نظریه عالیه
بعموم برادران اسلامی وطن
عزیز افغان
نظریه علماء
بعموم برادران اسلامی وطن
عزیز افغانستان
میزان ۱۳۱۵
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ذی الفضل العظيم و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد ذی القلب الرحيم .
و علی آله و صحبه ذوى الفكر السليم
( اما بعد)
برادران عزیز ؛ اشخاصیکه هذه السنه احرام بند طواف بیت الله الحرام می شوند
بحضور تان عرض می نمائیم . حج بیت الله یکی از فرائض خمسهٔ اسلام است و بجا
آوردن آن وجیبهٔ ذمهٔ هر فرد مسلمان چه خاص و چه عام .
قال الله تعالى في كتابه الكريم . ولله على الناس حج البيت من استطاع اليه
سبيلا . صدق الله العظيم . .
یعنی مر خدای راست بر مردمان حج خانه او بشرط قدرت و توانائی بر
مصارف راه و شریعت غرا درجهٔ قدرت را در کتب فقیه بیان کرده می فرماید
مستطيع و قادر شخصی است که برای عائلهٔ خود در مدت سفر نفقه و برای خود
در سفر پول زاد و راحله را داشته باشد وقرض دار نباشد و خرچ سفر را بدون
جایداد بقرض تهیه نکرده باشد ـ از آیه کریمهٔ فوق الذکر و بیان صریح شریعت
معلوم شد که حج برمسکین فرض نیست و برمالدار فرض است بشرطیکه مصارف
سفر خود را از خوراك و پوشاك وکرا. سواری ومصارف نفقه اهل بیت خود را
در مدت سفرداشته باشد ــ براین چنین مالدار فرض است که بطرف مکه معظمه
روا نه شد . فرض خود را اداه نماید و خالق خود را از خود رضاء گرداند .
و همچنین معلوم است که حج د ر تمام عمر یکد فعه فرض است و کسیکه یکد فعه حج کرده با شد دوم دفعه برفتن حرمین الشریفین مجبور نیست ــ درین جاسوال بخاطر قاریین خطور خواهد کرد ، چراد ر ا د ا ء فر یضۀ حج استطاعت فر ض شد ؟
بجواب سو ال ا و میگو ئیم ــ حج عباد تیست کـه بغیر مسا فرت بعمل آور ده نمی شود و مسافرت پول میخواهد : و ازین سبب فقهاء کرام رحمهم الله حج راعبادت مرکبه می نامند اعنی عبادت بد نیه ، مالیه ،پس اسلام ، بلوغ ، عقل ، حریت استطا عت ، وقت شرط وجوب حج شد وصحت بدن وامنيت طريق وغيره شرط اداء آن وازآنجا که دین مقدس اسلام دین وسط و بدون حرج وتكليف است اوتعالی و تقدس این وجوب عبادت را مشر وط بشرا ئط نمود و فرضیت آن را در تمام عمر یکدفعه فر مود ( لايكلف الله نفساً الا وسعها ) نص قاطع ا ست : و( ما عليكم فى الد ين من حرج ) برهان ساطع .
ازبیانیهٔ فوق معلوم شد که برمساكين ، فقراء، بل براشخا صیکه فی الجمله هستی دا رند ولی مصارف سفر ، نفقه عیال را در مدت سفر زیاده از حوائج اصلیه چنانچه در زکوة مذکور است نداشته باشند حج فرض نیست و تاوقتیکه قدرت نیابند خداوند کریم (جل شانه) این فرض را از او شان مو قتاً معطل نمو ده .
عزیزان : او تعالی و تقدس که برمانندگان خود فرض نمود تادر عمر یکدفعه سر را قسم ساخته بطواف بيت ملائك مطاف حاضر شو یم و مشقت قطع سفر وجدا ئی اهل ، عیال وو طن را برخود گوارانمائیم خالی از حکمتهای متعدده نیست و نبذ ی ازا ن حکمتها که بفكر ناقص ما میرسد برایتان شرح مید هیم : ــ ( حکمت اول ) مکهٔ معظمه در قرآن پاك
بنام ( واد غیر ذی زرع ) نامزد شده است ؛ چه : از چهار طرف بکوههای بلند بی گیاه
محاط است و هیچ قطعه زمین صالح الزراعت در اطراف قریب آن بنظر
نمی آید تا خدامین - حرم شریف از زراعت قوت شبانروزی خود را
بدست آرند تجارت ، صنعت ، دیگر اسباب معیشت موجود نیست تا ازان درک سد رمق نمایند .
