# Musammá bih kitāb-i mabādī al-ʻulūm مسمى به کتاب مبادى العلوم # adl0726 # Kābul, Maṭbaʻ-i Dār al-Salṭanah, 1315 [1897] # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- الحمد لله رب العالمين [ILL] کتاب مبادی اسلام ۱۳۱۵ [ILL] مطبعه دارالسلطنه کابل --- page 2 --- [BLANK PAGE] --- page 3 --- [BLANK PAGE] --- page 4 --- Djomada II 1315 / nov. 1897 ۳۵ --- page 5 --- [BLANK PAGE] --- page 6 --- فتبارك الله أحسن الخالقين الفرمان الواجب الاذعان پيشگاه حضرت ضياء الملة والدين مجاني غازي أمير عبد الرحمن خان المسمى بـ کتاب مبادی العلوم سنة ١٣١٥ که از زبان انگلیسی بفارسی ترجمه شده بسعی و اهتمام کل محمد خان مهتمم زیور طبع پیراست در مطبع دار السلطنة كابل طبع شد ١٣١٥ --- page 7 --- ۲ بسم الله الرحمن الرحیم حمد مجید برای ذات مقدس آن خالق ارض والسموات شایان و سزاورست که وجود هستی را بقدرت کامله خود بظهور آورده و درود نامعدود بر روان پاک آن سرور واجب و زیباست که ان الله وملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلو علیه وسلمو تسلیما شمه شان واجب الاکرام اوست و صفت یا رب ونثار --- page 8 --- ۳ و ثنا و نعت و دعا میراث آن پاکان و شاهبازان دین متین اوست که اصحابی کالنجومی بایهم اقتدیتم اهتدیتم شاهد و هادی و اراکین صراط مستقیم بودن ایشان است بعد ها التماس بنده عاصی پر معاصی خادم آستان هدایت بنیان سلطان محمد میر منشی آنکه چون در زمانۀ رونق و ترقی اسلام بعهد سلطنت حضرت بندگان خدیو دوران دُر دُزان پادشاه دانشمند سخن پرور سخن سنج سخن شناس بلکه روح و روان علم و سخن؛ ضیاء الملت والدین امیرالمومنین والمسلمین امیر ابن الامیر ابن الامیر امیر عبدالرحمن خان جاهد غازی خلد الله ملکه و سلطانه امر مبارک --- page 9 --- ۴ بر ترجمۀ کتب و تصانیف علوم و فنون و کمالات و صناعات غراصدار یافته بود رسالۀ ہذا مسمّی بمبادئ العلوم که بنیاد باغاز علوم کیمیاوی و طبیعی بود بترجمۀ محمد حسن خان که یکی از زمرۀ ترجمانان مقرّر خدمت ترجمانی بود بانجام پذیرفت حضرت حق جلّ جلالہ وجود سعادت و فیض آمود این پادشاه علم پرور را برای پرورش و نوازش معلمان و متعلّمان علوم عام و خاص رعایا و خدام سالهای بسیار و قرائن بیشمار محفوظ و مصئون داشته باشد بالنّون و الصّاد و آله الامجاد زیاده و الدّعا بالخير فقط بسم الله الرحمن الرحیم مبادی العلوم | در بیان موجودات و علم --- page 10 --- ۵ اول حواس اشیا غور و توجه فرمائید که مایان و شمایان که درین دنیای خودها را بسر میکنیم محض یک خبر میباشیم تا زمانیکه پیدا میباشیم بذریعه حواس مدام قدری قدری کیفیت دنیا را معلوم و دریافت کرده میتوانیم مثلاً که مایان میشنویم یا چیزی میبوئیم و گر تاریک نباشد هر چیز را می بینیم و گاه گاه لذت و مزه چیز را می چشیم یا بقطه اوقات بعضی اشیا سرد و گرم سخت و نرم معلوم میشوند پس این چنین هر کیفیت که معلوم و ظاهر میشوند آنرا حس میگویند پس این چنین حس که در دل مایان پیدا میشوند میگوئیم که آواز چیزی میآید یا بوی میآید --- page 11 --- ۶ یا چیزی بنظر میآید یا ضایقه معلوم میشود یا بعضی اشیا سرد و گرم یا سخت و نرم معلوم میشوند مثلاً که آواز خاص را شنویده میفهمیم که یکی راه میرود وقتیکه بوی خاص را بوی میکنیم پس میگوئیم که این بوی پیاز است و وقتیکه یکصورت خاص بمقابله چشم ها مایان می افتد گفته میشود که یکدرخت بنظر میآید و هرگاه یک لذت و مزۀ خاص معلوم میشود میگوئیم که این لذت از سیب است پس این چنین هر اشیا که مایانرا بوسیله حواس دریافت و معلوم میشوند آنها را اشیا یا چیزها محسوس می نامیم دویم علت و معلول --- page 12 --- وقتیکه باز بعضی حس در بعض اشیار پیدا میشوند آن حس را نتیجه یا معلول آن شیار میگوئیم و این اشیا علت یا باعث حسّ مذکور گفته میشوند مثلا که وقتیکه آواز خاص بگوش مایان میرسد گفته میشود که او از بگیسیت که در سرک میرود یعنی آواز که از سرک می آید نتیجه گذشتن بگی هست و اگر در بعضی اوقات بوی سوختن اشیار میرسد می فهمیم که چیزی سوخته ست و این بوی نتیجه سوختن اوست و فی الفور این طرف و آنطرف نظر می اندازیم که بوی مذکور از کجا می آید و سبب او چیست و یا اگر کدام درخت بنظر می اید فقر میکنیم که در رو بروی مایان بمیدان نظر چیزی --- page 13 --- موجود است که باعث او صورت این درخت بنظر میاید سویم وجه توجیه وقتیکه بوی سوختن بعضی چیزی میرسد و ما بان این طرف و آن طرف دیده دریافت میکنیم که در چیزی در نقش میسوزد در ان حالت این چنین میگوئیم که باعث این بوی معلوم شد یا اینکه دانسته شدیم که این بوی چرا می آید چونکه هر شیا ر که باعث یا سبب بعضی اشیا ر میشوند پس همان چیز نتیجه دیگر اشیا ر میباشد مثلاً فرض کنید که بوی سوختن بعضی چیزی می آید و ما بان این طرف و آن طرف دیده دریافت نمودیم که چیزی خس و خاشاک سوخته میرود که باعث --- page 14 --- ۹ که باعث بوی همت فی الفور تفحص مینمایم که این ها چرا سوختند و باعث سوختن آنها چه بود شاید که معلوم گردد که کسی گوگرد انداخته جنس مذکور را سوخانده است ناچار درین صورت خواهیم گفت که گوگرد در داد باعث سوختاندن جنس شد پس این چنین خیال پیدا میشود که گوگرد خود بخود در میان جنس های مذکور بچه صورت افتاد ضرور کار کدام شخص خواهد بود یا باعث بعضی شخص گوگرد در میان جنس ها افتاده خواهد بود بعده این خیال را مد نظر خواهیم گرفت که شخص مذکور چرا گوگرد را در میان جنس های مذکور انداخته است ایا تا از بی پروائی یا ارادتاً و اگر ارادتاً انچنین کرد --- page 15 --- ۱۰ پس وجه او چه بود و این چنین کار چرا کرد غرض این چنین یک سوال سوال دیگر پیدا شده میروند پس این سلسله همین چنین خواهد رفت و هیچ گاه ختم نخواهد شد پس از همین خاطر در دل ما یان یقین پیدا میشود که هر اشیا نتیجه بعض دیگر اشیاست که پیش اول بوقوع آمده است و این چیز دیگر که درین صورت سبب شده است نتیجه بعض دیگر اشیاست غرض این چنین یک سلسله علت و معلول بسته میشود که هر قدر دراز بکنیم هرگز ختم نشود و وقتیکه باعث بعض اشیا را دریافت میکنیم یعنی این را مد نظر داریم که وجه بودن او چیست پس این چنین میگوئیم که کیفیت این اشیا ر ظاهر شد ما لوحه --- page 16 --- ۱۱ یا توجیه شد و اگر سبب باعث بعض اشیا ر معلوم شود پس درین حالت توجیه زیاده تر میشود غرض که هر قدر سراغ سلسله علت و معلول را در از کرده بروید همانقدر توجیه بعض اشیا ر زیاده کرده شده میرود و کیفیت ظاهر میشود مگر یا د باید دشت که توجیهیچ اشیا ر مکمل و پوره نمیشود چرا که بطریقه در یافت نمودن ابتدائی اشیا نسان اگر بسیار سعی کند تا هم علم شخص مذکور بقدر فاصله را رفته عاجز میماند چهارم خاصیت یا قوتها وقتیکه در یافت مینمائیم که از بعض اشیا همیشه نتیجه خاص پیدا میشود پس این نتیجه را بعض اوقات خاصه ا --- page 17 --- ۱۲ اشیاء و بعضی اوقات قوت آن میمانیم مثلا بوی پیاز را خواهیم گفت که خاصه پیاز است چرا که وقتیکه پیاز را نزدینی پیش میکنیم پس مدام از پیاز مذکور همان بوی خاص می آید و همچنین در سُرب خاصیت وزن میباشد چراکه هرگاه یکه سُرب را بدست میگیریم مدام سنگین معلوم میشود همچنین در مار قوت گشتن و مهلکه میباشد چرا که از گزیدن مار انسان میمیرد پس خاص خاص نتیجها و اثرها که از اشیاء پیدا میشوند آن ها را خاصیت وقوت اشیاء مینامیم پنجم اشیاء مصنوعی و قدرتی نیچر یعنی موجودات ایزدی و یا قدرتی هر اشیائیکه باز هم --- page 18 --- ۱۳ بذریعه حواس بمایان معلوم میشوند بسیاری ازینها مصنوعی میباشند مثلا پلنک سگی ومکانات وغیره وسبب گفتن مصنوعی اشیا مذکور نییست که انسان از حکمت وهنرخود ساختند مکردر دنیا هر قدر اشیا مصنوعی که ازحکمت انسان ساخته شده انددیگر صدها اشیاءاند که در ساختن آنها انسانرا هیچ مداخلت نیست چرا که اگرانسان در دنیا موجود نمی بود تاهم آن اشیا بهمین نوع می بودند که حان میباشند مثلا آسمان : باد: آفتاب : ماهتاب ستاره : سمندر : کوه : وجمیع خودرونباتات و جنگلی حیوانات پس این چنین اشیار را چیزهای قدرتے --- page 19 --- ۱۴ میگویند و نام مجموعه این جمیع اشیای غیر طبیعی موجودات ایزدی یا قدرتیست در حقیقت نیز اشیای مصنوعی جزء قدرتی میباشند محض همین قدر فرق است که انسان اشکال اشیا قدرتی را مبدل نموده اند و شکانده پیوند کرده موافق ضرورت خود تیار نموده اند اگر چه در اشیای موجودات ایزدی صنعت انسانی و قدرتی و مصنوعی به بسیار آسانی تمیز کرده میشود اما بیاد داشت که در اصل هر اشیاء که نزد انسان میباشند همه بخشش و عطای قدرت ایزدیست هر اشیای مصنوعی را که ما بآن نام ساختن انسان موسوم میکنیم آن ها هم در حقیقت اشیای قدرتی میباشند بلکه انسان محض اشکال آنها را مبدل --- page 20 --- ۱۵ مبدل نموده اند مگر در پیدا کردن بعض اشیا که مشترا بهیچ صورت موجود نباشند پس انسان طاقت موجو کردن این چنین اشیا را هرگز و بهیچ صورت ندارد در حقیقت که انسان اشیا قدرتی را تغییر و تبدل نموده مصنوعی میسازند باعثش محض نسبت که این چنین خاصیت ها یا قوتها در اشیا قدرتی موجود میباشید و در حقیت هر قدر اشیا مصنوعی که در دنیا موجود اند انسان آنها را از اشیا قدرتی مبدل نموده تیار نمود اند و خود انسان هم یک جزو موجودات ایزدی یا قدرتیست پس جمیع اشیا مصنوعیرا یک جز قدرتی که نامش بهت از دیگر اشیا قدرتی تیار نمود مثلا است --- page 21 --- ١٦ که ساعت ساز ساعت ساخته دست خود را دید خوش میشود مگر نمیداند که چند اشیار قدرتی مثلاً طلا و نقره و آهن وغیره را گرفته پرزها ساخته ترتیب داد ساعت ساخته است غرض که موچی معمار و دیگر قدر که صناع و دست کار اند از قوت و خاصیت خاص خاص اشیار قدرتی نیز از سلسله علت و معلول این قدر واقفیت حاصل کرده اند که اشیار قدرتیرا تغییر و تبدل داده بهر صورت که بخوا مفید مطلب خود ساخته میتوانند چرا که اگر زرگر نمیدا که طلا و نقره ملایم میشوند و اگر خم داده شود خم میخورند و بآسانی آب میشوند پس بچه صورت زیور های قمتام ساخت --- page 22 --- ۱۷ ساخته میتوانست حاصل کلام نست که واقفیت فن و هنر بواقفیت قانون علت و معلول میباشند و هر قدر که علم خاصیت