# Ḥaqīqat حقيقت # adl0717 # Kābul, Burhān al-Dīn Kushkakī, Abstract: Afghanistan daily on politics and government published during 1924 and 1925. # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- Afghanistan Digital Library adl0717 http://hdl.handle.net/2333.1/h9w0vvcz This is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about this item, copy and paste the "handle" URL above into a web browser. When referring to or citing this item please use the "handle" URL and not this document or the URL from which you downloaded it. All works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial. NYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu --- page 2 --- [BLANK PAGE] --- page 3 --- [BLANK PAGE] --- page 4 --- شرح اشتراك قیمت کابل | قیمت ولایات برای یکسال | ۵ | ۹ برای شش ماه | ۳ | ۱۱ ممالك خارجه شش ماه | ۸ | ۱۵ ورقه سفرا | ۱۱ | ۲۰ قیمت یکشماره آن یکشاهی است برای سادات و علما و طلبه مکاتب مناصفه قیمت معاف است کتب و نامه های ملی و نامه نگاران مفت و رایگان تقدیم میشود. تبادلۀ اشيای مطبوعه با اخبارات اسکار اخوان قواعد و ضوابط بدون از ایام تعطیل روزنامه بدارد خود دارالسلطنه یکروزه بعد نشر و شایع بادیگر حصص افغانستان و ممالک خارجه باوسته پسته ارسالی میگردد . امور تحریر کلاً بنام نگارنده حقیقتاً در کابل بر رسائل و مقالات واصلہ از اراء واپس نمیشود و اخبار ورانه براج و عدم آن آن آزاد است وجه اشتراک بتوسط خزائن دولتی از هر جا قبلاً دریافت میشود . نگارنده (برهان الدین کشککی) حقيقة کابل شنبه ۲۵ برج اسد ۱۳۰۳ شمسی مطابق ۱۳ محرم الحرام قمری ۱۳۴۳ ( شماره دوم گزارشات مجمل نسبت ببغاوت منگل (۲) با اینکه حالات مفصل و واقعات کامل جریانات و گزارشات بغاوت منگل از ابتدای الان در مجموعهٔ عسکری دامان افغان شیمیاشاً به استعلامات مرقوم شده و طبعاً در ان کا استت بازم حقیقت به محض دینے مقاصد ملی و بخصوم بجهت تسکین اهالی و ناظرین حالی شمه مختصراً از ابتدای بغاوت تا بدر تاریخ التعطیل در شماره های حقیقت درجه خواهد شد . اولین موجب این ہنگامہ و یگانه باعث بر پاشدن این غائله مسئله یا نمودن چن تن از محبوسین منگل است که حکومت عادل مآو شان برحسب فرمائیشات شرعی و قوانین دولتی محبوس داشته میخواست که آنها را با سزای جنایات یکه نموده و رسانیدن کند تم هم بر پلنگ تیز دندان و ستم کارشن بود برگوسفندان زانه داهالی ان گردو پیر احضار ولو محبوسین مذکور را ازت مشیراله العان امین الله خان و امور خارجه یکبار محمد در زمان خان است دعای پیر رو معافی دیاند و هم چنان مجدداً برهان الدین کشککی نماینده پیش گاه اعلحضرت صلحه و غیره نظامات را بجهت تکسیم بغاوت و فرونشاندن و نصایح مجوسین نامق شده رضا می باد و کوئی با او در چون اطلاع این مسئلہ بخصو شهر ارتقار پیوست یکبار غازی عارض نامبرده در شروع آمدن یشان جلالت مآب غازی معظمہ آنہا با علمای مقدر در مسائی شگر را بپاسته سفریشان ارسال داشت لکن باز هم سودی نبخشیده در شرارت آنها افزوده مواسات حکومتی را حمل بنجارضتم در جہالت و نادانی نشد ان کار را افتاده و بچه جده و نیزداری بگرد بر علیه حکومت و قاومت نشان میدادند چون حالات اعلحضرت به رهبران ایند اشرار را مستطبان دانسته محرک راهنمای او شناخت با است نداشته اردوی تحت مسئولیت اسلامیا نمود تا استند که تا آنها در حصه اخر بادی با تفنگ مودر تیر بخوئی نشان میداد علیهذا پیش بیاید گوی و نادانی طائفہ جاہل منگل مورد رحم و آقای محمد گل خان عند مشرره فرستادند تا به آنها مذاکرات نموده ستم و مخالف که درین فتنه روید. چون دقه به اشترا و که بردند و دست به حرکت شیران ساخته و لعنت و مملکت مادر ان کار میگرد و نمود بمشار الیه فائده نبخشیده و کندی الرقم نه از رو و حما سے امروز و فرد اہیم اوقات شد. آرای عالی جهان جله مشیر این است که فراه را بر حمه به اطیرا به اثر خوف ملک و بخاطر عسکری می نمود . فراوانه وکه تاسف به لحاظ احترام با دست اندازی خانه اردو هم تنظیم نموده بپرسانیدن مجروحین هم اهتمام کافی نمود و حین --- page 5 --- شمارة ۶ جلد جریدۀ حقیقیت کابل شماره ۲۰ باید با عسکری فیصله تا مسلک طایفه و با لباس مذهبی واهنی دو مسرع پرده پوزیده کده شود تقدیم نصایح علمای محترم مرکز با ارتاء اصلاح و فرونشاندن این اتش فساد حضرات محترم وجناب معظم .ع. و. محمد عثمان خان ريس شورا و .ع.و. محمد ابراهیم خان وزیر عدلیه سابق و بعضی علما مرکز بمامور شدند. تا از در نصحیت با انها مذاکره نموده اگر حقیقتاً مقصدی شان اصلاح بعض محلو نظامات بایند و یا افکار گمراه کننده عموم علمای اعلام و فضلای روم بالا ترگرا دو کلای افغانستها افراد در لوینگرگه حل و فصل نماید. چون مقصد اشرار چنانکه گفتیم محض شرارت انگیزی و فساد پیشگی بود بهدایات و نصایح این ذوات کرام را اعتبار نکرده باز در قطع و ماکرات پیش قدمند و اصلاح پذیر نگشتند اعلام در جحت اشرار بمانمان .ع.و. آقای محمد ولیخان وزیر حربی یک فرقه عسکری با شصت محض بر تخویف بغا نامزد و مقرر گردید. تا باینها گفت و شنید کرده انهارا از حقایق استخضار بخشند. باشد که انها بعد از دانستر حقیقت تخوف شده باصلاح آیند. و ازین کردار ناهنجار خود تائب شوند. گرویدند که روز بروز شعله فتنه و جہالت شان بلند گردید این مدارات و مواسات و گذشت حکومت را حمل بر ضعف کرده زیاده تر در جہالت خود کوشیده رخ باصلاح نیاورند و بمخالفه اینان در پیچے نقاط بالا بے قوای عسکری با متقرد حمله ها و وارد با نمو دند چونکه حکم با مخالفه درینجای مقال نشان نبود. محض صورت تدافعی را اختیار کرده در نتیجه برای آنها نقصانات گزافی را عاید نمودند دوف مجدد حضر عاند باز هم پیشتر از پیش شلوغ چی میکنن از انها بنظر امد لازم شد که تا یک قوت و عدۀ عسگری بر محض جہت تخویف ترتیب ترافقط لام کرده شود. لهذا .ع. آقای محمد صدیق خان معتمد حضور با یک مقرر عسکری تشکیل شده بصوب حاجی. و یکفن سوق داده شد. تا بفرقه سهر باب اشرار را محصوه و انها را از هر طرف احاطه و حلقه نموده تخویف نمایند. تا باصلاح آیند. و از شرارت خود دست بر شوند. اگر چه در طاهر این مضایم قواے عسکری خالی از نا نبود لکن تاریخی این قوایے شرار سرحدی تحریک نمون.- هر روزه در یک رقم مکر و مدرکه برخسائر مامورین می اورند. گاہی سلسله تلیفون را خراب می نمودند و اوقاتی یک عده از انها یک خط عبور و مرور مراسلات ارا قطع می نمودند تمنا بایند ای شیرین ده نوی و سوس این به توحیم را هم .که گفته نگذریم که این باغیان بی وجدان بقسم قرآن آو جرم شخصی را (نعوذ با الله) نمیدارند اند. در عبد اند در نمودن و فرستادن تو به نامہای خویش یا خدایے تو به امیں مراعات کرده اند. چنانچه کلوها نہیں جمعیت باغیاں بعد از تقدیم نمودن تو بہ نامہا ے امضا شدہ مجبوری دو اوردن قران مجید چون از جذبات تدافعی عساکر ما اطمینان یافتہ فارغ البال شدند اند خود را یک قوم مطیع و وفادار بشار داده اند ه علی الفور رخصت را غنیمت شمرده د اذیت عساکر برعلیه عساکر، بکر و خدعه و فریب دارانوز برخلاف توقع آیا مذهبی تو بہ را مراعات نمودز (نعوذ با بشنگ عزت قرآن شریف را نموده بمراعات و معاہدا واکرام و انعام حکومت نظر نکرده بر عساکر ما حملہ ہاے بیقو متواتر و متوالی نمودہ اند لے انجاء نقصاناتیکہ کا عائد برای ما عائد آمده تماماً از همین نقطه بود که عساکران میدان خدایے قوانین عسکری با چون مسالمت و الغار و در دلیشرف قرآن پاک و باطمینان حصول تو به نامها و مراعات و انعامای که با این قوم بے عہد احسان فراموش نموده اند و از طرف آنها مسلمین شده اتقان بمنظور عزت و احترام مجرب در پذیرائی و توطئه فراز دستیل دهی نشان کوشیده اند. در شماره آینده صورت مصاحبه اشرار با عساکری و در ایستیک نامور * ہے و مل سوری - با مذاکره اوردن بر لشکر و عرض آن باریلویا جو اسے قبلوی ادت افغان نسبت شورش سمت جنوب و صورت عمومی قطعی اجابت سنگان و اعلان جہاد * دیگر خبراے مسرت بخش مندرج * پر خوانندگان مقطور باشد -- * -- --- page 6 --- ماره (٢) جلد جریدهٔ حقیقت کابل نخستین سپاسگذاری میرعلی محمد خان مرحوم از مهمند و ملحق شدنش در هنگامهٔ باغیان مهمند- اِلم از قبیلهٔ درزاند- ٢ رنگته ٣ طوله ٤ کویزی ٥ اکووم درشون ٦ ایضه ٧ خویشتزکا موکو اشتها سره- ٨ اورموز ٩ حزلانی- شمّهٔ از قبیلهٔ سید که در اعطا بکو موصولاً مسکونات قبیلهٔ مهمند مرقوم شد که یک پناه گزین افغانی (عبدالکریم) نامی در محلّیست که از مقام چمکنی و حالت شمالیهٔ اکنون افغان مسافرین بخوبی وسعت جنوبیه معلوم میشود که درین تا رگیها یکتّجّار افغانی با ارادت و آزادان جنگلی و سرگشتان جنوبی ملحق شده اند- حکومت افغانیه صفحهٔ زمستان مخالفانه بوده- در هنگام تعارف خودش بمیر شبقدر صفوف مصلّی میکنند- بتیکه راپورت موجّهات عمده و این افراط بخرد طوریکه کجیده توانند- پس نسبت بثبوت این شقایق یکّه شبقدر افغان عاق قویّاً با عبدالکریم مذکور سرکنگ سرک در امیر محمد یعقوبخان را متّهم گسسته‌خیده ستا از چنین جاوید (صورتی) ندکور تولد یافته است- در آداب مجروح و سن رشته چون رفتار و کردارش بر خلاف مقرّرات عقلاً و آداب رسوم افغانیت بود- و همواره والد امجد شخص را سیر میگمانید موجبات خشنودی و رضا پدر را فراهم نمیدارده و برعکس از او عادات بیدرد خاردار داشت- امیر محمد شبقدر سلیمان مرحوم از او با شارهٔ اظهار ملال و عقدهٔ از انمیکرد که او را بنفی بلوس از خشماء عاق کرد که لا ارمی جمع جنایات و مماشات حسنه را مرکز نا داده و ساقترا بکار دیده- از تمام احیانات خاندان و نسلی معدوم سخن مقبول لا ابلالی امیر محمد یعقوبخان مرحوم بیدارد تا دم ذوات نعمت بعبدالکریم میگفت که این بچّه یک مرد نهایت فضول و بیهوده داءت نمک خاندان و ملت خدارا بموزجهالت و تزییّت خاندانی داد. بعد ازینکه عبدالکریم مذکور را امیر مقوّر از نزد خود بدر کرد- چون صنایع یک جوان بیکار و یک شخص لا اوبالی که قد هجده سال دو ده‌سال غیور را نداشت از من رو ایجدای وی (٨٠) روپیا بجهار طور تخمینه مجلس شد و کیهان شام عبدالکریم مذکور در حصهٔ رحمت الله در حین در به پهلوی دشنارگی و پله گردی را شغال تخلص بارهٔ نمک چاکر حکومت انگلیس آمده بود- تا اینکه در سنه ١٨٩١م در از میر شهید بخیبر گرفته از نحو حکومت کلیدان مجری غار نشس یافته مخته تا امر مقدمت مرشد لودر کاوه سیه را در اطلاع کامل داشته و میخراشد موزونشکه مورد وی را اولاد سندی کشته و از آماده و شاقانه مورد وضع آورده آگاه در کوستانه ساتین- بدرے کرد. اظهارات خیانت کارانهٔ مخفیانه بضابط شبقدر عبدالکریم و اینکه او بخیبر بکار و خدمت تلاوت و تحفه قتدران و بزرگترین علاء الدین جوانی کار باجرا می‌تمّاً بآنتوا میگردید و بدون اخبار و عمدهت غایبین دراً مورو د فابت بیقوم زاد ورتاند- اکنون یار اجیار دایر عهده سیقه جون حکومت انگریز این سفلهٔ بیکار شرعی الطوری بچه خود که در کابل او رادک الاصل این خرد سالان نایف به غفلت اطفالانه المریحه اظهار کند که انگلیس با اقوال بیگاه که این مرد بارگر در را از نقطهٔ حکومت بخیر از فرار شده رفت. سُرای (عجنگل) و حیثیت گیراوراً ن احقار معلوم است بمطاوت شکل قابل برین دو جزء در بگیرد امیر محمد یعقوبخان در شر شبقدر قرار رکع و خیان حقّ شدن خود را با افغان دستند- کلّاًم مسّاً قشنده و پیش مدعاء رأی و افکار خود نرا نسبت بهیچده قانون آن تماماً و نرمی و مصالحه و عدم نگرانی حکومت کلّیت فعلاً خنود سید بریم خفیه پرّورین موضوع را اضامه خود پیواو اورده بروز اخلاطاً محلی بموافق اینها دارو که آباد آنها خطّ به حکومت مبعوثو خوّند چالند نمائید، اریزاکر بسیار عبا بر زرد بنا شقّاً در تا داشته حق است پادشاه نو را محبت کارانه را با افغانها بعمل میروناند یا آن مرد متّ را بمرآت مقدرات موجّه به حکومت دیگر ذخیره بنمائیز- اظهار وفورِ محبّت انگریز در افغانها آنروز رو بسلو آمده لی‌القطر انگلیس واش قلندرن این خرد بنده نگاچدنه اثرات دلتات کنت بیضه و مزبور بدار و حراش در سر حدّ افغانه در خطّ حالم شبقاً تمدد بخود رقم می‌آید:- از جنبه‌ایست که خود دود انگیریز سر اکر و بریب امبر محمد یعقوبخان مرحوم معرّفی میکند در منطقه ناحیه دست مجاهد خفیه سدر در رقبهٔ دیگه رثا استود جودیم- تا اینکه تا زمان جرسپایج انگلیس غیر ا در سفارت انگلیب مقیم کابل نایت یک بپر تاسفاً توجّهی آن دادر وضعیّه را تا سطح حتّی متوقف آن نما نیز برا تواریخ محکوم نظر بآمزش تا ز ا ارسال داشته اند. سیاست قلابی عبدالکریم ببرمان یا عبدالکریم مذکور عدهائیده خود در خاک غبانا د با قسمت افغانشار نموده- در حین سوء بحالت- از مروّت و محمیّت الی وظایفه امان او در مواقع سخت --- page 7 --- شماره (۲) جلد ۱ جریده حقیقت کابل شنبه ۲۰ اسد کوئی اکمال چند مبلور روپیه دارم. و مزید سعادت جانی و مالی برایم از طرف انگلیس وعده شده است که بعد از حصول جمعیت بغاوت داده میشود. بجهت این ما نمیتوانیم تصدیق معاهدت و طرفدار انگلیز را باملک کریم مذکور قرارا خوان خود ض نمائیم. همچنین تصور نمیکنیم که وی خدمتی با افغانستان نماید مگر محقق است که وجود این شخص در خاک سرحد اتیانداست و برای آن یک مشت عاجزانه خود را که از خود حرکت و اراده نداشته حسب الطار دلیرا امارده اعدا دین سلام کار مینمایند. خواهد گشت. افغانی و ملت افغانیت بعبدالکریم درین موقع اگر چه لازم مدانست که نسبت بدین «عبدالکریم» نام و نار و امتحانام میر محمد یعقوب خان مرحوم تمام افکار و آرا اعزه و عمائد و کلانشوند ننگاهار و سرود آن و عموم مملکت افغانی و بیانات تاریخی را قلم بند نمائیم. لکن بمحض نحوه طوالت ما بر بیانیه خا بیره مرد عاقل که در موقع اجتماع اعزه کابل و غیره در وزارت حرب پیشکاسردار اعلی آقای عبدالغزیزخان کیل حربیه دی والات ترجمه در تباه سمت جنوبی و معروفت آن کفما سکسیم. که بعد از تنبیه امراء و عبدالکریم و در تارا ماسکی دفعه بیک جدت فوق العاده از بیرون شد و محققاً ذیل را اجرا دکرد) که از طرف عموم تائید شد و بر شخص عبدالکریم » و بر تمام امارت امیر مغفور عموماً تنقید نمود و اظهار امتنان و تشکر شما را از شانان با ابد افغانستان نموده اند که : امات افغانستاکرام یک فرزندار شد و صالح ، امیر محمد یعقوب خان ، مرحوم را بدین او واشب سراغ ندارد. و در برائتائیکه در محیط کفر و راز دیگران نشو و نما نموده اعتبار و اعتمادی مینمائیم . سلنا اگر چنانچه یک عبدالکریم ، در صالح و خلف الصدق شدید امیر محو یعقوب باشند و حرکات و سکنات و عقاید و رفتار و کردارش چنان شما با شایله سیا و بیداری با ایجا است. تابه چون خود امیر مغفور بر با افغانستان نیجز از یکه او را دو چار تهلکه و طعنه دشمنان داخله و خارجه کرده دیگر خدمتی نموده است . که ما از اولاد و نشان در سر زمین سلامات اعاشه و زندگانی کر در امید داشته باشیم - نه تنها ما سغلا از حیات و سادات جیله عضرت عبدالها ، والد ، اعلیحضرت شعاب مسعود عرف ور بادج الطافها يطلبته محمد یعقوب خان بی خود شکر دستم بھی نا شہر ملوک مرصد افغانستان مورد انجلان کا مابدی عظوات با هو القات و تکمیل اراداه پیامد شما نانه که در را در آورد ملتان مدار در دو اقابل خوله و ماریاب اسموات دورایی وی ایا کہ ملکت را بگار آورده و سیار نیش را در زر باشه دارید خاینین ستمت جنوبی و سینه با در آغاز داده ناگوار جمعیت بیات با اینکه در ابتدا بلباس مذهبی و تأیید مساس اسلامی جلوه افکن شده بود. آیا بلکه عموم ملت افغانستان چون شریعت پرور و سلام دوستی و سلام و عقیده راسخ مذهبی با اعلیحضرت غاز را علی العیان می پنداشتیم . این خواند را بجز از دسیسه مکر و خدعه دشمنا سلام و افغانستا د یک خیال با زی و نفاق انگیزی معاندان دیگر چیزی گمان نمیکردیم - اما اکنون که رفت عموم در نظامات دولتی و تعدیل و تصویب مقوانین ضعیفه مندرجه ان خیل ماندراج مسائل مقننی به قویه نظمیه که دیدجون دشمنان خود در برین کا و مرده گفت و شنید خود ها را مجدا بدن و ا طر ح د گرد و نقشه خودت در میان افکنده میخواهند که افغا نستان را از شاهراه ترقی و تعالی گر دانهای س در بین ملت شق اسقاوت و نفاق را میفکنند. بغاوت کر منگل سکوی بیا را از ملت انغا انا بناید عموم ملت افخان و رعا یا صادق افغانستا را بر بیدخیره سو و سفیده چشم مشکلی ، و جدران ها کار و بالا خر را کمون و سمت جنوبی قیاس باید کرد چه اوراق تاریخ شار مدعا است کبراز همین طوائف را با نواع مذلت و اقسام خوارتی در جلدا مسکن مالک محمد دال و مقهور نموده و حتی در رمان مظله شای در هر دو مراتبه که منگل علم بغاوت را بلند کرد و بود از دست مبارک جوی به بسیار سهولت بشاهراه سلامیت شتافتند. در زما نه امیر شهیدام سراج الملة والدین نیز بست همین ملت چنگود بدایت موجو ایراد شقاوت باز آمدند . اکنون هم اگر ذات همایو نے مریکہ بطرفدار ہے منگل و اصلاحصلاح شان دست تعرض مقطعه با که نکنند. ہمار نا که بسیارہ زودی دیده خواهد شد که با انہا رہے و سداد آورده مجدداً طوق اطاعت حکومت امانیه را زیب گر د فنی ایر شان خواهیم کرد و با بسیار رسوایی و تباه بر بادی آن شقیا را به شمار اسفل السافلین سوق خواهیم داد . خونهان ورود شیل الاء و مشرو حیات امیر نقصد سردین و بیوی جو مرحومه از هر قطه گردیده شود بی حسد دانش اره ای امینی نمار زمین من تنهام ساجه و بر می و برد و با که حکومت اما یه بدین فرع قواعد کی دی دبرا نال نارد و اق و اجازه بکار بادر خواست ، فر و خر روائی واشرف بیوکر ده و الصور ، مکر تمام نقاط نور من را خلاص لاتی آگاه و مردان غافل پیامد است پیغام منو در ایران با سلامی و هر جانداردند الفاتر جو استار داد یہ اعداد دین و وود شاد و جنگل بیرق بید نگه که با شهدار از موضع خبره ها شتاد و مقاصد کردی --- page 8 --- قواعد و ضوابط بدون از ایام تعطیل در هفته یک روز دارالسلطنه کابل در مطبعه ماشین خانه محروسه افغانستان طبع گردیده بکلیه ممالک ارسال میگردد. امور تحریریه بنام نگارنده حقیقت در کابل رسانده ومقالات باامضائ دادار مجانی میشود و اختیار در اندراج و عدم اندر آن آزاد است وجه اشتراک بتوسط خزائن دولتی از هرجا که با در یافت میشود نگارنده (میرهاشم بچنگی) نرخ اشتراک تفصیل مقامات قیمت در کابل ماها سالیا دارالسلطنه کابل ۵ ۹ داخلیه افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۱۵ - در تما[م] سفرا ۱۱ ۲۰ قیمت یکشماره آن تکپاهی است برای سادات وعلما وطلبۀ مکاتب منصفۀ قیمت معاف است مکتوبهای بی نامونشان انداخت در ایگان تقدیم میشود بها و در جراید- شرق مخصوصا اخبار اسلام خواهستائم سراج حقیقت ۱۳۰۳ جلد اول کابل چهارشنبه ۲۹ برج اسد ۱۳۰۳ شمسی مطابق ۱۸ محرم الحرام ۱۳۴۳ قمر شماره ۲ جوش خروش طلبۀ کلان سال مکاتب دارالسلطنه بسر کوبی جمعیت باغیه عرض بحضور ملوکانه- جواب حضور شمولیت طلبۀ عسکر آرزو رفتن بجنگ- جوا[ن] زار مجیدیه از چندیست که در طلبۀ مکاتب یکنوع جوش و خروشی فوق العادۀ نسبت بقلع و قمع جمعیت بغات و بیلیت اشرار وفنا رسدن بوبی مرئی است و عموماً طلبۀ نوجوان البدء عسکریه را زیب تن کنند[؟] بر علیه دشمنان دین و ملت و مملکت افغانستان عصبانی بحدی بنظر آمد خونهای شان جوش و تمایلی آنها در موج وغلیان است - هر روز جوق جوق بوزارت حربیه عظمیاً احضار شده بکمال عجز و نیاز خواهش تعین خدمات خود ها بانتهاء جدت و فعالیت همی نمایند- و خود شان خوانیه و براهین مخلصه نسبت بملت و عساکر در امثال این مواقع بر[ا] ایفای خدمات و امتثال اوامر اعلیحضرت غازی پیشتروی حق میدانند در ین ضمن باید که ما از ان سرخوشی ها و اظهار فداکاریهای طلبۀ وطن عزیز ما بحضور قهرمان افغانستان الغازی امیرامان الله خان ابراز نموده اند و در اثران و روزاست حقیقتاً و مجموعاً آمده اظهار آمادگی شانرا بهمه گونه خدمات دین محمدی و سربازی و وطن خواهی جهد انشان دا بعر عرق اسلامیه تا واقعات تمام افراد وطن عزیز ما بحرکت آورده یک گردش وجنبش حرارتی در حیات ملت افغانی ازین وضعیت بآ[و]رق[؟] اسناد وحرکات خوشا[؟] ملت و مملکت و وطن خواهی بوجود آورده اند باید صرف نظر نموده اگر نتوانیم در وضع اصلی و خاکه حقیقی آن بایشان واقعی عرفانی را چنانچه لازم است قلم بند کنیم باید که از تذکران پا و چهره سرسری ان برائت ذمه خویش اشارتی را بخط وصفحه را بدیه نمائیم بروز شنبه (۲۵) اسد طلبۀ کلا[ن] سال مکاتب شهر عزیز ما بواسطه جناب فخامت مآب آقای فیض محمد خان وزیر معارف بحضور اعلیحضرت غازی شرفیاب بعد از ایفاً مراسم تعظیم و تکریم شاهانه عموماً بیکشتة جديت عفو[؟] عرض و استدعا شکر بکیمن خود شان با عساکرقوم ملت در سلاسر کوبی و بکیر[؟] و بدار رسانیدن آن اشرار جمعیت باغی های سمت جنوبی نموده ضمناً محمد سرور نام طالب العلم صنف ق[؟] --- page 9 --- (۲) شماره (۴) جلد اول - جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه ۲۹ سرطان یک همجهدی بحضور انور پادشاهی بعرض رسانید : - چون ما طلبا از آغاز سلطنت امانیه تا هنوز بهرگونه شفقت و نوازش خسروانه نائل، و، تمام مرام و مکارم شاهانه مخصوصاً براکرام ما ولایت منافع اخروی و دنیوی ما شامل است که ما بهیچ زبان از ادای شکران آن برآمده نمیتوانیم از آنجا که درین آوان خبر سرکشی اشرار سمت جنوبی و الحاق شدن عبد الکریم نام فراری با آنها بشنودم و آوازه مخالفت و سرکوبی آن جمعیت اشرار از هر گوشه و کنار مملکت عزیز بخوش از زبان عموم افراد ملت بخویش سمع می می‌رسیم چون اولاد معارف تماماً خود ما را فدائی اسلام و طن و شخص اعلیحضرت می‌انگاریم بسیار مشتاق و آرزومندیم که خونها پاک خود را باشتراک اعلیحضرت در خدمات اسلام و مملکت باش و خاک بیالائیم ازین رو یگانه آرزوی ما همین است که واست شاهانه ما را هم بحر خدمتی که درین فرصت و همین موقع در خور ما اخلاص کیشان در خود شهر و یا در اطراف دار السلطنه و یا در مرکز بغاوت با ما را ممتاز و سرفراز فرموده درباره انجام این مسئول دعا تمام این مقصود برما یک غره شرف و مفخرت تاریخی را روا دارند! سپس از آن جناب میر صاحب با غیرت مامورین وزارت معارف معروض داشت که من از طرف وزارت معارف وکالة و از جانب خویش اصالته عرض میدارم که ما اولادا که پرورش یافته دست معارف پر دست اعلیحضرت هستیم همه درست و ماموریت دولت خود نائل می باشیم یگانه آرزوی ما یان همین است که ما را نیز موقع خدمت فدا کاری و سربازی را درین واقعه سرکشی سمت جنو عطا و ارزانی فرمایند که برای قلع و قمع طائفه اشرار بجهت عساکر غیور دولت و سربازان ملت متفقاً و متحداً بر علیه آن دشمنان اسلامیت و ملت خویش داخل محار به شویم تا که فداکاری و جان نثاری که نتیجه عالیه و خانی و طن مقدس افغانی ماست از دست ما خونریز منصه ظهور آید در جواب شان اعلیحضرت با کلمات از حد متین با ایراد فرمودند که مطالب عمده ان اجمالاً اینست :- ازین حسیات اسلامپناه و جذبات وطنخواهانه شما نور چشمان عزیزم تشکر میکنم و از خداوند همیشه برآمان غربت و مفخرت دایم بن را خواستارم معامله سمت جنوبی بیما معلوم است که اولاً بصورت یک مسئله مذهبی و علمی صو پروری و شریعت خواهی از طرف چند ملاکهاہل نامے جان اقوام افغانستان که مشکل جدران است بمنصه ظهور رسید هر چند که آنها را از اظهار افکارشان معززانه خواستم افکار کرده و در شرارت خود افزوده درین قدر مدت موجبات ( نمودن اینقدر قوای عسکریه و آلات حربی ما را در سمت جب بهزار مکر و فریب فراهم آورده باعث تضیع اوقات میکرد شدند بعد از ملک این دسائل ضعیفه و مروجه شرعیه را که درو بمخالفت خویش تمسک گرفته بودند از طرف علمای کرام پا لویه جرگه از نظامات دولتی خارج و بجای آن مسائل قومی داد حنفی داخل شد فوراً چون قصد شان حتمی سلطانی کشی و تباهی پا بملکی درین ملت افغانی بود و بنار تحریک دشمنان این مکان کار روائی میکردند و در مسئله طرفداری منافقتانه هم تنظ و حمایت خادمانه شریعت که انرا آله پیشیره مقاصد شخصیه سانی تقویت افکار نامرضیه خویش در اول قرار داده بودند ندان ماندند و درین وقت حسرت و ندامت بسروقت آن مید عبد الکریم نامی که خودش را پسر امیر محمد یعقوبخان مرحوم معرفی سرا رسید فوراً این اشخاص نادان بدو روینش او جمع ش با نره مخالفت را با افغانستان نهاده نه تنها بر علیه حکومت بکه بجای است و خربنده بیچاره اینر اشینات بیفرمانه و کوده که مینه مرعی داشته دست استعده دبازه را که طبعاً بآنها ار اس و قصب المحی شد و میتواند والحق گشته اند، تقطیح را ده گاه و ذرات اطراف دو بدست و در جائی که از عسکر و در بار مصاح آن اندک با غیر مسلح میباشند حمله و اقدام گروه نه تنها در کار از به یواقع نهبیه و اموال آنها درا تو میکنند بلکه در هتک عزت فرمود آل و عیال آنها نیز کوتاهی نمیکند از آنجا که آن جماعہ اشرا شما را بمقابله عساکر ما نمی آیند و قوه سلطه خود را برابر ا برای افتخان می انگار ندارین رو در قصبها و قریه جات بنالی در قبول بازی را نهاده اند لہذا بر تمام اہالی اطراف قرب و امتیاز که آنها بر الذات در حفاظت خود کوتاهی نکنند چنان اسلحه و مقابله اشرار بر به سامان و آلاست حربیه که بکارانه ماندید بجای باهای و باقی و طاهر سر بدار کی محکوم شدید پر سقطر باطنا نهار برد هم و اسمم از الله توفیق الکامل در در شد ستمسرا برای توسل به منم مجاور گشت --- page 10 --- ( ۳ ) شماره (۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه (۲۶) اسد آمدیم و در سلك قبولیت عرض التجا و تمنا چون این گزارش شفا او لامر معارف تاجگر گوشهای طرا بصدق و صواب چنگ می زنیم و این استدعای امان را بنو تر یقین داریم که از صمیم قلب ان مرد زکره د از معارف که شها را برای فعالیتی ضرورت آن عود دار السلطنه ی افتد قبول کنم (کفهای شادمانی) (زنده باد اعلیحضرت معارف پرور غازی) بعد ازان عموم طلبه از حضور شاهانه مرخص در قرار گاه نظامی آمده بکمال شوق و ذوق البسه نظامی را زیب تن نموده بیک جدیت و فعالیت فوق العاده بوزارت تربیه خلما و شجعاً آمده پیشگاه وزارت تعقد بند احترام گردیده انتظار رسم تعظیم و احتمال او امر حضرت عالی وکیل صاحب وزارت حربیه را بدل می پروراند تا اینکه وکیل صاحب در قلب صفوف این طلبه مکاتب انبه موقع نمود نام طلبه که فعلا بصورت یک قطعه شکر منتظم بنظر می آمدند رسم تعظیم شانه عسکرات ايفا، نموده فرنجا که جمعی از طلبه بكر را مسرور داشت که ازین قدمدانی در امر محترم ذات اعلیحضرت غازی بکمال تشکر و امتنان خودمان را اظهار میداریم که ما را بصنف جلیل عسکری شمول بحد مات قدسیه سربازی افتخار بخشیده لباس حربی ما را زیب تن ما فرمودند اکون باز به نهایت عجز و انکسار عرض میکنیم و جنابعالی را تکلیف میدهیم که خدمت و تکلیف انقلابیکا ندیلی که قلباً خواستاریم که پیشتر از همه افراد عسکر و ملت خونیش خود را در خد مات اسلامیت و ملت و مملکت خویش قربان فدا کنیم مرخص فرمائید تا برای تعمیل آن بسر و جان بکوشیم جناب عالی وکیل صاحب به از حسیات و مخرابان و خامات اسلامیت کاران این طلبه مکاتب کمال خرمی و خرسندی را اظهار کنان فرمودند که فعلا شما بهمین خدمت داخله شهر که ذات شهریاری شما را بدان افتخار بخشیده است حاضر باشید و متعاقباً اگر ضرورت افتند حتما و لزوماً ما این خواهشات فداکارانه و عراضن جدیدانه تا قبول میکنیم و شما را بهر کدام خدمتی که بدان رغبت نمائید شرف امتیازی دهیم (کفها شادمانی و دعا بطوالت عمر و دوام سلطنت اعلیحضرت غازی) بعد عموم طلبه رسم تعظیم اد ا کنان بنجوش خر د شوق مانند دیگران اهالی بطرف شو کا نظامی پیوسته چنانچو جمعیت فرما شدند تنها “ حقیقت ” و جمیع افراد عسکر از شکر بلکه عموم ملت مسکنه مملکت ازین حسیات اسلامیت پروری و وطنخواهی و ملت دوستی طلبه مکاتب و اقتضا وزارات معارف اظهار امتنان شکرشان را از کنان این مکرد ذات معارف سمات آقای فیض محمد خان وزیر معارف و وکیلایمین و روساء و مدیران سرکاتبان عموم طلبه تبعه وزارت جلیله معارف را خرم و خوشنودیم که در یک آن واحد بیکه سرعت صاعقه امحا تقریباً سه هزار تن از سربازان فدا را شجاعا الحقيقه وطن پروران واقعی در میدان صداقت امتحان ابنا بمرکز خدمت حاضر داشته موجبات سرور و فکری و خرسندی دوستان افغانستان را فراهم نموده دشمن با اسلام وافغانستان رابرین عجب افکنده بیشتر حسیات اسلامیت و وطنیت و ملیت و عروق و شرائین ملت و مسکنه مملکت به محرک بهیجان آورده شکر که عصا و دیگر مامورین و مستخدمین وزارت معارف هر روزه علاوه بر انفا امرآت ضروریه وزارت بلباس عسکریه در مقر نظامی جہاد فی عسکری بکمال شوق مسرت و خرمی رفته بحدمات مفوضه لشکری کمال بذل هت همی نمایند و طلبه صادق و ملنجوان لایق مکاتب بازودی بکمال خرسندی و دلچسپی ایفاء طائف عسکری شان همی نمایند ! سپاهیهای متواتر اشرار از دست عساکر جرار نبرأ که مسلما مایه اسباب تسلی بحجت آور و مسرت افزاست زیرا از تمام آن اطلاعات چنان معلوم میشود در سر تا سر خطه بغاوت عساکر مظفر و بر آثار دست پیشه گان انقلا، امات جانی مالی کمتری بهم رسیده است تفصیلات در اینباره گرازه و حاد مستیابات قلمبند میکنیم تشکر و امتنان از حسیات شازه اور چمشی نامه نگار موقر ما از وزارت خارجیه ما را اطلاع بخشوده است که جناب شازه افرد ولت متجا یه جرمنی متعینه پای تخت افغانی بحضور وکیل صاحب زارت خارجیه آمده اظهار نمود که شخص فی و تمام متحدین امانی که در خاک سلطنت افغانیه مقیم اند بتوسط شما بوزار جلیله دار به عرض میرسانیم که در کدام قسمتی برای حکومت مزو به و یا فروش سرداران مزید افت تمام فرمایند المانی مقیم افغانستان حاضریم که --- page 11 --- (۴) شماره (۴) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۹ تفنگ را بدوش گرفته مانند یکنفر افغانی وطن خواه بجهاد جنگ شامل شده تا دم اخرین محق جهت حفظ شان و شرف حکومت افغانستان بجنگیم ،، همچنان وزارت جلیله خارجیه از ین حسیا همدردانه و اطمینان و فاکارانه شازاده صاحب مزبور و دیگر مستخدین المانی در خاک افغانی اظهار تشکر نموده است و سفارت عربیه نیز ازینها اظهار امتنان میکند وه وشان دائمی میدهد که به انقطاع و ارتفاع این شورش عادی و معمولی تمام کردیت افغانی بکال جدیت و پا فشاری حاضر ندولت ابدالمر بر یک نظر نیک مینا خواهند شد [یاد داشت ۱- از طرف سفارت عالیه ترکیه داتائ غیر رسیه نیز یکمین گر مجوشی بابل آمده است که تفصیلات آن بعد الوصولی نشر خواهد شد] همدردی اهل هنود سمت جنوبی عساکر افغانی نامه نگار موقر ما ازارد و گاه خوست راقم است که نظر باین جمعیت مسلمان اسلامیات اهل هنود و مردماوی این اطراف و اکناف با عساکر اسلامیه افغانی بانهایت همدردی و و فاکارانه است – چنانچه در بعضی اوقاتی که موقتا سلسله وصول ارزاق و معاشات و دیگر لواز اتسکر یه بواسطه قطع سلسله راه عبور و مرور از طرف متمردین مقطع و مسدود میگردد ضروریات و لوازات قشونی را مردمان اهل هنود انجا بکمال خرمی و طیب خاطر برای فوج ما هم میرسانیدند و اگر اندکی تعطیل و درنگ از طرف عسکر در اخدارزا و وجوه نقدی و شیا ے سلمی بهم میرسید علی الفور جندہ ہاے اتحا بگمان جزع و فزع نزد منصبدار بزرگی عسکر می آمده مجد دا انها را دعوت با خذ ضروریات و تام لوازمات شان داده صادقانه اظهار می نمودند که اگر اعلیحضرت معظم غازی پرده نوازی نموده پروری نموده تمام اخراجات و مصارفات عساکر سمت جنوبی تا زمان اختتام این واقعه از اهل هنود مقیم سمت جنوبی قبول فرمایند نه بوخر و شرف اگر بر قوامد ان شکر ما جنوب برانگیز بیکران مسجود از زحمات و فاکیشی و پرستی خود با عساکر ما پرداخته اند ما انرا از مال بصدت مزیدار قبول کرده ایم و وجوه شبای مأخوذه شما را واپس بدانها میرسانیم – لکن از جذبات شاد مانه و حبابی که نسبت لعساکر افغانی و علیحضرت معظم از راه اهل هنود سمت جنوبی مینمایند با اظهار خوشنودی تشکر می کنیم ” حقیقت ،، نیز از همدردی و وفاکیشی که درین تا ہے آن اطراف مسرور بوده ازین جذبات شان اظهار امتنان نموده میگوید که دوران شر و نزد یکان دور همین معنی دارد - تشکر و امتنان از جذبات و حشیات .. تمام ممالک افغانستان ،، ان عرائض و همدردی و اظهارات محبباند در دآمادی که از تمام ممالک افغانی مانندا قندار و سمت مشرقی و ترکستان و قطغن و فراه و میمنه و ولایت کابل و غیره نقاط افغانی نسبت باش شمولیت شان و سر کوبی طوائف است با هر بر شکل و حاضر بودن شان برای همه گونه امداد و اعانت در بسملہ فروانشاندن شورش این اشرار دائماً بمتعالیہ فرمائشات اعلیحضرت معظم غازے محمد افغان شان اکید اسا بحضور همایونی و یا بوزارت جلیل داخله مروث رسیده - لمان نظر تشکر و امتنان و پایمگری کامل جذبات اسلامیست کارانه و حسیات شاه پسندانه محبیت کارانه تنها وزارت حصرہ اظهار خرمی و خرسندی دارد بلکه ذات اعلیحضرت را از صفات شانانه که عموم شان سرور است و عرایجی که مکرراً اداکین دولت و ملت و روح مملکت دعای مزید پر و سوگند . را بپای آنها در راه خدمات اسلام و دین خنده بعدار را و اولو الامر غازی شان خواستار است [مشر د ست] ان مطلب بیک حاسی که انجام مقاصد مجلل می رساند و در شان ام --- page 12 --- قواعد و ضوابط بدون ایام تعطیل روزهای چهاشنبه دارالسلطنه یکروز بعد نشر و شانزده دیگر حصص افغانستان و ممالک خارجه فقط در هر پست ارسال میگردد. امور تحریریه تماما بنام نگارنده در کابل ارسال و مکاتبات در صدر از اداره دایر نمیشود و اشیار در اداره سیراج حقیقت و عدم انتشار آن اراده است وجه اشترا بتوسط خزاین دولتی از همه جا قبض دریافت میشود نگارنده (برهان الدین کشککی) شرح اشتراك تفصیل مقامات کابل ششماهه روپیه کابلی سالیانه دارالسلطنه داخل افغان ممالک خارجه وزرا و سفراء ۵ ۹ ۷ ۱۱ ۸ ۱۵ ۱۱ ۳۰ قیمت یکشماره این گنجشای هشت پیه است و اساتید و علما و طلبه مکاتب مسامحه قیمت معاف است اشتراکیها در امور نگارش نصحت و طرقان مستقیم مبارا جراید شرقی مخصوصا اخبارات اسلامی اختیار خواستار ست. چهارشنبه ۱۳ سنبله جلد اول کابل شنبه (۱) برج سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۲۱) محرم الحرام ۱۳۴۲ قمر شماره هفدهم خبر با مختصره نسبت بمنطقه با تیم بعضی قریجات و قبیله قبایلیکه ابتداء از جهالت تمیحاد تسعیر اشرار متمرد شده بودند اکنون چون دست غارت اشرار بر چنگال و جان و ناموس انها در از شد محله کاملاً مخالفت اغاز و بقرارگاهای نظامی با امده بر آمد انها اشرار از حکومت محلی بیدل گرفته کامیا بانه بآنها می جنگند. اقواما تیکه نسبت به تا راج شدن بعضی قبایل قبا یل سرخاب شایعه سرز شنیده میشد از راپور نهایی موثقه مجدده عسکری کاملا دروغ ثابت شده است. اکثر از باغیان بکمال الحاج و زاری مکرراً عرايض معافی خواستن شانرا از حکومت و بذل مراحم شفقت مجدانه اعلیحضرت را نسبت به مال و حجا و عزت شان خواستارند از انجا که کرماً عنان شرار نقض عهد و توبه و عدم اینک قسم و سوگند دیده شده درین مراتب حکومت تدقیق میورزد بعد از اطمینان تحقیق ثوب بامها شانرا می پذیرد. بیتر دسته ای معاند و جمعیت با نقضه از مساعیات آقا ی غلام نبی خان با هم متحد و متفق ہو نگذاری ملت و حکومت افغانیه مهیا و آماده اند اہالی التصور و والیجان زیاده تر از بیانات جناب معظم حضرت محمد عمیر صاحب اقای شاه ولیخان براه صلاح شناختن لاف پشتیبانی و مددگاری حکومت را بمکان رده اند. یک دامنه از شرار مرو در از رود و نبدی و گزره و دیگر افاغنه ختیک بین تفکیک بافتنه چند شب پیشتر در مخور شب بالایے خوشی حمله کرده اند گنده با خذشان بخوبی شده نا کامیاب گریخته از طرف شرار چهار تن مقتول و عدد مجروح و از اهلی قریه یک تن مجروح شده است. یک قسمی از اهالی الجگان مردم بیلد که بی قرار تمغیانا و راهنمائی آقای شاه ولیخان براه رست و سلیم گرائیده مجدداً آرزوی مراعات و مواسات حکومت خوستار شده اند. از کوشش ہاے جمیلہ آقا معظم غلام محمد خان وزیر داخلہ و جناب محترم محمد عمر خان لواء تر و آقای عالیینها گل را جیر خان مدیر عمومی پولیس در سر تاسر غزنین و اطراف و نواحی آن حسنیات محالفانه نسبت به باغیان سمت جنوبی مرئی و نمایان --- page 13 --- شماره (۵) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه اول سنبله بالاتفاق عما قریب حمله کوشمالی و سرکوبی آن هم باعی غربی فرازی سمت جنوبی خواهند شد. یکجا از انتظامات بیداخل و مساعیات جمیله آقای اجل امجد فخر حضرت علی احمد خان ایکٹ کاسی ملکی اسبق در تمام اطراف و اکناف سمت محت تماما قوام و طوائف جدران را به کوبی و گوشمالی بیغایت با غی سمت جنوبی اظهار آمادگی و تیاره داشته بعد از اجازه همایونی کمال چالاکی در اطفای این نایره فساد اندوزی موفق خواهند گشت. پذیرائی و گرم جوشی عموم ملت و اراکین دولت بتقریب ورود نمایندگان عساکر فاتح باغی سمت جنوبی حکومت متبوعه ما که در سرتاسر افغانستان او امن امان برافراشته و از عدالت و فصل رسیده مخصوصاً از همت همت گمان قیمات پادشاه افضل عظم ما علیحضرت امیرامان الله خان است که با همه گونه فدا کاری در پای خیر و بهبود را برا سکنه حقه مملکت افغان مفتوح گردانده علاوه بر محاسن حمیده و خصال عجیبه که دارند خاصته خادم نوازی و ترحم دلی و انصاف شعاری شایان جرا ته والعمل از بدیهیات و مسلمات است. عساکر ظفر اثر افغانی با چون از مدتی در سمت جنوبی در ایفا خدمات شاقله با رفعالیت و حما گذاری را نموده از ستا الاها و گزارشات عموما فرا و لکت افغانی نسبت بشکر ظفر یا تر و بغاوت سمت جنوبی اطلاع بدستد. و مجردین علت از اوضاع حقیقی و جریانا و اقعیات سرزمین باغی معلومات درستی را بدست نداشته انداعلیحضرت معظم غازی جهت رفع این حجاب دائمی و دادن معلومات حقیقی و تبادل افکار و حسیات واقعی در بین افراد ملکی و نظامی گرنیک و سر قطعه و سرنقطه سمت جنوبی یک عده از سربازان را بنامه نمایندگان عسکر فاتح و شجاع افغانی با ایطاعته کابل فرمودند که پایراضی و قدر شناسی شما از طرف حکومت و اہالی به ترتیب ذیل اجرا گردیده است: در روز فیروز شنبه ۲۸ اسد اهالی دارالسلطنه از گوش و کنار بر استقمال این سربازان افتخار اطراف و نواحی وزارت حربیه با افراد نظامی و صاحب منصبان قشونی کرد آمده بودند ضمناً طلبه و مامورین وزارت معارف با دیر د رایت بکیمر خود با آقای فیض محمد خان بس جناب عسکری نیز حاضر و منتظر بوده جمل گلها در دست خود با برآهوالی نمودن بگردن نمایندگان عسکر موصوف گرفته بودند تا اینکه سر عسکر پئے ۲ آوانز عراده موتر با اخبار و اطلاع آمدین نمایندگان عرض والتجا کرده عموم به تو باجه با واز بلند با ره گراین تا ر ویز و فیروز فریاد میکشیدند سپس غ - ج - س -۱- آقا عبد الله خنان وکیل صاحب جهت سابقه جنابان ملکی و نظامی در میانه شده و ار قسم وزارت حربیه از اندرون برآمده نطق آتیه را بیاید ید: نطق وکیل صاحب جبیه:- برادران خستگی و دلاور فاتح من! این کامیابی و فتح شما را تبریک میگویم ! شجاعت و مظفریت شما امروز وزارت حربیه و مضافلمات افغانستان و مرد کابل و نواحی آن که اکثر آنها باستقبال عسکری در پنجا حاضر ند عموما بر خود میبالند و پیش شما اظهار تشکر می کنند وجر خدا را شکر میگوئیم که الحمد لله همه ما و شما مسلمان هستیم و مجردن شد میدانیم که در قرآن عظیم بیش خبر داده شده بی اذا جاء تحنده اجلهم لا يتاخرون ساعة ولا يستقدمون عارف تا زمانیکه وقت مقرره و مدت معینه نرسد مرگ نمیر سد کسی عود وقتیکه آن مدت بسر رسید یک لحظه تغیر و تبدیل نمیشود انسان از بیخ بزرگ دیوار سارن یا آب غرق کشتن بمرد را چه که بر عمال شت هر شخص خلق مظهر شام می میرد. لاکن اینچنین مردن که در معرض میری خدمت اسلام و دین و مملکت با یک چنان مرگ با شرف ارحان کر که در ان رستگاری آخرت و نیکنامی دنیاست برادرا که بان کی مردن و سردادن درین راه موجبا خوشنودی خدا وندامه و مادر و طا فراهم آورده بقرار آیه قرآنی این شهیدان راه دین سلک میگوید: مرده گفته نمیشوند بلکه زنده جاوید اند لهذا بر شما عسکر و کمد دارا الفرض لازم است که در راه اعلای کلمته الله و محافظه ناموس دین و مطهر و وطن مقدس و حفظ حقوق ملت و دولت خوان هو کا علم و تموم شب را آن برادر آور در مساجد و دیگر بیرم اساسا با کرد دم کابل عله قیام تمام طایفه دار ند و اسن با شما را تا وقت وحیات شیام به هم مکیده بر می کشمار ابطریق نقد میگاند چناچه در بر کابل عبد المجید بادار بر وقت کر لازم دیده علیه مجود شد و ما دیو یک ساقی بروید و در خیابان شهدا کا بلا تا بود میکنید )علاوه بر طایفه های برسومکن) بعهده دولت شیر ابتی بحال عفت و حرمت بزردار و کعبه اله حکم متوسط میگان او شانرا نو صت نمود (تحصیل معارفم) --- page 14 --- سنبله شماره (٥) جلد اول جریده حقيقة كابل سنبله اول سنبله بسیار شوق فدا کند. دعامیکنیم که خداوند اوستاد تمام اهل اسلام در کمال بهمین مرگ اشرف بمیراند تا در آخرت نیز براه رسول الله سرفراز و تبار و درین جهان هم با بصحفه تاریخ سربازان یادگار ماند و از خدا خود چنان آرزو داریم که بما توفیق را رفیق کناد تا چند حصه اگر برای ملت و مملکت و اسلامیت خویش انجام دهیم که بوات آن رضای خدا و رسول و خوشنودی اولی الامر غازی بے خود را حاصل کنیم. باقی ای عساکر فاتح این برادران عسکری و ملکی تانرا که درینجا حاضر می بینید بخاطر استقبال نهایتاده اند و بنا برین فیروزی تان از جبین هر کدام انها آثار فرحت و بشاشت ظاهر است حال میگرید پادشاه برادر عسکر من تان حمائل گلی را که قبلاً برای شما ترتیب داده اند می اندازند و این خدمت و سپاس تانرا بپاس تقدیر و تحسین میکنند و دعا میکنیم که الهی فاتح و منصورآ بجمله عسکر و ملت افغانان زنده باد قهرمان دلیران افغانان (نعره های تائید عسکر) غازی ولی عهد شه زنده باد آمان الله خان بعد از ان بلجنه معارف که بپاس ال شهانه عسکر همی طبیی در قطار دیگر برادران عسکری خویش ایستاده بکو میگینا بودند و حمیل گلها را با خود داشتند از قطار های آشپزون نحو بیرون شده گلها را در گردن برادران خود از و عسکریین خون آویختند درین اثنا آقای محمد اکرم خان مدیر ماشین ها معارف بیانات ذیل را ایراد نمود : - نیت عسکر غیور افغان ! وکالتاً از طرف وزارت معارف ود ملکیه اصالتاً از طرف خویشین این فتح و فیروزی تا نرا مبارکباد میگویم که بر اینه بکمال مسرت و گرمجوشی شما نمایند های عسکریه را پذیر آوستها ن که در اردوی عزیزهم بی خوش امدی که خوش مراد آمد نست. شرف برادر جان گرامی فدای مقدمت بی باز این فتوحات جنگاران او را تم تراز آن یک عده از راه شریعت گرفته و جناب پادشاه عبد را بلاشبها و رسول، ده و مادر وطن از خود خضر و بیزار نموده بعلی اورده اید، و وزارت ن سلام یکے میگوید. و می بیند که امروز مابل علم دست تصدیق بشما برادران عسکر میخواند و مقدار روزگار آن نبرد بخانان زده و لباس عسکری بیا حفظ وطن گردانیده اند بجررسنه باشید که با ریختن قطره آخر خون خود ا خود فریق بلاکا علم و ہنر و جوانان کاراز دین و بنیا با غیرت در راہ اعلا کلمة الله و دوستی پادشاه شریعت پناه خود با انحاز علحضرت امیر امان الله بکمال ثبات و استقامت باشما گوش بگوش و کتف بکتف و باز و باز و ایستاده و باستيصال خائنین دین و دولت و ملت و ناخن زنان ترقی و تعالی این مرز کثیر المنفعت (یعنی خاکپاک وطن عزیز تا افغانستا) پافشاری میکند و میترا نے باقی میگوئیم :- زنده قهرمان نژاد سلف عموم ہراتی با وقع با بر محمد عساکر افغانتا ! بعد از ان مجلته داخل قصه شده و هم منصبدار نظامی از حصه دو کل صاحب گرفته انکر کسران تامها سرویسهارا بموضعو بوته نام شانداد را عوض میگرفتند بعد سرہانا موضعو دیگر حضار جو کیہ آخونہ را میگرفتد بعضی با منفق گردیدند در ین هنگام در حصه الیه اغتموم بالمأمور و معارف و حضرت پادشاسه و دیگرانغوه از در در آمد و حصه عالی میر محمد ہاشم خانہ میر ما لیہ نطق آمینہ به بیاد از اظهار جان مرکه و فداکاریهای شما برادران و دیگر هم قطارا عسکری نیا نه تنها وزارت مالیہ بلکہ تمام ملت ممنون است. وشکر یہ موقعیاتی را که شما شمشیر نها برادران افغانان حاصل شده بدرگاه خدا شاکر بد و امیدوار شمار او را عسکری بپیروی علحضرت در حفظ ناموس اسلام و مملکت کوشید و قد افغانان بمانید - رجا میکنم که دیگر نفاقی در بین اهالی افغانستا بپودر و این برادران عاصی ما را خداوند هدایت کنید - تا ما و شما و آنها متفقاء کا کلمة الله بکوشیم بے پسپل زاوج کیل صاحبی فیر موزنده وزارت حربی یه با من خدمتی نموده انا ازین قدر دانشها براد را تشکر میکند . وامید دارد که فیرویا علحضرت فتوحات نمایانی براه عالم اسلام از دست عساکر افغانستا بمنصة شهود آید تا رضا خدا و رسول و پادشاه خود را حاصل کنیم بمباعث جناب مل وکیل صاحب میشم حضار مخاطب کنان فرمودند: چون وتا جهانها میخواهند که این سریا نتا مجدانی را ملاقاتند تنها خود م با این عساء غیور بسرمای حضور می ستائیم بعد انا سر بانا موضعو و حضرت وکیل صاحب بقصه دلکتا رفتند چون ذات سپهریار در وصول این گربه حصه جنو مطلع شدند علی الفور از قصر بیرون شده او لا انعام اسم شا اسلامیه موزیک بجا آورده پس ازان ذات ملوکانه فرمودند :- حوصله افزائی علحضرت غازی بسر بازان شجاع افغانی الحمد لله که شما فرزندانم بیجا نیم میبیم با ز الحمد لله که مظفر و کامیا بیسید از خداوند میخواهم که در مقابل دشمنان خلقی خونین که دشمنان با بیتر دینای بمقابل این کسانیکه بغیر از آبادی و بهبود و خیر خواه شان مدا میدارند کوشنی نکرده ام و همواره بر علیه ما کار میکنند، و بمقابل دشمنان داخلی و