پس اگر حجاج هم از صنف فقراء ، مساکین باشند و در هر سالی بهزارها فقراء - مساکین
از اطراف و اکناف عالم دران سرزمین جمع شوند ساکنین حرمین الشریفین که نان شبانروزی
خود را ندارند حجاج فقراء را از کجا نان بدهند .
( حکمت دوم ) اگر حج براغنیاء فرض نمیگردید سكان اماکن مقدسه از کدام طریق
زندگانی میکردند .
( حکمت سوم ) اغنیاء باید به حجاز سفر کنند تا ناداری - ناتوانی - فقر - فاقه ساکنین
حرم را بچشم خود دیده ضمناً خستگی راه را مشاهده کنند ممکن از احوال خسته گان
تشنه گان ، گرسنه گان خبر شوند ؛ وقتیکه واپس بوطن مراجعت می نمایند همسایه های
غریب وهم وطنان مسکین خود را دستگیری ومعاونت نمایند تا مساوات اسلامی واخوت
دینی از قوه بفعل بيايد وحقوق ذوی الحقوق اداء گردد .
( حکمت چهارم ) صاحبان جاه و مال باید حج کنند تا در وقت اداء اعمال حج ، عمره
ازهمه گی سامان هستی و نخوت خود را مجرد ساخته بچهار گز کرباس که آن را از شعائر
احرام می نامند اکتفاء کرده سروپابرهنه و با فقراء بی لباس بطور مسا و یانه بحضور خالق
بی نیاز یگانه بایستند و در بین خود ويك درويش دلريش هیچ فرق حس نکنند و از وقت
مرگ و ما بعد آن یاد کرده بدانند که لباس دیبا و کرز رین و سامان مکنت و رفاهیت وموجبات
کبر و عظمت و همه گی اسباب جاه و عزت برای او بعاریت داده شده و عنقریب از او باز میگیرند
و بغیر همین چهار گز کرباس که در کنج لحد لباس اوست باقی همه را از سرو صورت او میکشند.
(حکمت پنجم) عظمت وقدرت مالك الملك را مشاهده کنند كه يك خانه چهار کنج
سنگی را چه شرافت و كرامت و سنگینی بخشیده و پاد شاهان عالم را محتاج بوسیدن سنگ
سیاه او گردانیده .
الله اکبر وله العظمة والكبرياء ـ ان الله غنى ونحن الفقراء
(حکمت ششم) همه گی مسلمانان روی زمین در میعاد مبين ومكان معلوم بلباس مخصوص
حاضر شوند و این حضور خودها را يك اجتماع عام و مجلس عمومی اهل اسلام دانسته
شرقیها با غربیها و جنوبی ها با شمالی ها معرفت بدست آرند ؛ جنس سفید با صنف سیاه
و نوع زرد با قسم سرخ همه گی خودها را بنده يك خدای بی مانند دانسته و هر كدام ديگر را
برادر خود فهمیده با او تبادله افکار نموده از احتیاجات خود او را و از احتیاجات او
خود را واقف گرداند و در حالت موجوده مسلمین بحث کنند سبب این ضعف ، خواری
تأخر را کنج و کاو کرده معلوم و برای دفع آن چاره اندیشی نمایند .
(حکمت هفتم) صحرا های خشك و کوهای خالی حجاز را بنظر دقت ملاحظه کرده
فکر کنند که چندی قبل از بین همین صحرا و از وسط همین عرب های بادیه نشین شخصی
باسم حضرت (محمد) صلی الله عليه وسلم ظهور نموده و بعرصه قلیله هر فرد از افراد آن ها را معلم
انسانیت ساخت این ذات مقدس که ملائکۀ مقربین بخادمیتش فخر و مباهات میکنند از کجا
این عقل و کیاست را بدست آورد و این تدبیر و سیاست را از که آموخت، از بادیه نشینان
عرب كلا از کفار قریش کلا ثم کلا از بیابان های حجاز حاشا ثم حاشا
بلی این دین مقدس ما از همه این مادیات مبراست و این پیغمبر اقدس ما از همه این واهیات
منزه ؛ معلم او خالق اوست و مربی او معبود او ( اد بنی ربی فاحسن تا د بی) گفتار
اوست و (بعثت لاتمم مکارم الاخلاق) رفتار او، این دین متین و این کتاب مبین را
از خالق بیچون تعلیم نمود و با صفت آدمیت صفحهٔ علماء روزگار را شست و پا
بفرق دانشمندان عالم نهاد ـ یتیمکانه کرده قرآن درست ـ کتب خانهٔ چند ملت بشست.