ها و قوتهای اشیای قدرتی زیاده دستیاب شوند همانقدر از خاصیتها وقوتهای اشیا وتعلقات باهمی علت و معلول و از صنعت وحرفت ترقی بسیار خواهیم کرد هستم بسیاری اشیای کارخانه قدرت و بسیاری سلسل های علت و معلول از فهم و قیاس ماها بیعاند متذکره بالابیان نموده ایم که اشیای قدرتی بعض ایشان این چنین اند که در قابو می آیند و مایان --- page 23 --- ۱۸ از اوشان فایده حاصل کرده میتوانیم مکر در موجودات هر قدرشیا که بزرگتراند و بندها علت و معلول که باهم پیوسته اند همه اوشان از فهم مایان بعید اندچنانچه که آفتاب طلوع و غرو میشود و مهتاب و ستاره ها در آسمان گردش میکنند گاه آسمان صاف معلوم میشود و آفتاب طلوع میشود و باد نرم نرم میوزد و بعضی وقت باران میبارد و همچنین هزارها اقسام نباتات و حیوانات پیدا و ناپیدا میشوند انسان تماشای قدرت را دیده حیران میشوند مگر اینقدر طاقت ندارد که قدر تغیر و تبدل کرده بتو اند: --- page 24 --- ۱۹ نظام قدرت چیست در دنیا اتفاق هیچ نیستی و از اتفاقی هیچ شی بظهور نمی آید وقتیکه انسان مطالعه صحیفه موجوداترا شروع نماید سبق اول که یاد میگیرد این است که بعض واقعات مدام بموجب انتظام معینه بظهور می آید و از بسیاری علتها مدام معلولان پیدا میشود مثلا که آفتاب از یکطرف آسمان طلوع میشود و بطرف دیگر غروب و همچنین ترتیب زیاد و کم شدن مهتاب بهیچ صورت بهیچ وقت مبدل نمیشود و مدام بیک نمونه بنظر می آید و بعضی ستاره ها اینچنین اند که از جائی که مایان میکشیم --- page 25 --- ۲۰ از همانجا مدام بنظر می آید و هیچ وقت غروب نمیشوند تغیر و تبدل موسم ناکم وبیش معین اند و آب مدام بطرف نشیب بی اختیار نزول و جریان میکند و آتش مدام میسوزد غرض اینچنین واقعات را دیده رفته رفته در دل انسان این خیال پیدا میشود که در قدرت انتظام است و مدام از علتهای خاص معلول های خاص پیدا میشوند و در ترتیب اینها گاهی هیچ فرق واقع نمی شود و از هر چیز که اینچنین انتظام معلوم گردید و نشان علت و معلول هویدا شد پس در خصوص آنها دانست میشود که کیفیت بظهور رسید و توجیه شد مگر در اشیائیکه از سبب نامعلوم علت و معلول وقتی --- page 26 --- ۲۱ توجیه آنها کرده نشد پس میگویند که از اتفاق بظهور رسیده اند مگر هر قدر که بموجودات ایزدی زیاده تر معلومات پیدا شدند همانقدر در قدرت موجودی انتظام معینه زیاده تر مشرح و هویدا گردید و اگر در کاریکه اول بی انتظامی و بی ترتیبی خیال کرده میشد صرف در انحالت میگویند که انتظام این امر پیچیده است شاید که درین زمانه هیچکس اینچنین نادان و بیعقل نخواهد بود که بگوید که بعض امور از اتفاقی بظهور می آیند یا اینچنین حادثه بظهور می آید که در حقیقت هیچ باعث نداشته باشد و اگر بالفرض کسی اینچنین گفت که فلان کار از اتفاق --- page 27 --- ۲۲ واقع شد پس هرکس خواهد دانست که مراد گوینده این است که سبب کار نمیداند اتفاقی صرف نام لا علمیت فرض کنید که از دریچه می بینیم که بیرون بارش رحمت میبارد و باد بزور میوزد و شاخهای درختان می جنبند و یک شخص زیر درخت نشته است که از بارش خود را محفوظ کند درین اثنا طوفان و باد بسیار پیدا شد که شاخ درخت شکست و بر شخص افتاده صدمه بسیار باو رساند پس اینچنین واردات و حادثات را میگویند که اتفاقی است و اگر از شخص مذکور بپرسید خواهد گفت که را تفا از خانه برآمده بودم و اتفاقی زیر درخت نشسته بودم --- page 28 --- ۲۳ بودم و اینچنین حادثه بظهور آمد مگر درین صورت مذکور اتفاقی نام کدام شئی بود سبب باران و باد و شکستن شاخ نتیجه اسباب قدریست سبب ایستاده شدن انسان آخر عمل سلسله علت معلول است چرا که در سلسله علت معلول هر عمل و باعث نتیجه او بعد یکدیگر موافق انتظام قدرت بظهور می آیند چونکه صاف کردن سلسله های پیچیده و دریافت کردن علت معلول از فهم قیاس مایان بعید ست پس اینچنین حادث را اتفاقی مینامیم فهم قوانین قدرت قانون باعث میشوند وقتیکه به بسیار غور مشاهده کرده دریافت مینمائیم --- page 29 --- ۲۴ که از بعض اشیا مدام نتیجه خاص پیدا میشود یا بعضی اوقات بعض واقعات مدام موافق نظام ترتیب قدرت بظهور می آیند پس اینچنین حقیقت را قانون قدرت میگویند مثلا که اگر چیزی سنگین با وزن را محکم کرده نشود بر زمین خواهد افتاد غرض در خصوص اشیای قدرتی و انتظام موجودات هر قدر که میدانیم قانون قدرت گفته میشود مگر یا باید داشت که قانون قدرت باعث انتظام موجودات نمیباشند و در باب انتظام موجودات هر قدر که میدانیم محض بیان او را قانون قدرت میگوئید ذکر نموده ایم که قانون باعث و سبب نمیاند؟ --- page 30 --- ۲۵ نمیباشد پس درین باب قانون قدرت مخفی است بآن قوانین مشابه اند که پادشاه بجهت رعیت خود بفرضیکه رعیت بآرام باشند میسازند مثلاً برای انتظام سلطنت اینچنین قوانین مقرر میباشد که هیچکس خون نکند و دزدی نکند و محصول سرکار را ادا پس اگر کسی که دزدی نمیکند یا خون نمیکند قانون مذکور برای نامبرده مقرر نیست از قانون مراد نیست که اگر کسی دزدی کند یا کسی را بکشد یا سرکاری محصول را ادا نماید پس اینچنین اشخاص موجب قانون مقرر میباشد اگر کسی محصول میکند یا خون دزدی میکند پیش خوف است که بر خلاف قانون سزاوار سزائی --- page 31 --- ۲۶ خواهد شد و از قانون انسانی معلوم میشود که بعض اوقات خیال امید انسان بجهة امید روز کار یا نجات یافتن سزا میشود مگر از قانون قدرت ظاهر میشود که بعض صورت خاص از اشیای قدرتی چه نتایج بظهور می آیند غرض از هر دو اقسام قوانین برای مایان هدایت بشود مگر لیکن باید که بکوش دل بفهمیم : فرق در میان قانون انسانی و قدرتی اینچنین است که انسانی قوانین برای آن عاملها که خودشان هم عقل و تمیز داشته میباشند بطور حکم صادر میشوند خواه قبول بکنند یا نکنند و اگر کسی آن قوانین را قبول نکرد یا خلاف او کار کرد --- page 32 --- ۲۷ پس قوانین باطل میشوند ـ فکر قانون قدرت حکم نیست محض بیان این امورات اند که درنظام قدرت تغییر و تبدل نمیشوند و هرگز گفته نمیشود که قوانین قدرت متغیر و تبدل میشوند چرا که قانون قدرت همیشه قاعدۀ کلیه میباشد پس در صورت که قاعدۀ کلیه باشد مستثنی او نمیباشد ـ فرق دیگر در میان قانون انسانی و قانون قدرتی نیست که قانون انسانی همراه جماعت انسان میباشند جائیکه انسان نباشد پس در انجا قانون عبث و بیکاره می شود و با عام انتظام قانون قدرت که انسان جزو قلیل اوست تعلق داشته میباشند --- page 33 --- ۲۸ دهم از علم نیچر یعنی موجودات قدرتی برای انسان در کار و بار دنیا و هدایت بسیار پیدا وقتیکه معلوم شد که از اتفاقی هیچ عمل بظهور نمی آید بلکه در دنیا هر امور موافق انتظام معینه بظهور می آید و کیفیت انتظام قدرت که بابیان معلوم میگردد در قوانین قدرت در الفاظ صحیح و درست میشوند پس باید که حتی المقدور از قوانین قدرت واقفیت بسیار پیدا نمائیم تا که در کار و بار دنیا وی هدایت و امداد حاصل کنیم یازدهم علم یعنی واقفیت قوانین قدرت که از مشاهده و تجربه و دلیل حاصل میشود در عام واقفیت اشیاء --- page 34 --- ۲۹ اشیائیکه مردم ناخوانده را وعلمی واقعیت که مردم خوانده را میباشد در اصل فرق نیست و همچنین در عام دلیل وعلمی دلیل امتیاز نیست در اصل هر دوی شان یک چیز میباشند در حقیقت صحیح و درست واقعیت ہر اقسام را علم میگویند و دست و صحیح دلیل ہر اقسام را علمی یا منطقے دلیل میگویند طریق مشاهده و تجربه که در علم سخن های عجیب دیا شده اند محض طریق کار و بار روزمره ہر شخص میباشد همین قدر فرق است که در مشاهده و تجربه علمی صفائی وصحت زیاده میباشد مثلاً کسی را که چیزی جدید بدست می آید خاصیت و صفت را --- page 35 --- ٣٠ ملاحظه میکنند همچنین مدام مشاهده و تجربه بهر اشیاء را که می بینیم کرده میرویم لکن کسانیکه کوشش و سعی خیر را بصحت و درستی مشاهده نکرده اند وقتیکه پوره پوره کیفیت عمل مشاهده معلوم شود حیران میشوند که بسیار کار سخت است و در علمی مشاهده خصوصیت شر و صحیح باشد و انجنین نتیجه داشته نباشد که مردم نافهمیده میگویند تجربه نام مشاهده آن کیفیتی که اشیای قدرتیه را بارادتا بکدام ترتیب خاص جمع نمایند یا از یکدیگر جدا نمایند پس علمی تجربه آن علمی مشاهد که در حالتیکه خود انسان تجویز کرده است کرده شود عام سخن مشاهده است که آب بعضی اوقات --- page 36 --- ۳۱ منجمد میشود لکن اگر تحقیق نمائیم که آب بچه صورت منجمد میشود برف میشود پس اینچنین مشاهده را علمی مشاهده میگویند نیز یک عام سخن تجربه است که چوب در آب فرو نمیشود بلکه ایستاده میباشد مگر از علمی تجربه معلوم میشود که وقتیکه چوب در آب ایستاده میباشد برابر وزن خود آب از زیر خود پس میکند اشیای ماده اشیای مادی یعنی معدنی اشیا در بیان ادوار دهم آب اینچنین چیزی قدرتیست که در هر جای موجود میباشد و هر شخص در کار و بار روزمره خود می آورد پس ازین جهت هر شخص در بابت آب قدرتی عالمی --- page 37 --- ۳۲ واقفیت داشته باشد با الفرض واقفیت پوره و کامل نباشد مگر یقین است که هر شخص را که حالت آب معلوم است به بسیاری امورات او دلداده توجّه کرده نخواهد بود و ظاهر است کسانیکه کمر بسته درین باب کوشش نکرده اند که به بینم که چه کیفیت دریافت کرده میتوانید اینچنین اشخاص را قوتها و خاصیتها و قوانین قدرت که از آب بظهور می آیند معلوم نخواهد بود پس از همین وجه اگر کیفیت آسان امورات آب از اشان پرسیده شوند بالکل نشان نخواهند داد پس مناسب است که مایان علمی تعلیم را از حال آب اغاز و ابتدا نمائیم کلاس --- page 38 --- ۳۳ سنیزیم گلاس آب نزد مایان یک گلاس شیشه است که در نصفش آب پرست میدانید که گلاس چیز مصنویست چرا که باین نمونه ساخته شده است که بعض اشیا قدرتی را یکجا نموده در میان آتش انقدر در میانه است که آب شده شیشه ساخته شده و این شیشه را کاریکر گلاس تیار نموده است پس این گلاس مصنوعی چیز ست آیا آب هم چیز مصنو عیست نه هرگز نه آب قدرتی چیزیست از دریاست یا از تالاب یا از چاه آمده است و یا شاید که از آب بارش باشد آب خاصیتهای بسیار دارد --- page 39 --- ۳۴ مثلاً آب شفاف میباشد یعنی اگر سطح آب چیزی افتاده باشد دیده میتوانید سرد میباشد و تشنگی را مینشاند و اگر قند در میان آب انداخته شود آب