لوندس» آمده ام که آنرا باز گرفته با فغانستان ببرم زیرا که در افغانستان کشتي گيري را براي شهرت دوست میدارند نه برای پول و این مسئله درین مملکت یک اضطراب زيادي تولید نموده است ، در اطراف مشرق این سر زمین که عملاً تمام کشتي گيري خود را در آنجا اجراي نموده است ، خان مذکور را بصورت یک تهدید شدید می شناسند . ظاهراً خان مذکور در کدام کاری اختصاص ندارد مگر بصورت فوق العاده قوي و چالاک است و این مسئله را او مانیکه با فوکس کشتي مي گرفت نشان داد و در عین آنکه دست بازي میکرد دفعتاً او را گرفته با سافي تمام بر زمین زد . كري لکو در پنجاه چندین نمایش داده و در نمایشات خود مطبوع واقع شده است ، در آخرین مرتبه نمایش خود درماه جولائی در مقابل لو انکه در کنتیکت» را در نیویارک مغلوب کند ، جمي لوندوس او را مغلوب ساخته بود . این شخص روسي كه يك شخص قوي است وفن کشتي گيري را میداند ، از فوکس و پلیکت ستاک قوي تر است و اگر خان در برتیم او را مغلوب نموده بتواند غالباً زیاده از ۱۷ دقیقه وقت لازم
خواهد داشت : تحریر دؤنالد ین ولا رد در زمان موجوده تنها یکنفر شاگرد طبی از مملکت افغانستان در امریکا وجود دارد : این شاگرد اورنگ شاه خان است و یک جوان بلند قامت و دارای موهای سیاه است وحالا در مکتب طبی تحت می خواند و به کشو تن تعلیمی معروف است که در عرصه ده یاسه سال او را مقتدر خواهد ساخت بدافغانستان عودت نموده بانی مجالس طبی آن مملکت گردد . خبر های داخلی سر طبیب شفاخانه ملکی و داکتر شفاخانه مستورات عزتمند آقای دکتور فواد بیگ متخصص امراض چشم که از چند سال باینطرف به شفاخانه مصروف خدمت اند لسطر به مصوبه ۲۸ جوزا مجلس طبی و منظوری حضور ج ع ع صدر اعظم صاحب به سر طبابت مسئول شفاخانه ملکی مرکزی کابل انتخاب گردید . همچنان عزتمند آقای داکتر عبد العزیز خان به داکتری شفاخانه مستورات منصوب گردید . افتتاح تعلیم گاه پیاده و طوپچی روز چهار شنبه ۲۷ سرطان بساعت ه نیم عصر ج ع ع صدر اعظم صاحب بحضور جمعی از منصبداران و مامورین ملکی تعلیم گاه پیاده را تحت اداره عزتمند ما یور خرابتن البانی در باغ چرمگر (سابق سفارت ایتالیا) افتتاح نمودند جناب والا حضرت شهزاده محمد طاهر خان و اسد الله خان قوماندان فرقه شاهی و محمد داود خان ( برادر زاده اعلیحضرت ) بحیث افراد شامل تعلیم گاه گردیدند . کذا روز پنجشنبه ۲۸ سرطان جناب ج ع ع صدر اعظم صاحب تعلیم گاه طوپچی را نیز در شهر اراء ( سابق تعلیم گاه سواری ) افتتاح نمودند . مجازات محمد صدیق خان مامور مجلس ، دین محمد خان تولیمشر و عبد الروف خان بلوکمشر کوتوالی نظر به غفلت و سهل انگاری در وظائف محوله خود ، به قطع معاش دو روزه و سه روزه مجازات یافتند : رئیس و معاون شورای ملی جناب عبد الاحد خان وکیل شهر کابل بکثرت آراء از طرف وکلای محترم شورای ملی به ریاست مجلس انتخاب و از حضور شهریاری منظور گردیدند . کذا جناب حاجی عبد الحق خان وکیل مرکز هرات ، بمعاونی رئیس ، از طرف وکلا انتخاب و از حضور شاهانه منظور گردیدند . خبر های خارجی ١٩ جولای تلگرام لندت مظهر است ، در اثر سقوط طیاره در نزدیکی ور کننگ بام بر کشایر یکی از تلفات هوا باز خیلی ما هر انگلیس خانم بیر نفک و کار کن معروف تیا تفک ومدیر شرکت فلپ نوبل فوت نموده اند . ۲۰ جولای بر طانیا که امریکا را در مسابقه بین مطابق جهت انعام دیوس به سه موفقیت در مقابل دو مغلوب ساخت با فرانسه نیز داخل مسابقه مجموعی خواهد شد . ١ ٢ جولای تلگرام مانیلا مظهر است که طیاره ران استر یلیایی ، جستی که سه روز قبل وارد آنجا گردیده بود که تنها واز راه غیر معمول بطرف جاپان پرواز کند ، بنا بر اینکار حکومت جاپان ، از دادن اجازه استعمال میدان های که نقشه نموده بود ، بسبب بعضی دلائل عسکری معطل شده است . مقرری رئیس جمهور موفتی ١٦ جون - بعوض موسیو پرز ، رئیس جمهور ونیز ویلا که در اثر یک اثر رانی کنگره مستعفی شده بود ، داکتر چین وزیر امور خارجه سابق الى نتیجه انتخابات ریاست جمهوری که در ۹ جولای واقع خواهد شد ، موقتاً بریاست جمهور مقرر شد . ( لوماتن )
صفحه ١٥ ( شماره ٣ ) مجلد پنجم مؤلف له بلائیه فرانسوی (١٤) مترجم : حبيب الله طرزی مادام سان ژین فصل پنجم ( قرض ومقروض ) کاپیتان باز بخانه خودش عودت نموده شکار افکار عمیق خود گردید . کاترین هم رخت های که آورده بود بر بستر او گذاشته و خدا حافظی نموده از خانه بر آمد... ناپلیون : « تا به باز دید دختر کم امید کدام وقتی ترا در ميخانه ات ديده بتوانم . » کاترین بعد از انکه بآخر پله ها رسيده بود دانست که حجت مقروض خودش را در دست دارد و با خود گفت : « حجت او را در دست داشتم ولی جرئت کرده نتوانستم که باو بدهم باك نیست يك روزی قرض خودش را ادا خواهد کرد . برین جوان اعتماد دارم و احساساتیکه هم شهری من فوشه در حق او می پر وراند در من و جود ندارد بلکه بر خلاف آن يقين دارم که هر گونه کامیابی در دنیا نصیب اوست .» برسیدن کوچه ( رویال ) دکان خودش را از يك جماعۀ سر بازان که در وسط شان له فیور دیده می شد مملو یافت له فیور مثل سابق تفنگ در دست نداشت بلکه کريچ توليدشری در کنار آویخته بنظر می آمد . لیوتنان جديد بدیدن کا ترین زد : « رفقای من اجازه بدهید رفیقه حیات خودم را بشما معرفی کنم هفته آینده بعروسی خواهم کرد ! » گارد ها بدیدن کاترین نعره زدند زنده باد ما دام سان ژین .» حال باید کاترین و شوهرش را بحال خودشان گذاشته باطاق افسر طوپخانه عودت كنيم . بعد از انکه کاترین ازو وداع نموده از اطاق بر آمد او هم بر خواسته رخت های شستۀ خودش را به غرفه رخت های خود گذاشت و بفکرش چیزی خطور کرده با خود گفت . « این دخترك بيچاره دادن حجت قرض خودش را نیز فرا موش کرد ! ( فاتح مستقبل يوروپ اگر چه این الفاظ را گفت ولی در حقیقت خیلی مسرور گرديده بود ، زیرا برای تأدیۀ قرض خودش يك پول هم نداشت ) « کم از کم سی فرانك ازو مقروضم باك ندارد . باولين پوليکه بدست آرم خواهم پرداخت ! این قصاره يك دخترك خیلی خوب است من او را فراموش نخواهم کرد ! » تا سالهای زیادی سپری نشد و جغرافيه يوروپ بکلی تبدل نیافت قرض فراموش شده بیاد ناپلیون آورده نشد . فصل ششم مشروبات فروشی سیزدهم مادر هوش بدره در وازه ترکاري فروشي خودش واقع کوچه ( مونتروي ) وار ساي ايستاده وبه مشتريان خودش در داد وستد بود گاه گاهي نگاهي پر لطف خودش را بطرف يک پسرک خوردي که بيک توده شلجم وکرم نشسته بود معطوف ميداشت وبراي اينکه او را از دندان زدن شلجم باز دارد صلا زد : « هانريت مي آيم وترا خواهم زد زيرا تو از خوردن شلجم باز نمي آئي » وبطرف يکي از مشتريان ديده ايراد نموده « اين پسر چه اشتها ئي دارد ! از بلعيدن هيچ چيز خود داري کرده نميتواند با وجود اينهمه باز هم من او را دوست ميدارم » درين اثنا کا لسکه چهار عراده بسيار بزرگي در کوچه ظاهر گرديد در مقابل دو کان مادر هوش ايستاده . مادر هوش که به ترکيب سلا ته براي يکي از مشتريان مشغول بود دفعتاً کار را گذاشته به در وازه دويد . يک جوان خوش چهره قوي که با يونيفور مه بم اندازان اراسته بود از کا لسکه بزير آمده ومادر هوش را درا غوش کشيده و دوسه بوسه صدا دار از رخساره اش نموده مشتريان درهگذران باددهن هاي باز اطراف
( صفحه ۱۶ ) ( شماره ۳ ) نو وارد را گرفته منتظر بودند چیزی از پاریس بشنوند . یکی از زنهای پیر : « این جوان خیلی مقبول وجذاب است ! » دیگر : « آیا تو او را نمی شناسی ؟ » « چرا نه می شناسم ، این لازار خوره خواهر زاده مادر هوش است که او را پسر خوانده و به نشو و نما رسانده است . » لازار : « مادر عزیزم ! من کاپیتانم و شبها و روز ترفیع رتبه کردم ، امروز با این دو نفر دوستم آمده ام که با تو ورفقایم به تقریب منصب جدیدم احتفالی بگیرم ، بیا تا دوست هایم را بتو معرفی کنم . فرانسوا له فیور رفیق من در کارد ها تولیعشر ( لیو تنان ) است ، این اولین شخص است که گرفتن تفنگ را بار اول با من آموخت این جمله خود را با یک سیلی بر پشت دوست خودش علاوه نموده . له فیور با چهره متبسم : « ولی حال تو ما فوق من هستی . » لازار : « هیچ باک نیست ، تو بزودی بمن خواهی رسید ، شاید از من هم خواهی گذشت ، حرب یک لا تری است، ممکن است که یک روز منصب بسیار بزرگی را حاصل کنی بشرطی که زنده بمانی ! باش معرفی خودم را بپایان برسانم ... این هم کاترین خانم رفیق من است ، یک خانم نهایت خلیق و خوب است . من این تعریف خودم را اثبات میکنم اگرچه برای دیر نخواهد بود ، میخواهد با تو چیزی بگوید پس در اثنای که شما حرف میزنید و نهار را حاضر میدارید ، من وله فیور در شهر کمی کار داریم ، آنرا اجرا کرده بر میگردیم » مادر هوش : « با من ؟ » کاترین : بلی با شما آنهم در باره آن طفلک خوره ، این را گفته و بطرف ( هاریت ) که نوایندگان را از توده کرم خودش با نگاهای معصوم مینگریست اشاره نمود . مادر هوش « خوب خوب ، در حالیکه من را اجازه دهید قدری شلجم پاك كنم و يك مرغ را پر کنم میتوانیم با هم صحبت کنیم و بطرف هوش دیده ایراد کرده این و قدری اصابت برای نهار کافی خواهد بود آیا چنین نیست . هوش : بسیار اعلی ! از حالا دهن مرا پر آب کردی ، اینرا گفته و با له فیور از دکان بر آمد . کاترین از خالی شدن دکان استفاده کرده بمادر هوش فهماند که آمده است تا پسرك خوره را باثر عهدی که با مادرش کرده با خود ببرد . زن پیر : « تو میخواهی که او را بپلاوش برسانی ؟ » کاترین : « هنوز نی ! حال مجبورم که او را با خود بمیدان حرب ببرم ، زن پیر باحیرت فوق العاده : « بمیدان حرب ؟ ! » کاترین : « رؤسای سیزده هم پیاده خفیف اس پنس قدمی را بر ( وردن ) گرفته است . » مادر هـوش: خوب این پیش قدمی وتامان سیزده هم را با تو چه نسبت ؟ » کاترین با قدری افتخار : « چرا من مشروبات فروش این رژیمان ام و با شوهر خود یکجا بمیدان جنگ میروم . مادر هوش از کمال استعجاب نعره زد مشروبات فروش ! » « بلی این است مختار نامه که به من داده شده است . » کاترین این را گفته و يك كاغذ بزرگ ممضى و ممهور را از بغل در آورده بمادر هوش بنمود : « من با رفقایم در هفته دیگر ملحق می شوم. در ( وردن ) کار ها است که باید انجام یابد در اردو طرفداران شاه و خائنان ملت زیاد است که با دبوك ( دوير نزديك ) هم دست هستند آنها باید رانده و از اردو اخراج کرده شوند . مادر هوش : « بسیار بسیار خوب ! این چه يك حیات خوبیست ! وقتيكه جوان بودم بسیار آرزو داشتم که مشروبات فروش شوم ـ بصدای عبور قدم زدن از هر طرف و چیزي دیدن و از هر دهن چیزی شنیدن در اطراف يك عراده جمع ـ چقدر ممنون میباشند اگر قطره در باشد ـ همه تکالیف را فراموش نموده برای ژنرال و با حواله دار و یا مثل آن چیزی شدن خواب می بینند ! ( مطبعه أنيس )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
جريده ملي انیس قیمت اشتراك در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ افغانی طلبه معارف ۷ افغانی در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك که بتوسط حواله جات دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد (مطبعة انیس)
[BLANK PAGE]
شماره ( ١٤ ) مجلة ( ٥ ) اشتراك سالانه ١٢ افغانی محصول پوسته ٢ " خارجه ٢٠ شلنگ انيس اداره : کابل جادهٔ ارگ مؤسس و نگارنده مسئول محي الدين ٢ شنبه ١١ اسد ١٣٠٦ تأسيس ١٣٠٦ ٢٨ ربيع الاول ١٣٤٠ استقبال از شوراي ملي اثر اعظمی چرا بناام مخوش بدل ز همت شهر یار شورا نه داده رونق بملك وملت زعدل وقانون و کار شورا ز محنت و غم وطن رها شد ، بطرز عالم اصول پا شد متين و افخم بس این بناشد ، چو کوه محکم حصار شورا وطن ز محنت پس از مصیبت ، رسید آخر باوج عزت بهمت شاه با شرافت ، بعصر این تا جدار شورا بملك افغان نفاق میرد ، دو باره نامش کسی نگیرد وطن ترقی همی پذیرد ، ز حامی نامدار شورا معارف از سر کشد به پیکر قبای مخمل روای شوشتر تمام مردم شود منور ، زفیض عرفان و یار شورا سیاه افغان چو شیره مردن ، بوقت همت برون میدان کشد عدورا ذلیل و حیران ، ز کشور با وقار شورا تمدن عصر و علم و عرفان ، بطرز عالی شود نمایان بیکامرائی کی دارد افغان ، اصول ملك و قرار شورا ستم هرگز ز دست ظالم ، کسی رقاصی و جور حاکم ز کس نیاید دگر جرایم ، نه تا بود اعتبار شورا بنام کشور بعشق ملت کسی که دارد هوای خدمت بصدق خاطر کند وکالت ، بدل شود غمگسار شورا سپر تعظیم با وج ساید ، ز مهر تا مه شرف فزاید قلم صفاتی که می ستاید ، زشان با افتخار شورا عبرت باید گرفت اساس مسلم فلسفی است که : « زمانه آموز گار است » اگر ما نيز بايد بيمی مکملی که بطرف علوم ومعلومات داريم ، از روی تجارب با کدام چیز دیگری باین مسئله قائل ومعترف گردیم ، فوراً بعد ازان از روی قانون منطق مجبور خواهیم بود اقرار کنیم که . « عمی ترین تلامیذ حوادث وانقلاب جهان ما نیم . » زيرا ، چه از حوادث غریبه روز گار وچه از سیلی های شدیدی که معلم زمانه بر صورت های ما زده است و میزند ، ابداً آثار تحسس و تاثری ابراز نکرده و هنوز هم کیا فی السابق ، درین دنیای سعی وعمل که تمام افراد بشر در میدان متنازع بقا مصروف زد وخورد و کشمکش می باشند پنبه غفلت در گوش ما و کاملاً، از همه چیزی بی خبر بکوشه افتاده به ژنده کی بطالت کارانه و تنبلانه خود کمال قناعت را دارا ستیم : صدسنگ شداً تبه و صد قطره گهر بست افسوس همان خانه خراب است دل ما
صفحه ۲ ( شماره ١٤ ) مجلد پنجم بکمال تاسف می نگریم که مدت ها میگردد و چشم های کسانی که در ین محیط با حیاء حسی دارند بیک سو، منتظر است که کی و بکدام لحظه این ملت بیچاره عقب مانده از خواب سنگین بی خودی و از خود رفته گی پهلوهایش بدرد آمده اثار یقظه و بیداری نشان میدهد. گر متاسفانه هنوز هم منظر باید بود ... منتظر باید بود ... اما تا بکی و تا به چند ؟ افسوس ! به چشم خود می بینیم که هم سایه های ماچه يك شدت و حدت فوق العاده برای بدست آوردن سعادتی که نقطة امل و مطمح بنظر تمام ملل دنیا را ( مجز از ما ) تشکیل داده است صرف جهد و سعی می کنند ، و چگونه هر روز برای نایل شدن به سعادت حقیقی که نوع شریف انسان را در خور و سزاوار است چاره های متنوعه اندیشیده پلان ها و نقشه های رنگا رنگ طرح و ترتیب می نمایند و هر لحظه به وسیله جهت بر آوردن مقصود خود توسل می نمایند . مگر هنوز هم نمی دانیم که بالاخره جسم مریض زار و ضعیف این وطن بس مانده که در تحت فشار امراض بد و میکرب های مهلك غفلت و بی دردی روز بروز تنزلوی و ناتوانی آن رو به ترقی و ازدیاد است ، بچه صورت خواهد توانست در صحنه پر هیاهوی تزاحم حیات ، جود ضعیف و جسم عایل خود را حفظ نماید و یا در بین تلاطم امواج ذخر قوای موجودة عالم زورق زنده گی خود را ساحل تعالی برساند ؟ بفکر عاجزانة ما سبب این همه عقب مانده گی و تقهق. روزانه بجز این يك مسئله چیز دیگری نیست که به جریانات اطرف و جوانب خود انظری از روی حقیقت سنجی نیفگنده و هیچ گاه متوجه نشده ایم که این همه غلغله و شوری که با مجتمع بشری برپاست در نتیجه بچه و برای چیست ؟ یا به عبارت واضح تر بگوئیم از این گونه نظر یم و با امور حیات زندگانی بی علاقه فتاده ایم ، تمام این همهمه و شور این نهضت و حرکت متواتر،، این اجتهادات و مساعی لا ینقطع که در صفحه پر از مطالب هستی جریان دارد برای ما که هنوز مسئولیت حقیقی خود را در عالم حیات نشناخته ایم هیچ قدر و اهمیتی ندارد. و نمی دانم که لازمست در سلسله اکملیت و ما کولیت این دنیای پر از فجائع باید خورده شویم و یا بخوریم . بلی ! حادثات عجیبه دنیا پرواز های طیاره را نان بزرگ در فضای سماء و اکتشافات بزرگ علمی وفنی دیگری که هر روز اواره آن سر تاسر دنیا را گرفته است در مملکت کوهستانی انعکاس می کند و یا اگر می کند کوشهای ماخیلی سنگین تراز آن است که بران تاثیری اجری کند : می شنویم فلان عالم وفلان كاشف یافلان رو فیسر به کشف فلان چیز یا فلان نقطة دنیا کامیاب شد و یا اقدام نموده و یا اقلا در راه آن فدا شد . اما به جواب اين يك جملة « به من چه » را گفته صرف نظر می کنیم و میرویم . گوئی به حسن تعجب داریم ، ونه از عاقبت اندیشی بوئی به مشام ما رسیده است ونه میدانیم انسان چه وانسا نیت چه منزلت و حقیقت دارد . حتی نتوانسته ایم بفهمیم که علت عقب ماندن ماحمر و میت از عالم و بی بهره کی از فن است . باری ، وظیفة خود میدانیم به حزین ترین اواری در مقابل برادران هم وطن خود رفع صوت نموده بگوئیم ، انصاف کنید . بر خود و بر اسم شریف انسالت رحم نمائید . و ما را بدنام نکنید . امروز سرشته امور آهسته آهسته ( ولو نامكمل باشد ) بدست تان آمده است. حکومت تان میرود ملی میشود ، از دستبرد مظالم خود پرستان خلاص شده میروید . پس از مشقات بسیاری که کشیده اید امروز باز فرصت مقتضی بدست دارید وازین موقع خوب استفاده کنید، وسعی نمایند . که کار خود را ، وظیفة خود را بشناسید و بدست بگیرید و پیش ببرید . وری خود را آئینه بزرگی که دنیای وسیع با عملیات واجرا آت ترقی پسندانه خود با شياء ( تعرف الا شياء با ضداد ها ) نهاده است ملاحظه نموده عبرتی گیرید . و با حکومت خود در تمام اجرا آت صحیح و مفید آن يك نوع تعاضد و تعاون مادی و معنوی ارائه نموده متحداً ومتفقاً برای نجات و فلاح ابدی خود و جهت تأمين حيات، آتية مملكت خود در صفحه كائنات راه و طریقی صحیحی بجوئید و بدست آورید . ( .... )
صفحه ٦ ( شماره ٤ ) جلد پنجم نظریات و عقاید متخصصین نسبت به بحران اقتصادی دنیا اظهارات مستر هور رئیس جمهور در موقع افتتاح اطاق تجارت نظرات نمایندگان بلژیک ـ فرانسه انگیلیس ـ ایتالوئی ـ ژاپون لهستان ( ٢ ) نماینده فرانسه اظهار داشت « مهمترین عامل شگدستی کنونی زیادی محصول و مصنوع بر مقدار استهلاك میباشد که فی اندازه‌ با هم تفاوت دارند ؛ فقدان توازن بین اسعار و کسادی محصول در بازار دنیا و امور مبهم و غامض سیاسی و افراط در وضع مالیات از علل شگدستی و ضائقه کنونی محسوب میگردد « اوضاع مبهم سیاسی یکی از علل شگدستی مالی است ترس و بیمی که در سال ۱۹۳۰ که ناشی از اوضاع سیاسی اروپا بود ، مساعدت مهمی در شدت بحران اقتصادی کرده و اینهم بنوبه خود مشکلات سیاسی بیشماری را خصوصاً در امریکا جنوبی باعث گردید . ولایات متحده امریکا که نقطه دایره جاذبیت ثروت دنیا محسوب میگردید، برای تراکم اموال و وجوه میدان وسیعی شده ، در این میدان قوه عامله بکار افتاده سعی و کوشش زیادی که برای تولید و انتاج محصـولات بعمل آوردند باندازه طریق افراط رفتند که از میزان معتاد خارج گردید و یکی از بـلا هـای بحران گردید . » نماینده ایتالیای کبیر درطی بیانات خود اظهار نمود : « ما امروز از حیث دارا بودن اشیاء مادی فوق العاده غنی و بی نیاز هستیم ، ولی در عین حال فقیر و زار مندیم » . در تنگنائی واقع شده ایم نه ازحیث ماکولات و مشروبات و ملبوسات و یا نه از حیث گرانی اجناس ، بلکه از این حیث درتنگی و مضیقه افتاده ایم که انبار های ما ازمال التجاره و امتعه مختلفه پر وانبوه شده ، و باقیمت ارزان خریدار ندارد وای پر از کشتی های خالی است که کسی برای پر کردن آنها نزدیک نمیشود افراد مرده ما در اینجا و آنجا و هر نقطه پراکنده و بیکار و سر گردان هستند . » نماینده متحده امریکا چنین گفت : « علت عدم موفقیت خود را نمیدانم چیست ولیکن میخواهم اشاره بطرز رفتار کار فرمایان و سرمایه داران وملاکین و دولت نموده و بگویم که آنها تا حدی مسئول این نکبت وفلاکت امروزی ما هستند ، چه ، وقتی که ما از میدان جنك بیرون آمدیم منابع عایداتی در دست داشتیم که احتیاجات ملی و عمومی ما را مرتفع ساخته و مبتی بر اساس عایدات جاری بود یکمرتبه سهام مختلفه ببازار های ما فروریخت و چشمما را خیره کرد و با کوتاه فکری بدون اینکه عواقب امررا در نظر گیریم شروع در ایجاد کار و توجد کمپانی های موجوده نموده و مطابقت عملیات خود را با مقاومت اقتصادی عمومی هیچ در نظر نگرفتیم ، این بمردمی که قوه خریداری نداشتند فروختند و محال امروز در افتادند . نماینده ژاپون گفت : « یکی از مسائلی که غیر قابل مناقشه است اینستکه در روی زمین هیچ ملتی وجود ندارد که بتواند زیاد تر از آنچه که میفروشد بخرد » تجارت بین الملل بایستی براساس متساوی جریان پیدا کند ، و آنچه که ممکن است اعم از مصنوعات و یا محصولات و یا سهام کمپانیها بطور مبادله صورت بگیرد چه ممالک عالم هیچ چاره وگریزی از این که نسبت بهمدیگر اعتماد داشته باشند ندارند . » نماینده لهستان اظهار داشت : « بهترین راه حل برای رفع بحران کنونی سعی در تقلیل تولید و انتاج خصوصاً محصولات فلاحتی میباشد زیرا تولید و انتاج زیاد موجب تنزل قیمت محصولات میگردد و مهمتر از این موضوع فراهم آوردن تسهیلات لازمه جهت عقد قرضه های ملی برای تهیه کنندن كان محصولات فلاحتی است . گفته های نمایندگان سایر دول نیز در همین زمینه ها بوده . همه در این قسمت متفق بودند که این بحران نتیجه جنك اخير است و كثرت تجهیزات ورسوم گمرکی زیاد و مضاربه های خارج از حد اعتدال ووحدت کمپانیهای مختلفه در کار باعث آن گردیده و با بر طرف شدن علل معلول هم از بین خواهد رفت . ( اطلاعات )
صحیات نصایح صحی داکتر ارتبوت این طبیب انگلیسی ده قاعده برای حفظ الصحه وضع نمود که بعقیده او هر کس قواعد مزبور که ذیلاً شرح داده میشود عمل نماید همیشه تن درست و بطول عمر خور مند بوده است . ۱ ـ هر اندازه می توانید از خوردن گوشت کم نموده و در عوض ماهی بخورید ۲ ـ از خوردن نان و میوه های پخته و سیب زمینی و مواد مصنوعه از شیر خود داری نکنید که تمام آن ها محتوی مقداری کافی ویتامین میباشد ۳ ـ اهسته غذا بخورید ٤ ـ هر روز شش فنجان بزرگ شیر خودی آب مقطر بنوشید : دو فنجان در موقع برخاستن از خواب و دو فنجان در موقع رفتن برختخواب و دو فنجان هم در بین غذا خورید ه ـ در اطاقی که هوای آن کاملاً آزاد است بخوابید در هوای آزاد کار کرده و بخوابید . ٦ ـ از عرضه نمودن جسم خود بافتاب و هوا حتی الامکان خود داری نکنید ۷ ـ لباس خود را همیشه نازک گرفته و بپوشید و اگر بالا پوش هم پوشیدید باید بقدر کافی سوراخ داشته که هوا بتواند بداخل جسم مرور نماید ۸ ـ هر روز استحمام نمائید ولیکن استحمام با آب گرم را فقط عصر ها بنمائید ۹ ـ لا اقل روزی دو مرتبه دندان های خود را مسواک بشوئید یک مرتبه صبح و یکمرتبه عصر ۱۰ ـ هر روز ده دقیقه صبح و عصر ورزش کنید خصوصاً در رختخواب که باعث تقویت عضلات معده میشود . رختخواب اطفال مهمترین چیزی که اطفال برای خوابیدن راحت احتیاج دارد رختخواب پاکیزه اطاق با اشیعه گرم که از هر طرف هوای پاک و آزاد بآن وارد شود . طفل در روز های اول ولادت نهایت احتیاج را بخواب عمیق و آرام دارد ، و این حاصل نخواهد شد مگر اینکه رختخواب او فوق العاده پاکیزه بوده و همه روزه در معرض افتاب افتند و روزی دو مرتبه ملافه های آنرا عوض کنند بقیه در صفحه ۷۸ از هر طرف یک نفر چینی ٣٥٠ سال عمر دارد از زادو اقا پیر تر هم در دنیا است بعد از این همه گفتگو هائی که در اطراف زازا آقا بعمل امد معلوم شد زازا اقا که ١٥٥ سال عمر دارد معمر ترین شخصی در دنیا نیست ، در حقیقت در مقام مقایسه با ( لی تسینک یون ) چینی که ادعای ٣٥٠ سال عمر میکند جوانسکی میباشد . ( لی ) چینی در ( کی هسین ) در یک مزرعه ای زندگی می کند و دلیل طولانی بودن عمر او از يك چشمه ای مملو از ناخن های انگشت سبابش او معلوم می شود چه بر حسب عادات چینی او ناخن خود را نکنده بود بریده است. ناخن انگشت وسطی و خنصر و بنصر دست راست او ، اکنون به طول يك قدم می باشد . ( لی ) مانند لاك پشت مینشیند و مانند بوقلمون میخوابد و مانند سگ میخوابد هنوز ( لی ) در کمال قدرت وقوت وعا فیت میباشد و روزی ٢٤ میل ( تقریباً ٩ فرسخ ) راه میرود وقتی از او سوال شد که علت طول عمر او چه بوده جواب داد رامش و آسایش قلب سبب طول عمر من گردیده است . مشار الیه ١٤ زن بحباله نکاح خویش آورده و تا ١١ پشت نسل خود را دیده است .
لی میگوید در عقد همین سال سلطنت (کوانك هسی) که از سال ٩٦٢ آتا ١٧٢٣ امپر اطو ر چین بود متولد گردیده است (لی) میتواند سولات مردم را راجع بامور وحوادث دوره سلطنت سلسله تسينك با دقت وصحت جواب دهد زارو آقا که در مقابل ( لی ) شهرت خود را از دست داده در صورتیکه چندین سال بود بلا معمارض مانده بود اظهار کرده است تصمیم دارم تا دوهت سال زنده بمانم . دوستان انير وبا مریکا و بر طانیای کبیر سبب غربت کرده ، طولانی بودن عمر خود را به سبخت جانی در کارو غذای مرتب ومجلج نسبت میدهد . بعد از یکه قرن که سرش طاس وبی مو بود در یکسال قبل شروع بروئیدن نمود وموی ضخیم سیاهی بر سرش روئید زن کنونی اش نود سال از خودش جوان تر است ترجمه از جرید فرانسه يك مظاهره بزرگ پرو پاغنده فرانسوي در اوروپایی مركزی از غاب شهر هائی فرانسه زمستان سال گذشته ، عبور کاروان سنگین وزن موتر های سیتروین مشاهده شد . ومسافه ده هزار کیلومتری را کاروان های مزبور طی کرده اند و رایج پیهی را که عامه نامهایدا نموده اند ؛ و ضحاً مسئله حمل ونقل روى سرك را در فرانسه بامو تر های ستروئن فیصله آخربن پیدا نمود . این کار وان هايك اقدام شاق داری برای توسیع این مظاهره صنعتی در اروپای مرکزی بوده است کاروان مزبور مركب از ١٥ موتر سياحتی و سنگین وزن ، پاریس را به تاریخ ١٨ ماه اپریل ترك كفته بطرف نور امبرك عزیمت نموده و خط خود را پراگ ( چکو سلواكيا ) وین ( پایتخت اطریش ) بوداپست ، (هنگری) بوکارست (رومانیا) صوفيا ، بلگراد (یو گوسلاوی ) که تقریباً خط ٢٠ هزار کیلومتر میباشد در روی سرکهای که اغلب آنها بحالت خرابی واقع است . ادامه خواهد داد ، اطلاعاتی که برای ما از چکو سلواکیا ، اطريش و هونگری میرسند اشعار میدارد که کاروانی بصورت کاملا بی پذیرائی شده اند . در بوکارست اعليحضرت شاه کارول ملاطفت کارانه پذیرائی را که توسط کلپ اتو موبیل رو مانیا بعمل خواهد آمد ، قبول نموده است و یا ست نماید . در همه جاء از ممالکی که کاروان مو صوفه عبور نموده است اهالی ومطبوعات بتصديق مهارت قابل توجه سیتروئن و مسافرت مكمله كاروان سيترو ين موافقت داشته اند و از تصور امداد مفید کاروان مزبور در زمان احیای اقتصادی آتیه ممالک خود مسرورت نموده اند . کاروان موتر فرانسوي از روز نامه لوبان بکمتب ٢١ جون - از صوفیا تلگراف میدهند : بعد از عبور ممالك ارو پائي مرکزی ، کاروان سیتروین عصر روز چهار شنبه به صوفيا رسیده است . اعضای کاروان مزبور از طرف شاه وملكه و پرنس او دو کی در قصر ورا ) پذیرائی شدند . برای اعزاز شان ، در قصر مذکور چای صرف شد ، که سفیر فرانسه موسيو کامبون ( ) واعضای سفارت نیز حضور بهمر سانیده بودند . شاه مظاهرات را با عتانی زیادی ملاحظه نموده یکی از اتو مبلیل ها را معاینه و امتحان کرد . ٣ کار وان سه روز در صوفیه توقف خواهند داشت . جریده پای پاریس هیأت عبور آسیائی هارت آوری در سو چسو رسیده است پیکین ٧ - جون - سفارت فرانسه مقيم پیکن مروز تلکر ف را که از رسیدون دسته چین وفد عبور آسائی یعنی هیئت هارت آوردی ، به ١١ جون در - وچ-و در شمال مغرب کان سر ، اشعار می نمود گرفت . چنان مشاهده میشود ، آوازه که چپاول مغازن اساس هیأت متوه سوچسو ا اشعار میکرد ، از هیچ حقیقتی ماخذ ندارد . در مسكو مده ن اکتشاف طبقات از نهم می بیند پای پاریس - ورشو ١٧ جون - از مسکو اطلاع میدهند که حکومت شور وی برای پرواز طبقات
ای وترتیبات تهیه درنظر گرفته است بیکار خانه های شوروی ساخت يك بالون کروی را که در بوحادل و نظامات خود فوق تراز بالون پروفسر پیکارد است انجام داده . خسارات شدید در جاپان پنی پاریزن - ۱۹ جون در لاین ۱۸ جون - طوفان بحری که عصر روز چهار شنبه ١٦ جون در ده بلس ( ) حادت شده بود ، باعث خساراتی زیادی گردیده ، در هوکو زن ( ) ۱۳۰ خانه شديداً خساره یافته گردیده و آهن پوش های بام های منازل توسط باد طوفانی الى فاصله سه صد متر برده شده وقریب ۸۰ نفر زخمی گردیده اند . دريشي مستر توماس وزیر مستعمراتی مستر توماس دریشی پوشیده است که به مدت 3 ساعت و ۲۰ دقیقه و ۲۰ ثانیه مهیا شده شده است بدین ترتیب : در ساعت ۸ و ۵۰ دقیقه صبح پشم رانای گوسفند قیچی نمودند . بعد از هفت دقیقه آن را بدستگاه نساجی ریشی سپردند . به يك ساعت و ۲۹ دقیقه صبح مکمل گردید . بعده به ماشین بافت سپرده شد . بعد ۸۰ دقیقه يك تيكه پشمی که 4 يارد طول داشت از ماشین خارج گردید . بساعت ۱۱ و ۲۳ دقیقه تيكه مذکوره به خیاط داده شد ساعت ۱۲ و ۲۷ دقیقه دریشی مکمل برای توماس مهیا گردید . ) ترجمه از اطلاعات پارس ) خبرهاي داخلي شرفيابي وكلاي شوراي ملي بحضور اعليحضرت يرور چار شنبه ۲۰ سرطان ج ع م صدر اعظم صاحب و هيئت محترم وزرا و وكيلای شورای ملی بساعت ۱۱ نیم در سالون بزرك قصر ( دل کشا ) جهت تشرف بحضور همایونی حاضر شده انتظار تشریف آوری ملوکانه می بردند حينیکه تشریف آوری اعليحضرت عموم حضار رسم تعظیم بجا آورده ، مورد الطاف همایونی واقع گردیدند . پس ازان اعلیحضرت نصایح چند ، که ما بصورت اجمال آنرا در ذیل نشر میکنیم بیان فرمودند . بعد ازان حسب الامر شهریاری ، عالیقدر جلالت مآب آقای وزیر معارف ، اصول اساس شورای ملی ( که در شماره گذشته درج است ) قرائت نمودند و نيز يك يك نسخه آن برای وکلای و حضار توزیع کردید . و آقای عبد الاحد خان رئیس شورا معروضه از طرف وکلا بحضور اعلیحضرت تقدیم نمود : اجمال بيانيه اعليحضرت غازي بوكلاي شوراي ملي - عزيزان من ! احوال امروزه وطن به شما خوبتر معلوم است که در اثر انقلاب چه وقایع ناگوار وتلفات بسیاری به آن شده وهم از روحیات و جذبات عامة ملت نجوم چون از هر حصه و از هر طبقه ملت انتخاب شده اید زیاده تر اطلاعات دارید وهم صدر اعظم و وزرا ء وباقی کار دارهای خود را که درینجا حاضراند می شناسید که برای خیر و بهبود وترقى وطن مصروف اجراآتند و هم مرا بدر ستی می شناسید که دائماً برای سعادت وطن وملت عزیزم کوشیده ومیکوشم . این است که خوشبختانه امروز بتمام مقدرات این وطن و جامعه بکف با کفایت شما ( اشاره بطرف وكلاء ووزراء ) خیراندیشان افغانستان میباشد باید همه ما و شما بکوشیم تانه مضایقت خدا وطن را از حضیض نقمت وأمانت وفعالیت خودها مسعود وشاد کام بگردانیم . ر این لطف وعنایت رب العزت هر اندازه که ما و شما اظهار شکر و امتنان نباشیم کم است که به ما وشما این چنین يك وطن صفا و غنی را عطا کرده که جای امید وافتخار مسلمان ها ومدفن أجداد و آبای ماست از پاد شاه وو کلا و وزرا و امناء مامورین نظامی وملکی گرفته تا نفری دهقان ورنج بران تماماً مسلمان وازمك افغاستان و همه شان بجز از فکر ترقی وتعالی صحیح این خطه اسلامی دیگر آرزو ومرامى ندارند . توفیق خداوند رفیق ما و شما گردد تامظہر خدمات نمایان اجرا آت عالیشان برای نيك بحتی و برومندی این ملت ومملکت شده خودها را محل افتخار صفار وكبار
صفحه ۷ ( شماره ١٤ ) مجلد پنجم ( بقیه صفحه ٤ ) و یکقطعه مشمع نیز زیر اطفال قرار داده شود که هر وقت بخواهند آنرا تغییر دهند سهل باشد . رختخواب طفل باید حتماً در اطاق نسبتاً وسیع و پاکیزه که پنجره های آن شب و روز باز باشد تا وقتیکه طفل و رخت خواب او در معرض جریان هوا واقع نشده باشد ، باز بودن درب و پنجره اطاق هیچ خطری برای طفل نخواهد داشت و هم چنین عدم مرطوبی بودن هوای اطاق نیز شرط است . مقصود از باز بودن درب و پنجره اطاق این نیست که اطفال را در معرض سرما خوردگی قرار دهند سردی هوا طفلرا اذیت می کند ، خصوصاً در ماه اول و دوم که طفل احتیاج بگرم نگاه داشتن او دارد ولی گرم نگاه داشتن طفل مستلزم این نیست که حتماً درب پنجره اطاقرا بست مگر در مواقعی که حقیقةً هوا خیلی سرد باشد و در منازلی که ساکنین آن نمیتوانند بوسیله کوران الکتریک آن را گرم نگاه دارند ناچار بایستی گاه گاهی برای تجدید هوا پنجره های اطاق باز نمایند و این نکته باید از نظر پدر و مادر دور نباشد که طفل در اوان کودکی بی اندازه احتیاج با فتاب وا شعه شفا بخش آن و هوای پاك و آزاد دارد ، هوا و آفتاب دو عنصر از عناصر لازمه حیه برای نمو و رشد طبیعی طفل است که نهایت لزوم را برای طفل دارد وا گر طفل از استفاده از این دو عنصر محروم بماند ضعیف البنیه ولاغر و اعصابش سست و خلاصه علیلش میسازد بستن درب و پنجره اطاق طفل بدون این که علتی داشته باشد ، مرض و ضعف را بخودی خود برای طفل تولید کرده اند . جنس اناث پشه در سطح هر ۲ - پشه : آب را کدی در هر نقطه و مکانی که واقع باشد ، روی باطلاق ، روی آب حوض ، روی آب چاه روی آب استخرها تخمگذاری میکنند این تخمها دو یا سه روز باقی مانده سپس میتر کند و يك ميكروب و جرثومه کوچکی بشکل کرم دراز از آن بیرون آمده که فوراً شروع بنمورا میگذارد و پس از یکهفته که اشکال مختلفی را بخود گرفته است يك پشه كامل خواهد شد . پشه در مدت حیات خود چندین مرتبه تخمگذاری مینماید و در هر مرتبه چند صد تخم می گذارد که برای صحت عمومی انسان از طفلی های خطر ناك محسوب میشوند . این طفلی ها واسطه امراض مالاریا تب و نوبه ، تب زرد و دانا فیل هستند و بمحض این که روی بدن یکی از مبتلایان به این امراض نشینند مقدار کمی از خون مریض را مكيده و میکروب مرض را با خود حمل می نماید . این میکروب در داخل جسم پشه محل خوبی برای نمو خود پیدا کرده و همین که پشه مزبور روی یکنفر آدم سالم می نشیند مقداری از این میکروب را داخل خون پاك او نموده و مرض را باین ترتیب باو مفتعل میشود و این عمل خیلی هم سریع انجام می شود و پشه در نقل و انتقال مرض مانند يك نفر مستخدم جيبي ولی خطر ناك وظيفه مخوف خود را انجام مینماید و باستحیه نه تنها باید از پشه جلوگیری کرد بلکه باید با آن مبارزه نمود . و برای اینکه شخصاً بتوانید در منزل با این حشره خطر ناك مبارزه کنید دستور ذیل را در نظر گرفته و بدان عمل کنید : ابداً اجازه ندهید که در داخل منزل و خانه خودتان ، و یا باغ و باغچه که محیط خانه است آب را کدو جود داشته باشد و لو اینکه مقدار آن قلیل باشد . ۲ - درب پنجره اطاق را باشبکه سیمی بپوشانید که هم هوای آزاد داخل اطاق شود و هم اینکه پشه نتواند بآن وارد شود : ۳ - محل خواب را در پشه بند قرار دهید بطوریکه پشه نتواند بداخل آن سرا یت و نفوذ پیدا کند . ٤ - اگر موفق به بر طرف ساختن آب را کد در داخل خانه نشدید مقداری نفط سفید برای جلو گیری از تخمگذاری در پشه در سطح آن بریزید .
صفحه ۸ شماره ۴ میگردانیم و نام نيك این طبقه موجوده در صحائف تاریخ بزمن بیادگار میماند پس بر ما و شما لازم و ضرور است که در انجام این مسئولیت سنگین خود از ته تقیق و تعمق وصداقت کار بگیریم ، در همه امور خوب تفکر کنیم و در هر فیصله و پیشنهاد خود مدقق باشیم این اختیارات را که من از جنبه رواداری و ملت دوستی وسعات آتی این خطه اسلامی به شما میدهم بصورت صحیح و درست خالی از هر گونه شوائب از قوه بفعل بیاورید . زیرا که امروز چشم از خود و بیگانه وافراد داخله وخارجه بطرف شماست دوست ودشمن باین مسئله قائلند که محمد نادر خان وظیفه وطنيت ومليت و اسلامیت خود را انجام داده؛ ملیت محبوبش را بحقوق شان نائل وریاست شورای ملی افغانستان را در دست اشخاص با نفوذ شامل ساخت دیده شود که مجالس شورای ملی ازین مشارکت خود در امور مملکتداری چگونه با حکومت مساعدت و از مفاد و محاسن آن بچه اندازه ملت را قرین فرحت و وطن را پر از مفخرت میسازند . باید این شورای ملی افغانستان یگانه پیرو مجالس مشاوره عهد نبوی و خلفای را شده باشد و تمام جزئیات و مهمات امور مملکتداری در آن از نقطه نظر اسلامیت وانسانیت وعدالت ومساوات تدقیق گردد طوریکه حضرت عمر ( رض ) در موقع سنجش وتدقيق و اخذ نظریه بافکار و جذبات ادنی ترین طبقات ملت هم اهمیت میداد حتی از شنیدن آن آرزوها وتمنيات عجوزه ها وبدویهای صحرا نورد که متعلق بامور جامعه ومنافع عمومیه می بود پهلوتهی نمیفرمودند و در فرصت عملیات و اجرا آن از موقوفی وتحت باز خواست گرفتن سپه سالاران بزرگ نظامی وذات الحکومه های مقتدر ملکی و اقوام وعشائر جنگی اند کی نمی اندیشیدند وهمه فیصله های خود را در همه احوال برهمه افراد واقوام بی کم و کاست در محل اجراء می آوردند حتى از عظمت وسطوت قیصر روم و تاجداران فارس و امثال آن از بزرگترین سلاطین آن عصر بودند ابرو خم نمیکردند . باید ما و شما هم در موقع مشوره وصلا حظه نمودن اطراف ونواحی کدام مسئله بمراعات کردن جذبات تمام طبقات ملت مجبور ، واز قاره گرفتن جذبات وتمنيات ادنی ترین افراد ملت بی نیاز نباشیم ولی در موقع اجرا آن و آغاز عملیات ، همه آن افکار و آراء خود مان را که بر طبق اوامر شریعت غرا ومنتج بترقى و تعالی دنیا وعقبای ماست متوكلا على الله بايد در معرض تطبيق واجراء بگذاريم . البته همه تان مطلع خواهید بود که مسلک من از ابتدا الی الان همین طور بوده است از قدیم الایام همه حرکات و رويه ام را بر طبق مقدرات شرعی وعرف وعادات ملی قرار داده دائماً حسیات وجذبات عامه ملت و سعادت وطنم را مراعات کرده ام وميكنم من همیشه فکری بجز از شرافت و حیثیت این وطن پاك وسعادت ومفخرت ملت محبوبم نداشته ام و نخواهم داشت . من گیاهی در برابر حق وحقانیت وعزت و شرافت مملکتم از عظمت وقدرت جانب مقابل نپسندیده ام و بعد ازین هم بمعاونت خدا نخواهم اندیشید . من ابداً در برابر مشكلات ومصائب بزرگ از خیر ملت خود منصرف نشده ام وانشا الله تعالى بعد ازين هم از خیر عمومی نخواهیم گذشت اگرچه در مقابل خود انواع مصائب ومشكلات و یا اضرار افراد وعدم موافقت بعض اشخاص کم تجربه ناعاقبت اندیش و یا کدام دسته مغرض را هم مشاهده کنم . اينك بطور مثال شما آن اشکالات و موانع را بخاطر آورید که در موقع جهاد استقلال بمن عاجز از هر حيث و هر جهته عائد بود ولی من در برابر همه آن محض بجهته حصول استقلال وحیات برتر مفخرت افغانستان بمعاونت الله العالمين تمكين كردم . همچنین در موقعیکه سقا وزاده رقم رقم تخویف نشان میداد و مرا از اذیت دادن و حبس نمودن و کشتن شصت و چند نفر خاندانی من تهدید میکرد من همه آنرا بالق لاتوئی و جسم بیمار خود برای نجات وطن وخلاصى ملت محبوبم از گرداب رنج ومحن متقبل شدم ، همچنانکه از جنگ وشكست و تخويف وتهديد
جلد پنجم شماره ١٤ صفحه ٥٩ هیچ مقهور و مغلوب نشدم و بر طمع و تطمیع وعده ولایه او نیز اهمیت ندادم . هکذا در موقع تسخیر کابل و محاصره ارگ محض جهت قید راحت هزار ها فامیل و خاندان افغانستان جانب خاطر به شاه ولیخان فاتح کابلی امر دادم که با وجود خطره آتش گرفتن جبه خانه و سوختن تمام محتویات ارگ که دران ضمن تمام افراد خاندان ما هم میباشد علی الفور ارگ را تحت بمبارد مان شدید بگیرد تا وطن از بن کردن محن یک تن اول تر برآید زیرا که من یک تن مسرت ولشکر گذاری بحرمه خاندانی خود را در بدل راحت عمومی افغان می نمایم چنانچه ارگ با هر من بمبارد مان وشعله افشان شد ولی خدای پاک چون از اراده خیراندیشانه و نیت بی غرضانه من آگاه بود طوریکه ناران بر خلیل خود گلزار ساخته درین موقع نیز رب جلیل نه تنها پناه فامیل مرا بلکه سر تا سر افغانستان را از همه آفات وبلیات منجات و بيك حيرت بسرعت بار بر افتخار کامگاری بخشید . در موقع برداشتن بار گران سلطنت که من آنرا بنابر تکليف حتمي واصرار ملت قدر دانم از نقطه نظر شفقت به مملکت دران وقت بار یک پر زحمت که عموم دوستان از شیرازه بندی آن لرزان از هم گسیخته حکومت گرفتار رنج ملالات و تباه دشمنان از ان اقدام من که در حقیقت خیلی مشکل و صعب بنظر میرسید در تعجب وحیرت بودند که متقبل شدم نیز علی الرغم دشمنان عزت و شرف ملي وحسب مطلوب دوستان و محبان صحيح مملكت افغانی طوری جدیانه و فدا کارانه بمساعدت ملت قدر دان و مامورین صادق داخل میدان مجاهده شدم که بفضل الهی در وهله اول از ان مهاجمه شدید ستمیها که از چار طرف مرکز را زیر تهدید گرفته بودند بدستی جلوگیری کردیم ، و خانه جنگی و نفاق را بر اندوه تا کام و تمام اقوام و عشائر را به اخوت و اتفاق شاد کام ساختم خلاصة در وقت جلوس من در جبه خانه یک تفنگ ، ودن خزانه یک پیسه و در دوائر یک گلیم و یک شیشه نمانده بود از لطف پروردگار اينك درين مدت قليل آنهمه نيکستي ها تعديل وهمه آن اوضاع يأس آور بمناظر مسرت آور تبدیل ، جبه خانه های بان جان گرفت و عسکر غان سرا از نو تشكيل ومنازل ترقي را پویان است خزینه نان دخل و خرج خود را پوره کرده میتواند دوائر مان نه تنها تنظیم یافته بلکه تا موسسکارانه مصروف اجراآت مفوضه خود میباشند . چنانچه در سر تا سر وطن از فضل الهي قسمي امنيت و آرا می کلی حکم فرماست که نظیر آن در اعصار ماضي کمتر بنظر می رسد ولله الحمد تمام امور بمجاري اساسی خود جاري است : به هر دیکه از مهمات امور فراغ یافتم ونظم و نسق امور صف وز حمت طلب مملکت داری را به اساس صحیح نمودم امر دادم تاو کلای ملت جهت شوراي ملي انتخاب و بمركز حاضر شوند لله الحمد شوراي ملي را که از آرزو هاي قديمي من بود تشکیل کرده و امروز آنعد لا حیت و وظائف شما را که درین کتابچه مفصلا مندرج است و شاهان ماضی آن را بنابر اغراض شخصی خویش در دست داشتند محض جهت آرامی اساسی ومرفه الحالي دايمي ملت عزیزم بشما می سپارم : توفيق الهي رفيق این مجلس عالی باشد تا این قدم نخستین خود را درست و این وظائف اولین خود ها را مخلصانه ومتهدانه و مبدر دانه براي خير وبهبود ملك وملت ومساعدت حکومت انجام و خود ها را بنزد خالق و مخلوق نیکنام بکر دانند . معروضه مجلس شورای ملی اعليحضر تا ! همینجا نکه در موقع افتتاح شوراي ملي ماه كلا ء عزا ئض پیماخته وجذبات صادقانه خود را بحضور شما پادشاه فدا کار غیورانه خود تقدیم نموده ایم تکرار همان مطالب تذکر داده عرضه میکنیم که اعليحضرت رعیت پرور حقوق بخشاي ما بر گتر ما بلند تر از حدس و تخمین ما بیها چندان صلاحیت ها و حقوق را اعطا و کرامت فرموده اند که نطر به آغاز کار وقت تجربه و مزا ولتي که این مبعوثين ملي در همچه امور درجه
صفحه ۱۰ شماره ١٤ مجلد پنجم فرد ملت خود در شؤنات مملکتی دریغ نمی نمایم مخصوصاً در اموری که به ملیت و وطنیت تماس دارد بیشتر علاقمندی و دلچسپی دارم ازین جبهة برای هر گونه کمک و مدد کاری شما حاضرم و در همه وقت من برای اعطای آن آماده هستم ولی بهتر است ما و شما و حکومت متبوعهٔ تان در تمام اجرا آت خود فقط بفضل و مرحمت الهی متوکل و متکی بوده ، در هیچ امر بجز از او از دیگر معاونت نخواهیم . دعا میکنم که در همه امور خدای غفور حافظ و ناصر ملت و حکومت و مملکت افغانستان باشد ( غریو عمومی آمین آمین ) . بالجمله این مجلس مهم تاریخی بساعت ۲ نیم اختتام یافته ، عموم وکلا و وزرا را بمشایعت اعلیحضرت بر میز مکلف اطعمه که قبلاً بشرف ضیافت وكلا بامر اعلیحضرت از طرف وزارت دربار حاضر و اماده گردیده بود نشسته در اثنای تبادلۀ مذاکرات اخلاص کیشانه بصرف طعام و فواکه متنوعه پرداخته ، بعد از ادای نماز ظهر از حضور اعلیحضرت عموم وکلای و وزرا مرخص شدند . مساعی تان افغانستان و مخصوصاً مرکز کابل داغ وار در بین آسیاب دو طائفه سر شور آشوب پسند که مقصد از مردم شمالی و جنوبی است میماند در حالیکه ملت بجز از وجود مسعود شما دگر هیچ يك شخص جامع لا و صافی را سراغ نداشتند که تمام طبقات بر محاسن و مزایای او مجموع و مصائب از سر شان بقوهٔ شمشیر و نیروی تدبیر او یکدلی در وطن مر فوع گردد . چون ما باین نکته خوب تر متحسس ایم که بار ما سنگین و مسئولیت ما به نزد خدا و رسول و ملت و حضور اعلیحضرت زیاد است و تمام دوستان و دشمنان بعد از افتتاح شورای ملی منتظر اجرا آت و عملیات ما میباشند تا بینند که ما این صلاحیت و وظائف معطیه ذات شاهانه را بصورت صحیح استعمال میکنیم و یا خدا نا خواسته دران از ما غفلت و مساهله و عدم دقتی واقع میشود لذا به درگاه خدا دعا میکنیم تا بما معاونت حکومت مبذول شود که حسب مطلوب اعلیحضرت و نمای ملت و انتظار از خود و بیگانه مصدر اجرا آت عالیانه که اران رضای خالق و مخلوق و خوشنود شما باشد بشویم و اینطور نشود که خدا نا خواسته مورد سخریه و مضحکهٔ از خود و بیگانه بوده در میدان خجل و شرمسار بمانیم . اعلیحضرت ! البته در هیچ وقت من معاونت و مساعد خود را از هيچيك مملکداری دارند بسیار بلند و عالی است هر چند نظر باین اعطاف شهریاری که فعلاً همه ما از تأثیر آن بجان مسرت و خوش حالی هم آغوش شده هم که هيچ يك الفاظی را که مظهر این جذبات قدر دانانه ما شده بتواند یافته نمیتوانم نحن این که بگوئیم الهی در هر دو جهان نیکنام و شاد کام و بانواع لطایف خداوندی فائز المرام بوده تا سالهای متمادی برای صلاح مقدرات حال و آتی ما زنده باشید و بهمه آمال و سود که برای مزید سعادت دینوی و آخروی ما دارید کامگار شوید ما از حضور همایونی خیلی ممنون و متشکر خواهیم شد اگر ذات شاهانه درین وظائف وصلاحتی که از لطف و روا داری شان برای ما وکلا اعطا شده است دست معاونت خود را دراز ونظر شفقت خود را از ما دریغ نفرمایند و بمانند استاد مهربان با ما معامله نمایند . حقیقهٔ که ذات شاهانه در همه مواقع خدمات مهمی را برای خیر و سعادت ملی ما انجام و در افتخار و اعتبار وطن از مساعی خود افزوده اند که مهم ترین خدمت شان اسکات بغی ستمگان و حصول استقلال و امنیت وطن و قبول کردن بار گران سلطنت است در حالیکه از در و دیوار ملاکت و نکبت میریخت و ستاوی ها سای معاندت را به پیمانه وسیعی در سمت شمالی گذشته بودند اگر ذات شاهانه خدا نا خواسته در همان افکار شان اصرار میفرمودند البته که با وجود همه صرف
صفحه ۱۱ ( شماره۱۰ ) اعلان اداره جشن استقلال بعموم هموطنان عزیز اعلان میشود که درین سال فرخنده فال ، سیزده همین جشن استقلال افغا نستان بتاریخ ۲۲ برج اسد ۱۳۱۰ بنطق اعلیحضرت معظم غازی ونا جی استق ل بخش وطن افتتاح وهشت شبا نه روز تزئینات عالي العال ونما يشات دلچسب بيك ترك واحتشام فوق العاده دوام کرده به ۲۹ اسد اختتام می پذیرد محل انعقاد این جشن بزرگ ملي که بالنسبه سالهاي ماضي تر تیبات آن بدرجه هاي بلند وعالي گرفته شده چمن حضوري کابل است . ذوا تيکه میتوانند در عملیات ونما يشات آتي الذکر مصدر اجرا آت قابل تقدیر شده از سائرین در مهارت ولیاقت خود داراي امتیاز گردد لطفاً یکن آن اول تر در اداره جشن بچمن حضوري حاضر شده خود را معرفی نمایند : - نوع نما يشات ۱ اسب دواني ـ ۲ با یسکل دواني ۳ پهلواني ـ ٤ چوب بازي - ٥ فیل دواني ٦ خر دواني ـ ۷ مسابقه آدم ، ۸ شناوري يعني آببازي ومسابقه در آب ، ۹ اتن عسکري ، ۱۰ هدف زدن عسکري وملکی به نشان نقرتي ـ ۱۱ زدن آهو دختر کوش مصنوعي به تفنگ ریزه ترو در حین رفتار ، ۱۲ زدن قبه به تفنگ ریزه تپر در حین حرکت ، ۱۳ انداخت عسگري ، ١٤ رسم مرور گذشت عسكري ۱٥ شطار آباي عسكري ، ١٦ نیزه بازي با لاي اسپ ، ۱۷ آتش بازي ، ۱۸ اتن ملي ، ۱۹ فوت بال ، ۲۰ تينس ۲۱ واليبال ۲۲ ها کي ، ۲۳ جمنا ستك ، ٢٤ کشتي را ني ، ۲٥ خواننده هاي ملي وشعراي وطني ، ٢٦ اقسام نما یشات تفر یح داخله کارنیوال ، ۲۷ سينماي عسكري ، ۲۸ نمايش صنعت وحرفت که بذريعه وزارت جلیله تجارت قرار اعلان عليحده اجرا میشود ۲۹ نمایش زدن کبوتر مصنوعي که بتوسط وزارت جليله در بار اجرا میگردد ، ۳۰ نما یشات سه گانه که یکنفر تا جر كابلي محض بواسطه خوشي اهالي وواردات تجارتي از هند خواهش کرده حین رسیدنش قرار هدایت اجرا خواهد کرد ، ( سر کس ) ۳۱ مسمر یزم ، ۳۲ شعبده بازي ، ۳۳ خواننده هاي هندي . فوقا بجهته استحضاریت عموم بذريعه اعلان هذا ابلاغ گردید تا مشتر کین میله موصوف شمولیت ور زیده در اثر نمایش خود بانعامي که از طرف حکومت تعیین وتخصیص شده نائل میشوند . تحر بر یوم یکشنبه ۳ ، اسد ۱۳۱۰ سواد تلگرام تبر يکيه اعلیحضرت همایونی بعنوان اکسلانس رئیس جمهور فرانسه بمناسبت روز تاريخي وجشن ملي فرانسه تبریکات صمیمانه واحساسات ارادتمندانه ام را بجناب اجل و ملت نجیب فرانسه اظهار و تمناي سعادت شان را مینما یم . ( محل امضاي : اعلیحضرت ) سواد تلگرام جوابيه جلا لتماب رئیس جمهور فرانسه اعلیحضرت محمد نادر شاه پاد شاه افغانستان : نسبت به تلکرام مطبوع تبریکیه اعلیحضرت شما شدیداً اظهار تشکر نموده عظمت و آبادي مملکت شما را آرزومندم ( پول دومر ) اعلان ذوات محترم که مائل اشتراك مجله کابل هستند بخود اداره انجمن ادبي يا با داره اصلاح ، اداره انيس مراجعت نموده بعد تحويلي پول بدل اشتراك مجله يکي از ورقه هاي اشتراک که مخصوص معرفي مشتر کین مجله میباشد صورت در خواست خود را تحر: وامضاء
صفحه ۱۲ فرمایند تا بعد ازان مجله بعنوان ذوات موصوف از روی آدرس و عنوان که در ورقه تصریح میدهند فرستاده میشود . خبر های خارجی رایوتر اول اگست راپورت کمسیون اقتصادی حکومت پس انداز ۹۷ ملیون استر لنگ را که در ان ٦٦ و نیم ملیون تقلیل مصارف حربیه نیز شامل است ، در مدت يك سال کامل و فسخ اداره فروش امپر طوری را سفارش میکند نیز سفارش می نماید که معاشات تابه خدمات حربی بولیس ومعلمين کم شود ، وخود يد تحقيق مسئله نیقسیتیز در مدافعه امپر طوری وامکان تقلیل مصارف مدافعه حربی را بدون دوچار نمودن مسئولیت ملی به مخاطره سفارش میکند . ربوتر اول اگست : از ماسکو راپورت میشود که مصاربی چانس که از میدان طیاره پکین برای پرواز به طرف تو کیو حرکت نموده است مجرو را در بشراج در نزدیکی روی اسك در سا بیریا فرود آمد.. گراف زیبلین که درین نزدیکی ها به طرف قطب شمالی پرواز نموده است چند جزیره جدید را کشف نموده و در عین پرواز خود زیاده از پنجاه هزار کيلومتر مربع زمین غیر مکشوف را در نقشه داخل نموده است قرار بیان پروفيسر روسی سموئیلو ویج که یکی از جمله ساینس دانان جهاز مذکور بود بعضی از جزیره هائیکه در نقشه موجوده است وجود ندارد : ريوتر ٣ اگست قرار اطلاع سیتل طياره را نان را نود جونز که در اوائل ماه گذشته سعی نمودند از سیتل تا به توکیو پرواز کنند و تا کام شده بودند در روز یکشنبه برای مرتبه دویم به پرواز غیر متوقف تا به تو کیو قدام نموده روانه شدند بايد بصورت انجام پنج هزار ستو لنگ را كه روز نامه جاپانی ( اساهی تو کیو» مقرر نموده است بگیرند . بدون مریض است قرار تلگرام نیویار کت راجع به ایدیسن کاشف مشهور اطلاعیه بیان میدارد که مذکور به مرض دیا بيس مزمن گرفتار است . حالا در تحت تداوی آمده است او مریض اشتهات کرده او رو باصلاح گذاشته است . در عصر روز شنبه دفعتاً بیهوش شد مگر بالاخره خوب شده در شام استراحت کامل داشت . پرواز پیغام نيو يارك مشعر است که كاتی و پوست پرواز کنندگان دور عالم بساعت ٤٧/٣ ظهر وارد گردیدند هر دو آنفر مذ کور بعد از دوره زدن کره در هشت روز و پانزده ساعت و پنجاه دقیقه خیل خسته شده بودند . دار العوام حکومت در شام روز پنجشنبه به مخالفت دیگری در دار العوام گرفتار امد ، بدين غايت که نمایندگی پیشنهاد خانگی که از امور انتخابى و معرفی نمودن رأى دهی تناوبی بحث می کرد در کمیته تحت غور بود و ترمیمی که از طرف حزب محافظه کار جهت تحديد را ی تناوبی در انتخابات به قصبه های لندن ( غیر شهر لندن ) و قصبه های دیگری که بیشتر از دو صد هزار نفوس داشته باشد به هشتاد رأی در مقابل ۲۹- و خلاف حکومت موفقیت حاصل نمود .. مذاكره بين فرانسه وامريك قرار اطلاع پاریس فلاندن وزیر ماليه دروز پنجشنبه ظهر مذاكره طویلی با مان ( وزیر خارجه امريك نمود راجع باین مذاكره سكوت اختيار نموده است . مسلماً گمان می رود که امورات بصورت اطمینان بخشی جریان نموده است. مذاكرات بساعت ده مروز
صفحه ۱۳ شماره ۱۴ مجلد پنجم باز شروع خواهد گردید. تلگرام واشنگتن مظهر است که کمپل وزیر موجوده در يك ملاقات بیان نمود که در پاریس مذاکرات بوضعت موافق جریان دارد و ما در باب نتیجهٔ آن خیلی خوش بین می باشیم. قهرمان تینس فروتی اوم ( چيرمنی ) در تمام بازی تینس انگلستان دروم بلدن فرودن کسراء ونکل را ۶ - ۲ و ۷ - ۵ مغلوب ساخته عنوان قهرمانیت را گرفته است. در حالیکه شیدی و د (امریکا) بمقابل فرانك شیلز قهرمانیت مردان را گرفته است و شخصی امریکی دريك مسابقه وسطی در مقابل بورد ترا بایش افکار شده و بنا بر آن از مسابقهٔ آخرین صرف نظر نموده است. گراف ژیپلین ریوتر ۲۵ جولای تلگرام برلین مشعر است که گراف ژیپلین در روز جمعه بری پرواز فلی و کشفیات جوی به طرف قطب شمالی از فریدرك هافن روانه شد و به لینن گراد رفته از آنجا از راه ارکنجل به طرف قطب شمالی خواهد رفت. انعام شاهی ریوتر ۲۶ جولای انعام شاهی مسابقه هوا پیمائی گردا گرد برطانیه را اداره هوا پیمائی شاهی به توسط طیاره رانان خود که در طیاره های مصنوی به صورت اشخاص غیر مسلکی پرواز می نمودند حاصل کرد. افسر پرواز اید ورد در بيث لاك كورن باو برد اول و افسر پرواز گینز در طیاره سپا زمین دوم نمره را گرفتند. تلگرام لینن گراد بیان میدارد ژیپلین آنجا فرود آمده است. تلگرام پاریس بیان میدارد که فرانسه در مسابقه انعام دیوس برطانیه را به دو موفقیت به مقابل يك مغلوب ساخت و دیروز در مسابقه مضاعف گوشت وبرک ن کسکین ویکز را به ٦ ٫ ۱ وه ۷ و ٦ ٫ ٣ و ٨ ٫ ٦ مغلوب ساختند سقوط طياره قرار اطلاع بخارست در بین طیاره که در میان قسطنطنیه و بخارست پرواز می نمود و بر فراز کر انا یت آتش گرفته افتاد چار نفر انگلیس نیز بودند. تفری طياره مذكور كاملاً سوخته و ژغناخت بدر آمده بودند اسامی دو نفر انگلیس و لیمز و کروج بود و از سمیر نا بودند ریوتر ۲۶ جولای تلگرام لندن بیان میدارد که سرهو برت ولکنس امید دارد عصر روز دو شنبه از بلای موت بر کشتی تحت البحری ناتياس که در آن می خواست به قطب شمالی برسد، به طرف ناروی روانه گردد. در روز شنبه از تحت البحری مذکور بعد از مکمل شدن امتحان غوطه خواری گرفتند و برای ۲ ساعت در تحت آب رفت در غین زمان متصلاً با تحت البحري برطانيا مخابره داشت. ریوتر ۲۷ جولای تلگرام پاریس میگوید که فرانسه متعاقباً برای پنج سال است انعام دیوس را نگاه داشته است. در دو مسابقه واحد که در روز یکشنبه واقع شد آستین و بروترا را به ۷ ٫ ۵ و ۱ ٫ ٦ و ۱ ٫ ٦ و ۷ ٫ ۵ و گوشت پیری را به ٦ ٫ ٤ و ٢ ٫ ٦ و ٦ ٫ ٤ و ۷ ٫ ٦ مغلوب نمودند و باینصورت فرانسه به سه موفقیت به مقابل دو غالب آمد. ریوتر ۲۸ جولای مس می چانس که به همرای مسترس هسامپ سیارنز از میدان طیاره میکالین برای موفقیت اولین پرواز خود تابه تو کیو روانه شده بعد از چند ساعت خوب درامبین می چانس بساعت ۱ ٫ ۲۳ صبح به طرف برلین روانه شده است وامید دارد در ده اگست به تو کیو رسیده در آنجا یک هفته توقف کند و باز به طرف وطن پرواز نماید. تدقیقات طبقات الارضى ومحازات مسکو ۲۸ جولای - يك جمعيت مدققین طبقات الارضي براي تدقيقات مواقع معادن در جزيره نماي کرچ در ساحل بحر آزوف به کرچ رسیدند ذخیره این معادن به ملیا ردها تون میرسد، ماشين خانه هاي فلز کاري جديدي در سواحل بحر آزوف نه ماري او پول و تا کان روك تعمیر نموده خواهد شد. هیئت حفريات
صفحه ١٤ (شماره ١٤) مجلد پنجم که برای تحقیقات شهر غرق شده خیر سونس رفته بود حصه جنوب ديوار های مدافعه برج هاي جنگي و خانه های شکسته شهر مذکور را اکتشاف نموده . (تاس) گراف ژیپلین در لینن گراد مسکو ١٨ جولاي ـ ٢٥ جولاي بساعت ٨ و ١٥ دقيقه صبو پزاپل گراف ژپلین که با طياره ها محاط شده بود بر بالاي شهر لینن گراد نمودار گردید دیر یزاپل مذکور در تحت آواز های موزيکه و کف زدنهای هزار ها نفر سبرین بر میدان طیاره یک دوری زده نزول نمود برای خیر مقدم از طرف شوراي لينن گراد ایوا نوف واز طرف قومانداننیت نظامي لنين گراد ، بیلوف و نماينده هاي جمعيت طياره شور ویه رئیس آكاديمي فن وسفير المان در س س س ر فون دیر گیس قیام نمودند دو كتور ايكنر از حسن پذيراي ایشان تشکر نموده اظهار کرد : « ما بسیار ممنون هستیم که چندي درلينن گراد در نزد چنين میزبانان مهربان و مهمان نوازي فوق العاده توقف نمايم » . در دعوتيکه بشرف مسافرین دیریزاپل گراف ژيپلين در آیرو در وم لسن گراد داده شده بود دو کتور ايكنر قدح خود را بر داشته گفت : باید دیدو سفین با نسیتیون رادها لتر از ناطقين وصنعهاي مشهور بويان ورومن ) باشد که حسیات مشتر كه من هيئت را بعد از چنین پذيراي شاياني اظهار نموده بتواند . مابسیار ممنون هستیم که در مملکتی می باشیم که تجربیات اجتماعي تمام دنیا دران کرده میشود و برای اینکه مساوات مادي ومعنوي رنجبران را ترقي بدهند یک وضعیت خسته گي ناپذيري کار میکنند . ما می بینیم که مهیا نهای فوق العاده را که س س س ر با وجود همه مشکلات حاصل نموده است . در ٢٦ جولاي ساعت ١١ و ده دقیقه گراف ژيپلين از لینن گراد پرواز نموده ، به ساعت ١٩ ژيپلين بر شهرار كنجلسک رسيده . سا مویلوویچ رئيس حصه علمي اظهار نموده که خط مشي که بايد ٥ ـ ٦ روز دوام مینمود بعد از مشوره لینن گراد لا يتغير ماند ، رصد خانه اعلي لينن گراد ارتباط لا ينقطع را باديري زاپل ترتیب نمود و در یک شبانه روز هفت دفعه وضعیت هوا را به ژيپلين اطلاع خواهد داد ژیپلین باراديو استاسيونهاي جزيني ناروي ومها لکه دیگر همیشه ارتباط خود را محافظه خواهد نمود . درعین زمان مجهز هوائي چند راديو کار خواهد کرد بقرار اطلاعات آخرین وضعيات حوادث الجنوي در اطراف منطقه منجمد شمالي بهتر شده میرود . (تاس) ترکیه مسابقه فوت بال تور کیه و شورویه مسكو ، ٢٥ جولاي ـ تيم فوت بال بين المللي تور کیه در اوائل ماه اگست برای ملاقات با فوت باليستهای شورویه در مسکو خواهند آمد . تيم فوت بال مذکور دفعه اول در سال ١٩٢٥ در س س س ر بودند . طياره مسافرتي جديد شورونه مسكو ، ٢٥ جولاي - طيارة مسافرتي انت نمبر ١٤٠ که در ماشین خانه موسسة آيرو ـ هيد رو دييا میت مرکزی مسکو جدیداً تعمیر شده است ، در اوائل اگست پرواز امتحانی خود را خواهد نمود . طیاره مذکور تماماً از مواد شورویه ساخته شده است الى ٣٢نفر مسافر خواهد برداشت و وزن آن ١٧ هزار کیلو گرام است . بعد از پرواز امتحانی مجهز گردیده اول به اوا. مسكو - نو و و سيبر سك ولا ديو ستوك را که ده هزار کیلو متر مسافه است پرواز خواهد نمود . طياره پنج موتر دارد و هر موتر ٤٨٠ اسپ قوه دارد .
صفحه ۱۵ شماره ۱۴ مجلد پنجم مؤلف له إلاتيه فرانسوی (۱۲) مادام سان ژین مترجم : حبیب الله طرزی فصل ششم ( مشروبات فروش سیزده هم ) « وقتيكه محاربه شروع شود ، تو مثل دیگر زن ها نخواهی بود كه در كنجی نشسته و بكریستن مشغول شوی ، بلكه از خط به خط دیگر حرب عبور كرده برای مدافعین وطن جرئت و رشادت میدهی و برای خسته گان از کارزار قدحی تقدیم میكنی . آه ! آن يك قدح يك مشروبات فروش در فتوحات كار بارود و فشنگ را میكند . چه يك حسیات با شرافتی ! اگر قدری از حال جوان تر می بودم فوراً در خواست میكردم مرا اجازه همراهی الازار بدهند ... ولی افسوس كه توان كافی برای این اقدام در من موجود نیست . مگر حیرانم كه حال این طفل بیچاره در وسط اردو گاه که گله ها تگرگ آسا میریزد چه خواهد بود ؟ » كاترین : « ازین باعث پریشانی بخاطر راه ندهید . من به حيث يك مشروبات فروش حق نگاه داشتن يك اسپ و كالسكه را دارم . هر دوی آنرا هم از فروختن اثاثیۀ دوكان خودم تهیه كرده ام این بچه گک در كاروان ما بهترین راحت را خواهد داشت و از پسر ژنرال زیاد تر حمایه و پرستاری خواهد دید ! » درین اثنا لازار و رفیقش بر گشتند ولی نه به وضعیتی كه رفته بودند ، بلكه هوش با چهره یی رنگ و سری با دستمال خون آلود بسته در حالیكه بر بازوی له فیور خود را آویخته بود بدكان داخل شد مادر هوش بدیدن پسر خواندۀ خودش نعره زد : « آه ، خدای من ـ او را زخمی می بینم ! كجا بودی ؟ یكبار ترا كشتند ؟ لیوتنان له فیور چرا گذاشتی پسرم را زخم زدند ؟ » هوش خنده كنان گفت : « مادر جان له فیور را متهم نساز ! در کار بی اهمیتی كه قابل تذكر نیست او شاهد من بوده است . این زخم چیزی نیست ـ يك زخم خفیف است كه مرا از خوردن طعام هم باز نخواهد داشت .» در اثنائيكه كاپیتان جاك بزرگ پیشانیش را كه ( زخم خفیف ) می نامید می شست له فیور به كاترین فهماند كه باعث این حادثه خود او بوده است . مشروبات فروش از حیرت نعره زد من و باعث زخمی شدن لازار ؟ مجالم هذیان میگوئی ! له فیور : « هذیان نمی گویم ، بلكه حقیقت میگویم . این ( دو پلیلو ) را با شخصی كرد كه او تكرار میكرد كه تو در دهم اگست استرپائی را در اطاق پنهان كرده بودی » . كاترین : « آه عفریت ! كجا است آن بد بخت كه او را پارچه كنم ! ای كاش باو رسیده بتوانم ! » . له فیور : « در خسته خانه با يك سوراخ اعلي از دست لا زار افتاده است که به شش ماه هم بر نخواهد گشت ! وقتيكه بر گردد من او را استقبال خواهم كرد ! » لا زار : « رفیقم له فیور من و تو برای كارهای خود مان استعمال ابتری خواهیم یافت ، برای او همین قدر كافی است وطن در خطره و تهلكه و به جمیع قوت وقدرت ما محتاج است بیا كه از همه این رنجش های باطنی و شخصی بر كنار آئیم این بد آباد ، زن دوست مرا تحقیر كردن خواست ومن هم درس عبرتی باو دادم . » مادر هوش : « مگر تو با این چه خواهی كرد ؟ » . لا زار بر میز اول نشسته جواب داد : « باو این زخم اهمیتی ندارد . از حال خشك شدۀ است . این را گفته و پارچه ئی که جبینش بدان بسته بود بر داشت و به خوردن نهار مشغول گردید . این زخم بود كه بعد ازان تاریخ علامه فارقه فاتح ( سامبر او ( موت ) شده ماند . فصل هفتم ( بلیات ) « در این جا نخواهند ایستاد ... آنجا چنانچه من گفتم آیا شنیدی كه پوسته چی گستاخ در حین گذشتن ازین جا تا زبانه خودش را بطور استهزا بطرف ما حركت
داد ؟ » « مسافرین کم شده میروند ! » کسی ! که پنککی را هم ندیدم . این شخص هم در مهمان خانه « شیر طلائی » خواهد ماند . » این بود سوال وجوابیکه در بین صاحب مهمان خانه « اسپ سفید » و خانمش ، که منتظر ورود مهمان ها در مقابل در وازه هوتل خود ایستاده بودند ، واقع گردید چون همه مسافرین از آنها گذشتند و کسی در مقابل آنها نایستاده هر دوي شان آه سردي بر آورده خاموش ماندند . کالسکه آخر ينيکه به تيزي گذشت وصاحب مهمان خانه « اسپ سفید » را مایوس گذاشته بود ، بشام روز دهم اگست از پاریس روانه شده بود . اغلباً این کالسکه آخـــــرين بود کـــه از « قرا نطيين » اطراف پاریس عبور نموده بود ، زیرا در شب ۹ اگست بعد از آنکه وطن خواهان تصميم گرفته بودند که علی الصباح بر ( تويلري ) هجوم ببرند ، حکمی صادر شده بودکه هیچ کس را مجال خروج ودخول پاریس نبود . ( بارون لوندال ) ازین حکم بواسطه دوستان خودش اطلاع یافته عروسی خودش را با ماد موازل بلانش معلق گذاشته تهیه مسافرت خودش را به تعجیل نموده است. چون مستاجر عمومي محصولات دولت بود نه می خواست که گریبان خودش را بدست نماینده گان حقيقي ملت بدهد . بنابران درشکه چاپاری را کرایه نموده باهم کاره خودش موسوم به ( لیو نارد ) از پاریس آمده است . برای اینکه از پاریس ومضافات آن به بسیار سرعت عبور کرده باشد تمام شب را در حرکت بود ، هيچ جا راحت نکرده تا آنکه عراده های در شکه بر سنگ بست جاده ( كير بي لـ آن ـ ولواه ) به تهنيت سپیده صبح با ولر شده ، بارون برای اینکه نسیم فرحت بخش سحری را استشمام کرده باشد سر خودش را از دریچه در شکه بر آورد . چون اسپ ها کاملاً از حال رفته وقابل حرکت نبودند ، بارون از وقت استفاده کرده حکم اطراق را در هوتل ( دو لا پست ) داد تا از انجا يك زوج اسپ جدید تر تدارك نمایند . بعد از روزی که لوئی شانزده هم قصد فرار را کرده در ده ( وارين ) باز داشته شده بود عبور در شکه های چاپار در هر قصبه موجب اجتماع بیکاران که هر کدام شان بفكر گرفتار كردن يك زمي مدار مستبد بودند ، مي شــــد . از کمال رسائی طالع بارون حینکه کالسکه چاپار او در ( كريپي ) داخل می شد ، وطن پرستان هنوز خواب و بیکاران از خمار شب سرگران بودند . در اثنای که بارون در مقابل کاسه شو کولات جوشان که صاحب هوتل برايش مهیا کرده بود می نشست لیو نارد ملازمش در يك گوشة استقبل جا گرفته در مقابل فانوس روشن مکتوبی که ماد موازل دولا وان بادر مدد ( لوئی ) بقسم رشوه باو داده بود زیرورو میکرد . هنگام کيده بلانش که باید مکتوب را به بارون بعد از عبور فرانعاین بدهد و هم افراد در ( لوئی ) رشوه دل چسپی او را در محتویات مکتوب زیاده ساخت و به خیال اینکه فهمیدن اسرار این مکتوب برای او نافع خواهد شد ، اراده نمود که آنرا باز کرده به خواند چنانچه تیغ چاقوی خودش را بشعله فانوس حرارت داده لاك لفافه را بکمال سهولت برداشت و به خواندن سطور ذيل كامياب گردید : ـ « آقای بارون ! ناملایم ترین ومہیب وقا يعیکه بعد ازين بظهور میرسد ، فریب نخورده باشید ، فریفته خودم میدانم که اقرار درد ناکت ذیل را بنمایم : شما رضاي پدرم را در عروسی که اغلباً دران سعادت ومحبت توقع دارید حاصل کرده اید ، ولي از ازدواج من يكي انرا هم تصاحب نخواهید کرد ! قلب من، من شما انراشخص ديگري است و محبت او را او مالک گردیده ! این محبت را معذشته که در خور آن است به من داده . در دنیا هيچ قوه وقدرتي مرا نسبت به پدر فرزندم بي وفا ثابت کرده نه مي تواند . ( باقی دارد : ) ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انيس جريده ملي قيمت اشتراك در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ٣ " طلبه معارف ٧ " در ممالك خارجيه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك که بتوسط خزاین دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد (مطبعة انيس)
[BLANK PAGE]
شماره (۱۵) مجلد (۹) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوست ۲ " خارجه ۲۰ شلنگ ۲ سنبله ۱۸ اسد ۱۳۱۰ انیس تاسیس ۱۳۰۶ اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و نگارنده مسئول محی الدین ۲۵ ربیع الاول ۱۳۵۰ پاینده باد استقلال ما باری دلدادگان این خاک محبوب و این سرزمین دلپسند حق دارند بر خود ببالند زیرا سبزه همین سال است افراد ملت افغانستان در نجه ظل رحمة خدا وندی و به مساعدت و یاوری بخت مقبل جایگاو آن روز مقدس و میمون آن زمان سعادت اقتران که در اثر مجاهدت و جان فشانی های فرزندان رشید و سر بر آورده خود حریت و استقلال کامل خود را از دست تصرف و تسلط اغیار به نوك بر چمه های خون آلود تفنگ و برق شمشیر های تیز آبدار خود رها برده بودند نعره های هیجان خیز مسرت و حبور خود را بر افلاك میرساند و فرد فرد نو باوگان چمنستان این سرزمین بهار آغوش بکمال شطارت و بشاشت در یاد آن ساعت نیک فرجامی که بوستان حریت و آزادی این وطن از دستبرد صر صر خزان تطاولات بیگانه گان رهائی یافته بود رنگ طراوتی نخود میگیرند و به تمام سرخ روئی قد بر افراخته از خنده های قاه قاه شاد کامی شوری به فضای سماء بر پا میکنند . بلی ، چرا نکنند ؟ و چرا آن روز فیروزی را که بسیاری از فرزندان محب ام ماجده وطن آرزوی آنرا در اعماق قلوب درد مند خود در آغوش خاک برده اند یکی از بهترین ایام حیات ملت افغان تصور نکرده و بیاد گار آن داد خرمی و انبساط را ندهند و صحن وطن آزاد و جوان افغانستان را به ترنمات لا ينقطع ترانه های مسرت و زمزمات هم آهنگ مسطره شعار وجد آمیز استقلال سرا پا به معنی حقیقی کلمه غلغله ناک نسازند ؟ هان ای فرزندان باهی خواه وطن ببالید ، ببالید و فخر کنید . زیرا خون های سرخ برادران جوان تان که در راه تحصیل آزادی حقیقی و نام وطن مردانه وار در معرکه جدال ریخته بود بیهود ه نرفت و بالاخره نهالستان آمال حریت پرستان این محیط نیک اختر را آبیاری نموده سطح وطن را از شگفتن گلهای مرام شان رشک جنان ساخت. و سر های پر شور راد مردان هموطن و همخون و هم نژادتان که در میادین مخوفه محاربه استقلال در زیر پرچم مقدس اسلامی عسکر افغان و بنام کلمه مقدس لا اله الا الله محمد رسول الله بخاک و خون می غلطید بالاخره به استرداد حق مغصوبه آزادی قطعی جامعه مستعد افغانی کامیاب و امروز بجا سبب سر بلندی و گردن فرازی تمام افراد این خطه با نام و نشان گردیده است ! هان ببالید با ارواح نيك مردان تاریخی و علاطات نژاد افغانی مانند میر ویس و محمود فاتح پیر او و وزیر افغانی وزیر اکبر خان و همچنان جمیع شهدای استقلال این وطن و خدمت گزاران گذشته این سر زمین نکو نام همواشده بیاد آوری ساعت فرخنده تصداق و امضای معاهده حریت وطن به طرابیزانی های مستانه مسرت وطرب افغان و به رقص شادمانی و فرحت شريك و سهيم گردیم . بیائید به شرف این روز همایونی که یاد گاه روز باز آوری بهترین تمنیات
( شماره ١٥ ) مجلد پنجم ملی ما را تجدید میکنند و به مناسبت این ساعات نشاط آوری که ذکر طلوع مهر درخشان اقبال و بهروزی را از بین ابر های تیره بدبختی و اسارت که چندی افق این وطن را فرا گرفته بود تازه می سازد به خوبترین صورتی تشکرات قلبی خود را به جوانان فدا کاری که محرك و موید و مکمل این عزم مقدس اخذ استقلال وطن گردیده بودند عرض و تبریکات صمیمی خود را به تمام دوستداران افغانستان حرو آزاد و کسانیکه درین مسرت ما از ته دل شريك اند تقدیم داریم بیائید باطراف خود چشم تحقیقی باز کنیم و نگاه اعتباری به جوانب خود افکنده و بنگریم آن و جوامعیکه از حلاوت وصال محبوبه قشنگ و دلغریب استقلال مهجورند در غم فراق و اندوه جدائی آن بچه تلخکامی در آتش یاس و حسرت میسوزند . و چگونه روز روشن شان بی وجود آفتاب انور حریت و آزادی به شب تارمبدل و حیات قیمتدار انسانی شان در تحت سنگینی و فشار سلاسل و اغلال اسارت و غلامی به صورت شرمناك و ننگ آوری در گذر است . بیائید از ناله های جانخراش و فریاد های سوز ناك این بیچارگان که مزرع حیات شان را بجز قطرات اشك ناكامي ومنكوبيت آبياري و شجر زندگی امیرانه شانرا باستثنای آلام وهموم بیکران باری نیست ، عبرتی گیریم و به این زندگی آزادانه قابل ستایش و این حیات باشأن وشرف با استقلال خود فخر ومباهات نمائيم واز دل وجان چه در دایره عمل وچه در محوطه قول به شکرانه این متاع گران قیمتی که در آوای نثار نمودن لالى مثلا لای عرق های ناصیۀ مجاهدت و نثار بواقیت حمر نی خون های گرم حمیت وغيوت بدست آمده است قیام ورزیم . ای ملت غیور مجاهد ! مسلم است اگر هر موجودی از موجودات اين خاك و آب در صدد تشریح مناقب عدیده وتفصیل مزایای لا محصای این موهبت بزرگ آسمانی برآید و با هر فرد ملت ایام و لیالی بی شماری را به تحریر ونگارش فوائد مترتبه و نتائج درخشان ومثمره این عطیه ثمین ایزدی صرف نماید ، نخواهد توانست چنانچه احساسات پاك ونی آلایش وطن پرستانۀ يك فرد علاقه مند به شئون ملی اقتضا دارد به تبیین و تقریر یا بسط وتشريح آن موفق آید ، لهذا یگانه طریقه که توسل با آن ممکن می سازد باندازه که در حیز اقتدار مساعی قاصر انسان ضعیف است از عهده شکر آن بدر آئیم از روی قرار عقل سلیم وتدبير فکری اینست که بهر صورتی از صور وطوری از اطوار که ممکن باشد در پی تشیید و تحکیم بنای حریتی که به فدا کردن جان های عزیز و وجود های بیبهای حاصل کرده ایم که شاید هر کدام ن مركز آمال عده از قلوب مملو از حنیات پاك محبت و و داد ونقطه توجۀ چشم های پر اشک ونگاه های اندوه ده به حرارت عشق وعطوفت بوده است برائیم . و به مودای آیه کریمه « اعتصمو بحبل الله جميعاً ولا تفرقوا » واز حكم واجب لا طاعت حضرت خداوند ومتمم حقوق خود که ( انما المو منين اخوة ) یا تمام رابطه قلبی که لازمست به حرز ناموس و حفظ شرافت ملی ووطنی خود داشته باشیم و متفقاً دامن همت را برای فراهم آوردن و سایل تامین آتیه با شرفانه برای ملت و وطن خود بر کمر زنیم و جداً متوجه گردیم که ( لا سمح اله ) نفاق و شقاق ملی که یگانه مورث بد بختی و اضمحلال ملل به شمار میرود خدا نخواسته بار دیگر این شرافت حاصله ما را مورد تعرض اغیارقرار ندهد . و این حیات مردانه و نجیبانۀ ما را مرتبه دیگر بيك زندگی ننگین و خجالت آور تبدیل ننماید . لذا ما می خوا هیم در ذیل به قرار معلومات عاجزانه خود چند چیزی را که برای حفظ استقلال لازم است بدان متوسل شویم ، عرض داریم : - وحدت ملی : یکی از لوازم بلکه خاصیت مکمله استقلال و آزادی وحدت ملی است . و ملتی که میخواهد ، چنانچه لازم است حریت و استقلال خود را حفظ نموده به حیات آن قیام نماید لا بد باید دارای نصب العين واحد مقصد واحد ، فكر
صفحه ۲ (شماره ١٥) مجلد پنجم واحد ، اخلاق و عادات واحد ، زبان واحد ، نظریات واحد ، بوده باشد و از تمام مناقشات ذات بين فرق وقبائل وعشاير جلو گیری نموده ، در مرتبهٔ اول وحدت ملی را تأمین و سپس با وفاق کامل از يك طرف هیئت حاکمه ملت خود را در آغوش حمایت و شفقت گرفته در تمام امور ممد و معاون آن گردد ، و از طرف دیگر اوامر صحیح آنرا پس از اطمینان كامل بجان و دل پذیرفته اطاعت و انقیاد آنرا شیوهٔ خود سازد ، تا بتواند بطرف منزل سعادت و بختیاری رهسپار گردد. حکومت که ضرورت و لزوم این وحدت و تعاون ملت و حکومت را کاملاً احساس نموده از فوائد بیکران آن متیقن بود ، بر خود لازم دانست که تمام اموری را که برای خوش بختی و نيك نامی ملت محترم افغان اجری می شود به مشورت افراد ملت در حیز عمل در آورد ، شورای ملی را تشکیل و زمام امور تان را بالوسیله بدست خود تان سپرد. حالا لازم است ، وكلا اولاً خود شان نمونهٔ اتفاق و وحدت ملت گردیده ثانیاً ملت را به وحدت ترغیب کنند و از اختلاف آراء و عقاید در بین خود و ملت جلو گیری کنند. یا بالفرض اگر (چنانچه اصول است) در عین مباحثات واقع گردد هم به فکر آخرین فرد خود اهمیت داده ازان صرف نظر نکنند و در اطراف آن غور نمایند . و سعی نمایند حق الوسع در اجری وظیفهٔ اصلی خود یعنی رعایت حقوق افراد ملت وضع استبداد و خودسری ضعف و تنکاسلی نشان ندهند . استقلال و اخلاق . گذشته ازین چیزی دیگری که در مسئله نگهبانی حرز استقلال ما و شما مدخلیت تا می دارد عبارت از حسن اخلاق و نیکوئی سیرت است . حسن اخلاق هم چنانکه در هر امری از امور اجتماعی بشر می تواند کفیل کامیابی و نیل به مقصود شود ، در کار حفاظت ناموس حریت و استقلال نیز بصورت كامل وظیفهٔ ضـمانداری را ایفا کرده می تواند . و برای استد لالی که درین مسئله لازم باشد ، می توانیم از همه اول تر به ترقیات فوق العادهٔ که عالم اسلام در زمان حضرت خلفای را شدین داشت اشاره کنیم و چند سطری از روایات تاریخی ، درباب ، بلندی وعلو الوقتی عالم اسلامی در صفحات کتب تواریخ ملاحظه نمائیم . و یقین است اولین چیزی که تمام مخر برین تاریخ اسلامی پیش تر از عملیات و کار روائی های شاندار مسلمانان انوقت ذکر می کنند عبارت از اساس متینی علیه وعلت اصلی آن همه ترقیات محير العقولی است که يك قسمت بزرگ بشریت به مقابل آن سر تسلیم خم نموده بودند ، و آن عبارت است از اخلاق خوش، رأفت، شفقت ، نوع پرستی، همدردی لطف و کرم ، شجاعت و سخا وحب وطن ، جوانمردی ، گذشت، که خاصه شان بود . پس ما که به پیروی دین مقدس اسلام افتخار داریم نیز لازم است برای آنکه به مناهج عالیهٔ رفاه وترقی نائل گردیم اقوال وحركات مقتدایان گذشته خود را سر مشق عملیات روزانهٔ خود قرار دهیم و از اخلاق بلند وسلوك خلویت مآبانه شان تقلید و پیروی نمائیم تا بتوانیم از ادی وطور خود را از دستبرد بیگانه گان به بهترین صورتی در امان داشته، ازفوائد لامتناهی آن بطوری که شایسته است استلذاذ نمائیم. استقلال ودیانت درین هیچ جای ریب وتردید نیست وهم چنانکه حصول استقلال ما وشما مرهون تاثره وجذب وحرارت وحس فدا کاری است که در نتیجه تعلیمات مقدس اسلامی در کانون سینه هر فرد مسلم اشتعال دارد روح پر شود واراده متين وعزم را سخی را که برای نگهداشتن آن لازمی به شمار میرود نیز باید از هدایات صحیحه همين دين مقدس اسلام وقانون آسمانی که به وسیله بزرگ ترین رجال دنیا حضرت محمد آخر زمان برای ما نازل گردیده است کسب واقتباس کنیم. بلی ! زمانیکه یک فرد حساس مسلمان با دلی پر از احساسات پاک دیانت داری در صحنه دنیا قدم نهاد به هر امری که اقدام نماید با صدق وصفائی که لازم است فحوای آیه کریمه : (ومن يتوكل علي الله فهو حسبه) را در نظر خود گیرده واز عمق قلب خود به مدد گاری خداوند
صفحه ٤ ( شماره ١٥ ) مجلد پنجم و روحانيت قديس بزرگان دين خود اعتماد دارد ، طبعاً وجد و هيجاني که ازين رهگذر در سر شوريده اش پيدا مي شود ، به فدا نمودن هر چيز در راه خدمت به دين مقدس اسلام ورضاي خداوند و هدايات حضرت رسول الله حاضر و آماده بوده ، شادان شادان جان عزيز خود را در راه محبت وطن و علاقه که باو امر باک وفي آلایش خالق رؤف خود دارد مي بازد وبکمال افتخار در زير علم مطهر اسلامي رقص کنان سينه خود را در جلو تيغ تعرض اعدي ديانت ووطن خود سپر مي سازد . و مي توان بکمال صحت دعوي کرد که هيچ یک شخص فکور نه مي تواند اعتراف نمايد که در مقابل سيلاب قوي اين چنين حسيات آتش بار ، که منبع آن تاثر روحي و تهيج معنوي است ، ، هیچ چیز نه مي تواند سد و حائل گردد . وهيچ قوتي نه مي تواند برين قوت باطني غالب ومظفر آيد. پس مي توان گفت که اولين چيزي براي دارائي شجاعتي که جهت ادامه و وقايه استقلال ما ضرور است ولازم داريم عبارت از حس دیانت است . در آخر کلام به حيث يک فرد افغان اين روز فيروز و گرانقدر را به عموم برادران هم وطن ونا موسکار خود تبريک گفته میگوئيم : پاينده باد استقلال افغانستان زنده باد ملت استقلال دوست ما ( . . . ) پروگرام اقتصادي سال ۱۳۱۰ وزارت تجارت (٤) ٢٦ : در باب ساختن ٢٤ کروه سرك جديد دره شکاري الي معدن ذوغال تاله و برفک و از آنجا الي دانه غوري قبل ازین بمجلس عالي وزراء کيفيت آن تقديم و منظوري حاصل شده در اين او واق محض از مفاد سرك ذيلاً اشريحات ميدهیم تا معلوم شود که اجراء اين کار هم بداخل پروگرام سال ١٣١٠ اين وزارت مي آيد : - فوائد سرك مذكور : - اول - راه ولايت مزار شريف از نظر راه موجوده ٥ منزل بمرکز نزديك مي شود . دوم : - کوتل آغه رباط - دندان شکن - جموك ها قره کوتل - كه يك بخش بزرگ در حمل مال التجاره وغيره وارد مي کنند ، متروك مي شود . سوم : - کرایه مال التجاره وغيره نظر راه موجوده کمتر مي شود . چهارم : - بواسطه نزديك شدن راه در تجارت بين مرکز و مزار ترقي شاياني حاصل خواهد شد . پنجم : - غله مزار بمرکز به بسیار زودي و سهولت مي رسد . ششم : - درين راه سفر ٢٤ روزه به سه روز ذريعة موتر تبديل مي شود. هفتم : - راه مذكور مطلق برف ندارد و در بهار و زمستان تردد میشود . اگرچه این راه فوائد زيادي دارد که ممكن نيست در چند صفحه تحرير شود اما بهمين قرار اکتفا شد ، در اجرا آن سرك مذکور از طرف وزارت تجارت اقدامات شده امید است در ابتداء سنه ١٣١٠ آغاز بکار شود . امضاء : وزیر تجارت تصويب كابينه وزرا : در باب ساختن سرك جديد از راه دره شکاري قبلا برين منظوري داده شده درست است . امضاء هيئت کابينه حكم حضور شاهانه ملاحظه شد درست است . ٢٧ : تا البته معلوم است که نفت تا کدام اندازه مورد احتیاج است و دول متمدنه که داراي معادن نفت مي باشند نيز معلوم است که ازين رهگذر خالسانه عوايد ها بوند حاصل مي کنند ، خاك پاك وطن عزیز ما هم او فراینکه تا حال کشف شده دارای يك معدن بزرگ نفت است که در تر پل هرات كشف گردیده ، متاسفانه باید دعاء کرد که وزارت تجارت نظر به ضيق مالي خود فعلا نمي تواند که از معدن نفت مذكور چنانچه لازم است کار بگیرد ، زیرا تنها کار ابتدائي معدن نفت يك مصارف گزف از قسم ماشين های برمه و ابریق های عرق کشی و نلها براي صاف کردن تيل مذكور لازم
صفحه ه شماره ۱۵ جلد پنجم دارد عجالتاً نظر بمصارف مذکور بمعدن نفت مزبوره چنانچه باید کار کرده نمیتوانیم لذا در علاقه شنوار وعلاقه میمنه معدن (بتومن) که يك قسم مواد معدنی نرم است و دارای نفت می باشد قبلاً كشف شده از قراریکه معلومات حاصل شده نفت که یکی از اجزای آن است در بتومن مذکور است ماشین های کار آمد آن هم قیمت گزاف ندارد ، میشود که از آن تیل خاک و پترول وقير وغيره حتى شمع و موم هم بدست بیاید ، قیمت ماشین و سامان لازمه آن قراریکه تخمین کرده شده مبلغ ( ۰۰۰۰۰ ۴ ) افغانی می شود - لذا پول لازمه آن را داخل بودجه ۱۳۱۰ نموده منظوری میخواهیم. تصويب كابينه وزرا : بخصوص پیشنهاد وزارت تجارت راجع ب خریداری ماشین برای معدن (بتومن) در حال مجلس در مسودی خریداری ماشین مذکور را داده نمی تواند وزارت تجارت در باب مسئله مذکور معلومات صحیح نموده و بخصوص خریداری ماشین مزبور در سال ۱۳۱۱ تکلیف نهد. امضاء : هیئت کابینه حكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است. ۲۸ : از قراریکه بوزارت تجارت فهیمه است واز آن استفاده می شود متخصصین خارجی که در شعبه معادن مستخدم بودند راجع به معدن آهن پغمان وجبل السراج تفصیلات زیادی نو شته اند در نتیجه معدن های مذکور را بهترین معدنهای آهن نشان داده اند چون سرك جديد دره شکاری بمقصد آوردن ذغال سنگ بمركز تحت اجرا گرفته شده وزارت تجارت برای خريد يك دستگا ماشین ریخته گری آهن فکر دارد که در سال آینده به خرید آن اقدام نموده با کمپنی های جرمنی داخل مذا کره شود - تا اگر خدا بخواهد سرك مذکور تکمیل شود ماشینهای مذکور با کارگران آن هم بمرکز رسیده بواسطه ذوغال مستحصله معدن های مذکور از معدن های آهن فوق الذکر کار گرفته خط آهن وغير لوازمات خود را از آهن پیداوار مملکت خود تهیه بتوانم . این را هم گفته می توانیم که اگر ماشین های ریخته گری مذکور از قسم برقی خواسته شود در مه کار خانه برقی جبل السراج از معدن آهن آنجا هم کار گرفته می توانیم برای پیشبرد این مقصد پس از استیذان اقدام خواهیم نمود. امضاء : وزیر تجارت تصويب كابينه وزرا : درین باب وزارت تجارت مذاکره و اقدا مات لازمه کرده معلومات مفصل حاصل نموده نتیجه را به مجلس تقدیم دارند. امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است. ۲۹ در باب زر شوئی واستحصال طلا. و يك از فیض آباد بدخشان : اگرچه فعلاً از طرف رئیس تنظمیه برای خرید طلا. مستحصله اهالی آنجا که کسب زرشوئی را می نمایند يك اقدام ابتدائی شده که هر قدر طلاء بدست شان بیاید بقیمت عادلانه خریدار می نمایند اما وزارت تجارت ذریعه مکاتیب علیحده برای صفراء افغانی خبر داده که قیمت ماشین های زر شوئی را با سامان لازمه آن بزودی معلومات بدهند البته بعد از رسیدن ماشین های مذکور كه يك پول زیاد نمی شود برای خرید آن اقدام میشود ، مگر برای معلومات ابتدائی وزارت میخواهد كه يك نفر از محصلین افغانی را که در خارج تحصیل نموده و دارای شهادت نامه فن مذکور باشد از حالا عزم کند تا در آنجا رفته ذریعه ادویه و سامانیکه بطور امتحان خریده میشود عملیات زر شوئی را اجرا کند برای اجرای این امتحان تا اندازه ۲۰ هزار افغانی منظوری می خواهیم و این را هم گفته می توانم که اگر چه این مصارف بصورت ابتدائی و امتحان خواهد بود مگر امید کامل است که وجه مصرف خود را در سال اول از نتیجه صورت امتحان تکمیل کرده بتوانند. امضاء : وزیر تجارت تصويب كابينه وزرا : مجلس وزرا
صفحه ٦ ( شماره ١٥ ) مجلد پنجم توجه وزارت تجارت را در کار زر شوئی از همه اولتر آرزو می کند ، تا بطور اساسی و مفید اقدامات جدی نماید و در بودجه ١٣١٠ مصارفات آنرا طوریکه مناسب بداند تکالیف نماید . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ۳۰ : در باب معدن یاقوت جکدلك و يك معدن یاقوت که در میدان ، جدید کشف شده ، قبلا از طرف وزارت تجارت هیئت علمی مقرر است که از معدن میدان وجكدلك نمونه های اعلی يك مقدار زیاد بدست بیاورد ، و پس ازان نمونه های مذکور بسفرای افغانی در خارج ارسال شده اگر با کدام کمپنی بشرایط سهل که بحال مملکت نافع باشد موافقت حاصل می شد با نها واگذار نموده و الا بعد از ترتیب لايحه و خواستن سامان لازمه تحفر مذکور بطور فنی خود وزارت اقدام نماید برای مصارف این کار فعلاً ( ٢٠٠٠٠ ) افغانی لازم است . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : این تجویز وزارت تجارت صحیح است . امضاء : هیئت كابينه حكوم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . * * * ۳۱ : چون اهمیت ابرک در ممالک متمدنه زیاد است واز هر طرف خرید آنرا خواهش مینمایند چنانچه وزیر مختار افغانی مقیم برلین خواهشات (بارو مس لو ) کمپنی آلمانی را در باب خريد ابرك باستو زارت ارقام داشته در اثر خواهشات کمپنی مذکور و دیگر تجار خارجی فعلا ز طرف وزارت تجارت يك هيئت مقرر شده که همه معدنهای ابرك کشف شده را و هم در بعضی مو ضعات که سراغ ابرک را داریم گردش كرده يك مقدار مکفی نمونه از معادن مذکور بدست آورده - تفصیلات معادن مذکور يك را پورت مکمل را بصورت علمی وفنی ترتیب داده باستوزارت ارسال دارند تاپس از گرفتن معلومات صریح محتویات کمپنیهای مذکور پرداخته و هم وزارت تجارت در باب فروش ابرک در خارج ذریعه سفراء افغانی اقدامات لازمه بنمایند برای مصارف امر مذکور فعلاً در بودجه سال آینده پنجهزار افغانی تکلیف میشود . امضاء : وزیر تجارت . تصویب کابینه وزراء : مبلغ پنجهزار افغانی منظور است در بودجه سال ١٣١٠ تکلیف نمایند . امضاء : هيئت كا بينه حكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . * * * ۳۲ : قراریکه اطلاع حاصل شده دو سنگی قریه دانشمند که آب دریای شکر دره وسلاب های زیاد از تنگی مذکور عبور می کند و در تحت تنگی مذکور قلعه حاجی صاحب وقلعه التفات وغیره به هزار ها جریب زمین قابل الز راعت بدون آب و خاره مانده ساختن يك بند بسیار مفید ثابت میشود اهالی قریه دانشمند وقلعه التفات وقلعه امیر محمد افضل خان مرحوم و خواجه چاشت والغونی در آبادی بند مذکور با حکومت معاونت هم می نمایند . بنا بران وزارت سارت يك نفر مهندس برای علم آوری واجرای کار بند مذکور وبند سرخ آب وبند کوتل تیره درهر کرمی خواهد ؛ برای سال آینده صرف در بودجه معاش ومصارف مهندس مذکور تکلیف می شود . امضاء وزیر تجارت . تصویب کابینه وزرا : برای سال ١٣١١ در نظر گرفته شود ، اگر وزارت تجارت مهندس مستخدم داشت تا آن زمان نقشه وبر آورد ومصرف آن را نیز بتوسط مهندس تهیه نماید امضاء : هیئت کابینه . حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . * * * ۳۳ : در تصویب جر گه که ذریعه رئیس تنظیمه مزار درمیمنه انعقاد یافت يك فقره از مصوبات جر گه راجع به
( شماره ١٥ ) بند سر حوض میمنه بمجلس عالی وزرا تقديم و از آنجا بشرح ذیل بو زارت تجارت توصیل کرد : راجع به بند سر حوض میمنه و چشمه سار های مفیده چنین تجویز نمودیم که اصل بند مذکور بواسطه که تحت آن رسوب کرده ممكن ندارد که صاف شود لازم است که چند متر بالا تر بند مو جوده بصورت پخته کاری ایجاد بند جدید کرده شود واز آب آن برای زمین های بائره استفاده شود تهای مصارف بند مذکور را که مبنى بر زیادت آب و ترقی زراعتی میمنه باشد قسمیکه از طرف يك نفر مهندس که از مر کز ارسال وسنجیده شود . مابل تادیه میکنیم . بنا بران وزارت تجارت يك تنفر متخصص بند را برای امورات میمنه استخدام وا عزام میکند و مصارف آنرا در بودجه سال ١٣١٠ تکلیف مینماید . امضاء وزیر تجارت . تصویب کابینه وزراء : استخدام يك تنفر مهندس برای کار مذ کور واقدامات جدی در اجرای این امر از طرف وزارت کرده شود . امضاء : هیئت کا بینه حكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ( نا تمام ) خبرهای فنون اختراع اطفائیه در خانه ها یکی از مهندسین انگليسى طريقه جديدی برای خاموش کردن حریق منازل اتخاذ نموده و آنرا بكمپانی سيكو ريا در انگلستان اظهار داشته تا در اطراف آن مطالعه کرده و در منازل عمو ميت دهند . طريقه مزبور بقرار ذیل است که لوله هائی مانند لوله گاز یا لو له های آب بتمام منازل كشيده ودر موقع وقوع حريق نوعى از گاز ضد حریق در لوله ها جریان داده وبدین وسیله از حریق جلو گیری نمایند . فعلاً شرکت بیمه بریتانی در صدد مطالعه این اختراع بر آمده تا اگر آنرا عالم المنفعه با صرفه یافت در تمام منازل تعمیم داده ومبالغ هنگفتی را که برای جلو گیری از حریق هر روزه مصرف میشود صرفه جوئی نماید . چراغ جديد برای اشعه ( ایکس ) سه نفر از علمای آمریکا د كتر میل بار تیپ ود كتر دوان از پرو فسور های دار الفنون ( لی ) توانسته اند چراغ جدید برای اشعه ایکس اختراع نمایند که اشعه آن دارای این امتیاز است که از صفحه فولاد سخت که ضخامت آن در حدود ده گره است عبور می نماید این امر تا کنون غير ممكن بود وا کنون علمای مز بور عقيده دارند بوسيله اختراع این چراغ وازدیاد قوه آن عنقريب اختراق صفحات فولادی که دارای ضخامت زیاد تر از این باشد نیز انجام میگیرد . مغناطیس ونبات بعضی از پرو فسور های جامعه ( دتر ويت ) امر یكا درضمن تجر بيات علمی معلوم نموده اند که مقناطیس بطور اجمال دارای تا ثیر مخصوصی در نمو نباتات است واز این جهت چند مز رعه سیب زمینی و دلیز را مدتی در مقابل قوه مقناطیسی قرار داده در نتیجه بو ته ها بسرعت هر چه تما متر نمو كرده وزودتر از سایر نباتاتی که این عمل در آن ها مجری نشده به ثمر رسیده است . از تجر بیات مز بور ثابت شده که مقدار پی اکسید دو کر بون حاصله از این نباتات در موقع تقابل باقوه مغناطیسی محسو سا زیاد شده است . علمای فوق تجربیات دیگری نیز برای شناسائی تاثیر مقناطیس در حشرات نموده وتاثيرات عجيب وغر یبی را مشاهده نموده اند چنانکه بعضی از اقسام کرمها را بدو یاسه قطعه کرده و بعد در اثر گذا شتن آن ها در تحت قوه مقناطیسی مجد داً بدن آنها التیام یافته بطوری که برای ادامه حیات ار قطعاتی مقطوعه بی نیاز شده اند .
مجلة صحیات ياد داشت هاي صحي اغلب اتفاق مي افتد که اطفال دو چار تشنجاتی شده که غالباً برای اطفال عواقب خوبی ندارد و منتهی بمرگ آنها میشود این تشنجات علل زيادی دارد که نمی توان آنها را تحت يك موضوع حصر نمود چه ، در حقیقت يك مرض مستقل نیست و ليكن اعراض امراضی است که اطفال بدان مبتلا میشوند . مثلاً رود دندان در آوردن طفل و تب های عفونی حاده سده حصبه ، يا سرخك يا آبله ، و یا نزله های معوی و امثال آن عادتاً يك تشنجاتی را همراه دارد ، همان طوری که اطفال جديد الولاده هم احياناً بر اثر ضربتی که در خلال تولد بجمج آن ها وارد آمده مبتلا بهمین نوع تشنجات می شوند و همچنین امراض مـسریه * و روحی و صرع نیز ممکن است باعث تشنج اطفال گردد ولی از تمام این ها مهمتر که زیاد تر هم در بین اطفال انتشار شماره ١٥ دارد و عاقبتش نیز وخیمتر است همان نزله ها معــوی حاد میباشد که عادتاً ناشی از سوء هضم است . اطفالی که معتاد بشیر خوردن مصنوعی هستند همیشه مبتلا بامثال این حالات بوده و اولین دلیلی بروز این امراض این که براز طفل سبز رنگ و يك بوی عفنی از آن استشمام می گردد و همیشه نا راحت بوده و اظهار خستگی و بی تابی کرده خواب ندارند و دو چار يك لرز های عصبانی بوده که بالاخره منتهی بمرگ طفل میگردد . تشنج در دنباله اسهال حاد و سخت و ویا آنکه يبوست فوق العاده مزاج بروز نموده و غالباً بر از طفل در هر دوی این حالت سبز رنگ و بد بو است و دلیل بر اینست که معده طفل و احشاء و امعای او دو چار التهاب شدیدی گردیده و سبزی رنگ بر از هم ناشی از تعفن مواد غذائی در داخل امعاء میباشد که نتیجه آن ترشحات ماده سمی از مواد عفن غذائی در داخل معده است آن که ماده سمی داخل خون شده و همین باعث تشنج میگردد برای معالجه این حالت باید فوراً بطفل يك جرعه کافی آب گرم با روغن كرچك داده ، و حقنه آب صابون با آب نمك ضروری ندارد و باید ملاحظه کرد که مقداری که حقنه میکنند زیاد نباشد و بیشتر نوع مايعات را بطفل خورانند و طفل را در حمام آب گرم که مقدار يك قاشق قهوه خوری خردل کو بیده با آن علاو نموده باشند گذارد و در حالیکه طفل در حمام است دستمالی را بآب سرد خیس کرده روی سر او بگذارد که مفید خواهد بود انفلوانزا : انفلوانزا یکی از امراض مسری و سریع الانتشار است که میکروب آن بسرعت از شخص مبتلا بدیگری منتقل و سرایت خواهد کرد انتقال و سرایت ميكروب این مرض بوا ـ طه ترشحات آب بینی و دهان و یا هوای کثیف و یا در محلهای پر جمعیت که بر اثر صحبت آب ميكروب مرض از لعاب دهان و آب بینی و ترشحاتی که در حین عطسه از دهان و بینی بیرون میجهد در فضای آن محوطه پخش شده و باشخاص سالم سرایت کرده به بینی و دهان میرسد و شخص را مبتلا میسازد همانطوریکه لباس مريض مبتلا بانفلوانزا ویا ملافه های رخت خواب او و یا دستمال جیب ویا ظروف که برای غذا و آب خوردن استعمال می نماید ، واسطه انتقال ميكروب این مرض می باشد . برای جلو گیری از این مرض باید شخص سالم حتى الامكان از مبتلايان بانفلوانزا دوری نمايند ، از خوابیدن در رختخواب آنها احتیاط نماید ، دستمال ويا ظروف خوراک آن ها را استعمال ننمايند ، از اماکن پر جمعیت دور شود و کوشش در هوای آزاد خود داری نکند ، پنجره های طاق را بمراعات اینکه خود را در معرض کورن هوا قرار ندهد ، همیشه باز گذارد، برای آرم نگاهداشتن خود وسایل لازمه را بکار ، برد ، ولی اگر با وجود این احتیاطات
شماره ه از هر طرف ریکورد بوتاقاي مستر توماس وزیر مستعمراتی لندن ٩ جولای - مستر توماس وزیر مستعمراتی برای بردن مسابقه سرعت دنیا بساختن اقسام اسباب متعلقه لباس دوام دارد . چند روز قبل چنانچه طلاع داده شد برای مستر توماس بسه ساعت و ۲۰ دقیقه از همان پشمی که در حال از گوسفند بریده شده بود لباسی تیار کرد بودند بعده برای وزیر مذکور شاپوی نمده ای از پشم خرگوش تهیه نمودند برای تیار کردن شاپوی مذکور ۱ ساعت و ۱۷ دقیقه و ۲۷ ثانیه وقت صرف شده است بالاخره مسترتوماس دیروز با بوتهای جدیدی که به ۲۷ و نیم دقیقه تیار شده است به مجلس وزراء حاضر گردید بوتهی مذکور را فابریکه بوت سازی شهر بریستول « انگریداند » روزه بوزیر تقدیم نموده اداره فابریکه مذکوره روز سه شنبه بتوسط تیلفون به مستر تومس مراجعت نموده پرسید آیا جناب وزیر حاصل نمودن ریکورد جدید بوت را خواهش خداوند تومس جواب داد : « تشکر میکنم نمره بوت من – ۹ » تمام بساعت ۱۱ صبح شروع بکار نموده شد بعد از ۲۷ و نیم دقیقه باالکلی تمام شد بتوسط پوسته برای وزیر فرستاده شد . است و دو اشخاص بالغ بسا اتفاق میافتد که بواسطه خوب مضغ نکردن و به جنبدن نان وعدم توجه به نرم نمودن آن بالعب دهان وخلاصه خوب نرم نشدن آن باعث میگردد که باو دمیاد شحم قسمت غشائی مساعدت نموده وموجب احداث تهره در معده وامعاء گردیده ، و نتیجه از جریان عملیات هضم با تمام مراتب آن که بایستی بطور منظم سیر کند جلو گیری مینماید وهمچنين نان نباید جز وغذای اشخاصی باشد که مبتلا بامراض دل درد مزمن و کهنه میباشند واگر هم از خوردن آن ناگزیر باشند باید سعی کنند که خیلی کم نان خوردن وبواسطه وجود مواد کار بو هدراتی که در نان هست خوردن آن برای اشخاص مبتلا بمرض قند بكل حرام شده است ( گلشن ) اعلان ذوات محترم که مائل اشتراك مجله کابل هستند بخود اداره انجمن ادبي يا با داره اصلاح اداره انيس مراجعت نموده بعد تحويلي پول بدل اشتراك مجله يكي از ورقه هاي اشتراك که مخصوص معرفی مشترکین مجله میباشد صورت در خواست خود را تحریر و امضاء فرمایند تا بعد از آن مجله بعنوان ذوات موصوف از روي آدرس عنوانی که در ورقه تصریح میدهند فرستاده میشود احساس کسالتی در مزاج خود نموده ویا آنکه ملاحظه نمود که درجه حرارت بدن زیاد شده است ، بدون ملاحظه فورا استر حت کند ، وطی زود معالجه نموده و پرهیز نماید که معالجه در اول بروز مرض انسان را از خطر خیلی از امراض نجات بخشیده وبزودی شفا خواهد یافت وعلاج وقعه قبل از وقوع در مورد جلو گیری از مرض در اینجا صدق دارد . ۲ - طرز نان خوردن : البته انتظار نداشتید که ما راجع بطرز خوردن نان صحبت کنیم ، زیرا هر روز صبح که از خواب بر میخیزد برای پیدا کردن نان بامید خدا بر خواسته و بد سال تحصیل این ماده مقوی بیرون میروید ولی همین ماده مغذیه احیانا در بعضی از اوقات خالی از ضرر صحی نخواهد بود . مثلاً نان نبایستی در غذای طفل شیر خوار داخل باشد زیرا از خائیدن آن عاجز وقا در نیست بخوبی آن را مضغ نماید و در نتیجه لعاب دهان او هم نمیتواند کاملا آن را نرم کرده وبدون آنکه بقدر کافی باللعاب من آلود شده باشد وارد معده شده و يك تكتيز رکی را در معده تشکیل میدهد که با آکسیده و حموضت معده تراکیب گردیده و از جزو اول از امعاء در گذشته بدون آنکه از عصاره غده معروف پنکریاس استفاده شود میگذرد و با این ترتیب طفل يك قسمت از املاح چربی و فوسفور را که در اینمورد باید جسم او استفاده کند از دست میدهد ودر معرض ابتلای با مرض نقصان تغذيه وکم خوراکی شده و مهم ترین عوارض آن سستی اعصاب و فلج است . این ضرر نیندانه بانان در مورد اطفال شیر خوار
صفحه ۱۰ ( شماره ١٥) مجلة پنجم گاستر فوتور ( ۱ ) فن طب به این اختراع جدید میتواند فخر نماید چه معاونت آلة مخصوص فوتو گرافی قلبية حشری اوسکوپ ۲ ) گرفتن عکس داخل روده ها ممکن است آلة مذکور در ۲۰ ثانیه ۸ عکس میبردارد «گاستر و فوتور» آلة جدید که به این اسم موسوم است در شفا خانه میلان در اداره دو کتور بکار بکار انداخته شده است در عکسهای که بمعاونت «گاستر و فوتور» گرفته شده است ابتدای مرض سرطان را معین نمودن ممکن است . استعمال آله مذکور بالكل في ضرر است . «گاستر و فوتور» فقط يك لامپۀ بسیار خورد الکتریکی را مالك است . که دارای شعاع آسمانی رنگ و بدون حرارت میباشد ۲۰۰۰۰۰ شمع قوت دارد . دوکتور بکار «گاستر و فوتور» مذکور را به ساعات صبح روز های دو شنبه و پنجشنبه به تمام کسانیکه بدیدن آن دلچسپی داشته باشند ، در شفاخانه میلان نمایش میدهد . ۱ ) آلۀ عکاسی که درون امعا و معده را عکس بگیرد . مترجم ۲ ) قسمی از آلات فوتو گرافی است که اشیا را مجسم عکس میبر دارد مترجم سیاحت بر دور زمین به ۸ روز و ١٥ ساعت و ١٥ دقیقه . نيو يارك ٢ جولای ـ پوست و کاتی طیاره رانهای آمریکائی دیروز ساعت ۷ و ٤٧ دقیقه به میدان روز ویات فیلد نزول نمودند هزار ها نفر منتظر رسیدن ایشان بودند بین منتظر ین ايلد برکت وزنش نیز وجود داشتند آیر و پلان مذکور در بین نعره های زنده باد شاباش اشپلا فن ها را برای او تو موبیل وصدا های رادیو به میدان فرود آمد . پوست و گاتی سیاحت بر دور زمین را به ۸ روز ، ١٥ ساعت و ١٥ دقیقه تکمیل نمودند بنا برین بر تمام مسابقات فائق آمدند . وضعیت آیر و پلان بسیار اعلی است . طیاره رانها از مانده گی بسیار توان حرف زدن را نداشتند . گاتی فقط تمام قوای خود را جمع نموده يك تبسم کرد و دو کلمه ادا نمود : بسیار خوب . جمعیت مردم و طیاره رانها رحم کردند بچه آنها رانه بر دشتها برداشتند ونه مجبور به نطق نمودند پذیرائی با شکوه برای امروز معطل مانده است . بنابر گرمی فوق العاده اخبار ها واستاسيون های رادیو مرد مانی را که خیال دارند در پرود وای ، طیاره رانها را ملاقات کنند ، مشوره میدهند که بسیار احتیاط نمایند ، در هر نقطه موقع صحیه ترتیب داده اند پوست و گاتی دو کتاب دزلان امضا خواهند نمود . ( ماژلان ـ ملاح پرتگالی ) به امر شار لكن اولين سيا حت دور زمین را به عهده گرفت تنگه بین نیا گونی وارض آتش را که بنام خود او مشهور است کشف نموده از او قیانوس اطلس عبور نمود و در سنه ١٥٢١ غربی ؟ د ست بو میهای جزایر فليپاسين بقتل رسيد تاریخ تولد ١٤٧٠ تاریخ وفات ١٥٢١ ودر سنه ١٥١٩ بر دورا دور زمین به مدت ١٠٨٣ روز سياحت نمود ( مترجم ) امضای اول در کتاب مذكور امضای مشتركين هيئت ما ژلان است در سال ١٥١٩ سیاحت مذ کور دران زمان ۱۰۸۳ روز دوام نمود . امضای آخرین امضای دکتور ویکتز است که در سال ۱۹۲۹ دور زمین را به ۲۰ روز سياحت واز آن جمله ١٤ روز در هوا مسافرت نمود .
صفحه ۱۱ شماره ۱۵ جلد پنجم خبر هاي خارجي دوام طيران تلگرام ماسكو بيان میدارد كه ، مس جانس که صبح روز سه شنبه از لپین به معیت ج ، همفر یز ميكا نيك جهت پرواز به طرف تو كيو در طياره خفيف روانه شده بود بساعت ٦ ، و ٢ شام همان روز در ماسکو فرود آمد . مسافرت قطب تلگرام لندق مظهر است تحت الهجري ( ناطیس ) در تحت قومانده سر هر برت وا كنس روز سه شنبه از ( پلاي موت ) به طرف قطب شمالي روانه گرديد . انعام ( در گود دود ) مسابقه انعام ستي ورد در فاصله قرلانك قرار ذيل نتيجه دادبو ورليد اول زموف دوم زلدور سوم ریوتر ٣٠ جولائی انگلستان در اد وال در مسابقه امتحانی شاني به مقابل تيوز يليند در روز چهار شنبه اول بر آمده و در آخر ــ مقابل سه ۹۳۲ موفقیت انرا حاصل نموده بود و منجمله ۱۰۹ موفقيت انرا دولیب سنگ جي حاصلی نموده بود . برطانیا فيصله حکومت برطانيه که امیتواند دوازده مليون ستر لنگ وبرای مصارف که قبلاً فیصله نموده شده است بپردازد مباحثات هیئت ساله و تهیه دیدن های پلان ها ونقشه جات ونمونه هائی را که برای تجدید تعمیر پل چرنک کراس و خوش نمود ساختن و اصلاح قسمت مرکز غربی لندن اجري شده بود دفعتاً برهم زد . هوا باز ان امريك هوا پیمایان امریکایی پستگ بودن وهندوسن که دورا دور دنیا پرواز میکنند صبح روز پنجشنبه در مایلک رود در ویلز فرود آمدند و این نزول شانرا دسته که در بین آن از فراز اتلانتيك تقريباً كور کوروانه پرواز نموده بودند سبب گردیده بوده . طيران تلگرام ماسكو مظهر است که مس اومی جانس در اثنای پرواز خود تابه توکیو به قزون که ٥٤٠ میل به شرق مسکو واقع است در عصر روز چارشنبه رسید . محکوم لارد کیلسنت رئیس شرکت رایل میل ستم پیک که با اچ دبلیو مور لين محاسب شرکت مذکور در اولد بیلی به نسبت امور شرکت مظنون قرار داده شده بود جرم او ثابت گردید که لایحه غلط را اشاعه نموده است ومحكوم به يك سال حبس گردید و مستر مور ليند برائت حاصل نمود . سر جان سائمون از عزم خود اطلاع داده است که برای مرافعه رخصت می خواهد کیلسنت و مورلیند مظنون واقع شده بودند که اوراق و ميزانيه غلط را به بنام شرکت مذکور اشاعه نموده بودند که در امور مادی غلطی ها داشت . صدمه زمانيكه پرنس آف ويلز از کلپ سنگ هل حرکت می نمود موتر او بايك موتر دیگر در سر کك بزرك كه در آن دوزن نشسته بودند تصادمه کرد وهر دو متر شکست پرنس آف ويلز با وجود آنکه صدمه خور ده بود با مداد آن دو نفر زن سرعت ور زید وهر دو خانم مذکور ر دا کتر علاج کرد . اقدام دوم تلگرام فير بنك الا سكا بيان ميدارد که طياره را نان . لاينس و جوتر که در اوائل ماه گذشته سعی نموده بودند از سیئل به توکیو اجری پرواز کنند و نا کام مانده بودند . در اقدام دوم خود برای بردن انعام پنج هزار ستر لنگ که از طرف روز نامه جاپان هوسوم به اساهی مقرر شده بود ناکام شده اند ومجبوراً فرود آمده اند . * * * تلگرام نیو يارك بيان میدارد که نماند گان پرواز کردا گرد دنیای نیو ياركي پتیگ بودند وهندو سن بیان نموده نه طياره را نان مذكور تلگراف کشیده اند که از اقدام فعلی خود جهت مغلوب ساختن معیار مسابقه که پوست دکاتی و مضغ نموده بودند صرف نظر کرده اند .
الشماره ١٥ * * * قرار اطلاع د لجو لومس أمي جالس در روز سه شنبه از سرحد روسیه و چین عبور نمود و امید دارد به تاریخ ١٦ اگست به توکیو برسد. اتمام سر توماس لپتن اتمام دسک را در روز پنجشنبه در مسابقه کشتی هائیکه شصت فوت و یا زیاده تر از آن طول داشتند برد. کشتی شاه که موسوم به بر یتا نیا بود بنا بر غرق شدن و مرگ افسر دوم آن که هنوز نعش او بدست نیامده است داخل مسابقه نشد. تصادم تلگرام روم مظهر است که يك موتر در کاشتا نوور در نزدیکی نورو با پیدا موتر، در حالیکه از يك سرکی که بقطع خط آهن عبور می کند می گذشت باویل متصادم گردیده هشت نفر زنان جوانی که بر آن سوار بودند هلاك و موتر ران زخم شدیدی بر داشت. ریوتر ٤ اگست جمعیت بزرگی که در موقع تماشا ور گردش اجتماع نموده کشتی بریتانیا را که در آن شاه در اولین مسابقه (گودش) شامل شده بود تماشا می نمودند قبل از خروج مسابقه خیلی پریشان اند چونکه دیدند کشتی بریتانیا ایستاده شده دور خورد و در عین زمان با بیرق خود اشارت استمداد نمود يك دسته از كشتي هاي خفیف از ساحل به امداد تسرع ورزیدند ومعلوم گردید که یکنفر را لطمه آب از سطح برده و گمانکرد تا آب شده بود شاه براي همان روز مسابقه کشتي رواني را ترک نمودند. تلگرام توكيو بيان ميدارد که هواپیما یان آمر یکی هر ندن با پلینگ بول در اینجا نزول نمودند. تلگران لندن بیان میدارد که سکات هوا پیما به موليس که در ریوتر صبح ذكر او رفته بود تلگرام کشیده است که آخرین خوبتر کار بزرگی کردی همواره ترا شخص زحمت کشي ميدانستم موليس جواب داده است « از تلگرام مسرت بخش شما تشکر می کنم موليس از » (آن تر اسب) حرکت نموده است. ریوتر ٦ اگست پیغام سیسول ه میگوید که مس امی جانس بدانجا رسیده است و امروز ( روز پنجشنبه ) براي پرواز آخرین به طرف جاپان حرکت مي نمايد. * * * قرار اطلاع روم قریب است که طياره ران سكات لیندري مالي سن که از استر یلیا نا به انگلستان پر وازمیکند و به روم رسیده است میعاد مسابقه را طی نماید مذكور ساعت ۱۱ صبح روز چهار شنبه به طرف انگلستان حرکت نموده بود. * * * قرار اطلاع برانه مر حریوت ولكنتس ناشین درشام روز چهار شنبه از ترام سرد بطرف سيتينة برانه روانه شده که به موقف حقيقتاً مشکل اقدام خود به قطب شمالي شروع به اصیارت نمود . تلکر ام روم بیان میدارد که مو ليسن طياره ران سكات ليندي که از استریا تا به انگلستان پر واز میکند بطرف انگلستان روانه شده است و امید دارد در لیحینة فرود آمده از آن جا به لندن برود. * * * قرار اطلاع تو كيو مس لمي جانس بة ساعت ١٢١٥ دقیقه صبح اینجا رسیده است در او کا یا ما جهت گرفتن مواد اجرائي فرود آمده بود او کا یاما صد میل به طرف معرب در ریکا واقع است و در آنجا به ساعت ٩ / ٢٠ صبح فرود آمده بود . ریوتر ٧ اگست . موليس طياره ران دیروز در انگلستان فرود آمده میعاد مسابقه اسکالیس و اگر برای پرواز از استريا تابه انگلستان مقرر نموده بود - در روز شکست وقت مو اسن را ومنها هشت روز ۲۹ ساعت ۳۰۰ دقیقه نشان مي دادند که ميعاد سكالس را بة ده روز يك ساعت و ۳۰ دقیقه شکسته است .
صفحه ١٢ ( شماره ٥ ) مجلد پنجم خبرهای داخل تشریف آوري ع ١ ج وزیر صاحب حربیه والا حضرت وزیر صاحب حربیه که چند ماه قبل برای حصول امنیت و سرکوبیت ابراهیم بیگ ، نظم و نسق داخلی قطغن و بدخشان تشریف برده بودند ؛ یوم شنبه ١٩ اسد مع الخیر والعافیه از راه خاواك وارد کابل گردیدند . ( ترتیبات و صورت پذیرائی جناب شان را از حدود کوتل خاواك الی دروازه شهر کابل ؛ در شماره های آتیه عرض خواهیم کرد . ) ع ٤ ج صدر اعظم صاحب با کابینه و والا حضرت جناب شهزاده محمد طاهر خان و غیره منصبداران و غیره و اخلاص کیشان شان الی کوتهاد تشریف برده بودند . جناب شان در شهر کابل با خیلی احترام و صمیمیت پذیرائی شدند . چنانچه از حدود شهر اوا الی وزارت جلیله حربیه اهالی با گرم جوشی زیاد برای استقبال شان اجتماع نموده بودند و سرک ها با بیرق های رنگارنگ مزین شده بود . و نیز قطعات نظامی مسلح با موزيك در سرك های شهر ارا ولایت کابل و قصر علیا و میدان طیاره صف بسته رسم تعظیم بجا می نمودند جناب وزیر صاحب با چهره بشاش و تبسم جواب تعظیم می کردند . نفری تعلیم گاه، و طلبه معارف در جلو وزارت حربیه و کابینه و باقی مامورین در تالار بزرك وزارت انتظار تشریف آوری وزیر صاحب را داشتند . همین که جناب وزیر صاحب به پیش عمارت وزارت رسیدند ، طوپ های شاد یانه فیر و غریو شادی از عموم حضار بلند گردید : بعد از ملاقات با هیئت کابینه جناب وزیر صاحب داخل عمارت گردیده و در صفه اطاق بزرك وزارت بر آمده فرمودند : فرمایش وزیر صاحب حربیه غازي برادران عزیز و محترمم ! اولاً بهمه شما سلام مسنون عرض میکنم که السلام علیکم . ثانیاً ازین تکالیف و زحمات شما که نسبت به پذیرائی این برادرتان متحمل شده اید تشکر میکنم . خطابه ریاست شوراي ملي عاليقدر جلالت مآبا ! ما وکلای شورای ملی تشریف شریف سعادت ردیفت را باستقبال هزاران ممنونیت ها و پذیرائیهای شاندار و مجلل مرحبا ها و خیر مقدم ها عرضه میداریم ، و بکمال مسرت میگوئیم ؛ خوش آمدید ، از مراجعت با سلامت و کامیابی و غیرت فاتحانه خود صفا و فرحت آوردید ، بدیده نگران منتظرین لقای سعادت لیمایت نور ، و بمسامع گوش به آوران خبر های فتح و فیروزت سرور بخشیدید از احساسات مشکومانه و نظریات بهیجت مندانه که به نسبت این مقدرت های قابل تقدیرت در ملت افغانستان مشهود و محسوس میشود ابراز تشکر و مباهات می نمایم چه این اغتشاش و شورشی که بمساعی خفام مجران انقـلاب ذریعه برخی مفسدین و خائنین ملت افغانسان در اطراف قطغن و بدخشان بروز نموده امنیت آن نواحی را مختل و علل پریشانی اهالی را فراهم نموده بود ذات شجاعت سمات ( عموت ) به مساعی لای تناهی وطن اعلیحضرت پدر معنوی مهربان مان ( ادام الله بقائه تشریف فرمای آن نواحی شدید تا بدفع و رفع آن غایله مدهشه قیام و امن و انتظام امور اداری آن شانز را به اصول اصح تنظیم و تکمیل فرمائید . امروز خدای متعال را سپاس گذاریم که بهمه آن مرام و آمال حسنه که در نظر بود موفق و مرکز را به استقبال با جلالت درشان ساختید و بفضل حضرت مفصل کریم جل جلاله و نیروی شمشیر لامع و تدابیر منورت تمام آن مقدرت کاران و خائنان دین و وطن نفی الارض گردید و این دنیای وسیع را بر دیده های شان مانند گور باغیان بد اندیش تنگ و تار گردانید
صفحه ۱۱ شماره ۱۰ مجلد پنجم که بهر طرف متواری و فراری شده اند، تا تاریخ وطن فاتح و مظفر نشان داده اند عامة ملت افغانستان را حاصل نمائیم . گریز شان مسدود و بکیفر کردار خود و جلادت مردانگی شانرا به ابناء و آمال اگر چه من يك خدمت فوق العاده که رسیدند و سرتاسر آندره زمین از لوث خود بیادگار گذاشته اند و بباعث در خور این همه تقدیر باشد ابراز نداده ام وجود آن خاینین ناپاك پاك و تنظیف و سرخروئی کلانی کردند از عموم شان فرض منصبی و وظیفه واجبی خود را به ترقی امور و سد ثغور حسب دلخواه اظهار امتنان می نمائیم و به همه شان خوش منصة ظهور رسانیده ام زیرا وظیفه ما انتظام یافت آمدید و مرحبا می گوئیم و از درگاه عسکر ها اطاعت از اوامر اعلیحضرت چو خورشید حقت سر بر آرد خداوند توانا برای همه سربازان دلیر وطن غازی و محافظت امنیت وطن و فداکاری بظلمت های باطل جانسپارد و قشونی مسلحت مندویم که بهر موقع و مقام در راه سعادت ملت است . جلادتها با این زحمات و شداید ها برای حفظ امنیت وطن و شئونات اسلامیت لهذا من شکر میکنم که این وظیفه خود لا يطاق را که بر وجود نصرت نمودت و ملیت ما اولین وظیفة مفروضة شان است را بدرستی ایفا و تمام افراد غیور عسکری گوار از حق خدمت ملت و وطن را ایفا فاتح و کامیاب باشند در خاتمه بحضور و منصبداران معیتی من همه تحت پرچم نموده رضای سعادت انتمای اعلیحضرت اعلیحضرت ناجی و غمخوار مقدس وطن نادر شاهی خدمات خود ها را بکمال شاه معظم و محبوب القلوب مان را حاصل و والاحضرت با دیانت معظم صدارت عظمی صداقت و شجاعت انجام و در هر میدان فرمودید و این فداکاری هائی را که تشریف آوری با فتح فیروزی عالیقدر مظفرانه امتحان خودها را ابراز نموده اند بنام خدمت خدمت جامعه بروز داده و جلالتمآب وزارت پناهی و همراهان شان در مقابل اینکه ما عساکر ایفای وظیفه ضمیمه خدمات بر جسته و قابل تقدیری را عرض تبريك نموده از صمیم دل می نموده ایم و از حکومت متبوع و ملت که در ادوار مشاغلات مهمه خود و خصوصاً سرا ئيم زنده باد اعلیحضرت شرافت پرور محبوب خود مطمح نظر تقدیریم این طور پذیرائی در راه نجات وطن فرموده اید نمودید ما فاتح و منصور باد عسکر ظفر پیکر ما . های مجللی را مورد می شویم و شما برادران حیات حقیقی و زنده گانی با شرف و نطق جوابیه وزیر صاحب حربیه غازي عزیز و سائر اهالی نسبت باین خدمات افتخار شماست که نام نامی شما به برجسته در ختم لایحه مذکور وزیر صاحب مکرم ناچیزانة ما اظهار قدردانی میکنید از ترین ارقام صحایف تاریخ این مرز و فرمودند من ازین لطف و قدردانی و حد زیاد متشکر و ممنون هستیم ، و از بوم بطور ابدیت رکز و ممتاز خواهد حسیات نيك شما وکلای اظهار ممنونیت خدای متعال توفیق میخواهم تا هزار بود ! میکنم ، اینکه شما وکلای ملت خدمت مرتبه در راه وطن فداکاری کرده و بار امروز که به آن سیمای بشاش یکدیگر ما عسکر ها را تقدیر میکنید برای ما فخر عرض حیات کنیم و تکرار فدا کاری نمایم نظر میکنیم عالم عالم فرحت و جهان جهان ابدی است زیرا که شما و کلا نماینده علاوتاً این نکته را به شما برادران مسرت است که از اثرات اعماق قلوب مان عموم ملت افغانستان میباشید و زبان و کلا عزیز خود خاطر نشان میکنیم که این ظهور کرده روح قدردانی و قیمت شناسی مات ترجمان احساسات عامه ملت افغانستان همه کامیابی و مظفریت عسکر نادری شاهی ما را نزهت و فرحت می بخشد آن افسران است ، لہذا من از خداوند توفیق می در اثر نیت نيك و خیر خواهی وطن و فوجی که بزیر رایت قیادت سامی شما خواهم تا همیشه فرض منصبی خود را پرورانه اعلیحضرت غازی صورت پذیر خدمت کرده و رضا مندی اولی الامر معظم ادا کرده و خوشنودی خداوند جل شأنه گشته است و یگانه مبیت کامیابی خدام خود را حاصل نموده نام های شانرا در و رضایت پادشاه متبوع خود و خورسندی صادق وطن همان نیات حسنة ذات شاهانه ( باقیدارد )
شماره ١٥ صفحه ١٥ مؤلف : له پلانتیه فرانسوی مترجم : حبيب الله طرزی ( ۱۳ ) مادام سان ژین فصل هفتم خیانت اگرچه برای تکمیل خوانش پدرم به او را نیاس خواهم آمد ، ولی اعتماد کلی دارم که شما بدانستن حقایق کامله مرا از خجالت اظهار حقیقی انکار از عروسی درمقابل پدرم حمایه خواهد کرد . این مسئله را بر امانت وشرافت شخص شما حواله کرده میگذارم . » ( بلانش ) لیو نارد بعد از خواندن این مکتوب عجیب وغریب حیرت زده نشست . علامات تسکین واطمینان از بشره اش هویدا بود ولی با خودحرف زدنش سلسله خیالات اورا واضح تر ساخت : بدار روم ! اگر این مکتوب پول زیادی به من بار نیاورد . من میدانم که این مخالفت مصرانه ماد موازل بلانش تر گرفتن مردی به حیثیت بارون خالی از سری نیست ، ولی من این مخالفت را باین صورت طفلانه تصور نه میکرم بنوشتن این مکتوب برای بارون حماقت زیادی نمودم ! ... بارون باك ندارد بلکه در باره این چیزها هیچ متوجه نیست ، یگانه مقصد او بلانش را ازدواج نمودن است و بس ! مگر بلانش خبط بزرگی نموده که این سر خودش را بر روی کاغذ آورده و بدست من داده است . خوش قسمتی هر دوی ماست . هم سر او در نزد من محفوظ میماند و هم من صاحب پول زیادی می شوم . زیرا بعد ازانکه بارونش لوندال شد ، برای پس بدست آوردن این مکتوب قیمت بلندی تادیه خواهد کرد» با این الفاظ مکتوب را باحتیاط پیچیده در یکی از جیب های داخل لباسش گذاشت ومصمم شد که این مکتوب را پنهان کرده بگذارد که با دارش بلانش را در نکاح خود در ورد . و در نتیجه خود او پول زیادی بدست آورد . درین اثنا چون بارون از خوردن ناشتای خودش فارغ شده و باك زوج اسپ تازه هم بکالسکه بسته شده بود ملازم خودش را بشدت صدا میزد . لیو نارد بصدای با دارش از اسطبل بر بر آمده با او ملحق شد و هر دوی شان بسرعت تمام درشکه سوار شده براه افتادند . برسیدن ( ورون ) شهر را او باعث تقرب عساکر ( استریائی ) به هیجان شدیدی یافته ، افواهات متغایر در هر طرف نشر وموجب دهشت اهالی میگردید بارون سر راست بدائره بلدیه رفته از والی شهر قرض خودش را که برای بهبود شهر بانسود داده بود ، مطالبه میکرد ولی باو جواب دادند که اهیمت مالیه ( ورون ) بدرجه صفر وحرف پول درلغات بلدیه وجود ندارد . حاکم جواب رد خودش را با این الفاظ آزاد نموده : « مکر ، قای بارون باین راهیم باید عرض کنم که هنوز هم موقعی برای تادیه پول شان خواهد بود باید به کلی مایوس نشوند ! » لوندال با کدورت تمام : « آیا آن موقع چه وقت خواهد رسید : » حاکم : « وقتیکه ما پول دار شدیم امیرا طور استرجاعی پول نیست . اگر صلح قایم شود وشهر از خوف محاربه نجات یابد برای تادیه پول جناب بارون من خود شخصاً مسئول خواهم بود . » مستاجر عمومی چون يك تاجر جهان دیده و کار آز موده بود وضعیت پول به خوبی علم هم داشت باك نداشت که قرضش از طرف فرانسه تادیه شود و یا استریا ادا نماید . بنا براین او احساسات وطن پرستی که نداشت صرف نظر کرده احتمال تسلیم شهر را به اطریش ها خوش آمد گفت . یگانه ترددی که داشت ازین بود آیا : پروس ها واطریش ها بعد از گرفتن شهر درمقابل عسکر ملی که برای نجات ورون در حرکت بودند
صفحه ١٦ (شماره ١٥) مجلد پنجم مقاومت کرده خواهند توانست یانه این اندیشه خودش را محاکم اظهار نمود ولی حاکم او را مطمئن ساخته گفت : « اگرچه این مسئله قدری قابل اندیشه هست ولی من یقین دارم که عساکر ملی بعد از وقت خواهند رسید .» بارون : « پس من باید فارغ البال ومطمئن باشم ؟ » حاکم : « بلی ؟ بکلی خاطر جمع باشید . بگوئید به بینیم از پاریس سر راست تشریف آورده اید ؟ » بارون : « سر راست و آن هم بکمال سرعت . » حاکم : « دیگر شخص هم با شما بود یا تنها این سفر را اختیار فرمودید ؟ » بارون : « یکنفر ملازم خودم همراه بود . » حاکم : « آیا این ملازم شم میتواند که پر گوئی کند و درعین زمان اسراری را نگهمدارد ؟ » بارون : « مقصد شما را درک کرده نتوانستم . لطفا تکرار کنید : » حاکم : « میخواهم که این ملازم حضرت عالی در اهالی در آمیخته پرو پاگاند کند . چون تازه از پاریس وارد شده همه بحرف های او اعتبار خواهند گذاشت . مثلا بگوید شهر در دست طبقه ادنای اهالی افتاده است . شاه پرستان نامید و رود عساکر پروس و اطریش قوت یافته اند و برای عقب نشاندن و شهر را از دست این لجک ها خلاص نمودن اقدام جدی نموده اند . » بارون : « آیا فرمایش شما همین است . » حاکم : « این را هم باید بگوید که از يك ذریعه معتبر شنیده شده است که هشتاد هزار انگلیس در بندر ( برست ) بساحل بر آمده و بطرف پاریس « در حرکت اند . » بارون : « آیا از انتشار این اخبار چه مدعا دارید ؟ » حاکم : « تا فیصله که امشب میکنم معذوری داشته باشد . » بارون : « فیصله کدام امر ؟ » حاکم : « مجلس درین تالار منعقد کردن وجواب پیغام دیوک ( دو پرويك ) را دادن .» بارون : « سري که بايد ملازم من حفظ کند کدام خواهد بود » » حاکم : « بجا ويز ما با » . بارون : « چون این تجاویز بام گفته نشده است البته محفوظ خواهد ماند . » این دو نفر خائن هم پیشه با یک خنده پر معنائی از هم جدا شدند . بارون به طرف کالسکه شتافت تا لیود نارد را به وظیفه اش بر گمارد وحاكم براي جمع نمودن طرفداران خودش رفت تا در افکار خیانت آثار او معاونت نمایند . فصل هشتم ( تسليم شدن شهر وردن ) تمام باشندگان با رسوخ شهر وردن با معززین و شرفا اطراف و مضافات آن در تالار بزرگ عمارت بلديه بيك جلسة مهمی اجتماع کرده بودند . حاکم شهر موسیو ( گوسن ) وظیفه ریاست این مجلس را ایفا می نمود و کلنل ( بل مونت ) حاکم عسکری شهر نیز با او متحد بود . ديوك ( دو پرو نز ويك ) اردوگان خودش را در پیش گاه شهر برپا کرده منتظر بود که آیا اهالی دروازه های شهر را روی او کشاده او را به هيئت يك حامی وناجی استقبال خواهند نمود ، و يا اینکه دهنهای خندق را برداشته او را با دهن های طوپ جواب خواهند داد ؟ اجتماع اهالی شهر هم به تحريك حاكم برای فیصله این جوب بود که بچه طریق داده شود . بعد از آنکه تالار از مدعوین پر ( گردید ) حاکم بر منبر بالا بر آمده شروع به افتتاحیه ذیل نمود : - ( یا قیدا رد ) ( مطبعه انیس : )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جریدهٔ ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ « طلبهٔ معارف ۷ « در ممالک خارجه ۱۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزان دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد (مطبعه انیس)
[BLANK PAGE]
شماره ( ١٦ ) مجلة ( ٥ ) انيس اشتراك سالانه ١٢ افغانى اداره : كابل جاده ارگ محصول پوسته ٢ مؤسس و نگارنده مسؤل خارجه ٢٠ شلنگ محيي الدين ٢ سنبله ١٨ اسد ١٣٠٦ تأسيس ١٣٠٦ ٢٥ ربيع الاول ١٣٠٦ صورت افتتاح سیزدهمین استقلال نطق اعلیحضرت غازي در موقع حسب پروگرام اداره جشن ساعت ٨ افتتاح جشن سال سیزدهمین استقلال روز جمعه ٢٢ اسد در حاليكه هیئت بنام خداوند فیاض و توانا این جشن خواهد بود . وزراء ، كور ديپلوماتيك ، و جمع غفيري مقدس سال سیزدهمین استقلال ملی را اینست که ما بپاس و تایید کار های از اهالی شهر کابل و اطراف آن ، و آغاز و افتتاح مینمایم و ملت عزيز جهد بالة ملی وحصول استقلال افغانستان صفوف عسکری ، در زیر منار یاد گار افغانستان را بورود این دوره فرخنده این جشن مقدس را افتتاح ميكنيم و دو استقلال اخذ موقع نموده بودند ، جشن و بهترین یاد گار های افتخارات باره بكافة ملت عزيز خويش تبريك سیزدهمین سال افغانستان از طرف ملی تبريك و تهنيت ميگويم . و تهنيت ميگويم : - اعلیحضرت همایونی افتتاح و تاثیرات بزرگی بموم حضار بخشید . له ما بین کلمات حكيما اي ملت عزيز و دلير من ! اي ملت شجيع وعزيز من ! و نصایح شاهانه را در ذیل نقل میکنیم . استقلال ملت ها از جمله آن نعمت وظایف ملية ما در راه حفظ استقلال سپس جناب شیخ السفرا آقای (ستارك ) های بزرگ خداوند قدیر است که در وطن بسى مهم و سنگين است مقتضيات سفير كبير س س س ر در دربار كابل مقابل آن مالها و جانها را قدر و عصر حضر و ایجابات مدنيت جهان بعلاوة مختصر نطق مبنی بر تبریکیه استقلال را قیمتی نمیباشد زیرا مالها وجانها برای دا شتن استقلال ملی برای ما وظایفی تعیین ایراد نموده و از طرف شهريارى با زندگی چند روزه دنيا و اين زندگی و مقرر می کند که در عدم ايفای ان بیانات متین و دوستانه مجاب شدند . محكم حقیقت و فطرت آدمیت برای بنیان استقلال ملی متزلزل و نا پدیدار بعد ازان آقای عبد الاحد خان رئيس استقلال و مخصوص آزادی نوع انسان است . شورا معروضة از طرف وکلای محترم است . این وظایف مهمه که گفتیم عبارت از بحضور قرائت نمود . همین که جشن افغانستان که بفضل و مرحمت خداوند استقلال اقتصادی وصنعتی و عرفانی سيزده همين با يك مسرت و شادمانی تمام و حمیت و غیرت ملت نجیب خود سیزده مملکت است سنگهای اولین این تهد ب افتتاح گردید ، اعليحضرت غازی سال پیشتر استقلال خود را بحصول و ها نشر معارف صحيح و ترقی صنایع تر وجميع حضار محترم بطرف چمن برای مالك آن گرديده و الی ما شاء الله در ویج زراعت تکثیر محصولات وطنی معاینه گذشت عسكری ، سایه استقلال زندگانی با شرفانه بسر سهولت حمل و نقل تمدید راهها و امثالها تشریف بردند . برده استقلال شان بر قرار و بر دوام است و اینها از همه اولتر محتاج امنيت
داخله و توحید و اتفاق افکار ملیه است . چون حفظ موجودیت یک ملت محتاج بقوت منتظم عسکری است لهذا قبلا ما و حکومت ما حتّی المقدور در تشکیل با قاعده آن کوشیده ایم و امید میکنیم که بمعاونت خداوند در سایه حسن مساعی و فداکاری وزارت حربیه و افسران اردوی افغانی عسکر افغانستان بزودی دارای قدرت و انتظام مکمل عصری گردد و نا گفته نماند که درین عصر تا حال خدماتیکه اردوی افغانستان در راه اقامت امنیت داخله فداکارانه ایفا نموده اند البته ما و ملت ما فراموش نخواهیم نمود راجع به توحید و اتحاد افکار عمومی چاره بهترین را که در عالم متمدن حسّنّه و متکا است همان دانش حکومت ملّی و مجلس شورا است که ما نیز این چاره را بعون الله تعالی عملی ساختیم و امید میکنیم که مجلس مقدس شورای ما بتواند درین راه بهترین خدمتی را انجام داده و اسباب تسلّط و تسنّق مملکت را فراهم سازد . بعلاوه ما و حکومت ما درین عرصه دو سال خدا را شکر میکنیم که در قایم کردن امنیت داخله نشر معارف تنظیم عسکر و وادارات تصیه بدطرق وشوارع ترقی مطبوعات تهیۀ آلات و ادوات حربی و امثالها توانستیم خدمتی بنمایم ولی نصب العین ما چون ازین ها بلند تر است از خدای متعال توفیق میخواهیم که بتوانیم در آینده خیالات وطن پرورانه خویش را از قوّه بمیدان عمل آریم . ای ملت عزیز من . من بهمه شما توصیه مینمایم که شخصاً ومتفقاً فی القول والعمل در راه حصول این مقاصد مقدس ملیّه و ترقّی و تقدّم وطن عزیز از هیچگونه سعی و ایثار مضایقه و دریغ نه نمائید من از ملّت ودولت انتظار دارم که در ایفای وظایف منتهای جدّیّت وصمیمت را ابراز نمایند واز هیئت شورای مقدس خواهش مینمایم که باقدم های سریع در تنظیم اجتماعی این ملت طیّ طریق نمایند من یقین میکنم که در تمام طبقات ملت عزیزم دست بدست داده متحدأ و متفقأ در راه تقدّم وتمدّن مملکتی قدم می بردارند و از مخالفت های قولی و عملی که باعث تشتّت آراء وافکار اقوام و منتج به نتایج سوء و پیش آمدهای بربادی قوای مادی و معنوی ملّت است اجتناب خواهند کرد . در ین صورت شك نیست كه مملكت عزیز ما افغانستآن بزودی مراحل ترقّی وتمدن را طی خواهد نمود و وظایف دینیّه وملیّه ما وشما در مقابل باز پرس خداوند عادل ادا خواهد گردید ، زیاده از خداوند قادر وتوانا مسئلت مینمایم که بملت افغانستان موقع آن بخشد كه تا قرن های درازی بامسرّت خاطر وترقّیات روز افزون بیاد گار جهاد پاك استقلال ملی خویش جشن های مقدسی دائر وافتتاح نمایند . معروضه که از طرف شورای ملّی بحضوراعلیحضرت غازی قرائت شده است اعلیحضرت غازی پادشاه محبوب القلوب ملت ! ورود این جشن بامسرت سال سیّوم همین استقلال را که از آرزو های تاریخی وعنوان دوره سعادت ملت افغا نستان و به فضل ومرحمت خدای كریم وفدا کاری و سر بازی اعلیحضرت شما ملت افغانستان بآن نائل گردیده است بحضور اعلیحضرت شما تبریک میگوئیم . حمد میکنیم خدا را که ماملت افغانستان از فضل و کرم حضرت الهی وبمجاهدات شما امروز با کمال امنیت واستقلال داخلی وخارجی و آسایش عمومی باینقسم جشن با شرف ملی خود نائل هستیم حقیقةً شکران این لطف درخشان حضرت الهی را بهیچ صورت بجا آورده نمیتوانیم مسرور یمیکه در جشن استقلال امسال نسبت بسال پیشتر بدلهای مملو از صمیمیت خود حس میکنیم اینست که الحمدلله تعالی علاوه بر حصول امنیت ورفاه عمومی درین سال بتأسیس یک مؤسسه باشرف ملی که آن عبارت ازافتتاح شورای ملی است وسعادت ودرخشانیت آینده ملت را نشان میدهد موفق شده ایم . اینحقوق شورای ملی را که دیگر ملل متمدنه عالم با کمال زحمت وخونریزی استحصال نموده اند اعلیحضرت غازی
صفحه ٣ (شماره ٦) مجلد پنجم با ساس ديني واسلامي واز نهايت عشق وعلاقه مندي که بملت و وطن عزيز خود افغانستان دارند بحكم (وشاورهم في الامر) براي حصول سعادت و تأمين اسباب ارتقاي جامعه ملت عطا فرموده اند . اعليحضرتا ما برأی العين مشاهده ميكنيم که اعليحضرت شما از بدو جلوس شاهانه تا حال براي پيشرفت امور مملکتي وايجاد اسباب سعادت ديني ودنيوي ما خدمات قيمتداري را ابراز فرموده وميقرمآيند اين اقدامات وطن خواهانه اعليحضرت ما ملت را بسعادت مستقبل آن اميدوار ميسازد واميد قوي داريم که ازين افكار بي آلايش و پاك وخيالات مقدسه شاهانه كه نسبت بفلاح و آبادي ملت و وطن دارند موفقيت درخشان وخسارات دوره انقلاب افغانستان يوماً فيوماً تلافي وجبران شده و وطن بترقيات مشروعه نائل گردد . ما وكلاي ملت از طرف خود اصالةً و از جانب موکلین خود وكالةً به حضور اعليحضرت شما اطمينان واثق ميدهیم که با جراي تمام عزم وتصميمات شاهانه كه براي سعادت حال واستقبال مملکت در نظر دارند بهر گونه اقدامات جدیانه حاضر هستیم واز خداوند كريم براي هر فرد ملت بالخصوص شوراي ملي وهیئت مامورین توفیق خدمت جامعه ملت و وطن عزيز ما افغانستان را تمنا میکنیم در خاتمه مراتب تبريكات خالصانه وعاجزانه خود را به حضور اشرف همایونی تجدید کرده ورود سي همچو روزهاي بامسرت واعياد ملي را بسلامتي اعليحضرت غازي و آبادي وسعادت ملت و وطن افغانستان را از درگاه حضرت الهی نیاز مینمائيم . بیانیه جناب شیخ السفرا اعليحضرتا ! افتخار دارم که امروز با علیحضرت شما تبريكات صميمي خود وهمقطاران محترم را بمناسبت سال گره سیزدهمين استقلال افغانستان تقدیم مینمایم . درین روز عيد بملت افغان آرزوهاي بي آلايش خودها را بجهت پيشرفت در راه ترقي مادي وعقاني وتشييد استقلال بيان ميداريم و با عليحضرت شما قوة واستطاعت زياد وصحت کامل که براي عمل نيك سعادت حکومت افغانستان لازمي است آرزو میکنیم . جوابیه که از حضور اعلیحضرت ایراد شده است جناب شیخ السفرا ! با تمام مسرت از تبريكات صميمانة جلالتمآب شما وهم قطاران محترم تان اظهار تشکر مینمایم ، وهمچنان از ابراز نظريات نيك شماها نسبت به تعالي ملت عزيزم بس ممنون گردیده آرزو مندم که بمدد والطاف خداي متعال افغانستان مستقل هميشه بحفظ حسن روابط وتشييد مناسبات دوستانه كه خوشبختانه بادول متعاهده خود دارد سالیان بیشمار برهان اساس قايم ومستحكم بود وحيات باشرا فائه خود را بر دوام داشته باشد . اعلان ذوات محترم که مائل اشتراك مجله کابل هستند بخود اداره انجمن ادبي يا باداره اصلاح اداره انيس مراجعت نموده بعد تحويلي پول بدل اشتراك مجله يكي از ورقه هاي اشتراك كه مخصوص معرفي مشتركين مجله میباشد صورت در خواست خود را تحرير وامضاء فرمايند تا بعد از آن مجله بعنوان ذوات موصوف از روي آدرس عنوان که درورقه تصريح میدهند فرستاده میشود
(شماره ١٦) مجلد پنجم صحيات مالاریا يا تب لرزه مادي اثر این مرض پیش از خسارتي است باین لحاظ ممکن است این قسمت را يکي که از يک جنگ خيلي مهمي پیش می آید از نواقص مدارس ما دانست . جنگ را نمي توان در خفا عملي نمود براي اثبات نظريات خود کاش و خطر آن در مقابل چشم بشر همیشه مجسم میتوانستیم قارئین محترم را بمطبهاي اطباء است دول وملل با مخارج هنگفتي وسايلي هدایت نموده تا آنجا ملاحظه فرمايند از قبیل قشون ومهمات تهیه مینمایند تا در موقع که در آن مطبها فقط اشخاصي با لسبه براي دفاع حاضر باشند ولي در مقابل این ثروتمند وظاهر آراسته ومتمدن براي دشمن که در خفا وتدريجا قوا بنيادي خود معالجه امراض در اطاق انتظار نشسته را اسیر وبي سر وصدا منهدم میسازد اند عوام واشخاص بي چيز در امراض مختلفه عواما ورو بدون اینکه صدائي تشکيلات دفاعيه وجود ندارد از این نقطه از آنها در آید سر تسلیم در مقابل آن نظر خسارات وارده از جنگ در مقابل انظار عظيم وبزرگتر است در حالي که اینطور فرود آورده اند مالاريا يکي از بزرگترين عوامل بدبختي است که نیست وعلل عظمت آن همانا نمایان بودن نصف افراد بشر را تحت شکنجه قرار آن است . داده است میخواهم اطلاعات خود را مالاريا يکي از بزرگترین خطرات از این گذشته خطر ديگري که مالاریا بطور مفصل بعلاوه کشفیات جديدي این مملکت است که میتوان گفت تقریبا دارد این است که تا بحال معدودي میدانند که در این خصوص در عالم طب بعمل نصف اهالي را در پنجه هاي خود فشرده این دشمن موذي بچه وصله پرورش یافته آمده است بعرض قارئين محترم برسانم تا بتوانند براي سلامتي وجود خود وباعث خسارت جاني ومالي واجتماعي میگردد و وارد خون انساني شده ومريض را عليل واین مرض نه تنها در مملکت بلکه در تمام وذلیل میسازد در صورتیکه همه باید بعواقب در مقابل این مرض موذي براي دفاع حاضر باشند . دنیا نيز حکمر ما است . وخیم آن پي برند در این موضوع نه فقط بعقيده علماي دنيا از ١٨٠٠ مليون نفوس اطباء بلکه عموم افراد بشر بايد مطالعات درسنه ١٨٨٠ ميلادي بشر راجع بوجود این ميکروب اطلاعي در دست دنیا ٨٠٠ ملیون نفر دچار این مرض موذي لازمه نموده واطلاعات کامله کسب نمایند نداشت تا اینکه ( لاوران عالم معروف بوده وخسارت مادي که از این مرض تولید تا بتوانند در مقابل تهاجم ميکروب هاي فرانسوي براي اولین دفعه در خون میگردد بالغ بر چندین میلیارد است . این مرض وسایل موثره دفاعیه را بکار برند مرض مشاهده وجود ( پارازیت هـا مالاریا که يکي از دشمنان جامعه بشر ولي متاسفانه مشاهده میشود خيلي از را کرد علمای فرانسوی وابطا لیائی است در چندین هزار سال بدون اینکه اشخاصيکه شهرت بدارا بودن معلومات موضوع را تحت مطالعه در آورده ظاهرا صورت وحشت انگیز خود را نمایان كافي هستند وحتي از ترتیب ورود مالاریا وثابت کردند که این ميکروب يا پارازیتها سازد باعث خرابي وانهدام ملیونها خانواده درخون اطلاعی ندارند و دیپلمه هاي کامل اقسام مختلف دارند که هر يك از آنها گشته و از این حیث اتلاف نفوس وخسارت متوسطه نيز اطلاعی از این موضوع ندارند باشکال هاي مخصوصي ظاهر مي شوند .
صفحه 5 ( شماره 16 ) مجلۀ پنجم مالاریا سه قسم ( پارازیت ) دارد که یکی از آنها نشانش این است که مبتلا يك روز تب دارد و دو روز ندارد یا بعبارۀ اخرى ( پارازیتها ) دوسه روز ( 72 ساعت ) تکامل شده و تخم میکنند ـ دیگری در 48 ساعت وسومی در 24 ساعت قسم دیگر از مالاریا هست که مبتلا دو روز یکمرتبه نوبه میکند ولی تب آن شدید وطولانی است وخیلی اتفاق می افتد که عوارض دیگری نیز بظهور برساند . این مالاریا ( پارازیت ) مخصوصی دارد که شبیه است بماه نصف ( هلال مه ) وترتیب تخصیص در سرایت از شخصی بشخص دیگری دارد ، این قسم ملاریا مخصوص نقاط گرمسیر است و تسویه زود اسم دارد . باید دانست که ممکن است اقسام مختلفه پارازیتهای مذکور یکمرتبه در خون يك شخصی جمع آیند باین ترتیب : وقتی پارازیتها وارد خون انسان میشوند مرکز سکونت وتغذیه خود را در گلوبولهای قرمز خون قرار داده آنها را سوراخ کرده وارد آنها میشوند و در 24 یا 48 ویا 72 ساعت آنها را خورده بکمال رسیده تخم میگذارند بعد پرده نازك گلوبول را پاره کرده عده کثیری تخمها که پارازیت شده اند وارد خون میشوند در این موقع پارازیتها سم مخصوصی از خود خارج میکنند که در مراکز اعصاب مؤثر شده اختلالی در حرارت بدن ایجاد میکنند سپس لرز شروع می شود که يك الى دو ساعت طول میکشد بعد از آن تبی که یکی دو ساعت طول میکشد شروع شده وبعداً مریض عرق میکند این عرق هم یکی دو ساعت طول کشیده چون عرق بی خود قدمت سم مذکور و حرارت اضافی را از بدن خارج میسازد حرارت دوباره بدرجه طبیعی خود بر میگردد و باین ترتیب هر يك از پارازیتهای نوزاد گلوبول برای خود پیدا کرده وارد آن می شود و تخم میگذارد ، پارازیتهای جدیدی ایجاد میکنند و این عمل در خون انسان لا ینقطع جریان دارد . چون علما این قسمت را کشف کردند مسئله مالاریا بقدر کافی حل شد ولی از حیث معالجه سریع آن هنوز وسایل مؤثر اعمال نشده است . مدت مدیدی است که علما مشغول کشف آن حقیقت هستند که آیا پارازیتهای مالاریا قبل از ورود در خون انسان در کجا بودند و بعد از ورود بچه وسیله خارج میشوند راجع باین بنظر حدسیات زیادی وجود داشت سابقاً تصور میکردند که چون مالاریا بطور معمول در نقاط ساحلی و باطلاقی ممالک گرمسیری شیوع دارد پارازیتها در هوا هستند و بتوسط استنشاق وارد ریه شده واز آنجا بخون منتقل و شخص را مریض میسازند ولی اخیراً در نتیجه مطالعات علمآء معلوم شد که اینموجودات ( میکرو ـ رکانیکی ) نمیتوانستند در هوا وجود داشته باشند و اگر آن ها در هوا بودند پس لازم بود از نقاط باطلاقی که مرکز مرض است این میکروب ها توسط باد بطرف فلات برده شده و بآن جا ها نیز سرایت کنند در حالیکه دیده شده است در این نقاط حتى در موسم تابستان نیز مالاریا وجود ندارد . پس از اینکه ثابت شد که پارازیتها در هوا نیستند آنها را در آب و مخصوصاً در آب های باطلاقی جستجو کردند باین تصور که توسط آب پارازیتها وارد معده شده و از آن جا هم وارد خون میگردند و برای این هم اشخاصی را که در نقاط مالاریائی هنوز مبتلا نشده بودند آب های پاك چشمه خورانیدند ولی با وصف این آنها نیز از خطر ابتلاء نجات نیافتند و در عوض اشخاصی را که در نقاط غیر مالاریائی اقامت داشته آب باطلاقی را خورانیدند و آن ها مبتلا نشدند . چون این قسمت هم ثابت نشد وجود میکروب را در خاك تصور کردند ولی امتحانات در این قسمت هم نتیجه منتظر را نداد . بالأخره این طور حدس زدند که پارازیتها از اشخاص مریض باشخاص سالم توسط پشه ها انتقال مییابند این عقیده مدت مدیدی انعکاس پیدا نکرده تا در سنه 1898 پروفسور [ گراسی ] عالم معروف ایطالیائی مشاهده کرد که
صفحه ٦ شماره ١٦ مجلد پنجم در نقاط با طلاقی در موقعیکه موسم از زیاد پشه ها است ما لا ریا شدت کرده و خطر ناك می گردد . این نظر باعث شد که اطبای مطالعاتی در انواع پشه ها نموده و این نتیجه را گرفتند که نوعی از پشه ها که باصطلاح علمی آن را ( آنوفل ) مینامند وسیله اصلی انتقال پارا زيتها از مريض مبتلا بما لاریا باشخاص سالم میباشد . ( بقيه دارد ) علت زکام زکام یکی از امراضی میباشد که مبدأ ساری و منتشر بوده و بیش از امراض از حیث شیوع و سرعت انتقال اطباء را مستأصل می سازد . در عالم هیچ مرضى بمثل زكام سرعت انتشار نداشته و امیدی در کار نیست كه يك روزى طبابت و علم مخلوق خدا را از شر سرایت این مرض نجات دهند . خیلی از اطباء تصمیم گرفتند که بر علیه میکروب این مرض جنگیده و این مرض پر خطر را از بشریت دور سازند ولی متأسفانه موفقیت حاصل ننمودند بعض از دکتور ها تجارب زیادی در اطراف این مرض نموده و میکروب آنرا در موقع و مناطق مختلف تحت نظر گرفته و حتى طائفه از میمون معروف « شامپازه » را بماده مخاطیه از شخص مبتلای بزکام تزریق کرده و بر اثر انژکسیون رطوبات لزجه دماغ شخص مریض حیوان مزبور عيناً انسان دچار زکام گشته و همین عوارض را داشته و عجیب آنکه بزودی در حیوانات دیگر هم از آن نوع سرایت می کند . اطباء مذکوره این تجربه را مکرر کرده و در حالات مختلفه ، نتیجه واحدی مأخوذ داشته اند و لذا ثابت کرده اند میکروب زکام عبارت از نوعی میکروب میباشد که با رقیقترین ترشحات سرایت کرده و در مرکز مغز و رطوبات دماغ نشو و نما حاصل می کند . تا کنون که هیچکس مقدر بدفع آن نگشته و نتوانسته است این میکروب را از سرایت باز دارد ( عرفان ) از هر طرف نقشه ده ساله چین مخبر روزنامه مراينك پست مقیم شانگهای خبر میدهد که وزارت صنایع نانکن يك نقشه ده سال طرح نموده است بقصد آنکه چین را بیکی از بزرگترین ممالك معظم صنعتی عالم تبدیل نماید نقشه پنج سالۀ روسیه را متضمن است . نقشه چین عبارت از چهار ده قسمت ذیل میباشد . ١- ساختمان لنگر گاه ها وكا نال ها راه های اهن ٢- استفاده از اراضی وسیعه بایر شمال غرب وبطور کلی اصلاح صنایع روستائی ٣- استخراج معادن فلزى معادن سنك ٤- احداث کار خانجات آهنگدازی و کار خانه جات فلزی ٥- استحصال آهن وقو لاد . ٦- ساختن اقسام وسائط نقليه ٧- ساختن الکو موتیو و نقلیه های روی خط از قبیل واگون وغيره ٨- ساختن کشتی های تجارتی و کشتی های ماهی گیری ٩- ساختن آجر وسمنت وساير مصالح بنائی ١٠- احداث يك صنعت جهت استحصال قیری که در موقع تجزیه گاز تر ذغال سنك بدست میآید ١١- احداث کار خانجات شیمیائی قلیائی ١٢- احداث کار خانه هيدر والكتريك ١٤- احداث کار خانه تهیه آب بلدی کنترول دولت کلیه این مهمات بدست دولت انجام خواهد یافت یادر تحت نظارت مستقیم دولت خواهد بود . دسته جها زات بحر نجین اکنون - ٣٠٠،٠٠٠ تن ظرفیت دارند و جهازات مزبور اکثرا از کشتی های بخاری که از رود خانه ها ایاب وذهاب مینمایند تشکیل یافته است ولی در این نقشه ده ساله مجموع ظرفیت سفاین چین بایستی به ٨،٠٠٠،٠٠٠ تن و ماشين هايش به ٥٠٠٠٠٠٠ قوه اسب بالغ گردد . و نیز ٢٠،٠٠٠،٠٠٠ قوه اسب جهت کار های صنعتی که در نظر گرفته شده لازم میباشد . اهمیت این نقشه ها و منظورا ت از از اینجا معلوم می شود که اکنون تمام
کارخانجات چین فقط با ١٠٧٥٠٠٠٠٠ قوه اسب میگردد و ثلث این قوه در شهر شانگهای تمرکز یافته است مخارج اجرای این نقشه جدید در حدود سالی ۲۷۰۰۰۰۰۰۰ لیره تا ده سال مقولتی خواهد شد که جمعا در آخر ده سال ۲۳۰۰۰۰۰۰۰۰ لیره شد باشد اکنون از ۷۰۰۰۰۰۰۰ جریب زمین قابل زرع چین فقط ربع آن مزروع میباشد مطابق نقشه ده ساله اراضی مزروع چین بایستی بر اثر ادخال ماشین آلات فلاحتی عالی به ۵۰۰۰۰۰۰۰۰ جریب زمین بالغ گردد سال جهت خرید ماشین آلات مزبور کار سازی شود ولیز نقشه دهساله مقرر میدارد که ۴۰۰۰۰ پنبه کنونی چین که بیشتر از نصف آنها متعلق بخار جیان است بایستی پس از دهسال به ۴۰۰۰۰۰۰ بالغ گردد مجموع مصارف برآوردی جهت خرید کلیه ادوات و آلات ماشینی در ظرف مدت ده سال بالغ بر ۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰ لیره خواهد شد در نانکن بطور نمونه کارخانجات ساختمان ماشین تاسیس خواهد یافت که مكانيك ها در تحت نظارت خارجی ترتیب شوند . مخارج ساختمان این کارخانه در حدود ۲۰۰۰۰۰۰ دالار خواهد شد نظر باینکه تهیه این همه سرمایه با ستمیات فعلی چین كمال عسرت و اشكال را خواهد داشت عملی شدن این نقشه با این عظمت و وسعت محل تردید میباشد یافتن گمشدة از ميان يك كتاب از جمله کسانیکه بکتاب خانه تورکت و اتیکان در روم آمد ورفت دارند يك محصلی نیز رفت و آمد داشته و اغلب اوقات را بمطالعات کتب در آن جای گذرانده است اتفاقاً اینمحصل از مباشر کتب خانه يك كتابی را از تالیف های ( امیل فابرید وقیس ) برای مطالعه میطلبد ( مولف این کتاب از دیر زمانی فوت کرده است . ) مباشر هم البته تقاضای او را پذیرفته و کتاب مزبور را تقدیمش مینماید ولی همینکه آن جوان شروع بمطالعه کرده کتاب را رفته رفته ورق میزند ناگاه یکمرتبه چشمش بيك ورقه دوخته میشود که در میان اوراق کتاب بوده و در او چنین نوشته شده است هر که این نوشته بدستش آمد و بخواند انرا فوری به کاتب عدل ارائه داده و از او چنین تقاضا نماید که از میان دوسیه های مخصوص خودش آنرا که بحرف ( ل . ا . ونمره ١٦٢ قید کرده است بخاطر آورده و عمل نماید محصل مزبور که از مقاصد این نوشته بی خبر بوده البته پس از خواندن آن برای وقت گذرانى يا يك تمسخر و بی اعتنائی خصوصی بسراغ كاتب عدل رفته و كاغذ را نشانش می دهد . ولی بمجردیکه چشم کاتب عدل بورقة مزبور ميافتد فوراً پس از سلام و ظهار احترام يك چك بانکی را بمبلغ ٨ ملیون لیره ( ايطاليا ) در ازاء آن ورقه به محصل تسلیم می نماید جمعیت دنیا از آخرین احصائیه های اخیر معلوم می شود که جمعیت دنیا در خلال قرن حاضر رو بازدیاد گذارده است این ازدیاد بقدری سریع میباشد که جداً موجب میباشد چه بفاصله کمتر از ٣٥ سال تعداد نفوس فعلی بشر بحدودی رسیده که بالغ بر ۲ هزار ملیون میباشد از این مقدار در حدود يك بيستم آن در ولايات متحده متوقف میباشد و باقی در تمامی دنیا پراکنده اند . بطلان تاریخ قدیمترین ملل زارع زراعت و شکار و تربیت حیوانات اهلی از قدیمترین کارهای انفرادی و اجتماعی میباشد که انسانیت از روز های اول برای اکتساب روزی بدان توسل جست . روایات تاریخی قدیمترین ملل زارع دنیا را ( مصریها ) می گویند در صورتی که اکتشافات تحت الارضى اخيره بخوبی این دعوی تاریخ را انکار میکنند زیرا قنوات و مجاری آبها و قریه ها و کانال های کلدان قدیم ، محقق می دارند که آنها قدیمترین قوم دنیا میباشند که به زراعت دست زده اند . ( از جرائد فارس )
صفحه 8 شماره ١٦ مجله ١١٦٥ سال حبس در روم ١٣١ نفر از اعضای (مافیا) بارتکاب جرمهای مختلف از قبیل اخذ خلق و باج سبیل وقتل وهتک ناموس وغارت و دزدی مقصر ومجرم تشخیص داده شده اند ومدعی العموم در محاکمه (پالرمه) تقاضا کرده است که آنها بحبس های مختلف که جمعاً عده سنوات حبس به ١١٦٥ سال بالغ گردد محکوم شوند . این جنایات بین سنه ١٨٩٠ و ١٩٢٦ ارتکاب گردیده و این محاکمه که یکسال بطول انجامیده دیگر آخرین فعالیت دزدان وجنایتکاران روم را مینمایاند . مطابق راپورتهای واصله از پالرمو در موقعیکه رئیس محکمه انشای صادره را قرائت مینمود محبوسین در قفس شروع بفحاشی و داد وفریاد نموده اند . آنها با صدای بلند فریاد برآورده و بمحکمه ورئیس محکمه واعضای محکمه فحش وناسزا گفته وصدای مأمورین محکمه در میان سیل فحاشی وجنجال دزدان بگوش هیچکس نمیرسید ضمناً دزدان اشخاصی را که برعلیه شان شهادت داده بودند تهدید مینمودند . یکی از دزدان چکمه سنگین خود را پاره کرده واز میان میله های قفس یک تیکه اش را بقاضی و یکی را بفقیه پرتاب نمود ولی تیر او بهدف نرسید . با تحویل دادن محبوسین بمحبس واجرای حکم در مورد آنها از فردا این فصل طولانی تاریکی که متضمن حکایات موحش جنایتکاران (مافیا) بوده است بپایان میرسد. (از جرائد فارسی) اقتباس از روزنامه جشن نمایشات جشن استقلال آتن ملی بساعت ٤ بعد از ظهر یوم جمعه ۲۲ اسد از طرف یک عده جوانان خروتی و اندری آتن ملی با دهل وحرکات مخصوص بمعرض نمایش گذارده شد هر چند آتن یا رقص ملی در وطن ما خیلی معروف ومصطلح است واین اواخر بیشتر از سابق جالب ذوق وانتباه عامه شده است ولی از نقطه نظر عواطف و احساسات ملی فوق العاده همیت داشته و روح زنده وجنبنده افغانی را مجسم می کند ، چنانچه گفتیم نمایش مذکور با همان روح افغانی در منطقه چمن اجرا گردید و اعلیحضرت غازی با وزراء وهیئت سیاسی و ملتزمین شاهانه تشریف آورده در کمپ مخصوص خود شان قرار گرفتند . تشریف آوری و التفات مخصوص ملوکانه و والا حضرت صدر اعظم صاحب اسباب تشویق این جمعیت زنده را فراهم و باعث شد که آتن را بمهارت تمامی بازی نمایند سرکس این نمایش بساعت پنج از طرف پرو فیسر برکت الله عامل معروف در نمایش گاه عمومی اجرا گردید مشارالیه چنانچه خودش مدعن است بوسیله کثرت و ادمن واجد عضلات و بنیه قوی گردیده و بنا برین از هیچ فشار و زحمت متأثر نشده و با هرگونه مصاحب جسمی مقابله میکند علاوتاً در سایه خوش اعتقادی بکلمه طیبه بر آتش حرکت میکنند و موقن است که تابعین بعملیات خودشرا نیز بر آتش عبور داده و آنها هم احساس هیچ درد و سوزش ننمایند ـ ما در صحت عقیده مشارالیه هیچ تردیدی نداریم زیرا کلمه طیبه اساساً مالك تأثيرات غریبی میباشد ولی عملیات دیگری فی الدازه شگفت آور است مثلاً يك زنجیر مضبوطی که دو طر فدر به کشتن آن نشدند به تنهایی آنرا بکست ـ چطور که بدو آن زنجیر را بکمر پیجده و يك تنهای آنرا بر چوبی محکم کرده با قوت فشار پا آنرا برید و کذ دوسیخ آهنین که کمتر از يك انج کلفت بود یکی را بدور دست و دیگر را دور گردن پیچیده بعد بروی چوکی بوضعی که سرو شانه اش بر يك چوکی و پاهایش بدیگر چوکی قرار گرفته و حصه وسطی بدنش مستند بچیزی نبود يك پسر دوازده ساله را بروی دو دست بلند کرده يك سنگ بوزن پنج سیر را و روی شکمش شکستاندند همین طور دو سه مرتبه دیگر گهی بر زمین خوابیده و گهی بر زانو
(شماره ١٦) مجله پختوم نشسته و در هر مرتبه سنگهای ضخیمی را علاوه بر نمایشاتیکه مختصراً از وجود واعتقاد عامه شده رعایا وفلا سفه عصر بر سر و شکمش بسندانها کوفته و آن در فوق تذکر دادیم ـ درهر گوشه حاضر را به کشف آن جا با وغوامض شکستاندند مرتبه دیگر کراچی قاطر را و کنار چمن موسیقی های هندی و وطنی وا دار نموده . که هشت نفر در آن نشسته بودند بر گلوی و رادیو وشعبده ها و مسخره ها ، کبوتر بعبارت دیگر چشم بندی یا مسمریزم او عبور دادند هر چند عبور دادن چرخها پرانی وانواع شکار ها وهدف های با هر تعبیریكه بخواهیم شرح دهیم بطور معلـوب حاصل نشد و عمداً يا خطاءً مصنوعی وزو رقه های كو چك در كول شبح خرافات وروايات رفترا ترك فقط رنج و يك قسمت از صورت وی تحت چمن هر روزه مو جود و با تادیه جزئی کرده و در کالبد فن و تجر به و تحصیل فشار چر خهای سنگین عرابه واقع گردید محصول وقت تماشا تیا نرا مشغول میکند داخل گشته ـ مثلاً دكتور لوارو معہذا این تحمل وطاقت وتحمل وی مسریزم مسمریزم را در لندن تحصیل میکنند ود فوق العاده مورد تمجید وکف زدن در وطن ما چشم بندی ( مسریزم ) یپلوم گرفته بنام دکتور معرفی میشود ناظرین گردید ـ در پا یان عملیات و خیلی سابقه دارد مدار یهای معروف علم در امریكا شفا خانه های از طرف عاملین نمایشات خود وعده داد که در تماشای كنج وعمليات محدود آنها بیاد غالب مسمریزم دائر و امراض صعب العلاج دیگر خو ش رول آهنی که سرك را سا کنین این بلده هست معذالك در را بو سیله آن تداوی میکنند در سال بآن تسطیح میکنند بر روی شکم یا پشت نزد عوام همیشه يك مسئله غامض وقضيه یكی پیش میشود در یكی از اخبارها شرح خود عبور خواهد داد ـ چون مشارالیه لا یحلی بوده اگر قصص وروايات سابقه يك استقربائی عامل مسمریزم را در جشن های گذشته خیلی ازین عملیات را که اکنون در نزد ما جزء خرافات خواندیم که با زارد کتر های طبی را شگفت آور را موقع ایکت وامتحان وروایات اساطیری محسوب میشود بيا بيم کاسد نموده و بجای آن رایت مسمریزی گذارده و کارهای عجیبی از خود بروز مملو ازین افسانه ها هستند و با عتقاد را بر افراشته و توجه عامه را به خود آورده از قبیل مقاومت با فشار وحرکت پیشینیان ما چشم بندی مر بوط به يك جلب نموده است تایتكه اطبا مجبور اتو مو بيل وكذا شتن عرابه اتو موبیل سلسله عوامل وز حمتی که اکثریت شدند بر ضدوی قیام کرده و عملیات ویرا وفيل افقاً بر پشتش این دعوی وی نیز عاجز از اجرای آنند بوده و بنا براین خالی از حقیقت جلوه دهند همین قیام و خالی از تکلف و اغراق بوده همه قریب کمتر کسی میل با مو ختن آن میکرده ضدیت اطبا وله وی فوری مشار اليه خواهیم دید چنا نچه وی گفته است است ـ معلوم میشود بشر سابقه بمراتب شهرت وی میفزاید واطبا عملیات خود را معرض امتحان خواهد بمسمریزم داشته و بان محشور شده اند وشیمیست ها را مغلوب میکنند . ومعتقدین گذارد . ولی بسبب فقدان علم وتجربه از کنه بعملیات و تداوی بمستمر يست ها کسب نمایش دكتور الوار آن بی اطلاع مانده و در نزد عامه زیادت مینما یند . مشار الیه از ساعت ٩ الی ١١ بجہ اطلاعاتی درین رشته جز همان فسانه ها یوم شنبه ٢٣ اسد از ساعت هشت شب عملیات غریبی از خود بروز داد و روايات کهنه چیزی در دست نبوده تاده عمليات قابل دید پرو فیسر علی بخش ومایه مشغولیت وتفرح نا ظران گردید در این اواخر می بینیم خورده خورده هندی محل نمایش گذارده شد مشار اليه تفصیل عملیات ویرا در شماره های آینده آن روايات وافسانه های نا قابل باور عمليات و کار هایش را خیلی بمهارت بعرض اطلاع خوانندگان خواهیم مبدل به حقیقت شده ونسبت بممالك بازی کرد و اسباب مشغولیت تماشا چیان رسا ند . ما جله در مال راقیه بیشتر مورد توجه گردید .
(شماره ١٦) (جلد پنجم) بطوریکه مقرر شده است در روزهای یکشنبه ٢٤ و چهار شنبه ٢٧ وجمعه ٢٩ اسد از ساعتهای ٨ الی ده نیز عملیات خود شارا معرض نمایش خواهد گذارد. بساعت (١٠) کار نیول نمایش معروف موقع گذرده شاه و مایهٔ مسرت و تفریح ناظران گردید. فت بال اعلیحضرت غازی از بدو جلوس سنیه شان با مشاغل مهمهٔ سیاسی ومدنی وعمرانی توجهی بصحت عامه نیز فرموده و در همه جا میدان های فت بال و کرکت وحاکی و ولی بال و انواع ورزشهای بدنی که خدمتی بصحت اهالی مینماید باز فرموده اند و رفته رفته می بینیم قسمت عمدهٔ مامورین و اهالی داخل این سپورتها گردیده و میج های متعددی را نمایش داده اند از ان جملهٔ عصر روز شنبه ٢٣ يك پلی فت بال میان وزارت معارف و وزارت حربیه دائر گردید چون در بازی تعادل قوی موجود بود بساعت ٦ بدون غلبهٔ یکی بدیگری بازی ختم گردید برای فیصله قطعی يك بازی دیگری دائر خواهد شد. ساعت ٩ مجدداً نمایشات داکتر الوار و شروع و بیازده بجهٔ شب ختم گردید. نمایشات ٢٤ اسد ساعت ٨ صبح تازه برای نمایشات پرو فسر عبدل بخش و از ده تا (١١) بجه نمایشات صنعتی قرار داده شده بود ولی ملاتی نمایش موخر الذکر را بعصر روز و تشریف آوری اعلیحضرت غازی معطل گذاردند. هاکی ساعت پنج بعد از ظهر ذات ملوکانه اولاً بمنطقه چمن موصفی که برای مقابله هاکی بین مامورین وزارت حربیه و اتاشه و اعضای سفارت دولت بهیه برطانیه تخصیص داده شده بود تشریف آورده در سایه بانی که قبلاً در انجا بر افراشته شده بود چون مخصوص خود شان بر قرار گرفته در یجا والا حضرت صدر اعظم و وزرا و هیئت سیاسی و مامورین و معززین نیز حضور داشتند دسته های که برای مقابله حاضر شده بودند ببالسهٔ مختلف الالوانی که هر دو جانب را از هم مفروق میکرد بازیرا آغاز کردند و طرفین کمال مهارت را برای غلبه یکی بدیگری بخرج دادند بازی از پنج تا غروب دوام ورزید در نتیجه هر دو جانب دو گول کرده بازی ختم شد بدون خود ستائی و اغراق میتوانیم بگوئیم مامورین وزارت حربیه درین مرتبه کمال مهارت و تردستی را از خود بروز داده و مورد تحسین و مسرت عامه واقع شدند با تخصیص در زمانی که جانب مقابل میخواست بازیرا ببرد توپ را از آنها میربودند و زحمات آنها را خنثی مینمودند اخیراً با تعادل قوی بین طرفین بازی خاتمه یافت. نمایش صنعتی وزارت تجارت و فابریکه های حربی و نساجی چنانچه قبلاً بشرح آن پرداختیم نمایش مذکور برای عصر روز معطل و بساعت ٦ عصر با حضور اعلیحضرت غازی و رجال بزرگ مملکتی مفتوح گردید. اعلیحضرت غازی که یگانه مربی فضل و هنر و صنعت در وطن خود هستند مصنوعات و مخترعات را یگان یگان ملاحظه فرموده و همه چیز را بدقت امتحان و باهل صنعت و مامورین جاهل آن ظهار لطف و نوازش میفرمودند. وقتی که ملاحظه میکنیم با فضل و مرحمت ایزدی و بذل توجه وطن پرورانهٔ اعلیحضرت غازی روز بروز وسائل و مدنیت و ارتقا فراهم و ابواب سعادت و امنیت بر روی ما کشوده میشود خیلی بخود میبالیم و حیات فدویت واقدر دانی ما باین نجات بخشا و قهرمان ملی مضاعف و مز داد میگردد فی الحقیقه نمایشات صنعتی وزارت تجارت از قبیل تر پدیه و تولیه پله و دستگاهای نسج تاقی و بافندگی و انواع نجاری و نجاری و صابون های لطیف و خوشبو و البسهٔ پشمی زمستانی و نکتائی و جراب و دکمه و ماشین های چوچه کشی و تربیه چوچه و پارچه های نخی و پشمی و ابریشمی و کاشی ها و تربییه اقسام حبوبات و گلها و تخم های گل وظروف و اوانی ساخت وطن که با توجه شخص وزیر آقای میرزا محمد خان بمنصهٔ وجود آمده فوق العاده امیدبخش و مسرت افزا ومارا امیدوار ی میدهد که آتیه قریبی مسلم سعادت و ارتقا را به پیمائیم و با مساعی و مجهودات کابینهٔ وزاء
صفحه ١١ شماره ١٦ مجله پنجم و با خصوص شخص وزیر فعال کابوس احتیاج را از وطن طرد و دفع نمائیم هم همچنین فابریکه حربی هم شوبه خود آلات و مخترعات حربی قابل وصفی را بملاحظه ایامه رساند از آنجمله نمونه يك توپ طیاره شکن برخط آهن مدور و یك سنگر ماشيندار كولد وسنگر توپ فرانسوی و اقسام دینامیت ها و بم های دستی و تفنگی و بارود های موثر قلعه که بتوجه ونظارت حضرت عالی وزیر صاحب حربيه و روساي جدي آن بعمل آمده خيلي شایان تعریف و توصیف و بي اندازه موجب مسرت واستر ضاي خاطر خطير ملوکانه همايونى و والا حضرت صدر اعظم صاحب گردید . کفابارییکه نساجی هر چند فابریکه نساجی وظیفه مهمی از قبیل تهیه البسه وملزومات عسکری بعهده داشته بآنهم توانسته است یکمقدار کشمیره پشمی نفیسی برای البسه مامورین ومعززين درست و يك قسمت مهم احتياجات ما را مدفوع نماید و ما انتظار داریم که این فابریکه بمراتب ترقیات سریعی خود افزوده او هر چه زود تر ما را از گریوه ذلت واحتیاج پارچه اجنبی برهاند . و همچنین امیدوار است وطن خواهان و ما مورین که در راس دستگاه های صنعتی واقع اند با کمال جدیت حربه برای طرد پارچه هاي خارجي که پول ما را غارت کرده و در کیسه اجنبیان میر یزد درست کرده و خدمات و زحمات خود را الی الابد بیاد گار گذارند . ساعت ٩ مجدداً عملات و کتیور انوار به معرض نمایش گذارد. شد ، ساعت یازده شب ختم گردید . نمایشات ٢٥ اسد چنا نچه مقرر شده بود از صبح ساعت ده میبا یستی عملیات پرو فیسر علی بخش موقع نمایا . گذارده شود نظر با ینکه دائره جشن دو نفر دیگر هم برای اجرای این عملیات داشت يده ؟ يك مسر یست هندی دو سه کھیل قابل دیدی را نمایش داد بعد ازان یکنفر افغان پشاوری که درین جا معروف بمداري وشعبده باز است دوسه بازی شگفتی را عمل کرد وازان پس پرو فیسور علي بخش با زيباي خودش را بنمایش دادن آغاز نمود پیشتر از همه یکقطعه باریرا بهوا بلند کرد تا رفته بکلی غائب گردید ازن بعد یکنفر هندي را تحت تاثير مستمريستي خود گرفت بطوريكه بکلی بیهوش وفاقد الحركه و اراده گردید هر طور و با همان وضعي که دستهایش بلند شده بود مانند یک مجسمه چو بی بحال اولي مانده و نمیشد آنرا ته و بالا نمود مرتبه دیگر بدن اختيار و اراده بنا کرد خود را برهنه نمودن وا گر ویرا بحال نیاورده بود داشت بكلي عور شود وقتیکه بحال آمد از مشاهده حال و اوضاع خود خيلي خجل وشر مسار گردید . همین طور عملیات دیگرش هر کدام بنوبه خود قابل دید وسزاوار تمجید بود تا حلول ساعت یازده نمایشات مذکور خاتمه داده شد . آب بازی وفت بال در آب در وطن ما بواسطه وفور آب آببازی از فنون قابل توجه بشمار میرود باین مناسبت در همه جا دهرین به مخصوصه دارند و حکومت هم بنه تشویق آب بازان همه ساله در همچو مواقع روزی را برای این نمایش تخصیص میدهند کسانیکه در فن خود کسب مهارت و ثبات لیاقت نمایند مستحق انعام و صله واقع می شوند . دیروز بساعت ده يك نمايش خونی در كول چمن بعمل آمد اولا یکدسته از آبها بر چو بهای پشته مانندی که دروسط كول وضع و گذارده شده بود با لا بر آمدن آغاز نمودند اساساً برچوب های لشم تر بر آمدند خالي از عقوبت نیست ولی از قرار معلوم چوب های مذکور را لغزنده تر ساخته بودند معذا يك دو نفر از آن ها توانستند از میان آب بر چوب های مذکور بر آمده وانعا مات مقرره نائل شوند . بعد از آن در میان آب فتبال را بازی کردند پر واضح است توپ بازی میان آب فوق العاده مشکل می باشد از نفری مذکور پس از کشش و کوشش زیاد يك جانب يك كول نموده و با غلبه يك کول نموده و با غلبه یکطرف بازی ختم گردید.
صفحه ۱۲ ( شماره ١٦ ) مجلد پنجم هدف زدن و نشان ساعت چهار بعد ازظهر يك نمايش هدف زدن در آنجاء كول در حالی كه يك مجمع غفیری از رجال بزرگ دولتی وهیئت سیاسی ومنصبداران ومعززین در خیمه وسایه بان جنب کول حضور داشتند اجرا گردید درست بساعت ٤ اعلیحضرت همایونی تشریف آوردند اولا يك دسته از نظامیان از آن بعد يك عده منصبداران فرقه شاهی شروع بهدف زدن نمودند برای فایقین سی وشش درجه قرار داده شده بود كسانی كه در سه مرتبه سی وشش نمبر را حائز می شدند درجه اعلای علیا وکمتر ازان بدرجات مختلفه اول و دوم وسوم شناخته می شدند همینکه گله بهدف اصابت میکرد نمرات بلند واندازه قرب وبعد مرمی كه اندازه مهارت تفنگچی است مناط این نشان داده می شد ـ در مرتبه اول از افراد نظامی كه در جات مزبوره را طی كرده بودند مستحق انعام وجایزین انعام مجددآ میان خود شان مسابقه آغاز كرده فایقین موجب تمجید عامه ومورد الطاف ونوازش ملوكانه واقع شدند . مرتبة ديگر يك عده نفری ماشیندار هدفی را كه در تپه می نجان بفاصله زیادی وضع كرده بودند با تفنگت ماشیندار بزیر آتش گرفتند صدای مهیب ولا ينقطی ماشیندار ومهارت تفنگچیان موجب مسرت علاقمندان و ناظرین گردید ـ بساعت هفت نمایش مذكور خاتمه یافت . از ساعت ٩ تا یازده شب در کثتور آلوار عملیات خود را نمایش داد و روز بمسرت بپایان آمد . بايسكل دواني مطابق به پرو گرام منشوره صبح ساعت ۸ تاده را برای عملیات پرو فیسور برکت الله اختصاص داده بودند ولی بموجب يك فوق العاده كه از طرف دائره جشن نشر وتوزیع شده بود بعلتی كه در فوق العاده شرح داده اند وبا عین آنرا در صفحه چهارم این شماره بمطالعه قاریین محترم میرسانیم نمایش مذكور معطل وفقط بساعت ۱۰ مسابقه بایسکل در دندانه چمن نمایش داده شد با ینطریق : ـ بدواً سه گروپ هفت نفري بمسابقه آغاز گذاردند وبعد از طی سه دوره در كول چمن اشخاصیكه كه درهر گروپ درجات اول و دوم وسوم را داشتند مرتبه ديگر میان خود شان مسابقه كردند وسه دوره بایسکل رادواندند واخیرا از همین نفری كسانی كه در جات سه گانه را حائز شدند مسابقه را برده ومستحق انعام قرار داده شدند . ( ناتمام ) خبر هاي خارجي امريكاي شمالي بحران اقتصادی مسکو ، ۵ اگست ـ در شش ماه سال حاضر در متحده امریکای شمالی و رشكست كی بانكها به ٥٠٠ ملیون دالار بالغ میگردد . انگلستان تنزیل محصولات صناعتی مسکو ، ۵ اگست ـ در انگلستان محصولات صناعتی در سال ۱۹۳۰ نسبت بسال ۱۹۲۹ ـ ٦ ر ٧ فیصد تنزل نموده است . با وجود این کار خانه های صناعت آهن وفولاد سازی ۲۲ فیصد و نساجی ۲۰ فیصد تنزل نموده است . فرانسه ترقی صناعت حربی مسکو ، ٥ اگست ـ شركت اسلحه فرانسه سنایدر ـ کرتزو كه مالك ماشین خانه های شکووا در چکوسلاوا کیا میباشد خیال بدست آوردن ماشین خانه های صناعت سنگین رومانیا را دارد وهم چنین میخواهد که در انتانت صغیر در تحت راهنمائی صناعت حربی فرانسه يك ترست ( شركت ) صناعت حربی تشکیل دهد . نطق اختتامیه ع ، ح علی محمد خان وزیر معارف كه بساعت ٦ عصر روز جمعه ۲۹ اسد بر منبر خطابه ایراد نمودند . :
( شماره ١٦ ) بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين والعاقبة للمتقين والصلات والسلام على حضرت رسوله محمد و آله واصحابه اجمعين . حاضرين محترم ! همه بخاطر داريم كه سال كذشته اين عيد مبارك استقلال بسبب ظهور مرض هائله و يا تنها بيك روز افتتاح منحصر گرديده قلوب وطن خواهان را به سرور جشن و ميله خود مسرت نبخشيد ، كذالك فراموش نكرده خواهيم بود كه هم درين سال بنا بر اغراض شخصي و نيات سوء مدتي از اشخاص بي بصيرت يك اختلال و اغتشاشي در هر گوشه و كنار مملكت بر پا وموجب اضطراب و پريشاني خاطرها گرديده افكار حكومت و حواس نبي خواهان وطن را بخود جلب نموده بود . ولي در عرصه يك سال خدا را شكر گذاريم كه تدابير هوشمندانه و اقدامان جديا نعونيات خالصانه اعليحضرت همايون اقدس پاد شاه محبوب القلوب ؛ و زحمات شبا روزي برادران با همت و غيرت شان مثمر ثمر دط واه گرديد و بفضل و مرحمت ايزدي آنهمه اختلالات و اغتشاشات از ساحة مملكت مرتفع ، مفسدين مغلوب و يا مقتول گرديد يك امن و اسايش عموميه سر تا سر مملكت را استيلا كرد چنا نچه عالیقدر جلا لمآب شاه محمود خان غازی وزیر حربيه و سپه سالار اعظم اردوي افغانيه آخرين نار اخد لال را بمعونات ايزدي و صرف غيرت و همت ملتزمين ركاب شان با المره بر طرف كرده امن و رفاه عموميه را تامين نمودند و يك دو روز قبل از افتتاح اين عيد مبارك بمركز هم ورود فرموده بر مراتب مسرت عموم و مزيت جشن افزونند . اينك امسال با يك عالم شكر گذاري از در گاه حضرت سبحاني عزا سمعة بد روز جمعه گذشته ، سال سيز دهم استقلال را با کمال ابهت و جلال بآن افتتاح و درين هشت روز از مسرات مادي ومعنوي آن محظوظ گرديم الحمد لله ثم الحمد لله . امروز که روز اخير جشن مبارك سال سيز دهم استقلال است وما همه آرزو مند آنیم که تا بقاي دنيا اولاد باغيرت ونا موس افغان از این عید مبارك بيشتر وخوبتر محظوظ و بهره مند گردند لذا كمك بي مناسب نخواهد بود اگر يك دو فقره عرض عاجزانه در اينمورد بحضور حاضرين محترم نمايم . حضار کرام ! بدون تردید از روز افتتاح اولین جشن مقدس استقلال تا امروز در اطراف كلمه مختصر يك جهان معني استقلال تو ضيحات مفصله شنيده ايد واز چه بودن ، چه كیفیت داشتن ، بجه درد خوردن آن سخن هاي زيادي استماع کرده ايد ولي بقول شاعر که : تا حشر مي توان سخن از زلف يار كرد در قيد آن مباش كه مضمون نمانده است مجي توانم عرض كنم : استقلال در واقع سرمايه حيات باشرف وجلال يك ملت است استقلال مهمترين و اولین وسیلة تهیه اسباب و وسائل ترقي واعتلاي يك مملكت است در صورت استفاده صحيحه از استقلال يك ملت باو جود پس ماندگي ها ، باوجود ندا شتن وسائل رقاي خود مي تواند بفضل ايزدي وصرف غيرت افراد خود در كم مدتي آن همه پس ماندگي ها و انحطاط ها را بر طرف كرده موقعيت يك ملت بزرگ جیه دنیا را احراز کند با خصوص ملت نجيبه افغان که دست قدرت خالق كائنات جل ذكره بهترين استعداد ها را در استیعاب ترقیات ديني ودينوي در فطر تش مودوع نموده است . حضار فخام ! محافظه يك شئي نسبت به حاصل كردن آن شي مشكلتر است مثلاً عرض کنم اگر یک داکتور پس از تحصيلات دوره مكتبي خود دائماً مشق وتطبيقات داكتوري نميكند - مطالعات جديده ومجدیده نموده باين وسيله تحصيلات سابقه خود را محافظه نميكند در كم مدتي آنهمه تحصيلات خودش را از دست داده ممكن است در تعيين اندازه خوراك ساده ترین ادویه هم سهو نمايد - همچنین اكر يك ملت پس از حصول استقلال در تهيه اسباب ووسائل محافظه وتامين آن صرف غيرت نسي نمايد كفته ميتوانيم لاسمح الله استقلال خودش را ضائع خواهد کرد پس وقتي كه ملت افغان در راه حصول
ما نموده الله ! شاکر وقرین مسرت هستیم و دعا میکنیم که الله تعالی این جوان رشید را برای مزید خدمت ملکت و ملت قرین صحت و سلامت داشته الله تعالی برای این وزیر حربیه شجاع ما و دگر صاحب منصبان غیور افغانستان خصوصاً آن ذوا تیکه با وشان دران نواحی خدمات شایسته ابراز داده اند بیشتر توفیق خدمت ارزا نی فرماید الله تعالی بار دیگر روز های تاریک را نصیب افغانستان نگرداند الله تعالی افغانستان را به خوشبختیهای زیاد تحت سایهٔ شریعت مطهرهٔ اسلامی واصل و حسب آرزو و تمنای شهریاری که نسبت به ترقی و تعالی فوق العاده این خطهٔ اسلامی دارند نائل سازد و و جود اعلیحضرت پدر غخوار ، را تا سالیان دراز برای خدمت و فراهم آوری اسباب سعادت این ملت و مملکت زنده داشته باشد ! چون وقت عصر باخر رسیده و وقت نماز میگذرد وزیر صاحب هم مانده هستند لهذا شما برادران را وداع کرده بخدا می سپارم . حضار با کمال بشاشت وشور مندی بعد از تشریفات ورود مظفرانه وزیر صاحب حربیه مرخص گردیده خارج شدند و جناب وزیر صاحب حربیه با هیئت معیت شان بعد از ادای نماز عصر باهمان ترتیبات مجلل دربین صفوف متعدد پذیرائی کنند گان رأ ساً در دلکشاء برای شرفیابی حضور شاهانه تشریف بردند که جریانات تشرف حضور ممدوحی را بحضور شاهانه در آینده نشر خواهیم نمود . خطابه ریاست شورای ملی (۲) است که نسبت به وطن و ملت خود دارند که این نیت ( شاهانه برای بہیہ خواهان وطن به منزلهٔ آب حیات در چشم بد خوا هان افغانستان همچو تیغ بران است ) . لهذا من دعا میکنم که سایهٔ وجود مسعود ذات شاهانه را سالیان دراز از سرما ملت افغا نستان کم نکند تا بزیر نظر شفقت اثر این شهریار رعیت کستر ملت افغا نستان به خوش بختی های عظمی نائل گردند در آخیر با تراز ین قدردانی و پذیرائی شما عرض شکر ان میکنم درین موقع صدر اعظم صاحب فرمودند نطق جناب صدر اعظم صاحب هم چنانکه انسان در وقت راحت و نعمت از لطف الهی شاکر وقرین مسرت میباشد میباید در موقع حدوث زحمت و مصیبت هم صابر و صاحب استقامت باشد ! لله الحمد همچنان که ما وشما در وقت رفتن وزیر صاحب حر بیه برای اصلاحات امور قطغن و بد خشان از تودیع شان متا ثر بودیم و فراق او شان را که برای خدمت ملکت و ملت خود میرفتند بصبر و استقامت تلقی کردیم امروز هم ازین ورود مظفرانه وزیر صاحب حریه و از ان مساعیات قابل قدر شان که در راه تدویر امنیت و انظباط و فرا هم آوری موجبات سعادت و رفاهیت برا دران قطغن و بدخشان صفحه 14 شماره 16 مجلد پنجم استقلال خودشان به ریزانیدن خون جوانان خود اعتنا نکردند و برای بدست آوردن این نعمت بزرگ خداوندی جان و مال خود شان را قربان نمودند حتمی است ، لآبدي است ، مجبوري است که در مهیا کردن اسباب محافظهٔ آن نیز از صرف همت و غیرت باز نه ایستند تا در صحائف تاریخ دنیا که هیچ یک واقعه ( خوب باشد یا بد ) در آن نا نوشته نمی ماند نام نيك و سعادت ابدی خود شان را بخط درشت ثبت نمایند . خوش بختانه حضرت واهب العطایا مهم ترین همچه يك وسیله را برای ما ملت افغان اعطا فرموده است يعنى يك ذات با برکات دین دوست ، ترقی خواه حق پسندی را به پادشاهی و امارات این ملت بر گزیده که اگر همۀ ما متحداً هدايات و ارشادات شاهانهٔ شان را در ترقيات دینی و دینوی خود تعقیب و پیروی نمائیم اسباب فوز و نجاح خود مان را حاصل کرده خواهیم بود چه می بینم این نابغهٔ دوران اعلیحضرت محمد نادر شاه افغان با برادران با غیرت و ناموس شان در تمام بحران های داخلیه و خارجیهٔ وطن فدا کاری ، یثار نفس ، صداقت ، عزم تدبیر ، ذکای خود شان را با ثبات رسانیده در راه مفاد عمومیهٔ ملت مفاد شخصی حتی حیات خود و خاندان خود شانرا هیچ ننگاشته اند پس وقت آنست که همه دست بدست داده . ( باقیمدارد )
(شماره ١٦ ) مجلة سراجية صفحه ١٥ مؤلف : له بالائيه فرانسوی ( ١٤ ) مادام سان ژین مترجم : حبیب الله طرزی فصل هفتم خیانت آقایون از دلهای پر درد مان بتصور فلاکت های که از ین محاصره منحوسه اطریشیان . اداره کرده اند ، بر شهر عزیز مان وارد خواهد شد خون فوران دارد ! با یک دشمنی که ده چند از ماقوی و آماده کار زار است مقابله کردن عین خود کشی و دیوانه گیست میخوا هم بفهمم قاصد برا که از جانب ( دیو ک ) با پیغام صلح آمده است پذیرائی میکند و یا این که تجویز قیاضانه دیو ک را ردو سلاحی که ندارید بدست میگیرید ؟ چند صد هایکی دو ما قاصد را می پذیریم ! حاکم فرحناک شاه گفت پس من این شخص خجسته صفات را بشما معرفی میکنم . دو پیپر ک ) یاور ژنرال ( کلبر فیت ) سر افسر عساکر اطریش را بشما تقدیم میکندم . ( کونت مذکور مجردیکه بکوشش و پرستاری قصاره کوچه رویال زخمهایش رو به بهتری نداده از پاریس فرار ویارد و گاه اطریش ملحق شده است باوجود مرض درخواست ملازمت را بمحاز جنگ نموده آمده است تا در اثنای وظیفه از یلاش نیز خبری بگیرد . کونت با یک زبان فرانسه بسیار ساده و روان به سخن آغاز نموده گفت : از طرف ژنرال کلبر فیت ما فوقم مأمورم که برای دور ساختن امکان خون ریزی واتلاف جان ها شرایط تسلیم شهر را باهالی دامای آن تقدیم کنم ، اگر اهالی شهر بفكری که ما فوق در تعقیب این الفاظ حاکم در وازه من پیشنهاد نموده است متفق باشند باید اطاق مخصوص او باز شده وجوانی بلباس در ظرف ٢٤ ساعت وردن را تسلیم عساکر امپرا طوری کنند والا بعد از انقضای مدت مذکوره بمبارد شروع خواهد شد ملیكی ظاهر گردید و چشمهای تمام حاضران براو معطوف گردید . این شخص خیلی خسته و نحیف بنظر می آمد . و بشهر با ساکنین آن دست حاکم قاصد دیو ک را که غیر از خوش انتقام عسا کر مهاجم خواهد ماند وعسا کر امپراطوری مسئولیت وجوان که در ( ده اگست ) در اطاق کاترین پناه آورده بود کسی دیگر نبود وجدانی برای خون ریزی و اتلاف جانها را با لفاظ مطنطن آنی معرفی نمود . ( کونت نخواهند داشت . این اعلام وتخويف بايك خاموشی مرده استماع گردید با وجودیکه بسیاری از حاضرین شاه پسند و برای نجات زمین وجايداد خود ها نگران ومضطرب بودند باز هم بچنین یك شرایط بر باد وشوخ چشمانه تحمل کرده نمیتوانستند و بسیاری از ایشان برای بروتست جداً آماده بودند و میخواستند که موازنه شرف خود را با طرف مقابل نامین کنند ولی از خوف انيكه مبادا ملعون ومتهم باسباب نزول غضب مجرم ها بر شهر وردن نشوند خاموش ماندند ژبرك مانند مجسمه بی حرکت و خاموش ماند ولی بدیدن چنین يك جماعه ترسوها ونامرد ها که برای حمایه خانه های خود از دهن توپ های دشمن به پا مالی ناموس وطن آماده بودند ونميخوا ستند سك تسلیم را بخون خود بشورند خونش بجوش بود ونمیتوانست که این نامردان بیدان شیران میدان رشادت که درد هم اگست در اطراف تویدی دیده بود مقایسه کند و برای اینکه از مقابل چنین يك جماعه ملوث و ننگین بزودی نجات یافته باشد بار دیگر بر خواسته گفت : شما پیغام افسر بزرگ مر اشنيديد حال بفر مائید جواب شما چیست ؟ اوندال از يك گوشه سر بر آورده گفت : « آقایان بخیال من ترجيح ميد هید که جواب ديوك را بتأخير اندازيد تا آنکه بم های موجودید شهر را مشرف سازد و آن را باخاك يك سان گرداند ! » ژبرك بشناختن رقیب خودش دچار غضب
صفحۀ ١٦ شماره ١٦ مجلد پنجم مفرطی کردید، نزديك بود برو چسبد. شفه اش بسته ولی بیادش آمد که امید در است بيك ایلچی گری مهمی آمده است باید خود را ضبط کند . دفعتاً خیالش بابلانش مصروف گردید. فکر نمود که چون بارون در ینجاست شاید بلانش هم با او خواهد بود چطور میتواند او را بیابد ، آیا ممکن است با او حرف بزند ؟ شاید میتواند بعد از ختم مجلس از بارون معلوماتی حاصل کرد. بتواند ؟ باین امید خاموش ایستاد . یکهمهمه تردید الفاظ لوندل را تعقیب نمود این مستاجر عمومی چه مقصد دارد که در امور داخلی شهرشان مداخله میکند ؟ آیا خانه ها وفابریکه های او درشهر است ؟ آیا ازین بارون نقصانی باو وارد می شود ؟ چون بحال حاکم نیز مقاومت بی فایده بود پس چرا بدست خود خانه های خود را خراب و اطفال خود را بی سرپناه سازند؟ حاکم چون مردم را متردد دید موقع یافته باز بسخن آغاز نمود : « من یقین دارم که اهالی شهر مايك مردم دور اندیش و سنجیده خواهند بود ، میدانند که محاصره هزار ها گونه فلاکت را در عقب دارد تجاوز و پیش نهاد ( بارون لوندل ) در صورتی تصویب میگردید که تمام اهالی آنرا می پذیرفتند مگر چون طبقه عوام اهالی شهر همه بطرف ( تیون ول ) رفته اند ودر آنجا ریاست( یهود وبارون) برای جنگیدن آماده شده اند درینصورت رأی شما از طرف آنها کافی نیست پس شما چیزی که بعقل خود برای حصه منور اهالی مفید میدانید فیصله کند و یا آنکه آنها را تعقیب نموده خود را مثل ایشان هدف گلوله استر یائیها بسازید » چند صدا یکی بلند شد : « نی نی ما میاوردن نمیخواهیم تسلیم نامه شهر را آماده سازند که آنرا امضا کنیم » ! قاضی صاحب جونی برپا خواسته میخواست که اسامی حاضرین را ثبت نماید که صدای شلیک بر خاست و میدان مقابل تا لار بلدیه از اهالی مملو گردید نعره های ( سا ایرا ) مشعولین ) و خائنین را بخوف انداخت جمعیت مانند توده برفی که از نسیم پراگنده شده باشد از هم پاشیده در یکجا را از دو فرق نکرده فرار نمودند در اول مقصد این حمله نا گهان را نمیدانستند تا آنکه ظاهر گردید که این طبقه عوام اهالی بود که حاکم در ابتدای نطق خودش بآنها اشاره نموده بود چون خبر شدند که حاکم خیال خیانت را دارد و میخواهد بمقصد بر ساختن جیب خودش شهر را تسلیم استریا ئیها کند بر عمارت بلدیه برای پراگنده ساختن این اجتماع حمله آورده اند . یکی از اهالی : « این داوطلبان ملعون ( ماین ایوار ) است که اینهمه شورش را بر پا کرده اند معلوم می شود که اهالی وردن بآنها حصه نگرفته اند! » حاکم شانه های خود را حرکت داده گفت : چرا ! اگر حالا این شیطانها بی زنجیر بر ما بمبارد نکنند دکوب ( دو بر و نزديك ) ما را از شر ایشان نجات خواهد بخشید . هنوز حاکم کلمات خودش را تمام نکرده بود كه يك توده مدقّل از هوا آمده در یکی از خانه های شهر اصابت نموده آنرا با خاك يكسان ساختند حاکم دو لغت ! چنانچه من خیال میکردم این مرحمتیست که این قلاشخان بما میکنند پروسها بر شهر ما بمبارد را شروع نمودند آقای بارون بخيالم بمراد خود تان کامیاب شدید اطریش ها لوندال بیشتر از آنکه کلمات حاکم را شنیده با شد از میان بدر رفته بود چنا نچه ریسپرک بعوض تعقیب او حاکم را مخاطب ساخته گفت : « زیاده برین کاری در نجا ندارم وقتیکه تو بها تکلم نمودند من باید خواموش با شم . » حاکم با رنگ پریده بكمال عجز جواب داد آقای کنت رجا میکنم غلط فهمی واقع شده است همه چیز انتظام خواهد شد « يسبرك تبسم کنان گفت من هیچ يك را مدافعه در بين نمی بینم بشنوید توپهای استحکامات ما بغرش در آمده و شیپور چیان اهالی را بسلاح دعوت میکنند حتی درین عمارت هم داخل شده شما را هم هم رای و هم عقیده خود خواهند ساخت ! » يسبرك حق داشت زیرا شیپور چیان از زمبینه های عمارت بلدی که باطاق مشوره امتداد مییافت ( باقیدارد ) ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۳ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ طلبه معارف ۷ در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خراطی حواله فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد. ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
گلابیته الله جید اکبر خان نقره مه کابل الفال شماره (۱۷) انیس مجلد ( ۵) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پست ۳ " خارجه ۲۰ شلنگ اداره : کابل جاده ارگ مؤسس وصاحب امتیاز : محي الدين مدیر و نگارنده : سرورجويا ۲ شنبه ١٥ سنبله ١٣١٠ تأسيس ١٣٠٦ ۲۳ ربيع الثاني ١٣٠٥ به مشترکین محترم انیس قبلاً بعنوان محترم مشترکین جریده خود نگاشته بودیم که مرض بی رحم سل در سینه این خادم مطبوعات خانه گرفته او را از تمتع بلذتهای که خدمت بی نوع دارد محروم گردانید ، و اگرچه در چند ماه قبل شدت مرض موجب تعطیل این اداره گردیده ، اما خوش بختانه تعطیل مذکور بتوجه مربیان و معشوفات پروران مملکت دیر زمان نمانده و انیس بقلم بعض از جوانان معروف پسند ، و اهتمام آقای محمد اسلم خان محرر جريده صدور یافت . اما با وجود این هم چون عهده نظارت را در این قدر مدت بگردن خود گرفته بودم ، در این اواخر معلوم شد که قریب است خدا نا کرده روح مسلول من در صفحات این جریده انعکاس کند . وطرداً بودق انیس با این وضعیت در این دوریکه بهترین عنوان برای آن کلمه ( نجات ) است ، و مملکت با تمام معانی نشاط و همت در حرکت و تلاقی و ارتقا میباشد قصور بلکه جرم بزرگی شمرده میشد . لذا محض رعایت تقدير دوره با برکت امروز ، و سپردن کار را بدیگری ، کناره گیری خودرا از میدان میدان کار مناسب دیدم ، تا بذریعه وجود ناقص تام حیات را که فعالیت و امید واری و نشاط را اقتضا میکند لکه دار نساخته باشم . و خوش بختانه شخصیكه برای این کار انتخاب نمودم ، از جوانهای معروف محیط یعنی آقای سرور خان جویا ، مدیر سابق ( اتفاق اسلام ) میباشند ، که طبعاً راجع بمعرفی ایشان محتاج به بیان نیستم زیرا از مدت دیریست که امتحانات زیادی چه در صمیمیت به کار و با ثبات و پاك نفسی در مسلك مخصوصاً در سبك و حرارت در تحریر که در این اواخر جریده شفق ( اتفاق اسلام ) از صفحات بر جسته شانکت بشمار میرفت . و در همه محافل جالب مطالعه اهل ذوق گردید . بحدیكه يقين داریم که این انتخاب ما انشاء الله تعالی بهترین ذریعه تسلیت ضمیر این نگارنده که عاشق خدمت ابنای وطن بود خواهد گردید . محض اطلاع بخوا نندگان محترم خود مفاد موافقت نامه خود را با این جوان با حس که بهترین دلیل وطن پرستی و صمیمیت او شان به مسلك ، قبولی عهده وتكليفه بوده ذکر می نمائیم : که ایشان تا زمان یکطرف شدن مسئله مرض صاحب امتیاز انیس ( که حکم آن ق ... تقدیر است ) عهده مدیریت با مسئولیت این جریده ملی را اشغال نمایند و اگر صاحب امتیاز انیس وفات یافت . ملكيت مطبعه و اداره همین جریده عائد با و شان خواهد بود بشرطیکه بهماند عادت فطری که دارند این جریده را برای خدمت مملکت و خیر محيط و ملت استعمال کرده حیات خود را وقف ادامۀ این مؤسسه ملی بنمایند امید واریم که این حرکت ما برضای مشترکین محترم انيس واقع شده ، و در عاقبت این نگارنده صمیم ملت را از دعا های خودشان که ذریعه اکتساب رضامندی باریار خالق عظم است فراموش نفرمایند .
شماره ۱۷ مجلة بنجم صدای جویا از کابل سوخته گان وارث یکدیگرند منصب پروانه بمن میرسد کسانیکه از سوز و گداز عشق ومحبت یا شور و شر ماملك خبری دارند ، بطور همیشه میتوانند : دامن هر شمع و پای هر چراغان قربانگاه افغانستلن را از فداکاری اولادن رشید این خطه جرا راق بال و پر سوخته و ریخته مزین بینند ، چه جرئت ورشادت ارث پدران ماست وسر دادن یا جان فدا کردن ذوق مخصوص اولادن ما . تصور نشود ملت افغان از مرگ می هراسند و یا توانسته کلاً جوان این سامان از سل شدن و زخم برداشتن دل می اندازند ، اگر محی الدین ناتوان شده سرور بیمه جانی دارد ؟ انیس اکدر مسلول گشته جویای زخمی را بوظایف خویش میگمارد هنگا میکه در هرات بودم هريك از رفقای عزیزم پیش خود معنی حیات ورمز وجود مرا پس از برداشتن این زخم کاری بیک نوع اسراری تعبیر مینمودند . جمعی برآن بودند که پروردگار عالمیان اقتدار خویش را نمایان کرد گروهی بر اینکه روزگار یقین از تو بکار دارد وعده هم میگفتند وطن شاید در آینده خدمتی از تو انتظار می برد بالاخره اگر میدانستم که بقایای حیات من وقتی انسان خو شولی يك مسلول حقدار دین آب وخاك را فراهم کرد نیست محافظ حیات پیشتر میکوشیدم واقلا این دوره مختصر زندگانی ثانوی را نحو شيعتی وناز ونعمتی بسر میبردم. هموطنان با تمیز ما انیس عزیز را از من بهتر شناخته واز فداکاری او مستحضرند که اولین صاحب امتیاز يك جریده ملی ما در کابل او بوده و نخستین آواز ملت خواهانه ووطن پرستانه را در بین جوانان این جامعه ، او از حلقوم رشادت بیرون داده . کتاب حقوق ملت باندای طلبه معارف در هرات از تراجم وی شمرده شده و مجموعه معلومات اخلاقیه ومدنيه در کابل از تالیفات او بحساب می آید تنها این چهار بحاله جریده انیس که با دست تهی وعوالم بی بضاعتی از اثرات مجاهدت او زینت مطبوعات افغانستان گردیده کفایت میکند پاسداران نشریات وطن را برای ایدی مرهون زحمات فکری و قلمی او داشته باشد خدمات اوان انقلاب او يا تدوين وقایع آن که بنام کتاب بحران و نجات از سعی و کوشش انیس صورت گرفته بچشم انصاف يك جهت مزایای دیگری به افتخار انش علاوه میکند ،، محی الدین خان کسی است که در راه ترقی وطن مخاطراتی دیده و سر وحله بسهولت از جان گذشته . این مجاهد میدان مطبوعات ما درین ده یازده سال زنده گانی داخله ومى نیا سوده بلکه تماماً لذایذ عمر وحیات حتی جوانی را در قبال منافع اجتماعی ماقربان ساخته . تن ضعیف وحال زارش در چشم هر با بصيرتي يك موج افتخار جلوه دارد و رنگ زرد جسم بیمارش سرخ روئی وسر افرازی و را در انظار خود وبیگانه آشکار گردانیده . الحاصل امروز، بر افراد حساس ملت ملازم می آید بتمام انسانیت و پاسداری خدمت وطنيه او از هيچك امرى كه وسیله راحت روح وجسم او را تأمین کرده بتواند مضایقه نکرده از استحقاقش چشم نپوشم وبا استرضای او بکوشیم . منکه درین دنیای موجوده ومحیط منسوبه خویش جز قلم سکته دیگر موجودیتی بخود نه بسته ام ، خشنودم که درین چنين يك جريده ناموری افتخار اداری و نگارشی بمن از الطاف خود او نصیب شده اگر چه اهليت وليا قتی که جريده انیس را مانند خود او دایر کنم در خود سراغ ندارم فقط اگر بتوانم مانع سقوط او بشوم باز برای اعتلای نام ودوام این موسسه نافعه اش بزرگترین خدمتی را انجام داده خواهم بود. غرض چطوری که در بدو نگارش خودم بجریده اتفاق اسلام احساس مسئولیت وطن پرستی را عذر آورده و فقط به عشق وطن وبازوی توانای کار وزحمت خویش اتکاء کرده بودم باز میخواهم تکرار مطلب کنم که من بدون
صفحه ۳ (شماره ۱۷ ) مجلد پنجم سیاست عالم : بحران بیکاری در او رو پا بیکاری بلائی است ، که همیشه جمعیت های بشری ، ازان متضرر گردیده است وبیکاری را به مرض اندیمك ( مسري ) تشبیه نموده بودند : یعنی بمرور زمان بنابر علل غیبیه ، متدرجاً وخامت پیدا کرده عاقبت الامر بشریت را به غربت ، امراض جنایت ، فکر انقلاب ( که روز بروز در ترقی است ) می کشاند . ( بقیه صفحه ۲ ) يك سلسله معلومات علمی وذخیره اطلاعات فنی تنها از حیث مقتضیات وجدانی و حس شدید وطن خواهی این وظیفه را عهده دار کشته ام . چشم امید نداریم ز کشت دگران دل ما ماله ما دانه ما ریشه ما البته افراد حساس و غیور وطن بدون استهزا با من همدست و هم آواز شده از كمك های معنوی دریغ نفرموده و راضی نخواهند بود که من خجل شوم تا اگر خدا بخواهد درین دوره درخشان نادر شاهی وعصر عرفانی افغانستان بتوانیم در راه رفعت مقامات مدنی این آب وخاك واشیاء ملت نجیب وبا ادراك آن خدمات شایانی نموده وضمناً اعتبارات يك جوان فداکاری را که بهمین آرزوها علیل و مسلول گردیده درین محیط از گم نامی نگهداری کنیم ولی برای امروز مرض اندیمك ( مسري ) گفته نه می شود ، چه این بحران بیکاری که هدف مقصود ما است جداً محیط را احاطه کرده ، غیر چشم داشت ما رو بتزاید نهاده ، ديك حركت غير قابل دید بسرعت چالمان است . و این يك مصیبت عالم گیر است . تاریخ مهاجرت اقوام نشان میدهد ، که در ایام فلاکت وادبار ، آخرین منبع وامید مزدوران بیکار ، هجرت بوده است ، یعنی دیگر جا را مسکن خود ها قرار داده ، تامین حیات می نمودند . هم چنان است که قضیه مهاجرت ( ترانس او سیانيك ) جانشین دوره روایات وافسانه گردید . فعلاً کارگر بیکار به هیچ طرف رفته نه می تواند تمام سرحدات بر روی آنها مسدود است ، زیرا تمام عالم به این بحران گرفتار است ، هیچ يك از دول مز دور های خارجی را قبول کرده نمی تواند ، مگر اینکه به شدت مرض که خودش به آن گرفتار است بیا فزاید . از روی احصائیه ، تعداد مزدوران بیکار دول متمدنه را به ۲۰ ملیون تخمین کرده اند ، ولی اگر فرض کنیم كه يك مز دور ( بصورت اوسط ) متحمل ومكلف مخارج سه نفر باشد ، پیش می بینیم که تعداد مظلومین بحران بیکاري به ٦٠ ملیون نفر خواهد رسید : بعض اعداد : - معلوم است ، که تمام مناطق او روپا و تمام طبقات کارگر ، بدرجات مختلف زحمت دید، و می سوزند ، هم اکثر از دول ، وخامت این بلای بزرگ را به نسبت حال گذشته حس کرده اند . با این ترتیب دادن و مقایسه کردن نقشه صحیح بیکاران خالی از اشکال نیست زیرا اجزاء و علل بیکاری باساس های شناخت نهاده شده است . تعداد مزدوران بیکار درست معلوم نه میشود ، مگر اینکه آنها از قانون اجباری ، تامین ضد بیکاری ، بهره داشته باشند . و درین صورت بعد گرفتن حقوق ، اسامی آنها به دفتر ثبت میگردد دولی هستند ، که در آنجا قانون تامین ضد بیکاری ، وجود ندارد و یا اینکه بعضی از طبقات کار گر حق تامین را ندارند . مخصوصاً ايطالیه که در آنجا برای اینکه کارگر حق تامین خود را بگیرد . مجبور به نقل مکان میگردد ، و این مسئله برای آن گران می افتد . پس معلوم شد که احصائیه همه چندان صحیح و درست نیست . در فرانسه : ذخیره حقوق بیکاران ، از طرف قوه اجرائیه عمومی مثل ايالات ، علاقه داری ها اجرا می شود . بعضی از علاقه داری ها ذخیره حقوق بیکاران را هم ندارند ، لیکن چون مملکت فرانسه کمتر به بحران گرفتار است ، و نیز مصارف
صفحه 4 ( شماره ١٧ ) جلد دوم اندرز يكت نكته نغز وطرفه پندی بشنو ز من ار تو هوشمندی گر اهل دلی بغیر مپسند آنرا که بخود نمی پسندی ( دانش افزا ) حیات نسبت اکثر حصه یورپ در انجا اززان تر است ، بیکاران اینکه از سرقه جوئی خود کار بگیرد ، یا اینکه قرض می کند ، و یا اینکه از هم سایه متمول خود امداد طلبد ، بهر حال می تواند خود را از گرداب بحران نجات بدهد . در مارچ ١٩٣١ ، عده بیکارانی که از طرف بلدیه و ایالات بانها امداد می می شد ، ٥ ( ٥٠٠٠٠ ) نفر میرسید تعداد تخمینی بیکاران فرانسوی از روی احصائیه معلوم می شود . و همیشه دفتر احصائی تعداد بیکاران مو قتی وا ( ١٥٠٠٠٠ ) نفر نشان میداد ، مگر امسال ( ٢٥٠٠٠٠ ) نفر قید نموده است جمع تعداد تخمینی بیکاران فرانسه شاید به ( ٣٥٠٠٠٠ ) نفر برسد ، و تعداد بیکاران جزئی را به يك مليون تخمین می کنند البته این اعداد بنظر مهیب وخطر ناك معلوم می شود ، ولی اگر به تعداد بیکاران انگلستان المان ، اطریش نظر انداخته مقایسه می شود ، معلوم میگردد که فرانسه با وجود فلاکت های عمومی نسبتاً هنوز هم ممتاز است . بر طانيا :- که دا راي ٤٦ ملیون نفوس است ، در ماه فر وري گذشته تعداد بیکاران آن به ٢ نيم مليون نفر تخمین شده بود . با وجود يرالري که بالاي عموم نقشه هاي ( احصائي ) نشان داده اند ، گفته مي شود که وضعیت بیش از پیش خطر ناك تر است . این اعداد خارج از حقیقت است ، زیرا زارعين وخدام منازل در انگلستان ، از قانون تامین ضد بیکاری محروم اند ، از این طبقات کار گر را از جمله بیکاران حساب نه مي کنند . ذخیره حقوق بیکاران ، که از طرف کار گر ، ما لك حكومت جمع شده برای مزدور بیکار في هفته ١٧ شلینگ می پردازد ، واگر کار گر عیال دار وصاحب سه اولاد باشد ١٥ شلینگ دیگر بطور فوق العاده برايش میدهند ، يعني به کار گومذکور ٣٢ شلنگ ( معادل ٦٤ افغاني ) در هفته ، در انگلستان به غربت امرار حیات کرده مي تواند . كم كم كيسه خالي شده ميرود ، وهنوز دفتري که حقوق بیکاران را مي پردازد صد مليون پوند از حکومت مدیون است . ( باقي دارد ) ترجمه از ایلوستراسیون پاریس (محمداسلم) شلون در طبيعة گرمی ستارگان فلکرون و علماء نجوم از چندي بدين طرف متمكن بودند تا بوسیله آلات دقیقه خود مقادیر حرارت اجرام فلکی و اجسام علوی را بفهمند . در رصد خانه « ويلن » در امر کا ـ دقیقترین و محکمترین آلات حساسه مذكوره مو جود و مصوب ميباشند . بو اسطه آلات مذكور و تحقیقات کاملی حرارت اجرام شمسی بعمل آمده ، معلوم گشته که شدید ترین مقدار بر حرارت کرت آسمانی در سطح آنها ـ بیش از ٤ هزار يك درجه يا ميزان الحرارت « فارنهايت » نیست . اما سایر کواکب و اجرام از قبیل خورشید ـ در سطح خود بیش از ١٠ هزار درجه حرارت با مقیاس مذکور ندارند و ستارگان سرخ دا رای ٢٨٠٠ درجه با ميزان الحراره فار نهایت هستند میزان حراوت ماه در موقع تغیرات جوب در سصحتش اختلاف پیدا کرده و نیز بر حسب اختلاف مواقع خودش تفاوت داشته و نوعاً فشار هوا هم در کم و زیاد کردن آن میزان موءثر است .
توجه انگليسی از نقارير علمی روسکو در ما نچستر زغال سنگ حصه اول زغال شكلیست از كار بن ؛ كار بنیست که کم یا زیاد خالص بوده بعض چیزهای دیگر مانند روجن آكسیجن ، نایتروجن در آن شامل است . حالا اگر بگوئیم زغال چیست وجه بوده ؟ این مسایل بتفکر هر کس و خصوصاً بتفکر آنانيكه در منطقهای زغال زندگی دارند میرسد ، آیا تمام این کار بو نینكه از عمق چهار هزار فت يا پائینتر از سطح زمین استخراج می شود چیست ؟ اگر شخصی قبول زحمت نموده در بعضی از معادن زغال پایان شود و بنگاه تیز ذريعه چراغ مخصوصه آنجا ملاحظه نماید غالباً آثار نباتات خوبصورتی را خواهد دید ، و همچنين در روی فرش یعنی رخنه های دیوار و سقف های معدن آثار برگها و بوته ها تنه های ایستاده درخت ها را که بد یهاً در وقت تشكيل زغال سبز و خرم بودند دیده میتوانند زغال ، حقيقةً بقایای نباتات قدیمه است که در عهدی بروی زمین سر سبز و در موجودیت نور آفتاب همچنانیکه فعلاً نبات در موجودیت نور حرارت آفتاب سبز و خرم می شود آزادانه نمودا شدند . شماره ۱۷ گيا، شناسان میگویند که این نباتات بهمين طريقه صحيح که حالا بهمان قسم نباتات اشاعه و تعميم می يابند تولید شده اند و نباتات مذکوره اکثراً از آن جنس نبات که ظاهراً گل و یا فی الحقیقت گل نمی داشته باشد و بزبان علمی ( كریپ تو گامس پلانت ) نامیده می شود و یا از جنس نباتات منطقة حاره وچیز کلانتر از آنها بوده . بیاد داشته باشيد که این نباتات بكار بون شاید بعمق دو هزار فت از سطح زمین پایانتر یافت می شود میدانهای زغال در حقیقت توده نباتات است و شما خواهید گفت چه گونه است که ما نباتات و برگهای آنها را در استعمال روز مره خود دیده نمی توانیم ؟ و در میدانهای زغال یافته میتوانیم ، چونکه تمامی نباتی که داخل زمین اند در اثر فشار و حرارت مبدل بقیر گردیده اند یعنی بدرجه در وضعیت آنها تبدل رو داده که قسمت اعظم ساختمان نباتی خود را از دست داده اند ، لاکن در قسمت های مخصوصه میدانهای زغال فوسل های این نباتات را یافته میتوانیم و ازین رو برای هیچ يك از ناظرین جای تردید نمی ماند که تمامی این توده زغال در وقتی شامل نباتات نامیه بوده است . این نباتات بر روی زمین نمو داشتند لیکن بقرون متمادیه سطح زمین فرو رفته طبقات جدیدی از ریگ و گل بالای این نباتات بقيا تيه تشكيل يافته ( باقی دارد ) مجلد پنجم خبرهای فنون و اختراع تحویل نور آفتاب به برق : اخيراً دكتور روتولانج المانی به اختراع يك طریقه که نور آفتاب را به قوه برق تحویل میدهد موفق شد است و با اینکه علمها برای رسیدن به این مقصود از خیلی زمانها است که سعی داشته و بعض از آنها تا حدی کامیاب هم شده اند اما اختراع در كتور برونتو در نوع خود افضل ترین اختراعی است که درین باره تا مروزه بوجود آمده است . و باين وسیله مصرف يك كيلوات آن از سه صد دالار بیشتر نمی شود ، حال آنکه اختراعی که درین باب شرکت وشتنگها وس آمریکائی در دفتر خود ثبت کرده مصرف حاصل كردن يك كيلوات آن بیست پنج هزار دالار ( یا پنج هزار پوند ) میشود غذا جديد : ( آرد ماهی ) شاید جدید ترین مواد غذائی باشد که در آینده قریبی در هوتل های اوروپا و آمریکا شیوع پیدا خواهد نمود . این ( آرد ) از گوشت ماهی پس از خشك كردن و آرد کردن آن ساخته می شود ، و از رایحه ماهی بکلی خالی بوده طعم لذیذی دارد. قسمت عمده ئی
صحبت مالاریا (۲) برای اثبات این نظریه (پروفسور کراسی) حضور علمای دیگر در مرض خانه دولتی رم (يك شخص سالمی را هدف نیش پشۀ قرار داد که قبلاً از پارازیتها خون شخص مریض را در خود داشت این با مراعات کلیه وسایل صحی باز هم مریض شد . باین طریق پس از سالها مطالعات ترتیب انتقال پارازیتهای مالاریا از مریض باشخاص سالم کشف شد. پشه های آنوفل را ممکن است بآسانی تشخیص داد و تشخیص آن بطریق ذیل ممکن میشود : اولاً از طرز نشستن آن : وقتی پشه آنوفل می نشیند سر را بطرف زمین دم را بطرف بالا نگاه میدارد که در نتیجه بدن او با زمین يك مثلثی ایجاد میکند در حالی ( شماره ۱۷ ) همین تاثیر بد را در امواج رادیو حاصل میکنند ، مخصوصاً که آفتاب در موقع شدید ترین موسم آن یعنی شدید ترین حرارت آن باشد . طیران و تامین سلامتی مسافرین در هوا : روزی نمیگذرد که خبر اختراع جدید برای تامین طیری و سعی در رفع خطر سقوط از هوا بازان نمی شنویم . آخرین اختراعی برای این مقصود چراغ خیلی دقیقی است که بتمام اجزا طیاره متصل میباشد ، که اگر خورد ترین حادثه و نقصی در اثنای پرواز بیکی از اجزای طیاره پیش شود ، فوراً چراغ باشعاع قرمزی روشن شده و این دلیل خطر شمرده می شود . يك دلیل کوچکی به خوبی و حساسیت این چراغ این میباشد که در پیش شدن خورد ترین نقصی و لو خیلی جزوی باشد مثل گرم شدن ماشین و غیره که هوا باز در اثنای پرواز بآن ملتفت نمی شود فوراً شعاع قرمزی روشن می شود و این از مهمترین اختراعاتی است که مهندسین برای تامین طیران و محافظ سلا متی مسافران هوا لورد باختراع آن موفق شده است . ترجمه از الهلال ( لطفی ) آنهم نسبت به داشتن کمیت زیادی از نمك های معدنی مفید و قسمت زیادی چوبه و ایودین و مس و غیره عناصر و مواد غذائی که برای انسان نافع است زیاد است . سرطان و ماده قلویه در خون : از روی جدیدترین مباحثی که اطبا در انجمن مباحث سرطان در دارالفنون پانسلوانی معلوم می شود که بین مرض سرطان و ماده قلویه که ( غلاظت ) در خون است علاقه زیادی میباشد و هر قدریکه این قلویه در خون زیاد شود همان قدر دلیل سرعت سر مرض شمرده می شود . دكتور مكدوانا رئیس دارالفنون مذکور میگوید که علاج بوسیله را دیو و اشعه ایکن تاثیر واضحی در ماده قلویه خون نموده و این قلویه را کم میکند که این برای ثبوت علاقه بین قلویه و سرطان دلیل بزرگی شمرده می شود . رادیو و نور ماهتاب : اخیراً این يك ثابت شد است که نور ماهتاب ( مثل نور آفتاب ) به رادیو خیلی تاثیر بدی می بخشد ، علمای برق بيك سلسله تجاربی که چندین سال دوام نمود درین موضوع قیام کرده و در نتیجه ثابت شد که اشعه نور ماهتاب امواج رادیو را ضعیف ساخته و اصوات و اشاراتی را که این امواج نقل میکنند خفیف می سازد همچنان ثابت شده است که اشعه نور آفتاب نیز مثل نور ماهتاب
شماره (۸۷) جلد پنجم که پشه های نوع دیگر مثلا (کولکس) وقتی که می نشینند بدنش با زمین متوازی است بعلاوه روی سر پشه آنوفل دارای پنج ضمائمی است که مانند تیغ میباشد که وسطی نیش او است و دو دانه های اطراف اعضای لامسه آن می باشند . اینها تقریباً از حیث طول با یکدیگر مساوی هستند در حالی که در پشه های دیگر یکی از اعضای لامسه اطراف نیش بقدری کوتاه است که باشکال دیده می شود . پشه های انوفل اقسام مختلفه هستند قسمی که از اقسام دیگر شناخته میشود (کلا و شیر ز) نام دارد ـ اینها روی بالهایشان چهار خطوط سیاه است که دو خط از طول و دو خط در عرض بال منقوش است ـ در نقاط گرمسیری قسم دیگری نیز وجود دارد که خطوط سیاه در طول لبه های بال آنها میباشد باید دانست که فقط پشه های ماده این قسم پشه میل مفرطی به تغذیه با خون انسانی و حیوانی دارند و عکس نر ها با مواد گیاهی تغذیه نموده و برای انسان خطر ناک نیستند . انوفل ها از کولکسها بطور مشخص تمیز داده میشوند پشه های انوفل در روز در گوشه های تاریک که از باد محفوظ باشد پنهان میشوند و فقط در موقع غروب آفتاب خارج شده و تا صبح بدون اینکه صدای زودی بکشند تاخت و تاز میکنند ولی کولکسها پنهان نمیشوند و روی پنجره ها و یا دیوار ها می نشینند و بقدری صدا میکنند که اسباب زحمت میشوند . وقتی پشه انوفل با خون مریض تغذیه میکنند با خونی که از بدن مریض میگیرد پارازیتهای مرض را نیز بسر میدارد ولی این پارازیتها نه فقط در معده او هضم نمیشوند بلکه بيك ترتيب خارق العاده زیاد شده و در موقع نیش زدن از غده سلف و نیش وارد خون شخص سالم شده و او را مبتلا میسازد لذا باین ترتیب در موسم تابستان بواسطه زیاد بودن پشه ها شخص مالاریائی برای اطرافیان خود خطر ناك میگردد و چون این قسم انتقال شباهت تام بانتقال مرض حصه توسط نیش دارد میتوان مالاریا را در موسم تابستان جز امراض مسری شدید محسوب داشت . بعد از دانستن این قسمت باید فهمید که پشه انوفل که مهمترین عامل توسعه این مرض هستند در چه نقاط و در تحت چه قواعدی زنده گی نموده و نمو میکنند تا بتوانند در حدود ممکنه آنها را نابود ساخت . در نتیجه تحقیقات علمی معلوم شده است که پشه های انوفل در آب های باطلاقی و جائیکه از حیث نمود آنها با بهای صاف و جاری رجحان دارد تخم میکنند تخمهای پشه انوفل بیضوی ولی قدری دراز ترند وطول آنها سه چهارم میلیمیتر ومثل تسبيح بهم متصل میباشند پشه انوفل هر دفعه ۱۵۰ عدد تخم میکند آن تخمها در ۱۵ روز بحد اکمل رسیده و حاضر برای تخم گذاری میشود بطوریکه يك پشه نر و يك پشه ماده در حال طبیعی میتوانند در يك سال در حدود شصت ملیون تخم تولید کنند ! از تخم ها پشه های انوفلی تولید میشوند که در موقعیکه بحد بلوغ میرسند طولشان بیکث سانتیمتر بالغ میگردد . این ها غالبا در سطح آب های راکد ایستاده مشغول استنشاق هوا میگردند ولی « کولکسها ، شباهت بکرم دارند وقتی باد میوزد شنو کنان زیر آب رفته و پس از تمام شدن باد دو باره روی آب می آیند ـ اینها پس از تغییراتی بشکل پشه در میآیند پس برای اینکه بتوان از شر پشه ها خلاصی یافت باید بطریق ذیل متوسل شد : اولا ـ باید کثلیه با طلاقها را خشك و نابود کرد . ثانيا ـ وقتیکه هوا رو بگرمی می رود سطح آب های باطلاقی را با نفط یا محلول نفط وتقطیر آن مدثور نمود تا پشه ها از استنشاق محروم و نا بود شوند . ثالثا ـ در اینگونه آب ها باید ماهی محل آورد که زود زیاد شوند و با خوردن پشه ها آنها را نابود سازند . رابعا ـ یک قسم درخت هست که در نقاط با طلاقی خیلی زود نمو میکند و در ضمن رطوبت را میکشد زمین را خشک میساود این قبیل درخت ها را باید زیاد کرد پشه ها معمولا گوشه های تاريك را در قسمت تحتانی خانها
صفحه ۸ (شماره ۷) مجلد پنجم که مصئون ومحفوظ از وزش باد باشند انتخاب کرده وفقط شبها خارج میشوند لهذا در موسم تابستان سکونت در طبقات فوقانی بهتر است مخصوصا که پشه ها نمی توانند خیلی بالا بپرند . با تمام این تفاصیل ممکن است سؤ ال شود که در زمستان در حالی که پشه وجود ندارد چه میشود که مرض مالاریا باز وجـود دارد . علم و تجزیه و امتحانات ثابت ظاهری کرده است که اشخاصی که در زمستان مبتلا میشوند آنهائی هستند که از تابستان پارازیت مالاریا را در گوشه های بعضی از اعضای بدن خود پنهان کرده و بواسطه عدم معالجه در فصل زمستان وقتی بواسطه سرما یا بواسطه علل دیگر بدن ضعیف میشود پارازیتها میدان را باز می بینند و می توانند بواسطه ضعف بدن به آن فایق شـونـد و در نتیجه تب ولرز وعرق بروز میکند باین ترتیب یگانه پناه گاه پارازیتها در موسم زمستان بدن انسان است این موضوع در بعضی از نقاطی که از عبور و مرور دور افتاده اند بطریق ذیل امتحان شده است : مریضانی که در زمستان مبتلا بوده اند همه را معالجه کرده واشخاصی که مریض بوده اند ممنوع کرده اند که در آن مکان نباشند وبا آنکه همان پشه های انوفل در تابستان بشدت سابق نیش زده اند ولی چون در آن نقطه بواسطه وسایل متخذه مذکوره یعنی معالجه شدن مرضا وعدم وجود مریض هیچ کسی مریض ومبتلا نشده است . (ناتمام) (اطلاعات) ادبیات همچنانکه امروزه ادبیات در السنه متداوله دنیا مقیاس معرفت وفضیلت شناخته شده شئونات عرفانی یکقوم هم زنده از آثار برجسته ادبای آنهاست ولی شرایط کلی را درین زمینه انقلابات ادبی بین الاقوام عهده دار است . این رول مهم را در صحنه ادبیات ، ذوقیات شعرا وادبای منوری بایستی بازی کنند هر عصري يک نوع شعرا وادبا لازم دارد هر نسلي يک طرز مخصوص و اسلوب منسوب خودشان را می پسندند . ازین رو هر قدر نظم ونثر عصري بامقتضیات زمان وفهم عوام ما برابر باشد بیشتر مهیج ذوق ها واقع گردیده ومطالب آن زود تر روحیـات جـامعه را تحت تاثیر می آورد . آقای اعظمی از نویسنده گـانیسـت که بدون یک سابقه ذوق شاعری بافته و بسرو دن اشعــار مرغوب ودلکشی مقتدر گشته اند از اکثر آثار برجسته آنها که در مجله کابل و جراید قدیم انیس ویا ترانه نـوین او که در جشن استقلال سروده و بجریده اصلاح اندواج یافته بوده مفهوم می شود که این مرغ نو بوستان ادبیات با یک اساس صحیح و ذوق سرشـاری از شعرای معـروف معاصر پیروی وافـکار خـود شـان را باسـلوب نوی در کـوه نظـم اظهـار میدارد درین تازه گیها باز چند بیتی به نسبت (قاب مادر) سرائیده وتماما نزاکت های شعری وعواطف مادری را در محبّت فرزند بمنظومه آن مراعات و بجریده انیس اتحاف فرموده اند . اگر خواننده گان کرام مخـاطر داشته باشند این همان موضوعیست که نشریات ایرانشهر در سنـه ۱۳۰۲ از بـرلـین بمسابقه گذاشته وتقریبـاً شش سـال قبل بر این شاعـر مرحـوم ومعروف ایران ( ایرج میرزا ) جایزه آن را ربوده بود . تصور نشود که ما پار آن را بمـسابقه میگذاریم ، اگرچه شعرای نوبـر وطن ازین مـسـابـقـه ها نمی تـرسـنـد وبـدون خواهش ما صفحـات آینـده انیس را بترشحات فکری وقلمی خود ارایش خواهند داد . غرض کلـی از ذوقـیـات عالی غلام جیـلانی خان اعظـمی و احسـاسات همدردی ایشان است که در اولین وهله
صفحه ۹ (شماره ۱۷) مجلد پنجم بوسیله که نتوانستند از رفق دور افتاده یا مجنون شود (چویا) کمکی کرده و در تزئینات صحایف انیس خواشمند یا او نشر یک مساعی کنند . البته سخن وران بزرگ وطن که ما الکل طبایع نکته سنجی و مقتدرین دستگاه شعر و شاعری گفته می شوند مانند جنابان بیتاب ، مستغنی ، قاری ، شایق . و دیگر حضراتی که فعلاً اسمای شریف شان بیادم نیست هر کدام از جریده انیس یاد و بودی فرموده و به انگارنده آن افتخاری خواهند بخشید ، باصطلاح آموخته خود به از میرات خوار است تا در هرات بودم هر يك از فضلای محترم آنجا بلا استثناء لویسنده گان و شعرا در هیچیک موقعی از جویای خود غفلت نمیکردند چنانچه فعلا در غیاب من هم جریده اتفاق اسلام بی یار و مددگار نمانده فقط چرا عائیکه در آغاز این شماره روایت شده توقف کامل واشتغال درین جریده واجيتر مینمود بیقین حفظ شئونات فضلای کابل رصا نخواهند داد که آینده از هرات استمداد کنم . اثر اعظمی : قلب مادر بیا ای عندلیب زار مضطر مگو دیگر حدیث غنچه نو که گل بالكليه ورنك دو روزه نباشد قابل عشق موقر ز عشق کار خان شعله سیما فتد در دل بسی سوزنده اخگر درین گلشن کجا از عشق بی باك نهال آرزو گردد مثمر بيا كز عشق پا کی بحث رایم حدیثی کوعیت از عشق مادر جوانی بود مفتون کشته عشق متاع هوش را کم کرده از سر قضا وی را زنون لعبتی کرد عنان هستیش رد آن ستمگر ولی آن دلریا مهرش نبودی بأن دلداده مبهوت ششدر جوان میگفتش ای محبوب طناز دل و دین بردی و صد چیز دیگر و گر تا کی بمن از مهربانی نکردی مونس و همدوش بستر جوابش داد دختر کی وفا کیش ترا يك امتحانی هست دیگر که تا گردم من ایمن از رقابت از آن پس گیرمت چون روح در بر خلاصه راستت گویم عزیزا مرا لازم بود این امر یکسر که داری مادر فرتون بد خو نباشد خلق او با من برابر مرادل دادی و من دادمت بار دل از خواهی دل مادر بیاور چرا تليك دلی باشد ترا دوست نشاید شرکت عشق مکرر جوان ساده اش گفتا بدیده مر ا عشقت زهر عشقی ست خوشتر پس آنکه بجانب منزل روان شد چوشیر خشمگین شد داخل از در بدید آلمادر مهجور مشتاق نشسته منتظر با دیده تر که تا نور دوچشمش از در آید روان تازه اش گردد به پیکر چو دید آن شیفته دیدار فرزند زحد مسرور شد آن مهر پرور چو مسروغیکه خورد و رفت از خویش فرو ده شد تنش در روی بستر جوان ابله بی دانش ودین همان قلب عطوف عشق گستر گرفت از سینه آنمادر پیر بدست غدر وجور نوك خنجر سپس باشدت بسیار بر کشت سوی منزا که آندون دلبر قضا از شدت رفتار پایش بلغزيد وبخاك افتاد برسر دل مادر زدستش بر زمین خود خراشی بر سرش افتاد کمتر ولی قلب شهید مادر زار از ان خاک سیه شد نوحه پرور که آخ ای نور چشم و جان مادر روان پیکر بی جان مادر دلی قیمت من خاك راه ات فدایت هستی و ایمان مادر خراشت در سره دو جان مبادا مگر در قلب پر حرمان مادر تن و گی گلت در بستر خاك نیتد کور به چشمان ما در زعشق راستی آن لحنه خون جهان از نوحه خود ساخت محشر دل سنگت از فغانش نوحه میکرد مگر فرزند مغرور بد اختر
صفحه ۱۰ ( شماره ۱۷ ) مجلد پنجم خرد آن لحظه از انصاف مگشت که دائم گفته اش را همچو گوهر نیابی بوی عشق راستی را مگر از سینه سوزن مادر خبر هاي خارجي ریتر سقوط کابینه انگلستان خبرهاي تلگرافی مشعر است که کابینه مکدونالد سقوط نموده و در نتیجه مشور های مکرر رؤسای حزب سه گانه يك حکومت اتحادی احزاب سه گانه به تحت ریاست مستر میکدونالد تشکیل گردیده و از حضور شاه انگلستان منظوری یافته است . کابینه جدید انگلستان لندن ۲۵ اگست : بعد از انقراض حکومت کارگر در انگلستان ، جديداً حکومت ملی موقتى تشکیل و از ارکان ذیل مشتمل گردیده است : مستر رمزی میکدونالد رئيس الوزرا مستر فلپ سنودن وزیر مالیه مستر جی اچ تها مس وزیر مستعمرات مستر اسقن جیر لین وزیر بحر مستر این جیر لین وزیر صحیه سر فلپ لستیر وزیر تجارت سر سموئیل هور وزیر هند لارد انیدری وزیر عدلیه سر هیبرت سموئیل وزیر داخله لارد سینگر وزیر سکاتلیند مستر ستنلی بالدوان رئيس شورا لارد رید نگ وزیر امور خارجه لارد ابملری وزیر قوای هوائی مستر دانلد میکلین وزیر معارف سر هنری بترتن وزیر زراعت ( سبا ست ) گراف زپلین گراف زپلین روز ۱۵ اگست در میدان طیاره ( بین مورت ) رسیده در شام به پرواز گردا گرد انگلستان شروع نمود . * * * گراف زپلین در میدان طیاره بین مورت در شام روز چار شنبه بعد از ٢٤ ساعت سیاحت جزائر برطانیبا با ٢٤ نفر مسافرین نزول نموده . و به ساعت ۷ - ٢٤ - به فریدریگس ها فن ، باز گشت . حریق ماسکو ، ۷ اگست ـ قرار اطلاع سانگهای شهر هانگواد طعمه حریق گردید . اکثر خانه ها سوخته خاکستر گردیده است ، تلفات جانی بسیار زیاد است ، از سه شهر های ( او خان ) ۷۰۰ هزار نفر مهاجرت نموده اند . بطرف قطب قرار پیغام هیبرلانگت زبیر ، سشیر کن تاتلیس به ساعت چار شام بطرف قطب روانه گردید . از ایران : يك مليون تومان سرمايه شرکت ابتدا مذاکره شده بود که شرکتی با پانصد هزار تومان سرمایه برای تاسیس یکدستگاه کارخانه نخ ریسی در رفسن جان تشکیل شود که در این شرکت تجار کرمانی و تجار یزدی سهیم شده و کارخانه را در رفسنجان دائر نمایند . در جریان این نظر باستقبال شایانی که ازین فکر شد و در اثر تشویق و ترغیبی که از تجار و سرمایه داران بعمل آمد فکر جدیدی بوجود آمد و آن تاسیس دو باب کارخانه نخ ریسی بوده با دو سر مایه دو شرکت یکی در یزد بسرمایه تجار یزدی و دیگری در رفسنجان بسرمایه تجار کرمانی. سرمایه این دو شركت يك ملیون تومان پیش بینی و در نظر گرفته شده است که بانک ملی نیز در آن سهیم خواهد شد . موسسه و کارخانه که ماشین آلات و ادوات کارخانجات مزبور را به این شرکت خواهد فروخت مبلغی در این دو کارخانه سهیم خواهد شد که با بت قیمت ادوات خویش سهم خود را محسوب خواهد داشت . از قرار معلوم سرمایه تجار یزدی و کرمانی برای تشکیل این دو کارخانه بطور کلی به هفتصد هزار تومان خواهد رسید و سیصد هزار تومان آن را بانک ملی و فروشنده کارخانجات سهیم خواهند شد .