آفرینندهٔ موجودات (جل شانه) در صفت او میفرماید (وما ینطق عن الهوی ان هو
الا وحی یوحی علمه شدید القوی ذو مرهٔ فاستوی و هو بالافق الاعلی ثم دلی فتدلی
فکان قاب قوسین او ادنی)
اللهم صل و سلم و بارک علیه.
برادران، از چند سال است که ما از قرار معلومات واثقه احوال و اوضاع
حجاج افغانستان را به نظر غور و تعمق ملاحظه نموده از خرابی و بی انتظامیشان
چون مار زخمخورده بخود میپیچیم زیرا در صد نود و نه فقراء،
مساکین میروند و فقر و ناداری باعث زحمت و خواریشان میشود
اگر ندرتاً کدام غنی برود همینکه در مکهٔ معظمه رسید خود را از مسکینها کرده نادار
بقلم میدهد، افسوس هزار افسوس ـ آیا کدام عالمی بشما نفهمانیده که حج بر مسکین
فرض نیست ـ آیا خود شما نمیدانید که حج بشرط استطاعت فرض است ـ البته خواهید
گفت که ما بان پول با خود میبریم ولی کفایت نمیکند یا ما را کس از مصارف حجاز مفصلاً
خبر نمیدهد: اینک مصارف حجاز را مفصلاً خدمتتان عرض میکنیم بگوش هوش بشنوید
مصارف یکنفر حاجی از وقتیکه بکنار دریا در جده میرسد تا وقتیکه واپس بکشتی سوار میشود:
۱ شخصیکه بسواری موتر تیز رفتار از جده الی مکهٔ معظمه و عرفات و مدینهٔ منوره
سفر میکند قرار ذیل مصرف باید بکند:
محصول فرود آمدن از کشتی بکرنتینه و از کرنتینه بخانهٔ وکیل مطوف در جده و از جده
الی مکه معظمه یکنیم پوند طلاء
«طواف که بنام اجوره مطوف گرفته میشود و تا این محصول را حاجی ندهد
به جده محبوس میباشد ۳ »
«رفتن بعرفات و آمدن بمکه معظمه که بنام کوشان و کرایه موتر گرفته میشود ۲ »
«زیارت حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم که باسم کرایه موتر و کوشان گرفته
میشود یازده و نیم »
«حمل ونقل سامان از جده تاکشتی واجوره وکیل مطوف درجده بوقت روانه شدن نیم »
جمله محصولات فوق الذکر هفده ونیم »
مصارف شخصیکه بخواهد بسواری موترلاری سفر کند.
محصولات فوق الذکر بغیر کرایه موتر ٤ »
کرایه موتر در همه کی سفرهای فوق الذکر ۹ »
جمع هر دو قلم ۱۳ »
مصرف شخصیکه بسواری اشتر قطع مراحل مذکور مینمایند ۹ »
اشخاصیکه از راه خشکه طریق ایران وعراق بمدینه منوره می آیند
قرار ذیل محصول ازان ها گرفته می شود:
کرایه موتر خورد و دیگر مصارف ۱۹ »
«کلان وغیره ١٤ »
«اشتر و دیگر محصولات که از او گرفته می شود ۱۰۰ »
مصارف حرکت شان از اماکن خود تاجده وهند وازهند تاجده وباز وقت واپس رفتن از جده وهند تا مساکن خود از مصارف فوق مستثنی است ونیز کرایه خانه و خوراك داخل این
محصولات نیست چه محل سكونت و خوراک هر شخص باختیار خود اوست و همچنین کرایه راه آهن و کشتی داخل این حساب نمی آید و البته برای هر کدام از حجاج بهر درجه که در راه آهن و کشتی سفر میکند مصارف این دو درک معلوم است.