خارجی دم --- page 15 --- شماره (۵) جلد اول جریده حقیقت کابل شب اول سنبله ۱۲۹۸ سر عدو و وطن را بمشت باید کوفت چو آب خون عدو را باید کشید ببر بانتقام هما تا قیام باید کرد قیام سخت پی این ظلام باید کرد بانتقام توان کرد تیره بخت عدو برین مرام مقدس قیام باید کرد سر عدو و وطن را بمشت باید کوفت بخاک تیره تن آن لئام باید کرد چو اجنبی خودی هر دو دشمن وطنند بگویمت که شروع از کدام باید کرد روان پاک نیاکان بدفع دشمن ملک بانتقام کنون شادکام باید کرد قسم بذات خدا بر عدو شمن بد همه تعیش و عشرت حرام باید کرد برای حمله ستوران بگی گسسته بامر شرع خدا را لجام باید کرد چو آب خون عدو بایدت کشید بر کدوی کله دشمن چو جام باید کرد گروه زشت اجانب بدین خورا بکلمه تعصب تمام باید کرد هر انکه سربره ملک داد دهست شهید بر آن ذوات گرامی سلام باید کرد براه دین وطن تنگے نام باید چه ام ازین دو مرتبه برتر مقام باید کرد برای رونق اسلام محو کردن کفر قیام خون خور مالا کلام باید کرد کجاست مهدی دجال کش تمیم که در رکاب جنابش قیام باید کرد --- page 16 --- شرح اشتراک تفصیل مقاما قیمت بروپيه کابلی ٦ماهه ساليانه دارالسلطنۀ کابل ۵ ۹ داخله افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۲۰ محل شرکت: از وزراء و علما و طلبه مفت:- در تمام مقاما و بخانه های تبادل:- احرار تبادله و شرفی قیمت یکشماره شما در هرکس گرفته حقیقت ح ۱۳۰۳ قواعد ضوابط این اخبار غیر از ایام تعطیل کابل یکروز بعد نشر میشود و هرگز مقالات بدست منظماً ارسال میگردد امور تحریریه به نگارنده حقیقت ارسال و مقالات با امضاء در اداره مانده جریده در اخراج و اصلاح و عدم انتشارش مجاز است اشتراک بتوسط دیرا دولتی بیجور نقدی از چانجا دریافت میشود جلد اول کابل شنبه (۳) برج سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۲۳) محرم الحرام ۱۳۴۲ قمری شماره (۲) پروش احوال پی اعلحضرت معظم غازیعا عساکر سمت جنوبی یکی از نامه‌نگاران محترم از محاذ جنگ اطلاع بخشیده است که این مرتبه دو معنی است که اعلحضرت معظم غازی از فرط شفقت گستری و عسکر پروری خویش در عرج (۸) اقا شیر احمد خان رئیس عمومی شوری دولت وکیل وزارت خارجه محض جهت احوال پرسی و اخذ معلومات صحیحه و گذارشات واقعی لشکر و لوازمات محاذ جنگ روانه میکنند اگر چه شحن بیناست که کوائف کوچ وشبها عسکر ظفر پیکر و نوازشات شهر یار موقر خودمان را که درین هرد و مرتبه به وقوع پیوسته اند برای تفریح طبیعت ناظرین قلمبند نمائیم اما چون مقصد و مال هرد و واقعه تقریباً یکسان است و نیز خوف از طوالت مضمون که موجب ملال ناظرین است کرده میشود تنها بذکر اجمالی گذارشات احوال پرسی از تبوله و زمین پرداخته میشود بروز چهارشنبه (۳۰) اسد آقای شیر احمد خان رئیس صاحب رئیس شوری دولت وکیل وزارت خارجه بمعیت جناب وزیر صاحب معارف و دوستن دیگر از قرار معارف که کمالاً البدعۀ عسکری رساله انشائی وا زیب تن نموده بمهزانه بحیثیت سربازان در موتر اخذه موقع نموده بودند و از محاذ جنگ شدند چون منصبداران نظامات و عساکر افغانی از ورود شان بواسطه تیلیفون قبلاً مطلع بودند محض احترام پیام احوال پرسی شهریار غازی و پذیرائی حضرت رئیس صاحب چند قطعه پیشتر از وصول ، و شان صفوف احترام شانرا بیک صورت قابل دید بیک طول عرض بعید مقابل یک امتداد داده سریا انتظام استماع پیام شفقت التیام همایونی دور و در رئیس صاحب از اهای دادها تا انکه حضرت رئیس صاحب بساعت (۹) سولا حجه تر از کابل حرکت نموده بود بساعت (۱۱) بقطعه عسکر قیام و پذیرایی او انطریق انقی بسیار فصیح و بلیغ پیام مرحمت انجام همایونی را در مطالب عمده ای صورت موقه مینگر در گوش هته آموش بيا نصرت انتصار رسانیدند --- page 17 --- شماره (٦) جلد اول جريده حقيقت کابل دو شنبه اعليحضرت معظم غازى با ان تفقد از احوال و گذارشات شما فرزندان غيور و عساکر جسور غافل نیست و همواره از فدا و فدا کاری ها که شما اولاد با حمیت وطن در راه حفاظت دین مقدس اسلام و نگهداشت نام و ناموس ملت و مملکت خود در بجا آورید اواخر عصر غازی نماند معظم خویش مینمایند بآب خورند بود د آرزوئی موفقیت و کامیابی شما مزید تانرا از درگاه رب العزت مسئلت دارد و این عاد د خود را مخصوصاً احوال گير و رفع نمود شکایت تا مکن گردشته باشد از کابل بحضور شما فرستاده ( علما دعائگویان عموم) بعد از اینکه حضرت عالی عرض ما در این نطق خویش تکمیل نمود آن قرار قوی ایمارفت فراغت یافتند یک نفر عسکری خطاب سپاه ان بر آمده با الفاظ نهایت دلاورانه و عبارات جذبیانه یک مغلط شجاعت مشحونی را معروض داشت که خلاصه ان اینست:- ما عسکریان هیچ بدان زبان نمیتوانیم که اداء شکرانه این اعليحضرت معظم غازی خود ا نما بنمایم و بهر قدر که که از زیر بار احسان این شهیر را محبوب القلوب افغانستان بر ائیم و ده تا هنوز توانستایم که خدمتی را برای سلامت دولت و مملکت و ذات ستوده صفات علیحضرت خویش از قوه بفعل جا دهم. با وجود این کم خدمتی و شر مساری که از تردد و امثال این مراحم و مکارم شا هاند را بمقابل این شیاء صداقت کارانه و خدمات اخلاص کیشانه خویش مینگرد. مجز از نیکه در دعاء طوالت عمر و تشیید ارکان سلطنت اعليحضرت افزوده تا زمانی در ابقا او امر و فرمایشات شاهانه بکمال فعالیت و جدیت بکوشد که قطرات آخرین خون خود را در رکاب اعلیحضرت غازی خود بر ساحه با نماند ارزد می کنم بعده از طرف منصبدار بزرگ تشکر قوماندانه لويي سلامي - اعطا شده تما ما با تفاسلا می کلان شهر یار غازی پرداخته از شیخ خوشی عسکری و محفل گذارشات سقف واطاقها جهت کمال گر مخوشی و د عا گویئ علیحضرت به حفر غاز خاتمه پذیرند آقای رئیس احدیث احکام طهر و ریاده بمسجد ارگ که انجا صرف و قا نموده بالاخره بعد از اخذ عهد شرعا ولوازمات عسکر می بجا رسانیدن جذبات شکر می واظهار اخلاص و فاکتی عالم عسکرى بحضور همایونی عزیمت فرما کال بروز پنجشنبه حضرت و معالی جث و زارت ضروريات و لوازمات و نظریات خویش را در پیشکا حضرت غا آقای عبد العزیز خا وکیل حربی صفحه تکمیل و ترتیب نقصا نا و تصور نظر با آن نمود حقیقت:- تا ما و هر کرسی خاص ملکی از بین نما دراجح گوناگون اعليحضرت غازي خويش که نسبت بعالم عسا و کا مخصوصه خر بی وجو نمود مٹی مکر نا بندہ شار نا خوش بمایند و هنگامیکه حضور جامع النور خوانے یک میلی را فرسادها خواه نا و ضرور باشا میشوند دست بد عا بوده بد رگا در همه حالت خدا با قوی توفیق به مددگارت خدا عيادت احوال پرستی شاه خانی صحتا روز چهار شنبه (۲۰) اسد بتخدر ها محت مآب کر امنه عالیه شاخا نه صما صیه در غضہ گرامی ( که جب باد واد و مہم تنه عسکری طرف حکومت تفصییح حاصل نها در ست منظر دقیقه از دقائق علاج و دو ا داد و غندار سائد و شومی جراها و دادن شفا خانه فرد گذا نشود) با لذات خویش تشریف فرما شد و از فرط شفقت و مرحمت و الطان معتوه د سر با را افغانی دارند و مکر ر اور محاذ مدافعه و محا با نواعطايا واقسام نوا د تش ملنا د شیر فرموده بعبادہ و شيريني و لمر برای آنها اسباب مقاصد آلامشه پر محرمی بالفا با دلا بد و کلمار حت او بد لا حوال پر ضانوا نموده و آره دلواجیبی که در درگاه بالجلیل میگان با این فتاد جوانا و مفرحیت بشاره داده ضمناً از رضا مند و خرسند اعلی حکمت را نده و بر گونه فرمایش نقد و جنسی که بکار شحنه و ما عاله شانه تحسین فله معطر بادگی خویش برای انها نتا اظهار گرد ا م نمود، که عرض سحر در تا و احتیاجات نهران مه در خواب رطرف مجروه این نها و گرجوشی باز آستانه اگر با قلمند نمودن عهده ارزان صرف قرطاس طس می نمودی خوانم با مام آن موفق نمیشویم اما من بادرو اخبار با بافتنا خلوص این که مجرد انجام این کار پر شفقت و مرحمت --- page 18 --- شماره (۲) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۳ سنبله شاه خانم صاحب یکروح نامه کیفیت نداره درین جسامیز وا حال مجروح این مجروحین و میه رضا به یک عطفی دعاگوئی ادلیوا سرور و عزمی خانه را از امثال این همه عواطف ابها وغمخواریهای اعلیحضرت معظم غازی واین ماده شفقت گستر معنوی خودیا تنه نموده تماماً اظهار داشتند که ما بجز ازین امر که بعد از اند مال جراحات خویش و باره در خدمات اسلام و ملک و شخص اعلیحضرت خویش جانها ی خود مان فداکنیم و با مکرر را مجروح بعد از صحت باز سربازی نمائیم هم وغم دیگر بیج مرا و قتصمد ارزوی نداریم - نیز موقر ما مینویسند که بعد از اختتام اینکلی اور کوششهای حضرت شاه خانم برآ عموم مجروحین ومرضمان یک یک شال روپیه و یک یک رومال قیمتی با تخفه کلان بر آب حصی زنان البسه وعمده از انها را دیگر اشیاء بطور یادگار عطاومر نموده بعد از اظهار شفقت و مرحمتها مزید و استماع دعا گویها بسیار از محروحین واپس عودت نموده اند - حقیقت : ازین همدردی و شفقت گستری و عسکر پروری حضرت مخدره عصمت وعفت شاه خانم صا نهایت شکور و ممنون بوده از طرف عموم افراد عسگری در بیا لمی محضور لامع الاشفاق شان دعا گو یا نه جبین گذار حق دایرتید عمار دار جان تو تب فردا باد + حمای غزه جل ناصر و حمید محمد باد کام با ص الا خیمت خندان و + سیر لطف تو آرام در رمندمن طیاره افغانیه کابل رسید ! چنانچه وعده شده بود و در شماره چهارم خویش بشارت ورود چهار باب هوائی را بحد تا ناظرین محترم خود مانی که نموده بودیم بروز جمعه ساعت پنج ۲ دو طیاره خریداری اختصاص با مخدر هم خاق در قضا کابل نمودار شده در چمن حبیبیه واش بوط نمودند - بعضی از افراد عسکری جمعیت کثیری از مردم تماشائی موقعه فرود آمدنها یاری چا شت حمه تما شا حاضر بوده ضمناً عده ارا کا بر دولت و اعضاات نیز کاشا آن نظاره شادمانه داشته بعد از وقفه حضرت اعلاحتا عبد العزیز خان وکیل حبیبیه بر یک طیاره از چمن نوجده واش بطر و تند انجا به هوا پرواز نموده در فضا شهر و چخاک و چهار آسیاد چهارده و پغمان دوره کنان در ظران ۱۵ دقیقه پسعود نمودند درین هور از طرف عوام بسیار اظهار ترین بمنویت شاه پسند پدیرانیهای و گر جو شهای بیشماری در وجدان خطه نا خریداری حکومت بوط خویش نموده بدعا گو شهای مزید اعلیحضرت غازی خود بخر داشتند - امتنان از جذبات کلیه ی گران افغان قارئین محترم از شواسیه وقه ند که از صفوف متحدہ اقوام غیر واحد تمام حکومت ها و علا قه دارین ها و ولایات ، ایالات و حکومتها اعلى لحراك واكناف خطه افغانیه اظهار مکنونه های کار بیقاہالی و طلا نسبیت بر کوئی جمعیت ہائی سحت جنوبی عرائض عاسه طامعرا حکشره هم رسید که اخبار حقیقت بعد از دعا مزید به حقیقیت انظمام نسان قبلاً اظہار متونیت نموده است امانه یه که از ان جمله شهار فدا کار با کوی واقوال کا یکر و ار استلطه و محضر مجاز ملقب به آباد الانا د کالکستان ما شیفخاره ومجوس شیر پور بر ابعین بها منحه نامین محترم خود را اطلاع بهم میرسانیم با نشیبه با مقابل این رخی و تباه کارین کی جمعیت عصیت رستان ار سلطنه افغانیه و اعضا و الما استان نموده اند که این عظام دراسته فرصت را معرض عرائض بیشمار وا ستد عامط السبار و معافه الگی ار جذبات حقیقی که جوشیده اسلامی شان مسرور نمائیم : - بخاک جواهراسا شهر بار شریعت پرور عدالت گستر معظم قاطریل (تمام کا ریکر ان مای پخت افغانسان بعرض میرسانند که چون عصیقی بعض جهال سمت جنوبی را اغوا کرده است که از احکام حکومت این میکنند تا مطلع ولت با مینو است که گراین بعد خود با لکلیه بلکه نصیحت پدرانه کوشش با دکر و ند که پند شوند، نشد از انحاکه در ین مدس ۲ سال زیر اداره حکومت خود ستین بودیه که اقسام نیکونی از حکومت خود دیده ایم و ما نیز صادقانه اطاعت کرده ایم حقوق دولت و ملت و ، وطن بیاد است که وای التحقوق در موقع انحمان فدا کردن است باسن ذات علیه پیر غازی ملاقه چین اداره حکومت استقلال افغانستان از شیر گیر هست و غیرت خود برآیا گرفتند کیک موکارائینی سانی خواهید --- page 19 --- شماره (۶) مجلد اول جريده حقيقت کابل دوشنبه ۳ سنبله معارف افغانستان بطی زیاد ترقی و وسعت دادن چنانچه بخود و اطفال ما از نادانی و جهالت بعلم رفعت نایل شده اند چنان که در ماء مسألة حج ترقی با وجود خود گرفته اند خیلی زیاد است و حقوق شان با بسیار چون بعضی برادران شجاعت رفته اند و از چنان خدمت مقدس حال محروم مانده اند کمال شوق التجا میکنم که بخدمت تأثیر و انا از حقوق دو طن و ملت و دولت خود سرافراز شویم تا در راه حفاظت ۲ جانفشانی کرده طوطن انت و اسلامیت است بجا کنیم شکست فاحش اشرار در راغک ناین از طریق نامه نگار مخصوصاً که ۲۴ اسد بر آنصدأ بدرگاه بوا اطلاع رسیده بود که یک جمعیت بزرگی از مرحومان بفوج نشان بموداغ ادمت ایام از طرف غربی و د فانسیا و کوبا بنمانه جنگی که در گنبد آلا تپته واقع است در نقاره خانها محافظ مجمع آورده اند. لهذا از طرف نفری جهت معلومات قوه اشرار و نقطه تعرض محلی مدافعه شان فرستاده شدیم از طرف دیگر در قوا نظامی و سهکات و ترقبات عسگری کوشیدند دیگوم افراد بود که حمله شرار تنها در بار خیز اریتن هست بلکه برای عسکری عده شانرا سه هزار نفر که دو هزار شان تفنگ مسلح و کمترا شان بربا و سیلا بها داشتند نشان میداد – به ۲۷ اسد از نظار فوق شرار ماندک ندک غار غربا بنماده بخواستند که از توپ عسکری غنایم عالی شده متعاقباً اگر خود را غالب دیدند قیا مجوم بر شهر بگذاردند، لکن شرت بها داخله و لوانشر عبا د جمعی خمد خان ملکا صاحب حکیم خان اندلا در ترتیبات و تضیفات قوا عسکری در با الاحصار و بدنمائی و متعاقباً در قلعه جنگی که آلا زیارت بهلول هست کوشیده و برآنعساکر هدایت دادند که بمقابله اشرار گان غیرتاً توپ تفنگ بجواب تفنگ تا متواتریکه از انها بعمل میای بمانند و قوت خود را باند از حیان نمایند که بسیار اندک است تادلاور شده پیشتر آمده خوبتر لقمۀ توپ عد و گوشت کوه میلا گردند چنانچه درین روز فر تا از حد زبأ از طرف چا در جریان داشت و از سنگها تا عسکری گاه گاه پیکان می کردند چنانکه تا شام با اینکه گله با اشدار کاملاً شهریه اسود اب رسمی دیگری مجروح نشده از شرار بیست تن مقتول بسیار مروح به ۲۸ اسد با خروج طلوا گرفته شد اشرار در قلعه جنگی تپته نظاری و قلعه سردار خاور یار علی لا رضا و برد و خانها دشت بین رو رو و در د تا کندا بله گرفته بدانند که قو عسکری کمرو غد شر ا را زاد است بمتصد ارا چنان صویفیه که البته عساکر باندر وجبا و حصار و بد بنمانه بخطر وا مده محاربه او یکے معرکہ د و صه تجھے افزایه جاره سواره و پیاده دیگری محترم خداروف نافعا و حسی محمد باشم بنما و محمد صابن و اسد نشان کندکتر با نعرض بحر بر شما را سیر خارج شوند، لهذا در حکمیه تپه فقره ق برآمد در ص، آقا کل احمد کیا بن محل مدیر ری، زکیر آقا تولند با ته وه از قلعه خوانی برآمده با عساکر شامل شدند و لو اسر محمد عمر شاوی غرض سر در صف هیچکام با آلا حصا ارتقا شد معیکه نفری فوجی در خراجه اقبال ضا کر ندیکا نے بیرت و سیند از طرف جمعیت اشرار فوق که قبلو در اینجا بر آنو دستکر کرده بودند بر عساکر فریبا بعمل آمده از طرف عسکر نیز مدافعه انها کا ناً توپ تفنگ پرتا شد و عسکر بخاری منصور ، مجنداً آن شجاعت و همت مردانه خداروف خافر و احمد بن قا کمد کتر محمل د این خلوص و بقاؤ تصرف شد ترانوں مفاده غافلگیر آبیش داده بعد از زدوخورد و ادا بر نقیصه فتح و آورد از انحاء دشت تپه و بدامنه کوہ کہ ملجاً اشرار بود قهر تا مریمه نویش نموده بالاخر بعد از هفت شا. ساعت (۳) بود که شکست خلو برنصیب کا آمده مجده غفیری مقتول و جمعیت کثیر را مجروح و و ری بسیار را داده فرار کردند، آن جمعیت بزرگ شرار که در ایا ونيا و على الارضا پناه برده بود بعد از خر فعالیت و کاره انوا صاعقه میر نا وعد دیگر می خا قد میر شخور بزیر مبارد تا توپ نگر شدند که تا با از انجا خارج و مجنم داخل و بعضی از انها که فرارا بدست آن فوجی با که عشگاه شانرا گرفته بود نداسیر شدند. از انکه عسکر ظفر پیکر در ما تاصادقہ تا ما شا بعد تعاقب شکنہ یافتگان پرداخند و تا جائیکہ نظر کا بیکر د اطراف و جوان متحال وجود آن ناپاکان پاک کردن حفظا و اعل بالا حصار شد از ظه و رسینما داخله بر آنها عسکر و بعضی انعامات نقدی علا وہ پیو سنگده که درین شب برآ آنهاترتیب شده بود داده شده من چشنگی است مجاند مات این مرسلان بعمل آمده هر جاکه ما نیکه شمیر اظهار فعالیت و لیاقت کرده انعام واکرام مز یا د کرده شد - بیش در ولایت قندہار درین، غامس بصد خروار جو در انبار های سرکاری موجود است. حقیقت از قراریکه معلوم میشود عساکر بیدار مغز ما در این غایله محمد ظاهر و در با طر با قوا شجریه محال عوامش و در مقابله شریر کا ن طلاح الدین و سرکر - از مراحمات جمیله و اخلاق اسلیه جنا مخدر شاهانه است که در میا سگایشان بجهت تفتیش و طواف مجروحین شفاخانها میرفت - سایز اشیا ده قابل احصا نه بسیار مرغوب و خوبی کلان در قندار حاصل میشکه با این شادان تحصیل د نواب بحرین را بغارستان میر ستا۔ --- page 20 --- شرح اشتراک تفصیل مقاما قیمت بروپیک کابلی ۶ ماهه سالیانه دار السلطنه کابل ۵ ۹ داخله افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۳۰ قواعد و ضوابط این جریده غیراز ایام تعطیل در کابل که روزی نشر میشود و بدیگر مقامات در هرهفت فقط ارسال میگردد. امور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال و مقالات واصله در اداره مانده جریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشارش ازاد است. اشتراک بتوسط خزائن دولتی و بدستور نقدی همه جا قبلا دریافت میشود ۱۷ حقیقت ۳۰۳ ح ع مکاتبه بنام محرر انگیخته کیرد ملازمت : از سادات علماء وطلبه مفت: بر اسلام پناه مجانا پیش میشود:- باجرائد اسلامی و شرقی قیمت یکشماره : عموما از هرکجا یکپولی جلد اول کابل چهارشنبه ۸ برج سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق ۲۵ محرم الحرام ۱۳۴۲ قمری شماره (۷) با خدا باش و نگونساز خدا وندان را از طبع جناب میر ولی الله صاحب ایبٹ آبادی از هندار مهربان است اگر باز را غیار ترسی چون کنی خدمت اسلام زکفار مترس در ره کعبه مقصند چه نشیب و چه فراز رو بمنزل کن و از وادی کهسار مترس از غم خشک و تر بهر مرنجان خود را میل گلشن کن از سرزنش خار مترس گر چو مردان خدا گام نهی در ره دین از هلاکت مکن اندیشه از دار مترس امتحان تو ازین سیل حوادث غرض است چشم بکشا و ازین فتنه بیدار مترس دشمن دین ترا جنت و دوزخ در بکف با ان عشوه بدین جنت و زنار مترس --- page 21 --- شماره ٢٧ جلد اول جریده حقيقة کابل چهارشنبه ۴ سنبله شما شمع دل است گر از نور هدایت روشن ہرگز از غول بیابان شب تار مترس حیله بگزار و بیا روی بمیدان آور تو کہ روئینی از عرصهٔ پیکار مترس آخرالامر ز کار تو گشاید گره گرم باش ازین سردی بازار مترس با خدا باش نگون‌ساز خداوندان را تکیه بر عرش زن از چرخ ستمگار مترس جو کن جو کہ از جور کسان باز رہى گر تلطف نکند سود ز اضرار مترس اینچه می‌بینی طلسمیست بگنج نہان دامن خویش بر آر در کن از مار مترس حرف عشق است دگر حرف مکرر دیگر باز گو باز همی خوان ز تکرار مترس حق و باطل بہم آویزشے داند ایدل یار حق باش ازین معرکہ زنہار مترس پردہ از چہرہ مقصود بیفتد روزی تیر مشتاق ز آهستگی کار مترس از کشاکش مشو آشفتہ و از جور زمان وز جفاکاری این چرخ نگونسار مترس تردید افواهات بی‌اصل و اقتضات در اطراف انقطاع موقتى سلسله تلفون از جلال آباد بجنگ دو سه روز پیشتر ازین باز افواهات پریشان کننده از حلقه ہائے خصوصی مردم بازارى بلقین انداز بود تا جائیكہ درصدد تنقید و تحقیق آن اراجیف بذل مقدرت كردم تمام آن افواهات را دروغ و بى‌اساس یافته صرف یک اساسی او را که انقطاع موقتى سلسله تلفون میانه جلال آباد و کابل بود راست یافتیم - درینجا این افواهات بعضى از خیر عموم وطن خواهان صادق الا و كیشان لایق ملت را بشك و پریشانی افگنده بود و تصریحات بیان آن سرار مقتضا کرد همیشه - اخص به اطلاع بعضى ناظرین خیر اندیش داخله این واقعه که فی حد ذاته مهم بود مہم على الفور استیصال منشاء اجتماع حکایت میمانیم تا خشنامروم از حقیقت پی برده بامثال این مزخرفان ذیل جہال در آتیہ الجہت نداده تضییع اوقات ننمایند و مرجع دیولازم پریشانی عموم را تولید نکند. روز یکشنبه ۴ سنبله دفعه در سلسله مخابرات تلفونی خللی راه یاف آن وگود دیگر تا آباد زیارت حریه خرابی پیوست همین روز مغرض شد ازینجا اسلحه و خزانه وجهاد دیگر لوازات عسکریتی انجانید . . . بط شاه محمود تخفیفاتی که در موقع سنگہ مخابرات بعمل آمده کار . . . کام درین الفاظ بود که اشرار منگی دخمات سر محه مسطور نموده داد ها کلمه تم (مہراسے سرمست ازواج قرار داد. ستمکار هیچ ندارد نکار با سنگستین خود میسازم گرورق تو سمت و آبروز و تمکین و ارگ توار و بدتر کہ جای ہچنگی و دیگر اطراف و نواحی هیت و مراتب طوماریکہ ) --- page 22 --- شماره (۷) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۴ سنبله معاقا سدہ تلغراف کرده و بعضی اشیا را نیز از سودین برآورده اند. باینم مقطع چند حصه ابتدائی و انتهائی آن مخالف می بود بهر تقدیر بعد از وقفه قلیلی خه بجے قا اخمان حضرت عبد القدوسخاں از وزارت حربیه جبالت مآب محمد نعیم خان کند کمشر با یک کندک نمونه توپ بساحب ۲ ظهر حازم بتنگی مذکور گردید تا سلسله مخابرات را سر از نو درست و عثوره واقعات و حالات ننجو بی ارسال دارد چنانچه انقطاع سلسله مخابرا در کابل اثرات نا رسایا عالم کرده بود هم چنین در محاذ جنگ لوگر ونیز را متصدا القطاع تشویشی عائذ گشته هر چند کوشیداند در بدست آوردن کیفیت درست موفق نشده اند بنابرین از طرف نیز باند از دو کندک معیت آقایرحم محمد غوث فاغنه پشتر اشناه کل و دگر بساحت از در عازم صوب بنگی شده اند اما اینکه از حسن اتفاق همین هر دو راحی ما که بغرض درست نمودن تلفون اخذ ملاک صحیح سکنه مجابات در کابل و بلوگر و در صدد حرکت بودند، در خود تنگی واقعات بهم متصل شده جانبین از وقوعات تازه طرفین مطلع شده آید بہر دو مقا مر حیث قام هستند - ازین رو درین تحقیق برآمده که مخالفان شبکه سگسری ما که بغرض تحافظ سنگی در آنجا متعاین میانند و با یک آگا میانه با جمعیت هزار در عین حمله آورند آنها برا بد روان و جنگیداند چونکی طورش و خره حربیه نبا رو با تمام اورده است با اینکر خودشا تراسیم با شرار می نمودند حفظا و د محافظت فین پوشا کوشید از مال خود تورے نبود این شرار حرف نظر نمود اندم دون در وقوه غلبه و عساکر حق دیداره اند از میگو شد و نارد اجتماع و در یانه نزد دیگر مراکز عسکری خویش آمده جایٹی راکه هیل آن ذیل مرقوم میگردد ایراد داشته اند :- بعد از نصف شب گذشته یکدسته از شرار که متجاوز دو صدع و اسند بلام دفعة برتھانہ ما حملا آور شدند، ما نیز بلا فصائل الجو سلام دهکانی را باشار وارد کردیم تا زمانیکه کارطوس جماعانه تادیب عقوب دور خلوص شود و با امید دست مقاومت بدست گذاشتیم . د. داد مدنها بکوشید تها محافظت خود ا نمود تا با جان کما مغلوب شد، فرار کردند و صمتها دیگر ما بی خردم و با و جان خودا نمود ستمهای دیگرای مابین را اداهای شکری آر میگوشته اند و انتظاری برند تا ما کمی زراه گذرند بحال و بیحالش بیخبارت برند با تم روز شد و انطرت کامل یک موتر لاری ( که د شخون با جناحیها و گلوها با روشنی انداز محول بود) بنزد شرار رسید هر چند که آنها اواز داد که موتر پیاده شود لکن موتروان با حمیت بقول انها اهمیت نداد موثر رابر میراند. بالاخره از چپ و طرت نامو تر راب د تیر با کشیر بعمل آمد و یک نگاه از ان میان باروان که حیات از میزی را فدا ر با تو و بسته باند مورد تیر بر موتر هجوم برده آنها او بدست بدست برانده باز با شد قطاع الطریق و چپاولمیان براه رفتوش گرفته ان طلا و عهبور و مرور بند مسدود داشتند هر چه در خرابی را و تفوت بما بتوانستند بکوشیدند تا اینکه بواسطه کشارا ترین که طرف لوگو و کابل مقدرو اخت بودید اطلاع در دیگر تر استد بحمله الفور داب داد شد فرار را بر قرار اختیار کر دند. یک نفر مد المعین خود را در بلدہ ما و عقب پشت ما پنهان نمودند، بعد از اخذ این معلوما على الفور کنار در صدد بیمراه سایه و حفاظیه مروز در در گروه خاک دیگر مقات نمود و در بین هور چنگ در بین خت از اسرار بی مدافعت وا از صحه در خود ان هیت تافتند بمی حمید شاندان دیگر لوگر آینها متلفون که تقریباً پاینس میل راه تلف شده بود، مقرر شت و تلفونچی ہا با حلقه ہائی کم تسلیم با سر بخوبی شمبارند تا بکار الصال بامداد سلسلة تلفونه ارحول مخابرات مرکز و لوگر و دگر دوشنا محکم می گویند. چشمه تحصیل این عملیات و نگهداشتن راه اندست دبار و با نمان جان کندک که از کابل فر بود در اینجا بطور دورة گذاشته شد، پیدا انار خرمرج الموضع حقایق و عقور جریانات و وقایع تون مفصلا برهارت جریقه مرکز قطعا لوگر باید لله تلفون سطر گفته شد آن قوه که از طرف لوگر آمده بود والبری مقام خود عود نمود قوۂ عسکری ابدا از جگی باز تنگی در هیجان بشر د شد ند جمعیت کشاور میان باصطلا حیکه دارن اطلاع افتاد شمش مهیا و نزدیک در یک مقامی در و چون یقین حمله محمد و گستری ارینجا اثر ار مغرور در آن مقام مستور بود . با برین مسعین جائی را بطرف آنها متوجه عبور او شاخه بر برگشتی گرفتن آنها از خوف جان باز راه گزیر را در پیش انداخته سراسیم میگریختند. وعسکره ما تعاقب نشان می برند آثار نیم در سجا نمر اول ارکشته ها اثر ار لیسه تفصیل بالا انکه در تعاقب شهر و میان راه تر بالآخر مقو عسکری کامیا با رجعت کردند با فطلای چهل و شش میلی بند دیدن اینگونه بیا حت دوام نمیکند بنا بر این نطام اسرار تا نا بیله بدست میاید بخوبی نادیده اند با شاد که از جانب کابل مخارج شد تا دهم سنه و نیم با در جبهه که با نجام و ظیفہ خود کامیا و گردیده کابل باز آرد و یکصد در از دو جانب سر در بند مجادلات و نزاع با با جری مجا و مجادلات . --- page 23 --- شماره (۷) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۴ سنبله اعزام طلبه چینی بمملکت تر کی التنفاذ و اجرا مواد معاهده مزبور سوله تاریخ ۱۷ جریده سهم اردو روزنامه الاخبار متحد ناقل است که خبر محرم الحرام در ممالک بریطانیا - ایطالیا - جاپان - امر کا موصول شگمانی حکایت میکند که مسلمانان محلات سل مشرق پر چین (که معاهده را تصدیق کرده اند) خواهد شد. طیا نه بن قصا تر ارسال و آنها باید تعلیم فی حامد تر کیا تحصیل نمایند و هم مسلمانان محفظه خطه بخار شان سعی پیکر را نظامنامه اساسی عراق عرب از آنرا که بجاکماند کرد نیز تا خیالی دارند که تعین نمایند. جریده یا ونیر یک مقاله طولانی را در بعضی امور اساسی میگویند که از بین موسسات مسلمانان آنجا مد نظر صد تا که فیابین عراق عرب و بر حفی از مشکلات حکومت انجا سپرد قلم نموده ضمنیا مسلمانان صنع حکومت ترکی تعلقه برادر باستانی قایم کرد دو لکن ضمنا میفرماید که نظامنامه اساسی عراق عرب احسبای نعیمان حکومت چین مسائل اعمال مسلمانان آنجا را بنظر حسه یی نگیرد و زیر عراقی و دو مرد یگر مشتمل بر ۱۳ ماده مرتب شد فتوحات مجاهدین طرابلسی) در معرض قبول و تصویب مجلس ملی عراق آمده متعاقبا از اخبارات عربیه نگارند که در ۱۰ ماه گذشته مقام شفازی حکومت در محل اجرا گذارده شده است - لکد چون هستم محفوظ در سال حضر مجار نانکه به هجمه نمای جها د طمع بنزع افواج ایطان نسبت به مرتب شدن نظامنامه اساسی بیچ یک نوع سرد پیش آمده و بنا الکی در حجا ما بر سر نقعه آنا دفعات جانی و مالی و دلچسپی شانر الجوا نمیکند و بلک نسبت به نظامنامه اساس بخش واقع است . علاوه بر مقتولین طیل و مجرد چین بسیار عساکر معاهده عراق و انگر یز غصه اظهار مسرت مینمودند. جنرال بون چون) نیز در حین محار با پلاک کر دیده است. گمان میرود که جعفر پاشا صدر اعظم موجود عراق بنا برکه میگویند که جنرل مبر و رسیمه داشته بود از مانیکه این طرابلیس و ماند کی که بر وجودش مستولی است مستعفی خواهد شد و نمو را در یک یازده رگیمان بلد حتم ابعاد دست مجاهد حنان نخواهم کشید تعیین پاشا قلمدان صدارت را گرفته کابینه وزارت را با وجود یک جنرل مزو و افوج از یک خطر را برا انگرات مرکز با نروحیار تر تین خواهد داد و سانسون افندی که را بر میان وزارت درست می تیکه وقتی برا کا بند با سوار ما در عرصہ من بسانی را مالیه که بود خواهد ماند نسبت یاسین پاشا که میکنه وی در مجلس مخردار ده بود ار می نقد افواجش جهت میدان جهنم و خودش مقتولین دانشور و سیاستدان است از مدتی مردم میگفتند که عضو بقا و نیا گردید ( دخلهم الله الفه المومنين) عظمی را تنها خواهد کرد مالاخرا قوال انها راست بر مد و بعضی این محار به جهت ملی راستانانه شجاعت او را سراریز معظم حکام محلی انگریز که موقعی که بغرض سریاکی سفینه دا شر میں نے کر ده است و از قتل جنرال مرنور بیسیا متاثر شده بالکل میتخون از انخا عراق و سجا بنگی انظمر وتخ محل مانده مشرق بود شمل بعض سرها که اظهار ہلاک و را بنمایند بلکه در حین استفسار خواب گفته در خواطر حکام اعلی مضر شده و خود سر پر دالیس که بعد از عقد میشود که سیاحت رفته است. افغانها در بگلستان نمد رفته انجا در اواخر شد حاکم اهان بود) بسواریطیا را بطور زود مایند رقته است خبری که اخیار طریس عدم تصدیق عہد نامه لوزن که کابینه مجدد عراق ترتی شده و در لایحه ابتدائه طرحعطی خوبی و این ساد پیشتر ارباب الحق و متفق ترکیه را در حیرانی داشته است مکر در شهر و ناطر آن کجا موجودہ او کشور یا د خوا آثار و مزید تشبثات سیاسی نسا فکنده است که تا هنوز تصدیق فائده میگیرد و نقشو در مسائل اقتصاد یه مسلک رونی میخواهد معاهده لوزان را بعضی از دول اتحاد او رو با دمانه فون و هم در و سائل عواید نقدر مملکت تدابیر انگریز ها مطامح نموده است. به بسته امور تعلیمی خو دا نیز بزرگرا می دهی خواهد گذاشت --- page 24 --- قواعد و ضوابط این جریده غیر از ایام تعطیل کابل هروز نشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست منظماً ارسال میگردد. امور تحریریه نگارندۀ حقیقت ارسال و مقالات واصله در اداره ما جریده در اندراج و اصلاً وعداً انتشارش آزاد است. اشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصورت نقدی از همه جا قبلاً دریافت میشود. نگارنده: (برهان الدین کشکی) شرح اشتراک تفصیل مقامات قیمت برویۀ کابل ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنۀ کابل ۵ ۹ داخلۀ افغانیه ۷ ۱۱ ممالک خارجیه ۸ ۱۵ وزراء و سفراء ۲۰ ۴۰ مناظره: اسنادار علما و طلبه مفت: برای مکاتب لیسه افغانی تبادله: با جراید اسلامیه و مشرقی قیمت یک شماره علاوه بر کرایۀ پستی حقیقت ۱۳۰۳ جلد اول کابل شنبه (۲) برج سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۲۸) محرم الحرام ۱۳۴۳ قمری شماره (۸) موقع حالات قرارگاهای عسکری و خلاصۀ طلاعات دارالحرکات نظامی در سمت جنوبی با اینکه از صحیح دانی دوستان معظم و قدر دانان مکرم تفصیلاً اکمل و گذارشات مفصل تمام قرارگاه نظامی و دارالحرکات عسکری دولت متبوعۀ افغانی ما در سمت جنوبی نزد این اداره موجود است لکن گریحرر هذا فاقد واجد او خواهم آن منصب دار غیور که شب و روز در ناظر او جوائف انهمائمه فعالیت مصروف دانسته و دارند عطف قلم نمایم نخواهم توانست که راپور مکمل یکمر قشونی را در یک حیز یا خوئی جرنا نجلاره مت امند ا کنید از اینج حس علی دو نیمه خونۀ نخواهند یکمر کات حصه منحصره خود را نسبت بقرارگاه بزرگ بطاغوش که تماما قلعها سنور و مسعود با مداری و در توقف کا با خوئیس اماناتا برائه تعمیل هر گونه فرامینات اعلیحضرت غازی بود حاضره مهیا و مستعد اند قلم بند نمائیم: - افواج گردیز: مکتوبی که از حضرت تا محمد ولینا صاحب بپیسه سرلشکری بخش و اطمینانیه است. و نظر آراء آنجماعت تسکونی اشرار غیار را بعد از تکمیل موعد آخرین علی اقادۀ نصیحت الغطاط خونین بالطبع اثریه نموده را که اشرار دانسته اتویله شده بود با این عموم سرحان کلواج ظفر انتماء افغانیه اصفح کلجاد و سواره از محافظ رفت نموده تا از همشه نقاط امر اعمال فرمائیده کارهای دشمن دار نداد در او کاندید و ملاخه شده وقی که قشون جاه و در اطراف توام نظر سر نه منهای کنند قطعه خوست: چند قسم مخاصم مجلسی با اینکه هیچ نوع نشانه معامله صحیحی نشان نمیدهد مخبر دست و بود که خبر قبائل و فادار و شیاست حومه ما و منادر مجاهد را دارد تا انو که مضمون مجمر مجام پیشگان مرکز متقابت از رئسا قرآن مهر سفید میشود مجددا بانه جد و قنا دران خطه مشتعل شده است و مردان خوست ضرر مخالفت افزودن بر مالایکه بر خلاف نوجواد شاد دود خور طرف و تو اثمغه ان محاطه طوق اتحا حکومت امانه را عموم آنها نجاریه کان نموده انا حجت آب محترم محمد گل خانمد پشر و قطعه انتحت شانا ما حترم و خرسند بوده مانند دیگر سردار منظر ریکاوری دو همگی ز ادامر شریده خاز شا سر فله باد آن دانه نه معرض تا بر خوانی بر حال می یاد عند کبری خلاقه که باد شاه و قرشا خیال حمله آوری بعد مایا انجا دارند. سخت حیرانیم والنسیم با این حالت تا زمانیکه بوی پی نبرده اند برادران ما صا، فامند این دو تا به پاشیم با قوام شکر را در هم نورد و ما در میان خود سری کنیم از خداوندی بر و نه ازین افعال قبیحه بر حذر باشید برادرا است و نقد اسلام است دست بدارید از خداوند بترسید که از برادر کشی که می آید بایشان اخلاص را الا عمل نیسان --- page 25 --- (۲) شماره (۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۸ سنبله مار عساکر حجاجی و چکمنی: حقیقت نمیتواند از حیا و شجاعت با متانت شجاعت کارانه و رفتار اسلامیانه آقا محمد شاه خان غندمشر و آقا سجاد خان و آقا علیشاه خان کندکمشر و باقی منصبداران و سر بازان مقیمۀ بحا صرف نظر نماید و حاضر است که تقدیرات مدفعا و محارباتیکه این جمعیت صادق بمقابل حملات متواتره مهاجمه آنمکانها نموده که بشکل دو گیر قرار نموده تا انقراض و هجرت آنها را با رادت پادشاهی بم انجامند از خداوند برای ایشان و برای عموم منصبداران صادق افغان جلیل عرض مقاصد سمت و دولت را قشون لهوگرد: این سربازان فائق و منصبداران لائق چون حکم قابلیت کردار انه و آداب برجسته خود گذارشات اطهار دلچسپی مینمایند بو با بعبا اخبار نهایه از غمناک میشدند سربازان آن بلکه از احاد و سامی خیل عموم منصبداران و دیگر رجال بزرگ که باقتدارات تا مه جته اصلاحا عامه اقرار آن محل هستند با طلاعات و با تا مفصلیکه در بگوش صداقت با قارین جوشیده می رسانیده است اکنون نیز از بدان مقدرات و مساعی عموم شان تشکر دارد. لشکر غزنین: با اینکه این شکر ظفر پیکر مکرر بجمعیت دثاره ودسته های مستعده اشرار را که فعلا در آن اطراف کتر بنظر می آیند تعاقب نموده و بسیار دور مدائیها گوشمالی میدهد که آن محاربه که از حسن بخت آن حال فعال که بمدافعه آن نقطه موظفند فاتحانه و کامیاباً انجام یافته و در صفحه (۴) شماره (۶) با مندرج شده فقره قابل تقدیر است بیام آخری که از غزنین بواسطه تیلفون باین ایام رسیده است حسیات قرضی و مدافعه عساکر نظامی آنجا را بیان مهم نشان میدهد که جداً در تحمل بعضی نواقصات و ترسیل برخی از ضروریات خویش الفت و ضبط داشته و تا از طرف آقا عبد العزیز خان وکیل وزارت حربیه فوری برای آنها ارسال شده است. عزائم سلامتی سمت مشرقی : بعد از ورود اجل انجم عالی محمد وزیر داخله سبق (شجاع الدوله) در سرتاسر مشرقی از مجریات هدایت آفرین و تقریرات التعین این مرد دانشو ر پیش از پیش مرکز تو تازه نسبت به تحفظ ملکی ملت و ذات ستوده صفات اعلحضرت دمیده شده اکثری از تیراه و خیامات پیشگا به پیشگاه این خیرخواه صادق افغانی شتابانه درآمده اند و بسامردم مشاجرات و همه ومناقشات خانگی شانرا از تلقینات و ارشاد و گفته بطرف صلاحیت دارن و رفاقت بدیگر شتافته تا با عرض التجای در نبار ریز و دهی جلی عنوان باشند باید از هرگاه موقع داده شود تا در تادیب و ترهیج مخالفین گمراهان سمت جنوبی بکوشیم- قرار معلوماتیکه داریم شینوار و آباین دیگر مردمی از اقوام و عشائر سمت مشرقی زیر احکام این مرد تنیر حضرت کلام قاطعاً اجتماع دسته انتظاما مروقات حسنه و در اضمحلال نفی نمودن از سمت مشرقی وحلقه نمودن بسمت جنوبی دارند سار و فکر تو مساعی و خدمات و عرقریزیها این سردار کثیر نشکر و ممنون بوده تا حفا انتظار استماع نوید کارهای های دلنوازش را بدل میپرورانیم. سپا دارگون: باسپاه طفره آنماه ارگون با تیر جدی بصایفرد و حو خدمات خویش میکوشند و مانند دیگر اخوان عسکری خویش دایره انتظار امرو هدایت اخرین اعلحضرت غازی خود را دارند. وزارت حربیه دولت مرکزی دارالسلطنه: در بین مجالس شامات انجدت و فعالیت و تدابیر مجلل آقای عبدالعزیز خان که در ضمی عمان امو حربیه و اصلاحات قشونیه و فراهم نمودن آلات ناریه و ادوات آتشا حربیه و تنظیم قطعات عسکریه و تجهیزات لشکری و تهیه قواے ماده و حربی برای تمام مراکز سمت جنوبی میفرمایند و از عرق ریزیها سدوا وشب کارهای سائر شعبات و مدیریتها وزارت حربیه مری که وقول اردوی مرکزی کابل و سائر منصبداران نظامی مصرو فینکه حضرت محمود خان یا در حضور والی موقتی هم در جمع آوری سربازان می نمایند و از خدمات دائم مصاحه مستوفیت و عموم وزارات و دوائر و مامورین است که بنابر دولت متبوعه ام که بصورت تدویر و تسلسل عموماً آورده درین موضوع اظهار لیاقت و فعالیت و همدردی این محفل و مینمایند، مزید برمزید ممنون و مسرور و شکر باشیم نصرت خیرا و از خدا برای این هیئت ذی درایت بسلامتی و قاتل آ مسعود اعلحضرت موفقیات مزیدی را در خدمات هم مخصوص و مملکت شان مسلت داریم- ساعت --- page 26 --- (۳) سنبله شماره (۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۷) سنبله حضرت میخواه علت تعطیل در کشور بی شهر ارا تصور نشود که مقصد از متمادیت قطعی و تقیه جرئت قوا و جمه آوری در بلغر می در موضوع کوشمالی سمت جنوبی ازین ملت فقط انظر ست که آنها را سر با دان قلیل بشنما هراه هدایت آورده ملک کی میتوانت بوم و یا کدام جشت مترقبہ دارند که سرکوبی آنها موجب بے شمالی نقدر سوق الجيوش تجهیزات و ترقبات میشود - بلکه این جرائت و با آن زمین و گلد ر است که شخصا شهر یار محمود المعلویت حلیم القلب بمان روزنامه اعلیحضرت امیر امان الله خان و عده از وزرا ویا دست اکتاه او کثر همان جمعییت بیغمی یکفر افغان در طبقه و صنفی که باشند از مکان مد ساز و و بلکه نقصانی جانی و مالی طرفین اعلیحضرت غازی یا حیا بیگوایرد بوده و در نابجائی نزنگهاشان سنجیده است ما عيناً نقصاً خساره خود می پندار د ازین رو تا ہنوز هم با وجود جهالت و نادانی و شریر رعایا تمر دو ضرر رسانیهای هم آنها و الحاق شدن عده از وشا ی خوب عبد الکریم طراری ناپا یک موقتاً دست از ارسال نمودن ا مر حجیت انگیز و کلمات نصایح آمیز شکر میگیرند و ارادات مر با بلیت شاہا نہ شانرا کہ سرامسر لطف و احسان است بلا نها مکرراً و ما جرا ی مینمایند تا باشد که بشرحق و حقانیت بیایند و الا اگر از ادوات مالیاً شانسته در قمار کو بیها بخود تائب نشد مدار همانان گر فرت رے بگی تباه و بر با خواهند شد و بد آنها مزید بران چنان نفوس دیز بها خواهند داد که دست به تفنگ ببرند و یا شمشیر را بقه چنان حربه به نیام بر کشند (انشاء الله العزیز) امی مراسم روز عاشور در کابل مجیکال دانند معاصر عالیثا نان امان افغا، جندانه ترین محله خوبن مقطرا نت نا می است که بنا بر عادت جار یه هر ساله از طرف برادران عزیز تموی مایعه ما در ده روز اول ماه محرم مجالس تعزیت بر پا و عموم عالی دی موز این محفل مقدس همدر داً شرکت میورزند ، شب عاشور ا م حضرت خیر تشریف اور می خود را ببر اکا مالی اخبار نمودند سنی در خانه منزل آقا نور الدینخان معاون ریاست بلدیه که سالایان ملت ال بهم حصو اعلیحضرت در انجا تشریف فرمامیشدند ترتیبی شده ا ساعت / ۱۰ انتظار تشریف اور می ذات شاہاں را میکشیدند اجتماع مرد م خیلی زیاد بود چند نفر روضه خوان تا تشریف اوری اعلیحضرت بروضه خوانی مشغول شدند بالمدآ دقت حزین غم افزای قلوب تمعین گردیدند بساعت مذکو را عحضرت غازی با یک عده از رؤسا مملکت و وزرا عظام تشریف فرمای محفل مقدس گردیدند محفل نور و داناً بصداهای صلوات و تکبیر بلند شد در منزل بالائی کہ بر آنتخاب در نشان تعیین شده بود نشستند ، سفیر صاحب ایران و سفیر صاحب ترکیه با معا ونیں خود نیز حضو داشتند. آقای میر آقا خاں منبر بر آمده بعد از خطبه و در مانعای دول اسلامی خاصه دولت متبوع مان افغانستان عمه از منا اتحاد و اتفاق و اینکه مملکت محافظ نمیشود مگر با تحاد آیا ہے آن از رو آیات قرآنیه و احادیث نبویه بیا فرموده و بالاخره ختم مقال را ببر بقا سلطنت سنیه و مبدلی تباد آبا افغانیه اعلیحضرت غازی نمودند ، آقای شیخ امیر محمد خان منصب این ایشانرا نموده از مین گونه اظهار نمودند همحمن ملا فیض محمدخا ہم درین زمینه مقوله با رفیق و غرائی را ایراد فرمودند، روضه هم خوانده شد، بساعت یازده محفل اختتام پذیری اعلیحضرت غازی ازین جمعیت غفیر مستعدمواش مرثیه خوانان سید نا حسین (علیه السلام) تشریف بردند و بر عقہ تبصر نصف بردن ایشان مجلس هم منجلی گردید. ورود وزیر مختار بخارا - حضرت عالیجناب درایت و فطنت ماب عن بار عبد البادی نما سابق وزیر مختار دولت علیه افغانستا حامد لندن که در انجاء ارسال راوان از خصوصاً تا نه بوزارت تجارت و زراعت مقرر گردیده بعد از حرکت لندن بانی بیت الله رفته بودند، مع الخیر وارد کابل شده اند انزین ورود بدوستان و رفیقان شان تبریک از منصب جدید براشان مبارکباد میگوئیم، امید که این وزارت در سای جدیت و دیانت و معلومات تازه عصر به این جوان یگانه در است خیا صدا کدار محما سعی فراوان در ترفعا تمام رات ملی از خدا وندکریم بر اور یر تھا موضوع دلیلی این ارزو توفیق نیاز کنیم بن لیتا --- page 27 --- شماره (۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۴) سنبله تعطیل جشن استقلا برای عموم معلوم است که درین چند ماه غالباً الی حصار منصانظا و بعضی حضرات بزرگان سمة تنظیمی مشغول خدمت نظراً بجشن استقلال که یک میله بزرگ عمومی است بایستی تا ورود آن برادران عسکری و صاحب منصبان نظامی تعطیل میشد ولی بپاس احترام لو یه جرگه و تعطیل نظامنامه که بمیانیافته مشکلی با بود. انتظار میرفت که هنگام اتاب گشته حضرات موصوف و برادران نظامی با من الخیر بزودی خواهد رسید و از همین سبب ترتیبات و تنظیمات جشن زیر نظر گرفته نشده بود مکر بر خلاف انتظار مسئله طول کشید و برحضور شاهانه که خوشی و راحت شان در سرور و بهجت عموم ملت شان است گوارا نشد که بی حضو جمعی از اولادهای معنوی خود و بعضی حال بزرگ دیانت دار و فداکار با فدا کار خوشیح را دایره من و فرحت و سروران حظه گیرند لا جزم فعلا اجرای جشن را تعطیل نمودند. قتل قونسل امریکا در ایران (مجرامبری) نام قونسل امریکا در ایران ساعت (۱۱) روز جمعه ۲۶ سرطان بدین قسم واقع گردید که قونسل متوفی با یکی از آمریکائیا (متر سیمنی) سوار کالسکه شده رفتند بمقامیکه هامر خیلی مقدس میدارند شروع کردند بگرفتن عکس انشها را نجا. عوام بناجره برخاسته گفتند اینجا «پاپ» هستند و ایشانرا مضرب کردند مجر امبری فوراً با رفق سمون کالسکه شده بظاحت معاودت کردند هیا هوی عامه از هر طرف بلند عاقبت نزدیک قراخانه شخصیکه سوار ہو سائکل بود کالسکه را جلو گرفته هر دو را برون کشیدند طرفین بزد و خور و مشغول شدند مجر امبری هم با جو بیکی در دست داشت مدافعه میکرد عاقبت از شمشیر که بر سرش خورده افتاد بهم محال است که برخیزد که سنگی بزدند الش را تصادم کرد. فوراً پولیس آمده و آنها را در اتوموبیل گذارده بنیاد خانه بردند. و عوام با چوب سنگ پولیس و غیره حمله بردند و شش نفر پولیس مجروح شد. بار اقبل را از جوش مذهبی نمیدانیم دیکیگی تصور میکنیم از طرف خارجیا بیکه دوستی و تعلقات ایران با آمین مورث رشک آنان شده بود (یعنی انگلش) این هیجان را فراهم کرده این قتل را باعث آمده اند و میخواهند بین امریبا و ایران شکر آب انداخته امتیاز نقطه شمال را که ایران بدو داده باطل کنند و مساعد مال امری کا را از ایران بازدارند که تا ایرا دوباره محتاج شده دست و با آنهایکید یا حبل المتین هند معاود جنا صد اعظم صاب کابل چون حضرت اجل فخر الحبيب دار عبه القعد و شان صدراعظم محض جبهه بعضی هدایات و راهنمائی ولی نعمت بیدار و برای انجام رونق افزا اندر ایر شده بودند و هدر نا وطیفه و درت خویش و را میتوان کر دایم کو تا ننموده اند لکن جوانه ابر گرانبه نایاب ببارد هرگز از ضایع بید بر کیا نیست و بذا بر آن طوایف خائن ارادت مفیده افزه و یکی از ان جماعت بآل قدر و قیمت کلماتی خود را میدانند پی که بر آنان دو آ کر کم کم بدین مقته در نقد بودند از آثار و قرار مکرر شد شاق معلوم شد که کلمات جواهر آساشان برآ آنهای نمی بخشد هم در مجلس تا وز را جنبه عطا بعضی افکار ابکار آرا و پیشنهادی وجود ایشانرا حا ضر و گر بود ازین رو المحضر شور حره قدردا از خداد کار دو آن با اظهار شکر و امتنان کنان مقام معظم او شان را بکابل دعوت و مجلس عالی وزرا را بصدارت نو می خوا و شمولیت آنجناب حیثت پر رونق و صاحبان شکر گز تیوان تلفات جانی و مالی شهرر:- خلا از قرار ومخته خوانیم راپورها و آورده جبلقش آخرین را که در بین افواج افغانی و جمعیت با آنه از رتغاز و در یک مقام دو صد نفر باغی ہلاک کشته شیشه صدان مجروح و بدیگر جا پنجاه نفرشان بسگیر و هر سکایها از دست عسکر چا لماری شده اند و دین جیبت تازه را تسوید نموده تا مجمه عموم رسانیده بتوانیم. چیقش امید که در آینده امثال این طلاعات دلخراش را بملاحظه عموم رسانیده بتوانیم. --- page 28 --- شرع اشتراك تفصیل مقامات قیمت بروی کابل ماه سالیانه البساط کابل ۵ ۹ داخله افغانستا ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۲۰ افکار و ضوابط این اخبار بفرمان اعلیحضرت پادشاه کامل چاپ و درجه می شود و در گیر مقامات در هر وقت حفظ ارسال می گردد. امور تحریر بنجارنده تخصيصت . ارسال مقالات واصل رواج ره بان جریده میماند راجح و اصلح در است اساسی اسناد است. اشتراک توسط حوالی دو سیره دستور نقدی رواج کابل دریافت میشود نجارنده (بیماری کیسی) حقيقت ج - ۱۳۰۳ - جلد اول کابل دوشنبه (۹) سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق غرة صفر المظفر ۱۳۴۳ قمر شماره ۹ جوانمردی مدافعه افواج افغانیه گردیز- بمقابل حملة تهاجمه شرار فتنه انگیز قوة شرير مایو از ملل اثرا- مخالفت با گردیز تخلیه قلعه ادخما گردیز تلفات شرریه و پیروزی شجاعانه نامه نگار موقر مأنکه از گهبیا ارار کوهستان بونگه آوردی گفته با طر او لو او ر به الاسم تا نقب بمررگور الف در سنگر او ر ده قضا حاول واکر بعض قطعات دور دست و غیر سعه کوگ و تبحامهم حملو ره گشت و کذا ریوت بر عاصیان دالیت با در آند و فساد با سکونت اصمتی را وطوطی خیل در تبعیت وجهت شوق انزابی نار کیا افزوده آن با انار کا بیان طفر مضامین ار کون لوگو و دیگر معالم متقصد الیوب معلق سرخر و ر ضامندی دارند اما عدۀ قواصلی و تا خرد اما یک خطره تا و شرار به قد کو در درین ایام بعد از اهتمام خانوق العاده معرفت خنا نجاتها منظره میانید که دوباره خنش فتنه و فساد کینه جوید عدا نرا در بظرا بغایت بر شاه بر سیمه زحمت کرده اند. و گفته میشود شرار در تعداد دفعات بار است و نواحی لوگو والتسورد و گردیو شجاع بشور مدیر شعله ور نمود همر دیره و نقاط عساکر احرا را غانیه بخود در بر نقاط تحمل انواع تلفات و حسا ولات بیت قریه که میتوانند در هرر ساکنین و حکومت مضائفه نمیکنند من تمام شادند بعد از تجسم کرده اند که با اخراج یک عسکر نقلا حمله و هجوم خود را نیو از که خاله زحمت با اسا فرا با نظرا توا الاحصار عسکری در بازیچه جنون البته بعضی از انها بیجای قصد دانر که علاوه بر کردن باز هجوم و حمله ور تباہ ہجوم اور دور خند خر در سنگر در کلفت و ساکنین تا نبود - لکن بهمرانه شقاوم ) بر سنگر گردیز بردند تا بر قلا کردن اخترا بمانند- لکن باغی که در انظر انشوار به بالاحصا د فعه بطور ر برین تلفات فناک ندیدند بفضل خدا یه گفته میوایم که در مین حمله و هجوم شدید که از طرف شیرانه شبه شاهیمه میدان را از انا لاو شام گشت پر رجعت قہقری اعمال این بر علیه اعمال اند جز نقاحا کم و شها مستحکم رخمی بدست ما مست بمیزد و متقصر سرمیگاہر داشتند. چنانه بعد از تمامیات کرد نیز هجوم و محله استرا اقرار بجز از هلاکت خویه علی مدہ را بخود نماند نخواهید کرد یا قلمه دخی و دیگران بسبقت با نعما عصبی آن ایوان در مجو میا و ر دن بر عساکر بازی جابرو و مانده مهیم گرفته شد است: (۱) جنگ با محلو باشند --- page 29 --- (۲۸) شماره (۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه (۹) سنبله (۲۸) این مقامات محکمه که اشرار جبر آن اهالی گرفت بر علیه یا از انجا اقدامات میکردند کلا از دست شان برآمد) خود اهالی مسکنه بروین تا حال بخدمتگذاری اطاعت بحکومت با بشبات واشتهر الما معاونت نظام در پادفاع اشرار میکوشند و در تفصیلات وانتظام گردیز با عساکر همدست بوده درین راه ملفات عزیزه را بخود عائد کرده و میکنند تلفاتیکه درین قلعه بآمداخه نام مهاجمات اشرار از طرفین بعمل مده از افواج (۶) تن شهید و (۴) نفر مجروح و از اشرار (۲۵) نفر شهید است و عده آن اشراری که یک قلعه را پناهگاه خود ساخته بودند و برخلاف کار روائی داشتند در بین ایام بلوری زیر باردمان آمده لاشها که نه تنها اشرار پلاک بلکه آن قلعه نیز با زیرخاک باشده نماند- گفته میشود که تعداد اشرار درین قلعه کمتر از (۱۵۰) نفر بود- شفقت پالیه آو نصیحت آخرین متعلاء اعلیحضرت غازی بر اشرار جنوبی بواسطه جهاز ها هوائی میدادند ای اولاد جاهل نادان بدبخت بخیه دامن ستره جنوبی ! شما را چه بدبختی خیال مده که اینهمه محبت و مهر بانیها مرا که نسبت بشما مبذول داشته فراموش کردید ! و آرزوها را که در باره شما یکه سرور دار و شما را بترین آد بیلا می‌ و در مقابل دشمن برین معاندین اسلام یک سد آهنین می پنداشتم کجا که شما را یک ماده بالعکس برادر بزودی اسلامی و دولت متبوعہ خود بالمقابله و مقاتله استاد با غرض شمعدار خورا فزاله من از همه طبقه کراین ترم تخم لغویه شناسان خجالت و حریمیت ترد و شبار بیدا از غیرت افغانی و حمیت قومی بکنار و دوست که ذخیره دولتی را که سعی کوشش تا ربا و جسته حفظ دین و ناموس و وطن خود شما از محالجانب جمع شدها بدست خود بالاخره متحر میکنید، آیا شما میدانید که دشمنان دین وطن و شما چقدر خرسند و شاد کام میشوند وقتیکه ما را در بین خود بر نفاق می بینید آیا نمیداند که در عصر ما ایچ قوت و شوکت اسلامی در تمام کره دیا رو تنزل گذاشته نجا میں یگانه دولت اسلامی خود شما افغانهاست که حامی بیدار نامسلمانا گردیده شما سجا اینگہ دولت خود را تنوع و بقا را د حفظ کنید بالمخالفت آن بر میائید! آیا نمیدانید که این عمل و قتال با بین برادران خود شما ست! و دشمنان از منین بریقہ کشی با حوض میشوند! در فحه این ضعف قوه اسلامی بہت ادگان دین مکلک و وطن شما را نصف خواهند شد ! شما را غلام دشتیر خواهند ساخت ! ذلیلا نه و مبتذلا نه زندگی خواهید کرد! در نزد خدا و خضرت رسول صلتا علد الآله و سلما و ملهمبو خواهید بود! شما عقل دارد فکنی کسانیکه شما را تشویق و تحریک بمحاربه با حکومت با میکنند کیات اشخاص ست و خیر خواهد آن است؟ آیا آن شخامس نخواه مسلمانان است ؟ نی هرگزنی، آن شخاص در منایی و خیر خواه، دشمن دین مبین اسلا و دشمن بین اسلام و دشمن دولت و سلطنت شما افغانها، دشمن اولاد، اطفال، مال و ملک شماست ؟ چرا که اندک طرف سطلنته حالا که شما را که افغانها بت کم قوت میکند تا مقابل عمله خارجه هیچ میدار التیارکه باشد از دیگر طرف شما را متبذل و بهلاکت و تباهی میدهد. برادران شما بصور دینی و غرور دنیا با دولت خود جنگ کرده نمیتواند از آن چرا که بصوره دینی تمام علما شریعت بومی نظاما ما را که خدام افغانها را دیده و تبریک و داد میکنند و الحکم قد احکام ضروری دین شریعت سید المرسلین بین تمام غله و مملکه شما واخرین تان نافذ است بنام کسی این حرکت شما را ارزد که غزا توام دین القارین گمان کرده بخواند تمام علما افغانها این حرکت متمردانه حرکت جاهلانه باغیانه گفته اعلان کرده اند تا بین دنیائی نیاتی پیر کار مانع نمیتوانند و گرانیته حکم خدا و رسولی عرا تحضرت محمدی صلی الله تعالی علیه وسلم و کله آنا آلہ واصحابہ وسلم قتال نائر تمام علما و ملت دشنامخوا۔ افغان روات دارند و این حرکت جاهلانه شما دولت سول کرده افغانها را حق بجا ساخته بجنگ شما مجبور گردانید دولت ست مرین نقطه الحمد لله قوت واقتدار زیاد دارد تاکنون با شما از روی تیم و شفقت وقوت دولتی پیش نیامده چرا که شما رعیت بد عمل سرکش نادان تصور میکند، شما هر قدر خرو حشت که تر بیند از از مامسلمان برانیا د محور بر با در گوشنها حکومت تا اراده ندارد فقط بمقام پادخار حملے و الملا به تا مدافعه میگردواست، پس باز سر تا خطر العصبی آباد جمعیت که شما را کدام بدبختی خیال شد که مجرف اشخاص د صا حب غرض بلهزند وا سطه --- page 30 --- شماره (4) جلد اول جریده حقیقته کابل (3) فروغی روز خود را بصورت عوام بقبایل میدهدید، کاشکی این بخشش در واقعه کلنگار کو حقیقت حالعمل نموده و هم در تدارک اثرات او برینجا در فضلا بدست شما بر آخره خشنودی خدا و رسول الله و خیر دولت اسلام بیکه آب همسایه علیات میرساند شهارت امیزانه خودها را ابراز ای اولاد نادان من این طیاره ها که در بالا کار آورده است که شما بر تماشای یک قطعه نانز و مخصه از اعلای سر شما پر وا کرد و کاغذ های مهر و شفقت مرا متعاقبه آن اخرا و نوآرا تولید نموده بود تا یکه از تدابیر سرکار دسر انداخت ایا شما می اندازد کلوله ها اتشین خود را نیز بالا شاه ولتها نایب سالا ) واز مساعیا جملیه آقای محترم حجا شما ریختانده میتواند مگر من شمارا اولاد بد اعمالی محمد غوث خان غند خرد و بگر منصب داران وعساکر و طخواه میدانم با اینهمه بی اعتدالی هائیکه کرد اند اغوش بطور شهر اریستصال و قطوع، مقتول و مجروح و مضروب شند محبت من بر شما باز و صدای نصیحت دولیت که نظیر آن در دیگر مصادمه ها سمت جنوبی نظیر ندید است و من بان بلند است که باز شمارا در اغوش عساکر نیز بواسطه اینکه از طرف مخاذیبه های کلنگار بوقت شتا بیاور یم ده تاریکی بروشمن هجوم اورده بودند و طرفین غرق دست سلطنت حالا گوشهرام شما را عقلادین مشایخ عظام و را گر داند و دشنه بخونی کرد، بمیوا محمد تلفات جزوی بعمل آمده است این بی عصب و استید که بر خلاف حکم خدا و رسول الله محاربی کشید و نزد خدا تازه ترین خبرها کو محقو مظهر است گوی انتی اقا عبد الوکیل ع به شریعت غرا سواج مستید ، و حکومت نانفقت و مرحمت فروشی نیز را یکجوه الکنی درین روزها در محاذ حرب اثبات وجود ر پیشواز الان من بلاح بدست پس بر شما است که خود را خسر الدنیا داشته آقا ی ع ، ص ، معطر علوم هبی تا در ترضات ملکی اه در ابا نگاه داشته و بد نام دنیا و آخرت نساخته بحرف مردم حساد و اقای شاه ولتها در امور انتظامی و محافظت سلسله سلفونها حکام غرض نز و بد و فریب نخورید براه حق تائب شوید تا انخرا و حظه بحرکت اظهار جلالت و فعالیت مزید را دارنده شرآ ملکت نیا و آخرت ننجات بیابی ، هنوز وقت است که نزد حگا درین ایام هیچ بدار میانید دوران اطراف و نوآمند نمیشوند. دولتو از شرها جریه در گرد نرا مذ تائب شوید تا از عسلی الفات ات پناه شریعت و اسلامیت مستقر بنوید، و اگر با وجود اینهم نصیحت و رود لونیان با مهرا تجند صد میر با زا وه اندا را من بر احتوا نیا بند واز کر دار ناهنجار خود نادم و بشمیا روز شنبه ۷ سنبله سه آید، و مانجا لو نجاکتری محص بمدی دوا م ترینر شوید در حکومت دابسرزنش خود با ناچار ساخته خان بان ا نرا خدا وند و سر کو بی شرار سمت جو بی با یکهزار و چند صد نفر طی حوایم و گله آهیاره با خراب و ویران کند با ز جہالت و نافرانی سربازان قطار کترنا ایک موضع خروش سار می افغانی دار ملت بدشان خواهد بود و من نزد خداوند تبارک تعالی و حضرت کابل شد از طرف وزارت حربیه پذیرائی قابل تقدیر را دولت سول کریم صلی الله علیه واله وسلم مسؤل بخواهم بود زیرا که مورد شاه اند این فداکاران اسلامیت و مملکت همزنا ته شد اخرین نقطه را شها مذر ا وا تمام محبت نمودم. بر اتفصیل همه گونه اوامر علحضرت غازی شریعت برور خوشی واقعه هجوم و دستبر شرار در میانی خا نیز دروی عما ز مهیا و آماده گی خود را نشان میدهند تفصیل تمامیم و کلنگار یکنظر بر خیر های خارجیه :-] در جراید خارجیه بیکه سیاه با لجه حه ناظرمین شد، خواند بخر از خبا خبر د مل نیست :- طیفاً از یاد خاوشانه (۷) سنبله مخبر نا موز را سطر ایست بغاوت سوڈلان و وجود مظاهری با یا بر جمعیت و ظخواء ما اسکا ر جمعیت اشرار بدانیا و حنانجه عادت شان است بعضاً آن با اینکه موجب ہنگامه سرا تیگرا شد نه است ، لکن بحضاً عربمن مخاذی با نقطاع سلسله تلیفون و انداز حرکات در میان نجا موثق و مطلوبیت بر حق امالی اخبار محکمہ خبر رسانی ریگری (حاشیه راست) این دو نفر را از روی محبت که باز هم خود را بشما دلسوز میداند و میخواهد که شمارا از راه دوزخ باز داشته براه نجات برد این ورقهای مهر و شفقت را بر سر شما باد میکند بیائید و باز ائی و با و لید بدبختی خود با شما اگاه کرد و دست ازین حرکت نالایق بکشید که شرمنده و روسیاه دنیا و اخرت نشوید بر عمال بدشما پنهان نیست که شما را در این تنگ اورده ایم و در هر حص ر تلفات از روی بی عقلی خود دایده حیف است که باز هم کشته شحمه دوزخ میشوید الله اکبر و ولله الحمد و حده لا شریک له له المکه وله الحمد و هو علی کل شی قدیر --- page 31 --- شماره (۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه (۴) سنبله دستگیری چالی می شبر در حدود کلنگار یکی از دوستان کریم ما را ازا واقعه که در ایام قرب ساگنا افتاد و عادتا هنگا موقوع پیوسته است تدنیل و منطق بدان واقعه انسداد القتا سلسله تلیون ساگو گرد مجما جنگ بنداخته میشود در اول سنبله واقع شده و در موقعی که از حص دوم او حصفت علاوه شده ما را اطلاع میدهند نگارد که قطع سلسله تلیون را در تلی د افغان خیالید از سابقه تحریر ساخته بدین متوالی متصل نما درات تلگرا فی که وجلال معمون نعمایت تاریخ موخر جوابی محتار سها در حدود کلنگار بوده و در تور مذکور در دره این شترار در ثال بعا که محفاظت راه سفر بودند در تما محلی واقع گردید است چنیکه در محقارات سکنه واقع شد بعد تردد قلیل فوراً دانستم که شرار عرض تلفون خوا گردید آ-جولی رکابل بنا خبر رسید بوتر درین روز جنگ و ستیز و متر و خور با شتاب بر آنجا ذات مهرحسانه وابسطه سال شدست لهذا علی الفور از یکطرف مارکز با دعته اورون اسپان کو ر دوانه کردیم و از غایت گرمیت بابت قا قلی نمان خدمتش را با قطعه متعلقه پیش تر حرکت دادیم مگر از فصل خود ا موتی حامل جشانه و پهلو و خزانه بوشی کالا در مدبل حصار میشود با رگیرا آمدند و بسیار چالا کی بقرار نجا قشونی رسانید شد تهنا آن لاری که حامل گلوله کار روشنی انداز بود از دست خرابی اتش در داده شده بود غرض سوختم از حصار یک باند تلی و انجا رفت کلیه ای از خرابی که تیلون شد تو افتها را اشرار را دیده توانست آبا بمقابل شما از طرف کابل دیگر عسکر هم در رسید مطلع شدند یک کلا تر اضهار اثر و شر باندند در پنجا هر دو قوه عسکر مقاماتی که در انجا تیلغون عجب شده بود تفتیش و تفحص عصر و شقا مدت و با این شت نظامی و لونی فوجی که معروض حغاظت راه در بین محلی که داخل حدود کلنگار است و تا یک بانی که کا طوس چا خانه دانسته میرود و از جنگیها بالا خر بعقب نشانه بخطر مجتمع شده اند برخورده از اینها حقایق را بسته شد در اثر شرار متعاقب برد تا از من بخت دامنه کوهی یک سمت اسلیط بوسطه کشاف جوانت دید آنها تحت عبار و اسبابی قجمع کرخه علاقه ما مدتها عالی نموده بقرار را قرار اختیار کرد لطا میتا عثمو مرد آوار در عقب اینها افتاد و (۱۰) سلاح نهارا دواند و واند بود ضمنا اکثری بار بخار را ہلاک بعد انیکه تاریکی شام عسکر را احاطه مرند قهرا را بیداد لکر کانی شاز انقرار بگاهویش نموده آمد بعد از قطع مشاقلیبال بار سو اتفاد از پیش شان خطاء شد بخیال یکه در عقب می کو کاه هست به آن بته بالاشد بر خلاف گمان خود درشت این بر یک صفت دیگر اعتماد کرد آنها پنهان شد بود برخورده و شان بکار با رنبره و شمشیر و کارد و برچه نجامید طرفین رینان که چنین خبر کار میکند دست و گریبانشدند لکن خوارین کورد حین می دو نفر ساقی شهید مجروح شدند اشرار دگری ترنماند گر و الد بعداز بنکہ از مطلب پی بردند علی الفواً متوختر خود را یکطرف کا طوریز برافش گرفته که دو صد تن شرار را دفعه منجز وان نمودن چینی با زانها باله یس مانته گریخته اند و از عساکر با نادانی معنا آنها صرف ۸ نفر شهید و ۹ نفر زخمی شدیست تقریبا ساعت (شیش) کی شره مزدا عسکری بقرار گاه نظام که بقلو آقای محمد غوث کا خند مشرک جمله محکمتر در کلنگار کرخی رسیدند و از طرف بخدمت ضاء دیگر منطقه در ادراعسکری پذیر تخوبی شدند . را پور عسکری مینویسند که پیپ بشویش از جبل بودیم که شرار در هم مجتمع شده بکر استوفه هشت خرو مربی باشخوین اند رو اولا بر اثر کار غلبه عسکر اتاخته علاوة بر انا ان جوابی کتابها دست بنر کرده شد نجا بجد نظایف برجسته حیله و شانه رسائر و کا آورشید مخابی سئو بود با نام تمام مثل امارات فید یا متوا نصل میامد و از جواشان هموش بودم چنیکه سحر شد تون از عسکر باستانه به در قلعه بانده ما بقی ان تا اماط خیکر اتند این در آنجا سراغ داشتیم سوق دادی استر از فهمیدند که عسکر یا سواران امره قصدند یه تا با حواس خود را باخته راه فرار بر قرار گرفتند تعاقبشان نیز از طرف عسکر متصل میامد در ضمن یکی از اسرایند واصل دارالاسرار میسد و هم معین برداشتند که بازدست نجا میبابیم ازین یکی از قلعه آتنی کلیکا د در اند در وانه برود خود بستند - لکن عسکر بیحد باد و گرفتار آنها کوشیدار تن بار شار زنده دستگیر شد متعاقبا قرار قواعد که عسکریاید این بیگلر با بیگر با دستور مجال شکر میکرد داستان رسانی یک نوشیر نی را درین طره محل نوش مه کرم میجر رسیدند به لفظ ایام نور بناء قت تناول قیمت جال صو تأثیر دوست اسلام با حملة اور تقدیم حت کرایا فاع آن تنها حصہ عسکہ این باده و الاطراف شود که به و نمیدانود --- page 32 --- http://hdl.handle.net/2333.1/h9w0vvcz Image 31 of 524 قواعد و ضوابط این اخبار بغير از ایام تعطیل در کابل که بروی احد نشر میشود و بدیگر مطات در هر پست منتظما ارسال میگردد. امور تحریریه به نگارنده حقیقت ارسال و مقالات واصله در اداره با تمام جریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است اشتراک بتوسط خزانه دولتی بقصور نقدی از همه جا قبلاً دریافت میشود نگارنده (محی الدین خان ملکی) شرح اشتراک تفصيل مقامات قیمت بروی کابل ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنه کابل ۵ ۹ داخل افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجیه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۲۰ مخاطر کنید. از ساد و علما و طلبه سفت ... بره آیند نگارا و کتابهایی تبادل .. با جراید محلا و متفرقی قیمت اشتهار محمود ا ز مرکز مجان حقیقت ج ۱۳۰۳ جلد اول کابل چهارشنبه (۱۱) سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۳) صفر المظفر ۱۳۴۳ قمر شماره ۱۰ صورت شفایی مجاهدین کنری میرزا خان لونی که بحضور معظم غازی محمد تان شدند حصه همایونی نوازشات و الطافا تیکه اعلیحضرت غازی بشریعت پروران نسبت بعهد و علما صادقانه خویش نموده و مینماید مسلسل بلک تاباً تاثیری بخشید که هر کدام شا این پادشاه مهربان خود را از جان خون دوست تر دانسته برا ایفا همه گونه نشا و تعمیل اوامر مش اعضای جنا بخدمت به بغاوت سمت جنوبی که بحرکاتی دشمندانه اسلام مرزه کار آمده عده از ان قوام امروزه بر علیه حکوم حقه محلیانه در شأنده از هر گوشه و کنار افغانستان عریضیه آجا سادانه تقدیم حضور میکرده و میگواه ملت همه یش خواهش همین نمایند که این قلعه از جهان آتش باغان مان سوزی غینت که اطفاء آن تنها وظیفه عساکر غیور افغانه باشد و ملت در گل کردن آن حصه نگیرد که نذا د تما با صادره شأنا نه که بعضی از ها نوا با محلیه ایا این پادشاه ستوده خصال بفرما این شدایه و همواره مورد الطاف و الطاف ملوکانه بوده ایم قلبا آرزو مندیم که ما امرو اجازه داد میشود که بهر سرعت ممکنه که باشد رفته آن شراره بد کردار را گرفت و تنبیه نموده بشاه راه هدایت برسانیم لکن اعلیحضرت غازی از لطف و کرم و حلم و عطوفتی که نبست بعموم ملت خویش دارند اندا خواستار این امر از ابتدا تا باکنون الی الان که مدت (۷) ماه میشود نبودند که ضرر و تکلیفی براد جمعیت باغی برسد بلکه آنها را مثل فرزندان جاهل و نادان حب و بسته و بصحت و هدایت شان تا آخرین درجه کوشیدند. اما بسیار جا افسوس است که در عوض این حلم و بردباری اعلیحضرت غاز آن جمعیت باغی بخو از ینکه شرارت و فساد شکی خویش با بیوا فزوده در ضرر رسانی عسکر و حکومت اشنبات میورزند دیگر کاری ننموده اند . بعد ازینکه این نائره فساد و این واقعه منافقت و عناد بگوش زد عموم افغانستان گردید اولاین شخصیکه بیش از دیگر سخنان شرعیت خواه ملت دوست از اطراف و نواحی افغانسانا بحضور حاضر شدند نسبت بسکونتی شرار و لغزی جوش و خروش فوق العاده را ابراز داشته اند آقایی میرزا خان لوئی است که در موقع جهاد هم خدمات شایانی را نسبت بملت --- page 33 --- شماره (۱۰) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه (۱۱) سنبله ۱۲۹۶ (۴) و مملکت و اسلامیت خویش ابراز نموده است از طرف نقطه ایالت کابل انیمه دیگر آنها از مدتی بر آنچگونه خدمت حاضر و آماده شده‌اند] این مرد مسلمان فدا وطن است بعد از مطلع شدن این واقعه سمت جنوبی توسط رئیس صاحب تنظمیه سمت مشرقی تقریبا یکهزار نفر سرباز فداکار مسلمان شجاع وطن پرست را از اقوام درونی ایشان خویش ارکز ناجمع نموده بیک سرعت صاعقه نسا بحضور عالیجناب غازی حاضر آمده ادعا خدمت و جهاد فی سبیل الله با میکوئی جهال جنوبی را نموده اند که اینقدر در دو شهر فدائی معظم را از هرتگی در سمرقند این معرکه پرجوش بعد از اصلاح و تعدیل دیلو قوم میدیم. بروز شنبه ۶ سنبله این جمعیت فدائی وطن دوست فار بواسطه گر دند از طرف وزارت حربیه پذیرائی قابل تقدیر و شایا مورد شده امور یکولشکری و (دبل و سرنامی ملی) خودشان آنها نیر یک کوه جوشی مزید بر آن تعظیم حضرت وکیل صاحبان نموده اعمات وزارت حربیه را از وجود خودنا کالما مزین و مملو نمودند. اطراف وزارت حربیه که مبدل بجمه خشان از شعار شمشیر می‌بود افراد غنی جهت استقبال این سره فدائیان عموم منصب داران نظامی یک شوق و شنف فوق العاده بنظر همه از این عزیمه خویش را میگسترنید بعد از ملاقات حضرت وکیل صاحبی به امور یکر د (دهل و سرنایی) و آواز (الله اکبر و یا جبار یا لرحمن سربازان فدا کار بیک شور قابل دید کجمعیه طلو کان اعزام شده ساحه ده میکه عالم شوق و یک جهان مسرت در حالیکه «دهل و سرنا دوگیر سره‌ها وطنی خود را بیک شور شگفت آوری می‌سرایندند امراض شعار با بی احصیمته غازی بصدره دل نثار فدائی را و جواب انه با ندهای زنهار استل داد آواز الله اکبر و یا جبار بار، شارح محله افزایی قلوب ناظرانان جسارش رسانه خواطره شمنان خناس انعکاسها کردید مجردی و سر کنپا د لکشار انفرینی شهری تمام اینی استیال و شبت و تعلق نا بعت که سیکی را از طرف جناحین ایمان ود یگر سر بازان سمت بسوی غراز جنوبی و عیله کرم باغی معالم شد سپس از این میتولو کانه د کر تجلیل نوازش و مراحمه خویش را که بتیت دلان جهان فرسوده انس اخلاص گذارش نفاوت جنوبی اوام تعرض عساکر یده شکو ذباره و چپا د ا با ند طنین اشرار و شروی کار با نظامی با در خاطر و آشیها پراگنا فرمودند ـ که از جمله ای این جمعیت افغان با صفو از شابرادران سمت مشرقی خود و باز از مرز با کما مضاب اظهار ممنونیت مینمایم. و باز فرمودند که «از ابتدای جهالت پناهی این قوم بدبخت بدطینت جنوبی همه وقته سرباز انا عساکر و منصبداران شجاع خود امر فرموده‌ام که با جنگ نکنند و ضرری برای شان نرسانید، حتی برا وکیل صاحی بیه گفته و آرر می‌شدند که چهار هزار حش رفته بالا اونها بمو من را زدیگر آشان گفته خوض جمعیت کلیه عمومیت منزله دید چنانچه باز فرمایشاتمی برادرانه آنیزه کلمات بذلیت انگیز را بد آنها نوشتم. اگر باز این شود از جهالت خود باز نیامده نه تنها شما و عسا کر بالفتة اقداما همه ملت حاضرینت که بسیار دستی گوشمالی دردنشان که بی آن شرار را بنمایند، باقی از خدا وند خود آرزوی دارم که تیغ شما و از عساکر نامرا همیشه برا و خود نثار هم دید خو و غالیت میدان داشته باشد، سپس از این نطق مهیج عسکرانه از طرف وکیل صاحب کل فواد و میرو خان براد رشد از طرف عموم آمدهای برین ضمن پارة تباع ذکر شجاعت و فدا سمت مشرقی را نموده برا حساسات اعم ازا وحب الوطنی جوانانه آنها که مقدسی رو دو تن مصلح و یکهزار سمت جنوبی مینمایند و با اید دوی نیر کلع درین زودی لشکره عازم و بیستم و تماماً کویت محال معایت می‌عمایند آفرین کو با ضنا چنان کما مصالح و منصب ملیعه لو انری سر کند و در شما ناز خط عهده دار حر د ستعدادا از مراحم عمحصرت غاز پر پاکشت با لاخره مجضار یکا منیر النقدیه و دوتا بقا میکه قبلا مرأشاً از وزارت حربیه با دگرا وارم معاشی و نارتزم آما بود با صدا آهنگ و ما حار بار.. تعود نمود ناد امتیاز محفر مخلد مناظر خدمت رفته آن بدبختان جاهل را مغلوب و منکوب کرده ایمز از این تمام عزت و با مردمی دا ریش نائل خواهند گشت انعلیه السلام اعاده ازر اعز او امتیا از فدا آقای غلام نبی خان اندر کلان امین خوا اگر جوانیدا و مساعی عموم منصداران نامی که مهران محمد ایجا جنوبی مضاربا میکونده قدیرو و حسان است اما در تاشی بانی محال کماین و سر بار بها و مساعی جمیله آقا شجاعت و حداً آفرین اله نگهبان ۲ وقت آورد که با زدن این نامه فساد و برنیوز عاد با این پس مسلمان و ضیاء و اسلامیت براه علل و بسیار جان چیست ؟ صالح بجه --- page 34 --- (۳) جريده حقیقت سکاریا چهار شنبه ۱۵ سنبله شماره (۱۰) جلد اول شیرانی عباس بیشه قابل تمجید و آفرینست مخصوصاً از آنجا که مردان شان مورد ملامت آن حده بسیار کرد که در بیان درویشی نانکار جلال در (۱۵) سنبله بوقوع پیوسته ما اشخاص حضرت و محمد کو دیر تا با زاگله باغیان چند قدم بیشتر از شکر مدافعه صفر نمودند از حد زیاده ممنون متشکریم . همچنین باین در در باره با تو خدا مالت نیز بسیا و فدا کار بها که حروها واقفانشا و خدمتگدار لایق شهر را را فدا ی تمامیت بنیان محمد عثمان خان عمد سر در ان با مراتب مغاطه د مدار سمیر کیا انقد ا شکر فرموده آغوش احسان بنمائیم. مام که سالها نیا مفاد و ادعاً اطاعت نمودن بحکومت از طرف عشر اجنوبی و بغاوت شکان منگلی می داریم تا اینکه جبر مسالمت نز معاند جنوبی و سخنان پُر اعماتو و حشوا ازین و الطاف شاهانه خویش داشته خُلد ... هیج نماند و و باثا تر جهانی از شراه جنونی را مجدداً نشنیدار - چون بقصه علی حمد سابقه وعایم باند با عطايا والنقاف امید تو این بن خاصه صاحب عزت کا بی فید نفس آن جمعیت باغيه ضمیره فراو نور بهره بیدل و دکر با دی بالاخره از وی با غیه گوش منتفقت نپوش طور نامر بند بازو در هم و عداء فضل کرم ا مقیم حمر را دیده آئمه او کالیعی منبع شد ایم ! و عده از مربا ناسنجید خود را و سنتا و توآ که دارند بر آنمتصد میکائیل شکر می انجا وحيات سلطانت ہے ر باز آفرین نموده که او محمها بر آن یک مشت جمال بد افعال المذهب حضور را زار بدایت و فرا پشائی داده اند که با بنا نکه زا داخل پاره ر با لیو انقائما صاقت جاه با شابر پنا بقدری با توهین میاوانی نظامی شند شمعه را معروض حضور دارند. بلی از جای شفقت و محبت لی برومود شما عالیدا هدایت که آن هم از نقطه نظر سلامتی و افغانی حباختها و دلسوزی علحضرت غازیست که تقریباً از بن مال این آشن عصیان بورداد و خر حکومت افغانیستان بخشود. او ین مشعل زبین فکریه بود مجری الی الآن بامشقتی شدید است بحجوبساند که بنا هر معاندان تا شمار اخیر دید فرود ، با اجازه نمیدید که با مثال چی فوراً با آن بمانا کوی خود بخبث نعرضا عملیات مسکه نه را چاره فرمائید بکر را آنها در برا حصان حضرت ا و با جواعده مواثیق شان جمیلا که دین و افرائيد حق حقانیت و جاده اصلاح سُلا لواسطه خرابی مدام بی بی اعلانش بصحت آباد دعوت داؤ انزخی در بین روز ها از یک خطا به درد آن ساحه عمام قهول اورده واجب التعمیل بپدارم ! مخصوصاً در سجه نامی میکه بازند از پنهان که نظر اشرافغانستان بلکه جمهو علما و فضلاء وای ریخته آن فدائیه سلامتی شاہ ریختم که آن دیده برافغانیزا گریان آسار و اعزه افغان بر علیه چنین رهزنان سفیر چشم جداً سُور اند مبساخت بجا کلمات اتفاقی بین عوام جها قرن ما در لعبتها با زان چهار ی دیده و میگذارند تا آنکه خاک شانرا به تو بره کشند؛ و صاعقه از خفقان شهراغیه برا عارمت و رهنمائی آن فرمند آما بل را بکردیا نشانما عدم و نیسی را هر تباه بستی نشان ماند کنند! بصرف برینخ درین ایام خون پر ارشاد بسته اند در شماره (۹) لاحظه شود) ضاد حیات کلما مصالحت و حلام تعا آن شراید در هر گوشه و کنار در حلقه ها خصوص حقیقت :- اگر واقعا برخلا سلاحی این دو دوام ، عنا دست از هم و مخلد بار میمطرح مذاکرات و موضوع گزارش است ما را هم با گراحد شبه جفها طلبگار مصالحت و اما امند به حکومت از طرف شریا است قضیه نبود شور مصالحت خواهی شرار جنوبی که در ایام محمداً بحضوریاد مطلقاً با پیش نماید که مجر دشتها، مصالحت دست از بلوکیری ببردار ما شیمه غاز تیم انطایقانی با بوسلو پیوست است حتی زمین خوانش با دکنیو بگیریم و در تقلیل قو ا نظامی خود بکوشیم زیرا که گفته اند هی اگر بمقام مجللا مناظر یوم حق جوشان برا دو محقه نمائیم :- دوست روز پیش صلح خواهی در جنگ کوب -- بلکه انتشات نگاه خود را الان کم کا نینوش اندین تمام سربراہ بندگان جنوبی و نمایندگان اشرار باغی بعد از تقا کان با بد ادامه داده قبل از شرو ع بذاکره دو چیز کا بلحیه مطلقه دار سلام ، اجازه از زمان دار قشونی ما نزد منصبدار بزرگ عسکری بگو که دوجه اسم (۱) تحقیق تخاف نماید کی باین جیت اصلاح طلب دی آمدہ کلمات عجز والتجی و سو و گد از به عرض رسانیده اند که (ما با آن خیر بود بواسطه همین نامسد و دینول که پزیم روز کود دارد تا در چهار آن بترین خوا سنار مجادله با عسکرا فغانیه خویش نمباشم چوان اشرار را در نزامی قرار گا آ نظارا و مقابل مطیع رسمت جنوبی پیرالزمان محمد کهاسی جو برا بهای کلیتی ، غازیستوسط شما معروض بدری کا تفریق باید کرد که کدام کدام جبیله و قوم بدرخانه سوخت مکارت داد غرین ، که در گناهان سابقه خبر نظر فرمود لاحقا ما را مورا بنام و کدام کیه مساون؟ و کده بین الطواف ؟ و کده امین محفوظ روفر بشید حيث حتفظ باشيد که ما با عیان با لکل اعتماد نداریم مبادا اینکه باین بهانه سرد شده در غفلت بائيم حال سر حد عسکری مجد د ا قور میشود مراقبت نما ئید تا بخت اینها خوب معلوم شود ! داء با فیل از پیشرو ما امد یکه شما اهمیت بزین حرف بيا ندهيد و کار خود را به احتیاط پیش ببرید ميبادا فريب بخوريد . ۱۲ . --- page 35 --- شماره (۱) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه (۱۶) سنبله به تشنگان ضلالت ز تیغ آب دهید از طبع روان کاظم آقا پسر سرخان مهمان نواز افریدی ز هر طرف نظری گر بروی کار کنید سزد که بر دو گروه لطف بیشمار کنید بجان عسکر خود آیه ظفر خوانید بقوم عاقل خود نقد جان نثار کنید رسید تا بفلک نعره های قوم شجیع که در رسید دم حرب و گیر و دار کنید به تشنگان ضلالت ز تیغ آب دهید بعاصیان دغا پیشه کار زار کنید که رفته اند ز جهل از ره شریعت و دین کنون بعزم متین حرب آشکار کنید هم از محبت شاه و وطن حذر دارند باین سیاه دلان تیره روزگار کنید بتیغ عسکر خونخوار و جوش ملی خویش ز تن سر همه این ناکسان کنار کنید بهر وسیله که این گمرهان درست شوند بعزم جزم همان شیوه اختیار کنید مجال خودسری شان دگر نباید داد نه یک دقیقه تغافل بخود دو تار کنید ز بن کشید رگ و ریشه گروه شریر که گفته اند نه بر خصم اعتبار کنید بدوستان وطن قند و انگبین بخشید حواله سر دشمن بزهر مار کنید بعسکرانه روشهای قهرمانی حرب هجوم بر سر این قوم نابکار کنید بجان فشانی خود ها و ضرب توپ و تفنگ به نیستی عدو کسب اقتدار کنید براه دین و وطن جان خود فدا سازید ز خون خصم زمین را چو لاله زار کنید بحکم خسرو غازی این ملت و دین به دشمنان سخن از تیغ ابدار کنید حیات شان به ممات ابد بدل بسازید نمی سزد که بآنها دگر مدار کنید کنون که خلعت مرگ است تخته تن شان باین قبا جسد شان ذلیل و زار کنید چو فخر و سروری امروز نور وطن دلشاد عدوی جان وطن را نهم دچار کنید --- page 36 --- تفصيل شرح اشتراك قيمت بروپيه كابل مقامات ٦ ماهه ساليانه جارات اطراف كابل ٥ ٩ داخل افغانستان ٧ ١١ ممالك خارجيه ٨ ١٥ وزرا وسفراء ١١ ٢٠ شطركت - ارسال و نا ما يطلبه صنعت:- بر تمام یگانه او مجانا بنا دل:- با جرائدیگه و شرقی قیمت اشتهار: عموما از هر کس [كلمه؟] حقيقت ۱۳۰۳ ج قواعد و ضوابط این جریده بغیر از ایام تعطیل در کابل یکروزه طبع و نشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست منظما ارسال میگردد امور تحریریه بنکارنده "حقیقت" ارسال مقالۀ و اصله در اداره مانده جریده در اندارج و اصلاح و عدم اندراج آزاد است اشتراک توسط خزانۀ دولتی بصدور نقدی از منجانب قبلا دریافت میشود. نگارنده محی الدین کوشکی جلد اول كابل شنبه (١٤) سنبله ١٣٠٣ شمسی مطابق (٦) صفر المظفر ١٣٤٣ قمری شماره (٤١) مدار چشم مروت ز روزگار ضعیف منقول از لوائح کرمه عصر فرخ بناد "فریاد" از هرات بدهر اهل هنر زان سبب بفریاد است کہ چشم اهل زمان یکقلم امیر او است مطیع شرع شوی میکنند حمل بریا ملا متی چوشوی گویدت که درزاد است اگر زخوف حوادث دلت بود آزاد بگویدت که دلت سنگ بلکه فولاد است اگر زبیم مصائب شکسته دل گردی بغیبتت همه گویند بد دل افتاد است بزاد خدمت و احسان اگر کنی بکسی بو هم ذره قصوری تمام بر باد است اگر حلیم شوی از تو قطع بیم کنند اگر شدید شوی گویدت که شد اد است ستار اگر کنی از فسوس میگویند بنای محکم دین عصر مست بنیاد آ اگر حدود سیاست را کنی جاری فغان کنند که یارب چه ظلم بیداد است مدار چشم مروت ز روزگار ضعیف که شخص منصف ذیحق بدین بحر کم زاد است --- page 37 --- (۲) شماره (۱۱) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه (۱۳) سنبله مطیع و درنگ نمودن اشرار سمت جنوبی از چپاول انداختن و یغماگری (۱۱) سنبله — مخبر موقر ما ادارهٔ حقیقت را از محاذ جنگ مطلع می نماید که با بعد از ان بمصادمهٔ اشرار که فی مابین بکاریر، درویش و کلنگار بوقوع پیوسته بتوجه سردار شاه ولیخان نائب سالار و از حسن مساعی آقای غلام نبی خان معین رح محمد غوث خان مخمد مشر کامیابانه در مدافعهٔ بغات کوشیده شد تا اینکه آنها مجبور بفرار شده عساکر افغانیه بتعاقب اوشان پرداخته و در ضمن شکست نیز در آنها تلفات شدیدی را وارد نموده تازمانی از تعاقب شان دست نگرفتند که جمعیت شان کاملاّ سراسیمه و پراکنده و پریشان بنظر رسید یک یک تن دو دو نفر خود ها را پنهان ساختند بعد ازان مصادمهٔ خوار بد کردار از مقابله و مجادله و دوانیدن لشکریان بمانده مانده و کوفته و حواس باخته شده اند تا بعد ازان روزی الان هیچ نام دزدی و دباره و چپاول یغماگری اشرار را درین اطراف و نواحی نشنیده ایم و نه خبری را که قابل اندراج اخبار حقیقت تان باشد و ناظرین آن بدان اظهار دلچسپی نمایند بدست داریم زمزمهٔ مصالحه در قهرهٔ (۱۰) خویش ذکر مصالحه جوئی بغاة سمت جنوبی را با حکومت متبوعه خویش با نظریات خود و عدم موافقت آن جماعات بر عهد مواثیق کلمات خود قلم بند نموده ایم، و ناظرین جرایده خوانی و منافقت آنها اطلاع داده ایم یک عده از عمائد و اعزه و صاحب رسوخ آن طوائف نیز در منصبدار بزرگ عسکری در صاحبان اختیار حکومت افغانی ما هر روز حاضر شده در زمینهٔ مصالحت و تو به نمودن تسهیلات همی خواهند و از طرف حکومت معامله بالمقابل بوده است گویا تا هنوز گفت و شنید جاری است و بنتیجه واصل شده اعدام چهار تن از دزدان مشهور (۱) غیاث الدین ولد قطب الدین (۲) امیر گلی (۳) احمد نور ولد صفدر (۴) غریب الله ولد محمد عیسی که مندا از قوم تاجک ساکن کاپیسا لوخ مسکن نهایت شریر السر اتفاق چهار نفر مذکور ، دزدان بنام و مشهوراند و در هر اموال دزدی انتقال نهم نتیجه سردی و سرقا نقدی و جنسی اول حائز بوده خلق الله را سراسیمه و پریشان می نمودند ایاماً درین اواخر در اطراف میدان راهزنی و قطاع الطریقی پیشه خود نموده بودند تا اینکه جریدهٔ اموال قد مینی بعضی املاک آقا نور گل غلام عود للهم محمد امان نیز که مساوی مبلغ چهار هزار جبرالات هفتصد و یکروپیه و در همین ضمن بنهب بردند، در فراری چون اشرار مذکور را می شناختند این مسله را بقاضی آن گروه میگه میدان بردند و بر اثبات این مدعا خود اقامهٔ شهود شرعا اوراسارق قرار دادند از محکمه شرعیه حکومتی میدان بسوی مقام پیشگان مزبور را بولایت کابل ارسال شد والی حکومت نیز در تحقیقات سری و علنی که درین مواد فرمودند بعیناً ثبوت مذکور را بدتر از انچه گفته می شد و نوشته بودند در یافت عوام اهل وقعه را با تحققات سری و علنی خویش و فیه امر را بمیدان محکمه ابتدائیه شرعیه میدان سجل خط عموم اهالی که برخویش حکومتی میدان شده بود محکمه مرافعه فرستاد هیئت محکمه ماراجع را بمیدان مرافعه کابل نیز بعد از تحقیق و تدقیق بحکم بصحت فیصا لبه امر را بخود مزبور و بعد گذشتن مجمعیت عالی تمیز وزارت عدلیه مقاصد خود را --- page 38 --- (۳) سنبله شماره (۱) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۱۴) سنبله اسبالت حضرات محترم برایت نیز کثر الله امثالهم) چون شرعا و عقلاً و عرفاً آن هر چهار نفر را سارق و مجرم و شرارت پیشه مشهور و بد عمل معروف نگریستند و فصله جات محاکم عدلیه کشورها درست و سجل خط عموم اهالی را ملاحظه کردند انها نیز همان فیصله شرعیه و سجل خط عمومیه که هر چهار نفر را که کشته شوند بامضای قرآنی خان توشیح نموده در نتیجه همان اشرار بدار سیاست پادشاهی درین روزها بالا شده بهلاک رسیدند یک شد و شد؟! مخالفت اهرم جنوبی با عبدالکریم فرار ابداً ما ترا نمیشناسیم و نه بر آفاق تو خروجی را میپردازیم! گفته میشود و افواه است که کدام کلان شونده منگلی (؟) بر خلاف اقدامات و تشبثات موجوده عبد الکریم فراری اجرائت مینماید و خیال حکمرانی جنوبی را بدماغ خود بر علیه خیالات فراری مذکور پر ورانیده جداً به مخالفت او پافشاری و مقاومت می تاکرده میگوید :- در صورتیکه متحمل تلفات جانی و مالی و مورد بدنامی دنیوی و اخروی در بغاوت موجوده سمت جنوبی بمقابله حکومت افغانی با اقوام و طوائف منگل و جدران باخت؟ میباشیم پس کدام خیال خام تو می خواهی که زمام خود را در یافت دعوام را در قبضه سر ما فرما نروائی شما ا د کدام فائده را که ما بریزاندن خون و بر باد نمودن مال و ناموس و هستی خویش حاصل نمائیم بآنر ا تو بخود عائد نمائی؟ و یا اموال تاراجی و بغارت آورده کی ما را از ان خود پنداری نی! ابداً ما تر انمی شناسیم و نه برای مفاد تو کاری میکنیم ، ما اگر با مقاصد خود کامیاب شدیم بیسی فوائد از ان خود ماست و بس! عبد الکریم فراری عروسی میکند عیش و تنعم بطبع کج خوشت زود تا برود گران دست لطیفه میگویند که عبدالکریم فراری از مفارقت معشوقه ها طناز و محبوبهای سرا پا عشوه و ناز بپارس بپجان رسیده و بیشتر ازین نمیتواند که تاب عزوبت و مجردی را بیاورد او نیز برای چند تن از اعزام منگلی و جدرانی و دیگر اقوام جنوبی پیام فرستاده است که :- برای خدا ! شما ئید که جهت دنیا دین خود را بر باد داده اید، بیائید! باین احیای سنت رسول الله که کدام دوشیزه ماهروی خود تا مرا در حباله نکاح من در آرید، ثواب دین و دنیا را حاصل کنید و مرا نیز ازین درد بی درمان مجردی شفا دهید. عبدالکریم خان مغرور میگوید که من کاملاً به مقررات قرآنی کار میکنم و درین چند روزه درد خود در خاک جنوبی کمتر از چهار دختر ماه پیکر را بنکاح نمیکنم! زیرا که من در عدالت نسوان امتحان داده ام و بمقابله بیش از چهار زن بکرات ومرات کامیاب آمده ام، و بد بگر اوامر و نواهی نیز بچین کلا فرما حسابم عموم عملیاتم ما بمضمون آتی موافق با ایجابات شرعی می انگارم :- لا تقربو الصلاة میخوانم بس است ؛ و نامبروی کلوا و شربو حلیست انگریز محلا و بر اظر سار تاسف که گرفتاری عبد الکریم با عتم میکنم یکی از مهربانان سرحد که در یکی از کار بی پست خانه خویش بکار و در صوبه سرحد شمال مغربی هندوستان اقامات مدرک طرق نستره به سرحدی انشأ و توزیع شده در آن اعلان عجبا همان مضمونی با تفاوت حروف سخطه تحت نسبت عبدالکریم قلمبند نموده بود دیگر بربان دریافته ایم و مدیر آن شخص عنکونمه چنانکه کو را در خاک هندو ادین مواخذه سرحد دستگیر که برای او از طرف چیف کشنر ؟ بخوبی انعام و از دنیاست حقیقت :۔ ما را ده هیچ کم ازین اعلان نرسیده تا در بخیال خیرا با نماینده موقف است یا از هم عکس بسته حکومت بند کدام اعلانی بابت معلومه ؟ ؟ از وقت اشاعت کو د باشی تا حال بگرفتاری این یک تن فرار [vertical text in margin] پیدا نکرده ایم بناء بران هیچگونه اعتماد و اعتنایی باین افواهات نمی توان کرد! --- page 39 --- (٢) شماره (١١) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه (١۴) سنبله رجم کشتن و سنگسار شدن یکی از اتباع غلام احمد قادیانی چند قبل تر در مدهٔ سرپور کفیر طالعمت قادیانی که بر خلاف اسلامیه مقررات شرعیه غرا احمدیه ایجاد مذہب حطیه ساخته علمِ اظهارات مموه و مردم را بپوا تباع عقاید باطله قادیانیه خویش دعوت همی نمود ۔ قرار فیصله علما اعلام و فضلا کرام محکمه شرعیه ابتدائیه حقوق و جزا و مرافعه مرکزی کابل و ہیئت عالیه تمیز وارت جلیله عدلیه سنگسار گردید. در موقع رجم کشتن یگی روزگار ملکه دایگ شجاع و جمعیت کثیرے از صنف نسوانی و شوری موجود بود این بدبخت تا دم آخرین از امر نه سر او یاده گوئی با خویش که دست باز نیا ولگر چه بشره عاقور بچو حباب کاراً مقتول میشد تا نمیشود ولیکن عامیانہ نیز صدا ہر اقرار نا باطله خویش ایستاده بود تا حین ہلاک بائی شد۔ بالآخره در ظرف چند ثانیه بر طبق اوامر و منیه و قواعد شرعیه ماثوریه با تاختائی گریخته شد و ترجمه کردن سر پور و سزرا مفرطیش بکاشید از سنگسار الفجیل یافت ما در ذیل صورت آن فیصله شرعیہ را کہ در محاکم عدلیه قاضیانست بسنگسار شدن مزبور اصدار یا و بہیئت عالیہ تمیز وزارت عدلیه نیز این فصله را امضاء کیان دیست آن نعمت الله فقعین بدست مجازات گرفته مندرجعت محافل میا تسویه فیصله محاکم بمده وزارت : تاریخ ۲ اسد ۱۳۰۳ مستوفی و قرار دادیم حاضر آمد در محکمه شرعیہ ابتدائیه کابل بعد از ارسال قوماندانی کوتوالی کانی محرم باسم ولی محمد شرع طالعمت الله ولد امان ولد میرزا ساکن ده خوجہ نہ بخش دو نیکہ یار جملہ اتباع میرزا علام احمد قادیانی بود از قراء مذکور پرسیده شد با اینکه مقر خود را بمذہب حنفی مذہب میگفت اقرار نمود که میرزا غلام احمد مذکور مسیح موعود و مہدی معہود و نبی ظلی است و حضرت عیسی روح الله علی نبینا و علیہ الصلوة والسلام بصور جسمانی زنده نباشد و نزول بهار بلهار بصور جسمانی حق عزت و ہر بہا معتقدا ن گیر ره معتقد است کہ میرا غلام و قادیانی) و کتابهای مؤلفه او بر حق است و خود من نیز بهما معتقدات مذکور مندرجہ کتاب در حق میدانم و میرزا غلام احمد مذکور اگر چہ نبی صاحب شریعت جدید نیست اما نبی ظلی یعنی فنا في الرسول است دوحی بر او بدو واسطه جبرائیل نازل شدہ الہام را از باب علم میدانیم جاہراں زاقرار نا ملا محمد یحیی مدکور شد که نعمت الله از اتباع غلام احمد قادیا نست اگر چه کفر و الح و بدعت میرزا غلام احمد مذکور ابصیرة و حد متواتر رسیده است او کہ یکماجر بی وقار دارد و الف کردہ مملو از کلمات کفریر یا کفر است. اما باین کلماتی ذکہ بزبان خود اقرار و تقر میدارد و نیز بقرار سخنی بدیل ابوحنیفہ نعمان جہہ جمیع علمای قواعد و بند ر ا سنت و جماعت طالعمت الله مذکور بظاہر الفاظ دایہ اعتقادات داشتن او کفرت کما بہا مذکور کافر و نعت تا و ملا او ممرتد دست و بحکم گفته میشود چنانی خود که و نیز اقرار بدعوت خود کرده اول از پا مذکور بقرار الحدیث ابو حنیفہ قتل است چنانچه قبل ازین وقت بخدا اعلیحضرت امیر سعد شهید برکنیفر عبداللطیف نام ایع قادی مذکور نیز بہمجہ یحکم از طرف علما وقت شدہ و اجراً انزال در قبال بودند و نویهٔ آن مسقط قتل او میشود. امضاء مرافعه مرکزی ولایت کابل اینکه چون فهوا قاعدۀ مدرجہ قوماندانی محکمه شریعتہ مرافعه فرستاده خود نعمت الله مذکور نیز بہ محکمه ہذا حاضہ عبته ندا بند رجہ فوق اقرار نمود و علاوه بران اقرار نمود کہ اشخاص علما عقاید اہل سنت و جماعت را که مسله نز و لعین شعار روح الله بصورت جسمانی گفتہ اند آنها را در خواند بہیات مسله مخطی میدانم کسانی که از اہل تفاسیر بہ طرفی برفع عیسی روح الله علی نبینا و علیہ الصلوة والسلام آیت متعدا ند و قول کرده اند، مخطی میدانند. مجاد دعوت فلہٰذا این خادم شرع شریف حکم فیصله بمندرجہ صحیح دانستہ امضاء بصحت آن کردیم فقط تحرر خطہ عارت دو شنبہ ۲۸ محرم الحرام ۱۳۴۳ مطابق (۳) اور ناره تا اسد ۱۳۰۳ هجری شمسی فیصلهٔ مذکور در هیئت عالیہ تمیز بہ ملاحظہ حاکم شرع رسیدہ علم آوری شد فیصلهٔ مذکور بہ اصول در مین بودہ شرعیہ مطابق فوق است نعمت الله مذکور بمستوجب تازیانہ نام عصہ رجم و سنگسار کردہ شود. مابقیه شروحاً --- page 40 --- قواعد و ضوابط این اخبار بقرار ایام تعطیل در کابل یکروز بعد نشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست منظما ارسال میگردد. امور تحریریه بکار نامۀ حقیقت ارسال و مقالات واصله در ادارۀ ما نداء جریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشار شان ازاد است مسترد نمیشود خزانه مع البی و بصورت نقدی از همه جاه قبلا دریافت میشود. نگارنده برهان الدین کشکی شرائط اشتراک قیمت هر یک بپولی تفصیل مقامات ۶ ماهه سالیانه ایالت کابل ۵ ۹ حکومت های محلیۀ افغانیه ۷ ۱۱ ممالک خارجه با پول هندوستان ۸ ۱۵ علاوه وزرای عظام ۱۱ ۲۰ ملاحظه طوایف مختلفه استادان و علما و طلبه ادبی نصف - برای بیکاران مجاناهالی و گرد و بادول با هوا پیماگه و شرقی ین و حضرت بخار - بخوار بکس نده حقیقت ح - ۱۳۰۳ س‍ انزان سال اول کابل دوشنبه (۱۹) سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۸) صفر المظفر ۳۴ ۱۳ قمری شماره ۱۲ حیات عموم ملت افغانی نسبت ببقاء و موجودیت بنوی بقسمیکه شما ناظرین مشاهده و در کتب مطالعه کردید اشخاص شریعت پرور و منور الفکر ترقی خواه وطن پرست حتی نزد از قبیل انسان و دختران با حرص و ولع مطبوع یک خطره خاک حصۀ را در خواند بحیات ملت و استقلال دولت و ترقی مملکت دارد سپر از هر طرف گرد بر آمده برای مبارزه و مقابله بآن خطر کوچک هیچ اهمیت نسبت بدولت ندارد عموم ملت را باتفاق و محاذ دعوت کرده باندازۀ با فشاری و استقامت را بمخرج عملیه نماید میدهند که خطر را رفع و مقصود مقدس اصلی خود را که عبارت از تحجر حفظ قدرت سیاسی و استقلال وطن عزیز است - بدست ق و ده می اورند : اشناید موفقیت را در اغوش نکشند. بهودی ننشینند بلکه همه یکجا صاحب عزم کامل و شخص حبر عاقل و رجال محترم ملا حذا عالم مفخر یک دولت و ملت اکباس در عین حیله و انسان رسول اوره ارم بوده ملاحظه مخاطرات و تهلکه یار انموده پیوسته اوقات همیشه خود بارائه نیا مندن دفاع میدارند بلکه با میوانند در جمیع اوراق حیات تعرض فاش اند نیز کوتاهی نمیکند نان و جو ان و مباحا عظیم که منافع منظور روز و شب بعهد و آن نمیباشد بفتنار نموده مورث فتنه با عظیم و نتائج وخیم میگردد - و علاوه بران اگر انفعالی از موجبات تعرض بخش قدمی و حسور سری دشمنان اقور خویش صرف نظر نماید. لامحاله دشمنان با مل این مراتب محو بهر ذریعه ممکنه که بتوانید در ضعف خرابی رقیت باش میکوشند البناین یک مر ثابت اهر که انسانها بی وطن دوست ملت خواه ترقی پرور برای نگهداشت و بدست آورد استقلال و حفظ ناموس در راجحفظ استقلال شیرین خویش خونها خود را در تهیه صدمات میریزانند و از هر گونه فداکاری بروزیه که مقاصد ب‍ مقصود اصلی نائل شوند - فروگذاشت نمیکنند مثلاً امروز برادران عزیز منگه مان که مثل محبوس خشمناک ترا باره کردن سلسلاً اسارت از رقعه مملکت خویش است و با مر خداوند گوشت زرایع ممکنه را در ان مورد استعمال کنان آواز با مرگ یا استقلال را بگوش عالمیان میرسانند : امي ملت افغان همه شان مطلع باشند و تحیر این طبعیار که او نه در عشر زندگانی خود نه --- page 41 --- شرطیۀ اداره این اخبار بعد از رویت مصلحت دیوانگی طبع ونشر میشود و بنا بر مقتضا و مصلحت وقت میگردد امور تحریریه همکارند خفيه و مقالۀ واصله در اداره مانده حز باره والا صلاح حقه انتشار آن را دست . اشتراک بتوسط خزان دولتی و بصورت نقده می دجه جابجا در وقت میشود . (نگارنده) ترکمنان بین کشکچی قیمت اشتراک قیمت روپیه کابلی انقضا ها سالانه دار الکاب در افغانستان خارجی دارلاوسه نراء ۱۱ ۲۰ ۱۵ ۸ مالیۀ ارسالاه بمقالا بم رقمیکہ امید نگار د نو مصحا ستالی داد احتر اسلاحی شرف قیمت اشتهار بمقدا لد هربیری سراج حقیقت ۱۲۰۴ سال دالکابی ج مارشنبۀ ۲ حمل ۳۰ اسر مطابق ۲ رمضان ۳۲ ۱۳ شمارۀ ص۵ داد از غفلت ما از کوتاهی ما موج سرامینی مار هنون آگاهی ما کار از دست شد و دست بکار نیکا پیش سوختگان زندگی مرگ یکی آ گرنشان آئی را نتوان خواند سراه غیرا میق شکنان کیست گوار توحید مرگ نادانی ما خواب سرگاهی ما داد از غفلت و آه زکوتائی ما غوطه جو چشمه اتش تحور دابی ما خط پیشانی ما سُخط گمراهی ما زهر آب شد از لعوه اللهی ما از طبع استاد گرامی حضرت سرور خان قلمد فن از خسروي ما زکلاه نمد است مسند فقر بود تخت شهنشاهی ما آنظر از شر ندانیم تخلص چه ضرور نان که از دیده رود اشک زوال آبی ما --- page 42 --- شماره (۱۰) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۱ حمل مجلس مکافات و مجازات جنوبی در وزارت حربیه در یکی از شماره های سبق خود از مسموعاتی که دایر بـ ذکر انعقاد مجلس مکافات و مجازات سمت جنوبی به نهایت اختصار قلمبند داشته بودیم که متاسفانه از طولانی تحریر وعده اقتضا بطباعتش آن ، گمان میبر که باراستی ناظرین محترم اورا نخوانده خوانید بودیم مکر را همان خبر انعقاد آن محفل عالی را که از چندی فقط بصدارت مححضرت معظم فآژا در وزارت حربیه منعقد میگردد و دران بر خدمات و جدیات مساعی و معاونا آن اشخاصیکه در اطفاء این نایره ابراز صداقت و حبیت نموده اند. تقدیر و تبصره نموده نتیجه تر آنرا بم واقر که مظهر اجراآت فوق العاده شده باشند مکافات و بآن افراد سراپا عنادی که بدستانه شعله افرو این آتش جهالت یا دران این نایره بغاوت شده اند علی حسب مراتبهم مجازاتی تعین میشود . اجراآت این محفل معظم تا هنوز بصورتی مخفی است و جریده حقیقت نمیتواند که ناظرین محقق خویش رابجلیات آن مجالس عالیه مستحقق سازد ـ البته این مسئله را که بالتحقیق ازان اطلاع داریم ، حما ما رسانیده میساکیئیم و تواندابهای نظامیه یا غنانیه که در منطقه باغیه اطراف و جوانب و شعبهای آن مقرر بوده خدمات و اجراآت نموده اند ، لوایح خودشان را که مشتمل براسما، اشخاص جانی و تفصیل خدمات شانست با نامهای تمام افراد غانم و اجمال خیانات انها ترتیب نموده هر رکه حاضر مجلس میدارند و پس انا جائیکه معلوماتی که عالیه این مجلس عبارت از ذوات مکرمه ذیل است : ـ (۱) ع حضرت معظم فآژا امرالله خانشکر به سالاران (۲) ع ، ج معظم محمود لیخان وزیر حربیه . (۳) ع ، ج مکرم عبدالرحمن خان کبلج به (۴) ع ، ج محترم بنوا محمد خان بر کمدی شیموا (۵) ع ، ج محترم غلام محمد خان در سراغند به تفرفه ائد (۶) ع ، ج محترم محمد داو د پشنگوله ی توپی کابل (۷) ع ، ج محترم شاه ولیخان یاور دو گو در شکر امیر (۸) ع ، ۱ عبدالاحمد خان رئیس تعلیمیه در دل (۹) ع ، ص عبدالله خان معین حربیه (۱۰) ع ، ع رئیس غلام نبی خان حاکم نائبالارخان (۱۱) ع ، ع رئیس عبدالوکیس خان نائب سالار (۱۲) ع ، ع رئیس محمد عمر خان نائب سالار (۱۳) ع ، ع رئیس محمد رحیم خان نائب سالار (۱۴) ع ، شو، محمد عمر خان فرقه مشر (۱۵) ع ، ش نیک محمد خان ،، (۱۶) ع ، ش شیر احمد خان ،، (۱۷) ع محمد گل خان غند مشر قوماندانواژ (۱۸) ع محمد غوث خان قوماندان شکر حرس کورنز هیئت تحریریه این مجلس عبارت از با ذوات محترما که خواندن را پورت و اوردہ سمت جنوبی و تحریر جوابا مرسله مرکزی بذمه و عهده آنها چه در ولایت مقرا و چه نمینولوکانه مفوض و موکولی بوده است. اعضای مجلس محترم موصوف قرار فوق میباشد لکن ممکن، نی! بلک یقین کرده میشود که علاوه برحضان معظم الیه بالا دیگر ذوات عالیه نیز دران شامل و صاحب حصه خواهند بود ! در آتیه اگر موفقی شدیم و قری دست داد بعضی از اجلاس این مجلسه کثیرا لف اجمالی آنرا حیثیه استحضار ناظرین کبار خویش نذر و تحفه خواهیم نمود . ! --- page 43 --- (۱۰۶) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲ حمل قوم فرعون ما و ملاهای ما باهم در اینجا خیانتها می کنند در زمان محمد علی پاشا کبیر (سرسلسله سلاطین مصر) در شهر (دمنهور) مصر زنی مدعی گردید که شیخی بنام (ابوالعمر) رفته و معجزات زیادی از و بظهور میرسد از جملہ کہ باعث ترویج تدلیسات او گردید این بود کہ صدا از داخل شکم او بدون واسطه حلق و زبان و لب و طورے این آواز از شکمش به خارج منعکس میشایان میشد که آنرا از ماوراء ماده تصور میکرد. مندرجات سیمت معجزاتش در دمنهور منتشر و غوغا مردمان اطراف او را گرفته و حلقه ارادتش را آویزه گوش کردند. چشبک و یدقضائش در اهالی دمنهور خوب کارگر شد. مردم باطرافش وسعت پیدا نموده و به قصد مسافرت سوے غلت شهر افتاد. چون در ان اثناء محمد علی پاشا با انگلیس جنگ داشت و قشون زیادی برای فرستادن به حجاز در اسکندریه و قاهره موجود بود. تدلیسات آن زن شیاد در میان نظامیهای ساده لوح ترویج یافت آنها بر او مجرم و معتقد او گشتند و باین واسطه نفوذ بی پایانی در میان لشکریم رسانید. نفوذ او منحصر در افراد قشون نماند بلکه بصاحب منصب یا حامی و مامورین عصا نیز سرایت کرده و بدرجه کار آن زن بالا گرفت که کسی قدرت نداشت که از کرامات او سخنی منکر شود. و مخصوصاً که عده کثیرے از پیروانش مدعی بودند که صدای شیخ را از داخل شکم لمس خود شنیده دست مبارکش را هم بوسیده‌اند. دامنه این فتنه روز بروز وسعت پیدا کرده و امر ابوالعمر اتباع و پیروانش می افزود تا آنکه بالاخره قضیه بگوش محمد علی پاشا رسید. پاشای مزبور از شنیدن این قضیه متوحش گردید و ترسید که مبادا در یک چنین موقع باریک (جنگ با انگلیس) کسی از نفوذ او استفاده کرده و فتنه بزرگی در مملکت ایجاد شود که تمام بافیهای او را پنبه کند. لذا بفکر چاره افتاده و تصمیم گرفت که ابتدا شخصا اور الملاقات کرده و تزویراتش را برای العین مشاهده نماید. برای احضارش بدارالحکومه هم نفر از اشخاص دانشمند را بوعده پول زیادی تطمیع کرده در انجام بدارالحکومه بیاورند. اشخاص مزبور به ملاقاتش رفته و چون خواستند که او را با خود بحضور والی ببرند جمعیت زیادی که اطرافش را گرفته بودند مانع از انجام ماموریت آنها شده و لذا مایوسانه و بدون حصول نتیجه مراجعت کردند. این پیش آمد یک زمینه دیگری بر تبلیغ بدست مرید هایش داد زیرا اشاعه میدادند که والی خواست قهرًا او را بدارالحکومه جلب نماید ولی شیخ (یعنی ابو العر) بمردی نمود و این را دلیل تفوق و مظفریت شیخ بروالی قرار میداد. این اشاعات بی اندازه بر اهمیتش افزوده و کارش را بجائی رسانید که یکرو ابغرض تبرک دیمن او را بر اسپی سوار کرده و در میان چندین هزار جمعیت با سلام و صلوات در خیابانهای قاهره عبورش میدادند. محمد علی پاشا سمنک حال را بدین منوال دیده آنها را بتدریج مخرب تر و نامداران کوتوالی احکام اصدار فرمود که جبرا او را بدارالحکومه احضار نماید. قوماندان کوتوالی همان روز نظامیان فراوان بدارالحکومه آورده بصورتیکه هندو هزار جمعیت در نثر او آمده که به ببینید که کارش با قوماندان و والی بکجا میکشد --- page 44 --- شماره دهم(۱۰) جلد اول جریده حقيقة كابل صفحه سوم دیوانه که از تعقل در هیچ وقت رو آواے فرائض و واجبات شرعیه تکامل نمیکرد - ولی بیجا معتقد بخرافات و اوهام بود که بصنایع بر تحقیق میگراید و محتاج سحری مجره اس (بمریزی) محمد علی دعا یه در حق است اسپیا و میسانیه که ناگاه شخے دیدند که محمد علی دست شیخ را سخت گرفته و او میخواهد که خود از زبان او بضمیر پاشا بدر شد با کمالمت به اوے داد و شد رها کند پس از تعارفات محمد علی خیلی باد آور گفت هرگاه اجازه شیخ همینکه دید دستش باز شده خود را بروے پاے بدهید میخواهم که قدرے با شیخ در مشهد در پیرامن زنکه را شیخ محمد علی انداخت و طلب عفو و اغماض نمود ـ ولی محمد علی بگویند با در جوالیش گفت این امر جز در وقت شب ممکن ساده لوح باز ملتفت حقه بازی او نشد و و تصور کرد که نیست. پاشا نسبت بشیخ بی احترامی کرده لذا فریاد و عجز و لابه زیرا اهالی بخوار اے اداے نماز مغرب به مسجد سید یحی جمعیت بلند گردید ـ پاشا یک مرتبه فریاد زد که وای بر تو (مسجد تیزیه که است در پیش محمد علی بعد از ادای نماز عشاء حتما انجا احمق فریب یک چنین دروغ ظاهر آشکار را میخوری حاضر خواهد بود ـ پس از شنیدن این حرف پاشا برای صرف سپس نوکری را طلای حضوری امر داد که او را شام باندرون رفته و شیخ را با جمعی از متصلین دیر کی از اطاقها رو بزیل غرق نمایند (نیل دریای بزرگ و معروفی است در بیرونے عمارت توقف کردند. مصر به مردم به مجرد شنیدن اسم غرق بخیه دا از اکناف همینکه وقت موعد فرا رسید پاشا مراجعت کرده به هیجان آمده و نزدیک بود که فتنه بزرگی بر پا شد جیل در سه پیش تشریف آورد و با گفت آری ـ پاشا بر حسب تفاضا ولی محمد علی پاشا با یک ثبات و قوت قلبی که از شیخ فرمان داد که جراغها را خاموش کنند ـ ولی مخفیانه بنوکر خصایص نوابغ و اشخاص بزرگ است به جمعیت ہاے خود فهمانید و بود که مجرد اشاره مخصوص جراغهای دیگرے رو کرده و گفت ـ شورش و هیجان برای چیست دار داطاق نمایند. همینکه چراغ خاموش شد و بانشا نشست این مبداء از دو صوره خارج نیست در گفت مرشدت را دعوت کن و شیخ فوری صدا زد یا شیخ علی زان واقعا دارای شیخ و مرشد یست و الی بلافاصله یک آوازی که گویا از اعماق زمین بیرون می آید از غرق و ہلاکت نجات خواهد داد ـ واگر حیله در جوابش شنیده شد و آنافانا در جوایے پاشا به پاشا و کذاب بست سزای اعمال خود رسیده خود کم سازند این آواز واضح تر وجلی تر می شد. مردم صرفے و با تصدیق کرده و منتظر شدند که مثل و نگاهاہی طورے می نمود که گویا جداگانه در گوش پیکر شیخ چه خواهد کرد پس از انقر بان پاشا را اطاعت بسیار از حضار آهسته چیزی میگوید . داد را در نیل انداختند و با این وسیله از و طمن را تا مخمصه از این امر یک لرزه و ارتعاشی بر حضار مستولی جلوگیری بعمل آمده مرید نایش تا مدت با مصر گردید که غریبی بر آن متصور نیست پس از شاہدہ این منتظر بودند که شیخس او را نجات داد واز ترکیہ معجزات با محمد علی اظہار داشت که بولایت شیخ اعتقاد آورده مشغول ارشاو ہدامیت مردم شود ولی باطالیہ و بخواہد کہ دست مبارکش را ببوسد. نشان هرگاه محمد علی پاشا از حمکہ بد فتر خبیر دارند شیخ سرانگشتانش را بدست او داد ولی محمد علی قاطع بکشف حقه باز می او اکتفا کرده و از غلق به امرود نشده و درخواست نمود که دستش را بکاملا بدستش بدهد. میکرد. ولی او می دانست که عوام وطرفی حوداله همینکه تمام سر دستش بدست محمد علی رسید سخت آنرا گرفته ظاهر بینند که اگر صد مرتبه حقه بازی با اور اکش با ـ و بر حسب دستور سابق اشاره مخصوص به آوردن چراغ در نتیجه یک بنیاده دیگر محمد را به او گروید به برا ایجا نمی یک دفعه تمام اطاق مانند روز روشن گردید و حضار تازه ایجاد خواهد کرد. محمد علی بیا آخه سغور می اندن خا --- page 45 --- قواعد و ضوابط این اخبار بفرمان و ایما و منظوری دار الکابل کبرا نشر میشود و با دیگر محلات و رسالیست مطاریا میکرد و امور تحریریه پیکار ند حقیقت رسائل و مقالات واصله در اداره مانده حریت در انداراج و اصلاحی عند انتبار از آران اشتراک بوسط خزاین پایته و لفتون نقدی با ترتبید جیا قبلا در باره میشود – (نگارنده) نرخ اشتراک قسمت پوسطه سال کابل ۹ ۵ داخل افغانستان ۱۱ ۷ خارجه ۱٥ ۸ در روز اسفال ۲۰ ۱۱ حقیقت طراول کابل شنبه ۲۹ حمل ۱۳۰۳ ه‍‍.ش‍‍ مطابق ٢٤ رمضان المبارك ۱۳۴۲ ق شماره (۱۰۵) سیاست انگلستان در شرقستان (ترجمه از رساله جدیده روسی (حاکمیت شته) منطبعه انقره) در دوره شهنشاهان سابق عثمانی، روال سیاستی که از امروز مقابل با ترکها بازی میکرد، عبارت بود از وسایطی انتقامجویانه بمنزله یک آلة در دستش که همیشه بودند؛ مثل ارامنه، روسها، عربها، البانیها و غیره؛ در هر موقعیکه سیاست شان مقتضی میبود، هر یکی ازین طوائف را بطور موجی که اغتشاش و تشویش هر یک، مرج و لی باکی ماسکو معقوله و نظم آمیزی قرار میدادند. مگر بعد از انقلاب بزرگ و غیره تبدیل ساس متدرس خلافت (؟) باصول جدیدا انگریز با قوم نستور یئی که در اطراف موصل سکونت دارند) و تاکنون در صحرای مجهولیت گمنامی بی‌سم و را حاجات میبودند، اکنون آلهٔ اعمال و اغراض سیاسی در مقابل جمهوریه جوان و مقتدر ترکیه ما قرار داده‌اند بین آنها را تربیت و بمیدان موجود کشیده‌اند. خیانتی در مسله موصل کابین نزدیک مقاصد مانده که دارند مراجعت بطرف نماید. آیا این نستوریها کیستند؟ در کجا اقامت میگویند؟ عده و شمار آنها چقدر است؟ – خلاصه حکم کرستان که افکار عمومی اروپا و امریکا کاملاً باین مسایل دیر پا شده آنها کاملاً میدانند که شمار نامم این نستوریها بشکل زیادتر بده هزار نفر نخواهد رسید. بلی! آنها این خوب منفعت را نستوریه عبارت ست از یک طایفه وحشی که هنوز با همان طرز بربریت قدیم زندگانی مینمایند. فقط غرض عمده بودن نستوریها برانش که با افکار عمومی امریکا در ده باریستا قبول و باور نمودن هر گونه افسانها و موهومات از درک بی اصل و حقیقتی در حق آنها اما مکانی نیست؟. این ستان که حالا برای حفظ حقوق نستوریها آزادی و استقلال طلب مینمودی در مقابل ترکها ظالم بقول جنیوسیا، انتراک باز دولت هواداری مظلومین با هیچ گلستان در سعی و کوشش و تلاش افتاده است! چنانچه در سابق هم دیده اند که ولا انگلستان فداکار و آشنا دوست! بر اهن و ارامنه نما و زحمتی مظلوم هم بهمان شکل قیافه مروزه بذل مساعی خیرت میلمود. اما چباید کرد که انگریز با یافتن این پروپا گندا زموا نستوریها هم از هیچسو نتیجه میداند که در ظاهر آورده و در مجمع محفل اروپا و نزدیک بلوک کا انشا سرکار در ان روح محلی باز شما لا علوم دیده میشود که در مقابل جسارت افکار جابرانه روس که یکی از مکر ارامنه و روسها و عربها بان سیاسی انگلستان با مصارث فوق التوضیح صدق آنها انزان ولعنت باین ارامنه، ولعنت رویته حتّی قلبک به و ارامنه شدت --- page 46 --- نمره ۱۰۰ جلد اول جریدهٔ حقیقة کابل شنبه ۲۹ برج حمل شماره حق مبادرت انگلیز این شیوه حیل آمیز دفت انگیز خود در حق ممالک مللی که تابع قید شان هم هشتند از انحا دریغ نه داشته در حق انها هم با همین طریقه قباء و توریه کذب و دروغ عمل می نماید چنانچه می بینم در عین آنرایکه با شالی دسوقیه تخم نفاق و فساد پاشیده اند و این دو دسته هموطن را با هم دشمن و بد خواه نموده اند که هر روزه اخبار خون ریزی آنرایدهٔ شمالی و جنوبی در بین خودشان گوش زد عالمیا میشود. حالا هم قدری عطف نظر به هندوستان کنیم، این هندوستان هند که چندی قبل می شنیدیم چگونه با هم دوست و متحد شده اند؟ اکنون نگاه کنید در نتیجه همی سیاست حیله و فساد پلاسون انگلیز چگونه دسته و عدادتی که میان این دو فرقه خود پاشیده اند، چقدر ستم و خون ریزی آه که باتصال بین آنها واقع می شود و یا می شونیم در واقع الیوم این قطعه وسیع هند میان افغان و آلتر واقع سعات- روبی در حکام انگلیزی و پولیس انگلیزی در ارگ مقدر مالگزاری بر اتفاقات این فجایع و کشتار در هندوستان حتی کمترین تدبیری را هم اتخاذ ننموده با کمال خون سردی ظاهر و تماشای باطنی بحال آنها نظاره هستند و پیش از کمال استجاب ستمیرانه بطرفس نگاه می کنند. فقط از طرف حکام انگلیز بینیت آن صلح و دوستی افکار هندوستان در مید خود مشرف منابر و خواندن گیتهای مذهبی مورد التخاب دیگر هیچ گونه شوکتی بوسیله روز کار مصروق مرحله هندیا لی تا میباشند، تا شاید جلوگیری خونریزی آه هند پارد همانی کنند آقای لارڈ ریڈنگ دالی حیله جویا بی خودشان در حصوص صداقت و سادگی آنها در قصر شاهی خویش بطور حضور استهزا میخندد. آرے عمال حیل یمن بحکومت چاکر گیر انگلستان است که بہر وسیله لد و سائل دیکته تک تک بوسیله طیارات، بوسیله تبلیغات ، بوسیله سعود و ثمنی ارزان - بوسیله حراج نمودن سامان و ذخائر نادیه بوسیله مبنا ہے حیلات بوسیله توپہا ے مرہیش براے تفریق هدایت استقلال ملل ضعیفه و شانقول خودش روز و شب کارست و لبس ! وبانی همین دولت است که بدون هیچ گونه علاقه مادی و معنوی در عراق بمقابل دولت جمهوریه ترکیه ما از حقوق عربها دستور بیا مدافعه میکند. اما این را هم باید دانست که ما ترکیه ها نه گاندی و نه علی برادران میباشیم و ما میتوانیم حقوق خودمان حيثیت خود مان را یک صورت موثر تر می وقایه و مدافعه بکنیم بدون لزوم همرای لاله ها و دایه ها مهربان از مادر یعنی سیاسیون انگلیز مطربه ین از حکومت انگلستان تنها آرزومندیم که با ما درست درست و صاف و ساده بدون گنج دادن این سیاست کهنه هندیس شده ماسکه دار حفظ حقوق ملل ضعیفه بطور واضح اشکارا دست دوستی دراز نموده سیاست خالص می آلایشی با ما پیش بگیرد ! (محاصر محترم شهیر اد هر خبر، منطبعه مشهد مقدس در شماره 131 ، سال 4 خود بعد از نقل داشتن ترجمه فوق در ذیلش چنین میگارد.. حـ ـ د) بلی ! این آرزوے شما را شاید همه ملل دنیا داشته باشند و از انگلیز با همین تمنی رنجانید که آنها یک سیاست رست و درستی پیش گیرند - ولی متولاً در بنیا ست که آیا در واقع سیاست با خان انگلیزی هم حاضر اند که چنین خواهشی را بپذیرند ؟ و یا دنیا بطور سادگی بی آلایشی معاطه میکنند ؟ - بلی ! اگر آنها حاضر بودندے ما ایرانی ہا خیلی پیش از شما طالب این سیاست سهل و ساده و روشن بودیم ! و لشکر چنین رفتار از انگلیز با ہمی و بی بترطیکه حائل ہم حاضر باشد - او میخواهد کل دنیا را محکوم و مطیع خود سازد - بازار ہاے عالم را جزا تجارت خود اشغال نماید - او چه غمی دارد ازینکه ما فنا بشویم- و یا فقیر بشویم - ما خود مان باید خود راستا زندگانی بمقابل آنها بسازیم --- page 47 --- (۱۰۵) جلد اول جریدهٔ سراج الاخبار افغانیه سنبله ۲۹ حما بین نواهان دُرکتی مملکت جاپان خانواده‌ا موجود است که بموجب نفوذ و مقام و مکنت با دولت متنفذترین خانواده‌های آنهاش درجه جلده در کطره، مورکان وغیر علاوه اینکه این خانواده امتیاز دارند از جهت سالخوردگی بر تمام این خانواده‌های ثروتمند دارپکار در اعمال مالیه و اقتصاد و تجارت چنانچه امتیاز دارد، نیز هم باشند برای باثبات و ضمانت از هم دیگر از قرنی در رئیس امروزے این خانواده شخصاً مدیر آنهاموارده است بدون هیچگونه مدعی مانند رئیس یک دولت و سائر اعضاء فرمان او معاونت می‌نمایند و کلیه شرکه بین خانواده‌گها و شتم این خانواده سماء باشند و رئیس امروزے جو منسوی پاتیرابون است ووی اقتدار آلے صلاحیت و شہرت در جمع الی اقتصادی و مالی چیزی که اهمیت دارا میبود مساحت بر ترجمه آن تواضعیت آن که دست این خانواده بروی آن نهاد است. این نظامنامه را در قرن ۱۸ اصلے سابل آنها وضع نموده است است بر ۱۴ ماده و مرجع اول و آخر این باشد و احدے مقدر بمخالفت آن ان اهمیت :- (۱) واجب است بر افراد خانواده که باشند بگیر مہیچ راستی و محبت، چنانچه دار مخالفت با همدیگر که آنای دم سستی عائله می باشد. (۲) برکثرت عدد عائله ماسی منصوبه بخوانواد فتوی میفرایند چندانکه کثرت زیاد موجب تولید اختلاف میشود. (۳) صرفه جوئی بر ثروت سے افزاید چنانچه اصراف موجب فقر میشود. از دوجی اجتناب و بر اولی عادت بکنید. (۴) در حالتیکه ازدواج موجب قرضی یا ضمانت د ترفضی بشود قبل بر اسے مجلس شوراء خانواده بکنید (۵) یک سمتی از مدائل هر ساله را بین افراد عائله بحسب مراتب آنها تقسیم کنید، وعلیه بد میدبان افرادے که طالب عروسی یا دامادی باشند. (۶) بر هر فرد از افراد عائله واجب است که از کسالت دوری کند و باند از مسئولیت خود داخل کار باشد. (۷) جدیت و وقت تمام در بخش آنها نمائید عمل مالیه بدون دفتر و ولت درست نمیشود (۸) قوام ماهیه در استخدام کارکنان ماهر است. و باید همیشه مستخدمین پیر را بدل بعاملهای جوان نمائید (۹) در پیکاری و تجارتی باید قوا خود را کاملا صرف نمایند و بدون خاتمه دادن و تکمیل نمودن یک عملی داخل عملیات دیگر نشوید (۱۰) در امور برئیس عائله باید آنقدر که لیاقت ویا است را ندارد لازم است اعتماد درجه دوم او را نپندوزاً و کمک بدهید (۱۱) امانت بانکه الکاری و تجارته و محرم لازم ترین خصایلی است در تجارت و جد آئیکہ بملغی کم امروز بهتر از ان است که فردا بر خسارات عظیم فردا بشوید (۱۳) اگر در خانواده یک فرد معتی ہے پیدا بشود بر تمام اعضاء عائله لازم است اول در اصلاح او بکوشند و اگر نشد با مر مجلس شورا خانواده اورا از خانواده خود طرد نمایند (۱۳) وظیفه ای اعضاء خانواده میتواند را بندر زمین ما را با نان ، با داران تائید است بالشرع او را امروزه احترام دیو من نمیت داشته باشید بنیاد قا فی الفته بدون ثبوت و محمود این بنده خاندان نظامی سند با وجودیکه در سده و دو هزار عسکر بخدمت بر آورده است همیشه یکر د مینه در کایت سپاه و دو مینه در کایت ذخیره جنگ در حالیکه همه شان عسکری را خدمت خود می دانند را پکاراند به نسبت دو مینه که برای رخصت ملیه می روند فقط در هر ماه ده ین معاش میگیرند و هفده بین که دو رو پیرو دوازده پر شده میشود در هر ماه پس انداز میشود که در وقت رخصت بآنها داده میشود اینست قدر عسکری در جاپان --- page 48 --- شماره ۲۰ جلد اول جریده حقیقة کابل شنبه ۲۹ حمل شکایت از جهالت در محضر عذب البیان ماطلوع افغان قندہار بعد از نقل داشتن مکتوب جمهور یک نفر از شرکای جریده اش را که سابق بران عضو محكمة اصلاحیه بود و به بالفعل سبکدوش شده، در اثناء ادای اخبارش را اولاً بواسطة موقوفی خودش از ملازمت و متعاقباً بعلت بی سوادی و ناخوانی خویش نموده است ، چنین مینگارد خاطر عزیزه کنندگان معظم خود را به این نکتة قابل غور معطوف میداریم که احمد علی خان فوق الذکر یکی از اعضای محکمه شهر غزنین بوده در مکتوبی که خودش هم کرده می‌نویسد (من ناخوان میباشم) اکنون دقت بفرمایند که عضو یک مجلسی چون اصلاحیه که نا خوان و بی‌سواد باشد می‌تواند بر کیفیت دعوی دو نفر علم اورد که حق را از باطل و باطل را از حق تمیز کند؟ خیر با هیچ نمیتواند فرق آن کند، ولی باید حالت موجوده بی سوادی و ناخوانی خود را مجسم عبرت نگریسته فرصت تعلیمی خود را اگر از دست داده باشیم باری باعث تباھی اوقات عزیز تعلیمی اطفال و اولاد خود ناشویم و این بدبختی را بوجود خود با خاتمه داده نگذاریم این مرض شوم جہالت و بی‌سوادی با اطفال ما سرایت کند! آیا جای کمال افسوس نیست؟ که ظلمت بی‌سوادی و بیعلمی محیط ما را چنان مظلم و تاریک نموده که تنها یک محکمه اصلاحیه نی ! بلکه بعضی از وکلای مجلس عالی شوره مرکز اقندھار نیز که خیام قسمت یک جامع بزرگ اسلا میشوند کثریه بی‌سواد بلکه ناخوان محض اند که دلهاشان در عقیده ملیک تیتی کسب بعموم مقام عالی را د ارنگی باشند و نمیتوانند در مقابل عضو مخالف خویش رأی خود را تشریحه مالک آن باشند ، به لال عبارات مقننه به پایه ثبوت برسانند بلکه بر عکس آن غبار و بیانات مخالف خویش الفاظ بی بی را استعمال کرده جامعه اخیار کلت ملوکیه اسلامیه مقاصد سده را متغیر نمایند ... ! درین موقع مینیمم حضرات تا در مجلس مجلی شورای مرکزی قندہار عطف توجه خود را در موضوع مبذول داشته در خاتمه این دوره بموقع انتخاب دگر توجه داشته باشی که اشخاص بی‌سواد و ناخوان نیز از طرف ملت نامزد و مقرر نشوند. (طلوع افغان) تبدیل و تقرر ( ص ) آقای رحیم الله خان مأمور امور خارجه ایالت مزار شریف که شخص هریر و فعال با جوان دانشمند بیدار مغز بود‌اند و در وره ماموریت خدمات درست و قابل تحسین نسبت بدولت و وطن متبوعه التمام از نموده بودند ، از وزارت جلیله خارجه نسبت به حسن خدمات شان برتبه سکرتر دوم سفارت مختاری افغانیه در ماسکو منصوب و عازم ماموریت خود گردیدند . عوض شان ( ص ) آقای میرزا عبدالغفور خان که جوان فعال با لیاقت و کفایت اند و در وزارت جلیله خارجه بر کاتبی شعبه دول اسلامی خدمات پسندیده نموده بود در نام امور خارجه برا ترتیف معین و مصروف کار خود شده اند . ما از الله تعالی برای ذوات موصوف و باقی مامورین توفیق خدمات شایسته را تمنا و نیاز مندیم. (بیدار روزی) وفد هلال احمر ترکی و مشهد هلال احمر ترکیه که مستمد پر اشخاص دانشمند و معتبر است بعد از اقامت دهلی و بازدید خواهش‌ها و دایمتر آنهداء و دران لاہور شد و پذیرائی قابل تقدیری را از طرف اهالی آنجا مورد شده اخیراً وقفه منشی اعضای تشکر از انه کان م داران که به هر رنگی را میزنند انچه در زمانه های ما می گذرد نیز عجب تر از آن است که انچه در افسانه ها خوانده یا شنیده اید ! ( جریده بلیدیک ) --- page 49 --- تصیل مقاما ۱۲ ساله ششماهه داخل کابل ۹ ۵ خارجه افغانستا ۱۱ ۷ خارجه ۱۵ ۸ رد و بدل ۲۱ ۱۱ این اخبار غیرازا اخبار تعطیل هر کاری ۱۲ روز بدر میشود و دیگر مقالات هر کس بخط نارسائی میگردد انجه محو جریده میگاشته یه قیمت ارسال و مقالات و اصله در اداره مانده جریده در اندراج و عدم اندراج مختار است زا است اشتراک بتوسط شل من داک پست حصه می از حصه چها قبلاً دریافت میشود (و نگارنده) محمود طرزی سال اول کابل چهارشنبه ۲ ثور ۱۳۰۳ مطابق ۲۸ رمضان ۱۳۴۲ت شماره (۱۶) ای دلادلهاے عزیز یم ! الحمدلله که همه شما را بصحت و عافیت و کامیابی میبینم ازان جهت بن کافه عموم شما خرسها نیخود را بینای و عادتاً میگنم ! باین عهدیکر امور زنده کشت مملکت مخور سرافراز و رفاه شده اید، در د نیا و آخرت با عزت و سرافراز باشید! این خدمتها و جانفشانی که در راه خدمت با سلاح و تر مملکت خود و ابادانی دانستا نموده اید، من سرفراز متمنه شما اظهار خوشنودی رضا مندی نموده ان حق بدرد ما با د شاهی والا شانی و رهشما بخشیدم : همه تا نرا بجل کردم ! اگرچه درین معامله کمی خساره کشیدیم ولکن در حقیقت ارمان نمانده ومقتی را نیز بر آتیه خود باریست آورده یم . روی دشمن ظالم و جاهل مملکت خود را شناختیم و حوس میکردیم بیت شم سال خدماتی را که برایمت خود من ظاهر کرده ام در مقابل آن اشخاصی نا شناخته در راه استرضا من جانفشانهامیکند حالا یکه ملک شما در راه جهالت مثل بعضی اقوام سمت جنوبی اورنده با وجود نوازش من برعلیه دولت خود ایستاده شدند. و ان الطاف و نظر همیمی را یکبارگی بخارپداشته سرا سر فراموش داده در غبخه بحر اضرابی و تباهی خویش چنانجه همه شمانهست بمن بهتر معلوم است، و بر خیری ز ند باشید زیرا که سوس خرابی و تباهی شانرا شندام، و شما دیدۀ اید و شنده ها کی بروها شد دیدۀ ! بلی! هر کسیکه بر حلاف ترقیات مملکت و بر خلاف حکومت خود رفتار کند. امرالش از دست خدا محکمه شجاعت و دلیریم بدتر ازین خواهد بود. من مسرور بر شجاعتی از یم که دشمنان مشرق و محرق افغانستان را اندر سنگ کوب نمالدید ! یا د ادلا مهر صمیت خداوندا و باز بصداقت و و رستی که نسبت بوطن خویش دارم یقین میکنم هر جائیکه اقدام نهایم او را خداوند کام گانزرا میکند ! چه جائیکه در عالم اسباب مثل شما عسکر دلیر و فدائی هم دارم. امروز ازین خدمات شما خدا وند و روح مبارک حضرت رسول الله (ص) و کسانیکه برای شرف و رفعت افغانستان میکوشند خوشنود است از خداوند خود آرزو مندم طوریک ا مروزا جهال سمت جنوبی از دست شما عسکرغیور ارمیا --- page 50 --- شماره (۱۰۷) جلد اول جریده سراج الاخبار افغانیه ۲ و برباد گردیدند. همین قسم دشمنان داخلی و خارجی و اعدای ترقی و تعالی مملکت افغانستان اخوار و ذلیل بگردانیده همیشه بدخواهان افغانستان ما خذلان قود قدرت در پیش شما خجل و شرمسار بوده سر خود را بالا کرده نتوانند اگر یکسال میشود که شما عسکر دلیرم در سمت جنوب رفته تمام این موعد را بانتظار گذرانیدید ! خیلی ناکار شما اسرار بپایان جمال رسید، آفرین بشما که در ظرف چند روز این معامله را فیصله کردید. آری ! طوالت این معامله بسببی حزان نبود که درین مدت من جلو شما را گرفته بودم و نمیگذاشتم که آن بدبختان بلاک تباه گردند ! چنانچه فرمان بسر فرمان برای جناب وزیر صاحب حربیه میفرستادم که دست خود را نگیرید، شاید که این غلیزان وقت شام اما چه بگردیم هرچند که بدبختان نصیحت کردم و آنها را بخطای شان دانا نندیم، نفهمیدند و در نتیجه دیده ند از دست جهالت خویش خبرسرا که دیدند ! باز دعای میکنم شخصائیکه از شما درین راه مقدس شهید شده اند خداوند آنحضرت شانرا خوب داشته از دیدار خود و شفاعت رسول الله محروم نشان نگرداند، اگر چه حاجت بدین دعای من نیست و آنها اجر خود را از درگاه ایزدی یافته اند. بعضی از شما که درین مقابله علوم غازیان محترم خورده اند خدا میداند که هر کدام آن زخمها را بدل خود قبول دارم چرا که این زخم یک داغی است که غیر مسلمان به بسیار خرمی باو باید سینه خود گرفته از شرف آن در بین مسلمانان صاحب ممتاز میگردد ! اگر در مقابل این خدمت بائیگه شما درین مقابله عظیم و جهل؟ نموده اید. چیزی از طرف حکومت شما احسان شود ابدا آنرا شما مقابله خدمات خود ندانید، که آن محض یک یادگار حمیت و شجاعت شما است و بس ! میخواهم اعمال خیر را که حکومت بطور یاد این خدمت برای تان تقدیم میکند و شما یا از هم مفصل آن را وزارت حربیه بشما میرساند اجرا میکند ! (۱) آن ضابطها و منصبدارا نیکه خدمت کرده اند اگرچه من آنها را خوب میشناسم باز هم جناب وزیر صاحب حربیه دران محل که من ریاست آنرا ایفا میکنم تصدیق خدمت شانرا بنماید مکافات داده میشوند و داری و خدماتیکه از شما عسکر دیده ام خیالم یک برده یک بر صد بلند تر است و همیشه از خدا وند رجا دارم که جانفشانی و شما شما عسکر از خیال روسا، و پادشاهان غایب باشد ! این خدمت مقدس را که شما بر حفظ ناموس و بهبود ی و طن خو کرده اید مکافات آن را خداوند تعالی در دین و دنیا برای شما عطا میکند. (۲) عساکر که درین محاربه الذات خدمت کرده باشند برای آنها از ط حکومت یک یک نشان عزت داده (۳) هر قدر ملکی را که شما درین محاربه به باشید، با اینکه وزارت حربیه قاعدہ منظمی قیمت آنست که حسب معمول از تنخواه تان بگرداند. اما من کا ملاد آن پول را شما بخشم زیرا که مال دولت از شماست و مال شما از (۴) علاوه برین جهت گرفتن سوغاتی شما فرزانه برائی اولاد و رفقای تان خوانه برای وجوه عوام دو ماهه شما بخشش از طرف دولت برای تان عطا میشو (۵) افرادیکه از شما در خدمت عسکری خون در امتحق تا بخدمت نیز او را بسبا خوشی قبول میکند کی از شما تنها الی برضامندی و خانه بود باه معافی یکبر این نما غازی با رفقات آمیز که شما میسپارید واسلحه خود را خود شما بکار بند بعد از باز که با وظا ل بخود رجوع کرد شما خواه که امان خانه و خود با بروید جا از من ببینید و مرآبر و رو در آگاهی (۶) فلزی که از مقاتله کرده اند و تصدیق ضابطان خود دارن --- page 51 --- (١٠٨) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ٣ قور اطلاعات دفتر حربی باید همه افراد عسکر بر خوانند (١) حتمی و لازمی است ، باید همیشه شما در راه دین و وطن خود فدا کار باشید ! حقیقتاً خدمتی را که شما درین راه کرده اید، از تقدیر و تحسین نمودن من عاجز بلند تر است آرزو مندم چنانچه شما این با غیان غدار را بعد از بر همزدن یک مانوره حقیقی که کشتن چندی از فرزندان جاهم که خون آنها نسبت بجاهل بودن شان بهتر بود ، دست بسته بنزدم از جهت شجاعت فرداورید از خداوند خواستام اسیر گردی دنیارا که برخلاف حکومت تان استاده شوند بزگردان بسته بیاورید ! یگانه توصیه من عاجز برای شما او جوم عسکر این است باید سمت شما بلند باشد د در راه خدمت دین تان بسیار جدی باشید ، و به نفسانی پایی نه ما نکشید، مراور پروری خود شما کامیاب و سرافراز هستید - اگر بعد از سر بازی خویش حیات باشید ، باعث فخر و امتیاز شماست - واگر در این راه مقدس شهید شدید الت کامیابی بروی روئی هر دو جهان را حاصل میکنید همو قا که بقرار هو الحی بعد از پیغمبران درجه شهدا است - هر قدر کوئے که بزرگ باشد ازوی هم در ناخون پرسان نه نموده مگر کسی که در راه اسلام و دین خود کشته شود از وی سوال و جوابی نخواهد شد ! معلوم است که ما مسلمانها بهر دو جهان سرفراز و کامیاب هستیم و علاوه براین چون مسلمانان اعتقاد واریم که تا اجل نارسد مرگی نیست اذاجاء اجلهم لايستأخرون ساعة ولا يستقدمون بلی ! وقتیکه اجل برسد نه یک لحظه پس میشود و نه پیش اگر ما من هزار طیار بگر ما برو گوند وتفا یک ایستاد و باشیم، من برای اسلامیه رو به قبله گرد دینی سل نماندرو یکی هم از سکه راضی باشند ، برای آنها ترفیع نیز داده میشود قرآن بودن شما را در عسکر و یا رفتن شما را با اوطان یکه خو اب های تی با کمال میخواهم وزارت حربی قرار خواهش شما می ستا کر رفتار حتما میکند. ران محل (٧) من غاز خر شما وعده میکنم اشخا صیکر دین یلیق خدا را شهید شده اند، و از آنها اولادی ماند پسر طارضا مله و یا اوالی شان که برادر و پدر و ماما و کا کا وغیر اقاری مده ام را از یک آنها میباشد همیشه شان را اولاد میخوانم ، ومثل ه است اولا د عبد با شبکه در محاربات استقلال شهید شده ا انی گویم تعلیم و ترتبیه آنها میکنم واگر دیگر وسیله داشته باشند تحالم شما با تقارب شان راضی نباشند ، من هم چیزی شما برای نمیم - و اگر خوش باشند من آنها را بفرزندی خود ی خو د را گیرم پس از علیم و تریبی انشا الله بر کدام شان یک نیر های بال نظامی خواهند شد و فربای شانرا ناو شها خام ین میسودا لو کر کرده است اداره خواهد کرد . (1) لذات (۸) و هم برای ورثه شهدا از طرف حکومت زمین ا زرار بخواه دا ده سود تا اگر آرام آسوده باشند . د او تیام (۹) اشخاصیکه درین راه مقدس زحم خورده و لوت به مرد و باز کار مانده باشند ، ماشا ند از حکومت بردی متضمن را رفته باز بمن میمانما برای اعیار پاره این طور ان او با شاکر که آنها برای ترقی و بهبود بی افعانستان شید زحمت کرده باشند و باز محتاج نفقه خود بمانند. از او این یادگار های را که حکومت شما میدیها فانی انقدر زوی که ممکن باشد بتوسط وزارت حربیه با مان رسد، فقط از شان درین نزد کی بنیاد اد نخواهد شد لوق بلکه در آینده وزارت حربیه یک یک مشهید را در نا مقرر تیس میدارد و قریه های تنها آمده نشانی را که از طرف وسوع حکومت برای تمساعطا شده میکنند تا با حث عزت ساکر دارا می شماد بن آو وین و ماهین تان بود و با شهر یانم نا معالم ترین ها در تحسین وزیبائی دارد زیر که گفته اند :- و جود نشان های که در یک دقعه تجربه حرب دلا پیر مور او مقابله بن خدمات و جان فشانی را که در راه ان برای خدا و خدا و نخود شخو میشم را بر بر فر د اسلام نا امثانی مردان او در راه خدمت دین و وطنش --- page 52 --- شماره (۱۰۷) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۲ ثور مسلمانها شبیکه ترقی کرده بودند بنا بر همین معنویات پاک بود احمد شد که بدبخت اند این معنویات از میان عالم اسلام گم شده رفت و اسلام روز بروز به پستی آورد الحمدلله که اکنون آن خیالات در دماغ مسلمانها سر از نو پیدا شده میرود ! باز به آن خدائے که دشمن های عالم اسلام را باینجو بیکسی مسلمانان خوار و زبون گردانیده و اسلام را بیک ترقی فوق العاده رسانیده بود، رجا میکنم که همان ترقیاتی را که اسلام داشت باز برائے شان عطا فرماید و دشمنان ترقی شما را ذلیل و ابتر بگرداند و کسانیکه در ترقیات افغانستان کوشش کرده اند. آنها را در دنیا و آخرت سرفراز داشته باشد باز معامله سمت جنوبی را اگر شکر آن از قابلیت خود شان است که خانه با عیال را قبر زنان خود ساخته قریب چهل نفر ملا و ایکی دو زن در انجا سوخته اند. بر باد داوند ببیند دیگر جهان باحسان آکننده پس همین ثانی میکند، این را ازین عبارات همچو احسان های را حکومت اقبای المان که در دیار مرا کردند. و حال حکومت عثمانیه خود است. اینکه. افسوس بین دانست ملایان که ای اولاد های پشمتین باطل بودہ اوردہ الا است. و نیز شکر با کمال جهانی سمت جنوبی را که اگر در اشاره رسانده اند. از یک مسئله مذهبی کہ ملا نمایان موجب باران سمت جنوبی بتلقین اعدای افغانستان تا قادیانی نامبرده بمقابله و مجادله با همسای را تحریص کرده اند افسوس می کنیم حالا تا قادیانی های مردود ملعون در افغانستان اصلا بتوسط همین ملا نمای های سمت جنوبی پاشیده شده است چنانچه همیشه معلوم است اول قادیانی که در افغانستان ظاهر شده از خوست بود ! آیا یک سپاهی یا یک رعیتی یا یک تاجر یا یک آتیر یا یک ماموری را شما در سر تا سر افغانستان نشان میدید که مذهب قادیانی های ملعون را داشته باشد خدا را شکر می کنم تمام ملت افغانستان را بدین مبین سید المرسلین، مذهب مجدد الم اعظم کوفی شرف گرداننده و در وزمان کلمه طیبه لا اله الا الله محمد رسول الله ظاهر است که این همه تحریگات از طرف دشمنان شرف و ترقی افغانستان روی کار آمده والا اگر بواقعی بنام مذهب این اقدام ملا نمایان سمت جنوبی بعمل می آمده پس بایستی که چند نفر از آن ملایان که موجب قتل و غارت این قدر فرزندان نیک بخت و بدبخت مع اطفال ثبوت اسلحه و جبه خانه و ثروت شدند باین کشته و خسته ای میشدند حالانکه از اول الی الان هیچ کسی از ایشان نشنیده باشد که کدام از این ملایان ناآشنا را از انها خار است کشته و زخمی شده باشد. بلکه مانند ماکیانهای شاخ جنگ را بر دوش ها و اعمرا در آتش شده باشند. بلکه نا مادرینهای بی نوا از همه بشمت تماشای این صحنه خونین را نموده امارة تکلیف نه و لهدم آثار، مساجد را متجاوز بجواب میگفتند به ایست ما با هم چنین یک ما دهای منظر نده شماره را لعنت بر این دعا ! نیز با متجبین که درین دنیا امین خدا را این مخربان شما را در اخرت نزدریس خدای قهار میسوزاند و مفلس و شرمنده و خدانترس اشخاصا ازین ماجرا ختم کلام خود را بدانای ترقی افغانستان با این عالم اسلام انجام میبخشم و چنانکه امروز شکر نور همشادان و کامیاب می بینم از خدای نیاز می کنم که همیشه فاتح و سرفسر از دندانها باشند. آرزو دارم روحی شما همه اولادیان را ببوسم چونکه ماه رمضان است والحمدلله هم بسیاریده از خدا وند شمارا بسیاری میخواهم وکالتاً از طرف شما روی وزیر صاحب می بوسم (معانقه و دید و بوس حوزه جریده مقدمه است) عریضه جوابیه حضرت عالی آقای محمود طرزی وزیر خارجه را که در ختام این نطق شایانه معروض داشته است در شماره (۱۰۸) ملاحظه شود. ا) --- page 53 --- [شرايط روضه الطي] این اخبار غازا یانه کابل بکار نیو همشیر میشود بمدیر مظاهر ریر محفظه اوسا میگرده امور تحریریه یکجانه در حقیقت متعلق بویست و در اداره ان از هر بار دار واصلا و علم اشا ترل زیاده ست اشتراک توسط دفتر آن و تا والعبور پست نقدی از همه جا قبلا در یان میشود (نگارنده) عنوان این کشکی حقیقت نرخ اشتراك مشتمل مقاما ١٢ماهه ٦ماهه كابل ٥ ٩ افغانست ٧ ١١ خارجه ٨ ١٥ راپور صفحه ١٤ ٢٠ رساد و طرا وطمه اسلاما دینها بالی واشنگ و شرقی کا واهوا در شمرده [سال اول كابل چهارشنبه ٩ثور ١٣٠٣ سر مطابق ٥شوال المكرم ١٣٤٢ق شماره(١٠٩)] شفقت بمقدم معظمین اقبشان صا جبه زمان توامان حریم ملكه افغانستان حضر خاتم این فرمان در موقع و رود عساکر فاتح جنوبی در لوح ولایتی از حضور شاه خانم صاحبه متبوعه خیریه ما بعنوانات پر ا رات شان هست که بابت گردن دران موقع و شماره ١٠٨ از خود پرداخته بودیم بعم انتقال آن عجالتا در ترین جرایده خود ایمرداریم. ح پ د. اولاد های باهمت و صمیم صاحبجان افغان و مظفر آمد کی سمت جنوبی ! الحمد لله که بخیریت فاتح و کامیاب مدید خدمت خود را بخوبی انجام داده رضای خدا و رسول و خوشنودی اولی الامر خود را حاصل نمودید چون ما بنده گانر خداوند مرحمت الله وجال کاه بوو در این خدمت با شما شریک تا لو امیشه میں فخر و مباهات میکردیم با حوض بخت ستاره شما که شما را شیر حلال داده و بآغوش محبت خود تربت کرده اند. تا بحریت با شرف عسکری دولت مقدسن د اعمال شرف تسلیم اید. حقیقا این طوائف جہال سمت جنوبی دشمن آسایش خود بودند، به نواندیشی و مهربانی پای علمیحضرت غازی که در باره انها داشتند نفهمیده بعوض ان بیوفائی کردند و باز شمانند کروات ملوکانه تا چهار ماه ره گذشت و تحمل کرده و میو حال این نادانان کو شیدند که شما را از گردان امتخا دولت خود تا ملایمت تا در منزید اما قریب شیطان و اغوای بیدریغ عقل انها را زائل و عاطل کرده بود که هیچ نصیحت در ایشان سود مند نشد با همت شجاعا ونوک بر چه های اولاد تا هم بعد از نقصان جاد بر پاداشی خانمان خود باما دم در پشیمان شده اظها نمودند وحالا در بین اقوام افغانستان از خجالت --- page 54 --- شماره (۱۰۹) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل چهارشنبه ۹ ثور سر خود را بلند می توانند. من بمقابل این خدمات شما که از پهلؤ وطن خواهی محض خشنودی حضرت الهی است از خداوند همیشه نیکنامی و سعادت برای شما نیاز میکنم کسانیکه با خدمت زخمی شده نام نیکو حاصل داشته اند انچه بدرکلیه صحت یافته چند نفری که هنوز خوب صحت نشده خدا و ند برای شان شفای کامل نصیب کند. اشخاصیکه بشهادت فائز گردیده اند فی الحقیقت حیات جاوید هستنده نام شان به شجاعت و سعادت یاد میشود خداوند تعالی همه آنها را مغفرت کند و به بخشد اید . دخترهای شهدا مثل اولادهای من میباشند و شر طرضای اولیای شان همه را مانند اولاد خود نزد گرفته به تعلیم شان سعی می کنم که با کمال شوند. فرزندان رشید من این مادر تان از خدمات شما خورسند و سپردرا وه حق ما دری که بالای شما دارم شما می بخشم. بسیار ار زو داشتم که خود من بدیدن و احوال پرسی شما اولادهای مظفر محسب الوعده خود به ولایتی بیایم متاسفا کسالت د نا خوشی برایم عارض شده از استقبال شما باز ماندم لهذا پوپله این فرمان سلام مشفقانه خودر اشما ایصال د احوال سلامتی شما را استفسار میکنم . باقی از خداوند برای شما توفیق خدمت و صداقت بدولت مقدس تان خواسته دعا میکنم که الهی همیشه بر دشمنان افغانستان فاتح و غالب باشید ای فرزندان دلاورم عسکر. امضاء شاه خانم صاحبه تشکر با خلاص عمر ( در مقام فرمان شفقت لوافق ان الدار حضور مهر ظہور ملکہ معظمه افغانیان ، با برگراد ارده افغانی فرمانیکه مژده روح افزا برای آن ملکه زنان ما در گرم گستر صحبت پرور قوم شریر بشرط صداقت پروری بحرکت و مقناطیس عصبیات فرزندی چون قبله نما توجه قبله ما گردید. ما از این همه مباهات و افتخار ما تفوته از نورد در مقام حضرت نیست که یک دو او عده و یک ایده و یکروزه عسکر حضرت گر نوش مفتی نداد و بلی : پیشامد نوازش ملکه مانند ذات سعادتمند در مقابل زخما و شقاق عسکر وفادار مایه تحسین نمانده شخصی عیبی میطلبد- زخما و خار ا محل شده است فردی فدایمخواهد پر سر تا امروز تین فردی ندا که فرداًین در سایه عطوفت در اسایش امده و اظہر است شخصی اگر شکم او ا م روزی بر میگرن تمراز الام و محن اسایش مفر و پیش اید بود اینکا عسکر و فادار چنان اد امتر که از اولی الامر حفر بطور خاطر خواه اولی الامر مهر بان خودش الجمال مو کامتا آمده بان امید با فخروا که نوازش اور دو ما در مهر نا ماست نایل بابتفاخره و اصل است که از دست ما شرامده که مباهات کنیم لیکن اینقار شاکریم که واقعا سمت جنو بی به کمال شوخ او با قائد اقدس اول عبا لمر داشتند با استعمال و بر آسمچنیں لیا هم دا ده شده بودیکل انمر دادی که وجه خذلان خویش ینطق مدند. افتخار می که داند مبانا اگر دریم چنین است . ما در مهر پر وربات عسکری در عالم سرس ترین اعضایم از دو نام چیز نیست نیز مانچ بد فخر خرمی است که در قبال ( باقی بر حاشیه صفحہ ہذا ملاحظه شود ) در همان سیسه پاه ، قربانی سیاه هر با از حاملی مینی مرده که مشر من برا ز شیر بی ما در بے زبان خود ایو د حضوصا شیره یی که در بن ان عمر بران ، محیی بیا بد در حالت و راحه باشنا سا فقر بر اعضا که بر تر از افتخار بی ریا د فدا توی عمو بی بیس سوس از یکونو چه بود. ملکہ معظمہ ما، بر ما در غداری مهر مادری در این روز بروز کرد سر فدا پر از