میشود لکن اینچنین خاصیتها که باعث شروع حال آب شوند نیستند چهار دهم آبجای میگیرد مزاحمت میکند ـ وزن داشته میباشد حرکت خود را بدیگران با منتقل کرده میتواند پس آب صورت ماده است ـ ملاحظه فرمائید در گلاس تا نصف او آب پرست پس آب در نصف جای گلاس جای احاطه میکند یا اینچنین بگوئید که هجوم آب همین قدر است حال اگر یک گلاس دیگر اگر فق در --- page 40 --- ٣٥ میان این گلاس بنجنین بیندازید که جای شود پس سر گلاس دیگر که در سطح آب برسد خواهید دید که آب بجهت خواهد کرد و تا وقتیکه از گلاس مذکور همه آب برآید گلاس دیگر را زیاده پایان نخواهد ماند که فرود آید وقتیکه کسی از بآن پایان در آب خیز میزند در آنحالت شخص مذکور صدمه روز میرسد پس ثابت شد که آب بجهت میکند و اگر از گلاس مذکور آب بریزانند نسبت پیشین بسیار سبک معلوم خواهد شد پس ثابت شد که آب وزن داشته میباشد واگر آب گلاس را بالای اینچنین اشیا که بکدام چیزی دیگر آویزان باشد بیندازید وقتیکه آب برو خورد آن چیز را خواهد انداخت پس معلوم شد که آب درجها --- page 41 --- ۳۶ واشیا ر خود منتقل کرده میتواند پس اینچنین حالات که از آب پیدا میشوند نتیجه آب گفته میشوند و در هر اشیاء که اینچنین خاصیتها بظهور می آیند که جای بگیرند مزاحمت کنند وزن داشته باشند یا وقتیکه با دیگر اشیاء خورده حرکت خود را درو منتقل کرده بتوانند پس اینچنین اشیاء را اشیای ماده یا اجسام ماده یا خاص ماده میگویند در ینصورت آب نیز یک قسم ماده است یا یک صورت ماده است پانزدهم آب مایع یعنی یک چیز جاریست آب اگر چه جای را احاطه میکند مگر شکل او معین نمیباشد بهر ظروف که بیندازید همان قسم شکل اختیار میکند فطرت --- page 42 --- ۳۷ خاصیت او را به بسیار آسانی دیده میتوانید چراکه اگر در یک گلاس مدوّر آب انداخته راست ایستاده کنید پس شکل سطح آب نیز مدور دیده خواهد شد و اگر گلاس را کج کرده استاده کنید نیز شکل سطح آب فی الفور مبدل شده بیضوی شکل را اختیار خواهد کرد همچنین هر قسم ظروف که مطلقاً باشد اگر آب انداخته شود آب بکناره ظرف مذکور خواهد چسپید پس معلوم شد که اجزای آب بیکدیگر به بسیار آسانی حرکت میکنند اگرچه اجزای آب بی تکلف حرکت نمیکنند مگر قدری گرفت و قدری پیوستگی نیز داشته میباشند مثلاً اگر --- page 43 --- ۳۸ سطح آب را همراه انگشت خود ممس و بعده انگشت را آهسته آهسته با احتیاط بردارید پس همراه انگشت شما یک خورد خط باریک آب پیدا شده خواهد رفت همین طور اگر وقت صبح در باغ رفته نظر بیندازید که بر برگهای سبزه قطره های خورد و مدور از شبنم نظر خواهد آمد پس وجه مدور بودن قطره ها این سبب است که اجزای آنها میخواهند که با هم پیوسته باشند پس اینچنین اجزای ماده که با هم حرکت میکنند که در هر ظروف بخواهید که بیندازید با پهلوی ظرف مذکو بچسپند و وقتیکه تکیه داده میشود جابجا میشود پس انچنین ماده ها را فلوید یعنی سیال بمعنی اینچنین --- page 44 --- ۳۹ میگویند پس سیالهائیکه اجزای آنها از یکدیگر علیحده شده حرکت میکنند بلکه مثل اجزای آب باهم پیوسته میباشند این قسم سیال را لیکویڈ یعنی مایعات میگویند پس آب مایع است شانزدهم بر آب زور کرده نمیشود حجم آب مانند دیگر مایعات از زور کردن قریب قریب بالکل کم نمیشود یعنی اگر بسیار زور زده شود حجم آب شاید که قدری کم شود باید که از شنیدن این عمل حیران شوید که آب بظاهر اینقدر نرم معلوم میشود اگر حجم آب را کم کردن مطلوب و داشته باشد پس اینچنین مشکل می افتد به قسمیکه در نرم کردن --- page 45 --- ۴۰ آهن و سرب و اینچنین است که آب شکل خود را به بسیار آسانی مبدل میکند و معلوم کرده شده است که آب را در بعض ظروف بند کرده اگر این قسم زور کرده شود که هر یک مربع اینچ برابر وزن پانزده پونڈ زور باشد پس حجم آب برابر بیست ہزار حصه کم خواهد بود مثلاً که یک دهن پوتک بوتل را بک پچکاری گرفته بر نل او اینچنین بحسیان که خوب بچسید حال سر پچکاریرا در آب غرق کرده دهن پوتک را بطرف بالا کش کنید داخل پچکاری آب پر خواهد شد باز سر پچکاری را بآوا کشیده دهن پوتک را بطرف زیر این قدر زو کنید --- page 46 --- ۴۱ کنید که قدری آب از سوراخ پچکاری بیرون آید یعنی که باد پچکاری بالکل خارج شود و در میان نل مذکور محض آب بماند حال سوراخ پچکاری را همراه انگشت خود خوب مضبوط بند کنید تاکه آب بیرون خارج نشود پس اگر دهن پوتک را زور کنید پیش نخواهد رفت و اگر از بسیار زور زدن قدری درون شد درین حالت از پهلوی دهن پوتک قدری بیرون خواهد ریخت حقیقت اینست که اگر سطح دهن پوتک یک اینچ مربع و در نل برابر جای میشود درین صورت اگر در پچکاری یک اینچ آب باشد و آن دهن پوتک را همرا --- page 47 --- ۴۴ سی هزار پوند که بوزن کابل قریب بیصد و هفتاد پنج من میباشد زور کرده شود پس دهن پونک عشر و هم حصه انچ خواهد لغزید هفدهم مراد از وزن چیست میدانید که در هر چیز خود وزن داشته میباشد الی غور باید کرد که وقتیکه از زمین چیزها بردارید قدری ضرورت زور بکار می آید پس میگوئیم که چیز مذکور سنگین است از زمین مراد صرف سطح زمین است و هویداست که هر قدر اشیای وزندار بدون محکم کردن بر زمین می افتند پس گفته میتوانیم که اشیاء وزندار را رجوع افتادن بر سر زمین میباشد و دیار --- page 48 --- ۴۳ می‌شود که بارش از قطرهای آب ساخته شده است پس اگر در هندوستان یا انگلستان و یا امریکه بارش بظهور آید همان قطرهای آب از طرف آسمان بسوی زمین راست عموداً باریده بطرف زمین آمدن نظره ایند آمد و میدانید که زمین هموار نیست بلکه یک مدور کره هست و ملک امریکه از ملک نابان بطرف سمت الاقدام یعنی بالکل بطرف دیگر واقع است واگر ممکن میبود که در هندوستان اندرون زمین آهن را داخل کرده کنده میفرستیم که تا اضلاع متحده شمالی امریکه میرسیدیم پس اگر در هندوستان و اضلاع متحده بیک وقت بارش بظهور آید --- page 49 --- ۴۴ خواهید دید که رخ قطرهای بارش یک ملک از قطرهای بارش ملک دیگر مخالف بنظر خواهند آمد یعنی بهر دو ممالک قطرهای بارش بطرف مرکز زمین خواهند بارید مختصر بیان کرده میشود که هر اشیای وزن دار بطرف مرکز زمین میل و رجوع افتادن داشته میباشند پس این میلان اجسام را که بطرف زمین می افتد وزن میگویند چرا که وقتیکه میگوئیم که فلان چیز سنگین است یا وزن دارد ازان مراد این است که اگر چیز مذکور گرفته نشود بالای زمین خواهد افتاد و اگر بالفرض گرفته شود بقدر ضرورت زور خواهد بود افاده --- page 50 --- ۴۵ هنر دویم کشش زمین کشش ثقل معلوم کرده شده است که هر چیز را زمین بطرف خود کش میکند پس اگر کدام چیز را بغیر محکم کردن بمانیم فی الفور بطرف زمین می افتد بگر تجربه‌های بشمار و مشاهده‌های بسیار ثابت شده‌اند که کشش همراه زمین مخصوص نیست بلکه قاعده کلیه یا قانون قدرت است چرا که مانند قطره‌های باران جمیع اشیای ماده بطرف یکدیگر خود کشش میدانند حقیقت اینچنین است که کدام دو اشیای ماده را بگیرید ماده آنها خواه هر قسم که باشند اگر مزاحمت یا ممانعت نباشد پس هردوی شان بطرف --- page 51 --- ۴۶ بیکدیگر خود حرکت خواهند فرض کنید که در دنیا اشیاء ماده صرف دو مدور قطره ای آب اند و قطره هر یک دهم حصه انچ است پس حجم هر دو قطره برابر بکدیگر اند و هر قدر ماده که در یک است همانقدر بدیگر است پس در میان این هر دو قطره هر قدر فاصله که باشد بطرف یکدیگر خود حرکت خواهند کرد و هر قدر که نزدیک شده بروند همانقدر تیز شده خواهند رفت و فاصله که در میان آنهاست عین در میان فاصله مذکور آمده با هم یکجا خواهند شد و اگر حجم هر دوی شان برابر نباشند بلکه خورد و کلان باشند پس قطره کلان به --- page 52 --- ۴۷ به نسبت قطره خورد آهسته حرکت خواهد کرد پس مقام یکجا شدن هر دوی شان نزدیک قطره کلان اینقدر قریب میبود که رفتار قطره خورد از قطره کلان زیاده میبود پس ظاهر شد که اگر یک قطره آب برابر زمین باشد و قطره دیگر برابر قطره بارش پس رفتار قطره کلان بطرف قطره خورد اینقدر کم خواهد بود که بالکل بخیال آمده نخواهد توانست پس معلوم خواهد شد که قطره کلان گویا بالکل ساکن است و قطره خورد را بطرف خودش کرده می رود وقتیکه قطره بارش از طوفان که بلندی یا فاصله او فرض کنید که یک میل است --- page 53 --- ۴۸ بر سرزمین می‌افتد پس بالای یک خط مستقیم که در میان مرکزهای زمین و قطرها باشد پس زمین نیز در حقیقت بطرف قطره حرکت میکند قسمی که قطره بطرف زمین حرکت میکند لیکن هر قدر فاصله خط مستقیم مذکور ازین هر دو اجسام ها هر یک طی میکند بمقدار ماده اجسام نسبت معکوس داشه میباشد یعنی هر قدر که جسم کلان باشد همانقدر فاصله کم طی خواهد کرد پس نسبت که مقدار ماده نسبت زمین را از مقدار قطره بارش است همان از یک میل بآن فاصله است که زمین بطرف قطره --- page 54 --- ۴۹ قطره طی میکند پس اگر سوال حل کرده شود دیده خواهد شد که مقدار چهارم اربعه متناسبه یعنی جواب سوال اینچنین قلیل کسر انچ می برآید که بخیال آورده نمیشود چونکه هر اشیا که بطرف زمین می افتد مقدار ماده در آنها بنسبت زمین بسیار قلیل میباشد پس باید دانست که وقتیکه اشیا از طرف بالا بر سر زمین می افتد بمقابله اشیا مذکور زمین گویا بیحرکت معلوم میشود پس نتیجه اش ثابت شد که قانون قدرت است که در ماده هر اقسام کشش میباشد یعنی دو اجسام مادی که باشند بطرف یکدیگر خود میلان حرکت داشته باشند --- page 55 --- و هر قدر که در یک جسم نسبت دیگر مقدار ماده زیاده باشد همانقدر رفتار آهسته خواهد بود و قدر که هر دو اجسام مذکور بطرف یکدیگر خود حرکت گیرند بروند رفتار آن ها نیز شده خواهد رفت قانون های را که عموما قانون کشش ثقل میگویند محض بطور مکمل بیان همین واقعات است تو زد هم وزن آب متناسب حجم آب ها می فهمید که در گلاس پر از آب نسبت به گلاس خالی وزن زیاده میباشد چرا که گلاس پر نسبت به گلاس خالی سنگین میباشد باز هر قدر که زیاده آب در گلاس باشد همانقدر زیاده وزن داشته میباشد واگر --- page 56 --- اه واگر از جای گلاس کوزه پر از آب برداشته شود زیاده تر ننگین و وزن دار معلوم خواهد شد حالانکه اگر همان کوزه خالی پر از آب باشد سبک یا کم وزن معلوم خواهد شد پس معلوم شد که هر قدر حجم آب زیاده باشد همانقدر وزن او زیاده