که ما تخمیناً قرار آتی تحریر و بحضور تان از معلوماتیکه داریم تقدیم میکنیم :
مثلاً از كابل الى پشاور کرایه موتر ۱۰ افغانی
واز پشاور الى كراچی :
درجه ۱ کرایه ریل ۱۰۷ کله دار
" ۲ " " ۸ آنه ۵۳ "
اوسط " " ۵ آنه ۲۲ "
۳ " " ۹ آنه ١٤ "
از کراچی الی جده :
کرایه جهاز آبی درجه اول ٤ آنه ٦٠٤ کله دار
" " ۲ ٤ " ٤٢٩ "
" " ۳ ٤ " ١٧٤ "
قرار فوق همه گی مصارف حجاج را مفصلا برایتان مرقوم نمودیم که برای آینده که تشریف می برید غیر از مصارف راه آهن و کشتی و خوراک خود بحساب فوق بدرجه اول و دوم یا سوم پول با خود داشته باشید والا خود شما و نماینده حکومت شما دچار زحمت می شوند و نام ملت افغانستان با خاک یکسان میگردد و بعوض اینکه ثواب حاصل کنید گنه کار می شوید زیرا انسان طاقت تکلیف و زحمت را ندارد و ضمناً از زبان حاجی های مکین در آنجا چیزهائی شنیده میشود که اگر بزبان آورده شود شما حکم بر فسق آن ها می نمائید و علاوه بر آن
مسئلت را پیشه خود می سازند و باعث زحمت دیگرها می شوند .
برادران ! در بعض روایات کتب فقهیه شریفه علماء سلف رحمهم الله تصریح کرده اند
که اگر پول گزاف از حجاج گرفته میشد این عذر است و فوریت حج را موخر میگرداند
اعنی اگر کسی زیادت محصولات را تحمل کرده نتواند از طرف شریعت آن شخص
معذور است ، پس اشخاصیکه ارادهٔ عزم حج میکند . از حضور آن ها التجا می کنیم که
مقررات شریعت غرا ؛ و ارشادات حضرت سیدنا خاتم الانبیاء (ص) را مراعات نموده سرموئی
از ان تجاوز نکنند تا در دنیا مستریح و نیکنام و در عقبی مسرور و شادکام باشند !
برادران ! ما حسب اوامر دین مقدس اسلام خود ها را مجبور دانسته همه کی
کوائف را بحکومت متبوعهٔ خود مفصلاً خبردادیم و اينك در وسط این اوراق
بحضور شما یان نیز عرض نمودیم تا آینده اقرباء خود ها را نگذارید که مخالف
شرائطیکه خدا (ج) وضع و رسول او (س) بیان فرموده عمل کنند و خود ها
را بزحمت بیفائده گرفتار نمایند .
اشخاصیکه یکدفعه رفته و بشرف طواف بیت الله مشرف و بسعادت زیارت
حضرت رسول الله (ص) مستسعد شده اند و حج فرض را اداء کرده اند بار دوم فرض
و واجب نیست که بروند و حج دوم نفل است که رتبهٔ آن بعد از فرائض و واجبات
و سنن می آید و البته بر هر مسلمان ضروریست که اول بر اداء فرائض قیام کند
و بعد ازان بواجبات و سنن ، وقتیکه ازین سه عمل اولیه فارغ گردید آن وقت اگر
وقت و فرصت داشت باعمال نافله مشغول گردد ! آیا در وطن مقدس افغانستان
خیرات کردن بر برادران هم وطن و هم جوار جائز نیست آیا همسایه غریب
بر همسایه و مالدار حق صدقات را ندارد آیا بر ما و شما لازم نیست سامان و لوازم
علوم را در وطن خود فراهم آورده برای اولادهای خود مدارس دینی آباد نموده
آن ها را به تحصیل علوم دینیه و دنیائیه ترغیب نمائیم.
آیا حضرت رسول اکرم (ص) نفرموده اند (طلب العلم فريضه على كل مسلم
و مسلمة ) ( اعمل لدنياك كانك تعوت غداً و اعمل لدنياك كانك تعيش ابداً )
آیا یتیم ها و نابینایان و دست و پاشکسته گان وطن محتاج نیستند برای اصلاح
و تعلیم رفاهیت شان دارالایتام و دارالعجزه ها و صناعت خانه ها عمارت کنیم.
مسافران و پیاده روان احتیاج ندارند که راه و پل و مسافرخانه ها را
برای شان تعمیر کنیم.
از همه اول و واجب از برادران خود می پرسیم! آیا بر ما و شما لازم
و واجب نیست که بحكم ( و اعدوالهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
ترهبون به عدو الله وعد و کم ) سامان حربیه از قسم توپ های دور انداز
توپ های طیاره شکن؛ موترهای زره پوش ؛ تانکهای جنگی ؛ طیاره های حربی
خریداری کرده هیئت دفاعیه وطن را مستعد گردانیم تا در وقت هجوم اعداء مثل يك سد
آهنین بمقابل دشمنان دین اظهار شجاعت و مردانگی خود را کرده بتوانیم!