صفحه ۱۱ ( شماره ۱۷ ) جلد دوم خبرهاي داخلي جريانات شوراي ملی قارئین کرام خصوصاً موکلین و وکلای محترم از صورت افتتاحیه شورای ملی و نطق اعلیحضرت غازی و جوابیه وکلا که قبلاً در جراید مجله های مخصوصه نشر و توزیع گردیده مستحضر خواهند بود . متعاقب و مقارن افتتاح شورای ملی در جلسه اول يك هیئت با نتخاب عموم وکلای محترم شورای برای تدقیق و ملاحظه اعتبار نامه های وکلا تشکیل و اصولاً شروع بملاحظه اعتبار نامه ها نموده راجع به بعضی اعتبار نامه ها که لزوم تحقیقات از مراجع منسوبه آن ها بوده است بتکمیل تحقیقات پرداختند . پس از ملاحظه اعتبار نامه ها جلسه دیگر منعقد شده وکلای محترم مطابق اصل ( ۱۱ ) اصول اساسی شورای ملی قسم نامه را که حاوی مفاد ذیل است امضا نمودند : - ما وکلای ملت نسبت با عتمادیکه ملت و حکومت بر ما نموده بخداوند کریم سوگند می نمائیم که برای ملت و حکومت خود صادق باشیم . بعد از ملاحظه اعتبار نامه ها و امضا قسم نامه در جلسه منعقده دیگر در مذاکرات انتخاب رئیس عمومی شورای آغاز کرده شد و درین مسئله از نقطه نظر اهمیت مقام ریاست مذاکره و تدقیقات زیادی بعمل آمده و چند جلسات متوالیه برای انتخاب رئیس دوام داشت بالاخره در نتیجه جناب آقای عبد الاحد خان وکیل مرکز ولایت کابل بحیث رئیس عمومی شورای ملی انتخاب گردیدند . چون وکلا اصولاً از انتخاب رئیس عمومی فراغت یافتند جلسه دیگر تحت ریاست آقای رئیس عمومی شورای منعقد شده بمذاکره انتخاب معین شورای ملی شروع نمودند بعد از طی مذاکرات مطابق تفصیلات فوق ، آقای عبد الحق خان وکیل مرکز ولایت هرات بمعاوني شورای ملی انتخاب گردیدند . بعد از انتخاب معین شورای وکلای محترم بانتخاب منشی شورای آغاز و آقای میرزا عبداللطيف خان را بسمت منشی مجلس انتخاب نمودند . بعد از انتخاب منشی ، وکلای محترم شروع به تشکیل دار التحریر شورای و تعین بودجه معاشات و مصارفات آن نموده پس از مذاکرات بصورت لازمه تعیین و تصویب نمودند . چون اساساً يكنفر ناظم برای انتظام امورات مجلس حتمی بود بناء علیه باتفاق آرا از بین وکلا س سید احمد جان وکیل منتخبه سمت شمالی ولایت کابل بصفت ناظم تعیین و تصویب شد . پس از ختم مذاکرات و مقررات فوق که در هر مسئله نظر باهمیت آن مذاکره می شد به ترتیب لایحه وظایف داخلی مجلس شروع نموده و بعد از اکمال در مجلس مورد بحث قرار داده شد در نتیجه تبادله افکار و تعمقات بلانها به که چند جلسات متوالیه مذاکره این دوام داشت بالآخره باتفاق آرا تصویب گردیدند . بعد از تصویب لایحه وظایف داخلی نظر باصل ( ۳۲ ) اصول اساسی شورای ملی بمذاکره تقسیمات و تعیین عدد و اسامی انجمن پرداختند بعد از مذاکرات و تعاطی افکار وکلای محترم برین فیصله نمودند که فعلاً چون شورای ملی ابتدائیست يك انجمن دایمی و يك انجمن موقتی تشکیل شود و بعد از جریانات امورر مسایل وارده اگر لزوم تشکیل دیگر انجمن ها دیده می شد تعیین خواهد شد و ازین نقطه نظر يك انجمن دایمی که برای تنقیح و سنجش ابتدائی مسایل وارده شورای تشکیل و يك عده از وکلای محترم بعضویت و یکنفر بحيث منشی و یکنفر بصفت کاتب این انجمن انتخاب و تعیین شدند . رئیس انجمن ص شهاب الدینخان وکیل غزنی . اعضای انجمن ص حاجی عبدالعزیزخان وکیل کرم سیر قند هار . ص ملا عبد الوهاب خان وكيل غور هرات « عبد الکریم خان وكيل مركز مزار شریف « شاه عبد المجید خان » بدخشان « عبد الله خان وکیل لغمان - مت مشرقی « سید نادر شاه خان وکیل گردیز « میرزا عترت الله خان وكيل مركز ميمنه « محمد انور خان وکیل فراه
( شماره ۱۷ ) ص عبد الحكيم خان وكيل مركز جلال آباد بصفت منشي انجمن ص سعيد محمد خان وكيل هرات ببحيث كاتب انجمن . يك انجمن ديگر كه موقتی تشكيل گرديده و مانند انجمن دايمی اجرای وظایف می نما یند چون موقتی است از تذ کار اسامی آنها صرف نظر شد . بعد از تشكيل انجمن و تعين و تصويب اعضای آن ، فهرست لوایح ساخته و همچنان لوایح و پیشنهاد قبلاً از وزارات و دوائر مستقله برای شورای ملی رسیده و از طرف منشی مجلس ترتیب شده بود و چون بانعقاد شورای ملی معطل بوده است و کلای محترم بگان بگان را بنظر تدقیق ملاحظه نموده نظر باهمیت مسایل و حیث کار لوایحکه قبل از شروع بمذاکره و تعدیل آن قابل معلومات گرفتن و نظریه وزارت و دائره منسوبه آن ها بوده است از طرف مجلس تفریق و بدایره منسوبه آن ارجاع داده شد تا نظریات خود را بآن ها ابراز داده بمجلس شورای تقدیم دارند . تفريق دوم لايحكه لزوم استعلام و نظریه دائره منسوبه شی نبوده مانند لایحه اساسی مملکت در انجمن تحقیق تحت مذاکره و تدقیق گرفته شد . هم چنان از لوایح و پیشنهادات مناسبتاً نظر باهمیت مسایل برای انجمن و مجلس تفریق کرده شد . فعلاً مجلس شورای و انجمن تحقیق آن شروع بکار نموده و درین روز ها اصول نامه اساسی مملکت را نطق اختتامیه ع ، ج علی محمد خان وزیر معارف ( 2 ) بیک اتحاد واتفاقي كه كلام حضرت سبحاني بآن ناطق است در مقام تامين سعادت ديني ودنيوي خود مان برآئیم از یکطرف قراري كه بكرات ومرات ايزدي امر معظم دين دار ما بما توصیه و امر مي نمايند سر نیاز بخاك عجز بدرگاه خداوند بی نیاز سوده متکی با ستعانت او گرديم واز طرف دیگر در مقام حصول وسائل تأمين استقلال وترقيات خود بر آئيم در نشر معارف ، تعليم وتربيه صحيحه اطفال خود که در حقیقت سرچشمه هر گونه استكمالات است بحد أبا حكومت خود صرف توجه نموده براي تعليم وتربيه صحيحه نسل آینده خویش یک بنیاد و اساس متین اسلامي بگذاريم - بترقي زراعت ، تجارت صنعت اقتصاد ملیه که عوامل مهم محافظه حیات ملل است توجه نموده وطن را که پیشتر از همه اصول نامه ها انجمن تحقیق ترتیب و بمجلس حاضر کرده است در مجلس عمومی تحت مذاکره و تدقیق است . معاهده بيطرفي وعدم تجاوز دولتين افغانستان و شوروی که قبلاً ذریعه وزارت خارجه ترتیب و بمجلس شورای پیشنهاد شده بود بعد از تدقیق در جلسه مورخه 30 اسد 1310 تصویب گردید . تا بحدي كه ممكن است از احتیاج غير وار هانیم . این نمیشود مگر به وقتي که دستها یک شوند ، همه متحد آبطرف یک هدف معین براه افتیم ، رفع احتیاجات وطن را بدوش همدیگر تقسیم کنیم چه در حیات جامعه هیچیک فرد نمي تواند بدون معاونت برهم نوع اموار حیات انکند - با دست بزارع بترقي زراعت ، صنعت کار بترقي و ترويج صنعت تاجر بترقي تجارت ، مامور بتأمين امن ورفاه عامه علي هذا هر دسته بايفاي فریضة مخصوصة خود متوجه بوده ترقي واعتلاي وطن را عزم وتصميم كنيم . ولي اگر زارع زراعت با يله اهميت دانسته بمشغله ديگري ميل ميكند ، يا صنعت کار صنعت را مهم ندانسته بکار ديگري مداخله مي نمايد ويا يك عسکر فريضه خودش را گذاشته به تجارت وسیاست حرف میزنند شیرازه حیات جامعه از هم گسسته ، اقتصاد ملیه از بین رفته زمینه سقوط لا سمح الله مهیا میگردد (در متن قال) از شیر حمله خوش بود واز غزال رم : حاضرین کرام ! باید بدانیم ملل سائره دنیا از ما خيلي بجلو رفته اند راه مقصود ما هم كه خيلي دور است بس اگر همه متحدانه دسته در داخل دائره فريضه مخصوصة خود شب و روز زحمت نكشيده اين راه را طي نمي نمائيم
صفحه ١٢ شماره ١٧ مجلد پنجم به پس مانده ترین آنها هم رسیده نمی توانیم بعبارت دیگر عرض کنم فرصت رسیدن بمقصد بدرجه کم و موقع بدرجه نازک است که اگر يك دقیقه خود را بدون ایفای فریضه مخصوصه خود ( بکار دیگری صرف میکنیم و یا بخیال امتحان و اصلاح بکاری که نه سعادت دین در ان منظور است و نه خیر دنیا در ان متصور) تلف می نمائیم يك سال از عمر خود را ضائع کرده خواهیم بود چه این جور امتحانات بسیار شد و نتیجه جز خساره نبخشید . این موقع برای ترقی و اعتلای وطن عزیز مان يك موقع خیلی مساعد است و بخیال عاجزانه بهتر از این موقع نمی شود پیدا کرد پس بایست از آن استفاده نمود تا نشود این موقع مساعد درخشان را نیز مانند سابق از دست داده خدای نخواسته نزد خویش و بیگانه ، دوست و دشمن خجالت زده شرمنده گردیم . این بود عرض عاجزانه که بحضور حضرات محترم نمودم در خاتمه دعا میکنم الهی و جود مسعود این پادشاه محبوب القلوب ما را با برادران با ناموس وغیرت شان که حامی استقلال و بینی خواه حقه افغانستان اند در حفظ و حمایه خود نگهدارد – الهی ما همه را توفیقات بخش تا بر حسب رضای تو ارشادات و هدایات این شاه دین دار حق پرست وطنخواه را تعقیب پیروی کرده وطن را بآن اعتلا و ترقی که خاصه يك مملكت اسلامی است نایل سازیم – الهی ارواح پاك اشخاصی را که در راه رضای تو بغرض حصول استقلال و سعادت وطن بدرود حیات گفته اند غریق رحمانی کران خود گردان آمین . در نمایش جشن مؤلفين ومترجمينكه کتاب هاي ذیل را براي نمایش تاليف وترجمه جشن سال ١٣ استقلال بوزارت تجارت تقديم واز طرف وزارت معارف حائز انعام نمرات ذیل گردیدند. ١ : - تاریخ عمومی قرون اولی تالیف عبدالظاهر خان فارغ التحصیل – درجه اول ٢ : - مشاهير علمي وادبي كابل وبد خشان تاليف عبد الحكيم خان رستاقي معلم مكتب استقلال – درجه اول ٣ : - كيمياي معدني ترجمه محمد امير خان متعلم اعدادیه ٢ امانيه – درجه اول ٤ : - كيمياي عضوي تاليف عبد الرحمن خان متعلم مكتب حبيبيه درجه اول . ٥ : - هيئت ، ترجمه عبد الغفور خان متعلم مكتب امانيه – درجه ٢ ٦ : - ميترو لوژي تاليف حبيب الله خان فارغ التحصيل مكتب حبيبيه درجه ؟ ؟ ؟ ٧ : - لغات فارسي والماني تا ليف محمد عظيم خان معلم – درجه ٣ ٨ : - انقلاب افغا نستان ترجمه سید قاسم خان درجه ٢ . ٩ : - لغات فارسي وروسي وانگليسي ترجمه غلام سرورخان تلگرافي – درجه ٢ ١٠ : - فريك تالیف خان آقا خان معدن شناس – درجه ٣ ١١ : - نقشه مر شمه تشریح انسان مرتسمه محمد اسلم خان متعلم مكتب درجه ١٢ : - ترجمه تركي در فارسي ترجمه محمد ناصر خان درجه اول . اسمای ارباب پیشه ونوع صنعت وصنایع ودرجه آن که برای نمایش جشن سال ١٣ استقلال در نمایشات صنعت وحرفت تقدیم و حائز انعامات درجه های ذیل گردیده اند : سراجي : ١ : - قبضه حاجي عبد الحكيم خان قند هاری درجه اول ٢ : - بکس قاقي خلیفه صفدر خان درجه ٢ ٣ : - بكس كلان کاغذی در جه ٣ كشميره هاي پشمي : ١ : - محمد یعقوب خان در جه اول ٢ : - غلام محي الدین خان درجه ٢ ٣ : - خیر محمد خان در جه ٣ ٤ - - حاجي فقير محمد خان در جه ٣ تكه هاي نخي : ١ : - فابريكه درجه اول
صفحه ۱۱ (شماره ۷) جلد پنجم ۲ : — مراد الله خان درجه ۲ ۳ : — غلام محی الدین خان پغمانی درجه ۳ تکه بافت ابريشمي ۱ : — محمد علی خان درجه اول ۲ : — محمد جانخان درجه ۲ ۳ : — محمد صفرخان درجه ۲ عطرنجي ۱ : — میر محمد ابراهیم خان در جه اول ۲ : — سید احمد خان درجه ۲ ۱ : — محمد علی خان درجه اول ابريشم دوزي ۲ : — خامک دوزی حاجی عبد الحکیم خان قند های درجه ۲ ۳ : — بريده دوزي والده عبد الرحمن خان دوجه ۳ گلا باتون دوزي ۱ : — حاجی عبد الحکیم خان درجه اول خدای نظر خان درجه ۲ حكاكي ۱ : — شاه سعید خان درجه اول ۲ : — عبد الخالق خان درجه ۳ ۳ : — نور الدین خان درجه ۲ ۴ : — حیدر خان درجه ۳ گل سازي ۱ : — غلام جیلانی خان درجه اول ۲ : — شاه بابا خان در جه ۳ توکاري ۱ : — باغبان باشی دار الا مان درجه اول ۲ : — اقسام گل ها باغبان باشی باغ ارک درجه اول ۳ : — اقسام تخم های گل دار الامان در جه اول لوازم تعليم ۱ : — تخته سلیت و ميرو ساخت عبد الجبار خان رنگمال درجه اول ۲ : — بعضی مجسمه ها از عبد الغفور خان درجه ۲ ۳ : — ميوه مصنوعی و مجسمه استاد محمد حكيم در جه ۲ بوت دوزي ۱ : — خیر محمدخان بوت دوز درجه اول ۲ : — از مونيه محمد اعظم خان در جه اول ۱ : — ملبوس بافت کرشنال فابریکه پنیاتی باقی ررجه اول ۲ : — تخفتایی بچه های فابریکه پنیاتی باقی درجه اول نجاري ۱ : — فابریکه نجاری در جه اول ۲ : — نجاری ار چه صوفی تاج محمد خان درجه ۲ ۱ : — فابریکه صابون سازی درجه اول آهن گري ۱ : — فابریکه حربی در جه اول ۲ : — چوب شکاری برچه دار عبد الغفور خان درجه ۲ — : — چوب دست درجه ۲ زر گري ۱ : — بن و اشپلاق درجه ۲ مسگري ۱ : — دیگ بخار محمدا سحق خان درجه اول ۲ : — صراحی رجب علیخان درجه ۲ — : — آفتابه لگن غلام غوث خان درجه ۳ سنگ تراشي ۱ : — پیرمحمد خان کابلی و حاجی عبد الحكيم خان قندهاری هر دو درجه اول ۲ : — عبد الشكور خان درجه ۲ — : — محمد جانخان درجه سوم اگرچه عبد الشكور خال درجه اول است ولی چون ملازم حکومت بوده و یکبار خانه کار میکند بناء برای تشويق رغبتی پیر محمد خان درجه اول گرفته شد . عطريات و رنگ ۱ : — عطريات محمد عمر خان درجه اول ۲ : — رانگ اودين صالح محمد خان درجه ۲ — : — ورنس صالح محمد خان درجه ۲ — : — محمد سرور خان رنگمال و علیجان خان پرکار درجه ۲ كاشي سازي ۱ : — سلیتر ساخت عبد الله خان درجه اول ۲ : — سید محمد خان کاشی ساز درجه ۲
صحیفه ۱۵ (شماره ۱۷ ) مجلد پنجم فکاهیات بعقیده من فکاهیات زینت نشریات است و بزرگترین وسیله جلب نظر اهل سواد بمطبوعات . نگارنده‌ که میخواهد دريك محيط ناشر افکار مفيده گرديده واسباب بیداری غفلت زده گان واقع شود باید پیشتر از همه در روحیات مردم غور ودقتی ورزیده نگارشاتش باکشش ذوقی خواننده‌ گان فكر ورفتی بنماید . از ما مردم باصطلاح يك سر است مثل : چپ و چپم یکدفعه که بگفتن و چنه زدن سر گرفتیم اگر يك بول مدهند بحرف میآئیم بصد روپیه هم که ما را تطمیع کنند حواموش نمی شوم مگر خربزه هنگ بزند که از راندن غول و چنه طرف مصرف کردیم هر گاه سر نوشتن گرفتیم کوشش اول ما پر کردن ستون و تعدد شماره و صفحات است که مثنوی هفتاد من کاغذ شود تا کرکت های سر خواننده بصدا نیاید از سر کل او دست بردار نخواهیم شد . اگرچه ما در جریده انیس این نزاکت ها را تا اندازه توان مراعات کرده و میخواهیم بزور والتماس در عده خوانندگان بیفزائیم مثلا وقتاً زنده باشند يك ساعت انیس از جویا تعریف نموده و دو ساعت جویا از مزایای انیس پف کرده یکمقداری فیروز ولطایف از علم وفن دم زده ودو مقدار آن اعظمی از فضل و ادب سرائیده اسلام جان ما یکدو ناخنی بتارو چه نواخته . طرزی هم یکدو صفحه از ما دام ساخته ظاهر خواهد ساخت . ( غبار ) ما را هم خدا جور کند واز پرستیاری جگر گوشه بیمارش فراغت دهد آینده مارا بتنها نخواهد گذاشت باز اگر مه پیشانی ناز خوانندگان گرام ومشتر كين ذوالاحترام نظر کنیم یکدو جملکی خفه گی دیده خواهد شد که بایستی بسر انگشت فکاهیات فت فتکشان داد تا به دوسه لب خنده دندان نمائی رفع خفه گی کنند القصه از کروپاهی سخن و درازی کرباس شیرینی قند وتلخی تمباکو وجان کندن . . بادی کرده و برویم سر مطلب غرض فکاهیات يك چيز لازمی است و اینقدر شاخ و برگ هم که باو میدهم که همه کس او را يك ساعت تیری دانسته مانند دوازهم دار بسوی خود نمیکشند و چنه و پهلو های سیاسی باو ندهند برای اولین بار تا دیگران خوشنود شوند باید از خود برانیم در اول ورود کابل شر و شور گویا وجویا وصبا چه بود که فضایلی نسبتی ما وا نیس تازه گی دارد من میگفتم که خودم شوخ هستم و با مردم همیشه بشوخی ها سرو کار دارم ولی انیس ( محیی الدین خان ) يك دو دوکانی از من بالاتر باز کرده برای آنکه من در آینده مدیر جریده انیس معرفی شده ام و باید در هر در و در وازه که او راه دارد منسهم راه و پائی پیدا کنم گشته گشته از لگ افتادم در هر جا میرویم صحبت از انیس است وخوشنیاتر اینکه وقت مزاح وشوخی نام مدیر انیس را یاد وطرف خطاب قرار میدهند بهر تقدیر میخواهم خواهش کنم از رفیقان که مرا سرور بگوئید باز می بینم در وطن ما چیزی که بسیار است و خدا زیاد کند اسمای سرور است نه بابا گذشتم جویا بگوئید جویا سرور جویا ولی نه مانند آقای گویا که يك جان وخانی هم بخود اضافه میکنند به من تنها سرور جویا بگوئید خوشترم مدیر نو انیس باد شوم هم بد نیست باز مختارید اما برای امتیاز وشناختن بعضی سرور ها مجبورم هان تو نه را که از گویا گرفته ام منتظر سازم تا در آینده ذریعه امتیاز سرور ها باشد : سرور عينك ، سرور سياه سرور قوله سرور سرخه، سرور نصواری ، سرور لب چاك ، سرور
شماره ۱۷ جلد پنجم لنگری – سرور حسن باز ، سرور | بويا ، سرور گويا ، سرور جويا | همین عده سرورن است آینده بد خشی ، سرور صبا ، سرور | فعلا احصائيه موجوده فكا هیات ما مظهر | تکمیل خواهد شد . تا تمام نشده در خرید آن عجله کنید هموطنان با سواد وعلاقه مندان وطن عزیز مخصوصاً آنها ئیکه روح حس س وذ ق کنجکاوی شان همیشه خوهشدار است در اطراف قضایای اغتشاش گذشته در هر گوشه و کنار تدقیق داشته واز صغار و كبار بخواهد خوب وزشت حوادث آن را بشنود مژده میدهیم که کتاب ( بحران و نجات ) از طبع خارج و در مواضع معینی که در ذیل نشان داده میشود بمعرض فروش گذاشته شده . این کتاب در اسلوب نگارش بعبارات خیلی ساده وعام فهم و در طرز طبع بخطوط بسیار خوانا وگرا ور های مصفا بنضریت ۳۰۰ صفحه ترتیب یافته و حاويتماماً واقعات مهمه غتشاش ۱۳۰۷ – و ١٣٠٨ میباشد که خواننده اگر در زمان های اغتشاش بکلی خارج از وطن و يا در يك گوشه دور دست داخلی بسر برده باشد پس از مطالعه این کتاب مانند يك فردی که از اول تا اخر جريا نات انقلاب را بچشم خود دیده باشد بصیر و خبیر گردیده وقضایای وارده را میتواند از روی بصارت پیش خود محا کمه کند مطالب بحران و نجات بسعی و اهتمام محى الدين خان موسس وصاحب امتیاز انیس تدوین شده و بقلم خود آن ها نگارش یافته اکثر واقعات را بچشم خود دیده و برخی دیگر را هم از منابع موثق بدست آورده فقط نظر بمعنویات کتاب ومقامات نویسنده آن قویا ً گفته میتوانیم بحران ونجات يك مجموعه نفیسی است که تا کنون از نشریات انیس کتابی باین زیبائی بیرون نیامده بلکه در توا ریخ مر شه وطن کمتر نظیر دارد فقط از روی رواداری با آقایان نیکه مایلند کتابخانه یشان نواقصی نداشته از اغتشاش تاریخی افغا نستان یاد داشت های خوبی داشته باشند پیشنهاد میکنم که تا تمام نشده در خريد کتاب بحران ونجات عجله نمایند . در مرکز محل فروش آن : اداره انیس دکان عبد الاحدخان : واقع بازار کتاب فروشی دکان عبد الصمد خان : واقع لب دریا دكان عبد الطاهر خان : مقابل ریاست بلدیه دکان محمد عمر وثیقه فروش : عقب فابریکه نساجی در اطراف ولایات : بتوسط اداره های جراید و یا سر راست بذریعه مخابره به اداره انیس بشر طیکه پول آن پیشتر رسیده عوض و معا ومنه فرستاده شود – قیمت ( ١٠ ) افغانی برای مشتر کین محترم انیس ( ۸ ) افغانی
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ " طلبه معارف ۷ " در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد (مطبعه انیس)
[BLANK PAGE]
شماره ۱۸ مجلد ۵ اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلینگ اداره: کابل جادهٔ ارک مؤسس وصاحب امتياز: محيي الدين مدیر و نگارنده: [signature?] ۲ شنبه ۲۴ سنبله ۱۳۱۰ تاسیس ۱۳۰۶ ۱ جمادي الاول ۱۳۰۵ وحدت افکار و یگانگی در عمل یکی از بزرگترین مشکلاتی که در برابر اقوام مدنیت خواه دنیا عرض اندام کرده شقاق و نفاق است و این بمریضی مسری میماند که اگر یکمرتبه در تن و بدن اجتماع راه یافت بسرعت سیری همه را تحت تاثیر می آورد. در زیر لاس استیلای قاهره بدون شبهه اگر عده معدود افراد صالح هم در يك جامعه شبیه بعضی اعضای سالم در تن و بدنی وجود داشته باشد بمرور از کار مانده و فالج می شوند. برای جلوگیری ازین مفاسد تنها اتحاد فکری و یگانگی عملی قوام میتتواند چاره جوئی کرده وضامن سعادت بشری واقع گردد. از وقتیکه موضوع نشریات در عالم وظایف مهمه هدایات نوعی و اشباهات عمومی را عهده دار کشته است هیچ فردی قدرت آن را ندارد اعداد مقالاتی را که سر لوحه اتحاد و اتفاق معنون آمده بشمار آرد، ولو مؤسسات انطباعیه ما که تا کنون بسی محدود و انگشت نما گفته می شود با ز بحساب آوردن اینکونه موضوعات را چه از جنبه های عقلی و فاسفی و چه از نقاید اجتماعی شخصی در نگارش آمده از شکلات مدیم التصور شمرده خواهد شد. چون آهنگ و لهجه اختلات دارد و حوادث نفاق و شقاق در هر زمانی بمقتضیات آن تغیر رنگ می پذیرد باز به نسبت اتحاد و اتفاق جای حرف باقی و از تاثیر خالی نیست قول ادبا: یکعمر میتوان سخن ز زلف یار گفت در قید آن مباش که مضمون نمانده است شاید دعوت بسوی وحدت زبان عصری و تغیر آهنگی اثر آتش بیشتر باشد. اگريك نگاه چقری بسوی موجودات زنده بیان بدون استثنای توانا و ناتوان به بینیم هريك طرز خصوصی از جزعائيكه بآن پایه ی طاهری و باطنی یا روحی ومعنوی دارند بعلایم و اشارات خاصه خود ها طرفداری کرده و در علایق خود به نسبت زمان ومكان تا اندازه امکان اظهار دلبستگی میدارند. همچنان اگر دایره سخن را کوتاه تر بگیریم، افراد انسان نیز از عالی ودانی و عالم وبی علم بی سواد وبا سواد هريك بنوعی از مربوطات زنده گانی واحتياجات مدنی خود شان علاقه مندی ظاهر ساخته ودر تحت تاثیرات انس والفت یا عشق محبت ، وطنيت ومليت با تمام آنکه موقعیت ورفاه معیشت خود را حرمت میکنند. مثلاً اگر از يك فرد بی سوادی کسی به پرسد: ملت و وطن تو خوب است یا بد؟ بدون توقف و تاخیر فکر میگوید خوب! همینطور هر گاه از عالم و دانشمندی همین سوال بشود در جواب نه تنها خوب میگوید که یکسلسله دلایل وبراهین هم بخوبی آن اقامه خواهد نمود بر عکس هر دوی این طبقه اگر اشخاصیرا بر خلاف وطن وملت خود به بینند و یا لف ظیرا برضد نوامیس روحی خود شان بشنوند همه بر آشفته شده وسخت دفاع خواهند کرد. این مسایل بکلی ثابت میکند که همه
صفحه ۲ ( شماره ۱۸ ) مجلد پنجم طرف يك نقطه مقصود و معلوم روا نند و همه هم متحد القول و العقیده با شند و در صورت این اتحاد و اتفاق هم باید بطور حتم سیر ترقی را باخر رسانیده هیچ موانعی در پیش راه خویش نه بینند . اینجا ممکن است بعضی ها بپرسند که چه باعث و کدام علت اینگونه اقوام متحد را با اینهمه املی قویه از راه صحن پرت کرده و از ترقیات متصوره عقب می افگند ، بلی گفته میتوانم اشکالات بزرگی در پیش روی سد شده که اولتر آن عدم تعمیم معارف و سواد عامه است که تا هر دم از جنبه های علمی و عرفانی بی خبر و شر خود آگهی تیا بند به پیدا کردن راه صحیح ترقی قادر نخواهند شد چنانچه اثباتیکه در ین خصوص بکند و قسمی از ما پیشتر بر داشته اند باین حقایق معترف و هر وقتی که به نسبت اصلاحات امور اجتماعی خود صدا های حسرت و افسوس را بلند می کنند و نا امیدی خویش را محسوس میشوند دلیل بزرگ شان اینست : که اهل علم کم ، جاهلان زحد بیش اند وقتا خوب فکر کنیم این صدا ها اگر از حنجره مایوسی ها بیرون آید موزون تر و مناسباتش بحال ما بیشتر است در مر تبه دوم قلت رجال کار صادق و فعال که منبع آنهم بسته برواج بازار معارف و تعدد آن مربوط مسایل اولی است از آنهم گذشته باز صمیمیت و فداکاری افراد بر جسته ملت است که بایستی منافع اجتماعی را مقدم بر منافع شخصی و فردی قرار داده در خدمت بوطن و مملکت از غرض نفسی و خصوصیات صرف نظر کنم و بر اینها در فروعات هم مشکلات بسیاری است که هر کدام مفالات جداگانه لازم دارد فعلاً موضوع بحث ما اتحاد افکار و یکانگی در عمل است که چرا ما به ظواهر در احساسات نافعه که اسرار ترقی گفته شود مشارکت داریم و در بدست آوردن وسایل مبرده و از رسیدن بمقامات متعالی محروم هستیم. اول آنکه قسمت عمده ما فقط ظاهر مقصد را بچشم دیده و آنچه آتی میشنوند هم میگویند و هم میخواهند فهمیده و نا فهمیده اگر هيچ يك نوع مفاد صححی حاصل نشود هم افکار خودرا در ورطه عمل آرند و این طبقه از مسایل باطنی یا شنجش های فکری بکلی عجز دارند قسمت محدود دیگری که صاحب فکری و قريحة بوده و دارای قواء عقلائی و روحانی هستند و میتوانند در اطراف مسایل دقتی بنمایند ، از نام عمل می هرا سند تا چه رسد انیکه شامل معالی آن شده و خطرات آنرا تصور کنند . در طبقات عديده اولی ممکن است اتحاد را بقوای حقیقی ( نه بمعنی حقیقی آن ) شناخت . ولی چسود که این اتحاد به تمام ها ضامن سعادت شده نمیتواند وام طبقه دوم نه تنها عدم تعلقات شان به تطبقات فکری وعمل برای ما اشکال تراشی مینماید که سنجش های آنها عينأ وارد تولید نفاق میکند چه افکار در فراد متفاوت است و هر یکی بمقیاس معلومات خود که زائید. تعلیم وتر بیه او ست فکر میکنند . یکی میگوید وطن را باید از راه علم وتر بیه باید مترقی ساخت دیگری می سراید خیر ترقی وطن بسته به ترویج فنون وصنایع است ، گروهی بر آنند که این هر دو قواه را باید متحد بکار اندازیم و طبقاتی بر آنند که نه این ونه آن فقط همین قواه مو جوده میتواند بمعاونت صميميت وفدا کاری در راه تعالی وطن خدمت کنند و بیشتر ازین تصفیات علمی و صنعتی لا زم نیست ما کار میکنیم و فقط عقيده کامل وایمان صادق لا زم است و انشاء الله لطف خداوند با ما كمك خواهد کرد و باز در کار هم جمعی عقیده دارند که اگر در طرف یکمیل شود ما باید در اقطار بینند گان د نیا مترقی نشان داده شویم وعده درین ثابت قدم هستند که هر گاه ده سال هم در زحمت ما افزوده و از عمر ما کاسته شود ما باید اساساً ترقی کنم از خوف تنزل و سیر قهقرای آینده مطمئن با شیم . اینهمه افکار دور و نزديك وسنجشهای
(شماره ۱۸) مجلد پنجم سطحی و عمیق اسبابی روی کار می آورد که یکی بمطالب دیگری نرسیده ، بفکر ورای دیگری قانع نمیشود ، تا این تصادم افکار رفته رفته ما را از کار باز ماند آنوقت در جامعه زمرمـــه های نا رضائیت ها شروع و حس تنفر بین حکومت و ملت آغاز شود ، از آنجا که ما الحمد الله تعالی مسلمان هستیم اولاً بایستی از خداوند متعال با ایمان کامل و عقیده صادق استمداد کرده و بعد از آن با يك قلبی سر شار از عشق ملی و وطن شروع بکار کنیم از تجربیات گذشته فکری برای آینده کنیم نه بسیار تند و نه خیلی هم کند چنان راهی پیش بگیریم که راه روان رفته و بمنزل مقصود رسیده اند ( خير الامور اوسطها ) در تحت لوای این قاید معظم ما يك مسلك صلح پسندانه و امنیت خواهانه اختیار و با و حدت فکری و عقیده آمال ترقی خواهانه خود ما بورطه عمل بگذاریم چه اگر افکار متحد نگشت گویا قواء و توانائی در ما موجود نخواهد ماند که بتوانیم خود را بمنزل مقصود برسانیم و یا در مبارزه حیاتی غلبه کنیم در یکی از قصص تاریخ خواندم یکوقتی پادشاهی معنی و مفاد اتفاق و وحدت را میخواسته است بملت خود بفهمانیده و دلایل عام فهمی بیاورد ، برای اثبات کلام خود چند عدد غنچه و شاخه درختی را نزد خود گذاشته صحبت میکرد تا يك نفر از جماعت مخاطب خود را پیش خواسته و از اکومستر ـ پون یا داس بحران بیکاری در اروپا (۲) المان در المان عدد بیکاران ، بصوت محیر العقول روبه ازدیاد نهاده است : در فروری ۱۹۳۱ از جمله ٦٤ میلیون اهالی تعداد بیکاران را به ۵ ملیون تخمین کرده اند و ۱۷ ملیون کارگر داخل تامین ضد بیکاری می باشند ، از این رو میتوان قیاس نمود که این مملکت با چه سختی و مشکلات فوق الطاقه متحمل این یکی از آن غنچه یا شاخه را باو داده و امر داد بشکند ، او هم بيك تاب دادن دست او را خورد و زیر کرد دفعه ثانی دو تا از ان شاخه ها را بهم یکجا کرده داد تا باز بشکند این مرتبه شکننده بسیار زور آورد تا شکست ولی در دفعه ثالث و رابع که سه دانه و چهار دانه بایستی پهلوی هم باشند صاحب استحکام گردیده و شکست آن از قوه های جزوی بشری ساخته نبود ، غرض ، هنگامیکه متحد الفكر و العقيده گشتیم و همینطور هم افکار متحده را متفقاً عملی ساختیم دیگر شکست نصیب ما نخواهد بود . آنوقت یقین کامل است که بنیاد نفاق و شقاق را منهدم و پرچم نصرت و ترقی را بر فراز عمران افغانستان با استحکام تزلزل نا پذیری خواهیم بر افراشت . بحران بی نظیر گردیده است . مصرف وجه تامین ضد بیکاری از روی متن کارگر تهیه دیده شده است . محض کار گری که فی هفته ٦٠ مارك میگیرد مستحق ٢٥ فیصد و فی هفته ٤٠ مارك ۲۰ فیصد ۱۰ الی ١٤ مارك في هفته مستحق ٧٥ فیصد حق الزحمه خود میباشند علاوتاً برای اشخاص عایله دار که اجرت آنها زیاد باشد الی ٦٠ فیصد بطور فوق العاده می پردازند و اگر تنخواه آنها از في هفته ١٤ مارك كمتر باشد ، ٨٠ فی صد علاوتاً تادیه می نمایند . اطریش با اینکه تعداد نفوس اطریش از ۷ ملیون کمتر است ، در فروری گذشته تعداد بیکاران آنجا را به ( ٣٤٥٠٠٠ ( نفر قید کرده اند . گمان میرود که پرداخت وجه تأ مین ضد بیکاری در اطریش قطع کرده شود چه تعداد بیکاران يوماً فيوماً رو به زیاد نهاده و از حدود احصائیه های رسمی تجاوز کرده است . بس یقین است که حکومت ، از قاق دادن بیکاران که حاصل و عائدی ندارند لیکن بعد دیگر افلاس کرده میروند . امريك در آمریکا هم وضعیت چندان خوب نیست ممالك متحده آمریکا تعداد بیکاران خود را به ٦ ملیون حدس میزنند . قانون تأمین ضد بیکاری در انجا وجود ندارد. در أمريك ادارات بلدي جمعیت هاي
و میگویند که بارتفاع بیست و چار میل از سطح بحر واصل شده بود و همچنان بالون المانی از نزدیکی کوه های شهر هامبورک در ماه سپتامبر گذشته پرواز کرد. و بارتفاع بیست و دو میل واصل شد از این بالون پر و فیسر پیکار کرده بلند تر در هوا رفته میباشند ، ولی هر دوی این بالون ها تنها در هوا پرواز کرده و هیچ مخلوق زنده داخل آن نبود و تا مروز هیچ انسانی موفق نشده است که باین ارتفاع واصل شود و همچنان علم هم تا بحال کامیاب نشده است که غلاظت وار تفاع هوا ئیکه بر کرۀ زمین محیط است تعین نماید ، ولی درین شکی نیست که لطافت هوا هر قدریکه ز امین بلند شد برویم زیاد تر شده وهوا ئیکه بر کره زمین احاطه دارد دارای يك حدودی است که بعد از ان حدود هوا تمام شده وفراغ میباشد وحدود آن تا هنوز شناخته نشده است و بعض از علما گمان میکنند که اتهم علو ازيك مادۀ مضی هوا است ولی از روی علم وجود آن تا حال ثابت نشده است سر جیمس جينز كه از مشهور ترین علمای عصر حاضر است میگوید که هوای محیط بر کرۀ زمین در ارتفاع ۸ هزار و یکصد کیلومتر بحدی لطیف می شود كه يك سانتی متر مکعب آن دارای قریباً سه صد هزار دقیقه و دقایق ماده میباشد واين يك كميت قليلى نسبت به عداد دقایق هوائیکه بر کره زمین محیط است میباشد. زیرا هوائیکه بر شماره ۱۸ بلند ترین ارتفاعی که انسان در هوا واصل شده است تجربه پرو فیسر پیکار پروفیسر پیکار بوسیله بالون پرواز کرده و بار تفاع ١٥٤٥٨ یاده میل و اصل شد ، بامعیتش معاون او پروفيسر كيفر بوده و اگر مقدار کافی او کسي ژن همرای شان نمی بود نزديك بهلاكت رسیده بودند ، و بعد از اینکه در چندین ساعت مثل پرکاهی در مقابل طوفان باد پرواز کردند بزمین سالم عودت کرده و درین مقاله شرح این مسافرت خطر ناک شان میباشد . پروفيسر او كست پيكار عا لم معروف سويسی و پروفيسر عالم طبیعیات در دار الفنون بر و كسل ، اخیراً يك بروزی داخل يك كره آلو مینایوم که از هر طرف مسدود بوده و بيك بالون بزرگی آویخته بود نموده و به از تفاع ١٥٤٥٨ فوت یا ده میل در هوا واصل شد و این بلند ترین ارتفاعی است که تا حال انسان در هوا واصل شده است . هر چند بعض بالون های دیگر مثل بالو نیکه در سنه ۱۹۱۳ از سواحل کرینلند پرواز کرده صفحه ٤ خصوص ، امدادند تا حتي المقدور سعي كوشند و براي تقسيم نمودن ارزاق براي بيكاران جمعیت ها تشکیل نموده اند . کار گران بيكار يكي دنبال ديگر ایستاده منتظر نوبت خود میباشند ، درین قطار به خودشان ( بپرید لاین ) (قطارنان ) می گویند . علل و اسباب بحران : البته علل واسباب اين چنين يك بحران متعدد میباشد ، چنانچه یکی متخصصین المان علل و اسباب این بحران را تا ٢٤٠ حساب نموده است . بدون اینکه دور برویم ، مي بينيم ، بعض حوادث ، از قبیل واقعات ما بعد عمومي عدم توازن اقتصادي دنيا ، تزلزل پول ، از پيش اعتبار انتاج عموم، این مرض افزوده است . مسئله عجیب و غریب اینست که و فور حاصلات عامل مبهم این بحران بشمار میرود ! ثروت زیاد ، دنیا را به ضرت می کشاند . آیا مسأله گندم يكي از عوامل اين بحران شمرده می شود ؟ موقعیکه او رو پا با هم جنگید ، بعض از دول بغرض تلافي قحطی ، اراضی جدیدی را تحت زراعت در آوردند و هنوز هم دوام مید هد . چنانچه ممالك متحده امريك که در ۱۹۱۷ ، نوزده ملیون و شصت هزار ( بقیه در صفحه ۸ )
http://hdl.handle.net/2333.1/b2rbp022 Image 343 of 896 صفحه ۵ (شماره ۱۸) جلد یم زمین احاطه دارد دارای ۹ که طرف چپ آن نوزده صفر گذاشته شود سانتی متر مکعب دقایق هوا و درین هم شکی نیست که درین قول مخالفتى نسبت به آرای علمی قدیم میباشد و کتب مدرسی هم بما چنین میفهمانند که هوای محیط بر کره ارض بعد از ارتفاع صد میلی تمام شده و پس از آن فراغ تا می است که هیچ چیزی در آن نمیباشد . طبقات هوا علما هوا را به دو طبقه تقسیم کرده اند: طبقه اولی که بزمین واصل است (ترو پو سیفر) یا طبقه سفلی و ثانی را (سترا تو سیفر) یا طبقه علیا مینامند . امتیازی که طبقه سفلی نسبت به علیا دارد اینست که درجه حرارت در آن هر قدر یکه بیشتر صعود نمائیم همانقدر به تدریج نزول مینماید و نزول هم از روی مقیاس فهر نهایث در هر هزار قدم ارتفاع سه در جه میباشد اما درجه حرارت در طبقه ثانی یا علیا ثابت ولا تغیر است . چیزی که بیشتر قابل ذکر میباشد اینست که حد فاصل بین این دو طبقه (که در حقیقت قاعده طبقه علیا میباشد) از قطبین کرده در خط استوا ارتفاعش بیشتر است یعنی پنجاه هزار قدم از اولی و بیست هزار قدم از دومین ارتفاع دارد و بهمین علت هوای طبقه علیا از قطبین کرده در بالای خط استوا سرد تر است چنانچه در بالای بلاد موسوم به (باتا و یا) خیلی سرد میباشد و متوسط برودت آن از روی مقیاس فهر نهایث ٩٣ درجه تحت الصفر است . اما طبقه علیا (ستراتوسیفر) چنانکه پیشتر گفتیم درجه هوای آن ثابت بوده و در حقیقت از هواییکه بالای سطح زمین است اختلاف زیاد ندارد ، و این طبقه از طبقات دیگر مرکب است که دقیق تر از خودش بوده و بالتمام عدد آن معلوم نمی شود (طوریکه گمان می شود باید سه باشد که ازین طبقات موجه های برقی بی سیم (رادیو) عبور نموده و این موجه ها در فضا قطعاً ثبت نشده و دو مرتبه بکره زمین عودت مینماید . که درینجا مجال شرح موجه های برقی بیسیم و کیفیت سیر آن نیست و فقط اینقدر بیان میدهیم که برای وقوف باسرار آن و محض و تدقیق آن یکی از عدل بود که پروفیسیر پیکار و رفیقش را به صعود در طبقه ستر تو سفیر و در خطر انداختن حیات شان وا دار ساخت . ترجمه از عربی (لطفی) خبرهای فنون و اختراع بشارت صاحبان اتومبیل اختراع جدیدی که مصرف بنزین را به يك ربع ونصف فعلی کم میکند يك نفر آمریکائی (واتر كر تيتاوف) نام يك آلت کوچکی را که (فوکس) نامیده میشود تازه گی اختراع کرده است که نه تنها در اتو مبيل مخصوصی بکار برده خواهد شد بلکه در هر ماشینی که بوسیلهٔ بنزین کار میکند استعمالش ممکن بوده و از برای صرفه جوئی در استعمال بنزین بسیار مفید و بر منفعت میباشد زیرا بوسیلهٔ سوار کردن آلت مزبور بهر ماشین میتوان باندازه ربع مقدار از مصرف اصلی بنزین صرفه جوئی نموده مخصوصاً در ماشینهای قوی دو شورلت صرفه و کم خرجی بنزین را به ۵۰ در صد نیز میرساند . این مخترع در ابتدا اختراع خود را بر این پایه ونظریه قرار داده و انجام داده است که از وارد شدن بخار آب (را دیو تور ها) به داخل ماشین میتوان يك ماده بدست آورد که در اثر پیدا شدن آن قوت حرکت ماشین دو برابر و مضاعف گردیده و بدینوسیله در مقابل
( شماره ۱۸ ) ( مجلد پنجم ) احداث شدن این قوه مصرف بنزین هم بهمان اندازه کمتر میگردد امروزه این اختراع تازه خیلی مختصر بوده است مخصوصاً در دوائر کار خانجات ماشین سازيها فوق العاده مورد توجه و جالب اهمیت واقع شده است که رفته رفته بزودی در همه جا استعمال آن ضروری شده و محل احتیاج و استعمال عموم صاحبان همه قسم ماشین خواهد گشت باز هم روبوت یا آدم مصنوعی : روبوط همان انسان مصنوعی یا میکانیکی است که اخبار ان جراید عالم را در سال گذشته پر کرده و بعد ها در آن باره بکلی سکوت شد. اخیراً در نمایشگاه سن لویش امریکا انسان مصنوعی جدیدی را در معرض نمایش گذاشتند که نسبت به پیشتر هایش خیلی فرق داشت ، این انسان مصنوعی اشارت وصحبت های تلفونی را شنیده و فهمیده و بموجب ان عمل میکند و جواب این صحبت های تلفونی را حسب الموقع میدهد . همچنان صوت زده و خوانده و چراغ های برقی را روشن کرده و برحسب خواهش خاموش میکند مرکز تیلفون را خواسته و از ان هر نمره که برایش گفته شود میخواهد همچنان به بسیاری امور خانه کی قیام کرده و خیلی کار ها به صاحبان خانه ها میکند . هاوزه هم مخترعین (روبوت) بعمل اختراع خود مداومت داشته و برای بهتری این اختراع سعی دارند تا به بهترین صورتی که انسان هیچ کار بتواند آنرا برسانند . ( ترجمه لیلال ) صحیحات مالاریا ۳ پس معلوم شد که برای زندگانی پارازیت های مالاریا در مرکز مهم وجود دارد یکی خون انسان و دیگری بدن پشه انوفل و غیر از این دو جا پار ازیتها در هیچ جا و هیچ تر تیب نمی توانند زندگانی کنند و نیز معلوم شد که برای توسعه مرض مالاریا سه عامل مهم است اول - مریض مالاریائی ۲ - پشه انوفل و ۳ شخص سالم . مرض مالاریا فی برای اطرا فیان خطر غیر قابل انکاری است البته نباید حیرانند که اخلاقاً این قبیل مرضا را باید مجبور به معالجه کرد . حالا لازم است راجع باثرات خانمانسوزی که مالاریا در اعضای بدن ایجاد می کند بحث شود . آیا کسی هست که مرض مالاریائی را که با شکمهای متورم - با گو نهای کمخون و زرد رنگ با چشمهای بی نور با لبهای کبوت با پاهای ناتوان با روح پژمرده که زیر بار زحمات زیاد خمیده و با شکال زندگانی میکند مشاهده نکرده باشد عده کثیری از این بد بخت ها در مقابل شکنجه این دشمن مهیب طاقت نیاور ده مثل برگهای خزان بائیز بخاك يك سان میشوند . امراضی هستند که در سنین خصوصی بانان حمله ور می شوند ولی مالاریا ـ این دشمن بی پروا از هیچ کس مضایقه ننموده و از طفل شیر خوار تا پیر صد ساله را هدف خود قرار میدهد . تشریحات فوق فقط راجع بظاهر بدن مریض بود . لازم است راجع بوضعیت درونی مریض نیز اظهار نظر کرد پار ازیتها پس از اینکه بوسیله پشه های انوفل وارد بدن میشوند تابك مدتی مريض فقط كسالت جسمی و روحی دارد احساس میکند وقتی پار ازیتها بدرجه معین تقوت می نمایند و میتوانند در مقابل قوای دفاعیه بدن دوام آورده و در مبارزه با آنها فایق آیند مریض یکمرتبه احساس درد میکند بمدت و بعد عرق میکند اینو ضعیت از ۷ الی ۱۱ ساعت طول میکشد بطوری که اشاره شده اغذیه عملی پار از يتها همانا کلوبولهای قرمز خون میباشد که پار ازیتها آنها را تدرجاً نابود ساخته ومريض را مبتلا يكم خونی مینمایند ، و چون گلو بولهای قرمز در مغز استخوان ها نفوذ دارند و ( چون خونی که از آن
صفحه 7 ( شماره ۱۸ ) مجلد پنجم خارج میشود زیادتر است تا خونی که به گلوبولها میرسد باین جهت در موقع تبها حم باز اریتها این اعضا مجبور میشوند زیاده از حد طبیعی کار کنند و در نتیجه متورم می شوند بار از یتها پس از اینکه گلوبولهای قرمز را خورد پرده را پاره کرده و وارد خون میشوند و سمی ایجاد میکنند ـ اخراج این اسم از بدن بوسیله عرق و کلیه انجام میگیرد کلیه هم از کثرت کار از حال طبیعی خارج شده و دیگر نمیتواند بطور لازم انجام وظیفه نموده و سموم خون را خارج سازند بلکه گلوبولهای قرمز و اغذیه البومین نیز با ابنها خارج میشود . وقتی گلوبولهای قرمز خون زیاده از حد کم شدند دیگر نمیتوانند بقدر کافی ( هید ـ رژن ) از ریه استخراج کرده برای حرارت لازمه بدن و به سلولها و اعضای بدن برسانند و بالنتيجه جريان طبیعی بدن کاسته شده و قلب مجبور میشود زیاده از حد کار بکند بالاخره قلب هم از سیر طبیعی خارج میشود و ریه ها هم در این وضع نامطلوب شرکت میکنند وضعیت اعصابی نیز مختل میگردد حرارت در نتیجه اختلال مراكز اعصابی شدت سر درد ، بادرد کمر درد ، هذیان غش ظاهر می شوند . در نتیجه اختلال وضعیت قلب ریه کبد و غیره معده و امعا دیگر نمیتوانند وظایف طبیعی خود را انجام بدهند و در نتیجه مریض مبتلا بسوء هاضمه میشود بسا اتفاق می افتد که مریض مبتلا بیبوست و اسهال وگاهی باسهال خونی مبتلا میشود . همانطور هم رگها و شریان و غده های مختلفه بدن بواسطه متورم شدن و نرسیدن اغذیه لازمه نمیتوانند خدمت لازمه را ببدن بکنند عرق متوالی ، بعضی اوقات بار شدن خون دماغ ضعف مریض را باعلا درجه میرساند . بعبارت اخری در بدن هیچ عضوی نیست که از اعضای دیگر منفک باشد هر عضوی تکمیل کننده وظیفه عضو دیگر است و باینجهت وقتی اعضای مهمه مریض میشوند اعضای دیگر نیز بطور کلی مریض میگردند . در دوره ثانوی مرض وقتی مریض قینر کهنه شد معالجه قطعی نمی شود پارازیت های خود را در اعضای بدن تمرکز داده در آن گوشه ها مجیجا زیاد شده و بوسیله سمهای خود جریان خون حمله ور میگردند و با شدت حرارت وجود خود شان را ابلاغ می کنند همینکه شدت حرارت بر طرف می گردد همه چیز بحال طبیعی خود بر می گردد ولی پارازیتها باز در قعر بعضی از اعضا پنهان شده منتظر موقع مناسبی میبا شند که تاخت و تاز را شروع کند . يك قسم مالاریای خیلی سختی نیز وجود دارد که مخصوص ممالك گرمسیری است که دو روز یکمرتبه تب میاید حرارت بچهل الی چهل و يك نیم درجه بالا میرود خیلی طول نمی کشد مریض هذیان میگوید کسی را نمیشناسد و مبتلا بطپش قلب استفراغ اسهال غش سر درد شدید و درد شدید عضلات کمر گردن میشود . چند ساعتی بیهوشی طول می کشد و بعد بوسیله عرق زیادی حرارت قا نون می گردد صفای پنجاه فرانكوفته مرض مقاوم نکرده فوت میکند . در قسمت جنوبی ایران یعنی بندر عباس و ناصری بدر بیدر جزر سوندبران درشت و پهلوی و نقاط مختلفه گیلان و حتی درموقع شدت حرارت گرما در طهران نیز این قبیل مرض دیده شده اند . مرض مالاریا وقتی در شخص طولانی ومزمن شد و مبتلا بضعف کلی و کم خونی گردید بیشتر در خطر ابتلا بامراض مسری و مخصوصاً سل میباشد چون سل بطور کلی در جستجوی تشکیلات ضعف بدن است که حمله ورشود . زن حامله که مالاریائی باشد بچه را که در رحم دارد مبتلا میسازد بطوری که میتوان گفت مالاریا نیز در ردیف امراض ارثی است . باید دانست که شخصی که مبتلا و معالجه شد دفعات دیگر نیز ممکن است مبتلا شود . در نقاط گر مسیری در هر موقع می توان بمرض مالاریا مبتلا شد چون در تمام سال هاپشه وجود دارد ولی در نقاط معتدل و سرد سیری فقط از آخر بهار یا پائیز خطر ابتلا وجود پیدا می کند بالاخره مرض مخوف مالاريا باعث میشود که میلیون ها افراد بشر را از آسایش زندگی و سلامتی ، از کار و
مشغلة از ثروت و بالاخره از عمر محروم نموده و وسیله تلف شدن و یتیم شدن ملیون ها اطفال معصوم و بیوه شدن زن های جوان و بی فرزند شدن والدین میشود . (ناتمام) «بقیه صفحه ٤» هکتار زمین را گندم زرع می نمود ۶ در ۱۹۲۹ زمین مزروعی آن به بیست و چهار ملیون و هفت صد و چهل سه هزار رسیده بود (یک هکتار = ٥ جریب) هم چنین کناذا و استر لیا که در ۱۹۱۳ او لین چهار ملیون و ۲۰ هزار هکتار و دو مین سه ملیون و هفتاد هفت هزار هکتار زمین را گندم زرع می نمودند در ۱۹۲۹ زمین مزروعی کناذا به ده ملیون و دو صد و بیست هزار هکتار و از استر لیا به ٥ ملیون و هشت صد و سه هزار هکتار رسیده است. بالاخره یوروپ و پس به مزارع خود مراجعت نموده . وفور حاصلات و انتاج بزودی احساس گردیده ، در نرخ ارزانی پیدا شد. قسمیکه امروز حاصل زیاد باعث غرت گردید. استعمال ماشین های جدید که حاصل زیاد و مزدوری کاری را کم کرده میرود ، نیز به پستی نرخ افزود آیا ترقیات وتمدن عصر حاضر یکی از اسباب بحران بیکاری بشمار میرود ؟ استعمال آلات درو که در حین حال گندم را توده کرده بسته میکند، به عوض ماشین درو و کوبه در ارژنتین عائدات زارعین آنجا را از ۴۲ به ٤٠ فی‌صد تبدیل نموده است. در ممالک متحده امریکا بجای ٢٢ ٤٦ دالر فی اگر اجرت مزدور کار را حال ٤٧ ، ١ دالر می پردازند. این خیلی خوب بوده، مگر همین قدر است که چون زارع (بنابر وفور حاصلات) گندم خود را بفروش رسانده نه میتواند، مجبور است که اقتصاد پیشه خود ساخته از خرید آلات صنعتی و فلاحتی خود داری نماید. واین برای صنعت یک صدمه بزرگی است. انتاج مواد اولیه هم از روی همین غلطی است. زیرا مصرف نکردن مواد اولیه وسکته گی عمومی فابریکات وکار خانه جات به تنزل نرخ مواد اولیه كمك مي كند. چنانچه قیمت را هبر ۱۹۲۹ در لندن به نسبت ۱۹۲٥ هفتاد فیصد تنزل کرده بود . و اين يك امر بديهي است ؛ که تنزل نرخ به معاودت مرض بیکاری، كمك مي نمايد . ونیز نا گفته نماند که بسیاری از صنایع که در یوروپ در حین جنگ عمومی مضمحل وپریشان شده بود، در اسیا و امريك وسعت پیدا کرده است، در نتیجه تزلزل کامل در یوروپ مخصوصاً در انگلستان رخ نموده. چنانچه صادرات پخته انگلستان در بین ۱۹۱۳ و ۱۹۲۹ دو نیم ملیون یارد مربع تنزل نموده است تاسیس کار خانه جات نساجی ونخ ریشی در جاپان ، چین ، هند، برزیل و وکندا باعث تنزل یکنیم ملیون صادرات انگلیس گردید و يك ملیون دیگر آن را رقابت خارجی باعث گردیده است. بنا برای انگلستان علاوه بر تحمل مرض بیکاری؛ تنظیم وترتيب اقتصادي نيز ضرور است . ( بقیه دارد ) پروگرام اقتصادي سال ۱۳۱۰ وزارت تجارت (٥) ماده ٢٤ - در پل ارتبین يك چشمه آب معدنی در کهنه خمار میدان کشف شده بود قراریکه معلومت گرفته نیم اکثر اهالی قرب و جوار چشمه مذکور برای دفع بعضی امراض آب مذکور را استعمال میکنند و در نتیجه مفید ثابت میگردد اگرچه وزارت تجارت یکمقدار از آب مذکور را خواسته برای تجزیه و علم آوری بوزارت معارف و مدیریت مستقله طبيه و هندوستان فرستاده تا معلومت نمایند که آب مذکور دارای کدام مواد و برای کدام امراض نافع است. چون در مملکت عزیز ما ازین قسم آبهای معدنی زیاد است وزارت تجارت میخواهد كه يك نفر متخصص آب معدنی از خارج استخدام نماید تا تمام آبهای معدنی افغانستان را بصورت علمی معاینه و تجزیه نماید ، امید است که ازین رهگذر هم استفاده درستی کرده بتوانیم لهذا معاش و مصارف متخصص مذکور را در بودجه امسال تکایف می نمائیم (٢٠٠٠٠) افغانی. امضاء: وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : در حل فقره
پیشنهاد هذا معطل باشد در سال ۱۳۱۱ وزارت تجارت فقره مذکور را پیش نهاد نماید . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ** ٣٥ : - وزارت تجارت انشاء سرك جدید را که طول آن شش کروه تخمین می شود از کرویز بطرف جدران الی دره ملا قدرن در نظر دارد زیرا که دره مذکور دارای جنگل زیاد است و می خواهد که آینده از چوب جنگل مذکور برای مصارف تعمیرات و محروقات اهالی بمرکز آورده شود . اگر سرك مذکور تمدید شود ما می توانیم که آوردن چوب جنگلات سمت جاجی وغیره را غدغن نموده و آن جنگلات را برای تجارت در خارج تخصیص دهیم نو ترتیبه و ترقی آنها بصورت فنی بکوشیم و نگذاریم که در آینده از ان جنگلات برای دیگر مصارف چوب قطع کنند ، مصارف تخمین ساخت سرك مذکور را در اینجا بذکار می نمائیم در صورت که وجه مذکور در بودجه وزارت تجارت منظور شود بوزارت جلیله داخله اطلاع دهی میشود که بکار مذکور آغاز کند . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : وزارت تجارت اول معاونت مفصل در اینباره نموده اگر ساختن سرك مذكور مفید باشد در سال ۱۳۱۱ مصرف آنرا تکالیف نمایند امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ** * ٣٦ : ـ شعبه جنگلات وزارت تجارت در نظر دارد که برای مصارف محروقات اهالی از جنگل کوه عاشقان چوب سوخت ذريعه اشخاص که پیشه ایشان است ثمر کز برسانند و هم قطع کردن اشجار ثمر دار و بدون ثمر را در سمت شمالی و غیره تا يك درجه ممنوع کنند . اگر شخصی بکدام سبب یا مجبوریت اشجار خود را قطع کند لا اقل از مالك قريه يا علاقه دار خود استیذان حاصل نمایند و برای این امر يك لايحه مفصل بحکام داده شود ، اشخاص ملك دار حتی الامکان بالای زمین خود درده جریب يك بوته جنگل هم داشته باشند . برای آوردن چوب مذکوره عاشقان از خط سرك ريزه كوهستان تا جنگل مذکور چهار کروه سرك جديد لازم است این موضع را قبلاً بوزارت جلیله داخله یاد دهانی نموده ام تنها مصارف سرك مذکور ا در بن او راق ذکر می نمائیم که در بودجه وزارت جليله داخله منظوری آن داده شود . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : قطع اشجار کوه عاشقان غدغن شود که کسی آینده اشجار مذکور را برای سوخت يا ذغال بفروش نرسانند و فعلاً ساختن سرك مذكور ضرورت ندارد . امضاء : هیئت کابینه حكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ** * ۳۷ : - چون قطع و اره کشی جنگلات سمت جنوبی ذریعه آلات دستی اجرا می شود ازین رهگذر در جنگلات مذکور خساره کلی عاید می گردد . در نظر داریم كه يك ماشين اره كشى که ذریعه سوخت چوب گردش کند و يك براسدين دستی قطاع کردن درخت در سال آینده خریداری کرده در آن سمت برسانیم ، البته برای تجارت چوب ما در خارج ماشین های مذکور مفید ثابت خواهند شد ، برای تعمیر جای نصب ماشین اره و خرید خود ماشین ها و معاش و مصارف يك نفر کاريگر آن در بودجه سال ۱۳۱۰ مبلغ يك لك افغانى تكليف خواهم نمود . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : در بودجه ساله ۱۳۱۰ تکلیف و اداره آن بيك صورت درست کرده شود که انشاء الله يك واردات درست ازین ممر بحکومت
صفحه ۱۰ شماره ۱۸ مجلد پنجم باید بشود . امضاء : هیأت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ۳۸ : — برای اداره جنگلات مشرقی در بودجه هذه السنه مبلغ ( ۲۷۷۷۹ ) افغانی منظوری داریم ولی برای ریاست مذکور تا حالا از وزارت تجارت شخصی مقرر نشده چون اقوام آن سمت که بجنگل های مذکور متصل اند اکثر جنگل مذکور را مال خود دانسته بلکه تقسیمات هم دارند و تا جای که معلومات داریم برای فروش چوب بطور پیشکی هم از تجار چوب در يك سال پول گرفته بدیگر سال چوب می دهند . و از طرف حکومت تا حالا جنگلات مذکور زیر هیچ يك اداره گرفته نشده صرف اشخاص که چوب بخارج میبرند فیصد هشتاد و پنج محصول بحکومت تادیه میکنند . از نقطه نظر اقتصاد لازم است که جنگلات آن سمت هم زیر اداره حکومت آمده بمثل جنگلات جنوبی تجارت آن بدست حکومت باشد . قبلاً کیفیت مذکور و اینکه یکنفر رئیس برای اجرای امور مذکور تعین گردد بحضور والا حضرت صدر اعظم صاحب عرض شده احکام فرمودند که حاضراً وزارت تجارت يك شخص فهمیده را برای کشف معلومات مکمله جنگلات آن سمت اعزام دارد پس از آن تشکیل ریاست آن را بملاحظه رسانید منظوری حاصل کنید چون برای کشف معلومات مذکور از حضور وا لا حضرت سید جلال خان نام سلطان پوری معرفی شده بود برای حاکم اعلی مشرقی خبر داده شده که نام برده را بمرکز روانه کنند که وزارت تجارت برای او هدایات لازمه داده برای معلومات جنگلات آن سمت فرستاده شود عنقریب شخص مذکور خواهد رسید . بنا بران پول منظوری سال گذشته تشکیل ریاست مذکور را با معاش يك نفر متخصص خارجی که جدیداً وزارت تجارت میخواهد در پروگرام هذا پیش نهاد میکند ( ۵۷۷۷۹ ) افغانی است . امضاً : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : در بودجه ۱۳۱۰ تکلیف شود و اداره آن بيك صورت مناسب کرده شود که انشاءالله يك واردات درست ازین ممر بحکومت عاید گردد — يك نفر متخصص که خواسته میشود معلومات جنگلات مشرقی و جنوبی را هم باید بنماید . امضاً : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه ملاحظه شد درست است . ۳۹ — در موسم زمستان از سبب بندش راه هزار آمد گوسفند بند میشود در مرکز واطراف آن همه ساله قلت گوشت و قیمت فروشی قصابان اهالی را دچار مشکلات مینمایند . در اروپا اکثراً برای رفع اینگونه پیش آمد ها ماشین های حفظ گوشت وموضع برای نگاه داشت آن تهیه دیده شده که بوسیلۀ بعضی ادویه جات وماشین مذکو و تاشش ماه گوشت تازه را بصورت اصلی بدون تغیر رنك همانطور تازه نگاه میکند قبل از ین از وزارت تجارت به سفرأ افغانی در خارج خبر داده شده که قیمت ماشین مذکور را باصورت کار گرفتن از آن را بها معلومات بدهند تا برای سهولت این امر از ماشین های مذکور خواسته دو يك موضع مناسب نصب کرده در ایام تیره ماه به اندازه بیست یا سی هزار گوسفند را کشته در آنجا گذاشته اوماً فيوماً در ایام قلت گوشت وبرودت هوا برای اهالی بقیمت مناسب بفروش رسانیده شود چون تا حال از طرف سفراء افغانی درین باب اطلاعی نرسیده ، لہذا بطوری تخمین در بودجه سال ۱۳۱۰ قیمت جای وماشین مذکور را دولك افغانی منظوری میخواهیم . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : در بودجه ۱۳۱۰ تکلیف وبعد از تکمیل ریاست بلدیه سپرده شود تا قیمت آنرا ریاست بلدیه بحکومت تادیه کند . امضاء : هیئت کابینه حكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است
صفحه ۱۸ ( شماره ۱۸ ) مجلة پنجم ٤٠ - چون اکثر حصه های مملکت عزیز ما از جهت آب وهوا برای زراعت پنبه خیلی مستعد است خوبی وترقی تجارت پنبه امریکائی ومصر به همه کس معلوم است . وزارت تجارت در نظر دارد كه يك نفر متخصص زراعت پنبه از مصر يا امريكا خواسته متخصص مذكور را در مواضعات كه برای زراعت کاری پنبه مستعد است بفرستد تا حسب فنی عالم آوری كرده هر موضوع را که بزراعت کاری پنبه تخم امریکا ومصر مناسب تر بداند يك مقدار تخم از خارج خواسته ذریعه متخصص مذکور شروع بعمليات نمائيم تا اگر خدا بخواهد از این رهگذر يك فوايد بدست آورده زراعت پنبه را در مملکت خود بصورت علمی رواج بدهیم برای مصرف آن صرف در سال ۱۳۱۰ مصارف ومعاش متخصص مذکور تکلیف میشود امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : يكنفر متخصص زراعت پنبه از مصر استخدام ومعاش ومصارف آن در بودجه ۱۳۱۰ تكليف شود . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه ملاحظه شد درست است . ٤١ : - برای وارسی وتدقیق در صنایع افغانستان تا حال توجه درست نشده وهم از حيث نبودن يك مؤسسه كه همه وقت این امور را نگرانی کرده نواقص وارده را از صنایع مذکور جلو گیری نماید ثابت شده است که صنایع افغانستان خواه آنچه در کار خانه های حکومتی ساخته می شود یا بشرکت ها یا بصورت انفرادی تماماً رو بانحطاط و تنزل گذاشته ، بلكه يوماً فيوماً نواقص گوناگون در ساختمان آن ایجاد وحتی اسباب دل سردی در بازار اقتصاد و تجارت ما وارد کرده است چنانچه برای مثال ذکر کنیم که قالین پیدا وار این مملکت در خارج اهمیت خوبی را دا راست و در هر سال گفته میتوانم که به هزار ها تخته قالین از مملکت بما بخارج حمل می شود اما اگر دو تخته قالين بيك شكل و اندازه شخصی بخواهد میسر نخواهد شد اگرچه نواقص وسیب های آن تشریحات طويل دارد وزارت تجارت تصمیم داشته که اگر خدا بخواهد از آن فواید که امروز در تجارت قالی دولت ایران ومصر وغیره میگیرند افغانستان هم به فرصت کم این صنعت را ترقی بدهد چنانچه قبلاً منظوری يك اداره جديد بنام ( حفظ صنايع ) بوزارت تجارت حاصل داشته تا درین اداره در هفته يك مرتبه اشخاصی که در صنایع دسترس دارند ومحصلین افغانی که در وزارت معارف وكار خانه نساجی وغیره دوائر حکومت شامل خدمت اند جمع شده برای وارسی و اصلاح عموم صنایع از فابريكه جات حکومتی و شرکت های اسهامی وصنایع دستی و غیره حتی توسع باصول علمی و فنی قوانین لازمه مرتب نموده از نواقص موجوده آن جلو گیری نمایند . برای این مصارف در بودجه سال آینده بدون معاش که منظوری حاصل شده بیست هزار افغانی گرفته می شود . امضاء : وزیر تجارت تصویب کابینه وزراء : برای مصارف این مؤسسه بیست هزار افغانی در بودجه ۱۳۱۰ تکلیف کرده شود . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ٤٢ : - چون شعبه زراعت وزارت تجارت ، زراعت کاری فنی واداره نسل گیری حیوانات و نگاه داشت گاو های شیری و مرغ و تخم مرغ را در آخر هذا السنه ۱۳۰۹ جدیداً تاسیس نموده از جهت کمی وقت درین سال از آن ها نتیجه درست گرفته نشده امید است که در سال آینده ۱۳۱۰ از شعبات مذكور يك نتيجه درست گرفته شود پس از اخذ نتیجه و معلومات لازمه البته در پروگرام سال ۱۳۱۱ شعبات مذکور را در ولایات هم بنظر گرفته به اجرای آن اقدام خواهد نمود امضاء : وزیر تجارت تصویب كابينه وزراء : از حضور مجلس وزراء گذارش یافت منظور است . امضاء : هیئت کابینه حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ( اشتبا )
شماره ۱۸ مجله پنجم خبر های داخلی در بار مکافات اعلیحضرت غازی اراده داشتند که از افراد غیور ومستعده درین باغمور ممالک که در سرکوبی اشرار قطغن به نسبت وفاء مات نجیب افغانستان اظهار فعالیت ولیاقتی کرده اند ، قدر دانی کنند برای این مقصد شالون بزرگ وزارت حربیه را دربار مکافات قرار داده دو میشه کابینه ومنصبداران عسکری ومامورین ملکی تارتنبه مدیر بروز پنجشنبه ساعت ۵ بعد ازظهر در آن تجمع دعوت شده بودند . حضور شاهانه بساعت معین در انجا تشریف آورده وبدواً بنام شکر گذاری از خدای تعالی دربار را منطق موثری افتتاح ومختصری از قضایای اغتشاش منذ کرواز خدمت وزیر صاحب وهمراهان محرم سان اظهار مسرت نموده خاتمتاً فرمو مودند: هر چند در مقابل حدت وطن وفراهم آوری اسباب راحت وسعادت ملی مکافات يك امر سطحی است وهمیشه افسر و عسکر وعموم سکنه دلاور افغانستان محض حصول رضای الهی وخشنودی از واج آباو واجداد خدمت کرده وبقدر کاری حاضرند مگر چون دنیای عالم اسباب است لذا حکومت مطبوعه نیز محض تقدیر خدمت مسرت خودرا نشان داده وهر کدام حسب مرتبه خدمتشان مکافات میدهد ، پس از آن بموجب جدولی که از وزارت حربیه ترتیب شده بود حضور شاهانه اعمال خدمت هروا حدی را شرح وبإعطای مکافات مقرره آنها را افتخار میدادند بعضی نشانها را خود اعلیحضرت وبر خی را والا حضرت صدر اعظم وشهزاده محمد طاهر خان و باقی وزراء تعلیق نمودند . در طی تشریحات حضور شاهانه به بدست ذوات أتى الذكر چنین فرمودند احمد علی خان در مدافعه از تجاوز اصرار مطهر خدمت قیمت داری شده است همچنین محمد غوث خان نهایت دلا ورانه خدمت نموده مصدر شجاعت در شدت های فوق العاده هم در سمت شمالی وهم درسرکوبی اشرار قطغن شده است محمد افضل خان نیز در اجرا آت بسیار فعالیت کرده مصدر شجاعت شده عبد الله خان باو جود بیری وعدالت بران سرکوبی اشرار بخدمت وزیر حربیه حاضر شده متایکه در ایام انقلاپ وردك خدمات خوبی کرده درینجا هم بسیار زحمت کشیده ، همچین تمام افراد عسکری وصاحب منصبان نظامی وافراد ملکی واهالی آن لوزمی مصدر خدمات عالی در راه اعاده امنیت وارامی شده اند . نایل شده کان مکافات ۱- ع ، ج والا حضرت شاه محمود خان سپه سالار غازی وزیر امورحرب نشان لمر اعلی . ۲- ع غ ش محمد غوث خان نائب سالار نشان سردار اعلا و در قبول اردوی اول قوم ندان مقرر شدند وع غ ش جانباز خان نائب سالار بزم معاونی وزیر حربیه افتخار یافتند . ۳- ع ش عبد الله خان وردك فرقه مشر اول نشان استور دوم ٤- ع ش محمد خان وزیری فرقه مشر ثانی فرقه مشر اول و يك نشان استور درجه دوم ه- ع ش عطا محمد خان - فرقه مشر ثانی فرقه اول و يك نشان استور درجه دوم ٦- ع ش عبد الغفور خان - غند مشر اول قوم اندانی نظامی قطغن - فرقه مشر ثانی و يك نشان استور درجه دوم ٧- ع ش فیض محمد خان غند مشر یاور حضور فرقه مشر ثانی و يك نشان استور درجه دوم به فرقه شمالی عوض محمد شعیب خان قوماندان مقرر شدند ۸- ع ش شاه بهرام خان ممصودی غند مشر، فرقه مشر ثانی و يك نشان استور درجه دوم ۹- ح محمد حسن خان غند مشر اول تدعی ۱۰- ح گل میر خان نورستانی غند مشر ثانی غند مشر اول و يك نشان استور درجه ۲ ۱۱- ح گل جان خان وردك غند مشر ثانی غند مشر اول ۱۲- ح محمد جعفرخان غند مشر ثانی غند مشراول ونشان استور درجه ۲ ۱۳- ح در کیلی خان منگل غند مشر ٤- ح غلام حیدر خان غند مشر معاون
مكتب حربیه نشان استور درجه سوم ریاست تفتیش طبیب غند توپچی قطغن و بدخشان به معاش دهواره سه صد افغانی خدمتی یاوز بر صاحب حربیه ٤٥ - ش شاه محمد خان پیاوت تولیـمشر قبلاً کندکمشر شده ٤٦ - ش سید محمد خان پیاوت تولیمشر قبلاً کندکمشر شده ٤٧ - ش محمد عارف خان کناف تولیمشر کندکمشر ٤٨ - ش خرم دل خان توايجه شاهی کندکمشر ٤٩ - غ مير مظفر الدین خان ضابط ریاست ارکان حرب ٥٠ - غ عبد الاحد خان ضابط ریاست ارکان حرب ٥١ - غ گل محمد خان ضابط دائره تحضارات ٥٢ - ب میرزا محمد عثمان خان کاتب دائره اخذ عسکر ٥٣ - میرزا علی محمد خان كاتب دائره اوراق ٥٤ - ميرزا فتح محمد خان كاتب دائره یاوری ٥٥ - غ ميرزا عبد الباقی خان سركاتب دائره نقلیه ٥٦ - ص ميرزا عزیز الرحمن خان سركاتب دائره خصوصی ٥٧ - ميرزا عبد الحكيم خان كاتب ریاست قبائل ٥٨ - ب ميرزا محمد حسين خان كاتب دائرة لوازم ١٥ میر اعظم شاه خان رئيس تفتيش غند مشر ٣٠ - ش غلا، قادر خان کندكمشر مخابره ٣١ - ش شمس الدین خان کندکمشر كندك دوم غند اول قومی قطغن و بدخشان ١٦ صمد علیخان هزاره غندمشر اول قومی قطغن و بدخشان . ٣٢ - ش سید اعظم خان کندکمشر كندك اول غند اول قومی قطغن ۱۷ - عبد الكريم خان غند مشر بواسطه رشوت خوری و تعدی بر اهالی عزل و موقوف و ٦ ماه حبس شد ٣٣ - ش شیر محمد خان كند كمشر كندك سوم غند اول قومی قطغن ۱۸ - ح مصطفی خان کندكمشر معاون ٣٤ - ح محمد حسین خان محمد زائی ریاست ارکان حربیه غندمشر ثانی کندكمشر احتیاطی غندمشر ثانی ۱۹ - ح محمد انور خان کندكمشر احتیاطی ٣٥ - ح محمد امین خان هزاره کند کمشر احتیاطی غند مشر ثانی ٣٦ - ش سنگر خان جاجی کندکمشر حاضر باش ها ۲۰ - ش عبد الخالق خان کند كمشر مدير مامورین ۲۱ - محمد قاسم خان کند کمشر مدیر ٣٧ - ش محمد حسن خان کندکمشر معلم شاهی تحریرات ٣٨ - ش خواجه محمد جان خان کند کمشر احتیاطی ۲۲ - ش امیر محمد خان کندکمشر شعبه خصوصی ٣٩ - ش خواجه محبوب شاه خان کند كمشر احتیاطی - دو صد روپیه انعام ٤٠ - ش مير اکبر خان کندکمشر احتیاطی ۲۳ - ش محمد اسحق خان کندکمشر یاور وزارت حربیه . ٢٤ - ش عبد الباقی خان کندکمشر مدير دو صد روپیه انعام استخبارات ٤١ - ح غلام حیدر خان کندکمتر توپچی ٢٥ - ش خانا گل خان منگ، کند کمشر غندمشر ثانی قطعه ارگ ٤٢ - سید احمد خان کندکمشر احتیاطی ٢٦ - ش نصر الله خان منگل کند کمشر بواسطه رشوت خوری موقوف وعزل احتیاطی شد. ۲۷ - ش محمد عمر خان کند کمشر احتیاطی ٤٣ - ص داکتر قریشی سر طبيب وزارت حربیه در ماه یکصد روپیه زیادت ۲۸ - ش محمد سماجان خان کند كمشر معاش . احتیاطی ۱۹ - ش سید حبیب خان کندكمشر اعضای ٤٤ - ص داکتر غلام حیدر خان سر
شماره ۸ مجلد پنجم ٥٩ - ص میرزا عبد الله خان کاتب ریاست یکهزار و پنجصد افغانی معاش شخصی از مدیریت طبیه : تفتیش ۳ - ص یار محمد خان یکهزار و پنجصد عزت مآب داکتر غلام حیدر خان داکتر ٦٠ - ص میرزا عبد السلام خان کاتب دائره افغانی معاش شخصی شفاخانه مرکزی عسکری مقرر شدند . تالیف و ترجمه ٤ - ص محمد کریم خان ولد سردار محمد قاریه کا و تعمیر فابریکه برق در سرده ٦١ - غ عبد الستار خان تولیمشر عمر خان يك هزار روپیه بخشش قند هار آغاز ( وباول کراژه ) انجیر ٦٢ - غ یار محمد خان تولیمشر احتیاطی ۵ - ص عبد الرحمن خان مامور خارجه مذکور مقرر گردید . ٦٣ - ص سید دلاور شاه خان سر بیطار یکهزار بخشش مخدمت هم مقرر شود ماهانه ۲۲ افغانی ایزاد معاش ٦ - صوفی عبد الرحیم خان پنجصد افغانی از وزارت تجارت ٦٤ - غ محمد سرور خان پیلوت ما هانه بخشش هم چنان به بند نر نغالی ( میتر کر نبره ) ٢٥ روپیه ایزاد معاش ۷ - قلندرخان حاجی جزایل ملکی هشت المانی که به نهر کریم جلال آباد مقرر ٦٥ - سیف الدین خان ميخانيك ما هانه صد روپیه معاش شخصی بوده انجیر مقرر شد . ١٥ روپیه ایزاد معاش ۸ - مالك بدو خان حاجی - رنگ ملکی کذا بماموریت فابریکه برق قند هار ٦٦ - غ پیر محمد خان تو لیمشر سر اوس چهار صد روپیه معاش شخصی میرزا فضل احمد خان و به سرکتابت آن ٦٧ - غ فتح محمد خان ميخا نيك بلو كمشر ۹ - گل محمد خان حاجی بر گد ملکی چهار میرزا محمد سرور خان مقرر شدند . قبلاً تولیمشر شده صد روپیه معاش شخصی ٦٨ - ب محمد حسین خان ميخانيك بلو كمشر ( باقیدارد ) خبرهای ریتر فيماه ١٥ روپیه ایزاد معاش ٦٩ - ب محمد زمان خان ميخانيك بلو كمشر مقرری ها ۲۰ اگست : فيماه ١٥ روپیه ایزاد معاش تلگرام نيويارك مطاهر است که قرار پیغام ۷۰ - ب عبد الكريم ميخا نيك بلو كمشر از وزارت داخله : - قبلاً چهل افغانی معاش مذکور زیاده آقای محمد سرور خان بمقرى بحكومت سانتیا کو حکومت چیلی بانتوای کامل قروض شده در جه کوهستان وعبد الرشيد خان بحکومت خارجی برای مابقی سال حکم داده است ۷۱ - ش محمد عالم خان کند کشتر درجه ۲ سروبی و نور محمد خان بعلاقه زیرا هيچ يك مأخذی جهت پرداختی ۷۲ - غ محمد عباس خان تولیمشر - داری سلطان خیل مربوط کتواز وشاه فائده بدست نیامده . ۷۳ - لفر قومی وزیر و مسعود که درین میرخان بعلاقه داری محمود خیل مربوط ۲۳ اگست معامله خدمت كرده اند يكل لك روپیه کتواز و علاقه داری وازه خواه حکومت تلگرام هنکو بیان میدارد که در اثر طوفان بخشش - ارگون فتح محمد خان مقرر گردیدند . دریای یانگتزش دو هزار نفر مرده : چار ۱ - ص حاجی نظر محمد خان ناظر کار از وزارت مالیه : صد هزار نفر بی خانه . الفا ، وبسیار خانه طبعی حضور - یکهزار افغانی ص میرزا عبد الوهاب خان مدير محاسبه اشخاص در اثر مرض اسهال ومحرقه بخشش پنجصد افغانی ایزاد معاش وزارت در بار به مستوفیت ولایت هرات مرده اند . تابحال هيچ يك پیشرفتی ۲ - ص غلام رسول خان محمد زائی - مقرر گردیدند ) در کار اشاعه دیده نشده .
صفحه ١٥ (شماره ١٨) مجلد پنجم ٢٤ اگست تلگرام مسکو بیان میدارد که غالباً در نتیجه طوفان دو ملیون انسان در هوپین وهو قان رسیدند تا باندازه که چشم کار میکند در کوچه ها آب ممتد شده است در هوپه سی هزار مربع زمین در زیر آب است و پنج ملیون نفر به مصیبت بی چیزی و بی خانگی گرفتارند در هوپین دو ملیون آدمی چیز شده و بیست هزار مربع میل در زیر آب میباشد . باز از رویتر : بیست و چهار ملیون بی خانمان شده اند شانگهای ١٣ ـ رود خانه پانگتز هنوز در طغیان است محق ، کنونی ها تسنکو به ٥٠ یا ٧٠ گره میرسد . خساراتی که از این سیل دامنگیر چین شده در تمام تاریخ آن مملکت نظیر ندارد مطابق اخبار واصله ٤٠٠٠٠٠٠ ملیون خانه ویران گردیده و ٢٤٠٠٠٠٠٠ نفر بی خانمان گردیده اند . عده مقره بین بهزاد ها بالغ است قروض امدادی مورد لزوم یافته است . اندرز نانی بالتمس برای نانی بامید هر جائی و هر دری چو قرص خورشید بایاده خاطر و نم دیده بساز کین آب سیاه تست و آن نان سفید (بدیع سنجری) فکاهیات همه را مانده وازین بشنوید که خرابی هوا وخاك باد سنيکه زنده گی مارا برباد داده وروز ما را روز گلی ساخته ، ما گفتیم امسال از چهار فصل برابر کابل برگلی کیفی کرده باشیم ، آنهم نشد میسر وسودای خام شد ، خیال پلو خوب چرب بود ولی حیف که انقلاب هوا ديك او را چپه کرد ، هر روز خانه میرویم ناجور می بینم اداره می آئیم رقعه رخصتی مریضی میگیریم وقتی از خانه و اداره گریخته بخانه رفقا میرویم از دم در صدای نالش میشنویم بکوچه و بازار میگردیم در هر سایه دیوار و درخت دوسه نفر بیکار نشسته و ایستاده چرت میزنند وقتی جویا شویم معلوم می شود بیمار است یا بیمار دار که برای داکتر انتظار می کشد خوب واهمه ما را بیجانیده و میخواهیم به باغ وراقی قرار کرده دم غلطی کنیم گرد باد روز گار مارا خاك آلود ومنظره تفریح مارا بی نمود می سازد از یکی پر سیدم برادر چه خبر است ؟ این هوای همیشه کابل است یا تازه گی دارد دیدم دهن پر خاك وحلق خشك او یارای جواب جواب گفتن ندارد از دیگری سوال کردم بابا علت این خاک باد چیست ؟ خرطوم چشم ها را پت کرده و ماداباد گفته دهن را باز کرد که : جنك .. ویروانی است ! راستی راستی باین چیزها خوب قانع شده وآنی جریده اتفاق اسلام را از ملازم پسته گرفته و خواندیم در ضمن حالات هرات نوشته بود امسال الحمد لله هوا بنهايت اعتدال است و باد تابستانی هم به تندی نمی وزد معلوم گشت که امسال باد هرات فضای کابل را میدان تاخت و تاز خود قرار داده ، چه تند باد تابستانی هرات خیلی معروف است و این جمله در در بین کابلی ها رواج دار که بگو قتی کسی از یکنفر هرات دیده پرسید هوای هرات چطور است ؟ مخاطب بدون انکه جواب بگوید فوری بزمین خم شده يك مشت خاکی برداشت و بچشم سوال کننده زد گفت همین طور !!! مقصود ، با این اوضاع روز را به شب رسانیده بصد ترس و لرز بخانه بر میگردیم که چشم خیره گی میکند مریضی از کلته پشته افتاده از صداهای دلخراش آخ ، واخ های هوی که سرد است شب را با را می نخواهد ، ظرفیتها ابا وخی گاه وقتی از رفقای خود می پرسند باین وقتها شبت خوش میگذرد یا روزت میآیند از ما به پرسند که بگویم نه کل ماند نه کدو لعنت بکاه هر دو !
صفحه ٦ شماره ۱۸ مجله پنجم امروزه روز روز داکترهاست و بازار بازار دوا فروشان ! شنیدم چطور که مامورین مفلس و معامله داران خود را سر تنخواه وعده میدهند حکیم های افلاس کیش هم از مردم قرض گرفته و وعده پرداخت بهاء نسخه میگذارند دوا فروشان این ماه را باید مبداء سرور گرفته و جشن بر پا کنند چه دوای خوب و بدی که در یازده ماه دیگر ذخیره شده و کسی نمیخرد درین ماه بفروش می رسد ، وای بر حال هموطنان مریض و مریضداران مفلس ، در خانه یکی از دوستان بواسطه که مرض سر تا سر دودمان را فرا گرفته بود از خانه يك خویش دیگر خود يك آدم بفرض آورده بود تا پر هزانه مریضان را پخته کنديك روز نه گذشت که او هم مبتلا گشت و سر بار دیگران شد آسوده سر بیمار این شفاخانه بدرخانه هر کدام خوابیدنیست ولی جای شکرش باقی است که درد است مرگ نه اگر چه بگفتند (حافظ) برو از دو واره شو داخبرگیر! ولی در عین زمان او هم از دل پر درد خود هذیان میگوید حقیقتش اینست که خطر این نا خوشی الحمدالله کم است . من پیش خود کمی خوشحالی داشتم که اگر چه خود در خطر هستم خوب است چوچ پوچ در هرات اند تازه خطی از آنجا گرفتم که آنها هم از نا خوشی نالید و بزرگترین مرض را بی داکتری دانسته و نوشته اند . از شد و مد عبارات مکتوب اینقسم فهمیده می شود که من میتوانم ازینجا داکتری اعزام کنم و یا اقلاً نسخه از داکتر گرفته و برای تسلی آنها بفرستم خبر ندارند که از من بجز لاف کاری ساخته نیست بسته هم نسخه دوا را پیش از ٢٤ - ٢٥ روز بآنها رسانیده نمی تواند چه خطوط تاریخی ٩ اسد به ٤ و ٥ سنبله بما میرسد . بهر حال این موضوعات خارج از مقال ماست برویم سر مطلب که از مریض های راستی و دروغی صحبتی کنیم ما از دو باز داکتر ها بخواهیم شکایت کنیم که درین روزها پر مشغله ین است و بغریب غربا دستگیر ندارد ولی از حال مریضها بی خبریم که اکثر بستر نا جوری را يك تفرع گاه قرار داده اند روزی یکی از قوام بناخوشی زکام بازا دچار بود بزحمت زیادی داکتری بدست آورده و دوائی برایش آورديم يك خوراك دوا را بصد زحمت باو خورانیده روز دیگر آمدیم که کاسه آلو و یخ را پیش خود مانده با رنگ پریده و بدن مرتعش سر گرم خوردن است پرسیدیم خیر یت است چه حال دارید ؟ گفتند بلی دوای داکتر بسیار گرم است و حرارت تب را زیاد میکند . از چه فهمیدید ؟ خیلی تلخ است ، بلی بیخور است معلوم شد که آقا هوسانه میخورد نه دوا ! همین مقصد است که اکثر بعوض مسهل (استیصال) هندوانه و آلو بخارا میل میفرمایند . خيال من این معالجه از نفع آن نقصانش بیشتر است خوب است از شدگوم کار بگیریم در یکی از شماره های روزنامه اطلاعات خواندم در زیر عنوان خراسان در فرنسکه تن نوشته بود از جمله عقاید زنها یکی اینست که هر گاه حصه یه سیب روی (کچالر) را بدزدی کب کرده و بخورد آن سیب زمینی او را از مرض رو ماتیزم شفا داده و خوش خواهد کرد ، ازین نسخه های بی تکالیف و شکم پر کنا در هر بزی ها زیاد داریم . مثلاً میگویند اگر شب نمك (تو) دو روز در میان) کسی داشته باشد مرغ سیاه همسایه را دزدیده و همه را تمام خورده و بکسی دیگر ندهد فوراً صحت می شود ، همچنان برای يك ناخوشی دیگری که رسم آن فراموشم شده منققه (کشمش سیاه) از دکان بقال دزدیده و بخورد خوب می شود باز برای يك قسم تب شب های مخصوصی دارد که کاسه و چمچه گدائی گرفته و خود مریض از خانه ها غذای پخته مجان شب را جمع کنند عیناً دواست همچنان شدگوم های دیگری است که بی خوردن توتکه های با قیر هم علاج پذیر است . مثلاً : اگر کسی بگوید کیلونم درد میکند فوراً باید چوب گفت اگر نمی گفتی می مردی ! یا گوش های دهن کسی خراشی پیدا کند (لباسك) سه روز صبح زنبور دروازه را بآن حدود آشنا کرده و بگوید لباسك من از تو ، درد ازو می شود مقصد در دنیا ازین درد ها و معالجات بسیار است که قسمت عمده از عقاید زنان خواهد بود و اگر اینها رواج پیدا کند آبره بیمار ها از احتیاجات داکتری و دوا و مصارف زیادی با خوردن دواهای تلخ فراغت پیدا خواهند کرد .
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جریده ملی قیمت اشتراك در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ طلبه معارف ۷ در ممالك خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد (مطبعہ انیس)
[BLANK PAGE]
شماره ۱۹) انیس مجلد ( ۶ اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ اداره : کابل جاده ارگ مؤسس وصاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارنده : ضیح الدین ۲ شنبه ۲۹ سنبله ۱۳۱۰ تأسیس ۱۳۰۶ ۸ جمادی الاول ١٣٥٠ فضیلت علم ولزوم سواد علم ومعرفت اقوام وطبقات عالم را به بسیاری از سرائر مکتوم كائنات وحقایق موجودات دانا و آشنا ساخته از تماماً دنائات طبعی ورذایل اخلاقی منزه ومبرا نگه میدارد . سرچشمه کلیه نیکبختی های دنیوی علم است وبهترين ذرائع ادراك سعادت اخروی علم ، فقط این مقال علمها وادياتها میتواند مراتب بلند علم وعرفان را ثابت کرده و از شرح وبسط دليل وبلا بن ما را مستغنی بدارد که بی علم نتوان خدا را شناخت خوشبخت ترین مللی دنیا همان ملانی شناخته می شود که افراد عالم وفضلی بیشتر دارند و در سایه علم وافضات زنده گانی اجتماعی خود ها را بسر میبرند چه عالم است که واجد مدنيت دنيا كشته و علم است که عالم را سر شاد واخت و سعادت گردانیده علم اگر از قدیم است یاجدید علم اگر از دین است یادنیا علم اگر از روح است جسم واگر از آسمان است طاعات یزدانی به حال واحوال نوع انسانی انجام میدهد شرافت عالم وفضيلت عالم است که موجد اختراعات و واكتشافات محير العقولی شده انسانهای مترقی را مانند مرغ بهوا پرواز میدهد وشبيه ماهی در آب میبرد ، مزیت علم واهمیت عمل آنست که نوع بشرو دو ادامه زنده گانی مدنی بزیور و بروی زمین مقتدر گردانیده . در هر کجائی که دستگاه فضیلت بیشتر پهن و علم ومعرفت را رواج بازار باشد افراد غافل باسواد مستفيد بسيار تر بوده واز سعادت حيات بهتر متلذذ می شوند وبرعکس اگر در طبقه یی علما کمتر وعلم کم پایه تر باشد جاهل وبی سواد بیشتر بوده ومردم بفلاكت ووحشت روز گاری خواهد گذرانید یکی از متقدمین شعرا وحکمای یونان میگوید : کوری به از جهل است زیرا که در کوری خوف هلاك جسد است و در جهل خوف هلال ابد. من این تجربه را گاه وقت بچشم سر دیده و بسیار شنیده ام از بی سوادی که پاره کاغذی را برفیق دیگر خود داده تا مطالب نوشته آنرا برایش بخواند ، طرف يك حسرتی به پارچه کاغذ نگاه کرده و در جواب گفته تا جان من کور هستم وسیاه وسفید را چندان فرق کرده نمیتوانم یعنی سواد ندارم . چقدر متاثر می شود انسان وقتی يك نفر هموطن وا در برابر خود به بیند که درین عصر طلائی باهيكل وقيافه بس عالى چشم های قشنگ و درخشنده آن بر مطالعه دو سطر خطوط که بزبان مادری خود شان در روی کاغذ رقم شده باشد قدرت ندارد . این تاثرات باید ما را متغیر ساخته و بران وادارد که اگر عالم نشویم اقلا با سواد شویم واگر از خود ما وقت گذشته باشد اقلا در تربیه و تعلیم اولادان خود بکوشم ومعارف را بایستی بصمیمی ترین ذوق وشوقى استقبال كنيم مخصوصاً درين آوان که علم و دانش در سرتاسر افغانستان با هتزار است و معارف روز بروز درشرف تعمیم و توسعه است وحكومت متبوع ما از فضلا و علی موقد مدرج عالی قدرشناسی مینمایند فلاطون عقیده دارد : برای پیشبرد و ترقیات امور بشريه يابد و فن زمامدار باشند و یا زمامدار ان فيلسوف !
اگر ما پرده غفلت را از پیش چشم خود برداریم خود را بيك [خوشبختی?] فوق التصوری می بینیم که با دل بسیار قوی وآرزوی شدیدی بایستی در صدد استفاده برائیم ، بیاموزیم و بیا موزانیم تعلیم و تربیه بگیریم و تدریس کنیم بفهمیم و بفهمانیم عالم شویم و علم خود را برای دیگران از قوه بفعل بیاوریم موقع ، موقع کار است میدان سعی وعمل مستعد است و این سعادت خیلی قیمت دار است که قاید معظم وپاد شاه ذی شان ما علاوه سابقه در خشان وتجارب فراوان يك فرد عالم و دانشمندی تشریف دارند . این موقع را باید قصر علمی افغانستان ناميد بفكر ما سكوت عين خيانت است : به اقوام وملت ما چطوریکه از ما ها قدردانی میشود ما هم حتی الامکان باید بنویسیم و آزادانه اظهار عقیده کنیم تعمیم علم وسواد را اساس ترقی شناخته و موفقیت های علمی را عملی بسازیم این موضوع را بشمارات آینده تفصیل خواهم داد . بحران بيكاري در اوروپا ۳ علاوتاً کثرت آلات و سایل یکی از عوامل بزرگ این بحران بشمار میرود . چنانچه متخصصين امريك باثبات رسانیده اند که متحده امريك . کار خانه های که پترول ویا ذغال سنگ اخراج می کند بحدی مجهز اند که اگر بخواهند يك ثلث ديگر اضافه کار میکنند . هم چنین دیگر فابریکات . چنانچه کار خانه بوت دوزی که فعلاً ۳۰۰ ملیون جوره عمل میکند ، اگر بخواهند ۹۰۰ ملیون جوره مهيا خواهند کرد. همچنین کار خانه موتر که سال فی سال ۶ ملیون موتر می سازد تا ۸ ملیون موتر اماده کرده می تواند . بعد از جنگ عمومی آینده را چیز دیگری تصور کرده میخواستند رفع احتياج في الدازه دنیا را نمایند حالانکه احتياج روز بروز کم شده میرود . باهمه مشکلاتی در بالا ذکر یافت ، تنزل نقره ، مشکلات طلا پستی اعتبار عدم استفاده از سرمایه وشکستہ گی بہ تجارت عمومی به این بحران كمك زياد نموده . چنانچه در سال ۱۹۳۰ که تعین نرخ روی کار شده ، کار خانه ساخت ساری امريك ، کار خانه ابریشم جاپان و کار خانه کنو سازی شمال فرانسه ، بکار مانده روز بروز به تعداد به بیکاران شان افزود . تمام عینی نوع به همدیگر مربوط اند ، یعنی بدبختی یکی بدیگری سرایت می کند یعنی این بحران از بحر ها گذشته به دیگر جا سرایت کرده است و دنیا را به غربت کشانیده است . این بحران بیکاری که فی الحقیقت نتیجه عدم توازن بعد از جنگ است ، بسرعت چالان بوده وسعت پیدا می کند صحیات مالاريا (٤) اگر خسارات مالی که از مبتلا شدن ملیون ها اشخاص که مولد ثروت هستند علاج يورپ را به اقتصاد جدید کشیدن ؟ توازن حاصلات ومصرف آن : - تجدید قیمت نقره پیدا کردن اعتباو - اعتماد دول یکی بدیگر ؟ رخته غرامات جنگ را بکلی رفع کردن ، رفع نمودن مشکلات گمرکی ، تعين و صلات از روی احتیاجات ملل هرگاه این چند قوت اساس صورت فیصله خواهد شد ، پس یقین است که این بحران بیکاری بری همیشه رفع خواهد گردید . ولی این ها امید دور و درازی است تنها عملی نمودن آن ها باقی مانده است : ( نائل روژه )
صفحه ۳ ( شماره ۱۹ ) مجلد پنجم و در اثر ملاریا از پای در می آیند در نظر بگیریم و اگر آن بدن های صحیح و سالم اشخاصی که مبتلا میشوند که هر يك در تولید ثروت عمومی قیمت دارند مورد توجه قرار دهیم یکحساب عجیبی پیدا خواهد شد . ملاریا آنقدر مبتلایان را نمیکشد ولی بقدری بدن را ضعیف میکند که آنها را مبتلا بامراض داخلی گونا گون میسازد وقتی شخصی ملاریائی فوت میکند اطرافیانش گمان میکنند که کشنده او مالاریا نیست بلکه سل ، اسهال ، امراض قلب ، کبد ، خون و اعصاب که حقیقتاً اثرات و بقایای مالاریا هستند او را کشته است در صورتی که قاتل اصلی مالاریا بوده مخصوصا در مواقعی که مالاریا کهنه و سخت معالجه سریع و قطعی قرار گرفته است با کمال تاسف باید متذکر شد که مردم خیلی بی اعتنا و با لاقیدی باین دشمن مهیب مینگرند . اغلب تصور میکنند که مرض مالاریا خود بخود رفع میشود یا اتفاق می افتد که برای تفریحات بی معنی و احمقانه صد ها تومان خرج میکنند و وقتی احتیاج به رفع چنین دشمن علنی می گردد یا برای جلوگیری آن وسایلی لازم میشود فورا صرفه جوئی را در نظر مجسم می سازد : اما راجع بوسایل علمی برای مبارزه با ملاریا که تا به حال علما قادر بکشف آن شده اند کشفیاتی که شده سه طریقه را بمانشان می دهند : اول اجتناب از پشه ها دوم ـ نابود ساختن پشه ها سوم ـ نابود ساختن پرازیتہایکه در اعضای بدن مریض پنهان شده اند . عملی کردن این سه طریقه و نجات یافتن کامل از خرابی ها و خسارات این مرض محتاج به تشريك مساعى ملت و دولت واقدامات اساسی است . برای عملی ساختن طریقه اول لازم است که در فصل و موسمی که پشه ها زیاد اند و از غروب تا طلوع آفتاب مشغول نیش زدن هستند درب و پنجره اطاقها را با در بهای فلزی توری ریز به بندند تا ممانعت از ورود پشه شود ثانیا باید حتماً پشه بند استعمال نمود و ثالثاً در موقع خروج از رختخواب قسمت های باز بدن را با ململ نازك مستور داشت تا هدف نیش پشه نگردد تصدیق میکنم که این قسم مواظبت قدری مشکل است ولی با مقایسه با مشکلات و عواقب وخیم مرض چندان اهمیتی ندارد . راه دوم انهدام پشه ها مستلزم اقدامات مهم و مخارج هنگفت میباشد و فقط با مساعدت و معاضدت دولت ممکن است عملی شود زیرا بایستی با طلاقهایکه مراکز تولید پشه های هستند خشك نمود یا با نقط روی آب های بطلاق را بوشاند این طریقه در بعضی از قسمتهای اروپا و امریکا معمول و نتایج مطلوبه بدست آمده است نتایج حسنه نیز از عمل آوردن ماهی های مخصوصی در آبهای باطلاقی که بوسیله آنها تخمهای پشه ها محو میشود بدست آمده است کشت درخت مخصوصی در نقاط باطلاقی این فایده را دارد که هم باطلاق را خشك می کند و هم در عوض پشه های قشنگی تولید میسازد . طریقه سوم ـ نابود ساختن پرازیتہایمرض از بدن مریض میباشد که بهترین و اساسی ترین طرق است با اینکه این طریقه هم مستلزم اقدامات زیاد و مخارج هنگفت است ولی مرضا باین وسیله هم از نتایج وخیم مرض خلاص میشوند و هم از مسئولیت وجدانی سرایت بدیگران بری میشوند . در ایام قدیمه وقتی هنوز تشکیلات مهمه دولتی برای مبارزه با امراض مسریه از قبیل وبا طاعون ، آبله ، حصبه وامراض بی شمار دیگر وجود نداشت قربانیهای امراض مذکوره در هر سال بچندین ملیون میرسید ولی حالا در نتیجه کشفیات علم طب و و سائل متحده دول این امراض روز بروز جلو گیری میشوند . همین ترتیب را باید برای مالاریا ایجاد کرد کلیه امراض مالاریائی را ممکن است در زمستان یا بحساب ملی یا بحساب دولت معالجه نموده بدین وسیله اشخاص سالم را از ابتلاء در تابستان نجات داد برای تشریح این نظریه لازم میدانیم برای نمونه موضوع ذیل را داشته تحریر در آورم : دولت سوئد و نروژ قانونی وضع کرده که کلیه اشخاصیکه امراض تناسلی
صفحه ٤ شماره ١٩ مجلد پنجم و مقاربتی دارند باید بمریضخانهای دولتی مراجعه نموده و معالجه شوند در صورت تخلف اگر کسی را مبتلا سازند باکمال شدت مجازات شده و بجریمه نقدی هم محکوم میشوند . باینوسیله در چند سال ابتلا بامراض مقاربتی تمام شده است چون مبتلایان بحساب خودشان یا اگر بی بضاعت بوده اند بحساب دولت معالجه شده اند متاسفانه در مملکت ما يك نفر ممكن است صدها نفر را بدون مسئولیت مبتلا ساخته و در بدبختی و ذلت غوطه ور سازد . مالاریا با اینکه مرض خیلی مهمی است ولی برای معالجه آن متاسفانه در عموم افراد دنیا يك مفهوم خرافات آمیزی وجود دارد و آن اینست که بطور عموم اعتقاد بر این شده که یگانه علاج مالاریا کنین است در حالیکه کاملا بر خلاف است با اینکه خیلی ها تا بحال در این عقیده هستند که مالاریا با چندین بسته کنین رفع میشود وحتی بعضی ها عقیده شان بر این است که ممکن است مالاریا خود بخود نیز رفع شود عده کثیری از اطبای متخصص اروپائی پس از مطالعات دقیق ثابت کرده اند که حتی استعمال مرتب و مکرر زیاد کنین نیز نمی تواند معالجه قطعی مالاریا شود . ( دکتر ابراسی ) یکی از متخصصین مشهور ایتالیائی پس از تجربه معتدی اینطور نتیجه گرفته است که معالجه معمولی با کنین در مقابل مالاریا کاملا بی نتیجه است . ( دكتر والتر ) در سلانيك معالجه صد نفر از سربازان مریض را بوسیله کنین بموقع تجربه گذارد است ولی بعد از مدتی مدا وا ۹۰ نفر از آنها هنوز مریض بوده اند . ( كار ) مثل علمای دیگر مشاهده کرده است که کنین از خورا کهاى كوچك و بزرگ آنهم با استعمال يك مدت مديدی که میتواند جلوگیری از سرایت کرده و اثرات مالاریا را مشكوك سازد . ( هندی ) پس از مطالعات زیاد اینطور نتیجه گرفته است که با آنکه استعمال زیاد کنین در مقابل مالاریا وسیله مبارزه است ولی استعمال زیاد آن برای کلوبولهای قرمز وسلول های کبدی سم خطرناکی است . پس با اینکه کنین وسیله دفاعیه محسوب میشود ولی حربه قطعی در مقابل این مرض نخواهد بود ، ممکن است کنین را برای جلوگیری از سرایت مالاریا بمیدان استعمال نمود ولی وقتی پارازیتها وارد خون شدید کنین دیگر بیهوده و بکار نمیخورد . بعلاوه علمای فوق خیل از علمای دیگر فرانسوی عقیده بر این دارند که کنین بمریضیانی که مبتلایها لاریا از پارازیتهای شبیه بهاه نصفه ( هلال ) هستند هیچ فایده ندارد . لهذا با کنین فقط ممکن است لرز و تب و عرق که فقط نشانه های بروز مالاریا است رفع کرده آنهم بطور موقت ولی دفع پارازیتها توسط كنين امرى خبرهای فنون و اختراع کافور مصنوعی « كافور » یکی از موادی میباشد که محتاج اليه دنيا است . این ماده نه تنها از جهت آنکه در صناعت ادویه داخل میباشد محال و کنین فقط مرض را مستور میسازد و رود کنین در خون پارازیتها را وا دار بفرار میکند ولی نابود نمی سازد . در این واخر در معالجه مالاریا با کنین ارسنيك پنه دومول و دواهای دیگر نیز استعمال میکنند و سینا نتیجه خوبی میدهد ولی باز هم نتیجه سریع و قطعی بدست نمی آید مخصوصا اینکه اگر مرض شدت کرده و مریض در حال ضعف باشد برای چنین شخصی حتما لازم است معالجه طولانی آنهم تحت نظر طبيب متخصص انجام گیرد . با ذکر اطلاعات موجوده راجع بمالاریا که تا بحال در اثر مطالعات دقیقه بعمل آمده است امیدوارم قاریین محترم روزنامه اطلاعات کاملا واقف گردیده و از هیچ گونه مجاهدات در مبارزه با این دشمن موذی و قوی مضایقه نفرمایند . خاتمه
صفحه ٥ شماره ۱۹ مجلد پنجم و برای ترکیبات شیمه یائی مورد احتیاج است اهمیت دارد ، بلکه در صنعت میکانیکی وغیر از آن هم مورد استفاده قرار میگیرد در ساختمان فیلم های سینما و شیشه های غیر قابل انکسار تحت البحری ها وصنایع دیگری این ماده مورد همیت است . دوات ژاپون بواسطه آنکه یکی از مصرف کنندگان مهم کافور میباشد در ایام جنک تجارت آنرا تحت قیود و شروطی بخود انحصار داده وچون در استحصال آنهم بی مد خلت نمی بود کار تجارت کافور طوری ترقی داد که در امریکا هر سیر کافور بیش از چند دلار قیمت یافت زیرا دولت مزبور مالیات ها و تعرفه های عجیب و مدهشی بر آن وضع کرده بود . از ان وقت باینطرف شیمست های آلمان و امریکا سعی می کردند تا طریقه جدیدی بدست آورند که از آن کافور مصنوعی استحصال شود . بعد از مجاهدات بیشماری آنها بالاخره توانستند که وسیله برای استحصال « کافور » مصنوعی فراهم آورند . حکومت ژاپن نیز بخبط تجارتی خود معترف گشته و فهمیده که منفعت گیری های بیمورد و برای تجارت تصدیی کثیر اینگونه باعث شده تا کافور مصنوعی در دنیا قائم مقام طبیعی گردد ولی چه سود که این توجه بخط مدهش وقتی شده که کار از کار گذشته است . در نتیجه این اکتشاف شمیست های آلمان و امریکا قیمت « کافور » تنزل کاملی نموده و در سال ۱۹۲۶ قیمت تجارتی آن ۲۰ درصد تخفیف یافت و در سال ۱۹۲۷ بطور کلی ۵۰ درصد تسعیر می گردید امسال بمناسبت کسادی و بحران قیمت آن ٦٨ در صد ارزان شده وخریدار موجود نیست . این کافور را «تربنتین» میسازند ومقدار استعمالش درولایات متحده هر هفته ۲ ملیون دلار است وقیمت آن هم از کافور طبیعی گرانتر تمام نمی شود . کبریت عجیب یکی از شیمست های اطریش ؟ نوعی از کبریت را ساخته است که می توان هريك عدد آنرا ششصد مرتبه استعمال نمود هر عدد از کبریات مز بور شبیه « با مكنت سریع » می باشد که خانمها به آن لب های خویش را گلنگون می نمایند . این نوع كبريت معروف « بکبریت مطمئن » و امنيت بخش میباشد . یعنی مشتعل نمیگردد مگر آنکه با يك ماده مخصوصة صطكاك حاصل کند با آنکه تا هنوز ساختمان آن جزء اسرار و رموز عالم صناعت میباشد معذالك مخترع آن معتقد شده که بزودی رواج کاملی بخود گرفته و اقتصاد کاملی برای خانم های مدیره خانواده ها دارد . و نیز بعض دیگر نوعی سگرت را اختراع کرده اند که میتوان با اصطكاك بدیوار حفیف طرفی آن ـ مشتعلش ساخته وچون ماده مشتعله آن روی قوطی سیکار موجود هست ـ از استعمال کبریت بی نیاز است . زره پوش امسال اسلحه هوایی قبل از همه جا در انگلستان شروع شده ومورد استفاده جنگی گردید اينك سیستم های جدید « زره پوش » نیز در این مملکت اختراع وتكميل کشته و وارد صحنه جنگ وجدال می گردد . نوع امسال زره پوش دارای صفحات پولادین زره مثل زره پوشهای سابق می باشد ، بعلاوه مجهز به تلگر اف بی سیم بوده که در ضرورت بشون اطلاعاتی بمر کز ارکان حرب داده و گرفته : و نیز میتوان این تلگراف بی سیم را در میادین قتال بطيارات متصل کرده از رهط ها خبر گرفت و آنجا نیز اطلاعانی داد . این سیستم امسال « زره پوش ها » دارای چرخهای شنیلی میباشد که می تواند در زمین های غیرمسطح ونا هموار بخوبی محولات خود را منتقل داده و عمارات چنگی را از جهت حمله ودفاع انجام دهند اداره هوا پیمائی جنگی انگلستان بقدر کفایت و ما يحتاج خود برای تکمیل تسلیحات هوائی خود بكار خانه معروف « شرکت کرو ملی » دستور ساختمان مقادیر متنابهی از این نوع اخیر زره پوش را داده است . (عرفان)
از چیز چه باشد شرف و سطوت انسان پدر : ایجان پدر قصه يك چهره مقبول در دیده اعمی است همه ناقص و معلول جاهل که ز اطلاع و خرد عاری و کور است بروی همه معلوم بود مشکل و مجهول جهل است سبب خواری و هم ذلت انسان پسر : بگذار پدر قصه شیرین تر از ین گو از کاله سلورو که که لشکر زمین کو از میله شیخ عادل و زان سربکه دیدی از سه اوغو و چیه و آن قصد و کمین گو از هر چه که خیزد شعف و فرحت انسان پدر : آیا نشنومن قصه آنمرد نگفتم کو گفت که من محرمه سه سال نهفتم زین غصه که در کوه که نشاندست درختان از مردی لیلی سخن از کس نشنفتم افسوس از ین علم و از ین غیرت انسان پدر : ایجان پدر بحث مکن علم و فن آموز ز استاد خرد مند ادب هم سخن آموز هر چیز که دیدی ز بدی دیده مبند از هر چیز که خوب است تو بهر وطن آموز کاین است طریق شرف و فتوت انسان ادبیات اثر اعظمی : پدر و پسر پدر : گویند که علم وهنر است جوهر انسان او زنگ ادب موج زند گوهر انسان پس در ره امال كمرت عشق و مراد بست با فضل و هنر باش و تاج سر انسان زیرا که ز علم و هنر است قیمت انسان پسر : یا بام نوین غصه مکن خاطر خود ریش زین سفسطه ها قلب مرا نیز تو مبریش دیدی که فلانی بجان جهد ز مکتب روزی که ببر آمد نه خرد بودش نه کیش ترسم ببود علم مجز نکبت انسان پدر : در باب فلانی که تو گفتی نه چنین است نه نقص بمکتب نه بتعلیم اوین است بل بود وی همصحبت وهم مجلس طرار گویم اثر صحبت اصحاب یقین است مانوس بجر نيك وبد است فطرت انسان پسر : ليكن بمن این وسوسه باقیست و تحصیل كاين رمز و معما نتوان یافت به تعجیل جغرافی چه ؟ هیئت و شیمی بجه ارزد يك در دو دو درسه و چهار است چه تفصیل باز طرز تازه و موضوع مفیدی است که از طبع رسای آقای اعظمی جستن کرده و ستون ادبی جریده انیس را جالب توجه خوانندگان پر ذوق میدارد ولی گمان دارم ازین اشعار شعرای نامدار وطن همین طور سر سری نخواهند گذشت ضرور هر یکی این نمونه در تهیه مختصر ابیاتی شده و زحمت تصحیت يك تذواق شايقين عالم و ادب وطن عزیز را بر خود خواهند پسندید . علاوه آنکه سرایندگان اینگونه اشعار يك وظیفه عمده ملی را در راه ترقی معارف عهده دار شده و تحسین عمومی را نصیب خواهند شد باز هم هر که موضوعات مناسبتر و نا فعترى را در روی این زمینه صورت نظم دهد به تصدیق انجمن عالی ادبی از جانب ما هم به پیشگاه فضل و دانش او شان یکساله جريده انيس بدون تمنای قيمت اشتراك مجاناً تقديم خواهد شد نگارنده انیس بکمال شعف و بی صبری نشر این نوع طبع آزمائی ها را در شماره های آینده انیس انتظار خواهد کشید .
صفحه ۷ شماره ۱۹ مجلد پنجم خبرهای داخلی مقرری ها عالیقدر یار محمد خان مدیر شعبهٔ اول صدارت عظمی به قونسلگری کراچی و آقای خلیل الله خان بعوض شان بمدیریت شعبه اول صدارت عظمی و ع ، س غلام صدیق خان رئیس جنگلات سمت جنوبی بوکالت تجارت افغانی در پاره چنار و ق ملا عبد الله خان قاضی دره صوف بقضای محکمهٔ اندراب مقرر شدند . تعزیر شرعی چون عبد الله ساکن پوستین دوزها که یک شخص مشهور بالفساد بوده و چندین بار بدزدی گرفتار شده بود و مسکونین قریهٔ مذکور هم بر بد کرداری او تصدیق نموده بودند لہذا ز محکمهٔ شرعیه شرعاً حکم بر تعزیر مذکور صادر گردید . تمهید شوسه قراریکه از دائرهٔ معابر وزارت داخله اطلاع گرفته ایم : سرکیکه محکومتی دارنزنگی زیر نظر است از راه میدان و سرچشمه الی بهسود تمدید و کار آن تمام شده که موتر بسهولت عبور و مرور میتواند : اصلاح دعاوی درین هفته ریاست اصلاحیه موفق باصلاح دعاوی ذیل گردیده است : مدعی محمد رفیق ولد سلطان احمد ساکن خوات وردک مدعی علیه مزانک سنگ ولد جوب سنگ ساکن هندو گذر شور بازار و مدعی سید غریب ولد سید فقیر ساکن شیوه کی و مدعی علیه فیض محمد ولد سلطان محمد ساکن ده افغانان و مدعی میرزا عبد الغفور خان ولد محمد کریم خان ساکن درخت شنگ مدعی علیه میرزا غلام نبی ولد غلام صدیق خان ساکن عاشقان عارفان و مدعی محمد حکیم خان ولد عبد الکریم خان ساکن شکر دره و مدعی سلطان محمد ولد امیر محمد ساکن شکر دره بدو خان برگد ملکی ولد نصرت خان ساکن جاجی و مدعی علیه میرزا گل محمد ولد محمد فاروق خان ساکن سلطان پور سفلی و مدعی احمد علی ولد عبد الصمد خان ساکن اندر غج و مدعی علیه عبد الرشید خان . راپورٹ صحی قراریکه از دائرهٔ مرکزی شفاخانه های عسکری اطلاع گرفته ایم از اول حمل الی اخیر جوزا در شفاخانه عسکری سمت مشرقی به تعداد ( ٢٦٠٥ ) نفر مریض تداوی و معالجه شده است . الطاف شاهانه بمناسبت لطف و مراحمیکه ذات همایونی بتمام ملت افغانستان دارند قبلاً امر فرموده بودند که یک مقدار مکفی ادویهٔ تب موسمی که طبعاً در ایام سنبله پیدا میشود از خارج خواسته با يك دكتور ماهری برای تداوی اهالی سمت شمالی بفرستند همین است که از طرف مدیریت مستقله ادویه مذکور با دکتور بآن سمت اعزام گردیده و بتمام نقاط آن سمت خبر داده شد تا مریضها را به نزد دکتور مذکور آورده معاینه نموده تداوی شوند . تأسیس تعلیمگاه های پیاده توپچی سواری در کابل ضابطان محترم ما مطلع اند که مجرای تعلیم و تربیهٔ جنگ نظر به تکامل و انکشاف عوامل متنوعهٔ حرب متمادیاً در معرض تغیر و تبدل واقع بوده زیر شرائط عام و فن مخصوصه جریان دارد هیچگاه تحت قواعد مخصوصه نیامده پی در پی تقاضای وقت و وضعیت را تعقیب مینماید ، بنابراین از مجبوریت قطعی است که برای تامین اینچنین مقاصد عالیه مؤسسه های مکملی تأسیس گردیده تا ضابطان ما پس و به مقابله های اردو های دنیا نظراً و عملاً تعلیم و تربیه دیده وسائط و حرکات حربیه خود را نظر به تقاضای وقت و وضعیت استعمال و اداره نموده طرف استحصال نتیجه قطعیه واقع بشوند . اینست که حضور اقدس اعلحضرت غازی این مجبوریت های اردوی ما را از اثر قابلیت های بزرگ عسکرانه شاهانه ایشان اهمیت دار تصور فرموده فعلاً منظوری تأسیس تعلیمگاه های سه گانه فوق را بریاست ارکان حربیه عمومیه وزارت حربیه فرمان دادند که باصول صحیح و موافق عصر تاسیس نموده در تهیه و تدارک وسایط و معلمین آن به پردازد تا عموم ضابطان از روی شاهانه
صفحه ۸ شماره ۱۹ مجلد پنجم اتفاق بدوره های متعدده و مرتبه اشامل تعلیم گاهای مذکور گردیده بعد از ابراز موفقیت، افراد عسکری را از اثر تعلیم و تربیه امروزه مستفید سازند و ضمناً خاصه های جنگ آورانه افغانان را که از صفات اولیه ایشان است در راه محافظه دین وطن ، حکومت رونق و اسلوب تازه بخشند . ریاست ارکان حربیه عمومیه وزارت حربیه به تعمیل فرمان حضور همایونی چند یانه نیز آمده تعلیمگاه پیاده را در عمارت باغ چرمگر و تعلیمگاه توپچی را در منزل باغ شیر آرا و تعلیمگاه سواری را در عمارت ما هتاب باغ تاسیس و مضامین و وسایط هر يك آنرا ممکن مرتبه احضار وتدارك نمود وعده های ضابطان صنوف مختلفه قطعات را از مرکز و ولایات جلب کرده بداخل رقابت های متنوع مشقات و استراحت بهر يك مؤسسه ها بحسب خوب مسلك تقديم و توظیف نمود علایم ثا بر و کرام های مکمل و منظمی ترتیب داده تا هر يك از ضابطان ما بتواند دوره تعلیم و تربیه خود را در داخل مدت معینه طی نموده استحصال موفقیت نماید . افتتاح تعلیمگاه توپچی بتاريخ ٣١ سرطان یکی ازین موسسه های سه گانه عرفانی ما ( تعلیمگاه توپچی ) بموفقیت تمام افتتاح یافت درین افتتاح حضور والا حضرت صدر اعظم صاحب خصوصاً و عموم اراکین عسکری الی غند مشران و مدیران دوایر و برخی اراکین وزارتهای کشوری عموما مدعو بودند بساعت پنج و نیم بعد ظهر یوم مذکور در حالیکه عموم ترتیبات افتتاحیه از طرف رئیس ارکان حربیه عمومیه و مدیریت تعلیمگاه توپچی اختتام یافت و تمام مدعوین حاضر شده بودند والا حضرت صدر اعظم صاحب تشریف شریف شان را ارزانی فرمودند درین مورد يك قطعه عسکری که بدهن دروازه تعلیمگاه ترتیبات گرفته انتظار می بردند ایفای رسم تعظیم نموده و متعاقباً عموم مدعوین با کمال شقشاقه متخداً احساسات خالصانه خودها را تقدیم کردند والا حضرت نیز بعد از جوابیه سلام از قطعات عسکری، مدعوین حسب حال نموده اراده سنيه شان نسبت بتاسيس تعلیم گاه مذکور و استفاده ضابطان ما از آن بصورتیکه آناً فآناً بقلوب حاضرين يك اميد وسرور خدمت وحدقت اعطا نمود اظهار میفرمودند متعاقبا شجاعت همراه آقای محمد غوث خان کمند کمشر ومعاون مدیریت تعلیمگاه توپچی و مسبوكا در معلم توپچی از صف ضابطان عسکری پیش برآمده بعد از ایفای رسم تعظیم و طلب اجازه ، مفکوره خود را نسبت به اهمیت صنف توی چی امروزه و تا سیس تعلیمگاه قرار آنی عرض نمودند : عرض و بیانیه محمد غوث خان والا حضر تا ! امروز ، حسیات عسکریه که بکمال خوشبختی در موقع افتتاح این موسسه جدیده عسکریه بشرف حضور محترمت مشرف هستم تماماً از اثر دفع و طرد آنهمه متاعبات مادیه و معنویه که از سبب عدم موفقیت منوره دیروزه عسکری ما راجع بهلاكت وطن وارد آمد و در سایه صرف غیرت و همت و فدا کاریهای ملی و وطنی ذات شاهانه و برادران نامور ایشان زایل گردیده میباشد و این خدمت بزرگراین عالیحضرت غازی و برادران عظام ایشان از ان خاطره ها نیست که از قید و ثبت آن نه تنها تاریخ اعصار آتیه ما بلکه تاریخ عمومی کره ارض اثر خود داری نه نموده و نخواهد نمود . والا حضر تا ! به تمل این همه حیات نخبسانی که از لطف و مرحمت خداوندی و ثانیاً از توجه عالیحضرت غازی و دیگر خدام صادق مملکت باین ملت عنایت فرموده شده بجز ازینکه بشرف استحصال رضای همایونی تماما بيفدای جان و آخرین قطرات خون خویش حاضر شویم دیگر هيچ يك تحفه لازم تقدیم بدست نداریم والا حضر تا اهمیت حرب های کنونیه و و سایط متنوعه آن بجز از توصیف نمودنم ظاهر است که در عالم موجوده چه رول ها بازیده و میسازد . خصوصاً توپچی امروزه چنانچه در محار به ۱۹۰۴ و ۱۹۰۵ روسی و جاپان نسبت به استنشاق حرب مذکور در صد ١٤ تلفات از آتش توپچی بوقوع رسیده و باقی مانده در صد ٨٦ از دیگر اسلحه ناریه و جارحه و وسایط حربیه بوده است اما در حرب عمومی ١٩١٤ و ۱۹۱۸ با وجود اختراعات فوق العاده
صفحه ٩ (شماره ۱۹) جلد پنجم اسلحه ناریه وجارحه که آنهم عبارت از تفنگ های ماشیندار و تفنگ های سریع آتش و تانکها و بمبهای طیاره و زپلین ها و گاز های زهردار وغیره باشد بنظر به استنطاق و راپور های حرب خصوصاً در دو سال آخر محاربه بطور وسطی در صد ٥٧ - ٧٧ عموم تلفات از آتش توپ چی بوقوع پیوسته و در صد ٢٣ - ٢٥ تلفان حکومت از دیگر اسلحه و دیگر وسایط هلاک گنده بوده است بطوریکه از باب فنون حربيه يك ضرب المثل میگویند که در حرب عمومی فنون عسكريه و اختراعات خارق العاده حربیة بسیار ترقی و پیشرفت نموده است در ضمن این توپچی يك قدم بسیار بزرك پیش مانده است چنانچه در ماه مارچ ١٩١٨ توپهای دور انداز جرمنی از مسافه ۱۳۰ كيلومتر يك گوله که ٥ سير كابل وزن داشت به پارس آتش مینمودند در صورتیکه تا تاریخ مذکور هيچ انكليفر انجنیز و پروفيسر در دنیا تصور نیز کرده نمیتوانست که مستند بفن انجنیری اینچنین توپ دور انداز خارق العاده ساختن ممکن است ترتیبهائیکه ما امروز در اردوی اعلیحضرت معظم غازی موجود داریم نیز عبارت از توپهائیست که امروزه در اردوی دول معظم دنیا موجود میباشد تعداد این توپها در جباخانه يك اندازه کافی و برای مجهز کردن اردوی اعلیحضرت غازی تا درجه پسند است. اگرچه در اثر انقلاب چون از حیث چور و چپاول و تاخت و تاراج باغیان و چون از سبب سوء استعمال آنها یعنی اشخاصیکه نتوانستند آنها را بصورت فنی استعمال بدارند این توپها و نیز نجم زات ملحقه شان متاثر شده وخساره زیادی دیده اند اما تلافی این نقصانات بفكـر مصیب نامدار غازی ما وسعی جدی وزارت جليله حربيه بصورت شاید و باید روز بروز در تکمیل شدنست ، واقعاً امروزه روز برهنمائی وتدبير آن ناجی ملت افغان که وطن وملت را از عرصه نیستی وکم نامی هستی ونيك نامی رسانده ودر آیند. نیز سبب و باعث یگانه نجات وطن مقدس وملت عزیز ما که انواع سعادت ورفاهت جهان در آن مندمج است می باشند یعنی ترقی وسعادت آتیه ما اراده شاهانه و تجویز مصیبت ایشان نسبت به کار انداختن واستفاده نمودن ازین اسلحه فوق الذكر اولاً برای ترتیب وانتظام این توپها اینست که هر گونه ترتیبات لازمه گرفته شده است . ثانیاً برای بسر رسانیدن اشخاصیکه این توپها را بطوریکه هستند بفن حکمت باشد استعمال وبكار انداخته بتواند از تمام ايالات ومركز يكعده صاحب منصبدا ران از درجه کند كمشران الی بلوكمشران جمع وبه تعلیمگاه استخدام شدند . درین تعلیمگاه از انواع توپهای موجوده در تعلیم وتدريس کرده خواهند شدند در خاتمه موقع را غنیمت شمرده بَرديف تقديم احترام فداکارانه خود دعا میکنیم : زنده باد اعلیحضرت ! بیانیه کافر معلم توپچی ترجمه عبد العزيز بحضور والا حضرت صدر اعظم صاحب وحضار محترم ! بنده نسبت بعلاقه مندی ومحبیکه به عالم افغانیت دارم از استخدام شدن وتكرار جلب وحاضر شدنم بخدمت عسكريه افغانستان تشکر دارم : اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه افغان نسبت بعسکریت که مسلك اصلی شان است وحضراً نسبت به تجارب عسكريه که در سالیان دراز داخلاً وخارجاً برای خدمت این وطن بدست آورده اند خوبتر وبيشتر احتياجات وطن خود را حس فرموده بیش از پیش به ترقیات و پیشرفت عسكريه صرف مساعی وعرق ریزی دارند از انجاست كه يك مدت اندك عام عسكرى و تشوری افغانستان را که در اثر انقلاب گذشته محوو نابود شده بود مروز بطوری اداره وتدویر مینمایند که خودم حقیقتاً در بهتری وپیشرفت عسكريه ومانسکیه افغانستان نسبت به سابق خیلی ترقیات مشاهده میکنم . چنانچه در زمان سابق كه بنده بايك هیئت مکمله برای خدمت این مملکت حاضر شده بودیم در يك زمان طولی که حادثه انقلاب آن را خاتمه داد به اجرا آن وتعليمات خود موفق نشده نتوانستیم اینست که از اول این سلطنت نادر شاهی مجدداً بهمان ترتیبات سابقه بلكه پیشتر جلب شده وباسبق کمال شروع بنمودن
( شماره ۱۹ ) بکار در يك جا مشرف شدم و تا امروز هرگونه مساعدت و اعظامات نادر محل توجه وزارت جلیله حربيه است چنانچه امروز که وظیفه مهمه معلمی تعلیمنگاه ضابطان و آمران وخورد ضابطان توپچی بمن محول گردیده است با تعلیمات ابتدا ئیه که فی الحال اندك از ان را بطور نمونه به حضار كرام نشان میدهم موفق شده ام وبحضور حضار محترم از حالا وعده میدهم كه د هيئت برتر امر وزیر صاحب حربيه برای این مملکت آنطور خدمتی کرده باشم که موجب ممنونیت این خاك وشرف عسكريه خود باشد بتواند وانشا الله این وعده خود را عنقریب در دوره آخرین تعلیم گاه بحضور حضار محترم اثبات خواهم نمود در خاتمه برای اعليحضرت نادر شاه غازی و وظیفه داران محترم این مملکت که از دل وجان ترقيات این وطن را خواسته وكوشش دارند موفقیات دايمه را نياز ومملکت مقدس افغانی را بانواع تجددات و ترقیات ممتاز خواهانم والا حضرت صدر اعظم صاحب ارض عن محمد غوث خان و بيانات مسبو که ابرا اظهار خوشوقتی فرمودند واز عموم ضابطان تعلیم یافته عسکری رضا مندی فرموده بدعای دوام وترقی لشکر و كشور ختم کلام فرمودند خبر هاي خارجي از ریونر ۱۰ ستعبر قرار اطلاع واشنگتن رئیس جمهور هورد و دلال های پنبه ، ومقصدیان بانك راجع به تولید نمودن قروضی بانکی برای تصدیر پنبه مذاکره دارند . و داشت هوس ( اطاق پارلمان امريك ) واداره زراعت يكسره برامکان ومعقوليت وجود يك كنفرانس بين الملى بنبه غور نموده بياروانه بيان نموده میشود . هورو اعتقاد دارد که تا باندازه كه بامريك تعلقی دارد ضرور است تاسيس نمودن قروض برای صادرات به نسبت گفتگو از اداره تحدید پیمانه مساعی زمین راعي پته پیشتر اهمیت دارد . ریوتر ۱۰ ستمبر تلگرام لندن بیان میدارد که بودجه تقلیل مهمی در رعایت محصول واردات نشان میدهد محصول علاوه گی ده فیصده و محصول بيريك بنجا في يب محصول نمباکو، پنس فی پوند محصول پترول دو پنس فی گالين و نرخ مستقل محصول : واردات شش پنس بلند رفته به پنج شانك بالغ میشود . ریوتر ۱۳ ستمبر پیغام بدایست بیان میدارد که ، بنابر انهدام پل در فاصله ده ميل آنطرف پلا پست ، در حالیکه ریل پداپست کولوند از سران عبور می نمود . ده وا گون شکسته بزیر افتاد ، هنوز تعداد تلفات معلوم نیست . از يك فونر که در آن نزدیکی یافته شده است معلوم میشود که برای خراب نمودن این پل طوطۀ شده بود . اعتبار راه آهن ایران : قرار مندرجات جرايد ايران لایحه که از از طرف وزارت طرق و شوارع تقدیم مجلس شورای ملی انجا گردیده متذ کر است بر اینکه : خط آهن از بندر شاه الى على آباد که در حدود ۱۲۸ كیلومتر است فعلاً تاحد لزوم تكميل و برای استفاده حاضر و عملیات بهره برداری درین خط مجریان است برای مخارج بهره برداری این خط و همچنین مخارج نقشه برداری از علی آباد الی طهران مبلغی ضمن اعتبار پنج ملیون و دو صد پنجاه هزار تومن که بتصویب مجلس شورای ملی رسیده است منظور ولی برای امتداد خط از علی آباد بطرف طهران در سنه ۱۳۱۰ تا کنون اعتباری تحصیل نشده است ، بغرض این مقصد ماده واحده به امضای رئیس الوزرا ووزير مالیه و وزیر طرق برای منظوری تقدیم مجلس کرده اند که مبلغ سه ملیون و پانصد هزار تومن از محل عایدات قند وشكر برای خرید مصالح و مخارج ساختمان راه آهن در سال ۱۳۱۰ بوزارت طرق پرداخته شود . قانون ازدواج در ایران : از مدیست نشریات ایران در اطرق قانون ازدواج قلم فرسائی داشته و افکار
( صفحه ۱۱ ) ( شماره ۱۹ ) مجله پنجم افراد از هر سو صفحات جراید را محل بحث و تنقیداتی قرار داده بودند خبرها اخیری حاکی است که کمسیون عدلیه لایحه را بنام قانون ازدواج که عبارت از ۴۲ ماده باشد تدوین کرده و گذشتاندن آن را از شور دوم مجلس نیز فایق کشته است یقین تا کنون قانون مزبور عملی شده و مصدر اصلاح امور ازدواج یا مظهر حفظ حقوق صحیح زناشوئی قرار گرفته خواهد بود . یک عمارت بزرگ : در دولت شوروی به نسبت مفاد عمومی فیصله شده است که در ماسکو یک عمارت بزرگی بنام سویت محل بنیاد گذاشته شود ، برای جلسات عمومی و اجتماعات کارگران در آنجا سالون ها و اطاقهای بزرگ و متعددی بنا شود که بزرگترین سالون آن پانزده هزار نفر گنجایش داشته باشد باقی اطاقها بهر یکی تا شش هزار نفر جای دارد در یک حصه آن کتابخانه عظیم الشانی تعمیر که در آن پنج لك كتاب حفاظت گردد و دو سالون بزرگ هم برای قرائت خانه داشته باشد برای نماینده گان خارجی تا ۱۵۰ نفر اطاق جدا گانه وجود دارد همچنان نماینده گان جراید خارجی مواضع علیحده و جریده نگاران داخل جداگانه محلات برای اجتماع خواهند داشت خلاصه این عمارت سویت محل یکی از بنا های تاریخی دنیا بحساب خواهد رفت . ( سیاست ) از هر طرف نباتات غذائی قدیم : معلوم می شود که اهالی هنود آمریکای قدیم بعض نباتاتی را که در بلادشان میروئید بجای غذا صرف میکردند و این نباتات بمرور زمان و بعد از انتشار مدنیت سفید پوستان در آمریکا از بین رفته و از آن اهمال شده است ، فعلاً وزارت زراعت آمريكا بيك عده تجاربی برای تجربه مواد غذائی در بعض نباتات قیام کرده و از جمله یک نوع کجالوی است که پوست آن کلفت میباشد و معلوم می شود که دارای کمیت زیادی از غذا میها همچنان يك نبات دیگری است که از قند شیرین تر بوده و هنود آمریکا شراب حتی یی از آن میساختند ، همچنان خیلی نباتات دیگری است که تجربیات در اطراف آن اجرا شده و شاید در همین نزدیکی ها وزارت زراعت آمریکا نتیجه تجربیات خود را اعلان کند . باغ در کشتی : کشتی موسوم به ( لو یا ثان ) از بزرگترین کشتی ها ئیست که در بحر اتلانتيك سير و مسافرت میکند ، درین کشتی يك باغی است که یکی از عمال کشتی به تربیه مواظبت آن پرداخته و دقت زیاد در آن بکار می برد در بین نباتات آن خیلی گل قشنگی است که بیض ها نما در میباشد ، و در اول ها گمان می شد که این گل ها پژمرده و خشک شده و به هوای کشتی نمیسازد اما بر عکس خیلی با طراوت باقی مانده و ضرب المثل گردیده است . طیران ومسافات آن : در سنه ۱۸۰۱ با تمام صد سال پیشتر از هر طرف ولیم چارم امیر طور انگلستان به سرد و هرت بيل سفیر خود بروما امر صادر کرد که بسریع ترین موعدی که ممکن باشد در لندن حاضر شود ، سفیر امر او را اجرا کرده و به منتهای سرعت روانه لندن شده شبا روز را به مسافرت گذشتاند( و در راه جز چار شب استراحتی نکرد . اما بعد از ۱۳ روز در لندن در حالیکه از شدت خسته گی نزدیك بمرگ بود رسید ، اما عین همین مسافه را فعلاً طیاره ها یکعشر از هفت ساعت طی میکنند بزرگ ترین شهر مشرق : درین شکی نیست که بزرگترین شهر مشرق شهر شانگهای میباشد که ساکنین آن به ( ۱۴۱ ۳۱۵۶ ) نفر بالغ می شود . رنگ موی و چشم ها و اخلاق : بعض علمای که بعلم قیافه شناسی اشتغال دارند اظهار میدارند که بین رنگ موی ها و چشم ها از یکطرف و از طرف دیگر خوف و غضب علاقه زیاد و مبهمی میباشد نه تنها این بلکه بین سر انسان و اخلاق او علاقه زیادی است . و از روی تجارب کثیره این يك ثابت شده است که صاحب موهای سیاه نسبت به صاحب موهای زرد بیشتر تر سو بوده و کمترین اشخاصی که میترسند صاحبان موی های زرد میباشند
شماره ۱۹ مجلد پنجم فکاهیات مهمانهای ناخواسته شخصی برای کسی خرگوشی بهدیه آورده بود او را پخته با یکدگر بخوردند روزی شخصی آمده دق الباب کرد گفت کیستی گفت همسایه کسی که خرگوش برایت آورده بود او را بخانه برده طعام خورانید باز روز دیگر شخصی آمد صاحبخانه پرسید تو کیستی گفت من همسایه همسایه آنکه خرگوش برایت آورده بود گفت بفرمايید در وقت غذا خوردن قدری آب گرم آورده پیش او گذاشت مهمان پرسید این چیست گفت این آبِ آبِ گوشت آن خرگوش است . برج بز : وقتی از کسی پرسیدند که طالعت در کدام برج است گفت برج بز : گفتند در بروج چنین اسمی نیست گفت چرا در وقتی که من طفل بودم شنیدم که معلم من میگفت که طالع تو در برج جدی است که بزغاله باشد همچنین که من تا حال بزرگ شده ام البته برج طالعم نیز بزرگ شده است و الان يقين دارم بز است . بلای بی زبانی : دکتر گفت روزی در مریضخانه نشسته برای بیمارها نسخه می نوشتم اتفاقاً مریضی طالب دوا شد که بدو سه زبانی که من آشنا بودم هیچ نمی فهمید ، بدن خود را نشان داد که تماماً بخار گرفت نسخه برایش نوشته و باشاره با و فهمانیدم که بايد بمالش کند يعنی دوای خوردنی نیست آنروز رفت و چند روز بعد برگشت نسخه بوسیده را پیش من گذاشته و اصرار کرد که همین نسخه فایده بخشید ولی کهنه شده خواهش مندم یکی دیگر بنویسید وقتی خوب تحقیق کردم معلوم شد که نسخه گذشته از مالیدنش و تماس بدن او بوسیده شده بیچاره کور مغز نسخه را تا دوا تمیز نتوانسته . پدر و پسر : طفلی از پدر خودش تمنا میکند : پدر جان يك بون پولك خوبی برایم بخر ! پدر : غير بون پولك هر چه بخواهی میخرم چرا که تو کوشم را از پف کردن کر خواهی کرد . پسر : نه پدر جان تاتو نه خوابی صدایش را نخواهم کشید : پینه کاری : مردی پیش دلاکی رفت که سرم را تراش ، دلاك پس از چندی مالش بر قوه که رگ های سرش را بطور آورده واشك را در چشمانش بدور آورد پاکی آب نرسیده تراش را از چرمك بدر آورده وبدویدن شروع کرد ششور خوردی در پانزده جای سر حریف را بریده ودریده زده وزخمی اش ساخت از هر زخمی که خون فواره می کشید فوراً از پنبه کلاه واستر جاکت پنبه کهنه بیرون آورده و می چسپاند تا مرد که بی نبرد ولی سوزش زخم آن مظلوم مادر مرده را بفغان آورده و گفت : خليفه جان بس است قربان دست هایت نصف سرم را تو پنبه کشتی بگذار بقیه اش را خودم کتان میکارم . ( بقیه صفحه ۹ ) همچنان اگر رنگ چشم زردها باشد صاحب آن نسبت بکسیکه چشم آن رنگ سیاه داشته باشد خیلی زود خشمگین و غضبناك می شود ، و صاحبان سرهای مستطيل و خورد خیلی خلق تنگ و دارای طبیعت زود تسلیم شدن بخوف نسبت بدیگران میباشند .
صفحه ۱۳ (شماره ۱۹) جلد پنجم (بقیه شماره گذشته) شرح در بار مکافات ۱۰ - امیر خان خوستی برگد ملکی چهار صد روپیه معاش شخصی - ۱۱ مانو خان منگل کرنیل ملکی سه صد روپیه معاش شخصی ۱۲ - ظریف جاجی کرنیل ملکی سه صد روپیه معاش شخصی ۱۳ - یقین خان جاجی کرنیل ملکی سه صد روپیه معاش شخصی ۱۴ - شبك خان منگلی کرنیل ملکی - سه صد روپیه معاش شخصی ۱۵ خدای نور خان جاجی کرنیل ملکی - سه صد روپیه معاش شخصی ۱۶ - ص بوستان خان حدرانی - سه صد روپیه معاش ۱۷ - میرزا خواجه عبد القيوم خان مدیر محاسبه همرکابی - مجدد افغانی بخشش ۱۸ - ص میرزا محمد کاظم خان - سر کاتب همرکابی دوصد افغانی بخشش ۲۰ - میرزا صالح محمد کاتب محاسبه همرکابی ۲۱ - میرزا عبد الواحد خان کاتب محاسبه همرکابی ۲۲ - ص میرزا محمد یوسف خان چین زائی سر کاتب شعبه واقعه نګاری - سه صد افغانی بخشش ۲۳ - ف مولوی محمد قاسم خان عضو جمیعت العمیاء نشان استور و یکهزار روپیه ابراز معاش مجدد روپیه بخشش ۲۴ - ص میرزا عبد الواسع خان یکهزار روپیه بخشش و مصارف علاج دو برلین ٢٥ - ح صید جہانگیر خان غند مشر ملکی و غند مشر عسکری ٢٦ - ص سید آقا خان نفری مسعودي ۱ - رمضان خان فرقه مشر ملکی نشان درجه دوم از باقی نفری کند کمشر کیدان کرنیلان ۴ نفر ۳ نفر ١٣ نفر وغیره اقوام خوانین هزاره وغیره ٢٥ نفر برتبه های ملکی و نظامی ترفیع یافته اند - نفری روساء و خوانین قطغن وبد خشان که بمناصب ملکی از بر گدی تا کیدانی نایل گردیده و بعضی بخشش نقدی هم گرفته اند ٥١ نفر اشخاصی که تحت امر وزیر صاحب حربیه مصدر خدمت شده حاضراً در قطا غن و مزار شریف میباشند . ۱ - ع ش احمد علیخان معین اول حربیه نشان سردار عالی ۲ - ع ش محمد افضل خان معین سوم حربیه نشان سردار عالی ۳ - ح عبد القيوم خان غند مشر ثانی غند مشر اول و نشان استور درجه ۳ ٤ - ح محمد علم خان غند مشر ثانی غند مشر اول و نشان استور درجه دوم ه - ح گل محمد خان غند مشر ثانی غند مشر اول ٦ - ح احمد شاه خان غند مشر ثانی غند مشر اول و نشان استور درجه ۳ ۷ - ح فخر الدین خان کند کمشر شاهی غند مشر ثانی ۸ - ح عبد الودود خان کند کمشر شاهی غند مشر ثانی ۹ - ح شیرین گل خان کند کمشر شاهی غند مشر ثانی ۱۰ - ح محمد طاهر خان کند کمشر شاهی غند مشر ثانی طوپچی ۱۱ - ش جلال خان تولی مشر سوار کند کمشر ۱۲ - ش سید عظیم شاه خان کند کمشر ابتدائی کند کمشر انتهائی ۱۳ - ش یار محمد خان تو ایمشر ما شیندار کند کمشر ١٤ - ش محمد عثمانخان تو ایمشر کند کمشر ١٥ - ش فدا محمد خان تو ایمشر کند کمشر ١٦ - ش عبد العزیز خان تو ایمشر کند کمشر ۱۷ - ش میر عظیم الدین خان تو ایمشر کند کمشر ۱۸ - ش نجم الدین خان كاتب كندك کند کمشر ٩١ - ش فیض محمد خان تو ایمشر کند کمشر ۲۰ - ش میر آقا خان کند کمشر سابقه کند کمشر ۲۱ - ش محمد سرور خان کند کمشر سابقه کند کمشر ۲۲ - ش میر محمد عمر خان خوستی کند کمشر ۲۳ - ش عبد الله خان بدخشی سراوس کند کمشر ٢٤ - ش مدیر سید شاه خان تو لیمشر کند کمشر
شماره ۱۹ مجلد پنجم ٢٥ - غ تاج گل خان بلوکمشر تولی حشر تو پچی ٢٦ - غ سید خواجه خان بلوکمشر تولی حشر تو پچی از فرقه تو پچی ٧ نفر بلوکمشر تولیحشر شده از سورای هم ٧ نفر تولی حشر شده باز از سواری دو درجه ترفیع ده نفر پرکمشر بلوکمشر شده باقی سیزده نفر دیگر از خورد ضابطان بدرجات بلندتری رفعت مقام یافته اند و بعضی پول نقد بخشش گرفته اند و فقط یکنفر کندکمشر غلام عمر خان بعلت رشوتخوری موقوف گردیده *** خاتمتاً اعلحضرت غازی بتمام آنهائیکه درین دربار مکافات نایل نشان و رتبه شده بودند تبریک گفته و برعلاوه مکافات بتمام هیأت نظامی هم رکاب وزیر صاحب حربیه یکماشه معاش بصورت بخشش اعطا فرمودند و برای افراد ملکی هم وعده فرمودند که یکمبلغی پول بخشش منظور کرده ام که از وزارت حربیه تأدیاً پرداخته خواهد شد و برای عساکر که از فرق مزار شریف و قطغن بدخشان داخل محاربه شدند نیز یکماه معاش بذل گردید آنهائیکه در اثنای خدمت بشرف شهادت پیوسته و یا از جراحت معیوب شده اند هم تلطف و نوازش از حکومت خواهد شد و متعاقب آن والا حضرت وزیر صاحب حربیه به نطق غرائی عسکرانه اختصاراً کوا یف انقلاب و مشتقاقاً خشنودی خود شان را از پذیرائی های مخاطبان شان در کابل و باز اماده گی مؤلف : له پلائیه فرانسوی شان را برای همیشه بمفدا کاری های نظامی ایراد فرموده باالآخره حضور اعلحضرت ووالا حضرتین صدر اعظم صاحب ووزیر صاحب حربیه بدعا ختم مدعا گردید . (١٥) مترجم : حبیب الله طرزی مادام سان ژین از فصل هفتم خیانت بالا می آمدند و آواز سلاح از سنگ های مر مر شنیده میشد ! حاکم بغضب شده نعره زد : چطور توانستید اینجا بیائید ؟ و بطرف حاکم عسکری شهر برگشته ایراد نمود آقای قوماندان این شورچیان را امر دهید خاموش شوند پیاده ها مجونیهای خود برگردند ! قوماندان « فوراً امر خواهم داد و ( وردن ) در يك ربع ساعت خاموش خواهد بود . این صدای قوماندان را صدای دیگری از عقب او جوا بداد در يك ربع ساعت ( وردن ) نذر شعله ها خواهد بود و در روشنی آن ترانه ملی «رسائیز را خواهیم سرود» حاکم که کوشش می نمود خودش را در پناه اقتدار خودش حمایت کند گفت بکدام حق تو اینجا آمده توانستی برای پراکنده ساختن «مجلس بلدی» مشغول خواهی بود . پور پیر حاضرین را مخاطب ساخته گفت : من شنیدم که شما از کمال خیانت اراده دارید که شهر را تسلیم دشمنان ملت بسازید آیا این مسئله حقیقت دارد ؟ » حاکم : «مجبور نیستم که فیصله این مجلس را بشما بگوئم ، لطف نموده بهم راهان خود امر دهید که آتش را منقطع ساخته ازینجا تشریف برند . این شباب برخلاف اوامر شورای (مدافعة ملی) است . پورپیر بکمال متانت گفت آقا یون من ! حقیقت است که من امر شورای مدافعة ملی را نگرفته و بر پروسائیها آتش کرده ام ولی برین اقدام مجبور بودم زیرا ایشان قریب دروازه ما رسیده میخواستند داخل شوند ، اینم معلوم است که اشاره دخول را از داخل شهر متوقع بودند من بهرائى رفتم له فيبور يك يك دسته از سربازان خود را بهر موضع نصب نموده دروازه ها را خاک ریز نموده ام حضراً این اقدامات من دشمن را
صفحه ١٥ ا شماره ١٩ ا و مجلد پنجم ) از تعرض بازداشته است يقتها يك مصادمه خفیفی در بين چند نفر استريا تيهـا که بملاقات وطن خواهان زیاده تر حریص بودند دسته را از سربازان ما واقع کرد . د وچند عود فشنگی در بين شان فرستـاده شده است در اول اگر چه ميخواستم که ( سواری مدافعه ملی ) را اطلاع دهم ولی چون دیدم که شهر در خطر است مدافعه آن را ضرور تر دیده با همر اهان خود میدان کار زار شتافتم واستيلدان سواری ملی را برای موقع دیگر گذشتم كنترل ( بل موند ) يكقدم پيشتر بر داشته گفت : آقای شما درین مسئله سهو بزرگی نموده اند ! بوردیير ! رفیق عزیزم ؛ این کار منست اگر نماینده گان حقيقي اهالی که بعداز کمی در نجا هنوز خواهد رساند مرا احضار کنند برای رفتار و رويه خودم جواب خواهم گفت البته هيئت حكومت وردن وافسرهای بزرگ آن را محترم می شناسم و اعتماد کاملی دارم که آن ها محت وطن خواهان وظایف خود شان را تکمیل خواهد نمود من هم اوامر شان را که متعلق بمعاملات داخلی ومسایل پلیس است تعمیل خواهم نمود و از اطاعت من وسر بازانم مطمئن باشند . . . مگر راجع بوظیفه من بحيث يك حامی وطن يعنی فرستادن چند عدد فشنگ بر ( پیروسیها ) من خود مجاز خواهم بود طوریکه بخواهم رفتار کنم شما باید بر داشت کنید که من باشما درينجا همسر ودر میدان محاربه متحد باشم ، دشمن را دفع نموده وشهر عزیز خود را از آنکه کوتی نجات بخشم این الفاظ جدی در حاكم نظامی شهر اثرات عمیقی نموده ولی باز هم خود داری کرده جواب داد ، بهر صورت شما باید پیشتر از اقدام بکار رای شورای ملی را میگر فتيد بوردیاير در حاليكه دشمن در مقابل در وازه های شهر و اهالی هم برای کشادن در وازه ها آمده ( شـورای ملی ) بجز اینکه قـوما ندان عسکری امر انسداد تجاوز دشمن را دهد چاره دیگر داشت ؟ عین همین چیز است که من اجرا کرده ام آیا غیر این او هدایت دیگری از طرف شورای ملی صادر میشد ؟ علاوه بر آن شما بايد مرا ملزم میدانستید که چرا بوقت لازمه دشمن شيايك نكردم آنهم ازین بـاعث بود که جبه خانه را را همیندم بدست آوردم بازهم امید دارم که همراهانم وقت از دست رفته را جیره کرده خواهند بود ، درین اثنا شليك مدهشی از طرف در وازه ( بينت وكتور ) شنیده شد از شنیدن این شليك مخوف اینکه استریا تیها آنرا بايك بمباره مدهشی جواب خواهند داد چند نفر جرنیل که در میدان مقابل عمارت معلوم میشدند نیز پرا گنده شدند نیپرك كه بورد يوري و متحير و مبهوت مانده و هم او ضاع شريفانه و مردا نه او او را بنهایت درجه جذب نموده بود خانه را با گام های فراخ عبور نموده با و خطاب کرده گفت : آقای قوماندان علاوه برین نمیخواهم که از هویت من بی خبر باشید من كونت ذو نييرك يا ور جنرال ( كلير فت ) هستم بوردیپر از دیدن شخص ملکی که خودش راعسکری معرفی می نمود متحیر شده گفت : عفو میخواهم ولی مجبوراً بپرسم که چرا ما و يو نیفورمه ، ملبس نیستید .؟» نيبرك : « من بحيث يك عسكر درينجا نیـامده ام بلکه ایلچيستم که باپیغـام رسمی حکومت متبوعم وارد ( وردن ) گردیده ام ، بورد يير ! گمان میکنم که این پیغامی که حضرت عالی باخود آووده اید مطالبه تسلیم شهر خواهد بود ؟ نيبرك : « عين همين چيزست که فرمودید بودرييـر يك نگاه متحسسی بطرف مشاور ان که باطراف او بودند انداخته تمام آنها را دید که باو چشم بچشم شـده نميتوانند وروهای خـود را میگردانند فهمید که اصل مطلب کجاست ! باز بطرف كونت متوجه شده پرسید آقای كونت آیا جوابی که برای این پیغام خود گرفته اید کدام است دیده میتوانم ؟ كونت واهی سر خودش را بگوش حاكم عسكر نزديك برده آهسته گفت : اگر نيبرك همه چیز ها را بگوید این بورپیر شیطان میتواند که بواسطه ان فلاشاتش مارا تير باران کند ! نيبرك چون فهمید که جان این دو نفر حاكم در خطر است بعد از قدری تفکر جواب داد : وقت کافی نبود که رای این آقا یون را گرفته میتوا نستم حال چون معلوم
صفحه ۱۶ شماره ۱۹ مجلد پنجم میشود که وظیفه جواب گفتن را شما بعهده خود گرفته اید منتظرم چه بفرمائید ؟ بو رپیر : پس بشما عرض میکنم که وظیفه ایلچی گری تان بآخر رسیده و اجازه میخواهم که تا استجکامت آخرین اطراق وردن شما را مشایعت کنم ؟ بمزلد باطاعت او امر آقای قومندان بکمال مسرت حاضرم ! بورپیر پیشتر از انکه او تا لار عمارت بادی بر آید حضار را مخاطب ساخته گفت بنده با رفقای خودم عهد کرده ام که با آنها یکجا مردن و در زیر خرابه های وردن دفن شدن را بر تسلیم شهر ترجیح خواهم داد اعتماد قوی دارم که شما هم با این احساسات با من شريك خواهید بود . وای اگر همه شهر اراده تسلیم را داشته باشند در آن صورت میفرمائید شاید اهالی نمیخواهند بمبارد شوند ؟ آیا بن خلاف اراده و خواهش عامه نفوس آتش کردن را دوام خواهید داد بفرمائید چه خواهید کرد ؟ اشنیعن جواب شما بنهایت نگران و بی محبم بود . بورپیر بعد از لحظه فکر گفت : اگر شما مرا به تسلیم کردن شهر مجبور میسازید برای آنکه چنین يك حقاوت بزرگ و بی شرافتی را نه بینم دماغ خود را خواهم پرانید ، قسم یاد نموده ام که وردن شهر عزیزم را تا بنفس آخرین مدافعه کنم و میز را بشدت با مشت گره خورده زد و انزاد نمود : تا ( بمرگ ) این را گفته از تا لار بر آمد و ليپيرك او را تعقیب نمود لوندال که درین اثنا بر گشته بود آخرین کلام بورپیر را شنیده قداره آوه این مرد خود را خواهد کشت ؟ اگر حقیقت باشد پس ما بيك بختيم حاکم بدیدن لوندال که تازه گی از شهر بر گردیده بود متوجه شده پرسید آیا جناب بارون خبر خوشی بما داده میتوانند که این قلا شان معا مباه را یکجا کشانیده اند ؟ با رون ! با یکدیگر مقابل شده اند دا و طلبان مانند حیوانات وحشی بر بروج شهر گردش دارند تعداد زیادشان از حالا شکار اتس امپز یا شده اند ولی این رزاپان سیزدهم از اشخاص بسیار شجاع و دلیری مرکب اند يك عفريته که میگویند زن کاپیطاق لا فور است بحيث مشروبات فروش با آنها ست این زن بهر طرف دویده سر بازان را فشنگ میرساند و از بم های استرپاتی ها فیوضات روشن را بیرون می آرد حتی هم گفتند که تفنگ ها را از دست سربازان زخمی گرفته بر دشمن آتش میکند ! بدبختانه ما نند او سر باز کم داریم ور نه استرپاتی ها هیچ گاه تا اینجا رسیده نتوانستند . والی : خیال میکنم که هنوز هم جناب بارون امیدی بدل می پرورانید ؟ با رون : زیاده از هر وقت این بم باردمان خیلی ضروری بود زیرا مردم بطور کافی متأثر نشده بودند اگر چه ملازم بنا بر هدایات شما در انتشار پرو پاگند چیره دستی بخرج داده بود ولی ساکنین شهر توجهی نمیکردند و در تسلیم شهر متردد بودند فردا علی الصباح همه شان بيك زبان تسلیم شهر را از حکومت مطالبه خواهند کرد و شما را بامضای تسلیمنامه مجبور خواهند ساخت . و لی : آهی کشیده گفت : خدا کند مگر حال ایلچی ديوك ( برو نزويك ) باردوگاه خویش عودت کرده است آیا باو رسیده میتوانم . بارون : درین صورت کسی را با سواد تسلیمنامه شهر باردوگاه استرپا بفرستید تا ژنرال کابرت را متیقن سازد که فرا دروازه های وردن را در مقابل خودش باز خواهد یافت . حاکم : آیا اینچنین يك پيغام مهم بکدام شخص اعتماد کرده میتوانیم لوندال اگر مقاومت میفرمائید بنده حاضرم این خدمت را اجرا کنم . ولی از خوشحالی زیاد بارون را در آغوش کشیده بوسید و گفت : پس ناجی ما هستید شب خیلی ناوقت بود که لوندال با سواد تسلیم نامه وردن از شهر بر آمده بطرف ار دو گاه استر یا روان گردید فردای آن ژنرال فرانسوی ( بوراپیر ) را در بسترش مرده یافتند ما این مرد با شرف برای آنکه خودش را از مشاهده تسلیم شدن وار ها زنده باشد وعده اش را ایفا نمود . ( با قیدارد )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جریده ملی قیمت اشتراك در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ " طلبه معارف ۷ " در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
( شماره ۲۰ ) انيس (مجلده) اشتراك سالانه ۱۲ افغاني محصول پوست ۲ " خارجه ۲۰ شلنک تاسيس ١٣٠٦ اداره : کابل جاده ارک مؤسس و صاحب امتياز : محي الدين مدير و نگارند : محي الدين ۲ شنبه ٥ ميزان ١٣١٠ ١٥ جمادي الاول ١٣٤٠ علم و فن و روابط آن ها با عمل چطوريكه در مقالات پيشتر از فضیلت علم و لزوم سواد اظهار نظریاتی شده ازين مسائل هم نباید غفلت کرد که بزرگترین عامل انتفاع روحی يك جامعه مترصد عمل است از علوم و فنون يا قبل است از اقوال . هیچ کسی نمیتواند منکر فضیلت علم شود مگر وقتی که بشناختن یا شنیدن فلسفیات عالمان بی عمل قایق آید ، آنانیکه علم و فن را سر مایه ترقی ملك و ملت دانسته و بمعجزات آن معتقداند با این نکات هم باید متيقن باشند که علم و فن اگر بدرايع سعی و کوشش در میدان عمل عرض منافع نه نمود حكم جواهر گرد گرفته و یا ثروتهای زیر خاکی را دارند . پیشتر از انکه ما باید متحمل زحمات معدن شناسی شده و یا در جستجوی متخصص عمری ضایع کنیم، اگر بفهمیم که علوم و فنون را برای چه می آموزیم بهتر خواهد بود . آموختن علم برای آن نخواهد بود که به مجالس افتخار کنیم و یا در مجاس اراقی باصطلاح به بالا نشینی و بزرك بيروك كفتن بسط نفوذ داده و از علم کار نگیریم . یکی از دانایان و اسراریون بزرگ گفته است : علمی که بمداوای دردهای اجتماعی ما كمك كرديست تنها تكمل طواهر پروگرام های مدارس گفته نمی شود ، یافتن معانی اخوت و نوع پروری ، و حس وطن پرستی صفای ضمير و حريت وجدان اینها میتوانند بشر را بسير تكامل صیر ساخته و بخصایص مدنیت دانـا و بـیـنـا سـازد . کسی که طالب آموختن علم است یا از آموختاندن آن میخواهد نتیجه حقی بدست آورد بایستی ملتفت باشد كه يك نوع مسئولیت های بزرگی در پیش رو دارد همانطوريكه علم معنویات عالی دارد بهمان پایه لطایف منبعه و خطرناك در برابر راحت روحی آنها اشکال تراشی دارد . بهترین مواقع مناسبی که برای کسب علم و معرفت اختصاص يافته صغر سن و اوایل جوانی است این مواقع نه فقط از جهات آسوده گی خاطر و معصومیت روحی یا بی آلایشی ذهنی و غیره استعداد های طبیعی برای تحصیل مخصص شده بلکه یکی ز سبب های عمده آن اینست که افراد زود تر اکتساب دانستنی هـا فراغـت یـافـتـه و در بزرگی ، پیری برای خو و دیگران عامل تهیه سعادت و رفاهیت شده بتـواننـد ، و معلومـات مكتسبه را برای خدمات جامعه از قوه بفعل بیاورد . کسی که دانه یا شاخه کوچکی را بزمین نصب کرده و به آب یاری و نگهداری او صرف عمر و اوقات دارد از روز اول منتظر برو در فکر ثمر است پدر و مادری که خود در نهایت عسرت زنده گی بسر کرده و با شك چشم و خون جگر اولاد تربیه میکند از رضا دادن او بمتاعب و خوشوقتی هایش در رشد و نمو و پیشرفت های اولاد او بخوبی میتوان فهمید که هر لحظه بخاطر این
آرزوها را می پرورد : تا یکروزی در سایه همت و فتوت او جالب نفع و دافع ضرری گردد همینطور بنا بر سد بوطن و مملکتی که مربی افراد يك ملت و قوم میگردند همچنان بآنها حق باید داد که با شدید ترین تمنائی مترصد حاصل زحمات و طپیدن های خود باشند این واقعات به انسان می فهماند که هر کامیابی در اثر يك گونه اقداماتیست که مکافات میخواهد و هر نوع سرمایه معنوی و ظاهری برای مصارفاتیست ، علوم و فنون که قدر و قیمت دارد یا ذرایع زیب و زینت نوع انسان گفته می شود تنها برای آرایش و نیکهداشتن نیست ذخیره برای مصرف است و اندوخته همچنان برای رفع حاجت . علم و معرفت اگر در سینه جا گرفت که در طراوش عالمی ( معقول یا غیر معقول ) داشت بکتابخانه در بسته شباهت دارد وفن صنعت هم هر گاه در دست و بازوئی بماند که در موقع لزوم از هموطن و همنوع دستگیری نه نمود مانند جواهری است در صندوق وخریطه سر بسته که این هر دو بجهت دور ماندن از محل استفاده عدمش به ز وجود است . باز کاش این جهات در بسته و سر بسته مانده و هر گاه نفعی بجامعه و بشخص آنها نمیرساند به خود آنها و دیگران صدماتی هم نداشته باشد . در عالم شرق بسیار دیده شده جاهلی که در صدد تحصیل علم بوده و یا بعالم گفته شده اند در اثر آن دارای يك نخوت و غروری گردیده اند که گذشته از هم نوع و هم وطن حتی اجزاء فامیل و نزدیکان خود را بنظر نفرت ننگر یسته و نخواسته است يك لحظه با او طرف صحبت واقع گردد چه جای انکه برای مفاد اجتماعی آنها ظهار همدردی کرده باشد بعضی هم که از تبختر دور فتاده بلعكس بطرف ضد غرور بمحاری متوجه گشته که مناعت نفس را بکلی باخته و در مراحل ضعف اخلاقی گیر مانده ، دونیهای علتی را بسوء استعمال کرده اند . این هر دو قسمت از حقیقت کار و کوشش و سعی وعمل بکنار افتاده بلكه اکثر اوقات تیشه ریشه خود گردیده اند ولیکن تر از همه با نیکه مانند طبقات اولی نخوت نداشته و بطریق دومی ها ارتجاع افراط هم بخود نه بسته باز عیوب دیگری داشته اند که ازین هر دو مذموم تر بوده آن بخل وحسد است که زبان عامه چشم تنگیش میتون تعبیر کرد . این عده نخواسته اند اطلاعات و معلومات آنها را یکنفر هم جنس شان دارا بوده و مانند خود شان بحیثیت علمی در جامعه عرض وجود کنند ، بیاد دارم وقتی در خارج وطن بیکی از هموطنان بر خوردم که در زبان عربی زمان درازی را برای تحصیل صرف کرده و در بعضی از علوم تا اندازه آشنا شده بود بيك رشته از ان علوم که محل احتیاج من بود از و معلومات خواسته بل طالب تحصیل آن شدم ، او یکسال ساده گی همان مراتب و مراحلی را که خودش طی کرده بود بمن تکلیف نمود چون وقت مقتضی نبود گفتم شما که این مدت در از را بیشتر برای آشنا شدن زبان صرف کرده و کمتر برای کسب عالم زحمت کشیده اید ممکن است قسمت های علمی را بزبان ما ترجمه کنید تا افراد دیگری هم که مانند من طالب وشایق تحصیل اند بزودی کامیاب شوند و هموطنان از تکلیف تحصیل زبان فارغ بوده عالم شوند ، او بيك قیافه حسادت آمیزی بمن نگریسته و گفت خوب میخواهید کار را آسان کرده و بمفت و بدون زحمت استفاده کنید ! مقصود خود او نمیخواست علم وسعت پیدا کند و قدر خودش کم گردد اینطور اشخاص عالمی بی عمل گفته می شوند و وجود اینها سربار جامعه واسباب ننگ وعار ملت است ! امروزه خدا را شکر گذاریم که در وطن علم وفضیلت وفن وصنعت بدون موانعات پیش میرود و رواج می یابد نویسنده هایا يك شوق و ذوق در مطبوعات وطن جلوه آثار میدهند شعرا بسبك و طرز تازه طبع آزمائی مینمایند اکثر متعلمين نونیزز مدارس يمن پیشنهاد میدهند که قسمتهای ترجمه اگر لازم باشد از السنه خارجی برای جریده انیس تهیه کنیم . جناب مولوی کا موی در تعلیمگاه عسکری از فنون حربی اظهار عقیده کرده و ترقیات عساکر را استقبال میکنند اعلیحضرت غازی جدی از جنبه
صفحه ۴ شماره ۲۰ مجله پنجم سیاست عالم : های علمی وفنی تقدیر کرده و بر قیمت مقامات این آب وخاك اظهار علاقه مندی و تقدیم فدا کاری می فرمایند که شهزاده محمد ظاهر جان و جناب اسدالله جان و آقای محمد داود جان را برای تحصیلات فنون عسکری بحيث يك سپاهی انداز بهمان لباس و اساسی که سایر افراد قشونی - وجود دارد بشمولیت تعلیم گاه پیاده امر و ارشاد میفرمایند . مشکلات اروپا غرامات وقروض جنگ مساعدت با آلمان خسارتی که دول از پیشهاد هو ور خواهند برد در اروپا امروز شاید هیج مسئله بقدر خارجی است . مسئله غرامات ودیون جنگ مورد توجه مثلا آلمان در سال ۷۵ میلیون لیره نباشد ، نه تنها در اروپا این موضوع توجه انگلیسی از با بت غرامات میپردازد است بلکه آمریکا نیز نهایت علاقمند این باستثنای غرامات جنسی و منافع قروض موضوع بوده و بطور کلی میتوان گفت که دیگر ، و مبلغ سال بسال اضافه میشود موضوع غرامات و دیون جنگ را تا آنیکه در ده سال دیگر بالغ بر یکصد ارتباط کاملی با موضوع خلع سلاح عمومی میلیون لیره میگردد . میباشد و خلع سلاح عمومی نیز گذشته انگلستان در سال در مقابل این مبلغ از اهمیت سیاسی بین المللی که دارد اساساً را از بابت دیون خود میپردازد و مبلغی در رفع بحران اقتصادی مؤثر بوده و را که فرانسه میپردازد قريب بيك ثلث شبح مخوف بحران را که در سر تاسر از بودجه او میباشد و همچنین سایر دول اروپا قیافه مهیب خود را نشان داده است به نسبت تعهدات خود مبالغ هنگفتی از بر طرف خواهد ساخت . یکی از بزرگترین مشکلاتی که امروزه بابت قروض جنگ میپردازند يك عده زیاد از رجال اقتصاد اروپا و آمریکا در از توازن اقتصادی دنیا جلو گیری نمود و مانع باز گشت امور بمجرای طبیعی مقابل این وضعیت تفکر لزوم الغای تمام قروض غرامات جنگ افتاده که یکمرتبه خود میباشد زیادی مالیات در ممالک تمام آنها الغاء شود ، و بودجه های ممالك بزرگ اروپا ست مالیاتهای مز بور را از زیر بار سنگین این ارقام هنگفت قدرت و قوه خرید را در دنیا کم نجات دهند تا در اثر آن تخفیف در مالیاتها وضعیت نموده و یکی از علل مهم ازدیاد روی داده رفاهیت بمردم روی آور شود مالیاتهای هنگفت بودن قروض جنگ و قیمت مصنوعات پائین آمده و دول هم است ، منافع و اقساط قروض مز بور از افراط کاری در ایجاد سد های گمرکی را كه هر يك از دول بدر سال میپردازند خود داری و خلاصه آسایش عمومی هر گاه با رقم بودجه عمومی آنها مقایسه دنیا تامین گردد . کنیم می بینیم تقريباً يك ثلث يا يك خمس ولیکن دولت اتازونی که کلید این از کل بودجه آنها را تشکیل داده و کار بدست او است و حل اینمشکل منوط قسمت اعظم از قروض مزبور هم قروض شاه و گدا عالم و بی علم همه در صدد کار وکوشش اند حیف است از آنها ئیکه استعداد خدمت داشته و بخواهند کار کنند باید مصائب حیاتی را مغلوب کرده و بوسایل ممکنه خود را قانع ، از انزوا منصرف و بکار آماده ساخت نه بسیار مغرور باشیم و نه ضد آن و نه بخل پیشه کنیم و نه حسد مفکوره های علمی را عملی بسازیم ، حضرت عملی كرم الله وجهه میفرماید مال از بخشش نقصان پذیرد ولی علم از بذل فزونی گیرد علما و دانشمندان ما نباید از گفتن و نوشتن اندیشه کنند و یا درین طور مواقع از میدان کار وکوشش بی طرفی اختیار .
با اراده او است الغای فروش جنگرا نمیپذیرد و دلیلی که برای عدم قبول این نظریه دارد اینستکه اگر می خواهیم فروش جنگرا الغاء کنیم و این کار را هم کردیم تازه دنیا استفاده از این اقدام ما نخواهد کرد ، زیرا دول اروپا در تصمیمات بری و بحری خود بیکدیگر سبقت گرفته و بدون اینکه توجهی به وضعیت اقتصادی داشته باشند در تسلیحات مسابقه گذارده اند . دول مزبور اگر حسن نیت در اینکار داشته باشند پیش از آنکه تقاضای الغای فروش جنگ را بنمایند شخصه اقدام در تقلیل اسلحه خود نموده و مخارج تسلیحات را بکمترین حد معقول تقلیل داده بطوری که با احتیاجات دفاعیه آنها متناسب باشد ولی دول اروپا اینکار را نکرده یا نمیخواهند بکنند . امریکا با این وضعیت هیچگاه حاضر نیست که فروش جنگ را ملغی ساخته و تازه وسیلۀ بدست دول اروپا برای تزئید تسلیحات بدهد و در ضمناً آنها را تشویق و تشجیع باین کار نموده باشد . و نظر باینکه کنفرانس خلع سلاح در اوایل سال آتیه در ژنو منعقد خواهد شد و از طرف ولایات متحده آمریکا هم در کنفرانس مزبور نماینده وجود خواهد داشت ، بنا بر این موقعیت او در مقابل مسئلۀ فروش و غرامت جنگ متوقف بر کارهای کنفرانس مذکور است که در عملیات خود موفق خواهد شد یا نه ! مستر استمسن وزیر خارجه امریکابیه اروپا مسافرتی نموده که رجال سیاسی و مسئول پایتخت های بزرگ اروپا را ملاقات و با آنها مذاکره نماید . در لندن باتفاق مستر ملون وزیر مالیه امریکا ملاقاتهائی بعمل آورد . در رم با اولیای امور دولت ایتالیا و در پاریس با اولیای دولت فرانسه مذاکره کرده و در کنفرانس با اولیای امور دولت بریتانیا و آلمان مذاکره بعمل آورد و روی همرفته از بیانات او چنین مستفاد می شود که در صورتی که دول اروپا در کنفرانس آتیه خلع سلاح حسن نیت صلح جویانه خود را بمنصه ظهور رسانیده و ثابت کنند امریکا هم از مساعدت دول اروپا در باب مسائل قروض جنك خود داری نخواهد نمود بنا بر این ملاحظه میشود که آینده دنیای اقتصاد با این وضعیت يك جزء اعظم آن متوقف تبیین سر نوشت کنفرانس خلع سلاح میباشد . * * * مساعدت با المان در حقیقت امریکائی میل نیست به اروپا مساعدت کند ولی این مساعدت تا جائی است که منافع و مصالح تجارتی و اقتصادی اناروتی در اروپا تامین شود . امریکا وقتی بچشم بصیرت ملاحظه نمود که سرمایه او در آلمان در معرض خطر واقع گردیده و بحران مالی آلمان خبر از نابودی سرمایه امریکا میدهد بدون مقدمه پیشنهاد تاخیر پرداخت غرامات و قروض جنك را نموده به طوری که تمام محافل سیاسی و اقتصادی دنیا از این پیشنهاد متعجب شدند کار این پیشنهاد به کنفرانس لندن کشید . و کنفرانس لندن وظیفه را که نصب العین خود قرار داد يك مساعدت مالی بین المللی به آلمان بود که او را از خطر ورشکستگی مالی نجات دهند . حال ما در اینجا ناچاریم که در زمینه خطری که با آلمان روی آور شده بود مختصری توضیح دهیم : آلمان سالهای سال بود که میدان فعالیت اقتصادی و مورد استفاده سرمایه های خارجی بود . زیرا در همان موقعی که بانکهای امریکا مثلا از بابت وجوه و دیعه که نزد آنها گذارده میشد منافعی پیش از يك و نيم در صد نمی پرداختند بانکهای آلمان از بابت ربیع ودایع مزبور پنج و ده در صد میپرداخت و لذا صاحبان سرمایه در امریکا و در انگلستان و ممالك ديگر سرمایه های خود را برای استفاده بیانگهای آلمان سپرده بانك های مزبور از دست آنها این وجوه را در یافت و با دست دیگر بمؤسسات صنعتی آلمان پرداخته و مؤسسات مزبور هم بنويه خود دایره عملیات خود را نه تنها در آلمان بلکه در روسیه که میدان بزرگی برای فعالیت اقتصادی و استفاده از سرمایه بشمار میرود توسعه داده و شروع بکار نمودند .
شماره ۳۰ مجلد پنجم به همین مناسبت سرمایه های خارجی که در آلمان بکار افتاده شد یکباره بالغ بر هزار ها ملیون لیره گردید و مؤسسات بانکی و صنعتی آلمان با پرداخت منافع زیاد سرمایه های مزبور را مورد استفاده قرار دادند . و هنگامیکه بحران مالی در دنیا بروز نمود ، و قیمت مواد فوق العاده تنزل پیدا کرد وقوه خرید خصوصا در هندوستان و چین و آمریکای جنوبی بی اندازه ضعیف گردید مؤسسات صنعتی آلمان دیگر قادر بصدور جنس بمقداری را که پیش از این صادر میکردند نبوده و بر اثر تقلیل صادرات مؤسسات مزبور عایدات خزانه دولتی آلمان نقصان پیدا کرد در حالیکه اقساط غرامات سال بسال بطور تعادل نسبی بر طبق نقشه يونك ترقی پیدا میکرد برای جبران این کسر بمالیات های عمومی افزوده شد ، و صرفه جوئی و اقتصادی در تمام دوایر موسسات دولتی به اشد صورت اجراء گردید صاحبان سرمایه از ترس بحران شروع نمودند سر مایه های خود را از آلمان بخارجه انتقال داده و همینکه دولت آلمان شروع نمود که مساعی لازمه برای تاخیر پرداخت غرامات عملی آورد صاحبان سرمایه بیش از پیش ترسیده و بیشتر در خارج نمودن سر مایه خود از آلمان فعالیت مخرج دادند و باندازه در این قسمت افراط کاری نمودند و ترس و وحشت آنها را فرا گرفته بود که در نتیجه بازار مالی آلمان هم دو چار ترس و وحشت شده و آلمان طوری دوچار بحران مالی گردید که کنفرانس دول هفتگانه در لندن به رفع آن تشکیل شد . دو عقیده در بین آنهائی که مشغول بامور کنفرانس بودند برای مساعدت بالمان وجود داشت که در همان موقع روز نامه تایمز لندن اظهار داشت : اول آنکه تنها مساعدت بآلمان برای نجات او کافی نیست زیرا علت اساسی کثرت قروض و عدم توانائی او در پرداخت قروض مزبور میباشد و ممکن نیست یک نفر آدم بده کار را بازیادتی بدهی او نجات داد و عقیده دیگر تنظیم يك مساعدت مالی بین المللی عمومی بود که بآلمان بشود و این برای عهدها صاعقه بود که هر دولتی دو چار بحران مالی گردید و نظیر آلمان مواجه با خطر شد او را نجات دهند . کنفرانس لندن کارهای خود را خاتمه داده و نتیجه که از این کنفرانس بدست آمد تا خیر پرداخت قروض کم مدت در ظرف سه ماه بود ، و قروضی که موعد آنها نزديك با تمام است يك فقره بالغ بر يكصد ميليون دالار می شود و بقیه بالغ بر ۵۰ میلیون است تا خیر پرداخت آنها برای یکمدت معین در واقع يك مساعدت موقتی است که به آلمان شده تا در خلال آن مجالی پیدا کند که موفق باستقرار وضعیت مالی خود شود . يك کمسیون هم از متخصصین او ضاع اقتصادی ممالك آلمان تشکیل شود که تا آن موقع کارهای خود را تمام کرده باشد . * * * پیشنهاد مستر هو ور پیشنهاد مستر هو ور که فوقاً بدان اشاره نمودیم و در حقیقت کنفرانس لندن و پاریس به اثر آن تشکیل گردید بسطور خلاصه میگفت یکسال تمام از اول ژویه ۱۹۳۱ تا ۳۰ ژوئن ۱۹۳۲ قروض جنگ و غرامات پردا ختش تأخیر شود این پیشنهاد برای تمام دول حتی خود امریکا ضرر داشته و فقط آلمان از آن استفاده می نمود . و دولت انا زونی به تنهایی با و جود کسر بودجه مهمی که دارد و ناچار است که بواسطه عقد قروض داخلی جبران کسر مزبور را نماید پنجاه ملیون از اجرای این پیشنهاد خسارت متوجه او میگردید و انگلستان هر گاه حساب آنچه را که از دول متحده بده کار گرفته و بامریکا میپرداخت حساب کنیم بازده ملیون لیره ضرر میکرد ، زیرا انگلستان سی و سه ميليون ليره همه ساله بامریکا می پردازد و از دول متحده و آلمان و
صفحه ٦ شماره ۲۰ مجله ۱ مستعمرات مستقل خود چهل و چهار مليون ليره دریافت مینماید . و فرانسه قریب به شانزده ملیون لیره ضرر میکرد یعنی تفاوت بین آنچه را که با مریکا و بریتانیا میسپر دازد و بالغ بر ۱۳۰ مليون و پانصد هزار ليره است و آنچه که از آلمان دریافت میکند مبلغ مذکوره در فوق (١٦ ملیون ) لیره میباشد منافع خالص او از غرامات با لغ بر سی و ۶ مليون و نیم است که دویست و پنجاه هزار لیره هم اقساط قروض بعضی از دول دیگر آن بآن اضافه میشود . و اما آلمان از اجرای پیشنهاد هو ور با لغ بر هفتاد و پنج ملیون لیره استفاده میکرد که تقریباً ۵۶ میلیون آن از بودجه سال جاری او بوده ۱۹۳۱ - ۱۹۰۲ و مبلغ ۱۹ میلیون لیره هم از بابت بودجه سال آتیه او محسوب یعنی كمك ميشد بعد از آلمان بقیه دول متحده از پروژ هو ور استفاده میکردند باین ترتیب که ایطالیا با مریکا و انگلستان و فرانسه و مقرض بود در صورتیکه از غرامات بجنك جز به بهره قلیلی نصیب او نمیگردید و بالنتيجه ملاحظه مینمائیم که او این گه یکه موافقت با پروژه هو ور نمود ایطالیا بود که بدون هیچ قید و شرطی آن را قبول کرد و همچنین دول بلژيك و يوك اسلاوى وجك اسلو کی و لهستان و دول افتخار اختراع حروف هجا بکه راجع میشود ؟ صفحۀ مجهول از تاریخ مدنیت متعرض شده . در شمال شرقی شهر ( لاذقیه ) و به بعد هشت میل از خلیج طبیعی که فعلا به نام « مينا بيضا » شناخته می شود ، و در كوچك دريگز ارو پایی مر کزی و شرقی استفاده میکردند . ولی دول معظمه اروپا در کنفرانس لندن قضیه را بصورت دیگری در آورده که نتیجه آن را فوقاً شرح دادم در هر صورت اوضاع مالی در آلمان تا حدی نسبت بچندی قبل رضایت بخش تر گردیده و بواسطه تدابیر لازمه که دولت اتخاذ نموده است از خرابی یکسره جلو گیری شده حال باید انتظار نتیجه تحقیقات کمسیون متخصصين و بعد هم کنفرانس خلع سلاح را داشت که در اوضاع عمومی این مملکت فوق العاده تاثیر دارد. ( از اطلاعات ) نزدیکی این بندر گاه ( عبا ) پشته است که ارتفاع آن قریباً به (۷۰) قدم بالغ شده و بنام ( راس شمرا ) معروف است در جوار این پشته در همین آخر ها غالبا آثاری یافته اند که خیلی مهم بوده و دلیل بر يك مدنيت منقرض شده میباشد ، و معلوم میشود که این بلاد مقر يك قومى بوده است که ترقی خیلی زیادی داشته اند . کاوش این آثاریکه ما بشرح میدهیم عادتاً مثل دیگر امثال آن بصورت اتفاقی بوده است زیرا یکی از زارعین در آنجا به قلبه زمین مصروف بوده وقتیکه گاو آهنش به يك سنگی مصادف شده آنرا از جایش کنده و در زیر آن سرداب مظلمی نمودار شد که منتهی به يك گنبدی زیر زمینی خالی میشد . این گنبدی زیر زمینی قبر خیلی قدیمی بوده است که معلوم میشد سارقین بر آن تاخته و از محتویات آن چیزی باقی نگذاشته اند ، وقتیکه خبر این اکتشاف به اکادمی نقوش و آثار دفینه فرانسوی واصل شد ، باین اکتشاف خیلی اهتمام نموده و هیئتی برای حفر و تنقیب آنجا بریاست که بروفيسر ( شيفرو شتید ) فرستاد ، که این که پرو فیسر از بزرگترین علمای آثار میباشند و این واقعه در بهار سال ۱۹۲۹ واقع شد وقتیکه این هیئت به محل مقصود رسیده و به کار شروع
کردند برای شان واضح شد که زمینی بین پشته (رأس شمرا) و ساحل بحر واقع است در عصور گذشته مقبره بزرگی بوده و در جوار آن شهر بزرگی نیز بوده است که بسیاری از ابنیهٔ بزرگ و مجلل آن در زروهٔ همین پشته بنا یافته بود بناءً علیه هیئت کارهای خود را به دو حصه تقسیم کردند: اول آن تنقیب و کاوش ابنیهٔ که بالای پشته بوده است و ثانی کاوش قبوریکه در نشیبی واقع در جوار و مینا بیضاء است. تقلید غیر دقیق پس از بحث و تنقیب معلوم شد که جزء شمالی مقبرهٔ که مجاور ساحل است تماماً خالی از قبور و آثار مرده ها میباشد، اما پراست از آثار و ادوات و ظروف که از سفال ساخته شده و بعضی ها تا هنوزه هم خالی از هر عیب باقی مانده است. بین این ادوات یک عده ظروف های مصری یا شبه مصری میان آنها یافت شد. وقتی که یکی از قبرها را شگافتند تمثال یک پرنده از برونز یافت شد که در سر آن تاج مصر علیا و سفلا را قرار داده و در پهلوی آن پرنده دیگر خورد تر از او مرصع به طلا بود که بین پایهای آن تمثال آلهٔ کوچکی از طلا بوده و چشم هایش مرصع که تمام اینها تقلید از صناعت مصر بوده ولی غیر دقیق و مخلوط به بسیاری از آثار اجنبی همچنانیکه عادت فنیقیها در هر چیزی بود و سعی نداشتند که چیزی را از روی دقت تقلید و نقل نمایند. * * * هیئت مذکور در نزدیک این آثار دو تمثال دیگر از دیگر آلهه ها یافتند که معلوم شده اصلاً آسیائی بوده است، یک تمثال دیگری هم از پرنز که ارتفاعش ۷ انگشت بوده و دست راستش بالا و دست چپش بطرف مقابل دراز شده بود یافت شد، بر سر این مجسمه تاج بزرگ موشی به طلا و رویش مرصع به طلا بود در سینه و بازوها و زانوهایش سپری از نقره قرار داده و در دست راستش نیز چوبی از طلا بود، در یکی از انگشتهایش انگشتر طلا و در گردنش گردن بندی مرصع و مجسمه از آلههٔ کوچک عاری الجسم بود آویخته بودند. در هر دو دستش نیز صوکانی بشکل صدر و در سرش نیز چادری شبیه چادری که بر سر هاتور (مادر یکی از آلهه های مصری) میباشد بود. هیئت مزبور همرای این آثار یک عده زیادی از ظروف سفالین که بعضی آنها قبرصی و بعضی «میسینی» و بعضی ساخت خود ایشان بود نیز یافتند، و حاجت بگفتن نیست که تنوع این آثار دلیل بر این میباشد که مدنیتی که درینجا قایم بود مخلوط از ملل و اجناس مختاق مثل اکثر پایتخت های بزرگ این عصر بوده است و البته جای تعجبی نیست زیرا شهر در بندرگاه بزرگی بنا یافته بود که مسافرت اشخاص از بلاد مختلفه و تمام ممالکیکه در اطراف او و سواحل بحر سفید متوسط واقعند در آنجا بسهولت انجام میگرفت و دراین شهر مدنیت بابل وحتیه وفینیقیه و مصريه وقبرصیه‌ و یونانیه و غیره ها باهم مخلوط شد و همچنان در آن ادیان و السنه و عادات مختلفه با هم تصادم نموده بود، وشاید در آن اوقات نفوذ بیشتر مدنیت قبرصی داشت زیرا قبرص در آنوقت نسبت به این بلاد خیلی مترقی و مدنی بود. قسمت جنوبی نشیبی که بین «رأس شمرا» و ساحل بحر واقع بود بانمام معنی یک مقبره صحیحی بود، زیرا از سنه ۱۹۲۸ تا امروز یک عده قبور دران کشف شده است، که تمام به طراز واحد ساخته شده و باستثنای یک قبر که منهدم شده بود تماماً سالم بودند. یکی از آن قبرها معلوم می شد که نوساز باشد زیرا سقف ودیوار ها و نقوش آن که خیلی قشنگ ساخته شده بود هنوز از بین نرفته و معلوم می شد که دزدان درین قبر راه یافته و هر چه که یافته بغارت برده اند.
( شماره ۲۰ ) و دوازده قبل از میلاد بوده است ، یعنی در زمان دولت های هیژدهم و نوزدهم مصر یها که دوره سلطنت رمسیی ودیگر کبار ملوک مصر بوده است در یتموقع امپراطوری ( حیت ) در مقابل جنگ های ملل بحری ( فینقی ها ) متلاشی و سقوط کرده آنها برین بلاد حکمر وائی وسلطت میکردند تا اینکه درقرن دوازدهم قبل از میلاد آشور بها پیداشده وسوریا راطوریکه در تاریخ وارد شده است برهم زدند و تصرف نمودند ، و این بلاد بعد از آنها در مرتبه از خاک مذلت و پستی بلند نشد . دیانت قوم حالا با عمال هیئتی که درین بلاد برای بحث در مدنیت متقرض شده آن مسافرت کرده بودند بر گردیم ، این هیئت بر علاوه چیزهائیکه پیشتر ذکر کردیم يك عده آثار ساختمان های سنگی یافتند که منهدم شده بود و در سنه گذشته در آنجا هیئت جدیدی بمعانت هیئت پیشتر آمده و آثار يك معبد بزرگی را یافتند که خیلی حجیم بوده و دارای دو صحن بزرگ و متصل هم بوده و در صحن شمالی آن مصطبه سنگی ساخته بودند که در آن در قدیم تمثال های آلهه مصری را از سنگ گرانیت کنده بودند ، و تنها این دلیل نمی شود که ملت مزبور فقط دیانت مصری ها را داشتند بلکه از روی در مدخل قبر زینه سنگی دارای شش پایه یافت شد که در هر پایه آن تقدیمی برای آلهه قرار داده و در یکی از آنها ظرفی بطر از مصری قرار داده و معلوم می شد که این ظرف ها پر از ما کولات و مشروبات بقرار رواج آن زمان بوده است دزدان به تمام این ظروف دستبردی نکرده ولی از ادوات دیگری که داخل قصر بوده است چیزی باقی نگذاشته اند باستثنای بعض انگشتر های طلا و نقره و آهنی ویك تمثال آلهه صغیری که سینه اش برهنه بوده و معلوم از آلهه های یونان بوده است . جدا کننده راه های مدنیت درین شکی نیست که این قبر و قبور دیگر محتوی ادوات کثیره بوده است که ازان جمله ادواتی بطراز مصری بوده است ولی دزدان چنانچه عادت شان در هر زمان و هر جائی است آنها را بغارت برده اند در ینجا يك عده دلایل و قراینی موجود است که دلیل می شود مدنیتی که صاحبان این قبر ها داشته و ادوات آنرا نشان میدهد از نوع معروفی که امروزه مخلوط گفته میشود بوده است ، و شکی نیست زیرا سوریه درین عهد در ملتقی طرق مدنیت های مختلفه واقع بوده است و تجارت دنیا درین حدود ها خیلی رواج و جریان کاوی داشته است و معلوم می شود که عصر طلائی آن در دو قرن سیزدهم صحیات شؤنات صحي و اجتماعي اطفال و مشروبات : در همین نزدیکی ها در واشنگتون پای تخت ولایات متحده امریکا کنفرانس طبی برای شوؤن صحت اطفال و طرق و قایه شان از امراض مختلفه تشکیل یافت که در کنفرانس مذکور خیلی از مسایل متنوع راجع بحفیظ الصحه طفل مطرح بحث قرار داده شده و از جمله در موضوع اغذیه مباحثه در میان آمده و به این فیصله یافت که نوشیدن چای و قهوه و يك سلسله قرائن ثابت شد که دیانت این ملت از دیانت های مختلفه مرکب بود زیرا طوریکه در بالا ذکر کردیم مدنیت آن ملت از مدنیت های مختلفه ترکیب یافته بود . ( نا تمام )
صفحه ٩ شماره ( ٢٠ ) سراجیه پشم دیگر مشروبات امثال آن هر گاه باندازه اعتدال باشد برای جوانان و پخته سالان مضر نیست اما برای اطفال میضر تمام می شود، زیرا نوشیدن آنها اطفال را دارای مزاج های عصبی ساخته و به بد اخلاقی و شرارت مایل شان میسازد، بناءً علیه مادرها باید تا اندازه که ممکن باشد اطفال خود را از نوشیدن چای و قهوه مانع آمده و اقلاً این عادت را در ایشان خیلی کم نمایند . فایده غر غره این يك پوشیده نیستکه دهان مرکز میکروب های میباشد که بذریعه هوا یا غذا و آب داخل آن می شود همچنان اطفال صغیر غالباً عادت داشته میباشند که انگشتان خود را داخل دهان میکنند . که این عادت خیلی مضر بوده و مادر ها و مربیه ها باید در بر انداختن این عادت در اطفال خود سعی نمایند و در هر حال باید دهان صبح و شام با آب با نمك مكسن ، آب اکسیجن و امثال آن شسته شده و غرغره شود و هر گاه طفل بهر روزه غر غره کردن بلا انقطاع عادت داده شود از بسیاری امراض نجات می یابد . امساك سبزيجات افراط در خوردن گوشت در مقدمه علل امساك يا قبضیت قرار میگیرد و از همین باعث است که اطبا مردم را در خوردن گوشت باعتدال توصیه کرده و در عوض آن مخوردن سبزیجات بصورت همیشه گی دعوت میکنند . امساك يك حالت غير طبیعی است که باید بمعالجة آن کوشید و بهترین طرق معالجة آن خوردن سبزیجاتی استکه دران روغن زیاد باشد . ولی این را هم باید دانست که بین امساك و اعتدال درجاتی است که هر کدام آن مر كناه دوام نماید بمرض خاتمه مییابد و درجه عدل بین آنها همین است که در هر بیست و چار ساعت دو مرتبه خلای معده واقع شود . طفل چرا پا بر زمین میکوبد از عادات اطفال است که هنگامیکه خسته می شوند یا گریه میکنند پا بر زمین کوفته و اکثراً انگشتان دست هایشان نیز دچار تشنج می شود . و این حرکت دلیل بر مقدار نشاط و قوه حیویه که در جسم طفل موجود است و منتظر میباشد که طفل بزرگ شده و قوت حاصل کند میباشد . این حرکت در حقیقت برای طفل فایده بزرگی میرساند ، زیرا این بهترین ریاضت های بد نیست که طفل باجرای آن محتاج میباشد، و مادر ها هر گاه طفل خود را دیدند که زمین را با پا های خود میکو بد نباید طفل را منع کرده و یا بالایش غضب نماید . و باید بگذارد تا طبیعت خودش او را از این ورزش مفید باز دارد . چوشیدن انگشتان اطفال غالباً به چوشیدن انگشتان عادت دارند و بر مادر ها لازم است که هر وقت طفل خود را دید انگشت های خود را میچوشد باید مانع آید و يك اعتقادی بین اروپائیها شایع است که چوشیدن انگشتان دلیل بر ضعف قوای عقلیه می باشد، در حالیکه این اعتقاد مستند بر هیچ دلیلی نمیباشد و حقیقتش اینست که این عادت خیلی بد و مضر است زیرا بدینوسیله آن میکروب های امراض مختلفه را به دهن نقل داده و شكل الا عه را بد نما ساخته و نظام دندان ها را در آینده فاسد میسازد بهترین راهی برای اینکه طفل عادت چوشیدن انگشتان را ترك نمايد اينستكه انگشتها را برای چند روز بکینین آلوده نمایند تا اینکه طفل عادت مکیدن انگشتان را ترك نمايد . مژده! هموطنانرا که بصحت مزاج علاقه مند
مجله پنجم شماره ۲۰ صفحه ۱۰ بوده و بمطالعه اطلاعات صحی دلچسپی داشته باشند مژده میدهیم که ستون های صحی شماره آتیه جریده انیس تا يك وقنی مزین خواهد بود بترجمه مقالات بسیار مجرب و مفیدی که از اثر مساعی آقای سید حفیظ خان جاهد نگران طلاب مدرسه طبی به اداره ما بدون در خواست يك حق الزحمه بذل گردیده . آقای جاهد یکی از محصلین افغانی هستند که چندی در ترکیه مشغول تحصیل بوده و فعلا هم نزد آقای دکتر رفقی بيك مشاور طبی فن طب را تحصیل مینمایند . و این مقالات مهم تماماً از آثار بر جسته اطبا مشهور عالم گرفته شده و برای افراد و فامیل هائیکه در صدد تربیه و تنمیه اولادان سالم البنیه باشند بهترین وسیله و سر مشق گفته می شود . برای آنکه احساسات وطن خواهانه آنها را تقدیر کرده و ضمناً شایقین را یاد آوری کرده باشیم به تذکر این چند سطر پرداخنیم البته قاونین کرام از دقت در مطالعه شماره های آینده غفلت نخواهد کرد . خبر های داخلی مقرری ها آقای عبد الاحد خان وكيل حكومت اعلی فراه نماینده شورای ملی رئیس کمیسر سرحدی فراه و چخانسور مقرر شدند . ص آقای حسام الدین خان بمدیریت محاسبه ریاست مطابع مقرر شدند . از وزارت حربیه ع ، ش عبد الغفور خان به فرقه مشری عسکری مزار شریف و ع ، ش محمد شعیب خان بفرقه مشری عسکری هرات وع ، ش عبد الغنی خان فرقه مشر به فرقه دوم قبول اردو و ح غلام رسول خان غند مشر به غند اول عسکری قطغن و ش سید حبیب خان کندک مشر رئيس اركان قطعه تو پچی مقرر شدند ! ع ، ش عبد اللطيف خان فرقه مشر به فرقه مشری عسکری شمالی و ع ش فیض محمد خان فرقه مشر بفرقه قطغن و ش شیر احمد خان کندک مشر بریاست ارکان فرقه دوم قول اردو وش سید یاسین خان کند ک مشر بریاست ارکان فرقه قندهار مقرر شدند . از وزارت تجارت ص ميرزا محمد جانخان مدير اداری سر کیکه از دهن غوری الی دره شکاری و به ناله و ربك دره سرك شكار واصل می شود و میرزا محمد مهدی خان سرکانب اداره مذکور مقرر شدند . از وزارت داخله آقایان محمد عمر خان علاقه دار ارغنداب بوکالت حکومت گرشك و عبد الرؤف خان به علاقه داری ارغنداب مقرر شدند . آقایان عصمت الله خان علاقه دار محمد آغه لهو گرد به علاقه داری پاد خواب شانه و عبد العلی خان علاقه دار پاد خواب شانه به علاقه داری محمد آغه تبدیل و مقرر شدند . اصلاح دعاوی درین هفته ریاست اصلاحیه موفق باصلاح دعاوی ذیل گردیده است : مدعی عبد الرحیم خان غند مشر مدعی عليه سردار خان تیل فروش و مدعی عبد الرزاق خان ولد مدد خان ساکن ریگا خانه و مدعی عليها محمد عمر خان و محمد عزیز خان ساکن قصاب کوچه . تعقيبات پولیس غلام حسین ساکن مراد خانی از طرف پولیس بفعل غمزه کشی گرفتار گردیده و در قوماندانی مسئله مذکور تحت تحقیق است .
صفحه ۱۱ ( شماره ۲۰ ) مجلد پنجم خبرهای خارجی ژاپان چین مسکو - ۲۰ ستمبر - بموجب اطلاعات از شهر سا نهای بعد از عطیات شش ساعتی جهازات هوائی قشون ژاپانی شهر مکدن را اشغال نمودند - تعداد زیاد قطعات نظامی ژاپان به طرف مکدن روانه شدند - بطوریکه ژاپانها میگویند مصادمه مذکور در اثر آن شد که در حوزه های ریل مانچوری جنوبی سپاهیان چین به سپاهیان ژاپان حمله کردند - در محافل چین به گفتگوی مذکور اعتماد ندارند . ریوتر ٤ ستمبر راجع به کجا بودن قاتیانس هنوز هم خبر قطعی بدست نیامده است . ریوتر ٥ ستمبر . فرانسه و ایتالیا رسما خبر داده اند که در مسابقه یاد گار شنائیدر داخل نخواهند شد . مجازات چون شیر محمد پولیس با محمد حسین خان ولد عبد الخالق خان ساکن چهار دهی بدون سبب گفتگوی بی جا نموده بود لهذا پولیس مذکور محکوم به طرد از ملازمت پولیس و يك سال حبس گردید ریوتر ٥ ستمبر قرار پیغام اولسلو را پورت ها ئیکه آنجا واصل شده است این مسئله را تصدیق میدارد که کیبتغن سلمه بی سیم با سیمی قطع شده است که تحت البحری مذکور درین نزدیکی ها در زیر یخ غوطه خورده و خساره دیگری نیز اگر چه شدید نیست با و رسیده است . ریوتر ۷ ستمبر پیغام دهتروات بیان میدارد که در مسابقه دوم کشتی موتور دار بین المللی هار مس ورث مس انکلیند دوم کی ان غرق شد مگر اشخاصیکه را کب بودند نجات یافتند . ریوتر ۷ ستمبر يكنفر فرانسوی موسوم به هیتر که شکاری بزرگیست ادعا میکند که من در يك منطقه که ۳۲ میل بطرف مغرب ادیس ابا واقع است و هنوز کشف نشده است بعضی از معادن قدیمه را کشف نموده ام مذکور درین نزدیکی از افریقای مرکزی باز گشته است . دیروز در غین پرواز در مسابقه شنائیدر لفنت ستام فارت يك نمایش عجیبی از پرواز سریع ، از قرار زیاده از چار صد میل فی ساعت نشان داد . قرار اطلاع اوتن (تكساس) سترلنگ نائب الحكومه مجلس تقنینی حکومتی را برای تاریخ ۸ ستمبر دعوت نموده است که جهت تقلیل اراضی زرعی پنبه سال ۱۹۳۲ قانونی وضع کنند . ترقی بی کاری درانا زوني مسکو - در تاریخ ۱۸ ستمبر تیلر کمیسار امورات خیریه شهر نیو يورك اظهار نموده است که تعداد بی کار ها در انا زونی امسال تا پانزده ملیون نفر خواهد رسید - در شهر دیتروید که در آنجا کار خانجات ( فورد ) واقع است عیالداري های گرسنه بی کاران هر روزه به ریاست بلدیه حمله و مراجعه برای كمك مینمایند اما هیچ چیز حاصل ننموده به خانهای خود ها بر میگردند - ده ها نفر از آنها خود کشی مینمایند . تبادله معلومات شوروي با ايطاليه و پولند مسکو - ۲۳ ستمبر - در تاریخ ۲۱ ماه ستمبر در مسکو بین اتحاد جماهیر و ايطاليا تبادله معلومات راجع به تسلیحات یکی دیگر که آن معلومات برای کنفرانس خلع اسلحه لازم میباشد به عمل آمده است . ۲۲ ماه ستمبر ما بين اتحاد جماهیر و پولند تبادله معلومات مذکور بوقوع پیوسته است .
صفحه ٩٢ شماره ٢٠ مجلد پنجم فکاهیات زنده گی شاعرانه : يكنو جوان شاعری که تازه عروسی کرده و با خانم خود عشق و علاقه زیادی دارد روزی زن مخول فوق العاده بسوی شوهر شتابیده و بالهجه سوزناکی فریاد می زند : خانه ما . . . . . شوهر بدون آنکه مجال بدهد بقیه کلام را بگوید او را در آغوش کشیده و سر را بآسمان بلند کرده شکر گویان بلی خانه ما جانم خانه مایای خوشبختی ما صرف از من و تو . . . . زن : خانه ما . . . . . مرد : خانه که من بدست خود آبادش کرده ام و در زیر این سقف من و تو به کمال خوشبختی آرزو های زنده گی را بسر خواهیم برد خانه که بآن افتخار میکنم . زن : خانه ما . . . . . مرد : بلی نفسم خانه که . . . . زن به بسیار خناق تنگی : آخر مرا رها کن که سخنم را تمام کنم زنده گی ما بر باد شد خانه ما سوخت بدوید که درون خانه حریقی افتاده این قافیه بندیهای تو بیشتر از طول موقع آتش را دامن میزند جنگ وجدال : زن : شوهر عزیزم میخواهم نظرمار نظریه کنی که این لباس جدیدم را می پسندی ؟ شوهر : دیوانه نیستم ۳ روز شده با من آشتی کردی . سوال وجواب : معلمی که از شاگرد نصاب خوان خرد امتحان میگرفت روزی پرسید شما باید اسمای حیوانات را در عربی یاد باشید شاگرد گفت سوال کنید هر چه را مایلید . معلم عربان اسپ را چه میگویند (فرس) „ و گاو را „ „ (بقر) „ گوساله را „ „ این گاو را که فراموش کرده بود بدون آنکه فکر کند گفت : صاحب مہر میکند وقتی بزرگ شد او را هم میگویند ( بقر ) کار آسان پلیسی به یکی از مستخدمین بلدیه گفت او برادر : چرا این سرک ها را آب پاشی نمیکنید خاك باد مردم را دیوانه ساخت مستخدم بلدیه : عجب آدمی هستی تا من آب جوی گرفته و بروی سرك بپاشم کار آسان . به باد بگو خاك را بهوا نکند راه گذر و آب پاش شخصی از راه عام میگذشت بسکه آب زیاد پاشیده بودند پایش لخشیده و سخت بزمین خورد يك نگاهی بطرفین کرده زود بر خواست و کلاه را بر سر خود گذاشت از بیم آنکه کسی او را ندیده باشد درد را فراموش کرده و بغضب تمام گفت : او دیوانه آب پاشی میکنی و یا راه را خندق میساری . آقا جان اگر کم او بیندازم زود خشك می شود صبح تا شام که ما نمی توانیم آب پاشی کنم پیش پای تا نه دیده راه برو ، آقا که میخواست زود تر خودش را از اجتماع مردم که بگرد او جمع آمده اند نجات بدهد بیشتر مکالمه را جایز ندیده غم غم کنان روان شد : خدا بزند شما را يك کمی از ین آب ها بسرك های دیگر بزنید که آدم ، بین خاك غرق شود . آقا و نو کر : آقا بنو کر خود میگوید : این ماست ترش را کدام خانه خراب آورده نوکر آقا ماست تازه و بسیار اعلی است مخصوص دکاندار آشنا پسر شما قسم خورد که يك حصه برای شما نگهداشته .
صفحه ۱۲ شماره (۲) مجلد پنجم ببائعه مولوی محمد ابراهیم کاموی نماینده و ركن جمعيت العلما در مجلس افتتاح تعلیم گاه پیاده فواید تحصیل فنون عسکری استعمال و آلات حربی اعوذ بالله من الشيطان الرجیم مواضع حرب و مبارزت در میدان محاربه بسم الله الرحمن الرحيم و سوقیات عساکر منظم ترین اصول أعد و الهم ما استطعتم من قـوة و من را بکار برده توانسته و ضمناً در دفع دشمن رباط الخيل ترهبون به عدو الله وعد وكم و انسداد تعرض و تجاوز آن مظفریت و ط ( الآيه ) ترجمه : اى مسلمانان آماده منصوریّت تام را حاصل توانسته اند اما سازید برای کفار آنچیز را که میتوانید اشخاصیکه از علم وفن حربی بی بهره بوده از قوّت واسپ های بسته تا بترسانید بآنها اند از افعال وسایط و مفکوره های دشمنان خدا را که دشمنان دین و دشمنان حریبه عاجز مانده و در نتیجه جنایت و شما که دشمنان وطن میباشند . بزدلی و بی استقامتی و رعب و ترس و بیم بنابراین بهر فرد مسلمان لازم است که برایشان مستولی گردیده تا که خود ایشان بموجب حکم آیه شریفه فـوق تحصیل اسیر و وطن را دچار مشکلات گردانیده علوم عسکری را بجا آورد تا بتواند از اند که تاریخ محاربات گذشته شاهد و اثر رهنمائی آن در محافظه و حمایت مملکت دلیل واضح این مسئله شده میتواند و خود از تعرضات و تجاوزات دشمنان دین حاجت با ثبات نیست . و وطن حصه بگیرند . وبنجربه رسیده که در پس معلوم شد که مدار عروج و ارتقا اکثر مواقع عمل بدون علم نتیجه ید، بحيجه وتعالی در فتوحات علم است که بدان نگردیده وتعبيۀ در عام بدون عمل نیز عالم عمل شود على الخصوص درین زمان همچنین مثل شجر بلا ثمر شود و منفعت که قحط الرجال گفته شده عرفان و کافی نمی بخشد لاکن چون علم مقــدم شجاعت بدرجه لزوم ناموجود افراد و متبع عمل و منشاء و سبب ومحل ترتب جامعه در عیش وعشرت گرفتار ودشمن اعمال گفته می شود لهذا علم را اثر زیاد برای حصول مقصد خود در ساعت آماده داده می شود چنانچه بار ها دیده شده که و بیدار و همه وقت ناظر و منتظر است اشخاص تعلیم یافته فنون عسکریات در که کدام وقت باشد یک حصه وطن را حدا مواقع و موضع محاربات ومنازعات با تخاذ خطوات اقصه خود سازد بنابرین میباید که افراد وطن غفلت وكاهلی و تنبلی را در برابر تحصیل فنون عسکری راه نداده از نهایت جد و جهد شوق و ذق خود کار گیرند تا بعد از تحصیل علوم حربی و حصول استعمال وسایط آن در اثر شجاعت و جرئت فطری خود بموجب امر اولى الامر (پاد شاه اسلام ) گوی سبقت دنیوی و نیکنامی را برای خـود و اولاد خود حاصل نمایند از حضرت مکحول روایت است که جناب حضرت عمر فاروق رضی الله عنه به اهل شام نوشته بود که برای اولاد خود علم حربی مقتضی العصر را که عبارت از رمی سهم ( زدن تیر ها ) و سواری اسپ ها است نشان بدهید که بواسطه تحصیل آن حفاظت دین اسلام و حمایت وطن حاصل شود و نیز رسول الله صلى الله عليه وسلم همیشه صفت سعد ابن ابی وقاص رضی الله عنه را می فرمود که در علم حربی بسیار مهارت داشت علاوه از ین رسول الله صلى الله عليه وسلم همیشه تخصیص و تبزی می فرمود درباب مشق تیر زنی بطوریکه داخل مقاصد حربی باشد از روایت عقبه ابن عامر نیز ثابت شده که رسول الله صلى الله علیه و سلم به صحابه کرام می فرمود که جهان بسیاری بزودی برای شمایان فتح گردید . تسکالیفات و زحمات شمایان برطرف خواهد شد پس بايد ترك ننمائیم تیر اندازی نکند و آیه شریفه فوق را بالای منبر سه مرتبه خوانده تکرار فرمودند که مراد از قوّت در آیه مبارکه مذکوره تیر زدن است .
(شماره ۴۰) ازین جهت تعلیمات عسکری بر هر فرد مسلمان سنت و ترك آن ترك سنت و مجازات ترك آن عتاب است . اگرچه در فوق راجع به تیر زدن و اسپ سواری ذکر شده و امروز درعوض آن توپ و تفنگ طیارات گاززهر دار تانك و ماشيندار ... وغيره استعمال می شود گفته می شود که متقاضی محاربات آنعصر به آن وسایط و متقاضی این عصر این وسایط اند که هردوی آن در برابر محافظه وطنی و مدافعه دشمن بداخل نسبت بيك مقصد حقیقی تکافو یافته و میپوندد. بنا بر این فضلیت عسکری چه از حیث دیانت و چه حیث برقراری امنيت يك مسئله جدیدی نبوده بلکه از خیلی قدیم است که مشتمل بر صفات متعدده بوده و ما درينجا چندی از آنرا مختصراً ذكر می نمائیم : ۱ - رضا مندی ما در و پدر ، ۲ - ادای امانت خدا وند تعالى جل شانه مثل نماز و روزه ... الخ ، ۳ - عدم تظلم بر رعايا ، ٤ - داشتن اخلاق حسنه یعنی چیزی را که بخود نمیپسندد بدیگران نه پسندیدن ٥ - در اطاعت امير خود محکم ماندن ، ٦ - در میدان محاربه از تدبیر کار گرفتن و ثبات نشان دادن ، ٧ - در برابر امر اولی الامر عذر و خیانت نه نمودن ، ۸ - در ادای خدمت عسکری رعایت امر اولی الامر را مد نظر گرفتن و اعزاز دین و وقار جامعه را ملاحظه نمودن ؛ ٩ - از دراز کردن دست تسلط واغراض بحقوق غیر بکلی احتراز کردن ، ۱۰ با رفیقان و مصاحبان خود بنهایت احترام و ادای انسانیت و مدنیت و اسلامیت پیش آمدن و حتی الوسع در امداد یکدیگر خود در هر حال و وضعیت پرداختن . وقتیکه عسكر چه صاحبمنصبان و چه افراد باین صفات که ذکر آن رفت متصف بوده و باشند در حقیقت از همه مسلمانان در طاعات و عادات خود بهتر و در محل اجابت بیشتر و مرجع فیوضات رحمانی بیشتر خواهد گردید گو یا برای خود صفت مجاهد حقیقی را حاصل کرده محافظه دین و وطن وخدمت جامعه بشری که از بهترین طاعات الهی است درید قدرت او باقی خواهد ماند . شجاعت عسكري شجاعت كه بيك نام مبین یاد می شود خاصه های متعددی دارد كه يك با دیگر مربوط بوده هيئت عمومیه آن میتواند اندرز بیاموز و بشنوز هر دانشی دگر با خرد مند مردم نشین که دانا اگر دشمن جان بود بیا بی ز هر دانشی را مشی که نادان نباشد بر آیین و دین به از دوست مردی که نادان بود استفاده مطلوبه خودرا وضع نماید درین صورت ما اقسام مهمه آن را که ازان هیچوقت صرف نظر نمیتوان شد میخواهیم که بسط و بیان نمائیم : ۱ - دزد لاوری شیر صفت بودن بدرجه که تدبیر اجازه دهد . ۲ - در مقابل دشمن دین و وطن هیئت های شان و مسلك و وقار ملت و حکومت و دولت خود را بدرجه اخیر محافظه کردن و عیناً آنرا تمثال کردن ٣ - اعضا و اندام ها را برای اجرای محاربه بمقتضای حرب آماده و مهیا گردانید. ٤ - درمقابل حملات گونا گون دشمن از ثبات و تدبیر کار گرفته پشت ندادن . ه - در حمله بر دشمن طوریکه تدبیر و قرار فیصله کند گرگ پیشه بودن . ٦ - افراد مصتیداران خود را در هر امر و وضعیت اطاعت و فرمان برداری نمودن . در خاتمه دعای مظفریت و منصوریت عسکر شیر پیکر افغانستان را بزیر لوای اعلیحضرت شاه افغانستان بجا آورده ترقیات متقاضی امروزه اردوی افغانی را مطلوبیم
شماره ۲۰ مؤلف: له پلاتیه فرانسوی (١٦) مترجم : حبيب الله طرزی مادام سان ژین از فصل هشتم (تسلیم شدن شهر وردن) مردن را بر حیات بی شرفانه که دیگر هم وطنانش بران فخر میکردند ترجیح داد يك ساعت بعد تابوت این وطن خواه حقیقی را به بسیار شان و شوکت بطرف عمارت بلدی بردند و همان اشخاص که او را مجبور با نتحار نموده و جسد او را مانند پیرویسی اعزاز و اکرام نمودند بساعت يك بعد از ظهر دروازه های (وردن) بر روی دشمن باز و شاه پروس در میان کف زدن های اهالی داخل گردید. سر راست به عمارت بلدی رفت حاکم شهر در دعوئی که بشرف و رود کامیابیانه شاه ترتیب دیده بود او را با سکندر اعظم که شهر بابل را فتح نموده بود تشبیه کرد راه وردن و پاریس باز و گرفتن پاریس بيك حمله دیگر منحصر مانده بود . عساکری که برای مدافعة دشمن چاپ شده بودند با ساحتوی خود شهر به نظام حر بی از شهر بیرون شدند له پندر که بدرجة كاپيطانی ترقی نموده بود. حکم گرفته بود که با رژیمان سیزدهم عساکر شمالی ملحق شود و در حالیکه ازین خیانت صریح مامورین و اهالی (وردن) خونش بجوش بود با سر بازان خودش طی مراحل می نمود . فصل نهم (ژیمپاپ) در اثنائیکه فرانسه به سکرات انقلاب گرفتار بود (رابسپیر) میگفت در چنین يك وقت اقدام بحرب ديوانه كی محض است ولی به صورت فرانسه باید بجنگد حقیقتاً دران وقت محاربه دیوانه گی بلکه انتحار هم گفته می شد . نه سر باز و نه سلاح نه پول و نه فشنگ ژنرالها همه شاه پسند و خائن ، زیر دستان شان همه نالایق و کم تجربه ! چیز های که اجازه محاربه را بفرانسه میداد به کلی معدوم ! عسکری که موجود بود تلاقی سربازیت بران ها ظلم ؛ همه از فن حرب بيخبر با سیخ ها و شاخی ها مسلح دسیپلین نام چیزی را نمی شناختند ؛ اینها طبقه ادنی اهالی بودند که در يك لحظه به وجد آمده هر آله که بدست شان افتاده گرفته بی سر و بی سامانی به نجات وطن محبوب خود شان می شتافتند ولی حدت و گرمی و تهوری که داشته بسیاری از نقایص شان را جبره میکرد و اینها را در مقابل عساکر منتظم و با قاعدة دشمن فاتح می ساخت دسته های عسکری در مقابل (ژیمپاپ) جنگیدند راست است که در زیر قومانده افسر های تعلیمیافته و فعال مثل (هوش) و له فيور جنگیده اند ولی نباید از رشادت و شجاعت خود سر بازان چشم پوشی نمود همین سر بازان و افسران شان بود که برای بیست سال مابعد ستونهای عمارت حکومت نا پلبونی را تشکیل داد بتاریخ ٥ نومبر ۱۷۹۲ تمام در وقتیکه آفتاب میخواست در پس افق که پنهان بشود واشعة خونین خودش را برای لحظه های آخرین بر اراضی سرسبز فرانسه نثار می نمود عساکر جمهوریت در مقابل استحكامات ژیمپاپ ایستادند بلندی های اطراف قصبه (موئنز) در اشغال استر یا ئیهائی و بواسطه داشتن استحكامات اين سلسلة تپه قلعه های همجوار را غیر قابل تسخیر گردانیده بودند . باطری های توپ در جاهای مناسب نصب وتیر چنان مشهور (تیرول) در جنگلهای قریب وجوار یکمین نشسته بودند . رساله هم وادیهای اطراف دهات را در تصرف داشته آماده بودند که بر فرانسوی های بی سلاح اگر جرئت حمله بکنند ، تاخته انها را از میان بر دارند ! قوماندان عساکر استرياى ديوك (ساكر تاشن و معاون (و جنرال وکیلر فیت) يك افسر نهایت قابل وماهر بوده که مشوره های عاقلانه او اکثراً از طرف مافوقش رد می شد . كپلر فيت از هجوم مشهورانه فرانسویان خوف نموده تجویز يك حمله شبانه را بر دسته جات شان که بتازگی رسیده بودند پیش نهاد کرده بود تا آنها را پیشتر از اینکه
شماره ٢٠ صفحه ١٦ مجلد پنجم نتوانند بنظام حربی مقابله کنند تا رو مار گردان یقین است که عساکر با دسیپلین ومنظم استریا با پنچنین يك حمله فاتح می شدند ولی از رسائی طالع وطن پرستان دوك حمله هایشبانه را يك عمل پست و نامناسب شان يك اردوی مقتدر تلقی کرده منتظر تعرض فرانسویان نشست زیرا یقین کامل داشت . فرانوی های لچك در مقابل اردوی امپراطوروی تاب آورده نمیتواند ؟ ( مورال ) ازین سکوت وسكونت قوای دشمن استفاده کرده سربازان خودش را در مقابل قریه ( زایاب ) بيك خط نصف دایره موضع داد . حکم این بود که دسته جات پیاده آهسته آهسته پیش روند و رساله در عقب بيك فاصله معين موضع بگیرد ـ توپ خانه بر يك موقع مهمی نصب گردیده بود که هم بر داخل وادی حاکم و هم دهانیکه بتصرف دشمن بود زیر بمبارد گرفته و از هم جدا میداشت ( هوسارها ) و ( دراگون ها ) در بین ( كيزم ) و ( زایاب ) جا گرفته راه را بر رساله استریا مسدود داشتند . بدینصورت از شب نیند و حصه زیادی باقی بود که محاط جنگ فرانسویان قریب گردیده آماده محاربه فردا شدند و چون از طرف دشمن بکلی مطمئن بودند که حمله نخواهند کرد . برای لحظه استراحت چشم بر هم نهادند در وسط ( زایاب ) و هر دو اردوگاه شاتوی اوندال که از محاط فرانسویان شبها بواسطه يك چشمه خوردی جدا میشد واقع بود . این شاتو از آتش توپخانه استریا در پناه پوزه تپه کوچکی محفوظ ماند . چون تقریباً در بین دو اردو و در يك منطقه بیطرفی واقع گردیده بود از آنرو جولانگاه کشافان جانبین شده مانده بود دسته از کشافان فرانسه با دسته از قرا ولان استریا همین در زیر دیوارهای شاتو با هم بر خوردن بعد از تبادله چند فیر تفنگ بر گردیدند و بار دو گاه های خود از تصرف طرف مقابل بر قلعه را پور دادند و باینصورت قلعه از طرف هر دو ار دو برآمده بدست صاحب حقیقی آن ماند . بارون مك روز پیشتر از ورود عساکر فرانسوی در شاتوی خودش رسیده و چنانچه قرار داده شده بود مارکی ( دو لا واين ) و دخترش نیز با او ملحق گردیده بود ـ اولین کار با رون تهیه لوازم عروسی خودش بود اگرچه مار کی نسبت با شغال منسکانی برای چنین يك امر مهمی که دشمن سرا پا او از فرانسویان بوده در هر لحظه میتوانست برانها حمله کنند اعتراضات خودش را به میرات ظهار نموده بود ولی با رون بواسطه عشق مفرطی که داشت بر اعتراضات او گوش ننهاد بینا بران قانون دانی را از ( زایاب ) خواسته و پادری که قلعه با رون سکونت داشت برای عقد نکاح انتخاب نمودند و مقرر داشت که عروسی نام به نصف شب واقع گردیده بعد از عقد شاه و عروس با ماركى بطرف بروکس راهسپار گردند و در انجا منتظر نتیجه محار به شوند . لانس بمجردی که وارد قلعه شد خود را در اطاق مخصوص خودش محصور نمود و ملاقاتیکه با رون از و رجا نموده بود قبول نکرد جای خودش را کنار دریچه كه بيك منظره لطیف و وسیعی باز می شد انتخاب کرده منتظر ورود شخصی نشسته با قلب حرمان و نبض جهان سا عتهای کوتاه زمستانی را که در نظر او هر کدام آن يك سال می آمد . می شمرد تا آنکه شب پرده ظلمت خودش را بر منظره مقابل دریچه کشید کاترین ظاهر نشد . بلانش این نیامدن کاترین را بر سیل انگاری او حمل نمود و متیقن گردید که کدام واقعه مهمه او را از انجام وعده اش باز داشته است چون از حیات تازه که قضاره بدان داخل شده بود خبر نداشت واقعه که موجب غياب او گردیده بود حدس زده نمیتوانست نمیدانست که کاترین با طفل او یکجا در اردو گاه فرانسه بجهد صد روحی شاتو راحت بسر می برد کاترین از طرف خودش از رسیدن مارکی و دخترش در شاتوی بارون با سانی مطلع گردیده و بمجرد جا بجا شدن اردو گاه بلانش اشنای تا با دو تلگران را از سلامت او لادش خاطر جمعی دهد چون دید که قاصدی در شبوقت پیدا کرده نمیتواند خودش عازم گردید که بشاتورفته بلانش را به بیند . ( بقی دارد ) ( مطبعه نلیس )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انيس جریده ملی قیمت اشتراك در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ طلبه معارف ۷ در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد مطبعه انیس
[BLANK PAGE]
(شماره ۲۱) اشتراک سالانه ۱۲ افغانی محصول پوست ۲ " خارجه ۲۰ شلنگ انیس تاسیس ۱۳۰۶ (مجلده) اداره: کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز: محیی الدین مدیر و نگارند: [محیی الدین] ۲ شنبه ۱۲ میزان ۱۳۱۰ ۲۲ جمادی الاول ۱۳۵۰ ملیت و حکومت همه میدانند که دولت از ملت تشکیل یافته و اساساً تمام افراد مهمی که زمام اداره امور را در دست دارند آنکسانی هستند که بکثرت آراء و انتخاب عامه از جامعه هیئت اداری شناخته شده و حکومت را صورت داده اند. تنها در وظایف جزوی تفاوت هائیست که به بعضی مسایل ملت و دولت را بوضعیت های جداگانه از هم ممتاز نشان داده و هر دسته را علیحده بيك نوع اموری موظف میدارد. این وظایف بهر پایه در ظاهر حال مبهم گفته شود دانستن معنی و یا قدسدان یافتن محل آن ها بقدر بنظر اهل آن لغت آور است. فقط فهم معانی است که برای انسان ذوق پیدا میکند و ذوق روح سعی و عمل را تقویه کرده موجب انهماك و پشت کار میگردد. همانطوریکه حکومت از قایم کردن امنیت و حفظ حقوق جمعیت و غیره اسباب راحت و سعادت امور مسئولیتهای خودش را برآورده و بانجا اینگونه خدمات می نازد ملت هم وظیفه دار است در بعضی اعمال بمعاونت های مالی و معنوی همدست حکومت شده در فراهم ساختن وسایل مدنی وظیفه تعاونی را اختیار و در پیشرفتهای آن شريك بل مایه افتخار باشند. حکومت اگر بحیث عمده ترین مؤسسه عقلی خیر و شر بالفع و مضر مات را سنجیده حتی توسع بدون تعاون عمومی هم در جلب منافع ملی و مملکتی خود را قوه مجرائیه دانسته و کار میکنند ملت هم نبایستی تارك وظایف شده در کل و جزو امور بدون معاونت، حکومت را مسئوله تمام نواقص بشناسند در وطن ما بعضی افکار سطحی که بانسبت برخی نواقصات هدف تنقید خود های حکومت را قرار میدهند اگر چه برخی تنقیدات بغلط هم تعبیر میشود باز به نسبت آنها ایکه سر راست متوجهه حکومت می شود گفته میتوانم يك اشتباه وسوء تفاهمی است. چه بیشتر این نقصان ها از عدم فهم یانی ذوق ملی شناخته می شود مثلا: عدم پیشرفت مسایل صحیه نابابی ادویه و ذرایع معالجه، معوق ماندن شرکت های ملی و... الخ. اگره این او آن مؤسسات و اتلاف سرمایه آنها مقصد هر چه ازین قبیل باشد اکثراً ترقی اینها منوط باقدامات و جدیت ملت است و تنزل شان از نابالدی و عدم لیاقت خود ما. اینجا بر میخوریم بيك مبحث بزرگی و تصور نشود ما بطرفداری حکومت صحبت میکنیم معاذ الله جنابه ملیت ما کجا ندارم احتیاج اثبات نداشته باشد فقط از پهلوی انصاف و باز متاسف آنکه چرا ذوقیات ملی را در نهاد يك قوم کشته و آن احساساتی را که سایر ملل دنیا دارند، محروم ازان باشیم، عرض مطلب خواهیم کرد.
شماره ۲۱ مجلد پنجم آقایان با سواد و باصطلاح جهان دیده که باطراف و اکناف عالم سیاحت کرده باشند دیده خواهند بود که در همه جای دنیا اگر يك مكتب رسمی از دولت تاسیس شده بصد ها مدارس و بنا های بزرگ عرفانی از قبیل کلاس های اکابر روزانه مدارس لیلیه کلوب های اسپورت دائر یه ها بنام ملی، از جانب افراد حساس و متمول بمنافع روحی ملت بر پاست تنها پروگرام و امتیاز آن ها به اجازه و تصویب وزارت معارف حکومت موافق خواهد بود. همچنان اگر يك شفاخانه دولتی برای تداوی ملکی یا نظامی وجود دارد هزاران مریضخانه های ملی برای خدمت جسمی جامعه مجانی و غیر مجانی اظهار آمادگی میکنند اپتيك ها ( دوا فروشی ) که در بازارهای عالم ولا تعد ولا تحصی است بلکه کمتر دیده شده که کدام دوا خانه دولتی باشد همه ملی و تجارتی است همینطور شرکت های تجارتی و اقتصادی یا موسسات فنی وصنعتی مانند فابريكه های نساجی نخ تابی نجاری آهنگری روغن کشی و ... در همه جا باجلب متخصصین آنها به پول ملت از خارج خریداری و در داخل ممالک دایر می گردد، فقط حکومت بعضی امتیازات برای آنها داده و در فراهم کردن تسهیلات نسبت به تخفیف گمرد در داخل و یا حقوق ترانزیت در خارج ؛ حکومت به امتیازاتی معاونت میکند . هکذا تمدید خطوط شوسه وتيلفون و تلگراف يا ذرايع پسته رسانی را در اغلب مواضع به تصویب واجازه حکومت ، سر مایه داران ملت عهده دار شده اند . حتی معاونت های ملی وتكفل وحمايت جانی از فقرا وايتام را نیز ملیون وظیفه دارند که بوسایل موسسات خیریه و نافعه از قبیل تیاتر وغيره نمايشات پولی فراهم آورده در موقع شدید گرما و سر ما و بحرانهای اقتصادی حیات و راحت آنها را تامین کنند ، امروزه همه اینها را فراموش کرده و باصطلاح بايد دزدسته بحکومت بچسپم حکومت چکده ؟ حکومت در تعمیم معارف بکوشد حکومت برای ما کلاس اکابر و کلوب تهیه کند حکومت دوا فروشی کند حکومت شرکت ملی تاسیس کند حکومت گشته ها را سیر و برهنه ها را بپوشاند . اگر همیشه حکومت وظیفه ما ها را بگیرد ؛ وظایف عمده خود چه وقت خواهد توانست رسیده می کند اگر از وجهه انصاف بگوئیم همین کار هایی که در اکثر جاها از ملت باید صادر شود حکومت ما بافشار های اقتصادی وغیره که در انقلاب دیده عین همه را انجام داده است . بارکاشکه در آن موقعی که ما از دست حکومت داد میزنیم افراد متمول کنز داخته باشیم آقایانیکه برای حفظ شئونات وبسط نفوذ خود در هر سالی ۲۰ هزار روپیه حقوق مستخدمین شخصی میپر دازند و پنجاه هزار روپیه خرچ دسترخوان وعود تیهای حکام برای سر بلندی نزد سيال و شريك ميدهند يك لك روپيه بمفت خوران ول گرد نقد وجنس ميرسانند تا هر صبح وشام در هر کوچه و با زار برای شان دعا کنند و از آنها تعریف و توصیف نمایند دولك روپيه بنام تقاوى بخشودی دهاقین ولی بغرض احتکار غله مايه ميگذارند و . . . چه ضرر دارد نصف يالث مخارج يك سال را بدهند بتاسيس يك دوا خانه ويا افتتاح يك مد رسه ملى ويا اقلاً كمك كنند بآن مؤسسه یا افتاده كه پول صد ها نفر غریب و فقیر را قربان تجر به و ریاسـت خـواهـی خـود كـرده اند تأيك وقتی نزد جامعه مخصوصاً نـسل آينده ملت بخدمات روحی و جسمی نوعی سرهائی بافتخار بلند داشته ويك نويسنده بیچاره را هم به تنقیدات بی مورد مجبور نسازند .
صفحه ۳ شماره ۳۱ مجلد پنجم سیاست عالم : آینده بریتانیا این مقاله بقلم پرفسور هارو لد لاسکی که یکی از بزرگترین نویسند گان سیاسی و معلم علوم سیاسی اقتصادی در او نیورسیته لندن باشد نوشته شده و در مجله «فورم امریکا» انتشار یافته که درینجا از روزنامه اطلاعات اقتباس گردید « هر کس که امروز امعان نظر در اوضاع بریتانیا بنماید بدون شك احساس يك انحطاط و پستی در تمام امور و طبقات مردم مینماید و ناچار تا ثیر این انحطاط اقتصادی در مدت ده سال اخیر در عقول افراد مردم رخنه نموده و نمیدانند که حقیقتاً چگونه از این ورطه هولناك خود را نجات دهند . « همه ضرورت اصلاح امور را حس کرده اند ولیکن هيچيك از زعماء و زما مداران معروف دارای آن شهامت و شجاعت لازمه و توا نائی و قدرت کافی نیست که این اصلاح حیاتی را اجراء نماید بد بینی نسبت بنظامات و رژیم حزبی امروز خیلی زیاد و در تمام مردم دایره آن وسعت بهمرسانده و در آنجا يك تنفری نسبت بنظامات مذکور وجود دارد که روز بروز در ازدیاد است پیش از پیدایش طبقة جوان مملکت که آنها کنون در شك و تردید هستند که آیا رژیم پارلمان کنونی لیاقت و کفایت حل مشکلاتی که امروز با آن مواجه شده اند دارد یا نه ؟ آیا روش فعلی می تواند اشکالات موجوده را مرتفع سازد ؟ « در مقابل دوره انتقالی که تمام ملل با آن مواجه میشوند ، نمی توان سر نوشت و مقدرات انگلستان را پیش بینی کرد چه ، انتقال مزبور بطور حتم مردم را نا گزیر از این خواهد نمود که در افکار و نظریات خود تجدید نظر و مطالعه نموده و بر حسب مقتضیات و پیشرفتهای که حاصل کرده اند افکار خود را تنقیح و اصلاح نمایند و در همین تجدید نظر و مطالعه است که آثار يك آشوب وغوغای قوی که در ادوار مختلفه تاریخ بر اثر نزاع و زد و خورد شدید بین رژیم اریستو کراسی و رژیم دیمکراسی بروز مینمود ظهور می نماید . « يك قرن تمام « ملت بریتانیا گذشته و سیاسیون او مسائل مربوطه را یکی پس از دیگری حل کرده بدون این که ارتباطی بین این مسائل قایل شوند و آنها را بطور محکم بهمدیگر ربط دهند در آنجا يك سیستم خاص و سیاست ثابتی وجود نداشته است که کارهای عمومی دولت را بجریان اندازد تا جائیکه از گفتگو و مذا کره در تجدید آینده و هدف مقصود ملت بریتانیا خود داری واجتناب میورزیدند . « تا امروز این مسائل را نظر باعتمادی که بسيادت و تسلط خود در بازارهای دنیا داشتند خصوصاً بازار های مستعمرات برای حفظ حد متوسط رفاهیت و آسایش زندگی عمومی با طرز سهل انگاری نگريسته کارها را آسان میگرفتند ، ولیکن وضعیت تغییر نموده و پس از نا بودی و زوال يك قسمت از آن سیادت نا محدود اینجاست که ما سئوال میکنیم که چگونه میتوانند این حد متوسط و میزان فعلی زندگی را در صورتیکه وضعیت بهمین حال کنونی باقی بماند حفظ کنند ؟ « برای اینکه وضعیت حاضره را خوب بفهمیم باید اوضاع يك قرن پیش از این را هم مورد مطالعه قرار دهیم چه ، آن اوضاع هم تا ثیر مستقیم در وضعیت و نظام زندگی حاضره ما داشته است بريطانیا در يك قرن پیش دو طبقه بر آن فر مانفر مائی مینمود ، طبقه هويكس ( عالی ) و طبقه تورییس ( متوسط ) این دو طبقه از حیث آیده آل و غایت مطلوب خویش و مسائل دولت محبوب خود اختلاف مهمی با یکدیگر نداشتند و باین ترتیب سلطه آنها تا سال ۱۹۰۶ باقی مانده ومسائل با يك روح عدم مقاومت و شدتی مطالعه وحل میگردید
( شماره ۲۱ ) و همین باعث تدوین قوانین راجع بکار گران و ازدیاد بعضی مزد ها و اسعار شده بدون اینکه مقاومت و مبارزه با آن شود بعضی ها حل مسائل مزبور و وضع قوانین مذکوره را در اثر تفوق کار خانجات بریتانیا و طبقه حاکمه که اجرتهای مزبور را بدون اینکه بسر مایه آنها لطمه وارد شود از منافع هنگفت خود مزد و اجرت را میپرداخته اند میدانند . * این وضعیت بهمین منوال باقی بود تا آنکه حزب کارگر روی کار آمده نمو و رشدی نمود و در میدان مبارزه رجال دیگری که از حیث آراء و عقاید سیاسی و فلسفی با رجال احزاب قدیمه اختلاف داشته ظهور و خود نمائی کردند و اتحاد یه های کارگران که از سال ۱۹۰۰ اهمیتی بسزا یافته بیش از پیش اهمیت پیدا کرده چه آنها اکتفا بحل مسایل مربوط بکار گران و ترقی و بهبودی احوال و اوضاع خود ننموده بلکه مسائل مهمتر از اینها را عهده دار حل آن .. شده از قبیل ایجاد نظامات وقوانین مخصوص برای صنایع که نقطه مقابل قوانین اساسی سیاست بود ، و برای اینکه حکام و نماینده گان در انتحا بات آراء کارگران را بنفع خود تمام نمایند ناچار بودند که در باب تقاضای کارگران توجه و اعتناء نموده و آن تقاضا ها را در يك ردیف از امور سیاسی قرار دهند و سیاست « هر چیز بجای خود باید جر یان پیدا کند » را کنار گذاشته و در عوض سیاست اشتراکی را پیش کشیده و باین ترتیب شروع بوضع دایات رای حل و اصلاح امور مربوطه به اختلاف بین زندگی طبقاتی نمود تا اینکه آن جوان کار آمد یکدست از عایدات خود را هم صرف آن شخص فقیر بنماید و موضوع تقاعد و تهذیب ایجاد نگردید مگر از این راه ، یعنی راه مسا وات بین زندگی افراد ملت . * جنک عمومی دنیا جریان امور را تغییر نداد ولیکن ، بسرعت - بسرعت عجیبی این سیستم کار را بمعرض ظهور آورد و کمترین نتیجه آن انتخابات عمومی بود . چیزی که بیشتر این جنک را اهمیت داد همانا نیازمند ساختن بریتانیا بود که با مخارج هنگفت و کمر شکنی که با و تحمیل گردید او را محتاج ساخته و این تغییر اقتصادی در وقتی پیش آمد که مقرون بعهد حمایت گمرکی در میان دول دیگر بود ، و قسمت عمده از بازار های بریتانیا که تجارت او با انها متکی بود از دستش بیرون شد خصوصاً بازار چین و هندوستان . گذشته از اینها که بجای خود کمال اهمیت را دارد ، رقابت بین المللی در رشته صنایع و تجارت بریتانیا را دایره اش بسی توسعه بهم رسانده در حالیکه انگلستان بخودی خود قادر برقابت با آنها نبوده و نتوانست با اختراعات جدیده و یا آنکه با سیستم تجارتی جدید ، در قبال رقابت دول دیگر که صورت بین المللی بوخود گرفته بود جواب آنها را بدهد و مقاومت کند ، و جنگ عمومی هم بعضی از مستعمرات او را مانند کانادا ، استرالیا افریقای جنوبی بك ممالك مستقل نمود و باین ترتیب تأثیر اقتصادی او در امپرا طوری انگلستان نقصان پیدا کرد . در سال ۱۹۲۴ کار گران در سیاست خود موفق گردیده و شروع مناقشه و رقابت با سیاست محافظه کاران را گذاشتند و نخستین اختلاف آنها حقوق مالکیت و طرز آن بود زیرا آنها می توانند مقاصد خود را عملی نمایند مگر وقتی که رژیم و نظامات موجوده را يك تغییر اساسی و حقیقی بدهد . فکر اساسی آنها تساوی زندگی در تمام مراحل حیاتی میباشد و طریقه که برای عملی کردن این فکر در نظر گرفته اند این است که تمام منابع حیاتی دولت را اشتراکی نموده و بتوسط دولت اداره شود در حالی که محافظه کاران که در همان راه و خط مشی قدیمی خود بر پا ایستاده اند ، اجرای فکر مزبور را باعث
خرابی خود دانسته و میبینند که اجرای این فکر بنیاد سلیطانه و فرمانفرمائی آنها را در هم فرو خواهد ریخت بین این دو فکر متناقض که برای هر کدام از این دو دسته منتها غایت مطلوب میباشد چه اقداماتی را ممکن است برای صلح جهان بعمل آورد ؟ موقعیت بریتانیای کبیر نه تنها از حیث امور داخلی دوچار اشکالات گردیده بلکه از حیث امور خارجی هم بمشکلاتی بر خورده زیرا بریتانیای کبیر دولتی است که زندگانی خود را با تجارت خارجی خویش اداره مینماید و تجارت خارجی در محور صلح دور میزند . و بنا بر این تحریم امتعه انگلیس در هندوستان و نهضت ضد بریتانیا در آنجا و جنگهای داخلی ممتد مملکت آسمانی چین ، اینها متضمن مرگ و یا زندگی بریتانیا است باینمعنی که حیات و ممات تجارت او وابسته بوجود این دو بازار مهم شرق و با این ترتیبات رسوم گمرک جدیدی هم بر امتعه او وضع گردیده و فکر استقلال ـ استقلالی که مقرون بسیاست اكتفاء اقتصادی میباشد ( مقصود نویسنده در اینجا گویا همان فکر خودیت تجارت در حوزه ممالک امپراطوری کبیر انگلستان است که دسته از محافظه کاران و ایرال ها بآن موافق هستند .م. ) (باقیدارد) ( شماره ۲۱ ) رفع اشتباه روز نامه شریفه اصلاح در سر مقاله شماره ( ۱۳ ) سال سوم خویش تحت عنوان ( قابل غور مدیرات مستقل طبيه ) شرح مبسوطی راجع به امور صحی مملکت و ترقیاتی که در دوره همایون اعلحضرت غازی درین شعبه حاصل شده است نگاشته وضمناً مینویسد « .. لاکن چون احتیاجات صحي يك ملت بزرگ خيلي يك امر خطير وبا اهميت است لهذا از طرف دکتوران معالجه همان قسمت مریض ها ممکن میشود که پای خود و معاونت اولیای خویش تا شفاخانه نزد دکتور ها حاضر آمده یا دكتور برده میتوانند و یا آنانیکه در شفاخانه ها قبول گردیده و در تحت علاج بستری فتاده اند اما باید راجع به تداوی مريض هايكه قوه آمدن تا شفاخانه ندارند یا اشخاصی که بیکس و ضعیف اند خود و ایداکتر ها رسانیده نمیتوانند از مدیریت محترم طبی در موضوع تیمار داری شان نیز اقدامی بشود ..» این بود نظریه که روز نامه شریفه اصلاح راجع به تداوی اشخاصی که فوقاً تذکار یافت نوشته اند که ما در جواب ایشان لازم است چند سطری بنویسیم : اول درباب مریضانی که نوشته اند در شفا خانه ها ملاحظه و تداوی میشوند همانطوریکه ( مجلد پنجم ) مینویسند واقعاً مدیریت طبیه بوسیله داکتر های متعدده و وسایل لازمه که در شفاخانه حاضر داشته و از هیج رهگذر نقصی در آن ملاحظه نمی شود موفق شده است که هرچه مریضانی که بشفاخانه مراجعه مینمایند چه بصورت بستری وغير بستری بصورت درست تداوی و علاج نماید ، چنانچه را پورت هایکه از شفاخانه ها میرسد و تعداد معالجه شده گی مریضان ( ذكور وانات ) را در هر ماه نشان داده و ماهم برای اطلاع خوانندگان مرتباً در نمرات مجله صحيه اشاعه نموده ایم برای تأییید ادعای ما کفایت مینماید ثانیاً روز نامه شریفه اصلاح که در باب معالجه مریض ها که بشفاخانه رسیده نمیتوانند مینویسد . مدیریت طبیه از آنها غافل نمانده و تا جایکه مقتضای وظیفه ش بوده است اقدامات جدی نموده است چنانچه اولا بذریعه مکتوب نمره ۲۲ تاریخی ۲ حمل ۱۳۱۰ خویش درینموضوع بریاست بلدیه چنین نوشته است . خلاصه مکتوب : چون ریاست بلدیه مرجع اطلاعات عمومی شهر گفته می شود و تمام را پور ها از قبیل تولدی وفوفی و مریضی شهر به ریاست موصوف میرسد لهذا رياست بلدیه موظف است تا راپور مریضان و
شماره ۳۱ مجلۀ پنجم صحیات امراض جهاز تنفس زکام: از التهاب غشای مخاطی الف که اولین پارچه جهاز تنفس است سبب زکام میشود خصوصاً در اطفال نوزاد از اینکه مانع جوشیدن سینه شده و اینکه عوارضات دیگر را نیز وسیله و سبب می شود خیلی با اهمیت است . تداوی این: شستن بینی است بواسطه بعضی لوشن ها و مطابق امر و نظریه داکتر رفتار نمودن خون بینی: از زده شدن التهاب غشای مخاطی و زخم شدن الف که بعضاً وجود را زهردار می سازد و امثال امراض مسری مثل محرقۀ و زیاده چرکین شدن رگ های شرائین که صدمه بآنها میرسد حاصل می شود . تداوی آن از روی فهم حرکت کردن و معالجه نمودن است . امراض گلون: بخارات را بگروی مریض رسانیدن است . خناق کاذبه که من يك الى پنج به اطفال تصادف می کند و علامه آن محال صحت دفعتاً در شب سرفه ونفس تنگی اطفال است . این مرض آنقدر وخیم نیست بزودی كمی صحت یاب می شود . تداوی: با طراف گلون پارچه ها ئیکه باب گرم تر شده باشد پیچانده و سر مریض را به بخارات گرم گرفتن است . این علاج فوری است . بهر صورت بدوكتور مراجعه کرده بشود. التهاب حقیقی گلون از تاثیرات مکروب (له لر) در اطفال دیده می شود . و اکثر نتیجه آن بدفتری خناق می شود. علامات ابتدائی آن: ( بقیه صفحه ٥ ) فوتى و تولدی را بمدیریات طبیه بفرستد تا مدیریت طبیه در مقرر نمودن داکتر ها بالای مریضان و غیره اقدام نمایند .... چون مکتوب مذکور از طرف ریاست بلدیه بجواب یکمکتوب های تاریخی ۱۷ حمل و ۲۰ حمل خویش موضوع بیشتر را تعقیب کرده و وظیفه که درین رهگذر داشت اجرا نموده . و روز نامه شریفه اصلاح برای تائید ادعای ما میتواند بوسیله نامه نگارهای خود از اوراق ریاست بلدیه معلومات بگیرد . نگارنده مجموعه صحيه ( لطیفی ) گلون بيك التهاب حادی تصادف می کند که علامت ابتدائی آن قطع شدن صدا است . بندیز که با آب سرد تر شده باشد به اطراف گلون پیچانیده بالای آن مشمع گذاشتن است . و علاوه سر مریض را با لای کدام ظرفیکه در بین آن آب جوش و بعض ادویه تبخیر که مخصوص برای مرض مذکور استعمال و بصورتیکه اطراف سر مریض مستور شود تنفس گرفتن و هكذا بذریعه آله های مخصوص در نل تنفس ( شریان تنزل ) پارچه های كاذبه عارض شده صدا پست می شود و سپس خپ شده آواز قطع می شود . نهایت اگر تداوی آن بخوبی کرده نشود این عوارضات رفته رفته زیاد شده مریض را بتمامی خفك می سازد . تداوی: اول باول در تداوی دفتری ( خناق ) پیچکاری سیرم آن است . این سیرم در شیشه های كوچك به مقدار ۱۰ سانتی ترکیب و موجود میباشد . مقدار پیچکاری در اطفال نوزاد ۱۰ سانتی متر مکعب
صفحه ۷ (شماره ۲۱) جلد پنجم ادبیات خبرهای فنون و اختراع آلتی که بوسیله چشم از اسرار درون خبر میدهد بعضی اوقات در عالم اختراعات چیز های پیدا میشود که علاوه بر غرابت فوق العاده ای که دارد برای جامعه بشریت آتیه عجیبی را نشان میدهد دو روئی و دو رنگی و ظاهر سازی میان مجتمع بشری سخت نفوذ دارد و حتی « بقیه صفحه ٦ » واز سن يك الى چهار ساله ۲۰ سانتی مكعب و بالاتر از سن چهار ساله ۳۰ الی ٤٠ سانتی مكعب پیچکاری کرده میشود. اگر به دفتری ( خناق ) بودن کدام مريض اشتباهی بداكتر پیش شود ، قبل از معاینه نمودن میکروب آن در تحت بافت های جلد بديوار معده بواسطه پیچکاری تعقیم شده ( انتی ستيك ) سيرم دفتری را پیچکاری مینماید در اشخاصی که به مرض خناق گرفتار می شوند يك آل از خزع آل گذرانیده عملیات اجرا می شود ( سيد حفیظ جاهد ) باقی دارد چونك در بسته گردد سد در دیگر شود پیدا خوشه چینی ما خوشبختانه از خرمن های ذوق نو جوانان وطن هیچوقت بی بهره و نصیب نخواهد ماند . در عوالمی که امید و انتظار ستون میتوان گفت محال است حقیقةً کسی را شناخت زیرا پرده های ضخیمی از تملق چاپلوسی روی اشخاص کشیده شده و حقیقت آنان در عقب آن از افکار مستور مانده . هیچوقت ممکن نیست بتوانیم از افکار و اعمال دیگران بخوبی اطلاع پیدا کنیم بسا میشود سالها با کسی معاشرت میکنیم و از روحیات و اخلاق او اطلاعات کافی در دست نداریم مثلا مجرمینی که مر تکب جنایت ها میشوند اگر در طرز جریان قضائی ما بصير باشند میتوانند باثر دستی و مهارت قضات و محققین را باشتبا اندازد و خویشرا در پیشگاه عدالت بیگنا وانمود کنند اخيراً یکی از علمها موفق باختراع دستگاهی شده که بوسیله آن ها شبکه طبقه چشم را عکس میگیرد و نظر باینکه های ادبی جریده ما از انجماد و افسرده گی ادبا میخواست بدل بیاس شود نزديك بود غافل بشويم ازینکه در گوشه و کنار انجمن تازه نهالان برومندی عرض رسائی و زیبائی دارند که صداهای افکار درونی در شکل اینطبقه اثرات محسوسی مینماید پس از مراجعه بعکس از افکار و خیالات درونی اطلاع میدهد فرض کنید مجرمی در برابر مستنطق با کمال مهارت بسوالات او جوابهای ساختگی میدهد این است که در برابر چشم او نصب شده مرتباً در هر دقیقه و در هر موقع هر سئوالی از او عکس میگیرد و بعد از ختم استنطاق بوسیله مراجعه بعكسها و مقایسه آنها از صحت و سقم جوا بها اطلاع پیدا کرده و حقیقت را بزودی کشف مینمایند و بيمين قرار کسانی که آنچه بر زبان میرانند بر خلاف چیز هائی است که در دل دارند وقتی در مقابل این آلت غریب واقع شدند فوراً سنخ افکار شان معلوم میشود و پرده تزویر و ریا پاره میگردد . ( عرفان )
صفحه ۸ شماره ۲۱ مجلد پنجم ما را بی جواب نگذارند . مقاله ذیل رقم ریخته كلك رسای آقای عبد الملك خان متعلم صنف دهم مدرسه امانی است كه در صنف خودشان موضوع ماه گرفتگی را بنهایت سقم خود با طور مسابقه نوشته و به اداره ما برای نشر فرستاده اند البته هم قطاران محترم شان هم هر چه از اینگونه اثرات در رشته افگارش آرند آینده محل نشر و ذوق آزمائی شان (جریده انیس) را خواهند شناخت . ماه گرفتگی : انسان در محیط زندگانی خود طبعاً عاطفه بشری را مالك است . چه احساسات هر كس از طلعت گل ، ناله بلبل ، گریه آبشار فکس نسیم شاخسار متباثر و از آئینه داری .. صحن چمن متهیج میگردد . معذلك میتوانم بگویم گاهی نبود كه از صفحه تحریر يك ادیب زبر دست و پرده تصویر يك رسام ماهر در دانه های اشکم را در رشته نكشيده بر گلو نپاو بخته باشم و در ان حال ضربان قلبم را شدید و تاثرات رقیقم را تمدید نکرده باشد . عصری در كنار سبزه زار نهری نشسته ام ، نسیم با کمال محرمیت از منافذ شاخسار درختان غلو در هم پیچیده عبور می کند ، بلبل در شاخ گل مسرت را آشکار و گلبن بر فرش چمن تمکین را پدیدار می سازد . اشعات آخرین آفتاب و تارهای زر فام خورشید تنها سرهای درختان و بلند یها شاخه را تجلی میدهد . در میان عالم طبیعی ومناظر قدرتی محو و مستغرقم از یكطرف چهره گل ناله بلبل و از یك جانب جلوه مرغزار ، گریه آبشار مرا مات و مبهوت ساخته . آب بر روی سبزه چون قطرات اشك بر عارض نو جوانان دلباخته روان است هر طرف كه می نگرم و هر چه را که می بینم با حزن و رقت بامن سر گوشی می نماید و بی خودانه كلام ادیب و فیلسوف بزرگ میرزا بیدل بر زبانم رون می گردد . در عدم هم زعشق شوری هست سبزه دامن کشیده می آید ورنه خاك بپز راحت نیست گل گریبان دریده می آید مرا جوش و بلبل را خروش است . خورشید آهسته آهسته بجانب افق عدم خرامان و می خواهد با الهام کائنات این عالم را وداع نماید آفتاب می رود و نورانیت شعشعات این جهانرا نیز با خود می برد موجودات سیاه پوش به ماتم می نشیند ظلمت بر همه اشیا طاری میگردد . از عالمی که در چند دقیقه پیش موجود بود اثری نیست ، آن صورت و زینت گل نه صغیر و نقیر بلبل نه سر سبزی و شادابی دمن و نه حسن و رواق چمن ، هر چهره تابان را غبار (والیل)پدانی و هر طلعه درخشان را سموم خزان آمدنی نه عالم رنگست و بورا دوامی و نه روز گار حسن و جمال را زمانی از هیچ طرف نه صدائی و نه ندائی ، بلبل خاموش و گل نقاب پوش است . پرنده گان بآشیان خود ها می خزند من هم با خاطر گرفته و دل افسرده روان می شوم : مطاوعیت کائنات زودل تو انیت افاق تفکر می کنم وباقدمهای سریع ارواه خودری که اطراف آنرا درختان پیچیده می و آیم . .. اينك گوشه افق سر بزده روز سیاه این جهان تاريك آب خند می کند و پرتو انور عالم را سرور می بخشد پرده عبوس ظلمت را انهدام و شب محنت را اختتام می دهد و او اولین حامی مقدسی است كه بعد از غروب آفتاب از دریچه آمال كائنات ، برای نجات از جهان ظلمت و استمداد عالم ظهور کرده است از تقرب خرام ماه جهان آرا تصرف و تسخیر این دنیا هویدا و از شبکات و درخشند گی فضا ذوق استقبال تاجی مقدس و محبوب مطاوب آشکار است . افق با سیمای کشاده و تبسم جلوه و طراوت
صفحه ٩ شماره ۲۱ مجلد پنجم قریبان پهنه قدرت را انتظار می برد . ماه برای سیر و تما شا پویان و من بجانب منزل و ما وای روانم ! آخر الامر از سر زمین آزاد طبیعت و پیشه خلقتی که بدست فرشته قدرت بوجود آمده و از باغبان طبیعت تربیه می گردد ، به گوشه تمدن بشریات افتادم ، این جا شبستانی و عبارت از چار دیواری است که به نقشه معمار و دست گلسکار بنا یافته ، آمدم و بجای خود افتادم مگر از دریچه که بجانب تپه باز گردیده تما شای عالم بر کیفیت را کرده می توانم . ماه بر فرش نیلگون آسمانی با قدمهای مساوی مسافات معین عقب می گذارد عالم موجودات به جهان خواب مستغرق و خود را از پر ده حریر و حجاب چادر کتان سفید پوشیده اند : من به بستره راحت افتاده و از دریچه تفکر گهواره صنایع قدرت را نظاره می کنم ، این نقاب سفید کم کم محو و معدوم می گردد ، موجودات سر از بالین خواب و از رو پر ده حجاب بر میدارند پیمانه سکوت در جنبش و محیط خموشی در لرزش است ، من در حیرت و مردم ن در حیرت اند ، بیرون می شوم و می بینم که بر چهره درخشان مهتاب چو سایه تاریکی افتاده و از تا بیدن باز مانده مرا گریان و عالم را فغان است از هر طرف صدا و از هر گوشه ندائی است ، چادر سفید دوشیزگان قدرت به لباس ماتم مبدل و سیمای درخشان نوباوه گان خلقت به تیره گی محول گردیده روی تابان ماه از روشنی و درخشنده گی باز مانده . دور ظلمت است و می خواهد که جهانیان را مغلوب پنجه ظلم و اسارت خود نماید دلهای خورسند را مغموم و دیده های روشن را مکتوم دارد دقایق حال به همین صورت سپری می شود پس از چندی انتظار شقاوت ظلمت رو بزوال می رود و بعد مدتی امرار ، بدر هلال وار از پرده خفا بیرون می آید . نمیدانم که ظلمت به بیچاره حالی و تیره روزی عالم رقت آورده و یا از طلیعه درخشان صبح صادق و از ورود سلطان با هیبت و شان خورشید مطیع گردید ؟ ولی اینقدر میدانم که آفتاب جهانیان برای سرخروئی عالم و فیروزی اولاد آدم برای استعداد کائنات و طراوت موجودات برای آرایش چمن و پیرایش دمن طلوع خواهد کرد و با نیزه های آتشین خود این غبار اندوهناک را از صفحه عالم پاك خواهد ساخت . سبزه بافرش زمرد ، لاله باطشت یاقوت نرگس با ساقه زبر جد ، سنبل با طره پریشان ، بلبل با ناله خروشان شمشاد با با قامت افراشته و سرو با جامه سبز پیراسته باستقبال خواهند رفت . مسابقه فوت بال امانیه و حربیه سپورت بهترین شغلی است که جوانان نیرو مند در وقت غروب آفتاب و در فضای آزاد آنرا سر مشق حیاتیه خود ها قرار داده اند . هر صاحب عاطفه که در جامعه اجتماعی حیات دارد میداند که باید با قلب پر از اخلاص روح زنده و باروان توانا در راه سعادت وطن و قوم خود فدا کاری نماید و این خدمت بدون دماغ سالم و صحت بدن متصور نیست . عصر روز پنجشنبه اعضای مدرسه حربیه و شاگردان جوان امانیه بدور میدان مسابقه حلقه زدند . اولاد های عام و نو با و گان معارف در اطراف چمن چون نو شکفته بهاری و فرزندان رشید عسکر با جرأت و جسارت سرشاری به زیبائی محفل افزودند . جوانان دلیر با طرفین مقابل داخل میدان گردیده دو جانب صحنه تما شا را استحکام خود قرار دادند . هر دو طرف با کمال متانت و همت حرکات بازی را ایفا و در دلهای ناظرین اثرات پر جوش تولید می کنند . اطفال معصوم معارف با یکدیگر از برد و بای فتح و مغلوبیت هیچ همهمه و زمزمه ندارند ، در این بازی هیچ اثری از رقابت دیده نمی شود در محاکمه و مقایسه با مسابقات گذشته مغایرت کلی دارد چه نه صدا از فاتحین دسته سرخ
مجله پنجم خبرهای داخلی مقرر بیها آقای میرزا قطب الدین خان مدیر عهده وزارت حربیه به مستوفیت ولایت قطغن و آقای میرزا عزیز الله خان مدیر بودجه وزارت مالیه به مدیریت محاسبه ( بقیه صفحه ۹ ) پوش و نه بدا از شکست جنبه زود پوش است . گویا به اضمحلال معنویات حزب عرفانی و نه مقاومت روح پر شور عسکری را طرفدار اند . نگاه تماشائیان در هر دقیقه و هر لحظه بجانب دو نفر در وازه وان که آخرین نقطه امید اند عطف می گردد چون بازی در طرف حصه حربیه زیادتر دیده می شود پس سرنوشت سعادت و امتیاز به بازوان توا نا و سر پر افتخار این گول کپیر است و این جوان رشید عسکر هم مردانه مدافع می نماید . توپ از دست رفته ده نفر و امید و آرزوی گم شده يك طائفه را سر از نو تجدید می کند، و محالی است که بر اثر آن آواز چك چك و صدای تهنیت از ردیف عرفانی و قطار عسکری بلند می شود تا آخر الامر این مراتب بازی پس از دوام دو ساعت و دو گول به غالبیت مدرسه امانیه اختتام یافت . ( یکی از متعلمین امانی ) ( شماره ۲۱ ) وزارت در بار و آقای میرزا محمد انور خان به مدیرات بودجه مقرر شدند . کداش فقیر شاه خان کندکشر قوماندانی کوتوالی کابل بقوماندانی کوتولی خان آباد مقرر شده . از مدیریت مستقله طبيه ص غلام سرور خان منتظمی مکتب طبی ومیرزا ضیاء الحق خان پسر کاتبی مکتب مذکور وسید محمد صالح خان به معاونی اول شفا خانه مرکزی عسکری وغلام حیدر خان داکتر به شفا خانه حضور و حاضر باشان وعمله مقرر شد ! و نیز آقای داکتر امم الدین خان که در طب یونانی وفن داکتری مهارت داشته و در عصر اعلیحضرت شهید زیر دستی داکتر الله جویا خان کار میکرد و چندی قبل ازین در سمت شمالی بسر طبیبی شفا خانه اشتغال داشته و با چند و قیتکه آقای داکتر عبد الغنی شاه خان سرطبیب شفا خانه عسکری بوجه رخصتی رفته بودند وکالتاً بسرطبیبی شفا خانه عسکری مصروف بودند نظر بلیاقت و تجارب زیاد شان که در افغانستان داشته اند بسر طبی شفا خانه ولایت هرات مقرر شدند . از وزارت حربیه ش محمد افضل خان بمناسبت خدمت شان که بهمرکابی وزیر صاحب حربيه به ولایت قطغن نموده به کندکشری و ش شاه محمد خان تولیمشر جيما ستیکی به کندکشری مقرر شدند ! موسسه خیاطی برای اجرای کار خیاطی باصول فنی سه نفر خیاط از خارج به مشاهره ۳۰۰ و ۱۲۵ و ۱۰۰ کله دار که ترات شده اند . خياطان مذکور قبلاً وارد گردیده وداخل کار شده اندا ( ۲۰ ) نفر متعلمین نیز زیر نگرانی ایشان اصولاً فن خیاطی را می آموزند . جریان کار تعمیر بند ها هیئت های مدیره اعنزمی تعمیر بند زنه خان غزنی وبند سرخ آب لبوگرد که مخارج انشا آن بند های مذکور در پروگرام امساله وزارت تجارت داخل است شروع بکار نموده اند . مستر كريمه مهندس مستخدم وزارت مأمور ساختمان بند های مذکور برای تهیه بعضی لوازم کار خود بکابل آمده وعنقريب بصوب ماموریت عزیمت مینماید. مراجعت آقای محمد شریف خان متخصص که قبلاً برای انتخاب موضع مناسبی جهت بذر ترکاری مصارف ایام زمستان مرکز بمشرقی اعزام شده بودند درین تازه گیبها از مشرقی مراجعت نموده و يك را پورت
ملازم تولی قطغن با غلام سناء الدین خان تولید شتر احتیاطی در باب قرض خود مباحثه کرده و در نتیجه غلام بهاء الدین خان جمعه خان مذکور را بضرب لگد بقتل رسانده و خودش فرار نموده بود که در اثر تعقیبات پولیس از سرای حاجی خانه دستگر گردیده و حبس شد . خبرهاي خارجي ریوتر ۲۲ ستمبر – مطابق ۲۱ سنبله کاندی رفیق خود را به متکا شایر جهت ملاحظه نمودن اثر بحران مالی قسیح نموده است و در شام چهار شنبه در دار العوام در جلسه هر ۳ پارتی نطق ایراد خواهد نمود و مزنی میکند و نالده در نتر ازدید نکار خسته شده است و مشورت گرفته است که چند روز در ده رفته استراحت کند ۲۲ – قیصه انتخاب که نتیجه آن تشکیل کابینه جدید میباشد معطل است و منتظر باز گشت ماکده و نالد میباشد که قرار بیان یکی از دوایر وقت رخصتی را جهت غور و دقت بر مقدر خود استعمال مینماید عقیده متتزاید حزب محافظه کار اینست که در روز های اخیر اکتوبر راجع بمسئله تعرفه بتمام مملکت اجتماع خواهد نمود و این صورت بسعی پیش بردن نقشه مفصل تعرفه که غالباً در تحت فشار رسوم پارلمانی بر هم خورد ایست در تحت پار لمان جدید خاتمه خواهد داد . ا شماره ۲۸ ۱ تعزیر شرعی سید یعقوب شاه که از طرف پولیس به فعل قمار گرفتار و محول محکمه شرعیه شرعیه گردیده بود بعد اثبات التزام شرعی شرعاً تعزیر شد . محمد قادر و صفدر نامان ساکنان چند اول که بواسطه سرقت وجه نقد علی احمد نام هزاره گرفتار ومحول محکمه شرعیه گردیده بود محمد قادر مذکور برائت ذمه ثابت ورها و بصفدر مذکور اتهام شرعی ثابت وشرعاً تعزیر گردید . گرفتاري ۶ نفر دزد در کوتل تخت چند راه گذر را برای اخذ اموال شان گرفته بودند که از طرف آقای لمیسک محمد خان مامور پولیس وحاکم موقتی میدان خود سارقین بايك ميل تفنگ مواخذه وتوقیف شدند . کذا : ـ احمد نام که در بهسود هزاره جات در سنه گذشته مرتکب قتل گردیده و از مجلس فرار نموده بود در تاریخ ١٤ سنبله امسال گرفتار و بدا یزنگی توقیف گردید وهم اشخاصی که قاتل مذکور را دستگیر نموده بودند عبارت از شش نفر بودند ومورد انعام واقع گردیدند . قتل یوم جمعه ۹ میزان عمل ۱۳ بجـه بـعـد خواب گاه عقب پل خشتی جمعه خان صفحه ٣ ! مفصل راجع باوضاع طبیعی انجا بوزارت تجارت تقدیم نموده است . ( اقتصاد ) قدر داني همايوني جناب عبد الله خان خانه سامان سابقه ساکن چنداول که یکعمری در خدمات دولت مصروف بوده از ریش سفیدان قومی شمرده میشد بروز یکشنبه بدرود زندگانی گفته و برحمت ایزدی پیوستند . حضور شاهانه از کمال عاطفه و رقت قلبی که دارند اظهار تأسف و تسلیت فرموده و مبلغ ۲ صد روپیه جهت مصارف فاتحه داری بخانواده مرحومی از وزارت در بار التفات فرمودند که وجه مذبور روز دوشنبه ذريعة غلام حیدر خان پیشخدمت حضور بخانواده شان ایصال شده قرار اطلاع آقای محمد ابراهیم خان مامور یتیم خانه که به اداره ما خبر داده از منده گان عبد الله خان مرحوم بلهجه نهایت حرمت و قدر شناسی بدعا گوی دوام دولت و بقای پادشاه با معرفت خودشان مشغولند زلزله در کابل : شب سه شنبه ۱۳ میزان ساعت ۲ و بیست دقیقه زلزله سختی در شهر کابل واقع شد تکان های شدید سه مراتبه و حرکات خفیف تماماً تا پنج ثانیه دوام داشت .
صفحه ۱۲ (شماره ۲۱) مجلد پنجم حکایات آقا و نوکر : آقائی نوکری داشت و هر کار را که با و تکلیف میکرد نوکر به تانی و تفکر خدمت را بعمل می آورد . مثلا با دارش با و میگفت برو بازار نان و پنیر بیار نوکر اول بازار میرفت نان می آورد و باز میرفت پنیر میخرد که مبادا در معاملات سهوی واقع شود یا دارش بغضب شده او را تهدید کرد که انسان شو ! مردم همه کارهای خود را بيك مراتبه انجام میدهد دفعه دیگر یکی از اقوام آقا در منزل مریض شد بنوکر گفتند برود طبیب بیاورد . ملازم چون از دفعه دیگر ترسیده شده ( بقیه صفحه ۱۱ ) ٢٤ ستمبر - دار العوام به ۹۷ رای در مقابل ۲۳۷ قرائت ثانی پیشنهاد ملی را گذشتاند . گاندی در يك جلسه که از طرف دایره مصالحات اصلاح ها در کلا مبوس و کنتریا روز چهار شنبه ترتیب شده بود نطق ایراد نمود که حاوی بر پیغام او به دنیا بود . مضمون مذکور در غربت اختیاری بود وايس ماد را تيدن اجرای ریاست مینمود سپروژ جیکر در شام چهار شنبه مذاکره طویلی با ما لو یه راجع به مسئله هندو و مسلم نمودند دانسته شده است که برای گاندی سعی میکنند بزودی جناح و آقا خان را ملاقات کنند قرار پیغام جنوا بعد از انکه لارد سيسل ايمانيه فوق الذكر را که بالدوین در دار العوام نموده بود ایراد کرد مك كيسن از طرف امريك مصالحات در تعمیرات بحری را قبول نمود . بود وار خطا و دست پاچه شده این دفعه بسیار دیر کرده و بالاخره طبیب را با یکمقدار دوائی که خودش سنجیده بود و دو سه نفر آدم هم با خود آورده و به آقای خودش را پورت داد آقایش طبیب را که دید خوشوقت شده ولی از دوا و نفری دیگر پرسید که این چه خبر است جواب داد آغا خودت بمن عتاب کردی که کارها را باید بیکمراتبه انجام داد من هم طبیب آوردم هم دوا و این ۳ نفر هم یکی مرده شور است و ۲ نفر قبر کن برای تجهیزات کهنه کنلی به خانه پیدا خواهد شد مقصد اگر صحت نشود باز سر گردان نشویم . هر چه بگوید همان میکند : یکی از مسافرین گرسنه شبی در میان دهی منزل کرد ببزرگ قریه بعادت معمود پس از ادای نماز شام مهمانی در مسجد ده دید برسبیل عادت گفت آغا اگر به لقمه نان خشکی ساحت اید بفرمانید مسافر گرسنه هیکل بزرگی و نجابت آن بزرگ قریه را دید بطمع افتاده بکمال مسرت دعوتش را اجابت کرده ولی پیش خود میگفت این صلاح نان خشک بین شهری ها هم رسم است که بدواً پیر میهمانی میگویند آقا نان خشک یا شور بائی داریم بالا خره به قاب های پلاو و سالان های متعدد حتى بالرنی و مشکوفی پذیرائی میکنند این تصورات بدماغ میهمان گرسنه باشدید ترین حرارت تمنا خیال پپلو های چربی را پخت تا نیکه به میهمان خانه دود زده خان ده وارد شد پس از لحظه دست میهمان شسته و خالی کستر نیده شده نان خشکی در پهلو دستگاه طمع و حرص خود موجود دید آنوقت هوش سر میهمان آمده و متيقن شد که راستی راستی هر چه میهمان دار او در اول وقت وعده کرده بود همان است هر چه صبر کرده و چشمك زد همانست که شنیده نه انکه تصور کرده ! تضا دفعاً طفلی در آن محوطه شوخی میکرد بناگاه صاحب خانه تغیر شده و فریاد زد : پسر! آرام باش ورنه دو پاره ات میکنم با میگشمت میهمان برخواسته با نهایت احترام به طفل گفت عزیزم آرام باش که من از چشم این آدم میترسم هرچه بگوید همان میکند!
شماره ۲۱ مجلد پنجم صفحه ۱۳ از هر طرف ساکنین عالم : از روی جدید ترین احصائیه های رسمی معلوم می شود که در خلال قرن حاضر عدد ساكنين عالم يك سرعت عجيبی زیاد شده و حتی تقریباً به هزا ر میلیون نفر بالغ شده است . ازین جمله يك بستم ان در ولایات متحده آمریکا سکنی داشته و قى در تمام عالم متفرق میباشند . اطفال و نطق : هرگاه احوال طفل از ساعت ولادتش گرفته تا موقعيكه بحرف زدن عادت میکیرند تحت تدقیق قرار داده شود د ایل زیادی برین یافت میشود که ادرك او در مسمی ها بیشتر از یاد کردق بنام ایشان میباشد چنانچه اگر شیر را مثلاً دو یا سه دفعه به بیند میفهمد که برای او حاضر شده است تا بنوشد، ولی نمیتواند کلمه « شیر را » جز بعد از مرور زمان بر زبان ادا کرده بتواند . همچنان ملاحظه شده است که اولین حروفی که طفل نطق آنرا یاد میگیرد حروف های شفاهی است یعنی حرف ها یست که به لب ها ادا میشود ، مثل (با) و (ميم ) و امثال آن ، از ین رو برایش آسان میشود که کلمه « بابا » و « ماما » را قبل از اینکه بکلمات دیگر حرف بزند بر زبان آورده بتواند . بعد از اینکه طفل حرف های شفاهی را خوب آموخت شروع به تمرین حروفی که در ادای آن زبان و دندانهایش شرکت مینمایند مثل تا و طا ودال ولام . ومیگوید « تاتا » دادا ـ لالا ـ و امثال آنها . خیلی و قع میشود که طفل خیلی دیر به نطق کلام موفق میشود و الفاظ مفهوم را تا به عمر سه ساله گی و حتی چهار ساله کی ادا کرده نمیتواند این تاخیر به سبب يك عده علل میباشد که مهمتران آن اینستکه مادر طفل خود را به تمرین زبانش برای نطق مساعدت نمیکند چنانچه هر وقتی که طفل میخواهد يك كلمه را بر زبان آرد مادرش آنرا از زبانش گرفته و پیشتر از او آن کلمه را ادا مینماید . همچنان از علل تاخیر ، ضعف عضلات نطق و عضلات صوتیه و جزئی کری گوش میباشد ، و این یکی از سبب های خیلی وجیهی است که والدین باید آنرا ملاحظه نمایند . زیرا طفل هرگاه بضعف حاسه سمع مبتلا باشد به کلام خیلی دیر شروع میکند . رويت دقایق ماده : اين يك پوشیده نیست که ماده مرکب از دقایق میباشد ( که بعض از مترجمین آنرا جزئیات مینامند ) این دقایق مرکب از جواهر فرد و از عناصر مختلفه میباشد که تا امروزه علما نتوانسته اند باختراع ميكروسکو بی که با آن بتوانند جوهر ها یا دقایق را رویت نمایند موفق شوند تا اینکه دكتور بتير یکی از پروفسور های معهد فیزیقایفورنیا اخیراً به يك تجربه علمى قيام نموده است که بواسطه آن ممکن است تصویر دقایق را به کامرای عکس بر داشت تفضيل أن اينستكه د يك اسطوانه شیشه را از هوا خالی کرده و بعد از آن کمیت قليلى يكی از انواع غازات را داخل آن میکنند و درین غاز جریان برقی را داخل کرده و غاز را بوسیله آن میسوزانند در ینوقت اگر غازیان میکرو سکوب ملاحظه شود ممکن است دقایق ماده که عبارت از میلیون ها میباشد دیده شود . علما این را سنجیده اند که در يك انگشت مکعب هوای عادی ملیون ها ملیون دقایق میباشد که آنرا چنین حساب کرده اند که عدد ٤ و طرف چپ آن بیست صفر باشد ) عصر او تو موبيل : شتر تا امروزه ( سفینه صحرا ) اعتبار می شد ، ولی شیوع او تو موبیل شتر را از زحماتی که تا این عصر متحمل می شد راحت میکند ، چنانچه در احصائیه وزارت تجارت امریکا وارد شده است
صفحه ١٤ ( شماره ٢١ ) مجلد پنجم که فابریکه های آمریکائی در سال گذشته ده هزار او تو موبیل به قاره افریقا صادر کرده است که مجموع قیمت های آن قریباً به ده ملیون دولار بالغ می شود ، و قیمت مهم آنها به داهومی و سنگال و ساحل عاج و غیره بلده های افریقائی فرستاده است ، چنانچه بهر اندازه که اصلاح طرق شوسه درین خطه وسعت میگیرد بهمان اندازه توجه و اقبال به اوتومبیل زیاد شده و ضرورت به شتر کم می شود . بالآخر همچنانیکه این مسئله به افریقا مطابقت دارد به تمام صحاری عالم نیز مطابقت مینماید ، و درین صحاری که پیشتر شتر سلطۀ قوی داشت رفته رفته او تو میل جای آنرا میگیرد . معارف شوروی : مملکت سوت در حین یکسال تعلیم اجباری بانواع مکاتب ابتدائی در دهات و بواسطت تدریس هفت ساله در مناطق صنایع بعمل آورده تعداد عمومی متعلمین مکاتب درجه اول در جمهوریت شوروی بدون متعلمین جماهیر خود مختار تا هشت ملیون وهفت لك ونه هزارسه و سی هفت نفر رسیده تزاید تعداد معلمین فقط در مکاتب ابتدائی نسبت به سال ٢٩ و ٣٠ ٣٤ در صد و ٢٨ در ده میباشد در جماهیر خود مختار تعداد عمومی متعلمین فقط در مکاتب ابتدائی به يك مليون وپنج لك شش هزار وسیزده نفر یعنی ۳ در ۱۰ رسیده است برای امر ادخال تعلیم اجباری عمومی و مخصوصاً در مناطق دهاتی شصت هزار معلمین جدید روانه شده اند . راجع به اطفال یازده پانزده ساله گفته می شود که احاطه آنها با تعلیم تا يك مليون و سه لك ونود و دوهزار يكصدو چهل و شش نفر رسیده است در حالیکه در سال گذشته ٩٠٠٠٠ نفر بود . در جمهورات شوروی بدون جماهیر خود مختاری ٤٥٢٢٥ مکتب وجود دارد . از عده عمومی مکاتب هفت ساله فی صدو نود وهفت به کار خانجات الحاق شده است . مؤلف : له بلائیه فرانسوی ( ۱۷ ) مادام سان ژین مترجم : حبیب الله طرزی از فصل نهم ( ژمیاپ ) دو عدد پستول را بکمر بسته منتظر نشست تا آنکه سپاهی شب فضای حرکت زای میدان محاربه را در بر گرفته تردد سربازان را منقطع گردانید . کاترین که مطمئن گردید کسی او را نخواهد دید باحتیاط بطرف قلعه لوندال حرکت نمود ، له فیور را هم ازن (پلان) خودش باخبر نکرده بود زیرا یقین داشت که او این اقدام پر خطر زن خودش را مانع خواهد شد . کاترین با وجودیکه از مخاطرات عبور از بین دو خط حرب باخبر بود ولی برای او چنین اجرات وظیفه خطره وجود نداشت ؛ او بکمال خاطر جمعی براه افتاد یگانه آرزوئی که داشت بریدن قلعه وبسلامت برگشتن از انجا بود وخوف داشته که مبادا در راه از طرف استریائی دست گیر شده و بجاسوسیت متهم گردد ! ازین هم باك نداشت که از دست استریائی اعدام گردد یگانه خوف اوازین بود که گرفتاری باعث نارضائی شوهرش و هم مایوسی پلانش را نتیجه خواهد داد . با این افکار بکمال سرعت روان تا آنکه به قراول خانه آخرین محاط فرانسه رسید و در اثنای كه از يك بيشه کوچکی عبور می نمود قیافه بلند و باريك مردی در مقابل او نمودار شد . کاترین یکی از پستول ها را حاضر گرفته صدا زد . « آینده کیست ومقصدش چیست ؟ » يك صدای آشنا جواب داد « مادام له فيور اینقدر حماقت نخواهی کرد که مرا هدف گردانی : من ( لابرات ) هستم » کاترین پیشکاره خودش را شناخته
صفحه 15 صدا زد : این تو هستی ؟ زود بگو در اینجا چه میکنی ! لاويولت يك پسر ساده لوح و میزوپ شکلی بود که در اردو گاه به بزدلی و ترسنده جانی شهرت حاصل کرده بود و در نتیجه هدف مزاح و تمسخر تمام سربازان شده مانده بود . کاترین پستول را بجایش گذاشته و بر خونی که از دیدن ( لا ویولت ) در دلش جا گرفته بود خندیده گفت « نزديك بيا و از من نترس بگو به بینم درینجا چکار داری ؟ » لا ویولت بايك وضع انكسار و شرمنده گی چند قدمی بسوی او برداشته گفت : « من دیدم که مادام له قیور از اردوگاه درین تاریکی شب برآمده بهتر دانستم که او را تعقیب کنم » کاترین مشتعل شده گفت « بخیالم برای اینکه جاسوس من باشی ! » لاویولت « آه هیچگاه چنین نیست مادام بمن ظلم میکنند ! من خیال کردم در جائی که مادام میروند بر خطر خواهد بود شاید بمن احتیاج داشته باشد ! » کاترین در خطر ! مخاطره را با توجه نسبت ؟ بخيال من که از تعقیب مخاطرات عموماً پهلو می میکنی ؟ لاويولت « برخلاف آن از بسیار وقت ( شماره ٢٤ ) است که میخواهم با آن برخورد و رامشب وا يك موقع خوبی برای این ملاقات یافتم » کاترین از وضعیت دلیرانه خلاف توقع لا ویولت متحیر شده پرسید « باعث این انتخاب چیست » لاويولت با تردد فوق العاده گفت « زیرا اگر در شب خوف کنم هیچکس ملتفت نخواهد شد ولی در روز چون همه چشمها بر من دو خطوف مینگرم از خوف میلرزم علاوه بر این يك حسی بمن میگوید با شما هیچگاه از هیچ چیز نخواهم ترسید ! » کاترین « خیال همراہی مرا که نداشته خواهی بود ؟ » لاويولت « یکی از بهترین آرزو هایم همین است ! رجا میکنم مرا با خود ببرید و مایوس نسازید . مادام عزيز من شما را بسیار دوست دارم هیچگاه جرئت کرده نمیتوانستم که این افزار را در وقت روز بشما بکنم ولی لاویولت هنوز اقرار خودش را تمام نکرده بود که کاترین او را گذاشته روان شد و در حینکه میخواست جواب تعقیب کننده دیده درای خودش را دهد که دو فیر تفنگ بغتتاً شنیده شده . لا ویولت تعقیب کا ترین را ترك نموده بجانب تفنگ خودش دوید کا ترین درین حرکت او متوحش شده نعره زد « باش کجا میروی ؟ هوش کن » هنوز طنين صدای کاترین از فضا مرتفع نگردیده بود که ( لا ويولت ) مجلد پنجم خودش را به پشته خوردی که از آنجا تفنگ فیر شده بود انداخته از نظر غایب گردید . کاترین از موضع خودش حرکت نکرده منتظر نتیجه ایستاده صدای شر شر شاخهای خشکیده و آواز بر زمین خوردن های سنگینی از پشته بر خواسته او را متيقن گردانید که مجادله مدهشی بر پاست يك لحظه بعد قيافه مرد مجددی را دید که از پشته بر آمده و بطرف اردوگاه استر با بگریختن آغاز نهاد . کاترین بخیال اینکه این شکست خورده ضرور لا ويولت خواهد بود با خود گفت بیچاره لا ویولت ! راه فرار را غلط انتخاب نموده است اگر از اینجا زنده بر آید بدست استر باقیها اسیر خواهد افتاد . و با يك آه پر دردی بر سخن او اقدام نمود « بسیار افسوس ! اگر چه ترسو بود ولى يك پسر خوبی بنظر می آمد من برای یافتن عوض او در اردوگاه دچار اشکالات زیادی خواهم شد کاترین این فقره خودش را تمام نموده میخواست که بطرف قلعه که مناره های آن از دور نمودار بود روان شود که دفعتاً لا ویولت از پشته برآمد و در حالیکه با برگ های خشکیده کارد خون آلود خودش را پاک می نمود در مقابل او ایستاده کاترین راه از دیدن او حیرت فوق العاده
صفحه ١٦ شماره ٢١ مجلد پنجم دست داده صدا زده تو از کجا می آئی تا حال چه میکردی؟ » لا ويولت بکمال متنانت جواب داد ه همنقدر کرده توانستم که یکی از آن استر یانی ها را از بار بر ساختن تفنگش مانع شوم » کاترین : «میخواهی بگوئی که او را کشته ؟ » لاويولت : چنین خیال میکنم ! مگر دیگرش خیلی خوش قسمت بود که ما نند من تنبلی را درمقابل خود یافت باز هم او را میگرفتم ولی افسوس که این بار منحوس را بردوش خود داشتم ، زیرا من بدویدن سرعت زیادی را مالم » کاترین : « راستی به من نگفتی که این چیست » لاويولت : « تنیور ست که من آنرا از شخصی امانت گرفته ام . » کاترین : « برای کدام مقصد » لاويولت : « بعضاً بسیار مفید ثابت میشود باینکه من آنرا بايك تفنگ برابر میکنم بسیار خوش میشدم اگر يك تنبور چی می بودم ، ولی بد بختانه برای این وظیفه موزونیت ندارم ... این بهتر نخواهد بود که براه خود دوام کنیم ؟ استریانی زخمی سفید پوشان دیگر فورا اطلاع خواهد داد و در آن واحد هزاران مشاق بر ما خواهد ریخت، من بر خود نگران نیستم ولی بر ... » کاترین : « چرا » لاويولت « چنانچه پیش تر بشما گفتم در شب ها هیچ نه میترسم حال بهتر است برویم » کاترین « از عقیده که نسبت بتو در دل داشتم عفو می خواهم ، حقيقةً كه تو يك مرد شجاعی هستی » لاويولت مادام له فيور مرا تمسخر و استهزا نکنید من خود را می شناسم که بجز يك تر سوجیز دیگری نسیتم ولی شما را بسیار دوست دارم » کاترین پسر کم تو باید درین موضوع با من مکالمه نگفتی - خیال میکنم فهمیده خواهی بو . لاويولت حق دارید دستم را خواهم بست بفرما ئید روانه شویم . کاترین پیش کاره خودش با مقداری تحیر نگریسته با خود گفت آیا ممکن است که این سرسو شمشیر در دست با دو نفر استریانی در آویخته یکی را به قتل رسانید و دیگرش را به فرار مجبور ساخته باشد آیا او يك پسری که او را ( فول ) و تراچان میگویند این چنین يك عمل متهورانه عجب نیست ؟ پس بهتر است برای اینکه او را خوب تر بشناسم با خود اجازه همراهی بدهم » چنانچه بايك وضع مهربانانه او را مخاطب ساخته گفت ه لا ويولت من باید ترا خطار کنم که من در يك جائی خطر ناک ـ بسیار بسیار خطر ناك ميروم ، اگر باو جود آن هم به همرائی من مسرهستی بسم الله برویم . » لاويولت : « مادام له فيور من باشما باشم هم خواهم رفت ! » کاترین : « اول باید به آب روی ، زیرا برای رسیدن بشاتو لازم می شود که ازین نهر عبور کنیم . » این را گفته هر دوی شان از دریاچه که موسوم به ( ويم ) است به بسیار مشقت عبور نموده بعد از طی مسافه قلیلی در عقب دیوار های بلندی که اراضی ( لوندان ) را احاطا کرده بود رسیدند بعد از جد و جهد زياد وخسته بافته از آن بالا بر آمدند و در يك لحظه ديگر بکمال احتیاط از عقب درختان در مقابل عمارت بسیار روشن یارون ایستادند . ( باقی دارد )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
یاد گار نجات وطن ( شماره ۲۲ ) (مجلد پنجم) انیس این غرهٔ استقبالیه را بعموم هموطنان تقدیم داشته و تبریک میگوید ۲۲ ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
( شماره ۲۲۰ ) ( مجلد ه ) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ انیس اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارند : محمد جویا ۲ شنبه ۱۹ میزان ۱۳۱۰ تاسیس ۱۳۰۶ ۲۹ جمادی الاول ١٣٥٠ کامد به نجات ملك ملت نادر شه غمكسار ملت خوش یافت نظام کار ملت باز از شه نامدار ملت از فیض قدوم پاد شاهی کوهست شفیق و یار ملت اقلیم دو باره شد گلستان زین نوگل نو بهار ملت لشکر که چه باز خوش نها شد شهر از شه با وقار ملت کز جور و ستم خلاص گشتند بی کاره وکار دار ملت امروز زمان شاد مانیست زآنروی که شهریار ملت دائم سر لطف و مهر دارد بر حال غریب وخوار ملت هر لحظه و هر زمان و هردم دارد نظری بکار ملت شاهی که شجاعت و کمالش شد باعث افتخار ملت شاهی که زپرتو جمالش روشن شده شام تار ملت المثال بی مثال پادشاه دانشور و قاید معظم لشکر نوک ور افغانستان اعلیحضرت محمد نادر شاه افغان که یگانه عامل ترقی و تعالی این آب و خاك و نجات دهنده معظم این سر زمین پاك میباشد . .
صفحه ۲ شماره ۲۲ جلد پنجم صد شکر قرار یافت آخر جان دل بی‌قرار ملت کامد به نجات ملک ملت نادر شه غمگسار ملت چندی که در انقلاب بودیم از دور فلک خراب بودیم آزاد ولی بخانه محبوس بیدار ولی بخواب بودیم بی نشه می زهوش مدهوش چون مست خم شراب بودیم در بین دو سنگ بزر گردون چون دانه در آسیاب بودیم از گردش چرخ همچو سیماب هر لحظه در اضطراب بودیم چون بره ز بیم ظالم گرگان که در تب و که شتاب بودیم از پیر و جوان اگر که بودیم در زیر هزار ه عتاب بودیم هر لحظه چو مرغ نیم بسمل در آتش غم کباب بودیم در شهر و دیار اگر چه بودیم میخانه جان خراب بودیم از قهر تفنگ و جار جارچی هر روز دگر عذاب بودیم چون نشه نیک گیاه مخدره که دیده پر ز آب بودیم در کار امید این گشایش نومید ز جمله باب بودیم کامد به نجات ملک و ملت نادر شه غمگسار ملت بسیار اگر چه غم کشیدیم از دست ستم ستم کشیدیم یک رنگ نه رنگ رنگ محنت یک بار نه دمبدم کشیدیم صد آه پی نفس نمودیم صد ظلم به قدم کشیدیم با ینکه بما ز ظالم افتاد لا جاو بدوش خم کشیدیم از دور زمانه آنچه آمد با دیده پر رقم کشیدیم غم بود اگر چه یک قدح زهر یاران همگی بهم کشیدیم [IMAGE] جناب عالیقدر جلالت مآب والا حضرت محمد هاشم خان صدر اعظم که رکن محترمی از اراکین نجات وطن بشمار میروند . بسیار اگر چه بود مشکل صد شکر که زود و کم کشیدیم شبها نه که من تمام ملت آنوقت بسی الم کشیدیم هر کس بقرار قسمت خویش دیدیم بچشم و هم کشیدیم نومید شدیم بسکه زهر سو دست از همه یکقلم کشیدیم ده ما وسه روز زیر گردون تکلیف رقم رقم کشیدیم کامد به نجات ملک و ملت نادر شه غمگسار ملت امروز که روز غیرت ماست وز خدمت و هم صداقت ماست بیکار بخانه چون نشینیم ایندم که زمان فرصت ماست چندی که حکومت سـقو بود آن بود که بهر عبرت ماست ننمود خر آب یک جهانرا از جور که این ز جرئت ماست انصاف اگر کنم ز خویش خوشتر ز همه ندامت ماست آنم که اسیر و خوار بودیم آن نیز زدست غفلت ماست بر ما ز زمانه آ نچـه آمد آن از اثرات نیت ماست جز نفس و هوا کرا بگوئیم کو در سبب ملامت ماست آنحمله بلا و غم که دیدیم از شومی نفس و شامت ماست
شماره ٢٢ مجلد پنجم نا کام زکار خویش ماندیم حالا که زمان همت ما ست باید که درین زمان بکوشیم در کار وطن که خدمت ماست هر ساعت هزار شکر گوئیم زان روز که روز عشرت ماست کامد به نجات ملک وملت نادر شه غمگسار ماست صد شکر که مرغزار گل کرد هم بلبل وهم هزار گل کرد هم گل بچمن شگفت از شوق هم لاله بکوهسار گل کرد تا جوش بهار ارغوان زار از شسته روی یار گل کرد يك عمر گل حنا چه خون گشت تا باز بدست یار گل کرد بسیار غم شتا کشیدیم تا سبزه بجویبار گل کرد تا گشت بروی او مقابل آئینهء کرن عذار گل کرد امروز آن که چشم خالق يك عمر ز انتظار گل کرد نظميكه بوصف آن نوشتیم هر بیت وی آبدار گل کرد صدق که مر است بر حضورش از شعر من آشکار گل کرد باز آمد و شکر باز دیدیم آنروز که در دیار گل کرد بر دور سرش زصدق زهر سو مردم همگی نثار گل کرد زان پیش مکش تو رنج سر ما (نوروز) بیا بهار گل کرد کامد به نجات ملك وملت نادر شه غمگسار مات اشعار فوق نشیده ایست که در موقع ورود اعلیحضرت نادر شاه غازي يكي از افراد حساس ملت سروده بوده و کانون تو سط شخصي از علاقه مندان مطبوعات به اداره ما فرستاده تا در ین شماره استقبالیه بخوانند گان عزیز انچاف شود سردار والا شان ع ج شاه ولیخان وزیر مختار اعلیحضرت در پاریس و فاتح کابل که در مجاهدات سمت جنوبي عهده مهم را متکفل بودند . وطن اي مايه ناز ! باز رسیده است آن موقع های راز و نیازی که بیاد روز های تاریخی تو از سرهای دلباخته گان شوری بر پا و در جسم حسودان شرری انشا کرده باو لو له و غلغله های شادمانی دمساز گردیم . باز دستگاه حشمت وجلال آب وخاك تو میخواهد مطمئن ومتموج شده روشی چراغان و اهتزاز بیرق های الوان صحن چمن و دامنه های کهسار ترا بیارایند باز هوا جس شئونات ملی در دلهای فرزندان تو تولید سرور کرده مایلند به اواز های خوش و آوازه های دلکشی از لا به لای اشجار و گنکاره های جویبار جملات وابیاتی بنام نجات وطن بسرایند ، باز خون های گرم جوانی در عروق ملت جوشیدن آغاز کرده و روح زنده دلی در بین قوم میخواهد حساسیت وطن پرستی براز دهد ، چرا نجوشیم و نخروشیم باید بگوئیم و بشنویم ، چه دنیا میدان مبارزات زنده گی است وجهان محن کشمکش لبقا ، چشم عالم برای مشاهده غالب ومغلوب در نظاره است و آغوش عطوفت روز گار برای پذیرائی فاتحین گشاده ، بشر همیشه در پی نفع ونقصان وسود وزیان طپیده واز خوبی و بدی
صفحه 4 شماره ۲۳ جلد پنجم به اندازه توان وقسمت سهمی گرفته و میگیرد ، هر قوم وملتی روز های سختی ونیکبختی دیده و گرم وسرد با تلخ وشرین ایام چشیده اند ، بالاتر ازان یکوم مردی روحی بشانس واقبال دلبستگی داشته و بهلاکت وادبار پابندی دارد ، همچنان هر متنفسی بسعادت وخوشبختی یکنوع الفت های روحی داشته و بمذلت وسختی یکقسم نا ارامی از خود ظاهر ساخته است ، کسی طالب مجهول مطلق نیست هر کس ایده آلی دارد و پیش خود آرزو و خیالی مزیر وراند ، یکی زنده گانی اجتماعی می پسندد ویکی بخود روابط انفرادی می بندد ، جمعی به اثاثه منزل وتجمل شیفته و در بندند وگروهی بدستگاه بزرگی و تمول می پیوندند. قسمتی بمعانی باطنی میبالند وجزئی به عنونات ظاهری خور سندی ، طبقه ئی دلبا و بثمرات میگویند واقوامی وطن و مامن خویش میجویند ، بعضی از محاسن بهار می سرایند وبرخی از هموم خزان می هراسند ، کسانی میان مرغزار واب جویبار می طپند واشخاصی بصحاری وسیع ودامنه های کهسار میتپند . یکی باسرمایه گزاف از جوش گل و خروش بلبل حظ می برد ودیگری با دست تهی اوقات غروب آفتاب طلائی و طلوع ماهتاب نقره ئی میخرد . درین حسرت سرا هر کس سری دارد سری دارد ! همه مستغرق کیف اند واز هر کیفی لذتی میبرند نمیشود با مفکوره کسی اختلاف نمود، و یا قیمت وقمت وذوق کسی را اتلاف وطن اي ما يه ناز . ماء دری از تمام عواطف بشری بسوی تو باز کرده در بین تمام قشنگی هائیکه چهره های رعنا و زیبائی دارند ترا جوئیده بتو می نازیم برای اثبات شئونات تو در دنیای زندگی مبارزه کرده و براه سعادت تو سر وجان می بازیم . مدفن آبا و اجداد ما توئی و مولد خودما و اولاد ماتو ، محت رشد وتنميهء ماتو هستی ومامن زنده گی وتربیه ما تو ای مایجه امید ما وطن ! ای مرجع آرزو های شدید ما نقداستان بجلال وعظمت با عشق و محبت تو که در دیده و دل ما پر تو افگن است سوگند که همیشه در معراج خیال و امواج آمال از همه و هر چیز گذشته بسوی توشتافته ایم و درهمه سختی ها نور میدی از حب تو بدل تابیده . یگانه فرزند شجاع و سر باز فغانستان عالیقدر جلا لماب امیر اعلى نشان والا حضرت شاه محمود خان سپه سالار وزیر حربیه که در مجاهدات ملی و نجات وطن حصه مهمی را مالکند . مقصد و مقصود توئی و حبیب و محبوب تو . عزت و تجمل ما حشمت دستگاه و عظمت تست ، و افتخار حسب و نصب ما شائونات و رفعت ظاهری و با طنی تو .
شماره ۲۲ دنیا و بشر یت را در جلوه مدنیت تو می‌بینم ، شمع و گل توئی و پروانه و بلبل ما ، لب گشت و کنار جویبار تو پای آبشار و بلندی شاخسار از ماه تو بهار امید هائی و ما نمونه خزان تو، صحرای وسیع و دامنه‌های کهسار از تو جوش و خروش با ناله‌های زار از ما . کسانیکه وطن و ملت می‌پرستند حافظ و حمایت کننده آن را محترمتر میشمارند. آنهائیکه به محبت وطن می‌طپند به مصیبت و تهلکه آن هم میلرزند بالاخره اشخاصیکه از تصور غم وطن متأثر و دلگیر میشوند از سعادت و نجات آن هم بایت شاد و خرم و مشعوف و خندان گردند ، در جامعه ما از آن روز هائیکه آنرا مبداء سرور می‌شناسیم جشن نجات وطن است . نجات کلمۀ دومی است که پس از استقلال در قاموس ما جای گرفته نجات سطر برجسته ایست که در صفحات تاریخ افتخار افغانستان رقم شده . نجات بمهمترین روز ، ندای انجای يك ملت وحشت زده را لبيك گفته . نجات يك قوم شجاع و نجیبی را از گرداب گم نامی و ارها ئیده . روز ۲۳ میزان یا روز نجات همان روز بزرگی است که اعلیحضرت نادر شاه افغان بفکر و تدبیر شاهانه و فداکاری برادران رشید و همراهان شجاع خود و حوش درنده و دشمنان مدنیت را که سر تا سر این آب و خاک را اسیر خود سری‌ها ساخته بودند از تخت حکومت و آمریت رانده و بها مسلت آزادی و خرمی بخشیدند . نجات بزرگترین تحفه ایست که از غیرت و همت با فتوت نادر شاه غازی و برا دران ارشدش بوطن عزیز ما افغانستان و ملت نجیب آن اهدا شده . ما این یادگار قیمت دار را بمثابه نشانه آزادی و غیرت مندی يك ملتی که پا سای زیر بار استبداد و ذلـت نمیروند انگهدازی کرده و بنظر تقدیس مینگریم و در هر سال بیاد این روز مقدس و سلامتی نجات دهنده وطن خود اعلیحضرت نادر شاه غازی جشن بپا خواهیم کرد . چه در بین افراد حساس و وطن پروری که در آن دوره وحشت مخمص زنده‌گی بسر برده اند کسی نخواهد بود که خودش را ممنون این روز تاریخی ندیده باشد. جشن نجات بود كه اشك جاری و گریه وزاری هزاران زن‌های بیوه و اطفال صغیر را بخنده شادی مبدل ساخت . نجات بود كه بيك مملكت از هم پاشیده رنگ و رونق داده آبروی از دست رفته ملك و ملت را استحصال و برای دایم حفظ و وقایه نمود . وطن عزیز ! شاد زی ومانند بهترین نقاط عالم منتظر خوشبختی باش که فر زندان مدبر و دلا وری داری این حامیان محتشم و غمخواران محترم تا آخرین قطره خون از تو حمایت کرده و به تحصیل شئونات توخد متگذاری خواهند کرد ، چطوریکه سنگلاخ‌های سمت جنوبی را پیموده وزندگی پرعسرت عسکری افغانستان را بر حیات مستریح ترجیح دادند وترا در ذلت و مسا کینت وانا راحت دیده نتوانستند . آینده درخشان ترا هم در تاریکی نمانده واز دل وجان در راه تعالی وترقیات تو واولادات جهد و کوشش می‌ورزند . ما که بتو عشق وعلاقه قلبی داشته و می‌نازیم به این فرزندان رشیدت هم که ترا کین عمده نجات اند افتخار کرده واز ته دل فریاد میکنیم . پاینده باد حشمت وجلال وطن عزیز ما افغانستان . زنده باد نجات دهنده شجاع و برا دران رشید شان .
حصه ۲ ( شماره ۲۲ ) جلد پنجم اقتباس از جریده کابل اعجاز قرآنی بقلم محمد کریم قاضی زاده تکامل از نوامیس طبیعی موجودات بوده بشریت نیز بمثل سایر موجودات فطرتاً محکوم این قانون وبه پیمودن مراحل ترقی در سیر است . چنانچه اعصار مختلفه علم طبقات الارض ، تاریخ طبیعی وبالاخره تاریخ عالم بشریت بهترین موید ومحلل این نظریه ومدعا است . در زیر نفوذ وتاثیر این قانون طبیعی (تکامل) است ، که بالتدریج ارتقائی در قوای عقلی وفکری بشر تولید شده در نتیجه منجر باینهمه ترقیات بهت انگیز ومدنیتهای حیرت افزای امروزه عالم گردید . وهكذا ، در اثر همین سابقه طبیعی یا ارتقای قوی عقلی وفکری او است ، که آهسته آهسته یکی بعد دیگری غوامض كون ووجود ، اوامر ونواهي اسرار آلود شارع حقیقی واديان سماوي در جلو عقل وادراك علل داعی وسر شار او کشف گردیده ، پرده عارضی بطلان و اوهام از روی جواهر وحقایق اشيا بر داشته شده میرود . از آنجمله موفقیت شگفت انگیز کنونی بشر ، بحل عقده غامضه مضرات شراب ، یا بفهم وادراك علل حرمت آنست که در پیش گاه بی نیاز حکمت بالغه الهی مبرهن و آشکار بوده ، از ۱۳۵۰ قبل ما مسلمین را بنا بر مضرات مادی و روحی صدمه های صحی ، عقلی ، اخلاقی و اقتصادی آن ، از گرفتار و آلوده شدن بلوث شرب آن بموجب آیه کریمه ( انما الخمر والميسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون . انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوة والبغضاء في الخمر والميسر ويصد كم عن ذكر الله وعن الصلواة فهل انتم منتهون ۱۰ سوره مائده شپاره هفتم ) منع و نهی نموده است . که اينك بعد از تجارب زیاد و متحمل شدن با خسارات طاقت فرسای لا یتناهی آن بزرگترین مات متمدن دنیا (امريك ) مبلغ معروف ضد شراب مستر پسيفوت ، یکی از مبلغین معروف ضد شراب نوشی در دنیا ، باین تازه گی ها که وارد خاك مدراس شده اند بروز ورود شان يك استقبال و پذیرائی گرم جوشانه از طرف جمعیت پرهیز گاران و مبلغین ضد شراب نوشی بومی مدراس بعمل آمده و گل ها وی تقدیم داشته اند . مستر پسيفوت مبلغ معروف مریکائی تا حال يك سلسله خطابه ها و بیانات راجع به مضرت شراب و لزوم عدم استعمال آن به هندو ها و پارسی های آنجا ایراد نموده است . هم چنان به مسلمین آنجا هم راجع بمضار شراب که اساساً بیانات او مطابق مقررات دین مقدس اسلام تطبیق میشود ایراد و تبلیغ مینماید .
صفحه ۷ شماره ۲۲ مجلد پنجم به مضرات خانمانسوز آن پی برده ، بجلو گیری بل بقمع و استیصال آن جداً از جان میکوشد . و برهانیدن جان و مال ابنای وطن خویش از چنگال بیحرمت وظالمها نه آن ، از ابراز هیچگونه مساعی دریغ نمی نمایند، وهمچنان روسیه و اکثرية ملل متمدن دنیا نیز در اجرای این مقصد با او یار و هم آواز بوده ، به استخلاص عالم بشریت از شر آفات روح گداز آن مصروف اند ، وسالیانه چقدر مبالغ هنگفت و مصارفی نیست ، که ایشان از رهگذر تبلیغ ( اجتناب از ان ) واعزام مبلغین به اطراف و نواحی عالم ایثار آنرا متحمل می شوند و حقدار اند . زیرا ، مضراتیرا که عالم بشریت از هنگام شیوع عمل شنیع شرب آن ، تاکنون از پهلو های متعدد ، في شئي ، اخلاقي واقتصادي بدان دوچار و مبتلا گردیده است با بزر گترین مصائب وفلاكت هاي مستوليه في عالم بشريت ، زير مطالعه ومقايسه قرار بدهیم ، آنگاشته نمیتوانیم مصيبتها ئيكه از بده استعمال آن تا امروز به بشريت رسيده است ، هيچيك از آفات وقايع مهمه طبيعي وغير طبيعي ( بقیه دارد ) سیاست عالم : آینده بریطانیا (۲) انگلستان را دولتی خواهد نمود که با يك نظر ديگري بدنيا نگریسته ، دنیارا بازار تجارتي ثانوي برای خویش فرض مینماید بعبارت دیگر با نمو و رشد این فکر ـ اگر سیاست اكتفاء اقتصادي وعده نفوس زیادی که دارد نخواهد توانست محیط زندگی خود را در حد اعتدال و میزان متوسط حقیقی حفظ نماید در واقع انگلستان بنسبت ساير دول عالم باستثناى امريكا ـ غنی ترین دول دنیا محسوب میشود و فقط حرکات است که در خلال آن جریان با او مناقشه و رقابت دارد ولی قوت و توانائی بریطانیا فعلا اجازه نمیدهد که تا ثیر این انحطاط هويدا و آشکار گردد و مدتی بطول خواهد انجامید تا تاثير بن غايت معلوم میشود . با وجود این هرگاه انسان کاری را که بریطانیا در سال ۱۹۱۹ برای جبران این مشکلات نمود تحت مطالعه و تحلیل علمی و فنی در آورد خواهد دانست که انگلستان در این قسمت قدمهای بلندی برای اصلاحات امور خویش بر نداشته صناعت انگلستان از سه نقطه نظر ناقص است : اول قدیمی بودن وسیستم کهنه و پوسیده که دارد دوم عدم وجود نظاماتی که امور آنرا تنظیم و يك صورت کامل و صحیحی به آن داده باشد سوم طرز فروش و عرضه داشتن این امتعه در بازارهای داخلی و خارجی و نمیتوانیم بگوئیم که اقداماتی که برای اصلاح این سه امر بعمل آمده است يك كدام از آنها با قدمهای بلندی پیشرفت حاصل کرده و تعمیم پیدا نموده است و اگر این امور در کمال خوبی اصلاح شود بطور حتم تجارت بريطانيا رو با نحطاط سیر مینماید برای جلوگیری از این انحطاط باید این موضوع را اصلاح و بازارهای جدیدی برای فروش امتعه خود ایجاد و یا آنكه مستعمره جدیدی برای مصرف نمودن پیدا کند و همان طوریکه در دایره امور اقتصادی اینطور دو چار اشکالات است ، همینطور هم در امور سیاسی : در يك دولتی که با حزب کارگر و دو حورد سیاسی دارد خاصه که طرف مقابل هم طبعاً محافظه کار باشد ممکن نیست که در اصلاح این امور و بر طرف ساختن مشکلاتی که ایجاد گردیده است موفقیت حاصل نمود ، لا قل محتاج بیست سال وقت و مجال کافی هستیم تا آنكه بحصول يك همچو رشد فکری و نظامات کامل نائل شویم . تقریباً از يك قرن باینطرف این عقیده عمومیت پیدا کرده که پارلمان اجرای مقاصد هیئت دولت و فرماندارانی است که در رأس امور قرار گرفته اند ولیکن در آنجا کسی وجود پیدا نکرده که برای اصلاح این رژیم دارای شهامت و شجاعت اد بی کافی باشد و گذشته از این حکومتهای محلی دستخوش يك هرج
و مریجی بوده و روابط آنها با حکومت مرکزی بر اساس ثابت و معینی که وظایف و مسئولیت آنها را تحدید کرده باشد نبوده وباین ترتیب آن هرج و مرج قدیم بحال خود باقی مانده ويك ملك بزرگی در راه اصلاحات واقع شد و اگر يك جنگ عمومی دیگری حادث شود وضعیت تجارتی و اقتصادی باندازۀ خراب و پریشان خواهد شد که نظیر آن را تاریخ برملل دنیا نشان نداده باشد حال اعم از این که این جنگ به فتح و یا شکست بریتانیا منتهی شود زیرا قسمت عمده از بازار های تجارتی خود را از دست خواهد داد . حیات بریتانیا همواره متوقف بر صلح عمومی است ولیکن متاسفانه اگر نظری بلهستان ورسیه ، لهستان و آلمان ، ایتالیا ویو گواسلاوی ، طمعا فرانسه که معتقد بانتقام است بنمائیم و انها را مثال تحت خود قرار دهیم می بینیم که صلح عمومی هم يك مسئله محقق و مؤکدی نیست . و اگر این جنگ مشئوم حادث شود اروپا را بالمدن درخشان ، منقلب و زیر وزبر کرده و نام اروپا مانند افسانه در خاطر ها چون خوابهای خوش طلائی باقی خواهد ماند . آینده بریتانیا در یکی از این دو مرحله سیر خواهد کرد . مرحله اول - : حوادث و وضعیت کنونی دلالت بر این مینماید که مدت زمان دیگری محافظه کاران در انگلستان زمامدار امور بوده و حکومت خواهند کرد در حالی که بهره حزب کار گر در زمامداری امور ، در ظرف این مدت آنقدر ها زیاد نخواهد بود ، و در مدتی که زمام امور در دست محافظ کاران است رژیم مالکیت فردی بتمام معنای خود بروز و ظهور خواهد نمود، و بریطانیا ملتی خواهد شد که هدف مقصود او حمایت گمرکی بوده و برای حفظ بازارهای دنیا بحساب صادرات خویش اولین عامل سعی و عمل خواهد شد و هر گاه مستقیما در این خط قدم برداشته ، روی فکر قیام نهار مدت مدیدی صاحب کار خانجات در رفاهیت و آسایش زیست نموده و قسمت عمده از فلاحین بامساعدتی را که دولت بانها خواهد میبرد زندگی خواهند نمود ، ولی بطور حتم تغیراتی هم در قسمت فلاحت وصناعت بنسبت وضعیت امروز رخ خواهد داد . هر گاه عده ساکنین جزایر بریطانیا بواسطه مهاجرت و یا آن که قلت موالید نقصان پیدا نکند ، سد های گمرکی که ایجاد مینمایند حد متوسط زندگی ساکنین انگلستان تنزل خواهد کرد، ولیکن بعضی از مواد ومخارج زندگی ارزانتر شده و بکار بردن قوه الکتريك در صناعت تعمیم پیدا میکند ولی بطور کلی قیمت زندگی گران و سنگین می شود و ناگزیر در دوره اشتغال مالیاتهای جزئی و مختصر خواهد بود و اگر حزب محافظه کار موفق در اقدامات خود شود حزب کار گر نمیتواند تمام این اوضاع را تغییر دهد منگر آن که یکمرتبه زمام امور بدست این حزب افتد چه مدت حکومت آنها در این دوره زیاد نبوده و در فترتهای کوتاهی زمامدار خواهند شد و بفرض اینکه حزب کار گر موفق بتغییر بعضی از نظامات بشود ولی اساس اقتصادی را نمیتواند در هم فرو ریزد و از بنیانش خراب کند ، زیرا تنها سلاح این حزب وضع مالیات است و این سلاح وقتی برنده خواهد بود که پشت سر کار گیرها محافظه کاران روی کار نیایند و تا وقتیکه حزب کار گر نتواند اوضاع را بر طبق مصالح خویش تغییر دهد و نفوذ مطلق و بدون منازع در زمامداری امور پیدا نکند بطور حتم در عملی کردن آرزوهای خود موفق نشده و پیشرفتی حاصل نخواهد کرد . بقیه دارد
( شماره ۲۳ ) مجلد پنجم علوم عالیه ( ۲ ) در بین بت هائیکه در صحن شمالی معبد مذ کور گذاشته شده بود تمثال يك آلهه قبیح المنظری بود که شاید قبیح ترین تمثالی باشد که از زیر دست سنگتراشان غربی آسیا درین زمان خارج شده است لباس هائیکه این عجب الشکل را پوشانده بودند بین طراز مصری و حبشی واقع بود که در سر آنهم تاج مصری را که با پرها زینت یافته و در پهلوی آن بوقی متصل بود قرار داده بودند ، همچینان بعض ادوات دیگر نیز در بدن و دست ها و پا هایش قرار داده بودند شاید این بت تمثال « بعل » آلهه قوم در آن زمان بوده است ، چنانچه مصری ها نیز در مقابل آن همان آلهه را داشتند . اما اهالی شهر طوریکه از بعض نوشته جات ظاهر شده است آنرا « آلهه ساپوتا » مینامیدند و ممکن است ساپوتا نام شهر هم باشد زیرا اهالی این زمان ها آلهه های خویش را بنام شهر های شان مینامیدند . بهر حال چه این زعم راست باشد یا نه ، اما این شهر مأدق مدنیت های شرقی ( آسیائی ) و غربی ( قبرصی و یونانی ) بوده است ، چنانچه آثار قبرصی نسبت بدیگران درین شهر خیلی واضع و نمایان است ، و این امر هم چندان غیر طبیعی نیست ، زیرا جزیره قبرص به سواحل سوریه نزديك بود و بین این دو ساحل همیشه کشتی ها بلا انقطاع در ایاب و ذهاب بود . کتابت میخی شاید مهمترین اشیائی که هیئت بین آثار « راس شمرا » کشف کرده اند بعض الواح یا صحایف سفالینی است که در جنوب معبدی که قبلا ذکر شد یافت شده است . و اینهم پوشیده نیست که الواح سفالینی که در تمام موزه های عالم یافت می شود بر روی آن همان کتابتی میباشد که در قدیم ها در بابل رواج داشت اما لوح هائیکه در خربه های « رأس شمرا » یافت شده است دارای کتابت جدیدی است که در اصل شاید از کتابت میخی اخذ شده و یا اینکه بر اساس اصول کتابت میخی ساخته شده است . اما از آن بکلی اختلاف دارد . البته میدانیم که کتابت میخی مرکب از رموز هائیست که هر رمز آنها دلیل بر يك مقطع صوتی میباشد و در حقیقت مجموعه آن ها مر کب از چندین صد رموزاتی است که تمام آنها در بابل مستعمل بوده است . همچنان علما بعض لوحه های دیگری در خرابه های « راس شمرا » یافته اند که بعین کتابت میخی تحریر یافته است ، این دلیل می شود که این کتابت در آن زمان در سوریه شیوع داشته است ، یا اینکه محررین عموماً آنرا ممارست میکردند ، اما قسمت اعظم این لوحه ها به کتابت جدیدی تحریر یافته است که عدد رموز آنها از بیست وهفت بیشتر نمی شود و هر رمزی از آنها عبارت از « میخی » است که بیک شکلی که مخالف شکل دیگرش میباشد گذاشته شده است و این دلیل خیلی قاطعی میباشد که این رموز در حقیقت مجموع حروف هجائی است با اینکه در هر صورتی رموز مقطعی نمیباشد ، زیرا ممکن نیست كه يك لغتی فقط از بیست و هشت مقطع مرکب باشد . ترجمه لوحه ها درینجا هنگامی که دو سه مقابل علمای آثاریکه این لوحه هارا کشف کرده اند شروع شد . زیرا بایستی ایشان طلسم این رموزات یا اصطلاحات و حروف را میشکناندند و ترجمه در مقابل آن مییافتند ، ودر اول وهله معلوم شد که چنین عملی از مستحیلات میباشد اما جهود و سعی علما گاهی در مقابل سختی ها خسته نشده و هدر نمی رود چنانچه در اول امر فهمیدند که لغت این لوحه لغت « سامی است » و چیز هاهم که در آن نوشته میباشد مخصوص امور و موضوعات معروف است . بامین حال علما شب و روز را بزحمت و عمل گذشتاندند تا با لا خر توانستند طلسم های این رموزات را بشکنانند . تا اکنون فرصت دست نداده است که ترجمه تمام لوحه هارا نشر بدهند اما علما متوقع هیچ صعوبتی بعد از
صفحه ۱۰ شماره ۲۲ حبل المتین آن که توانستند قرائت کتیبه ات را نمایند نیستند که مایل شان گردد و شاید حاجت به تشریح نباشد که محتویات بعضی از این لوحه ها خیلی مهم است و غلباً مخصوص شئون دینی است، چنانچه در آنها ذکر "اشتاروت" و "داجون" که و هر دوی آن در تورات ذکر شده است وارد شده همچنان "حکومت" یا "آلهه حکمت" و "دینال" در آن ذکر یافته است يك لوحهٔ هم در بین آن میباشد که تا هنوز مترجم آن بپایان نرسیده است، و در آن هفتصد سطر است که شاید قصیده یا افسانه شعری باشد که پهلوی آن شخص موسوم به "طافون" است يك عده لوحه های دیگری نیز میباشد که معلوم می شود معجمی برای تفسیر الفاظ لغت اجنبی غیر معروفی است، شاید لغت مینوا که اهل کریت بدان تکلم میکردند، یا لغتی که اهل "سارونا" بدان تکلم میکردند باشد. (ناتمام) (لطفی) اخطار عبدالله خان عکاس که سابقا در بازار احمد شاه واقع کنار دریا عمل فوتوگرافی داشت بتازه‌گی در جاده ارگ به مهارت ترین شرکت لمان محلی نوی برای فوتوگرافی اختیار کرده و از آقایان شایقین عکاسی انتظار میرود. صحیات امراض جهاز تنفس پیوسته بگذشته: نلیکه از سوراخ مصنوی گذشتانده می شود عبارت از دو پارچه بوده یکی بمد دیگر در بین هم داخل شده حصهٔ بیرونی آن بواسطه فیتۀ بدور گلو آن که در آن تنها داکتر تماس کرده می تواند پیچا نیده وحصهٔ داخلی آن با محلول نمك خوب شسته وانتی سپتيك نموده اصاف می شود پارچه هائیکه بروی جلد از اثرات مرض به هم ظاهر می شود در هر دو ساعت باید بر داشته شود. بهر کدام طفلیکه این عملیات اجراء می شود اطاق باید گرم و مرطوب باشد. بهر صورت خیلی دقت کرده شود که نل خارجی از موضع خود حرکت نکند. علاوه ازین عملیات يك نل خصوصی معدنی از راه دهن و بلعوم بقا مقر نك گذاشته می شود. اگر مریض بواسطه صرفه و یا کدام سبب دیگر نل را از موضعش حرکت میدهد به بسیار مشکل نفس میگیرد. که درین حال اطلاع بدو کتر لازمست. اشخاصیکه به مرض خناق (دفتری) گرفتار باشند مانند اشخاصیکه بامراض مستری مبتلا هستند شخصاً در تامین صحت وجود خود متوجه باشند. امراض قصبات وشش این مرض بواسطه بعضی علامات خود را ظاهر می سازد: صرفه دوام میکند و مکرو نوبت ها می آید. ترتیبات تداوی: تولوه کدينا وغیره است. بلغم مریض را در بین توف دانی هائیکه محلول انتى سپتيك داشته باشد. جمع نموده بدا کتر نشان داده شود. صاف، مخاطی چسپنده، کف دار، و یا خون آلود می باشد. وقتیکه خون با لعاب دهن خارج میشود مریض در دهن خود شوری و در سینه گرفته گی حس میکند. به مقابل این: مریض را بلاد خوا بانیده و تکه های كوچك كوچك یخ به مريض خورانیده شود. هکذا نتاوای سایره. نفس تنگی از علامات التهاب شش وقصبات بوده به مشکل نفس گرفتن مریض است. تداوی: تنفس به اکسیجن. دا، بهره، آسته، ضیق النفس
صفحه ۱۱ ( شماره ٢٢ ) مجلد پنجم یار یار بصورت نوبت آمده اکثر در ساعات اول شب دیده می شود . در اثناي نوبت مریض به مثل خفک شده گی نفس گرفته نمي تواند به دروازه و پنجره براي هوا گرفتن میدود و خود را پیچ و تاب میدهد ، این و ضعیت یک دو ساعت دوام میکند . درین وقت اثواب ویخن مریض را کشاده نمودن ومر یض را بجاي هوا دار نقل داده به سینه اش کاغذ مستاروط ( آوري ) چسپانده و بخار داده شود . سیاه صرفه : یک مرض غایت سري است که در راه تنفس خصوصاً در اطفال دیده مي شود . این هم نوبت به نوبت آمده شبیه بآواز خراش صرفه شنیده شده اخیر نوبت بة بلغم واستفراق نهایت پذیر میگردد . در اثناي نوبت سر مر یض را پیش رو پائین نموده بواسطه پنبه جوش داده بلغم ولعاب دهن مريض را پاك والثوابش باز نماید طفلیکه دچار نوبت باین مرض باشد از ینکه زود زود استفراق کردن ضعیف مي شود او قات غذاي آن را نزديك ساختن و البسه گرم به مریض پوشانیده جاي هوا دار برایش انتخاب کنند . براي سري و ما ثر نشدن مرض که بدیگر ها نرسد طفل مر یض را موعد دو نیم ماه از اطفال دیگر کناره کنند . ( بقیه دارد ) ( سید حفیظ حامد ) خبر هاي خارجي مماس چین مداخله جا پان مسکو ، ۳۰ ستمبر - قرار اطلاعات آخرین چین ، عسا کر جاپان تمام خط آهن جنوبی منچوری را اشغال نموده تفتیش آنها را براي خود مخصوص نمود . از تو کیو اطلاع میدهند ، که دريك آینده قر يبي يك دسته دیگر جهازات جنگی بسواحل چین فر ستاده خواهد شد . چند کر و از ور هاي جاپان بطرف شانگهای آموی ، وسو اتا رو حر کت نمودند . عسا کر جا پان تا او فان را اشغال نمود . مسکو ، اول اکتوبر - از تو کیو اطلاع میدهند ، که حکومت جاپان تصمیم گرفته است که افواج خود را برای حاصل شدن امنیت و انتظام کیلی از منچوری خارج ننماید . قرار اطلاع شانگهای ، در اکتر یه ایالات منجوری ( حكومات مستقل ) از طرفداران جاپان تشکیل گردیده است آنها ایالت خود را از دیگر حصص مملکت چین مستقل اعلان نموده اند . یاد داشت متحده امر یکاي شمالي مسکو ، ۲۸ ستمبر - حکومت متحده امریکای شمالی یاد داشتی بحکومت جا پان فر ستاده است در یاد داشت خود ، راجع به اوضاع وا قعات افسوس نموده طلاع میدهد ، که حکومت امريکا اعتماد دارد که جاپان يك حركتی که بر خلاف پاکت کیلوگت و معاهده سنه ۱۹۲۲ واشنگتون باشد نخواهد نمود . مدا خله جا پان در چین مسکو، ٤ اکتوبر - نمایندگی چین گومین اطلاع میدهد ، که دسته جات افواج جاپانی در ایالت خا او نگو تو تا یپین - راه آهن موکدن جمع میشوند نمایندگی مذکور اطلاع میدهد دسته جات جاپانی امر گرفته اند تا بطرف گیرین و مانچون شمال مانجوریا حرکت نمایند جا پان و مجمع ملل مسکو ، ٤ اکتوبر - جاپان بتوسط نماینده خود در ژینواز تصمیم مجمع ملل راجع به فرستادن مبصرين باكيميسيون مختلطه انکار نمود ، زیرا فرستادن مبصرين را يك قسم بی اعتمادی از طرف مجمع ملل برای جاپان میداند . جا پان مطبوعات راجع به واقعات منجوری مسکو ، اول اکتوبر - قرار اطلاع تو کیو ، مطبوعات جاپان بر خلاف مدا خله مجمع ملل و ممالك ديگر در واقعه منجوریا بشدت قیام نموده مطبوعات بجواب فيصله مجلس مشوره و مجمع ملل اشاره مینمایند ، که تخلیه بعد از ضمانت و امنیت زندگی و دارائی تبعه جاپان ممکن است ، و کوشش مدا خله مملکت سوم مورد مینمایند .