خواهد بود چرا که اگر بر سرکف دست یکقطره آب باشد پس در قطرهٔ مذکور هیچ وزن معلوم نمیشود آیا درست است که در قطرهٔ آب وزن نیست چرا که قطرهٔ آب فوراً بالای زمین می افتد صاف ظاهر است که درین قطره نیز ضرور قدری وزن است و اگر همچنین دو چار هزار قطره ها باشند گلاس --- page 57 --- ۵۲ پر خواهد شد پس اگر در صد هزار قطره تا وزن میباشد نیز در یک قطره ہزارم حصہ وزن خواهد شحقیقت اینچنین است که باید برای دریافت نمودن اشیا که وزن اشیای مذکور صحیح و درست معلوم کرده شوند یک این قسم اوزار باید داشت که نهایت اشیای سبک را نیز اندازه وزن کرده بتوانیم بیستم در میان امتحان کردن وزن یعنی ترازو - ترازو نام چیزیست که بدان صرافها و پساریها و غیره برای دریافت نمودن اندازه وزن میباشد و در میان او یک سوراخ میباشد مگر در دسته ترازوی انگریزی سوراخ --- page 58 --- ۵۳ نمیباشد صرف بذریعة یک قسم سوزن که در میان دسته چسپیده میباشد حرکت میکنید بهر دو سر آنتی پلهای تراز وا ویزان میباشند تا وقتیکه پرو پلهای تراز و خالی میباشند دسته تراز و برابر یکسان بیک وزن میباشد لیکن اگر یک پله تراز و چیزی مانده شود پس ہما نوقت پله مذکور کج میشود و پله دیگر ر ہت میشود و اگر پله خالی رابطه کجیش زور کنید برای برابر کردن دسته بهمانی زیاده زور حاجت خواهد شد واگر در یک پله تراز و بمقدار یک تولہ خیر باشد پس پله دیگر را صرف ہمر اه یک انگشت خود زور کرده وسته را --- page 59 --- ۵۴ برابر پله مذکور برابر کرده میتوانیم مگر اگر بجای یکتوله یکپاوچیزباشد پس برای برابر کردن دستۀ زیاده کوشش و زور کردن خواهد شد و اگر وزن نصف آثار باشد پس طاقت کل دست بضرورت خواهد افتاد و اگر دو پا چارمن وزن بماند شود پس پله خالی را هر قدر که روزبکنید کج کرد نخواهید توانست مگر درپله خالی بعوض زور زدن دست چیزی سنگ وزن دار انداخته شود پس وقتیکه وزن هر دو پله ها باهم مساوی و برابر نباشند دستۀ ترازو هرگز با هم برابر نخواهند شد پس درینصورت هر قدر که یک پلۀ ترازو --- page 60 --- ۵۵ را میلان خم شدن بطرف زمین باشد همانقدر پله دیگر را خواهد بود و چونکه یک پله بغیر کم و زیاده کردن وزن پله دیگر خم نمیشود پس معلوم گردید که وزن هر دو پله با هم برابر میباشند مبحث یکم مقدار آب با وزن حجم در حالتها یکسان همیشه برابر میباشند. مقدار ماده کثافت - دو پیمانه شیشه بگیرید که درجه ها دا باشند و هر دوی شانرا در پله های ترازو مانده برابر وزن کنید پس اگر در یک پیمانه مذکور صرف یکقطره آب بیندازید اگر ترازو نهایت صحیح و در باشد پله مذکور فی الفور خواهد شد پس ثابت شد --- page 61 --- ۵۶ که در یک قطره آب نیز وزن میباشد و اگر در پیمانه ها مذکور صحیح و درست نشان های درجه ها ساخته شده اند پس هر قدر آب که در یک پیمانه انداخته شده است تا وقتیکه در پیمانه دیگر موافق وزن تمام اول آب نیندازید پلا تر از و بهیچ صورت باهم برابر نخواهند بود یعنی وزن حجم آب در حالتهای یکسان همیشه یکسان میباشد یکشاری گیلن وزن ده پوند داشته میباشد و بهمین وجه یکشاهی پنٹ برابر چهارم حصه پوند میباشد حجم هیچ جسم همیشه یکسان نمی ماند چرا که وزن کم و بیش کرده میشوند پس حجم نیز کم و بیش کرده میشود خصوصا وقتیکه حرارت --- page 62 --- ۵۷ جسم کم و بیش میشود حجم جسم مذکور نیز کم و بیش میشود لاکن وزن اشیا نا وقتیکه بر مقام سطح زمین میباشند بهیچ صورت مبدل کرده نمیشوند پس اندازه مقدار ماده جسم بذریعه وزن او کرده میشود و ظاهر است که اگر وزن جسم معین باشد پس هر قدر که حجم او زیاده باشد در هر مکعب اینچ او همانقدر وزن کم خواهد بود و هر قدر که حجم او کم باشد در هر یک مکعب اینچ همانقدر وزن زیاده خواهد بود پس در هر یک مکعب اینچ هر قدر مقدار ماده که زیاده باشد همانقدر کثافت آن جسم زیاده خواهد بود در کثافت های دو مختلف اجسام باهم ان نسبت میباشد که در مقدار ماده یک مکعب اینچ آنها --- page 63 --- ۵۸ میباشد یا اینکه در وزن های یک مکعب اینچ آنها میباشد پس اگر کثافت آب را یک فرض کنیم کثافت بعض اشیا این قسم معلوم کرده میشوند که وزن حجم اشیا مذکور را گرفته همانقدر حجم با وزن آب مقابله کرذه میبینند نسبت و دویم در حالتهای یکسان در مساوی حجم اشیا کردن مختلف میباشند یعنی اشیای مختلف کثافت مختلف داشته میباشند معدنیات نسبت آب زیاده کثیف میباشند چرا که در یک گلاس شیشه آب میندازید و تا حدیکه در کلاس آب باشد بالای او بطرف بیرون برابر سطح آب نشان کنید بعده کلاس مذکور را سبک پله ترازو بمانید و پله دیگر --- page 64 --- ۵۹ دیگر سنگ وزندار مانده پوره و مکمل وزن نمائید بعده آب گلاس را بریزانید و گلاس را خشک نموده تانشان آب در گلاس مذکور ریت باریک بیندازید ظاهر است که باعتبار حجم ریت برابر آب است مگر سنگهای وزندار که آب را وزن نموده بودید اگر همان سنگها را در ترازو انداخته ریت را وزن نمائید پس دسته ترازو با هم برابر نخواهند بود لاکن ضرورت دیگر سنگهای وزندار خواهد شد پس معلوم شد که اگر در یک پیمانه اول ریت میندازیم و بعده در همان پیمانه آب میندازیم پس ریت به نسبت آب سنگین خواهد بود بنسبت و نیم --- page 65 --- ٦٠ از الفاظ سنگین و سبک چه مرادست وزن مخصوص وقتیکه الفاظ سنگین و سبک را با ستعمال می آوریم میفهمیم و خیال میگوئیم که اشیا را که بآسانی می برداریم سبک میگوئیم و اشیا را که بسختی و دشواری می برداریم سنگین میگوئیم مثلا که ذره های ریگ را که در هوا بطرف و بطرف بنظر می آیند سبک میگوئیم و کنده های چوب را سنگین میگوئیم لاکن متذکره بالا ذکر کرده شده است اگر حجم آب و ریگ برابر گرفته شود ریگ به نسبت آب سنگین خواهد بود الفاظ سنگین و سبک را اینقسم استعمال مائیم در اشیای سنگین و سبک مکمل و پوره تمیز کرده نشود --- page 66 --- ۶۱ نمیشود چرا که اشیائیکه در حقیقت سنگین میباشند سبک میگویند و اشیائیکه سبک میباشند سنگین میگویند برای رفع نمودن اینچنین مغالطه عمل کرده شده است که وزن حجم اشیاء مائع یا ٹھوس بر حرارت بعضی منجمد باشد درجه معینه نسبتی که با وزن حجم آب داشته میباشد آن نسبت را وزن مخصوص آن اشیاء میگویند پس آب را اگر یک یا اکائی قرار بدهید پس وزن خاص حجم اشیاء همانقدر از وزن آب دوچندان خواهد بود و وزن مخصوص اورا دو خواهیم گفت و اگر سه چند باشد وزن مخصوص را سه خواهیم گفت و علیٰ ہذا القیاس پس از وزن مخصوص اجسام --- page 67 --- ۶۲ مایع یا تهوس ظاهر میشود که در حالتهای یکسان بمقابله آب چه قدر کثیف است وزن مخصوص براده چوب - تیل دست شراب به نسبت آب کم میباشد مگر وزن مخصوص ریت و پاره به نسبت آب زیاده میباشد وزن مخصوص هر اشیا که از آب زیاده باشد در میان آب غرق میشود و وزن مخصوص هر اشیا که از آب کم باشد در میان آب ایستاده میباشد فرض کنید که دو کلاس آب اند در یک کلاس قدر ریت بیندازید و در کلاس دیگر قدری براده چوب ملاحظه فرمائید که ریت در ته آب خواهد نشست و براده بالای سطح آب ایستاده خواهد ماند آب را نوز --- page 68 --- ۶۳ خواه هر قدر که حرکت بدهید ریت بهر صورت که باشد در ته آب خواهد نشست و براده چوب بالای سطح آب خواهد آمد پس معلوم شد که اشیائیکه از آب مساوی الحجم سبک میباشند در بالای آب ایستاده میباشند و اشیائیکه از آب مساوی الحجم سنگین میباشند در میان آب غرق میشوند همچنین اگر در آب قدری تیل انداخته شود بالای آب ایستاده خواهد ماند و اگر رنگدار است شراب با حتیاط در آب انداخته شود نیز بالای آب ایستاده خواهد ماند لاکن اگر راب با پاره در میان آب انداخته شود در ته آب خواهد نشست - دو خاصیتهای آب بسیار کار آمد --- page 69 --- ۶۴ اند اول اینکه اشیای سبک درمیان آب ایستاده میباشند دویم اینکه ذرهای آب به بسیار آسانی حرکت میکنند پس اگر در آب خاصیت متعالی مکو نمی بود درمیان ممالکها ئیکه سمندر حائل آمد و رفت و تجارت بکدام صورت میبو چراکه بدولت خاصیت آب این چنین اشیا سنگین معلوم نمیشوند که بالای آب ایستاد کرده توانیم صرف همینقدر است که در ظرفی که چیز مطلوب مانده شود باید انقدر کلان باشد که ظرف مذکور و وزن چیز مذکور با هم کی باشند مساوی الحجم آب سبک باشند و اجزای در خرد --- page 70 --- ۶۵ آب اینچنین حرکت پذیراند که وقتیکه چیز مذکور را بالای آب ایستاده کنیم پس حرکت یا زور باد چیز مذکور را در آب از یکجای بطرف جای دیگر به بسیار آسانی کش کرده می برد بسبب و پنجم هر چیزیکه در آب ایستاده میشود همیشه برابر هموزن آب غرق میباشد- یعنی هموزن خود آب را پس کرده بجای آب خود چیز مذکور دخل میکند- وزن یک مکعب انج آب قریب ۲۵۲٫۱ گرین میباشد گرین نام پیمانه انگریزی است} فرض کنید که یک صندو قچه ٹین چار گوشه است و حجم صندوقچه مذکور صد مکعب انج است پس وزن آب --- page 71 --- ۶۶ مساوی الحجم صندوقچه ۲۵۲۵۰ گرین خواهد بود و اگر بالفرض وزن صندوقچه ۱۶۸۱۶ گرین باشد پس سوم حصه صندوقچه در آب غرق خواهد شد واگر وزن صندوقچه ۱۲۶۲۵ گرین باشد پس نصف حصه جسم صندوقچه مذکور در میان آب غرق خواهد شد وعلی هذا القیاس - و وقتیکه صندوقچه مذکوره در آب ایستاده باشد بطرف بیرون صندوقچه برابر به آن مقام که برابر سطح آب است نشان بکنید حال آن جسم صندوقچه را که بطرف درون سطح آب است دریافت کرده میتوانیم فرض کنید که حصه مذکور ۳۰ مکعب انچ است پس وزن کل --- page 72 --- ۶۷ صندوقچه ۳۰ × ۲۵ ، ۷۵۰ یعنی ۷۵۰ گرین خواهد غرض هر قدر حصه اشیا که در آب ایستاده می باشند در آب که بذریعه اشیاء مذکور پس کرده میشوند دخل کرده میتوانند گویا همین حصه غرق شده قایم مقام آب گفته میشود و اگر در آب صندوقچه را که در میان آب ایستاده است بطرف پایان زور کنید اینچنین معلوم خواهد شد که بطرف بالا حرکت کرده ظاهر خواهد شد و اگر صندوقچه مذکور را بگذارید فی الفور بطرف بالا خواهد آمد پس معلوم شد که هر اشیائیکه در آب ایستاده میباشند آب زیر اشیاء مذکور آنها را بطرف بالا حرکت میدهد --- page 73 --- ٦٨ و در پهلوی آنها نیز زور میکند چنانچه اگر پهلوهای صندوقچه بسیار باریک باشند بذریعه زور آب بطرف اندرون خواهند رفت و اگر بکدام بوتل خالی خوب مضبوط دهن تک بچپانیم و بعده درمیان آب عمیق بیندازیم پس بذریعه زور