اهالی مکه معظمه و مدینه منوره وجده هذه السنه قرار شنیدگی يك يك طیاره از طرف
خودها خریداری کرده بحکومت خود تقدیم نمودند؛ آیا ما وشما را غیرت دامنگیر نمیشود
که برای حکومت ملت دوست شریعت خواه خود آلات حربی خریداری کرده باشیم!
آیا حضرات علماء واجبات دین را که از طرف شریعت اسلام در موضوع حفاظت اراضی
اسلامیه برما وشما فرض است برای شما بیان نکرده اند.
آیا جهاد بدو قسم منقسم نیست: (جهاد بمال ، جهاد بنفس) آیا جهاد بمال در اکثریه
۱۱
آیات قرآنیه بر جهاد به نفس مقدم ذکر نشده - دلیل این تقدیم چیست آیا امروز که می توانیم این فرض را اداه کنیم پس در تأخیر و تسویف آنچه عذر داریم بنظر انصاف اگر ملاحظه کنیم البته همه گی متفق القول خواهیم گفت که بجا آوردن فرض ، فرض است ، تا وقتیکه فرض را ادا نه نموده باشیم اشتغال بنوافل از امور لا طائل است . قدری هوشیار شده باطراف و جوانب خود نظر کنیم : آیا لازم نیست که این ملت اسلامیه حفاظت این خطۀ اسلامیه را بر خود فرض دانسته اعمال نافله را بعد از فرض بجابیارند .
برادران ! همه گی ملل عالم يك كوشش فوق العاده به تکمیل نواقص خودها شروع کرده و بيك عزم تزلزل ناپذیر مشغول تهیه سامان ترقیات مملکت خودها هستند چه بلا شده که ما و شما بخواب خرگوش رفته فرائض دین خود را بطاق نسیان گذاشته اوقات خود را صرف زوائد می نمائیم .
امروز خدمت بوطن افغانستان جهاد فی سبیل الله است و او تعالی و تقدس میفرماید : - ( يا ايها الذين آمنوا هل ادلكم على تجارة تنجيكم من عذاب اليم تومنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله باموالكم و انفسكم ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون )
برادران ! ما خود را بحضور خداوند عظیم الشان جل شانه و حضور پیغمبر آخر زمان صلى الله عليه وسلم مسئول دیده و آنچه بر خود لازم دانستیم بدون کم و کاست بعبارات خیلی ساده و عام فهم بحضورتان عرض کردیم از ان طرف هر کس میداند و عمل او و روز قیامت و جواب گفتن او ( الا هل بلغت اللهم اشهد )
( ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمة انك انت الوهاب ) ( وصلى الله على سيدنا (محمد) خير من نطق بالصواب و افضل من اوتى الحكمة وفصل الخطاب وعلى آله واصحابه ذوى الابصار واولى الالباب )
ختاماً يك چيز ديگر را هم خاطر نشان تان ميكنيم بگفته مطوفين و پيش كره های آنها مثليكه سال گذشته برای حجاج گفته بودند همه گی مصارف و محصولات حجاز تخفيف كرده شده فريفته نشويد هر كدام بنام يك مطوف برويد بلكه در بين خود ها مذاكره و اتفاق نموده همه گی تان باسم مطوف افغان برويد يا هر طائفه بنام يك مطوف خود را داخل كنيد، مثلاً اهالی كابل و اطراف آن يك مطوف و اهالی هرات و اطراف آن يك مطوف و اهالی قندهار و اطراف آن يك مطوف و همچنان اهالی هر علاقه باسم يك مطوف خود را داخل كنيد تا هر طائفه يكجا بوده از احوال وطن دارهای خود با خبری كرده بتوانيد.
و هم بايد هر طائفه حسب اوامر شريعت يك يك نفر از علماء يا مشايخ يا خوانين يا هر كس را كه انتخاب كنيد بر خود رئيس معين نموده در ايام سفر اطاعت او را بر خود واجب دانيد. و در بعض عوارض و حالات حسب مشوره او عمل كنيد ابراء للذمه واداء لحقوق الشريعه المصطفويه علی صاحبها الف صلوة و تحيه نوشتيم آنچه نوشتيم شما برادران شنيده قبول و تفعيل مينمائيد و يا خير
(حافظ وظيفة تو دعا گفتن است و بس - در بند آن مباش كه نشنيد يا شنيد)
(اللهم علمنا من لدنك علماً وهيئا لنا من امرنا رشدا)