صفحه ۱۲ شماره ۲۲ مجلد پنجم خبرهای داخلی تقرر آقای فاضل غلام جیلانی خان (جیلانی) که یکی از جوانان حساس وطن عزیز ما بوده و از مدتی باین طرف بصفت محرری باین جریده منسوب بودند اخیراً حسب درخواست و ج عبد الرحیم خان و کیل نائب الحکو مه گی قطغن وبد خشان بمد یریت تحریرات آنجا مقرر شدند . آقای محمد ایوب خان بعمدمق می سر کپکه از دهن غوری تا دره شکاري تمدید می شود مقرر شدند . آقای عبد الر شید خان قند هاری بحکومت میغان مقرر شدند . تمدید شوسه خطوط شوسه ذیل درین اواخر تمدید و کار آن ختم گردید وقا بل عبور ومرور است : - ١ : - سرك جاغوري که از حد رباط کوه آئین حکومت در جه ٢ بطرف جاغوري میرود الي حکومت جاغوري سنگ ما شه ٢ : - يک خط سرك از حکومت کوه آئین الي قريه پدي کتواژ . ٣ : - سرك جديد که از خود حکومت کلان الي علاقه داري گيلبوري آباد شدة ٤ : - یک خط سرک از مرکز حکومت کلان دربین اندر سر سلطا نباغ وغدي مرسل بقرن کتواژ برده شده . ٥ : - از غزني الي گردیز اگر چه سابقاً هم سرك بود ولي با لكل معدوم شدة وقابل تردد نبود كه شر ك مذکور آباد ورفت و آمد موتر وغیره بین گردیز وغزني جاريست . ٦ : - يک سرك از غزني به بند زنه خان تمدید شده کار آن انجام شده است تاسيس مكتب ابتدائي روز پنجشنبه ١٥ ميزان يک مكتب جديد ابتدائي را در گذر سردار جانخان برای جناب باقي ع ، ص معين صاحب معارف افتتاح فرموده در افتتاح آن يک بيا نيه مفصلي بحضور او لياي اطفال که تماماً فوائد مدرسه و درس را حاوي بود بیان فرمودند . مكتب کشافي یکصد نفر از طلباي مكاتب عالي را وزارت معارف جمع نموده و با سم مكتب کشا في يک مكتب جد يدي باز کرده اند که پرو گرام این مكتب عبارت است از عملي نمودن دروس مکتب که در هر مضمون میخوانند . فکاهیات درس هیئت : او دياني به پسرش وقت تدریس میگویذ ستاره ها در آسمان دونو ع اند قسمتی ثابت که همیشه در آسمان توقف دارند وقسمتی هم سیار ..... پسر : پد ر جان سیار چه طور است ؟ پدر نجم سیار مانند مادرت که هیچ وقت بخانه نشستن طاقتش نمی آید . همدر دی : وکیل دعوا بکدام مجرمی محرمانه میگفت بسیار غبط بزرگی کردی که عبدالمیت را ذريعه سم ار سنیک کشته زیرا ار سنیک مشهور واثر آن زود معلوم می شود اگر بيك بشقاب - چارق زهر دار کفایت میکردی کارت به اینجا نمیکشید ، همین دانسته گی هاست که ترا وکیل الده غوا ساخته ورنه در باق حال هردو ء ما همدردی باشیم . آرزوی خام : خانم بدگلی به جوانی که مسادن عکاسی حاط داشته و باستجازه برداشتن عکس
( شماره ٢٢ ) ( مجلد پنجم ) او اصرار داشت بامید های طولانی افتاده و گفت : آیا شما که مایلید فو توي مرا بگیرید از داشتن آن بسیار محفوظ خواهید شد ؟ جوان : آه مادام هرگز . . . . جريده من يك مسابقه باروفسكي ترتيب داده ويقين دارم انعام درجه اول را شما جایز شوید . لذت كلوش . شير جان وزیر در بار را گویند دریکی از روزهای زمستان ستمورا براه نزديك دکان قنادی دید که بین كدایها شبناك میزند ( را میرود ) و بینزارهای کهنه و پاره داود وزیر متاثر شده بنو کر ها صدا میزند : او بچه ها بدوید برای بابه جان يك كلوش خوبی بخرید که گرم باشد بابه ستو بيك غمزه و خمیازه شیرین ، دهن خود را باز کرده گفت بچیم کجا دندان دارم که کدو بتوانم كلوش میخری . هوس طبابت : در يكي از دهات که به نز دیکی آن ما نیز خر بوزه موجود بوده شتری از مرد مان ده داخل ما ليز شده و چند دانه خر بوزه را می بلعد اتفاقا بر چه بزرگی از خر بوزه ها در حلقوم شتر بند شده و شتر را بهلاکت نزديك ساخته بود صاحب شتر بهر طرف دویده طبیب و بیطار میجست تا مرد هوشیاري بنسر وقت شتر رسیده علت را دریافت و پار چه چوب بزرگی را بر داشته چند مرتبه بگردن شتر زد تا خر بوزه خورد شده و از گلوي شتر پائین رفت و او نجات یا فت صاحب شتر یکمقداری نقد وجنس به آن شخصي که مهارت بيطاري را بخرج داده بود تعارف داده و تشکر کرد ، مرد احمقی که در ان ده زنده گی میکرد این قضا یارا دیده و بهوس افتاد که واقعا بيطاري کار آسان و پر منفعتی است . ازان روز بطمع افتاده براي اینکه کسي از سابقه او آگاه نشود بده ديگري رفته و خودش را بطبابت و بيطاري معر في نمود قضا را زن پيري در آن جا بدرد گلو مبتلا بوده نزد او براي معا لجه شتا بید طبیب وقتی شنید که درد یکلو و گردن تعلق دارد خوشوقت شد که اینجا بهتر می شود از تجربه کار گرفت سوخته چوب بزرگي را که در آن حويلي بنظرش بر خورد بر داشته مریض را خوا با نیده و بقوة تمامي چوب را بلند برده و بگردن بیمار فرود آورد فرود آمدن چوب و آ سوده شدن ابدي مريض ، تا اقوام بسر وقت او رسیدند سفر آخرت پیش گرفته بودهمه باچوب و سنگ ریختند سر آقای طبيب ، پس از يك فصل كشك شك ميري که باي مدافعه به او دادند کلان ده از داد و فرياد او متا ثر شده گفت بس است ازینکه زنده جاني را قر بان مرده پیره زنی کنند بهتر است بقیه جزا را به آن قرار دهید که درین زمین سخت دامنه کوه وظیفه قبر کني را اجرا کرده باشد بیچاره بز حمت زيادي از آن تهلکه ومشقت نجات یافته و بده ديگري فرار کرده اتفاقا مردم آنجا که شهرت طبيبي او را شنیده واز آدم کشي وي بي خبر بودند معالجه د يگري را به او پیشنهاد کردند . این مرتبه طبیب آقا که از علاج اولی تجربه خو بی نگرفته و هو شیار شده بود گفت : بسیار خوب من بمعا لجه حاضرم بشرطیكه محل دفن آن رامن کوه و قبر کن آن من نباشم. اصلاح دعوی : ظريفي از راه عبور مي نمود ديد دو پسري بین هم دعوا دارند پرسید چه قضیه بین شما اتفاق افتاده که در زد وخور دید ؟ يكي ازان دو نفر یکدانه جوزي را باو نشان داده و گفتند ماده افترا این راه میکدشتبم واین گردو را از راه یافته در تقسیم آن بین خود ما جنگ داریم هر كدام استحقاق خود رایز افي ثابت میکردند يكي ميگفت جوز مال منست براي انكه اول من او را براه دیده ، دومي میگفت : مال منست چرا که اول من او را از زمین بر داشته ام شخص ظر يف گفت من اصلاح می کنم وجوز را گرفته از هم دو حصه کرد یکطرف پوست آن را داد بيکي از آنها گفت این حق تو که اول دیده پله دیگر پست را داد بد يگري که تو اول از زمین بر داشته مغز آن را خودش بدهن انداخته و گفت اینم مال من که بین شما اصلاح کرده .
صفحه ١٤ شماره ٢٢ مجلد پنجم مؤلف : له پلاتیه فرانسوی مترجم : حبيب الله طرزی ( ١٨ ) مادام سان ژین فصل دهم (عروسی منقطع) بارون و مارکیز بنهايت بشرايط عروسی متفق گردیدند لوندال به لا ولین فهمانده بود که اگر بلانش ما دام لوندال نمی شود تمام گروی هائیکه بر جایداد او تعیین یافته است ضبط کرده خواهد شد علاوه بران بارون بعضی اعلانات خصوص سیاسی در دست داشت که مارکی حصه زیادی در ان ها داشت اگر پارتی انقلاب چنین اسناد را بدست می داشت کمترین جزائی که بمارکی میدا دند ضبط جایداه او می بود . بارون این اشاره را بکمال فصاحت اظهار نمود از خانه بر آمد بارون هم بکمال عجله و بی صبری با طاق دختر خودش رفته خواست او را بعروسی مجبوره وادار و از مخاطراتی که انکار او در کنار داشت اخطار کرده با شد . بشنیدن این قضیه رنگ از رخسار تابناك بلانش پریده مانند شاخ گل سفیدی از اثر نسیم سرد بشود لرزیده قطرات چند اشک از چشمان آهو مثالش بی اختیارا نه فرو ریخت و با خود گفت آیا این بارون از ترحم و شرافت بکلی عاریست که با وجود اقرار شرم آور او هنوز هم خواهش ازدواج او را دارد . از کیفیت مکتوب هم نمیتواند که پدر خودش را اطلاع دهد ! شاید بارون آرزوی ازدواج او را ندارد ولی چون یک مرد بخیل است مینگرد که عروس از کف او بدر رفته میخواهد که تکالیف سود قرض خودش را باین بهانه بیفزاید و انتقام از پدر او بگیرد ! این تخیلات او را دیوانه ساخته حیران بود چه کند ! بالاخره فیصله نمود که پدرش را قطعاً مأیوس سازد چنانچه گفت . « اگر چه من دختر تو و مطيع او ا مر توستم ولی بر قلب خودم اختیار ندارم و بهیچ صورت نمیتوانم فکر قبول ازدواج را با این مرد در کله ام جای دهم ! » مارکیز ازین انکار دخترش خود را گم کرده نعره زد پسر من مجبورم که ترا کشان کشان در کلیسا ببرم این را گفته دختر خودش را بنا له وفغان گذاشته رفت تا با رون را به تهیه لوازم عقد نکاح امر دهد . هر قدر که بلانش بحال هلاکت اشتمال خودش فکر نمود همان قدر برای مقاومت با اینچنین یک اتحاد شرم آور و ننگین خود را مقحم یافت و برای این که وسیله دیگری برای نجات خودش از ین بلای مبرم بیابد ، طفل خودش را شدت خواهشی نمود . آنرا خیال می نمود که منظره چنین یک نشانی زنده عشق او را با نیپرگ ثابت می نمود ! ولی افسوس که این امید او هم بمر تز سیده و او را بیأس و نا امیدی گرفتار گذاشت ! بالآخره وقتیکه تمام امیدهای نجات از مفکوره اش رخت سفر بست فکر فرار بخاطرش خطور نمود ولی درین چنین یک شب تاریک که مردم بباهت تقریب در از رو از هم با شید خود شانرا بنزدیک ترین قصبات ( پازیگ ) میر ساندند و باینصورت جاده ها را مملو میداشت مشکلات این اقدام پیش چشم او متجسم میشد و خیال میکرد دشوار خواهد بود که بتواند خودش را به یکی از قصبه جات قریب بدون آنکه شناخته شود و یا آنکه راه را گم نکرده با شد برساند احتمال داشت که در اردوی استرو یا کم از کم در دست وطن پرستان گرفتار آمده بموجب رسوائی او شود این افکار بنزدیک بود او را مایوس گرداند که نتایج وخیمه ازدواج با بارون وعشق مفرط و نیپرگ و یتیم ما ندن فرزندش یکی بر دیگر برو فشار آورده او را بقرار آماده و حاضر گردانید و امید نموده که بدون آنکه دیده و یا شناخته شود بیکی از قصبه جات رسیده و از انجا پاریس رفته از ( سان ژین ) احوال فرزندش را دریافت کند .
جلد پنجم شماره ۲۲ صفحه ۱۰ تمام اشياء پيش قيمت و زيورات خودش را با طلائی که ذخیره کرده بود در يك بکس كوچك گذاشته و يك پالتوی سفری بر دوش کرده چراغ را خوب روشن گذاشته دروازه را به بسیار احتیاط باز نموده و از پله ها با نوك پنجه پايان رفت در انتهای زینه دروازه كوچكی بود كه بطرف باغ عقب مطبخ باز میشد بعد ازان که گوش نهاد دید صدای از هیچ طرف شنیده نمی شود و سکوت عمومی حکما فرماست به کمال احتیاط قلفک زنگ زده دروازه را بر داشته هوای سرد شب را استشام نمود آسمان بنهارت صافوت و ستاره گان بمنتهای درخشنده گی برای اینکه از باغ هم بی سرو صدا بر آید از عقب بوته ها خیزیده خودش از روضین اطاق خدمت گاران و اشپز خانه حمانه نمودن میخواست که دفعتاً در مقابلش دو نفر ایستاده یکی از ین دو نفر مرد بالند قامتی و دیگرش زن دامن کوتاهی بود که پر بزرگی بر کلاه خودش نصب داشت - بلانش از خوف زیاد مفلوج شده نه حرکت میتوانست نه صدا و نه تکلم مانند مجسمه یاس و نا مرادی بی حرکت ایستاد . طرف مقابل که باندازه او متحیر و مبهوت نبود از فرصت استفاده کرده آهسته گفت هوش کن يك كلمه هم بر زبان نیار ما دوستهای توهستیم - بلانش شما میگوئید ولی من آواز دوست را نشنیدم . کاترین اینقدر بلند حرف مزن ! بگو پیشم ماد موازل بلانش کجاست . بلانش مثالیکه از شدت خوش حالی خفه شده باشد نعره زد خدای من ! کاترین این تو هستی کاترین من هستم اینرا گفته و بطرف لا دبولت اشاره نموده ایراد نمود بلی این منم که بمعاونت این مرد شريف وعده خودم را ایفا کردم . طفل شما صحیح و سالم در اردوی فرانسه مخواب راحت است کاترین چون دید که بلانش هنوز هم بکلمات او بدرستی آگاهی نشان نمیدهد مسله را زیاده روشن نمودن خواست من از رزبهان سیزدهم پیاده خفیف مشروبات فروشم ( هاپزبویوت ) پسر شماه در خیمه من نزد شوهی محفوظ و سالم است - بلانش آه دوستم مرا از غم و اندو بکلی نجات بخشیدی و چقدر ممنون خواهم شد اگر همین دم باردو داخل شده و ها پزبوت را ببوسم کاترین این قدر عجله منا سب نیست درین وقت شب بار دو گاه داخل شدن مجولیت محض است لا و بولت خانم عزیز مدام له فیور حق بجانب است درین وقت هر که اراده رفتن اردوگاه را بکند مثاليكه سرش را بكف داشته و باخود میبرد . بلانش باوجود اصرار و تکرار زیاد کاترین ولار بوات مخاطرات ماندن قلعه را شرح داده گفت پدرم میخواهد همین امشب مرا بیای محراب کشانده بدست بارون دهد چنانچه قانون دان وکشیش هر دو منتظر نشسته اند اگر نروم باید از حیات دست بشویم . هر سه نفر در تاریکی شب عقب پته ها مانند سه مجسمه ها ایستاده خاموش ماندند و نمیدانستند چه تدبیر بسنجند با نهایت کاترین با صدای ظریفین خودش خاموشی را شکسته گفت ایگاش اگر له فور درینجا می بود ضرور بیا فکری یا رای پیشنهاد کرده میتوانست ! - بلانش ! چه میشود که هر سه ما یکی برگردیم کاترین مخاطرات کله ها استحکامات و اردو گاه را چنان عبور باید کرد ؟ - بلانش : « من بنفس خود از هيچيك ازینها خوف ندارم! آیا میدانید مادر یکه مشتاق دیدار او لادش میباشد مخاطره یا مانع تام چيزی در مقابل او وجود ندارد ؟ » قریب بود که کاترین ازین دلایل قانع گردیده با بلانش بطرف اردوگاه برگردد که دفعتاً صدای پای چندی از یکی دروازه های قلعه شنیده شد هر سه بدانطرف متوجه شده دیدند که با رون لوندال با چند نفر خدمت گار ها که مشعل ها در دست دارند بطرف کلیسا میروند چون دیدند که از کنار ایشان خواهند گذشت خود را زیاده تر در برگ ها و شاخ ها پنهان نموده ساکت و صامت ماندند . در آنهای که از قریب ایشان میگذشتند با رون یکی از خدمت گاران بر گشته گفت برو ماد موازل بلانش را اطلاع بده که عروسی از ساعت موعوده قدری وقت تراجرا خواهد یافت و من و مارکیز در کلیسا منتظر او هستیم . »
جریده ملی انیس موید ارتقای ملت است و منادی اتفاق و وحدت ، انیس از اولین جراید صاف گوی و پاك نویس است که در پرتو شعاع آزادگی دوره درخشان نادر شاهی بوطن عزیز ما افغانستان خدمت میکند جریده انیس همیشه در برابر اعمال و افعال عموم عمال این جامعه يك آئینه مصافاتی بوده افراد صادق و فعال دول، وملت را با بر جسته ترین عباراتی بنام تشویق و قدر دانی تحسین آفرین گفته چهره های زیبای شان را بقشنگ ترین وضعیتی تصویر میکند و اشخاص تنبل وکاهل یاجانی و خاین جامعه را بنام تنبیه و تنقید بشدید تران لهجه تقبیح و به فجیع ترین حالی کاریکاتور میکشد . اخبار انیس به نسبت تفریح بیکاران با سواد همدرد شفیقی است و برای مطالعه اهل کار بهترین مصاحب و رفیق صفحات انیس دارای تمام مزایای نشریات ملی است و ستو نوای ان جامع جزو و کل مطبوعات لازمی هموطنان با ذوق به انیس اشتراك کنید انیس اگر چه بوضعیت يك جریده هفته کی در وسعت اطلاعات عمومی خدمت میکند ولی صورت و معنویات يك مجله را دارا است که رفع همه تنوع احتیاجات روحی خواننده را نموده و در اخیر سال بحيث يك مجموعه نفیس و با بهای زیب کتابخانه شما هم شده میتواند. سر مقاله های آن پیشنهاداتي در اصلاحات اجتماعی ، میدهد و سیاحت عالم بی خبران را به اوضاع دنیا آگاهی میرساند علوم و علمای آن مردم را بفضایل علمی و شرافت علم و کارنامه های آنها آشنا میسازد و فنون و اختراع ان در اکتشافات تازه دنیا شما را دانا و بینا مینماید اطلاعات صحی آن حافظ صحت و سلامتی شماست و دافع مرض و ناخوشی ! ادبیاتش مهیج روح است و زنده کننده احساسات قلب خبر های تازه خارجه و داخله آن اسباب اطلاع شما از اوضاع نزديك و دور است و فکاهیات پر خنده آن باز کننده چین های پیشانی و آورنده سرور . هموطنان با ذوق به انیس اشتراك كنید و از اشتراك خود بترقی يك مؤسسه ملي اظهار همدردی ! انیس در هر هفته يك شماره در هر ماه چهار هر سال پنجاه و دو شماره از دستگاه مطبوعات وطن بیرون میدهد هر شماره انیس ١٦ صفحه و در هر صفحه ٣ ستون و در هر ستون (۳۲) سطر موجود دارد به استثنای بعضی هنگام فوق العاده که مفصل تر بیرون خواهد شد . اونیان آن در سالیانه در مرکز ١٢ افغانی و در ولایات باضافه محصول پست ١٤ افغانی و در خارجه (۲۰) شلینگ میباشد اینهمه مزایا را با آن پول قابل دا را شدن و باز در خرید آن اندیشه یا خود داری کردن کمال بی ذوقی است ۱۲ افغانی در یکسال معادل قیمت مصرف کبریت هم نمی شود که به خرید آن کاهلی نشان داده شود. آقایان تا زود است بشتابید و اشتراك كنيد كه ندامت خوانید کشید سالهای گذشته اگر در بدل ۱۲ افغانی به انیس اشتراك ميا شتید چرا حالا برای هر مجلد سالانه او ٢٠ و ٣٥ افغانی پرداخته و با آنهم برای بدست آوردن آن فلپته و چراغ گرفته سر درد بگردید . يك نقص چند عقل را زیاد میکند ازینهم نقص کشش عین نفع است از گذشته اگر تجربه گرفته باشید آینده انیس را از دست ندهید انیس روز بروز بصورت طبع و ترتیب مقالات ترقی خواهد کرد ممکن است به آینده نزدیکی از اثر همت هم وطنان با ذوق و مشترکین حساس تغیر وضعی بخود داده در دایره و مطبعه خود وسعتی دهد ستونها یا کلیشه های مخصوص و صفحاتش را با گراور های قشنگ آرایش داده و با حروفات تازه تری جلوه گر عالم مطبوعات گردد و قتاً که انیس سر و صورتی بخود گرفت و لباس قشنگتری پوشید بار مجبوو خواهید شد بقیمت گران تری تمنای خریداری کند آنوقت پول زیادتر و پیشگی گرفته خواهد شد مانند حالا اداره همته و ماهانه قسط و مرور را نمی نخواهد گردید غرض نگوئید چرا نگفتی هموطنان با ذوق با نیس اشتراك كنید و از اشتراك خود بترقی يك جریده ملی همدردی !
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیـس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۳ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ ٫٫ طلبه معارف ۷ ٫٫ در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزانه‌دار فرستاده میشود باید رسید قبض و معاوضه باشد مطبعه انیس
[BLANK PAGE]
(شماره ۲۳) (مجلده) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوست ۲ " خارجه ۲۰ شلنگ انيس اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارنده : محیی الدین ۲ شنبه ۲ عقرب ۳۱۰ تأسیس ١٣٠٦ ١٤ جمادي الثاني ١٣٥٠ جشن سال سوم نجات وطن بدیهی است که هر ملتی دارای پاره ای خصایص و استعداد فطری بوده و نظر به آن روح ملیت و قومیت آنها تشکیل می یابد . ملت نجیب افغان گذشته از شجاعت ذاتی یکنوع محبت و صمیمیت بوطن و پادشاه خود داشته و همچنان بعواملی که موجب تزئید شئونات مملکت است فوق العاده اظهار علاقه مینمایند . که این محبت بشاه و وطن و علاقه بوسایل ترقیات مملکه یکی از خصایل فطری این ملت بشمار میرود . روز ۲۳ میزان که یکی از روز های تاریخی و مسعود مملکت عزیز دست و بیداد گار نجات وطن از چنگال ظالمانه حکومت سقوی و فتوحات درخشان نادری همه ساله درین چنین يك روزی جشن مطنطن و باشکوهی در خود مرکز و بتمام اقطار مملکت گرفته می شود لذا در چمن حضوری که یکی از نزهتگاه های با صفای مرکز است قبل از رسیدن روز مسعود ۲۳ میزان ترتیبات جشن با کمال جلال و شکوه گرفته شده بود اهالی با همان ذوق سرشار بساعت موعوده پای منار یاد گار نجات مجتمع شده متعاقباً کابینه محترم وزراء هیئت کور دیپلوماتيك و وکلای محترم ملی و صاحبدمنصبان رشید عسکری طلاب مکاتب و سایر مامورین کشوری و لشکری حضور بهم رسانیده منتظر و رود موکب ملوکانه بودند . بساعت ۹ هم ذات اقدس شاهانه تشریف آورده به منبریکه جهت ایراد خطابه گذاشته شده بود صعود و جشن سال ۳ نجات وطن را با بیانات قیممت دار ذیل افتتاح فرمودند : نطق افتتاحيه اعلیحضرت بسم الله الرحمن الرحيم ملت عزیز و قدر دانم ! اولاً بشما وعامة ملت غيورم ورود مسعود این روز فیروز را که مبداء دور سعادت وحیات باشرف افغانستانی و بهترین خاطره افتخار تاریخی است تبريك و تهنيت میگویم ، و بدر گاه خالق بی نیاز عموماً عرض و نیاز می نمایم ، که افغانسان را تا جا لبان دراز ، مزید شرافت ها و اعزاز و افتخارات سر بلند و ممتاز داشته باشد ! از خداوند برای شما و تمام ملت محبوبم و عامه مامورين و همه عسکر مظفر خود مزید توفیق و معاونت را مسئلت دارم تا در راه سعادت ملت و ارتقای مملکت خود بیش از پیش مظهر چنان خدمات مهمی شوید که اران رضای الهی و خوشنودی ملت اسلامی و شرف و افتخار این خطة افغانی حاصل گردد . عزیزانم ! بمناسبت این روز فیروز که ما وشما آن را از فضل و مرحمت الهی و حسن مساعدت عموم ملت و مجاهدت فدا کاران صادق وطن نائل گردیده ایم و به این تقریب سعید در رفع غایله و تفریط ، و دفع وحشت و جهالت ، و ازاله مناظر بد بختی کسب موفقیت کرده یم شکر نموده بشما وكافة ملت عزیزم توصیه مینمایم تا برای حفظ موجودیت ملی و سیر
صفحه ۴ ( شماره ۲۴ ) جلد پنجم مدارج تکامل و ترقی خود همیشه وقایع تاریخی جشن امروزه را که حاوی يك سلسله خاطرات متضاده غم انگیز و فرحت بخشی است ، بخاطر داشته اسباب و علل آن را که باعث انتباه و بیداری نفوس است ، بمحافظه های نسل آینده و طن بسپارند زیرا اگر عدم آموختن تجربه از سوانح گذشته و غفلات آینده بار دیگر میدانی به اینگونه بلیات ملی بدهد هما نا که ( خدا نا خواسته ) آبروی مملکت بخاك مذلت خواهد ریخت . ( لا وقع الله ) آری اگر ملل و اقوام جهان از سیر ناملام حوادثات سوء عبرت نگرفته در صدد اصلاح و جلوگیری از مخاطرات آتیه نبرآیند ، البته که روز گار برای اضمحلال و فشار دادن قوای هستی و موجودیت آنها حاضر و منتظر خواهد بود . برای اینکه ما و ملت ما خدای منان را باین موفقیت ملی که جشن نجات وطن بهترین یاد گار تاریخی او ست شکر گفته باشیم ، فریضه اولین ما و ملت ما ست که برای اعلای كلمة الله وحفظ بقای ملی با تمام موجودیت خویش در ره تقدم و ترقی مملکت عزیز ایثار وفدا کاری نمائیم . خداوند را شکر میکنیم ، که درین عرصه دو سال بفضل حق سبحانه وتعالى ومعاونت و اتحاد ملت عزیز حکومت شما توانسته است تا يك درجه عمران و اصلاح امور مملکت کاماب گردد ، و ازان جمله است ترتیب اردوی عسکری با لوازم عصری ، تامین امنیت عمومیه و تنظیم امور پراگنده داخله ، تمدید را ها و سرك ها ، تهيه وسایل حمل ونقل ، ترقی تجارت و گمرکات و زراعت و صناعت ، تدویر مدارس و مكاتب و مطبوعات و طبع تأسیس موسسه های مقدس شورای ملی و اعیان و جمعیت العلما ، ومجالس طرق تجارت و اصلاحیه ، و انجمن های علمی و ادبی ، ترویج و ترقی فابریکه های صنعتی ، کشف معادن تازه و استخدام متخصصین علمی وفنی خارجی و امثالها . این چیز های که شمردیم همه در اثر اتفاق و اتحاد ملت با حکومت و حسن خدمت گذاری و وظیفه شناسی تمام مامورین و هیئت كابينه دولت وصميميت ومعاونت تمام اقوام افغانستان است . لهدا ما از عموم آنها اظهار رضایت مینمایم و از خداوند توفیقات مزید برای عموم شان میخواهیم . ولی ملتفت باید بود که باین خدمات و اصلاحات قناعت کامل کرده نشود زیرا که این مملکت اسلامی ما محتاج مزید ترقیات سریع اداری و عسکری ، فلاحتی و تجارتی ، تخنیکی صنعتی و صحی ، بدق محتاج حیات علمی وفنی است . ترقیات علم و فن نیز از همه بیشتر محتاج باتحاد آراء و اتفاق افكار عموم ملت است ، که صمیمانه باهم دست داده با حکومت خود متحدآ در راه این وظایف ملی که اسباب بقای حیات مملکتی و حفظ آئین مبین اسلامی است قدم بر دارند . ما برای ادای این واجبات دینی وملی خویش از همه پیشتر هیئت دولت را بمزید حسن اداره و اعتدال وملت را بیشتر با تحاد و اتفاق و ابراز مودت ومساعدت با دولت ، و عموم افراد مملکت را به تحصیل علم وفن و حفظ الصحه که مراد از ورزش های جسمانی میباشد وتقويه اخلاق حسنه اسلامیه که سر چشمه همه ترقیات ماديه ومعنويه است توصیه و دعوت مینما یم . مخصوصاً از ملت محترم تمنای ما اینست که دولت برای اجرا و عملی شدن آرزو ها و آمال ملی و جلب مطالب ومواد خوشبختی و ترقیات مملکتی هیچگاهی از مساعدت عملی و همدردی وموافقت فکری ملت خود بی نیاز شده نمیتواند وحکومت مترقبه امروزه در اثر همین گونه معاضدت و پشتی بانی ملل خویش مدارج ترقی و سعادت را طی میکنند البته که ملت عزیز ما هم بحکم این ایجابات در همراهی کردن و هر گونه مساعدت ورزیدن با حکومت متبوعه خویش بیش از پیش بذل مقدرت خواهد فرمود . در خاتمه با منتهای صمیمیت وصفای نیت بقا و اعتلای ملت و مملکت عزیز افغانستان را از بار گاه خداوند فیاض نیاز و استرحام میکنیم . زنده باد افغانستان ( متعا بت عموم )
شماره ۲۲ جلد پنجم تبریکنامه شیخ السفراء بحضور اعلیحضرت درین موقع ع ج سفیر کبیر شوروی که سمت شیخ السفرا را داشت تبریکنامه ذیل را بحضور همایونی قرائت نمود : اعلیحضرتا ! امروز افتخار دارم بااعلیحضرت شما و ملت افغان تبریکات صمیمانه همقطاران محترم و تبریکات صمیمی خود را بتقرب جشن شاندار نجات وطن و جلوس تقدیم نمایم . درین روز عید ما بملت افغان آرزو های بی آلایش و صمیمانه نسبت به پیشرفت آن در راه ترقی مادی و عرفانی و تشدید استقلالش ابراز داده ، و با علیحضرت استطاعت و قوای زیاد و صحت کامل که برای اجرا آن درخشان و دوستی و سعادت دولت اتفاق لازمی است ، آرزو میکنم جوابیه ذات شاهانه جناب شيخ السفراء ! با مسرت تمام از احساسات و نظریات نيك جناب شما و همقطاران محترم تان نسبت به تعالی ملت و مملکت من بر خود مان و هم نسبت بشخص خویش امتنان می نمایم و آرزو دارم که افغانستان مستقل همیشه محفظ حسن روابط صمیمانه که خوش بختانه با دول دوست و معاهد خود دارد ، بر همان اساس سالیان دراز قائم و پایدار بماند . معروضه وکلای شورای ملی بسم الله الرحمن الرحيم اعلیحضرت استقلال ولنجات بخش افغانستان خوشبختی و مسرتیکه ما وکلای شورای ملی و عامه ملت نجیب تان از ورود این روز فیروز سال سومین جشن نجات وطن که بیاد گار اختتام دوره نحوست و بد بختی ملت افغانستان و شکرانه حیات با شرفانه گرفته شده است داریم ما را وادار مینماید تا به حضور شما اعلیحضرت معظم غازی و تمام ملت افغانی خود عرض تبريك اين تقریب سعید را تقدیم نمایم و این نصائح عالی و ارشاد های قیمتی شهریاری را بگوش دل شنیده جدا به تعمیل آن بکوشیم و باین وسیله خود ها را به مفخرت و شرافت مادی و معنوی و مراتب بلند دینی و دینوی واصل گردانیم ! اعلیحضرتا ! این روزیست که اجساد بیروح ملت در اثر مجاهدات ملت پرورانه و مساعیات وطنجوا هانه و ایثار و شجاعت تاریخی اعلیحضرت شما بحیات با شرفانه نایل و از عزم با الجزم شما بالمره لکه جمودت از دامان ملت افغانستان زایل شده است این روزی است که طلوع خورشید پرچم مجاهدین بقیادت اعلیحضرت شما ابر های تیره و مظلم شقاوت و بد بختی و ابتلای جسمانی و روحانی ابنای وطن را از مملکت بر طرف گردا نیده است. این رو زیست که فدا کاران وطن برای نجات مملکت صفحات خاك پاك افغانستان را از خون گلگون خود لاله زار و ملت و مملکت را از اقدامات تاریخی شان مسرور و صاحب افتخار نموده اند ان روزیست که حقایق پاس و حرمان ملت بيك عالم اميد درخشان و مسرت بی پایان به نیروی همت اعلیحضرت شما مبدل شده است . خلاصه این روز ، عنوان سعادت و ترقی و دیباچه تخلق وطن پر وری و پیش خیمه انواع شرافت و مفخرت و حمیت ملی ماست . به این تقریب بدر گاه حضرت الهی یکمال اخلاص و نیاز عرض شکران این لطف و مرحمت خدا وندی را مینما نیم که بها ملت این روز فرحت اند وزنجات وطن را از کرم و فضل خود بواسطه حسن تدابیر نادرانه اعلیحضرت شما کرامت وارزانی فرموده که عظمت ملی و شرافت تاریخی این خاطره شیرین و خدمات قیمتدارشما شهریار دها نست قرین ما دائها نقش سینه صداقت دفینه ما و نسل های آینده افغانستان بوده در بطون اوراق تاریخ وطن بخطوط درشت طلائی ثبت و بیاد گار می ماند . اعلیحضرتا ! هر چند ملت افغانستان از اثر انقلاب گذشته بسی خسارات مادی و معنوی را متحمل شده است ولی بهر راه آن ، تجارب مفیدی را حاصل ، و دوست و دشمن و خیر و شر خود ها را شناختند و از ان لوحه عبرت خوبتر پند و
صفحه ٤ ( شماره ٢٣ ) مجلد پنجم نصیحت گرفته از یکطرف ملت شجاع ما برای جلب منفعت و دفع مضرت خیلی زیاد بذل مجاهدت دارند و از طرف دیگر حکومت متبوع ما در اصلاح خرابی وارده و ترمیم خساره های دوره انقلاب و تنظيم عساکر و نشر معارف و تعمیم و قوام امنیت و بسط انصاف و عدالت و فراهم آوری اسباب مسرت عامه و رفاه جامعه و غیره شعب اداریه و عدلیه فوق العاده بذل مقدرت می ورزد . اعلیحضرتا ! امروز ملت نجیب و نجیب حکومت شما را از خود و خود ما را از شما دانسته تماماً سعادت و مرفه الحالی و آرامی خود ها را منوط و مربوط بوجود همین حکومت متبوع مقدس خود میدانند و تماماً متیقن هستند که این افتخار و نیکنامی که افغانستان را بعد ازین انقلاب خانمانسوز در باره الطاف ربانی نصیب گردیده است از اثر زحمت کشی و حسن نیت اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی است . اعلیحضرتا ملت محبوب و قدردان شما همه این زحمات قابل قدردان را که شما آنرا محض جهت سعادت و آرامی ما متحمل شده درین عرصه دو سال مملکت را با انواع فسوس و نگاه و الطاف خود مآلاندل فرموده اید از دل و جان تقدیر و از خدای قدیر برای شما شهر یار با تدبیر خود مزید توفیق را خواستاریم تا حسب آرزو و نیات بلند خویش وطن را شاداب و ملت را بمعارج بلند ترقی کامیاب گردانید اعلیحضرتا ! امروز ملت افغانستان بر وجود مسعود شما می نازد و برین کار نامه های درخشان شما که موجب سر بلندی و افتخار وطن در داخل و خارج است بر خود می بالد و از حسن اداره بازوی توانای شما و وا لا حضرت صدر اعظم و باقی کابینه فعال شان که تحت اوامر و هدایات شاهانه شما بر طبق امیدواری و انتظار ملت اجرا آت مینمایند اظهار مسرت مینمائیم و اصاله دعای مزید موفقیت شما و حکومت تان را مینمائیم . اعلیحضرتا ! ما این دوره باسعادت نادر شاهی را که از موهبت حضرت الهی بر ملت افغانستان احسان شده است از مسعود ترین ادوار مملکت دانسته اعمر او و دوام آن را از در گاه حضرت قادر توانا خواستاریم که برای عموم مادیت خصوص هیئت مامورین مزید توفیق اتحاد و تفاق و حسن نیت و خلوص عقیدت و فعالیت و زحمت کشی را که بهترین وسیله ارتقای يك جامعه است عنایت نموده ماد افغانستان را از خوشبخت ترین ملت ها بگرداند . در خاتمه مزید موفقیت و کامیابی های اعلیحضرت استقلال و نجات بخشای خود را در نجاح همه مقاصدیکه برای سعادت مات و ارتقای مملکت در نظر دارند خواستار بوده میگوئیم زنده باد اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی . پاینده باد استقلال افغانستان . نطق اختتامیه ( اعلیحضرت همایونی ) بعد از ختام معروضه فوق ریاست شورای ملی تکرار ذات شاهانه در کلمات مختصر دلچسپ نهایت مهم ازین حسیات و کلای ملت محبوب شان شکر گذاری فرمودند و دعا کردند « که خداوند بذات شاهانه و عموم مامورين وعسكر وملت افغانستان توفیق ارزانی فرماید تا در راه انجام خدمات مقدس وطن که فرض ذمه هر فرد ملت است مصدر اجرا آت مهمی شده این وظیفه مقدسه ایمانی ووجدانی خود را بکمال صداقت و امانت انجام دهند » راجع به اصلاحات و پیشرفتی که درین عرصه دو سال به ملت و مملکت افغانستان عاید شده است ارشاد نمودند : « این اصلاحات و اجرا آت که شما ازان ظهارات نمودید در حقیقت از لطف و کرم حضرت الهی به نصیب شما و این خاک پاك اسلامی گردیده است باز هم چون جهان عالم اسباب است ، تمام این کامیابی وموفقیت افغانستان در اثر مساعیدت و مساعدت ملت محبوبم با حکومت متبوعه شان و کوشش و مساعی جمیله صدر اعظم و کابینه شان وعامة مامورين ملكى و نظامی افغانستان بعمل آمده است » از در گاه ابی امید واریم همانطوریکه از لطف و کرم خویش افغانستان را از آفات و بلیات گوناگون نجات بخشیده
( شماره ۳ ) جلد پنجم در مدت اندك همه چرا جانش را التیام بخشیده است ، دائماً او را با شرف ووقار و جاده پیمای راه ترقی و افتخار داشته باشد . در خاتمه بعموم شما توصیه میکنم که در همه مواقع برای خدمت وطن وتعالی ملت خود ساعی و جاد وهمت خود را همیشه بلند و عالی داشته باشید تا بواسطه جد وجهد وسعی وعمل وهمت بلند خویش نزد خالق ومخلوق سر فراز وممتاز باشید . همت بلند دار که نزد خدا وخلق باشد بقدر همت تو اعتبار تو بهر اندازه که عزم و همت شما عالی وبدرگاه حضرت الهی سر عجز ونیاز شما بسجده باشد البته که بهمان اندازه مراحم ربانیه مدد و معاون شما بوده بواسطه عزم بالجزم و همت بلند خود مراتب ار جمدی را نائل میشوید . پس از اختتام نمایش نامه ها تقریباً بساعت (۱۰) اعليحضرت غازی رونق افزای صحن چمن گردیده وعده عساکر رسم کچت از حضور همایونی می گذشتند متعلمين مکتب حربیه ، تعلیم کاه توپچی تعلیم گاه پیاده تعلیم کاه سوار ، فرقه شاهی وقول اردوی اول مرکزی با تمام لوازم و تجهیزات جنگی از قبیل موتر های زره پوش ، تانک ها وموتر های لاری به نظم و ترتیبی که در خور يك عسکریت عصری است رسم تعظیم و حرکت خودرا بدورادور چمن انجام دادند گذشت همان عده موجوده بتقریب دو ساعت تماما جهان را بامسرت وخوشوقتی تمامی مشغول ساخت متعاقباً وقت ظهر رسید ومطابق پروگرام هنگام نماز شد اعلیحضرت بطرف مسجد جامع برای ادای صلوة جمعه تشریف برده و از ذحام مردم هم متفرق گشت . پس از ادای نماز جمعه و اوقات تفریح از ساعت ۳ الی ۴ ونیم در صحنه نمایشگاه عمومی عملیات مسعیریزم جریان داشت و پس از آن بین تیم حربیه و تیم معارف يك مسابقه حاکی از ٤ ونیم الی ۵ ونیم دوام داشت . روز دوم جشن از ساعت ( ۹ ) صبح الی ۱۲ آنروز يك مانوره بزرگ عسکری در میدان سیاه سنگ و پشتبادات نشان داده شد که از بهترین جنگ های مصنوعی بوده که تا کنون دیده نشده گویا حس شهامت و شجاعت در دل ها ایجاد کرده و از عظمت قواء عسکری و نظم و مراتب آن که درین دوره نادری عود کرده یاد میداد . همینطور برای هر روز و شب يكنوع نمایشاتی قرار پرو گرام های جشن و اخبار های آن معین کرده بودند از قبیل پهلوانی وقت مال والی بال نمایش کا بلاوان شنیدن سایرها کشتی رانی در کول وعده تفرحات بسیاری بود که این ۶ شب و چهار روز بمنتهی خوشوقتی و سرور جشن نجات وطن را بپایان رسانیدند . سیاست عالم : ا ينده بريطانيا ( ۳ ) علاوه بر آنچه که گفته شد هر نهضت و جنبش اشترا کی که حادث شود قوانین ونظامات موجوده را در مقابل پیشرفت کار خود سنگ بزرگی خواهد دید این قوانین ونظامات حقوق مالکیت فردی را صیانت نموده ، بنا بران او لین قدمی که بایستی بر دارند تغییر واصلاح قانون و بر قراري رژيمي است که بر طبق آن برای اجراي مرام خود اقدام کنند وهر گاه در این دو قسمت ، تغییر قانون ووضع رژیم جدید – موفق نشوند بطور حتم شکست خواهند خورد . نتیجه این خواهد شد که حزب کار گر وقتی نتوانست مقاصد اساسي خود را اجراء نماید وخط مشي صحيحي اتخاذ کند قواي خود را از دست داده ولطمه بتونائي او ميخورد ، زیرا حزب در انجام مقاصد ومرام خود ، بيشتر متکي باجراي مقاصد و بر آوردن آرزو هاي خود بوده تا آنکه به زعماء وشخصيت آنها نظر داشته باشد ودر اینصورت يك حزب جديد در مقابل حزب کار گر وجود پیدا خواهد کرد که بطور حتم آن حزب بالشو يكي خواهد بود ونسبت بمبادي واصول حزب کار گر بان نظر نگاه خواهد کرد ، که حزب کار گر
( صفحه ٦ ) ( شماره ٢٣ ) (مجلد پنجم) در بدو تشکیل خود باصول ومبادی حزب لیبرال اتکاء کسبورند و موفقیت حزب بالشویکی بیش از حزب کار گر خواهد بود ، چه ، آیا برای تغییر افکار وطرز کار و منقلب ساختن احساسات و مشاعر مردم ابراز فعالیت نموده و کار خواهند کرد و باین ترتیب انگلستان آرام و ساکن یکمرتبه بواسطه وجود يك افکار انقلابی عمیقی که از ریشه تکان خورده است منقلب گردیده و باعت يك زد و خورد شدیدی بین طبقات مختلفه میشود ، واین یکی از پیش بینی های لنین در طرز انتشار بالشویکی در ارو پای غربی است ! * * * مرحله ثانی که بریتانیای کبیر در آن سیر خواهد کرد اینست .. خیلی دور بنظر میرسد که مستر ماکدونالد مجدداً زمامدار امور شود و در انتخابات آتیه ناچار شکست خواهد خورد و در اینصورت محافظه کاران پیشرفت حاصل نموده و مستر بالدوین برای مدت پنجسال دیگر زمامدار امور خواهد شد . حال اگر ما در موضوع سیاستی که مستر بالدوین پیش خواهد گرفت بحث و گفتگو نماییم ، در واقع از حقایق مشهودی گفتگو کرده و پیش بینی و حدس نزده ایم زیرا مبادی و اصول حزب محافظه کار معروف و براي همه کس شرح داده شده - منجمله ایجاد سدهای گمرکی ، و کوتاه کردن دست اشتراکیون ، افزایش اهمیت بحریه بریتانیای کبیر - وخلاصه خط مشی او بیشتر ملی میباشد تا آنکه بین المللی و بهمین واسطه با تخاذ این رویه در سیاست خارجی پیشرفتی حاصل نکرده و مجدداً کارگران روی کار خواهند آمد . با يك همچو وضعیت متناقضی دو احتمال در سیر وجریان سیاست انگلیس وجود دارد اول آنکه چه دولتی زمامدار امور خواهد شد که رویه اشتراکی را پذیرفته وبر طبق آن عمل کند . و دیگر آنکه چه دولتی در راس امور قرار خواهد گرفت که با رژیم اشتراکی مبارزه نماید در صورت ثانی ، یعنی مبارزه با اشتراکیون ابتدای انحلال حزب کار گر ونمو ورشد افکاری که بیشتر از افکار بالشویکی و « سندیکالی » افراطی میباشد خواهد بود چه ، با این وضعیت بعموم ثابت خواهد شد که تاوقتی که رژیم پارلمانی با این صورت و جود دارد رویه اشتراکی را پیشرفتی نخواهد بود ثبوت این قضیه افکار اشتراکی را در مقابل افکار بالشویکی ضعیف خواهد ساخت همانطوری که افکار حزب کارگر در بدو تشکیلات آن حزب نفوذ لیبرالها را از بین برد و در نتیجه این پیش آمد تنفر عمومی که حتماً منتهی باستعمال زور و عنف خواهد شد ایجاد میشود . و لیکن اگر در این میانه حزب کارگر یک سیاست فعال وشجاعانه را پیش گرفته معادن ، بانکها کمپانیهای « سیگورتا » وغیره را در مالکیت دولت بدر آورده ، و در وضع مالیات برای تسویه اختلافات طبقاتی رویه عادلانه را اتخاذ کند يك همچو سیاستی دارای مزایای بیشماری است که در عین حال مشکلاتی هم در پیش دارد که عده زیادی از اشتراکیون با آن بمخالفت قیام خواهند نمود . بنا براین اینطور فهمید میشود که در آنجا بعضی اشتراکی ها و جود دارند که معتقدند تغییر ناکهانی و عنیف موجب از بین رفتن بسیاری از پروژه های اقتصادی بوده ولطمه عجیبی بصادرات انگلیس خواهد زد که در نتیجه بعضی از بازار های تجارتی او از دستش بیرون میشود . آنها با داشتن این معتقدات چنین فهمیده اند که بایستی بین تمام عناصر ملت ایجاد اتحاد و توحید مساعی نموده و رژیم زور وعنف منتهی بمتلاشی ساختن و انقسام عظیم بین طبقات ملت میشود . آنها معتقدند که این ترتیب مخالف با طبیعت ساکت و آرام انگلیس بوده و دلیل آنها در این عقیده اصلاحات زیادی است که در انگلستان با آرامی و سکونت بعمل آمده وخلاصه سیستم عنف وشدت
صفحه ۷ شماره ۲۳ مجلد پنجم که در روسیه مجری است با نظر منفي مي نگرند . از شرح این دو طریقه اینطور نتیجه میگیریم ، که از میان این مرحله در ظرف مدت سی سال آینده یکت چیز بوجود خواهد آمد ، اولا اگر جنگ عمومی حادث شود رژیم حکومت انگلیس بطور حتم تغییر خواهد کرد ، و هر گاه در جنگ هم فاتح شود باز هم نخواهد توانست احداث وسط زندگي مردم را صیانت و حفظ کرد. ومعناي عدم تواناي او در محافظت حد متوسط زندگي، تنفر عمومي تمام طبقات ملت خواهد بود و این تنفر موجب تمرد و تمرد باعث انقلاب بوده که در نتیجه سرمایه داران دیکتاتور سیادت خود را تحميل و مدتي بيش طول نخواهد كشيد که انقلاب عظيمي نظير انقلاب رو سيه در انگلستان حادث خواهد شد . و در صورت ثاني ، يعنی استقرار صلح بعقیده من بریتانیای کبیره با شتراکی سوق میشود، و دستجات اريستوكراسي که فعلا در همه جا دیده میشوند ضعیف خواهند شد و بجای فعالیت فردی و شخصی فعالیت مشترک وعمومي بر قرار خواهد شد . شخصیت افراد و رجال از روي عمليات وفعالیتهای آنها تعیین مي شود نه از روی ثروتي را که مالک هستند و در خلال این جریان افراد را مجالي براي اختيار اقتباس از جریده کابل اعجاز قرآنی بقلم محمد کریم قاضی زاده (۲) ( بمانند تلفات سنگین امراض مهلکه محرقه و كوليرا ، صدمات جانفرسای ولکانها ، زلزله ها ، طوفانهای بحری طغیانهای دهشتناک انهار و رودخانه ها یا تشدد مخوف و تباکن سردی و گرماها یا بالاخیره وقوع حریقهای بزرگ ) نیست ، که با خسارات فوق الطاقة آن برابری و همسری نموده بتواند . چه آلوقایع و صدمات آنها از يك جنبه یا دو جنبه بیشتر نبوده ، موقعة دوام داشته است . بالعکس مضرات این ماده رژیم و تعیین مقدرات خود خواهد بود و مدت زمانی انگلستان در فقر وفاقه باقی خواهد ماند ، زیرا در این دوره انتقال مصائب بسياري روي آور مي شود که بايد بر تمام آن ها غلبه نمود . و در هر حال من كاملا معتقدم که اگر این رژیم اشتراکی پیشرفت نماید انگلستان در آینده یک مملکت نیک بخت وسعادتمندي خواهد شد که رفاهیت و آسایش در سر تاسر آن وجود داشته زيرا افراد ملت انگلیس بی اندازه عدالت و دادگری را احساس و درک می کنند . ( انتهي ) ( اطلاعات ) خبيثه و وجود آن پس از اعتیاد ، همیشه با عالم بشريت توام و بر سبیل استمرار و دائم همراه بوده ، منهاجاً یا فاسد و معطل نمودن اعضای جدی و فعال جامعه بشری مصروف ، و بخاتمه دادن حیات با شر یگانه آن در پی کار است . تا اینجا از مضرات پر آشوب آن بحيث عمومی بحث را ندیم ، کنون بد نخواهد بود که سلسلة کلام را قطع نموده ، داخل تعرضات مضار آن بشویم و حتى المقدور فرداً به تشریح ضررهای مهمه ایکه از آن متوجه عالم بشریت شده و میشود بپردازیم . صرف نظر از ضرر های اخلاقی و اقتصادی آن ، نخست لازم میدانیم که نبذی از مضرات ( صحی و عقلی ) آن مباحثه شود ، بهتر است ، چرا که ، و جود صحت و سلامت عقل اولین شرط بقای انسان در ساحة زندگانی و تنازع حیات بوده ، در مقابل پیش آمدهای خشن و ناگوار روزگار ( که هرابی با يك قيافه عبوس و وضعیت های درشت در مراحل تعین خیز حیات انساني را استقبال مینماید و او برای ادامه حیات بپذیرفتن آن مجبور است ) بزرگترین وسیله کامیابی و مظفریت بشمار میرود . بیشترین مضرات جسمی الکحل و مشروبات الکحلی در معده ، نظام عصبی مرکز قوای فکری و دماغی و سایر اعضای رئیسة بدن بمشاهده رسیده است چه ، اولین هدف پیکان زهر آلود آن در جسم از قرار معلوماتی که علمای فن
( شماره ٢٢ ) صفحه ٨ مجلد پنجم تشریح پس از تجارب زیادی بدست آورده اند ، عمده میباشد . زیرا ، بواسطۀ استعمال آن یکنوع خراش و سوزشی در معده تولید ، و بالتدریج غشای لعابدار آن ( که هضم و تحلیل غذا بدان مربوط است ) تورم و درشتی اکتساب نموده ، در نتیجه بسوء هضم ، اسهال و پیچ شکم و غیره امراض امعائی منجر میشود . و هکذا بوسیله عروق جاذبه بجگر نفوذ نموده ، جگر را خورد و ضعیف ساخته ، بالاخره دامنه آن بورم جگر ، استسقا و یرقان میکشد . و از خواص آنست که ، بواسطۀ دوران خون بقلب رسیده ، بی انتظامی در حرکات آن تولید و امراض متنوعۀ قلبی بمانند اختلاج و ضعف قلب احداث مینماید . و اما چنین نیز شده است ، که از سبب جریان خون بعضی از شرائین کوچک دماغی ترکیده بمعرض سکته حیات صاحب آن خاتمه داده است . یا بریه ( شش ) انتقال نموده آنرا تحریک و در حرارت غریزی و حرکات آن موقتاً ، حدت و تندی تولید مینماید . و پس از چند ساعت رفع تاثیرات آن ، رخاوت در طبیعت طاری گردیده ، جسم سرد و بکیونات فوق العادۀ بدن و اعصاب را مبتلا مینماید ، که ازین بعد ها سل و ذات الریه احداث شده ، طراوت و رونق چهره بر طرف ، و از عمر طبیعی میکاهد . ازینجهت است که در اوایل استعمال ، بدماغ و دوران خون هیجانی و سرعتی تولید نموده ، موقتی از آن انسان احساس لذت و مسرت میکند . و بدبختانه بعد از چندی عکس العمل بخود گرفته ، در نتیجه اختلال در نظام عصبی و دماغ پیدا شده ، منمر بامراض مهمه دماغی مانند هذيان ، فراموشی رعشه ، فالج ، گردیده ، قوای عقلی مختل ، ناطقه دچار لکنت و منده وجاً حواس زایل شده ، بالاخیر بجنون و مالخولیا یا بانتحار و خود کشی خاتمه مییابد چنانچه ( در ممالکیکه شرب آن رایج و متداول است ) در صد ( ٦٠ ) الی ( ٧٠ ) از مجنونین و انتحار کننده گان ، مبتلایان با الكحل ، یا اشخاصی معتاد بمشروبات الکحلی میباشند . و گذشته ازینها بر سبیل توارث نیز تمام این امراض که ازان حاصل میشود بنسل و اولاد صاحب آن متوجه گردیده بعاقبت و خیمی نسل بشری می انجامد . مضرات اخلاقی آن ، از آنجائیکه تکون اخلاق حسنه در بشر ارتباطی بمعجزه داشته ، تمکن و رسوخ آن متعلق بقوای دماغی و حواس اوست ، و استعمال مشروبات الکحلی ، یگانه بر هم زننده نظم و نسق قوی دماغی و عقلی بشمار میرود . لذا در اثر ضعیف و مختل ساختن استعمال آن دماغ را . بدیهیست ، که بواسطۀ دماغ معتر نیز معطل مانده ضعف اخلاقی تولید میشود . و انسان از دائره اختیار خارج گردیده بمانند حیوانات بهیمه از ارتکاب هیچ يك اعمال شنیعه ( که بحکم شرع یا عادت و مراسم اجتماعی ممنوع است و شرم و حیا که در وقت سلامت حواس مانع آن میشود ) باك و رو گردانی ندارد که توضیح و تشریح هر يك آن منفرداً خارج از محط تهذیب و نزاك است . مضرات اقتصادی آن : این قانون اقتصاد است ، که هيچيك از سرمایه و ثروتها استهلاك كرده نمیشود ، مگر در اثر فائده که بعدها از آن مترتب و در زیر نظر گرفته شده است . انسان مبالغی صرف مینماید از برای خوراک و اطعمه ، بالمقابل فائده ئیکه از آن به او عاید میگردد همان ادامه حیات و رفع وسائل هلاکت است . زیرا ادامه حیات زجزء آن مسائل ایست که رأساً به اکل و خوراک متعلق بوده بجز آن چاره متصور نیست . همانطور زارع ها ؛ تاجر ها شرکتها کمپانیهای بیمه و غیره و غیره موسسات اقتصادی ، فنی ؛ مدنی ، عرفانی ، هر آنقدر سرمایه و مبالغی را که استهلاك مینمایند ، از برای فایده آتی خویش و ثمره لذیذ و خوشگوار ایست که بعد از چند بها مدت بدان نایل میشوند . اما استهلاك سرمایه و مبالغیکه در راه الکحل و شراب نوشی نموده میشود یا بمصرف میرسد ، ظاهر است ، که از رهگذر جسمانی ، بغیر نتایج و خیم آن که در فوق ذکر یافت ، بهیچ و یک فائده دیگری از آن توقع و چشمداشت
صفحه ٩ (شماره ۲۲) مجلد پنجم نشده و نمیشود . و همچنین نقصانات آن از جنبه های دیانت ( اسلام ) و اخلاق نیز بهر فردی آشکار است . که در پای آنهمه ثروت و مبالغ مستهلکه خویش جز خسران و پشیمانی برای خود باری دیگری نیآورده ، بچه عذابهای صریحی نیست ، که چه در دنیا و چه در عقبی در حق خویش نکرده است . چنانچه دیده میشود ( در ممالکیکه شرب خمران متداول و مستعمل است ) اکثریه از مبتلایان آنرا ، که آهسته آهسته تمام سرمایه و هستیهای گنزاف خود را در راه آن عمل شنیع و حرام صرف نموده ، در آخیر به انواع امراض مهلکه و خانمانسوز جسمی و اخلاقی مبتلا گردیده ، به آلام گوناگون و بد بختی های حسرت باری رخت زندگانی از جهان بر بسته اند . یا بعضاً بعد از اتمام دارایهای گران خویش ، به سفالت و سیه روزیهای رقت انگیزی افتاده ، که گدائی و سر کردن ها مون پر آشوب سفاهت اخلاقی دزدیها ، یغما ها ، نهب ها ، قطاع الطریقی ها وغیره وغیره گردیده ، و بالاحصل بزیر ساطور خونریز جلادان ، دست و پایشان قطع و یا بر سر چار چوبه های مهیب دار مقدرات شان فیصله و حیات ننگین سر تا سر بارشان خاتمه یافته است ( نعوذ بالله ) و ازینجاست ، که آنرا در کتب فقیه ما به ام الخبائث تعبیر نموده اند . وباعث اینکه ، شرب آن در دین مقدس اسلام ( از ١٣٥٠ سال قبل برین ) حرام قطعی گردیده ، و به اجتناب و دوری گزیدن ازان ، کافه مسلمین مامورند . مضرات و همان صدمات جان خراش آنست که ذات واجب الو جود ( جل جلاله ) بعلم قدیم خویش بدان عالم بوده ، در شریعت غررای محمدی استعمال آنرا نهی نموده است . بناوم آن دیانت پاك وحکیمانه ای را ، که بعد از ( ١٣٥٠ ) سال حقایق منافع و مضرات اوامر و نواهی آن امروز کشف و ظاهر گردیده ، مخالفین آن بحقانیت و برتری آن اعتراف و خبر از فرو کردن سر تسلیم در مقابل آستان رفیع و مجید او چاره نمی بیند . و اينك برسبيل اطلاع وتائید قول خویش یکه قطعه فوتوی یکی از مبلغین مشهور امریکا ( مستر پسیه وث ) نامی را که کنون درمدارس ( هند ) هم بتبلیغ ضد شراب آمده است ، نقل و تورج درشماره گذشته نمودیم، که تا ابنای وطن عزیز ازان عبرت و پند گرفته ، در انجام و جرای اوامر و نواهی دینی خویش که رویهمرفته تمام آنها از روی نفع رسند و خالی از حکمت نبوده ، و ما بدان مامور و مکلفیم نهایت که از هیچگونه مساعی کو تاهی و خود داری ورزند . خبر های خارجي بحران اقتصادي در امريكاي شمالي تاس مسکو - ١٦ اکتوبر - قرار اطلاع نیو یار ک ، تهدید بحران اقتصادی بر متحده آمریکای شمالی قریب شده میرود . مطبوعات هر روزه ور شکسته گی ١٠ – ١٥ بانک های بزرگ را اطلاع میدهد . سهام بانک ها درتمام مدت ماه ستمبر ٣٥ فیصد تنزل نموده است قرار اطلاع رسمی وزارت کار مبلغ عمومی معاشات در فابریکه ها صناعتی در حال حاضر ٤٠ فیصد کمتر است نسبت به سال ١٩٢٥ در عین زمان با وجود شدت بحران امواج مصادمات رو بترقی است اعتصاب بر خلاف تقلیل معاش در حال حاضر در صنعت ؛ نساجی و چرمی شروع گردید است . ترقي خواجه گي دهاتي در س س س ر مسکو - ٧ اکتوبر - کمیسار ملی زراعت ، یا کوف لف اظهار نمود که در سال ۱۹۲۹ در تمام اتحاد شور ويه ( ١٢٠ ) ملیون هیکتار بذر کرده شده در سال ١٩٣٠ ١٢٧٫٢ هیکتار ، و در سال ١٩٣١ ١٣٨٫٤ هیکتار بذر شده است . میدانهی کشت س س س ر
صفحه ۱۰ شماره ۲۲ مجلد پنجم در سال ۱۹۰۰ الی ۷ ملیون و در سال ۱۹۳۱ الی ۱۱ ملیون هکتار ترقی نموده است . حالا ئیکه ده سال قبل از جنگ تمام مبدائهای کشت روسیه به ۱۵ ملیون هکتار میرسید . جمع آوری پنبه در آسیای وسطی مسکو - ۷ اکتوبر - آسیای وسطی در اول ماه اکتوبر قریب ۱۰۰ هزار تن پنبه جمع آوری نموده است حالا ئیکه در همین موقع سال گذشته حصه ٤٠ هزار تن پنبه تهیه نموده بودند . فلز کاری شورویه مسکو - ۷ اکتوبر - محصولات چودن و فولاد سی س س ر ترقی لا یتغیری را نشان میدهد . محصولات چودن و فولاد ممالک مهم کاپیتالستی در ده سال اخیر ۱۷ ، ٤١ فیصد تنزل و محصولات سی س س ر الی ۲۱ فیصد ترقی نموده است . وزن مخصوص سی س س ر در محصولات چودن دنیا در سال ۱۹۲۹ از ٤ و نیم فیصد الی ۸ فیصدی در نصف اول سال حاضر ترقی نموده است . وزن مخصوص سی س س ر در محصولات فولاد دنیا از سال ۱۹۲۹ الی ۱۹۳۱ از ٤ فیصد الی ٦ فیصد ترقی نموده است . اتحاد شورویه در محصولات چودن و فولاد از انگلستان پیش رفته است . سایرین سی س س ر جای چارم را در فلز کاری دنیا اشغال نموده است . بحران اقتصادي ریوتر پیغام دنیا بیان میدارد که خطر بحران در موضوع اقتصادیات که مجمع ملل به صورت شرط دادن قرض باستریا اقضا نموده است ، رفع گردیده و مجلس ملی پیشنهاد اصلاح بودجه را منظور نموده است . * * * پیغام واشنگتن بیان میدارد که خساره ( ٩٠٢٩٥٠ ) هزار دالار در اصول اتحادی در ربع اول سال مالی را خزانه امريك اشعار نموده است ، و فکر نموده میشود که خساره این سال جز در صورتیکه محاصل زیاده شود ۱۵۰۰ ملیون دالار خواهد بود . * * * پیغام لندن بیان میدارد که ، مامون است نفاق بین حزب محافظه کار نسبت به نواقص نتوانستن حزب احرار بابه فورمول ، انتخاب قبل از التوای پارلمان به تاریخ ۱۷ اکتوبر معاملات را به بحران نزديك كند . پس از انیکه معلوم شد که احرار میل دارند راجع به تعرفه به موافقه برسند وضعیت ایشان نسبتاً بنا بر بیان های لاند جارج از بستر علالت که سابقاً با تعرفه و انتخابات مخالفت نموده است ، دفعتاً شدید شد . گاندي وانگليس روز نامه ( آبزرور ) در سرمقاله خود بیان میدارد که آتیه کنفرانس میز مدور خیلی درخشان به نظر نمی آید و میگوید که اگر می خواهند اصلاح ممکن شود کانگرس باید وضعیت خود را به نسبت اقلیت ها تبدیل کند . گاندی که ظهر روز یکشنبه به کین تر بری رسید و در انجا در منزل شیخ القری اقامت نموده ، چون گاندی به استراحت محتاج است ترتیبات گرفته می شود که در آخر هر هفته هم چنین استراحت داشته باشد زیرا کار لندن برای او زحمت زیاد میدهد . برای مرتبه اول درعین مفاهمت گاندی و نماینده گان مسلمان شعبه کنفرانس میز مدور مذاکرات شب دوشنبه به صورت ممتازی امید افزا بود . دانسته شده است که گاندی به صورت موقتی با اساس انتخاب جداگانه ، و اکثریت مسلمان ها در پنجاب و بنگال وحق کثرت به مسلمان ها در ایالتی که دران اکثریت دارند تسلیم نموده است . به محض انیکه تشکیل جدید در حیز عمل در آید ، راجع به مسئله انتخاب مشترك استصواب نموده خواهد شد . گاندی قرار اته را پورت می شود ، اظهار امید نمود که مسلمان ها تمام اقتضائات کانگرس را قبول کنند . نماینده گی مذکور بر این مصوبه در جلسه صبح روز سه شنبه غور نمود دو ثلث مسلمان باقصای استقلال کامل طرفداری ندارند و حاضرند از اقتدار کامل مستملکات طرفداری کنند راجع به مسئله اداره کامل دفاع و مالیات ، مسلمان ها تا باندازه که با داوه یا الیسی عسکر تعلق دارد ، با گاندی طرفداری خواهند هند
صفحه ۱ شماره ۷۳ مجله پنجم کرد. مگر در اداره انتظام عسکر طرفدار نیستند. در مسأله اداره مالیات کاملاً به او موافقت دارند ، و نماینده گی مسلمین متحداً تصمیم گرفته اند که از ادعای اقلیت های دیگر برای نماینده گی مخصوص طرفداری کنند. و قبل از آنکه رسماً فارمول اتخاذ نمایند ، از گاندی خواهش خواهند نمود ، که موافقت اقلیت ها دیگر را نیز به تصویبات خود بدست آورد. در جلسه امروزی ظاهر گردید که تا باندازه که به اقتضات مسلمین تعلق دارد گاندی عزم دارد مسئله انتخاب مشترک وجداگانه را به وسیله يك استصواب که بزودی نموده شود ، حل کند . وغالباً بذریعه تلگراف با انصاری مخابره خواهد نمود ، تا آنکه در نظریات او خصوصاً در مسئله استصواب که اعتقاد میرود انصاری با آن مخالف است نظریه او را معلوم کند. در کنفرانس غیر رسمی در روز سه شنبه گاندی راجع به پیش رفت مذاکرات خود با مسلمین ها فعلاً را پورت معین ندارد مگر اظهار امید نموده که در عصر امروز اطلاع معینی داده میتواند. بجواب سوال اقلیت های کمتر گاندی گفت بهترین راه برای ایشان اینست که يك فارمول متوافق علیه را اتخاذ کنند و گفت من به طرفداران خود به هند اطلاع خواهم نمود چونکه فعلاً دست های مرا حکم (ماندات) کانگرس بسته است، کنفرانس بساطت ؟ بعد ظهر امروز جلسه خواهد نمود. گاندی باز مسلمین ها را ملاقات میکند ، با مردم سك نیز مذاکره دارد. تغيير كابينه جرمني مسکو - ۱۱ اکتوبر - قرار اطلاع برلين ، حكومت جديد تشکیل گردیده در حکومت جدید صدراعظم وزیر خارجه برو ننگ، وزیر حربیہ و وزیر داخله گرینر مقرر گردید. مطبوعات کمونیستی جرمنی اشاره می نمایند ، که تشکیل دوباره حکومت بروننگ اقدام جدید و جدی بطرف فاشیزم و تهیه اقدامات برای ترتیبات واضح دیکتاتوریت در تحت رهنمایی هند نبرک و گوهبل میباشد. طوفان هوا و سیلاب در چین شنگهای - ۲۸ اگست - بواسطه طوفان هوا هشت ميل کناره های شهر بزرگی که مابین شهر شاپو و کاوچو واقع شده است هزارها میل مربع زمین را غرقاب نموده و صد هزار نفر از سیلاب تلف و ملیون ها نفوس بی خانمان میباشند . آیا دولت انا روزی قروض جنگ را کم خواهد کرد ؟ احتیاج ساختن اروپا از سر نو اخبار تجارتی نيو يارك اظهار میدارد که قرض های دول متحدین را باید دولت امریکا کم نماید در این صورت استفاده این مطلب را اولتر از همه دولت بريطانيا خواهد برد . تمام پولی که دولت انا زونی طلب دارد گمان میرود باید پنجاه دو صد تخفیف داده شود، بانك های امريكا هم با این مطلب متفق و اظهار میدارند که اصلاح و نظر ثانی به قروض جنگ از سر نو سبب و كمك تجارتي دنيا خواهد شد. ( خبر نگار دیلی هرالد ) نیور يارك - ۱۹ اگست روز نامه مذکور صحت این مطلب را به تذکاری که از طرف جمعیت با اطلاع وال استریت بآن شده میدهد و نیز اظهار میدارد که حکومت جمهوری آمریکا مشغول تهیه ساختن قروض ها و مبادله میباشد و ممکن است که در يك كار روائی ابتدائی از برای قرار داد تازه متحدین و حلاجی کردن انتظام با قروض مجدداً داخل شود - توجه کاملی به ترتیب تازه ادا نمودن قرض بعمل خواهد آمد تا اینکه بتوانند بموجب وضعیت حاضره اقتصاد قرض های خود را متحدین ادا نمایند. روز نامه مذکور این مطلب را هم نیز متصل میسازد که دولت بريطانيا سود زیادی می پردازد و به این جهت اول از همه از قرض دولت معزی الیم کاسته خواهد آمد . ادا نمودن تمام قرض ممكن نيست روسای ارشاد دولت انازونی در واشنگتون عقیده ندارند که شروع نمودن کار روائی
صفحه ۱۶ (شماره ۲۳) جلد پنجم ادائیگی قرض در موقع آخر سال جنگ مستر هور را امکان نداشته باشد و تصور میکنند که سفارش کمیته بانك های بین المللی در اسیل بر اینکه دولت باید وقت خود را در کار روئی ابتدای راجع به پرداختن قرض های زمان جنگ پیش از وقت دیده باشد روسای مذکور نیز این عقیده را دارند که این پیشنهاد پس از چند ماه خیلی ذیقیمت خواهد بود ، یعنی وقتیکه فشار مادی در موقع مذکره راجع بعهد و پیمان بین الاقوامی شروع خواهد شد نیز عقیده دارند که درین موقع مذاکره زیاد رسمی در خصوص کار روای ابتدای ممکن است مخالفت فرانسه را سخت تر نماید . خیلی اشخاص هم کار روای ابتدای و کم کردن قروض مخالفت دارند عقیده روسای دولت نگارولی دال بر این است که مدت يك سال ژبرای اصلاحات امور مالیه اروپا کافی نخواهد بود . شینر بوراه رئیس کمیته تعلقات خارجه دولت آمریکا به او نیز اظهار داشت مادامیکه اروپا بی قرار داد علامانه و قرار داد جنگ را در دست نله نمایند واقعاً مسئله قرض يك گونه تضييع اوقات خواهد بود که پیش نهاد باطل نمودن قرض را بنمایند مسستر بورها حتماً طرف دار اصلاح قرض می باشد ولی باید این اصلاح با اصلاح ساختمان حقیقی ارو باهم سیاسی، هم اقتصادی شمولیت داشته باشد. از هر طرف اتو مبیل روي آب یکی از کار خانجات انگلستان اخیراً اتو مبیلی را اختراع کرده است که می تواند روي آب وخاك ، مثل هم حرکت کرده و براي رفتن آن خشکی و دریا فرق نمی کند . از این سیستم اتو مبیل دو عدد براي پرو پاگند وتبلیغ از کارخانه بافریقا و آمریکا فرستاده اند ، تا ضمناً اعلانی از امتعه انگلیس با شند . این اتو مبیل روي دريا بقدر متعارف « سرعت مطابق سرعت روي خاك » بواسطه توازن ظروف مخصوصه که در اطراف او میباشد حرکت کرده ـ چون ظروف اطراف آن مملو از هواء بوده ومتصل با اتو مبیل است از هر گونه غرق وزیر آب رفتن در موقع طوفانی هم مصئون میباشد محرك اين اتو موبيل شبيه بمحرك كشتی بوده و تنها با يك نفر شوفر می تواند حرکت کرده و بهر جانب رانده شود . طیاره اقیانوسی بزرگ یکی دیگر از کار خانجات انگلستان يك طياره بزرگ اقيانوسی برای خدمت در قوای بحری دولت ژاپن ساخته و تسلیم نموده است این طیاره در نوع خود از بزرگترین طیارات بوده و حتی ازطیاره اقیانوسی معروف آلمان که معروف بنام خبر های داخلی محاکمات عسكري قرار اطلاعات واصله ۱ : ـ محمد موسی ملازم فرقه اول یک میل تفنگ را مفقود کرده بود به تعزیر شش ماه حبس و تاوان تفنگ با لمجاکمه محکوم گردید . ۲ : ـ عبد الغنی خان كاتب سابقه كندك ۲ غند ۳ فرقه اول به نسبت غفلت به تعزیر ۷ روز حبس عادی محکوم گردید . ۳ : ـ سید احمد خان کند کشتر که بالای یک نفر شیر محمد نام سپاهی خدمت شخصی خود را انجام مینمود ده روزه قطع معاش گردید . (بقیه در صفحه سیزده ) دو کی ، میباشد و وسعت ۴۰۰ نفر مسافر را دارد بزرگ تر و مدهش تر است . ماشین آن عبارت از ۴ انجن بزرگ بوده و از بزرگ ترین طيارات این سیستم میباشد که تا بحال کارخانجات انگلستان بحساب دولت ژاپن ساخته . ساختمان این طیاره با استتار و کشتمان شدیدی شروع وخاتمه یافته ، چنانچه تا هنوز تصميمات را جعه بحمل ويا اعزام آن و تشخیص پست مخصوص طیاره که در چه قسمت وارد کار میشود . معلوم نیست . « از مجلات خارجه »
(شماره ۲۳) ٤ : - خوشدل خان تو لي مشير شاهي تولي غند ۲ که غفلت کرده بود تعزیراً ٢٤ ساعت حبس عادي محکوم گردید . ه : - غلام نبي خان سر كاتب غند ۲ فرقه اول پیاده به نسبت غفلت مذکور تعزیراً به سه روزه حبس عادي محکوم گردید . ٦ : - شیر محمد ، عبد الصمد محمد محسن ، محمد نبي ، لعل محمد سلاح انداز ، که متهم به فعل قمار گردیده بودند بعد از تعزیر شرعي بدادن عوض وطرد از مسلک جلیله عسکري محکوم گردید . ۷ : - سید احمد ، محمد افضل ، جعفر قربان ، امیر محمد ، وغلام محمد تا مان قومي هزاره که عبد العزیز خان کند کندمشر قومي خود را تکفیر نموده بودند هر كدام شان به هشتاد هشتاد ضرب و یک یک سال حبس محکوم گردیدند . اقدامات گمرک کابل اگر چه چندین بار شکایت مامورین كمرك چهاریکار بمدیریت كمرك مرکز واصل شده بود ،مدیریت كمرك كابل در صدد تحقیق ومنتظر معلوم شدن اصل قضیه بود که اخیراً را پورتي بمديريت كمرك واصل گردیده ومشعر بر ساخته كاري تجار وكمرك انجا بود که جناب مدیر صاحب كمرك کابل با سر کاتب و ٤ نفرملازم كمرك براي تفتيش وتحقيق مسئله مذکور عازم چهاریکار شد در نتیجه تحقیقات و اقدامات جدي وغيره وغيره چهارده قلم اموال مذکور را دستياب نموده واپس بكابل آمدند . ورود وعزیمت : آقا محمد بها در خان نواب یار جنك كه یکی از اعیان حیدر آباد دکن بوده و بمجلس تقنینیه آنجا عضویت دارند در ایام جشن لجسات وطن بکابل وارد شدند بتقریب هشت و ۹ روز درینجا توقف داشتند . آقای نواب شخص دانشمند و مرد مهذبي هستند زبان فارسی را بفصاحت تلفظ میکنند ، از حیدر آباد بعزم حج بیرون آمده و پس از تشرف بیت الله شریف بساحت ترکیه رفته بودند براه شام و عراق عرب بخاك ايران عزیمت كرده و از انجا براه هرات رهسپار کابل گردیدند طوریكه خود شان اظهار میکردند علت این سیاحت شان ذوق ديدن بعضی نقاط ممالك اسلامی و ملاقات برخی علما و دانشمندان عالم اسلام بوده : در کابل بشرف حضور اعلیحضرت غازی نایل آمده و ایام توقف اینجا را در اتر پذیرائی شایان وزارت جلیله در بار بخوشی بسر بردند . اغلب او قات خود را بسیر و گردش اطراف و نواحی کابل گذرا بیده و گاهی هم طرف ملاقات بعضی رجال علمی وادبی افغانی و ارباب جراید واقع میگشتند از مباحث و ملاقا ـ های خود درین نو حی و مخصوصاً از وضعیت كنونی افغانستان و امنیت تامه این سر زمین که از هرات الی کابل دیده بودند بسیار اظهار خشنودی و رضا نیت مینمودند ، چون دوره زنده گانی ایشان بتمام ها در نقاط گرم سیر مصروف شده و بهوا و فضای سرد كمتر عادت داشتند اینست که با تاسف خاطر سیاحت خود را درینجا قطع کرده و روز یکشنبه بسمت هند عزیمت کردند . بسیار خوشوقت شدیم که یکمردی از اعیان و دانشمندان یکی از ممالک اسلامی بوطن عزیز آمده و بمسرت خاطر مسافرت خودشان را بپایان رسانیدند . سرمای پیش از وقت وبارنده گی تقریباً از یکهفته باینطرف هوای کابل فوق العاده سرد شده روز ۳ شنبه ٤ عقرب از صبح باران شروع بشام چهار شنبه به برف تبدیل يك صبح چهار شنبه روي سرک وگذر ها باندازه ۳ انچ برف ديده میشد اگر چه برف کم بود ولی اکثر اشجار شکسته وسیم های برق وتيلفون را بهم زده است . معذرت این هفته جریده ما بعلت علالت نگارنده واجزاء اداره ازموعد نشر آن یکد و روزی عقب افتاد و روز پنجشنبه بیرون آمد از آقایان مشترکین تعطیل گذشته را عفو خواسته وتلافی آن را در آینده وعده می دهد . ( دفتر اداره )
شماره ۲۳ نطق اختتامیه وزیر صاحب معارف در روز اخیر جشن نجات بسم الله الرحمن الرحیم اولا حمد و ثنا میگویم مر خدای را که مکون جهان و حیات بخشا بنده عالمیان است و درود می فرستم به روح پاك و مقدس حضرت رسول مقبول او محمد مصطفی علیه افضل الصلوات و اكمل التحیات و آل و اصحاب او که حامیان حقه و فدائیان حقیقةً راه اسلامیت بوده اند. بعد آ ورود سال سوم این جشن نجات وطن را از دست جهل و نادانی از دست غوایت و گمراهی، از دست هلاکت و تباهی، بعموم هموطنان عزیز تهنیت و تبریك گفته از درگاه ایزد منان جل ذکره تمنا میکنم سالیان دراز تا ختم دوره جهان صحنه مملکت افغانستان از چراغان این عید تاریخی مشعشع و درخشان و قلوب افغانیاں بخاطره های قیمته از این خدمت بزرگ و فداکاری سترك پادشاه معظم و قائد افخم خودشان اعلیحضرت (محمد نادر شاه) افغان مسرور و شادان باد. آمین. هموطنان محترم! تداول ایام و لیالی رفتن شب ها، آمدن روزها و وقوع واقعات در این اثنا نه محض يك امر معمولی ساده عبث و بیفایده ایست بلکه يك عالم رمز ترقی و انحطاط عالمیان دران مرموز و مرکوز است. بلی تنها گفتن دیروز چه بودیم امروز چه شدیم برای تأمین حیات جامعه کفایت نکرده بایست بدانیم چرا دیروز آن حال در نتیجه کدام عمل سوء واقع گردید و این مسرت را چه عملی به روی کار کشید. همه میدانیم انقلاب ارتجاعی و فلاکت آوری را که در اواخر ۱۳۰۷ بروز نمود و در عرصه چند ماهی تخت شاهی افغانستان را بدست دزدان سپرده خزینه، سامان حریبه که از سالها باین سو جمع و گرد آورده شده بود در میدان ضیاع و اتلاف گذارده، هزارها پدر را بی پسر پسر را بی پدر گردانید چه اشخاص به روی کار آورد و کدام اشخاص باعث این همه خرابيها گردید هر کس علتی برای آن خواهد سنجید اما علت مهم آن همانا بی اعتنائی حکومت در تطبیق اصول ترقی و عنعنات ملی و عدم توجه و مراقبت در اجرای اصولات حکومتی بوده که همیجه بی اعتنائیها و عدم توجه و در نظر نداشتن مقتضیات حال و محیط لاجرم منجر باحداث بی اتفاقی در بین حکومت و ملت گردیده رفته رفته این بی اتفاقی و نفاق بدرجه رسید که همه را از جاده حزم و احتیاط بر آورده صحنه مملکت را يك صحنه خونین بس مدهش و عبرت آوری قرار داد. آیا در نتیجه اشخاصیکه باعث اینهمه تباهی های ملت گردیدند کدام زحمتی دیدند، جان و مالی ضایع کردند؟ نی بلکه همه آنها از میان صحیح و سالم جسته بدون اندك خساره جانی و یا مالی بمرکوشه و کناری فرا رفتند افغانستان ماند و همان ملت بخون آغشته آن افغانستان ماند و همان سه چهار ذوات مبارك و همایونیکہ راحت و جود و مفاد شخصی خودشان را وقف امنیت و آسایش خاك وطن کرده زندگی در زار خاك وطن را لذت بشمار میدانستند بلی می بینیم در آغاز انقلاب این ذات مبارک این فداکار حقه اسلام و وطن پادشاه محبوب ما در گوشه مملکت فرانس در بستر بیماری مدیده افتاده افکار برادران معظم خودشان را به تیمار داری خود مصروف نداشته است همینکه خبر انقلاب و بی امنی وطن راهی شنود با وجود ممانعت دوکتور های ماهر که نبایست از جا حرکت کند والا خدا ناخواسته بیم مرگ است آن همه تداوی و شفاخانه های مستریح و منظم را گذاشته باراده اصلاح و تأمین امنیت وطن با برادران با حزم و ثبات شان پس از تحمل زحمات فوق الطاقه مسافرت خودشانرا بسمت جنوبی میکشاند. در مدت هفت هشت ماه با وجود علالت مزاج از ابراز خدمت برای نجات وطن باز نمانده چه بزبان، چه به تحریر چه بشمشیر بمعاونت خداوندی و كمك اقوام غیرتمند سمت جنوبی و وزیر پاستیلای مرکز حکومت افغانیه موفق و بمناسبت این خدمت برجسته و فداکاری مردانه خود بپادشاهی و اولی الامری ملت افغانستان برضائیت و ابراز عامه با وجود امتناع خویش منتخب و قبول گردیدند. (باقیدارد)
نادر افغان شناختن مردان بزرگ و برجسته اقوام وطبقات عالم براي افراد حساس و اشخاصی که طبعاً ذوق کنجكاوي دارند ، يكي از بزرگترين نعمت هاي دنيا بشمار ميرود ، افراد ترقي و نوابغ روزگار بر پایه در نظر عامه عظمت واهميت مقام دارند بهمان اندازه آگاه شدن سوانح و حالات ايام زنده گاني شان براي مردم پر قدر وقيمت است ، خواندن سر گذشت ها و کار نامه هاي افراد نامدار عالم نه تنها به اشخاص متفحص لغايد تسفر يحي وروحي ميبخشد ، بلكه براي وسعت معلومات ومجرب ساختن يا مجهز گردانيدن افراد در مبارزات حياتي بزرگترين اعانتي مينمايد ، چه ، پستي وبلند يها وتلخي وشير يني هاي كه دوره زنده گاني يک نابغه را تشکیل داده و در كشا كش زنده گي حوادث بزرگي كه در برابر آنها عرض اندام نموده و با مقابل استقامت ومتانتی كه از طرف آنها بظهور رسیده بالاخره از مایوسی ها گرفته تا كامیابي هاي او شان یک سلسله معلومات و يک رشته اطلاعاتي است كه در روحيات تاثرات عميقي كرده وبراي افراد یک جامعه نا صح مشفق يا سرمشق دهنده رویه و رفتار زنده گانی واقع میگردد ، اعلیحضرت نادر شاه افغان كه امروزه زمام مهام مملکت زيباي افغانستان را درید اقتدار دارند گفته میتوانیم نه تنها در جامعه ما طرف محبوبیت واقتنا هستند که در تمام اقطار عالم يک فرد برجسته و با نام ونشاني تشريف دارند کساني که سيماي موقر و هيکل پر حشمت این قاید محبوب ما را دیده و یا واقعات مهمه وفدا كاريهاي تاريخي آن ها را به نسبت ترقیات ومان عزیز ما افغانستان شنیده اند از هر گوشه و كنار در تجسس وتفحص اند كه يک مجمل ومفصلي از ادوار زنده گاني ایشان را بدست آورده و بصورت واقع شناساني بآن وجود مقدس بهره مند ماند ، درين باره بايستي بسيار ممنون ومشكور زحمات قلمي آقاي برهان الدین خان كشككي بود که در نتیجه یک مدت مطولي دونده گي و ذوق سرشار نو يسنده گي توانسته اند یک مجموعه نفيس ومعكسي بنام نادر افغان در قید نگارش آورده و بهمو طنان و اهل دانش خارجه و داخله اهدا نمایند ، برهان الدین خان از فضلاي معروف ونویسنده گان جدي وفعال وطن ما بشمار میروند گذشته از علم وفضل آن بیگ نویسنده که فعاليت بتمام معاني در شان او اطلاق شود برهان الدین خان است ، آقاي كشككي علاوه بيكسلسله نگارشات يا تراجم و تاليفات خود كه عبارت از چهار ساله نشریات اتحاد مشرقي جلال آباد چهار ساله نگارشات سوانح نگاري عصر اماني ، تاليف رهنماي قطغن وبد خشان ، ترجمه سیرت النعمان ، کتاب لوي ميرگه ۱۳۰۳ ونشر اخبار حقیقت در محاربه منگل بوزارت حربيه و ترجمه شمر المعجم در ریاست شورا هنگام تصدي خود به تصحیح قوانین ، بآن پرداخته اند این کتاب جامع و مهم را نیز بوطن يک اثر بزرگي از خود بياد گار گذاشتند کتاب نادر افغان تنها سوانح اعلیحضرت غازي نيست بل حلقه هاي تاريخ نهضت و ترقي مملکت عزیز ما افغانستان بشمار میرود که به سر انگشتان فعالیت آقاي كشككي بهم وصل شده ، نادر افغان اولین كتابي است كه بحجم وقطع متناسب وطبع عالي وموضوعات دلچسبي از دستگاه مطبوعات ومان بیرون آمده كتاب نادر افغان داراي ( ٦١١ ) صفحه و ( ٤٩ ) قطعه تصاوير تاريخي و نقشه هاي خالي ميباشد ، اين كتاب ، لعل تفحص و طالبين شناسائي یک نابغه جامعه افغاني را از تمام احتیاجات معنوي كنچكاوي مستغني ساخته آوان ولادت و آغاز شمولیت اعلیحضرت را در خدمات وطن مخصوصاً محاربات استقلال وغيره حوادثات ترقي افغانستان را هنگام نجات وطن همه را بعبارات بسیار ساده وشیرین جلوه گر عالم مطبوعات گردا نیده ، كساني كه طالب این استفاده بزرگ یا شند در داخل مملکت بعموم دوایر جرايد وطني و در خارج بو کيل انحصاران افغاني رجوع بفرمایند ، قیمت کتاب نادر افغان در مرکز ، افغانی در ولایات با ضافه محصول پست 7 افغاني و در خارجه با محصول پست 3 کلدار ،
جریده ملی انیس موید ارتقای ملت است و منادی اتفاق و وحدت ، انیس از اولین جراید صاف گوی و پاك نویسی است که در پرتو شعاع آزادگی دوره درخشان نادر شاهی بوطن عزیز ما افغانستان خدمت میکند جریده انیس همیشه در برابر اعمال و افعال عموم عمال این جامعه يك آئینه مصدقانی بوده افراد صادق و فعال دولت و ملت را با بر جسته ترین عباراتی بنام تشویق و قدردانی تحسین و آفرین گفته چهره های زیبای شان را بقشنگ ترین وضعیتی تصویر میکند و اشخاص تنبل و کاهل یا جانی و خاین جامعه را بنام تنبیه و تنقید بشدید ترین لهجه تقبیح و به فجیع ترین حالتی کاریکا طور میکشد . اخبار انیس به نسبت تفریح بیکاران باسواد همدرد شفیق است و برای مطالعه اهل کار بهترین مصاحب و رفیق صفحات انیس دارای تمام مزایای نشریات ملی است و ستونهای آن جامع جزو و کل مطبوعات لازمی هموطنان با ذوق به انیس اشتراك کنید انیس اگرچه بوضعیت يك جریده هفته گی در وسعت اطلاعات عمومی خدمت میکند ولی صورت و محتویات يك مجله را داراست که برفع همه نوع احتیاجات روحی خواننده را نموده و در اخیر سال بحیث يك مجموعه نفیس و تاوی زیب کتابخانه شما هم شده میتواند . سرمقاله های آن پیشنهاداتی در اصلاحات اجتماعی میدهد و سیاست عالم بی خبران را به اوضاع دنیا آگاهی میرساند علوم و علمای آن مردم را بفضایل علمی شرافت علمیا و کارنامه های آنها آشنا میسازد و فنون و اختراعات آن در اکتشافات تازه دنیا شما را دانا و بینا مینماید اطلاعات صحی آن حافظ صحت و سلامتی شماست و دافع مرض و نا خوشی ! ادبیاتش مهیج روح است و زنده کننده احساسات قلب خبر های تازه خارجه و داخله آن اسباب اطلاع شما از اوضاع نزديك و دور است و فکاهیات پر خنده آن باز کننده چین های پیشانی و آورنده سرور . هموطنان با ذوق به انیس اشتراك کنید و از اشتراك خود بترقی يك موسسه ملی اظهار همدردی ! انیس در هر هفته يك شماره در هر مه چهار هر سال پنجاه و دو شماره از دستگاه مطبوعات وطن بیرون میدهد هر شماره انیس ١٦ صفحه و در هر صفحه ٣ ستون و در هر ستون (٣٢) سطر موجود دارد به استثنای بعضی هنگام فوق العاده که مفصل تر بیرون خواهد شد . ابونمان آن در سالیانه در مرکز ۱۲ افغانی و در ولایات باضافه محصول پست ١٤ افغانی و در خارجه (۲۰) شلنگ میباشد اینهمه مزایا را با این پول قلیل دارا شدن و باز در خرید آن اندیشه با خود داره کردن کمال بی ذوقی است ۱۲ افغانی در یکسال معادل قیمت مصرف کبریت هم نمی شود که به خرید آن کاهلی نشان داد شود . آقایان تا زود است بشتابید و اشتراك كنید كه ندامت خواهید کشید سالهای گذشته اگر در بدل ۱۲ افغانی به انیس اشتراك میداشتید چرا حالا برای هر مجلد سالانه او ٢٠ و ٢٥ افغانی پرداخته و بازهم برای بدست آوردن آن فلته و چراغ گرفته سر درد بگردید . يك نقص چند عقل را زیاد میکند از نیم نقص كشتن عين نفع است از گذشته اگر تجربه نگرفته باشید آینده انیس را از دست ندهید انیس روز بروز بصورت طبع و ترتیب مقالات ترقی خواهد کرد ممکن است به آینده نزدیکی از اثر همت هموطنان باذوق و مشتركين حساس تغییر وضعی بخود داده در دایره مطبعه خود وسعتی دهد ستونها با کلیشه های مخصوص و صفحه اش را با گوا وره ای قشنگ آرایش داده و با حرو فات تازه تری جلوه گر عالم مطبوعات میگردد وقتاً که انیس سر و صورتی بخود گرفت و لباس قشنگتری پوشیده باز مجبور خواهید شد بقیمت گران تری تماشای خریداري کنند آنوقت پول زیاد تر و بیشکی گرفته خواهد شد ما نند حالا اداره هفته و ما ها به قسط و مرور راضي نخواهد گردید غرض ليكم ليك چرا نگفتي هموطنان با ذوق با نيس اشتراك كنيد و از اشتراك خود بترقي يکن جريده ملي همدردي !
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ۱۳ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ افغانی طلبه معارف ۷ افغانی در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزانه‌دار فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد مطبعه انیس
[BLANK PAGE]
( شماره ٢٤ ) (مجلد ٥) انيس اداره : كابل چاره ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارنده : صحيفا حق اشتراك سالانه ١٢ افغانی محصول پوسته ٢ خارجه ۲۰ شلنگ ۲ شنبه ۱۷ عقرب ۱۳۱۰ تأسیس ۱۳۰۶ ٢٨ جمادي الثاني ۱۳٥٠ کبریت وطن يارفع يك احتیاج مهم مملکت واضح است که حیات اقتصادی يك مملكت نتیجه پایه مهم و قابل اعتنا و مستلزم چگونه زحمات و فداکاریست اساساً عظمت و شوکت يك مملکت مربوط به پیشرفت و ترقی اقتصادی آن مملکت است. مشکلاتی که بحران اقتصادی کنونی در دنیا بوجود آورده اهمیت مسئله را به طور قطع ثابت میکند چه امروز افکار تمام عالم بطرف بحران مالی معطوف و در مقابل آن مصروف مت و چاره جوئی هستند تا از خطرات مدهش آن جلوگیری کنند. غالب متفکران بحران مالی کنونی را از اثر کثرت تولید جنس وقلت مصرف تشخیص میکنند و اینطور عقیده دارند که تولید جنس از درجه لزوم و مصرف تجاوز کرده و وضعیت حاضره را بوجود آورده است فرض هم در چاره دیگری را خاطر نشان نماید . بهر حال نباید مطمئن بود که ممالک غیر صنعتی نظر به عقیده اول در تحت تاثیر بحران عمومی نرفته و بد آنها سرایت نخواهد کرد. در حالیکه فشار اقتصادی عمومی با شد تا اندازه بسایر ممالك غير صنعتی تاثير کرده و به نسبت تنزیل طلا، تنزل پول داخله و استعمال آن تولید بعضی شکالات خواهد کرد . از آنجا که مملکت محق تراغا هنوز در در داخله مملکت محتاج ورود اجناس خارجست و قسمت عمده احتیاجات ما از خارجه تهیه و وارد میشود درینصورت جای تردید نیست که مسأله اقتصاد منتها زحمت و فداکاری را ایجاب نموده و برای تامین احتیاجات داخلی و کثرت صادرات خیلی کوشش و توجه میخواهد . خوشبختانه مسئله اقتصاد نهایت مورد توجه حکومت مقد س ما واقع گردیده و فوق العاده جلب نظر اولیای امور را کرده است چنانچه پیشنهادات مفیده و مقید وزارت جلیله تجارت که از طرف مجلس عالی وزرا و حضور ملوکانه شرف منظوری یافته و جریان قسمت هـ که به تا وزارت ممدوحه در این راه فرموده موجب بسی خوشی است و امید است که بيك آتيه بزرگی پیشرفت های درخشان و مهمی در رشته اقتصاد محسوس و مشهود گردد. چیزیکه پیشتر از همه اسباب امید واری و خوشیست ترویج کبریت ساخت وطن منع ورود کبریت خارجیست این قدم بزرگی را که حکومت متبوع ما بر داشته نباید با يك نظر سطحی نگریست بلکه باید آنرا تقدیس نمود كه يك احتیاج مهم مملکت در داخله تامین و يك مقدار کلی پولیکه همه ساله در بدل قیمت کبریت میدادیم به جیب خودما باقی مانده و به ثروت مملکت افزوده میشود . بد يهست حکومت مقدس ما كه بكماله طرف دار رفاه وتعالى مملکت است هر ياً به اتخاذ اینگونه اقدامات مفیده صرف توجه مساعی میفرمایند ولی نظر باینکه مسئله اقتصاد يك مسئله عمومي وحتی در حیات شخصی و خانواده گی نیز دخالت دارد الله معاونت و کوشش تمام طبقات ملت درین مسئله حیاتی لازمی ولا بدیست تا در تحت توجه غيورانه اوليای امور و مضرات ملت از يك طرف به شتر از حتياجات ما در خود مملکت تهیه شده و از طرف دیگر بقم صادرت ما بیفزاید . موقعیست که قدم هائی که از طرف حکومت متبوع ما در راه پیشرفت و ترقی
صفحه ۲ ( شماره ٣٤ ) مجلد پنجم اقتصادی مملکت بر داشته میشود از طرق عموم با لخاصه کسانیکه چه از حیث بکار انداختن سرمایه وجه از جنبه صنعت وز راعت مصدر کار و پیشرفتی شده میتوانند باکمال فدا کاری و تحمل هر گونه زحمت و کوشش تعقیب و پیروی شود تا در نتیجه بکامیابی ها وموفقیت های مشعشع اقتصادی که عظمت وقدرت مملکت ورفاه عمومی بدان مربوط است نایل آئیم . امروزه که حکومت ما به تهیه يك کار خانه کبریت سازی موفق شده وحتی برای رواج آن ورود کبریت خارجه را منع کرده است ما هم باید این احساسات وطن دوستانه را داشته باشیم که در خرید آن از دو پیسه فدا کاری مضایقه نکرده گو کرد موجوده خارجه را بقیمت نازل تر خریداری نکنیم هر چه در بازارهای موجوده ما تنزل نرخ گوگرد خارجه را به بینیم باید بفهمیم که این سیاست برای اختناق ترقی صنایع داخله ماست و ما نباید بدست خود از مضایقه دو پیسه تفاوت قیمت کبریت وطنی وخارجه اسباب خساره بزرگ معنوی وطن خود واقع گردیم ازین هم باید مطمئن باشیم که یقین حکومت ما برای آینده در نظر خواهند گرفت که قیمت کبریت وطنی کمتر شود چه بکار خانه وسعت و قوت دهند که از میزان منوجوده که در روز بیست و پنج هزار قطی است زیاده تر اخبار مهمه چین و ژاپون پیچیده گیهای بین چین وژاپون از چندی است ار باب سیاست عالم را متوجه خود ساخته مخصوصاً موضوعات تازه برای جراید و مشغولیتی برای از انس و متصدیان اطلاعات میدهد . تصرف منچوری از طرف قواء حربی ژاپون چینائی ها را مجبور به بعضی اقدا مات بر علیه ژاپون وا داشته که این اقدا مات حرفی اگر چه خصیانه است ولی بدون جنك وجدال واستعمال قواء حربی گفته می شود چینی ها در مطالبه حقوق ( ملی تخلیه منچوری له اینکه از آماد کی وسوقیات عسکری کار بگیرند بلکه به پروپاگند مقاطعه اقتصادی وبایکوث اموال ژاپون درچین بیشتر اسباب تهدید ژاپان را فراهم آورده و بآن اهمیت میدهند ) واین اقدامات از قرار اطلاع جراید که ژاپونیها را نیز متاثر نساخته وبلکه دولت ژاپون از حکومت پـ[؟]کین تقاضا کرده که بايكوت ضد ژاپون را که بتمام مملکت حنین فرا گرفته خوا موش کند ومقارن تهیه شود و چه تد بیرهای دیگری از قبیل لا تری واعطای انحصار به تجار ویا بوسایل تشویقه دیگری متثبت شوند که گوگرد بیشتر ازین در داخله رواج بازار پیدا کرده وارزان تر شود . ( احمد علی ) اینحال دولت چهار کشتی کراوزر به شا نکهای فرستاده و خیال دارد که عده قشون در شهر پیاده کنند . و در اخبار ما بعد آن مینویسند باز ده فروند طیاره ژاپونی اخیراً تسزین جزو را که در راه آن بیان موکدن واقع شده وحکومت جدید موکدن که از طرف جنرال سوایا تشکیل شده در آنجا میباشد کوله باران کرده اند جمعی مقتول وعده مجروح شده اند مقصد هرچه از آنطرف شدت وحدت بخرج داده می شود از طرف مقابل ( چین ) در اقدامات بایکونی علایم قوت ثاکثری ظاهر می شود لحدیکه بعضی جراید خارجه آن را از جنبش ضد ژاپونی فزون تر دانسته وبه يك نهضت امپر یالیزم تعبیرش میکنند یکی از جراید المان ( بر نیز تا گبلات ) مینویسد مسئله جاپان و چین بریاست اتحادیه ملل توابه شده است مطابق به پیشنهاد حکومت چین ریاست الیوم ( ٢٢ ) ستعبر در يك جلسه قبل از ظهر مجادله منچوری را تحت مذاکره گرفته است گویا اولین مرتبه است که يك مجادله بزرگ دو حکومت مهم آسیا ئی در جامعه مال تحت مذاکره گرفته می شود ( سی ) نماینده چین اطلاعات آخرین را بیان نموده ؟ گفت .
شماره ٢٤ جلد پنجم همان حدودی را که ژاپانیها متصرف شده اند برابر به انگلستان بزرگ است و از بقایای اظهارات او چنان مفهوم میشد که او اوانی که یاد داشت حکومت خود را تقدیم نموده وضعیت خراب تر شده است مطالبات ژاپان که در یادداشت نیز ذکر شده اند تکرار نمود: ١ برطرف نمودن پیشرفت مجادله ٢ دوباره حاصل نمودن اوضاع سابقه ٣ تعین صورت صلحیه برای چین پس ازان (یوسیا دان) نماینده جاپان اظهار کرد: منچوری یک زمین وسیع است که در آن ژاپان دلچسپی های زیاد و حقوق مصئون دارد و علاوه بر آن در آنجا بصد ها هزار تبعه جاپانی امرار حیات میکنند ، در آنجا چین دو صد هزار نفر عسکر و ژاپان تنها ٢٠ هزار نفر دارد ، خرابی راه آهن مکدن از طرف عسکری چینی واقع شده است و قعه حالیه نتیجه واقعات سابقه میباشد که بواسطه عسکری چینی پیش شده بود مطالبات تلافی چین برای ژاپان قابل مذاکره نمیباشد دوباره حاصل نمودن اوضاع سابقه تنها در همان جای مرتب گردیده میتواند حکومت جاپان خیال ندارد بمقابل جمهوریت چین بجنگد و خواهش دارد که هر گونه کشیدگی برطرف گردد و مستقیماً مذاکره نماید يك مداخله پیش از وقت طرف ثالث در ژاپن باعث نا آرامی میگردد . معلومات متفرقه ٣ حروف هجا را که اختراع کرد؟ البته این مستغنی از بیان است که لوحه های را که ما در صدد تشریح آن می باشیم قیمت بزرگی در نظر علما دارد ، زیرا آنها نور جدیدی در اصل حروف هجا تیه انداخته و مارا بشناختن ( بقیه در صفحه ٤ ) نماینده چین میگوید که حکومت او يك تفتیش را بواسطه اتحادیه ملل میخواهد و هر آنقدر كه يك حصه خاک چین در تصرف چاپا نیها باشد در ظرف این هنگام ممکن نخواهد داشت بمذاکره مستقیم رضا بدهد . بنا برین وضعیت جامعه ملل در صدد اند که بزودی ترتیباتی بگیرند نماینده جاپان هم به جلسه آینده تعطیل این مذاکره را پیشنهاد کرده تا هدایات جدیدی گرفته بتواند ، یعنی تا کنون جامعه ملل هم نتوانسته است در اصلاح این مجادله موفق آمده و وضعیت سابق را فیما بین چین و ژاپون عودت دهد آینده معلوم شود مسایل مبحوثه بکجا خواهد کشید. مخترع آن كمك ميكند زيرا درين شكي نيست كه اختراع حروف هجا بزرگترين اختراعی است که انسان از زمان وجودش بر روی زمین تا امروزه بدان موفق شده است ، چنانچه اگر با اختراع آن موفق نشده بود با مدنيت وعلوم امروزه نیز واصل نشده و به مصارف بین مردمان انتشار نمییافت ، زیرا علم متقدم بر هر امری است وانسان بوسیله آن از مهلکت جهالت نجات یافته است. محقق نهاند که فارس ها در قرن هشتم قبل از میلاد يك اسلوبی از کتابت ( میخی ) اختراع کردند که مرکب از سی و نه رمز یا حرف بوده واین اسلوب بین ایشان شیوع کامل داشت . تمام علما برین عقیده دارند که فارس ها فکر این اختراع را از آرامیه یا فنیق ها ( که درین زمان بین ایشان شایع بود ) اقتباس کرده اند اما لوحه های « راس شمرا » از اختراع فارس ها قدر یا شش یا هفت قرن پیشتر میباشند چنا نچه اسلوب تحریر آن نسبت به خط میخی خیلی بسیط تر و آسان تر است ، چنین این يك نيز معلوم است که حروف یونانی و بالنتیجه تمام حروف اروپائی که حاضر اً معروف و متداول است اصلاً از حروف فنیقیه که تا آلان تمام علما برین عقیده بودند که قدیم ترین حروف هجائیه است که انسان شناخته است اخذ شده میباشد اما آرا علما در
( شماره ۲ ) كيفيت اختراع آن و اینکه آنرا فنيقي ها از ديگران اقتباس كرده اند و يا اينكه از وصور مختلفه که در نزد ملل كه در سواحل بحر ابيض متوسط مسكن داشتند و مخصوصاً مدارکه در سياحت هاي بحري خود ها با ايشان اختلاط حاصل كرده بود معروف بود جمع كرده اند يك عقيده نميباشند . پوشیده نیست كه يك عده از علما گمان ميكنند كه فنيقي ها فكر حروف هجائي را از رموز هیرو گلیفی اخذ کرده اند و چون این رموزات را خیلی مشكل و پيچيده يافتند و مقصودی که حروف مذكور را برای آن بوجود آورده بودند غير كافي يافتند با بتكار وسيله ديگري تصميم كرده و بعبارت نزديك تر بفكر اصلاح آن افتادند تا اینکه منتج به اختراع حروف هجائيه شد . اما انكه يك قسمت دیگر از علما از خلافي آثار جديدي که اخيراً بعضي ها را در سيناي كشف كرده اند و در آنها رموزات تصويريري است مي بينند ومشا هده مینمایند که دليلی بر تطور تدریجی رموز هیرو گلیفی است تا اینکه منتهی به اختراع حروف هجائی شده است درينجا يك چيز دیگری هم میباشد که باعتبار نزديك ميباشد و در نزد علما دست آویزی برای آن نیست که بصورت قناعت کنی آنرا تبادل نمایند و آن اینست : كه حروف هجائی فينيقيه كه در حوالی قرن يازده قبل از میلاد پیدا شد اثری از آن كه ذکری از قرن نه قبل از میلاد نماید باقی نمانده و این همان قرنی است که تاريخ حجر معروف به ( مو آبی ) با آن مراجعه مینماید شاید قارئين ميدانند كه عالمها آثار در همین نزدیکی ها کتابت فينيقيه را در روی قبر ( احيرام شاه بيلوس ، کشف کرده اند و این قبر در تمام محتویاتش بقرن سیزده قبل از میلاد مراجعه مینماید که این عین همان تاريخی است که لوحه های « راس شعرا » نيز بهمان تاریخ میباشد . این اكتشاف تمام علما را متحیر ساخته است زیرا این تاریخ کتابت فنيقی ها را قرنها دوقرن عقب مراجعه ميدهد آیا علت این چه طور است ؟ در هر حال هر گاه حروف هجائی فنيقيه ها قبل از زمانی که تمام علما بر آن عقيده دارند يا قبل از قرن يازده قبل از میلاد اختراع شده باشد . و یا کتابتی را که علما بر روی قبر « احيرام » یافته اند بعد از مدتی از وفات وی نوشته شده باشد ( که درین حالت قبر باید قريباً قرن بعد از وفات احيرام شاه ساخته شده باشد ) در هر حال هردوی این فرض احتمال دارد ، چنانچه اینهم محتمل است كه قبر درحین وفات « احيرام شاه ساخته شده باشد و برای اینکه قبر از بین نرفته و اینكه هميشه نامش بماند دو قرن بعد از وفاتش خط مذکور را نوشته باشند . در تمام این احوال منع ان نمي شود كه ما تاريخ حروف هجائي فنيقي ها را بقرن سیزده قبل از میلاد مراجعه ندهيم در حاليكه لوحه های را که علما را « راس شعرا ، کشف کرده اند این فرض را نيز تائيد مينمايند . در هر صورتی چه این لوحه ها بلغت فنيقي ها نوشته شده باشد ويا بحروفی که در ظاهر مثل فنيقی ها ميباشد مارا باصل اختراع حروف فنيقي ها دلالت نمیکند . مخصوصاً كه بين آن وبين حروف فنيقي ها يك فرق ظاهر و نمايانی ميباشد ، مخصوصاً چيزی را که تا حال علما هم نگفته اند و آن اینست که كتابت فنيقی ها از اصل كتابت « مینی » اخذ شده است . بالاخر چیزی را که صراحتاً ميتوانيم اظهار داریم اینستكه حروف هجاء در قرن سيزده قبل از میلاد رايج بوده است چنانچه كتابتی كه بالای قبـــر « احيـــرام ، مي باشد و این کتابت از تحریری كه بر روی « حجر موآبی » است و قبلاً بدان اشاره كردیم فرق زيادی ندارد بر این ادعای ما دالی میباشد . درينجا يك رای دیگری نیز هست که موقع برای شرح آن درينمقاله نمیباشد و آن اینست که كتابتی را که در لوحه های « ر اس شعرا » با زبانه یونانی قديمه تحریر یافته است از اختراع يك محرر فينيقي است که بکتابت بابلی يا مينحی احاطه کامل داشته و میدانسته که این سبك تحرير چه مشکلاتی دارد بناءً
شماره ٢٤ سراج الاطال خبرهای فنون و اختراع ترجمه از جراید مصری آیا رادیوم کدام معدن سحریست رادیوم یك مسحوقیست سفید مثل ( بقیه صفحه ٤ ) خواسته است یك اسلوب جدیدی كه قریب بمقصود و ساده تر باشد ابتكار نماید ، و چون اهل بابل بنوشتن بالای لوحه ها یا اسطوانه های سفالین بقلم مخصوصی كه میتوانستند با آن تصویر حروف میخی را خیلی دقیق بصورتی كه اطراف حروف مذكور برجسته و جلی ظاهر باشد معتاد بودند ، كاتب فینیقی مذكور كه كتابت جدید را ابتكار كرده است نخواسته از لوح و قلم معتاد صرف نظر نماید بناءً آنها را برای اختراع حروف جدیدی كه برای خودش و دیگران آسان باشد استعمال كرده است . و این همان حروف هجائی است كه بعدها تمام ملل متمدن دنیا آنرا اقتباس كرده و وسیله برای نشر علوم و مدنیت آنرا قرار دادند . ( انتها ) ( ترجمه : لطفی ) نمك طعام ، ولیكن در وزن یكپاو آن مساوی هزار پاو طلاء سرخ میباشد رادیوم خیلی گران بها است زیرا خیلی نادر و كم پیدا است ، یك مقدار قلیل آن مساوی یك ثروت بزرگ است در تمام دنیا زیاده تر از یك چند قاشق زیاده تر از آن موجود نمیشود . رادیوم دارای یك قوای عظیم و فعالیست كه اگر یك مقدار پیشتر آن یعنی یك رطل و یا دو رطل آن در یك محل جمع شود ، اسباب هلاكت خیلی از انسان ها خواهد گردید . اگر انسان به رادیوم مسح كند و یا بدست بگیرد ، در حال متالم و یا اثر آن كدام جرح و درد حس نخواهید كرد . مگر بعد از یك دو هفته همان موضع مسوس التهاب نموده یك زخم و جراحت بزرگ پیدا خواهد كرد كه علاج ناپذیر و سبب موت سریع می شود . اگر یك مقدار قلیل رادیوم را هم مالك باشیم و آن را با خود برداریم همین خاصیت را دارد . چنانچه شخصی انبوبه ( نیچه ) كوجكی از این عنصر را برای تجربه از مضرات در جیب خود گذاشته بود تا برای متعلمین ارائه كند پس از حل یك ساعت آن را از خود دور نموده بود لیكن پس از سه چهار هفته عین در همان موضع در تحت جیب آن روی جلد یك سرخی و خراشی پیدا گردیده و بعد ها یك جرحة بزرگ و عمیق و مؤلمی در آنجا حاصل نمود كه مدت ها برای معالجة آن صرف گردید ، تا آن شخص حیات خود را رها نیده توانست ، امروز قیمت این جوهر خیلی گران و مقدار آن در دنیا بسیار كم است ؛ یكی از خواص رادیوم اینست كه در شب و روز مثل آتش مشتعل و درخشان بوده حرارت می دهد . وهم در این صورت از وزن آن هم نمیكاهد و مانند یك پارچه ذوغال روشن شده همیشه حرارت وضیاء نشر میكند و درجه حرارت آن قدریست كه یك رطل یح رايك رطل رادیوم و در یك ساعت میگدازد . ( باقی دارد ) ترجمه : اسمعیل معلم اقتصاد
صفحه ٦ شماره ٢٤ مجلد پنجم صحیات امراض جهاز تنفس پیوسته بگذشته : ( ذات الریه ) ( پنو مونی ) ( پنو مو قوق ) يك التهاب فایبرینه شش است که از میکروب پنو مو قوق سرایت میکند از علامات ابتدائی که مریض دفعتاً بلرزه و در پهلو خود درد شروع کرده و از ۸ تا ۹ روز دوام نموده بیکبار نهایت پیدا ، می کند . بلندی حرارت ، پژ مرده گی لب ها صرفه در اول رنگ بلغم زرد و بعد صورت مختلف بخود میگیرد . مریضیکه بذات الریه مبتلا باشد . بلند خوابیده شود اشییای اطراف مریض خیلی بدقت پاکت گذشته شود . التهاب شش و نل تنفس ( برونقو پنو مونی ) اکثراً در اشخاص سال خور ده ودر افتری ، وبعد از سرخکان در اطفال دیده می شود . بذریعه صرفه و با خصوص زیاد شدن حرارت وتعداد تنفس ، بلغم ، خود را ظاهر می سازد . ( در اطفا لیکه سن شان از پنج کم باشد بلغم نیست ) تداوی : کوکک ، و چسپانیدن پلاس تر و غیره است . ذات الجنب - پلو ره زی . مقصد از جنب پرده ئیکه سینه وشش را می پوشاند می گویند با خشکت می شود و یا بداخل عشا آب جمع می شود علامت : صرفه خشك ، دویدن حرارت ، درد در پهلو در صورت خشک شدن غشاء شنا خنك خشك وضع می شود . ونسبت به جمع شدن آب در بین غشا خارج کرده می شود . امراض جهاز دوران نا خوشی در قلب ، شرائین ، اورده بوده امراض جدا گانه مخصوص برای خون نیز دارد . علامات ابتدائی امراض قلب : ( خفقان ) گرفته گی و هیجان قلب است . که استراحت در دایره اصول با بعضی ادویه ها ، و خورا که و نو شیده نی تسکین پیدا ، میکند . کبود شدن جلد و لب ها ، حس خنک خوردگی در وجود که درین حالت جلد را با بعضی اشیای خوشبو دار خبر های داخلی عروسی شهزاده شام پنجشنبه در سلام خانه مجلس عروسی شهزاده محمد طاهر خان منعقد و از صاحب منصبان لشکری تا مراتب غند مشر و كندك مشر و از مامورین دوایر تا درجه مدیر از طرف وزارت دربار در انجا دعوت شده بودند . محفل نهایت با شکوه ، و با ترتیبات منتظمی از مدعوین پذیرائی شد بساعت شش ونيم همه بمواضع معين حضور به هم رسانید بودند تقریباً بساعت هفت اعليحضرت همایونی تشریف فرمای مجلس شده و باطاقهای که مدعوین حاضر شده بودند با والا حضرتین صدر اعظم و وزیر حربيه وشهزاده محمد ظاهر خان گردش کرده و هر جاچند ثانیه توقف فرموده بمجملات مرحمت آمیز و سیمای محبت مالش دادن مفید است . استسقاء : آ بیکه بداخل خون است از انجام های محیط وجود در با فیکه تحت الجلد است : مانند انجام پا ها - روح تار های بوسته و یا تکمیل وجود جمع شده اماس پیش می کند . و یا پلو را جنب ( اید او تدورا قس ) به ریتوان ( حین - آسیت ) در میان پرده آب جمع می شود . ورم پا ها بسیار باره با فاشرن یکجا شده در محال يك جهاز اسپنک لازم است ( باقی دارد ) سید حفیظ جاهد
صفحه ۷ (شماره ٢٤) مجلد پنجم انگیز از مسرت عمومی اظهار دل خوشی میفرمودند حاضرین هم بمقابل هر جنبه وطبقاتی جدا جدا فرمایشات شاهانه را بکمال حرمت تلقی کرده و با بشاشت تمام دامادی شهزاده والا جاه را بشاه محبوب خود تبریک گفتند . ورود جناب محمد یعقوب خان والی که بریاست تنظیمه مزار تشریف و میمنه در سال گذشته تشریف برده بودند يك مدتی را در آنجا بخدمات موظفه اشتغال داشتند شرح خدمات آنها را به نسبت حکومت وملت هموطنان عزیز در جراید بیدار مزار و اتفاق اسلام مطالعه کرده باشند وگماندارم احتیاج بتکرار نداشته باشد غرض در اثر زحمات فکری و دماغی بسیاری که در انجام وظیفه متحمل شدند اخیراً علیل شده و به اجازه همایونی از ترکستان برای معالجه رهسپار روسیه گردیدند . پس از چندی که در انجا مشغول معالجه بودند متعاقباً صحت شان بهتر شده و از راه مشهد و هند عازم کابل وبتاریخ (۱۲) عقرب وارد شهر کابل گردیدند از انجا که این شخص مشخص يك فرد جدی وفعال حکومت بوده به آلایش ظاهری چندان علاقه مند نیستند بدون آنکه از ورود خود اطلاع داده و منتظر تشریفات محالی شوند از سرحد بطور معمول مانند يك فرد ساده ملت وارد وطن عزیز خود شده و شرف حضور همایونی را نایل آمدند قرار اطلاعات واصله بعد از رفع خسته گی بوظایف سابق خود شان (ولایت کابل) اشتغال خواهند ورزید . تشرف وکلا بحضور همایونی حسب تجویزیکه از دارالشورای ملی نسبت به تعطیل مجلس همه ساله در زمستان و جریان آن از اول هر سال الی اخیر ماه میزان شده بود روز سه شنبه ۱۱ عقرب وکلای محترم دارالشورای ملی معیت جناب عبد الاحد خان رئیس شوراء ساعت ٣ بعد از ظهر در قصر گلخانه محض تودیع بحضور شاهانه مشرف شدند اعلیحضرت غازی آنها را بمحبت تمامی پذیرفته و پس ارائه اجازه انشقاق دادند بزبان بسیار شیرین و جملات موثری مخاطبانه ذیل مترنم گشته : مفاد نطق اعلیحضرت غازي عزیزانم ! اولا احوال سلامتی شما را می پرسم و ثانیاً ازین افکار خیر اندیشانه و مساعیات همدردانه شما که از بد و افتتاح ریاست محترم شورای ملی الی الان از شما به منصه شهود پیوسته است و من اثرات این زحمت و صمیمیت شما را بصورت اصول نامه های نهایت عالی منظم مطالعه کرده در ذیل آن تصدیق و امر اجرا و تنفیذ آنرا جهت سعادت مملکت و مرفه الحالی ملتم داده ام اظهار تشکر میکنم . عزیزانم ! چیزیکه بر مسرت من می افزاید همانا احساس اثرات فرحت افزای وحدت و اخوت است که خوشبختانه امروز در سر تا سر مملکت افغانستان بین ملت محبوبم دیده میشود لله الحمد که امروز بر خلاف سابق عامه افراد ملت محبوبم بر حکومت متبوع خود اعتماد کلی دارند و تماماً مراتب اقصی خلوص و صمیمیت شانرا نشان میدهند و هم چنین ماموران حکومت هم در فراهم آوری وسایل و وسائط رفاه و آرامی ملت و سعادت و نیکنامی وطن کوشش دارند ! چیزیکه دوای تمام دردها و نسخه شفا بخش همه علل اسقام جامعه شناخته میشود - پیدا شدن روح اتحاد و اتفاق در تمام افراد يك مملکت است واقعاً راز ترقی و تعالی ملل وابسته بتوكيد رشته های الفت و محبت میباشد در قلوب ملت . دلهای مملو از اخوت و محبت ، دلهای پاك و صاف دارای اخلاص و صمیمیت بهر کار بزرگی که اقدام کنند بفضل الهی و بقوه وحدت عمومی بموفقیت کلی نائل میگردند و همه مطالب و مقاصد خود ها را بصورت خاطر خواه حاصل کرده همواره دشمنان از و شان هرا سان و دوستان از مشاهده این وضع و حدت اخوت شان شادمان میشوند و در برابر هيچ يك عایقه و موانع و اشکالی به اوشان حائل نمیگردد . دو دل يك شود بشکند کوه را پراگندگی آرد اندوه را اينك بنائيد این مطلب همین موفقیت شما وکلای محترم را که درین عرصه قلیل در ساختن اصولنامه های متعددی باکثریت
( صفحه ۸ ) ( شماره ۲۴ ) مطلقه نائل انده اید و بسا افکار و نظریات همدردانه عاقبت اندیشانه تانرا برای خیر ملت و ترقی مملکت خود تقدیم کرده اید ، میباشد و در عین زمان و جود امنیت و انضباط کامله در سر تا سر این خطه اسلامیه و ترمیم حصص مهم خسارات وارده دوره انقلاب و شیرازه بندی امور عسکری و ملی و غیره شعب وطن هر کدایش فی حد ذاته يك يك دلیل ظاهر اثرات نيك وحدت ملت با حکومت و ثمره مجاهدات و مساعی حکومت است در راه مرفه الحال ملت . من دوام و افزو نی این لطف لا یتناهی را از در گاه حضرت الهی خوا هان بوده آرزو مندم تا همواره ملت و حکومت افغانستن نرا با همدیگر متحد و متفق و همدرد داشته در ثر وحدت عمومی این خطه اسلامی بمراتب اقصی ترقی و تمدن مشروع، مر وز و اصل گردد . راجع به تعطیل موقتی دار الشورای ملی در هر سال برای چند ماه که لنظریات وکلای لویه جرگه ۱۳۰۹ بود و دگر نفری هم به تاخیر اجراء آن عصریه و پارایمانهای دنیا این رخصتی موقوته را تائید میکردند از بد و تا یس ومنظوری این افکار وقتاً فوقتاً بحضورم گفت میشد ، من تا چندی لنظریه خودم را درین موضوع معطل و اخیراً تصویب وتر دید الان مكفوره مهم را مانند سائر اجرا آت مملکتی بخود داً اشو، ای ملی گذاشته امر کردم قسمیکه و کلای ملت درین مسواد فیصله کنند اجرا شود . چون شماهم رفتن خود ها را به اوطان تان جهة تبادله افکار با مو کلین خود ها و ارائه مجاری امور سال يك مراتب تصویب وجمع شدن ومصرو فیت تانرا در مهمات امور مملکتی بدار الشورای ملی در سال شش ماه مقرر داشتید من هم این تصو به شما را محض با ین ملا حظه منظور کردم که شما وکلا مجا یهای خود رفته قاطبه ملت عیژم را از افکار و نظریات وطرز عمل حاضره حکومت خوبتر و بهتر دانسته کرده حسیات وجدباب حاضره رعیت را هم بدرستی به خود حاصل کنید . باین مناسبت اموز خواستم تا با شما ملاقات کنم وبذریعه شما سلامهای خودم را بملت عزیزم برسانم چون پاد شاه که در حقیقت خادم قوم است ( نظر به خدمت وتر بیت جامعه ) بمنزله پدر معنوی ملت وشرعاً وعرفاً حقدار جامعه میباشد مسلماً دعای پدر وحقدار در حق فرزندن وزیر دستان بدر گاه خدا مو ثر ومستجاب است بملت عزیزم بگوشید که محمد نادر خیر اندیش شما شب و روز بفکر سعادت و راحت وترقی شما بوده از لطف ومر حمت لبی شمارا با غزاز ومفا خر دینی و دیتوی سر افراز خواهان است شما هم در اوقات پنجگانه این خادم حقیقی و خیراندیش صمیح تانرا از دعای خیر فراموش نکنید ، هر کدام تان در عبادت الهی و کسب و کار مشروعه و امور معیشت تان فوق العاده بذل مجاهدت ورزید و با همدیگر شیوه اسلامیث واخوت را مرعی داشته با خوردها شفقت و با بزرگان حرمت و باوامر حکومت خود اطاعت وبیش از پیش خود ها را مظهر انواع سعادت و مفخرت نمائید . امروز چشم امید دوستان شما بملت بطرف افغا نستان است وهمگی منتظرند که این ملت چگونه خود ها را از انواع این مشکلات و زحمت که از هر حیث وهر جهته باو شان متوجه است خواهد رهانید اولیا یایدلت دولت قویت افغانستان بیش از پیش از در سعی وعمل ومجاهدت پیش آمده با این حکومت خیر اندیش وخیر خواه خود از راه مزید مساعدت و معاونت پیش آمده بکوشند تا خود را ازین مشکلات واحتیاجات بفضل الهی و اتحاد و اتفاق عمومی بکشند و بمانند خیر القرون اسلامی باز مدارج علیای ترقی وتعالي را كسب و خود ها را بمدارج ترقی برسانند قدري بعالم تاریخ توجه کنید در اعصار گذشته شهر بلخ که امروز به ورث یک خاکدان افتاده وشهر هرات وكا بل و دگر حصص افغانستان در اثر جد و جهد وسعى وعمل و علم و عرفان ابنای آن زمان عروس اعصار و مرکز مدنیت قیمتدارى آبها بود ولی مع الاسف امروز احوال و وضعیت آن با لنسبه ترقیات عصر وای جهان که در ین وقت باعث رشك بوى افغانستان میدیدند جای انتباه و تا ثر هر فزد وطن
( شماره ٢٤ ) خواه است اگر باز ما و شما زحمت کشی را برای رفعت وطن اختیار و فعالیت و همت را جبهه ارتقای خود بکار اندازیم و بحبل المتین اتحاد و اتفاق چنك بزنیم و تمام قوت و قدرت خود را بصورت صحیح برای سعادت خود صرف نمائیم و اساساً بزیر سایه دین مبین رفتار کنیم البته که قانون قدرت تكرار ما و شما را بپیمان اوج رفعت میرساند و لطف و مرحمت ایزدی الان کما کان شامل حال ما و شما میگردد . طوريكه من و عموم مامورین شما در همه شعب ممالك دولتی مسئول و برای سرو حال و سعادت شما تماماً مشغوليم همچنين هر دهقان و هر مالدار و تمام اهل کسبه و هر فرد ملت نیز بخدمتگذاری این وطن و کوشیدن در راه نيكبختی و ترقی این خاك اسلامی مسئولیت دارند و بر هر کدام شان واجب ولازم است که از هیچ گونه معاونت و خدمت برای این مملکت خود که من حیث المجموع تحکیم خانه هر هر فرد افغانستان را دارد فرو گذشت نکنند و باید بلانهاية كوشش كنند كه این خانه شان آباد و دلها صاحبان خانه و دوستان بدانرا از آبادی و آرایش آن شاد نمایند . در خاتمه شما وکلای محترم را فعلاً به محافظ حقیقی می سپارم و از خداوندمی شما را صحیح و سالم در انجام وظایف محوله تان که الی زمان سعادت تان از طرف وزارت خانه ها أو بجمع آن مکمل و مرتب میشود در سال آتی میخواهم که بیبینم بروید این نصائح خير اندیشانه ام را بملت محبوبم ابلاغ و آن ها را از طرف من بكل خاطر جمعی بدهید . خلاص معروضۀ وكلاي شوراي ملي بحضور همايوني در موقع ختام این نطق عالی همایونی که به اجمال آن اشاره شد غلغله دعاگوئی از تمام حضار بلند گردید و تماماً دعای ترقی و تعالی افغانستان را تحت مجاهدات صادقانه ذات شاهانه و اطاعت و صمیمیت سكنة اين خط اسلاميه نمودند و هر واحد شان به ذکر خدمات همدردانه و کار روائی مترقیانه ذات ملوکانه حسب نوبه خود می پرداختند که محمده مطالب معروضۀ این ذوات عالیه قرار آتیست : اعلیحضرتا ! این نصائح پدرانه شما را که عمل کردن و پابندی نمودن ملی عموم ملت بر هر جمله آن بفضل الهی ضامن سعادت و ترقی حال و آتی ما یان شده میتواند بگوش دل شنیدیم و متعهدیم که همه آنرا ما بملت محبوب و قدردان تان ابلاغ می نمائیم و بحضور مراحم ظهور شما اطمینان میدهیم که ملت افغانستان بوجود مسعود همچو شما شاه دیانت آگاهانه که هر هر ذره افغانستان بر ذات و لایت افتخار میکند و می بالد و وجود مبارک را از نعمت های غیر مترقبه رب العزه می شمارند و بهمه اوامر و هدایت تان که مبنی بخیر و برومندی ملت و وطن است از صمیم قلب اطاعت و تعمیل آنرا موجب مفخرت خود میدانند . اعلیحضرتا : خدمات صادقانه شما در طول حیات تان که در دوره های مختلفه برای افغانستان نموده اید ؛ ظاهر و باهر است و برای سر سبزی وطن دائماً مانند آب حیات موثر گردیده است مخصوصاً مجاهدات سر فروشانۀ و ایثار های وطن خواهانه حضور والای شما برای احیای شان و شرف و مجد و ترقی افغانستان در موقع حصول استقلال و نجات وطن و باز در اطفای نقمت و تلطیف نار اشورای ملی ری وطن از ان قبیل اقدامهای بزرگی است که تمام عالم اسلام مخصوصاً ملت افغانستان نسلاً بعد نسل با آن افتخار میکنند ـ و در بطون اوراق تاریخ افغانستان بخطوط برجسته طلائی ثبت میگردد حقوق صلاحیتی را که ذات رعیت پرور اعلیحضرت شما بما ملت افغانستان عطا و کرامت فرموده و ما را در تمام مهمات امور مملکتی سهیم و شريك قرار داده اصول نامۀ شورای ملی ظاهر است و خلوص و عقیدت و محبتی را که ما بملت صداقت طویت بدت ستوده صفات شما و حکومت متبوع خود داریم از مینه و انضباط و آرای عمومی و اطاعت مجموع عموم افراد ۱۲۰ معلوم است خداوند این ملت و امير حسم حکومت و اخلاص و صمیمیت ملت را با همدیگر بر دوام داشته لطریقی توفیق دهد که دائماً برای خیر و بهبود وطن کار کنیم .
صفحه ١٠ (شماره ٢) مجلد پنجم اعليحضرت با شکريه اين حقوق بخشي حضور مراحم ظهور ت که ملت ها پرون گردن جويهاي خون و قربانی دادن جوانهای رشید خود آنرا حاصل کرده اند و شما آنرا از روی رواداری و ایثار بر ما عطا کرده اید ، بترویج زبان ادا کرده نميتوانم بجز اينکه منتها، خون خود ها را تحت اوامر شما برای ارتقا و سعادت وطن نثار کنیم . ملت شما تماماً متیقن هستند كه اعليحضرت شما آرزوئي بجز از دوام شرف و عزت و ارتقای مملکت و حصول انواع مسرت و سعیا دت مملکت ندارد و دائماً امتحان گرفته اند که ذات ملت پرور شما در مقابل خیر و آرامی ملت از سر و جان و مال و عیال گذشته اید و گاهی مانند دگران بتعقب شخصيت و اندوزش ثروت و جمع آوری عين المال نميبا شيد بلكه ميخواهيد که قلوب ملت را از راه عاطفت و همدردی صید کنید و همواره درد مملکت را دوا مصائب وبلیات را از ملت خود برداريد ازین جهت ملت قدر دان تان این خدمات عالی المعالي ذات شاها نه را از دل و جان تقدیر و تماماً برای امتثال هر گونه اوامر تان به فدا کردن جان و مال خود حاضر بوده از خداوند بی نیاز بعجز و نیاز سلامتی وجود مرا حم آمود شما ، قوام و دوام سلطنت پر از سعادت شما را تمنا دارند ، برای شما و عموم مامورین تان توفیق مزید خدمت و صداقت را خواهان بوده تماماً بهر گونه معاونت و خدمت باشما و حکومت تان از دل و جان حاضر و آرزو دارند که یک آن اواخر افغانستان که خانه عموم سکنه آنست آباد و ذات اعلیحضرت شما و عموم دوستان خود را از صداقت و خدمت خود دلشاد کنند . اعلیحضر تا مطمئن باشید که ما درین موقع مفارقت صوری و موقتی خود از حضور شما ، در تنویر افکار عمومى و رسانیدن نصائح ذات شاهانه و گرفتن نظریات وافکار جامعه خواهیم کوشید ولحظه را بجز از فکر خیر و سعادت مملکت نخواهیم گذا رانید و به مجرد تشکيل موعد رخصتی خود تكرار بمرکز حاضر و آن لوایح و كارهای را که وزارت خانه های حکومت متبوعه ما درین فرصت جمع و ترتیب میکنند تحت نظر غور ودقت گرفته مثل این چند اصول نامه های را که امسال آن را تصویب نموديم دیده بصحه ذات شاهانه خواهیم رسا نيد ، اكنون ما هم ذات شاهانه ومملكت محروسه شانرا بخداي برتر مسپارید، مرخص میشویم و از خداوند امید واریم که با از مع الخير والعافيه بحضور اعلیحضرت همایونی شرف یاب در حال آمده بوظائف محوله خود تكرار مشغول وبكمال جديت وفعاليت بافكار ونظريات تازه که آنرا در پنمدت از ملت و مملکت اکتساب میکنیم شروع بكار كنيم . بعد از اختتام این مذاکرات ذات شاهانه با هر واحدي از وكلاي محترم مصافحه و سر و روي شان را بوسیدند و وکلا هم بدست بوسي همايوني فائز و هر واحدي منفرد اً جذبات خلوص عقیدت شان را بحضور عرض و با اعلیحضرت وداع مي نمودند ذات شاهانه هم با هر کدام شان علیحده علیحده تلطف ونوازش كنان او شان را تودیع میفرمودند . جشن در سفارت شوروي روز شنبه ( ١٥ ) عقرب بمناسبت چهار دهمین سال انقلاب اکتوبر در سفارت دولت سویت مقیم کابل جشن گرفته شده و مامورین کشوری ولشكرى مركزي ما نیز دعوت بودند حفله جشن از ساعت (١) بعد از ظهر الى دونيم دوام داشته پذیرایی شایانی بعمل آمد . خبر هاي خارجي اوضاع انگلستان ١١ – اكتوبر – دیروز هندرسن بالا ند چارج در « جرث » ملاقات نموده ملاقات مذکور قرار دعوت لا ند چارج به عمل آمده و متتبع به مذاكرات كامل وصمیمانه عائد به وضعیت عمومی گردیده است . لا ند جارج در باره حوادثي که سبب استعفاي حكومت کارگر شد طلب معلومات نموده . دراثر مذاکره خود شان غالباً لاند جارج و احرار وسوسیالیست ها برای مدافعه از تعرفه با هم بیشتر متفق خواهند گردید . لا ند جارج ازین افکار
صفحه ٤١ (شماره ٢٤) مجله پنجم میکشند که صندوق مجادله او قفل شده باشد و میگوید برای نماینده گی نمودن کاندید های حزب احرار بدون محافظه کار از تجارت آزاد اعانات می رسد. ١٢ ـ اکتوبر ـ بارسیدن روز نامزدی کاندید ها، پارتی هائیکه طرفدار حکومت اند جداً سعی دارند بر خلاف آن نفری حزب کارگر که از مجادله مثلث استفاده نموده، در انتخاب گذشته ١١٨ کرسی را پارلمانی اقلیت گرفتند، مجادله مستقیم نمایند. در اثر احتیاج بالدوین برای اتحاد در آخر هفته کاندید های خیلی مهم احرار و محافظه کار دست کشیده اند. و حالا می توان گفت که با جمعیت ملی میکدو نالد که عده شان به ٦٠ میرسد (و ملیون احرار شر جان سائمن که تقریباً سی نفر می شوند) از طرف محافظه کاران هیچ مخالفتی نموده نخواهد شد. مگر با احرار طرفدار تجارت آزاد، حتی در وقتیکه حکومت طرفدار هم باشند. محافظه کاران مخالفت شدیدی دارند، با وجود اجتماع بالدوین میل ندارند به طرفداری آنها از کار دست بکشند. محافظه کاران دارون انکار نموده اند ازینکه کاندید خود را که مخالف هربرت صموئیل است باز بگیرند. تقریباً ١٢ صد کاندید ها برخلاف ١٧٢٩ نفر که در انتخاب گذشته بودند، در میدان می باشند. و از هشت پارتی، یعنی، محافظه کار، احرار کارگران ملی، احرار مستقل (صموئیل) احرار ملی (سائمن)، احرار لاند جارج پارتی جدید (موسلي) کمونیست ها نماینده گی میکنند. میکدو نالد امروز بطرف سي هام میرود و در انجا دختر او (ازابل میکدو نالد) دلیرانه برای انتخاب او مجادله میکند در اثر مخالفت شدید حزب کارگر در مسئله جزئیات و تقلیل معاشات، این انتخاب مشکل ترین و پر افتراس ترین انتخابات خواهد بود. غالباً اکثر کاندید های حکومت در ایالات غریبه کسی گوش نخواهد داد و پولیس ها جهت حفظ نظام کارهای خود را معطل مانده اند. ١٤ ـ اکتوبر ـ پیغام لندن بیان میدارد که، رسماً بیان نموده شده است که حزب کارگر کاندید های پیدا نموده است که با تمام طرفداران حکومت ملی مجادله کنند. حزب کارگر خود را طرفدار کارگر ملی گفته به حد اصغر ٥٢٠ نفر کاندید را مالکیند. لاند جارج، در عین اعلامیه خود مشورت میدهد که باید به ترجیع سوسیالیست های طرفدار تجارت آزاد به طرفداران تعرفه رای داده شود و شکایت می کند که در حالیکه اتفاق لازم است، ملت به مجادلات فرقی گرفتار آمده است. و نیز اعلامیه مذکوره بر انتخاب کننده گان حکم میکند که بر خلاف اقدام محافظه کاران که می خواهند بر خوراکه مردم وضع محصول کنند مجادله نمایند. ١٦ ـ اکتوبر ـ قرار علامات آخرین چنان معلوم می شود که ٦٩٠ کاندید، که در ان ١٢٠ کارگر ٤٦٠ محافظه کار (١١٠) احرار شاملند، قبل از انداخت ورقه نامزدی های آخرین بدون مخالفت منظور خواهند شد، اشخاصیکه درین جمله شاملند عبارت از، بالدوین، کپطان فتس، سر توماس، انس کیپ می باشند. در ٢٦٠ محل انتخاب، در بین محافظه کاران و احرار مجادله مستقیم مامون است و امید میرود کارگران ملی ١٤٠ مجادله مستقیم داشته باشند، ٤٨ کاندید زنانه نیز در میدان وجود دارد. نامزدی های مربوط به انتخاب عمومی ختم شده است، (١٤٠) نفر اعضای بدون مخالفت منظور شده اند که از آن جمله ٤٦٠ نفر، محافظه کار، ١٢٠ نفر کارگر ملی، و ٦٠ نفر کارگر می باشند. ١٨ اکتوبر ـ هندرسن در يك نطق خود در (اگرنگ تن) گفت حمله نمودن بر خلاف قوه حزب کارگر، بر مکتوبی که به تمام کاندید های ملی نوشته بود، بر ضد انصاف است. و گفت علت
صفحه ۱۲ شماره ٢٤ مجلد پنجم آن اینست که سنودن می خواهد و عزم دارد پول خیر یه را قطع کند . بنا بران هندر سن و دیگران تعرفه موقتی را کمتر مضر میدانند . هيچ يك از امضا کنندگان اعلا نيه حزب کار گر تعرفه را تجویز ننموده اند . حالا که تعینات تکمیل شده و کاندیدها جداً مصروف مجادله گردیده اند ، مجادله انتخابي بحال معراج خود رسیده است علاقه خصوصی که به وضعیت آتیه لاند جارج نشان داده می شد در اثر يك را پورت جدیدی که شایع شده است و اشعار میدارد که به محض آنکه مجلسی باندازه برسد که بتواند به کار عملی شروع کند ، بطرف سوسیالیست ها متمایل دو با لا شده است . را پورت مذکور اشعار میدارد که در اثر کنفرانس با هندر سن لاند جارج حاضر است که از قيادت حزب احرار استعفا بدهد ، هندر سن و سوسيالست ها يك اتحاد تشکیل نمایند . ۱۹ اکتوبر ـ در بر منگهم شب يك شنبه سر او سوالد موسلی و محافظین شخصی او که دران جمله ، کداپوس مشت زن نیز شامل بود ، با يك شعبه مردم در بازار ( ريك ) كه مركب از پانزده هزار نفر بودند آزادانه به مناقشه شروع نمود انتظام مجادله انتخابی را بر هم زد . مجادله زمانی رو نمود که مردم از لشنیدن لات یکمره صوت ( لود سيكر ) های طاقت شدند و جلسه بزودي بيك همهمه تبديل یافت . موسلی و طرفداران او از مرتبه پایین مردم داخل جدل و جنگ دست و گریبان شروع گردید بوتل ها و چوکی ها را آزادانه بر سر هم می کوفتند . وعده از طرفداران موسلی ، که ( کد لیوس ) نیز دران شامل بود زخم های خفیف بر داشتند ، لاند جارج در عين يك ملاقات از موافقه خفیہ با سوسیالیست ها انکار نموده ، گفت حتی راجع به محل انتخاب من نيز مسئله وجود ندارد . هند و انگلستان ۱۳ اکتوبر ـ باميد انعقاد جلسه روز سه شنبه کمینه كوچك تعمير اتحادی نماینده گی حیدر آباد در صبح روز دوشنبه تقسیم نموده بود مذاکره نمودند . هندرسن کاندی را در دعوتی که از طرف حزب کارگر ملی داده شده بود خوش آمدید گفته اظهار امید نمود ، که نماینده گان متعبیه کنفرانس میز مدور بعد از انتخابات مصروف کار گردیده کنفرانس را بصورت اطمینان بخش خاتمه خواهند داد . کاندی گفت اگر ما ملیون ها حیات را برای آزادی خود قربان کنیم . چندان اهمیتی ندارد ، مگر امید دارم که کانگرس مجادله خود را دویم دفعه بدون تشدد و با راستگاری به پیش برد . پس چه يك حیات و چه يك مليون حيات را در مقابل آن بدهم . من اميد وارم و دعا میکنم که ، برای مشوقین آینده ممکن باشد بگويند كه هندوستان برای آزادی خود مجادله نمود ، و بدون ریختن خون انسانی آنرا بدست آورد . ١٤ ـ اکتوبر ـ برای مرتبه اول نماینده گان هند و در شب گذشته جلسه نمودند ، تا بر تجویزات محدوده جهت فیصله مسایل فرقی ، مربوط به کار کمیته كوچك اقلیت های کنفرانس میز مدور غور و تدقیق کنند . در جمله اشخاصی که حاضر بودند گاندی ، مالويه شاستری ، مونجی ، سردار آجل سنگ شمول داشتند . سیند و نیز در اثر خواهش مخصوص ، بنا برآنکه این جلسه برای غور در اطراف مسائل فرقی بود حضور بهمر سانید مگر به هیچ صورت اظهار عقیده ننمود . از وضعیت مذاکرات دانسته شده است که ، جلسه مذکور بغیر از اینکه بعض از نماینده گان بر خلاف اکثریتی که به مسلمان ها در عب و بنگال داده شود ؛ اظهار مخالفت نمودند در مسایل دیگر به فیصله آخرین نرسید بر مسئله نصف نیز بحث نمودند مگر به فیصله نرسیدند . اشاره نموده شد كه بانهائيكه الآن مساعی بزودی تماس شخص قایم شود ، تا آنکه مذاکرات را تجدید نمایند . عمومی کاملاً طرفدار این پیشنهاد بوده نماینده گان حکومت هـی شام گذشته يك جلسه طویل نمودند ، تابر را پورت کمیته كوچك تعمير اتحادي غور نمايند . ١٥ اکتوبر ـ مربوط به کنفرانس میز مدور در مذاکرات فرقی ، جودت نجوبی واقع نشده است . دیروز در بین گاندی ولیبتر های دیگر هند و مذاکرات
صفحه ۱۶ شماره ٢٤ پنجم مجلد خصوصی واقع شد مگر هیچ کس تحريك ۱۸ اکتوبر ـ گاندی مقدما عمده و ها امید میدهد که ، در صورتیکه بتوانند مدنی ننمود ، دانسته شده است که مولویه مفکورات کانگرس را به معلمین و تلامیذ کانفرانس را ناکام بسازند . و ا گر از گاندی خواهش نموده است از مسلمان دار الفنون ( ناتنگهام ) تفصیل داده بر طانیا اعلان کند که از هند دست ها معلومات کند که آیا انصاف سه نفر گفت ، مردم هند عزم دارند ؛ و نیز بردار میشود ، فرق مختلفه بزودی اشخاص عمومی را قبول می کنند یانه صورت امکان آن مبین است ، که استقلال به موافقت خواهند رسید . و گفت تا تحقیقات آخری نشان میدهد که وضعیت بوسایه تحمل مشقات و عدم تشدد تحصیل زمانیكه عوام بر طانیا بر حكومت فشار مسلمان ها تبدیل نشده است ؛ و از انصاف شود . و از نسل جوان ( نا تنگیام ) وارد نکنند از کنفرانس میز مدور تقاضا نموده که ، تصور نکنند و این نتیجه بدست نخواهد آمد . و در ما بعد نظری خارجی انکار دارند . دانسته شده که گاندی در شام با نماینده های مهم عارست که هنود و مسلمین در لندن به گفت من هیچ امید ندارم با آقا خان مسلمان ملاقات طولی نمود . هیوافقتی رسیده نمیتوانند . مردم و مسلمین موافقتی حاصل نموده بتوانم هند بی اتفاق باشند و یا بسبب اینکه در و گفت کانگرس آماده است مسئولیت گاندی به صورت خصوصی با قائدین بعض مقامات اختلافات واقع میشود با هم حکومت هند را بگیرد و حکومت بر طانیا هند و ملاقات نموده . راجع به بهترین متحد نباشند . باید مملکت را بدست کانگرس بدهد طریقه که با آن به فیصله رسیده بتوانند مگر بیاد داشته باشید که هندو ها و بگذارد کانگرس با اقلیت ها فیصله گفتگو نموده است . دانسته شده است و مسلمان ها در هفت صد هزار دهات کنند . راجع به گرسنه گی ملیون ها که گاندی عصر روز جمعه نماینده گی را و قرا مأنوسانه و مسالمانه باهم امرار نفر در هند مخالفت نموده گفت ، اگر ملاقات نموده راجع با انصاف و مسایل حیات دارند . من فرصت بیایم شهزاده گان هندی را دیگر تبادل نظریات خواهند نمود غالباً ۱۹ – اکتوبر – از گاندی در يك از آفتاب های مقصود شان محروم گاندی تعاون شهزاده گان هندی را جلسه در مر کز ( دور برو كت می سازم . خواهد خواست و ایشان نیز میل دارند بر منگهام ) که دران هجوم محشره تشند ۲۰ اکتوبر – امداد کنند . سؤال های زیادی نمودند ، گاندی پیغام آخرین لندن بیان میدارد ۱۷ اکتوبر – گاندی نماینده گان حکومت هند را ملامت کرد که در که گاندی شام دیروز اجل سنگ را مسلمان را در هوتل ( ریتس ) ملاقات هندوستان يك پارتی را بر خلاف دیگر ملاقات نموده ، وایشان پیشنه خود نمود . دانسته شده است که مسأله انصاف تحريك می نماید و موافقه هند و مسلمان را تکرار نمود ، که من فیصله پنجاب را با تمام طرف آن تحت بحث گرفتند و سيك را يك كار مشکل می سازد را تا زمانیکه سك ها آنرا قبول نکنند مگر بصورت معلق اظهار عقیده نموده و بیان نمود : مقبول نخواهم نمود . و گند یقیناً نشد . در ما بعد نماینده گان مسلمان که نماینده گان اقلیته هند اس هیئز من سك ها را تسخیر خواهم نمود جلسه نموده وضعیت سابقه خود و نماند معدوده ، حیث انده از طرف حکومت با وجود آنکه میدانم سك ها نه می خواهند به مطالبات خود و طرفداری از دعاوی بر طانیا تعیین شده اند نه می توانند به هیچ يك فرقه در پنجاب ا کثریت اقلیت های کمتر تا کید نمودند . روز اختلافاتی را که در بین فرق وجود دارد تلقینی بدهند و انصاف را قبول نمایند . دوشنبه گاندی از مسلمان ها را ملاقات فیصله نمایند . علادتاً مساعی که ما داریم مسأله تجدید تقسیم پنجاب نیز روی خواهد نمود . که خود ما مسئله را تصفیه کنیم به اقلیت کار آمد واجل سنگ تفصیل نموده که
شماره ٢٤ مجلد پنجم نطق اختتامیه وزیر صاحب معارف در روز اخیر جشن نجات پیوسته بگذشته : مثل مشهور است که کور از خدا چه میخواهد جز دو چشم روشن پس گوئیم افغانستان چه ضرورت داشت جز همچه این يك قائد ، افغانستانی دیگر چه می خواست جز همچه این يك رئيس . برادران عزيزة من ! ملت افغانستان ديناً و اخلاقاً بايست بی لابد مرهون این شاه بزرگوار باشند از ترقی خواه خود شان باشد چه حضور شاهانه شان نه تنها در خلاصی مملکت از دست دزدان فدا کاری و جان نثاری نموده بلكه تأسيس اصول صحيحه يك مملكت اسلامی و تهیه وسایل ترقی و اعتلای آن را نیز بفضل و مرحمت سبحانی تأمین نموده و تأمین نموده میرود چنانچه ملت را با حکومت و حکومت را با ملت یکجا کرده اساس امور مملکت را بمشوره ملت گذاشت و ملت را حق داد تا در امور عمده مملکت با مأمورین سهیم و شريك بوده متحداً وسايل خیر و بهبود وطن را فراهم آرند زنده باد پادشاه ملت پر ور افغانستان . پس ای هموطنان عزیز امروز که خدای متعال این سعادت را بها عطا کرد و وطن عزيز ما نرا بتوسط این شاه نامی خواه دین پرور از ورطه تباهی و هلاك اقتضآت مسلمین تسکین شود . و یگانه بدلی که واقع کرده عبارت از وجود يك محکمه انصاف خواهد بود . ٢٢ اکتوبر ـ نامه نگار سیاسی ( دیلی هرالد ) در يك مقاله پر هیجان خود که بآن اهمیت داده می شود ، بیان میدارد که ، یکی از کار های اولین حکومت ملی خاتمه دادن به کنفرانس میز مدور خواهد بود . نامه نگار مذکور بیان میدارد که ، گاندی به صدر اعظم مکتوبی نوشته راجع به وضعیت حکومت که مقدار مسؤولیتی که به حکومت اتحادی داده می شود ، نیز شرائط دارای حفظ و تقدم نمیتواند هندو ستان را از موقفش بلند تر برد . در آخر گاندی از ناکامی کنفرانس باندازه علنياً تيليفن نموده است که خواهش نموده است ( آروین ) ( سابق وایسبرای هند ) را ملاقات نماید . هور وزیر هند راجع به بیانیه فوق ه د یلی هرالد» انکار صریح و اصولی نموده و میگوید که کنفرانس دوام خواهد نمود و تا اندازه که حکومت فکر میکند تا جائیکه کار موجود باشد ، میتواند كاملاً کار کنند . ونیز از طرف کنفرانس میز مدور رسماً بیان نموده شده است که صدر اعظم راجع به بیانیه ( دیـلی هرالد ) گفت که این اقدام بدی است که ( د یلی هر الد ) جهت برهم زدن کنفرانس می کند ، و گفت این مسئله كاملاً غلط است . چرا سکه ها نقشه ( کارات ) را قبول ندارند گاندی گفت من قوه مجادله سکه ها را تقدیم میکنم و گفت هیچ يك نقشه من نخواهم داد که برای سکه ها ومسلمان ها قابل قبول نباشد . نها بنده کی مسلمانان در ها و تل ( ریتز مس ) برای سه ساعت ملاقات نموده ، راجع به وضعیت مو جوده مذاکرات با گاندی تجدید نظر می کنند دانسته شده است که مسلما نان را جمع به تصویبات گاندی فیصله نموده اند که اگر گاندی به دعوی مهم ایشان که دران حصه مسئله اکثریت شان در پنجاب و بنگال و مسائل دیگر مانند انتخاب مخلوط وجدا كانه وا كثر يت موجوده در مقامات دیگر شامل است ، تسلیم کنده ایشان نیز پرو گرام کانگرس را قبول خواهند نمود . و نیز فيصله نموده اند که تا زمانیکه كيفيت اقتضا آت گاندی بصورت معین دانسته نشود . ایشان راجع به آن غور نخواهند نموده . وزیر شوكت على وعز نوى اظهار داشته اند که چرت فیصله شرافتانه صرف مساعی زیاد از طرف مسلمان ها نموده شده است ، مگر بنا بر اینکه گاندی در هیچ نقطه به فیصله آخرین رسیده نه می تواند هیچ يك موافقتی حاصل نشده است . موضعى بیان نمود که فیصله به وسیله موافقت ممكن نيست . مگر در صورتیکه
صفحه ۱۵ اشمار (۱۲) مجلد پنجم رهانیده است بایست محافظه و ادامه این سعادت و مسرت را تصمیم کرده از تجربه دیروزی که هر چه داشتیم و همه را از دست دادیم عبرت گیریم و این نمی شود مگر اینکه افکار و اعمال این پادشاه محبوب القلوب خیر خواه حقیقی و برادران فدا کار شانرا سر مشق اجرات یومیه خود مان قرار داده يك اتحاد و اتفاق صحیحی را در این راه عامل گردیم چونکه اتفاق است و هنر مایه آبادی قوم اختلاف است و جهالت همه اصل خسران. آری اگر در ملت اساس اتفاق صحیحه گذارده می شود آن ملت بدوره اعلای ترقی صعود می کند چه وقتاً که در ملت اتحاد و اتفاق صحیحه فکری پیدا میشود افکار و نظریات مضره مغرضانه يك چند اشخاص مخصوص که محض افساد در هر جا موجود می باشد از میان رفته تمام افکار عمومیه برای تامین امنیت و تهیه وسایل تمدن و رفاه مبذول می گردد. اسلام پیروان خود را در موارد متعدده باتفاق و اتحاد توصیه و احکام فرموده است چه مزیت بزرگ اتفاق صحیحه همانا موجب اصلاح اخلاقیات عمومیه می گردد دروغ گوئی ، غیبت ، منافقت ، رشوه ستانی ، ظلم و تعدی از میان رفته علم و عرفان ، تعلیم و تربیه جای آنرا گرفته زمینه ترقیات دینیه و دنیویه ملت را حاضر و آماده می سازد . پس اینست وقتاً که خدای متعال همچه يك پادشاهی بما عطا کرده که جز ترویج اخلاق صحیحه و اتفاق طبقات متنوعه ملت به شاه راه مستقیم اسلامی آرزوی ندارد و برادران غازی و وطن خواه دین دار شان که شب و روز در همین راه قدم می زنند در تمام اوقات و در تمام دور های خدمات خودشان يك حس فدا کاری و اسلامیت خواهی بروز داده اند امروز خوش بختانه رهنمای ما ملت اند لازم است از خورد و کلان ، پیر و جوان ، عالم و امی همه با يك دل و يك زبان در ارتقا و اعتلای مملکت عزیزه بمس مانده خویش بکوشیم و در حالی که خویش را يك ملت مسلمان و مملکت خود را مملکت اسلامی می خوانیم نگذاریم ( لا سمح الله ) مورد خنده و تمسخر اجانب گردد بزرگان جوانان را محبت و جوانان بزرگان را احترام و مکرمت نمایند اطفال خویش را که آینده افغانستان اولاً بمعرفت خداوندی و باز در عالم اسباب بآنها منوط است و همین اطفال امروز اند که مرد فردا می شوند تحت تعلیم و تربیه صحیحه گرفته محافظه صحت روحی و جسمی آنها را رعایت کنیم یعنی از یکطرف اطفال خود را از یله گردی باز داشته تعلیم و تدریس وا داریم از طرف دیگر یورش ها و مجالسائیکه مفید صحت و تقویه بدن می گردد توصیه و هنر نمائیم چه دماغ صحیح در جسم صحیح میباشد باینطور میشود گفت شکریه این موهبت بزرگ خداوند ذالمن و خد متگذاری و فدا کاری این پادشاه باغیرت ترقی خواه حقیقی وطن خویش را ادا کرده خواهیم بود : باین دست تضرع بدرگاه حضرت واهب العطيات بر داشته دعا میکنم که الهی پس از اینکه بلطف عمیم خود برما ملت بیچاره بذل مرحمت نموده همچه يك پادشاه دین پرور ترقی پسند صحیح الفكر برا عطا فرموده افغانستان را از مخمصه تباهی نجات داده از ما مگیر و عمر دراز و صحت کامله اش ببخشا ! الهی برادران با عظمت وشان این پادشاه مارا که اوشان نیز در راه نجات وطن حیات خود شان را تقریباً نگاه امتحان گذاشته تزلزل و لرزشی را در عزم و ثبات خویش راه ندادند درتها مام نيك و با افتخار دار ! الهی ملت افغانستان را بآن يك اتحاد واتفاقیکه منظور بارگاه ایزدی تو وسبب تأمین ترقیات دینی ودینوی شان است رهنمونی کن ! الهی ارواح پاك ذواتی را که در این راه نجات وطن بدرود حیات گفته اند غریق لجه رحمت بیکران خویش گردان آمین ( زنده باد شاه ) ( زنده باد قوم )
نادر افغان قارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه داری شنا سائی و خواندن سوانح يك پاد شاه محبوب افغانستان ، يقين از تشریحات گذشته ما و محظوظات ما تا حدی با همیت کتاب نادر افغان موافه آقای برهان الدینخان کشکی پی برده و در صدد خواهند بود كه يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند . اينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین کتاب نفیس و هدیه قابل توصیف باز بنوشتن این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت کتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهند قیمت کتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد ( 611 ) صفحه و ( 49 ) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی قیمت بسیار نازلی بفروش میرسد . در داخله : مرکز 5 افغانی » » : ولایات باضافه محصول پست 7 » خارج : با محصول پست 3 کلدار محل فروش در داخله ؛ مرکز و ولایات طالبین به محمود، دوایر جراید و مجلات وطنی و در خارجه به وکیل التجاره های افغانی برای خرید رجوع خواهند فرمود . عرض ؛ هر قدر در خریدن عجله کنند ندامت نخواهند کشید چه هر چه بیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جریده ملی قیمت اشتراک در افغانستان ١٢ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ٢ « طلبه معارف ٧ « در ممالک خارجه ٢٠ شلنگ لطفاً پول اشتراک که بتوسط خزان داران فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد (مطبعه انیس)
[BLANK PAGE]
( شماره ٢٢ ) ( مجلده ) اشتراك سالانه ١٢ افغانی انیس اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محی الدین محصول پوست ٢ مدیر و نگارند : مجونا خارجه ٢٠ شلنگ ٢ شنبه ٢٤ عقرب ٣١٠ تاسیس ١٣٠٦ ٥ رجب المرجب ١٣٥٠ وکلا از تفریح هم باید اهمیت های آینده را که غرض از سعادت بزحماتی مصروف گردد ، که راحت وطن وخدمت بجامعه گفته شود مدنظر موکلین در آن متصور باشد . استفاده کنند گرفته وجداً برای تحمل هر گونه وکلای محترم شورای ملی ما اگر انسان ها تا منفرد آ زنده گانی داشته مشقات آماده گردند . چه اکثراً بان صفات متصف بوده وجمه و از حد و حدود معین حیات انفرادی وکلای شورای ملی يك مملکت ازان لله اهمیت وظایف خویش را در یافته اند پا بدایره اجتماعی نگذارده اند گویا افراد ملت بحساب میروند که از حیات بازهم خالی از فایده نخواهد بود اگر راحت تر و آسوده تر نیز بسته اند چه انفرادی در گذشته وبحوام اجتماعی در اطراف بعضی مسایل بطور یاد آوری شمولیت یافته اند ازین رو گفته میتوانیم هنگامیکه حواس وافکار آنها از اداره تذکراتی بشود . اسلوب زنده گانی یکنفر و کفیل و آمال امور شخصی و شخصی بنقاط دیگر وجاهای جه این طور موقع کمتر بدست می آید دور تری تجاوز و انعطاف پیدا کرد وافکار آن باید از سائر افراد ملت بکلی تا پادشاه وقت خودش بشخصه مانند يك بکعالم وظایف و بکجهان علایق تازه متفاوت و همیشه تمنیات شخصی و شهوات نفسی را در برابر آمال مقدس ملی اجتماعی وکیل حقیقی حقوق ملیت را بدون تری خود بخود در پیشگاه نظر خود ها فدا کرده حتی حیات خویش را موقوف خدمت شدت خواهش وکلامات خود عطا کرده رجعت داده شده می یابند که بایستی در انجام و اجرای آن ها خودشان را جامعه بدانند . وهر چند موقع تمنا بدهند، باید يك ثانيه شرافت وظایف وکالت و امید واری غفلت را ذات باکعمر شمرد ! مکلف بشناسند . این تکالیف و یا مراجعات اگر چه یکتوده که زمام اختیار صغار وکبار درین مدتی که شورای ملی دایر بوده خود را به اقتدار یکنفر وکیل و خوب بسی ممنونیت داریم که قوانین مرتب مکملی در اثر تنویر افکار افراد و احساس احتیاجات مدنی بوده و یا بر خلاف این وزشت آینده شان را از رفتار وکردار از دستگاه با عظمت دار الشوراء بیرون او انتظار می برند همین مسایل را ایجاب آمده وتحت الطبیع است که عما قريب هر دو در تحت يك نوع تاثير روشنای های معروقیت و انگشت نمائی های میکنند که یکنفر وکیل بنهایت مدارج بمعرض استفاده عامه گذاشته خواهد شد وطن خواه ، ملت دوست ، فد کار، فعال و از عرصه ده دوازده روز است وکلای بین الاقوام باشد ، در هر صورت می باید صداقت کیش وحق پرست بوده دایما محترم از حضور همایونی شرف انسان در مقابل موفقیت های موجوده
( شماره ۲۰ ) ترخيص حاصل کرده اند که تقریبا این چهار پنج ماه اخیر سال را بین اقوام و خانمان خودشان بسر برند، بجاست که باید پیشنهاد کنیم اجتماعیون از تفریح هم بایستی استفاده کنند آسوده گی وکلا هم باید در کار و زحمت باشد . وكلاء محترم اگر دقیق شوند برای هر مامور و مستخدمی در یکسال یکماهه تفریح کافی شناخته شده و بلکه خودشان در موضوع قانون رخصتی با حاضری این موضوع را تحت بحث گرفته خواهند بود، و این تفریح پنج ماه و شش ماه را که حضور شاهانه به نسبت شورا بتصویب خودشان واگذاشته و منظوری داده اند کمال همراهی يك پادشاه را بوکلا ثابت میکند چه در ظرف ۳ چهار ماه که ایام ایاب و ذهاب هم از ان استثنا شود هر فرد وکیل میتواند یکعالم تجربیات و ذخیره های فکری از اثر تعاطی افکار و تبادل خیالات با اقوام خود گرد آورده و در معاودت بکار برد . وکلا از پیشاهنگان اقوام شمرده می شوند آمیزش و اختلاط آنها با اقوام در هر چند وقتی واجد يك نوع افكار نوین و خیالات تازه تری است همین طور که از مرکز با خود از اثرات اجراآت خودها تحفه های قابل تمجید و مژده های مفیدی میبرند ، یقین در بازگشت هم یادداشت های مهم و موضوعات نافعتری از تجربیات آوان مسافرت براي يگانگي شرق آراء و افکار وزیر مختار (افغانستان در مصر) جناب سید محمد صادق المجددی وزیر محترم مختار افغانستان در مصر که یکی از رجال خبیر و مطلع افغانستان بوده و سالها در سیاست بین المللی ورزیدگی دارد، اخیراً در موضوع مهم وحدت و یگانگی بلاد وممالك شرق آراء و افکار خود را اظهار داشته و در مصاحبه كه بين يك نفر از مهمین نویسندگان مصری و معظم له بعمل آمده است . فورمول سیاسی خویش را برای ایجاد يك روح وحدت ویگانگی در ممالك شرق بیان کرده و نظریات سیاسی خود را در موضوع فوق با خود ها خواهند آورد که برای سال آینده طرح و مذاکره آن در مجلس شورای ملی مستلزم تامین سعادت وطن و ابقای جامعه باشد . امیدواریم که این مسافرت وکلای محترم ما محض خوشگذرانی مصرف نشده از هر جهت محل استفاده تامه واقع شود . شمولیت آنها در بین اقوام ذرایع توسل رشته های اتحاد و اتفاق و مراجعت اوشان بدار الشورا اسباب ترقی اقوام و سربلندی خود آنها گردد . الذکر بیان نموده اند . وزیر معظم افغانستان را در خصوص تشکیل يك مجمع شرق وحل مشکلات امور شرقیها عقیده است که ذیلا از نظر خوانندگان محترم گذشته ومی توانند بر اثر مطالعه نظریات ایشان مقررات ممالک شرقی را از حیث وحدت نژاد وقوم و حفظ كيان قومیت و مبادی ملیت و تشخیص مصالح و منافع خویش ممتاز و معلوم دارند. وزیر معظم افغانستان اظهار داشتند « من معتقد نیستم که ممالک غربی و اقطاع شرقی بمساعی حربيه اتحاد و سر حد استحقاق وحدت ویگانگی نائل گردند الا اینکه پیروی از احکام خدا و مقررات قرآن نموده و آنچه در کتاب کریم ذکر گشته است مورد اجری ومتبع قرار دهند در این صورت شرقی و نژاد عرب استحقاق درك سعادت یگانگی و وحدت را دارد، اگر ملل و نقرات اقوام شرق در مقابل تشکیلات دینی و سیاسی ملل و نقرات اقوام غربی ، هر آنچه را که پیغمبر آسیائی ایشان گفته، هدف زندگی خود قرار داده و رو بجانب انجام احکام خدائی که با منطق پیغمبر عربی آنها وارد شده است نمایند قطعاً مدارج تکامل و ترقی حقیقی را پیموده و خود را برای زندگی و حیات با بهترین سلاح مجهز و با کاملترین مهمات تقویت بخشیده اند . اگر شرقیها بالعموم وملل عرب نژاد بالخصوص چون اسلاف صالح خویش پیروی از اسلام واقعی و خالص نموده و
صفحه ۳ ( شماره ٢٥ ) حقیقت مذهب خود را عریان و ساده در دسترس ابناء دنیا گذارده و اسلام را چنانچه از آسمان آمد در معرض افکار وقلوب مردم قرار دهد صرف نظر از اینکه بر اثر نفوذ حقیقت خود وا جد مقام شامخ وکاملی از حیث شئون و احترام خواهند گشت . قهراً از جمیع شرور ومفاسد مصون بوده واز علل و بواعثی که اقوام وملل را بسوی انقراض سوق داده و بجانب فلاکت بدبختی میراند نجات حاصل خواهند کرد چه پیروی وتبعت از احکام اسلام و اجرای اصول ومبادی دیانت خدائی شرقی را مجبور می سازد بوطن ومملکت خود خدمت کرده و برای آبادی وعمران شرق واستقرار مدنیت معنوی آن کوشش کرده وفدا کاری کند . در نظر من حفظ آداب وسنن نگاهداری شئون وشعائر بهترین و بالا ترین وسیلۀ برای ابقاء آتش قومیت بوده ومهمترین محرکی برای تقویت و تحریک احساسات وطنیت وملیت است علت مبقیه شعور ملی و احساس وطنی وعامل باقیه حب موطن وتضایق بمحیط زنده گانی بعقیده من يك چيز است و آن الزام افراد و آحاد هر قوم وملتی باجرای تقالید و آداب جاریه آنها بوده و نا گزیر ساختن نفرات هر عائله بشری برای تأدب بآداب ورسوم اجتماعی خویش است . پا بندی بحفظ شعائر ملی وتقید باجرای مراسم قومی برای همیشه شعله های سوزان عشق وطنیت را در کانون قلوب افراد مشتعل ساخته و آتش قومی و پر از لهیب مملکت دوستی و جانب داری را در میان دماغ های مردم هر سر زمینی شعله ورو خروشان می سازد . آنانکه به تقلید آثار اجانب پرداخته و در این راه افراط نموده وتصور کرده اند بر اثر رها کردن آثار قومی خود واقتباس رسوم و آئین دیگران سیر طریق تمدن مینمایند ، دچار خطا . فاحش و اشتباه کاملی گشته اند ، زیرا يك خسارت وضرركاملی بآداب ورسوم اصلی خود وارد ساخته واز آن تقالید ورسوم تازه هم چیزی درك نکرده وانتوانسته اند انتفاعی کسب کنند اجرای رسوم و آداب اجانب و بیگانگان برای يك قومی که خودش دارای آثار وشعائر و آداب ورسوم مشخصه میباشد عیناً شبیه باین است که امریکا ئی متمدن دست از تمدن خود کشیده و برود بد نبال امو ریکه درست برای اساس تمدن ومحرابش مهم ترین لطمات را وارد کرده ومبانی مدنیتش را ویران سازد . مادا میکه اسلام دیانت رسمی ممالک شرقی اولا و اقطاع شرقی ثانیا میباشد ممالك وبلاد شرقی دارای يك سلسله متصله ويك مدنیت اسلامیه هستند که پیوسته و آنها را هم مربوط وشريك ومتحد ساخته و مصالح ومقدرات آنها را روی هم قرار میدهد . وبنابر این در این صورت سهل ترین کار ها برای ابناء شرف و پسران این بلاد ، تعاون وكمك كاری نسبت بیکدیگر بوده وحق آن است که همگان چون شالوده های يك عمارت بزرك و استواری باشند که برای پایداری عمارت میبایست ، یکدیگر را معاونت و همراهی نمایند . اگر بحقیقت بشرقیها یکدیگر را معاونت کرده واز اصول ومبادی دیانت خود تبعیت کنیم بی شك مبادی دیانت ما بزرگترین موصلی است که ملل واقوام شرق را با هم متحد ساخته و آنان را بسعادت و ابدیت می کشاند . آنچه مستحق تذکر است ملل شرقی می بایست پیوسته دارای علل و بواعث مرتبطه بوده وسعی کنند تا اثر و از رفت آمد های رسمی وغیر رسمی هر گونه حس تفاوت و تنافی را گشته و يك روح صمیمی و يك زندگی را بین خود حاکم سازند شرقیها و مسلمین امروز يك وظیفه مقدس وعمومی دارند که میبایست با تمام قوی بشری اجرای آنرا کوشش و فدا کاری نمایند ـ آن وظیفه مقدس اصلاح شئون خود و و همسایگان ایشان میباشد . اگر واقعاً ابناً شرقی شروع بعمل نموده و اشعه دائمي و مشيت خود را حفظ کیان ملیت خود قرار داده واجد يك روح و حدث و یگانگی کردید . بلاشك مولد يك مبانی و اصولی گشته اند که ما در جمیع قوای مادی و معنوی ایشان بوده و رستگاری کامل را برای آنها تأمین خواهد کرد . ( از مطبوعات عرب )
صفحه ٤ شماره ٢٥ مجله پنجم خبرهای فنون و اختراع سینما ناطق تمام کوشش و جهد کامل رجال سینما روی این موضوع قرار گرفته که سینمای ناطق و فیلم گویا را تا آخرین نقطه امکان متقن و نیکو گردانند. مهمترین مشاکل و صعو این قضیه مسئله صوت و نطق فیلم ها میباشد، چه تا کنون نتوانسته اند صدا های اکتبر ها و بازی کنندگان سینما را کاملاً طبیعی ساخته و از حنجره اولیه تحویل بیننده و شنونده دهند. اگر اشخاصی که با صدای بازی کنندگان آشنائی دارند و اتفاقاً متوجه جریان فیلم میباشند و فقط با صفای بیانات فیلم سینما سر دارند خواهی نخواهی اعتراف میکنند، که کوشش ها و مجاهدت رجال فن تا کنون منتهی بيك نقطه مثبت نشده و نتوانسته اند صدای اصلی را تحویل شنونده دهند شما نمیتوانید اعتراف کنید که این صدای مسموعتان عیناً صوتی است که از حنجره ستاره سینما پیروی می آید و از اینرو سینمای ناطق تا کنون تمام نشده و ناقص است. در یکی از مجلات امریکا این خبر انتشار یافته که یکی از رجال فن موفق شده تا آلی را اختراع کند که ارتعاشات صوت بازی کننده را تصفیه کرده و امواج صدای هر گوینده را در فیلم، مثل حالت عادی بگوش شنوندگان برساند بطوریکه نشود تشخیص مصنوعیت آنرا داده و همه معتقد گردند عین بازی کننده در فیلم در مقابلشان ایستاده و لهجه خودش صحبت می کند. شك نيست اگر مقوله اين مجله صداقت داشته و این اختراع صحیح باشد يك قدم تازه در طريق ترقی مبانی این اختراع بر داشته شده و سینمای ناطق قدم اول سیر تکامل خود را بر میدارد لذا این نظر مقطوع میشود که در آتیه نزدیکی سینمای ناطق در محال سینمای ساکت قائم مقام می گردد و چه بسا درب نمایشات و تآتر ها را نیز به بندد زپلن جدید «هر دور» رئیس اداره مهندسی کار خانجات «زپلن سازی» معلومات بسیار دقیقی در باره زپلن جدید بدست آورده و بر اثر مطالعات عمیقی که در اطراف احترق دلیزپژایل «ر ١٠١» معموله داشته نتایج بسیار مفیدی برای ساختمان «زپلن» تازه که در دست ساختمان میباشد تهیه کرده است حجم این زپلن دربر نژیل عجیب ازان بعد میتواند بالغ بر ۲۰۰ هزار متر مکعب گشته و ۱۰۰ نفر مسافر بغیر از عمال خود کشتی هوائی در آن جای گیر شوند، که در کمال رفاهیت زندگی کنند و نیز محرکات و ماشین فعلی که باقوه بنزین بکار افتاده ويك كوه مجوف آسمانی را در بالای سرما بحولان می آرند، از این بعد می توانند بر اثر احتراق روغن های نباتی سنگین وثقیلی این وظیفه را انجام دهند مقدار قوت «زپلن» جديد مبين ٣٤٠٠ و ۳۶۰۰ اسب میباشد در این «زپلن» کار هلیوم بجای ئیدروژن نیز مصرف می گردد و بدین مناسبات ساختمان آن تا آخر سال ۱۹۳۲ طول میکشد. تازه ترین سیستم طیاره باین نزدیکیها صنعتکاران ماهر ژاپوني موفق گشته اند بساختن یک فروند طیاره که از زمین بطور عمودي پرواز کرده بآسمان صعود میکند و از آسمان هم هنگام فرود آمدن هما نطور راست بزمین مي نشيند گویا این اختراع از دوران هاي هنگام هبوط وصعود وخطرات خرابي ماشين طياره بوقت آغاز پرواز و انجام آن اهل کارش را فارغ داشته وعلاوتاً مزيت ديگري که نسبت بسایر طیاره ها دارد اینست که براي یکمدت قليلي در هوا قادر بر توقف هم میباشد. (عرفان)
( شماره ٢٠ ) مجلد پنجم صحیات امراض جهاز دوران ( ٤ ) پیوسته بگدشته : هبوط قلب ، اسيستولی عارضة نهایتی امراض قلب است که مریض را به تشق محکوم می سازد ، در ین حال : نفس تنگی ، ورم ( وژها ) کبود شدن ، درد سر ، ورم باش ، در ادرار البوم ( سفیدی تخم ) کش مکش در نبض ( که عبارت از هجوم خون پیش است ) به مریض عاید می شود . تدا وی این حال : خون گرفتن ، مسهل و ایپیکاک خوراندن ، استرکانین یا روغن های کا فوری انجکسیون کردن عبارت است . امراض شرائین : ارتریو و استقلر وز : سخت شدن رگ های خون سرخ : با لخصوص در پیر ها تصادف کرده سبب بسیار خرابی ها می شود این مرض از سخت شدن رگ خون سرخ و از پر شدن ( اعو جاج ) فهمیده می شود . تداوی : به مریض سبزی و شیر خورانیدن و از طعام های نمکین و چای و غیره اجتناب نمودن است . از سخت شدن رگهای خون سرخ که از يك طرف در بسيارى اعضا خرابی پیدا می کند و از طرف دیگر در رگ های کلان ( ام الدم - انه وریزم ) محصول می آید درین حالت که خیلی وخیم است بدكتور مراجعه كرده شود . خانق الصدر - انژين دو پوا ترين : مثل بالا از سخت شدن رگهای خون سرخ بحصول آمده یکباره گی بیهوشی و عبارت از يك درد شدید است در ین گونه احوال به مریض استراحت داده با لای قلبش بخ گذاشته شود علاوه اً امواليا تيكة . ( ایما ل نائیتراس ) در آن موجود میباشد با لای دستمال ریخانده بو پا نیده شود . گان گرن : گان گرن که در انجام های دست و پا پیش می شود نا خوشی همین رگ های خون سرخ بود، نتيجة برورش نیافتن و محروم ماندن حصه اعضا از خون است که دو صورت را بخود میگیرد : یا ز نرسیدن خون بهمان حصه خشك می شود و یا جریات متعفن و خرب پیدا کرده پارچه هائیکه ترعفناً بوده شده باشند آهسته آهسته می افتد . تداوی : جائیکه بوده شده باشد تیمار انتی سپتيك نموده و همان خصه را بآب اکسیجن شسته محل کانگرن قطع شود امراض آورده (رگهای خون سیاه ) : رگ های او رده که در پا ها می باشد از وسع شدن آنها بسیار بار ( دوالی ) محصول می آید. اشخاصیکه باین مرض گرفتار می شوند ، از مانده شدن ، و زیاد راه رفتن ، به پا ایستاده شدن ، و از استعمال کمر بند که بسیار مضیق بسته شود اجتناب کنند عضويکه مريض است با يد پاك نگهداشته و زود زود بآب سرد شسته جراب را هبری استعمال کنند التهاب آورده (رگهای خون سیاه فله بیت : در مختلف امراض ( مسری ) با لخصوص در زان ها محصول می آید . علامت ابتدائی : حرارت خفیف ، درد در ساق پا ، او ورم سفيديكه مثل ریسمان يك تار در پا دیده می شود ، عبارت است . تداوی : اعضای مرض را هیچ حرکت نداده پای مر یض را در يك محفظه سیمی که مخصوص شکل پا ساخته شده است بالای آن پنبه گذاشته پای مریض مانده شود این چنین مریضها الى مدت یکماه به پا ایستاده نشوند . ( باقیمدارد ) ( سید حفیظ جاهد )
مجلد پنجم شماره ٢٥ صفحه ٦ خبر هاي داخلي شرفيا بي اعضاي جمعيت العلما بحضور اعليحضرت چون حرکت ، جمعیت العلمای افغانستان ، محض جهة ابلاغ ، مواعظ حسنه و انجام امر معروف و نهي منكر حسب اصول مقرره و القای نصایح و اندرز های ذی منفعت سال يك مراتب باطراف و نواحی مملکت خالی از اثر و منفعت نبوده درین سال فرخنده فال اعليحضرت ستوده خصال ما صورت نقل و حرکت این جمعیت را چنین مصلحت دیدند ، تا چند تنی ازین علما با نتخاب سائرین جهة اعطای مضامین مندرجه مجله شریفه حي على الفلاح در زمان غیاب سایر فضلا در مرکز بمانند و ما بقی او شان تماماً در ایام در مای زمستان موقتاً باوطان و مملکت شان معاودت فرموده از نشر فضایل و توصیه اهالی ، عدم تقرب برذایل صرف مقدرت ور زند و در بهار سال آینده تکرار بمركز وارد و بوظايف مفوضه خویش ساعی و جاهد شوند . از این جهة در هفته گذشته تمام اعضای محترم جمعیت العلمای افغانستان محض جهة و داع و خداحافظی ذات شاهانه و استماع اوامر و نصایح اولو الا مرانه او شان بعد از استجازه ملوکانه با عالیقدر - الاث مآب وزیر صاحب عدلیه حضرت نورالمشایخ وارد قصر گلخانه گردیدند و بعز ملاقات و استماع کلمات حکمت آیت شاه ستوده صفات خود فائز شدند ، که ما حصل فرمایشات و محمده کلمات همایونی را یکی از نامه نگاران فخری ما تا جائیکه قید وضبط کرده توانسته است قرار آتی بها تلطف نموده جهة استعلام قارئين كرام ذیلا ار قام میشود : یاد از دوره جوانی و ارتقای ( ابتدائیه اسلامی ) اعليحضرت شهریاری در طی این ملاقاتیکه با علمای محترم فرمودند از حالت ابتدائيه اسلام و از آن مساعیات حسنه خیر البریه و خلفای را شده و اصحاب نبویه (رض) که در راه رفعت وعظمت ومفخرت اسلام اسلامیان و ارتقای شوکت دینیه از او بمنصه شهود پیوسته و در اندك زمان اكثر حصص جهان واقوام و ملل مترقیه آن زمان را بنور ایمان و تهذیب حسنه عاليشان آراست ، و عموم تابعین و پیروان عقاید صحیحه اسلام را بجميع صفات و اخلاق عالی درجات پیراست ، يك تذکره دلچسبی را ایراد کنان درین حصه بیانیه خويش بهتر ين مصداق ( الاسلام يعلو و لا یعلی ) را خاطر نشان حاضرین ساخت و ثابت نمودند که ترقی و پیشرفت محير العقول مسلمین خیر القرون در نقاط مهمه جهان تنها بقوه شمشیر نبوده بلكه يگانه واسطة نشر اسلام در اندك زمان وتوسعه رقبه آن ، تعمیم عدل و احسان ، تعلیم حقوق پروری و اتصاف گستری اخلاق عالی و تهذیب حقه اسلامی بوده است این قسمت نصیحت اعليحضرت فوق العادة مهیج و حوصله افزا بود . اسباب انحطاط وتنزل اسلام ما بعد از ان بیان حقیقت توا مان شا هانه شانرا در اسباب وعلل تنزل اسلامیان وچیزهائیکه موجب از دست رفتن آن شوکت و بزرگی اسلام که در اول وهله مایه ناز ومحل افتخار مسلمین و سبب رشك و غبطه تمام مردمان روي زمين بود معطوف نموده ارشاد فرمودند که علت پارچگی در انحلال قواي اساسي ومفاخر تاريخي اسلامي فقط وفقط بواسطه اغراض آفريني وشخصيت پرستي سلا طين وامرا ء وعلما و روساي اسلام وعدم اتحاد و اتفاق وفرو گذاشت اوامر صحيحه دينيه واختيار نمودن تنبلي وجهالت و گرفتاري مسلما نها به عيش وعشرت وغيره امور مذيمه پر از مضرت بوده است . این قسمت کلمات پرحکمت اعلیحضرت نهایت مؤثر و رقت آور بوده تماماً در اطراف این آیه شریفه كه ( ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغير واما بانفسهم ) را تثبیت
صفحه ٧ شماره ٢٥ مجلد پنجم وسراسر مفهوم این شعر را بخواطر ترسیم میكرد كه . اسلام بذات خود ندارد عيبي هر عیب كه هست در مسلمانی ماست راز ترقی اسلام در چیست اخيراً بیانات خیرت ختامه شان را در اطراف محاسن ومزایای تام آن اوامر حقه اسلامیه که امروزه روز دیگرها بواسطه خوشه چینی آن خرمن افتخار واقتباس ازان شعله انوار اسلام فائز المرام وشاد كام ومسلمين بواسطه عدم پا بندي واهتمام بآن پریشان و ناکام اند دور داده از فوائد اركان پنج كانه واثرات نيكوي سعي وعمل وجد وجهد وعلم وعرفان ، صنعت وحرفت و اینکه دین اسلام بكدام پیمانه بكسب وكمال وفضائل توصيه دبجه اندازه باجتناب مناهي ورذائل اوامر داده است و بیكانه مسئول وذمه دار ابلاغ آن بمصداق (انما يخشي الله ان عباد العلما طبقه علما را گردا نیده است و تزكيه نفوس عامه را محتاج به صیقل امر معروف ونهي منکر آنها ساخته و بزرگمان بقول زلة العالم زلة العالم لغزش وفرو گذاشت ارباب فضل را بخرابي جهان تعبیر کرده است . مباحث عالي را دائر وحضار را ازین ارشادات خویش نهایت متأثر ومتذكر ساختند ومعاني شريفه واشارات لطيفه آيه شريفه ليس لي الانسان الا ما سعي را تشريح وتقريباً مطالب این عبد را ذهن نشین حضار نمودند تا تو كوشش ميكني لايق اندام تو نیست جامه را که جو دوخته خیاط ازل این قسمت بیانیه اعلیحضرت بسیار نافع و بلند و هر نکته و جمله آن دارای نکات و اشارات ارجمندی بود که تعمیل و پیروی هر جمله و هر کلمه آن باعث سعادت دنیوی و اخروی شده میتواند . مسرت علما ووداع اعلیحضرت با آنها در ختامه از مسایل جمله اكثري از حضار وسائر علمای حقانی افغانستان که دلهای شان از درد اسلام مملو ودست مریض های دور حاضره قوی وتوانا وبه تشخيص امراض مزمنة جامعه اسلامیه خو بثر آشنا هستند و از فکر رسا وهت بلند وعلو نظر واثر کیمیا پرور خود روح ورواى را به پیکر این میت های محتضر اندوخته میتوانند ؛ اظهار مسرت وتشكر فرموده گفتند كه من ازین خدمات همدردانه موقع شناسانه شما علمای حقانه افغانستان شادمان ام ومزيد توفیق را برای تان وسائر علمای با وجدان وطن خوا هام امید میکنم که طبقه علمای محترم درین دور تاريك كه احوال اسلام واسلا میان در تمام نقاط جهان پریشان و بواسطه شخصيت و اغراض پرستی ملا های سوء در سائر بلاد اسلامیه علمای محترم بنظر اشخاص کوتاه فکر نا فهم مورد تنقید میباشد ، خال بکو هند وزحمت بکشند تا در اصلاح احوال جهان موفق آیند و در رفع هر گونه غلط فهمي واهما ليکه در بين واقع شده کامیاب شوند و بواسطه نشر وتعميم حقائق صحيحی اسلام خود ها را با لعموم محبوب القلوب طبقه خواص عوام ساخته در دنیا مشکور و نيكنام و در آخرت ماجور وشاد کام بسازند . علمای محترم جمعیت المهاد ازين بيانات حكمت آیات شاه دیانت اگنتناه خود در يك جهان مسرت وشادمانی بدعا گوئی طول عمر وتو كيد قوام سلطنت اعليحضرت پر داختند وسر تا پا این بیانات قیمت بهای پادشاهی را تصدیق وتائید واحقاق ريت ومصروفیت خود شانرا در خاطر نشان کردن همین اوامر ونصايح حكيمانه ملوکانه که تماماً پیرو و تالى احكام الهى وسنن نبوی ومقررات حقه اسلامیت عرض کردند و بلا نهایه اظهار خلوص وعقیدت شانرا بحضور اعلیحضرت نموده ضمناً به تبريك نکاح شهزاده بلند اقبال افغانستان والا حضرت محمد ظاهر خان پرداخته دعای تسعید این مواصلت میمون را کردند . بالآخر این محفل عالى بـنيك وضع خوب انجام وذات شاهانه علمای محترم جمعيت را حبة رفتن باوطان شان برای همين زمستان وداع فرمودند ، و گفتند که از خدای بی نیاز موفقیت شما را در انجام این وظائف مهمه روحانيه تان
صفحه ۸ (شماره ٢٥) مجلد پنجم خواستارم وامید وارم که بعد از گذرانیدن ایام رخصتی دوسال آتی باز بفضل الهی مع الخير والعافيه با شما علمای محترم ملاقات نمایم ، علمای اعلام هم شادان و دعا کنان از حضور اعلیحضرت مرخص گردیدند . ( اصلاح ) الطاف شاهانه نقل فرمان حضور شاهانه عنوانی ریاست بلدیه : مبلغ یازده هزار افغانی از پول شخصی حضورم بقسم خیرات برای غربا و فقرای شهر کابل بمناسبت عروسی نور چشم شهزاده محمد طاهر خان منظور نموده توسط فرمان نومره ٣٢٩٦ – ١٦ عقرب بوزارت در بار امر دادیم که بریاست بلدیه کابل به پردازند شما را امر است که مبلغ متذکره فرمان هذا از وزارت دربار تسلیم و ب غربا ومستحقین شهر توزیع و تقسیم بدارید . رضایت وامتنان بمناسبت علاقه واحساسات پر جوش وصمیمیت کارانۀ که اهالی شهر کابل در موقع عروسی شهزاده محمد طاهر خان ابراز نموده بودند ذات شاهانه تیلفوناً ذریعة ریاست بلدیه از اهالی ظهار امتنان فرموده وبر ئیس بلدیه امر فرمودند تا رضایتیم را ذریعه کلا نتران با هالی تبلیغ نمائید که رئیس صاحب بلدیه رضایت اندرز هنگام سختی مشو نا امید که ابر سیه بارد آب سپید در چاره سازی مخود در مبند که بسیار تلخی بود سودمند گره در میاور به ابروی خویش در آئینه فتح بین روی خویش ( نظامی ) حضور شاهانه را با هالی تبلیغ واز طرف اهالی به يك عريضة طویلی که بهترین احساسات صدقت مندانه شان را حاوی بود جوا باً بعرض رسانده شد که مفاد آن اینست : – ملت افغانستان مجاهدات تاریخی ذات شاهانه شما را که یاد گار آن یکی از بهترین نعمای الهی است ابداً فرا موش ننموده وشخص اعلیحضرت وقامیل شاهانه را اولین ناجی ومقتداو افغانستان دانسته در امتثال امر و یا احصال رضای پادشاهی بفدا کاری مال وجان حاضریم . ولی متاسفانه بواسطۀ برودت هوا چنانچه لازم بود که شهر را به تقریب عروسی شهزاده چراغان میکردیم موفق نشدیم . در اثر عرض اهالی حضور شاهانه هم ذريعة فرمان ۳۲۹٥ ، ۱۷ عقرب پادشاهی از احساسات شان اظهار رضایت وامتنان فرمودند . افتتاح مجلس اعیان روز دو شنبه ( ٢٤ ) عقرب ساعت ٢ بعد از ظهر در قصر دلکشاه مجلسی از مامورین مهمه لشکری وصاحبمنصبان عسکری منعقد شده بود ، اعلیحضرت غازی شاه اورنگم تشریف فرمای محفل شده و مجلس اعیان را افتتاح فرمودند خطابه افتتاحیه شاهانه ومعروضه جناب میر عطا محمد خان رئیس مجلس اعیان را با تفصیلات در شماره آینده منتشر خواهیم نمود. عزیمت آقای قاضی عبد الحق خان معاون ریاست شورای ملی با یکعده از وکلای هراتی وقندهاری دیروز ساعت ۱۰ بعزم هرات بطرف قندهار رهسپار گردیدند .
صفحه 4 (شماره 25) مجلد پنجم تاس جواب ليتو نوف به سوال مجمع ملل مسکو - 22 اکتوبر جواب ليتونوف بسوال در وموند راجع به آمادگی حکومت شورويه وقبول کردن پیشنهاد کرالدی در باب معطل کردن اسلحه الی اختتام امور کنفرانس تحديد اسلحه اشاعه یافته است لیتونوف در جواب خود مینویسد : من قبل ازین یعنی 21 سپتامبر راجع به آمادگی حکومت شورويه قبول کردن تعهدات را با تمام ممالك بالمساوات اطلاع داده بودم حکومت شورويه همچنان حاضر است که میعاد پیشنهاد شده را از امروز الی یکسال یعنی از اول نوامبر قبول نماید و همچنین او حاضر است مكملاً يا بعد اكثر اسلحه خود را بقرار پیشنهاد من بکسرون تحدید اسلحه نموده ام تجدید نماید باید واضح باشد که آیا این تعهدات باشعاء اسلحه مربوط است ، اگر این مسئله واضح نباشد هی حکومت بخیال خود آن پیش نهاد را تغییر خواهد نمود ، حکومت شورويه حاضر است بعد از واضح شدن امور هر قسم تعهدات راجع بمعطل نمودن خبرهاي خارجي اسلحه را باساس مساوات با تمام ممالك قبول خواهد نمود . مسکو - 27 اکتوبر آمدن ليتونوف رفاقت سفیر ترکیه در مسکو چین 27 اکتوبر وارد انقره گردید ليتو نوف را در استاسیون توفق رشدى بيك وزير امور خارجه و مامورین مسئول وزارت خارجه ترکیه و اعضای سفارت س س س ر در استقره استقبال نمودن در استاسیون یکدسته عسکر احترامی نیز موجود بوده از استاسیون الی هوتل طماقراق طف پاکتیبه های خوش آمدید بزبان روسی قایم کرده بودند . اخبار انگلستان ريوتر يك هفته ایامی که بعد از اعلان قانون معشولیت در آیرلند آمده بود روز شنبه با يك حادثه سیاسی خیلی مهمم خاتمه یافت 2 نفر اعضا پارتی کارگر آیرلند که طرفدار حکومت بودند از حزب کار گر ایرلند اخراج شده اند این دو نفر یکی موسوم به مک اینی نماینده ذیل و دوم ایجا در انتونی عضو شهر کارك . 27 اکتوبر - نتیجه انتخاب دار الفنون ویلز با 66 رای وضعیت پارتی ها را قرار ذیل می سازد محافظه کار 49 ، احرار ملی 14 ، احرار ( 1 ) کار گر ( 6 ) ترتیبات بی نظیر و وسیعی که برای اشاعه نتایج گرفته شده است علاقه مصرو عموم را برای گرفتن امروز نشان میدهد تعداد آراء در هوتل ها ، كلب ها ، تیاتر ، و سینما ها ، و مقامات دیگر عمومی و عمارات زیر زمینی ها نشان داده خواهد شد . شب گذشته اختلالات کا مونیست ها در كنسك تن شمالی و واسبوهان وضعیت نسبتاً سكون انتخاب را بر هم زد . 28 اکتوبر - رای دادن در انتخاب عمومی بر طماوق بآرامی پیش میرود و اخلال هیچ وجود ندارد و غالباً عده آرائی که داده است يك مسابقه تشکیل نموده میتواند را پورت مامورین انتخا بات اجتماع مردم را در موقع افتتاح که در آن جمله عده زیاد نسوان و دختران جوانی که قال برای دادن بودند مشمول داشتند و بیان میدارد که با يك جدیتی که شایان سیاست مداران است مقدرات ملت را تعین مینمودند اشخاصی که ملاحظه کرده اند میگویند درین شخسایب چنان جدیت و عدم سوء ظن حکم فرما بود که گاهی قبل ازین دیده نشده بود . رای دادن را معه معطل ساخته عده از اراء بتایح وجود دمه بید و رب کار گر
صفحه ۱۰ شماره ۲۵ مجلد پنجم اینکه که باز میگفتند تا زمانیکه موقع رای گرفتن مسدود شدند معطل ماندند واشخاصی که هنوز رای خود را تقدیم نکرده بودند موقع نیافتند که رای بدهند. در نتیجه اولین انتخابات عمومیه که از (لندن) طلاع شده است میلیون شماره رای کشیده اند اپون و بس نماینده حکومت (محافظه کار) ۱۹۱۹ رای گرفت وفرا نگلس (کارگر) ۷۵۸۵ رای ونسبت باکثریت محافظه کاران به ۹۵۱۱ رای هیچ تبدیلی واقع نشده است. در شالفورد شمالی ج ، پی موریس محافظه کار ۳۱۵۱ رای گرفت. (دین لیفت) کارگر عضو نشسته ۱۳۲۷۱ رای (محافظه کار موفق شد) بعد ازان در نصف شب وضعیت پارتی ها ظاهر شد. محافظه کاران حکومت ۸۲ واحرار ۱۷ کارگران مخالف ۸ ومحافظه کاران ۱۵ واحرار سه رای گرفتند. در روز پنجشنبه جلسه کابینه منعقد خواهد شد، که راجع به امور خارجه ونطق شاه در موقع افتتاح رسمی پارلمان بتاریخ ۱۰ نومبر مذاکره کنند. پارلمان جدید به تاریخ ۳ نومبر قبل از انتخاب نطاق وسوگند دادن اعضاء عقد خواهد شد. احول پارتی ها در آخر نتایج واز اولین انتخاب عمومی قرار ذیل است:- ملیون - ۲۱۳ محافظه کار - ۲۴۲ کارگر ملی - ۱۰۴ احرار - ۴۲ (من جمله ۱۴ آن طرفدار سا تمن میباشد) کارگران مخالف - ۲۳ پارتی مستقل - ۳ موفقیت محافظه کاران ۱۲۰ ، کارگر ملی ٤ ، واحرار ۱۱ میباشد. خساره کارگر ۱۱۱ وحزب مستقل ۵ است. ۲۸ اکتوبر: دوائر سیاسی از تمایل سیاسی بی نظیری که از نتیجه او از اولین ظاهر شده است، متعجب اند. محافظه کاران خیلی مسرور اند، و کارگران طبعاً خیلی مأیوسند، زیرا که نتایج شب گذشته عموماً نتایج قصبات دهات انتخاب میباشد و يك عده زیادی مراکز صناعتی که دران واه کارگر قوی میباشد دران شامل است. نتیجه کرسی که امروز اعلان میشود عبارت از نتیجه آرای هیئات انتخابی دهات خواهد بود که کاملاً طرفدار محافظه کاران میباشد، و محافظه کاران در نتایج روز دوم فتح کاملی را در نظر دارند. و اگر هم چه واقع شود حزب کارگر به حیث حزب مخالف مؤثر در دار العوام وجود نخواهند داشت و در پارلمان جدید آنها کمتر از صد نفر طرفدار خواهند داشت. برای آنکه محافظه کاران اکثریت مطلق را بدست بیاورند به ۹۰ کرسی دیگر احتیاج دارند، و برای قوه محافظه کاران در پارلمان جدید که زیاد از ٤۰۰ نفر میباشد امید میرود احرار و کارگران ملی متفقاً تقریباً به یکصد میرسند و حکومت ملی اکثریت زیاد از ٤۰۰ را خواهد داشت روزنامه های حکومت ملی ، راجع به نتایج انتخابات که آنرا يك غلبه بزرگ ومحو شدن سوسیالزم میدانند، خیلی مسرورند. دیلی تلگرام میگوید: این نام عبارت از يك غلطی وضعیت شدید سیاسی است. دیلی میل موفقیت را به طرفداری زیاد تعرفه، وعزم کارگران برطانوی به ایراد ضربه های شدید وغارتگری سوسیالزم اسناد مینماید. دیلی اکسپرس بیان میدارد که پارتی سوسیالیست محو شده است. دیلی هرالد اظهار مسرت میکند که محافظه کاران کامیاب شده اند ومملکت بصورت درستی، راجع به آن اشخاصی که محو شده اند وطرفدار
شان عبارت از اختلال انگیزان و مفسدین پردازان میباشد ، قضاوت نموده اند . پیغام اخرین بیان میدارد که حکومت از اکثریت مطلق يقينی حاصل نموده است . و میکد و نالد ، لاند جارج سر جان سائمن ، مس امیگن ، و چرچیل انتخاب شده اند . وج دران ، ومس سوسن لارنس شکست خورده اند . محافظه کاران به نسبت تمام پارتی های دیگر اکثریت حزبی دارند . تعداد پارتی ها بساعت ۲ و نیم بعد از ظهر قرار ذیل بود : محافظه کاران : ٢٨٤ کار گران ملی : ١٠٨ احرار : ٢٩ (۱۵) نفر طرفداران سائمن ) کار گر مخالف : ٢٤ حزب مستقل : ١٠ یعنی محافظه کاران ١٢٤ فایده کرده اند ، و کار گر ملی ١٠٨ و احرار ١١١ حزب کار گر ١٤٠ به ضیاع داده است . هند و انگلستان ٢٥ اکتوبر پیغام لندین بیان میدارد که گاندی از اینتن وارد اکسفورد شده با ماستر پ ف یولپول که در سنه گذشته در هند عضو کمسیون تعلیام عالی مسیحی بود و با گاندی رفاقت داشت ملا قات نموده شام آن در ( مجلس هندی ) نزد عضای کلب نیلو فدر نطق ایراد نموده و به سوالات طلبه جواب داد . ٢٦ اکتوبر پیغام لندن بیان میدارد که از کالج اکسفورد به نسبت رسیدن گاندی یکجا عجا اوازه های مسرت بر آمد و در مسافرت مختصر خود گاندی در دار الفنون مذکور يك فهرست زياد مصروفیتات دارد و به همراهی داکتر اسندهی ، ماستر آف يولپول ، داند دایوز ، مس سلید و ویسای ، ايدور تا پسن را ملاقات نموده بعد ازان گیلوت مری ، سر میچل سید لر ، وانجننا لد لید را دیده و بعد از ان سر هنری لا ورنس را ملاقات نموده که با او به سواری موتر به اکسفورد رفت . و بعد آن در شام در کلب دیلی نطق ایراد نموده . هفته آینده به کمبرج خواهد رفت . مذاکرات مسایل فرقی در کنفرانس میز مدور عملاً به سکته دو چار گردیده است . عقیده عمومی دوایر نماینده گی چنین است که ، تمام پیشنهادات ممکنه ختم شده . مالویه عقیده دارد که هنوز هم ممکن است مسئله فرقی را با انصاف سه نفر که از طرف مربوط به مذاکرات انتخاب شوند فیصله نمود و میگوید حتی اگر مسئله فرقی فیصله نشود هم باید مسایل تشکیلی را بزودی فیصله نموده و فیصله مسایل فرقی را برای ما بعد بگذارند ، و بیان میدارد که ، معطل شدن اصلاحات و التوای کنفرانس بدون آنکه به مقصود خود رسیده باشد ، در هندوستان اثر خطیری خواهد نمود . قایدین مهم هند و مسلمان مذاکره غیر رسمی نموده راجع به پرو گرام فوری کاری که در مقابل کنفرانس است ، مذاکرات نمودند نماینده گان مسلمان شام امروز جهت تجدید نظر بر وضعیت خود ملاقات خواهند نمود . تلگرام استدق بیان میدارد که ، ماند به محاسبات و قضاوت محکمه عالی ، در موقع تجدید مذاكرات كميته تعمير اتحادی ، روز چار شنبه ؛ بعض نظریات مزيد شنيده شد . كيبوی جوئنز ، از طرف او رویائی ها تاكيد نمود که محکمه اتحادی ضرور است ، مگر این مسئله پش ضرورت دارد ، که حق مرافعه از محکمه اتحادی به مجلس خصوصی اعطا شود . ( یکی از حضار ) با مرافعه به مجلس خصوصی مخالفت نموده اظهار
شماره ( ٢٥ ) اعتقاد نموده که ، از نقطه نظر حکومت و صد برطانوی ، مطلوب است که در خود هندوستان محکمه عالیه هندوستانی قائم شود داکتر شفاعت احمد راجع به مسئله مرکزیت محکمه عالیه بحث نموده و نیز راجع به طریقه که بآن شرائط دارای حق ظمتاً تقديم اجبری شود گفتگو کرد . و راجع به این مسئله اظهار عقیده نمود که تبدیل نمودن شرائط حفظ ما تقدم را ممکن نیست تبدیل کنند ، بجز طریقه که ، بصورت مناسب رفع و فرق مربوط بآن رضا دهند . مستر ریچارد راجع به مرافعه مجلس خصوصی موافقت نموده ، که باید مفکوره ماجبات از تولید يك نظام مكفى بالنفس عدلی برای هند باشد مکر گفت که تشکیل نمودن مجلس خصوص هندی قبل از وقت است . روز دوشنبه در بین بعضی از نماینده گان مهم مذاکرات غیر رسمی شروع شده مسئله دفاع تحت مدافعه گرفته شد . اعضای نماینده کی ظهار عقیده نمودند که باید يك وزیر هندی کار عسکر را بدست داشته باشد . وراجع به وضعیت او در مقابل حکومت برطانیا و تلقين مرکزی و مقداری که از اداره و یا ایمی حربی به وزیر مذکور سپرده شود ، مذکره نمودند . روز سه شنبه این مذاکرات دوام خواهد نمود . نماینده گان مسلمان نیز ملاقات نموده واقعه نظر سابقه خود را تأکید نمودند که ، نه می توانند راجع به مسائل به اقلیت ها ربط دارد تا زمانیکه بار دیگر مسئله اقلیت ها سردست گرفته شود ، مذاکره کنند اطلاع رسیده است که مذاکرات مسلمانان ها بر اساس مذاکره آغا خان و گاندی بود . از هر طرف در چین جدید : یکی از آدابی که تا این اواخر نیز در چین از آن متابعت می شد و موسوم به (کوو تو) بود این بود که وقتیکه شخصی با یکی از بزرگان مقابل می شد برای احترام خود را بزمین خم کرده و سه دفعه پیشانی خود را بزمین میمالید سفری خارجه نیز موقعیکه بملاقات امپرا طور میرفتند مجبور بودند که عين همین احترام را اجرا نمایند . اما لباس های رسمی که در بر میداشتند غالباً مانع رکوع و سجود شان شده و ازین حیث در مضیقه بودند . اما از وقتیکه چین جمهوری شده است اجرای این مراسم از ایشان لغو شده و فقط بانحنای سر از ایشان اکتفا می شود . و پس تر آن بین عموم نیز این عادت که دلیل بر خضوع میباشد بر طرف شده وعوض رکوع ولمس زمین پیشانی فقط انحنای سرسه دفعه متوالی رایج گردیده است . چگونه از بحران کبریت جلوگیری می شود . ایفار کرویتر (پادشاه کبریت) سویدی تجارت کبریت را در اروپا احتکار کرده و در این اواخر اسعار آنرا خیلی بلند برده بوده است . در مقابل آن اهالي يك قريه از رومانيا وسیله عجیبی برای مقاطعه بحران کبریت استعمال کرده و در یکی از نواحی قرية شان آتشی روشن کردند که هر رهگذری در آن يك قطعه چوب و یا هیزم میانداختند و هر غری هم که میخواست سیگار خود را آتش ابزند نزديك این آتش رفته و قطعه آتشی از آنرا استعمال میکرد چنانچه صاحبان خانه نیز برای رفع احتياجات خود از آنجا آتش گرفته و بخانه های خود میبردند ، و باین وسیله صورت تمامی در انتسج و استهلاك آتش اجرا شده و برای اینکه خیلی آنها را خنک بحساب ندهند قرار دادند که مبالغی را که از مقاطعه کبریت نزدشان جمع شده بود بانشاء يك كلیسای صرف نمایند .
(صفحه ۳) ( شماره ٢٥) مؤلف : اميلابيه فرانسوی : (۱۹) مترجم حبيب الله طرزی : و تصور کرد که در يك زندان داخل مادام سان ژين شده است و برای ابد ازان نجات نخواهد یافت . فصل دهم عروسی منقطع پالئویت را بمن بده ، زود شو ! اينك لحظه چندی که در آن جا بانتظار عود بلانش را رعشه گرفته گفت : بارون بر میگردد . مند ضالی برو گذشت تا آنکه در وازهٔ بزرگ بايك صدای مهیبی عقب رفته اواز حرف کاترین حقیقت داشت زیرا خدای من ! من تباه شدم حال دستی از فرار من اطلاع یافته و تعقیب خواهند بارون بعد از انیکه کلیسا را دیده و یا های اشخاص زیاری در راهرو منعکس خودش را از مهیا بودن تمام لوازم مطمئن گردید . نمود ، ، کاترین : ما باید وقت را از کاترین برای آنکه حصه بازی خودش دست ندهیم یگانه راهی که موجود گردانید بر میگشت تا مارك دو لا ولين است آنهم بنهايت خطر ناك است ، ولی را با خود بگیرد و هم با صطبل هدايات را تا به اخر بخوبی بازی کرده باشد پالتو را چه باید کرد باید تن بتقدیر نهاد . لازمه را بجهت سفر پرو کال بدهد بر سر کشیده و مناسکه نماز مشغول باشد بلانش بگو به بینم اگر ذرة امید هم کاترین خودش را به پالتوی دراز بلانش بزا نو در آمده خاموش ماند . در آن باشد بگردن آن حاضرم . کشیبش آهسته بر خواسته بمحراب پیچیده بطرف شاتو و بلانش با لاوايت کاترین ، اگر کسی بجای تو بماند که ازین همراهی مانند طائوس بر خود میبالید بطرف اردو گاه فراند آهسته شروع به تکرار او راد نمود تقرب جسته با يك صداى كاداك ولى وتو فرار کنى كم از كم يك نصف ساعت رهسپار شدند کاترین خودش را بدروازه بعد تر از حالا خبر خواهند شد ، . اطاق خدمتکاران رسانیده و یکی از آنها بارون هم نزديك كا ترین شده و يك نیم ساعت خیلی زیاد است من تصور میکنم را مخاطب ساخته گفت : بمسیو با رون سلام مختصرانه داده آهسته گفت يك ربع ساعت نیز مرا نجات خواهد د ماء موازن ! اگر چه امید داشتم که بگوئید که ماد موازال بلانش او را در داد . شرف و مسرت همراهی شما را اینجا کلیسا منتظر است . کم از كم بار بارك گذشته يك جاى دیگرى این را گفته و با قدم های متین بطرف حاصل کنم ولی با وجود آن هم مسرتی خودم را پنهان کنم شاید بتوانم بیکی کلیسا روانه شد بداخل شدن کلیسا که از دیدن شما درینجا یمن دست داده از قراول خانه های فرانسویان رسانیده فردی را غیر از کشیش پیری که مشغول از حیط بیان بیرون است ، بمهاجر یوت نیز ملحق شوم ، اوراد بود ندید ، راهب هم آنقدر اجازه دهید تا در پهلوی شما به ایستم ، ولی افسوس که برای این معا وضه مصروف بود که هیچ توجهی بکاترین كاترین خاموش و بی حرکت ماند ماو کسی نیست ! نه نمود ، خاموشی مرده کلیسا روشنی کیز چون دید که دخترش بعد از انیکه کاترین از من بهتر که را میخواهی باید خفيف چند مود شمع که از سقف تاريك بیهوش آمده و برصای او تن نهاده است يك لحظه هم وقت را ضایع نکنی آویخته بود کاترین را مرتعش نمود باز میخواهد خاموش و بی حرکت
صفحة 14 شماره ٢٥ بجلد پنجم بايستد نزديك او رفته گفت : بلانش عزيزم ! این با انوی مفلوك كه بيك پالتوی مسافرت زياده تر شبيهه است از حو د دور کن تو باین وضعیت عروس شده نمي توانی رویت را پنهاني وقدري متبسم باش اگر قلباً آرزو نداري بجهت مهمانان ما افسران ژنرال کولپر فیت که زحمت کشیده ومجر و سيت مشارکت نموده اند وضعيت بشاش بخود بگیر ! پیشتر از انكه منع کرده بتواند و یا آنکه ارادة او را حدس زده باشد پلان را از سر او دور ودر مقابل ماركيز با يك پيراهن ایستاده بود ، مارکیز از دیدن یک زن بیگانه در پاس دخترش متحير شده نعره زد ، این زن دختر من نيست بارون نيز که به اندازه مارکیز از دیدن كاترين متحير شده بود صدا زد آیا تو کیستی ؟ ماده وازل بلا نش کجاست ! درين اثنا کشیش بطرف حضار با بازوهاي باز استاده ادعبه مشهور لا تيني را که در چنین موارد عادیت به متانت تمام شروع نمود : ( پي في دبیكات وس ، اوني پو نامي دبوس او می نوس دو پیس کم ) ولي حضار همه مصروف حادثة جديدة بوده بدعاي کشیش توجهی نکردند و نه جواب عادية که در چنین موارد از طرف حضار گفته مي شود دادند . کاترین چون ديد كه علاوه بر بن پنهان ماندن بی فایده است دا من سه رنگ خودش که بیرق فرا نسه را تشکیل میداد بمقابل چشم آستر با تبها گرفت . یکی از افسرها : بخدا این زن مشروبات فروش عسکر فرآندوی است سان ژن : بلی هیچ غلط نگردید عيناً خودش هستم مشروبات فروش پیاده خفيف سیزدهم ، اميد وارم که اطفالاً م را آستر ناداده باشم . این پیش بینی کاترین حقیقت داشت زیرا استر يا ثيا داماد هزیمت یافته مار كيز همه با نگاهای مضطر بانه باطراف كليسا مينگريستند و خیال میکردند يکدام حمله غیر مترقبه شبهه گرفت دار آمده اند . یکی از افسرها : بعد از تفکر زیاد چون او را تنها و بی سلاح دید پیش رفته و دست خودش را بر دوش او نهاده به متانت گفت جناب ما دام (ماد موا زل ) اسیرم هستید ، كاترين - دور شو ، من نمیجنگم در بن جا برای ملاقات يك دوست آمده ام نه بجنگ . افسر ! مزاح نمیکنم شما درین قلعه که من آنرا بنام امپرا طور استر يا تصرف کرده ام داخل شده اید ، من بايد شمار ادستگیر کنم زیرا شما فرانسوي واين خاك استر يا ئي دو دولت باهم میجنگند . کاترین : آیا جناب شما بازن ها هم میجنگید ؟ افسر : شما مشروبات فروش اردوي فرانسه هستید ! کاترین : مگر عرض کرده میتوانم که مشروبات فروش سر باز نیست ! افسر : من شما را بحيث يك سر باز نه بلکه بحیث یک جاسوس گر فتار میکنم افسر این را گفته وبطرف یکی از زیر دستانش بر گشت حکم داد که دو سه نفر سر باز را به نگهداري کاترین جلب کند ، بارون لوندال که در اطاق ماد موازل بلانش برای تجسش او رفته بود از انجا نا كام برگشته نعره زد « آقا یون این زن در سازش فرار عروس من ماده وازل بلا نش دولا و ین شراکت دارد از براي خدا او را گر فتار کنید ! وبا یک حالت پاس ونا امیدی کاترین را مخاطب ساخته ایراد نمود : برای خدا بگو به بینم عروس من کجاست ؟ کاترین خند يده جواب داد « اگر میخواهی که عروست را بيابي ضرور است که آقا یان استر يا تي را گذاشته با من به اردوگاه فرانسه بيائي انجاست که او منتظر تو نشسته است . بارون : این بد بخت درمیان آن گدایان فرا نسوي چه را میخواهد شاید با مواية ژنرال معاشقه پیدا کرده باشد .
صفحه ۱۵ ا شماره ۲۶ ا | جم مجلد کاترین : نه ! رفته است که با فرزند خودش او چه مقصد داشت ؟ ملحق شود ! پس در پنصورت او را در يكي از اطاق بارون و مادکی یکجا نعره زدند : با های شانو قفل میکنم حبس او را رام خواهد فرزند خودش ! این چه فضولی است ساخت فردا جواب شما را خواهد داد . بخيال من که دیوانه شده خواهی بود کاترین : فردا سر بازان جمهوریت اینجا ملازم بارون لیونارد که حاضر بود فهمید که با شکار شدن این راز که او بهزار خواهد بود وهمه ما و شما مانند ذرات هوا زحمت پنهان داشته بود اساسی که بران خواهم پرید . سعادت آتیه خودش را تصور مینمود افسر : او را ببرید و اگر مقاومت میکند از دست داده است حال بهر صورت میتواند آن را به بندید . در جبر، آن بشتابد اگر از یکطرف چهار نفر سربازان بشنیدن کلمات مافوق چیزی بدست نیاورد از دیگر جانب ممکن خود تفنگ ها را مانده بطرف کاترین است کامیاب بشود چنانچه از عقب سر میرفتند کاترین موقع بهترین برای با زان استرانیها لغزیده بدروازه کلیسا استعمال ریولور های خودش یافته و آنها رسید از آنجا بکمال عجله بطرف اردو را بطرف چهار نفر سپاهی گرفته نعره زد گاه روانه شد . هر کس بمن دست پیش کرد هماندم مرده خواهد بود . فصل یازد هم افسر جوان از تردد و بزدلی سر بازان داماد غیر متر قب به تنگ آمده صدا زده آیا شما از یک درین اثنا افسریکه کاترین را گرفتار زن میترسید ! سپاهیان به تخویف افسر کرده بود بی صبر شده گفت : آقای بارون خود جدی شده خواستند که بر کاترین ما برای ایستادن اینجا وقت نداریم آیا حمله برند که دفعتاً در بیرون کلیسا صدای جنا بشما از اسیره ما استنطاق کردن آرزو شیپور فرانسویان که اوامر شليک و حمله دارید بفر مائید ؟ را میداد بلند گردید ؛ حضار همه يك جا بارون بکمال حدت : بی ببریدش : هر چه نعره زدند ، فرانسویان ! فرانسویان میخواهید باو بکنید و با یک پاس قابل و بدون آنکه یک نفر فرانسوی را هم تمسخر بر سخن خود دوام داده گفت: باشید بجز با رون و کاترین دیده باشند بخیال بهتر است ازو بپرسید که ماد موازل آنکه دشمنان سیزدهم بر آنها هجوم دولا وین کجاست و او از تذکار نام فرزند آورده است سر را از پا نشناخته و هر چه که با خود داشتند انداخته فرار نمودند در يك ثانیه دیگر کاترین از شتر همه نجات یافته در کلیسا تنها ماند . صدای شیپور نزديك و نزديك تر شده قيافه دراز و باريك( لا ويولت ) از عقب دیوار ظاهر گردید کاترین بدیدن لا ویولت ممنون شده نعره زد « تو و این جا ژو بهان کجاست؟ لا ويولت از شیپور زدن فراغت یافته گفت و کجا باید باشد ، البته بجای خودش در اردو گاه خواهد بود بخیالم که در موقع خوبی رسیدم ! دروازه بزرگ را فروبسته و از عقب بند نموده بر سخن خودش دوام ورزید اگر این را به بندم زیاده تر محفوظ خواهیم بود ، لا ویولت توضیح نمود که چطور در اثنائيكه بطرف اردو گاه میرفتند آنها را گزمه فرا نسوی بییافتی له فور آنها را گرفتار نموده و بعد از انکه پالایش و اپله قیور گذشته خودش بر گشته و بدیدن روشنی در کلیسا از دریچه کیفیت را معلوم نموده بعد از انکه وضعیت و خیم خیال کا پیتان خودش را مشاهده نموده استعمال شیپور بفکرش رسیده و استر بانبها را بفرار مجبور گردانیده است . لا ویولت : آه مادام اگر قدری کوتاه می بودم یکی از بهترین شیپور چیان بحساب میرفتم ! ( با قیدارد )
نادر افغان قارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه داری شناسائی و خواندن سوانح يك پادشاه محبوب افغانتان ، يقين از تشریات گذشته ما ومحفظا وی تا حدی با اهمیت کتاب نادر افغان مولفه آقای برهان الدینخان كشكکی پی برده و در صدد خوهند بود كايك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند . اينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازين كتاب نفیس و همه به قابل توصیف باز بنوشتن این چند سطر یاد آوری پر دا خته قيمت كتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهند قیمت كتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد (611) صفحه و ( 49 ) قطعه تصاوير تاریخی و نقشه های عالی قیمت بسیار نازلی بفروش میرسد . در داخله : مرکز ه افغانی » » ولايات باضافه محصول پست ۷ » خارج : با محصول پست ٣ کلدار محل فروش در داخله ؛ مرکز و ولایات طالبین ، به عموم دوایر جرايد و مجلات وطنی و در خارجه به وکیل التجارات افغانی برای خرید رجوع خواهند فرمود . غرض ؛ هر قدر در خریدن عجله كنند ندامت نخواهند كشيد چه هرچه بیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
انیس جريدة ملي قیمت اشتراك در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۲ " طلبة معارف ۷ " در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك كه بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید غرض و معاوضه باشد. (مطبعة انيس)
[BLANK PAGE]
( شماره ٢٦ ) ( مجلده ) انیس اشتراك سالانه ١٣ افغانی اداره : كابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتياز : محي الدين محصول پوست ٢ " مدیر و نگارند : محي الدين خارجه ٢٠ شلنگ ٢ شنبه اول قوس ١٣١٠ تاسيس ١٣٠٦ ١٢ رجب المرجب ١٣٥٠ باستقبال قانون اساسی نوع بشر حسب المجبول بزنده گانی اجتماعی مجبور بوده و بقانون تکامل و مدنیت برای تعاضد و تعاون همديگر يك احتیاج شدیدی دارند . چطوریکه این مجبوریت و احتیاج شدید برای آنها وسيله اجتماع و اتحاد فراهم مینمایند ، همانطور مرام اجتماع و اتحاد آنان لزوم انسانیت و مدنیتی را نشان میدهد که فقط نيل آن در زیر سايه قوانین است و بس . انسانها در دنیا اولاً به تنهائی بکار شان از فراهم آوردن وسایل راحت و سعادت خود و دیگران قاصر است . و باز در مرتبه ثانی وقتی شامل جماعتی شده و هیأت جامعه را تشکیل دادند بدون نهاده شدن يك راه مستقيم پيش پای او شان ( که عبارت از قوانین موضوعه باشد ) در عالم زنده گی از رویه و رفتار صحیحی بسوی نجات و رستگاری عاجز اند، چون افراد ، با عقول و افکار متفاوت خلق شده و در جامعه از فاضل ور ذیل و نادان و دانا و عادل و ظالم بمعنی آخری از خوب و بد از هر يك بنوعی صدا و ندائی بلند است اگر يك هیئتی بنام مقننین برای سنجش های جلب منافع و دفع مضرات عامه وجود نداشته باشند و آنها دست تسلط غاصب را از گریبان مغصوب و ستم رسیده کوتاه نکرده و یا در مقابل جور و ظالم ظالم برای مظلوم بیچاره پناه گاهی واقع نگردند ممکن است تماماً ممالك و محيط ها پر از شور و غوغا گشته نظام زنده گی عمومی از هم بپاشد و امور اجتماع و اتحاد در هم و بر هم گردد . اینجا است که این سنجش های عقلا و برارنده گان ملل را قانون نامیده و قانون را شیرازه ممالك و واجد عدالت یا اسباب راحت و سعادت ملل و مجامع تعبیر کنیم . مللیکه خوشبختانه بوجود هیئت مقننه في ما بین خود ها فایض گشته و موادی برای نظم و نسق مملکت و یا حفظ و دوام عدالت وضع کرده و آنها را در کلیه امور مراعات میکنند از موجودیت ملی و معنویات حیاتی خویش استفاده های خوبی برده اند ، ممالك شان پر ا من و امان حقوق شخصی و اجتماعی طبیعی و سیاسی شان مصئون با تمام سر و سامان آزادی و نهایت استراحت زنده گانی سرا سر سعادت شان بسر می شود بر عکس در طبقاتی که این هیئت وجود نداشته و یا اگر باشد محض نام بوده و مفاد و معنی قوانین صورت عملی نگرفته و مراعات نشود گویا عدالت از آن سر زمین رخت بسته و سعادت ازان قوم وداع ابدی گفته ضعفا پایمال اقویا ، ملك ومات فاقد محسنات امنیت و آزادی گردیده و
بسم الله الرحمن الرحيم اصول اساسي دولت عليه افغا نستان اصول كلیه اصل :- ۱ : - دین افغا نستان دين مقدس اسلام و مذهب رسمي وعمومي آن مذهب حنیف حنفی ( رح ) است ، پاد شاه افغانستان باید دارای این مذهب باشد ، دیگر ادیان اهل هنود ويهودي که در افغا نستان هستند بشر طیکه اسایش و آداب عمومیه را اخلال نکنند ، نیز به تحت تأمین گرفته مي شوند ۲ : ـ دولت عليه افغا نستان اداره امور داخله وخارجه خود را باستقلال تامه حایز بوده همه محلات و قطعات مملکت بریم امر و اراده سنيه ملوکانه بصورت يك وجود واحد تشكيل مي یابد و به هیچ حیثیت ( بقيه در صفحه ۳ ) مساوات و حریت و عدالت اقوام مسکونه افغانسان را داراست خوش آمدید بگوئیم. خیلی محل تأسف خواهد بود اگر هموطنان عزیز ما باغتام موقع وعبرت از گذشته ها این دارالشورای محتشم ملی و قوانین موضوعه آن را با سر شار ترین علاقه وعشقی استقبال نکرده و در صورت وظیفه داری با کمال صداقت و صمیمیت مجری این حقوق حقه واقع نگردند . اجرای قانون و عدالت در اثر عرض يك عده از اهالی يك حكومتي ، حاكم یا مامور عالیه را جلب و تحت محاکمه میگرفت، پس از مدتی که حاکم یا مامور بری الذمه مي شدند و مردم جوا بداده میشد معلوم میگردید او طرفین رشوه گرفته شده و عدالت خوب مراعات گردیده ! غرض ، این شخص پرستی ها و خود سری ها خود غرضی ها بحدی بین ما قوت گرفته و عصیان طغیان نمود که نزديك بود بدست و پای خود شئونات ملی و مملکتی را پامال وحشت کرده از اسارلای رمحترزان آینده خود و اولاد وطن را فدای شهوت رانی یکعده محدودی کرده محل ظهور عظمت های تاریخی را میدان تاخت و تاز دزدان قرار بدهیم . بسیار باید ممنون و متشکر از اعلیحضرت نادر شاه غازی باشیم که بفدا کاری خود و برادران جوانش شرفو نسان يا دينه افغانسان را تجدید کرده و حقوق از دست رفته ما را مسترد گردانید . وقتی است که با نهایت مسرت و ابتهاج این روشنی معدوم کننده ظلمت این مقیاس مفرارت خوب و بد ملت این میزان مکافات و مجازات فضایل و رذالت این ممیز وحشت و مدلیت با الاخره این سر پنجه قوی را که برای صیانت حقوق اجتماعی ما از دار الشورای محترم ملی شيد الله اركانه بیرون آمده و میزان با سارت و خواری باقی میمانند این حق مشروع بشريت را بعضی از اقوام و قبایل جهان در اثر شور فکری ، نهضت های عقلانی و روحانی و یا مجاهدات و سربازی حرارت های ملی بدست آورده اند . برخی طبقات هم از التفات و فداکاری های زمامداران بافتوت و حمیت شان نصیب شده اند . ما ملت افغانسان اگر چه در اغلب آوان این گونه عتياجات مدنی را از خود ظاهر ساخته و برای استحصال این حقوق حقه خود ها همیشه تمایل داشتیم ولی چون جنبه عرفانی ما ضعیف بوده و نور علم و معرفت بد بختانه در سر زمین متواری ما دیر تر تابید طوریکه لازم بود قوانین و نظامات مملکتی و شعایر ملی را بحدت وشدت استقبال نکرده و یا خلاص و ارادتی قدر شناسی نه نمودیم . از ین رو گفته میتوانم اکثراً همراهی های مدنیت کارانه از جانب زمامداران بوده جرگه ها داشتیم مجلس ها بپا کردیم شورا ها بنا نمودیم ولی گفته نمیتوانیم چرا اساساً بسعادت نایل شده نتوانستیم اگر در قوانین یا طرز مجالس ما کمتر نقصان بود بیشتر ضرر و زبان ازان مجربان قانون ببدیم که از بین خود ها مكلف يك نوع وظیفه شده و قانون را برای اغراض نفسی و منافع شخصی خودش بسوء استعمال کردند . مثلا يك مجلس مشوره ایالتی مقام
صفحه ۳ (شماره ٢٦) جلد پنجم در اجزای مملکت تفریق کرده نه میشود ۳: - پای تخت افغانستان شهر کابل است و تمام اهالی مملکت به نظر حکومت مساوی هستند که هیچ امتیازی اهالی شهر کابل نسبت بدیگر شهرها و قصبات مملکت محروسه افغانیه ندارند. ٤ : - بیرق رسمی افغانستان دارای الوان سیاه وسرخ وسبز و در وسط آن خوشه گندم و محراب و منبر میباشد. حقوق پاد شاه: ٥ : - بنابر تقدیر فداکاری و خدماتیکه اعلیحضرت غازي محمد نادر شاه افغان در راه استقلال و نجات وطن افغانستان و بر انداختن بنیان ظلم واستبداد ابراز فرموده اند ، ملت افغانستان عموماً ذات شاهانه شانرا پادشاه صحیح ولایق مملکت خود شناخته و با نهایت تقدیر و احترام تعهد أيد پرده ومی پذیرند وذات همایونی در حین جلوس بر تخت سلطنت مستقله افغانيه بالمواجهة عموم وكلا واشراف اهالی افغانستان تعهد نموده اند که مطابق اوامر مفتی بهای شرع شریف نبوی (ص) و مذهب مهذب حنفی (رح) واصول اساسی مملکت اجرای اوامر حکومت شاهانه خود را فرموده محافظت و رعایه استقلال افغانستان را مهمترین وظایف خود دانسته بملت و وطن صداقت نموده از تعمیل مجرا بسط فوق مخالفت نه نمایند ، بناء عليه ملت نجیبه افغانستان متعهد می شوند که سلطنت افغانستان بخاندان این پادشاه ترقی خواه مملکت با نتخاب اعلیحضرت پادشاهی و اهالی ملت افغانستان انتقال می کند. تبصره : خاندان عبارت است از اولاد ذكور كبير و برادر. ٦ : - پادشاه افغانستان باید قبل از جلوس بر تخت سلطنت عهد نامه ذیل را بمقام شورای ملی بحضور وكلا اظهار و امضأ نماید : « بخدای عـظم و قرآن کریم عـهـد میکنم که در اعمال و افعال خود خدا وند جل شأنه را حاضر و ناظر دانسته به حفاظت دین مبین اسلام و استقلال افغانستان و حفظ حقوق ملت و حراست و ترقی و سعادت وطن باساس شرع متين محمدی (ص) و مقررات اصول اساسی مملکت سلطنت نمایم و به برکات روحانیت مقدس اولیای کرام (رض) برای خود استمداد می نمایم.» ٧ : - در خطبه ها ذکر نام پادشاهی و ضرب سکه بنام پادشاه ، تعيين رتب و مناصب ، اعطای نشان ، تعین صدر اعظم منظوری وزرأ ، عزل و تبدیل ایشان تصدیق اصولات مصوبه شورای ملی اعلان صغرت و محافظت آنها ، حفاظت و اجرای احکام شرعیه و اصوليه فوما نذاتی عموم قوای عسکری افغانستان و اعلان حرب و عقد مصالحه و على العموم معاهدات، عفو و تخفیف مجازات تعزیری مطابق شرع شریف ، از حقوق جليلة پادشاهی شمرده می شوند. ۸ : - پول مصارفات پادشاهی باید در بودجه مملکتی معین باشد. حقوق عموميه تبعه افغانستان : ۹ : - همه افرادیکه در مملکت افغانستان می باشند ، بلا تفریق دینی و مذهبی تبعه افغانستان گفته می شوند صفت تابعیت افغانیه مطابق اصول نامه تابعیت استحصال یا ضایع می شود. ۱۰ : - کافه تبعه افغانستان در امور دینی و مذهبی و اصولات سیاسی دولت متبوعه خود مکلف و مقید بوده ازادی حقوق مشروعه خود را مالك هستند. ۱۱ : - حریت شخصیه از هر گونه تعرض مصئون است . هیچ کس بدون امر شرعی و اصول نامه های موضوعه توقیف و مجازات نه می شود - درافغانستان اصول اسارت ممنوع است از زن و مرد هیچ کس دیگری را بطور اسارت استخدام کرده نه می تواند. ۱۲ : - تبعه افغانستان در امور تجارت صنعت ، زراعت در داخل اصولات موضوعه آزاد اند. ۱۳ : - کافه تبعه افغانستان بحضور شریعت غرا و اصولات موضوعه دولت در حقوق وظایف مملکت حق مساوات دارند. ١٤ : - عموم تبعه افغانستان نظر به قابلیت و اهلیت بقدر ضرورت حکومت استخدام می شوند.
١٥ : — در افغانستان مال و ملك هر شخص در امن می باشد اگر يك ملکی بمقصد منافع عمومیه بکار دولت شود ، موافق حكم شرع شريف و اصول نامۀ مخصوصۀ آن اولاً قيمت آن را بمالكش تأدیه نموده بعد مالك را گرفته می تواند . ١٦ : — مسكن و جای هر فرد تبعۀ افغانستان از هر گونه تعرض مصئون است . هیچ كس از طرف حکومت و سایرین بدون احكام شرع و اصول نامه های موضوعه بخانۀ شخصی بلا استیذان داخل شده نه می تواند ! ١٧ : — ضبط املاك و اموال اهالی ممنوع است باستثنای کسانیکه در خارج مملكت متوقف بوده و بر علیه حکومت افغانستان تحريكات و نشريات می نمايند . ١٨ : — مصادره و بیگار ممنوع است اما كار و تكالیفیكه در زمن محاربه پیش شود ازین قاعده مستثنی است . ١٩ : — شكنجه و ديگر انواع زجر تماماً موقوف است و خارج احکام شرع شريف و اصول نامه های دولت برای هیچ کس مجازات داده نه میشود . ٢٠ : — تعلیم ابتدائيه برای اطفال تبعۀ افغانستان واجبی و حتمیست . ٢١ : — در افغانستان تدريس علوم اسلامیه آزاد است ، هر فرد تبعۀ افغانستان عموماً و خصوصاً برای تدر یسات علوم اسلاميه ماذون و مجاز میباشد اما اشخاص اجنبی باستثنای نفری که برای تعمیم فنون و صنايع ، تعليم زبان هاي اجنبي استخدام می شوند ، بداخل مملكت افغانستـان با فتتاح و اداره مدارس مجاز نیستند . ٢٢ : — عموم مکاتب افغانستان در زير نظارت و تفتيش حكومت می باشند تا امور تربيـه و تعليميـه آنـها بـر خلاف عقاید و مصطلحات اسلامیه نبوده بمنافع علميه و فنيه وصناعيه موافق باشد ، اما اصول تعلیميۀ که بامور اعتقاديه ومذهبيـه اهل ذمه تعلق دارد اخلال كرده نه مي شود . ٢٣ : — مطبوعات و اخبارات داخله که خلاف مذهب نباشد مطابق اصول نامه مخصوص آن آزاد مي باشد نشر اخبار فقط از حقوق حکومت و تبعه افغانیه است مطبوعات وجراید خارجه كه به مذهب و سیاست حكومت عليه افغانستان اخلال نرساند ادخال آن به افغانستان آزاد است . ٢٤ : — فیصله منازعات شخصيه و ديگر امورات افراد تبعه كه بمحاكم عد ليه ودواير رسميه متعلق است هر گاه به فیصله وحكم دواير منسوبه قناعت حاصل نكنند مي توانند که بمقامات بالا تر تا وزارات متعلقه و در صورت عدم قناعت بمقام صدارت عظما وبه حضور شاهانه عرض وطالب غورسي نما يند . ٢٥ : — ماليات ومحصولات مقرره مطابق اصول نامه هاي عليحده آن گرفته ميشود . ٢٦ : — خارج اصول نامه هاي دولت از هیچکس چيزي گرفته نمي شود . شوراي ملي تشكيلات مجلس ٢٧ : — مجلس شوراي ملي بعزم وتصميم اعلیحضرت همایونی وتصویب جرگۀ ١٣٠٩ منعقده مركز كابل ، دايره مؤسسي است . ٢٨ : — اين مجلس تمام و كمال مركب از افرادي است که در امورات معاشي و سياسي افغانستان مشارکت دارند يعني نماينده قاطبه اهالي مملكت است . ٢٩ : — ترکیب وتشكيل مجلس شوراي ملي از وكلائي است که از ولایت کابل و ساير ولايات حكومات وعلا قه دار يها منتخب میکردند ومحل انعقاد آن در پاي تخت است . ٣٠ : — تعداد وكلاي شوراي ملي در اصول نامۀ مصوبه انتخابات درج وتبين گردیده است . ٣١ : — موعد انتخاب وكلاي اين مجلس در جميع اد وار سه سال است وشروع دور اول اعتباراً از روز افتتاح شوراي ملي است ومقرر است که بعد حتم آمد هر سه سال وکلا مجدداً انتخاب شوند — انتخاب
( شماره ٢٦ ) ( مجلد پنجم ) صفحه ٥ کنندگان در اینکه بخواهند ، از وکلاي سابقه را تکراراً انتخاب کنند ، درصورت رضائيت مختار ومخير اند . ٣٢ : ـ اوقات تعطيل وموعد اشغال شوراي ملي در اصول نامهء داخلي مجلس مشخص ومحدود کرده خواهد شد در اثناي تعطیل اگر حکومت بوضع کدام اصول نامه ضرورت حس کند این اصولنامه موقتاً از طرف حکومت تصویب وبموجب فرمان پاد شاهي تعميل میشود ، در موقع اشغال اگر اصول موقتی از طرف شوراي ملي تسلیم کرده شد ، درعداد اصول دايمي ادخال ؛ والا از طرف مجلس مذکور تعديل يا تردید مي شود . ٣٣ : ـ مجلس شوراي ملي براي تحقيق وفيصله مسايل مهمه در هنگام تعطیل هم دایر شده میتواند وهر گاه بجهته فوت مسئله مبحوث عنها فرصت اجتماع عموم ممکن نشود تنها بحضور و کلاي مرکز وقریب آن ، مجلس شوراي ملي انعقاد مي یابد . ٣٤ : ـ وقتي بمذاکرات آغاز مي شود كه اقلا" مناصفهء اعضا حضور داشته باشند وفیصله مقررات آن هم باساس اتفاق یا اکثریت آراست . ٣٥ : ـ مجلس شوراي ملي در موقع افتتاح هریک از ادوار خود خطابهء به پیشگاه پاد شاهي عرض وتبيين داده واز طرف قرین الشرف همايوني مجاب میگردد ٣٦: ـ ابتداء اعضاي شاملهء مجلس به ترتيب مذيله سوگند ياد مي نمايند وقسم نامه را امضا مي کنند : قسم نامه ٣٧ : ـ ما امضا کنندگان ذیل از جهة اعتماديكه ملت و حکومت بر ما نموده بخدا وند عظیم و قرآن کریم سوگند مي نمائیم که برای ملت وحکومت خود صادق ميبا شیم . ٣٨ : ـ اعضای مجلس شورای ملی در اظهار رائی در مجلس شورا بحضور جمع وکلا آزاد و از هر گونه اعتراض مصئونند . ٣٩ : ـ کافهء مذاکرات مجلس شورای ملی باینکه نتیجه آن بمنصهء اجرا گذارده می شود علنی است ، نمایندگان جرائد و معاینه کنندگان در تحت قیودات اصولنامهء داخلی مجلس شورا حق حضور و استماع مذاکرات را دارند وظایف ٤٠ : ـ مجلس شورای ملی امورات داخلی خود را مثل انتخاب رئیس اول و ثانی و هیئت تحریر و سائر اجزا و اصول مذاکرات و شعبات وغیره بر اساس اصول نامه داخلی دایر خواهد کرد . ٤١ : ـ کلیهء اصولات و ضوابطیکه وضع و موجودیت آن برای تشیید مبانی حکومت و انتظام امور مملکتی لازم باشد به تصویب شورای ملی میرسند . ٤٢ : ـ تسویه امورات مالی رد یا قبول عوارض و فروعات و هم ممیزهای جدیده که دولت اقدام نماید به تصویب مجلس خواهد بود . ٤٣ : ـ تدقیق و تصویب بودجهء مملکت بعد از ترتیب و پیشنهاد وزارت مالیه از وظایف شورای ملی است . ٤٤ : ـ وضع اصول نامه جدید یا تغییر و فسخ قوانین مقرره به تصویب شورای ملی صورت خواهد گرفت خواه لزوم آن از مجلس عنوان و خواه از طرف وزرا اظهار شده باشد . ٤٥ : ـ تصویب امتیاز ، تشکیل کمپنی ها و شرکت های عمومی از هر قبیل و هر عنوان که باشد از طرف شورای ملی خواهد شد . ٤٦ : ـ عقد مقاولات و معاهدات اعطای امتیازات ( انحصار ) اعم از تجارتی و صنعتی و فلاحتی و غیره خواه از طرف داخله باشد یا خارجه به تصویب مجلس شورای ملی میرسد . ٤٧ : ـ استقراض دولتی اعم از اینکه از داخله یا خارجه بهر عنوان و اسم باشد باطلاع و تصویب مجلس شورای ملی کرده خواهد شد . ٤٨ : ـ تمدید خط آهن و شوسه به پول دولت و یا بخرج شرکت و کمپنی های داخلی و یا خارجی ، تماماً وابسته بتصویب مجلس شورای ملی است . ٤٩ : ـ مجلس شورای ملی حق دارد که در اوقات لازمه عریضهء به پیشگاه هما یونی تقدیم دهد ، اما تقدیم این عریضه بهمه حال بتوسط هیئتی مرکب از رئیس
صفحه ٦ ( شماره ٢٦ ) جلد پنجم و شش نفر اعضا که سایر طبقات از بین خود انتخاب میکنند ، خواهد بود و وقت شرفیابی حضور هم اولاً توسط وزارت در بار استیذان می شود . ٥٠ : ـ وزراً برای استماع مذا کرات در جلسات مجلس شورای ملی حضور بهمر سانده می توانند ، و نیز حق دارند که در صورت لزوم به استجازه رئیس مجلس برای مذا کره و تدقیقات امور توضیحات بدهند ، در مجلس برای حضور وزرا موضع معینه میباشد . ٥١ : ـ هر گونه قوانین جدیده که بوضع آن احتیاج حس شود از طرف وزارت تجویز و انشاد گردیده توسط وزرا یا صدر اعظم به مجلس شورای ملی اظهار می شود و بعد از تصویب مجلس بصحه پاد شاهی مزین گشته قابل التعمیل میگردد ٥٢ : ـ لزوماً رئیس مجلس میتواند که شخصاً یا به پیشنهاد ده نفر از اعضای مجلس و یا وزیری بدون حضور نمایند گان جراید و معاینه کنند گان ، اجلاس محرمانه تشکیل دهد و نیز میتواند انجمن محرمانه مرکب از يك عده منتخبین اعضای مجلس که اعضای سایره مجلس حق دخول در آن نداشته باشند ترتیب نماید ، مگر نتیجه انجمن یا اجلاس محرمانه وقتی مرعی خواهد بود که در هر دو صورت مسئله مبحوث عنها بحضور سه ربع از منتخبین مطرح مذا کره شده و با کثریت اراء قبول شده باشد ، در صورتیکه مطلب در انجمن محرمانه قبول نشود در مجلس عنوان نخواهد شد و مسکوت عنه خواهد ماند ٥٣ : ـ در صورتیکه مجلس محرمانه بخواهش رئیس دایر شده باشد اگر از مذاکرات را تا اندازه مناسب باطلاع عموم برساند اختیار دارد ، اما اگر تشکیل مجلس به تقاضای وزیری بوده است در ان صورت افشای مذاکرات هم وابسته با جازه خود وزیر خواهد بود . ٥٤ : ـ وزرا مطلب اظهار نموده گی خود را ولوهر قدر بروی مباحثه شده باشد حق دارند که از مجلس مسترد کنند اما اگر اظهار ایشان بخواهش مجلس بوده است برای استرداد مطلب موافقت مجلس هم شرط است . ٥٥: ـ اگر لایحه اظهار نموده گی وزیری را مجلس قبول نه نماید با ملاحظات خود عودت خواهد داد ، این لایحه وقتی به مجلس ثانیاً اظهار خواهد شد که وزیر ملاحظات مجلس را رد یا قبول نماید . ٥٦ : ـ اظهار رای از طرف اعضای مجلس شورای ملی راجع به تردید یا قبول مطلب واضح و با تصریح می شود ، و هیچکس نمیتواند ایشان را بدادن رای خویش تحریص یا تهدید نماید اظهار رد یا قبول اعضای مجلس به علامات ظاهري امثال ورقه سیاه وسفید بوده محل ادراك وافادات نمایندگان جراید و معاینه کنندگان خواهد بود . عنوان مطلب از طرف مجلس ٥٧ : ـ هریک از مطالبی که از طرف اعضاي مجلس عنوان میشود آن وقت قابل مذاکره خواهد بود که اقلاً ربع اعضا مذاکره مطلب مذکور را تصویب بدارند درین صورت عنوان مذکور کتباً ، به رئیس مجلس تقدیم میشود واگر رئیس مجلس آن لایحه را بدواً در انجمن تحقیق تحت تدقیق بگیرد میتواند . ٥٨ : ـ یک عده از اعضاي شوراي ملي که بانتخاب سائر اعضا وتصویب رئیس شوري منتخب وتجزيه مي شود بنام ( انجمن تحقیق ) سنجش هاي ابتدائي مسائل وارده شوري را بدقت نموده از آنجمله مواد قابل الذكر مجلس را همراه يك لايحه نظریه خود ها برئيس مجلس پیش میدارند و با جازه رئیس مطرح مذاکره می شود . و موادیکه اکمال بخواهد یا مذاکره مجلس را ایجاب نکند با اسباب موجبه آن از طرف رئیس بوزارت منسوبه اش اعاده میشود ـ اعضاي انجمن تحقیق اقلا ده نفر خواهد بود . ٥٩ : ـ مطالبي که نظر باصل ( ٥٧ ) درمجلس عنوان میشود اگر متعلق بيکي از وزرا باشد در وقت مذاکره وتدقيق لايحه مذکوره چه در انجمن تحقیق ویا در مجلس باید به وزیر متعلقه اش خبر داده شود که شخصاً خودش حاضر شود ویا معین خود را بفرستد ، یک نقل لايحه وضمایم آن را باید مجلس قبل از احضار وزیر ویا معین براي مسبوقیت شان از ده الی پانزده روز باستثناي مطالب ضروري بوزارت منسوبه ارسال دارد .
( شماره ٢٩ ) ٦٠ : - در صورتيكه وزير بنا بر كدام مصلحتى در مطلب معنون از طرف مجلس موافقت نتواند لازم است معاذیر خودش را مواجهاً تصریح در مجلس را قانع بسازد . ٦١ : - وزیر ایکه بمجلس شورای ملی از وي توضيحات بطلبد ، الزجواب نا گزیر ومسئول است وبدون عذر موجه وعلاوه از اقتضا به تعویق و تاخیر جواب هم مجاز نیست - الا در صورتيكه مطالب محرمانه و در اختفای آن براى يك مدت صلاح ملت و دولت باشد ، اما بعد موعد معینه یا راز مطلب مذکور بحضور مجلس مکلف است . ٦٢ : - عرض شخصی افراد تبعه تا بیداور رسمیه تا مرکز وزارت متبوعه غور آن نشود ذریعه و کیل محلی خود شامل مجلس شوری عرض واستغاثه کرده می توانند از ریاست شوری اینقسم عرایض برای غور و تحقيق بمقام صدارت فرستاده می شود . ٦٣ : - در وقت رحلت پاد شاه اگر مجلس شورای ملی تعطیل باشد حتماً انعقاد خواهد شد و انعقاد مجاس از فوت پادشاه باید زیاده از بیست روز معطل نشود . ٦٤ : - قبل از رحلت پاد شاه اگر دوره وكالت وكلا تمام شده باشد و در موقع رحلت دیگر وکلا معین نگردیده باشند مجاس بوجود وکلای دوره سابقه انعقاد می شوند . ٦٥ : - مواديكه در مجلس شورای ملی تصویب می شود باید باحكام دين مبين ، اسلام وسیاست مملکت مخالفت نداشته باشد . ٦٦ : - مصوبات و قرار های مجلس شوری با لعموم بعد از امضای ذات شاهانه در موقع اجرا گذارده می شود . مجلس اعیان ٦٧ : - مجلس اعیان مرکب است از اشخاص تجربه کار و با بصیرت که راساً از طرف قرین الشرف پاد شاهی انتخاب و تعیین می شوند ، مرکز انعقاد آن کابل است . ٦٨ : - تصویب اصولات موضوعه متعلق است به مجلسین شورای ملی و اعیان پیشنهادا تیکه از طرف هیئت وزرا درین مجلس عنوان میشود پس از مدافقه و مذاکره با کثریت تصدیق و به غرض تصویب به مجلس شوری ملی فرستاده میشود . بر عکس آن مواد مصوبه شورای ملی در مجلس اعیان ملاحظه و تصویب میگردد ٦٩ : - در وقت افتتاح مجلس شورای ملی اگر مجلس اعیان منعقد نشده باشد مصوبات مجلس شورای ملی معطل نمی ماند و بعد از صحه همایونی در معرض اجرا گذارده می شود . ٧٠ : - مطالبی که در مجلس اعیان تصویب و به مجلس شورای ملی فرستاده میشود ، در صورتیکه به مجلس شورای ملی قبول نشود نظر باهمیت مطلب مجلس دیگری مرکب از يك عده اعضای مجلسین تشکیل میگردد تعداد اعضای این مجلس که با التساوی انتخاب میشوند اقلاً خبر های خارجی ريوتر : اوضاع انگلستان انتخابات ٢٩ اکتوبر احوال احزاب بساعت پنج ، ١٥ بعد از ظهر قرار ذیل بود : - محافظ کار : ٥٥٩ کار گر ملی : ١٣ احرار : ٦٨ ( باشمول ٢٤ نفر طرفدار سائمن ) کارگر مخالف : ٤٨ مستقل : ٣ موفقیت قرار ذیل است : - محافظه کار : ٢٠٥ کار گر مل : ١٣ احرار : ١٣ وضیاع کار گر ٢٢١ کرسی بود . نتیجه رای دهی در ( سینهام ) قرار ذیل بود : رمزى میکدونالد ( کار گر ملی ) ٢٨٩٧٨ ، دیم کا کتن ( کار گر ) ٢٣٠٢٧ جرج امیالی ( کمونست ) ٦٢٧ . بیست نفر خواهند بود ، مجاس منتخبه به مسئله متنازع فيه غور و دقت نموده رای خود را به مجلس شورای ملی ارائه میدهد ، اگر بر رای مجاس منتخبه مجلس شورای ملی موافقت نکرده موضوع بحضور ملوکانه معروض میگردد و باراده سنية فيصله می شود . ( با قیدارد )
میکد و خالد در يك پیغام خود به ملت از ملیون ها نفر احزاب دیگر تشکر می کند که حس حزبی واجهت پیش بردن مقاصد ملی ترك داده اند و برای تحمل و هم چنان اظهار احتجاج نموده میگوید که زمه دار صنف کار گر اهالی نبوده نخواهد شد وتجدید تشکیل کابینه احتمال زیادی دارد و مأمول است میکد و نالد بعد از ملاقات نمودن با ( بالدوین ) و سر هربرت سمویل وقائدین دیگر امروز شاه را ملاقات کند . غالباً تعداد اعضای کابینه جدید نسبت به سابق خیلی زیاد تر واجد بود ده کمیت های مخصوص جهت مطالعه مسائل مخصوصه مقرر خواهد شد . ۲۹ اکتوبر پیغام لندن بیان میدارد که در حالیکه دليلا اكثريت غير مترقب حکومت ملی را تمجید میکند و راجع به آن اظهار امید می نماید ، مخالفین می گویند آن عمارت از فیل سفیدی است که خیلی بزرگ است و بآسانی تحت اداره می در آید . روز نامه های طرف دار حکومت از طرف دیگر میگویند اگر این حیون بزرگ است بار گرانی نیز دارد کابینه دار و « مار نگ بوست » میگوید اگر مسائل اقتصادی قرار سابق بحال خود باقی ماند حکومت کار بزر کی خواهد داشت ، این كار يك كار ملی و زحمت آور خواهد بود ، منكر در حاليكه ملت حاکم باشد تنها بچشم ماء عطوف روح جدید اعتماد خیز در اجرای امور باز می شود . اکسپرسی ، راجع به ترکیب کابینه پیش بینی میکند که عده آنها به عوض ۱۳ نفر ۲۰ خواهد بود . نویل چمبرلین به عوض سنودن کار خواهد کرد . روزنامه ها اسم « امری » سر جان سائمن ، واستن چمبرلين ، و لارد هشام را نیز در جمله اعضای مامول کابینه ذکر می کنند . و نیز اظهار فکر نموده می شود که ، لاندن حزب مخالف کار گر در دارالعوام در تحت هندرسن بدوش لنس بری و یا سر سیتفورد کرپس معاون سابق قانون خواهد افتاد . با لدوین ، سنودن ، هربرت سموییل هندرسن ، همیلتن امح به نتایج انتخابات برطانیه بیانیه ها ایراد نموده اند و همه شان دلالت میکنند که فتح ملی فتح یکی از پارتی ها نیست بلکه فتح حکومت ملی است در حالیکه نموده می شود که اقتدار پار لمانی باید برای مقاصد متوافق عامه عمومی استعمال شود ، نه برای مقاصد کدام حزب . ۳۰ اکتوبر : اعضای کابینه بعد از انتخاب عمومی برای مرتبه اول ، در روز عصر اجتماع نمودند و مامول است کار ایشان عبارت از تجدید تشکیل کابینه یا فزودن بر عده اعضای الی ۲۰ نفر خواهد بود مورد عده نفر غیر کافی به ثبوت رسیده است . قبلاً ذکر اسامی اشخاص شروع شده است . واظهار نظر می شود که اگر چه نمره کرسی نویل چمبرلین را فایق می سازد مگر وزیر مالیه ( یا نویل چمبرلین ) و يا ( ورلند انسی مین ) خواهند بود درین شکی نیست که سر جان سائمن غالباً درین کا بینه داخل خواهد شد . ۳۱ اکتوبر تجدید تشکیل کابینه تا به هفته آینده مامول نیست زیرا که صدر اعظم عصر روز جمعه به طرف ( چنگرز ) حرکت می نمود و صبح روز جمعه تا سئوئيل هور عائد به وضعیت هندوستان مذاکره نموده است . صدر اعظم عزم دارد که کابینه جدید کاملاً از تمام پارتی های حکومتی نماینده کی داشته باشد، و محافظه کاران جداً دعوی می کنند که نماینده گی شان باید دارای غلبه باشد . روز نامه ها پیش گوئی میکنند که بالدون به حیث رئیس شورا و تومس وزیر مستملکات و هور وزیر هند ، و سر فلپ کن ليف نستر رئیس اداره تجارت خواهند ماند . دانسته شده است که سنودن رتبه شخصی را حائز گردیده ، مهر بر دار خصوصی شاه خواهد بود و در کابینه موقع خواهد داشت و ممکن است در مجله نید لات لارد ریدینگ که و زیر خارجه است نیز تبدیل شود . ( و هيپل شام ) شاید به عوض میلی کی وزیر عدلیه مقرر گردد .
صفحه ٤٩ ( شماره ٢٦ ) جلد پنجم قرار بیان روز نامه ها در کابینه جدید اقلا دو نفر وزیر غیر دارای مسئولیت مقرر خواهند شد که وظیفه شان این خواهد بود که به حیث افسر های پر واز حکومت ملی خدمت خواهند نمود و در کنفرانس های داخلی و خارجی از طرف حکومت به ایشان وظیفه داده خواهد شد . و مخصوصاً با مشکلګان تماس خواهند بود . اسم سر جان سائمن درین نومره ذکر شده است . هندو انګلستان کنفرانس میز مدور ۲۹ اکتوبر کمیته تا به روز دو شنبه ملتوی کردید سینکی امید دارد قبل ازان راجع به تقنین و مالیه و محکمه اتحادی به اعضای کمیته را پورت ها را تقدیم کند . سینکی به جواب این سوال که در مسایل راجع به عسکر و روابط خارجی و حفظ ، تقدم ما اسکی روی کار خواهد آمد ، کفت : من امروز با صدر اعظم مشوره خواهم نمود مکر قبل از چار شنبه به مسایل مذکور شروع نخواهد شد . ۳۰ اکتوبر سیر سموئیل هور در جواب اقتضای موانجی در باره عقد نمودن يك كميته كوچك مدافعه جهت غور بر را پورت کمیته كالج عسکری هند گفت در حال حاضر غیر ممکن است فیصله نموده شود که کدام کمیته ديگری بجز كميته كوچك تعمير اتحادی و کمیته كوچك اقلیات روی کار بیاید و تعیین شود که بکدام تاریخ این مسئله باید موقوف بر پیش رفت عمومی کنفرانس باشد . گاندی و مالویه دیروز با پتیال و کانو و ر ، و برلا ، و تاکر داس و غیره دیروز عصر ملاقات نموده راجع به حفظ ما تقدم ، لى مذاکره نمودند . دانسته شده است که مذا کره عمومیه در اطراف تاسیس يك مجلس عالى بود که مرکب از سه نفر متخصصین مالی عائد به مسایل مشورت بدهند . بعد از قدری مذاکره جلسه مذکور ملتوی گردید . کاندی ، و تاکر داس، و برلا سترا کوشی را ملاقات نمودند تا راجع به مالیه مذاکره کنند . کنفرانس غیر رسمی نماینده گان مبرم عقد شده راجع به مسایل عسکری مذاکره نمودند میرزا اسماعيل وحيدرى نماینده گی مسلمان ها را ملاقات نمودند تا بر مسایل فرق تجدید نظری کنند مکر ظاهراً با وجود مذکره طويل وضعیت بحال سابق ماند . نماینده گی مسلمانان فیصله نموده است ، به آغا خان شوکت علی ، جناح ، وشفیع اختيار بدهند که با گدنی ، پید کار ، سلومانی ملاقات نموده راجع به اقلیات مذاکره کنند . ۳۱ اکتوبر وزیر عدلیه به نماینده گان کنفرانس میز مدور دعوت داده است که بتاریخ ه نومبر در دعوت قصر ( بکنگهام ) شمول ورزند . روز نامه ستار اطلاع حاصل نموده است که گاندی در دعوت مذکور بالباس عادی خود خواهد آمد. سواد را پورت کمیته كوچك تعمير اتحادی که حاوی مذکرات جلسه موجوده میباشد ، بیان میدارد که ، معاينة مزيد مسائل تشکیلی که از طرف کمیته امیری شده است کمیته را معتقد ساخته است که حل مسئله را تنها میتوان در خط ایجاد ایالت وحکومت دریافت . وراجع به ترکیب تقنینیه بحث نموده کمیته اتحاد می نماید که دو اطاق وجود خواهد داشت و سفارش میکند طاق ها باید تا اندازه ممکنه چهل فیصد و یا ۲۳ و نیم فیصد اطلق علیا را دارا باشد . این تعیین باید بر این تحاد مبنی باشد که تمام هیئت عنکبوت اتحاد شامل شوند ، کمیته مذکوره سفارش میکند که ، طاق علیا باید عموماً از واحد های هیئت ترکیبی نماینده گی کند و از نمايندگان انتخاب شوند . وسفارش می نماید كه يك كميته مخصوص رای دهی باید راجع به انتخاب مستقیم
صفحه ۱۰ ( شماره ٢٦ ) مجلة پنجم تحقیقات کند ، و نماینده گان حکومت در اطاق علیا باید مقرر شوند . راجع به اطاق سفلی کمیته اظهار نظریه می کند که فیصله آن به حکومت گذاشته شود . ۱ نومبر صدر اعظم که بعد از عودت خود به جنوب نماینده گان مهم کانفرانس میز مدور متهیج بوده است ، روز دوشنبه ترتیب گرفته است که با گاندی رسید و ملاقات کنند . ۲ نومبر ۱۸ نفر نماینده گان متعدده کنفرانس میز مدوراً روز شنبه در ( وار چستر ) در اطاق سپرو ملاقات نموده ، وعلاوه بر ٤ ساعت راجع به راپورت سینکی که روز شنبه دشره شده بودند مذاکره نمودند ، رای عمومی بر این قرار گرفت که راپورت مذکور کاملاً خوب و در بعض جهات از امید نماینده گان نیز زیاد تر است ويك يادو جبهه راپورت را پسند ننمودند . مگر اظهار امید نموده شد که در کانفرانس علی اصلاح نمودن آن غیر ممکن نیست ما مول است که مذاکره را پورت در جلسات علنی کمیته كوچك تعمير اتحادی برای سه روز دوام خواهد نمود . دیروز کمیته كوچك تعمير اتحادی اجتماع نموده و مواد را پورت کمیته را شعبه به شعبه به تدقیق شروع نمود شعبه های مقدماتی آن قبول شد ، ونیز تدقیق شعبی را که از وسعت و ترکیب تفتین بحث می نمود ، ختم نمود ، و آنرا با بعض تغییرات و افزودن بعض مطالب قبول نمودند . سینکی را پورت را تقدیم نموده تفصیل داد که ، بعد از منظوری کمیته تعمیر اتحادی کنفرانس مکمل راجع به آن مباحثه خواهد نمود و اظهار امید کرد که با لا خره اساس قانون پارلیمان را نیز همین تشکیل خواهد نمود ، و تا كيد نمود که دران موضوع هر قدر موافقت زیاد باشد ، هما نقدر پیش نهادات از پارلیمان بارامی و بصورت متفقانه منظور خواهد گردید . وعلاوتاً گفت من امید دارم که ، روز سه شنبه قسمت های بقیه را پورت را که از محکمه اتحادی بحث میزند تقدیم کنم. سینکی از طرف گاندی ( که روز خاموشی او بساعت ٤ بعد از ظهر روز دوشنبه ختم میشد ) يك نوتة را قرائت نموده که در آن با راپورت عدم موافقت نشان داده بود ، گاندی از وجود يك اطاق تقنين طرفداری نمود. بود ، مگر در صورتیکه در آن بعض اصلاحات مهم نموده شود ؛ و با نماینده کی مخصوص زمین داران ، وازو یاتی ؟ ، وتجار هندی و کانگرس کارگران مخالفت نموده با مقرری نماینده گان نیز بر خلاف اظهار نموده ، مگر علاوتاً بیان نموده بود که ، کسانیکه نمایندگی مخصوص میخواهند باید حق داشته باشند در وقت لازم به اطاق رجوع کنند. کمیته تا روز چار شنبه ملتوی گردید در روز مذکور بران شعبه راپورت که از محکمه اتحادی بحث می کند ، به تحقیقات شروع خواهد نمود . فوت کوک پیغام لندن بیان میدارد که : ای ج کوک رئیس کار گران معدن فوت نموده است . ٤ نومبر صبح روز سه شنبه گاندی برای پنجاه دقیقه با مکد و نالد در وار سنگ ستریت ملاقات و گفتگو نمود . وقبل از ملاقات خود با رئیس الوزرا ، برای نیم ساعت با شدت مدن موهنی ، مالویه ملاقات نموده بود . اعتقاد میرود که مسئله قلیات که حل آن درعین مذا کره هند و مسلم به سکته دوچار گردیده بود موضوع مذاکره شان بود . و مکد و نالد به حیث رئیس کمیته اقلیات مجدداً سعی خواهد نمود که نماینده گان در موقعی که بار دیگر اجتماع کنند به موافقه برسند . نامزدی ولی عهد حیدر آباد دانسته شده است که مراسم نامزدی شهزاده اعظم جاه ولی عهد حیدر آباد با یگانه دختر سلطان سابقه ترکیه بتاریخ ۱۲ نومبر در پس اجرا می شود ومراسم عروسی نیز در همان تاریخ اجری خواهد شد . وعروسی شهزاده معظم جاه پسر دوم نظام با پرنسس نیلوفر که یکی از اقارب سلطان ترکیه است نیز صورت می گیرد .
صفحه ۱۱ ( شماره ٢٦ ) سال دیم خبر هاي داخلي صورت افتتاح مجلس اعیان در شماره گذشته بنابر ضیق وقت از صورت افتتاح مجلس اعیان منصرف شده فقط باطلاع اخباری اکتفا و وعده تفصیلات را به آتیه موکول کرده بودیم اینک باغتنام موقع صورت افتتاح محفل را با نطق ابتدائیه اعلیحضرت غازی در معرض اگاهی قارئین کرام میگذاریم . از مدتی یا بنظر فى کثرت مشاغل دار الشوراء محترم ملی و علاقه مندی منورین و زعمای مملکتی لزوم يك موسسه تعاونی دار لشوراء يا حفظ موقع اعتدالی فی مابین حکومت و ملت را که عبارت از تاسیس مجلس اعیان باشد ایجاب کرده و توجهات پاد شاه ترقی خواه اعتدال پسند مارا نیز بخود معطوف گردانیده بود تا به روز دوشنبه گذشته حفله بزرگ در قصر دلکشا منعقد و جناب صدراعظم صاحب با والا حضرت وزیر حربيه وباقى هیئت كابينه ورئيس واعضاء وسایر ماموران مهمه کشور ولشكر و نماینده گان جراید داخلی و خارجی را دعوت کرده بودند . حضور شاهانه بساعت معینه تشریف فرما شده با سیمای نهایت بشاش و جملات متین وموقر مجلس را بنطق ذیل افتتاح فرمودند . نطق ابتدائیه ذات شاهانه بنام نامی خداوند على العلى وبه تكريم سید نا محمد مصطفى عليه وعلى اله صلوات الله مجلس عالی اعیان را در مملکت خود افتتاح مینمایم ! شکر میکنم خدای قادر توا نا را که در اوان خد متگذاری خویش افغانستان نایل بوجود مؤسسات عالیه که سعادت وخو شبختی ملک وملت افغان در آن متضمن وملحوظ است می بینم . وجود مجلس شورای ملی و محفل عالی اعیان که نسبت بهر مؤسسه عالی تر بوده و مقدم بهمه وسایل ضروریه حياتيه يك ملتي موقعیت و قیمت دارد و امروز بتاسیس و تشکیل هر دوی آن خداوند مرا موفق گردانیده است امید دارم از درگاه ایزدی که بقدر آرزو های من وامق سعادت جویانه ملت افغانستان این مؤسسات تاثیر واقعی خودش را بخشیده مملکت را مسعود وخو شبخت گرداند . وجود مجلس شورای ملی که بمقصد اصلاح مملکت واتحاد آرای عموم طبقات ملت مطابق بمقدرات و سفارش شارع مقدس دین از جمله ضروریات حیاتی ، بوده و افغانستان بآن شديداً احساس احتیاج مینمود آن را ما را و چندی قبل بتاسیس آن موفق گردیده ولی چون در غالب ممالک امروزه برای كمك و همرا هی شورای ملی وحفظ موازنه خط مشی دولت وملت و ادنی طرفین را دريك نقطه واحده اعتدال و تحاد رهنمونی و دعوت کردن وجـود مجلس اعیان نافع وسود مند واقع شده و ملل واقوام جهان از ان استفاده مینماید هم خواستم ملك وملت خود را بوجود این مجلس ثانوی مستفید و آن را در مملکت خود تاسیس نمائیم . نظر باعتماد وحسن عقیده که ما بالنسيه اعضای موجوده مجلس اعیان خویش داریم و آنها را برای انجام خدمت وطن عزیز خود مستعد می بینم تکفل این موسسه عالی را بکفایت وصداقت شان تفويض و امید داریم رئيس واعضای این مؤسسه مطابق به آرزو های قلبی ما که محضاً مقصد از خوشبختي وسعادت ملك وملت افغانستان است ایفای وظایف نموده خودها را به نزد قوم وملت خود نيكنام وضمناً اين خادم مملکت را از خدمات جدی و صا دقانه خود ها ممنون بفرمایند . مجلس اعیان ما که مطابق مقررات مواد اصول اساسی مملکت ایفای وظایف خواهند فرمود فقط آرزوی م در حسن تطبيق آن وظایف وصرف ابراز عواطف واحساسات خير انديشانه ديني وارانه رئيس واعضای مجلس نسبت بوطن وجامعه وسعی عملیات جدی وصمیمانه است كه يك
صفحه ۱۲ شماره ۲۶ جلد پنجم فکاهیات جواب بی ادبان گویند وقتی ملای جامی این شعر را میخواند که : بسکه در جان فگار و چشم بیدارم توئی هر چه پیدا میشود از دور پندارم توئی بی ادبی او گفت بلکه خری از دور پیدا شود جامی گفت : باز پندارم توئی بقیه صفحه ۱۱ دولت و يك ملت از خدام خود انرا منتظر و آرزو مند است در خاتمه از خدای متعال بهمه شما توفیقات کامله را استدعا داشته و برای مملکت و ملت خود افغانستان خوشبختی و ترقیات روز افزون و اتحاد ویگانگی را که بهترین وسیله نیل بآرزو است خواستار بوده رجا میکنم ( بقیه دارد ) کار کردن زنها روزی معلم حساب از شاگردی پرسید که اگر یکنفر زن در يك روزيك پيراهن بدوزد دو نفر در دو روز چند پیراهن خواهد دوخت ؟ شاگرد گفت : نصف يك پيراهن . معلم گفت تو درس های خود را فراموش کرده وقواعد حساب را خوب یاد نگرفته ئی ! شاگرد : ـ قواعد حساب را میدانم ولی زنها را هم خوب می شناسم که وقتی که دونفر زن با هم مشغول کاری هینند ، اینقدر حرف زده و با یکدیگر صحبت خواهند کرد که در دو روز فرصت دوختن نصف پیراهن را هم نخواهند داشت . مراعات اقتصاد دیروز یکی از رفقاء موقع تفریح و گردش قدم های بزرگ بزرگ بر میداشت . گفتم آقا مگر کدام کار ضروری دارید که اینقدر بعجله رفته و هنگام تفریح هم بخود زحمت میدهید ؟ گفت : شما نشنیده اید که بیحرن مالی تمام مقتصدین را متوجه اهمیت آن کردانید. من هم میخواهم برای کهنه نشدن بوت های خود بعوض دو قدم یکقدم بردارم . شعبده بازی روزی شخصی ظریفی در یکی از هوتل های معروف اورپا برای صرف غذا رفته بود . هنگام خوردن غذا یقیناً متوجه یکی از مهمانها گردید که باحتیاط تمام و آهسته گی یکدانه قاشق نقره ئی را از بالای میز برداشته و در موزه خود پنهان کرد . شخصی ظریف که از ین دزدی آگاه بود، پس از صرف طعام از جای خود بلند شده و حاضرین را مخاطب ساخته گفت : آقایون ! من يك شعبده باز بزرگ هستم و میخواهم امروز یکی از شاهکار های خودم را بشما نشان بدهم ! يك قاشق نقره دیگر که نظیر آن قاشق مسروقه و نیز خودش بود بر داشت وبموزه خود فرو برد گفت : اينك شما میتوانید این قاشق را از موزه آن آقای که بمیز مقابل نشسته بیابید . بالاخره باثر این چالاکی قاشق مسروقه از موزه سارق بیرون آمد وخود آقای شعبده بار با قاشق دیگر هوتل را وداع گفت .