آب دهن تک اندرون بوتل خواهد رفت یا بوتل تکڑا تکڑا یعنی ریزه ریزه خواهد شکست بیست و ششم زور آب بهر طرف میباشد از تجربه متذکره بالا معلوم کرده شده است که هر اشیائیکه در آب غروب میباشند از هر طرف آب بالای آنها زور میکند اگر یک نل دراز از چوب باز هم --- page 74 --- ۶۹ ساخته راست عموداً ایستاده کرده بطرف سر پایان نل مذکور یک این قسم دهن تپک به پیچانند که بسیار محکم بچسپد و از طرف بالا نل مذکور را از آب پر کنید پس اول آب از دهن تپک بقدر فاصله بطرف بالا حرکت خواهد کرد و قدری زور بر سر دهن تپک خواهد کرد اگر بر سر نل مذکور بجای دهن تپک کف دست خود را بچسپانید آب نل بطرف پایان زور خواهد کرد و برای ممانعت زور قدری قوت معلوم خواهد شد بعد هر قدر که آب در نل مذکور زیاده شده برود بطرف پایان نیز زور زیاده شده خواهد رفت --- page 75 --- ۷۰ آخر انقدر زور پیدا خواهد کرد که خواه دست باشد یا خواه دهن تپک علیحده خواهد شد و آب نل بر سر زمین خواهد رخت پس درین صورت زور آب بطرف پایان برابر وزن او میباشد حال فرض کنید که نل مذکور مدور نیست بلکه مربع است و بطرف اندرون هر یک پهلوی او یک انچ است بدرازی یک انچ نل مذکور پوره یک مکعب انچ آب جامی خواهد شد و بیان کرده شده است که در یک مکعب انچ آب ۲۵۲ گرین وزن میباشد پس اگر در نل مذکور قریباً تا بلندی ۲ فٹ ۳۱/۲ انچ آب بیندازیم پس وزن مذکور یک پونڈ ۷۰۰ گرین خواهد شد و اگر پانزده پونڈ آب در نل مذکور بندیم پس --- page 76 --- ۷۱ پس بلندی آب در نل ۳۴ یا ۳۵ فط خواهد شد پس بهر صورت زور سلاخهای آب در نل مذکور بر یک مربع اینچ برابر همو زن خود خواهد بود یک این قسم نل چوبی بسازید که در پهلوهای نل مذکور یک سوراخ باشد بذریعۀ دهن تپک در سوراخ مذکور یک این چنین نل از شیشه ساخته بحا[نیه؟] که بطرف بالا شکل زاویه قائمه بسازد بجر د چنان نل شیشه آب نل چوبی به نل شیشه خواهد آمد و تا هر قدر بلندی که نل چوبی بود هما نقدر به بلندی نل شیشه خواهد رسید پس ظاهر شد که زور آب بکدام مقام به اطراف درست هما نقدر میباشد --- page 77 --- ۷۲ هرقدر که بطرف پایان میباشد و اگر یک قسم خانه نلی از شیشه بسازید و در میان او آب بیندازید پس بهر دو شاخهای نلی مذکور آب مدام بیکسان بلندی دیده خواهد شد شاید دیده باشید که در بعضی شهرهای کلان مثلاً کلکته لاهور بمبئی وغیره نلهای آب ایستاده میباشند و بهر خانه‌هائی نل ها آب میرسانند و در منزلهائی که از حد زیاده بلند باشند بذریعه نل آب میرسد و در هر خانه که نلهای قسماقسم میباشند صرف بذریعه نلهای مذکوره کلان آب می آید و اگر نشان نلهای بازار و کوچه ها را بپرسید بشمایان معلوم خواهد --- page 78 --- ۷۳ خواهد شد که بچه قسم بزیر سرک کج و پیچ خورده از حوض مقرره آب می آید بعده خواهید دید که در حوضی که این جمیع آب نلهای مذکور آمده یکجا میشوند حوض مذکور اولاً ضر ور بمرتفع مکانات شهر بلند میباشد بالفرض اگر بلند نباشد پس یک این چنین ترکیب است که بذریعهٔ آن ترکیب از حد زیاده بلندتر منرلهای مکانات که باشند آب رسانده می تواند و در حوض مذکور بهر قدر بلندی که آب باشد بهمانقدر بلندی در نل خانه آب بلند میشود بیست و هفتم آن آب که حرکت داده است --- page 79 --- ۷۴ میباشد حرکت خود را در شیار دیگر منتقل کرده میتواند یعنی در بیان صدمه آب متحرک - فرض کنید که یک پیپه چوبست و در او قریب سوراخ در پهلوی یک دهن نلک چسپیده است که سوراخش یک مربع انچ فراخ است - در پیپه انقدر آب بیندازید که از دهن نلک پنج یا ده انچ آب بالا بیاید اگر دهن نلک پیپه بند باشد پس بالای دهن نلک ۲۵۲۵۰ گرین یعنی از سه پوند زیاده زور خواهد بود اگر دهن نلک پیپه را دور کنیم پس آب که متصل او باشد بطرف رخ بیرونی او --- page 80 --- ۷۵ چیزی ممانعت نخواهد ماند پس زوریکه از طرف اندرون است بحرکت خواهد آورد و آب از اندرون دهن پپک بیرون خواهد آمد پس در آب متحرک که این چنین قوت باشد که چیزی ساکن را بتکلیف حرکت داده بتواند سببش این است که قوت صدمه یا قوت حرکت داشته میباشد یا باید داشت که موج آب که از هوا چین چین میشود هوا مزاحمت آب را میکند پس قوت حرکت آب از همین سبب کم میشود شاید که خیال کنید که هوا زور آب را کم میکند صحیح است که هوا بحر چار طرف موجود است --- page 81 --- ۷۶ و یک چیز نهایت لطیف و لچکدارست مگر به بیا آسانی دیده میشود که وقتیکه بعضی اشیا را از هوا میگذار باد چیز مذکور را قدری مانع میسازد مثلاً وقتیکه پکه میکنیم این چنین معلوم میشود که پکه با د قدری مانع میکند پس قسمیکه هوا مزاحمت پکه را میکند همان قسم موج آب را نیز مزاحمت میکند و قوت حرت موج آب را کم میسازد- لاکن وقتیکه موج آب از اندرون سوراخ پیه بیرون می آید در ین وقت اگر باد نباشد و نیر کشش زمین معدوم باشد پس قوت حرکت آب قایم خواهد ماند و موج او برابر متوازی اُفُق خواهد رفت سمیت و ششم خاصیت‌های آب --- page 82 --- ۷۷ آب مبدل نمیشوند همیشه یکسان می باشند وقتیکه بارش می بارد اگر قدری آب در ظرفی بیندازید معلوم خواهد شد که خواصهای آب که متذکره بالا ذکر نموده ایم در آب مذکور خواهید دید که آب بارش خواه از انگلستان باشد خواه از هندوستان باشد یا خواه آب تازه امروزه باشد و خواه از هزار دو هزار سال باشد بهیچ صورت خاصیتهای آب مبدل نمیشوند و هر خاصیت که در آب امروزه است همان خاصیت در آب هزار ساله میباشد غرض گفته میشود که در نسبت خاصیتهای آب انتظام قاطی --- page 83 --- ۷۸ معین است بهیچ صورت مبدل نمیشوند مراد این چنین نیست که خواص آب بهر حالت یکسان میباشند چرا که آب یک اینچنین چیز است که موافق حالتهای مختلف در خاصیتهای اوفر بسیار پیدا میشوند البته در حالتهای یکسان خواص آب یکسان می ماند پس گفته میتوانیم که در نسبت آب انتظام قدرت معین است علهبت دوم وقتیکه آب را گرم میکنیم اول در زیاده کردن حجم حرارت صرف میشود بیان کرده شده است که حجم خاص وزن آب در حالتهای یکسان مبدل نمیشود بلکه یکسان می ماند حال غور باید کرد که برا --- page 84 --- ۷۹ که بر آب گرمی یا سردی قدری اثر داشته میباشد چرا که آب در جای گرم مانده شود و بعده بجای سرد برده شود پس حجم او کم میشود یعنی خشک میشود و اگر آب مذکور را خوب گرم کنیم پس حجم او زیاد میشود یعنی تر میشود - بذریعه خاصیت مذکورۀ آب یک مفید اوزار ساخته شده است که نامش مقیاس الحرارت است و مانند یکخور شیشه بنا گرده شده است و بطرف پایان او یک مجوف گولی و بطرف بالا یک دراز باریک نل میباشد و در گولی مذکور و بقدر فاصله در نل مذکور سیماب یا سیت شراب پر کرده میباشد در گولی --- page 85 --- ۸۰ وقتیکه بباب یا ست شراب راگر می میرسد پس حجم او زیاده میشود و در نل مذکور بطرف بالا می آید وخط پا را یا ست شراب اندرون نل زیاده بلند میشود و برخلاف این اگر پارا یا ست شراب گولی را سردی بر سد پس حجم او کم میشود و باره نل بطرف پایان فرود می آید و در نل مذکور بلندی خط کم میشود - اگر گولی اوزار مذکور در میان آب مانده شود و پارا یا ست شراب نل زیاده شده بمقامیکه در نل بالا شود نشان کرده شود وبعده در میان برف مانده شود و از سردی او پارا وغیره خشک شده بمقامیکه فرود آید تیر نشان کرده --- page 86 --- ۸۱ کرده شود و فاصله که درمیان هر دو نشانهای مذکور باشد به یکصد و هشتاد حصص برابر تقسیم کرده شود پس هر یک حصه مقیاس الحرارت یک درجه خواهد بود سحرارت یکسان پاره نل مقیاس الحرارت همیشه بیک درجه میماند پس از همین سبب بذریعه آواز مذکور اندازه حرارت کرده میشود آب گرم نسبت آب سرد سبک میباشد ثبوت این مدعا فرض کنید که یک حوض است که دو راه دارد و اگر هر دو راه حوض واز شوند و از یک راه آب گرم و از راه دیگر آب سرد در حوض بیاید و باهم شور داده نشود پس آب حصه بالا به نسبت آب --- page 87 --- ۸۲ حصه پایان بسیار گرم خواهد بود تسلیم می کنیم حرارت زیاده شده آخر کار آب بخار میشود اگر قدری گرمی به آب رسانده شود ضرور قدری تغیر و تبدل در خواص آب پیدا میشود و اگر زیاده حرارت بآب رسانده شود زیاده تر تغیر و تبدلی در خواص آب واقع میشود - دیده خواهید بود که وقتیکه در چای جوش آب پر کرده بالای آتش میمانیم و زیرا و آتش میدهیم آب گرم شده بجوش می آید و آخر وقتیکه حرارت او بدرجه دو صد و دوازده میرسد بخار میشود و بخار مذکور در هوا غائب میشود و اگر چای جوش را --- page 88 --- ۸۳ تا بسیار دیر بالای آتش مانده زیرا و آتش داد بر وید آخر کار آب بالکل غائب میشود بظاهر معلوم میشود که گویا از حرارت آتش آب معدوم شد اما بحقیقت یکذره آب معدوم نمیشود صرف حالت آب مبدل میشود حرارت مائع حالت آب را مبدل نموده بخارات میسازد سی و یکم وقتیکه حرارت از بخار بیرون میشود آب گرم میشود یک قاشق سرد را گرفته مقابل یک جای جوش که از و بخار می برامد کانگ را بگیرید وقتیکه قاشق را دور کردید بالکل ترخواهید دید و قطرهای آب گرم --- page 89 --- ۸۴ از قاشق مذکور خواهند ریخت و قاشق سرد گرم خواهد شد پس معلوم شد که حرارت از آتش در چای جوش می‌آید و از چای جوش در آب بعده آب زیاده زیاده گرم شده میرود آخر وقتی که یک خاص مقدار حرارت پیدا میشود پس بخارات میشوند و وقتیکه بخار با سرد قاشق می‌چسپد پس حرارتیکه حاصل کرده است تواضع قاشق سرد را میکند و حرارتیکه آب را بخارات ساخته بود و قتیکه سرد قاشق حرارت را کشش میکند پس آب بخار تیار می‌شود پس معلوم گردید که بخار و آب یک چیز هستند یعنی آب --- page 90 --- ۸۵ دو مختلف حالات دارد و مقدار حرارت که در آب میباشد از حرارت پیدا میشود سی و دویم وقتیکه آب بخار میشود پس حجم آب هفده صد حصه زیاده میشود بیان کرده شده است که وقتیکه در چای جوش آب پر کرده بالای آتش بمانیم آب بخار شده می پرد اگر قبل از ماندن چای جوش بالای آتش اندازه وزن و حجم آب را بکنید خواهید دید که حجم بخار نسبت حجم آب هفده صد حصه زیاده خواهد شد مکر وزن همانقدر خواهد ماند که از آب بود ۔ یکخور د پیاله چهار گوشه بشکل کعبتین بسازید که هر گوشه پیاله --- page 91 --- ٨٦ مذکور یک اینچ باشد پس در پیاله مذکور یک مکعب اینچ آب جامی خواهد شد اگر پیاله مذکور را از آب پر کرده حرارت برسانیم آب بخار شده قریباً یک مکعب فِط جائی احاطه خواهد کرد چرا که در یک مکعت فِتُ هفده صد و بیست هشت مکعت اینچ میباشد و وزن یک مکعب اینچ آب ۲۵۲۱/۲ گرین میباشد و وقتیکه بخار شود تا هم همین قدر وزن میباشد پس گفته میتوانیم که بخار چیست بخار در اصل آب است که از حرارت زیاده شده بخارات میشود بدون مخصوص بخارات به نسبت آب هفده صد --- page 92 --- ۸۶ حصه کم میباشد پس ظاهرست که بخار کثیف شده وقتیکه آب میشود پس حجم آب برابر ۱۷۰۰/۱ حصه بخار میماند و وقتیکه آب بخار میشود بسیار زور زیاده میشود شئی سویم کاسین بالجمله ارسال هوا یک شیشه گردن دراز و دهن کشاده است در او آب پر میکنیم و قتیکه آب تا کنارهای شیشه میرسد میگوئیم که شیشه از آب پر شد بعداً اگر آب شیشه را بریزانیم میگوئیم که شیشه خالیست پرسان میکنیم که شیشه در حقیقت خالیست شیشه خالی را در یک ظرف آب پایان کرده زور کنید اگر شیشه واقعی خالیست چه سبب است --- page 93 --- ۸۸ که آب تا گردن شیشه آمده بفاصله بلندی که بطرف بیرون شیشه است همانقدر به بلند طرف درون آب نیامده در همین ظرف یک نل شیشه را که خالی باشد و بر نل مذکور واژ باشند غرق کنید خواهید دید که بلندی سطح آب اندرون و بیرون نل یکسان خواهد بود و اگر قبل از غرق نمودن نل در آب سر طرف بالای نل را همراه انگشت خود اینچنین بند نمائید که یک بند ظرف تیار شود پس آب در نل صرف تا قدری فاصله بالا خواهد شد همین قسم آب در شیشه نیز صرف بقدر فاصله بالا شده بود پس --- page 94 --- ۸۹ پس ظاهرست که اندرون نل خالی و شیشه ها چیزی موجود است و چیز مذکور ماده است چراکه همین ماده جای را احاطه کرده بود و آب را از آمدن طرف بالا مانع میکند و مزاحمت میکند اصل این است که شیشه از قسم ماده که هوا میگویند پرست و بشکل کره هوائی زمین را از هر چهار اطراف احاطه کرده است - هوا نیز وزن دارد و نیز حرکت خود را بدیگر اجسام منتقل کرده میتواند پس معلوم شد که در هوا خاصیت های اشیا ر ماده موجود میباشد علاوه براین هوا سیال است چراکه در هر ظروف که باشد موافق شکل ظرف یعنی آب جستن --- page 95 --- ۹۰ میباشد اجزای هوا به بسیار آسانی حرکت میکند و اگر حرکت نمیدشت پس هر دفعه وقت حرکت دست و پای ممانعت معلوم میشد. هوا لچکدار سیال یا گاس است سی و چهارم بخار لچکدار یا یعنی ماشین یا گاس میباشد _ خاصیتهائیکه متذکره بالا- یعنی باد و بخار ذکر نموده ایم در جمیع شان آب در حالت بخار لچکدار سیال یا مانند هوا گاس میباشد اگر شیشه قدری آب انداخته شود در باقی حصه خالی باد میباشد اگر شیشه را گرم کنیم آب گرم شده شده آخر کار بجوش خواهد آمد و طه هامی بخار نه شکست در آب نمودار خواهند شد و در سطح آمده خواهند --- page 96 --- ۹۱ و هوائیکه بالای آب در میان شیشه بود آهسته آهسته کل هوا بیرون میآید و اگر تمام شیشه گرم مانده شود پس خالی حصه او از بخارات آبی پر خواهد شد بخارائیکه از دهن شیشه می برآید صاف و بی رنگ گاس میباشند مگر جلد سرد میشوند و کثیف شده مانند ابر ذره های سیال آب تیار میشوند مانند سبک اجسام آب که بالای سطح معلوم میشوند بخارات در هوا بطرف بالا میروند سی و سوم در میان گاس و بخارات ـ خواه سردی ـ به بسیار شدت باشد و خواه نهایت سخت گرمی باشد در گاس هیچ فرق نمی آید لکن --- page 97 --- ۹۲ اگر حرارت هوا بسیار کم کرده شود و نیز زور بسیار کرده شود پس مانند آب رقیق میشود پس ظاهر است که در میان هوا که نهایت سختی کثیف میشود بخارات که در کثیف گاسها به بسیار آسانی کثیف میشود در جففت فرق نیست صرف فرق بدرجه میباشد و در میان این دو گاسها برای سهولیت اینچنین تمیز کرده میشود که گاسهای مانند بخارات باسا نى کثیف میشوند آنها را بخارات میگویند و در این بخارات کل آب بدرجه جوشیدن بحالت گاس میباشند و اگر حرارت بخارات از رساندن خنکی از درجه جوشش خوردن قدرى --- page 98 --- ۹۲ کم شود پس بسیاری حصه بخارات کثیف شده آبی کرم تیار میشوند لاکن یاد باید داشت که اکرچه خاصی صورت بخارات آبی نامش بخارات ست بدرجۀ جوشیدن آب با بالا میباشد تا هم آب تا درجۀ منجمد شدن در حات بخارات میماند لیکن چونکه هر قدر حرارت که شده میرود همان قدر حجم وزن آب که کم شده میرود پس ظاهرست که هر قدر حرارت کم شود همانقدر کثافت یا وزن مخصوص بخارات آبی کم خوا شد علاوه بر این بدرجه جوشیدن بخارات آبی یا بخار مانند هوا به بسیار زور مقابله میکند مگر هر قدر که حرارت کم شود همانقدر به بسیار --- page 99 --- ۹۴ آسانی بخارات آبی زور کرده میشوند یک خس گرفته به چای جوشیکه از آب گرم پر باشد بسته کنند اگر خس مذکور را برابر چایجوش جوش خورده گرم بمانید پس کل خس خواهد پندید و با وجویکه از هر اطراف زور هوا خواهد بود مگر تا هم صورت خس پندیده خواهد ماند و اگر خس از چایجوش جدا کرده شود تا وقتیکه حرارت خس مذکور برابر آب جوش خورده باشد تا هما نوقت پندیده خواهد ماند و اگر بمانید که سرد شود پس قدرا که حرارت کم شده برود همانقدر روز بخارات آبی کم شده خواهد رفت پس باعث زور هوی --- page 100 --- ۹۵ بیرونی خس مذکور آهسته آهسته پخپتی شده میرود پس همین وجه است که بنده گرم شیشه را سرد کرده وقتیکه دهن او را واز میکنیم پس ہوا به بسیا زور در شیشه مذکور داخل میشود سی و ششم تبخیر آب به حرارت معمولی - اگر درمیان ظرفی قدری آب انداخته در کمره سرد یا کشاده هوائیگما خواهید دید که بعرصه کم غائب میشود- رخت تررا وقتیکه بالای طناب ہموار کنیم بسیار زود میگردد و اینکه درخت باشد غائب میشود بانجا رات شده می پرد در اصل بخار آب میشوند که کثافت آنها موافق حرارت میباشد و این بخارا --- page 101 --- ٩۶ آب مانند دیگر گاسها در هوا شامل میشوند یعنی بخارات و باد چونکه از سمندر مطابق حرارت همیشه بخارات آبی پیدا شده در هوا شامل میشوند پس در هوا همیشه بخارات آبی موجود میباشند - وقتیکه بعض معینه مقدار هوا مثلاً در صد مکعب اینچ انقدر بخارات که بدرجه حرارت بحالت گاس قایم میماند درینصورت هوا را مرطوب میگویند در حالت مرطوب اگر حرارت هوا قدری کم شود پس بخارات آبی مبدل شده آب میشوند در موسم گرم و مرطوب این قسم کیفیت بنظر می آیند چرا که اگر در گیلاس شیشه آب تازه سرد --- page 102 --- ۹۷ و سرد از چاه کشیده بیندازیم بطرف بیرون گلاس بالای سطح قطره‌های خورد مثل قطرات شبنم نمودار میشوند سببش این است که از سطح سرد گلاس بخارات آبی بدرجه سرد میگردند که بحالت گاس نمی‌ماند و قدری بخارات کثیف شده بر سطح گلاس مانند قطره‌های شبنم تیار میشوندسی و هفتم وقتیکه آب گرم سرد کرده میشود اول خشک میشود بعده قشر میشود وقتیکه آب گرم کرده میشود اول آهسته آهسته قدری منتشر شده میرود مگر وقتیکه بحرارت جوش میرسد دفعةً بشدت بسیار منتشر میشود --- page 103 --- ۹۸ پس آب نمی ماند گاس میشود بر خلاف این اگر آب گرم را سرد کنیم آهسته آهسته خنک شده میرود تا حدیکه حرارت تا معمولی حرارت موسم میرسد - لاکن اگر خنک بسیار باشد یا آب را بکدام ترکیب سرد نمائیم بحرارت درجۀ خاص یعنی بدرجۀ سی و نه آب خنک شده خواهد رفت و بعده منتشر شده خواهد رفت خاصیت آب که بدرجۀ حرارت معمولی سیال میماند پس بر حرارت سی و نه درجه خالص کثافت آب با وزن مخصوص زیاده تر میباشد و در حجم آب بدرجۀ حرارت مذکور نسبت به --- page 104 --- ۹۹ بعض دیگر درجه وزن زیاده میباشد پس اگر آب ظرف تا درجه سی و نه سرد کرده شود تا سطح آب میرسدی و هشتم آب اگر زیاده تر سرد کرده شود پس شفاف ٹھوس یعنی یخ میگردد در موسم سرما شبیکه خنک زیاده باشد اگر گلاس را پُر از آب کرده بیرون کمره یعنی مکان بمانید پس آهسته آهسته آب سرد شده خواهد رفت تا حدیکه حرارت آب بدرجه سی و نه خواهد رسید و آب هر قدر که از درجه مذکور پایان شده برود همانقدر سرد شده خواهد رفت و بسبب کم شدن کثافت بسطح --- page 105 --- ۱۰۰ یکجا شده خواهد رفت و حرارت برابر کم شد خواهد رفت تا حدیکه مقیاس الحرارت که در گلاس مذکور مانده شده است سیماب او بدرجه سی و دو خواهد رسید آب که بالای گلاس است و از درجه سی و دو پایان است سرد شده منجمد میشود و بعد یخ میشود و یک ته باریک مانند بلور در سطح آب نمودار میشود سی تم نیسیم وزن مخصوص یخ از اینکه تیار میشود کم میباشد یخ که در گلاس است اگرچه وزن آن همان قدرت که از آب بود مگر حجم یخ مانند حجم آب نمی باشد چرا که آب بحرارت درجه سی و نه رسیده منتشر میشود ۹ --- page 106 --- ١٠١ و وقتیکه ٹہوس یعنی یخ میگردد پس حجم آب که بدرجه سی و نه بود قریب یازدهم حصه درجه سی ونُه زیاده میباشد پس فرض کنید که وزن مخصوص آب بحرارت درجه سی و نه یک است پس بحالت یخ وزن مخصوص آب ٩٠٦ خواهد بود چهل بخارات آبی که در هوا می باشند وقتیکه کثیف شده مانند قلمهای یخ تیار میشوند قلمهای یخ مذکور را ژاله میگویند در موسم سرما وقتیکه بعضی اوقات آسمان صاف میباشد و سردی زیاده میباشد وقتیکه صبح بیدار میشوید میبیند که در سقف مکانات و بر شاخهای درختان چیزے --- page 107 --- ۱۰۲ سفید سفید افتاده بنظر می آید چیز سفید مذکور را ژالا میگویند در اصل هوا از سردی منجمد شده تیار میشود هوای اندرون مکان نسبت هوای پرون زیاده گرم میباشد بخار انیکه از دم گرفتن خارج میشوند مقدار یکه بحرارت درجه که در حالت بخارات قایم میمانند بهمان مقدار در هوای مکان شامل میباشند و چونکه شیشه های دریچه نازک میباشند از سبب هوای سرد بیرونی بسیار جلد سرد میشوند و بخارات آبی که اندرون مکان میباشند وقتیکه همراه شیشه های مذکور می چسبند کثیف شده قطرهای خورد از آب تیار میشوند هر قدر که یخ --- page 108 --- ۱۰۳ شیشه‌های مذکور سرد شده میروند همانقدر قطره‌های خورد منجمد شده میروند چهل و یکم یخ گرم شده وقتیکه حرارت درجه سی و دو میرسد باز از سر نو آب میشود- اگر در موسم سرما قدری یخ بیرون که هوای کشاده باشد بمانید ممکن است که حرارت بدرجه سی یا بیست یا بعض اوقات کم باشد بعده اگر یخ را بمکان گرم بمانیم تا وقتیکه حرارت آن بدرجه سی و دو نرسد آهسته آهسته گرم شده میرود و وقتیکه حرارت یخ بدرجه سی و دو رسید آب شده میرود در اثنای آب شدن حرارت همان درجه یعنی درجه --- page 109 --- ۱۰۴ سی و دو میماند اگر قدری برف گرفته در آتش