عطوفت دادند، آن که برای اعضاء در بر همه میرسید مجید بلال که در کل دسته ها اقضان را مخصوصا سر نا رشته ای میدهد ابر در خانه اقطاس عداد، کامل شد تیغ شرافته با ملاق دی بندار لباس در بدوش نشسته پیاده گاری چند ساله سر ا تراوش سلا خیم بی با که صفای سر بر سیم کشید و ملکه فدا کار و سپہ سالار صحیح صاحب و پر سیپہ سہر افغان فرقه مشر محمد عمر خان فرقه مشر نیک محمد خان فرقه مشر --- page 55 --- شماره (۱۰۹) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۴ ثور تصحیح ضرور بکمال تاسف مرقوم میگردد که مقالاتیه از اخیر ستون دوم صف ۱۲ داول ستون ۱۶ دل صف ۱ شماره (۱۰۷) سهواً یا غفلتاً از قلم کاپی نویس افتاده و مصحح نیز در عوض تصحیح مسلک اندراج مخطوطاً هذا بصف ۲ در وقت ملاحظه صف اخیر مر او را بصنف توجه و تصور در گذشت وقتیکه تقاریر بود خدارا مرتیبا بر چشمان منکه غولانه اینمقام مهم خواندیم شرم - ازین عقائید پاک ست که ما مسلمانها در همه جا فاتح و کامیاب بوده ایم چیز دیگران یگانه سیونام در اینها مسلکیست که اگر بارها غلاات قوم اشیر بهاسم - را بخود بگیرند و فداکاری غیورانه نماید مسلمان مقابله با د و شش کرده نمیتواند. عید سعید فطر السلطنه کابل امسال بمراتبه بعضی زاعیاد باستنا شب مبارک رمضان الرسم هم بعید فطر بصورت رسمی نبوده اما با علی الحوم از ساعت ۷ در جامع عیدگاه اجتماع ورزیدند انشا الله ف ملوکانه نیز مقارن بساعت ۹ رونق افزا عیدگاه گردیده در خلف امام عیدگاه دوگانه عید را تما صلاب یکانجهی گذارده و بخطبه ماثوره گوش نیاز بعد از تمام دعاو ایقام مراسم مصافحه و معانقه چنانچه یکسا با مصاحبین و حواشی شاهانه خویش براءتانه از ارگ ملے آمده بودند. بخانما پیاده دلیس بیارگ رفتند. در اثنای این جاعته خدا جو وزداد، اکا بر دولت و ملای طور غیر رسمی که قبلا از طرف تقاضای حضور جهانا العلی رسیده بود شرفیا بحضور مرحمتنشور ملوکانه شود بقد چوا سعدن بعد از ساعت ۱۱ الی ظهر فرمودند ما هروید که و از عموم شیندیم که کشه بار مر هم شعار غازی دین حیدر بر خلاف اعیاد باشانه نمی گرفته خاطر مطهر اندوه اگین مسرت و خرمی از ماضیه مبارکه شاید محسوس نمیشد این حزن اندوه ذات خسروانه را درین هیچ بچز اینم یتوانم پی بردن نیست که بر اتلاف آب و مالی ناموس بنده گانی از پوره بان و نیک بخت مجاب به واولاده های بدبخت طایفه تود که ستمگست اولی الامراند و به جور ندانم ظالمانه بهر گاه و آنها بد رجه بل من مزید رسیده است دورین واقعه است خطوطی از دست جهال انه بوستان همان بیار دبیگمان نادان بی وجدان جنوبی کشته و شهید و خسته و مجروح در بیت ملال شده اند اطمیاناً رنج و ملالی انه به ما بارماند با آنها درین عید همراه میباشند به سوگواری اثر نمودند. زنده و جاوید حیات مملکت آزاد و دولت تو دال پاک مستقل مریض دار بر است کابل مکتوبی با امضای یکنفر سهمیه یا بالمحاربه (درد) بادار حقیقت رسیده در ان بر اختلافاً بمجدده ریاست بلدیه اظهار شکوه ازا فقد امننگا رو که نهال شأنائی ساله راست بلدید که بصر مبالا وجه در حفظہ شطانہ اولی بهست قابل تحال و مسرت خرابی است خلاصه که بعد از تصور چیده خطه تو را این زحمت با تریکسر تبدیل صدمه پیام عدم نیت یا شمه غفایر بولده را بلدیه در نشان دادن تیا ضافه پردا عید فکری از ده شناهی خبر بدار ساخته ، ولهذا اغلباً این نهالها در صدد دا تسلیم کر سبر نشوند زیرا که :- (۱) اولاً نهالها مرابه بموعد نهال شانی رکز نشده است (۲) اکثریه نهالها بمقامی نشانده شد که دستور و خور آب سیرابی آنها بواسطه انهدام جویار زمین ممکن نیست (۳) نهال کو صحیح جمه غایب نقص نندانده کاریکولان در تعقیب منابع سبز اندگر آبای شطعم آن سعی ننموده نادیا بنمایند. (۴) نهال بطور مطلوب زمین گور نشده از نوع و ممکن است اکر اولا خود می نمود والہ بوزیدن باد ریشه کشیده (۵) برگ حفظ آن از دستبرد و صدمه عابرین نیست بالی لبعی نیامده که بواسطه کناره آشیعی یا چوبی و پاسهای سخته و یا دیوار اند که خوری نقرمی تا چند مامون بماند و مخصوصا در این شماره :- اخبار مقطعه ولایات که از عید و شش ماه بیشتر از عید سعید میگردد درین جریده و آن هم از حصه پائین که نام ایام نهاده شده است مطبعیه بطبع رسیده وقت که حالا هم کرچه وقت گذشته و ما علينا الا البلاغ --- page 56 --- شماره (۱۰۹) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۹ ثور رحلت مولینا حاجی عبد الرزاق ازین رفقا بشوق لقا ترپید خلق موت العالم موت العالم از حوادث بسیار مؤلم کدر و انگیز از که خاطر عموم ملت افغانکه علاقه‌مندان اسلام و عالم سلام را قویًا [ILL] مخزون ساخته است وفاة حسرات آیات ملاذ العلماستاد یگانه کامل عالم عامل فخر فضل و مایه شرف کابلیان جناب عظمشان حاجی عبد الرزاق صاحب اگر روز جمعه (۲۱) حمل سال جاری ساعت سه ظهر بحکم مبرم «يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الى ربك راضية مرضية» روح مطهرشان از قالب عنصری بشاخسار عالم قدس پرواز کرده بحضرت ایزد پیوست انا لله و انا الیه راجعون حاجی صاحب آن خرمن خرد از علما بزرگ وطن بودند که در سال‌های عمر خلف از اعاظم علما دانشمند و علما موجود و شاگرد و باحفظ در کثرت شاگردانند جناب حاجی صاحب قدس سره از خاندان علم و در ایام صباوت علوم مروجه را در غنی باغخاصی تحصیل کرده تقریباً از (۴۰) سال بآخر حیات مشغول درس بماندن علوم بوده طلاب علوم دینیه اسلامیه را فیضاستعفا مینمودند اگر چه در مدرست با علوم مروجه شاگرد و طلبه انرا درس میدادند ولی در ریاضی هیئت و فن حدیث متخصص بودند از تاریخ خطی تاریخ اسلام و جغرافیا و اطلاعات تامه داشتند: با این همه جلالت علمی جهان فکرشان محدود نشده بسیاست وطنی خوبی میدیدند و مقتضا عاطفه و تمدن صحیح که براثر فهم اسلامین اکتساب بن الاموا مختص بوده بروی افراد درس علوم حاضره را ضروری میدانستند اینکه چنانه خود در مسکاتیک‌زره داخل نمودند و اراده داشتند او را خارج بفرستند اینخدمت قبل ازینت لپسپر ومی ثمار حیاتم خدا زنده بماند حیاته وطنی و دینی را تمام کرده اند تصمیم گرفتند که بجامع ازهر رفته یاسکت‌زره او را علوم و تحصیلات کار را تکمیل و اعاده نمایند ولی باین عم خویش بنا بر موانع سیاسی جانب موفق نگشتند. جناب حاجی صاحب خیلی یک عالم متقی پرهیزگار و حق گوی بودند خوف ولجاء در دین و صلاحهم داشتند. بجهاد علاقه مندی مخصوصی دارا بوده مساعی زیادی درین راه کرده اند و مضا و آلام بسیاری در این طریق متحمل شده اند. حاجی صاحب سالها آخر علمیت ضیاء الملة والدین مرحوم دوره پادشاهی عهده شهید مستخدم دولت بوده در دوره امیر مرحوم مدرسه شاهی مدرس بودند در عصر امیر شهید (۳۱) مقرر شدند و علاوه طلبه درس میدادند و در کتاب سراج الاحکام ذی دخل بوده بالاخره محفل «منزل تحقیقات» مقرر گردیدند که در سالغ محکمۀ مرافعه عمومی را داشت. در عصر محم غازی خدمات رسمی را ترک گفته از حیث وظیفه دینی و ملی به افاضه طالبین علم و خدمت در راه دین تا ساعت آخرین حیات بذل مجهودات مینمود «جزاه الله خير الجزاء» یک هفته قبل از وفات یک نوع ارزش را که بالاخره منجر به ذات الجنب گشته پیکر سر تا شان عارض گرد در نتیجه جان فانی د عالم عقار را با نام نیک پدر د دانشم دیگر بتولش مایه باغ وطن را حزین و غمگین ساختند رو (۲۲) حمل در ساعت ده و نیم جنازه شانرا حترماً تمام حو بزرگان اهل عرفان اعضا وزارت معارف و شاگرد بزرگ مکاتب هجوم مردم بمحجل خشتی برده نمازی شان با یک ازدحام بزرگ خوانده شده بعد ختم نماز شان بر دوش مردم تا مسجد شاه دوشمشیره آور در آنجا در موتر گذارده بطرفی که جایگر لعضلی شان بو خلیفه قاسم تحویلدار نقد و غله از آنجا غله دزدیده غلام محمد قلعه‌داره غلام محمد قلعه‌داره غله‌را خریده و یکمقدار انرا بقاضی برده و تسلیم کرده قاضی شرعی تحویل گرفته بنابر این هر دو ما خوذ و محبوس در نظارت ولایت ساسه میده خلیل واحمد عرضی و یک دشنام دهنا بسا نجمین داره فرار و گریزانند تا زمانیکه یکم توقیف بند هر دو محبوس وباشند از طرف مقامات با ولایت و وطمن انرا تعقیب میکند مد کار را بانهایت دارایی بشیوه داد (اداره افاق) --- page 57 --- شرح اشتراک ... قیمت سالیانه ششه ماهه نمایندگان ما در کابل اخبار افغانستان ممالک خارجیه وزرا و سفراء ۵ ق ۷ ۱۱ ۸ ۱۵ ۱۱ ۲۰ شرايط ضابطه ... این اخبار فعلا پانزده یوم در کابل طبع و نشر میشود و بدیگر مقامات بر پست فرستاده میگردد انچه بخارجیه میرسد در حصص ارسال و مقادیر واصل دریا واره نامه ضبط میباشد هرگاه اسعار وجه اشتراک آن زیادتر اشترک بتوسط خط من شود در صورت نقدی از عهده تا بله دریافت میشود (نگارنده) ربنا الله کشاکنی بدلالت سال شرايط اداره ما وطبع اعلانات ما در آینده شایع و ارسال مستعار شايع شرايط انست که سطور اريغ حقیقت الاول کابل دوشنبه ۴ ثورم ۱۳۰۰ سرطان ۱ شوال المکرم ۱۳۳۳ق شماره (۱) قطر و وسائل نقلیه بدرجه صفر و موانع فطری و عوارض طبیعی دران بدرجه طاقان میباشد پست بجلال می آید و خطوطه ناو فرسنجات دوانق و فخار مبحث ما من حيث البه متين قونسیون بالکلا درین اواخر هر مجلس و محفلی که متصادرف شده ایم بالفاظ متعدده بیانات مختلفه اساس شکایت عدم انتظامات لازمه امورات دایره دولت متبوعه خودمان را استماع نموده از تحقق و تدقیق در اطراف آن با هم رقبه باری بغیر حضانه خودمانرا در آمورد خیل ساخته ان شکوه و شکایت را تا جائیکه شنیده و با زمان قرین صحت می انگاریم :- ذوات سانخورده چنین حکایت میکنند ما هم از ملاحظه تاج التواریخ تصدیق او را نسان میدانیم که اولس ستمگر در سرتاسر افغانستان حسب اقتضای طبیعت و زمان در دوران خاقان جنت مکان اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان توسط نفری پیاده تنظیر و تشکیل یافت بیشه الامر انان در یک مملکتی که دران سلسله طرق طی ورطقه جندبار الاستمرار چه باان یافته تقریبا مسافه ۵۰ گرده کابلی را در ظرف سه شبانه روز کمال خوبی با وجود مشکلات در حراس موسمی تراح میکرد و مکاتیبیکه ساعت ۴ عصر امروز در کابل تسلیم اداره میانه و پیاده ی جلالتی با د کسل میشد علی الصباح بعد از ساعت ۱۰ باشندگان خطه فضا جلال آباد میرسید مکاتیب رسمی وتجارتی در همان موقع و سوق توزیع دانه حاطه انها پاس فردا انان کامل التغیر میشد... و پیاده حزومی و مکاتب فی قوله اوراق دارت همواره از کابل جلال اباد از طرف ۲۱ کرور ساعت بدان قید وقت در زمان موصول میگشت. در عصر سراجیه چون زمام مهام امور را بسته بانتظارت حضرت عالی خلد الله وله مناسب امد خلاف برینکه در تشکیلات اداری و تنظیمات --- page 58 --- شمارهٔ (١١) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ١۴ ثور پستی یک نظر ونسق نمایانی روی کار آمده سرعت کابل بامدادانه مزا رحسیس انار و قندهار شرف حرکت پسته‌ نیز نسبت بمدارج ازمنه جدا قابل قدر الامصار دور گردانید که مکتوب تآ رسمی بود با وجود مساعی جمیلهٔ آن شهزاده قوی ارادۀ از جلال آباد تا کابل در ظرف چند روز موعود بدان سرعت نمایان تسقات شانان آن میگردد تا چه رسد بعامه اهالی. اکتفا ننموده در یک حصهٔ افغانستان حمل و نقل ازین سبب که چندی قبل برین شاهده بسته‌ها و پارسل‌ها و امانات را بوسیلهٔ اسپان صیاد از طرف هیئت مخابراً افغانی نسبت بحرکت اخبار و اشیای قبیل از مکاتیب و سواره دور دانها دادن پسته بتوسط موتر‌های تیز رفتار خود را تکمیل آرزو و غرض در عناد پسند سردار انتشار یافته و اغلبا آن ذوات محترمه غیر ندانند تا الله اساطنه اسبق معاش سولا حتماً ازین بی‌نظمی و بی‌نسقی امورات مخابرهٔ تعطیل و حمل و نقل پست باز بر پشت همان مملکت خود متأثر خواهند بود و بهمین یکجا پیاده‌های براتی محول یافت. مساعی جمیله شانرا مصروف به تسریع امور در اوائل دورهٔ سینه امانیه) نیز چه آن پستی خواهند کرد. اجراات علی و چه کار روائی مهمی است که بعقیده ما اگر مارا ملامت نکنند بوظیفه مامور وسائل حمل و نقل پست و تسریع و کنه پرست نخوانند و از هیئت جغرافی مخابرات مبدل نیامده است؟ بودجه هنگفتی مملکت خود خبر باشند و مشکلات موجوده برایش منظور و قوانین بزرگی جهت آن سطور شاد وقلت وسائل حاضره ناقله و خرابی طرق است محصلانهٔ آن با ازمنه اسبق نسبتی ندارد و کا را سرکشه آن موانعی را که قبلاً در اجرای توفیر الش هم حد مخرج و مسرت تا چندی حمل موتر سیکل و گادی منظر تجریه نگریسته انده و نقل مکاتیب و امانات در شبکه پسته زیر نظره دقت انداز و متدا مرآمر و نقل بتوسط موتر سائیکل بود، اما متاسفاً در مدت پست را بتوسط پیاده‌های براوی که در قضا بسیار اندک بواسطهٔ خرابی سرکها و عدم اتقائی شان نسبتاً افزوده شود، و مزید سرعت موتر وانها تمام موتر سائیکل های با تفاق دود ازوشان مطالبه فرمایند بهتر است والا عافیت بان گذاشته شد، عوض ان تسریعیکه تا زمانیکه ما یک جادهٔ پخته و سائر لوازم انا ازان سرعت برای تسریع مخابرات تحت مالک نشویم ابداً بتوسط گادی و موتر قریباً نظر بود خسارهٔ بزرگی بواجهٔ پست عأید آمد یک دسته عظیمی را که تا تکمیل دورهٔ یکساله در اثر آن حرکت پست بتوسط گادی تحقیر شد شرکت دو صول خود را فراموش نکند، دائر با وجود جاده جلاله و سفر غریزه مامورین جان نخواهیم کرد! گادی هیچ کار بی برایش برده نتوانست و بر خلاف توقع بجای سرعت حرکت یک تقریط بر جریدهٔ مژدهٔ شرف عطلت نمایانی دران مشهود گشت و تقریباً عصر فرخنده حصه امانیه برای افغان از نقطهٔ نظر حرکت و سرعت جلال آباد را از غیر مسلکه و عرفان و زمان ترقی نما مایلیت --- page 59 --- ١١٠ جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه ١۴ ثور دوره جلیله علی قدر امکان کوهر کران و ثبات کامله در میدان مراد اعلام تکا پو فرستاده بدست می آرد منفعت نگارست خصوصاً و بمقابل موانع روز کار پافشاری میکند تا گوشه اخبار توانی و اخبار نویسی در مذاق اهالی گیر زاویهٔ تعذر نشد بگذارد قاطبهٔ از خدا قدیر لوای امنیتی جا کر کردیده است؛ از ان جهت کامیابی و موفقیات او را بپازد ناظرین محترم تم یک خبار کثیر المنفعت مشحون بمضامین بدست آوردن و اشتراک آن توجه مبذولیم ادبیت داره و صحایف ادب فاضل و کامل آقای جلال الدین سلجوقی از این سوبلوء کر عالم مطبوعات کردید که حقیقت این شماره انرا با کما اهمیت (در هوتل ندرانی) مبارک تهنیت فوق المرام استقبال نموده میگوید از حضور عالی بها در بجار هر تبار چنانچہ جوامع امه خوشانه زیر مجنون کامل شرایع و بزانین هر کار پر کار با یک اندیشه ختام منافع مقالات با کمال نسبت بدین جریده شریفه سد باب دینہ ١٠٠ کورنجی هیوت ماسکا نجد میخاشاند بنا با کبر بی ثروتی این ثروات از وزیر جریه باقی صاحبی شان شوراخانی بار نظر حوایج ضروریه ما نست یا اینکمه ثروت حضور اجل عبد البهادر بجان وزیر تجارت با ما هم مشکلات و آزار خوابی انطاق با صول ممالک غربی برای عموم اعزه و سد راه پرکشته است با حضرت احدیت اراکین دولتی و ملی داده شده بود و سار نهایت کناد تمنا شینکہ در دل دارم نیست مدعوین محترمه مار دایدہ مکتوبہای مطبوعہ (جواب) ثار خوانند نارد و زانه و الا در ملکہ سیاسی ازین تقریب عالی مطلع شده بودند ن بدار پر شناسان خود نماید. زیرا که فقط بساعت عموم مدعوین دارد هوتل شده ین مجمر بی و ازدیاد مواد تجارتی بست کہ در غرفه بر خورام راز ملازمین میگر فقند و پس از ان علی سبیل الاستقلال خرد توطان غربا پذیرانی میزان قدردان خود ہر یک با منظمی که ن بحریر نرخ نامها سوداگری وضع و مقرب کردارند، چراغ بزرگی در خیابان شمال غربی صحن مه است حالا تکه درد نما مواد تجارتی نہ ہوتل نهاده شده بود مقدمہ و قع نموده بصرف ن ارسد با ز تغییر پدیرست و ممکن نیست مصاجات جو او یہ کانو قع مباشری بودند تا انکہ سازی لصدر ما خوایش یام روز نامه با نزده روزه زنگ طعام بفرمان صلا و واخته شد تما صد غوین بلا تکلف ن د فند اکناو که این نو باده شیرین و سزیں آمار یا الا میزها عام که با نواع اطحہ عمله واشربہ متنوعہ ہانز یعی از اخبار با وطنیہ که در اول با تک فطرت لوازم و لواحق آن بخت ساشا نیگیر میجائی آج نبود یا ہے ماده د سر مبه سیما با ر نها یه ناظرین خود را یک آراستہ شد بودند جلوس معده بکمال کشاد کھا گوہا مصوف نسبت فوق العاده انداخته بود بالاخره آن فرمودند.. در اثر ان حفظ بها و بر بر مقام تجارت با یکدیگر وار را و پر دوامہ نورزیده بجا انکہ یا عزم | سازها پیمانه یا لطف تمیم و طبع مطوبی را در مجامر حضرات چنانچه یکی از مدعوین بصرف این گونه طعام نا بلد و چون طعامی بر میز حاضر گردید از بسکہ چرب و شیرین بود با کمال اشتبای تناول نمود و بعد ازان شیر یخ بیاوردند و وی بی محا با تمام را فرود برد بہر حال این ندانم کار بے محابا در اثنای فرو بردن شیر پیخ بسینه خود دست میزد و میگفت خدایا این چہ بہار و خزان است طعام چرب و شیرین بخور دم حظ بردم باز از و پی شیر میخ خورد نم از سردی ان روان من بر جسد خاکی ام دندان میگزد ای وای سینه ام ریش شده و دندانهایم نیز کند کردید حضار مجلس ازین حکایت خندیدند و یکے کشف حال نمود که شیر یچ در طعامهای سرد مثل فالوده و زرد است حرجی ندارد بلکمہ مہرہ ہا را قوت بخشد پس از ان بر دو باره عجب و غریب را باز کرده و باین بیان خندیدند. و کله سر است و شکر گذار شدم که خداوند جان من بسلامت بود --- page 60 --- شماره (۱۱) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۱۴ ثور بغاوت کردستان ترکیه نجد حجاز اخبار وطن مشعر ان است که در کردستان بسیاری طائفاً اسلحه در برداشته بی نامه برابر خلاف جمهوریت مشتعل میشوند گرفتار شده اند، ونیز جراید ترکیه عقیده دارند که در بغاوت کردستان باشیخ سعید دست تحریک بیگانه کار میکند و اولا مساعی خود به اوضاع جنوبی کردستان مصرف مے نمود ولی پایتخت مذکور ناکام و بر پالیسی تحریکانه خود دست نیافت آن کا میاب بر آمد، فتح بیک در مجلس ملی ترکیه سازش بغاوت کردستان را راجع به برطانیه دانسته کاظم قره بکر پاشا عضو جماعت مخالف تاکید کرده پیشنهاد نمود ان را بر اقتدار خلیفه حکومت امرار نمود . قسطنطنیه خبر بالمصادر نامه نگار تایمز از مشهره است به نقل حرکت قشون ترکیه بر چهار جانب با میان شروع و احاطه کرده است تا باغیان را به اطاعت مجبور گردانند. عمده مجروحین و مقتولین بازان جرمنی دفتر نفوس شماری به شتاخ تفصیل : مجروحین و مقتولین سربازان جرمنی در موقع جنگ بین الملل را شایع کرده عدۀ مقتولین اهالی جرمنی دسترد فی اورانه ۲۰۵۵۰۰۰ نفر و عده مجروحین قشون باشمند مجروحه جرمنی را (۴۲۸۰۰۰) نفر نشان داده است اناجمله (۱۸۲۴۰۰۰) در سند ۱۹۲۰ مستعفی مستمری گردیده در آغاز سند ۱۹۲۴ عده شان (۵۵۰۰۰) نفر تنزل کرده است . (طلوع افغان) اخبار ام القراء گویست جنوب که از راه پیشین بار شتری آزوقه (اشیا خوراکه) وارد مکه مکرمه گردیده دیندار ترین نامه نگار اکسچنج کارنیکا از قسطنطنیه بخطر است که حکومت ترکیه کوشش میکند که براء شاگردان تفاسیر کلام مقدس الهی که بزبان ترکی تازه تالیف شده است بیفزاید و نیز احکام نام فرموده که علمان مدارس که در مساجد و ایام با جهرا بیا شدن تعلیم علوم مذهبی را حاصل ننموده کند و در بودجه مساله در ولطائف شان زیادت کرده است جرائد روس انگلیس ہر قدر انگلیس در اروپا برای قیام اثر خویش جدیت بکار میبرد همانقدر رسی بر اضطراب روس می افزاید درین موضوع نامه نگار تایمز از ریگا مینویسد که جراید مختار روس چون افرو رسون روز افزون او سلامتی در عظمیه بزیاده است رو من خطرناک پیدا ار و کن مقالات استهزائیه یی را بر قایق کیوبا ز پودر بالا بونا جرائد روس اعلان میکنند که مصاری ملی نود مقاهمت برطانیه و فرانس، جرمنی بسیار معفر ضروریست و زنگ خطر انه مسائل ارو بنده فارغ یافته در اجرات تشریق روس است به تجیب زیاد بر رد کار خواهد آورد. موعد رجوت ویسرای هند و پسر ا هند در (۱۰) اپریل زمینه رسان عازم انگلستان و غالبا تاریخ ۲۴ اپریل ولدا برداج و تاریخ (۱۰) اگست بهند رو بند خواهد شد (و) --- page 61 --- شرايط و ضوابط نيو این اخبار الغز از ایام تعطیل در کابل ہر نیا اماشته میشود دیگربہ مجا در ہر پسته خلاصه میگردد امور تحریریه نگارند حقيقة العلی و حق الاجره اعلانات باداره حواله در داخل و احداز به عدد انتشار نمرات دادست اشتراک بتوسط دفتر امن در کابل بصوت نقدی تا لا از همه جا دریا میشود (نگارنده) مدير امان الدين مشكلى شرايط اشتراک کابل محلات و مقاما قیمت روپيه با مہر سالیانہ کابل ۵ | ۱۹ شما ليتن ۷ | ١١ خارجيه ۸ | ١٥ ششه ماله ۱۱ | ۲۰ اداره مطبعه حقيقه العلما که در کابل بنا علی و مراد اسلامیه در مقر خوبیدار اند میگردد و ج ت سراج حقیقت دول کابل شنبه ۲ عقرب ۱۳۰۱ ش مطابق ۲۲ شوال المكرم ۱۳۴۰ ق شماره (۱) توکيل صاحا بلمه حضرات عظهم ذوی التكریم وسادات محمدسن ر علما و و بیله سایر ا بیت مقدسه استان ارح و بروتن است که درین تسعین یک برای اصلاح و فلاح امور ملت مہمات دنیوی مردمی در عالم کائنات صرف نزول فرموده و عالم وتاييد دین کو وسیله تحصیل علوم و فنون در عصري لی بظهور حرفان عالم دنیا ر امنور ساخته و کحامیان السولی مال را کثیر قطعات آسیا و اروپا رامستطیری ر این بود نتيجه تحصیل علوم و فنون مکارم اخلاق م عالی که از تعلیم حق برای ملت نجیب اسلام مال آماده فیای حقیقت انتهای آن تعلیم درست تازه بعالم و عالمیان بخشید . فی الحقیقت عالم لیات اشرف علامات انسان است. علمت کی انسان را از رتبۀ سفلای حیوانیت معارج عظمای ملکیست می رساند ! علم است که انسانرا از حفیض خاک با وج ملاک در طیران آور دوامور معا ديه و معاشیه نوع بشر را بوجه احسن مہیا می سازد ! آن ترقی و تعالی که در عالم اسلام دانست بنتيجه كسب علوم پیش و بنوش فعالیتی مدنیت او شبان بوده قارات که تباین مفاخره سیادت در جان بوه در در تحصیلات ومعالی ترقی تو قبال بر عالم تفوق تمغاز داشتند . زندگاه بدبختانه تلنی جهالت ر شعار دو ساخته بعیش و عشرت وراحت استراحت گرفتار آمده از تحصیل علوم وفنون بی بهره ماندند ، در منتزراع انحطاط گذاشته ، د بالمقابل دیگران بکمال فعالیت شب روز در حصول علوم و فنون صرف مساعی نمود و از حفیض ذلت با وح عزت وجلال صعود نموده ارتبه عسرت بغفر ومسكنت و فشار اسان ذلت براحت استراحت و ترقیات فوق العاده رسید ه مالک قطعات بر یه و بحریہ زیرخر دنیا و دارای طیارات ہوا پیما و جازات تحت البحر و توپهای دور زن و سائر آلات ادوات حربی فابریکها و روتهما، و تجارتها، وزراعتها، وصناعتها شدند. ومسلمان بادرنتیجہ آن جہالت غفلت از آن جهته سیادت و سعادت خود را از دست داده، الفیست که بادها --- page 62 --- جلد (۱) شماره (۱۱۶) جریده حقیقت کابل شنه ۱۸ بحران پریشانی ها و پراکندگیها و بی اتفاقیهای شکلی که بحقیقت احوال آن وقت زار و قابل ترحم است نگردیدیم ! در همین بین خدای متعال را شکر گذاریم که با ملت افغان را مظهر الطاف خود ساخته یک پادشاه خیرخواه با دیانت اعنی اعلحضرت امیر امان الله خان غازی را برای احیای ما ملت افغان در مملکت شان نمود که ذات مقدس شان در دو الم عالم اسلام را بر عیش و راحت و استراحت خویش مقدم دانسته و حیات عزیز خود را صرف ترقیات ملک و ملت افغانستا و اتحاد و اتفاق عالم اسلام فرمودند چون ترقی تعالی مملکت عزیزیشان منوط بر تحصیل استقلال و آزادی تامه آن از حمایت و اسارت خارجه بوده این است که در بد و جلوس شاهانه خویش اولین اقدامی که فرمودند بدست آوردن گوهر استقلال بود که بتائید حضرت باری و روحانیت حضرت نبوی صل الله علیه وسلم همت والا نهمت ذات پادشاه شان با ملت افغان بآن نائل و کامیاب گردیدیم پس از تحصیل استقلال که شوارع عالم بر روی مفتوح گردید برای تحصیل رسیدن بسعادت و ترقیات امروزه عالم دنیا که پایه علویت و افتخار آنها گردیده - اعلیحضرت پادشاه غازی معظم ما همت گماشته این است که مراودات و مناسبات خود را با ممالک عالم قائم کرده در صد و تحصیل و تکمیل علوم و فنون ملت و ترقی مملکت خویش اند و چنانچه مناسبات سیاسیه و اقتصادیه ما با عالم و نیا بر قرار گردیده سفر او نمایندگان ما در پای تخت های ممالک متمدنه و نمایند های ایشان بدربار شاهی افغانستان قائم شده است محصلین افغانی در خارج بکمال اغراض پذیرفته شده و معلمین و مستخدمین خارجیه برای تعلیمات همه گونه خدمات افغانستان درینجا حاضر اند. که با تفصیلات یگان یگان آنها را برای استحضار حاضرین محرام برادران عزیزان می نگاریم ! [ سپس ازین عهد نامه های افغان و الطالیه و انگلیه ، ایران فرانسه و المان و با ترکیه به تفصیلی که از صف ۵۹ سال هـ رویداد لویه جرگه ۱۳۰۳ مرقوم است قرائت در ختام معامله خارجیه باز رئیس صاحب فـ وکلای محترم ! و مشایخ و علما و معززین و روسای مکرم کل نقطه افغانستان بناء لویه جرگه من بحضور شما عرض کرده نمیتوانم خیمه و بارگاه یک هزار یا دوهزار نفر از افغانها اند بلکه عرض میدارم که جمیع ملت ما امروز اعلیحضرت شرف حضور دارند و پیشگاه پشوا یک حصه از خدمتهای دولت متبوعه شان را و جهت و تدبیر اعلیحضرت غازی در وزارت خا برای افغانستان شده است توضیح و تقریر میخواهم واضح تر عرض کنم بکوقت همین افغان بود که سوداگر های آن از سند و ستان و و خود را از سایه عین بزرگ بشهر دو کس مسلمان با خرین نقطه هندوستان که لیمپسول حامل مدارک دیگری هم است ؟ یا نیست ؟ همین افغانها که از عماله و امراء دولت انگلیس لالت و براـ دسرای فای دست تذکره لات جمعیت ۴ روزی دارد ؟ بلی ! افغانستان از مدتی خیال که خود را با دول عالم بشناساند و نام خود را بـ نشر نماید چنانچه سلاطین ماضی مملکت افغانی کوششها کردند و تشبثاتی را بکار بردند ا که بعزم خود کامیاب نشدند و بعد الحمد الله کـ سعادت نصر اعلیحضرت غازی بتمام الخلوص اـ عزت خود را حاصل کرد چنانچه عموم سفر او نماین او در روی جهان قبول و بر جمیهای اسلامی ما در فضای عالم متموج است ملت افغـ از کستام نیام گر باد نیار فته نتواند او ممدین عزت بطرف شان می نگرد خود من یکی از آن --- page 63 --- نمره ۲۶ جلد (۱) شماره (۱۱۶) جریده حقیقت کابل شنبه ۲۴ ثور ملت خود میباشم چندی پیشتر ازین در محفل انفاے فابریک میفرستیم، دیگری خواهش ارسال امور ہم باکثری از حصص دنیا سیاحت کردم و هر مجلس مستخدمین مینماید مطلب ہر کدامے ازین دولت ہاے کہ میرفتم مورد عزت داری زیاد میگردیدم چنان پذیرا خواهش دوستی افغانستان را کہ یک قوم شجاع شما میشدم که در داخل مملکت خودم آن قدر عزت ندیده دلاور میباشند دارند (کف زدنهاے شادمانی) بہ لحاظ اینکه نام افغانستان بر سرمن بود (تجویزندباد کدام دولت است کہ اسلحہ و قوت خود را کم اعلیحضرت پادشاه ترقی خواه!) کردن خواهد۔ اما زمانےکہ اسلحہ میدہند محض امروز شما خیال نکنید تنها شما وزرات خارجه جہت دوستی با افغانستان است الا به روسه پیدا کرده اید نی! بلکہ افغانستان دارای وزارت خارجه افغانستان محتاج نخواهد بود، فقط امروز دولتهاے و در بینها و مامورتبها و حکومتہا و دیگر تشکیلات مفیده معظمہ دنیا آرزو دارند کہ با دولت افغانستان وترقیہاے مزید گردیده و دارای عزت و شرف عظیم دوستی مناسبات داشته باشند و این دوستی بان که شایان اوست میباشد امروز افغانستان خود ضر ور اے نگردد ما مفید خواهد بود، این افغانها این پادشاه ترقیخواه و شریعت پرور خود افتخار میکند است که از لاہو بیشتر را نمیدانست ہمین افغانهاست که بنظر دول معظم دنیا بتوجهات این شہنشاه نمایش در افشته جات زمان سابق یک حصه از طلقات خود را معرفی کرده است ر زنده باد پر یا رتر قیخواه بند است پیشه انگلیسان اورا زیر اسارت خود پرورما) میدانستد همین افغانستان که در دنیا نام و نشا امروز جاے بسیار مسرت و شکران است کہ نداشت همین افغانستان که عموماً لقمہ تسمہ جوامده افغانستان یک پادشاه با غیر تے پیدا کرده که و یک ملتی زیر حایہ انگلیس شمرده میشد از توجهات زندگی، راحت ، عیش خود را فداے آبادی ملک جہاندرجہات پادشاہ رفیع جایگاه خویش خود را در جهان و ملت و وطن مے نماید، امروز افغانستان نہ تنہا معرفی کرد و بجميع دول خود را نشان داده و گفت با دول خارجه بزرگ دنیا نوشت خواه آمد و شد برد ہرکس دوستی افغانستا، آرزو داشته باشد افغانستان بسیار فائد ہا از دول اجانب گرفته است افغانستان حاضر است و ہر کہ دشمن او باشد شما بینید فائدہا ہے کہ امروز از دول اروپا افغانستان نیز مردانہ وار بمقابله او حاضر است کہ گرفتہ ایم یکے اسلحہ موجودہ است که بیک تعدا وکلی مشت در دہن شان زدہ خانگلہ ئی شان بشود داخل مملکت ما شدہ میشود و دیگر اسلحہ جات طیار ہا و خا (کف زدنہاے شادمانی) که باد ضرو ریات نیز برای افغانستان آماده مارا باید که شکرانه بدرگاه خالق بجا خاندیم که امروز موجود دو مصرف با مر وزارت حربیه و حکومت مستقل دوره ده ساله استقلاشه خود را زیر سایه اولوالامر حما اگر وزارت حربیه ما امر نمایند در مدت قلیل بسیار خویش بسیا ر کانی طی کردیم وزارت خارجه خدمت ده اسلحہ کلی الفور برای ما بہم میرسد، امروز دولیت شال ساله خود را بحضور شما عرض کرد به رخ شنو د متی تشکرات فرانس، دولت ایتالیه ، دولت و حوصله افرانی شما تیم شاه شکر میکنند، امیدواریم که در آینده انگلیس ، هر کدامش علحده علحدہ خواہش دارد نیز بعنایت خداوندی بتوان حضرت غازی ممدوحه شانه خود را نیز که اسلحہ خود باشما اسلحه میدهیم یکی میگوید طیاره به بسیار کوشش وسیعی بکا ر انجام برسان آرد بوره که اینده میدهیم یکی میگوید توپ میدہیم دیگرے میگوید خدمات تا اینجا در ایک سوشو ان عرض گر دو دن پر دوں کے --- page 64 --- شمارهٔ (١١۶) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شب ٢۶ ثور از قرار تحریر واصله در بالاحصار بخارا قبل ازین بخارا از قصبات ترکستان غربی مشتمل بر صد و شصت دینار طلاے غیر مسکوک بدست افتاد بود چاکرم حشم و شش قداق برین اشیا یک خریطه و یک مهندسی نه پودروپیه و پیسه مسکوک یکهفتصد ساله که روسها پنجه حصص ترکستان اوزبکستان، تاجکستان، قپچک گرد و دیک قسمت آنرا برای اکتشاف برخی مسائل غیر معلوم گذاشته‌اند [بودجه آثار میک پبارک کامل است] ترکیها عصيانی که از مدتی باینطرف در کرسوز زیر ارادهٔ شیخ سعید نام بروز یافته بود تماما الغا گردید و مراکز اداری که بدست بغات افتاده بودند بالکل استرداد و شیخ مرقوم با اعوان عمده‌اش گرفتار و حکم اعدام او داده شده است. در قطعه کردستان که تعلق به ایران ایران دارد شیخ غزاے نام بنای شورش را گذارده و حکومت ایران یک دسته فوج برای سرکوبی او فرستاده میگویند منطقه شورش او متصل بسرحد موصل است. در جاپان یک حریق مدہش بوقوع جاپان آمده قریب (۳۰) هزار خانه سوخته و (۲۰) هزار نفری بیخانمان شده‌اند. برای ایجاد غایتی حقوق مراتب آسیا و کشف روسیه محصولات داده شده است. اگر تجار روس در رونق افزایی تجارت دانده کوشش نمودند برایشان ایجاد داده خواهد شد که منافع معقولے استحصال نمایند جاپان قسمت شمالی سخالین را تا امروز تخلیه نمود. قرار اعلان حکومت روسیه در نواحی دریاچہ بیجال یک معدن طلا که طول آن شش میل است کشف شده است. منسله مزدوری که در طرخ فابریکه یا در اکثر جاها اعتصات نموده از کار دست کشیده اند و بعضی لیدر پاشان مجلس اندور رو بحواله سندی معلوم رفته که اعتصاب دوران روبه‌تزاید است. کابینه جدید فرانسه از اعضای ذیل تشکیل فرانسه یافت المروز ا و وزیر جنگ سید یانویان وزیر خارجه بریان وزیر مالیه کالیو وزیر معارف دمونزری وزیر داخله شترنک وزیر عدلیه استلیک وزیر تجارت شومی مستعمرات آندری حس بحریه یوابل زراعت دیوران فوائد عامه لول کارگران دور افو ا مقوم مارشال (هند نبرگ) سالار المان بزرگ قشون المان که در جنگ عمومی کارنامهای او بر کس ناظر دارد به ریاست جمہوری المان انتخاب شدند. مخابر روزنامه (تیمس) مینویسد که چین عدم امنیت سرتاسر چین حکم فرما بوده زمام امور بدست قشون است . اگر چین بدان ترتیب تجزیه شده رود در مدت قلیلی مملکت بچند حکومت مستقلا تقسیم خواهد شد. این مسئله یکراست یاست المللی بسیار خطرناک است. چین بانند یک صیاد دول متحد آن افتاده است که ہر اصلاح خویش نقدانی داخل چین شرکت خواهند نمود. چونکه یکی از اهالین بامر موسولینی ایطالیا اطالی بعراق رفته مدتی در آنجا اقامت گزین حکومت مصری بنا بر مخالفی سندی میگذارد. ویرا اخراج نموده بد بجدیکه سفیر طرابلس اطالوی انطرف دول اطالیا بحکومت مصری ارسال شده است که اخطاری حکم خط اتمام حجت میدارد میگویند که این حرکت المالیای بتحریک انکلیس است تا مصر بهمانجا پیوسته پر اعمال شنیع مراجعت کنند. در بودجه وزارت مستمری انگلستان از (۲۰) هزار پوند برای مصارف در عربستان منظور شده است این منظور معلوم میشود که بعد بماران صنایع عربستانی رقابت ابزاید به بسیار کسان توجیه و حواله عملیات شبانه است دشمن براندن کمر نبندد. بمجردین برخی انگلستان خوف دارد که مبادا نهضت لندن طوری واقع است که خطران رانجویان دشمن به‌دیده طمع نگردی با اینهم در برد عمده طیارات که در مقابله دشمن کار امروز عقل کلا --- page 65 --- این جراید قراراً انطباع کابل گشتند نشر میشود دیگر در ماه آور بر حسب هندهای سال میگردد امور تحریریه بکار رز تنقیدت و مقالای اصلیه در ادارۂ مانده جریده در اندراج واصلاح و عهد انتشار نیل داداً اشتراک توسط خزائن دولت بصورت نقدی از هر جا مبلغ در یات میشود (نگارنده) حقيقة و یا الیه روشنگر پیروان بین کلکانی سال اول کابل شنبه تورم ۱۳۰ اشر مطابق ۱۵ شوال ۱۳۳۳ شماره (۱۱۳) [ILL] قاطبه تبعه حادثه دا نجات مملکت پر فضل و برکت افغانستان بمحنا اب و هوا و موقعیت خویش در محور هزارتان دہر و تحدید پست ملت افغان نیز از حیث تابی اخلاقی و شجاعت از بهترین ملت های روی بر محسوب بشمار میرود اما از حیث مسائل بیا اقتصادی اداری طوریکه همه دشمنان انرا صدیق نماید فقط در همین عهد فرخ مهد اعلیحضرت غازی امیر امان الله خان اولا به خفا منصہ شہود هویدا شده است چنانچه بچشم سر می بینیم که در هر بلاد و مهام در هر شهر و دیار از یمن ہمت جہان صیت ان تا جدار طنداق دار مجالس متعدده مشوره جهت انجاح و فلاح انا پی از مضیق انواع مشقت دشواری بر کشود شده است که این مجالس در امورات نافعه و مسائل اقتصادیه و حیات سیاسیه اسباب ترقی و تعالی این مملکت افغانیته تر اتنا تحت نظارت و هدایت حکومت متوجه خود اجراءات مینمائید و درین مدت (۷) سال بطی مراحل مقصو مملکت و ملت و دولت تا بسیار جای موفق و کامیاب تر آمده اند. حتی این افکار عالیه و نظریات سامی بدرجه در عور قلوب حکومت انا شیه گردیده است که علاوا بر مجالس مشوره که در علاقه دار بها و ولایات افغانی و دار السلطنه اثبات وجود دارند از با فکر سلیمه و و کلای دانشور فهیم و علما و سادات و خوانین تبعه افغانی را جهت مشوره لائی و نذاکرات خروتیه باز دید امویہ داخلیه و مصالح مفیصد معاملات داخلیه خارجیه و تسہیل وافکار عالیه انها در مسائل سائره ترقی و تعالی این خطه سعادت وسیله بیک اجتماع بزرگی بنام (لوی جرگه) دومراتبه دعوت فرمودند تا در ان خلایق ذوات که در لغه افغانشرانه . --- page 66 --- جلد اول شماره (۱۱۳) جریدۀ حقیقت کابل ۱۹ ثور یوم سه شنبه ذاتا این مجلس بزرگ از هر حیثیت واز ہر جہت از ان چنان یادگارہاے تاریخی و شاہکار ہاے ترقی و تعالی افغانستاہست که تواریخ افغانی آنرا بخط نور بخش جلی در قلب صفیحہ شیر جا میدہد اما چیزیکه شان این جرگه را برمزیت انداخته و دلہا را در سحت درآورده ست آزادی افکار و خیالات مشترکین کرام آنست که بنحوی نطق شوکت پیرای اعلیحضرت انزادی بخش که در صفحه (۲۳۹ - ۲۴۰ رویداد لویه جرگه ) مندرج است عموم مشترکین آن درین عرصه بمبدئیت روز مالاک آزادی تامه افکار و خیالات خویش بوده چیزیکه در دل داشتند و آن تمنیات را که از سالہا پی دراز در قلب خود میپرو را نیدند و کلامی با خوانه حضور پادشا ہان بلکه بالمقابل ادنی ترین ملازمین حکومت کا بیگا بزرگ و خطای سترگ میپنداشتند بخصو شقت فطریه این پادشاه واولی الامر خویش نه بکار روئی نمودند و هر نقبای را که بدلیل داشتند آزادانہ بعرض رسانیدند و مسائلی را که حکومت پیشگاه آنها مطرح مذاکره نمود مدققانه در ان عطا افکار نمودند. بسا مسائلی را کہ ابداً حکومت خواہشمنہ مداخله در مذاکره آن نبود شرکاء محترمه از فرط همدردی و اطلاعات و اخلاص مخمر بعشق مذاکرات خود نمودند که دلیل قاطع و برہان ساطع بدست برین مدعادر میان آوردن مسئلہ سرکوبی سمت جنوبی ہست کہ آن ذوات معظمه در سرکوبی شرار بغاوت شعار سمت جنوبی داد طلبی و مسابقه با توجبرکدام گوشمالی این شقاوت پیشگان علیمده غلجده ذمه وار و متعهد گردیدند در موقعیکه مسئله بغاوت و شقاوت این طایفه بدبخت بنظر اعلیحضرت دار باسب رتق و فتق حکومت در ان فرصت چندان اهمیت نداشت که باعث صرف اوقات مشترکین جرگه گردد اما چون آزادی افکار یکی از شرائط اولی جرگه بود لہذا مشترکین بخلوصیت قرین نسبت محبت و دوستی که بصاحب دولت و ہمہ بہ مملکت خود داشتند این مسئلہ را خود سرانہ مورد بحث تمحیص ساختند ملاحظه شود سطر ۳۱ صوف و سط صف ۳۳ ۲ صفی ۴۰ ۴۱ رویداد لویه جرگه در میخونان سائره داخلیه و خارجیه هر یک ازین ذوات جز باندازه که شاید و بدرجه که باید تشبثات مدقانه و تقومات موشگافانه خود را جلوہ گیر عرصه شهود کیا اند که کتاب لویه جرگه رویداد آنرا با شریحات عرض انظار اُلو الابصار مینما ید اما از نقطه ی تذکار بحث ہاے خارجہ تا تر طوالت و صخا کتاب و هم چون در بحث ہای خارجیه بجز ارکان خارجه عامه ملت و مأمورین دولت دخلی کافی و گرفتاری وافی ندارند یا اینکه زیاده تر موجب بحث و تمحص جرگه گردیده بود از اندراج ان در این کتاب صرف نظر گفته شده است. بلی افکار و آزادی عموم مشترکین جرگه مورد تحسین بوده است اما آن فکر سلیم کہ باعث این و افکار عموم را در جریان می آورد تنها رای صوا پیرای اعلیحضرت ہمایونی بود که مانند یک پد رفیق و معلم شفیق اولاد ہای معنوی خود را بشان سعادت از افکار سراپا ہدایت خود را ہنمائی میا این مجلس بزرگ قلب متجاوز از دو ہزار شخصه بصورت تشکیل را بچوت یک بارگاه ملکی پیدا گرفت بود که متاسفانه در اخیر کتا بلطمه های اسامی شان پوره داخل نشده و تا این جا کی اسماء آن ذوات را اداره ما بدست آورده توانست ضمیمه و محنی کتاب گردید. این کتاب فوائد انتساب با مزا آمیزه و معنوی بصرف مساعی سردار عالیہ خارشی رئیس عمومی شورای دولت متخلی بزیو طبع در آمه --- page 67 --- نور یوم شنبه شماره (۱۳) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل ۱۹ ثور بر شنه ط اولین نسبت به د میبود و نه مورد ت و سوله جوناث ت محترم هاند و چون کویا وات لکه جرگه و بحث از وقار کانی موجب ع ان ینز را ن بانجا سیار باید شما مجله میکنند قرار شوکت های تینکه در ی این کتاب خوش سلیقه اولیه جرگه عمومي افغانستا نرا بهر کس نقلا و حکایة میکند خيالي بي مل مذاق از مطالعة شبس ظننا خود را در ان مجالس و داخل مذاکرات مییا بد این کتاب خوش بیان افکار را بر اجراگر های اتیة مستعد ساخته و بحث های فراموش افکار را برار باب آن یاد دهانی میکند. این کتاب خواند انتخاب خیلی مزه آور بیانا مبین را تذکار و صورت مجلس بحث رانشان میدهد. این کتاب تبرک احتساب برگه بشت ملی منفعت بخشود ضر و ربوده شائقین محترم آن او را بیقین خیلی بدست اور ده میتواند. این کتاب خوب این مصنفه مرغوب فن اشارة هندي مخفف نویسی را نیز در محل امتحان اورده است زیرا که قبل ازین جرگه معظم نیا که از سه ساعت فن مذکور در اخذ منطوقات او را زمایی نکرده بود کئون درین محلی پر شکوه اخذ مسطلوت انبوه با توام تسلسل مذاکرات بست روزه آن، قلم های حدیث پرا ایران عزیزم ( میرزا عبد السلام خان، و میرزا محمد کبیر خان مرحوم و میرزا رحمت الله خان و این عبدة احقر محمد سرور) در اخذ منطوقا از فن نوت ها و یادداشت محتوان بطور حسب مقدرت ورزیده که ماخذ اصلیه و منبع اساسیه کتاب لو یه جرگه شده است. اما چیز یگر ما را دچار تاسف و بهف گردانید قص کارونا کاجی را بمانشان میداد همانا دانستن زبان ملی افغانی و عربی و غوامضات متنی و دقایق نظامات دولتی و مسائل بیریج سیاسی بوده هندا لمحمد که آن هم از دست همداونی ترین ساعی برادر محترم و رفیق معظم مان مولوي (برہان الدین خان کشککی) غازة انجا م را بیرتے مرام خود چنان بر کشیده است که تا ابد از بین تانی بر رغم آن نکته چینیان سود که همواره در طنبور عناد خویش نغمه عدم تکمیل فن مخفف نویسی می سرائیدند و بر اختصار نویسی ما انتقاد میکنند، یک مسک و دست آویزه بزرگی بدست ما افتاده است. او هم از معاونت برادران محترم خود میرزا محمد دلاور خان و سلطان محمد خان کرو صاف نویسی آن بیک فعالیت فوق العاده نشان داده اند تشکر داریم . ب . د ) این گلستان معانی گلهای گلاب زبان فارسی و نسرین زبان عربی و یاسمن افغانی را بطوری در خود جلوه گر ساخته که هر کسی از شمیدن آنها دما خود را معطر و بر عالم عالم نجات و هزار خود را با خبر و مستحضر می پندارد . چز که موجب مسرت و خوشي سبب یگانه کامیابی و فرحت اندوزی ما ازین تالیف عالی شده است و مارا در میان جهان مفتخرت کرده در موفقیات ما افزوده است. همانا دست بدست گرفتن و بمصرف رسیدن هزار مجلد طبع اول این کتاب است که در مطبعه وزارت حربیة علیہ طباعت را در بر کشیده بود پیگا شوق و شعف وجدث تامه او را در تمام گوشه های دور و نزدیک مملکت رو میز مطالعه خود بر گذاشته از مضامین عالی آن محظوظ میشوند. چون نگفته من که مرح قلت تعداد طبع با مدادی شوق تلاش و سرگردانی ناظرین این نسخه مبارکه کرد مجددا حضرت نجیب جلال فخر جناب شیر احمد خان رئیس عمومی شورای دولت بطبع ثانی آن بر مطبعه دائره تحریرات حضور توجه خود را مبذول داشته ام قاریان محترم را یاد آور می گردد میگویه که آینه بار این کتاب فوائد نثار از هر حیث، و از هر جهت --- page 68 --- شمارهٔ (١٣) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ١٩ ثور نسبت ببار اول خوبتر و خوش خط تر و واضح تر مبرا ازان اغلاط لفظی و تنقیدات صوری است که در طبع اول آن بواسطهٔ گرفتاری حضرت ادیب فاضل جناب شکلی صاحب امور مترامک و امورات اخباریه بوقوع پیوسته بود میباشند. کمی انتظار کشیده نخواهد بود که بحضور هر یک از شما ذوات صاحب حس و ذوق عرض دیدار نماید و در یکی از دکاکین شهر و دارالسلطنه مشتهر و مشهور بازار خریداری خواهد شد میباید ازیندم مترصد وقت و فرصت باشید تا از حرمان نگهبرست آوردن آن مکنون ز بسکه دیدن گل آرزوی بلبل شد بهار آمد و دوران شاخ سنبل شد زهی ملت افغان که یافتند بدل شهنشهی که از و حل حبسها مشکل شد زمین بہرت او فخر و عزت عالم ہوا و نور اگر بود خاک کابل شد زمانه یار شد و بخت سازگار آمد که یار و آئینه هر دو بهم مقابل شد نگهت آئینه الا جمال حُسن نگار نگار نیز بمطلوب خویش شاغل شد ببود جرگہ مگر ماہ ومشتری دیدند ہزار شکر خدا را کہ رفع مائل شد به یمن روزه بیانات هچنین محفل مراد ملت و شاهنشه هر دو حاصل شد خدا بسرو رما با د حافظ و ناصر که شمس معدلتش در جهان مخلل شد میله بیگاه در سلطانیه چند پیشتر ازین یکی از دوستان ما مکتوبی در موضع انعقاد میله بیگاه که در جلال آباد در سنها و دران مجاوقعت در تبه بود که اساس میله مذگور نسبت بسالهای ماضی با که عروضی غیر معمولی انعقاد مییافت اهالیها از مملکت خارج علاوه بر ضابطه افغانیه در انمیله شمولیت داشتند. درین سال ہم از طرف حکومت تنظیمات لازمه حفاظت پیش شر کا آن میله از طرف پولیس نظامی بجا شده قصداً احاطه بجو نیز بر آمد ام داده شد بوده بنا بر تکلیف عهده سلاحیه اهل ہنود حضرت قائمقام صاحت علیه پیشرفت تامل حمد خاندا عظم سر در است که بنزله موتر همرکاب او صفات عصر فرحت حصار ایشیه مطاف اتحاد ہنود و مسلمین نا اردو امر اثناء محمد تحسین نمایند ریاست بنگام عرضه گفته شد علماً فاصل مو گو محمد قاسم قاصد در جمعیت مجاهدین مهم بر کنند نیز دراں روز نطق مؤثری ایراد نموده است. اعلاج از طرف ابن سعود محمد سردار مسعود درین اواخر در جرائد ہندیہ و دیگر اخبار و با مضاء میرنجد بن سعود نام حجاج بیت الله الحرام که در ایام افتتاح راه آن اراضی مقدس که فرائم آنها آماده و تار فاوانیست حجازم را که در دوره حکومت فردی وغیرہ محکم متقادرا ثبت مرقوم است. و هم در ان مسطوریت راه جده هنوز مسدود امّا بالمحصدت عاملان سالجمع احترام بوقد و عدم فوات حج اسماعیلیه که مجد بکمال زحمت و با تها مادی و مالی نداد تا سیے رابک و ینبوع واطراف و جوانی آنها را در نهایت تصرف خود آورده بلکہ تمام اسباب و لوازم حجاج را تسهیلات لازمه آنها را فراهم آورده اند --- page 69 --- شرایط اشتراك تفصيل مقامات | قيمت سروفيه | ششماهه | سالانه كابل | ٥ | ٩ داخل افغانستا | ٧ | ١١ ممالك خارجيه | ٨ | ١٥ مكاتب و سفراء | ١١ | ٢٠ مشتہرات داد علماء و طلبه معارف رايكان وكتابها علي قدر حجمر سطور و مشوقي اخذ میشود ادر سر کابل جوع اوقات طبع و قواعد ان این اخبار بفروزاها ته طبع ان كابل تحرير میشود و بدیگر مقامات بر سر پست خط پاره میگردد امور تحریریه بخانه شفقت ارشاد مقالات واصله در اداره ماند میطبع بشه یا نه در اداره ان رد کلام معارض دادند اشتراك بتوسط خزاین وجوه بصورت نقدی از همجا قبلا دریات میشود (مكاره نده) حقيقت ج ١٣ مدير المسؤول سید محی الدین کشککی سال اول | كابل دوشنبه ٢١ ثور ١٣٠٠ شمسی مطابق ١٧ شوال ١٣٣٩ هـ ق | شماره (١٣) آمدن قوای معظمه ظفر ایت تنظیمیه مشرقی با محامد وافر از انجا و التفات وحیده حضرت پادشاه غازی باین لشکر منصور و دیندار بروز فرحت اندوز چهارشنبه (٩) ثور قوه معظمی على احمد خان رئیس صاحب تنظیمیه با فرقه الدین عسکری و صدها منصبان