صفحه ۱۳ شماره ٢٦ مؤلف: اميليه فرانسوى (۲۰) مترجم حبيب الله طرزى: مادام سان ژين از فصل یازدهم کاترین: آيا له فیور را کجا گذاشتي؟ لاویولت: در دوصد زرعی اینجا منتظر پيش قدمی اگر من اشاره كنم ، کاترین : کدام اشاره ، لاویولت بطرف تفنگ ها ئيكه از سر بازان استريائي مانده بود اشاره نموده گفت در صورتيكه اينها را موجود و مهيا داريم بهتر است یکی از آنها را فوراً استعمال كنيم ، درین اثنا صداي سم اسپان و کنایات جرمنی که سر بازان باهم تکلم می نمودند ظاهر ساخت که استر يائيها يا عده زيادي از عسکر بر گردیده اند . لاویولت بدون کدام تا خیر و درنگ تفنگ ها را بدست گرفت و کاترین از خوف آنکه مبادا آتش کنند نعره زد هوش كن پیشتر از آنها آتش نکن استر یائیها در مقابل ما زیاد هستند . له فیور دوسته سر بازائیکه با خود دارد اگر هم برسد باز هم مغلوب خواهند گردید ما میتوانیم بهر صورت خود را ازینجا بکشیم کلمات کاترین را باران گوله شدیدي بر در وازه بزرگ کلبا تعقیب نمود لا ویولت به تکمیل امر کاترین در وازه را باز نمود بيا ز شدن دروازه یک عده زيادي از سر بازان داخل شدند که خودهای مجلل شان در روشني خفیف شمع ها میدرخشید و آواز اسلحه شان در گنبد منعکس میشد مشروبات فروش و همراه دلیرش تا به محراب خود را عقب کشیده پهلوی کشیش که هنوز هم مشغول دعا بود جا گرفتند . افسریکه پیشتر از این هم خیال گرفتاری کاترین را داشت ولی بواسطه ورود لاويولت ناکام مانده فرار نموده بود در این دفعه برای اینکه انتقام خودش را از و گرفته باشد بطرف او پیش رفته و بطرف افسر ديگري که ما فوق او ود ديده گفت : کلنل ما باید این دو نفر را گرفتار نموده و تیر باران کنیم اینها جاوسان فرانسه است و مجازات شان اعدام است . کلنل : اول از ایشان استنطاق لازم است پس که اسم ایشان چه و درینجا چه کار داشتند کاترین چون از اهالی الساس بود این کلمات جرمنی را فهمیده گفت من میخواهم که با ما بجهت اسیران حرب رفتار شود؟ كلنل تا حال حرب آغاز نشده است . کاترین بطرف لاويولت دیده گفت ما حرب را آغاز نمودیم من طليعه جيش و این هم صف اولست شما حق ندارید که ما را تیر باران کنید ما خود را تسلیم نموده ایم ، اگر چنين يك جنایت پست را مرتکب شدید از انتقام رژیمان سیزدهم خلاصی نخواهید یافت رژیمان بزودی این جا خواهند رسید و شوهر من شما را بتأدیه عوض آن مجبور خواهد ساخت. این مسئله چنان ثابت است که نام كاترين له فيور است » كلنل يك چند قدم پیش رفت کوشش نمود که بواسطه شمع خیره که در محراب می سوخت چهره کاترین را خوبتر به بیند وبعد از لحطه دقت گفت: « آیا مادام نيك له فیوری که در زمره گاردهای پاریس می بود و با يك قصاره باسم «لاسان ژين» از دواج نموده است ، قرابت و منسوبیتی ندارد ؟ » كاترين : « من خود لاسان ژين قصاره و د کپیتان له فیور شوهر من است . » کلنل : « پس عجب است که مرا نه می شناسید! آیا روز دهم اگست را باینقدر زودی فراموش کرده اید ؟ » کاترین : « پس گفته میتوانم که شما بجز آن مرد زخمی که در اطاق من تداوی شدید دیگر کسی نخواهید بود! » کلنل : « بلی ! كونت « نيبرك » كه برای حیات خودش مقروض ابدی شما است ! » كاترين : « آقای کلنل بدیدن اینکه جناب شما چنين يك حافظه خوبی را دارا هستید خیلی ممنونم خدمتی که من در دهم اگست نسبت بشما اجرا کردم فریضه
صفحه ١٤ شماره ٢٦ جلد پنجم هر انسان است، رحمی بی سلاح و از پا افتاده بودید. با وجودیکه در زیر علم دشمن بر وطن پرستان آتش کرده بودید من شما را نجات دادم. امروز شما را ملبس به یونیفورمه کندل می یابم و می بینم که دشمنان وطن بیچاره ام را افسری می کنند. من نه می خواهم گذشته را بیاد بیاورم، شوهرم ، دوستانم و رفیق های زرمان همه مرا توبیخ خواهند کرد که چرا يك اوستوکرات امپراتی را که اسیران خود را حکم اعدام میدهد، نجات داده ام. من نه میخواهم که بیاد آرم آنروزی منحوسی را که من يك دشمن فرانسه را از مرگ نجات دادم.» معلومی شد که الفاظ کاترین اثر عمیقی بر افسر جوان نموده بود چنانچه گفت: «در صورتیکه خود شما بخدمت وطن زن مشغولید، امیدوارم که مرا بالای هر بیصه ام توبیخ و سر زنش نخواهید فرمود. چنان بنظر می اید که قسمت و قدر چنین خواسته است که من يك نفر افسر از دوی شاهنشاهی، قرض يك بیچاره و مظلومی را که در دوکان قصاره کوچه رویال پناه برده بود ادا کنم. پس بشارت باد بر شما که از همه تیکالیف آزاد هستید.» مدررات فروش بطرف لا وبولت دید جواب داد : «تشکر میکنم ! ولی در باره رفیقم چیزی نفرمودید؟» نیزیرگ: «این شخص يك سرباز و به حیله درینجا آمده است. من مجبورم به حیثیت يك جاسوس با او رفتار کنم.» کاترین : «پس بفرمائید مرا هم با او يك جا تیر باران کنند. این هرگز گفته نخواهد شد که خانم کاپیتان له فيور يك مرد بیچاره را با خودش در مقابل استریائیها کشانید و بعد از انکه هر دوی شان گرفتار شدند، کاترین خودش را نجات داده رفیقش را به هلاکت گذاشت.» نیز رگ : «پس لطف کرده به من بگوئید که در پنجاچه میخواستید بکنید» کاترین بافسرها، و سربازان که اطراف افسر بزرگ خود حلقه بسته بودند نگریسته خاموش ماند. لاوبولت چون مدعای کاترین را از خاموش ماندن درك كرده شناخته و هم در عین زمان از جان خودش بخوف بود بسخن درآمده گفت «قسم است که این آمدن مبنی بر مقاصد عسکری و حربی نبود، تنها بخاطر يك طفل منحوس باین زحمت سرد چار شدیم. نیزیرگ بوی امید شخیده تغز زد «طفل خوب فهمیده نتوانستم، مقصد را واضح تر بگو ! کاترین: از خود جناب کونت من بپاداش وعده کرده بودم که طفلش را در ژیمپابس باو برسانم» نیزیر گت «این همه مخاطرات را بواسطه يك وعده برداشت نمودید» کاترین: من برای «دو دوزال بلا ش در هر گونه مخاطرات میروم» نیزیرگ به اندیشید که من قد و شما را چنانچه لازم بود کوده نتوانستم و ازین پیش آمد درشت خودم منفعلم حال بفرمائید طفل و مادرش کجا است. کاترین «کاملا صحیح و سالم در اردو گه فرانسه حیات بسر می برند» نیز رگ: «ازین جا چطور رفته است ؟» کاترین : «عین در دم آخرین بفرار قادر شد و من جایش را اشغال کردم. زیرا پدرش میخواست که او را جبراً در محراب کشانیده و دپارون تسلیم کنند !» نیزیرگ : «مادام عزیزم! هر قدر کوشش میکنم از زیر بار احسان شما بدر آیم خودم را زیاد بدان گرفتار مییابم اگرچه در مقابل این نیکی های شما رفیق ناتراشتر اتر او میکنم ، ولی باز هم می بینیم که صد يك خدمت شما و انسبت به خودم ایفا نکرده ام. حال بفرمائید بطرف اردوگاه خود بروید که وقت بسیار نمانده است.» کاترین فرحناك شده نعره زد : «پس مارا آزاد فرمودید! هیچ گاه تصور نمیکردم! بسیار متشکرم! جناب کونت همیشه در نظر داشته باشند كه يك دوست در فرانسه دارند! خدا حافظ! کاترین نطق خود را بانجام رسانیده لاوبولت را تپاه داده هر دوی شان بکمال غرور از مقابل صفوف استریائیها گذشته
( شماره ٢٦ ) مجلة پنجم بطرف اردو گا باچهره های متبسم روانه شدند . به مجردی که کاترین ورفیقه اش از نظر ها غایب شدند ، تیپرگ اگرچه بر الفاظ کاترین اعتبار داشت باز هم طاقت نتوانسته از ملازمین شاتو قضیه را پرسید گفتند که بارون لوندل ومارکی به عجله زیاد بدون آنکه جستجوی ممد موازل بلانش را کرده باشند بطرف ( رو کمل ) رهسپار شدند . باین وسیله تیپرگ نفس راحتی کشیده مشغول سنجیدن پلان دیگر شد تا بواسطه آن میتواند بزن و فرزند خودش يك آن اولتر برسد . ولی هر قدر فکر نمود، ه همان قدر مسئله در نظرش دشوار شد . فردا علی الصباح تمام دوره های تپه ها از ( ژانماپ ) تا به ( مونس ) در زیر آتش توپ ها مشتعل خواهد بود ؛ وهر گونه اقدام بعبور از آنسها عقیم ثابت خواهد شد . هیچ شبهه نبود که عساکر منظم استریا تیها بر گروه خیاطان و بوت دوزان که اردوی جمهوریت را تشکیل داده بودند مظفر و منصور میگردید ، واین سبب ( ديوك دوسا كس ) قوماندان استریائیها پیش از وقت ایلچی به ( ویانه ) روانه نموده و مظفریت خودش را بر ( بی پاچه ها ) اعلان نموده بود . وقتیکه این فتح یقین خود شان را تصور میکرد قلب تیپرگ پرخون می شد ، زیرا خیال می نمود که حال بلانش و طفاش دريك عسکری سراپا که هنر لعنت یافته باشد چه خواهد بود ؟ . چون بکلی مایوس شد ونه میدانست برای نجات بلانش چه چاره بر روی کار آورد در یکی از صالون های شاتو داخل شده به سنجیدن پلان های محاربه فردا مشغول گردید . اگر چه به کار مشغول بود ولی فکر ، عقل ؛ هوش ، و تمام حواسش مصروف فكر نجات معشوقه و فرزندش شده مانده بود . با نهایت دیسیپلین عسکری وظیفه وجدانی بر تصورات او غالب آمده برای لحظه تمام فکر های دیگر را از کله اش بدر برد درین اثنای دروازه صالون زده شد و سر بازی با تمام عجله داخل شده را پوری بدست او داد . این را پور زنی بود که میخواست در شاتو داخل شود ، ولی سر بازان او را منع نموده نگذاشته اند ولی او اسرار نموده خودش را باسم دختر مارکی دو لا والین معرفی نموده است . تیپرگ از خواندن این را پور نعره بزرگی زده خود به خود گفت : « این ضرور بلانش است ؛ چطور شده است که درین وقت شب از بين يك عالم سر باز و تمام این گزمه ها عبور توانسته است اگر با فرزند خودش ملحق شده بود برای کدام مقصد باز از اردوی فرانسه فرار نموده است . » بعد از انکه از بهت و حيرت نجات یافته بسر باز منتظر ، امر حاضر نمودن او را داد : در يك دقیقه دیگر در وازه باز و بلا نش با موهای ژولیده و لباس پاره پاره در مقابل او ظاهر گردید : تیپرگ او را با غوش گرفته با يك عالم اشتیاق و محبت بوسید و باعث عودت او را پرسید . بلانش : « بعد از انکه کاترین مرا نجات بخشد ، بار دو گاه رفتم دونجا گهواره ( هانريوت ) را خالی یافتم از یاس و غم برای دو سه ساعت همانجا بی هوش شده ماندم . بعد از انکه به هوش آمدم شنیدم که یکی از سربازان شخص ملکی را دیده بود كه يك طفل را در آغوش داشته بطرف ( مريوگ ) روانه بوده است . این خبر يك اثر مقاطيسی برمن نموده بعد از چند سوال دیگر از سرباز متیقن گردیدم که دزد طفل غیر از ( ليونارد ) ملازم بارون لوندان کس دیگری نبوده است . باین سبب با وجود اصرار زیاد سر بازان از اردو برآمده و بعد از مشقت زیاد و خسته زیاد تر ، خودم را به شاتو رسانیدم . ولی حال میگوم که پدرم و یا رون بطرف رو كمل روانه شده اند و لیونارد با ( هانر ویوت ) وجود ندارند . » کونت : « هيچ يك خوفى بدل راه مده من وتو هم فردا با آنها ملحق می شویم . » بلانش خوش حال شده صد زد : پس چرا امشب روانه نمیشویم فردا باهانر یوت يك جا خواهيم شد . » ( با قیدارد )
نادر افغان قاریئن گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه داران شناسائی و خواندن سوانح يك پادشاه محبوب افغاستان ، یقین از نشریات گذشته ما ومحفظاران ما تا حدی با همیت کتاب نادر افغان مولفه آقای برهان الدینخان کشککی پی برده و در صدد خواهند بود كه يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند . اينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین كتاب نفیس و هدیه قابل توصیف باز بتوضیح این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت کتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهد قیمت کتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد ( ٦١١ ) صفحه و ( ٤٩ ) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی بقیمت بسیار نازلی بفروش میرسد . در داخله : مرکز ه افغانی » » ولايات باضافه محصول پست ٧ » خارج : با محصول پست ٣ کلدار محل فروش در داخله ؛ مرکز و ولايات طالبین ، بعموم دوایر جراید و مجلات وطنى و در خارجه به وکیل التجاران افغانی برای خرید رجوع خواهند فرمود . غرض ؛ هر قدر در خریدن عجله کنند ندامت نخواهند کشید چه هر چه بیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
( مجلده ) ( شماره ۲۷ ) انیس اداره : کابل جاده ارگ اشتراك سالانه ۱۲ افغانی مؤسس و صاحب امتیاز : محی الدین محصول پوست ۲ " مدیر و نگارنده : خارجه ۲۰ شلنگ ۲ شنبه ۸ قوس ۱۳۱۰ تأسیس ۱۳۰۶ ۱۹ رجب المرجب ۱۳۵۰ ورزش پیشرفت های متوالیه علمی وفنی و ترقیات حیرت انگیز عصر حاضر که در نتیجه زحمت وسعی عمل به صحنه گیتی عرض و جود نموده در امور زنده گانی تسهیلاتی فراهم ساخته است ، مقتضات هر روزه دنیا و احتیاجات زنده گانی ابنای بشر مخالف با تنبلی و بیکاری و بروی شالوده مساعی و کوشش قرار گرفته . مدنیت کنونی اگر از يك طرف وسایط حیاتی بشر را تکمیل و تسهیل نموده از طرف دیگر اكريك نظر عمیقتری دیده شود تولید بعضی اشکالات نیز نموده است یعنی مللی میتوانند در ساحه گیتی متمتع شده و گوی موفقیت را بربایند که با پشت کار و روح انجام وظیفه در مقابل هر گونه تزاحم و مشکلات مقاومت کرده برای پیشبرد مرام ملی و رفع احتیاجات خود از هیچگونه زحمت و کوششی مضایقه نکنند . موجبد روح عمل و کار بدون تردید محافظه صحت و تقویه بنیه و دماغ است بهترین وسیله ای برای تکثیر قوای جسمی و دماغی به جز از ورزش سراغ نداریم از همین نقطه نظر است که ورزش امروز در عالم خاصه در ممالك متمدنه موقعیت خاصی کسب نموده و يك جزء پرو گرام یومی هر فرد بشمار میرود گذشته از ترغیب و تشویق تاسیس کلوپ های متعدد حتی در بعضی مما لك صورت اجباری به خود گرفته است . محسنات ورزش باندازه ئیست که بتوان بدن حدی قایل شد برای شناختن اهمیت و فواید آن همین قدر باید تذکر داد که ورزش در عموم مکاتیب هر روزه جزی و پرو گرام اساسی شناخته میشود اشخاصیکه بورزش عادت دارند هرگز از کثرت کار و تحمل زحمت اظهار خسته گی نکرده متاعب و مشکلات هیچوقت بر آنها غلبه نخواهد نمود به عکس کسانیکه علاقه بورزش ندارند قوای خود را زود از دست داده و بسرعت استعداد فکری ایشان به تحلیل رفته اثرات کم حوصله گی عصبانیت عدم قوه برای ادامه شغل از آنها مشهود خواهد شد . ورزش بطور عموم برای همه و خاصه برای کسانیکه مصروفیت دماغی دارند و تمام مدت روز را در حالت نشستن مشغول کاراند بیشتر ضرور است ورزش نه تنها قوای مصروفه فکری دماغی را بحال اول عود میدهد بلکه استعداد فکری و جسمی را روز بروز تقویه مینماید . گمان نشود ورزش خاص بازیهای معموله از قبیل فوت بال و گلف و امثال آن است . چه اینها درین های منظم و درجه اول بشمار میرود اما برای اشخاصیکه نتوانند باین گونه ورزش ها شمولیت ورزند یا معذوری داشته باشند به انواع دیگری نیز میتوانند موازنه صحت خود را حفظ نموده و به تولید قوی جسمی و فکری خود به پردازند مثلا قدم زدن در هوای آزاد سواری اسپ و بایسکل حرکت دادن دست و پا و اعضا به اصول مخصوص آن و امثال آن که با يك ترتیب منظم بسرعت دوران خون كمك كند ورزش گفته میشود پس کسانیکه علاقه بمحافظه صحت و تقویه جسم و دماغ خود دارند و مایل
صفحه ٢ (شماره ٢١) مجله پنجم به پیشرفت شغل و اجسام وظیفه خویش هستند يك مدتی را لابد در اثنای روز باید برای ورزش وتفریح تخصیص داده و جزو پروکرام یومی خود بگیرند . در اینصورت هم قوای جسمی آنها سالم مانده وهم در تمام شعب و امور رسمی و غیر رسمی يك نهضت و پیشرفت قابل ذکری مشهود خواهد گردید . هرچند در جزو سایر اصلاحاتیکه درین دوربدو خشان نادری روی کار آمده مسئله ورزش و تشویقات دسته های عرفاتی تاسیس کلوپها وغیره نیزمورد توجهه حکومت واقع شده و یقین و زیر روشن ضمیر معارف نیز در بسط وتوسعه آن با تمام فعالیت خواهد کوشید باز هم بر عامه هموطنان جوان یاد آوری می‌شود که این صوانامه حیاتی را محل توجه و قابل غور دانسته در صورتیکه بتوانند از آن غفلت نکنند مثلاً جماعتی که در معارف شمولیت داشته و از کلوپها استفاده کرده میتوانند از آن بازیهای خصوصیکه در پرو گرام های کلوپ معین شده کار بگیرند و افرادیکه بنابر بعضی ملحوظات و مشاغل از کلوپهای ورزند گان دور مانده اند همین بازی های وطنی را ، از قبیل توپ بازی چوب بازی ، چشم پتکان بتك وسينه کشیدن ، خیز زدن دویدن سنگ انداختن و غیره را فراموش نکرده اگر هر روز عصر امکان نداشته باشد اقلاً روز های جمعه اسباب سر گرمی خویش قرار بدهند هم اوقات بخوبی مصروف بسم الله الرحمن الرحیم اصول اساسي دولت علیه افغانستان اصول کلیه (٢) مجالس مشاوره ولایات ٧١ ـ : در مرکز نائب الحکومه گیها و حکومت اعلی وكلان يك يك مجلس مشوره تشکیل می شود . ٧٢ ـ : صورت انتخاب و تعداد اعضا و وظائف این مجالس در اصول نامۀ مخصوص آن بیان و ایضاح میگردد . وظایف وحقوق وزرا ٧٣ ـ : امور اجرائیه مملکت ، بقدرجه وزرای دولت ، که بانتخاب صدر اعظم و منظوری حضور ملوکانه تعیین می شوند اداره می شود . ٧٤ ـ : ریاست هیئت وزرا مفوض است بصدر اعظم . در غیاب صدر اعظم وزیر وزارت اول ، وظیفه ریاست را ایفا میدارد . ٧٥ ـ : هیچکس نمیتواند مقام وزارت شده و هم بمرور ایام ازین تمرینات بدنی دارای اعضاء سالم و جسم قوی خواهند شد که با قواء روحی آنها توام برای میدان مبارزه حیات آماده شده بتواند . ( احمدعلی ) را اشغال نماید ، بدون اینکه مسلمان واز تبعۀ افغانستان باشد . ٧٦ ـ : هر يك از وزرا در سیاست عمومیهٔ دولت مشترکاً ، و در امور موظفهٔ وزارت متعلقه خود مخصوصاً ، بنزد شورای ملی مسئول اند . بناءً علیه ذات شاهانه غیر مسئول می باشند . ٧٧ ـ : مسئولیت وزرا و سیاستی را که راجع بآنها می شود اصول تعیین خواهد نمود . ٧٨ ـ : وزرا امورات مربوط متعلقه خود را باندازهٔ اختیارات خود اجرا و مافوق آن را بحضور صدر اعظم تقدیم میدارند صدر اعظم بدر جۀ صلاحیت وظایف خود اجرا نموده مافوق آن را بحضور ملوکانه عرض و هدایت میگیرد . ٧٩ ـ : هر گاه یکی از وزرای دولت بجرم خلاف ورزی در حدود وظیفه رسمی شان مظنون واقع شوند ، مرجع محاکمه شان دیوان عالی شناخته می شود ـ دیگر دعاوی شخصیه وزرا که خارج و ظیفه ماموریت شان باشد مانند سائر رعایا به محاکم عدلیه مراجعت می نمایند . ٨٠ : ـ وزیریکه تحت اتهام می آید الی نتیجه محاکمه و برائت آن از وظیفه رسمی معطل می ماند . ٨١ : ـ در غیاب وزیر معینین وزارت یا وکیلی که عند اللزوم مقرر شود تمام اختیارات شخص وزیر را دارا میگردد . ٨٢ : ـ برای تفتیش احوال عمومیه وزرا ومامورين يك هيئت تفتيشيه باستيذان حضور شاهانه مطابق لایحه مخصوصۀ آن
از شورای ملی انتخاب و تعین می شود . ٨٣ : ــ تعداد وزارت و تشکیل دوایر و وظایف شان در اصول نامهٔ تشکیلات اساسیه توضیح یافته . حقوق مامورین ٨٤ : ــ بالعموم مامورین مطابق موادیکه در اصول نامه های مخصوصه ایضاح گردیده به ماموریت هائیکه لایق و مناسب باشد تعین کرده می شوند و هیچ یك از مامورین تا زمانیکه از وظیفه خود مستعفی نشود و یا از طرف دولت بنا بر يك امر ضروری لازم تبدیلی ویا موقوفی نباشد اصلاً عزل و موقوف نمیشود ــ و مامورینیکه حسن سلوکت و استقامت خدمت خود ها را ابراز نمایند مطابق اصول نامه های مخصوصهٔ استحقاق ترقی رتبه و ماموریت و مستمری را دارند . ٨٥ : ــ همه مامورین على المراتب در اطاعت آمر مافوق شان مطابق اصول نامه های موضوعه مکلف هستند آمران مافوق و مامورین ماتحت هيچيك امر را خلاف آن اجرا کرده نمیتوانند هر گاه از طرف آمران مافوق در اجری کدام امر خلاف اصول بالای مامورین ما تحت امر اجرا شود مامورین ماتحت قبل از اجرای آن به مرکز وزارت الی صدارت عظمیٰ باید اطلاع نماید . ٨٦ : ــ وظایف مامورین در اصول نامه های مخصوصه تعین و تفریق گردیده و هر مامور موافق هدایات اصول نامه های موضوعه از وظایف موظفه اش مسئول شناخته میشود . محاکم ٨٧ : ــ محاکم عدلیه مرجع دعاوی عمومیه شرعیه میباشد . ٨٨ : ــ در محاکم شرعیه دعاوی مربوعه مطابق مقررات مذهب مهذب حنفی رخ فیصله می شوند . ٩٧ : ــ همه محاکم از هرگونه مداخله آزاد هستند . ٩٠ : ــ در محاکم عدلیه دعاوی بصورت علنی فیصله می شود با ستثنای مسائلیکه شارع فیصله آن را بطریق خفیہ هدایت داده است . ٩١ : ــ در حضور محاکم هر شخص برای محافطه حقوق خود همه وسایط مشروعه را پیشنهاد نموده می تواند . ٩٢ : ــ محاکم عدلیه در رویت و فیصله دعاوی باستثنای امر شرعی تاخیر و مماطله کرده نمیتواند . ٩٣ : ــ هیچکس خارج محاکم برای فیصله بعضی فقرات مخصوصه یك محكمهٔ فوق العاده تشکیل داده نمیتواند . ٩٤ : ــ صنوف و درجات محاکم و صلاحیت شان باصولنامه تشکیلات اساسیه توضیح یافته . دیوان عالی ٩٥ : ــ دیوان عالی برای محاکمه وزرا دولت عند الاقتضاء موقتاً تشکیل می یابد و بعد انجام اموریکه باو سپرده می شود فسخ میگردد . ٩٦ : ــ طرز تشکیل دیوان عالی و اصول محاکمه در آن مطابق اصول نامه مخصوصهٔ آن اجرا می شود . امور مالیه ٩٧ : ــ همه محصولات دولت مطابق اصول نامهٔ مخصوصهٔ آن اخذ می شود . ٩٨ : ــ هر سال برای واردات و مصارفات دولت يك بودجه مطابق اصل ٤٣ تنظیم کرده می شود این بودجه برای واردات دولت موازنه و برای مصارفات اساس بوده همه مصارفات از روی آن اخذ و صرف می شود . ٩٩ : ــ بعد از تطبیق و اجری بودجهٔ سالانه يك محاسبه قطعیه تنظیم می شود این محاسبه قطعی مقدار حقیقی واردات و مصارفات این سال را حاوی میباشد . ١٠٠ : ــ برای تنظیم محاسبه قطعیه و برای تنظیم بودجه و صورت تطبیق و اجرای آن اصول نامه مخصوصه موجود است ١٠١ : ــ تخفيف و یا معافی مالیات بموجب اصول نامه مخصوصه آن اجرا می شود . اداره ولایات ١٠٢ : ــ اصول ادارهٔ ولایات از سه قاعده اساسیه مبنی است توسع ماذونیت تفریق وظایف ، تعین مسئولیت ، سایر قواعد مذکوره همه وظايف مأمورين
( شماره ۲۷ ) مجلد پنجم صفحه ٤ ولایات مطابق اصول نامه های موضوعه تعین وتفریق کرده شده است و اختیارات مامورین نیز بر طبق اصولات موضوعه محدود است و هر مامور در وظایف خود على المراتب نزد آمر مافوقش مسئول شناخته می شود . ۱۰۳ : ــ در ولایات از هر شعبه وزارت مامورین جداگانه مقرر هستند ــ افراد اهالی برای اجرای کار و انجاح حوایچ خود بشعبات مرجوعه مراجعت میکنند 104 : ــ هر گاه که در يك حصه مملکت آثار عصیان و بغاوت که مخل امنيت عمومیه باشد حس کرده شود حکومت برای دفع بغاوت و قیام امنیت تدابیر لازمه کرده می تواند . 105 ــ تشكیل دوایر بلدیه و وظایف آن قرار اصول نامه مخصوص آن اجرا میشود . عسکر 106 ــ صورت اخذ عسکر بموجب اصول مخصوصۀ آن اجرا میشود وظایف و حقوق عسکر و ترقی در مناصب بموجب اصول است . ۱۰۷ ــ حقوق ومناصب هيچ يك افراد عسکری سلب نمی شود مگر بموجب اصول . ۱۰۸ ــ تبعه خارجه در سلك عسکری باستثنای صنف داکتری و معلمی حربی قبول نمیشوند . ( اصول متفرقه ) ۱۰۹ ــ مصئونيت مكاتيب یکی از حقوق اهالی است همه مکاتیب ومراسلات محصولی اهالی که تودیع پوسته می شود تا از طرف يك محكمه حكم جواز تجسس نشود در هیچ پوست خانه و دیگر جایاز نمیشود همچنان سربسته بمرسل الیه سپرده می شود . ۱۱۰ ــ در اموریکه از حضور شاهانه و یا صدر اعظم بیکی از وزرا یا دیگر مامورین امر شفاهی فرموده شود باید احکام تحریری آنرا بامضای همایونی و یا صدر اعظم حاصل دارند . تعميل و اجرای احکام مواد اصول نامۀ هذا را امر و اراده میفرمایم تحریر ۸ عقرب سنه 1300 . ( محل مهر همایونی ) [Stamp] معذرت شماره گذشته ( ٢٦ ) بنابر عدم تعمق ماشين کار ، صفحات جریده غير مرتب بطبع رسیده ، عفو قاریین محترم تمنا ميرود . ( مصحح اداره ) صحیات اقتباس از مجموعۀ صحیه خرابی دندان وطرز تغذیه بقلم آقای دکتور رفق بیگ : دندان برای محافظه صحت يك واسطه لازمی است ، کسانیکه با لتمام در محافظه آن دقت و اعتنا نمی نمایند در حیات بخیلی علل و عوارض و سوديه محکوم میگردید. يك " انسان مثل يك مخلوق بی معده شمرده می شود ، معده در حصول وظایف حياتيه صحت را ادامه کرده میتواند و اشخاصیکه از ین وظایف محروم هستند این ضایعات را تلافی کرده نمیتوانند و حيات و زندگانی شان ناقص و همیشه مريض و عليل اند . معهذا بادله نهائیه تا يك درجه دارهای صحت اند در اوایل آنقدر محل عطف توجه واقع نگردیده و ثمرات عمرها با ان خرابی دیدنها و دندانهای ناقص و مضرات محصوله آن با ضرار و اختلالات
صفحه ه (شماره ۲۷) جلد پنجم حیاتیه که از سردن دندان و درد آن پیدا می شد تحمل می نموده ! ... انسان ها در در اوایل این مسئله را خیلی بی اهمیت می پنداشتند . پس از آنکه فیزیولوژی و وجود کیفیای حیاتیه عریض و عمیق تدقیق گردید ، فهمیده شد که دندانها در حیات و صحت رول مهمی دارند ، و پس از آن بمسالك دندان سازی توجه شده و ساحه آن توسیع گردید . برای اتمام و اکمال دندانهای خراب و نقصان های دندان سعی و اقدما مات بزرگی شد لیکن ساحه فعالیت آن آنقدر ها فراخ و وسیع نگردید . علت آن : ـ علت فراخ نشدن ساحه فعالیت آن این بوده که مسلك دندان سازی نا خوشی دندان را تداوی میکرد نه جلو گیری از نا خوش شدن دندان که درین صورت طبعی باید ساحه آن محدود بماند . امروز با کشفیات و تجارب قیقی که واقع شده است ، اسباب و عامل امرض دندان را قریباً بالتمام و صورت حقیقی تعیین نموده که از روی آن در حالت رفع علل مذبور از مرض دندان جلو گیری ممکن شده است . اينك بحثی که ما درینجا راجع بدندان میدانیم خصوصاً در موضوع طبابت دندان و جلو گیری کردن از خرابی دندان و توقف دندان دردی است . در خرابی دندان دوسبب سنجیده شده است : یکی اسباب موضعیه ودیگری اسباب عموميه : بالجمله این اصول بالتمام احوال قابل تطبیق است . اسباب مرضیه باوسیله میکروب در دندانها وجوارآن ، شدن و موجودیت میکروب را مسبب است . این شرایط هم که در داخل يك دهان موجود باشد گویا آن دهن حفظ الصحه نداشته و يا بحفظ الصحه آن اهمال کرده شده است . لیکن آیا يك دهنی که با کمال دقت و اهتمام نظاف گردیده است . محفوظ ماندن آن دندان ها داخل امکان است ؟ مع التاسف جواب آن مطلق می باشد بنا برین دهن را همیشه در صورت نظیف و پاك نگهداشتن نیز محافظه دندان را کلیتاً تامین نمیکند . ومعلومات بقتر لوژیه نیز معرفت مارا در ین نقطه يك قدمه پیش نبرده است . بدلیل میگوید که عارضه دندان همرای يك ( باسیلوس آسید و فیلوس ) پیدا میشود این باسیلوس از دهن هاینکه دندان های شان فرسوده وعلیل است کلنور ساخته شده ودر صدی نود و هشت هم بوده و کلتور مذکور بدهن ودندان ها پاشیده شده است اما دندان درد و فرسودگی دندان را احداث نکرده است . و از روی این هرگاه ملاحضه کنیم بطور حقیقی بعض عوامل دیگری است که بغیر ازین میکروب در خرابی و فرسود. شده دندان موثر میباشد . ولط به همین علت تعمیقات وتدقيقات گرديده ومولفين ( بوتنيك ها و ـ شيلاتز ، فمارا لره ـ مبلنك ) موش ها و موش خرما و خنزیر را زیر تجربه قرار داده و در نتیجه فهمیده اند که مداخله بصوت حادثه ( متام بوليزم ) هم داخل دارد . چون متام بولیزم ( تحولات ) عمومی عبارت از متام بوليزم حجرات میباشد یعنی هر وقتیکه جسم دچار تحولات گردد عین همان تحولات در حجرات نیز موجود میباشد ، از آنرو اسباب خرابی دندان ها وعناصر اساسية آن ( كالسيوم ) همان توسعه متام بولیزم وجود بتمام جسم است وعبارت ساده تر يك مقام بوليزم عمومی يك متام بولیزم حجروی نیز احداث میکند چنانچه ماده کالیوم که عناصر اساسیه دندان است و آنرا حجرات عظیمه دچار تحولات گردیده ، در افرازات آن نیز نقصان پیدا شده و یا آنکه افرازات بالای استخوان تثبیت نگردید ، فرازات مذکور موجب خرابی دندان میگردد . در اواخر معلوم شده است که افرازات کلسیم را بالای استخوان ويتمامين تثبیت می نماید و در صورت که ويثامين بقدر کفایه بجسم نرسد از نقصان آن آفات عظیمه پیدا می شود وبالآخر بعلت که ماده کلسیم بالای استخوان تثبت نمی شود از آن ناخوشی رعاس تولید میگردد، یعنی اگر ماده کالسیوم بالای استخوان نرسید استخوان بحالت صلابت خود را از دست داده و دو آن
صفحه ٦ ( شماره ٢٧ ) مجلد پنجم ثابت پیدا می شود از آنرو وجود هانیکه بعد كفايه ويتامين راء لك نيستند ويا از ويتامين محروم میباشند دچار تحولات وتغيرات گرديده . و يكي از علل خرابی دندان هم محرومیت از ويتامين می باشد . از طرف مولفینی که اسامی شان را در بالا ذکر کردیم بالای حیوانات تجربه گرديده وغذا هایکه محروم از ويتامين بوده و يا ويتامين آن بقدر کفایه نبوده بآن حیوانات خورانده و در نتیجه آن حیوانات مذکور به فرسوده گیهای حقیقی دندان دچار گردیده اند . بعد از آن همین غذا ها را که ویتامین آن را محدود و یا معلوم کرده بودند بغذا های ویتامین دار ( بقدر كفايت ) تبدیل کرده و سپس بر ایشان معلوم شد که آن خرابی دندانها بر طرف و بعضاً بکلی شفا یاب گردید و در نتیجه این تجربيات استنباط کردند که بیشتر عامل تثبيت كالسيو م بالای دندان ویتامین میباشد . اكثرياً در مشاهدات دکتوری معلوم شده است که خرابی دندانها زیاده تر به مصابين مرض قزند ( قزا ويشيك ) پيدا می شود زیرا مصابین این مرض ويتامين را مالك نيستند و باين سبب در تثبيت كالسيوم تحولات پیش می شود . اساساً در حالات طبیعی ما قام بولیژمه كلسيه تثبیت کردن کلس در انساج غیر از ويتامين با ضیای آفتاب و بالخاصه اشعه ما ورای بنفش نيز احتياج دارد ممالکي که از اشعه ما ورای بنفش محروم اند در آن ممالک به امراض خرابی دندان خیلی تصادف میشود زیرا معلوم است ممالکي که از نور آفتاب زیاد تر محروم باشند اشعه ما ورای بنفشی نيز در آن ممالك خیلی کم میباشد زیرا اشعه ما ورای بنفشی با نور آفتاب توأم بزمين ميرسد و درین سقوط از آسمان اشعه مذبور با هـوا ها وطبقات گرد و غبار و ابرها تصادف کرده و مانع رسیدن اشعه ما ورای بنفش در آن سر زمین ها میگردند بنا بران اهالی که در مواقع مرتفع و هوا های صاف واقع اند کمتر امراض دندان دچار می شوند . مثلاً زمین های مناطق قطب شمالی را تصور کنیم در آنجا بسبب نفوذ مستقيم آفتاب برزمین و انتشار آن از روی یخ ها انسان از هر طرف محيط به ضيا واشعه ما ورای بنفش می شود از اینست که در چنین مناطق اگر ویتامین هم برای اشخاص کم باشد به نا خوشی دندان کمتر تصادف می شود . اهالی ممالکی که در مناطق پست وهوا های پر از ابر زندگاني ميکنند زياده تر کالسيوم متام بولیژمه شان به تشوش دچار می شود و در آن ها خرابی دندانها بكثرت تصادف می شود بنا برین برای محافظه از خراب شدن دندان و برای توقیف کردن مرض دندان اول اتخاذ غذا دوم استحضار غذا ونور آفتاب وحسن اجرای افرازات داخلیه لازم است . برای تخلص گر بان از این امراض بایست ماشین وجود بيك طرز صحيح ایفای وظیفه نماید ، وشخص بايد درمحل مرتفع سکونت اختیار کرده و به اشعه ضيا شيه بدر ستی معروض باشد وغذا های خود راهم به تنوع بايد صرف نمايد که ازین سه قسم غذا یکی شیر ( باندازه يك ليترو بشر طيکه یومیه تصفیه شده باشد ) ودیگری سبزیجات و میوه جات وقسم سوم هم گوشت وحبوبات بايد باشد . واین ملاحظه فراموش نگردد که گوشت کمتر استعمال شود . در طبخ غذا بايد مراعات اصول فنی گردد مثلاً روغن که دارای ویتامین است هر گاه در حرارت بلندی جوش بخورد بسبب حرارت زیاد ويتامين های مذکور ضایع می شود . سبزی ها هم همین طور میباشند سبزی عادتاً با آب جوش داده شده و پـسـان سبزی گرفته شده آب مذکور بیرون ریخته میشود که با این آب ویتامین نیز بیرون میریزد به این سبب روغنی که زیاد جوش خورده باشد و همچنان سبزی که بآب جوش خورده و آب آن بیرون ریخته باشد ويتامين را ما لك نميباشد و غذا
مجلد پنجم (شماره ٢٧) صفحه ٧ هایکه باینصورت طبخ کردند از ویتامین محروم هستند و بالاخر اصول طبخ غیر فنی گفته میشود . طبخ کردن غذا باصول فنی اینست که غذا در موقع طبخ بسیار بآتش زیاد عرض نشود . کذالك سبزی ها و میوه های که همرای آب جوش میخورند با همان آب باید خورده شود . بنا بر ان روغن و سبزیجات ومیوه جائیکه باصول فنی طبخ شده باشد و معروض شدن به هوای مساعد هر شخص را از نا خوشی دندان محافظه مینماید ، و دندان خراب شده شده نیز در تداوی موضعی و عمومی که کرده میشود رو بشفا میرود واگر اکمال این شرایط امكان نداشته باشد طاق را باشعه مصنوعی ما ورای بنفش و خود را برهنه معروض نور آفتاب باید داشت . و همچنان ویتامین زیاد که در روغن زیتون و امثال آن موجود میباشد باید بمریض داده شود . بالآخر هر گاه نقصانی در دندان موجود باشند باید دانست که نقصان مذکور موجب تولید سوء هضم میگردد وسوء هضم سبب مرض جهاز هاضمه وقرحه معده می شود . كذالك وجوديكه بسبب قلت غذا مقاومت و تحملش نقصان می یابد در چنین وجود ضعیف ناخوشی جهاز تنفسی ( شش ) سل دق سینه زیادتر پیدا میشود همچنان میکروب های که در محل های خراب شده دندان تکثیر حاصل میکنند در آنجا سمیات فرار کرده و این افرازات بوسیله بول از جسم خارج می شود ، خبر های داخلي عبدالرحمن خان ترکی تسلیم نمود عبد الرحمن خان ترکی که در اعصار سلاطین گذشته فرار هند و تمام جایداد و حق پدری آن ضبط بود ، در اوائل جلوس اعلیحضرت نادر شاه بنابر استدعای خودش از طرف حکومت اجازه معاودت بوطن برایش داده بود و نیز اموال ضبطی آن برایش واپس رد گردید . لیکن متاسفانه عبد الرحمن خان مذكور در تابستان ۱۳۰۹ شروع به شرارت نموده و علیه حکومت بغاوت نمود . چنانچه در همان وقت ع ، ج الله نواز خان پاور حضور با چند قطعه از عساکر تداوی برای سر کوبی آن مامور گردید ، و در اوائل زمستان سال گذشته عبد الرحمن مذکور مجبور به فرار گردید حدود سرحد را مسکن خود قرار داده ومجدداً بنای بغاوت را نهاد . اینک درین روز ها اقوام با وفای سلیمان خیل و تر کی که از نیات اعلیحضرت غازی بوره واقفیت دارند ، برای مذکور موقع بغاوت نداده و مجبور به تسلیمش نمودند . که در نتیجه خروج آن مریضی گرده حاصل می شود . اند يك جسمی که بوسیله تدابیر فنی که فوقاً شرح دادیم از خرابی دندان محفوظ ماند با النتیجه از مرض هایکه بذریعه مرض دندان ها پیدا می شود نیز در امان میماند . رئیس تنظیمیه فراه وچخا نسور : ع ، ج عبد الاحد خان رئیس شوری ملی ، بنابر تصویب مجلس عالی وزراء ومنظوری حضور ذات همایونی بریاست تنظيميه فراه وچخا نسور مقرر گردیده روز یکشنبه ٤ قوس بصوب ماموریت خود رهسپار گردیدند . قرار معلوم رئيس مذكور علاوه بر پست مالیات و فروش اراضی چخانسور و غیره کارات الولا به حل وفصل موضوع رودها مند که از چندی است دولتین افغانستان و ایران را مشغول مذاکره ساخته است نیز وارسی خواهند نمود . ورود تشرف بحضور همايوني عالیجنابان عزت و شجاعت همراه محمد عمر خان نائب سالار قومندان عسکری مزار ؛ و ع ش محمد افضل خان فرقه مشر معاون ریاست تنظیمیه قطغن وبدحشان بايك عده عده از صاحب منصبان درین اواخر وارد کابل گردیده ذریعه عالیقدر جلالتماب ؛ ا ، ا، وزیر صاحب حربیه به شرف یابی حضور همایونی نائل گردیدند . *** هكذا جمع غفیری از اقوام شمالی ومعاریف ومعتبرین کوهدامن ، جبل السراج وریزه کوهستان که ا رزوی شرف یابی حضور ملوکانه را ذریعه وزارت در بار استدعا نموده بودند ، بند چاره ذات شاهانه و تعیین وقت از وزارت دربار ، تشرف حضور را حاصل نموده عرایض پر از اخلاص و صمیمیت خود ها را به پیش گاه همایونی عرضه داشتند .
مراسم فاتحه گیری تلگرام تبریکیه اعلیحضرت غازی روز شنبه ۶ قوس مراسم فاتحه گیری بعنوان جلالتمآب کالینن رئیس جمهور مرحوم آقای عبد الصمد خان محمد زئی شوروی ترجمان وزارت مختاری افغانستان در لندن در وزارت جلیله خارجه از طرف حکومت بمناسبت عید جمهوریت دولت اتحاد متبوع بعمل آمد. ج ع ج صدر اعظم جماهیر اشتراکینه شوروی لابیر امکان صاحب و باق ارکان حکومت عالیه نیز دوستانه و احساسات صمیمانه خود من حضور داشتند. را بان جلالتمآب اظهار نموده ترقی و تعالی ملت بیم جمهوریت شوروی و با سعادت تبادله تلگرافات و خوشی جلالتمآب شما تمنا مینمایم. از طرف اعلیحضرت غازی بعنوان تلگرام جوابیه جلالتمآب کالینن (غازی مصطفی کمال پاشاه) رئیس جمهور اتحاد جماهیر شوری بمناسبت عید جمهوریت دولت فخیمه ترکیه تهانی و تبریکات صمیمانه خود من حضور اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی ! را تقدیم نموده بهترین آرزوهای قلبی را از تبریکات دوستانه و آرزو های اعلیحضرت برای سعادت حشمت مآب شما و ملت بمناسبت چهاردهم سالگره انقلاب اکتوبر نجیبه ترکیه اظهار مینمایم. ممنون و مشکور بوده خواهشمندم که تشکرات صمیمی و بهترین احساسات مرا (جوابه) قبول فرمایید. بحضور اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه (کالینن) از تمنیات فوق العاده آن اعلیحضرت معروضۀ مجلس اعیان که بمناسبت سالگره جمهوریت ما اظهار فرموده اند متحسس شده، تشکرات بحضور شاهریار افغانستان مخصوصه و بهترین آرزوهای خود را نسبت پس از اختتام تطبیق فرحت التیام بسعادت و رفاه شاهانه وملت برادر ما اما بحضرت همایونی حضرت عالی آقای افغان دار تقدیم می کنم. میر عطا محمد خان هیرو رئیس مجلس اعیان معروضۀ آتیه را به حضور شاهانه از (غازی مصطفی کمال) طرف اعضای مجلس عیان العرض رسانید: (شماره ۲۱) مجلد پنجم وفات جناب مرحوم سردار فتح محمد خان که سمت عموزاده گی بذات شاهانه داشته و یکی از اعیان این مملکت بشمار میرفتند بروز شنبه ۲۹ عقرب بسن ۷۸ سالگی برحمت ایزدی پیوستند. (انا لله و انا الیه راجعون) سردار مرحوم در دوره حکومت امانیم بحضرت شهید مدت ۱۶ سال امین العسس بوده و در اواخر عصر امانی بریاست فابریک پشمنه بافی اشتغال داشتند. درین مواقع از مسافرت بیت الله شریف مراجعت کرده و معتکف بودند چون جناب شان از دودمان انجابه و اعیان مملکت و یک خدمتگار راستگار حکومت گفته می شدند، فاتحه داری شان در عمارت سلام خانه تا سه روز دوام داشته، جناب وزیر در بار و آقای معین شان با حفاظ قرآن کریم، برای اجرای مراسم فاتحه داری، از طرف ذات شاهانه مامور شده بودند. کار کنان جریده انیس به پسر ارشد شان جناب شیر حمد خان سفیر کبیر افغانی در طهران، تسلیت گفته، و از فقدان سردار مرحوم اظهار تاثر مینمایند.
اعلیحضرتا ! از انجا که خداوند متعال و قادر لایزال میخواهد ملت نجریه افغان را یکی از ملل مترقیه تاریخی دنیا نماید برای رهنمایی و اداره ان مانند اعلیحضرت شما يك ذات سرا سر صفاتی را که دارای تمام محسات اخلاقه و صاحب عقل و دانش کافی و تجارب خیلی عالی و نافعه میباشند عطا و مرحمت میفرماید تا در راه و ارتقا اخلاقی فراهم نمودن هر گونه وسایل رفاه مات از هیچگونه سعی و فداکاری خودداری نکرده ملت عزیز خویش را در ردیف ملل متمدنه عالم بشمار آرند . اعلیحضرتا ! ذات شاهانه شما از رجال بزرگ تاریخی دنیا و یکی از نوابغ عصر حاضر بشمار می آئید که برای فلاح و ترقی مات محبوب خود با يك اراده قوی با يك متانت و استقامت بزرگ از هیچگونه فدا کاری و جان سپاری دریغ نفرموده مشقات و زحمات مانع جوش دریای عزم و همت شاهانه شما نگشته در سایه عزم و همت بلند يك نام و شرف ابدی و تاریخی را برای خود و برادران با درایت و اولاد و احفاد و نژاد آتیه خود بیاد گار گذاشته اید . اعلیحضرتا ! کار نامه های برجسته و درخشان اعلیحضرت همایونی شما در صفحات تاریخ افغانستان نظیری نداشته همه افراد و طبقات ملت قدر و قیمت اینهمه زحمات خستگی نا پذیر اعلیحضرت شما و برادران با علم و دانش شما را دانسته ذات ملوکانه شما را درین عصر عرفانی برای ترقی و رفاه خود یکی از بهترین نعمای الهی میشمارند تشکیل مجلس اعیان که یکی از موسسه های نافعه تاریخی اعلیحضرت شما است و امروز آن را افتتاح فرمودید افتخار دارم از طرف خود اعضای این مجلس که شرف حضور دارند تبريك افتتاح مجلس را عرض نموده و علاوه نمایم که از روی یگانه ما حصول رضای خداوند و طاعت امر ذات همایونی بوده و برای اجری امور وظائف خویش با خلوص نیت و اعتقاد راسخ از خداوند متعال استمداد مینمائیم تا در پیشگاه مات و در اورد عصر مجلل ملت دوستی وعدالت پروری اعلیحضرت کسب افتخار نمایم خبرهای خارجی اوضاع انگلستان ( بعد انتخابات ) 10 نومبر جارج لنس بری ، به حیث قائد حزب مخالف عرض وجود نموده جداً اعلان کرد که این حکومت ملی نه بلکه يك حکومتی است که اداره را به جعل سازی وسوء استعمال نطق های مشاع و نشان دادن مخاطراتی که هیچ ثبات ندارد ، بدست گرفته است . *** میکدو نالد در اول وحله بیان نمود که کار حکومت عبارت از پیش رفتن بر خطوطی است که در اعلامیه حکومت که بسبب غلبه آن در انتخاب گردیده است ... شده یعنی فیصله مسایل رائج مسائل قرضه ومسائل مسله موازنه تجارت ، و مسئله موازنه بودجه، وضعیت صناعات ، علامت اصلاح را نشان میدهد وجهت رفع علامات مضره اقدامات موثر نموده خواهد شد . و راجع با اصلاح غیر طبیعی اقتصاد به وسیله حمل و نقل مقادیر زیاد طلا از يك ملت به ملت دیگر بدون توجه بصورت احوال گفت : لازم است بزودی با ملل مربوطه متماس کردیم تا خود را از اشکالات مضر اقتصادی وارهانیم . و اظهار مینمومد که مسافرت لاول ( رئیس الوزرا فرانسه ) با مريك منجر به مفاهمه ذات البین المان وفرانسه
صفحه ۱۰ شماره ۲۷ مجلد پنجم خواهد گشت ، و هر ملتی که باین معامله مربوط است باید در مدافعت آخرین موافقه شامل باشد . و گفت که کنفرانس میز مدور دوام خواهد نمود ، وامید نمود که موافقت کافی حاصل شود و حکومت امپرا طوری بتواند پیش رفت پالیسی خود را بصورت مصوبات عملی اظهار کند . * * * در دارالعوام کار گران صف آخرین با فرقه اول اعلان مناقشه نمودند ، و بر مصروف شدن تمام وقت پارلمان به امور حکومتی تار من ( عمید کریسماس ) اعتراض کردند ولی درنتیجه حکومت به ۲۷۹ رأی در مقابل ۹ فائق آمد و کار گران دارای رسمیت رأی ندادند ويك مباحثه مختصری واقع گردید ومحافظه کاران بی صبری نشان داده يك پروگرام معینی را جهت رفع ار زان فروشی مطالبه می نمودند . کابینه جدید انگلستان لندن ۵ نومبر : صدر اعظم بعد از تدقیق تمام کا بینه جدید ملی انگلستان را به شمولیت ۱۱ نفر قدامت پسند ، ۵ نفر کار کر ، و ۴ نفر سو سیالیست ملی تهیه دیده است که بقرار اتی است : مستر رمزی میکد و نالد : صدراعظم وانگران عمومی مالیات . « قاپ سنو دن : مهر بردار شاهی « ستنلی بالدوین : رئیس مجلس « لارد سنکی : لارد چانسلر « مستر نیوئیل چمبرلین : رئیس دیوان قرضه جات داخلی وخارجی . سرهورسموئیل : وزیر داخله « جان سا ئمن : وزیر خارجه جی اچ تهومس : وزیر مقبوضات سرفلپ کنلف لستر: وزیر مستملکات لارد هیلشام : وزیر حربيه مار کو ایس : وزیر هوائی سرسموئیل هور : وزیر هند سربس مو ئيل : وزیر بحری مستر رانسن :وزیر تجارت هلثن ينك : وزیر صحيه سار جان گلمر : وزیر زراعت سر دو ناد مکلین: وزیر معارف سر هنری بترتن : وزیر عمال مسی کور : وزیر فوائد عامه سر ارچی بلد : وزیر اسکات لیند ریوتر هند و انگلستان ( کنفرانس میز مدور ) ۷ نومبر بصورت موثوق دانسته شده است که اعلانیه مورخه ۱۹ جنوری گذشته حکومت برطانيـا حـالا نیز مانند سابق اساس کنفرانس میز مدور خواهد بود . این اعلانیه به موافقت تمام پارتی هــا شده بود وغالباً هيچ يك حكومت برطانیا ابداً از آن منحرف نخواهد شد . شام روز جمعه در منزل ماويه يك جلسه طولی واقع شد و دروازه هـا مسدود بود . در جلسه مذکوره گاندی سیرو ، جيسكر ، مالويه ، خانم سيناز و بان ساپوا، رنگا سوامی ای ننگر ومکنی سار شمول داشتند وراجع به وضعیت کنفرانس میز مدور بحث مفصل نمودند . وراجع به اداره های که فعلا در دو تر نماینده گان شایع است که پرو گرام فعلی حکومت راجع به تشکیلات هند صورتی دارد که با پارپورٹ سائمن ومكتوب حکومت هند موافقت داشته باشد ، خیلی اظهار خوف نمودند . وجهت تبئین این خوف نماینده گان در جلسه مذکوره فیصله نمودند که راجع باین موضوع به صدر اعظم مکتوبی بنویسند ومكتوب مذکور را تسوید نموده اند که غالباً هفته آینده به ه داوننک ستریت ، فرستاده خواهد شد . ۸ نومبر ۲۷ نفر نماینده گان هند برطانوی متعبئه کنفرانس میز مدور مکتوبی به صدر اعظم نوشته اند وراجع به اوازه شایعه اظهار
صفحه 1 (شماره ۲۱) مجلد پنجم بالقوه نموده اند ، اوازه مذکور ازین قرار است که : بصورت قدم اولین در تجدید تشکیل سیاسی هندوستان ، به هند خود مختاری ایالتی داده خواهد شد و مسئولیت مرکزی اتحادی ( فیدریشن ) را برای ما بعد خواهند گذاشت . نماینده گان مذکور معتقد اند که احتیاج موجوده هند را تنها يك نقشه بزرگی رفع نموده می تواند که مسئولیت مرکزی مانند خود مختاری واحد های متترك منه اتحادی قسمت كلی آنرا تشکیل نماید و در حاليكه اعتراف مینمایند که مسئله اقلیات تا بحال بصورت اطمینان بخشی حل نشده است ، تاكيد ميكنند که باید این مسئله در راه ترتيب يك نقشه بزرگ حکومت مسئول که یگانه وسیله حل مسائل مشکل است ، حائل واقع نگردد . در جمله امضا کنندگان دیگر مکتوب گاندی ، مالويه ، شاستری سپرو ، جیکر ، خانم رویان ، انگاسوای ای لنگر ، جمال محمد ، و خانم نائیدو نیز شاملند . مذاکرات که درین هفته در بین مسلمین و اقلیات کوچکتر جریان داشت ، ختم یافته است . دانسته شده است که در کنفرانس بین نماینده گان مسلمان و اقلیات كوچك تر بر اعلان حقوق و مطالبات خود تجدید نظری نموده اند و حالا يك موافقتی راجع به دعاوی مشترکه ایشان صورت گرفته است . ۱۰ نومبر گاندی در موقع عودت خود از اکسفورد به لندن بساعت ۱۱ قبل از ظهر روز دوشنبه چون روز خاموشی او بود تحریراً گفتگویی نمود . و نوشت که در اثر فیصله كمیته كار كانگرس من عزم سیاحت اروپای خود را فسخ نموده ام و چشم من متواتراً به طرف حوادث هند دوخته است و فکر میکنم که در حال جریان کنفرانس میز مدور رفتن من از انگلستان غلط است و امید دارم که در عین هفته تاریخ حركت خود را از انگلستان تعین نموده بتوانم . امروز رئیس مؤسسه کین تر بری ومستر سن كپتا وخانم او گاندی را ملاقات نمودند . تقریباً ١٦ نفر نماینده گان متدینه کنفرانس میز مدور شام روز دو شنبه در منزل مالویه اجتماع نمودند وراجع به مسائل که در مقابل کنفرانس مذاکره کرده اند و نیز باید به اقدام دیگری که جهت تکمیل مکتوبی که بنام صدر اعظم نوشته اند لازم شود ، بحث کردند . دانسته شده است که سپرو اجتماع نمود که برای آخرین مرتبه جهت حل مسئله فرق سعی کنند ، زیرا بدون حل آن ممکن نیست نماینده گان هند و یا نماینده گان حکومت نقشه اتحادی را به صورت کامل به پیش ببرند . چون گاندی حضور نداشت مذاکرات نیز بی نتیجه ماند و امروز بآن ادامه خواهند داد . چین و ژاپون پیغام جاپان از هار بین بیان میدارد که در زمره مقتولین چین يك نفر آن قوماندان رجمنت ( آلای ) و دو نفر صاحب منصب و ٦٤ نفر آن خرد ضابطان میباشند . عسا كر جنرال « مچن شان » در بین اشکال جی و ماه سیا تسك اجتماع نموده میروند . ورسد نیز بدانجا فرستاده می شود . اعلامیه مجمع ملل پیغام جنوا بیان میدارد که ، از طرف بریان و رئیس حفظه مجمع ملل به نا نکنگ ( چین ) و توکیو ( جاپان ) اعلامیه به وسيلة تلكراف اصدار شده است که چون توسع حوادث جدیده به طرف مانچوریای جنوبی و اطلاعات بدی که راجع بآن میرسد ، سبب تشوش حفظه گردیده است باید عملیات را حربى را معطل سازند .
مرد مسافر پس از کمی انتظار دید چراغ ها را خاموش کردند ، علت پرسید ، گفتند اینک رسید وقتی که کیک ها در پاچه ها بنای صعود گذاشته ، و دانس تاریکی شروع شود . نوکر و ماهی پز یک خدمت گار نزد ماهی فروشی برای خریدن ماهی آمده با تعجب پرسید : آیا این ماهی را شسته و پاک کرده اید ؟ ماهی فروش : ـ عفو کنید ، اگر شما علم حیوان شناسی را می آموختید مایه تعجب شما نه می شد . زیرا این ماهی ها تمام حیات خود را در آب گذرا نیده اند و حاجت به شستن ندارد . رسام دو نفر آدم در یک اطاق ریل با هم همسفر شدند و هیچ کدام یکدیگر را نه می شناختند رسام بعادت معمول با کول دقت بطرف آن شخص دیگر نگاه میکرد سپس گفت مرا عفو کنید از اینکه به نسبت تقاضای پیشه خودم که رسامی است اینطور تیز تیز بطرف شما می بینم . شخص دیگر نگمان اینکه هیکل و دفعت او پسند خاطر رسام شده ورسم او را بر میدارد ، با نمنونات ومتبسما نه جواب داد اگر اینطور است بفرمائید ! رسام : ـ بلی آرزو دارم که برای یکی از روز نامه جات که در آنجا مستخدم هستم کاریکاتور شما را بر داشته بفرستم . فلسفه فردا : ـ چرا هر روز بقر ضدارت فردا وعده میدهی وفردا هم که آید باز میگوئی فردا در حالیکه میتوانی مثلاً موعد را دور قرار داده دینگاه بعدی گوئی ـ زیرا وعده های دور اگر تکرار شود قرضدار را بخشم میآرد . اما در هر روز آمدنش بالا خره دلتنگ و مأیوس شده و از پول خود صرف نظر میکند . لاف دبتای سر چوک یکتفر نوکرلاغز اندام وقد کوتاه داریم که هر وقت بالایش قهر می شوم ؛ میانه پیزارم خود را مخفی میکند تا اینکه خشمم بر طرف می شود . جد مرحومم کباب ومرغی قندهار را بسیار دوست داشت . هر چاشت برای خوردن آن میرفت و پیشین پس میآمد سر بام خانه ما يك درخت زرد آلو نشاندیم که هر سال سه خروار حاصل میدهد . نوکر ما روز دوشنبه از بام خانه ما افتاد و روز چار شنبه بزمین رسید . دیروز يكدا نه چاو مغز را شکستاندم میان آن يك جوزه پیره پشوری بر آمد دیروز نوکر خود را جوب دادم زیرا یکدانه کراچی را دزدیده در الماری کتابهایم مخفی کرده بود . يك كيسه پول از پدر مرحومم بمن میراث مانده که هر وقت از مقابل دکان صراف میگذرم در جیبم حرکت میکند . فکاهیات طبع له شر : یکی از روز نامه نویسان شوخ چشم بخانم ظریفه وخوشگلی که تازه آشنا شده بود گفت : خانم ! بسیار میل دارم اجازه بدهيد يك بوسه كمك قشنگی روی ناز نین شما طبع کنم ! خانم جواب داد : « بشرطیکه نشرش نکنید . » دانس بتار یکی در کدام شهری مردی تازه واردي که عزم رفتن برقص خانه را داشت راه گم کرده بمهمان خانه رسید ، از یک عده مرد وزني که در آنجا حضور داشتند پرسید رقص خانه همین جاست ؟ گفتند بلی ! ـ چه وقت شروع می شود ؟ ـ بعد از نصف شب ! ـ قیمت بليط چند است ؟ ـ این نمایش بدون بليط و هر کس ومجاناً شامل شده می توانند .
صفحه ۳ ( شماره ۲۷ ) جلد پنجم مؤلف : له پلاتیه فرانسوی : (۲۱) مترجم حبیب الله طرزی : مادام سان ژین از فصل یازدهم داماد غیر مترقب پیبرگ : « فردا من باید بجنگم وفریضهٔ خودم را ادا کنم ، به جز دیگه ( سان کولوت ها ) را براه شان روان ساختیم عقب بد بختانی که اولاد مارا دز دیده اند بشتاب روانه خواهیم شد . یک سرباز باید بیشتر از همه چیز فریضه اش را ادا کند ... مگر تا وقتیکه جنگ خاتمه یابد تو چه خواهی کرد ؟ یک زن در میان یک عالم مرد ؟ من نه میتوانم برای حمایه تو از جنگ دست کشم . در صورتیکه هیچ یک مناسبتی با تو ندارم ، نمیتوانم که از مافوقان و یا ما تحتان خودم کسی را به حمایه تو بگمارم ؟ بلانش عزیزم آیا تو مدعای مرا خوب درک نمودی ؟ » بلانش گردن مقبول خودش را خم نموده خاموش ماند . پیبرگ : « اگر با پدرت ، با دون مقابله شویم آیا چون طفل ترا در دست دارند میتوانند که بر تو فشار بیاورند . آیا من بکدام حق میتوانم ترا مدافعه کنم یگانه راهی که مارا ازین اشکالات وتکالیف نجات میدهد ... ؟ بلانش : « بگو به بینم چه میخواهی بکنم ؟ » پیبرکت : « بیا فورا زن و شوهر شویم هر چیز برای عروسی ما آماده و مهیا است کشیش در کلیساء ( نونار ) بالا بر توده کاغذات خودش خوابیده است . تنها اینقدر لازم است که او را بیدار ساخته و بگوئیم نام داماد را در کوترات تبدیل کند و کشیش هم نکاح ما را به بندد بیا محبوبه من بیا و مرا در زمره مسعود ترین مردهای دنیا داخل گردان ! » یک ساعت بعد در آن لحظه که گله اولین توپ یغماي مهیب خودش شروع محاربه را اعلان نموده ، عروض و واباد غیر مترقب از زینه های کلیساء در بین کف های شادمانی سربازان استریائی ونعرهای تبریک افسران ، بایان آمدند . فصل دواز دهم بعد از محاربه یک منظره شانداري که هیچ گاه در تاریخ فراموش نه میشود از طرف دها قین بلژیکی که سر تاسر تپه های اطراف ( ژماپ ) را مملو داشته ومنتظر نتیجه محاربه استریا تیها و ( سان کولوت ) ها بودند به مشاهده پیوست . در انا تیکه شفق خیرهٔ صبح از افق مشرق بنای سرکشی را نهاد عساکر دا هشاهی که در قرب و جوار تپه ها متوقف بودند در جنبش در آمدند. مواقعی که ایشان در اشغال خود داشتند وسیع و در عین حال بر اطراف حاکم بود. بدامنه تپه ها استحکامات سه قطاره منبنی بشکل نصف دائره تعمیر گردید ، وباتوُپ های سریع الاتش دهن بزرگ تسلیح شده بودند . تفوق ظاهر عساکر منتظم امیرا طور ودارائی شان در اسلحه و ذخایر حرب وقوما ندان های صاحب تجربه مثل ( کلیرفت ) و ( بولیو ) فتح را برای شان نین ولابدی گردانیده بود . علاوه بران شب گذشته سربازان شان استراحت خوبی کرده وطعام های مکلف خورده بودند ، در حالیکه فرانسویان بیچاره تمام شب را در میادین تمشك بسر کرده و قادر به تهیه نهاری هم نشده بودند ؛ بچه پارسی گفته شده بود که بعد از فتح ناشتای صبح را در ( مونس ) خواهند خورد ، یا بصورت داوطلبان بیچاره با قلب های سبك ومعده های خالی بمیدان قدم نهادند . سربازان بشنیدن اولین صدای توپ به پیش حرکت کردند وموزيك ها نت های هیجان آور ( ماوسیز ) را نواختن آغاز نمودند . آواز موسیقی با الحان خوش به هوا بالا میرفت وهزار ها نعره ( زنده باد انقلاب ) در فضا منعکس می شد ! به خوبی دیده می شد که سربازان فرانسوی تنها عسکر نبودند که بمقابل دشمن مقتدر خود پیش میرفتند بلکه
( صفحه ١٤ ) ( شماره ٢٧ ) ( مجلد پنجم ) کتلهٔ عظیمهٔ ملت بود که برای محافظه شرف و ناموس خود بمیدان شرف یك بر دیگر سبقت می جستند و استریا لیهای با همهٔ تیاری های شان امان نداده متصلاً از مقابل خود میرفتند و آنها را به هزیمت مجبور می ساختند . يك دسته از . گارد های متقاعد که با آنها كسبهٔ وفعله آمیخته بود خود شان را بر تو پخانه دشمن انداخته یك واحد توپ ها را تصرف وطوپچیان را متلاشی نمودند . غند های قدیمهٔ امپرا طوری که بشان و شوكت عسكر زیان زد بودند از دست هیرو های گرسنهٔ جمهوریت که ا کثرشان با پیراهن های دهقانی و لباس كاسبی مقتبس بودند و نمیدانستند تفنك را چطور پر کنند ، شکست فاحش خورده با تلفات زیاد فرار نمودند . شرف حقیقی انروز بنام پسران پاریس خاتمه یافت : حملهٔ جناح راست ( ترغیاب ) به نقد پاریسی تفویض شده بود . اینها در مقابل حدود سه عدد از استحکامات بسیار مسلح استریا یهار ایافتند و تا میخواستند سمت حقیقی قـوای دشمن را معلوم کنند که سوارهای شاهنشای مانند سیلاب مدهشی بر آنها ریختن گرفتند . داوطلبان در مقابل این مرگ یقینی ایستاده منتظر شدند تا آنکه رساله بمنطقه نفوذ اتش رسید بعد ازان همه يك جاو بيك آن اتش سریع و مدهشی بر آنها کشاده بعقب نشینی مجبور شان ساختند پاریسیان ازین فتح غیر مترقبه خود ها مغرور شده ، رژیان دیگر دشمن را از استحکامات آخرین شان بیرون ریختند ، ازین فتح درخشان نه تنها اینکه فرانسه از پا مالی اجانب نجات یافت و بلژيك از اسارت وار هید بلکه جمهوریت نو بدنیا آمدهٔ شــان و شوکت مخصوص حاصل نمود . *** در اثنا ئيكه فاتحین برای رفع گرسنه گی بر نهار نشستند تقریباً شب بود . قدح ها بنام ملت و شرف ( مورتل ) سرا فسر بزرگ و بنام مجاس ملی و بلژيك های آزاد وحتى بنام انسانیت تجویز شد ، سر بازان گرم سر گذشت های محاربه گردیده یکی از آنها مقابل خودش را مخاطب ساخته گفت . هیچ حدس زده نخواهی توانست که در اثنای که استریائیها را تعقیب می نمودیم در قلعهٔ لوندال چه یافتیم ؟ رفیق مقابلش : « لوندال بسیار صاحب ثروت است شاید صندوقچهٔ طلا ئی یافته باشی ؟ » سر باز : « يك طفل خورد سال با مو های طلائی !» یکنفر دیگر « بخـدا مادام که قـور تجسس يك طفل را می نمود . زود بگو ا لطفل که یافتی چطور بود ؟» سر باز : « خوب بیاد ندارم ! زیرا معطل نشدم که او را خوب تر میدیدم » پس معلوم می شود که اطقل بیچاره را معرض مخاطرات گذاشته، خودت بر گشته ! از يك سرباز فرانسه چنین يك عمل نا مناسب بود ! » سرباز : « آقای سار جن ، رجا میکنم بحرف من گوش ندهید و بعد از ان سر زنش بفر مائید . من و چندی از رفقا برای تفتیش شاتو تعیین گردیده داخل شدیم ، بخوف اینکه مبادا استر یائیها هنوز هم آنرا تخلیه نکرده باشند بکمال احتیاط پیش میرفتیم زیرا خاموشی مرده نکان اطمینان بخش دیده نه می شد ۰۰۰ سارجن بی صبر شده گفت : « بسیار عاقلا نه ومد برانه بود ! بی ابتر است باصل مقصد بپردازي ! » سرباز خجل شده بحرف خود دوام نمود : « در اثنا لیکه بدر وازه یا ران رفتم سایهٔ مردي را دیدم که عقب عمودها خودش را مخفي می نمود . من هم نشان گرفته تفنكم را بر او خالي نمودم ولي گله به نشان اصابت نکرده وشخص مذکور از نظرم غائب گردید . درین اثنا صداي گریهٔ پسري را از اطاق مجاور شنیدم ، خواستم دروازه را باز کرده به بینم کیست دیدم دروازه را از عقب قفل یافتم بعد از زحمت زیاد آنرا شکسته در آمده دیدم طفلی با چشم هاي گریه الود بیك كنج اطاق نشسته بز بان فرانسه تکرار میکند : « لیونارد گریخت »
( شماره ۲۷ ) درین اثنا کاترین که شنیده بود از پیدا شدن طفل در میان حرف است خودش را رسانده نعره زد : « اخیر آنچه کردی امید که لیو نارد طفلون را بغلام فرستاده و پسر را آورده باشی - حال کجا است ؟ و با خود بسخن زدن شده گفت : «یقین دارم که این پسر اثیر سگ است که لیو نارد بد بخت دزدیده و برای بارون میخواست ببرد .» باز بطرف سرباز متوجه شده بقهر گفت مگر تو چرا حرف نه میزنی ؟ شاید از کمال شجاعت عوض لیو نارد طفل بیچاره را کشته باشی !» سرباز : « به هیچ صورت امکان نبود که او را با خود بیاورم زیرا آن شخص که شما « لیو نارد » می نامید در اثنای فرار به پیپ بارودی که استر با نیها فراموش کرده بودند اتش نهاده بود ، اگر یک لحظه دیگر می ایستادم با قلعه و طفل و همه به هوا می شدم . بنا بران بکمال تعجیل فرار نمودم هنوز از عمارت دور نشده بودم که صدای مهیبی برخاست و عمارت به هوا شد .» کاترین نعره زد : « رفقای من میفهمم که در میان شما بسیار دلهای دلیر موجود است . کیست که بیاید و به تجسس خرابه های قلعه با من كمك كند ؟ شاید هنوز طفل در زیر خرابه های آن زنده باشد . بیائید و همه تان يك جا حرف نزنید .» یکی از سر بازان : « والله مادام له غیور هر كدام ما بدرجه مرگ خسته شده ایم . » دیگری : « هنوز يك لقمه نان هم نخورده ایم . » سومی : « باید استراحت کنیم تا فردا برای ( مونس ) آماده باشم علاوه بر آن احتمال میرود که از طرف كدام استريائي زخمی یکله بذراش شویم برای يك طفل قبول این همه خطرات بسیار دشوار است . » کاتران : « پس من خود میروم و هــم تنها میرم . زیرا له غیور مشغول اجرای وظیفه است و شما از يك زن بي همت تريد من به مادر این طفل وعده داده ام که طفل را برای او رسانم و بهر صورت باشد باید این وعده ام را ایفا کنم . بخورید و بنوشید که از این بهتر کاری نیست شب شما خوش .» لاویولت از کنج بر خواسته گفت : « افسوس میکنم که مادام له غیور باز مرا فراموش کردند مجبورم که خودم را خود برای این خدمت آماده نشان دهم . » در حالیکه یونیفور مه اش پارچه پارچه و کار دش بی غلاف و کلاپش بیکی از کلا های کاپیتان های استریائی تبدیل یافته بود خرامیده پهلوی کاترین ایستاده و بر سخن خود دوام نمود : « تو میفهمی که من نمیگذارم از میدان محاربه تنها عبور کنی ، اگرچه امروز باندازه ترس خورده ام که تمام عمرم از یاد نخواهد رفت . آه . آن کاپیتان رساله - يك آدم عجیبی بود ! بدیدن او بلرزه در آمدم و برای اینکه از زحمت نجاتم دهد خواست کاپوسم را بشکاند . کلاه سگ آبی من از سرم پرید . چون نه می توانستم سر برهنه بر گردم مجبور شده کلاهش را از سرش در ربودم گرفتن این کلاه چندان اسان نبود ، زیرا نه تنها خود او بلکه پنج نفر دیگر هم که در اطراف او بود نمیگذاشتند که کلاهش را بگیرم ، با وجود سر سختی و کلفتي جرمن ها باز هم صاحب كلاه شدم ! کاتران : خیالم میخواهی بگوئی که کاپیتان مذکور را کشته ! لا ویولت : چنین خیال میکنم حال بهتر است برویم زیرا چشما عجب پیشتر گذشتیم در شب هــا میترسم کاترین ولا ویولت در زیر خرابه های شاتو به بنای دیواری ( ها نر بوت ) خورد را زنده یافتند زیرا در اثنای غاطیدن عمارت گمان خشت بخت تصادفاً برو آمده و او را از صدمه نجات داده بود ولی تا رسیدن کاترین از گر سنه گی و تشنائی و خوف اختناق تقریب نیم جان بود . بیافت شدن ها نریوت تمام اردو فرحناك شده و او را پسر ولدهان سیزدهم خواندند. ( بقیه دارد : )
نادر افغان قارتین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه داران شناسائی و خواندن سوانح يك پاد شاه محبوب افغانستان ، يقين از نشريات گذشته ما و حفظيان و تا حدی با اهمیت کتاب نادر افغان مولفه آقای برهان الدينخان کشککی پی برده و در صدد خواهند بود كه يك نسخه آن را زیب گنجینه خانه خود قرار بدهند . اينك براى سهولت خريدارى و استفاده عمومی ازین کتاب نفیس و هدیه قابل توصیف باز بتوضی این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت کتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهد قیمت كتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد ( ٦١١ ) صفحه و ( ٤٩ ) قطعه تصاویو تاریخی و نقشه های عالی قیمت بسیار نازلی بفروش میرسد . در داخله : مراکز ه افغانی « ولایات باضافه محصول پست Y « خارج : با محصول پست کلدار محل فروش در داخله : مرکز و ولايات طالبين، بعموم دوایر جراید و مجلات وطنی و در خارجه به وكيل التجاو ان افغانی برای خرید رجوع خواهند فرمود . عرض : هر قدر در خریدن عجله کنند ندامت نخواهند کشید چه هر چه بدتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد
انیـس جریده ملی قیمت اشتراك در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ افغانی طلبه معارف ۷ افغانی در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك كه بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد مطبعه انیس
[BLANK PAGE]
( شماره ۲۸ ) اشتراك سالانه ۱ افغانی محصول پوسته » خارجه ۲۰ شلنگ س آیینه ( مجلد ه ) اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارند : ۲ سنبله ١٥ قوس ١٣١٠ تأسیس ١٣٠٦ ٢٦ رجب المرجب ١٣٥٠ گفتن و خاموشی دو کلمۀ معروفی هستند که هماره در نظر عقلا و ادبا مورد اعتنا قرار گرفته و در قاموسهای السنه از افعال مهمی شناخته شده اند . اگرچه به تناسب تحریر و تلفظ از فصاحتهم خیلی همردیف می شوند ولی تفاوتی متفاوت و از همدیگر دوری دارند ، هر که مبتدی آموختنی زبانیست پیشتر از همه بیاد کردن آنها میکوشد وهر کس صلاحیت تحریر و تقریر بخود می بیند پیش خود تعبیراتی کرده و معانی متنوعی برای آنها میتراشد . عقلا و ادبا به نسبت مواقع مختلف گاهی خاموشی را بر گفتن ترجیح داده و گاهی هم گفتن را از خاموشی لازم تر دانسته اند و برین ثبات مطالب جلالی ترتیب داده و با بمراعات قوافی ، تلازم و تناسب الفاظ و معانی ابیاتی سروده اند که غالب مردم عوام هم در معاملات و مکاتبات خود آنها را قابدۀ دلیل قرار داده و برای مقاصد خویش بقانع ساختن طرف کار میگیرند . واقعاً این صفات گویائی و خاموشی در هر کسی از روی معانی حقیقی آن بجمع آید قابل تعریف است مگر بشرطی که در اعمال پیش از انکه محتاج دلیل شده و در محاکم وجدانی برای پیدا کردن جلات و ایات کتب دنیا و دین را ورق زند لازم است از روی حقانیت و وظیفه شناسی مواقع گفتن و خاموشی را مراعات کرده باشد ( بوقته گفتن گفتن وقت خاموشی ) با آنکه شاعر محترم گفتن را مقدم ذکر کرده و بمقتضای زنده دلی و هوا خواهی عدد و غیره ملحوظات عصری هم امروز میل عقده های متفکره را در اثر گفتنی ها می بینند باز وقتی در آثار گذشته گان تفحص کنیم جنبه خاموشی بیشتر پسندیده عقلا و شعرا واقع شده و معمول بضم بوده ، و همچنان دلایل بسیاری موجود است که فواید خاموشی ها را بعلیت هائی ثابت صدق کرد . اولاً در ازمنه قدیم در اکثر ممالك و مجامع يك الجماد روحی بوده و مردم بحالت خواب آلودی زنده گانی میکردند سر و صدای قانون خواهی و حقوق طلبی با نهضت های فکری و عقلی وجود نداشته که هم از خواب گران غفلت بیدار شده بگویند و بشنوند یا بجوشند و بخروشند غالب مردم طبعاً بهمین حالت عادت گرفته و بمقتضیات محیطی طرفدار سکوت و خاموشی بودند و ازین قبیل ابیات بسیار سروده اند : حلقه ها را خاموشی گنجینه گوهر کند . . . بطبع هیچ مضمونی به زلف بدق نمی اید خموشی مدتی دارد که در گفتن نمی اید ثانیاً بتخریب همان ازمنه هنگامی که حکمر مارا با قهر و جبر بشود سر از ابطال جوامع شخصیات خود را تامین کرده و خواستگاران سعادت اقوام را اذیت میکردند ، مردم بفشار استبداد بقوتی زیر اثر آمده بودند که خاموشی را از دارا بزرگترین وسیله وقایه آبره و حفظ نامحلماتی دانسته از گفتن دوری کرده چون تاب مقاومت نداشتند بخموشی می پیوستند بالاخره اوقاتی که عالم بر طرف گشته
صفحه ۴۰ شماره ۲۸ مجلد پنجم و عدالت حکم فرما نگردید هم بعضی طبقات در همان حال باقی مانده خاموشی را نز وارا وسیله راحت متباشی ساختند ، در حال او لي میگفتند : ساکت باش تا در امان باشی با احتیاط حرکت کنید ، چیزی نگوئید که : زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد ، یا اینکه نمیتوان که نقاب از رخ سخن برداشت چرا که مردم بد چشم در پس « پیش اند تا رفته رفته از ان طبقات زمزمه های خوش گذرانی و تنفر بحق بلند شده و باهجه هاي مستهزا له شنیده می شد — گوشه عافیت و کنج قناعت بکف آر ! تا لا خاموشي ابترین پرده پوش جهالت و نادانی بوده و کهانداره اغلب عقلا وشعرا هم به لحن عتابی بیهوده گوئی ؛ یا ده سرائی منع گفتن کرده وخاموشی را تا فعستر از لب کشادن دانسته اند که مایه رسوائی بشود چنانچه درین موضوع گفته اند نم کهائی های نادان از سخن پیدا شود پسته بی مغزچون لب واکند رسوا شود و در جای دیگر میگوید : — تامرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد الحاصل دلایل بی شماریست بر اینکه خاموشی مبهم بوده و از برخی جهات باید هم قدر وقیمتی داشته باشد اما به نسبت تحولات دوران و مقتضیات زمان ازین هم غافل نباید شد که گفتن نیز بموقع خودش دارای اهمیت ومنافع بسیاری است و ایلو بشخصیات و اقدمات گوینده مضر واقع شود ، بکثرت اتفاق افتاده که تکلم و یا اقدام يك فرد فداکار و حق پر ست سبب احياي يك جامعه خاموش و منزوی واقع گشته یکی از دانایان متبحر زبان فارسی میگوید : اگر بینی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است چه انسان وقتی در اموراتی بصیر و خبیر يا مقتدر بوده و احتیاجات جامعه خود را بشده ی هدايات و یا بگردن اقداماتی محسوس شد قویأ گفته میتوانیم که کناره گیری وخاموشی او در نزد حق پرستان بزر کترین گناه و خیانت محسوب خواهد شد . مثلا در دوره سفوی که دمان عزیز ما در خطر اضمحلال دچار بوده و از تاخت و تاز رهزنان شئونات مدنی آن مستغرق لجه خون و در ورطه سقوط بود بسا اشخاصی بودند که بعدد اندوخته های رشوت و ذخیره های خیانت در گوشه های فراغتی خزیده در بی غیرتی بروی خود بسته ومشغول مطبوخت چرب وشیرین گشتند يا بكمك همان منابع نامشروع راه مسافرت خارج پیش گرفته هوسات شهوانی یا استراحت رو حانی را پیروی کردند شبا روزی مشغول عيش ونوش اسم وطن محبوب را فراموش و برای نشنیدن استغاثة هموطنان مظلوم پنبه غفلتی در کوش کردند نه قدمی برداشتند ونه قلمی آه بداخل مصدر خدمتی برای نجات وطن شدند ونه در خارج متحمل زحمائی برای استخلاص هموطنان گردیدند تا شهریار فداکار ، اعلیحضرت نادر شاه غازی از خارج بسروقت وطن و هموطنان رسیده وسیله نجات ومایه آبرو ملـك و ملت گردیدند . درین دوران آرامش و امنیت و عصر درخشان مدنیت کمال بی انصافی وبی مروتی خواهد بود اگر انرازین طبقات تنبل و مفت خوار پس از عمری عودت کنند وبدون خجالت ، انزوا و خاموشی خود را پرگفتن و کار کردن دیگران تر جیع داده ادعای وطن خواهی کنند یا مر هو بیت ومغرورات خود را از غیرت ملی وجنبه عقلی و مدنی بشمرند . اینجاست که ما باید در اعمال وافعال خود نسبت به انزوا وخاموشی یا گفتن و کار کردن از روی انصاف وحقیقت و جِداناً موقع شناسی کنیم نه اینکه حقوق کارکنان وحقیقت شناسان را پامال کرده وهم پیگی خود را مصدر اضایل معرفی و بضعف خود دلیل ودلایل بتراشیم .
اصول وظایف داخلي شوراي ملي در انتخاب رئيس ومعين ها و منشي و وظايف آنها اصل ١: - رئيس ومعاونان از وكلاء با كثريت آراء تعين ميشوند ، انتخاب رئيس باید در جلسه اول انعقاد شوراي ملي در حالیکه اقلاً سه ربع از اعضا حضور داشته باشند اجراء گردد . ٢: - منشي شورى با نتخاب مجلس و منظوري رئيس و باقي هیئت تحریریه بتصويب منشي ومعاونان شوري از حضور رئيس مقرر ميشوند ، تعيين خانه سامان ونحويلدار وغيره مستخدمين رأساً از صلاحيت رئيس است . وظايف رئيس ٣: - شروع بمذاكره وختم اجلاسات متعلق برئيس است ، همچنان اوقات اجلاسات مقرره یافوق العاده از طرف رئیس تعین می شود . ٤: - بعد از مذاكره بقدر كفايت در یکمو ضوع رئيس مجلس امر بگر فتن آراء نموده نتیجه را بمجلس اطلاع میدهد . ٥: - رئيس دايماً مراقب مذا كرات مجلس بوده هر گاه در وقت مذاکره خلاف موضوع از طرف يكي از اعضاء اظهار شود رئيس طرز مذاکره را باو مي فهماند . ٦: - هر گاه در بين مذاكرات نظر بوقوع مشاجره ومنازعه اعضاء باهمدیگر تعطیل امر مذاكره تصور گردد بمقدار رفع مشاجره ، رئیس مجلس را معطل کرده می تواند . ٧: - رئيس مجلس مذاكره يک مطلب را كه در مجلس رسيده است بیک وقت معین دیگر تأخیر کرده مي تواند واين قسم سایل در فهرست آنروز از طرف منشي قيد می شود تا بروز معین مورد بحث قرار داده شود . ٨: - انجمن هاي تحقيق كه از اعضاي مجلس تشکیل مي يا بد ر ئیس داخل مذاكرات انجمن ها عند اللزوم شـده میتواند . ٩: - رئيس مجلس هر گاه بخوا هد در مباحثه کدام مطلبی دخالت کند ، باید جای خود را بمعين اول گذاشته وخودش بجاي متكلم قرار گرفته بدور ئیکه لازم داند مذاکره نماید . ١٠: - اجازه رخصتي وكلاء منوط بامر رئيس است . وظايف معين ها ١١: - معين ها در حال حضور رئیس با مور مجلس بارئيس معاونت مي نمايند ، ودر غياب رئيس معين اول ، وهر گاه معین اول حاضر نباشد معين دوم ، باجراي تمام وظايف رئیس مکلف میباشد . وظايف منشي ١٢: - منشي امور تحرير يه مجلس را قرار آتی تعقيب واجرا میدارد : - ا - فهرست كارهاي مجلس را قبل از انعقاد آن ترتیب ، و در آغاز مجلس بحضور رئیس تقدیم مینماید . ب - درین فهرست نظر باهمیت و درجه کار اسماء وخصو صيات لوائح با تاریخ آنها درج میبا شد . ج - درحين انعقاد مجلس تعداد حضار را بفهرست مخصوصه آن تطبیق داده تعداد حاضر وغير حاضر را معلوم کرده بحضور رئیس عرض میکند . د - هر روز بوقت افتتاح مجلس از اصول مطالبیکه در جلسه گذشته بحث شده ومذاکره آن تمام نگرديده براي استحضار مجلس قرائت می نماید . ه - تصويبات وفيصله مجلس را تسويد نموده بامضاي مجلس ميرساند - همچنان نقل آنها را براي طبع بمطبع وجرية نشر با داره جراید ، باجازه رئيس ميدهد . تحریرات مخفف نویسان را غور ودقت مینماید . و - قرائت لوائح ومكتو بات درمجلس وظيفة منشي است . ز - منشي بتجديد قرائت لوائح وهمچنان بتكرار آن بنز دایکه اعضاء
شماره ۲۸ قرائت را کافی بدانند مکلف است . ح - معلوم نمودن اکثریت آراء در مجلس بحضور رئيس بعهده منشی است . ط - سوالات وجوا باتيكه از مجلس بدوائر رسميه مكتوباً لزوم می شود مینوت آنرا منشی تحرير ، بعد امضای رئيس مينوت را با اوراق متعلقه اش بدفتر سپرده اصل مکتوب آن بمرجعش فرستاده میشود . ۱۳ - از اعضای مجلس كسا نيكا بانجمن تحقیق مامور میشوند باید اسامی آنها با تاریخ اشتغالت و وظایف مخصوصه شان در دفتر شورای ملی قید وثبت باشد. ١٤ : - منشی در حفظ مسایل مبهمه غير قابل افشاء که در ضمن مشاغل خود كسب می نماید مکلف است که نباید اشاعه نماید . ١٥ : - منشی مطالبی را که در يك دوره انعقادیه شورای ملی بمجلس ناتمام مانده باشد باید فهرست انرا بدوره ثانی در حین افتتاح مجلس بحضور رئيس تقديم نمايد تا مطابق اصل ( ٢٦ ) این لایحه مطرح مذاکره شود . وظايف اعضاء ١٦ - از اعضای مجلس كسانيكه برای منافع ومصلحت عموميه ، بخواهد چیزی اظهار كند باید مطالب را در لایحه نوشته رئيس مجلس تقديم نمايد ، تا در صورت موافقت بمذاکره آن قرار اصل ( ٣١ ) اصول اساسی شوری ملی مطمح مذاکره قرار داده شود . ۱۷ : - مطالبیکه قرار اصل ( ١٦ ) فوق برای مذاکره در مجلس قبول میشود مجلس مختار است بهمان ساعت در آن موضوع مذاکره نماید و یا مذاکره آنرا بدیگر وقت بیگذارد . اصول آداب مجلس وترتيب مذاكرات ١٨ : - اعضای مجلس باید تماماً بهمدیگر بكمال ادب واحترام بوده و حرکتي را كه منافی اصول آداب مجالس وتضييع احترام و یا حقوق ديگری باشد ، مرتکب نشود . و اگر یکی از اعضاء مشغول نطق باشد باید در قیل وقال ، و همچنان سرکوشی کردن با یکدیگر فکر آنرا پریشان نسازد . هر گاه شخصی از اعضاء مرتکب این افعال شود از طرف رئيس مجلس نصيحت وترك آن توصيه می شود . ١٩ : - الف : تا اختتام قرائت لایحه یا دیگری اوراق هیچيك از اعضاء ، تعرض و تنقيد ، یا استفسار شفاهی را حق ندارد بلكه لمحه محل اعتراض و تنقيد ، یا استفسار باشد اعضاء هريك در کاغد یکه روی میز خود برای یاد داشت دارد ، قید داشته بعد از ختام قرئت لوايح راجع بياد داشت های خود داخل مذاکره شده میتواند . ب : - اعضای مجلس مطابق اصل (١٢) و ( ٣٠ ) اصول اساسی شورای ملی در اظهار رای خود آزاد اند و در موقعیکه دونفر اعضاء مقارن یکدیگر خواهش نطق نمایند اول شخص مقدم حق نطق دارد . ۲۰ : - اعضای مجلس در وقت مذاکره خارج از موضوع مذاکره نمیتوانند و در حين مذاكرات رئيس مخاطب قرار داده میشود . ۲۱ : - در حاليكه يکی از اعضاء نطق ميكند هر گاه سایر اعضاء ملتفت نطق آن نشوند باجازه رئيس تجديد نطق را نموده می تواند . ۲۲ : - مطالبیکه در مجلس تحت مذاکره است قبل انجام آن نبايد مطلب ديگر از طرف اعضاء آغاز شود ، مگر در صورتيكه مطلب ثانی مقدمه مطلب اول يا توضیحات آن باشد . ۲۳ : - مطابیكه در مجلس مذاکره آن تمام شده است ، قبل از تحصیل آراء رای استحضار مجلس مجدداً قرائت میشود ٢٤ : - مطالبیکه فهم آن موقوف بفهم مطلب دیگر باشد ، اول مطلب موقوف عليه را مذاکره کرده بعد به مطلب اول میپردازند . ٢٥ : - مطالبيكه پيچيده گی و یا مو ضوعات مختلف داشته باشد ، مجلس بخواهد خود شان مسائل را تنقیح کرده مذاکره می نماید، یا برای تفریق و تنقيد موضوع را بعضای مجالس انجمن مخصوص تشکيل ميدهند . ٢٦ : - از مسائل وارده شوری هر گاه در يك دوره انعقادیه شوری ناتمام مانده باشد بدوره ثانی بمجلس شوری دولت ومذاکره میشود .
شماره ٢٨ در اصول مباحثه ومذاكره مطالب ٢٧ : — شروع بمذاكرات وقتى مى شود كه اقلا نصف اعضاء حاضر باشد ، اما در وقت تحصيل آراء حضور تمام وكلاء حتمى است و هر گاه بنابر بعضى معاذير مثل مرضى وغيره حضور همه وكلاء ممكن نشود اقلاً سه ربيع اعضاء باید حضور داشته باشند . ۲۸ : — در موقع تحصیل آراء هر گاه از جمله اعضاء بعضاً كه تعداد آنها اضافه از ربيع اعضاء مجالس نباشد حضور ندا شته باشند حق تردید آراء مجلس را ندارند ۲۹ : — بعد از مذاكره در يك مو ضوع بقدر كفايت از طرف رئيس امر به تحصیل آراء داده میشود . صورت تحصیل اکثریت آراء ۳۰ : — بعد از قطع مذاكرت كه مطابق اصل ( ٢٩ ) فوق شروع بتحصيل آراء می شود هر يك از اعضاء رای خود را بیکی از ورقه های كبود وسفید ، که سفید آن علاقه قبول ، وكبود نشانه ترديد است اظهار مینماید ، و تمام اینورقه ها بحضور مجلس از طرف منشی شمار شده با نصورت اکثریت معلوم می گردد ، واز طرف رئيس حاصل شماره بمجلس اعلان می شود . رئيس ومعين ها بعد تحصيل آراء اعضاء رای خود را بترتيب فـوق اظهار می كنند ( در حال تساوی آراء طرفیکه رای رئیس است رجحان دارد . اصول تشكيل انجمن های تحقیقی وسپردن مطالب بآنها ٣١ : — انجمن های تحقیق عبارت است از هیئت هائیكه ازین اعضاء برای سنجش های ابتدائی مسائل واردهٔ شورای قرار اصل (٣٢) اصول اساسی شورای ملی با نتخاب مجلس تعیین می شوند و تشکیل آن نظر بضرورت موقتی ویا دایمی وتعدد هر انجمن اقلاً ( ١٠ ) نفر خواهد بود . ۳۲ :— تشكيل انجمن های تحقیق بتصويب رئيس مجلس و تعداد و اسامی انجمن ها از طرف مجالس انتخاب وتعيين می گردد . ٣٤ :— برای انجمن تحقيق يك نفر منشى و يك نفر كاتب از بين خود اعضای انجمن بانتخاب رئيس انجمن مـقـرر می شود . ٣٤ :— مطالب وارده را تنقيح ودران وقت تمام مذاكره كردن ولايحه تحقيقات را بلائحة نظرية مرتب نموده وموقعيكم رئيس معين ميكند در مجلس عرضه داشتن از وظايف اعضای انجمن است . ٣٥ :— نتيجه تحقيقات كه از طريق انجمن تحقیق ترتیب می شود خلاصه و یا تفصیل آن را به مجلس قرأت می نمایند و نسخه اوراق مربوطه آن را برئيس مجلس تقدیم می كنند ، تا اگر ثانياً بتوضیحات آن احتياج افتد تكرار خوانده شود در صورت عدم قبول رأی انجمن از طـرف مجلس در آن باره امر استيناف ، و يا انجمن دیگر منعقد می شود . ٣٦ :— مسائلیكه از طرف اعضای مجلس عنوان ، ودر انجمن تحقیق تحت مذاکره گرفته شده باشد ، اعضای مذكور موفقاً در مذاکره وحل سوالات داخل انجمن شده می توانند . ۳۷ :— انجمن های تحقيق مطـابق لائحه مخصوصه كه از طرف مجلس تصويب می شود اجرای وظایف می کنند اما در اصول انتظامات داخلی انجمن تحقیق تابع احكام وظايف داخلی شورا میباشند . ۳۸ :— هر گاه اعضای انجمن تحقیق مطابق لائحه مجلس رفتار نكنند اعمال آنها از درجهٔ اعتبار ساقط است . در اصول معلومات خواستن از وزارت ودواير مستقله ٣٩ :— سوالاتی كه مجلس از وزراء كتباً لزوم به بیند ، باید متنی آنرا نشانه ، و با امضاء ده نفر اعضاء نموده برئيس بدهد تا سواد آنرا امضاء وبمقام صدارت تقدیم نموده، اصل را بدفتر خانه مجلس بسپارد و برای حاضر شدن وزيريكه حل سوال متعلق باو ست بايد رئيس مجلس تعيين روز را کتباً بنماید . در تكاليف مستمعين ٤٠ : — از اهالی كسانيكه خواهش استماع مذاکرات جلاسات علنی مجلس را داشته باشند ، باید قبلی تكـت جـازه شورای ملی بدستو آرند در جائیكه برای مستمعین معین شده ، اخذ مقام نمایند ، اما بهیچ صورت حـق شـركـت را در مذاكرت ندارند .
صفحه ٦ ( شماره ۲۷ ) مجلد پنجم ٤١ : - مستمعین از حین ورود شان بمجلس شوری تابع احکام امور انتظام مجلس بوده باید بکمال آرامی نشسته مستمع باشند ، هر گاه مخالفت نمایند بامر رئیس از مجلس خارج می شوند . اصول متفرقه ٤٢ : - مدت تعطیل شورای ملی ابتداء از آخر میزان الی اول ثور ، و موعد اشتغال در شش ماه باقی در هفته سه روز است باستثنای اوقات کار روسا واعضای انجمن های تحقیقه که در زمن اشتغال در هفته پنجروز اجرای وظایف می نمایند . ٤٣ : - شکایات راجع بانتخاب وکلا شورای ملی بنظر بامل ( ٢٣ ) لایحه انتخابات شورای ملی الی مدت یکماه در مجلس شوری شنیده می شود ، و حکم مجلس قاطع خواهد بود ، بعد از انقضای این موعد شکایت کسی شنیده نخواهد شد اعضا ئیکه قرار تصریحات فوق از طرف مجلس عزل آن تصویب شود تا صدور حکم مجلس و انتخاب و شمولیت دیگر اعضا بمجلس شوری اعضای مجلس حساب شده حق رای دارد . ٤٤ : - در مجلس سگرت کشیدن و امثال آن منع است . خاتمه ٤٥ : - مجلس شوری هریک از مواد این لایحه را که نظر بضرورت واقتضای وقت لزوم تغیر و تبدیل به بیند می تواند بوضع دیگر قوانین تغیر و تبدیل کند و همچنان فصول جدید وضع نماید . اجرای احکام مواد فوق الذکر را امر و اراده میکنم ، تحریر ٨ عقرب سنه ١٣١٠ ش مطابق ( ١٩ ) جماد الثانى ١٣٥٠ ق (محل مهر همایونی) سیاست عالم : جنك از نظر علمي و اجتماعي جنك مربوط باراده انسان نبوده وحتی مربوط بعقل او هم نیست، زیرا عبارت ازيك حادثه حیاتی طبیعی است که مستلزم وجود هر ترقی و تطوری میباشد جنك های حقیقی افراد مقدم بر جنکهای دستجات وقشون است، و تا زمانی که دستجات انواع بشر برای مبارزه خود احتیاج باسلحه دارد ، هر فردی که دارای احساس وتغذيه ورشد ونمو باشد در مبارزه وجنك خواهد بود . جنك ومبارزه برای فرد هر بوز واجب ولازم میباشد ، بچه ، وقتی که غریزه فتح و نصرت ، با اراده وتصميم نمودن بزند گی کردن امتزاج حاصل نمود هر موجود زنده ای سعی میکند غلبه پیدا کند ، برای این که غلبه پیدا کند بمیدان مبارزه وارد می شود ، و فتح وغلبه هیچ راهی جز جنك ندارد . آری ! جنك يك حادثه حياتی است ، وابدا مستلزم این نخواهد بود که برای بدست آوردن میزان واهمیت آن ، با موازین اخلاقی وادبی جنك را مقایسه كنيم ، آیا در حقيقت جنك در هر نقطه مرحله ترقی محسوب نمیشود ؟ در تمام نظامات وقوانين ، بنا باختلاف مراتب وتفاوت آن ها يك صورتی بخود میگیرد از جنك اموال گرفته تا جنك پول وثروت ، از تجارت تا اقتصاد ، هر اندازه که نسبت بهمد یگر اهمیت داشته باشند با وجود این بطور حتم منتهی بزد وخورد میشود . جنك در هر موجود زنده ، در خارج وداخل ما وجود دارد ، این مسئله ، يك موضوعی نیست که ما آن را باز بچه فرض کرده وروی آن سخن میگوئیم در يك حوادث ساده شیمیائی ابتدائی میدان جنك را به چشم میبینیم ، جسم وهيكل موجود زنده و حی عبارت از يك میدان جنك وخون ریزی است که هیچگاه آرام نگرفته وخسته نمی شود ، زیرا جسم موجود حی حاکم خاص هر فردی محسوب میگردد در این کره در بسته ، همان طوری که روی این سیاره که در فضای لایتناهی در گردش است ، جنك هائي بر پا است که شعله فرا وان آتش آن در همان نقطه مخصوص عضو خود زبانه میکشد . جنك گاهی شامل تمام وزمنی شامل قسمتی جزئی از آن میشود ، يك قسمت از این کره سیار ( مقصودش کره زمین است ) در آن شرکت داشته وقسمتی دیگر از آن بر کنار هستند مرض جز جنك چيز ديگری نیست ، همان طوری که صحت هم یکنوع
صفحه ۷ ( شماره ۲۸ ) مبارزه شمرده میشود ولیکن آنهائی که در قسمت ثانی یعنی صحت غلبه پیدا میکنند ؛ از آن دسته اول یعنی مرض اختلاف دارند . بنابر این جنك وقتی که در ردیف ضروریات عمومی و جزء لایتجزای زندگی قرار گرفت از وجهه عقل ومنطق مشروع است ولی از حیث اخلاق و وجدان نامشروع جنك در نظر فرد وانسان ـ انسان غیر از حیوان ـ يك استحاله خوف وترسنا کی در زندگی محسوب شده ولیکن در عین حال جزء ضروریات قاهره نوع بشر وحیات او شمرده میشود چه ؛ هر کس که اوراق فتوحات را ورق بزند میبیند ملل قوی بیشتر از سایرین باین تاج بزرگ افتخار میکنند ، زندگی بدون هتك كار سخت و در اصل خود مخوف و وحشت انگیز است و برای خلاصی از خوف و وحشت آن باید بخواهیم و برای بقای خود سعی کنيم : جنك مانند مرك و ناگزیر از مواجهة با آن هستیم ؛ خیلی وحشت انگیز است ، وجدان وضمیر زیر بار آن نمیرود ولی چه میشود کرد این هم يك سنت طبيعی گردیده است . حكمت و دانش انسان هيچ يك از اين دو قسمت یعنی مرك بي نبزده بر آن غلبه پیدا نکرده تا از يك طرف ديگر هلﻢ او از جنك جلو گیری کند . كيست كه صلح را دوست نداشته باشد ؟ جنك را جز دیوانگان و درندگان کس دیگر دوست ندارد . شخص آرزو میکند که بطاعون مبتلا نشود وليکن ابداً حاضر نیست که باطاعون بمیرد ، با وجود این مدتهای مدید طاعون در میان بشر بقتل و عام مشغول بوده حال اگر غلبه نهائی بر طاعون پیدا شد آیا بشر در صلح کامل و بدون وحشت خواهد زیست . گفتگو ندارد که اضطرار در تغذیه و تهیه قوت اساسی هر جنگ ومبارزه محسوب میشود عقل هر اندازه که قدرت و تسلط بهمرساند عاجز از تخطی نگاهداشتن حس گرسنگی و احفاء غریزه تغذیه میباشد بطوریکه اگر يك روز از تغذيه او جلوگیری شود با يك احساسات مؤ لمه و مرارت انگیزی با آن مقاومت کرده و یا آنکه عكس العمل شدیدی بروز مینماید . و باین جهت برهر فردی فرض و واجب گردیده که با تمام قوای خود برای این غریزه اضطراری علاج هائی پیدا کرده و با اندکی بردباری و تعقل راه علاج را پیدا کند این دوای قاطع هم در اصل تقريباً جز كار وعمل نا محدود چيز دیگری نيست غذاء، جنك، ترقى وتعالى تمام توابع مشترك بين تمام این عوامل محسوب میشود ، و ممکن نیست در هیچ وقتی از اوقات مبادی و اصول معاهدات و قرار دادها ، نطقها و خطابه ها را تاثیری در حوادث طبیعی باشد، جنك ها وانقلابات در هر عصری و در هر مملکتی در راس تمام امور کائنات قرار گرفته است . مردم همیشه از جنگ و اثرات آن خائف و هراسان بوده وليكن هيچوقت هم بمحض اینکه ملاحظه کرده اند غلبه خواهند نمود از آن خود داری نداشته اند صلح جهان را تا شقند از منازعات داخلی منفر وليكن در حقيقت هر قدمی که بر میدارند از انقلابی بانقلاب دیگر انتقال پیدا میکنند . خنده آور است که مثلاً روشن شدن آتش فلان انقلاب بزرگ را منسوب بتأثير نوشتجات فلان نویسنده بزرگ بنمائیم و بلکه حماقت ونادانی محض میباشد که مثلاً بگوئیم ولتر ورو سو ( دو نفر از فلاسفه و نویسندگان بزرگ قرن هيجدهم فرانسه ) باعث انقلاب كبير ١٧٨٩ ـ ١٧٩٣ گرديدند ، در صورتیكه هر دوی آنها در اصول و عقايد خود متنا قس همديگر بوده اند، بين ، جسارت اظهار نظریه که خارج از حدود دایره نظامات زندگی باشد ننموده ، و بطوريكه میدانیم مشار الیه یکی از آن اشخاصی بود که مطالعات عمیقی در مدارك صحیه خود و احصائیه های دقیقی درعادات وقوانین و عواطفی که در عصر اخیر نسبت بنظامات قدیمه موجود بود تدوین و مورد مطالعه قرار داد ، و با اشكال وصور متعدده انقلاب میتوانیم بگوئیم که انقلاب بزرگ فرانسه از تمام مؤلفات : ر آبله مونتشن کالون ، هولمن ، پاسکال ، کورن مونتسكيو و حتى مولير نيز اشعه فروزانی داشته و لیکن نمیتوان گفت که نویسندگان مزبور آن قدرت و نفوذ عظیم را دارا بوده اند که جامعه را تکان داده اند این نویسندگان در جماعت ، زبان حال
صفحه ٨ شماره ۲۸ مجلد پنجم مردم بود . وتغییر از عقاید مردم عصر خود میشسوده اند . آنها انقلاب را ابداع وموجد نبوده اند بلکه عقاید مردم را در قالب وشکل مخصوصی ریخته بخود جامعه تحویل دادند ، ودر این میان روز ولایت وتاریخ وفات خودرا در سجل تاریخ بشر جاودان نگاهداشتند درین قرن دوازدهم تا قرن شانزدهم چه اندازه از این کشیش ها ، مجالس دینی ومذهبی مردمان لاهوتی ، پاپهای بزرگ خواستند اصلاح کلیسا اقدام کنند ولیکن موفق نشدند زیرا تا آنموقع هنوز افکار مردم حاضر برای اصلاح این امر نبوده ملل مسیحی حاضر نبودند که به بینند یک پادشاه آنقدر میخواهند در کلیسا اصلاحاتی کنند ، ولی همینکه خود مردم خواستند واراده آنها تعلق به این کار گرفت اصلاح شد : صلح جز بین دو نفر بر قرار نخواهد شد ، اگر ثالثی پیدا کردند بطور حتم بین آنها جنگ واقع خواهد شد واین شبیه با جبار در تغذیه میباشد خورانده و آکل درهر موقعی آفاتی مطلق برهر نوع مأکولی دارد . در عالم حیات وزندگی اقویای بزرگ وضعفاء زبدست رفته وجود دارند که همیشه برای صلح کوشش کرده و باهر جنگی مخالف هستند در حالیکه ضعفاء برای تغییر وضعیت بد خود در حال صلح طالب وخواهان جنگ هستند ، باینجهت بایستی دست ضعفا را فقط مجبور شان کنیم که روزه بگیرند آیا مردم ، با اینکه میدانیم ناگزیر از تغذیه و تناسل هستند میتوانند از مبارزه با انواع حیوانات و جنگ با آنها خود داری کنند ؟ منظره زندگی همه روزه یک میدان جنگی برای ما نمایش می دهد وهر قدرتی ناگزیر در این میدان مقتول و نابود خواهد بود ، بعقیده من هیچ چیزی مخوف تر و وحشت انگیز تر از این منظره نخواهد بود ، و غریب اینستکه این منظره ناچار ، همه روزه در تکرار و تجدید است ، و قربانیهای این میدان سر بمیلیونها نفر نفوس میزند . انسان در عصور اولیه ، نوع خود را میخورد ، ولیکن امروز ثروت و املاک را غارت و چپاول می نماید . شکار یک نوع جنگ منتظمه وعده داده در حرف قدماء وسیاء تغذیه محسوب می گردید طولی نکشید که صورت مذهبی بخود گرفت و هر مجاهدی را وعده بهشت داده که در نعم ابدی بسر خواهد برد، وژورف دومتر ، صیاد غالبی بود آهو و ببر و غیره را شکار کرده ومزد و عقیده او در این شکار مقامات آسمانی مقدس را بحیوانات تعلیم میداد ! ... در حقیقت تصمیم و اراده کردن برای زندگی و حیات عاری از اراده قومی و مقتدری برای روشن کردن آتش هر جنگی میباشد ! اگر عقل در این امور مداخله داشت جنگ واقع نمی شد ولیکن مقصود از عقل چیست ؟ آیا مقصود یک عقل مقتدر وجبار یا یک عقل ضعیف و ناتوان خبرهاي خارجي تاس بیکاران برطانیه لندن ۲۹ نومبر : در تمام انگلستان مظاهرات بیکاران جاری است . بزرگترین مظاهره در خود لندن بود ، چنانچه بیکاران بر علیه پولیس بوتل و خشت استعمال نمودند ، و در نتیجه یک صد نفر از طرفین مجروح گردیدند . سقوط بانک هاي امريك امریک : در ده ماه سال جاری در امریکا یکهزار و هفت صد و پنجاه و دو بانک سقوط نموده است که سرمایه آنها قریب یکنیم ملیار دالر ( یکنیم کرور ) می شود . در ایران . . . مقیم برطانیا در ایران است ؟ گفتگو ندارد که عقل ضعیف مثل مقدمه بی سروته یک کتاب بی معنی یا نطق آدم لالی میباشد که شنیده نمیشود ؟ آیا اگر ضعیف در مقابل اراده قوی سر تسلیم فرود آورد ، از دست او آزاد خواهد شد ؟ یا آنکه قوی او را محو نموده و از بین خواهد برد ! آیا قوی وقوی تر عقل واراده خود مجو دیگری مستعد است ؟ آیا من وشما می توانیم در این امور مداخله کنیم ؟ ! ..
صفحه ۹ ( شماره ۲۸ ) جلد پنجم یاد داشتی بحکومت ایران تقدیم داشته دران حق ورود مال انگلیسی را بدون جواز ورود مطالبه نموده است . و نیز محصولات قالین ایرانی را که در برطانیه وارد می شود ، اضافه نموده اند . فکر عمومی در ایران اینست که این تزیید محصول مقابله ایست که حکومت برطانوی بر علیه قانون انحصار تجارت ایران نموده است . طهران : ـ مرض طاعون در ایران بروز نموده است و سرحد بین ایران و اتحاد شوروی از استر آباد الی استره قرانتین گردیده است . چین و ژاپون شانگهای : ـ به تعداد ۵۰۰۰ نفر قشون جاپانی از مکدن بطرف تی نین حرکت و پیش قدمی نموده اند ، و نیز از کوریا قوه جدید به مکدن رسیده میرود چنانچه تا حال يك دسته هوائی ويك غند سوار ويك غند پیاده رسیده است . در طراف شهر تین ـ ین محاربه شدید جاری است . قوه انگلیسی که در تین ـ ین است برای حفظ امتیازات برطانوی آماده است . توکیو : ـ مینامی وزیر حرب جاپان در مجلس وزرا اظهار نموده است که : افوا هات راجع به شمولیت اتحاد شوروی در معاملات چین و ژاپون در منچوریا بی اساس است ، و تا حال از تبعهٔ شوروی برای شمولیت یا حادثه مذکور احدی از سرحد عبور نموده و دیده نشده است . هند وانگلستان ریوتر ( کنفرانس میز مدور ) نماینده گی مسلمان ها بسر کرده گی آغاخان روز دوشنبه وفدی به فتر هند فرستاده تا با سموئیل هور راجع به مسایل مربوط به سرحد و سند مذاکره کنند . ملاقات مذکور ۷۵ دقیقه دوام نمود . چون هور بنابر خرابی صحت نتوانست حاضر شود ، نماینده گی مذکور را سیتوار پذیرفت . نماینده گی مذکور اطلاعات آخرین را راجع به حوادث کشمير کرف با نظریهٔ خود تقدیم نمود . گاندی با شاگردانی ، که جهت شنیدن نطق آن راجع به عملیات مربوط به کنفرانس میز مدور ، اجتماع نموده بودند چنین بیان نمود : مذاکره نمودن از عقب ستیخ های آهنی محبس آسان تر است نسبت به آنکه در کنفرانس میز مدور ، نموده شود اگر من در تحصیل آزادی برای هند کامیاب نشوم رجال و نسوان هموطن خود را دعوت خواهم نمود که به عدم اطاعت مدنی ( ۱ ) شروع نموده و با مسرت میلیون ها حیات را درین مجادله فدا نمایند ( ۱ ) مبارزه بدون خون ریزی ـ پاسیواست نانس پس . در کنفرانس کا تا به سه شنبه دوام داشت کار مهمی از پیش برده نشده است و مساعی که جهت تجدید مذاکرات هند و مسلم صرف نموده شده بود تا بحال غیر مفید ثابت شده است . پس از عودت گاندی از اکسفورد اوازه وسیعی شائع است که گاندی حاضر است مسأله خود مختاری یا لاقی را قبول نموده مسئله تشکیل اتحادی را بگذارد که در مابعد شوری که مرکب از نفری انتخاب شده و کاندید های غیر ایالتی خواهد بود ، تحت مباحثه بگیرد . و نیز گفته می شود که گاندی از نقشه کاریت طرفداری میکند نمایندگان مهم خصوصاً سپرو ، شاشتری ، مالویه جیکنری ، ورام چندرا رو ، طرفدار کور گاندی یعنی قبول نمودن خود مختاری یا آتی نیستند و متفقاً عقیده دارند که چون نقشه خود مختاری ایالتی قبول نموده شود مسأله اتحاد پشت سر خواهد افتاد . و بار دیگر روی کار آوردن آن وقت زیادی میخواهد . در عین زمان صدر اعظم رفقای خود و هم چنین اشخاص دیگر را ملاقات نموده میرود تا زود تر به فیصله برسد . عموماً اعتقاد می نمایند که کنفرانس میز مدور بتاریخ ۲۴ نومبر بعد از دو اجتماع جلسه مکمل در هفته آینده ختم خواهد شد . صبح روز چار شنبه صدر اعظم مالویه را در داوننک ستریت ملاقات نمود .
١٢ نومبر گاندی در عین ملاقات ریاتر در لندن گفت : من معتقدم که اگر حکومت جداً میل داشته باشد کنفرانس مزدور ناکام نخواهد شد . چون از و سوال نموده شد که چقدر وقت لازم است که مطمن شود حکومت ملی این عزم را دارد؟ گفت در يك هفته خواهم دانست و تا زمانیکه بصوت يقين بدانم که توقف من در انگلستان فائده ندارد، اميد وار خواهم بود . از و پرسیده شد که آیا در صورت بر هم خوردن کنفرانس خطر عدم اطاعت سلمی بصورت فوری متصور نیست گفت : تا زمانیکه کمترین امید هم وجود داشته باشد در عدم اطاعت سلمی فکر نخواهم کرد من به تمام اشخاص مربوطه افغان نموده میتوانم که تا زمانیکه امید پیش بردن مذاکرات صورتیکه فعلاً بآن مصروف هستم وجود داشته باشد ، عدم اطاعت سلمی حدوث نخواهد نمود . ۱۳ نومبر ترتیب گرفته شده بود که در شب پنجشنبه بنا بر تجديد اجتماع كميته اقلیات كابينه در دار العوام جلسه نماید و عموماً فیصله نموده اند که مباحثة آتی عاید به پالیسی برطانیا به نسبت هندوستان خواهد بود . شماره ۲۸ اگر کمیته اقلیات امروز ( روز جمعه ) جلوس کند راجع به کیفیت بیانیه صدر اعظم اوازه هاي زيادي شيوع دارد . غالباً صدر اعظم فعلا خود مختاري ايالات مركزي را اعلان خواهد نمود، بعضی مسئوليات مركزي براي آينده خواهد ماند، که در اوایل سال اینده متحصص برطانوی وهندي راجع بآن بحث كنند . اين مسئله بر نمایندگان تاثیر غریبی نموده است شاستري در عين ملاقات بیان نمود که من در راه معرفي نمودن خود مختاري ايالات با مسئولیت مركزي بكجا هيچ اشكالى نمي بينم . اظهار عقيده نمود که مسایل مهم را نباید به فیصله آینده موقوف دارند سپرد بیان نمود که من طرفدار خود مختاري ايالتي بدون مسئوليت مركزي نيستم جيكر تأكيد نمود که قانون خودمختاري ايالتي بصورت قسمت اول اصلاح تشکیل باید به هیچ صورت قبول نشود و گفت من عقیده دارم که اگر روی هم رفته این مسئله ترديد نشود اتحاد معطل خواهد ماند. دیروز گاندي مي خواست سر صمويل هور وهم چنان رئیس بازمو را ملاقات کند مگر نتوانست چونکه در وقتی که می خواست ایشانر اببیند بنابر کار دیگر معطل گردید. دربین مسلمانان و اقلیات کو چکٹر موافقتي حاصل شد و آغا خان و داکتر آنرا به صدر اعظم تقدیم کردند و دانسته شده است که این موافقت دعاوي مخصوصه مسلمان ها ، اورو پائي ها ومسيحي هاي هندي وصنوف مغلوبه مسيحي ها را نيز توضيح كند . ۱۳ نو مبر دعاوی مخصوصه اروپائی ها حاوی مطالبة حقوق و امتيازات سيال تجارتي و صناعتي يا دعاياي میباشد که از روی ولادت هندي ميباشد . و نيز راجع به اجرا آت قضاوت جنائی حقوق فعلی خود را بر حال میخواهند . و بر پیشنهادی که راجع به اصلاح این مسئله نموده شود باید قبل از اجراي شدن از طرف گورنر جنرال تصدیق گردد . اعداد مفصل نماینده کی ایام فرق در تقنینیه های مختلفه قرار ذیل است : از روی این اعداد ، در اطاق علیای تقنينية مرکزی که دو صد نفر اعضا دارد يكصد و يك كرسی به هندو ها و ۲۰ كرسی به صنوف مغلوبه ، و ٦٧ كرسی به مسلما نها و يك کرسی به مسیحی ها وشش کرسی به سکه ها و يك كرسی به هندوستانی های مسیحی و چار کرسی به ارو پائی ها خواهد رسید . هم چنان در اطاق سفلی که سه صد نفر اعضا دارد ، هيندو ۱۲۳ ، صنوف مغلوبه ٤٥ مسلمانها ۱۰۰ مسیحی ها ۷ سکه ها ۱۰ ، هندوستانی های مسیحی ۳
سفحه ۱۱ ( شماره ۲۸ ) و سراج الاخبار و و اروپائی ها ۱۲ کرسی خواهند ممکن نمی شود و نیز دعوت می کند که این مصوبات را میتوان از طرف ٦٤ فی صد نفوس هند قبول نمود . گرفت . در تقنین بنگال که دو صد نفر عضو دارد ، هندو ها ۱۰۸ کرسی و صنوف مغلوبه ۳۵ و مسلمین ۱۰۲ و مسیحی ها ۲ و مسیحی های هندی ۳ و اروپائی ها ۲۰ کرسی خواهد گرفت . در بمبئی که اطاق آن نیز دو صد نفر عضو دارد ، هندو ها ۸۸ ، صنوف مغلوبه ۲۸ مسلمان ها ٦٦ مسیحی ها ۲ ، مسیحی های هندی ۳ و اروپائی ها ۱۳ کرسی خواهند داشت ، در بنگال کا طاق آن دو صد ۲ نفر عضو دارد هندو ها ۱۰۲ صنوف مغلوبه ٤٠ ، مسلمان ها ٣٠ ، مسیحی ها ١٤ ، مسیحی های هندی ٤ و اروپائی ها ۸ کرسی را حائز خواهند شد . در پنجاب که صد نفر عضو دارد هندو ها ١٤ صنوف مغلوبه ۱۰ مسلمان ها ٥١ سکه ها ۲۰ و دیگران ۵ کرسی خواهند داشت . یاد داشت تفصیل اشاره میکند که هندو ها و سکه ها باین پیشنهاد راجع به نماینده گی موافقت ننموده اند مگر مؤخر الذکر نماینده گی را که در مرکز دعوی مینماید خواهند گرفت . و نیز یاد داشت مذکور بیان میدارد که تقسیم کرسی ها انجام نقشه را تشکیل میدهد و تصویبات مفصل *** در موقع اختتام جلسه کمیته اقلیات نماینده گان مهم با هم ملاقات نمودند و راجع به اینکه صدر اعظم مداخله را در مسایل فرقی قبول نموده است مذاکره کردند و فیصله نموده شد که قبل از فیصله آخرین باید نظریه مسلمانها را بدانند اعتقاد میرود که گاندی نیز مخالف فیصله که از طرف صدر اعظم شود نیست بشرط آنکه مخصوصاً به مسئله اقلیت مربوط به مسلمان وهندو وسک تعلق داشته باشد واز مفاد های دیگر نماینده گی نکنند . * * * بصورت فوری بعد از قیام دار العوام کابینه جلسه نمود تا راجع به بیانیه که میکده نالد در هفته آینده در کنفرانس میز مدور نمودنیست بحث نماید . محتمل است جلسه دیگر کمیته تعمیر اتحادی روز دو شنبه عقد گردد و فعلاً میگویند جلسه آخرین کنفرانس روز سه شنبه عقد خواهد شد . *** ١٤ نومبر : نماینده گی مسلمانان متعقداً کنفرانس میز مدور نیز گروه گی آغاخان با (سموئیل هور) در دفتر هند ملاقات نمودند وخالد به کشمیر وسر حد شمال غربی مذاکره کردند . دانسته شده است که اشکالاتی را که بهر مسئله ربط داشت به خوبی تحقیق نمودند و نماینده گان محوماً به (هور ) رميغان کردند که ما اطمینان داریم که به مطالب نماینده گی ما با یک موافقت گوش داده اید و بعد ازان در هوتل ( ریتس ) با گاندی ملاقات نمودند و دانسته شده است از مسایل فرقی مختصراً بحثی نمودند . جلسه دیگر امروز عقد خواهد شد . ١٥ نومبر گاندي روزشنبه لارد ارون را ملاقات نمود . در اثر بیان صدر اعظم در روز جمعه راجع به اینکه گفته بود آماده ام در مسئله فرقی انصاف کنم نماینده گان مهم جلسه هاي متعدده در روز شنبه نمودند و راجع به صورت مطالبه که از صدر اعظم بنمایند مذاکرات کردند . پندت مالویه که ابتداءً او تشبث نموده است امضاي نماينده گان را بر یک مکتو بي ميگيرد که قرار معلوم بیان میدارد که او براي ادامه کار کمیته تعمیر اتحادي ورسیدن به فیصله جات وامضا کننده گان فیصله مسئله تا باندازه که به هنود ومسلمين وفرقه سک تعلق دارد به صدر اعظم راي اندازند .
(شماره ۳۸) جلد پنجم خبرهاي داخلي آغاز مجلس اعیان : روز دو شنبه ۸ قوس ، تمام حضرات اعضاً مجلس که از طرف عالیقدر جلالتمآب میر عطا محمد خان رئیس ، براي انعقاد مجلس دعوت شده بودند ، بساعت ۹ قبل از ظهر حاضر و شامل مجلس گردیدند جناب رئیس شروع به انعقاد مجلس نموده مختصر بیانیۀ ایراد و از طرف اعضای مجلس مجاب گردیدند ، بعد شروع به کار نموده راجع به امور اداری و وظائف داخلی مجلس بحث و مذاکره نمودند ، چنانچه با کثرت آراء تصویب گردید . از صورت مصوبات مذکوره در آینده تحت خواهد رفت ، و فعلاً بیانیه جناب رئیس و جوابی که آقای عبد الحمید خان اعضا قرائت نمود ، با اسمای ذوات محترم اعضا ، ذیلاً عرض می شود : بیانیۀ رئیس مجلس اعیان « بسم الله الرحمن الرحيم » الحمد الله وكفي وسلام على عباده الذين اصطفي سيما على سيدنا محمد المصطفي وعلي آله واصحابه الشرفاء . آغاز می نمایم بنام خدای فاتح با عظمت و یاری دهنده تمام امور و کشاینده جمیع مشکلات ! استدعا میکنم از دیاد عمر وبقاي سلطنت پادشاه صحیح دیندار خدا پرست افغانستان اعلیحضرت محمد نادر شاه غازي را . سپس شروع مینمایم بکار اولین این مجلس عالی که مملکت عزيزما در عصر مشعشع و پر افتخار نادر شاهي ما لک و داري آن گردیده از کمال شرافـت و بي آلايشي اعلیحضرت ایشان اصول اداره حکومت و رفاه ملت را با افتتاح آن تکمیل و با ادارات مملکتی دنیای متمدن موافق و همسبق گردانیدند . توفيق ميخواهم از خداوند بي زوال و قادر توانا در اجراي وظایف این موسسه عالیه عام المنفعه تا بتواند در سایه توجهات ذات شاهانه ومساعدت افكار شما رفقاي محترم همکار خود ( اعضاي مجلس عالي اعيان ) خدماتي را انجام دهيم كه رضاي حضرت احدیت جلت عظمته ومنور سندي پاد شاه معظم ما در آن بوده براي ترقي وتعالي ملت نجيب افغانيه نافع و سود مند بوده باشد . جوابیه مجلس جلالتمآ با ! سعادت وخوشبختي يك قوم ويك مملكت در ان است که بوجود يك فرد رئیس و پاد شاه ورهنماي صحيحي موفق شوند که افراد جامعه را بشاهراه ترقي وتسلي رسانيده و آنها را بکمال خوبی حکمرانی نماید . حمد میکنیم حضرت آفریدگار جل و علی شانه را که بوجود اعلیحضرت محمد نادر شاه غازي يك ذات مکمل الصفات را بها عطا فرموده که اوقات گرانبها و دارای هر مزایای محاسن اسلامی و اداری شاهانه شانرا براي ترقيات مملكت و فراهم آوردن اسباب رفاهیت و آسود، حالی ملت مصروف میفرمایند . جلالتها با . از جمله اساس های متین ومتین که ذیکر بلند و رهنمای اعلیحضرت غازی برای رفاهیت وبهبود ملت عزیز شاخاته سنجیده اند تاسیس و تشكيل مجلس عالی اعیان است تقریر حضرت جلا لتهای شما که يك فرد از افراد رجل لایق و می خواه وطن محبوب ومدارج فضيلت وعلميت شما بر مکنان معلوم است بریاست این موسسه عاليه از حسن انتخاب و نظریات خیر خواهانه حضور ملوکانه دانسته درین روز فیروز که شروع بکار انعقاد این مجلس عالی میفرمائید تبریکات صمیمانه خودها را به تقریر آن عالیقدر و تاسیس مجلس محترم اعیان تقدیم مینمائیم وبرای خود همانو فيقات خداوندی را خواستاریم تا در اثر شکر آن عضویت این موسسه عالی که از حضور ملوکانه آن افتخار داریم به تو جهات وینت پناهی اسباب خورسندی پاد شاه معظم محبوب القلوب وآسوده حالی رعایای صادقه شا هانه را فراهم آورده بتوانیم . اسامی اعضاء محترم مجلس اعیان : ۱ : - - سرداو ر گل محمد خان بن سردار تاج محمد خان مرحوم ۲ : - - حاجی محمد اکبر خان وزیر تجارت سابق ۳ : - - عبد الرحيم خان سابق وكيل رئیس شوری حکومت ٤ : - - حافظ عبد الغفار خان رئيس تميز ه : - - حاحی خیر محمد خان قند هاری سابق معین داخله ٦ : - - عطا محمد خان سابق وکیل نایب الحکومه مزار ۷ : - محمد عمر خان حاکم کلان دایزنگی
شماره ۲۸ مجله سراج ۸ - جناب عبدالحمید خان سابق حاکم اعلی فراه ۹ - » » غلام معروف خان سابق معین مالیه ۱۰ - » » عبدالحکیم خان سابق حاکم اعلی جنوبی ۱۱ - » » خواجه محمد خان مدیر مطبوعات وزارت خارجه ۱۲ - » » محمد سرور خان برادر سردار محمد عثمان خان مرحوم ۱۳ - » » حافظ اسمعیل خان سابق حاکم کلان اروزگان ۱۴ - » » معاذ الله خان طوطا خیل ۱۵ - » » شرف الدین خان سابق حاکم غوربند ۱۶ - » » جان محمد خان سلیمان خیل سابق اعضا شورا ۱۷ - » » عبدالله خان حاکم کوهدامن ۱۸ - » » قاضی عبدالله خان معروف خیل عضو ریاست تمیز ۱۹ - » » سید یاقوت شاه خان سابق عضو ریاست اصلاحیه شمالی ۲۰ - » » ملک رحیم دل خان از رجال معروف خوشی لوگر ۲۱ - » » ایشان امین السلطان قلعه یی سابق رئیس معادن نمک ۲۲ - » » شاه محمود خان ۲۳ - » » میرزا عبدالرحیم خان سابق اعضاء شورا ۲۴ - » » خان آقا خان سابق اعضای شورا ۲۵ - » » خواجه تاج الدین خان یکی از معززین شمالی فکاهیات لیاقت کار : طبیبی مریض کوری را علاج میکرد پس از چند روزی که از علاج فراغت یافت با حالت تأسف میگفت : مرض بیچاره چشم هایش بهتر شده ولی افسوس که پیش تر چشمهای او هیچ دیدند اشت و حالا یکی را دو تا می بیند و باز تصور میکنم برای او کاری پیدا نخواهد شد طریق گفت غم نخورید که هر گاه مؤسسه برق خیر شد فوراً او را برای خواندن مترها بمواجب بسیاری استخدام خواهد کرد . خنداندن عکاسها : در سوابق اشخاصی که عکس بر میداشتند بسیار سعی میکردند هنگام عکس برداشتن بسیار مؤدب و موقر بنشینند و عکاسها هم توجه میکردند دهن آن را بپوشانند ، تان سر را بلند بگرند دستها را راست داشته باشید و . . . ولی حالا اغلب مردم ذوق دارند عکس شان حالت های طبیعی را دا وا باشد و عکاسها هم توجه میکنند بوضعیات بی ساخته و آزاد تصاویری بر داشته باشد چنانچه عکاسهای اروپائی برای خنده دادن اشخاصی که عکس آنها را بر میدارند وجهته کثرت مشتریان و جلب توجه خریدار هنگام فوتوگراف این طور کلمات استعمال میکنند : به شاگرد مکتب میگویند : خنده کن یا الله بخند فرض کن معلم حسابت مرده . برای زن بد شکل : چرا نمیخندی خانم غم نخور قیافه ی شما در نیا بشکل خود بگل غره اول شده . برای عجوزه ساله جان ، بخند شاید حکومت قانون جدید وضع کند که مجردها زن دار شوند برای خشو : اگر خوشخبری بدهم که زن پسرت مرده یقین قوام میخندی . برای داکتر : داکتر صاحب هوا باز مخالف شده یقین نا خوش بسیار و دوا گران خواهد شد . خوش خوانی : شخصی کریه الصوتی مانند ملانصر الدین که بر روی بخانه تنها با حمامی آوازه خوانی کرده و بخوش خوانی خودش مغرور شده بود روزی بمجلسی خوانده و خیال کرد مردم محظوظ شده اند بکسی گفت امروز ماشاء . . . . خوب خواندم طرف جوا بداد . . . .بلی اکثر مستمعین از اطاق خارج شدند که جای خود شان را برای حالت شما خالی بگذارند .
مؤلف : له بلانيه فرانسوی : ( ۲۲ ) مادام سان ژرین مترجم حبيب الله طرزي : ( شماره ۲۸ ) مجلد پنجم از فصل سیزدهم « عشق وجنگ » « تولون » مثل ليون ، مار سيلز ، كابن بوردو ، پناه گاههاي مستحكم خائنان وشه پرستان شده مانده بود ، شاه پسندان و پارتی مشهور ( ژ يرون دن ) متحد أ در وازه هاي شهر را براي عسا کر متحده جرمن وانكليس باز کرده بودند . این وقتي بود که پاد شاهان يورپ متحد ومتفق شده بودند تا فرانسه را بكلي خراب سازند و يا قوانین منحوسه ديكتأ خاندان پاد شاهان متنفر را بر يك ملت آزاد شده بنشانند عین درهمین وقت يك پارتي تشكيل شده بود که با دشمنان فرانسه داخل مراودات خیانت کارانه شده ، میخواستند که ایشانرا براي تصفيه معاملات داخلي وطن خود بر انگیزا نند . خوش قستما نه اشخاص جدي وطن خواه مثل : ( را بسپير ) ( سنت ژوست ) ( کوتون ) ( کار نو ) در کمیته ( امنیت عامه ) که در پاریس تأسیس گردیده بود عضویت داشتند جماعات داوطلبان در مركز وهم در ولايات براي تکمیل مدافعه ملي ، تشکیل کرده یك بر دیگر سبقت مي نمودند . جنرال هاي جوان مثل ( هوش ) ، ( مار سو ) حاي شاه پسندان را که تا آن وقت سرا فسر بودند ، گرفتند . این هم خوش قسمتي فرانسه بود که در اثنای این سانحه پر خطر توپخانه دسته جات جمهوریت که ( تولون ) را محاصره کرده بود در زير قوما نده يك افسر جوان و مجهول الحال ( نا پلئون بنا پارت ) می بود . شهر ( تولون) در تصرف خارجیانی بود که از راه بحر سفید در انجا داخل شده بودند و آنرا بقوه جهازات جنگي نگهداری می نمودند . اسپانیولی ها ، اهالی نا پولی ؛ سارد ها ، و ما نتوي ها یکدیگر خود را در کوچه های شهر شانه میزدند . علاوه برين ها پوب يك عده با دری ها را برای بر انگیختاندن اهالی فرستاده بود . قوما ندانی این دسته جات بی قاعده و غیر منتظم که در زمن ناپلیون اردوی منظمه ایتالیا را تشکیل داد اشخاص نالایق و نا فهم بود ، زیرا بواسطه استعفا یا مهاجرت تمام افسران تعليميا فته تجربه دار از خدمت دست کشیده اشخاص کم تجربه و بی علم که دروز ساز بودند امروز به منصب های بزرگ ار تقا جسته بودند . افسر بزرگ شان ( کار نو ) يك رسام بد و سر باز بد تری بود که مهارت عسکری او بدرجه صفر بود . ازین جهت وکلای مجلس ملی از قبیل ( سا لستی ) ( فریدون ) و ( با را ) از طرف مجلس منتخب شده آمدند و در موعظه سر بازان و تشویق افسران خدمات شایانی ابراز نمودند . محاصره خیلی طول کشید . اگر چه استحکا مات اطراف شهر همه در تصرف جمهوریت خواهان در آمده بود . ولی قلعه اصلی شهر هنوز مقاومت داشت برای پیش بردن يك محاصره مهارت عسکری تجربه وخون سردی بکار می آید که افسران و افراد این اردوی تازه تشکیل یافته از همه این صفات عاری بودند کار نو که مسئولیت نا کامی را بر عهده خود میدانست به نهایت مضطرب و متلاش بود تا آنکه قسمت بسر وقت او رسیده افسر جوان فردا ك يك روزی فاتح تمام يورپ گردید ، به نجات او رسانیده . بنا پارت در اثنا ئیکه از ( اوکنون ) بطرف ( نیس ) سفر میکرد برای ملا قات هموطنش ( سا لستی ) به تولون معطل شد . ( سا لستی ) از مهارت او در مسلك توپ چی با خبر بوده او را به ( کار نو ) معرفی نمود . کار نو هم او را برای معاینه توپ ها برد . بونا پارت بعوض اینکه تمجیدی کند ، بدیدن باتری ها شاهانه های خودش را تکان داده گفت : این توپ ها بعوض اینکه جهازات انگلیسی را هدف سازد کنار ساحل را بمبارد می کند . کارنو میخواست قصور بر دوش بارود خراب نهم کشیده بار کند ، ولی ناپلیون
صفحه 15 ر شماره 28 ) مجلد پنجم ) این بهانه او را رد نموده نقصان کلی را بر انتخاب موضع ونا فهمی طویجی حمل نمود . مفتشین عسکری دلایل او را صحیح دانسته اداره عملیات محاصره را باو تفویض نمودند . در چند روز دیگر بکوششحات خارق العاده ناپلیون ، کرونویل ، مارسیلیا توپها و ذخایر حربی تازه اورده شد ناپلیون دانست که محاصره را بصورت سابق پیش بردن غیر ممکن است ، بنا براین خواست اول باول جهازات جنگی انگلیسی را از خلیج براند . برای نصف توپها يك موضع مرتفعی بکار بود که هم بر شهر و هم بر خلیج حاکم باشد . و بعد از معاینه اطراف شهر تپه کوچکی که ( اگیلت ) نام دارد انتخاب نموده صدا زد : « کلید فتح تولون در همین جاست ! » چنانچه ناپلیون پیش بینی نموده بود بواسطه توپها جهازات انگلیسی را بفرار مجبور گردانیده شهر را در آن واحد در قبضه خودش در آورد . متحدین شکست خوردند ، و ناپلیون نام بلند تاریخی خودش را حاصل کرد . بپاداش این خدمت بعهده جنرالی ترقی جسته بطرف ( نیس ) که مرکز اردوی ایطالوی بود فرستاده شد . از اینجا هم بعد از چندی برای اشغال منصب بزرگتری احضار شد . مجلس ملی بانتهای دوره پر مشاغله وحشت ناك خودش رسیده مشروطه سال سوم را برای مملکت به میراث گذاشته بود . طرفداران « کانوانسیون » در اثنا ئیکه از کار دست میکشیدند ؛ فیصله نمودند دو ثلث تعداد شان بهر صورت که باشد در پارلمان آتیه جای داشته باشند این مسئله عصیانی را در پاریس تولید نمود از جنرال های موجوده تعداد کمی مورد اعتماد حکومت متزلزل بودند و در يك لحظه سدی ( بارا ) رئیس اداره حکومت از ناپلیون که در زیر دیوارهای (تولون ) خودش را معرفی نموده بود ، بیاد آورده او را به كمك و نجات حکومت خواست . بونا پارت هم چنانکه بر علیه اهالی خیانت کار ( تولون ) فاتح گردیده بود بر ضد پاریسیان وطن دوست نیز کامیاب شد و در نتیجه این خدمت جنرال داخلی مملکت گردید . ( بارا ) تعیین او را به این عهده بزرگ باین الفاظ تجویز نمود . « می خواهم که توجه جمعیت ملی را بطرف يك خدمت کار جدی وطن وکائوانسیون و حامی فرانسه جلب کنم این جوان دلیر با کمال مهارت اغتشاش را بر طرف و امنیت را در مرکز قایم نموده است که قابل وسزا وار هر گونه ستایش وتمجید است . خیال میکنم که مجلس محترم ازین افسر شجاع يك نامزد بهتری برای عهده جنرالی داخلی مملکت نخواهد یافت . » چند روز بعد ( بارا ) استعفا نموده بار حکومت را بر دوش ناپلیون گذاشت بنا بصورت باشتاق وار زوهائیکه سال ها در دل داشت رسیده ومالك ومختار شهر پاریس گردید و به خیال وسعت اختیارات خودش افتاد تا بر تمام ملت نیز حاکم گردد . بعد از تقا باین عهده بزرگ فکر او لينش بطرف عایله اش متوجه گردید عموی خودش را سکر تر خود انتخاب نموده پنجاه هزار فرانگ که برای دفعه اول از خزینه دولت باو داده بودند . برای مادرش فرستاد. خودش را بخريدن يك زوج موزه جدید و دوختن قدری سیم طلا بر يك لباس کهنه قانع ساخت . برادرش ( لوئی ) به منصب قایمقامی پورتس تعیین گردید . و برادر دیگرش ( ژوزف ) قونسل مقرر شد . بناپورت بنا پارت از حیات تازه مستریحی که برای عائله خودش فراهم آورده بود مطمئن گردیده و هم چون از ترقی متدرج خود متیقن بود ( زیرا مجلس به مردی که شمشیر او را باین درجه احتیاج داشتند هیچ چیزی را دریغ نمیکردند ) بفکر تاهل و ازدواج افتاد زنی را میخواست ازدواج کند که آثزن نه تنها صاحب حسن و جمال و دارای مکنت زیاد باشد ، بلکه علاوه برین صفات موقعیت بزرگی را در اجتماعیات پاریس داشته باشد ، تا بواسطه او فقر و پریشانی سابقه خود را مستور داشته بتو اند . ( با قیدارد )
نادر افغان قارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه داران شناسائی و خواندن سوانح يك پادشاه محبوب افغانستان با یقین از نشریات گذشته ما ومختصاری تا حدی با همیت کتاب نادر افغان مولفه آقای برهان الدینخان کشککی پی برده و در صدد خواهند بود كه يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند . اينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین كتاب نفیس و هديه قابل توصيف باز بنوشتن این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت كتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهند قیمت كتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد (٦١١) صفحه و ( ٤٩ ) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی بقیمت بسیار نازلی بفروش میرسد . در داخله : مركز ٥ افغانی « : ولایات باضافه محصول پُست ٧ « خارج : با محصول پُست کلدار محل فروش در داخله : مرکز و ولايات طالبين، به محمود، دایره جراید و مجلات وطنی و در خارجه به وكيل التجاره افغانی برای خرید رجوع خواهند فرمود. غرض : هر قدر در خرید آن عجله كنند ندامت نخواهند کشید چه هر چه بیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار كمتر بدست خواهد آمد
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
جريده ملي قیمت اشتراك در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایت داخله ٣ « طلبه معارف ٧ « در ممالك خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید رسید عوض و معاوضه باشد ( مطبعه انيس )
[BLANK PAGE]
(شماره ۲۹ ) اشتراک سالانه ۱۲۰ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ انين ( مجلد د ) اداره : کابل جاده ارک مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارند : محیی الدین ۲ شنبه ۲۲ قوس ۱۳۱۰ تاسیس ۱۳۰۶ ٤ شعبان ١٣٥٠ قضاوت ملل معلومات منتشره ذیل نطقی است که آقای فریدریک گوس مدیر شعبه حقوق وزارت خارجه المان ، در انجمن ( وایته تو ) ایراد نموده است . اگر چه این موضوع بار ها در جراید تکرار شده است ، با این چون نطق مذکور از نقطه نظر سیاست خارجی و مخصوصاً حقوق بین المللی اهمیت تام دارد ، و آقای محمد طاهر خان آنرا از جریده (و يچه الگمایناً سایتنگ ترجمه کرده اند ، بغرض معلومات عموم بطرف طبع نیز نشر می نمائیم : کسانیکه از کوششات عمده دنیا در راه حقوق بین المللی میشنوند ، با هر دیکه از جزئیات مطلع نباشند باز هم فوراً رفع مسالماته تنازعات بین دول ، محکمه منصفین دیوان عدلیه هاگ ، مجمع ملل ، تحریم جنگ و معاهده کلوگ ، در خاطر شان خطور می کند . وشاید بعض ها در اطراف مسایل صلح جوئی ومسالمت طلبی هم فکری نمایند ؛ اما من از این مسئله با همه تصورات طبیعی آن صرف نظر میکنم و آنگونه از اول ملاحظه بر یک نقطه نظر غلط و بی ثمر اجراء مي شود . اشخاص کافی هستند که قضاوت خود را درین موضوعات، پیش خودشان سهل میدانند ایشان مسائل را یا از نقطه نظری ملاحظه می کنند که از شعبه تکامل تاریخی جلو بوده امکانات موجوده سیاسی را نه می بینند و هر نظریة را که طرفدار حل منصفي خالص نباشد ، مرتجع می گویند ، و یا هر چیزی را که بنظرشان طرفدار تو بین حقوق برای مناسبات بین المللی بیاید ، غیر ممکن ، حتی تقلب خطر ناک گفته ، قابل بحث نمیدانند . در حقیقت این چیز ها درین جا قول گوتیه را تصدیق میکنند که : ( در بین دو افراط ، تنها حقیقت بلكه حماقه میباشد ) کنفرانس های هاگ ۱۸۹۹ - ۱۹۰۷ تا بود ساختن خطرات جنگ تنها آنوقت تصور شده بیست تا در عوض دعوائی که بذریعه قوه عسکری اجری می شود يك دعوای دیگری ، موقع داده شود . و در بین دولی ، که با هم نزاع دارند بدون آنکه فکر کنند چطور موازنه حاصل میشود ، اعلان انصراف جنگ يقيناً بي معنى است . دوره تکامل این مسئله را قبل از جنگ از همه پیشتر کا نفرانس های هاگ ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ ونتائج آن نشان میدهد . مثالیکه معلوم است در این کنفرانس هانه تنها از کوشقاتی که برای تخفیف تسلیحات کردند ، نتیجه گرفته نشد ، بلكه اميد های که بعضی اشخاص راجع به يك پيش رفت فیصله كن فكر محكمه منصفين از این کانفرانس ها داشتند ، هم عقیم ماند یگانه نتیجه عبارت از تشکیل و ترتیب قوانین اجرائیه خصوصی بود، تا دران موقعی که دو دولت خواهش مند فیصله يك كاشما كش ( منازعه ) بذريعة يك محکمه منصفین باشند ، يك اصل اجراآت اداری آن دانسته شود ، و علاوه بر این نتیجه دیگر ، تاسیس دیوان عدلیه دائمی در ها کک بود .
مجلد پنجم شماره ۲۹ صفحه ۲ اما این دیوان عدلیه دائمی هم که تا امروز وجود دارد چیزی که بنام آن نشان میدهد ، یعنی يك موسسۀ دایمی حقیقی ، برای قضاوت نیست ، در حقیقت این دیگر چیزی نیست بجز يك فهرست طولانی اشخاص تا برای آن دول که برای اصلاح كدام كاففلكتی میخواهند يك هیئت منصفی تشکیل کنند ، انتخاب منصفين آسان شود ، وضعیت عمومی در شروع جنك ١٩١٤ چنین بود : این غیر ممکن ثابت شد که تمام دول دنیای متمدن در قبول اجباری مراجعت به يك هیئت منصفين اتحاد کنند ، یعنی تمام دول بمقابل يك ديگر تعهد جدی کنند ، که بعض اقسام کا ففلکت ها را بذریعه محکمه منصفین فصله خواهند کرد . بالعکس این ، بسیاری دول با همدیگر معاهدات خصوصی انفرادی عقد کرده بودند . در این معاهدات انفرادی ، اصولی بروی کار آمده بود که محکمه منصفین را در مجادلات حقوقی قبول میکردند ، اما در عین زمان مسئله «شرف و انترس» را شرط میگذاشتند . علاوه برین بعضی کوششات ابتدائی شده که در موقع مجادلات غیر حقوقى يك اصول دیگری غیر از اصول محکمه منصفین بروی کار بیاید ، یعنی اصول وساطت یا فرو گذاشت . اين يك تنقید بی قیمت است ، اگر انسان رفتار و وضعیت آنوقتۀ حکومات را فقط تمسك نادور اندیشانه به سیاست زور خالص گفته ، از آن نفرت کند . عموماً میتوان گفت : اين يك اصول نا قابل اعتبار است که در این طور مسائل عصور گذشته از يك نقطه نظری که در يك دوره تكامل بعد تر حاصل شده است ، تنقید کنند . عدم عقل و پیش بینی یا عدم عزم پاك نقطه های نظر بسیار خصوص است که انسان از روی آن اصول های سیاسی یا نظریات اساسى يك دورۀ تاریخی را خصوصاً تعریف کرده بتواند . عدل ، حق پرستی چیزیست که به خود به خود ، بلکه زیر اثر حوادث و مسائل حقیقی تکامل میورزد ، بهر صورت معلوم و ظاهر است که اینطور يك تبدل وتغير مهم در مناسبات بین المللی ؛ مانند تعهد حکومات جهت فصله کا ففلکت های شان بذریعه محکمه منصفین ؛ دفعتاً نی ، بلکه رو بهر فته بعد از يك تكامل طولاني و با تدریج واقع شده می تواند . این تعجب آور می بود ، اگر در اطراف ۱۹۰۰ تمام دول بزرك دفعتاً مجبوریت مراجعت را به محکمه منصفین در مجادلات حقوقی ، حقا نقابول میکردند. و در حقیقت هيچ يك از دول بزرك این را نه می خواست . مجمع ملل : دو سال اول بعد از چنگ نشان میدهد که حتی این طور يك حادثه مبهم و مهلك هم نتوانست فوراً و بدون معطلی در اجراء فكر محكمه منصفين يك تبدل افراطی بوقوع آرد . در اصول اساسی مجمع ملل - که حالا مركز مساعی برای تشکیل و تکمیل حقوق بین المللی شده است ـ تا امروز اعضای آن تعهد ندارند که در بعض اقسام کا ففلکت ها فیصله يك محكمه منصفین را قبول کنند . اما درین اصول اساسی فوراً يك پیشرفت ظاهر شد ، چون در ان تاسيس يك ديوان عدلیه بین المللی حقیقی یعنی تشکیل دیوان عد ليه بين المللی دایمی در ها گت که در سال ۱۹۲۲ روی کار آمد ، در نظر گرفته شده بود . این قسم يك موسسه صحیحی وجود یافت که در هر لحظه كه يك دولت بخواهد ، آمده اجرا آن است . اما از دیگر طرف کوششاتی که در وقت مذاکرات نظامنامه این عدلیه از طرف بعضی دول كوچيك شد که اعضای مجمع ملل تا يك اندازه بصورت مثبت تعهد کنند و در موقع مجادلات حقیقتاً به این دیوان عدلیه نو مراجعت نمایند ، نتیجه نداد . تنها يك میثاقی تحریر شد که بعد از امضای آن هر دولتی که بخواهد بمقابل يك دولت دیگری ، که به همین اصول تعهد کرده باشد ، حکمیت این دیوان عدلیه را در مجادلات حقوقی قبول کنند . این را «ماده اختیاری » نظامنامه عدلیه هاگت می نامند . اعضای مجمع ملل ميثاق مذکور را بعد از معطلی زیادی امضاً کردند . بالعکس این ، تعداد معاهدات جانین در خصوص محكمه منصفين بزودی زیاد شده رفت ، و بعد از کم زمانی عده بزرك دول دنيا بذریعه این قسم معاهدات خصوصی با همدیگر مربوط شدند .
صفحه ۳ (شماره ۲۹) مجلد پنجم اندازه قبول کردن فیصله منصفین در این معاهدات مختلف است. اما به حیث نمونه اساسی، آن معاهداتی را می توان شناخت که تمام مجادلات حقوقی را ماتحت فیصله يك هیئت منصفین مخصوص یا دیوان عدلیه هاگ ـ می سازند. در عین زمان برای کانفلکت های غیر حقوقی، یعنی کانفلیکت های سیاسی و انترسی اصول وساطت در نظر گرفته می شود. اصول وساطت ازین قرار است که يك كميسيون مخصوص برای مفاهمه کوشش میکنند و برای این مقصد مجانبین ـ بدون اینکه مدعی ها به قبول کردن آن مجبور باشند پیشنهاد ها می نمایند. این هم اساس آن معاهداتی است که المان از سال ۱۹۲۱ بایند طرف یا همه دول همسایه و بعض دول دیگر عقد کرده است المان اول دولت بزرگی بود که بعد از داخل شدن در مجمع ملل در سال ۱۹۲۷ « ماده اختیاری » فوق الذکر را امضا کرد. یعنی المان بمقابل همه دولی که امضأ کرده بودند یا هنوز امضأ خواهند کرد، رسماً تعهد کرد که در مجادلات حقوقی به دیوان عدلیه هاگ مراجعت خواهد کرد. درین اوقات، انگلستان فرانسه ایتالیه و بعضی دول دیگر هم مانند المان رفتار کردند . حالا انسان نباید فکر کند که مجادلات حقوقی بین دول همیشه مسائل درجه دوم یاسوم می باشد. کا نفلكت های بسیار مهم هم می تواند شكل يك مجادله حقوقی را داشته باشد ؛ يك مثال برای این مذاکرات ومباحثاتی است، که درین بهار در ژنیو وهاگ در خصوص نقشه « موافقه گمرکی بین المان و طریش » شد . در جه تكميل حاضره اساس محكمه منصفین که نتیجه تکامل چندین ساله است ، تنها وقتی بدرستی فهمیده شده می تواند که در جمله همه تعهدات عمومی که مجمع ملل بر ذمه اعضای خود نهاده است ، ملاحظه شود . در این جایان نکته باید توجه شود که در شورای مجمع ملل اساس اتحادیه را فی حكم فرما می باشد . این اساس ازین سبب اهمیت زیادی پیدا می کند که ، دولی که باهم مجادله دارند ، باو جودیکه داخل شورا نباشند ، بازهم در وقت مذاکرات راجع به کانفلیکت شان به حیث عضو رسمی شورا شرکت کرده می توانند. لهذا از طرف شورا بدون رضایت جانبین راجع به کا نفلكت آنها هيچ يك فيصله شده نه می تواند . این مسئله در وقت مذاکرات کا نفلكت چين وجاپان دیده شد . طوریکه معلوم است، شورای مجمع ملل مرکب است از پنج عضو دائمی و ۹ عضو موقتی که از روى يك قانون مخصوص انتخاب می شوند . در حقیقت این شورا کنفرانس نماینده های حکوماتی میباشد که در بین آنها نماینده های دول بزرگ که همیشه حاضر هستند ریاست را بدست دارند. شورای مجمع ملل پابند به قوانین معین ومطرح نیست و این معلوم دار است که در رویه وتصویب های آن در معاملات مهم هر دفعه بازی قوا وانترس های سیاست دنيا مجبوراً مراعات می شود وشرکت میورزد . بنابرین فهمیده شده می تواند که از اطراف زیادی درین خصوص فکر شده که آیا این ممکن نخواهد بود که اصول وساطت را از زیر اثر سیاست آزاد کنند ومربوط به يك موسسه دائمی ومستقلی که پابند حکومت نباشد ، بسازند . تا اندازه که من معلومات دارم این طور يك خواهش در سال ۱۹۱۹ در وقت مذاکرات ( ورسای ) راجع به تاسیس مجمع ملل از طرف دول سكاند يناوى اظهار شده بود . اما انسان باید سوال کند که ایا این طور يك مؤسسه که از اشخاص مستقل اما در عین زمان بزور تشکیل شده باشد درموقع صعب و باریک حقیقتاً به مقصد رسیده خواهد توانست یانه ؟ مسائل حل نشده و خطرات جدی که در اصول شورای مجمع ملل و جود داشته میتواند ، نشان میدهد که بنا بر وضعیت امروزه دنیا، هر کوششی که برای تشكيل صلح جوبا نه يك اتحاديه دول شود، محدود خواهد بود. مخیال من دیگر چیزی باقی نه میماند ، بجز اینکه این حقیقت شناخته شود و از قرار آن بدون گول زدن به خود - امکانات اجرائيه مجمع ملل تخمین شود و به مطابق آن يك رفتار عملی سیاسی اختیار شود .
البته بعد ازینکه امنیت ممالك اینطور آلات مبهم و بزرگ ، مثل معاهده مجمع ملل ودیگر قرار داد های مکمله آن راجع به دیوان عدلیه ها گذاشته گردید بایسیاد افکار وانظار مشغول تکمیل این آلات بوده ، کوشش خواهند کرد که این نظریات خود را در ژنیو عملی نمایند . واین ، مقصد از توسعه تعهدات دول است . اصول اساسی مجمع ملل به خطرات جنك چنین مقابله می کند که در هر موقع کافه مملکت ، اول راه مصالحه را حکم میکند ، واگر آن نتیجه نداد ، پس جنك را اجازه میدهد . از ین پیش ترچه به مقصود نزديك تر است که ، این اصول را به قسمی مکمل سازند ، که بهر صورت بايديك فيصله مادی شود ، و این فیصله باید قبول شود وبعد ازين جنك خلاف حق اعلان شود ؛ برای اینکه خلاف قوانین مجمع ملل رفتار نشود ، اصولی اساسی اخطار می کند که بر خلاف هر دولتی که در این راه مجرم شود ، از طرف تمام اعضای باقی مجمع ملل اقدامات اجباری خواهد شد . از این پیش تر چه به مقصود نزديك تر است که تمام دولی که در مجمع ملل متحد شده اند ، برای این مقصد اجتماع کنند تا که اجراء این قسم اقدامات اجباری خود به خود تأمین ، وهر خود سری ومعطلی از طرف دولی که برای این اجراء شماره (۲۹) وعملیات جزائیه متعهد هستند ، خارج از امکان شود ؟ بذر یععه اعضای « ماده اختیاری » بسیاری اعضای مجمع ملل قبول کردن حکمیت دیوان عدلیه ها گ را تعهد کرده اند . از این بهتر چه خواهد بود که حال سعی کنند؛ که تا مملکت های غیر حقوقی هم بدون استثنا ما تحت فيصلة يك موسسه آورده شود ؟ این طور افکار علل مختلف دارد ، مثلاً شوق برای تعمیرات حقوقی که از نقطه نظر منطق کامل باشد برغو طباوری آن اشخاصی که وقت را مستعد دانسته و تحکیم صلح دنیا را بذريعه قراوات دایمی ممکن تصور می کنند ، ونیز این حقیقت که گاه گاه در موسسات ژنیو این میل ظاهر می شود؛ که عدم فعالیت عملی را بذريعه تشکیل نظری معاهدات موتزله کنند . اما خطراتی که نتیجه این همه است ، در ان لحظه حقیقتاً جدی می شود که این قسم افکار با مقاصد سیاسی مخصوص مربوط می شود که از طرف یکی از اعضای مجمع ملل برای مفاد موقعیت مخصوص سیاسی آن تعقیب می شود . ( محمد طاهر ) ( باقی دارد ) اصولنامه حاضري و رخصتي مامورین اصل اصول نامه حاضري ۱ : ـ علي العموم مامورین دوائردولتي مطابق هدايات اصول نامه هذا بحا ضري يوميه ، مکلف اند . ۲ : ـ اوقات حاضري ما مورین قرار ذیل است : ـ الف : ـ از ابتداي حمل تا آخر سنبله از ساعت ۸ صبح الي ٤ ونيم عصر . ب : ـ از ابتداي ميزان الي آخر حوت از ۹ الي ٣ ونيم . ماه مبارك رمضان اگر موافقت کند به شش ماه اول سال ، حا ضري مامورين از طرف صبح بساعت ( ۸ ) و از طرف عصر بساعت ۲ ونيم اجرا میشود . واگر مطابقت کند به شش ماه آخر سال تخفیف ندارد . ۳ : ـ حاضري مأمورين درمركز وزارات و دوائر مستقل ، ذريعه مدير مامورين منسوبه آنها ملاحظه میشود ، ودر ولايات وحكومات اعلي ملاحظه حاضري مامورين مستوفيت وسر رشته داري را مامور یکه از طرف مستو فیها وسر رشته داران اعلي معين شود اجرا مینماید و حاضري مأمورين ديگر دوائر از طرف
صفحه ۵ ( شماره ۲۹ ) جلد پنجم آمرهيمان شعبه ، یا شخصیکه آمر مذکور انتخاب نماید ملاحظه میشود . ۴ - مامورینکه قرار اصل ( ۲ ) این لایحه براي ملاحظه حاضري مکلف اند بعد از ملاحظه حاضري از طرف صبح و عصر کتاب حاضري را بملاحظه وتصدیق آمرین دوائر که قرار هدایت اصل ( ۳ ) فوق بملاحظه وتصدیق حاضري صلاحیت دارند ، رسانیده امضاء حاصل میدارند . ۵ - مامورین حاضره بعد از ساعت معینه حاضري صبح الي ده ( ۱۰ ) دقیقه دیگر نیز بامامور مساعده میکنند ، ماموریکه پس از انقضاي ده دقیقه ، بدون عذر معقول حاضر شود غیر حاضر محسوب شده بمقابل غیر حاضري یکروز ، معاش سه روز آن کسر می شود . ۶ - هر گاه یکي از مستلزمین حاضري که بماموریت خود حاضر شده و بکتاب حاضری امضا کرده است در اثناي اجرای وظیفه در کوچه و بازار بدون تکت دیده شود ، معاش یكروز آن كسر می شود . ۷ - مامورینکه نظر باصل ( ۵ ) این اصولنامه غیر حاضر شده اند هر گاه رقعه استدعای رخصتی شان تا عصر آنروز باداره متبوعه شان رسد و آمر مافوق اجازه بدهد در کتاب حاضري که غیر حاضر نوشته شده اند کیفیت نوشته بعد امضای وزیر و یا مدیر مستقله ، از غیر حاضری معاف و در رخصتی اصولی آنها محسوب میشود ، و هر گاه آمر دائره اجازه ندهد ، و یا رخصت صولی نداشته باشند غیر حاضر شمرده میشوند . ۸ - ماموریکه فوت شود و پول غیر حاضري بذمه و باقی مانده پول غیر حاضری از معاشي آن که بذمه دولت مانده باشد وضع و باقی معاش آن بورثه ش داده میشود ، و هر گاه معاش آن بذمة دولت باقي نباشد پول غیر حاضري آن معاف است و از ورثه اش گرفته نمیشود . ۹ - معاش چپراسی های وزارت ، و سایر دوائر دولتي بمقابل یکروز غير حاضری یكروز کسر میشود . ۱۰ - پول غیر حاضري مامورين در مرکز بموجب اطلاع مدیر مامورین و یا دیگر مامورین که بامور حاضری موظف اند بامضای وزیر و یا مدیر مستقل در روز قبل از اجرای معاشات بدائره که معاش مامور از آنجا داده میشود ، اطلاع و کسر میگردد، و در نائب الحکومه گیها و حکومات اعلی و سایر حکومات ، علاقه دار یهاه ذریعه مستوفی ها و سر رشته داران اعلی و مدیر ها و مامورین مالیه محلی از معاش شخص غیر حاضر کسر می شود. ۱۱ - هر گاه یکی از مستلزمین حاضری مریض شود باید در مرکز بمدير مامورین و یا ماموریکه ملاحظه حاضری را مینماید ، و در ولایات و حکومات اعلی بمستوفیها و سر رشته داران اعلی و بدیگر حکومات بمامورین حاصری طلاع بدهد در رخصتی مامورین علم و اطمینان و تصدیق آمر ما فوق معتبر است ماموریکه تصدیق آمر مافوق را حاصل نکند غیر حاضر شناخته می شود و قرار اصل ( ۵ ) این لایحه بمقابل یکروز معاش ( سه روز ) آن کسر می شود . ۱۲ - رخصتی مریضی ماموران با معاش در مدت کمال اکماه است ، خواه ایام مر یضی مسلسل ، و یا متفاریق واقع شود مریضی ضافه از یکماه تا ششماه مناصفه معاش برای مامور مر یض داده میشود و بعد از مرور شش ماه از ماموریت سبکدوش ، و در حال صحت عند اللزوم بدیگر ماموریت حسب لیاقتش مقرر می گردد . ۱۳ - ماموریکه اضافه از یکماه مریض شود هر گاه وظیفه آن از وظایف مشترکه باشد ماموریکه در وظیفه با مامور مریض اشتراک دارند ، وظایف آنرا اجرا میکنند ، و اگر از وظایف مشترکه نباشد در مدت شش ماه هر گاه ممکن باشد وظایف آنرا به ذیمه یکی مامورین دوایر مشتر که اجرا میدارند ، و الا يك وكيل از طرف رئیس همان دایره مقرر شده از نصف تا سه ربع معاش مامور مریض باو داده می شود . ۱۴ - در مرکز وزیر و معین و مدیر مستقل و در ولایات و حکومات اعلی وکلان و سائر حکومتی ها ، مستوفیها و سررشته داران اعلی و مدیر ها و مامورین مالیه وقتاً فوقتاً و يا عند اللزوم به تفتیش حاضری مامورین متبوعه خود صلاحیت دارند . مدیر مامورین ، و یا مامورینکه به ملاحظه حاضری مامورین موظف است
شماره ٢٩ میتواند که برای تفتیش حاضری مامورین به آمر مافوق دایره منسوبه خود یاد آوری نماید. ١٥ - در مرکز وزرا و مدیر های مستقله، و در ولایات حکومات اعلی نایب الحکومه ها و حکام عند اللزوم نظر بوقوع کار های مهم و ضروری علاوه بر اوقات معینه حاضری ساعت کار را تمدید کرده میتوانند. ١٦ - هر گاه یکی از مستلزمین حاضری در حین اجرای وظیفه اش بدیگر دوایر دولتی طلب شود و مدیریت مامورین و یا دیگر ماموریکه امور حاضری را اجرا مینماید، با امضای آمر دایره تکت اجازه برآمدن داده میشود و مامور در وقت مراجعت بدایره منسوبه خود باید تصدیق مدیر و مامور دایره که در آنجا طلب شده است حاصل نماید. (اصول رخصتی مامورین) ١٧ - رخصت با معاش که از طرف دولت برای مامورین اعطا میشود چهار نوع است: - الف: - رخصت ضرورت. ب: - رخصت تفریحی. ج: - رخصت مریضی. د: - رخصت عروسی ابتدائی. الف: - رخصت ضرورت برای امر ضروری شخصی مامور در ظرف یکسال بیست روز مقرر است. ب: - رخصت تفریحی در یک سال بیست روز است خواه مامور یکدفعه رخصت بگیرد یا بتفاریق، مامور مخیر است که رخصتی یکسال خود را در ظرف همان سال و یا بعد از دو سال چهل روز و یا پس از سه سال دو ماه بگیرد، اما اضافه از دو ماه رخصت داده نمی شود. ج: - رخصت مریضی مطابق اصل (١٠٢) این اصولنامه اجرا میشود. د: - رخصت عروسی ابتدائی ده روز است. ١٨: - در رخصت تفریحی آمران مافوق ملاحظه کار ماموریت را نمایند که هم معطلی در اجرای کار واقع نشود و ادای رخصتی مامور نیز کرده شود. ١٩: - در رخصت ضرورت آمران مافوق دقت نمایند که برای کار های ضروری رخصت داده شود. ٢٠: - رخصت ضروری و تفریحی و عروسی یک میعاد مسلسل داده نمیشود. اصول اعطای رخصتی ٢١: - رخصتی وزراء ومدیران مستقل تا سه روز بموجب اطلاع خود شان که بمدیریت های مامورین وزارت متعلقه خود اطلاع بدهند مرخص شده میتوانند، و علاوه آنرا از مقام صدارت استیذان نمایند. ٢٢: - رخصتی نایب الحکومه ها و حکام اعلی ذریعه وزارت داخله از مقام صدارت عظمی استجازه میشود - رخصتی نایب الحکومه ها . حکام اعلی در مواضعیکه تیلفون موجود است تا سه روز و در جائیکه تیلفون موجود نیست تا پنجروز با ستیذان وزارت داخله ضرورت ندارد وکیل منسوبه شان اصولا اجرای کار را مینماید اما اطلاع دادن به وزارت داخله ضرورست و سائر مامورین ولایات وحکومات از آمر مافوق دایره منسوبه خود رخصت حاصل میدارند. ٢٣: - مامورین مرکزی وزارت ها ودوائر مستقله ورؤسای محاکم بمنظوری وزیر و مدیر مستقله و رئیس منسوبه خود ترخیص حاصل میدارند. ٢٤: - برای منصبداران عسکری که به ترتیب سوانح عمری خود ها مکلف اند مطابق اصولنامه هذا رخصت نیز داده میشود. ٢٥: - رخصتی ها بقرار تکت آمرین مافوق اجرا می شود. مواد متفرقه ٢٦: - در موقع محاربه و یا کدام خدمت ضروری رخصت داده نمیشود از مامورین کسانیکه قبلا رخصت گرفته باشد و بودن آنها برای خدمت ضرورت شود بها موریت منسوبه شان خواسته می شوند. ٢٧: - مامورینیکه از يك وزارت بدیگر وزارت تبدیل و یا جدید مقرر شوند، هر گاه خواهش رخصت تفریح کنند و از سال های گذشته حق تفریح داشته باشند در سال جاری که جدید مقرر شده اند
کاملاً رخصت تفریح خود را حسب قيودات حصه ( ب ) اصل ( ۱۷ و ۱۸ ) اصولنامه هذا گرفته می توانند و اگر از سال های ماضيه حق نداشته باشند از ایام تفریح سنه جاریه خود تا دو ماه نگذرده ، بیست روز رخصت گرفته نمیتوانند ، اما قبل از اکمال دو ماه تا پنج روز اگر خواهش کنند رخصت داده می شود ، مامورینیکه بيك وزارت و دائره مستقله ، سال تمام ماموریت داشته اند رخصتی تفریح خود را در هر وقت که خواهش کنند از وزارت و دائره منسوبه شان داده می شود . ۲۸ : - مامور ینیکه برای حج بیت الله شریف رخصت بخواهند هر گاه اصولاً حق رخصتی داشته باشند آمران ما فوق شان مطابق حصب اصل ( ۱۷ ) و ( ۱۸ ) و ( ۱۹ ) این اصولنامه ، رخصتی ایام استحقاق شانرا با معاش و اضافه آنرا بدون معاش اجازت داده می توانند . ۲۹ : - مامورینیکه برای سیاحت رخصت بخواهند ، ایام رخصتی استحقاق خود را با معاش حاصل میتوانند ، و اضافه از آنرا بعد استعفا از ماموریت و تحصیل پاسپورت رفته می توانند . ۳۰ : - مامورینیکه برای معالجه امراض خود خواهش رفتن خارج را نمایند حتمی است که از مدیریت و یا ماموریت های طبی محلی ، تصديق عدم امكان معالجه خود را در داخل حاصل نمایند ، آمران مافوق بعد از ضبط تصدیق مذکور رخصت داده تادیه معاشات آنها قرار ذیل می شود : هر گاه رخصت مریضی را حق داشته باشند ایام استحقاقی معاش کامل و علاوه بر آن تا شش ماه مطابق اصل ( ۱۲ ) این اصولنامه بموجب تصدیق داکتر هائیکه نزد شان علاج میکنند ، یا تصدیق نماینده افغانی مقیم آن مملکت مناصفه معاش برای شان داده می شود . ۳۱ : - مامور ینیکه نظر باصل ( ۲۸ ) و ( ۲۹ ) و ( ۳۰ ) بخارج میروند طایف شانرا تا ا کمال موعد رخصتی ، دیگر مامورين و یاو کیل آنها مطابق اصل ( ۱۲ ) این اصولنامه ایفا مینماوند و اگر بعد از انقضای موعد معينه ، مامورين مذكور بيا موريت حاضر نشوند دیگر ما مورین عوض شان مقرر میگردند و در حال عودت مامورين مذکور بدیگر ما موریت ها حسب لیاقت شان مقرر می شوند . ۳۲ : - كسانيكه معاش شخصی دارند هر گاه برای معالجه یا حج بیت الله شريف و یا سیاحت بخارج بروند اگر برای معالجه بروند قرار اصل ( ۳۰ ) هر گاه حـــج بیت الله ميروند حسب اصل ( ۲۸ ) این این اصولنامه و اگر برای سیاحت بروند بدون معاش رفته میتوانند . ۳۳ : - کسانیکه معاش شخصی دارند و مطابق اصل ( ۳۲ ) فوق برای سیاحت بخارج بروند در قطع و تادیه معاش آنها از تاریخ رسیدن به سر حد افغانستان در حاله دخول و خروج نظر بتاریخ ملاحظه سر حد دار در پاسپورت شان و را پورت سر حد داری اعتبار داده می شود . ٣٤ : - در زمان رخصتی های نائب الحكومه ها و حكام على اکلان و دیگر حکام و علاقه داران مستوفین و سرشته داران ، مدیران و ما مورين ماليه وظایف حکومت را ایفا مینمایند ، و در غیاب و رخصتی وزرا وظایف شانرا معین وزارت اجر میکنند و یا عند الزوم از مقام صدارت وظا ئف آنها بدیگر وزیر و یا وکیل تفویض میشود . ٣٥ : - اگر مامورین دو ایر دولتی ولایات و حکومتی ها تا ثر حيس حاصل مینمایند و کلای قانونی شان وظایف آنها را ايفا مینمایند مثلاً در غیاب مستوفیان و سرشته داران اهل مدير محاسبه ، و در غیاب مدیر یا مامور ماليه ، سر کاتب و كاتب اول ما ليه و همچنان در جمیع دوایر دولتى وكالت مامور اول را مامور دوم همان دا ئره ایفا مینماید . ٣٦ : - برای مسئله قضیه کشی رخصتی مامورین در يك سال يكروز مقرر است که به تصويب مجالس مشاوره محلی ، وتصديق آمر ما فوق همان ملحقه نسبت بموسم هر مو ضع از پانزده حوت الی پانزده حمل يكروز تعين و مامورین در آن روز رخصت میشوند . ۳۷ : - ما مورينکه بعد اکمال رخصت معينه اش بدون عذر معقول بما موریت حاضر نشود غير حاضر محسوب شده قرار اصولنامه هذا مسئول است . رخصتی های عمومی ۳۸ : - الف : جشن استقلال در مرکز ( ۸ ) روز ، جشن استقلال در ولایات و حکومات على ۳ روز .
تاریخ شروع رخصتی مذکور هر سال در تقویم تعین میشود . ب : ـ عید مبارك ضحى يك روز قبل و روز اول ، دوم ، سوم جمله چهار روز . ج : ـ عید مبارك رمضان روز اول ، دوم سوم جمله سه روز . د : ـ دهم ماه محرم الحرام يكروز . ه : ـ دوازدهم ربيع الاول مولود شريف يكروز . و : ـ رخصتی جشن نجات وطن در مرکز وولایات و حکومات على يك روز . ز : ـ تاسیس شورای ملی ۱۸ سنبله يكروز . ح : ـ روز اول ماه مبارك رمضان يكروز ۳۹ : ـ مامورین دوایر دولتی با وامر و هدایات اصول نامه هذا ، ومدیریت های مامورین و سایر مامورین حاضری که ملاحظه امور حاضری را می نمایند به تطبیق واجرای احکام این نامه مکلف اند . تعميل الفاذ احكام مواد اصول نامۀ هذا را امر و اراده میکنیم : تحریر ٨ عقرب سنه ١٣١٠ ش و (١٩) جماد الثانی ١٣٥٠ ق ( محل مهر همایونی ) ( شماره ۲۹ ) ترجمه از الوستر اسیون پاریس : ادیسن یا زلی و مجسمه کار اگر نگاهی بحیات اسلاف ادیسن نمائیم مایت حیرتمان خواهد شد . پدر کلان ادیسن که در ١٨ اکتوبر سال ١٩٣١ بعمر ٨٤ سالگی از پنجهان گذران در گذشت وجد و عم این مخترع بزرگ هر کدام بیش از صد سال زندگی کرده اند ( میزان متوسط طول حیات پدر و پد کلان و جد و عمش ٩٦ سال میشود ) علت کوتاهی عمر ادیسن را نسبت به اسلافش جز کثرت کار تعبیری نتوانیم . ادیسن عالم بزرگی بود که دنیا فاقد او شد بلکه میتوان او را پهلوان رزمی صحنۀ اختراع ، تولی کار پرهاو و تماوج افسانه های تاریخی قرن ۱۹ نامید . یکی از اثرات قوه خارق العاده او بود که ( ماشین ) همۀ چهار گیتی را تسخیر نمود . ویکتور هو گو شاعر شهیر فرانسه قبل ازینکه پا به دیار عدم گذارد در پیسی موسوم به « ویکتور هو گو ادیسن » تعریفی مجلد پنجم از این مخترع امریکائی نمود . « ویکتور هو گو ادیسن » در حوالی ۱۸۸۰ ولوله عجیبی افگند . فصاحت و تصورات شاعر و اختراعات بدیع مخترع که هر يك صورت فعل خواب های هزار ساله بشر بود در اقطار عالم منتشر گردانید ادیسن در سال ١٨٤٧ با برق صنعتی توأم متولد شد و « دوشیزه امریکا » یعنی برق دست بدست با او بزرگ شد . در فرصتیکه ادیسن « دوشیزه امریکا » را پرورش میکرد در انگلستان وات واستفن سن اختراعات ماده ذغال را « مرد انگلیسی » نام نهادند . ساکنین یکی از اول وهله اشتباه نکرده در حافظه خود چنان مقادیر افتخار فوق العاده درخشانی برای توماس ادیسن تخلیه کردند که هرگز بهیچ يك ترقی های علمی حتی به ویلیمازد نئیس هم نظیر آنرا مناسب ندیده بودند . باید عتراف باید کرد که اگر بنا باشد زنی ادیسن را مرسم کنیم محال است ، چه او زنی عظیم است وو سيم آن از استعداد قلم ما خارج ولی میخواهیم شمه از حالات او را بقید قلم آریم . زنی ادیسن که يك سلسله ایجــادات و اختراعات محیر العقول را از دیار نیستی بصحنه وجود در آورد ، فقط در اثر دامنه صبر وفکر رسای طبیعی او بود ، چنانچه در بدو مرحله قوای طبیعی و تجربه اش بهزار پایه از افکار وتصورات علميه او بلند ومؤثر تر افتاده بود .
( شماره ٢٩ ) ( مجلد پنجم ) از زیر زمینی منزل پدری انوار خود را بر قرار کرد . لیکن چه لابرانوار ادیسن درین مقابله غالب آمد ودرین فن تا لابراتوار متبحر کیمیار انوار عجیبی ! ! ! ادیسن همه بوتل هایکه در ١٨٦٨ مقام عالی داشت به اسم ازین روز حیات ادیسن با طمانیت فکرمواد و وسایل لازمه چند تکری هایشاهزاده شهرت گرفت چنانچه‌این اسم او به توسعه گذاشت . مانند زنبور عسلیسبزیجات را که از پورت هورون بمقصد او را بیجادت مخبر العقول اوغست و محو که برای اولین مرتبه بال بهم زده برایتجارت می خرید و بدون اینکه محصولی از نمود . بلی تلگرافچی وظیفه معمولی آنجاه دازد در امتداد راه انرا میفروخت و در خود،مقام اینطور یکشخص عالی ساختمان عسل در گلستانی پرواز نماید تا ازین راه قوه خرید موادکیمیائی خود نیست . خود را در صحنه پر هیاهوی دنیا بمقصد را به ٦٠٠ دولار رسانید . در همین سال ادیسن ماشین برقی ایجاد کشف وایجاد پر تاب کرد . وظیفه جریده فروشی او را تا گمان کرد که درکونگره‌‌هاعوض‌هرنمانده‌رای ١٠ سال از سنین عمرش گذشته بود که به پیشه‌تلگرافچی کشانیده . قانون مورس دهد چون رئیس‌جمهور ازین امر مطلع در زیر زمینی خانه پدری خود در ( پورت را که عبارت صحیح نوشتن ونسبت او ازشد به او گفت : « پسر تو مگر دیوانه هورون ) مواد کیمائی را گرد خود جمع نمود بود یاد گرفت ، کارگری که در يك دقیقه شدی؟ قبل از ایجاد توتعداد قرعه و رأی مادرش چون ازین کیف استحضاریت بتواند ٢٠ کلمه بنویسد اعلی است و سریع بلکه از اندازه هم سریعتر است آیا حاصل کرد خواست همانطور که اطفالآنکه ٢٥ بنویسد خارق لعاده است . با آله تو چه خواهد شد .... ! » خورد را از بازی با کبریت منع میکنند ادیسن بعد ازاینکه چندین وقایع ناگوار بالاخره چون در نیو يورك در فقر و جلو گیری کند، لیکن نتیجه نه بخشیددر ( مدل وست ) متحمل شد به باستن آمده احتیاج تمام میزیست یکی از رفقایش در و به میلان او تن داد – درین بین مانع دیگریبيك شركت تلگراف مستخدم شد روزیخانه بانك طلاوذخاير ، به اومنزلی داد دوائر رخ نمود که فروشنده مواد شيمائی قيمت یکنفر از همکارانش در دستگاه مقابل این شخص بی خانه بخصوص مخابره بآبورس های مواد را مطالبه کرد و بدون وجه نقدمتلگراف نشت و با کمال لجاجت باره خطا خیلی مهم بود و بر طبق معمول بایستی دائماً نخواست من بعد نسخه جات را باو بفروشد به را به او انتقال میداد . درین ضمن جدول های نرخ تبادله به تمام مشترکین چنانچه بهمین علت وملاحظه است که شخصی مقابل از خیره سری بقسمی کلماترسانیده شود روز سوم ورود ادیسن بالا ادیسن درقطار راه آهن (ده تروا ) وندر ریخته مضامین گسیخته و از هم پریشان انتظار حادثه و سکته در یکی از ماشین هورون شغل جریده فروشی را پیشه نمود. کرده ، لیکن ادیسن ازدسیسه واضطرابها رخ داد . ادیسن حتي مدت سه ماه هم منظماً در را بخود راه نداده مشغول نوت بود . ادیسن فوراً آنرا مرمت کرد . در مكتب درس نخوانده فقط استعداد طبیعی نفر مقابل خطابه مختصر دیگری را شروع ادای این خدمت رئیس شرکت او را او بضامان پرورش مادرش نمو نموده کرد . ادیسن بنوت نمودن آن پرداخت تلگراف ماشین آلات نامیده ماهانه ٣٠٠ است . و در انجام کار به حریف خود گفت : دولار معاش برایش مقرر کرد . در قطار اهن براي اين جوان جراید « چون دست هایت خسته شده میتوانی اولین کاریکه ادیسن ازین عاید تش گرفت فروش اطاقی تخلیه کردند که درآنجا لابا با پاهاهم شروع کنی » - کار گر نو آموز بعضی اسباب های ساخت فازادی را خرید که در نظرش يك دنیای جدید را پهن و منبسط کرد.
ادیسن از شخص قارادی و اسباب های او بقدری استفاده کرد که در ظرف سه ماه تمام قوانین استدلالات برقی و مباحث متسلسله مغری را آموخت . درین موقع ادیسن بر طبق آرزو و احتیاج ، شرکت تلگرا فخا نه بانك طلا و نظا یر ، ماشین ساخت که دستگاه کمپنی وسترن ایونیو» را از پا درافگند چنانچه فوراً ، شرکت مخابراتی خارجی لندن ، آنرا استقبال پذیرفت . رئیس شرکت چون از ین ایجاد او مطلع شد فوراً ماشین او را که نتیجه تجسسات او بود خریدار شد و خواست بعنوان قیمت مزدی در مقابل زحمات او باو بدهد ادیسن چون در دل امید مخفی داشت که ماشین او را ۲۰۰۰ دولار میخرند واراده داشت ۵۰۰۰ دولار بخواهد نتوانست سخن بزبان ارد . در ین وقت کسونی در رشته بگوش او الهام کرد که بگو « هر چه میل شما » . رئیس شرکت گفت من نرم آنرا به ٤٠٠٠ دولار رضامیشوی . از ین جواب تمام صرف و روحیات امریکا در نظر این مخترع جوان جلوه کرد، پول را تسلیم شد و متمول گشت . ازین وقت ادیسن مخترع صنعتی گردیده در لابراتوار شخصی خود در نيويارك در ( ۱۸۷۰ ) بساختن يك سلسله از ین قبیل ماشین را پرداخت . ( محمد علی ) ( باقیمارد ) ( شماره ۲۹ ) خبر هاي خارجي تاس - ه دسمبر وضعیت مانچوری شانگهای - اجتماع قوای جاپانی در تین سین جاری است . تاهنوز ۳ صد نفر عسکر بحری ، ۳ تولی پیاده با ماشین دار رسیده است . و نیز قوای جاپانی در تمام نقاط سوق الجیشی مانچوریا اخذ موقع نموده اند . توکیو - وزیر حرب جاپان ، می نامی ، در مجلس وزرا گفت که قوه ژاپونی از شهر تسه تسه هار واپس کشیده نه می شود ، چه عساکر ژاپونی با قوه ژنرال مہا ( چینی ) در پیکار است . شانگهای - ژاپونی ها فعلاً به تشکیل حکومت مانچور یا مصروف اند ، قرار معلوم شهرهای پین هم در تحت نفوذ این حکومت جدید خواهد آمد . همچنین در شهر تسه تسه هار حکومت موقتی تشکیل و در نظر دارند که شهر هی لار را تمام علاقه برگ را تحت رژیم جدید در آورند تنزل نرخ پوند : لندن ـ فعلاً نرخ پوند به ۷۳ شلنک طلائی رسیده ، یعنی در ظرف دو هفته تنزل آن عبارت از ۲ ونیم شلنک است . مظاهره در لندن لندن - در مقابل عمارت سفارت ژاپون در لندن ، يك نمایش بزرگ از طرف کارگران اجری شده . و تمام آئینه های عمارت را شکستانده اند . بحران اقتصادي برلین - در این اواخر عده از بانك ها سقوط نموده است . دو شهر فرانكفور نيو سگ ، المان وسطی ، کار خانه جات ماشین سازی بند شده است . در ماه اخیر قریب ۵۰ مليون مارك اسناد که تادیه نشده بود ، به محکمه رجعت داده شد است . هر روز حکومت جای داد رها قین را فروخته به تادیه قروض آنها می پردازد . در مقابل ، دهاقین اموال خود را بعوض فروش ، در میدهند . در علاقه بادن بسبب همین فروش مال رها قين ، يك دهقان تميز مامور فروش اموال را بقتل رسانیده است . چین وژا پون توكيو - ریاست ارکان حرب ژاپون ، راجع به فرستادن يك غند خط آهن و قطعات شاهی در مانچوری ، از حکومت خود اجازه حاصل نموده است . مي نامي وزیر حرب در مجلس وزرا گفت که در اطراف تسه تسه هار وتسمن چاو وضعیت خوبتر شده و لہذا قوه ژاپوني در حصه مشرقی خط اهن ( پیکین - مكدن ) جمع مي شود . شانگهاي - لواي هشتم پیاده جا پا ني
( شماره ۲۹ ) ( سال پنجم ) به كيهن زه رسید . ونیز لوای ژنرال ( سوزوكي ) به شه شه هار داخل گردید. روز نامه جاپان كرونيكل مي نويسد : مشاهده کنندگان اجنبي که از منچوري واپس عودت کرده اند، از افواهات در خصوص كمك از طرف شوروي ، براي ژنرال چيني ( ما ) ، استهزا و تعجب مي نمايند بعد از ديدن ميدان هاي محاربة در اطراف درياي ( نوقي ) و در تسه شه هار ، باوجود كوشش جدي آنها نه توانستند ثابت نمايند که دولت شور وي براي جنرال مها كمك كرده باشد . كشف اسلحه : پیکن - در شهرها ربین ، مامورين ايستگاه راه آهن وپوليس ، سي و شش صندوق اسلحة وهشتاد گوله توپ و بیست صندوق البسه نظامي، كشف نموده اند . بارهاي مذكور را شركت جاپاني ( كوكو سايه ) ، بنام پنبه به شعبه هاربین خود فرستاده بود چون مستخدمین شرکت موصوف از کشف پوليس واقف شدند ، براي گرفتن آن نیا مدند . روز نامه جات میگویند که این ثابت است كه براي اشرار ودسته جات روس هاي سفيد در منچوري اسلحه جاپاني میرسد . ایران : روز نامه ستاره جهان منطبعه طهران بمناسبت عقد معاهدة تجارتي ايران وشور وي مي نويسد که : « دو چیز درین معاهده خيلي ها جالب دقت است : اول اينكه حكومت شوروي انحصار تجارت خارجي ايران را رسماً شناخته است . ثانیاً اینکه مساوات حقوق بحري را در بحر کاسپین تصدیق نموده است حکومت شوروي اولين حکومتی است که قانون انحصار تجارت خارجي ايران را به رسميت شناخته و راه را بد يگر دول باز نموده است . وحكومت ايران هیچ وقت این نظر یات دوستانه شور وي را فراموش نخواهد کرد » هند وانگلستان ( كنفرانس میز مدور ) ریوتر ١٥ نومبر گاندی روز شنبه لاود آ رون را ملاقات نمود . در آتریان صدر اعظم در روز جمعه راجع به اینکه گفت آماده ام در مسئله فرقی انصاف کنم ، نماينده گان مهم جلسه های متعدده در روز شنبه نمودند و راجع به صورت مطالبه که از صدر اعظم بنمایند مذا كرات كردند. پندت مالويه كه ابتداءً او تثبیت نموده است اعضای نماینده گان را بر يك مکتوبی میگیرد که قرار معلوم بیان میدارد که او برای ادامة کار کمیته تعمیر اتحتادی و رسیدن به فیصله جان و امضا کننده گان فیصله مسئله تايه اندازه که به هنود و مسلمین و فرقه سکه تصاق دارد به صدر اعظم وا می گذارند . در مكتوب مذكور از اقلیات دیگر ذکری نموده خبر هاي داخلي عزیمت بهند : آقاي محي الدین خان صاحب امتیاز جریده انیس که تقریباً از مدت دو سال بمرض سل دچار بوده و درين اواخر علائمت اوشان کسب شدت ور زيد اطباى موجوده بواسطه حلول زمستان وشدت سرما رفتناش را براي معالجه در خارج تصویب کردند نشده است . تا بحال بر مكتوب مذكور مالويه، با كوره ن ، سرکاوتی ، جی جهانگیر ، و تلا ؛ حمال محمد ؛ و را وا امضا نموده اند . برای گرفتن امضای مسلمین نیز صرف مساعی نموده میشود غالباً مكتوب مذكور با هر قدر امضا که گرفتن آن ممکن گردید فرستاده خواهد شد . دانسته شد است که سکه ها در مکتوب مذكوره امضاً ننموده اند . وفکر دارند مکتوب جداگانه بصدر اعظم بنویسند شام روز شنبه گاندی برای سه ساعت نماینده گان مسلمان را در هوتل ( ریتس ) ملاقات نموده و دانسته شده است که را جع به وضعیت به نسبت بيان قبول انصاف صدر اعظم غور می نمودند جوش ، تمرو ، گییری ، در یاد داشت خود از اعلان حقوق طرفداری میکنند . وجا دا و در یاد داشت خود از دادن کرسی های دائمی به مراتا ها و فرقه ها متفقه بمبئي مو كداً طرفداری مینماید .
( صفحه ۱۲ ) ( شماره ۲۹ ) ( مجلد پنجم ) چون بضاعت و توانائي شخصي لوازمه انجو خارجي امکان نداشته و بعید می نمود حضور شاهانه از منتهاي عرفان دوستي بنام قدر شناسي از اهل قلم وطن رفتن محي الدينخان را در هندوستان از شاد و مصارف ، ما انجه اش را عنایت فرمودند لهذا بروز پنجشنبه ۱۸ قوس از راه جلال آباد رهسپار هند گردیدند . نگارنده و سایر کارکنان این اداره از خداوند متعال شفاي عاجل آنها را خواستگار بوده و ازین فرط نوازش و عرفان پروريهاي هما يوني ابراز امتنان میکنیم . حرکت شهزاده و تعلیم گاه پیاده : تعلیم گاه پیاده بنابر تعلیمات ومشقی های حربی با تطبیقات عملی که در نظر داشتند و هوای سرد کابل تا اندازه مانع عملیات آنها واقع میشد حسب تصویب وزارت جلیلیه حربیه قرار شد در جلال آباد رفته و آنجا در هوائی که برای کار مستعد تر است مشغول تعلیم و تربیه گردند جناب شهزاده محمد طاهر خان هم که بحيث يك فرد نظامی دران تعلیم گاه شمولیت داشتند بروز پنجشنبه معیت همکاران و معلمین مربوط تعلیم گاه پیاده بسمت جلال آباد رهسپار شدند . حادثه اسف ناک : دیروز ، یکشنبه ۲۰ قوس ، یک حادثهٔ اسفناک ، که منجر به هلاکت چند نفر کارگر گردیده ، در کابل رخ نموده ، وتفصیل آن قرار آتی است . سراي حاجي عبدالرحمن خان كوهستاني واقع لب دریا ، که از زمره املاک ضبطي ومتعلق به ریاست قبائل گردیده بود ، درین روز ها به اجاره داري حاجي محمد رحیم خان ولایتی و در تعمیر و تر میم مي شد ، حصه شمال غربي آن در حینیکه چند نفر بنا و چندین فعله مشغول کار بودند بغتتاً شکست کرده و طبقه اول و دوم آن بازمین یکسان شده ، کار گرانیکه در طبقه فوق کار میکردند ، از مراحم ايزدي نجات یافتند ، اما مهراب الدین خان و ویس الدینجان استا کار با چند نفر مزدور دیگر یکه در زیر بودند ، گرفتار آمده و بزیر توده خاک ماندند ، در نتیجه کوششات و مساعي پولیس تنها یک نفر مزدور زنده نجات یافت و بعضي نفري مذکور ( که فراز معلوم شش نفر بوده باشند ) را مرده یافتند و برخي هم در همان حال بیرون آوردن ترک حیات گفتند . اسامي مزدوران هنوز معلوم نیست واقعه مذکور قريب ساعت ۳ بعد از ظهر رخ نمود ، و تا مروز صبح هم پولیس مشغول کشیدن اجساد بود . راجع به علل و اسباب سقوط عمارت تا هنوز پوره معلوم نیست چنانچه بعض ها میگویند که چون کار به تعجیل اجراء می شد و موسم تعمیر نبود ، لهذا عمارت نم ناک بوده و طبعاً باید چنین می شد دیگری میگویند که علل آن سر تیری اجاره دار بوده است . بهر حال قوماندانی کوتوالی در صدد تحقیقات است و انشاالله بزودی بازخواست آن کرده خواهد شد . تقرر وکیل نائب الحكومه مزار : آقای عبد الجميل خان که سابقاً برتبه فرقه مشری قوماندان کوتوالی کابل بوده و درین اواخر بوكالت والی ولایت کابل اشتغال می ورزند در اثر خدمات شایان و قابلیت ولیاقت شان از حکومت متبوعه ما بوکالت نایب الحکومه گی ولایت مزار شریف شرف تقرر یافته و بهمین زود یها بسمت ماموریت خود عزیمت خواهد کرد . بر طرفی و مقرری : میرزا صدر الدین خان مامور مالیه مقر بواسطه که بنام مریضی خود را از کار کناره نموده و استعفای خودش را نیز تقدیم نداده بود ، حال از خدمات دولت محروم و میرزا محمد محسن خان ساکن غزنی بها موریت مالیه در عوض او مقرر گردید . مقرری : آقای میرزا عبد الخالق خان سابق مامور ماليه وردك بها موریت مالیه گنواز مقرر گردیدند .
شماره ۲۹ مجلد پنجم حكايات کامل زود باور : دو نفر آشناي همدگر در يک روز دو جفت کفش خريدند يکي از آنها که هوشيار و پاکيزه روز گار بود همه روزه کفش هاي خود را از گل ولای مصفا کرده مي پوشيد، و ديگري که بيخود بود، کثافت او را از مراقبت نظافت کنار مي کشيد هميشه با پوش الود وا کثافت کش ميکرد پس از مدت كمي كه با هم مصادف شدند کاهل کفش خود را کهنه و از رفيق خود را تازه يافت علت پرسید رفيق هوشيار مستهزاانه جواب داد: من هر روزه کفش هاي خودم را با آب داغ شست وشو ميدهم ، کاهل زود باور کرده بخانه سفارش داد کفش هاي او را با آب جوشانی بشویند يک چشم زدن اهل منزل دو پارچه دهپر کنج، کلنجي را بنام کفش پيش پاي آقاي کاهل گذاشتند! آقا با کمال عتاب بخانواده خود گفت : خاکي نان از خود خورده و عقل بشما ياد بدهم نمیدانید که از ملبوسات هرچه شسته شد و ضعيت اصلي خود را تغیر میدهد انم در خانه موجود هستم اقلا فکر از خود نداشتيد که چيزهاي ابلند است کرده پيش من آويد چيزي نگذشت که هدایت آقای آقا بکفش ها فواره کلا پاره شی ببخشید و اما حاضرین خنده را سر دادند آقا فهمید قاوه را بووه باخته بکمال غرور گفت باز بد نشد ! گر از پا پوشی برآمده بود حالا اقلا کار کلا باراني را ميدهد . معالجه دهات : مرد دهاتی شکم درد شد کسان او طبیب ده رجوع کردند طبيب پس از فکر زياد از دو ر اتاق خاک آلود اطاق خود قطی حلبی زنگ زده را برداشته و از بين آن بطر اقل مسجوق نهانی بیرون آورد ، یک مقداری به مريضدار ها داده و گفت تصرف هوا است پريشان نشويد براي امروز ازاین دوا به او بدهيد فردا خودم آمده و پس از معاينه نسخه مفصلي خواهم نوشت ولي احتياط کنید که بیش از یکمثقال به مریض ندهید مریضدار پرسید يکمقال چقدر خواهد شد حکیم گفت معادل وزن یک قرآن ، فردا که طبیب بدو خانه مريض رسيد صداي گريه و نوحه شنید پرسید چه خبر است گفتند مریض، عمر خود را بشما بخشید . حكيم : افسوس ! چه وقت ؟ مريضدار : پس از خورانیدن دواي شما ! حکیم : هي هي انشاء الله ليز نپریده است خوب راستي من توصيه کرده بودم بيش از يکمقال ندهید شاید بیشتر خورده است . مريضدار نه قربان بتوصيه شما عمل کرديم منتها قرآن پيش ما موجود نبود در عوض ان دواي شمارا با ۵۰ پول سیاه که جمله یکقران ميشود وزن کردیم . شب وداع : يكي از رفقاي مريض درين سرماي شديد بسفر ميرفت ، ولي میخواست شب آخر را از كثرت صرفه فراغت يا فته خواب راحتي کند . لذا از شركت دواخانه ملندي قدري دایوپین طلب کرد و احتراما نيمي از يک خوراک را خورده ونيم ديگر آنرا نگاهداشت . پس از دقايقي چند حالت خود را متغير ديد بلکه خود را مسموم يافت نیمه شب با عجله وزحمت تمام بدا كتر ي رسیده ، انوقت حقیقت مكشوف شد که آقاي کمپودر ( تجربه کار ؟ ) بعوض دايو پين ، مارفین فرستاده ، وقتی در نتیجه عمليات داکتر بهتر شد ، در فكر انتقام از کمپودر افتاد . ظرفي گفت : تو که حالا از خطر جستي ، شكر کن که باين وسيله از کشاکش وداع شب اخير رستي . فعلا به خیال آن مي تواني بدون احساس سردي خمار را بپايان برساني . واگر دو چار مارفین نمي آمدي بعلاوه آنکه از خواب راحت محروم میشدی کثافت آن هم در مشقات سفر تو سو باري بود .
مؤلف : له پلاتیه فرانسوی : ( ٢٣ ) مترجم حبیب الله طرزی : (کورس) که هیچکدام شان حسن و لباس صادام برسان ژپین خانم های پارس را نداشتند پرورش یافته بود قدر بالای ژوزفین در نظرش رب النوع از فصل سیزدهم حسن و جمال را تشکیل میداد تا پبلیون ( عشق و جنگ ) فاتح اولین فتح کند ! ناپلیون از سن بواسطه عدم معلومات در اطوار وعادات ولی قسمت چنین رفته بود که یك حسان هجده سالگى احشا ساتى برآمد که پیشتر از خاندان های بزرگ نمی توانست که در دل فارت و متين ويك مرد آهنين درزير آن تجربه نداشت. فكر فتوحات از كاشانه پولیتيك خانم با سابقه حقیقی که بعمر خودش اثر يك موثر دلفریبه که همیشه بر اعمال اش پدر رفته احشا جات عامه را فراموش تصادف نکرده بود ، ويك بيوه باچشم مرد ها اثر می اندازد گرفتار شده ، کرده تنها بخیال ( با هت ) که ازطرف های گریاند که بمهارت عسکری او دلجویی نتایج وخيمة نتیجه دهد ! دوستان سپاه نزدیک بد آن اسم نامیده ظاهر می نمود ، فرقی بگذارد . چیزی ناپلیون با همه خیره سری ایام مكتب و می شد ، گرفتار گردید ژوزفین هیچگاه که میخواست یك زنی بود که بتواند میز غفلتی که از نجاد او هویدا داشت بعشق لیاقت آنقدر محبت زیاد را نداشت ولی او را ریاست کند و برای او خانه بوجود عشوه گر مفروری که خوانب تر از سهو ژنرال جوان که حیات او تا با نوقت از آورد تا این سبب در اجتماعيات درجهٔ عمر سی خودش بود گرفتار گردید . عشق و محبت کاملا عاری بود بعمری بزرگی حاصل نماید . این خانم يك زن بیوه و غایتی بروائی بود رسیده بود که مواجهه بايك زنى بانوان ژوزفین این خواهشات او را تکمیل که ناپلیون را تا روزیکه تاج ملکه گی او را جواب می داد مگر قناری او منتج میکرد و علاوه بر آن پول دارهم گفته وا از جبهه او کند، بر فرق دیگری نگذاشت میگردید این بیوه مقبول از جمله آن زن میشد بنابران در نظر ناپلیون نتیجه این يك روز هم بحقۀ دوست نداشت . خانه های هو شیاری نبود که قابل معاشقۀ نا انتخابات بحساب می رفت ! بعد از ملاقات مادام (طالين) دست (بارا) بود که این دو پلیون باشد بلکه یکی از آن ( حرات اول ژوزفین بونا پارت را در خانه خودش نفر باهم بار اول ملاقات نمودند این بیوه زنی ) های بوده که در تمام مدت زنا نمره ( ٦ ) کوچه ( شنتري ) دعوت ویکونت (بوارنی) یکی از نسل های شوهری ناپلیون باواره او مصروف مانده نموده بود این خانه بود که اگر چه کرایه دورگۀ (آنتیل) يك سياحة دلفریبی بوده بود . اگرچه در حاضر جوابیهای پر نزاکت آن خیلی کم بود ولی نظامرات زیادی که در اکثر حصص دنیا مسافرت نموده چندان مهارت نداشت و نیز از پیوله گوئی نشان داده صاحبهٔ آن را با ثروت مینمود ومعلومات زيادی داشت و بواسطه صفات ملیحانه محروم بود ولی عاشق سرباز خودش در حالیکه شراب و چوب در مخزن او برجسته که داشت در بهترین سوسیته ها به فتوحات و محاربات فریفته و مشتاق خودش وجود نداشت يك کالسکه قشنگ با اسبان ومجالس بزرگان فرانسه شمولیت داشت ساخته بود ! چون بواسطه شوهر شى مقبول در صحن سرای او انتظار میکشید از (بوارنی) يك پسرو دو دختر داشت به (اوستو کراتی) قدیم فرانسه رشته لباس خودش گرچه زیبا ، چه های بسیار ار كه یکی ازین دو دختر بعد از آن مادر بهم می رسانید از آن جهت نیز احترام زان و معمولی ساخته شده بودولی به یك ( ناپلیون ) سوم گردید . اگر چه عدیله زیادی بچشم ( بونا پارت ) حاصل نمود ذوق مخصوص انتخاب شده بود که او را روز گذار واضطراب حیات سابقه مقدار بود . ناپلیون که در میان زنهای بد گل مجسمه مدظاهر می ساخت ! زیادی از حسن وجمال او کاسته بود ولی درین ملاقات ثانوی گرفتاری ( بوناپارت ) آنقدر باقی بود که قلب فاتح دلها را بغلا تکمیل گردید. تجويز زنا شوهری را باو
صفحه ١٥ شماره ٢٩ مجلد پنجم پیش نهاد نمود . ژوزفین ازین سرعت فیصله حیرت نموده قدری متردد بود تردد او ازین بود که ایا استقبال مشعشع ژنرال جوان مداومت خواهد داشت یانه؟ ناپلیون را يك مخلوق ( بارا ) میدانست و خیال میکرد که شاید این رکن اولین ( دیرکتوری ) حمایه خودش را از او باز دارد ویا انکه این ازدواج را تصویب نکند ؟ بنابران فیصله نمود که پیش تر از دادن جواب قطعی بناپلیون با ( بارا ) مشوره کند و باین مقصد در کالسکه نشسته بطرف ( لوکسا مبرک ) محل قامت راکین ( دیرکتوری ) روانه شد . ( فصل چهار ده هم ) ( کودتا ) جشن بزرگی در ( لو کسا مبرك ) برپابود که ( ژوزفین ) وارد گردید . درین شب با بهترین وقشنگترین لباس خودش را اراسته بود که از آن لطافت روح و ونزاکت اطوار او ظاهر می گردید . پیراهنش از پارچه بدن نمائی بسیار لطیف بود که از زیر آن گوشت های مدور پر از لطافتش بايك نزاكت فوق العاده نمودار بود . مقصد او از پوشیدن لباس قشنك وارا ستن سرو صورت تنها این نبود که ( بارا ) را ممنون سازد بلكه می خواست رونق بازار خانمهای دیگری که در آن صالون گرد آمده بودند بشکند ، ونميخواست كه بقبول تجویز ناپلیون ذره از شهرت خودش بحيثيت يك خانم شيك در باری بکاهد . علاوه بران می خواست اینرا هم ثابت کند که با وجود زیادی عمر او اشخاصیکه از و بسیار کم عمر ترند باو میل ورغبت دارند ( بارا ) بدیدن او پیش رفته دست های مقبول او را بوسید واز وضع او درك نمود که خواهش ملاقات خصوصی را دارد بنا بر ان او را در اطاق كوچك کار خودش بکمال احترام رهبری نمود ، بارا را جمع بمقصد امدنش قدری مضطرب بنظر می امد . اگر چه از لطافت و نو زشی اینچنین يك بيوه فتانه ناراض نبود ولی نمی خواست که مناسبات از هم گسسته سابقه را متجدداً پیوند کند . چنانچه اورا مخاطب ساخته گفت : خانم عزیزم من نمی دانم که این ملاقات غیر مترقبه را از كدام يك اتفاق مسعود مقروض باشم ژوزفين : دیرکتور عزیزم مرا می خواهند که با ر نزدواج کنم ، آمدم که فکر ترا دران خصوص بفهمم. بارا تبسم کنان : « بخیال من كه بخوبي می توانی يك شخصی را مسعود سازی ولی میتوانم بفهمم که جرئت ربودن این خزانه پر از گوهر را كدام دزد اوباش نموده ؟ ژوزفین : بارا تو اورا از من بهتر می شناسی يك وقت نائب تو بود . بارا : بوناپارت! آن پسری که در مقابلش در های سعادت باز است ؟ اگر تو او را در حین محاصره ( تولون ) میدیدی که گله ها مكمك آسا در اطراف او میریخت واو يك سر موهم باك نمی كرد حال می فهمیدی که اینچنين يك مرد دلیرسزا وارچون تو ملکه حسن و جمال است! شجاعت او بیگانه آفاق است ! ژوزفین : همین كس است كه میخواهد بی چدون را حمایه و بیکسان را یاره مدد گار شود . ( بارا ): بکویه بینم او را دوست میداری یانه ؟ ژوزفین: برای آنکه راست گفته باشم بسیار دوستش ندارم ولی اینرا هم گفته نمیتوانم که از و متنفرم . در حقیقة در سر تا آخر این معامله مترددم از همین باعث است که مشوره ترا می خواهم من همیشه در فیصله امورات کاهلم وتو ترجیح می دهم که دیگری برایم فیصله كند . ( بارا ) : پس تو از من می خواهی که ترا باز دواج این ژنرال امر د هم ؟ ژه ز فین : تنها میخواهم بمن مشوره دوستانه دهی و هم در عین زمان از حیات سابقه او زیاد تر معلومات حاصل کنم ! بارا ـ از ملاقات اولین راست ترین آنها ست . این شخصی در بار اول که با وبر خوردم بر من اثر زیادی اندا خت ـ اگرچه قامتش پست و نهایت باريك ولى صلابت ومتانت زیادی را دار؟ بود ـ موهای درازش که بی ترتیبانه بر گوش های اوفتاده و قیافه در ویش انه باو می داد تنفر او را به اجلاف پرستی که دیگر جوانا ن بدان گرفتار بودند شاهد خوبی بود، نیم تنۀ سیاه رنك در بر و کلای سه کنجه بزرگی بر سر داشت در اول او را بد گل تصور نمودم . ( با قیدارد )
نادر افغان قارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه دا رند تا سوانح و خواندنی سوانح يك پاد شاه محبوب افغانستان را پیش از نشرات گذشته ما ومختصاری در تاحدی با همیت کتاب نادر افغانی مولفه آقای برهان الدینخان کشککی پی برده و در صدد خواهند بود كه يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند . اينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین کتاب نفیس و مفید قابل توصیف باز بتوفيق این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت کتاب و مواقع فروش آن را نشان مید هد قیمت كتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد ( ٦١١ ) صفحه و ( ٤٩ ) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی بقیمت بسیار نازلی بفروش میرسد . در د اخلة : مركز ه افغانی : ولایات باضافه محصول پست ٧ افغانی خارج : با محصول پست ١٠ افغانی محل فروش در د اخلة : مرکز و ولایات طالبین باید محمود دوایر جرائد ومجلات وطنی . و در خارجه به وکیل التجاران افغانی برای خرید رجوع خواهند فرمود . عرض : هر قدر در خریدن عجله کنند ندامت نخواهند کشید چه هر چه بدتر چاپ شد. نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
( شماره 3 ) انيس ( مجلد ه ) اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارند : اشتراك سالانه 12 افغانی محصول پوسته 2 " خارجه 20 شلنگ 2 شنبه 29 قوس 1310 قلمی 1306 11 شعبان 1350 در شرق اقصی : معرکه چین و ژاپون (1) وزش ملایم نسیم های شهرت انقلاب وارتعاش کم زور برفک های آوازه اختلاف چین و ژاپون که پیش از چهار ماه به فضای دقاق ومحیط آرام و بی صدای شرق اقصی بپام پیچیده لکنی و یا اختلاف جز وی بازیچه سینمای طيوری بر پا کرده . و انظار ق دور دست را منتظر تماشایش میداشت ، غافل از آنکه رفته رفته در ثر موقع شناسیهای موسمی آن نسیم ها به طور تند بادی و آن برفک ها بصورت رعد و برق مهیبی کسب شدت ورزیده ودرین اوان میروند بطرف آن مقامی که در اراضی وسیع و پر جمعیت چین يك آتش جهان سوزی را مشتعل واز تموج بحار خونین ژاپن بكمك شرار آن از شجعان پیش کرده باسم ارسم محاربه نوع کذار یا تنازع عالمیاقسوازی به او بخشند ، ويك عده متنابه بشر را محو و سیاه روز سازند . اگرچه در ابتدای بوادی و بانی علاقه كان طرف و نواحی را که تنها این داستان شعله ور جا بجا دعوت میکند حق چون و چرا نبوده و در نظر ق خوب وزشت آن موقع اظهار عقیده دست نخواهد آمد ! ولی چه چاره ناله های پر شور بشریت خوهی حرمان وصدا های پر ولوله نوعیت پسندی دنیای موجوده با غوغای محرم جنگ و تقلیل سلاح متمدنین مال با لم که رواج پژ مرده هر منزوی را تکان داده و ارکان قوی جهستان را می لرزاند فوق العاده متأثر واقع شده و متأنت خواهد کرد ازین که تا قا چشمه و شنوانده احساسات کنجکای و عاطفه بشری را استراحت داده باشند . درین گیرار ما اگر از نظر گذرانده باشند در شها . (24) انیس مختصری از قضایای پیچده کی پاره و شوره چین و ژپون تذکار رفته بود که کشمکش در شرق اقصی شروع و محملات خوبی زیر نهاد اقدامات فکری چینی ها بر علیه ژپونی هایا، اکشی کرده و ایناده چنین قضایا را بمجمع املل پیشنهاد داد تا از آنجا به امور متنازع فیها رسیده کی شود . بآن کاری نخواهیم داشت که چرا يك مدت طولانی حل این پجیده گی ها درطی مذاكرات ويا تاثيرات غامض مجمع ملل پيچيده و مسکوت مانده از آنجا که ما آوازه های تنازعات و محاربات آن نواحی گاهی شدید و و گاه خفیف شده و مناوری ترین متفکرین زوایای شرق و غرب را صاعقه خراشی مینمایند حالات ، ومجارده آبهای متولی ، کشته شدن ها یا زدن های متواتر مخصوصاً طلاعات گرفتن ها ، تسلیم شدن ها که چطور تعداد کثیر فوج چینی در مقابل اعداد قليل عساكر ژپونی پس پا و مقهور کشته شهرهای مهم رایگان بکان تسلیم میکنند این خودش يك شبه نهان غریب و قابل غوری است که حتما هر کسی بدرق خواهد افتید در اطراف مدلل چین يك شده بیشتر خوانده و با يك ودته نظره و دلایلی بشود تا مخصوصاً بداند که اصل و موضوع متنازع
صفحه ٢ ( شماره ٣١ ) سراج الايتام فیه چه قدر و قیمتی را داراست که هزاران افراد انسان برای آن تخاك و خون غلطیده و بی سر پا بشریت زیر و زبر شود، چه هیچ تنازع بدون يك اراده و مقصدی نیست و تا در دنیا مقاصد غرض الودی موجود است همین طور منازعات رواج خواهد داشت و بهر منازعات تا ممکن است ظالم و عدل دران جستجو نشده و يك سلسله جملات و عبارات بنام نظریه و دلایل ، حق و نا حق زیر و رو یا سر پوش مقاصد میگردد . لذا بسیار لازم دیده میشود تفصیلات تاریخی و نظریات جانبین را از جراید خارجی مخصوصاً نشریات فرانسه ترجمه نموده بی طرفانه و بدون مداخله برای وسعت مطالعات قارئین انیس منتشر سازیم : تاریخچه : پیچیده گی و اختلاف امل بین چین و ژاپون حادثه ایست که از اواخر قرن اخیر در شرق اقصی گاهی شدت میکند و گاهی خفیف میشود . برای فهم طاقیت مسئله ، مجبوریم نظری به تاریخ دول مذکور بیاندازیم : همین که ژاپون ، از دروس و مدنیت غربی بهره رو مستفید گردید، خواست در بر هم عطشی داشته ، يك حصه از چین را در سواحل بحر اصفر مالك شود . چنانچه بعد محاربه ١٨٩٤ – ١٨٩٦ که بد ساس زیر کانه در کره یافته بود تا يك اندازه بمرام و مقصد خود نائل گردید . و معاهده (اسی مونو سکی ) که باین جنگ خاتمه داد ، علاوه بر غرامات جنگ ، حق ملکیت جزائر ( فورموز) و ( پس کادور ) را به جاپان داده . و از ( پورت ارتور ) و ( ليا ئو تو ننگ ) که جنوب مانجوری و در خلیج ( پچی لی ) واقع است ، برای يك مدت به جاپان تعلق گرفت . مگر دول سه گانه ، المان ، فرانسه روسیه ، ماده راجع به ( لیا ئو تونگ ) را برای صلح شرق اقصی مضر دانسته متحداً ژاپون را مجبور ساختند ، تا از ( لیا ئو تونگ ) صرف نظر نماید چنانچه ژاپون تن در داد ؛ ولی منتظر فرصت جدید نشست . تا اینکه محاربه روس و ژاپون شروع ، و فتح نصیب جاپان گردید . در نتیجه يك حصه از جزیره سحالین را از روس ها مالك و امتيازاتی چند در منچوریا صاحب شد . چینی ها و اهالی منچوری – که دران وقت ضعیف بوده ، و قوه مدافعه نداشتند مجبور شده امتیازاتی را که برای روس ها شناخته بودند ، به ژاپونی ها هم دادند . و از همین وقت دوره نفوذ اجنبی در چین شروع گردید . یعنی در ١٨٩٧ المان بندر ( کیا و ) ، و فرانسه در اپریل ١٨٩٨ بندر ( کوئنگ چه او وان ) و انگلستان در ماه جون ١٨٩٨ بندر ( وی هی وی ) را به تصرف و نفوذ خود ها را در خطه چین قائم نمودند . معاهده ( پورتس موت ) ١٩٠٥ و معاهدات دیگری که متعاقباً در بین چین و ژاپون عقد، و از طرف دول تصدیق شده بود ، حق ملکیت راه آهن منچوری جنوبی – از ( چنگ چون ) الی ( دالنی ) و ( پورت ارتور ) و از ( مکدن ) الی ( انتونگ ) را به جاپان تسلیم نمود . ( این علاوه بر بعض جاهای كوچك و حق اداره كردن و عمل نمودن ( نه حق ملکیت ) ٥٠ کيلو متر زمین به دو طرفه راه آهن مذکور : ) درین مناطق معدن ذیل ( فوشون ) و معدن آهن ( پی سی هو ) هم داخل است . بعلاوه جاپانی ها جزیره نمای کولنگ تون – که در ( دالنی ) و ( پورت ارتور ) واقع است – برای يك مدت معين اشغال نمودند . ابتداء اشغال آنرا ٢٥ سال ، وبعد ٤٠ سال تعین کرده بودند ؛ تا اینکه در ١٩١٥ سعی نمودند که مدت مذکور را الی ٩٩ سال امتداد دهند . بالاخره در ١٩١١ ( کره ) را هم به خودضم وملحق کردند . اگر چه کره ، برای جاپان يك بار گرانی است ، چه آن مستعد استعمار نه می باشد ، با این چوق در راس منچوری و منگولی واقع است ، برای جاپان دارای اهمیتی میباشد . و جاپان برای استقرار امنیت کره و منچوری مبالغ هنگفتی ( ٣ ونيم مليون ین ) صرف نموده اند ، و چین ها هم از آن استفاده نموده اند . دائره جنك عالم گير ١٩١٤ – ١٩١٨ اشتعال نموده ، و جاپانی ها موقع را
( شماره ٣٠ ) غنیمت دانسته خواست که ( تسنگ تاو ) و ( چان تونگ ) را از المان ها برباید ، علاوتاً چون میدان تاخت و تاز را در شرق اقصی وسیع یافت ، و چین را هنوز هم بیطرف دانست ، لهذا در ٧ می ١٩١٥ پیش نهاد موسوم به ( ٢١ خواهش ) را به چین تقدیم و خواهش تصدیق ، آنرا نمود . خواهشات مذکور عبارت از اسارت مکمل چین بود . نتیجه حسب الرام و خواهش جاپان بدست نیامد . زیرا چین بر خواسته وبایکو تاژ اموال جاپانی را شروع نمود و در ١٩١٧ بطرف داری متعدین بر خاست . غرض از شمولیت او در حرب عمومی این بود ، که يك روزی تجدید نظر به (٢١ خواهشات) کرده خواهد شد . و هم در سال يك روز ، بمناسبت همین خواهشات ، در سر تاسر چین ، نم ملی می گرفتند ، بالاخره در کنفرانس واشنگتن ( ١٩٢١ – ١٩٢٢ ) امريك وانگليس ژاپون را تهدید نمود، و بر او فشار آور دند ، تا شهر ( تسنگ تا و ) را دوباره تخلیه ، واز تمام ٢١ خوا هشا ت خـود صرف نظر نماید . ونیز کانفرانس ( دول نه گانه ) مذكور بعض تسهیلات دیگر از قبیل ، انصراف از مناطق نفوذی ، تخلیه خطه های موقعی ، استقلال گمرکی چین ، عزیمت قطعات عسكری اجنبی وغـيـره را برای چـین اعطا نمود ، وحزب ( كيومـن تانگ ) که فعلاً زمامدار حکومت مرکزی نانکن اند ، تمام قواء، کوششات خود را ـ علاوه بر اصلاحات داخلی صرف این پرو گرام نمودند ، وتايك حدی کامیاب هم شدند . چنانچه حاضراً استقلال کمر کی چین بحد کمال بوده ، وازین رو با ژاپونیها خساره زیاد رخ نموده است ، زیرا موعد معاهده تجارتی چین وژاپون ، از دو نیم سال باینطرف انجام یافته ـ و تا هـنـوز تجدید معاهده نکرده اند . ونيز قطعات عسگری اجنبی کاملاً از چین عودت نموده اند ، تنها در دورا دور سفارت خانه هـای خارجی و بعضی مناطق كوچك شانگهای ، تين سين ، تا هـنـوز باقی است . قضاوت اجنبی هم اگر امنیت در چین قائم می بود ، لغو می شد . از جمله دول ٩ گانه فوق تنها ژاپون مقاومت نموده، ومیخواست که در بدل امتیازات سابقه اش ، در منچوری حقی داشته باشد . مگر حکومت نانکن قبول دار نشد . تا زمانیکه چین شمالی با چین جنوبی در جنگ بود ، ژاپون موفقیت را حائز بود ، چه ژاپون باقائد ( دیگـتاتور ) منچوری ، چانگ سولن ، سازش نموده بود ، و برای مخالفت واستقامت بمقابل حريفـا نش كمك های مادی وسلی باو می نمود . مگر بعد از انکه پسر چانگ سولن ، جانشین پدر خـود گـردیـده وبا نا لكن صل نمود ، وضعیت تـبديل شد ، وجاپانی ها هر قدر کوشش نمودند قضاوت ملل - ٢ - ميثاق ژنو : در حزان سال ١٩٢٤ ، آن میثاق مشهور ژنيو كه برای تکمیل صول اساسی مجمع ملل سنجیده شده بود، تحریر شد ، تا برای تامین صلح وتنبیه از شكنت صلح ، يك اله مكمل موجود باشد . مانند يك قره بانی كه يكال مهارت تعمیر شده باشد، مواد و اصول زیادی برای تصفیه کا نفلكت های سیاسی تعین شد، تایه هر صورت يك مسئله، ا دی که قبول آن اجباری باشد حل شود . اجراء این طور فیصله ها وفيصله هـای ديوان عدلیه ها که از طرف مدعی ها ، باین واسطه تامین شده بود كه دروقت مخالفت ، شورای مجمع ملل حکم اقدامات اجباری را میداد . واخيراً برای آن موقعی که با وجود این همه صلح جوئی ها ، جنگ شود ، برای دول متجاوز شرایط تعین كه فرصت جدیدی بدست ارند ، ماميون سد راه آنها گردید . چنـانچه در ١٩٢٨ ، در حالیکه چین به رد و خورد داخلی مشغول بود ، ژاپون برای دفعه ثانی چانگ تونگ را تصرف نموده محافظت سینه خود را بهانه ساخت مگر بعد از چندی آنجا را دو باره تخليه نمود . م . اسلم بسمل زاده ( با قیدارد )
شماره ( ۱۳ ) جلد پنجم شده تا از قرار آن اجراآت جزائیه مجمع ملل بر خلاف متجاوزین ممکن شود میخواستند روی کار آوردند تمام این سیستم را که در بعض جزئیات بسیار دل چسپ است ، شرط برای ترک تسلیحات عمومی میسازند . طبیعی است که در آن وقت هم مذاکرات ترك تسليحات در ژنیو ( اساس این ) مشهور فرانسه بود يك نقطه صاف بظهور می آمد . اگر مخصوصاً برای تصفیه کانفلیكت هاي سياسی اینطور يك سيستم خوب وطوريكه ميگويند بی نقایص ، ساخته شده بود ، پس طبیعی است که باید این سیستم برای حل آن مسائل مهم سیاسی که در اثر معاهدات صلح ۱۹۱۹ او روپا را زیر فشار آورد ، هم استعمال میشد . اما در میثاق ژنیو این مسائل مهم صراحت از رديا بايك اشاره دست باطله شده بود . در راپورتر رسمی جمعیتی میثاق مذکور راجع به این مسائل ذكر می شود : ـ « مجادلاتی هستند که برای حل آن ، این سیستم جدید تصفیه صلح جویانه استعمال شده نمی تواند . مثلاً مسائل که مقصد آن اصلاح معاهدات مروج وقراراات بين المللى است يا ملكيت دول بداء کننده را در « خطره می اندازد ، پیش نهاد شده بود ، که این استثنا ها در خود میثاق ذکر شود . اما کمیسون ها درین فکر متحد بودند که ناممکن بودن استعمال اجباری اصول محكمه منصفين درین طور مسائل از نقطه نظر حقوق سیاسی آنقدر ظاهر ومعلوم دار است كه به هیچ حاجت نبود ، این داخل یک ماده مخصوص میثاق می شد . همین قدر کفایت کرد که این مسائل در راپور هذا ذکر شد . » یا بعبارت دیگر : تمام این « پکت اله بود برای تامین « وضعیت حاضره » ( ستا تسکو ) . خیال میکنیم ، حاجت نداشته باشد که درین خصوص زياد تجزيه گفته شود . طوریکه معلوم است ، باعث سقوط ميثاق ژنیو بعد امضا شدن آن این شد که كني بعد از ان در انگلستان زمام حکومت بدست محافظه کار آمد ، واین حکومت از قبول تعهدات وسیع میثاق مذکور ، مخصوصاً از قبول کردن تعهدات راجع به استعمال قوه های بریطانوی در وقت فیصله نکردن کانفلیکت های سیاسی در تمام نقاط دنیا ، امکان ورزید ، اما با وجود این ، افکار اساسی این میثاق از دنیا غائب نگردید . قانون عمومی : در پایز ۱۹۲۸ ، يك اقدام دیگر وظاهراً موفق تری برای تامین حل صلح جویانه همه اقسام کانفلیکت های دولتی در ژنیوشد . تمام اصول های فیصلہ مجادلات ـ اصول وساطت وفرو گذاشت ، دیوان عد ليه ها گن ، اصول محكمه منصفین دريك نظامنامۀ جمع کرده شد . اساس جديد این نظامنامه که قانون عمومی گفته می شود این است که تمام کانفلیکت های که بذریعه یکی از این اصول ها حل نشود ، باید بذريعة يك هيئت منصفين فیصله شود تشکیل این هیئت که مرکب از پنج نفر منصفين است ، از طرف مدعی ها میشود تمام این پروژه از اول تقریباً بی ضرر بنظر می آمد . چون در ابتدا این طور معلوم شد که این هم از جمله آن قوه های معاهدات برای اصلاح مجادلات بین المللی است که اعضای مجمع ملل در انتخاب از بین آنها مختار اند . وگرنه هیئت نماینده گان المانی که در آنوقت در ژنیو به کارها شرکت داشتند نمیتوانستند بگذارند که این پروژه عملی شود . زیرا ، این ظاهر ومعلوم دارست که بنابر وضعیت امروزه دنیا هیچ کانفلیکت مهم سیاسی بر داشت این طور يك فيصله يك هیئت منصفين را که قبول آن مجبوری باشد ندارد چونکه مملکت که می تواند مهمترین انترس حیات خود را ماتحت فیصله پنج نفر میکند ؛ با وجودیکه این اشخاص دا رای بهترین صفات باشد . اما از همه مهمتر این است که قانون عمومی میخواهد در يك نقطه فيصله كن يك اساسی را تحکیم کند که تمام خطرات اینطور سیستم ها را بخوبی نشان میدهد محکمه های منصفین این قانون عمومی باید مطابق به اساس های عدل و انصاف فیصله کنند ، بلکه از قرار حقوق مثبت مروج ، مخصوصاً مطابق به معاهدات ( بقیه در صفحه ۹ )
[شماره ۳۰) مجلد پنجم ) های خود را هر طرف منتشر کند مغز ادیسن هم شکفته شده شروع به شعشعه پاشي گذاشت . ماشین تحریر را به همکاری بعضی قول ها که هرگز امیدوار به ایجاد یک چنین آله دقیق نبودند اختراع کرد . ازین وقت بعد پشت هم سرس تلگرام (اتو ماتیک ) کاغذ سوراخ دار سیستم مضاعف ومربع ومسدس را ایجاد نمود . درین فرصت شرکت زي گولد اساسه خود را توسعه داده سرمایه خود را به ۱۵ ملیون دالار که ٤ ملیون آن فقط از شیر آله سيستم ادیسن بود صعود داد . این ماشین جدید ثبت در دقیقه ۳۰۰۰ کلمه ثبت میکرد حال انکه ۱۰ سال قبل هیچ ماشيني نبود که از ۲۰ و ٢٥ متجاوز ثبت کند . حد اكثر ثبت ماشين عتنى ٣٠ کلمه بود و آنهم جز ماشین اولیه ادیسن با دیگرها صورت پذیر نبود . در اطراف ( ۱٨٧٥ ) درعین ل کار خانه لار اتوار ( که از آنجا ٤٥ قلم ایجاد علی وصنعتی برآمد . در عوض سراسر طلا وارد کرد ادیسن بلا انتظار اولین انار تلگراف بی سیم را ملاحظه نمود . یک اله ارتعاش مانند آله ارتعاش زنگ برقی که ورود برق را در دستگاه تلگراف باز و بسته میکند و در عین زمان جرقه انقطاع هم تولید میکند گرفته ، ملاحظه نمود که چون میله فلزي را به ل بخاري نزدیک کنند جرقه میپرد به همین اساس گفت بایستی تموجی که آله ارتعاش تولید میکند ادامه یافته جریان کند . اگر چه ادیسن میدانست که تموج وجود دارد لیکن قسماً ملتفت بود که در فضا قوتی است که بگفته فارادی آنرا ، قوی هوائی ، می نامند و آن قوا میتواند عوض « سیم » کار دهد ... بیدین اساس پروژه تشکیل داد تا در اثر آن سفابن بتوانند بدون سیم در نقاط مختلفه بحار تلگرافاً مخابره کنند و از آن روز نظریه ارتباط اوقیانوس ها حل شدنی ثابت شد . معذالک چنانچه فرانسوی ها میگویند هنوز پیاله بلب نرسیده یعنی آن نظر صورت فعلی بخود نگرفته و اگر چه چندین علمای دیگر از قبیل ، هرتز و برانلی، مارکونی ، فریه، لی دوفورست، درین راه کوشش ها بخرج داده بودند لیکن آنها کاری از پیش نبرد . چنانچه کرون در تجربه خود در ۱۸۸۸ به هرتز میگوید که امواج مکشفه او روزی تمام کره را فرا خواهد گرفت . هرتز در مقابل شانه های خود را بلند زده صورتی نشان میدهد که کوئی امواج مکشفه مخاطبش از کیلو متر هم دور تر تجاوز نخواهد کرد درین صورت و شرایط آیا چون نوبه ادیسن میرسد به ادعای او باور کنیم یا نداره ( علوم طبیعیه ) : . . ادیسن در منلو پارک : این لابراتوار خود را در منلو بارک برقرار کرده اساسه آنرا وسعت داد . مسئله تیلفون از ۱۸۲۷ در فضای امریکا صفحه 60 ترجمه از «لوستراسیون پاریس : اديسن یا ژني ومجسمه کار (۲) اولین کارخانه و لابراتوار ادیسن در نيويارك : آفتاب بخت ادیسن طلوع کرد و سحاب تاريك فقر و احتیاج از سیمای روز گار اين مخترع و خادم مدنیت عصر حاضر یکطرف شد . پول لب خندی برعش زده و یکسره در جیب هاش جریان پیدا کرد نگاه کنید این مخترع بزرگ چه سانی و یکدام پایه دلداده محبوب اختراعات است که از معاملات حیات کاملا بیگانه افتاده است. ادیسنی که ماشین او معاملات بورس بانك را بعالم انتشار میدهد نمیداند چطور چك از بانك دريافت ميكند تا بالاخره صندوقدار ، نك از ٤٠٠٠٠ دالاری ه جيب هاش پر مملو کرده و در معامله بانکی برای او باز کرد . چون وسائل مختلف و گوناگون در دسترس این مخترع بزرگ گذارده شد مانند اناري که از کثرت پختگي بترکد ودانه
صفحه ۶ شماره ۲۰ مجلد پنجم دور میزد و یک امریکائی ارتعاش تحولی میله را تحت قوهٔ برق مقناطیسی دریافت نموده بود . پروفسرالمان ریس هم دنباله این فکر را گرفت . شارل بورسئل فرانسوی تلیگرافچی حربی افریقا هم در سنه ۱۸۵۴ هم يك قسمت آنرا اساس نهاده بود تا اینکه گراهامبل در ۱۸۷۵ آنرا کاملاً ایجاد و در ۱۸۷۶ در بازار صنعتی برآمد و برای ادیسن درین موضوع چیزی نماند که ایجاد کند . ادیسن برای تکمیل دستگاه تلیگرافی که در آن واحد بتواند چندین خبر را توسط يك سیم انتقال دهد و در فرانسه آنرا ملتی پلکس میگویند و اصلاً آنرا یکنفر نجار تصویر کرده بود در ۱۸۷۴ همان آله گراهام را که عبارت از آله ارتعاش بود و مقابل آن حرف میزدند ایجاد کرد چنانچه خود ادیسن دو سال بعد ملتفت شد که سیستم گراهام هم بر طبق خیال او بوده است . درین فرصت ادیسن خواست انتقام خود را از جمله کشفیات راسنهاهی بگیرد و در صدد افتاد تا میکروفن تاوه ذوغالی را ایجاد کند چنانچه نسبت به اصول بل سیستم ادیسن تا فاصله دورتری کار میداد و بمحاوره صنعتی گویا شعاع عمل سیستم اخیرالذکر طویل تر بود . شرکت وسترن ایونین اله انتقاله کلام (میکروفن) را بقیمت ۱۰۰۰۰۰ از ادیسن خرید . بعد ادیسن آله دریافت و میکروفن (بلندگو) را که هنوز حروف را نمیتواست تلفظ کند اختراع کرد . این (موتوگراف) عبق ماشین خود گوی که اشدا آواز گوش خراشی تولید نمود که تا فاصله ۲۰۰ میتر شنیده میشد آل عجیبی بنظر هاتلق شده بود . اگر چه بگوش ادیسن اعتبار نبود و ممکن اواز تا فاصله دورتری میرفت چرا وقتیکه لابراتوار خود را در قطار آهن پورت هورن و در وا بر قرار کرده بود رئیس قطار در اثر احتراقی که در لابر اتوار و کسب وجود کرده بود چنان گوش او را کشیده بود که از يك گوش کاملاً کربود . بالاخره ادیسن معتقد است که اله در یافت تیلفون را اختراع نموده است و جی کولد نگران شرکت وسترن انرا ۱۰۰۰۰۰۰ دالار خرید . ازین موقع ببعد بازار طالع ادیسن انقدر رونق گرفته بود که هر ایجاد او را فوراً بقیمت معین خریدار میشدند چنانچه اگر اینجا مثلی ذکر کنیم از اصل بحث کنار نخواهیم بود : ژنرال گرود يك شرکت به اسم اکتشافات تیلفونی در انگلستان بنا کرده و مطلع شد که ادسن اله ساخته است فوراً تلیگرافی باین مضمون به ادیسن فرستاد : آیا موتوگراف خود را به ۳۰۰۰۰ میفروشید ؟ ادیسن بگمان اینکه رقم فوق دولار خواهد بود گفت « بلی » اما در حقیقت مطلب ژنرال ۳۰۰۰۰ پوند استر لنگ بود و تا ادیسن چك ها را دریافت نکرده بود از اصل قضیه مطلع نبود . در ۱۸۷۷ ادیسن فونوگراف را در مانلو پارك اختراع نمود . ثبت علامه های تلیگرافی را بالای ديسك و حركت انرا ساقاً ادیسن برای آله تکرار تلگراف تصور کرده بود از این جا استنباط کرد که ديسك ميكروفن هم میتواند علامه های کلمات منتقله را حك كند . اما عوض اینکه مخترع بزرگ ديسك را استعمال کند بخیال افتاد تا اصول سيلتري وضع کند تا فكرش بدان قرار گرفت که بدور استوانه متحرك ورقی از روی نصب کنند تا سوزن نقاشه آله ثبت بر آن چرخیده علامه ها حك نمايد . چنانچه بهمین اساس دستگاهی بر پانموده دسته انرا با دست حرکت میداد ورفیقش نزان کرومك این فقره را میخواند «ماري يك گوسفند كوچك دارد» سایر رفقا دور ادیسن جمع و بچشم حیرت باونگاه میکردند . اگرچه اهالی از حد زیاد شیفته این آله شدند اما ادیسن خواست کار بهتر تر وذي منفعت تري را عجالتاً سردست بگیرد چنانچه بعدها در ۱۸۸۷ براي تكميل وایجاد و مواد ثبت مناسب تري اقدامك نمود وفي الوقت این فکر دامن گیر خیالش شد که از «مواد محقر تولید نور وروشني نمايد» . قبل از ادیسن «چراغ هاي» عددي مختلف النوع ایجاد کرده بودند اما مشار اليه بخیال افتاد تا يك سلسله و جریان نور بظهور آرد . يك چراغ برقی را میشود بهتر ذریعه تغذیه رساند اما يك عده چراغ
شماره ۲۰ مجله پنجم ها زيادي تا جريان برقي نباشد نمیشود تجزیه کرد . این فکر ادیسن را به آنجا کشانید تا «شدت حرارت کوید و کشود باریکه را صورت داد » اما این هم ممکن نشد در هواي آزاد برقرار شود سپس بعد از صدها تجربه دیگر اولین چراغ « شدت حرارت » ثابت را با لائي سيمي از طلاي سفيد در خلاء بوجود آورد اما چون اصولا با بست ماده « شدت حرارت » شي صقلي ودرخشان مانند طلاي سفيدي بلکه چیز سیاه مانند ذوغال باشد باز ادیسن در تفحص افتاده تقریباً ۱۰ هزار مواد مختلفه را براي بدست آوردن « رشته هاي اتصالیه » آزمایش وتجربه کرد . از کاغذ گرفته تا پنبه و پتبه ذوغال آلود و ابریشم همه بتوبه اش از نظر این مخترع بزرگ گذشتند علاوه براین مامورینی به جزائر انتیل و چین و جاپان فرستاده شد تا الیاف نباتات مختلف را معاینه نموده رشته اتصالیه مناسبی بدست آرند . تا بالاخره یکنفر باغبان جاپانی خرما را با الیافش گرفته با چند قلم نی هندی « خیز زران » به ادیسن فرستاد چنانچه طرف پسند مخترع افتاده و تا ابریشم مصنوعی ذوغال آلود کشف نشده بود مدت بیست سال تمام رشته های اتصالیه چراغ های ادیسن را این باغبان میفرستاد . حالا که کروپ هم بدست آمد آیا صنعت برقی میتواند متولد شود و عام گردد باز بدون دست سحر انگیز ادیسن نی - برای اینکه بمعرف این نظر به گردیم بایستی به اولین شعبات برقی که خود ادیسن در شهر نیویورك در جاده های وال ستريت « ناسو ستریت بری ستريت بيت را پور » برقرار نموده است نگاهی افگنده ملتفت شویم که بچه اصول حیرت آوری که هیچيك از انجثیر های وقت فکرش بدان نمیرسید تقسیمات نموده است . امروز اگر در ( شرکت برق ادیسن نیو يورك ) بگذرید نتیجه زحمات طاقت فرسای این زکی عصر ۱۹ و بیست را ملاحظه خواهید نمود . امروز اعضای این شرکت ۱۰۰۰۰۰ نفر تعداد چراغ های متعلقه شرکت ۱۸ میلیون و قوای ماشین های برقی به يك مليون ( كيلو وات رسیده بلی کوئی يك اديسن نی بلکه صد زکی او دست بهم داده این همه شگفت او را خلق نموده اند . اديسن بعد از ایجاد چراغ برقی برای اولین دفعه دينا موی بزرگی ( ٣٥ تن ) ساخت که در پاریس مورد تحسین عامه قرار گرفت در خلال این امر به ایجاد راه آهن برقی پرداخت . چون دیناموی مخترع خسته ناپذیر باجاجت خاصی در صدد اختراع دیناموی برآمد که علی الدوام کار دهد ودر عین تجارب خود سمت وساختمان آن را کشف نمود . زمن بر زحمت : در ۱۸۸۷ ادیسن منرالو پارک را ترك گفته در وست آرانج آخرین لا بر اتوار خود را وضع و در آنجا چنان ایجادات فوق التصور را داد که نظیر آنرا هرگز چشم دهر نخواهد دید . سينما ، فونو گراف جديد ياد يسك انتقال تصاوير . تلگراف بی سیم ، تیلفون اتوماتيك ، اکومولا تور برقی و غیره .... اختراع نمود همت ادیسن بمناسبت کثرت کار چندان خوب نبود تنها کتابچه های ثبت اختراع او را اگر نگاه کنید ۵۰۰ جلد است که هر جلدش ۱۰۰۰ صفحه میشود . یکی از ضرب المثل های فرانسوی میگوید «علوم وطن ندارد » . امروز در عالم همانطور که علوم وطن ندارد . برهان اساس مختر عين وموجد های همان علوم هم اختصاص بيك مملکت واحد ندارند . ازین رو است که امروز عالم بشری بيك جنبش با اتفاقی قام برداشته اسم «ادیسن » را بحروف طلا در سر لوحه کتاب ثبت اسمای خدام مدنیت عصر حاضر برای ابد ثبت میکنند . ( احمد علی )
(شماره ۲۰) صحیات امراض جهاز ادرار در این مرض بعضی علامات خصوصی ظاهر میشود . وبعضاً مقدار طبیعی ادرار از (۱۵۰۰) گرام زیاده می شود. کثرت تبول ـ پولی ـ وری : بعضاً کم میشود (تناقص بول ـ اولیقوری) وبعضاً کیسه ادرار خالی میماند وادرا نمی شود ( عدم تبول ـ انوری ) می گویند. اگر بوقت ادرار کردن درد حس کند ( عسرت تبول ـ دیزوری ) ونیامدن جراحت از ادرار ( پیول قیح ـ پی اوری ) گفته می شود تداوی ابتدائی امراض راه ادرار : بدون شیر چیزی دیگر نخوردن واز اشیای نمکین بصورت قطعی پر هیز نمودن مریض است وز مان خون آمدن از ادرار ادویه که قاطع خون باشد پاسی وتنیهء داکتر دوام نمودن است . بوقت آمدن حرارت در ادرار علاوه ادویه انتی سبتك مثانه را نیز بشویند و ادرار مریض را از يك نصف روز الى نصف روز دیگر در يك ظرف درجه دار جمع نموده ومقدار ادرار را قید نموده [دو کتر؟] جنه معاینه داده شود ، ( التهاب کلیه ـ نفریت ) در عفونت کرده در ادرار البومین مو جود میشود . این التهاب متلونكه در دیگر امراض سری دیده میشود ( یا حاد میباشد ویا مزمن ) علامات ابتدائی آن : درد کمر ، کم شدن مقدار ادرار ، ظاهر خون در ادرار ، به مقدار زیاد البومين در ادرار ، ورم اعضاء . یا مزمن می شود : که درین صورت التهاب ادرار بسیار دامنه دار است . کم شدن البومین ، کش شدن رگهای خون سرخ ، خرابی بعض اعضاء خصوصاً قلب . در التهاب دم پته کرده ـ ظاهر شدن ( اورم ) در وجود که مسمم شدن وجود است و به این اورم اآن گفته می شود و اگر وخوله کدام مریض پیدا می شود علامت آن بیهوشی است که از خود بیخود میشود . (سبات قوما اورم ميلك) تداوی التهاب کرده : به مریض شیر وسبزی خسرواندن و از طعام های نمکین به قطعی پرهیز دادن خون گرفتن و سایره تدابیر است . قولنج گرده : درد شدید ایست که از کمر تا راه ادرار بوقوع می آید . مجلد پنجم در اثنای درد بواسطه سنگ های خورد خورد یکه در میان راه های مثانه وکرده است در ادرار خون دیده میشود . تداوی آن : الا رسیدن داکتر مریض را در بین آب نشانده ( یعنی آب زن کردن ) است التهاب حاد ، يا مزمن مثانه در ادرار ظاهر شدن جراحت ، به مشکل بول کردن و آمدن خون فهمیده می شود . تداوی : بخوردن بعضی ادویه جات خصوصی انتی سبتك ودوام نمودن شستن مثانه است . سلسل بول بدون خواهش خود بخود آمدن ادرار است که در سبب های زیاد : تب شدید ، امراض عصبی مریضی و خسته کی را ادرار بوقوع میاید تداوی : زایل نمودن سبب آن ، شستن مثانه ودر وقت لازم در مثانه گذاشتن سوندا ( کتی تر ) است . احتباس بول ـ حبس ادرار بند شدن بول است که بواسطه التهاب مثانه ، کلان شدن ( پرستان ) یا کثافه در تنك شدن راه ادرار در بعض امراض عصبی ادرار احتباس میکند . تداوی آن : استعمال نمودن سوندا ، شستن مثانه ، فراخ ساختن راه ادرار است . (باقی دارد) ( سید حفیظ جاهد )
صفحه ۶ شماره ۲۰ مجلد پنجم مروج ، یعنی ، حل مسائل سیاسی خالص هم تنها از نقطه نظر احترام بمعاهدات همان فکر اساسی که در ابتدای ژنو ۱۹۲۴ نشان داده شد. در این تمونه مشاهده در این اوقات يك اهمیت بسیار بزرگی پیدا کرده . انگلستان و فرانسه آنرا قبول کرده اند ، و در مباحثات بین المللی بدفعات ذکر شده که منظوری عمومی آن يك شرط مهم برای کامیابی کانفرانس آینده ترک تسلیحات خواهد بود ، پیش از کمی ایطلایه هم قانون عمومی را منظور کرد اما بعضی شرایطی گذاشته که تا يك اندازه برای ایطالیه باعث رفع آن تشاویش می شود که من به آن اشاره کردم . این امثتال ، که تنها نوشته ، نشان میدهد که در وقت مذاکرات راجع به تشکل و تکمیل حقوق بین المللی علاوه بر دیگر اختلافات نظریه ، از همه بیشتر دو نظریه اساسی مقابل يك دیگر ایستاده اند . مقصد يك نظریه این است که سیستم جدید بین المللی را يك آله برای تامین ملکیت و حقوق حاضره اوروپا بسازد . نظریه دیگر میگوید که این سیستم نو حقوق باید باعث انجها د و مانع تکامل واقع گردد ، و بنا بر این باید در ن يك راه نشان داده شود ، تا حقوق معاهداتی موجوده در يك راه صلح جویانه و قانونی مطابق به احتیاجات حیات مایل شود در حقیقت برای فیصله در بین این دو نظریه يك فكر ابتدائی لازم است . بدین قسم كه يك حیات درست مملکتی تصور شده نمی تواند ، اگر قوانین مملکت در تعقیب تکامل ، پیش رفت وضعیت ها اصلاح و تبدیل نشود . هیچ يك تشکیل بين المللی دوام کرده نمی تواند . اگر بخواهد يك وضعیتی را که در يك دقیقه مخصوص تاریخ وجود دارد ، برای دایم محکم کند ؟ در وقت مباحثات راجع به شمولیت المان در مجمع ملل از طرف مخالفين اين اقدام يك برهان اساس اظهار شده بود که بدون شك با اهمیت بود . میگفتند که اینطور يك موسسه بين المللی طبیعتاً بايد مقاصد قدامت پسندانه داشته باشد ، در ایتالیا این هم یکی یکی از ان اسبابی شده می تواند که میخواهد برای همیشه آن حالتی را دوام بدهد که در او رو پا در اثر معاهدات ۱۹۱۹ وجود دارد . بمقابل آن گفته می شد که در خود اصول اساسی مجمع ملل يك آله موجود است که بذریعه آن به این قسم مقاصد قدامت پسندانه مقابله شده می تواند . این مقصد است از ماده ۱۹ معروف اصول اساسی راجع به اصلاح معاهدات مروج اما این ماده از قرار مضمون و عبارت زیاد تر يك اساس و پرو گرام را تدوین می کند ونه يك اصول منظمی را که از ان امید نتایج عملی شده بتواند . اگر جدا خبرهای خارجی تاس : چین و ژاپون شانگهای - ٦ دسمبر - مجله چینی (کری نيك ) ، يك خط مخصوص نائب سالار قشون جاپانی در منچوری را که به عنوان وزیر حربیه جاپان نوشته بود نشر نموده است . در عریضه مذکور راجع به قبضه نمودن چین ، وعقب کشیدن امريكا از آتو ئی بطرف شرق ، و انگلستان را از بندر سنگاپور بطرف غرب ، پیش نهاد می کند . این عریضه ثابت می کند که ، ژاپون خواهش حکومت نمودن در تمام حصه مشرق کره ارض را دارد . وقدم اولین این نقشه تاسیس نمودن ممالك مستقل منچوریا و منگولیا است به معاونت روس های سفید . شانگهای - ٦ دسمبر - وضعيت قشون احمر در سمت های ( تسالن تزی ) و ( فود زان ) بسیار متشدد است . در سمت می خواهند این سیستم حقوق بین المللی را که بذریعه اصول اساسی مجمع ملل تمثیل می شود مکمل تر بسازند ، پس لازم که این اساس وپرو گرام ماده ۱۹ هم در ان شريك باشد . وگر نه می تواند يك انتظام بدون دوام بر پا شود . محمد طاهر ( بر قیدارد )
صفحه ۱۰ (شماره ۳) (خوای) يك شهر بزرگ (چی کووارا) به قبضه قشون احمر در آمد. در بین قشون های احمر (تسان زی) و (مودزان) روابط دوستانه و نزدیکی باهم جاری است. روز ۷ نومبر در (تسان سی) به رهنمایی فرقه اشتراکی چینی کنفرانس سوسی عقد شده و در و فیصله شد که حکومت شوروی در آنجا تاسیس شود. شانگهای - جاپانی ها سعی دارند که تماماً در مکدن بمانند و فیصله شده که اداره خط آهن جنوبی منچوری و ریاست ارکان حربيه (کوان تون) به مکدن نقل داده شود. روز نامجات جاپانی اعلام میکنند که تا وقت تشکیل حکومت جدید از منجوری حکومت عسکری برپا بوده ، تمام مسائل دیپلوماسی، اداری ، با مامورین عسکری تعلق دارد. سرکات اطاق تجارتی در مکدن گفت که بعد از تاسیس حکومت مستقلی منچوری ، جاپان با حکومت مذکور مقاوله حربی و اقتصادی عقد خواهد کرد توکیو ۸ دسمبر - روز ۶ دسمبر ، قوای ژپونی ، شهر (کوسین دون) و (سين مين) را بمبارد نموده ، و در نتیجه زیاده از ۵۰۰۰ نفر مقتول و مجروح گردیده است. ونیز روز نامه جات جاپان می نویسند: که چون ژنرال چان - ولان چینی ، از کشیدن قشون خود از شهر تسین چاو انکار نموده بود، بروز ۵ دسمبر قوای هوایی ژاپون قشون مذکور را تحت بمبارد مان قرار داده است. شانگهای ۱۳ دسمبر - قوه هوائی ژاپون شمال خط آهن شهر (تسین چاو) را بمبارد کرده است. قطعه سوار جاپانی از دریای (لاو) بطرف غرب پیش قدمی نموده است. شانگهای : - روزنامه (سین مین پاو) منطبعه شانگهای می نویسد: روسای عسکری فرانسوی در (اندوچین) برای قبضه نمودن خاک چینی، آماده گی دارند. در سرحد (یونن) - سمت جنوبی چین که سرحد اندوچین فرانسوی است - حرکات های سوق الجیشی، میدان طیاره ساخته اند وطیاره ها و توپ های ثقیل هم حاضر کرده اند. توکیو ۱۳ دسمبر - کابینه (واکا تسوکی) استعفا داد، کابینه جدید تشکیل و (از کی) وزیر حرب ، و (يوسي زاوا) نماینده جاپان در مجمع ملل وزیر خارجه انتخاب شده اند. قرار معلوم کابینه جدید راجع به منچوری، متکولی سیاست متشدده اختیار خواهد کرد. (از کی) در منصبداران عسکري طرفدار زیاد دارد. بعض روز نامه جات مي نويسند که ممکن است که پارلمان ملتوی گردد، و نیز کابینه جدید فیصله نموده است که صادرات طلا از جاپان ممنوع است. فرانسه : پاریس - ۸ دسمبر - بانک های فرانسوي ، بنابر تنزل پوند انگلیسی دوصد و پنجاه کرور فرانک نقص کشیده اند. ۱۳ دسمبر : - در بورس نرخ تمام اسناد بورس باندازه ٦ فیصد تنزل نموده است. ترکیه اسلام بول : - ۱۳ دسمبر : - آقای نادی ، مدیر روزنامه «جمهوریت» مقاله راجع به دسایس و انتریگ ها بر علیه ترکیه در شامات نشر نموده و می گوید : مقصد اجتماع ارمنی ها در سرحد علاقه جات سرحدی شامات ، اسباب تشویش و مخابره دائمی است. و نیز مدیر مذکور از استقلال عراق و شامات که با ترکیه روابط وثاق دارند، طرفداری می نماید. روز نامه جات انقره اظهار اضطراب فرموده ، آماده گی و تیاری دول امپریالیستی را بر علیه ترکیه ، خاطر نشان می کنند. و نیز از فعالیت کورد ها و ارمنی ها با معاونت دول امپریالیستی متذکر می شوند. روزنامه حاکمیت می نویسد : ما خطره حمله بر استقلال خود را می بینیم، چهره امپریالیز می را و لو نقابی بر روی خود بگذارند، تصور
کرده و می شنا سیم ! انقره - در تمام ترکیه ، هفته اقتصاد و پرو پا گند محصولات صنایع ترکیه جاری است . عصمت پا شا رئیس الوزرا ، در انقره در يك نهایش ، در باب جدو جهد حکومت بغرض جلو گیری از قاچاق و تجارت گران فروشی نطق غرایی نموده و این دو چیز را سد بزرك استقلال اقتصادی يك مملكت خواند . *** ریو تر ۱۷ دسمبر اوضاع انگلستان ( بعد کانفرانس میز مدور ) روز سه شنبه در دار العوام مذاکره هند دام داشت و اطاق مذکور پالیسی هندوستانی حکومت را منظور نمود لاود پیل در عین مذاکره اظهار فکر نمود که پس از انکه حکومت اثبات نمود که تعهدات خود را ایفا نموده است سوءظن سیاسیون هند باید رفع شود . حکومت نباید ، مسئله فرق را حل نماید زیرا لیاقت فیصله نمودن مسایل فرقی معیار استعداد فرق است . سر نیو الت سنده ، در دار العوام سوال نمود که آیا قبل از دادن اقتدار مستملکاتی به هندوستان ازه ستملکات دیگر نیز استرضا نموده خواهد شد یا نه ؟ میکدو نالد در عین جواب بیان نمود که من تاریخ ۱۲ دسمبر اشعار نموده بودم هر گاهی که یکی از ممالک تحت تصرف بر طانیا در تحت قانون ، وست منستر ، شماره ۲۰) بیایند عیناً با همان عمایات و همان طریقه هائیکه مستملکات دیگر قبلاً در تحت آن داخل شده اند ، خواهد آمد . سردسته اعضای محافظه کار دار العوام که مرکب از دسته های کمیته هندوستان و كميته صناعات و لنكا بشاير و غيره بصورت متفقانه نزد سر سؤ ئيل هور رفتند تا تا کید نمایند كه يك كميته تجارت صناعت به هندوستان اعزام گردد و در کمیته مذکور متخصصين لنکا شاير شامل باشند . جنوا - گاندی در جمعیت اتحادیه نسوان جهت صلح و آزادی در وکتور پاشاد در مقابل يك جمعتی که تعدادشان زیاد از ۳ هزار نفر بالغ می شد ومرکب از افراد تمام صنوف بود ، عائد به عدم تشدد خطابه ایراد نموده به تجربه هند و ستان در موضوع عدم تشدد اشاره نموده گفت : مجمع باید عدم تشدد را در فیصله جان خود در نظر داشته باشد . ویلنو و - ۲۱ دسمبر - گاندی در حالیکه در اطاق مخصوص درجه سوم مسافرت می نمود به ساعت ۳۶ - ۲ بعد از ظهر روز جمعه از روما بطرف ( برند ژی ) حرکت کرد و ما مول است به تاریخ ۲۸ دسمبر به ممبئی برسد . مجلد پنجم خبر های داخلي مجلس مكافات : به نسبت خدمات شاندار مامورین ومستخدمين ملكي ، نظامي واعيان واشراف مزار شریف و میمنه که در تحت قیادت والا حضرت وزیر صاحب حربيه و جناب محمد یعقوب خان رئیس تنظییه مزار ومیمنه هنگام سر کوبی ابراهیم بیگ بعمل آمده بود يك مجلس مكافاتي بوزارت حربیه از طرف حکومت، متبوع در نظر گرفته شده بود چون اکثریت عمال مربوطه بمرکز حضور نداشتند انعقاد این مجلس بتعویق افتاده بود درین روز ها در قسمت عمده صاحبمنصبان وغيره افراد ما مورين اولا بمرکز گرد آمدند بروز شنبه ۲۰ قوس مجلس مذکور بوزارت جلیلیه حربیه منعقد گشته و حسب تصویر والا حضرت وزير حرب ومنظوري حضور شاهانه حسب مراتب خدمت ولیاقت هر يكي بگرفتن نشان هاي مخصوص و انعامات شايان وترفيع مراتب نایل آمدند چون فهرست نام نویس برنده گان جایزه ومكافات دیر تر بدست آمد و جریده بوقت معین باید منتشر میشد وبكمال تاسف از تفصیلات آن در بن هفته صرف نظر کرده و نشر آن را بشماره آتیه وعده میدهیم .
صفحه ۱۲ شماره ۳۰ مجلد پنجم عزیمت : والا شان جلالتماب عبد الجمیل خان وکیل نایب الحکومه مزار شریف امروز بسواری موتر بسمت ماموریت خود حرکت کردند . خود کشی : عبد لمحمد ولد عبد الصمد ساکن گذر ملا محمود روز ٢٤ قوس خویش را بخانه مصلوب نموده و در ترمملوات قومندانی کوتوالی مکشوف گشت که مشار الیه مجذوب الحال بوده است . تجویز جدید برای حفظ اموال صغیر یتیم : ریاست تمیز در نظر دارد که برای صیانت و حفظ اموال یتیمان صغیر کتب دفتری در محاکم شرعی هر علاقه تهیه دیده و اموال یتیمان صغیر از جنس و نقد در آن قید کرده شود، و تا سن کبارت یتیمان تجویزات درست برای حفظ اموال و گرفتن منافع مشروع از آن در نظر گرفتن وصی برای آنها از طرف محاکم میشود مقرری ها از وزارت حربیه میرزا سلطان محمد خان کاتب بسر کتابت شعبه بودجه دائره لوازم مقرر گردیده است. از وزارت داخله محمد نعیم خان سابق تلگرافی تلگرافخانه بی میم مرکزی بسمت منتظم تلگرافخانه قندهار ومحمد علی خان سابق تلگرافی تلگرافخانه جلال آباد به حیث منتظم تلگرافخانه قلعه جدید قندهار مقرر شده اند . تاج محمد خان قوم الکوزائی که در وقت سابق بعلاقه دایزنگی علاقه دار بود حال بحکومت درجه ۳ میدان خوله منگل مقرر شده است . از وزارت تجارت : میرزا عنایت الله خان سرکاتب محاسبه وزارت تجارت ترفیعاً بمدیریت محاسبه مقرر گردیده است . فقیر محمد خان فارغ التحصیل مکتب حبیبیه بسمت ترجمان انگلیسی جریده اقتصاد وعبد الله خان سابق معلم مکتب استقلال به سمت ترجمان وزارت تجارت مقرر گردیده اند . دعوت به تقرب قدر دانی ورود مظفرانه عالیقدر جلالتماب وزیر صاحب حربیه شام روز پنجشنبه ٢٥ قوس يك دعوت مجللی از طرف مکتب فنون حربیه تهیه شده بود هیئت محترم کابینه و دیگر مامورین ملکی و نظامی در آن شمولیت داشتند . تمیز باز شرعی دعا و شایعه سابق بین مستورات و مخدرات و دیگر افراد رو میداد بعضی مستورات در حین کشمکش و تنازع دعاوی الی فیصله دعوا بخانه کلانتر های گذر یا ملکان قریه که محرم شرعی شمرده نمیشدند گذاشته می شد . ریاست تمیز عدلیه متحد المال صادر نموده که در آینده مستورات در حین جریان قضایای دعاوی بخانه پدر وما در شان گذاشته شوند واگر محارم شرعی نداشته باشند بخانه زن امینه که مشهور بصلاح وعفاف باشد گذاشته و در هر دو صورت ضامن از نزد شان گرفته شود . الطاف حکومت محمد دین خان جدید الاسلام که در غائله قطغن بشهادت رسیده است معاش مستمری او را حکومت برای ورثه اش تخصیص داده وهم بوزارت معارف توصیه شده که پسرش را تربیه عرفانی نماید . اقساط باقی دهی غلام حیدر خان ساکن للندر که با قیده حکومت بوده ولا جای داد ظاهر گردیده چون ضامن اعتبار او برادرش غلام قادر خان کند کمشر به نزد حکومت بود لذا رها پندارند اقساط باقی او بمیعاد ۳ سال قسط شده است . کذا : ملنگ محب الله خان ساکن چکری که با قیده حکومت بوده ولا جایداد ظاهر شده رسانیدن وجه باقی مذکور یکنیم سال با او قسط گردیده است . همچنان با حاجی نور محمد وحاجی محمد رحیم ساکن چاریکار نیز وجه باقی دهی شان از طرف حکومت قسط گردیده است .
صحيفة ۱۳ (شماره ۳۰) مجدد پنجم فکاهیات مادر و دختر: دخترکی از مادرش سوال کرد: مادر عزیزم، آیا بسال نو، من یک گدی برایم میخری؟ مادر: هنوز گدی که سال گذشته برایت خریده ام بکلی نو است و حاجت به گدی دوم نداری! دخترک: آخر من که نیز نوک و تیارم، پس چه حاجت بود که تو در این سال طفل تازه آوردی؟ داماد صاحب اخلاق: یک یهودی نسبت بدختر خود با رفیقی چنین صحبت میکرد: دامادم چه حاجت که متمول باشد دخترم پول کافی دارد! دامادم چه حاجت که مقبول باشد دخترم که خیلی قشنگ است! دامادم چه حاجت که شیک باشد دخترم که شیک ترین زنها است! اما دامادم باید صاحب اخلاق دیانت خوب باشد، زیرا... قیمت شعر و ادب: در سال گره شاعر پیری که یکی از مشاهیر آنزمان بود و اشعار پرجوش و شیرین و با معنی اش در اکثر جاها مورد تحسین و آفرین شده بود، عده از رفقا و دوست ها شرف ورود بهم رسانیده بودند. شاعر پیر همی از زمان سابق و قدر شعر و هنر ادبیات بحث میراند. چنانچه میگفت که اکثر از رجال بزرگ و معتبر شهر ما، فخر مینمودند باینکه اسپ کالسکه ام را به بندند. شخص جوانی از میان برخاسته گفت: این چیزی که نیست، مرا که همین دیشب از کالسکه ام بسر شاهانه، فرود آوردند و... دیگران سوال نمودند: که آخر چه شد؟ شخص جوان: آخر در کودل انداخته دهنم را بسته اسپ و کالسکه ام را دزدیدند. سنگی و زنش: زن به شوهرش: نیکه باز بسکت خوردی؟ او زوال شده مرد: نه والله اگر چشیده باشم! بگو دستارم کجاست؟ زن: در زیر بسترت مرد: یخنتم در کجاست؟ معلم و شاگرد: معلم بیکوچکترین شاگرد: فرض کن من دو عدد تخم بتو دادم و دو تخم دیگری بدهم، همه یکجا چند تخم میشود؟ شاگرد: مولوی صاحب مگر شما تخم هم داده میتوانید؟ غرور زنها: زن در حالیکه سرش را روی شانه شوهرش گذاشته بود، چشمش را بطرف شوهر بلند نموده سوال نمود: عزیزم اگر من پیر و قبیح شوم باز هم مرا دوست خواهی داشت؟ مرد: جانم! پیر ممکن که گردی، مگر قبیح تر نخواهی گشت؟ فروشنده رزک: خریدار: آیا این سگ تربیه هم دارد؟ فروشنده: البته! به بینید اینک من باو میگویم بیا، یا نیا، یقین یکی ازین دو کار را خواهد نمود. مفت شما: یکدام تپاشاچانی یک سبد ماهی پخته از کسی فراموش شده بود، شخصی که سبد را یافته بود مجمعیتی که در ان محل گرد آمده بودند ارائه داده و تکلیف خود را مبین کردن میخواست. اجتماع به او حکم کردند که خوب است این سبد با حش سه نزد شما باشد و برای یافتن صاحبش اعلان بکشید. اگر پیدا نشد مفت شما بدون همه چیز تصرف کرده میتوانید.
صفحه ١٤ شماره ٢٩ جلد پنجم مؤلف : اميل بالزيه فرانسوی : (٢٤) مادام سان ژین مترجم : حبيب الله طرزى از فصل چهار دهم (کودتا) ولی بعد از انکه چشمش فدری عادی شد صورت برجسته با نگاهای تيز ومتجسس حركات زنده ، يك رباينده گی مخصوص داشت . پیشانی فراخ وبلند او که همیشه با تخيلات پر گره است وسعت قابليت وذکاء فوق العاده او را گواه بود گیست گفتار او مختصر وجمالش او مؤدب است . ژوژفين با من بتو باید بگویم که اویک مردیست مبره و روزی بپایه بلندی ترقی خواهد رسید ، مشوره من بانتهاء صمیمیت اینست که باید تجویز او را قبول کنی ! اگر حال او را دوست نداری چندی بعد غـــرور فريفته اطـوار پسنديده او خواهی شد .» ژوزفین : « چیزهائیکه میگوئی تا یک اندازه حقیقت دارد ولی من قدری ازو خوف دارم !» بارا : « درين مسئله تو تنها نيستي بلکه همه هم قطاران من ازو ميترسند - حتی (کار نو ) که یک رعب انگیز بخون تشنه و همکار، (رو بسپیر ) است ، نیز از وخوف میکند .» ژوزفین : « اگر او دیر کشور ها را می ترساند ، پس تو بمده میتوانی که بر یک زن چه اثر مي اندازد !» بارا : « بله ! آنجا نیکه یکی از مقبول ترین دلهای جمعیـت استي اگـرا بونا پارت او را بگيري يکي از مسعود ترین آنها نيز خواهي شد ... ومن که یک دوست قدیمت هستم در روز عرو سیت یک هدیه بسیار قیمتداري بتو خواهم داد .» ژوزفین خوش حال شده گفت : « ضروریک آویزه الماس که با مادام ( تالینی ) داده خواهد بود ؟» بارا : «ازان بهتر تر - سر افسري کل قشون ايطالي ! » این را گفته وبا ژوي خودش را به ژوزفين تقدیم نموده ، ایراد نمود : « بیا که بخانه بال برويم ، مهمانان همه جمع شده خواهند بود . میخواهم که در تبو یک ازدواج وترقي رتبه بوناپارت شخص اولین باشم .» باینصورت (ناپليون بونا پارت ) بتاريخ ٢٣ فروری ١٧٩٦ یعنی چند روز بعد از ازدواج با بیـوه ( بو آرنی ) سر افسر کل قشون ايطالى گرديد . دو روز بعد از عروسی که هنوز عروس خودش را سیر ندیده بود حکم حرکت را بطـرف ايطالی گرفت . درمیان محاربات پر مشقت که اکثراً فرصت نان خوردن را نمیداشت ، باوهم عروس قشنگ خودش را فراموش نکرده هر روز يك مكتوب برایش مینوشت ، اين مكاتيب اواسـطه كودير ( قاصد ) های سریع، با در شريطه های را پور محاربه، بفهـر ست بیرق های اسیر شده بدشمن فرستاده می شد : حـالات او بعد از فريضه به ژوز فينـش مصـروف بود ، چنانچه بخاطر او ( ژونو ) را با چندی از علم های اسیر شده استریا بپاریس فرستاده تا به مجلس ملی تـقديم نماید . در آنروز تاریخی ژوزفين کونه خیال ومادی بوست خیال نمود که ملکه فرانسه است . در مقابل عساکر مجتمعه و درمیان سلامی های توپ ونعره هــای بر مست زنگ های ( نو تر دام ) سواره در این کوچه های پاریس تردد می نمود و نام شوهر خودش را ازصد ها هزار زبان می شنید . ولی باو جود همه این چیز ها که ناپلیون برای او نمود بسیار وقت بعد دل خودش را ازدی ونوش پاریس بر کنده و با او در ايتاليه ملحق گرديد . جنگ محاربه در دسامبر ١٧٩٧ ختم شد زن وشوهر به سکونت گاه محقر خود شان در کوچۀ ( شانـترين ) عودت نمودند اگرچه قصر ( شامبورد ) بقسم هديـه از طرف ملت راجع به خدمات او تقديم شده بود ، ولی ناپليـون اين عطـيه را با ديگر متبارات رد نمود . تنها چیزی که قبول نمود سر افسری کل قشون بود که برای فتح وتسخیر انگلستان تشکیل گردیده بود . ناپلیون بادقت وسنجيده گی زیاد ، به سنجیدن پلان حمله بر سوا حل جزائر
(شماره ۲۹ ) مجلد پنجم برطانيه مصروف گردید . میخواست که ذرایع بسیار مفیدی بدست آورد تا بواسطه آن بتواند دشمن بسیار جسور فرانسه وجمهوریت را صدمۀ مهلکی وارد کند ولی مثل ایام سابق خواب و خیال فتوحات در شرق او را اغوا نموده از حمله بر انگلستان منصرفش ساخت . از جمله ممالک شرقی ، مصر از همه پیش تر جلب دقت او را نموده خواست که سواحل ( نیل ) را مرکز عملیات آتیه خودش در شرق ، بگرداند . يك دليل پوچ دیگر هم بود که غیاب او را از فرانسه برای چندی مشروع میداد میخواست ثابت نماید که حکومت ( دير كتورى ) بدون مشوره و فکر او چیزی کرده نمیتواند ، و ژنرالهای فرانسه بی وجود او بجز هزیمت تجربه نمی یافت . علاوه برین این سفر احتمال میرفت که بر عظمت وشوكت شخصی او نیز مبالغی بیفزاید - زیرا تلون مزاجی مردم و هنگامه جوئی شان کم کم از محبوبیت او میکاست ، چنانچه يك جماعة از دشمنان او بر خلاف او سازش نیز نمودند . ناپلیون موقع را تنگ یافته بعجله تمام در روز ۱۹ می ۱۷۹۸ از تولون به کشتی نشسته بطرف مصر رهسپار گردید . محاربات مصر با هزیمت فاحش بحری و جنگهای خشکه و فتوحات شاندار آن مانند حکایه الف لیله گذشته ، وقتیکه با نتهای سال دیگر آن ( بونا پارت ) بفرانسه عودت نمود ، همه ملت مثل يك فرد برای تبريك و تهنيت ژنراليكه ، برای شان افتخار و شهرت آورده بود ، بر خواست . در ( کوده تای ) که خودش را وکیلی اول قرار داده بود در حقیقت از طرف ملت ارشاد گردیده بود ، زیرا حکومت ( دير کتوری ) اعتبار خودش را ساقط نموده بود فرانسه نمیخواست که از طرف يك چند نفر ناتوان اداره شود ، بلكه يك شخصی مقتدری برس خود آرزو داشت . اگر بونا پارت زمام حکومت را در ان لحظه بدست نمیگرفت بلا شبهه بدست ( ارژرو ) ( بر نادوت ) يا ( مارسو ) می افتاد . ارکان هوشیاری ناپلیون يك دسته از اشخاص دلیر و صاحب نفوذ را که در آنجا علاوه بر سربازان ماهرین قانون و سیاسون مجرب نیز شامل بود در اطراف خود جمع نمود . هیچکسی از شامل شدن درین جمعیت حذر نمیکرد زیرا هر شخص از وطن خواهان درین چنین يك اقدام برای نجات مملکت خود را شريك ميدانستند . بروز ۹ نوامبر ۱۷۹۹ بساعت شش صبح همه رفقای بونا پارت ببهانه سنجیدن پلان برای مانوره عسکری در خانه او اجتماع نمودند . ازین جمله یکنفر که منصب او ژنرالی بود ، در جله دیگر رفقا دیده نشد . بونا پارت غیاب او را فوراً درك نمود، صدا زد : له فیور کجا است ؟ این ممکن نیست که او بر خلاف ما باشد ! » در همان لحظه قوماندان عساکر پاریس که دیگری غیر از شوهر ( لا سان ژین ) نبود وارد گردید . له فیور از کاپیتانی تا در وردن حاصل کرده بود ، قدم بقدم ترقی کرده بقوماندانی پاریس ارتقا نموده بود . دران هیئت و مقام ائتلاف ، او در جمعیت ناپلیون اهمیت دیدی داشت . ولی چون افکار او بطرف طرز جمهوریت میلان زیادی داشت ، از آنرو ناپلیون نی غیری او را از جریان معلومات مجلس تا اوقت ظهور نتیجه مفید تر میدانست . به نصف شب هشتم نوامبر ، بشنیدن اینکه بدون اذن او بعضی حرکات عسکری بوقوع پیوسته است بر اسپ خودش سوار و بطرف قشله رفته بود . برسیدن بمعسکر يك دسته سوار را آماده حركت بيك سمت موهوم یافت ، بسوال از افسر قطعه معلوم شد که به حکم بنا پارت بوده است ازین مسئله به قهر شده سر راست بخانه ناپلیون آمد تا باعث این پیش آمد را به خود معلوم کند . بونا پارت با آغوش باز او را پذیرفته میدارد : « چطور ! این رفیق قدیمی من له فيور است ؟ چطور میگذرد ؟ خانم خوبست ؟ آرتن چه حال دارد ؟ دل او همیشه گرم و زبانش همه وقت حاضر است این را من ضمانت کرده می توانم . مادام بونا پارت میگویند که بسیار وقت می شود که او را ندیده ! » له فيور : « تشکر میکنم ژنرال ! زن من بسیار خوبست ولی من برای کار دیگری آمدم . » ( با قی دارد )
نادر افغان قارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه داران شناسائی و خواندن سوانح يك پادشاه محبوب افغانستان ، یقین از نشریات گذشته ما ومحفظه رن ، تا حدی با همیت کتاب نادر افغان مولفه آقای برهان الدینخان کشککی پی برده و در صدد خوا هند بود كه يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند . اينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین كتاب نفیس و هدیه قابل توصیف باز بنوشتن این چند سطر یاد آوری پر داخته قیمت کتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهند قیمت کتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد ( ٦١١ ) صفحه و ( ٤٩ ) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی بقیمت بسیار نازلی بفروش میرسد : در داخله : مرکز ٥ افغانی « : ولایات باضافه محصول پست ٧ « خارج : با محصول پست کلدار محل فروش در داخله : مرکز و ولایات طالبين ، به عموم دوایز جراید و مجلات وطنى و در خارج، به وكيل التجاره ن افغانی برای خرید رجوع خوا هند فر مود . غرض : هر قدر در خریدن عجله كنند ندامت نخواهند کشید چه هر چه پیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار كمتر بدست خوا هد آمد
جريده ملی قیمت اشتراك در افغانستان ۱۲ افغانی محصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ افغانی طلبه معارف ۷ افغانی در ممالک خارجه ۲۰ شلنگ لطفاً پول اشتراك که بتوسط حواله دولتی فرستاده میشود باید رسید قبض و ... اوضه باشد ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
( شماره ۳۱ ) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ انیس تأسیس ١٣٠٦ (مجلد دوم) اداره : كابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارنده : [محیی الدین] ۲ شنبه ۶ جدی ۱۳۱۰ ١٨ شعبان ۱۳۵۰ زمستان و غربا در بین عوام ما يك ضرب المثلي است که زمستان آمد و مرگ غریب رسید ، اگرچه در دیگر مواضعي که زبان فارسي متداول است کلمه غریب را منحصراً براي مسافر استعمال میکنند ولی در بعضي جا ها بمعني فقير هم ياد مي شود . بهر حال شدت سرماي زمستان نه تنها براي غربا و فقراي افغانستان زحمت افزا شده و تهلکه ناک واقع میگردد بلكه در اکثر نقاط بارده دنیا که فصل شتا شدید است براي بي بضاعتان وافراد بي خانمان آنچا مشقت زنده گي و خطر جان وجود دارد . بعضي مردم از كوتاهي فكر ممكن است تصور کنند رفع این مشکلات بحکومت یک ارتباط تامه خواهد داشت ، ولی اشخاص بصیر میدانند که هیچ یک حکومتي تا کنون در دنیا مقتدر نشده است ضعفاي فقیر ملت خود را با توانا یان متمول هم آغوش بسازند چه ، بلند ها را بیک مرتبه پست کردن شاید سهل باشد ولي پست ها را مساوياً بلند ساختن ناممكن وبالا التزاً بدرجه متوسط رسانیدن در مثل این آوان یکعمر جهد و كوشش ميخواهد . بعقيده من باز كشتن وسیله خشکابدن اشک جاري يتيم هاي مظلوم و بهترین چاره جوئی گرم ساختن بيوه زنان مرتعش با بپارة اخيري تحت تامین گرفتن حیات یکمشت افراد بقرمزد،، نتوان یک جامعه فقط با فقط عواطف رحم ومروت بشریت است که از طرف اغنياي حساس آن ملت صورت عمل واقدامات بگیرد . اگرچه نشریات گذشته مرکزی ماگواه است که در اغلب اوقات شداید سرما وقحولي زمستان این احساسات رحم ومروت بیشتر از جانب حکومت متبوع «بالخاصه از امر و ارشادات ماير في بودانه عمل آمده باوهم گفته میتوانیم تا خود الزايم الدار واغنياي ما احساسات آدمیت ومخصوصاً صفات شفقت وهمدردي بفقراي جامعه شان را در نهاد پاک نیز و زایده وازو جوه مقررات اسلامیت و ملزومات جوانمردي انفاذيت ورهند و بذل وبخشش ننمایند اعانات هاي حکومت به تنها ئي اسباب استراحت عامه شده نخواهد توانست . بعضي از خواننده گان کرام ما اگر از سر گرمي هاي پر آسوده گي زیر كرسي ها و پاي بخاري ها کمتر فراغتی داشته باشند درین هواي بار د زمستان و آمد آمد برف شام و دست آزاد اگر خفته و شامپاي تاريك سرد و چرا با بجاي کنار دریا و گوشه هاي بازار هاي چوك وشور بازار تابه بینند که افراد صغیر و کبیر همذو عان شان هر كدامي چطور حس و خاشاكي گرد آورده بشعله آتش خفیف آنها در آن زمین هاي نمناك وجود خودرا از برودت سرما حفظ و بجان روز کار تلخ و با فیل وفاني امراد حيات دارند . انوقت موقعي بدست خواهد افتید که این نیت معدي عليه الرحمه را باوشان شخوانده و بدرد هاي اجتماعي رو حیات آنها را طر زانیم :
صفحه ۲ (شماره ۳۰) مجلد پنجم تو کز محنت دیگران بیغمی نشاید که نامت نهند آدمی و ضرور در آن هنگام یکسلسله افکار وخیالاتی بیننده وشنونده گان را بخود خواهد پیچاند که بعظمت و اهمیت مؤسسات خیریه دنیا و فتوت او همدر دیهای اقوام عالم قایل شده و علت تاسیس یا نفاد آن را از ما سراغ میکنند . غرض تدین واجب و تمدن لازم میداند که درین مورد هر کسی قولا وفعلاً یا قلباً وقد ما حتي الامكان مساعي جميله بكار ببرد تا در مانند اینطور مواقع برودت نا ک یکعده هم نوع خودش را از تهلکه وفنا صیانت کند اما که از کمک هاي مادي بجيث عدم تمول با اندازه معذور شناخته میشویم شاید این مساعدت معنوی هم خالي از فایده نباشد که هموطنان غني خود را با اهمیت این موضوع متذکر شده و مخصوصاً ریاست محترم بلدیه مرکزی یاد آوردیم تا بطور امکان چاره برای اداره حیات این توده فقراء سنجیده اطفال صغیر را به یتیم خانه نادري معرفی کرده و جهته تامینات زنده گی و محافظت پیر مردان ضعیف و معذور از کار یا زنان ضعیفه بی پناه از سختی سر ما يك مؤسسه خیریه تاسیس و وجوه مصارف زمستانی آنها را از ملیکداران و صاحب ثروتان وطن استمداد و تمنا کنند . یقین واثق است این اقدامات عین رضا يوت خدا وند تعالی و منتهای خشنودی در شرق اقصی : معرکه چین و ژاپون -٢- در حقیقت منازعه فعلی ، چین و ژاپون نتیجه سابقه های است که در شماره قبل بصورت مختصر بیان رفت . با این هم ، چنانچه لازم است ، حقیقت مفهوم نه میگردد ، زیرا ، نظر يات و دلايل جانبین متخار بين بكلى متضاد است : نظریه چین کیو من تانگ ، (کیو من تانگ يكى از احزاب بزرگ سیاسی چین وزعمدار فعلی چین ) کمیته اجرائیه چیف راجع به اختلاف چین و ژاپون، و نظریات امپریالستی جاپان در منچوری ، چنین اعلان نموده است : حوادث و بي نظمی که در مکدن - ذریعه عساکر ژاپونی ـ رخ نموده است ، غیر مترقب نبوده ، وما این فرصت المناک را مغتنم شمرده ، به عموم دنیا اعلان می نمائیم که : این حرص و خود پرستی ژاپون ، امنیت وصلح شرق اقصی را در تهلکه می اندازد . پاد شاه روف و رحیم القلب ما را حاصل کرده در عین زمان حارس زنده گانی يك جمع غفير مرد و زن فقیر جامعه ما واقع گردد. ژاپون ، که خطه آن محدود وار لحاظ مواد اولیه غریب گفته می شود ، برای حفظ موقعیت خود ، و اینکه در زمره مال معظمه بشمار برود، مجبور است که دستی در حدود شرقی آسیا داشته باشد. فلذا ، از چهل سال باینطرف ، ژاپون در صدد این بوده است که در حصص مانجوری دستی داشته وبطرف فتح پیش برود . چنانچه درین اواخر ، امپیر اطوری میکا دو ، بهر حيله ودسیسه که توانست ، از ضعف حکومت چین استفاده نموده ، نفوذ اقتصادی خود را در بعض از ایلات چین قائم نمود ، چون این نفوذ را غیر مکفی و ناپایدار دانست ، لهدا در صدد این بر آمد که نفوذ سیاسی خود را هم در انجا ها قائم نماید تا دائمی بماند . ازان رو ، در عین جنگ عالم گیر ١٩١٤ ، که دول غرب مشغول حفظ موقع ومنافع خود ها بود ، ژاپون چین را به گذاشتن بعضی امتيازات وقبول « ٢١ خواهشات » ، تهدید نمود . از همین وقت است که چینی ها ، خواهشات ژاپون را حس نموده ، چون قوه کافی نداشتند ؛ علی الحال به بایکوتاژ اموال جاپانی اقدام ورزیدند ؛ تا با وینبهایند که ، قوت برای محو کردن يك ملت حساس وبا وجدان غیر کافی است . مگر متاسفانه ، ژاپونی ها با وجود تحمل خساره های زیاد ـ قانع نشده ، هنوز هم می خواهند که از حصص چین به خود
( شماره ٣١ ) سراج الاخبار ٥ ملحق نموده و در عظمت خود بیفزایند . در اوائل بهار سال جاری يك حادثه افسوس ناك در بین چینی ها و مهاجرین ( کره ) - در ( وان پائوشان ) - رخ نمود و تفصیل آن قرار آتی است : کره ها بامداد پولیس جاپانی میخواستند نهری بکشند . و این نهر از اراضی دهاقین چین عبور می کرد ازین رو جرائد منچوری بر خلاف ( کره ) ها که از میهمان نوازی چینی ها استفاده غیر مشروع می نمودند ، قیام نمودند . از طرف دیگر ژاپونی ها در (کره) جمعیت ضد چینی تشکیل نموده ، و کره ها را فریب داده به قتل و قتال اجنبی های مقیم کره ، تحريك وتحريص می نمودند در نتیجه صدها نفر مقتول وملیون ها خساره رخ نمود . و امیدی که ژاپونی ها داشت این بود ، که در بصورت چینی ها به جان و مال و منایع کره ها تعرض خواهند نمود ، و فرصت و حق مداخله به جاپان خواهد داد . چون چینی ها واقعه را خوب درك کرده بودند ، به هیچ نوع خلاف کره ها قیام نکرده ، فقط به قطع مراوده اقتصادی با محرك ، اکتفا ساده نموده وطبعاً خساره زیادی به امپراطوری میکادو ( ژاپون ) رساندند . باوجود این ژاپون پیش از پیش در صدد بی نظمی چین برآمده ، و خیال میکرد که با لاخره جام صبر چین لبریز خواهد گردید . و به این وسیله منچوری را بتصرف خود خواهد آورد. چنانچه یکی از سر افسران بزرگ ژاپونی ، می نامی ( سابق وزیر حرب) در یکی از محافل عسکری علناً بیان نمود که : « باید تمام ضابطان ژاپون ، تیار و آماده باشند ، تا بطرف منچوری حرکت نمایند ، وژاپون به مقصد دیرینه خود برسد . » چنانچه عملاً هم يك مانوره بزرگ در سرحد چین و کره نشان دادند ، و بیض مربی آنها بخاک چین هم تصادف نمود . همان است که ژاپونی ها بدون بر هان ودلیل ادعا می نمایند که یکی از افسر ران شان که در منگولی مفقود شده بود ، بذریعه عساکر چینی بقتل رسیده است . وبه این بهانه چند قطعه از عساکر خود را به ( کره ) جمع نمودند ، تا به اولین اشاره چین را تصرف شوند . چنانچه ٨ سپتمبر به ١١ بجه شب قوای ژاپونی بغتتاً به ( په تایین ) چهاونی بزرگ شمال مکدن ـ حمله برده و تمام قوای شهر مکدن را ـ که بالغ به بیست هزار نفر بود ـ خلع سلاح نمودند و فرداى آن ـ ١٩ سپتمبر ـ شهر را اشغال کردند . و نیز قلعه جنگی شهر مکدن را که ببزرگ ترین قلعه جنگی شرق اقصی گفته می شود ، پاسل نمودند علاوه برین سانحة که در مکدن رخ نمود ترتیبات حمله بر شهر چنگ سونگ کوین چنگ تسه، نیز از طرف ژاپونی ها تهیه دیده شده بود . چنا نـ چه با لفعل آنجا را هم خلع سلاح نمودند . وهم دو جهاز جنگی بـ طرف ( نیو چوان ) حرکت نمود، آنجا را تصرف نمودند ، و دسته جات عسکری ژاپون دو کره - که امر فوری حاصل نموده بودند - آماده حرکت بطرف ما نچوریا گردیدند . البته این عملیات تصادفی و فوری گفته نه می شوند ، بلكه يك پلان سنجیده شده و پخته بوده است ، چه در ظرف کمتر از ١٢ ساعت تمام قسط سوق الجیشی ما نچوریای جنوبی بدست ژاپونی ها افتاد . و ژاپونی ها می گفتند که این فقط برای دفع حادثه ایست که در راه آهن جنوبی منچوری از طرف عساکر چینی رخ نموده است . این حقیقت به نظر نمیرسد ، و علاوتاً جای تعجب آور است که فقط برای يك حادثه جزئی تمام نقاط سوق الجیشی را که برای تصرف منچوری حتمی است ژاپونی ها اشغال نمایند . و عجب تر اینکه در همان روز دو جهاز جنگی ژاپونی بطرف ( نیو چوان ) حرکت مینماید ، تا آنجا را متصرف شده یگانه راه چین را در منچوری مسدود نماید . و نیز چند ساعت قبل از تصرف مکدن ، به قوه جاپانی در ( کره ) امر داده می شود که چین را تصرف شود . علاوتاً بعض علائم دیگر نیز موجود است که حرص واز جاپان را ثابت می کند : چین که از وضعیت و فکر تغرض ژاپون باخبر بود ، به امران ملکی ونظامی وتبعه
قضاوت ملل اقدامات جزائیه : علاوه برین اختلافات که به اصطلاح حقوقی ، اختلاف بین حق طبیعی و حق مثبت گفته می شود ، در این کوششات يك اختلاف دیگری بطهور می آید که هم از جدیت دور نیست . بعضی دول میخواهند که مهم ترین وظیفه مجمع ملل اقدامات جزائیه اجتماعی در موقع جنك برخلاف دولت حمله آور باشد. لهذا ایشان در مجمع ملل بمقصد کوششات خود ، نیازی و آمده کی را برای این اقدامات جزائیه می نمایند ، تا در موقع جنك از طرف تمام اعضای مجمع ملل اجراء عملیات جزائیه بر خلاف دولت مجرم شود . حکوماتی که درین کوششات شرکت می ورزند ، عقیده دارند ، که تا وقتیکه این ترتیبات تأمینات خود بسازند شیا دران راه برای مهالك شاق حاصل می شود . این مسایل وسیع مربوطة امن وترك تسلیحات از خود يك شرح مفصل حاصل نموا ند که چینی ها بالای تبعه جاپونی در ( کرن ) فشار آورده و آنها را غرت کرده اند ، لہذا به ۲۰ سبتمبر يك لوا عسکری بان طرف نیز سوق داده شده و در ۲۱ سپتمبر فرقة ۲۹ ( ٤٠٠٠ نفر ) از ( كره ) بطرف منجوری حرکت نمود . م . سلیم بسمل زاده ( باقی دارد ) ( شماره ۳۱ ) نظریه چاپان : جاپانی ها راجع به قضیه موجوده ، چنین اظهار می نمایند : قریب ٣٥٠ نفر چینی در شب ۱۸ و ۱۹ سپتمبر حمله آورده يك حصه راه آهن جنوب منجوری را بدرجه بمب تخریب نمودند . محافظین چاپانی راه آهن مذکور برای گرفتار نمودن اشرار چینی هر قدر کوشش نمودند ، ناکام مانده بالاخره مجبور به فیز گردیدند . ويك دسته از عساکر ژاپونی که در مکدن بودند ، بكمك آنها آمده ، و محاربه شروع گردید . چون وضعیت خیلی خطر ناک بنظر میرسید ، لهذا قوماندان قواه چاپانی در مکدن ، بصورت فوری چپاوانی های چینی را تصرف ، وعساكر چینی را خلع سلاح نمود . ونیز شهر مکدن ، وعمارات رسمی و جبا خانه آنجا را در تحت تصرف خود در آورد. هم چنین قواه چاپانی اطراف شهر مکدن ، وارکان حرب ( چانگ چون ) شهر مذكور نقل داده شد ، تا عساکر چینی متعمية التواگك ، فن هوانك جنك ، ينك كربو ، را خلع نموده ، قطار آهن نقاط مذکور را تحت حکمرانی خود در آوردند . لیکن چینی ها در ( چانگ چون ) مقاومت نموده و محاربه خونین جاری گردید . از طرف دیگر، ژاپونی ها اطلاع صفحه ٤ چین در منجوری امر داده بود ، که در مقابل ژاپونی ها هيچ يك اقدامي ننمایئد . چنانچه در حین حمله ژاپون و تصرف شهر (پی تایین )، و مکدن ، اگر چینی ها کمی استقامت و مدافعة مي نمودند ، ايداً جاپان نه مي توانست در ظرف مدت قليلي بچنين چند ساعت ، نقاط بیک شهر مهم مثل مکدن را اشغال نماید . خلاصة ما اذعان می نمائیم که این اقدام ژاپون، يرا لني است که قبلا سنجیده شده بود ، زمي خواسته است که در بین چین وژاپون اختلاف و پیچیده کی واقع گردد تا آزادانه در امور چین مداخله کرده بتواند مگر چین نظریه آنها را در ک نموده ، هيچ یک اقدامی که بآنها حق مداخله بدهد نکرده است . مخصوصا درین وقتی که تمام عالم به بحران اقتصادي غوطه ور بوده ، وامر يك و تمام دول غرب در صدد رهائی از ان برآمده اند ، و چین هنوزهم مشغول و مصروف مرهم گذاري زخم هاي ، سیلاب مدهش گذشته که تقریباً خمس اهالي آنرا محو ونا بود ساخت – مي باشد ، ژاپون نقاب صلح بر رو گذاشته ، میخواهد خواهشات خود را تمکین و دولت هم جوار خود را تصرف نماید .
می‌خواهد . اما می‌خواهم مختصراً نشان بدهم که مناسبات القانی و اهمیت کلی همۀ مسایل بین‌المللی که در آن موضوع با هم تصادم می‌کند ، از نقطه نظر آلمان چطور دیده می‌شود ؟ اگر می‌خواهند که جنگ را نا ممکن سازند ، پس لازم است که يك راه دیگری برای تصفیه صلح جویانه همه کانفلیکت‌های که تا حال عمایه جنگ‌ها شده ، نشان داده شود . لهذا باید همه کوششات برای تأمین صلح ازین نقطه شروع شود . این غیر ممکن است که قوم جنگ و تنظیم عملیات جزائیه عسکری را نقطه ابتدائی این کوششات سازند . زیرا که صلح باین ذریعه تأمین شده نمی‌تواند که برای جنگ بمقابل جنگ طیاری شود، بلکه تنها باین ذریعه که علل جنگ رفع شود . علاوه بر این تشکیل و تکمیل آن سیستم جزائیه همران تنها آن وقت متصور شده می‌تواند که موازنه تسلیحات واقع شود . چون معلوم دار است که بدون این شرط هیچ وقت اجراء عملیات جزائیه مجتمع ملل بمقابل يك دولت مسلح قوی امکان نخواهد داشت ، بلکه همیشه این اجراآت معاونت دول مسلح قوی بر خلاف دول ضعیف تر ، خواهد شد . معاهده کلوگ : برای تکمیل مباحثه خود، لازم میدانم معاهده کلوگ را، که انقلابی ترین حادثه تاریخ حقوق بین المللی گفته میشود ، قدری مفصل تر تحت ملاحظه قرار دهم ، و اگر من با وجود این ، از آن صرف نظر می‌کنم ، ازین جهت نیست که اهمیت آن بنظرم کمتر می‌آید . موسسین معاهده کلوگ که تحریم جنگ را اظهار میکنند ، این معاهده را نه از حیث يك معاونت در تشکیل و تکمیل حقوق بین‌المللی ، بلکه از حیث اعلان يك اساس بزرگ برای حیات اجتماعی ملل فیکر کرده بودند . بنا بر این با وجود شکل معاهده ، معاهده آن ، اهمیت آن از همه بیشتر در حدود معنوی سیاسی میباشد . و هر کس میداند که این اهمیت بدرجه قوه ئئئ عمله‌کشی که مسقط الراس معاهدۀ مذکور میباشد ، فوق العاده بزرگ می شود . از وقت جنگ تا حال ، در حقوق بین‌المللی پیشرفت زیادی شده ، و میتوان گفت که فیصله کانفلیکت‌های حقوقی بذریعه مؤسسات بین‌المللی يك اساسی است که تقریباً از طرف عمومی قبول شده . اما آن اساس بزرگتری که در وقت تأسیس مجمع ملل اعلان شده بود ، یعنی آن اساسی که تمام مناسبات بین‌المللی را ما تحت حاکمیت حق و عدالت می‌کند هنوز تنها يك وعده مانده است . آیا باین وعده وفا میشود ، یا وفا شده میتواند ؟ - این را کی گفته می تواند ؟ ( انتها ) محمد طاهر در زوایای تاریخ : زنگیه بیضاء ترجمه عبد الرشید لطفی سرمحرر مجله هدیه در یکی از شبهای زمستان سال 1927 برای ملاقات مرحوم جاپارد بيك ، در موزه ویار بات قاهره رفتم ، مرحوم که بکو ششی در همان موزه بود مرا بگرمی استقبال کرده و گفت : مرد از دو روز است که بفکر تو بودم ، زير يك وثيقه خطی قدیمی کشف کرده‌ام که میخواهم آنرا بتو بسپارم تا بعبری ترجمه نمائی و وثیقه مزبور دارای يك حادثه تاریخی مجهولی است که برای اشخاصیکه مایل به بحث و تحری در زوایای تاریخ میباشند ذیقیمت است . این را گفته و از جعبه میزشی يك ورقة زرد رنگ فرسوده و رنجیده پرده را کشیده بدستم داد، تا قرائت آن مشکل و بصعوبت ممکن بود از بعد معاینه متون آنرا ترجمه کرده و تا اکنون نزد خود نگاه داشتم . ايلك ترجمۀ مذکور را بنظر خوانندگان محترم میرسانیم . با کشیش « پنچریه » در افریقایه نهر « پینجر » که در بلاد شان جریان داشت و جبل زنوج ، نام گذاشته بودند . در آغاز دو قرن هشتم هـ ق نوی ( ص ) موافق اوايل قرن پانزده میلادی يك مملکت اسلامی تأسیس یافته بود که
صفحه ۶ ( شماره ۳۱ ) مجلد پنجم در اوایل قایدین عرب و بربر دران حکومت داشته و بسانها حکومت محمود خان که بدین اسلام مشرف شده و صنم های را که آبا واجداد شان قبلاً میپرستیدند شکستندند منتقل شد . اسم این مملکت « سنه کای » ونام پایتخت آن « کاجوا وجا جو » بود و این همان شهر پست که بسانها او رو پاتیان آنرا « جاو » نام گذاشتند شهر کاجو بعد از فتح مسلمین مدینه قشنگ و ریبائی شده، تجار از هر طرف و هر مملکتی بدان رجوع کرده و مختلف امتعه و حاصلات دران حمل کرده برای رسیدن آن گاهی صحرای کبیر ویا از ورای بحر ظلمات میگذشتند . درین شهر مسجدی وسیع و جمیلی بود که مسلمین آنرا بنا نهاده و میخواستند عیناً مثل قصر « الحمراى » غرناطه بسازند . در بغل این مسجد قشنگ قصر عالی بود که با فرش های ممتاز مفروش شده و با پنجره های که شیشه های ملون زینت یافته بود امتیاز یافته و داخل آن خزانه های قیمت بهای بود که يك دمش طلا بوزن چندین رطل بین این ها وجود داشت . ساکنین این بلاد به لغت مخصوصی که مزيج از لغت اصل شان ولغت عرب بود تکلم میکردند . در یکی از روز ها سلطان جمعی از مسافرین نو وارد را در قصرش پذیرائی میکرد که ایشان مخلوط از مسلم ومسيحى و یهودی وغیره ادیان بودند از بین این جمعیت انگفر صفوف مقابل را دریده و در مقابل سلطان بزمین افتاد و پیشانی خود را دلیل بر خضوع و خشوعش به شاه مخاك ماليده اظهار داشت : « ای شاه ، وقتیکه هنوز ازین دیار دور بودم از مردم تعریف مملکت تر اشنیده و اعمال بزرگی از تو ذکر میکردند و میگفتند که پادشاهی رحیم و عادل میباشی این کسی را که الان در مقابلت می بینی شخصی مسیحی و از ابنای فرانسه است که در شهر یکا « تولوز » نام دارد ، وشاید آنرا بشناسی تولد یافته است نامم انسلم دتر الجسبه ومنسوب بخانواده شریفی میباشم که در حسب ونسب عالی و عریقی بوده و افراد خانواده آن بتمسك در پایبندی بوظايف وطن و اخلاص به پادشاه اشتهار دارند من خيلی مایل بدرس و بحث میباشم و درین راه صرف حیات می نمایم . در انحاى ممالك غربی سیاحت کرده و از راه بحر بمصر رفتم و اهرام آنرا ملاحظه کرده و به لبنان جهت مشاهده از لبنان ، مسافرت کردم و بعد از مسافرت طویلی با اهل خود بوطن عودت کرده و شنیدم که جماعتی از نور ماندیها مصمم مسافرت طولی برای اکتشاف مجاهل بحر ظلمات میباشند با این جماعه منهم ملحق شده و روانه مسافرت شدیم ، اما يك باد شدیدی در مقابل ساحل افریقا بر خاسته و مجبور بنزول بيكه شديم ، در خشکه از رفقایم دور شده و راه را گم کردم و وقتی بجائی که در اول پائین شده بودم رسیدم که سفینه لنگر خود را بر داشته و از ساحل دور شده بود ... « در ینحال تنها در بلادی که نمیشناختم ماندم ، اما در همان ساعت مصمم آمدن نزد تو گردیدم . و با معرفتی که بزبان عربی داشتم توانستم با مردم مفاهمه نمایم و چند روزی نگذشته بود که بقافلهٔ که عازم اینجا بود ملحق شدم ، باین شهر قشنگ ، با این قافله مسافرت کردم و بقصر تو سالم رسیدم . الحمدلله و از حسن ضیافت و کرم و عدل تو اطمینان کامل دارم ! » سلطان تبسم کرده و از صراحت این مسافر تعجب نموده بعد از مصافحه با وی ظهار داشت : « من ترا عفو مینمایم ای فرانسوی نصرانی ، زیرا شخصی فصیح و صریح اللهجه میباشی که کذب و نفاق را نمی شناسی . و آنگاه ملتی را که تو بآن منسوب میباشی احترام میکنم ، زیرا بسیار چیز ها از ایشان میدانم . درکاجو مهمان ما میباشی و از حالا باید بدانی که بین جماعهٔ وحشی و جهلا که به هیچ چیز عالم نمیباشند نمیباشی . و شاید بچشم خود به بینی که تجارت کتب و علوم در مملکت ما مثل تجارت عاج و حجار قیمتی و شیشه های ملون رواج کامل دارد . « لغت این بلاد را میدانی و بوسيلهٔ زبان ممکن است که با علما و رجال شرعی ما مذاکره و صحبت نمائی . چند سال قبل ه ابن بطوطه » بمملکت ما آمده و با بهترین آثار و خاطر ها از اینجا رفت .