بیندازید تا وقتیکه یک ذره برف باقی باشد حرارت آن همان درجه سی و دو خواهد ماند چهل و دویم برف - آب - بخار اشیاء قدرتی میباشند و حالت هر یک بیک خاص مقدار حرارت منحصر است - برف - آب و بخار - سه اشیای جدا اند با یکدیگر خود هیچ تعلق ندارند پس وقتیکه میگوئیم که هر سه شان حالات مختلف حالات آب اند مراد و مطلب گفتن مایان از گفتن اینچنین اصل مراد مایان این است که اگر یک خاص مقدار آب مثلاً یک مکعب --- page 110 --- ۱۰۵ انچ گرفته اول یخ بسازیم و بعده بخار باوجود تبدیلات بعض اشیا در هر دوی شان یکسان خواهند ماند و این اشیار اول اشیای مادی یعنی وزن آب است و در یک مکعب انچ آب ۲۵۲ ۱/۲ گرین وزن میباشد پس یخ که از اشیار ماده یعنی وزن آب مذکور ساخته میشود وزن یخ نیز ۲۵۲ ۱/۲ گرین میباشد و بخاریکه پیدا میشوند نیز وزن آن ۲۵۲ ۱/۲ گرین میباشد دویم اینکه در یکسان قوت یخ آب بخار یکسان حرکت درجه میباشد و در حالت حرکت هر سه اشیای مذکور اگر بکدام حرکت پذیرا شیار --- page 111 --- ١٠٦ بچند پس از هر یک اثر یکسان پیدا خواهد شد سوم وقتیکه از علم کیمیا قدری قوت پیدا کردید بشمایان معلوم خواهد شد که از برف بخار آب همیشه یکسان مقدار آکسیجن و هیدروجن گاس پیدا میشوند از هر مکعب انچ آب هفده صد مکعب انچ بخار پیدا میشود و از ١/٢ ١ مکعب انچ یخ ١/٢ ٢٨ هیدروجن و ١/٢ ٢٢٢ آکسیجن پیدا میشوند چونکه از یک خاص مقدار آب بخار یا یخ که تیار میشوند وزن آنها برابر وزن آب میباشند و فرق نمی آید پس ظاهر است که برای پیدا نمودن این قسم مختلف حالات --- page 112 --- ۱۰۷ حرارت که در آب زیاده کرده میشود یا خارج کرده میشود هیچ وزن داشته میباشد پس حرارت اگر چیز ماده است همچنین ماده است که وزن نداشته میباشد چهل و سوم مختلف اثر حرارت از تیز حرکت اجزای ماده پیدا میشود هیچ شک نیست که از حرکت حرارت پیدا میشود و هرکس میداند که اگر دو تکه های برف را با هم بمالیم بعد از مالیدن بسیار حرارتی که پیدا میشود آب میگردد. پس از اجزای حرارت ماده که جنبش دارد بقسم آواز پیدا میشود. از حرکتیکه حرارت پیدا میشود این قسم حرکت نمی باشد که از و اجسام گرم میباشد --- page 113 --- ۱۰۸ مجموعی جنبش بیابند لاکن حرکت از اجزای اجسام میباشد و هر جز در جهت حرکت نمی کند مگر جنبش او بیک جای بطرف پیش و پس این قسم میباشد که حرکت چکر درست کردن والای ساعت را بالنگر ساعت را می بینید در اصل یک قسم لرزان حرکت میباشد چهل و چهارم شناخت آب بیان کرده شده است که آب خالص بالکل صاف و شفاف میباشد بظاهر ساخت یا بناوٹ آب معلوم نمیشود چرا که بذریعه چشم ذره های آب در نظر نمی آیند لاکن بسیار شیان میباشند که بالکل یکسان و یکجای نظر می آیند --- page 114 --- ۱۰۹ پس اگر بذریعه کلان نما شیشه نظر میندازید ساخت آن ظاهر میشود مثلاً که سطح باریک و سفید کاغذرا که می بینید ظاهراً بالکل صاف وهموار بنظر می آید مگر وقتیکه بذریعه اوسط درجه کلان نما شیشه سطح مذکور کاغذ را به بینید پس خورد خورد ریشه های سطح کاغذ سفید باریک بنظر می آیند و بعده اگر بذریعه یک تیز خوردبین کاغذ مذکور را ببینید همان ریشه های خورد سطح کاغذ سفید و باریک ولک و دانه دار معلوم میشوند گفته میتوانیم که اجزای آب این قسم ذره های خورد میباشند که بذریعه خوردبین بلکه قطر اشیا را --- page 115 --- ۱۱۰ چهار پنجم از حصص کلانتر نشان میدهند بخوبی نظر نمی آیند چهل و پنجم در بیان مفروضات یا قیاسات واستعمال و فایده انها اگر در مشاهده واقعه قدرتی از حد خاص پیس گذشته نتوانیم پس در ان حالت فرض کرده این قسم که اگر مشاهده یک قدم پیش کشته میتوانست و ما یان را کیفیت واقعه مذکور معلوم میشد پس این قسم فرض را قیاس میگویند و این قسم فرض اکثر جایز بلکه بسیار مفید میباشد و هر قدر که زیاده توجیه واقعات را بذریعه قیاس کرده بتوانیم باعثش را دریافت --- page 116 --- ۱۱۱ کرده بتوانیم همان قدر قیاس زیاده و خوب شده میرود فرض کنید که یک شخص پس پشت ایستاده است و بشما معلوم گردید که یک مشت دفعة بر پشت خورد حال ثبوت ندارید که سبب مشت خوردن چیست و این را نیز میدانید که اگر شما و شخص مذکور جدا جدا میبودید پس ممکن نبود که مشت میخوردید پس درین چنین موقع بدل خیال خواهد آمد که آدم که پس پشت ایستاده است مشت زده است پس این قسم واقعه را قیاس بلکه جایز قیاس میگویند اگر کار و بار زندگی خود را بده حصص برابر تقسیم کنیم پس بنیاد در حضور --- page 117 --- ۱۱۲ سخن های فرضی یا قیاسی خواهند بود و کامیابی و ناکامیابی در کار و بار روزمره بدرستی و غلطی فرضی یا قیاسی منحصر میباشند وقتیکه بسخن بعض آدم یقین میکنید قیاس میکنید که آدم مذکور همیشه راست میگوید بوقتیکه در داد و ستد بر کسی اعتبار میکنید بهمین قیاس اعتبار میکنید که شخص مذکور راست است پس ظاهر است که هر شخص را برای توجه کردن اینچنین واقعات که سبب آنها به ظاهر هیچ معلوم نمیباشند قیاسهای جدید پیدا میشوند و قیاسهای مذکور بقسمیکه در عام کار و بار زندگی جایز و ضروری میباشند بهمان همان --- page 118 --- ۱۱۳ در علوم نیز درست و کار آمد میباشند مگر در تحقیقات علمی بخوبی خیال این سخن را باید داشت که قیاس را وسیله تحقیقات بدانند نه مدعا و تا وقتیکه توضیح نظام قدرت از قیاس باشد بران عمل کنید مگر بر خلاف نظام قدرت بمجردی که ثابت شد همانوقت ترک باید کرد چهل و ششم قیاس مرکب شدن علیحده علیحده ذره های آب باجزای صغیر بیان کرده شده است که علیحده علیحده ذره های آب بنظر نمی آیند مگر بالفرض آب با جدا جدا ذره ها مرکب باشد تا هم امید نظر آمدن ذره ها نمیباشد مگر آن اگر بدین --- page 119 --- ۱۱۴ قیاس بخوب وجه توجیه آب کرده شود تصدیق خواهد شد که آب از ذره‌های علیحدہ علیحدہ مرکب است فرض کنید که هر حصۀ سیال (یعنی آبگین) سیال آب با ذره‌های بیشمار مرکب است که قطر آنها از حصه ده تک اینچ کم بلکه غالبا بسیار کم است پس ذره‌های مذکور را اجزای صغیر میگویند از غور کردن عام خاصیتیهای ماده قیاس درست معلوم میشود که اجزای صغیر با یکدیگر خود میل یکجا شدن را دارند مگر که آب از قدر زور کردن بحق میشود تصدیق قیاس ذیل را میکند که ذره‌های آب در حقیقت پیوسته نیستند بلکه در میان آنها --- page 120 --- ۱۱۵ آنها قدری فاصله است و از یکدیگر خود علیحده علیحده میشوند بقسمیکه در مکان گرد آلوده ذره‌های غبار در هوا جدا جدا بنظر می‌آید سبب جدا بودن ذره‌های مذکور چه میباشد معلوم دارید که وقتیکه آب را به بسیار زور پچق میکنید ذره‌های آب بمجرد با یکدیگر خود نزدیک میشوند پس معلوم شد که مزاحمت برابر زور است که از سبب مزاحمت ذرات مذکور علیحده علیحده میمانند – ذره‌های آب را که میلان نزدیکی بیکدیگر داشته میباشند کشش اتصال میگویند و ذره‌های آب را که از یکدیگر علیحده میباشند و حس حرارت را که از ذرات --- page 121 --- ١١٦ مذکور پیدا میشوند و یک تیز لرزان حرکت است قوت دافعه میگویند قوت دافعه از زیاده کردن حرارت زیاده میشود تا حدیکه ذره های مذکور بفاصله که اول بودند بهر اطراف به نسبت اوّل دوازده چند زیاده جدا جدا پس میشوند پس زور کشش اتصال کم میشود و ذره ها بهر اطراف میدوند برعکس این از کم کردن حرارت قوت دافعه کم میشود تا حدیکه ذره ها با هم نزدیک میشوند و آب ٹھوس (یعنی منجمد و بسته) میشود پس ظاهر است که قیاس مایان که آب با ذره های علیحده علیحده مرکب است کارآمد است ایام --- page 122 --- ۱۱۷ چرا که بذریعهٔ قیاس مذکور در توجیه کردن خواص آب قدری مدد حاصل میشود چهل و هفتم تمام اشیائ ماده غالباً باجزا صغیر یا اجزای اصغر مرکب میباشند از دلیل نامی که قیاس آب که با ذره های جدا جدا مرکب اند اختیار میکنیم بجمیع حالتهای ماده قیاس مذکور صادق می آید مثلاً که بنسبت سیماب قیاس کرده میتوانیم که بانهایت خورد خورد اجزای سیماب مرکب است و موافق کمی و بیشی حرارت اجزای مذکور با هم یکجای شده ٹھوس مائع یا حالات گاس از سیماب یعنی باد و بخار .. --- page 123 --- ۱۱۸ پیدا می‌کنند در حالت اول سیماب منجمد می‌شود و بحالت دویم بطور معمولی رقیق می‌شود بحالت سوم بخارات میگردند اجزای سیماب بهیچ صورت گاهی پاره کرده نشده اند پس اجزا سیماب را اجزای اصغر یا جوهر فرد میگویند یعنی این قسم اجزا اند که تقسیم آنها کرده نمی‌شود و خود سیماب را عنصر یا مفرد میگویند یعنی تقسیم چیزیست که با دیگر اشیا مرکب نیست. مردمان سابق آب را نیز بقسم سیماب عنصر میدانستند مگر بخوبی معلوم شده است که آب چیزی مریت اجزای آب به بسیار آسانی بدو چیزهای مختلف --- page 124 --- ١١٩ که اکسیجن و ہیدروجن نامند بهر درجه حرارت بحالت گاس میباشند و هر دو گاسهای مذکور موافق قیاس با ذره ها مرکب اند و چونکه بکدام ترکیب معلومه این ذره ها را پاره نموده چیزی دیگر کشیده نمیتوانیم پس مانند ذره های سیماب ذره های مذکور اجزای اصغر فهمیده میشوند و اگر از روی وزن آب خالص را بنه حصص تقسیم کنیم پس مدام هشت حصص اکسیجن و یک حصه ہیدروجن از حصص مذکور می برآیند پس قیاسی ذره یا جزو صغیر آب با اجزای اصغر اکسیجن و ہیدروجن مرکب میباشد که در وزنهای آنها --- page 125 --- ۱۲۰ نسبت هشت و یک میباشد نزد محققین علم کیمیا دلیل های بسیار که در هر جزو صغیر آب یک جزو اصغر اکسیجن و دو جزو اصغر هیدروجن میباشند موجود اند پس ترکیب آب زیاده تر پیچیده است و هر جزو صغیر آب یک مجموعه است که باسه جداگانه اجزای اصغر مرکب است از تعلیم علم کیمیا انیم بیانات بخوب وجه مدلل نمایان میگردد چهل و هشتم در موجودات جسم مفرد نه معدوم میشود و نه مقدار زیاده میشود بیان کرده شده است که وقتیکه از حرارت رساندن یک مکعب اینچ آب بخار شده می پرد نیست و نابود نمیشود --- page 126 --- ۱۲۱ بلکه صرف از مائع بحالت گاس بدل میشود و در وزن هیچ فرق نمی آید و اگر از همین مکعب اینچ آب مذکور آکسیجن و هیدروجن جدا نمائیم پس بلا شبه آب مذکور غارت میشود مگر ماده آن قرار میماند و در وزن هیچ فرق نمی آید اگر وزن آب ۲۵۲۶۵ گرین باشد پس آکسیجن گاس ۲۲۴۶۷۵ گرین و ہیدروجن گاس ۲۸۶۰۵ گرین خواهند بود ـ تغیر و تبدل که انسان از تدبیرهای خود کرده میتواند در وزن معینه مقدار گاسهای مذکور فرق نمی آید تا