قشونی که برای انتظام فایله سمت جنوبی اعزام شده بودند بحمید لله اکنون با یک مظهریت عیان و چهره های نصرت نشان وارد كابل گردیدند. نسبت تشریف آوری این اردوی ظفر قرین یک روز قبل جارچی از طرف ریاست بلدیه در و و فتوحات امیدوخان را بگوشهای انام اهالی شهر ابلاغ نموده درین روز مسرت اندوز تمام مردمان شهری و باشندگان شش کروهی هزار های کابل از حد سیاه سنگ الی شیرپور دو طرف سرک را احاطه نموده علاوه بر ان صحن مسجد شریف جامع عیدگاه و سرکهای سیاه روی و سرکهای نزدیک چمن حضوری از کثرت ازدحام عوام و خواص لبالب و مملو بود. یک حصه از فقرها و اشراف ملکی و منصبداران عسکری و چندی از مستخدمین خارجی بکت های یکروپیه گیر که از طرف ریاست بلدیه تجویز و تعیین شده بود بگرفته در روزانه مقابل چمن حضوری اخذ مقام فرموده انتظار ورود سعادت مورد و مسرت نمایی ربانی و افغانی را داشتند. قطعات مرکزی طلاب معارف در وسط صفها با سن بیک ترتیب و نهایت موزون صفوف آراسته بودند قسما بساعت ٩ بجه بود که سفیدی متداخمین عسکری با اوضاع فرحان و چهره های مظفر نمایان غزل خوانان رسید. بعد از طرف یکساعت یک قطعه عسکری که موکل و مقرر بر نفری بر قوعیل و اسپران سنگلاخ و انتقال اموال بغات بود وارد گردیدند. عقب آن بیماران و ریش سفیدان ناتوان دستورات شان برکب صورت شفقت وعمر کار --- page 70 --- شماره () جلد اول جریدة حقیقت کابل دو شنبه ۲۱ ثور بالای عراده باگادی سوار و یک دسته از محافظین سواره نظامی با اوشان همراه بوده امدند. بعد از مرور شعبه محافظان بساحت اردو حضر تمام رضا حسب مشرقی با عساکر غیور و منصبداران دلاور عمتو افغانی بیک اصول درست عسکری در حالیه موزیک هسروی بسر قرقه بند با اخروش آنرا کے صدائی مرغوب میآغاز اند. مظفریت فیروز شان را بمسامع متدگان تماشاچیان القا و اصفا نمود از دو رحنودار گشته نفری شایان که در دو طرف سراها اقامه اقامه داشتند حضرت معز صاحت فاتی عساکر ظفر موثر را بالفاظت علیکم و ماند نباشید ونعم امثال با رفتح و نصرت غیر کلمات او غانیه مورد تبریک خیر مقدم گفته کلام در یامع بلا شان مید میکند حضرت معز صاحباتی وسائر بالكامات متفقاً و مقام حجایی که مخصوص طبع شریف شان است میشد بتهم داشته سالهاست بنائزا و غل کے میفرمودند. جائیکه دو سط صاحب اتی در مین مقام مسرح حضوری شدند متصل توپهای غد و کوریه عسکری خبر مقدم و متردوم آورش انرا میثاغلون نمود حضر تا امعن صاحبت الا حالا عسکر رفته از یکسرا بجمه عسکر احوال پرسی کرده از طریق فتون بصورت نمون تیر بالمقابل رسوم تعظیم و تریم بجا آورده شده نفری عسکری ولا ولادان معارف باو از امبارک باد فتح تبرک و تہنیت بدر میگفتند. بعد از معاینه نفری عسکری را ملاحظه فرمودند هر دو فورج محتر به نقطه گماشته وجود حضرته امیر صاحب یتیمان بوی سلامی شاہی دادہ موز یکه عسکری به نهایت شیرینی و بچسپی هم تعظیم مقرره علحضرت غازی را ادا کرده بعد از ایفای کلای سلامی عسکری معاینه عسکری به رحما گحبت باز همان اصول خوبی طرفه نینا مرغوب پیش اگر ظفر موثر در حالیکه موز یکه آوانه نا امید از مسرت پروازش را بیک طرز شیرین د عمرانی دلنشین می نواخت بمقامات معینه و خیام میقات مقرره خود با نتظا معود نمودند! اخیرا حضرت مز صاحبات جمعیت مهاجمین نظام و با محترمه همرکابی خود بیک وضعیت جلال و مهاب وارد قصر با شکوه وزارت حربيه گردیدند. درینجا نیز عموم و زرا و کلانوانا یہ ملکی و که قبلا از ورود حضرت کے صفایی اطلاع یافته بودند و تما در وزارت حربيه ثبات وجود داشته نظار دیدار شاهزاد شتند در میدان جنوبی وزارت حربيه بر آمده حضرت رئیس صاحبت قاتی منصبداران شجاع افغانی را که با اوشان همراه بودند پذیر است نموده برای تجدید مصافحه و معانقه داخل کوپی شدند اشخاص محترمه که امده بند در پنجا با ز کسانیکه اگر د مینا مصافحه دست نداده بود. دوباره یکدیگر را در آغوش شفقت و محبت میکشیدند بعدا بموقع بر چوکها می منا سبحا جأ لایق خود متکم کنش بند بخوردن شیر نیها و صرف سیگرت و خدایت همین روز مسرت اندوز تهید و اماده شکر بود مشغول شدند. درین موقع حضرت علا جنا عدل چیه مرده وزیر وکیل حربه یک خبر مقدم مختصر می کشت بورود بریاست پناهی و سائر صاحب یک عسکری که معانی آتی را حاوی بود ایراد فرید "بحضور حضرت امیر صاحب حربے حفا د اور از طرف خود اصالتا و از طرف وزارت وکالتا عرض میکنم ! خدا را که جناب بنا تا قوه ہمرکابی شانرا درین خا طر نموده اید البته که از وظیفه شایان فرایض منصبی خودها را ایفا کرده اید خدا در بر نیکه خدا وند اجرش را بر شما میدیده ذات اعلیحضرت غازی هم چون یکا یک از شما پرو احمد شما با خبر هستند بار در با خشنودی شایا خواهد داد ........" --- page 71 --- ۲ ثور شماره (۱۴) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲۱ ثور بعد ازان حضرت رئیس صاحب مکتب طوبی ولاد نطق فرمودند که اگر ما در صدد تسو باآن برآئیم والی سرتا اعتلا و لب ریزی پیشتر از ده شماها ما را اکتفا میکند بالجمله ما حصل منطوق بیانات امی را الفاظ آتی حکایه میکند : - جناب وکیل صاحب ! حضار محترم بظهار شفقت و مرحمت تان از طرف خود و دیگر حاضران همکار مباهی تشکر نموده سر دل شکرانه آن وجودی را که ذات ستوده اش مظهر غازی است و و براند را بما عطا احسان کرده بجا آورده برین نعمت بزرگ عوضانیم و افتخار میکنیم که شها از واسطۀ یک سلسله مرحمت فرموده که نه تنها جودت خار حالت را همه بواسطۀ اوشان در عالم ملاحظه کرده است! الحمدلله که ما را پادشاه اسلامی چنین یک پادشاه مهربان رعبیت پرور غازی سر افراز داشته است که مانند وجود مسعود خشان کسی ندیده و نه شنیده است اگر چه در آئینه محیط ممکن است که چنین شاهی گذشته باشد اما درین زمان و این آوان قریب ابدا دید و شنیده نشده است ! یک سر معامله سمت جنوبی الرشید درین ظرف ممت جنوبی جنوب مانده بود کسی او را از نهایت شد و خواست خدا رشادت که سال از آب دم شمشیر ابدار عساکر جرار شهنشاهی نهایت برامدند. این معامله اگرچه تا چندی موجب نقص و تضیع اوقات باعث غرامات سوق الجیش بالید اما در نتیجه این خساره و زحمت ما بمنافع معنوی روحی نا نذیر ی را که میگویند ه خدا شری برانگیزد که خیر ما در ان باشد باز برد در این معامله نه تنها حکومت بلکه ملت افغان نیز هوشیار و بیدار شده دوست و دشمن خود را بخوبی شناختند و بعضی از اقوام نادان احسان فراموش سمت جنوبی را مانند منگل و دورکان و غیره که حقوق احسان حکومت را ملحوظ نداشتند و ان قبائل و عشائر واقوام و طوائفی که از حکومت امانیه را متمتع تمام غریات عرق ریز پای تا بتخت غازی سابقه را تقدیر میکردند و در اطفای این نائره بیک صداقت نجابت د ادا طاعت و اسلامیت خویش داد بخوبی شناختیم و علی الرسم درین واقعه یک اتحاد و می ملت افغانی بر دشمنان شرف و حقوفقا ما نیز ظاهر و هویدا شد. لطف این است که از خود رعایای غیر حربی از روی صداقت و اخلاصی که بحکومت امانیه عقد اینا دارند برای اطفای این نائره حاضر شدند و یا میگفتند که ما برای هرگونه خدمات اسلامی و سرخون این غائله جنوبی سر دیگر برانیم اه روان رضائه حضرات نیازی تبار و آماده هستیم چنانچه در میان چند روز هزار ها نفر از اقوام افریدی توری بلوح و غیره سردخان حاضر شدند و تمام آمامانه شکر با خدمت کرد بقلاده بران از کوند با و داخل مانا ۳۰ - ۴۰ هزار نفر کی از نقاط مختلف مانند تکلیاتی ، شنواری ، مهمند ، صافی ، گزی ، اسماری ، نورستانی ، افغان ، و سرخ رود چپرهار و کامه و محسود و غیره در ظرف چند روز میامد و میخر حاضر شده تانخا تمیز این معامله بازدهی نظامی نمود و دوش بدوش بلکه در اکثر محاربه با تنقید مثلاً بخش عسکری بوده خدمات بسیار خوبی کردند اشخاصی که درین خدمت شریک بودند چهار نفری عسکری چه از اشخاص ملکی که شهادات نیک نظر از طرف حکومت دیده میشدند الحمد لله اینقدر مدت یک روز هم این طور نفر خوا بد بود که یکی از آنها شکایت گرسنگی و یا برهنگی بی سامانی خود را نمود. باشد چه فقه برای شان --- page 72 --- شماره (۱۱۲) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲۱ محبانشان پخته گوشت یخنی و میوه خشک فرستادند اجناس مذکور را که برآمدن قوای ملکی و نظامی دراین عرصه متمادی از طرف حکومت عالی فرمانداری شده و بانها رسانیده شده است بالغ بششصد هزار خروار میباشد برآمدن مجروحین کفان نشان بزمردشته بسیار خوبی وضع شده بود. انکسانیکه بزخمی میشدند بشفاخانه فرستاده شدند و انهایی که بشهادت میرسید نام کشته بر آنشان بقای مقدر با لواز مات تکفین و تکفان حاصر و مهیا بود و این سنگها را بالای خود می نمودم و دعای شانه خودم میخواندم و انگر روی شانرا بوسه داده بایک وضعیت احترام کارانه بلاشان انها دفن میکردم و در حق شان دعا مینمودم درین لور د نطق محتمیت ریاست نامی بسیار طولی داده ذکر تعرض و پیشرفت و محاسن حربی قطعات نمبرکابی و محصولات و نتایج حربی انها بکان بگان داده در خاتمه سیمای ان سپدار ان غیور ی را که درین فاصله داد صداقت و شجاعت و جمعیت را داده برد وارد معرکه شیر دلی بای ثبات را قایم کرده خدمت نموده بودند یک بیک با خدمات جنگی و محصلوت و تلفات حربی و مقامات و نقاطی که با انها متعلق و معوض شده بود گرفته از وشان اظهار خرسندی و خرمی نموده گفتند : معلوم ست که یک شخص ان عهدهٔ انقدر خدمت برامده نمیتواند و نه از روی یک شخص این معامله انجام پذیر بود، هر چه که کردہ اند همین صاحت منصبان غیور، و قوا بمرکابی کرده اند، تانکہ کا نیافتد مظهر همین اند در اثر ان مجلس صورت طبیعی خود را بخشیا عموماً مصروف مصاحبه های دوستانه و مکالمات محتبانه شده در ختام محفل حضرت رسم و منصبداران بمرکابی شان تا مدر خدمتشرف از زیارت حریه عالی ارگ شده بلقای فرحت انتمای محلوک فائز المرام شدند. (اخبار صلح اتفاق رحمت باران شب روز پنجشنبه ثور مدارات خطه کا و اطراف آن یک باران متوالی قران بخش فائده رسانی با رباره، در ارزانی میاه و اعتدال ہوا فوائد عظیم الثا از ان بعمل آمده است . علیه انگتا امیر و پر در جده یک جهاز جدید وارد شده امیر پر فرایف حسین غدار انرا از مملکت سامان حربی و یک هزار میل تفنگ و دول مسلح جنگی که بر کدام حامل سه دانه هم و برخرد و رات جنگ خیلی موزون خریداری نموده است . پیش کردن قطنطنيه حکومت ترکیه بجاس سر برآورده و سرغنه و آن منهنگانی که آلات گردستانی از را کشته برخلاف حکومت تحریک میکردند کلا دستگیر مینمانید سمارگرفتاران شامل رذان رسول خواجه صالح پاشا مجید روح الله شکری اوغوز عطا چلبی سلیمان میں بار یگنی صادق ضیا افند ثاقب مانیغا طول سلیم افنه مصطفی کیا مصطفی اغا چکرا بیگ، علاوه براسامی فوق دراطرین زیادی بعمل آمده و فی الحال تحت معا و استنطاق محکمه استقلال میباشند. و نیز از انگوره مکتوب کو بکر کدا طالقان کردی شکست فاحش یافت نیش خروج نمید میر سر دار با خیان در قبض پاسے مقتولین یافته شده است. « طلوع افغان » --- page 73 --- باقیات کا جراید و اوراق بے بجای مانده خریدار با اسطله مکه (کیر) و دفتر شریفیه و مدیر گیر نگاه در بست شطاری یا یکی دار التو جیر میگزارند حقیقت از سالی دستگاو و با صله در اداره با نذیر جدیده در اندر ا واصل و علمه مقا بل ارام است اشتراکیه بتوسط جرایمن رود در صورت نقدی از هر جا غله در یافت میشود (مکار نامه) تفصیل مقامات ما همه ساله کابل ٥ ١٩ اطراف ١١ ٧ خارجه ٨ ١٥ اوقات شش ماهه ١١ ٢٠ طریقه اعلانات و مقا باه از دبار یک در جیمز تا عالی جرایه ملادی و شرقی بطوار مرکز می رود حقیقت س ١٣٠٠ سنة اول کابل چهار شنبه ٢٣ ثور ١٣٠٣ شرطا بق ١٩ شوال ١٣٤٢ ق شماره (١٥) عامر غازی در آن جریه (ص١٢) ١ارا مبین ضمیر هم نمک غالویه کیه یوم شنبه سرطانی (منقول از صفحه (٥٠) الے (٥٦) رویداد لویه جرگه ) بسم الله الرحمن الرحیم :- بنام خدای بحق مدابش عالی را آغاز میکنم پیشتر از هرچیز بنده شما را با با حت مملکت عزیزتان خوش آمدید تقدیم می نمایم ! در مباحث این محکمتی شما حقوق دارید هر فکر شما درست و سودمند و مفید بنداشته شود ای که به یک است ازاد اند بگوئید و در اظهار را انه خویش هیچ کوتاهی نمائید اگر رای شما موا واکتا زمان معقول باشد مانا مقبول میگردد واگر کی می ضریت بسند ناصواب باشد در اظهار تن شما مسئول نخواهید بود فقط منظور نخواهد گشت اشخاص فهمیده و دل بسته بانجوبی میدانند که بد رکز ترقیات مادی و معنوی و مسائل داخلی وخار واقتصادی افغانستان الجاتی که همه نال ملت وکلکیت و دولت باشد با بط می آید بعضی از ذوات محترمه چنان خیالی دارند که قصد از اجتماع انعقاد اشخاص معزز و جماعتها یے بزرگ از اطراف و ولایات و حکومتی باد پایتخت افغانستان چیست ؟ ایا کدام مشکل عظیمی حکومت را لاحق شده که در این سوز وازین حضرات مارچو بین اعلا را بخواند و یا باد دران موضوع مذاکره بنماید ؟ سرض مینمایم که فدا محمد امروزه تمام کار آ شما بکام شماست و هیچ گونه پریشانی و انجولا - بخیال دارند موجب انعقاد این محله گردیده است. فقط امروز این خاد مدین و حمت شق در بهبود ی مملکت و رفاه ملت و مفاد دولت سراسر اونا --- page 74 --- شماره (١١٥) جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۲۳ ثور مشوره نماید چراکه شما شما اعیان شما اشراف شما درین مملکت برتری و نفع عموم ملت و تبعهٔ افغانستا[ن] دل ما مسرورتر و به چیزی که درین موضوع تفکر نمآنان بر سد اظهارات او را آزادانه ترقیات و آسوده حالی شخصی خود ابداً نمیباشم اگر بلی بلی نمائید در بیاد نیکنامی ماباً و حریت تما[م] افغانستا[ن] بذل و جهد تمام کنید شنیدن میخواستم و طرفدار ترقیات شخصی میبودم نفوذ و ا اگرچه در اول جلوس خویش در پیام سلامتیائی الان خود سرانه را برانه بکار میبردم ! و امیران پشتون و سائر و معززا[ن] جرگها[ی] در آمده جناه وکلا و نما نی ! میخواهم هر کاریرا که بحکم مشوره ملت باش و رئیس تمامه دولت و هیئت وزارته[؟] مقررات داناً بتصویب و خواهش بنما یم که هیچ اساسی بر خلاف شرعیت غرا استشاره و صوابدید بتوسطه[؟] آمده و از افکار عالی آنها بسیار احمدی در ممالک ما بی رائج باشد، بلکه همواره نظام از ترقیات و مقاصد خویش نائل گردیده ایم باز هم چون نظر امنیت که برطبق شرع غرا فینا تا حصول سلاما کابی ربا افزائت[؟] مساعی وکالت و نمایندها[ی] درین جرگه مقصود نگردیده است که وکلا محترم آن افکار و خیالات را که تراکم ساون[؟] نهاده ام بزیر خود را با نهمران اندازه و صاحب اختیاری و از طرف عموم شور[؟] میبرند خود را از لک و جوش[؟] منع نموده اظهار بنابرین خواستم که ازان اکثریه ساز اعظم و مشایخ کرام و ضمن موظف ب... ر صاحب امانت دانسته در خواه حکومت حد[؟] اعظام و خوانین غرا و شرفا[ی] تمام ولایات خویش او غیر نا خواهم بود و خود را همان سد که شرعیت سلمه سپرده شد اطاعت افغانستا[ن] بعد از اجتماع با شأن بزرگوار جهت اهتزار آرائی و جلا و کاملا تعلق دارد ـ فی اشراعت المطهره حقه است نسبت بدین مقاصد عالیه اخذه نمائیم - رَبَّنَا نَزَلْنَا الذِّكْرَ لَنَا إِنَّهُ لَحَافِظُونَ البته علما بیان را ملکی باز هم میگویم از لطف خداوند و روحانیت ذات منا و روشنی دیندارۀ آن ست. پناهی این دوره... الا را[؟] ممالک فغان بکمال خوبی چون در اولین روز با و مانت و توجهات و کامیابی انجام یافته در آینده نیز امید میرود بمبز[؟] او خلی غفار دادم - تا با ذنیه اساسی که با میگذاردیم کا ملا با بدانید و آبادیها ملت بترقیات فوق العاده دیگر نائل گردیم. شرعیت سلمه می باشد. آینده در آغانه مجلس تکلمات را با اگر شما بهیئت قویه جرگه[؟] درین مسائل مفوضه آزادانه بنام خدا نود[؟] آغاز مکنم، اکتفا خواهم کرد بعده بر سرما رأی ندهید و در مفاد ملت و دولت بذل مهارت ها با شد سران بحث ما نده خواهد شد. اليوم فقط برمنا هماناکه نزد خدا و رسول[؟] میر خشمگین که اولی الامر شما و عموم ملت قاریه[؟] خویش بحث مینمائیم بعدۀ مذاکرات و مباحثه شما نمایندگان شخصی آنها میباشید مسئول جواب خواهد بود و اعده[؟] خواهیم پرداخت جوابیله در اول باید مناسبات و از سر آغانه[؟] اگر شما در بدیا[؟] اشیاء دقیقه[؟] و دقایق خیر مفید و خوب است داخل ریاست خود است جزء خواه[؟] خیریه نسبت بآخات و عمومیت جامعه کامراه[؟] و گذر مخصو[؟] میگرد بغر ذات سوده عنایات نصیرت ناوب نشوید که باز هم دنیا و آخرت[؟] خوابید بود ـ باید که محض بلی اجنانچه در اواخر جلوس خویش استحصال استقلال از ما د نگوئید - ونه فقط بکلمات نافذ طرفدار[؟] کنید بلکه مراتب چنان مناسباً خارجه را اولا در نظر گرفته و بشرط حصول ان کا[؟] که نسبت بترقیات ملت و مملکت خویش میگردد مجدآ آزادانه سلطنت را بر سر سعادت فر خویش گذاشته بودند عیا و مقایشان با و انصاف و حسنه بیان نمائید. درین ابتدا و دوره دویمن نیز از همان نقطه سلطنت اگر چه خوبتر میدانم و کاملا یقین دارم که اعیان اولین تصفیه مسائل خارجه را تحت مذاکرات دیده اومات وکلا و حضار مجلس باندازه من خیرخواه و خیراندیش ملت بعد از منطوقه ذات همایونی رئیس صاحب شوره نخواهید بود چرا که من طرفدار آسایش عموم ملت هستم و جوان بر پا ایستاده خطابه ذیل را ایراد نمودند ! مجره کا --- page 75 --- نمره (۱۱۵) جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۲۳ ثور نطق بين الافتتاحیه مجلس شورای دولت حضرات محترم وحضار کرام! بهمه شمایان معلوم است که کعبه قبلهٔ المته دین مبین بی پایان است مسائل شرعیه را از کتب فقه پیدا کردن تطبیق دادن قاعده علماست و درین زمانها عالم بقدر لزوم وجود ندارد وعلاوه بران طبقات علمای مجتهدین خیلی اختلاف زیاد آمد در مسائل اجتهادی کثیره حاصل شد نسبت درین اقوال مختلفه بمترسله تعلق دارد قول صحیح را تمیز و مسأله را آن تطبیق کردن در مسائل مجیبه فیه یا غیر مرسومه مسأله شرعیه نظر یا مسالک قرآن واقعیت جامع احکام که تنها سعادت اخرویه بلكه سعاده دنیویه را نیز تا مین میکند چنانچه حضرت دران در نصوص ترجیح یکی از اقوال مختلفه که هر دو صورت باری موجود علت مکمنه در کلام معجز نظام خود میفرماید مساوی را دارا انداولی الامر حق و اختیار دارد و بناتاً (الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی) نطق شرع شریف دارند بتقضی ادعای محکمه تمیز کردن از احکام دین فیضه که موحیط دت دارین است این مجلس محترم منعقد گردید و حصهٔ انبوه اینگونه مسائل بامور با در وجیه دو قضیه بیامارست یعنی وظیفه اداره مملکت در خصوصات شرعاً جرد وار د گرد است و وزرای جرام است شرعاً به اولی الامر فمار و مسلمانان پرویندا مجد با توجه امر الله مستند استمداد کرده اند هر وزارت اداره اطاعت اولی الامر ثابت سند (کما قال الله و خوردشان لوایح ترتیب د مجلس را دوات تقدیم نموده اند تعالی و اطیعوا الله و اطیعو الرسول اعضا طبیعت این مجلس شرعیه بنیامین است اعضا منتخبہ که اقلاً و اولی الامر منکم) هم عت بنده از متصرف و عادات اهالی واقف اند بمدار تصر و از دیگر طرف بموجب امر جلیل فرما (و شاور این مجلس که مرکب از اعضا طبیعیه و منتخبہ وکلای شایان است در عرض هم فی الامر) مشورت شریک امر شرعیست حضرات خلفا تنظیم رسیده است! نابرین در ضوح در زمان خلافت خودشان امور حضرات محترم! اینست که نیتها تنظیم و تطبیق این نطق ملت را با صحاب شوری مذاکره و باستشاره میفرمودند و گذشت امروز انقضای دوره اول افتتاح دوره ثانی است. هم گویا اساس مشوره در اسلام کلیمی عده بزرگترین بینی امروز که تمام علمای کرام و سادات و مشایخ و رؤسا عظام کرد ام اما پادشاه ذیشان ما اعلیحضرت غازی امیر امان الله مجلس شرف دارند بکمال افتخار بیان میشود که انچه درین دوره خان که کله آمال ملوکانه شان بتأمین خیر و سعادت بحساب مقصور المع ورزا و وکلای منظوری نسبت بر آوردن تا هم املاک معطوف و از روز جلوس همایون شان تامی رو تمرد نا راده ات مداظله گرفته پیش نهاد میشود و مسولیت این ساعی اقد امشان باین امر خیر مصروف میباشد درد ناراضی بر عهده او شماست در باره مسائل شرعیه فرض بنابرین ساسر این دو بنا بر مکمله ملوکانه شان همه حکومات اور و مسائل بعضی بنا مذید سئلفی بر عهده علمای کرام و در معام عالم دویم پدر عظم نکو بودومر افغان سند تبعا با شر مملکتی و سیاسی وزراء و وکلای عظام مسؤلند. التدین و در امر حکومت طریق مشورت را قبول لطف فرموده بکمالی آزادی و اطمینان هر کدام شمایان این مقصد برای انیکه از راه مشورت شان متعاون شود و رای داشته باشد آزادانه بفرمایند بی نهایت خوشحالی و مزار سلطنت خودشان شوراً دولت را امکمه داریها در مہر ممنونیت محتاج میشود اما غرض حاجتمند این حقیر بحضور حضار لایات و محلات مجالس مشاوره تأسیس تشکیل کردند محترم اینست که قبل از را دادن تعمق و تفکر زیاد کرده میشود اسطه که خط حرکت را از طرف دین مبین تعیین شده و هر کس از واقعیت خود اظهار را بکند مثلا عالم از مسائل اس پرکات ما شرع شریف است - علم فقه یک دریا شرع و و کلا از عادات محلی چه در چنین یک مجلس بزرگ اجتماع باسم پرورده میشود پس االله التوفیق بناءً برین هریک از اعضای منتخبہ و طبیعیه نظر باطمینان مجریه کاملاً بمشور و تفکر یکدیگر شریک و اتفاق او اقعی را دارا بوده باعث خیر و سعادت مملکت در هر یک از اعضای شوری لازم است و در اتمام هم دعای خیریه برایم که بمانید امین یارب العالمین. --- page 76 --- شماره (۱۱۵) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل چهارشنبه ۲۳ ثور رومیس سقینرس اسکو(۷) اپریل ڈوئرف که نماینده سویت در درا روما( پایتخت ایتالیا بود) سفیر طهران مقرر و عازم آنجا شد ه است مضطر اتابل مسله خلافت شیخ سنوسی اروپا همه وقت اسحا دکوجی اسلام را بیک نظر مضطر با نه می نگرند چند روز پیشتر شایع شده بود که سلطان ابن سعود نجدے اراده دارد که شیخ سنوسی را بمنصب خلافت سرافراز نماید . درینموضوع «کورترادی انالیس جریدهٔ شبه ایتالیا که مقاله سپرد قلم نموده دوران خطرات خلافت شیخ سنوسی که مفاد دول اروپائی الحاق مییابد مفصل نشان داده میگوید در صورتیکه منصب خلافت ملحق بشیخ سنوسی شود بعض مسائل مهمه که قابل توجه خصوصی میباشد تولید خواهد کرد و از هم پیشتر این مسئله خواهد بود که خلافت باز بجدید الان عرب تحویل خواهد شد و نظام و اصول ان مطابق خواهش برطانیه بوده کاملًا بر وفق خواهش عالم اسلام حصه و مرتب خواهد شد که ازین جهت در دنیای اسلام از سر نو یک جوش و خروش تازه پیدا شده کار فرما و تندی (خود ساخته اروپا) در معرض خطر واقع خواهد شد ( ای کاش خدا کند !!!) دامن فقره و ناعی العروم و در افریقای شمالی علی الخصوص برفرانس خواهد ماند اگرچه انگلیس نظرات فوق را در نظر داشته میخواست خلیفه را بر وفق مراد و رضای خویش مقرر نماید ولی آنجا بیکسریکه معظم تا بعضی گردیده بتمه مقاصد و مرادات انگلیس یاب نیاوه با تو محافظه و خیال نخیاده میشود که اهالی نجد از خلافت شیخ سنوسی راضیایند زیرا مسلک است از حیثیت مذہب ہم سلک صحیح نیست اعلیه سنجد و از زاویه نگاه سیاسی هم اینکار بحالت تر کی بہت و مہم ازین سبب خلیفه شدن شیخ سنوسی در برابر دنیای مغربی از یک خطره بزرگ انتباه افشا عواقبش از پرده خرد می میدانیم . غازی مصطفی کمال پاشا محمو د ندیم بیگ مبرانی خطیب جریده «وحدت» در چند خطوط است که از غازی عظیم مصطفی کمال پاشا بدیگرانشار نمیدهد و علاوه بران بیان نموده که هروز از افراد کینه انگلیس را بنظر تنفر می نگرد و از حیرت گفته نمیتواند که مداخلت انگلیس در مستقبل امین خیر ممکمن میباشد نه بلوع ) مشهد مقدس ۷ تلگرافرانی اپریل در خطر از است مجتہ محشم عراق اقای آیت الله العظمی امشب بوقت ۲ بجے دعا فانی را بد رو و ہمہ دکانهاد بازار با هما دواز وفات در آیات آن عالم و طن خواه یگانه همبر این یک ماتم کده و از مشهد همه شهر های ایران تلگراف با داده شده که ملایم در و داتم داری وفات این قائد بزرگ ایران دکانها در بازار باند د مسدود شود قرین او حضر تعالی خالصی زاده در بین وقت در متضمن او میدارد. تحقیقات ( طلوع افغان نظر ب اینکه بیت خالصی یک بزرگوار وطن خواه وحامی و دشمن کفار بودند. درین سوگواری ها عزیزم برای خود شرکت دارید حضرت آل پروردگار حضرت شانرا بعز و جود ستا را است :: --- page 77 --- سراج الاخبار الافغانيه قیمت سالانه ششماهه در کابل ۴ ۵ در سایر ولایات ممالک محروسه ۷ ۱۱ در ممالک خارجه هند و غیره ۸ ۱۵ در روسیه ۱۳ ۲۰ نوشتجات خطوط ارسال و علما و طلبه معارف و مکاتب و کما نمایشی که حاوی اجزاے بدیع و منتج ترقیے ملت و دولت باشد با کمال امتنان درج میگردد سراج الاخبار حقيقة قواعد و ضوابط این اخبار در مطبعه ماشینه طبع و بکافه مشترکین میشود و بادیگر مقاصد پرایویت خط و رساله میگردد المشتهر به پادشاه بخطه رساله و مقالات واصله در اداره مانده مسترد نداد اندراج و اصلاح و عدم انتشار آن بادا اشتراک توسط بونون پوسته و بصورت نقدی از همه جا قبلا در؟ میشود (نگارنده) مدیر مسؤل محمود طرزی سال اول کابل دوشنبه ۲ ثور ۱۳۰۳ شمسی مطابق ۲۲ شوال ۱۳۳۳ ق شماره ۱۷ نطق اعلیحضرت محیطی عمومی در آستانه عظام لام خلیله افغانی بعد از شبکیه مذاکرات لویه جرگه در معامله خارجه شمالی ـ [سوء ؟] آن از صفحه ۹ الی مختلف منظوره عزم و ما، خیار نشان و شادمانی خود یاران بخش رایحه افغانیشان عزت و شان شرف ماء هنگام نزد ملل و دول در جهان بالفاظ گوناگون دلدارشانه بوقلمون فرمودند، نوبت بحوث و عیوب بر معامله داخله آمد که ذات جهانبانی در شرح آن بیانات ذیل را ایراد داشته سپس از آن مذاکرام بران شروع گشت. م . د] نطق شاهانه نامه خداون خوان عالم گیرم خدایی را شکر گذارم که درین عرصه ششیمه روزه معاملات خارجیه با کمال خوبی حسب خاطر خواه عمومی شرف اختتام پذیرفت اکنون نوبت مذاکرات در امورات داخله مملکتی رسید درین ضمن ابتداء بطور یاد داشت عرض میدارم که شمایان در کدام یک مسائل خواهش مذاکره و مباحثه را دارند آنگو چه خواستید مع مطالعه نمائید؟ سیاست داخله ما تماماً بر طبق اوامر خلافتمایی و حضرت رسالت پناهی و شریعت غراء احمدی است و همه اجراآت و عملیات و کارروائی این مملکت اسلامی افغانی تا باین دم بتعامل مأخوذه سلاطین عرفی و معمول بوده و میباشد! و اما انچه شما ندارید که درین حصه زمان شرافت قرین بجزء ازین اساس متین دیگر اساس قانونی در حکومات امم با نظامات تعقیده و مقنونه خویش تمام نظامات و قوانین و کارهاے عمده مملکت عزیز خود را در مدت ده سال بر همین اساس بنا گذارده ام. اکنون از شما ذوات محترمه معلومت میخواهم که ایا در تنفیذ و قیا م ؟ --- page 78 --- شماره (۱۱۷) جلد اول خبر و حقیقت کا دوشنبه (؟) اساس معلومات را خواهان و طالب مذاکره در ان میباشید - تاهمان اساسش بهمان فقرات در بیان تان قرائت و مطرح مذاکرات گردد. والا اگر شما بخواهید که تمام نظامات و اساسات اداری حکومت خود را ملاحظه و تطبیق نمائید پس لطفا که از یک تا پنجسال رخت اقامت خود را درینجا بیفگنید تا بر تمام جزئیات و دقایق حکومتی خویش که بزاران چون اینجرو زحمت مدید تدوین و تنظیم یافته است اطلاع تا مهم انه از همه هر اساسی و کاری را که شما بخواهید بحث می نگار در میان بما میته اد سمع ان [ILL] انجه که [ILL] است و شیب بعمل آمده و در نتیجه تعدیلات و تغییرات و تبدیلات در اساسش نه افزوده حکومت کرده بشود - اگرچه خیال خودم موضوعی که دریا مباحثه لویه میاستد - حاضر است اما اولا از شما استفسار و سیمبار را خواهانم بلکه زو هرا در احر معروض خواهد داشت یعنی درا و مقررات حکومتی از قبیل مالیات و خدمت عسکریه و محکمه و اشیاء امثال آن همچنان اساسهای لایغبر حکومت است که بهیم سلطنت بدون از تقریر و اتخاذ آن جریان پذیر نیست اگر شما خواهان تبدل و تغیر درین اصولات شد پس لهذا در تنخواه مامورین و تعدا و عساکر و دیگر تکالیف و اخراجات حکومت نیز تخفیفاتی را روا دار شوید تا من نیز در دخل تقلیل نمایم. باقیمان امورات سیاسی عده از آنرا خود شارع مقدر و معین داشته است که هیچ مسلما و مقامیدان در ان مداخله نکرده و زیاد را روا داشته نمیتوانند و محبوست که بر طبق اوامر خداوندی و فرمایشان شریعت نبوی رفتار نماید بر یحیی از ان که تغیر برت است در ان تنها حق ملاحظه را اولی الامر دارد مثلا از سه دره آرد ۳ ص دره را من عاجز از رو دارم که بر شما صالح نی اجرا نماید که آن هم در عقده تفصیل امر شارع است که بموجب غالو ثنا عسکری اطوار هجوم و اقتضای زمان و روش فرموده در حد حل اجرا اورده شود - اشیائیکه از طرف با نظرم شریعت تعیین شده چنانچه گفتم احدی حق مداخله را ندارد اگر شما میگوئید در امور عادت دیگری هم اختیار بهت انی که است بمن اطلاعتمند میداند و برای مباحثه در ان و در امورات تعزیری لصوصا فی را که هم شما بلحاظ زمان و عادت در دفاتر انتی انبار وضع کرده بید است عالیه میسپردم که آزادانه با شما مباحثه نمایند مقصد این که شما اولا موضوع مذاکرات خود را خصه که در کدام یک اساس خواهان خواهش دارم که بحث کنید ) در اثر این مباحثات و نظرات تفصیلات لویه جرگه در مسائل داخله شروع شده هر کدام از شرکا جرگه در مسائل مهوسه فیما عطا له الحکا و اقامه دلائل نمود و با دیوا باتفاق آرای مواد مجوثه تصفیه مییا در جاما جریده نامتحمل انتقال تمام آن مذاکرات آباد کرد و دلائل و افکار یکه از صفحه (۱۰۹) ابا دالاحظه صحیفه (۳۰۲) رویداد لویه جرگه مشروف وفات مفصلا مسطور است . شده نمیتواند انغلا از اقتباس بعضی نطق های مهمه ما حصل از جرایم آن مذاکرات طوبله لویه جر که از صحیفه (۳۰۲) الی صحب دهائی (۳۰۵) مرقوم است در شماره در (۷) آتیه خود انشا الله العزیر اسباتو انظار ناظرین اولوالابصار خوند نان بودند زقمی --- page 79 --- نیته کلمه شماره (۱۱۷) جلد اول جریده حقیقت کار دوشنبه ۱۲ ثور نظام دکن و حکومت برطانیه | نامهٔ معزز باز فیدار دنبره مورخه ۲۳ ماه اپریل مینویسد که :- علیحضرت نظام دکن در ایام جنگ عظیمه علاوه بر امداد ها لشکری مبلغ ده لک پوند طلائی و یکنیم کرور روپیه گله دار بصیغهٔ قرض بحر حکومت انگلیس اعانت نموده بود، حال جریدهٔ تایمز مطبوعهٔ انگلستان مظهرست که علیحضرت نظام دکن این مبلغ خطیر را بطرف انگلستان واگذار، و بر اعانات و دستگیریها افزود، و طلوع افغان » بی ! رشته در گردنم افگنده دوست میکشد هر جا که خاطر خواه اوست دور که چرخ حسد از تودهٔ آسوده پاشش از طبع جناب میرزا عباس خان عضو انجمن ادبیهٔ کابل تخلص فدا ابرا گشت زار غمت گشته چو صحرای چرا نیست با این همه ناحیه هیچ کامل چرا جسم فرسوده بیاد شه و اندیشه جان برد برید پنداره سرد خواسته باشد دل چرا دل بی دله برفت و جان نه بسلطان بیست همری همد و جان در این صفر بادل چرا بعد کشتن که ندید مکروحه بکوئی وصل یار زحمت بیهوده برد و دمجان قاتل چرا زاهدا با انکه در رباط عاشقان بیشماری خوتسئل فرزانه و عاقل چرا نیست دنیا جز متاع پر از خوف و خطر کار و ابا مانده غافل توافضل چرا بهم عیسی یا برافلاک باد روح پاک خون تن را کرده باشد گل بمحمل چرا دور که چرخ حسد از تودهٔ آسوده پاش کار آسان بست به خود ساختن مشکل چرا گویند کوشش هجران تراجو انقدرت در فدانا و جانان من بود حائل چرا احمد ابن محمد این رسولی معروف به ابو قرطاس ] محبوس بودند اورا رها کردند در (۱۰۰) محل اول یک شخص معروف عشائر در مراکش بود و در قوت دو نفر امریکائی را دزدیده و پیش گرفتن (۱۱) هزار پوند نامدار که بمراکشی در دیف برطانیه هسپانیه هم محاربه انها را رها کرد خودش هم چند بار دستگیر و بمتفق الیه ریا کردند اثبات و ذهن خوانین، برخلاف او اقدام کرد گرفتار و بالاخره بحبس قرار کرده است ایشان از طرف معهدایی عمر یا گیر که دستگیر گردیده باین ها مشهد شورش در دوران روز بروز کسب شدت ملت یافت، رسولی تقریبا از (۳۰) یا (۳۹) قبل میکند. باعث عصبانیت این بود که بعد انگیره محور سیاست و فرد معرکه دار مراکش بود (مائک میندر) نام ستاد فابریکه راه اهن مدعی را مأمورین این مرد پر از واقعات بزرگی هست چنیکه رسولی حکومت از جمع اوری اعانه باز داشتند. مشارالیه را مشهور ساخته بود این است که میانه طنجہ مسافرا اروپائی از هیچگونه امورین که مخالف قانون بود سر پیچی نموده و ا دستگیر کرد و عوض انها هزار ها پوند فدیه گرفت چنانچه تنخواه را از کار کشیدند مزدورها اول قطعه خطها را اره (۱۹۰۷۰م) سر د بیری میکالین نام قشول از کار کردن بسکاف نمودند. حکام راه اهن بجای هسپانوی در مراکش دستگیر و بعد از گرفتن د.س هزار اینکه ابراز ملائمت و نرمی کنند اظهار خشونت و قساوت پوند رها نمود یکبار سر د میری وقایع نگار روز نامه نمودند در واقعه ناخایره که را بر رو مزدورمان بسته تیمس لندن را در طنجه اسیر نموده و در عوض (۱۳) نفر اعلان دادند تا مزدوران ازین گناه خود تائب --- page 80 --- شماره (۱۸) جلد اول سراج حقیقت کا ۱۱ سنبله وطن بهیچو صرف مساعی نمود که بطرف عرصه کهن سال افغانستان کمالشک دوستانه خویشم وصوت ازینجاست که در فاصل است خود سراسر بسعادت مردم و افراد افغان هر ساعت و ان ترخی لزوم دوایر امور مخصوصه صابر اهالی معارف که انرا اولیو بی افتخار متمادی دلمت انتساب قدیم مرحمت عالی بخت انجا نما تاج اعتبار درر بلندی فرق اینطره نهاده بهرمان بدست مگیران ما قرار شبته مدلون پر مراتب بکو اعلیحضرت مینما یم و از این مین بزرگ نگاه مایه اداکرد و خواهیم بود که واعظ و نصایح مهر اندر زان ر الطر از گوش جان نشنیده و دقیقه از دقایق حیات را بنجز تحصیل علم وکمال صرف نکنیم و ارواح جان که هر یک آن او تر خود را بونفذ اینمقصور سایح تمام بو ممکن باشند بپایکی پرز منویتی مراجعت خودارنی مادر وطن شروع کنم و انز ارمغنان که ما سوای از زرا که حضرت بود اما د نموده بوفافات مبارک شان درین افراد ملکی خود را ما سس کنیم. لمدا بحمد که تا این مامور سرا خر مهم مبارک شفت و قدوس همه راحم و ثابت قدیم ای تعلیم و تحصیل نیز و دکلمه را مشغول نساخته بهترین امید عریض معروض بنو د مطالعاتک مفصل اسباق خودرامر کنیم و ار خدا وند لایزال کمال عجز مسدعا و تمنی داریم کیم فکر مسعود واراده مقدس کا ساعدت تمرین الطان ملی فرماید انگیره تقوم وجود مبارک علیحضرت شهریاری در کنف حمایت کا نا سالها و باز ا محو و احوش حوادث است و محفوظ در تار این پیر آرزو بال فلجی و لاد برخت ملکی و هر مایش و خدمه طون مادی مملکت نایل کرد ما باقی مباد سر که نخواهد بقای تو : یم نوارش نامه شاهانه در جاد تا نوجوانان من اولادان عزیز غره باری و طبن خوار محصلین افغانی در برلین ! من بهیچگاه از ترقب احوال و توصد امال شارا م بلکه پیرآن و را نجام تعلیم و ترتبه تخصصه شمابان سومی عریضه ابی طلاب افغانی در برلین کو پنهانیا؟ در برلین بخوابانی علیه غاری حضور مبارک پدر مرحمت گستر و یگانه یاد قابل قدر خود باند انسوهم. فرمان عطوقت نیجان عز عرضی خود را که از فرط شفقت ہای پدرانه و نوا زش ہاے ملوکانه با حوال پرسی این فدا سانان ذات شاہانہ خود ارقام نموده بودند بمال افتخار بوسید بر سر و ک دیده نهادیم و بر سلامتی خود مسعود پادشاه محبوب القلوب خود به صد زبان عرض سکرانه باین گاه خالق اکوان نمود یمیم ، اعلیض تا زمان خاصه وفان زبان این عامر ان برایے اظهار تشکر و امتنان این ہمہ الطاف بیکران شاہانات سراسر عاجز و کوتاه است که با این همه مهمات مملکت داریم معروفیت شبار روزی خواہی در جهت پروری باز هم این همه گوشت مهجوران با خبر را بیا دواسته به تفقد حال و پرسش احوال این خلف نظار حاضر میفرمایند شهریات ملت افغان اگر امروز بوجود مبارکت پسر افتخار بود بسا هم سزا است اگر تاریخ تجد د وتمدن افغانی بجمعیت را بر صفحه اولین خود باب زر بنویسد بجاست چرا فخر نکنند و بعهد سلطنت اسباب حشمت اقبال دراهم سعادت نهند ما در انتهای کمال بیهای معاطف خسروانه مراحم ملوکانه و شفقت هاے پدرانه سرکی از صغیر دکبر غنی و فقیر و دور و نزدیک نا نایل شامل ان از برکت مساعی مدبرانه و شجاعت قهر مانه آن پادشاه استقلال پسند اکنون کا ربانهای رسیده که روی صفحات جرائد مغر نامه درو با اسم مملک الطبیب افغان نام پادشاه جوان جوانبخت ایشان دیده میشود تاریخ تمدن افغان جز اسم سامیت پر صفحات خود با می بنویسد که همت عالی خمت خطه افغانستان بطن متمدن و ناشناساند. ابواب مدینت و عرفان براوی عالى أن كشور برا عمران مملکت سر بسری و شادا میشویم خدا و ندا ای پرور د کارا ای خطاب افغانستان در بیت اور زمین کین فرسایم و در قدمت کا نیا جو یم و جان نثار کنم این حلامه اسلام بفضل الله تعالی بعمر و ر ر ر م م م د و یاری و بر خروجه رو به کار خیر باشد و بصدق واخلاص با منبع خیر و مبعث اسلام سیت پیمان بوده اسرار شامه کماهی بیان با سید و السلام بنیاد تو مقبوله سینه امین خدا وندا این دعا و ثنائے را صیح ونخلوص نیت بر در گاه بے نیاز سلد تنش قبول دار آمین یا رب العلمين اماما مقصود خود حاصل نمار 1392 ۱۳۰۲ ۱۳۰۱ ۱۳۰۰ --- page 81 --- (٣) شماره ٧ جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ٢ سنبله شـ[؟] میکنیم که مملکت اصلاحه استقلال شرف و ناموس ضخرت تاریخی و علوم است که حفاظت و نگهداشتن تنها وضعیت اونهاست که باید بمقابله تحریک سیاست و شیطنت آن دشمنان غت حکومت که برآ سلب استقلال مملکت عزیزمان با بزرگ ترین سیاست خود داخل یک مبارزه پنهان خونینی گردیده اند با کمال جدت و فعالیت با فشاری نمائیم ! از ین گذارش نباید که بعضی رفقا متعرض شده گویند چون ملت افغانستنانا از صفات و مایا استقلال مطلع هستند و جهت حفاظت آن امانت حتنی یکنفر طفل افغانی سرخود را فدا میکند این احتیاج باین توجه مزید چیست؟ بنده بدان حقه عرض میدارم که بلی من نیز قایم که ماریست تا نهابیا سر از خوی تقدیر میکنند آن استقلالی را که بعد از جستجوی سالها و تلاش قرنها و فداکار با بسیار و لواقع دخول در یک مبارزه ده قابو خونینی ان حقوق مفتوح خود را از دست یکی از دول طماع ببر آورد و با خون جوانان خود وادی را رنگین نمود. و مجراً آزادی خود را توپهای تنش با رایایی تا مسلخ انگلیس چاک خون غرمه رو فراش شهادت شدند ـ لکن امروزم باید همان قمی که در راه سول استقلال جدت و دلاور و جوانمردی خود را با عرج رسانند اندکی خود را بسواین فکر مده کاننفاق و نفاقیکه در میان قت خود یا و قوم خود با و نمدین خود ما و هما خود ما بنا بر تحریکی شمنان دین ما نماند آمده است مبذول نمائیم ـ امروز از دسائس و شیطنت اعدا محسومات جنوبی با خون ملت شجاع که منکر و نفری سمت جنوبی ست لاله کون است امروز آن افراد شکر می حابی با که همیشه جان عزیزش را حرا سه گلوله دشمنان سلام و استقلال میدانستند بدف تیر جهالت خود شان نما یا مکر و فریبان دشمنان دیسرین گردیده است . امروز اگر علحضرت ملت دوست ما وقت و مار یک مینی برد و کار نیاور دخل و خوبه یک عضو مهم دولت مطقو شنلری بجا نمان درین موضع اگر جثوم ملت افغان نیز این دقه نفاق و شقاء گلوگر جگر سوز را بسیار ناگوار می بینند و اکثری از ملت حنی شیر غلات مبیا خواستار قطع و برید این عضو مهم ملت و مملکت خود میباشند از انجا که این اندام خربث زخمی شده است اگر دربی اطتزار و اصلاح و اندمال آن مزید سرین سستی را مثل سابق برآ مرآر بسیم همانا اندیشه تز و از خراب خرابتر خواهد شد ـ به وقـ[؟] از ین جهت که ملت با حسن عاقبت اندیشی مجیب حکوـ[؟] آن شرار و فساد چه کما مملکت خود در نتیجه راهنمائی شریعت و اسـ[؟] مقررات سلامیت و اوامر و عقدا افغانیت و احساسات درسا[؟] اعلحضرت بزرگترین قنون صلح را آماده و حاضر ساخته انـ[؟] آخرین مرحله وطن پرستی را بمفاد آیه مقدسه ( واعدو[؟] و هم ما استطعتم من قوة ومن رباط الخیل تر در مو[؟] به عدو الله وعد وکم ) حقیقتاً بجا آور با اطاعـ[؟] عبدالکریم نام که خود را بسیر محمد یعقوبخان معرفی که نمر نظا نزدیکها داخل سرحد جنوبی افغانسان گردیده و با طائفه ا و تیغ و بمدست نی اینکه ولولا انگیز و شورش افزار نشان گردیده خلاف حکومت افغانی ما کار روائیم با میکند ـ ما اور خوا سمله عبـ[؟] که از سؤ اعمال خود در محبو سحانه مراد آباد و فیضه آباده ما نیز این محبوس بود ؟ و بحر سلطنت و منافقت خود را از مجوس مغال د غت انگلیس با که و..؟ و باز از کدام منطقه داخل مروز باز ستمـ[؟] و بالاحر بر خلاف حکومت افغان کار میکند!! مهـ[؟] ای عبدالکریم موکو بخواشمند پنجه باست مخلصانه و خیالات عمرانی را در دماغ فرسوده خویش بپرور انیر کل و میدانیم که تو مقصد خود کامیاب میشوی لکن ملت حقه سرحد می ما را بواسطه جهالت و نادانی خودشان که بخائبا طرفدار تو گفته میشود . بدف کلوله با ما ملت میسازه ی ابتلائید بر چیز لازم ست که تو اثبات شراف و پاکت اپنی خو کرده ایر بند و شان ثابت کنی و منظری براث سرق شکان نو جوانی قبو زندگا خود تیا! سبحان الله چه خیال باطل چد را بوده دود رایت ایا مومن ملت افغان میتواند که وجود مهیچه شخص سرتوئی گرا نمود معال خیال محال را در تصور و مخیله خود نمایانه زنگ بار نا هم کندنی ! ! بایا پذیرفتن مجبو ا شخاصی مجهولسنجانه و طرد ا یاد بست ، نه در افغانی سلامیت نهاد ما ول انواع مظالم واقسام این جفا با از دست در شایما او نیا سنده --- page 82 --- (٣) مله شماره (١٢) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ٦ اسنبله روز طائفه‌ بر آن آتشفشان بیدین هم ازین مهتر باستظهار اداره ضدا منیت کمکی‌ خواهند کرد سابق بر انکه سر آن تودهٔ بی‌سواد ازین شیطنت باطنی پی برده بتوانند یا آخرخودرا بدست قل و قمع عساکر رو بر بگردا‌رد یا‌ مجا‌زاتش میگرداد واین هر دو بماده اقتصاد ضربت ملت چیست حکومت متبوعهٔ خود را بحق شفقت و مرحمت بضعف حمل میکنند - شریعت واسفاً که این جا‌هل‌ با‌غی‌ تا‌حال از اصل مقصا‌د ندا‌نسته و‌پی‌ با‌ین نسا‌سانه دسا‌ئس دشمنان ندانسته‌نبرده و‌قدر حکومت متبوعهٔ خویش را‌ند‌ا‌نسته اختیار یا‌ اینکه آنمشت‌ ا‌کثر‌ جا‌معهٔ بی‌سو‌ا‌د بیگا‌نه‌از مصا‌لح حقیقی خو‌د‌ومرد مقدسه و‌بمدد‌دست‌ با‌اجانب‌ بر آ‌نحریم‌ نشا‌به دسا‌ئس عجیبه‌ کا‌ر‌گر‌میباشد دلیل محکم در‌ نتیجه‌ شر‌یر‌یت پر‌ور‌ شخص قطا‌ع‌طریق وطن خوا‌هی آ‌ن تودهٔ بی‌سواد جا‌هل‌ وطنی با‌ آوردن‌ کا‌طاعت بحکو‌مت‌و‌اظهار‌عقیدت بد‌و‌لت است‌تشخیص‌ د‌اد‌ه ‌سر‌خو‌د معرفی کرد که‌ نفا‌ق و شقا‌ق دشمنان بقو‌م‌ ودین ا‌فغا‌نها کا‌شته و‌بر‌قدر‌میدان طا‌غیان‌ و‌تبلیغ قو‌اعد‌ه وو‌عید‌یکه‌نمو‌د‌ه اند احکام‌شر‌عیت و‌پاس‌ اسلا‌میت همان‌کرا و‌حفظ‌طر‌فین گر‌ایش آ‌ور‌د‌با‌ اینکه عزم‌و‌طبع آ‌را‌د‌ه تا‌مت و‌نظمتی او‌را‌خواه مهلک بدنبال و‌طر‌ح‌منا‌فع ملی کو‌شید‌ه و‌میکو‌شند ! د‌ر‌خا‌تمه‌ با‌د‌و‌نا‌ی‌ بنو‌یس‌ یک نکته ر‌است‌که‌بنمو‌م‌که‌د‌ر‌شور‌ه‌طبقهٔ مفا‌سد‌ش طر‌ح آ‌ما‌د‌ه محرو‌مین‌ مقا‌بل‌و‌فشا‌ر با‌پیر‌اجنبی‌و‌پیر‌سکا‌نه غیر‌از تکر‌ار‌ همان مطلب‌حقی‌ا‌ی‌ ملی صرف‌ بر‌ا‌ز‌مقا‌و‌مت‌ د‌لیشا‌د‌گی‌چیزی‌د‌یگر‌نخواهید بو‌د-‌ که ا‌گر‌د‌ر‌نتیجه‌طفل‌ معصو‌م‌ و‌یا‌که‌ز‌ن‌مظلو‌م‌هم‌ پا‌ئما‌ل قا‌لب تر‌ آسقا‌ و‌مت تا‌آخرین سرت میز‌د‌ قطر‌هٔ‌ خو‌ن خو‌د‌ د‌ر‌مید‌ا‌ن بستا‌د‌ه و‌صحا‌ئف تو‌ا‌ر‌یخ‌ا‌فغا‌نیا‌نرا پسر‌ و‌برادر‌ بقلم گل گو‌ن ثبث‌و‌ر‌قم خوا‌هیم کر‌د‌-(‌ا‌حمد‌طا‌ئب) رملت د‌ر‌ حقیفت :‌ مقا‌ل‌فو‌ق که‌ تر‌ا‌و‌ید‌هٔ قلم حضرت ر‌ا‌سل است مان که جا حیثیات ابین مناسبت تفر‌قا‌که د‌ر‌مقا‌ل‌نما‌یان بو‌د‌د‌ا‌ئم‌ و‌محفو‌ظ مقد‌مه باز‌می‌دهند ا‌بتد‌ا‌ئید‌ آنر‌اکه‌د‌ر‌صفت ا‌ین‌نگا‌ر‌ند‌هٔ‌گمنا‌م‌بو‌د‌کما‌طور‌قل اند‌از مبیع خو‌د‌ کر‌د‌ه‌ا‌یم خوا‌ستا‌ر‌معا‌فی‌میبا‌شیم و‌نیز‌ا‌ز‌مبین تر‌شحا‌ت اقلامیم علما‌ین شر جوا‌نا‌ن‌قیا‌ئم‌د‌ر‌ا‌یقا‌ظ‌و‌بید‌ا‌ر‌ی ا‌بنا‌ی‌ و‌طن تو‌ا‌نا‌و‌جا‌ن‌خواهان ع هجر‌ه بو‌د‌ه‌ د‌و‌ستا‌نا‌مثال ا‌ین حضر‌ا‌ت متذ‌کر‌میشو‌یم که با‌یستی‌د‌ر‌حین قلمبند‌ وقتی‌که‌ا‌ز‌نمو‌د‌مقا‌لا‌ت حتر‌ا‌م خط‌سیا‌سی حکو‌مت و‌حیا‌ل‌ملت ز‌یا‌د‌ه‌ترز‌یا‌نجار ند‌ار‌ند تا چند جمله اجمالی نسبت بقطعه یاغی سخنا‌ند و و‌ با‌ و‌جو‌د در‌ین رو‌ز‌ها ا‌ز ا‌طرا‌ف‌و‌قو‌ر‌لوگر و‌اقعه‌که‌ جا‌لب‌تو‌جّهٔ‌ قا‌بل یا ا‌فغا‌ند‌رخ ند‌ا‌د‌ه ا‌ست و‌سا‌ز‌شر‌ا‌ر د‌ر‌ین گو‌شه‌کنا‌رخمو‌د ا‌ثر‌ا‌ست ا‌لبتّه آ‌قا‌سرد‌ا‌ر‌سنا‌ؤ ا‌لله‌ و‌د‌یگر عسا‌کر ا‌فغا‌نیا با‌جد‌یت صلا‌حیهٔ‌ شر‌اره آ‌نخمو‌د‌ به‌خصا‌با‌قو‌ا‌ل و‌ا‌فعا‌ل آ‌نبا‌مصیب ا‌منیت‌ نمید‌هم‌ و‌ا‌ین‌ مسطور‌ا‌ ر‌ا‌هم سر‌ تا‌شا‌ن د‌ر مصا‌لحا‌ و‌نو‌ر‌ تا‌مها د‌و‌ا‌عد ر‌سا‌نند‌ بد‌ا‌نجا مجرو‌ح می‌مید‌هیم تا داخل گفت‌ و‌شنید‌ مبا‌شند‌ و‌ا‌ز‌طر‌ف‌ شر‌ا‌ر‌ عو‌ا‌مل لا طا‌ئل و‌کلما‌ت با‌لا تر‌ضی ا‌به القا‌ئل‌ نشنوند د‌ر‌ا‌طر‌اف خو‌ر‌م‌ د‌ر‌ک‌ بعض‌حمله‌ و‌جا‌د‌ل تیر‌ا‌ر که استمر‌ا‌ر د‌ا‌شت‌ر‌ا‌پور‌ت ا‌خیر‌ه ا‌ز‌ته و‌ز‌یر‌ صا‌د ا‌خله د‌انم‌ا‌عبه‌ا‌لا‌معه فا‌د خترا‌ محمّد سمیع خا‌ن نیز‌ ا‌ز‌ا‌همیت فعا‌لیت عسا‌کر و‌مجا‌هد‌ین مظفر‌ا‌ثر‌ اطلا‌ع‌د‌ا‌د‌ه ا‌ند‌ - یک قو‌ه تکفی بلکی تو‌ا‌نظا‌ماً نظر حصا‌ر‌ غلجا‌ئی ا‌ز‌ر‌ا‌ه‌ (ا‌ر‌گو‌ن)‌سما‌چه وجکمی ر‌سید‌ د‌ا‌ین قوّ‌ه با‌ا‌ن قوّ‌هٔ ا‌سبقی که تا آ‌نر‌ا‌د‌ر‌ا‌ین مو‌ضع پو‌لیسم ا‌نجا‌مد‌هر‌مه مستیقظ‌و‌تو‌ا‌ند‌ حر‌کت‌ ما‌د‌ا‌جتما‌ع ا‌ین هر‌ د‌و‌ قو‌ه الو‌قو‌ع پیو‌سته ا‌ست - آ‌یا‌د‌ر‌ا‌بغا‌و‌سمنت‌ با‌نی د‌شمنکو‌ر‌مت تیر‌می است تا بحو‌ ا‌فکا‌ر ما آ‌مده بعض‌جرا‌یده‌ و‌ا‌خبا‌د‌مشر‌قی ا‌ر‌ا‌سلا‌ل و‌شطرا‌نست که د‌ر‌ نا‌مه تر‌ین رو‌ز‌نا‌مه‌ا‌ند‌خبا‌ر‌ما‌ ا‌ین‌ ا‌طلا‌ع جذ‌بهٔ‌طبیعی ا‌نجا‌به نزهت د‌ا‌ر‌ ا‌ین‌ا‌طلا‌ع ا‌ز‌کد‌ا‌م ما‌خذ‌ می‌منقو‌ل‌ بو‌د‌ه که‌ «‌ د‌ر‌تفا‌و‌مو‌جو‌د‌حو‌ست‌ د‌سمت‌جنو‌بی تدارکهمی ا‌ست بنا بر‌ا‌ند‌ر‌ا‌ج‌ ا‌ین چیز‌ر‌سما و‌ا‌ین‌حا‌ضر‌د‌یار‌ ا‌مو‌ر‌ مقا‌ل است مقا‌طی آ‌نجا شا‌هیست‌ بکلّما‌ت ا‌و‌ر‌ا ته ا‌ز مطیعا‌ه ا‌قتد‌ا‌د‌ ا‌مثا‌لن‌ ا‌قو‌ا‌ل بی‌مبد‌ا ما‌نع شد‌ه ا‌یم‌ - ا‌مّا ا‌کنو‌ن ا‌ین‌خبر‌و‌لیحصال‌شر‌ع‌ به‌دو‌شند‌مد‌یدی متمایز‌گو‌یا‌ ا‌ز‌مهر‌مگه‌خبر‌نگا‌ر‌تی‌انگلیسیها بنحوی عنا‌یت خو‌ا‌ها‌مجلّه‌ا‌عتبار‌د‌ا‌د‌ه اند‌ و‌عضو‌ا‌خبا‌را‌ ر‌و‌تک لیمتدی ظا‌هر‌علاً ا‌ستثنا‌ش د‌ه فسا‌د‌ر‌ا‌د‌ز‌طر‌فا‌فغا‌نستا‌ند‌و‌ست‌ کا‌ری‌تا‌ر‌صرا‌د‌ انگلیز‌ی بر‌علیه‌منا‌فع کلّی و‌ر‌ممکلت فنا‌می‌ مید‌ا‌نند‌-‌بذ‌ا‌ ا‌خبا‌ر‌ بد‌لا‌ئل‌ پا‌ید‌ا‌ر‌حکو‌مت مقا‌می خوانی‌که فعلا‌ً در‌جنگا‌و‌بی بو‌ا‌سطهٔ اند‌ر‌ا‌ج‌ آ‌ن خبر‌محمر‌ه‌بو‌د‌-‌فید‌ا‌ر‌مند‌ا‌ین‌ا‌خبا‌ر‌ه‌مخا‌طبه‌گمان‌میگو‌یند جر‌ا‌حبا‌ث نیم لکنه‌حسا‌لا‌پور‌تا‌کا‌ر‌ش‌ا‌د‌ا‌ر‌هٔ ا‌خبا‌ر‌ه‌‌نمید‌ا‌رد کجا‌مرد‌ا‌را‌د‌ا‌ر‌ه‌‌خبر‌ر‌سا‌ند‌ت هم‌ نیز‌رسما‌ً یا‌نیز‌ر‌سمی نمی آ‌و‌ر‌ید؟ که آ‌یا نیز‌تا‌ه نزهت ا‌ر‌ه جفا‌حشمتی ا‌فغا‌نستا‌را‌ز‌طر‌ا‌لحرمین اطلا‌ع ا‌گر‌بو‌تو‌ا‌ه بخبر‌المتکو‌ر‌ میر‌پا‌عند‌ه‌ و‌ا‌بلاع د‌ا‌شته‌ا‌ست در‌فدا‌ر‌ و ا‌ز ا‌وّ‌ل ا‌مر‌تا‌حا‌ل ا‌ین قسم شر‌ا‌ر‌محو‌می‌گرد‌ید ا‌ساساً ا‌ین نو‌ع شر‌ا‌ر‌ها بپا‌ نمیشد‌ گر‌ا‌یت ا‌ز‌خو‌ن و‌شر‌ا‌ر‌ه د‌و‌ست مید‌ا‌ر‌ید د‌ر‌ا‌ین صو‌ر‌ت بر‌ا‌ی‌م‌قو‌م هیچ نفعی نیست فقط شما‌را‌میتو‌ا‌ن گفت که‌د‌شمن خد‌ا‌ستید! چر‌ا‌که‌خو‌ن بی‌گنا‌هان د‌ر‌ا‌یمید‌ا‌ن‌خو‌ا‌هد ر‌یخت! خطر‌ا‌ین‌قو‌م و‌د‌و‌لت است‌مر‌حمت‌ ا‌لهی‌که‌کیمیا‌با‌عث‌ ا‌ین‌حا‌ل د‌ر‌می‌کشد ا‌نسا‌نیب‌که‌ا‌ز‌و‌جود‌ خو‌ا‌ند د‌ر‌ا‌ین‌که‌ ا‌قو‌ا‌م‌طر‌فین مر‌حمت‌ مقد‌س‌شما‌ل‌ ا‌عما‌ل ر‌ا‌مجر‌ی‌می‌د‌ا‌ر‌ند‌ شکی‌نیست‌ ا‌مّا ا‌گر‌شما‌ حما‌قت‌ها‌ و‌ شر‌ار‌ت‌ها‌ --- page 83 --- شماره (۱۲) جلد اول حقیقت گابل : دوشنبه ۱۶ سنبله کد این و بومی گلزار ابر دهشی در جنگل نتیجه افکار طبع اقا میر بخشی صاحب نبیره عالیجناب سید محمد پناه مرحوم سال در بارکال است دلا گر بهر دُداری زحُبّ دین و ایمانی تمسک کن ز روی صدق با آیات قرآنی ببین کت خالق عالم چه فرمود است در قرآن پی تنبیه نفس هر که او دارد مسلمانی که هر کس ز اهل ایمان است باید چاکرد او را باموال و نفوس خویش اندر راه یزدانی چه باشد طاعت شاهی روتی شرع پیغمبر بود ماخوذ شرع احمدی از امر سبحانی از آنرو هر که سر پیچد ز امر شاه دین پرور یقین کافگنده دین خویش را او بویرانی نموده اختلافی چندی با احمد مرسل که افگنده است از بغی او خلل در حکم قرآنی نمیدانم چه پیش آمد گروهی را که در طاعت سر از اخلاص پیچیدند اندر ژرف نادانی نخاطر ایشان شد محو یکسر لطف شاهنشه تو گوئی نیست اندر طینت شان غیر نسیانی ز بدو سلطنت شاه رعیت پرور عادل باین احسان فراموشان نکرده غیر جسمانی مگر از حکم حق این ناخردمندان تنگیندل تبرا جسته از نابخردی و جهل و نادانی و یا ز اغوای دیو شوم نفس شان شده غافل که از حارقه و بگرفته راه جهل و شیطانی مگر ابلیس اندر صورت انسی مجسم شد که مشکل از ره برده است افکنده بحیرانی و یا در چشم شان آمد غبار نخوت و فتنمت که حبّ دین و ملت رفته از اوشان شیطانی خدا ما را بسوی صلح و دعوت میکند هر دم عجب تر انکه میپویند ایشان راه طغیانی نباشد رسم و آئین خردمندان با فطنت که اندازند نفس خویشتن را در پریشانی مگر عبد الکریم پیرو پای خرد دشمن دمیده روح باطل متن این فرقه جانی که چشم از دین و کیش خویش پوشیدند از غفلت بسلطان رئوف خویشتن زیدند عصیانی سزد هر فرد ملت را که جان بازند در این راه که تا نائل شود دولت بقلع شان بآسانی خدایا قلع کن بنیان خصم دین و دولت را که تا عالم بیا ساید ز هر اندوه قلجانی کسی کز امر شه سر تافت واجب شد بر واتش بحکم نص مطلق کشت اندر خورد نیرانی هر انکو در خورد دوزخ بود قتلش شود واجب بحکم عقل و فرمان نبی و امر یزدانی سزا وار عتاب حق بود آنکو بتابد رو ز فرمان شهی کز وی نیاید غیر احسانی شهی کز لطف و رأفت کرده تسخیر دل مردم شهی کُش است بخشش برده گوی شیر نیسانی اُمان دین و ملت بر وجود انورش قائم ریاض جاه و دولت را ز عدلش ساخت خردانی زایثار و وفا و مرحمت ترکیب معجونش باخلاق و مروت فیش کن سرجهان ثانی خدایا سرفرازی ده عدویش را ولی بر نی محبش را ز الطافت نگه کن از پریشانی زمین در تحت فرمانش زمانه با وز خوانش چو من دربان ثنا خوانش صد و پیش در پشیمانی دل احباب با خرم عدویس با بلا توأم چو توئی حرم عالم سرد با در ثنا خوانی لغت داد عالم سیاست تبادل قیمت از باغی بر علیه و اقوام در معاوه --- page 84 --- نرح اشتراک تفصیل مقامات قیمت بروی کابل ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنه کابل ۵ ۹ داخله افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ دردا وسفرا ۱۱ ۲۰ مفاخر ملت بمدارس دارالطلبه مفت بهرنامه نگار و محقق داخلی تبادله: با جرائد اسلامی مشرقی قیمت یکشماره : غزل امیر حبیب الله قواعد و ضوابط این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل یک روز بعد نشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست منتظماً ارسال میگردد. امور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال و مقالات واصله در اداره مانده حریده در اندراج و اصلاح و عدم اندراجش، اقدا اشتراک توسط فران نامی واحیاناً نقدی از همه جا قبلا دریافت میشود. حقیقت ج - ۳۰ - ۱۳ نگارنده: برهان الدین کشککی جلد اول کابل چهارشنبه (۱۸) سنبله ۱۳۰۱ شمسی مطابق (۱۰) صفرالمظفر ۱۳۴۳ قمر شماره ۱۳ تشکر مرهم سمت شمالی و امتنان از جوانمرد آقای میرزا فقیر محمد خان با انکه ما قبل از یشکرات خود از اقدام آنها صیقه درین واقعه ناگوار سمت جنوبی اظهار فعالیت و لیاقت و خدمت نموده ا بحیثیت مجموعی نمودیم - لکن فعلا چون از خدمات برجسته و احساسات اسلامیه آقای میرزا فقیر محمد خان و دگر اعزه و نفره سمت شمال که با عمارات تفصیلی نموده ایم که از آغاز این سانحه الی الان مردانه وار سبک تشویق و تعنیف دگر محوشنی فوق العاده بصدها نفره بخط باشرف عسگری روانه داشته اند و فعلا در اکثر حصص سمت جنوبی جایز تو انمرد ا سمت شمالیه بسلامت و اعیانست وظیفه خود شائلمند همه گونه انجام اجرآت دشمنان اسلامیت و افغانیت و وطن مملکت خویش داشته اند - حاضر مرکز کبار دگر بار زحمات این فرزند رشید افغان را بعد از دعا مزید موفقیات خدمات ملت و مملکت و سلامیت شکرات خود انرا تحفه و هدیه نمائیم. ناکامی عبد الکریم فرار در بغاوت جنوبی از نقطه نظر اخبار انگلیسی در یکی از جراید تازه انگلیسی عنوانی بر خود هم چونش خواندیم نسبتا او را صحیح دریافته ترجمه انرا داختیم:- ... از اطلاعات تازه که مجددا از اطراف ولوا سمت جنوبی بهم میرسد چنان مفهوم میشود که عبد الکریم فراری در جمع اوری اشرار جمعینها یا غی برعلیه حکومت افغانی با وجود جد و جهد غیر متناهی ناکامیاب بنظر می آید - بلکه علی الیقین وقتیکه عموم قبائل و عشائر و اقوام سمت جنوبی از غدر باطنی و لادبالی گری و بار کرداری عبدالکریم مطلع شوند لامحاله در تکفیر و تذلیل و بی کوشیده در معاونت و پشتیبانی او کمتر خواهند پرداخت - علاوه برین حکومت و ملت افغانی بکمال گرمجوشی و با قدام مجد دانه قطعا این نائره بغاوت حصه وضعیت دارند --- page 85 --- شرائط عنواني این اخبار حادیثا تفصیلا و بکارج کزدوئی نمیشود و در گونه مقالات برای حفظ و ابقا ملک و امور جوهر یگانه که حقیقت او و مقالارا خلل ندادت اند محتر مانه در اندراج و اصلاح و عدم اشار اول تا در شترک بتوسط مدائری باسته و مصوب مقدس از همه جا قبل دریات میشود (نگارنده) بدرالدین کشککی شرائط اشتراک و قیمت تفصیل مه ها کابل ۵ ۹ خارج کابل ۶ ۱۱ خارج حصه پس ۸ ۱۵ در دو نسخه ۱۱ ۲۰ نوت : رساله رهنما و شیر هفته یگبار روزهای چهار شنبه و غیره طبع میشود حقیقت ۳۳ ۲ شماره ۱۳ مورخ ۳۰ حوت ۱۳۰۳ مطابق ۲۶ شوال ۱۳۴۳ هجری قمری (۱۸) نقد جان کو هدیه از هر ایثار وطن خوش بیار آمده ما را به گلزار وطن باغبانش را درین گلشن بلور دائمی وه چه گلهای طراوت بخش این باغ اوضاع کشته او را باغبان عزم را با ابعه و تا جان فدای باغبانی که قدیقه همتش تا کجا نانگ سعد بری بلند می تامل برخارپاهای سابق شکر آبادی حال الخرمی ملت با سما و ارجان تازه را زندگی بخش وجود دولت افغانیان یحیی دین است دولت چون جو دا میرید از پی اسائش دولت باید فار سحوتین در همین تشکلهبا را ملاک خود درست یا مسلمانان ظالم سلسله بندی نمود بین خود اسلامیا را داد تالیف قلوب شد مباه در جهان با جلال بافیوان کوس آزادی و مختاری بجا که دوشت خار آن ترا تو شیدارت نگهداری وطن زنده دار از مهر خود به چهره پر بار وطن با قرین ا جلوه می بخشد به گلزار وطن نگدار و دح طت یار و غمخوار وطن شد بگلها ی نکو تمثیل هر خار وطن میرد پی بر بها و ضاع و اطوار وطن هست بر داد احسان شما معمار وطن بر دمیده در من افسرده و زار وطن ذات این شاه معطم شد در اقطار وطن ماند این نامش بمالم ثابت اخبار وطن میکند نیگز به شاد و روتیسان یار وطن گشت سر سحه مندر بن ز افکار وطن ساخت محکم از آمین این دیوار وطن همرازت بافت تا به ، اسرار وطن سرفعہ ثابت بردفع شهرار وطن تسکیتهانش بود و تحر باحرار وطن --- page 86 --- شماره (۱۱۸) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۳ ثور بود جاری از تمدن پیش ازین در اوطان و ز تمایل اکنون محیطی است تاز او طن نردها از بیای علم و عرفان نصب گشت کاندر و گشته صاعد خلق بسیار وطن شده را با مرجلیل از همت والای او علم و عرفان و کمالات ہنتر کار وطن جہل اور غش گشت دریامعارف موج زن جهل و غفلت خوار کرد و از زمین و طن خار ناکامی برون آمد ز پای ملک ما شد چو گلهای معارف برتر دستار وطن از صنایع و زبدایع آنچه در آفاق بود جذب بخدوش سوی کلیحه دراغیار وطن ملت خود را فراغ از احتیاج غیر داد محو کرد سراف را از طبع حضار وطن در رعیت پروری فر و شهان عالم است ہر وضعی را شمار د همچو اختیار وطن فرق در فرزانه خوش و ملت خود نبودش بسکه دارد لطف بر هر فرد و یار وطن بر قد و بالای طن دایم عطا پوشای اوست چرم بخش است و خطا پوش گناهگار و طن ذات او از سیکر جمع القلاوت غاطه است چون پدیده اندر او دائیم باند در وطن مزرع آمال ملت خوش طراوت یافته از کف بجو دمش که هست آبر گیهار وطن انتظام کل امور ملک را بسپرده است بروزیران دیانت کیش هشیار وطن مملکت را اعتلای پیش دست و هنوز هست روز افزون ترقی های بلین تلگراف و موتر و طیاره را با برق کرد در فضا و در سوای ملک سیار وطن ای وطن داران افغانی خدا را همتی کر د باید روز و شب از صدق در کاروان صرف مال و زر برای ملک خو می کنند نقد جان بر کف نهد از بهر ایثار وطن شاہ چون ما را نمود آزاد از دیگر قیود با بقید دین شویچه و هم گرفتار وطن ہر کہ از حب الوطن لافی زند باشد دروغ تا بالغ جان خود نبود خریدار وطن کی دریغ مال و سر را میکند هر کس که او داده بحر چهره زیبا دلدار وطن دلبر با بود و کیش دلبر می صد چند شد زانکه زیب از خال و عرفان یافت خر ساروت مال جان را گر نیندازیم در عالم سجا نام ما شهرت پذیر و در فدا کار وطن ہر کہ از ملک وطن آواره باشد همچو من او می داند کیف غمرو مقدا ر وطن نیست شیر احمد محرومے تنا نعر در بی نصیب است در که شاه و نوبیدار وطن خلاصه مذاکرات و تعدیلات لوحیه که در امور داخلیه عایت ایحضر در خاتمه مبحث بروزه از ظهارات تان چنان مفهوم گشت که فرید برین گفت و شیندها دولتی نداشته مجهذا فرا بصحت و صواب قرین دیده ریاست شورا دولت را اجازه دارد به که خلاصه مذاکرات و اصلاحات و جوایز آنرا تسوید نموده الیوم حکر و المحجوتان بخواند تا بشنوید که به این فرمایش و آرمانتان بجر مر شد یا نی در شجره پیران خلاصه لوحیه چرا و مابقی آرا و افکارتان در اضدا مهر و امضا نمائید اینکه میلس صاحب نجومی مشوره دولت بر آنهمان پیمانی طویه شماره و خود هم در بعضی مقامات برای تان ایضاحات میدهم - --- page 87 --- (۱۱۸) جلد اول جریده حقیقت چهارشنبه ۳ ثور علمای منتخبۀ لویۀ جرگۀ افغانستن با علماء و سادات و مشایخ و وکلاد عموم اعضای لویه جرگه علما اعلام و فضلا کرام درین قرار امر و ارشاد همایون بجهت تطبیق و تحقیق و باز فروع و بعضی جزئیات نظامات را بطرف خود وکالتاً مقرر و منظور مینمائیم تا این ذوا محترم بحمد الله عزوجل را ببروقۀ حاضره ناظرین باز دریده بر فریضه دیانتیه و تشیید شریعت غرای احمدی و تنویر احکامات انوری موافق و مطابق بمذهب حنفیت ابا حنیفہ صاحب کوفی رحمت الله علیه بصرف مقدرت و مساعی ورزیده در تصفیه و فیصلہ ہمہ گونہ اوامر و اجراتی کہ بانہا محول میشود غاله وه بر تالیف فتاوی مبارکه امانیه بتطبیق و تدقیق در نظامات عصریه حاضره ثبری مسائل مفتی به و روایات قوی مذہب حنفی اقدام نمایند - (۱) مولوی عبدالحی پنشیری (۲) مولوی محمد ابراهیم خان (۳) ملامحمد ضیا (۴) مولوی گلدی قله غی (۵) تو کو محمد رفیق قا سمت شمالی (۶) تو کو فضل الرب سمت مشرقی (۷) مولوی عبد الخالق سرخ رودی - علاوه برین نیز تصدیق میکنم که اگر برای حکومت مزید برین حضرات معظم ضرورت دیگر علما صدیق محقق و متجر باشد بسن السنی من مولانا حاجی عبد الرحیم خان ساکن گندک مولوی صالح محمد خان ساکن قیلقو ملکجانی را نیز بخواند منظورست - من این علماء اعلام را که شما انتخاب محصر ا نموده اید نه تنها منظور مینمایم بلکه محض مراعات خاطر شما و احرام شرعه شراف و سائب بعوض پائت افغانی یکهزار افغانی مقرر داشتم و بیشتر تر از انها مانند شما آرزومندم که بر طبق مقررات شرعیه و روایات قویہ مفتی بہ تصفیه اجراء نموده خود ها را از حقیقت کوئی و حقائق درست بینی و صداقت نویسی خود ہا ما جور عنداللہ کور عند الناس بفرمایند و تا میتواند در تدقیق تطبیق جمیع فروع و جزئیات قانونیہ با شرع احمد یہ بذل مساعی ورزند و در تالیف فتاوٰا امانیه نیز کوتاہی ننمایند ! تا دانه ها تکبیر و کف زدنها شاد بانی و بحالت لم مسرت این کلمات ہمایونی را تلقی نمودند ابو مخصوصا بر تقرر این علماء در محکمه عالیہ تمیز ملحقه فتاوی را بسیار تحسین و آفرین کردند - تالیف فتاوی امانیه چون اعلیحضرت غازی با جمعیت علماء اعیان دولت اسلام از کمال شریعت پروری در مجلس عالی لویہ جرگہ شامل فرموده در باب نظامات دولت متعلقہ امور شرعیہ کہ در ما بین عوام سوء تفہیم پیدا شده ہدایت نموده اند که شما جمعیت علماء حاضرہ لویہ جرگہ نظامات متلقہ امور شرعیہ را از نظر گذرانیدہ بمسائل متفقہ مفتی بہایی مذہب مہذب امام ہمام حضرت ابو حنیفہ کوفی رحمت اللہ تعالیٰ علیہ تطبیق بدہید کہ اگر بعضی مواد آنہا را علماء سابق تمیز باساس و مسائل مختلف فیه و روایات ضعیفہ اندراج داده باشند، تعدیل شود. لہٰذا ما علما ی لویہ جرگہ نظامات متعلقہ --- page 88 --- شماره (۱۸) جزو اول جریده حقيقت مکاشفه امور شرعیه را از نظر گذرانیده بنابر توصیه و ہدایت حضور اعلیحضرت تمام آنرا بمسائل مفتی بها بے خفی تطبیق دا فقرات آتیه که بسائل محیاطه و روایات ضعيفه داخل شده بود وزر الا منه و نحن سکر و تمايل اثر نیز در حضور اعلیحضرت او لی الامر مخبون استراء مینمایم. وامید میکنیم که تالیف فتاوای امانیه جهت قضات محاكم عدلیه و مامورین دولت علیه امنا بقر طریق اصول حنفية بيمان علمای محققه لویه جركه سكور الا منه و من غازي شرف تصد بنظور می یا تا آل ش در کار رو ائی بعمل آید. واگر کدام مسئله و اساس موضوعه را ما خاد مان بنابر سهو و خطا ئیکه لازمه نوع بشریت کی حج پناه رده با شیم بایستی او را این علما عضیه بر طبق روایات مفتی بها بته جب مهدیے جمعے فیصله نمایند تا مفتی این فتاوي از حسن مساعی و عرق ریزی همین علما محققه بالجواله كتبه متعده مذه ب امام همام امام اعظم صاحب رحمتہ الله تعالی و اقوال حوله مفتی بها بزبان عربی و ترجمه فارسی و افغانی گردادی بمواد نظامنامه شرعیه باش جمع شده بعد از امر حضور مبار طبع و نشر شود. بما اله خلاف دور خواهد شد علیحضرت از بین مشکوره تان ظهار مسرت ميكند و یگانه تاکید مخدوم نیز برای حضرات محترم همین است که نقطه نظر شان در ضمن تالیف فتاوای امانیه مسائل مفتی بها و روا يا تيكه مطابق مذهب امام همام است باشه لویه جرګه این گلا پیشمه بارها نند ه است تا تا ثیر آواز های تکبیر تهلیل و کف زدنها تعزیرات بالمال لویه جرگه مایان علما و مشایخ متعد به ان لو یه جرگه افغانستان در مسئله تغزیر بالمال پادشاه اسلام امیر حبیب الله خان سراج المله والدین کہ تعزیر بالمال بر ا پادشاه اسلام مذهب امام حنیف امام اعظم صاحب علیہ الرحمہ جائز من اما بروایت امام ابو یوسف صاحب علی الرحم جائز است. ور و ایست بشایر علما سلف و احل متقدمین مصنفین ضعیف گفته و مسلسل شده اند چنانچه از کتب معتبره مشهور درد مختار ظاهر میشود. بنابران فتوای ما الدات بحضور مبارک اعلیحضرت غازی ابرا برو ر عرض کردید بصورت ضعف و ابو یوسف و تاویل آنرا علما بیان کر امام وقت حجز و رایا بعوارضات رو و مزاجر گردید و تو به کشید و الیس بارد ایره کاری ضرب و جبس چنیں نوع حادثه بقدرت اسامیدوا وقتی برای پادشاه اسلام جائز است تا بطری روایت سابق ضعیف گفته میشود که تایید قاضی مقلد سروایت ضعیفه عمل بیست خوی اذا بعضی کتب روایت مذکوره را متروک دادن ا محققين فتح المعنيت سخو لفته تا صاحب طالت آن غیر می علیحضرت قبلا نظریه خودم را در باره بعض اعلا بالمال برائی تان تشریح نمودم و شخص دیروز را بیه طلبا بدین مسئله بیستم با علم که بر اجریان اندکی از حقیقی و عدالت وانصاف اسلامی مبرا که تغزیر بالمال موقوف کرد! لو يه جرګه بعد از اظهار خر سندی بالا بوا تعزیر مزيد این بحث را نا استلزم فوسو وتهليل وكفها ے خارجی انصرام د قدت **------** --- page 89 --- شرایط برای خریدارن با اعتبار جراید ارسال میشود وجه قیمت آن در بدست قطعا ارسال میگردد انچه تحریری که با داه شفقت انتظار داخل در اداره امانی جراید در تدرج و اصلاح دیدی مختاری ازاد است اشتراک توسط مدیران تیه دوست دو ولتپورد تقدیم پارچها بقطعه قیمت میشود نگارنده محي الدين کشککی شرائط شرکت قیمت بروقه امضینام قاما شش ماهه ساله مال کا بل ٥ ٩ ممالک داخله افغانی ٧ ١١ ممالک خارجه حتی ٨ ١٥ قیمت اوراق سفیده ٣ ١٦ مراسلات عادیه باطلیه را که داخل اداره امانی اهتمام باعضای وقته مسؤل نیست عنوان مکاتیب حقیقت سال اول کابل شنبه جوزای ١٣٠٣ مطابق ٢٨ شوال ١٣٤٣ شماره (١٩) واقعه منګل اهمیت ندید است چنانکه معاصران شاہ امان فغان در تو مرد و خود ګذشت ضمنا بچه در عرض شاہ وارد ګان سونا بر آن شاہ های های دارای اهم جنایی قبیل برین نشنیدیم که در اطراف و نواحی کابل قبل از قائل مقدت آید ګه مدارا میماندند داند هرچند که قلاد از دستام از واقعه بروز نموده است اما از تفصیلات کیفے آن طوریکه از انتقیت موأخذ مینا برآمد بالكل نایت مطیع و چشونی محمود بالون تحریم خود معلومات بدستيم اطلاع موثقی نداتيم - علاقه‌دار هه طایفه قلا دار شنا که در نواج حصار کوہ اکه بعداز تحقیق و تتبع انقدر درک نموده توانستیم که کدام ځدران سوات همانه در چون و تمامیت با طایفه محمري ای از اقوام بدخشان عصيان نموده است - چون اعتصام با انکه مربوا ساده جونی اظهار ارادت بکريا حضرت دستوقت نے اان انقدر مطلب نمیرسید وان از علل و اسباب بیان مجما عجالة شورشيا متوسل سلاح و تمثال تهدا قعه خود گرد ناد در نسخه آن عرض نمیداشتند حشره ازین جهت که باسیل خنی بدست علاقہ دار و بعض زیر دست او را نظربند ساختند اندیشیکه ان اطلاع برای افغانمیر در موضوع از منابع موثقه حقه يخويش اول به تولید و تسکینی منتفع شتغنان میکند محاربوی از طایفا دوطوم از مواقعه و جلوگیری آن را بطور اجمالی قلمیز نموده پس ازان سلاح اخته اند تا رفتی و مصائبی را نتراد دستودهر نمتی دادرو اندکی از موقعیت و سرگذشت شغنان حکایت میرانیم آن جهت قرار دھند مرد عار سعی نمودند سوء ندان انکه قرار قاهردا مبدا واقعه چهل روز پیش ازین جز أن طالداران وصلاح کشی میباشد باند بالمقابل لشکری هم بتدارک دافعه چنو عصياني نواحی شغنان در موضوع اغلام کوه یکی نوع خروجش لاعقابتی باید شکن مدار نصر سایندہ دار امارین ایندا الجا خود کہ شرعاً حیات نداند وجه را بر اسال حکومت حکومتی دتونظار جمعیت بنظر نظاما او و مجاب بودن پیشی ملی نداشته ا خود میپرد اقعدی به تحرک بعضی محره های مکرین که دینویس بزو چکار ها بانجا گشید بود کویت مسن با کنده سعید و اقت بک و شافی و محمد سعید شد و بی سرپیچی و انکار ورزید بعداز وضعیت خود نفیسه خود تا پند دادنه را بر رو ہزار بستند و در ماهان --- page 90 --- شماره (۱۱۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲ جوزا هجوم اشرار آن مفسدین کو تا نظر از قطر بندی علاقهٔ جاسس گرفتن سلاح اعظامان بربی بوقته خود را خود را با قبه جمر اطراف کران تا توانستند بفرصت قلیل در شره وتلبه و اطراف اوان خود افزوده بر آنهابار ترحم بدعات و پروتاندها نموده در دادن ضربت و ضیعات خویش و رضوا نخوانده اینگ بطرف اطراف جوانب قلعه د آرآن مسافه که یکد هنگ بدانجا نمیرسید حاطه نموده انظار بدم آوردن این هنگامه درست با شماره اخیار که آنها در غار از ترابیل الله عسگری را برای خود امن و مستحکم و موفق پنداشته اند بواسطه این دوز در غم جوع میکشاندند و از جانت یکد ور و بروز از اطراف بل با بمرکز قرار قلعه با از من و خوار بار آن مردمان را با کمال دهشت و تا ما غازم ما نواء خود با را آرزو آیا مویه با تو مندان است گذارند اند کرتا در یک خاکی درست گذارند خودشانرا بطر ف موضع بلند رها طولینو بار (۷۰) وسط جرجان از اخز مصله و اخیا محضر کیفیت نزل علی القدر در جدار پرلین نمودن امر یا قوق تو دیرا مدخترن راه اجزائین سکور خودار علیا جالت هدأ أ نالی ستفان گردا سارید مشت در مملکت اجانب ایک گنز حر که فرز عسگری تحا کمر که میشادم» کرده بود اقامت داشت و محمد این خط سهر بطرف جهاد کافینیا عالی از طرف قبه حسنه و قاغ و تو الفی از کلیسنه رضایت را پور مر بورسابه خارتی کر بالقائی ستباک تبانه دولت روسیه است رسانیده وازان ایثا با که در خاک روسیه مدآ ان اطلاع را بردش گله خان مخ که در سر حد در آن طاستم اطلاع داشت اجزای منصب حکام میدان اطلاع مکن از سر نیز رسد علی القو و از محضر بر قبات سوق عسکرش بهر جهت و از جانی مگر این اطلاع توسط (ج) غلام حین قادر محمد حمداخان عمده مران آرار میاقوق مهم خدمت عوش س ۱، حاشاً مخفوقاً در تا از محفظه بخوبی با که منی برد بخوبی دلیلی و بی گار شو میدانی بود توسط محمد عمر لفتن را کبار نقره و صاحبی سوق فرستاده آنها را ازین فدا آنهائه بشائر کار با طاقح شد و واقع شده است. حاشیه امیر اوسر شاهر محمد خان کیرا و شالعدار سوق بالاد نشینی دو محکمه بلند با غلام حسی قادری محمد خان عمر خان و د نیا دشن امانات دو مجره دمی که او مهم ترین اموال ان دهمت دلالت شان را دلالت میکردت بلامان شهلو خزیندار محمد وابن داو داند پیشا نی مخازن بلند صح و صلاح حصول این را پور و اموالت را بمر کمن واند و نشان تم حصرت الا بر افر قدسناها تا لنت کلوز حکومت بشار کبر و بانه خرد از حکومت مروال علاوه براسال نمودن یک مست لفتنه فعال در مرکز انشا خدا سر درشتی غیر معیا را منگری جلوس کلان و بخاطر تا معد ور او آنا آنا خواجه ان با ارادت داخله بالا ع و مقدار شهاب الدین میدا این طلاع مکمر با قا رسید که نیز از ما و محمد عمران زیا که انتقال مجمر سر قد غیر عالند و داخلا پیوسته خودش شدید در الطفائی ان مجنالت خلاصه معا در اوائل پایان آیند که در بوا خضر عطب نمود اما مکمر باد پافشار مفتد دوار کو تا جهت بقرار ج با عسگری جبارتر نمودند استلا قدم با فشاری دادن قدر بی بند بخند عمالان دالاو را در داخلی شبر از بانک کلونه بو اختراخان مروقول گت شکر نشود ماند سرکر قوة الطره بیان حیات امش گلمز خانه کشر از مکم اسم جمعیت معلول الطره سلاح اندازان مخصوصند معقان ظاهری ی را غیر سنت بر احالات مجمع حظر دارند حرش فرستاده و هم توجهی تولینیته محمد ابوالخان بده دو بست قعرش برخقان اطلاع دادن آنها بیاور --- page 91 --- ورا شماره (۱۹) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲ جوزا چون عسکر ما بقاسم در قادان رسید اطلاعی بصولی دادیم که درین روز ها شایعاتی بسیار قوی تخفیف بعضی نقل کردیده بودند ضمیمه بالاتر از علاتی دار و بخشنودن سلاح از یاران خان مقوم شنا جنگدار که دران محلی مقیم اند و متقاً بفیصله اهتماماتی مقدور سکونه مخارج اقدام نموده به سهاجو عاجلانه داد صالح احمقانه بماسما به امون الجزی از ان باین طرفین کثیر شق و دود کر و به یوالته شته مگر حقیقت و بخشدن با مر قوه مطهره که بر اعلای قد دار و سلاح انداز ان طغیان قصه الا انست که مقتولانی هیچوقت ایل کا لامنوع و ارتابداد مقالاً نما دار دالمان ببرند و یا از هشکامشه با بار تیار و اماده بنات نموده بلکه مساکن خود را در امن هوای لایحه در ترکستان قائم مرشد بهم در سنگافشان دیوانه و کندن حصا و سوختاندن دریتانو نتیجه در آمتیه میگوید تا حال جمعیت ابی الصدرین برا سر ستم دادیم شامیکردی کوششها نمودند شمس بسبب تأخیر واحد مایل نپاک که خود را عمال مفسدین خود تلافی عسول خود را با تحقیق اقلاً در رکند مجاز کند از خاک روسه وزده بر در و دیوار این اقامگاه طامیان بلکه بالفعل تسلیت از اره حرب نسبت باطنی هیشه مفقود اقامت باطنی اعلی با تش زدند کر قصریه به عسکر نرسیده نه در سوخت در دیوار موقعه ثماناً تحت نظارت میباشد اقدام بر رسید، حال که از حرکت قوه مطهره کا تما اطلاع یا مجتر کو بی تشکر با نواج موقعیت با اقامت حضرت بارام الله از انانانو بطرف وقاعت اورده اطراف و نواحی آنرا محمد سلیمان خان یکون از مهار تا بندگان اشغال نموده اند ، امشب یا فردا اتها مقابله خواهند کرد لوسترد قد حفیه با ونظامیان قولا قدمت خان بتر یک میگوانم و از بین حسن اور پور خبر فارت محظوظه با عرض شکر مینمائیم مقتوله مصادم مفسدین عسکر چنا مچ این طلای این است موقعیت شغنان شغنا علاقه روی رچه دانه را قایم شب ۲۲ ، حمل ۲۴ بچه شب جمعیت اشرار جبر کسر شبخون زدند حکومت افغانان پای میرات است، اب اور دانه کوه من با برات و از پروین بینمان انجا کلوله هما شهر بار کین عرف انداختند د اور قطی هم است و زراعت کی علاو دالاه گواین د آرد در صرت اسنی دبیرا کو افغان تعلق دانا چنار اراد بالو بر اسیا چند شکائی بنا کنند تا گون خیدن این اتی شنیدند و انجار میداد امروز شرف زیاده دارد قسم اکبر بید استر جو مخصوصاً ک بکشت ورنگ اشرار بخره اند و با دهنده القاه یان خلائی که پیش از اوت دشه اکو، نمک ، شغنا لو، جیاز سفر خش بسیار است مسکنه فان میباشند بست تن مقدر می هد چند تن از سکس خود قرار را برقرار گرفته ختیم خطرا و زبان ان بتقد است که هوم شد آن شفنا نامند فارسی اهل کور نیز تفاوت دارد موضع بر اشرار انداختند میان شمس گرافت چندان تن گز شمیلی در خود دارند اینها مخصر به امانم کی مقاومت کردند. و در غیاب اہل شج آقائی خان قره محشر سوال میخوان سالار تکلیف با آقای شاعال نایت صایب واله بهار خدمشی متصرفيا الملکت دران این که سگ خود من وارضات رهائی ملا وسل اداری اره ای با رابران استرالیان تا با ولایت خواند است نقشه تصالح ورده با زنمبر است لایک شرف میدان صلاح مواد فاسده و ترم را و تا بسیار سر ستمه همراه تماماً شناخته خود با بگور ملبوس بود. شغنان که بافغانها التعلق است تابشش ماندن کاملش او بوه قلاچه پل ام والی کند یکه بوقوع ثبت خو کرد کفر حکام مسافت هزار نفر خواهد رسید مردم شمارشی ششی تجد روستایی چندان این باید شمرد. ک ان انتا کوش شده فقاته میدن بزرگان ملاقا سعی در مقوله خود زراعت شان جو ارزن باقی شنگ کابل است چون نیز انجام دهنده دران سنگری می درگرتا را تبرک درین حج منظر هریانه زمیندار می کفنی ندارند زمستان عوض غله توت خشک را اور و های سایلین الله نا مبدوشا نماید کوند اصرف میرسانند ، برک ولایتی همه اب پی کش د چکایم مویت الیمن الصياح التی ان کو الف دایان قت با او با بانی کون روغ پوست و دهم معزت ند و اکثری در شبها روزه داری داور املاک و احوال می دو دستگیری به ناست واسلام برا کوت کو کنده تالار درستی یعنی نمک و روغن را نه آرد با قلی میزند میخورند اعام است اسانه با تجمع خرس او را تا دست یک ران تا ناند و بین او ضایع و اکثری از انها مراد حیاش انرا بخورند بعضی علمیه با مدنی الی ایت محدد مقالات مینه چگینه قلب و با بالا ام الدادات ان --- page 92 --- شماره (۱۱۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲ جوزا در یک حصهٔ از سال مینمایند مردمان صاحب استطاعت شان لباس کرباسی یا صحنی داشته دستمالها ی ابریشمی بسروچین در بر و موزه را در پا میکنند و مردم بی بضاعت شان نعلین چوبی میپوشند. یکی از رسوم اسفان انیست که در موقع ورود کلان شونده گان ملی یا حکومتی یا مذهبی خویش در بنهای خود را با لابا بها و پهلوی انها نکاح صغیره (خلاصهٔ مذاکرات و تصدیقات لو یه جرگه ) مطابق مسائل کتب شرعهٔ فقهیه و مذهب عالی کشیده شخصی برآید قر آن خودارد برآنهادف میواندازد و نشید یا حضرت امام عظم رحمت الله علیه با تفاق سید ملی میخوانند. در رقص اجرا میدارند و از نغمه کشی تریاک و چرس کبار نکاح صغار صحیح است و ثمرهٔ تصرف اولیا در صدد نقطه ثنا قارت عبث و اکثریه دسته دسته در حالت صغار است در نکاح صغیره . بنابران ما علماء در امر نشط بود شبها زده و غزلخوانی میکنند و زاد خواب خود را اکثریه فقرۀ مذکو چنین حکم و رای میدهیم که نکاح حالت هاد بدل تریاک و غیره و غیره میفروشند در بیماری بجز از اش جوشانده جایز وصورت نکاح شان از طرف ولی عاقد بیات دوائے را نمیدانند و بر طبق او امر پیروزنان خود را مراض معالجه نکاح کبار سزاوار خروار گردد و غوالاحد و ساله نمو مثل میکنند دوست معظم شیر احمد خان مضمون فوق را قرا علی حضرت درینجا تقر یا همان نظری تحسب فرمان در موقع دوران سپهسالار غازی دران اطراف ایحضر و افکار گهر بار شانا نہ شان را که ایکا بقلم کشیده است . صحیفه (۱۸۰) الی صحیفه (۱۸۳) در ضمن مذاکرات گیتی حماد که در آن بود او طبیب هر اکه کشته باش بیار و دلاک یہ بر نظامنامه نکاح و عروسی وقت سوری مرقوم کمی که دیگری میکنند برتایشان کان بلاخه طاحت از خدا با کش شده است ایراد داشتند. در خاتمه فرمودند که ارخانه و دندان دندانم خدا الهی مکندن بحرین تابی عمره تراک است بدین مضار و تجانیف و بی انصافیها ئیکه از نکات مردم این خطه تا ما تنور شته باشند و مخالف تاریخ از صغیره در باین ملت محبوب افغانیت ام دیا کہ مآیا ر مشهور ، افقه مان ما ویست در زمانها آغاز مرحون میرود است خبر بود نانه این نصیحت پدرانه را به شمس الملة والدین و دور سلطنت شرقی در آنگر انطاق لباوت مان بکنم تا روز هجوم شما بلاغ دارید که جمیع الامه مجز شدند و انچندی ہے محافظت حکومت ایستاده از نکاح صغیره مجتنب ورزند و مجزا و تقریر شانا نہ ہو در و نتیجه در هر مراتب بجز از خرابی و تباهی خود اعلام یک باریکی و گیر بیرانیز در شرح انور درک چیزی را ندیدند و در هر مراتب زنان شان بلنگاه کردم که حق نکاح صغیره و صغره تنها از حقوق ابی وبچه های شان بغلامی و اموال شان با راج میرت وجد بست که هر کدام آنها محبتی در پد رانه آو درین مرتبه که از شفقت دراقت رجال فعال حکومت و شفقت را نسبت بخودان دارند با امانیه میهیچ یک گونه ضر رو نقصانی و بهنگ عزت لویه جرگه علیحضرتا! ما ازین غمخواری و و ناموس برای شان عائد نیامده است، کمتری تان از حد ممنون الحمد لله والشکر که [ تفصیلات مذموره نقر موقعت متشکریم. و ماطمان در مابین و روح در تن بامات و خبر و معلومات مغرب شقنمان ناظر بن محبت؟ انتشار افکار ابکارتان میکوشیم. و تا توانم اگر نائل باشند جلا و تمامی قطغن و بدخشان مولفه نکاح صغیره حتر از میکنیم . بالاخره این مه محمد نادر خان سپهسالار وزیر مختار عالیه افغانیه نیز به تکبیر و تهلیل و چک چک تمام شده بزرب مراجعت فرمایند. ب. د.] --- page 93 --- تفصیل بهاها عامه |ساله درکابل ۹ | ۵ در تمام ولایات ۱۵ | ۸ در برون فضائی ۱۱ | ۲۰ علاوه ازساله هشت ماهه و سه ماهه قبول نمیشود. اخباریکه مجانا برای کسی فرستاده میشود بسته پوسته آن نیز بعهده او سپرده میشود حقیقت این اخبار در انزوا از مطبع منع کابل کر کشیده میشود و بارگیه آن در هر پست نه ظاهری کابل سکرتیر امور تحریریس میرزا محمد شریف خان میباشد و د اخله آن الی ۱۵ عدد جریده مهر انداره واصلحا و ۱۵ در مختاری آن اوست اشتراک بتوسط عرایض درد و بصورت عقابی از عمده اجلادریافت میشود (نگارنده) میرزا محمد الدین کشککی در کابل شنبه جوزا ۱۳۰۰ شمسی ذیقعد ۱۳۳۰ شمار ۱۲۰ مزار اہل وطن رحم پذیر هم غیره! بکه در دل من کرده جا ہوا وطن همیشه می طلبم از خدا بقای وطن دیث فخر ف حب الوطن من الایمان چو ثابت است چرا نبودم ولا وطن من گل است ذقن بلبل همیگریم که خار غصه نخلد بچگه پای وطن هستند وطن بس غنیمت ای یاران فزون بود زبها قیمت بہا وطن دایران وطن آوارگی عذاب الیم مباد بیچکسی در جهان جلاء وطن یحافظت ملکی خون ای وطن داران زاتفاق کنید آهنین بنای وطن لدروسع بکوشید تا خدا نکند قدوم مردم بیگانه آشنای وطن --- page 94 --- شماره (۱۲۰) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ۴ جوزا مرا ز اهل وطن زخم بر مرهم غیر سمر اسر است قاهر من کجا ز دامن او دست خود کنم کوتاه اگر شود سر و مالم همه فدای وطن گر اختیار دهندم بهیچم دهم هرگز حریر ملک دگر را بپوریای وطن هزار خانه ارژنگ و چین ماچین را نثار کنگره قصر دلگشای وطن بر آوران پی دفع گزند دشمنا ن و ان کجا و نخواهند از برای وطن اگر حسود کند قصد ملک یا یارب اسیر ساز خود را بصد بلای وطن مگر که کور کور کر بجانب ما نگاه تیز کند کس با دعای وطن هر انکه سر بوی اینوطن برافرازد سرس چو انه شود زر اسای وطن مدام دخمه پا و از لطف یزدانی بتا رو سوتزین فتح و ظفر قبای وطن مرا ز هموطنان التماس این است چو بشنوند ز شیرا حمد این غنای وطن امورات تجارتیه (خلاصه ما گرامات نقدیات و مجلسی) لویه جرگه از انجا که در مواد نظامنامه اموری تجاریه در محکمه شریعت بحث و مباحثه زیاده میباشد، ثانیا چون کتبا و فتاوای مبارکه امانیه تدوین و تصنیف شده جمیع احکام شرعیه جزائئیه و حقوقیه دران مندرج خواهد شد کس فردان کتاب حکما مسائل تجارت مطابق حکام شرعے مندرج نشود که همه حکام تجارت تحت محکمه شرعیه باشد! علیحضرت بسیار خوب ! امروز ماخاه که نبو دو اساس محاکمات تجار و ارباب معامله بر طبق مقررات شرعیه بعمل اید! تذکره نفوس لویه جرگه تذکره نفوس که برای تبعه افغانستا جهت رعیتی و تابعیت نشان بدولت مقدس و تسهیل مرور و عبور شان در نقاط ادان مملکت مقدسه بوجه رفاه عمومی و اسار پاسپورت ایجاد شده نهایت عالم دیده میشود، اما بر پشت تذکره نوشتا شده که بدون وجود تذکره شاهدین شاهدان و طلاق و وکالت و بیع و شرط و عقد نکاح درست نیست، اندرا این کلمات شرعا خوب نیست، لهذا عرض حضور اعلیحضرت والا گردید که کلمات مذکور از پشت تذکره محو شود! علیحضرت خوب است دور کرده و بعوض ان دیگر قیودی (که در صفحه (۲۸۷) در ضمن مذکرات لویه جرگه) --- page 95 --- شماره ۱۲۰ جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۴ جوزا بر نظامنامه نفوس مندرج است بجا ایراد میشود. اگرچه وجود آن قیود شرعی در تذکره نفوس برای بسیاری از جهات شرعی مفید بوده بساتسهیلاتی برای محاکم عدلیه فراهم می آورد تا هم محض معاف اموال تان از ان صرف نظر میشود. لویجرگه یک عالمه خوشی و مسرت و تکبیر خوان از مباحثه بیز در گذشتند! تصویب تهدید جزا قبل از وقوع فعل لویجرگه تهدید جز اقبل از وقوع فعل شرعا محدود و مقدر نیست و من حیث صغر و کبر جنایت و اشخاص دزان تفاوت قبول میکند اولی الامر را میسزد که مطابق دقایق کتب شرعیه منکرات که وقوع میابند بلحاظ فعل شنیع و بلحاظ اشخاص فاعلین ان در وقت عمل بوقوع آن قرار مراتب اربعه که در کتب شرعیه فقهیه مذکور شده بنود و جزاء تعزیر را از روی آن بنماید از گله و حفیف و درشت و تازیانه بباب قضاء القاضی و ضرب و حبس و تشهیر و نفی و جلای وطن و در امور سیاستی کبائر که در کتب فقهیه مشخص شده از برای اولی الامر حسب مصلحت الوقت سیاست قتل کنند مثل تکرار سرقه و جو ظلمه و مفسده و باقی جرائم منکره که در کتب مذکوره معین است و حد شرعی ندارد قاضی لازم که قرار امر و ارشاد اولی الامر که امیر وسلطان مان است اجرا و اقامه نماید تفضیل در جرائم صغار پاسخ بلحاظ مراتب اربعه مذکوره طروریست اما در کبائر مثل تکرار سرقه و غیره که در کتب فقهیه تعزیر با لصلب جائز شده تفاوت نیست با خوصیت و در حماست او لعب حجر است دران ندارد بلکه مطلق اولی الامر آنها را زجرا از برای مصلحت وقت عمل کرده میتواند و در جنایات مذکوره بعد از ثبوت تعیین جزای آن کرده میشود قاضی شرع شریف حکم فیصله را بوقوع تعزیر میکند و اقسام تعزیر را مینوبسد که وکیل و نائب انحضرت فازی هر نداش را چون مورون دانسته سبب امتناع مجرم از ارتکاب آن جنایت می پندارد نظر بکند ! لویجرگه تهدید جزا قبل از وقوع نیز یکی از اقوال موجه و متفقه بهان علمای تمیز است که حال در مقابل شما حا ضرند بالته خیال و فکر من خاجهر هم بنا بر مصالح ذکر چند ی ازان در ذیل تصریح میشود با آنها شرکت داشت. (۱) اکثری از مجرمین را چون از مجازات و خیالات حکومت که نسبت به وقوع افعال شنیعه دارد قبلاً اطلاع یا بند همانا که بدان، اقدام نخواهند کرد. (ب) در صورتیکه اولی الامر به تهدید تعزیرات داخت معلوم است که حکام و مأمورین دران دست بازی و رشوت خوری و لحاظ و خود غرضی نمیتوانستند . (ج) و هم سابق برین درباره و شنیده --- page 96 --- شماره (120) جلد اول جریده حقیقته کابل دوشنبه 4 جوزا حکیم قاضی با امارات قویہ لوحه جرگه اعلیحضرت با تفض با هیجان و انقلاب گفتند وقف او و محاذا است شما را بکار ما شرع علمای افغانستان می از کتب معتبره فقهية روايات صحيحه فقهيه حنفيه متناوله تقدیم میکنید و همواه آن فتوی دارد کا منظور کرد و با حدود و حقوق عباد احکام حاکمه عادله عادلانه دار میفرماي همی شود حد ا کر در دو دور تعزیرات باحکام مملکت اسلامیه افغانیته تماماً دلایل قویہ و امارات علم خودشانرا محمول ومحتاط اصدار نمایند. علیحفرت مکمل زیدین و ایالت نظریه انصاف و بسلامیت تافه اظهار میفرمود و تشکر دارم زیرا، ما قبل برین در موافع وقوع جرایم و لاعی قرائن و امارات سیدة بی قاضی حواله در سلاسل قانون مجرمین از مادریها گواه میخواستند چون مدعی مظلوم گواه اورده نمیتوانست باین استغاثہ خود بجز از پریشانی و نکتے سئنی برد شخص مدعی علیه که تجریر را نمی جوید بالعموم ایام سابق یکی از شناسائی گفته بود که نفقه فلان و شاید مانند اجتماع سایر افتاب است و عموم بران مسموعات و تحریات و نظریات امیان رسیده است که باید ما ارباب جرائم سیانه و ترحمی کرده نشود خودتم در ابتدا شفقت را کردیم هرا. اب نسخه رو لانه یک حاکمه حکم کردیم آتھا بالاخر آن ظالم از حرکات مدعی از خود ما بدین سخن مجبور کردند که حکم نموده که زودن دولینجه بر دو پای شان انداخته شود لوجه جرکه یکی از میان برخاسته بوی علمای محرجه و اعلیحضرت توجیه اظهار شادمانی کنان کلماتی را در قلب و قمع شده است که اکثری از قضات و حکام بواسطه همین سنا ! که حکم آن ظاهراً متصادماً نشده بود، و انها تعزیر مجرمین را نمینمودنانی تلفات از طرف مجرمین دباره اند و بدف امباء جنالی و ارباب غرض کرده بتوانند در صورتیکه تجد بد تعزیرات از طرف پادشا ہی مقرر شود معلوم است که این غلط فہمی مغالطه نیز مدفوع و مدفوع میگیرد و مجرمین بخوبی میدانند که قاضی و حاکم بجزاً اداے وظیفہ و تعمیل احکام مقرره از خود بالای آنها جبری را اجرا کرده نمیتوانند اکنون که شما تحدید جزا را قبلاً تایی محسن نمی بیند یہ میخواهید که تعزیرات بعد از وقوع واقعه نظر بوقت و زمان فعل و فاعل و دیگر اشیاء بالستی داده شود لهذا بمقای محسن دیده میشود که تحدید جزا بعد از وقوع جراید و تقرراتر تنها قاضی اننا بر مضرایت ہائے مجدد می ازان در فوق تحصیح شد. بلکه حاکم و بہیئت مجلس شوره متفقاً بنمایند. در مینوت معلوم است که مه در فیصله حیات خود معرض نمیشود و همه سد باب رشوت و لحاظ و دیگر اسباب میشود ـ و پسر قاضی با اثر تهدیدو مخوف نجات می یابند. اگر این مفکوره آمرا نیز لویه جرگه شیمه این نظریه شان بنمایند نمیدانم که از مفاد خالی نخوابد بود ! لوجه جرگه بسیار خوب بسیار خوب ! ضرور باید چنین شود. بعده عموماً با تلفظ دعا کوئی و محمد آفرین بر خیالات عالی اعلیحضرت غاز دو در اندیشیای بابی دبی و ملت پیرو به عدالت کستری بشما بر با شقاً این سخن نیز بآواز های تکبیر و تصدیق ممر ترفیق اختتام یافت وصاحب طرق داه باب جنابات سایر او کنان جمله این پیوسته نظرات کرده مجائی ان پر ده حکم صورت ها را بانواع شکنجه وا قسا مرا با دیس نسبت با صرار و حبه کنان از برنج و سنگ در وگرا نداری یہ سر کوبہ باید اول ببر بند یه مجرم مکرر مجرم طغیان در باره در اثر آن تمام مجرمرا --- page 97 --- شرایطی این جریده از بابت اعطای بیکار انکر مجانات میشود و بایمکاره با آن بابت حفظ ارسال میگردد امور تحریریه بمکاتبانه حقیقت د مکاتبها واعلانات باداره تمبر پر بازی میشود و در انقاش آزاد است. اشتراک بتوسط مطبغان دولتی با لینو افندی از همه جا بطرد میشود (نماینده) بالمشر به منم مهران دین کی در مقابل مجله حبیب مجلات خارجه اولی مجلات عن تربیت ادبیات و علوم ر است برای مطعه نگاران انی بادل پراجرانه ل اول کابل چهارشنبه جوزا ۱۳۰۴ مطابق ۲۴ ذیقعده ۱۳۴۳ (شمار (۱۲)) مجلس مجازات زاخیل سمت جنوب در وزارت حربيه روز دوشنبه ۲۰ جوزا عموم مامورین بزرگ و کوچک ملکی نظامی و عامه اهالی شهر و شکروبی از طبقه ادنی تا عالی باعضا و محکم مجانی تیجه مقابله علم وجهل یا کسب انتظار جوان در تو وزارت حربیه و اطراف و جوانب و سرکهای پیر دروش وزارت پیگیر و ازدحام بیپایانی احضار یافته بند ذات اعلیحضرت غازی ساعت ۱/۲ ۹ تشریف فرما حفل مزبور گردید و پس از ابراز لطفی که مشتمل بر اظهار تا الت ملوکانه بر وقوع اینواقعه ، و مکرر احسان نوازیشی که این قوم احسان فراموش فرموده اند باشطری از حرکات ملونه و اقدامات قبیح بغاوت پیشگان سمت جنوبی و خو وخیم خلقت و رافت و حلم خسروانه بود برای حضار بالدار ساخته با متعدد و ابیات را ارباب حضور اشرف خرف فرمود برای حضار از حرکات ناصواب علیا مرا پیا نقاب انها توضیجاتی میدادند و پس از ان بابانا که در خان از نقطه نظر شفقت و رافت شمس الدین پوست رعیت پرور شهریار غازی می بودند با هر آنها تفیهی احکام نزا امرو اعاده میفرمودند الحمد لله که لشکر فیق و به نام آن با جمیع اعوان وانصار و عده از سمت تا بغاوا سمت جنوبی که تعداد آنها بیش از پنجاه و چند نفر نبود حکم باعدام غرزده امرو او را علی الفور پیا نما ری شوند لهذا به تپه سرنجان در موقعیکه یک جمعیتی از ۱ باوا که هیچ صورت کمتر از ۱۳ هزار نفر نبودند اطراف شمار احاطه نموده بودند برده شده جانثاری شدند و اشخاصی که حکومت از حرکات آنها نسبت بی اندیشه محکوم نفتی بوزارت حربیه شدند که آنها را بولایا و حکومتی افغانشانا ردا شناخته و انجا ز میندا ری وخانه داده شود و جمعی از جوانان قابل که شماری بصر رو این را برای بال ده که برای وتجارت کا کوه انزق الرتب و خود امرار تنا نمایند برخورد این خوی لنج پس برنج و تقدیم قسم صمانت اصا اعمال اندام اینود اجمال مجلس جزائی انجائن ترین محارمان مفصل مجازات امجدول زیر و جریمه جدول جنایتکاران و مواد نطق ایراد داشته سفر حواله را بدست در نیم و شماری ایینه حقیقت ملاحظه کنید --- page 98 --- شماره (۱۲۱) جلد اول جریدهٔ حقیقته کابل چهارشنبه ۲۰ جما جانی زن شرح آثار توبه داشته است، بدیهی است که سارقین حبس الی ماظهر وصلا ور توبه و قمار باز و زانی و دیگر مجرمین هر وقت (مفوضه مذاکرات و تعدیلات لوحهٔ ۲) برای توبه کردن و سوگند بخوردن علمای جید که در تمام کتب فقهیه حاضرند نه تنها رجال حکومت بلکۀ و مسائل مفتی به حنفیه ترین افراد ملت نیز بسوگند خوردن حبس جانی الی زمان ظهور صلاح و آثار توبه و حلف کردن جنایت کارانش و معلوم شدن سیمای صالحین رنگ بمان قرآن پاکیکه بیدان سوگند بر چهره مجرمین مقرر است، ازین رو آرزو مندم میخورند، میپردازند جمعیت نماید که نبایستی بعد از وقوع فعل فجایع و عملیات لهذا حکومت بعد از دقت تام جنحه و جنایت را مقرر گردید ممکن است سنجید که فلان رقم مجرم بعد از حبس بعضی از مجرمین از عادت بد و خوی شدن اینقدر مدت متمادی خرابی که در سرشت دارند تا بدان اصلاح شود این رو بر آنها مدتی معین موعد براه صلاح نیایند و برجاده هدایت اکنون که شما حبس جانی را الی زمان نپویند! و متوقع است که اکثری ظهور صلاح و آثار توبه خواهشمند از مجرمین بعد از گذرانیدن چند لطفاً علمای محتم ما را قناعت وقت در حبس آیا و صدقاً از عملیات کنید که برای ظهور صلاح و آثار ناصواب و رفتار نکوهیده خود تائب چنان قواعد و ضوابطی مقرر دارد و نادم شوند باقی شما مختارید! اگر حکومت حقیقتاً بچنان اشخاصی ای محشر حضارته می بینند که شرع که واقعاً بصلاحیت آمده و سیمای شریف تا کدام اندازه صالحین و نیکوکاران در وجوهات برای اصلاح حال و مآل عالم انسانیت ظاهر باشد، رها کنند و الا اگر بتوبه پیش بینی نموده است و بکدام مرتبه و روی و هیئت ظاهری باشد درجات عالیه رحم و رافت و شفقت همینکه شما دزدی را بزندان اندازید را نسبت بعباد صالحین و تا چه مقام از یک طرف طعام را بالای خود تهدید و تادیب گوشمالی را برای بند میکند و از جانب