صفحه ۷ شماره ۲۱ مجلد پنجم طبیب مشهوری داریم که هر که او را دیده به نبوغ و سعت علمش قایل شده است شاید ترا وا دار بسازیم که همرای او راجع بمعالجه امراض با گیاه ها و اعشاب و میوه ها مذاکره نمائی، و نام این طبیب «ابن علی» و در نزدیکی اینجا مسکن دارد .» «انسلم» چندین سال در «کاجو» اقامت گزیده و حیات آنجا خیلی برایش گوارا واقع شد، زیرا اوقات خود را با مباحثه علمی همرای طبیب ابن علی یا معلومات در عادات و اخلاق و تقالید ساکنین شهر میگذاشتند. سلطان در هفته يك یا دو مرتبه رعایای خود را در قصرش میپذیرفت. و به موسیق دانها و شعرای که از شرق و غرب نزدش میآمدند نعم و عطایای زیادی می بخشید. وقتی که انسلم فهمید که در مملکت سنقای زنها متمتع از حریت و آزادی کامل بوده و در اداره شئون خصوصی و عمومی با مرد ها شرکت می ورزند به دهشت و تعجب زیادی دچار شد. همچنان این را بخوبی حس کرد که سلطان اهل بلاد خویش را بقبول دین اسلامی مجبور نمی سازد. بلکه آنها را در بقای عقیده سابقه یا خضوع به تعالیم قرآن کریم آزاد گذاشته است روزی نظر انسلم دیزالجه به دو خیزه زنگی شکلی در منزل یکی از بزرگان افتاد ، و نزدیکش رفته و از بیاناتش فهمید که از پدرو مادر یتیم میباشد و این شخص بزرگتر منش او را از صحرا بخانه خود آورده و در بین قبائل «طوارق» اقامت داشت که این شخص بطور فرزندی او را قبول کرده و از آنوقت بدین زنها و اولاد هایش بسر میبرد. بعد از مرور زمان صداقت این دو جوان به محبت و بعد بعشق و علاقه تبدیل یافت و انسلم قبول زوجیت را به او پیشنهاد کرده قبول کرد و نظر به پدر خوانده خود را شرط قرار داد. پدر خوانده اش جواب قبول داده برایش گفت که در قبول کسی که میخواهد آزاد است. بعد چند روزی دیز الحجه حفله عروسی خویش را بر پا کرده و پس از یکسال دختر قشنك زنگی مثل مادرش از ایشان بوجود آمد ، که فقط يك خط سفیدی در جبین و سه انگشت در دست راستش سفید بود. این ظاهره عجیب اهل شهر را بران واداشت که اسم دختر انسلم دیز الحجه را «زنگی بیضا» بگذارند. اما زوجه او به نسبت همان قبیله بدوی که منسوب بان بود «سلام الطارقيه» نام داشت. درینوقت انسلم فرانسوی شروع به تالیف قاموسی لغات مختلفه بلاد کرد. و در مقابل هر لغت نام فرانسوی ولاتینی آنرا میگذاشت اما انسلم بلاد واهل وتزه یکسالش را فراموش نکرده و در طول این سال های که در «کاجو» بسر برد وطنش قطعاً فراموش نشد چنانچه روزی زوجه خود را از شوق برفتن وطنش اطلاع داده و اظهار داشت که به تو لوز برگشته چند ماهی در آنجا اقامت نمایند و دو مرتبه به سنقای عودت نمایند. زوجه اش باین امر راضی شد، اما شخصی که او را تربیه کرده و بزرگ نموده بود، رفتن او و شوهرش را قطعاً قبول نکرده و به انسلم اظهار داشت که هر گاه «سلام» را که از اولادهایش بیشتر دوست دارد از وی دور کنند انتحار خواهد کرد. دیز الحجه بی جهت سعی در اقناع او نمود زیرا شخص مذکور به امتناع خود اصرار داشت و بالاخر فرانسوی مجبور شد که همرای زوجه و دخترك كوچك خود و ابن علی طبیب و سه نفر از زنگی های خادمان خود به پنهانی از کاجو مسافرت نماید چنانچه تمام اینها همرای يك قافله که روانه تونس بود حرکت کردند، در تونس با یکنفری که عقب ایشان از کاجو مسافرت کرده بود مصادف شد. وشخص مذکور اظهار داشت که آن بیچاره که «سلاما» را تربیه کرده و مثل دختر خود دوست داشت؛ از حزن و بد بختی زیاد مرد و تا آخرین دقایق حیاتش نام «السلم» را تکرار میکرد. سلاما از شنیدن این خبر خیلی گریه کرده و شوهرش نیز از شنیدن آن خیلی متأسف و غمگین شد. بعد از چند روزی تمام آنها سفینه را که روانه مار سیلیا بود سوار شده و همه خود را به سعادت آینده نوید میدادند. ولی پیش
( شماره ٣٠ ) امدهای بخت و اقبال عکس آرزوی شان را بآنها پیش کرد، زیرا در میان بحر يك عمده دزدان دریائی از اهل الجزایر برایشان هجوم کرده و سفینه را متصرف شدند و رجال و اطفال و زنها همه را بسفینه خود بردند . اما السلم توانائی خود را باثبات داده و در يك گوشۀ متروکی در قسمت زیرین کشتی مخفی شود ، بر اثر این حادثه باد تندی بر خاسته سفینۀ دزدان دریائی را بطرف ساحل راند ، و در آنجا تمام اسری به فرار موفق شده و در آنجا با اشخاصی که خود را در اول از چنگال دزدان نجات داده بودند ملاقی شده و همه از دیدار همدیگر مسرور شدند، اما بگرسنگی، تشنگی، گردن، و بلیات الهی را شکر گذار شدند. اخيراً به مرسیلیا واز آنجا به تولوز رسیده السلم به اهل و اقربایش هدایای زیادی را که از سفینه ی با خود آورده بود تقسیم کرده و حوادثی را که بالایش گذشته بود با مخاطرات و سفرهای عمده که منتهی به كابو او نادواح يا لاتکدیه مسلامای قشنگ ، شده همه را بنقل و قصه نمود . بالآخر ايام آنها سكونت همیشگی تولوز را تصمیم کرده واز رفقق متمای متصرفي غدائده و از ان تصمیم خود ها بۀ ايمان هم غريضةً فرستاده تا الان نسلی طیب ترهریری شان در اقام تولوز باقی مانده وصیت مشهر اش ایام بلده را بچیپره و حتنی تا بگوش شاه فرانسه رسیده باری خود طلبی کرده و بعد ازین روز خانم در اتاقی او مانجی شده و همه وقتی که بدرد و علاج محتاج میشد باو مراجعه میکرد . دختر السلم در الجزایز دک شده و خانواده اش میخواستند که ( مرتا ) برایش نام بگذارند . اما السلم بهمان اسم اولیش که صا کنین سغای برایش داده بود اصرار ورزیده و به همان نام رنگيۀ بيضاً باقى ماند وقتیکه بعمر هفده سالگی واصل شد بسیاری از جوانان تولوز دست ازدواجش را طلب کردند ، اما هويتي يك جوان شرقی را موسوم به اوچی دو فوداس ، به شوهری اختیار کرد ، وحیله عروسی شان با محفل تمام منعقد شده هدایای زیاد برایشان از تمام اشراف تولوز و پاریس رسیده رفت ، از ان نسلی طيب در تولوز بعمر ٧٣ سالگی مرد و میگویند که حامعیان وی هم در عدیش مخلوط کرده بودند تا از رقابیش نجات یابند . اما السلم ديتر الطبع و سليم روحتر بي سيال هاي دراي اندکی کرده بعد از رنکيه ، بيضاً مالك دو دختر دیگر نیز شدند . و هنوز هم در تولوز قصه این جوان بیان کرد را که نام بلده ش را برده و ملام و آب و انسانیت خدمت نمود بر می آید . اما مر تاه رنكيۀ بيضاً و همری شوهرش بپارس مسافرت کرده و در جمله در باریان شاه داخل شده بين اشرف فرانسوی مثل شکوفه پی بالغ میدر خشید . این بود محتویات این ورقه فرسوده که دران شب زمستان بانزل بیلیارد و بدیدم صحیات امراض جهار هضم (٨٧) امراض آن بنوع بطی بعضی علامات مخصوص ظاهر میشود . بالخصوص در شب از خشگی و ترکیده گی وسیاه شدن لب ها معلوم میشود . در صورت ابیاری کردن و ترساختن لب ها اسباب ناخوشی ( دسقی ؟ چلل ) و چاپ کردن آن در کام بین است . در بعضی مریض اطراف لب ها نیز مرده میشود ، لکن بزخم پزه گی تماس نکرده نشود ، دهن ، غدد لعابیه ، زبان اکثراً چسپیده وبيك طبقة سفيد پوشیده می شود ، هر وره متعدد بالخصوص بعد هرفه ها بايك قدری چپره پریس که بعد کا مسموم بعد از درجه اش راپین در محفظه اش گذاشت و محفظه را واپس جایش گذاشتم . چنانچه شاید تا امروز هم در همان جعبه مسیر باقی باشد .
صفحه ٦ ( شماره ٣ ) بصفحه پنجم اولاً باب خالص صابون دار خوب شسته شود بان دهن ودندانهای مریض پاك کرده شود در صورت خشکی لب و دهن مریض باب معدنی مذکوره فوق تر کرده شود . امراض گلو و التهاب گلو ، وخناق : يا حاد و یا مزمن می شود . اواتر التهابکه بین التهاب های گلو پیش می شود ( دیفتری - خناق ) است . علامات التهاب های گلو : اماس لوزتین ؛ در فرو بردن چیزی حس کردن درد ، ورم کردن ، پیش شدن حرارت است . در التهاب های گلو بـواسطه غر غره نما سرد و يا كرم وبا طلا يده يتي ملامین ادويه در كلو ويا بـتو ـ ط بخار ( انها لیشن) تداوی کرده می شود . در خناق ( دیفتری ) پیچکاری سیرم نیز کرده میشود . امراض مری ومعده : از تکالیف درد در مری ومعده است . ( غثيان ) یعق در معده و در بعضی معده غشاء وبری توائی وسكر ( با لخه وصقرا قی ها مانند رنگ گندنه سبز ) ظاهر و در بعضی امراض سل وحميى ( تب د مغى ) به غایت رسانيدن اشيا ئیکه در معده باشد و در استفراق خون دیده میشود . خبر هاي خارجي تماس : چين و ژاپون چین : شانگهای ١٦ دسمبر ـ يك ميتنگ بز رگ از طرف طلبه و کار گران چینی نشان داده شد ، وخواهش نموده اند که چین از مجمع ملل خارج شود . وهم امضاء اعتصاب عمومی نمودند . خون اگر سرخ اشد جدید و اگر دیرینه باشد رنك خون سياهست وهضم شده گی است . خونیکه با مواد خلط ( بزار) خارج میشود به مثل رنگ ( قهوه - قوروم ) و آبگین سیاه و یا درخشان سرخ است . خونیکه سرخ میباشد از حصه پائین روده می آید قی های طبیعی وغیر طبیعی و پراز مریض از معاینه دکتور گذشته شود . برای قطع کردن استفراق به نوشا نیدن مایعات آبگین نهایت سرد مانند آب ( ربوی به ر ) و خوراندن تکه های خورد خورد یخ و بگزاشتن کیسه یخ بالای معده و به شستن معده مراجعت کرده میشود . ( بقیه دارد ) سید حفیظ جاهد چین - ١٥ دسمبر - در روز ۱۱ دسمبر طیاره های جاپانی که بالای شهر ( لی هان ) که در قرب ( نان ها ) واقع است ، ٦ بمب انداختند . وقريب يك قطعه قشون عسکری ژاپون که تعداد آن بالغ به ٥٠٠٠ نفر است ، وقبلاً درشهر ( مان آى گوان ) مقیم بودند برای جنگ آماده گی دارند . در شمال شهر ( سین مین ) در خط اهن ( پى پين - مكدن ) قشون ژاپونی بالای قشون چینی حمله آورده ، و آنها را عقب راندند . شانگهای ۱۸ دسمبر ـ يك جمعيت بزرگ از طلبه ( پى پين ) و ( نانه قان ) عمارت وزارت خارجه نانکن را بر باد نمودند . وانتر طلبه مذکور از پولیس اسلحه گرفته عمارت ، مجلس ( گوه من نات ) را در حین انعقاد جلسه احاطه کردند . وزیر (جنگ کای سی) رئيس حكومت خواهش ملاقات نمودند چون ( جنگ کای سی ) مذکور نبر آمده ويك وزیری دیگر را فرستاده بود، طلبه بالای وزیر مذکور فیر نمودند، حیاط مرکزی ( کوو من تانگ ) را محصور نموده ومحا برات آنها را با دنیا قطع نمودند . اغتشاش طلبه درشهر ( تای بین ) هم جاری بود ، وعمارت حکومتی انجا را هم ویران کرده اند . ژاپون : تو کیو - ۱۸ دسمبر وزیر حرب جاپان
( شماره ۲۱ ) مجلد پنجم ( ایواکی ) ، يك لوا پیاده ويك تعداد بود ، یعنی حصه شخصی ۱۰ فیصد خواهد روما - گاندی صبح دیروز وارد این مختلف عسکری دیگر هم به مانچوری بود . جا گردید و تا روز یکشنبه به حیث میهمان مقررند . برای اقتصادیات حکومتی و اشتراکی جنرال ( موریس ) رئیس سابق هوا پیمائی توکيو - ۱۹ دسمبر - تبادله اسکناس تراکتور های جدید داده میشود ، و ملکی در انجا اقامت خواهد نمود با طلا رسما قطع شده است . مجموع قوه آنها به ده لك ( هارس پاور ) موسو لینی گاندی را ساعت ٦ شام شنبه لندن ۱۸ دسمبر - قشون فرانسه در قوه اسپ خواهد رسید . تعداد کار گران قبول نموده و امروز گاندی به طرف اندو چین به بهانه اینکه اشرار را تعقیب در اقتصادیات حصه حکومتی به ٥٠ لك ونیز ی حرکت میکند . می کنند ، از سرحد (گوان سی ) چین نفر خواهد رسید . رو ما - گاندی بطرف بر ند ز ر روان عبور نموده است . ایران : است در عین اقامت خود در روم ، قبل هند : طهران ١٥ دسمبر - حکومت ایران از ملاقات موسو لینی، خيلى مصروف لندن ١٦ دسمبر در جلسه شرکاء به يك سندیکای شرکت های او روپائی بود . در يك روز به وا تيکان رفت و ( شرکت بزرگ جہیزات ) لارد و امريك ، در خصوص دادن امتیازات و موزیم را ملاحظه نموده و مکتب شاهی (انچكپ) التیماتومی را که از طرف برای استخراج معادن ایران داخل را نیز بدقت معاینه کرد . کانگرس ملی هند به سرمایه داران مذاکره شده است . رو ما ١٤ دسمبر - ملاقات گاندی انگلیسی در هند کار میکنند ، تقدیم داده بود ، قرائت نمود . سندیکای مذکور تا اندازه ٥٠ لك با موسو لینی در روز شنبه برای ده دقیقه پوند برای حکومت ایران قرض میدهد . دوام داشت و تماماً مصروف سوالات کانگرس از شرکت های انگلیسی در زیادی شد که موسو لینی راجع با وضاع هند چنین خواهش نموده است : *** هند می نمود . ۱ - سه يك حصه سرمایه شان هندی رایوتر گاندی به مزار عسکر گمنام رفته باشد . در حال حرکت گاندی بطرف تمام شهر را نیز سیاحت نمود . ۲ - دو حصه رؤسای شان هندی هند روما - پرنسس ( ماريا ) كوچك باشد . میلان - ۱۳ دسمبر - = ترین دختر شاه ایتالیا ، شام گذشته - ملازمین و مستخدمین شان ، همه گاندی از میلان بطرف روم عبور نمود هندی باشد . بصورت غیر مترقب ، قبل از روانه شدن در وقت توقف در ستاسیون دروازه گاندی بطرف برندزی به ملاقات گاندی ٤ - شرکت های انگلیسی ، سهاملی اطاق درجه سوم خود را باز نموده دست را وارد کنند که در هند ساخته به می رفت ، و برای نیم ساعت با گاندی خود را بطرف يك جمعيت كوچکی که در گفتگو نموده و دو شام با گاندی اجری شود . آنجا اجتماع نموده بودند ، حرکت داد عبادت نمود . س س س ر : مأمورين استاسیون با و يك اطاق درجه رو ما ١٥ دسمبر - گاندی در مبین مسکو ١٦ دسمبر - از روی حساب اول را تقدیم نمود . و گاندی قبول ملاقات خود با نماینده - گیبر و نامی يك نقشه کشی در ۱۹۳۲ نود فیصد از نموده با رفقای خود باطاق درجه اول ایتالیای - در روم گفت من به هند باز تمام حاصلات زراعتی حصه مشترکه خواهد رفتند . می گردم که مجادله را بر علیه
صفحه ۱۱ ( شماره ۲۱ ) مجله نجم کابل خبر هاي داخلي نماينده هاي افغاني در مجلس تقلیل سلاح در مجلس تقلیل سلاح که به ژنو بتاريخ ۲ فروري ۱۹۳۲ انعقاد مي يابد علاوه مشمولین مجمع ملل از افغانستان روسيه و تركيه نيز دعوت كرده اند . افغانستان این دعوت را پذیرفته و آقایان عبد الحسين خان سفير افغاني در روما ومحمد عمر خان رئيس ارکان حرب عمومي را براي شموليت در آن کانفرانس معرفي کرده است چنانچه آقاي رئيس اركان روز دوشنبه گذشته از کابل بسمت اروپا عزیمت كردند و آقاي سفير هم از روما در آنجا شمولیت خواهند ورزید این دو نماینده بقیه صفحه ۱۰ انگلستان ادامه نمایم و مجادله مذکور مانند آنكه تا بحال بوده است ، مبري از تشدد خواهد بود . تشدد مترادف شکست هندوستان است . مگر در مقاومت سلمی ذخاير خيلي متين قوت را مالك است و چيزي دارد كه انگلیس بايد از ان خائف باشد . و اظهار شكر نمود كه مقاطعه با انگلستان ضربه شديدي وارد خواهد نمود . لا كن مقاطعه ما با اشخاص نی بلكه با مؤسسات سياسي و اموال خواهد بود . محترم اولي از جنبه كشوري ، دومي من جانب لشکري بنام نماينده هاي افغا نستان شامل مجلس تقليل سلاح خواهند گردید . قرار اطلاعات واصله که دول شوروي و تركيه نيز اين دعوت را اجابت کرده و نماينده هاي خودشان را معرفي و اعزام خواهند کرد. تجدید رتبه صاحبمنصبان : يكعده منصبداران کوهدا مني و كوهستاني که در اثر انقلابات داخلي بنظريات امنيت پسندانه حکومت موقتاً از کار بر کنار شده بودند بروز پنجشنبه ۲۵ قوس بدر بار عام شرف حضور ملوكانه را حاصل کرده پس از شنیدن یکسلسله نصايح وعلت وقفه آنها براي چندي از كار مجدداً بمناصب سابق خود شان بر قرار گشتند . اسماي منصبداران : ۱ محمد عمر خان : غند مشر ثاني ۲ محمد حسین خان : ۳ عبد الغني خان : ٤ محمد ایوب خان : ٥ غوث الدینخان : ٦ عبد الوكيل خان : كند کمشر ۷ شير محمد خان : ۸ جمعه خان : ۹ حضرت خان : ۱۰ محمد سرورخان : ۱۱ محمد حنیف خان : ورود صاحب امتياز انيس : جناب محي الدينخان صاحب امتياز انیس که براي معالجه در هندوستان تشریف برده بودند بيمن زودي مراجعت كردة وبروز پنجشنبه وارد کابل گردیدند علت عدم توقف ومعالجه آنها در هندوستان نسبت بحال او شان همان موافقت ذرايع معالجه کابل دهنده بوده که خود محزي الیه براي ندیدن یکتا متیاز مرا و فدا نکردن كدام اطمینانی از ترتیبات معالجه آنجا حیات کابلی را براي خود تر جیح دادهاند واينجا همان معالجات سابقي را در زیر نظر داکترهاي موجوده ادامه خواهند داد. کتابخانه و قرائت خانه نور : روز شنبه ۳ جدي در جاده ارگ مقابل هوتل کابل قرائت خانه و کتابخانه باسم نور افتتاح گردیده و عصر ها تا پاسي از شب گذشته برای پذيرائي خوانندگان و هوشمندان مطالعه کتب و جرايد آماده است . بانی و مؤسس آن آقايان رشيد خان لطیفی نگارنده مجله صبحیه وسید ظهور الدين خان چشتي معلم مكتب امانی است اگرچه يك مؤسسه تازه بروي كار آمده است بار هم همه قسم کتب و جراید داخله و خارجه در آنجا موجود است ما از وجود این مؤسسه نافع که ذرایع ترقیات عرفانی مملکت عزيز ماست بسیار خشنودی کرده و از آقایان مؤسسین تمنا داریم در بسط و توسعه آن کوشیده و
( صفحه ۱۲ ) ( شمار ۳۶ ) ( مجلد پنجم ) تاسیس کورس های فرانسه و انگلیسی را هم که شنیده ایم از مربوطات آن خواهد بود ، زود تر دائر نمایند تا استفاده های عرفانی کا طالبی دانش از همت اینکه نوجو انان وطن مترصد اند يك آن بیشتر بورطہ عمل آمده و اکمال شود . مبادلات تلگرافات تلگرام اعلیحضرت غازی بعنوان اعلیحضرت شاہ ایطالیا به تقریب جشن تولدی آن اعلیحضرت تبریکات دوستانه و احساسات صمیمانه ام را اظهار نموده ترقی و تعالی ملت نجیبهٔ ایتالیا را با سعادت و مسرت خدمت مآب شما تمنا مینمایم . تلگرام جوابیہ اعلیحضرت شاہ ایطالیا بعنوان اعلیحضرت همایونی از احساسات محبت کارانہ اعلیحضرت شما صمیمانه تشکر کرده صحت مندی و ترقیات مملکت شاهانه را خواستارم . متخصص گوگرد سازی بر اساس نظریات منتشره شماره های قبل برای ترقی صنعت گوگرد سازی ، وزارت تجارت قبلاً بہ قونسلگری بمبئی مراجعه نموده بود که با یکی از نماینده گی های کمپانی گوگرد سازی سویدن مفاهمہ نموده ، یکی از متخصصین آن را برای معاینه فابریکه گوگرد سازی کابل و مطالعه در مواد خام گوگرد پیدا وار افغانستان بکابل بفرستند ، قونسل اعلیحضرت در بمبئی بہ قونسلگری سویدن مراجعه نموده و ایشان از کمپانی گوگرد سازی سویدن در بمبئی مستر هنتزل را معرفی نموده بودند اینک مشار الیه چند روز است بکابل وارد شده و مشغول مطالعات فنی خود است تا از نتیجه آن یک راپورتی بوزارت تجارت تقدیم کند . ٤ نفر متخصص ریسنده گی ماشین های پشم رنج ریشی جبلکہ از کمپانی اوین ماتنکس « جرمني » خریداری می شد کمپانی متعهد شده بود کہ برای اقامہ و بکار انداختن دستگا های مذکور انجیري هاي متخصص بافغانستان اعزام دارد کنون که فابریکه های مذکور بجبل السراج وقندهار وارد شده وزارت تجارت بوزارت مختاري اعلیحضرت در برلین مراجعه نموده که بشرکت اوینن ماتنکس اطلاع بدهند کہ حسب قرار داد خود چار نفر متخصص ریسنده گی : ۳ نفر براي مدیر فابریکه پشم ريسي قندهار ويك نفر برای دائر کردن فابریکه نخ ريسي جبل السراج بفرستند . ( اقتصاد ) اخبار ولایات هرات افتتاح مكتب ابتدائي بروز چارشنبه ٢٦ عقرب سال جاری بحضور ، آقای عبدالرحیم خان نائب سالار و کیل الحکومه هرات و آقای عبدالوهاب خان مستوفی و دیگر معاریف و غزہ شهر هرات بکمال شعف وسرور ، مکتب دوم ابتدائی افتتاح و خطابه های چند از طرف آقای نائب سالار و مستوفي و محراب الدینخان مأمور معارف آنولا ایراد گردید . تمدید لین تیلفون : انشاء سرك وتمدید لین تیلفون قلعه نو مرغاب درین روز ها بسر رسیده است . *** و نیز لین تیلفون از شهر هرات بہ قلعہ نو امتداد یافته ، ومخابرات جاری است. ضبط مال گویژی : يك عراده موتر حامل بسته مال میرزا محمد آقا ومیر زا محمد مهدي از هرات بطرف مشهد ( ایران ) میرفت در حین راه از طرف ما مورین گمرك توقيف وبعد از تحقیقات ضبط گردید . قندهار وفات : جناب مرحوم مولوی دین محمد خان کہ یکی از علمای مشهور قندهار و مرجع طالب های انولا گفته می شد ، بروز نهم قوس ۱۳۱۰ حیات فانی را بدرود گفتند . انا لله و انا الیہ راجعون جناب موصوف به اصلاح اصول دروس وتبليغ احكام شرع محمدی ( ص ) تمام عمر خود را مصروف داشتند ، و ازین رویہ طالب های انولا از اوشان فیض فراوان رسیده است .
صفحه ۱۳ شماره ۳۱ مجله سراجیه فکاهیات پرچنه گی: یک نفر اروپائی پرگوئی در اطاق ریل با رفیق کم دماغ خود بنای صحبت را گذاشت : ـ امروز هوای خوبی بود . ـ هیچ جوابی نشنید ـ طرف صبح خیال کردم میبارد وشکر اینکه می‌بینید که هوای قشنگی است . ـ باز هیچ ـ انسان نمیداند آینده دنیا چه خواهد شد بحران اقتصادی عالم و اوضاع بیکاری عمومی بسیار اوقات آدم را بجریان بالات خود متوجه می‌سازد . ـ باز هیچ . بالاخره دل گوینده بتنگ آمده بلهجه بسیار تاسف آوری گفت : عفو کنید آقای محترم این سوال بی ادبانه ، مگر شما کر یا گنگ هستید ؟ ـ بلی ! *** این پر گوئی و کم حرفی دو نفر اروپائی يك قضیه دو نفر پر گوی [وطن] را بیاد آورده، دلم بسوخت بحال آنکسی که بیچاره با طرف کم حوصله دوچار شده و در ظرف چند دقیقه گفتار بیشتر ازيك كلمه ( بلی ) هم نشنید . یکی از رفقا گفت باین روز ها بايك نفر رفیق پر حرفی که کار ضروری داشتم ، ناگاه بین راه مصادف گشتم ، دیدم حریف هم پینه بدست آورده و روی سرك غول بتول شده اند . کمی پیش رفته ومنتظر ایستادم تا از هم قطار خود جدا شود ، به او عرض مطلب کنم . ۵ ـ ۶ دقیقه توقف کردم ، دیدم هنوز از تعارفات معمولی و سر و دست زدن ، یا احوال پرسی های چچ و پوچ و خورد و ریزه فامیلی همدیگر فراغت نیافتند . صلاح در آن دیدم که رفیق را بخانه خود دعوت کنم. چون این دو نفر بسیار تشنه گفتن بوده و پس از اوقات طولانی مانند همدگر خود را بدست آورده بودند ، هیچ نشد بهمین زودی ترك يكديگر گویند و هر دو چنه زده و راه رفته تا متفقاً وارد منزل من گردیدند . در آنجا هم تا هنگام عصر تا پاسی از شب گذشته هم چنان در مکالمه بودند ! علاوه آنکه فرصت برای اظهار مقصد خود نیافتم ، سرم بدرد آمده ، ساعتی بیرون خانه رفته و بآنها را ترك گفتم . وقتی بر گشتم باز دیدم ، بنهایت شوق و بدون احساس خسته گی سر گرم صحبت اند بلکه يك ورود تازه و حرف تا زه ئی که يك دقيقه هم صحبت آنها با وقفه بدهد چشمه‌های گوینده را ایقاق می‌نمود . خلاصه نان خوردم در صحبت ـ چای نوشیدیم در صحبت . دست شستیم در صحبت بالاخره چراغ را خاموش کرده و تا من بخواب رفتم صدای صحبت آن دونفر بلند بود. از این هم رنگین تر وقتی صبح از خواب بیدار شدم ، باز دیدم دو نفر هم کار سرها را از زیر لحاف بیرون آورده او مشغول تشريح سوانحات روز پیش و تعبیر خواب های شب گذشته واز کیفیت خنک و تنگی لحاف می بخشیدند . من دیدم رفقا از دیروز تا حالا بدون يك مقصد و اراده ماشین های گفت و شنید را بکار انداخته اند . وای از انکه من از اظهار مطلب خود يك موضوعی هم در پیش گناه خرافات یاوه سرائی آنها بگذارم . آنوقت يك مخاطب خواهم بود بطرف یکجبهه در مقابل دومتکلم . وهفت شب و هفت روز هم میهماندار خواهم شد برای دو مفت خور ـ بدون ثواب دین یا دنیا . پس خانه را برای آنها گذاشته بدون يك كلمه ادای مقصد و یا حرکت دادن زبان فقط با شاره دست و سر باغتنام موقع احترامات فایقه را تقدیم داده ، با صطلاح دو پا داشتم و دوپای دیگر هم قرض کرده از زینه ها چارنال واز کوچه ، بخانه تاخت تا جائی که صدای آنها شنیده می شد فرار کردم .
مؤلف : له پلاتیه دوالتوی (٢٥) مترجم : حبیب الله طرزی مادام سان ژین از فصل چهار دهم ( کودتا ) ناپلیون حرف او را قطع نموده گفت : له فیور عزیزم ! تو يك ركن متين جمهوریت هستی چطور میگذاری که در دست قانون دانها ضایع شود ؟ اینجا ، اينك شمشیری که در محاربة ( اهرام ها ) با خود داشتم تو آنرا بقسم شهادت احترام و اعتماد من خواهی پوشید .» با این الفاظ شمشیر تاریخی و پیش قیمت ( مراد بك ) را که دسته آن دانه نشان بود به له فیور آویخت . له فیور : « حق با شماست باید پا دری ها از میان برداشته شوند ! » در شام همان روز که فرانسه نه تنها يك سلسلة پادشاهان جدید را مالك گردید ، بلکه بار دیگر سر نوشت او تبدیل گردید . له فیور کاترین را بوسیده گفت : « کاترین عزیزم ! این شمشیر ترکی را به بین چقدر قشنگ است : ولی افسوس که تنها برای مانوره و یا گرفتن ( پادری ) ها کار می آید ، ... من آنرا در غلافش خواهم گذاشت ! تا از دوستی ژنرال بونا پارت يك او كية مثل من را يادگار باشد . » مادام سان ژین : ـ ولی امید میکنم که موقعی برای استعمال آن نخواهی یافت ؟» له فـيـور : ـ نی ! نی شمشیر خوب خودم که با آن در ( سامبرو موز ) جنگیدم موجود دارم که همراه من خواهد بود و بهر جائی که بونا پارت ما را رهبری کند آنرا گرفته پیش خواهیم رفت . اگر هم بلاشاشه ها مركز باشد ! » این را گفته و کاترین را بآغوش کشید چند تا بوسه های گرم بر لب های او بنهاد . فصل پانزده هم ( ما دام له مار شال ) در يك اطاق خواب خیلی قشنگ در قصر ( سنت كلو ) به آهستگی تمام باز شده خدمتگاره داخل گردید ، پرده های که در اطراف شبكه های منقش بستر خواب ظریفی آویخته بود عقب کشیده صدا زد : « ما دام له مار شال ! ساعت ده روز است » يك صدای درشت از زیر لحاف جواب داد : « تو و ده مجـه هـر دو به جهنم ! چرا نه میگذاری قدری بخوابم ؟ » خدمت گاره : « مادام لامار شال بسیار عفو می خواهم ! خود ما دام مرا امر داده بودند که ساعت ده حاضر شوم کاترین : ـ « اینقدر وقت ساعت ده شده است ، چطور يك خواب ثقيل شده ام ، وقتیکه رخت می شستم خیلی وقت از خواب بیدار استم . در ایام مشروبات فروشی هنوز صدای اولین حاضر باش شنیده نه می شد که من بـر پا هایم می بودم ! حالا که ما دام له مار شال شده ام از زیر لحاف بر آمده نه می توانم یالندوی مرابده که بر خیزم . » مادام له مارشال ، خانم خـو مـانـنـد ترکمان شتم گویان از خواسته خواست جراب های خود را بگیرد ولی بعد از تجسس بسیار ناکام شده خدمتگاره را بكمك خود خواست . آنهم بعد مشقت زیاد از كـدام كثیفی آنرا یافته برای بی بی اش حاضر نمود . بعد از رفع این جنجال ، جنجال بزرگ تر دیگری بر روی کار آمد زیر اخدمتگاره بیچاره برخت پوشاندن مادام مشغول گردید . کاترین اگر چه ما دام له مارشال شده بود ولی ادا های مقبول پر از نزاکتی که در اردو گاه و سفال رخت شوهی حاصل کرده بود یکی را هم از دست نداده بود بعد از ان ایام قسمت نه تنها وضع بعضی از اشخاص را تغییر داده بوده بلکه همۀ روی یورپ را منقلب ساخته بود. افسر طوپ خانه ( تولون ) يا مشتری مفلس قصره کوچه ( رویال ) از عهده سر افسری اعلی بمقام ( کونسلی اول ) و از آنجا بمرتبۀ امپراطوری صعود نموده بود
شوکت عسکری برای او تخمی برپا کرده بود که حتی پادشاهان نیز مجبور بودند در مقابل او بزانو شوند و ژنرال های شجاعی که در اطراف او جمع بودند ، نیز مانند خود او از اعماق پست مذلت به سطوح تعالی و ترقی بر آمده بودند . پیش بینی های فال بین ( و وکسال ) در حق له فیور و عائلتش کاملا به حقیقت پیوست . ساوژن گارد ها از رفیق خودش ( هوش ) خوش قسمت تر بوده بسرعت فوق العاده پیش رفته بمناصب بلندی ارتقا جسته بود و چون کور کورا نه به امپراطور خودش صمیمی و فداکار بود همیشه در محفل توجه و مرحمت او واقع می بود . در ١٨٠٤ که ( ناپلیون ) خرت و وقار مارشال های قدیم فرانسه را بدست آورده به تشکیل آن اقدام نمود ، له فیور شخص اولین بوده که یکی از آن رتبه های ممتاز را نائل گردید. فاتح ( اوسترلتز ) (١) قیمت این چنین یک مارشال را در مقابل ستونه های عساکر دشمن معلوم کرده بود که باوجود بی علمی او اینقدر قدر و احترام می نمود . اکثراً اگر پلان حربی در زیر مباحثه می بود ، له فیور از کثرت شنیدن لغات حوصله خود را از دست داده پلان را بدور می افگند و صدا میزد : « قرعه بازی و فال بینی را به جهنم ( ١ ) (محاربه ایست که در مقام مذکور بین علیه عساکر متحده استریا و روس در ١٨٠٥ جنگیده است . مترجم ) . کنید ، مرا با بیم اندازانم در مقابل دشمن بگذارید . مابقی را خودم فیصله میکنم .» در مقابل امپراطور که باندازه پرستش او را دوست میداشت بکمال احترام پیش می آمد و مشکل ترین اوامر او را اجرا می نمود . ناپلیون بلاق می سنجید و له فیور اجراء می نمود . هر جائی که او را میفرستاد مانند تیری سر راست میرفت و بر نمیگشت . بعبارت آخری یک قوه غیر قابل مقاومتی بود که در زیر اراده بزرگی عمل می نمود . فرانسوا له فیور ، نه تنها يك سرباز خارق العاده بود بلکه بهترین شوهر ها نیز بود . اگر چه یونیفورمه اش تبدل گردیده بود ، ولی خودش برای کاترین همان له فیور قدیم باقی مانده بود وعقاب ( ایزوف دو انور ) که بکمال شوکت به سینه اش آویخته بود ، بر قلب صادق او اثری انداخته نه می توانست . وفا داری و محبت زن و شوهر يك مزاح معروف دربار باق ناپلیون شده مانده بود ولی خود ناپلیون اخلاق در باریان خود را اهمیت زیادی نمیداد بلكه له فیور و كاترين را تمثال بهترین زنا شوهری معرفی می نمود . ولی افسوس که این توصیه در فامیل او مورد توجه واقع نمیگردید . چیزی که مارشال را بدان مواخذه می نمود همانا اوضاع ازادانه و ساده خانمش بود و بس . چنانچه در یکی از ملاقات ها گوش سرباز بزرگ را بناخن گرفته گفت : « له فیور بطرف من به بین ، کوشش کن زنت را بمیهای دامن لباسش را در وقت داخل شدن با طاق امپراطور ، مثلیکه از يك خندق خیز زدن خواسته باشد بالا نگیرد و باید عادت قسم خوردن را مانند زنان ماهی گیر بکنار بگذارد ؛ آه یك چیزی دیگری نیز هست آیا نرو می شنوی ؟ » « اعلیحضر تا ! سراپا گوشم . » این جواب را مارشال به بسیار اطاعت داد ولی به شنیدن کنایه ها نسبت به زن خودش متاذی بود . ناپلیون : ـ « تو حقیقتاً با خواهران من همیشه در تنازع است . دربار من سراجۀ کدام میهمانخانه با هوتل نیست که اینگونه معرکه ها در آن بپا شده بتواند . » له فيور : ـ اعلیحضر تا ! خواهران ذات شاهانه عیال مرا به کم اصلی و داشتن افکار جمهوریت تحقیر می کنند . » ناپلیون بسادگی له فیور که خودش را مثل چند نفر دیگر از جمله ٩٣ نفر طرفداران جمهوریت ، طرفدار جمهوریت میدانست و در عین زمان برای امپراطور خدمت می نمود تبسم نموده گفت : « بلا شبهه همه ما جمهوریت می خواستیم . » ( با قیمدارد )
نادر افغان قارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه مندی شناسائی و خواندن سوانح پادشاه محبوب افغانستان با یقین از نشریات گذشته ما وهمطراز آن تا حدی با اهمیت کتاب نادر افغان مولفه آقای برهان الدینخان کشککی پی برده و در صدد خواهند بود که يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند. اينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین کتاب نفیس و هدیه قابل توصیف بازینوشتن این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت کتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهند قیمت کتاب نادر افغان با حجم و قطاع متناسب و تعداد (611) صفحه و (49) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی بقیمت بسیار نازلی بفروش میرسد. در داخله: مركز 5 افغانی " : ولایات باضافه محصول پست 7 " خارج : با محصول پست کنداو محل فروش در داخله؛ مرکز و ولايات طالبین، به عموم دوایر جراید و مجلات وطنی و در خارجه به وکیل التجار افغانی برای خرید رجوع خواهند فرمود. غرض؛ هر قدر در خریدان عجله کنند ندامت نخواهند کشید چه هر چند بیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
( شماره ۳۲۰ ) ( مجلده ) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوست ۲ خارجه ۲۰ شلنگ تاسیس ۱۳۰۶ اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارنده : [ILL] ۲ شنبه ۱۴ جدی ۱۳۱۰ ۲۵ شعبان ۱۳۵۰ یاد اوری لازمه هوای بارانی و رهگذر های پوشیده از کل ولای با دیدن وضعیت میتر اد دن درین زمستان یکنوع مسایلی را بخاطر ها میگذارند که بایستی همه جزویات را یکسو کرده و بنوشتن چند سطری ریاست محترم بلدیه و دوایر مربوط ان ها را متذکر شد . درین روز ها بمقتضیات موسمی نزول برف و باران راه او دالها معابر عام پر از گل و گلای است مخصوصاً او قاتی که تاریکی شب فضای روشن شهر را فرا میگیرد بیشتر راهروان دچار مشکلات می گردند. اگر چه اینها هر کدام به تنهایی جزویات اند ولی وقتی دو سه مو ضوع آن یکجا واقع شد از امور کلیه محسوب خواهند شد هر چه ، جزویات را اهمیت داده و در صدد چاره جوئی بشویم بسهولت کار گذاری کرده و از مشقات کلیات نیز آسوده خواهیم ماند چطوریکه اقندار بلدی ما از پاک کردن و تمیز نگهداشتن دایمی اینهمه سرکها و کوچه های متعدد که اغلب پخته کاری نشده عاجز است همین طور نخواهیم توانست به هر يك فردی از مستخدمین اداری و یا کسبه بازاري وسايل سواري تهيه به بینم تا هنگام تردد از کثافت گل وتر شح آب های گلی آلود شوارع عام وخاص محفوظ باشند ؛ اینقدر ها از ما ساخته خواهد شد که به آقایان مقر الدین سواره یاد آور شویم تا هنگام سواري موتر و گادی واسپ در اوان بارنده گي كمي آهسته تر حرکت نموده رعایت گل آلود ساختن پیاده رو ها را کرده باشند ؛ همچنان بعضي چاره جوئي ها ئیکه بفکر ما سهل الاجرا میرسد بطور پیشنهاد سنجیده واجراي آن را به ریاست بلدیه زحمت افزا گردیم : اولاً برخي دلا بها ئيكه در روز هاي بارنده گي بروي سركها وسر چو کها و بین کوچه ها که بیشتر محل عبور و مرور مردم است جاي موقتاً وجائي دايماً مشكل مي شوند بايد يكعده از افراد مستخدمین بلدي مامور گردند که دفع الوقت دند آبها را به مجراي آنها روان ساخته و براي سهولت عابرین بطور فوري به صاف کردن راه و کناره کردن گل بپردازند و آینده متوجه باشند که سرکها را مخصوصاً خيا بانها ي كناره دریا را باصولی امر تمدید وپخته کاری بدهند که آب باران در وسط آن جمع نشده ، بطرف دریا بریزد چه اغلب سرکها سابقاً طوری ساخته شده که طرف دریا بلند، طرف خانه ها نشیبی دارد و آب ها بیخ دیوار ها دند می گردد . اگر فعلاً علاج آنها مشکل می نماید برای رسیدن يك موقع خشکی و غیره بارنده گی کاندوم سهل الاجرا خواهد بود . ثانياً برای حرکت مقر الدین که پیاده میباشند وقود لمکید شدن موتر و گادی شخصی ندارند بهترین وسیله راحت آنها ترین و یا او تو مبوس یعنی موتر های بزرگ کر هی است . ما چون بین کوچه های معروف خود ترن نداشته و بفکر آن هم تقريباً دچار اشکال میشویم اقلاً از موتر های بزرگ کراهی که استفاده
( شماره ۳۰ ) مجلد پنجم در شرق اقصی : معرکه چین و ژاپون -۳- اثرات جنك حاضر در سیاست داخلی دولتین از آنجا که در همه مواقح حیات ملی ووطن خواهی عامل مهیم مقدر رات يك مملکت بوده ، و آینده آن از روی ایثار و فدا کاری زمامدا ران آن تصور شده می تواند ، لذا بد نخواهد بود ، ا گر کمی از اوضاع داخلی مملکتی هم بنویسیم : در ماضی گذشته ، بعد از انعقاد چارمین جلسه کیومن تانك ، در بین نانکن وكانتن ( بچین ) اتصال و اختلاف شدیدی واقع شده و حکومت مستقل تشکیل یافته بود . چنانچه در نتیجه اهالی کانتن بك اردوی منظم تشکیل ، وخیال تعرض را بالای نانکن داشتند . ولی این اقدام مغایر سیل مدهش که در آن وقت در ویانك تسه کیا نك ، واقع و باعت ملیون ها خساره وتلفات سنگین گردید ، معطل ماند. همین که اختلاف چین وژاپون رخ نموده ، حسیات ملی و وطنی خواهی جانبین چنین تقاضا نمود که جانبین با هم متحد شوند . لذا حکومنين مذكور وفدی بغرض اتحاد واصلاح به شانگهای فرستا دند و دست بك شدند . با العکس ، قضیه فعلی ، در جاپان اختلاف نظر واراء در بين عسا کر وحکومنت ، و دو بین دو حزب بزرك سیاسي ، حزب من سيتو ( که در شروع قضیه زمام حکومت بدست تنویرات تهیه دیده باشد چه خواه الكتريك ويا چراغ نفت و غیره و این کار هم وقت میخواهد فقط بهترین وسیلۀ فوری اینست که خانه هائیکه در کنج گردشی هاي کوچه ها و یا نقاط تاريكي گذر ها واقع است بالملا حبه خانه متمولینی که در هر گذر وجود دارد و چراغ هاي متعدد از شر کت تنویراث بخانه آورده اند از طرف بلدیه بآنها تکلیف شود که بنام منافع عمومی بک چراغ را بقسمت بیروني عمارت خود نصب کنند چون سیم و میتر وغیره سامان آن را موجود دارند تنها یک کروپ را بطرف بیرون تخصیص دادن چندان زحمتي نخواهد برد البته درین موضوع مراعات خانه هاي فقرا و غربا ي کم چراغ با اشخاصیکه چراغ زیاده دارند کرده خواهد شد . * * * غرض مطالب بیشتر خواهد بود ، براي آنکه کم کم در محل اجرا آمده وضمناً ما هم از تقاضاهای سر بسر حروفچین مطبعه آسوده شویم بفرصتهای لازمه یاد آور خواهم شد و اما يك پیشنهاد دیگر که لازم بود مقدم بر همه باشد فراموش شد که یکدر مشترک از اداره محترم بلدی نیز لازم داریم خواه جناب رئیس باشند و یا اجزاء تا اقلاً پیشنهادت ما هدر نرفته و بمطالعه آنها تشرف حاصل کند ا گرچه قبول این پیشنهاد آخر پیش سنجش های هرفانی جناب رئیس طاقت فرسا خواهد بود کرده میتوانیم فقط دو سه عدد موتورهای بزرگ را تهیه دیدن و طریقي تخصیصی به آنها نشاندادن که اگر بطور دایم نتوانند تنها صبح و عصر از مواضع مختلف مثلا یکی از در وازه لا هوری و یکی از شور بازار دیگری از کدام حصه دیگر شهر که پر جمعیت تر باشد راه افتاده تا به ده افغانان یا پیش میدان ارگ و یا دیگر نقاطی که مصلحت بدانند و سروکار مردم بآنجا ها زیاد تر باشد توقف کنند و دو سه نقاط چهار راه گذر عام را ایستگاه قرار داده در هر نقطه چند دقیقه متوقف باشد مزد هم به اندازه نا ز لی که تقریباً از کرایه گادی کمتر بوده و از ۱۵ – ۲۰ پیسه برای هر نفر اضافه تر نباشد معین نمایند گویا بهترین تبجویزی خواهد بود برای رفاه عامه ا گر ریاست محترم بلدیه در صدد شود از بین موتر کاران یقیناً حوصمند بسیاری برای قبول این خدمت پیداخوا هند شد . * * * ثالثاً براي عبور ومرور مردم از کوچه و بازارتاريكي شب ا گرچه در بین با زار های بزرگ و گذر های معروف از طرف حکومنت و یا ریاست بلدیه چراغ هاي برق روشنست ولی در اغلب پس کوچه ها تاريكي شدیدی است که بدون داشتن چراغ ، با تخشید نهای سر بسر ممکن ندارد از آنجاها عبور نمود. حالا همه متر الدین چراغ و چراغ بر دار ندارند براي رياست بلدي هم لازمي است که بهمه کوچه ها وسایل
(شماره ۳۴) مجلد پنجم آنها برد ) و حزب مخالف آن ( سی یو که ) تولید نموده ، و در نتیجه کابینه حزب من سیتو سقوط نمود و کابینه یوشی زوا ( نماینده ژاپون در مجمع ملل ) روی کار آمد . و چیزی که وضعیت را مشکل تر می سازد این است که قرار اصول اساسی ژاپون وزیر حرب ، وزیر بحر ، بکلی مستقل می باشند . تهیه این دو راساً از طرف مجلس قدما ( اعیان ) مقرر می گردند ، و به نزد پارلمان مسئول نه می باشند . و بسیار اتفاق می افتد که اوامری را که حکومت به ژنرال ها میدهد ، آنها بالعکس انجام میدهند چنانچه چند ین بار این مسئله بظهور پیوست است ( و از همین سبب است که مینامی سابق وزیر حرب عزل و عوض آن « اراکی » جدیداً مقرر گردیده است ) وطبعاً حکومت به مشکلات زیادی دوچار گردیده است . مداخله جامعه ملل : قبلاً گفته بودیم که نماینده چین قضا یا را به مجمع ملل پیش نهاد داده ، تا از انجا بامور متنازع فیه رسیده گی شود ، چنانچه در ۲۱ ستمبر ، یعنی ٤ روز بعد از شروع اختلاف ، دولت چین یاد داشتی به دارالانشاء جامعه ملل تقدیم و توجه مجلس را در فقرات ذیل تقاضا نموده بود : - ۱- توجه جامعه ملل راجع به اشعال مکدن و غیره نقاط منچوری . ۲ - حل قضیه چین و ژاپون ، بر طبق ماده ۱۱ اصول اساسي مجمع ملل . ۳- مقررات فوری برای جلو گیری از تشدید اوضاع ٤ - اعاده مانچوري بر حال سابق . ه - تعيين غراماتی که ممکن است به دولت چین تعلق گیرد . در ضمن یاد داشت خود دولت چین از اینکه اوامر صادر نموده است ، که قوای نظامي واتباع مسلح چيني بهيچ نوع اقدامات بر علیه ژاپونی ها مبادرت ننموده و اوضاع را وخیم ننمایند ، ، متذکر شده ، بالاخره خاطر نشان میدارد که حکومت چین اقدامات و مصوبات مجمع ملل را محترم خواهد شمرد . فلذا مجمع ملل در ۲۲ سپتمبر دایر و تا ۲۰ آن دوام داشت . موسيو ساتو كه الفرد سه ؛ وزیر مختار چین در لندن ویوشی زا وا ، سفیر کبیر ژاپون در پاریس و نماینده گان دو لتین در جامعه ملل نظریات حكومات خود ها را اظهار نمودند . چنانچه بعد از شنیدن ظهارات جانبين ، شورای جامعه از آنها تقاضا نمود که : از عملیاتی که منجر به وخامت اوضاع شود ؛ خود داری کنند اختلاف را مسالمت کارانه حل نمایند و نیز رئیس مجلس اجازه دادند که تا نماینده گان دو لتين مشاوره بعمل آورد تا آنها بوسایل مثمره قوای خود را احضار نمایند . و هم از صورت جلسات جامعه به دولت امريك خبر بدهند . نماینده دولت چین تخلیه فوری مناطق اشغاليه و فرستادن يك «كمسيون تفتيش . را از طرف جامعه ملل خواهش نمود . مگر نماینده ژاپون علاوه برین که فرستادن کمیسیون را زائد دانسته رد نمود از مداخلت جامعه نیز سر تکانی نموده ، گفت که ژاپون مستقیماً داخلی مذاکره همراه چین خواهد گردید . در ۲٤ اکتوبر مجلس مذکور مجدداً در ژنو منعقد گردید . و حاجت به بیان نیست که مذاکرات مذکور بکدام اندازه به نسبت حرا بات امریکا في هاي دولتين متحار بين - با حرارت و گرم بود ، و اعضای مجلس بخصوصاً نماینده گان برطانیه فرانسه ، ایطالیه ، المان ، هسپانیه برای اصلاح وحل قضیه ( ؟ ) چه کوششات وپاليسي صرف نمودند . تنها در جلسه ۲٤ اکتوبر دو چیز فیصله شد . یکی اینکه نظریات دولتین از طرف بریان وزیر خارجه فرانسه قرائت و تقديم گردید ، دوم اینکه فیصله که راجع به قضیه مذکور مجلس گرفته بود ، تصویب گردید ملخص فیصله مذکور اینست : ۱- حكومتين توکیو ( ژاپون ) و نانکن ( چین ) ، باید اطمینان بدهند که دولتین از هر گونه پالیسی واقدامات تعرض کارانه خود داري كرده ، بالعكس ترتيبي اخذ نمایند که باین زد و خورد خصمانه انجام بدهد . ۲ - ژاپون قواء خودرا از مناطق اشغال
صفحه ٤ ( شماره ٣٢ ) مجلد پنجم شده بصورت فوری وقطعی الی انعقاد جلسه آتیه ( ١٦ نوامبر ) کشیده و آنجا ها را تخلیه نماید ٣ – چین تعهد نماید ، که بمال وجان تبعهٔ جاپانی را در مناطق تخلیه شده ، تامین نماید ٤ - جانبين بعداً کر، شروع نموده يك وفد اصلا حیه تشکیل بدهند. چون مصوبات مجاس به اتحاد اراء فیصله می شود ، رسیدن به فیصله قطعی ناممکن بود، زیرا نماینده جاپان ( يوشي زا وا ) از تعهد و تعیین وقت برای تخلیه نمودن مواضع اشغال شده بکلی انکار نمود . با این هم از افکار مسالمت طلبانه ( ! ) جاپان و اینکه همراه چین داخل مذاکره شود ، طیار نمود . و جلسه به ١٦ نوامبر ملتوی گردید . سومین جلسه جامعه ملل ، در پاراس بزیر ریاست بریان ، زیر خارجه فرانسه منعقد ، و در ظرف تقریباً دو هفته ( ١٦ – ٢٨ نوامبر ) ، تمام مجاهدات وكو ششان آنها برسیدن بريك فيصله قطعى بر طبق ماده ١١ اساسنامه مجمع ملل صرف گردید در نتیجه فرستادن يك « كميسون مبصر » از طرف مجمع ملل به منچوری فیصله شد تارفتة تخلیه مناطق اشغال شده را وا طرف ژاپونی ها ، و اتخاذ اقدامات و تر تیبات لازمه به نسبت تامین جان ومال تبعه جاپانی ؛ را از طرف چینی ها ملاحظه ونگرانی کند ( مناطق راه آهن به تحت انگرانی ژاپونی ها باقی خواهد ماند ) مگر ژاپون تا روز اخیر جلسه ، از قبول مداخله جامعه ملل انکار میورزید و چین قبل از همه چیز عزیمت قطعات ژا پونی را از خطه چین تقاضا می نمود بناء این اختلاف ، مباحثه اصلی به چندی بعد ملتوی گردید . [ این مباحثه مشکل ترین خواهد بود ، زیرا در جلسه آتیه ، معاهداتی که حقوق مخصوص ژاپون را در منچوری شناخته اند ، روی کار خواهد آمد . چنانچه از جمله معاهدات مذکور یکی همان معاهده مشهور ١٩١٥ یا « ٢١ خواهشات » خواهد بود که چینی ها و خصوصاً مليون آنرا جداً رد می کنند ، چه میگویند که معاهده مذکور بزور و تهدید ( چنانچه در شماره ۲۰ انيس دیدیم ) بالای شان تصدیق گردیده است ] تايك اندازه که کار مجمع ملل در پاریس پیش رفت نمود ، همانا از اثر معاونت های فکری ژنرال داوس امر یکایی است . اگرچه ژنرال موصوف به جلسات مجمع ملل حضور نمیداشت ، وارا اتبادولی امريك عضو جامعه نیست با این او بابریان ، وسيمون وزير خارجه انگلیس روابط نزدیکی داشته ونضایح افکار امريک را از آنها ذریعه به مینمود نتیجه : كميسيونی بنام « كميسون مبصر » از طرف جامعه در قضایای چین وژاپورت دواتین چین و ژاپون ، بعد اگر بان دولتين رسیده گی خواهد کرد . در اوئل میگفتند که کمیسیون مذکور عبارت از نماینده گان دول امضاء کننده « معاهده دول ٩ گانه» ١٩٢٢ با شد ، ولی بعد از مباحثه زیاد فیصله برین شد که تعداد کمسیون عبارت از ۳ نفر اعضاء ( انگلیس ؛ فرانسه امريك ) وچندين متخصصين ما هر عسکری حقوق ؛ و اقتصادی باشد . حکو متین چین و ژاپون هم يك يك نماينده رسمی خواهند داشت . گمان دارم تفصيلات قضایای چین و ژاپون را طوری که ما از نقطه نظر تاریخی و نظریات خود آنها تا واقعات مجمع ملل وغيره تا جائی تشریح کرده ایم ، قارئین کرام را اطلاعات بسیطی بدست آمده باشد . برای ما هم دیگر زمینه باقی نخواهد ماند که چند صفحه دیگر هم از عقاید خود ظهار کرده باشیم . چه تفصيلات مذکوره بحدی اشکار است که هر با بصارتی می تواند جنبه حق وباطل وضعف وقوی را شناخته و پیش خود در مقام و عدل قضاوت ها کرده باشند فقط وضعيات جامعه ملل وتغيرات آتى آن است که به نکته گیران موقع میدهد که بگویند این مجمع اساس باطنی ندارد علاوه برین آن اولین كاندیدکت مهم سیاسی ... و عرصه تاسیس و جریان مجمع ملل بروز نموده و تا حال که تقریباً چار ماه می شود با این مجالس ژانوو پاریس نتایجی که انتظار میرفت دیده نشده ، و به عقیده بعضی از سیاسیون گویا بی کفایتی مجمع ملل ظاهر گردیده گفته می توانیم که اگر پس ازین هم این مسایل رنگ دیگری به خود نه بسته و بطور سابق دوام داشته باشد موجودیت معنوی مجمع ملل دور از خطر نخواهد بود . . . کابل – اول جدی ١٣١٠ م . اسلام اسمعل زاده
صفحه و (شماره (۳۲) جلد پنجم ترجمه از «دویچه الگماینه سایتنگ » خاتمه تجارت آزاد - ۱ - ۱ - تنزل موازنه دخل و خرج انگلستان در وقت مباحثه در خصوص سیاست تجارتی جدید انگلستان ، باید مدنظر گرفته شود که انگلیس ها مجبور هستند موازنه دخل و خرج خود را اصلاح کنند. همین طور که در استحقاق انگلیسها در اختیار کردن هر سیاست تجارتی که برای خود مفید بدانند هیچ شک نیست ، در لزوم این امر هم شك بوده نميتواند . مدافعین تجارت آزاد وا می بینیم ، اگر چه طرفدارن محصولات گمرکی وقتی اینرا دیگر قسم تصویر میکنند ، وادعا می نمایند که تجارت آزاد از خیلی دیر در باقی دنیا از بین رفته با برین سیستم تجارتی انگلستان هم از دیری تجارت آزاد نی ، بلکه « واردات آزاد » بدون تجارت آزاد ، بوده . کسی که جریان سیاست گمرکی دنیا را تعقیب کرده باشد، این دعوی را رد کرده نمیتواند . باوجود این تکامل که پیش از کمی دیده شد ، آنقدر مهلک نمی بود، اگر علاوه بران خطر جدی تنزل قطعی موازنه دخل و خرج که خصوصاً درین روزها با نرخ پول را تحت فشار آورده ، ظهور نه می نمود . حقیقت چیست ؟ - تجارت خارجی انگلستان از روی صادرات و واردات تنزل کرده است . اگرچه کسر موازنة دخل و خرج بزرگتر شده ، اما با وجود قلت زیاد تجارت عمومی سال جاری ، تقریباً بمانند سال گذشته میباشد . وزارت تجارت در اخیر هر سال از روی دخل و خرج يك احصائیه می سازد . این احصائیه در سال های عادی يك فائده زیادی نشان میداد . اگرچه این فائده در سال ۱۹۳۰ تا ۲۵ ملیون پوند تنزل کرده بود . اما در همین سال انگلیس ها زیادتر ازین فائده بخارج سرمایه اصدار کردند . بعضی متخصصین احصائیه ادعا می کنند که در موازنه دخل و خرج انگلستان بیشتر از سال ما قبل خرج زیاد تر از دخل بود. موازنه حکومتی « دخل و خرج پول » برای سه سال اخیر از قرار ذیل است : « دخل » ۱۹۲۸ - ۱۹۲۹ - ۱۹۳۰ ۱ - عایدات حکومت از مستملکات ضمناً سود قروض جنك دو مئين ها، در ملیون پوند ۱۵ ٢٤ ٢١ ۲ - عایدات حمل و نقل کشتی ها برای تجارت دول اجنبی ۱۳۰ ۱۳۰ ۱۰۵ ۳ - عایدات شخصی از سرمایه های که بخارج قرض داده شده ۲۷۰ ۲۷۰ ٢٣٥ ٤ - عایدات از معاملات بين المللي ، بانك بيمه ، بورصة لندن ٦٥ ٦٥ ٥٥ ۵ - عایدات متفرقه ۱۵ ۱۵ ۱۵ --- --- --- مجموع دخل پول ٤٩٥ ٥٠٤ ٤٣١ منفی کسر موازنه تجارتی ٣٥٨ ٣٦٦ ٣٩٢ --- --- --- فائده موازنه دخل و خرج ۱۰۷ ۱۳۸ ۹۲ این درك ها بدقت ملاحظه شود. در اول نظر ظاهر می شود که قور تحمل يك تنزل زیاد موجود نیست . به هیچ صورت کسر موازنه دخل و خرج سال ۱۹۳۱ رفع شده نمی تواند ، وظیفة شان این است که پیش تر از ان تنزل دیگری را جلو گیری کنند . حالا این درك ها را یکی بعد از دیگری ملاحظه کنیم . حکومت انگلستان اعلان لقوی قرضه هو وئيس جمهور امريكا را ه د و مئین ها هم توسیع نمود به استثنای افریقہ جنوبی همه با کمال ممنونیت قبول کردند . درین
صفحه ٦ اشماره ۲۳ مجلة نجم صورت اضافه از نصف این درك وارونه می شود و فائده شش ماه اول هر قدر بسیار باشد ، پیش از ده ملیون پوند نخواهد بود . عایدات حمل و نقل کشتی ها برای تجارت دول خارجی به تخمین دقیقانه زیاده از ٧٥ ملیون پوند تخمین شده نمی تواند . حالا درك سرمایه های بی ثمر ، خارج اشغال شده می آید . نه تنها مبالغی که برای مدت قلیل به آلمان قرض داده شده بود آنجا بند مانده . ( اگر چه سود های آن تادیه می شود ) بلکه سود های قروض دیرینه ، یا سائر انواعی قرضه از طرف دول امريكای جنوبی بند مانده یا بعد از تخفیف تقسیم فائده ، مبلغ کمی را تشکیل می کند . طوریکه از احصائیه فوق ظاهر می شود ، وزارت تجارت لازم دید كه بمقابل سال های تمول ازین درك مبلغ ٣٥ ملیون پوند را کم کند . بخیال ام از روی حقیقت باید در سال جاری نصف درك كم كرده شود . اما میخواهیم مبالغه نکنیم ، لهذا مبلغ ۷۰ ملیون را کم میکنیم . باقی می ماند ١٦٥ مليون پوند . درك چارم شاید با و جود همه اشکالات ستی ( بورسه لـندن ) ٥٠ مليون پوند قیمت داشته باشد . چون درك پنجم خارج از کانترول ما ست آنرا تغییر نمیدهیم . اما ، حالا علاوه بر این همه يك چیز دیگر در مقابل است . تا حال تخمینات وزارت تجارت تنها راجع به دخل پول بود . اما خرج پول هم وجود دارد که بالعکس این موازنه دخل و خرج را زیر بار می آرد . درین جا بزر کترین در ك عبارت از مبالغی است که در تجارت فام بخارج مخصوصاً به امريكا پرداخته می شود. پیش از کمی عایدات سینما های انگلستان تخمین شده بود. این عایدات سالانه ٥٠٠ تا ٨٠٠ مليون پوند می شد . اقتصاداً فلم انگلیسی تقريباً هيچ رول بازی نه می کند . اکثر اوقات نه تنها کرایه فلم بخارج پرداخته می شود ، بلكه يك قسمت فائده هم به خارج میرود . مثلا بمقابل فلم چارلی چپلین ، چراغهای شهر ، ٥٠ فيصد عایدات فلم پرداخته شده ، اگر مبالغی که در تجارت فلم از انگلستان خارج می شود ، ٧٥ مليون پوند تخمین شود ، يك تخمين اعتدالي خواهد بود . غالباً این مبلغ نسبت به مبلغی که آلمان از قرار نوشته بونگ غرامت جنگ می پردازد بزرگ تر است ! در ك بزرك دوم انواست . جرائد پراز شکایات تجار است که مال را اصدار کرده اند ، اما قیمت فروش اموال را نقد بدست آورده نه می توانند . تعداد دولی که اخراج و تبدال پول را تحدید کرده اند ، بسیار زیاد است . تجاریکه اموالی بخارج می برند ، نه می توانند قیمت اموال را به پوند تبدیل کنند ومجبور می شوند که آنرا بخارج بگذارند . طبیعی است که در این خصوص هیچ عدد معین موجود نیست . درست خواهد بود ، اگر برای این در ك مبلغی نوشته شود که در جمله دخل پول بزیر « عايدات متفرقه » نوشته شده . از دیگر طرف شاید بتوانند کسر موازنه تجارتی را تا يك اندازه تخفيف كنند از روی این همه ، موازنة دخل و خرج انگلستان برای سال ۱۹۳۱ ازقرار ذیل خواهد بود : « دخل » ۱۹۲۱ مليون پوند . ١ - عایدات حکومت ١٠ ۲ - حمل و نقل کشتی ها ٧٥ ۳ - قروض بخارج داده شد ١٦٥ ٤ - عایدات ستی ( بورسه لندن ) ٥٠ ٥ - عایدات متفرقه ١٥ مجموع دخل ٣١٥ مليون پوند « خرج » ۱۹۳۱ مليون پوند ١ - کسر موازنه تجارتی ٣٧٥
(شماره ۲۴) و سال پنجم ) - ۲ - از درك تجارت فلم ۷۵ - ۳ - متفرقه ( قیمت اموال مصدره که نقد حاصل نشده ) ۱۵ مجموع خرج ٤٦٥ ملیون پوند کسر موازنه دخل وخرج ٢٥٠ ملیون پوند این حقیقتاً بسیار باعث تشویش است . اولین بار است که موازنه دخل وخرج انگلستان کسر خواهد داشت . واین هم يك مبلغی که نسبت به فائده های که در موازنه های دخل وخرج دوسال خوب اخیر نشان داده می شد ، بیش تر است . حالا می توان فهمید ، دو مبلغ بزرگی که قرض شده بود ، چطور باین قدر زودی تمام شد . بعوض اینکه سرمایه را تورید کنند ، انگلستان مجبور بود که اول ۵۰ ملیون وبعد ۸۰ ملیون پوند از فرانسه وامریکا قرض بگیرد . ۲۰ ملیون که يك حصۀ بزرگ آن به طلا داده شده است باز ، پرداخته شده ، یعنی خساره را با ۱۱۰ ملیون پوند قروض وتقريباً ٤٠ ملیون طلا صادره جبره کردند . به مقابل این هنوز کدام سرمایۀ قابل ذکر ادخال نشده . اگر چه جرائد به این اهمیت زیاد دادند که صاحبان کار خانه های اجنبی ، در انگلستان زمین خریداری می کنند ، چون می خواهند بتأثير محصولات گمرکی جدید انگلستان ، در خود مملکت اموال خود را بسازند . اما طوریکه می شنویم ، تأسیس اینطور شعبه های صنایع خارجی در انگلستان بذريعه سرمایه انگلیسی می شود . تاحال محرك اينطور اقدامات تاجر های انگلیسی بودند ، چون میخواهند در آینده هم به مشتریین خود آن اشیائی را بفروشند که مشتریین بآن عادت گرفته اند . اگرچه يك چيز باعث سهولت موازنه دخل وخرج شد ( مطلب ازین سهولت عبارت از تادیه کردن قروض مدیونین خارجی است که از تنزل پوند استفاده کردند . ) ، اما این سهولت کسی که رو به پیش رفته امروز مستعد آن بود اینطور رفتار کرد ، اما بعد ازین انگلستان ازین درکت امید مبالغ بزرگ تری را داشته نه می تواند . این یک سوال دیگر است که آیا اقدامات حاضره صحیح است وامید کامیابی دارد یانه ؟ علاوه براین يك سوال دیگر این است که چرا بین المان وانگلستان نباید جنگ گمرکی شود ؟ درین مو ضوع در يك مقالۀ دیگر بحث رانده خواهد شد . ( باقیدارد ) ( محمد طاهر ) ترجمة عبد الرشيد لطيفى سر محرر مجلۀ صبح جنون بکتاب ها غالباً عشاق کتب مثل عشاق جمال و بلکه در عشق خود مجنون تر از ایشان میباشند این ها در دنیا علاقه به هیچ چیز دیگری جز کتابهای خویش نداشته و بامور عالم از خورد تا کلان آن قطعاً اهتمام وتوجهی نمی نمایند ، و تنها روح شان و راحت وریحان شان کتاب میباشد و بس ! بلکه فروض و نوافل و صحت ومشغولیت وبالآخر هر چیز شان کتاب است . چنانچه یکی از نویسنده گان فرانسه احصائيه این اشخاص راجمع کرده است که خلاصه آنرا ذیلا ترجمه ونقل مینمائیم : دو نفر انگلیس خواستند تا برای خود دو جلد از يك کتابی که مخصوص خود شان بوده و در طباعت وتجلید و تصاویر اوراق مستثنا باشد بطبع رسانند وقتی که این فکر خود را عملی کرده و دو جلد از کتاب مذبور را به طبع رسانده هر کدام نسخه دل خود را گرفت ، یکی ازین دو نفر با خود فکر کرد که بخانه رفیق خود رفته و در غیاب او کتابش را بدست آورده بعض تصاویر را سرقت نماید تا نسخه خودش منحصر به فرد گردد . چنانچه این فکر خود را عملی کرده وموقعی که صاحب کتاب در خانه نبود نزد خادمش رفت و خواهش دیدن کتابرا به بهانه اینکه بعض
صحفه ٨ ( شماره ٣٢ ) مجلد پنجم مراجعاتی بان دارد کرد ، و کتاب را وقتی که خانم مذکور بدستش داد با اهتمام زیاد آنرا ورق میزد تا اینکه خانم را اغفال کرده و بعض تصاویرش را جدا کرده در جیب خود گذاشت و وداع کرده رفت . وقتی که صاحب کتاب آمد و از قضیه آمدن رفیقش برای دیدن کتاب مستحضر گردید در دلش شک پیدا شده و اوراق کتاب را جستجو کرد و سرقت تصاویر را ملتفت شده بمحکمه عارض شد و مجمع کتب هزار پوند بعنوان خساره از سارق تصاویر گرفته بصاحب کتاب میدهد . یکی دیگر از عشاق کتب روزی مصمم احراق کتابخانه ش گردید و علت آنهم این بود که کتابخانه دوك دو سل پسر اوتز فلیپ ( یکی از شاهان فرانسه که در سال ١٨٩٧ م فوت کرده است ) را دید و حسد وطمع و غیرت مثل خنجر در قلبش کار گر شد ، ورشك دامنگیرش شد که چرا کتابهایی را که طالع بداشتن آن کامیابش نساخته است شخص دیگر مالك است از غرایب اینگونه عشاق کتب یکی گیوم بودی ( ١٤٦٧ - ١٥٤٠ ) است و میگویند در روز عروسیش پیشتر از اینکه بعقدش شروع نمایند فرصت را مغتنم دانسته یکدفعه سر کشی از کتابهایش کرد با آنهم پس از مدتی دارای دو اولاد شده و نقل میکنند که روزی نوکرش با وضع پریشان ومضطرب نزدش آمده اظهار داشت که حریقی در خانه واقع شده و میرود تمام خانه را طعمه آتش سازد ، گیوم بودی که درینموقع عادتاً پیش کتابهایش بود در جواب گفت احمق ، برو بخانمم بگو نمیدانی که من بامور خانه داری مداخله ندارم . غرایب تر از اینها واقعه تورنپ از مشاهیر یونان و یکی از فلاسفه قرن شانزده است ( ١٥١٥ - ١٥١٢ ) زیرا اینشخص روز عروسی خود را که لازم بود در در آنروز با مردم اجتماع نماید فراموش کرد . همچنان قضیه فردريك مورل ليحون یکی از علمای فرانسه میباشد این شخص روزی در کتابخانه خود مصروف بحث در اخبار لیباليوس ( سفسطائی یونانی ) بود که قاصدی نزدش آمده و گفت خانمش میخواهد چند کلمه همرایش صحبت کند . فردريك با اینكه زوجه خود را منتها درجه دوست داشت بقاصد گفت مهلت بده فقط این دو کلمه را تمام نمایم اما مهلت بطول انجامیده و قاصد دیگری نزدش آمده اظهار داشت که زوجه ش در حال جانکدن میباشد ، فردريك از شنیدن این خبر افسوس زیادی نمود و شمه از مدح و مناقب و بعض اوصاف و سیر نيك او ذکر کرده و مجدداً در بحر کتبش مستغرق شد . کوجی ( یکی از قدیس ها ) از حزن مرد زیرا از فروشین کتابها ش اسفرب و امتناع داشت . یعقوب کو پیل ( ١٥٦٤ ) از مشاهیر فرانسه در انقلاب كاتوليك ها کتابخانه ش چپاول و غارت شده و در نتیجه آن با یأس و بد بختی مرد . برونك الفوی معروف از اهل سترا سبورك ( ١٧٢٩ ١٨٠٣ ) از روی اضطرار مجبور بفروختن يكعده کتبی از کتابخانه اش شد و بعد از فروختن آنها بحزن شدیدی دچار شد حدیکه وقتی ذکر یکی از مؤلفین که کتابش در نزدش موجود بود و فروخته بود در مقابلش میشد مرتعش شده و بلا اختیار اشك زگونه هایش سرازیر میشد . كونت لا بید دبو رکو وقتی بخیالش رسید که کتابهایش موجب خستگی برایش گردیده است ، بنابراین آنها را فروخت امايك شبانه روز ازان نگذشته بود که پشیمان شده و تمام آنها را بقیمت گزافتری پس خرید . همچنان یکی از امریکائی ها موسوم به مستر بریل یکی از کتابخانه ها مجموعه های نفیسی از رمان های نادر هدیه کرد ام چند روزی نگذشته بود که نزد کتابدار کتب خانه آمده و خواهش دیدن کتابهای خود را کرد ، وسپس بانظری حسرت بار بکتابهای خویش چشم دوخته و آنها را پائین و بالا کرده و مجلد های آن نظر میکرد ، حتی کتابدار گمان برد که میخواهد کتابهای خود را پس بگیرد . اما بیچاره از چنین فکر منصرف شده و بعد از دو روز انتحار کرد . دوکیز شالایرفی در قرن نزدهم از حسرت اینکه نتوانست نسخه يك تورات قیمت بهائی را خریداری نماید از یأس مرد . اومند بريتن ( ١٨٠١ - ١٧٥٥ )
صفحه ۹ ( شماره ۲ ) جلد پنجم خبر هاي خارجي در حال حركت گاندي بطرف هند راوتر قاهره ۱۷ دسمبر ـ در اثر دعوت نحاس پاشا از طرف ملت مصر راجع به آمدن گاندي در قاهره گاندي از عزم خود ذريعه تلگرام براي مردم اطلاع داده است كه در موقع رسيدن به پورت سعيد بسواري طياره به قاهره خواهد آمد . پورت سعيد ـ ۱۸ دسمبر ـ گاندي ظهر پنجشنبه وارد اين جا گرديد . و وفدي را كه دران يك نفر عضو حزب وفد نيز شامل بود ملاقات نمود . در عين ملاقات ريوتر گاندي از ملاقات حسود بپاشا نماينده نزور نال ايطاليا انكار نمود و گفت . من روم با هيچ نامه نگار ملاقات ننموده ام وملاوتاً گفت تا حال به فيصله نرسيده ام وطبعاً تا به بمبئي نرسم واعضاي كميته حاصيله ( كانگرس ) را ملاقات نكنم ، هيچ فيصله نمي توانم ، ودر ظرف ۵ ساعت اقامت خود در پورت سعيد از كشتي فرود نيامد . يا تخم هاي مرغ كجا در صندوق پهلويش ميگذاشت ميفرخت . اين شخص هشتاد و يك سال بهمين حالت كدل خويش زندگاني كرده و كتابخانه غني را براي خودش وصيت كرده بود . اين كتابخانه داراي سه صد هزار مجلد كتاب بود و تا امروز به تمليز معروف است . درس نمود . اين شخص صاحب يك حافظه قوي بود و چيزي را كه يكبار درس ميگرفت در مرتبه از خاطرش فراموش نميشد چنانچه ازاسما كتابها وقيمت ادبي آنها خيلي از حفظ كرده وخودش يك كتابخانه سيار گرديده بود . اخيراً يگرا ندول كوسوم ، سوم ، معرقي حاصل كرده وكتاب از كتابخانه اش گرديه ولي آن كتابها به تنهائي براي طغاي مطالبش كفايت نكرده واز بزر گترين علماي سياح نسبت به معلومات و كتب شان سولات كرده و فهرست هاي كتابخانه هاي اروپائي را مطالعه ميكرد تا اينكه همه چيز خوره و بزرگ كتبيكه به نظرش رسيده بود فهميده وطوريكه هيچي در مطالعه كتابها داشت . وقتي كتابي را كه قبلاً بنظرش نرسيده بود بدست ميگرفت در اسم وقيمت ومؤلف آن نظر انداخته وفصول اول آنرا ورق ميزد ، وبعد از چند دقيقه راي خود را در موضع كتاب ومصادريكه مؤلف از آنها خذ كرده بود ظهار ميداشت و چيزي هم فراموش نميشد اين شخص به هندام ونظام معيشتش اعتنا وتوجهي نداشته فقط در طول شبانه روز مستغرق كتابها ومطالعاتش بود ، و خانه از سقف گرفته تا پائين و مدخل وارطاقها و پنجره ها تماماً پر از كتب بود . در حال سكونت خود عادت عجيبي داشت چنانچه غالباً تخم مرغ ونان و آب را يكجا ميخورد. وكتابهاي خودش واو كز هاي همسايه ها پول هايش را كه روز نامه نوس معروف ومدير جريده ديبا كه داراي خيلي كتب قشنگ وخوبي بود عقب وفات زوجه اش بين كتابهايش مرد وكتابي را كه در حياتش خيلي دوست داشت بر روي سينه اش يافته وبهيمن حالت جان داده بود . يعقوب روته مؤلف ( ۱۷۸۰ - ۱۸۶۷ ) در بالاي كرسي وبين كتابهايش مرد در حاليكه يكعمر طولاني گذشته وجز درس وتحر شغلي نداشت . قريباً نيم قرن بدتر موبالي مرد و كتابخانه اش يكصد هزار فرانك قيمت داشت ، در حاليكه همان اندازه پولي كه كيفاف طفارق دفنش را نمايد نزدش يافت نشد . همچنان بيماري از عشاق كتب مثل آبرت ( ۱۱۹ ـ ۱۸۲۵ ) از اهل دوسند ومار كيز مورات انيپازولي ( ۱۸۰۸ ـ ۱۸۲۸ ) ورو فرو وغيره ميباشند كه از نزد يان كتابخانه هاي شان افتاده ومرده اند . تير و دور مومسين مورخ ونويسنده الماني ( ۸۱۷ ـ ۱۹۰۰ ) روزي در حاليكه شمعي بر دست داشت در مخزن كتابهايش رفت وشعله شمع به ريش سفيد ش تماس كرده وبعد از اكياء از تأثر وبيمار مرد يكي از عجبترين عشاق مولفين به كتب ما گيليا بيشي ( ۱۶۳۲ - ۱۷۰٤ ) از اهل شهر فلورانس است ، اين شخص بدواً در دكان ميوه فروشي كار ميكرد وبا كاغذ هاييكه ميوه ها را مي پيچند نظري تفحص كارانه مي انداخت تا اينكه تصميم كرد صاحب سواد شود و بالاخر بيك معلمي آشنائي حاصل كرده وشروع به
( شماره ٣٢ ) مجلد پنجم قاهره ـ ساکنین هندی ومصر که عده برای استقبال گاندی تهیه میدیدند مایوس شده اند زیرا بایشان خبر رسیده است که گاندی بنابر آنکه وقت ندارد به قاهره نخواهد آمد . زیرا کشتی مذکور در سویز اقامت نخواهد کرد . ٢٨ دسمبر گاندی برسطح کشتی ( هلستا ) که بتاریخ ٢٨ دسمبر به سواحل هند میرسد ، به نماینده ریوتز در روز آخرین گفت : من درین موقع چنان در زیر بار مسئولیت خورد شده می باشم که در روز رسیدن خود به لندن بودم من مگر درین وقت مسئولیت من هزار ها مرتبه بزرگ تر است . بنابران درکار خود عودت نخواهم ورزید . وقبل از آنکه به هندو ستان مرتبه دیگری مشورت بدهم که خود را در آتش مخاطره بیفکنند ، بهر وسیله جهت رفع توصل خواهم نمود . وخا موشی خود را در ظهر یکشنبه شروع تا آنکه شام امروز در بمبائی نطق نموده بتواند . انگلستان سقوط طیاره لندن ٢٢ دسمبر ـ طياره يك پله موسوم به ( ستاره جنوبی ) که پوسته کرستمس را به انگلستان آورده وامروز باید پوسته سال جدید را باسترالیا می برد ، دیروز در همین آنکه از ( هیسل ) بطرف ( کرا شیدل ) می آمد سقوط نموده بدر خت ها تماس نموده بر هم شکست . خود طیاره ران کنسکوفورد در طیاره نبود ، صدمه هم بکسی نرسید ، مگر پروانه وحصه زیرین طیاره به کلی خراب گردید . اعتصاب مز دور ها : لندن ـ ٢٥ دسمبر ـ نظر باین حقیقت که اتحادیه جمعیت ریسنده گان عالي بنيه فیصله نموده است در آخر ماه موافقه مزد و ساعات کار را، که در ١٩١٩ با اتحادیه مختلف نجارتی روی کار آورد در صناعت پنبه ( لنکا شایر ) وضعیت خرابی روی کار آمده است . اتحادیه مذکور به اعضای خود يك متحد المالی فرستاده است که يك قسمت آن اشاره می نماید از اول جنوری ١٩٣٢ ایشان آزاد خواهند بود ، کارخانهای خود را برای هر قدر ساعتی که خود شان مقررآ میل داشته باشند بکار اندازند . اتفاقیه ریسنده گان عملی بابهای خود متحد المالي اصدار نموده تاکید کرده است که با هر اقداماتی که جهت تزئید ساعات نموده نموده شود مخالفت شدیدی نمایند . باعضای اتفاقیه کارخانه ننج کرباسی نیز همچو يك متحد المالى اصدار شده است . صدر اعظم انگلیس : لندن ٢٦ دسمبر ـ صدر اعظم روز کر ستص ( كه یکی از اعياد مذهبی است ) خود را بتمام مصروفیت بانجام رسانیده وقبل از ناشت در خانه خود در ( لوسی موت ) بر میز نشسته يك عده خبرهاي داخلي ورود : عزتمند آقای داکتر بوشارد المانی که چند ماه قبل برای تکمیل معلومات جدید طبی از افغانستان بوطن خود مراجعت کرده بوند ، درین روز ها مجد دآ بکابل وارد گردیدند : حریق : شب جمعه ١٠ جدی بعمل ١٢ شب در خانه ع ـ ١٨ واقع گذر خافیا چنداول حریق واقع گردید ، در اول خیلی مخوف تصور می شد . حتى همسایه های آن خیال پریدن خانه های خویش نمودند تا اينكه يك عده زیاد افراد پولیس با بیل و کلنگ وغيره سامان لا زمه رسیده وخیلی جدیت نمودند . تا بالاخره بساعت چار ونیم شب بخا موش نمودن آتش فایق آمدند . زیاد مکاتیب خصوصی و رسمی را که توسط پوسته از هر طرف آمده بود مطالعه می کرد . در مکاتیب مذکور از تمام حصص دنیا احساسات نیکی به نسبت او ابراز شده بود . از ویسزای هند و جماعت معاونان خارجی نیز مکاتیب رسیده بود اولتر از همه شاه وملکه باو تهنیت گفتند و نیز يك تقويم را كه دا راى تصوير ( داوننگ ستریت ) بود برایش فرستاده بودند .
صفحه ۱۱ ( شماره ۳۲ ) مجلد پنجم قرار معلوم حریق از مطبخ داخلی سرای شیوع کرده بود ، تنها يك سمت عمارت که دو منزله بود ، از آتش نجات یافت ، مابقی آن کاملاً طعمه آتش گردید . اما از مراحم ایزدی ضرر جانی بکس نرسیده است . مکافات : به نسبت جدیت و فعالیتی که از طرف آقای غلام محمد خان انجنیر برق و ۲۲ نفر کارگران در وقت تمدید لین برق جبل السراج الی کابل ، بعمل آمده بود ، از طرف حکومت متبوع يك يك ماهه معاش برای شان بطور انعام داده شد . همچنین برای آقای محمد یعقوب خان مامور پسته فراه بمناسبت تالیف يك جلد کتاب موسوم به «رهنمای فراه و چقانسور » مبلغ یکهزار افغانی از حضور شاهانه اعطا شده است . ورود : آقای غلام فاروق خان حاکم اعلی مشرقی در همین تازه گی برای چند روز وارد کابل گردیدند . مقرری : آقای محمد علی خان سابق مدیر تحریرات ولایت کابل از طرف وزارت تجارت به مدیریت زراعت مزار شریف مقرر گردید هم چنین آقای محمد عزیز خان تره کی قرار تصویب وزارت داخله و منظوری صدارت عظمی به حکومت غوری بند مقرر گردید . وفات روز سه شنبه گذشته بساعت ۰ صبح آقای سرهنگ قصبی آتشه ملیتر سفارت کبرای دولت علیه ایران مقیم دار السلطنه کابل در اثر علالت قلب وفات نمودند : نظر بحسن روابط وعادیه همجواری و هم کیشی که فی مابین دولتين عليتين افغان و ایران پایدار است فوت آقای سرهنگ در نزد عموم مامورین اداری آسف مالك واقع شده و مخصوصاً والا حضرت صدر اعظم با وزرا ، محترم و صاحبمنصب های مهم کشوری و لشکری بساعت ۱۰ روز چهار شنبه جنازه آن را با جلال و اکرام لازمه مشایعت کردند . هیئت کور دیپلوماتيك ميمنه در بار کابل نیز همدردانه به تشیع جنازه او اشتراک ورزیدند . مراسم فاتحه داری در سفارت از طرف جناب سفير كبير بعمل آمده و تماماً اعیان و اشراف و ما مورین مرکزی کابل برای تسلیت در سفارت خانه مدت فاتحه را بحضور بهم رسانیدند . ما هم بنوبه خود از مرگ این سرهنگ جوان اظهار تأسف کرده و باز مانده گان شان را تسلیت میگوئیم . از هر طرف الومينيوم و ظروف طبخ و خوراك سالها است که نزاع و جدال بین دو دسته از علماء حفظ الصحه جریان داشته و گفتگو ها و استدلالات و تحقیقات زیادی در اطراف این مسئله بعمل می آید که آیا « الومنیوم » برای صحت انسان خطر ناك میباشد و یا آنکه ضرری ندارد ؟ نوعاً در منازل و خانه ها ظروف « الومنیوم » که موسوم به ظروف « روی » است مورد استعمال میباشد و کمتر منزلی هست که از نظر لزوم بظروف طبخ و لوازم اکلی و شرب خود بی اعتنا بوده باشند همه کس و هر خانواده و حسب استعداد خویش ظروف و لوازمی دارند ، که نوعاً برای نشکستن و دیر خراب شدن آنها سعی می کنند آنها را از فلزات استعمال کنند چون « الومنیوم » یکی از فلزاتی است که اکسیژن در آن بی تاثیر و از این جهت زنگ زده و اکسید تولید نمی کند ، و همینطور اسیدها و ترشی ها هم در آن کم اثر هستند ، غالباً ظروف منزلی و لوازم طبخ و خوراک و غیره را از این جنس تهیه و استعمال می نمایند . از نیم قرن بدین طرف این فکر جریان پیدا کرد که ظروف « الومنیوم » و اثاث
( شماره ۳۲ ) مجله پنجم البته و لوازم مطبخ « روئی » در اثر گذشتن مدتى توليد يك قسم مسموميت نموده و هر خورا كى که در آنها طبخ و یا ریخته شود آمیخته به آن سم میشود . که بعداً برای انسان خطری شده و به تدریج ایجاب می کند که انسان و حیوان ها همه را مسموم نماید . اینك رساله ز علمای حفظ الصحه مدعی این باشند که ظروف مذکوره تا يك چند سال هیچگونه خطری را در بر ندارد ولی همین که از آن حدود گذشته و در استعمال قدری کهنه شد، و خلاصه بیش از سه سال مصرف شد ، مسموم می گردند و خطری می شوند . نظربا اختلاف شدید این عقائد جمعیت حفظ الصحه مرکزی آلمان در برلن از چند ماه بدین طرف شروع بامتحانات عملی وتحقیقات شیمیائی در اطراف « ظروف فلزی روئی » نمود وتجربيات بسیاری برای درك حقيقت امر بجا آوردند این تجربه دانان تقریباً یکسال وقت را صرف خود نموده و مبالغی خرج برخوش تعلق داده و بیش از صد قسم و نوع چه بسیط و چه مخلوط « روی » مورد امتحان قرار گرفت . تا بالاخره اکادمی صحی « برلن ) رساله مفصلی در این خصوص اشاعه داد، وبا قطع واطمينان عین رابرت اکادمی صحی پاریس را در سال ۱۸۹۳ در این خصوص تأیید کرده و مطابقاً تصریح میکند : - « ظروف مطبخ وظروف خوراك که جنساً « لومنيوم » میباشد بهیچ وجه حفظ الصحه مخالف نبوده و برای صحت و تندرستی مضری ندارند . ولی معلوم نیست تمام مجامع صحی و متخصصین هنوز هم این قول را تایید و تقويت نمايند . ( عرفان ) اعلان يكقطعه زمین مزروعی متقرب هشتاد جریب که متجاوز تر از علاوه يك كاريز خصوصی خودش پنج شبانه روز از کاریز مشهور کرام خان آب استحقاقی شرب دارد در موضع افشار نانجی ملك موروثی خود را میفروشیم آقایانی که ارقمند زمین داری بوده و بخواهند از يك ملك وسيع و پر حاصلی استفاده برده باشند بخانه نمبر ( ۱۰۸ ) واقع قلعه حیدر خان گذر اندرا بی رجوع نفرمایند بآنها اطمینان کلی داده میشود که در موضوع قیمت آن موافقت في ما بين حاصل آید . غلام حسن کورس فرانسه – انگليسي - تركي آقایانیکه مایلند یکی از زبان های فوق را بصورت خصوصی تحصیل نمایند بشرایط سهلی از طرف موسسه کتاب خانا وقرائت خانه نور پذیرفته میشوند و برای ثبت اسامی خودها بخود کتاب خانه نور یا اداره انیس مراجعه نمایند . کتابخانه نور محل فروش ومطالعه همه نوع کتب و رسالهای فارسی فرانسه ، انگلیسی ، اردو عربی ، ترکی میباشد . كتبیكه جدیداً به تهیه آنها موفق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه نور همه نوع جراید ومجلات داخلی وخارجی برای مطالعه موجود است .
صفحه ۱۳ ( شماره ۲۴ ) جلد پنجم در هوتل مهمان پاکیزه روزگاری بیکی از هوتل ها وارد شده و چای طلبید همینکه بطاوس ظروف روی میزشن نهاده شد چیزی بخاطرش گذشته از پیشخدمت پرسید : آیا این قاشق که جلو من گذاشته اید پاك ست ؟ خادم بلی پاك ... البته پاك است چرا که همین امان از خانه طرف شوئی آورده ام اگر آغایم باور ندارند دست بزند هنوز تر و آثار چربی درو موجود است . علاج پر حرفی : مردی از پرحرفی خانم خودش دلتنگ شده بود و هر مرتبه که از خانه بیرون رفته و بر میگشت اگر روز ده مرتبه هم این عمل مکرر میگشت خانم تفصیلات وقتن بیرون را از و میپرسید بالاخره مرد بفریاد آمده و از بعضی ها چاره میجست یکندی گفت برای دندان های خانمت علتی بتراش و از طبیب دندان تمنا کن به بهانه دندان های او را کشد و به او بگوید همیشه دهن خود را بسته نگهدارد آنوقت اگر حرف بزند هم صدای او خوب صادمه خراشی کرده نخواهد توانست . اخلاص نو کر : شخصی که بخوردن تخم نیم پز با چای صبح عادت داشت اغلب اوقات نو کر او تخم ها را بر خلاف سلیقه با دلخواه زیاده از اندازه جوش داده و سخت تر می پخت روزی آقا بغضب شده گفت بیست دفعه بتو می گویم تخم ها را خوب جوش بده آخر ساعت داری ثانیه و دقایق را مراعات كن ولى تو چيز مفيد را مضر ساخته گمان میکنم خیال کشتن مرا داری . نو کر ، آقا والله من نظر باخلاصی که دارم حسب توصیه و برای رضای شما هر روز صبح های زود خواب خودم را بر هم زده دو ساعت نگاه میکنم همینکه ساعت پنج صبح پوره شد تخم ها را به آب انداخته و آتش خوبی زیر آن می افروزم تا حالا که برای قندول شما خوب پخته شود . سرماخورده گی : کسی را در فصل تابستان هوا رسیده بود و بشدت يخ یخ کرده و ترس ترس عطسه میزد رفیقش گفت درین شدت گرما و خشك زده کی چه معنی دارد جوا بداد : هیچ جای تعجب نیست چرا که دیشب از را دیوی پسیبر یا ساز گوش میکردم . چاره معقول : راهگذری بی هوش پاسر جوانی هنگام راه رفتن زیر عراده موتری واقع شد پیش از آنکه باو صدمه برسد شخص خیر خواهی او را نجات داد نجات یافته بسیار متاثر شده و گفت برادر در بدل این خدمت میخواهم نیم افغانی بشما هدیه کنم ولی مع الاسف يك افغاني دارم اگر شما نیم افغانی دیگر نزد خود نداشته باشید بدل تمام این پول به قنصاد من صدمه وارد خواهد کرد . نجات دهنده گفت بك چاره سدة ولى پشیماندانی بدهم : يك مرتبه دیگر باز خود را زیر موتر بینداز تا من ذریعه نجات شما شده ويك افغانی را یکجا مستحق بشوم . مدهوش مهذب : مردی در قبرستانها در حالت مدهوشی از کوچه که بهر دو طرف اشجار زیاد داشت ، عبور می نمود : چند قدمی نرفته بود که بدرختی برخورد کلاهش را از سر بر داشته تعظیم کنان عفو و معذرت خواست ، چون بدرخت دیگر خورد گفت آقاي محترم بنده را عفو بفرمائید واز قصورم در گذرید : همینکه به درخت سوم تصادم نمود ، بعد عفو و معذرت بسیار ، سرس را پائین انداخته به کنجی نشست و باخود گفت : بهتر است صبر کنم تا این جمعیت غفیر بکذرد ، وبعد آن براه بیفتیم !
( شماره ٢٢ ) مؤلف : له پلايه فرانسوی ( ٢٦ ) مترجم: حبیب الله ط وزی مادام سان ژین از فصل پا نز دهم ( مادام له مار شال ) در نظر له فیور و امثال او ناپليون يك سر تاجدارى بر جسد جمهوريت و انقلاب محسوب میرفت ، ولی افسوس که خود را ازى میدانند و دانسته بر حقایق چشم پوشی می نمودند . له فيور : « اعليحضرتا ! من فرمایشات شاهانه را به مادام له فيور تبلیغ خواهم نمود و وعده میکنم که مادام له فیور با و امر شاهانه من بعد اطاعت کند .» امپرا طور : « بشرطيكه بتواند ! زيرا من چيزهای نا ممکن را از کسی خواهش نه میکنم . عادت های حیات پیشین بسیار دیر می ماند . » و از قدم زدن ایستاده بر سخن خود ایزاد نمود : « چه يك دیوانگیست که شخص يك سار جن محض باشد و ازدواج کند . » بار مشلی که پسرش خیال دیگری خطور نموده باشد گفت : « ولی خود من تقريباً همین غلطی را کرده ام . او قصاره را زن کرد و من ـ همم ! خوب همیشه علاجی برای این چنین غلطی ها در طلاق موجوده است مگر .... » ماتی که میخواست این خیال را از سر خود دور کند ، دست های خود را در جیب واسکت کشمیره سفید خودش داخل کرد، قطی كوچك سياه نصوار را بر آورد، و سر آنرا باز کرده بویید . ناپلیون از نصواریات بسیار بد می برد تنها يك دفعه برای آز مودن قلیان اعلی که امپدور ترکی برای او هدیه نموده بود خواهش ظاهی ساخته بود و بعد از مشکلات زیادی کشیدن آنرا آموخت ولی بفر و بردن دود او لین که تقریباً او را خفه ساخته بود ، قلیان بدور افکنده نعره زد : « این را بجهنم برید ! آنها ئیکه میکشند و خوش دارند عجب حيوانات قديمى خواهند بود . » ازان وقت به بعد بكشيدن نصواریات هیچ گاه کوشش نه نمود . قطی نصوار خودش را در جیب نهاد و بطرف له فیور بر گشته گفت : « زن تو باید چند درسی از ( دیسپر يو ) استاد مشهور رقص بگيرد . ديسپر یو یگانه شخص است که از اوضاع دربار های قديم چيزي ميفهمد . » این استاد رقص ( ديسپريو ) يك پرو فيسور بسيار ماهر رقص و آداب و يك شخص معروفی بود با خوش وضعي و زر نگی راه خودش را در اثناي انقلاب باحتياط كامل پیموده و بسلطنت ناپلیون که مجالس عیش وعشرت سر از نو باز گردیده بود ، براي نشان دادن مهارت خودش موقع یافته هیچ يك محفل ارستو کرا تی نبود که داران جا نداشت . این ملا قات او لين او با مادام له فيور در قصر سنت كلو بود ، كه ما درسر فصل اسد کار نموديم ، و کا ترین براي پذيراي ديسپر یو بود که ساعت ده باید بر میخو است . کاترین : ـ « شما موسیو دیس پر یو هستید ؟ یقین دارم چنین خواهد بود . چه حال دارید ؟ این الفاظ را گفته و دست هاي كوچك آدم نحیف را بكمال شدت فشار نموده . پروفیسر از صمیمیت و گرم جوشي غير متر قبه مادام لا مار شال بي اختيا رانه عقب کشیده جواب داد : بلي ، منتظر اوامر مادام لا مار شال ! کاترین گنج یک میزا بر چو کي ترجیح داده نشست و گفت : « خوب ، اي ادمک خورد من ، بطرف من به بین ، امپرا طور خیال میکند که اوضاع در بارش چندان خوب نیست و میخواهد که ما همه ممتاز باشیم . پسرم ! با تو میفهمي که او از ما چه میخواهد . » دیسپر یو از لهجه بسیار از خودانه مادام لا مارشال بسكه خورده و با يك صداي لرزان جواب داد : «اعليحضرت نيكوسنجیده اند و خواهش دارند که در بار ذات شاهانه گوي سبقت را از دربار هاي گذشته بر رباید من بكمال .
صفحه ١٥ شماره ٣٢ مجلد پنجم احترام و توقیر کوشش میکنم ( مادام لا مارشال ) که خواهشات شاهانه را بجا کنم . مگر برای اینکه خوب تر به مقصد پی برده باشم میخواهم بفهمم که در کدام شعبه مخصوص من تعلیم گرفتن میخواهید . » کاترین : - خوب ! این مثال اینست مقبول من که در روز سه شنبه يك بال بزرگ در قصر خواهد بود ، چنین ظاهر میشود که در ایام مستبدان در بال ها رقص ( کاوت ) رواج داشته حال امپر اطور میخواهد که ما این رقص را بیاموزیم . دیسپیر یو : مادام لا مار شال رقص کاوت يك رقص مکلفیست که آموختن آن بزودی دشوار است من خوب بیاد دارم که شرف آموختن آنرا به مادام لامارشال حاصل نموده بودم . کاترین : - بیا که آنرا بیاز مائیم . اگر تنها امپرا طور میبود برایش میگفتم که برو ( کاوت ) را بشخص دیگری بیاموز وقتیکه پیراهن های او را اطو میکردم نمیخواست کا ( کاوت ) برقصم . مگر این له فیور است که میخواهد بیاموزم و هر چه که رفیق قدیم من خوش دارد من هم ارزو دارم . حال دقت! يك دو سه پا نشان بده که پاها یم را کجا بگذارم و چه باید بکنم ؟ در حالیکه مادام لا مارشال بيك وضعيت اشتهزا کارانه مانند شمشیر بازان ایستاده و منتظر حمله بود ، دیسپیر یو شانه های خودش را بیاس حرکت داده و آه سردی کشیده پرسید : « ایا مادام لا مار شال پیش ازین هیچ کا رقصیده اند » - بلی بسیار وقت پیش ازین - در و وگسهال . دیسپیر یو : - عفو بفرمائید مادام هیچ گاه این اسم را نشنیده ام ، آیا میتوانید به من بفرمائید که کدام رقص در انجا رواج بود (کورانتو) (می نوی) یا (منا کو ) ؟ - رقص فريكاسه ! دیسپیر یو - خدای من چه میشنوم این که رقص قصاره کان و گل خن جان است هیچ گاه ممکن نخواهد بود . - بلی این دانس اولین بود که با له فیور رقصیدم در همین دانس بود که من و او یکدیگر خود را شناخته و متعاقباً ازدواج کردیم . پرو فیسر با یک وضع بسیار مغموم سر خود را حرکت داده خود به خود گفت : من که استاد رقص مادام لادوفین بودم حال با که مقابل شده ام ! » دیسپیر یو مادام لا مار شال را خوب بطرز وجست انداخته و کوشش می نمود که چیزی بیاموزاند که دروازه بشدت باز شد وله فیور باپو نیفورمه مکمل خود داخل گردید . احساسات اوفوق العاده بر انگیخته بنظر می آمد زیرا کلاه خودش را بدور افگنده صدا زد : « زنده باد امپراطور ! » این را گفته و کاترین را دراغوش پر از محبت خود کشیده بوسیدن شد . کاترین ازین وضع او متحیر شده گفت خدای من چه خبر است ؟ له فیور ترا چه می شود ؟ » دیسپیر یو نیز متحسس گردیده بانوک پنجه پیشرفته پرسید : « موسيو لو مارشال آیا امپرا طور مرده است ؟ » له فیور بجواب این سوال فضول با چمکه های کلفت خودش لگد سنگینی بر حصهٔ تحتانی بدن پرو فیسر دانس نحیف نواخته درس جدیدی در فن موقع شناسی باو داد . دیسپیر یو خود را با حتیاط تمام جمع نموده در مقابل له فیور کرنش عمیقی نموده گفت : « آیا مسیو لو مار شال فرمایشی دارند ؟ » کاترین حرف او را قطع نموده گفت مارشال عزیزم بگو به بینم چه واقع شده است ؟ دیسپیر یو میخواست بفهمد امپرا طور مرده است یا زنده ، ولی به خیال من اینچنین یک چیز ناممکن است . » له فیور : - بلا شبه نا ممکن است ! امپراطور مرده نه می تواند ! هیچ گاه نخواهد مرد ! ولی چیزی که من حالا شنیدم اینست که ما بزودی بسفر میرویم . » کاترین : - رفتن ! کجا ؟ له فیور : « من نمیدانم کجا . چیزی که میدانم اینست که باید بزودی انجا برسیم خیال میکنم برلین خواهد بود ؟ - کاترین که جغرافیه دانیش از رقص ناقص تر بود پرسید : « آیابرلین دور است یا نزدیک ؟ »
شماره ۳۲ له فیور: - من نمیدانم ! ولی یقین دارم که هیچ جا برای همت امپراطور دور نیست .» کاترین : ـ چوقـت روانـه می شویم ؟» له فیور : - فردا ! این پروس ها یک پوست کل خونی بکار دارند . در این اوقات خروعیت و شاطری بخرج میدهند . چند سال قبل، استریا ، انگلیس ، روس، هسپانیه و بسیار اقوام دیگر در فرانسه داخل شدند ولی آنها را عفو نمودیم زیرا حکومت کوچکی بودند . هم ، در برلین زیادی داشتند . امپرا طور آنها را از صمیم دل دوست دارد . همیشه دربارهٔ یک مرد جوان موسوم به (کوته) که مقالات او در جراید می برآید حرف میزند . دو ـ سه روز پیش به من گفت : اگر (کوته) فرانسوی می بود او را (کونت) می ساختم .» کاترین : ـ پس امپراطور میخواهد با پروس ها بجنگد !» له فیور : - بلی ما را متحیر ساخت وقتیکه گفت این جنگ دشوار خواهد بود . پروس ها، یک مملکتی مثل پروس دیگر وجود ندارد . ولی امپراطور که این چیزها را از من بهتر می فهمد اظهار نمود که این جنگ یک حرب شانداری خواهد بود بالآخره سنجیدن مبالی کار خود امپرا طور است . کار ما جنگ است و هرجا که مجله پنجم تو امر کند، رفتن ! ولی بخیال من یک ملت کوچکی مانند پروس را شکار نمودن شکوه‌شان است ، وپادلی چنین یک حریف ضعیف شان وشوکت گفته نه می شود!» دیسپیر یواز برت مارشال خودرا خوب دور داشته گفت : « مانو میخواهم ، مسیو و مارشال ، پروس ها اینقدر حقیر که شما فکر نموده اید نیستند . فردريك اعظم خود شان را داشته و هنوز هم عنقریب محاربه (روز باخ) احتفال میگیرد . له فیور شانه های خود را حرکت داده گفت : « روز باخ ! من این اسم را نمیشناسم کدام اسم قدیمی خواهد بود علاوه بر آن امپراطور ما در انجا نبود یک محاربه بزرگ بدون امپراطور ما ممکن نیست صورت بگیرد. کا ترین : حق با تست ، آیا من همراه تو میروم یانه ؟ اگر میخواهی تا بسرحد رفته میتونی گمان نه می کنم امپراطور پیشتر ازان برود کاترین : ان جنك يك صاعقه بود که در آسمان صاف یکدفعه دفعتاً برما نازل گردید . مگر من ترا قین میدهم که این حرب زیاده از يك سر گذشت چند روزه نخواهد بود ، باید فوراً آماده سفر شوم ها رپوت کجاست ؟ کاترین : ـ کدام جائی درین نزدیکی ها منتظر تو خواهد بود له فیور : من او را بحضور امپراطور تقدیم میکنم تا درین محاربه خولگد و شاید ترقی هم بکند . بروپسر عم خود را تجسس کن ! دريك لحظه دیگر بابك ابو تـاز جران برگشت که بطرف مار شال رفته بابك سلام عسکری پرسید : پدر خوانده عزیزم آیا کجا میرویم بجنگم ؟ له فیور : شرط يك خورد من از کجا فهمیدی که ترا من برفتن میدهد اول باید با امپراطور حرف بزنیم تو خیال میکنی که هرکس میتواند اجازه مردن و فدا شدن را برای او حاصل کند ، بهر صورت امید میکنم که این شرف را بتو خواهد بخشید . تشکر میکنم چه وقـت باید بحضورش تقدیم شوم ؟ اگر توانستم ترا همقدم میبرم، دو استائیکه من و تو بحضور امپراطور مشرف میشویم خانم هم باملکه حرف خـواهـد زد زیرا بسیار وقت است ملکه را ندیده. ( باقیدارد )
( شماره ٣٣ ) اشتراك سالانه ١٢ افغانی محصول پوست ٢ خارجه ٢٠ شلنگ (مجلد ) اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محی الدین مدیر و نگارنده : ٣٠ شنبه ٢٠ جدی ١٣١٠ تأسیس ١٣٠٦ ٢ رمضان ١٣٥٠ مطبوعات وطنی و نارضائیت های قارئین نسبت به پیشرفتهای قابل تقدیری که امروزه به مطبوعات و نشریات وطنی در مرکز و ولایات مشاهد میشود چه از حیث تعدد مجلات و جراید و چه از وجهه تنوع مضامین عالی و یا طلاعات تازه و صحیح و باز خصوصاً وفور همیتی که نویسنده های وطن روز بروز نزد ملت و حکومت پیدا کرده میروند از روی انصاف بصریح ترین لهجه میتوانیم این عصر را يك عصر سرطانی افغانستان تعبیر کنیم . و هیچ کسی این حق را نخواهد داشت که این ستایش تمهیدی ما را بر خود نمائی و یا چاپلوسی اطلاق کنند ، فقط یکی دو تا از جراید ما اگر به برخی جهات ایران تعریف استثنا پیدا کنند آنهم با اثر عدم مطابع حروفی و غیره بهانه ئی است که بیکن تا امکاس وضعیات مراکزی که در آنجا ها این وضعیات طرا قبول هم صورت اصلاح و رنك بهتری بخود بگیرد . غرض با این حال از طرف قارئین و مشترکین در اغلب اوقات احساس یکنوع نارضائیت ها میکنم ولو این نارضائیت های قارئین و یا بعضی افراد دگر راساً نسبت بجریده انیس جلوه تا کنون اظهار نشده اما چون سلسله مطبوعات از جهات هم مسلکی و ارتباطات معنوی که باهم دارند تعریف یک جریده و یا یک نگارنده بستایم ترقی مطبوعات و ملل اسباب مسرت همه، و همچنان نواقص یکی واسطه دلسوخته گی یا خدا نخواسته اسباب خجلت همه گی خواهد بود، پس لازم می افتد پیشتر از انکه دیگران بما حق و ناحق گفته و ریش خود اشارت کنند ما هم مطلع شده بخوب و بد خود قانع شده اگر بواقعی نقصی داشته باشیم در صدد اصلاح خویش بر آئیم ، آنچه تا کنون شنیده ایم علل انحطاط مطبوعات ما را آقایان قارئین اینطور بیان می کنند : اولا" هر خواننده که یکی از جراید وطنی را برای مطالعه میگیرد و با کسی دیگر تکلیف خواندن میکند پیش از انکه به بیند چیزی دارد یا ندارد يك تسطر عقبیات تکراریه و يك لهجه یأس تر دانه میگوید ای بابا همه نقل و اقتباس است اطلاعات تازه ندارد يك خبر در هر جریده تکرار می شود . دوم : طرز و صول نگارش همیشه تحت تنقید می آید و با غلب شکایت دارند که اسلوب نوشتن مقالات علمی و اخلاقی یا ادبی بسیار کهنه و تقریباً اسلوب چندین سال پیشتر استعمال شده و هیچ ذوق و میلی برای خواننده گان ندارد . سوم - عبارات نحوی لغت آمیز است که تقریباً زبان فارسی بعربی شکسته تحویل شده و افراد مبتدی اصلاً از درك مطالب عاجز است . چهارم - عناوین مقالات چیزی و مطالب چیزی که بسیاری طالب عنوان وطنی ندارد و اکثر در عنوانهای سابقه گی نویسنده و مدیرین جراید بکار میرود که پس از دیدن عنوان کسی میل بخو اندن مقاله نمی کند . پنجم - بستکه در اطراف موضوعات یا پیشنهادات جزوی جملات تکراری دیگر نویسنده قلم فرسائی شده و شالوده
( صفحه ٢ ) ( شماره ٤٢ ) مجلد پنجم احتیایی ریخته میشود اصل مطلب از بین گم و خواننده پس از مطالعه پنجاه سطر آخر کار جز تحمل درد سر هيچ يك مفادی را استفاده کرده نتوانسته . ششم ـ از تنقیدات خود داری میشود . هفتم ـ در نوشتن خبر های اخباری از اصل مقصد عبارت آرائی متملقانه و القاب بیشتر است و ساده گی خبر با نزاکت های روز نامه نگاری مراعات نمیشود . الحاصل اگر کناش بسازیم شاید دیگر موادی هم پیدا شود که موجبات تا رضائیت قارئین را ظاهر ساخته و ما همه این اقوال و افعال را از زبان های مختلف شنیده و از اشخاص دیده ایم اگر چه تا جائی ما هم به آنها حق میدهیم که جراید ما بالعموم مانند جراید عصری دنیا نیست ولی تا جائی هم آقایان قارئین باید تنزل بفر مایند که خواننده گان ما هم طوری که بظاهر خود شان را دشوار پسند نشان میدهند از آن ذوقیات باطنی محروم بوده و از عرفان پسندای عصری نیستند و درینگو نه تنقیدات از رهگذرای که جنبه نسبتی و یا مقتضیات محیطی را تغافل کرده و افراطی میشوند گفته میتوانیم اکثر آن بی مورد است و از خود موجباتی دارد . مثلا ازینکه میگویند اخبار ها چیزی ندارد معلوم است آقایان دماغ مطالعه نداشته تطول نموده دیده تنقید میکنند و حرف مفت میگویند : چندی قبل یکی از رفقا پرسید شما بچه کار مشغولید گفتم شما خبر ندارید که من بجریده انیس کار میکنم گفت برای اینکه اخبار های داخله چیزی نداشته و چندان دلچسپی ندارد مطالعه نمی کنیم مجبور شدم باصطلاح کشکول انیس را پیش روی او کشاده و بگویم چه لازم داری که من ازین ١٦ صفحه هفنه گی انیس برای شما بیرون آورم یا بدانید که ما عبث وقت خودرا ضایع نمی کنیم و همه چیز دارد و هیچ نقل و اقتباس نیست و همچنان جریده اصلاح وغیره و از که شما يك خبر را در دو سه جا میخوانید در کدام نقطه دنیا شما دیده اید که هر روز نامه يك خبر را مخصوص نشر کرده و دیگر روز نامه که در آن نقطه شائع می شود از نشر آن خودداری کند و واقعات مبهمه داخلی وخارجی را همه مطبوعات داخله و خارجه ممالك بحد متحد المال نشر كنند منتها در کهنه گی و تازه گی اخبار اگر از طرف ما بی سلیقه گی بشود البته شما حق تنقید را دارید ، حالا خود تصور کنید که آقا از نشر اخبار خبر ندارد مطالعه نمیکند و عیب میگیرد این نظریات و بچه بایست تعبیر کرد جز انیکه بگوئیم قاریان ثابت های طبعی است چه رفقای ما در عین جوانی بحدی کنجکاو وجدی هستند که نمره های سر در عمارات را خوانده و میگویند نمره خانه رئیس بلدیه با آنکه در وسط کوچه واقع شده نمره اول و در خود تکت نوشته است : بسم الله الرحمن الرحيم گذر ده افوچك خانه نمره يك و از دیگران بسم الله ندارد ، ولی بجای دیگر اینقدر کاهل می شوند که وقت پیدا نمی كنند يك جریده وطنی را تا آخر ورق زده و اقلا عناوین آن را بخوانند که چیزی دارد یا ندارد . در باب طرز و اصول نگارش اینها بسته بتوسعه نشریات و ترقی معارف است و باز این مسئله يك چيز مبهم گرفته نمی شود که برای همیشه دوام کند بمرور ایام خود بخود رفع شدنیست . نسبت بپاره مقاله اگرچه ساده نویسی ومطالب مهمه را بزبان معمولی انتشار دادن بسيار تمعريف دارد ولی در حین زمان ازین هم نباید غافل شد که برخی مجلات و جراید ینگه با نوشتن مقالات علمی وفنی اشتغال دارند نا گزیرند ازینکه اصطلاحات مخصوصه آن را در نوشته جات خود مورد استعمال قرار دهند فقط ، و دیگر همقطاران ما که اغلباً در اجتما عيات و اخلاقیات نگارنده گی میکنم البته این نکته ها را مراعات خوا نيم کرد و همچنان در بقیه مسایل که از سلیقه نامه نگاری ما نسبت به انتخاب عناوین شرح وبسط مسائل جز وی ، پر القاب سا ختن اطلاعات اخباری و یا کم جرئتی در نوشتن موضوعات تنقیدی اگر قارئین اظهار نا رضائیتی مینمایند تا يك درجه ما بايد تنزل کرده و آن ها را حق داو بشناسیم چه این دوره حکومت نسبتاً درخشان تر و عرفانی تر است و شهریار دانشور ما مطبوعات و عمال آن را بنظر قدر می بینند با اینها اگر ما محافظه کار بی مورد شده و در ارتقای مطبوعات يك اجتهادی از
صفحه ۲ ( شماره ۲۳ ) مجلد پنجم از نقطه نظر مقال خود فاصله کرده بعضاً مواد خام را ذکر می کند و بعضاً اسم اموال تیاری را می برد که با اشیای صنعتی انگلیس رقابت می کند ، این يك نزاع داخلی بین آن شعبه های صنایع است که شروع به سقوط کرده و آن شعبه های که در ترقی می باشند . هم کوشش برای حفاظت صنایع قدیمی مجبوراً برای صنایع جدید مضر ثابت میشود. در حقیقت مسلك وقايت اما اله تنها ازین سبب برای انگلستان يك خطر جدی می شود که باعث مقاطعه در ساله تکامل حیات اقتصادی انگلستان بعد از جنگ عمومی میگردد . این خطر بطرف جنوب رفته ، باعث تاسیس شعبه های جدید صنایع در اطراف لندن شده است . وزارت فوائد عامه درین روز ها يك احصائیه راجع به تقسیم نفوس کار گر در شعبه های مختلف مسلک ها شایع کرده . بنابر عدم دیگر اسناد ، درین احصائیه تنها مسلک های بیمه شده ، ذکر میشود . احصائیه مذکور تبدلاتی را که بعد از محاربه عمومی واقع شده ، واضح نشان میدهد ، از سال ۱۹۲۳ باین طرف دريك عده زیاد مسلک ها تعداد مشغولین بیمه شده زیادتر از ۵۰ فیصد ترقی کرده . مسلک های که تعداد مشغولین آن رو بترقی میباشد ، از قرار ذیل است : شعبات تعداد مشغولین بیمه شده جولای ۱۹۳۱ فیصد ترقی از ۱۹۲۳ باینطرف ۱ - مقاد عامه ، مخصوصاً سرک سازی ٤٧٠٦٣٠ ۱۲۰/۰ ۲ - ابریشم و ابریشم مصنوعی ٧٢٥١٠ ۹۹/۸ ۳ - کار گران برقی ٢٢٤٦٠ ٩٥/٢ ٤ - سنگ های مصنوعی وسمنت ١٩٦٣٠ ٩٢/٩ ۵ - ترام ، اتوبوس (موترهای بزرگ حمل ونقل) ١٧٣٨٦٠ ٦٤/٩ ٦ - موسسات نمایش ٩٠٦١٠ ٥٧/١ ۷ - ماشین های برقی ٩٢٤٧٠ ٥٤/٧ ۸ - تجارت - دوکانداری ١٨٤٧٨٠ ٥٢/٤ ۹ - سیم های تحت البری وبحری ، سیم ها وچراغ های برق ١٠٨٣٤٠ ٥١/٨ ۱۰ - هوتل رستوران پانسیون ٣٨٤٢٩٠ ٥١/٣ ۱۱ - خشت وخشت کاشی ٨٧٦٢٠ ٥١/١ ترقی فوق العاده تعداد واشخاص که در تجارت ؛ هوتل و موسسات نمایش خدمت وکالی می کنند ، مضر است . اما بالعکس این دو چند شدن تعداد کار گر های سرک وترقی زیاد کار گر های حمل ونقل سرک ها تجدید عاقلانه مملکت را نشان میدهد . ترقی صنایع برقی مهم ترین علامه عصر جدید است . ترجمه از دویچه الگیماینه سایتنگ : خاتمه تجارت آزاد ۲ - تبدلات اقتصادی انگلیس ها مجبورند ، بيك صورتي موازنه دخل و خرج خود را مستند سازند. عقیده و تسین وزیر تجارت جدید انگلستان هم این است که علاج انگلستان تنها بقدر یعه ترقی تجارت عمومی دنیا شده می تواند . و انگلستان باید برای ازدیاد حصه خود در تجارت دنیا کوشش ورزد یعنی باید صادرات انگلستان ترقی کند باین صورت خود به خود باقی درك های موازنه دخل و خرج هم ترقی میکند لهذا نباید اینطور اموال زیر بار محاصيل گمرکی بیاید که برای صنایع داخلی انگلستان مواد خام اشیای صادره را تمثیل می کند. این همه بسیار ساده به گوش می آید . اما درك های بزرگ واردات انگلستان آنطور اموالی است که هر کس خود نشان بدهیم گو یا مسئول آینده بوده و نواقص متوجهه خود ما خواهد بود . ويقين واثق است که اگر پیشنهاداتی کنیم شنیده خواهد شد وهر گاه منصفانه تنقیداتی هم بگوئیم موجبات اصلاح را فراهم خواهد آورد واگر حق و ناحق از ما مورین عمده چا پلوسی نکرده وبا القاب زیاد نه نویسم چون مامورین ما الحمد الله منور اند و از مسلک جریده نگاری تا اندازه مطلع هستند گله و گذاری نخواهند کرد .
( شماره ۳۳ ) جلد پنجم علاوه بر این در دیگر شعبه های كوچك صنایع كه تا حال انگلستان به آن اهمیتی نداده بود ، تعداد كارگر ها چیزی كمتر از ۵۰ فیصدی زیاد تر شده . يك قسمت بزرگ این صنایع در اطراف لندن در پهلوی سرك های موتر تأسیس شده . بمقابل این صنایع نو در صنایع قدیمی تعداد كارگرها تنزل فاحشی كرده مثلاً آهن و فولاد ۲۸ فیصد ، نسبت به سال ۱۹۲۳ ، كشتی سازی ۲۵ فیصد ریل ٢٤ فیصد معادن ۱۳ فیصد ماشین سازی و صنایع فلزات ۱۰ فیصد ، صنایع پشمینه ۱۱ فیصد ، پشمیه بافی ۸ فیصد ، پخته بافی ۲ فیصد نزول نموده است . طبیعی است كه تنزل حقیقی بسیار زیادتر است ، چون این نزول عبارت از تعداد عمومی کارگر های بیمه شده است، یعنی تعداد بی كار ها هم در آن شامل می باشد چون بیکاری در صنایع قدیمی تا ۳۰ فیصد و زیادتر ، اما در بعضی از صنایع جدید از ۱۰ فیصد زیاد تر می باشد . ازین همه معلوم می شود که دوره تبدل در طبقات صنعتی انگلستان شروع شده و تا يك اندازه پیش رفته . يك سياست گمركی غلط می تواند باعث خرابی های زیاد شود . همین صنایع جدید حال به حال در قسمت خود در صادرات انگلستان افزوده توانسته . اگر چه در بین این صنایع جدید بعضی است كه مخصوصاً برای این مقصد تأسیس شده است که بازار داخلی را از دست تجار خارجی رها کنند . این مطلب از شعبه های صنایع است که در موقع تأسیس برای آنها لفظ « حفظ ما تقدم » را اختراع کرده بودند . این جا حكومت بدون فکر و معطلی در مانع شدن واردات جداً كوشش خواهد كرد . بعد زانکه قانون اجازه تورید رنگ ها برای يك سال دیگر تمدید شد ؛ چون منافع کیمیاوی با وجود مهلت ده ساله از اقتدار رقابت خود با خارجی ها هنوز مطمئن نیست ، تصور می توان کرد که از حکومت از هر طرف چه تقاضا ها نموده خواهد شد . اما هر قدر هم محصولات گمركی اموال صنعتی را زیاد کنند ، خساره موازنه تجارتی را جبره نخواهند توانست . انگلستان دیگر کارخانه دنیا نیست و اگر هم بخواهد ، انگلیس ها استعداد و آن دانتير اوزاق را ندارند . اگر جلو گیری نکنند ، يك وقتی قیمت آنرا پرداخته نخواهند توانست . واردات سالانه بين دول مبلغ محير العقول ۱۰۰۰ ملیون را تشکیل می کند . برای انگلستان امروزه این مبلغ بسیار زیاد است . از بسیاری چیزها صرف نظر شده نه می تواند . محصولات منعی گمرکی بر كچالوی تازه در اول سال و سبزه جات گل خانه فرانسوی مصارف حیات طبقات متوسط را زیاد نخواهد کرد . در این هم هیچ شك نیست که بعد از تبدل اصول دولتی ، از زراعت انگلستان زیادتر استفاده می توان برد . مثلا برای انگلیس ها مطلب ترتیه حیوانات اهلی عبارت از تربیه حیوانات نجیب و قشنگ برای تماشات مسابقه ها است . امروز حتی مامورين بلد انگلستان از گوشت خارجی حیات می کنند ، که در سرد خانه ها به انگلستان می آید . حالا ذكاوت انگلستان به بسیار خوشی گوشت انگلیسی را خواهد خرید ، بشر طیکه به قیمت معقول حاصل شود . اما زراعت انگلیسی يك وضعیتی نشان می دهد که فقط اشیای مزروعه انگلیسی چیز های کمیاب و مخصوص باشد . بهر صورت حكومت مجبور است ، در این مسئله هم اقدامات کند . مخالف به نقشه های جدید انگلیسی به دیگر ممالك هیچ فائده نخواهد بخشید يك بسيار كمی از ممالک استعداد آن را دارند . امروز انگلستان دو چند اینکه میفروشد ، از دنیا خریداری می کند یگانه استثنا مستملكات انگلستان میباشد این جا هم انگلستان زیادتر از انکه میفرو شد خریداری میکند . اما فرق بین خرید و فروش نسبتاً كم است . در ۹ ماه اول سال گذشته ( ۱۹۳۱ ) واردات انگلستان از دو مینیون ها و مستعمرات ۱۸۰ مليون پوند و صادرات به آن ۱۲۹ مليون پوند بود . اما از اروپا انگلستان به قیمت ٢٧٤ مليون پوند خریداری کرده و به قیمت ۱۰۸ مليون پوند مال به اروپا فروخته است کسر موازنه تجارتی انگلستان با باقی دنیا هنوز بسیار بزرگ است انگلیس ها سه چند آنکه فروخته اند خریداری کرده اند ، یعنی بمقابل ٥٥ ملیون پوند فروش به قیمت ١٦٦ مليون پوند خریداری کرده اند .
صفحه ۴ شماره ۲۳ جلد پنجم در ۹ ماه سال ۱۹۳۱ انگلیس‌ها از المان زیادتر از سه چند فروش خود خریداری کرده اند. لهذا بسیاری دول از جنگ گمرکی با انگلستان خودشان خمیازه خواهند کشید. تعداد درک‌های ازوک واردات المان از انگلستان بسیار کم است. در آخرین سال عادی ۱۹۲۹ المان از انگلستان به قیمت ۵ میلیون پوند ذغال خریده است. رقابت ذغال انگلیس شدیدتر شده است اما یقین است که وضعیت عمومی المان استعداد جنگ گمرکی را ندارد. دیگر درک واردات ازوک نخ یا به کی، نخ پشمی و پشم است، یعنی اشیای که در صنایع المان استعمال میشود. شاید المان بتواند دمی گیری خود را زیادتر کند. اما قیام بر درک‌های واردات المان از انگلستان بسیار بی اهمیت تر از ان است که بتواند در جنگ گمرکی يك رولی بازی کند. فرانسه يك قدری زیادتر اسلحه بدست دارد، او باز هم در يك جنگ گمرکی خساره خواهد کشید. سرك ها از چندستان های بزرگ او مکرمة مقابلة بالمثل متفرق شد. و این هم مفهوم است. زیرا که انگلیس‌ها در ۹ ماه اخیر از امریکا شش چند فروش خود را خریداری کرده اند. یگانه امید این است که در اثر این اقدامات انگلیسی آن کوششان، که برای این مقصد شروع شده بود، باز زنده شود. تا در ایام رفته تمام دیوارهای محصولات گمرکی تخریب گردد. (محمد طاهر) اجمال سیاسی: هندوستان و انگلیس کنفرانس میز گرد که در ده سنبله برای تعیین تشکیل اداره مستقبل هندوستان ومذاکره تشکیلات اساسیه آن در لندن دعوت شده بود، خاتمه یافت و بابه اعتبار موضوع و مقصد فلاس کرد گفته می توانیم. اگرچه در حقیقت این کنفرانس وکنفرانس پیشتر از ان به حثیت استشاری داشته مقامات آن ظاهراً خیلی مهم بنظر نمی رسد مگر در حقیقت حال خیلی همیت را حایز بوده است یعنی با وجود حیثیت استشاری و ادیق کنفرانس اگر اتفاق ممکن گردیده مقررات مثبت اخذ کرده می شد كدلمۀ رد او قبول آخرین که باز هم با پارلمان انگلستان بود امکان قبول اساس مقررات و طرح مناقشه روی آن حدس میرفت خالی بیگانه اساسی فقامت این کنفرانس اختلافات موجوده ملل مختلفه انجمن هند و خصوصاً اخد دو سیاست عرفی و یعنی و سیاسی هندو مسلمان است. در اثنای حرب جهان، اهالی هندوستان برای استحکام و محافظة امپراطوری انگلیز و تا، مین غالبیت وظفر آن در حرب تقریباً یکنیم میلیون عسکر بگردن داده ملیارها امداد پول را متحمل گردیدند. و بمقابل این مظاهرت قیمت واز وصداقت هندی ها بطور مکافات برای خود مختاریت اداره را طلب نمودند در آن تاریخ مسلمین هند هم به نسبت رویۀ خصمانه-یا-ی که حکومت انگلستان به مقابل ترکیه و (مقام خلافت عثمانی) گرفته بود از انگلیس‌ها رنجیده گی داشتند. از این جهت با هندو يك شده با کنگره ملی هند متفق گردیدند و در برابر انی گاندی در آمدند. خلاصه سه صد و پنجاه ملیون نفوس وسكنه هند بطور يك وجود حرکت نموده حکومت انگلستان در مقابل آن مقاومت نه نموده اعطای پارلمنت و حقوق خود مختاری مختصر و محدودی را برای آنها در نظر گرفت و وعده نمود که بعد از تجرۀ ده ساله، پس از تطبیق آن امتیازات وسیع تری نیز برای ایشان خواهد داد. برای انجاز وعدۀ مذکور سه-سال قبل کمیسیون در تحت ریاست وزیر خارجیه امروزه (سـر جان - سمول) مرکب ومنحصر از اعضای انگلیزی جهت تحقیقات واحضار اساسات درجة خود مختاری که اتی داده شود، از لندن روانۀ هند نمود. چون هیئت مذکور به هند رسیده از سیکه همه اعضاء و ممبران کمیسیون مذکور انگلیز بودند، هندی ها تماماً با آنها مقاطعه نموده از نشر يك مساعی با ایشان امتناع ورزیدند. در نتیجه کمیسیون مذکور در راپور مترتبۀ خود با حکومت انگلستان توصیه نموده بود، که صرف خود مختاری ایالتی برای هندوستان داده وليكن حکومت مرکزی باید در تحت مراقبت و ترصد حکومت انگلستان باشد. لیکن در این اثناء در هند در نتیجه تحریکات گاندی، ملیون، حیات عدم تعاون و یا لاخر عدم اطاعت و سر کشی
( مجلد پنجم ) زحمت از همان جنس و همان مسلك درهائي که گنجینه ادبيات ما را توانگر میسازد باز خود بخود بدستم افتاد که محفظه و درج آن جريدة نفيس وانيس شما است . عجالتاً وقت برای تتبع ندارم که حیات هر کدام را كما حقه روشن و آشکار نموده بر یک پایه محکمی استوار سازم زیرا میدانید که تتبع درحیات وشرح احوال يكنفر شاعر كه آنهم افغانی باشد خالی از رنج و زحمت نیست در صورتیکه تذکره ها وجود ندارد كتاب هاي تاريخي سيمرغ وعنقا با شد نوت ها ویاد داشت ها درین دیار مر سوم نباشد حافظه پیران و سالخوردگان ما فراموش کار باشد چه طور ميتوان حيات يك نفر شاعر را خالی از هر گونه عیب و ایراد نوشت فقط درین جور موارد خون دل و دود چراغ خوردن لازم است بنابران بفرستادن دوغزل نا شنیده که گوینده يکي آن عمر نام شاعر امير کابل و دیگر آن فارغ نخلص شاعر در پنجی است ( و بعض ابیات فارغ در دور هاي سراج الا خبار هم درج است ) اكتفا میکنم . ( سرور گویا ) غزل سرخ آمد بهار شد چمن و لا له زار سرخ بشگفت غنچه هاي نهال انار سرخ تا خنده کرد برق بکهسار روزگار از گریه گشت دیده ابر بهار سرخ گر یاد جام باده رنگین نمي کند از چیست چشم زاهد شب زنده دار سرخ ( شماره ۳۴ ) غزل سرخ چوياي عزيز ! دوسه روز قبل اتفاقاً يك بياض پوسيده ومندرسي بدستم افتاد حریصانه بمطالعه آن پرداختم خوشبختانه اشعار گم شده يك عدة شعراي گمنام كابل را در اوراق پوسیده خويش حفظ نموده و مارا از مطالعه خود مسرور مينمود واقعاً مطالعه در ادبیات غوص كردن بدريائي مي ماند كه نتيجه اش لذت ونا کاميست هزار بار انسان دست خالي بيرون ميشود یا غنيمت بي قیمت به چنگ می آورد و يا يك دفعه نقدة بدستش به لولوي ميرسد ، بنده روزيكه شروع به تحقيقات درهاي يتيم نمودم هر قدر که درین درياي پر از لذت ونا كامي غوص کردم غیر از همان يك رشته در هاي يتيمي كه در جريده انيس متواتراً از ( شماره يك الي ده ) انتشار يافته است دیگر چيزي حا صلم نشد و بدستم نیفتاد ۱۰ کنون خلاف انتظار و بدون عین زمان قوانين جبري وصلا حيت ادارة تشدد و تهريب واسعة امثال مار شلا و فوق آن را نیز بحکام هند داده است تا در وقت لزوم با منتهاي غلبه و شدت از پیش آمد های سرکشانه جلوگیری کرده شود چنا نچه حوادث آخـر ین این مطالب را موثوقاً تصدیق میکند . م . اسمعيل صفحه ۶ وار ده از قوانین شروع نمودند . چون اشتمال این تحریکات خیلی وسیع گردید، به هر طرف سرایت کرد . مسير ما كدونالد توصية سرجان سيمون را در نظر نگرفته براي معلومات وفهميدن شکل اداره و در خواست هندی ها لزوم نقطه نظر و افکار هندی ها را بهتر دانسته براي تثبيت اين اساس در لندن کونفرانسی اول میز کرد را دعوت و انعقاد نمود . در کنفرانس اول اساسات فد راسیون ( جماهير متحده ) قبول گردید . لیکن چون نماينده گان کنگره ملی در ان شمولیت و اشتراك ندا شتند ، از ان سبب در ماه سنبله گذشته کنفرانس دوم میز کرد در لندن دعوت و عقد گردید . در كنفرانس دوم فی الواقع مندل كنگره ملی هند و یگانه پیشوا ، مسطر گاندهی اشتراك نمود ، لیکن در این کنفرانس ظهور اختلافات سیاسی ... بین مسلمین و هنود و عدم امکان حل آن در نتیجه کنفرانس با تمام معانی افلاس کرد . نظر به حوادث آخراین انگلیز ها مقابل احتمال حرکت دو باره ملیون و طرفداران گاندهی در عودت آن به هند تدابیر احتیاطی اخذ نموده ، نقاط سوق الجيشی هند عساکر زیاد سوق نموده و برای جلوگیری از هجوم های شدید و مدافعه ایشان را به عرابه های تانك هجوم و دسته های طیاره های حربی تقویه نموده است ، تا در وقت لزوم برای مدافعه و هجوم شدید مقابله نموده و در
صفحه ۷ شمار ۲۳ مجلد پنجم خبر هاي خارجي انگلستان هندوستان ريوتر : لندن . دسمبر - اتحاد جمهور هند پيغامي به ميكده نالد فرستاده تا كيد مي نمايد كه بايد به گاندي در موضوع تعهد شما در مقابل فسخ احكام صادره، نه تنها به حيث عدل و انصاف بلكه از روی سياست مداري هوشيارانه نيز بايد جواب ايجابي داده شود . اين نيست رنگ بر كف حناگوش كرده ان از خون ماست پنجه و دست نگار سرخ فارغ بيا كه طرفه تماشاست روز عيد پوشيده اند مردم شهر و ديار سرخ ( فارغ ده يحي ) غزل يارم از غم محرم اغيار شد عبث از من گنه نديده و بيزار شد عبث از من خطا نديده و مايل بقتل من آن بيوفاي شوخ ستمگار شد عبث در سينه ام چو مرهم لطفي نمي نهي هردم زتيغ ناز تو افكار شد عبث زاهد نخورده باده گلگون زجام عشق بيخود نگشته طالب ديدار شد عبث چون نيست قدر شعر بقدر شعير عمر طوطي صفت به نطق شكر بارشد عبث ( شاعرابي كابل حاجي عمر جان ) روز ٤ شنبه در اثناي تجديد انعقاد كنفرانس طلاب هندي تصميم گرفته شد كه يك اتحاديه بين المللي طلاب هند تشكيل شود كه مركز آن لندن باشد و نيز تصميم گرفته شد كه دارالفنون های محلي هندوستان بايد بضرورت وسيله تعليم و مطالعه خدمت ننمايند . و در دار الفنون های مذكوره كلب های جما نستيك و تفنگ اندازي مقرر گردد چون اكثر شاگرد های هندي بنابر ضعف جسماني تعليم شان بر هم ميخورد لندن ٢١ دسمبر - روزنامه مارننگ پست در حاليكه با مساعی ولنگدن در موضوع تحکیم امنیت در هندوستان موافقت ميدهد می نگارد که بد بختانه اشکالی که ولنگدن بآن گرفتار است، اساس پالیسی است که حکومت او را مامور نموده است به پیش برد ، و این مسئله از نطق عجیب ولنگدن که دیروز در کلکته ایراد نموده بود واضح میگردد و تاکید می نماید که ولنگدن باید به کانگرس به حیث یک موسسه سیاسی حقیقی توجه کنند . و نیز میگوید بنا بران کانگرس یگانه حزبی است که ازان می توان امید نمود که تشکیل مجوز را صورت دهد . کانگرس بغاوتها را تشکیل و از خون ریزی طرفداري مي نمايد . و در وظيفه هاي ولنگدن این مسئله داخل نیست که ازین اشکال بر يد. ولنگدن شخصي است وفا دار و به تمام لیاقت خود پالیسی حکومت خود را پیش می برد . مگر روزنامه مذکور اظهار عقیده می کنند که تصویبات ( وليُرز ) معقول است و امید می کنند که ازان صرف نظر نموده نشود . ترفیع لندن اول جنوري - قرار فهرست اعزازات سال جدید یک شیخ ترفیع نموده و ه نفر دیگر به تازه گي رتبه شيخي گرفته اند . و همه این در نتيجه خدمات سياسي مي باشند . انکار صدر اعظم لندن ۲ جنوري - صدر اعظم ازین خبر که میگویند از گاندي در خواست نموده است گورنر بنگال را ملاقات کنند انکار مي نمايد . ريوتر رسماً اطلاع گرفته است که میکدونالد نه بصورت مستقیم و نه بصورت غیر مستقیم ، به هیچ صورت با گاندي بعد از انکه از انگلستان بر آمده است مکاتبه نداشته است . نظر به جراید انگليسي ديلى تلگراف از جواب وائسرائه به گاندي تمجيد نموده مي گويد که وائسراي در وازه مذاکراتی که تهدیدات شروع مي شوند بسته است . مانچستر گاردن در سر مقاله خود می نویسد : که هندوستان یک ساخته
صفحه ۸ ( شماره ۳۳ ) مجلد پنجم عمومي در امور واقع گردیده . هر کس منتظر توسیع احکام فوق العاده به مبمبئي و گرفتاري قائدین کانگرس و گاندي می باشد . واگرهم چه واقع شود محابس جهالتاً از محبوسین سیاسی مملو گردیده امور هند روي هم رفته با اختلالات سیاسی و بی نظمي ها به یک جای من خواهد رفت . عواقب عملیات برطانیه که هیئت شان تسلي آمیز بوده و در دل خود استبداد را می پرورانند ، از یک طرف ، و از طرف دیگر عملیات قائدین کانگرس که خود را به پذیرفتن خطابه ها در ظرف نقره که بصورت تفنگنچه ، یا توپ ساخته شده است مسرور می سازند ، باین اندازه قابل تاسف است . سندي تایمز میگوید - جواب و ايسراي به اقتضاي گاندي در خصوص ملاقات و مذاکره در اطراف احکام فوق العاده ، هم چنان نطق هاي تازه و ایسراي عبارت از علامات خوش آیند نه هیم جدیدي میباشد که راجع به امور هند بر طالوي گرفته شده است . تنزل شخص نشان دادن عدم فیصله مقررات خواهد گردید . سندي ريفر ي معتقد است که بیانیه های مصالحت آمیز گاندي ازروي صمیمیت است و بی گاندي در نزد لیدر ها مانند یک اسپ قابل اعتماد است که در مسابقه که در وقت استعمال قوت ، هر چیز خود را برو شرط می بندد . تماس : حبس لیدر هاي کانگرس ملي هند ما سکو ٦ جنوری - از لندن اطلاع میدهند که در بمبئی حکومت برطانیه لیدر های کانگرس ملی هند مثل ، گاندي پاتل را حبس نموده و هر دوي آنها را به پونا فرستادند . و قرار معلوم که درین روز ها اعلان خواهد گردید که تشکیلات کانگرس در تمام هند ذريعة قطعات عسکری منحل گردد . خبر دیگر اطلاع میدهد که در هندوستان حکومت عسکری بر پا است و تمام اجتماعات ممنوع وقد عن گردیده است : و کانگرس بمیدانی متفرق شده و در تمام مملکت اعتصاب ، مظاهره ، ومصادمه با پولیس جاری است . بنگال ماسکو ٦ جنوری - با ساس حکم فوق العاده و ایسرای هند در بنگال هم حکومت عسکری بر پا است به اضلاع متحدة وسرحد شمال غربی قطعات عسکری برای قوت اظهار پولیس دایر نموده اند وما م ورین انگلیدی بدون معاونت محافظین مسلحه در شهر و کوچه ها داخل شده، نمی توانند : ایران ما سکو ٦ جنوری - از طهران خبر میدهند که درین روز ها توفیق رشدی بیک وزیر خارجه ترکی در ایران وارد خواهد شد ، تا راجع به مسائل سرحدی مذاکره و معاهده نماید . چین ژاپون ما سکو ٦ جنوری - از پیکن اطلاع میدهند که بتاریخ ٢ جنوری قطعات مسلح روسهای سفید در هاربین مظاهره ضد چینی نشان داده ، چند باب دوکان را غارت نمودند . چون پولیس داخل عملیات شد ، جاپنیها بر يك ديگر فير نمودند و در نتیجه یک نفر از پولیس کشته و ٦ نفر مجروح گردیدند . ونیز مظاهران درعین عبور موتر قونسل جاپانی هورا ها کشیدند . اهالی چین راجع به مظاهره مذکور بیان میدارند که : - این مظاهره برای بی نظمی و پروپاگند هاربین بود ، تا بصورت ممکنه جاپان را بهانه تحکیم امنیت و حفظ امتیازات حکومت خود را در منچو قایم کند . چنانچه جريده ( جان برس ) می نویسد که : بهم جاپانی روسهای سفید را تحریک می نماید تا هاربین را اشغال نمایند . تو کیو - چند لوای جاپانی بطرف سین جزو و شان های گون فرستاده شد . و نيز دو کشتی نقلیه حامل عساکر جاپانی در بندر خولا دا رسیده و بندر را اشغال نمودند . شا انکهای - اعیان عسکری ها ر بين اعلامیه نشر نموده اند و در آن از تلفات بزرگی که در حین محاربه تسيتسه چون به چینی ها رسیده است ، ذکر می نماید . و نشان میدهد که در وقت تعرض
صفحه 9 شماره ٣٣ مجلد پنجم خبرهای داخلی مدیر مطبوعات : فاضل محترم آقای عبد العزیز خان که یکمدت طولانی بمدیریت و نگارنده گی جریده شریفه طلوع افغان اشتغال داشته واخيراً در زمره وکلای قندهار عضو محترم شورا ملی گفته می شدند ، درین تازه گیها بمدیریت مطبوعات عمومی در وزارت جلیله خارجه شرف تقرر یافتند . ما به این انتخاب صحیح که منتهای علاقه مندی حکومت متبوع ما را به مطبوعات وطن نشان میدهد کمال خشنودی خود را اظهار نموده و نظر به نجابت و شراف با فضل و لیاقتی که به آن محترم کرمی سراغ داریم امید قوی میرود يك رنگ و رونق تازه ای نصیب مطبوعات چاپانی ها زیاده از ٤٠ هزار عسکر چاپانی در حرب شمولیت داشته و شهر را از سه طرف تحت هجوم قرار دادند . امر يك امريكا يك نمایش بزرك بحری در بحر اوقيا انوس ساكن نشان داده ونیز قوای بری وهوای خود را در تمام نقاط مهم سوق الجیشی که برای جنك آتيه سنجیده است ، جمع نموده . ازین معلوم می گردد که دول امپر یال ستی تا آخرین نقطه برای حفظ منافع امتیازات خود ها در چین ایستاده گی خواهد کرد . ما گردیده و مقدویستی که در مفارقت جناب خواجه محمد خان مدیر سابق يك غم خوار صمیم مطبوعات داشتیم بخوشی تبدیل شود . نماینده يك شرکت تجارتی ژاپان موسيو ( سکه سار و ) ژاپونی نماینده شرکت مرکزی چایفروشی ژاپان چند روز است بکابل وارد ، و در سه مرتبه هم با دواز تجارت اینجا ملاقاتی نموده، طوریکه اطلاع گرفته ایم ایشان از طرف شرکت خود ماموریت دارند که مناسبات تجارتی با افغانستان قایم نمایند ولی تا حال نتیجه قطعی مذاکرات معلوم نیست . معاينه ثانوی از بندرخوشی لهوگرد در شماره ( ۱۷ ) نوشته بودیم که اهالی خوشی لهو گرد با تقاضا نامه های علیحده تجدید نظر را در آبادی بند خوشی در خواست نموده بودند و مسیو لو ری رای دفعه دوم اعزام شد که در آبادی آن تجدید نظر نموده را پورت دو مین خود را بوزارت تجارت تقدیم نماید . اينك مسيو لواری مراجعت و راپورتی هم از معاینه ثانوی خود ، تقدیم مدیریت عمومی زراعت نموده که برای استحضار قارئین کرام عین آن اشاعه میشود : نسبت به امر وزارت تجارت به خوشی لهوگرد رفته و ملاحظه نمودم که آیا بندیکه با لای دریای دو بندی زیر نظر گرفته شده ممکن است تعمیر نموده شود یا نه ؟ در دو مرتبه که در موضع مذکور رفتم ، متیقن شدم که بند مذکور از نقطه نظر فنی نا ممکن به نظر می آید . « ۱ » جنس زمین آن هر گز قابل این چنین محابسات نیست ، چه زمین های مذکور ریگ زار بوده به هیچ صورت در مقابل آب مقاومت کرده نمی تواند و از باستقامت و دوام بندیکه زیر نظر گرفته شده اعتبار داده نخواهیم توانست . « ٢ » عدم حوض ، چه عمق مذکور بصورت يك تنگنای خیلی کم عرض و نشیب افتاده ، و برای ذخیره کردن يك مقدار آب مجبوریم که بلندی بند را به پنجاه متر برسانیم و دیوار بند مذکور حجیم و... درین صورت مخارج لا رمی نسبت به مقدار آبیکه از ان حاصل شود خیلی زیاد خواهد شد . يك جای دیگری را که در فاصله کمی واقع است نیز ملاحظه کردم ، تعمیر بند را در آنجا هم نسبت بدلايل فوق الذكر مشورت داده نمی توانم ، اگر چه موضع مذکور قدری بهتر از موضع بسته اول میباشد . علاوه بر ان به نزدیکیهای این محلات سنگها ئیکه برای تعمیر لازم است پیدا نمی شود با و جود این اعتراضات چون مردم محلات مذكور محتاج بآب میباشند بعوض اینکه درین دره یکمها دیگر بند ها آباد میشود ، عرض مینمایم که از کار
از هر طرف حریق مهیب در پارلمان ایران تقریباً پیش از یکماه در عمارت پارلمان ایران حریقی واقع شد و اژانس های خارجه آن را مجملا نشر داده بودند اخیرا جراید آنجا تفصیلاتی در اطراف آن نوشته بودند که حریق بسی مهیب بوده ولی جدیات عمله اطفائیه و غیره مستخدمین بلدیه و نظمیه سبب شده است که از ضرر های کلی جلو گیری شده و تنها دو اطاق که یکی اطاق آهن و یکی اطاق جلسه خصوصی بوده طعمه حریق گشته و در همان گیر و دار بسیاری ظروف و فروش قیمتی را بیرون آورده و مربوطات دیگر عمارت را از آتش نجات داده اند ، قرار معلومات حاصله که اتش از بخاری زبانه کشیده و از شیر دانی ها به سقف رسیده گرفتن آبهای زیر زمینی که یقیناً در محلات مذکور همچنانکه در اکثر نقاط افغانستان پیدا میشود ، صرف نظر نمایند فعلاً میخواهیم که به تعمیر يك دهلیز زیر زمینی توجه نمایم ، دهلیز مذکور بيك پشته که باندازه کافی بلند بوده و بيك دهلیز دیگر که دهانه آن بالای زمین ها باز میشود ملحق خواهد شد. برای اجرای این مقصد لازم است که اولاً به حفر يك يا دو چاه اقدام نمایم سپس نظریه خود را بصورت درست و صحیح بذر یعه لایحه جدا گانه بوزارت تقدیم خواهم نمود. ( مجله اقتصاد ) ( شماره ۳۲ ) عمارت را آتش گرفته و علت دیگر نبوده خسارات وارده اگر چه تا کنون سنجیده نشده وفقط بطور تخمین در حدود شصت و هفتاد هزار تومان تخمین زده شده ولی چون عمارت بیمه شده است جبران خساره آن متوجه خود دولت نخواهد بود . چه از سه سال قبل برین تمام ابنیه و عمارت مجلس شورای ملی بیمه شده است ابتدا کمپانی الباش آسورانس و در سال دوم بشرکت کمپانی فاولر انگلیسی عمارت مذکوره بیمه شده مبلغ بیمه کلیه عمارات مجلس با مطبعه و کتابخانه و اشیاء واثاثیه آن بالغ بر هشتصد هزار تومان میباشد که هر سال بالغ بر هشتصد تومان حق بیمه از طرف مجلس در ظرف این مدت سه سال تادیه شده است طوریکه روز نامه اطلاعات می نویسد دو نفر نماینده گان کمپانی بیمه فاولر در تمام مدت وقوع حادثه در مجلس حضور داشتند وبطوریکه مذاکره شد قرار است پس از تعین میزان خسارت وارده و تهیه صورتی از شیاء و اثاثیه خراب شده خسارت مزبور از طرف کمپانی بیمه تادیه گردد . قرار نظریه گاندي تمدن اوروپا سقوط میکند - یک مذاکره با لیدر استقلال هند. بچشم خود می بینم ، که تمدن غرب سقوط میکند ، با این حرفها ماهتما گاندی لیدر ملی هند در يك ملا قاتیکه برای نماینده اداره اطلاعات ای ان اس در ماه نومبر داده بود ، بعد از ۱۷ سال غیبت خود نظریه خود را راجع به اروپا اظهار نمود . و گفت " خیال میکنم ، که این تمدن اینقدر صورت مصنوعی را داراً گردیده که مدت زیاد پایش نخواهد کرد " از گاندی سوال کرده شد ، که کدام اسباب این مرض تمدن را صحت میدهد بجواب گفت : " انسانها ئيكه بواسطه تقلید قوه خداوندی دارای این اقتدار موجود. گردیده اند ! باید بدانند ، که بکدام وسیله بیماری مذکوره رفع گردیده میتواند . همین بیماری تهدا بهای جامعه را خراب وحيات را ما نند يك بار گرانی ساخته است سوال : آیا این بیماری عبارت از چه است ؟ بجواب گاندی : " همین است که مردم حیات را اینقدر مصنوعی ، مشکل و قیمت ساخته است . علا و تا این تمدن بواسطه تاراج دیگران ، که غیر متمدن نامیده شده اند ، ساخته شده است . گاندی يك "كاميابي" تمدن را كه عبارت از فسخ ازدواج ( طلاق ) با شد خیلی بد می بیند و میگوید : " ازدواج غلط است ، اگر فسخ آن ضرور شود " من طرفدار طلاق نیستم ، زیرا طلاق عبارت از نا کامی یك اردواج میا شد و اینطور مسایل خوشم نمی آید . خنده کرده گفت " امید میکنم ، که خانم من هیچ وقت عزم نخواهد کرد خود را از من جدا کند خیال میکنم که خود را از من جدا کند ، زیرا در بین همدیگر فیصله
(شماره ۳۰) مجلد پنجم کرده ایم ، که از همدیگر هیج وقت جدا نشویم ، سوال : چه قدر مدت میشود که شما از دواج کرده اید ؟ گاندی ، خیال میکنم ، که خانم من نیز این را برای شما صحیح گفته بتواند . قبل از چهل غیر ۵۰ سال بوده ، در آنزمان من ۱۳ یا ۱۴ ساله بوده ام . سال صحیح را فراموش نموده ام . سوال : خیال نمیکنید ، که بعضی اوقات بنابر بعضی مسایل ، طلاق کردن دوست است . - میخواهیم اینقدر جسارت ورزم بگویم ، که طلاق در بعضی اوقات دوست نیست ، لاکن خیال میکنم که طلاق ها در امریکا وارو پا بر خلاف آداب وحسن اخلاق گردیده است . بعضی اوقات مستقیماً طلاق مانند يك جایزه برای زنا میباشد و در حقیقت تهداب های جامعه را معدوم می سازد . خون هندي خواهد ريخت بعد ازین مذکره مابه مسایل سیاسی میلان کرد . راجع به کنفرانس میز مدور گاندی گفت . - ظاهراً يك چیزمرا دیده نمیتوانم ، که کامیابی کنفرانس را اظهار نماید . خیال میکنم ، اگر مقاصد ما حاصل نگردد ، عدم اطاعت کشوری تازه خواهد گردید البته تصور نمیکنم ، که مرد های قوم من خون ریزی نمایند . طبیعی است که عدم اطاعت کشوری باعث تصادمات با دوایر انگلیسی میگردد . اگر دوایر واگذار نشوند و خواهشان قوم مرا ایطانه نمایند ، يك مجادله بين د واير وملت هند بدون شبهه واقع میگردد ، واخیراً خون ریزی خواهد شد ! ، خیلی امکان دارد ، که دوایر جدی شوند واز تفنگ ، کرچ وگوله استفاده کنند : ازینجهت خون خواهد ریخت ، لاکن خون هندی خواهد بود ونه خون انگلياس البته امید میکنم که اینطور مسایل هیچ واقع نگردد ، . ترجمه از جریده (برلینر لوكال انسايكر) مورخه ۲۷ نومبر ۱۹۳۱ گاندي و المان دكتور كورت فون شنو لز هایم ، نامه نگار جريده بر لینر تا گبلات ، راجع به ملاقات خود با گاندی به ۲ دسمبر از لندن چنین می نویسد : الیوم صبح بعدل ۹ نیم بجه گاندی مرا در منزل خود در (نایت بریدج) پذیرفت . در اطاق انتظار علاوه بر گاندی که نزديك بخاری بر زمین نشسته بود دو نفر جوان انگلیسی که گاندی بآنها درس میداد ، نیز نشسته بودند گاندی در ظرف تمام ملاقات بآنها مشغول بود . گاندی بسیار آهسته حرف میزد اگر چه من به پهلویش بزمین نشسته بودم با آن هم حرف آن به سختی شنیده میشد پس گاندی شروع به حرف زدن نموده گفت : بسیار تأسف میکنم که بالمان رفته نمی توانم ، اگر چه بسیار دوستهای المانیم برایم نوشته اند و خواهش نموده اند که به المان بروم . المان چنین علمای سانسکرپت را داراست که از آنها شنیده ام . چقدر خوش میشدم اگر بآنها معرفی میگردیدم . لیکن احکام ضروری همه پلانهای مرا معدوم نموده و مرا مجبور می سازد که در لین جهاز بطرف هند سفر نمایم . من با تمام صمیمت قلبی بدرد ها و غم های المان شرکت می ورزم لطف فرموده این را با لمان برسانید . ، چون درین جا خیلی شنیده میشد که گاندی در حقیقت طرفدار اشتراکیت و بلشویکی است ، ازین رو از گاندی خواهش نمودم که نظریه خود را راجع به به مسالك كو مونیستی اظهار نماید گاندی جواباً گفت : بسیار افسوس میکنم که وقت نداشتم تا بالشو یزم را تحصیل نمایم ، و آن را هم میدانم که من باید تحصیل می نمودم لا كن من موقعيت يك شخص را دارم که برای اجرت و يك مقصد کار می کند و این شخص باید ازین جهت تمام وقت خود را برای این کار بمصرف برساند بنا برین موقع برای دیگر چیز برایم حاصل نگردید . ای کاش ! اشتراكيت را تحصیل می نمودم تا حالا می توانستم نظریه خود را واضح بگویم ! لا كن بدون تحصيل راجع بيك فلسفۀ اصولی که امروز تعمل می گردد چیزی گفته نمی توانم . ، اینرا گفته و خاموش ماند . ومن
صفحه ۱۲ ( شماره ۲۳ ) مجلد پنجم اخبار ولایات قطغن مفرور گرفتار سر آج نام محبوس میعادی که بزمن تشریف داشتن ع ، ج وزیر صاحب حربیه از مجلس مشاوره محبس دو سال و شش ماه محکوم کردیده بود بمرتب در اطاق محبس زولانه خود را شکستانده در کدام وقت فرصت از محبس فرار نموده بود . وقتاً که راپورت مفروریت محبس مذکور به آقای قوماندان کوتوالی میرسد بساعت دو وازده بجه شب ، گذشته شخصاً در محبس رفته تا ساعات ( چهار بجه شب ) تحقیقات مینماید با ثر تحقیقات غفلت پهره دار و محمد اسلم خان مامور محبس ثابت و توقیف گردیدند و هم در اثنای جریان تحقیقات يك عده نفری پولیس بهر طرف جهت پالیدن و بدست آوردن محبوس مذکور مامور گردیده تجسس می کردند هنگام صبح بخانه محبوس مذکور که در قشلاق محتلی واقع است رسیده يك نفر حواله دار کوتوالی بطانه محبوس مزبور مفاجاتاً داخل میشود تقدیراً شخص محبوس را در حالت خواب هم خاموش گاندی را علامه اختتام ملاقات خود تصور نموده . از جای خود بلند شدم . گاندی پیک تبسم دوستانه با من دست داده و روی خود را بطرف جوانهای که خوش بخت اند ازین شخص هو شیدار و دانای هند تعلیم میگیرند ، گشتاند . ( از بر اینز تا کیبلات ) بطانه خود گرفتار نموده دوباره بمحبس خانه حاضر و محبوس مینماید ! دشت نهرین خزانه نهرین که در ز من شرارت ابراهیم غدار از سوء اداره مامورین محلی آنجا بتاراج رسیده بود و باز در زمن تشریف آوری ع ، ج سردار امرا علی نشان وزیر صاحب حربيه جمعیت اشرار پرا کنده وسارقان پول بیت المال هم غالباً گرفتار و بمحبس خان آباد توقیف شدند چون تحقيقات واقعه مذكور طوريكه امن عاليقدر جلالتمابی وزیر صاحب حریه بود تا حال تکمیل نشده بناء از حضور و ا ج آقای عبد الرحیم خان وكيل نايب الحكومه يك هيئت منتظم بریاست صداقتمند آقای میرزا محمد اکبر خان مامور مالیه تالقان مقرر و به نهرین عازم گردید تا نتیجه صحیح و واقعی بدست آورده در تحصیل وجه بیت المال بپردازند . ( اتحاد ) اعلان یکقطعه زمین مزروعی بتقریب هشتاد جریب که آبخوره آن علاوه يك كاريز خصوصی خودش پنج شبانه روز از کاریز مشهور کریم خان نیز استحقاق شرب دارد در موضع افشار ناحیه منك مورونی خود را میفروشیم آقایانی که شوقمند زمین داری بوده و بخواهند از يك مالك وسيع و پر حاصلی استفاده برده باشند بخانه نمبر ( ۱۰۸ ) واقع قلعه حیدر خان گذر اندرا بی رجوع بفرمایند بآنها اطمینان کلی داده میشود که در موضوع قیمت آن موافقت فی ما بین حاصل آید . غلام حسن * کورس فرانسه - انگليسي - تركي آقایانیکه مایلند یکی از زبان های فوق را بصورت خصوصي تحصیل نمایند با شرایط سهلي از طرف موسسه کتاب خانه و قرائت خانه نور پذیرفته میشوند و براي ثبت اسامي خودها بخود کتاب خانه نور یا اداره انیس مراجعه نمایند . کتابخانه نور محل فروش ومطالعه همه نوع کتب ورسائلهاي فارسي فرانسه ، انگلیسی ، اردو عربی ، ترکی میباشد . کتبیکه جدیداً به تهیه آنها موافق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه نور همه نوع جراید و مجلات داخلی و خارجی برای مطالعه موجود است .
(شماره 3) مجلة پنجم فکاهیات بوسه تیلفونی : داماد جوانی خشوی پیر و بدگلی داشت و هر چه از تواضع و دل آسائی او دور میگریخت خشوش با و تقرب می جست روزی بخانه وارد شد دید خانمش با مادر خود ذریعه تیلیفون گرم صحبت است چون برسید در مابین والده شما چیزی نگفت ؟ يك بوسه گرمی ذريعة تيلفون بشما فرستاد . یکسال خوشی می پذیرم و ممنون می شوم که همیشه این بوسه ها ذریعه تیلفون و حامل باطنی آن تو باشی نه خود آن محترمه. میهمان نوازی طفل : مهمانی بخانه یکی از دوستان خود وارد شده بود وقت غذا خوردن رسید : طفل صاحبخانه فوق العاده در صرف طعام بمهمان اصرار کرده و تکلیف مینماید مهمان گرسنه را خوش آمده و تعجب دست داد برسید طفلك تو چطور برخلاف اطفال دیگر که گرسنه چشم اند یکنوع سخاوت از خود نشان داده و دیگران را بغذا خوردن تحریص می کنی ؟ برای آنکه مرا از نان شب مانده نفرتی است همیشه بالای میهمانها مهربان هستم مخصوصاً شما را توصیه میکنم که که هر روز خانه ما تشریف بیاورید چه از لقمه های کله گربه شما امیدوار هستم هر روزی که شما بخانه ما تشریف داشته باشید برای روز دیگر طعام باسی[؟] نخواهد ماند که مرا بخوردن آن مجبور بسازند . نتیجه جوانمردی : مرد کم روئی که همیشه در مقابل دوستان از مال منال خود هیچ مضایقه نداشت آنقدر فقیر شده که از مصاحبین خود دوری میگزید بگفته زنها بخنده بالا نه بينه ، خود بسركلا نه بينه روزی جمعی او را باصرار کردند ضرور بکشبی بخانه تو مهمان می شویم او عذر میخواست و پهلو تهی میکرد پرسیدند هنوز هم همسایه ها و دوستان سامان خانه ات را به امانت میخواهند و می برند ؟ بلی ! هر چه داشتم به امانت برده اند حتی خودم نیز در منزل ایشان سکونت دارم . خودم را نبرند : شخص صاف دل راست باوری بشهری تازه وارد شده ومخيلك 3 نفر دزدان چالاکی افتاد ، در اولین موقع تصادف این سه نفر باو بدروغ سابقه اشنائی ها را بیاد آورده و هر کدام جدا جدا خود را بار قوم پدز و خویش پسر معرفی میکردند تا آنمرد تازه وارد خجل شد از ینکه او سواره باشد و دیگران پیاده از مرکب خود فرود آمده و جلو آن را دو دست گرفت دو نفر دزد باو قصه های مطولی شروع کرده حواسش را پرت کردند و یکی ز آنها سر خر را از افسار بیرون اورده وبکوچه دیگر روان ساخت افسار چون بکمر یکی از رفقا محکم شده بود و همراه تازه وارد روان بود تا بیکدقی ملت[؟] نگردید وقتی که دو نفر صحبت را قطع کرده و و خواستند وداع کنند صاحب خر افسار را بی خر یافته پسر و باید الی خر چه شد کجا رفت بالا دوید و پائین دوید از هر رهگذری پرسید چیزی نشنید یکی از آن دو نفر گفت غم نخور چندان اهمیتی ندارد ما حالا جبران این کار کنیم خر تو چند ارزش داشت جوابداد صد رو پیه رفیق لبخندی زده و گفت امروز در چاه خانه یکی از متمولین خریط طلائی افتاده من بسر اغ یکشخصی مأمور شده ام که اگر آن حریط را از چاه بیرون آرد دو صد روپیه با و انعام بدهم بیا همینکار را بکن علاوه آنکه قیمت خر را یافته باشی صد روپیه هم منفعت میکنی راست با ور بشتاب تمام بسوی چاه روان شد پس از ساعتی تمام که در قعر چاه در ان هوای سرد دست و یازد و چیزی نیافت وقتی بیرون آمد دید لباس ها و کفش های او هم عقب خر رفته بعد همان عصای بزرگی را که در دست داشت دو را دور خود بشدت در حرکت آورده و برهنه راه میرفت کسی با و مصادف شده و بخنده گفت دیوانه شده چرا برهنه هستی و از کسی را نزديك خود نمی گذاری جوابداد : هوشیارم و میترسم خودم را نبرند .
صفحه ١٤ ( شماره ٣٣) جلد پنجم مولف : امیل گابوریه فرانسوی ( ٢٧ ) مترجم : حبیب الله طرزی از مادام سان ژین فصل پانزدهم ( مادام لامارشال ) کاترین بداخل شدن در اطاق ملکه تمام در باریان را در حالت اضطراب یافت . اخبار اعلان حرب بسرعت منتشر شده و هر کس را بتلاش انداخته بود که آیا امپراطور چه وقت حرکت خواهد نمود ؟ اطراف ژوزفین از چندین اشخاص متحسس مملو بود . ولی او نه می توانست جواب قطعی درین مو ضوع بگوید . چنانچه بجواب سوال کاترین گفت « : در حقیقت من هیچ نمیدانم . اعلیحضرت به من امر نموده است خودم را حاضر و مهیای سفر داشته باشم . زیرا باموکب شاهانه تا ( مايانس ) همراهی کنم . » کاترین : – همین چیز است که از له فیور نیز شنیدم . من هم با او میروم و بسیار ممنون خواهم بود که خودم را بار دیگر در میان سربازان به بینم . آه ! علیا حضرت ! انسان را از نشستن زیاد در يك جا رنگ میگیرد ! شما خواهید دید که خواب به بستر اردوگا چقدر مزه دار است . چه وقت روانه خواهیم شد . – امشب یا صبح ؟ » امپراطوریکه سر خود را حرکت داده گفت : « هیچ کس پیش بینی کرده نه می تواند ! تو میفهمی که امپراطور این چیزها را چطور انتظام میدهد هر کس باید بجای خودش اماده و حاضر باشد که هر لحظه هر طرفی که اعلیحضرت بخواهد حرکت کند . تا اندازه که به من تعلق است کاملا حاضر خواهم بود که هر لحظه که حکم حرکت صادر شود با او ملحق شوم . » کاترین : – من هم بدین حاضر باش های فوری آمده و آموخته ام . هیچ کس بر من غالب نخواهد شد . آیا علیا حضرت امروز صبح اعلیحضرت را دیده اند ؟ مزاج مبارك شان باعتدال است ؟ » ملکه : – بخیالم ازین استفسار میخواهی کدام مرحمتی از من خواهش کنی ؟ » کاترین : – بلی مادام . میخواهم از حضور شاهانه برای پسر خوانده ام ( هانریوت ) اجازه شمولیت اردوی شاهانه را بگیرم . » ملکه : – مارشال محترم تو باید پسر خوانده ات را متیقن سازی که من او را یکی از پیش خدمتان مخصوص خودم مقرر میدارم . » کاترین : – تشکر میکنم مادام ! ولی هانریوت میخواهد مهمیز شوالیه گی را در حرب کماهی کند نه در صالون انتظار پسر خوانده له فیور شوالية قالین نیست که در دیوار نصب باشد . » ملکه : – خوب بگذارش که بیاید در صورتیکه اینقدر مصر است برای کشتن خودش کدام موقع خواهیم داد . » کاترین ازین وعده ملکه مسرور گردیده نعره زد : « علیا حضرت ! شما بسیار مهربان هستید ! » باینصورت ( هانریوت ) شرف همراهی امپراطور و پدر خودش را در جنك های پروس حاصل نموده ؛ در زمره اشخاص سفیری شامل و منتخب گردید . ناپلیون در سراچه قصر گارد هارا معاینه می نمود . در پهلوی او ژنرال های که قسمت های مختلف اردوی بزرگت را قومندانی میکردند با اسپ سوار ایستاده بودند . له فیور ، برنادوت ، نی ، لان داو دست ، روژ ورود سولت ، در بین آنها ممتاز بود . امپراطور بعد از ملاحظه افراد بطرف مزوور تنبور چیان که مانند عفر یتی با کلاه پوست خرس خود بنظر می آمد اسپ خودش را رانده پرسید : « اسم تو چیست ؟ » – اسم بنده لاویولت – – در کجا خدمت کرده ئی ؟ – اعلیحضر تا هر جا : امپراطور از جواب های کوتاه و زود خوشش می آمد نعره زد :
صفحه ۱۵ شماره ۲۳ مجله پنجم - بسیار خوب است آیا بر این را عمو زاده ما شاه پروس ازینکه با ما پیش کرده می تواند ولی در بین محاربه دیده مبارزه داده است ، بزودی نادم خواهد علاوه بران که پیش بینی کنند ژنرال - خیر : شد . با این چنین اشخاص دلاور با های پروس از اول مرتکب خطا های - میخواهی که انجا بروی ؟ خود شیطان هم خواهیم جنگید و هم زیادی شدند . از پیش رفتن به مقابل - هر جا که امپراطور بخواهد خواهم او را مغلوب خواهیم ساخت ..... ناپلیون که عساکر جلوی جرمن را رفت : - خوب پس چوب های تنبورت را مار شال برو و از مادام لامار شال خدا با خود داشت بهتر بود که پروس ها عقب اماده ساز - در يك ماه ديگر با يك رژیمان حافظی بگیر ، امشب روانه خواهیم نشسته او را به اراضی جهین و بی استناد گارد های من در پایتخت شاه پروس داخل شد ! » شمال می کشیدند . در آنجا ممکن بود خواهی شد . فصل شانزدهم روس هاهم با آنها ملحق شوند . - اعلیحضرتا ! ضرور داخل خواهم (جینا) اگرچه میگویند که این مبحث در شورای شد جنگ با پروس ها شروع گردید ، اما مذکور تحت بحث آمده بود، ولی ملکه ناپلیون بطور شوخی ـ بلندی قامت این جنگی بود که ناپلیون با بسیار دور ( لوهیز ) که پهلوی شاه نشسته بود چطور خواهد بود ؟ بینی و احتیاط تهیه دیده بود ، زیرا حیات نمیتوانست کدورت خودش را از مفکوره - اعلیحضرتا شش فیت و دو انچ . و شرف فرانسه به نتیجه همین محاربه اول عقب نشستن در مقابل فرانسوییان که تا - چرا اینقدر بلند هستی ؟ ملکه چناری مربوط بود . از طرف دیگر پروسها آنوقت هیچ گه بر پروس ها که اول را دزدیده باشی ، بر شهرت و شوکت عسکری ایام سابق درجه اردوی او روپ داوا بودند ، غلبه - زیرا اعلیحضرت من باندازه دنیا و یادگار های فتوحات ( فریدیريك ) نکرده بود ، ضبط کند . چنانچه می بزرگ هستند . اعظم و هم مهارت ژنرال های مقتدر گفت تمام ملت به هیجان آمده و هیچ ناپلیون ازین تمجید متبسم گردیده خودش ( بر ونزويك ) و ( بلو شر ) چیزی مگر اخراج عساکر فرانسه وفتح بطرف له فیور بر گشته گفت : و ( مواند ورف ) اعتماد قوی داشته با ( لورين ) آنها را تسکین نداده نه می تواند - مار شال تو باید کدام روزی از يك تهور بی باکانه که نتیجه اش غیر تباهی چنانچه بطرف ( فريد يرك ویلیم ) ما ژور تنبور چیان را به من یاد دهانی چیزی نبود مجنك داخل گردید . دیده گفت :- کنی . در پنجم اکتوبر ۱۸۰۶ شورای در ـ اعلیحضرت هنوز هم متردد هستید در اثنای معاینه بم اندازان ، گارد ها تحت ریاست شاه پروس ( فريديريك و مردم شما را ترسو خیال می کنند ! » و دسته جات جینا و فریبلاند از مقابل پلیم ) در مقام ( ايرفورت ) ، منعقد شاه چون ضعیف لرای و بی اراده بود او با علم های خم برسم سلام گذشته گردید که در آن همه وزراء وافسران ببار کردن درصلح با ناپلیون آماده بود و هنوز دور نرفته بودند که برگشته و با اعلی دولت حضور داشتند . دور بین ولی ملکه قوی القلب برو غالب گردیده نعره های مسرت زنده باد امپراطور ترین ماهران فن حرب غلطی ها وخطا به حمله متقابله فیصله قطعی گرفته شد فضا را بلرزه در آوردند . امپراطور های فاحش منظم ترین محاربات را پیش بطرف له فیور دیده گفت : « خیال میکنم
صفحه ١٦ ( شماره ٢٣ ) مجلد پنجم يا يك لقى معلوم كستا خانه پروسيا تخلية فودی ( رائن ) را از فرانسه مطالبه کرده و تاریخ آخرین مخابره را ۸ اکتوبر قرار دادند . صبح ۸ اکتوبر عساکر فرانسه بعوض عودت سرحد ( ماکنون ) با سه ستون عسکر تجاوز کرده (مورا) که قوماندان رساله بود ضربۀ اولین را بطرف مقابل وارد نمود . این محاربه ( شلتيز ) بود مقابله دیگر بروز دهم اکتوبر در مقام ( سال فيلد ) واقع گردید درین محاربه پرنس لوی پروسيا کشته شد ، بعد ازان جنگ مار شال ( لان ) بطرف ( جينا ) پیش قدمی وتعرض را بنا نهاد . خوف و دهشت بزرگی بر پروس ها مستولی گردید کوچه های شهر دار الفنون جينا از پناه گزینان و فراریان مملو گردید بود پل های که ( شال ) را به جينا ملحق داشته بود ، تمام روز از قطار های دراز ریل که مصروف حمل و نقل عساکر و زخمی ها بود ، مسدود شده مانده بود و جاده ها تا به قصبه ( ویمار ) از زارعین و دهاتین که خود را از هجوم فرانسویان برکنار کردن میخواستند ، مملو بنظر می آمد . بتاريخ سیزدهم ناپلیون در مقابل ( جينا ) رسیده خیمه خودش را برتبه کوچکی که بر شهر ناظر بود در وسط چادر های چهار هزار گارد خودش بر پا نمود ، بسرعت فوق العاده طوپ خانه را بموضع لازمه نصب نموده مشعل در دست بر تعمیر استحکامات نکرانی میکرد. با وجود خسته کی روز تاوقت شب مصروف کار بوده بالاخره در يك كرمی بمقابل آتش اردو کا در وسط افسران و فادار خودش بخواب رفت . وقتیکه از خواب برخواست دمه کثیفی میدان مقابل اردوگاه را فرا گرفته و از نظر مستور میداشت ، ناپلیون بايك چند نفر مشعل برداران با جدیت و روح عالیه خودش در بین صفوف سرباز ها داخل گردید و هر جا، را مخاطب ساخته می گفت : يك ضربه مهلك ديگر قسمت پروس ها را فیصله می کند و از كمك های که متوقعه برای اید محروم خواهد ماند ، و در بین نعره های زنده باد امپراطور اشاره حمله بر دشمن داده شد و جنگ تاریخی (جينا ) باین صورت شروع گردید اگرچه در امروز قومندان هم رم را شخصاً خود ناپلیون در عهده داشت بازهم فتح تا يك لحظه درموازنه بود ، زیرا ( نی ) از يك طرف و ( برنادوت ) از طرف دیگر تنور زیادی نشان دادند اکر تهور زیاد این دو نفر نه می بود يك نفر هم از سربازان پروس برای گفتن حكایۀ جنگ زنده نه می ماند . با وجود آن هم پروسیان تلفات زیاد از اندازه داده بودند و ديوك ( دوبر و از ويك ) يكي از جمله مقتولين آنروز بود . بعد از ختم محاربه بوقت شام که نا پلیون بمعاينه میدان حرب مشغول بود چشمش بر يك توده سربازان مقتول فرانسوی که موضع هجوم رساله پروس و مدافعه جدی آن شیره مردان را نشان میداد ، افتاد بالجام های اویزان وکلاه در دست به قصبۀ ( اور شتاد ) كه يكي از صحنه های مدهش جنگ آنروز بود ، داخل گردیده جاده ها را از اجساد مرده وسلاح شکسته مستور دید ، امپرا طور يك سرباز بلند قامتی را دید که بدهن در وازه خانه کنار جاده است . درین وقت که میدان مخرب از زنده گان خالی و مد فن مرده گان شده بود ، ناپلیون بدیدن سرباز یگانه متحیر شده اسپ خودش را بطرف او راند و با صدای متین پرسید : « آیا تو مدژور شیور چبان نیستی ؟ در این جا چه میکنی ؟ م ژور شيور چبان قد خودش را زیاد تر رسا نشان داده و چوب آژر کت خودش را در هوا گردش داده جواب داد : اعلیحضرتا ! منتظر كمك هستم ! » ( با قیدارد )
(شماره ٣٤) (مجله) اشتراک سالانه ١٢ افغانی محصول پوسته ٢ " خارجه ٢٠ شلنگ انیس اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارنده : ٢ شنبه ٢٧ جدی ١٣١٠ تأسیس ١٣٠٦ ٩ رمضان ١٣٥٠ پول چیست؟ این کلمه خوش آیند هر ساعت در صحنه حیات تمدن کنونی صدا میکند که پول آرتیست بزرگ تیاتر روز گار است و رول بزرگ روحیات بشری را بازی مینماید. متخصصین علم اقتصاد گفته اند هیچ يك کاری در حیات ما ثبات وجود ندارد تا تضادن پول را از يك طرفی حاوی نباشد. به دیگر جا گفته اند از حیث روحیات شناختن معنویات پول دشوار است زیرا پول در افکار هر واحد بشر تأثیر مهمی را حائز است. كذا لك ميگويند كه حقيقت و تأثیر پول را نمیتوان بزبان و قلم تشریح داد ولی پول را به پلی میتوان تشبیه کرد که دست قدرت صانع حقیقی بروی دریای متوك مأیوسی ابا وعالیان را امر کرده تا بصورت عزم و اراده متین از ساحل عسرت بساحل نجات و سعادت معاشرت بسهولت بگذرند باز میگویند مسبب اتحاد معاشرتی و موجد وضامن ارتقای تمدن پول است چه هر قدر یکه ملتی رو به تمدن پیش رود علی الرغم احتیا جاتش بیشتر شده بودجه اش سنگین تر گردیده توان خزینه اش ضعیف تر میشود که جبران و کفایت آن نظر بايجاب امور اجتماعی و سیاسی بصورت تزئید مالیات و استقراض ممكن نباشد مگر با سیاست پول حفظ توازن بودجه را با پیشرفت ثروت ملی میتوان نمود. رفائی چارج میگوید اگر سیاست پول بدست دول متمدنه نمیبود در محاربه عمومی ١٩١٤ تا ۱۹۱۸ بودجه اش ا مقابل مصارف هنگفت فوق الطاقه واندرين حيات ملون ها نفوس عاجز آمده به بحران عظيمه اقتصادی دچار گشته و براه عدم رهسپار میشدند مگر سیاست پول است که در دوران محاربه و بعد از محاربه الى يومنا در عرصه كاه مهم اقتصادی فاتح میباشند. توکافل متخصص قصادی انگلیس میگوید اسباب اعظم پیشرفت ارتقای ثروت امروزی به محصول تجارت چند تاجری ، محاصلات چند هوتلی به حق الورود چند مسافری و یا بمالیات چند زارعی منوط نیست بلکه سیاست پول اسباب اعظم آن است . وزیر تجارت فرانسه میگوید سیاست تجارتی و بانکی صناعتی دول معظمه امروزه باحث غو اقتصاد عمومی است . با الاخره محققین اقتصاد کنونی راجع به تصریح این ماده مهمه ابراز افکار نموده و این وسیله را برای ایجاد و منافع اقتصادی جامعه بشری بهترین راه صلاح وفلاح بحران اقتصادی دانسته و بدست باین که تمام وزارات ماليه واقتصاديه متعهد ترقی ثروت جامعه میباشند میباریده تا آنها طوریکه « آدم اسمیت » میگوید « دوائر پیشرفت اقتصادی را بصورت مختصر ذی منفعتی تشکیل سازید و از مشتریان نفع پسند منفعت خواه سرمایه حق الزحمه را بخواهید اما متوالياً منابع مختلف ثروت ملت را بتوسط افكار ذوات خبير لایق و دو کتوران حاذق فن اقتصادی انكشاف نمائید تا ملت از منابع سر شار جد وجهد اعمال شما شادان وفرحان باشند » والحاصل مدققین فن اقتصاد توصیه
صفحه ۲ (شماره ۳۱) مجلد پنجم میکنند بایستی جامعه بشری حتی الامکان بر اسرار مرموزه پول و سیاست مسکوکات واقف شوند تا به بحران و هیجان اقتصادی دچار نباشند . خصوصاً برای ملتیکه دامنه مساعیاتش وسیع نبوده و تازه با در دایره تمدن گذاشته و مراودات وسیعه با دول و ملل دنیا آغاز نموده فرض است که بر منویات دانشوران علوم اقتصادیه منابع ثروت مملکت را بروی اساس متین استوار سازد تا آنملت بواسطه بی تجربه‌گی و احتیاجاتیکه بآن دچار میگردد مورد بحران اقتصادی نگردیده در مقابل رقبا و همسایه‌گان توازن اقتصادی را داشته باشد . چونکه مملکت عزیزمان نوپا بدائره تمدن گذاشته و با دول و ملل عالم داخل مراوده گردیده و محتاج معلومات و مطالعات است اينك احساسات وطن خواهي و ملت دوستي مرا وا داشت بان مقامی که در صدد ترجمه (خلص مالیات) که منجمله تصنیفات رفائل جارج اعضاي انجمن مقننه اقتصادي مجلس اعیان فرانسه ، ۱۹ هزار و دین کتابست برآمده و فارسی آن را با عبارات ساده و جامعي در پیشگاه مطالعه هموطنان عزیز بگذارم چه رفائل جارج در فصل اول کتاب خواسته است که روشنی طبیعی و اساسی که مصالحات کلیه حیات انسانی را در بر میباشد یعنی اهمیت پول را نشان بدهد و نیز ظاهر سازد آنهمه مؤثرات اختراعات و ایجابات که ممالک مهمه دنیا برای نشو و نمای ثروت ملی و مملکتی خودشان گرفته اند چیست . در فصل دويم میگوید که حقوق مالکیت طبیعی و حقیقی پول چیست ؟ و صورت موقعیت اصول ارتقای ثروت کدام است . در فصل سویم بیان میدارد آن تقسیماتی را که قبلاً در عالم بشریت میان پول مالیه خصوصی و پول مالیه عمومی که موجد ثروت طبیعی مملکتی است وضع کرده است علل و تأثیر ضیح میکند که اکنون در میان پول مالیه خصوصی و عمومی تحدید حدود مطلق بر داشته است زیرا پولیکه دهنده گان مخزینه دولت میسپارند بعوض آن اعتبار آن سرمایه را بفرض استفاده خودشان میستانند . اما در فصل چهارم آن تقدس مسائل سری رفتار پول را با قیمت جریان پول که بنام تقسیم اسهام نافعه رول مهمه اقتصادی را در صحنه حیات عالم بشریت بازی کرده و روز بروز وسعت داده برود توضیح مینماید . البته خواننده گان محترم و مخصوصاً افراد حساسی که طالب استفاده از فنون اقتصاديات اند این هدیه نا چیز را که ترجمه آن در بعضی مواضع خالی از تصرف هم نیست و از وجهه اهتمامات وطن خواهانه يك هموطن شان ذریعه نشریات جریده انیس به آنها تقدیم میشود پذیرفته و از خطاهای لفظی آن و یا نادرسنی اگر در عبارات به بینند اغماض خواهند فرمود . * * * مرقومات فوق را ترشحات قلمی آقای عبدالرحمن خان معروف به ( رحمان افغان ) است که برای ترجمه يك مجموعه نفیسی از آثار مفیده اقتصادی عنوان کرده و زمینه جریده اند آقای موصوف در ادوار گذشته انیس همیشه معاونت های عرفانی کرده و مقالات آنها در تحت عنوان شمولات وطن صفحات انیس را زینت داده است اینك بعد از وقتی که از مسافرتهای ولایات داخلی و اشتغالات اطرافی فراغت یافته و بمرکز عودت کرده اندباز آماده شده اند تا در نشریات ما معاونتاً مقالاتی نوشته و تواصی کرده باشند این ترجمه ایشان چون به نسبت مقتضیات عصر حاضر ما راي يك اهمیتی بوده و اولین آثار قیمت دار ست که بجامعه ما اشاعه میگردد با کمال امتنان آن را مجریده خود قبول کرده بلکه آغاز آن را سر مقاله قرار دادیم آینده در صفحات انیس یکصفه یا چند ستونی را برای بقایای آن تخصیص داده و قارعین گرام را بخوا دن و استفاده بردن از آن تحریص مینمائیم .
صفحه ٣ ( شماره ٣٤ ) مجله پنجم سياست عالم : اصول اساسي جديد امپراطوري بريطانيا كبير اگرچه مشغوليت يگانه ومهم پارالمان جديد انگلستان امروز تدوين قوانين موازنه تجارت خارجيه آن دولت است ، ليكن درين اثنا بعمليه واجراي يك مسئله نازك ديگر هم مصروفيت تامه دارند . نظامنامه جديدي بنام ( اصول نامه ويست مينستر ) درپارالمان انگلستان زير بحث است که اين قانون به مثابه قانون اساسي امپراطوري انگليز شمرده خواهد شد . اين قانون نامه وضعيت دو مينيون هارا که اجزاي امپراطوري گفته مي شوند در مقابل يكديگر و در عين زمان با مركز امپراطوري يعني انگلستان تحديد و تعيين مي كند در اجتماع كونفرانس هاي ١٩٢٦ و ١٩٣٠ "دو مينيون"هاي امپراطوري انگلستان ، مقرراتي راجع به تعيين او ضاع مذكور بحث ومذاكره ومنظور شده ، در خطوط اساسيه ان ، هر يك از دومينو نهارا مثل حكومت انگلستان يك دولت دانسته براي آن حقوق تامه وشمولي سنجيده شده است . اين حقوق بقدري واسع است که دومينيون هاي بالا ، مي تواند بلا هيچ گونه موانع علاقه ورابطة با هر كدام از دول مستقلة دنيا ربطء نموده ، داخل هر گونه مناسبات سياسي گردند ، سفير فرستاده و سفرا قبول نموده معاهدات عقد نموده و ترك تعلق نمايند ، حتي مي تواند هر يك از دو مينيون با تمام شئون وعنعات مثل حكومت انگلستان بميدان برايند . آينده صرف وحدت امپراطوري انگلستان مستقل در تحت اسم وشخصيت امپراطود انگلستان و پاد شاه آن رابط وتجمع خواهد داشت ، يعني پاد شاه انگلستان در عين وقت پاد شاه كانادا" و پادشاه اوستراليا و پاد شاه جنوب امريكا هم خواهد بود . اصول وراثت شاهي در خاندان سلطنتي انگلستان براي همه مقبول بوده و در صورت تغير وتبدل آن عموم دول دومينيون بايد رضاء و موافقت داشته باشند . پس از قبول اين اساسات دركنفرانس هاي امپراطوري پارلمان هاي دو مينيون ها اين حقايق را در حال بصورت مقرارت خصوصي تثبيت نمودند ، مگـر صرف پارلمان انگلستان ان را بنابر بعض علل مختلفه تا اكنون جايزه نداده است . يكي از علل فوق انست در حاليکه از اعصار متمادي در انگلتره اصول مشروطيت جاري است در انگلستان يك اصول اساسي مضبوط موجود نبوده و انگليز ها هم بطور عنعنوي اصول اساسي معيني را داشتن نمي خواهند ليكن در حاليكه حقوق فوق الذكر را مخصوصاً در طلب حق جدا شدن خود دو مينيون ها از امپراطوري بطور واضح اصرار دارند که محتمل است در دو مينيون (حكومت آزاد اير لند ) فرقه جمهوريت خواهان روي كار بيايند ، در صورتيكه انگلستان با اير لند در شروط ومعاهدات خود در خواست اين حق را از اير لند نزع نموده است ـ طبعاً از جريان مخل منافع متصوره روي كار خواهد آمد . با و جوديكه حكومت انگلستان نه مي خواهد قانون اساسي امپراطوري انگلستان بطور معين ومعلوم نوشته شود مگر بازهم قانون مذكور باصرار دومينيون ها از طرف مجلس عوام مجبوراً بايد تثبيت ومنظور كرده شوديك قسمت بزرگي از محافظه كاران متنفذ درتحت سر كرده گي وزير ماليه سابق چرچيل بر عليه اين مسئله مي كوشند . مگر با اين قانون اكثريت را حايز گرديده و در نهايت رشته اتحاد و روابط زوال نا پذير بين دو مينيون ها يعني اجزاي امپراطوري انگلستان خيلي سست خواهد شد . در اينصورت يگانه راه و چاره بقا و استحكام اين مناسبات بين دو مينيون ها و امپراطوري صرف به توسيع و تقويه مناسبات اقتصادي منحصر خواهد ماند . و اين كار هم مربوط به قبول تمام مواد « اصول حمايه » ( ١ ) در تجارت از ( ١ ) ـ طريق حمايه وطريق آزادي در اقتصاد از قوانين عموميه شمرده مي شود که خيلي بسط دارد . اصول حمايه : ـ بعضي دول براي ترقي صنايع داخلي وتهيه مواد محتاج اليه خودش اصول حمايه را پيرو بوده بر وار دات خارجي گمرك هاي ثقيل ميگذارند که تا ادخالات ورقابت خارجيه مصنوعات وحاصلات وطن را محو نسازد وتجارت آن ترقي كند .
( صفحه ٤ ) ( شماره ٣٤ ) ( مجلد پنجم ) طرف انگلستان است . حال انکه این مسئله هم خیلی مشکل است ، زیرا انگلستان مواد زراعيه و ارزاق خود را تماماً از خارج تدارك می کند اگر اصول شدید حمایه را قبول واجرا کند ، در آن وقت گویا انگلستان از حیث حصول معیشت گلو را گاه وارداتی محاصره میگردد و بعد ها سکنه انگلستان بطوریکه در عناصر معیشت وحوائج ضروریه خود ها خود را با بسیار ارزانی از خارج تدارك می کنند میسر کرده نه خواهد توانست . در حوادث آخرین وحرب گمرکی اوروپا که در مقاله آینده شرح خواهم داد واضح می کند که انگلستان درین اوقات با لخته تمام دول گمرک سنگین گذشته است . وطبعاً این راه انگلستان را به سوی طریقه حمایه می کشاند . م . اسماعیل اصول آزادی : ـ و بعضی از دول اصول آزادی تجارت را برای اینکه بارو داخل آن مملکت تمام حوایج ضروریه ساکنین آن از خاك خودش تامین نه می شود . و یا اینکه برای مصروف کننده گان به نسبت مستحصلات داخلی از مال وارده خارج بیش تر ارزان تمام می شود ، پیرو میگردند . این دو نظریه در هر مملکت نظر به احوال طبيعيه وجغرافيه وسياسيه واحتيا تملکيه وصنايع وتجارت ان تطبيق میگردد که از ملاحظه مطولات به خوبی فهمیده می شود . از روز نامه « ایران » انگلستان وسر نوشت او البته تغيير كامل سیاست انگلستان براثر انتخابات جديد انعکاس بزرگی درامور اقتصادی ومالی وسیاسی او داشته است یکی از جراید بزرگ فرانسه برای وقوف آگاهی بر این اوضاع روز بعد از انتخابات نماینده مخصوص خود را بانگلستان فرستاده و مقاله ذیل ترجمۀ مقاله ای است که نماینده مزبور برای روز نامه خود ارسال داشته است : لندن ـ تقريباً هفت سال است که مملکت انگلستان را ندیده ام ـ آیا امروز مملکتی را که سابق براین مدت ها دران بسر برده ام چسگونه خواهم یافت ؟ تجربیات مکرو و بی درپی دولت سوسیالیست چه تاثیرا تی دران بخشیده است ؟ آیا طبقه دوم که هوای اشرافی وهوس راحتی دارد کاری برای طبقه سوم وكار گران انجام داده و توسعه یی در حال انانی حاصل شده است ؟ آیا بر عکس این وضع واین قید یعنی « امتیاز و جلالت » را که از رواج افتاده است از دست داده است ؟ آیا این مملکت عظیم که سایه خود را بر دور ترین وكوچك ترين نقاط عالم نیز افکنده است ، در شرف زوال وفناست ؟ این بود سوالات درونی من هنگامی که هوا پیمائی « شعاع طلا » در روشنائی سپیده دم مرا بطرف انگلستان می برد مسافرت با هوا پیما اشتغالات دیگری برای فکر انسان تهیه می کند . ـ فی الحقيقت وقتی که آدمی قدری بالا تر از زمین پرواز می کند مناظر دیگر گون می شود . توسعه و عظمت عجیبی به خود میگیرد . تغییراتی در بی افق برای کسانیکه با قطار های سریع السیر مسافرت می کنند ! زیبائی مناظر ومراقع ومرغزار ها برای مسافرین که پیاده راه چین و صحرا را می پیمایند در مقابل انچه که مسافر هوائی می بیند چیزی خوار و بی مقدار است . پس از عبور از فرار فرانسه ومناظر زیبای آن و پس از تماشای امواج سفید و تک دریای مانش وعمارات عظیم بندری انگلستان و پس از محفوظ شدن از تپه های حومه آباد وتماشای لندن با پایتخت انگلستان وارد شدیم . * * * در این لحظه که شروع به تشخیص احساسات ومشهودات خود کرده ام احساس میکنم که وسوسه ای مرا فرا گرفته است . ـ جهتش آن است که احسامات ومشهودات من صورت خوبی ندارد ، جهتش آن است که علی رغم تغییرات کلی و عمده ای که از تجدید انتخابات حاصل شده است وعلی الرغم دور اندیشی و عقل وبصیرتی که آقای « رمزی میکدو نالد » در انتخاب اعضاء کابینه خود بکار برده است ، آتیه انگلستان بنظرم مغشوش وتیره وتار است
(شماره ٣٤) مجلد پنجم فکر خود را که با فکر جمعی از متفکرین همراه و موافق است بگویم : ــ از انگلستان عظیم بوی پیری و شکستگی بمشام میرسد و آفتاب سعادت و دوام آن بر لب بام زوال احساس می شود . در این خیابان بزرگ که من با همهٔ خانه ها و عمارات آن بمناسبت سابقهٔ ممتد آشنا هستم ، تقریباً در هیچ يك از ساختمان ها جز یکی دو عمارت سینما و تآتر تغییر حاصل نشده است . ــ جلو مغازه ها و خانه ها که حامل تاریخ و غیره است ؛ بساط های بلند بالای دکاکین که پنداری هر چه دارند در معرض نمایش گذارده اند ، بدون اینکه كوچك ترین و کم بها ترین جنس را از یاد ببرند . ــ ان تو موبیل های تاکسی بلید در کوچه ها ، این کالسکه ها و بارکش ها که معمولاً باید با سند باشند و تا حالا نیاخته گردند ، اتو موبیل های کهنه و تق و لق که در مملکت ما در جنگل ها و بیابانهای دور افتاد هم کمتر دیده می شود ، و اگر هم باشد برای حمل و نقل فقرا بکار میرود ، این سالون بزرگترین رستوران و مهمانخانهٔ شهر که من ازان خارج می شوم و در سرتاسر آن جز چند نفر نهار خور خاکستری مو و پژمرده که با صدای نیمه خاموش سخن میگویند و بی اندازه ضعیف و پریده رنگ و محروم و مایوس هستند ؛ هيچكس دیده نمیشود ؛ غبار افسردگی و ملالتی که در همه جای این شهر گسترده شده است ؛ همه بنظر اشخاص دقیق نشانه ها و علامات و آثار اسلوب سیاسی و اقتصادی و ملی ربطی کبیر است . وقتی که انسان و الاژوئی که تولد آبها اختراش های عظیم آن از ناز و نعمت و راحتی و مکنت انباشته است قدم بسر زمین انگلستان میگذارد خیال می کند که از محتشم ترین قصور سلاطین وارد بیابانی بی آب و علف و قبرستانی خشك و خاموش شده است . شاید این نکته است که انگلستان را در آتش حسد و حرمان می سوزاند و او را وقبح میدهد ( و ما نیز اگر دارای خون لا تن نبودیم شاید به همین وقبح و محنت دچار می شدیم . ) این نکته چیست ؟ فقدان صدها هزار جوانان آتشین خوی که داس مهیب جنگ بین المللی خرمن حیاتشان را درویده است ، نبودن نونهالانی که کرد باد حوادث ریشهٔ عمر شانرا خشکابیده است ، افتادن کارها و جریان مور بعهدهٔ دماغ های کهن سالی که کثرت سن پوسیده گی و فساد را دران راه داده است ؛ تسلیم زمام امور بدست های لاغری که از ضعف پیری لرزان است . در این مملکت که هنوز دلها از تصور با طل عظمت و شکوه او لرزان است چنین بنظر میرسد که همه اشیا و اشخاص مسن کهولت و موسم پیری خود را نیز بپایان رسانیده با دست زور مند تقدیر بر سراشیب خطرناکی رانده شده بسرعت و غیطان غلظان پائین میروند و در اشیای این پرتگاه مهیب چیزی جز طاعت و خوف نمی بینند . هر چه بمذاق دیده می شود چین خورد است ، بهر چشمی که نظر کنید روشنائی و فروغ خود را از دست داده است ، بهر زانوئی که بنگرید خمیده است ، بهر پائی که نگاه کنید بزیر بار قامت لرزان است و بدن صاحب خود را بزحمت می کشد . این يك قانون و ناموس بزرگ طبعی است که هر کس نا چار باید روزی سر تعظیم و تسلیم در مقابل آن فرود آورد . ملتی که اینگونه احساسات در هر بیننده دقیق ایجاد می کند ؛ چقدر مریض و افسرده است من با چه زبان میتوانم لب بتوصیف او بگشایم ! وقتی که از ه یگبار ملی ، میگذشتم يك وزش شدید باد کلاه مرا بسان گل نگیز ، خوشبختانه یکنفر کلاه دوز در ان نزدیکی دیده می شد . ــ من کلاه گل آلود خود را بدست گرفتم و وارد مغازه او شدم . مغازه زیبائی بود . بروی يك قفسه قریب بصد مقوای کلاه بود که روی هريك اسم شخصی که البته صاحب آن بود دیده می شد و اسم ها عموماً مطابق نمونه های ذیل نگاشته شده بود : ــ عالیجناب مرکی دولوزین برلاند . ــ یا ــ حضرت اجل مرکی دو كوليلت وغيره وغيره همه اعضاء مجلس لرد ها ازین دکان عبور می کردند . می توان گفت که سقف این مغازه با ستون های محکمی
صفحه ٦ شماره ٤١ مجلد پنجم مذکور عبور (رتوند) (شهر فرانسه که در ١١ نوامبر ١٩١٨ عملیات نظامی جنگ بین المللی در آنجا امضاء شد) پایان جنگ، پایان مسئولیت متفقه را نیز اعلام داشت، سپری کرده. - ولی انگلستان با یکی از بزرگترین مشتریان فرانسه است - فرانسه نیز فراموش نباید کند که مهم ترین مشتری انگلستان بشمار میرود - بنابرین، قانوناً میتوانیم امتحان کنیم که جمله مذکور که بزودی با اقدامات وتدابیرات گمرکی منتهی خواهد شد. چه تاثیرات بزرگی در صادرات ما خواهد بخشید و از طرف دیگر چه منافعی ازین راه عاید انگلستان خواهد شد. اینجا، هرگونه احساس ملی را بکنار بگذاریم با اینکه این موضوع برای یکنفر فرانسوی اهمیتی ندارد؛ من بشما سقم که این مملکت در مدت ٤ سال مخوف جنگ چنانچه بسیاری از اشخاص معتقدند که پول خود را از دست داد ونه فرزندان وخون جوانانش بخاک ریخت چرا باید امروز باین وضع وخیم دچار باشد. در سیاست داخلی هر خبط واشتباهی که شده خود او موجب ومسبب آن بوده است. در سیاست خارجی خبط ها و اشتباهات از جهات مختلفه ای بوده است بطوری که امروز ودرین لحظه تحسس وتبین مداوا این حفیق آن کار آسانی نیست. فقط برای اینکه از تفکر او این مطلب بی نیاز باشیم بعضی نکات را یاد آوری کنیم ٠ - ما (فرانسویان) علاقه از مجموعه های نشانیهای رسمی انگلستان بر پای بود. بهر دیوار ورقه علان بزرگی نصب شده بود، بروی هر يك ازين اعلانات دو کلمه دیده می شد. این دو کلمه كوچك ومختصر بود که البته برای ترکیب وپیدا کردن آن زحمت همسایه خود داده بودند تا چیزی بنویسند که هر کس دیده فوراً در ذهنش منقوش گردد. اعلان کلاه فروشی هم با تمام قوای کلمات وحروف کوتاه خود میگفتند، فریاد می کشیدند. نعره میزدند که: «بوی بریتش» ! در زیر وردی مقواهای داخل دو کان دوجمله با حروف ریزتر طبع شده بود و به مشتریان وخریداران اعلام میداشت که: «نمد بهتر از چوب و مقواست.» در صورتیکه این همان لدن بوده که همیشه اشخاص شيك وظريف بدانجا می آمدند تا مد مردانه شود وا در آنجا تکمیل کنند! «بوی بریتش» ! اگر بخواهیم آنرا باسان ادبی ترجمه کنیم به معنی «انگلیسی بخرید» است و ترجمه آن باصطلاح و بیان بهتر «از امتعه انگلیسی خریداری کنید» است. من به خود گفتم: - «خوب اگر این اعلانات سرمشق ودستور نیکوئی به انگلستان میدهد مشتمل بر اندرز خوبی برای خارجیار نیز هست. من چرا صبر نکنم تا بپارس باز گردم ودر آنجا کلا تازه ای از امتعه وطن خود خریداری کنم؟» در این موقع صاحب دکان یکی از اعلانات را با انگشت بمن نشان داده گفت:- «به بینند اين يك رمز خوب ويك جمله نیکو است؟ آیا چنین نیست؟ روز ١٦ نوامبر اول صبح در سر تا سر انگلستان يك ملیون نمره ازین اعلانات از طرف کمیته رسمی منتشر خواهد شد. به استثنای آنهایی که اشخاص مختلف طبع ومنتشر خواهند کرد.» مطلب را خلاصه میکنم. در حقیقت اعلام این جمله عجیب که برای شما تازه گی ندارد ومیدانید که روز دوشنبه آینده سه هزار سینما در انگلستان فیلم ناطقی نمایش خواهند داد که کلمه «بایکوت» يا تحریم امتعه خارجی را در سر تا سر مملکت منتشر خواهند کرد ودر همین حال و در همان روز کودکان بیست و پنج هزار مدرسه را باین فکر تجهیز خواهند کرد بطوری که اطفال محصل باطفال مبتدئ و بر پاگانه چی مبدل خواهند شد، و خانه بخانه در زده این مطلب را بگوش همه کس خواهند رسانید. همانطوریکه در آن شعر ضرب المثل خوانده اید که: «ذغال فروش در خانه خود آقا است» جونبول نیز در خانه خود صاحب اختیار است - از وی تشکر کنیم زیرا لا اقل برای افکندن بوشك خطر ناک خود صبر کرده است که جشن سالیانه ١١ نوامبر ١٩١٨ که در روز
صحيفه ۷ ( شماره ٢٤ ) مجله سراج میدیم که انگلستان سعادت مند و عظیم و منظم باشد . - اما او بر خلاف رفتار قماشها بسته که میکند ناچار محتاج به فرانسیوی بختیار و سعادت مند میباشد . صحبت را بروی ارقام صحیح ببریم . در سال ۱۹۰۰ انگلستان به مقدار پنج ملیار دو نیم از محصولات مختلفه خود بها فروخت و در صورت این محصولات ذغال در راس هم قرار داشت ، از طرف دیگر تقریباً قدری بیش از شش ملیارد از امقعه ما خریداری کرد. واگر صادرات غیر مرئی را هم بحساب آوریم تقریباً تعادل و توازن کامل بین ما و او بر قرار بود . اما تدابیری که اخیراً اتخاذ شده و پرده پوشیده گی و اختفا از روی آن بر افتاده است این تعادل را بر هم خواهد زد . ـ آیا این کار صحیح است ؟ آیا این کار احراز ناپذیر است ؟ قبول داریم که انگلستان وضع مشکلی دارد واقعاً بسیار مشکل ، این نکته مسلم است ومخالفی ندارد ـ عمل کرد سال ۱۹۳۱ ۱۹۳۰ که به ۸۸۱ ملیون لیره بالغ میشد و به حساب ۱۲٤ فرانك يك ليره به مبلغ صدو ده ملیار د فرانك میشود کسریده است . مالیات های جدید کمر شکنی زود وخوب وصول نه می شود . اکنون اول مطلب باز گردیم . انگلستان که طبیعت او را با این همه ثروت و مکنت مجهز ساخته است فاقد بسیاری از مواد غذائی وغیر آن است . واقعاً انگلستان به خودی خود بدون احتیاج بكمك دیگران زنده گانی نه میتواند کرد . بنابر این باید احتیاجات خود را تشخیص داده دروازه مملکت را روی امتعۀ بعض ممالك بكشايد و روی بعض دیگر به بندد . پس ابتدا از چه چیز جلوگیری خواهد کرد ؟ از اشیای نهادی وغیر لازم و البته از شیای تجملی . وزیری که این تدبیرات را پیش نهاد میکند یعنی « و الترر نیسمن » در تمام مدت زنده گی خود یکنفر طرفدار معامله آزاد بود وثروت خود و پدرش از ین راه تحصیل شد . هر دو جهاز گیر کشتی بودند و با این عقیده اقتصادی قدم در عرصه حیات نهادند . معهذا همین که شغل وکالتی بدست آورد بدون اطلاع بر قوانین و مقررات عمومی پیشنهاد و یا فشاری کرد که پای اجناس خارجی ازین مملکت بریده شود . و یا اقلا تا موقع دوام بحران اجناس زیادی و اشیای تجمل وارد مملکت نشود . اگر شخص مذکور رای خود را يك بار دیگر تغییر دهد موجب تعجب خواهد بود ، ولی بیشتر تعجب درین است که وزیر خزانه داری که حقوق گمرکی عایدات سر شاری برای او تشکیل میدهد نتواند از پیش نهاد عجیب هم کار خود جلوگیری بعمل آورد . ـ اگر مشار الیه نیز حرف را بپذیرد بطور و ضوح و علناً معلوم می شود که انگلستان کاملاً مصمم است که مدتی با نهایت خشونت و یا رفتاری دور از انظار و بد عاقبت زنده گی کند . ما بخت و پایه بسیار بر خود هم وارد کرده ایم تا آسیبی ازین ضربت جدید برما وارد نیاید . آری ! لیکن اگر هم بر خلاف این اتفاق افتند باز هم صبر و اعتماد داشته باشیم . ـ هر چه این مملکت و اسلوب ها و رویه های مختلف او مورد آزمایش وامتحان قرار گیرد بیشتر اشکار خواهد شد که اگر معجزه ای در کار این مملکت روی ندهد بسیاری از امتعه ومحصولات هست که انگلستان در روی آنها قادر به رقابت ما نیست . بالاخره فكر كنيم ومنطق يا شم سیاست کار گری ، این مملکت را برای مدتی از ماده وجوهر خود عاری کرده است . فرض میکنیم که ما نتوانیم هم سایگان خود را موافق ومجبور کنیم که درهای مملکت خود را باز نگذارند . اینکار چه نتیجه دارد وقتی که جیب خریدار از پول خالیست ؟ بنا برین آیا بهتر آن نیست که بوی كمك كنيم تا بتواند برپای خود بایستد وسنگینی پولی در جیب خود احساس کند ؟ البته وطبعاً این کار مشروط ومنوط باین است که رفتار انگلستان با ما منقد و فشار « تركت » یا « مور » نباشد . ( باقیدارد )
صفحه ۸ شماره ٢٤ مجلد پنجم از عرفان : فنون واختراع راحت كامل برای را حتى كامل در خانه و اینکه مقداری از اوقات مدبرات منازل و رئیس های هر خانواده صرف انتظار آماده شدن خوراک و قهوه و امثال ذلك نگردد اخیراً دو ولایت تکزاس امريكا آلتی اختراع کرده اند که ضامن این راحتی هست مخترع امريكائي ساعتي اختراع کرده که متصل بجهاز رادیو منزل شده و موقع معین تهیه چاشت صبح که میرسد شروع بگرم کردن چای و شیر و غیره میکند و سر ساعت معین زنگش بصدا آمده و اهل خانه را بیدار ساخته و آنها کاری جز شستشو و حضور سر میز ندارند . همینطور وقت ظهر برای يك ساعت قبل ، ساعت جهاز راديو را حاضر برای کارساخته و هیچ كاری اعضای خانواده ندارند غیر از اینکه خورا ك را از اجاق گرفته و سر میز گذارده شروع باستعمال کنند . این اختراع در هر شبانه روزی چند ساعت وقت را برای صاحبان منازل با اقتصاد تر مصرف نموده و خدمت شایانی باشخاص خانه دار میکنند . كشتي كه غرق ( نمي شود ) در سال ۱۹۰۹ مسيو شار تران فرانسوي موفق بيك اختراع مهم وعجيبي گرديد که بوسیله آن هر كشتي از غرق شدن نجات داده مي شود : بدينمعني كه هر كشتي روي سيستم آن ساخته شود از خطر غرق شدن مصئون خواهد بود . مي گويند تجارب ابتدا ئي « شار تران » نیز تا درجه هم اميد بخشي مي بوده است . ولذا مي گويند اين اختراع بقسمي تعقيب گرديد تا آنجا که مطمئن به ساختيان يك كشتي بزرگ اقيا نوسي شده وقانع بود که غرق نخواهد شد . این اختراع خود را بر اولیاء امور فرانسه عرضه داشته و نمونه اي از كشتي پر از اسرار خود در معرض مطالعه آنها گذارد . ساختمان این كشتي بقدري اسرار آميز است که مهندس آن حاضر نشده طريقه ساختمان ونحوه هیأت آن را نشان دهد واز ترس اقتباس دیگران مي خواهد این حق انحصاري را فقط براي دولت فرانسه محفوظ دارد . که کشتي هاي فرانسه داراي این مزیت باشند . او لياء امور فرانسه اختراع مذکوره را كاملاً تقدیر نموده شروع به تفحصا تي در اطراف آن کرده واخیراً نمونه کشتي مذکور را روي درياي ساحلي فرانسه تحت امتحان گذارده و باهرگونه وسائل فوق العاده كه اعمال كرده اند نتوانسته اند آن را غرق سازند . دولت فرانسه در صدد بر آمده که بوسائل مخصو صي اسرار كشتي مذكوره را از هر طرف بد بيني گاندي مهاتما گاندي قبل از سفر خود بطرف هند، در برینزی براي يك نفر نامه نگار مجله مستعاره « اسپونی كولو نيال » توضیحات ذیل را بیان کرد : کنفر نس نیز مدور لندن برای آینده يك نتيجه خوب نداده است ، زیرا حکومت انگلستان نظریه سابق خود را تبديل نموده است . تنها يك چيز باقي مي ماند ، که تا به آخر براي حاصل نمودن حاکمیت استقلال و آزادی خود بجنگم و با این مفکوره ها به وطن خود مراجعت ميكنم . راجع به مسلمانهای هند فرمود که کوشش مي كنم تا در بین هند ومسلم اتفاق حاصل گردد و متحداً ضد انگلستان پیش بروند . وا گر به این مقصد کامیاب نگردیدم يك انقلاب خونین واقع خواهد شد . و درین صورت یک هند جديد در يك عصر جديد تشکیل خواهد یافت . ( بر لينرتا گبلات ) انحصارا در يك كار خانه كشتي سازي بموقع بروز گذارده ومقیدا با ستتار نوع كشتي هاي فرانسوي را از این ببعد داراي این خصوصیت نمایند .
صفحه ۹ ( شماره ٣٤ ) مجله پنجم خبرهاي خارجي تاس استعفاي بريان وزیر خارجه فرانسه ماسکو ۹ جنوري - موسيو ارستد بريان وزیر امور خارجه فرانسه مستعفی شد . از ويستيا جریده روسي راجع به استعفای مشار اليه چنین مي نویسد : استعفای بریان وقتي بعمل آمد که فرانسه محتاج به يك شخص جدید بود و بريان معتقد است که بیقراره حکومت شخص ديگري نخواهد یافت . حکومت فرانسه جرمنی را به تنزل مجبور نموده ، و همیشه بریان را تحريك مي نمود تا بالاي المان غرامات جنگ را بقبولاند . حالا نکه وضعیت اقتصادي فعلي ابداً اجازه نمیدهد که المان دو حصه غرامات جنگ گذکوئي نمايد ، ليكن قوای مسلح حکومت فرانسه نمیخواهد که براي المان رعایت نماید . از این رو برای حکومت فرانسه يك وزير بسيار غيور و دست بالا دره يك شخص ملي لازم است و نیز اخبار مذکور استعفای او را نتيجه دل سردي بریان از ناکامی او در وقت انتخابات ریاست جمهور دانسته می گوید : بریان همیشه اقدامات می نمود که حکومت را تحت سیاست خود در آورده و زمامداری نماید اما این امیدواري او به ناکامي مبدل گرديده و بريان از صحنه خارج گردیده است . چین ژاپون ١٠ جنوری - شانگهای - حمله های بی سر چا پا نی ها دوام داشته و ( سوی چون ) را که سی میل از شمال شانگهای واقع است ، اشغال نمودند . و لسبز ه شان های گون را ، ذریعه طیاره ها بمبارد نموده و برای اشغال آن آمادگی زیاد دیده اند . شانگهای - ۱۱ جنور - جاپانیها عساکر خود را از راه اهن پین و مکدن بفرض اشغال « شان های گوان » به پیش سوق نموده اند . توکیو ١١ چنوری - نماینده وزارت خارجه جاپان بیان نموده که : هر گاه تحریم امتعه جاپانی در چین دوام نماید جاپان را بجمع بأن تدابير لازمه اخذ خواهد کرد . جزاي دا کتر انصاري ١١ جنوری - پیغام لندن مشعر است که در وقتی که نماینده گان کانگرس ملی هند را حبس می نمودند ، برای انصاری ٦ ماه حبس تعیین گردید . نوت وزیر خارجه امريك به جاپان و چین واشنگتن ۱۱ جنوری - استمسون وزیر خارجه امريك یاد داشتی راجع به اشغال « من چوزی » به حکومیتن جاپان و چین فرستاد در آن خاطر نشان می کند که دولتین باید حقوق امريك را بخاطر داشته باشند . زیرا خلاف رفتاری معاهدات و موافقت ها ، حقوق امرك را در چین تهدید می نماید . توكيو ١١ جنوری - نماینده وزارت خارجه بیان داشت که بمناسبت ، توته استمسون حکومت ژاپون به ملاحظه و مطالعه « پاکت ، کلورگ و معاهدات واشنگتین امری صادر نموده تابهض عبارات را تشریح نماید . سوء قصد به نسبت امیر اطاور جاپان ١١ جنوری - يك نفر از اهالی ( کره ) بالای امپر اطوار ژاپون درحین اینکه امپر اطوار سوار بوده ، بم انداخت مگر آسیبی برای آن نرسید . ولی در نتیجه کابینه وزرا استعفا دادند . اعتصاب در لندن لندن ۱۱ جنوری - اعتصابیون کاریگر های کشتی سازی رو به از یاد نهاده اند . . . نوعی اعتصابیون درلندن به ده هزار رسیده است . فرانسه و المان ١١ چنوری - از لس خبر رسانی ( هاوس ) اطلاع میدهد که راجع به بیان بروننک که المان مقدور نیست که غرامات لازمه را بپر دازد ، ( فلان دن ) وزیر خارجه فرانسه بیان نمود که افکار يك طرفه فرانسه را متقاعد نمی نماید که از حقوق مشروعۀ خود بحق غرامات صرف نظر نماید . علادتاً ژانس مذکور خبر میدهد که حکومت فرانسه فیصله نموده است که بادولتی که از انکسار المان دل
صفحه ۱۰ (شماره ۳۴) مجلد پنجم چینی دارند ، ممانعت بنماید. چين از ما نچوري صرف نظر مي نمايد ۱۲ جنوری - حکومت نانکين نامه بحکومت امريك فرستاده و در ان خواهش نموده است که مانچورى يك منطقه بطرف بين المللى ، بمثل بلجیم ، شناخته شود. جریده پرا و آ را راجع به این نامه چنین می نویسد: این اقدام بی شرمانه پارتی کیومن تا انگ ، امپر یالیزم جاپان تقسیم نمودن چین و مداخلت دو سیاست خارجه و داخلی آن آماده و تیار ساخت. حکومت نانکين مسائل را برای جاپانی ها بسیار سهل ساخت. حکومت نانكين قبل از حادثه مانچوری چین را قطعه قطعه برای امپریالست ها فروخته است. حکومت از مانچوری صرف کرده و کوشش می کند که بازاربوني يك دست و يك زبان شود ، مگر ملت چین از مانچوری صرف نظر کرده نی نیست. معاهده تجارتي في مابين ترکیه و عراق ۱۲ جنوری - انقره - اطلاع انقره مشعر است که نوری پاشاه صدراعظم عراق و وزیر منافع ملی ترکیه شريف بيگ معاهده تجارتی و مقاوله فرستادن و تسليم نمودن مجرمین را عقد نمودند . معاهده تجارتی باساس و اصول بسيار مفيد تحرير شده است . تبادلا و تصديق آن در بغداد خواهد شد. اقدام بیکاران فرانسه از حواکز بزرگ صنعتی فرانسه ذریعه راديو خبر رسیده است که بیکاران شورش نموده و با بولیس مصادمه نمودند. و آنها باید روا محاصره و از حق نان حکومتی تقاضای تامینات خود ها نموده اند. بمناسبت شدت بحران اقتصادی در علاقه ( ليون ) موسسات ابریشم از حد زیاد در زحمت میباشند . چنانچه در آنجا تعداد بیکاران به ۸۰ هزار نفر میرسد . وهم حاصلات صناعت ابریشم ۶۰ فیصد تنقیص یافته است ، ترکیه مطبوعات ترکیه راجع به مناسبات ترکیه و شوروی وسفر عصمت پاشارئیس الوزرای ترکیه به شوروی اهمیت زیاد می دهند . وزیر اقتصاد عامه هم با عصمت پاشاه همراه خواهد بود. اعلان يك قطعه زمین مزروعی بتقريب هشتاد جریب که آغوره آن علاوه يك كارﻳز خصوصى خودش پنج شبانه روز از کاریز مشهور کریم خان نیز استحقاق شرب دارد در موضع افشار ناحیه خنك هو اوی خود را میفروشیم آقایانی که شوقمند زمین داری بوده و بخواهند از يك ملك وسيع و پر حاصلی استفاده برده باشند مخانه نمبر (۱۰۸) واقع قلعه حيدر خان گذر اندرا بی رجوع بفرمایند با آنها اطمینان کلی داده میشود که در موضوع قیمت آن موافقت فی مابین حاصل آید. غلام حسن كورس فرانسه - انگليسي - تركي آقایانيكه مايلند يكي از زبان هاي فوق را بصورت خصوصي تحصيل نمايند باشرايط سهلي از طرف موسسه کتاب خانه وقرائت خانه نور پذيرفته ميشوند و براي ثبت اسامي خود ها بخود کتاب خانه نور یا اداره انيس مراجعه نمايند . کتابخانه نور محل فروش ومطالعه همه نوع کتب ورسالهای فارسی فرانسه ، انگلیسی ، اردو عربی ، ترکی میباشد. کتبیکه جدیداً به تهیه آنها موفق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه نور همه نوع جراید ومجلات داخلی وخارجی برای مطالعه موجود است .
( شماره ٢٤ ) خبرهای داخلی شئون ماه رمضان : از آنجا که حضور شاهانه بعالی ترین مدارجی از شئونات دینی و مراسم آن در مملکت مراعات میفرمایند ماه مبارك را امسال با نهایت اجلال حسن پذیرائی داده و مقرر فرمودند که در تمام مساجد شهر حفاظ و فا تحین ختم كلام الله شريف بنمایند مصارفات محروقات و شربتی و حق الزحمه حفاظ همه از جانب حکومت پر داخته می شود و همچنان يك مجلس افطاری در ارگ بحضور خود شان منعقد می شود که این مجلس مرکب است از افراد مهم مملكت و صاحبان عالی مراتب کشوری و لشکری و این مدعوین محترم دو شب پیشتر از شب اول ماه مبارك از طرف وزارت در بار دعوت شده و الی آخر ختم قرآن شریف پذیرائی شایانی خواهند شد . اعليحضرت غازی بشخصه هنگام افطار شامل این محفل شده و اکثراً بالای میزنان بياناتی در عوالم اجتماعی و سیاسی میفرمایند چنانچه بیانیه مفصلی که بدست آورده ایم و بصد تر از نشر این شماره بدست آمده ممکن است در شماره آتی منتشر و بمعرض استفاده هم وطنان دور و نزديك بگذاریم . مقرري از وزارت ماليه علی احمد خان تحویلدار سابق حکومتی کلان شمالی که در جمله منتظرین وزارت مالیه بود به تحویل داری مجلسی مطبعه عمومی مقرر گردیده است . معرفي براي كار چهار نفر طالب فارغ التحصيل امساله مکتب زراعت که اسامی شان ذیلا مندرج است از وزارت معارف بوزارت تجارت معرفی گردیده اند تا بکار های لازمه مقرر شوند . سید کشم خان ولد سيد حكيم خان ساکن قلعه چاق سرای خواجه . سید نور شاه خان ولد سيد عادل شاه خان ساکن قلعه چاق سرای خواجه . مسافر شاه خان ولد سلطان شاه خان ساکن قلعه چاق سرای خواجه . غلام محمد خان ولد بیدل خان ساكن قلعه فرهاد كوهدامن . كشف اموال گريزي در اثر اطلاعات متواتره نسبت بو رود مال قاچاقی بجای ملك محمد اسلم خان ساکن جنگ جای وردك به مديريت كمرك كابل از طرف مدیریت تحقیقات سری اجراء گردیده با نتیجه چون ورود اموال گریزی بجای مذکور محقق شده خانه ملك مذكور از طرف هیئت تفتیش اعزامی مدیریت علناً تلاشی گردیده وهفتاد توپ اجناس از قبیل سحن کوره وسفيد وجيم وطول وغیره از خانه مذکور ظاهر شده و اجناس مذكور با ملك مزبور بکابل آورده شده است . چون مخبر ورود ۲۲ بار مل گریزی را در خانه مذکور بمدیریت گمرک اطلاع داده بود لهذا مدیریت کیفیت را بوزارت تجارت نگاشته و در خصوص تحقیقات و از خواست بقيه اموال مذکور سروشته خواسته است . ترميم سرك بين كابل وتورخم از اطلاعات تازه وصله معلوم میشود که کار سرک کشی درۀ شکاری درین ایام بواسطه برودت هو تا رفتن تعدیل موسم تعطیل ، وعمله انشات وانجینر ها ئيکه دران مسیر کار میکردند از طرف حکومت برای ترمیم سرك درميا ني كابل وتورخم مامور شده اند . فعلاً کار ترمیم سرک از طرف جلال آباد بجانب كابل وهكذا از تورخم بجانب جلال آباد از دو طرفه آغاز شده زیرا که این سرک بواسطه عبور ومرور زياد عراده ها ونواقل کامران واقعت در شور ترمیم بود و بدون از وارسی یا صلاحات لازمة آن بعضی مشکلات بهم میرسید . اطلاعات مشرق : قرار اطلاعات منتشره اتحاد مشرق نظر بوطن خواهی و شاه دوستی ها ئیکه مردم صافی کنر ها دارند در اثر ملاقات حاکم اعلی آنجا با کلان
(شماره ٣٤) مجلة پنجم از قلم آقای غلام جیلانی خان اعظمی نقل از مجله کابل اخلاق بنای تمام مذاهب وادیان باساس اخلاق استوار بوده وهر پیشوائی به پیروان خویش این هدیهٔ بزرگ را بارمغان آورده است . دین مقدس اسلام که وسیعترین و کامل ترین ادیان بوده ونمی شود بهتر ازان دین و آئینی بشریات نسبت محو وقایع حیاتی خویش جستجو نمایند موضوع عام بزرگ اخلاق را باخوبترین وانفع ترین اسلوبی شونده گان قوم مذکور در کپرها علاوه بر تفری قومی که سابقاً با فرقه مشر آنجا قرار گذاشته بودند درین روز ها يك كيدك ديگر هم بطور كندك قومی مستقلاً قراردار گردید و تفری آنهم جوقه جوقه وارد جلال آباد گردیدند . انفلونزا : از قرار اطلاع واعذار جریده شریفه اتحاد مشرقی هویداست که ناخوشی انفلونزا در جلال آباد بکثرت شیوع دارد . تبدیل وتقرر : سید امیر خان قوماندان کوتوالی مشرقی بقوماندانی مزار شریف تبدیل ومحمد جانخان سابق حاکم بمتوار بعوض مشار الیه بقومندانی کوتوالی مشرقی مقرر گردیدند . دارا وانها مسلمین توضیح وسفارش مینماید . اخلاقیات در جنب دیگر تکالیف دینیهٔ ما يك قسمت بزرگی قرار گرفته که ما مسلمین نسبت بسائر اقوام جهان می توانیم آنرا از پهلوی دیانت حقه بیشتر استفاده کنیم . فضایل وامنيت زندگانی و پیشرفت های اسلاف مسلمان ، دراعصار گذشته نظر بعدم ترتيب یافتن قوانین موضوعه اجتماع با ترقى واصلاحات علوم معاشرتی باندرجات عالیه و پیمانه های وسیعه که خروج یافته وتاريخ رقم متذکر است فقط درسایه اخلاق بوده است وبس . زیرا ازجمله صفات اخلاقی که میگویند اخلاق بانسان فضیلت نفس ، سعی وعمل اتفاق ومحبت می آموزد شك نيست كه این فضایل چه در گذشته چه در موقع حیاتی امروزه بزرگترين عوامل ترقى و پیشرفت اجتماعات بشری بوده است و بعكس آن طبعاً قوام بطرف ذلت و پستی سیر قهقرائی می نمایند . ابرز ترين علل ضعف و پس ماندگی که نوئی اسلام سوای ضعف امور اخلاقی آنها چیز واعلت ثانی نمی توان شمرد. یکی از سیاحین عاقل امریکا ئی میگوید برای اینکه قبل از اجرای سیاحت در بلاد عالم و غيره دن بمقدار عقل و ترقیات آنها کافی است که اگر یکی یا چندی از اهلی آن مملکت را ملاقات کرده و اندزه اخلاق و تهذیب آنها را بدانیم ! اخلاق در اصلاح امور عقلانی ومدنی و تربیهٔ اجتماعات بشری آن اندازه علاقه مهمی دارد که فقط به تحصیل و استقرار آن بقا و ترقيات ملل و قوام جهان را می توان یقیین نموده و بالعكس با شهادت تاريخ و مشاهدات وقت حاضره میتوان علت بموجودیت و حيات استقلالی يك ملت مطمئن شد و حاصل از مهم ترین فضائلی که نوع انسان را نسبت بسائر مخلوق بکلی عالی و متمایز می گرداند همیتهٔ اخلاق و امتیاز داشتن وی بصفت اخلاقیه و است . اگر چه اساس امتيازات انسانی نسبت بدیگر حیوان که علما آنرا تعیین نموده اند عبارت از فضایل سه گانه عقل و حیات و ناطقه روی است ولی معلوم است اگر این فضایل عالیهٔ انسانی متحلی باخلاق نبوده و در حدود مقررات امور اخلاقی معمول نباشد لیتر نمی شود انسان ازین فضایل خویش حسن استفاده کند در صورت سوء استعمال آنها فرق بین حیوانات ضاره و انسان نخواهد بود . در پیشگاه مشاهدات و محسوسات بشر عادتاً مر سوم و معمول است که باندوسه به عضوی ضعیف وذلّت كه يك دزد رهزن يك شخص جانی ويك ظالم متجا سر می بیند باین قدرت و رفعت به بیند ی بعضی حیوانات نمی بینند . نوع شریف انسان که فطرتاً از جنبه های مختلف حیوانی وعفوی سر وشته و تکوین یافته است البته این دو قوا در وجود وی امیخته شده وهر کدام تقاضی و پیشرفت نفوذ خود است ولی از آنجا که مقتضیات طبع حیوانی متفاوت نامده است و طبعاً در مبادی حال انسان ( بقيه دارد )
( شماره ۳ ) مجله پنجم آقا دست و پاچه شده برای آنکه يك پرده روی چالاك دستی های خود کشیده باشد فوراً متوجه پسر شده بعتاب تمام : بچه چای را از کدام قوطی گرفته بودی ؟ آقا جان والله همان چایست که خانه از سحر برای شما دم داده و گذاشته بودند . عذر معقول : پیر مرد خمیده قامت وضعیف البنیه در ماه رمضان پیش از شام غذا میخورد ، نا گاه محتسبی بشر وقت از رسیده و گفت : توابچه شده است که روزه میخوری ؟ برای اینکه مسافرم و پیش از دو سه روزی اراده اقامت اینجا را ندارم . - کجا میروی ؟ - سفر آخرت . عقیده چرسی : مرد چرسی که از ادای فریضه پنجگانه پنجاه فرسخ دور میگریخت بگر فتن روزه بسیار اظهار علاقه مینمود روزي رفيق افراطي او بغضب شده گفت : روز محشر که جانگداز بود او لمین پرسش از نماز بود . تو که نماز نمیگذاری چه مانند گاو دهن بسته دنبال روزه را قایم گرفته و ما را مي آزاري چرسی جواب داد : فربا ندوم ! روزه يك مهمان سنگینی است که بعد از یکسال می آید و ما باید عزیزش کنیم اگر يك روز نماز خواندی تا زنده باشی از غمش خلاصی نداری شب و روز باید بخدمتش سلامی بگیری . سرعت ریل : شخصی برای اولین دفعه سوار قطار ریل شده و از آهسته رفتن قطار به تنك آمد وقتی مفتش ریل آمده و ازو تکت خواست پرسید : چرا این قطار به این اندازه بکندی رفتار میکند . آقا این آخرین حد سرعت آن می باشد . عجب انسان پیاده برود ازین زود تر خواهد رسید . پس بفرمائید فرود آئید و بهر راهی مایلید پیاده بروید . این آسان ولی نمیخواهم يكساعت قبل از رسیدن قطار در آنجا وارد شوم چه رفقا بساعت ورود ریل باستقبال من خواهند آمد . سنجیدن طفلانه : طفل : ماما . . . ما ما . . . میتوانم فردا ساعت ٤ صبح از خواب بر خیزم ؟ ساعت ٤ صبح برای چه ؟ اولاد . هر روز صبح با بايم مرا كتك ميزند که چرا ویرا از خواب بیدار میکنم برای این میخواهم پیشتر زانکه او از خواب بیدار شده باشد من یکساعتی با بابا قو بازی کنم . فکاهیات راست کوئی اطفال : درین شب ها دوسه نفری بخانه یکی از رفقا خود را میهمان ساختیم اما جیخانه هرچه عذر خواست که کسی بخانه نیست بشما تبره چای انداید معقول واقع نشد بالاخره خود بیچاره بکوشه و کنار خانه منقل تپه توئی گذاشته و در حالی که بهر طرف دست و پا میکرد بالهجه سنگین و کراهت آمیزی پرسید چای سیاه مینوشید یا سبز ؟ گفتم ، اگر دو چاينك ندارید چای سیاه لطف کنید ! وقتی بساط چای بمیدان آمد راستی راستی عقل ما از تمیز دادن سیاه و سبز آن کوتاهی کرد پس از چشیدن معلوم شد زر ننگی صاحب خانه بی تنبل آن هر پای هر دو چای را در يك چاينك جمع كرده برنك اگر چای سیاه است مزه چای سبز را داراست . شوخ چشمها بطرف صاحب خانه نگاه نگاهی کرده و پس پس صر صر را شروع کردند .
متن ١٤ ( شماره ٣٤ ) مجلد پنجم مولف : له پلاتیه فرانسوی (۲۸) مترجم : حبیب الله طرزی مادام سان ژین از فصل شانزدهم تا پلیون : « آه حال من براه شما خشم تو ما ژور تنیور چیان بم اندازان من هستي نام توهم بخیالم لا ویولت خواهد بود . « لا ویولت » : اعلیحضرت فر موده شما بجاست عين بر سر راه برلین چنانچه اعلیحضرت ارشاد فرمودند هیچ نترس ، بسیار زودي برلین خواهي بود. وامپراتور ما با راست امپراتور این جمله را با یک تبسم ایراد نمود ! راستي کمک که مي خواستي چه بود ! اعلیحضرت اسیران خودم را تنها باردو گاه برده نمي توانم ! امپراتور از شنیدن لفظ اسیران بحیرت شده گفت اسیران تو ! کدام اسیران .. اسیران که خودم گرفتار کرده ام اینجا هستند درین خانه من قفل بزرگ را به در وازه زده و منتظر کمک هستم . این ها را چطور در بین خانه در آوردي تفصیل را بگو . اعلیحضرت ! تعدادشان بشصت نفر بالغ است من با تنیور چیانم از اینجا گذشتم که با چند نفر از ( دراگون ) ها پیاده بر خوردم برانها نعره زدم تسلیم شوند آنها تسلم شدند اغلباً خیال کردند رژییمان در عقب ماست بعد از تسلیم سلاح شان را گرفتم و گفتم اگر نجات میخواهند درین خانه در آیند آنها هم از وعده من فرحناک شده درینجا درامدند ! با مرامپراتور یکی از یاورانش داخل یيلاق شده حکا یه لاویولت ارا تصدیق نمود .. امپرا طور بطرف ما ژور تنیورچیان دیده با خوش طبعي زیاد گفت ! اینجا بیا و گوش او را یک تاب سختي داده بر سخن خود دوام نمود تو هم شجاعت ابراز نموده و اسیر گرفته پس من باید تراه مکافاتی بدهم . این را گفته وصلیب ( لژیون دو اونور ) را از سینه ( راب ) کنده بسینه ما ژور تنیور چیان که باد هن باز در مقابل او استاده بود نصب نموده گفت . ! لا ويولت تو يک مرد دليري هستي . ازین بعد نشان شجاعت خواهی پوشید ! و بطرف راب بر گشته بر سخن خود ایراد کرد .. این اسیران را به ( جينا ) بفرست .. و بدون آنکه شکر یه شوالیه جدید را بشنود بر اسب خود مهمیز کشیده بر گردش خود دوام نمود لاو يولت در حالیکا دست هایش بر چوب و چشمهایش بر نشان نو یافته اش مانده بود با خود میگفت .. آیا این ممکن که من ترسو نیستم و يك شخص شجاع باشم : برو ! ـ امپرا طور چنین گفته است ! برای یک لحظه در دریای فکر غوطه ور گردیده خاموش ماند بعد ازان دفعتاً چوب خودش را در هوا حرکت داده صدا زد .. من این صفت را حاصل کردم . حال میدانم چه باید بکنم ! باید به امپراطور ثابت کنم که او سهو نکرده است . در اثنائیکه بطرف اردوگاه میرفت بقد و قامت و نشان شوالیه گی خودش نظر نموده میگفت . نام خدا کجا است يك چند پروس دیگر که بکشم . ناپلیون بهجرد باز گشتن بار دو گاه مارشال له فیور را خواست و بطرف کاشان که با قلم و کاغذ منتظر ارشادات امپرا طور نشسته بودند بر گشته و بقدم زدن شروع نموده گفت : دسته جاتيکه تحت قوماندۀ مار شال ( دا وست ) بود کارستانهای نمودند. کله کلاه مار شال را از سرش ربود و حالت بي نظمي ( بونيقور مه ) اش دهشت مجادله را نشان میداد وظاهر می ساخت که این مارشال بكدام يك سرعت و تعجیل افراد خودش را در مقابل مهاجمات دشمن پیش برده است . علاوه بران ارکان حرب او که همه شان در شجاعت وجلادت مانند رئیس خود ممتازند خارقه ها نشان دادند . ما از سی الی چهل هزار اسیران گرفته ایم ولی این تعداد در تزاید است از سی الی چهل یا شصت علم و سه ضرب توپ با ذخاير متكاثر حرب غنیمت گرفته ایم
صفحه ١٠ ( شماره ٣٤ ) مجلد پنجم من از امیران میشنوم که بی نظمی و هراسی که برعثمانی ها کر مستولی شده است از احیطه اظهار و بیان بیرون است . ناپلیون ساکت شده استناد بخود او بسیار کم و به ندرت مینوشت. دست او سرعت دماغ او را تعقیب کرده نمی توانست نتیجه کوشش های خودش در تحریر مراد از اشکال چندی بر روی کاغذ بود که خودش نیز در خواندن آن عاجز می بود ازین جهت فریضه کاتبانش خیلی مشکل بود ولی بقوه عادت و تمرکز دقت به تسوید تقریر سریع او کامیاب گردیده بودند. خود اوهم تکالیف این کاتبان بیچاره را حس کرده همیشه موقع نفس گرفتن برایشان میداد تا اگر جای از نزدشان نمانده باشد تکمیل کنند و خودش بکار دیگری مصروف می گردید بعد از لحظه خموشی بطرف کاتب دوم خود برگشته گفت . این حمله برای اخبارها خواهد بود. ملیکه پروس از طرف پیش قراولان ما در مواقع زیاد دیده شده است . متوالیا در اضطراب و خوف است . بشام محاربه عزیزان خودش را در ( جنینا ) معاینه کرده بشاه و وزرا مشوره داده که بفرانسویان مهلت داده نشود. در حقیقت مخمور خون بود و بمراد خودش نایل گردید. اولین ژنرالها وطنش برونزویک و (مولندورف) بشروع جنگ کشته شدند. لهجه ناپلیون بسیار تلخ بود و ایستاد تا الفاظ بیاید، شخصی که همیشه سریع الکلام و دارای روئی فوق العاده زبان بود دفعتاً خاموش گردید. کاتبان ازین سکوت غیر مترقبه امپراطور بکمال حیرت وتجسس دیدند و ترسیدند مبادا در خواطر او ملالی رسیده باشد. ناپلیون ازین سوال خاموشانه کاتبان بر انگیخته گفت جانان بنویسد : امپراطور در شهر سکونت ملیکه پروس بود جا خواهد گرفت . چیز هائیکه راجع بملکه موصوفه در فرانسه گفته می شود همه راست و بجاست . ملیکه يك زنیست که اگر چه دارای روی مقبول است ولی از اراده وعزم محروم دیده میشود از سنجیدن نتایج رفتار خودش بکلی عاجز است حالا قابل ترحم گفته می شود زیرا ندامت و تاسف او بعد از آنکه دانسته مشوره های احمقانه اش چه يك حال فلاکت اشتمال را بر وطن وشوهرش آورده است تحمل فرسا خواهد بود. درین اثنا له فیور با یونی فورمة پارچه پارچه و دست و روی با دود و گرد سیاه داخل بار گاه گردید. ناپلیون بدیدن له فیور بسیار فرحناك گرديد صدازد : رفیق دیرینه ام ! خوب شد که آمدی درین دفعه بسیار خوب کار کردیم ـ آیا چنین نیست . تو چه خیال میکنی ؟ یا اعلیحضرت شما ویم اندا زان من همیشه کارهای خوب میکنیم. امپراطور : کارهایم در زیر قومنده تو بسیار اعلی جنگیدند. له فیور که مثل دیگر رفقای خود حسود بنود کیفت : اعلیحضرتا کارستان های رسالة ( بمی نیر ) را نیز نباید فراموش کرد. امپراطور : از هر جهت اين يك جنك خیلی شاندار بود. تو باید به يم اندازانت معنونیت امپراطور شان را تبلیغ کنی . له فیور : شکر میکنم ـ آه اعلیحضرتا نهایت مشکورم. این غریبان بشنیدن لفاظ قیمندار اعلیحضرت خیلی ممنون خواهند شد و با اعلیحضرت یقین عرض میکنم که این نوازش اعلیحضرت را سزا هستند. علاوه از ١٤ میل فاصله را بدون استادن جنگیده پیش قدمی کردند ! امپراطور : من میدانم. خوب میدانم . علاوه برین که شمشیر تو هم کاری از پیش برده است وبکگفتن این شمشیر او را نیمه از غلاف کشیده برسخن خود دوام نمود : از شمشیرت برآمده ويكاك كش زیاده شبیه تو است ! من باید يك كرنيج جديد برات بدهم ولی تصور میکنم که باعضای ماز شالیت چند هفته دیگر کار کرده میتوانی. آیا چنین نیست ؟ له فیور از توجه زیاد امپراطور قدری متحیر شده گفت ! بلاشبهه خواهم توانست . علاوه بران شمشیر دیگر برای خودم تهیه کرده میتوانم و از کشتن پروس ها پس نخواهم ماند. ناپلیون : آه من می بینم که تو مقصد مرا نمی فهمی باك نيست يساتر خواهی فهمید . بطرف من ببين از ين چه فکر
( شماره ٣٤ ) مجله نجم تکرار گاهی بفت، و گبا ناپلیون می نگریست و میفهمید که با يك پارچۀ کاغذ چطور ممكن است يك شهر مستحكم گرفت شود . این چه معنی دارد ؟ او حكم گرفتن دانزخ داده شده است . بسیار خوب ! انرا به حمله و یاس هم اندازان خود خواهد گرفت . وبعد از ان پلان را خواهد دید بهر صورت چون دید که ناپلیون منتظر جواب خود راجع نموده گفت : « ازین شرف اوی که به من می بخشید خیلی متکورم . اجازه دهید رفته این خبر های خوش را به خانمم بتویسم یقین دارم که از این مرحمت های اعلیحضرت در حق من ، نهایت ممنون خواهد شد واعلحضرت را دعا خواهد نمود . ناپلیون يك نگاه گوشه چشمی بطرف سر بازان پیرا فگنده بفکر فرو رفت . له فیور را بسیار دوست میداشت . اگر چه یکی از افسران کم تعلیم او بود ، ولی شجاع ترین آنها گفته میشد . ( باقیدارد ) دستور زیادی که ذرایع مرا ودات در آنها معدوم است حمایه شده است سر بازان ما از گرسنه گی درمیان برف های پولیند خواهند مرد و هيچگاه بشهر یا دهی نخواهند رسید اگر مدخایر لازمه را در عقب خود نداشته باشم این چیز ها یقیناً واقع خواهد شد . ازین سبب است که مــن ( انزاخ ) را می خواهم . له فيور : اگر اعليحضرت می خواهند من یقین دارم که آنرا حاصل خواهد کرد . امپراطور امید وارم ولی اینراهم باید بگویم که دانتزك يك شهر بسيار مستحکم است شاه پروس آنرا به استحكام اخرين قوش قرار داده . ساخلوی آن مرکب از چهارده هزار سر باز پروس و چهار هزار روسی مر كب است مار شال ( كالکروت) يك سر باز مشم و حاکم این شهر است . تمام اطراف شهر را سوختانده اند تا عساکر ماپناه گاهی نیابند . آنرا گفته دست خود را بردوش له فيور گذاشته بر سخن خود دوام نمود ـ حقيقة غير قابل تسخير است ازین سبب مجبورم ترا به نگرفتن آن امر بدهم . له فیور بكه خورده گفت من ـ من انرا. بگیرم بلاشبه خواهم گرفت . بایم اندازانم هر چیز را خواهم گرفت . ناپلیون شانه های خود را تکان داده گفت : « احمق با این ! ، و نقشه ژنرال شاسلو را در مقابل چشم او گرفت . له فیور بادهن باز به ميكنى اين يك پلانیست که از طرف ژنرال ( شاسلو ) انجنير بزرك از دو ترتیب دیده شده است . له فیور در حال که چشمهایش بريك ورق كاغذ بزرگ که از خطوط و اشکال در هم و بر هم مملو بود میدید و مدعا و مقصد این همه خطوط اشیاء و سرخ نمی فهمید جواب داد : خیلی ماهرانه و مفصل است نا پليون : اين پلان ( دا تنزخ ) است که اجميع فاصله ها ! ، ارتفاعات و مواضعات مهم اطراف شهر را نشان میدهد . له فیور : پس این دانترخ است نمیشناستم بلکه هیچ گاه این نام را نشنیده ام امپراطور تبسم كنان . له فيور تو به بسیار زودی آنرا خواهی شناخت این یکی از مهم ترین شهر های جر منی و بر دریای و سجولا واقع است مرکز بزرگ تجارت شمال و دارای ذرایع متكاثره و ذخایر زیادیست که برای محاربات ما در پولیند بسیار مفید خواهد بود شبهه نیست که توخواهی فهمید که ما با روسها هم خواهیم جنگید . له فيور : بلاشبه من ازین باعث خیلی ممنونم . میخواهم باشخاص مقابله شوم که از سر بازان شاه پروس قدری قوی تر باشند . آیا چه وقت با این روسیان ملاقی خواهم شد . امپراطور : هنوز قدری زود است انتظار بکش . روسيه يك سلطنت وسیعیست و برای مهاجمین اشکالات زیاد در پیش دارد . این مملکت با میدان های ییخ ( مطبعه انيس )
( شماره ٣٥ ) اشترك سالانه ١٢ افغانی محصول پوسته ٢ خارجه ٢٠ شلنگ ٢ شنبه ٥ دلو ١٣١٠ شئونات ماه رمضان اگر چه بر هر فرد مسلمان و هر فا یکی از ممالک اسلامی بطور عموم واجب و متحتم است که از ماه مبارک رمضان با حسن نیت و صفای عقاید اسلامیت استقبال و پذیرائی کنند ولی ما باید ببالیم و افتخار کنیم که در جامعه ما این رسوم دینی ، نیکوتران و برگزیده ترین اسلوب رسم و رواج داشته و عمومیت دارد، بین ما از شاه و گدا به این ماه اظهار دلچسپی نموده و در مقابل فضایل آن اطاعت و انقیاد فوق العاده نشان میدهد . در شماره گذشته شئونات رمضان را بطور خبری تذکر داده و از ختم ها و مجالس بزرگی که در ارگ باشتمال حضور همایونی نوید بودم و وعده داده بودیم که بیانات شاهانه را نیز برای استفاده عامه منتشر سازیم و همچنان خیال داشتیم مقالات مبسوطی هم در اطراف فضایل این ماه شريف از خود در رشته نگارش تاسیس ١٣٠٦ مجلده ١ اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محی الدین مدیر و نگارنده : [ILL] ١٦ رمضان ١٣٥٠ آوریم ولی اصادفاً وقتی بمطالعه فرمودات شاهانه و بیض آمدیم هيچ يك امری از امور دینی و اجتماعی نبوده که به نسبت ماه رمضان از آن بیانات فرو گذاشت شده باشد وقتی لزوم شئونات ماه رمضان بتمامها در آن عبارات دلحسب تا مین شده است که ما توته های حاصله را بسطور مقاله مرتب کرده و به استفاده جوامع اسلامی زیب صفحات این شماره جریده خود ساختیم تا بتائید اقوال ما و برخی حفظاران بهمدکاران ثابت شود که يك پادشاه اسلامی در ماه رمضان چگونه امرار حیات دارد و هنگام فراغ افطار يا پيش از ادای نماز تراویح به چه نوع مضامینائی اشتغال می ورزد : نطق اعلیحضرت «ترقی مسلما نما منوط به پابندي شعائر اسلامی است و روزه رمضان شریف از شائم های بزرگ اسلام میباشد « فضایل این ماه مبارك در قر آن پاك و احادیث نبوي زياد تر موجود ، و مفاد آن بعموم ملل معلوم است ، بر علاوه اجر وثواب هاي زيادي که براي روزه دار ها و نماز گذاران این ماه باید است ، روزه از نقطه نظر صحي ، تدبيري نان و غیره مفيد ترین درسی را برای عاملین خود میدهد » « مثلاً اخلاطی که در طول یازده ماه در معده و شرائين انساني اجتماع نموده است بواسطۀ روزه یکماه منحل و وجود را از ازاله آن فرصت وصحت مکمل بدست می افتد ، در آي الذين مفاد كم خوردن و پر خوردن از روزه بندل مي آيد » « ماه رمضان سلسله چنان وحدت اجتماعي بوده ، دلها متمولین از حال فاقة کشی مساكين بالذات مطلع ، متأثر شده در بذل احسان و همدردي کردن با سائر بني نوع خود از اعطای خیرات و مبرات کوشان میگردند ، و صر و جلدت در برابر گرسنگي وتشتكي که در حرب وسفر وغيره مواقع طبعاً واقع ميگردد ، بادي میگردند » صيام روزانه وليالي شبانه این ماه که تماماً بذكر رب العزت وفكر آخرت بسر
صفحه ۴ ( شماره ۳۵ ) مجلد پنجم مبرسد ، روح را فتوحت و دل را قوت می بخشد و عملاً مسلماً بمرام اداره نفس مقتدر و بر ضد خواهشات نفسانی موفق می سازد ، اگر یک مسلامن بر طبق اوامر الهی این روزه فرضی را بجا آورده ، بفلسفه اصلیه این عبادت بکلی پی برده چشم وگوش وفکر وهوش خودرا متوجه بحصول فواید آن ساخته از تمام نواهی پرهیز کند البته بهترین فرد صاحب اخلاق گردیده از منافع دینی و دنياوي متمتع مي شود » « روزه گرفتن بر طبق احکام صحیحی اسلامی روح انسانی را قوی می سازد ، درحاليكه روح قوی واخلاق صحيح انسانها را دارای عزت وشرف بلند وحائز بمقام ارجمند مینماید » « شخصیکه دیانت پابند ودارای اخلاق نیکو وروح قوتمد باشد طبعاً در مردم باعزت واعتبار ودنیا برای کسب هر نوع سعادت وافتخار کامگار است » « طوریکه انسان هابرای حصول صحت جسم وتقویه بدن خویش احتیاج دارند باعث تر از آن ضرورت به قوت دادن روح وبلندی اخلاق خود دارند زیرا که هيچ يك انسان کامل بدون از مساعدت این دو قوه کامل مصدر کار صحیح شده نمی تواند » - ( منافع اتحاد عمل ) - اعليحضرت همايوني در ضمن همین نصايح نافعه شان در اطراف اتحاد عمل ومنافع خط مشی صحیح ومضار پلان غلط شرح دلچسبي را ايراد فرموده اند که خلاص آن را قرار ذيل مينكاريم : « تعیین خط حركت و يا وضع پروگرام برای هر ملت وهر قوم حتماً باید که برطبق روحیات ملی واستعداد ولیاقت افراد ومامورين وموقعيت جغرافيايی همان مملکت باشد » « خط حرکت را عيناً بانند پلان يك عمارت باید دانست ، اگر يك مهندس ونقشه کش در کشیدن پلان يك منزل بدوستی فکر وعقل خود را بکار نیندازد وهمه پهلو وجهات آنرا بخوبی تحت تدقيق وسنجش بگیرد حتی وسعت زمین وظرفيت خانهای کار آمد وهمه ضروریات آن عمارت را باحالت قتصادی زیر نظر دقت گرفته سپس آنرا آغاز نمايد البته که آن تعمیر بسر میرسد ومالکش از آن استفاده نموده هيچ يك نقص و خساره از آن بوی عاید نمی شود » و اگر ناسنجيده يك پلان بروی کار آورده شود ، وفكر ضروريات عمارت ووضعیت اراضی واحوال اقتصادی آن چنانچه باید به عمل نیاید ؛ البته که آن عمارت اولاً بسر نمی رسد ، اگر تابك حدی برسد . بازهم فایده از آن عاید نشده مصارف آن بارکردن میگردد » « اگر بهمین قسم برای پیشرفت يك قوم پروگرام صحیحی بر طبق حالت مملکت و روحيات ملت ترتیب داده نشود و يا بر کدام پرو گرام غلط رفتار را اختیار کنند ، مسلماً ازان عوض منفعت همیشه مضرت دیده شده و مي شود لذا می باید که در کشیدن پلان ها بالعموم دقت کرده شود » « الله الحمد از پرو گرامی که برای افغانستان تجویز شده و حکومت موجوده آنرا در خط مشی خود تشریح داده است و در طول این دو سال و چند ماه همان خط حركت را تعقیب می کند ، نتایج بسیار خوشگواری پدیدار گشته است » « چنانچه امنیت امروزه وطن به هيچ يك از اعصار گذشته نسبت داده نمیشود و نظریه این مرفه الحالی که خوش بختانه فعلاً در تمام طبقات وطن مشهود است پیشتر ازین کمتر دیده شده است ، حالت اقصادی وطن هم روز بروز رو به بهتری گذاشته ، و ما توانسته ایم که برای رفاه عامه سرك ها را تمدید و شهرها را تشدید ، و عمارات تعمیر وفابريكه ها را تاسیس ومكاتب را دائر و مطبوعات را ترقی و عساکر را تنظیم نمائيم » « اگر بنظر انصاف دیده شود در اثر تعقیب از همان پرو گرام صحی درین مدت قليلي بسیار کار شده است » « پرو گرام ما دارای مواد زیادی نیست ودران فقط مراعات همین مسئله کرده شده است که بمذهب پابند بوده با همدیگر شیوه روا داری ودلسوزی را مرعی داشته بهاما کار را از خود دانسته و از مواد تفرقه انگیز پرهیز و در پیشرفت وطن همگان بيك دل و يك جهت شده کار کنیم و در سعادت ملت کوشش ورزیده در همه امور تعمق وسنجش نمودن و از ملت مشوره گرفتن را شیوه
صفحه ۲ (شماره ۲۵) سراج الاخبار خود قرار دهم » «اینست پروگرام ما و گمان دارم که غیر از این خط حرکت برای حالت موجوده افغانستان دگر چیزی مفید شده نمیتواند ، اگر ما و شما بهمین طرز عمل خود دوام نمائیم و همچنین صادقاً و همدردانه برای منفعت مملکت خود خدمت کنیم از پرتو دیانت و پایبندی بمذهب و نشر علوم و فنون اخلاق يوماً فيوماً درست شده میرود آثار جهل و نادانی بکلی ناپیدا و معارف بصورت صحیح ترقی نموده مردان لایق را مهیا میسازد ، روحیات ملت را عالی و اشخاص صاحب عزم و اراده قوی را در جامعه بوجود میآورد » « مسلم است که بند ها نهر ها سرك ها برای آرامی و آسایش عمومی خیلی نافع و در اقتصاد مفید است همچنان بکار انداختن فابریکه ها مردم را از احتیاجات فارغ و تجارت و صنایع وطن را فروغ میدهد و در عین زمان در هر یکی از شعبات فوق الذکر بعضی مامورین و افرادیکه موقتاً بیکارند مشغول بخدمت وطن میشوند و باین واسطه مملکت بصورت صحیح مترقی و کامگار میشود» « این ترقیاتیکه بصورت صحیح اساسی بفضل الهی زیر نظر است و متدرجاً یکی بعد از دیگری بروی کار میآید انشاء الله تعالی که قائم و برای دایم محفوظ میباشد » « من یقین دارم که در سایه وحدت افکار و بوجود آمدن مزید اتحاد صحیح اعمال در تمام طبقات ملت افغانستان همه این امور و ترقیاتی که برای حصول وعملی ساختن آن حکومت مان داخل اقدامات است از قوه بفعل میآید چنانچه خوشبختانه آثار ومبادي آن فعلاً در افغانستان بوجود هم آمده است » ( اسباب حصول ترقی صحیح ) ذات شاهانه در سلسله آن اظهارات فیلسوفانه شان که بالنسبه مشكلات حاضره جهان در یکی از نطقهایشان ایراد میفرمودند بر حالت موجوده دنیا تبصره کنان بیانیه دلچسپی دادند که از انجمله اقتباس چند جمله ذیلاً اكتفا میشود : «انسانها را امروز که در تمام دنیا مادیات چنان فریفته خود ساخته است که از معنویات و اخلاقیات دور افتاده اند اگرچه از اثرات مفیده آن تعلیمات و ترقیات عصری که دنیای متمدن امروزه حاصل کرده اند کسی انکار کرده نمیتواند ولی بهمراه آن از کمی اخلاق و تکالیفی که ازان عاید گردیده و یا بعد ازین لاحق شدنی است نیز انکار نمودن ممکن نیست» در عصر حاضر تمام عقلای عالم این مسئله را محسوس نموده اند که تنها مادیات موجب سعادت نوع بشر شده نمیتواند بلکه مادیات محض بدون رعایت از معنویات موجبات تولید بسیار فساد ها و اشکالات را فراهم میآورد و در نتیجه آن دوره زنده گانی بی لذت و انواع رذائل و وحشت بوقوع می انجامد – چنانچه در نتیجه وقوع يك تكليف جزوی بهانه صبر لبریز و قوه اداره فاقد سر تکب خود کشی و انواع بی باکی میشود . « چنانچه ملت آمریکا این نکته را متحسس شده برای درستی اخلاق خود داخل کوشش و اقدامات موثره میباشند و از ان سلسله از مسکرات که منبع بد اخلاقی و مضر صحت است جلو گیری مینمایند » « اگر فکر کنیم فعلاً ملت افغانستان قدم اولین خود را در راه تمدن مشروعه عصری گذاشته خوشبختانه حکومت و ملت متحدانه در جذب افضائل امروزه و کسب تمدن نافعه دنیا داخل اقدامات اند و میخواهند که در نتیجه این مجاهدت خویش چنان سعادت و ترقی را برای وطن محبوب شان استحصال نمایند که دران سعادت دنیا و فلاح عقبی و خشنودی خالق و رضای مخلوق موجود باشد » اگر افغانستان رعایت او امر مقدس مذهبی خود را نموده اخلاق خود را عالی دایماً خود را باساس صحیح تطبیق بدهد و برای دنیا و عقبی خود یکسان داخل میدان مجاهده شود من امید وارم که بنیادهای مستحکم مدنیت حقیقی دران بوجود آمده الى الابد مسعود بمراتب اقصى سعادت واصل خواهد گشت » .
(شماره ٣٥) مجلد پنجم سیاست عالم هیچ گاه تجاهل و مسامحه نمیکند که امتعه تجارتی آن در هنگام گمرک از امتعه تجارتی دیگر ممالک در فرانسه فرق و استثنا را جایز نباشد. محاربه گمرکی انگلیس و فرانسه مذاکره بین رجال صلاحیت دار هر دو دولت را تصویراً پیش نموده لیکن انگلستان جواب داده است که قبل از انعقاد کنفرانس امپراطوری که در ماه تموز آینده در لندن عقد خواهد شده، راجع بدین موضوع قرار اساس گرفته نمی تواند. بحران اقتصادی و تجارتی اینکه امروز تمام دنیا را استیلا نموده است نهایت وضعيات سیاسی دول هم تاثیر افگن گردیده. انگلیز و فرانسه که از پنجاه سال بدینطرف خیلی صمیمانه گذاره نموده و در حزب عمومی هم در یک صف شانه بشانه جنگیده استحصال فتح وظفر نمودند، امروز برای تامین وضعیت و سلامت سیاسی و اقتصادی خود هر کدام در مقابل یکدیگر تدابیر ضد و عکسی اتخاذ نموده اند. رجال و اکابر اصحاب صلاحیت حکومت امروزه انگلستان، نخستین از است که در مقابل حکومت فرانسه خیلی بالسان صريح وشديد خطاب نموده اخطار ات تلخ وتند می نمایند، ومطبوعات طرفين هم بر حکومت خویش هجوم نموده اهمال و تسامح آنها را تقبیح می کنند. مستر ورلتررنسیمن وزیر تجارت نگلستان در نطق آخری خود تصریح نموده می گوید که از سببیکه فرانسه به نسبت صد پانزده بلا استثنا بر تمام امتعه تجارتی انگلیز گمرگ ضم و وضع نموده است حکومت انگلستان ازین رویه فرانسه خیلی منفعل گردیده است. حکومت انگلستان وزیر مالیه انگلستان هم در مقابل فرانسه بلحن درشت و شدیدی اداره کلام نموده می گوید، حکومت فرانسه مدعی است که به نسبت صد پانزده ضم گمرکی بر امتعه تجارتی انگلیز محض از سبب سقوط استرلنک وبرای حمایه، ل تجارتی و صنایح داخلی فرانسه مجبوریت حاصل نموده است. حال آنکه در مضی قریب هنوز فراموش نشده است که فرانک فرانسه بك وقتی که در صد ۹۰ قیمت خود را باخته بود حکومت انگلستان بر امتعه تجارتی فرانسه اینطور يك معامله گرفتن استعمان نه نموده بود. در عین زمان اوطاق تجارت انگلستان از سبب ضم گمرك که در قیمت ذغال انگلستان در فرانسه به هر طون ۲ ونیم شانك افزوده است شکایت می نماید. فرانسه ها در مقابل از ضم گمرك در صد پنجاه پشمام و دام یتگ که انگلستان بر عموم امتعه تجارتی گذاشته است، اعتراض می نماید. لیکن انگلستان در وضع این گمرك بر عموم امتعه تجارتی دنیا که وارد انگلستان می گردد فرق نکرده چنانچه عین گمرك را فرانسه و دیگر ملل يك سان می پردازند. اگرچه رسم گمرکی دنیا رنگ در مقابل امتعه تجارتی هر دول يك سان است، لیکن در فهرست عالی تخمین شکر نشر گردیده است از سبب اینکه اکثریت آن به اشیاء امتعه تولیدیه (رلوکس) اعانت نموده است، از آن رو قسمت زیاد آن بر امتعه تجارتی فرانسه تصادف کرده است اگر فرانسه، بالمقابل تدابیر جدید گرفتن . بخواهند، طبیعی است که انگلستان از آن شدید ترین مقابله خواهند کرد. دو نتیجه، گویا این دو دولت دوست رفیق حمیمی قدیم به محاربه گمرکی آغاز نمودند. و طبیعی است که هم چنین محاربه در عقب خود عداوت سیاسی را تاسیس خواهد داد. از مسلمات روحی است که از مخبرابر نفرت و از نفرت عداوت، و از عداوت انتقام تولد میگردد!. م . اسماعيل فرانسه برای رفع وحل این اختلافیکه از مسئله كمرك پیدا شده است تکلیف
وضعیت هند مرتبه دیگر عدم موافقت مسلمان وهند منجر به غلبه کامیابی کنفرانس میز مدور گردیده مطالبات گاندی و کانگرس و هم چنان امال و مطالبات مسلمانان و وفرق كوچك ( اقلیات ) دیگر نیز بصورت حصول را به خود نگرفت . درین هیچ شك نيست كه گاندی و رفقای هندوی او که مؤسس و بانی و حامی کانگرس و یا چنانچه معروف است قائد آن میباشند، می خواهند هندوستان استقلال خود را از پنجه تسلط امپریالیستی و استعمار شير انگلستان که از مدت مدیدی گلوی هندوستان را می فشارد ، بدون آنرا می مکد ! حاصل نمایند اما بصورت طبیعی من با حقوق و امتیازات و اختیارات و ثقل و خفتی که موقعیت طبیعی و تعداد نفوس شان در مجالس تفنینی و ادارات ارادی میدهد . درین صورت هر کس به خوبی میتواند درك نمايد بنابر كثرت نفوس هنود و هم چنان لياقت عرفانى يك حزب غالب و فائق اوده ، مسلمانان و فرق دیگر مجبور خواهند شد بیمار ه و برقصد و شکار امیال و آرزو های هندو نرم واقع گردند . و از همین جهت است که قائم بین مسلمانان در عین مذاکرات کنفرانس میز مدور ، از ترس آنکه مبادا به اصطلاح خود شان در تحت اسارت هندو راج ( حاکمیت هند و ها ) گرفتار آیند ، جهت حفظ ما تقدم از حوادث و جهت ابقا بین حیات ( شماره ٣٥ ) مجلد ششم ارادانه و زنده برای طبقه مسلمین بعضی مطالبی را تسوید نموده تقدیم کردند ، و دزه بن زمان می سرائیدند که اگر في الواقع مقصود هند و ها از آزادی هندوستان حاکمیت مطلق هنود نباشد باید هند و ها باین مطالابات ما که جهت تامین وضعیت آینده مسلمان ها خدمت می نماید تسلیم نمایند . وهم چنان فرق كوچك ديگر مانند اروپائی ها و سكهه وفرقه هنود غير قابل تماس ، نماینده های خودرا به کنفرانس مذكور اعزام داشته ، جهت حفظ يك موقع برای خود در تشکیل آینده هند طالب تامینات گردیدند . در عین زمان غمزه وه گان هندی که برای اثبات وجود يك هند وستان مستقل و يا يك هند غلام دست استبداد برطابيا اهمیتی ندارد ، جهت حفظ حقوق خود و برای آنکه مبادا در تشکیل آینده . وسائل در حقوق آرای دا لی شان تصرفي واقع شود بعضاً نماینده فرستادند و بعضاً خود شان رفتند اتفاقات مسلمانان اگر چه شاید حاوی جزئیات زیاد باشد ، ولی مواد مهم آنرا نظر الله خان معروف به چوهدری که در کنفرانس میز مدور سمت نماینده گی مسلمانان را دار بوده ، پس از عودت خود در اتحادیه تمام مسلمانان هند قرار ذیل شرح داد : - اولا مسلمانان در کنفرانس میز مدور خواستار گردیدند ، حدود پنجاب به طوری اصلاح شود که مسلمانان پنجاب بتوانند از روی نفوس دور تقسيمة ایالت پنجاب ( که در آنجا نفوس مسلمانان زیاد است ) اکثریت داشته باشند . ولی تمام فرقه سكهه وقائمين هندو ها بر این مطالبه اعتراض نموده ، بتردید آن اقدام نمودند . و مقصود شان ازین مخالفت تنها این بوده که بهر صورتی از صور مسلمانها نباید در پنجاب دارای اکثریت باشند . ثانياً مسئله « وينتج » ( یعنی وزن و سنگینی ) است . این لغت ، تعبیر سیاسی معنی دیگری غیر از معنی لغوی خود دارد ، و طنر الله خان آنرا چنین ترجمه می کند که : ( دادن حق نماینده گی به يك فرقه كوچك بيش تر از آنکه از روی تعداد نفوس مستحق می باشد . ) و در عین زمان مسلمین حق خود را باین مسئله برخلاف مطالبه سابق ( كه يك حق جغرافی بود ) رعایت و تصدیق داشته می گویند : وينتج به اقلیت و یا اقلیات بصورت يك نشانه بی حواصی فرقه كثير محض جهت تولید حس ده توانیست و اعتماد در بین فرقه کوچکتر داده می شود . و معنی آن اینست که اکثريت يك مقدار از حق نماینده گی را که خودش مستحق آن است به اقلیت می دهد ، اما بصورتیکه با کثرت خود آن نیز ضرری ایجاد ننمايد . و نتیجه که بران مترتب میگردد عبارت ازین است که فرقه و یا فرقه های كوچك میتوانند
مجله نجم ( شماره ٣٥ ) صفحه ٦ نسبت باینکه این حق برای شان داده نشود ، در صورت دادن آن بر پالیسی و عملیات حزب بزرگتر بیش تر اثر و نفوذ داشته باشند . و میگویند این حق و نتیجه در صورتیکه در ایالات که مسلمان ها دران اقلیت دارند داده شود مهم از اکثریت هنود نخواهد کاست زیرا در هيچ يك همچو ايالت تعداد نماينده گان هند و کمتر از ٦٥ فیصد نه می شود . و اين يك اکثریت خیلی مکفی است . و راجع به اکثریتی که مسلمان ها در پنجاب و بنگاله دارند بدفاع بر خواست می گویند درین دو مقام نیز مسلمان ها ٥٥ في صد نمایندگی را خود شان احراز خواهند نمود . و درین صورت نیز فرق دیگر نسبت به مسلمانان در ایالت دیگری که اقلیت دارند مصئون تر و قوی تر میباشند. ثالثاً مسئله انتخاب جداگانه است که ، مسلمانان میگویند که انتخاب نماینده گان باید بصورت مشترک در بین هند و مسلمان اجری نشود و چنانچه از مدت ده سال قرار قانون حکومت هند هر فرقه جداگانه هيئات انتخابی تشکیل داده نمایندگان خود را در تقنینیه انتخاب می کنند ، حال نیز همین اصول بحال خود باقی بماند و تغییری دران رو ندهد. هنود باين مسئله اعتراض تشکیل نموده می گویند ، این اصول مخالف دیمو کراسی است . ولی مسلمانان دفاعاً اظهار میدارند که مقصود از دیموکراسی اینست که حکومت يك مملکت روی هم رفته در نزد ملت مسئول باشد ، ومسئولیت مذکور وقتی صورت وجود میگیرد که قوه اجرائیه مملکت تابع به قوه تقنینیه آن گردد . یعنی در ضمن هر مسئله که واقع گردد و یا نگردد باصول دیمو کراتی افاده و یا احرازی نموده نه می تواند ! لهذا انتخاب جداگانه نیز چون باصل موضوع یعنی مسئولیت کامل حکومت در نزد عامه ملت کاری ندارد مخالف و مناقض دیموکراتی نیست . و علاوه تا اصول انتخاب جداگانه وقتی اجری گردید که تجربه به ما ارائه نمود که عدم اجرای اصول طرف انتخاب در يك مملکتی مانند هندوستان مسلمانان را از يك حصه زیاد حق مشروع نمایندگی شان در تقنینیه محروم خواهد ساخت . اینست که در بین این کشمکش هند و ومسلمان، و در بین افکار متخالف این دو فرقه که یکی خیال حاکمیت مطلق را در دل خود می پرورد و فرقه دیگری می خواهد از چنگ گرگی خلاص شده به پنجه گرگ دیگری نیفتد و از حقوق حیات محروم نگردد ؛ کنفرانس میزمدور به نتیجه مواصلت ننمود وبالآخره انگلیس ها چنانچه همواره ازین مورد اختلاف هند ومسلمان استفاده نموده اند ازین مرتبه نیز طرف کامل : بسته ، درعین زمان این مسئله را دلیل عدم قابلیت اهالی هندوستان بادارۀ نفس و دفاع حقوق داخلی وخارجی خود شان نشان داده ، " مکدونالد " در نطق آخرین خود گفت : " اگر فرق نتوانند راجع به مسائل فرقی باهم به موافقتی رسند ، حکومت برطانيا يك فيصلۀ موقتی خواهد نمود " باینصورت انتريك و چال بازی که یکی از خصائص ملی و شعار هتفی برطانیا است کامیاب گردیده نماینده گان میز مدور عودت نمودند ، ولی جای تعجب اینست که در حالیکه انتريك برطانيها نگذاشت موافقتی به عمل آید ، باین مسئله نیز موقع نداد که روی هم رفته از موافقت وفیصله ها مایوس گردید . چنانچه همین کلمه " فيصلا موقتی " که مکدونالد در نطق آخرین خود ذکر نموده است هنوز هم برای مذاکرات ومباحثات مزید موقع میدهد . و حالا فکر دارند کنفرانس میز مدور بصورت كمیته ها در تحت ریاست اشخاص سیاست مدار برطانیا که رگ خواب هندی ها را خوب یافته اند در خود هندوستان جریان یابد . واین مسئله نیز عبارت از يك چالیست که جهت تمدید مباحثه و بالآخره استفاده از کمترین فرصتی که بانگلیسی ها دست دهد . یعنی درین وقت بر خلاف پالیسی " گلید ستون " که در وقت محاربه ترکیبه می گفت : " ترك ها را با بار و بار خانۀ شان به در دانیال داخل کنید . " مکدونالد میگوید هندوستانی ها را گول زنید و تا می توانید به مباحثات و مذاکرات عقیده داده هر لحظه را که در آن برهند حاکم بمانید مغتنم شمارید ، واز ساده گی اهل هند استفاده بنمائید .
صفحه ۷ ( شماره ۲۵ ) مجلد پنجم فعلاً انگلیس ها بهانه خوبی یافته اند ، و حال قراری که معلوم می شود ممکن است به تشدد شروع کنند و باز مجالس هند از يك عده بی گناهانی که به گه به جرم وطن خواهی و مطالبه حق حیات آزادی در دائره بشریت ، مجرم اند به حکم استبداد مطلق و امریت مطلق العنان برطانیا ، مملو گردد . وفعلاً در اثر همین تصمیم جواهر لال ، نهرو و مستر شیروانی ، و هم چنان خان عبدالغفار خان ( معروف به گاندی سرحد ) به جرم آنکه برای پذیرائی گاندی میرفت و در يك در باری که جهت مذاکرات راجع به امور اصلاحیه سرحد عقد شده بود حاضر نگشته بود حبس شده اند . و محتمل است فدائیان آزادی هند مدافعین ملت مغصوب الحقوق هندوستان یکی بعد دیگر بهمین راه بروند . گاندی و تمام قائدین هند از ناکامی کنفرانس میز مدور کاملاً متأثر اند و شاید هم تا يك اندازه متحسس گردیده اند که بالا خر در نتیجه این همه زحماتی که چه در سفر و چه در اثنای مذاکرات کنفرانس کشیده اند وقت شان به ضیاع رفته هم چنانکه غلام بر طانیا رفته بودند با سلاسل غلامی پیچیده باز آمدند . و رفتن و آمدن شان هیچ فائده نکرد . مگر گاندی نیز با انتریکه ها و چالهای برطانیه مقابله شیرینی نموده با فلسفه عجز و مذهب عدم تشدد آن احساسات رقیق را که طبعاً خاك هندوستان مولد و مهد آن است در بین هنود کاملاً به هیجان آورده است . و مطمئن است که از همین راه و از همین طریق فیلسوفانه و روحیات شناسانه خود می تواند به مقصود آخرین خود نائل گردد . و می خواهد به مجادله شریفانه خود که برای مقصود بلند وطنیت و بنام حق و حقوق است ادامه دهد و در حین ورود او در بمبئی روز نامه ستيتسمين خلاصه نطق مؤثر او را قرار ذیل نشر می نماید : بمبئی ۲۹ دسمبر – گاندی مجدداً به عدم تشدد ظهار اعتقاد نموده در يك جلسه در آزاد میدان گفت : « من حتی از فدا نمودن ملیون ها نفوس رو گردان نیستم . » و راجع به گرفتاری پندت جواهر لال نهرو ، و خان عبد الغفار خان و کشا دن آتش بر جمعیات انقلابی پشاور اظهار اندوه نمود . و از مردم خواهش نمود بر راه خود دوام ورزیده پرو گرام عدم تشدد کانگرس را تعقیب نمایند . و راجع به قتل مستر ستیونز ( میجستر یت انگلیسی است که دو نفر دختر متعلمه مکتب او را به قتل رسانیده بودند ) در کامیلا گفت : من مغمومم ازینکه دو نفر دختر يك نفر خدمتگار ملکی هند را به قتل رسانیده اند زیرا هندوستان آدم کشی را نمی خواهد ولی من نه می توانم از وضع حکومت راجع به قاتلین مدافعه نمایم . حکومت میتواند قاتلین را بدار بکشد ، مگر نه میتواند تمام نسل را از انسانیت بیرون کند . و اگر مجبور گردم که اقدامات جدی نمایم میدانم که مانند سابق خود را حفظ نموده نخواهم توانست ، زیرا درین وقت باید با گلوله مقابله نمائیم . اگر جنگ ضرور شود شما را دعوت می کنم که حاضر باشید ، مگر من همواره می خواهم نمود که ملت را ازین ابتلای آتشین حفظ نمایم . معهذا ازین هم رو گردان نیستم که شما را به تحمل بر اندازه مشقت دعوت نمایم . و گفت من از فدا نمودن يك ملیون حیات نیز رو گردان نخواهم شد . علاوتاً بیان نمود ، یگانه طریقی که ازان به مقصود خود رسیده بتوانیم اینست که ما وحتی کسانی از ما که عدم تشدد را عبارت از يك پالیسی تصور می کنند ، به عدم تشدد گرویده باشیم . تا زمانیکه کانگرس به عدم تشدد اذعان دارد شما باید بآن ملحق باشید و یا آنرا به کلی تبدیل کنید اگر جداً بآن التحاق نمائید البته بر حیثیت کانگرس خواهید افزود . اگر کانگرس سیتاگره ( مجادله ازادی ) را ترک دهد گفته می شود که حکومت با و صلح خواهد نمود . مگر من با احترام لازمه به حکومت می گویم که سیتا گره ها عبارت از یک قسمت پروگرام کانگرس است و چنانچه در انگلستان بایشان گفتم حکومت باید مسائل را با کانگرس فیصله کند . وبعد ازان از وضعیت نهایی نده گی کانگرس بحث نموده گفت :
صفحه ۸ (شماره ۳۵) جلد پنجم امروز کانگرس یکی از بزرگترین قوه سیاسی هندوستان است و این وضعیتی است که از روی خدمت خود احراز نموده است زمانیکه به طرف انگلستان میرفتم میدانستم مسئله هندوستان نباید در انگلستان فیصله شود. باوجود آن رفتم و حالا نیز اطمینان دارم که کانگرس به خدمات خود برای مسلمین و سکها و اقلیات دیگر ادامه خواهد داد. عقیده راسخی دارم که همه شان جهت حل مسائل فرقی به کانگرس رجوع خواهند نمود. فرقه غیرقابل تماس : و گفت: من خود را « غیرقابل تماس » می گویم زیرا میدانم اشخاص غیرقابل تماس وجود من اند. هیچ یک فرقه مانند هنود با اشخاص غیرقابل تماس اجری مظالم ننموده است. حتی اگر اشخاص غیرقابل تماس سرچند نفر هندو را بشکنند من از شان نفرت نخواهم نمود و عقیده کامل دارم تا زمانیکه برادران غیرقابل تماس خود را آزادانه در آغوش گرفته راجع به حقوق شان بایشان اطمینان ندهیم آزادی معنی نخواهد داشت. و گفت: شب گذشته در عین آنکه بر سطح کشتی بودم امید می نمودم که امروز به شما چیزهای مختلفی بگویم ولی خداوند چیز دیگری خواست. وقتیکه از کشتی فرود آمدم خبر نداشتم در پشاور فیر نموده شده، و پندت جواهرلال، نهرو وشیروانی گرفتار از روزنامه ایران : انگلستان از سرنوشت او - ۲ - هم چه بنظر میرسد که بمجرد تاسیس مجدد پارلمان اوضاع سروصورت بهتری به خود گرفت است. بر فرض هم بهتر نشده باشد مطبوعات انگلستان با سرو و صدای بسیار و با مقالات دورودراز و تصویرات بی حدوحصر بهبودی اوضاع را مسام و قطعی می شمارند - کوره های بزرگی در هر گوشه و کنار دیده میشود؛ شده اند. من ان عملیات لاود ولنگدن ( وایسرای فعلی هند ) را بی حیث اتمام عهد کرستفیس میدانم. « و برای یک نفر ازادی خواه ذین بهتر چیست ؟ » راجع به حوادث جدید هند گفت : امید دارم ادعاوانی را با حکومت پیدا کنم ولی نظر باین تمام علامتی را که مشاهده نمودم این امید مرا خیلی ضعیف میسازد؛ بهرصورت هنوز هم سعی خواهم نمود تا راه خروج را ازین مشکلات پیدا کنم. و از حاضرین خواهش نموده رمحرک نترسیده در صورت لازمه با آن با همیت مقابل شوند، ولی در عین این کار باید بموی یکنفر انگلیس ضرری نرسد. و امیدوار باشید که با تحمل رنج وزحمت فکر الیکاس ها را تبدیل نمائید. ابراهیم که جان تازه ای به خود گرفته و دود از دودکش های آن بیرون می آید - چرخ های کارخانه ها که یک چند استمکیشش بیجان و بی حرکت بود به جنبش درآمده و معادن که مدتی توده های بی سرهم ریخت بود تغیر صورت داده است. برای این خوش بینی فقط یک نظر بد و یک گوشه طبیعت باقی مانده است و آن « دومیننک » خارجه است که باید بدون یک لحظه تردید تاخیر متوقف گردد. یک پروگرام تام این ثمرۀ یک تعرفه عمومی گمرکی در نخستین جلسات مجاس و اجرای آن در ظرف سه ماه لازم است و ازین لازمنر وقوع تو آزادودن حکومت است برای منع و جلوگیری هر گونه وارداتی که برای صنعت انگلستان خطرناک تشخیص داده شود. سعی کنیم که با نظری دقیق تر بقدری پیشتر ازین موقع بنگریم - برفرض می کنیم که استجابات جدید اعتماد تام و تمام بر صنعت گران ایجاد کرده است فرض میکنیم که تنزل لیره انگلیسی از سفارحات قابل ملاحظه خارجه حاصلی شده است و اینها قطعی و مسام است صاحب کار خانه که کاملاً حق داشت از اوضاع هراسان باشد بایندو امید وار مگردد، ومشتری خارجی او کم او صوب پوست و با رج بوی لطف می دهد طبیعتاً نظم و ترتیبی در کار او حاصل میدارد. آیا این بهبودی دوام دارد و یابورای ترك عیار و آزاد کردن قیمت پول طلا
تا اینکه صنعت گران موافق با این کار مجدداً بکار خود مشغول شوند کافی خواهد بود ؟ متاسفانه ! سرود مخالفتیکه از يكطرف در پای ماتش خوانده میشود ، جز اينرا معلوم نمی دارد و ثابت می کند که این اقدامات هنوز بموقع است . همسایه گان و دوستان ما حق دارند که از سفارشاتی که مربوط به بهبودی و مسائل تسویه محصولات و امتعه نیست ( بلكه مربوط باین موضوع که اجرت کار و در بعضی موارد مواد اولیه بپولی تادیه میشود که هنوز در داخله تقلیل نیافته است . ) مسرور و خشنود باشند . انگلستان از حیث مواد و محصولات اصل برای نان روزانه خود بقدری تحت تسلط و استیلای خارجه است که قیمت های داخلی از روی ترقی خواهد یافت گران تر شدن زنده کی بمعنی زیادتر شدن مزد است . - زیادتر شدن اجرت کار ، معنی افزایش قیمت محصولات و امتعه است . و این چیزیست که به تسلسل بهر چیز دیگر سرایت کرده و ما خطر آنرا پیش بینی کرده ایم . اگر فرانسه میخواست به خودی خود زنده گی کند و محصولات خود را کافی شمرده از دیگران بی نیاز باشد ، بهتر ازین مملکت قادر به زنده گی بود یک تثبیت نرخ عاقلانه ، صاحبان کارخانه و تجار و تهیه کنند گان امتعه و محصولات مارا كمك كرد که برای کار های خود اساس محکمی تهیه کنند و تا انجای که تنزل وعدم اطمینان آن زمان اجازه میداد در استحکام کار خود محکم شدند . همچو بنظر میرسد که در انگلستان بسیاری از مردم قدر وقیمت نرخ ثابت پول را نه می شناسند ونه می دانند که تثبیت نرخ پول چیست؟ چه قواعدی دارد . دیروز شنیدم که یک نفر صنعت گر از ازاد شدن قیمت لیره خشنود است و به خود تبریک می گوید که بعا ملات بیشتری خواهد کرد . من باو گفتم : - شما مواد اولیه خود را از خارجه خریداری می کنید و باید در مدت شش ماه قیمت آنرا مطابق پول مملکت بیفزائید . بنا بر این چگونه می توانید قیمتی برای امتعه خود معین کنید ، در صورتیکه نمیدانید شش ماه دیگر پول شما چه وضعی خواهد داشت وقیمت مواد اولیه که باید دران روز بپردازید چه خواهد شد ؟ در جواب من گفت : - ! شما چقدر بد بین هستید ! معلوم می شود که انگلیس را نه می شناسید ! لیره و قطعاً تا آن موقع لیره انگلیسی ترقی خواهد کرد . من میخواهم که معتقد شوم که این تحقیر عناصر بزرگ اقتصادی صورت استثنائی دارد و مخصوص باین مملکت است . عجیب تر و اضطراب آور تر آن است که غالباً مردان اینجا تصور می کنند که حذف آن قسمت از امتعه خارجی که دومپنگ ، نامیده میشود و پس از آن به تثبیت تعرفه گمرکی کافی خواهد بود. ، که انگلیس بتواند بسعادت اقتصادی و بختیاری گذشته خود باز گردد . باز هم بگوئیم و در اوضاع دقت کنیم . دومپنگ ، کلمه است که اگر هم تازه نباشد ، لا اقل از چند سال باینطرف معنی آن تغیر کامل یافته است . فعلاً معنی این کلمه فرستادن مال التجاره های است که دارای قیمت های پست و جنس پست تر است بيك بازار كاملاً خارجی است با باین جهت که قیمت پول مملکت صادر کننده آن تقلیل یافته و یا برای اینکه لطمه ای بر تجارت محلی و داخلی آن مملکت که اجناس مزبور بدان داخل شده است وارد گردد . مثلا در موقعی که مارك المان بتنزل فاحش یافت پارلمان انگلستان تدابیری اتخاذ کرد تا از يك چنین رقابت خطرناك جلو گیری بعمل آورد . . حال بپذیریم این اتهام ، دومپنگ ، که از طرف انگلستان به ممالك خارجه مخصوصاً فرانسه وارد شده است صحیح وقابل تصدیق است ؟ به هیچ وجه : - این يك موضوع قابل تاسفی است و مخصوصاً از جهت اینگونه نتایج علم النفسی صورت خوبی ندارد . حقیقت آن است که بعض از تجارت خانهای خارجی از يك سوه باینطرف چون میترسیدند که تغیراتی در تعرفه گمرکی داده شود و ضرری برای شان وارد گردد
( شماره ٢٥ ) فاضله بنام علم اخلاق تدوین شده وبوسیله مكاتب ومدارس دهرا وپیشوایان اجتماعی مورد استفاده ما واولاد ما قرار میگیرد : که در صورت فهمیدن آن ما افعال واقوال خوب وبد خوب خود را فرق کرده میتوانیم . علم اخلاق به تعبیر اخلا قیون حاوی مباحثیست که بذریعه آن وظایف وتكالیف خود را نسبت بخویش وغیر فهمیده ومراعات نمائیم ! چه از نقطه ایجاب عقل واخلاق تا مایی بوظایف وتكالیف خود نبریم البته ظلم به نفس خویش وحق دیگران کرده خواهیم بود . ازین رواست که تحصیل علم واخلاق را دیانت وهمه پیشوایان اجتماعی وروحاني بانسان حتمي دانسته وسفارش مي نمایند . گرچه شریعت مقدسه وقوانین اجتماع براي حفظ واحترام حقوق انسان حدودي راتعیین کرده که در صورت تجاوز وانحراف تنمير تنكب جزا خواهد داد ، ولي فضایل بزرگ انساني وعلایق محبت کارانه وتعاون اجتماع وحيات توام انساني اجازه نمیدهد که هر دم وهر زمان حقوق واحترام اشخاص معروض تجاوز واقع شده وبوسیله مقامات حاکمه تلافی واسترداد کرده شود بلکه بایستی انسانیت از نقطه تهذیب اخلاق واصلاح فكر ونفس ابتدا مبادرت باوضاع واعمال سوئی انکنند تا جسقوق واحترام اشخاص در معرض تلف واقع نشود ، نظیر این اعمال بزرگ اخلا قیون را امروز در بقلم آقای غلام جیلانی خان اعظمی : اقتباس از مجله کابل : اخلاق ( ٢ ) در تحت تأثير وي رفتار مي نماید هر گاه مراعات خواهش و فرمایشات این جنبه بحد اعتدال نشده واز آندرجـه تجاوز نماید لا بد ضعف در قوه ملكي یا جنبه معنوي انسان طاري شده و بكلي حفظ موازنه را خراب کرده فضایل انساني را مي بازد . چون این حادثه بزرگ در حیات بشر ملحوظ بود خداوند متعال رهنمایاني بنوع انسان گماشت تا آنها یک عده خصایل خوب وعادات ومملكات فاضله را بانسان آموختانده ومارا بوسیله مشق واعتياد آنها از خطره فناي فضایل وشرافت انساني نجات بخشایند . امروز مجموع آن عادات خوب ومملكات داخلی طرفداری میکنند کاری جز حرف زدن نخواهند داشت . باران این حرف ها را گوش خواهد کرد . آیا همه این قول و قال ها مرا از مناسبات آینده فرانسه و انگلیس بتردید می افگند ؟ نه ! بگذاریم تا این سند باد بید وام بپایان رسد و به کار خود مشغول باشیم . اگر نخواهیم فردا از برای ما خواهد بود . ( با قیدارد ) بانحاء چند رقم اجناس مخالف وگونا گون ولی اجناس، خوب وقابل ملاحظه بفراوانی وارد بازار های انگلستان کرده اند ، ولی وارد کردن این اجناس وامثعه برای آن نیست که بقیمت پست و ارزان فروخته شود ویا اجناس پستی نیست که مستلزم ارزان فروختن باشد، بلکه بمراتب بیش از قیمتی که این اجناس دو مملکت صادر کننده داشته است بفروش خواهد رسید . این دره یگ نیست اگر فروشنده گان خارجی مسیر می کردند و منتظر می ماندند که صنایع ملی انگلستان با ابوار های بلند گمرکی بتواند نفوذ حتمی و سعادت صنعتی سابق خود را محفوظ دارد و بعد ایشان این امثعه را وارد کنند و با قیمت های بیش از بفروشند انگلیس ها بیش تر و شدید تر ازین اعتراض میکردند اگر تدبیرات برای حمایت صنایع ملی اتخاذ گردد دیگر صادر کننده گان خارجی و پیش بینی آنها برای صدور این اجناس بانگستان يك سبب مهم آن خواهد بود . تمام این عکس ها که منتشر میسازند و کشتی هائیران نشان میدهند که در ساحل لنگر انداخته و چاپك هاي پر از گره وصندوق های تخم مرغ و توده های منسوجات خالی میکنند، بی اندازه و به حدی دور از باور موجب تحیر عمومی میشود . در عین حال دیده میشود که کار خانه ها هنوز بسته است ، و بیکاری پیوسته رو بتزايد میرود . اشخاصی که با کمال شدت و حدت از حمایت مصنوعات
( شماره ۳) مهالیک متمدینه می توان مشاهده نمود دیگر حس است که بذریعه آن انسان بعبادات و ملکات فاضله بوده ضد آنرعایت چه هر مملکتی که از روی علم وتمدن تاثیرات خارجی را در وجود خود انتقال داده حسن ادره قوی بدنی و سلامتی مزاج واصلاح اخلاق زیاده تر پیش رفته است و ارادات خودش را بوسیله آن تحریک است بمقصد ننجام و ایفای وظایف و منازعات ودعاوی در محاکم عدلیه ودوایر می نماید . تکالیف خویش در حیات ، سپس پولیس شان کمتر اتفاق می افتد . ثالثاً اقتدار که بتوسط آن از اعمال خود فراهم نمودن وسایل و موجبات يك در حالتیکه هنوز اهالی آن متحلی اخذ نتیجه میدارد . زنده گانی آبر و مندانه ایست از طرق باخلاق نشده و جریان مسائل خلاف اخلاقی در صورتیکه این سه قوه ممتازه انسانی مشروع بوسیله سعی وعمل . در آنجا حکمفرما باشد حکومات طبعاً قوانین باساس تربیه و پیروی بمطالب اخلاقی در قسمت دوم: تکالیف و وظایفی است و مجازات را در آنمملکت شدید میگذارند وجود انسان تقویه شده و شروع که انسان در مقابل عموم ابنای و ایفای ولی در جائیکه مردم متصف بفضایل وصفات بکار و ایفای وظایف و عملیات خود می آن مجبور میباشد : اخلاقی شده باشند بعکس آنست . منبع نماید ، طبعاً انسان مصدر خوشبختی شده ۱ : مقابل خانواده مثل : پدر ، مادر فسادات اخلاقی اساساً در یک قوم وملتي شخص وی و هم جامعه ازاو خودش برادر ، خواهر عیال و اولاد ، غیره مستفید میگردد و مجلین شخصی اخلاقی دوچیز است . انسان و متصف بودن بفضایل انسانی جائز اقارب ؛ چه در موقع عسرت و بدبختی اول : جهل که مردم بوظایف وتکالیف و سزاوار است . با دیگر مواقع قدریکه او نسبت بسایرین خود ندانسته از مقتضیات اخلاقی بی خبر طوریکه عرض شد که انسان در حیات طالب رحمت و محبت و تعاون آنهائی و خویش تکالیف و وظایفی در انسبت بشخص آنها تو را مقدم بدیگران خدمت و كمك می مانند . خودش و هم بجامعه دارا بوده و مدیون کرده اند لابد از تو هم نسبت بسایرین دوم : افساد متنفذین ومقتدرین است که بتادیه آن میباشد عبارت از مطالبی است طالب رحمت و محبت و تعاون تو بوده و روح اخلاقی طبیعی راهم در وجود اشخاص که باین تفریق توضیح می یابد : مدیون آنهائی و ابدانیست این حق کشته و آنهرا بمقاصد خویش استعمال و قسم اول : تکالیف و وظایف شخصیه وا جب التادیه را فرا موش نمائی . در طرق سوء اخلاقی سوق مینمایند . که این هم اساساً بدو قسمت منقسم این قسمت مراعات و تکالیف که نسبت استفاده از فضایل اخلاقی ومتنبه شدن میشود . به خانواده مرعی میشود آنرا موسوم از اینکه انسان دچار مراتب سوء اخلاقی اول : رعایت حقوق و احترام باری باخلاق فامیل و یا خانواده کی کرده اند تعالی جلت مجده که خالق و آفریده گار که این مرتبه اول تجارب و زمینه عملیات نشود بازهم بوسیله همان قوای فاضله ایست ماست و بایستی وظایف بنده کی ولوازم اخلاقیست برای يك انسان که در صورت که خداوند متعال ممتازاً نسبت بدیگر اطاعت و انقیاد تماماً بحضور حضرت باری حسن اجرای این وظیفه و بر آمدن از مخلوق در وجود انسان مودوع فرموده است تعالی بجا آورده شود . عهده اش ممکن است انسان در ملت و یعنی عقل طبیعی که بواسطه علم صیقل دوم : تکالیف و وظایفی که باید بشخص اجتماعات بشری از عهده تکالیف و شده باشد وانسان بوسیله آن بین خیر و نفس است غرض از تهذیب نفس و وظایف عمومه اخلاقی بدرستی برآمده وشر ، زشت وزیبا فرق میگذارد . اخلاق و تزکیه روح و جلب و اعتیاد خواهد توانست .