حدیکه میدانیم وزن اجسام مفرد بتمام حالتها قایم می مانند بدل نمیشوند --- page 127 --- ۱۴۲ از همین سبب خواه بهر شکل که باشند شناخته میشوند پس ثابت شد که در نظام قدرت ماده معلوم کرده نمیشود و مقدار آن هر قدر که باشد همانقدر میماند پس نتیجه این قسم است که اشیای مصنوعی و قدرتی بهر دو حال صادق می آیند که با ماده که مرکب اند نه معدوم میشود و نه زیاده میشود پس بقسمیکه سلسله مصنوعات بوسیله قوتهای آن یکجا شدن وعلیحده شدن اجسام قدرتی منحصر بهمان قسم سلسله قدرتی واقعات بوسیله قدرتی قوتها یکجا شدن وعلیحده شدن اجسام مبنی است چهل و هشتم در بیان این --- page 128 --- ۱۲۳ آمیزش آب - بطریقیکه آب را پاره کرده میتوانیم یا دو عنصر آکسیجن و ہئدروجن جدا کرد میتوانیم بیان اینها در ابتدای رساله کیمیا خواهید خواند مگر از مطالعه علم کیمیا پیشتر بطور تمهید بحالتهای تجزی و ترکیب بغور و توجه مفید خواهد بود و تمثیل از آب بیان کرده میشود اگر در گلاسیکه نصفش از آب پر باشد قدری سیاهی بیندازید که آب رنگین گردد و بعده نصف گلاس دیگر آب صاف در آب رنگین مذکور بیندازید پس ہر دو آب باہم یکجا شده کلاس مذکور --- page 129 --- ۱۲۴ از آب پر خواهد شد و رنگ آب سبک شده به نسبت نصف گلاس نصف آب بیام خواهد ماند پس ماده آمیزش آب است و حجم آمیزش مذکور برابر مجموعه اشیاء مذکوراست و وقتیکه آب بخارات شده میپرد پس بخارات آبی در هوا یکجا میشوند یعنی ذره های بخارات در میان ذره های هوا یکجا میشوند تا حدیکه مقدار هر دوشان بهر جای یکسان میشوند و بر عکس بیان بالا تیل و آب با هم آمیزش نمیشوند خواه هر قدر که هر دوی شانرا شور بدهید وقتیکه آب استاده میشود تیل بسبب سبکی --- page 130 --- ۱۲۵ بالای آب می آید همچنین سیماب آب با هم آمیزش نمی شوند چونکه سیماب نسبت بآب بسیار سنگین میباشد پس در ته آب می نشیند نجا هم آمیزش که کثافت زیاده داشته میباشد الکحل و آب بنسبت شراب یا الکحل صاف شفاف چیزی سیال میباشد مانند آب در نظر می آید گرد و سهل نسبت بآب بسیار مختلف است مثلاً که به نسبت آب به بسیار حرارت کم درجه جوش میخورد و وقتیکه سوختانده میشود شعله سبز می برآید و خاصیت نشه را هم دار دو مانند تیل نسبت به --- page 131 --- ۱۳۶ آب بسیار سبک میباشد چراکه اگر رنگین است شراب را آهسته آهسته بالای سطح آب بریزانید پس ایستاده خواهد ماند چونکه حجم آمیزش از مجموعه حجمهای هردو اجزا کم است پس کثافت آمیزش نسبت اوسط کثافت آب و الکحل زیاده می باید بود یعنی که در حالت آمیزش ذره‌های آب و الکحل اینقدر جای را احاطه میکنند که بوقت جدا شدن احاطه میکردند بذریعه کشید الکحل بغیر شمولیت آب حاصل کرده نمیشود تا که چونه یا دیگر اشیا ئیکه آب را جذب نماید یکجایی کرده نشود تا که سیال آمیزش --- page 132 --- ۱۲۷ آب را که حرارت رسانده شود آب را نمیماند که از حد تجاوز کند پس از آمیزش آب والکل این قسم سیال پیدا میشود که بحقیقت چیزی جدیدی باشد که اجزای آب والکل قدری اثر یکدیگر خود داشته میباشند واصلی خاصیتهای یکدیگر را قدری مبدل میسازند پنجاه و یکم نمک در میان آب حل میگردد. اگر یک چمچه نمک در میان آب سرد انداخته شور بدهید نمک فی الفور غائب میشود بعد از قدری وقت بمان حجم بنظر می آید لاکن وزن آب گلاس اگر اوّل --- page 133 --- ۱۲۸ پنج پاو باشد وزن نمک دو پاو پس وزن آب گلاس هفت پاو خواهد شد و مزه آب نمکین خواهد گردید و خواهیم گفت که نمک در میان آب تحلیل گردید و حل نمک را شور آب میگویند و علاوه براین نقسیم حل را حل متمم میگویند یعنی که زیاده گنجایش حل شدن نمک ندارد چرا که اگر دیگر نمک انداخته شود حل نخواهد شد در حقیقت در میان آب برابر دو حصه نمک و پنج حصه آب بجوش گوارئی و تحلیل می آید و هرگاه زیاده تر شود از دو حصه نمک و پنج حصه آب ناگوار و ناپسند می آید و شور آب را --- page 134 --- ۱۲۹ اگر در یک فراخ بشقاب بمانید تا که آب بخارات شده بپرد یا شور آب را حرارت رسانیده او را بسوزانید پس خواهید دید که هر قدر آب سوخته کم شده برود و برابر پنجم حصه او نمک بحالت ٹهوس یعنی منجمد شده آمده اندرون بشقاب مذکور جمع شده خواهد رفت و وقتیکه کل آب بپرد پس نمکیکه باقی ماند وزن و خاصیتهای نمک مذکور درست و برابر همان قدر خواهد بود قسمیکه از حل شدن آب پیشتر بود پس نمک را در یکجا نمودن آب بر نمک اثر عجیب شده است معلوم میشود که در خواص نمک میباشد --- page 135 --- ۱۳۰ تهوس صرف تغییر شده است و در باقی تمام خواص هیچ فرق نیامده است اگر بذریعه حرارت بخواهید که نمک را سیال بسازید پس حاجت زیاده حرارت رساندن خواهد بود اگر شور آب را آهسته آهسته بنمایید که بخارات شده بپرد پس وقتیکه از ذره های آب بیرون براید بشکل قلمهای با قاعده مکعب ترتیب خواهند یافت و اگر قطره های شوره وقتیکه خشک باشد بذریعه خورد بین به بسیا غور ملاحظه نمائید پس ذره های نمک را بشکل قلم های مذکور مرتب شده به بسیار آسانی دیده --- page 136 --- ١٣١ دیده خواهید توانست و در قلم های نمک بجز نمک دیگر هیچ چیز نمیباشد و اگر قلم های مذکور را انیقدر گرم نمائیم که سرخ گردند پس در حالت سیال مبدل میگردند و اگر زیاده تر گرم کرده شوند پس سیال نمک بخارات یا گاز شده در هوا می پرند پس این قسم عمل را عمل تصعید میگویند ظاهر است وقتیکه نمک و آب بهم یکجا میشود در نمک و آب قدری تغیر می آید چرا که شور آب تا درجه دوصد و دوازده جوش نمی خورد بلکه زیاده تر حرارت در کار میباشد گو یا نمک آب را گرفته میباشد و آیندی که قدری شور باشد بدرجه بیست و هفت منجمد میشود --- page 137 --- ۱۳۲ ویچ که از آب مذکور تیار میشود بالکل خالص میباشد مگر باقی آب سمندر زیاده تر شور میشود ـ اگر از کشش مراد این ست که مقابله آن قوت را میکند که اجسام را جدا کردن مطلوب داشته میباشد پس گفته میتوانیم که ذره‌های نمک و آب یکدیگر خود را بطرف خود کشش میکنند و این چنین کشش را که در اجزای ماده‌های مختلف اقسام میباشند کشش کیمیائی میگویند پنجاه و دویم دریان چونه و آب یعنی اخلاط کیمیائی ـ چونه از سنگ خارای خاکی رنگ ساخته میشود خالص چونه --- page 138 --- ۱۳۳ برنگ سفید میباشد و از حرارت رسانیدن درجه‌های بسیار در حالت مایع و بخارات تبدیل میشود و در حل نمودن نمک دیده خواهد بود که ٹھوس از تاثیر آب سیال گردیده مگر وقتیکه چونه گل کرده میشود پس آب سیال در ساخت چونه سخت داخل میشود و اگر از مقدار آب زیاده انداخته شود پس چونه ٹھوس مانند نمک حل شده سیال میگردد و این حل را آب چونه میگویند پس اگر چنینی آب را بخارات پرانده شود مانند نمک قلمهای چونینه بظهور می‌آیند لاکن فرق همین قدر --- page 139 --- ۱۳۴ خواهد بود که قطعه های نمک آب بالکل نخواهد بود و در قطعه های چونه صرف آب خواهد بود پس آب که باین قسم در چونه پیوسته شده چونه مذکورا تهوس شکل جدید میسازد و پیوستگی آن همراه چونه این قدر مضبوط میباشد که در جدا کردن یکدیگر حرارت درجه سرخی در کار میباشد پس در این صورت میگوئیم که در میان آب و چونه اختلاط کیمیائیست اصطلاحی نام چونه سوخته در انگریزی - ہنڈریٹ آف لایم میباشد - جسم یعنی سنگ جراحت رنگ سفید و خشک میباشد اگر قدری آب در سنگ وچون --- page 140 --- ۱۳۵ جراحت مذکور خلط کنیم مانند چونه گل نمیشود بلکه از خلط نمودن آب سخت میگردد و بسیار حصة آب غائب میشود در موجودات جسم یعنی سنگ جراحت با فراط یافته میشود و شکلش بقسم قلم های خوشنما و شفاف میباشد که در انگریزی سلی نائت و وقتیکه بذریعة یعنی قلمهای خوشنما و شفاف بسیار تیز خورد بین نازک پوست قلم های مذکور را می بینم بالکل یکسان بنظر می آید و برای نتیجه این دلیل معقول موجود است که اجزای آب و سنگ جراحت که با هم شامل اند باین قدر مضبوطی با هم پیوسته --- page 141 --- ۱۳۶ میباشند که مانند شیشه سخت چیز تهوس ساخته میشود- اشیار تهوس که در آب حل میشوند واز بخارات ساخته بعد از پراندن بشکل قلم میاتید و مانند سنگ جراحت و چونه برای مرکب ساختن قلم های تهوس یک خاص مقدار آب خلط میشود پس ظاهر است که دو اجسام که یکی شان آب است ترکیب یافته یک این قسم چیز پیدا کرده میتوانند که از هر دو ی شان مختلف باشد پس این کلامات ما بان را راه نمائی میدهند که از علم کیمیا واقف گردیم که اجسام بچه قسم ترکیب می یابند و از ترکیب --- page 142 --- ۱۳۷ آنها چه نتیجه بظهور می آید و بچه قسم از مرکبات اجزا آنها را جدا کرده میتوانیم پنجاه و سویم اجسام معدنی تقسیم خود از شامل شدن اجزا اشکال معین اختیار میکنند و در قد و قامت زیاد میشوند اشیار قدرتی و آب را اشیاء معدنی میگویند اگرچه در استعمال عام اطلاق اشیاء معدنی صرف مراد از آهن پخته و خام ست چند مراست ذکر نموده ایم که در بعض حالات های خاص مانند آب دیگر بسیار اجسام اند که اشکال باقاعده اختیار میکنند در موسم سرما از یخ بر شیشه های --- page 143 --- ۱۳۸ دریچه تا اشکال خوب صورت که مثل برگها و گل دستها بنظر می آیند یک این قسم مثال است که هر کس واقفیت داشته میباشد کرتیر ملاحظه کرده اید در نمک عام چونه و سنگ جراحت مرکبات که از تخلیط آب پیدا میشوند وقتیکه از حالت حل پایان می نشینند اشکال قلمها اختیار میکنند و اگر یک قطره شوره حل شده را بخارات ساخته پرانیم و با خوردبین دیده برویم پس یک تماشای عجیب و غریب بنظر می آید که هر قدر نمک بحالت تهوس آمده میرود --- page 144 --- ۱۳۹ دفعةً در منظر خردبین قلم ها به اشکال برگ و گلدسته بنظر می آیند- در علم که ذکر قلم های ماده است اگر مطالعه نمائید پس معلوم خواهد شد که در حقیقت قلم های هر اشیاء که آراسته میشوند برای آنها اشکال خاص خاص معین میباشند و در وقت ساختن قلم های مذکور از بعض خاص اشکال هندسه تجاوز کرده نمیشود خاتم الطبع حسب الامر شهریار و الاحضرت ضیاء الملة والدین امیر مجاهد غازی امیر عبدالرحمن خان --- page 145 --- ۱۴۰ خلدالله ملکه وسلطنه کتاب مبادی العلوم از زبان انگریزی مترجمان افغانیه بزبان فارسی ترجمه نموده بودند از حضور والا امر چاپ شده در چاپ خانه مبارکه سرکار بسعی و اهتمام خادم آستان گل محمد خان محمد زایی مهتمم در دارالسلطنه کابل بوضع رسید الثانی سنة تحریر شهر جمادی ۱۳۱۴