صفحه ۱۲ شماره ٣٥ جلد پنجم ۲ : - وظایف و تکالیف اخلاقی نسبت بملت و وطن که خود مراعات حقوق و احترام وطن و جامعه ملی و داشتن محبت و صداقت با نهایتاً بمثابه آن تکالیفی است که انسان بحیانه و فامیل خود میداشته باشد . ٣ : - تکالیف و وظایف اخلاقی داخلی نسبت بقوانین و نظامات اجتماعی مملکت خود چه در صورتی که عموم افراد يك جامعه مواد آن را اراده و قابل اجرا شمرده اند عدم احترام و مراعات نکردن آن عیناً بیحرمتی و بد رفتاری با ملت و جامعه است . ٤ : - تکالیف و وظایف داخلی در مقابل عموم ابنی نوع خویش : وقتا که ما احتیاج حیاتی خویش را در اثر اجتماع و كمك و همرانی آنها دانسته و احساس کردیم اتکاء فضایل و ممیزات انسانی بحکم اخلاق متقاضی است که چگونه می خواهیم در جامعه بخوشی و راحت زنده گی کنیم ؟ و چه احترام و سعادت و راحت و امنیت را برای خویش آرزو داریم ؟ باید برای دیگران هم خواهان و آرزو مند آن بوده باشیم . و هم چه چیزی سعادت و راحت ما را ممکن است اخلال و بیا فزت نماید البته ما هم آنرا بدیگران نه پسندیده و بایستی دست و زبان را از دست اذیت کوتاه سازیم . اعتیاد بملکات عالیه خادمین نوعی در اثر مساعی و زحمات و تحقیقات خوبشان نسبت بحال و امراض دماغی قـوای روحی انسـان ، كـه اساس اعمال وارادات غـير صحية آن شمرده می شود نتا یجی را مكشوف میدارند ، و با یستی انسان نظر باين تحقیقات مسلمه معتقد شود زمام اراده و عمال وی در طریق خوب و حقیقی در دست اقتدار فكر و خیالات صحیح و باترتیب وی است، یعنی در مجاری حیات در صورتيكه قوای باطنی خودرا بطور منظم و بمطالب نافع وسودمند ورزش داده و آنها را بعملیات موزون ولایقی عادت میدهد البته عادت ردیه که کشافی ناموزونی را در وجود خویش مرغوب ساخته و روش نامر غوب و خصال بد را منکوب می سازد. فضلای دانشمند عصر از قبیل لیبون هابن ریش لوبه ـ لیستكت و امثالها از عالهای علم الروح و علم النفس میگویند : اعمال و ارادات صحيحة ما ها تابع احساس و عکس العمل خيالات سالمه شما ست ، هر گاه نتیجه صحيح وثابت از اعمال ظاهر نمیشود ، نقصش را باید در عقول و افکار خود جستجو نمود خیـال شما میتواند اراده را بصورت خوب وصحيح ویا بطور غلط و نا خوب الفاوتحريك نمايد مثلا خیال میکنید که حتما صبح ساعت شش بایستی از خواب بیدار شوید و این خيال بصورت جزم وتصمم در دمغ شما تمر کز مینماید البته صبح در ساعت مطلوب بیدار خواهید شد . ( با قیدارد ) خبر های خارجی تاش وزیر دربار ایران در ما سكو ماسکو ١٥ جنوري - تيمور تاش وزير دربار ایران در مسکو وارد گردید . در سرحد واستا سيون ماسکو استقبال خوبي بعمل آمد . نماينده هاي حکومت شور وي واعضاي کار دیپلوماتیک مالیوتوف کمیسر خارجه ، قره خان ونایپ رئیس شوروي ، آقاي پاک روان سفیر کبیر ایران در ما سكو وسفراي سوئد و نا رو يژ در استا سیون حضور بهم رسانده بودند . بتاريخ ١٦ جنوري همراه کا انن رئيس جهمو ر شوروي ملاقات نمود . وزیر خارجه ونايب اوهم حضور داشتند . وزیر یا رئیس الوزرا مولو توف ملا قات نموده است شام آنروز از طرف وزارت خارجه یگ دعوت داده شده بود . وضمناً ما بين وزير خارجه وتيمور تاش تبادله افكار وملا قات خصوصي اجري شد . هند لندن ۱۷ جنوري - اطلاع لندن مشعر است که در بمبئی از طرف تشکیلات کانگرس ملي چندين مظاهره بعمل آمده است . و در نتیجه تصادم همراه پو لیس ها ده نفر زخمي وبسیار نفري حبس گردید .
در کابینه سابقه دیگر تغییری نشده است، باستثنای اینکه کانا لا وزیر داخله و قوله وزیر زراعت مقرر میگردند. برطانیه و هند لندن ١٥ جنوری - سر سموئیل هور وزیر هند در عین نطق خود در مجمع روزنامه نگاران در دفتر هند دایروز گفت : - اقداماتی که در موضوع وضعیت هندوستان نموده شده است منتج به کامیابی گردیده است. و حکومت عزم ندارد باقدامات جاد یانه موجوده یک روز و یا یک ساعت پیش تر از آنکه لازم است ادامه دهد تا به نزدیکه حکومت را تهدید نموده و یا هیت بر هم زدن آن سعی نمایند، اقدامات مذکوره جریان خواهد داشت. تا آنکه تهدیدات مذکوره رفع شده و موافقت و تعاونی بجای آن قائم شود. و حکومت برطانیا نیز با وضع جدیدی که صورت وجود بگیرد موقتاً اجراآت خواهد نمود و از صمیم دل به وایسرای و خدمت گاران دیگر اظهار احترام نموده گفت با وضعیت بصورت موثری مقابله نموده اند و نیز گفت عدم توافق ظاهری که در بین روانه شدن کمیته های سه گانه بطرف هند و وجود اقدامات شدید اداری معلوم می شود در حقیقت مختلف نیست زیرا هیچ یک پیش رفت تشکیل بدون وجود قانون و نظام امکان ندارد، و راجع به اصلاح احوال اضلاع مرکزی و ایالت سرحد شمال مغربی و بنگال اشاره بیگ ذریعه کشتی ( تو مبین ) به پهلوی رسید. ریوتر : رای دهی نسوان در هند ١٤ جنوری - کمیته های مساوات حقوق اعضای کمیته حق انتخاب هندوستان را نیز با خود شامل نموده تا که بتیواند نسوان نیز سیا بأ حق دادن رای را داشته باشند ؛ تا بتوانند در تفتیشیه ها بدون شرط خصوصی داخل گردند. تایمز لندن و هند روز نامه تایمز در قسمت مسائل شهری خود راجع به تجدید تادیه ٥ /م فی صد قرض میگوید : اعتماد سرمایه داران را به ضمانت هندوستان نه تنها یک تغییر امور ملی بلکه حوادث موجوده سیاسی نیز ، که به دوائر ملی اطمینان زیادی بخشد و است تصویب مینماید، و در یک سر مقاله خود راجع به هندوستان بر طانوی میگوید: هیچ چیزی ازین غیر مناسب تر نیست که در حالیکه اکثر قائدین کانگرس محبوس شده اند ، اعضای برطانوی کانفرانس میز مدور جهت پیش بردن کانفرانس به هندوستان می روند . کابینه جدید فرانسه پارس ١٤ جنوری کابینه جدید فرانسه تشکیل شد لاوال رئیس الوزرا و وزیر امور خارجه و تاردیو وزیر حرب می باشد. فرانسه ١٧ جنوری - اطلاع پا یس حاکی است که : حکومت به پارلمان پیش نهاد کرده که در وزارت حربيه يك ریاست تجهيزات جدید منظوری داده شود وظیفه ریاست مذکور اینست که در وقت حرب بسرعت تمام جمع آوری تجهیزات عسکری را نماید. چین و ژاپون مکدن ١٧ جنوری - عساکر جاپانی برای اشغال نمودن انگولیا داخل اقدمات شده اند - فعلا ولایت ژانچ را اشغال کرده اند و نیز ژاپون ها خیال دارند که بطرف علا قـه سـين بين گونه و چانزین سوقات کنند. ج بین ١٧ جنوری - تعداد عساکر جاپانی در خاک منچوری با لغ بر صد هزار نفر می شود. طياره های جاپانی به با مباردمان دوام دارند . مقصد شان خراب نمودن شهرهای چین میباشد. بسیاری از اهالی چین که در انجا فاکز نبودند از طرف طیاره های جاپانی بقتل رسیده اند. استقبال از وزیر خارجه ترک ماسكو ١٨ جنوری - در وقت عبور وزیر خارجه ترکیه از راه شوروی به طهران ، از طرف نماینده وزارت خارجه در با طوم مراسم استقبال بعمل آمد . اجنت کمیسری خارجه در آجر بستان و قونسول ایران و قونسل ترك نيز حضور داشتند . بعد از آن وزیر خارجه توفیق
صفحه ١٤ شماره ٣٥ مجله پنجم نموده اظهار امید نمود که دوستان هندوستان نیز اطراف پالیسی حکومت برطانیه بصورت درستی نظر نموده بدانند که يك پالیسی مکمل پالیسی دیگر است . ونیز مدافعه تشکیل را که چند سال قبل غير ممکن می دانستند در شرف رسیدن است راجع به اشخاصی که در کمیته های کنفرانس میز مدور مقرر گردیده اند گفت هم نفری هندوستانی و هم انگلیسی هر دو جنبه آن نژاد برای نمایندگی می باشند . پیغام کیپ تون مشعر است که تا بحال کنفرانس هندی محض ارده ردت بحث میراند و به مسائل حقیقی تازه وارد شعبه متوجه شده نخواهد توانست تا بحال تمام مذاكرات موافقانه بوده و جهت کامیابی کنفرانس در امید میرود . ریاست جمهور امريک پیغام واشنگتن مشعر است که هور باژ فیصله نموده است کاندید انتخاب رئیس جمهور گردد . رساله هندي در مجله که تازگی باسم ( رساله هندی ) در تحت اداره اتحادیه جمهور هند شایع می شود و روز نامه ( اندیا نیوز ) نیز با آن توحید شده است . گاندی ، بر تراند رسل ، سریجان نی دارد ، لارنس هوس من ، من لين ، ولکنس مقالات داده اند . در مجله مذکوره اراء يك عده خبر هاي داخلي و رود عالیقدر جناب غلام یحیی خان معین اول وزارت خارجه و مستشار هیئت تنظيمه فراه روز یکشنبه ٤ دلو از راه هند وارد کابل گردیدند . تبادله تلگرا مات تلگرام اعليحضرت غازي بعنوان اعلیحضرت شاه ايطاليا بمناسبت ورود سال نو تبریکات دوستانه و خواهشات صمیمانه خود ما نرا برای اشخاص مهم نیز راجع به گرفتاری گاندی نشر شده است . هند مارننگ پوست در سرمقاله خود می گوید : ولنگدن همت و عرق نشا نداده است که جوان ها نتوانسته بود از عهده کشند . و جهت بحال آوردن حیثیت حکومت کار می کنند واظهار حيرت می کند که چگونه واشیرای خواهد توانست کانگرس را با وجود فشاری که بران وارد می آورد با پالیسیی ذوق حکومت مسئول اقناع کند و میگوید کانگرس یگانه موسسه خونی هند است لهذا چند نفر وزرا از کانگرس گرفته خواهد شد . و این يك فکری است که اشخاص وفا دار را کا ملا تهییج نه می کند . سعادت ، و کامرانی آن اعلیحضرت و فامیل شاهی شان اظهار مینمائیم . تلگرام جوابيه اعليحضرت شاه ايطاليا بعنوان اعلیحضرت غازی از تلگرام تبریکیه اعلیحضرت که بمناسبت سال نو فرستاده اند از صمیم قلب خورسند گردیده ، از طرف خود به بسیار محبت قلبی و همچنان از طرف فامیل بحضور اعلیحضرت شما تشكرات فوق العاده را به تقدیم رسانیده صحت و خيريت وجود آن دوستم را با فاميل شان خوا هانم . تلگرام اعليحضرت غازي بعنوان اعلیحضرت شاه انگلستان بمناسبت و رود سال نو تبریکات دوستانه و خواهشات صمیمانه خود ما نرا برای سعادت و کامرانی آن اعلیحضرت وفامیل شاهی شان اظهار مینمائیم . تلگرام جوابيه اعليحضرت شاه جارج بعنوان اعلیحضرت غازی بحضور اعلیحضرت پاد شاه افغانستان پیغام مهر با نا نه تبریکيه سال نو اعلیحضرت را بکمال مسرت گرفته و خواهش دارم که بمناسبت آرزو های نيك شاهانه تشکرات صمیمانه ام را بپذیرند . تلگرام اعليحضرت هما يوني عنوانی حشمت مآب رئيس جمهور فرانسه بمناسبت و رود سال نو تبريكات و احساسات دوستانۀ خود ما نرا برای سعادت
( صفحه ۱۸ ) ( شماره ٣٤ ) ( مجلد پنجم ) این جلالتماب و ملت نجیبه فرانسه تجدید مینمائیم . تلگرام حشمت مآب پول دو مر رئیس جمهور فرانسه بعنوان ذات شاهانه اعلیحضرت شاه افغانستان ! تلگرام تبریکیه اعلیحضرت شما مرا خیلی متأثر ساخت ، اینک من و مادام « دو مر » با کمال تشکرات آرزو و نیات صمیمانهٔ که برای سعادت و ترقی افغانستان داریم بآن اعلیحضرت میفرستیم . شرفیابی و تقدیم اعتماد نامهٔ جلالتماب آقای بودار وزیر مختار دولت بهیه فرانسه روز دوشنبه ۲۰ جدی ساعت ۱۱ قبل از ظهر با تشریفاتی معموله بحضور همایونی در قصر دلکشاه رسماً شرفیاب شده اعتماد نامهٔ خویش را بحضور همایونی تقدیم نمود : سواد نطق وزیر مختار بحضور اعلیحضرت همایونی اعلیحضرتا ! بنده افتخار دارم مکاتیبی که توسط آنها مرا بسمت سفیر فوق العاده و وزیر مختار جمهور فرانسه بدربار حکومت اعلیحضرت شما معتمد میکرده اند ، تقدیم نمایم . من خصوصاً خود را سعادتمند میدانم که رئیس جمهور مرا به نمایندگی فرانسه در کابل تعیین کرده اند بنده ازین انتخاب بعد از مأموریت زیاد که در شرق داشتم خود را بی نهایت مفتخر می شمارم اظهارات مفاد فرانسه برای افغانستان حقیقی و بی ریا است . اعلیحضرتا ! ما اقامت شما را در فرانسه فراموش نمی کنیم . اعلیحضرتا ! شما در غیاب خود تحسین و حسرت زیادی در دلهای فرانسویان گذاشته اید و همدردی پر حرارتی نسبت بشما دارند . ما به نهایت توجه جد و جهد قابل تقدیر اعلیحضرت شما را که برای اصلاح و صلح داخلی سلطنت در باب ترقیات آن از روی ملاحظه روایات قدیمه مذهبی عادات و رسوم نیاکان نموده اید با نظر های تقدیر تعقیب مینمائیم . قوای من بهامورینکه در این جا متکفل آن هستم صرف خواهد شد ، این ماموریت عبارت ازین است روابط دوستانه که مملکتین ما را مواصلت داده کارکنان با حکومت شما به اعتماد و مساعدت نيك جانبین هر روز بیشتر از پیشتر آنرا نزدیکتر و محکمتر سازد . این وظیفه عمدهٔ من در کابل خواهد بود برای کامیابی آن علاوه بر همه از اعانت اعلیحضرت شما اعتماد دارم این وظیفه سهل خواهد شد هر گاه با مدح و دوستی بنده برای افغانستان كمك با التفات که از طرف رئیس و اعضای حکومت افتخار دارم افزوده شود ، بنده از پذیرائی صمیمانه که قبلاً نسبت بمن شده از اعلیحضرت شما اظهار تشکر و امتنان دارم ، من از صمیم قلب سعادت وعظمت ملت نجیب افغان را آرزو مندم . سواد نطق اعلیحضرت همایونی جناب وزیر مختار ! مسرت نامه های جلالتماب رئیس جمهور فرانسه را که مبنی بر معرفی شما بسمت سفیر فوق العاده و وزیر مختار جمهوریت فرانسه بدربار ماست می پذیریم . از احساسات بی آلایش و خیلی دوستانه شما که نسبت بآن ماموریت خویش در بار ما ابراز داشته اید خوشنود هستم . خاطره های خوبی که از ایجابت حکومت وملت شما درنزد ما موجود است فراموش نخواهد شد وهمیشه حسن مناسبات و نزدیکی علایق صمیمانه افغانستان وفرانسه آرزوی قلبی ماست قد میانیکه ممالکت ما باساس حفظ شرافت ملی و تر قیات آتیه خویش می پردازد مارا برای تعاون فکری وازدیاد علایق صمیمی با ملل دوست و بهی خواه افغا نستان بالخاصه دولت متمدن فرانسه امید وار می سازد . آرزو دارم شما بکمال صحت وخوشی این ماموریت خود تارا ادامه داده باشید و ما خصوصاً بارا کین سلطنت خویش توصیه خواهیم کرد که باشما در ازدیاد علایق واستحکام مناسبات دولتین از ابراز هر گونه مساعدت ومعاضدت خود داری ننمایند .
http://hdl.handle.net/2333.1/b2rbp022 Image 672 of 896 صفحه 16 ( شماره ٣٥ ) مجلد پنجم حکایات فایده سر فایده: کسی از مؤسسین کتبخانه و قرائتخانه (نور) پرسیده کار و بارتان چطور است؟ مؤسس قرائتخانه آقای لطیفی با يك لهجه طولانی و بسیار شمرده، گفت خوب است! ده پانزده قسم جراید و روزنامه جات داخلی و خارجی همه روی میز قرائت خانه مهیا است یکی دو تای آن را مردم میخوانند و باقی آن را خودم. اما مدیر کتبخانه آقای چشتی فرمودند: من بسیار خوشوقتم که علاوه از کثرت روز افزون مشتریان کتبخانه منافع معنوی دیگری هم داریم. اول: کتابهای مکرر چه مورد استعمال قرار گرفته و دست میخورد بزرگتر می شود، مثلاً وقتی آقایون کتابیرا بکروزه دو روزه برای خواندن بگرفته میبرند وقت پس آوردن سر و آخر کتاب همان دو سه ورق سفیدی که دارد همه پر از نوشته میباشد و اگر در آن صفحات سفید گنجایش نباشد گاه وقتی حاشیه هم می شود. دوم کتاب اگر نثر باشد سر و آخرش منظوم شده با یادگارها و دستخط های کج و پیچ پر میگردد و ابیات خوبی نصیب کتابخانه میگردد از قبیل این فرد: نوشتم من درین دیوار خانه بماند از من مسکین نشانه یا بیت دیگری که نزد یادگار نویسان بسیار معروف است: نوشته بماند سیه بر سفید نویسنده را نیست فردا امید و همچنین فرد دیگری که با بعضی نثر های یادگاری زیفت می یابد: در پشت کتاب دو سه تی خط بنویس و به یادگار بگذار سوم در خانه بعضی آقایان اگر کدام یکی از کتابهای پدری دم دست نباشد که در آخر آن تاریخ تولد نور چشمان خود را بنویسند کتباً چه بغلی نیست و کاغذ یاد داشت هم اعتباری ندارد، در همان موقعیکه آقا مشغول قرائت کتب های ماست و تصادفاً تولد نور چشم شان را خبر میدهند فوری آقای خواننده سال و ماه ساعت و دقایق روز یا شب میلاد نور چشم را در پشت همان کتاب قید میفرمایند گویا کتاب اگر يك رمان ادبی یا عشقی باشد تاریخی هم می شود. رفیقش گفت آقای چشتی راستی راستی فایده سر فایده است باصطلاح خدا نیکی که میدهد نمیگوید بچه کیستی همين يك قسمت سوم آن را که بسنجی و خوب چرت بزنی اضافه بر فایده معنوی فواید مادی هم بسیار برمی برداری: اولاً آنکه: مژده تولد نور چشمان را که میخوانی و خبر شوی دلت باغ باغ می شود که فرد نوی در اولادان وطن افزود شده و میتوانی پس از چندی والا دین آنها را تشویق کنی که او را بمدرسه که خودت معلمی برای تحصیل بفرستند و یاز خودت هر وقت کلان کارانه در مدرسه از اسم پدر و فامیل و تاریخ تولد آن خود را مطلع نشان داده آنها را ترغیب کنی گویا شاگردن اشنا و صمیم بخود داشته می باشی که بمجرد اموختن سواد مشتری کتابخانه خودت شوند. ثانیاً: هنگامیکه از تولد نور چشمان با خبر گردی چون آدرس صاحبخانه هم از دفتر کتا بخانه شما هید است میتوانی از خبر دادن محل تولد به نشرج خون های مکاتب خانه کی و سازنده در کوچه گشت با قال بین ور مل يك چیز علاوه تر از کرایه شب ٤ پیسه کتاب حق لکلام بگیری. ثالثاً - در اواخر هر سال اگر نفوس شماری بشود و یا کدام معضلات پیشکی روی کار بییاید بیقین دوایر مربوطه با ریاست بلدیه بشما احتیاج نامی خواهد داشت خاتمتاً بسیار عفو میخواست که کجروی روزه از سنجیدن دیگر منافع آن فعلاً مانع است . غرض فایده سر فایده است که بشاخی باد می شود.
( شماره ٣٦ ) مجده ) اشتراك سالانه ١٢ افغانی اداره : کابل جاده ارگ محصول پوست ٢ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین خارجه تاسیس ١٣٠٦ ٢٣ رمضان ١٣٤٠ مدیر ونگارنده : باز یاد اوري هاي لازمه در ياد آوريهاي گذشته متذکر شده و وعده داده بوديم كه ديگر مسايل جزئي هم اگر بخاطر رسيد ياد داشت کرده و بمقام محترم رياست بلدي پيشنهاد ميكنيم اينك در فقره ديدنيهاي اين روز ها را باز برشته نگارش مي كشيم . اولا ما بيشتر نسبت به بارندگي و كثرت كل ولاي معابر نوشته وديم که بايد تا اندازه امکان رفع زحمت از مترددین بشود مگر این چند روزه که هوا گرم شده وشو واع عامه خشك است همان کادیر! که آب و گل میکرد بادخاك ميكند ولي خشنودیم که از ریاست بلدیه افرادي موظف شدند براي صفائي راه ها وجمع كردن خاكروب هاي زيادي وغيره كثافات آن اما چيزي كه از طرف اوشان فرو گذاشت شده رعايت نزاكت و نشناختن موقع است چه اینکارها عموماً باید در مواقع صورت انجام بگیرد که تردد عامه کم باشد مثلا در دیگر جاها اغلب مامورين بلدي به نیسه هاي شب و آواني که عبور ومرور مردم از كوچه و باز از منقطع مي شود شروع بکار مینمایند تا صبح وقتي وعصر که مردم مشغول تردد بيا گردش هاي تمام يحي ميباشند از خاكباد متأذي نشوند . دوم ـ در بازارهاي تنك وتاريك كه انواع واقسام اجناس واشياء محتاج عليه عمومي خريد وفروش مي شود و در آنجاها ازدحام وانبوه معامله کننده ها بیشتر میباشد انتظام آن عامه شهر از معابر بزرک ود کا کیني است که در جاده هاي وسيع بوده ومردم براي خريد وفروش بدست آوردن اشياء لو كس و اجناس تجملي رفت و آمد دارند در بازارهاي اولي بواسطه که طرز ساختمان مغاز آن ها باصول قديم وتنگ وتاریک است اسب وقاطي وموتو را في وغيره سواري ها بايد قد غن شود و اگر كساني هیچ کار نداشته و تنها بعبور از انجا احتياج داشته باشند هم باید با پاهاي خود راه بروند چه درین روز ها در سر چوک یکمنظره مدهشي ديديم در همان نقطه ومحل چوکي که پياده روها از انبوه مردم بسختي راه باز میكنند يك نفر اسپ دشتي را سوار بوده واز وضعيت را كب ومركوب معلوم مي شد كه هردوي آنها شهري نبوده درهمان حاليكه سواره خبر دار گفته به بسيار مشقت راه عبور پيدا مي كرد بغتتاً سوتو لاري بزرک با بار زيادي از عقب رسيده و هارن کرده تا د صداي بوق موتر بلند شد اسپ رم کرده و ميان را از دست سوار در رفته در حالي که از سر كشته اسم خودش را مرگ مانده بقلب لشكر مقابل هجوم ببرد و با صطلاح مدا حان از کشته پشته بیندازد ليتک هاي بان چمكري هاي خر ما رتاريخ صيد هاي شيرپشي ومیوه بود که بروي خاك و گل برباد میشد دستار وکلا، مانند کاعذ پران بهوا بازي ميكرد وخداي الخ دواخ وفحش دشنام فضاي بازار را فرا گرفت مظلومین زده و بيان بود که زده و زخمی شده بخاک و خون میغلطیدند بالاخره خود سوار هم یک پائي بر كاب گذاشته و با نصف بدن مانند
صفحه ۲ ( شماره ٣٦ ) مجلد پنجم سیاست عالم : روس و ژاپون ژاپون ها اردو های شمالی منچوری چین را پریشان ساخته و تسی تسی کار ، را اشغال نمودند و به نقطه اتصال ( و لادی وستوك ) که بندر گاه آزاد و مخرج یگانه اقصای شرقی روسیه شمرده میشود حاکم گردیدند . حال آنکه از زمان های زار الکساندر ، امپراطور روسیه تا کنون در هیچ گاه یکی از حکومات روس به اینگونه وضعیت میدان نداده بود . قوای ژاپونی ها به این مهاجم قناعت نکرده به استقامت خطوط راه آهن روسیه بحرکت پیش رفت خود دوام نموده نهایت رفته رفته قول های ژاپون تا دروازه های روس پیش آمده توقف نمود . حکومت روسیه با این حرکات تقدم و پیش رفت ژاپون ها تا حال با کدام اعتراض و یا معامله جدی جلو گیری نه نمودند . لیکن اخیراً یکی از جراید مهم روسیه که ناشر افکار حکومت شورائی روسیه شمرده میشود چنین رقم طرازی نموده که :ـ « اگر چه رویهٔ حکومت شورائی روسیه خیلی صلح پرواز نه میباشد ، لیکن این را هم تصریح می نمائیم که بعض دول و قواء ، پنهانا ژاپونیا را با روسیه بسوی حرب می کشانند » ظاهراً این دعوی دور از صحت نیست . امروز از روی ملا حظات ذیل ، صلح پرور ترین دولت ها دولت روسیه است زیرا روسیه امروز در نازك ترين احوال و موقع انقلاب مسلکی آنست حکومت شوروی امروز برای پایان رسانیدن پرو گرام پنج ساله خود جداً مشغول است است . ازین جهت محصولات زراعیه حکومت شورائی امروز قیمت مخمنه ندارد والهان هانم پول می خواهند . از طرف دیگر وسایط نقلیه امروز در روسیه خیلی وضعیت پریشان و بر باد کسب نموده است که تنظیم آن یک آن او لتر استلزام می کند ، وحکومت روسیه قطعاً قرار داده است که آنرا درست کند . از طرف دیگر صنف زراع روسیه امروز داخل یک دورهٔ تحولات گردیده است همه میدانیم که روسیه دارای صد و شصت ملیون نفوس بوده که صد و چهل ملیون آن زراعت کار میباشد . روسیه پس از انقلاب اراضی و املا ک و جاگیر زاده گان واصحاب ثروت وخاندان سلطنت را به صنف زارع داده بود ، بنابران زراع ازین وضعیت خيلي ممنون بوده واصول رژیم شورائی را مظاهرت می نمود . مگر بعد ازان که در ۱۹۲۸ اصول اشترا كيت زراعي تطبيق ومعمول گردید : ازان به بعد زارع خود را، در داخل تشکیلات جدیدی که مال و ملگ خود را مال جمعیت وخودش را از جملهٔ نفر کندك اشا مشاهده گرده ومجبور به کار دید . ماری که دم آن بدست ديگري باشد در یکقسمت بازار بسينه رهسپار بود . اگر چه تكميل ساختمان تعمیر گمرك جدید عبور ومرور موتر های بزرگ را ازین راه گم کرده ومردم را آسوده نخواهد ساخت ولی با آنهم اگر ریاست محترم بلدی واداره پولیس توجهي بفرمایند ممکن است این قبیل موتر هاي باربر داري را بشوراع دیگر که کم جمعیت تراند راه نمايي کنند بلکه دیگر قسم سواري ها راهم از بن حدود بازار منع کنند بهتر خواهد بود . امسال سال ۶ پلان است . لیکن مشکل ترین وصعب ترين دوره آن هم همین است . روس ها براي اینکه این مملکت وسیع را سرتاسر یک مملکت صنعت وحرفت درجه اول انقلاب بدهند مليارد ها روبل طلا را از خارج به اعتبار ومساعده ماشین وفابریک خريداري نموده اند وبراي تادیه این دیون روسیه صرف به استحصاللت زراعیه خود تکیه داشته حال آنکه بحران زراعي جهان ثلثان قیمت محصولات زراعیه دنیا را محو و نابود ساخته روز بروز اسباب تولید عدم ممنونیت و خشنودي درميان خلق گردید . اگرچه در مرور زمان این مسئله امکان عادت را پیدا کرده وضعیت هاي اولی فراموش شان خواهد شد . ولیكن . . . . ؟
صفحه ۳ ( شماره ٣٦ ) مجلد پنجم اينك اين اوضاع موقت روسیه ، به قوت ها و دولت های که دشمن آن اند فرصت داده آنها هم بوسایط غیر مرئی و تشویقات زیره کی ژاپون ها را بر علیه روسیه سوق می نمایند . جراید حزب محافظه کار انگلستان که امر وز صاحب اقتدار است فریاد میکنند که پلان پنج ساله امروز دست و پای شورائی را بسته است ، جمعیت اقوام نباید به جای گیر شدن ژاپونیا در مانچوری مانع گردد . بگذارید ژاپون با روسیه حساب خود را صاف کند . جمعیت اقوام هم متیکه از امر این جرائد سر کشی نه کند ، چنانچه ژاپونیا تا در سرای روسیه رسیده کسی مانع نگردید ، بلکه منصرفین تسهیلات هم یافته خواهند بود . اگر چه حکومت روسیه مشغولیات فوق العاده در تاسیس رژیم اقتصادی خودش داشته باشد ، باز هم صبر و تحمل يك درجة خواهد داشت . این محا كمه ما را قناعت میدهد که صلح جهان باز در تحت تهلكة بزرگی واقع شده است . باشد کنفرانس تحدید اسلحه یکبار دیگر هم در پاریس یا در چنو منعقد شود . صدای دهل از دور خوش است م . اسماعیل افغانستان در خارج ترجمه از جریده « خلافت » بمبئی تاریخی ۱۳ جنوری اشخاصیکه حین اختلال افغانستان وقایع افغانستان را مطالعه می کردند ، هر کدام بفکر خود برای اختلال مذكور عوامل تراشیده و همه وقایع را بآن استناد میداد : یکی جهل ملت و دیگری تعصب اهالی را عامل مهم میدانست . اما اگر کسی وضعیت امروزه افغانستان را ملاحظه کند می داند که هیچ کدام این ها نبوده و فقط سوء اداره و سوء انتخاب افغانستان را باین بلیه ها دو چار ساخته بود ، چه ممكن نيست يك ملت جاهل و متعصب بیگدو سال از جهل و تعصب خود گذشته و تماماً طرف علم و تجدد برود . امروز کسی که داخل افغانستان می شود می بیند که تمام ملت بيك شوق و سر گرمی بکار های خود مصروف و به ترقیات مملکت و تمدید سرك های و تاسیس مدارس به نظر استحسان می بیند . و سر تا سر مملکت هوبه ها و سرك ها تمدید می شود که باید تا ۱۹۳۲ در تمام افغانستان سرویس موتر رانی بکار بیفتد ، مدارس ابتدائی ، متوسط عالی ، مکاتب فنی ، مؤسسات اکری کلچر و صنعتی و تخنیکی ، مطابع و بعض کار خانه جات نساجی ، آهنگری نجاری ، مکاتب طبی و شفا خانه ها و سناتوریم ، و مدارس عسکری و چھاونی های عظیم الشان برای عالم عسکری کی بعد دیگر تاسیس شده ، عمارات با شکوه برای شورای ملی و مجلس اعیان و برای وزارت خانه ها و بلدیه ها بنا و تکمیل شدند . عمارات مخروبه دور انقلاب تماماً از سر نو تعمیر و تکمیل گشته . تمایلات کشوری و لشكرى بيك روح نو و با جدیت بر پرو گرام های صحیح عصری پیش میرود ، کلپ های متعدد شرکت های نو ، مؤسسات خيريه دار الايتام ، کندر کاردن ها ( که در شرف تاسیس است ) روح قوی در جامعه احداث نموده شوق سپورت و اقامه سپورت گنا های متعدد در ملت بر حس افغان وجد و نشاط دیگری تولید ساخته . مأمورين لایق که بانتخاب صحیح ملت و حکومت مقرر شده اند بخسارات سابقه دانسته و بجان و دل می کوشند که جبر و مافات کنند ، اشخاص لایق و کار از موده که سال ها گوشه گیر بودند ، امروز روی کار آمده و نشان میدهند که بین جاهل و عالم چقدر فرق است . اگر کسی بوزارت تجارت ومعارف داخل شود و به بیند که در هر شعبه متخصصین افغانی که در اروپا تحصیل کرده اند ، کار میکنند تعجب می کند که در افغانستان اینقدر جوانان با تعلیم از کجا پیدا شده است .
عالم عسکری و تشکیلات عصری سپاه افغانستان و وزارت با شکوه حربيه با جریانی های عظیم الشان جدید التصد و شفاخانه های عسکری و تهانه های نظامی که در تمام افغانستان ساخته شده دیگر ما لحي را بچشم بیننده تولید میکنند . تاسیس بند های آب ودهات جديد وجنگل هاي نو واعزام طلبا بار و پا و آمریکا ، طبع و نشر کتب و جرائد ومجلات علمی ، فني ، ادبی ، افتاح وانعقاد مجالس و انجمن های اقتصادی وادبی ، هر کدام بتوبت خود تاثیرات عمیقی در اذهان تولید نموده و توجه مات را بطرف تكامل سوق می دهد . از کانی های تجارتی وفابر و کلاه تجار در اروپا ومدرن شدن تجار افغانستان بافاریکات و شرکت های بزرگ ، انقلاب عظیمی را در وضع تجار تی افغانستان تولید نموده و قرین است که رفاهت بزرگی ازین راه به مات عاید گشته است . اتحاد مات وحکومث ، صمیمیت مجلسين اعيان و شورا با ریاست وزرا وکابینه وتشارك مساعی هر دو و مجاهدت خسته گی ناپذیر اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی در صلاح و تنظيم وصدقت وفعاليت وبى غرضى والا حضرت محمد هاشم خان صدر اعظم در اجراء و ترتیب امور واقامه عدل و آرامی ودلسوزی وصمیمیت مجلسین اعیان و شورا در وضع قوانين وانصرام امور وبو دجه مملکت يك سلسله فعالیت و بی غرضی ووطن توبه و ندامت يك راشي از طبع آقای س . ظہور الدین پیشتی باز میخواهد دلم زاهد شوم در طريق راه حق جاهد شوم بگذرم زین عالم پرشور شر که ندارد هیچ کس اندروی مقر هیچ کس در آن جهان باقی نشد مسندش همجو عیسی نشد این حیات بی وفا ، و بی دوام از برای ما شده مانند دام حرص ما را سوی راه میکشد از قضا در حبس چاه می کشد عين پس است آزار مردم بعد ازین و شوت وظلم وستم ، تاکی چنين روز هر چه جمع شد از آن طریق شد بر خش زمال بیغوت ای رفیق بعد ازین من ترك عقبی کی کنم فکر دل درن دنیا کی کنم خواهی را در تمام جر با نان مملکت کار فرما شده است که ادرارت کلی و جزوی بخند وره تنقص یافته . و صدر اعظم و وزرا ومجلسين شورا واعيان امرا و تنظیم می نمود . و ازین است که مملکت به سرعت برق حجانب تکامل نوین وعلت با سام ملی ترقيات مد ظار الرنخشان نظر می کند . چه حکومت صحیح ، و انتخابات بجا است و توجه با مور اساسی و جوهری مملکت که مفید و مثمر است مبذول می شود . حاجی عبد الجبار افغان صافی باید از بند پدر آموخت فن كوغز وتدش همی گفت این سخن ه راه حق جوای پسر در این جهان مستقیم الدر طريق راست مان حق پرستی کن اچنل عالمان ياس من چه در مقام وی بدان زاهد بی معنی و جاهل مباش عالم دو رای عمل غافل مباش تیلی و غفلت از خود دور کن این فضا ، عالم جود بر تور کن باش حق گو حق پرست وحق پسند کس نباید زین طريقتنها گزند متقی عالم از باشی نکوست ، جان من السيانت مخصوص اوست مفتی تقوی بود ترك گزند متی حاصل میکنی این ره پسند مکر تو باشی همجو گربه متقی موشکی می سازی در آخر شقی ار دار این جهان مانند موش میکند آخر ددبایت خروش ... راه و مال خود رحم کن بر حال همچنان شود آخر بن يك حرف کی آویزم شنو جامه کهنه رخود بهتر قولو ، * * * ار که خواهی نفس را سازی اسیر آخرین پندش بتکر خویش گیر گرفناعت را بخود رهبر کنی کی کسی را مضطر و تبتر کنی هر که ظالم و ظله در عالم کند بی شک او ار بان مفتها رم کند
شماره ٢٦ مجله پنجم بقلم آقای غلام جیلانی خان خطیب؟ در وجود انسان موجود است . لای وجدان خود همانا ننگریسته ، او اقتباس از مجله کابل : ولی چون از فرط عادات روی و مشق مقابل لوازم آن يك نوع دلایل اخلاق رذایل يك نوع تسلط قاهرانه در اخلاق ترشی، فتاوی غیر معقول قامه ؟ و با - ٣ - و عواطف کرده ، و رفته رفته ضمیر قناع وجدان خویش می کوشند . اعتیاد به ملکات عالیه : را زنگ آلود و قلب را قسی میگرداند گویا آنها عمداً خود را در گرداب پس اگر تصمیمی در قبول و ارادات البته در چنین انسانی فعالیت وجدانی غرق جهل و بدبختی پرتاب کرده ، ومیل باطنی خود کرده ، و آنرا به مقاصد مخنق شده ، تا ثیراتش روح را خوب تر دارند دیده روشن بطن خویش را اعمال مستحسن معتاد بنماید البته تا لم یا انبساط داده نمی تواند ؟ چنانچه کور کرده و پرتگاه نی عدم را نادیده ارادات و اعمال ظاهری از حدود صحت چشم های علیل و تاریک از منظر شدن لایقنا استقبال نمایند . و اعتدال تجاوز کرده نمی تواند . پارسا کمتر محفوظ یا متالم می شوند . همت بلند و نیروی عقل و استعداد عالی برای اینکه انسان از عادات خوب هر گاه انسان در میدان پر از تکالیف و قابل انسانی ، در قبول و انقیاد بملکات و ملکات فاضله خویش يك حظ روحی نوعیت و مبارزه در حیات حاضر شده و فاضله و خصال حمیده خیلی قوی و زائد برده و به عکس آن يك انقباض و تاثری میل باشد ؛ طریق پر پیچ تاب ژلده از کفایت است ؛ چه، وقتا که انسان در روح پیدا شود ، يك قوه ممیز را کنائی را بدون مخاطره و مغالطه مشی عظمت مقام عقلانی وقوه بزرگ اراده خداوند متعال در باطن انسان خلق کرد بین ارومگاه، ولوله و آشوب مفقود وتصمیمات خویش را در کارهای سایر. ، که آنرا « وجدان » می نامند . و از لنگند ، یعنی از حدود تکالیف و امر از قبیل اختراعات وكشفيات وغيره خصایص اعمال وجدانی این است که فرق و تو هی وجدانی خارج نشود ، لا بد است بسنجد يك قدر ملكات وخصال خوب بین اعمال خوب و بد گذاشته ، در صورت بروز موقع ارتکاب عمدی یا تصادق به یکی تمیم گرفتن و فکر خیالات خود را اعمال صالحه و خوب انسان در روح خود از اعمال خلاف اخلاق سرزنش باین بنیاد مجذوب و مونس بسازد . يك مسرت و انبساط و بارتکاب اعمال و تحقیرات وجدانی را تماما بردن نهاده عادت يك عامل بزرگ موثر است که سوء و بد و خسته مقابل نفس خوديك نفس خود را مذنب و مستحق دلكومش جلو ارادات انسانی را بهر طرفی که میل خجالت و سرزنش باطنی احساس می نماید بداند و نادم باشد اینتی سرزنش و داشته باشد می کشاند ، وقتا که انسان همین احساسات خوب و نا خوب باطنی اعمال تو بیخ و جدانی را تا ملت محال وقت خصال خوب را و شایسته انقیاد و مشق و فعاليت وجدانی انسان را ظاهر نموده و در نفس انسانی تولید اضطراب مینماید . می نماید ، این عادت حمیده ارادت و گفته می شود که واقعاً قوه شریفه بنام وجدان اگر انسان مطیعانه آنرا تلقی میکند، اعمال او را بطرف خوبی سوق میکند ، البته آنی خودش را از تکرار اعمال ولی در اولی وحله عادت را به مقاصد دم المودتي غصان الهموم نهت ، چونکه وحشی عقدار در فهم نیست سوء حفظ و بری پرهیز گاری و تقوی میلو داری اعمال صالحه وملكات فاصله زان سبب اورم کند از هر چه است ، قوی باطنی خویش را مستعد کرده جز بعزم وتصميم تسخیر کردن ممکن نه عفو باید کرد وحشی هر که هست ، خواهد بود . می شود ، یعنی شخص معتاد بافیون که دم مکن با این خصال بی رفق اشخاصیکه بر خلاف این سر زنش تقلیل آنرا میل باشد با تصمیم ایکند تا که هر فردی ترا باشد شفیق و تادیب وجدانی ، بالجاجت و پیمبا که از مقدار گذشته کمتر باید استعمال
( شماره ٢٦ ) صحنه ٦ نهاد البته باين عمل معتاد شده نخواهد توانست . عزم وتصميم قطعى ولا يتزلزل خصال خوب ملكات فاضله را در عادات تمرکز داده ومطیع آن میگرداند ! مثلا انسان تصمیم می نماید که هیچ گاه زبانرا بد شنام ومذمت معتاد نخواهد کرد ! و به مقصد نفاق انگیزی بین هم نوعان وسیله قرار نخواهد گرفت ! و گوش را به شنیدن الفاظ بی فایده وسخن چینی حاضر نه می نماید ! ودست را بحق غير با اذيت نوع دراز نه می کند ! چه این چیز ها همه مغایر اخلاق وبر خلاف اوامر وجدانی ومضر شرافت انسانی است ! پس آنرا مر تکب نه می شود بلکه هر زمان از این افعال نفرتی در خیال وضمير خود می پروراند ، البته رفته رفته بايك تصمیم و ثباتی درین راه ، این ملکات جز وعادات وی قرار گرفته ، اعمال ناخوبی را مر تکب نخواهد شد ! وضمناً با ينو سيله ملکات عالیه را تملک خواهد نمود . هم چنان برای غلبه ونفوذ اخلاق ردى وخصایل مذمومه ، همین طریق اعتاد است ؛ که اگر انسانیت حسیات وعواطف صحيحه را مغلوب هو سات وطغیان شهوات ساخته ، ضعفی در تصمیم او طارى وبمقابله قیام نورزد ، ابته عادات ردیه در انسان نفوذ کرده وارادت واعمال او را به جاهای پستی می کشاند . فقط غايه وموفقت انسان درین مبارزه مربوط به این است که از قوه مميزه از روزنامه « ایران » انگلستان و سر نوشت او ( ۲ ) يك قصة مناسب : در پایان این مقاله قصه ای بگوئیم : دو مملکت بود که سابقاً روابط و مناسبات اقتصادی آنها کاملا دلربا ورضايت بخش و پسندیده بود . هرچه از يك ديگر خریداری میکردند بهمان اندازه بیکدیگر می فروختند . بدین ترتیب در مدت چند بن سال مبادلات ایشان کاملاً معادل بود و به هيچ وجه اشكال و حتی در کارشان راه نه می یافت . بهمین جهت صنایع شان روز بروز کاملتر و بهتر می شد و ترقی این صنایع ومنافع آن بیش تر و قطعی تر میگردید . خداوند ، یا همبطان زان روزی که تفرقه وجدائی در بین بشر ایجاد کرد و برای هر يك سرحدات وحقوق وامتيازات وزبان مخصوص معین نمود ، مثل این بود که از روز اول این دو مملکت را برای آن آفرید که اگر محصولات و منابع شان را بروی هم ریزند از همه حیث برای زنده كانی انسانی حتى از حيث مخارج و ووجدان در تفریق خصال وملکات زشت وزيبا كمك وهمر هي خواسته ، وبسه نیروی عزم و تصميم عادت را مطيع اعمال و کارهای خواب قرار دهد . ( غ ، ج اعظمی ) حوايج زیادی وتجملی او كافی خواهد بود بدین معنی که یکی ازین دو مملکت ذو غال وماشین و آلات تهیه میکرد . ودر مقابل منسوجات ابريشمي و شراب های گوارا و میوه های شیرین ، غلات عالی و كن های رنگارنگت و هزار چیز دیگر که برای زنده کی و برای تزئین زنده کی لازم است به مملکت هم سایه خود میفرستادند . يك روز اتفاق افتاد یکی ازین دو مملکت كه يك عصر نيك بختی و خوش گذرانی کامل و در تعقیب ان تجربيات و آزمایش های تفاوت آمیز سیاسی قوت نیروی کار کردن را تا حدی از دست او بدر برد ملاحظه کرد که دو سر رشته کار خودرا از دست داده است . نشست و پلان خود را تشکل داد و مطالعه و رسيده گی کرد تا به خوبی بداند این بد از کجا بوی روی آور شده و این شر از کجا گریبانش را گرفته است . بالا خره نشستند و بر خواستند و مطالعات و گفت و شنود ها کردند تا به علت بد بختی خود واقف شوند . چند نفر پر حرف فضول که همیشه از اینگونه اتفاقات استفاده میکنند وشکرایی بين دوستان ایجاد می نمایند بمیان افتادند و آب را گل آلود کرده به خیال خود مسئولیتی برای این بد بختی ترتیب دادند و نتیجه آن شد که مملکت مزبور با نهایت ساده کی تصمیم گرفت که ازان به بعد از هیچ جا وتقريباً ازان همسايه ودوست قدیمی خود هم چیزی خریداری نکند
( شماره ٣٦ ) ولی معهذا به معاملۀ او ادامه دهد یعنی اجناس ومحصولات خود را باو بفرو شد. عقلا وبزر گانی که حکومت این مملکت را بدست داشتند با حسن اطمینان بخش گفتند : « اگر چنین کنیم کیسۀ ما همیشه باز خواهد بود ولی نه برای پول دادن بلکه برای پول گرفتن و این سبب خوش بختی و کامیابی ما خواهد شد » . این رویه وفور مولی ساده ؛ بسیار ساده ، بی اندازه ساده بود . خیال کردند که مردم مملکت همسایه معتقد به دستورات مسیح وبلکه متخلق باخلاق مسیح هستند ( یعنی اگر سيلی بيك گونۀ ایشان زده شود تعظیمی می کنند وطرف دیگر صورت خود را بطرف سیلی زننده می گردانند ومی گویند : قربان دستت یکی هم باینجا بزن ! یعنی خیال کردند که باز هم مملکت هم سایه جوال جوال پول می آورد واز اشیای این مملکت میخرد . در صورتی که اشیاء واجناس خود او تحریم شده ونمی تواند چیزی بفروش برساند . ازینجا معلوم شد که مملکت اولی را مرد مانی خوش عقیده وخوش باور وخوش بین بوده است . این قصۀ مملکت فرانسه ومملکت انگلستان است . کاملاً وضع ماو آن مملکت بد ینگونه است اگر انگلستان صنایع فرانسه را مشمول حد اكثر نرخ گمرکی که مسیو رنسیمن از روزشنبه آینده پیش نهاد خواهد کرد قرار دهد صدمات بزرگ بر صنایع ما وارد خواهد آمد وباید تدا بیرعاجلی اتخاذ گردد . وزير تجارت « مسيو «لوی رون » از مدتی باینطرف این وضع را پیش بینی کرده وبفکر آن بوده است . قرار نامۀ ای که او تهیه کرده و برای جبران تنزل مبادلات و « بر قرار کردن تعادل گمرکی بصورت قبل ازین اوضاع » ست بتاریخ اول ماه اوت گذشته است این قرار بدون اینکه همسایه گان بتوانند شکایتی داشته باشند اجازه داد که بطور استثناء مملکت مقداری کرایه ١٥ در صد بر نرخ گمرکی محصولات انگلیس بیفزاید در صورتيكه تنزل لیره ٢٥ درصد از صادرات ماکاسته بود . حتى مو سیو لوی رون وزیر تجارت شروع به اتخاذ تصميماتی کرده بود که باقراری که قطعاً موسیو رنسیمن مشغول تهیه آن است بسازد ، بنابر این ما می توانیم باکمال شدت در مقابل تصميمات وتدابیری که بر علیه محصولات وصنایع فرانسه اتخاذ می شود استقامت و پافشاری کنیم ولی باز هم باید امید وار بود که انگلستان هنوز مبتلای تب حمایت مصنوعات داخلی است و صبر باید کرد که تا این بحران برطرف شود و بزودی دیده خواهد شد که مملکت ماوراء دریای مانش با بهترین مشتری خود مانند ممالك ديگر رفتارنخواهد کرد ودر فكر ملاحظه جالب خواهد بود . حقیقت مابيش از هر مملکت دیگر از امتعه ومصنوعات انگلستان خریداری میکنیم . برعکس انگلستان در مقابل امتعه المان وايتاليا وحتى دانمارك بیش از معامله ای که باما میکند وبیش از چیز های که از ما میخرد پول میدهد . بنا برین این جای شبهه وانکار نیست که ما کاملاً حق اعتراض داریم . گاهی زبان ارقام از زبان کلمات و اقوال گویا تر است . بدین جهت ارقام ذیل را این چند روزه که در انگلستان بودم از رسمی ترین وموثق ترین منبع انگلیسی بدست آوردم . در ضمن ناگفته نماند که این ارقام حق ناشناسی های بی حدو حصر را که نسبت به فرانسه می شود نمایان می سازد . در شش ماه اول سال ۱۹۳۱ انگلستان به فرانسه دو ملیارد و ٢٠٠ ملیون مال التجاره فروخته واگرکانی ها را حساب کنیم دو ملیارد و ٤٧٨ ملیون می شود و در مقابل دو ملیارد و ٥٤٦ ملیون از امتعه واجناس فرانسه خریداری کرده است . به خوبی دیده می شود که تعادل و توازن این مبادلات چقدر كامل وخصوصاً برای همسایه گان ما چقدر رضایت بخش است . زیرا در صورتیکه در مطالعه در ارقام مداومت کنیم . می بینیم که در همین مدت شش ماه انگلستان از امریکا شش ملیارد و ٤٠٠ ملیون متاع خریداری کرده وفقط مبلغ يك ملیارد و ٥٢٥ ملیون بوی فروخته است ، و وارداتش از امریکا
صحيفه ٨ (شماره ٣٦) (مجلد پنجم) تاس خبرهای خارجي انقلاب در هسپانیه پاریس ٢٤ جنوری - اطلاع پاریس مشعر است که در بسیاری علاقه جات و ولات (بارسلون) عملیات حربی انقلابیون روی کار آمده است . مبارزه صورت عمومی را گرفته است؛ دهاقین و کار گران بر خلاف پولیس می جنگند. انقلابیون در هر جا پولیس ها را هزیمت داده ، قریه ها و شهر ها را تصرف مبلغ ٤ ملیارد و نیم کمتر و صادراتش به آن مملکت بوده است . از المان ۳ ملیارد و ٥٥٠ ملیون خریداری کرده و ۲ ملیارد و ١٢٥ ملیون روی فروخته است ، یعنی يك ملیارد و ٤١٦ ملیون کمتر صادر کرده است. خریداری او از ارژانتین ملیارد و ٢٢٨ ملیون و فروش او يك ملیارد و ٨٦ ملیون ، یعنی ۲ ملیارد و ١٥٢ ملیون کمتر بوده است. سوالی که امروز متضمن کرده میشود اینست: آیا اگر انگلستان با ممالک فرانسه که خرید و فروش او با انگلستان بيك میزان است همان معامله ای را که با ممالک دیگر (یعنی با آنها ئیکه بیشتر باو میفروشند و کمتر میخرند) میکند روا دارد کاری از روی شایستگی و عدالت می کند و آیا این اقدام عاقبت خوشی برای انگلستان خواهد داشت ؟ (انتها) (ژاك بارساك) می شوند. در (برکر) (سلانتون) و (سلاسون) حکومت بدست انقلابیون در آمده است و تمام هستی انقلاب را در آنجا ها بر فراشته اند. چین و ژاپون شانگهای ٢٤ جنوری - قوماندان کشتی های جاپانی که در سواحل چین لنگر انداخته اند؛ به حکومت شانگهای اولتماتومی فرستاده، و خواهش نموده است که حکومت پیکن به زودی خواهشات و تقاضای ژاپون را پذیرفته قناعت حکومت ژاپون را حاصل نماید. خواهشات مذکور عبارت از پراکنده نمودن تشکیلات ضد ژاپونی است. و نیز کشتی های جنگی ژاپون بغرض تنفیذ آلتی ماتوم فوق به شانگهای رسیده می روند. رایوتر اعتصاب در هسپانیه ١٨ جنوری - احصائیه برسلون بیان میدارد که ٢٥ هزار نفر کارگران نساجی امروز اعتصاب نموده اند ، واگر اقتضائات شان داده نشود در سرتاسر (کاتا لو نیا) اعتصاب قایم خواهند گشت در عین زمان سندیکا ایست ها در تمام مملکت به تاریخ ٢٥ جنوری اعلان اعتصاب کرده اند. ديروز يك عده از دختران به جرم اشاعه نمودن اوراق اختلال انگیز گرفتار گردیدند ، اوضاع اخیری است که بمرض مسری اعتصاب تمدن دوره در هسپانیا موقع گرفته است، بخود میگیرد. و سبب اختلالات متواتری گشته است که در اثنای آن ١٨ نفر مقتول و شصت نفر مجروح شده اند و زیاد از ۱۰۰ نفر گرفتار گردیده اند. حادثه خط آهن پیغام ماسکو مشعر است که حالا اجازه داده شده است تفصیل حادثه مخوف خط آهن را که در بین (کوسینال) و (اوختو مسکیا) در نزدیکی ماسکو واقع شده است اشاعه نمایند. بتاريخ ۲۰ جنوری دو قطار ریل بالو کو موتیو های خود مورد این حادثه واقع گردیدند و در اثر آن ٦٨ نفر کشته و ۱۳۰ نفر مجروح شدند. حالا تفصیل آن شایع شده است که ١٦ نفر را جمع به این حادثه گرفتار گردیده اند. ترمیمات جنگ ١٨ جنوری - در حالتة بيان يك اخبار هـ ا س می گوید : «کنفرانس ترمیمات که در ٢٥ جنوری در لوزان عقد شدنیست برای پنج ماه معطل خواهد شد ، » به تصدیق نرسیده است. از علائم چنان معلوم می شود که اگر کنفرانس مذکور عقد شود هم محض بنا بر رعایت وقت معینه بوده و تا چند در او مسائل مهم بحث نخواهد نمود تا آنکه نتایج انتخاب عمومی فرانسه و انتخاب رئیس جمهور ی معلوم گردد. و در عین زمان معلوم گردد که کنفرانس خلع سلاح بچه صورت پیش میرود غالباً در لوزان اعلان التوای
قرضه هوور ) تا به ١٥ دسمبر که دران تاریخ متفقین قرض امريك را پر دا ختی هستند ، توسیع نموده خواهد وشاید دران وقت دل اعضای کانگرس امر يك نرم شود ، از دوا برسیاسی دانسته شده است که ايطاليا و برطاليا حاضراند به جرمنی بدون مشاورت پا صرفات مهلت طویل بدهند . مگر فرانسه میل ندارد ، قبل از انکه امر يك نيز ما يند او مطالبات خود را ترك کند ، از هیچ یکی از حقوق مقدسه خود صرف نظر نماید، دانسته شده است در صورتیکا میکدو نالد ولا وال بروند موسو لینی نیز حاضر خواهد بود به لوزان برود. ۱۹ جنوری - تاریخ کنفرانس لوزان وهیئت ترکیبی نماینده گان هنوز فیصله نشده است ، يك اجنسی نیم رسمی فرانسه بیان میدارد که هنوز معلوم نیست که آیا کنفرانس مذکور عقد خواهد شد یا نه ؟ وایا نماینده گان عبارت از رئيس الوزرا ها و وزرای مالیه خواهد بود ، یا محض متخصصین اما در حالیکه در بین امضاء کننده گان پلان ( یونگ ) در باب آوردن موضوعی برای موافقه موقتی ترمیمات جاویدت دو دو ثر بین المللی این فکر خیلی ترقی نموده است که فعلا حل کامل مسأله خارج از بحث میباشد قرار يك بيانيه غير رسمی فرانسه وبرطا نيا راجع به محض تجديد اعلان التوای هوور ، در حق جرمنی برای شش ماه ويابك سال دیگر قریب است که بموافقه حاصل شوند . در عین زمان قرار يك بیانیه دیگر مدیونین اروپائی امريك که را جرمنی قرض دارند ، اعلانی اصدار می کند که هر يك بايد بصورت شرط توسع اعلان التوای قرضه با جرمنی با ایشان نیز هم چنان معامله کند واگر در ین مواضيع به موافقتی برسند ، کنفرانس لوزان درین موقع خود به خود بی لزوم خواهد گشت . چه تابيك سال دیگر از اصل مسئله بحثی به میان نخواهد آمد ، مگر جلسه متخصصین جهت طی يك موافقة دو باب توسیع اعلان التوا ضروری است ؟ امريك رهائي گاندي را تقاضا می کند ۱۹ جنوری - نیو بارك - امریکائی ها تلگرامی به میکدو نالد رئيس الوزراء انگلستان فرستاده واز او تقاضا نموده اند که کاندی را رها نموده در حل مسئله هندوستان اظهار تعاون نمايد . در تلگرام مذکور ١٠٦ نفر قواه دانی امريك آنرا امضاء کرده اند . امريك از معيار طلا صرف نظر نه می کند نيو يارك - امريك از معيار طلا صرف نظر نخواهد کرد . قرار بيان يك نفر متصدی صاحب اثر بانك ، حالت بانکی مملکت خیلی عالیست و می تواند با هر اقتضای داجی خارجی ها مقاومت نماید . واشنگتن - لاول رئيس الوزراء فرانسه راجع به امکان توسیع اعلان التوای هوور از امريك استفسارات می نماید . اعتذار چاپان از سفير كبير انگلیس در تو کیو تو کیو ۲۰ جنوری - به شی زاوا وزیر خارجه چاپان رسماً از نزد سر فرانسس لندلی سفیر کبیر برطاینا مقیمه توکیو به نسبت حادثه شب گذشته اعتذار نموده است . حادثه مذکوره باین صورت واقع شده كه يك چند نفر از اعضای موسسه معروف به ( کنکوکاکای ) جبراً داخل سفارت کبری گردیده با سفیر ملاقات خواسته تا بر خلاف حبس گاندی اعتراض کنند ولی سرلندلی از دادن ملاقات امتناع نموده و دو جواب اعتذار با شی زاوا لند لی تحریر نموده است که باین معامله مهمی نمید هم . امريك از اوروپا خود را کناره می کند ۲۰ جنوری واشنگتن - حکومت امريك به فرانسه اطلاع نموده است که او رو پا باید مسئله قرض خود را بدون مداخلت امريك فيصله کند . تر میمات جنگ ۲۱ جنوری - وزارت خارجه انگلیس بیان میدارد که مذاکرات ذات بینی حکومت کا رجوعاً مربوط به کنفرانس لوزان بود هنوز طی نشده است . وظاهر
شماره ٢٦ مجلد پنجم است که کنفرانس بتاريخ ٢٥ جنوری شروع نخواهد شد . فعلاً مذاكرات مزيد جاریست و حکومت برطانیه امید دارد راجع به مراسمی که در چند روز باید انطباق نموده ، به فيصله اطمينان بخشی واصل گردند . ٢١ جنوری – پیغام پاریس مشعر است که در پاریس دیگر امید ندارند از واشنگتن راجع توسع اعلان التوای قرضه مکتوب و یا پیغام دیگری بگیرند لہذا امید میرود فرانسه تنها و یا به معیت برطانیه و متحدین که مدیون امريک می باشند ، به واشنگتن اطلاع بدهند که فرانسه تا زمانیکه از جرمنی پول نگیرد نمی تواند تادیه قروض خود را جاری داشته باشد . و مسئله کنفرانس لوزان هنوز غیر معین است . فرانسه و المان قرار اطلاع دیگر پاریس دیروز در کمیته وزار تخرجيه اطاق مبعوثين جنرال بورژوا و موسیو پنگارد بیان مهیجی نمودند که جرمنی با وجود معاهده ( ورسای ) عسکر مخفی را تهیه نموده میرود . این دو نفر مامورند که راجع به مسائل مربوط به تساویات را پورتی بدهند که در آینده راجع به آن بحث نموده شود و بیانیه شان در کمیته اثر عمیق نمود . ژاپون توکیو ٢١ جنوری – باشی زوا وزیر خارجه موجوده دريك بیانیه خود در مجلس حکومتی بیان نمود : منچوریا کلید امنیت شرق اقصی است و تاکید کرد که جاپان در مانچوریا از روی جهان گیرانه ندارد و از اساس های ( پالیسی ازدانه ) و مدادن موقع سیمان به همه دول طرفداری خواهد نمود ، و راجع به تحريك ضد جاپانی در چین گفتگو نموده بیان نمود که حکومت چین مخالفت جا پانرا تحريك وتشجيع می کند . و بنائد به بیطرفی وعدم مخالفت حکومت سویت ( روسیه ) اظہار اطمینان کرد . التواي قرضه قرار اطلاع لندن بیانیه وزارت خارجه را راجع به کنفرانس ترمینات لوزان ( که در فوق ذکر شد ) عموماً با ینصورت قبول کردند که معنی آن عبارت ازالتواي همين کنفرانس مذکور می باشد . المان و فرانسه پیغام بر این مشعر است : – دوائر رسمی بر بیانیه جنرال بورژوا وا پیکارد ( که در فوق بزیر عنوان فرانسه والمان ذکر شده است ) تمسخر می کنند و می گویند این سخن یا ساخته گی محض و یا تحريك مخالفانه است . خبر های داخلی تنظیم امورات پستی وتلگراف آقای رحیم الله خان مدیر عمومی پست وتلگراف قبلاً بامر مرکز برای تنظیمات امور پستی وتلگرافی غزنی ، فراه ، قندهار ، هرات با متخصص پست و دیگر نفری بصورت هیئت انتظامي عزيمت نموده بودند . معزی الیه پس از انتظامات لازمه در امورات پستی وتلگرافی صوب ماموره بمرکز مراجعت نموده اند . اينك را پورتی که باداره از کار روائی شان واصل گردیده اجمايش قرار اینست : ١ : – در غزنی تاسيس يك تلگراف خانه سیار وتنظيم دفاتر پست وتيلفون وتكميل سامان لازمه آنرا نموده اند . ٢ : – دفاتر ماموريت مخابرات قندهار وتحويل خانه فنيه آنجا را باصول تازه تنظیم نموده و تعلیمات و سر رشته اصول دفتر داری امور مخابرات آنجا را بمعاونت متخصص آلمانی انجام نموده اند . لین های عمومی تلگراف و تیلفون متعلق ولایت قندهار را معاینه فرموده اند و بہا مورين تمديد هدايات لازمه داده اند علاوه آ سامان لازمه را از کابل طلب نموده وبکار انداخته اند . ٣ : – در فراه هم چون امورات پستی پریشان بود مامور مخابرات آن را برطرف نموده اند و يك نفر کاتب مخابرات آنجا
( صحیفه ۱۱ ) ( شماره ٣٦ ) ( مجلد پنجم ) را که نسبتاً فعال مشاهده گردیده بصفت سه سال طرد ملازمت گردیده و پول همه بساله در دست بوده و در طی سنوات وکیل موقتاً مقرر نموده اند و جداول دفتر مذکور هم از نزدش محصول شد . ترقی و تنزل آن بدرستی محسوس شود مخابرات را که طور نمونه با خود داشتند تلگرام اعلیحضرت غازی و نیز اسباناً آنرا بعوارض واقعه هم مساوه ئی به وکیل مذکور تعلیم داده اند و امورات عنوانی حشمت مآب فوق هند نبرگ رئیس در دست باشد ، مدیریت عمومی زراعت مخابرات را تنظیم نموده و خطوط تلگراف جمهوری المان : و معارف يك مدیریت در مرکز و هم چنین و تیلفون را معاینه و اصلاحات لازمه دران بمناسبت ورود سال نو تبریكات و بر حسب درجات ٤ ماموریت و ٤ سر فرموده اند . احساسات دوستانه خود ما نرا برای سعادت كاتب در ولایات و حکومتی های اعلی ٤ : - امور مخابرات هرات وسرحد آن جلا لمئاب و ملت نجيبه المان تجدید جديداً برای ترتیب احصائیه های كشك و سر حد اسلام قلعه را با خطوط مینمائیم . زراعتی و مال مواشی ، به مقام مربوط تلگرافی آنجا و لین جدید را که بطرف تلگرام جوابیۀ حشمت مآب رئیس پیشنهاد ، و منظوری حاصل داشت ، و فعلاً مرغاب میرود ملاحظه فرموده واقدامات جمهوری المان بعنوان ذات شاهانه : در صدد است ، بزودی دوائر مذكور لازمه در اطراف آن فرموده اند . بحضور اعلیحضرت شاه افغانستان ! بنا بر را در مرکز و ولایات تشکیل نموده در حین باز گشت خود بقندهار امورات لطفی که اعلیحضرت شما بمناسبت ورود بکار آغاز نماید. ( اقتصاد ) پستی و تلگرافی آنجا را نیز بدرستی انجام سال جدید اظهار نموده بودید صمیماً از چند مواضع کار آن نموده عازم مرکز شده اند . تشکر کرده صحت اعلیحضرت و ترقی معطل شد عزل و نصب افغانستان را قبلاً خواهش میکنم . بر حسب اصول تعمیرات باید امور محمد عمر خان خزانه دار ریزه کوهستان مکافات عمرانی از قبیل ساختمان ها و تمدید طرق بواسطه باجدازی او که در تفتیش ظاهر ع س ، محمد حسین خان ممیز اول و شوارع و غیره تماماً از مناطق برفگیر شده از کار برطرف وعوض او علی احمد وزارت مالیه که در ناحیه قطغن و بدخشان معطل شود ، امور تعمیرات متعلقه وزارت خان ساکن کوهستان که جای داد وضمانت در سرکوبی اشرار در ریاست ع ج وزیر تجارت مبنی برین اصل در نقاط ذیل خط شرعی خود را بحکومت تقدیم کرده صاحب حربیه بذل مقدرت ورزیده بود معطل شد : است مقرر گردید . از حضور شاهانه باعطاء نشان استور درجه شوسه شکاری : اگر چه قسمت طرد و جریمه ( اول ) نسبت به فعالیت وخدمات وی ها و رای شیر باغضام شکاری و تمام خطوط مبلغ ١٣٠١ افغانی و ٣١ پول که در مفتخر گردیده است . راه اصلاً زیاد برفگیر نیست ، ولی قسمت حساب خزانه میدان تکرار موضوعی شده تشکیل دوائر احصائیه های کار غالباً در دره های کم عرضی بود بود لذا میرزا عبد الله خان مامور مالیه زراعتی و مال مواشی که عمله در اوقات کار کمتر می توانستند میدان که در حساب خزانه دقت نکرده برای اینکه اطلاعاتی از مقادیر و انواع از نور آفتاب استفاده کنند چون این بود سه روزه قطع معاش وخان شیرین خان بذر و کشت ، و تعداد و انواع حیوانات ایام موسم سرماست و لو آنکه برف هم خزانه دار که مظنون باختلاس پول گردیده باشد ، حین مشغولیت ، از يك طرف کار گران را سردی هوا دچار زحمت می نمود و از طرف دیگر از نقطه نظر اقتصاد
صفحه ۱۲ شماره ٣٦ مجلد ششم کسری هم به بودجه معالیل وزارت تجارت تولید نمی کرد، زیرا حاصل اجرتی را که دولت در روز های گرما از یک نفر عمله منتظر بود، درین ایام بر آورده نمیشد لهذا کار شوسه شکاری را از تاریخ اول جدی الی ۱۵ حوت معطل نمود، و بر حسب امر مدایریت عمومی زراعت و معادن و معابر هیئت تطاح و تمدید آن چند روز قبل بمرکز احضار شدند. *** هیئت تنویر تنبیه چرخ آب لهو گرد و ماموریت آبادی بند چرخ ، هیئت بند زنه خان غزنق هم چند روز قبل بر حسب حکم وزارت تجارت بمرکز احضار شده و امور بندهای مذکور نیز بواسطه سر ما معطل شدند. اقدام بامور عمرانی مشرقی در ولایت مشرقی موسم زمستان چندان اثری ندارد، برای ایامیکه امور بواسطه سردی هوا و نزول برف در سایر نقاط مملکت (افغانستان) معطل میشود، در ولایت مشرقی برعکس میتوان این ایام را با تفریح خاطر، و استلذاذ از روایح عطر آگین آن کار کرد. زیرا ایام زمستان برف، که در اکثر از نقاط کابل، سبزه ها، جنگلها و بالاخره مزارع را می پوشاند و مانع امور فلاحتی و عمرانی میشود در مشرقی محاسن و زیبائی طبعی تمام مملکت جمع میشوند، آنجا مواهب قدرت بصورت يك کلکسیونی در میآید و انظار بینده را فروغ و روشنی میبخشد، گلهای هر رنگ با هم آشیتی و امتزاج خواهی نمائی خود که چهره اش را قدرت با نتظار دوستان زرد نموده (نارنج) از واز دان پذیرایی میکنند، مردم ازین نشاط و لذت بخود سند میشوند، و حس کشی برای کار در خود احساس مینمایند. اينك وزارت تجارت هیئت بند زنه خان را بمرکز احضار و مامور نمود تا بکار نهر سراج و جر دکه و حفر چاه دشت بتی کوت (مشرقی) که در مواد ۱، ۵، ۶ پروگرام اقتصادی سال جاری وزارت تجارت منظوری حاصل شده آغاز نمایند و از کشیدن يك شهر جدیدی بدشت بتی کوت که در پروگرام سال ۱۳۱۱ زیر نظر است بپیمایش تمهید صورت آن را نوزاد نیز تقدیم نمایند. معزدم روز می شود، یعنی از روز شنبه ۱۹ جدی هیئت ماموره از مرکز حرکت کرده و البته الی حال مقدمات کار خود را آماده نموده و بکار آغاز کرده اند. (اقتصاد) از هر طرف تحريم امتعۀ جاپانی یا یگانه سلاح چین يك كميته ضد جاپانی برای نجات وطن ، در چین تاسیس گردید. این جمله كوچك ، برای نجات وطن ، نشان میدهد که در نظر چینی ها تحریم امتعۀ جاپانی يك آله مدافعه بوده ، و در حقیقت هم تخوف ترين سلاح چينى ها گفته می شود. کمیته مذکور راجع به عمل نمودن و دانستن تحریم چینی توصیه می کند: ۱ - خودداری از خرید و فروش حمل و نقل، و استعمال اموال جاپانی. ۲ - فرستادن مواد اولیه و غیره اشیای لازمه، برای جاپان. ٣ - مسافرت نکردن در کشتی های جاپانی، و ممانعت از حمل و نقل اموال تجارتی ذریعه کشتی های جاپانی. ٤ - از گرفتن اسکناس بانک های جاپانی و از گذاشتن پول در بانک های جاپانی خودداری کردن. ٥ - برای جاپانی ها کار نکردن. ٦ - کارگر های جاپانی را استخدام نکردن. ٧ - از اعلان و پروپاکند اموال جاپانی جلوگیری کردن. ۸ - جاپانی ها را پذیرائی نکردن.
( شماره ٢٦ ) مجلد پنجم حاصل زمين داري در مجلسی صحبت از كسب و کاسبی و پيشه های دستی و ماشینی بوده وعواید آن مستقل وغير مستقل را تعریف و تفریق میکردند . اراء عمومی بران قرار گرفت که پر آونده ترین کسب و پیشه زمین داری است و هر که میخواهد آسوده نشیند ويك بخله بیفتد و میخورد باید چیزی زمین زراعتی بدست آرد . یکی از رفقا گفت من درار غده چندین قطعه ملك دارم وامسال هوس کردم اقلا ازین ملك فراوان افطار رمضان را تامین کنم . بدها قین وصاحب کاران خبر دادم اگر دیگر حاصلی از املاك من نمانده باشد ، يك مقدار برنج هم اگر بفرستید خوش وقت خواهم شد . چیزی نگذشت که برنج رسید ، ولی زحمت مهمانداری چندین نفر صاحب کار و دهقان که حامل ده سیر برنج بودند ، ذایقه آنرا بکام من تلخ تر از زهر مار کرد. بعد از خواستم مهمان ها را مرخص کنم قاطر مهمان کاران برنج حمل کرده بودند مفقود گشت . پس از دو سه شبانه روز که بفو ملدانی و کوچه ها و بازار بالا و پائین دويدم وقاطر بدست آمد ، دوسه نفر دیگر یخن ما را گرفته و به مهمان های ما افزوده شد . یکی شیرینی میخواست ، یکی چوو کا چند غیه قاطر و دیگری پول جارچی کری . وقتی خوب سنجیدم ، چندین موافق قیمت برنج حاصل زمین داری از جیب آقا صرف شده بود . . . کسی نبود عقل آنها را بالا کند : زمین داری خوب است بشرطیکه خود مالك دهقان باشد . سحر خيزی شخص مهذب الحالی در ماه رمضان هر شب مخامه تاکید می نمود که سحر او را از خواب بیدار کنند . وقتی هم که بیدار می شد با چشم های خواب آلود و روی ناشور با عجله تمامی شروع میکرد ، تا صبح نشده بخوردن غذا ادامه داده باشد، بسیار پر میخورد و می خوابید صبح که بیدار می شد پشیمان شده روزه را هم می خورد . باز شب دیگر وقتی که برای سحر خیزی خودش بدیگران توصیه اکید میکرد ، کسی گفت : ترا که روزه نمیگیری چه باعث است نیمه شب از خواب شیرین بان عجله بر خیزی ؟ جواب داد : نماز نه میخوانم روزه نمیگیرم ، سحری هم نخورم ميخواهي يك كافر شوم : پیش بینی افطار بی دندانی را گویند در ماه رمضان غولنگ ( زردالوی خشك ) میخورد تا با روزه داری مصادف شد دهن خود را محکم بست گمان کرد کسی نخواهد فهمید . طرف که از برجسته گی های کومه ( دو طرف دهان ) او فهمیده چه خبر است ، گفت : ـ ای نا قلا روزه میخوری ؟ ـ نی باباجان ، دندان ندارم ، دو دانه غولنك را از حالا این جام کرده ام تا وقت افطار براحت نمیا را بلعیده باشم .
صفحه ١٤ ( شماره ٣٦ ) مجلد پنجم مولف : ا. پلانیه فرانسوی ( ٢٩ ) مادام سان ژین مترجم : حبیب الله طرزی ناپلیون : « بتو گفتم دانتزخ را بگیر ؟ » له فیور : « خواهم گرفت . » این را گفته و سلامی بامپراطور داده از بارگاه امپراطور با نهایت مسرت برآمد . ناپلیون از عقب او نگریسته با خود گفت : « « يك مرد خیل دلیر و شجاع . افسوس که این گونه هیروها رفته رفته بی فایده ثابت خواهند شد ، زیرا اصول محاربه روز بروز تغییر می نماید . شاید فن حرب ترقی کند و اصول جدید ایجاد گردد ، ولی له فیور » و ناپلیون باز دیده له خواهند شد . کسی که می ماند خواهد دید . » فصل هفتم ( تسخیر شتیقن ) منظره ٢٧ اکتوبر ١٨٠٦ ( برلین ) یکی از مناظری بود که که در عظمت و شکوه با یکی از نمایش های مجلل از منه قدیمه هم سری می نمود . مثل جيوش طلائی ( روما ) عساکر فاتح ( اردوی اعظم ) ناپلیون مظفر و منصور در پایتخت دولت منهزم پروس داخل می شدند . از طلوع شفق همه اهالی شهر بگرده بودند دریچه ها ، برنده ها ، وحتى سقف های عمارات از تماشا بینان پر بوده ، تا منظره قابله را تما شا کنند . جاده بزرگی که از ( شارلوتنبورگ ) تا قصر سلطنتی امتداد می یابد از يك جمع غفیری مرکب از هر طبقه اهالی ، مملو چیز را او جود کم علمی به مهارت کرده می توانم : ـ به امپراطور خدمت کردن ! زنم را دوست داشتن ! عقابی را که به من از طرف امپراطورم سپرده شده است حمايه كردن ! امپراطور فکری را که میخواست ظاهر کند با يك تبسم پنهان نموده گفت : ـ « له فيور ، هیچ لازم نیست که باین يك مسئله بی اهمیت اینقدر بر انگیخته شوی . بعد از اینکه از ( دانتزخ ) فاتح بر گردیم ، هیچ گاه کوشش نه خواهم کرد که ترا از اغوش محبوبه ات دور کنم . بیباکی رفیق خوب من میدانم که با وجود زبان دراز و اوضاع ساده و آزاد خانمت خیلی پاک طینت و با وقار است اگر هم مردم خفیتاً رو بخندند باز هم مجبور خواهند شد که در مقابل او زمین خدمت را ببوسند . » له فیور سرش را خاریده گفت : « آه ! حالا میفهمم که اعلیحضرت در باره شمشیر من اشاره بوده است که فرموده اند ! اعلیحضرت میخواهند علاوه بر مار شالی امتیاز دیگری هم به من عنایت کنند . اعلیحضرت رجا میکنم بفر مائید چیست ؟ » از فصل شانزدهم ( جدا ) مارشال همیشه به اصول جمهوریت صادق مانده و سلطنت ناپلیون را يك انقلاب منظمی تصور میکرد که در حکومت آن بعوض قانون دانها سربازان جا گرفته بودند . ناپلیون از اوضاع بی ساخت خود او و زبان حاضر جواب مادام لا مارشال همیشه به خوف می بود . از بسیار وقت ها می خواست بپاداش خدمات پیش قیمت او صله بزرگی که نشانه دوستی و محبت او شده بتواند باو بدهد . محاصره دانتزخ يك موقع خوبی را برای این پلان ناپلیون مهیا کرده بود . ناپلیون با قدری کدورت خاطر گفت « زن تو ؟ آه بلی یاد دارم ـ لا سان ژین له فيور راست بگو آیا تو در حقیقت مشتاق این زنت هستی ؟ مارشال : ـ اعليحضر تا ! چرا چنین يك سوالی را از من میفر مائید ؟ من و کاترین یکدیگر خود مالرا باندازه پرستش دوست میداریم . آیا من مشتاق زنم هستم ؟ عجب يك سوالیست ! امپرا طورم ، زنم ، و بيرقم چیز هایست که در مقابل آنها حياتم نقد يك سر موهم قیمت ندارد . من تقريباً نادان هستم بسیار کم به مکتب رفته ام ولی این سه
صفحه ١٥ شماره ٣٦ مجلد پنجم بوده و بکمال بیصبری تا ساعت‌ها در هوای سرد اکشور انتظار می‌بردند. افسانه‌های زیادی راجع وقایع فوق العاده که ناپلیون و عساکر ش را بدر وازه‌های برلین رسانده بود از يك دهن بدیگر میگذشت. ولی ازین فتح مکمل باندازه جز من‌ها دلباخته و خوف زده بودند که جرئت اظهار نفرت یاغضب را بر علیه فاتحین خود نداشتند. حس تجسس و ارزوی یك نگاه بر روی ناپلیون، هیروی چهل محاربه مشهور و تماهای عساکر فاتح و مغلوب ناشده و بهترین دنیا، بر احساسات درد ناك این اهالی مسخر غلبه کرده بود. این هم گفته میشد که این بار اولست که قیصر فرانسوی بر سمیات و تجمل فتح خودش پابند گردیده است و موقع اجرای این ارزوی خودش را در برلین یافته است! بالاخره بعد از انتظار زیاد دروازه‌های (شار لوتنبورگ) که تمام صبح بسته گذاشته شده بود باصدای موزیکان عسکری وطرم های جنگی وهم همهمه آه وافسوس اهالی باز شد. چنانچه ناپلیون وعده کرده بود اولین شخصی که برأس عساکر مظفر داخل شهر گردید، ما ژور تییور جیبان بلند قامت بم اندازان، کارد های امپراطوری بود. حینیکه از زیر رواق بزرگ با گام‌های فراخ میگذشت کلاه پوست خرس او در هوا از همه سر ها بلند تر می نمود. چوب بزرگ خودش را علاوه از هر وقت به جوش و خروش حرکت میداد ستاره کاپری سر سینه او بدست شخص امپراطور زده شده بود قدری از درخشنده گی خود را بروی صاحب خود هم منعکس میساخت در عقب تییور جیبان ستونۀ بزرگ آن عفریت منشان که تا سالهای درازی موجب حیرت و تعجب تمام یورپ شده مانده بود یعنی گارد های امپراطوری بود که با لثبات در میدان (واتر لو) از طرف و ژیان (میتسلاند) محو و نابود شده بودند. دنبال شان باقی مانده دسته جات پیاده که در محاربة (جنا) حصه گرفته بودند روان بود، یك انقطاع و بعد از ان جماعة درخشان ژنرال‌ها و مارشال‌ها بودند که از میان شان (داو دست) ، له فیور برتبه اوزیرو، ممتاز بنظر می‌آمدند. بعد از ژنرال‌ها بيك فاصله کمی امپراطور با عظمت و جلال بر اسپ سفید مشهور خودش سوار ظاهر گردید: در عقب او جنگل ضخیم رساله که با چهره‌های مهیب خود بدلهای ناظرین حیرت و دهشت می انداخت روان بوده جلوس را خاتمه میداد. ناپلیون بعد از انکه کلید های شهر را تسلیم شد، نماینده گان ضوابط شهر را پذیرفته بسیار کوشش نمود که از اراهات امنیت خواهانه خود ایشان را مطمئن سازد، اوامر اکیده نافذه برای قیام نظام و امنیت داده و برای ممانعت وقوع مناقشات در بین سربازان واهالی علاج‌های لازمه را پیش بینی نمود. بمجردیکه ضوابط بلدیه رفتند وامپراطور میخواست که کار خودش را با کاتبان خود شروع نماید کماطاحب مارشال له فیور را اعلان نمود. ناپلیون صدا زد: «بگذار بیاید له فیور مقید باجاره نیست، من پادشاهان را منتظر می دارم ولی مارشالهای خودم رانه می خواهم انتظار کشند!» حاجب: - «با خود يك لیوتنان جوانی را همراه دارد وخوف نمود که اعلیحضرت نتوانند او را بپذیرند» ناپلیون با قدری حدت: «میگویم بیاید هر که باوست باك ندارد، زود بیاید.» لیوتنان جوان که له فیور می خواست بامپراطور تقدیم کند ها نروت پسر خوانده او بود ناپلیون چشم خودش را بر مرد جوان دوخته بطریقۀ عادی کوتاه خودش پرسید: - عمر تو؟ - اعلیحضرتا ٢١: - خیال میکنم دوغد چارم هوسارها وژنرال توهم لاسال وخودت هم پسر خوانده له فیور هستی! له فیور از طرف پسر خوانده خودش که در حضور این مرد بزرگ هراسان بنظر می آمد جواب داد: «مارشال او را از میدان حرب (ژیپاپ) بفرزندی برداشت.» ناپلیون: - ژیپاپ هم یك محاربه خوبی بود! پس تو آب حلالة حقی ات را از آتش (جینا) گرفت! این یك
( مجلد پنجم ) ( شماره ٢٦ ) ( صفحه ١٦ ) له فيور : - « باه پیانو در مقابل شفیق تفصیلات خبر ندارم ، ان چنین يك موضع مستحکمی امند ( یقین ) کردن ممکنم شروع خوبی بوده است کاپیتان » هایر یوت بالسرعة شارلد :- نميتواندی ... » « اعلیحضرتا ، در کدام جبه ، ؟ » هارپوت :- « این طور من از شفیق پسر خود تنها گرفته یا نی ؟ » امپراطور یکا. حوره ؛ تا پليون يكي از معیوب تر است . » هانريوت : « اعلیحضرتا يك دسته این طور با يك تبسم صدا زد که « آه شایقین خاطر جوانی بود ، ازی جواب این هوسار دلیر من ملکه شفیق را مختص از سواران با خود داشتم. هارپوت او را بشدت درجه محظوظ گرفته است ! میخواهم تفصیلات این له فیور باز حرف را از دهن پسر کردا نموده ، گفت : خوانده خودش گرفته گفت : معما را بفهمم . همین حالا خبر تسلیم غیر « خوب من ترا کاپیتان لقب دادم مترقبه شهر را شنیدم ، ولی هنوز از ( با قیداود ) آیا چنین نیست ؟ پس تو کاپیتان خواهی ماند درهان ژینان ، اگر در انجا موضع اعلان خالی نمیا شد فورا و با لا حال ، بعد از جنگ آینده برای تو جای خواهند یافت یکقطعه زمین مزروعی بتقريب هشتاد جریب که تخم ریز آن علاوه يك كاريز خصوصی پیش تر از آنکه این محاربه ختم شود خودش پنج شبانه روز ذکاربز مشهور كرام خان نيز استحقاق شب دارد در موضع ترقی نایابی برای هر کس ، پیش است » افشار نانچی ملك موروثی خود را میفروشیم آقایانی که شوقمند زمین داری بوده له فیور يك قدم پیش رفته گفت : و بخواهند از يك ملك وسیع و پر حاصلی استفاده برده باشند بخانه نمبر ( ١٠٨ ) واقع « اعلیحضر تا من از طرف پسر خوانده قلعه حیدر خان گذر اندرابی رجوع بفرمایند تا بجهت اطمینان کاملی داده میشود که در ام بحضور اعلیحضرت لشکر عرض میکنم موضوع قیمت آن موافقت فی ما بین حاصل آید . غلام حسن ژن من بشنیدن این خبر بسیار ممنون خواهد شد . رتبه که باین پسر مرحمت فرموده اید، بوجه احسن مستحق است . اعلیحضرت کورس فرانسه - انگليزي - تركي باین سرباز دلیر عدالت فرموده اید . » آقایانیکه مایلند یکی از زبان های فوق را بصورت خصوصی تحصیل نمایند ناپلیون : - له فيور ايا انشا كرد نست ؟ له فيور : - اعليحضر تا یکی از شاگرد با شرایطه سهلی از طرف موسسه کتاب خانه وقرات خانه نور پذیرفته میشوند هاي که بدان مفتخرم ، وبطرف ها نریوت و برای ثبت اسامی خودها بیخود کتاب خانه نور یا اداره انیس مراجعه نمایند . برگشته ایراد نمود : کتابخانه نور « پسرم خدمتی را که کرده عرض کن محل فروش ومطالعه همه نوع كتب ورسائلهاي فارسی فرانسه ، انگلیسی ، اردو تا امپراطور تو بفهمد که مستحق نوازش عربی ، ترکی میباشد . شاهانه شان هستی !» کتبیکه جدیداً به تهیه آنها موفق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه هانریوت قرمز شده متردد ماند . نور همه نوع جراید ومجلات داخل و خارجی برای مطالعه موجود است .
(شماره ٣٧) مجلده اشتراك سالانه ١٢ افغانی محصول پوسته ٢ " خارجه ٢٠ شلنگ سراج الاخبار اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارنده : میرزا محمد جواد ٢ شنبه ١٩ دلو ١٣١٠ تأسیس ١٣٠٦ اول شوال ١٣٥٠ بکافه مشترکین عظام بهمه خواننده گان گرام بهر هموطن نزدیک و دور بالاخره بهر فرد مسلمی که درین ماه صایم بوده و به این روزها شامل سرور این عید مذهبی میگردند ؟ با نهایت احترام عرضه میداریم ! عید شما مبارک هیئت اداری جریده و کارکنان مطبعه انیس آرزو دارند این عید و امثال این اعیاد را برای همیشه آقایان عزیز درین خطه مصفا و وطن زیبای ما به منتهای امنیت و رقابت های عمومی ترقیات مملکتی و استحکام وحدت ملی ، اتحاد و اتفاق قومی و سعادت های فامیلی بسر برند. ترجمه از مجله الهلال مصر : مکالمه با روح مردگان خاطره مترجم چون موضوعی که آنرا برای خوانندگان خود ترجمه میکنم علاقه بمالم ابدیت یا عالم معاد ئیکه قدر ایمان داشتن بان را کسی میداند که درد شک و لذت تدقیقرا چشیده باشد ، از این رو نا مناسب نبود که يك خاطره که حین ترجمه این واقعه بیاد مترجم راجع با همیت ایمان بعالم ابدیت گذشت . پیشتر درج نمائیم. بلی ! عالم ابدیت عالم سعادت است و باید عالم سعادت باشد زیرا آخرت و عاقبت این کائنات دور و دراز پر انتظام میباشد و طبعاً بمالم تره که این عالم ابتدائی پر روائی و جمال است باید بار ها عالم ابدیت از ین عالم پر جمالتر و پر انتظام تر باشد مخصوصاً وقتیکه اینرا تخیل کنیم که این عالم جانرا چیزیکه بنظر ما منفور میسازد همینستکه پهلوی خیر شر است . ولی در
صفحه ٢ ( شماره ٣٧ ) مجمد ٤ آنجا شر ساقط خواهد شد و تنها خیر میماند . پس باید عالم ابدیت عالم سعادت باشد . و این سعادترا که در نظر من مطبوعتر و مرغوبتر میسازد وعده های شیرین و تجلیات پر لذتیستکه قر آن مجید وعده فرموده . اگر چه پهلوی آن وعده ها وعید ها است . و همچنینکه آن وعده ها مرا بر ذوق میسازد طبعاً بعضی اوقات تصور وعیدها هم لرزه باندام من میارد زیرا بشر هستم و همچنینکه جوهر خیر در من است از داشتن يك جذبه شر خالی نخواهم بود . مگر هر چند این ترسها زیاد شود . و یا هر چند که آن وعید ها شدید باشد باز هم آن عالم ابدیت لایدی بنظرم شیرین است . زیرا آیه شریفی در قرآن مجید بنظرم میخورد که همیشه در وقت ترس همچو ستاره امید پیشروی من میدرخشد که فرموده [ قل یا عبادی الذی اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعاً ] هر بیم و خوف را از آن عالم پوشیده از دلم دور ساخته است . ولی در اینجا من نمیخواهم در دلایل سعادت ابدی بپیچم . چه انواع ماهیت آن عالم مستور را حواس ما درک کرده نمیتواند . تنها به اینقدر اکتفا میکنم بعد از این حیات محدود يك حیات ابدی دیگری شروع میشود . و دران حیات ابدی تمام معانی سعادت را ایمان دارم اما چیزیكه میخواهم آنرا توضیح بدهم اینکه سعادت این عالم بسته باعتقاد داشتن بآن عالم ابدیت است و چنانچه در اول گفتم قدر لذت ایمان داشتن را بآن عالم کسی میداند كه درد والم شـــك و لذت تدقیق و تحقیق را چشیده باشد . بلی ایمان داشتن بآخرت ادنی سعادت در این حیات است . زیرا سعادت عبارت از اطمینان و آرامی دل است ، واگر دل آرام ومطمئن نبود بهترین حاله این عالم بدترين . وشيرينترين آن تلخترین است . بیچاره است كسیكه این اطمینان را دل او نداشته باشد. زیرا هر شب وروز این حیات را بر آتش میتپد ... [ و دراین عذاب هم حق بطرف اوست ] چه حالت شبکه مد هشتترین رنگهای زنده گی است . از کجا آمدم ؟ و برای چه ؟ کجا میروم و برای چه ؟ بلکه هر کدام ما بچشم خود میبیند که در هر ثانیه که براین عالم میگذرد ملیونها مخلوق نیکو کار با ک دل با ارمان سپرد خاک میشوند ، وملیونها ظالم خونخواربا غرور می میرند . که اولیها نیکی را جزبدی ودومیها بدی را جز نیکی ندیدند . وعلی هذا در هر ساعت عالمهای بی توازنی وغلبه شر بر خیز بنظر میا ید . از این رو اولین سوالیكه بعد ازاین تصور پیشروی انسان میاید همینستكه : آیا خاتمه این کائنات بر انتظام وبر جمال همین خواهد بود » ؟ ودر پیدا شدن همین سوال سعادت یا شقاوت انسان شروع میشود . ولی طبیعی استكه جواب آن : نى !... وهذا رائ فی ... ! میباشد . زیرا هر خورده وبزركت این عالم بل هر ذره از ذره های آن کمال نظام ودقت . منتهای جمال ورو نقرا نشان میدهد . البته در نزد قدرت عظیمیکه پیدا کردن این همه نظامها ورو نقها آسان بود حل کردن این مشکله که خوردتر است یعنی توازن دادن بین خير وشر باید از همه آسانتر باشد : بلکه آن قدوت عظیمیکه آفتابها باین عظمتشان ومهتابها باین جمالشان . وستار گان با ین تعداد شان . و آسمانها باین فراخیشان بالاخره تمام کائنات با همه موجودا تشان ذره موی از نظام وخواصیکه برای آنها تعین فرمود تخلف کرده نتواند ، البته این بشر ضعیف پارهــا عاجـز تر از تمرد وعصیان خواهد بود . بلکه دراین کائنات عظیمیکه هيچ ذره ولو ساده آن بی خاصیت وبدون فایده یا سببی خلق نشده است ، نمیشود که این مخلوق عجیب و پر رشک که اهمترین رتبه های مخلوقات را اشغال کرده است یعنی انسان بی سبب و بی فایده یا بامر و بی با خلق شده باشد . و این خاتمه ظاهری که آنرا مرگ مینامیم خاتمه حقیقی نه ظالم و نه مظلوم خواهد بود . والبته این سلسله موجوده آن که نقصش نمایان است حلقه دیگری برای خاتمه وتوازن خواهد داشت . زیرا هرآچند تعمق کنیم می بینیم که تمام مظاهر حیات بشری عبارت از يك سلسله ابتدائیات است . وهر چیز و
صفحه ٣ ( شماره ٢٧ ) مجلد پنجم هر ولنگ در حیات بشر موجود است الا خاتمه . پس برای تکمیل شدن آن ابتدائیات و برای پیدا شدن خاتمه باین سلسلۀ دراز بشر ، باید حلقۀ دیگری باشد. باینکه همیشه وقوع حادثات توازن خیر و شر که باصطلاح خود آنها را (عدالت غیبی مینامیم) و دائماً فکرها را مبهوت میسازد داشتن ایمان را ببودن يك حلقهٔ دیگری بعد از این عالم قویتر میسازد . و چنانچه در هر نوع گفتیم اندازه سعادت و اطمینان انسان در این عالم بسته باندازه یقین داشتن است با این حقیقت . و بیچاره کسیکه دل او این ایمان یا یقین را نداشت در کمال شقاوت و بدبختی دوره این حیاترا طی خواهد کرد . و که میداند که در آنعالم بچه حال خواهد داشت ، زیرا بیچاره آلوقت بيك حقیقت خیلی تلخی دچار میشود که تمام این کائنات پر انتظام ، و موجودات پر جمال را بنظر او منفور خواهد ساخت و چه تلختر از این نتیجه باشد که انسان مصایب والام و مظالم و فجایع این عالمرا بی خاتمه و بی درمان ببیند ... اما تنها و تنها چیزی که همه سرور و مظالم عالمرا بنظر آسان بسازد ، و هر درد و پریشانی را اطمینان و تسلی ببخشد تنها ایمان داشتن بعالم آخرت خواهد بود . گویا سعادت در این حیات بسته بایمان است . ولی کدام ایمان ؟ نه همان ایمانی که پدر یا استاد در من پیدا کرد . و خیلی خوشبخت هستم که عوارض حیات و مطالعات زندگانی مرا بتبدیل آن موفق نمود . بلی ! بتبدیل نه بترکت آن زیرا اگرچه هر دو يك ايمان است ، ولی فرق بزرگیکه دارد همینستکه آن ایمان بیم بود و این ایمان امید . و معلوم استکه من حیث لذت و اطمینان و تسلی چقدر فرق بین هر دو ایمان است ، یعنی میخواهم بگویم که از آن ایمان دل من مرتعش و منقبض و افکار من محدود و خوفناك ولی از این ایمان دل من آرام و مطمئن و افکار من آزاد و روان حتی امیدوار است گویا در انوقت اگر چه مؤمن بودم ولی شقی اما کنون مؤمن هستم خیلی سعید . و چون میدانم که دردمندان من ، یعنی کسانیکه در دور طفولیت درس ایمان را بمانند من گرفته اند بسیار است ، از این رو بی مورد نخواهد بود که قسمهٔ آن درسهای خود را نقل کنم ، تا مرا دیگر از ذکر کردن این خاطره دارم واضحتر گردد . بلی در جملهٔ سعادتهای که پدرم برایم سنجیده بود درسهای ایمان است . ولی راست بگویم ، اگرچه در حسن نیت آن مرحوم شکی ندارم - که آن درسها با خیلی مشووم بود ، چه مرا مدتی از تمتع بلذت واطمینانیکه ایمان دارد محروم گردانید . اينك تفصيل اولین درسی که از ایمان به آخرت گرفتم تا جاییکه رعایت وقت خواننده و توضیح مطلب اقتضا میکند ، مختصراً مینویسم . در عمر ٩ ساله بودم روزی صبح از خواب برخو استه تمام خانه را ولوله و گریان و چهره ها را نشان غم و مصیبت گرفته بود . طفل بودم و از شیرینیهای طفولیت خواهد بود که سبب را ندانسته باز صمیم دل شريك غم و شادی دیگران میشود . منهم سبب را نفهمیده و نپرسیده بولوله آمدم . بلکه صادق تر بودم زیرا دیگران تنها اشك ميباريدند اما من فغان انداخته بودم . چند روزی باین حال گذشت طبعاً از همه خسته تر شده بودم چنانچه خاصهٔ طفولیت است چیز سرته مادر علاجی برای تخفیف این خستگی نداشتم . ولی در این چند روز هر چه بالیدم پیدا نبود . از هر که میپرسیدم جز ریختن اشك جوابی نگرفتم . حالا که ما در نیست از حیث شفقت روی پدر آمد . بعد از سوال زیاد آن مرحوم روزی [شاید ناخواسته] بمن گفت که مرد.طبعاً سلسلهٔ استنطاق خود را دراز کردم تا بدانم کی میآید ؟ او هم شاید بخیال مشغول ساختن فکر خود سوالات طفلانهٔ مرا ذریعه گرفته و از حقیقت مرگ که هر کس مردنی است . و بعد از این دنیا عالم دیگریست که همه یکجا میشویم بیان داد . در آنجمله طبعاً فلسفهٔ نیکی و بدی ، یا عذاب و مکافات هم آمد . ولی چنانچه گفتم این درس شومی بود . زیرا در آن سلسله از رنگ های عذابهای آخرت که انسانهای قوی هیکل و پر دلرا بلرزه میارد ، چه حال که بمن طفل برسد ، شنیدم . ومختصر از تمام قصه این را فهمیدم که ما برای این پیدا شدیم که این عالمرا در عبادت و ترس از خدا طی کرده و در آنجا برویم تا نيك وبد ما را در ترازو تول کرده در مقابل هر بدی که از ما صادر شده
( مجلد پنجم ) ( شماره ۳۷ ) ( صحنه ٤ ) يا باشد عذابهای که مخیله بشر از آن مؤلمتر تصور کرده نتواند بینم ( ابی تو به ) گویا محبوترین مخلوقيکه دوستی را بمن یاد داده بود یعنی مادرم در آنجاوقت تا نيك و بد او در ترازو گذاشته شود و بمقابل هر بدی یکی از آن عذاب های که از شنیدن آنها هنوز لرزه دارم خواهد دید. در آنوقت که بحضور پدر ایستاده واین حقیقت خیلی مولمرا میشنیدم طفل بودم چیزیکه یاد ندارم رویا بو شنیدن مانمی اصدم بود ، از این رو ، بود که خاتمه این درس پر خوف من فقاق تدی گردید . یا عتش از که الفاظ نا شایسته از قبیل اعتراض وتنหيديكه در خاطرم گذشت بیان کرده بودم ، ولی در آن حینیکه دردهای مادر را در وقت تول کردن تو لك ویده فکر میکردم این فقاق رسید وفکر را معطل کرد، بالعوض مجبور شدم آنچه را که پدر گفت یقین کنم . زیرا فهمیدم که فکر کردن در این موضوع فقاق پدر را موجب میشود گویا این لقطۀ یقین بود حالا مطا لبی که بعد از این قصه درد هند من شده است فهمیده باشد که من چرا آن درس اولی را شوم قرار دادم ، زیرا این فقاق که موجب یقین شد در آن دقیقه که در روی من خورد جولان فکر مرا محدود ساخت و باز از آن دقیقه فکر من در هر چیز نشو ونمو طبعی خود را گرفته و وسعت یافت الا در دایرۀ ایمان که بهمان درس ابتدائی محدود ماند . زيرا التهاب آن بصورت مخيف گذاشته شده بود . ولی اگر تنها همین حادثه میبود شاید عوارض زنده گی وتبدلات روزگار قراری که خاصیت دارد اثرش را میبرد . اما بد بختیانه در جمله دوستان پدرم معلم دینیات مدرسه بود ، که طبعاً در ملاقات اولین خود سفارش لازم را برای تحكيم معتقدات من داد ، وشايد معلم من این سفارش را دلیل ضعف موجبات خود دانسته بود زیرا در اولین ساعتیکه در اطاق درس آمد ، مرا خواسته ودو سوالی از معلومات من را جمع بعالم ابدیت رسید . البته این سوال او درد های گرانیک که از تصور حالت مادر مسکین در مقابل آن ترازوی بیم ناك كه پدرم حکایت کرده بود بیدر میان داشتم ، واز ترس کوشش فراموشی میکردم بشور آورده و اگر چه جواب عبارت از همان معلومات مولم پدر بود ، ولی این مانع نمیشد از اینکه لهجه درد ناک مرا بپوشاند . زیرا جواب های من تمام نشده بود که فلکه در بین آمد ، ومعلم سخن مرا قطاع کرده گفت با ادا ایمان پر یقین در تو پیدا شود ، کار آن یقین را همین فلکه پیدا خواهد کرد، و پاهای مرا بست . گویا آخرت نزعه عذابی بنام آن دیدم ، وبحساب استاد خود هم یقین مطلق داشتم ، زیرا فی الحقیقت پر یقین تر از عذاب آخرت در من معتقدی نبود ، این گویا نمونه از سلسله درسهای عالم ابدیت بود که باید مرجع امیدم باشد که از تفصیل گذشته تنها نتیجه را بگویم : در خیال من ، پیشتر و مدهشتر ومولمتر والحاصل پر عذابتر از عالم ابدیت چیزی خالق نشد . لاچار غیر از انکه از نام آن گریزان شوم ، وسعي کنم که آنرا فراموش کنم دیگر چاره نبود . اما از طرف دیگر مجبور بودم که تسلیم داشته باشم . زیرا قرار گفته استاد که فقاق و فلکه در من یقین پیدا کرده بود . ولی پانها من فهمیدم که آن تخمین استاد غلط بود، زیرا وقتیکه تبدلات آن فلکه و آن فقاق و آن پدر خوش نیت و آن استاد را از بین برد من مانده و این عالم ؛ وروز گار پرده ها وقضایای این کائناترا از رویه ی نظرم میگذشتاند والام حیات چه در خودم و یا در خوا ملیکه اطراف من بود مأيوسيت وبد بيني و نفرت را بعالم راه میداد . هیچ آن تعلمیات ناقص و آن يقينيكه موجبش ( فلکه ) بود این دردها را نتوانست تخفیف کند . و در نتیجه ( معذور هم بودم ) که در عالم مدهش اشک و بدبيني ، مايوسيت ميافتادم . پیشروی من درد و مصايب ، مظالم و آلام ومعاها ، مستقبل تاريك ومشكوك ونا معلوم واقعاً مرحله مدهش بود که طی کردم .و بدتر اینکه همان ایمان میراثی هیچ در تسکین این مشکلات باری نمتوانست . زیرا ایمان من بهمان دایره خورد یک روز اول پیدا شده بود محدود مانده ، و چیزیکه آنرا تا ئید یا قوی میساخت دلیل ناقص
( شماره ۲۷ ) استاد ( یعنی فلکه ) بود . ولی حالا که فلکه رفت گویا آن دلیلی که ایمان را تقویت میداد هم گذشت . گویا هر چند که در میدان حیات پیش میرفتم ومعمانی و قضایای زندگی و معماها وسعت پیدا میکرد آن ایمان محدود نمیتوانست این دایره وسیعرا روشن و این دل پریشان را مطمئن بسازد . و این افسانه مختصر نمونه از درسهای تلقین ایمان استکه به اولاد های خود درس میدهیم . در حالیکه قرار بیان اول ما که اهمتر از ایمان بآخرت برای سعادت و اطمینان در حیات ذریعه و بر هانی نداریم. وباید محبوبترین چیز در این عالم تذکر آخرت باشد . زیرا هر قدر که این تذکر شیرین و دلچسپ باشد همانقدر علاقه ما برای آماده شدن برای خیر زیاد خواهد بود و باید پر اعتناترین درس ما برای اطفال همین درس ایمان به آخرت باشد. [ اما نه بهمان طرز و لهجه بیم ناک که طفلرا مجبور بفراموشی آن عالم بسازد . زیرا طبیعی است انسان هر چه را که خوش نداشته باشد کوشش میکند که از خود دور کند . بلکه بچنین طرزی که آن روز محتوم یا آن عاقبت لابدی که برای توازن و احقاق حق است در نظر طفل محبوب باشد . تا هر قدر که دایره حیات و وسعت بیابد . همانقدر جولان فکری او در حدود ایمان وسیعتر شود . و هر قدر که معماها و اسرار کائنات در پیش روی نظرش تاريك شود، و هر قدر که قضایای عدم توازن عدل و ظلم در این عالم میبیند همانقدر بتواند از ایمان خود تسلی و تسکین و هدایت و اطمینان بگیرد. و بنظر من این اهمترین بحثیست که باید در اطراف آن غور کرده و برای طرز تلقین ایمان حسب مراتب عمر ها معلوماتی گذاشته و آنرا برای نشر شدن آماده سازیم . و بعامه و خاصه خود برسانیم . زیرا اگر بخواهیم که اولاد ما در این عالم حیات بی تذبذب و پر اطمینان بگذرانند باید ایمان صحیح برای شان پیدا کنیم . و اینرا باید معتقد بود که ایمان موروث . و ایمان که از روی عادت باشد هیچگاه قوت روشن ساختن تاریکیها و معما های این حیات را ندارد . این راجع باطفال بود اما در خصوص همدردا نیکه درس ایمان را همیچه من تلقین شده اند یعنی تنها ز راه تخویف و تهدید یاد گرفتند و طبعاً دایره ایمانشان بهمان حدودیست که در زمان طفولیت بود يك تجربه خوردی که عرض کرده بتوانم همیست که تا اندازه مقدور خود را از اثر همه تخویفاتی که در طفولیت کسب نموده اند رهانیده و سر از نو ایمان متینی از راه تعقل و تفکر پیدا کنند . و من از روی تجربه خود یقین داده میتوانم که از این طریقه فایده بزرگی برده میتوانند و حتماً بيك یقین صحیح که موافق ذهنیت خود شان است خواهند رسید . زیرا در هر ذره و هر نظام و هر حادثه از حوادث این کائنات آنقدر دلایل و اشارات موجب یا مساعد بایمان است که هر ذی حس باندازه احساس خود از آنها ذخیره برای تقویت ایمان خود گرفته میتواند ولی بشرطیکه فکر خود را از هر اثر تخویف و تهدیدیکه در طفولیت از راه فلکه شنیده باشیم رها بسازیم . میدانم يك حصه مکرر دیگرانم نمیخواهم که ناگفته بماند و آن همینکه راز هر شقاوت و درد و تالم در این حیات راجع بستی ایمان است . و هر قدر که بتوانیم ایمان ای پر یقین پیدا کنیم همانقدر بشر را از شقاوت در این حیات دور خواهیم ساخت : ولی آن ایمان فلکه و ایمان میراثی ! هیچ برای سعادت حیات بدرد خورد نمیتواند. و برای صاحب خود لذتی ندارد . غیر از ایمان برفیتیکه حسب ذهنیت افراد و بر طبق مقام عقایشان باشد و برای حصول این چنین ایمان صحیح غیر از اینکه افکار را برای مطالعه اسرار کائنات آزاد بگذاریم دیگر چاره نیست . و اگر حیات مساعدت کرد مقاله های مطول از این الهاماتی که در در نتیجه تحقیقات و مباحثات مطالعات آزادنه و اصول علمی در اسرار کائنات پیدا شده است برای خوانده گان خود تقدیم خواهیم نمود . *** حالا بیائیم در موضوعیکه این خاطره را بیاد من آورد : طبعاً مطالعين خبر دارند که در جمله امور یکه محافل علمی دنیا را از دیر مدتی مشغول تدقیق ساخته است مسئله اتصال بعالم ارواح و امکان مفاهمه کردن با آنهاست ، که این مبحث تقریباً
صفحه ٦ (شماره ٣٧) مجلد پنجم از سنه (١٨٤٨) میلادی روی کار شده . و از وقتیکه این قضیه پیش آمد علمای مدقق برای تحقیق این قضیه برآمده و تا امروز همین موضوع مدار بحث است . و روز بروز حوادث میمیکه امکان مفاهمه کردن با روح مردگان را ثبوت کند بوقوع پیوست . و شاید مهمتر چیزیکه نه تنها در حل این قضیه بلکه در حل خیلی مشکلهای علمی با مدققین صحیح كمك كردحوصله فراخ علمی آنها باشد : که نه مؤمن و نه منکر یکدیگر خود را نفاق و فلتکه بر داشتند . بلکه هر کدام جهت مقابل را با حوصله عالمانه تلقی و استقبال کرد یعنی هر کدام جهت مقابل را از راه رسیدن بحقیقت گرفت . و این حوصله علمی اهمترین ذریعه رسیدن بحقیقت شده میتواند زیرا قاعده معروف عوام است که در بحث جنگ کردن دلیل جهل است . از این رو با وجودیکه از کشف این مسئله قرار مفهوم امروزی ٨٣ سال گذشته است اما هنوز منکر و مؤمن موجود است . يعنی يک طبقه براین عقیده هستند مجرد یتکه روح جسدرا گذاشت در این عالم لا يتناهی منحل میشود . ولی فرقه زیاد علما ثبوت کرده توانستند که روح بعد از انفصال از جسم موجودیت خود را داشته و در یک عالمی غیر از این عالم هستند . تا اینکه مسئله امکان مفاهمه با ارواح پیش آمد و حوادث زيادي از اين مفاهمه بوقوع پیوست . واین حادثه را که ما بصدد نقل آن هستیم یکی از حوادثیستکه باین نزد یکیها بین محرر مجله الهلال مصر و روح پدر او بوقوع پیوست . اینک حرفاً آنرا نقل میکنیم : سر محرر هلال پیش از اینکه تفصیل جلسه های مفاهمه کردن با روح پدر خودش را بنویسد يک تمهید مختصری نوشته است که ما مفاد بعض نکات آنرا در اینجا مینویسیم : آیا مردن جسم خاتمه هر چیز است ؟ و یا اینکه بعد از انفصال روح از جسم حیات مستقلی درگیر را گرفته ، و تذکارات زندگانی زمین خود را داشته میباشد . باز بفرض وجود ارواح اگر بگویم ، آیا میتوان با آنها اتصال یافت و با آنها مکالمه نمود؟ این از مسائلیست که فکرها را از قدیمترین زمانه ها متحیر ساخته است . که خودم در تحقق این مسئله مدتی مصروف شدم ، ولی دیری دوام نکردم که آن تحقیقات را وا گذار شدم . زیرا دلايل ويرا هيچكه بتواند مرا قانع بسازد . يامرا در يك موقف صريح برای فیصله برساند یافته نتوانستم . این قضیه را سالها وا گذار شدم تا اینکه در این اواخر یدیدن بعض مشاهدات موفق آمدم که اثر شدیدی در نفس من داشت . و باز مرا مجبور بتحقيق وتعمق در این موضوع وادار نمود و آیا مهمتر یا پر قیمتر از این موضوع دیگری خواهد بود ؟ و محرر مذکور در آن تمهید يک سلسله از بیانات شك ويقين ، وخودداري که در فیصله ین چنین قضیه های مهم باید نمود بيان كرد چنانچه در آن تمهید میگوید : واينرا بايد بگويم كه از حالا هیچ فیصله قطعی در این قضیه ندارم ، ومدعی نیستم که بتنايج قطعی رسیده ام . وهنوز میدان بحث و تحقق فراخ است . وشايد سالهای دیگر بگذرد ويك فيصله قطعی پیدا نشود . اگرچه فریق بزرگی از علما ومفکرین ، دراین موضوع يقين پیدا کرداند ، که از آنجمله سراولیفر لودج ، سر وليام كروكس . وسر وليام بارت واستاد شارل ريشه . ولو بروزو ، ورسل والس ، وفلا ماريون . ووليم جیمس وغیره . که صفحات ما گنجایش ندارد برای ذکر کردن نام تمام علمایکه در بی غرضی و اخلاص باهمیت ایشان شکی نیست و در این موضوع بحث میکنند و نیز مقام سامی وشهرت علمی دارند وهمه بموجوديت يك عالم روحانی که فکر بشر از درك آن قاصر است اعتراف دارند و در یکجای دیگر میگوید : مهم اینستکه انسان دراین میدان بک مسلک علمی مانند علما یکه بک موضوع نورا زیر بحث میگیرند برای خود اتخاذ کنند . يعني نه در انکار تعمد وضد کند و نه تسليم مطلق داشته باشد . بلکه ذهن خود را از هر تاثرات ماضی خالی ساخته ( تعمق وتدقیق نماید ) ... حالا از باقي تمهيد بگذریم که همه ازاین قرار است . و شروع بذکر صورت انعقاد جلسه هاي مفاهمه با ارواح ، ومذا كراتيكه
صفحه ۷ (شماره ۳۷) مجلد پنجم بین امیل زیدان صاحب این مقاله و روح پدر او و چند روح دیگر واقع شده است بیانیم، عینا قرار یکه او مینویسد ** اثنای چند هفته که در تابستان گذشته بلبنان میگذشتاندم با بعضی از دوستان خود برابر شدم و قصه های زیاد از کامیابها یکه در متصل شدن با ارواح مردگان برایشان پیش شد بمن نقل کرده، و ضمنا خبر حرف زدن با روح چندین نفریکه از آشنایان بوده و وفات یافته اند و در آنجمله روح پدرم ود گفتند. و در این مبحث یکی از آنها گفت بیقین دارم که از صحت این نقل ما شک داشته باشی. و در این شک خود شاید حق بطرف باشی. ولی بیا در جلسه های ما شريك شده و بعد از آن در این مسئله فیصله خود را ببین. شاید ما بازی خورده باشیم، یا اینکه حقیقت بر ما پوشیده شده باشد، اما بهر حال در این شکی نیست که تجربه های ما در اتصال با عالم ارواح خیلی مظاهر پر حیرتی دارد. من هم در جلسه های این دوستان حاضر شدم. و فعلاً در تعلیل مشاهداتیکه دیدم خیلی بمن حیرت پیدا شد. حتی اینکه در جلسه های اول نتوانستم هیچ یادداشتی از مشاهدات خود بگیرم زیرا مبهوت وقایع بودم. ولی در تجربه یا جلسه های آخرین خیلی مذاکره هارا نوشتم که بعض آنها را آنجا مینگارم. و اینرا باید بگویم که من تنها آنچه را که بچشم و شخص خود دیدم و تحقیق کردم مینویسم. اگر چه این دوستان من از مدت یکسال استکه در این تجربه های خود مصروف هستند و برای شان خیلی اموری پیش آمد که موجب دهشت شنونده میشود، چه سال رسید یکسانیکه هان امور را بچشم دیدند. و اگرچه از صدق قول این رفقای خود متیقن هستم. مگر باز هم میخواهم تنها حوادثیرا که بچشم خود دیدم متذکر شوم : طریقۀ شان که برای متصل شدن با عالم ارواح استعمال میکنند از قرار آتیست: - بر يك لوحۀ چار کنج سنگ مرمر حروف ابجد را قراریکه در این شکل مرسوم است مینویسند. ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی و در وسط همان تخته سنگ (X) پیاله که به آسانی لغجیده بتواند یعنی حرکت کند میگذارند، و دو نفر از وسیطها (مراد همان اشخاصیکه میانجی بین روح مرده و شخص مخاطب میشوند) نشسته و هر کدام يك انگشت خود را در پیاله میگذارد آنوقت شخص یا اشخاصیکه میخواهند با روح کدام متوفی حرف بزنند نام او را یاد میکند باین صورتیکه (میخواهیم روح فلان را) و این طلب کردن خواه مستقیم و یا بذریعه کدام روح دیگری که پیشتر با او مکالمه شده باشد. و اگر مطلوب یافت شد آنوقت هر دو نفر وسیط که شعیر خود آنها را میانجی نامیدیم و انگشتهایشان در پیاله است حس میکنند کدام قوتی دستهای ایشانرا حرکت میدهد. آنوقت سوالها علناً بطرف روح گفته میشود. و جواب آنها بذریعة حرکت کردن پیاله از يك حرف بديگر حرف دریافت میشود، مثلاً اگر جواب روح (بلی) باشد. اولا پیاله با انگشتان وسطها بطرف حرف (ب) بعد ازان بطرف حرف (ل) بالاخر بطرف حرف (ی) آنوقت میتون فهمید که جواب روح (بلی) میباشد. و همچنین تمام عبارتها... باز خوانده را ملتفت میسازم که تسرع را بمن نسبت نکند. و نه که در این بیانات خود کلمة روحرا استعمال میکنم. در حقیقت مراد من همان مظاهریستکه برای بیننده ظاهر میشود و شاید تعلیل دیگری در بین باشد. اما من در اینجا تنها وضعیت ناقل را بخود میگیرم : این يك بيان مختصری بود راجع بطريقة که بذریعه آن میتوان با روح مفاهمه کرد و چیزیكه در اینجا اهمیت دارد همینکه هر دو میانجی (وسیط) در حرکتهای دست خود مخیر نیستند، چنانچه در این باب قناعت کامل برای شخص من حاصل شد
صفحه ٨ (شماره ٣٧) جلد پنجم و بیچیذن وسایل که بیان آنها مطول است تحقیقات خود را در این باب نمودم . از آنجمله از هر دو میانجی خواهش کردم که پشت خود را بطرف تخته سنگ بگردانند . و کلکهای خود را در پیاله داشته باشند . اما با وجود اینهم جواب سوالات من بطور صحیح وبدون خلل داده میشد . گویا باوجود یکه هر دو وسیط چشمان جزو فرا نمیدید اما باز هم دستهای ایشان با پیاله بطرف حروف حسب ترتیب کلماتی که روح جواب میداد بایک قوه خارج اراده و تدبیر خود شان برده میشد . اینرا هم علاوه میکنم که خیلی سوالات من از اموری بود که هر دو وسیط از آنها اطلاعی ندارند . حتی بعضی سوالها کردم که تمام حاضرین مجلس حتی خودم اطلاع نداشتیم . و در میان کاغد قیقات کردیم جوا بها قرار واقع بود اخيراً اینرا هم میگویم که این جلسه های مکالمه با روح در یک اطاق عادی که چراغهای برق روشن میشد . و هیچ یک از ادوات زاید و یا مخصوصیکه در دیگر مجالس استعمال میشوند نبود . علاوه بران هر دو نفر میانجی بحالت طبیعی خود داخل کار میشوند . یعنی تنویم مقناطیسی ( خواب مصنوعی ) يا تشنجات عصبی هیچ نبود . چنانچه اینرا هم میگویم که این دو نفر وسیط یا میانجی این مشغله را برای کسب وتجارت نگرفته اند . و بحسن نیت و صدق ایشان عقیده دارم . ** اینک شروع میکنم بنقل کردن مذاکره یا مذاکره هائیکه بین من وروح پدرم تا اندازه که ممکن باشد یعنی همان قسمتهائیکه میتوانم آنرا نشر کنم : در جلسه های اول از روح پدر خود طلب کردم که بمن نشانها بگوید تا متیقن شوم که روح پدرم با من حرف میزند . بشر طیکه چنین نشانها باشد که هر دو میانجی از آنها اطلاع نداشته باشند : او هم بنقرار مطلوب من نشانهای من گفت . حتى بعض اشخاصهای دیگری گفت که من خبر نداشتم وتوصيه نمود که والده خود را بانها متذکر بسازم چنانچه وقتیکه بوالده خود نقل کردم آنها را تایید کرد . و در ذیل این مذا یک مذاکره خود را با روح پدر خودم نقل میکنم . چنانچه میگویم که جوابها مطابق سوالهای من سلیس و واضح میامد : بعد از یک مذاکره که راجع با فراد عائله و دیگر خصوصیات تعلق داشت من پرسیدم : من : میخواهم یک مقاله راجع بعالم ارواح ومفاهمه کردن با آنها بنویسم ، آیا با من در این اقدام كمك ميكنى . وتفصیل میدهی که چگونه روح از جسد مفصل میشود . و ارواح چه زندگی دارند ؟ روح پدرم : وقتیکه روح مسکن زمینی خود را گذاشت ، مدتی تنها میماند و بعد از آن قرار استحقاق خودش ارتفاع و تبديل مقام میکند . در اینجا ٦ مقام است که هفتم آن او ذ ات پرور دگار می باشد . پائترین طبقات پایینتر این اینجا را فضل خدا نرفتم وندیدم ، ولی میدانم که در آنجا از دست عذاب خیلی مؤالم ضمیر هیچ یک آن آرامی نیست . من : تو در کدام درجه هستی ، و آیا بان دفعه رسیدی ؟ او : در درجه ششم هستم که بلند ترین مرتبه برای مردم است . در اینجا هیچ عذاب ضمیر یا حزن والمی نیست . بلكه يك حیات آرام و پر سعادتی است . وقبل از این در درجه را طی کردم . من : در این درجه ها چه فرقی است ؟ او : هر قدر که مرتبه بلند شود همانقدر عذاب ضمیر کم می شود . من : آیا با کدامی از رفقای متوفای ما برابر شدی ؟ او : بلی بسیار من : مثلاً کی ؟ او : نعیم شقير ؟ ( و در يك جلسه دیگر یعقوب صروف ، جبران خلیل جبران و بعضی از خویشاوندان را یاد کرد ) من : آیا ارواح حرف میزنند ؟ او : ارواح جمع میشوند و مفاهمه می کنند . تالف میکنند . اعمال شما ها را می بینیم و بخوشی شما خوش . و بغم شما مغموم میشویم . ولی غم ما نه
( صفحه ۱ ) شماره ٣٧ مجله نجم مانند غم شماست که در زمین مغموم ندارند ارواح همیشه دوستان خود را میکنید ؟ میشوید . زیرا در اینجا هیچ موجبی از مرافقت میکنند واعمال آنها را می‌بینند. او : البته هر کس عین صفتها را که غم نیست ؟ داشت در اینجا داشته میباشد . ( در یک جلسه دیگر ) من : پس غم شما چه رنگ است ؟ من : عاقبت مذاهب بعد از مرگ او : تا با غم شما را متحسس میشوم . من : در جلسه گذشته مرا معلوماتی چیست ؟ من : آیا مانند گدا میشناسید ؟ از عالم ارواح دادی آیا میخواهی که اقوال او : هر کس از روی اعمال خودش او : بلی . خود را در این موضع تمام کنی . ؟ جزا می بیند . او : من اندازه تعجب خواهند کردرا من : در این نزدیکیها مجلة الهلال من : فرق مذاهب ؟ سال ٤٥ میرسد آیا میل داری که برای وقتیکه نام مرا بخوانند میدانم . ولی باید او : ایمان بخدا وند ذریعه خلاصی خوانندگان چیزی بگوئی : تعجب ایشان بعد از این رفع شود . است . او : بنویس : عمر خود را برای و میگویم من جر حی زیدان هستم حیات من : فرض کنیم کسی بخدا ایمان پیشبر مجلة الهلال گذاشتم . و وقتیکه ابدیت را برایشان یقین میدهم ، و میگویم ندارد . ولی پر از سؤ نیست ؟ میمردم خیال کردم که بر حال خود برای کسانیکه مرا شنیدند دلایل کافی او : باید معتقد شود . خواهد ماند ؟ ولی . . . اینکه پیش کردم . و ایشان را بخرهائیکه من : ولی شاید عقلش او را باین می بینم بیش از حد و دیکه انتظار داشتم فراموش شده بود متذکر ساختم . نتیجه بدون اینکه تعمد و قصدی کند رسیده است . [ امیل ! اینجا خیال و از آنها تمنا دارم در این چیز هائیکه رسانیده باشد . خواهند کرد که این يك مخابله از پدر گفتم تعمق کرده و برای دیگران تا کید او : اگر پیدا شود کسیکه او را به پسر اوست . ولی میخواهم بنویسی که کنند که ارواح زنده وموجود ابدی بدا نماند هنوز هم بر عقیده خود میماند . من مجلة هلال فخر میکنم . وبدان که خواهند بود . و اعمال ایشان را می بینند . من : و بت پرست ؟ روح من همیشه مرافق باشما خواهد بود . وعذاب عظیم است برای کسانیکه از او : هلاك است . من : معلومات دیگری از عالم خود این عالم ابدیت انکار بیارند ، زیرا لذت من : فرض کنیم نام خدا را نشنیده جمع شدن و مکالمه با دیگران را محروم باشد ؟ بمن بده ؟ خواهند شد . او : بعد از تمام شدن حیات انسان او : اگر ایندآ هیچ نشنیده باشد در روی زمین . حیات علوی یعنی من : چگونه ارواح با هم مفاهمه میکند چیزی او دوام نمیکند و انتقال او قریب زندگانی لایتناهی او شروع میشود . وحرف میزنند . انتهائیکه لغات غير میباشد . و در اینجا با اینکه زندگانی آرام از یکدیگر در زمین داشتند . من : آیا میتوانی از اوصاف خالق و پر سعادتی خواهد بود . و با اینکه او : همه ما در اینجا با هم تفاهم چیزی بگوئی ؟ دوزخ اتمام معانی انست . واین از روی میکنیم ولی قطعاً در اینجا حرف زدن او : هنوز هیچکدام ما او را ندیده اعمال همان شخص میباشد . حیات ابدی نیست . بلکه بذریعه قرائت افکار . است . و آخرت موجود است و در آن هیچ یعنی مفاهیم جه بدل يك ديگر من : آیا او را خواهید دید ؟ شکی نباید داشت . و شقاوت يا عذاب ما میگردد . او : بلی ، البته چنین بها وعده داده من : آیا روح زن را از مرد تفریق شد . عظیمیست برای کسانیکه بآن عقیده
صفحه ۱۰ ( شماره ۳۷ ) ( مجلد پنجم ) من : آیا مستقبل را میدانید ؟ او : نباید بگوئیم . من : یعنی مراد تو كه مستقبل را میدانید ؟ او : میدانیم لکن نه هر چیز و نمیتوانیم بگوئیم . من : چرا ؟ او : چنین میامرند . من : حیوانات هم آیا روح دارند ؟ او : بلی مگر جایشان نیست . من : پس کجا میروند ؟ او : در فضائی نمیدانم کجا و از آنها خبر نداریم . من : شما کجا میباشید ، آیا کدام فراغ معین را اشغال میکند ؟ او : البته و از زمین خیلی دور است و ما نمیدانیم که چیست یا کجا ؟ من : غیر از ما کسی با شما کوشش کرد که حرف بزند . او : شما اولین کسی هستید که ما را خواسته باشد . و فهمیده میتوانید که تا کدام اندازه تعجب کرده باشیم . و در اول نمیتوانستیم با شما مدت درازی حرف بزنیم . ولی حالا روح ما و شما متالف شد . ( بقیه دارد . ) این یکی از حوادث تحقیقاتیست که راجع بوجود عالم ارواح و ابدیت آنها مینمایند و در شماره های آینده انشاء الله تاریخچه این تحقیقات را تا جاییکه رسیده اند از ابتدا مینویسیم . محی الدین انیس خبرهای خارجی رویتر وضعیت مالی انگلستان لندن ۲۳ جنوری ـ افکار دهی مکدو نالد ( رئیس الوزارء انگلستان ) از ملاقات لاوال ( رئیس الوزراء فرانسه ) و فسخ مسافرت سر جان سائمن به جینوا ، وهم چنان منصرف شدن تمام اعضای کابینه را از مصروفیات اجتماعی در دوائر سیاسی عبارت از علائم ظاهری اختلاف شدید اعضای کابینه را راجع به پالیسی مالی میدانند . بنابران بر جلسه کابینه که صبح روز جمعه عقد شده بود اهمیت فوق العاده میدادند . و می گفتند این يك مسئله خیلی بحران آمیز است که حکومت ملی بدان گرفتار آمده است . و در عین زمان يك امتحان دپلوماسی است که اگر حکومت از افتراق طرفداران خود جلوگیری کرده بتواند در مقابل عموم میدهد . در خاتمه جلسه طویل کابینه بصورت رسمی بیان نموده شد كه راجع به پیش نهادات كميته مالى يك فيصله متفقهانه رسیدن غیر ممکن است . اعلامیه رسمی بیان میدارد که به وزرائیکه نمی توانند ، اکثریت راجع به مسئله محصولات واردات و مسایل دیگر موافقت كنند، وهم چنان به رفقای شان آزادی داده شده است كه فکر خود را به وسیله نطق ها و یا گرفتن رای اظهار نمایند . راجع به ترمیمات مکدونالد ، لاوال را برای يك هفته رسماً به لندن دعوت نموده است . رویتر اطلاع حاصل کرده است که حکومت برطانیا توسط سفیر کبیر خود، مقیمینه برلین لاپالدازه که با روپا تصاق دارد توسیع اعلان التوای موجوده را برای يك مدت غیر معین اجازه نموده است مگر حکومت جرمنی اصولاً ازان انکار کرده است . فرانسه و المان روز جمعه لاوال رئیس وزرای فرانسه در مجلس مبعوثان در بین يك جمعيت زیاد پالیسی خارجی فرانسه را تصریح نمود كه مبنی بر حقوقی است از روی معاهدات حاصل می شود . و راجع به بیانیه ( برونننگ ) و دو موضوع عدم قدرت جرمنی به تادیه قروض ترمیمات بیان نمود که حکومت فرانسه نخواهد گذاشت هيچ يك از معاهداتی كه اسلاف آن قبول نموده اند بر هم خورد . و نیز گفت كه مقررات پلان یونگ را نه میتوان اصلاح نمود . تمام کاری كه کرده خواهد شد اینست كه بدر یعه اعلان التوا در تحصيل مبلغ تخفيفات داده شود . مجلس مذکور ٣٠٠ رای مقابل ۲۱۰ اظهار اعتماد نمود، مخالفتی را که از طرف ( هر یو ) تحريك شده بود رد نمود . اعتصاب در هسپانیه پیغام ( لربناون ) مشعر است که در
(مجله پنجم) ( شماره ۳۷ ) آنجا اعتصاب و اقدامات دیگر انقلابی جاریست . پیغام مدرید مشعر است که وزیر داخله بیان داشته است که در نتیجه رسیدن عساکر حرکات اختلالی که در ( مان ریسا ) وجود داشت رفع شده است . چین و ژاپون نانکنگ ٢٤ جنوری – وزیر خارجه چین( ولو جن چنگ ) در عین کانفرانس غیر رسمی در بین حکومت و قائدین که دران جمله رئیس سابق ( جنگ کی شک ) و قوماندان جناح چپ ( ونگ چنگ در ) نیز شامل بودند ، بر هم زدن مناسبات دپلوماتی چین و جاپان را تصویب نمود و فکر میرود که باو جودیکه در نتیجه جاپانی ها بنادر چین را محاصره خواهند نمود ، بالآخر این تصویب قبول شود . شانگهای - بنا بر ازدیاد مخالفت چین و ژاپون در انجا خوف شدیدی طاری است . قوای فعلی جاپانی ها در شانگهای عبارت از ده کشتی بحری و یکهزار ملاح است و در عین زمان یکدسته مرکب از ٢٣ کشتی حربی در ( تر از ساس او ) موقع گرفته است . در صورتیکه وضعیت مشکل فعلی رفع نشود ، خوف آن میرود که جاپان در تصفیه معاملات از اقتدار خود کار بگیرد . الغای نظام دینی قدیم در هسپانیه میدرید ٢٤ جنوری – زا مورا رئیس فعلی هسپانیه اعلانی که نظام جیسوف ( یک نظام دینی قدیمی است ) را در هسپانیه لغو می نماید ، امضاء نموده است . جاپان چین را به گرفتن شانگهای تهدید می کند شانگهای ٢٤ جنوری – در صورتیکه تقاضا آت مختلفه جاپان درموضوع دادن اطمینان در باب حمایه جمعیت چین ها بر . نفر اشخاص مذهبی جاپان بتاریخ ٢٠ جنوری بجا آورده نشود ، جاپان در مدت ٢٤ ساعت دیگر شب نگهای بزرگ تر را متصرف خواهد گردید حالا جاپانی ها بیان میدارند که در صورت عدم اطمینان بعض از مقطعات را که در ان شانگهای بزرگتر ـ ، جاپای نان تاو ، چاخانه کپا یک تان ، و دفاتر بلدی چین شامل می باشند تصرف خواهد نمود . علاقه مندی امريك واشنگتن ٢٤ جنوری – اداره حکومتی به نسبت کشیده گی وضعیت شانگهای علاقه زیادی اظهار میکند . کفیل معین اداره مذکور بیان نمود که قونسل امريك در شانگهای اقتدار زیادی دارد که در هر مسئله که پای امريك در بین آن بیاید گفتگو و اجرا آت کند . پیغام دیگر واشنگتن مبنی است که سفیر کبیر برطانیا باداره حکومتی بر خلاف پیش نهادی که باره گی در ( سنا ) تقدیم شده است ، پروتستی داده است پیش نهاد مذکور به مامورین اختیار می دهد که بر کشتی هائیکه وارد امريك می شوند ، بالاخره اشخاص بحری داری نژادی را که برای تابعیت امريك مناسب ندارند بکشند . پیش نهاد مذکور برای آنست که از دخول اشخاص بحری خصوصاً ایشائی هائیکه از کشتی می گریزند جلوگیری نماید . انقلاب در سان سلوا دور واشنگتن ٢٤ جنوری – يك کروا زور برطانوی و دو کشتی محارب كاما دائی ويك کروا زور امريکى بيك مخرب امريكي بسرعت بطرف ( سان سلو ادور ) روانه شده اند ، زیرا در آنجا انقلاب کمو نیستی جاریست . و خواهش حاضر شدن کشتی های حربی را شارژ دافر های انگلیس و امريك وقونسل ايطاليا نموده بودند . قروض جنگ برلین ٢٤ جنوری – در بین کمیته جرمنی که از مقاد مدیونین نماینده گی می کنند و کمیته دائنین خارجی موافقه حاصل شده است . موافقه منطقی که بتاریخ ٢٩ فروری ختم شد نیست برای يك سال با بعض اصلاحات تمدید شده است . قرض قليل المدت تقريباً ٢٦٨ ملیون ستر لنگ است . موافقه مذکور در بین مسائل دیگر مقرر می دارد که دو هزار ملیون مارک نقد كه ببانك های جرمنی تقدیم شده است بيك قرض ده ساله تبدیل شود .
صفحة ١٢ (شماره ٣٧) مجلد پنجم استعفاي وزير خارجه چين نانکنگ ٢٦ جنوری ـ ابو چين چنگ وزیر خارجه بنا بر انکه حکومت چین پالیسی او را قبول ننموده است استعفا کرده است . و ( لورن کان ) سند یافته دارالفنون اکسفورد بعوض او کار وزارت خارجه را می کنند . شنگهای ـ استعفای وزیر خارجه ازین جهت است که حکومت پالیسی و عملیات مستقیم ( مقابل جاپان ) او را قبول ننموده است . مجمع ملل جنوا ٢٦ جنوری ـ مجمع ملل به حکومت چین و ژاپون احتجاج نموده است که خیلی سعی نموده از اشتعالات تازه درها نگهای جلو گیری نمایند ، زیرا وضعیت آنجا بنابر مطالب بین المللی خیلی خطر ناک و پیجیده است . انگلستان و هند لندن ٢٦ جنوری ـ ( پس پرو کن وليعز ) درعین نطق خود در لندن تصویب نمود که درمدت ۱۸ روز باید پیش نهادی تقدیم نمود که هندوستان را به اقتدار مستملکاتی قریب بسازد . بانگ انگلستان رسماً بیان نموده شده که بانگ انگلستان تاریخ ول فروری دو قروض را که هر کدام آن پانزده ملیون ستر لنگ می شود و از بانک احتیاط اتحادی نیویار ک و بانک فرانسه گرفته است می پردازد و باینصورت استهلاک پنجاه ملیون ستر لنگ را که در ماه اگست جهت مدافعه از ستر لنگ داده بود تکمیل می کند ، این پر داختن بدون تقلیل در طلای احتیاطی بانک انگلستان اجری خواهد شد ، جراید انگلیسی وهند لندن ٢٦ جنوری ـ امروز صبح اکثر روز نامه جات نطق های ( و لنگدن ) و اسرای هند را در سر مقالات خود تحت بحث گرفته اند . نیوز کر نیکل ، ظهار عقیده می کند که یگانه چیزیکه قابل تنقید میباشد اینست که نطق مذکور اعضای کانگرس را در نظر دارد و این عبارتست از توليد يك محيط طویل و مخالف و نا گواری . دیلی تلگراف ، اظهار فکر مینماید که نطق مذکور بیشتر از يك ترتیبات حقیقی ساری اثر دارد وممکن است افکار اکثر اشخاص را که در هندوستان و برطانیا به نسبت ، يك پالیسی متانت کارانه برای تامین و تاکید اقتدار عامه ، سوء ظنی دارند تنویر نماید . دیلی میل اعلان مینماید که حالا در دهلی فکر و هوش حاکمیت دارد و هندوستان بیشتر ازين يك راه وسيع وسهل العبور بطرف افلاس و مخاطرات سیاسی قدم فرسا نخواهد ماند . مارننگ پوست ، می سراید : هندو ستا نیهای خوب . همچنان انگلیس های خوب سیانتاً لارد ولنگدن وسير سمل هور ، سایر مقاومتی که جهت تجدید حاکمیت قانون و حفظ حیثت حکومت نشان میدهند ممنون می باشد . مکاتبات حرص شدید از مجاعت اکید است . کمترین لزائنا ایاست که بخور دنی های چرب وشیرین دل بستگی نداشته باشد . بهر اندازه و بمابغی در راه اکل وشرب پوزبند واقع شود بهمان درجه اشتها غالب میگردد . بتجربه رسیده که در اوقات مفلسی هوسات خوردن و آ شامیدن بیشتر مولد طبایع است واز همین رهگذر است که میگویند آدم غریب پر اشتها ویا پرخور تر ازدارا است . روزه ماه مبارک رمضان هم بگفته بعضی ها با ستثناي فضایل و شرافت آن که همه ما تسلیم آن هستیم يكي ازان عواملی است که تا اندازه مانع خوردن واشامیدن گشته فقط ممانعت هایش تولید حس شکم پرستي ميکند . مثلاً یک آدم روزه دار از بوي نان گرم خطمي پرد از ديدن ميوه وسبزيجات متلذذ می شودهمچنان از صحبت هاي پختن و ساختن و خوردن واشامیدن هم خوشوقت میگردد چه رسد به بلعیدن نها درین روزها در هر گوشه و کنار بر کوچه و بازار مرد مرد کان و باي مرد ستر خواني که پیچونیده به بولند حرف از خوردنی است وفکر از خوردن ها ;
صحنه ۱۳ (شماره ۲۷) مجلۀ پنجم همین کیف است که وقت افطار روی دستر خوان شاه و گدا نظر ربا بوده و پر از جل و بل است ، همین کیف است که بصحت ها لذت داده و روز های طولانی را به آسانی شام میکنند ، همین کیف است که روز های عید را پر قیمت ساخته حتی خور دنی های بی مزه و دود های تلخ آن را هم ! شیرین میسازد بالا خره همین کیف است که طبع شاعر را کشاده وقلم نویسنده را جریان می بخشد. اشعار ذیل که صفحه فکاهیات ما را برای این مرتبه منظوم نشان میدهد از طبع نوروز خان سازنده است که پس از اصلاح استاد او به اداره ما رسیده . این سازنده با ذوق وطن ، دارای یک روح حساس وقریحه روا نیست گذشته از پنها چیزی که بیشتر از همه ، ما را بتعریف او وا داشته اینست که نوروز خان در عالم بی سوادی مانند ولی طواف اشعار نغز و دلکشی می سراید اگر چه این نشیدۀ او تنها از جنبه احساسات شکم پر ورانه طراوش یافته ولی آثار خوب دیگری هم دارد که ممکن است در اوقات دیگر منتشر نمائیم فعلا برای انکه قارئین زحمت دیده و خسته گی کشیده این وقت و بعضی وقایع گشته چشم را فرحت خاطری داده تا یکسال دیگر چشم سیر وشیرین کام نگهداشته باشد به نشرش پرداخت . صندلی و پلو صحبت یاران خوب است عیش در کابل وسر های زمستان خوب است صندلی و پلو صحبت یاران خوب است قابلی و پشه شلغم و دهی و کباب گر میسر شود همراه رفیقان خوب است با برنج گفری كفت خلال نارنج غافل از مرغ شکم پرنشوی کان خوب است گر شبی میل کند طبع شما سبزی پلو همره ماست شود صرف که چندان خوب است بسر کچری قوروتی که پزند با قیمه دمبدم ریختن روغن جوشان خوب است شرف قورمه چلو بیشتر از مرغ بود کبک و تار و چو بود پیشتر از ان خوب است صبح شب دیگی لاندی با کمی آب قروت همره نان پرکی بسر خوان خوب است سا ختن چاپی کباب از قیمۀ گوشت بره ان کبابسیت که از مرغ فسنجان خوب است هوس کله بازار و کبابش نکنی که با پیش خوش و مطبوع و به اش آن خوب است کاچی و آش پکار کت هوس باید خورد سال یک بار وسر خوان غریبان خوب است روز باریدن برف از پیزی قیماق چای روغنی باشد اگر همرۀ آن نان خوب است بعد از ان گر هوس میوه کنی در شب دی نخود و جالغوزه وخسته وبان خوب است کشمش وقندک و بادام و منقی آب جوش تخم تنبل کدو و پسته خندان خوب است سیب و ناکت و به انگور زمستان وانار حلو یات و شیرینی از بانی گرکان خوب است
صفحه ۱۱۰ ( شماره ۳۷ ) مجلد پنجم بعد نان تا ساعت دوازدۀ شب در ده چایك سبز ترا يك دوسه فنجان خوب است چلم چینی و تنباکوئی چرخی پس ازان بهر سرگرمی خاطر دوسه غلیان خوب است گرچه اینها همه نیکوست ولی نيك تر است گر براز دز بکنی گوشۀ بحران خوب است گر ترازو بود و جود وسخا و شب دی بعد ازان از همه لعل لب جانان خوب است با همه عیش ونشاط وطرب وسعد وسرور ساز ( نوروز ) ترا از همه الحان خوب است ( هوسارها ) که در عقب می آمدند نیز معرض آتش توپ های قلعه می شدند بنا بران شمشیر را کشیده و حکم هجوم دادم . » امپراطور دلچسپی زیادی باین حکایه پیدا نموده گفت . « بسیار خوب ، و بعد ازان ؟ » هانریوت . « چون دیدند که ما بطرف پل معلق حمله می بریم یکی از افسران بر کنگوره دیوار ظاهر گردید . من امر در باش داده و با همراهان خودم صف کشیده از افسر مذکور تسلیم شهر را مطالبه نمودم . پل پایان آمده و ما را اجازه دادند از ان عبور کنیم و بشهر داخل گردیم . در همان لحظه قاصدی را برای ژنرال خودم فرستادم يك ساعت بعد سر افسر من بنام امپراطور در ( شتیقن ) داخل گردید و حاکم کلید را با و سپرد و ما خلو سلام کرده بر آمد . » ناپلیون : « چقدر بودند ؟ » هانریوت : « تقریباً شش هزار میرسید . » ناپلیون . « اين يك بازی شانداری بود من ترا تبريك میگویم کاپیتان عفو میخواهم ـ کلنل : گرفتن يك قصبه مستحکم با يك مشت سوار سزاوار این رتبه بلند است . له فیور من ترا بقوت بازوی پسر خوانده ات تبريك میگویم تو خواهی دید که ( راپ ) امروز فرمان ترفیع رتبۀ او را برای امضای من خواهد فرستاد . او را با خود به ( دانتزج ) ببر امید دارم چیزهای خوش از انجا برایم خواهی فرستاد . او رو وار کلنل مولف : ا. پلاتیه فرانسوی مترجم : حبیب الله طرزی ( ۴۰ ) مادام سان ژین از فصل هفده هم ( تسخیر شتیقن ) اعلیحضرتا ! چیزی که میگوید عیناً حقیقت دارد . اين يك اقدام دلیرانه بوده است . معلوم میشود که ژنرال ( لا سال ) با ( هسار ) های خودش در یکی از مناطق تخلیه شده مشغول کثافی بوده است که راه را گم کرده است. در همان حوالی قصبۀ کوچکی را دیده ابرشان ها نریوت را با يك دستۀ مختصر سوار فرستاده است که آنرا کشف کند . ناپلیون : « با تنها يك دسته ! چقدر بی احتیاطی ! خوب بعد از آن ؟ » مارشال ـ : « هانریوت تاخته و برسیدن آنجا خودش را در مقابل دیوار مستحکم يك قصبۀ بزرگی یافته است هانریوت دیگرش را تمام کن : چیزی که بعد ازین واقع شده است باعلیحضرت عرض نما . هانریوت قدری جرئت یافته گفت : وقتیکه خودم را در مقابل يك شهر بزرگ یافتم دفعتاً ایستادم . » امپراطور : « له فیور ، لا سال هم مثل تو دلیر و شجاعست ولی در جغرافیۀ از تو بی خبر تر است : خوب بگو به بینم شهر را چطور گرفتی . » هانریوت زیاده تر مطمئن شده به سخن خود با طمینان قلب دوام نموده : برای يك لحظه متردد شدم چکنم ولی پیشتر از انکه فیصله کنم ساخاوی شهر ما را دیده توپ ها را بطرف ما گردانیدند اگر من حکم مراجعت را به همراهان خود میدادم از آتش توپ يكنفر هم زنده نمی بر آمدیم که ژنرال را از قضیه خبر کنیم . علاوه بر آن قطعۀ اصل
(شماره ٣٧) من همیشه چشم وار موقتیتهای تو خواهم بود ، حال بسیار کار دارم باید را پور های امسال را بخوانم و هم اطلاع این اقدام ها ندارا را برای ( تالیران ) بفرستم تا در جریده (گراند آرمی) نشر کند .» تا پلیون این را گفته و با يك مصافحة صمیمانه مارشال و پسر خوانده اش را مرخص نمود و آنها بکمال تبختر و موفقیت از قصر برآمدند. فصل هژدهم ( کاترین ایلچی می شود ) مارشال له فیور به خیمه خودش نشسته مشغول شنیدن را پوری بود که کاپتکی از یاورانش می خواند . بالا خره خود را ضبط کرده نتوانست و با مشت گره شده میز خردی که در مقابلش افتاده بود زده و خواننده را بالفاظ ذیل از خواندن مانع گردید : « این جفنگ ها را بگذار ـ من خود میدانم چقدر سرباز دارم ! شش هزار پولیندی که هر روز باندازه يك مشت و سر میارند ! دو هزار و دو صد نفر از ( بادن ) که مانند موش ها ضعیف و ترسوهستند ! پنج هزار نفر دانمارکی که در ( جلیا ) از دست خودم شکست خورده بودند و حال لازم است که براق ها همیشه نگران باشم زیرا بشاه پروس از ناپلیون زیاده تر همدردی دارند . اینست سر بازانی که امپر اطو ر بمن داده تا همرا ه آن این شهر منحوس « ...» را بگیرم ! » یاور : ـ « موسیو له مارشال » پیاده حقیقت دوم را فراموش میفر مایند . » مارشال : ـ « نی بخدا فراموش نه میکنم ولی نه می خواهیم که درین میدان ها بی پناه مثل كبك ها یگان یگان شکار شوند . باید آنها را برای حمله نگهدارم . آ ه « اگر تنها بم اندازانم بامن می بود . » یاور : ـ « ایا موسیو له مار شال به شاسورها ( شکار بان ) قومانده نخواهند داد ؟ » مارشال : ـ « چه قومانده بانها داده می توانم ؟ این دو وژیمان بهترین رساله ها است ولی درینجا با آنها کاری از پیش نه می رود . راست است که ( شتیق ) بايك دسته سوار گرفته شد ولی این هر روز واقع نه می شود . تنها عهده که باین اشخاص خوب داده می توانم وظیفه قر اولی است و بس . » مارشال کاملاً به تخیلات غم آلودی که دلش را استیلا کرده بود ، تسلیم نموده باخود گفت : ـ « در این دفعه امپر اطو ر مرا بيك سوراخ عجیبی رهنمایی میکند که از آن بر آمدنم دشوار است . تنها سه هزار فرانسوی با خود دارم . این شهر باین بزرگی واستحکام را باین سه هزار چطور بگیرم ؟ هیچ توقعی برای کامیابی من باید در دلش خطور نکند آلهم با سر بازانیکه از بی لباسی مانند بید از سرما میلرزند ! بيك شر خوبی گرفتار شده ام ! این محاصره منحوس روز بروز دراز شده میرود و عمارات عسکر در مقابل آن يك قدم پیش نه میرود ! من هیچ وقت در مقابل هیچ شهر این قدر دیر دست زیر علاشه نه نشسته بود . این را گفته و میز را بار دیگر بامشت زد. محاصره ( دانزخ ) مطابق به اصول وروایات مسلمة فن حرب از پیش برده میشد . این يك محاصره مهمه اولیي بود که ناپلیون به تسخیر آن اقدام مینمود و عملیات ابتدائی زیادی برای آن ضرورت افتاده بود . از روز یکه مار شال از برلین با هاترپوت بر آمده بود کارهای عملیات به بسیار جدیت و عمايت کی از طرف ژنرال (شاسلو) که طرف اعتماد کلی ناپلیون واقع بود از پیش برده می شد این انجیر باخبر بقدر سر مو هم از پلان که بران عملیات خودش کشیده بود انحراف نه میکرد ـ ولی این رویه او باعث یاس ونا امیدی مارشال له قبور بود، متمادیاً و بکمال بی صبری منتظر بود تا کدام وقت بتواند افراد خودش را بپلان خودش بطرف شهر سوق دهد . سردی هوا خیلی شدت نموده بود ولی از نظارت مارشال همه افراد بکمال راحت و انتظام در اردو بدرجة اعلی حکم فرما بود . ولی خود له فیور مانند اسپ جنگی پيری که بوی میدان محاربه را از دور شنیده باشد و بکمال بی صبری برای شنیدن بوق حمله زمین را باسم زند از تاخیر زیاد بی تاب بوده از شدت غضب میکر بست .
صفحه ١٦ ( شماره ۳۷ ) مجلد پنجم روزيكه ما اورا در خیمه اش می یابیم روزیست که يك شورای عسكری میخواهد انعقاد شود . ژنرال ( شاسلو ) قوماندان انجينرها ژنرال ( كرجينی ) قوماندان طوب خانه و ژنرال ( شرام ) مشاور مارشال باین مجلس مدعو بودند . مارشال وقتیکه دید آنها به خیمه می درایند پرسید : ـ اقايون آیا این معامله منحوسه بزودی فيصله میشود یا نه ؟ » این سوال را هر وقتیکه از هم قطاران خودش که در وطن خواهی با او هم سر ولی در بی صبری کمی داشتند ، می نمود و همیشه آنها را به تبیل می تا عید . ژنرال شاسلو : « میسوله مارشال حالا که طول نخواهد کشید ، با هم بسیار قریب شده ایم و بزودی متحدالرای خواهیم شد . » له فرور که بر این افسران جدید که هر امر را از روی منطق واصول می سنجیدند مشتبه بود گفت : « ایا به بسیار زودی تنها اجازه میدهید حمله كنیم و یا برای ابد درین جا نگه میدارید ؟ » ژنرال شا سلو : ـ مو میسوله مار شال ، لطفاً باين پلان نظر كنید . این سرحد ( دانتزخ ) است . عين در همین موقع است كه دو فرقه خاك ربتان ما ازهم بواسطة ده کوچکی که ( شلافتز ) نامیده میشود جدا میمانند . » مارشال : ـ « این ده را چرا تاحال نگرفته ایم ؟ » شاسلو : ـ « در يك هفته دیگر خواهیم گرفت . » مارشال : ـ « چرا پیش تر نگیریم ؟ » شاسلو : ـ « زیرا اول لازم است يك حمله دروغ بر ( پوشنافس برگ ) طرف راست این موضوع بكنیم . » مارشال : ـ « برای من فرق نمیکند خواه بطرف راست باشد یا به چپ مدعا بيك طرفی بجنگیم . » شا سلو : ـ « موسیو له مارشال، اگر اگر مراد از جنگ است متیقن باشید كه به بسیار زودی خواهید جنگید . » مارشال : ـ « پس هر قدر زود بهتر است . این معطلی برای چیست ؟ » ( باقی دارد ) اعلان یکقطعه زمین مزروعی متقریب هشتاد جریب كه انخوره آن علاوه يك كاريز خصوصی خودش پنج شبانه روز از كاريز مشهور كريم خان نیز استحقاق شرب دارد در موضع افشار نانچی مالك موروثی خود را میفروشیم آقایانی که شوقمند زمین داری بوده و بخواهند از يك ملك وسيع و پر حاصلی استفاده برده باشند بخانه نمبر ( ۱۰۸ ) واقع قلعه حيدر خان گذر اندرا بی رجوع بفرمایند تا آنها اطمینان کلی داده میشود که در موضوع قیمت آن موافقت فی مابین حاصل آید . غلام حسن كورس فرانسه ـ انگليسي ـ تركي آقایانیکه مایلند یکی از زبان های فوق را بصورت خصوصي تحصیل نمایند باشرايط سهلی از طرف موسسه كتاب خانه وقرائت خانه نور پذیرفته ميشوند وبراي ثبت اسامي خود ها بخود کتاب خانه نور یا اداره انيس مراجعه نمايند . كتابخانه نور محل فروش ومطالعه همه نوع كتب ورمنهای فارسی فرانسه ، انگلیسی ، اردو عربي ، ترکی میباشد . كتبیکه جدیداً به تهیه آنها موفق شده ايم قابل ديدن است در قرائت خانه نور همه نوع جراید ومجلات داخلی وخارجی برای مطالعه موجود است .
جریده هفته وار انیس قیمت اشتراک کابل ۱۲ افغانی اطراف و ولایات داخله « ١٤ طلبه معارف « ۷ در ممالک خارجه ۲۰ شلنک ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
(شماره ۳۸ و ۳۹) اشترك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ افغانی خارجه ۲۰ شلنگ ۲ شنبه ۳ حوت ۱۳۱۰ انيس تاسیس ۱۳۰۶ مجله اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارنده : [ILL] ۱۰ شوال ۱۳۵۰ عید رمضان و گذارشات ان روز دو شنبه (۱۹) دلو که مصادف با اول ماه شوال بود بمناسبت دیدن هلال بفتوای مقامات محترم شرعی روز اول عید سعید فطر معرفی گردیده و تماماً باهالی اطراف کابل با مر و ابلاغ حکومت عید کردند. این روز چون یکی از اعیاد مذهبی و بهترین روز سرور و خوشوقتی در عالم اسلام شناخته شده همه مامورین شهر و نواحی (ملحوظ تلقینات موسمی (که مبادا اجتماع در مسجد جامع از برودت هوا اسباب تکلیف شود) از ساعت ۸ – ۹ صبح با چهره های بشاش و ملبوسات تازه و نظیف حاضر شدند بدواً در مساجد محلات رسومات دینی را بجا ارند و پس از ان کسانیکه دعوت شده اند برای تشرف حضور ملوکانه بدر طلاسطانه بروند و غیر آن ها بدید و بازدید اقوام و ارحام علی الرسم اشتغال ورزند . حضور همایونی هم تا یکبده از وزراً و اراکین عمده کشوری و لشکری که در ارگ حاضر شده بود بساعت نه و نیم در مسجد داخل ارگ نماز عید را گذارده و پس از ان تشریف فرمای سلام خانه شدند ، تقریباً ساعت ۱۱ که عموم مدعوین از تمام طبقات و صنوف مختلفه حضور بهم رسانیده بودند اعلیحضرت غازی با نهایت لهجه پر شفقت و سیمای مهر انگیز حضار را مخاطب ساخته و خطابه ذیل را ایراد فرمودند : خطابه شاهانه پذیر بار رسمی عید سعید فطر بسم الله الرحمن الرحیم عزیزان من ! خدای قادر توانا را شکر و سپاس میگوئیم ، که ما ملت را خلعت دین مبین اسلامیت پوشانیده و ما را بوسیله خصائص و مزایای این دین مقدس در طرق تکالیف نوعی و اجتماعی دارنده بسی فضائل عالیه اخلاقیه وصفات برجسته انسانیه نموده است . صفات و ممیزات عالیه و بزرگترین هر کدام در حد ذات خود حاوی جهان معنی و حکمت است ، که فکر عاجز ما افراد درك تشریح و مفاد حقیقیه و عمومیه آن عجز دارد ولی معلوم است که نور هر کدام مثل ضیای آفتاب پوشیده نمانده جهانرا بنور خویش منور میکرداند که با وصف احساس و ادراکات قاصر خویش میتوانیم از مفاد مدلول آن ها بحس و چشم بمالیم . از جمله آن فضائل مقدسة خدائی متعال ما را بگرفتن روزه ماه رمضان شرف بخشیده که درین ایام مبارکت بوسیله گرفتن روزه و ادای تراویح و ختم قر آن عظیم الشان روح و نفس خود را تزکیه نموده اخلاق خود را مهذب ومصفا سازیم چه برای تقویه ومعالجه ارواح رینفوس علیل وضعیف بهتر ازین علاج و درمان موجود نمیباشد . ضما درین ماه مبارک که اخلاقاً مکلف بامداد و تعاون با فقرای ملت خویشم هم در طول یکسال کم از کم باریای این وظائف نوعی و براز عواطف انسانی که مقصد از همدردی و تعاون ملی و نوعی
(شماره ۳۸ و ۳۹) جلد پنجم ماست ، البته رسیده گی خواهیم نمود . بالآخره در لابه لای این ایام مسعود هدیه با طنطنه عید است که امروز ما سعادت آنرا درك و تحصیل نموده ایم این روز مبارك از جمله بزرگترین و بهتران روز های مذهبی ماست که فضائل معنوی آنرا هر مومن میداند . این روز مبارك تمام مسلمین را بصلح و آشتی و ظهار صمیمیت و وداد برادری واخوت امر وار شاد میفرماید . این روز مبارك بسائر افراد يك جامعه اسلامی الزام میکند که زنگهای کینه وملال را از خاطر زدوده و بشفقت ومرحمت و ابراز احساس نوع دوستی واخوت اسلامی تبادل نمایند ! وضمناً کسانیکه ادنی قدرت مالی را دارا باشند یادی از بینوایان و فقرای ملت خود کرده و خاطر افسرده آنها را مسرور و مبتهج سازند . ماه رمضان مقدس ما را بحمایت و كمك مالی با فقرای ملت ما وا دار میکند و این روز متبرك عید فطر ما را به اظهار و ابراز مساوات و عواطف نوعی و اخوت اسلامی توصیه مینماید که بایستی با فقرای ملت خویش قولا فعلا ما لا كمك ومعاونت کرده و بآنها خاطر نشان کنیم که ما همه اعضاء يك پيكر و ثمره واحده يك شجریم . حفظ مراسم و عادات حسنه در اقوام جهان شرافت و متانت تولید مینماید خاصه تا مراسمی که از نص صریح قرآنی بوده ومستلزم رضا نیت و خوشنودی ذات اقدس الهی باشد . اینگونه مراسم مقدسه اشخاص را بفضیلت نفس ، تهذیب اخلاق، عواطف رقیق انسانی ، محبت جامعه ، غیرت ملی حس وطندوستی و ایثار می بخشد. پس بهمه حال جای هزاران شکر یه و سپاس بارگاه الهی است که ملت شجاع و دیندار من تا امروز بهمه مراسم حسنه دینیه پابندی و قیام داشته و از سرچشمه این فیوضات الهیه سیراب میباشد . این خادم دین و مملکت افغانستان امید دارم طوریکه ملت نجیبم با مور تدین پابندی دارند در سائر معاملات اجتماعی خویش هم پا بندی و انهماك داشته از نفاق و دوری ویگانگی که وسایل عمده خرابی و بربادی دارین يك قوم است کناره گیری و استبعاد جویند ، مخصوصاً ملت عزیز و محترم من بایستی در وقت حاضر خیلی فکر و غور نمایند که خانه وطن ما که بسخت ترین و مدهش ترین حوادث خون ریزی و نفاق داخلیه مصادف شده بود ، ونزديك بود هستی وموجودیت ملی ما را تاسالیان متمادی فلج و زبون سازد خدای متعال ترحم فرموده باین خادم و شما قوم توفیق عنایت فرمود که با همدیگر خود يك دل ويك جته شده و این بدبختی بزرگ را از ملك و ملت خود خاتمه داده ایم ، اکنون از ملت و برجسته گان ملی خویش توقع دارم که ازین ببعد در راه اتحاد و اتفاق و حفظ امنیت داخله مملکت خویش توجه و مساعی داشته و قدر و قیمت این نعمت موجوده امنیت وطن را بشناسند چه این نعمت بزرگ نه تنها ما و شما را برای راحت دنیوی مستعد میسازد بلکه در سایه این نعمت بامور عبادات ودینداری هم بدوستی وارسی کرده توانسته و سعادت دارین خود ها را تامین میتوانیم . در خاتمه این عید سعید فطر را به شما وعامه ملت عزیز قدر دانم تبريك میگویم و از خدای توانا الی ما شاء الله همچه تقاریب سعید را برایتان خواستار بوده ترقی وتعالی وطن محبوبم را طالبم پاینده باد افغانستان مستقل زنده باد ملت شجاع افغانستان معروضه تبریکیه ریاست مجلس اعیان بجواب بیانیه فوق شهریار افغانستان بسم الله الرحمن الرحيم اعلیحضرتا معظم غازی ! این ساعتی را که بغرض اهدای تبريك عید سعید فطر بحضور مراحم ظهور شاهانه تان تشرف یافته ایم و همچه بیانات قیمدار شهریاری تانرا که درهر هی جمله وهر هی نکته آن انواع سعادت دینی ودنیوی ما مضمر است ، بگوش هوش خود میشنویم ؛ از مسعود ترین دقایق حیات خود دانسته از خدای متعال بزیر سایه همایة شاهانه شما امثال این عید ها را تا سالهای دراز برای افغانستان نیاز میکنیم . اعلیحضرتا ! خدای متعال خواسته است که ملت نجیب افغانستان با ملل حیه عالم
صفحه ۴ (شماره ۳۸ و ۳۹) مجلد پنجم مدهوش بوده و در صحنه این عالم سربلند باشند زیرا اداره امور شان بکف شخص با کفایتی مانند ذات والای شما که تمام مزایای اسلامی و اخلاقی بوجود مبارك تان موجود است تفویض نموده است تا از اولین فرائض ذمة ماست که نصائح ارجمند و ارشادهای قیمتدار شهریاری را بگوش دل شنیده وجداً به تعمیل آن بکوشیم . اعلیحضر تا ! معلوم است که ذات دیانت صفات تان یگانه حامی دین مبین حضرت سید المرسلین صلعم بوده فوز وفلاح اخرویه وترقیات عصریه را برای ملت محبوب خود در زیر اثرات شرع انور ومتابعت از قرآن مطهر میخواهید ، چنانچه ماه مبارك رمضان که شرافت آن به نص آیات قرآنی ثابت و يك ماه با رحمتی بر امت حضرت نبوی صلعم است از کمال دیانت پروری اعلیحضرت شما تمام شئونات دینی درین ماه مبارك مراعات شده وعامه ملت عزیزتان از فیوضات صوم و ختام های قرآن شریف مستفیض شده است . اعلیحضرتا ! خدمات مهمی را که برای خیر وسعادت ملی ما انجام و در افتخار واعتبار وطن از مساعی خود افزوده اید قابل هر گونه تمجید وتقدیر است ، چه امروز در سرتاسر مملکت عزیز مان از توجهات شاهانه نعمت امنیت و آسایش موجود و عامه ملت بایه عدالت شهریاری مستریحانه بامرار حیات مصروفند کار نامه های تاریخی شهریار افغان را صفحات تاریخ افغانستان با خط درشت و آب زر عنوان میکند. اعلیحضر تا ! در خاتمه تکراراً تبريك این عید سعید را بحضور فیض ظهور شما پدر رحیم القاب تاجدار خود تقدیم و اعلیحضرت همایونی را اطمینان میدهیم که ما و قاطبه ملت عزیز و قدر دان تان برای پیشرفت این عزائم بزرگ شما که بآتیه سعادت و بختیاری مادی و معنوی ما دارد و بشمه از ان درین نطق غرای تان اشاره فرمودید از صمیم دل حاضریم و از لطف و مرحمت حضرت الهی امید واری داریم که ما ملت افغانستان از یمن این حیات متجددانه که درین دوره سعید بکمال رفاه و امنیت به آن نائل هستیم تحت هدایات نافعه اعلیحضرت شما بمجاهدات همدردانه والا حضرت صدر اعظم صاحب و هیئت کابینه شان و سائر مأمورین صادق حکومت شما بانواع ترقی و تعالی و بختیاری نائل خواهیم شد ، زنده باد شاه استقلال و نجات بخش افغانستان اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی پاینده و مترقی باد ملت نجیب افغانستان ! نطق اختتامیه ذات شاهانه که شفاهاً ( ارشاد داشته اند ) من برائم ازین افکار ونظریات شما که بالسویه من دارید اظهار تشکر میکنم و از خداوند تعالی آرزو دارم تا بمن عاجز وتمام افراد خاندانی من وعامه مامورين حکومتم چنان توفیق را عنایت کنند که برای خیر و بهبود وطن عزیز خویش اضافه بر اضافه بکوشیم . میدانید که یگانه آرزوی من از ابتدا تا حال بجز از سعادت وطن وادامه فخر وشرف ملت عزیزم دگر چیزی نبوده ونه هست من همیشه تمنا دارم که انواع نیک بختی های مادی و معنوی برای افغانستان فراهم آید . مسلماً برای حصول ترقی اساسی وطن عزیزما چاره بغیر از پابندی بمقررات صحیح دین مبین محمدی (ص) و حصول علوم عصری نیست ، اگر مسلمانها بان عروة الوثقى بدرستی تمسك ورزند وبهمراه پابندی بامور دینی حسب هدایت اسلامی ، شئونات دنیوی خود را هم تحکیم نمایند يقين است که در اندک مدت نه تنها همه خسارات وارده خود ها را تلافی بلکه تمام عزت و جلال از دست رفته خود ها را تحصیل خواهند کرد . برای افغانستان جای بسیار شکر وافتخار است که ملت آن از بدعات متنفر وبه حسنات مائل و با مور دیانت داری خود بخوبی فعلا فه مندی دارند ، و از انوار ضیابار آن چراغ هدایتیکه سیزده صد سال قبل برین بدست حق پرست حضرت سيد المرسلين پر افروخته شده استفاده می ورزند . من یقین دارم که ملت افغانستان بفضل ایزد منان در سایه دیانت باندك فرصت از اثر اتحاد وجد وجهد بمدارج بلند ارتقاء اعتلا میورزد و این غلط فهمی
( صفحه ٤ ) ( شماره ٣٨ و٣٩ ) ( مجلد پنجم ) را يك قلم از لوحهٔ اذهان آنانیکه دین اسلام را مانع ترقیات عصری میدانند محو و نابود می سازد و این نکته را عملاً ظاهر مینماید که ملت افغانستان با وجود پابندی مذهب و اخلاق ؛ و تمدن حاضر را حاصل کرده می تواند . آیا اسلام ممانعت می کند که مسلمین برای مدافعهٔ خود دارای اتواب طیارات نباشند ؟ و یا به تجهیزات موجوده که امروز در محاربه های عالم مستعمل است مجهز و مسلح نباشند ؟ و یا از صنایع و حرفت هائیکه مدار افتخار سائر ملل است بی نصیب باشند ؟ و یا از پرتو علوم و فنونیکه اس الاساس مفاخر امروزیست کسب افاده ننمایند ؟ نی : لله الحمد اولین چیزیکه دین پاك اسلام بآن توصیه اکید نموده تحصیل علوم و فنون است و باندازه درین مورد اوامر داده است که طلب علم را بر عموم پیروان خود فرض گردانیده ، حتی برای تحصیل آن رفتن را به نقاط اقصی عالم تاکید فرموده است . همچنین بالنسبة كسب فضایل و اجتناب از انواع رذایل بشاهدات کاملی صادر نموده وراجع باستعداد فنون حربی وتهیه هر گونه آلات جنگی قرآن الهی مدلول کافی را حائز است . آيا يك مسلمان صاحب اخلاق با دیانت که بهمه صفات اخلاقی متصف باشد نمیتواند كه يك داكتر عصری كامل ويا يك انجنير قابل شود و يا توپچی ماهر و طيار ديران گردد ؟ یقین دارم كه يك شخص با دیانت صاحب اخلاق و پابند مذهب اسلام بهر شعبه که بخواهد بهترین کمال را حاصل میکنند و بذریعه همان اخلاق نيك و پابندی مذهب در همه اعمال خود دیانت مند وصائب استقامت میباشد . پس جای شکر و فخر است که بفضل الهی امروز در ملت اسلامی ما بیمراه پابندی بامور مذهبی حس تر قیخواهی موجود است و در تمام طبقات مملکت از مامورین ملکی گرفته تا عسکری و قشر نظامی و علما و فضلا و افراد رعیت روح وحمیت و اخوت موجوده و یگانه تمنای هر طبقه همین است که در شعبه مربوطه خود مظهر چنان خدمتی شود که ازان وطن مسعود گردد . درین فرصت که در تمام طبقات ملت حس فعالیت و وظیفه شناسی موجود و همگان بفکر سعادت مملکت خود میباشند برما وشما لازم است که پیهمتر در راه تقویه و بکار انداختن این حس شریف مصدر مجاهدت شویم ، وبرای استحکام حکومت و آبادی وطن طوری بذل مساعی ورزیم که همین فعالیت وزحمت کشی ما سر مشق اعمال عمومی گردد . از اثر وظیفه شناسی و حرکات صحیح شما، اوضاع عامه ملت خوب ، و همه افراد در انجام وظایف خود ( که جامعه بدوش آن ها گذاشته ) حسب مطلوب بکوشند . مخصوصاً برطبقهٔ مامورین ملکی و نظامی لازم است که در حسن اعمال و اقوال خود ها از هر حیث و هر جهت باندازه متوجه شوند ، که از اثر آن نه تنها قول وفعل آنانيكه باينها مربوط و يا علاقه مند هستند، خوب شود ، بلکه این کردار خجسته مقام تبلیغ صحیحی را گرفته عملاً عموم افراد را ازان افکار و نیات حسنهٔ حکومت که نسبت برفاه و سعادت ملت دارد مطلع سازند . مثلاً اگر يك علاقه دار يا مسكوتبين منطقه مربوطه خویش و يا يك توليمشر با فراد ماتحت خود همدردانه و برادرانه معامله میکند ، و حقوق حکومت را به آنها، بهترین ، ورت حالی وهر واحد را بوظائف محوله شان آگاهی و در فراهم آوری اسباب راحت آن ها بکمال ادنت و صداقت صرف مساعی نموده از اغراض کناره گیری کرده بخوشی آن ها مسرور و به غم و الم شان متاثر گردیده خویش را بهترین نمونه حسن اخلاق معرفی داشته ارادات خیر اندیشانه حکومت را بآن ها خاطرنشان مینماید ، گویا که وظیفهٔ خویش را به نیکوترین وجهی انجام و خود را نیکنام وملت را با حکومت وحکومت را باملت قریب وطرفين را فائز المرام میسازد . هنگامیکه مامورین ، حکومت را بصورت خوب وبملت معرفی نموده استفياد كامل ملت بر حکومت حاصل میگردد در صورتیکه ملت بحكومت اعتماد داشت و ملت دانست که همه حرکات حکومت برای خیر و بهبود ماست بهمه او امر حکومت اطاعت میورزند و در همه شعبات با حکومت خویش بذل معاونت می نمایند و بفضل خداوند همه
( صفحه ۸ ) ( شماره ۳۸ و ۳۹ ) ( مجلد پنجم مقاصد عالی مملکت حاصل ووطن از هر گونه خرابی محفوظ میگردد . از خدائیکه افغانستانرا همیشه در بلیات و آفات نگهبانی کرده ومخصوصاً او را بعد ازان تباهی وشکستگی مدهش محیرالعقول باین چنین یک حیات مسترح و و مرتبه اعلی هم آغوش ساخت و باز یمن عاجز چنان توفیق را ارزان فرموده که درین دو سال و چند ماه بمساعدت ملت قدوم من و مامورین صادق نظامی و ملکی و عسکر مظفر خویش اکثر خساره های وارده را تلافی و مقاصدت اساسی را برای سعادت مندی آتی وطن وضع نمودم ، امید وارم که جا ودجا مزید لطف و عاطفش را مبذول و افغانستان را بیک حیات پر افتخار در خندان نایل گرداند . من ازین خدمت صادقانه صدر اعظم و كابينة وزرا و مامورین صادق و عموم عسکر و اهالی افغانستان که برای این وطن استقلال پرور بصیبت کشیده خود لی الان نموده اند اظهار مسرت دارم واز خداوند برای شان توفیق مزید خدمت گذاری و صداقت شماری را التجا می کنم . خدا با ملت و حکومت افغانستان که بندگان او و پیروان دین پاک محمدی میباشند انواع مراحم و الطاف خود را مبذول نما و به آنها معاونت فرماید تا باتفاق و اتحاد تمام برای خیر و بهبودی وطن خود خدمات لازمه را انجام دهند و بالمره از اغراض و چیز هائیکه موجب فلاکت امت در کنار بوده ، از مجاهدات خویش وطن را مترقی و نام نيك تاریخی را کمائی کنند . خدا یا مرا توفیق رفیق کن تا چنان خدمات خونتروا برای افغانستان انجام دهم که ارائه رضای تو و خوشنودی ملتم حاصل گردد . زنده باد افغانستان ، پاینده و با شرف باد ملت افغانستان ! [ نهایت حضار وقار بود عا گوئی ] بیانیۀ تبریکیۀ شیخ السفرا که در قصر دلکشا بحضور شاهانه ایرادنموده است اعلیحضرتا ! افتخار دارم که از جانب هم قطاران محترمم واز طرف خود بتقريب عيد شاندار و مراسم مذهبی آن با علیحضرت شما تبریکات صمیمی خود هارا تقدیم نمایم. درین روز عید شرف ورزیده با علیحضرت شما ارزو های صمیمی خود هارا برای یکجهتی وصحت کامل وتوانائی کار ی ذامات و اجرا آن اعلیحضرت و بهبودی ملت افغان و سعادت دولت افغانستان مترو رسما تقدیم می نمایم . جوابيۀ ذات شاهانه در مقابل بیانیه تبریکیه هیئت سفرا جناب شيخ السفرا : از تبریکات جناب شما و همقطاران محترم شما تشکر مینمایم نسبت باظهار آرزو های صمیمی شما بقایای و بهبودی سیاست عالم : نفس های آخرین صلح نامه ورسای کومیته متخصصین مالی که اخیراً در ( بال ) اجتماع نموده بودند ، راپور حاوی مقررات آنها که از جمله حادثات مهمۀ سال گذشته ( ۱۹۳۱ ) شمر ده می شود اکمال ونشر گردید . مقصد از اجتماع کمیته متخصصین مالی راجع به تدقیق پلان یونك بود که ایا المان تا خط مستوی تادیات را تادیه کرده می تواند ، ویا بار برای اقساط مذکور تاب حیل تادیه لازم است . نهایت وضعت کمیته بقدری مبهم و شمولی گردید که شکل کنفرانس مهمی را اختیار کرده وتدقیق بحران اقتصادی ومالی دنیا در وظایف آنها شامل گردید ضمناً بران خواه از پهلوی مذاکرات وخواه از روی نتیجه فیصله کمیتۀ مذکور خیلی مبهم وعالم شمول واقع شده است . کمیته مذکور والا تصديق وامضاء نمودند ، که به سبب وضعیت واحوال حاضر المان اقساط تابع شرایط را اداء ده کرده نه می تواند ! اگر کمیته اقساط را به دو نوع تقسیم نموده است وطن ما افغانستان ممنون بوده آرزو دارم که در مملک ما اوقات جناب شما و همقطاران محترم شما به آرامی و مسرت بگذرد .
صفحه ٦ ( شماره ۸-۷ ) جلد پنجم كه يك قسمت آن بنام ترمیمات بوده و از تضمینات حربیه چندان فرقی نداشته ، لیکن تادیه آن تابع شرایط نیست وقسمت دیگر که در تضمینات حربیه داخل و تابع شرایط تادیه است . اقساطیكه تابع شرایط است اقساط سنوی است كه تادیه آن در بعض احوال تاء جیل شده می تواند . واقساطیكه تابع شرایط نیست اصلاً تاء جیل آن پیش افتاده نه می تواند . و کمیته هم حقی ندارد این قسمت دوم اقساط را ترقیق کند : این معلوم است که اقساط يك ساله تادیات المان از در کت ترمیمات وتضمینات يك ملیارد وهشت ملیون مار کت طلا، و یا معادل آن دولار واستر لنگ تادیه میگردد. ازین میان شش صد ملیون مارک آن غیر قابل تاجیل وتابع شرایط نیست، زیرا فرانسه حصه ترمیمات خود را به هیچ گونه شرایط تاء جیل واقساط بعید داخل ندانسته وقبول نه نموده است . و این قسمت دوم تادیات صرف همین قسمت حصۀ فرانسه است كه بدان يك ماهیت تجارتی داده وهم يك قسمت آنرا مقابل نشان داده استقراض نیز عقد نموده است . واز المان هم مقابل آن راه های آهن حکومت آنرا كفیل وضامن تادیه گرفته است . برای تا دیات قسمت اول کفالت وضمانت تادیه موجود نیست متخصصین کمیته مالی دول اگر چه به تادیه دیات قسمت صلاحیت تدقيق را ندا شتند مگر در اثنای تنظیم پلان بوانگ ومجبوریت بحران وضعف احوال وشرایط اقتصادی دنیا که وضعت وشكل چند سال اول دنیا را تماماً تبدیل نموده است در عموم موضوع تدقیق نموده و در راپور خود ملاحظات خود را چنین قید ونشر پنج نموده اند که المان ها امروز نظر به وضعیت آن از ایفاء هر دو نوع ترمیمات تابع شرایط و غیر تابع شرایط عاجز است . وهم علاوتاً یکی از اسباب مهمه بحران عمومی اقتصادی دنیا را مسئله ترميات نشان داده دلایل ذیل را دران ضمن چنین قید نموده اند که المان ها از مقدار هجده ملیارد مارک طلا، که بطور استقراض و اعتبار از خارج گرفته اند . قبل از اینكه قایض استقراض به داشتن تادیه ده ملیون آن را ترمیمات فرو برده است ، ازین اسباب المان امروز در خیلی موقع مشكل واقع شده است و درنهایت متخصصین درمسئله ترمیمات فیصله قطعی نموده اند که اگر هیچ نباشد قبلاً مسئله ترمیات برای يك مدت طولانی تاء جیل کرده شود. در نتیجه از حکایه فوق چنین حاصل می بر آید که چوکات آخرین معاهده ورسای هم از سرش آن جدا شده بعد از دوساليكه خبر های آخرین تثبیت تاء جیل ترمييات را اعلان می نماید در نتیجه گمان می کنم که پس از مرور این مدت و یا در این بار عکس آن المان ترمیمات طلب خواهد کرد . م . اسماعیل تشکر و امتنان ( از اهالي بیدار قندهار ) آقای محترم ! چوپان مدیر جریدۀ شریفه « ملی » انیس ! ترجمۀ فارسی – مکتوب افغانی اهالی قندهار، که با اعانه ( ملی ) نقد و جنس جهت مصارف زمستان من از کمال همدردی و معاونت ملی ، بکابل برایم فرستاده اند ! با سواد جوابیه من بخدمت شما تقدیم گردید ، تا مراتب امتنان ، و شکر گذاری مرا ، شياهم وظیفه ملی و وجدانی خود گفته ، برای استحضار همشهریان محترم اهالی قندهار ، در تازه ترین شماره جریدۀ شریفه انیس نشر دهید – در خاتمه توفیق تا ترا در خدمت بوطن و ملت از حضرت احدیت مسئلت مینمایم . عبد العزيز ( سابق مدیر طلوع افغان ) نامه اهالي قندهار برادر محترم ما ، خادم قوم عبد العزيز خان ، وکیل قندهار ! ما باشندگان قندهار ، نظر باینكه شما را يك خدمتگار صادق و فاضل وصاحب دیانت میدانستیم ، و بر شما اعتماد داشتیم در غیاب تان شما را بوکالت خود در شورای ملی انتخاب نمودیم . شما که معذرت های زیادی نموده وكالت ما را قبول نمیکردید، پس ما ملت شما را بر قبول آن مجبور ساختیم ، و چیزی وجه نقد بطور اعانه چنده نموده ، برای مخارج
( شماره ٣٨ ) نان دران زمان بشما تقدیم داشتم ، حالا موضوع تشکیل داده بودم بقند هار و اعدای حیات وتكامل وترقی ما ، از ما واقف هستیم که شما استعفا نموده و افغانستان نی ! بلکه بتمام دنیا اعلان برق شمشیر براق وتيغ آبدار هـمان بكابل سكونت دارید ! کنم ! و بگویم ، افغانستان و ملیت مضمحل ومتمایز بوده اند . چونکه شما يك خادم صادق ملت و يك حساس وجوانمرد افغان مستحق همه بلی ! این است ملتی که از شخص با دیانت میباشید ، و عایله و اطفال گونه ترقیات تشکیلی است ؛ و دارای هر راه وطنخواهی و ملیت عزم نموده صغیر شما، اینجا در قندهار ، بی غمخوار نوع استعداد و قابلیت پیشرفت وتعالی ! ام تا آخرین رمق حیات خود در راه و بی پرستار مانده اند ، لذا بنا بر همان نمیگویم این دعوی مراانها از قول من تكميل و ترقى ، وتحصيل آمال وآرزو صداقت شما و علاقه مندی که ما با شما که دلداده این خاك پاك، واين سرزمین های دوستداران و محبان وطن خدمت دارم ، حتى الوسع چیزی اعانه مطابق مقد سم ، باور کنند نی ! اگر بیان من و وفدائیت نمایم ، و هم بار ها کرده جز و ذیل بشما تقدیم مینما یم توقع میکنیم چند نفر افراد وطن خواه ، و یا بعبارت ام ، وباز هم خواهم نموده . و یگانه که شما از طرف ما همشهریان خود آنرا صحیح يك مشت دلباخته گان محجوب چیزیکه درینموضوع تسکین قلبی و قبول فر مائید ، و برای وطن خود و زیبای وطن را نمی پذیرند ، میتوانند اطمینان فکری من میشود ، این است ، ملت خود همیشه خادم صادق باشید ـ زیاده بتأثرات اشخاص بیغرض و بیطرف وحتی که ملت غیور افغان نیز میتواند از اشخاصی زنده باشید . بعضی از دشمنان باو جدان ومنصف افغا که پروانه وار خود را فدای شمع وطن ( امضاً جمع غفیری از معار یف و کلان نستان رجوع کنند و به بینند وطن میکنند تقدیر نماید ! شونده شهر قندهار ) مقدس افغانستان و ملت مردانه افغان همشهر یان عزیز ! در انظار ایشان چه يك مرتبه عاليه وجه این قدر دانی و احسانیکه نسبت بمن جوابيه يك پایه بلندی را حایز است . ( که و کیل شما در کابل بودم ) نسبت هموطنان عزیز اهالی قند هار ! بلی این است ملت جوان و آزاده ملت داده اید ، عبارت از يك كار سرسری استعداد طبیعی و فطری ملت نجیب شجاع وفدا کار ، ملت حساس وحـق و سطحی نیست ، كه يك شخص فكور افغانسان ، رو بهمرتبه عبارت از يك شناسی ؛ که شهامت وحمیت، غیرت و بتواند بدون تعمق و تفكر ازان صرف نظر حقیقت مسلم ومثبتی است ؛ که هیچ يك دیانت ، را ستکاری وحق شناسی از جمله کند ، بلکه عبارت از يك واقعه نسا شخص دارای معلومات از آن نمیتواند شعایر معنوی ، وصفات غیر متخالف فيه ریخی از ر کی است که برای تمام دنیا مثال انکار کند ، و يا حجتی برخلاف آن تاریخی شان بشمار میرود . مهم حق شناسی ملت قند هار بلکه تمام اقامه نماید . این است ملت شريفه ومحترمة ، كه افغانستان را تقديم نموده ، در قلوب من خیلی مسرورم و فی الحقیقت خود را اکثر هر صفحه از صفحات تاریخ پر از آرزو های گوناگون شیفته گان یکی از مسعود ترین و خوشبخت ترین گذشته آنرا مطالعه کنیم ، پر از مناقب محبت این محیط سر پا مجد و عظمت ، يك سلسله اشخاص این محیط میدانم که از بد و رجال بزرگ و نوابغ حماسی است که امیدهای نووتازه یی ، نسبت بخوشبختی قدم نهادن خود در دایره عمل ، این گاهی در عالم علم وفضل ، تشنه کامان ها وسعا دانیکه در آینده ، این محیط مسئله را كما حقها درك نموده و همواره وادی طلب از معارف وسيعة و افکار با نام ونشان را استقبال نمود نی است کوشش کرده ام بآوار های مختلفه و منبعه شان مستحظ ، و گاهی در عالم تولید میکند . اصول متنوعه فكر واقعی را درين عسگریت ، فداکاری وجان سپاری خصوصاً حقتی قسی ترین قلبی نمیتواند
( شماره ۳۸ ) ( مجلد پنجم ) بمحض شنيدن اينکه در جمله اشخاصی که از من عاجز حمايت وقدر دانی کرده اند ، يك پسر ( چارساله ، که صد روپيه اعانه داده ) يعنی آقای نور محمد جان اثر شامل است ، متاثرا نگرديده براحساسات افراد صغير و کبير اين جامعة جوان وجوان بخت ، اين مهد پرورش مدافعين دين و وطن ، وفداکاران راه اسلاميت وافغانيت جرباً تحيات نفرستد و آفرين ها نگويد . قدر دانان عزيز ! امانتی که با اين خدمتکار عاجز ملت وفدائی ملت نموده ايد، از يکطرف برای حيات تمام افراد صحيح افغانستانی عبارت از يك تازيانه است که شعور وهيجاناتی دريشان توليد نمـوده بـطرف سيری بسوی شرق انگيز وفداکاری ايشانرا ميکشاند ، واز طرف ديگر ، اشخاصی را که بمحض شاير وهم پرستی مخالف انصاف واستعداد اين ملت سخن ها گفته چشم های خودرا از حقيقت بسته بودند ، قانع و ساکت می سازد . راجع باستعفای من ، از وکالت شما در شورای ملی ، تنها اينقدر ميتوانم بگويم که دران زمان معذور بودم و با وجود آناستعفای من لازم و ضرور بود . بهر حال همچنانکه در سابق حيات مستعار خود را وقف خدمتگذاری ملت هنر پرور خود ساخته بودم ، حالا نيز کمافی السابق ، در فکر وعقيده ئيکه همواره در باب سرمايای جميل ملت نجيب ترجمه از جريده ( خلافت ) بمبئی مورخه ۳ جنوری ۱۹۳۲ مشورت بستي حکومت نادری اشخاصيکه نسبت به شاه نادر خان اين بد گمانی دارند که آنانريك جاه طلب وحكم ران مستبد هستند ودر دوران شورش افغانستان از فرانس به حالت ناتوانی وضعف پنهانی بمحض اين خاطر به وطن محفوظ خود مراجعت کرده اند که به تخت خالی کرده امان الله خان متمکن شوند : آنها اين را معلوم کرده حيرت خواهند کرد که بعوض اينكه فرزند يکتا ، ويا يکی از برادر های امجد خود را جانشين ووليعهد خود بسازد اعلان کرده اند که آينده انتخاب فرمان روائی افغانستان بقرعه راه عامه کرده افغانستان در دل داشته ام ثابت قدم بوده حيات ناچيز دئة خود را با يك عالم تشکر وامتنان ازحسيات و طرفداری شما بخدمت تان تقديم ميکنم . واميد واثق دارم ؛ خدمات من ، وبحمات شما برای افراد نو ميوه وطن عزيز ونسل آينده ملت افغان لوحه عبرت عملی مؤثر ومفيدی تشکل دهد ، درخاتمه ترقی وتعالى افغانستان را ، بشرف استقلال ملت افغان از در گاه حضرت قادر سبحان بصد نياز استرحام ميکشم . ( خادم وطن ، فدائی ملت ) عبد العزيز خواهد شد ، وملت کامل آزاد خواهد بود نسبت به نظام حکومت خود فيصله کند . اعليحضرت نادر خان اولين حکمران اسلامی هستند كه يك حکومت شخصی را باصول جمهوری روشناس کرده اند و با وجود بودن محبوب وهمه ل عزیز ملت از بدعت ملوکيت ظهار نفرت واستكراه نموده اند . اين فقط تقاضای نصائحت انديش وتدبير شافي بود كه باسرار ملت آماج وتعنت افغانستان را قبول کردند وملك را از تباهی ، ندایی وخانه جنگی مزید امان دادند و گرنه شخاصيکه از رجحانات شخصی شان واقف اند می فهمند كه اعلیحضرت هميشه حامی مساوات وجمهوريت بوده اند و بزر گترين آرزوی زندگی شان همين بود که وطن عزیز شان را بجانب آن جمهوريت حقيقی و عثمانی کند که عامری امتياز مسايمان هــای قـرون اولى خيال کرده می شوند . لاکن آن ها ديدند که بعد از تبساه گاری های دور صفوی بمالك شخصيت زیر دست ورهنمایی پدرانه شان سخت ضرورت است وبه بالند و جاری کردن اصول جمهوريت در رايج كامياب شده بتونند لهذا آنها بطور محبوری قيام عارضی ملوکيت وحکومت شخصی را مرافقت کردند . مايقيين دارم بعد از بن اعلان شخصيت نادر خان در انگاه عالم نسبت به باش مايار بلند خواهد شد وبا پارتی جمهوريت پسند
( صفحه ۹ ) ( شماره ۳۸ و ۳۹ ) ( مجلد پنجم ) ترجمه : رحمان افغان - ۱ - مؤلف : رقانی زاور رهبر اهل ثروت قسمت اول واسطهٔ قوهٔ مالیه فصل اول ( ضرا بــــخــــانـــه ) [ انتصاب فلز مسکوکاتی - عـــیــار طلا - با بـــت تذکره ( بانک ) - ( معاملات صرافیه ) - پول کاغذی ، اساس آن - تنزل آن - تأثیرات جنگ در تعادل پول کاغذی « بلیت بانک » ] توصیف اعتبار مسکوکاتی واسطه قوه مالیه چیست ؟ - عموم دنیا آنرا میشناسند ، با ستثنای افراد محدودی که اکنون در باب حقیقت واسطه طبیعی ومعنوی پول فکر مینمایند ، اما واسطه پول از زمان انکشاف مدنیت تا حال بطور عمومی برای مبادله عامه ایجاد شده است . افغانــستان نیز بیک اثر خوبی خواهد انداخت ، ما ملت افغان را تبریک میگوئیم که برای تعمیر مستقبل خود نگاه انتخاب شان به شخصیکه افتاده بود ، او از کارنامه های خود در معنی حقیقی خود را اهل این منصب جلیله اثبات کرده . ( خلافت ) بناءً علیه بمقدار کثیرالایجاد متداوله انسانیت چونکه آهسته آهسته اسباب تولید مشکلات شده رفت از آنرو وضع قاعده عمومی تعیین ارزشی اشیا نیز ضرور گشت . لهذا این قاعده عمومیه تعیین قیمت اشیا در اوائل بر اشیائی که بسیار تر معمول ومقبول عامه میبود تعیین میشد مثلاً در ممالک یونان ولاتین با ظروف برنجی و چهار پایان قیمت اشیا را تعیین مینمودند و یا آنها مبادله بیع و شرای خود شانرا اجرا میداشتند ، چنانچه کلمه ( پیکو ) یعنی رمه که ازان ( کلمه پیکو نیا ) یعنی پول انتاج کرده شده است که اکنون در زبان فرانسه همین کلمه ( پیکو نیا ) بمعنی پول رائج میباشد گو یا کلمه پیکو شاهد همان تداول قدیم یونان ولاتین است . هکذا روسیاهان امریکا فی الفلبین با ( گیتی ) یعنی پارچه های رخت قیمت اشیا را تعیین مینمودند و به آن داد و دهش میکردند . بدون که به تذکار گذشته اوقات مطالعه کنندگان ضایع شود در حالت موجوده در ممالک متعدده نیز اشیای موجوده است که بجهته مبادله در ممالک متمدنه رائج میباشند یعنی با وجود فلز بیش قیمت ، فلز طلا ونقره فلز برنج مس ، نکل حتی آهن واسکه مینمایند و یا فلز های مختلف را با فلز نقره مخلوط میسازند خواه برای استواری سکه فلز طلا ونقره و یا برای تولید وزن مسکوکات و یا برای تلافی مصارف آن ضرب مینمایند . البته سکه مضروبه قانونی به نسبت فلز تجارتی در هر مملکت رائج تر است اعم ازینکه در عیار و اوزان آن تفاوتی موجود باشد . اما نباید فراموش کرد که جوهر خالص فلز طلا و نقره همیشه محفوظ است چه لیاقت و تفاوت اساسی میان پول آزاد و پول قانونی و پول تعدیدی هم چنان با قیمت مثلاً پول آزاد ( خالص ) خواه مسکوک و یا غیر مسکوک بود قیمت و وزنش متغیر نیست در داخل مملکت و یا خارج مملکت یکسان است . مثلاً هر کس خواسته باشد بغرا بخانه خشت طلا ونقره خود را سپرده ضرب کند از طرف دیگر مأمورین ضراب خانه نیز همان مقدار طلا و نقره را که برایش آورده باشند ضرب میکند چنانچه در فرانسه قبل از سنه ۱۸۷۳ یک کیلو گرام نقره را ۲۲۰ فرانک سکه آزاد ضرب کرده بصاحبش مسترد مینمودند اما در حالت حاضر پول تحدیدی و پول قانونی رائج است لیکن محافظه اعتبار این دو نوع تحت اثر معاهدات صرافی است .
صفحه ۱۰ ( شماره ۲۸ و ۳۹ ) مجلد پنجم انتخاب فلز سکه جات جنس فلز طلا و نقره که در میان تمام فلز مختلف نزد مردم پسند و قبول شده بجهته این است که این دو فلز سخت و نرم و کمیاب میباشند . اما سوالی که موجود است : تفاوت قیمت فیما بین این دو فلز چیست ؟ مناسبت قیمت در میان این دو فلز کدام است ؟ بلی حل این دو سوال دلچسب راجع به تفاوت بین طلا و نقره را از تواریخ مسکوکات آخر دنیا میتوان استنباط نمود . جریان سال بیست و پنج قرن ۱۹ حدود قیمت تناسبی بین طلا و نقره از ۱۰ و ۱۵ وزن نقره مساوی بیک وزن طلا بود که در حین تعین قیمت اشیا و داد و دهش همین حساب را نگاه میداشتند مگر زمانیکه ترقی علوم مسکوکاتی در قواعد مسکوکاتی نمایان شد و انسانها به مشکلات بزرگ میان این دو نوع فلز فهمیدند خواستند که قیمت تناسبی بین فلز طلا و نقره را قانوناً تحدید نمایند مگر متعاقباً این مفکوره پیدا شد که اهمیت فلز طلا بلند و یگانه پول آزاد است و استعداد کافی دارد و هر مقدار قرض گزاف را تادیه میتواند ازین رو اقتدار و قیمت میل نقره از سنه ۱۸۷۰ تا سنه ۱۹۱٤ رو به تنزل گذاشت، بحدیکه هیچگاه در زمان تمدن این چنین تنزل نقره دیده نشده بود مگر جنگ بین المللی، برگشت و یا تنزل نقره را تحدید کرد . عدم تداول پول طلا در اثنای جنگ تا آغاز جنگ بین المللی پول طلا در خزاین دول متحارب و دول بی طرف موجود و محفوظ بود ، خزاین دولتی و بانکهای ملی سکه طلا را از تداول باز داشته بودند وسکه طلا را بجز از تبادلات بین المللی در جریان معاملات داخل مملکتی بکار نمی بردند . درانوقت مانند پرداخت قروض و تاوان جنگ موجود نبود . لهذا قحط شدن پول طلا باعث تولید تکثیر نقره شد یعنی دول در پنج سال آخر قبل از جنگ پول نقره را بی اندازه ضرب کردند با وجود آن ، قیمت نقره در میان تداول نه در یورپ، نه درمشرق ونه در امریکا به نسبت قیمت طلا ترقی کرد حتی در جریان جنگ بین المللی با وجودیکه مردم میل بر طلبی عمومی در خزینه کردن نقره پیدا کرده بودند خواستند یک حصه ثروت خود شانرا بنام نقره جمع کرده و در خزینه نگاه داشته و با عتبار آن استفاده نمایند . دول نیز برای تجمیع پول نقره در خزاین خود شان ساعی بودند معهذا اعتبار نقره تفوق لنجست و نه دول اختیار داشتند که قدر و قیمت پول نقره بلند خواهد شد . ومعذالک دول از یک طرف برای جمع کردن و محافظه نمودن طلا و از طرف دیگر برای تولید پول نقره بجهته تداول داخل مملکتی ساعی بودند . از خاطر فراموش نشود که تمام ولایات ومحلات مملکت فرانسه به اندازه دو ملیارد پول طلا را برای بلند بردن اعتبار بانک دولتی با حکومت خود مساعدت نمودند اما با وجود آن قیمت پول نقره مطابق سکه طلا نشده . یعنی به عقیده اقتصاد یون شئی که طرف قلت و کم یابی رفته از ساحه سعی و عمل بر کنار شود در اعتبارش نقص وارد نمیشود خصوصاً شئی که حق انتفاعش کمتر باشد . با لعکس ذات شئی که حق انتفاعش بیشتر بود در صورت کم یابی در قیمتش افزوده میشود اما پول طلا با وجود آن تنزل نکرده . پول نقره در خزائن بعضیکه پول نقره را در خزائن خود جمع نموده بودند خواه دولت وخواه بانگهای ایمسیون (یعنی نشر متداوله بانگهای را گویند که باعتبار فلزات و یا چیزیکه محل اعتبار واقع شود پول کاغذی و بلت صرافی چاپ کرده بغرض تداول بین مملکت بدست عامه می سپارند) و یا بانکهای شرق اقصی با وجودیکه میعار نقره علاوه تر در انجا متداول بود مقدار بزرگ را تجمع نداشتند باستثنای خزینه هندوستان که علاوه تر از صد ملیون روپیه موجود داشت هم چنان واشنگتون (پای تخت امریکا) یکصد ملیون دولار را خزینه در خزینه حاضر داشت تا برای دول خارجه قرض بدهد . دیگر جابمقدار بزرگ پول نقره موجود نبود . بانک هند و چین یک مقدار پول نقره
صفحه ۱۱ ( شماره ۳۸ ) جلد پنجم که در خزینهٔ جمع کرده بود محو وصرف کرد . لهذا از نقطه نظر احصائیه مسکوکاتی دنیا میتوان حدس نمود که حصهٔ بزرگ پول طلا در خزان دول ویا بانکهای ایمیسیون وخزائن ملی موجود ومحفوظ است اما پول نقرهٔ بدست ملت ویا بعضی سرمایه دارانیکه خزینه کرده باشند . بناءً علیه تجمیع پول طلا در خزائن دنیا تا جائیکه آشکار است . از ۳۰ میلیارد طلای فرانسوی (۲۵ فرانکی و ۲۲ سانتیم طلای فرانسوی معادل است بیک طلای پوند انگليسي) که در سنهٔ ۱۹۱۳ بالغ بود اما در سنهٔ ۱۹۲۵ به پنجاه ملیارد بالغ رسیده است . عمومیت معیار طلا قبل از ۱۹۱۴ قبل از جنگ میعاد طلا چونکه حقوق ملل معظمه بود مانند : امریکای اتاژونی انکلتره واکثر مستملکات وی ، فرانس ممالك اسکاندینا و ( سویدن ، ناروج ويك حصه ابن نژاد که در دنیا رك مي باشند ) ازین رو دو لاره پوند استر لنك فرانك ، قوروق ، در تجارت دنیا قانوناً باعتبار فلز زرد ( یعنی طلا ) رائج گردیده مگر جنگ بین المللی ، این حالت حقوق خاصه دول معظمه را بحالت دیگر مشروط ساخت . و در این وحدت مسکو کاتی آنها اختلافی پیش آورد ، یعنی مقدار مسکو کاتی آنها را در ممالك مختلفه تقسيم گردانیده متعاقباً تمام ملل به تغییر شکل محقق پول کاغذی را ایجاد کردند . باری تأثیر مهم این مسئله را از مجموع حیات اقتصادی امروزی بشریت میتوان استفهام و استعلام کرد که به نسبت رجیم اصل مسکوکاتی چه مقدار معاملات اقتصادیه پیشرفت و ترقی کرده و چگونه بسرعت ممکنه قسم اعظم جامعه بشری از شروع قرن بیستم این مسئله را استدراك نموده و ترقی داده اند . لهذا حد مسکوکاتی هر مملکت بوزن معین فلز منوط است . چنانچه قانون مسکو کاتی فرانسه چنین تحدید کرده که وزن يك فرانك عبارت است از پنج گرام نقره که در ده / ۹ حصه اش زر خالص است و پانزده نیم وزن خالص آن مطابق است بيك وزن طلا . واضح ترش اینکه ۳۲۲ ملیگرام طلا مطابق به تفصیل معیار فوق است . در بریتانیای عظمی يك انس طلا یعنی ۹۱۹ میلام خالص مطابق به ۷۷ شلنگ و ۹ پنس است كه يك پوند استرلنگ که بپیمان دوام اعتبار ومقدار سکه انگلیسی معادل به ۲۵ فرانك و ۲۲ سانتیم طلای سکه فرانسوی میباشد بدین صورت اگر به تمام قانون مسکوکاتی دنیا ملاحظه شود تناسب نظامات حد مسکوکاتی بیکی از فلز طلا وفلز نقره مربوط بوده واز همان حساب در روابط تجارتی داخله وخارجه قید نموده اند . (مرام مترجم:اگرما صورین اقتصادی مائه نیز مانند قواعد جاريه عالم حد قانونی مسکوکاتی افغانی را باساس روابط تجارتی بین المللی معین نموده و مانند مسکوکات عالم راجع به ضرب وارتباط آن با پول خارجه باستشاره متخصصین اقتصاد قواعد متینی را ایجاد کرده وبا بانکهای دول معظمه ویا اقلاً با بانکهای هم جوار راجع به ارتباط وزن فلزی دولتین وتداول اشیای ضروریه مملکتین داخل عقد موافقه گردند محقق است که تنزل سکه فلز افغانی که مورث بحران اقتصادی حتی اجتماعی مان گردیده است ( پریشانی عمومی اجتماعی از تجارت بی اصول حاضره مان است ) تلافی شود . راجع به تفاوت صعودی ونزولی پول کاغذی دنیا وانعکاس آن در فلز غير مسكوك واينكه پول مسكوك فلزی اگرچه در حالت تغییر باشد اما بصورت انتفاع است در مقاله علیحده بیان میشود ) باری اتخاذ این امر از تجارب اساسی روحیات انسانها است ومعلومات تعيين حدود مسکوکاتی از روحیات آنها اقتباس شده است . بناءً علیه در نظام مبادلات یومیه که مبنای حیات اقتصادی ومحتوى غير محدود و تنوع مبادله و فروخت واجاره معاملات که لاینقطع مورد استفاده هستند جز قسم ضعیف اشیا و بعضی فلزات ضعیف را محل استفاده در آوردن چیزی دیگر ظاهر نیست . لهذا تا این جایاما بیان افکار وحدت فلزات و تذکار مسائل آن بود اکنون راجع به تکوین وخلقیت پول کاغذی ایضاحات داده میشود : چه پرداختهای
صحیفه ۱۲ ( شمار ۳۸ ) ترجمه از مجلات پاریس : عبور هیئت کاروان زرد از « پامیرات » از تاریخ ۲۹ دسامبر باین طرف از نامه نگار مخصوص ما موسیو « ژو رژ لو فور » هیچ مکتوبی راجع به هیئت سیتروئن آسیای مرکزی دریافت نکرده بودیم هنگامیکه قصه اقامت هیئت را در افغانستان شایع کرده بودیم خود هیئت چنانچه مختصراً متذکر شده بودیم صعب ترین حصه مسافرتش یعنی عبور پامیرات را انجام داده بود : وقایع که در حین عبور این منطقه رخ داده غالباً پر حادثه هست چنانچه ذیلاً می بینید ! در مقابل این عوالم مخوف که قبلاً آنرا در نظر هیئت غیر قابل عبور نمایش داده بودند عزم و اراده و عشق مفرط موسیو ژورژ ماوی هارت و رفقایش از اول وهله سفر شگفت آور شان معطوف شده بود تا اینکه در اثر فعالیت ، طاقت و تصمیمات متزلزل نشدنی بر آنهمه موانع فایق آمدند لیکن شما می بینید که کامیابی در اثر چه کوششهای بوده است . مختلفه به فلز خیلی مشکل و اسباب زحمت است ووقت را ضایع میسازد ازین رو بجهت سهولت و رفع زحمت معاملات اقتصادیه پول کاغذی ایجاد گردیده حتی برای سهولت امور امروزه تنها صحایف کتاب های بانگ باعث اعتبار شده است . ( باقی دارد ) شك نیست که مواصلت باین اشکالات متصوره بار ها در مسافرين يك نوع اندوه تولید کرده باشد که با مسرت مظاهرات صمیمی که در منازل اول سفر شان دیده اند مخلوط شده تا یکدرجه شادمانی ها آنرا زائل کرده است . در میان اندوه و غصه های مختلف نوع که در حین عبور مملکتی که از هیچ اداب مهمان نوازی اطلاعی ندارند بر آنها داده شده است با کمال تاثر « خدا حافظی » وقت بخش شام ، ودعاییکه از ابتدای وهله حرکت منزل اول آنها را استقبال میکرد ، توجهات مفرطی که ایران در حق آنها مبذول داشت پذیرائی نهایت محبت کارانه افغانستان که تا استانه خاك این مملکت با آنها همراه بود ـ بیاد خوش آمدید شیعیان اعلیحضرت نادر شاه و التفات و داد کارانه که در مقابل آن خود داری نمیشد در حین ملاقات آنها در قصر کابل ابراز داشتند ، و هیئت « خاور » و « آوزدن دو پروی » با تشریقاتی که سفیر فرانسه را به پذیرند پذیرفتند و اظهارات اعلیحضرت باليه اینکه نمیخواهند مهمان نوازی که سابقاً در مملکت ما دیده بودند وعواطفت هائیکه نسبت به ایشان در اثنای عرض سختی مبذول شده بود مکتوم سازند بالا خره اظهار سپاس گذاری فاسد نشدنی که بالیۀ مملکت ما دولت ابراز نموده محبت شاهانه شانرا راجع به این عزم وتصمیم بزرگ قهرانسوی اظهار نمودند بلی بایستی این یادگار ها برای اعضای هیئت سیتروئن نمایشات خیلی قیمتی باشد . هیئت سیتروئن آسیای مرکزی که در ماه اوریل از بیروت حرکت کرده بود به ۲٤ ژون ۱۹۳۱ در « سری ناگار » رسید یعنی برطبق حساب ، کوندور های » موتر های شان ٥٥٤٢ کیلومتر را طی کرده اند . . بعد از عبور دشت های شام ، جلگه های بین النهرين و ايران ودور زدن توده عظیم هندوکش افغانستان هیئت خیمه های خود را در کشمیر در پای جال مدحش کوهستانی که دو دنیای هند و چین را از هم جدا میکنند نصب کردند . حالا هیئت بجوئی رسیده که باید ازيك دنیا به دنیای دیگر عبور کرد . اینجا سه طریق وجود دارد : از ثبت تا افغانستان کلان سلسه کوه همالیا را در شمال پشاور در ناحیه چیترال دره بارو خیل شق کرده که از انجا هند توسط سرحد شمال غربی خود با افغانستان ارتباط دارد . این راه چون مخصوصاً سرحدی است از طرف حکومت هند قد عن است که هيچ يك ببار جی از آن عبور نمیتواند . ٥٠٠ کیلومتر دور تر طرف شرق راه جدیدی از (له) باز شده که در سن كيا نك بجنوب یار کندرفته است . ازین راه در تابستان قافله ها عبور میکند لیکن ماوی وعلاوه برین عیبی که دارد این است که باید متعاقباً سه گردنه که هر کدام به ارتفاع های بلندی واقع اند عبور کرد بالاخره بین این
صفحه ۱۳ ( شماره ۳۸ ) مجله پنجم دو راه قریب « سری نا گار » راه قرار ذیل بود : سر نشیبی های بلند تر فقط دو تای آنرا بعنوان اله نمایش و سومی از « جامیت » میگذرد . این راه از ۵ / ٤٠ - کج گردشی های خیلی اثبات صفات او با خود گرفتیم . رئیس یکی از سلاسل غربی هالیما را گذاشته تند، خامی و یا عدم پل های رود خانه هیئت مجبور شد وسائل تطبیق کی حمل بین آخرین رشته های اطراق قراقرام های سیلابی - بالاخره کم بری و رضایت و نقل را تغیر داده در عیوض وسائل بصورت مار پیچ عبور کرده از راه کوتل خامی راه ها . اگر چه وسائل مخصوصه و لوازمی را که وزن کل آن ۲۰ تن متا کا یا کلک به دره های بلند پامیری (لوله خوردن ) و غیره لوازم موتر شق میشد بردوش اسپ و پشت آدم نقل دهد . طرق ملحق شده در جلگه های کاشغر ها اجازه میداد که چنین ما نئور های واضح است که درین نواحی کوهستانی شگغت آور انجام گیرد لیکن چطور ترا نیک اموال باید بقسمی صورت بگیرد فرود می آید . هزار کیلومتر راه را در منطقه که از انسان مطمئن شده میتواند که در راهی که وزن سهمی یکنفر ۲۰ کیلو واز شامخ تران قلال دنیا پوشیده شده عبور که عرض آن جز «۳» ! متر نیست موتری حیوان 60 کیلو باشد حال آنکه این باید کرد . - این راه برای انگلیسان که ۴۰ ! ۲ متر بودارد عبور کند ؟ مسئله دو عامل دیگر را تولید میکند که راجع باین مسئله رئیس هیئت چنین اسباب عدم صورت گیری اینطور عبور در آواخر قرن اخیر مفتوح شده وعبارت میل داشت تا هر قدر دوری که ممکن را فراهم میکند . از يك راه باريك مخصوص رفتار با پوست اولا برای بار برداری 650 اسپ كه در بغل های کوها رفته و درحصه که شود برود . - لیکن چون در سری نا گار پای کوه رسید خواست در مو تر لازم است که بر هر کدام بایستی نوکری در دره های یخچال دار فرود می آید شبیه يك دره تنگ مشرف بر گاو رال را بقسم از مایش صعود دهد . هم مواظب باشد ثانیاً بی بضاعتی وکم عاقی ها میباشد . بعد بهمین قسم به کوتل اگر چه مقصد اصلیه عبارت ازین نبود که عاطقه هرگز قافله بدین عظمت را تغذیه ها تيكا جلگه اندوس را از تارم جدا از يك راه غير قابل عبور دو مو تر را عبور دهد کرده نمیتواند . می کند به ارتفاع قریب ۵۰۱۰ میتر بلکه مقصد کامیابی عبور خود اعضای در اینصورت رئیس هيئت صلاح بدان مید که باید هیئت به سه دسته تقسیم هیئت بود تا ازین حائل گذشته در کاشغر بالا میرود . شود . حرکت هر دسته بایستی بقسمی مرتب رئیس هیئت همین راه آخریان را اختیار برسند و از آنجا با ۷ موتر دیگر مسافرت شود که نو کر ها و حیوانات اولی را خود را در آسیای مرکزی ادامه دهند نمود . دسته دومی بکار اندازد و از دومی را آیا میشود با موتر ها عبور کرد ؟ بواسطه نفوذ و اوامر کرنیل «وی دسته سومی مورد استفاده قرار دهد . مسافرین که این منطقه را میشناختند ريان گير بل » كه ملحق به تامنزور چون رای دایر به اتخاذ چنین تصمیمات متفقاً راى دادند كه - « موتر ها را در منزل ثانی ترك خواهيد گفت . عسکر هندی میباشد و درین آیم قرار گرفت آنگاه شروع به نیازی بتا ریخ ۲۷ ژون یعنی سه روز بعد از خود را دوست خبیر و مطمئنی کردند : اولا نفرى نو کر ها لازمه را ورود هیئت در « سری نا گار » موسیو نشان داد ، صادر امور بر طانوی به بر طبق احتیاجات مخصوصه راه انتخاب هيئت فرانسه چنان اعتباراتی دادند و دائر نمودند . - لوازم شخصی را ژور ژماری هارت با رئیس میخانیک ها که تقریباً گاهی به مسافرین خارجی وحتى برای مطالعه خواص موانع مدهشی تا حد ممکن کم نموده در بخدانهای چرمی ساخت که مخصوص بار برداری که راه را مسدود کرده بود 50 کیلومتر به هموطنان شان هم مبذول نخواهند اولی منزل را پیمود . موانع مذکور داشت . از جمله ۷ موتر ه آنرا گذاشته اسپ ها است نهادند - مواد خوراکه
( صفحه ١٤) ( شماره ۳۸ و ٣٩ ) ( مجلد پنجم ) و خشک ـ لوازم نصب خیمه ها در ارتفاعات بلند ـ کمره های سینماتو گرافی ـ و را دیو تلگرافی ـ فیلم ها ـ پلاک ها لوازم مکانیگی ـ اسباب لازمه مرمت کاری و کملک رسانی ـ اسباب های جراحی ـ ادویه و غیره را در میان بکس ها نهاده . بعد از وزن و ثبت بر کدام گروپ های کوهی تقسیم نمودند . در اثر التفات مها را جای کشمیر در باغ که اشجار صد ساله و گل های گلاب در آن سایه افگنده بود هیئت در خیمه موسوم به « خرگاه شاه » و خیمه های که شایسته مقام شاهزاده گان بود فرو آمده بکمال فعالیت به آمادگی خودها که سه هفته طول کشید مشغول شدند . بتاریخ ٤ دیه یعنی ٨ روز بعد از ورود هیئت به « سری نا کار » رئیس هیئت تحت قوماندن « موسیو ها کن » اولین دسته را که وظیفه آن ساختن راه و تا صورت ممکن معاینه نمودن نقاط باريك آن بود فرستاد . خود رئیس هیئت موسیو هارت بتاریخ ١٢ ژویه با دو موتور شنی ( کوه گرد ) « ميخا نيك و ٦ نفر اعضای هیئت حرکت نمود . آنچه که يك انسان پیش بینی بتواند بالنسبه این مسافرت پیش بینی شد و تمام این منازل را کمتر از ٤٥ منزل پیشین گوئی نه دیدند . در نواحی « سری ناگار » وحتی در خود شهر هم مجدداً در اثر باران های زیادی که در مناطق کوهستانی باریده بود رود ها از حد زیاد سیلابی شده بودند . از طرف دیگر در اثر شورش مسلمین در نواحی « هانی » ( کومول ) دسته که بایستی تحت قوماندانیت نایب سفینه و « پون » از پکن بقصد الحاق هیئت عازم شود شود به تعویق افتاده بود . آیا « عبور سد هیمالیا موفق خواهم شد ؟ ـ آیا عقب این دیوار چه حاله است ؟ آیا روزی خواهد رسید که دو دسته هیئت بهم ملحق شوند . این سئوالات همه مهم واضطراب بخش است . بتاریخ ٢١ ژویه گروپ آخری تحت اداره « موسیو اودون دو بروی » روان شد این دسته با خود کمره تلگراف بی سیم دستی هم برداشته است که توسط آن انطرف « میز کار » با آخرين پوست تلگر فی هند که بالای کوتل کیتک واقع مخابره میکرد . از کلتک که به ارتفاع ٤٩٠٠ متر واقع است راهی بطرف « سن » کیانگ » رفته است . بعد از ین تنتبیات وتصميمات گروپ « هارت » با کرو شنات ميخانيك ها توانست بصورت بطی در مدت ٧٦ روز ٢٠٠ کیلو متر راه رطی نماید . ( بقید ارد ) ادبیات فراق بقلم آقای محمد زمان خان : دپلومه فرانسه دوستش داشتم ، از من هجرت گزید و بگذاشت که شب های دراز فراق با مساعدت زلفین سیاهش روزم را چون مردمک نا اهل نرگس شهلا سياه نماید ! پیرحم همینقدر با خود نگفت : دل بسته چند شبگو نم را خاطر پست تاریکتر از تارمو و روز گار پست تاریکتر از ظلمت گیسو ! الان که پوستش بر استخوان چسبیده وخون بدن از هم رفتن رمیده ، میان وی و مرگ فاصله جز آهی نیست ... نه ! هیچ نگفت . اینکاش گوشت و استخوانم آب گردیده بصورت اشک از دیده گانم خروج یافته از خویش بجز ناکامی برجا نگذارم . درقعر شب های فراق چون یاد از خورشید جمالش می نمایم ، مانند دیوانگان خود به خود بسخن زدن مشغول میگردم و گاگهی نظر بر فلیک افکنده مهتاب را مخاطب نموده میگویم : ـ ای ملکه تیره فلک ! که امشب عالم را غریق انوار سیماب نمای خویش نمودهٔ آیا میدانی که محبوبه ام حالا چشم های نرگسین خود را بهم نهاده بالای بستره خویش بخواب رفته است و یا هنوز
صفحه ۱۰ ( شماره ۳۸، ۳۹ ) مجلد پنجم بیدار بود، بفکر صید فردای خویش میباشد ؟ به. صورت ای ملکه عالم سماوی ! سلام !! عاجزانه این آواره وادی تعشق را بآن معشوقه بیخبر ورعا بواسطه انوار سیمینت که مماس چهره نکویش را می نماید رسانیده بگو که : آن بیچاره را حیات بآخر رسیده است و مدت دیری بدنیا نخواهد بود . دعایش را بپذیر وبازی چهره ات را بنما ! لاکن چون اجرام سماوی ر ساکت وبی اعتنا می یابم افکار مشتت صورت دیگری را گرفته اکثراً دیدار محبوبه ام خیالاتم را استیلا نموده با صورت مرغوبش بگفتگو افتاده می گویم : دلبرا ! بشب کیفیقت از شحنه مه جستجو کردم خیالت تا کجا ها میکشد راه سراغ من ! لیکن مه را ساکت و ستاره گانرا صامت می یابم ! محبوبه عزیزم ! من میمیرم وار زوی وصالت را درتــه خاک با خود می برم ! ولی نمیدانم که بعد ازمن کدام بیچاره اسیردام گیسویت گردیده باوجود تحمل این همه جفا اظهار خلوصیت ووفا را خواهد نمود : چواز درد فراقت مرگم آخر رهنمون گردد چو روح خسته ام از قالبش آخر برون گردد چو جام عشرتم از ضربه زدن سرنگون گردد چوبلبل بر سر خاکم ز محنت غرق خون گردد نمیدانم کی بعد از من زعشقت همچو تون گردد ؟ محبوبه من ! شبی چون رفیقه خواب وداعم نموده بود و شب نیز سیاه وطولانی بود ! قلم گرفته خواستم طپید نهای دل ریش و تغیرات حال پریش انرا برپشته نیگارش کشم ، لاکن بفکر اینکه مبادا مزاج لطیفت را رنجشی رسد ، تحریر را بآخر نرسانیده آن ورق پاره نیمه کار را روی شمع گرفتم تا مانند قلب زارم پاك بسوخت وبجا جز قدری خاکستر چیز دیگری نماند . بلی : زخون دل بسی احوال خود تحریر میکردم بفکر شمع روی قلب خود تنویر میکردم نوای عند لیبی را برن تفسیر میکردم وزین فریاد حال غنچه را تعبیر میکردم که آخر زاه بلبل در جوانی غرق خون گردد دلبر جفا کیش من : آیا میدانی که میان توو گل وبين من وعندليب فرق زيادی نیست ، امکان دارد که خودت نیز مانند گل در جوانی مفروق خون گردی ومن ، ازین واقعه مدهش بخاك وخون آغشته گردم . لاکن خدا نکند ، هیچ جوانی را جوانمرگی دامن گیر مبــاد . دعای بد ندارم ، بژولیت روا دار نیستم ، بلکه تضرع وزاری میکنم ، اشك ریزی ها ونوحه های خود را تقدیم ساحه مروتت می نمایم ومیگویم که : - خدا را امشبم برچشم خونین رحمتی جانان نباشد دیگرم برحمل هجران طاقتی جانان ندیدم در جهان جز آتش غم راحتی جانان ندارد رفع درد بطن من صورتی جانان مگر خورشید دیدارت درین دم رهنمون گردد آه : می بینم که رحم بقدر ذره هـم دردل سنگینت وجود ندارد : خوب مصمم گردیده ئی که ببكاء وخونم بنشاطى وبقدرت حسن و جمالت را بعالم مبرنی نمائی . خوب ! تا الحال خوش بوده پرداخت جفاهایت را نموده ام ، حالا نیز از شیون و فغان نمی خواهم که از صبر و طاقت خویش بکاهم و نزد مردگان عشق بی وقار گردم . آخرین اهتزار روحم مایل دیدن طنطنه و شکوه بهار حسن و جمال تو جفا کیش خواهد بود : ز فیض پرتو عشرت بهارت جاودان بادا دل بدخواه گلزارت سراپا بر خزان بادا گل حسنت ز آسیب سماوی در امان با دا اگر عاشق بمیرد از غمت نبود ترا پروا چه باشد دل که از سوز فراقت قطره خون گردد مردنم نزديك گردیده است ، دلم را طپش عجیبی فرآ گرفته است . جهان در نظرم تاريك می نماید . عرق سرد مرگ بدنم را مرطوب نموده است ، جهان را مغموم می بینم .... و تو بر من رحم نکردی ! اشجار و طیور ، گل ها و جویبار را به تقریب مردنم ماتم زده و گریان مشاهد.
صحيفة ١٦ (شماره ۲۸) سراج الاخبار صيد دشمن کرد باید با كمان اتحاد از طبع آقای عطاء الله خان تر جمان قونسلگری افغانی در مرو ای قلم بر گو بكل كاهید زمان اتحاد وای بینان بر خوان مجمله تو ايمان اتحاد منعدم گردید عفريت سياه اختلاق جلوه گرشد دلبر شیران زبان اتحاد نه غبار وادى نسيان شد سبق انقلاب چون وطن گردیده جمله همنشین اتحاد شكر الله کر عنايات خداوند مجید منبسط از بهر گل گردیده خوان اتحاد حمد بيحد ايزد دا دار را کز لطف وی پیر وبرنا باشد ایندم توامان اتحاد بود باید ساعی اندر رفع هر بغض و نفاق تا شود رخشان در ولو لؤ زکان اتحاد کند باید هم درخت بغض و كين از بیخ و بن صيد دشمن کرد باید با كمان اتحاد هم دفاع دشمن خونخوار در هر عصر و قرن حربه ئی بهتر نباشد از سنان اتحاد هر خراب دو جهان بینی تو میدان از نفاق آنچه عمران است صادر از بنان اتحاد كن نظر بر صفحه تاريخ با چشم دقيق : ملتى كاو بود محروم از روان اتحاد !! کی شدی نائل بوصل دلبر علم وفنون تا نشد افراد ملت تو امان اتحاد علم و عرفانی کی بدست آید در این عصر ذهب گر نیکی مندی تمنای همنان اتحاد کز تمدن طالبستی ای جوان با ذکاء بایدت محكم نمود ایندم ميان اتحاد میگفتم ... و تو خبر نداری . بعد از ساعتی از لو حه عند لیبی که اکثر آیراب بام منزل می نشیند ، خواهی فهمید که عاشق مسكنت دنیا را بدرود گفته است ؟ . . آه ! آفتاب را غرق خون می بینم و حالت خود را زبون حس میکنم . چه چاره اگر فرهاد صفت باقی بدامان حرمان اشکسته ، و بحرمت اعتبار جمال و جلال تو در تاريخ معا شقه روز گار « رو حیات جوانی » را مانند قربانی بیاد کار نگذارم و با بیاد لب شيرنت از آخرین اشعه آفتاب جمال مهر خو نین خاموشی را بلب ها بستر مرده نه نهام و بیاد يك هستی درخشانی بخواب سنگین نیستی و آرامش جاودانی فرو فروم * تا نتیجه فراق عشق و ارادات عشاق را بمفهوم حقیقی آن بتو و هم كازان مغرورت نشان داده باشم . به تعظيم روان خرد گان درد مأيوسى که جان دادندچون فرهاد در حرمان رخ و سی بود خورشید را از كثرت غم رسم خود پوشی به بینی بر زنان اهل عالم مهر خاموشی چودا مال شفق از خون عاشق لا له گون گردد
صفحه ۱۷ شماره ۲۸ و ۲۹ مجلد پنجم بهر اصلاح معارف بشتابد اولاد وطن اسب را جولان دهند اندر میدان اتحاد دور بنها کبر و نخوت از خود و وانگه بدم در تن اهل وطن روح و روان اتحاد اطلبوا العلم است از فرموده ختم رسل کن روان بهر طلب تو کاروان اتحاد این وطن بستان بود ملت چه اشجارو ند الفت است میوه این بوستان اتحاد جمله فراد ملت از صغیر و از کبیر ظل حق را وا مبندی بازبان اتحاد راجی و آمل ز در گاه خداوند کریم باد مامون از حوادث پادشاه اتحاد گفت « تانی » غنچه ئی لیکن ببود از هزاران اندکی اندر بیان اتحاد بشتابید کورس انگلیسی که سابقاً وعده داده بودیم ، بساعت ۴ و ۴۵ بعد از ظهر بمعلمی آقای « اراجف خان » سر ترجمان وزارت خارجه « قرائت خانه نور » شروع می شود ، هکذا کورس فارسی از ساعت ۴ الی ۵ بمعلمی آقای سرور گویا عضو انجمن ادبی که یکی از نویسندگان متتبع مان است آغاز و افتتاح خواهد گردید . شایقین و طالبین بشتابید که اسامی شما طلیعه داوطلبان الی در دفتر « قرائت خانه نور » قرار گرفته واز منافع تحصیلات خود بهره ور گردید . کتابخانه نور محل فروش ومطالعه همه نوع کتب و رسالهای فارسی ، عربی ، انگلیسی ، اردو ، عربی ، ترکی میباشد . کتبیكه جدیداً بتهیهٔ آنها موفق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه نور همه نوع جراید و مجلات داخلی وخارجی برای مطالعه موجود است . تبريك سال جديد جرائد قندهار و هرات بدین تقریب جریده شریفه اتفاق اسلام هرات و جریده فریده طلوع افغان قندهار سال های جاری خود شان را طی کرده و بمراحل نوتری در ساحه نشریات وطنی قدم گذاشته اند . این هر دو خدمت گذاران ترقیات ملی و مملکتی و هر دو عوامل بیداری روحی جامعه افغانی تقریباً همپای یکدیگر بسر منزل مقصود روان بوده و درین اوقات توام وارد سال دهم شده اند . مخصوصاً جریده فریده طلوع افغان قندهار ، بقطع آن بزرگتر شده و با ذوق و شوق تمامی میرود که در عالم مطبوعات وطنی نشو ونمائی بیابد چه نگارنده آن چون وظیفهٔ خودش را عامل مهم ترقیات ملی بیداری روحی جامعه دانسته و از روی ذوق مشغول کار است باحتیاط آنکه بعضی اهل سواد قندهار بزبان فارسی آشنا باشند یکسلسله مقالات ها را با فغانی هم نشر مینمایند ما بنام هم مسلکی از سال جدید این جریده های معاصر اظهار خورسندی کرده بتمام هموطنان عرفانی باخلاصه بموسسین و نگارنده های محترم شان آقای قانع و آقای عبد الحی خان تبريك میگوئیم و تمنا داریم چطوریکه عظمت اسمای این دو جریده شریفه تقاضا داشته و تاثرات بلنده با معنای موسسات نشریات در عالم مدنیت ایجاب میکند بتوانند حفظ موقعیت
اصول مسکوکات هندوستان تنها سیاست بر اعظم هندوستان تباتر اضطرار شرق و وقوع حوادث الم انگیز قرن نیست بل سیستم اقتصادی مخصوصاً رژیم مسکوکاتی وی نیز تماشا گاهی قاتی حیرت آور ارباب ثروت و صحاب بشر است لهذا فهمیدن سیستم مهم مسکوکاتی هند به جامعه و طنم افغانستان لازم است زیرا که مناسبات تجارتی و اقتصادی با هندوستان بیشتر دارند بنا برین نتائج اعمال آنها و انعکاس پول هند هر دم در حالت اقتصادی و اجتماعی مان تا ثیر بخش است * چون مقاله مبهم یا رق دوستی ای ( مقام سیاست اخیرا طوقى انگليش ) را که مسيو مولاس پیر نو فرانسوی بدر شماره ۶۲۹ جریده اورپ نو وال راجع بر جیم مسکوکاتی هند مفصل نوشته و نشر کرده بود بغرض معلومات مطالعه کنند گان ترجمه نموده ذیلاً می نگارم : در آغاز عصر نوزده (۱۹) هندوستان بریتانی به اختلاف بزرگ مسکوکاتی کرده با صفای باطون و نیتهای پاک در راه ترقی و اعتلای معنوی و مادی ملت نجیب و مملکت زیبای افغانستان وظایف انطباعیه خود شان را به رشادت های لازمه بجریده نگاری و فعالیت تامه آن انجام داده و جامعه ما را مستفید بدارند . ( نگارنده الیس ) مبتلا بود اما حکومت هند اختلاف مذکور را به فلز بهادی نقره رفع نموده کر نلکشیر مسكوك نقره در تبادلات داخلی هند سکته وارد کرد چرا ؟ به مقابل اینکه مضرت آنرا علاج کنند و سیستم با اصول و لویکی برای مملکت هند تخصیص نماید حکومت راجع به ترتیح دادن روپی در سنه ۱۸۱۸ چنین تصمیم گرفته و قرار داد که تنها به معیار واحد روپی تعیین قیمت تمام اشیائی مقیده شود و بدون روپی جریان داد و دهش داخلی بدیگر پول مرتبط باشد گویا این تصمیم تر جیح معیار نقره در انساً عصر نوزده و تا سال اخیر یکه موانع و صعابتی و خیمی ایجادی گردید دوام داشت . مثلا قبلاً حکومت هند برای خوشنودی زعم ملیون هندی در سنه ١٨٣٥ پول طلا مسكوك نمود و چنین امر داد که پول طلا و روپی در خزائن به حساب يك موهور ( طلائی هندی ) معادل ۱۵ روپی قبول شود مگر در خین انکشاف و استخراج معدن طلائی كليفورنيا ( امریکای جنوبی ) فلز طلا زیاد شد و بدین مناسبت فلز طلا به نسبت فلز نقره تنزل نمود یعنی قیمت موهور به نسبت حساب ١٥ روپی پامنه شده و دارندگان موهور به غرض استنفاع خودشان موهور را باروپی مبادله می نمودند چونکه این مسئله خساره خزائن را فراهم نموده بود حکومت هند برای تغییر مشکلات اقتصادی و خساره خزائن دولتی چنین تصمیم گرفت که از قبول موهور در خزائن دولتی امتناع بورزد بدین واسطه موهور از میان قیمت اوسيعة خودش بیفتاد . بار دیگر بعد از صدقه ۱۸۷۰ نتیجه معکوس رخ داد یعنی پیشرفت اقتدار قیمت نقره در اروپا خصوصاً در المان نا گہان منسوخ گردید فلز نقره خیلی تنزل کرد و توازن مبادله روپی به مناسبت طلا تغییر کرده در دفاتر بانکی ( صرافی ) عقیده کی اش ثبت شد یعنی قیمت روپی که در سنه ۱۸۷۰ تخمیناً ارزش دو شلنگ داشت در سنه ۱۸۸۲ وسنه ۱۸۹۲ به يك شلنگ وسه پنس تنزل کرد لهذا این شکست قیمت بین المللی روپی سبب مشکلات بزرگ هند شد که برای تلافی این خساره بزرگ به وضع قانون مالیه جدید و نقل دادن به پوند استرلنگ مجبور گردید . لاكن این مسئله هم سبب مشکلات و صعوبت اقتصادی انگیس را فراهم نمود زیرا چون تعیین قیمت اشیا ئی پیدا وار هند با پول انگلیسی ممنوع و با روپی هندی تعیین و پرداخته می شد درین مورد که روپی هندی بمناسبت پول انگلیسی در حالت تنزل بود همانا خساره ما وله در تجارت صادرات بدولت انگلیس عاید می گشت بنا برین حکومت هند نظر به این دو خساره بزرگ حاضر شد تا در استقرار مسکوکاتی هند غور اساسی نماید چنانچه کمیسيون فنی برای نظم و تسویه مسائل مسکوکاتی هندوستان مقرر داشت .
(شماره ۹ و ۱۰) مجلد پنجم بطلان ازادي سکه کردن پول کمیسیون بعد از تتبع در مسائل مسکوکاتی به حکومت پیشنهاد را تقدیم کردند که آزادی سکه کردن در هند ممنوع باشد و بحکومت الصاق گیرد و پول طلائی انگلیس اساس پول هندی قرار داده شود یعنی ۱۵ روپیه مطابق به يك پوند انگلیسی و يا يك شلنگ و چهارپنس معادل يك روپيه مقرر شود لہذا قانون ۲۶ جون ۱۸۹۳ آزادی سکه زدن مسکو كات را در ضراب خانه هندی باطل نمود. فلهذا از نقطه نظر استقرار تبادله اهمیتی بزرگی در وضع این قاعده ظاهر گشت : مدیونهای خارجه من بعد مجبوراً چنین کردند تا برای بورس بین المللی فلز نقره خریداری کرده به ضراب خانه هند فرستاده روپیه ضرب میکردند و بعد ازان بهمال پول اداء دین مینمودند . علاوه برین حکومت هندی چنین تصمیم نموده بود که خزاین ملی و مراکز شاهنشاهی يك روپیه با اساس يك شلنگ و چهار پنس قبول کرده شود هکذا ضراب خانه به همین حساب فلز طلا و نقره مسكوك شده ويا غير مسكوك شده را قبول نماید بدین واسطه مبادلات رو پیه تدریجاً ترقی کرد تا اندازه که حد رسمی انرا حکومت معین نموده بود . از اینجا جنبش فكر تجارت فلزات در مغازه ها شروع شده است . گویا رژیم جدید مذکور فی الواقع امور تجارتی را اصلاح کرده توانست لاکن غير مکمل بود چہ اگر موازنه منافع و کار در هند مساعد میبود یعنی تا وقتیکه خواهش روپیه ( کلدار ) به نسبت پوند استرلنگ بلند بود ، رو پیه در روابط تجارتی خوب کار میکرد اگرچه ضرابخانه های هند در تدارک امور متممه لازمه روپیه یگانه سعی مینمودند یعنی با الطبع اساس رواج رسيده يك شلنگ و چهار پنس را محافظه مینمودند مگر کیفت اختلاف امور تجارتی هند توازن آنرا غیر مساعد مینمود . آيا بازار اگر يك مقدار پوند استرلنگ را ضرورت میداشت ، درین صورت که پوند استرلنگ حامی اساس يك شلنگ و چهار پنس معادل يك روپيه بود . در حالت مبادله تنزل واقع نمیشد ؟ آیا پوند استرلنگ درین صورت وقایه کیفیت مبادله را تامین کرده میتوانست؟ خیر : حکومت نمیتوانست زیرا برای وقایه پوند استرلنگ هيچ يك ترتيب ونظام احتیاطی نداشت . آیا محافظه پوند استرلنگ در تبادلات روپیه به رواج قیمت فلزات اصلیه ارتباط نداشت و مولد تهلكه وتنزل فاحش نبوده ؟ خیر بود ؛ چنانچه حکومت متفكر این کیفیت بود تا برای بر طرف کردن اضرار تنزل لواحق تبادلات میکوشید. باری رضا میداد که برای تداول عمومیه بازار فلز زرد ( طلا ) منتظم کرده شود وقیمت صاف او ساده با ساس معیار فلز طلا خرید وفروخت شود هكذا بعلامت فروختی اشیای تصادف اطیوزی مدافعة تنزل تبادلات را مینمود . مگر سیستم اول ( یعنی فروش فلز طلا ) بتوالی تصادف کرده یعنی بترقی قدیم هندیان که برای جمع کردن و نگاهداشتن فلز طلا بدون مسكوك نزد خود شیاق عجیبه عادی هستند این سیستم مورت تهلكة پیشرفت فلز طلا در تداول داخلی هند گردید . ازان رو حکومت هند برای نظم ووضع سیستم دومین بنام و جیم گولد ايكسچانج استاندارد : ( معیار متبادله طلا ) مجبور گردید . ( تاسیس اصول گولد ایکسچانج ) استاندرد اصول گولد ایکسچانج ستاندرد خیلی با نظم بود ، تبادلات و پرداخت روی پول غیر قیمت ذاتیه داخلی هند بروی واسطه مانند تذکره بانك و يا بروى فلزات پیش قیمت مثل نقره موسس شد . و نیز خزینه احتیاطی مركزيه فلز طلا دائر گردید بجهة اینکه خزینه موصوف اقتدارات رسمیه را ورواج ثابته را برای اهالی وقایه نماید در آن حالی که خارجیان بوسيله تذکره بانك و نقره استحصال حقوق نمایند . باری این سیستمی بود که حکومت برای هندی ها بخشید ، این سیستم در آغاز ۱۸۹۸ بعمل در آمد .
( شماره ۳۸ و ۳۹ ) (مجلد پنجم) حمايت اتباع خود که هزارها نفر میشوند، عسکر سوق دهد، مقصد از فرستادن عساکر جاپانی تنها حمايه مفاد و اتباع جاپانی است . حکومت جاپان خيال ندارد که براه آهن شرق چين ضربة وارد کند. لاكن برای فرستادن عسكر البته مجبور است که از راه مذکور استفاده نمايد. راجع به کرایه آن هر قدر که نقود جاپان تادیه می نماید. و حکومت با من سفارش نموده است تا رفع ظنیا شوروی را بنمایم . قره خان در جواب گفت که : طرز عملبات حکومت جاپان فی الحقيقت باعث اشتبا گرديده . قرا يا قشو ماندن عسكر جاپان با اردوی خود بخود سرانه در ظرف ۱۲ ساعت به طرف شمال حركت نموده . راجع به سوقیات عسکر جاپانی به خار بين ، اين مسئله تنها بحکومت شوروی متعلق نیست بلکه پیش تر به حکومت چين متعلق است . البته این واضح است که اداره راه آهن از طرف چین ها با نماینده گی شوروی می شود، ولی فراموش نشود که راه آهن مذکور در خاک چین واقع است. هر گاه حکومت چین حمل و نقل عساکر جاپانی را نخواهد، حکومت شوروی اعتراض ندارد ، مشروط بر اینکه براه آهن مذکور ضرری رخ ندهد. سفير جاپان اظهار نمود که صورت فوری افکار شوروی را ذریعه تلگرام به حکومت خود خبر میدهم ، و ضمناً گفت خبرهای خارجی قاسی اشغال جا پان شانگهای چینی را شانگهای اول فبروری - با اینکه حکومت چين تمام خواهشات جاپانی ها را قبول نموده، عساکر جاپان در حصه شانگهای چین داخل گردیدند . نی پین - عساکر جاپانی قریب خاربین رسیده اند، و حکومت عسکری در اینجا جاریست . قونسل های خارجی نقطه مدافعه برای خود اتخاذ نموده اند که در صورت عملیات حربی مدافعه نمایند . صحبت قره خان با سفیر جاپان در ماسکو اول فروری - سفیر جاپان در ماسکو قرار امر به حکومت جاپانی نایب کمیسر خارجه قره خان را ، ملاقات نموده راجع به وضعیت شمال منچوری چنین اظهار داشت : به نسبت بلوای عساکر چینی در خاربین حکومت جاپانی لازم دانست که برای قانون ١٥ ستامبر ۱۸۹۹ این اصلاحات ثابت گشت . علاوه بر آن صرافخانه هندی توانست که با عتبار سکه نقره ذهبی باساس ١٥ روپیه فلز طلا را نیز مسكوك نمايد . باری بعد ازین زمن قى لو قع حكومت بومين اصولی را بتمام كوله اینکه چنانچه حقة دوزد برای هند بخشید . ( با قیدارد ) رحمان افغان مديونين خارجه بمدين ماليه هند طلا را تحویل داده براى يك شانك و چهار پنس ٥ / ٣٢ معادل يك روپى حواله پرداختی تلگرانی در کلکته ، مدراس بو مبانی میدادنداند و خزانش هندی وجه مذکور را به نیت بانک و پول نقره می پرداخت كويا عدم مصارف فرستادن فلز طلا در هند بمفاد تا جران تمام می گشت . درین مورد اول هر روپی یگانه واسطه مسکوكاتى هند بود ثانياً بنيت بانك بود که تأمین اعتبارش به طلا و در بانك اندن بود . لهذا حواله تلگر افی بواسطه دفتر معین مالیه هند در لندن ( که با کونسل در آفس ) فروخته میشد . چونکه را جع بوقایه استقرار قیمت تبادله ترتیبات خوبی گرفته شده بود و علاوه برین تا جران صادراتی انگر یزی راجع به بالا بردن قیمت روپی وعده قوی داده بودند همان رواج مدينه يك شانك و چهار پنس ٥ / ٣٢ قایم ماند هكذا تاجران وارداتی انگریزی با کرانسی مختلف مسأول تنزل تبا دلات بودند ازین رو خزائن هندى تأمين ربع يك شانك و سه پنس ٢٩ / ٣٢ معادلی يك روپی موفق شده بالای لندن بعنوان مبین مالیه هندی در باب تادیه پول تا کراما حواله میدادند و آن حواله بنام ( ری ویزو کونسل در افنس ) مضا میگردید . با النتيجه استقرار مبادله هندی باعتبار پوند استر لنك تأمين گرديد . و قرار
صفحه ۲۱ (شمار ۲۸) مجلد پنجم که یگانه مقصد جاپان ، حمایه مفاد و تباع آنست نه آروزی جها نگیری . چین وژاپون مسکو ۱۹ فروری : از شانخای ( شنگهای ) اطلاع میدهند که اهالی شهر کهنه چینی ( نانکین ) زیاد مخوف شده چون قشون جاپانی آماده گی برای بمبارد مان شهر میکنند قوای حربی جاپانی استیشن رادیو تلگراف چینی را در هانجا ویران کردند. دیشب از طرف سر کرده قشون جاپان به حکمرانهای چینی شانخای او لتیماتم داده شد – جواب اولتیماتم باید در ۲۰ فروری برسد در صورتیکه او لتیماتم از حکمرانهای چینی ردشود قشو نهای جاپانی میخواهند عملیات حربی پیش بگیرند – مسکو ۲۱ فروری : از شانخای اطلاع میدهند که درتاریخ ۲۰ فروری افواج جاپانی از صبح همان روز به خطه عمومی استحکامات چینی در چپیئ ( حصه چینی شهر شانخای ) شروع کردند و در همان وقت گوله باری توپ بر استحکامات چینی آغاز کردند طیاره های بم اندازشان بم های کلان پر قوت انداختند ولی افواج جاپانی نتوانستند استحکامات چینی را تصرف بنمایند و محاربه مداومت دارد – مسکو ۲۲ فروری : بنابر اطلاعاتیکه از شانخای رسیده اند خبرهاي داخلي معالجه جناب محمد یعقوب خان والی کابل که بمرض بواسیر دچار بودند برای رفع این علال روز شنبه اول حوت بشفا خانه ملکی تمکن اختیار کرده اند . و روز شنبه و یکشنبه بذریعه دوکتور های ماهری که در آنجا کار میکنند شروع به عملیات جرحی کردند از قرار اطلاعات آخری معلوم میشود که جراحی آنها بخوبی انجام یافته و فعلا صحت شان خوب است حضور اعلیحضرت غازی و والا حضرت صدر اعظم صاحب نظر به علاقه مندی که بماءمورین عمال و صادق خود دارند بشخصه برای عیادت آنها در شفا جنگ های شدید در بین قشون چین و جاپان مداومت دارند - بر حسب اطلاعات سر کرده قشون چین هجوم حمله های افواج جاپانی مدافعه شدند از طرف افواج چین ده طیاره بم انداز و پنج تانک جاپانی زده شدند که از کار برآمده اند معلومات از منابع مختلف در آن موافقت دارند که قشون چین مقاومت خیلی جدی به حمله های جاپانی کرده اند- منابع معلومات جاپانی مجبور هستند که اعتراف نمایند که محاربه دو روزه شدید هیچ گونه نتایج برای جاپانی ها نه بخشید و ده ( ژند واند ) مثل سابق در تصرف قشون چینی هاست - خانه تشریف برده اند وزراً محترم و ماءمورین دوایر و دیگر افرادی که با وشان علاقه و آشنائی دارند هم همه روزه در آنجا از ایشان احوال پرسی مینمایند . تفریح شاهانه : قرار اطلاعات واصله حضور همایونی بروز ۲۷ برج دلو به سمت شمالی برای تفریج تشریف فرما شده بودند و حین عودت از آنجا وضعیت عسکری آنجا جالب توجه شاهانه واقع شده و عده افراد كندك ۲ غند ۳ فرقه سمت شمالی را معاینه نموده بودند که بخلاف اصول عسکری و بي يك صورت بی نظمی و پرا گنده گی می آمدند از انجا که نظریات شاهانه دایماً در صدد ارتقای مادی و معنوی عالم عسکریت این مملکت است لذا مصمم شدند برای حفظ ما تقدم و ترقیات آتیه عسکری از مسئولین تربیوی باز خواستی کرده باشند در نتیجه رحم الدینخان کند کمشر و شاگل خان توپمشر و قلندر خان بلوکمشر و حیدر علیخان بلو کمشر محکوم به طرد ملازمت گردیدند . تقرر آقای میر سکندر شاه خان سابق مدیر خزانه ولایت کابل درین اوقات منصب حکومت مخزنه داری مرکز حکومتی ولایت خان آباد مقرر گردیدند . مراجعت شهزاده والاحضرت شهزاده محمد طاهر خان که
شماره ۳۸ و ۳۹ مجلد پنجم که به تعلیم گاو پیاده شمولیت داشته و در جلال آباد مشغول بتعلیم بودند چند روزی بطور مرخصی در کابل تشریف آورده و بعد از انقضای عید رمضان در همین روزها واپس مراجعت فرمودند. تفتیش مشرقی قرار اطلاعات داخله از وزارت مالیه هیئت تفتیشیه که برای وارسی امور اداری سررشته داری اعلی مشرقی از وزارت اعزام شده بودند هیئت مذکور وظایف خود را انجام داده مراجعت کرده در اثر غور و خوضی که مجلس حسابیۀ در نتایج تفتیشۀ آنها نمودند آقای شیر احمد خان سررشته دار مجزای اخطار و میرزا محمد نسیم خان مامور محاسبه و سید مسلم خان مامور واردات و مصارفات به نسبت سوء اجراآت شان عزل گردیدند. رئیس و اعضا هیئت تفتیش آقای عبد الرحیم خان مامور محاسبه شعبه مشرقی و میمنه وزارت مالیه و آقای لعل محمد خان سرکاتب و میرزا محمد حسین خان کاتب که در تفتیش مذکور وظیفه خود را بخوبی انجام داده بودند از طرف حکومت بمکافات نقدی نایل گردیدند. تقرر: آقای خواجه عبد القیوم خان مامور محاسبه مزار و قطغن وزارت مالیه که بهمرکاب والا حضرت وزیر حربیه در قطغن رفته بودند بمدیریت لوازم وزارت حربیۀ ترفیعاً مقرر شده، و در عوض فکاهیات قدر شناسی روزی بخانه یکی از رفقا مشغول صحبت بودیم که ملازم صاحب خانه آمده و مکتوبی به بادار خود تقدیم داده صاحب خانه یک نگاهی به عنوان و امضای پشت پاکت کرده و پیش از کشادن با بی اعتنایی تمام پرتاب نموده گفت: سخت گیر افتادیم تقریباً صد دوسد نفر دوست و آشنا داریم و همه آنها بمسافرت رفته اند هر پسته باید مکتوبی بگیریم و جواب بنویسیم در عین حال ملازم عرض کرد آقا این پاکت به پسته نیامده وارمی که حامل مکتوب است یک دو دانه آنها آقای محمد عثمان خان سررشته دار جنوبی بماموریت مذکور تقرر یافتند. برطرفی: میرزا احمد الله خان مامور و سرکاتب و کاتبان ماموریت مالیه سرخ رود به نسبت خرابی امور اداری شان بر طرف گردیدند. ماهی هم آورده آقا فوراً متوجه مکتوب شده و بدون آنکه ملتفت شود مخبر جریده جویای مطلب است پاکت را از زمین برداشته گفت: بواقعی دور از انصاف است از دوستان قدر شناسی نشود برو فوراً از حامل آنها احوال پرسی بکن و کاغذ و قلمی حاضر کن تا جواب آنها را بنویسم اینجا حاضرین نتوانستند از خنده خود داری کنند صاحبخانه چون شخص حساس بود فوراً فهمید زمینۀ را باخته است و مخبر روز نامه هم بواسطۀ که از اقوام قریب او بوده و علاوۀ تا رو حیات او را میشناخت که درین موارد نه بفلسفه قانع می شود و نه هم به رشوه تطمیع مسئله قومیت را روی کار آورده و گفت یا خبر! او جوانمرگ اگر چیزی نوشته بودی بخدا تا به آقابم نگویم. کار اساسی و یکسره اطاق اداره ما از چندی است چکک میکند و هر وقتی بصاحبان عمارت پیغام می دادیم يك ملازم برهنه را برای تسلی ما می فرستادند و ملازم باصطلاح سلام چفری داده و دست ادب بروی سینه بسته پس از چندین دقیقه که باغتنام موقع احترامات فایقه خود را تقدیم می داد و چندین دقیقه دیگر هم از طرف متبوعین خود دعا و سلام خیرات انجام را بصد
( شماره ۳۸ ) جلد پنجم شوق و آرزو مندی تمام ابلاغ مینمود يك ساعت طولانی وقت ما را ضایع میکرد فاصله به یکران طمنان آمیز او منقطع میگشت بالاخره معلوم میشد که یگروز دو روز برای ملاقات و قرار داد های نجار و گلکار و آهنکار مهلت لازم دارند. ما هم از روی خوش باوری یا مجبوریت قبول دار میشدیم تا در اثر این یکروز دو روز طبعاً برف و باران تمام شده و چکک خاتمه پیدا می کرد . حاصلی که ما ازین اقدامات میگرفتیم يك مدتی کار اداره را معطل کرده فرش ها را به آفتاب خشك نموده و مسوده ها را سو از نو نقل میکردیم همینکه اداره مرتب و ما آماده کار میشدیم باز بارنده اداره فراغت داده باشند چرا که بمجرد رسیدن شکایت ما طرف مقابل يك زلزله عظیمی بعمارت پیدا شده و صدا های مهیبی بلند شد که ما خیال کردیم سقف بزیر آمده و همه ما را طعمه انهدام خواهد کرد ، شروع کردیم بفرار از اطاق وتفحص در اطراف این هیجان و علل آن معلوم شد که یکعده عمله و فعله را به سقف روی مسطح نازك چوبی وزیر آهن پوش بالا کرده و امر داده بودند که با سوته چوبهای بزرگ از زیر به آهن ها بزنند تا برف ها از روی آهن پوش پاك شده بزار برفدند و چكك معطل شود . گفتیم چه خبر است او برادر هــا می گذشتیم ازین کار شما بد کردیم چك زدیم دیگه شکایت نخواهیم کرد، جوابدادند که این دفعه مطمعین باشید که ما اساساً بکار شروع کرده ایم . مادیدم بد نمیگویند و بدهم نسنجیده اند این عملیات دو نتیجه داشت و دارد یا خود اینها باسقف و مسطح شکسته بزیر آمده و ما را هلاك خواهد کرد و یا بقیه درز های آهن پوش از هم جدا شده تمام اطاق رايك دریاچه تشکیل خواهند داد که ما با چوکی و میز ها روی آب شناوری کرده و از پنجره بیرون برویم در هر دو صورت کار اساسی شده و یکسره از شکوه ما فراغت خواهند یافت . گی شروع و میز معاون اداره ما با اوراق او بکوشه های اطاق سیار میگشت و اجزای اداره ما با ملازمین صاحبان عمارت بالا و پائین میدویدند و همان مسایل اولی بتكرار صورت میگرفت ، بالاخره این مرتبه چون چکک شبیه سیل در داخل اطاق جریان پیدا کرد و این چکک هم ازان چکک هائی گفته میشد که شیر هم اور میهراسید ما را بغضب ساخته و خوا ستیم کار یکسره و اساسی شود این مرتبه پیغام شدید التی ما توم مانندی بصاحبان عمارت رسانیدیم غافل از انکه آنها هم مصمم شده اند کار ها را این دفعه اساسی انجام داده و یکسره خود را از شکایت مدیر و اجزاء مولف : له پلاتيه فرانسوی ( ۳۱ ) مترجم : حبيب الله طرزی مادام سان ژین از فصل هژده هم ( کاترین ایلچی میشود ) ژنرال شا سلوکوشش نمود مسئولیت این عهده بزرگ را که ناپلیون بدوش او گذاشته بود به مار شال بفهماند و هم در عین زمان نزاکت فن پیجیده محاصره با قاعده را باو تشریح دهد . این مسئله هجوم بردن چند ستونه عساکر پیاده بر دیوار های مستحکم شهر و بر داشتن بروج حصار بيك حمله نبود ، بلکه این يك محاربه زیر زمینی و اسلحه آن بیل و کلنگ بود . خیال داشتند که بواسطه کندن خندق ها و استحکامات زیر زمینی نفری را بزیر دیوار های شهر برسانند . له فیور دل چسپی تازه پیدا کرده پرسید : « خوب بعد از آنکه نفری زیر دیوار های شهر باینصورت رسیدند چه میشود ؟» شا سلو : ـ « بعد از آن توپهای مادر دیوار قلعه رخنه باز کرده و از خاك دیوار های خراب شده خندق اطراف شهر پر گردیده برای عبور سر بازان شما پلى تهیه شده و آنها را بگرفتن شهر کامیاب میکرداند . »
صفحه ٢٤ ( شماره ۳۸ ) مجلد پنجم ما رشال : ــ « حال فهمیدم تو میخواهی که درین دیوار های منحوس سوراخی بکشانی : خوب پس بهر قدر زودی که ممکن است این سوراخ را بساز وباقی را برای من بگذار ! » ژانرال شاسلو بر سخن خود دوام نموده توضیح نمود که تا بآنوقت برای این مقصد بطرف ( هاگنیر گت ) چقدر پیش رفت شده است وهم اشاره نموده که دشمن برای آنکه در عملیات آنها شکست وارد کنند هجومی را تهیه دید است . له فیور بر خواسته جواب داد : ــ «آقا بون از معلومات شما متشکرم ، باین شکاف ها هیچ وقت سر وکاری نداشتم و ازین معاملات نقب گری چیزی نمیدانم . هیچ باك ندارد : این قدر می فهمم که شما شکافی برایم در دیوار قلعه باز میکنید تا از آن داخل شده بتوانم . من تشکر شما را از صمیم قلب ادا میکنم و در را پور آینده از فعالیت های شما بحضور امیر اطهر هم عرض خواهم نمود . » هنوز هیئت شورا از خیمه نبرآمده بودند که هانریوت نفس زنان به خیمه داخل گردید . مار شال که همیشه مزاح را با او ترجیح میداد گفت : « باز چه خبر است ؟ آیا ( دانتزغ ) را با همراهانت گرفته یا کدام واقعه دیگر است ؟ » هانریوت : ــ « خیر موسیو له مار شال بعضی اطلاعات تازه برای شما و اردو دارم . له فیور : « پس اول از اردو را بگو به بینم چیست ؟ » هانریوت : ــ « رژیمان نوزدهم ، چهل و چهارم با يك قطعه توپخانه به بسیار سرعت اینجا خواهند رسید . » له فیور : ــ « برا وو ! اینها همان كمك است که من منتظر بودم . امیر اطهر وعده خودش را ایفا کرد . من این اشخاص رژیمان نوزده هم را بخوبی میشناسم و بیمه قول میدهم که قبل از گذشتن يك ماه درون شهر خواهیم بود خوب حال بگو به بینم دیگر حصه اخبار چیست ! » هانریوت : « مادام له فیور بار دو گما واصل گردیده است . » له فیور با يك قسم تغيظ از جای خودش بر جسته گفت : ــ « لعنت به شیطان ! برای چه آمده است آیا کدام واقعه بدی در پاریس واقع گردیده است ؟ در مقابل دانتزغ برای زنها جای نداریم . با برف ، استحکام کاری ها و این محاصره منحوس که هیچ خاتمه ندارد چطور می توانیم زن ها را پذیرائی کنیم ؟ بعد از اندك تامل باز بسخن خود دوام نموده گفت : ــ « با وجود همه این ها بسیار ممنون میشوم که کاترین خودم را به بینم هانریوت فوراً مرا نزدش برسان » *** ملاقات زن و شوهر ساده ولی از محبت و صمیمت پر بود . بعد ازانکه تظاهرات احساسات عاد یه خاتمه یافت له فیور پرسید چه چیز است که ترا باین جا کشیده است ؟ کاترین : ــ يك پیغام دولتی ! » له فیور : ــ « این پیغام از طرف که بتو تفویض شده است ؟ » کاترین : ــ از طرف امپراطورنجه . له فیور : ــ میخواهد بفهمد که چقدر وقت دانتزغ را خواهم گرفت ؟ » کاترین : ــ نی میخواهد بفهمد که احساسات امپراطور نسبت به او چیست ؟ له فیور : ــ چرا ؟ امپراطور چنانچه خود او میفهمد هنوز هم دل بستگی زیادی باو دارد اگر چه در این اواخر او را خوب وقضا نزده است . ولی گمان دارم مثل سابق جوان نیست یکقدری از گرمی بازارش کاسته ــ آیا چنین نیست ؟ بخیالم وجدانش دارد او را میخر اشد شاید به من بگوئی که بالاخره ملکه از کردار گذشته خود نادم و محبت شوهر تاجدار خودش را ترجیح داده است . » کاترین : ــ بدوجه ، سخت دوستش دارد . » ( باقی دارد ) ( مطبعه انيس )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
جریده هفته وار انیس قیمت اشتراک کابل اطراف و ولایات داخله طلبه معارف در ممالک خارجه ۱۲ افغانی ١٤ « ٧ « ٢٠ شلنک ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
شماره ٤٠ انيس مجلد ٥ اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ اداره : كابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتياز : محيى الدين مدير و نگارنده : ۲ شنبه ۱۰ حوت ۱۳۱۰ تاسيس ١٣٠٦ ۲۲ شوال ١٣٥٠ حمام هایما و عدم ترتیب آنها تصور کرده بنظر نفرت میبینند ازو دوری اختیار میکنند و اکثر میگویند چرا حمام نمی روید ؟ یا بدن تان را نمی شوئید ؟ شما بحفظ الصحه پابندی ندارید ؟ باز در اثر تقاضای بعضی رفقا و یا مشاهدات خود مصمم شدیم ازان یاد آوریهای لازمه شمه متذکر شده و توجه ریاست محترم بلدیه را بسوی خود معطوف گردانیم . ولی پیش از انکه بخواهیم بوظایف نگارنده مجلات تشبثی کرده و برای يك موضوع پیشنهادی که داریم زمینه هائی چیده و ساعاتی مصدع اوقات خواننده های گرام بشویم که حفظ الصحه چیست و ریاست بلدیه چرا از ان بی اعتنائی کرده و مسئولیت های خود شان را درین مورد احساس نمیکنند ، بهتر است بیکمرتبه برویم سر اصل مقصد و بگوئیم که در ولایت خود هیچ وسیله و اسبابی برای شست و شوی بدن خود نداریم و اگر داریم هم بدون ترتیبات صحی است ، صاف تر بنویسم حمام نداریم و اگر داریم هم فوق العاده بی ترتیب است که بعلاوه منافع معنوی وصحی که از ان نصیب جسم و جان هموطنان بشود مضرانی ببار میآورد که کثافت بدن نسبت به آن کمتر ضرر ناك خواهد بود . در عین گفتن این تفصیلات همه آقایان فهمیده و خواهند فهمید که حمام یکی از عوامل بزرگ حفظ الصحه عمومی است و همچنان نافذ ترین حکمی هم که برای ترتیبات و تنظیمات صحیح آن صادر شود باید از مقام محترم بلدی شهر باشد چه امروزه پیش هر دکتوری که برای معالجه بروید اولین توصیه او در مراعات نظافت بدنی خواهد بود یا هر صفحه از اوراق مجله صحیه را بخوانند عمده ترین شرایط حفظ الصحه را بمردم استحمام و عادت تغسل یا پاک نگهداشتن بدن نشان میدهد بلکه کافه افرادیکه کمتر از تعلیم و تربیه بهره ور شده باشند اشخاص کثیف و چرکین را منشه امراض مختلفه غرض اولین نقطه نظر عمومی نسبت بعالم حفظ الصحه همين وصایای رفتن بحمام است که از هر زیان وقایعی ترجیح دارد ولی کسی احساس نمیکند که ضرر این حمام ها از نفع آن بیشتر است و اگر احساس هم مینمایند نمیدانند که چرا حمامها بترتیب صحی مرتب نیستند . باز اگر موسم تابستان باشد انسان میتواند باین هوا وفضای عالی و آفتاب در خشنده دامنه های کوهسار افغانستان تمام وصایای حفظ الصحه را به نسبت سلامتی بدن بطور طبیعی هم تحت تامین بگیرد ولی چون هوای سرد درین سر زمين يك مدت طولانی تری ادامه دارد ومردم هم قسمت عمده بی بضاعت اند واز داشتن آن اندازه قدرت و توانائی که در خانه های خود حمام علیحده حاضر کنند عاجز اند بایستی از توجه اولیای
( صفحه ۲ ) ( شماره ٤٠ ) ( مجلد پنجم ) امور این مملکت بخصوص ریاست های بلدی وسائل مرتبی داشته باشیم . اگر چه این پیشنهادان ما شامل تمامی نقاط افغانستان گفته میشود ولی فعلا که مشاهدات ما بیشتر درین نقطه مرکز است و رعایتی افراد خارجی هم درینجا زیاده تر ، اول به اول این مسئله را باید یادآوری کنیم که در کابل چرا طاسهای آب گرم را بالا خود انداخته و بخواهد حوضهای علیحده ممکن نباشد تنها طاس ها هم يك حمام نمره نداشته باشیم که عبارت از یکعده اطاقهای جداگانه بوده با شیر دهن های آب گرم و سرد و شاهوار وطشت های تغسل مانند حمام های عصری دنیا که هر شخصی بساعات و دقایق معین خودش را به تنهائی شسته و هنگام تغسل از ترشح آب بدن افراد دیگر بر کنار باشد تا آن حمام گویا باطمینان کامل از سرایت هر گونه امراض متسریه مورد استفاده افراد داخلی و خارجی واقع گردد . باز در مرتبه ثانی اگر اینطور يك حمام جامع الشرایط وجود نداشته و یا فعلا تعمیر آن از نقطه نظر اقتصادی برای حکومت یا ثروتمندان ملت دور از امکان باشد اقلا حمامهای موجوده هم اصلاحاتی بشود خالی از فایده نخواهد بود ، چه نواقصی را که ازین حمامهای موجوده ما خود شنیده و دیده ایم و باسانی میشود دران اصلاحات کرد ازین قرار است . * * * ۱ : حمامهای موجوده بيك اصول ناقصی تعمیر شده اند که جای گرفتن آب آن عبارت از محوطه كوچك دو قسمت در دو قسمت مدور یا مربعی است که باصطلاح اینجا خزینه اش مینامند و در هر حمام دوتا خزینه موجود است یکی برای آب گرم و دیگری آب سرد درین اوقات مخموصاً چشم امید رونده گان حمام همه بهمان خزینه آب گرم است حالا تصور کنید یکعده چهل پنجاه نفری دريك حمام چطور میتوانند ازان تنگیای خزینه و تاریکی و فشار تمام بین ازدحام نفری در ظرف چندین دقیقه جنگ و جدل باید يك طاس ( کاسه ) آبی حاصل کنند و کاش آب هم وافر باشد که بمجرد دست فرو بردن و یا طاس را آشنا کردن مملو شود چه وقتی که حمامی مشتری را زیاد دید فوراً آب گرم را می بندد ، که زیاد مصرف نشود و یا مثلا آب کمی را گرم میکنند که در اثر ازدحام نفری زود آب تمام شده و انسان بزحمت بسیار يك طاس آبی بگیرد که آنهم امیخته - با يك حصه بسیار سنگ ریزه و براده های کج و چونه و سیمنت است ، از آنهم گذشته کسی که يك طاس آب بالای خود انداخته و بخواهد طاس دیگری را پر از آب کند تمام آن آبهای سر و گردن او با چرك وكثافت زیادی بین خزینه، وقت گرفتن آب میریزد گويا يك طاس آبی که در آن تیر و دار بدست بیاید هم تنها آب خالص گفته نمی شود در مرتبه - سوم پس از رنگ و چونه و سمنت ( چرك ) حصه سومی آن آب را تشکیل و ترکیب خواهد داد . اگر کسی از قارئین درین باره تردیدی داشته باشند بروز های جمعه بحمام حاجی واقع چنداول که از حمام های معروف و بزرگ کابل است تشریف ببرند تا این اقوال ما را تائید کنند . اصلاحات حالا برای رهایی ازین منابع کثافت و امراض مزمنه بهترین چاره اگر سنجیده شود اینست که مواضع گرفتنی آب اینطور حمام ها در تمام محلات بکلی مسدود کرده و در عوض آن به اطراف صحن حمام نل بکشند و در هر حمامی ۲ چهار جای جدا جدا دو شیر دهن نصب کنند یکی آب گرم و دیگری آب سرد و اگر در هر موضع زیر این دو شیر دهن يك حوضک کوچکی بسازند که آب گرم و سرد را در آن جریان داده و بعد از آن برای تغسل ، هر شخصی بکقداری آب لازمه خود را برداشته و خودش را شست وشو بدهد بهتر خواهد بود و اگر حوض های علیحده ممکن نباشد تنها طاس ها هم هر گاه از این اندازه معمول قدری بزرگتر دو چند و سه چند این طاسهای موجوده بزرگتر شده و از آهن چادر يك طرف دسته دار انکند چه مانندي بسازند کافی است مردم باطمینان کلی و مستریحا به تنظیفات بدنی پرداخته و از سرایت امراض مختلفه آسوده خاطر باشند چه این طاس های مسی بسیار خورد و بد و سه سال سفید هم نمی شوند اغلباً قلعی آن رفته و بتمها همان حالت کثیف مسی او باقی است آن هم يك جيز غیر
قابل استعمال ودرعین زمان خطر ناك خواهد بود . *** ۲ : ساختمان حمام باصول قديم يك طوری است که اطراف حمام برای نشیمن باندازه سه چهار انچ صفه يا سکوئی بلند تر ساخته شده ووسط حمام میدانی که دارد بهمان اندازه گود تر است . اصلا این فکر معمار ها برای آن بوده که آبهای صابون وغیره کثافات از محل نشیمن در آنجا ریخته واز آن جا بخارج حمام جریان داده شود ولی حمامی های زيرنك ازین مسئله هم بمنافع خود کار میگرند چون هوای اکثر حمام ها سرد بوده وبواسطه که برای گرم کردن حمام سوخت بسيار صرف نشود مجرای خارجی حمام ها را بسته ومیگذارند تا آبهای گندیده در وسط حمام جمع شود گاهی این آب بحدی زیاد می شود که بالای سکو ها هم تموج میکند محض آنکه بخار این دنداب کثیف به گرمی هوای حمام كمك كند . علاوه تا چشم های مخلوق را هم برای مشتريان در داخل حمام می آورند اکثر از دود چلم وبخار آب گندیده فضای حمام طوری تیره وتار میگردد که بفاصله يك قدم یکی دیگری را دیده نمی تواند حمامی های بد بخت غافل اند از اینکه این هوا وفضای مضر برای تنفس انسان چقدر خطر ناك هستند ، چه این آبها تنها آب صابون نیستند و به این حمام ها هم ( شماره ۱۰ ) تنها آدم سالم نمی روند آب دهن آب دماغ آب چرك بدن ، آب ضروص خانه ها ( ضروس خانه ها همان اطاق های مخصوص بین حمام را میگویند که مردم برای استنجاء ورفع کثافات اعضای مخصوصه خود تنها تنها در آنجا میروند ) اصلاحات این مسئله بهمان درجه که خطرات آن مهم است بر عکس چاره آن سهل است فقط از طرف ریاست بلدیه مواظبت کردن ودستور دادن که حمامی های پول دوست برای گرم ساختن فضای حمام ازین رویه نا مشروع کار نگرفته و سوخت حمام را زیاد تر مصرف کند تا هوای حمام گرم شده و آب گنده ذریعه اتلاف صحت مردم واقع نگردد . *** ۳ : يك بی نظمی دیگری که درین حمام ها دیده می شود عدم تعين حمام های زنانه و مردانه است كه در يك حمام زن و مرد در يك روز به او قات مختلفه بی هم میروند مثلا از صبح زود تا ساعت ۹ و ۱۰ ، مرد ها میروند و پس ازان در همان حمام زن ها باید بروند اینجا یکنوع تفاوتها لیست که نقصان کلی متوجه زن های بیچاره می گردد ، اولا" وقتیکه آب حمام گرم است و هوای آن معتدل مرد ها ازان استفاده میکند و زمانيكه همان آب ويك آلود و سرد باق میماند و هوای حمام هم سرد می شود زن ها باید بروند . مجلد پنجم ثانياً و قتیکه مرد ها در حمام بوده و هنوز از شست و شوی بدن خود شان فراغت نیافته باشند زن ها در دهن درب هر حمامی به تلاش آنکه زود تر جای گرفته باشند مجتمع می شوند و اغلباً در همین هوای سرد بیچاره ها از سر ما می لر زند و با او لادان خورد سال شان به نهایت بی صبری انتظار می برند تا مرد ها از داخل حمام بیرون آمده و انها داخل شوند . ثالثاً با آنکه در قیمت حمام بين مرد و زن چندان تفاوتی نیست بلکه اکثر زنها بنام های مختلف زیاده تر از مردان پول میدهند با اینها اشیا زاتی که از قبیل لنگ وطاس و گل سر شوی و چلم وغیره برای مرد هاست زن ها ندارد اصلاحات برای اینکه زن های مظلوم ازین انتظار طاقت فرسا خلاصی یافته از اب وهوای گرم نیز استفاده برداشته باشند باید دو کار بشود یا حمام هاي موجود، بدو قسمت زنانه ومردانه تقسیم وتعين شود ویا هر حمامی را در هفته ۳ روز برای زن ها تخصیص بدهند و ۳ روز براي مرد ها که هردو جبهه بي دغدغه خاطر و فراغت تمامي استحمام كرده باشند . * * * غرض این سه موادی را که راجع به اصلاحات حمام نوشته ایم اگر چه از وظایف بلدي يا شدولي تنها مسئول عدم
( مجلد پنجم ) ( شماره ٤٠ ) صحفه ٤ سیاست عالم در اروپا احتمال حرب بیشتر شده میرود اوضاع سیاسی در اروپا و آسیا روز بروز تیره تر شده وخامت ومبهمیت آن بان کثیف تر میگردد . در آلمان اقتدار فرقه فاشیست تقویه یافته امکان قوی است که در آینده قریب مقدرات این حکومت بدست آنها بیافتد در همسایه ورقیب یگانه المان فرانسه ومتحدین آن عصبیت می افزاید . لیدر فرقة فاشیست ؟ ادولف ( هیتلر ) امید وار است که موقع بالا تر او رئیس الوزر ئی یعنی مقام ریاست جمهور را هم بتواند اشغــال نماید اگر همین نسبت ترقی روز افزون تجمع آراء در اطراف فاشیستی در آینده هم دوام میکند شك نیست كه این امل های فاشیستی المان نتیجه خواهد داد ، چون ترتیب با اصلاحات آن ریاست بلدیه شناخته نمیشود که مدیریت محترم مستقله طبیه هم بایستی درین امور بابی وظایف صحی که بر آنها تفویض شده دایماً مراقبت داشته باشند. تمنا داریم ازین دو مقام محترم یا بالد تر از آنها که مقامات شان در خور اجرای اینگونه مسایل اقتدار داشته باشند بنام انسانیت یك توجهی فرمود" وصحت وسلامتی عامه را از تهلکه این حمام ها بنجات بخشید . انتخاب رئیس جمهور بفیصله واکثریت آراء عمومی است ، طبعاً طوریکه لیدر فرقة فاشیست حدس می زند ، ممكن است رئیس جمهور حاضر نتواند عده" آراء کافی برای ابراز واستحكام موقع خود تام مین نماید . فی الحقیقت مدت معلوم رئیس جمهور مار شـال هند نبورك ختم گردیده بنابر احوال فوق العاده از طرف وا یختنك مدت ریاست جمهور مومی الیه برای دو سال دیگر قابل تمدید قرار داده شده است ، لیکن برای اجراء وتثبیت این کار اکثریت معلـوم یعنی ثلثـات مجموع آراء لازم دارد . اگر چه ممکن است مار شال هندنبورك اکثریت لازمه فوق را تحصیل بتواند ولیکن بطره وضعت حاضره این کیفیت روز بروز مشـهه نا ك تر شده میرود . از طرف دیگر روز بروز از کسب قت طرفداران رئیس الوزرا برونینگ کاسته شده میرود و احتمال استعفای آن قوی میگردد ومظنه بموقع اقتدار آمدن موسیـو ( گرونر ) که اکنون وزارت حربـيـه و وزارت داخله را درقبضه دارد تقویت می یابد . روایت میکنند تاوقتیکه این رجـل صاحب اداره وصاحب قدرت بالای مسکر باشد ممکن نیست فاشیست ها با ضربه ناگهانی بر حکومت حاضر قاشر ی را بموقع اقتدار آورده بتوانند ویا کامیاب گردند. ولیکن این احتمال هم روز بروز قوت میگیرد که فاشیست ها ممکن است بتوانند از طریق مشروعی و قانونی ووسایط مجوزه عنان کار را بدست بیارند. از طرف دیگر تحقق میکند که المان ها می خواهند بحسب مقررات بالان بواك او تاء داء تعميرات وتضمينات جنگ خود داری کنند . این مسئله فرانسه ومتفقین آن را دراندیشه وتفکر عمیقی انداخته ، چنان نتیجه میکشند که اگر المانا، دره تعمیرات را معطل نماید ، شبهه نیست که در تعقیب آن تمام مواد معاهده ورسای را نخواهد شناخت . وهم المان ها در کنفرانس نزع تسلحیات که در همین ماه منعقد میشود بقرار تعهدناموده اند که بعد المجدى حياني بنمایند . درین وقتیکه بمجلس اجزاء میکنند رئیس الوزراء وبه ریاست هیئت مر خصین خود انتخاب نموده شبه نیست که آلمان ها در این کنفرانس بر این دو نقطه اصرار خواهند نمود که مرخصين ملل اجازه بدهند تا آلمان ها هم بقدر سایر دول مسلح گردند ، ویا سایر دول را مرخصین ملل بآلمان خلع اسلحه نماید . و هم عدم تأديه تضمينات جنگ را قطعاً مدافعه خواهند کرد. طبعاً در این دو نقطه انگلستان طرف المان را مظاهرت والتزام خواهد کرد . در نتیجه شبهه نیست که در این مجادله فرانسه ومتفقین آن بـرون مراجعت به اسلحه بتواند مقام وموقع پلیسی خود را باشکل ومواد جدید دهد نامه ۱۰ جواند ۱۳۰۰ قطه کنند . م . اسماعیل
صفحه . شماره ٤٠ مجلد پنجم اصول مسکوکات هندوستان (۲) حرکت سیستم گولد ایکسچانج ستاندر سیستم گولد ایکسچانج ستاندر مؤسس شده بالای قانون آن تسویه قیمت هر يك ممالکی که برای خودش مقرر نموده است. هکذا بحرکت جسم مرموزه مسکوکاتی تاسیس شده است . مثلاً اگر میزان امور منافع معتبر شود و علامت رغبت خارجیان در عین زمان به نسبت احتیاج توفق جوید درین صورت تفاوت آن بوسیله بانك مرکزی و یا بدوا ئر رسمیه که برای علامت مبادله هستند خواه به نشر بيلت ( تذکره ) بانك وخواه بپول کاغذی برای اینکه جسم تداول افزون گردد محو میسازد . چه توسعه مسکوکاتی در مرحله اول به ربیح منافع رقابت سرمایه خارجیان که داخل و مانع فعالیت سرمایه های وطنی میشود تنزل داده حدودش را تعیین میکند . و در مرتبه دویم ترقی زائده قیمت امتعه داخلی که مانع صادرات امتعه و محرك واردات میشود محدود مینماید . همانا اقتدار این دو مسئله اعتدال میزان امور منافع را تدریجاً محافظه میکند . هر گاه بالعکس میزان امور منفعت دار مملکت نقصان مند گردد و علامت احتياج خارجیان به نسبت رغبت آنها تجاوز شود درین صورت تشکیلات رسمیه در ابزار مبادله مداخله نموده بیلت و یا دیگر وسائط پرداخت را معطل کرده عوض آن علامت های موضوعی را بالای خزینه احتیاطی فروشد . لاجرم این اعمال حسابيه فوق بمعاونت موافقه نوع تداول که در میانه در اثر از تضیقات مسکوکاتی و موانعات آلت تسویه تجربه حاصل شده اجرا شود . همانا ارتقای ربح منافع بداخل شدن سرمایه های خارجی تعجل کرده و به تنزل آلت تسویه وقیمت صادرات امتعه مساعدت مینماید . چه مضاعف کار در معنای ساختمان اعتدال میزان امور نافعه متفق گردی است ازین رو در هندوستان سیستم گولد ایکسپچانج ستاندود دوام داشت . بالنتيجه حکومت با ساس (گولدن ريز روو ) که با ساس طلا و یا بالای پوند استر لنگ لکدن بر قرار شده بود تنظیم نموده بود . تشکیل شدن ( گولدن ستاندارد ریزرو ) برای پیدا کردن چشمه منفعت بود و ان امر بواسطه سکه کردن روپی که با انتیجه حفظ ولنگهنجان آن محرر و یا به تعویض پوند استرلنگ منوط بود اجرا میشود . اگر چه حکومت هند در میان پیش برد سیاست مسکوکاتی اساس که بنیاد فعالیت سیستم مذکور را اداره میکرد کمتر رعایت مینمود زیرا بحهة منفعت خود حواله ( ریز رو کونسل در فت ) را مجبور بفروختن بود و یا بخواست که ادخالاً مقابله با اصولی مسکوکاتی را بدین جهت بنویسد . والحاصل حکومت بالعموم بغرض تداول که تضیقات مسئله اعتبار را خففت میکرد حصه بزر گت روپی را بکار گذاشته حالی میکرد که خبر دار خود سرانه در میدان تداول تا بمحل استقرار اصولی مسکوکاتی نروید و یا به ار تکاب حركة خاص متصدی نگردید . قواعد مسکوکاتی هند در میان جنگ و بعد از جنگ زمان جنگ وزمان بعد از جنك قواعد مسکوکاتی هندی اقتضای مشکل داد . از سنه ١٩١٤ تا ۱۹۲۰ میزان تجارتی هند خیلی با نفع و مفید تر بود از ین رو خواهش شدید (اند یا کونسل در افت ) ( مجالس حواله جات هند ) شده بود ، اما در پرداختن پول با انکیس مشکلات وارد شده بود ، از يك طرف نوت ( تذکره ) روپی نقره و مسکوکات طلا قاعدتاً در همه مورد محدود میشد، بانک ایمپریال ( ناشر و حامی نوت بانک ) پول طلا را محدود کرد چه حکومت هند بلحاظ امتناع صادرات عيار طلا منع کرده بود اما از طرف دیگر بواسطه اکتی تادیه کننده گان مشکلات حقیقی تولید گردید چرا که تقاضیات مطالبات هندو ها و خوشنودی آنها با دادن طلا ضرور بود باز ضرب نقره هم تا يك پیمانه بلند تری صعود نموده بود . معهذا واردات
( شماره ٤٠ ) مجلد پنجم فلز سفید ( نقره ) نیز نظر به محمولات بين المللى واختلا فاتیکه در حالت سکه جات عمومی تولید شده بود فوق الحد بقميت فلز نقره بطرف تنزل پویان گردید ازان رو موجب تنزل زاید نقره به نسبت يك شلنگ و چهار پنس درمیان چند ماه قیمت اصلیه روپی بلند تر شد . درین مورد منفعت برای آنهائیکه نوت خود ها را با روپی مبادله نمود و متعاقباً فلز را میفروختند عائد بود . باری نظر باختلاف و نهضت مبادلات معین مالیه هند رواج وسیمه روپی را مجبوراً بلند نمود یعنی از يك شلنگ و چهار پنس که در ١٩١٦ رواج داشت در ماه دسامبر سنه ١٩١٩ به دو شلنگ و چهار پنس معین نمود بدین مناسبت سکه هندی خاصیت ذاتیه خود را فاقد شده در سنه ١٩٢٠ و ١٩٢١ تغيرات کلی رخ نمود . چنانچه بعد ازان مسکوکات عینی هندی به بحران مشکلی دچار شدند بدین مناسبت در معاملات تجارتی هند اختلافاتی تولید شد یعنی واردات هند به نسبت صادرات وی مضاعف شده و خزینه احتیاطی نیز حواله ( راولرس کونسل درافت ) (مجلس حواله جات عائدت را ) اضافه تر فروخته بود و نیز برگشت تنزل بیباکی سکه نقره که از مسکوکات یوروپ در سکه هندی انعکاس کرده بود بار دیگر منتج بر این شد که در حالت فلز نقره فوق الحد تنزل ظاهر شود ازین رو در طی چند ماه رواج سکه روپی از حدود دو شلنگ و چهار پنس به يك شلنگ و سه پنس تنزل کرد . مگر خوش بختانه در سنه ١٩٢٢ و بعد ازان تا حال تنزل زاید سکه اصلاح کرده شد . یعنی نظر به ارتقای صادرات هندی حالت مبادلات پول هندی قدر بجا بلند شده تا حدود رواج يك شلنگ و شش پنس رسید گویا در ابتدای اکتوبر ١٩٢٤ که واقعات آن در آینده تذکار نمیشود سکه هندی وقایه گردید . عملیات هیئت يونك استقرار پول هندی در زمان جنك و بعد از جنك هويدا نمود که قیمت روپی بالكل از قیمت فلز نقره آزاد نبود زیرا قواعد مذکور در معاملات بدون تشويش کار کرده میتوانست وقیمت ذاتیه روپی تماماً بروی قیمت فلز نقره بازار بین المللی مستند بود و و هیچ آن متجاوز نمیشد . ورنه تنها منافع برای کسی که مبادله نوت را با روپی مینمود وبعد از آن روپی را بقیمت فلز نقره و یا نوت بانك مبادله میکرد عائد بود . بناءً عليه برای تحقيقات بعضی اصول معاملات اساسی این موضوع جدیداً در ١٩٢٥ هیئت فنی انتخاب گردیده . و مقام ریاست این کمیسیون (هیئت) باستشاره آقای هلتون يونك سپرده شده بود و متوالياً باستشاره كوميسون يونك امور مسکوکاتی هند اصلاح شده رفت . این کومسیون در مسئله مسکوکاتی تتبعات نموده و بنابر مباحثات و تعمقات طولانی چنین قرار داد که استقرار مسکو کاتی را بيك صورت نمیتوان حیات کرد وبيك اصول پائدار به اقتدار آزادی غیر محدود روپی بداخلة طلا نمیتوان موفق گشت بدین لحاظ بدو نوع قاعده عطف نظر نمود . k ١ ـ قاعده اول اصول (گولد ستاندردسیتم) بود که منشاء آن معاونه آزاد نوت بانك بانواع سکه شده ، باشد . این قاعده قبل از جنك در اکثر یوروپ معمول بود چه این قاعده خیلی ساده و موثر میباشد . مگر کومسیون این قاعده در حالت موجوده لازم ندید ، بجهته اینکه هند ضرورت داشت تا برای پیشرفت دادن تداول خودش خریداری مقدار زیاد طلا باندازه يك صد مليون پوند استر لنك مبادرت بورزد . شاید این خواهش سرکد انتاج خواهد داشت بر اینکه در فلز طلا تخفیف پیدا شده و حالت خمیده گی را در قیمت فلزی عالم تحريك خواهد کرد مثلیکه امروز حکومت های اروپا مقروض ملت بوده و آلت تسویه کنونی قیمت اشیا از چندی غیر مساعدو مشکل شده است . ( بقیدارد ) ( رحمان افغان )
ترجمه از مجلات پاریس : عبور هیأت کاروان زرد از « پامیرات » (۲) ولی از « باندی پور » آنطرف در اولین منزل راه سنك فرش به راه قاطر رو تبدیل شده اولین اشکال ی در وقتی که رخ داد این بود که در يك قافله هم انتظام حرکت سکته پیدا کرد یعنی در فرصتیکه حیوانات مرتباً راه خود را ادامه میدهند وسائل میخانيکی دچار وقفه و معطلی ها گردید . واضح است که درین نقاط بلند ترین کوهستانی دنیا سابقاً هيچ راهی وجود نداشت . راهی که پیدا شده آنهم از مدت ه سال باينطرف محض براي رفت و آمد اسپ و پیاده رو باز شده که با بار و وسائل محدودی حرکت کنند درین منازل مواد خوراکه ، و ذوقه گاه وجو و آب نوشیدنی فقط در نقاط معینه بعد از طي منازل طويل روزانه در هر جا میسر نمی شود . حال آنکه نمایشاتی که درین ناحیه در موتو شینی بيروند انجام دهند حتماً دارای مانورها احتیاط ها و کشو شفاتی است که نسبت به عملیات حل و نقل قاطعی به اکتشافاتی مربوطیت دارد . در اول وهله اشکالات عبور خیلی زیاد بود بعد هر دسته بطور عادی جنگل ها وعلف زارهای الپي را که نسبت به الپ اروپا خیلی عالی تر است و در قلال آن جنگلهای کاج در بحر بخار عرق بود مگذاشت . اینجا باز حرکت در اثر پیدایش کج گردشی های خيلي نزديك بطي شد زيرا موتو شنی ها بدون اشارات بازوه فریاد ها رفته نمیتوانست علاوه براین بعد از عبور اولین رود میلان حرکت غير منظم تر شد . زیرا با است ٤ تن را از يك پلى که هیچ چیز متانت را تأمین نمیکند و عملیات هم خیلی باريك است عبور داد برای این قبیل عملیات هر دفعه باید موترها خالی شود . جنكش ها دو طرف مقابل گاو دال محکم شود موتو شني را باید گل کرد آنرا باید توسط دو ریسمان سیمی هدایت کرد تا تلفات جانی رخ ندهد . باز دوباره موتر را باید بار کرد. این عملیات سه ساعت حرکت تمام دسته را معطل میکرد چه بگویم هر روز نسبت به روز گذشته تکالیف بر انسان و حیوان زیاد شده میرفت . باز راه را سنگ وغیره مسدود کرده بود . من دوران شروع به پاك نمودن راه نمودند اینجا عکس مخسوسی گرفتیم که حیرت ساکنین کوهستانی کشمیر را هويدا میساخت . ساكنين دهن باز ایستاده عبور انسانهائی را که زیر بار خمیده اند و هر گز در مملکت خود ندیده اند نگاه میکند . تا اینجا فقط امر اشکالات بسيطي بود بتاریخ ۱۸ ژویه ، فی ٥ روز بعد از عزیمت « باندی پور » گروپ « هارت » ۱۰۰ کیلو متر راه پیموده در پای کوتل بور زال که از یکی از سلاسل فرعی هیمالیا به ارتفاع ٤٢٠٠ میگزرد رسید . ما را باید به دشمن دیگر حمله برد در اطراف دره مسیر که چندان خوب معلوم هم نیست برف در بعضی جا ها ٤ متر ضخامت دارد . اسپ ها تا سینه در آن گور میرفت . لیکن در آنجا ها تیکه صیاد میشدند با گذارند موتر ها عبور میکرد ۱۰ کیلو متر راه بالای قشر برفی که زیر زمین آن جریان آب تحت الارضى بود در ظرف ۱۰ ساعت پیموده شد . این اولین دفعه بود که غرش موتر در فضای خاموش منطقه که همه میگفتند عبور موتر از آن غير ممکن است انعکاس افگنده به گوش ها رسید . بعضی اشخاص مشكوك که مملکت را میشناختند بازهم سر را حرکت داده میگفتند ممکن تا آستور بتوانید بروید باز چه خواهید کرد . . . استور يك قريه کشمير است که تقریباً به دولت راه « جلغیت » واقع است . بتاریخ ۲۱ ژویه طرف ظهر دو موتوشني داخل قريه موصوف شد . صدای دوهل وطوله با فریاد های اهالی موترها را استقبال میکرد . یکی از صاحب منصبان انگلیسی پسر مارشال هیگ با دور بین این دخول شگفت آور را نگاه میکرد . - ازین بعد بیهوده شما را تکلیف نمیدهم . ۱۱ کیلو متر بعد از « استور » هفتمین میل در اثر باران های جدید براه سوراخ
صفحه 8 (شماره 10) مجلد پنجم خورده و در ته گودال فرو رفته ، این سوراخ خوردگی 1500 متر راه است دو طرف اینجا هم زمین کامل منجلاب و خندق است 400 متر پایان تر رود سیلابی جاری است و بالای همان حصه که سابقاً راه بوده 300000 متر مکعب سنگ و گل از کوه فرود آمده ، از دیدن این وضعیت موسیو هارت به استور، برگشته امر جدا کردن اجزای موتر را داد . لیکن موسیو فرانسی «رئیس میخانيك ها ملاحظه کرده بود که اگر یکحصه چدار افگنده شود عبور ممکن میشود. استیذان خواستند . مأمور ابتدأ مررد ماند بعد اجازه داد . اجزای موترها را دوباره بر پا کردند . لیکن فردا باز از خیال خود منصرف شده تر دیدات جدید پیدا شد . درین موقع رئيس میخانیک ها میگوید خود ما موترها را عبور داده میتوانیم و قبل از شب آنطرف خواهیم بود . بگیرید موترها را یا بر چه یا بر چه کنیم . این دفعه ثانی در مدت 12 ساعت موترها را تکه تکه نمودند بالاخره با کوششات نا اميدا نه پارچه های موتر را عبور دادند . از این اشکالات وضعیت عبور اشکال دیگری پیدا شد و آن این است که قافله که در آن خوراکه و خیمه ها و نیزه لوازم است یا بسیار پیش از موترها رفته و یا خیلی عقب مانده اند . حرارت آفتاب که در جدار های سنگی منعکس شده فضای خسته کنی تشکیل کرده که فی روز 12 ساعت چون حریف طالعی ما پایا جهد میداد . هر یکی از ما پیرو کوشش خود منزوی افتاده و معلوم نیست چه میخورد و کجا میخوابد . بالاخره منازل «واس فن » «دوبان » «ها تو پیر» «را مگت » وغیره را عبور کردیم . مدت ده روز اکثر اعضای هیئت در ترس آنها در زیر آسمان خوابیده اند وشب «رنگت » سومین از بن قبیل شبها بود که هر کس در مغاره سنگی در فضای کوه آلود قافله شبانه جای خواب میپالید . به تاریخ 4 اوت به «گلکت» رسیدیم . ساکنین این نواحی هرگز موتر را ندیده اند و هرگز نمیخواستند از دور آن دور شوند. بعضی ها بکمال خوش بینی میگفتند سال آینده وقت و آمد منظم موتر بین «سري ناگر» وقریه آنها که در يك فات همالیا افتاده بر قرار خواهد شد . جمیعت ساکنین در استان هر شهری دیده میشد و بخیال یکنوع تبلوی مسرت بخشی تبدیل میشد که منظر آن خسته گی های گذشته مارا میزدود . به شب 25 ژویه تلگرافیتی گیروپ ، آوردن دو روی ، بعد از سه هفته به گروپ چین تلگراف فرستاد که سه موتر کا شفر را برای دسته گیروپ هارت بفرستند . موترها به مدت 24 روز در «گلگت» خواهد رسید و آیا چقدر وقت دیگر لازم خواهد داشت تا از گودال های دره های صعب العبور به کنار کوهای مرتفع تا کوتل ، گلگت برسد . و چون به آنجا برسند آیا هیأت چطور در سرحد ، سین کیانگ ، پذیرفته خواهد شد ؟ چه چیز میتواند هیئت را اطمینان دهد که اجتباء آتش سهبدر نخواهد گرفت و مجبور نخواهد شد که پس جانب هند برگردد ؟ آنوقت چطور در ابتدای موسم زمستان راهی را که گردنه های مرتفع 4000 متری آنرا غیر قابل عبور ساخته دوموتر باز عبور خواهد کرد ؟ ، موسیو هارت، چون پیغام فوق را گرفت فهمید که بایست نقطه که گران تمام میشود ترك كرد و اینجا جدائی بین اعضای هیأت وارد نمود و چون بایستی در «گلگت » حصه باقتی راه جاگران بدهند يك موتر را در «گلگت » بعنوان یادگار اینکه موتر ها تا اینجا آمده گذاشت موتر دیگر را بکوتل تکه تکه شده با میخانيك ها پس به «سری ناگار» واز آنجا بفرانسه برگردند . بدین قرار گروپ پاسير سبك دوش شده تابسرعت اسباب ووسائل ، ایشان خود را متمرکز کرده یکدست در سرحد چین حاضر گردند . به گروپ سوم حکم داده شد تا حرکت خود را سریع تر کند .
جلد پنجم شماره ٤٠ صحیفه ٩ حالا بسواری اسپ از منطقه دست نخورده میکذریم که عظمت آن هر روز در عالم سکوت مضاعف میشود . از و تا پکا ه و ه هونزا ، ممالک مجهولی را که سر حدات آن طبعاً در اثر جدار های یخ که خط الراس آن آسمان را میشگافد مسدود است عبور کردیم . مدتی در يك دنیای ساکت وخوش که فقط خنك وشمال و برف در آن به پیکار اند میگذریم ساکنین آن نواحی اگرچه پیشتر صورت توحش دارند لکن بحال حساس اند و عبور اشخاص غریبی در آنها بیشتر حیرت تولید میکرد ـ تازه میرسیم به نقاطی که سرحدات مند چندان خوب معلوم نیست و در آنجا استقلال باغوای سبك ارتفاع های بلند که انسان پیش از پیش در آن کمتر دیده میشود استحکام میشود. کوتل كليك باشد رسیدیم ، اینجا خط تقسیم رود اندوس و « تارم » از ارتفاع ٥٠٠٠ متر عبور میکند . درین چهار راه منجمد نگاه انسان ناگهاناً خطوط چهار سر حد را که عبارت از : سر حد هند روس ـ چین ـ افغانستان باشد ملاحظه میکند . قسمت علمی : ترجمه از جرائد خارجی : مار بزرگ بحری ١ تاریخ اول دسامبر بود تمام ارکان هیئت سفیروش برای مرکزی کرد هم جمع شدند يك دنیای و با بعبارت آخری عالم اختلاط تمدن هند ـ اروپائی را که از بیرون تا اینجا تعقیب کرده بودند عقب سرگذاشتند ـ انطارف دنیای خنك مرتفع افق کشاده بنظر می آمد . و خطوط سیلاب ها را که از حصص مزججه شان دیده شود خیل باريك بنظر میخورد و خط الراس قله کوهها بطرف يك آسمان نا معلومی پست شده میرود . به ظهر سوم سپتامبر به افق استقاله که عبارت از وقتا که در جلگه وسیع علف داری که آهسته جانب قنل پر برف پامیر روس میرود رسیدیم . موسیو « هارت » رئیس هیئت توانست پیشرفتی در تاریخ مسافرت هیئت ثبت کند . مذاکراتی که از دو سال باینطرف بعمل آمده بود چنین بنظر می آمد که نتائج آن محو شده دوباره تلگرافاً بین پاریس و پکن شروع شد ـ بواسطه اغتشاشاتی که درین منطقه بود اجازه دخول « اوبسن کیانگ ، فوراً پذیرفته شده ـ چون کپتان یکود را پیشتر ازین هیئت فرستاده بودند تا رفته با تا جفرتان اولین پست حربی چین تصادف حاصل کند از اطلاع یکنفر « مولا بای » معلوم میشود که با با اوت بکمال عجله با ٦٠ اشتر و ٦٠ اسپ به استقبال هیئت بر گشته است . در ظرف چند ساعتی با يك دنیای مجهولی که در آنجا بعضی رقصهای ما مضطربانه بنظر میگشته ارتباط حاصل خواهیم کرد . ( مسلسل ) ( ترجمه از مجله ابلستراسیون پاریس ) گاه گاهی روز نامه ها اطلاعات اضطراب انگیزی به جرون بسیار بزرگ عجیب الخلقت بحری که شکل مار را دارد و از طرف ملاحین دیده شده است می نویسند ، جرون مذکور بدفعات دیده شده ؛ لا كن تا حال زنده بدست آمدن حیوان عجیب الخلقت مذكور میسر نگردیده ، هیچ وقت نعش او را هم نیافته اند ، آیا فسانه خیال و یا حقیقت است ؟ اکثر آدمها محوی را بروز های تابستانی دیده اند . بنا برین اکثر مردم تمام این فسانه ها را ترهات اخباری میداند که نامه نگاران برای احیای مضامین روز نامه خود در موسم های تابستانی میدهند لاکن اگر این مار بحری حقیقت دارد پس چرا زیاده تر بهاء های تابستان بروی آب می برآید ؟ گراف کرترون ، در وقت خود ، راجع به این مسأله يك كتاب مکملی در فرانسه نشر نموده و امروز ملاح انگلیسی لیوتنان گوله کتاب جدیدی بنام : « واقعه راجع به مار بحری » نشر نموده است لیوتنان مذکور در کتاب خود تمام شهادات و معلومات اشخاصی را که به آنها اعتماد کرده میشود و این حیوان غريب الخلقت
جلد پنجم ( شماره ۱۰ ) صفحه ۹۰ بحری را دیده اند ، جمع نموده است هر دو مصنف به این نتیجه رسیده اند که « مار بزرگ بحری » خیالی نی بلکه اصل و حقیقت دارد . لاكن اصل سوال اینجا است که ـ آیا مار مذکور بجه اندازه است ؟ در ازمنه قدیم بوجود مار بحری قایل بودند . پلینی راجع به يك مار بسیار بزرگ بحری می نویسد : که به مثل ماهی تمام بدنش فلس داشت و بمثل برق بر کشتیهای خورد حمله آورده آنها را تکه تکه نموده آدمهای کشتی های مذکور را زنده می بلعید . دیو دور حکایت میکند که يك مار بسیار بزرگ بحری بسا حل بحر زنده کانی مینمود وهر وقت که موقع می یافت بر گله حیوانات اهلی حمله آورده آنها را می بلعید . از ابتدای عصر شانزدهم الی حال افسانه های مار بحری دربین مورخین و ملاحین جریان دارد . اولاف کبير قسيس بزرگ او پسال ، راجع به يك مار بحری بسیار بزرگ ذو معیشتین که در کوهستانهای نزديك برگن زنده گانی مینمود ، روایت میکند : مار مذکور دوصد فوت ( قریب ٦٠ متر ) طول و ۲۰ فوت ( قريب ٦ متر ) قطر داشت ، یالی داشت که ۲ فوت درازی آن بود ، پوست آن از سر تا پا از فلس پوشیده بود ، چشمهای او به مثل دو مشعل میسوخت . شبها بروشنائی ماهتاب ازغار خود بر آمده گاوها ، خوك ها و گوسفند ها را میخورد ، بعد ازان برای « تنقل » خار چنگ ها به بحر می در آمد . وقتیکه به نزديك های ساحل کشتیئی را میدید فی الفور خود را به بحر انداخته در میان امواج در زیر آب شناوری کرده خود را بکشتی میرسانید . حیوان عجيب الخلقت مذکور دفعتاً به نزديك کشتی از آب بر آمده ملاحین بیچاره را که از خوف و دهشت زیاد بحرکت میافتادند ، میبلعید. نيكولا گرامی ، قسيس نورو يجى يك مار بحری را حکایت میکند که ششم ماه جنوری سال ١٦٥٦ از شهر بطرف بحر میرفت : « مار مذکور بمثل « دگل » کشتی بطرف پیش حرکت می کرد هر چیزی که بمقابلش می آمد ، حتی درختها و خانه ها را ، سر نگون می نمود مارمذکور چنان صفیر و یا صحبتی تر آنچنان نعره می زد که هر کس که می شنید از ترس می لرزید ، سر او مانند يك پیپ بسیار بزرگی بود ، در زمان حرکت با تمام قد وقواره خود بر امواج بحر بلند می شد . کنس ایگیدی ، یکی از مبلغین دانیمارکی را جمع به يك مار بحری بسیار بزرگی که ٦ جولائی سال ١٧٣٤ راه خود در گرین لند دیده بود ، حکایت مینماید : « ما دیدیم که مار مذکور بر سطح آب آن قدر بلند شد که سر او از بلند ترین دگل های کشتی ما نیز بلند تر گردید . سر او نوکدار و صدای او مانند صدای نهنگ بود . مار مذکور شاهپر های بسیار فراخ داشت و بدن او از يك پوست بسیار کلفت کره کره جینداری پوشیده شده بود ؛ حصهٔ زبرین او بمثل مارهای معمولی بود ، وقتیکه آب بازی می نمود خود را عقب می انداخت در آن وقت دم او از يك مسافه بسیار بعیدی از بدن او بروی آب ظاهر می گردید . درازی او تقریباً بیصد فوت میرسید» . رسم او را که كنسك همسفر ایگیدی رسم کرده است تا حالا موجود است : حیوان مذكور يك سر بسيار بزرگ ، دندانهای بسیار مخوف ، ابرو های انبوه و دم بسیار تیزی داشت . چند سال بعد ، کاپیتان لوران دفری مکتوبی اشاعه نموده ، و در مکتوب خود نقل میکند که در آخر ماه اگست سال ١٧٤٦ بر کنار ساحل يك مار بسیار بزرگی دیده است ؛ سر او زیاده از دو فوت از سطح آب بلند تر بود و بسیار شباهت به سر اسپ داشت . مار مذکور خاکی رنگ ، دهن بسیار سیاه ، چشم های سیاه درخشنده و یال بسیار درازی بر گردن داشت . کاپیتان و دو نفر ملاح دیگر غیر از سر او هفت یا هشت حلقه بدن او را که فوق العاده بزرگ و يك حلقه از حلقه دیگر قریب دو متر فاصله داشت ، غرق نموده بودند لوران دفرری بر او فیر تفنگ نمود آب در همین موقع بقدر يك يا دو دقیقه سرخ رنگ معلوم شد محتمل گلوله مذکور به مارا صابت نموده باشد . در عصر نزدهم ، حکایات راجع به مار بحری تکرار میشد . در سال ۱۸۱۷
( صحفه ۱۱ ) ( شماره ٤٠ ) ( مجلد پنجم ) جمعیت لینیف در بوستون را پورتی راجع به يك حیوان عجیب الخلقت مشابه به مار ، که در بندر گاو چستر ( ۳۰ میلی بوستون ) دیده شده بود ، اشاعه میدهند عجیب الخلقت مذکور بسیار زرنگ و چالاك بود ، در يك هوای آرامی وقتیکه آفتاب حرات پیدا میکرد ، حیوان مذکور بر سطح آب بالا برآمده کلچه میزد . این چنین مشاهدات و اطلاعات در دفتر شهر پلیموت نیز موجود هست . در سال ۱۸۱۹ مسافرین که در کشتی « ايلپقان » بودند ساعت ۵ شام حرکت بسیار شدیدی حس نمودند ! اگر چه ۲۰۰ میل از ساحل دور بودند ، پول اود پیر در يك مکتوبی که بعد ازین واقعه نشر نموده است مینویسد که به اطراف کشتی ما عده از ین حیوانات عجیب الخلقت بحری که به اندازه های مختلف بودند حرکت میکردند ، یکی ازین حیوانات با يك خشم فوق العاده بر کشتی از طرف عقب حمله نمود ، حیوان مذکور با گلوله توپ مقتول گردید ، باقی غوطه خورده غائب گردیدند . پول اود پیر میگوید که نعش حیوان مقتول را بد نبال کشتی بسته به ساحل آوردیم ، معلوم شد که حیوان مذكور مار بحري است وصد فوت طول داشت . آیا این حکایه صحت دارد ؟ در سال ۱۷۳۴ مار بحری را در خلیج پرینگو ف دیده اند . را پورت رسمي خوانها - ماريا لوئيس كاپيتان کشتی « نیپتون » از ۵ جنوری - ال - ۱۸۳ در هاوان حاکی است ، کاسوم ماه جنوری به چهار میلی از ساحل از طرف اهالی کشتی يك چيزيكه بسيار شباهت بيك کشتی سر نگون داشت ، دیده شد «نیپتون » بطرف همان چیز حرکت نمود . معلوم شد ، که چیز یرا که ما کشتی سر نگون تصور میکردیم فک بالای يك حيوان عجيب الخلقت بسیار بزرگی است . گردن او ۱۵ الی ۲۰ فوت بطرز عمودی از سطح آب بلند بود . حیوان مذکور از طرف يك تعداد بسیار زیاد ماهیان خورد و بزرگ که به اطراف او الى مسافه يك ميل شنا میکردند ، محاطه شده بود . وقتیکه کشتی به نزديك او رسید معلوم شد که حیوان مذکور چیزی میخورد از حرکت دهن او يك صدای بسیار مدهشی به مثل غلطیدن زمین شنیده می شد . قریب ٦٠ فوت بلکه زیاده تر طول حيوان مذكور تخمين میشد . عجیب الخلقت مذکور از يك نهنگ بزرگ هم بزرگتر بود. کاپیتان کشتی بنزد حيوان مذكور نزديك شده نتوانست ، زیرا تمام مسافرین کشتی با يك هراس و خوف فوق العاده از کاپیتان خواهش نمودند که نزديك نشود . در تحت را پورت کاپیتان ، تمام مسافرین و ملاحین امضا نموده بودند . در وسط قرن گذشته ، مار بحری چند بار دیده شده بود . از همه شایان دقت تر - مكتوب کاپیتان انگلیسی هارینگتون ، قوماندان کشتی « کاستیلا نا » است ، که حیوان مذکور را واضح دیده بود . این واقعه در سال ۱۸۰۷ بود سر حیوان عجیب الخلقت فورم پیپ بسیار بزرگی را داشت که قطر آن قريب يك متر می آمد ، و بر گردن خود مشابه به يال يك چیزی پر چین داری داشت آب به اطراف او میجوشید ، مثلیکه تحت بحر شروع به آتش فشانی نموده باشد . معلوم می شود که حیوان مذكور قريب ۲۰۰ فوت ( ٦٠ متر ) طول دارد . رنگ تیره و از داغهای سفید پوشیده بود، مشابهت به مار داشت . هارینگتون ودو نفر از افسر های او با ۲۰ نفر از مسافرین آن حیوان را بمسافه قریب ۲۰ متر از کشتی دیده اند . ( با قیدا رد ) احمد رحمانی
( شماره ٤٥ ) ترجمه : ریحان افغان مؤلف : رغال ژاوژ رهبر اهل ثروت قسمت اول واسطهٔ قوۀ مالیه نوت بانک دارای همان اعتبار بوده و طبع شده یا خط پرچی دارد . اینکه این اعتبار نامه یا نوت دلیل وعده اعاده پول به صاحب پول بود متعاقباً ان مذکوره ظاهر شد که صاحب پول اگر بکسی پول بدهد باید بدون احضارش در بانک باصول سهله‌تری بپردازد یعنی اگر بکسی پول بدهد بتواند بموجب حواله صاحب پول بانک والا به بصاحب حواله پول بدهد . ماهیت ، قیمت ، قوام ، نوت کدام است ؟ چگونه منقوش عُقری نوت روابط پنگه بکی مسکوکات بی‌ پایان را وقایه میکند ؟ بلی نوت بانک یگانه شاه کاری بزرگ علمای اقتصاد است برای اینکه خوب تر بشوق مندان علم اقتصاد مبرهن کرده باشیم براینها لازم است تا از آغاز پیدائش این مذکوره واز زمانیکه وجوهات منکوکاتی بعالم بشریت معرفی شده و روز بروز با همیتش افزوده بتاریخی گرام شرح دهیم . از همانجائیکه نهضت مسکوکاتی را قائل هستیم تجارب علم مقدماتی این علم معهود نیز مشهود بوده است یعنی تمام بهای که با پول تعیین میشود با همان پول ادای دین نیز میشود مثلاً اگر قیمت فروش امتعه ٥٠ ، ١٠٠ و ١٠٠٠ فرانک ( پول فرانسه ) تعیین شده مشتری نیز بایستی همان امتعه را به ٥٠ و ١٠٠ و یا ١٠٠٠ خریده و پولش را بپردازد خواه به پول عددی تادیه نماید و یا بخریطه اعتبار نامه که بناءً علیه اولین اقدام صاحبان که پول عالم اقتصاد تسهیلات را بخشیده اند این است چونکه هر کس پول را نزد خود نگه میدارد پول خود را در مؤسسه صرفی بغرض محافظت گذاشته و در حالت احتیاج باندازهٔ پول از آنجا پول بگیرند و یا بتوسط صراف رو بروی خودش ببائع امتعه پول بپردازد . چند زمان بعد تری که این اصول ترقی کرد بعوض که پول قیمت متعه از خانه مشتری بخانهٔ بائع نقل داده شود این نحو پیش آمد که تمام پول طرفین در همان مؤسسه موجود بوده در حین معامله صراف حاضر گشته از اعتبار سرمایه مشتری آنقدریکه امتعه خریده کاسته و با عتبار و یا بحساب بائع که امتعه را فروخته بیافزاید . در یمین اقدام مالکان پول و یا ترتیبات صرافان بغرض تسهیل محاسبات چنین تجویز کردند برای آنهائیکه پول فلزی خود را در بانک میسپارند اعتبار نامه که آنرا اخيراً نوت نامیدند داده میشد بجهت بالاخره در صورت پرداخت و حواله جات بلا اصول اختلافات زیادی تولید گردید یعنی بانک نمیتوانست که نوت را اجرا نماید زیرا در بانک پول فلزی موجود نبوده و نوت بنا بر عدم فلز در امور معامله هیچ تأثیری نداشت علاوه برین صاحب پول در حین مبادله بمشکلات و تفاوت فیما بین فلز طلا و نقره دچار شده نمیدانست که چه نوع فلز در بانک دارد و از چه نوع فلز را قرار نوت و یا اعتبار نامه حصول کرده و مخرج رسانیده است و چه اندازه و از چه نوع پول را حواله کرده میتواند . انتقال و تجدید عمل چونکه بنوت بانک و اشیارتی به پول فلزی و تسهیلات که در امور عمومیه پیش کرده بود مردم عادت گرفته بودند ازین رو مردم این دو واسطۀ قوۀ مبادله را یعنی پول و نوت را تحت العمل داشتند خصوصاً اصول نوت را خیلی طرفدار بوده و باین مورد خیلی اهمیت میدادند زیرا يك سهم بزرگ با کمال آسانی و بدون خطر انتقال داده و محافظه کرده
صفحه ۱۳ شماره ٤٠ محاذ پنجم میتوانستند باین امانت کاری وتصفیه محاسبات بانکی صرافان تمیز طرف اعتماد و جالب افکار عمومی را باستروام این مؤسسه نافعه نموده بود لهذا عهده دار مصالحی و انتقال نامی در امور بانک در مورد پرداخت پول از مالك امتیاز به مدیون بعمل آمد مگر نباید فراموش کرد که این انتقال و تجدید عمل طبعاً اصلاح پذیر نمیشد تا وقت فلزی را بدست نقداشتی یعنی فلز مسکو کاتی در بانک موجود نبودی، موجودیت فلز را چنین تجویز کردند. ایجاد نوت بانک اگر بتاریخ گذشته نوت دقت شود یعنی از آغازیکه بانکها مفکوره نوت ایجاد کردند علی الظاهر با نکها جسارت کرده اند یعنی بالا تر از جمع پول فلزی که در صندوق های خودشان داشتند نوت را انتشار دادند هر قدری که سهم بزرك پول فلزی میبود صاحب پول می تاختند. بانکها در این عمل دو عذر داشتند : ۱ - اولش این بود تا وقتیکه پول فلزی سیرعشان نمیشد نوت را چاپ نمیکردند مگر چون در چین مواخذه بیضی طلب کاران که پیش از وقت از پوره شدن تاریخ عهدنامه و یا سر تاریخ عهد نامه پول فلزی را حصول میکردند ازین رو نوت بدست دیگری باقی می ماند البته بانک نظر بحفظ اعتبار نوت پول مقداری نوت را حتماً غار تدارك میدیدند . ۲ - دلیل دویمش ان بود بانکها برای اینکه اعتبار دایمی شان بر قرار ماند و تمام مردم پول خود را بموجب سند خود شان نقداً نخواهند ابراز جسارت می نمودند . یا القصه جسارت آنها ثمره این بود که پول فلزی را بدست آوردند و پول کاغذی را متداول سازند . بنا برین نوت بانك از وقتیکه ایجاد شد آهسته آهست طرف اطمینان واقع شده و در عادت اهل ثروت دنیای تمدن حاضره در آمده جریانش قایم تر گشت معهذا بحوالی باید ملتفت بود که پول کاغذی هر گز بدون پول فلزی اعتبار نداشته و نه اعتبار خواهد داشت بدون که اعتبارش توأماً قایم می ماند. اسمش را دیگر چیزی اعتبار نمیدهد بجز ازپول فلزی پیش قیمت. مثلاً بتفاوت یکصد فرانك اعتبارش در حقیقت پنجصد گرام نقره و یا ٣٤ گرام طلا از ده (۹) زر خالص است . الحق روحیات بشر تا به پایه تجارب کرده و قبول توانسته است كه يك پارچه کاغذ را برای اتخاد مسکوكاتى يك مملکت مکفی نماید . ( با قیدارد ) تصحیح شماره ۳۸ ، ۳۹ صفحه ٦ سطر ۱۹ غلط : بداشان ندهیم ، صحیح : مذکور را به پردازد . خبر هاي خارجي چین وژاپون ریوار زخمی شدن دو نفر انگلیس شانگهای ۱۷ فروری - دو نفر عسکر بحری برطانیا که در دریای ( وانگ پو) لنگر گاه کشتی را محافظت می نمودند ويك عده تزجین ها که بر کشتی انگلیسی موسوم به ( سوی وو ) سوار بودند درحالیکه کشتی مذکور در برابر لنگر گاه ایستاده بودند، دراثر افقادن یم چندین جا در منکوله بین المللی زخم برداشتند، تمام شب چاپانی ها بمیارد شدیدی می نمودند و چینی ها جواب خفیف میدادند . وضعیت شانگهای شانگهای ۱۸ فروری - پولیس ها اطلاع میدهند در روز سه شنبه ٤٥ بم در منکوله بین المللی افتاد و ۱ نفر در اثر آن مقتول و ١٤ نفر زخمی شده اند ودر شانگهای زیاده از صد طیاره جنگی چاپان اجتماع نموده است . بزرك ترین حمله هوائی که بعد از جنگ عمومی نظیر آن دیده نشده باشد واقع خواهد گردید . جلب توجه واشنگتن : - مامورین اداره حکومت توجه سفیر کبیر چاپان را به اشکالاتی که در صورت رسیدن خساره به حیات
صفحه ۱۴ شماره ۲۰ مجلد پنجم واموال ساکنین مسکونه بین المللی درعین مجادله شانگهای بروز نماید جلب نموده است . التی ماتوم جاپان توکیو - حکومت جاپان به قوماندان اردوی ۱۹ چین التی ماتوم داده است که هر گاه چینی ها بفاصله ۲۰ میل از مسکونه بطرف شمال مغرب عقب نروند جاپانی ها مجبور خواهند شد که آنها بزور اخراج نماید . امید شانگهای ـ یگانه نقطه میدی است که جانبین توجه خود را بطرف مسالمت شریفانه مبذول نموده اند . وگمان میرود که امروز نماینده گان جانبین باهم ملاقات خواهند کرد و حمله جاپانی برای يك هفته معطل خواهد شد . *** التی ماتوم فوق جاپان تقاضا می کند که اردو چین بفاصله ۱۲ میل از شانگهای دور شوند وغالباً چنین اعتقاد میرود که وقت مقرره هم ۱۲ ساعت مقرر شده . چینی ها مطامعاب جاپان را قبول نمیمیکند شانگهای ۱۹ فروری ـ مذاکرات صلح چین و ژاپون به سکته دوچار گردیده است ؛ چه جنرال چینی مطامعات مهم عسکری جاپان را منظور نکرده است چینی ها جاپانی ها را بمقاومت شدید تهدید می نماید وقبلاً یکهزار میل راه دربین خطوط آهن خندق ها حفر نموده اند. صلح ممکن نیست توکیو ـ راپوری که از شانگهای میرسد امید مصالحت مامونانه چین و ژاپون را برهم میزند . راپورت مذکور اشعار میدارد که قونسل جاپان قوماندان ار دوی۱۹ راجهت رسانیدن التقی ماتوم ملاقات نموده . مگر چونکه هنوز هم امید صلح میرفت محض ازو دور کردن عسکرش را از تماس با مسکونه بین المللی خواهش نموده . ۲۰ فروری ـ چین التی متوم جاپان را رد نموده و امروز تعرض بزرگ جاپانی شروع می شود . دانسته شده است که مرکز مفاهمات راجع به فیصله مسالمانه مناقشات چین و ژاپون از شرق اقصی به لندن نقل شده است و درانجا کابینه کاملاً متوجه است نظریات مخالفانه را تسکین کند . وعزت النفس هر دو طرف متخالف را حفظ نموده مسئولیت فرقه بین المللی را که در شانگهای ساکنند تامین نماید . کابینه درلندن اجتماع نموده است واماده اند در صورت ناکام ماندن مذاکرات فیصله مهمی بنمایند . باز مجمع ملل مجمع ملل فیصله کرده است که بتاریخ ۳ مارچ جلسه مخصوصۀ مجلس را عقد نماید . پس از فیصله درباره عقد نمودن مجلس مساعی مهم دقایق اخرین جهت جلوگیری از محاربه شانگهای ، دربین يك وضعیت کشیده در حالیکه عنقرب ساعت ثانیه به ثانیه بطرف ساعت مقرره خطر ناك حرکت می کند اجری گردید . نماینده گان هريك یکی بعد دیگر از نماینده جاپان خواهش نمودند که به حکومت خود تلگراف بکشد که بروقت مقرره التی ماتوم خود بیفزاید و نماینده گی جاپان موافقت نموده . جاپان عسکر میفرستد توکیو وزیر حرب بیان داشت که درصورت لازمه به شانگهای قوت الظہر فرستاده خواهد شد . وعلاوتاً گفت اگر این خبر که ۹۰ هزار عسکر چین اماده مقابله با ما باشد صحیح باشد ، ما نیز موافق بان عسکر کافی میفرستیم . شروع محاربه شانگهای ۲۰ فروری - تعرض جاپانی بساعت ۸ و نیم امروز باغزش خیلی مهیب توپ خانه در خطۀ چاپی شروع گردید دو طیاره بم انداز جاپانی بطرف چاپای پر واز نموده ، وبگرم نمودن انجن های طیارات دیگر مصروف اند . از طرف چین هیچ جواب داده نشده است و دران موضوع جنرال ( او ئیدا ) امروز درعین ملاقات با نماینده رویتر دو مرکز خود گفت : نیم ساعت دیگر نیز بایشان وقت داده ایم . مقاومت چینی ها شانگهای ۲۱ فروری ـ دیروز در اولین محاربۀ بزرگ شانگهای چینی ها
(صفحه ١٥) (شماره ٤٠) (مجلد پنجم) با حملات بری و بحری و هوائی جاپان مقاومت شدیدی نمودند . جاپانی ها به طیارات و تانک ها و پیاده و توپ خانه بمدد اتش کشتی های مخرب آهسته آهسته از محاذ حرب بطرف شمال جاپان حرکت نموده بر دوسونگ حمله بردند ، بزودی از قریه دوسونگ شعله های اتس بر آمد ولی با وجود بمباردمی که يك روز کامل دوام نمود هنوز هم بيرق چين بردوسونك بر افراشته بود . درینما بعد قرار را پورت واصله قوای جاپان موقع عسكرى كيانك وان و خط آهن را تصرف نمودند . در عين زمان چند بم های جیبی در مسكونه بین المللی افتاد مگر از اشخاص خارجی به کسی نقصان نرسانید عساکر جاپانی بالاخره به مقصودی که از مجادله خود داشتند موفق امده از خط آهن شانگهای - دوسونگ عبور نمودند و تعرض شان پیش میرود . *** پیغام ما بعد مشعر است که بعد از سکوت محاربه در وقت شب ؛ توپ های ثقیله جاپانی در ساعات اولین روز باز به بمبارد شروع نمودند و از طرف چینی ها جواب خفیفی داده شد . تلفات جاپانی ها در محاربه اول از روی بیان رسمی ٤ نفر مقتول و عده زیاد زخمی ها باشند. دیروز تمام روز آمدن پناه گزینان خوف زده به تعداد های زیاد در مسکونه بین المللی خبرهای داخلی وارسی ایتام : قرار اطلاعات واصله به اداره ما هفته گذشته والا حضرت صدارت پناهی بعد از ملاحظه شفا خانه و مکتب طبيه واقعه قلعه باقر خان نسبت بعطوفت و احساسات ملت پروری شان بمعاينه دار الايتام نادری رفته و از یتیم خانه و پسران بی پدر وارسی و خبر گیری نمودند . ضمناً به نسبت امور حیاتیه پسران موصوف از قبیل جای مناسب رهایش و لوازم تعلیم و تربیه آنها یاد داشت های گرفتند که آینده بهتر از گذشته حیات و رفاهیت آنان تحت تامین گرفته شود . مقرر : عالیقدر علیخان معاون کوچی ثيطر بخدمات صادقانه سابق او شان از طرف حکومت بحاکمی طوایف کوچی مقرر گردیدند . جریان داشت . رئیس جمهور فرانسه جای خود را به پائوه گذاشت پاریس ١٩ فبروری - رئیس جمهور فرانسه ریاست جمهور را به پائلوه رئیس سابق تقدیم نموده است و پائلوه كاملا مصروف و تحقیقات در اطراف امکان عقد يك حكومت می باشد . اخبار ولایات هرات اعانه بشفا خانه قرار مندرجات شماره دوم سال دهم جریده اتفاق اسلام درین تازه گی ها حسب تشویقات آقای نائب سالار و کوشش امام الدین خان دکتور در بلدیه هرات مجلس ملی منعقد شده و افراد باحسی همدردانه حاضر شده اند که علاوه مصارفات ادویه که از طرف دولت منظور است یکمبلغی همدردانه برای شفاخانه عمومی آنجا بطور اعانه جمع آوری کنند . از آن جمله مبلغ شش هزار روپیه هیئت تجار محترم آنجا و یکهزار افغانی آقای نایب سالار و یکهزار افغانی مدیر گمرک و سه صد افغانی محمد صدیق خان تیموری پرداخته اند و ممکن است دیگر آقایان هم به پیروی آنها همین طور مبالغی برای منافع عامه بذل فرمایند . جریده انیس این احساسات نوع خواهی برادران هراتی را قابل دانسته امید وار است از تمامی نقاط وطن عزیز امثالی این همدر دیهارا که یگانه ذرایع تشييد مبانی ملیت و نوع پرستی است بشنود و به بیند . قندهار ترمیم آثار تاریخی طوریکه جریده شريفه طلوع افغان قند هار می نویسد : در مجلس ساليانه
(شماره ٤٠ ) جلد پنجم بلدیه و وکلای محترم شهر قندهار تصویب نموده اند که گنبد مقبره اعلیحضرت احمد شاه بابای بزرگ که یکی از آثار تاریخی است و هم چنین مقبره حضرت مرحوم حاجی میر ویس خان هوتك قائد ملی و محرك اولین آزادی افغان واقع در قریه کوکران ، از طرف ریاست بلدیه ترمیم کرده شود ، اکنون ترمیم مقبره احمد شاه بابا بانجام یافته ومقبره جناب مرحوم حاجی ویس خان تحت ترمیم است . قطغن تأسيس مكاتب خانه کی اتحاد خان آبادی نویسد که از توجهات جناب وکیل نائب الحكومه و ايشان سيد اکبر خان محتسب باشی در حضرت امام (٤٥) مكتب خانه گی دایر گردیده است . وتعداد محصلین را بالغ به ٩٣٠٠ نفر نشان مید هد . کثرت باران و برف در خان آباد اگر چه از ابتدای ماه رمضان بارانهای مضر و برف متوالی جاری بود ، اما از تاریخ ١٨ ماه مذکور باران شدت نموده و تا ٢٤ بارش نمود و بعد از ان ۲ شبانه روز تر برف باریدن گرفت و به بعضي ابنيه هاي ملي صدمه رسيده . از روی آله ( رین گاچ ) برف را ۲۷ انج تخمین کرده اند . فکاهیات چرب تر : آقای پر اشتهائی آدم گنده چشمی را بطمع نواله های چرب و شیرین فریب داده ازو مانند يك نوكر مفتی کار میگرفت و وقتی نان دادن او را با خود بیخانه های دوست و آشنا همراه میبرد اولین روز بخانه یکی از رفقای خود رفته و اظهار گرسنه گی نمود رفیقش عذر خواست که غذای غریبه موجود نیست مهمان طماع گفت اگر دیگر غذا موجود نباشد اقلا چند دانه تخمی بیاورید باز صاحبخانه از نبودن روغن تکرار معذرت نمود مهمان دلتنگ شده گفت ای زور آور ما بين مشرقی ورود شهزاده به جلال آباد : والا حضرت شهزاده محمد طاهر خان روز پنجشنبه اول حوت منع الخير وارد جلال آباد گردیده داخل وطنه خود در تعلیم گاه پیاده شدند . ما و شما چندان رود رویاسی نیست : باید میان یاران ما و شما نباشد . . تخم ها را با قدری آب بیاورید همین جا خود ما جو شانده و تناول ميكنيم بالآخره صاحبخانه خواهشات مهمان نا خواسته را تامین کرد آقای مهمان پس از پ و چپ بسیار و عرق ریزی بی شمار کاجا کزها را پر وا کرده و دو سه جای طاق مندلی را سوراخ نده و تلوت نمود تا تخم ها را جوشاند و با اشتهای تمامي با عید کاسه آبجوش و شکدان را بدستر خوان جلو آدمش گذاشته و گفت بخور که حالا نوبت توست آدم کنده خوان را جلو خود کش داده و آنچه از ثواب باقی مانده بود بین آب تخم ثرات ساخت و مرچ نمکی هم سریانش کرده تادم آخر زد . آقا با يك تبسم دندان نمای بطرف نوکر دید و گفت : چطور ! مزه کرد ؟ بچه اگر همرای من باشی ازین چرب تر ها را خواهی خورد ! ! ! ( مطبعه انیس )
(شماره ۱۱) انيس مجلده اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر و نگارنده : بشیر بنا ۲ شنبه ۱۷ حوت ۱۳۱۰ تأسیس ١٣٠٦ ۲۹ شوال ١٣٥٠ چرا قیمتی شده ومیشود موضوع معتنابه بحث های مجالس امروزی همین است که چرا قیمتی شده و میشود ؟ هر شخص از قیمتی اشیا از تنزل سکه افغانی و از پریشانی اوضاع اقتصادی شکایت دار است . حالا انیکه جامعه ما جنبش شدیدی بخود داده صاحب روح سعی وعمل بوده و مستعد همه گونه مجاهدت و فدا کاری در راه استفاده هستند . چنانچه احصائیه اقتصادی مان از پانزده سال باین طرف بینج دوره ارتقاء نموده است یعنی زراعت ما خیلی ترقی کرده ، فلاحت ما وسعت پیدا کرده ، اراضی زیادی تعمیم شده بقیامت و اهمیت زراعت افزوده شده ملاکین وفلاحين بكمال گرم جوشی با همان آلات و ادوات قرون اولی به زراعت و فلاحت ترقی داده اند ، به نسبت سالهای گذشته محصولات زراعت پر چند شده باالخاصه در عصر نادری . هکذ صناعت ما ترقی کرده محصولات مصنوعات داخلی ما احتیاجات ملت ما را فی صدی تهیه میکند . حرفت و پیشه زیاد شده خیلی از عده بیکاران و تنبلان دیروز امروز متکی بحرفت و پیشه شده اند . سرمایه های ملت افغانی و سرمایه های اتباع خارجی در مملکت مان زیاد شده ، روح رقابت در سرمایه ها پیدا گشته است سرمایه های دولتی بمعرض استفاده عامه بنام عمرانات گذاشته شده وبجهته موالد عامه کار میکند . پس شکایت چرا است ؟ دلیل قیمتی از بهر چیست ؟ آیا قیمتی دلیل ارتقا نیست ؟ آیا قیمتی نهضت تمدن نیست ؟ آیا قیمتی محد روح فعالیت نیست ؟ آیا قیمتی نشانه تکامل نیست ؟ آیا قیمتی افراد را در طریق استقلال عملی سوق نمیکند؟ آری در قیمتی اشیا تمام رو حیات وحسیات ارتقائی را میتوان جست . بلی در قیمتی اسرار مرموزه موجود است کا دلیل واضح آن ارتقای کنونی نژاد سفید ( یوروپ و بعضی ممالک شرقی ) است . مگر در آن قیمتی و باین قیمتی اسراری موجود میباشد . آن قیمتی را سیر تدریجی تکاملی گویند و این قیمتی را سیر تسریعی تناقصی خوانند . بزرگان علمای اقتصادی برای سیر تدریجی قیمت تايك اندازه خوش بین هستند اگر چه از قیمتی فاحش تدریجی امروزی اروپا شاکی ومنتقد هستند . چه جائیکه مانی به بلای قیمت تسریعی تناقصی مبتلا بود مانیکه مابه بلای مبرم قیمت تسریعی تناقصی گرفتاریم فی لواقع بلا رهبر قصادی این وادی اضطرار و خطر انی نمیتوانیم در مد . آیا علت لذلل قیمت تسریعی تناقصی مان چیست ؟ آیا علت آنرا در واردات وصا درات مملکتی می یابیم ؟ آیا احصائیه واردات به نسبت صادرات بلند شده و این امر باعث تنزل سکه شده است ؟ فرضاً باشد . آیا حصائیه تواردات حالیه مان با احصائیه واردات چند سال تازه گی اعلیحضرت امیرشهید اگر مقایسه شود سهم تضاعف واردات مذکور بصورت تدر یجی خواهد بود ؟ آیا میزان صادرات ما همچین در حالت عروج تدریجی است و یا نزول قهقرائی ؟
( شماره ٤١ ) آیا تفاوت فاحش واردات نظر بضرورت و منفعت است ؟ آیا به تحقیق رسیده که ایجاد هیجان مسکوکی ما را تنها تفاوت واردات و صادرات فراهم کرده است ؟ آیا سیاست مسکوکی دنیا ، مباحث بانکی دنیا ، هیجان مغازه های فلزیش قیمت دنیا در حیات اقتصادی و اجتماعی مان اثر بخش نیست ؟ آیا سرمایه های داخلی و خارجی مان برای منفعت ثروت ملی و بغرض تزیید و تولید ثروت حقیقی مملکت افغانیه کار میکنند ؟ آیا قوانین گمرکات ما باساس احصائیه ملی تدوین شده و صورت قیمتی اشیای محتاج الیه نبوده ، الی سیاست ترقی ثروت ملت است ؟ آیا سیاست مبهم اقتصادی یعنی بمعاش مامورین و مصارف افزوده شدن و باز برای جبران معاشات و مصارفات بودجه مملکتی نقره خریدن و سکه زدن و فوق الحد در بین مملکت تداول کردن در مملکت مؤثر واقع شده استفاده اقتصادی و روحی برده توانسته ایم ؟ آیا خرید نقره باین صورت و بلا استشاره رهبر اقتصادی مسکوک کردن بلا سیاست بانك توسط بانك به تداول داخلی افزودن و یا صرافان موجوده بلا موافقه بانکی روابط تداولی را با خارجه داشتن منفعت مند است ؟ آیا با این حالت بی اطلاعی از سیاست اقتصادی و نداشتن رهبر اقتصادی اصول آزادی سرمایه های خورد و ریزه کنونی مان فوائد کثیره تجارت آزاد را میتوان حاصل نمود . واز معاهده تجارتی دولتین علیین افغانستان و بریطانیا ی عظمی استفاده کرده میشود ؟ آیا يك ملت میتواند که در دنیای سیاست رقابت دول و در عرصه گاه مجادله و مجاهده ملل بلا رهبران اقتصادی حیات بسر برد ؟ خیر ! هیچ فردی و ملتی نمیتواند که بلا تعاون بزرگان علمای اقتصادی در دنیای اقتصاد زنده گانی کند . هيچ يك از دولی حتی دول معظمه امروزی دنیا با وجودیکه دارای کمیسیون فن اقتصادی مجلس اعیان ، کمیسیون انجمن اقتصادی وزارت و کمیسیون عالی حافظ اقتصاد ملی و غیره هیئت های متتبعه و مفتشه اقتصادی کثیر التعداد میباشند معذالك به استعداد هیئت علمیه اقتصادی مملکت دیگری محتاج بوده و معاونت فنی بزرگان فن اقتصاد را در تدوین احصائیه ملی و مملکتی ملتمس میشوند چنانچه کمیسیون پونک متخصص امريكا تا در یورپ نیامد کشتی اقتصاد بحران او روپا از تنگنای تهلکه خارج شده نتوانست . آری انقلابات مهمه دنیا همیشه دارای اقتصاد و با ترقی فکر بشر مراحل راطی نموده است . در عصر حاضر اثبات حیات و مهات ملل به کلمه اقتصاد منوط است . امروز هیچ ملتی نمیتواند که کشتی سعادت اقتصاد را بدون ملاح ترجمه از « پرلین تا گبلت » پاریس مسکو سلسله معاهدات جديد بي طرفي و عدم تعرض اگر روسیه در کنفرانس ترك تسليحات سلسله جدید معاهداتی را که در شرف انعقاد است ، به حيث يك سلاح قوي براي اثبات نظريه خود ومدافعه از آن استعمال نمايد ، نه يك امر سطحي ، بلكه اقدام بمنطق وصحيحي خواهد بود . اینان که سیاست خلع سلاح آن در نقاط متمادی از انحصار مثلا ملل رقابت بساحل نجات قریب کند . بالخلاصه ملت افغانستان نمیتواند که بجز از امداد هیئت فنی اقتصادی غایت العالی بحران اقتصادی و پریشانی اجتماعی خودش را در اصول گمرکات در مسکوکات و گمرکات خودش جستجو کند واصلاح نماید . بدیهی است تاهیئت متخصصین نباشند بکشودن عقده های مشکل سوالات لا ينحل فوق را فائق شدن محال است . اگر اولیای امور اقتصادی مان بجلب کمیسیون فنی يك دولتی هر چه زود تر مبادرت نفرماید بدیهی است که ملت و دولت روز بروز بمشکلات بزرگ اقتصادی دچار شده خواهد رفت . ( رحمان افغان )
صفحه ۴ (شماره ۴۱) مجلد پنجم مهم با سیاست خلع سلاح شوروي در يك خط روان است ، با زین مسئله البته خود مسند خواهد شد . بترویجه این قرار دادهاي جديد که براي يك عده بزرگ دول ـ روسیه ، فرانسه ، لهستان ، استلند ، فنلند ، لتوانی ـ علاوه بر تأمينات معنوي معاهدات کلنگ وليتويئوف تعهدات نویرا براي تأمين صلح تشييد می نماید ، بيك اندازه وسيغتري لزوم تسلیحات موجود تقلیل می شود . روسیه در ژنو با این براهین مبارزه خواهد کرد . اما کامیاب شدن آن مشكوك است . زیرا اگر چه این مثبت است که در حد پیش نهاد انعقاد معاهدات بیطرفي و عدم تعرض که پیش از پنج سال از طرف ما سکو به همه حکومات کرد شده بود ، خواهش پیش برد مفکورات ترك تسليحاتي بود ، باز هم اسباب محرکی که در ماه اگست سال گذشته (۱۹۳۱) سبب امضاي معاهده بین پاریس ومسکو ، و به تعقیب آن باعث مذاکرات ديگري شد ، كاملا رنگ ديگري داشت و بايك اندازه از طرف فرانسه بود . لهذا انعقاد این معاهدات از راه ديگري نیز دارای اهمیت میباشد . وطبعاً حصه اساسي این سلسله معاهدات را قرار داد بین دولت سويت وفرانسه تمثيل می کند . روسیه خواهش انعقاد این معاهده را به حیثیت یکی از تأمينات قوي بمقابل خطر مداخله ، که بنابر نظریه ماسکو از طرف دول غربي وجود دارد ، داشت ، براي فهم شدت این ارزوي تأمينات ، فرانسه را لازم است که آن حمله تشین را به خطر بیاورد که درین موضوع در محاکمات معروف مضرین اقتصادي در ما سکو خصوصاً بر خلاف دولت فوق الذکر شده بود . پاریس از دو سبب خون سردي نشان داده اولا اینکه سوء ظن حصه های بزرگت اهالی فرانسه نسبت به مملکت سویت ، هنوز که در پی یازده میلیار و نیمکه بزار روس قرض داده شده بود ما ئم میگردند ؛ يك مانع معنوی بود . ثانیاً حکومت فرانسه انعقاد این طور يك معاهده را مشروط به همین قسم قرار داد بين ماسكو ووار شو ساخته بود . شاید اتحاد شوروي خصوصاً در اوقات اخیر این را هم در نظر داشت که برای اجري دوره دوم نقشه پنج ساله خود ، فرانسه ، یعنی این قوه بزرگ طلا را ، به دادن قروض اعتباری مایل بسازد . این يك سببی است که اهمیت آن کمتر از خواهش آن مصئونیت نیست که حکومت روسیه برای ترقی وتکمیل روسیه که وامق بدون خطر مداخلات مانند زمان دنیکن لازم میداند . بنا بر این کرمله ( روسیه ) نه تنها اصولاً در مسئله قروض زار خود را حاضر مباحثات نشان داد ، بلکه از يك معاهده پرداخت قروض مطابق به نمونه های معروف برای ۶۲ سال هم سخن رانده شده . اما باعث میل فرانسوی ها ، که تقریباً پیش از يك سال وسه ماه شروع شد ، نه این تحریکات تشوقي ده بلکه قناعت از استحکام دولت سویت بود که روز بروز در تزائد است . ودانستند که افلا براي يك زمان طولانی ، مجبورند ، این دولت ( روسیه ) را به حيث يك جز ومهم درجه اول سياست بین المللی حساب کنند . ومطابق باین ، شروع به تبدیل وضعیت کردند . علاوه بران دیگر خواهشاتی هم بود که از امکانات تجارت با دولت سویت استفاده کنند . چه پیش از اینکه تعقیب سیاست گمرکی وقائی در انگلستان به اقتصاد فرانسه ضربه سختی وارد کند حکومت پاریس از تنزل موازنه تجارتي فرانسه مشوش بود . بنابر اشکالاتی که هم برای انگلستان وهم برای المان در تامین مالی تجارت با اتحاد شوروی رخ داده وميد هد يك موقع مساعد برای حصول يك زمينه نو در روسیه برای صادرات فرانسه رسید . صنايع فرانسه از پرتو ثمرات معاهده ورسای تکاملی حاصل کرد است وفرانسه را مقتدر می سازد که نه تنها تجارت اشیای تجملي زنانه واشیای پاریسی وشیمیائی بلکه تجارت آن اموالی که روسیه بان جداً محتاج است ، نیز بنماید . در اثر این همه ملاحظات جانین ( روسیه
( صفحه ٤ ) ( شماره ٤١ ) ( مجلد پنجم و فرانسه ) ، در اخیر ماه اگست سال ١٩٣١ يك قرار داد موقتى امضاء شد ، مشروط بر این که پیش از امضای قطعی آن ، ماسکو با وار شو ( لهستان ) موافقت نماید . و از قراریکه از زبان ستالین و مولو توف و دایکر منابع موثوقه شنیده میشود ، این موافقت هم نزديك است ( بين حکومت شوروی و حکومت لهستان درین نزدیکیها موافقت حاصل و معاهده امضاء گردید : مترجم . ) اما این هم معلوم است که موافقت مذکور ازین سبب حاصل خواهد شد که لهستان در اثر فشار از طرف پاریس از بسیاری خواهشات خود منصرف گردد . معاهده که ماسکو با پاریس عقد نموده و هم چنان معاهده که با وارشو امضاً خواهد نمود ، در نقاط مهم مطابق به معاهده برلین ۱۹۲٦ است که پیش از چند ماه تجدید گردید . در این معاهدات يك منشاً مهم و مطابقی ظاهر می شود که همه این قرار داد ها را از حيث اعضای يك سیستم یگانه سیاست صلح جویانه روسیه سویت معرفی میکند . خواهشاتی که لهستان از ان صرف نظر نموده ؛ از قرار ذیل است : - لهستان موفق نشد که روسیه علاوه بر تعهد بیطرفی در موقع تعرض بالای لهستان بدون قصور آن ، سر حدات لهستان را مخصوصاً سر حد غربی آنرا بمقابل المان تصدیق کند . یعنى يك لوکار نو شرقی غیر مستقیم وجود بیابد. حکومت وارشو به این کامیاب نشد که روسیه تصرف و مفاد تصدیق و بعضی قرارات راجع به فيصله هيأت منصفین یا مراجعت به مجمع ملل را قبول کند . علاوه بر این لهستان مجبور بود ، از يك تقاضای منصرف گردد ، که تا حال همیشه از طرف روسیه رد شده ، یعنى اينكه لهستان تنها به اتفاق دولت رومینا که متحد آن است و دول بالتیکی امضاً کرده می تواند . لترنیوف جداً بمقابل این ادعای لهستان راجع به این طوريك دول مهم آن مبارزه کرد . اما این را يك موافقت می توان گفت که با وجود این هم لتو ينوف به حکومت لهستان و عده کرده که در ، عین زمان با رومنیا ، استلند، فنلندهم عقد معاهدات بی طرفی و عدم تعرض خواهد کرد. با فنلند شروع مذاكرات شده با رومنیا که هیچ مناسبات سیاسی با روسیه ندارد ، حالا در شهر و اینا بين وزير مختار رومنيا و نماینده مختار روس ستو مونیا كوف مذاكرات شروع خواهد شد . این طور معلوم می شود که رومنیا هم در زیر فشار فرانسه کار میکند . چون بنا بر وضعیت حاضره اوروپا ، فرانسه بهتر شدن مناسبات خود را باروسیه مهم میداند ؟ ولهذا از احتیاج روسیه به قروض اعتباری استفاده می کند . زیرا ، آن مسئله که در تمام این معامله برای رو منیا از همه مهمتر است ، یعنی تصديق تصرف بس آرا بیا از طرف روسیه ، خارج مذاکرات می ماند . تنها جانبين تعهد می کنند که به حدود یکدیگر تعرض نکنند . شاید ضمناً راه فیصله هیئت منصفین را برای آینده باز بمانند . اما چنان بنظر می آید که حسنی برای شروع مناسبات عادی سیاسی هم امید زیاد نیست . و طبیعی است که این قسم يك معاهدات بالای شرق او رو پا فقط توجهات بين المللى است . تا اندازه که تا حال دیده میشود ، اثران عموماً خوب است . به استثنای پارتی های راست فرانسه ، عموماً عادی شدن مناسبات روسیه را با باقی او روپا مفید میدانند . و این نظریه هم اظهار میشود که هر قدر معاهدات بی طرفی و عدم تعرض زیاد شود همان قدر فائده برای دنیا میرسد . اما طوریکه گفته شد بسیار مشكوك است که این همه در مسئله ترك تسليحات يك نتیجه حقیقی بدهد . محسوس میشود که موقعیت بین المللی فرانسه محکم تر شده . برای المان از همه اولتر این سوال دارای اهمیت است که آیا این برای المان مضر ثابت میشود یا نه . اساساً نظر به ما چنین نیست که هر چیزی که برای فرانسه مفید باشد مجبوراً برای المان مضر ثابت میشود . این خوف مفهوم است که لهستان از سهولت شرقی خود برای فشار قویتر به طرف غرب استفاده خواهد کرد . اما تصور نمیشود ؛ فرانسه این طور يك تكا مل را که مجبوراً باعث ازدیاد نا آرامی او رو پا میشود ، مطابق منافع خود بداند . و يك حصه بزرگ
( صفحه ٥ ) ( شماره ٤١ ) مجلد پنجم سیاست لهستان در پاریس تعیین میشود ممکن که در اب در پای حسن هم از سهولاتی که بذریعه این معاهدات در مناسبات فرانسه بامتفقین شرقی آن پیش میاید ، خوش شوند . اینکه در اثر کامیابی سیاست فرانسه حتمی باید مناسبات المان وروسیه خرابتر شود از این مسئله ستالین در توضیحات خود که در « برابر تاگات» شایع شده ، انکار میکند . همین طور او جداً اطمینان داده که روسیه نه سرحد غربی لهستان را و نه سیستم ورسای را بذریعه امضای خود تصدیق کرده . برای ماهم تا حال هیچ یک سببی موجود نیست که راجع به کدام وضعیتی از طرف روسیه شکایت کنیم که بر خلاف ماده اول معاهده برلین که از مناسبات ومعاهده دوستانه راجع به همه مسائل مربوط بمانین ذکر میکند ، رو داده باشد . اگر اصل معاهدات مطابق به آن است که ستالین « نظریه خود » گفته برای ما هیچ جای پریشانی نیست . تشکیل موقعیت بین المللی المان حال هم مثل پیش مشروط به مفاهمه مستقیم بین فرانسه والمان است . بخوبی میتوان تصور کرد که بذريعه يك تكاملی که فرانسوی ها را از واهمه يك « اتحاد » بين المان وروسيه ازاد کند این مفاهمه آسانتر شود و نه مشکل تر. ( محمد طاهر ) اصول مسکوکات هند وستان - ٣ - کومسیون اصول ( گولد بولیون ستاندارد و سیستم ( نظام معیار طلای غیر مسكوك ) را نیز تفتیش کردند که اساس آن از تداول طلا در داخل مملکت اجتناب کردن و اصول معاوضه را در خارج مملكت اجرا نمودن است . حرکت معاوضه در عمل چنین است که برای مدیونین خارجه بمعوض تسلیم دادن پول سکه شده مقدار بزرگی خشت های طلا را در مقابل تعداد بزرگ تبادلات نوت بانك يا نك خارجه تسلیم دادن است . این اصول بدون قطع محاسبات استقراض و حمايه اعتبار خارجی نوت بانك مملکتی در دیگر مورد اجرا نمیگردد هکذا این رول در داخله مملكت استعمال نمیشود . همانا امروز باین اصول انگزیز و فرانسه حیات میکنند . چه این اصول نه در رغبت رقابت پیش میکند ، نه به مضرت اصول ( گولد ستاندارد ) دچار میسازد و نه بخطر ( گولد ایک سچائج ) گرفتار مینماید . و نه اسهام خارجیان را راجع به تموج و تنزل پول و انعکاس آن در اشیا آزاد میگذارد بل در همه باب تامینات را فراهم مینماید . چونکه کومیسیون بونك منافع آنرا بخوبی درک کرده بود ازین رو در راپورش این اصول را قبول کرد . بر علاوه به تشکیل بانك مرکزی ایمسیون بنام بانگ ( ریز يرو بانک آف انديا ) . ( بانگ پس انداز احتیاطی ) رایی داد تا این بانگ « تمام اعمال اهل ثروت ناطر بوده و اعتبار خارجی تجرى نوت بانك را ضمانت نماید . حقیقتاً این اصول بانفع ثابت شده است نه تنها برای حسن جریان رحیم مسکوکاتی بل این اصول ماشین بزرگ اعتبار بوده است . معذ لك در حقیقت از تاسيس بانك مرکزی فائده برای هندی حاصل نمیشود . بلی این تاسیس در بر اعظم زراعتی فوق الحد هند قصور وارد نموده است . یعنی در ایجاد اصول مذکور احتیاجات سرمایه را ترقی داده است آری در دنیا هیچ يك موسسات بروی کشایش انواع وجوهات پرداختی امکان پذیر نشده که محرز تسهيلات اصولی محصولاتی و ارزانی زراعتی شده و یا از مجاهدت فوق الحد مسائل اعتبارات اجتناب نموده باشند . والحاصل رنج جزوی در تمام عصر تاریخ از منافع بزرگی تصادم کرده وانسانها استفاده کرده نتوانسته اند . لذا كميسيون این اصول را برای پیشرفت اصول صرافی با صورت خوب تطبیق کردند .
صفحه ۶ شماره ۴۱ مجلد پنجم اصلاحات مسکوکاتی صرافان در مجلس مقننه هند حکومت هند تجویزات کمسیون یو تک را قبول کرده آقای سیر بازیل بلاکیت مستشار مالیه هند یک پروزه قانون تصدیق تاسیسات ( گولد بولیون ستاندزد ) را بنابر رواج یک شلنگ وشش پنس معادل یک روپی باساس تشکیل ( ریز رو بانک آف اندیا ) ترتیب کرده . مگر پروزه سیر بازیل بلاکیت تخوف پذیر قدیتی آنرا تمیز نکرد . این پروزه بانکی ومسکوکاتی وی درمیان هندی یان که همیشه تبایش میکند و بنابر سوء ظنی که آنان از پروزه های حسی بریتانیا یافته و آزرده هستند اسباب تولید اختلاف شدید نموده . هندیان خواهش کردند که بعوض بانک مرکزی خصوصی بانک دولتی دایر شود و ناظر آن دولت و یا بانک و یا کمسیون فنی باشند . نظر بمقاومت هندیان که بادلالان کابه کرده توانستند سیر بازیل بلاکیت پروزه خود را که مراد از تاسیس بانک بهمان نام باشد واپس گرفت . برعلاوه پارتی هندی راجع به تعیین ريج يك شلك وشش پنس اختلاف شدید نموده آنها دعوی استحقاق نمودند که بایستی ریج مذکور بروی صناعت انگلیسی گذاشته شود زیرا رقابت صناعت انگریزی به نسبت صناعت هندی بلند تر است . هندیان ریج پیش از جنك كه يك شلنگ و چهار پنس باشد خواهش داشتند . خلاصه در مجادله زحمت چون اما ساً حکومت فوق تر بود ريج يك شلنك و چهار پنس در حدود اقلیت واقع شده طوریکه برای استقرار يك شلنك وشش پنس تهیه گرفته شده بود در بازار عمل تأثیر بخش گردید . آینده مسکوکات هند انگیلز مجاهدت اول رفتن بمیدان شطرنج را عادت ندارد . انگلیس میداند ومدا ومت خودش را دزان کرده میتواند وشاید محقق باشد که انگلیس نظر به اختلاف هندیان حق حیات را خواهد داشت و شاید از سعی وعمل بالتحمل ورفتار آهسته خودش استفاده خواهد کرد . اما خير ! موقعیتش هرگز نمایان نخواهد شد . اگر چه دولت بهیه بریتانیا درین ایجاد انتظام بانکی و مسکوکاتی کارتوانسته ومنابع منفعت و استفاده کردن از هندیان را بخوبی می فهمد اما مسئله استقرار رو پی حل و فصل نخواهد شد تا زمانیکه هند پیروی قواعد تطبيقاتي يك خزينه مكني طلا را که حمایت معاونت حقيقي هند را کرده میتواند دائر ننماید . در حالت حاضر و در میان این اصول روپی جز يك فلزی نیست البته قيمت اصلیه اش میتواند بدون موانع بجایش باقی باشد از ارتقای قیمت هيچ يك مشكلاتی در فاز نقره ظاهر نخواهد شد . اقسام اصول های انتظام مبادلات مانند ( گولد ایکسچانج ستاندزد ) معاوضه با مسكوك طلا و يا ( گولد بولیون ستاندزد ) معاوضه با خشت طلا تماماً بغرض جريان و حفاظت خزينه فلز طلا و اسهام است . و این خزینه برای اینکه پول ملی عملا به بنیاد طلا بکار شود مبی شده است بناءاً علیه این تشریح کفایت می کند برای کسانیکه کشاکش و بسط میدهند و یا مقاوله تداول مسکوکاتی را نقد مینمایند . این تشریح کفایت می کند برای ذواتیکه اعتماد مینمایند و یا کسانیکه مسئول یا لسک آزاد مر کزی و یا مسئول اقتدار ملی میباشند . این تشریح کفایت میکند برای کسانیکه جنس فلز طلا را متعاقب هستند اما بشرطیکه در میان حالت شاذ ونادر واقع بوده ، ویا در کتاب المهجرت طلا خوانده ، در موسم های مختلف طلا زندء گی کرده و یا اوقات طولانی را درین زمینه سپری کرده باشد . شاید این خزینه به استقراض خارجی متشکل گردد ، و یا شاید این خزینه تدر بجاً به سیاست بانکی و یا بروی استعداد تجارت صادراتی دائر شود و یا بروی سیاست مالیاتی مساعدت پس انداز ملت تاسیس شود . چه هند قبل از جنگ
صفحه ۷ (شماره ۴۱) (مجلد پنجم) قسمت علمی : ترجمه از جرائد خارجی : مار بزرگ بحری (۲) حکایه کاپیتان ها رنگتون ، سبب تولید مذاکرات ومباحثات بین جمعیت هاي علما ومحله هاي علمي ومطبوعات عمومي ، خصوصاً انگلستان گردید . اکثر مردم این حکایه را افسانه وخيالي مي پنداشتند . قبل از ها رینگتون نیز در سال ۱۸۴۶ دبوپل يکي از مامورين يك اخبار بزرگ امر يکائي که با هیئت بر خلاف مار بحري که در آن وقت يکي از كشتيهاي صيد نهنگ به نزديك جزيره نانتوکیت دیده بود . اشتراک نموده مینویسد : حیوان مذکور بسیار زود نمودار گردید . او بسیار شباهت با يك افعي بسيار بزرگي داشت لاکن حصه وسطي بدن او بسیار فراخ وپرهاي شناوري او بسیار دراز بود . وقتیكه قير توپ وتفنگ نمود، شد ، حیوان مذکور غوطه خورده غائب گردید . ۱۲ سپتمبر سال ١٨٦٦ يکي ازروزنامه هاي سنگاپور در مقاله که از ژورنال يکي از کشتي هاي باد باني انگليسي که از اوستر اليامي آمده استخراج و نشر نمود، بود ، مي نويسد : مسافرين كشتي مذكور حکایه میکنند ، که دفعتاً كشتي ما شروع بيك حركت زلزله مانندي نمود ، بآنكه در تحت اثر کدام عمليات قواي تحت البحري آمده باشد . کاپیتان کشتی يك ما ربسيار بزرگي را دید که با دهن خود دگل پیشروي كشتي را گرفته حركت مي دهد . سر او ۲۰ فوت از سطح آب بلند بود ودم حین حرکت بطرف نهنگ بادم خود ضربت بسیار سختي بكشتي زد که تار پیشروي کشتی شکست . کاپیتان « پاولینا » كشتي انگليسي ٨ جولا ئي سال ١٨٧٦ قريب ساحل هاي بر از یل ما ر بسیار بزرگی را دید که بر سه نهنگ عنبر حمله آورده و يکي از آنها را به دهن خود گرفته به آب فرو رفت . شام دهم اگست سال ۱۸۸۱ مسافرین جهاز انگلیسی « دن » يك حيوان عجيب الخلقتي را که به ما ر شباهت داشت دیدند شارل زینار ، يكي ازجمله مسافرين ، توا نست مار مذکور را رسم نماید ،چنانچه رسم حیوان عجیب الخلقت بعد ازان در روزنامه هاي انگليسي نيز ظاهر گردید . رو یت مار مذکور چنانچه در روز نامه نشان داده شده و در زمان جنگ از حد افزون ثروت از نقساتی از قبیل خزینه طلا و اسباهی داشت . اما شایان تاسف است که از همان حالت شاذ ونادر خود استفاده کرده نتوانستند وبنا بر تشكيل وجسيم مخرج مسکوکاتی خود وبنا بر تعمیم اساس فلزی خود بصورت مبسوط تری آهسته آهسته مسکوکات نقره را ازاله کرده نتوانست . خلاصه در جریان سال بعد از جنگ در زمینه پس اندازی خیلی مشکلات عیان خواهد شد . انتهــا ( روحمان افغان ) او از دبا له كشتي ديده ميشد : مار مذکور تقریباً ۲۰۰ فوت ( ٩٠ ميتر ) طول داشت ، يال بسيار درازي از موهاي سياه يك شاخ هم بر پوز خود ، چشمها ي بسيار بزرگ و درخشنده داشت ، درازي فك او ۸ فوت بود . بحر به اطراف ما مي جوشید و پارچه هاي شكسته كشتي بحر طرف مي پريد . مار مذكور پارچه ها ي کشتي را زير دندانهاي خود خورد کرده مي بلعيد ومي غرید . به مسافه تقريباً يك ميل يك نهنگ عنبر بسيار بزرگي را ديد، به مثل غرق خود را بجانب او پرتاب نمود ، ودر است حقیقتاً خيلي مدهش و مخوف است . ملاحين نظامي ، کاپیتان مين وده نفر افسر های کشتی « بهار » ۲٤ فروری سال ۱۱۹۸ . یک مسافه بسیار کمی از کشتی دوحیوان را دیدند که ۳۰ متر طول و ۳۰ متر قطر داشتند ، حیوانهای مذکور نه به نهنگ عنبر شباهت داشتند بلکه بسیار مشابه به افعی های افسانه های زمان سابق بودند . راجع به این مسئله را پورت نیز دادند . در عصر بیستم حکایه های مار بحری زیاده تر مکرر میشود . در زمان حاضر ، حیوان عجیب الخلقت خرافی، بر خلاف
صفحه ۸ ( شماره ٤١ ) مجلد پنجم هیرو ها واشخاص خرافی دیگر ، حقیقت پیدا کرده میرود ، آیا ممکن است حالا نیز تصدیق نه نمود . « لی اوست » کاندیر جهاز جنگی « دیسیدی » از ( دسته جهاوات جنگی شرق اقصی فرانسه ) در سال ۱۹۰٤ را پورت رسمی راجع به مار بحری برای رئیس خود فرستاد . در را پورت خود میگوید : « که ۲٥ فروری در بندر آلونك با حیوان عجیب الخلقتی مصادف آمده است که شباهت زیادی به مار بحری که در سال های ۱۸۹۷ و ۱۸۹۸ در همین حدود دیده شده بود ، داشت . حیوان مذکور بدن خود را از آب بيك صورت وجاهی بلند می نمود : طول او تقریباً ۳۰ متر وقطر آن ٤ یا ٥ متر بود . او را از مسافهٔ ۱٥۰ متر دید اند . اوهیچ شباهتی به ماهی یونس نداشت . زنهٔ او رنگ قله های کوه های ساحلی و یا سنك پشت را داشت : پوست سیاه با داغهای زرد از فلس پوشیده شده . سر بسیار بزرگ تقریباً ۸۰ سانتیم متر از حیوان مذکور در زمان نفس کشیدن دو فواره آب بلند می شد . حیوان عجیب الخلقت مذکور بسرعت ۸ میل بحری در يك ساعت حرکت مینمود وبحر باطراف او به بسیار شدت موج میزد . کشتی « وال هالا » در سال ۱۹۰٥ در سواحل برازیل بايك مار بحری که قریب ۷۰ فوت طول داشت ملاقی گردید هوا صاف وآرام بود ، مار مذکور به بسیار خوبی دیده میشد . بعد از برگشتن کشتی مذکور به انگلستان ، حکایهٔ حیوان عجیب الخلقت بالصور او در یکی از روز نامه های لندن نشر گردید . خصوصاً حکایهٔ مار بحری ، که در زمان جنك عمومی یعنی در سال ۱۹۱۷ از طرف « هیلاری » کرو وازور انگلیسی بقریب سواحل ایسلاند دیده شده بود ، شایان دقت است . این واضح است که اهالیان کرو وازور مذکور زیاده تر بفکر تحت البحرهای جرمنی بودند . نسبت به مار بحری با وجود اين يك صباحی بیصدا ، قریبی از کشتی عوض پرسکوب « دور بین تحت البحرى » مار بحری ظاهر گردید سر مار مذکور که بزرگتر از سر گاو بود بخوبی دیده میشد ، درازی گردن او قریب ۲۰ فوت ، پر شنا وری دم او که به مثل نهنگ بود ، بسیار دور از بین آب معلوم میشد . این را پورت ، اطلاعات سابق راجع به مار های بزرگ بحری را بیاد میدهد . کپتان جهاز مذکور که کمتر علاقه به علم الحیوانات داشت ، امر نمود تا حیوان مذکور را با توپ بزنند یکی از گلوله ها بهدف راست آمد ، و حیوان مذکور پیچ و تاب سختی خورده بعد ازان خود را جمع نموده به آب فرو رفت . همان روز کرو وازور « هیلاری » از طرف تحت البحری دشمن غرق گردید لا کن عمله کشتی مذکور نجات ، وقصه مار بحری در را پورت رسمی کپتان کشتی اشاعه یافت . در سالهای اخیر افسانه مار بزرگ بحری زیاده تر مکرر میشود . مار مذکور را در سالهای ۱۹۲۰ ، ۱۹۲۱ و ۱۹۲۲ در بحر اتلانتيك ، در خط استوا و در سواحل انگلستان دیده اند . حتی چندی قبل حیوان عجیب الخلقت مذکور در دهانه نهر مسس سس دیده شده است . در قصه های راجع به مار بحری بی شك چیز های « قاری ( خیالی ) و مبالغه های زیادی موجود است . لا کن این هم مشکل است که تمام این قصه ها را فنتازی و مبالغه تصور نمائیم . تقریباً هیچ سالی نمیگذرد ، که بحر نوردیکا از مسافرت اقسام بحر ها مراجعت می نمایند قصهٔ راجع به مار بحری که دیده اند ، ننمایند گاهی راجع به ماری حکایت میکنند که دو دفعه بگرد ماهی یونس پیچیده بود گاهی ماری را دیده اند که سر خود را که قریب ۲۰ متر طول داشت از آب کشیده بود ، درین حالت تمام طول مار مذکور باید ۱۳۰ متر باشد . اگرچه این بیانات ظاهراً بر مبالغه وخرافات محمول میشوند ، لا کن جمیع این تفصیلات راجع به عجیب الخلقت مذکور ، شهادت بحقیقت آن میدهد يك سلسله کاشفین میگویند که حیوان عجیب الخلقت مذکور « بمثل مار بحری » حقیقتاً وجود دارد . پروفیسور یودد ، تمام این چیز ها را تقریباً حقیقت میداند ومیگوید که بحر در اعماق خود حیوانات زیادی را که تا الحال کمتر کشف شده است وبسیار
( مجلد پنجم ) ( شماره ٤١ ) ( صحفه ٩ ) بروی آب می بر آیند ، پنهان میدارد : اینها مار های حقیقی ، یا ماهی های عجیب الخلقت و یا از نسلهای حیوانات زاحف بزرگی که در عصر های سابق می زیستند ( و بها بتوسط حفريات معلوم شده است ) باید باشند ، و حالا وضعیت مار بحری را گرفته اند . و قیات بیانشان داده است که در اکثر یه اراضی غیر مشهور و مکشوف ، اعضای حیوانات زنده که ما قبلا بوسیله حفریات از ان ها اطلاع داشتیم و تقریباً يك مليون سال قبل گذشته بودند . یافته شده است در بین حیوانات زاحف بسیار بزرگ دوره دوم چلپاسه موجود بود که تقريباً شكل مار را داشت . آیا این ممکن نیست كه يك گونه از انها نسبت به نسل خود نشو و ارتقا یافته و محافظه شده باشد ؟ و هم ممکن است که اقسام « مار های بحری » موجود باشد . و هم موجودیت حیوانات زاحف يا حيوانات ذو معیشتین که به مثل بعض از اقسام ماهیائیکه در خشکه زنده گی می مینمایند بسیار دیر در زیر آب می ماند ، ممکن است. بومیان امریکای جنوبی قصه میکنند که در بعضی چاه های امریکای جنوبی حيوان بسیار بزرگی که فورم حیوان زاحف را دارد و به اسم « میناو کا او » مشهور است . وجود دارد : حیوان مذکور ، گویا ٥٠ متر طول و ٥ متر عرض دارد ، وبايك جوشن استخوانی پوشیده شده است حیوان مذکور درخت های بسیار بزرگ را سر نگون میسازد و مجرای آب را میگرداند . گاهی نیز او را در چمن زار ها دیده اند و گاهی خود حیوان مذکور را دیده اند که دو شاخ نیز دارد و پوز او مانند پوز خوك است . حیوان مذکور همیشه بعد از باران در غار های کوه ها یا در آب و یا در چمن زار ها ظاهر میشود فرئيس مؤسير چر دن ، عالم حیوانات وجود « مینو کا او » را غیر ممکن میداند آیا ممکن نیست این هم از جمله حیوانات زاحف قبل از طوفان باشد ، که بسبب زنده گای تحت الارضى خود محفوظ مانده است ؟ آیا بین این حیوانات عجيب الخلقت ومار های بحری مناسبتی نخواهد بود ؟ بقرار بیان او دانیاسو عالم طبیعی هالندی مار بزرگ بحری – مار نیست ، بلکه یکی از حیوانات پستاندار ، است که به فورم و طرز خود چلپاسه قبل از طوفان را بیاد میدهد ، خودش در بین پستاندارهای بحری به مثل زرافه است در بین پستاندار های بری . بر خلاف این پروفیسور ليون وای آن هیچ شك و شبهه در باب ماری بحری ندارد . اوئان کولد در کتاب آخری خود می نویسد ، که تقریباً سه قسم مار بحری وجود دارد : سگ آبی خیلی بزرگ با گردن بسیار دراز ، حیوانی بسیار بزرگی سنگ پشت مانند ، و يك حیوانی مانند چلپاسه ، ممکن است حیوان مذکور الى قبيل از طوفان زنده گانی می کرد . وفات جناب محمد یعقوبخان والی کابل که از مريضى ومعالجه او در شماره ٤٠ انيس خبر داده بودیم ، دیروز یکشنبه ١٦ حوت طرف ظهر حیات فانی را بدرود گفتند . انا لله و انا اليه را جعون اداره : - از وفات جناب شان ظهار تأسف نموده و به باز ماندگان شان تسلیت مینماید . ( تفصیلات در آینده ) پروفیسور رول ، راجع به مسخ مار ماهیائیکه از بحر به نهر سكوج کرده و از آن جا وا پس به بحر رفته بالكل غايب شده اند ، بیان میدارد آیا همین مار ماهیان در اعماق بحر يك اندازه بزرگی را بخود نمی گیرند و تبدیل يك حيوان عجيب الخلقت خیلی بزرگی که تا حالا بنما معلوم نیست و در اعماق بحر زنده گانی میکنند ، نمیگردد ؟ بحر در اعماق خود هنوز بسیار اسرار های عجیبی را پنهان میدارد . باید قبول کرد که «مارهای بزرگ بحری» وجود دارد ، فقط چیزیکه میماند این است که آیا آن « مار ها » بكدام اندازه هستند . . . احمد رحمانی
( شماره ٤١ ) مجلة سح از جراید المان از هر طرف احساسات وطن خواهی معلمین ومحصلین المان توسط اتحادیه محصلین المان ، به مناسبت کانفرانس ترك تسليحات ، يك مظاهره مهیجی از طرف پروفيسر ها و متعلمين دار الفنون شار لوئن بورگ برلین اجری گردید . مظاهرین به تعداد زیاد حاضر بودند و داکتر نو بین اعلانیه مؤثر که پرو فیسر ها و محصلین را ایراد نموده گفت : - ه بنابر اندیشه آتیه ملت ، معلمین وا تحاديه تلاميذ دار الفنون برلین ، متحداً ومتفقاً نارضائی خود را راجع به اجبار جدید به ملت المان اظهار می نماید و نیز با انها ئیکه در کنفرانس آینده میخواهند جدیداً استفاده کنند و زنجیر های ورسای را محکم تر نموده ، ملت المان را با تمام تقصیر جنگ اسیر خود نگاهدارند اعتراض نموده و از خود دفاع می کنیم و خواهشمند یم که بی حقوقی و بی شرفی اجباری ملت المان انجام یابد . معلوم است که دیگر اقوام دنیا از ده سال باینطرف در اسلحه خود افزوده اند لهذا میخواهیم که همان وظیفه را که در معاهده ورسای بدوش خود گرفته اند ایفا نمایند یعنی خلع سلاح نمایند . علاوتاً باید بنابر مسئولیت ملی خود مستحق يك عسکر کافی باشیم . واگر کنفرانس ترك تسليمات حقوق وشرف خبر هاي خارجي رویتر چین و ژاپون خيال پيش قدمي ژاپون شانگهای - ٢٦ فروری - وضعیت قسمت چابی وكی انك وان بحال سابق است . ژاپنی ها در تمام شب بر ان قسمت چاپی که در تصرف جاپان بود بمبارد داشتند . مگر امروز صبح زمانیکه توپ خانه وماشین گن های جاپان به عملیات شروع نمودند ، خاموش شد . جاپان به سعی مزید شروع نموده است که كيانك وان را متصرف گردیده چینی ها را بطرف تا سانك به عقب نشستن مجبور سازند تا آنگه خطوط حربی چین را که در جاپای است محاصره کند . ملت المان را پامال نمودن بخواهد جداً تردید میکنيم . زيرا ملت المان وجداناً نزد نسل موجوده و آینده مسئول می باشد . د تمدين وتدارك تربیه جوانان برای حفاظت وطن ، را که دیگر اقوام وظیفه اشرف ملی خود میدانند ، و برای المان ممنوع قرار مید هند ، في الحقیقت برای ملت المان توهین و تحقیر است . المان باید پاینده باشد اگر چه موجوديت آن سبب مرگ ما گردد.» تعداد تلفات جانبين شانگهای - فرقه های اول و یازده هم جا پان امروز وارد شانگهای میشود ، از مراکز جا پانی عده تلفات جا پانی ها در محاربه دیروزه کیانگ وان ، افی نشان داده می شود ، وتخميناً چار صد نفر مقتولین چینی در میدان محاربه یافته شده اند . هنگچورا خراب کردند شانگهای ۲۷ فرو ری ـ وضعیت کیانگ وان نسبتاً سکون نشان میدهد مگر طیارات جاپانی بر فراز هنگچو که يك جای خیلی خوش نما و به فاصله صد میل بطرف جنوب شانگهای واقع است پرواز نموده است و بر میدان طیاره آنجا بمباردی نمودند . ويك قسمت شهر را در دادند . قرار را پورت جاپانی ها ، هنگچو را خراب نموده و پنج طیاره را بیکار ساخته و دو طیاره چینی را که مدافعه می نمودند بر زمین افکنده اند . جاپانیان هنوز عسكر مي فرستند تا حالیکه از جاپان هیچ تقویت نرسیده است ، اشخاص بیننده بدان میدارند که هر كشتی حمل ونقل جیا خانه که در هر دو روز يك مرتبه میرسد با خود افراد آورده برقوه جاپانی ها می افزاید . *** قرار اطلاع آخرين يك قول اردوی مکمل جاپانی بزودی در میدان شانگهای
صفحه ۱۹ ( شماره ٤١) مجلد پنجم عرض وجود خواهد نمود . ودو فرقه کیانگ وان اخراج نموده قریه مذکور تاس دیگر امروز شنبه به فرود آمدن شروع را کاملاً به تصرف در آورده ایم . مقاومت چینی ها خواهند نمود . در جاپان سه فرقه دیگر *** را نیز تهیه نموده می روند . دسته های يك صد کشتی جاپانی که منجله ٤٠ آن مسکو ٢٦ فروری : از شانگهای اطلاع میدهند که صرف مزید طیارات جهت تقویت حربیست در شانگهای موجود میباشد . نظر از بمبارد مان شدید توپخانه وطیاره دو صد طیاره که قبلاً در انجا وجود قرار را پورت واصله به عسکر چینی جاپانی ها نتوانستند استحکامات چین را دارند ، روانه شده اند . اظهار عقیده نیز از نانکینگ دو فرقه تقویات رسیده است . تصرف بنماید بمباردمان استحکامات وزون نموده می شود که منطقه تخریب توسیع نموده و به عساکر چینی مجازات مخوف توکیو ـ دوایر حربی جاپان تهیه می مداومت دارد وجاپانی ها نتوانستند پیش قدمی بکنند . داده خواهد شد . بینند که قوه هوائی و بحری را برای سر کوبی مقامات دور دست چین استعمال مقاومت کامیابانه قشون چین در تمام مصارف جاپان نمایند تا از ازدیاد عساکر چینی در شانگهای مملکت جوش وخروش وطن پرستی توكيو ـ كابينه صرف دو مليون سٹر جلوگیری کنند . را ایجاد کرده است . لنگ مزید را در مناقشه شانگهای الی هدایت وزارت خارجه بایكوت مال التجاره جاپانی در هر جا ۳۱ مارچ منظور نموده است . و تخمین وزارت خارجه جاپان به قوماندانان بعمل می آید ومال التجاره جاپانی را نموده شده است . که تا زمان باز خواستن شانگهای و نماینده جاپان در جنوا هدایت حریق میکنند . عساكر تقریباً در هر ماه يك مليون سٹر داده است که در وقت مناست ابلاغ ویراني كتابخانه وعمرانات چين لنگ صرف نموده خواهد شد . نمایند : در صورتیکه چینی ها به صورت از هانکهای اطلاع رسیده است که ملاقات سفرای دول با وزیر خارجه معقولی میل خود را به باز خواستن از طرف حکومت جاپانی فرقه های ۱۱ و عساکر خود از منطقه مقرره ۲۰ توکيو ـ سفرای کبیر فرانسه برطانيا ۱۴ قشون جاپانی در این هفته به شنگهای كيلومتر مسافت ابراز کنند ، جاپان روانه شدند از شروع عملیات حربی امريك ، و ايطاليه مقیمه توکیو باشی حاضر خواهد بود مجادلات شانگهای از طرف قشون جاپانی تا این وقت اکثر زاوا را ملاقات کردند که جاپان خیل را موقوف سازد ونیز تعهد مینماید که سعی نماید عملیات عسکری خود را که در عساکر خود را بعد از عودت عساکر مقامات تمدنی ویران شدند ودر آن جمله کتابخانه مشهور شرق که بیشتر از يك شانگهای اجری نمود نیست خارج از چینی تا يك فاصله عقب بکشد . سرحد مسكونه بين المللی اجری دارد . ميليون جلد كتاب داشت و دارالفنون قانونی شنگهای و دار الفنون جره تی مجمع ملل جاپانی ها دعوي كاميابي مي كنند جنوا ـ جاپان به مجمع ملل مكتوب وچين ومكتب بحری در وزون ویران شانگهای ۲۸ فروری ـ جاپان دعوی مبهم فرستاده است . و امید میرود شدند ـ خساره که بعمل آمده است کامیابی مهم را نموده می گوید که بعد از مکتوب مزبور بزودی راه را برای معطل بیشتر از ( ٢٥ ) میلیون دلار درحساب بمباردمان شدیدی چینی ها را از قریه ساختن مناقشات شانگهای باز بسازد . می آید ـ .
صفحه ١٢ ( شماره ٢١ ) مجلد پنجم نظام نامه مانچوري از مکدن اطلاع رسیده است که نظام نامه اساسی مانچو ریای نونشرایع شده است و این اساس نامه شباهت زيادی به اساسنامه دولت جاپان دارد . حریق شنگهای ٢٧ فروری از شنگهای اطلاع میدهند که روز سیوم است هجوم قشون جاپان بطرف استحکا مات چین مداومت دارد و جنگ های شدید جاری هستند . چپی ( حصه چین شنگهای ) وهـا نیگپو ( حصه شهر مضامن خارجی شانگهای ) در حریق هستند ومحله ها ئیکه تا هنور با بمبارد مان ویران نشدند در آتش هستند هر دو طرف تلفات زیاد دادند . جها زات بحری جاپانی بمبارد مان استحكامات وژون میکنند و طیاره های جنگی جاپانی بم ها در حصه چین اژتن می اندازند . جاپانی ها حمله های شدید برای تصرف استيشن شمالی مینمایند . در همین وقت از طرف جاپانی ها وصول نهايت قتل وحشت گری به نسبت اهـالی چین در نزاید است و هم خانهای چینی ها را تلاشی کرده اگر در نتیجه چیزی اشخاص مساح هم نمی یابند عموم ساکنین خـانهـا را به قتل میرسانند قشون چین مقاومت با مجدی میکنند در بعضی جاها از طرف خود حمله میبرند وحصه هاي قول اردوي ١٩ چین استحکامات جاپانی را درد" زفي دآند تصرف کرد" پیش قدمي نمو دند بعض تیراند ازهان چین در خانهای د" قامات جاگرفته به جاپاني ها تلفات زيادي رساندند روز سيوم حمله عمومي قشون جاپا ني هیچ گونه نتایج نه بخشید و تمام هجوم هاي جاپاني از طرف چيني ها که استحکامات سابقه خود را نگاه میدا زند مدافعه شد - سر کرده قشون چین در شنگهای جنرال ضتین شاي به نما ینده گان جرايد و در آن جمله به نماینده تا یس اظهار کرد ـ مبا رزه در شنگهای يك مبارزه" از براي حيات جمهوریت چین است وقشون چین ما انـند قشون جاپان ازین ها و اطفال مبارزه نمیکند ـ مبارزه بعد از فتح جاپانی در شنگهاي امکان مداومت خواهد داشت - حکومت نانکین براي تقویت قشون خود در شنگهاي ۳۰ هزا رسپاهي فرستاد . بشتابید کورس انگليسي که سابقاً وعده داده بودیم ، بساعت ٢ و ه ٤ بعد از ظهر بمعلمي آقاي « ابراهيم خان » سر ترجمان وزارت خارجه « بقرائت خانه نور » شروع مي شود . هكذا كورس فارسي ازساعت ٤ الي ٥ بمعلمي آقاي سرور گويا عضو انجمن ادبي که يکي از نويسنده گان متتبع مان است آغاز وافتتاح خواهد گردید . شايقين وطالبين بشتابید که اسامي شما طليعه داوطلبان اتي در دفتر « قرائت خانه نور » قرار گرفته وازمنافع تحصيلات خود بهره ور گردید . كتابخانه نور محل فروش ومطالعه همه نوع كتب ورما لهاي فارسي فرانسه ، انگليسي ، اردو عربی ، ترکی میباشد . كتبیکه جدیداً بتهيه آنها موفق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه نور همه نوع جرايد ومجلات داخلی وخارجی برای مطالعه موجود است .
( صفحه ۱۳ ) ( شماره ٤١ ) مجلد پنجم ترجمه : رحمان افغان ۳ مؤلف : رفاتن زار اضطرار جامعه بشریت رسیده ها با دچار انقضای مدت شده است . رهبر اهل ثروت احتياجات دولت براي بنياد قسمت اول واسطه قوه مالیه ظهور پول کاغذی پول کاغذي در نتیجه اگر مشاهده کنیم پول کاغذي از احتیاجات خزینه ملی خارج است اما تعیین شده است ) و درین یا اینکه نوت پول كاغذيرك فكار ملی است هیچ گاه بانک فوق الحد منتشر خواهد شد ممكن نیست از پیش نظر ما گم شود زیرا یا خلاصه دانستن این مسئله ضرور که درباره پول کاغذی طبع زیاد کرده شده است . است : کدام وقت در تأثیر رجیم که ما از ان بحث میکنیم باقی خواهد ماند برای ارتقای تداول و سهولت تداولات قبول شده زیرا بمناسبت اینکه ادای دین یا فلز حائز خیلی مشکلات است . لهذا در ذمه همت حکومت است که صورت جریان وی را از خرابی و ویرانی نگاهداشته و با اقدار مسکوکاتی خوب نری از اعتبارش کاسته نمیشود و نه اساس آن بر داشته میشود چرا که پول کاغذي و در تحت فضیات کدام دولت یا تمق مصنوع شود آیا تنها بواسطه يك امضا موقعیت آنرا نگاهدارد . زیرا اگر پول کاغذي بصورت معکوس در حقیقت اعتبار جنس فلز طلا و نقره را در میدان تداول داخل میسازد . کننده و یا بواسطه بانک ایمیسون که برای آن امتیاز یافته باشد و دارای فلز ظاهر شود بدیهی است اهالی خواهان اعتبار پول کاغذی میشود یعنی پول فلزی اگر خیال کرده شود که این قابلیت مبادله فرضاً معطل گشته وقانون در آن است تخصیص شدنش درست است؟ اگر قاعده مذکوره واقعاً خاصیت بی خود را مطالبه میکند در ین صورتیکه پول فلزی بدست افراد ملت تقسیم شود البته واحد اهالی را مجبور بسازد که بعوض اعتبار فلز خویش پول کاغذی را بستانند دوام را پیدا کند و یا بواسطه بحران طبی در آینده تداول پول كاغذي مشكلات درین صورت باید دانست که در میان تداول نوت و فلز فرقی موجود نیست وتفكر بصورت قوری محو شده یا اینکه بواسطه اصلی یا بصورت اجتماعی برگشت سریع زیادی تولید میگردد . اگر از آغاز و مبدأ تداول پول کرده شود چرا که مقیاس اقدار پول فلزی را متساوياً به نوت بخشیده ودر حقیقت اعتبار نامه به پول کاغذي تبديل گردیده است و پول كاغذي حائز اعتبار عیان گردد . بهمه حال اعتبار مردم از قیمت نوت تبدیل نمیشود و این پول کاغذ بدون مشكلات با مساوی جنس فلزات متداول خواهد بود . چنانچه درسته کاغذی الی یومنا جنین فكر شود كه در تداول ، پول کاغذی زیاد گذشته شده باشد و این امر خیلی قابل اهمیت خواهد شده خیر چنین نیست زیرا هر يك از بن فلز است . ۱۸۷۰ همین معامله بوقوع پیوست ونوت بانک فرانس بدون کسر معنوی ومالی دو علم مربوط با همدیگر اند یعنی پول کاغذی مربوط با پول فلزی و پول فلزی چونکه نتیجه تبدیل مشکل فرقی مورت دیگر هیچ نقصان در قیمتش عائد نشد حامی پول کاغذی است . مسئله ای شده است بعضی چنین احتمال میکنند راجع بسوال دوام رجم الحالي در زمان ۱۸۷۲ حکومت در روی بانک به ادای دین شروع کرد هر قدریکه تداولات پول کاغذی زیاد شود به یی پول کاغذی زیاد شود در حین بشطر ( چطور نام و تحت کدام اصول بالاخره کسی که بامید واری ابطال ومان ادای دین بهمان مذکوره پول فلزی
صفحه ١٤ شماره ٤١ مجلد پنجم محاسبات قطع و فیصله میشود . باید ملتفت بود غیر ممکن است که اعتبار پول کاغذی بجای پول فلزی ثبات گردد . كذلك خیلی مشکل است که پول اول ( پول فلز ) به نسبت پول دویم ( پول کاغذی ) زیاد تدارك شود لهذا بدين مناسبت هیچگاه قیمت پول کاغذی از پول فلزی آزاد شده نمیتواند، و پول اول به نسبت پول دویم خیلی با اهمیت وبا قدرت است . مثانیکه تداول بین فرانسه در زمان و بعد از جنك بين المللی شش چند ترقی کرده یعنی سرمایه فرانسه در ماه اگست ١٩١٤ به شش ملیارد فرانك میرسید اما در ماه نوامبر ۱۹۲۰ به سی و ٩ ملیارد بالغ شد گویا سبب آن كسر نوت است كسرنوت بانك فرانسه در اول ژانویه ١٩٢٦ به پنجاه ويك ملیار رسید اما خزینه، داراى همان اعتبار شش ملیارد فرانك بودبارى پول کاغذی باعتبار همان پول فلزی در مملکت متداول میباشد . کسر پول کاغذی اگر پرسان کند چرا در این قاعده تداول کسر واقع گشت . در صورتیکه از بانك طلا خارج نگشته وكذلك بانك تا حال محاسبات مردم را با پول طلا قطع نکرده و در حالت حاضر برای کسی مجالی نیست که راجع بقیمت طلا مثل گذشته مذاکره و گفتگو نماید یعنی قیمت ٣٤٤٤ فرانك را گرام زر خالص خواهان شوند و یا در بازار آزاد کسی خواهان آن باشد . آیا در این زمان چگونه تفاوت بزرگی در میان فلز وكاغذ موجود شده است؟ بلی این تفاوت در خود پول فرانسه بوجود آمده است یعنی در نوت بانك ، و نوع پول قانونی ( که معیارش کمتر از تداول باشد ) و نوع پول بواون ( پولیکه با ٥ سهم نقره و ٩٥ سهم غش مخلوط باشد که دو فرانکه ٢٥ سانتیم و ده سانتیم حتی يك فرانك و دو فرانك تا پنج فرانك از همین نوع مسكوك و در تداول موجود است ) ظاهر است . هكذا نظر به پول دول خارجه یعنی به پوند استر لينك انگلیس و دو لار امريك و معيار طلا تفاوت پیدا کرده است همان قیمت پول فرانسه را پول خارجه در حین مبادلات بانگی معلوم میشود چنانچه در ١٩٢٥ قيمت يك پوند استر لنک انگلیز ١٢٥ فرانك نوت فرانسوی بود مگر از نقطه نظر معيار طلا همان يك پوند معادل ٢٥ فرانك و ٢٢ سانتیم پول طلا فرانسوی است از انرو تفاوتی در اصل طلا موجود نیست و نه قیمت اصلیه پول مملکتین هیچگاه تغیر پذیر نشده بلکه معیار فلزات بحال خودش باقی مانده است و الحاصل کسر پول فرانسه تناسبت تبادله پول خارجه در تداول پول کاغذی است نه تداول پول فلزی . (باقیدار د) فکاهیات آدم با سر رشته : یکی از آغایان نازك خيال بنو کرش میگوید : چای امروز يك مزه كمك دیگری دارد بخیالم ظرف های چای را خوب پاك نكرده اید؟ - خیر قربان يك آدم با سر رشته چطور میتواند از این کار ها غفلت کند با اینکه ما ساخت و لوازم خانه داری کمتر داریم ولی پیش از اینکه بشما زحمت بدهم که چه نداریم و چه بطاله نیست از عقل و فکر خود کار میگیرم و بطالع صاحب همه کار ها خود بخود صورت انجام میگیرد . به بينيد يك صافی داریم صبح که از خواب بر خواستم اول باول بوت های شما را پاك ميكنم بعد ظرف چای را تمیز کرده و چای دم میکنم پس از ان با لای آفتابه رو شو دی شما او پر تاش میکنم الحال همان چك صاحب است که کار دو چاقی را هم میدهد .
(شماره ٤١) مذاکره نفع خواهی یکی از مشترکین با ذوق بـه اداره اخباری آمده، شکایت کرد اشتراك نمودم ، پول دادم ، تعریف اخبار شمارا کردم، پرو پا گندهای بی سروته شمارا نسبت به صفات جريده تان شنیدم و گفتیم. چه باعث است که اخبار نمی رسد؟ مدير آغا بك یکی به سیگار خود زده و گفت: بلی، بلی بسیار دوست میفرمائید تقصير معاون اداره است آقای معاون دستی بریش برده چندین دفعه زیر و بالا کرده بیکی دونار آن را در عالم فکر کنده وفرمود گمان میکنم این غفلت از طرف سر کاتب شده باشد جناب سرکاتب پس از غور وخوض بسیاری دو سبله ها را زیر وزبر کرده و تا ورقه اشتراکی آورده فرمودند اشتراك این آقا از شماره ۲۹ است و ما باید صبر میکردیم تا عدد طبع ما بهمان شماره میرسید ... اینجا محص کاترین - جنیدن حاضران خودشان متوجهه مطلب شده دانستند که تاریخ اشتراك ۲۹ بوده و ۲۹ است فوراً عفو خواست گفتند خیر با اینها بهر حال من جراید را باسم شان عنوان کردم ام ولی کدمله پیاده توزیع است که نرسانیده. زنگ سر میز مدیر برای حضور پیاده بصدا در آمد وقتیکه پیاده جان آمدند مدير بغضب تمامى گفت چرا اخبار های این آقا را نرسانیده اید .... - والله چند روزی بته آقا را تجسس کردم نیافتم بعد هم که پرسیدم و بلد شدم چون راه هم کمی دور بود فکر دیگری کردم که برای آقای مشترك هم خالی از فایده نیست چه گفتم اگر اینطور پراکنده در هر هفته بخانه شان ببرم ممکن است به شود آنها برسد یا نرسد درست برای خواندن آنها فرصت داشته باشند یا نداشته باشند و باز اخبار کهنه و فرسوده مولف: اه پلانیه فرانسوی ( کاترین ایلچی میشود ) له قيور: ـ عين بوقت ! لازم بود این احساسات موزون را يك سال قبل ازین وقتیکه ناپلیون يك قوماندان محض بود اظهار می نمود! دران اوقات ژوزفین گرفتاران زیادی از قبیل ، ( بارا ) ( ای پولیت ) ( شارل ) که شارل مقبول لقب داشت و ازین قبیل يك در جن دیگر است و بنا پلیون بیچاره نه میپرداخت . بر خلاف آن ناپلیون برابر جان خود او رادوست میداشت ! عشق او عشق نی بلکه تب سوزان بود ! » کاترین: ـ « بلی من هم افسانه های عجیبی ازان اوقات شنیده ام . میگویند وقتیکه ناپلیون در میلان بود هر روز دو سه قاصد برای او میفرستاد ! » له قيور: «بلی همین معامله تا بپا زگشت ناپلیون از مصر جریان داشت . بعد ازان شده اوراق کردد حالا که خود شان به اداره تشریف آوردند همه را جمع کرده و یکجا مانند يك کتابی خدمت شان تقدیم میکنم تا با خود ببرند بخـانه و بفرصت تمامی بخوانند و حفظ ببرند بلکه بعد استفاده خود اگر بکدام کتا بخانه هم ببرند اقلاً نصف قیمت را كمكى خواهند کرد . (۳۲) مترجم: حبیب الله طرزی مادام سان ژین از فصل هیژدهم حقیقت را فهمیده و صدمه های زیادی خورد و رنج و الم زیادی کشید، ولی بالأخره او را عفو نمود. من باينچنين يك معافی یقین کرده نمیتوانم . این را میفهمم که این شوهر منادی خیال طلاق را داشت و چیزی را که یو تا پارت در دل گرفت باز هیچ از اجرای آن صرف نظر نه می کند . شاید ایلچی گری تو همین است که ناپلیون را از طرف ژوزفین در خواست نمائی که این طلاق حتمی را به تعویق بگذارد . » کاترین: ـ « من گمان میکنم که امپراطور هنوز هم به زن خودش محبت دارد . زیرا او را در کلیسا نکاح نموده و گمان نمیکنم بعد ازین قدر سالهای وفا شو هری بفكر طلاق بيفتد . ولی ژوزفین میترسد . » له فيور: ـ « آیا اوضاع او باعث شکایات تازه امپراطور شده میتواند ؟» کاترین : ـ « آه ، خدای ! امپرا
صفحه ۱۶) ( شماره ۴۱ ) مجلد پنجم طور بچه بیحد ازین جوان نیست ، سی و هفت سال دارد و از يك مملکتی است که زنهای آن زود پیر می شود . بعمر شانزده ساله گی مادر شده است و حال تقریباً يك زن پیر گفته می شود . حیات حالیه او کاملاً عاری از قصور است . » له فیور : « پس به کدام سبب خـوف دارد که امیر اطو ر او را مواخذه خواهد کرد ؟ » کاترین : – « بباعث اینکه عقیم مانده است ! » له فیور پس از لحظۀ تفکر جواب داد « راستی عدم اولاد ضربۀ مدهشی به ناپلیون میزند . خیال میکند که بعدم اولاد ووارث همه این فتوحات او بی نتیجه وثمره خواهد ماند . اگر چه حال مالك الرقاب است در استقبال ذخیره برای خاندان او نخواهد بود . » کاترین : – « خیال میکنم بهتر خواهد بود که ناپلیون فکر یافتن وارث مستقیم را از سر خود بیرون کند . چه فکر میکنی که برادرزاده ژوزف بعد ازو بر تخت فرانسه بنشیند . مار شال : - « برادر او ؟ نی ، اوقهم کافی ندارد . خیال میکنم اگر ناپلیون اولادی از خود پیدا نکند یکی از او لاد های از دواج اول ژوزفین ـ ملکه هالتند یا طفاش ـ را بفرزندی خواهد گرفت . » کاترین : - « چه ! تو میخواهي بگوئی که ناپلیون ( شارل ) خـورد و یا مادر او ( اورتنز ) را بعد از سر خود برتخت خواهد نشاند ؟ » له فیور تبسم کـنان : – چنین خیال میکنم . مردم میگویند که این پسر بملها ناپلیون شباهت تامه دارد . » کاترین : – « بعد ازین مردم در خصوص این شباهت چیزی نخواهند گفت ، پسر مرده است ومن باید بامیر اطو ر بگویم مار شال صـدا زد : « مرده . تو باید این سخن را تکرار نکنی . ناپلیون این پسر را بنهایت دوست میداشت ومرگ او تخیلات وپـلان هـای او را زیر وزبر خواهد کرد . تا اندازه که مـن امیـر ا اطو ررا میشناسـم ، یقین دارم محبت ، احساسات بلكه عشق او درمقابل مسایل پلتیکی هیچ است . من میترسم این اخبار ترا بدخلق نکند ؟ بهر صورت به خیالم که ترا بآوردن ان اخبار تشکر نخواهد نمود . » کاترین : – اه ، تو عجب حرف های میزنی . هر چه دلش میخواهد بکند ، من باك ندارم . نمیتوانم زبانم را درجیبم نگهداشته نزد او بروم ، تو این مسئله را به خوبی درك كرده ميتواني ؟ » له فیور : « مگر بامقصد که نیـامده خواهی بود ؟ چرا امپراطو ر بچه ترا قاصد این اخبار شوم انتخاب نموده ؟ وبرایچه بد آنرخ آمدی ؟ امیر اطو ر که این جانبست . این هم یقین است که درین برف و سرما براي هموقتی ودیدن يك خرس پيري مثل من نيا مدۀ خواهی بود ؟ » کا تر ین : - من میخوا ستم بیشتر از انکه با امپرا طور حرف بز نم ، مشوره ترا بگیرم ! » مارشال :ـ « کدام است مشورۀ که من بتو داده میتوانم ؟ »کاترین :ـمیخواهم به من بگو ئي چطور يك جوابي لازم است بناپلیون بد هم ! » مارشال :ـ« پیشتر ازان من باید بفهمم که او ازتو چه خوا هد پر سید ؟ » کاترین که بعضاً به آزار دادن شوهر پیر خود دل چسپیي ظاهر مي نمود گفت : « تو شایدبفهمي که ازمن چه خواهدپرسید؟» مارشال :« این ارا جیف را بگذاروا صل مقصد را به من بگو ! کدام احوالیست که از ملکۀ آوردۀ ؟ سر حقيقي سفارت توچيست ؟ » كا تر ين : « له فیور به من گوش بدۀ و گوشش کن بفهمي ! ما رشال : « کوشش كن بفهمي ! اگر تو ميدا نستی که این انجیر هاي نامثني براي فرو بردن پلا نها واشکال عجیب وغریب در کله ام چه زحمت ها کشیدۀ ! در حال قابلیت د ماغ مرا بي اعتبار نمي نمودي ! خوب بفر ما سرا پاگوشم ؟ » ( با قي دارد ) ( مطبعه انيس )
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
جریده هفته وار انیس قیمت اشتراك کابل ۱۲ افغانی اطراف و ولایات داخله ١٤ " طلبه معارف ٧ " در ممالک خارجه ۳۰ شلنك (مطبعه انیس)
[BLANK PAGE]
شماره ٤٢ اشتراک سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ انیس مدیر مسئول محیی الدین مدیر محمد امین خوگیانی اداره کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین مدیر محمد امین خوگیانی ۲ شنبه ١٤ حوت ١٣١٠ تأسیس ١٣٠٦ ٦ شوال ١٣٥٠ قارئین کرام بنام نامی خدای بخشاینده و مهربان و ستایش مربی عالمیان و مؤسس دین و زمان مینگاریم : - وظیفه جريده نگاری يك وظيفه مهم است باستثنا عواطف ملی چیزی نیست که انسان را به تحمل مصائب طاقت فرسای آن وادار ساخته بتواند ، همین عواطف ملی بود که آقای محیی الدین خان را به تأسیس این جريده ملی باعث شد ، و جريده انیس را انیس هر صاحب ذوق گردانید ، آقای محیی الدین خان تا وقتی صرف افکار مات خواهانه خود در پیشرفت این جريده ملی می پرداخت که صحت خداداد خود را باخت ( خداوند صحت و اجرش دهد ) آقای جويا سينه مجروح خود را سپر مشکلات جريده نگاری ساخته انیس را از سقوط نگهداشت . حالا که وظایف تدوير اين اداره ملی بدوش من افتاد با آنكه نميتوانم دعوی کنم که به خدمت کرده ام و یا خواهم کرد بقارئین عزيز اين جريده مقدس ملی وانمود میسازم که آنچه توانستم در تنویر مشرق و اصلاح مشکلات موقوته طبقاتی محیطی توانستم آنچه توانستم در خدمت جریده انیس دقیقه از صرف عواطف ملی فروگذاشت نخواهم کرد، همه میدانند که وظیفه جراید امت تا ملت را بیدار سازند ايقاظ امت بتوسط جراید است ولی نه تنها مديران جرائد مسئول ایقاظ اند ، بلكه ساير متفكرين و تمام عقلاء مسئول اند تا علماً و عملاً در ايقاظ جامعه خود صرف اوقات فرمایند . صحايف جراید وسایط ایصال افکار متفكرين اند هر اندوه که ملت فكور آن پیش دارند ، و هر قدریکه شایقه تر به پیشرفت جامعه علاقه دارند اینهان اندازه جراید همان ملت مفید میباشند . لهذا جريده انیس از كافه منورين و ساير متفكرين و تمام فاصول ملت افغان رجاء دارد تا صحايف انیس را به اندراج تمثا ليكه می خواهند جامعه افغان بان نایل شود، به نشر طرق صلاح و رفع موانع مقدورا که در محیط خود می بینند امدیار بخشند . انیس تمام آرزو های ارباب عرفان را بگوش عامه و ساير مشكلات مظلومین را بگوش دادگران حکومت میخواهد برساند . انیس میخواهد ناله های یتیمان را به مقتدران و فریاد های غرباء را به ثروتمندان و مشكلات صنفاً ورز دستان را با قویا وبلا دستان و خواهشات طلبه را به مربیان و صانع دردمندان را به عموم جامعه افغان خاطر نشان سازد . انیس میکوشد اخبار های تازه داخلی و خارجی را بدست آورده بقارئين عزيز خود عرضه دارد . انیس میخواهد سوانح رجال عصر و تاريخ وقايع رضی را تذكار نمايد . انیس حاضر است که جذبات شعری وادبی طلاب را بمنصة اشاعه گذارد . هر که میخواهد در موضوعات فوق يا علاوه تر ازان افکار خود را توسط جریده انیس اشاعه نماید. انیس به تمام قوای خود بالهجه آزاد بلا خوف به نشرش می پردازد چون جریده انیس جریده ملی است نمیتواند امروز ستونهای اخبار خود را به موضوعات معين تقسیم نماید ولی میتواند عرض کند انیس برای نشر افکار سایر طبقات حاضر است و هر صنف ملت را در صفحات جریده خود شان ( انیس ) حق میدهد . از خداوند مسئلت و توفیق ، و از درد مندان ملت تمنای تعاون فکری میبریم . ( الدین منى و الاتمام من الله )
صفحه ۲ ( شماره ٤٢ ) مجلد پنجم موقعیت طبیعی اقتصادی افغانستان ظاهر است اسرار عظیم ثروت های طبیعی این مملکت کوهستانی را اوهام خیالی امروزی من بیان کرده نمیتواند طوریکه اسرار اجتماعی ، اسرار تاریخی و اسرار سیاسی این وطن مستور است البته دانستن اهمیت اقتصادی اش نیز که در پیچاپچ کوهستانی حیرت انگیز این سر زمین کاش ، و خزائن طبیعه ش در بطون جبال سهمگین این مملکت کامن و سیادت اقتصادی وی نظر بموقعیت طبیعی اش که ثابت میباشد اکنون بر ابنای وطن تقریباً غیر میسوراست. مثلیـکه موقعیت اقتصادی و حفظ صحی سویس ( سویتزرلند ) دراعصار گذشته پوشیده بود ، بسی از سیاحان و محررین عصر گذشته مانند ،ون تسکیو ، هوتون پرویدانت ، ویزیسکه مالك و امثال آن سر زمین مذکور را بد گفته و شکایت کرده بودند . مگر سویتزرلند وقتیکه اولاد صالح سویس دوست را تربیه کرده توانست امروزه دارای بهترین پلسها ( موضع ها ) منظره ها تماشاه گاه ها ، هوتل ها تیاتر ها ، سینما ها ، و عمارات خوش گذرانی گردیده امروزهرهان سویتزرلند بزرگترین کنگره ها و کونفرانسها انعقاد میشود . اکنون سویتزرلند قدم جای تمام متمولین اروپا و امـرایـکا و آسیا حـتی افریقا گردیده است . در صورتیکه افغانستان طبیعی در میان سواد های حاصل خیز و ذی نفوس هند و چین ، ترکستان ، فارس ، واقع ، و از نقطه لنظر حفظ الصحه و هوای سالم و آب و هوای تندرستش شایان تقدیر است آسمانش صاف افتابش شفاف ، محل های گرم و سرد و آفتابی دارد ، برای محافظه صحت و خوش گذرانی طبائع مخاف انسانها مالك اهمیت است بر علاوه مرکز شرقی ، به نسبت ارتفاعش ( یازده هزار فوت ) دارای آبشار های وافرایست که برای دائر کردن بزرگترین فابريك های که در جهان نظیرش نباشد قوه نهایت بزرگ میدهد . چیزی که در دنیای امروز و آینده بر اهمیت افغانستان افزوده معادن کثیره او است از قبیل آهن ، زغال سنگ مس ، طلا نقره ، نفط وغیره غیره که بدین مناسبت صنائع افغانستان درهر زمان خصوصاً درانقلابات اقتصادی آینده دنیا که بنام اعشه مصنوع شده قلیلو الخرج کثیر المنفعه پیش شده ئی است حائز اهمیت است . علاوه بران بواسطه این که افغاستان در قلب شرق واقع شده ، قدرت و توانائی ترانسپورت ( حمل ونقل ) افغانستان خیلی وسیع وقابل الوصف است چه پیدا وار ممالک چهار گانه متباین است ونفوس ممالک چهار گانه فوق الخدیه پیداوار ممالک یکدیگر محتاج ازین رو ترانسپورت یا اجرت نهایت نازلی وسرعت تمام برایشان حاضر کرده میتواند هکذا پیدا وار ممالک چهار گانه را بقیمت نهایت نازلی خریده وبصنائع خود آووده مصنوع کرده باز باقیمت کمتر ، تری ببازار های ممالک چهار گانه حتی از راه بحر بممالک دور دست دنیا رسانیده میتواند باوصف این چرا در صورتیکه افغانستان موقعیت طبیعی اقتصادی را حائز وبعنا یت موقعیت ترانسپورتی امور حرفی و سیاسی اش اهمیت کلی دارد از قافله ارتقاً عقب مانده واز هزار سهم يك سهم را استفاده کرده نتوانسته است وهم چنان در حالت اضطراب واضطرار مالی باقسیت آیا قدرت وعظمت اقتصادی حقیقی این سر زمین کوهستانی در انظار عام واولاد این وطن پوشیده شده ویا اولاد این وطن به اقتدار وتوا نائی طبیعی وطن خویش وقفی نداده وعلاقه مند نبوده اند ویا اینکه حوادث وقضا یای سیاسی این مملکت کوهستانی مانع پیشرفت امور اجتماعیه وامور اقتصادیه این محیط گردیده است . تاجائیکـه تاریخ این وطن در صحائف کار نامه های جهانگیران ممالك چهار گانه واولان نشان میدهد محیط افغانستان طبیعی نظر بموقعیت سیاسی بنام حفظ و وقایه صلح عمومی شرق همیشه بمخالفت جهانگیران دنیا مقابله کرده وجنگیده واز قوای بزرگ آنها کاسته واگر گاهی نظر بمصالحت امور شرقيه با یکی از آنها موافقت کرده باز هم در حالت حفظ
صفحه ۳ ( شماره ٤٢ ) مجلد پنجم میزان سیاست ممالک چهار گانه هند ، چین ، ترکستان ، فارس مغفول بوده که نظر به تقویم صلح شرق افغانستاق همیشه سپر وهدف مصائب ملل مختلفه دنیا بوده است . اولین جهت برای چاره وصلاح وفلاح عالی معاملات خود تشبثاتی و یا اقدماتی از قوه بفعل آورده نتوانسته و از خزائن طبیعیه و از موقعیت ترانسیونی خویش استفاده نکرده ، متاسفانه شیرازه اجتماعی ش مصروف محاربات بوده اساس اقتصاد صنعتی او بر پایه متین قایم نگردیده نشده بلـکه با وجودیکه جامعه افغانی دارای روح پاک عزم با شجاعت شهامت ، حمیت ، ادراك ، اداره ، زحمت پسندی هستند و روحاً اخوت و تعاون را دوست دارند و بوطن علاقه مند میباشند و با اینکه مهم ترین مبادی موثر در جامعه بشری مبادی دین است با الخاصه دین اسلام که روابط اتحاد و اتفاق بشر را بفرض نائل شدن بسعادت حقیقی به آیات قرآنی ثابت ومستحکم نموده است . مع التأسف جامعه افغانی آنقدر از جاده سعی وعمل منحرف شده و ببلای خصومت و بی اتفاقی و تنبلی و کاهلی مبتلا شده است . کانو کوئی تمام مصیبت ها و فلاکت ها ، دنیا از صفحه روز کار در هوا صعود کرده و از جو هوا بقال جبال این سر زمین تماس نموده و بعدها باجسام قوی العضلات افراد این مملکت سرایت کرده است ، چرا و بهرچه ؟ علتش این است که درقطار امور اجتماعیه والی امور اقتصادی مان که موجد روح اتحاد و اتفاق است منتظم نیست و در حیات اقتصادی ما افراط و تفریط موجود است یعنی بار سنگین اعاشه و معاشرت چندین کرور نفوس استراحت جو بذمه همت توده زارع وکارگر تحمیل شده و از طرف دیگرزارع وکارگر ان ما با همان آلات وادوات كهنه بايك جهان بی خبری از فن زراعتی وفلاحتی وصنائع ثروتی با انتهای زحمت و عسرت برای اعاشه آنها صرف مساعی میفرمایند . در صورتيكه يك مملكت در حالت بی روز کاری بوده و توده جامعه آن از راه استراحت طلبی و از طریق نامعقول استفاده جو باشند و جز تامین حیات خویش در ضرر دیگران چیزی دیگر آرزو نداشته باشند . مشکل است که روابط اتحاد و اتفاق دران جامعه تحکیم شود و یا معاونت هاي اقتصادي آن وطن بارتقاء افزا ? در اجسام يك جامعه مملکتی مرض تنبلي ووظیفه ناشناسي وغنيمت شماري، انتقاد بي جا بهان سازي سرایت کرد با شددشواراست عمران شیرازه اتحاد واتفاق که اساس سعادتش گفت با اعتلاء رود ? الحذر الحذر . . . . در صورتيكه بلاي مبرم بیکاري براجسام يك جامعه مستولی گردد طبقه اي مي زايد كه دانشمند اجتماعي کوستا و لوبون فرانسوي ازانها چنين شکایت کرد و میگوید ! طبقه اي که بجاي هوش و تفکر حس تقلید و تشبث آنها بخرافات وامورات سطحي ، نظریات آنان در کلیه مسائل ضعیف واخلاق شان متزلزل وگوناگون قواي مدرکه آنها آنقدر شالستگي نداشته که براي رسيدن بيك مقصود قبلاً فکر کنند و مقدماتي تهيه نمايند و اندك پيش بيني را شیوه یا شده هادي اعمال آنها همان خیالات و افکاریست که خلق الساعه بذهن آنها میرسد و نمیتوانند از منافع آتی صرف نظر نمایند البته نمیتوانند که در دنياي مجاهدت رقابت مازنده گانی کنند . ) لهذا جامعه افغانستان بمناسبت که براي میزان اعتدال اقتصادي ملي خود و وضع بنیاد اساس هاي متين براي تشكيل امور مملکتی موقع رسیده گي را پیدا کرد نتوا نسته است همانا بانصائب همیشه دست و گریبان بوده و مي نياسود. تا عاقبت الامر قريب بود که راه عدم را با عدم پیماید . لیکن چون خداوند سبحان حافظ فضائل روحي جامعه افغاني وفضائل طبيعي محيط ما است بارها حفاظت کرده و هیچ زمان نخواسته است بنده گان این وطن که در آینده بعالم بشریت خدمت خواهند کرد تارا عدم را بپیمایند ، واستقلال فطري، طبيعي اش را از دست دهند ، وببك چار فشار استفاده جویان
صفحه ٤ ( شماره ٤٢ ) میهند نجب نگردند از آنرو اعلی حضرت غازی محمد نادر پیشرفت ندارد» حبل المتین سالژاند و یک مات متمدن نبوده و سواد اعظم آنها شاه افغان را برای مظاهر قدرت لایزالا لفی و برای سعادت آینده افغانستان بلافوت مکمل همدیگر هستند : کابینه جامعه افغانی قدرت داد فرصت اساس های متین گذارند یعنی بروی همین فلسفه است که طبقه عالیه چنانچه اعلحضرت غازی در عالم اسباب سرک مستقیمی را بکمک عقلای عصر مال راقیه با وجود دارای ذوات خبیر بمساعدت فوق الطاقه والا حضرت آباد سازند جای شبهه نیست که پیاده هوشمند ملی شان از همدیگر استمداد ع ، ج شاه ولیخان فاتح کابل و والا حضرت و سوار تنبل وقت جو و مفت خوار جسته و می جویند و برای بنیاد سعادت ع ، ج السر اعلى سر افسر اولى العزم کور ولنگ و موتر سوار دن نها یتاً که مات خویش از افکار عقلای همدیگر استعانت شاه محمود خان وزیر حرب مصیبت خانه جنگی مجبور برفتن اند بلا زحمت بطرف مقصود کرده و میکنند . و بی اتفاقی را کشاره و حسن اداره والا حضرت روان خواهند بود . ما بینکه ملل راقیه چنانچه امریکائیان و ژاپونیان که از صدر اعظم جامعه افغانی را از تجاوزات نجات بخشید کنونی جهان در پیشرفت و ارتقا هستند . قافله تمدن خیلی عقب بودند چونکه از و باساس های درخشان معاصر قرین خویش بنام فی الحقیقه تا يك جامعه سعادت حقیقی عقلای جامعه بشریت استمداد جسته و شورای ملی که مطابق باروح طبیعی وفطری وطن خود را که مهد اسایش اوست اساس های متین ملی را اختراع کردند ( جرگه ) افغانان است و برای نظارت درك نکرده و برای رسیدن به آن نیل و کوشش نمودند امروز همان دو مات و تدقیقات اصولنامه های حکومت یا مجلس اعیان حقیقی طریق اساسی و مستقیمی بچنان سرعت خارق العاده پله گان ترقی را جست و جامعه را آشنا نکرده است و تعالی را که ملل راقیه در مدت قرن ها که شعائر اسلام است و تاسیس اصول کابینه ممکن نشده که جامعه وطی مقصد العمال گشته پیموده بودند در مدت قلیلی طی کردند که مقتضای جهانبینان است در تاریخ این و به تعاون همدیگر محظوظ شده باشند. اکنون این دو ملت جوانی در صحنه وطن نام نامی تاریخی را حایز شد . بلی تا ملل راقیه اساس های قابل الحیرت تیاتر روزگار چنان بکمال مهارت رول خوشا ! به ایامای خدمات تاریخی عصر اجتماعی خود شانرا در مدت قرنها و سیاست و تجارت را بازی میکنند که تما نادر شاهی . در حین بحرانها بپایه متین استوار نه شاه بینان کهن یعنی ملل راقیه بجهت خوشا ! بسعادت آینده جامعه نمودند از مصائب خانه جنگی و انقلابات و غیره از بازی آنها چنان افغانستان اکنون جامعه افغانی محتاج و بدبختی داخلی نرهیدند و جاده مقصود متحیر و مبهوت گشته اند که نمیتوانند از فداکاری و مجاهدت شورای ملی و مجلس را با مجادان حیرت آور خویش نپوییدند شگفت ادوار ماهرانه آنها از چاو اعیان و کابینه این وطن است چه سعادت تا طبقه عالیه آنها در راه تعمیر و تحکیم خیزند . دلیل این ارتقا و سعادت چیست اتحاد و نفاق کنونی و سعادت آینده شیرازه اقتصادی و اجتماعی جامعه خود اساس درست . صحیح . افغانستان مولود مجاهدت فدا نا پذیر فداکاری و جانبازی نه نمودند، قدار فلهذا طبقه عالیه جامعه افغانی اگر علل و تاسیسات نيك ومتين و مفيده آنها و حاکمیت بحر و بر را حایز نشدند . اللمل اجتماعی و اقتصادی و اداری را بتوسط است . چه گوستاو لوبون بروفیسر اجتماعی دانشمندان خبیر دلیا اسند راك فرموده آری اگر آنها هدایت متین و حقه یی میگوید . و اصلاح کرد. و درقانون (گذشته با تطبیقت اعلیحضرت غازی را که در وقت افتتاح « امتیاز و اقتدار ملل از يك ديكر مربوط شریعت اسلامی) اساس مگذاشتند بلاشبهه شورای ملی فرموده اند یعنی : - بر وحیات و اعمال طبقه عالیه آنها است ورنه قبل از مروز بدون فوت فرصت از هلاکت ها رهیده « هیچ کاری اگر اساس ندارد ترقی ( در طبیعت بشری) ميان يك ملت وحشی در ردیف ملل راقیه به تنهای ارتقا رسیده اند مجذوب
( صفحه ه ) ( شماره ٤٢ ) ( مجلد پنجم ) می شدیم ، مثلاً اولاً برای قوای حاکمه که مراد ما از طبقه عالیه یعنی مأمورین است مطابق قواعد جاریه عالم صورت تأمین احتیاجات ، طریق اداء ، وتهدیه ذوق فطری ، آنها نظر بمقتضات طبعیت و محیط و اقتدار و توانائی روحی و اخلاقی جامعه و سیاست قصادی اضافه تر دست کرده میشد البته مرض اضطرار اخلاقی وروحی از جسم جامعه افغانی تا بدره مرتفع شده امانت روحی و اخلاقی من ثابت میشد چرا گفته اند هر اداره ای که طریق نظم و آسایش این طبقه اصلاح شده باشد عماره حاکمیت و ترقی يك جامعه ثابت شده است (وتابجائیکه خبر داریم حکومت متبوع ما در این زمینه مساعیت بکار برده و میبرد) اوروپائیان که این حقیقت و اسرار را کشف کرده اند و اصلاح کرده اند ، چنانچه حاکمیت بحرو بر وفضای آنها ثابت و بیرق حاکمیت آنها در تمام اقطار عالم در اهتزاز است هر فرد غربی هر جا خواسته باشد برود بیرق دولتش را حامی و مامورین اش را خادم و فرعی خود می بیند ، چرا ؟ و سبیش چیست ؟ چونکه انسان مطیع احتیاجات و مقتضیات خویش است و جز جستن مدارج آن دیگر چیزی را طبعاً آرزو ندارد آنها این فلسفه را کشف و اصلاح کرده و بقانون استخدام آنها را قانع ساخته است ، بآنها چنان روحی بخشیده که در حوزه ماموریت خویش و در آزادی خود داخل حدود قانون خودش را مستقل دیده و بالذت خودرا مبذول داشته بکمال فدا کاری و ديانت وکفایت خدمباری در سعادت مملکت کوشیده و يك كمال مقتضات بشری را می پیمایند آیا تولید این روح در آنها غیر قانون اجتماعی آنها دیگر چیست ؟ بعبارت دیگر آیا اسباب روح فعالیت و فداکاری اتباع پنجاب و سرحد برای سلطنت حکومت انگلیس غیر پابندی اصول و وظیفه شناسی مامورین چیزی دیگر هست ؟ ابه او هر گز ، از پلان صحیح به تصویب کمیسیون فوق تدوین میداشت البته جامعه افغانی میتواند که بفهمد قوای فطری او چه ؟ و تا کدام وقت ؟ و بچه صول میتواند طریق ارتقاء و سعادت اقتصادی راطی کند زیرا پلان در ست تعین می کنند : - مزایای طبیعی محیط چیست ؟ اقتدار و توانایی اخلاق و روحی جامعه محیط کدام است ؟ قدرت وعظمت سیاسی كافه محیط تا چه پایه است ، تزه بان ترقی و تعالی آنها تا چه اندازه قوی و تا چه پیمانه وسیع است ؟ محيط و يك جامعه پس مانده چگونه ان بله و دوسیه ای ثروت را که ملل طی کرده اند چگونه زودی پیماید گویا در حقیقت پلان تحرك وتحرر علم عرفان و دانائی ذهنتی جامعه ما میباشد چنانچه عالمای امروزی میگویند تجر به و علوم وفنون و عرفان جانها یان کرده و ثابت نموده است که سعادت وحقاء تی معنوی و مسعود علم و عرفان برای جامعه همانا اسرار طبیعی وطن را دانستن و محت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و تاریخی وطن را شناختن بسعی وعمل وکوشش خود متکی شدن است مثل امریکائیان و ژاپونیان . ورنه علم و عرفان مغایر این مفهوم مولد انقلابات و اضطرار و پریشانی اجتماعی بوده و دیگر ثمری ندارد مانند حالت او روپائیان و شرقیان . بعد ازان بدریعه کمیسیون فنی بموقعیت طبیعی و اقتصادی خودش مثلیکه در عصر گذشته تشبثات شده و یا تعهدی که اعلیحضرت غازی و ناجی فرموده ! ای بهود ملت خود اساس گذاشته و میفرمایند در اعصار گذشته که مراد ما از تاسیس صنائع و تمدید خطوط آهن است نظر به عقده ترانسپورت بین المللی طوریکه به اوائل سنه ١٣٠٧ در جزوی اولین مقاله داده بودم که مورد تحسین هم واقع شده بود . البته ممانعت افغانان از مقدسات حاضره بكمال سرعت بمجاده اتحاد و اتفاق عالم و عمل رهنمون شده از مطالع و تمجاوات پر حرص و مال بی آسود وبسعی وعمل چنگ زده در انقلاب گذشته طرفدار چنان شورش خانمانسوز نمی بودید ملل مثا آلمان وقتیکه دارای صنایع گشته تحاه و اتفاق و روح ملی در مقام ارجمند و ابز حایز شده اند چرا که دانشمند آلمان میگوید شرائن حیات و اولتای مسلت و مملکت خطوط آهن است با خلاصه بری مملکتی که موقعیت مرکزی دارد و هم چنین استفاده اش بیشتر شده میرود که گر يك سانتی متر هم راه آهن دی باصول فنی دائر بوده به بحر نزديك بمعادن بوصل و در قلب مملکت از نقطه نظر حیات اجتماعی واقتصادی
صفحۀ ٦ ( شمارۀ ٤٣ ) مجله پنجم وسیاسی ومعشوقی تدافعی حتی تعارضی نظر بمقتضای طبیعی محیط تعبیر شده باشد كذالك متخصصين فنی امریکا گفته اند اسباب بیداری مملت پس مانده تنبل بیکاری خواب برده آهنگ چکش صنائع است قوای صنائع در حال يك جامعه مصیبت دیده چندان موثر است که طبی طبیعی را مصنوع ساختن باشد خصوصاً ممالكی که مزایای طبیعی صناعتی را دارا باشد لهذا افغانستان درین موضوع های فوق قدامات جدی مید فرمود . البته افغانستان از بدبختی های نفاق و خصومت های قومی وخانه جنگی و غرض پرستی رهیده بزودی ببطريق سعادت رهنمون میشد بقتیکه از اصول اساس های متین در شعب امروزه خوشنود و مسرور هستند . والحا صل هیچ جامعه ای از پرتگاه گووال های او هام طماعت حرص و آز بشری نمی رهد تا حدود آن معین بوده و طریق صحیح اتخاذ نشده باشد خصوصاً در مملکتی که فلاس حکم فرما باشد . ما از حکومت اساس پسند خوش بین و امید وار هستیم که به بنیاد مؤسسات صحیح خویش جامعه افغانی را بطرف آرزو هایش سوق فرموده و از حالت انحطاطش نجات داده و میدهد اکنون جای مسرت است که جامعه هم از هر يك قدم اساس دار متین جامع حکومت خویش استعلام فرموده تمجید و تقدیر میکند . ( روحيان افغان ) ترجمه از الاهرام مصر : شخصیت بزرگ ناجی افغانستان اعلیحضرت نادرشاه تمایلات ذات شاهانه بمصر ـ اخلاق ، معیشت ، اصلاحات ذات شاهانه درين شك نيست که شخصیت بارزه در طول وعرض افغانستان همین شخصیت ذات شاهانه نادر شاه میباشند . چه ذات شاهانه از شخصیات بزرگ معروفه عالم سیاست حاضره بوده که اوقات تكفل وظائف مختلفه روشن تر گردیده و دراثر حوادث تاریخی مشهوره که مهمتر آن حرب استقلال افغان و حرب فجعه سقاء سفاک سیاه کار که فضای ملك در بم هموم آور کرده بده در صبح و شام در حالتیکه هيچ يك از واین گمان را نه میبرد باستيلا نموده وشهرت ذات شاهانه منتشر آفاق گردید. رعب او ممالک را فرا گرفته خونش در قلب هر انسان امتداد یافت . شورش تعمیم ورزید طوائف را دو چار ابتری ومبتلای تکالیف گردانیده بود . در حالیکه فضای مملکت از فسادات تیره وتار گشته گرفتار مصائب پیجا پیچ بود در طرف مملکت این بطل قوی العزیمه نمو دار گردید . ذات شاهانه نفس خود را با نفوس عزیز ترین رجال خود در راه نجات وطن در خطر انداخته مطمح انظار گردید چه ذات شاهانه ناجی وقت شده محور امید های ملت گردید . ودر آن وقت سیلاب استبداد فجعه سقا بانتها رسیده ملت از دستش بجان آمده بود وذات شاهانه صاحب عبر ممتاز يه بصیرت بافذہ خود دانست که از وقت وطبیعت احوال استفاده نماید . متایکه انضمام قبائل قوییه وعناصرکار آمد را به خود مناسب دید وبا وجود موانع وعوايقها فقراء باستيلا كامل و اعدام سفاك باغی موفق گردیدند . ملت كوششات شخصیت وناجی خود را تقدیر کرده به پادشاهی خود انتخاب کردند ذات شاهانه در ارگ اقامت نموده اکثر اوقات زمستان خود را در قصر گلخانه گذاشته ونیز اکثر اجرا آت دولت و ملاقات های شان در آنجا سر انجام می یابد ، وقصر مذکور از دوطبقه مختصر تشکیل یافته دفتر شاهانه در طبقه ثانی آن میباشد . وقتیکه برای ملاقات ذات شاهانه معين شده بود ساعت سوم بعد از ظهر بود در وقت مقرره برفاقت دو نفر طلبه افغانی فارغ التحصیل اروپا ومديريمعارف قندهار رفتم ، وقتیکه بقصر شاهی رسیدیم کسی باطاق انتظار که بقرب دفتر شاهی واقع است ، منتظر ماندیم ، جناب وزیر ( دربار ) مناسب دانستند که نوبت من در آخر باشد تا وقت کافی مكالمه با ذات شاهانه میسر گردد . زمانیکه باطاق ذات شاهانه داخل شدم قريب میز شاهی رسیدم ، ذات شاهانه دست مبارك شانرا ( مطابق اصول اسلام ) برای مصافحه
صفحه ( ٧ ) ( شماره ٤ ) مجلد پنجم دراز نمودند . و تبسم شیرینی که ترجمان عواطف قدیمۀ ذات شاهانه را ( که بر من در زمان معلمی معارفم داشت و ذات شاهانه دران وقت وزیر حربیه بودند ) می فرمود هویدا بود . ذات شاهانه متوسط القامت ، گندمی رنگ جلیل الطلعه بوده منظر حضور شاهانه شان بیننده را متعجب می سازد واردات شاهانه سکون و وقار نمودار بوده بآرامی سخن زده قبل از اظهار آن آنرا می سنجند و در وقت تکلم کلام شان محدود بوده با ایجاز خود معنی مقصوده را ظاهر می سازد . و در وقتیکه بکدام جماعت مخصوص تکلم نمایند مفصل تر می گویند . پس ذات شاهانه سر کرده عارفین نفسیات ومیول رعیت شان بوده اگر بگوئیم که سر کامیابی واقتدار شان همین است بی جا نخواهد بود . بعد ازانکه ذات شاهانه مرا به نشستن امر فرمودند شروع به تکلم کرده تهنیات هم وطنین ( مصری ) خود را باشدت مسروریت شان از کامیابی ذات شاهانه بر شورشیان و فتنه هائیکه مملکت را فرا گرفته دار حریش ( میدان جنگ ) ساخته مدت یکنیم سال فریاد میکرد تقدیم نمودم . و نیز تمنیات شانی را که بافغانسةن وحضور پاد شاه افغا نستان دارند تقدیم نمودم . ذات شاهانه جواباً فرمودند که محبت من نسبت به مصر وحضرت پاد شاه مصر غیر محدود است . و از محبوب ترین امور نزد من اینست که تعلقات بین مصر وافغانستان و عالم اسلامی محکم باشند . و همین محبت حکومت و مملکت مرا به مبادرت بطرف ارسال سفیر به حکومت مملکت عزیز شما با وجود تکالیفیکه بر افغانستان گذشته بود آماده نمودند مرا مسرور می سازد که شما را به حیث دوست افغانستان و نماینده جریدۀ صدیقه بزرگ که در توثیق روابط تعارف و صداقت بین ملتين ميكوشد استقبال نمایم . و من محتاج بذکر جذبات و عواطف محبت که من وملت این مملکت به ملت نجیب و وطن عزیز شما دارد نیستم در بین حسیات طبیعی و بحكم رابطۀ دینی غیر منقطعه میباشد و من امید میکنم که عمل هر يك از ین دو ملت نجیبه در روشنی این حقیقت در خشان باشد . مکالمه در بین ما به لسان فارسی زبان رسمی مملکت بود و ذات شاهانه علاوه از فارسی بانگلیسی و پشتو زبان ملی مملکت تکلم خوب کرده میتواند و نیز اردو و فرانسوی میدانند . در وقت هم کلامی با ذات شاهانه صفاتی ظهور می نماید که نادراً در شخص دیگر یافت شوند . جلیس ذات شاهانه مکارم اخلاق ، نرمی طبیعت، صفای روح را محسوس می نماید و بشاشت از وجه شان حتی در وقت غضب شدید جدا نه می شود . ذات شاهانه زنده گی بی تکلف خالی از مظاهر، وتكلف بسر می کنند ، چه اخلاق ذاتی شان آنها را از مظاهر طنطنه و محبت خود نمائی دور میدارد . و تمام توجه شان محصور در این است که مملکت خود را به بینند که بسرعت تمام برای تحصیل مرکز سامی در بین امم رهسپار است . ذات شاهانه پروگرام منظمی داشته بران در زنده گی وامور روزانه خود عمل پیرا می باشند . پس در روز های زمستان بعد از ادای نماز صبح و تلاوت قرآن و اوراد ، در امور وارده شام تا ساعت ده غور می کنند ، بعد ازان از حرم سرای بدفتر مخصوص شان برای غور در امور مهمۀ دولت می بر آیند . و در روز های تابستان قریب ساعت ٩ بدفتر بر آمده غالباً تا ساعت ١٢ شغل نموده عادتاً همراه ارکان دولت و خوانین حاضر در بار طعام تناول می فرمایند بعد از صرف طعام ظهر را به جماعت ادا نموده باطاق مخصوص شان برای استراحت تشریف میبرند و در ساءت سوم برای کار واستقبال ملاقاتیان تشریف می آورند . بعد از نماز عصر قریب ساعت ٥ و نیم بموتر خود به معیت بعض خواص برای هوا خوری بیرون شهر تشریف می برند و اکثر اوقات هوا خوری خود را در ملاحظۀ بارکهای عسکر جدید التعمیر میگذرانند و به هر کار و ریاضت که مشغول باشند بر سیدن وقت نماز مغرب ترکش نموده در قریب ترین مساجد آنرا ادا می کنند . بعد ازان بقصر شاهی برای مراجعة امور صدارت عظمی و باقیماندۀ امور روز رجوع می نمایند و قدری بعد از نماز عشا باطاق خود رجوع می نمایند . ذات شاهانه روز پنجشنبه را از هر
صفحه ۷ شماره ۴ مجلد پنجم دراز نمودند . وتبسم شیرینی که ترجمانی عواطف قدسیۀ ذات شاهانه را ( که بر من در زمان معلمی مصارفم داشت وذات شاهانه دران وقت وزیر حربیه بودند ) می فرمود هویدا بود . ذات شاهانه متوسط القامت ، گندمی رنگ جلیل الطلعه بوده منظر حضور شاهانه شان بیننده را متعجب می سازد واردات شاهانه سکون و وقار نمودار بوده یارای سخن زده قبل از اظهار آن آنرا می سنجند ودر وقت تکلم کلام شان محدود بوده با ایجاز خود معنی مقصوده را ظاهر می سازد . ودر وقتیکه بکدام جماعت مخصوص تکلم نمایند مفصل تر می گویند . بلی ذات شاهانه سر کردۀ عارفین نفسیات وميول رعيت شان بوده اگر بگوئیم که سرکامیابی واقتدار شان همین است بی جانخواهد بود . بعد از انکه ذات شاهانه مرا به نشستن امر فرمودند شروع به تکلم کرده تمنیات هم وطنین ( مصری ) خود را باشدت مسروریت شان از کامیابی ذات شاهانه بر شور شیان وفتنه ها ئیکه مملکت را فرا گرفته داو حریش ( میدان جنگ ) ساخته مدت یکنیم سال فریاد میکرد تقدیم نمودم ، ونیز تمنیات ایشان را که بافغانستان و حضور پادشاه افغانستان دارند تقدیم نمودم . ذات شاهانه جواباً فرمودند که محبت من نسبت به مصر وحضرت پاد شاه مصر غیر محدود است . و از محبوب ترین امور نزد من اینست که تعلقات بین مصر وافغانستان و عالم اسلامی محکم باشند . و همین محبت حکومت و مملکت مرا به مبادرت بطرف ارسال سفیر به حکومت مملکت عزیز شما با وجود تکالیفیکه بر افغانستان گذشته بود آماده نمودند مرا مسرور می سازد که شما را به حیث دوست افغانستان و نماینده جریدۀ صدیقۀ ایژرک که در توثیق روابط تعارف و صداقت بين ملتين میکوشد استقبال نمایم . و من محتاج بذكر جذبات و عواطف محبت که من و ملت این مملکت به ملت نجیب و وطن عزیز شما دارد نیستم در بین حسبیات طبیعی و بحکم رابطه دینی غیر منقطعه میباشد و من امید میکنم که عمل هر يك از این دو ملت غیور در روشنی این حقیقت درخشان باشد . مکالمه در بین ما به لسان فارسی زبان رسمی مملکت بود و ذات شاهانه علاوه از فارسی بانگلیسی و پشتو زبان ملی مملکت تکلم خوب کرده میتوانند و نیز اردو و فرانسوی میدانند . در وقت هم کلامی با ذات شاهانه صفاتی ظهور می نماید که نادراً در شخص دیگر یافت شوند . جلیس ذات شاهانه مکارم اخلاق ، نرمی طبعت، صفای روح را محسوس می نماید و بشاشت از وجه شان حتی در وقت غضب شدید جدا نه می شود . ذات شاهانه زنده گی بی تکلف خالی از مظاهر، و تکلف بسر می کنند ، چه اخلاق ذاتی شان آنها را از مظاهر طنطنه و محبت خود نمائی دور میدارد . و تمام توجه شان محصور درین است که مملکت خودرا به بینند که بسرعت تمام برای تحصیل مرکز سامی در بین امم رهسپار است . ذات شاهانه پروگرام منظمی داشته بران در زنده گی وامور روزانه خود عمل پیرا می باشند . پس در روز های زمستان بعد از ادای نماز صبح و تلاوت قرآن و اوراد ، در امور وارده شام تا ساعت ده غور می کنند ، بعد ازان از حرم سرای بدفتر مخصوص شان برای غور در امور مهمه دولت می بر آیند . و در روز های تابستان قریب ساعت ۹ بدفتر بر آمده غالباً تا ساعت ۱۲ شغل نموده عادتاً همراه ارکان دولت و خوانین حاضر در بار طعام تناول می فرمایند بعد از صرف طعام ظهر را به جماعت ادا نموده با طاق مخصوص شان برای استراحت تشریف میبرند و در ساعت سوم برای کارواستقبال ملاقاتیان تشریف می آورند . بعد از نماز عصر قریب ساعت ٥ و نیم بموتر خود به معیت بعض خواص برای هوا خوری بیرون شهر تشریف می برند و اکثر اوقات هوا خوری خود را در ملاحظۀ بارکهای عسکر جديد التعمير ميگذرانند و به هر کار و ریاضت که مشغول باشند برسیدن وقت نماز مغرب ترکش نموده در قریب ترین مساجد آنرا ادا می کنند . بعد ازان قصر شاهی برای مراجعة امور صدارت عظمی و باقیمانده امور روز رجوع می نمایند و قدری بعد از نماز عشا باطاق خود رجوع می نمایند . ذات شاهانه روز پنجشنبه را از هر
صحفه ٩ ) ( شماره ٤٢ ) ( مجلد پنجم از زمانیکه اریکه سلطنت شاهي افغانستانرا زیب افتخار بخشیده اند از هیچگونه مجاهدت وزحمت کشی دریغ نفرموده اند. چنانچه وقتیکه بارسنگین سلطنت شاهی افغانستان بنا بر اصرار ملت محبوب شان بدوش ذات شاهانه بعد از ان انقلاب خانمانسوز واگذار گردید در مرحله ول چیزی را که ذات شاهانه الزم وضرور دانستند وجود امنیت حقیقی در سر تا سر مملکت بود زیرا در حال عدم امنیت امکان پذیر نیست يك حکومت در زمینه فلاح و بهبودی ملت و مملکت خود قدم های اساسی بر دارد لذا ذات شاهانه در راه قیام امنیت عمومی در مملکت توجهات شایسته مبذول نمودند تا به فضل خدا يك امنیت واقعی در تمام مملکت عرض وجود نمود . ثانیاً چون برای دوام امنیت وحفاظة وطن وجود عساکر منظم وتعلیم یافته مجهز با لوازمات والسِة عَصری ، از ضروریات اولیه شمرده میشد ذات خسروانه درین قسمت توجه صمیمی شاهانه خود را معطوف داشتند علاوه بر تنظیم سایر قشله هايك قشله بزرگ باصول عصری مجدداً تهیه فرمودند اکنون برحمت خدا مملکت ما دارای عساکر فداکار ومنظم ومجهز بالوازمات عصری است که نظیر آن در تاریخ افغانستان مشاهده نشده است . باز چون تعمیم معارف وتعدد مکاتب برای تعلیم و تربيه از اسرار مهم وعامل عمده ترقیات وخوشبختی های ملل بشمار میرود ذات اشرف همایونی درین باره عطف توجه فرموده معارف ومبانى عرفاني مملكت را توسعه بخشیده خدمت قیمتداری را درین راه ابراز فرمودند . ترمیم وتعمیر مکاتب جديد كتب خانه و کلوب ها مطابع ومطبوعات تراجم وتا لیفات استخدام معلمين فاضل اخلاقى یادگار عصر نادر شاهی بشمار می آید . پس ازین چون ذات شاهانه هر گونه تر قیات صوری ومعنوی مملکت را متوقف ، منحصربه ترقى شعب اقتصادی میدا نِستنداز هر حیث وزارت تجارت را انتظام ، وسعت بخشید وسایل لازمه آنرا فراهم فرمودند ، هکذا ذات شاهانه در سایر شعب حياتي مملكت انتظام وترقى تام ایجاد نموده همه را بخط اصلاح و ترقی رهنمائي كردند مثلا موسسه های جمعیت العما ، شورای ملی و دارالاعيان اشخاص دوره حاضر اند وزارت خانه ها ریاست دارالعلوم دره اثر پستی وسائر دوائر همدانی از موهات وتوجهات شاهاد شان فروغ و تعالی یافتند و با ستخدام مامورین پاك نفس وصادق توصیه فرمودند. در قسمت امور صحى طور یکه امروز حفظ الصحه اهمیت بزرگی در دنیا کسب نموده و توجه حکومات دنیا را بخود جلب نموده است ذات شاهانه درین باره نیز توجه فرموده علاوه و تاسیس شفاخانه هاي متعددملكى وعسكري ودارسي باسور حفظ الصحه ، براي معالجه امراض صعب العلاج دق و سل وغيره يك سنا تور یوم مسمی تحت نظریات دکتور رغی بیگ درعلی آباد به پول شخصی خویش تاسیس فرموده اند که ترین رهگذر بهترین فوائد عصري را در دسترس ملت عزیز خود گذاشته انداهتمامی که درین موسسه بکار برده شده در سنا توریوم هاي دنيا هم همین قدر اهتمام ورزیده اند باز چون الحمد لله ، ما همه مسلمان ومما لك عزيز ما مملکت اسلامی است و بدیانت مقدس اسلام علاقه وصف ناپذيري رامالك هستيم ذات شاهانه در راه تعمير وترميم مساجد وتهیه لوازم مفروشه آنها وعطاي معاشات لازمة به خطاء وا مامان و موذنان وخاد نان مساجد و سراپرستی علما و مشائخ توجهات شائسته مبذوله فرمودند. با و هم ذات شاهانه از فرط علاقه بدیانت و اسلامیت و اداي فرايض الهي ، در سال گذشته موقع اداي طواف بيت الله الحرام وكيل خود را براي اداي حج اعزام نموده وتوصيه فرمودند تاوکیل جناب شان مشکلات حجاج افغانی را هم که در ارض حجاز بآنها پیش میآید بحضور شاهانه معروض نمايد . چون مملکت افغانستان در ارض حجاز حاجی خانه نداشته و ارادة الله بر این رفته بود کادر عصر سعادت حصر زعا مداري اعلیحضرت هما يوني نام مات افغانستان برآی و در باش حجاج افغان حاجي خانه در سرزمين حجاز تاسیس وتعمير شود، لذا ذات شاهانه قبلاً تاسيس يك حاجي خانه را در آنجا اراده فرموده ويك مقدار کافی پول برای حاجي خانه مذکور منظور فرمودند و دریتموقع عاليقدر
صفحه ۱۰ شماره ٤ مجلد پنجم جلالتمآب وزیر صاحب دربار را در دفتر طلای مشجر مولانا سیف الرحمن خان و جناب سید مبشر خان طرزی را بمعیت جنا بشان مقرر فرموده، اختیارات لازمه بادشان اعطا فرمودند تا جنابی شان در ارض حجاز محل حجاج خانه را انتخاب و تمام آنرا بگذارند. و برای ارتباط علاقه و مناسبات سیاسی با حکومت همدین خویش نظر به رابطه دینی و نسبت به کثرت ایاب و ذهاب و اقامت اتباع افغانی بوقت حج در آن سرزمین با نقاء معاهد مودت احکومث حجاز داخل عملیات گردیده معاهده را انعقاد دهند. و نیز يك دكتور و عده از کمپودرها را با ادویه لازمه بمعیت جناب وزیر صاحب دربار مقرر فرمودند تا حجاج افغان را در ارض حجاز مجاناً معالجه و تداوی نمایند. امروز وزیر صاحب دربار را تبريك این سفر خیرت اثر را گفته بسلامتی و کامیابی مراجعت شان را مسئلت دارم. خودم بهیچ رتبه و منصب، هیچ نعمت و ثروت کسی تا امروز رشك نبرده ام ولی به اعزام جناب وزیر صاحب دربار از حضور چنین پادشاه مشفق با ذل غرور دیندار به آن سرزمین مقدس در موسم حج اکبر برای تاسيس يك مؤسسه خیریه غیر مسبوق به که می تواند اسباب رفاه برادران مسلم ما بشود. در وقتیکه می تواند مسلمین تمام روی زمین را در يك عرصه بسته رشك میبرم و اظهار مینمایم کاش باین خدمت اشرف در این اوقات متبرك از حضور چنین پادشاه مقدس، من اعزام می شدم. باز هم وزیر صاحب را بکمال رواداری بخداوند سپرده از خداوند تمنا می برم تا مرا هم چنان موقع مغتنم نصیب فرماید در خاتمه از خداوند کریم التجا می کنم تا ما و همه مامورین و ملت غیور افغانشان را به پیروی و تأسی اعمال و نیات حسنه و خیر خواهانه اعلیحضرت غازی توفیق کرامت فرماید و مملکت و ملت عزیز ما را در سایه توجهات ذات هما یانه باقصی درجه خوشبختی و سعادت دینی و دنیوی نائل گرداند. ( پذیرائی وزیر صاحب دربار ) ( در کابل تا استات جننی ) روز دوم وقت حرکت جناب وزیر صاحب دربار احباب و اقارب بجای جنایشان حضور بهمرسا نیده با مال شیدائی فرمودند در عرض راه اهالی مسکونه مجاور راه جهت ادای مراسم وداع واظهار امتنان از نیات پرورشیای شخص اعلیحضرت غازی عرض وجود میکردند ، هنگامیکه وزیر صاحب دربار وارد جلال آباد گردید بر علاوه ادای مراسم پذیرائی که از طرف نظامی و مامورین ملکی در محل احترامه پیوسته از عیان و کلانشواندگان شهر و نواحی قریبه نیز بعمل آمده، و مردم تماماً از اصلاحات مهمه حکومت در همه شعبات مملکت واز نیات پرورشیای شخص اعلیحضرت که بآمورات مقدسه مذهبی که در دوره حکومت نادر شاهی بمنصه ظهور پیوسته اظهار مسرت و امتنان نموده اند ، جناب وزیر صاحب نیز این اظهارات عمومی را که بالنسبه خدمات واصلاحات حکومت متبوعه ما و مساعیات اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی ابراز می شد، شنیده، بجواب هر جمعیت مستقبه بیانات مفیده را ایراد میفرمودند، و همه این اجرا آت حکومت حاضره را به نظر تقدیس نگریسته برای آتی نیز موفقیت ملت و حکومت را مسئلت می نمودند با لخاصه امرپذیرائی حضرت وزیر صاحب در همه جا الی زمانیکه از سرحد عبور می نمودند بوجه احسن معمول و این اقدام خجسته حکومت در انظار عموم بنظر تحسین وقبول دیده شده است. ۶ حوت تا ایستادن جلا لتهاب سردار احمد شاه خان وزیر دربار اعليحضرت شان ساعت ۷۵ بسواری قطار آهن سرحدی در حالی وارد استاسیون لاهور شدند که جمعی از اکابر و عیانه روسا و حکام نجبار واز کان ریاست بلدیه تو جوانان لاهور ( و از طرف حکومت پنجاب سید بشیر احمد مخبر فوت ) حاجی میر شمس الدین خان لاله گرم چند مدیر جریده پارسن سردار فتح سنگ و زعمای متعدد مسلمین و هنود برای پذیرائی و خیر مقدم شان حضور بهم رسانیده بودند از طرف مستقبلين كلها شار میشدند و حایل گلها در گردن سردار موصوف تعلیق میشدند
صفحه ٤ ( شماره ٤٢ ) مجلد پنجم از سواری موتر صرف نظر فرموده تا هوتل بریکنزا پیاده تشریف بردند روز جمعه مولانا سید حبیب عمان مدیر سیاست وحاجی میرشمس الدین خان و میر حبیب الله خان بايك جمع غفیری قبل از ورود وزیر صاحب حضور بهم رسانیده بودند در صحن مسجد شاهی با آن بزرگی جای خالی نمانده بود . متصل برايكه وزیر صاحب دربار با ( ع . س آقای عبدالرسول خان جنرال قونسل افغانی وشهرزاده احمد علیخان وشهرزاده محمد یوسف خان و شهرزادگان سدوزائی ) وقتیکه بفضای سفیر هیجان مسجد شاهی ورود افگندند ـ از طرف اهالی غریو صدای زنده باد اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی و زنده باد سردار احمد شاه خان بلند شد . بعد از فراغ نماز آقای وزیر صاحب دربار به فراز منبر برآمده نطق ذیل را ایراد فرمودند . برادران اسلامی ! روز جمعه را در پروگرام خود به لاهور از این رو تخصیص داده بودم که با برادران عزیز خود نماز جمعه را اداء نمایم . از اظهار خلو صیکه راجع به خیر مقدم سفرم نموده اید اظهار امتنان مینمایم ـ تظاهر دلریابی که دیشب در استاسیون لاهور مشاهده نمودم خاطره قیمتد او فراموش نشده نیست . برادران مسلمم ! وطن عزیزم افغانستان بك همسایه وهمدین و هم مذهب شما است لهذ ا بشما مژده میدهم که زیرسایه حکومت علیحضرت غازی که موسس با ساس متین و مطهره اسلامی است بسرعت تمام بسوی تعالی وتکامل رهسپار و بفضل خدای متعال امن از خلاف و افتراق در آن مملکت اسلامی نمایانده . اندازه محنیج انقلاب گذشته را که مشتمل بر مصایب و مصائب است تاحسا شبان مردم میتوانند کرد که از دور آن گذشته باشند، لیکن در شعله های انقلاب نه برای افغانستان بل برای جمیع عالم اسلام صدمه ها و اثر حزن مکنون بود . بلی خدا را شاکریم که بقوه تدبیر وشمشیر اعلیحضرت غازی حیات اجتماعی وانفرادی ملی ما مستحکم تر و شاندار تر شده اعلیحضرت از يك طرف برای تعالی و بهبودی ملت افتخار افغانستان لاینقطع تدابیری اتخاذ می نمایند . از طرف دیگر به جهت استحکام و فلاح اخروی ملت عزیز خویش نیز شب وروز انهماك ورزیده وعقیده دارند که راز ترقی و فلاح مسلمین وابسته مراعات بامور مذهبی کا زمه واز سعادت دینی و دینوی است . میباشد . حضرات محترم مرام این مقصد مارفع تکالیف حجاج افغانی است زیرا هر ساله هزارها نفر حجاج برای زیارت کعبته الله در آن سرزمین مقدس حجاز رفته با اشکال غیر متحمل مواجهه می شوند بناءً ذات شاهانه این تکالیف را حس و برای فراهمی تسهیلات لازمه و استراحت و آرامش شان بامر فرمودند که با توفیق اخوت افغانسان وحجاز برای حجاج افغانی در مکه مکرمه تدبیر تعمیر قامت گاه مستقل حجاج افغانی را بنمایم . از حضور و موجود شان اسلام التجاء می نمایم که برای کامیابی من بدرگاه باری تعالی دست دعا بردارند ، در خاتمه دعا میکنم که الله تعالی جل شانه همین را از محاسنیکه برای مسلمان ها وبتباع في القرون الاولى حتمی و لابد است مستفاض گرداند . آمین ثم آمین ـ بواسطه کثرت مستمعین که نتوانستند یکبار بشنوند برای وزیر صاحب دربار ضرورت افتاد تا نطقیکه در منبر بیان فرموده بودند در صحن مسجد اعاده فرمایند بلکه تا دفعه سوم نیز اتفاق تکرار افتاد در محل مذکور هزاران نفری برای مصافحه تشریف ورزیدند تمام حضار تحت ریاست مستر امین الدوله نعرۀ کی صداهای زنده باد اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه افغان و احمد شاه خان وزیر دربار ! فضا را تکان میداد شب ۹ حوت بواسطه قطار پوسته سرحدی بسوی دهلی با آقای جنرال قونسل و رفقای همسفر عازم شدند در حالیکه رهبران ملت هند و روسای مسلم و هنود لا هور و جمع عظیم مسلمانان معزز با وزیر صاحب در بار تا استاسیون مشایعت مینمودند ساعت ٤٠ - ٧ صبح دهلی را رونق افروز فرمودند اعضای اداری جنرال قونسل گری افغانی در هند
صفحه ١٢ (شماره ٤٢) مجلد پنجم خبر هاي داخلي ( وزارت حربيه ) ( محاكمات عسكري ) نظر به راپورت واصله كه از سوء اجرا آت قوماندانی فرقه غزنـيـن وتعليم گاه طوپ چي بحضور عاليقدر جلا لمآب امير اعلى نشان والا حضرت وزير حربيه رسيده بود ، تغيير وتبديل ماموران فرقه های مذکور قرار آتی در وزارت حربيه بعمل آمده است :- فرقه غزنی : ١ - ع ، ش محمود شاه خان فرقه مشر وقوماندان فرقه عسكرى غزنى نظـر و ارکان انجمن رفيق المسلمين با رهبران ملت و رؤسا و نامه نگاران جراید و حکمرانان وزیر صاحب در بار را در استا سيون دهلى استقبال نمودند و بوقت فرود آمدن از قطار آهن صدا های زنده باد اعليحضرت غازی و وزیر صاحب در بار بلند شد . اراکین انجمن رفيق المسلمين حمایل طلائی و اهالی حمایل گل را بگردن وزیر صاحب تعلیق نمودند . بتاريخ ١١ حوت وزیر صاحب در بار وارد استا سيون بمبئی شد و در اینجا ارا كين احزاب مختلف و نماینده گان جرائد هندی و انگليسى با رؤساى شهر استقبال نمودند . ( باقی ، باقی ) به سوء اجرا آت آن جلب مركز وتحت محاکمه می باشد . ۲ - ح ، عبدالرؤف خان غند مشر به غند اول وح غلام رسول خان غند مشر به غند ٢ وح گل محمد خان غند مشر به غند ٣ فرقه غزني جديداً مقرر گردیدند . ٣ - ش ، فتح محمد خان کند کشـر رئیس ارکان حربيه فرقه غزنی که اجرا آت درستی نکرده بود، موقوف ودر مرکز تحت محاکمه می باشد . تعلیم گاه توپچی : ۱ - ش محمد غوث خان کندکشر معاون تعلیم گاه نظر به سوء اجرا آت آن از آنجا موقوف وتحت محاکمه اسـت . و اگر محمد غوث خان مذكور برائت خود را در محاکمه حاصل کرد بدیگر جا منصوب خواهد گردید . وح عبد الغفور خان غند مشر توپچی که شخص لایق است به مدیریت تعلیم گاه توپچی مقرر گردید . ۲ - میرزا نقیب الله خان سركاتب تعلیم گاه نیز نسبت به سوء اجرا آت موقوف و فعلاً تحت محاکمه می باشد . وزارت ماليه ( مقرری ها ) ماموریت های مالیه : ۱ - ص میرزا محمد کاظم خان سابق مامور مالیه دره صوف مزار شریف به ماموریت مالیه در زاب و گرزیوان مربوط حکومتی اعلی میمنه . ۲ - ص میرزا غلام حیدر خان سابق مامور محاسبه بلدیه ولایت که از طرف ع ش احمد علی خان معاون ریاست تنظیمه مزار شریف ، به ماموریت مالیه قـلعه تعیین شده بود ، منظور شد . ۳ - ص میرزا محمد کاظم خان پسر عاليجاه احمد قل خان سرکاتب و وكيل مدير استخبارات ریاست تنظیمه مزار شریف بماموریت مالیه ریزه کوهستان منصوب گردید . ٤ - بماموریت های مربوط حکومتی اعلی مشرقی : الف : - ص ميرزا عبد المجيد خان سر كاتب محاسبه مديريت محاسبه عموميه وزارت ماليه ، ترفيعاً به ماموریت محاسبه حکومتی اعلی مشرقی مقرر گردید . ب - ص میرزا محمد ابراهیم خان ولد میرزا صـفـدرخان مرحوم سابق مامور ماليه غوری به ماموریت ماليه كوز كنر مربوط حکومتی کلان کنر ها مقرر شد ج - ص میرزا عبد المجید خان سابق مدیر محاسبه ولايت قطغن و بدخشان به ماموریت واردات و مصارفات حکومتی اعلی مشرقی منصوب گردیدند . د - ص ميرزا محمد يعقوبخان ولد ميرزا محمد شریف خان غزنوی ، مامور سابق تر نك وجلدك قندهار ، بما موريت ماليه خوگیانی مقرر گردید . ح : ص میرزا عبد العزيز خان سركاتب مستوفيت ولايت كابل که سابق عهده
شماره ٤٢ ماموریت داشت به ماموریت مالیه سرخ رود مقرر گردید . ه - ص میرزا نور محمد خان سركاتب مستوفیت ولایت کابل ، به ماموریت چقانسور ترفیعاً مقرر گردید . جلب حیوانات براي توپ كشي طوری که ساطع شده وزارت جلیلهٔ حربيه جهت حمل و نقل توپهای هو درز و اتواب سنگین محرا یکعده اسپهای بیله و فیل های قوی خریداری کرده و از آن جمله ( ۱۲۰ ) اسپ بخیلال آباد سوق و ما بقیه نیز عنقریب خواهد رسید ( مکافات ) مخبر خصوصی ما اطلاع میدهد حکومت عادلهٔ ما مامورين ومستخدمين شفاخانهٔ ملکی و شفا خانهٔ مستورات را در نتیجهٔ نظافت و حسن تنظیمات و اجراآت شفا خانه های مذکوره على قدر مراتبهم مکافاتاً باعطاى يك مقدار پول برخی را به ترفیع عهده هم نایل و مفتخر فرموده است . طرد ملازمت عبد الحق نام كاتب كندك توپچي مقيم لغمان كه يك مقدار پول دولت را از درك معاش بمعذور دست بازی برده و خورده است اصولاً بتادیة پول و طرد ملازمت از طرف حکومت محکوم شده است . *** ولد محمد خان علاقه دار العرهٔ جدران مربوط حکومت اعلى جنوبى نسبت به عدم پرداخت او در اجرای امورات علاقه داری يك ساله طرد ملازمت شده است. دستیاب اموال زیوراتیکه از خانه محی الدین نام ساکن شهر عزنی مفقود شده بود در اثر تحقیقات ومساعى جميله عالىجاه خرت همراه نصر الله خان حاکم کلان و قوماندانی کوتوالی غزنی از نزد محمد عارف نام که در قوماندانی آنجا توقیف گردیده بود دستیباب شده و بصاحبش استرداد گردید چون سارق مذکور بفعل سرقت اقرار نموده البته اصولاً برایش تعزیر داده میشود . رای پولیسیکه در اثر فعالیت و وظیفه شناسی خویش بحکمت عملی اشیاء مذکور را با سارق پیدا نموده از طرف حکومت تحسین و علاوتاً به او مکافات نقدی نیز داده شده است . مسافرت عالیقدر جلالتماب یوسف حکمت بیگ سفیر کبیر دولت جمهوریه ترکیه بدربار شاهی کابل که بتاریخ ٣ سنبله ١٣٠٧ وارد افغانستان گردیده بودند اينك بعد از انقضای ٢ سال و ٦ ماه و ٧ روز بروز دو شنبه ١٠ ماه حوت ١٣١٠ طور مرخصی از راه هند بطرف وطن مالوف خود شان اعزام گردیدند و بصورت مجموعی مراسم وداعیه شان خیلی صمیمانه گرفته شده دوستان شان عموماً برای مفارقت شان متاثر گردیده اند . از ریاست تمیز وزارت عدلیه ( ٨ ) از ریاست تمیز وزارت عدلیه در باب جلب مدعى عليه چنان تجویز و بذریعهٔ مکتوبهای متحد المال در هر محكمه اطلاع داده شده ، کسانیکه بحضور قاضی محکمه راجع بده وی حقوقی خود که شرعاً دعوی مینمایند ، ول بحضور قاضی قسم خورده و یا دو نفر شاهد موافق دعوی خود اقامه نماید که باعث جلب مدعى عليه گردد ، و لا به مجرد عرض مدعی ، مدعى عليه را از جاهای دور و دراز و خارج شهر که شبانه وا پس بجاهای خود عودت کرده نتوانند خواسته نمیشوند . ( ٢ ) احمد نام ولد محمد رضا ساکن خوردك احمته دیزنگی که خدایداد ، و محمد بخش نامان ساکنان موضع مذکور را به قتل رسانیده بود ، و در محکمه ابتدائيه و مرافعه و ریاست تمیز با لای احمد مذكور ثابت گردید و از طرف حکومت متبوع ما امر شد که بورثه مقتولان سپرده شود . از وزارت تجارت هيئت خریداری پوست : دائرهٔ جديداً بنام ریاست خریداری پوست در ولایت مزار شریف تاسیس شده و رئیس این هيئت خواجه تاج الدين خان است . بر علاوه دو نفر مامور که یکی در مرکز ولایت و یکی هم در اندخوی و میمنه است با يك سركاتب و يك منصف
صفحه 14 شماره ( 42 ) جلد پنجم خبر هاي خارجي روز 19 حوت چین و ژاپون امید صلح میرود اطلاع شانگهای مشعر است که افواهان شایعه در باب صلح تولید امید مینماید افواهان مذکوره ازین قرار است که جاپان آماده است به مقرر نمودن يك کمیتة مرکب از چینی ها وجاپانی ها وملا حظین بی طرف جهت نگرانی باز گشتی وعودت عسکر جانبين وبه تقرر يك كنفرانس مرکب از تمام دول دارای مفاد مشتر که تا در موضوع مسائل امنیتی وپولیسی نقطه تخلیة شده و حفظ مفاد چینی ها وخارجی ها ترتیبات قرار دهند و يك تحویلدار ، از وزارت تجارت مقرر و اعزام سوب ماموریت خود گردیدند مدیر احصائیه زراعيه : آقای محمد علیمخان سابق مدير تحريرات ولایت کابل به مدیریت احصائيه زراعت مزار شریف و حاجي عبد العزيز خان سابق سر کاتب محاسبه ریاست قبایل بسر کاتبی مدیریت مذکور مقرر شدند . مدير كمرك مزار شريف : ص نور الدینخان مدیر برق وزارت تجارت بمدیریت كمرك ولایت مزار مقرر شدند . و راجع به وضعیت آینده شانگهای مذاکره نمایند . بمبارد و مقاومت در عین زمان طیارات بمهای دارای مواد انفلاقية مهلکه را می افگند و توپخانه نیز مصروف عملیات است وقاتنك ها و پیاده جاپانی بر موضوع چینی ها در چاپای تعرض عمومی مینمایند و در نظر دارند خطوط عسکری چین را بشکنند مگر چینی ها بشدت مقاومت نموده با توپهای بزرك جواب میدهند . معنويات چيني ها اگر چه در کیانک وان سكون حكم فرما است مگر علامات حمله شدید به ملاحظه میامد مقدمت الجيش فرقه یازدهم جاپانی اخذ موقع نموده است مگر قسمت کلی فرقه مذکوره هنوز فرود نیامده است وامید است جنرال جديد جاپانی ( شیرا کاوا ) امروز برسد معنویات عسکر چین با وجود اشکالات وضیاعیشانی که بدان گرفتار شده خوب است وبشدت مواقع مدافعه خود را تحکیم مینمایند و خصوصاً مواضع تعبیه ماشیندار های خود را بخوبی درست می کنند . کميسيون مجمع ملل در توکيو قرار اطلاع توکیو کمیسیون مانچوریای مجمع ملل با نجا وارد شده است . يك اطلاع دیگر توکیو مشعر است که بر سطح کشتی عدلیه برداو در اثر ترتیبات امير البحر كيلي جهت ترغیب قوماندان های طرفین با تخاذ اصول مسالمت سعی جدیانه نموده می شود ، وامیر البحر های جاپانی کامیس راو ومو تسور د کو داکتر ولنكتق کوی چینی ورئیس ارکان غند 19 چینی حضور دارند . اظهار مامورین جاپاني اطلاع شانگهای مشعر است که روز يكشنبه مامورین جاپانی به ریوتر گفتند که عزم نداریم کشتی علم بردار و کشتی که در ان قو ماند ان دسته را حمل می کند بیرق برافراشته شود از قراریکه دیل چار گانه اقتضا نموده اند ما جهت جلو گری از افتادن بیم بومسكو به بين المللي از جاپش حرکت دهيم ونه اقتضا نموده اند تعهد مینمائیم که بعد ازین قواي جاپاني در مسکونه بين المللي فرود نخواهد آمد . اگر چه قابل توجه است که یازده صد نفر پیشداران فرقه یازدهم جاپاني در تحت حماية آتش کشتيهاي مخرب در دو سرنگ فرود آمدند شكي که نسبت احتمال فرود آمدن عسا کر جاپاني در مسکونه بين المللي وجود داشت بصورت معيني رفع گردید و کشتيهاي حمل ونقل جاپاني که حامل فرقه یازدهم بودند شام یکشنبه بلنگرگاه جاپاني در مسكونه بين المللي رسیدند و عساکر در آنجا فرو مي آمدند . شهر مرده گان کیانگ وان حالا شهر مردگان است دورکو
( شماره ٤٣ ) چه هاي آن اجساد زياد ادوات افتاده است که منجمله ششصد نفر آنرا تا حال شمرده اند که اشخاص ملکی میباشند ووزیر چینی ها را پورتی که از جینوا رسیده اشعار میدارد که جاپاني ها صلح مايل اند و قعی نداده میگویند این عبارت از چال است که بدان جنوا بوسیله جاپانی ها می خواهند جهت آوردن کمک وقت حاصل نمایند و مامورین چینی اعتراف مینمایند که مقاومت شدید مدافعین کیانک وان خاتمه یافته وشهر مذکور تخلیه نموده شده است . ایرلیند و انگلستان شین او کیل که مامول است در حکومت جدید آیرلیند عضویتی داشته باشد در ضمن نطق خود در كارريك بروز يكشنبه بيان نمود که پروگرام ( فيانا فالز ) براي آيرلیند عبا رت از آزادی کامل است . واظهار عقیدت نمود که آزادی آیر لیند بدون رسانیدن زحمت به برادران آیر لیند حاصل میشود و تاکید نمود که « فیانا فالز » میخواستی که قسمت های دیگر حقوق ملی را بصورت مسا لمانه وطريقه هاي تشكل بدست آورد . و ما نمی خواهیم حکومت خود را وادار کنیم باینکه با انگلستان اعلان مبارزه نماید. چین تصویب صلح برطانیه را قبول نموده اطلاع جینوا مشعر است ، که دانسته شده است حکومت چین مصوبات صلح برطانیا که از طرف لیمس از سطح کشتی ( کنت ) فرستاده شده بود قبول نموده است و جاپانی ها مصوبات مذکوره را جهت ملاحظه امیر اطو ر به توكيو فرستاده اند . مجلس بی نتیجه اطلاع شنگهای مشعر است که کنفرانسی که بر سطح کشتی علمدار موسوم به ( کنت ) جریان داشت نتیجه خاطر خواه نداده است چونکه جاپاني ها آماده نیستند ، راجع به مطالبه خود در باب بازگشتی و رجعت عساکر چین به فاصله بیست کیلومتر از شنگهای و تهدید قلعه های بوشان و دو سونگ که میخواهند تا به زمان رسیدن تقویت وقت حاصل کنند . جاپاني چيني ها را تهديد مي کنند اطلاع دیگر شنگهای مشعر است که در نوشته مامورین عسکری جاپان به رئیس بلدیه شنگهای مذکور است که اگر حرکات عساکر چین در بین خطوط آهن را که در بین شنگهای و هنجو ، وشنگهای نانکنک بزودی معطل نشود خط آهن را که در بین شنگهای و هنجو ، ونانكنك امتداد دارد خراب خواهیم نمود در نوشته مذکور به چینی ها تا به تاریخ ۲ مارچ وقت داده شده است که این اقتضا را تعمیل نمایند . اگر جاپانی ها این تهدید خود را اجرا کنند باموال ونفوس خساره زیادی خواهد رسید . بمباردي در جاپاني اطلاع شنگهای مشعر است که در محاذ كيانك وان تمام روز محاربه شدیدی جریان داشت و هر دو طرف تلفات زیاد برداشتند جاپانی ها دروز عده زیادی از عساکر و توپخانه را که حاوی بر توپهای ها و تیز تش الخ میباشد فرود آورده اند و برای حکومت احاطه و اجرای آن لاحدی است تهیه می نمایند . ظاهر است که چینی ها در مقابل تصادمات قوه متزايد جاپانی ها مقاومت نموده نمیتوانند. و در عین زمان بر جاپانی نیز بمبارد شدیدی جریان دارد . کوشش بمنع محاربه اطلاع جينوا مشعر است ، اطلاع قبول مصوبات بول بانکور از طرف جاپانی ها ديروز شام در جينوا رسيد و از طرف ماتسو ویرا ، وسرچ ، به ساتمن ، وبول با تکور ، ابلاغ گردید ، ساتمن ، به ماتسوویرا ، راجع به ضرورت معطل ساختن عملیات حربی تاکید نمود وماتسو ويرا وعده کرد کوشش زیادی راجع به منع محاربه بنماید . اطلاع شنگهای مشعر است که توقف عملیات حربی در شنگهای غیر متصور معلوم میشود . تلگرافات جینوا و شنگهای وا شلتند سنن مرسله پیش از این می نگارند جاپانی ها از پای خواهش
( صفحه ١٦ ) ( شماره ٤٢ ) ( سال پنجم ) عساکر خود در يك وقت برابر با چینی ها امتزاج نمایند . شیرا کاتا شب گذشته اعلان نمود که اگر قوای چینی تصویب جاپان را قبول نموده عساکر خود را به فاصله بیست کیلو متر عقب بکشند عملیات حربی معطل خواهد شد ، ولی غالباً چینی ها این را قبول نخواهند نمود اطلاع دیگر شانگهای مشعر است که کمدل چی معین وزارت خارجه چین پریروز بگفت وصول راپورت تو کیو درباب عدم آمادگی جاپان راجع به باز خواستن عساکر خود در يك وقت با چینی ها تمام امید مصالحت را برهم میزند . عزیمت ع ج آقای الله نواز خان صاحب یاور اول حضور اعلیحضرت که چندی قبل برای معالجه به آلمان رفته بودند ، لیکن علاج شان باکمال نارسیده بکابل عودت فرموده بودند ، امروز مجدداً بمرض اکمال معالجه بطرف آلمان عزیمت فرمودند تصحیح صفحه ۱۱ این شماره در ستون اول سطر ۱۳ حجاج ، حسیج خوانده شود. در ستون اول سطر ٢٥ نظار ، نظاره خوانده شود . در ستون ۲ سطر ۲ قبل از معجز شریعت افزوده شود . در ستون ۳ سطر ۳ توفیق - توفیق خوانده شود . در ستون ۲ سطر ۱۰ فی القرن ، خیر القرون خوانده شود . وداع مشترکین کرام بلکه عموماً قارئین ذوالاحترام جریده انیس مسبوق خواهند بود که نگارنده در انجمن ادبی کابل عضویت داشته و به نسبت علالت آقای محی الدینخان صاحب امتیاز این جریده موقتاً نشریات انیس را عهده دار شده بودم ( چنانچه در شماره ۱۷ همین سال بتفصیل ذکر شده ) درین اوقات که از عرفان پروریهای یگانه پادشاه دانش دوست ما انجمن ادبی در شرف توسعه و امور مفوضه آن رو به انبساط است اشتغال من بوظایف اصلی لازم تر افتاده . اگر چه در این عرصه تصدی من شاید نگارشی که شایان این جریده نامور وطن اما بوده از قلم نگارنده طراوش نیافته باشد تنها باین مفتخر بوده و دل خوش دارم که نقش ساعه زحمات قلمی و دونده گی من مانع سقوط يك جریده ملی بحساب رفته باشد . در خاتمه از همکار و همقلمانی که در مدت شريك این زحمات من شده اند تشکر کرده و آرزو دارم جریده ملی انیس از اثر فکر و قلمی مدیر صاحب سابقی اصلاح آقای محی الدین خان خوكیانی و دیگر نویسنده گان وطن سال های درازی در بین دور درخشان نادر شاهی که از بهترین اعصار عرفانی مملکت عزیز شناخته می شود محل استفاده هموطنان واقع گردد . سرور جویا اعلان هر کس معاون اداره شود و یا معاون میشود جریده انیس را رایگان خدمت شان تقدیم میگردد . هر کس جریده انیس سابق از ین اشتراك نموده باشد و اخبار برایش نرسیده باشد ورسید اداره بدست دارد به اداره ارسال فرمایند تا اداره در احیاء حقوق شان بکوشد . کسانیکه از نرسیدن اخبار شکایت داشته باشند اداره را مطلع فرمایند اداره حاضر است تا ادرسهای مشترکین جریده خویش مساعی تام ورزد .
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
جريده هفته وار انيس * قیمت اشتراك * کابل ١٢ افغانی اطراف و ولایات داخله ١٤ « طلبه معارف ٧ « در ممالك خارجه ٢٠ شلنك ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
(شماره ٤٣) مجله ٥ اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ " خارجه ۲۰ شلنگ ایلس اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتیاز : محی الدین مدیر محمد امین خوگیانی ۲ شنبه ۱ حمل ۱۳۱۱ تاسیس ۱۳۰۶ ۱۳ ذیقعده ۱۳۵۰ قلم و شمشیر قلم خلقت ( اول ) الهیه است ، شمشیر صنعت انسانیت است . ارباب ادب ، در باب مناظره لیل و نهار و در فصل جدال قدیم خاك نار و در بوستان گل و از هار ، و در معرکه سیوف ابطال با اقلام اهل کمال مقالات بلیغه افاده و مقامات مفیده را اقامه کرده اند . البته هر مصنفی که از لسان طرفین گفته اند درست است اگر زیاده گویند درست تر خواهد بود . زیرا فضائل قلم و مزایای سیف غیر محدود است . مدح آن اشیاء که نامش می برند قاصرند گر تا قیامت بشمرند اری در بیان فضائل تفاخر کردن اگر بلسان همگر باشد جائز است ( اما بنعمته ربك فحدث ) و اگر درتفاخر اثری از مطاعنه و قدری از تعرص داخل شود بهر طرف دروغ اثری ندارد ( الهاكم التكاثر ) اگرچه دربیان فضائل و در اظهار خصائص اسلوب تفاخر را من خوش نمی بینم مگر ارباب سیوف در ما بین خود با اصحاب قلم با همدیگر مباحثه می ورزند دريك سطر من انرا در فضیلت خود محصور میدانند . بهر حال سیف و قلم با هم دیگر متعاون و متکافل میباشند ، شمشیر با قلم در هر شان توأم و صدیق و در هر حال حبیب شفیق است . آری تفاضل وجدل در رجال و علام است در شمشیر و قلم نیست . اگر در بیان فضائل شمشیر و یا فضائل قلم با خیال شاعری خطیبانه سخن گفتن روا باشد شمشیر فضیلتی دارد که قلم ندارد یعنی دست با عصمت رسول الله صاحب قر آن کریم و شمشیر داشت قلم نداشت حقائق اسلامیه را بابیان ، تعالیم نبویه را با تیان ، سیاست عادله و امنیت عامه را با سیف برن ، اقامت کرد ، بدست ذی عصمت قلم نگرفت ، از شرف تاسیس اسلامیت قلم نصیبی ندارد ( انا ارسلنا و فی الامین رسولا ) این دو شرف ، شرف تَصَاحب دست تاسیس اسلامیت شرف بودن در دست عصمت رسالت ، مخصوص شمشیر است . معهذا قلم فضیلت هایی دارد که سیف ندارد . ثنای قلم در قرآن کریم در آیات متعدده آمده و در سوره « ن و القلم و ما يسطرون » تعظیم قلم بصورت قسم الهی بنهایت درجات رسیده اما سیف در قرآن کریم در هیچ آیت کریمه مقسم به واقع نشده است . در فضل سیف و در فضل قلم این دو دلیل در نظر ظاهر بینان گرچه تمام است ليك در نظر راز دانان حقائق بینان البته نا تمام است . زیرا سیف و قلم از صورت مادیه معدنیه یا از صورت قصبه نباتیه نیست ، سیف در حقیقت تمثال قوت و شعار عدالت است . قلم رسول افادات عقل و ترجمان رأی و لسان علم است . هم عقل وهم قوت در اساس اسلام معتبر است غنای عقل وقوت در قرآن کریم در آیات متعدده آمده است : عقل رکن اول اسلام و اساس متین اسلام است ( مدار تكليف شرع است ) قوت در تاسیس اسلام و تمكين امر اسلاميه سبب متين شده است برای تمثال قوت وتمكين نعمت
(صحيفه ٢) (شماره ٤٢) (مجلد پنجم) خداوند است علاوه برین قوت از اسماء حسنای الهیه مستفاد شده است . وبناء علیه دست عمدة رسالت اسلامیه هم سیف صارم وهم قلم سالم داشت ، قلم در حکم و در تشريع ، سيف در تأمین و در تنفیذ معتبر است . قلم دراصل وجود و دراساس موجود دخله[؟] دست مهندس حکیم درهندسه نظام کاینات بدست قدرت خود قلم حکمت الهيه را گرفت ، نقاش ازل در الواح طبیعت ؛ درصحائف وجود ، عدد قلم حروف کائنات را و کلمات موجودات را بخط جميل نوشت . رب اکرم جل جلاله به انسان همه علوم را با قلم الهی مادی تعلیم کرد گویا قلم اولاً بقدرت خدای عزوجل ثانیاً در دست انسان اصل جميع بركات شده است. هر موجود ، همه علوم ؛ همه معارف وصنایع اثر قلم است. شمشیر در این امور نادمه دخل نداشت وندارد . هیچ موجد ، هیچ نقاش، در وقت ایجاد در وقت نقش ، در ساعات كشف بغیر قلم کار نکرده و در دستش هیچ وقت سیف نبوده است . بلی کسانیکه بدست خودچون یا اشک ناحق ریزد دست او عاقبت از برکت عقیم مانده است . عوالم علويه در دست خود قلم دارند ، فی صحف مكرمه مرفوعه مطهره بایدی سفره کرام برأه ، غير انسان عاجز بدست خود سیف نگرفته ( در مغازی نبوی چون فوج ملک بر معاونت رسید از طرز استعمال سیف مسبوق نبودندکه برایشان هدایت میشود که شمشیر باید بر مفاصل بخورد) و در غير مجمع انسانی و در غیر ضرورت ، سیف اهمیتی ندارد زیرا که سیف صناعت انسانیه میباشد . فضل شمشیر تنها برای مدافعه وتنها برای حفظ و حمایت است اما سیف از شرف ایجاد تماماً محروم است . آثار هدم در هر عصر و در هر مدنیت در صحائف ایام به اساطیر وقائع ووقوعات مدهشه مرفوع ومتصل شده است . شمشیر بی قلم غیر از هدم چیزی کردن نمیتواند و قلم از سيف مستغنی شدن میداند . پس غزا زدن فرض شد بر مومنان تاسنا سند از كف مجنون سنان سيف در ذات خود اعتبار حریت ندارد در دست اهل و نا اهل کار خود میگذارد . چون سلاح وجهل جمع آمد بهم گشت فرعون جهان سوز از ستم اما قلم در دست نااهل هیچ وقت کارنمیکند (نه خیر گاهی بدست بداخلاقی هم می افتد که عالم را تباه میسازد) قلم عزت ذاتیه واختیار عملی دارد اثره لم کمال انسانیت فضائل اسلامیت است اما اثر سیف هیچ وقت مقصدغائی نیست بلکه جواز آن برای ضرورت و اضطراب است . از لسان مولانا جلال الدین رومی رضی الله تعالی عنه از مثنوی میگوید . من نمیکردم جهاد از بهر آن تاظفر یابم فرو گیرم جهان در شرق اقصی : معرکه چین و ژاپون درین اوان چون محاربه چین و ژاپون به انتهای شدت جریان داشته ، تذکار شلنگهای بار بار در صحایف مطبوعات آمده میرود ، لهذا لازم دانستیم که بنابر این جریده اهمیت شلنگهای واز مفاد دول اجنبی که دران علاقه دارند خاطر نشان کرده شود . کین جهان جیفه است مردار وخس بر چنین مردار چون باشم حريص امتی وجوب جهاد برای مصالح بشر است چون حواس انسان بر عقل او غالب است و و هم انسانی بر حواس او قاهر است از آنرو خوف در انسان اول انفعال است وخضوع و درحضور قوت نجات حال است . لاجرم حرمت ارباب سیوف در نظر عموم مشهور میشود و حرمت اهل قلم در هرجا و در هر عصر مستور . این عدالت الهیه است که نقصان سیف را به محترم بودن حاضره جبره کرده فضل سيف نسبت بقلم بدين جهت مضاعف شده وخاطر اهل سیف بدین تدبیر مطمئن گشته است . نیست باطل آنچه رحمن آفرید . وز غضب وز حلم وز نصح مکید روحانیان افغان انیس : شمشیر از مزایای ذاتی وخصائص موروثی ملت افغان است قلم از فضائل کسبی بشر است با وصف شمشیر منضم وجزء لا ينفک باید ساخت
صفحه ۳۸ (شماره ٤٢) جلد پنجم میدان حرب شانگهای : جهازات بحری ژاپون بر منطقه شانگهای علی التواتر میرسد . و دیگر دول معظمه دنیا باین محاربه چین و ژاپون رأساً دلچسبی دارند . زیرا مفاد دول مذکور بآن مربوط است . شانگهای يك منطقه و مسكونه بین المللی است اگر چه تنها تنها محافظت فرانسه دران جا موجود میباشد ، با این شانگهای مرکز توجه و منفاد تمام دول خارجی است ، چنانچه به شانگهای مفاد ١٤ حكومات اجنبی وابسته بوده حقوق و مطالبات همه دول قریب و بعید حیثیت متوازنه دارد . و بازار تجارت اجنبی در اینجا حاوی مبالغ هنگفتی می باشد بنا برین مبرهن که اگر احیاناً بمنافع یکی ازین دول خساره رخ دهد ، طبعاً در تمام نظام آن يك برهمی تولید شده و همه شان درین هیجا نات عظیمه متحد خواهند شد . شانگهای در شرق اقصی حیثیت فتیله را دارد که اگر کمی حرارت بآن داده شود ، تمام جبا خانه های دنیای به يك مشعله مهیب هم آغوش گردیده و بر باد فنا خواهد رفت . اهمیت شانگهای : شانگهای يك شهر نجیب و غریبی است که ۹۰ سال قبل يك مسكونه چیری های معمولی بود ، اجنبی ها هیچ گونه مجاز بل استیذان ببیع و شرای ( نفوذ اقتصادی ) نداشتند . امروز شانگهای در دنیا مدر کاه درجه ششم بشمار میرود و علاوتاً از معمور ترین شهر ها محسوب می شود و دارای صدها عمارات عالیشان و دفاتر عظیمه و باغات وغیره بود ، مرکز تجارت چندین هزار ملیون روپیه می باشد بنابرین در عالم مدنيت يك حيثيت تجارتی ( بل اهمیت سیاسی ) راهم حاصل داشته است . شانگهای در تحت منافع ١٤ دول عالم میباشد ، ولی تنظیم امور آن بدست مجلس بلدی که محصول دهندگان شهر انتخاب می کنند می باشد . حالات شهر : در شانگهای پنج هزار پولیس امنیه و يك هزار و هشتصد عسکر اروپائی سکه و جاپانی وغیره نیز موجود میبود در ١٩٢٧ فوج محافظ برطانوی به شانگهای فرستاده شده بود که ازان به بعد دائماً دو فوج افواج برطانوی دران جا موجود میباشد . آبادی اشخاص غیر ملکی قریب ٥٠ هزار بشمار می رود محرانان برطانوی ، تجارتی بوده و خیلی اهمیت دارد ، چنانچه تعداد آنها به - ۸ هزار نفر میرسد . و عموماً جاپانی ها در حصه شمالی شهر سکونت دارند . درین حصه شهر دكاكين بزرگ ، معبدگاها ، مکاتب دفاتر جرائد و میدان های بازی و کتاب خانه ها ، خانه های سکونت ، تپانه های پولیس ، بالاخره تمام حوایج ضروریه همان موجود می باشد . چینی ها به تعداد ده لك در مناطق غیر ملکی سکونت دارند . و اغلب آبادی آنها خیلی سنجیده و برا من است . و بکسی ضرر نمیرسانند . اگر احیاناً در بین چینی و ژاپونی ها جنگ وجدل واقع شود و منجر به مخاطره گردد پولیس متبینه آنجا امنیت را تأمین مینماید اگر ضرورت زیاد پیدا شود برای استقرار و امنیت فیر هم کرده می توانند با لفرض اگر چینی ها به تعداد زیاد مقتول شود درینصورت هیجانات فطری شان روبتزاید نهاده مخاصمین جانی و مالی دشمنان خود میگردند . تحریم امتعه : بزرگ ترین آله مدافعه نزد چینی ها تحریم امتعه جاپانی ها است که یعنی اموال جاپانی ها را چینی ها نه میخرند و ازین رو جاپانی ها خیلی مشوش و پریشان گردیده اند . و فی الحقیقت انسداد و مقاطعه اموال برای بازار تجارتی جاپان صدمة رسانیده است که جاپان ازان به خوف بود . چنانچه در ماه گذشته در شانگهای تحریم امتعه اموال باعث خساره يك كرور پوند برای جاپانی ها گردیده . و در هانگ کانگ ۱۱ کرور پوند صدمه رسید ، و در حقیقت تحریم امتعه نزد چینی ها بزرگترین حربه است و جاپانی ها بکلی پریشان اند . آغاز تحريك تحریم امتعه : چینی ها در ١٩١٩ اولين تحريك تحريم
مجلد پنجم صحنه ٤ ( شمار ٤٢ ) امنتعه را شروع نمودند واز معاهده ( ورسای ) مایوس شده مجبوراً برای برباد ساختن استبداد جاپانی ها این اله را استعمال می کردند . ازان وقت به بعد این تحریم آنقدر منظم ومنضبط شده است که برای دفاع از هر فشار این ضربه را استعمال مینمایند و اگر دریکی از دکاکین چینی مال جاپانی دیده شود ، آنرا « مال دشمن » گفته ، به چور آن اقدام ومالک دوکان را جریمه می نمایند . حکومت چین از رسمیت وقانونی بودن تحريك تحريم امتعه انکار نموده می گفت که اگر مردم از روی وطن خواهی به تحريك اقدام نمایند ، این حکومت هم ازان جلو گیری کرده نه می تواند . طلاب چینی : روح تمام اضطراب های سیاسی و تحریم امتعه طلاب چینی می باشند ، چو آن ها به تعداد هزار ها ولک ها جمع شده مظاهره می نمایند ، این طلبه بسیار محنت کیش بوده اوقات فراغت خود ها را به مظاهره صرف می نمایند و به سیاست بسیار دل چسپی دارند . و همیشه برای تحریکات می کوشند ، ويك جنبه ازین طلاب را افراطیون می نامند ، و همین گروه حکومت را « بزدل » « كمزور » معرفی می نمایند . افلاس حکومت با مکین : درین وقت حکومت تانکین افلاس کرده است ، قرض نموده اجرآت امور علوم وفنون : ماضي وحاضر واينده تلگراف بیسیم تجربه سنیور مار كوني از ٢٠ سال باینطرف در روز ۱۲ دسمبر شال ۱۹۰۱ مارکونی به تجربه تاریخی خویش جهته ارسال او لین خبر تلگرافی که بحر محیط اتلانتیکی را عبور نماید قیام کرده و خودش همرای معاون خود ( کمپمپ ادر ( سنجان صیل ) نيو فوندلاند نشسته و در مقابل آله مخترعه خویش گوش میدادند تا اینکه سه ضربه خفیفی که حرف s را ترکیب نموده و بحر محیط را از ( بولاهو ) در کور نوال که مسافه ۱۸۰۰ میل داشت عبور نمود ، این سه ضربه خفيف را می نماید ، و همین قرض باعث موجودیت او گردیده است ، زیرا اگر معاش و تنخواه افواج دولتی را ندهد ، همه عسکر اغوا نموده ، در چين يك انقلاب زبر دست برپا می شد . ترك تازى حکومت جاپان : ترك تازى حکومت جاپان جریان داشته وشبکههای را تصرف نموده است ، دفاتر پلدی و میادین هوائی و چهاونی های عسکری را اشغال کرده است ، مکر اصل واقعه اینست که دیگر ممالک بر خلاف این احتجاج خواهند کرد زیرا که مفاد اوشان هم درین شهر مربوط است . ( لامدن ) مبشر نجاح تلگراف بیسیم و مودذن انقلاب مدهشی که در تمام عالم ایجاد خواهد کرد بود مارکونی جهته این تجربه سالان لازمه را تهیه کرده و در راه آن متحمل تمام فدا کاریها شده بود و میدانست که هر گابه موفقیت خاتمه پذیرد چه اثر بزرگی در دنیا خواهد داشت و بلکه آنرا بمثا به حکم حسیات و یا حکم مات تلگراف بیسیم میدانست . و درین هم تعجبی نیست ، زیرا درین وقت تلگراف بیسیم مثل خیلی از خیالات شمرده شده وتجربيات علما ودار التجربه هاي آنها هنوز درین باره در يك دایره خيلي كوچك ومحدودي بحساب میرفت بلكه اكثر يه علما وحتي بزرگان شان درین امرشك داشتم وبه نجاح و موفقیت آن قانع نمي شد ند . زير ايشان از کنه امواج اثيری اطلاعی نداشته و معتقد بودند که آنها در خطوط مستقيمي مثل روشنای سیر مینماید . و در صورتيكه ممکن نیست شعاع و روشنی را از لندون به نیويورك فرستاد همچنان عقیده داشتند که از محالات است که با وجود استطاله امواج اثیری ، انحنای خطوط کره زمین خبر تلگرافی را فرستاد . تا اینکه مارکونی درین میدان داخل شده و به تجربه خویش امکان همان چيزي را که با ستدلالة آن متفق الکلام بودند ثابت کرد وکنه همان امواجی را که از شناخت و معرفتش عاجز هند برایشان واضح و عیان ساخت معهذا با اینکه افتخار اقدام و اجرای این کار مار كوني تکیه میکند ولی
( محله پنجم ) ( شماره ٤٣ ) صفحة ه ) افتخار سبقت را درین راه ندارد . زیرا اد وار برانلی علامه فرانسوی در حقیقت اولین مخترع بسیم شمرده شده و دنیا این افتخار سبقت وی را با مال کرده اند . همچنان ژو زف هنری در سنه ١٨٤٢ قرار داد که شراره كوچك برقی را در هوا بفرستد بعد از وی دافین هیوژ علامه بزرگی که میکرو فون را اختراع نمود پیدا شده و تجاربی در بارۀ شراره ها اجرا کرده و توانست که امواجی را که بوسیله میکرو فونش ایجاد مینماید ثابت نماید كذا مخترع معروف امریکا ئي تومس اديسون درين راه يك عده تجربیاتی اجرا کرده و در سنه ١٨٧٥ اختراع یا انکشافی را بنام خود ثبت کرده و آنرا ( قوه اثیری ) نام گذاشت . اما اعمال و تجارب این علما بمقامات از طرف یکدسته از علمای دیگر مصادف می شد ، چنانچه سرلوا نسوس تو میسون خواست که تجارب ادیسون را با همان نظریات معروفه تطبیق نماید و ابداً باین راضی نشد که با مکان نقل الکتريسته از جای بجای دیگر بی اینکه هر دو جا را سیم با هم وصل کرده باشد اقرار و اعتراف نماید بعد از وی كلا رك ماكسويل که پدر اثیر اعتبار داده می شود پیدا شده و آنرا باساس علمی جدید چنین شرح داد كه يك قسمی از امواجی است که میتوانیم بوجود آن احساس نمائیم مثل امواجی که روشنی را نقل میدهد اما يك قسم دیگری هم میباشد که نه میتوانیم آنرا به بینیم و نمیتوانیم از وجود آن احساس نمائیم . و بدین وسیله اساس نظریه امواج تلگراف بسیم را وضع کرد جز اینکه تمام این علمای که در اطراف تلگراف بیسیم تبادلة افكار ونظريات و تجربیاتی نیز اجرا کردند ، توانستند که آنرا بد سترس خویش گذاشته و حقیقت واقعی آنرا به دنیا پیش کنند . زیرا طبیعت قوای را که تا اندازه بکشف آن موفق شده بودند درك كرده نتوانستند تا اینکه مار کونی که در آن وقت در جامعه بولو نی ایتالیا تحصیل میکرد ظاهر شده و استادش ( ریچی ) در طی کنفرانسی های که میداد اهتمام او را به نظریات هر تز جلب کرد . مار کونی در بحث و کنجکاوی این نظریات بیشتر وقت وفكر خويش را صرف کرده و بتمام چیزهای که متعلق باین قوای جدیده بود فکر خود را مشغول و در اطراف آن بحث وتجسس میکرد . وقتیکه مار کو نی بعمر ۲۰ ساله گی واصل شد يك محبت و علاقه در امواج اثیری گردیده و آنرا بهمان صورتی که ما كسويل و يا هرتز یاریچی میشناخت شناخته بلکه از تمام آنها پیش تر نیز رفته ومفكورۀ جدیدی را ابتکار نموده که این امواج را میتوان حسب مشیت انسان بدون اینکه بین فرستنده و گیرنده سیمهای موجود باشد فرستاد ، و یا در راه معطل کرد . و وقتیکه در ابحاث خویش باين حد واصل شد درسته ١٨٩٦ به لندن مسافرت کرده و با سر ولیم پرینس که در آنوقت رئیس فنی پوسته بريطانی و از کبار مهندسین تلگرافی بود ملاقات کرد سرولیم پرینس برغم جوانی که مارکونی داشته و هنوزه بیشتر از ۲۲ مر حله از مراحل حیات راطی نکرده بود تمام و نظریات و بیانات او را شنیده و باین گفته وی که تلگراف هوائی ( بیسیم ) مستقبل خیلی بزرگتری نسبت به تلگراف سیم دار خواهد داشت قانع شد . و مار كوني از طرف این شخص هر نوع تشجيع و معاونتی را حاصل کرده در اوایل سال ۱۸۹۷ بود که مارکونی اشارات تلگرافی . بیسم را بمسافه ۹ تا ده میل فرستاده و شرکتی برای انحصار این اختراع تاسیس کرد . در سنه ١٩٠٦ دي فورست ( استوانه فراغ ) را اختراع کرده و این اختراع بزرگترین معین تلگراف بیسیم و وسيله تعمیم آن گردید چنانچه این اختراع فقط بمثابه ماشه تفنگ و کلید حرکت و راندن لوکوموتیف برای بیسیم گردیده و بدون آن تلگراف بیسیم در احاطۀ خیلی محدودی باقی میماند و درین باره کفایت میکند که بگوئیم که این آله تا اثیرات خیلی بطى را بملیون ها دفعه بزرگتر ساخته وبوسيله آن ميتوان تك تك ساعت جیبی را مثل ضربۀ چکشی که بر روی سندان بخورد ، شنید . وبالآخر باين وسيله اختراع را دیو غايتا" و عملاً خاتمه پذیرفت و بوسیلۀ آن سفاین دریائی بحلقه ارتباط
( صفحه ٦٩ ) ( شماره ٤٣ ) (مجلد پنجم) حاصل کرده و ممالک یکی با دیگری نزدیک شده و دول عالم بمثابه يك دولت واحدی گردیدند . اما رادیو مدتی نگذشت که از همان دایره که برای آن عبارت از يك نوع تالگرافی که مثابه تلگراف سیم دار بوده و یا فوق تر از آن باشد باقی نماند . بلکه بزرگ ترین وسیله اشاعه و انتشار گردیده و بذریعه آن آوازهای خواننده ها ، خطبا و کنفرانس دهنده ها ؛ وموسيقيين و امثال ها گردید . مارکونی شخصاً چنین مقصودی نداشته و آنرا پیش بینی کرده هم نمیتوانست اما مثل يك عاشقی در راه این آمال خویش بوده و خواست بهر ذریعه که باشد برای خود آله برای استماع بسازد . تا اینکه بخاطر يك تاجری در پیتسبورگ امریکا گذشت که این آله ها را ساخته و در همان موقعی که هار دنج و کوکس بالای ریاست جمهور باهم مسابقه و رقابت می ورزیدند بفروش برساند این تاجر اعلانی نشر کرده و مردم را تشویق کرد که آله های استلام و گرفتن خبر رابخرند تا بذریعه آن نتیجه انتخابات را موقعیکه تمام می شود در حالیکه در خانه خود باشند بفهمند و همچنان این تصادف اثر بزرگ در نشر آله های رادیو بین مردم داشته و از همین وقت امریکا موطن رادیو گردید درینجا حاجت نخواهد بود که بخواننده اثر انتشار رادیو را بیان دهیم ، عامل بزرگی در حیات اجتماعی و سیاسی گردیده و ببرکت آن انسان میتواند حالیکه در خانه خود نشسته باشد خطبه یا کنفرانس یا موسیقی و امثال آنها را استماع نماید و بلکه مكتشف قطب هم در حالیکه در نواحی منجمد و هزاران میل دور از خانه های مسکونه میباشد بموسیقی که در یکی از شهر های متمدن زده می شود گوش بدهد . امروزه را دیو در اروپا و امریکا برای افراد يك احتیاج مهم گردیده و کفایت می نماید که درینجا بگوئیم که فعلاً در آمریکا ( ١٢٥١٣٠٠٠ آله استماع که برای شنیدن خطبه ها و امثال آنها استعمال می شود موجود است در قرن حاضر رادیو مقرون به تقدم اقل صور بواسطه آنی که ( تلیویژیون نامیده می شود پیشرفت حاصل کرده و خصوصاً امریکا درین راه گام های وسیعی بر داشته است چنانچه آله های مخصوص تلیویژیون در آنجا مثل آله های رادیوی اولی گردیده و يك عده تياتر وسينما ها بوسيله آن صور اکتور واکتریس ها را با صوات شان اشاعه کرده ومردم از دور منزلیکه از نزديك دیده و شنیده می شود ایشان را دیده و آواز شان را می شنوند . اما آینده رادیو شکی نیست که مجللی تر از حالت حاضره آن خواهد گردید وشکی ندارد که تلیویژیون غناً مثل را دیو عمومیت حاصل خواهد کرد . اما رادیو اثراتی دورتر و بیشتر هم نسبت به تلیویژیون حاصل کرده و دور نیست که ممکن گردد که سفاین و طیارات بواسطه آن و بدون عامل انسانی سیر کرده و همچنان دیده شود که طیاره ها در ناحیه بم انداخته در حالیکه طیاره رانی بین آن نبوده و فقط بوسیله رادیو از دور اداره شده است اندازه اول و آرزوئی را که بتقدم و پیشرفت رادیو در آینده دارند از قول مارکونی که درطی خطابه که در معهد مهندسین در لندن ایراد داشته است میتوان حدت زد : شاید مرا شخص خیالی به حساب نیارید هرگاه برایتان بگویم که روزی خواهد آمد که در آن روز امواج برقی برای نقل قوه در مسافات نسبتاً نزدیکی استعمال شود . و این در صورتی می شود که به درجه کمال واصل شده وبوسايل خصوصی بتوانیم امواج را باشعه متوازیه در فضا بفرستیم. ( ترجمه از مجلات خارجه )
صفحه ٧ ( شماره ٤٣ ) جلد پنجم از هر طرف طیاره براي طبقات ابر بقرار اطلاع جريده «سندي ريفر ي» چند ماه بعد در عالم هواپيمايي انقلاب حقيقي رخ خواهد نمود يعني بهترین طیارات یکدفعه از کار افتاده، کهنه شده، بي قوت و کودكانه بنظر خواهد آمد . هوا پيمايان عوض ٢٤٠ كيلومتر ، که در زمان حاصل نمودن «کپ» شنیدر» پرواز نموده بودند، از ٨٠٠ الي ٩٠٠ کيلومتر فی ساعت پرواز خواهند نمود . حالا تمام این چیزها منتظر نتایج تجربیاتیست که باصرار تمام در فرانسه در ماشین خانه هاي هوابازي «برفرمن» بعمل می آید . طبقات ابر حالا قريب ٨١ ماه مي شود که در کارخانه هاي (فرمن) در (بیانگور) بهترین متخصصین هو اپيمائي نظامي وملكي بريك نمونه جديد ايروپلان ( طیاره ) که مخصوص براي پرواز در طبقات ابر مي باشد ، کار مي کنند. متخصصين مذکور اطمینان دارند که بعد از تجربیات پروفيسر «پیکار» هواپيمائي در فضا عالي سبب زحمت مخصوص نخواهد شد. بر خلاف این هوا پیما هیچ گاه به ارتفاع ٢٥٠٠٠ متر با جریان هوا ، غبار برف و باد مقابل نخواهد گردید . قوتي که براي مجادله با هوا وبراي رفع نمودن عناصر هوائي صرف میشود، در حال پرواز در طبقات ابر تماماً صرف ترقي سرعت نموده خواهد شد. اصولاً، ایر ویلانی که در طبقات ابر پرواز مي نمايد ومجهز به موتوري است که ٣٥٠ اسپ (هارش پاور) قوت دارد در يك ساعت ٩٠٠ کيلو متر طي کرده میتواند. يعني عملاً مارسیلز - پاريس يك ساعت طي خواهد شد، پیلوتي که صبح زود از ( بورژي ) میدان طیاره پاريس پرواز نمايد، براي ناشتاي صبح خود را به نيويارك رسانده می تواند. اير وپلان حاضر است : ائير وپيلاني که بقرار پلان شرکت ( فرمن فرییر) ساخته شده است؛ حاضر ومجهز به پروانه است که از ذوب المونیم مخصوص ساخته شده است . تمام روي اله مذکور نیز از همين ذوب المونيم مخصوص که اسرار آن تنها به خود مخترع معلوم است ؛ ساخته شده است. زيرا دیگر اقسام فلز طاقت درجه حرارتی را که در طبقات ابر وجود دارد ، نمیداشته باشد . فولاد معمولي در بلندی ٢٥٠٠٠ متر به مثل چیبی سريع الانكسار والمونيم را به مثل رابر نرم می سازد . لاکن این ذوب پر اسرار جدید تمام نقصانات را رفع نموده . اسراریکه بشدت پوشیده می شود : این واضح است ، که امور تعمیر اله مذکور برای طبقات ابر بشدت در اسرار نگاه داشته می شود . در ماشین خانه مذکور فقط بهترین و وفا دار ترین مرد مان ، خصوصاً فرانسویان راه دارند . برادران فرمن ( فرمن فریر ) مالکان کارخانه اصلاً انگليسي هستند ، لاکن در زمان محاربه ترك تبعيت نموده به هواپیمائی فرانسه خدمات شاياني نمودند . برادران فرمن میخواستند که شخصاً طيارات جدید را اداره نمایند، لاکن وزیر هوائی مخالفت سخت نمود و گفت : که طیاره را نهایت خوب بسیار هستند ولی چنین موجدین به مثل فرمن يافت نمي شوند . وفیصله نموده شد که این ها را به خطر پرواز اول طبقات ابر نیندازند . سندی ریفیری در مقاله اضطراب انگیز خود میگوید : « ائیرو پلان برای پرواز حاضر است . روزی می آید که انسانها با تعجب زیاد خواهند دانست، که در هوا پیمائی انقلاب بزرگی رخ نموده است.»
( محله ٨ ) ( شماره ٤٣ ) ( مجلد پنجم ) خبر های خارجی اوضاع سرحد قرار یکه جراید هندی و انگلیسی چندی قبل بر این اشاعه داده بودند. در روز های گذشته اقوام پاینده خیل بر تهانه هائیکه از علاقه ریاست دیر گذشته به چترال میرود حمله کرده تفنگ هارا برده بودند . بار دوم بر دو تهانه دیگر نیز یورش بردند از یکسو ریاست دیر مردم را به چرگه دعوت داده میکوشید تا تفنگ ها را استرداد نمایند از طرف دیگر برخی از جوانان پاینده خیل یوسف زائی با جوری هارا دعوت اتحاد میدادند ، در نتیجه اعلانات رسمی حکومت اعلای صوبه سرحد در جراید نشر گردید که راهیکه از علاقه دیر میگذرد برا من است پاینده خیلان با ریاست دیر توافق نموده اند حالا جراید هند اعلانی که از طرف حکومت اعلای پشاور شده اشاعه میدهد . پشاور ۱۷ حوت حاکم اعلی صوبه سرحد مضمون ذیل را که راجع به اوضاع سرحد واثناء مبارزی حکومت هند به چند دیهات شائع کرده است : « از سه چهار هفته باین طرف شورش پسندان مشهور کوشش داشتند قبائل سرحدی را که بشمال دریای کابل سکونت دارند بر خلاف حکومت بر انگیزانند و برای حصول باین مقصد در مهمند ها و اتمان خیل وقبائل متعدده باجور تبلیغ جهاد را مینمودند » « این تحريك سرحد به کانگرس وتحريك سرخ پوشان مربوط بود زیرا که برای ثبوت دلائل قوی داریم که این تحريك في الحقيقت يك پارسل کانگرس بوده است » معاونت سرخ پوشها « لیدر های این تحريك که برای اشتعال انهاك ميورزند به لیدر های کانگرس پشاور ارتباط زیادی دارند » « چه مفرورین سرخ پوش که از پولیس فرار و در سرحد رفته اند با آن ها معاونت مینمایند بطور مثال نام سالار سرخ پوشان چهار سده را ذکر واشاره به بعض از رو حانیون سرحدی که ایکجاز مه وار تقسیم اشتهارات اشتعال انگیز بر بعضی اقوام سرحدی بود مینمائیم » « جاسوسان کانگرس پشاور شبهای هندی در چرگند نیز مربوط اند که نصب العین یگانه این جماعت مائیکه خود آن ها اشاعه نمودند مبنی بر تخلیص میتز گاندی و رهنمایان کانگرس است » « اگر چه تا چند روز قبل این اشتعال انگیزی های افراد مزبور چندان کامیابی حاصل نکرده بود مگر از چند روز باین طرف اوضاع را تیره کرده است . » « يك لشكر مهمند و باجوری هادر رقبه واش کول که بفاصله ۱۲ میل از رقبه سرحدی بعید است داخل شده با تمام قوا مصروف عمل است تا مهمند های شمالی را بر انگیخته در لشکر خود داخل وبر سرحد برطانیه بیارد ، دوو تتر بطرف شمال يك لشكر سالارزئي وباجور که در دسته های اتمان خیل نیز شمولیت دارند بطرف غرب دریای پنجکوره ( سرحد مغربی دیر ) اجتماع نموده تهدید می کند که دریای مذکور را عبور نموده در سرك چترال داخل شوند . » « این لشکر ها و ساکنین دیهاتی که از آنها این لشکر ها متشکل شده اند بر طياره ا تيکه برای کشف رفته بودند فیر نموده اند تا امروز بر خلاف این فیر ها بیگمان اینکه شورش فرو خواهد شد هیچ کار روائی بعمل نیامده مگر معلوم می شود که تا خیر مزید خرابی های زیادی را در سرحد وصلع پشاور تولید خواهد کرد . » « در نتیجه بتاریخ ۱۵ حوت اشتهارات زیادی در دهات مذکور وبر لشکر پرتاب وعده بواسطه چند نفر به حصص اطراف فرستاده شد که محتویات اشتهارات مذکور يك انتباهی باهالی دیهاتی که عسکر از آن جمع شده وخود عسکر ها بود میداد باین طریق که اگر تا شام ۱۷ حوت این لشکر منتشر نشد بر لشکر و تمام دیها تیکه از آن جا این لشکر ها جمع شده است بروز ۱۸ حوت بمباری کرده خواهد شد وهم به سر کرده های شان اخطار گردید که دوام او در هنگامه جوئی او ترا مستوجب کيفر باری خواهد ساخت .
مجلد پنجم شماره ۱۳ صفحه ۱ سبب الا کردن بیرق حکومت جدید مانچوری به غضب آمده انقلاب نموده اند. انقلاب با تیر های شدید ماشیندار شروع گردید، و گلوله های آنها به شهر بلاگو و یشچنسک میافتاد . رئیس ارکان حربیه افواج حکومتی از طرف انقلابیون اسیر و قریب ده نفر افسر های جاپانی ويك هلاك جاپانی مقتول گردیدند . دو شهر ساخالین در دی ها و ایر پشـای حـکم فرما است شعبه ( گوست و اک ) تجارتی حکومتی شورویه و مغازه یکی از اتباع شورویه ، هر چار بانك چینی محبوس خانه ، لامبارد ( لا مبارد کمپانی است که در آنجا مردمان شهری که محتاج پول می شوند ، اشیاء خود را گرو کرده پول میگرند . مترجم ) وغیره غارت کرده شد ند ایو دین قونسل جاپان ، نائب الجكومه جاپان و هـم چنین مدیر با نک حکومتی چینی با خدام و اشخاص فامیلی خود از سرحد شورویه گذشته در شهر بل گو و یشچنسک پناه آورده اند . گرو سمان مدبر كمرك انگلیسی بسبب تدهش از سرحد شورویه خود را خلاص نموده قاچاقهای مامورین قونسلگری شورویه بطرف بلا گو و یشچنسک حرکت نموده اند . چاانا پریس راجع به پیشنهاد صلح جا پان مسکو ١٤ مارچ - چاناپریس روزنامه شانگهای مسایل راجع به پیشنهاد صلح تاس چین وژاپون مسكو ١٤ مارچ ـ از شنگهای اطلاع میدهند که جا پانیها در قرونت ( محاذ ) هواند تایژان سی هزار عسکر فرستاده اند . کوششات جا پانیها برای اشغال تایزان عقیم ماند . مطبوعات ها رپین اطلاع میدهند که یعقیب تبدیل پایتخت مانچوری در چانچون ، ریاست ارکان حربیه افواج کانتون نیز در انجا نقل داده میشود و هم قونسلگری جاپان تبدیل بسفارت گردید . شنگهای مسکو ١٤ مارچ ـ از شانگهای اطلاع میدهند که شش هزار عسکر در حصبص خود ژیا او شمال مغرب اوسين فرود آورده شده اند . طیاره های جاپانی ، بمباری ها تجز داد هزار پان و سنگرن مداومت دارند و هر چی که میابند بیاید سبب حریق بزرگی میگردد . وزارت بحریه جاپان به ترتیب نقشه راجع به جای دایمی فلوت بحری جاپان در شانگهای که حالا هم در آنجا موجود هستند مشغول است . اردوی چین در مانچوری انقلاب نموده اند مسکو ١٤ مارچ ـ قرار اطلاع بلا گو و یشچنسك اردوی چینی که در شهر ساخالین که مقابل به ساحل اموز و رو بروی شهر بلا د گو و يشچنسك واقع است بنا به خبر ۸ مارچ حاکمت : ـ نتیجه اتباعی حکومت برطانیه ختم گردیده لشکر های قوم سالار زئی که در مغرب دریای پنجکو را جمع بودند ، قریب بود که سرك چترال را قبضه نمایند . باستثنای یکدسته خورد که ماورای سرك چترال بود منتشر گردیدند . در حـدود کوه ( سيد ) لشکر اقوام شاموز ئی مهمند جمع شده بر سرحد هند حمله آور شده منتشر نشدند ، واز دهاتیکه اجتماع نموده بودند امروز بذریعه طیاره های برطانیه بمباری نمودیدند . اخبار مدینه بمبو له استیسمن می نگارد که بصورت عمومی خیال کرده میشود که این مضرت جدیدیکه با قبایل با جوری و باینده خیل بر سرحد ریاست دیر شروع شده است . جواب سر نیپوشان کانگرس انجام می یابد این آخرین مساعیات است اگر ازین رهگذر برای حکومت واساً نقصی نرسد کم از کم برای کسانیکه همـدست حکومـت اند حتماً خطر خـواهـد بـود. او این رهگذر برای حـکومـت حـفاظـت طردداران لازمی است محل وقوع علاقه مهمند پرخـازی است که انگيزه زور تحريك سرجـو شان است در آنجا يك نو آبادی مهمند ها نیز می باشد که از آنجا برای نهر کشی وغیره مزدوراف می روند از آنرو در این علاقه سرجوشان نامحد نهائی کامیاب شده اند اگر چه از این رویه معلومیست اما از مقاصد شـمـانی این هم بشـمار می رود کـه طـردداران حـکومت پـریشـان کـرده شـوند.
( صفحه ۱۰ ) ( شماره ٤٣ ) ( مجلد پنجم ) جاپان را تشریحات داده مینویسد : جاپانها اراده نموده اند الی رسیدن کمیسیون مجمع مللی فضای صلح را تولید نمایند با وجود این قوای بزرگی از طرف جاپانها در شنگهای رسیده وبرای حمله آینده تهیه میبینند . جاپان ها اظهار مینمایند که چینی ها فقط بشرایطیكه جاپان پیشنهاد مینماید صلح را حاصل كرده میتوانند ، بقرار ذیل : امتیاز مكمل بمقابل توکیو و آقائی جاپانها بر ملت ومملكت چین پیشنهادات صلح جاپان عبارت است از يك تهيه حمله جدید . مطبوعات جاپان بظر فداري ظاهر در مالچوری مسكو ، ١٤ مارچ ـ از پايين اطلاع میدهند که مراسمی كه در چانچون بشرف جلوس « پو » بوظیفه حكومت عالی در تحت قوای محافظ جاپان و ژاندارم بعمل آمده است ، صورت تاجگذاری را بخود گرفته است . مطبوعات جاپان واضحاً ضرورت مقرر کردن شاه در مالچور اظهار میدارند . قونسل جاپان به عملیات جنگی تهدید مینماید مسكو ، ١٤ مارچ ـ از شانگهای اطلاع میدهند ، که قونسل جاپان در شهر هانگپو او نوقی بحکومت چین فرستاده است و در نوته خود اظهار میدارد که اگر حکومت چینی از حرکات ضد جاپان جلو گیری ننماید و حرکات مذکور دوام کند مجبور بعملیات نظامی بقشم شانگهای خواهند گردید ، فلوت جاپان در حصص نانكين شروع بعملیات ناگهانی نمود ، این عملیات پریشانی زیادی در اهالی تولید نمود . هیئت حکومت در مانچوری مسکو ، ١٤ مارچ از شنگهای اطلاع می دهند که کابینه اشاعه شده وزرای حکومت جديد مالچوري بهیئت عمومی دست نشانده جاپان ها هستند جزان سیا نسو که تربیه دهنده پووشر منشي قدیم در بار بوگد یخان بود ، صدر اعظم مقرر گردید ، سین ژيسي عضو جنبه میلیتر وزیر خارجه ، سي سيا كه در حال حاضر بخدمت حکومت جاپان میباشد وزیر مالیه و جنرال ماوزیر حربیه مقرر گردیده اند. خبر های رویتر از ۷ الی ۹ مارچ : پلان فرانسه اطلاع جنیوا مشعر است که فعلا در جنیوا مصروف مباحثه در اطراف پلان فرانسه میباشند راجع به اتحاد اقتصادی اوروپای مرکزی این پلان عبارت از يك اقدام مقابله فرانسه در مقابل اتحاد استریا و جرمنی میباشد نقشه مذكور يك بيلان اقتصادی و مالی را حاویست که استریا هنگری سلوا كيا و روماليا ، و یوگوسلاویا را در بر میگیرد و مقصود بزرگ آن عبارت از وضع نرخ ترجیحی معرفه در بین حكومات مذكوره ميباشد . یاداشت به نماینده برطانیه به نماینده برطانیا در جنیوا يك یادداشتی از طرف فرانسه رسیده است که بر طانیا و فرانسه و ایتالیا و جرمنی درین موضوع به فكر و اصلاح وضعیت اوروپای مرکزی باید تعاون نمایند . وفات اطلاع پاریس مشعر است بر یان که يارده مرتبه صدر اعظم و ٢٥ مرتبه وزارت را اشغال کرده بوده ، پس از استعفای خود از وزارت خارجه بتاریخ ۸ جنوری در اثر مرض قلب بساعت ۱ – ۲۰ دقیقه روز دوشنبه پس از يك هفته بیماری وفات نمود . تقاعد در بين مامورين سموئل هودر بجواب كوكب ميتركه در دار العوام توجهاً بطرف تشویشی که در باب ضمانت معاش تقاعد در بین مامورين شيوع یافته است جلب نمود ، گفت من آگاهم که درین موضوع در بین مامورین هندوستان بصورت عمومى يك نوع تشویش وجود دارد، و بیان نمود که حكومت برطانیا تقاعد شانرا ضمانت نخواهد نمود چونکه پول مذکور بر عایدات هندوستان تحميل می شود ، مسئولیت ضمانت آن در آینده بدوش وزیر خواهد بود و علاوة آگفت حکومت موجوده نمیتواند حتمى بفكّر خود بیاورد که در عین اجرائت در باب يك نقشه مبدالات تشكيل هندوستان ، پارلمان نمیتواند هيچ يك حفظ ما تقدمی را وضع نماید که تادیه پول تقاعد را بصاحبمنصبانیکه به مملکت مذکور خدمت نموده اند تضمین کند .
صفحه ١١ (شماره ٤٣) مجلد پنجم هووَر به مجادله کار مداخلت ورزد . اطلاع واشنگتن اشعار میدارد که هوور به مجادله خود بر ضد ذخایر طلا ادامه داده در يك نطق خود که در تمام مملکت امريك اشاعه شده است مجمع کنندگان طلا احتجاج مینماید که طلای غیر مسكوك و ذخایر غیر مستعمله را با میدان بکشند و بیان میدارد که این اقدام اهمیت شانرا به وطن نشان خواهد داد ، عامل مهم این مجادله عبارت از اصدار اسناد است از طرف حکومت به تمام اشخاصیکه از تودیع پول در بانکها می ترسند فروخته میشود اسناد مذکور به مقابل ده پوند سترلنك و يا بیشتر از آن ارزش خواهد داشت و دارای دو فی صد منافع بوده در آخر يك سال مستهلك خواهند گشت . در ٢٤ ساعت خارج شود روز سه شنبه ( هوور ) در دارالعوام گفت من در تحقیقات این مسئله مترددم که آیا واقعاً چنانچه میگویند به وکیل که در سری نگر از مسلمانان دفاع می نمود حکم داده شده است که در مدت ٢٤ ساعت خارج شود و باینصورت اشخاص عازم بی دفاع مانده اند یانه ؟ زیرا این مسئله بصورت عمومی به اداره داخلی حکومت هندوستان مربوط است و قرار اطلاعاتی که بدست آمده است من دلیلی نمی یابم که حکومت هندوستان باین در نظر دول ویلی نطاق دار العوام در مجمع ( جمیعت بزرگ مشرق ، گفت قسمت ساحلی مسئله هند و ستان يك مسئله بزرگیست وتصویبات کمسیون شاهی را تفصیل نموده گفت در مصوبات مذکوره این مقصود ترتیب شده است که زمانیکه هندوستان بطرف مقابل حرکت می کند بايك نوع اطمینان پیش رفته و قتیت خود را در نظر دول حفظ نموده بتواند . عساکر جاپان بطرف شنگهای اطلاع توكيو مشعر است ، که تقویت مزید برای عساکر جاپان بطرف شنگهای میرود وزارت حرب تفصیل میدهد که حکم روانه شدن عساکر قبل از معطل شدن محاربه داده شده بعد حرکت شان باین علت فسخ نمود که عزائم چین هنوز واضح نیست . دول کوچک اطلاع توکیو خبر میدهد که در اثر حمله دول كوچك بر جاپان در مجمع ملل بنابر بیان جاپان که این دول بدون آنکه مفادی از ایشان در شرق اقصی ملحوظ به مخاطره باشد در کاریکه برای جاپان جدیت دارد مداخله می کنند يك قيل و قال جدیدی در حلقه مجمع ملل در باب سوای ساختن جاپان از مجمع ملل امر داده است . چهارده هزار عسکر جاپان اطلاع شنگهای مشعر است که روز دوشنبه ١٤ هزار عسکر جاپانی در دوسونگ فرود آمدند . ممیدا دو توکیو گفته میشود که جاپان حاضر است قوای اصلی خود را باز نخواهد چونکه اطمینان حاصل نموده است که بیشتر ازین مخالفت زیاد واقع نخواهد شد ولی عزم دارد يك قسمت عساکر خود را بدون کدام مقصدی قرار اقتضای حقوق خود در سکونه بین المللی نگاه دارد . در عین زمان نفری تخنیکی جاپان شعبه دوسونگ مان ژیانگ خط جلوتر ترمیم مینمایند . قوای جاپانی به تعرض خود ادامه داده میرود اطلاع جينوا باین خبر خیلی اهمیت میدهد که تمام مساعیات مبذوله جهت اقامه مصالحت تا بحال ناکام شده است ؛ جاپانی ها فعلاً از پیشرفت منصرف شده اند ، ولی محاربات كوچك در حصص خارجی ایالات در وقت شب واقع شده میرود در راپورٹ چهارم کمسیون مشورتی شنگهای که از تمام حوادث الى ٤ مارچ بحث مینماید بعضی مطالب مهم شامل است و بیان میدارد که قوای جاپانی ها به تعرض خود ادامه داده میروند وسلسله اشتعال خود را باین بهانه تجدید میکنند که باید آخرین مقامی را که تصرف نموده اند حفظ نمایند این تأکید مینماید که دو مکتوب خود به سکرتر مجمع نیز جاپان
صحفۀ ۱۲ (شماره ۲۴) مجلد پنجم همین پالیسی عسکری را اظهار نموده است . مکتوب پنجصد هزار دالری اطلاع نيويارك مشعر است ، آخرین حادثه که در سلسله گمریختاندن پسر لند برك واقع شده است ، این است که پولیس يك مکتوبی را که به لندبرگ فرستاده و پنجصد هزار دالر بصورت فدیه خلاصی آن مطالبه شده و نیز تصویب نموده بودند که با نماینده لندبرگ در استورانی که در نزدیکی میلتز فیلد ( پنی سلوانیا ) واقع است ملاقات خواهند نمود ، از راه گرفته است و را پورت میرسد که ميني نل كه يك نفر از واسطان مذاکره بادی دان است فعلاً بطرف مينز فيلد بسواری ریل روانه گردید . دستگیري دونفر مرد و دو نفر زن اطلاع پرستل ( پني سلوانيا ) که دو نفر مرد و دو نفر زن از طرف پولیس ها به حیث نویسندگان مکتوب به لند برگ که پنجصد هزار دالر در آن مطالبه شده بود در روز شنبه دستگیر شده اند . چینی عسکر خود را در مقابل عسکر جاپانی جمع می کند اطلاع شانگهای مشعر است که هنوز امید کنفرانس صلح مدور درین نزدیکی ها جهت تعيين شرائط تخليه عساكر جاپانی وجود ندارد و بر خلاف آن بیانیه جنرال جاپانی شراکادا خط محاربه مزید را تولید مینماید جنرال مذکور بیان میدارد چینی ها صورت جدید مدافعه را اختیار وعساکر خود را در مقابل خطوط عساكر سابق جاپانی جمع نموده میروند جا بجا کشیده کی دوام دارد ، و کالونل فليمننك قوماندان عساکر برطانوی در منکونه بین المللی نایر حادثه که در روز دوشنبه واقع شده بود به جنرال شيراكادا رجوع وا او مذاکره مینماید واقعه مذکور چنین است كه يك دسته عساكر مسلح جاپانی به سواری موتر بار برداری پرترکت سعی نمودند ، در يك قسمت مسکونه که از طرف تفنگ داران سکات لیند محافظه می شود داخل گردند . در شهر نانتاوای چین نیز خوف و دهشت حکمر ماست زیرا جاپانی ها میل دارند آنرا نیز بزودی اشغال نمایند. راجع بمناقشه چین و جاپان اطلاع جنوا حا کیست که مجلس مجمع ملل بمباحثۀ عمومی خود راجع بمناقشۀ چین و جاپان خاتمه داده ويك كمتية جة ترتيب تصميمات وتقديم يك تصميم بمجمع ملل ، غالباً در روز پنجشنبه مقرر نموده است . خبر های داخلی تبدلات وزارت عدلیه در محاکم مشرق حینیکه جناب فضل احمد خان معين وزارت عدلیه که با ع ، ج وزیر صاحب دربار الى سرحد مشرق رفته بودند ، پس از رجوع وعودت در جلال آباد بامور شعبۀ عدلیه آنجا پرداخته ، بعضی قضات ومفتيان محاکم را که ربط نی شان را لازم داشته اند از ماموریت سبکدوش فرمودند . (۱) ملا نورالدین خان قاضی محکمه لغمان بواسطۀ شکایت اهالی موقوف وعوض او فضیلت مآب مولوی عبدالله خان لغمانی که چندی در جمعیت العلماء شمولیت داشت و شخص پاك نفس بنظر ديده ميشد مقرر گردید . (۲) ملا عبدالله خان قاضی شوگیانی که اهالی از اجراآت او شکایت کردند نیز مفصل و بجای او فضيلت ماب مولوی محمد زاهد خان لغمانی که شخص صالح معرفی کرده شده نصب گردید . (۳) ملا غلام محمد خان قاضی کنر خاص که در اثر معلومات شخص غفلت کار بنظر رسید از قضاوت عزل وعوضش فضائل همراه میان عبدالقادر خان خوگیانی مفتی محکمۀ مرافعه مركز جلال آباد که در اجراآت خود بی غرض بنظر رسید وهم اهالی از و اظهار رضایت کردند ترفیع یافت .
( شماره ٤٢ ) مجلد پنجم مكتوب وارده صداقت مآب جناب مدیر صاحب جریدۀ فریدۀ انیس را احترام ! چون حضور شاهانه همیشه خدمت گاران صادق حكومت وطن خویش را نوازشان میفرمایند وغمشريك با افراد ملت میگردند خصوصاً اشخاصيكه بحكومت ووطن خویش صمیمیت دارند و هیچکس از شفقت و مراحم ذات شاهانه که بر عامه رعایای وحید متکافلان صادق خویش دارند انکار کرده نمیتوانند چنانچه الیوم شنبه ۲۹ حوت یکی از عایله شجاعت مآب جناب شرف الدین خان جرنیل ملکی جاجی ، ركن مجلس عالی اعیان قضای الهی را لبيك گفته بدار جاودانی رحلت نمود . نسبت بدعم خواری نمایان اعلیحضرت پدر تاجدار دولت مدار غازی شاه مستعفی شده ، وعوض شان آقاي عبدالحبیب خان از طرف اهالي انتخاب گردید . مكافات آقاي عبدالرسول خان حاكم درجه اول غوري مربوط ولايت قطغن که بغرض معالجه چشم خود به کابل آمده بودند، بنا بر صداقتي که ازوشان در امور توجیهی شان معلوم شده بود، از طرف حکومت، مبلغ دوهزار افغانی بخشش براي شان اعطا شده ، ونیز فرماني بمدیریت طبیه صادر گردیده است که بدرجه عزتمند آقاي داکتر فواد بیگ متخصص امراض چشم وسرطبیب شفاخانه ملكي ، مريزي اليه تحت معالجه گرفته شود . ( ٥ ) ع ، ش ، نور احمد خان سابق لوا مشر عسكری هرات به رتبه فرقه مشر ثانی در زمره نفری احتیاطی وزارت حربيه داخل ومحسوب شده است . ( ٦ ) آقاي يعقوب عليخان سابق مامور حسابیۀ بوت دوزی در نتیجه حسن کار های سال گذشته او ، مامور حسابيۀ فابريكۀ نساجی مقرر گریده است . ( ٧ ) آقاي محمد ابراهيم خان به رتبۀ تولمشرى به تحویلداری جبا خانه بالا حصار عوض كامبود منصوب گردیده است . تلفات بارنده گي هفته ماضي بارانهای که چند روز علی الاتصال دوام داشت در قریۀ خم زرگر علاقه کوهستان خانه محمد شريف نام وایران وهفت نفر هلاك شده اند . كذا شنیده می شود که در استالف هم يك خانه غلطيده سه نفر را تلف کرده است . ورود شهزاده والاحضرت شهزاده محمد طاهر خان که در شماره های قبل الیس از عزیمت شان بطرف جلال آباد بعد از ایام مرخصی عید تذکار رفته بود ، شام روز شنبه ۳۰ حوت مع الخير والعافيه با هيئت تعلیم گاه پیاده وارد کابل گردید . وکیل جدید پغمان آقاي حاجی محمد شريف خان وكيل پغمان درشورا، قولي بنا بر عدم رضایت اهالي ( ٤ ) ملا عبدالباقی خان قاضی کنر بالا که از قضاوت مستعفی گردیده بود عوض او ملا عبد الغفور خان چون يك شخص اهل معلوم شد مقرر گردید . (٥)ملا عبدلواحد خان مفتى محکمه ابتدائیه نسبت بشکات واجرا آت از افتا بر طرف وعوض او فضایل همراه ملا محمد اسمعیل خان ساکن قند هاری لغمان که شخص خوب بنظر آمد مقرر گردید . ( ٦ ) ملا محمد قاسم خان مفتی محکمه خوگیانی نسبت بقلت معلومات فقهی بر طرف شد . ( ٧ ) مفتی محکمه لغمان نیز از عدم لیاقت بر طرف وعوضش فضیلت همراه ملا فقير محمد خان ساکن رود کوت که شخص خوب بنظر رسید مقرر شد . انتصاب مامورین جدید در شعبات مربوط وزارت جلیله حربیۀ ( ١ ) ع ، ش ، پیر محمد خان فرقه مشر احتیاطی که سابقاً قوماندان فرقۀ عسكری میمنه بود ـ رتبۀ فرقه مشر ثانی بفرقه غزنی منصوب گردیده است . ( ٢ ) ح غلام رسول خان غند مشر قطعات قول اردوی مرکز به غند مشری غند ٢ فرقه غزنی مقرر گردیده است . ( ٣ ) ح ، گل محمد خان غند مشر قطعات قول اردوی مرکزى به غند مشری غند ٢ فرقة غزنی مقرر گردیده است . ( ٤ ) ح ، عبد الغفور خان غند مشر توپچی بمدیریت تعلیم گاه توپچی به رتبه غند مشری مقرر شده است .
( شماره ٤٣ ) صفحه ١٤ مجلد پنجم افغانستان که با خدمت گاران صمیم حکومت و بهیخواهان وطن دارند برای مصارف تدفین و تکفین و غیره ضروریات متوفای مذکور مابیان مبالغ زیادی عطیه فرمودند . و از روی غمخواری بعمل ساعت يك والا حضرت وزیر صاحب حربیه هم بجنازه و دفن متوفای مذکور ما بیان حاضر و خود را غم شريك می نمودند ـ و بعد از فراغ تدفین و دعای مغفرت متوافای : مراجعت فرمودند مابیان همه قبائل غیلجی ازین غمخواری اعلیحضرت غازی و والا حضرت وزیر صاحب حربیه هزاران تشکر میکنیم از خدا وند بی زوال تمنا و آرزو داریم که برای همه ملت افغانستان خصوصاً برای مابیان توفیق خدمات وطن و حصول رضای اعلیحضرت غازی عطا فرماید . (شیر گل) ضیاع اسف ناك چون حکومت عرفان دوست ما در قدردانی اهل عرفان عطف توجه فرموده و میفرمایند در مصائب شان نیز اظهار همدردی میفرمایند . چنانچه دیروز عالیقدر جلالتمآب وزیر صاحب معارف برای اخذ فاتحه محمد علی خان متعلم پسر میرزا محمد حسن خان که در حین تحصیل در ترکیه فوت نموده است تشریف داشتند رؤسای دو ایر و معاریف ملت جهت فاتحه خوانی بهمم میرسیدند . انیس نیز به او بت خود برای وزارت جلیله معارف اهل معارف و بازماندگان آقای مرحوم با اظهار فسوس اجر و تسلی میخواهد. ترجمۀ : رحمان افغان - ٤ - مؤلف : رفائل ژارژ رهبر اهل ثروت قسمت اول واسطۀ قوۀ مالیه نتائج جنگ بالای تداول وجوهات اگر به تمام ممالک کرۀ ارض گردش کدیم ما خواهیم دید که نتایج جنگ بین المللی باعث تغییرات حالت مسکوکاتی شده است . انسان میتواند که درین مورد ملل را به طبقه تقسیم نماید . اولاً دول بی طرف هستند : که آنها طلای دول متحارب را بعوض فروش امتعه زیاد خود شان جمع کرده اند و بدست آورده اند . ثانیاً دول محاربی که موفق شده تداول وجوهات خود را توانستند که از رجعت و کسر محافظه نمایند . ثالثاً دول محاربی که مجبوراً پول کاغذی را بلانهایت درجه طبع کرده اند بعبارت دیگر پول کاغذی خود را تنزل داده اند . دولت فرانس متاسفانه از طبقه سویم محسوب میشود . زیرا از یک طرف برای ارتقای سعی وعمل و از طرف دیگر برای سلامت تداول مجبور بود که بلا نهایت درجه پول کاغذی خود را چاپ کنند و احتیاجات خود را تکمیل نماید . ورنه غیر این مفکوره پس از جنگ ١٩١٤ پول فرانسه شش ملیارد بود وا کنون ملت فرانسه مدعی است ٨ بر ٩ و یا پرده سهم زیاده ساختن پول خود را ضرورت ندارد . باری بریتانیای عظمی برای حمایه تداول پول خود تقریباً ده ملیارد و هم چنین دولت امریکا ١٨ ملیارد فرانك اعتبار دارد که از قرار حساب فرانك البته دولار و پوند معلوم میشود البته این دو سهم به نسبت سهم فرانسوی خیلی بزرگ است ، نه تنها از نقطه نظر اقتدار بلکه از نقطه نظر خلق و ثروت طبیعی نیز این دو مملکت بزرگ میباشند . چطور سیاست مسکوتی فرانس بات باشد ما فهمیده و شناختیم بعد از صرف مساعی شایان تقدیر عالم عسکری فرانس که در مدت پنج سال تدارك ديده است هیچ يك موجبات حقارت برایها نماندنیست ازینکه ملت فرانس مجبوراً اساس وبنیاد پول خود را تا سنه ١٩٢٥ بحالت ضعف گذاشته است . ( با قیدارد )
صحیفه ١٥ ( شماره ١٣ ) ( مجلد پنجم ) مولف : له پلاتیه فر انسوی ( ٣٢ ) مادام سان ژین مترجم : حبیب الله طرزی از فصل هژدهم کاترین ایلچی میشود کاترین : « غم مرگ این پسر نه تنها امپراطور بچه را مکدر ساخته بلکه به نهایت ترسانیده است خوف میکند که مبادا امپراطوری باعث عدم وارث سلطنت او را گذاشته دیگری را ازدواج کند ! اگر چه من یقین دارم چنانچه بتو گفتم ، ناپلیون مثل سابق زن خودش را دوست دارد ، حال باید بفهمد که موقع داشتن وارث مستقیم از دست رفته ، دوکتورها ، ساحره ها و روحانیون تمام روی زمین اگر چه جمع شوند ، نتیجه مطلوب را بدست آورده نمیتوانند بنابران بهتر است یکزن جوان تر را در عقد نکاح خود درآورد. این ، تالیران دوپکرها متمادیا ساز طلاق را مینوازند و امپراطور را با ازدواج یکی از پرنسس های پادشاهان اروپا تشویق میکنند. امپراطور بچه ازین چیزها شنیده و منتظر است که امپراطور بمفاد سلطنت عائله دانی خودش طلاق را تجویز خواهد نمود : برای دفاع این ضربه مهلک تجویزی نموده است که بنهایت ماهرانه و مدبرانه است . » کاترین توقف نمود و له فیور بطرف او بانگاهای تجسس دیده گفت : « من میترسم که نخواهد توانست پلان هوشیارانه ببرد ! » کاترین : « آیا تو یک خانم قشنگ بلند قامت گندم گون که ( ایلیا لوره دلاپلین ) مینامید و با پرنسس کارولین میبود بخاطر داری ؟ » له فیور : « بلی میشناسم ، باقر با ( ژان ریول ) افسر خند ٣ دوراگون ها را که بجرم تقلب محبوس گردید ، ازدواج شد . و بعد از عفو ناپلیون زنش را که همین ( ایلیا لور ) باشد بدربار ، بار داده شد. مگر فهمیده نمیتوانم که این زن را با امپراطور بچه و پلان او چه مناسبت ودخل خواهد بود ! » کاترین : « این زن یک پسری دارد که گمان میشود از امپراطور است ! » مارشال : « شیطان ! آیا ثبوت و شهودی درین هست ؟ » کاترین : ثبوت های بلا گفتگوی . هر کس بدربار رفت و آمد دارد میتواند چنین ثبوت ها را ابراز دهد . » مارشال : « تو با دیگري ميخواهيد اين پسر را بر مات بیچاره باز کرده امپراطور مستقبل شان بسازید ؟ » کاترین : « چرا سازیم ! امپراطوریجه با بهترین قانون دان ها مشوره کرده باو گفته اند که قانون روما فرزندی گرفتین را بپادشاه اجازه میدهد. همه دلایل را شنیده ام . ترا به تکرار میگویم که در فرزندی گرفتن طرف من قویست بزرگترین امپراطور ها که در دنیا گذشته است - حتي اوگوستوش خودش - فرزندی را برای وراثت استعمال کرده است مگر با تصویب سنا ( مجلس اعیان ) .... » له فیور : « خوب خوب ، می بینم که در معامله معلومات وسیعی داری . چیزی که دیگر امپراطور ها کرده اند ، امپراطور ما کرده هم میتواند . راجع به (سنا ) مجلس اعیان .... » درین جا له فیور تنها شانه های خودش را به تخر حرکت داده چیزی نگفت ورشته سخن را بجانب دیگر گردانیده گفت : « به من بگو که تو براي همين مقصد نزدامپراطور به ( فلکشتین ) ميروي ؟ » کاترین : « محض برای همین مقصد امپراطور بچه از هر ک توامه خودش مایوس گردیده و تمام کراهیات را بیکطرف گذاشته و بر قلب حزین خود فشار آورده وظیفه مادری این طفل را بعهده میگیرد چون مردم و عسا کر تمام کار های ناپلیون را تقدیر میکنند ، این حوصله دلیرانه او وملکه را نیز تمجید خواهند نمود بهر صورت این پسری که در عروق او خون ناپلیون درحرکت است از ژوزف و یا لوئی برادران بیکاره ناپلیون بارها بهتر خواهد بود. ملت این دو برادر را خوب میشناسند - آنها چیستند ، بجز يك دو احمق ! بلکه بدرجه او باش ومغرورند که برای تکمدا حق تا جی که بر سر دارند ، ناپلیون را باولین موقع خواهند کشت ! این طفل که در آغوش
صفحه ١٦ ( شماره ٤٣ ) مجلد نجم ژوزفین و كنار ناپليون نشو ونما يافته باشد وهر كس او را با چشم واهمه وی نگرد ، باشتغال تخت هيچ يك مخالفت در تمام فرانسه نخواهد داشت ! اياست تجویز که شام ملکه برای ناپلیون پیش نهاد میکندم ؟ » له فيور سر خودش را بشك وبراي حرکت داد ، زیرا او خيال نميكرد كه تجاویز ژوزفین پسند خاطر امپر اطو ر شده ، وبکمال آزادی حرف خودش را از ناکامی سفارت کاتران اظهار نموده گفت : - « زن ، چون تو يك وظيفه را بعهده گرفته باید در اجرای آن فرو گذشت نکنی ، فردا بوقت طلوع فجر روانه خواهی شد ، وامشب باهم تنها شام صرف ميكنيم . قاعد تاً طعام خودم را بوقتیکه سربازا نم می خورند ، میخورم . و آن هم اكثراً از يك ظرف ، ولی امشب بشرف حضور تو کدام چیز مخصوص فرمایش میدهم . آیا این فرمایش چه باشد ؟» کاترین : ـ « بیاد داری که در ( لاران ) هميشه شكبته می خوردیم و در عقب آن شراب سفید می نوشیدیم» کاترین این را گفته لب های خودش را با مزه ليسيد ! له فیور : ـ « در این جا هم شکمبه های خوبی پیدا می شود ، پس فرمایش ما شکبته با پیاز خواهد بود ، ولی میترسم که شراب های سفید آنروز ها را بتو داده نتوانم . با کت نیست شراب های کهنه ( هو نگری ) هم چندان بد نیست اگرچه اسقف بزرگ ( با مبرگ ) امیری من پیش لهاری فرستاده است ، باید بفهمی که من امامی هم دارم . » کاتران : ـ « امام ! اوه بسیار خوب شد چرا تو طریقه نماز گذاردن را خوب یاد نداری ! » له فیور : ـ ولی از چندی باینطرف مشق کرده ام . امپراطور می خواهد که در پولند بسیار مذهبی باشم . نماز زیاد ادا کنم و شراب از آن كمتر صرف نمایم ، زیرا این عمل مردم انجا را بسیار گرویده میگرداند » کاتران مضطرب شده نعره زد : ـ له فیور من می ترسم که باین باوری و شراب درین غار حیوانات به مجازات زشت دیگری گرفتار نشوی ! » له فيور : « آه تو این جا را غار نامیدی خدا این دروغ را راست کند ، اگر این انجیر های مامون یکی ازین چیزی که فرمودی برای من بسازند همان دم در آن خواهم در آمد ، این را بتو قول مید هم ! » میز طرز ساده گذاشته شد . کاترین بدون آنکه یکا گلی حس کند در پیش چشم سر بازان مار شال که برای چیدن طعام آمد وشد ميكردند ، توالت اجری نمود و با له فیور بخوردن ونو شيدن منصرف گردید . فصل نوزدهم ( پدر وپسر ) زن مار شال بسیار محنون شد که صبح دیگر صدای بوق حاضر باش از خواب برخواست ، زیرا این اوازی بود که باد کار بسیار بخش وممتازی را در قلبش احیامی نمود . باز خودش را در اردو دومین سر بازان جمهوریت تصور می نمود که ( مار سيز ) شنيده ملی فرانسه را خوانده بردشمن قوی پنجه حمله مینمودند وهی روز فاتح برمی گشتند . چون فکرش بکلی مشغول این خیالات بود در پوشیدن لباس وقت زیادی گرفت چنانچه مار شال از معاینه عساکر برگشت ولی توالت زنش هنوز تمام نشده بود . مار شال امروز بر خلاف عادت قدری رنك بريده ومضطرب بنظر می آید . کاتران بدیدن او نعره زد : ـ چه خبر است ؟ آیا موقع را از دست داده ئی ویا دیشب كدام سهوى واقع شده است ! » له فيور : « چیزی واقع نگردیده و همه به مرام است . ولی این حادثه اثر زیادی در قلب من وتو دارد : » كاترين : « آه ! زود بگو به بینم چه حادثه است ! » له فيور : « هانريوت ـ ها تر یوت عزيز ما كه عيناً فريزنه پسر حقیقی ماست . . . .» ( باقیمدارد ) ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
مندرجات شماره ( ٩، ١٠، ١١) مجموعۀ صحیّه ١ - پایان سال اول ٢ - حفظ الصحه معنوی ( حیات وبشر ) ٣ - یاد داشت های صحی ٤ - شئونات اطفال ( انکشاف وتشكيلات حمايۀ اطفال شیر خوار در اورپا واعمال ٥ - طفل و وراثت ٦ - تولد كردن طفل قبل از بسر رسيدن موعد حمل ٧ - روح طفل وتربيۀ آن ٨ - كزك يا التهاب رحم اولاد وعلاج آن ٩ - غسل وتاثیر آتش در وجود وقلب ١٠ - عالم طبابت - مهمترین اكتشافات طبی پس از پاستور ١١ - اسپورت - تربیۀ بدنی ١٢ - استخوانهای وجود انسان ١٣ - دختر لنگ وقشنگی که بوسیله قطع یکقطعه استخوان رانش لنگی خویش را علاج کرد ١٤ - امراض قلب ١٥ - اسپورت وهوای آزاد وغسل برای صحت ١٦ - شئون صحی واجتماعی ١٧ - را پورت های صحی مرکز وولایت ١٨ - والا حضرت صدر اعظم صاحب ومؤسسات صحی مرکز ١٩ - خبر های متفرقه ٢٠ - گرادور های اطبا وغیره وغیره از قرائت این شماره غفلت نکنید که پشیمان می شوید
جریده هفته وار انیس قیمت اشتراك کابل ۱۰ افغانی اطراف و ولایات داخلیه ۱۲ ،، طلبه معارف ۷ ،، در ممالک خارجه ۲۰ شلك ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
(شماره ٤٤) مجلد ٥ اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ " خارجه ۲۰ شلنگ انين اداره : کابل جاده ارک مؤسس و صاحب امتياز : محيى الدين مدیر محمد امین خوگیانی ۲ شنبه ۸ حمل ۱۳۱۱ تأسیس ۱۳۰۶ ۲۰ ذیقعده ۱۳۰۰ محفل انعامات در مدیریت گمرك كابل در روز نورز بمناسبت روز نو روز ( روز اول سال ۱۳۱۱ ) در مدیریت گمرک مرکزی ولایت کابل بطور یکه همه ساله معمول است مجلس باشکوهی ترتیب و انعقاد یافته بود . جناب عالیقدر جلالتماب صدراعظم صاحب و ع ، ج میرزا محمد خان وزیر صاحب تجارت و سایر وزرا و روساء و اكابر اهالی و اشراف و تجاران تماماً در مجلس مذکور حضور بهمرسانده تشریف برده بودند، اولاً از طرف عموم تجار مركزي يك معروضه که قبلاً تحریر یافته بود بحضور مجلس قرائت گردید ، سپس ع ، ج ، ج صدراعظم نطق مؤثری در از آن ایراد فرموده که ما عیناً آنرا از برای آگاهی قارئین جریده خویش با جوابیه وزیر تجارت درج و اشاعه نمودیم : چون سواد معروضه تجاران بعد از صفحه است نطق ج ع ج صدراعظم صاحب و ع ج وزیر صاحب تجارت به این اداره رسید . ازینجهت خلاصه معروضه مذکور در آخر صفحه به طبع گردید . نطق صدر اعظم صاحب هیئت تجار محترم ! بنده اولاً از مراحم بی پایان حضرت خداوند مستعان عز وجل شکر گذارم که سال گذشته ما ببركات وافره و امنیت تامه ورفاهيت عامه اختتام یافت واينك بايك عالم سرور وخوشي ، يك جهان نشاط وخرمي به سایه سلامتی اعلیحضرت غازی نظریات و معاومات خود را درباره اقتصادیات وطن عزیزم بشما ارائه میدهم و باز از مساعیات شما نهایت خورسندم - وسهم خودش از عالیقدر جلالت مآب وزیر صاحب تجارت وما مورين متعلقه شان که در امورات من جوعه با مجاهدات لازمه پیش رفته اند اظهار خوشنودی مینمایم - البته موقع نیست که درینجا تمام پیش رفت های وزارت تجارت را ذکر کنم وممكن است هر كدام بموقعش ذكر شود - ولی تنها در اینجا تمام مطلوب در امور گمرکی است که درین قسمت نیز وزارت تجارت سهمی دارد - بعد از ذکر مقدمه فوق میخواهم راجع به تزاید عوائد گمرکی سال ۱۳۱۰ باز هم اظهار نمایم - هر چند در طول سال گذشته مراتبی بسوی ترقی پیموده شده ولی باز هم قناعت بخش نیست ـ شاید فراموش نشده باشد پار سال گفتم عمل سال گذشته ( مقصود ۱۳۰۹ ) برای آینده مظهر حسن ظن است ولی اینك از ملاحظه ارقام صادرات و واردات و بالجمله تجارت یکسال مملکت نظریه من تأييد مي شود وعين همین مقصد را برای آینده هم تکرار میکنم - اگرچه معلوم است عمل گمرکی ۱۳۱۰ بصورت عمومی نسبت به سال ۱۳۰۹ هفتاد وپنج فیصد - ونسبت به سنوات قبل پنجاه فی صد - ترقى نموده که توضیحات کامله آنرا وزارت تجارت برای شما میدهد ، ولی لازم است اینجا از مساعی و عرقی ریزي های جدیانه عالیقدر جلالت مآب آقای محمد گل خان رئیس تنظمیه قندهار که نه تنها عمل سال گذشته گمرك آنجا را ایزاد نموده بلکه امور گمرکی قند هار را با چنان يك اساس صحيح واستعداد متينى
( صفحه ۲ ) ( شماره ٤٤ ) ( مجلد نهم ) گذاشته است که برای هر وقت و هر ماموری که در قند هار مقرر شود امید ترقيات کاملی در عمل گمرکی آنجا میرود و هم چنین از آقای عبدالرحیم خان وکیل نایب الحكومه هرات و مدیر گمرک آنجا که در دو سال گذشته عمل گمرکی خود را ترقی داده اند ولی چون قرار اطلاعات واثقه كمرك هرات هنوز هم مستعد ترقیات زیاد است به فرامین مو کده درین موضوع برای شان هدایت داده شده - واز آقای محمد عمر خان مدیر كمرك مركزی کابل که خدمات قابل قدری نموده اظهار رضائیت - و از غلام فارو قخان مامور كمرك اند خوی که عمل گمرکی خود را زیاد کرده ابراز خوشی مینمایم و نیز از مامورين گمرکات میمنه و قطغن وبد خشان و مزار شریف وفراه ومشرقی که عمل خود را نسبتاً زیاد کرده اند تا يك اندازه راضی و از اینکه اصول صحیحی در کار خود نگذاشته اند به فرامین جدا گانه برای شان تا کیدات لازمه داده شد - و هم چنین باید بگو نیم که نسبت باین تر قیات وقتی زیاده ، دل خوش خواهم بود که این ترقی از طریق تزئيد صادرات باشد پار سال هم گفتیم و درین روز که اولین روز سال جدید است نینز همان نظریه را تجدید میکنیم که در قسمت تجارت ما وقتی به ترقیات مطلوبه واصل خواهیم شد که اقلاً صادرات وواردات مملکت ما متوازن گردد - یعنی ما بتمام مصالح عمومی و خير جامعه خود - تا میتوانیم از قلم واز دات طوریكه از ورود اشیای تجملی و بی مصرف جلوگیری شده کاسته و بالمقا بل رقم صادرات اعنی صدور مواد خام و پخته مملکت بیفزائیم - البته شماهم با من اعتراف خواهید کرد که به چنین موفقیت تا حال نتوانسته ایم نائل شویم . همه میدانید اساس تشکیلات اجتماعی ومدنى ممالك ، روی مال وثروت گذاشته شده و تحصیل ثروت هم بسته به عناصر اقتصادی يك مملکت است . و نیز نباید از نظر دور داشت که مادر عصري واقع شده ایم که دنیا نهایت از ما پیش رفته که اگر ادنى غفلتی در امور متوجه ما شود ممکن است اساس مالي ما را واژگون نماید پس ما باید طوري مراقب کار خود باشیم که بمعاونت خداوندي پیوسته با مقتضیات زمان در تمام امور ترقی نموده و تا حدی که ممکن است پیش برویم . درین موقع که روز اولین سال است حسب المعمول اینجانب لازم دیدم که این مختصرا" بشما اظهار نموده توصیه مینمایم که روي این دستورالعمل آتیه را اتخاذ نمائید . در خاتمه از خداي عزوجل توفیق خدمت براي همه خدام افغا نستان بزیر سایه اعلیحضرت غازي مسئلت دارم . ( نطق ع ج وزیر صاحب تجارت ) وا لا حضر تا ! نسبت بفر مایش قیمت دار والا حضرت که وزارت تجارة را مرهون لطف و مرحمت خود فرموده اجازه فر مائید نخست مراتب شکر گذاری خود را تقدیم حضور وا لا حضرت صدر اعظم صاحب نموده و عرض نمایم که این همه پیشرفت ها از توجهات فرد اول مملکت اعلیحضرت شهر یار غازی و مساعیات قیمت دار حضور والا حضرت است و نسبت اینکه وزارت تجارة را بسط مستقیمی با آقا یان تجار دارد لازم میشود درین محفل که کافه تجار محترم حضور دارند فرما يشات والا حضرت را تائید نمایم . باساس فرموده والا حضرت ، نخست باید شرح داد که تزئید عمل گمرکی در کدام يك از ولایات مملکت بیشتر بظهور پیوسته و در تحت چه عوامل بوده و کدام ولایت کسر عمل دارد . گمرکات کابل نسبت بسال ١٣٠٩ سی فیصد و نسبت بسال ١٣٠٦ پانزده فیصد كمرك قندهار نسبت بسنه ١٣٠٩ صد في صد نسبت بسنه ١٣٠٦ پنجاه فیصد كمرك هرات نسبت بسنه ١٣٠٩ چهل و پنج فیصد نسبت بست ١٣٠٦ صد فى صد كمرك مزار شریف نسبت بسنه ١٣٠٩ چهل فیصد و نسبت بسنه ١٣٠٦ هشتاد فیصد كمرك قطغن و بدخشان نسبت به ١٣٠٩ چهل فیصد و نسبت به ١٣٠٦ پنجاه فیصد كمرك میمنه نسبت بسال ١٣٠٩ ده فیصد
( صفحه ٢ ) ( شماره ٤٤ ) ( مجله پنجم ) و نسبت بسال ١٣٠٦ دوازده فیصد كمرك اند خوی نسبت به سنه ١٣٠٩ هشتاد فیصد و نسبت به سنه ١٣٠٦ فى صد دو نيم صد كمرك مشرقی نسبت سال ١٣٠٦ بیست و پنج فیصد نسبت بسال ١٣٠٩ مساوی است كمرك فراه نسبت بسال ١٣٠٩ پنجاه فیصد ونسبت به سنه ١٣٠٦ صد فیصد ترقی نموده باستنای كمرك جنوبی كه عمل آن کاملاً كسر نموده . و این ارتقای عمل در مواد ادخالات در تحت قواعد مخصوصی انجام یافته كه عبارت است از تزئید طبیعی قیمت مال باین صورت که اخذ محصولات كمركی تا حال در افغانستان از روی قیمت بوده وقیمت هم مطابق ارزش فعلی داخله مملکت می شود والبته آقایان تجار اطلاع دارند كه نرخ اشيا نسبت بسنوات قبل از حیث تفوق مسكوكات خارجی پنجاه فیصد زیاد گردیده است كه اين ترقى محصول همان تفوقى است که طبیعتاً در قیمت مال عاید شد ولى ترقى كمرك قند هار مربوط بعوامل مخصوصی است که از حسن توجه جناب رئیس صاحب تنظیمه آقای محمد کل خان در ضبط و ربط كمركی ها و اداره كردن صحيح كمركات اعمال شده است طوریکه والا حضرت میفرمایند دوست است نظریات دولت در قسمت صادرات بكلى انجام نیافته . ولى باید از یك طرف بسهم خود وزارت تجارت اصلاح این نقیصه را به تدریج وعده داده واز طرف دیگر آقایان تجار را حالی نموده كه قدمت ايشان در امور مربوط مقتضی این است كه با فدا كاری تمام نظریات ترقی خواهانه دولت را تعقیب نمایند . همچنین كه والا حضرت در نطق خویش اشاره فرمودند كه ما به ترقیات مطلوبه وقتی واصل خواهيم شد كه فیصد صد محصول كمركی ما مربوط بصادرات مملکت باشد این کلام مستحسن در حقیقت با آرزو های اقتصادی هم آهنگ است زیرا آمال اقتصادیان مربوط به آورد مقوا های بازی اطفال نیست بلكه ملت آرزو مند است تجار محصول زحمت ایشان را در اطراف دنیا پراگنده كنند و در ازای آن پول بوی بدهد كه قیمت زحمت آنان راتكافو نمايد . بالاخره تجار بايد مطلع باشند كه درین گیرو دار که صدای بحران اقتصادی از دنیای جدید و عتیق شنیده میشود هر كس برای ادامه نفع خود بدست و پا افتاده ما نیز برسك روش دنيا برای جلب منافع خود آتی غفلت نمائیم ، افكار تداوم در طول سال گذشته با موافقت تجار يك شركت اسهامی در مركز و نماینده كی های تجارتی در لندن و پشاور از طرف وزارت تجارت تأسيس شده و بعضی هم در شرف تاسیس است ، ولى این اندازه اصلاح در صحنه تجارت دنيا ما را نیرومند نمی سازد باید طوری تجارت كرد كه ديگران تجارت مینمایند . تطویل کلام ممكن است وسایل تصدیع را فراهم كند ، لازم است در ختم کلام رضائیت خود را باستثنای مامورین كمرك جنوبی كه قسمت مهم عمل را ضائع نموده اند ، به آقایان تجار و مدیر كمرك مركز آقای محمد عمر خان و سائر مامورين كمرك ولایات اظهار كرده و تشكرات صمیمانه را بجناب رئيس تنظیمه قند هار آقای محمد كل خان ووكيل نائب الحکومه هرات آقای عبد الرحيم خان که در راه تفوق عمل صرف مساعی نموده اند تقدیم دارم ، و برای استفاده بیش تر اذهان آقایان تجار را بفرمایشات والا حضرت صدر اعظم صاحب كه مروج افكار ترقی خواهانه ذات همایونی است متوجه نمائیم . خلاصه معروضه تجار (بعد از حمد ونعت ومنقبت ) تمام اهالی افغانستان بالعموم وعاطفهء تجار وصنعت پیشه خصوصاً از ذات عدالت سمات همایونی ومساعی جميله مامورین امانت شعار خود اظهار مسرت وحقانه عرض مینماییم که نظیر این راحت ومرفه الحالي كه فعلا درامور تجارتی وغیره موارد اقتصادي وطن عزيزما از عرق ريزي حكومت موجود است وشامل بزرگ پيشرفت همة شعب حيا تية پنداشته میشود ، قبل ازین کمتر در وطن عزیز ما مشاهده شده است : ما در برابر این آرامی و چاره بازار تجارتی خود بجز اینكه بدعای بقای این سلطنت ذی معدلت خود پرداخته برای پیشرفت هر گونه مقاصد و آمال حکومت خود كه مبنى برخیر وبهبود ماست
( صفحه ) ( شماره ٤٤ ) مجلد پنجم اوضاع هند موسم سیاسی هند و سفان از روی وقایع گوناگون قابل ذکر است : در ( پنجاب ) مطلع لاهور تا حدی غبار الوده است و در حصص بقیه آن جابه جا ابر سایه فگن است . صوبه سرحد حالتش غير متيقن است . سر عبد القيوم قضای صوبه سرحد دگر چیزی عرض کرده نمی توانیم . لله الحمد که امروز در سر تاسر وطن عزیز مان امنیت تا مه حکفر ما بوده همچنان در همه شعب امور مملکتی و کشوری نظم و نسق کافیه و روح و رونق تازه در هوید است ، و ترقیات علان ظاهر وبسى مشكلات وحوائج وقبایح ادوار گذشته رفع ، واز همه جهات اسباب استراحت مان تامین شده یگانه سبب این همه نظم ونسق وتر قيات فقط حسن اداره زمامدار اعظم و یاد شاه معظم محبوب القلوب ما و بذل مساعی والا حضرت صدر اعظم صاحب و ديگر اخوان معظم وهيئت محترم كابينه شان است . منحضور آن شهریار معظم خود مخصوصاً وبخدمت ذات صدارت پناهی و هيئت محترم كابينه وباقى زمامداران امور خويش بالعموم تشكرات قلبی و احساسات صمیمی خود ها را عرض واز در گاه حضرت خداوند موفقیت ها و پیشرفت های مقاصد و خیالات بهی خوا هانه حکومت متبوع خود را خواستاریم. را از دمه وغبار صاف می نماید آنجا برای تولید سکون سیاسی بمیارد مان ضعيف جهازات هوائی در جریان است . کوائف موسمی بمبئی و مدراس صوبه جات متحده بنگال تا حال تصفیه نشده اند . باران چوب زنی در « دها که » خفيف و در « مدورا ، بشدت «واقع» شده است . کره هوائی صلح از « دهلی » جدید رجعت نموده بسوی « بنارس ، انتقال میگر ،، تخمین مبصران است که در بمبئی ، احمد آباد ، دها که ، تعداد گرفتاری ها رو باز دیاد است . و در سمله ، امر تسر مظفر پور ، رو بتنزل میرود . در بنگال و صوبه جات متحده آسمان ابر الود است . البته در ( را جپوتانا ) و ( کانیا وار ) مطلع صاف است در کشمير باد مخالف ، شدت میوزد . در حیدر آباد آثار گرد باد در ظهور است. از نقطه نظر جريده نگاران درجه حرارت تنظیم پنجاب در ارتقاء است . در صوبه دهلی فضا خنك است . از مواسم دهلی ثابت می شود که جهاز صلیب احمر را که کاپیتان «مبرو جيكار ، بساحل سلاتی می آورد تاب وزش هوای تند دهلی را آورده نتوانست در خلیج بنگال خبر جهاز « امن پسند » تا حال نا معلوم است . گمان میرود که با کوه بچه « انکلواندین ، متصادم گردیده غرقاب شد . ( اندین فنانس ، ماخوذ از سندی تاو ) در شرق اقصی : حقایق سياسي مانچور يا کشمکش چین و جاپان در منچوریا رو به ترقی است . صورت حاضره حرب موجوده حیثیت قوت آزمایی دو اقوام مجاور را دارد، لیکن ماهرین سیاست در اندیشه اند که مبادا توپ های شرویر چین و جاپان در منچوریا در استقبال کدام جنگ عالم گیر نبوده باشند . دانستن سیاست پیجا پیچ منچوریا سهل نبوده برای فهمیدنش سلسله های واقعات مختلفه را با هم جمع کردن لازمی است . تا ثیرات روسی در منچوریا تا آغاز قرن ۲۰ غلبه داشت . در ۱۹۰۵ خاتمه جنگ روس و جاپان ، توسط معاهده ( پورتس ماوت ) روس از حقوق حاصله خود برای جاپان دست بردار گردید. چین نیز بران مهر توثیق خود را ثبت نمود . ما يخص حقوقی که جاپان بدريعه معاهده پورتس ماوت تحصیل نموده اینست که در مملکت مذکور حکومتی مستقل که برای نام تحت ممالك محروسه چين معدود بوده ، در حقیقت تابع جاپان باشد تشکیل کرده شود . ولين مسئله خط آهن جنوبی منچوریا که از دیرن تابه جانک چن به پول و محنت روسها تمدید شده بود بعد از اختتام جنگ روس و جاپان در تصرف جاپان داخل گردید
( شماره ٤٤ ) ( مجلد پنجم ) و نیز از مکدن پامه تحت منچوریا تاییدر گاه و آندگ ، حق تمدید شعب جدید سلسله خط آهن مذکور را حائز گردید . از معاهده پورتس ماوت فائده خاص به جاپان این رسید که در جزیره ایای میاو تنگ با نضمام خط آهن منچوریای جنوبی ١٤٤١ مربع میل علاقه کوانتنگ را متلبکه علاقه وار در تصرف انگلیس ها است پیان فائده در زیر تصرف خود در آورده . رقیه عمومی منچوریا سه لک و ۸۲ هزار میل مربع میباشد نظر برقبه مذکور منچوریا کوانتنگ هیچ موجودیت ندارد لیکن از حیث تجارت ومفاد بحری علاقه مذکور دارای اهمیت بزرگی میباشد . ویرن بند در گاه کوانتنگ مرکز امال جاپان در منچوریاست . بظاهر جاپان به هیچ عوض ممکن ( با قیمت بزرگتر ) از ممالک مذکور دست بردار نخواهد گردید واکثر حالات منچوریا ومنگولیا کی خون تر گردید اهمیت تجارتی ویرن از شنگهای سبقت خواهد ربود . ٢٠ کرور باشندگان وادی یانگزی د نیای دیگر تنها بدریعه ویرن تجارت خواهند نمود وعلاوه برین در علاقه مذکورتل بسیار خوب استخراج می شود . در سنه ۱۹۱۵ وقتیکه میعاد (قرار داد) قریب اختتام گردید جاپان از حکومت چین پذیره ٢١٠ ، خواهشات خود جبرآ مدت وا رشد گردانید و چونکه ممالک یوروپ در جنگ عالمگیر مبتلا بود جاپان موقع خوب بدست آورده منچوریا را تاحدی تحت نفوذ اقتصادی خود آورد که اگر الحال از منچوریا دست بردار گردد بر مفاد قومی اش اثری زیادی خواهد افتاد و علاوه برین جاپان منچوریا را محاظ اول مدافعه بخلاف روس میداند منچوریا از حیث زراعت ومعادن نیز دارای اهمیت بزرگی میباشد زمینش سر سبز وشاداب است که حاصلات انرا دولت ( ثروت ) منچوریا گفته می توانیم معادن بزرگ آهن ذغال سنگ را نیز دارا میباشد در سنه ١٩١٥ چین مجبور شده قرار داد جاپان را تجدید کرده میعاد قرار داد کوانتنگ تا سنه ١٩٩٧ وقرار داد خط آهن جنوبی منچوریا تا سنه ٢٠٠٢ وقرار داد خط آهن آندك مکدن تا سنه ٢٠٠٧ توسیع داد . علاوه بران جاپان در منچوریا حق کار کنی و اختیارات تصرف در اراضی را نیز از چین جبراً حاصل نمود خلاف ٢١ خواهشات جاپانی اینکه جذبات قومی چینی ها از این رو به اندک از با ازم جاپانی ها را تماشا کن بوده اند . در سنه ١٩١٥ چین از سبب بدبختی های داخلی خود مجبور شده حقوق امتیازی جاپان را در منچوریا بخوف جنگ تسلیم نمود لیکن چین در ممالک خود این مداخلت خارجی ، غارتگرانه ، را ناقابل برداشت میدانست . ۱۸۹ سبتمبر جاپان عسکر چینی را باین الزام که آنها زیر هدایت منصبداران خود در مقامات متعدده خط آهن جنوبی منچوریارا خراب کرده اند از روی معاهده پورتس ماوت جاپان بغرض حفاظت خط آهن بتابم دست محافظه حق دارد که عسکر خود را در انحا مقیم دارد ازین سبب این الزام دسته های محافظه ( که مقصد شان از روی معاهدات تنها حفاظت خط آهن است ) اینقمم طريقه حربی شروع کردند که گویا این مملکت تحت تصرف و مالکیت چین نیست بلکه زیر تصرف جاپان است از ویرن تاچنگ چن مسلسلا آمد عسکر جاپانی شروع شده و جميع مقامات مهمه منچوریا جنوبی و وسطی قابش گردیدند ازان وقت تا الحال باوجود تشاهبات چينسوا واشنگتن ماسکو جاپان علاقه های منچوریا را تخلیه نه نمود . انجمن اقوام نیز هدایت کرد که جاپان تا تاریخ ١٦ نوامبر اعسا کر خود را حسب معاهده پورتس ماوت در علاقه اشغال شده اعاده نماید لیکن جاپان نشنیده عساکر ش تا حال از حدود شمالی خط آهن منچوریا جنوبی تقریباً ۲ صد میل بیشتر اقدام کرده اند . ریاست های متحده امریکا لا ینقطع در این راه کوشیدند که جاپان از جاده آیین و انصاف انحراف نورزدا، لا در انجمن اقوام خیال بر پا کردن تحريك این امر بود که احترام میثاق كيلات مدنظر گرفته شود، که از
ترجمه از منبر شرق آواز شرق در کنفرانس خلع سلاح روز سه شنبه ۲ فروری کنفرانس تقلیل وتحدید اسلحه که معمولا « کنفرانس خلع سلاح » نامیده میشود در جینوا تحت ریاست ار تهرهندوسن رئیس حزب کارگر وسابق وزیر خارجه حکومت برطانیه افتتاح گردید . علاوه بر ۵۵ حکومت عضو مجمع ملل ۹ دول دیگری که عضو مجمع نیستند هم دعوت شده اند که در کارات آن حصه بگیرند و دول آخر الذکر قرار ذیل است : افغانستان ، برازیل ، کوسته ریکا ، مصر روی آن بر محاربات قید گذاشته شده است . لیکن در این سلسله ( تحریم جنگ ) سوالی تولید میگردد که بر جنگ کدام وقت اطلاق جنگ نمیشود ؟ زیرا از ستمپبر گذشته بین چین و جاپان در منچو ریا کشمکش در جریان است اما تعلقات سفارتی بین هر دو انقطاع نیافته است ، ونه هر دو دول با قاعده اعلان حرب نموده اند لهذا در واشنگتون آن میثاق با همی ۹ دول تحت فشار گرفته شده که در کنفرانس ۱۹۲۱ در واشنگتن مرتب گردیده بود و بعض اوقات از ان تعبیر به «مشور اعظم » بین الاقوامی برای چین کرده می شد . ( باقیدارد ) ( شماره ۲۴ ) اکواتور ، انا ژونی امريك ، حجاز ، ترکیه س س س ر ( روسیه ) بدون سه حکومت عضو مجمع : نیکا را گوا ، پراگو ، سل وادور ويك حکومت غیر عضو اکوا تور ، تمام دول نماینده گی خود ها را در کنفرانس فرستاده اند نظیر این کانفرانس تا حال دیده نشده است . وکلای ۶۰ دول ۱۷ صد ملیون نفر را نماینده گی مینمایند ، با عبارت دیگر تمام بشریت در جینوا جمع شده اند چنانچه او تهر هندرسن در نطق افتتاحیه خود خاطر نشان نمود که : يك فردیکه خواه در مرکز صنعت مملو از جمعیت ، خواه در صحرای افریقه ویا در شرق و یا در مناطق منجمد شمالی زیست می نماید نخواهد ماند که درین جا آواز خود را بلند نکند » اگرچه متأسفانه بعضی حکومات و ساکنین مستقل و یا غیر مستقل ( تحت حمایت ملل خارجی ) هستند که نه در مجمع ملل ونه در کنفرانس خلع سلاح نماینده گی دارند با این گفته می شود که تمام بشریت و یا قریب کل آن در پنجا اواز خود را بلند کرده می توانند : ازینجا است که آواز شرق واسلام از کنفرانس مذکور بذریعه هیئت نماینده گی افغا نستان ، ترکیه مصر ، ایران ، هند ، والبنا نیا خیلی قوی بوده ونماینده گان مذکور یکی بعد دیگر افکار صلح طلبی حکومات و ملت خود ها را از منبر خطابه ( مجلد پنجم ) ابراز نموده ودر اظهارات خود خیلی صمیم و بی آلایش بودند : نماینده گی ترکیه چنانچه توفیق رشدی بیگ وزیر امور خارجه ترکیه در آخر نطق خود در روز ۱۵ فروری ایراد نمود که بهترین ومهم ترین خواهش ملت ترکیه اینست که تمام ساکنین عالم برادرانه حیات بسر برند ، وقبل از ایراد این جمله قشنگ وزیر مذکور راجع به مناسبات حکومت کالی با دول همجوار چنین فرمودند . « يك وجب زمین در داخل خطه ما فعلا زیر اثر هیچ يك از دول معظمه نیست و ما هم در خارج خطه ترکیه خیال تصرف ، مد نظری نداریم سیاست ما بنا بر عشق نوع پرستی در راه اخوت بانام دنیا مخصوصاً با همسایگان ما در تزاید است » ما که این حصه از اظهارات نماینده مذکور را درج مینمائیم ازین سبب است که را جع به ترکیه بعضی افواهات واینترنگه ها شنیده می شد که حکومت ترکیه هنوز هم از نظریات خود درباره عراق و شامات کاملاً صرف نظر نه نموده و به نسبت اتحاذ این دو مملکت واتحاد عرب بد بین است سه نطق غراي ديگر هم در روز هاي ۱۶، ۲۴،۱۶ فروري از طرف نمایندگان ایران ، مصر، افغانستان ایراد شد که ذیلاً نشر میشود نماینده گی ایران و فعلاً این نکته پر از نزاکت و منطقی نماینده
( صفحه ۷ ) ( شماره ٤٤ ) ( مجلد پنجم ) اول ایران را نقل می کنیم . «ماصلح طلب ترین ساکنین دنیا هستیم و بدون از دفاع استقلال وحقوق خود دیگر نظر یه نداشته در صورت فقدان خطر تمام قوا ومجهودات خود را به توسیع امورات اقتصادي واجتماعي مان صرف مینمائیم » وضمناً نماينده محترم شهنشاه ایران یاد آوري نمودند: که تنها اوازایران بود که ١٩٢٤ ماده ١٠ میثاق را نجات داد (فکرما هم با نما ینده مذکور متحد ه طرف جناب پرنس ارفع سابق نماینده بزرگ و محترم ایران که رتبه «پرنس صلح» را حائز گردیده اند رفت ) نماينده گي مصر وهم در اینجا خلص اظهارات فصیح، فیلسوفانه نماينده محترم مصر را که مهماي سياسي را با کمال مهارت ایراد نمودند ذکر می کنیم«بهتر است که ملل متمدن در مناسبات خودبادول دیگرعین همان پرنسیپ حق و عدالت را اجراء نمایند که در بین خط سرحدي خود مي نمايند» وفخري پاشا( نماینده مصر ) علاوه تصفيه اجباري در بين ممالك را خواهش نموده گفت «هیچ دول متنازع منصف شده نميتمواند» (گویا این معما اشاره انت به پیچدگی مصر وانگلیس) واینکه بنام اهالی نیل نطق کرده است يقيناً به سودان هم فکر می نمودند ) در بين همه نطاق ها تنها نماينده مصر ، بود که از رئیس ویلسن متوفی ؛ موسس مجمع ملل ، یاد آوری نمود واین یاد آوری از طرف ، مصر » طبعاً گزنده واقع شد و هم نماينده مذکور این فرموده حضرت رسول مقبول را ذکر کرد « از آواز گریه یتیمان عرش به لرزه می در آید ، وتنها بطور خبر خاطر نشان می کنم که خديو سابق مصر هم درین روز به کنفرانس حضور بهمرسانیده بود وفخري پاشا را به مناسبت نطق شان تحسين نموده ، این وضعيت خدیو مذکور چندان اهمیت ندارد زيرا افکار متذبذب ومتناقص جناب خدیوبهمه معلوم است . نماينده گي البانيه در روز ٢٤ فروری بعد از نطق نماینده افغانستان ، نماينده البانيا مملکتی که حصه بزرگ اهالی آن مسلمان هستند ، نطق خولی نموده وچنين اختتام نمود : « حکومت من خوش بخت است که از صمیمیت به وظیفه شرافت کنفرانس حصه گرفته ، واز ته قلب تمام مصوبات که ممکن است خلع سلاح را محقق سازد تائید نماید و درین صورت به تمام دول که اید آل اخوت وترتيب صلح را بدل می پرورانند اطمينان بدهد » نماينده کي هند بعد از نطق فخری پاشا نماینده مصر بروز ۱۹ فروری آقا خان مشهور نماینده هند بر خواسته نطقی بزبان انگليسي ایراد نمودند که ماخاص آنرا نقل ميكنم : « من در اینجا بنام چندین ملیون هموطنان خود که عشق به صلح واجتناب از تشدد را از جمله صفات اولی بشریت می دانند اظهار رای می نمایم، برای آنها ایدال صلح يك وسيله اقتصادی نیست ، بلکه اید آل صلح در قلوب آنها جای گرفته است . » نطق ع ، ج عبد الحسین خان نماينده افغانستان در کنفرانس خلع سلاح روز چار شنبه ٢٤ فروری . روز آخرین جلسه مباحثات عمومی کنفرانس ع ، ج عبد الحسین خان نماينده افغانستان در کنفرانس خلع سلاح ووزیر مختار اعلیحضرت در روما نطق ذیل را بزبان انگلیسی ایراد نمودند . آقای رئیس خانم ها آقایون ! من از نقطه نظر عمومیت در نطق های مهمی که از طرف نطاق های ماهر دول در همین منبر تا حال ایراد شده است بسیار چیزی ایراد نمی کنم . چون حکومت افغانستان به کارهای کمیسیون ابتدائی سهیم نبود لذا میخواهم نقطه نظر مملکتی را که افتخار نمایندگی آنرا دراینجا دارم مختصراً ارائه نمایم . اشتهای خواهش وآرزوی شدید حکومت من بود که به مجاهدات بین المللی راجع به « خلع سلاح » شريك گردد .
( صفحه ٨ ) ( شماره ٤٤) ( مجله پنجم ) ما تماماً نظریه رئیس محترم هندرسن را تأیید مینمائیم که فرمودند « دنیا تقاضای خلع سلاح را می نماید . دنیا به خلع سلاح محتاج است » و ما گمان میکنیم که این پیشنهاداتی که به کنفرانس تقدیم شده به تکمیل وظیفه بزرگ كمك نماید . هیئت نمایندگی افغان اماده است که پیشنهادتی را که از طرف تقریباً كل نمایندگی ها راجع به فسخ نمودن قطعی بعضی اقسام تجهیزات که حایز خواص مخرب و تعارضی آن ها غیرانسانیت گرفته می شوند تائید نماید . ما اظهارات بعضی نمایندگی ها را راجع به فسخ نمودن طیارات بمباردمان تائید و تصدیق می نمائیم و این حتمی است که بمبار دمان هوائی ومحاربات کیمیاوی و انتشار میکروب زهر تیم قطعاً ممنوع شود زیرا لازم است که اهالی را ازین طور تهلكه متوحش نجات باید داد در جمله پیشنهاداتی که به کنفرانس تقدیم شده اند پیشنهادی که جدیداً از طرف نماینده گی المان پیش شده است به نظر ما قابل دقت و توجه مخصوص است . نماینده گی افغانی تمام پیشرفت هائی مجلس را در راه تحدید و تقلیل سلاح بنظر خوب دیده و خیری برای بشریت میداند . و ازین جهت حکومت افغانستان حاضر است که تمام پیشنهاداتی را که برای خلع سلاح خدمت می نماید بکمال دقت مطاله و مدقه نماید . خانم ها آقایون : حال اجازه بفرمائید که وضعیت مملکت خود را کمی بشما توضیح نمایم . افغانستان در يك چار راهی راهای تاریخی آسیا وسطی واقع و ازین جهت در يك وضعیتی است که به هيچ يك از ممالک مقائسه نمی شود . در اختتام جنگ عالم گیر، افغانستان به حصول استقلال مطلق خود کامیاب گردید و امروز بجز از کار کردن در حالت ارامی در داخل سرحدات ملی خود و بسرعت پیمودن ترقی در راه تمدن و بودن يك عنصر انضباط وصلح در آسیا وسطی به زیر سایه شاه معظم خود دیگر منظور و مقصدی ندارد . افغانستانی که در ایدال خود پابند و در استقلال ومصئونيت خطه خود مفتخر میباشد احترام حقوق همسایه های خودرا وظیفه خود میداند . بنا براین ملحوظات ، پروگرام ما حاوی انتظام يك اردوی مدافعه محض که امنیت داخلی را تامین و شعائر ملی ما را حمایه نماید میباشد و این وظیفه ایست که تاریخ بدوش ما میگذارد . از وقت اعلان استقلال خود افغانستان در حصه را که می خواست به آن نایل گردد بنابر قلت وقت ووقعات ناهنجاری که رخ نموده انجام داده نتوانست حتی به تشکیل يك اردو ( فراخور احتیاج : صر مترجم ) برای دفاع شعائر ملی خود هم موفق نگردید . امروز اساس و مقصد ما تکمیل شئونات ملي ما است و من امید قوی دارم که کنفرانس وضیعت مخصوص وطن ما را مد نظر خواهد گرفت و اطمینان قطعی دارم که کنفرانس که ترجمان احساسات صلح خواهی تمام ملل است به اجرا وتكميل وظیفه بزرگ خود کامیاب خواهد گردید و باید بصورت براي بشريت يك راه جدید، اتحاد ، صلح ، اخوت را بازخواهد نمود در خاتمه خانم ها و آقایون بهترین و صمیم ترین آرزوهای ملت افغان را براي کاميابي کنفرانس بحضور شما ابراز میدارم قواي دول اداره :ـ معلومات ذیل که شامل تمام قوای بحری وبرى ملل است از روز نامه شریفه « اطلاعات » منطبعه بطهران بغرض تزئید معلومات قارئین اقتباس و نقل می نمائیم تا اهمیت و وظیفه سنگین کنفرانس معلوم گردد . فرانسه ــ فرانسه دارای معظم ترین ومکمل ترین قشون وتجهیزات جنگی میباشد بعد از جنگ بین المللی دوره نظام وظیفه فرانسه سه سال ولی اکنون به یکسال تغییر داده شده است بودجه تخمینی قشون فرانسه در سال ١٩٣١ پنجاه و چهار ملیون لیره بوده است قوای هوائی فرانسه درجه اول را دردنیا حائز است و رویهمرفته دارای سه هزار فروند طیاره جنگی میباشد . قشون فرانسه در ١٩٣١ عبارت از ٦٤٧٣٢٠ افراد نظامی و ٣٢ هزار
( صفحه ۹ ) ( شماره ٤٤ ) مجدد پنجم ژاندارمی بوده تجهیزات جنگی فرانسه عبارت است از ٤٦ باطالیون تانک واتو مبیلها زره پوش و ۱۸ رژیمان توپخانه - توپخانه قشون فرانسه دارای ٣٤٥ باطالیون ، سواره نظام آن عبارت از ٦٥ رژیمان و افراد آن با تفنگهای اتوماتيك مسلح هستند - ۱۲٥ ارکا درون زره پوش و ٢٥٥ اتومبیل ازره پوش نیز جزو سواره نظام می باشد . قوای بحری فرانسه کشتی و کروازر جنگی ١٥ فروند کروازر ده هزار تنی ٧ ״ ״ های مختلف ٧ ״ کشتی های مخرب ٥٧ ״ تحت البحری ٦٥ ״ کشتیهای جنگی فرانسه رویهمرفته ٦٠٤ ، ٦٢٨ تن میباشد . بریتانیای کبیر - قشون بری بریتانیای کبیر در حدود ١٥٠ هزار است قریب ٤٠٠٠ ، ٦٥ نفر نظامی نیز مامور هندوستان است . بودجه قشون سال ١٩٣١ انگلستان در حدود ٣٩ ملیون لیره بود . مستعمرات و کلنی های انگلیس هرکدام بنوبه خود دارای قشون مرتب منظمی میباشند در استراليا و نیوزلاند جديد نظام اجباری مجراء است . بریتانیای کبیر دارای ١،٤٣٤ فروند طیاره جنگی میباشد . قوای بحری انگلیس کشتیهای قدیمی قبل از جنك ٣ فروند کروازر های جنگی ٢ ״ کشتی جنگی ١٧ ״ کروازرهای مجهز ١٣ ״ کروازر ٤٢ ״ کشتیهای مخرب جدید ٧ ״ تحت البحری ٥٦ ״ تعداد صاحب منصب و افراد بحری ٩٠،٦٠٠ بودجه بحری سال ۱۹۳۰ پنجاه و دو ملیون لیره کشتیهای فوق رو یهمرفته دارای ٧،١٢٥٠٢٤ تن میباشد . امریکا - دولت امریکا پس از جنك بزرگ بودجه هنگفتی صرف قوای بحری و بری خود نموده و از حیث تعداد کشتیهای جنگی و افراد قوای هوائی از انگلستان قوی تر است بودجه ١٩٣١ وزارت جنگ آمریکا بالغ بر ٧٨ ملیون لیره بود . دارای ١٤٠ هزار قشون و ٢٣،٥١ فروند طیاره جنگی و ٢٥ بپلیان میباشد قوای بحری امریکا - کشتی و کروازر جنگی ١٥ فروند کروازر های ده هزار تنی ٦٥ ״ کروازر های مختلف ٤٦ ״ کشتیهای مخرب ٧٦ ״ تحت البحري ٧٢ فروند تعداد صاحب منصبان و افراد بحری ١٢٠ هزار کشتیهای فوق دارای ٨٤٠،١،٢٥١ تن میباشد ایتالی - قشون ايتالي بالغ بر ٥٠٠ هزار و قواي هوائی ان مرکب از ١٥٠٠ طیاره جنگی است و در آتیه نزدیکی بنا به تصمیم اخیر دولت ایتالی به ٤٠٠٠ فروند توسعه پیدا خواهد نمود تعداد صاحبمنصب و افراد قواي هوائي ايتالي بالغ بر ۲۳ هزار میشود قواي بحري ايطالي کشتی و کروازر جنگی ٤ فروند کروازر هاي ده هزار تني ٧ ״ ״ مختلفه ١٠ ״ کشتیهاي مخرب ٥٦ ״ تحت البحري ٧٦ ״ کشتیهاي فوق رویهمرفته ٤٠٤ هزار تن میباشد. آلمان - برطبق عهدنامه صلح ورسای قشون آلمان بر ١٠٠ هزار محدود گردیده و نظام اجباری در کل محرب قشونی و قواي هوائی آن نیز بر طبق عهد نامه مزبور کاملا ملغی شده است آلمان دارای زيادي طیارات تجارتي است که در مدت قلیلی ممکن است بطيارات جنگي وبمب انداز تبدیل و مجهز گردد با اینکه وصما خلع سلاح گردیده و قشون آن محدود به صد هزار شده آلمان داراي ٦ ميليون صاحب منصب وافراد نظامي با تجربه میباشد که در جنگ بین المللی خدمت نموده اند کار خانجات آلمان سالیانه مقداري زيادي اسلحه و مهمات جنگي براي ممالك كوچك همسايه خود
( صفحه ١٠) ( شماره ٤٤) ( مجله پنجم ) ساخته و تهیه مینماید . کارخانجات مزبور برای ساختن اسلحه و مهمات جنگی از مکمل ترین کارخانجات دنیا بوده و این باعث نگرانی فرانسه گردیده است . بودجه بری و بحری آلمان در ١٩٢١ سی وشش میلیون لیره بوده است بحریه آلمان - بر طبق عهدنامه ورسای آلمان فقط مجاز به تجهیز قوای بحری ذیل میباشد کشتي جنگي ٨ فروند کروزرسك » ٦ کشتی مخرب » ١٢ کشتي ترپيد واندا زي » ١٢ کشتیهای فوق ٣٠٠٧٨٠ تن میباشد ژاپون - نظام ژاپون اجباري ودوره آن دو سال است قشون آن بالغ بر ٢٦٠ هزار نفر میباشد قوای هوائي آن ٤٩٣٩ فروند طياره جنگی و ٧هزار طياره چی میباشد بحریه ژاپون کشتي هاي جنگي ٩ فروند کروزرهای ده هزار تنی » ٨ » مخففه » ٢١ کشتي مخرب » ٨٥ تحت البحري » ٧ کشتي هاي فوق ٨٥٠١٣٢٨ تن میباشد روسیه - قشون روسیه بوسیله نظام اجباری با وضعیت ناگواری به ٨٤٣ هزار رسیده است لیکن تجهیزات جنگی آن نسبت بقشون دول معظمه قابل مقایسه نبوده و بعلت عدم وسائل و سیستم و راه آهن در دنیای نظامی امروز قشون شوخ مقام مهمی را حائز نیست گرچه مقداری از اسلحه جات و مهمات جنگی که متفقین در زمان امپراطور تزار بروسیه فرستادند هنوز باقیست . قشون سرخ با اینحال در این ده سال اخیر ترقی محسوسی نموده و تجهیزات و دیسپلین و مهمات آن نسبت بسابق بمراتب بهتر اشت قواي هوائي روسیه ١٥٠٠ فروند طياره جنگي است بالغ بر ١٨ هزار طیاره چی تحت نظر استادان و هوا نوردان المانی تربیت شده و حاضر دارد لهستان - نظام وظیفة در لهستان نیز مجرا ودوره آن دو سال است قشون آن در حدود ٢٦٤ هزار نفر و قوای هوائی آن مرکب از ٧٠٠ فروند طياره جنگي ميباشد بلژيك - قشون بلژيك در حدود ٩٥هزار ونظام اجباری نیز مجر است و تعداد طیارات جنگی آن در حدود ۲۰۰ فروند است دولت بلژيك اخيرا چند ین طیاره جنگی به کار خانجات انگليسي سفارش داده است روماني -- دوره نظام وظیفه در روماني دو سال وقشون آن رویهمرفته بالغ بر ١٨٦هزار میشود قواي هوائي ان مرکب از طیاره میباشد ۷۹۹ فروند چك اسلواكي - قشون چك اسلواكي بالغ بر ۱۰۰ هزار و دوره نظام وظیفه آن ١٤ ماه است قوای هوائی آن مرکب از ٦٨٧ فروند طياره میباشد هنگری - دولت هنگری بر طبق عهد ـ نامه ورسای اجازه ندارد بیش از ٣٥ هزار قشون مجهز داشته باشد . با قلت افراد آن تجهیزات قشون هنگری خیلی مکمل خبر هاي داخلي و کیل یا ور اول حضور نظر با طلاعات داخله ؛ تا زمانیکه عالیقدر جلا لتماب الله نواز خان یاور اول حضور اعلیحضرت غازی از معالجه فارغ و از المان پس به کابل وارد گردید ، امورات یاوری اول حضور به عالیقدر جلا لتماب اقای محمد نوروز خان سر منشی حضور مبارك شفاهاً نه بعلاوه انجام وظیفه محوله شان وكالتا تفویض شد . اگر چه و ظیفه اصلی جلا لتماب جناب سر منشی حضور خیلی مهم و زیاد است که ما اوقات شبا روزی شانرا در آن مصروف می بینم و با وجود آن که این وظیفه مهمه یاوری هم بان علاوه شده نسبت به فعالیت و عشق سرشاری که جناب ممدوح در انجام امورات محوله خود دارند یقین کامل داریم که امورات این دو وظیفه مهمه بصورت بسیار صحیح وحسب مطلوب حکومت انجام یابد . و نظامیان آن از بهترین نظامیان جنگی دنیا محسوب میشوند نكته قابل ملاحظه عظمت قوای بری هوائی و بحری فرانسه وعقب ماندن انگلیس از رقبای اروپائی و امریکائی خود میباشد. انگلستان از حیث قوای بحری نیز بعد از آمریکا میباشد فرانسه تفوق بری وهوائي دنيا وامريكا تفوق بحری را حائز میباشند .
صحیفه ۱۱ ( شماره ٤٤ ) مجلد پنجم رئیس بلدیه : عالیقدر صداقتماب آقای گل احمد خان وکیل والی کابل بریاست بلدیه شهر کابل انتخاب و امورات بلدی را در دست اجرا گرفتند . اداره :— ازقرار مصاحبه، مختصری که نمایندهٔ ما باجناب آقای گل احمدخان رئیس بلدیه بعمل آورده اند، معلوم میشود که برای بهبود امورات بلدی تجاویز خیلی معقول و صحیح اتخاذ شده تا عملی گردد. نظر بوعده که جناب رئیس به نمایندهٔ ما داده است تفصیل تجاویز را در شماره های آینده به جریدهٔ خود انتشار خواهیم داد . درعین زمان نسبت به فعالیت وحسن اداره آقای رئیس بلدیه که ما بجناب ایشان سراغ داریم اینقدر متذکرو بقارئین محترم خود اطمینان داده میتوانیم که امورات درهم وبرهم موجوده بلدیه در اثرمساعی این جوان مدبر امید است که در آینده قریبی روبه بهبودی واصلاح گذارد انشاء الله الكريم وکیل ولایت کابل : و « ج » آقای محمدعمرخان مدیر گمرك کابل نسبت به فعالیت وحسن خدمتگذاری شان مورد نوازش حکومت متبوعه خود گردیده به وکالت ولایت کابل افتخار یافتند. ترفيع : حمیت مند آقای طره باز خان وکیل قوماندانی کوتوالی که در انجام وظیفهٔ محوله خود حسن صداقت وفعالیت را ابراز داده اند مورد نوازش حکومت متبوعهٔ خود گردیده به قوماندانی کوتوالی ترفیع و با اعطای یکمقدار پول نقدی و ایزادی معاش نایل گردیدند . استقلال مدیریت عمومی مخابرات نظر باطلاعات واصله چون حکومت تصمیم گرفته است که امور مخابراتی نظم ونسق درست بخود گرفته واصلاحات اساسی دراین امور مهم بعمل آیدلذا مدیریت عمومی مخابرات را ازوزارت داخله منفك ومديريت مستقله تجویز کردند تا در آینده بصورت مستقل اجراات نموده وامورات خود را راستاً بحضور ج « ع » ج والاحضرت صدر اعظم صاحب تقدیم نمایند . مدیر گمرک کابل : ع « س آقای غلام حیدر خان رئیس دائره فیصله منازعات که درعصرسراجیه سرپرست امور پستی و تجارتی افغانی در پشاور بودند و نسبت به سابقه که در امور گمرکی داشتند بمدیریت گمرك کابل تبدیل شدند . اداره به آقایان موصوف و ظایف جدیده شانرا تبريك گفته و از خداوند برای شان توفیق صداقت و خدمتگذاری را خواستگار است . تصحیح در شماره ٤٣ صفحه ۱۲ سطر ۳ ستون ۳ در بعض از نسخه های جریده « ع ش نوراحمد خان سابق لوا مشر» سهواً تولی مشر آمده است ( مصحح ) خبرهای خارجی تاس چین مسکو ، ۲۱ مارچ ـ از شانگهای اطلاع میدهند ، که کمیسیون مجمع ملل تلگرانی از موکدن از اقسام مجامع چینی وتشکیلات ملکی ، اطاقهای تجارتی ، موسسه های مسلکی ، انجمن های مطبوعات و غیره گرفته است ، که در آن تلگرام امضا کنندگان بنام ۳۰،۰۰۰،۰۰۰ اهالی چین در مانچوری اطلاع میدهند ، که وطن آنها مانچوری از طرف جاپان هائیکه چینی ها را حتی از تمام حقوق اساسی حیاتی محروم می نماید ؛ تصرف و ویران کرده شده است در تلگرام مزبور مذکوراست : هزار ها نفر چینی از طرف جاپانها بنام مدافعه محو میگردند ، جاپانها هر نفر چینی را اگر بقدر يك ذره هم حس ملیت دران بیبینند دزد و رهزن می نامند . حکومت مانچوری صرف برای نام وبازیچه ئیست در دست نظامیان جاپان آینده نشان خواهد داد ـ آیا مجمع ملل اثبات کرده می تواند ، که در وضعیت امروزه حق فوق قوت است . در خاتمه بيك تهیه بزرگ مجادله بر علیه غلبه قوت بر حق ، اشاره می رود . مسکو ، ۲۲ مارچ ـ از شانگهای اطلاع میدهند : « شانگهای مستعمره عمومی
صفحه ۱۲ امپریالیسم میکردد . توسعه مسکونه خارجیها که به دیده میشود محاکمات چینی تصفیه میشود . به اطراف شانگهای منطقه طبیعی ساخته میشود. این مطالبات برای مستعمره خارجی محلی پیشنهاد شده است ، تا برای قوه انتخابیه بلدی مسکونه شانگهای حاضر باشند، در هیئت بلدیه مذکوره دو نفر امریکائی ، دو نفر جاپانی و ٥ نفر انگلیس داخل می باشند ، مسکو ، ۲۲ مارچ - از شانگهای اطلاع میدهند ، که قونسلگری بریطانیا اطلاعات رسمی اشاعه نموده « پیشرفت » مذاکراتی را که دران غیر از جاپان و چین سفرای ممالک خارجی نیز شامل می باشند شرح میدهد . مانچوري مسکو ، ۲۲ مارچ - اطلاعات با تبین حاکی است ، که حکومت مانجوری اراده نمود ، تا يك هيئت فوق العاده برای اظهار عقیدت خدماتیکه حکومت جاپان برای تولید حکومت جدید نموده است در جاپان بفرستد . هیئت مذکور حکومت جدید مانجوری را بصورت يك حکومت حقیقی در توکیو معرفی مینماید. ( تراجیم ) چین و جاپان جینیو ، ۱۷ مارچ اولین ثمر اقدامات مجلس بين المالي راجع به مسئله چین و جاپان امروز در مجلس مذکور اعلان شد، مسترهی تبر گفت که «ساتو ، به او خبر داده که ( شماره ٤١ ) نماینده های چین و جاپان در شنگهایی به صلح موقتی متفق شده اند . عساکر جاپان بالیست از منطقه که تصرف شده اند بر آیند . شنگهائی ۱۷ مارچ از مواد اکبریمان موقتی چین که بتوسط کدام اژانس چینی رسیده چنین ظاهر می شود که عساکر چین در همان منطقه موجوده اغنی بیرون از منطقه ۲۰ کیلو متر مقیم باشند و عساکر جاپان از منطقه تصرف شده بر آیند منطقه تخلیه شده را حکام چین اداره خواهند کرد بر آوردن عساکر جاپانی را يك كوميته مشتر که نهاند گان چین و جاپان با یکنفر غیر جانب دار سر پرستی خواهد کرد ، همین کمیته چون انتظامات منطقه تخلیه شده را نیز خواهند کرد. حبس صدر جمعيت العلما مفتی کفایت الله خان صدر جمعیت العلمای هند در اثر عدم تعمیل احکام در قانون « اختیارات فوق العاده در مواقع خطر » به ۱۸ ماه حبس با مشقت امر شده . ( ترایبون ) طياره و اخبار اخبار بمبائی کرانیکل و بمبائی سماچار از تاریخ ۸ مارچ در احمد آباد توسط طیاره در ظرف ۳ ساعت از بمبئی رسیده بمفتر كين توزیع شد . ( انقلاب ) طریق جدید برای توزیع پرو گرام کانکریس کانپور ۱۷ مارچ : يك طرز عجیب را ئشغری کانگریس مجلد پنجم ) برای توزیع پرو گرام خود اختراع کرده اند. رضا کاران کانگریس يك نوع پیرا هن پوشیده که بران بحروف جلی پرو گرام کانگریس راجع به پيكنك و غیره چاپ است . او لا رضا کاران کلاه های سه رنگه را پوشیده به خاموشی در جاده ها تردد میکردند و بعد از آن جمع غفیر یکجا شده اشعار کانگریسی را می سرا ئیدند در نتیجه پولیس یکنفر از رضا کاران معادت امل نام را دستگیر کرد . مسائل سرحد پشاور ٢٦ مارچ فقیر علی نکردو تهیه کردن لشکر سالار زنی در علاقه باجور کامياب شده تهديد می کنند که بر علاقه چندول در منطقه نواب دیر حمله آرد - برطیاره ذریعه همین عسکرد بروز فیر زیاد شده و جواب آن ذریعه آتش ماشیندار پرداخته شد وضعيات در علاقه مهمند آرام است لشکر که در مغرب دره خايك جمع آوری نموده بود منتشر شده زیرا که از مهمند های حصه بالا به آنها كمك نرسید - سر کرد گان لشکر میخواهند که در علاقه مهمند های بالا رفته برای اقدامات آینده جوش و خروش تولید کند . سر کرده این لشکر امین خان پسر محصل خان است چون مذکور يك شخص متمول است لہذا در تهیه لشکر کامیاب شده . ( سول )
( صفحه ۱۳ ) ( شماره ٤٤ ) ( مجله پنجم ) از هر طرف با طياره در طبقات ابر راجع به ساختمان طياره که با بسیار اسرار در ماشین خانه « فرمن » برای هوا پیمائی در طبقات ابر ساخته شده است ( در شماره گذشته ) اطلاع دادیم نامه نگار جریده « پارس میدی » پارس در ماشین خانه های فرمن رفته با صاحب ماشین خانه های مذکور « هانری فرمن » ملاقات نموده است . از دور آله مذکوره را که سبب انقلاب بزرگی در هوا پیمائی گردیده است ، بنامه نگار مذکور نشان دادند زیرا به نزدیکی آله مذکور احدی را راه نمیدهند . فرمن به نامه نگار مذکور اظهار نمود : تفصیلات تخنیکی آله من را بشما گفته نمیتوانم ، زیرا حکومت مرا ازان منع نموده است . فقط چیزیکه بشما گفته میتوانم این است که : - طیاره مان مو نوپلان ( طياره يك باله ) موتور آن دارای ٥٠٠ اسپ قوه ( هارس پاور ) و دارای يك اطاق غیر قابل نفوذ میباشد. طیاره مذکور تا حالا حاضر نشده است و قبل از دو ماه به انجام نخواهد رسید . ما حالا تقریباً يك سال می شود که بر او کار میکنیم . - بعد از شش ماه شروع به تجربه آن خواهیم نمود . تجربه بلند کردن آن ابتدا از ٥٠٠٠ ، بعد ٦٠٠٠ ، ٧٠٠٠ متر الی ١٥٠٠٠ - ١٨٠٠٠ متر نموده خواهد شد . ممکن است در بلندی ٦٠٠٠ متر سرعت آن دو چند و در بلندی ۱۳۰۰۰ متر چهار چند خواهد گردید . در ارتفاع بین ١٥ هزار و ۱۸ هزار متر طیاره مذکور ۸۰۰ کیلومتر در يك ساعت طی خواهد نمود . لکن اینها همه تا حال اصولی است که در تحت تجربه نیامده است . بعضی از متخصصین تصدیق مینمایند ، که سرعت باد در يك بلندى معینی ۲۰۰ کیلومتر در يك ساعت میباشد . با باد های که بعین سرعت حرکت نمایند مجادله غیر ممکن است . لاکن تجارب ( پرو فیسر پیکار ) این فرضیات را تردید می نماید . - طیاره ران در يك اطاق بسیار محکم بسته شده باید پرواز نماید . و کورکورا ، مخصوصاً باید براهنمایی آلات و ادوات مسافرت نماید . با وجود خطره بزرگی که این پرواز ابتدائی دارد ، باز هم خواهش مندان هوا پیمائی در طبقات ابر بسیاراند . پرواز اول را به ( کوپی ) طیاره ران سپرده اند . تجربه طياره ران کوپی تجربه رسیدن به طبقات ابر بواسطه طياره هوائی سنگین بالاخره در محل اجرا گذاشته شده ، طیاره ران مشهور فراب ( کوپی ) این عمل را اجرا خواهد نمود . اگرچه تا حال روز و ساعت آن مقرر نگردیده است ، لاکن ، تقريباً تمام چیزها برای این تجربه دلاورانه مهیا است . اله که دران کوپی پرواز خواهد نمود ، ماشین خانه فرمن را در ( بیانکور ) در تحت قراولان خفیه ترك كرده ، وحالا در میدان طیاره « توسوله نوبل » میباشد . طیاره مذکور دارای ٥٠٠ اسپ قوه و اطاق او که به مثل كابينة تحت البحرى میباشد ، با اکمل پوشیده است . در میدان طیاره توسوله نوبل بنا بر يك سلسله ملاحظات ، کوپی اراده نموده که از هر قسم تجربات ابتدائی صرف نظر نماید . لهذا طیاره خود را اظهار نموده امر داد که طیاره مذکور را فقط در زمانی که برای تجربه آخرین میخواهد پرواز نماید ، از خانه او بیرون بکشند . به تعقیب این مسأله نمایندگان جمعیت هواطى بين المللى همیشه در میدان طیاره مذکوره كشيك ميدهند . با شتراك ايشان تمام اله های ثبت که در طیارات مستعمل می باشند ، تفتیش وبعد ازان مهر ولاك کرده شدند . طیاره کوپی غير از اطاق فلزی که فرم اسطوانه را دارا بوده و بسیار محکم بسته شده بود با يك پرچ مدوری که بر او بلند شده بود با لبهای بزرگ اله مذکوره توجه انسان را به خود جلب می نمود .
صحبته ١٤ ( شماره ٤٤ ) مجلد پنجم ترجمه : رحمان افغان مؤلف : رطان ژارژ مقاسمه مسکو کاتی جهان بود . امروز بالعکس پول ما زائد نازل شده و خیلی از مدارج قیمت که بآن عادت داشتیم و بصورت سير تكاملی میرفت دور شده ايم . رهبر اهل ثروت قسمت اول واسطه قوه مالیه اگر چه ضرریات زمان جنگ بین المللی مشکلات محاربه من کی که بر علیه فرانسه تاز من متارك ۱۹۱۸ مقتضی گردید تعمیق شود البته سیاست مسکوکاتی گذشته با امروز هیچگاه طرف مقاسمه نمیشود امروز برای ملت فرانسه لازم است که موافقته وجوهاتی و سیاست جدید مسکوکاتی را بکشاید ؟ چه بنیاد آنروز یکه تا ازان بحث میکنیم یعنی اعتبار و توازن فرانک ۱۹۱۳ ، ١٩٢٦ مطابق نیست آیا هر گز چاره اش نمیشود مثلی که بعضی مکتب ها نیز میگویند ؟ آیا فرانک کاغذی طرح نشود تا مقیاس کاغذ نزول کند ؟ آیا جسم حاضره پول کاغذی تقلیل شود تا موازنه مسکو کاتی داخلی ثابت کردد ؟ قبل از انکه برای انکشاف اساسی های مختلف مسکو کاتی برایم باید بدانیم که هیچ يك منافع بهتر ازین نیست که كميت ومقدار اجناس يك مملکت بزرگ شده باشد . بشر طیکه آن ملت بعمل مقدماتی اصلی ثروت های صادراتی کوشش نموده و آنرا تا صرف مساعی آخرین خودشان ترقی داده میتواند . على العجاله و در حالت حاضر و برای تأمین آرزوهای امروزی مان و یا اینکه از خدمات شورای ملی در حالت حاضر متوقع شویم ، و یا شورای ملی نظر با قدامات خویش حس امید واری بخشاید و یا ملت در دفع نواقص پول خویش عجله کنند . بایستی این تنزیل پول خود را بمقابل خارجه بدویعه طلا چاره کنیم . زیرا قبل از جنگ این اتلاف موجود نبود و از اتلاف نجات داشتیم . پول ما وصف قیمت مسکو کاتی یاری داشتن فکر روشن در موضوعیکه ما آنرا وصف مسکو کاتی مینمائیم برای انسان خیلی لازم و با اهمیت است بایستی اصل معنا و قیمت اشیای طبیعی را که عمد ثروت هستند از نظرا بخشید ، یعنی در ازدیاد قیمت ثروت حقیقی مملکت واشیای پیدا وار آن صرف مساعی نمود اينكه يك نجار در ۱۹۱۳ يك كونی را بقیمت اصلی نظر به تعمیر و مصارف او بيك لك فرانك میفروخت حالا آن کونی در سنه ١٩٢٦ به قیمت شش لك رسيده است . آیا ثروت حقیقی آن کوئی شش چند شده است ؟ بلی در صورتی انسان قائل شده میتوانست که مقاد عبارت زائد میشد و یا از آن عمارت استفاده زائدی حاصل میگردید مگر در صورتیکه آن تاجر بهر چیزیکه ضرورت دارد و بریدنش مجبور است و قیمت آنرا به نسبت سابقی ۱۹۱۳ شش چند بر دارد و یا از همین سرمایه شش لك فرانك به نسبت گذشته شش چند ربح میگیرد و یا اینکه اجاره دار و یا کرایه نشین به نسبت سابق شش چند اضافه کرایه بدهد ترقی اصلی نیست بلکه ترقی فروعی است متخصصین راجع به يك صفت کامیابانه دیگر جدید الاختراع که به طياره رنی در حالت پرواز امکان انتظام دادن حمیده گیهای پیچ ها را میدهد ، اشاره می نماید . قرار نتیجه عمومی ، ساخت الله مذکوره که برای ترقی و تشکیلات هوا پیمائی در طبقات ایر میباشد ، تمام مقتضیات خود را پوره می کند . آینده آن منحصر است به لیاقت و کامیابی شخص طیاره ران وهم به آن اشیای غیر قابل فهمی که هیچ يك از انسانها پیش بینی کرده نه می تواند . ( از جراید خارجی )
صفحه ١٥ شماره ٤١ مجلد پنجم در نتیجه قوانین مختلف که طرف ارتقاي کرایه را تحدید کرده اندنیز اجازه نمیدهند که ربع اجاره و يا كرايه مطابق قبل از جنگ ستانیده شود و به بعضي صاحبان املاك ديروز و یا امروز بحال باقي هستند. فلهذا اگر سخن روا باشد ابداً لازم نیست که کسي را خوشنود سازند از ينکه حساب قيمت مسکوكات را در ثروت حقيقي ملت محسوب نمایند . و یا متفکر اوصاف مسکوکات خودباشند . بلكه تفكر، تجزیه در پول خيلي لازم است زيرا پول اساس اقتدار است ، و مبدء قدرت وتوانائي . و پول تجديد ميكند پیش از انکه انسان داخل تتبعات علمي در تشکیلات حقيقي ثروت گردد . آري تجزيه وتتبع در پول بحدي نفع آور است که روح در بدن است . اگر مسائل روابطي و تناسبي پول بحقائق علمي فاز منوط نگردد، وبه تدوين وتكوين مسكوكات خيلي تفكر و تعمق صاحبان فن کرده شود . و در مقياس مسکوكاتي تمام دول خاصتاً دول همسایه و یا آنانکه طرف داد ومعامله بشوند تتبعات شود . و راجع باختلاف وتفوق مسکوكاتي عوائد و مبادلات و یا در حالت متقلب ساختن ضبط وربط بعمل آيد جاي شبه نيست که اقتدار و توانائي پول بمعرض تداول آمده نافع حال واحوال ثروت حقيقي يك ملت ميشود . پوشیده نباید که اقتدار و توانا ئي پول مسكو كاتي هر دولتي به سنجش و تتبع متخصصين اقتصادي آنمملكت مربوط است . ( با قیدار د ) مؤلف : له بلانيه فرانسوي (٢٤) مترجم : حبيب الله طرزي مادام سان ژین از فصل هژدهم يك دو پسر کاترین در حالیکه دانه هاي درشت اشك از رخسارش میچکید بمر د زد : «آیا مرد ه است بازخم مهلکي برداشته ؟ » له فیور : « نه ، چنین چيزي واقع نگردیده !» كاترين : - « پس چیست ؟ زود بگو ؟ » له فیور:- بدست دشمن گرفتار آمده است ! » كاترين بايك آه تسکین گفت :« تنها همین قدر !! احمق مرا بسیار ترسانندي ! اگر چه اسارت خوب نیست ولی خطره آلي ندارد . باو این موقع او را با کدام اسیر عوض خواهي کرد . شنیده ام هر روز اسیران زيادي از آلمان ها ميگيري . » له فیور سر خودش را با کدورت تمام حرکت داده گفت: « بمجرد اسيري او براي (مارشال کالکروت) قاصدي فرستادم و بعوض خلاصي (هانریوت) رهايي دو افسر و ده نفر سر باز از پیش نهاد کردم .» كاترين : « هانريوت ) ما یه بسیار خوبي لايق این معاوضه را داشت ، و پروسها هم ضرور این تجویز را قبول کرده خواهند بود .» له فیور:- « بر خلاف توقع انکار نمود .» كاترين :- سبب چیست ؟ » له فیور :- « هانريوت را يك اسيري حرب تسلیم نکرده اند بلکه اورا به اتهام جاسوسی گرفتار کرده اند و میگویند در وقت گرفتاري ؛ لباسش تغیر بوده . مار شال این الفاظ را با يك صدایي که از کدورت غم شکسته بگوش میرسید ادا نمود : كاترين : - « هانريوت يك جاسوس ! وه بابا ! يك سرباز دلير مثل اوعيب و عار جاسوسیت را قبول نه میکند . او شمشیر برهنه در دست بژیر علم وطنش ميجنگد ! شاید این مارشال کا لكروت يك مرد احمقيست ! آيا اشخاص هوشیار و با خبري در اطراف او نیست؟» له فيور : « حقیقت طور ديگر است. هانريوت ما در اثناي محاربه گرفتار شده ، بلکه در کوچه هاي شهر(دانزخ ) دولباس يك افسر استريائي اسیر گردیده است !» كاترين : - « خداي من ! آيا دليل اين تغير لباس چه بوده است ؟ » له ف ور : « وقتيكه ازین واقعه شنیدم من هم باندازه تو متحیر شدم . مگر لا و پولت که طو را بکمال شدت بر كمك اين پسر گماشته بودم ، ازین معامله منحوسه که يك افسر نوجوان ودلير فرانسه را جاسوس بنظر جلوه میدهد خـوب با خبر است . كاترين : « بخيال من درين حادثه كدام افسانة عشق مستور خواهد ؟ » له فيور : « من هم چنين تصور میکنم .» کاتربن : « هانر يوت جوان دلیر یست
(صفحه١٦) (شماره١٤) (مجلد پنجم) و هم قابلیت تمام احساسات والہامات عشق را داراست. هر چیزیکه کرده من او را تائید میکنم !» له فیور شانه های خود را تکان داده گفت: «عین مثل زنها، در هر مرد جوان ، میروی يك (ناپل) مضاعفه مشاهده میشود، خاصته جوان های که در لهوو آب گرفتار باشند ! » کاترین : - آیا هانریوت چطور توانست لباس افسر استریائی را بدست آورد ؟ » له فیور : « البته ميترقونسل خانه استریا که با او آشنائی دارد، برای مقصد بی طرفانه با رودگاه آمده بود و بان صورت هانریوت پاسپورت والبسه اش را امانتاً برای چند ساعت بدست آورده و بشهر داخل گردیده است . » کاترین : «وشناخته شده است؟ . » له فیور : « جنرال قونسل استریا او را دیده و شناخته است که افسر او نیست باینصورت رسوا شده است . » کاترین : - آیا برای استخلاص او پلان سنجیده ئی ؟ من گمان میکنم که محکوم به تیر باران خواهد گرد !» له فیور : - بلا شبهه ! در يك شهر محصور باند لی قیافه در اثنای حرب گرفتار شدن از جرایم (کاپیتال ) بزرگ بشمار میرود . قوانین حربی هیچ گاه تغییر و یا تبدیل نه می شود . اگر من يك افسر بروس را در اردوی خودم با یونی فورمه فرانسوی بیابم هیچ چیز او را از اعدام نجات داده نه میتواند . » کاترین : - پس هیچ وسیله که او را نجات بخشد موجود شده نه میتواند ؟ » له فیور : - هیچ چیز مگر معجزه ویا خارقه ! حال اگر می توانستم با هم اندازاق خودم به شهر حمله برم چه قدر خوب می شد . » کاترین : «چرا حمله نکنی ! این هجوم از دو رهگذر بر تو فرض است . یکی وظیفه ودیگر استخلاص هانریوت . » له فیور سر خود را بایاس حرکت داده گفت : - نه می توانم اقتدار ندارم . » کاترین : - «اقتدار نداری ؟ تو يك مارشال فرانسه چطور اقتدار نداری ؟ » له فیور : « به مجردیکه شنیدم هانریوت گرفتار گردید و محکوم باعدام شد، در همان لحظه میخواستم چیزی را که تو حال اصرار میکنی ، با يك مشت سرباز خود اجرا نمایم . ولی مرا مانع شدند . به من گفتند (مور تير) (چند نفر وزیران تازه طور بطانه در راه است، این دیوانه گی محض خواهد بود که انتظار كمك را نکرده بر شهر حمله شود، علاوه بران هم قطاران من به من یاد دادند كه امپراطور احکام داده است محاصره را عبثاً باصول علمی پیش برده شود . این انجنیز ها مرا در يك كنجی گرفته اند - میگویند شهری مثل (دانزخ) به جوش و خروش و شجاعت گرفته نمیشود جنگ باید به پلان ها و تخمینات فتح شود که من از آنها بی بهره ام ، ولی معلوم می شود که امپراطور به آنها دلچسپی زیادی دارد. زيرال شاسلوتونه از طرف او به من نشان داد که دران از همه چیز هائیکه درین جا از قوه به فعل آمده است اظهار ممنونیت نموده . پس من شمشیرم را بغلاف واپس گذاشته همه امیدهای نجات هانریوت را از سر بیرون کشیدم چه فائده ازین که انسان مار شال فرانسه گفته شود ولی محاربه را از پیش برده نتواند . زیرا در مکتب بسیار دیر مانده است ؟ کاترین : - پس هانریوت بيميرد و بازند باييم ؟ » له فیور : - میترسم که چنین واقع خواهد شد. مگر بخدا قسم است که به مجردیکه داخل دانزخ شوم انتقام او را خواهم گرفت ، قسم است که این(نيبرگ) بد بخت که اورا رسوا کرده است در زیر دستم خواهد افتاد .» کاترین بشنیدن نام نيبرگ یکه مد هشی خورده گفت : «این کدام نیبرگ است ؟» له فیور : - كونت دو نيبرگ، قونسل جنرال استریا كه يك دشمن بسیار جدی ناپلیون گفته می شود .» کاترین : - تواورا نه میشناسی؟ و نمیدانی که پیش تر ازین یکجا با او دیده ام ؟ » له فیور : - تو این استریا ئی سرتراشیده را از کجا می شناسی ؟» کاترین : - آیا شب زيهاب را بخاطر نداری ؟ من جای بلانش را در محراب گرفتم و بواسطه يك افسر جوان استریائی از اعدام نجات یافتم ؛ همان افسر جوان همین جنرال قونسل است! » (باقیدارد)
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
(شماره ٤٥) اشتراك سالانه ۱۲ افغانی محصول پوسته ۲ « خارجه ۲۰ شلنگ انيس مجلد ٥ اداره : کابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتياز : محي الدين مدير محمد امین خوگیانی ٢ شنبه ١٥ حمل ١٣١١ تاسيس ١٣٠٦ ۲۷ ذیقعده ۱۳۵۰ حزن وسرور دیروز که بر خلاف روز های مقارن سال نو آسمان صفا و نورانی واشعة زرین خورشید افق شهر را منور ساخته وسبزه هائی نو خاسته و اورق اشجار را زینت مخصوصی بخشیده بود منظره خارج شهر مخصوصاً چمن حضوری نزهت و صفائی نظر ربائی داشته و همیشه بان شهر نیز بعد فراغ از شغل غالباً از طرق خارج شهر عازم منزل بودند تا در ضمن طی طریق استفاده و تفریحی از هوای خوش ولطیف بهار کرده و از منظره زیبای چمن حظی نموده باشند . بنده هم باین آمال متفق بوده وارد چمن شدم حقیقتاً لطف و نظاره زیبای داشت ! چه چمن با نهایت صفائی هوای پاك و رايحة لطیف خود را جهت استشمام تفریح کنندگان ایثار مینمود . سبزه كلك ها از رنج سر ماوعوارض موسمی چندی در زیر خاك كه خود را از انظار محفوظ نموده بودند ؛ چون در این روز ها وزش نسیم بهاری را حس کرده بمساوات همدیگر سرها بخود را از زیر خاك بيرون و صحن چمن را يك صحنه زمرد ساخته بودند . مرغكان خوش الحان با پر های قشنك چهچه زنان چمن را طواف میکردند ، جوانان آزاده ، رجال فرزانه وطن هر کدام بحسب دلخواه خویش گردش و تفریح مینمودند . من ازان هوای پر لطافت و فرش زمردین و چهچه مرغکان چمن حظی برده خاطرم خوب طبیعتم نهایت مرعوب گردید با اینکدام نشاط وفرحت پس از ادای نماز شام که غروب تمام شده وتاریکی شب جهان را فرا گرفته بود بطرف منزل بر گشتم ، و از لطف چمن ومسرت خاطر هموطنان عزیزم فرحت وحظ بی نهایات داشتم ! ولی افسوس محض داخل شدن بشهر وبا بار يك منظره حزن انگیزی را مصادف شدم که آن سرور مبدل بالم گردید ! چه در اوض راد این بازار چند نفر فقر ای بینوا را نشسته دیدم که با گردن های شکسته و رنگهای پریده با یکعالم یاس ونا امیدی از اشخاص رهگذر گدائی وتقاضاى يك پول ، دو پول را میکردند بعض اشخاص که يك حس ملت دوستی و نوع پرستی در قلب شان موجود بود حتی المقدور برای آن بیچاره ها چیزی امداد مینمودند . بعضی ها که دلهای شان از سنگ خاره هم سخت تر بود با چشم حقارت و دیده استهزا باین هموطنان مظلوم که دست خود را پل ساخته جهت لقمه نانی در آب روی خویش میگذرند ، نگریسته واظهار تنفر میکردند . وضعیت پریشانی این بینوایان فقیر حظ وفرحتیکه از چمن گرفته بودم و آنرا بیک عالم اندوه مبدل گردانید . از بین بازار وازدحام خلق مثل يك شخص مصیبت زده گذشته که ناگاه يك نقر فقیر بد بخت دیگر را بادو پسر صغیرش دريك کوچه دیدم در گوشه تاریکی نشسته با چه لهجه حزن انگیزا ملا کت حالی خود و بی نفقه گی صغیر های خویش را بسمع مردم میرساند . این ناله دلخراش وفریاد الم انگیز شخص مذکور وضجه های پسران صغیرش حانجانمرا طپش ، و پیکر گرداب
( شماره ١٥ ) مجلد پنجم تفكر واندوه پیر تائب نمود ، و بد بختانه هر فرد مسلمان است . خواری فقرای يك مملکتی بر آمده پولی هم نداشتم که برایش تقدیم میکردم ولی افسوس بما مسلمین افغانستان که نتوانسته و بدون همرائی ملت چاره اساسی همانطور گرفتار عالم اندوه بوده ، قریب بجز باد شاه مادیکران همه این حقوق درینمورد کرده نمیشود ، در بین ما مردم آن بیچاره ها ساكت وصامت ایستاده اسلامیه را بکلی تا حال فراموش کرده مثل است که ( از يك دست صدا نمیخیزد ) بودم و چاره نفقه همان شب شانرا ایم ، از قبیل این بیچاره ها بسی اشخاص اگر تجاران ، ثروتمندان ، متمولین ، ما می سنجیدم که در همين اثنا يك شخص بينوا ودرد مندی هستند که در اکثر شب سامعه خاطر نشان از لوث حرص و آز ریش سفیدی که شاید پیش از من آن ها بی نفقه بيك كوشۀ مسجد و یا كدام پاكست ؛ باید که با ریاست بلدیه درین هلاکت زده ها را دیده بود ، با چند گلخن حمام می خسپند . خصوص داخل يك مفاهمه شده ، چاره قرص نان وچند پولی نقد در رسید اهالی توانگر وطن ما بفكر مرتفع فلاح و نجاح برای فقرای بیچاره وطن و برای آن بیچاره ها هدیه نمود ، ساختن این بلای عظیم فقر وفراهم آوردن بسنجند ، البته در صورت تعاون ومعاونت چون مرا در آنجا ايستاده ويك مجسمه وسایل آسایش برای این بیچاره گان فقیر تجاران وثروتمندان با ریاست بلدیه ، این حزن واندوه دید ، با من باب ملاطفت وبرانداختن اساس فلاکت حالی عموم نیست بد بختی از رنده کانی فقرای ما رفع شده را باز وبسخن گفتن آغاز كرد . بجای اینکه ما مردم قدمی بطرف نيك بختی بعد از این گوش ما از اذیت شنیدن ضجه گفت ترحم باحوال فقراً وغربای و سعادت بر داریم روز بروز در نتیجه های جگر خراش نجات خواهد یافت ؛ این مملکت لازمست اما افسوس باحساسات غفلت بفرسنگها عقب مانده میرویم ، و بعقیده ما راه پیشرفت وترقى يك مملكت ونجات تجاران و ثروتمندان ما که هیچ عاطفه در هر ثانيه بر بد بختی خود افزوده صله رحم ملت آن از فقر وفلاكت وجلو گیری از معنوى وحس همدردی باغرباء وفقرای واخوت اسلامیه را ترک و تبعد می نمائیم . مسكنت همانا بسط شركتها ودایر کردن وطن خود ندارند ، زيرا بومیه ناله های امروز برای رفع احتياج و تهيه فابريكها وتاسيس كارخانهای صنعتی است، زيرا يتيمان وفغان های جگر خراش غریبان مايحتاج این اهالی بیچاره یکچاره اساسی چاره از تنگدستی مذلت جز در تحصیل وفریاد های جانگداز پیر مردان وطــن ولا زمی و حتمی است ؛ یعنی بایستی در کمال واكتساب صنايع ملحوظ نیست عزیز خود را می شنوند ومیدانند که این راه تعاون نوعی عمومی مسلمین متمول تا بیچاره گان بیکار ، وفقرای بی روز گار بیچاره ها غرق در بای فلاکت و بد بختی این کشور غیرت و شتاب نمایند . چنگ بحبل المتين صنعت زده وخود را هستند که شب ها با عیال و اطفال خود اگر چه حکومت متبوع ما شب و روز از دریای فلاکت بساحل سعادت ونجات در زير يك گليم درشت بروی خاك مصروف رفع احتیاج و تهیه سامان فلاح برسانند . باشكم خالی می غلطند ، که رنگهای پریده وسعادت ما است ، چنانچه بوساطت مسلم است در صورت اجرای این مقصد آنها راز درونی شان را آشکار می سازد ، بلدیه برای اکثريه فقرای معروف معاش بر توسعه ثروت تجاران و ثروتمندان وهيچوقت لذت حیات وزندگانی با آسایش مقرر فرموده و سالانه از کیسه حمیت و افزوده وهم از عده افراد بیکار قابل کار را این فلك زده ها ندیده ونفهمیده اند . نوع پروری خویش مستقيماً يك مبلغ وغرباء وفقرای مملکت شان می کاهد خطیری بفقرا بذل و الطاف میفر مایند ! ضمناً اقتصاد مملكت بايك پايه متين اگر بنظر انصاف ودیده بصيرت نگریسته (وبارها در اوقات مختلفه وشهور متبر که استوار شده ويك نام نیکی تاریخی از شود این ها بحكم خدای متعال برادر نیز از کیسه فتوت پول زیادی بخشیده اند) همت و نوع دوستی متمولين ملت ما در ما ومعاونت ودستگیری شان فرض ذمۀ ولی انصافاً در هيچيك نقطۀ جهان صحایف تاریخ بیاد گار باقی میماند . حکومت به تنهائی از عهده اعاشه و غم
صفحه ۴ ( شماره ۴ ) مجلد پنجم ريش سفيد مذكور بيانات خود را در اينجا خاتمه داده ، و با من وداع نموده هر كدام بطرف منزل خود روانه شديم و فقير بيچاره نيز با پسران صغير خويش آهسته آهسته بهر جائيكه منزل داشت روانه شد . اوضاع دلخراش فقرای آثمیه و بيانات منصفانه شخص مذكور در من تاثرات مهمی بخشيده و خيلی متاثر شدم به بی مبالاتی واحساسات مرده تر وتمندان اين شهر تاسف كردم چه روح اتكالی اين قوم ابدا بانها اجازه نميدهد كه اقلاً وارديك اقدام خيريه و يك امر جزئی هم بشوند ! اهالی ما تاكنون خود را عادت نداده يا نميخواهند خود را خالی سازند كه آنها ايضا و وجداناً در راه تعاون اجتماعی واقدام در اينگونه امور خيريه مكلف ميباشند بلكه انتظار عموم همين است كه در هر كليات وجزئيات امور آنها بايد حكومت صرف توجه ومساعی نمايد . ضمناً در پايان اين مقصد بحضور آقايان وكلای بلدی عرض و پيشنهاد مينمايم كه قدری بايستی بوظائف خود شان و مسئوليتی كه درينگونه موارد به نزد ملت و دولت دارند توجه فرمايند ! امروز طوريكه متمولين و مالكين اين شهر از شما آقايان انتظار حفظ حقوق امور بلدی خود شانرا مينمايند فقرای شما هم انتظار دارند كه برای حفظ حيات آنها باعنه ولين شهر يك چاره سازی و فكر كرده واين مقصد را بوسيله رياست محترم بلديه عملی سازند . ( يار محمد ) در شرق اقصی : حقايق سياسی منچوريا ( ۲ ) بنو سط معاهدة مذكور حق حكمرانی چين در منچوريا تسليم كرده شد و ذمه واري اين مسئله كرده شد كه در وازه منچوريا براي تمام عالم علي السويه مفتوح خواهد بود درين هيچ شك نيست كه از ترك تازي هاي جاپان پرزه هاي مينای متفقه دول نه گانه اربابدر فضائي منچوريا پاشان است در ( كيرين ) ولايت مشرقي منچوريا جاپاني ها از طرف خود يك نایب الحكومه را مقرر نمودند اند . درمكدن نوان جنكاني يك خوش نويسي را بصدارت حكومت نشانده اند و مرقوم است كه هنزي پويي تاجدار سابق منچوريا را جاپاني ها براريكه سلطنت منچوريا مكرر نشانند از واقعات منچوريا تعلقات روس يك نوعيت جدا گانه دارد در معاهده مذكورة دول نه گانه يورپ شركت نه نموده است در ميثاق كيلاگ حتماً دستخط نموده است لاكن آنرا از پوزه كاغذ باطله بلند تر نمي داند . ازين جهت همچو دول مغرب برخلاف جاپان اعتراض نيست كه جاپان خلاف ورزي كدام معاهده ( ميثاق ) مينمايد بلكه در منچور يا شمالي كه دست تطاول را جاپان به او دراز مينمايد در آنجا مفاد روسي است « ستسبير » كه مستقر خط آهن چين مشرقي است بجمعيت چين ملكيت روس هم است اينچنين مسئله صاف ظاهر ميشود كه در منچوريا الأن مناوجين جاپان وروس خصوصاً وبعض دول ديگر اردپا عموماً مصروف كار خود اند . چيني ها درين فكر اند كه مملكت شان از دست برد اغيار نجات يابد . جاپان ميخواهد قبضه خودرا بيش از پيش در منچور يا تحكيم نمايد . روس فكر دارد كه از دست جاپان مفاد او با خاك يكسان نگردد . امريكه وغيره دول اروپا بعضي با جاپان و بعضي با روس كنج كاو دارند . از بعضي كشمكش هاي چين و جاپان در كوريا يك واقعه معلوم شد. در « تياوشان » كه بين چند نفر چيني ها و كوريايي ها مناقشه روي كار آمده بود در آن مناقشه بوليس جاپان و عسكر منچوري هم حصه گرفته بودند باهمين و تيره دو سر تا سر كوريا خلاف چيني ها برپا شدند آثار كردند و در چين مقاطعه مال جاپان بوقوع پيوست ۱۸ دسمبر كه جاپان در منطقه منچوريا مجارحت نمود في الحقيقة از فروع اين واقعه عادي كوريا بود . مطابق معاهدات سال ۱۹۱۵ جاپان در منچوريای جاپانی حق زراعت دارد گرفتن زمين بطور قرار داد ظاهراً يك امر عادي است ليكن در چين اين چنين اهميت مخصوص حاصل است . چه مطابق قوانين ملكي باستثناي كيسيون ها حسب معايدات چيناني ها اجنبي ها نمي توانند زمين را بطور قرار داد بگيرند و اهالی چين در توليد اين موانع حق بجانب ميباشند زيرا كه اينجا اجانب از نفوذ عدالت و
(شماره ١٥) (مجلد پنجم) قانون چینی بیرون اند. اگر اجنبی ها زمینی را متصرف گردند حکومت چین در هیچ یک از معاملات شان مداخله کرده نمی تواند بعضی اجنبی ها که زمین ها را بطور قرارداد متصرف می شوند بنام قرض چینی ها که جاپانی ها را مطابق معاهدات سنه ١٥ اختیار گرفتن عین یطور قرارداد و دادن آن بدیگران بمدت قرار داد حاصل است چینی ها را همجوط با نظر می خورد زیرا این صورت در راه شان مشکلات سیاسی بشدت حائل می شود. در اول میر حانه جاپان امید داشت که توسط زارعین پر نفوس خویش بر این حصه مملکت تسلط خود را استحکام خواهد بخشید لیکن بار شان مایوسی عائد شد. در جمله ٢٧ ملیون نفوس مانچوریا عده جاپانیها ٢٥٠ هزار می باشند واکثریه نفوس ایشان در خط آهن وغیره دوائر به حیث ملازمت کار می کنند. عده زارعین جاپانی نهایت کم بلکه برای نام می باشند سبب مخصوصی که این قلت دارد این است که جاپانی ها خارج رفتن را فطرتاً دوست ندارند، در گذشته بین امریکا شمالی و جاپان در خصوص هجرت جاپانی ها قدری کشیده گی بوقوع پیوسته بود. شاید بخاطر قارئین خطور خواهد کرد که جاپانی ها تا این حد وطن دوست اند پس این قصه چرا کردید؟ لذا در این سلسله ثابت کردن ضرور است که از سال دهم قرن بیستم تا سال نزدهم ، این ده سال در تاریخ جاپان به ثبوت می رساند که در ظرف این مدت عده کثیری از جاپانی ها بخارج هجرت نموده اند لیکن تعداد مجموعی آنها یکصد و پنجاه هزار به ظهور رسیده وبالمقابل در ظرف این مدت نفوس جاپان شش صد هزار افزونی پیدا کرده اند. يك نفر جاپانی نان خشك وطن خود را بر غد های مکلف خارج ترجیح می دهد اگر جاپانی ها در انتهای اضطرار از مملکت خود بدر می شوند پس از روی اقتصاد منچوریا برای ایشان زیاده تر مقام با منفعت نیست. زارعین جاپانی در زحمت کشی مقابله چینی ها را کرده نمی توانند ، به مزدی که مزدوران چینی کار میکنند آنقدر مزد قلیل برای گذاره مسافرین جاپانی ها کفایت نمی کند. لذا جاپانی ها ندانسته به براءتی می روند. مزدوران چینی از اعمال جاپانی هازی می برند لیکن از اجوره کاران کوریائی مشت بدھان می خورند. پذلیل چینی ها خورا ک کوریائی ها ارزان می باشد لذا نسبت به چینی های منجوریا ، کوریائی ها به اجرت کمتی کار می کنند علاوه براین زارعین کوریا نسبت به زارعین چینی با عتبار قابلیت افضل می باشند. چونکه نسبت این تقابل براء راست با شکم است ازین جهت مابین. فعلة چینی وجاپانی و چینی وکوریائی جذبات مخالفانه روز افزون می باشند تاده سال گذشته تعلقات چینی وکوریائی بسیار خوشگوار بودند. لیکن قدری بواسطه ریشه دوانی های جاپان وقدری بواسطه مسئله شکم حالا دشمن یکدیگر شده می آیند. در منجوريا في الوقت يك مليون کوریائی ها می باشند چینی ها کثرت نفوس خود را دیده از ترقی ثرات. کوریائی ها در منجوریا ناراض میشوند چرا که علاوه بر مسئله معیشت يك مسئله این هم است که کوریائی ها زير نگين جاپانی ها است در منجوریا اقلیت کوریائی علاوه بر مسئله اقتصادی اهمیت سیاسی را اضافه تر حاصل نموده است. چینی ها داخله کوریائی ها را در منچوریا عمماً داخله جاپانی ها میدانند يك مصیبت این است که اگر کوریائی ها قومیت چینی را اختیار کنند بازهم جاپانی ها آنها را تبعه خود می پندارند لهذا يل كوریائی ها ازین حقوق خود نتوانس تر استفاده نموده آله کار جاپانیها می شوند. از جهات فوق خواهشات چینی هاي رشید یدان است که آن معاهدات جابرانه منسوخ شوند که جاپان از مجبوریت هاي چین استفاده نا جائز کرده براو شان تسلیم کرده اند. و خلاف اين تحريك تنسیخ معاهدات جاپانی ها عسکر جنگی منچوریا را از وصول
( شماره ٤٥ ) جلد پنجم مکدن منع نموده است نوجوان مشهوره حب وطن باسر این سردار مشهور « چانگ سوئن » است که بعد از اختلاف با حکومت چین نخواست آله کار حکومت جاپان باشد . مار شال چانگت سو لیان چیزی خدمت مادر وطن را کردن میخواهد قوله اوست در چین حق حکمرانی صرف برای چین حاصل شده می تواند ، مارشال مذکور باشدت نگان منچوریا را درسی حب وطن داد و در وقت ورزه ایشان خلاف امید با لزوم جاپانی ها جذبات معاندانه را متزایق نمود . با وجودیکه از عهد نامه دول نه گانه امضاء جاپانی هم بود لیکن جاپان منچوریا را از چین مستقل کردن میخواهد . هر وقت که کدام سردار منچوریائی در معاملات جانب جنوبی و یا وارد چین سروکار پیدا کرد جاپان ازو ناراض گردیده وقتیکه پد. چانگت سوئن در معاملات چین حصه گرفته حکومت جاپان او را از رفتن پیکن باز داشته است . تعلقات نوجوان چانگ سولیان جماعت قوه پرست چینی و کو من تان نهایت مستحکم و خوشگوار است ازین تعلقات جاپان اضافه تر در هراس است . طبقه نوجوان منچوریا از اقتدار جاپانی ها در وطن شان نهایت مخالف اند. این آتش در نهاد ایشان از امروز نیست بلکه از سال همایه این طرف مشتعل است لیکن بعضی شیوخ سرداران جذبات نوجوانان را در قبضه گرفته بودند. حالا در سیاسیات ملکی فرقه نوجوانان زیاده تر بروي اقتدار مي آید . اثرات شيوخ در ایشان موثر شده نمي تواند انقلاب زمانه را دیده چند سرداران سالخورده جگي منچوریا برفاقت نوجوانان موافقت نموده اند واکثريۀ ازاء شان اند که گوشه عافیت را اختیار نموده اند در ابتدا چنگ سولیان لو جوان را مقابله مشکلات فوق العاده پیش افتاد رفقا بايك دوست عزیز بر سیاسیات مملکت تبصره گویا گفته بود که در زمانه گذشته حکام چيني قدري اوقات خود را به اطاعت سلطنت و برخي ازان به اطاعت سرداران ولایت و بعضی از اوقات خویش را در فراهمي پول شخصي خود صرف مي نمودند لیکن اکنون نه براي حکومت مركزي و نه خیال حکومت هاي مقامي دارند بلکه متاثر اوقات خود را در فراهمي ثروت شخصي خود بصرف مي رسانند . لیکن نوجوان چنگ سولیان ازین حالات افسوس ناك مايوس نشده بلکه در مساعیات قوم پروريبك جهت مصروف ماند بالآخره کامرانى قدمهای او را بوسه داد امروز در منچوریا جذبات قومي به نهايت تيزي نشود نما یافته مي روند . چينکه ازین جذبات سان متاثر گردیده در چینائي ها پر وگرام امتداد راه آهن را مرتب نموده درین هیچ شك نيست كه در پوشانیدن لباس عمل براي پروگرام مجوزه خود چینائي ها کمال ذهانت ولیاقت خود را با اثبات رسانیدند. چينائي ها با وجود كثرت موانع بالغ به هشت سدمیل خط آهن « مبین ، مکدن را چینائی ها به سرمایه انگلیس تیار کرده اند . ازین جهت چینائی ها فخر به گفته می توانند که در منچوریا راه آهن ایشان از راه آهن روس و جاپان دراز تر است اگر در راه چيناني ها مشكلات یی هم تولید کرده نشوند پس شکت نیست که تا حدیکه تعلق راه آهن است چین قابلیت و نزاهت فوق العاده خود را حسب الكفايه باثبات خواهد رسانید في الحقيقت سلسله خط آهن چین را در منچوریا چنگ سولین آغاز نموده بود چينكه در مکدن به سر اقتدار آمد خواهش نمود که از خط آهن چین مشرقی بی نیازی را حاصل نماید . سال ١٩٢٥ كه يك بغاوت رونما گردید منتظم روسی خط آهن چین شرقی از بردن افواج این مارشال قبل از وصول کرایه بیده کی انکار نمود . این واقعه بر مار شال چنگ سولیان اضافه تر موثر افتاد آنوقت به يك رقم کار خود را پیشرفت داد لیکن در آخیر آن کار تهیه خط آهن را آغاز نمود و در محاذ خط آهن چين شرقی امتداد خط جدید را اراده کرده خط آهن مكدن و پیکن را آغاز نمود همچنان نو جوان مار شال چنگ سولیان خواهش داشت که خط آهن صوبه ایشان از دیرن بندر گاه جاپانی بی نیاز باشد ازین تجاویز جدیده در حلقه های جاپانی سراسیمه گی را تدسرایت نمود زیرا که این با مفاد سیاسی واقتصادي
سینه کشیده به منظره ماه و قلب تو با تسکر بسته یادی از چهره افروخته محبوب نموده با يك حالت رقت آور چون بیجار گانی که ظلمی می بینند و دست آن ندارند که جبران کنند با غم و الم ساخته از اول شب تا سحر باه و افسوس می گذارند باز هم خوش بخت است که محبوبه دارد و یا بعبارت دیگر غمی دارند و درد دلی را در شب های مهتاب و یا در منظره شرشر آب تسکین میدهند . ولی بدبخت تر از همه کسی است که مسلك معینی نداشته گاه بتعریف محبوب خیالی او وقتی به قبح گفتن رقیب ساخته گی پرداخته در هر آن و ساعتی محبوبی گرفتار و در هر دقیقه و لمحه به بد گفتن آنها سروکار دارد . چه مرد مان دو رو ( بد مسلك ) را هیچ کس در دنیا بنظر دوستی نمیبنگرد و آن مردمان هم کسی را دوست ندارند بل فقط آله دست دیگران هستند . خوب ما را به دیگران چه کار ؟ محیط عاقبت تا ثیر میکند بدان را خوب خوبی را خود تر می سازد ولی من که درین نیمه شب با فکر پریشان و دیده گریان چشم بسوی ماه دوخته ام نمیدانم مقصدم چیست ؟ تنها همینقدر میخواهم که درین وقت اوضاع و اطوار چند ساله خود را تماشا و مجسم سازم تا شود که دیگران هم اوضاع های بدم را دیده نتایج بد کرداری که بمن رسیده داستان عبرت شان شده افسوسی بحالم نموده اشکی به بد بختی بدمسلکان بریزانند والسلام ( شماره ٤٢ ) مسئولیهای محصلین معارف : تقریظ از کلوب معارف شبی ایست که ماه جهان آرا با چهره پرافروخته در خرگه سحاب ساخته قرار گرفته و ثریا با قلب پر آبله متوجه زمین گشته کوئی ماه عاشقان را تهدید و ثریا دل آبله دار خود را عرضه میدهد تا آنانکه درد دلی دارند چهره پر افروخته ماه و قلب ثریا را دیده اشکی چند بریزند . تا اندک ماتسكين خوش كينند زیرا عاشق وقتیکه ماهتاب و منظره دلکش شر شر آب و یا معطر گلابی را مشاهده می کند بی اختیار بیاد محبوب خود افتیده قلبش شروع به آب شدن میگیرد و بخار آن از قلب متصاعد گشته از روزنه هر دو چشمش لولو و زمراد بر میگردد و همین چند قطره که از دامن مژگان در سر زمین یاس و حرمان می افتاند باعث تسکین آلام او میگردد بدا بحال کسیکه این مناظر را می بیند و بدرد هجران می سوزد ، نمیتواند که اشکی بد رقه کند فقط مات و مبهوت به ناله مرغ حق که حق حق گفته فریاد می کند گوش داده ساعتی چند آه سوز ناک از امتداد دهد . در دوران این حال بواسطه قوت سردار معمر منچوزيئى جنك سوان مسئله خط آهن جدید چینی در معرض تعویق افتاد وقبل از امروز از دو نیم تا سه سال پیشتر چنك چين و جاپان آغاز گردیده بود . ( ریاست ) صفحه ٤ جاپانی ها متصادم شده می رفت . جاپان می فرمود که اگر در مقابل خط آهن منچوریا جنوبی کدام خط جدید بر آید پس در عایدات او تقلیل روی خواهد داد و خودش در منچوریا تیکه دار منفرد تجارتی نخواهد ماند . علاوه براین رسالیدن فوج مخالف در مکتن آسان خواهد شد ازین رو به مخالفت خط آهن جدید بشدت مخالفت نمود ليكن محبان وطن چینی از سرمایه جاپانی ها بی نیاز شده بودند از آن رو يك ذره هم پروای مخالفت جاپانی ها را نکردند و خط آهن زیر تعمیر است . سنه ٢٧ جينكه دوره دوم این خط آهن جدید آغاز شد جاپان موافقه خطی را انداخت که حسب معاهدات هرگز چین حق ندارد که در محاذ خط آهن منجوريا جنوی خط جدید آهن را امتداد بخشد . مستر پوشی را وا سفیر جاپان متعین پیکن باقوت کامله خود نزد چین اجتماع نمود ، وخوف این مسئله در پیش اود که اگر چین از تعمیر خط آهن جدید خود باز نیاید پس جاپان بر خلاف چین اعلان جنك خواهد داد درین موقع جاپان اعتراضی نوی را ایجاد نموده گفت که اگر چین بر خلاف معاهدات سالفه می تواند در محاذ خط آهن منچوریا جنوبی خط جدیدی را بکشد، می تواند پس جاپان هم حق دارد که محاذ خط آهن چین شرقی خط جدید آهن را
محله ٧ شماره ٢٥ مجلد پنجم را عرض کنم که من بد مسلک نبودم ولی فقط به نداشتن تربیه این دور وئی که گمان میکردم باعث پیشرفت مقاصدم است پیدا کردم . اما غافل ازین بودم که وقتی خواهد رسید که کارم بر ملا و خودم رسوا خواهم شد . قوای جوانی ، حس جاه طلبی پرده پیش چشمم انداخت در اول مرحله بد گفتن صاحبان بصیرت را بفرض دانسته شروع به قبح آنها نمودم افسوس از بی تربیه گی . دوست گفته اند که « تعلیم خیر تربیات است تعلیم قوه حافظه را توانگر میسازد . تربیه در مرد خصلتهای مفید تولید کرده غلبه کردن برخصلتهای مضر را یاد میدهد » (١) تربیه بهترین طریقه است برای اصلاح یک جامعه اگر یک قوم با تربیه باشد البته آنها جاده اضمحلال را زود تر می پیمایند که جاده ترقی را چه صاحب تربیه همیشه صادق فی تربیه کافی بطرف صدقت خواهد رفت . حق سبحانه تعالی انسانرا طبیعتاً نیک پسند خلق فرموده پس اگر شخصی تربیه نباشد . قوای جوانی و خواهشات نفسانی دیده بصیرتش را کور ساخته کارهای مذموم بنظرش خوب معلوم میشود بیچاره وقتی بخود می آید که کار از کار رفته از حیاتش جز نفسی باقی نمانده است آنوقت خصایص خوب سر بالا کرده بر اندوه و ندامتش می افزاید . و این حسرت وقتی برابران دست میدهد که زمانه دلش را از جاه پرستی سرد و محیط او را متنفر ساخته میباشد دست حسرت بر فرق زدن هیچ فائده برایش نمیبخشد آوای دوره درخشان نادری چقدر تو برای حیات آتیه این ملت سعی می کنی بلی مزایا تو ظاهر است ما نمیتوانیم که جبران این خدمات ترا بیدا کاری نمائیم فقط مرهون هستیم و بس ان اگر تنها به افتتاح کلوب معارف به نظر حق بینی بنگریم می بینیم که این کلوب می تواند که اطفال را راست گوی با مسلک صادق تربیه کند . زیرا اینجا دیگر حرف های مبهم و الفاظ مذموم ( از قبیل خیانت و غیره ) را نمی شنود هر چه بگوید هر چه بشنود فقط صداقت ، شرافت ؛ حزم ؛ عشق بوطن داشتن است و بس درین کلوب همه یک عشق سرشاری کوشش دارند تا دوره تحصیل شان زود تر ختم و یک آن اولتر برای خدمت حکومت مقدس خویش حاضر شوند بلی این کلوب جوانان را محض برای خدمت با صداقت تربیه می کند اینجا دیگر خود خواهی جاه طلبی اغراض نفسی در مخیله خود پرورش نمی دهند آه ای دوره طلائی ( نادری ) کاش سن من هم مقتضای تربیه را می کرد تا رفته درین کلوب شامل شده کسب اخلاق فاضله می نمودم . بالاخره از غایت یأس دستی بفرق خویش زدم همچو الکٹر یک رسیده از جایم پریدم . دیدم که از شب خیلی گذشته و اندک باقی مانده لا علاج بطرف استراحت گاه روان شده خبر های داخلی معاینه اعلیحضرت غازی مکتب صنایع نفیسه را شاید محتاج به تحریر و علاقه که ذات شاهانه به معارف دارند نباشیم زیرا درین عرصه کمی که حضور شاهانه سریر آرای تخت پاد شاهی افغانستان گردیده اند الطاف بزرگ و توجهات قابل تقدیری به معارف فرموده اند ، انست که در اثر همین علاقه شاهانه قبلاً مقرر فرموده بودند که روز پنجشنبه ساعت ١٠ بجه بمكتب صنایع نفیسه تشریف فرما شده و معاینه می فرمایند قبل از ورود ملوکانه تولی تشریفاتی با موزیک در بیرون احاطه مدرسه و طلاب به داخل احاطه صف بسته انتظار موکب همایونی را داشتند همینکه ساعت ١٠ و ١٥ دقیقه بسر رسیده اعلیحضرت غازی بسواری موتر با هیئت دربار و جناب سرمنشی صاحب . و وزیر صاحب معارف وارد مکتب شدند . همینکه سلامی ختم شده ذات شاهانه وارد احاطه مدرسه شدند از طرف طلاب و هیئت متعلم با مکتب نایز تعظیمی بعمل آمده بعد از تعارف و احوال پرسی که با طلاب و معلمین و هیئت اداری مکتب فرمودند و در بستر استراحت بدعائی ذات اعلیحضرت مشغول بودم که ابی این شهنشاه عادل ما را از همه خطرات محفوظ دار امین . ( میر محمد عزیز )
صفحه 8 (شماره ٤٠) (مجلد پنجم) محمد نبی خان متعلم مكتب مذکور وكالتاً از طرف طلاب پیش روی صف بر آمده لایحه شكريه ذیل را قرائت نمود : ( لایحه شکریه مکتب صنایع نفيسه ) ای قهرمان ملت افغان خوش آمدی شاه شجاع نادر دوران خوش آمدی دادی برای نام و جان وغم وطن اولاد و مال ملك سرو جان خوش آمدی میسوخت مملكت بغم رنج انقلاب از مقدمت رسید به پایان خوش آمدی شیرین بود صفات نکويت بعا شقان محبوب قوم خسرو خوبان خوش آمدی سلطان باوقار طرف دار علم وفن ای مظهر معارف عرفان خوش آمدی از مقدم مبارکت ای شاه باشرف تاب وتوان گرفت دبستان خوش آمدی اعلیحصرت پدر معنوی بسیار مهربان پادشاه مربی علم و عر فان ما ! امتنان وشكر اینکه این ورود سعادت مقرون شاهانه در روح وقلب ما تولید کرده است نه باندازه است که قوه تحریر و بیان ما بتواند اندکی از آنرا بقالب الفاظ ریخته عرضه حضور مبارک بدارد جز اینکه بزبان ساده و احساس بی آلایش يك متعلم مکتب بحضور مبارك پدر غم خوار و مربی جسمی و روحی خود عرض نمائیم که بدر همربان ترقی خواه دین و دنیای ما ، ذرات وجود وقطرات خون ما قربان ارادات پاک و مقدس شما ! اعلیحضرتا ، این اولاد های فدائی و فرمان بردار اعلیحضرت شما نیات ديندار انه ترقی خواهانه شما پدر تاجدار خود را در راه تأمین سعادت انفر ادی و اجتماعی ملت افغان خوب متحسس اند و وجود مبارك شاهانه را یگانه وسیله حیات پر افتخار این ملت نجیبه افغان می کند. وبناء علیه پیروی افكار وتعقيب هدايات شاهانه شما را سعادت و نیکبختی دارین خویش میدا نند ، امروز که خدای متعال ما را بحضور مبارك اولولا مر متبوع ما شرف بخشیده و مکتب را بورود همایونی اقدس ، قرین افتخار گردا نیده بدر گاه بی نیازش هزار ها سپاس گفته بحضور اقدس همایونی عاجزانه عرض مینمایم که در واقع نتیجه مساعی ما عجالتاً به پیمانه نیست که قابل عرض وتقدیم به پیشگاه حضور همچه يك شاه بزرگت معظم باشد ، ولی امید واریم معائینه مكتب حضور اقدس همایونی را اطمینان خواهد داد که بذل مراحم وغم خواری اعلیحضرت محبوب ما فراموش ما اطفال نگردیده در حاضری ، متابعت اصول مكتب ، توجه به تعلیم و صرف غیرت در نیل مقصد سعی کرده ایم ، و هر يك شعبه این مکتب باندازه مدت تحصیلیه خود پروگرام معينه خودش را تکمیل نموده است . در خاتمه عرض امتنان و شکران خود را به حضور مبارک همایونی تکرار و از در گاه حضرت واهب العطيات نیاز میکنم که الهی این پاد شاه معرفت اكتساه میخواه حقه ما را تا سالیان درام از ما نگیرد . و معارف افغا نستان را بزیر سایه ترقی وایه اعلیحضرت شاهانه شان بأن مدارج ترقی و اعتلا نایل گردان که باعث تأمین سعادت وسر بلندی دین و دنيای افغانیان گردد ، آمین زنده باد اعلیحضرت معارف پرورما (سه دفعه تکرار ) در پایان لایحه مذکور اعلیحضرت غازی فرمودند که مفاد آن اینست : نطق افتتاحیه « من برای شما که وکالتاً از طرف طلاب لایحه را قرائت و احساسات خود وطلاب را نسبت بمن اظهار کردید خاطر نشان میکنم که حیثت به وقعیت امروزه شما بسیار بلند است بشما و امثال شما محيط ، موقع مستعد بوده میتوانید با هر گونه وسایلی را که لازمه رفا فرد است برای خود حاصل نمائید» «البته حس کرده اید که خدمت آتیه شما بسیار سنگین است وطن وملت در آتیه از شما که رجال فردای او می شوید به خواهان وظايف و تکالیفی است که لوازم آن را امروز فراهم بنمائید » « یقین دا رم که حس وطن دوستی و معارف خواهی در تمام شما ا ولادهای وطن جا گزین شده ، وزارت معارف هم در ین زمینه توانسته است حسب نظريات حکومت ووطنیه محوله خود کار کرده بناء عليه از وزیر معارف و سا تر منسوبین آن وزارت اظهار امتنان میکنم . این مدرسه يك مدرسه صنعتی بوده اطفال
صفحه ٩ ( شماره ٤٠ ) ( مجلد پنجم ) وطن زندگانی شریغانه وپيشه هاي از او را درس ميدهد تا در وظایف وزندگانی فردی و اجتماعی آتیه آنها بدرد خورده مفيد ثابت شود» اگرچه اطفالی که امروز درین مدرسه درس میخوانند : نصاب ورسميه آنها یکی از اقدامات كوچكي بنظر مي آيد اما من این را بسیار مهم داشته امید میکنم : تا در اثر كوشش معلمین و مساعی وزارت معارف در آتیه همین طفل بتواند خدماتی را که هر فرد بدان مكلف است بهتر و درست تر به ملت و وطن خود انجام بدهند » بعد ازین اعلیحضرت غازی بودیر صاحب معارف فرمودند که « میخواهم کار های شما را معاینه نمایم » : درین وقت جناب وزیر صاحب معارف عرض كردند ، که این عمارت ( اشاره به عمارت مکتب ) يك عمارت جز وی است که نمیتواند تمام حوائج این مکتب را رفع کند ، از همین باعث عمارت جديدي ( اشاره به عمارتيكه در اطراف مدرسه با يك طرز درست و مرغوبی ساخته شده ) که تا هنوز ساختمان آن مکمل نشده بتوجه حکومت تعمیر و مخصوص همین مدرسه است ، بعد از آن حضور شاهانه بعمارت مدرسه تشریف برده و مشغول معاینه کار دستی طفلان شدند ، از این اطاق که طرف معاینه اعلیحضرت برحفار قرار گرفت اطاقی بود ، تابلو از قطعات نفیسه رسم طلاب درینجا از شباهت تامی که رسم ها باشخاص داشت اعلیحضرت تحسین فرمودند . بعد ازان یکان یکان اطاق های نجاری و رسامی قالب بافی ، حکاکی مهندسی ، و غیره را ملاحظه فرمودند هر اطاق درسی مخصوصاً صنف رسامی نجاری قالب بافی بیشتر مورد رضایت شاهانه شده معلمین آن كه بعضی متخصصین خارجی بودند از استعداد ذاتی اعضا بها برای كسب تعلیم اظهار رضایت کرده به حضور شاهانه خاطر جمعی دادند. علاوه ازینکه در ختم معاینه هر اطاق اظهار رضایت فرموده مسرور میگردیدند اخیراً بعد از معاینه تمام طاق ها وقتیکه عودت میفرمودند باز دفعه دوم طلاب صف بسته و منتظر نغای سلامی بودند که اعلیحضرت غازی برای دوم دفعه فرمودند که مفاد آن اینست :- ( نطق اختتامیه ذات شاهانه ) — اولاد هایم ! وقتیکه اراده معاینه این مكتب را نمودم تا این اندازه تصور نمیکردم که این مدرسه باین مدت کم اینقدر پیش رفتگی نموده باشد ! کنون که مكتب شما را معاینه نموده و در تمام کار های شما دقت کردم يك امید واری زیادی راجع به سعادت آینده وطن برایم پیدا شد ، خدا بشما توفیق بدهد ! این وحيا تيكه امروز برای آتیه خود میکشید نتیجه خوبی ازان بدست آید من ازین معاینه خیلی مسرور گردیدم و امید دارم که اگر سعادت شما با توجه زيادي يك بعمل می آید تکمیل شود بهتر میتوانید کار و تحصیل بنما ئيد » خوب متوجه باشید که این شعبه درسیه شما در آتیه بصورت كاميابي واجمال نتایج خوب میتواند يك قسمت مهم از حوائج افغانستانی را رفع کند ، درین موقع به مبین وزارت در بار امر كردند که از وزارت در بار بدون لباسی كه از وزارت معارف برای این طلبه داده می شود يك يك لباس مكمل برای شان ساخته شود . بعد ازین فرمایشات ملوکانه آقای وزیر معارف به پیش روی طلاب ایستاده عرض كردند كه مفاد آن حسب ذيل است . ( معروضه وزیر صاحب معارف ) مبداء ترقی وتكامل هرچیز تشویق و ترغیبی است که از طرف رجال بزرگ به نسبت پیش رفت آن امر به مستخدمین آن بعمل می آید ، وضع است كه يگانه نصب العین اعلیحضرت غازی رفاه ملت افغانستان است و غیر ازین آرزوی ندارند ، پس درینصورت وزارت معارف اطمینان میدهد که معارف افغانستان خدماتی را كه معارف دنیا در راه سعادت جامعه متحمل است انجام خواهد داد ، اگر چه این یکسال است كه آثار باین قبیل امور گردیده و از باعث عدم معلمين و وسائل لازمه نتوانستیم كاری را که باین مناظيم و نصب العین خود قرار داده ایم انجام دهیم ، بهر حال یگانه آمال وزارت معارف اینست که اولام
صفحه ١٠ ( شماره ٤٥ ) مجلد پنجم افغانستان مفيد مالك و ملت واقع و حوائج جامعه خود را خود رفع نمايد شعبات تعليميه ممالكت ما اصولا از روی حوائج جامعه و وطن سنجيده شده و باين نيت خوبی که ذات شاهانه در معارف و سائر شعب حياتى ما دارند اطمينان ميدهيم كه معارف ما در عرصه كمی پيش رفتی خواهد نمود كه اعليحضرت غازى طالب آن اند در خاتمه براى خود و تمام همان ذواتيكه در راه سعادت اين ممالكت صرف مجاهدت و صداقت مينمايند توفيق خدمت ميخواهم زنده باد اعليحضرت غازى ( متابعت عموم ) فرموده اعليحضرت ما ــ زنده باد افغانستان تلگرام تبريكيه اعليحضرت همايونى بعنوان اعليحضرت رضا شاه پهلوى بمناسبت روز ولادت آن اعليحضرت تبريكات صميمانه و احساسات دوستانه خود مان را اظهار و طول عمر و بقای سلطنت اعليحضرت را قلباً آرزو می نمايم . تلگرام جوابيه اعليحضرت پهلوى بعنوان اعليحضرت همايونى اعليحضرت محمد نادر شاه پادشاه افغانستان . از وصول تبريك محيت آميزان اعليحضرت بمناسبت عيد تولدى خود كمال امتنان را داشته آرزوى صميمانه را براى نيك بختى آن اعليحضرت ابراز ميدارم . تلگرام اعليحضرت همايونى بعنوان اعليحضرت فواد شاه مصر بمناسبت جشن استقلال دولت عليه مصر تبريكات دوستانه و احساسات صميمانه خودمان را اظهار نموده ترقی و تعالى ملت نجيبه مصر را با سعادت آن اعليحضرت تمنا مينايم . تلگرام جوابيه اعليحضرت فواد شاه مصر بعنوانی اعليحضرت غازى از اعليحضرت شما با لنسبة تلگرام محبت كارانه كه بموقع جشن سالگره استقلال مصر فرستاده بوديد تشكر نموده آرزوهاى پر حرارتم را بالنسبة سعادت اعليحضرت شما و ترقی ملت شما ميفرستم از وزارت جليليه حربيه مقرری ها : ۱ - ميرزا عبد الشكور خان به كاتبى اول مديريت تعليم گاه پياده مقرر گرديد. ۲ - ميرزا سيد علی خان به كاتبى مديريت تعليم گاه پياده مقرر شد . ۳ - ميرزا عبد الفتاح خان سر كاتب شخصيه مكتب حربيه . ٤ - ج محمد اسلم خان غند مشر بغند طوبچی فرقه عسکری مزار شریف مقرر گردید . ٥ - میرزا محمد طاهر خان معاون کاتب كندك انشاء مقرر شد . ٦ - میرزا محمد حسین خان به کاتبی کندك نقليه فرقه اول قول اردو انتخاب گردید . ۷ - دین محمد خان محصل عسکری در ثور كديه ، به ضابطى شعبه ۳ مديريت حركات رياست ارکان حربیـه عمومیه منصوب گردید . ۸ - محمد اسلم خان كند كمشر در قطعات پياده فرقه عسکری مزار شریف مقرر گردید . ۹ - ميرزا عبد السلام به سر كاتبی غند در فرقه قطغن وبد خشان منصوب گردید . ١٠ - غلام محمد خان به تر جمانی لسان اردوى وزارت حربيه انتخاب شد . ۱۱ - شى محمد حسین خان كند كمشر رئیس اركان فرقه غزنی منصوب شد . ۱۲ - دیوان خان چند به كاتبی شعبه ترجمه مديريت تعليم و تربيه رياست اركان حربیـه عمومیه منصوب گردید . ۱۳ - ميرزا محمد اکبر خان به كاتبی اوراق فرقه عسکری قطغن وبد خشان مقرر گردید . ١٤ - شاه گل خان بلوكمشر بیاوری فرقه غزنی مقرر گردید . ١٥ - عبد الله خان برتبة توليمشرى ياور والا حضرت وزير صاحب حر بيـه مقرر گردید . ١٦ - ميرزا عبد الاحد خان به كاتبی درجه ۲ مدیریت اخذ عسكر وزارت حربیـه مقرر شد . ۱۷ - ميرزا محمد ابراهيم خان به کاتبی كندك هزاره کی غند ۳ فرقه غزنی مقرر گردید . ۱۸ - محمد جانخان به رتبة بلو كشرى
(صفحۀ ۱۹) (شمارۀ ٤٥) (مجلد پنجم) در كندك حاضر باشهای حضور ملوكانه مقرر كردید. ۱۹ - نور الله خان برتبۀ بلوکمشرى در كندك حاضر باش های حضور شاهانه منصوب گردید . ۲۰ - گدا خان بر تبۀ بلو كمشری در كندك حاضر باش های حضور شهرياری مقرر گردید . ۲۱ - غلام نبی خان تولمشر به فرقۀ شمالی مقرر شد . ۲۲ - صاحب جانخان بمعاونى كاتب كندك ٢ غند اول فرقه طوپچی مقرر شد تبدلات ۱ - ع صاحب نور خان تولمشر تولى ٤ كندك ٢ غند ٢ فرقه قول اردو به فرقه غزنى تبديل شد . ۲ - ب مراد علیخان كاتب غند ٢ فرقه ٢ قول اردو به فرقه غزنى تبديل شد . ۳- عبد الحنان خان بلوكمشر تولى ٢ كندك اول غند ٢ فرقه ٢ قول اردو به فرقه غزنى تبديل شد . ٤ - ميرزا عبد الحسين خان سركاتب شعبه مصرف مديريت لوازم فرقه عسكری قندهار نظر به تصويب رياست تنظيميه انجا لزوماً به سركاتبی شفا خانه تبديل وعوض او ميرزا سيد وهاب شاه خان کاتب اول شعبه مذكور ترفيعاً مقرر گرديد : ترفیع ۱ - میرزا محمد علیخان کاتب تولى كندك ٣ غند ٢ فرقه عسكری مزار شريف به معاونى كاتب كندك ٣ غند ٢ فرقه مذكور ترفيعاً مقرر شد . ۲ - ميرزا غلام سرور خان كاتب درجه ٢ مديريت مامورين كه بوظيفه خود فعالیت نشان داده به كاتبی اول ترفیع داده شد . ٣ - شيرگل خان سر برکمشر غند ٣ پياده فرقه عسكرى قطغن وبد خشان به بلوکمشرى تولى ٢ كندك اول غند فرقه مذكور ترفيع یافت . ٤ - عبد الغنى خان كاتب تولى كندك اول غند ۲ پیاده به معاونى كاتب كندك ترفيع یافت . ٥ - ميرزا عبد الاحد خان کاتب درجه ٢ مديريت استخبارات وزارت حربيه ، نظر به اهليتش كاتبى اول ترفيع یافت . ٦ - شير محمد خان كا تب تولى غند ٢ فرقه قطغن وبد خشان به معاونى كاتب كندك آنجا ترفيع يافت . مكتب ابتدائیه در گردیز،مرکز سمت جنوبی نظر باطلاعیه که از وزارت جليله معارف گرفته شده است ، آقاى عبد الصمد خان به سر معلمی ومحمد عالم خان به معلمی مكتب گردیز تعين ومقرر شده اند كه در انجا رفته مكتب ابتدائیه را افتتاح نما يند . تعين جزا غلام حسين ولد عبد الغفور ساكن خبرهای خارجی تاس ايضاحات حکومت جاپان مسكو ، ٢٣ مارچ - مطبوعات مسكو مراتب ذیل را اشاعه میدهند : قره خان مستشار كميسارات ملی امور خارجيه ايضاحات مكمله وتا كيداتی از حكومت جاپان راجع به يك سلسله مسائل كه نامبرده قبلاً باهيروتو سفير جاپان مذا كره نموده بود ، چنانچه قبلاً مطبوعات اطلاع داده است . حاصل نموده ، هيروتو بقرار امر حكومت خود افواهات راجع به معاونت حکومت جاپان ، روسهای سفيد را در منجورى . وهم چنين اطلاعات مطبوعات خارجی وشورویه را در باب عملیات تعرضی روسهای سفيد در مانچوری رسماً تردید مينمايد . اطلاعات نظامی جاپان را از ۲۷ فروری تصديق نموده ، كه قشون جاپانی عملیات تعرضی وديويز يونى از روسهای سفيد در مانچوری تشكيل چند اول كه بسرقت مال عبد الرحيم يا تر تعقيبات قوماندانی كوتوالى گرفتار شده بود در نتيجه بعد از تحقيقات مكمله واثبات مقننه ، محكمة شرعيه در بارۀ او حكم يك سال حبس وجزای ٣٣ ضرب دره را صادر واين حكم با لفعل در محل اجرا در آورده شد .
صفحه ۱۳ شماره ۱۰ مجلد پنجم نمیدهد ، واگر درین سفینه ها عنصری که در تحت اسم عساکر جاپان پوشیده شده باشد و تهیه تحریک زشتی را به بیند، پیدا شود ، پس حکومت نظامی حاضر است برای انقطاع آن تدابیر لازمه اتخاذ نماید . هیرو تو مجدداً از طرف حکومت خود اطمینان داد ، که قشون کرانشون ، در حالت ضرورت امداد موافق به سیاست خواهد نمود ، خصوصاً با انقلاب محلی روسهای سفید بر علیه س س س ر . در مسئله راجع به حکومت جدید مانچوری ، هیرو تو بیان نمود ، که اگر حکومت جدید مانچوری سـنـدات معاهدی را ضمانت نماید و حیات و دارائی تبعهٔ جاپانیها را بعهده میگیرد ، حکومت جاپان نیز چنین حکومتی را بخوبی خواهد پذیرفت . حکومت جدید تا حال از طرف حکومت جاپان شناخته نشده است حکومت جاپان فقط ، رفتار واقعات را در مانچوری دقت مینماید ، در مسایل راجع به معاهده پار تسموت ، هیرو تو اظهار نمود ، که حکومت جاپان در حمل و نقل افواج در راه آهن شرقی چین خلاف شکستن معاهده چیزی نمی بیند. زیرا حمل و نقل مذکور بمقصد بر تـافی و بی نظمی کرده میشود ، و محافظه حیات و دارائی تبـایـنـده گان جاپان لازمی است راجع به محافظه راه آهن شرقی چین بتوسط فواج جاپانی حکومت جاپان خود را برین سبب ذیحق میداند که در اوایل واقعه ، راه آهن در مانچوری حفاظت نمیشد ، بعد خوف انقطاع در خطوط واقع گردید ، لهذا از ۲۰ ماه مارچ محافظه راه مذکور بقشون (کرین) سپرده شد. اطمینان داد که جاپان بعد ازین نیز معاهده پار تسموت را وفا دارانه تعقیب خواهد کرد . سفیر مذکور قره خان اظهار نمود ، که جاپان در راه آهن شرقی چین هیچ یک مقصد سوق الجیشی را تعقیب نمینماید . در سوال راجع به تجمع فواج جاپانی در سرحد شورو یه و کوریا ، حکومت جاپان مراتب ذیل را شرح داد : در طیا را تیکه سفیر جاپان به نزد قره خان بتاريخ ۵ مارچ نموده است ، حکومت جاپان از تجـمـع عساکر جاپان در سرحد شورویه و کوریا انکار نمینماید ، و این تجـمـع به مقصد تهدید خاك شورويه نیست . در اظهارات ۱۹ مارچ خود حکومت جاپان اشاره مینماید ، که اجتماع درین ایام محض محا ف ظه سرحد است ، اطمینان میدهد که حکومت مذکور از زمـن عقد مناسبات سیاسی بین س س س ر و جاپان قشون خود را در سرحدات شورو یه تز ئید ننموده است . بجواب سوال حکومت جاپان راجع به اجتماع قشون شورو ی در سر حدات شورویه و کوریا و ساحق میدان طیاره ، ( آنمرو درو ) که ۱۹ مارچ از طرف هیرو تو تقدیم شده بود ، قره خان اظهار نمود ، که این اطلاعات از هر قسم اساس عاری است ، زیرا هيچ يك قسم اجتماعی از قشون شورو یه در سر حدات شورویه و کوریا بعمل نیـامـده است و هم بعمل نخواهد آمد و هم چنین هیچ يك قسم عملیات نظامی دیگری که بر خلاف معاهده پارتس موت باشد بعمل نخواهد آمد . حکومت شورای که سیاست صلح طلبانه را تعقیب مینماید ، بشدت معاهده پورتس موت را محترم داشته و امید می کنند که حکومت جاپان رو ابط بنده گان او در منچوری ، هم چنین وظائف خود را که بواسطه معاهده پار تس موت بدوش گرفته است حفظ و محترم بدارد . تصحيح صفحه ستون سطر غلط صحیح ۱ مکلف مکلف ۳ ۲۶ چنین اهمیت چنین امور و اهمیت ۱ ۶ قرض قرضی ۲ ۲۳ اعمال عیال اعلان هر کس معاون اداره شود و یا معاون میشود جریده انیس را یگان خدمت شان تقدیم میکردد . هر كس بنـجريـده انيس سابـق ازین اشتراك نموده باشد و اخبار برایش نرسیده باشد و رسید اداره با خزانه بدست دارند اصل یا مثنی باداره ارسال فرمایند تا اداره در احیای حقوق شان بکوشد . کسانیکه از نرسیدن اخبار شکایت داشته باشند اداره را حالی فرمایند اداره حاضر است تا باسترضای مشترکین جریده خویش مساعیات تمام ورزد .
( صفحه ۵ ) ( شماره ٤٥ ) ( مجله پنجم ) از هر طرف اهميت چين در دنياي اقتصادي اهميت چين در عالم اقتصاد در چهار قسمت تقسيم مي شود : ۱ - وسعت چين ۲ - تعداد نفوس ۳ - ثروت طبيعي، - معادن ، مواد خام ٤ - وضعیت فعلي چين چين كه رقبة آن عبارت از ۱۱۷۳۳۰۰۰ كیلومتر مربع مي باشد، ۲۰۰۰۰۰ کیلو متر مربع نسبت به اروپا و تخمیناً ۲۳ مرتبه از المان بزرگ تر است ، ( المان تقریباً مطابق به افغانستان بزرگ است ) . چین اصلي با ۱۸ ا يالت آن ، باستثناي ، تبت ، ترکستان مغولستان ، و منچوریا بالغ از ٤ میلیون کیلومتر مربع رقبة دارد ، یعنی ۹ مرتبه از المان بزرگتر است . تعداد نفوس اها لي تمام حصص چین را هنوز هيچ يك از احصائیه ها نشان نداده است ، و در بین ٤٣٠ الي ٤٥٠ ميليون نفر تخمين ميزنند . يعني تقريباً مساوي به تعداد اهالی اروپا و ۷ مرتبه زیاده از اهالی امریکای جنوبی میباشد چین داراي آبهای معدنی معادن ، ذغال و آهن و مواد خام زراعي ميباشد ، که از انجميله تنها لوبياي منچوريا ٦٠ فیصد احتیاج دنیا را تکافو مي نما يد . اگرچه در تمام ملك چين امكان توسعه صنا عت وجود دارد و اهالی آن خیلی زحمت کش و کارگران خوبی میباشند ، لیکن اقتصاد و صنایع چین ، با ستثناي بعضي بندر های بزرگ نسبت به اروپا خیلی عقب مانده است و جديد يا بعلاوه ارتقاء نگذاشته است. اگرچه معادن ذو قال چين نسبت بمعادن ذو غال انگلستان ۷۰ مرتبه متمول تر بوده و گفته میشود كه معادن مذكور داراي ۱۲۰۰ ملیارد تون ذغال اصلی میباشد ، با این هم ذوغال از خارج وارد می کند . امروز چين داراي ۸ هزار کیلومتر راه آهن میباشد ، یعنی راه آهن مذکور مساوي به راه آهن چكوسلوا كاي ويا سه مرتبه زیاده از انرو یز ، میباشد، ولي اصولاً چین باید ۲ الي ٤ صد هزار کیلو متر راه آهن داشته باشد تا راه آهن يك به المان وامريكا مساوي گردد : المان نسبت به چین صد چند زیاده آهن مولد ميكند . با وجودیکه در چین خطوط آهن زیاد نیست در تمام این مملکت وسیع که بدون سویدن و روسیه مساوي به اروپا است ، بتار یخ اول جنوري ۱۹۳۲ زیاده از چهل هزار اتوموبيل و موترهای باربرداری نقلیه وجود ندارد . مجموع واردات ما شین ها در چین در سنه ۱۹۲۸ ( ١٩٤٧١٨٩٦ ) در سنه ۱۹۲۹ ( ۲۹٨٨٦٥٠٣ ) و در سنه ۱۹۳۰ ( ٤٤٢٨٣٠٠٠ ) پول چيني بوده است از احصائیه فوق معلوم مي شود که صنایع این مملکت وسیع اگرچه کم است ، با این هم سال بسال رو باز دیاد گذاشته میرود . مجموع صادرات و وا ردات تجارت خارجی چین در ۱۹۳۰ عبارت از ۲ ملیارد و ٣٤١ ملیون و ٥٥٠ هزار و ٨٢٤ پول ( پول چینی ) بوده است ، که از انجميله يك مليارد و ۳۰۹ ملیون و ٢٣١ هزار و ٩٨٦ تل واردات و ٨٩٤ مليون و ٨٤٣ هزار و ٥٩٤ لتول صادرات و ۱۸ مليون و ٤٧٦ هزار ٢٤٤ لثول تولید صادراتی ( یعنی همان مواد خا میکه از چین صادر میگردد ، ساخته شده بصورت جنس وا پس وارد مي گردد ) میباشد . چون قیمت التول در ۱۹۳۰ يك ما رك و ۹۳ فننگ بود ( يك پوند طلا انکلیسی تقريباً ۲۰ مارك ) لهذا تمام تجارت خارجی چین در سنه مذكور مخمسا ٣,٣٠٤ ملیارد ما رك حساب میشود ، یعنی تقریباً مطابق به تجارت خارجه يك مملکت كو جك مثال سويز . اگرچه ٨٠ الی ۸۵ فیصد مملکت چین زراعتی بوده است با این مملکت مذکور ارزاق ما يحتاج خود را حاصل کرده نمی تواند ومجبور است که برای چند صد ملیون نفر ارزاق وارد نماید و تزئید واردات آن نسبت به صادرات هم از همین جهت است . واینکه چین تا حال يك مملکت زراعی باقی مانده ، دلیلش اینست که تا شروع قرن اخیر ، چین حیات
( صفحه ١٤ ) ( شماره ٤٥ ) ( جلد پنجم ) ترجمه : روحیان افغان ٦ مؤلف رئل فاژواژ : رهبر اهل ثروت قسمت اول فصل دوم مناسبت های مسکوکات بین المللی ـ مبادله ـ ماده واساس فلز طلا وفلز نقره مبادله بین المللی ۱۱ تاثیر مبادلات بالای جنبش مسکو کاتی ـ اصول نظائم بین الملل ـ کسر وتنقيص مبادله ـ اصول مبادلات در فرانس ـ استحصال فلز بیش قیمت . مبادله بین الملل اساس مبادله بین الملل را کسی مالك است که در پریشانی اهل ثروت معاصر جای فائق تری را احراز کرده باشد . اگرچه قبل برین این نظریه را کسی نمی شناخت ، بانکهای مخصوص بودند که از حیث فوقیت فلزات اعتبار داشتند مگر امروز این نتائجی را که هر مملکت دانسته ویا نا دانسته برای خود اتخاذ کرده گوشه گیرانه را اخبار و از اصولات و کشفیات غربی متنفر بوده است واز ثروت طبیعی خطه خود هیچ آگاهی نداشت . واز همین جهت است که خارجیها امتيازات اقتصادی وصناعتی را به بسیار زحمت بدست آوردند . ( با قیه ارد ) و از مایش می نمایند با قضایای حقیقت متبائن است . فی الحقیقت جامعه بشریت هر گز قوه مدر که كامله اصول مالیه را پیدا نکرده و تتبسع لازمی برای مبادله نه نموده یعنی برای نقل پول فلزی از يك مملکت به مملکت دیگری اصول صحیحی را موجود کرده نتوانسته است . لذا توسط روابط تجارت بين المللى نظر به ارتقای تمدن امروزه میباشد و این دو نوع پول ( پول فلزی و پول کاغذی ) بمعاونت هم دیگر امور تجارت بین المللی را خیلی ترقی داده اند . یعنی در ۱۸۷۰ میلادی که تجارت خارجی ملل راقیه کره ارض به چهل ملیارد فرانك ميرسید در ۱۹۱۲ چهار برابر شد ؛ یعنی به یکصدو شصت مليارد بالغ شد . اما در ١٩٢٥ تنها تجارت خارجی دولت فرانسه به هفتاد ونه ملیارد فرانك کاغذی ترقی کرد که چهل وچار ملیارد در سهم صادرات و چهل و پنج ملیارد در سهم واردات فرانسه ایزاد گردید . گویا مجموع تجارت خارجی بین الملل در سنه مذکور دوصد و بیست ملیارد فرانك طلائی فرانسه رسیده بود . همانا این احصائیه تنها از قیمت امتیه که تحت اقتدار كمرك دول آمد و خارج شده استنباط شده است . علاوه بران خیلی چیز های هستند که خرید وفروخت شده و در حساب كمرك نيامده مانند مسافرین که در يك مملكت برای احتیاجات خود خرید وفروخت کرده اند ؛ و یا اشیا ئیکه جهت اعتبار به قرض دار خود داده اند و یا دیگر اشیای منقوله که فروخته شده در قید این حساب نیامده است . ویا قرضه اران علاوه بر اینکه پول را بحساب پول مملکت خود بگیرند . بعض هستند که آن پول را تماما بپهان پول خارج نه می کنند بلکه با آن مال می خرند ؛ گویا تفاوت آن هم درین حساب نیست و امثال آن . تأسيس مبادله بالاي جنس مسكو كاتي پيش از انکه داخل بحث شویم باید گفت : مملکتی که وارداتش به نسبت صاد راتش پیش تر است و سیاست اصلاح آنرا نگرفته است آن مملکت نه می تواند از مسکوکات خویش استفاده کند . اگر قیمت اصلیه فلزات تمام ملل يك نوع می بود ، یعنی تمام ملل اسا سی مسکوکات خود را به فلز منوط می داشتند یعنی اساس اعتبار آنها طلا می بود ، البته مشکلات حاضره ملل مرتفع وتجارت بین المللی بلا زحمت جریان می پذیرفت و آنگاه مملکت مدیون می توانست که بجهت سهولت تداول تجارت بين المملتين اتحاد استقرار مسکو کاتی را بروی اعتبار
( صفحه ۱ ) ( شماره ٤٥ ) ( مجلد پنجم ) مؤلف : له پلانتیه فرانسوی ( ٣٥ ) مترجم : حبیب الله طرزی مادام سان ژین از فصل سیزدهم ( پدر و پسر ) له فیور : ـ خدای بزرگ ! پس من باین قاتل ها تریوت ، مقروض حیات تو هستم ! » کاترین : ـ نه چندان زیرا او خود برای حیات خودش به من مقروض بود ، چون حيات يك قوماندان استریانی نسبت بیک مشروبات فروش زیاده تر قیمت دارد مملکت صاحب پول تاسیس نماید . باری مقصود ما از بردن اسم ملت در این وصلت مدیون آنست چونکه خزینه بيت المال ضامن اعتبار وقرضه اتباع خویش است ، بدین مناسبت البته خزینه بیت المال مملکت دیگری ضامن حفظ اعتبار اتباع خودش است . هکذا از قرضه او گو یا درین صورت نوع اول بنام دائن ونوع دوم بنام مدیون خوانده می شوند . زیرا هر حکومت برای حفظ اعتبار خارجی اتباع خویش مکلف است . معهذا شناختن اصول صحیح این موضوع مشكل وقائل شدن امتیاز در هر زمان غیر ممکن است . زیرا امکان دارد يك اصولی که دريك زمان تخصیص و تحدید شده باشد در زمان دیگری .... ( باقی دارد ) ( بقلم آقای میرعثمان خان ) بنا بران هنوز هم او را مقروض خود میدانم . » له فيور : ـ خوب پس او از حیات خودش بتو مقروض بود ؟ » کاترین : ـ بلی ، تو همیشه از افکار عسکری باندازه پر هستی که هیچ گاه چیزی که بتو میگویم بیاد آورده نه می توانی ! آیا دهم اگست ۱۷۹۲ یکی از تاریخ های فراموش شده ئیست ؟ » له فبور : ـ من این روز را هر گز فراموش نخواهم نمود . این روزی بود که من به منصب لبو تنانی نایل شدم ! » کاترین : ـ بعد از جنگ در ( تو یلری ) مرد زخمی بدکان من پناه آورده و من او را در اطاق خواب خود پنهان کردم یکی از ان سوالیه های ( ما گر ) که تو بر انها قسم خورده بودی ـ » له فيور : ـ بلی بیاد دارم . دراول من قدری به او حسود بودم ! » کاترین : ـ آن مرد زخمی دیروز نیپرگ امروز است . من ترا گفتم که حساب من واو هنوز هم با ک نیست . من باید به هر صورت می شود ، بشهر ( دانتزخ ) داخل شوم ! » له فيور : ـ تو دیوانه هستی ! تو ـ زن مارشال له فیور ـ در شهر محصوره داخل شدن ! میخواهی که يك كروگان خوبی بدست آنها بدهی : ـ کاترین : ـ باید ضرور با کونت دونیپرگ حرف بزنیم . » له فيور : تو میخواهی که نجات ها تریوت را ازو استرحام نمائی ؟ این اقدام بی فائده است حالا کار از کار گذشته است . کاترین : من بدانزخ خواهم رفت و با الضرور باید بروم. وقتیکه کونت او نیپرک چیزی را که من با و خواهم گفت بشنود ، اعدام خودش را خواهد خواست و نخواهد گذاشت که پسرش بی پدر و یتیم باران شود . مارشال و زنش از عروسی ( بلانش دو لا ولين ) و معشوقش کونت اطلاعی نداشتند وقتیکه بعد از محاربه ( ژیلیپ ) طفلی را از زیر خرابه های ساتوی لوندال بفر زندی بر داشته بودند ، کاترین نتوانسته بود که طفل را بشوهرش و از روی فرانسه معرفی کند و این راز را حالا میخواست برای نجات هاتریوت استعمال کند . کاترین بدون آنکه منتظر جواب شوهرش باشد یا با اعتراضات او گوش نهد از خیمه بر آمده برای انجام دادن ایلچی گری جدید خودش بسرعت روانه شد . * * * هر وقتیکه وقفه موقتی در توپ جنگی استحکامات دانتزخ و اردوی فرانسه واقع میگردید ، سلسله مراودات و مخابرات سریعه مستعجله در بین اهالی
( صفحه ١٦ ) ( شماره ١٤ ) ( معلم پنجم ) قحطی رسیده چند نفر دهاقین که با وجود تجربیات محاربه در خانه های محقر خود مانده بودند، یار میشد ، او این معامله غیر رسمی بی ضرر که در همه محاصره های طولانی ، لابدیت از جانبین تحمل می شد ، در اثنای یکی ازین وقفه ها بود که کاترین تصمیم نموده بود راه خودش را بدرون شهر بکشاید ، درین دفعه باز لابابوك با او همراه گردید . ماژور غیور چنان یونیفورمه محال خودش را از بر کند ، لباس درازی سرحان یهودی یه لیپز را در بر نموده کاترین نیز با لباس دهاقین خود را بیار است . با این قیافه عجیب و غریب خود شان را بدو وازه شهر رسانیدند کاترین چون زبان جرمنی را به اندازه کافی تکلم می نمود ، بانقدر موظف به بسیار آسانی فهمانید که برای دیدن دوست خودش در شهر است می رود . بمجرد آمدن در شهر کوچه ها را از اهالی مصیبت زده گرسنه و سرگردان برجمی پر یافتند، يك لحظه خود را بکلی گم کرده بودند و نمیدانستند بکدام طرف بروند واز که راه را بجویند . هر لحظه خیال می کردند که شخصی آمده دست و بازوی شان نهاده مقصد را می پرسد و هر دوی شان دفعتاً تصلب بر گردیده می ایستادند چون کسی را نمیدیدند خجل شده براه خود دوام می نمودند بالاخره کاترین جرئت پیدا کرده خانه گوتسل جرنال آرتلریا را پرسیده بسرعت بدان طرف روان شدند . بعد از چند دقیقه دیگر در مقابل دروازه بزرگی قراسلنگری ایستادند . ظمنام زنك را بنگر او کشیده منتظر باز شدن در ماندند بعد از چند دقیقه انتظار حاجبی ظاهر گردیده آنها را بدرون برد . از يك سلسله کوریورها گذشته و از پله های زیادی بالا رفته بالاخره بحضور کونت دو نابوك كه از ملاقات بی وقت ایشان که ساحل را در اولیه کر تصور میکرد چندان بنظر نمی آمد ، رسیدند . کونت بدخول آنها با صدای خشن پرسید و شما کیستید و از من چه میخواهید ؟ » زن مارشال بالا پوشی که دوش او را پنهان داشته بود بدور افکنده بطرف قونسل چند قدم پیش رفته گفت آیا موسیو دونیبرگ مرا نمیشناسند ، کونت متعلم که چهره او را فوراً بخاطر آورده باشد مرد : « بخوبی میشناسم شما کاترین سان ژمان هستید که حیات مرا بمن بخشیدید آیا من هيچگاه شما را فراموش کرده می توانم ؟ » کاترین : « موسیو دو نیبرگ من حالا زن مار شال لافیور هستم ، نیبرگ : د و اینجا هائید : خدای من چه می شنوم : مگر شهر، گرفتار شده است ، کاترین : « هنوز نی من قدری پیشتر از شوهرم آمدم تا حیات پسرم را حمایه کنم ، نیبرگ : « پسر شما ، بلی ، افهمیدم ! » کاترین : « عصر پیشگاه بشبه جاسوسی گرفتار شده است ، نیبرگ : اه واششت اسم لافیور را دارد . ولی من نمی دانستم که او پسر شما است » کاترین : « آیا من بعد از وقت رسیده ام آیا او را تیر باران کرده اند » نیبرگ : « نی هنوز نشده است. ولی میترسم که نجات او خیلی مشکل خواهد بود ، خودش را یکی از آلزاسی های من معرفی کرده بود وظیفه من نسبت به متحدین ما ، مرا مجبور ساخت او را رسوا کنم ، اگر اشنا بود انقدر بقدريك ذره هم بی مقصدی می بودم ، کاترین : « آیا حال چیزی کرده می توانید ، نیبرگ : « بیترسم که نخواهم توانست اگر بگویم پسر مار شال له فیور است علاوه براق مطابق قانون حرب هم باید محکوم شود ، کاترین : « برای لحظه چندی روی خودش را در بین دستهای خود گرفته نیبرگ به احترام او خاموش مانده بود . بالاخره زن مارشال با چهره گریه آلود گفت : « آقای کونت بعد از آنکه ما و شما از هم جدا شدیم یعنی بعد از جنگ ( ترجاب ) بسیار چیزها واقع شده است، نیبرگ : « ازین تبدیلی که در وضع شما بعمل آمده است خیلی خنودم ، در آنوقت يك مشرويات فروشنی بودید ، که بايك کاپیتان از دواج نموده بودید ولی حالا مارشال فرانسه هستید . رجا دارم تبريكات صمیمانه ام را قبول کرده در وقت بازگشت به اردو گاه به مارشال هم تقدیم کنید ، ( باقی دارد )
جريدة هفته وار انیـــــس قیمت اشتراك اطراف وولايات داخله ۱۲ طلبه معارف ۱۲ در ممالک خارجه ۲۰ مطبعۀ انیس ک نیاز : محیی الدین ، خوگیانی ذیحجه ۱۳۵۰ ره محمد ظاهر خان طرف حضار رسم ا گردید . يك ولوله فرحت قارین تماشا چیان هر يك برای تقرب رنت عاری بیکی از شد تا اینکه موتر راییکه محتمل در سیده ذات مبارک فرود آمده به آن مخصوص خود شان ال پرسی نموده و ان را که در پرنده اتور ایستاده بودند اند . الم ، شهامه چور اورا به ما وشما مبارك يك نوحی پر حرارت ادبی استقبال بخش اب شد . پس انکهی
قطعی رسیده چند نفر دهاقین جریان محاربه در خانه های مانده بودند، باز میشد. ا تغییر وضعی بی طرزی که در هما طولانی، لافایت از مد می شد . در اثنای یکی از این که کاترین تصمیم خود، او را بدرون شهر نکشاند . کـ لافایت با او همراه گشت ماژور فلیپوز پیران او خودش را از بر کند، ا سرجان یهودی یه لباس کاترین نیز با لباس ده بپپاواست . با این قیافه آ خود شان را بدروزه کاترین چون زبان جرم کافی تکلم می نمود ، با بسیار آسانی فرماندید دوست خودش در شهر ک بدوه آمدن در شهر اهالی مصیبت زده گرد و خس در باختر تاريك خا گم کرده بودند و نصف طرف بروند و از کجا و امر لحظه خیال می کردند کـ دست و بازوی شان آمده برسد و هر روی شان ا گردیده بی ایستادند چون خجال شده براه خود د بالاخره کاترین جزئیاد كونقنال جنرال آمتریا
(شماره ٤٦ و ٤٧) مجلد ٥ سراج الاخبار افغانيه اشتراك سالانه ١٢ افغانی محصول پوسته ٢ " خارجه ٢٠ شلنگ اداره : کابل جاده ارک مؤسس و صاحب امتياز : محيى الدين مدير محمد امين خوگيانى ٢ شنبه ٢٢ حمل ١٣١١ تأسيس ١٣٠٦ ٤ ذیقعده ١٣٥٠ میله قلبه كشي وطن عزيز واستراحت و صرف اهالي ملت نجيب اين مملكت دارد موفق موقع والا حضرت شهزاده محمد طاهر خان نیز تشریف آورده از طرف حضار رسم قلبه رانی امسال در باغ بابر شاه که طرف گرداند ، آن درجه پیش رفتي را که تعظیم شان اصولا" ایفا گردید . جنوب غربی کابل در دامنه کوه شیر حکومت شما بجهت ارتقا و استراحت شما ساعت ١١ نیم بود كه يك ولوله فرحت در وازه واقع است از طرف وزارت سنجیده و عملی کردن آنرا به توفيق و خوشی در باغ بابر بين تما شا چيان ومعاونت خداوندی در نظر دارد هر گاه حکمران گردید ، و هر يك برای تقرب انتخاب شده بود . يك يك به شما توضیحات بدهم موجب جستن ؛ ونو اعليحضرت غازی يكي از بروز جمعه ساعت ٩ ونيم ع ، ج وزیر صاحب تجارت اعيان شوره مجلس تطویل کلام می شود - وهم عقيده ديگر سبقت می جستند تا اینکه موتر ما اینست که ایجابات وعمارات خدا دادى اعلیحضرت متصل بعمارتيكه محفل در حضور بهمر سانده، تشریف آوری ذات همایونی و والا حضرت صدر اعظم صاحب را عملا" هر يك را بمعرض نمایش بگذاریم آن تشكيل يافته بود رسیده ذات مبارك اعلیحضرت از موتر فرود آمده به آن وعيناً آنها را برای العين مشاهده نمائيد ، انتظار می کشید ند . ه ترقى وتمدن امروزه دنیا تماماً لطف ومهربانى كه مخصوص خود شان ساعت ١٠ و ٤٥ دقیقه والا حضرت در نتيجه اتفاق وسعى وعملی که توأم بعلم است با حاضرین احوال پرسی نموده و صدر اعظم صاحب باهيئت کابينه شان و معرفت است میباشد ، باید ما وشما هم ده قين وقريه داران را که در پرنده تشریف آورده از طرف مامورين وباقی تمسك وتأسى باین رویه کرده بعمارات شرقی عمارت مذکور ایستاده بودند حضار مراسم استقبال شان ایفا گرديده خداوندی مملكت خود را ترقى بدهيم ، مخاطب ساخته فرمودند . وجناب والا حضرت شان باقرى صبائی شان در مجمع دهاقین تشریف برده حاضرین از بیانات حقه ور جناب والا برادران وعزيزانم ، شماهمه جور حاضرین صدر اعظم صاحب نهایت مسرور حضرت هستید پیش از احوال پرسی وملا طفت بيانيه شده و برای کامیابی حکومت مقدسی خداوند این سال اورابه ما وشما مبارك ذیل را ايراد فرمودند . خویش دعا های پر حرارتی نمودند بگر داند . (مطالب اساسي بيانية جناب صدر اعظم صاحب) پس از آن جناب والا حضرت صدر از طرف مخاطبين بايك اواحي پر حرارت برادران وعزيزاني من ! از خدای اعظم صاحب اوراقي عطاء به کرسی های وزنده باد پادشاه منجی استقلال بخش متعال می خواهم که حکومت شما را معدیه خود قرار گرفتند ، که در همین ترقی خواه ما ! مجاب شد . پس از آن بمفکوره هائیکه برای ترقی و تعالی این
دهقانین پیش آمده عریضه ذیل را قرائت نمود . ( معروضه دهقانین بحضور ) اعلیحضرت همایونی اعلیحضرتا ! با میل شخصی وو کالتی که از جانب سائر حضرات دهقانین دارم اجازه می خواهم قبل از اینکه حضور شاهانه برای سال جدید عمل زراعت را افتتاح فرمایند عرض خود را به پیشگاه ذات همایونی شان تقدیم نمایم . شك نیست ترقی زراعت اساس آبادی جهانی و رکن بزرگ ترقی حیات بشر است ، يك مملکت در زائیده رقابتی بین الملل نمیتواند حوائج صنفی خود را از قبیل لباس و سائر لوازم اثاثیه از مملکت دیگری هم اکمال نماید در صورتیکه عواقب آنهم آنقدر تاريك و خطر ناك بنظر نمیرسد ، ولی موضوع خورا ك و احتیاج آن به ممالک سائره با حیات و ممات ملتی توام و همراه است . قابل فرا موشی نیست ، پار سال اعلیحضرت غازی حین افتتاح عمل بذر و کشت در نطق افتتاحیه فرموده بودند : « خودم شما دهقانین وزرا عین افغانستان را که همواره سعادت خود و اهل وطن تا نرا به آبله دست و عرق پیشانی فراهم میکنند و با نوك بیل خویش خدمت به زراعت مینمائید خیلی بنظر محبت و احترام می بینم » این جمله مخصوصاً کلمه « بنظر محبت » از زبان يك پاد شاه که تاریخ حیات پر افتخار وی مستلزم هر گونه ستایش و شکر گذاریست ، برای ما خیلی پر قیمت و گران بهاست زیرا پاد شاهی که علاقه خاصی بسعادت ملت ، بآسایش و رفاهیت جامعه خود نداشته باشد - نمیتواند تا این حد يك جماعتی را که از صبح تا شام سرو کارش با گل و خاك است با کامه محبت و احترام بنوازد ، ما بنهایت متشکر و فوق العاده خوش قسمتیم که ذات شاهانه یگانه پدر غمخواریست که از راه تقدیس ما را بعمل خودمان تشویق فرموده و پیشه ما را بیشتر طرف احترام قرار میدهد . حقیقتاً طوریکه حضور شاهانه مرحمت فرموده اند سعادت وراحت قوم مربوط به ترقی زراعت است و ما زراعین خیلی خجالت مندیم که با وجود مشکلات مالی که از سوء اثرات انقلاب و بحران موجوده متوجه اوضاع ثروتی مملکت گردیده ذات شاهانه به محاسن نظریات ! قیتخواهانه خویش در امور زراعت که یکی از مسائل مهمه حیاتی است توجه فوق العاده خود را مبذول میدارند ، چنانچه وزارت تجارت وزرعت در سال ۱۳۱۰ برای احیای اراضی بائره وفكر تعديل اوضاع زراعت دوره، مضی باصول عصری افتاده است و بدیگر اقدامات موسعه از قبیل شروع کار ، بندره خان غزنی ، بند سرخ آب لو گر، ، بندقرغه پغمان ، بندخروار، کار حفر بقیهاده نهر سراج مشرق ، احداث نهر جدید در دکه ، نصب ماشین های هوائی برای استخراج آب از مجاری عمیقه ، تورید ماشین های چوچه کشی مرغ ، جلب اقسام تخم های زراعتی از اوروپا وتطبیق آن بداخل مملکت ، تاسیس و تشکیل دوائر نسل گیری و ، پیله وری ، احصائیه زراعتی وغیره وغيره نیز گامهای بزرگی را در راه ترقی فلاحت بر داشته که بالنتيجه بدیهی است امور زراعتی در زیر تاثیر این اقدامات متدرجاً ترقیات کامله نایل می گردد . در خاتمه از خدای عز وجل مسالت میکنیم تا ذات اعلیحضرت شهر یاری را در تمام امور همواره موفق وكاميباب گرداند . « زنده باد اعلیحضرت غازی ، بعد از ختم عریضه مذکور ذات شاهانه ایشانرا تکراراً مخاطب نموده نطق آتی را ایراد فرمودند ـ ( خلاص نطق اعلیحضرت همایونی ) « برادران من ! از ین احساسات ونیات پاك شما که در حق حکومت خود و شخص من دارید مرابه آتیه در خشان شما اميد واروخور سند نمود ، « میدانید که حیات انسانها وابسته بزراعت وفلاحت بوده ازین جهت یکی از مهمترین لو ازم تامین حیات انسانی زراعت میبا شد پس هر قدر باین راه صرف مساعی گردیده به محصو لات آن افزود. شود بهمان اندازه اهالی بهره مند و آرام میگردند ـ بناءًعلیه باید همه کس قدر وقیمت این ذریعه حیاتی خودش را با تمام محاسن و مزایای آن دانسته کوشش انتهائی
صفحه ٣٠ (شماره ٤٦ و ٤٧) (مجله پنجم) در بهبودی و ترقی آن نموده تأمین حیات و وسیلۀ استراحت خود را فراهم نماید هیچ برای ترقی و رفعت این خاك نهایت مستعد و افراد این سرزمین قابل نمیباشد» «این را هر كس یقین دارد كه در هر امری كه انسان سعی و كوشش میكند بی مزه نمیماند و خواه مخواه محصولی از آن كوشش خود بر میدارد خدای تعالی به ما و شما هم توفیق عنایت فرماید كه در پی حصول احتیاجات حیاتی خویش پیش از پیش كوشش كرده بمقاصد مشروعه خود زود تر نائل آئیم» «شك نیست كه صفائی و پاكی نیات و دست بدست شدن حكومت و ملت بهترین وسیله ایست برای رسیدن بمنزل مقصود» «من از الطاف خدای توانای خود راضی و متشكرم كه درین عرصهٔ دونیم سال حكومت من، حكومت و ملت یكجان يك وجود كی بموافقت و پاكی نیات متحداً و متفقاً در همه شعب اصلاحات مملكت كوشیده و از نتایج مفیده آن تما مآ ما و شما متمتع و بهره ور شده ایم و ازین لطف خداوند كریم كه بر حال افغانستان شده در هر امور ترقی در تجارت و زراعت و غیره بهتری مشاهده میشود كه نتیجه اتحاد وسعی و كوشش و حسن نیت است» «بنابر همین صفائی نیات طرفین من امروز از این ملاقات شما ها نهایت مسرور شده ام» «باید ما و شما قدر و اهمیت این چنین مملكت حاصل خیز و اینطور آب و هوای خوب و نافعی را كه خداوند بها و شما عطا فرموده است بدرستی بدانیم و در برابر این عطایای خالق خود شكر گزار - وازین استعدادی كه در آب وخاك وملت توانائی موجود است اضافه تر كار بیگیریم و بدرجۀ نهائی از منابع طبیعی مملكت استفاده و باین وسیله برای خود هر نوع سعادت و مرفه الحالی را اعاده نمائیم.» «چون وزیر صاحب تجارت از دو تقریر خویش لایحاتی كه مدت قلیلی از آن منقضی شده تجاوز مفیدی را بجهت تطبیق دادن امور زراعت و فلاحت افغانستان باصولیكه فعلاً با مور زراعتی و فلاحتی عالم رائج است ؛ زیر نظر گرفته اند و می خواهند كه این بنیاد و پیشنهاد های نافعۀ وزارت تجارت را از قوه بفعل بیاورند فعالیت و جدیت این وزارت اطمینان میدهد كه آتیاً این تجاوز شان در صحنه عمل مشاهده خواهد شد و هر روز در همه امور مرجوعه اش انتظام بهتری بمشاهده خواهد پیوست». «نظم و نسق را كه با مور وزارت تجارت وزراعت می بینیم موجب بسا امیدواری ها است لهذا من این حسن انتظام وخدمات وزیر صاحب تجارت و مأمورین منسوبۀ شان را تقدیر می نمایم» «همچنین بالنسبة گذشته در امور دیگر وزرات و دوایر : مثل وزارت حربیه خارجه، عدلیه، مالیه، معارف وغیره شعبه ها ترقی كلی مشاهده مینمایم پس خدای متعال را متشكرم كه به این مدت قلیل دو نیم سال، مارا توفیق عنایت نمود تا باین حد رسیده توانستیم» «معلوم است كه این همه موفقیت های حكومت تان در همه شعب اداری و اصلاحات اساسی كه در بهبودی امور نموده است اول از لطف خداوندی و بعد از آن بذل مساعی رؤسای همین ادارات وحسن انتخاب اخوی عزیزم صدر اعظم صاحب و هیئت كابینۀ شان و معاونت ملت عزیزم است» «الحق كه امرار تمام مأمورین حكومت شما هم دوشا دوش او را دو رؤساء در وطن و پیشرفت افكار خیر اندیشانۀ من، متحداً خدمت میكنند از خداوند تبارك وتعالی مسئلت مینمایم كه ایشان را توفیق عطا كند تا زیاده بر زیاده در خدمت مملكت خود ها كوشیده بتاریخ وطن نامهای نیكوی خدمت گذاری را از خود بیادگار گذاشته موجب افتخار نسلهای آینده خود ها بشوند. «وظیفه و فرض منصبی من وحكومت شماست كه برای شما ملت خدمت كنیم ولی در طی انجام خدمت دائماً پاكی و صفائی و توافق نیات شرط اعظم است» «شنیده باشید كه می گویند یك پادشاهی در كدام زمانی بعزم شكار بر آمده گذرش در كدام باغ افتاد باغبان از پادشاه احترام كرده برای نوشیدن پادشاه اناری شكسنه آب آنرا در ظرفی فشرده بحضور پادشاه تقدیم كرد پادشاه از يك دانه انار آنقدر آب را دیده تعجب نمود از وی پرسید كه ازین باغ چیقدر مالیه
مجلة پنجم (شماره ٤٦ و ٤٧) صفحه ١٤ بحکومت میدهد او مقدار مالیه دهی خودش را اظهار نمود بعد از لحظه پادشاه ننگز از از وی آب انار طلب کرد باغبان رفته يك انار دیگر را از درخت فرود آورده آنرا شکسته آب آنرا در ظرف مذکور فشرد معلوم شد که آب مذکور کافی نبوده يك دانه دیگر را آورده آنهم کفایت نکرد دو دانه دیگر بیاورد تا از این چهار دانه انار بقدر آن يك دانه اولی آب بعمل آمد پادشاه از باغبان پرسید که بار اول از يك دانه انار آنقدر آب بعمل آمد این دفعه چگونه چهار دانه انار اینقدر يك دانه انار اولی آب داد باغبان تأملی کرده بجواب گفت ممکن است یا در نیت من و یا از پادشاه خللی پیش شده باشد پادشاه چون فکر افزونی مالیات انرا بخیال خود سنجیده بود فوری اعتراف کرده از خداوند عفو طلبید ، « من برای خود نيت نيك بحق ملت عزیزم و برای ملت عزیزم نيت پاك برای حکومت شان می خواهم ، خورسند هستم که الحمدلله همین نعمت بزرگ صمیمیت و صداقت در دل های طرفین موجود و به اثر این لطف خداوندی شامل حال است و بچشم خود مشاهده میدارید که در وطن لعنت کامل بوده سال گذشته نهایت بخوبی گذشت و سال نو نهایت بصورت خوب آمده است و باید شکر گذار باشیم و متحداً و متفقاً بکوشیم تا فضل و عنایت خداوندی زیاده مدد و رهبر ما شده برای وطن خود خدمتی نموده از این حالت موجوده مملکت اسلامی خود ما را بیشتر با وج تعالی و ترقی رسانیده بتوانیم » ( از این نطق عالی حضور و باقی مجلوی امور ) این نطق عالی شهر باری که بخلاصه مطالبش فوقاً اشاره شد و بهترین مصداق ( كلام الملوك ملوك الكلام ) و اعلی ترین نمونه حسن کلام پادشاهی را تثبت می کند بانداره بر مستمعین تاثیر افگند که بی ساخته تماماً عرض نمودند که ما تمام قوای خود را در راه سر سبزی و شادابی وطن عزیز خود صرف و درجة شياني ان نصایح پدرانه همایونی را بگوش هوش میشنویم و عهد می کنیم که کاملاً با دلهای پاک و خلوص نیت هر کدام در دایره وظایف که از طرف جامعه بدوش ماست بذل مساعی ورزیم . بالاخر این قسمت معروضات دعائين با طهار شکر گذاری و دعا گوئی خاتمه یافت ؛ بعد ازین اعلیحضرت همایونی باحضار محفل خارج عمارت آمده؛ در موضعیکه يك پایه تراشیه کرده بودند به جمعیت ذهاب قسیم داخل شده ، بعد از ادعیه وظایف حماً هموار را بدست مبارك خودشان رانده باینصورت مراسم پایه کشی را افتتاح فرموده، پس ازان بمحفل مراجعه فرموده هر کدام بکرسی خود شان اخذ موقع نمودند ؛ بعد از چند دقیقه ذات ملوکانه با جناب صدر اعظم صاحب و وزیر صاحب حربيه و وزیر صاحب تجارت ، در مسجدی که تماماً از سنگ مرمر ساخته شده آمده پس از ملاحظه ترمیم بعضی جاهای مرمت طلب آنرا امر واجازه فرمودند، از آنجا به مقبره اعلیحضرت بابر شاه رفته دعای ترحیم نمودند ، بعد از ختم دعا بوالا حضرت صدر اعظم صاحب فرمودند که این قبر يك پادشاه بزرگ اسلامی وقابل هر گونه احترام است باید از سنگ لاجورد و یا سنگ حواجه بغرا سطح زمین قبرش فرش و هم بالای آن بطور گنبد نيك ترتيب هر چه خوبتر و مقبول تری که ممکن باشد ، تعمیر شود ، قبرها ئیکه با طراف این مقبره است نیز درست کرده شود . درین ضمن آقای وزیر صاحب تجارت يك قطعه نقشه را که پیشتر ترتیب کرده بودند بحضور شاهانه تقديم وعرض کردند که وزارت تجارت می خواهد برای این نقشه باقی لو قصات این باغ را هم اصلاح وقرار های آب و يك عمارت مختصری برای هوتل سر از نو تعمیر کند تا اهالی در موقع تفریح از ان استفاده نمایند ، ذات شاهانه فرمودند ، « وزارت تجارت خيلی تجویز خوبی کرده است من خيلی خوش می شوم از تمام این تصميمات و اقداماتیکه مبنى بر اصول اجتماعتی و متضمن استراحت عمومی باشد » . پس از آنجا بطرف محفل عودت فرموده بدهن دروازه مقبره که بعضی فقرای مستحق نشسته بودند بایشان یکمقدار پول اعطا فرمودند در ین اثنا در سمت ( بقیة در صفحه ١٣ )
( صفحه ٤ ) (شماؤ ٦ثور ٨) ( مجلد پنجم) ستونهای اهل معارف : تربیه بدن نخستین احتیاج فردي واجتماعي ماست ثابت ومسلم است که سعادت واعتلاء يك ملتي منوط به تعليم وتربيه افراد آن ملت است اعم ازینکه در طریق تحصيل علم باشد یا در راه تکمیل صنعت وغيره مكاسب ؛ بدینکه اگر تربیه صحیح نه با شد از عـلم مـیتوان بـهـره گرفت و نه از دیـگر پیشه اسـتـفـاده لایق وبسزا . از همین جاسـت که ملل متمدنه امروزی مقام وموفقیت رفیع این موضوع را حس نموده انواع تربیـه چون تربیه علمی ؛ تربیه روحی وعقلی تربیه بد نی ؛ هکذا سایر تربیه را در معارف ومكاتب داخل نصاب تعلـيم و دروس اطفال خود نموده در عملیات آن بـا معانی ق ذ ته واصول مخـتلفه بس موا ظبت واجتهاد به خرج مـیر سـانـند همچنان علماء ودانشمندان آنان بـه تربـیه همه افراد ملت بوسایل اشاعات ونشر یات وغيره ذرایع وعملیات زحمات ومشقات فوق الطا قـه را به خویش هموار ومرارت ناگوار آنرا بمذاق اجتهـاد شيرين و گوا را شمرده تا لایق و دانا شـدن افراد جامعه خود را بعزایم انواع تربیه وتمرین بدن را از وظـا يف واجـبـی و وجدانی خويش می پندارند ؛ تا افراد تـربـيـت شـده در ملت شان بار آمده اسرار حیـاتـی را با مفهم میکه دارد احساس کرده در صحنه تنازع للبقاء برای تأمين حيا ة وبلند بردن شئون وشکوه ملت خو يشتن در معارج ومعالی عظمـت واقتدار بـا قدم های سـنین وازو های نـيـرو مـند آهنین که در مقابل هـر نـوع مشکلات وحادثات دهـر ، ولو طاقت فرسا باشد ، مقاومت مينمايد قـدم گذاشته مراحل ترق وتمدن را غير ازينـکه هیچ حایل ومانعی نـتواند در قبال سـیـرتـکـامـلی آنان سدی بسته يـا يك لمـحه سرعت آنرا بعايقه اندازد قطع وطى ميمـاينـد ،،، نحو یکه اگـر بـه عمق موجبات ووسا یط تـمدن مـو جـوده ملل حسيه فرو رفـتـه بخواهیم عوامل آن را تشخیص بـدهـیم نخستین عامل مؤثر آن تربـیـه صـيح را خو هیم شناخت که پیش از همه و پیش از هـر چـیـزی افکـار رهنماى اي شـان را مشغول ومتوجه خود سـا خته كه دقيقـة از ان فرو گذري وتتسـاهل نميـور زند اگرچه تـربـيـه انواع مـخـتـلـفـه دارد کـه هريك محتاج بهـای اعظم انـسان بـوده اثرات بزر گـی بهمه آن در امور زنده گـای حائز مرتـبـة عالى لمالی اسـت که هیچ وقت ازان نمـیتوان مسـتـغـنی شـد ولی انچه بيشتر مورد تـوجه و اهـمـيت وا قـع گـردیده یـکی از احـتیا جـات عـمده فردی واجتماعی بـشـر مـحـسوب میشود تربـيـه بـد نی اسـت ،، چـه تکـمـيل و تـحصيـل همـه محتـاج وتـنيـه و تـأمين همـه لو ازم حيـاتی مر بوط به بدن سالم واگـر بـدن سـالم وصحـيـح نـبا شـد بـيـچ يـك اموری ، ولـو سهـل هـم با شـد ، اولا نـميـتـوان باجسـم عـلیل وضـعيف اقدام کـرده با الـفـرض اقـدام نمـوده آخـر الامـر نميـشـود بـه نقطه مـقـصـود رسيـد . مثلاً متـعلـمـی اگـر بصورت يـه ش تـر بـيـه بـدن نداشته باشد نميتوانـد ضـبط و حفظ دروس خـويـش خـوب تر کامـیاب شـود ، زيرا قـوه مفـكـره ومـدر کـه وا بسـته قوت وصحـت بـد نی بـوده در صـورتیـکه جسـم ضعیف با شـد مغز وقـوه دما غی ضعيف اسـت ؛ اگـر بـدن نحيـف اسـت قـوه حـا فـظـه نحيـف اسـت ؛ اگـر وجـود علیل اسـت فـكـر وا حسـاسـات علیل علی الرعم هـر انـدازه کا وجـود سـالم وقـوی اسـت معادل آن دماغ قـوی ، مغـز سـالم قوة مـفـكـره تنـد وسر يـع ، حافظه مستعد وصحيح ميبـا شـد ،، ايـنـز متـعـلـمـی کا به تر بیـه بـدن خـود زيـاده تـر اهمـیـت داده وجـود خويـشتن را به تـمرين ومشق عـيـدت مـی گـمارد خـوب تـر ميـتواند دروس وتعـلـیمات را در محفظه دمـاغ ضبط و به مغز جـا گزین نمـاید وهمچـه متـعلی شك نيسـت کـه دوره تـحصيلات را ايـا قـدم های سر يعـتـری طـی نـمـوده از فراغـت تحـصـيل مفبـوط هـم صنـفـان خـویش گـردد . هـکـذا تر بـیـه جسـمی در سـا ئر مشـا غـل از قـبـل صنـعـت ، فـلاحت ؛ حـرفت ، مـلازمت وغيـره هـا بيـشتـر مد خلیـت مهمـه داشته ومـيتوان گـفـت همـچـنان کا جسـم ما بر ای حر كت وحيـا ة محـتـاج بـروح اسـت ؛ تـر بـيه نـيـز اوليـن محـتاج الـيـه او بـوده حسـى وسـيـلـة تـقـو یـت روح بشمار ميرود ؛ زيرا كـه بـا جسـم عـلیل و وجـود ضعيف طوريکـه
معارف محقق دورهٔ درخشان نادر شاهی را که انوار درخشندهٔ آن پرده های اوهام را از هم دریده بچشمان شان تجلی میکند شناخته و فهمیده اند که ترقی و تمدن شرافت و افتخار : سعادت و استراحت و الحاصل هر گونه فضائل و رجحانیت يك ملتی که باوج تکامل ارتقا مینماید از طریق معارف و منحصر به معارف است با ذوق و شوق مفرط و سر شاری در ادخال طفلهای خود بمکاتب يك بر دیگر سبقت جسته و همچنان متعلمین بر خلاف سابق که در رفتن بمکتب بی میل و متنفر بودند فیض معارف را درك نموده با يك عشق و ذوق معنوی مکتب را حسن تلقی مینمایند ، و جان طور سایر تربیه جسمی و روحی را در نصاب تعیلمیم بر اصول و قواعد صحیحه مقرر فرموده است . اما دیگر افراد ملی را از فضلا و دانشمندان محیط ما واجب و فریضه ذمه است که ایقاظ نموده از اهمیت و نتایج کثیر المنافع تربیه بدنی که اولین وسیقهٔ در سلاسل احتیاجات فردی و اجتماعی است متبقبه ساخته و تشویق بدهند تا باین مهم با نظر سطحی و بی مبالات ندیده بفرض اینکه جسم و دماغ را برای هر کاری تقویه کرده مستعد بسازند ، خود را با يك نوع تربيه و ورزشی مثل پیاده گردی و غیره ریاضت های بدنی کهمربده معتاد نمایند ، تا قوت و نیروی بازو و افکار صحیح و سالم بتوانند وظایف وجدانی خود را اجرا و حوائج خویشتن را تأمین کرده باشند گفتیم وظایف وجدانی خود را اجرا تحصیل وتکمیل علم متعسر و دشوار است ، بقوام همدیگر نوع کارهای که طبعاً متقاضی قوه است از دشوار دشوارتر است ، چه بدیهست اگر وجود صحیح وقوی نیست اشخاصیکه ضعیف البنيه وعليل مزاج و نحيفند اولاً به نسبت ایند که اجراء تحمل آنرا مافوق اقتدار وتوان خویش تصور می کنند قدم نمیگذارند ، فرضاً قدام نمایند با العاقبه نمیتوانند از عهدهٔ آن بر آمده باشند درین صورت بداهتاً از تهیه حوائج معيشت مايوس و در انتظام امور حیاتی شان اختلال حادث شده اسیر پنجهٔ کابوس و هیولای بد بختی میشوند ما نسبت به متعلمین مکاتب خویش از توجهاتهٔ حکومت صحیح ومعارف پرور خود که یگانه آرزو ونقط غایهٔ نظریات واقصای آمالش جز ترقی وتعالی مملکت و تربیه مادی ومعنوی ما ملت نیست مطمئنیم طور یکه اساس معارف را در مبانی صحیحه تأسیس و استوار نموده نصاب دروس وتعالیم اطفال مارا بر روی ناموس وشعایر مذهبی طرح ریخته است چنانچه بدوره های ساق نظر باینکه معارف آنوقت بر مبنای صحیح و شعائر دینی تشیید نگردیده جز تقلید بی ثمر ولا یعنی فاده وانتاجی نداشت افراد ملت معارف را یک نوع بدعت پنداشته دخول فرزند و طفال خود را در مکاتب ماشهد نفرت و استکراه تلقی نموده اباً میورزیدند ، واينك که مزایای شماره ٤٥و٤٦ صحيفه ٦ نمایند ، بلی : زیرا چون حقیقت نوع شریف انسان و حیات وی طبعاً اجتماعی و هم از انجا که احتیاجات و لوازم حیاتی انسان زیاد بوده هر یکی نمیتوانست با الشخصه تمام آن احتیاجات خود را تهیه بنماید لهذا هر فردی از افراد جامعه بشری به معاونت همدیگر مکلفیت و هر شخصی از هیئت اجتماعیه ديناً و وجداناً بالذات مامور شد که خدمتی را اشغال و بتأمين حصهٔ و بقا یکدیگر و تکمیل موجبات و وسائل رفاه و آسایش هم تعاون نماید ، چنانکه در قرآن پاک صاحب لولاك این آیه شريفه ، ليس لا انسان لا ما سعی ، فرموده شده برای ما مسلما نان بهترین دلیلی است که خداوند عظم الشأن به مقتضای حکمت بالغه خویش انسان را بکار کردن و سعی که مفہومش همان خدمت اجتماعیه میباشد مکلف ساخته ، خود کسی ازین امر پهلو تهی و شانه خالی کرده و جود خود را بار دوش سائرین نموده از حاصل رنج و زحمت دیگران تعیش کند نه تنها بهمین کفایت میتواند که او را بی حمیت و بی ننگ و غیرت بنامیم بلكه در ایضاء وظایف جامعه خائن گفته میشود . البته برای اینکه انسان وظیفه ایمانی و وجدانی خودش را ایفا کرده انسان حقیقی باشد قوهٔ جسمی و دماغی لازم بوده و جهته اینکه جسم و دماغ را پرورش داره مستعد بساود از تربیه بدنی نا گزیر است . سید احمد شاه ( بوزارت عدليه ) مجله پنجم
قسمت علمی مغز انسان مغز انسان چيزي عجيبي بوده ، وهمه كس ميدانند كه مقدرت ما بسته به تشکیل و ترکیب آن است . قليلا سعادت وبختياري اهالي يك مملكت باوصاف مواد مغزي اهالی آن منوط و محدود میباشد . بزرگترین قوه که در عالم ما موجود است، یعنی قوه متخيله ، مربوط بحيات مواد عصبی است و این قوه چنان قدرت و استطاعت خارق العاده را داراست که لا ینقطع چیز هاي جديد ايجاد مینماید . واز پر تو همین قوه (انرژي) است که ما از حالت انسانهای عصر حجري تفوق وبرتري حاصل نموده ايم ، وتمدن ما را بدرجه اعتلا ، رسانیده است . ونیز همین قوه است که باعث بر بادي این (تمدن) خواهد گردید. * * * مغز از يك مواد سفید مانند ملائم ونازك ساخته شده است . واگر بدست فشرده شود ، پارچه پارچه می گردد. ازین رو براي حرکت دادن مغز ، طوريكه برهم نخورد ، جراح باید در حین عملیات منتهی احتیاط و نزاکت بکار برد . ترکیب مغز انقدر غامض است که ابداً فكر ما قادر بفهم آن نیست . چه في الحقیقت مغز انسان داراي ١٢ میلیارد سلول میباشد ، ( شماره ٤٧ ٤٦ ) وهم سلول هاي مذکور توده سارقي را تشکیل نمیدهد : یعنی سلول ها بيك طريق متناسب و لطيف ذريعه الياف فيبر اهاي كوچك باهم ديگر مربوط بوده ومجتمع میباشند ، و با باقی بدن و عالم خارجي آن ربط داشته عضلات واعضا را اجازه عمل میدهند . الیاف (فيبر)هاي مذکور داراي شرائین متعدده بوده ، وانتحاي آنها با بدن و سلول هاي ديگر بدن تماس پیدا شده باشند . تمام سلول با هم موافقت ندارند ، یعنی متحد الشکل نیستند . و پیشتر به حیوانات كوچك مختلف الجنس شباهت دارند. لاکن خاصيت مشترک دارند ، يعني بذريعه رشته هاي طويل و باريک امتداد می یابند . ونيز میدانیم که سلول ها در وقت حیات زیاد نه می شوند . ليكن اگر تعداد آنها زیاد نه می شود ، بمرور زمان و هر قدر یکه سن پخته میشود ، ساختمان آن تکمیل می شود . شرائین اعصاب متدرجاً اضافه میگردند با ينقسم که سلول ها کم و بیش کامل با هم جمع می شوند وطبعاً ملیون ها ملیارد ارتباط مختلف سلولی موجود میباشد . ازین رو است که مغز در عالم ما پیچیده و دشوار ترین سیستم را تشکیل میدهد . * * * صفت توصیف فکر تنها به تشکیل و ساختمان مغز متعلق نیست ، فعالیت سلول های عصبی مانند فعالیت تمام سلول های مجله پنجم جسم مربوط حالتی است که سلول های مذکور در انجا مفروق می با شند . ازین رو مغز تحت اثر ونفوذ اعضائی است که سمیت خود ها را در خون داخل می کنند و میکروب ها و مواد شمیعی که از از عالم خارج می آند میباشند : هم چنین است که عقل و زکای نوابغ بزرگت ، بمقابل كمى الكحل مقاومت کرده نه می تواند . در صورت فقدان مواد جنسی یا (تیر دوی ایں) قوه در غی هم موجود نمی داشته باشد و از طرف دیگر ، وجود مکروب سفلیس (سپی روشه) در مغز ، دني ترين اشخاص را خوش با ور می سازد یعنی آنها خود را ناپلیون ویا ( رود شيلد) تصور می نمایند شجاعت ، قضاوت ، زکاوت و قوه معنوی و اخلاقی وتصورات در نزد آنها همیشه بروز نه می کند مگر در صورتیکه حالت طبیعی و اعضای آن اجازه بدهد . انسان در حقیقت سیستمی است که تمام حصه های آن باهم دیگر مربوط و محکم میباشند . * * * گویا عظمت علمی ، معنوي وسري انسان وابسته به خوبی انساج(تيسو)ها وموادعصبی آن است . وهر كدام ما در حالت موزونى يك تعداد مختلف سلول هاي مغزي داشته میباشیم . واز همین سبب است که غیر متساوي خلق شده ایم . ولي اصلاح این غیر برابري وتربيه سيرت
مجلد پنجم ) شماره ٤٦ و٤٧) فنون و اختراع میکانیکی هوائی مستر استر فی بارلو شخصي انجينر معروف آمریکائی چنین اظهار دارد که اغلب اختراع مذکور جنگ مدهشی را تشکیل خواهد کرد و چه مخترع مذکور هم ازان مرعوب گردید اگر قضیه مذکور به پایه اثبات رسید به مسافت هزار میل نفوس چندین شهر را تماما" منهدم می سازد عاملان اله مذکور نیز مصئون باشند . اشخاص تاتيك اندازه ممکن است : یعنی میشود که با ذریعه تربیه جسم مغز انسان بسط داره شود ، تابنواند به حیات تجدد امروزی بهترتر موافقت بکند . امروز ماشین کار عضلات را میکند . فلهذا توازن اعصاب ، قضاوت با عقل ، حس ، اخلاق و معنویات ، به نسبت مسابقه خیز و انداخت ضرورتر و مفید تر است . ورزشی ها ، راجع به تفوق عقلی ، علمی ومعنوي سيستم عصبی مبارزه نمیکنند ،و البیه که وقت آن هم نیست که تمام توجه انسان به بسط و توسعه قوه بدنی مصروف گردد . ادم جدید ، امروز محتاج عضلات قوي نیست ، مگر باندازه که عضلات مذکور جسم را متناسب ومتحمل بسازد . فلهذا اولتر شناختن مغز حتمی است ، زیرا هیچ چیز جانشین قوه متخیله شده نه میتواند . (ترجمه از جرائد خارجی ) مستر بارلو نزد چهار نفر عضو مجلس اعیان آمریکائی قرار آتی بیان نمود و آنها در مخفی داشتن مسئله عهد و پیمان بستند اینکه : - توسط عوامل راديو انفجار شدید ، ادوات احتراقیه و گاز های مهلکه به منازل مطلوب سوق داده می شود امید است يك هيأت ايجاد بنده را با خود ، جنوا برده اهمیت استهلاکیه آنرا به احضار کنفرانس صلح سلاح پیش کنند . مستر بارلو د البیحه باری طیار نمود هرگاه اله مذکور به تصرف حکومت یا قوت باشد ، يك فاصله بسیار بعيد يك شهر را در ٢٤ ساعته تباه می کند صاف گفته میتوانم که اختراع من چه است ؟ بعد از سکوت چند ثانیه اظهار کرد که اینقدر ضرور خواهم گرفت که در ظرف چند دقیقه بعد از صدای لحن تسلسل سه هزار میلی سیم تيلفون را تکه تکه خواهد کرد . آله میکانیکی مذکور از اجتماع ٥٠٠٠ واحد مشمول و هر کدام فرد بنام واحد موسوم هر فرد آن از ۲۰۰ پوند وزن انگلیسی مایع مهلک و انفجار آور را دارا میباشد پنج هزار نفر جهت عملیات آن بکار دارد اگر چه اجرا آت آن باصول بسيط وسهل است کار کنان آن اولا" در خط کم هستند و با هیچ خوف ندارند اصول استعمال آله خارج از گمان است . اکنون از مراتب تجربه گذشته محض در حصار كونگره مظاهره آن با قیست - ایام جنگ اروپا باقی ایجابات بم های طیاره و بم های تحت البحر شکن گردید . حالا خواهش دارم معامله محاربه را خاتمه بدهم ایجاد هذا برای آن کافی است ، بعوض ایجاد خود مکافات پول یا عزت نميخواهم محض امنیت عالم مکافات کار من است . تجارب سري انگلیس مستر بارلو طیار نمود که به تعطیل يك مسئله که حکومت دنیا در چند سال ماضيه تدقق مینمودند موفق شدم همانا اثنای جنگ اوروپا يك دسته مخصوص طیاره شاهی را بدو نفر بوطیفه پر داخت یعنی تجارب انفجار آور بيك محل بعید قضا و قدر سوق داده شد وظیفه مذکور تحت مراقبت داکتر ای ، ایم لو اجرا گردید . تا حال تحت نظارت سخت پوشیده است تا کنون توسط کابه شعاع کوتاه دور رس او فاصله بعيد تحت نظارت را دیو اداره نموده و بصورت کامیابانه تجربه گردیده - باز استهلاکیه را در طیاره بیمه هوا محصور نموده پرواز داده میشود هنوز هم مشکلات تخنیکی بی شمار است . هشت یا ده مجری جهت کنترول را دیو بکار دارد هر مجری آن از علائم خارجی را ديو بالنسبه نظام را دیو لطیف خطرات مزيد متصور است . پرو فيسر ای ، ایم در شب گذشته گفت که اگر کمره ئیه کنترول رادیو خطا شده طیاره از نظر مفقود گردد پس دوباره تحت اداره آوردن با نسبت
( صفحه ۱ ) ( شماره ۴۶ و ۴۷ ) ( جلد پنجم ) به انظار مخترع غير عملی بسيار پر زحمت است مفكوره مستر بارلو قديمی است در حقيقت تطبقات آن چيز عجيب است . هرگاه نظام تسلسل يك هزار ميل در دست ايساد ، پس از راه توسعه تسلسل خطرات انديشناك تخنيكي كمتر پيدا می شود . اطلاعات مفيد بعد از تحقيق معلوم شد كه فاصله دور زمين ( ۲۵۰۰ ) ميل است طياره الكماس ( سيصد تر ازاق ) فی ساعت ۴۰۷٫۵ ميل در ۲ نيم روز موتر ( بلو برد ) فی ساعت ( ۲۰۰ ، ۲۵۰ ) ميل در ۴ روز، او عاى ، سی ، موتر بايسكل فی ساعت ۱۷۰۶ ، ۱۵۰ ميل در ۷ روز كشتی داراى ماشين موتر ( مس الكايد ) فی ساعت ۱۱۰ ، ۷۸ ميل در ۹ نيم روز در راه آهن ( چلتقن هم ) در ساعت ۲ ، ۸۱ ميل در ۱۳ روز بدور زمين گردش خواهند كرد . از قرار فی ساعت كه رفتار هر كدام حسب فوق تحرير يافته بعد از مسابقه ۲۴ ساعت رفتار شان مشخص گرديده . ( از جرائد انگليسى ) از : دويچه الكماينه سايتونگ المان وفرانسه قراريكه معروف است ، فرانسه بصورت شرط تخفيف تسليحات ( در كنفرانس خلع سلاح ) ضمانت « مصئونيت » خود را كه عبارت از مصئون بودن از حمله المانى كه در كله هر فرد فرانسوی جای گرفته است ، طلب مينمايد . اين مسئله قابل ايقان نبوده ، وتصور هم شده نميتواند كه عسكر كوچك و خلع شده المان آنقدر قدرت داشته باشد كه ماشين های عظيم و خطوط قلعه های جنگی فرانسه را خراب كند و با با چهار مليون عسكر و قوای هوائی « ملت مسلح » فرانسه و اقوام وشكين تعاونى ( افريقا آنها ) و قوای بری و هوائی متحدين شرقی او مقابله كرده بتواند . و لا بد ديگر قوای خفيه و مخوف المان كشف می گرديد . ادعای فرانسه راجع به « استعداد حربی » المان عبارت از انست : كه المان مقتدر است در حين جريان محاربه قوه حربی خود را بنا بر وضعيت جغرافيائی ، طول و موازنه سرحدات وسعت مملكت ، معادن و تشكيل اراضى مملكت و تناسب اهالى وضعيت اقتصادى و مواد خام مخصوصاً امكانات اكمال صنعت تسليحاتی ترتيات ارتباطيه قواء سائقه و غيره ـ افزاد نمايد . اين ادعای فرانسه بكلى غلطى ميباشد زيرا تنها موجوديت « استعداد جنگ » در زمان صلح باعث تزئيد قوا در حالت حرب شده نمي تواند . مگر در صورتی كه استعداد مذكوره تكميل گرديده و در وقت دست تاثير بخش گردد . مثلاً ۴ صد مليون نفوس چين كه « استعداد حربی » قوی گفته می شود بمقابل ۷۰ مليون جاپانيها هيچ اهميت نداشت و امروز تعداد نفوس چين بنا بر نواقص قواى مدافعه ئى بى اهميت است . و ازين رو اگر جنگ موجود بامداد جاپان تمام شود و در آتيه قراریابی چين عسكر خود را منظم تر هم نمايد فائده برای چين نخواهد رسيد . روسيه در ۱۹۰۴ ـ ۱۹۰۵ در جنگ با جاپان با وجود « استعداد حربی » مغلوب گرديد ، زيرا ميدان محاربه از مركز خيلی دور بود و روسيه نتوانست از تمام قوای خود استفاده نمايد . اگر كارخانه جات و فابريكه ها قبل از انكه برای توليدات حربی آماده شوند ، بواسطه تعرضات هوائی خراب گردند ، تمام توليدات ذوغال و كار خانه آهن قبه ـ خودرا بصورت « استعداد حربی » می بازند . اگر در ابتدای محاربه طيارات بم انداز دشمن از طرف شرق وغرب وظيفه تخريبه خود را ايفا نمايند و عساكر اجنبی يا قوای فوق العاده از سرحد المان بگذرند پس همان « استعداد حربی » كه در المان كشف گرديده چه فايده خواهد رساند ؟ مقايسه قوای حربی فرانسه و المان
صفحه ۱۰ (شماره ٤٦ و ٤٧) ا. مجلد پنجم نتایج ذیل را نشان میدهد : فرانسه بهترین سر حدات را حائز بوده و سر حدات آن بصوت مستقیم است . طرف اسپانیا و ایتالیا کوه های بلند واقع است که اکثر دره های آن بدست فرانسه میباشد فرانسه از طرف سوس بی طرف و لوکسبورگ و بلژیک محتاج به قلعه های جنگی نیست . یگانه سر حد جالب توجه سر حدات المان است و آنهم بواسطه سلسله قلعه های جنگی و مناطق تخلیه شده بطور کفاف محفوظ گفته می شود . قشون بحری فرانسه ، علاوه بر بنادر نقاط تعاونی ، به بحرهای بزرگ وبحیره شمال وبحیره روم نیز ارتباط دارد . سواحل فرانسه يك شكل محفوظی دارد که فرانسه را قطعاً از محصوریت نگاه میدارد و درجه برایش مفید ثابت میگردد ، که فرانسه میتواند بکمال اطمینان تمام قوای حربی خود را بر سر حد شرقی جمع نماید ممالك مستعلكه ومستعمرات افریقائی آن خیلی قریب است ازین نقطه نظر فرانسه حتی نسبت به انگلستان هم غالب است . اوضاع جغرافیائی ومناطق سر حدات المان برعکس آن است وضعیت مرکزی اوروپا المان را همیشه در خوف انداخته است ، وهيچ يك از ممالك دنيا اينقدر همسایه ندارد . وقوای مدافعه ئی المان باید بهرطرف پاشان باشد . واگربيك طرف قوای زیاد انداخته شود ، دیگر اطراف ضعیف میگردند . سرحدات طویل مملکت المان قطعاً غیر محفوظ است . پای تخت فرانسه در مرکز واقع است و پایتخت المان امروز قریب سرحدات ويك شهر سرحدی گفته میشود . سواحل المان خيلي باريك بوده وبه دو بحيره كوچك ار تباط دارد . ويك درب آزادطرف بحرهاي بزرگ دنیا قطعاً وجود ندارد چون المان در مركز واقع است بسیار ممکن است که میدان جنگ گردد . روزانه ازروي شكل وساخت زمین آن ، خيلي بآساني مركز مدافعه میگردد فرانسه يك خطه وسيع را تشکیل میدهد و مطابق به سرحدات شرقي وشمال شرقي درياها جايه اي بلند دور از مركز حصه هاي مدافعه ئي تشکیل میدهد بدون اینکه سد مسایل ار تبا طیه گردد . ازین رویه میتوانیم تمام فرانسه را بريك قلعه بزرگ جنگی تشبیه کنیم. استفاده ئی که فرانسه از اتحاد با ممالك شرقي مثل پوليند وغيره ميکند ، معلوم بوده وحاجت به توضیحات ندارد. المان که چيزي براي هدیه کردن ندارد خيلي مشکل است که طرفدار پیدا کند . فرانسه از مستعمرات خود ، نه تنها افاده هاي اقتصادي میگیرد ، بلکه قوه دفاعي خود را نیز تزئید مینماید ، در جنگ عمومي عساكر افريقائي نيم مليون نفربوده نيز ٣ صد هزار کارگر کارهای ملکی را ایفا مینمودند . وامروزسوم حصۀ عسکر فرانسه از نژاد سیاه میباشند و شاید در آتیه تعداد مذکور تزئید یگردد . المان اینطور تفری احتیاطی قطعی ندارد از نقطه نظر سیاست حربي ٤٠ مليون فرانسوي ها مقابل ٦٣ مليون المانهانه میباشد ، زیرا فرانسوی در خارج سكونت اختیار کرده اند وامروز از اهالی مستعمرات شمرده میشوند ، و اگر آنها نیز حساب شوند تعداد تبعه فرانسه نسبت به المان خیلی زیاد است تنزل فاحش تولدات در المان قوه و استعداد حربی ، را کم می کند علاوتاً تقسيمات اهالی در المان مفید ثابت نه می شود . درحا ليكه فرانسه ۱۷ شهر بزرگ صد صدهزار سا کنین دارد ، المان دارای ٥٠ شهر بزرگ میباشد که از آنجمله ٤٠ شهر آن به ۱۵۰ کیلو متری سرحد واقع است . فرانسه بواسطه اراضی حاصل خیز وهوای خوب خود نسبت به المان که زمین آن نسبتاً سنگ زار گفته می شود ، ارزاق زیاد به کار ندارد زیرا زمین آن فراوان ونفری کم است برعکس در المان نفری زیاد وزمین خیلی کم است . ازین جهت واردات ارزاق المان نسبت به فرانسه خیلی زیاد است . صنعت تسلیحات فرانسه خیلی بیش تر از احتیاجات ملک است ، چنانچه فابريكه شنايدر كروپس اوت ، امروز به تمام شرقی حاکم است . و اگر المان بخواهد صنایع خود را بصورت يك کار خانه حر بی تبدیل دهد ، از روی
صفحه ۱۹ ( شماره ٦ ٤ وا٤ ) مجله سجم تجارب امریکا تنها ۱۲ الی ۲۰ ماه بکار دارد . علاوتاً فرانسه موقعیت مهم ارسال و مرسول را دارا بوده ریل های خوب دارد . ونیز تعداد موتر های آن نسبت به المان دو چند است فرانسه دارای راه های خوب از بحر اتلانتیک الی بحیره روم و دریای راین میباشد که در زمستان یخ بسته نه می کند و چون دریا های راین ، دوناو ، البه وادور با ساس معاهده ورسای بین المللی گردیده اند ، المان از آنها استفاده کرده نه می تواند علاوه بر ثروت ملی قشون هوائی بزر گترین ، استعداد حربی ، فرانسه گفته می شود . در زیر خانه های بانک فرانس ۱۲ ملیارد طلاء موجود است ! اگر به همه این مسایل دقت نمائیم خواهیم دید که کدام مملکت بیش تر دارای « استعداد حربی می باشد . لاکن اگر فرانسه میگوید که « استعداد حربی » المان خیلی زیاد است دیگر دلیلی ندارد بجز اینکه يك بهانه ایست ، تا از تعهد خلع سلاح آزاد گردد . ترجمه از برافترنا گبلات تبدیل عصر از پروفیس و یکتور و انکر و اکن وزیر امور عامه روما نیه نتایج مخربه تصدیع موازنه محصول و صرف که درین سالهای اخیر واقع گردیده است ، در هر جا دنیا بروز نموده است ، همان تصدیع موازنه باعث بیکاری زیاد و همچنین سبب تزلزل مالیات مخصوصاً بانکها گردیده است . بربادی اموال در زمان جنگ عمومی یکی از علل بزرگ تکامل بحران مذکوره میباشد این خرابیها و بر بادیهای اموال انسانی برای وضعیت اقتصادی عمومی بدون تاثیر مانده نمیتوانست . درست است که ترمیمات اموال خراب شده مذکوره تايك اندازه برای صناعت حیات دوباره حاصل نموده . لا کن در عین زمان دول به قوه خود زیاد تر کوشش نموده خسته گردیدند و در پیشبرد ترمیمات خود ناکام ماندند که باعث ضعف مالی همان دول واهالی آنها گردید . علت دیگر حالت موجوده یقیناً اهمیت دادن زیاد قوه خرید است . کمبودی بعضی اشیا واموال در جنگ عمومی مردم را گرسنه ساخته بودلهذا بعد ازان مردم بخرید اموال واشیا مذکوره دلچسپی پیدا کرده قیمت اموال ترقی نموده بود این مسئله سبب آن گردید که نسبت به اوقات قبل از جنگ بمداران تولیدات فوق العاده بلند رفته سر مایه زیاد را اشغال کرد . لا کن چون بعد از مدت کم احتیاج عادی ختم (پوشیده ) شده بود و یا عادی شدن حیات همان دوره گرسنه گی رفع گردید ، محصولات ومصنوعاتیکه از احتیاج زیاده بوده بفروش نمیر سید وحالا همان سر مایه اشغال شده استهلاك شده نمیتواند . نتایج آن تعطیل کار خانه جات تزئید بیکاری وسقوط بانکها میباشد . هیچ ملک ازین واقعات مخربه خود را نجات داده نتوانست . البته بعضی دول این بار اقتصاد را نسبت آخوب برداشت توانستند و توانستند که مناسبات عادیر ا بین داین و مدیون ( مدیون و داین ) مستقیم نگاه دارند لا کن دیگران مجبور گردیدند از اساس تادیات منظم منصرف گردند و یا خیال دارند در آینده صرف نظر نمایند . دول مذکوره میخواهند اصول جدیدیرا کشف نمایند ، که قیمت مطالبات داین را بصورت صحیح تعیین نکنند . این مسئله باعث فکر و توجه زیاد میگردد آیا تزلزلات اقتصادی و سیاسی جنگ عمومی در تاریخ اقتصادی دنیا باعث انقطاع دوام و یا تبدیل عصر گردیده میتواند ؟ آیا لازم است که همان اساس اجتماعی و ترتیبات اقتصادی قبل ١٩١٤
صفحه 1 ( شماره ٤٦ و ٤٧ ) مجلد پنجم قطعی تجویز گردد ؟ بنا بر احساس قدامت پسندانه و دلایل دیگر ، انسان باین مسایل دفعتاً موافقت کرده نمیتواند. با وجود آنهم تکامل ما را مجبور به تجدید اساس مذکوره مینماید ، زیرا جامعه مفتکله به اساس موجوده غیر محفوظ موجودیت خود را قایم کرده نمیتواند . عدم مصئونیت اساس مذکور اثبات مینماید که ما در يك دورۀ جدید تاریخ تکامل داخل شده ایم که از ١٩١٤ ببعد شروع گردیده است . آیا علاقه این عصر جدید تکامل مدنی چه خواهد بود ؟ سوال مذکور را جواب گفته نمیتوانیم يك تکاملیکه ممکن قرنها دوام کند نمیتوان تنها به اساس تجارب چند ساله قضاوت گردد . اینطور يك قضاوت به بعضی حقیقتها و به بسیار موهومات تکیه خواهد کرد با وجود آنهم يك مقصد اصلی و مخصوص تکامل اجتماعی و اقتصادی ما به اساس تجارباتیکه تا حال حاصل گردیده کشف گردیده میتواند . حالت موجوده اقتصادی مضى ممالك بزرگ شرق اوروپا همچنین تزلزل اقتصادی ، تکامل سریع تهلکه های عمارت جدید روسیه شورویه که يك تشکیلات فوق العاده اقتصاد اجتماعی میباشد برای قضاوت مقصد اصلی مذکوره دلایل قیمت داری میدهد . اولاً انسانیت معیار حیاتیه افراد برا صورت دیگری میدهد ، زیرا میخواهد همان فرقیر ا که در زمان گذشته در حیات انسانی وجود داشت ، حتى الامکان تخفیف دهد . طبیعی است که در انتهای این نو تکامل در عين تقسیمات اموال اين انسانيت فقير معیار توسط حیاتیه یافته است ) دولت نیز در تأثیرات طبیعی معیار خصوصی خود را تخفیف خواهد داد و احتیاج خود را با وسایل محدود شده خواهد پوشاند . از روی این نکاتیکه طرف ابتدائیت را اشغال کرده موازنه مدنی تنها بواسطه يك سیاست معقول و با عزم مداخله ، میتوان مستقیم نگاه کرده شد . دولت بنا بر تحفظ مناسبات طبيعي «لازمي » اهالي بين همديگر مجبور است مداخله نماید «براي همين مقصد در بين دول «اتحاديه دول » مداخله خواهد نمود . در اثر ساده و آسان نمودن حیات این اصول مداخله نسبت به دول زراعتی در امور خارجي و داخلي دول صناعتي بدرجه زیاد اجرا خواهد گردید. بنا بران يك دولت زراعتي مثل رومانیا در تکامل مطابقت به اساس جدید ، کمتر دچار غماي اجتماعي میباشد . چون خوراك اهالي يك ملك زراعتي بواسطه وسایل شخصي مستقيماً محفوظ است کثرت خوف تزلزل اجتماعي مسدود میباشد . ازینجهت رومانیا کوشان است تا روش خود اخبار مهمه : محاربه چین و جاپان خاتمه یافت ۲۹ مارچ از شنگهای اطلاع مشعر است که قرار پیغام نامه فکار جاپانی عملیات خصومت کارانه ممالك فوق الذكر بمعرض سکوت آمده ياثر آن يك معاهده تامین گردید . اما مسئله معیاد تخلیه از مناطق متصرفه و عقب نشینی افواج جاپانی هنوز تحت مذاکره است کانفرانس بتاريخ ٣١ مارچ ثانی منعقد خواهد گردید . ( تریون ) حمله بر فوجی خبر تاریخ ۲۹ مارچ حاکی است که از ۱۵۰ الی ۳۰۰ نفر افغان بر يك چوکی فوجی ژوب حمله آورده اند با وجودیکه به چوکی امداد رسیده شد لیکن از آتش صدمه به چوکی رسید. ( سیاست ) را بوقت معینه ادا نماید . اگر رومانیا میخواهد موقعیت خود انگاه دارد ، باید در سیاست اقتصادي آتيه خود خيلي با احتیاط پیشبرود . بنا مقصد تخفیف حياتيه دولت اینست که احتياج ملك بكلي و يا حتي الوسع قطعي بواسطه وسایل و محصولات شخصي خود پوشیده شود .
(شماره ٤٦ و ٤٧) جلد پنجم (بقیه از صفحه ٤) چاوپي محفل که برای گذاردن نماز جمعه ترتیبات گرفته شده بود آذان نماز جمعه گفته شد اعلیحضرت ، با حاضرین بالطرف حرکت نموده به ادای نماز مشغول شدند بعد از فراغ نماز اعلیحضرت و تمام مدعوین در سالونیکه طعام های متنوعه تهیه و ترتیب شده بود تشریف برده بصرف طعام مشغول شدند ـ در وسط صف اول ذات همایونی و جناب والا حضرت صدر اعظم صاحب م ـ دو طرف شان ملکان و زارعین و فلاحین نشسته دردیگر صفوف را باق ذوات مدعوین تشکیل داده بودند . درضمن خوردن طعام ذات ملوکانه با زارعین و فلاحین مذکور از ترقيات عصريه دنيا و پیشرفت های ملل راقیه و اینکه تمام این ترقیات را بخط و فقط علم و معرفت ، اتفاق و اتحاد ، سعی و عمل ، باعث شده است ، مصاحبه میفرمودند . پس از صرف طعام بساعت یکنیم ذات شاهانه از سالون نان خوري خارج شده بطرفیکه موتر سواري همايوني ايستاده بود حرکت فرمودند . ذات شاهانه بطرف موتر خودشان که تقریباً بیست متر دور بود ، براه افتادند درین اثنا جناب وزیر صاحب تجارت را مخاطب ساخته فرمودند : ـ « وزیر صاحب ! امروز من خیلی خوش گذشت ، این خوشی من دو جهت دارد اول سبب خوشي من همین است که حکومت و ملت را باهم متحد ومتفق و اهالي را شاد و خندان می بینم ، دوم حسن تجاويز واجرا آت شما » وزیر صاحب تجارت شکر نموده عرض کرد « که این همه نتیجه حسن نيت وتوجه شبانروزي ذات شاهانه است ، ما تنها این قدر کرده ایم که افکار اعلیحضرت را تعقیب نموده ایم سپس ، ذات همایونی با تمام حضار وداع کرده بموتر خود نشسته بطرف کابل حرکت نمودند ، از طرف نقري نظامي با موزيك مراسم تعظيم وسلامي بجا اورده شد ، جناب مستطاب صدر اعظم صاحب وجناب شهزاده محمد طاهر جان وهيئت محترم کابینه با باقی مدعوین، پس در محفل آمده مشغول صرف شيريني ومصاحبه هاي آزادانه گردیدند ، بساعت دو نیم والاحضرت شهزاده باذوات معیت شان نیز رهسپار کابل شدند ، ساعت ٣ بعد از ظهر بود که والا - تترت - دراعظم صاحب باجبالحسنیه سالار غازی وزیر صاحب حربيه وباقي وزراي عظام نیز در موترهای مخصوص خود شان شسته روانه کابل شدند . اهالي که در بین راه باهم مذاکره می نمودند عبارت از خوش گذشتن این روز وتکرار کردن کلمات همايوني بود ، والحاصل ايندعوت ميلة فليۀ كمي خاتمة یافت . اقتباس از جریده گلشن : صحرا نورد هوا پیما مقایسه تمدن قدیم وجدید دوره و عصری که ما در آن زنده گانی میکنیم موسوم بعصر صحرا نوردی سریع (طی الارض ) و هوا پیمائی است چنانکه می شنوم فلان طياره سيصد الی چهار صد میل را در يك ساعت پرواز نموده وفلان اتومبیل قریب بان مسافت را طی نموده اینگونه پیشرفت و ترقی وسایل نقلیه و ارتباطيه بهترين ضامن تمدن و امتداد آن خواهد بود تمدن قدیم فقط در چند نقطه از نقاط زمین منحصر بود و اگر گاهی از طرف جماعت وحشى يا اقوام غير تمدن بآنها تهاجمی میشد تمدن دنیا بکلی در اثر انقراض تمدن آن نقاط منقرض می گردید و همین علت بود که تمدن رم بواسطه ژرمن ها انقراض یافته و اثر آمدن اسلان و بغداد بواسطه تهاجم مغول و تاتار از بین رفت در هر دو صورت دنیا دچار ظلمات توحش گردیده و مدنیت منحصره آن که در روم و بغداد پا بر جا بود دستخوش فنا شده و بواسطه زوال و مضمحلال تمدن آن دو آثار تمدن از تمام دنیا سپری گردید . اما تمدن فعلی در همه جا ریشه دوانیده و ارتباطات جدیده آنرا پابر جا نموده در معنی دارای اساس متین وغیر قابل امحا عاست چنانکه اگر فرضاً سيل توحش
صفحه 14 ( شماره 6 و 7 ) مجلد پنجم در اروپا جاری شده وتمدن آنجا را از بین ببرد نظیر آن تمدن و آثار آنرا ما در امریکا واسیا وغیره خواهیم داشت و همین واسطه قطع داریم که خوف طغیان توحش بر تمدن حاضره چندان صورتی نداشته و نسبت بارتباطات و وسایل مدنیت کنونی دارای تاثیری نخواهد بود . سابقاً قسمت های صحرا بزرگترین سد برای نزديك بودن و آمد و شد نمودن بشر با یکدیگر بوده و از آنجا همواره بزرگترین خطر بتمدن ادوار سابقه بروز می کرد صحرا نشینان وسیله ارتزاق خود را جنگ و تاخت و تاز و تهاجم می دانستند و در حواشی نواحی ممالک متمدنه زندگانی کرده از اختراعات ومصنوعات آنها استفاده می نمودند مخصوصاً چیزهائی را که جز واسلحه وتجهيزات جنگی بود گرفته و با آنها باقطار ونواحی ممالک همجوار تاخت و تاز می کردند و آنجا را نهب وغارت نموده آثار تمدن آنها را محو و نابود می نمودند . من جمله از این جماعت صحرا نشینان مردمی بودند که در صحرای شرقی از مصر وسودان تا محیط اقیانوس اطلس زندگانی کرده وعده آنها در حدود چند ملیون تسفر بود و آنها از نسل مردمی بودند که با ملوک جزیره اندلس جنگ وجدال کرده و اسباب زحمت آنها می شدند واکنون هم در صحرا وحول وحوش نواحی مسكون شمال وجنوب افریقازندگانی کرده وجزء بر بری ها بشمار میروند عبور ومسافرت از این قبیل صحرا از سخت ترین کارها بوده و برای عابرین و مسافرین مبارزه باجان خود بوده و با دو خطر بزرگ که یکی مردن از تشنگی و گم شدن و ديگري گرفتاري در دست وحشیان بوده همیشه مواجه میشدند سابق بر این این مسافرت با قافله هاي سنگين انجام گرفته واهل قافله و هر يك از افراد از ديگري مواظبت و پاسباني ميکردند قوافل مزبور يك شرطي طريق کرده با اين وضعيت موجبات روابط و آمدوشدبين آن نقاط خيلي كمتر بوقوع بي انجاميد . حالا که ما متوجه قسمت افريقاي غربي ميشويم خواهيم ديد كه قسمت عمده آن تحت نفوذ فرانسه قرار گرفته و از این جهت عبور و مسافرت صحرا باوسايل حاضره بسهولت انجام ميگرد نواحي سواحل درياي مديترانه درتحت نفوذ فرانسوي ها امنيت يافته وپيشرفت تجارتي پيدا کرده از شردزدان و تهاجم وحشیان صحرا در امان است و تمدن فرانسه در آن نقاط کاملا حکمفرما است و اتومبیل های معمولی باسهولت صحرا را طي کرده بدون هیچگونه آسیب قطع مسافت مینمایند ولي گاهي ميشود كه ترس راهزنان مسافر اتومبیل را وا دار میکند که بادسته دیگری از اتومبیل ها حرکت کرده در راه پاسبان یکدیگر باشند و این دسته مسافرین در راه محتاج بقسمتي از اوازم ومايحتاج سفري ميشدند برای رفع این زحمت يكي از کارخانه جات مخصوص اتومبيل سازي فرانسه اخيراً اتومبيل خيلي ضخيم وبزرگي ساخته که حامل تمام مايحتاج مسافرين ميبشد ودا راي امتيازاتي بود كه جز مسافرين قطارراه آهن از آن استفاده نمینمودند اتومبیل مزبور داراي چهارطبقه وطول آن درحدود 30 پا و بارتفاع 42 پا و عرض 26 پا بوده ومنظره کشتي هاي بزرگ بخار را از خود نشان مي داد در اين كشتي تحت خواب درجه اول ودوم بوده قسمت ناهار خوری و استعمال دخانیات وقدم زنی وغیره وجود دارد وموتور های آن هر يك دارای قوه 450 اسب میباشد چرخهای آن مضرس ( دندانه دار ) بوده ومیتواند از تل ها وتپه ها بالا رفته و در زمین هموار فرود آید بدون اینکه بر گردد زیرا دندان های چرخ بزمین گیر کرده و مانع از خطر آن میشود این کشتی بعدها می تواند بقدر کفایت 1200 میل راه بنزین بر داشته و 150 مسافر را با 200 تن مال التجاره ولوازم حمل ونقل بدهد وچون صحرا در روز خیلی گرم است وریگهای سوزان در اثر وزش باد از آن بلند میشود اطاق جلو را طوری قرار داده اند که هوا را خنك نموده ومسافرین از هر حيث راحت خواهند بود . کشتی صحرائی مزبور بواسطه کثرت مسافرین برای دفاع مهیا بوده وبا داشتن دیوارهای آهنین بدویان صحرا نمی توانند به آن هجوم نمایند وحد متوسط سرعت
( صفحه ۱۰ ) ( شماره ٤٦ و ٤٧ ) ( جلد پنجم ) آن در هر ساعت ٢٥ میل بوده واتومبیل مزبور سفیر تمدن آتیه صحرا خواهد بود . اما در قسمت طیران وهوا پیمائی و عبور از اقیانوس اطلس لند برك اول كسی نیست كه محیط مزبور را با طیاره پیموده باشد زیرا آلمان ها این محیط را در چند سال قبل عبور كرده ولی تفاوتی كه هست آلمان ها با بالون ولند برك باطیاره این كار را انجام داده اند ـ باینكه طیاره از بالون سریع السیر تر است افكار مكتشفین در صدد فایده تجارتی بر آمده كه در آینده مسافات بعید را با بالون انجام دهند زیرا با لون ممكن است مقدار زیادي از مال التجاره را بار گیری كرده ونیز محلی و وسیع برای مسافرین داشته وباطمینان تر از طیاره باشد . فرانسوی ها وامریكائیها مساعی خود را در تهیه كردن طیارات بخرج داده ولی انگلیس و المان بیشتر مقید بتدارك نوع مخصوص از بالون ( زپلین ) خواهند بود چنانكه انگلیس تا كنون چندین دستگاه بالون های عمده و بزرك تدارك نموده طیارات و بالون پیكهای تمدن هستند كه عنقریب تمام دنیا را بهم مربوط خواهند ساخت . تبادله تلگرامـات تلگرام اعلیحضرت غازی بعنوان اعلیحضرت رضاشاه پهلوی بمناسبت ورود سال نو ! ورود سال نورا با اعلیحضرت شما تبريك گفته آرزو میكنم كه سال خوشی برای ملت ایران بوده بصحت وسعادت اعلیحضرت وملت نجیبه ایران خاتمه یابد تلگرام جوابیه‌ اعلیحضرت رضاشاه پهلوی بعنوان اعلیحضرت غازی ! اعلیحضرت محمد نادر شاه پاد شاه افغانستان ! كابل از تبريكات صمیمانه آمیز آن اعلیحضرت كمال تشكر را داشته هدیه متقابله را اظهار میدارم . ( رضا شاه پهلوی ) تلگرام اعلیحضرت غازی بعنوان اعلیحضرت فواد شاه مصر بمناسبت روز تولدی آن اعلیحضرت خواهشات دوستانه و احساسات صمیمانه خود من را برای سعادت وترقی اعلیحضرت وخوش بختی فامیل شاهی شان تجدید مینمائیم . تلگرام جوابیه اعلیحضرت فواد بعنوان اعلیحضرت هما یونی از نیات و تبريكاتی كه اعلیحضرت شما در موقع سالگره من فرستاده بودید متاثرومتفكر شده متمنی ام آرزو های بهترینم را بپذیرید . خبر های داخلی مراحم اعلیحضرت غازی از آنجا كه حكومت متبوع ما میخواهند كه خدمات افراد لایق و صمیمی این مملكت بهدر نرفته در عرصه مشهود گذاشته شود ، فلهذا درین روز ها از حضور مبارك فرمانی مبنی به تقدیر خدمت واظهار امتنان بعنوان ع ، ج آقای محمد گل خان وزیر داخله ورئیس تنظیمه قندهار شرف اصدار یافته است ! كه ما با كمال خلوص وشكران از تقدیر حكومت وامتنان از خدمات بی آلایش جناب وزیر صاحب عیناً فرمان گهر بار پادشاه محبوب خود مانرا افتخاراً بمنصه اشاعه میگذاریم ، وچون آقای وزیر صاحب یكی از رجال برجسته وفرزند صالح وطن ومشاهیر عصری ملت افغان میباشد كه قارئین كرام ما ایشانرا بخوبی میشناسند ! لهذا حاجت به توضیحان خدمات آن نداشته میباشیم چه حسن اخلاق و محبت شان به این خاك بهترین معرف شخص شان است . سواد فرمان ملوكانه « از اطلاعات موثوقیكه بحضورم واصل شده همچو مستفاد ومشهود میگردد كه شما وظایف مرجوعه خود تانرا تماماً از روی لیاقت وكفایت ، ودرعین زمان بكمال صداقت وجدیت سرانجام كرده در اجرا آت واقدامات خویش همیشه صلاح حكومت وخیرملت را ملحوظ ومراعات مینمائید وچنانچه معلوم
صفحه ١٦ ) ( شماره ٦ و ٧ ) مجله پنجم است در پرتو حسن تدبیر ایالت خود هر عهده متوجه خودتارا تا این وقت بشرافت انتهاي تکمیل نموده و در نتیجه خود را نزد حکومت متبوعه خود يك فرد وطنخواه صادق و يك مامور بسیار جدي ولایق ثابت نموده اید ». « حضور والایم که آمالش فقط وفقط وابسته به ترقي افغانسان و آسایش اهالی آن مي باشد شما را يك فرزند صالح وطن ، يك مامور صادق حکومت ، يك فرد خیرخواه ملت دانسته به تقدیر خدمات بي الايش تان اينك فرمان هذا را که محتوي بر ضایت و خورسندي حضور ما از شما ، از خدمات شما مي باشد بنام تان اصدار میفرماید ، و چون شما آمال و آرزوي قلبي مارا تعقیب نموده در هر امر براي حصول رضایت حکومت متبوعه خود با كمال سعي و عمل هستید، از موجودیت مثل شما فرد صحیح ولایق وطن تشکر نموده از خداوند قدیر میخواهیم که در جان و مال بعمرانت افزوده در مفکره عاقل بوره وجود شما براي وطن عزیز مایه فخر وزین صفحات تاریخ باشد » . ( محل امضای هما يوني ) انصراف از بازخواست اموال متلوفه از آنجا که ذات شاهانه آسایش و رفاهیت ملت عزیز خود را نصب العین اساسی خویش قرار داده اند درین تاز گیها از حضور هما يوني شان فرمانی بصدارت عظمی صادر شده است که راجع به پول نقد واموال و اسلحه وغیره که در اثنای انقلاب تلف شده و بذر یعه دو اثر استخبارية از اطلاعات موصوله مكشوف می شود که در نزد بعضی اشخاص موجود است بنابر رفاهیت و آسوده حالی افراد ملت ونظرية عدم وقوع تكاليف بر آنها از این قبیل اطلاعات صرف نظر کرده باحدی ذیربط با درین موضوع ما مو رین دو ایر حکومتی مزاحم وغر صد ار نشوند البته کسانی که بموجب اسناد ومعاملات حسابية اصولاً مسئولیتی داشته باشند ازین حکم مستثنی می با شند . جمعیت حمايه مساکین در قندهار قراریکه جریده شريفه طلوع افغان می نگارديك جمعيت بنام جمعيت حمايه مساكين تحت ریاست جناب سید محمد اکرم خان رئیس فیصله منازعات تجارتی در شهر قندهار تشکیل یافته و ذوات ذیل اعضا مؤسسه خیریه مذکور میباشند . ١ جناب سید میر احمد شاه خان ٢ « حاجی محمد یوسف خان ٣ « ولی محمد خان مخلص ٤ « و کیل محمدخان سركاتب كمرك ٥ « عبد الشكورخان تاجر کا کری ٦ « ملا عبد الحسین خان ٧ « حاجی محمد عمر خان ٨ « فیض محمد خان کا کری تاجر ٩ « سردار عبد الله خان ١٠ « محمد اسمعیل خان فوفلزائی ١١ « سید میر احمد خان فارسی ١٢ « عبد الحکیم خان علاوه بر ذوات فوق اهل هنود قندهار هم درین جمعیت شامل میباشند و آقای رئیس جمعیت وسید میر احمد شاه خان و آقای مخلص وحاجي محمد يوسف خان براي جمع آوری اعانه شروع نمودند در تیکه به این مؤسسه خیریه اعانه داده اند قرار ذیل است : ١ جناب حاجی ذکریا خان ٥٠٠ افغانی ٢ « سید محمد اکرم خان ٢٠٠ افغانی در هر سال ٣ « عطا محمد خان فوفلزائی ٥٠٠ افغانی ٤ « حاجی گل محمدخان سر كاتب كمرك ٢٠٠ افغانی در هر سال ٥ « حاجی عبد الشكور خان تاجر ٢٠٠ افغانی ٦ « سردار عبد الله خان ١١٠ افغانی ٧ « حاجی محمد عمر خان فوفلزائی ١٠٠ افغانی ٨ « محمد عثمان خان فوفلزائی ١٠٠ افغانی ٩ « محمد شریف خان مومن ١٠٠ افغانی ١٠ « عبد العلی خان ٢٠٠ افغانی ١١ « حاجی فیض محمد خان ٥٠ افغانی ١٢ « امیر محمد خان تا جر ٥٠ افغانی ١٣ « جان محمد خان هوتکی ٥٠ افغانی ١٤ « عبد الودود خان تاجر ٥٠ افغانی ١٥ « محمد انورخان فوفلزائی ٥٠ افغانی ١٦ « عبد الله خان تاجر ٥٠ افغانی ١٧ سید احمد خان آقا ٥٠ افغانی ١٨ میرزا عبد الله خان هوتکی ٢٣ « انیس در شمارهٔ ٤٥ ، ١٥ حمل خویش تحت عنوان ( منزل سرور ) این موضوع را نیز خاطر نشان کرده است که بائر
صفحه ۱۷ ( شماره ٤٦ و ٤٧ ) مجلد پنجم توجه وکوشش آقایون تجار وسایر متمولین مركزی یك موسسه خیریه از برای بینوایان ومساكین بیچاره وطن تاسیس كرده شود . ممكن كه آقایون مذكور ووكلای بلدی عرض وپیشنهاد این جریده ملی شانرا فراموش نكرده يك چاره اساسی برای بیچاره گان مذكور سنجیده باشند. وما این حس نوع پروری برادران قندهاری خود را بنظر تقدیس تقدیر دیده از خدای متعال همیشه در همچو امورات كه خیر وبهبودی عامه در آن متصور است كامیابی شانرا مسئلت مینمایم . محفل انعامات طلاب معارف روز پنجشنبه ۱۸ حمل از ساعت ۲ ونیم الی ه بعد از ظهر يك محفل با شكوهی بحضور اعلیحضرت غازی در سمت غربی باغ دلگشا » مشتمل بر طلاب ومعلمین مدارس و باقى اشخاص معارف وعرفای مملكت منعقد گردید از طرف ذات شاهانه برای طلاب نمره اول دوم سوم انعامات وجوائز امتحان توزیع گردید . محفل به تشریف آوردن اعلیحضرت شروع بازی والی بال بین تیم های مکتبین امانی وامانیه افتتاح شده وطرفین خیلی باهمراه برای مغلوب ساختن حریف کوشش می نمودند حقیقتاً این مسابقه تعلق به تماشا داشت وقتیکه بازی ختم شد اعلیحضرت طرفین را تحسین نموده به اسپورت های مفید تشویق فرمودند . بعد از ختم والی بال وزیر صاحب معارف در ضمن را پورت مختصری که بحضور اعلیحضرت قراأت می نمود گفت به اعلیحضرت ودیگر حضار گرام معلوم است که در انقلاب از دست سقاوی هاهر شعبه کار مملکت خساره كشيده ولی باندازه معارف هیچ يك ازشعبات دولت تلف ومحو نگردیده بود كتب خانه ملی كه یكی از آثار بیش بها و ثروت عرفانی مملكت بشمار میرفت بی ورق آخر برباد فا رفت . از خاطر من هیچگاه محو نخواهد شد كه شهر یاز غازی بروز اولین ورود خود بكابل، مرا وكیل وزارت معارف تعین فرموده از چند هزار روپیه كه با خود داشتند دولت آنرا برای احیای دوباره معارف بدست من نهادند ، سار جای شکر است كه بودجه معارف در سال ١٣١٠ بيك مبلغ كافي بالغ گردیده است. اعلیحضرت بالمقابل نطق مفصل ..وثر صاحب معارف تعلق ایراد فرمودند که مفادش اینست . ( معارف یك ماشینيست كه از آن انسان كامل وآدم صحیح بعمل می آید چون بدون وجود افراد وصحيح الدان های كامل يك جامعه ومملكت بمعارج اعلای ترقی رسیده نمیتواند پس وظیفه هر حكومت ملی است كه برای تهیه لوازم این ماشین وروغن كاری چرخهای آن مصارف لازمه را متحمل گردد ) وباز بطرف طلاب معارف متوجه شده ایراد فرمودند : (شما باید بدروس وتعليمات خود جدانه مصروف وساعی باشید زیرا آتیه مملكت بدست شماست امروز اگر چه طفل گفته می شوید ولی فردا مردها وده زما، امور مملكت را بدست خواهید گرفت امر وز چشم امید من وجامعه ملت بطرف شما نگرانست باید حیات خود را باندازه تزئین وتثقيف نمائید که امید من وجامعه بهدر نرود ) بعد از این ارشادیه مختصر وجامع اعلیحضرت - طلاب معارف بيكرار سه بار : ( زنده باد اعليحضرت معارف پرور ترقى خواه !) جواب داده پراگنده شدند . بعد از تکمیل این حصه رسمیـات (گاردن پاتی ) كه از پیش تهیه دیده شده بود شروع شده اعليحضرت غازی باتمام اهالی معارف از قبیل اساتذه و متعلمین ومختصری از مأمورین وزارت مشغول صرف چای وشیرینی شدند و روز با مسرت تمام باخر رسید . رئیس فیصله منازعات تجاریه آقای غلام حیدر خان خلف جناب سردار عبد القدوسخان صدر اعظم من حیث سمت رئیس فیصله منازعات تجاريه منظور و منصوب شده اند . انس ان عهده عالیه آقای موصوف را تبريك گفته از خدای متعال برای شان توفیق می خواهد ، تا در امور آن ریاست نظم و نسق بهتری بدهند . ترفیع در وزارت جلیله مالیه اشخاص ذیل از طرف حكومت متبوعه بترفیع و تزئید معاش نائل شده اند :
( شماره٤ و ٥ و ٦ ) ( ۱ ) ص محمد رضا خان مامور تحریرات میمنه مقرر گردیده است خانه تحویل میدهد تا محصلین آن از هر ترفیعاً مدیر تحریرات اداره : به آقای موصوف که از جمله ( ۲ ) ص محمد حسین خان مامور اوراق جوانان با اخلاق است تبريك عهده جدید از امسال تسهیلات زیادی با بعضی امتیازات جا بسهولت بمكتب رسیده بتوانند . سر ترفیعاً مدیر اوراق شان را گفته از خدای متعال برایشان توفیق جهت شاگردان این مکتب تعیین شده خدمت با صداقت را میخواهد . ( ٣ ) ص محمد اسلم خان مامور محاسبه است تا اشخاصی که ذوق شمولیت مکتب شعبه دوم وزارت ها مدیر شعبه مذکور ص میرزا محمد شفیع خان مامور مالیه آبو گرد مذکور را دارند و نویسنده و خواننده ( ٤ ) ص عبد الغفور خان مامور محاسبه که در خواست تبدیلی خود را نموده بود باشند داخل مكتب مذکور گردند. شعبه اول وزارت ها مدیر شعبه مذکور عوض او ص محمد سعید خان مقرر گردید مكتب زراعت برای اشخاصی که در آن ( ٥ ) ص محمد حسن مامور محاسبه دوائر وهكذ ص كل محمد خان بماموریت مالیه اخذ تعلیم مینمایند فوائد زیادی را دا را مستقل ترفیعاً مدیر شعبه مذکور ( ٦ ) ص محمد سرور خان مامور محاسبه خوست مقرر شده . در وزارت داخله است و این فوائد ذيلاً تحریر میشود : ۱ - برای هر شخص فیاه سی افغانی ولايات كابل ترفيعاً مدیر شعبه مذکور ( ٧ ) ص میر امام الدینخان مامور محاسبه سید غلام حسين خان علاقه دار تاله و نقد داده خواهد شد که برای خوراکه و ضروریات خود صرف کند . قند هار وهرات ترفيعاً مدیر شعبه مذکور برفك برطرف وعوض آن محمد اعظم خان ۲ - کسانیکه خانه های شان دور مقرر و تعیین گردید . ( ٨ ) ص محمد عثمان خان مامور محاسبه مزار وقطغن ترفيعاً مدیر شعبه مذکور در وزارت تجارت میباشد اجازه دارند که در مکتب اوقات ( ۹ ) ص عبد الرحيم خان مامور محاسبه تاج محمد خان جيل السراجي بيا. و ريت خود را نگذرانند و برای شان جای مشرقی و میمنه ترفیعاً مدیر شعبه مذکور گمرک غوری بند مقرر شده است خواب داده می شود . ( ۱۰ ) ص محمد هاشم خان مامور محاسبه حاکم کوچی مصارف ترفيعاً مدير شعبه مذکور ص ، ملک رحم دل خان عضو مجلس فني و خوب تر زرع نموده ازان به نسبت ( ۱۱ ) ص میر آقا خان مامور محاسبه اعیان بحکومت درجه اول کو چی دیگر اشخاص زیادہ تر حاصل میگیرند ۳ - سفری مکتب زراعت بعد از فراغت تحصیل البته زمین خود را بطریق جنوبي وفراه ترفيعاً مدير شعبه مذكور احمد زائی مقرر شد . و مرض های غله جات و درختها را مقرری ها ص ميرزا نور احمد خان پسر حاجی چون تعلیم زراعت برای وطن بسیار می نمایند و تربیه حیوانات را نیز بخوبی دانسته شایقین ترقی زراعت بخوانند فهمیده رفع آن امراض را بطریق فنی میر احمد خان بما موريت مالیه لغمان مفيد بود و هم اکثر اهالی وطن عزیز طریق خورا که دادن و معالجه نمودن و محمد یعقوبخان بخزانه داری مزار شریف امراض حيوانات خود را خواهند داشت. ما زراعت کار میباشند ، بنا بران حکومت مقرر شده اند. اطلاع تازه حاکی است که متبوع ما وزارت معارف را مامور بر آن چون تربیه خانه جدید حکومتی نیز نزديك ص میرزا محمد اسلم خان، امور محاسبه شعبه نموده که ترویج معلومات فنی زراعتی مكتب زراعت واقع است ، بنابران وزارتهای وزارت مالیه حسب پیشنهاد وزارت می نماید ، يك مكتب زراعت برای این طلبا می توانند که در آنجا تربية عملی ماليه از حضور ج ، ع ج والا حضرت صدر کار در دار الامان بوده حال وزارت معارف حيوانات را دانسته حاصلات حيوانات اعظم صاحب بسرشته داری حکومت اعلی مكتب را تقریب ده مرنگ بجوار دهقان شان زیاده تر گردد .
(صفحه ۱۹) (شماره ٤٦ و ٤٧) (مجلد پنجم) ٤ - اشخاصی که شایق زراعت زمین هستند برای شان بعد از فراغ تحصیل يك اندازه زمین از طرف حکومت داده خواهد شد تا زراعت آنرا از قرار معلومات خویش نموده منافعه حاصل آنرا خود شان بگیرند . ٥ - طلبای مکتب زراعت بعد از سه سال تعلیم بشرط کامیابی از طرف حکومت مامورات زراعتی مقرر گردیده ماموریت های مناسبی را احراز خواهند کرد . بنا بر صورت های فوق بر اشخاص فهیم شش گروهی و غیره امید میرود که بچه های خود را که نوشتن و خواندن را خوب بدانند داخل مکتب زراعت نمایند زیرا برای خود آنها فوائد زیادی دارد حکومت متبوعه ما همه وقت طالب بهبودی و برتری ملت خویش میباشد لهذا به تمام حصص افغانستان خصوصاً زمین دارهای بزرگ توصیه می شود که اگر میل دارند و بتوانند ، علی العجاله اولاد شان آمده داخل مکتب زراعت شوند . نمایش عسکری روز ( شنبه ۲۰ حمل ) در میدان طیاره نمایش بزرگی از تمام قطعات عسکری مرکز از قبیل پیاده ، سوار ، توپخانه تانك وغيره بعمل آمد این نمایش از هر حیث موجب مسرت و خورسندی دوستان و هوا خواهان این خطه اسلامی بوده ترقیات شاندار عسکر افغانستان را خاطر نشان می نمود . خبرهای خارجی خبر های تاس چین و جاپان مسکو اول اپریل از شانگها به قرار اخبارات روز نامه های خارجی ، اطلاع میدهند که تشکلات ضد جاپان عملیات خود را تجدید نمودند بر دکان های چینی ها در بعض از نواحی مسکونه ، پکتینک های مقرر نموده شد . پکتینگ ها به تجار اطلاع داده اند که اگر به مغازه های آن ها مال جاپانی یافته شود ، تمام مغازه ضبط خواهد گردید . قرار اطلاع دوایر چینی ، این اطلاعات از منابع جاپانها خارج میشود . چون مقصد جاپانیها اثبات بی گناهی بودن وضعت خود شان در کنفرانس صلح و انسداد بایکاتی است که هر روزه بر خلاف جاپانیها توسعه مییابد . مسکو اول اپریل : از شانگهای اطلاع میدهند که با وجود مذاکرات صلح ، در بین قشون چین وجاپان هر روزه مصادمات واقع میگردد ، مصادمه شدید در هوانعا او تایپینگ واقع شده است ، در آنجا جاپانیها بتوسط ماشیندار ها بر قشون چینی آتش شدید نمودند . جاپانیها در ایوخ قشون جدید فرود آوردند در مذکرات جاپانیها اصرار دارند که قشون آن ها از خطوط جاپانی، تستر پانوان واو سون عقب تر نرود درعین زمان به دوایر رسمی چنین اشاره میرود که حکومت نانکين شرایط جاپان را قبول نموده است ولیدر های عالیحده کومیندان ها به پروتیست های ربا کارانه خود بر خلاف مطالبات جاپان مداومت دارند مسكو ٦ اپريل شانگهای اطلاع میدهند که با وجود اطلاعات وسیع خصوصاً بنمایندگان مجمع ملل که موافقت در کنفرانس حاصل کرده خواهد شد ، شبیه عملیات نظامی طرفین بيك پیمانه وسیعی جاری است . ریاست ارکان حربی اردوی ۱۹ به تشکیلات عمومی مراجعت نموده خواهش قوری ٤٤٠٠٠ ماسک ضد گاز را برای اردوی خود نموده است . مسکو ٦ اپریل : از شنگهای اطلاع میدهند که با وجود مذاکرات « صلح » قشون طرفین مشغول به استحکام وضعیت خود ها هستند ، بین دسته جات پیشدار طرفین در خطوط محاذ ایوخی وتیا نسیان آتش باری جاریست ، قشون چین بطول نهر تسز یانس مجتمع گردیده مشغول تهیه استحکامات قوای می باشند قوای اصلی اردوی ۱۹ به اطراف کونشان وقوای امدادیه به اطراف سوچرواو وسی موقع گرفته اند قشون جاپانی خطوط دوم استحکامات خود را که الی دسون امتداد دارد به اتمام میرسانند .
صفحه ۲۰ (شماره ٤٦-٤٧) مجلد پنجم مسکو اول اپریل : از مانچوری اطلاع میدهند ، که حکومت جدید مانچوری از سر عسکر جاپانی فرستادن ۲۰۰ نفر منصبداران جاپانی را برای تعلیم قشون مانچوری و هم چنین معلمین برای تعلیم پولیسهای مانچوری خواهش نموده است . شرایط موافقه چین با جاپان مسکو اول اپریل : قرار اطلاعات آخرین حکومت نانکين نفاق خود را در باب امضای موافقه با جاپان بشرايط ذیل ظاهر نموده است ، قشون چینی الی عقد موافقه آینده ، در مواضع اشغال شده خود خواهند ماند . قشون جاپانی الی خط منکوله که قبل از واقعه در آنجا بودند ، عقب خواهند رفت ، با وجود این سببیکه تعداد قشون جاپانی بسیار زیاد اند و سکونت آنها در مواضع قديم امکان ندارد . بعضی از حصص جاپانی در موضوع همسایه های همان موضع که به قوماندانهای نظامی جاپانی ها داده شده است سکونت اختیار خواهند نمود . برای نظارت تعدیل شرایط مذكوره يك كميسيون مختلطه از نمایندگان چین ، جاپان انگلستان متحده آمریکای شمالی و فرانسه تشکیل خواهد گردید . حکومت چین اظهار میدارد كه يك دسته پولیس تحت رهنمائی افسران خارجی تشکیل نموده خدمت پولیس را در ایالت تخلیه شده به ایشان سپرده خواهد شد . مسکو اول اپریل : از توکیو اطلاع میدهد که وزارت امور خارجه وضعیت کنفرانس شنگهای را یاس انگیز میداند زیرا وضعیت شنگهای و شهرهای دیگر چین سد پیشرفت مذاکرات با نمایندگان نانکین نمیگردد . حکومت مانچوری اعلان نموده که اداره عائدات نمک در مانچوری بتصرف حکومت مانچوری خواهد آمد ریوتر ٢٦ الی ٢٨ مارچ : انگلستان و ایر لند دبلین (پایتخت ایرلند) براثر اعلاناتيست که مراسم روز یکشنبه جشن شانزده هم سال جمهوریت را اشعار می کند . عسکر جمهوری ایر لند و جمعیت های دیگری که در حکومت ( کا سکراو ) ممنوع قرار داده شده بودند برای مراسم مخصوص تهیه می بینند . اعلانات مذکور مردم را تحریص می نمایند که با انگیزا طوری بر طانیا قطع علاقه نموده يك جمهوريت خالص ایر لند را اقامه نمایند . حکومت حرت مذکره در طرف حوادث میکنه جلسه نموده است . مگر تا بحال اقدامی در باب جلو گیری از تظاهرات ننموده است . ما مول است که امروز ( یکشنبه ) هزار ها نفر متظاهرین در موقع مراسم سالیانه از انقلاب ۱۹۱۶ در بین کوچه های شهر جهت اظهار احترام باشخاصیکه در طی دوره حیات های خود را جهته تائید استقلال ایر لند باخته اند بصورت نمایش گردش کنند . داشته شده است که متظاهرین به هیچ صورت از طرف عسکر ایرلند مزاحمتی نه بینند . حکومت فکر دارد اجازه بدهد که طرفداران جمهوری ایرلند دل خود را خالی کنند . تظاهرین با خود اسلحه نخواهند داشت اگر داشته باشند هم بنابر رعایت موافقت پرمز او رفقای خود فیر تفنگ نخواهند نمود . خبر ما بعد حاکی است که : موافقت نموده شده است که متظاهرین اسلحه نه میداشته باشند . ولی مجراین علامت فارقه هزار ها نفری که در اتهام حسی اجتماع میور زند از همه جهات به غندها و کندکها و تولی های عساکره نظمی مشابهت خواهند داشت که در تحت صاحب منصبهای صحیح با بیرق ها و علم ها و موزیکه نوازان گردش کنند . و فعلاً در بین بحران سیاسی خوف و هراس که به نسبت افعال و وقوع حوادث در اثنای اجرای مراسم وجود داشت از مخیله ها برون رفته است گردش طرفداران جمهوریت در بین شهر بارا می و با نظم مکمل آمد و هزار ها نفر جوانان در مظاهره حصه گرفتند دسته های موزیکه با ایشان همراه بود و ترانه انقلاب را می نواخت به غیر از سواره مددگار و عسکر جمهوری و جوانان دیگر کسی لباس رسمی در بر نداشت و هيچ يك از اعضای حکومت در مظاهره حصه نگرفتند . تذکار ترجمه که تحت قانون و اختراع در صفحه ۸ لی صفحه ۹ طبع شده بقلم آقای عبد الرشید خان مخبر التي است .
صفحه ٢١ (شماره ٤٦ و ٤٧) جلد پنجم از هر طرف اهمیت چین در دنیای اقتصادی - ٢ - و تجارت خارجی آن تماماً بدست اجنبی ها بود : جهازات بحری ، اطاقهای تجارتی ماورای بحری ، بانکها موسسات پنبه ، خطوط آهن ، معادن مهمه همه بدست خارجی ها بود . هیچ يك از جهاز بحری وجود نداشت و ندارد که بیرق چین را بدیگر حصص زمین ببرد چنانچه هونکونگ که مستعمره انگلیس است بعد از نيويارك بزرگترین بندر دنیا و مرکز تجارت خارجی چین میباشد ، در سنه ۱۹۲۹ تقریباً ۱۵۰۰۰۰ چهاز هر رقم با ٢٣٥٤٠٠٠٠ تون وارد بندر مذکوره گردیدند در حالی که در نيويارك ٣١١٥٠٠٠٠ تون و ٢٢٦١١٠٠٠ در لندن ، ٢٢٤٢٦٠٠٠ تون در همبورگ وارد گردیده است . واردات چین در ۱۹۳۰ بحساب تیل چینی بالغ بر ( ٩٤١٠٨٤ ) هزار میباشد و صادرات آن در همین سال عبارت است ( ٦٥٧٥١٩ ) هزار تیل ( پول چینی ) است . و معلوم است که صادرات چین بدون ابریشم و انسجای دستی اکثراً محصولات زراعتی میباشد . تجارت خارجی چین خصوصاً واردات آن تا به ۱۸۹۰ تنها بدست انگلیس ها بوده و واسطه توريد هم جهازات انگلیسی بود . لاکن بعد ازان درین چهل سال اخیر قطعی تبدیل گردیده یعنی چند سال می شود که جاپان انگلستان را پس پا نموده احصائیه واردات چینی از ممالك خارجه در سال ۱۹۳۰ قرار ذیل است : از المان - ١٥٠ مليون مارك از انگلستان - ١٢٩٤١٦٢٣ پوند از حکومت متحده امریکا ١١٢٣٧٨٠٠٠ دالر از جاپان - ٤ ر ٢٩٩ مليون ين ( پول جاپانی ) از بلژيك - ٢٥١٢١١٠٠٠ فرانك از فرانسه - ١٦١٦٠٠٠٠٠ فرانك نسبت نزول حالی چین در اقتصاد تجارت دنیا ، آینده آن در اقتصاد دنیا مهم تر است . زیرا ، توسعه صناعت مملکت به واسطه اقدامات شخصی و سرمایه چینی و دوایر حکومتی روز بروز در تزاید است و خاصیت تکامل مذکوره اینست که از طرف خود چینی ها اداره می شود . در بنها در و اطراف آن ، بهر جای کار خانجات صناعتی چینی ساخته شده است و در نظر گرفته و کوشش دارند که علاوه بر حوائج ضروریه مملکت در بازار های شرق و جنوب آسیا برای محصولات صناعتی خود خریدار پیدا کنند . و بدین وسیله واردات صناعتی خودرا تنزیل و صادرات را تزئید نمایند . از ٢٥ سال باینطرف ترقیات شایانی راجع به صنعت پنبه ( نساجی ) در چین بعمل آمده است ، مثلا : در ۱۹۳۰ علاوه بر چهل و شش کار خانه های نساجی خارجه ( ٤٣ جاپانی و ۳ انگلیسی ) دارای ( ١٦٤٢٦٨٠ ) چرخه ، ۸۹ کارخانجات چینی با ( ٢٣٢٦٨٧٢ ) چرخه موجود بود که در ۱۹۲۹ تماماً ( ٢٢٥٦٤٢٣ ) بارنخ پنبه و ١٤٧٧٩٥٢٨ پارچه پنبه تولید نموده اند . و نیز حکومت چینی توسعه اقتصادی چین را در پروگرام خود داخل کرده و توسعه خطوط آهن ، سرکها ، بنادر فابریکات و استخراج معادن و دیگر ترتیبات اقتصادی را در نظر دارد . و درین هیچ شکی نیست که اگر چین از غشاشات و انقلابات داخلی فارغ کرده و امنیت و آرامی در مملکت حکم فرما شود ، چین خیلی ترقی خواهد نمود . ترجمه از مجله « وخ » برلین : ( میر عثمان ) احصائیه از سی وچار قرن باینطرف اگر بتاریخ دنیا نظر شود ، معلوم میگردد که حصه بزرگ آن به مناقشه ها وجنگ های متواتر گذشته است . و این نظریه ایست که جمعیت قانون بین الملل که مرکز آن در امتيازات امريك میباشد ، شایع نموده است . طوریکه جمعیت مذکور بعد از تدقیقات وتتبعات زیاد میگوید ، ظاهر است که از مجموع ٣٤٢١ سال ٣١٥٣ سال آن
صفحه ٢٢ ( شمار ٤٧,٤٦ ) مجلد پنجم به منا قشات وجنك صرف شده است . یعنی بعد از يك تفریق ساده معلوم میکردد که تنها ٢٦٨ سال آرامی وصلا حیت در دنیا بوده . طبعاً این بسیار قليل وضئيل است . اگر چه از طرف ملل نسبت به صلح وامنيت قصوری نشده است ، زیرا ٨٠٠٠ معاهدات صلح ما بين دول انعقاد یافته و هر كدام آن معاهدات صلح دائمی بوده است ، ولی بد بختانه از همه آنها صرف نظر شده ، وهيچ وقت امنيت وصلح زياد از دو سال دوام نه نموده . ضعف وقوي : چینیها با وجود محله مدهش وقوه عظیم ایشان و یورش تانکهای جاپانی در شانگهای مقاومت می نمايد . بنا برین چندی قبل جا پانی ها ذریعه لی ما تم از چینی ها خواهش نموده بودند كه باندازه ٢٠ کیلومتر از خاك موروثی و پدری خود ها عقب بروند . در حاليكه پنج کیلومتر هم برای تسکین خواهشات امپریالیستی اش کفایت می نمود . چرا ؟ ازین جهت كه ژاپونیهای در مقابل خود دفعتاً خلاق توقع عسكر منظمی را یافتند؟ نه راه گیر ها و دزدها را . البته سوال خواهید کرد که در بین راه کیر وعسکر منظم چه فرق است ؟ فرق اینست كه يك عسكر مغلوب راه کیر ودزد می شود، وراه کیری که استقامت و شجاعت نشان داد عسکر می گردد . تا چند روز قبل در نظر دنیا چینی ها مجسمه وحشت وبى نظمى و ژاپو نيها دارای توپ های ثقيل وميترا يوز وتفنك های گونا كون انتظام وتمدن را جلوه میدادند . و حالا ديده می شود که به توپها و میترا یوز های ژاپو نیها چنی ها مقاومت نموده وجواب میدهند . و همان اشخاص چینی ها را قبلا بنظر تحقير ديده وغير منظم میدانستند ، امروز تقدير می نماید . زیرا ، همین چینی های که قوت واستقامت را نشان دادند ، مداخلت مجمع ملل را نیز امپتریالیم نمودند . البته بعضی ها خواهند گفت که چون کسی از خود مدافعه کرده نتواند بدیگری توسل جسته خواهش كمك می نماید . نی ، این چنین نیست . واقعات محسبه ثبوت نموده که چینی ها مداخلت مجمع ملل را بنابر خوف خود نه طلبیدند ، مؤلف : ا، پلاتيه فر انسوى ( پدر و پسر ) کاتران « آقای كوك من أيام مسابقه را یاد نکردم برای اینكه تبريكات لا یقی بشنوم ... در شالوی لوندل يك شب بیشتر از محاربه ( ژیپاپ ) بوده که من بلانش دولا ولين را كمك نمودم تا از ظلم پدرش و آن ازدواج منحوس استجباری بلکه ایشان بعهدا لیت و دانا تی شربت معتقد بودند ، واين يك پند لمدن حقيقي بود كه بها دادند . ( از جراید خارجه ) گدای متمول بوزن ـ در « بريكسن ، كدائی موسوم به ( ح پنو منو نيج باسه ) كه از اهالی ( رين ) بوده ومدتها در ( بریکسن به شغل كدائى اشتغال داشته اخيراً فوت نموده ومبلغ يك مليون ونيم ليرا وجه نقد باقی گذاشته است . این قضیه باین ترتیب آفتابی کردید که شارژ دفر چین مقیم رم هیئتی را برای تصرف ارث مزبور مامور ( بريكسن ) نمود . كدای متوفی در وصیت نامه خود دولت چین را تنها وارث خود معرفی نموده و مخصوصاً دستور داده است که دولت چین بایستی این مبالغ را برای پیشرفت نهضت خود بر علیه مطامع دول ار و پائی مصرف برساند . ( اطلاعات ) (٣١) مترجم : حبیب الله طرزی مادام سان ژین از فصل نیز دهم نجات يابد . حال ماد موازل كجاست وچه شده است ؟ نیپر گن « بلانش زن من است » . کابران « بشنيدن این خبر خیلی ممنونم هر حیثیتی که امروز دارم همه از طفیل مربيه من است و خوش بختم که توانسته ام يك حصه رقرض خودم را ادا کنم . ولى بد بختانه باز هم بحرث يك مستعين آمده ام.
صفحه ٢٣ ( شماره ٤٦ و٤٧ ) مجلد پنجم کونت ! چون امیدی به او داده نمی توانست خاموش ماند کاترین « بیاد دارید که در دفعه آخرین برای چه در خط حرب آستریا آمده بودم » نیبرگ « کاملاً بیاد ندارم » کاترین « وقتیکه در دهم اگست به دكان من زخمی افتاده بوديد يك وعده متینی با ماد.موازل بلانش بسته بودم » نیبرگ « آه بیادم آمد ! وعده کرده بودید که طفل ما را در ( لرنهاب ) بمادرش برسانید ! يكا ديدن این زخم کوشش نفرمائید . این زخم هیچ التیام پذیر نیست . از حال بامن صحبت بفرمائید از پسر غریب مفقود شده ام بمخفی بیان نیاورید » . کاترین « برای اینکه از حال صحبت کنیم باید از ماضی هم چیزی بگویم » . نیبرگ « طفل بیچاره ما غلباً در زیر خرابه های مشتعل قصر لونفال ضایع گردیده خواهد بود ؟ بهر صورت زنده نیست » . کاترین « اینرا چطور میفهمید » نیبرگ « این را از زبان نو کر بارون لوندال منحوس ( لیونارد ) که در بستر مرگ افتاده بود شنیدم » کاترین « ولی طفل از زیر خرابه های شاتو نجات یافت وهنوز زنده است » نیبرگ « اه خدای من ! آیا این حرف راست خواهد بود » کاترین بطرف لار یولت اشاره کرده گفت « من با این مرد دلیر او را از خرابه ها صحیح و سالم بدر آوردیم » نیبرگ ، که از خوشی بیلمرید گفت « حال کجاست و چه می کند » . کاترین « بزرگ شده. ويك افسر جوان دلیر فرانسوی به ثمر رسیده است ومقام مارا بر خود دارد » نیبرگ « در حالیکه نگاه متحسس خودش را بر روی کاترین دوخته بود يك نعره بلندی از خوف بر آور ده خاموش ماند » . کاترین : « مسیو دو آلیبرکت آیا میگذاردید که پسرتان را یکتافی از دست رود ! » . قونسل از غم واندوه يك آه عمیقی بر آور ده گفت « بسیار بد بخت هستم پسرم را بعدازین قدرمدت بيك خارقه زنده بیابم وباز خودم او را بدست خود بکشتن دهم » . کاترین دست خودش را به دوش او نهاده گفت : « ها وا هم وقت است باید او را نجات دهی » . نیبرگ : « چه می توانم بکنم » . کاترین : « نزد قوماندان پروس برو بنام له فیور همه اسیرانیکه در آنها در اردوی فرانسه موجود است بعوض هانریوت پیشنهاد کن » . نیبرگ فائده متصور نیست ! ! حکم داده شده است و علی الصباح بوقت فجر از کثرت قلق و اضطراب حصه آخرین جمله را ادا کرده نتوانست و خاموش ماند . بعد از لحظه چندی مثلاً که فکر نجاتی بخاطر اوخطور کرده باشد قدری بخود آمده گفت « بخیالم يك طريقه نجات برای اویافتم ! اما باو را من بحیث ژنرال قونسل آستریا بحمایه خود گیرم » . کاترین « یکنفر فرانسوی را چطور تبعه آستریا ساخته می توانید » . قونسل : « بلی باید وظیفه خودش را ترک کني . وملیت پدر خودش را که يك امر طبیعی است اختیار نماید » . کاترین : « از کامپابی این پلان تان بنهایت مشتبه هم باز هم بحيث يك پدو میتوانید این پلان را بکار نمائید » . بعد ازین صحبت : تیقن اینکه نیبرگ بهر صورت باشد هانریوت را از مرگ نجات خواهد داد کاترین با میرونی برای خود ولاریولت ازو گرفته بدون ضایع وقت بطرف أردوگاه روانه شدند زیرا زیاده برین در داتزغ معطل شدن علاوه بر اینکه بی فائده بود خطرات زیادی را دربرداشت. برسیدن اردوگاه را پرو بتضل سفارت خودش را به له فیور تقدیم نموده از باعث افشای هویت هانریوت عفو آورده خواهش نمود . و بیاد شال اطمینان داد که هانریوت هیچگاه بیرق وطن اختیار یش را بخواهد گذاشت . مارشال با افکار پیچیده درهم یکتمال اضطراب ب قدم زدن شروع نمود. بعد ازچند ثانیه دفعتاً ایستاده نعره زد : « اینجنیز ها هر چه میخواهند بگویند من باید این معامله منحوسه را انجام دهم ! گومیخواهند به ایمپراطور هم شکایت کنند . واز من باید او این مسئله را بدهم » این جمله را تمام ندوته کاترین را باغوش کشید گفت « زن من هیچگاه
( صفحه ٢٤ ) ( شماره ٤٦ و ٤٧ ) ( مجلد پنجم ) پریشان مباش ؛ بر هانریوت كسي شليك كرده نخواهد توانست ! او در پناه و بام اندازة من را با خود دارم ؛ برای اینها اگر زنده ماندم (دانزخ) را امشب خواهم گرفت : فصل بیستم * استخلاص هانریوت : - در اثنائیكه له قبور تهیه حمله را بر دانزخ میدید ، كونت دو نیبرگ بطرف قصر نشيمن مارشال كال كروت بسرعت میشتافت . برسيدن آنجا هويت افسر جوان فرانسوي را اظهار كرد وتسليم فوري او را بحيث يك تبعه آستر يا مطالبه نمود . در آن اوان پروسیا خواهان دلجوئي آستريا مي بود . اگر چه در اثناء محاربه متذكره آستريائي طرفي اختيار كرده بود بازهم پروشیا امید قوي داشت كه براي مغلوب ساختن این عفریت کورسيكائي سردنيزه او را بكار خواهد داشت . موجودیت كونت دونيبرگ در شهر محصور دانزخ در چنين يك فرصت دلیل بزرگ این آرزو هاي دوستانه بود . مار شال کالنكروت برای ممنون ساختن ایلچي استر يا قبول نمود که اسیر فرانسوی را بقونسل خانه استریا تسلیم نماید تا در آنجا الى فيصله وتحقيق دعوای تابعیت معطل بماند . برسيدن قونسلخانه نیبرگ سؤالات زیادی از ها نریوت راجع به ایام طفولت او نموده خواست بفهمد که از والدین حقیقی خودش مفکوره دارد یانه ؟ جوابات مرد جوان همه صاد قانه واطمینان بخش بوده از حیات اردو حصه مختصری بیاد او بود و همینقدر می دانست که پسر خوانده يك و الدين مهربانی بود که بنام ایشان موسوم و در زیر دیوار شان سر پناه داشت . ولی حس می نمود که در آغوش پدر و مادر حقیقی خودش نمیبود . جنرال قونسل احساسات خودش را ضبط کرده گفت « بتو اطمینان میدهم که والدینی که با آغوش شان احتیاج داشتی زنده وحاضراند ترا بپو سند آیا خواهش داری آنها را به بینی » ها نريوت بايك لهجه متحيرانه وبي باکانه جواب داد « مشكل است كه از خودم احساس محبت و دوستی نسبت بوالدینی که مرا در طفولیت ترک کرده هیچگاه خود شان را بتجسس ویا معلوم کردن موجودیت من زحمت نداده اند ، توقع نمایم ! ولی اینرا میخواهم بجناب شما عرض کنم من را بکدام اشتباهی نجات داده اید ورنه من تعلقی به این لباس استر یائی ندارم و يك افسر فرانسوی ام این را گفته و لباس جز وشم استریائی را بدور افکنده نیم تنه فرانسوی را ظاهر ساخت. نيبرگ : « باید بر مادر و پدرت اعتراض بی جهت نکنی و فعلا ئیکه تو از آن اطلاع نداری باعث ترك تجسس شان گردیده .... در حقیقت دلایل زیادی موجود است که آنها ترا مرده یقین می کردند و اندوه این واقعه صدمه های زیادی به آنها وارد کرده است . امروز چون شنیدند تو هنوز در قید حیاتی بهمان لحظه شتافته ترا از پنجه مرگ یقین نجات دادند : مادرت در حالیکه از خوشی مرتعش است ترا میخواهد باغوش بگیرد ! هانریوت آیا او بی فائده انتظار کشد ومن از تو چون فرزندی رشیدی مایوس شوم . افسر جوان به بسیار زحمت اشکهای خود را بشنیدن این الفاظ پر تاثیز پدر خودش که تا حال مرد بیگانه تصور می نمود ، ضبط کرده در آغوش او در آمد و بکمال محبت فرزندی او را بوسیده گفت . « پدر عزیزم امید میکنم ، با لفاظ نا مناسبی که پیشتر گفتم مرا مواخذه نفر مائید ! زود بگوئيد ما در عزیزم را چه وقت دیده میتوانم » نيبرگ که از خوشی میلرزید گفت « همیندم » ودست او را کشیده باطاق کشی برد ، کنتس نیبرگ كه حكايه کاترین را از زبان شوهرش شنیده ود بكلى متيقن و مطمئن بود که این افسر فرانسوی هانریوت خود اوست و نتیجه استنطاق نيبرگ را با کمال بی صبری منتظر ود بدیدن او سرا پا مرتعش شده سر و رویش را به بوسه های مکرر نثار نمود بعد لحظه که جوش بوس و کنار و معانقه ها فرو نشست کـو نت گفت فر زندم هنوز هم این لباس فرانسوی را در بر داری حال باید این یونیفورمه را از خود دور كني .
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
جریده هفته وار انیس قیمت اشتراک اطراف و ولایات داخله ۱۲ افغانی طلبه معارف » ١٤ در ممالک خارجه » ۷ ۲۰ شلك ( مطبعه انیس )
[BLANK PAGE]
( شما ٤٨٠ ) مجله ٥ انیس اشتراك سالانه ١٢ افغانی محصول پوست ٢ " خارجه ٢٠ شلنگ اداره : كابل جاده ارگ مؤسس و صاحب امتياز : محي الدين مدير محمد امين خوگيانی تاسيس ١٣٠٦ ٢ شنبه ٦ ثور ١٣١١ ١٨ ذالحجه ١٣٥٠ موافقت نامه راجع به ارتباط پستی ما بین دولت پادشاهی افغانستان و اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه که فی مابین مدیریت مستقله پست و تلگراف وتيلفون دولت پادشاهی افغانستان و کمیساریات ملی ارتباط اتحاد جماهیر اشتراکیه شورا ئيه منعقد گردید چندی قبل برای هيئتی از طرف کمیساريت ملی ارتباط حكومت اتحاد جماهير شورویه ، برای عقد قرار داد پستی ، تلگرافی و راديو تلگرافی ، بين مملکتین افغانستان و اتحاد جماهير حضور بهم رسانیده بود . از طرف مديريت مستقله حکومت متبوعه ما نيز هيئتی برای انعقاد این معامله تعيين يافته بود . انجمن های این قرار داد چند بار در وزارت جليله خارجه انعقاد می يافت تا اینکه موافقه طرفين بعقد موافقه ذيل انجام يافت که ما برای اطلاع قارئين كرام بخلاصه اشاعه میگزاریم : - برای پیش رفت وترقى ارتباط پست فی ما بین دولت علیه پادشاهی افغانستان و دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائیه ، طرفین متعاهدتين اشخاص ذیل را مقرر نمودند که مطابق به فقره دوم ماده پنجم موافقت اتحاد پستی عموم دنیا منعقدۀ لندن قرارداد هذا را امضاء بفر مايند : - مديريت مستقله پست و تلگراف وتيلفون افغانستان ـ آقای رحيم الله خان مدير مستقل پست وتلگراف وتيلفون . كميساريت ملی ارتباط اتحاد جماهير اشتراکيه شورائيه ـ آقای سر برینکوف ويس كفيل مديريت مجرايه پست كميساريات ملی ارتباط ـ و خانم سر پراکوا ، ی ، ف رئيس شعبه پست اداره بین المللی کمیساریات ملی ارتباط . وکلای فوق الذكر طرفین بعد از ارائه مخابرت نامه های خود که صحیح و در ترتیب لازمه مرتب شناخته شدند بعقاد ذیل موافقت نمودند : - « ماده اول » مابین دولت علیه پادشاهی افغانستان و دولت عليه اتحاد جماهير اشتراکیه شورائيه تبادله منظم وبلا واسطه مراسلات معمولی و راجسترى يعنى مکاتیب ، پوست كاردها کاغذ های وطايفى (چاپ داتر) مطبوعات نمونه های مال التجارتى مستقر می گردد . « ماده دوم » طرفین متعاهد تین تعهد می نمایند که تمام انواع مراسلات اراتريتنى مذكره ماده
صفحه ۲ (شماره ٤٨) مجلد پنجم اول موافقت نامه هذا راجع از خاك ممالکت طرفین متعاهدتین وجه وارده از ممالکى باشد كه دولت عليه پادشاهی افغانستان يا دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائیه با آنها تبادله پست را دارا باشند ، از خاك خود عبور بدهند . تحويل مراسلات پستی براى انتقال ترانزیتی مطابق مقررات فصل اول ماده اول نظامنامه اجرائیه ملحقه به معاهده اتحاد پستی عموم دنیا براى پسته هاى سرباز و یا سر بسته مى باشد . ( ماده سوم ) تبادله پسته طرفین متعاهدتين در نقاط سرحدی ذیل اجرا خواهد شد : ـ نقاط سرحدی در خاك دولت علیه پادشاهی افغانستان : ـ قره تپه ، پته كيسر نقاط سرحدی در خاك دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائيه : ـ كشك شوروی و تر مز . ( ماده چهارم ) حمل و نقل پوست ما بين نقاط مر بوطه سرحدی تبادله پست متذکره ماده سوم موافقت هذا ، از پته كيسر الى تر مز و از قره تپه الى كشك شوروی باوسايل و مصارف مقامات پستی دولت علیه پاد شاهی افغانستان از تر مز الى پته كيسر و از كشك شوروى الى قره تپه با وسايل و مصارف مقامات پسته دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائيه اجرا خواهد شد . ( ماده پنجم ) مبادله مراسلات و هم چنين محاسبات مقابله طرفین متعاهدتین بر اساس مقررات معاهده اتحاد پستی عموم دنیا و نظامنامه اجرائیه آن که مربوط به تبادله مراسلات مذکوره و طرز اجراى محاسبات آن میباشند ، اجرا خواهد شد ( ماده ششم ) برای اجرای تصفیه محاسبات از ترانزیت مراسلات ( ۱ ـ برای مکاتیب و پوست کارد ها ۲ ـ ـ برای کاغذ های وطاقی مطبوعات نمونه های مال التجاره ) که از خاك ممالك طرفين متعاهدتين عبور مینمایند اساساً مسافه های ذیل قبول می گردد : الف : خاك دولت علیه پادشاهی افغانستان : برای حساب پرداخت مبالغ ترانزیتی مراسلات که از خاك دولت عليه پادشاهی افغانستان عبور داده شوند ، مسافه کمتر از ۳ هزار کیلومتر به حساب گرفته می شود . ب : خاك دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائيه : ۱ ـ برای مراسلات به ایران ، ترکیه چین غربی کمتر از ۳ هزار کیلومتر . ۲ ـ برای مراسلات به پولند ، لاتو به استونیه ، فنلاند ، زیاده از ۳ هزار کیلومتر ولی کمتر از ۶ هزار کیلومتر . ۳ ـ برای مراسلات به منگولیا زیاده از ٦ هزار كیلومتر ولى كمتر از ۹ هزار کیلومتر . ٤ ـ برای مراسلات به چین شرقی جاپان و ممالک ما ورای آن ها بشرطیکه مراسلات از راه خاربين ، كوان چنز فرستاده شوند زیاده از ۶ هزار کیلومتر ولی کمتر از ۹ هزار کیلومتر . اگر مراسلات از راه و ولا دى وستك ، فرستاده شوند ، زیاده تر از ۹ هزار کیلومتر ماده هفتم دوایر پستی سرحدی طرفین متعاهدتين در مسایل راجع به استفسار و یا استحصال معلومات مکاتیب مفقوده و غیره وقایع متعلقه به تبادله پستی اداری شان حق مکاتبه بلا واسطه را با دوایر پستی سرحدی طرف مقابل خواهند داشت . ماده هشتم مکاتبه وظایق بین ادارات مرکزی طرفین متعاهدتين بزبان فرانسه و بین مقامات تبادله پست سرحدی بزبان فارسی و روسی اجرا خواهد شد . ماده نهم جوالهائيكه دران ها مراسلات حمل و نقل می شوند باید مضبوط و سالم باشند و با بست اول به مملکت مرسل آن مسترد شوند . ماده ده هم محاسبات بین ادارات پستی طرفین متعاهدتین با فرانك طلائى ترتیب و سنجش شده و پرداخت آن بعد از هر سه ماه در معادل فرانك طلائی با ارض بكائی خواهد بود . ( بقیه در صفحه ۹ )
صفحه ۳ (شماره ٤٨) ( مجلد پنجم ) اجمال اجرای مراسم عید سعید اضحی در کابل ترتیبات این عید نسبت به اعیاد سابق بسیار عالی و نظر ربا بود چیزیکه زیاده تر بر مسرت اهالی می افزود همانا ملاحظه عسکر نادرشاهی بود که اهتزاز پرچم های اسلامی و آواز موزيك نظامی وقیافه های جذاب شجاعت توام افراد عسکری هر بیننده را بتهیج آورده يك جهان فرح وامید می بخشید درین اوان که عسکر ها یکی دیگر در مسجد مشغول موقع گرفتن هستند مامورین ملکی الی درجه روسا ومدیران عمومی و تا فرقه مشران از اراکین نظامی که قبلا" وزارت جلیله در بار برای صرف ناشتا و شرف شمولیت موکب رسمی تا عید گاه واز آنجا الی سلامخانه هدایت داده بود بساعت معینه در سالون مخصوصه قصر دلکشا اجتماع نمودند و نیز ازطرف وزارت دربار توسط وزارت جلیله خارجه بعموم هیئت سیاسی دول معظمه مقیم کابل اطلاع داده شده بود که قرار اصول جاریه اعیاد سابقه پیش از نماز عید بحضور اعلیحضرت جهت انجام مراسم عید مذهبی افغانستان حضور بهم رسانند لذا عموم هیئت سفرا وارد قصر شده بشرف ملاقات اعلیحضرت همایونی واصل و شيخ السفر خطابه ذیل را از طرف خود و هم قطاران محترم خویش قرائت نمود . نطق شیخ السفر بحضور شهریار افغانستان اعلیحضرتا ! شرف دارم که امروز بحضور اعلیحضرت شما ، و هم ملت افغان ؛ تبریکات صمیمانه همقطاران محترم و همچنان از شخص خودم را بتقریب عید سعید اضحی تقدیم دارم . در این روز ، سعادت و تعالی افغانستان را خواسته اجازه می خواهم که بحضور اعلیحضرت شما آرزو های صمیمی خود مانرا برای صحت و سلامت اعلیحضرت که بنابر کار های عالی شان و هم بهبود ملت افغانستان ضروری وحتمی است ، تقدیم دارم . نطق جوابیه اعلیحضرت پادشاه افغانستان « جناب شيخ السفر ! » « از تبریکات صمیمانه و احساسات خالصانه شما و همقطاران محترم شما اظهار ممنونیت می نمایم » . « امید وارم که جناب شما و همقطاران محترم تان در مملکت عزیر ما بخوشی و مسرت زیست نمائید ! » بعد از تبادله این نطقهاي و ترخیص هیئت سفراً از حضور و فراغ مامورین ملكي ونظامي از صرف ناشتا موکب هما يوني جاده پیماي صوب عیدگاه گردیدند . قراریکه مشاهده شد در مقدم موتر همايوني يك قطعه از سواران مخصوصه کارد شاهي و يك فيل که در حوضه آن امام حضور نشيمن داشت در حرکت وباموتر مخصوص اعلیحضرت یاورهاي حضور سواري اسپ وعقب موتر يك قطعه از سواران با علم مبارك بودند وعقب اين موتر نمبر ٢ ويك قطعه سوار وبعد آن موتر نمبر ٣ وامير ٤ بهمين ترتيب منظم که هر بیننده را يك عالم فرح وانبساط مي بخشيد بصحن عیدگاه توسل و ذات هما يوني پياده شده براي چند دقیقه در بارگاه که برابر دروازه مسجد نصب شده بود جهت وصول سائرين توقف فرمودند بعد ازینکه عموم مامورین رسیدند ذات شاهانه از بارگاه بداخل عیدگاه حرکت فرمودند و به مجرد وصول بقرب قلب صفوف عسكري حسب قومانده ع ، ج امانشان والاحضرت سپه سالار سردار شاه محمودخان غازي وزير امور حرب که بعسکر اعطا شد مراسم تعظیم بجا ودر هر دقیقه موزيك غريو «عمر دریشه پادشاه » » بآسمان رساندند . پس از ختم مراسم تعظيم وبعد از فراغ نماز وقرائت خطبه که از طرف خطیب ایراد شد ذات شاهانه قیام فرموده با حضار مصافه فرموده سروردي عموم مردمانی که بشرف دست بوسي شان نائل مي شدند مي بوسيدند . گرچه نماز و خطبه بساعت ۱۰ نیم ختم شد ولی این مصافه و ایذال عواطف شاهانه الي ۱۱ دوام کرد وذات شاهانه دروقت خروج با عموم بكلمات مختصر و جامع عید مبارکی
مجلد پنجم (شماره ٤٨) صحفه ٤ کرده و از طرف عسکر دوباره بقرار قومانده علی الماج با وزیر صاحب حربیه غازی مراسم تعظیم اداء گردید و درینوقت اعلیحضرت بوزیر صاحب حربیه امر دادند که میخواهیم با فرزندان عسکری ام عید مبارکی کرده سر و روی شان را با غوش شفقت خود بگیرم امر دهید تا از هر فرقه و صنف يك يكنفر وکیل شان حاضر شوند ، این امر فوری اطاعت و از هر فرقه يك يكنفر حاضر و پس از دست بوسی قوماندان معظم خود مهدا نه مرخص می شدند . بعد از فراغ این عید مبارکی تکراراً به همان خرگاه تشریف برده بتعدد از چند دقیقه هدوکب همایونی مثل اول بسلا حخانه عودت فرمودند . بعد از مواصلت اعلیحضرت بمنزل مخصوص سلا حخانه و احضارات عموم مدعوین ساعت ١١ نیم اعلیحضرت وارد سلا حخانه شده پس از ملاطفت و مهربانی که باحضار فرمودند بر فراز تخت رفته خطابه ذیل را ایراد فرمودند . نطق تبریکیه ذات شاهانه «عزیز انم » اولاً خدای متعالی جل شانه را سپاس بگوئیم و بروح صاحب شریعت درود و ثنا میفرستیم که ما را بجزء مومنان و امت ناجیه گردانیده است . این عید بزرگ هدیه کبری ذات اقدس الهی و یاد گار قربانی ابراهیم خلیل است که فرزند عزیز ش را برای مصالح ملی و اجتماعی قربان کرده و در شریعت اسلامی مقام بلند یرا حائز شده است ، مسلمین جهان بیاد گار همان قربانی پیغمبر محترم باین روز مبارك قربانی میکنند ، اجتماع و محبت می نمایند و در همین روز مسلمین از تمام ممالک در مرکز توحید یعنی مکه معظمه با هم جمع آمده بامر خدای متعال بقربانی و ادای مناسك حج و احکام دینی و ابراز عواطف با همی می پردازند . « خدای توانا را شاکریم که برای من و حکومت مان توفیق عنایت نمود تا يك نماینده افغانستان بدینتی و زیر در بار را جهت ادای فریضه حج و تعمير يك حاجي خانه در ان جا ار سال دارد عمارت مذکور نه فقط اسباب راحت حجاج ما را تأمین نماید ، بلکه برای همیشه نام وطن ما را دران خاك مقدس نماینده گی می کند » « فی الحقیقه امر رو بزرگتر بن روز یست که وسایل ارتباط و تندید مناسبات بین مسلمین هر ناحیه در آن محا ئماً با فرا هم و آنها را به محبت و اطلاع از حال همدیگر دعوت می نماید امروز حجاج با نماینده های ممالک اسلامی در آن سر زمین مقدس یادی از جلال وعظمت گذشته اسلام خواهند نمود ، وبياد خواهند آورد که قرآن عظیم الشان الهی برای رهنمائی و سعادت بشر در آن خاك پاك نازل شده است . » « امروز ما نیز باید بنوبه خود یاری ازین مفاخر گذشته کرده و فکري بوظیفه وتکالیف موجوده و آینده خود بنمائیم عروج ممالک اسلامی خصوصاً افغانستان در قرن ( ٥ و ٦ ) اسلام معلوم و شواهد و آثار برجسته آن تا اکنون در همه اقطار مملکت موجود ، و تر قیات گذشته ما در هر امری از حقایق مسلمه و جزء مفاخر تاریخی ما می باشد ، والبته کسانیکه بتاريخ حيات اقوام گذشته عبرت و آشنائی دارند اعتراف خواهند کرد که آن عظمت وترقیات ما در اثر پایبندی با حکام قرآنی بوده و هر فرد مسلمان عقلا" ووجداناً خود را مکلف بتأسى احکام قرآنی میدانسته است « قرآن عظيم الشان نزول تعليم و تربیه ، اتحاد واتفاق ومصالح اجتماعی بشر را که از اسرار بزرگ ترقی وتعالى عدل متمدنه امروزه جهان محسوب می شود ، قبلا امر وتاکید فرموده است ، وبه همین جهت هنگامیکه اسلاف مرحوم ما این اصول بزرگ واساسی را پابندی و اعتیاد می نمودند ، ترقیات و افتخارات بزرگ را نایل و به خوش بختی و راحت زیستند ، وبشرافت و دینداری و نام نیک از جهان رحلت فرمودند ، واز همان وقتیکه اخلاف آنها نسبت بآن اصول مقدسه غفلت و بی اعتنائی را شعار خویش ساختند دچار ذلت و انحطاط شدند ضعف وتشتت امروزه مسلمین نتیجه همان اهمال وبی اعتنائی با صولات مقدسه دینی است .» « بنا بر علاقه قلبی که بترقی وطن عزیز دارم از تذکار خاطره های گذشته عظمت وترقی قوم ووطنم خود داری نتوانسته وضمناً میخواهم باین تذکارات ( بقیه در صفحه ١٢ )
شماره ٤٨ مجلد پنجم نهضت شرق براي مقاومه غرب ملل آسیا حریت ومجد خود را ميخواهد اعاده نماید (هربرت آدامز جیبونز) محرر مشهور امریکه که در اطراف آسیا سیاحت و با قوام شرقي مختلط بوده در دو سال اخیر احوال شان را تحت مراقبه آورده اثرائیکه ازان سیاحت بدل او موثر افتاد در یک مقاله صفی و تفصیلی از روي آن نهضت شرق خصوصاً ملل آسیا استد لال میشود به منصة اشاعه گذاشته . ژاپون به تحکیم اتحاد سیاستی که در جزو مخصوص عالم مییابد پرداخته و اجراآت چاپان در منچوریا اولین قدمیست که برای راندن سلطه اروپا بر آسیا برداشته است ، در منطقه دیگر آسیا مسمر بین هنده کاندي را در راندن سیادت اقوام سفید مصروف مجادله بابر طانیه می بینم - ما امریکائی ها در جزیره (فلپائن) در خلاصی از تسطره غرب این چنین عزم را دیده ایم باینکه علی الرغم مایه اهالی، این جزیره افاده کرده ایم نظام حکومتی را که مبنی بر حریت است لیلی قلق و اضطراب در شرق واهل شرق که تقریباً نیمه از ابنا بشرند حکم فرما است . پس از شنگهای و مانیلا تا استانبول و در جزایر (فلپائن) در تضامن اقوام سفید شک و ارتیاب تعلق گرفته و این تضامن ، انقیاد ، کامیاب ترین وسیله برای مقابله شرق ونیل سیادت بر شرقیها بوده است . اما از وقتیکه در روسیه انقلاب بالشویکزم تولید گردید پیش آمد این تضامن ، انقیاد ، را پراگنده و سخت پراگنده نموده که اقوام سفید دیگر آنها را از قطار خود خارج نمودند . وهمچنان از روزیکه معاهده ورسای انعقاد گرفت (ایتالیا) بدست درازی نو امتیازاتش که در چین و سیام و ترکیه داشت مجبور ساخت و انیاقش را در فصل محاکمات نزد محاکم اهلی ممالک مذکور گذشت قبل ازین (حلیفه ئی) برضد المان در شرق نشریات ، پروپاگند ، کرده فضایح و اعمال متبره را باو نسبت میدادند ترويزله ان شرق بدون خاکساکر به مناطق قتال جنگ عالمگیر با اسلحه که از جانب بعضی قوام سفید معاوناً گرفته بودند(آلمان) مضار نمودند تا با اقوام سفید در آویزند . عجب نیست که بعد ازین انقضا، شرق ها از تضامات بین الاقومی برداشته شد وقتیکه سقوط مزبوران اکثر ممالک عرب و افلاس عده از بانگهای شان وگسختن زمامهای ضمان دیده شد مغته های قوی به نظامات اقتصادی بین الا قوامی شان علاوه تر الحاق یافت ، از آغاز قرن بیستم میلادی تا امروز احوال ملل آسیا دگرگون گشته . سی سال است که ملت جاپان شروع نموده برفع آن نواقصیکه از طرف دول غربی پنجاه سال قبل در تأسیس سیادت او عاید گردیده بود جاپان قوه حربیه خود را با یکی از دول غربی در روسیه، آزمایش داده سراپا کامیاب گردیده قبلاً در نفس بر اعظم آسیا مستعمرات نداشت اما هنوز تا جزیره فارموز ادامه مناطق مملکتش امتداد یافته و حاضراً جاپان یکی از دول عظمی بشمار میرود در قوه حربی خود در دول دنیا مقام ثالثی را احراز نموده ، در بحر محیط شرق آسیا دسته جهازا تش سیادت می نمایند، و به مستعمر اتش کیانشاو منضم گردیده متمرکز (سیادتش از دو منچوریا دول دلیدان) تبسم کرده، در جزئز مستملکاتش بجانب جنوب به خط استوا وصل شد . همچنان درقرن نوزدهم میلادي مملکت چین بر ماثر تقسيمات بين المالي حاوي بوده اما بواسطه معاهده بوکسر اقامه قشون اجنبي در پایتخت چین براشان تسلیم کرده شده بود، زدوره های جمهوریت دوره سوم جمهوریت چین حاضراً آغاز میگردد وقتیکه به تقرب تشکیل حکومت مرکزی جنگ های داخلي خلل شدند ،افراموش نخواهیم کرد که چین با این همه در تولید علا قات خويش ادول يك پیشرفت سریع ، واضح را حائز شده . واملاك قرار دادي دول با وشان معاد کرده شدند وحق استقلال دي در تعرفه های گمرکی اعتراف نمودند و بنأ نپادند تا سائر امتیازات اجنبي را لغو سازند .
صفحه ٦ (شمارۀ ٤٨) (جلد پنجم) فی الوقت فرانسه در جنوب شرقی به مستملكه های شان توافق نمودند ، بريطانيا در ملا یا همچنان رفتار کرد . و سيام از آن اشیائی که به سیادت شان مصادمه میکرد نجات یافت اگر چه مساحت آن از ماقبل تقلیل یافته بود وسائر مناطق هند بریتانوی وهند هولاند از نظام نیابتی تمتع گرفته می روند دزغای هند از محبس بر آمده بسوی لندن عازم شده در آنجا وزرأ شاهی استقبال شان را نموده اند بعد از مذاکره شان به خلاف ورزي قانون به معاودت محبس راضي شدند . افغانستان قبل از سی سال آرامگاه انظار انگليس و ايران میدان منازعات روس وانگليس، وسر زمین عرب تحت سيادت عثمانی ها (اما از بعضی جهات تحت سلطه اروپا) بود . امروز تمام این بلاد بتما مها دارای استقلال تامه می باشند ، همچنان مناطق آسیا وسطی در زمان حکومت تزاری شخصیت خودرا از دست داده بود امروز در جمهوریت سویت داراي عضويت است . به اینکه تغییرات عظیمه موجوده که دال بر تقدم اند ملل آسیا را راضی نساخته بلکه آسیا را به اضطراب وقلق آورده گویا تقدم سریع آنها را به بی اطمینانی تزئید بخشیده خصوصاً این امر ناراضی عمومی را در سائر مناطق باعت ننگردیده خاصتاً اغتشاشاتیکه جلوگیری از ئی عند الانفجار متصور نیست مگر بقوه عساکریکه تحت قيادت افسران اروپائی باشد . وقله تنها این امر سرعناد ملل شرقی با فرزندان شعوب سفيد نیست ، این عصبيت که زوال نخواهد شد حتی از کسانیکه بقسم سیاحت ازین بلاد در گذشت باشند . آیا (اصل اساس) درین نهضت تساهل اروپائی ها با شرقی ها است که بعضی حقوق و امتيازاتی را که ایشان رواداشته اند حرص ایشان را شور داده طمع ملل شرق را به هیجان آورده که لا ینقطع در طلب افزایش اند و یا ما غربی ها در قلوب شرقی ها ضعف خود را وانمود ساخته ایم . متليکه ولستوت چر چل می گوید . یا اینکه ژاپون و سویت در آب گل آلود شکار می کنند بغرض قضاوت بر امریکا و اروپا . تمام این سوالات ایجابا جواب می شوند ليکن با این همه به مقر مسئله نمی رسیم . همچنان امکان می رود که این اضطراب منسوب گردد بسوی اقدامات وطنیتی که در وقت شکست دادن جاپان در مکدن بروسیه در آسیا بروز نموده پس دائره آن وقتی مشتعل شد که رئیس ویلسن ١٤ نقطه را در طول وعرض دنیا نشر نمود . غیر از انکه این ایعاز اسباب ثانوی است چه شرقیها از آن قبل نبودند که وزش هوای مخالف حریت را در سیاست اروپائی ها نمی دانستند . الحق که باز گشت تقریر از سال ١٩١٤ الی ١٩١٨ است . حق اینست که برای قلق و اضطرابیکه امروز شرق را سیادت می بخشد اسباب اقتصادي و مدنی است ما شرق ها را مکلف ساختیم تا افکار و نظام صنعتی و ثروتی و تجارتی ما را اتخاذ نمایند در حالیکه آنها این نظام و افکار را به طیب خاطر قبول نمی نمودند نظام اقتصادی ما تنها در جاپان اصلاحات نموده همین جاپان است که در مدنیت اروپا تنها او را پیرو می بیند لیکن بدون اینکه سيادت تقلیدی اروپا بر او شاق باشد جاپان این نظام را بلا تکلیف از طرف اروپائی ها در وطن خود تطبیق داد ليکن به استثنا ژاپون در اقطار آسیا اقوام را معنتاً به قبول معاهدات (مودت و تجارت) و ضمناً برای سلطه و نفوذ خود از جهت امتیازات و امتداد خطوط آهن و شوارع عمومی تکلیف دادیم. و اما استدلال میکردیم بر اینکه ترقیات آسيا بما معلوم نبود مگر به این وسائل یا اینکه شرقی ها جواباً بگویند که ما ذاتاً فکر نمودیم و میل کردیم حالا نکه این منافع مادی را که ما بایشان داده ایم از ما خواهش نه نموده بودند متليکه دپلومات و کمیسون های دریایی ورجال بانک ها و نماینده های تجار متفقین جوهر مسئله که می باید سوکوزی کنیم آن را این است که مدنیت قدیم شرقی ها به تمام معانی ضد مدنیت مادی غربی ما است پس شرقیها دارای غرض و مقاصد
صفحه ۷ (شماره ۴۸) (مجلد پنجم) ويك فلسفه حياتى میباشند که سراپا باعمال ما مخالفت دارد» شرق بنفس خود را میگوید : که آهسته رو، مكبر، مگر اشيائى را که به آن احتياج داری و آنچه ترا آسوده میسازد وغرب به نفس خود میگوید بکمال سرعت رفتار نما و آنچه میتوانی بدست آوی حاصل کن بدون اینکه تفکر در احتياج و نفع آن نسبت به خود داشته باشى : هیچ است نمیتواند که شرق را سيادت می بخشد اتخاذ خواهد نمود مظاهر سياسی را که بدان ظهور می نمايد - حتى اينكه مقتضى سطحی گمان خواهد کرد که ملل شرق ماسوای اقامت حکومات مستقله که بر اساس تمثيل نيابى (شوری) باشد در اين جنبش خود مقصدی ندارند . ازین جهت می بینيد سياح رهگذر را که از مناطق قبائل شرقی میگذرد باوشان میگوید و اقرار مینمايد کارنده مغرض اجنبی : - (امکان ندارد که شما انتخاب حقيقی را چنانکه می شايد استعمال نمائيد مگر بعد از اينكه عامۀ شما تعليم يافته شود ، وبعد ازانکه فرق ديانات والسنه را ازبين بر داريد ولا بديست که عشرات سال ها بگذرد تا شما بر حاكميت خويش قادر گرديد . ) وبعد ازان اضافه مینمايد شخص غربی بر قول خود اين را (شما ميگويم خدای را که مارا بسوی شما فرستاده تا بر شما قضاوت کنيم اگر ما نبوديم البته ابتری بلاد شمارا فرا ميگرفت ) وميگويند غربی هائیکه میشنوند اين چنين کلمات را واه چه ذکاء دارد وچه فکر خوب دارد . با وجود اين اضطراب اساسی را که در قلوب شرقی ها جايگير است محض به گفتن اين قول كه اين اهالى بلا استعداد آزادی میخواهند، زائل کرده نميتوانيم بل خواهد خواست الى الان ياد خوانيم كرد ما اقوام سفيد آن زمان درازی را که در آن طريقه حاكميت بر نفس یاد گرفته ايم از وقتيكه وثيقه حريت (ماجنا کارتا) صادر شده است تا امروز . مفكرين وزعما شرقی به او از بلند میگويند كه از نظام اقتصادی که در غرب قائم است سراسر منفصل شوند و میگویند كه اين انفصال ايشان را خواهد رسانيد بر حيات مستريح ورزق کافی (و مبراء خواهد ساخت) از اصالتهای که تحت سيادت ما ايشان را تحت فشار ميگيرد به نجات گاهی وصل خواهد کرد ازين رو دو اعلان نجات از دست ما در حصول اين مرام اصلی شان آنها را منادی خواهد يافت . با این بنابر مقتضای حال هرگز نمیتوانند خود را از ما نجات دهند و ما گمان میکنيم که اكثر زعما و مفکرين ايشان از روی رفاه طلبی در اين مرام خويش غور می نمايند آنچه میخواهند بکنند اينست که ما غربی ها را كه تكليف ميدهيم ايشان را بمدينيتیکه دوست ندارند اينها و به نظامی كه ميل نمی نمايند بسوی آن ، نمیگذارند حاكم ايشان باشيم، (ترجمه ازکاشی مصری) ار عرفان : فنون و اختراع تاثير كلفهای خورشيد در زندگانی خورشيد همين جسم نورانی كه از دور بنظر چنين می آيد که منبع نور و روشنی است وقشنگتر ازان چيزی نيست . باز هم از نقص مبرا نيست وبوسيلة دوربينهای قوى لکه هائی بر سطح آن ديده می شود ، اين لكه ها را باصطلاح علمی كلف گويند و بوسيله همين كلفهای حركت وضعی خورشيد را ثابت كرده اند. اخيراً يكى از علمای طبيعی در تاثير كلفهای در زندگانی تحقيقاتی بعمل آورده و بسی از اجرای تجربيات عديده نتيجه مطالعات خود را امتياز داده است. تاثير كلف خورشيد در اعصار قديمه نيز معروف بوده چينی های قديم عقيده داشتند كه كلف خورشيد نشانه خوش بختی و سعادت است از اینر و غالباً در هوای آزاد در زير آسمان بسر ميبردند بدين خيال که كلف شمس در آنجا بيشتر اثر خواهد داشت و آنها را از سر چشمه خير وسعادت بهره مند خواهد ساخت ، اين عقيده در طی قرون تاريخ باقی بود. ولی علمای عصر حاضر گويند كه کلف شمس در خوش بختی و بدبختی تاثيری ندارد بلكه يکى از حوادث طبيعی است كه اثر آن در موجودات زمين از
( شماره ٤٨) جلد پنجم قبیل نباتات و حیوانات قابل انکار نیست دانشمند مزبور گوید که گلف خور شدید درکم و زیاد شدن آب رود خانه‌‌ها تاثیر دارد و طغیان رود نیل بواسطه آن است زیرا مقابله گلف خور شدید با زمین اثر مهمی در آبنات دارد و علاوه بواسطه مواجهت گلفها حرارت خورشید زیاد شده و اشعه ماورای بنفش قوت میگیرد و این قسمت در نمو نبات تاثیر دارد طیاره بی صدا صدای جان خراش طیاره را همه شنیده‌اند و میدانند که وقتی طیاره‌‌ای از بالای شهری میگذرد اهالی شهر را در زحمت میگذارد . علاوه برین در موقع جنگ صدای طیاره دشمن را از وجود خود اطلاع میدهد و او بزودی وسیله دفاع را فراهم می‌سازد . متخصصین در این قسمت مطالعاتی کرده‌اند و بدواً بوسیله رنگ کردن طیاره خواسته‌اند آنرا از انظار محفوظ دارند . طیاراتی ازین قبیل ساخته شده که در هوا سیر می‌کنند صدای آن شنیده می‌شود ولی به مناسبت رنگ مخصوصی که دارد تشخیص دادن جای آن اشکال پذیر نیست . اگر چه این اختراع تا یکدرجه بطیاران کمک کرد ولی مخترعین دست از کوشش برنداشته‌اند و اینک اطلاع میدهند که بزودی طیاره خواهند ساخت که هیچ صدا نداشته باشد . روزی که این قسم طیاره در هوا پرواز کند هیچ قشونی در حالت اطمینان بسر نتواند برد زیرا در هر دقیقه ممکن است با بمباردمان شروع شود و او را در میان آتش غرق کند، زیرا دیگر طیاره را به چشم نتوان دید و صدای آنرا نتوان شنید . این در صورتیست که آله دیگری برای کشف طیارات اختراع نشود . ولی آیا می‌توان سیر علوم و فنون را متوقف ساخت تا آلات جدیدی پدید نیاورد ؟ تیلفون چاپی «سرکنسلی و دد» رئیس پستخانه «بیر منگام» روز ٢٤ ژانوایه گذشته نطقی ایراد نموده و ضمناً اظهار داشته است که اداره پستخانه در چند ماه دیگر یک سرویس و موسسه جدید مهمی که بر اثر تجارب و عملیات یکعده مخترعین معروف بدست انگلیسی تهیه شده است دایر خواهد کرد این موسسه به سرویس «تیلفون چاپی» معروف خواهد بود . این اختراع جدید و شیوة لوقانو می سازد اشخاصی را که دارای دستگاه تیلفون هستند ـ بوسیله آن مطالب خود را ماشین کرده دریافت دارند . ماشین نویس یک اداره مطالب را ماشین می‌کند و در همان موقع در دستگاه مخاطب نیز همان مطالب ماشین میشود بنا برین طرفین نیز باید دارای دقیق ارتباطة تیلفونخانه مرکزی باشند . شیشه ای که نمیشکند امروزه در کارخانجات تومبیل سازی بعضی از کمپانی‌‌های اروپا و آمریکا بنوعی شیشه استعمال مینمایند که نمیشکند و از اینجهت بعضی از کارخانجات اروپادر صدد برآمده‌اند ذره بین، عینک‌‌های از این جنس شیشه تهیه بنمایند و تصور می رود که آلان مزبور عنقریب رواج عمده در همه جا پیدا نماید . دستگاه فونوگراف برای خواب کردن اخیراً امریکائیها دستگاه‌‌های سیمی شبیه فونوگراف اختراع نموده‌اند بجای اینکه برای مستمعین ساز و آواز بخواند اخبار و حوادث با روایات و زمان‌‌های قابل استفاده را با صوتی دلکش برای آنها نقل می‌نماید بطوری که شخص در بستر خود خوابیده و حکایت سرشقی را پیش از اینکه بخواب برود استماع می‌نماید . (تجدد ایران)
( صفحه ۲ ) (شمار ۱۸۰) ( بقيه از صفحه ۲ ) در شهر کابل بتاريخ ١٤ برج حمل ١٣١١ سوم موافقه راجع به ارتباط پستی ذکر شده مطابق ۳ ماه اپريل ١٩٣٢ تحرير يافت در حال حاضر کمتر از دوبار در هفته نخواهد بود ماده يازده هم ۲ - ارسال مراسلات ترانزیتی باید به ترتیب پروتوکول مبالغ طلبات طرفین متعاهدتین که که در ماده سوم نظام نامه امریشه معاهده بقرار موازنه فرانك طلائی به دلار ملحق به موافقت راجع به ارتباط پستی فيما بین اتحاد پستی عموم دنیا ذکر شده بعمل بیاید . امريكائي سنجش میشوند ، بواسطه دولت پادشاهی افغانستان و اتحاد جماهیر امضات و دويچه بانك در بر این از طرف اشتراکیه شورائیه که فیمابین مدیریت مستقله رحيم الله مديريت مستقله پست تلگراف و تیلیفون پست و تلگراف وتياقون دولت پادشاهی سربير نكوف ، و ، س دولت پادشاهی افغانستان يا كميساريات ملی افغانستان و كميساريات ملی ارتباط اتحاد سریر پیکوا ، ی، ف ارتباط اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه جماهیر اشتراکیه شورائیه منعقد گردیده در شهر کابل بتاریخ ١٤ برج حمل سنه ١٣١١ بعد از ارائه اسناد لازمه پرداخته خواهد وکلای طرفین متعاهدتین در موقع امضا مطابق ۳ اپریل سنه ١٩٣٢ تحرير یافت شد . مصارف مربوط بتاديه و پرداخت موافقت فوق الذکر که در تاریخ ١٤ برج آن باداره مدیون تعلق دارد . حمل سنه ١٣١١ مطابق ۳ ماه اپریل سنه موافقت ١٩٣٢ در کابل منعقد گردیده در مواد ذیل ماده دوازده هم راجع به ارتباط تلگرافي وراديوتلكرافي موافقت نموده اند : موافقت هذا برای مدت سه سال فيما بين دولت عليه شاهي افغانستان ١ - نظر باينكه بعضى اصلاحات امورپستی منعقد گردید. هر گاه یکی از طرفین دولت پادشاهی افغانستان و نیز ترتیبات تل متعاهدتين شش ماه قبل از بسر رسیدن و اتحاد جماهیر اشتراکیه شورویه حصيص سرکهای خاك دولت پادشاهی ميعاد معينه عدم موافقت خود را ظاهر افغانستان لازم میباشد تا پر تهای ترانزیتی که فيما بین مدیریت مستقله پست و ننماید الى مدت منيح ساله جريان خواهد بالای آن عبور داده شوند طرفین تلگراف وتیلفون دولت پادشاهی افغانستان داشت . متعاهدتين موافقت می نمایند که تمام مواد و کمیساربات ملی ارتباط اتحاد جماهیر ماده سیزده هم موافقه فوق الذكر راجع به ارتباط پستی که اشتراکیه شورائیه منعقد گردیده موافقت هذا دو ماه بعد از تاریخ تعلق به انتقال پست ترانزیتی دارد تا اطلاع برای تنظیم و توسیع ارتباط تلگرافي مدیریت مستقله پست و تلگراف و تیلفون امضاً قوه قانونی را حاصل خواهد کرد. دولت پادشاهی افغانستان به كميسا ريات ورا ديو تلگرافي فيما بين دولت عليه پادشاهي ماده چار ده هم افغانستان ودولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه ارتباط اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه و موافقت هذا بزبان های فارسی و روسی شورائیه طرفین متعاهدتين ، اشخاص ذيل دفتر بین المللی اتحاد پستی عموم دنیا مقيم بدو نسخه تحریر شده هر دو متن حق را مقرر نمودند که مطابق ماده هفدهم ه ارن ، در خصوص اتمام اصلاحات امور مساوی دارد . معاهده تلگرافي بين المللي موافقت هذا را پستی و ترمیم سرك های فوق الذکر در اجرای خود معطل خواهند ماند . امضاً امضا ، بفرمایند : رحيم الله ۲ - تبادله مستقیم مراسلات پستی در سربير نكوف ، (و ، س) بین مقامات سرحدی تبادله پست که در ماده سر پر پیکوای، ف
صفحه ١٠ شماره ٤٨ مجلد پنجم مدیریت مستقله پست و تلگراف و تیلفون دولت پادشاهی افغانستان : – آقای رحیم الله خان مدیر مستقل پست و تلگراف و تیلفون و کمیساریات ارتباط اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه : آقای سریر ینکوف، و ، ش ، کفیل مدیریت جراید و پست کمیساریات ملی ارتباط وخانم سرو پاکوا ی ، ف رئیس شعبه پست اداره بین المللی کمیساریات ملی ارتباط . وکلای فوق الذکر طرفین بعد از ارائه مخاربت نامه هاي خود که صحیح و در ترتیب لازمه مرتب شناخته شدند بمفاد ذیل موافقت نمودند : ماده اول طرفین متعاهدتین قبول مینمایند که تبادله تلگراف و رادیو تلگرافی انتهائی و ترانزیتی را فیمابین استاسیون های طرفین متعاهدتین قرار ذیل جاری و مستقر مینمایند : الف :– تبادله تلگرافی انتهائي وترانزيتي فیمابین قره تپه از طرف دولت علیه پادشاهي افغانستان و کشک از طرف دولت علیه اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه . ب :– تبادله رادیو تلگرافي انتهائي و ترانزيتي فیمابین کابل ، مزارشریف از طرف دولت علیه پادشاهي افغانستان و تاشکند ، ترمذو کشک از طرف دولت علیه اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه . ماده دوم طرفین متعاهدتین قبول مینمایند که در صورت تولید نقاط تبادله تلگرافی و رادیو تلگرافی در خاک هاي طرفین متعاهدتین تبادله تلگرافي و رادیو تلگرافی انتهائی و ترانزیتی فیمابین استاسیون های مذکوره بتوافق نظر طرفین متعاهد تین بر اساس موافقت هذا بعمل خواهد آمد . ماده ششم ماده سوم طرفین متعاهدتین قبول مینماید که در تمام مسائلی که در موافقت هذا تصریح شده باشند بمطابق هدایت معاهده بین المللي تلگرافي ومقررات وظایفی منضمه آن عمل بنمایند . طرفین متعاهدتین قبول می نمایند که محصول تلگرام های انتهائی مخصوصه جراید را مطابق به ماده شصت و هفتم مقررات وظايفي منضمه معاهده بین المللی تلگراف مناصفه حساب بنمایند . ماده هفتم طرفین متعاهدتین در باب محصولات تلگرافی و رادیو تلگرافی انتهائی و ترانزیتی تعینات ذیل را قبول می نمایند : الف : - برای دولت علیه پادشاهی افغانستان محصول انتهائی فی اللفظ ٢٥ صانتیهم طلائی و برای محصول ترانزیتی في اللفظ سی و پنج صانتیم طلائی . ب : - برای دولت علیه اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه محصول انتهائی فی اللفظ سی و پنج سانتیم طلائی و محصول ترانزیتی فی لفظ هفتاد سانتیم طلائی . ماده چهارم طرفین متعاهدتین قبول می نمایند که استعمال تلگرامات شيفری را مطابق ماده شانزده هم مقررات وظایفی منضمه معاهده بین المللی تلگرافی فقط برای تلگرامات و رادیو تلگرامات حکومتی طرفین متعاهدتین مجاز شناخته و در باب تلگرامات کودی مطابق ماده هشتم مقررات وظایفي منضمه معاهده بين المللي تلگرافی عمل بنمایند . ماده هشتم محاسبات بین ادارات تلگرافی طرفین متعاهدتین مطابق به ماده دو از دهم معاهده تلگرافی بین المللی وماده هفتاد و نهم مقررات وظایفی منضمه آن با فرانک طلائی ترتیب و سنجش شده و پرداخت آن بعد از هر سه ماه در معادل فرانک طلائی دالر امریکائی خواهد بود . ماده پنجم ماده نهم طرفین متعاهدتین قبول می نمایند که تلگرام های وظایفی راجع به مسایل پستی وتلگرافی فی مابین ادارات تلگرافی طرفین متعاهدتین و هم چنان تلگرام های « متر اور و لوژی » ( احوالات هوائی ) را بطور مجانی تبادله بنمایند . مبالغ طلبات طرفین متعاهدتین که بقرار موازنه فرانک طلائی به دالر امریکائی سنجش می شوند ، بواسطه « دو نچه بانك »
( شماره ٤٨ ) ( مجلد پنجم ) در برلین از طرف مد برات مستقله پست و تلگراف و تیلیفون دولت پادشاهی افغانستان با کمیساریات ملی ارتباط اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه بعد از ارائه اسناد لازمه پرداخته خواهد شد . مصارف مربوطه به تادیه و پرداخت مذکوره به اداره مدیون تعلق دارد . ماده دهم مکاتبه و طایفی بین ادارات مرکزی طرفین متعا هدنین بزبان فرانسه و بین مقامات تبادله تلگرافی بزبان روسی وفارسی اجراء خواهد شد . ماده یازده هم موافقت هذا برای موعد سه سال منعقد گردیده، هر گاه یکی از طرفین متعاهدتین شش ماه قبل از بسر رسیدن میعاد معینه عدم موافقت خود را ظاهر ننماید ، الی مدت پنج سال جریان خواهد داشت . ماده دوازدهم موافقت هذا ۲ ماه بعد از تاریخ امضاء قوه قانون را حاصل خواهد کرد . ماده سیز دهم موافقت هذا بزبانهای فارسی و روسی بدو نسخه تحریر شده و هر دو متن حق مساوی دارند . امضاء رحیم الله سربریکوف ( ر ، س ) سر بر يکوا ، (ی ، ف) در شهر کابل بتاريخ ١٤ برج حمل ١٣١١ مطابق ۳ ماه اپریل سنه ۱۹۳۲ تحریر یافت پروتوکول ملحق بموافقت راجعه به ارتباط تلگرافی و را دیو تلگرافی فیما بین دولت پادشاهی افغانستان و اتحاد جماهير اشتراكيه شورائیه که فیمابین مدیریت مستقله پست و تلگراف و تلفون دولت پادشاهی افغانستان و کمیساریات ملی ارتباط اتحاد جماهير اشتراکیه شورائیه منعقد گردید . وکلای طرفین متعاهدتین در موقع امضای موافقت فوق الذکر که در تاریخ ١٤ برج حمل سنه ١٣١١ مطابق ۳ ماه اپریل سنه ۱۹۳۲ در کابل منعقد گردیده در مواد ذیل موافقت نمودند . ( ۱ ) الی زمانیکه ارتباط تلگرافی و را دیو تلگرافی بین نقاط مختلفه دولت علیه پادشاهی افغانستان اکمال نشده و مخابره تلگرافی و را دیو تلگرافی از يك نقطه به نقطه دیگر خاک دولت علیه پادشاهی افغانستان لزوم ترانزیت را از طریق خاک دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائیه بنماید دولت علیه اتحاد جماهير اشتراکیه شورائیه تلگرام ها و را دیو تلگرام های مذکور را پذیرفته و بطور ترانزیت از خاک خود به استاسیون های معینه افغانی بحساب فی لفظ ٢٥ سانتیم طلائی یعنی به محصول انتهائی مخابره خواهد نمود . ( ۲ ) با آنیکه بعد از سنجش موازنه محاسبات از تلگرامها و را دیو تلگرامهای انتهائی و ترانزیتی تبادله شده نیز از تلگرامها ورادیو تلگرامات ترانزیتی که در ماده اول پروتوکول هذا ذكر شده طرفین متعاهدتين به تادیه آن مکلف میشوند بقرار مواد هشتم ونهم موافقت راجع به ارتباط تلگرافی ورادیو تلگرافی بواسطه روپیه بانك در برلين پرداخته خواهد شد . ( ٣ ) مقررا تیکه سابق از این در باب مجانی بودن مخابرات تلگرافی و را دیو تلگرافی حکومتی طرفین که بین دولت علیه پادشاهی افغانستان ودولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائیه برقرار بود بعد از تاریخیکه موافقت راجعه بارتباط تلگرافی و راديو تلگرافی مورخه ١٤ برج حمل سنه ١٣١١ مطابق موخه ۳ ماه اپریل سنه ۱۹۳۲ بینطرفین طور ان متعاهدتین قوه قانونی خودرا حاصل مینماید لغو خواهد بود . ( ٤ ) مواد موافقت تلگرافي بين المللي ومقررات وظايفي بين المللي منظمه آن كه در موافقت راجعه بارتباط تلگرافی و را دیو تلگرافی اشاره شده اند مواد معاهده تلگرافی بین المللی ومقررات وظايفي بين المللي منضمه آن که در شهر بروکسل در سنه ۱۹۲۸ تکراراً ملاحظه شده میباشد . در شهر کابل بتاريخ ١٤ برج حمل سنه ١٣١١ مطابق ماه اپریل سنه ۱۹۳۲ رحیم الله سربریکوف (ر، س) سريريكوا ( ي ، ف )
( شماره ٤٨ ) مجلد پنجم ( بقیه از صفحه ٤ ) همت شما را تحريك نمايم تا به پیروی احکام قرآن كريم عظمت و افتخارات گذشته را تجدید و برای ترقی مشروع وطن دست بهم داده هر گونه جد و جهد بنمائید تا بمعاونت خداوندی موجب ترقی و شکوه این خاک اسلامی خود شده بتوانیم » « وامید وارم عموم خدام وطن و دوستداران ملک وملت افغانستان از ین افكار خير اند شانه من استقبال وهمراهی کنند ، و هر گونه اغراض نفسى وهوا وهوس را ترك نمايند ، در امورات مشورت وعاقبت بینی را شیوه خود قرار داده ، محبت وعلاقه مندی را بسعادت وعمران وطن پیوسته ، ويقيندينكه از بدو زما مداری من تا امروز مقاصد حسنة مرا تائید کرده اند از امروز به بعد نيز هر گونه مساعدتی را با من بعمل آرند » « در خاتمه این عید سعید را برتمام حاضران وباقی برادران اسلامی خود تبريك گفته از خدای كريم و توانا در خواست میکنم ، که ایام عید وباقی ایام خویش را در کمال راحت و خوشی وسعادت امرار نمائید » « زنده باد ملت نجیب افغانستان ! » « پاینده ومترقی باد عالم اسلام » بعد اختتام این نطق غراى همایونی که در جملات ومابینه اخیره آن عموم سامعين از آن متابعت وغايله دعائيه را بلند کردند ، عالیقدر جلالتماب آقای عبدالاحد خان رئيس شورای ملی معروضه آتیه را که از طرف وكلاء منتخبة شورای ملی مقدمة ولایت کابل واز ناق وكلا ئيكه از اطراف ونواحی قریبه بعية انعقاد مجلس عالی شورای ملی از حالا حاضر شده اند بعرض رسانيد : - معروضه تبريكيه ملت بحضور اعليحضرت اعليحضرت معظم شهر يا غازی : بهترین وسعید ترین ساعتی است که بغرض اهدای تبريك عيد سعيد ضحى بحضور اشرف ملو كانه نائل تشرف یافته و با كمال افتخار مراتب قدر شناسی و احساسات ملت عزیر شما را به پیشگاه حضور مبارك تقديم مينمائيم : اعليحضرتا : از وقتيكه بارگران حکومت را بعهده کفایت خویش گرفته اید بعالمیان ثابت شده است که صلاح وسعادت و امنیت وآبادانی مملکت وآسايش وترقى ملت عزیز خود را نصب العين ووجهه همت خود قرار داده و در راه همين مقصد مقدس اوقات شبانروزی خود را مصروف نموده و بتائيدات خداوندی آنچه منتهائی که نسبت به پیشرفت ترقیات مملکت تان بوده از میان برداشته اید ، چنانچه بحمد الله امروز در تمام نقاط افغانستان نعمت آسایش موجود وملت عزیز تان باكمال راحت امرار حیات مینمایند . اعليحضرتا : ملت ستمديده افغانستان از ثمره کاري وطن خواهانه شما راه مرد بزرگ فغان است که دوباره وارد مرحله حیات وزندگانی با سعادت شده ونزد ملل عالم اظهار حیات مینمایند . چه ذات والای شما يك سلسله مصائب عظیم را از ملت افغانستان رفع نموده وبرای آينده يك دوره خوش بختی و سعادت را بروی کار آورده اید . اعليحضرتا : زحمات ومساعيات خسته کی ناپذیر برا که ذات والای شما در راه عظمت وارتقای ملی ما تحمل نموده وکار وان ترقی را بصحة يك وطن تان همر هي کرده اید ، يك مسئله روشن است که احدی از آن انکار کرده نمیتواند تاریخ وطن عزیز مان بذکر کار نامه های تان افتخار نموده وانتظار میبرد که صفحات تازه از کار نامه های آینده شما قاید و حکیم مدبر خود ، بر خود بیفزايد . اعليحضرتا : از کمال شجاعت پرورد با ئيكه دارید مراسم این روز مقدس اسلامی را با انجام مراحمات عشرات مذهبی استقبال کرده بافقرا وبینوایان ملت عزیز تان مساعدت های شاهانه کرده اید ، و در همیچه روز مقدس که مسلمانان عالم نسبت مناسك حج بیت الله شریف در کعبه معظمه اجتماع کرده اند ، اقدامات خردمند پرورانه شما را با چشم سر مشاهده میکنند تا کدام اندازه در راه استحصال رضای خالق خود کوشیده و برای حجاج افغانی که این طالبان در ارتحال رعایتی نداشتند امروز مصارف گرانی تهیه جای میشود این اقدام بزرگ اعليحضرت شما بر علاوه آنكه شرف وراحت ملت عزیز تانرا دران خطه متبرکه ثبت ميكند يك ذخيره ايست که برای آخرت خویش و خوشنودی رو حانيت حضرت سید المرسلین صلى الله عليه واله وسلم کرده اید
جلد پنجم شماره ٤٨ صفحه ۱۳ اعلیحضرت ۱ در خاتمه تکرار تبریک این عید سعید را بحضور مراجع طهور ضمایم و مهربان تاجدار خود تقدیم و ذات والای شانرا اطمینان میدهیم که ما و قاطبه ملت افغان برای پیشرفت مقاصد بزرگ آن که سعادت و بختیاری مادی و معنوی جامعه افغان بآن منوط است از صمیم دل حاضریم و امیدوار هستیم که دران دوره درخشان نادری با کمال رفا هیت تحت ارشادات سود مند اعلیحضرت شما و مجاهدات محمودانه والا حضرت صدر اعظم صاحب وهیأت کابینه شان بانواع ترقی نائل گردیم . مخلص نطق اختتامیه ذات شاهانه بعد اختتام این معروضه خلوص فریضه باذوات همایونی سلسله نطق شا هانه شانرا دوام داده يك نطق مسرتری را ایراد فرمودند ، که حاکی از مسرت اعلیحضرت اثر همچو حسیات فدو دا نانه ملت بوده ، ضمناً ذات شا هانه این نکته را بخاطر نشان نمودند که تمام مساعی وطن خوا هانه ام که در دوران سه سالاه ی وزارت حربیه دوره صدارت موجوده ام نموده ام مرهون حسن مساعدت ملت و همراهی و قیدردانی ابنای مملکت عزیزم بوده است در عین زمان ذات شاهانه از عامه ماموران صادق افغانستان که میظر مجاهدات خونی شده اند اظهار مسرت و در حق اوشان دعای توفیق را فرمودند و در خاتمه از این امنیت و وحدت و و صرف الحالی ملت شادمانی خود شانرا اعلام و از خداوند مزید همراهی و موفقیت را برای تمام طبقات ملت در راه سعادت حقیقی از در گاه حضرت الهی استر حام نمودند . بعد از اتمام نطق شهریاری ، ج ، ع ، ج صدر اعظم صاحب بوکالت عموم حضار فرمودند : « زنده باد اعلیحضرت غازی » این جمله دعائیه از طرف حضار بکمال جوش وخروش الی سه مراتبه غلغله افکن سلام خانه گردید . ذات شاهانه جواباً فرمودند . « زنده باد افغانستان و پاینده باد ملت نجیب غیور آن » این جمله نیز الی سه مراتبه تکرار گردید . ( عید مبارکی های خصوصی بحضور اعلیحضرت غازی ) ( و اقا ر عیای امور حکومت فضایی ) بر علاوه تشریفات رسمیه عید سعید اضحی که با جمال آن فوقاً اشاره رفت پررو های مابقی عید نیز ذات مکارم صفات اعلیحضرت در قصر دلکشا برای پذوهش عموم افراد ما موران وا عزه و معاریف ملت عزیز شان و تسعید عید آنها تشریف ار زانی فر موده بصورت خیلی مزاحم کارانه هر یکی از خدام صادق وطن را می پذیر فتند ، و بعد از شردن مصافح و صرف شیرینی و چای با یکعالم مسرت بر می گشتند . * * * و هکذا عموم مامورین ملکی وصاحب منصبان نظامی در همین ایام عید بحضور اشرف ج ، ع ، ج صدر اعظم صاحب نیز در قصر علیا مشرف می شدند ، و پس از صرف شیرینی و چای و طعام ( اگر بموقع آن تصادف میکردند ) بر میگشتند و حسب اطلاع ، که بصدر دوم عید بحضور ج ، ع ، ج ، صدر اعظم صاحب عموم سفراً دول متحابه مقیم کابل جهت عید مبارکی و ملاقات در يك دعوت عصریه مدعو شده بودند که در ان وزرای افغانی و غیره . هما نند هم شمولیت داشتند . * * * هم چنین عموم امرا و ارا کین و صاحب منصبان عسکری و معورین ملکی در ایام عید بحضور ع ، ج ، ا ، وزیر صاحب حربیه ، و شهزاده اشرف جناب محمد طاهر خان حاضر و پس از صرف چای و شیرینی بکمال مسرت عودت میکردند . و به همین سلسله در محلات هم یکی از وزرای محترم و معین صاحبان و روسای ادارات ، تمام منسوبین آنها وباقی علاقه مندان ودو ستان آنها بحضور شان بشرف و مراسم عید مبارکی را بجا می آوردند . این عید سعید از هر حیث و هر جهت ترتیبات آن خیلی عالی و پر شکوه بود ، وما از درگاه حضرت الهی تکرار همچه اعیاد را بشرف وعزت وطن عزیز خود و زیر سایه اعایحضرت غازی و برادران محترم شان وسایر خدام صادق مملکت خواستاریم .
مجلة پنجم (شماره ٤٨) صفحه ٤ خبرهای داخلی تلگرامات تبریکیه بمناسبت سال گره شهریار افغانستان سواد تلگرام اعلیحضرت رضا شاه پهلوی شاه ایران بعنوان اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه پادشاه افغانستان: «جشن تولدی آن اعلیحضرت نیک و مسعودی است که تبریکات صمیمانه ام را بصحت و عافیت برای سعادت آن اعلیحضرت و افغانستان و ترقیات ملت آن اظهار دارم.» سواد تلگرام جوابیة اعلیحضرت بعنوان اعلیحضرت رضا شاه پهلوی شاه ایران: «از تبریکات و احساسات آن اعلیحضرت متشکر بوده آرزوی صمیمی خود ما را برای صحت اعلیحضرت و سعادت ملت و مملکت ایران اظهار مینمایم.» سواد تلگرام اعلیحضرت «وی تورام امانوئیل» شاه ایتالیا بعنوان اعلیحضرت همایونی: متمنی ام اعلیحضرت شما در این روز تبریکات و آرزوهای بهتر تریم را بپذیرند. سواد تلگرامیکه از جانب اعلیحضرت غازی بطور جوابیة بعنوان اعلیحضرت امانوئیل شاه ایتالیا مخابره گردیده است: «از تبریکات مودت کارانة اعلیحضرت شما ممنون و متشکر گردیده احساسات بهترین خود ما را نسبت بسعادت آن اعلیحضرت تجدید میداریم.» سواد تلگرام «جلالتمآب پول دومر» رئیس جمهور دولت فرانسه بعنوان ذات همایونی: خیلی مطبوع می دانم که به تقریب جشن سالگره تولدی اعلیحضرت شما آرزوهای خیلی صمیمانه ام را بالنسبة سعادت شخصی و ترقی مملکت شما ابراز دارم. سواد تلگرام جوابیة که از جانب اعلیحضرت معظم غازی بعنوان جلالتمآب مسیو پول دومر رئیس جمهور دولت فرانسه مخابره شده است: «از تبریکات و احساسات دوستانه جلالتمآب شما متشکر گردیده خواهشات و آرزوهای صمیمانة خود ما را برای صحت و سعادت جلالتمآب شما و ملت نجیبه فرانسه تجدید میداریم.» سواد تلگرام اعلیحضرت «جارج» پادشاه انگلستان بعنوان اعلیحضرت غازی: بتقریب روز تولدی اعلیحضرت موفقیت های قلبی و آرزوهای نیک را بمناسبت خورسندی و بهبودی شاهانه مسرتاً تقدیم میدارم. سواد تلگرامیکه از طرف اعلیحضرت غازی بعنوان اعلیحضرت جارج شاه انگلستان جواباً مخابره گردیده است: «از تبریکات و احساسات اعلیحضرت شما متشکر گردیده آرزوهای صمیمانه خود مان را برای صحت و عافیت اعلیحضرت اظهار مینمائیم.» سواد تلگرام جلالتمآب «اگنتس میسکی» رئیس جمهور پولونی: اعلیحضرت محمد نادر خان پادشاه افغانستان؛ متمنی ام آرزوهای پر حرارتی را که در موقع جشن سالگره تولدی اعلیحضرت شما من بانجام ملت لهستان بالنسبة سعادت شخصی اعلیحضرت شما و ترقی افغانستان میفرستم مورد قبول افتد. سواد تلگرام جوابیة که از طرف ذات شاهانه بعنوان جلالتمآب رئیس جمهور پولونی مخابره شده است: «از تبریکات و احساسات دوستانة جلالتمآب شما که بمناسبت سالگره تولدی ما اظهار نموده اید ممنون گردیده احساسات نیک خود ما را برای سعادت و مسرت آن جلالتمآب و ملت نجیبه پولونی تجدید میداریم.» تشریف فرمائی وزیر صاحب حربیه به مقر وغزنی چون ع، ج، ا، الشان والا حضرت وزیر صاحب حربیه يك علاقه مفرطی به شئونات عسکری داشته همیشه در همچه امور دلچسپی میفرمایند. و هم حکومت متبوع ما برای رفاه افراد عسکری شوق وافر در نظر دارد قشله که از حیث حفظ الصحه و دیگر شئونات عسکری مطابق حوایج عصری باشد تعمیر کنند. لهذا ع. ج والا حضرت وزیر صاحب حربیه روز پنجشنبه ۲ ثور شخصاً برای دادن دستورات لازمه بجهت رهنمائی صوب مقر وغزنی شده اند.
مجلد پنجم شماره (٤٨) صفحه ١٥ ورود ع ، ج عبد الاحد خان رئيس صاحب شورای ملی که بریاست تنظیمیه فراه و چخانسور رفته بودند روز پنجشنبه ٢٥ حمل مع الخير وارد کابل شده اند ووکلاء ولایات قریبہ نیز حضور بهم رسانیده انعقاد مجالس شوری همجیو سال گذشته در شرف افتتاح می باشند . و ع . ع مس محمد انور خان حاکم اعلی فراه و چخانسور نیز جهت شرفیابی حضور اعلیحضرت غازی بمعیت رئیس صاحب شورا وارد مرکز شده اند . هکذا جناب ذو الفقارخان مستشار صدارت عظمی که به رخصتی به هند رفته بودند ، مع الخير وارد کابل گردیدند . از وزارت تجارت آقای حاجی عبد الغفار خان بعوض میر سمندر شاه خان جدیداً بریاست جنگلهای سمت جنوبی مقرر شده اند . قوماندانی کوتوالی قرار اطلاع سید امیر خان مامور بروز چهار شنبه اول ثور فیض کل نام تحویلدار وزارت عدلیه سارکن گذر قاضی فیض الله خان در اثنانی که تفنگچه را در دست گرفته معاینه می کرد فیر شده گلوله به دست راست عبد الاحد نام اصابت کرده است مسئله تحت تدقیق است . خبر های خارجی کشید گی بین روس و ژاپون ٢٤ حمل - طابع تو کیو مشعر است که يك ريل گادی جاپانی بنا بر انفجار يك بم ویران شده است و یازده نفر هلاك و نوزده نفر مجروح شدند و هفتاد و چار نفر زخم خفیف بر داشته اند . ریل مذکور از عساکر جاپانی مملو بود . افواج بالشوليكي بر مقام هانكچو پیش قدمی میکند اوهانگ کانگ ٢٧ حمل طلاع موصول شده است كه يك جيش كثير التعداد با الشو یکان بر مقام ها نگچو حمله آوری میکند - بر فریاد باشندگان اجنبی آنجا برای حفاظت آنها يك جهاز جنگی بحری بر طانوی روانه کرده شده است احتمال قوی است که ازین حرکت با لشو یکان امن دانیا در يك خطره عظيم واقع شودويك حرب عمومی آغاز گردد . ( سیاست ) ريوتر مورخه ٣٠ حمل حا کی است که نسبت به حادثه ریل و چندین حوادثی دیگر بین جاپان و روس کشیده کی شدید تو لید شده است . چنانچه جاپانی ها می گویند که روسها در خطه شرق اقصی خود ٩ فرقه از عساکر خود را جمع نموده و امکان تصادم میرود . از طرف دیگر دو ائر رسمی اظهار میدارند که جاپانی روس های سفید را برای مقصود عملیات دهشت انگیزانه خود استعمال می نمایند . هکذا روزنامه های روس از خطر محاربه شرق اقصی بحث نموده به جا پان می گویند که خطه سویت عبارت از يك حائل و سد مملکت است اول ثور - اطلاع تو کیو مشعر است که با و جود کشیدگی روس و ژاپون در شمال منچوری ، حکومت جاپان وضعیت آنجا را بنظر متانت کارانه می بیند و منتظر كدام حادثه شدیدی نیست . توكيو ٢ ثور - اداره حرب جاپان در حالیکه تا کید می نماید بدون وجود منا سبات دوستانه در بین روس و جاپان در شرق اقصی مسالمت قائم شده نمی تواند ، بیانیہ پرور نامه ها داده از اتهام روس ها به جاپان را جمع به تعرض عسکری جاپان ها و تحريك روسهای سفيد اصولاً انکار ورزیده است . جنگ شنگهائي باز آغاز شد نامه نگار راوتر مقیم شا نکهائی در خصوص جنگ جدید در علاقه چین که زیر جیوش جاپانی است می نگارد که این جنگ خصوصاً برای مفاد دوستان و و خویشان آن اشخاص بوقوع آمد که در جنگ ما قبل مقتول شده بودند ، یکی از ان اشخاص که واقعه جنگ را معاینه کرد ، يك زنی بود که برای تحقیق این امر بچین مسافرت کرده بود که ببیند که چسان پسرش در محاربه
صفحه ١٦ ) ( شماره ٤٨ ) ( مجلد پنجم ) سپاه چینگ شن مقتول گردید ، چند نفر عکاسان معروف نیز آنجا موجود بودند غرض آنها این بود که در تماشای سینما برای ناظرین دنیا مواد جنگت سیا چینگ شن را حاصل نمایند يك قطعه کامل جيش جاپانی بر جيش ١٩ چین حمله آورده و با ران ما شینکسهای آنها را بباد حرب گذشته مقابله نمودند ، خندقهای خالی چینی باز با توپهای عظیم هالو دوز پرانده شد ، جهاز های هوائی بمبارد مہیبی کردند و يك برگ فوج در مقابل ما شینکنهای تخیلی چینی اقدام نمود و تیورداً يك مصادمه بوقوع پیوست که دران سه لسفر مهندسان جاپانی خودهارا بهمرا ی رفیقان خود جهت قربانی آماده کردند ، يك حمله دیگر بر خندقها نموده شد و میدان جنگ را پر از مقتولین خیال کرده گذاشته شد . ما دريك برای دیدن قبر پسر خود آمده بود با چشم های اشك آلوده لشکر آنها را ادا نموده و گفت من بدیدنی دوستان وطريقه جنك پسر خود فخر میکنم ، میخواهم ببینم که چطور برای مقاومت خود مقتول گردید ، اما دهاقین چینی که بعد از جنگ حقیقی گذشته به مأمن های خود عودت کرده بودند بسیار ترسیدند و خیال کردند که این جنگ مهیب و دهشت ناك محض يك بازی و ساخت نیزی است (سول صتری كزت) (محتمل این خبر از جمله خبرهای بپریل فول باشد ) علیحدگی افسران برطانی از فوج عراق چون که میعاد حکمیه داوی برطانیه در عراق ختم کردید وحكومت عراق در جمعیت الا قوام داخل شد ـ لهذا افسران انگلیسی که در افوج عراق بودند ـ در تعداد آنها تخفیف کرده شد ـ فقط یازده نفر منصبداران انگلیسی باقی ماند علاوه از ان امداد مالی که از جانب برطانیه به عراق داده می شد ـ آن هم نباشد تخمیناً این امداد هفتاد هزار گنی بود ـ گفتگوی مخفی مابين جاپان و برطانیه لندن ١٤ اپریل ـ در مابین دولت چین وجاپان يك فيصله خفيه شده است ارباب حل و عقد برطانی از ظهار آن ساکت اند ـ دیروز درباره يك سوال نایب وزیر خارج برطانیه گفت که حکومت برطانیه برای ظهار این مر نیاز نیست که آیا چاپان اطم وثیق جدید مانچوریا ر تسلیم کرده است یا حتی المقدور سیاست جاپانی در انجا بدستور سابق خواهد بود . (سول) استفسار در دیوان عام لند ن متعلق به کار روائی نظامی در سرحد وجواب وزیر هند لندن ۱۳ اپریل در دارالعوام مستر میکنثی از وزیر هند پرسید ـ آیا شما نشان داده می توانید که در ماه گذشته جهازارت هوائی بر واقی اتموز چند بار بمبارد کرد ـ و آیا پیشتر از حمله ساکنان آنجا را که در مکانان خام سکونت می کنند اطلاع داده شده بود ـ وزیر هند در جواب گفت حمله هوائی بر هشتم مارچ شروع شده بود وازان پیشتر مردمان آنجا ها را که لشکر بر سرحدات انگیسی برای حمله روان میکرد طلاع داده شده بود . نطق به غلط رفتاری وایسرای هند در مجلس جینوا دريك نطق طویل بر معاملات هند در مجلس عمومی جینوا پرو فیسور اید مند پریوان گفت ـ که از يك پروپاگپاند مسکو ( بفرض محال اگر در هند چاری می بود هند ببهار این قدر مخالف برطانیه نه می ساخت که از باعث ظلم حکومت موجوده هند وقوع آمد عظیم ترین غلطی وایسرای هند این بود که از گفتکو با کاندی انکار کرد ـ ( از سول باتری كزت ) مصادمه با پولیس علاقة پشین سرحدات آزاد يوسف زئی میمند و شمال در یای کابل واقع است ( حكومات مردان صوابی چهار سده ) در حین انتخابات بين ـرخ پوشان و پولیس مصادمات وقع کردیده در چهار سده بر بعضی از وکلاء منتخبۀ پشان خانها را قلف نموده از طرف پولیس و در میاز پر پولیس جنگ بازی نموده در یکی از مقامات دو نفر رای دهنده ـ تلف شده اند . (سیاست) تصحیح شماره صفحه ـ سطر غلط صحیح ٤٦ ٤٧٥ ١٥ ٢ ٦ قولا قلباً " " " " ١٢ غديه لعدية " " ١٤ " " " شماره ٤٨ ٩ ٣ خاص پادشاهی " ١٠ ١٠ ١ فوق الذكرفوق الذكر " " ١١ ٢ صحيح صحيح " ١١ ١٦ ٣ منعقد منعقده " ١٢ ٤ ١ منتجبه منتخبه بندگاه عبد الكبير طابع کارنامه کابل افغانستان
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]