دیگر شروع مجرمین و گمرهان مقرر داشته است . میکند بگذاشتن ریش و بهمه یک این نظریه شما را حاضرتم که با چند تسبیح بزرگ و مسواک کلانرا با خود قیود لازمه قبول و منظور نمایم لکن ما قبل میگرداند. و با وراد و وظائف نیز از ان شما را بدانم که حکومت شما بند مشاغلت میورزد. پس اگر ما بدین هیئت کدام لحاظ زمان حبس جانی را تحدید ظاهری انها نظر کمتر از یک الی کامل --- page 99 --- جوزا شماره (۱۲۱) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۴ جوزا فی آیت فریب خورده آنها را بگذاریم. معلوم است که داکه گیب را خوب گرگنده نموده گوشت را در موقعیکه برای تناولی گوشت اشتها دارد. رها کرده ایدو باین رویه بودیگر مواشی، مظلوم از دست خود قصاب اجل را فرستاده ایم به ثابت گرگاند گرگ گرسنه گرچه با ادمی نیز اگر شود چیزیکه ذات خسروانه وکلا لویه‌جرگه نسبت باره باب جرایم فرمودند بسیار خوب نسبت با انحصر برای سد ضرر و لازمه است برای انها هیچ یک نوع مراعات تخفیفی عطا نشود. نی ! ابدا ما خواهش نداریم آن حقوقی را که خدا وند برای ما عطا کرده بدست حکومت اسلامیه تان آنها را از ان اگرچه محروم داشته امتیاز قانبا بایستی که این امتیاز بیک قوانین محدود و قواعد مرغوبی از طرف برای حقه گذارده شود. ! بطریق مقررات شرعیه و هدایات ذات خداوند ما علما برای امتیاز صالحین از ما بین چنان شرائطی را وضع میکنیم تا مجرمین از ان استفاده کرده نتوانند و رهبران خود ذات پادشاهی امورات تعزیری مختار مطلق اند ور وجهی که بران قیود و شروط گذاشته هیچ است و در ست . در صورتیکه اختیار هیچ علیحضر قیود و شروط و تحدید تعزیرات از حقوق پادشاه اسلام است مطمئن باشید که اصول بخوبی را برای امتیاز مجرم و غیر مجرم و شخص با دیانت و مرد صاحب خیانت مقرر خواهم داشت . قتل سارق تکرار سرقه لویه‌جرگه اه مراتب را بنظر اعتبار در قوانین مشوره مذکور گشت صرف برای ادامه انضباط و امنیت عمومی و رفع سرقات و دزد های معمولی از روی مسائل مفتی به شرعیه چنان فتوایی را بحضور مبارک تقدیم میکنیم که سارق ضرور با بد بعد از اینکه مکرر در سرقه گرفته شود و یا بروی ثابت گردد سیاستا بقتل برسد! علیحضرت و لویه‌جرگه بکمال مسرت و کف زدنهای شادمانی این نظریه را قبول فرموده ازین گفت و شنید دلچسپ نیز در گذشتند ! --- page 100 --- شماره (۱۲۱) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه (٦) جوزا عوض نفوس و بدل عسکری لویه جرگه خدمت عسکری خدمتی است ندا با شرف ما برای همه گونه او امر فرمانش همایونی که در عالم عسکری برائے ما بفرمائید سرسمناً و طاعتاً حاضریم و آماده ایم فاما برائے آسایش اهالی نسخه جات عمومی بر طبق مقررات شرعی جریده میدارم که عموم افراد افغانی بکمال شوق شغف و رضا و رغبت خودہا بعسکر می آیند. اشخاصیکه خودشان آمده نتوانستم و از دولت خواهش کنند از وشان بدل نقدی که حکومت مقرر دارد برائے مصارف محمد تفنگ و استحکام سرحدات و دیگر تجهیزات عسکر محصل بیت المال قبول کند. با کشی که جاه است این خواهش شما را قبول کند. و اگر خودان مرد اصالتاً شامل عسکری شدہ نے توانست. امیدواریم که حکومت شرایط ذیل از وی عوض را قبول کند. شرط اول اینی که عوض قرار که شخص اصل جلب شود که یا دیگر عضو بنانا بدل نقدی چهار صد روپیه بدهید با خودش بالذات خدمت عسکر می را نمایند. دویم ہمتا ریخی که خود او و یا عوض دیگرا آن حاضر خدمت شود از همان تاریخ تا دو سال خدمت عسکری را اکمال نماید. سوم اگر اسلحه دولت را عوض مفقود کند و یا در حین فرار شدن با خود ببرد تاوان آن بذمه شخص اصلی است. چهارم سن عرضی قریب سن نفیری که بقرار نظامنامه جلب میشود خواهد بود پنجم عوضی اگر در حین داخل بودن ملازمت عسکری فوت شود و تاریخ اکمال خدمت آن بر سر نرسیده باشد دیگر به شخص اصل تکلیف نیست. شرط ششم کسے که بقوه و دوره خدمت عسکریہ اکمال کرده باشد عوض شخص دیگر منظور نمی گردد. هفتم :- بوقت اعلان حرب شخص عوضی که تعلیم یافته فن حرب است حاضر شود. هشتم :- بعد از اعلان حرب بدل نقدی منظور نیست. اعلیحضرت بسیار خوب شد حکومت شرائط فوق ہم از شما عوض را قبول میکند و هم بدل عسکریہ بمبلغ چهار صد روپیه از اشخاصی که به شخصاً خودش شامل نظام شدہ مے تواند و نه عوض بر ایشان دستگیری میکند قبول دارد دیگر تعدیلاتی را که در نظامنامه نفوس شما اید چون درین بحث بیان نشود بدمان میکنم که فراموش خاطرنان شده اینک شمه آن تعدیلات شمار اینجا طر دارم که می خواہم (۱) در آینده حواله نفوس بحضور مجلس کو به عمل آید ( ۲ ) عمر اشخاص در کتاب نفوس بعبارت فارسی تحریر شود ( ۳ ) محلات شما معذور و بیکس را در صورتے کہ پارم درست باشد مامورین محلی نفوس ملاحظه برخواست بد به نشینند لویه جرگه بحال کر مجوشی و یک عالم شادمانی این فرمان همایونی را شنید و برین حق گوئی و حق پرستی و انصاف شعاری و قوه حافظه پادشاه دعاگوئے با بسیار نمود و همانا از رسانه ہائے تکبیر و کف زدنہائے خرمی بخصوم و آفرین نمودند. --- page 101 --- تفصیل مقامات قیمت بروپه ماهه ساله درکابل ۵ ۹ داخل افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجی ۸ ۱۵ از راه پسته ۱۱ ۲۰ درکابل ۶ ماهه ۵ ساله ۹ داخله افغانستان ۶ ماهه ۷ ساله ۱۱ ممالک خارجی ۶ ماهه ۸ ساله ۱۵ از راه پسته ۶ ماهه ۱۱ ساله ۲۰ بشرط اسناداد علما و طلبه ان مکاتب کو کبا بقا بلی و اساتذه بلاد شرقی نصفه مو اور پرس شود قواعد حفظ نسخه این اخبار بعنوان نام اعظم در کابل طبع و دایر نبوده و مرکز انتا در ریاست دار الامضا میگردد امور محریری مندرجه حقیقت دار و مقاله واصله به اداره نامه حریره در اندراج و اصلاح و عدم اشارتی آزاد است اشتراک بتوسط خزان دولتی یا بصورت نقدی از جمد یا فته در یا میشود (نگارنده) بنان الدین کشککی حقیقت ۱۳۰۳ جلد اول کابل شنبه ۹ جوزای ۱۳۰۳ سرطان ۷ ذیقعده ۱۳۴۲ق شماره (۴۲) سعی کن تا اهل دنیا را بهم الفت دہی به رفع احتیاج از خصم از اہل نفاق نیست چیزی خوبتر از اجتماع و اتفاق اجتماع و اتفاق هر بزرگان بیشه است میتوان با تیشه زد او ریشه اشجار نفاق الخذر از آشیان اہل نفاق ای دوست تا هر کجا افته بروز محنت و ابواب و درد از منافق کن فرار از چهره اش با چیین و انسه گر ز اہل شام باشد یا که اہل عراق فتنه میبارد ز هر خاص منافق روز و شب روز و شب بگریز از اہل نفاق و شقاق ای مسافر حق پرست این صلح و نصف در آن نفاق کو بود اندر معیار جفت طلاق باید اول در خصال اتصال اہل فصل گر که خواهی وصال یار را بعد از فراق از برای اجتماع خویشتن بر جهد کن هر که مهلکو و امین باشد نجود کن اتفاق سعی کن تا اہل دنیا را بهم الفت دہی هر خرابی را بکون آباد از راه وفاق گر ترا مردانگی باشد برای کار خلق خیز از جا کا ر زل شد بشستن من و ماق روز و شبت در تکا پو بد بود شب کوشوری گر بود خورشید و ماه حتا غش در حماق کاه را گر جمع بنمائی نشود کوہی بزرگ در بیابان میر د بادش بوقت افتراق چونکو جمعیتی متفق گردند می یابند سود پس خر منعت در قومی اگر افتد شقاق گر نباشد اجتماع کار آسان شد سخت کار انفرادی میشود در ارتزاق صادقا بر دشمتی یا دوست کر یا درسی؟ دوستانرا متفق کن با کمال اشتیاق --- page 102 --- شماره (۲۶) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل شنبه ۹ جوزا مأمورین حاکمه در محاکم سمت قضاء را بعهده نگیرند (حوط مذاکرات و مقولات لویه‌جرگه) لويه جرگه محض جهت بازدید جمیع امور مملکتی و مطلع بودن قضات و مأمورین عدلیه از گذارشات حکومتی در مجلس عالی مشوره مقامی چنان معروض میدارد که قضاوت و مفتیان در محاکم مأمورین نیز باید شامل شده حصه گیرند تا طرفین از روی اختلاط و تشبث درخواست برای خودشان ایستاده بکنند ! اعلیحضرت سابق برین ما از محاکم شرعیه و قوۀ عدلیه دست حکام و مأمورین را کاملاً دور کرده و آنها را از هم علیحده و بکار های مفوضه خودشان یکرده تنها گذار ده بودیم تا احدی نتواند که در امورات عدلیه مداخله کند. حال شما چنان خواهش میکنید که باید قضات و مفتیها نزد حاکم و مأمورین حصه گیرند. خوب است من شما را ازین اظهار تان منع نمیکنم در هر یکثرا باید وکلای منتخبه شما از چنان اشخاص درا و صاحب کفایت منتخب و معین شوند تا موجب تضییع اوقات و سرگردانی قاضی صاحبان و محاکم عدلیه ناشده کار های اهالی فضلاً و تعویق نماند و همان وکیل منتخبه شما که عالم است در محاکم مأمورین حصه گیر دو مرافعه بالادست بر طبقه مذکوره تان بنماید در صورتیکه رؤسا و اعضای محترم منتخبۀ محاکم مأمورین اشخاص عالمه و دانسته و فهمیده باشند پس حاجت بحفظ اقاضی و مفتی بودن چیست ؟ لویه جرگه برین مسئله ظهار مسرت نموده این جملات همایونی منتج کف زدنهای مسرت تحسین گردید تأسیس دار العلوم عربیه در پایتخت چون خیالات جهاندرانۀ لویه جرگه اعلیحضرت غازی مآب بترقی امورات دینی و اسلامی و مادی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ما ملت بوده و هست لهذا برای ترقی و رفاه عظم و تعالیات از مدارالرحمتت شمسه و سکنۀ جسور افغانستان عطف توجه شاهانه شانرا با علمای مشایخ و سادات و سکنۀ لویه جرگه بسوی من بسط مهمی که یک دارالعلوم عربی جامع علوم ادبیه و تفاسیر و عقاید و فقه و اصول و علم کلام تاریخ وغیره در انصار حقه وافغانیه مثل قندهار و هرات و مزار شریف و غیره ولایات و حکومتی ها اعلی یک علی الاصل متدین بهمان محل به نظام دارالعلوم سلامیه (دیوبند) و صواب جرگه تأسیس گردد. زیرا که اصل الاصول مسئله زبان عربی دیده میشود اوزان هم فقط عربی است تا ابتدای مکتبی شریعت متعلمین این دارالعلوم استخراج رسائل فارسیه را از برای تفهیمه مکاتب و تصنیف و تألیف و وعظ و نصیحت تبلیغ و ارشاد و ایقاظ ذابلین فیضان در هر محفل و مجلس عالی که ضرور شمرده اجرا بنمایند. چون در دول اسلامیه --- page 103 --- جوزا شمارهٔ (۱۲۲) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۳ جوزا طولیکه بتصرف غیر مسلمه محو شده و دولت مستقله افغانیه از مساعیات حضور شما بآن الحمد لله از تصرف غیر خالی و خلاصی مییابد این چارتر روزون و تأکداتم انداز تأسیس یک مؤسسه خیریه دینیه درین سرزمین دیانت قرین اسلامیه مرغوب خواهد بود. من فقیر چگونه و به تجربه دیده ام که در جذبات عمدهٔ اسلام مثل جهاد قوت علمای طلبا و علمای عربی اثر زیاد میبخشد و با نتایج مفیده می میماید بعرض مذکور نمایان منظور میشود در فرصت قلیل بکمال میل طلباء فارغ التحصیل شده بخدمت دین و دولت مشغول متوجه گویا اساس ترقی و حساس قوم دیده میشود و تکمیل استقلال علی وجه التمام حاصل میشود و نیز بنا بر خیالات خود بپابندی اسلام و شریعت پروری عالیحضرت معارف گستر امینمائیم که شعب مکتب الحفاظ از برای حفظ الفاظ قانون شرعی که قرآن عظیم الشان میباشد تأسیس شده تا افرا لازم می بینیم تاسلسله حفظ قرآن مبارک نیز منقطع نشود. اعلیحضر تامن ازین محرک عمده و والا تاثیر شما که از مدتی مرکوز نظر حکومت تان بود بکمال مسرت و امتنان خودم را بعرض رسانیده شما را مطلع و عالی میگنم که شما تصور نکنند که وزارت معارف افغانستان با اولیای دم عاجزتان تا هنوز در بارهٔ تأسیس دارالعلوم اسلامیه خیالی نداشته و فقط ازین یادآوری شما در صدد ترتیب آن میبراید فی! بلکه از زمانیکه اساس عجیز و وزارت معارف بنا در چوکتی این دارالعلوم و پروگرام و نصاب تعلیم و طرز سباق وغیره لوازم آلت اما تا حال نه بر کدام مکتب جامع او موفق شده ایم و نه یک اصولا بخوبی اقران بنظره رسیده است. و نه معلم ولی طوریکه برای یک دارالعلوم اسلامیه در همچو یک مملکت مقدس افغانیه لازم باشد سراغ نموده ایم لهذا یکجا که این درود محمود شما علمای اعلام و فضلا کرام را بمحمد مشکلات و موانعات سد تاسیس این مدرسه عرفانه بود تقریر ساطری گشت و اینک همین نزدیکه با با تفاق آراء علمای منتخب تان وزارت معارف بتکمیل این محرک سرا پا تبریک این مدرسه مدسه نان بتمامها میپردازد. و اولا با سیاق این اصول مسعود و انجاح این مسئول محمود تان که دارالعلوم و مکتب الحفاظ است با مالت کابل اغاز میشود و متعاقباً بر همان اصول اگر جمعیت خانو نداری باشد در ولایات و یا شونیهای اعلی افغانی نیز اجراآت بعمل می آید. گمان میکنم که برای تعلیم علوم عربیه و کتب اسلامیه طلبہ مکاتب عمومیه بعد از اینکه نصاب شدیده تمام کنند داخل شوند بهتر خواهد بود. و برای سهلا و شاسیلا بهم خواهد رسید. ازین منکوره سراپا حسنه ذات شاهانه اظهار مسرت بیحد و قعونا بسیار را نموده این مبحث مقدس بمدظله هه مسائل احتسابى لوحه گه چون توجهات اعلیحضر غازی به شریعت پروری بدرجه اقصی دیده میشود لہذا یک فقره برای ضرورت اجرای فرعیات شرعیت و --- page 104 --- شماره (۱۲۶) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۹ جوزا چهار زن را در حبالهٔ نکاح خود می آورد و حقوقی را بحکومت می پرداختند، جوان مصدق و محصول هم عدالتی حقیقی بوجود نامد! لوجه که چنان مناسب می انگارد که محصول و مصدق دور شود و هر مردیکه بعدالت و مساوات در بین ازواج خود رفتار نکند مجازات لازمه مقرر شود، و هرشخصیکه ازواج عارضات خود را باستقامت نمیگذارد. و این مسئله بحکومت بتوسط محاکم ملایم شود تعزیر نقدیکه مقرر شد. بمحاکم مطلوبه نماید تا بوجه کمالی چنانکه مبانی شرعی محمدی است اجرای خوبی بطریق مرغوب بعمل می آید خوب است! پس این نظریه را هم بذریعه تحریر و تدارک تا اقامت الان که تا مانه هفتم ازین مروائحقه اختیار بازار در اینجا یکیجدت استلاند یاب غوره کشو منظومه شرف داده که دائما شریقت جوان افیش را شائیه افکار کند ظاہرآلآن بعضی محصول را القا نمودم! ازین بجهت نیز بکمال مسرت درگاه احدیت گزینند عطوفه جید شاهانه را بمساعی مرافق بدین شرح باز و نظامنامه تعزیر و پرسش تعدیل ماده (۳) دین افغانیت این است که و مذهبی عمومی آن مذہب عظیم دگما بابل جنود یه و هنود که در افغانستان مستنده سابق اند و مجله اعمینه تابع بوده بشرطیکه آسایش و آداب عامه را اخلال نکنند، نیز تحت تأمین گرفته میشوند! تعدیل ماده (۹) کافه تبعه افغانستاد امور دینی و مذهبی قطعا آسیاستی دولت علیه خود پابند و مقید بوده آزادی حقوق شخصی خود را مالک هستند! تعدیل بعض اثبات مقدسه اسلامیه عرض میشود که نظام احتسابی بترتیب شود و قرار نوشته یکسالت القضاة امانیه، بایستی یکنفر محتسب دیندار و عالم در هر علاقه مقرر شود تا از نماز و امامها و مسائل و امورات شرعیه مطلع بوده بتحقیقات و تأکیدات لازمه مذهبی را خوبتر بجریان آورد و جمیع امور دینی را از قبیل امر بالمعروف و نهی عن المنکر و تبلیغ اعلانات ملت را باخبری داده باشد و حسن توجه شاهانه را در بارهٔ مساجد و انمه و مؤذنین خواستاریم! این مسئله را نیز سابق برین علمای تمییز و وزارت عدلیه ما تحت تدقیق آورده درین روزها باور صد در ترتیب نظامنامهٔ احتساب و تقرر محتسبین با دیانت بودیم، خوب شد از حسن معاونت شما علما نظامنامهٔ مزبور بیک صورت جامع و مانع مرتب بخواهد شد و اجراآت نیز حسب دلخواه بعمل خواهد آمد و هم چنانکه تنظیم معاش مؤذنین و ائمه ولو از هر مساجد واز ساحه بهم آمده است عنقریب از سائر نقاط مملکت افغانیه باصول لازمه در شرف انتظام است، مطمئن باشید. ازین شریعت پروری شاهانه خواهی حکومت متبوعه افغانی خود اظهار مسرت و حامد بی آفرین نمودند. بشخصی که سه، چهار زن میکند مجازات شخصی ازواج خواهم علمحضار! با اینکه سابق برین نیز تعدد ازواج ممنوع نبوده و اشخاص علیمحض عرض میخواستند که بشرط مصدق تعدیل ماده (۳۷) هیچکسر بانواع شکنجه امر نخواهد داد،، ضابطه و تعزیری شرعی و نظامات دولت سرکار و حقوق حکام در منع جرایم تنظیم یافته تعزیر حاکم شرع هم بضرورت تمدن و حفظ اشیا و تدابیر اموال نظر بصلاح وقتی در خانه سازی محلات از ساحه احتساب باید بی تعزیر نگذرد تا اقامت داده شود. --- page 105 --- باقیات ضوابط این اخبار نظر با لا انقطاع کامل یکدفعه بشوق و جبر میانه ببر برای ناظران رسا میگردد اسهر و که خریدار یکان انحقیقت نواند و مقالات اصلی در اداره مانده جریان در امداد و صلاح و عدم نقا یش زاد است اشتراک توسط خزاین دولتی و بصورت نقدی با زوجه حما قبلا دریاقت میشود (نگارنده) بها الدیک کشمکی شرح اشتراک تفصیل مقامات قیمت برویپیه ۶ ماهه سالیانه در کابل ۹ ۵ داخل افغانستتان ۱۱ ۷ خارجه ۱۵ ۸ از او سفا ۳۰ ۱۱ طلبه اساتذ و علما و طلبه از اکابر که تانا علی اوسط دفتر ق از اعوان که بیش از حقیقت الدول کابل یکشنبه ۱۱ جوزا ۱۳۰۴ ش مطابق ۹ ذیقعده ۱۳۴۳ ق شماره (۱۲۳) تعاملی قیام معاد طلا و یاقو عالیقدر عبد الواسع خان شقوا که با اخراج معا طلا و یاقوت که در ارغنداب مدتها معینه قرار داد کار با انقطاع مذکور را در تو انست - لهذ ابموجب خطی داد قرار داد منسوخ پندار میشود که وزارت تجارت جہت آزادین امتیاز مذکور باطالبا بن انحجر در تجله قرار داد جدید است. پیکشی کار های سل کشی که با رسال حزنیه خیلوبه نداره و آمد امسال سمانه کو مک می بر ماند امده اند. مدیر ایسی که در سال قبل معلم خلیو به بعهده او نسبت بر غیله او تنقیش یهم امسال بصورتی استخدامی حکومت اداره تعلیم دوباره مقرر شده است. امتداد تلگراف قرار جباله عاد اصله، تلگراف سمدار که در شهر آرانمانا بطور وزیر سه تا کنون زرا قده چین بعهده در بگه درخت) رسیده، با موضع مزبور باندازه (۴۱) پایه تمام شده بچه روزه کار جدیدت جاریست به تحقیقات نیز مانند د قریه لید از خداوند توفیقات کاملر بعاملین این مساعی نداشتن می آرزو و اتمام، و عمارت ا ما درا جیم پاسدار و جبار قطع سارق اطلا عیگار ز دائر خواند ا کو نون باداره مار سیا منحصرت که سرحد قندهار کار نهر سراج قندها بریتین نقدی در صورت مهندسی بشرح از توجه نظارت تجارت از حضور ابادی دستور ابایی منظور پی یافت هسست، و دار کشتی سازی در با هیرمنده اصلاحات مجاری مضافات قندها رنیز محول به متذکر شده است. ( ثروت ) فیض محمد بن نور محمد بن محمد حسن خورده مسکن مخلاف ولایت هرات محمود بن محمد طالب نعیم بن حو حلیم کیهم بن عبد احد تو خی باشه قرینه ده شادی سرقت نموده بود. مدعی مد علیه مذکوریان مورد احتمال و تحقق آمده او اقرار رق در قوماندانی پشتنو اند در ریاست نظمبه مرکزی ولایت قندہار محمد محه بندیم شده بلگره دت محمد کمرینجان خاندار پولییس خود شامبنیه بچست شده و تبا طو ر حکم فبهر شده اند - در حکما ز دو نفریقا تبداء کارق زبور اقرار بیرته ده بوده محض در ف قاضی نوت نیر اقرار نمود امطابق خلیل حمکہ شرعیہ بخرا مکبور در چهار شنبه ۲۱ حوت سال جاری دست های چپ و راست ایشان از بند های مچ های شان بریده شده ( طلوع افغان ) در شماره سابق اجزای دزدان را نیز چنین نوشته بودند چاره دزد همین است که بگم می دست گیره شده به بیا یند . --- page 106 --- شماره (۱۳) جلد اول جریدهٔ حقیقیت کابل دوشنبه ۱۱ جوزا مذاکرات لویه جرگی در تنقیح حدود و احکام شرعیه مسائل آتی با انیکه درین سر زمین مشکات قرین افغانستان نه قبل برین بوده و نه بالفعل است و نه در اتیه بفضل خداوند و روحانیت حضرت رسالت پناهی و حسن ساعی اعلیحضر غازی دار السلطنه و دیگر سلاطین اسلامی افغانی بوجود خواهد آمد با وجود آن لویه جرگه نقدات جاله بطور توصیه و تأکید بحضور اعلیحضرت عظیم غازی خویش عرض پیش نهاد نموده اند تا در اتیه بنوع من الانواع در عمل و قوع و وجود نیاب لویه جرگه چنانچه الی الان از حق شناسی و حقیقت پسندی اعلیحضرت عظیم غا مان انتخاب و مقرری مامورین بطور حقیقی صورت واقعی بعمل آمده در اتیه نیز بایستی در انتخاب و مقرر مامورین دولتی دقت و تعمق مزیدے بکار برده شود و هر کار باهل همان کار تفویض و تسلیم شود اعلیحضرت بسیار خوب است الان کا مالان انتخاب و تقرر مامورین را در افغانستان موقوف و منحصر باهلیت میداریم. ( تشکر لویه جرگه ) لویه جرگه ما تعلیمات طلبه موجوده افغانی که بالسنه اجنبی جهت افاده علوم عالی و تعلیم علوم مروجه حالی مشغولیت دارند محض بغرض الحصول ترقیات حاضره و تعالیا موجوده دنیای امروزه که افغانستان بدان بسیار محتاج و شایق میگوییم بنظر ستحسنا نگریسته جائز میدارم مشروط برینکه در عقیده ها ی قسمیکه وصولات عقایدیه دینیه این نو با و گان وطنی ما خلل و نقصانی وارد نگشته غیر از رفع احتیاجات خواهر دران تعلیمات مشاغلت ورزند بهر کم و هیچوا اسلامیه و عقائد و روایات مذهبیه خود قبلا کا اطلاعات نموده باشند. اعلیحضرت بسیار خوب احکومتا و تعلیم السته غیر مسلم را محض برام رفع ضرورت و دفع احتیاجات ملت ممد و دولت جائز می پندارد و هیئه مترقبه گمان است که در عقائد و اصول دینیات این فرزندان افغانیة اسلامیه ما اصلاح نقصا بوقوع نینجامد برای طلبہ مکتب ہائے دارال السنه فرنسه و المانی را می اموزند در میان کا تعلیمات اسلامی نیز مانند قرأت، دینیات فارسی عقائد و حسن خط اسلامی نیز تعلیم دار و نگران مترقب حرکات و افعال شان دار وطنی شان میباشند و برای آن طلبه افغان که بممالک جهت تعلیم فرستاده اند بجهد شما معا که علاوه بر نگران وزرائے مختار و سفرا املای مفتش علمی و دیگران مبلاگانه و معلمین اسلامی نیز مقرر است تا در اخلاق و عادات شان نقص و سوئی وارد نشود (مسرت لویه جبر و غلغله تکبیر و اواز ہائے دعا گوئی عمومی ) لویه جرگه طور یک از عهد سلاطین ماضین ما ینجا لیکه در عصر اسلامیت درین حصر را نید خرید و فروش و استعمال شراب کما است درین مملکت افغانستان بانت نشان ممنوع و ادخال ان مسدود بوده و هست اتیه نیزا میدواریم که این حبر امیت در دایره مملکت ما حدا مقداریه فروش استعمال میشد اعلیحضرت شربا نجانه و خمد و شراب امین و فروش آن تا قبل برین دو شماره مقتدیرا نیز جدا درین ح لویه اعلیحضرت نمودند ک نظیرا نام ان دار العلوم در تمام ایک عالم و خرمت نیز دست لکه فراگ حضار را ایرانین علمیه سر ام که اندری مباحث این ترنتین دلیل و نظر ما حت تعداد نید الاست و ا دا قسمها - دیده را انشاء الله ک --- page 107 --- جوزا شماره (۳۳) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ۱۱ جوزا بداخل افغانستان بوده و طنی محال میباشد و در آتیه برجواز دخول و اتفاق بتیاع و استرداد امثل صلح این خاک پاک ممانعت میکنیم . دیگر که برا نضاف پسندی شریعت پروری و حقایق گوئی و حقیقت خواہی حضرت غازی باندازه اظہار شادمانی و مسرت بود که تفصیل آن بتطویل می انجامد و چندان لقبای دعائیہ را ایراد داشتند که قلمد نمودن آن کار ما را امتداد میدهد. مخلص بعد از یکه تمام عرایض و خلاصه احزامات ملاها و تعدیلات لو یہ جر گہ را بر فوق ذکر نا خون ہے حکام آن ذات جہانبانی اظهار موافقت قردری ل طر می و نشاطت و یکجهان خوشنودی و حرت در سر تا سر این بارگاه عالی پایگاه از ین اظهار ریت پرورانہ و اوضاع اسلامیت خواهانه شار گشت ذات جہانبانی شطح ادعیہ و کلات ار را نموده یک نطق فصالح و مهیجی را بریاقات نمودند که اجمال آن قرار آتی قلمدار میگردد. ح شما همگی که ناظر منخو است. آنر اندریس پرده تقدیر بدیده دائے و اشما کم محاکمه در بین قدر مدت قلیل اینطور رطویل آفاقی تمدار و اتحاد افکار طور یگانها ین ارکان افغانستانیکه قرنها در تمام رو جهان مثیل و نظیر آن دیده نشده است بیان رسید و اجابت به خبرهای سفید و سیاه که حاضر کرد و بونه زیرا که مقصد ہمہ ما بلندی دین و بهبود کے ت و آبا دہی مملکت بود. دل دشمنان ترقی د تعالی افغانستان بخون اینها سه شان ازین اجلاس او تحاد و وجود پند و رو سیاه شده حشر الدنیا، والآخره گشتند نشاالله که این مجلس بر با مادیات و معنویات و ترقیات آتیه ما قواعد عظیم الثانی را بفضل و مرحمت ایزد منان در روحانیت پیغمبر آخر الزمان بوجود میانه قبلاً ہمہ کہ مبدشر اعطای افغانستان و بر خلاف تبلیغات و همریا کند دشمنان تان در بیروت تقاعد و ماده نظامنامه ها دولت متبوعه آن شور تحقیق و تدقیق را بکار بر دید مسئله و فقره را که بر خلاف شرع انور باشد. ملاحظه نمودید و تمام اساس شالودہ حکومت اسلامیہ تا نزا چنانچ در اول جرگه شما گفته بودم بر اساس شرع متین و حنیف و شرع شریف عدک نمودید آن چند مسئله را که علما سبق تمیز از مسائر ضعیف شرعیه در وا باب مرجوعہ فقہیہ داخل نظامات نموده بودند نیز از حسن مساعی شما بمسا ئل قویہ و روایا مفتی تبدیل با شد بلی ! اگر بعد از شکر شما علما و فضلا، وكلا وجزر افغانستان تمام نظا ما ما درق زدند. و بر تمام از جمله اوراق نمودید و پیچکر مسئله مندرجہ او را بر خلاف شرع بیضاء محمدی ندیدید. اگر احدی بغرض نفسانی والقای شقاق و عناد بگوید که نظامنامه خلاف شرع است چون من خودم را خادم شرع مبین دیا و سوگند میخورم که بقدر یک سرموی تجاوز و مخالفت از مقررات شرعی نمی پسندم . البته کله اور حکومت شما مجله از اکاذبید بیخار شو ملک خواهد کرد. شخصیکه لغرض اصلاح د دلسوزی و مطاونت با حکومت بعض لغزش د سهو و خطا را که لازم نوع بشر است و در توانیم حکومتی که مقتبس از کتب معتبره شرعی است بیکھو ھاسا مجلس عالی شورا و یا وکیل شیخ خودش که در ریاست شورا میسجود است اطلاع بدهد و راه نظریہ و تنقید و تعدیل خودش در ہر مسئلہ و فقره که انتقال میکند . البتہ موجی منت حکومت است. (درینجا با اینکه ذات شاہانہ کلام خود را نا تما مزایده بعضه اما جوش خروش لو یہ جر گہ نطق ملوکانہ را قطع کرده --- page 108 --- شماره (۲۳) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه ۱۱ جوزا لوحۀ برگه علحضرتا ! سروجانی مال ناموس مبنی فدا تو کیفر خون و تالیات شرارتا با عملی و مکمنات سینه که ازین مشوره و مغایبه و تبادل افکار یکه در بین شما نقابها و رعایا صادق اشع بدین بام بوجود گر لعل آمدن آنام دردها با ده اشد و نما خوشحالا الا چشم دشمنان کور شد و زخم دل بدخواهان ناسور ! با برد جود مسعود بنجو تو شاهی شا کرد که از ابتداس جرگه الی الآن دودو و سه ساعت بلکه از اول تا آخر بدینجای گاه مقام شاه وجب بیانی خود نشسته بایستاده بیانات شیرانی وجدبت تنویر افکار و روشنی ابصارا هدایات فیمانی و مارا میگذارید که بر سر تعظیم تا از جای خود سر کنیم و اوامرو هدایات و نظرات اولی الامرانه خود را بحفظ عرض میکند با فدام مخاطبه میفرمانید! کسیکه بعد از من از شما و یا از نظامات شما که تاجی با تار شرع بیضای احمدیست شکایت کند معلوم است که آن مرتد تباه کار نعمت کبر و مکرر ما و قنا نیند معاندین دشمن افغانستانسیت اعلیحضرتا! این مررو شروع پرون است که سابق برین ترین افواہات بی سرو پایکه در سر تاسر افغاس طرفین بندار بود و یا بعدازین میشود یا آنکه بطرف خاندس عظیمست و یا بواسطه تحریک مشت خارج بد یکه نام ازین دو فریق که رسبا این طریق شوند و یا کسی این کلمات را در زبان نماید شرو واصدر رود باید وی بکیفر کردارش بدتر سیاست کشیده شود! علمای لوحۀ برگه اعلیحضر تا! امحی که در نظامات دولتی بمساعی سری که خارج از دائرہ شر انور باشند با و قدم امثال ضعیفه درد ایا مرحومه را که با صلد و تعدیل نموده کم میتر از دائر شرع شد خارج نمی دانم . و بالفعل تمام نظامات دولتی را عینا مطابق مقرر اتسعی می نگاریم پس ہر سیکه در مقرات شرعیه توهی می کند جزا مجا نا ان خود شهر یا و همانند بقا از عمل اله قتل سیاستا مجاز و مختار ند و اصلاً خاکی کے کہ راظہار و اقرار ناما ہمتا امثال برین حال سراپا و با لکر مقصد نفاق و شقاق درین امت تا محدیه و می پرست ذات جهانیار و هو مجالات این سیدم عالیحضرت نبی ہم مطلقا با خونری می کنم که تا حد حق نگو بدا ی شکر نفضلا وتعالى شریک و پادگان می میتین کند و د در یا شوری کا ہے کہ و ضع حکمی دینی د بشرعی و هر نگا حاضرست کہ آن مقر را اصلاً جزیره ای بحال نقد ان نشود تا از نظر قد در دست قابل قبول نامنظور شود و اگر بمرتبه در اهدا را بلدین قاطع نماند اما شعبہ کہ از نقطه نظر فساد و شقاق کلمہ می فرماید و بان نقطه تمام حکومت و را عمار را یک شرع کشی میفرماید دعوت میکند . شیرجان جنرا و قاضی صادق چون از غلط فہمی انزیکه با دستم ولادات و قصور افکار بعضی از رجال دانشمند نای مجنا احساس گردیده بودند که در مسامع بھی توام ضعیفه در ارا قانونی شرعی موضوع گردیده و یک سو ظن بنسبت مقراها کابل بخاطر بعضی سینه به و قد اشایا نه از کمال حمرت و ساست انه که در نها د صدا بنیا د شنا با جوش می زند حضر ر علما خطاً و سنا کر امر و کلا و رؤس و قوم نجیبه افغانه را در مجلس علمی جرگه می بیند مسائل حقه سلا حبه اقوال قویه را باستفسر احضرا نذکورین دستور العمل سلد و قانون محمد محی قرار داده اند حالا جا غمر امرار متوهمی به اختافت به مخالفتی از داخل و خارج باقی نمانده در او تبلیواسی قرآنی جلوه فرا گشت بمصداق آیه وافی بدایدا لجیه محفظون با تمام قوانین از خرایوات دشمنان نفر با خوان اعدای دخان محفوظ و مصئون است بر گاهی که بعدازیں دشمنا دین با بین شنیده شد که خواہد بہ رخشه محمد می دولت سرد باران در مسئله از مسائل شرعیه مطابقت ندار سلیه میشوی که این نیسان ومین و دولت قاهره برا بر دست مجازات شدید می محمد با لایا جزائه لیست دیگر فساد و بنا سے نماند در چنا یکه شخص ممیز کی ملا محمد بلالی شانه در قرآن کریم از نطفه ضمیر غیر و بیضا دین الا نقصان دانا بلاصلاحام خطاب با مت مرحومه ناجیه شده که خدا کند علا ل شبها ببعض متهمین در چهار علما کلی مرتفع ور سو ظنون خود نامستغفار شد و در بغلطہ فہمی خود با معذرہ گمر دند و اولی الامر سلا میان را حامی دین و محمد شعرا مبین یقین داردند بشکر و امتنانش بپردازند! لوحۀ برگه فرور باید انچه این اشخاص مفسد و متغرض منا وبشیطان منش را حکومت متبوعۀ افغانی ما به مجازات کمتر از نفی بلد د حبس دوام و عداام باشد یاد آورے نفرما یند! --- page 109 --- شرائط مخصوصه اخبار این اخبار بیدار ا نام تعطیل از کابل یکروز سه شنبه نشر و و بار مجرد قادر بر پستخانه ها ارسال میگردد اجور تحریر به نگارنده حقیقتاً ارسا و مقالاتیکه با اصول این اداره نمانده مجمله بریده و در اندراج و اصلاح و عدم انتشار آن مخاد است اشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصورت نقدی از همه جا قبلا در یافت میشود (نگارنده) با باللّٰه ی کشی که ی نرخ اشتراک محل مقامات قسمت روپیه ششماهه سالیانه داخل کابل 5 4 ممالک محروسه افغانستان 7 12 خارجه 8 15 اعلان هر سطرام 11 20 مقالاتیکه منافی داخل و مطبوع نباشد بآزاد گی تماماً علی الخصوص در امور ساسی و شرقی بکمال ممنونیت پذیرفته ده سراج الاخبار افغانیه حقیقت جلد سوم سال اول کابل روز 3 شنبه 18 جوزا 1301 شمسی مطابق 11 ذیقعده 1340 ق شماره (13) کجاست غیرت و هرچه شد شجاعت ما (از طبع رسای جناب حبیب الله خان طرزی) چرخ نگون آمد اتحاد کجاست میان مردم اسلام آن و داد کجاست بدونستان که نداریم با سر الفت بتمنان ز سر کین بگو عناد کجاست باجنبی که تعصب نمیتوان کردن بآشنا و رفیق خود اعتماد کجاست طرز حال که امروز وحشتی دارد بگوشوه اجداد تا عتیا دکجاست نشین جیب شویم مارا غم در بکوی که آن را اقتصاد کجاست ات غیرت و هم چه شد شجاعت ما چه شد اخوت اسلام و تحاد کجاست ان سرآمد گیها و نصرت مایان چه شد عزیز من آن شیوه سدادکجاست ندائی وطن دین دولتی ظاهر بدل زخیر وط با دیمه و انظما ست --- page 110 --- شماره (۱۲) جلد اول جریده حقیقیت کابل چهار شنبه ۱۳ شوال نقل نصيحه كه حضور شاهانه برودا بحضور اعلحضرت شهریار غازی شرعیت پرور خلد الله ملکه وسلطنه شهزادگان و اعیان دین و خادمان دولت، علما و مشایخ و سادات و رؤسا و وکلا تمام حصص مملکت محروسه دولت علیه اسلامیه افغانستان ابقاهم الله تعالی عن حوادث الزمان بکمال افتخار و اعذان اینکه:- اعلحضرت شرعیت پرور (حفظه الله تعالی) التماس الذی شکل ثانی) باعث افغانها شکریه این مراحم ذات کثیر البركات شما را بیچ وجه ادا کرده نتوانیم که محض برای غمخواری دین متین شرعیت غرا حضرت خاتم النبیین صلاح و نجا و آبادی ملت افغان انجمن یک جمعیتیکه در عالم اسلام نظیر آن در تواریخ کمتر دیده شده است برو بکار آورده در مرکز دولت حضور مبارک شاهانه خویش جمع فرموده طالب استفسار فرمودند:- هذا من فضل ربي لسليف الشكر این في الحقيقه میخواهیم عرض نمائیم که این نتیجه سعادت و اقبال ملت افغانست که ابرو متعالی در هیچگانه وقت وزمانیکه در فضای عالم اسلام یک گونه نزاکتی پیدا شده تماماً پریشان و ملت افغان بوجود مسعود مانند شما یکملت مجسمه قائل و سرفراز گردانید. این سعادت بزور بازو نیست :: تا نبخشد خدا بخشتنده وقتیکه ملت افغان تا حضور مبارک اعلیحضرت پادشاه غازی مشرف مند بدرختر خود دیدند و بگوش جان شنیدند و در قلب جس کردیم. تمام محسناتی را که ذات اعلیحضرت غازی مقیم ما برای تقویه دین و فلاح و سعادت ملت افغانستان سنجیده اند در خاطر مبارک خلش دار نذوق از ان است که عقل ما بجز اصابت نماید و یا ما بتوانیم بدان معاونت و اقرار و مدارج ترقی و تعالی رسیدگی نمائیم. مجمع تام بتجویزات اعلیحضرت غازی متفق است که بویجه که بر تفصیلات نظامات و اجرا احکامات شرعیه زمین خود تا علمای کرام و موسوم خیابان فضیلت پناهان ملاصاحب جنجار، استاد صاحب و حضرات شمس المشایخ و فولاغ صاحبان و آخندزاده صاحب موسئی که حمیده موصوف و در حقایق و دقایق علوم موصوف و فرعیه معلومات کافی داشتند جمعیت تمام بکار برده لوحیر بر تقدم امر تا امور ملکیه و کلای با بابی و وکلاء و رؤساء بموجب تجویز در عهده که در اموریه ضعیف علما و در امور ملکیه و وکلا د رؤساء تحقیق و تدقیق نموده انچه موافق شرعیه و دینیه باشد علما عظام و انچه ذات بهبود جهات ملکیه باشد وکلا و رؤساء بمرحله رسانند چنانچه با وراق جداگانه تفصیل هر یک ازین دو شعبه مهمه تقدیم حضور مبارک در نتیجه حسن این عطیات بزرگ و خدمات عالیه که ذات اعلیحضرت غازی معظم ما فرموده اند، چهار مقصد عالی اتی را بحضور مبارک تقدیم میکنیم و امید طولی اعما بدرگاه خداوند و اعلیحضرت شهریار غازی دارد. اول:- حفظ و حراست از طرف ما دین و دولت اسلامی که الهی بظفرت بزرگی و حرمت روح پر فتوح حضرت خاتم النبیین --- page 111 --- ۱۳ جوزا شماره (۱۲) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه ۳ جوزا سلطنت اسلامیه غیوره افغانستانرا بزیر لوای سرپرستی لوای محمدیه (ص) و امرا ولای امیر مسلمان المجاهد فی سبیل الله الغازی امان الله خان از جمیع افات و حوادث اجانب اغتشاشات و انقلابات داخلی مصئون و مامون داشته و بمقاصد حقه متفق و متحد تا بدارو. آمین یا رب العلمین ۲ : – بیادگار انعقاد این مجلس سلامیه عالیه و بجزوء یک نشان فدایشان توثیق عهد بیعت عموم به (لویه جرگه) و ابراز حسن خدمت در راه دین و رغبت و مملکت که اعلی الامر غازی ما ابراز فرموده اند از طرف ملت صادق نشانة نشان تقدیم مینماید تا که ذات شاهانه هر زمان که به نشان موصوف را بسینهٔ کینه مبارک خویش نصب نما ینند، اکا رخدمات مجاهدانهٔ شانه شان در راه دین و دولت، ظهراطاعت و صداقت و و فاداری مجددا بنسبت ذات شاهانه بوره پیش حرف انظار باباشد . علاوه (لویه جرگه) یک سیل تفنگ یک قبضه شمشیر را نیز بحضور مبارک مهدیه مینماید تا ذات شاهانه برای حفظ دین و منافع مملکت مقدسه اسلامیه، قاطبه غاصبین حقوق بشریت و انسانیت باستعمال آن شرف سلا میت و شجاعت افغانیت را ابراز نمایند . ۳ : – چون لفظ امیر در شریعت و در عرف گاه برای شخصی که زیر حکم پادشاه باشد مثل امیرشکر و امیر الجیش و امرا السریه و گاه در بارۀ پادشاه کلان که زیر حکم دیگر نباشد مثل امیرالمومنین استعمال میشود، جهت دفع این توهم که آیا درین الفاظ بهمت، خدانخواسته احمدیه سلطنت افغانی دارای استقلال داخلی و خارجی بوده یا و لایت مطلق و مستقل آزاد هست . لہذا ملت افغانست امیدواریم که لفظ امیر بلفظ امیرالمومنین (تولواک) که پادشاه گفته شود تبدیل یافته عموم ملت افغانستان بعوض الماز منی میرامان الله الغازی امیرالمومنین نولی داک امان الله بگوید . شعر : پادشاهی د هم کرد کیہانہ قاطع لمس مسقاکی ۴ : – چونکہ اعلیحضرت پدر شهید سعید اعلیحضرت جد امجد مرحوم شما از طرف ملت بنقابة ضیاء الملة والدين وضیاء الملة والدین ملقب بودند (لویه جرگه) تمنی میکند که اعلیحضرت غازی با مقب لقب سيف الملة والدین شوند و این لقب را از طرف لویه جرگه قبول فرمایند . شعر مهذا النظام السادن در الجميد الاعما اللدنا ما خان الرحمن في أمنيا حقيقة محمدا لا يقا واعطات دينا دنيا ليتسلطنا أو من القريا بخران يرا مخلص جزا عثمان مخلص، للأما اعلیحضرت ممدوح با - دین مقدس اسلام محبب مام وا بالاست علت سلاحه واحب لا زحمر اوریا است و اصولا متر به فرموده ست که تا اوامر و نواہی موافق شریعت غراى محمدي صلعم تحت امر اولی الامر متحجره و شاد بر هر فرد مسلمان واجب تاخذ باشا . (كما قال الله تبارک وتعالى اطيعوا الله واطيعوا الرسول واو لى الامر منكم)، وقال النبي صلى الله عليه وسلم من مات ليس في عنقه بيعة الأمامات ميتة الجاهلية) لهذا ما اعيان لویه جرگه وکل ملت افغانستان عهد میکنیم که هر گاه شخص يا شخاص نخواهند که اساسا ولى الامر اسلاميرا به تقالید سلطنت یا اروپائی مثل مشروطه و مجمهورية و غيره انقلاب داده ، تبدیل نمایید املا رضی نبوده با ملت افغانستان بسر و جان خود محاطه خواهیم بود که از ان تعرفه شر شروع مدافعه نموده سلطنت مقدسه را خردشه اجازه نخواهم دیم آمین یا اله العلمین. سید حبیب اله سید محمد جان سید محمد اکبر سيد محمد سرور سید عمر جان سید محی الدین سید فضل الله . --- page 112 --- شمارهٔ (۳۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه ۱۳ عقرب شرق و انگلستان (عقیده و نفاست امپراتورخانه انگلیس) در محافل وزارت امور خارجه انگلیس و همچنین در وزارت مستملکات و و پله شین با طنها القیبه میشود که ملل شرقی قسمی به حیات در اختیار و معاشیتی که به آنها داده میشود مایل هستند که مستی یافته عمداً طرف میباشند اینحسن مناسبت دولی که سر و کارے با ملل شرقی دارند مخصوصاً مصادر امور انگلستان که پیش از همه داراً اتباع و رعیت در قاره شرق میباشند خیلی کمتر حاضر میشوند در مورد اهالی بومی تسهیلات و امتیازاتی بیش از حد لزوم اعطا کنند و بعبارت اخری اهالی محل را کاملًاً بجای خود می نشانند به این رویه و خط مشی نباید در بادی امر شخص پسندیده نیفتد ولے کسانیکه در شرق زندگانی کرده و تجارب سیاسی علی تحصیل نموده اند لزوم و جواب اینطرز رفتار را بخوبی ملتفت میشوند. همانطور که قضیه شرقی هر سیا را دلیل صنف میدانند و به همین جهت اصرار دار پیش از انکه تحصیل نموده است باید کنده و آهسته یک مقصود خود برسم با پیشتر خواهد این است که دول اروپائی تا حدے که در قوه دارند حارث شوند که سیلاتی به هند مگر اینکه ملل شرقی خودشان قوت اقتداری پیدا کرده هرچه را خواستار ستند از رباب رجوع خود بگیرند. ال از چند سال به اینطرف حسی جدیدے بین ملل شرقی تولد گردیده است بدین معنی میگویند ما دیگر احتیاجی بقیم آقا یان غربی خود نداریم و شاید میشود گفت این جس تا انذا غیر منقی نیست و مروز اتجاشندگان اروپا تا به نام مشغول و سرگرم امور داخلی خود بودند و میتوانستند در آنکه باید و شاید تصرفات و فراهم آوردن موجبات وسائل رفاه و سعادت سعی نمایند. اگر در تحت تبعیت و تحت نفود و استمداد نمایند مثل انم بیان اینم اینه ضعیف و فقیر تر از سابق نماندند و دیگر بترسیع وجه نتوانستند که بمساعدت نا گزیری هم که در سابقین میکردند مدارا و هم نمایند. مثلاً اگر انگلستان میتوانست بقدرے نفوذ کامل خود را اعمال نماید البته مصالح و ما لیجات شنیون اساس حکومت خود را در مصر مستقر نماید و اکنون چنین انتو هم در بیلو نبه نمیشد ولی هنگامیکه مخالفت و خصومت امپراتو نیز چنگ و توالت قدر خود را بکار برد بهمین مناسبت از درگزر و نی برت از حکومت خدیو چشم بپوشید و معاهدة اصفاریاط که هراسی به وارد نمود که باید بود. ساثر ملل شرقی هم که ایتی مشاهد نمودند در صدد بر آمدند باز و مهارت مستقده یمیه بطریق پراخونین تحصیل امتیازات و بطاقمی بنمایند. که مسائلی برای اگر معامله خیلی باینجا نکشد حتمی است ترین نها بغایت استقبال در منویات نخیزد و هم همه ها و اهنه کرد که دنیا از ظن حکومت استیقا فاسته شده و همه وسیله شده انجا به دنت این آرزو داستان را موقوفه میکند. بهمین جهت مباله در آنها با این میشود ادا و آیا بالنا بوده و با داره مملکت شرکت کنند و حتی بعضی اوقات دال با ندا داده شده اند. اگر در سال قبل یکی از مصا د دارینهای میگفتند در افریقا آنه که مندی موجب که بخلفا کو مستعمره دارا حقوق و امتیارات عالم شده با بومی از پاره حقوق تمتع خواهد گردید قطعاً میگوراست نرسیده قی میکرد. معہذا دیده میشود لااقل فرعی اور کا سوارا شده هندیها بیکه از بد تا حالیا احتیاج کرده تقاضا سیاقات کامل مینمودند حقوقی عطا گردید. فی الجمل یکی از قضات هندی مشاور کابینه پیدا اگر یک بیجه دیگر بردارند تفصیل استقلال هم نماید خارجه وضعهم عملاً امپراتور انگلیس مسلم ساخته اند دلیل انتر است که نژاد سفید بتواند تفوق و عظمت خود را حفظ نماید خواب هم شبها نمیدید با سنگ حسین نشانۀ انگلیس ار مراد دفع کرد ند بلکه با متصرف شدند و اگر قدر جبار بتریخ بپردازید با و را در دن چین بعد اهم میتوانستند و دست بدار گند حالی نشان از یکجنگ جواره و حمامرات بالعنت فاطره یس و افرا همه میکند و مخالفت قدساکت بمتدادات تا غایت با و تظاهرات طبعی از خود ابراز نموده نکذاشتند ممانعت دولت انگلیس در طریق تحصیل امتیاز لفظ نمایان ایران مشهر میگردد. اسپانیولیها در شمال افریقا ایز شکست نامتوالی خود ند و قدم بقدم مجبور بمقبت الی جاین از جنگ با داخلی خود استفاده کرده و حقوق اوین سابقین است که تا روزگار علی حاله و اگر در نیم بند دامن زده نپردازد و به این سط حکومت پایداری نخواهد بود و اگر یک کار کار شرقی عاقبت المارے کلی را دارا خواهد بود و چه اینکا سا دور دیگرا هنگامی علائی شرقی نیندا من انکار در این کار خود کرده بر حمت آفرین در ده ۱۸۲ باید چه ما به میان آید. اطمئنان یافت بعد ازان در کارخانه کارگران شرقی طبابت اسارت یکی را دارا خواهند بود و وجه ای کا سها در ددیگر بهنگامی طلاین شرقی نیاندا من آیا روزی خواهد رسید که تمام ملل شرقی استقلال خود را بازیافت و دست تطاول غرب را قطع کنند؟ (از روزنامه حبل المتین از نطق مسیو ) --- page 113 --- سال (۵) ۱ ج سرطان (۲۹) شرط اشتراک تفصیل مقامات قیمت بمدت ۶ ماهه ساله کابل ۵ ۹ داخل افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزراء وسفراء ۱۱ ۲۰ مبالغ اشتراک پیشتر طلب بدون اخذ زر کتبا با زبانی قبول اخبار سلامی در شق خیرین معامله نخواهد گرفت پیاز شرائط و ضوابط این اخبار فعلاً ایام تعطیل در کابل که روزی میشود و دیگر مقامات در هر پست منظمناً ارسال میگردد انچه عرصه شکایات تعویق ارسال تمقالات و الخطه در اداره باطله درجریده در مندرجات اصلاح و عدم افشا رایج بلاد اشتراک بتوسط خزائن دولتی و دستور نقدی از همه جا قبلہ دریافت حقیقت ۱۳۰۳ میشود (نکام نامه) با بوالله شکنی جلد اول کابل شنبه ۱ جوزا ۱۳۰۴ مطابق ۲۱ ذیقعده شماره ـ (۱۲۰) جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل كان زهوقا موقع در پانی مجاز خائنین جنوبی افوانی اعلیحضرت امام ہر انکه تخم بدی کشت و پنبه نیکی داشت * خیال پہودہ وپنخت گمان باطل بست ترتیبات دربار روز دوشنبه (۴) جوزا عموم مامورین ملکی از درجه کاتب، و سائر منصبداران نظامی از رتبه تولیبمشر حسب اطلاع نامهای که قبلاً از وزارت حربیه و عموم نفری شهری و غیره از اهالی شش کروهی قرار معلوماتیکه از ریاست بلدیه گرفته بودند در خود وزارت حربیه و اطراف و جوانب آن بیک هجوم و ازدام فوق العاده که تا حال نظیر و شبیه آن را ندیده بودیم تقریباً از ساعت ده شروع باجتماع نمودند ! جهت امراء واراکین حربیه الی رتبه غندمشر جانب دست راست محل جلوس جہانبانی و برای وزراء محترم الی درجہ روساء طرف دست چپ شاهانه در برنده شمالی قصر و برای مامورین ملکی و منصبداران نظامی بداخل قصر برنده جنوبی آن و برای اعزه و تجار و معتبرین شہر وغیرہ جانب دست راست صحن شمالی و برای نفری و زرو سرخ و غیره معتبرین اقوام فداکار با وفای افغانی طرف دست چپ صحن تحت سایبانهای عالی مقامات نشستن تهیه بود. برای عامه اهالی از طرف پولیس دستور داده شده بود که بچمنهای خود وزارت و بسرک های چهارگان حوالی آن --- page 114 --- شماره (۱۲) جلد اوّل جریدۀ حقیقت کابل سنبله ۱۳ شمار و سکرتی دور پیش اخذ موقع نموده تماشاکنند علاوه بر قوم پلیس که بعده از سربازان نظامی نیز جهت نگرانی این ترتیبات و ممانعت اشخاصیکه سهواً و یا قصداً از محل مخصوصه و معینۀ خود تجاوز کرده بمقامات دیگران خیال آمدن را داشته میتوند مقرر بود اشخاصیکه محکوم بسزا و محبوس در غل بودند بطریق ذیل وزارت حربیه آنرا تعیین نموده بود و می بایست که بر طبق همان پروگرام تا ما کمنتو مرحمت انشور سره انفا تقدیم شوند و احکامی را که نسبت بهر جمعیت و فریق یکی بعد از دیگری برای آنها و عامۀ اهالی شنوانیده شود بیابند بدین جاده که از برنده شمالی قصر وزارت حربیۀ سوى نهر غور ممدود است. مرتباً و منظماً ایستاده بودند. و بکذاباب ماترنل در یمین از دن هم یک کوندک حردمی در میان صفوف پولیز و نظامی برای اخراج نعداله کما بین خاصنا نظام گذاشته شده بود. الامى برخی ازین اشخاص متدلاین و رفقای دیتابی، علاوه بریک یک پهره داری که بر سر هرقدم آنها پشت سرشان مستقر بود بر هر فریق و جمعیت آن نیز پهرۀ دیگری که بد و و پیش شان ایستاده و با بحرکت میکرده نیز معین بودند تمام افراد این محافظین مسلح و تفنگهای آنها بر جای نمبرق خود را ست شده بودند، در غی از عوض شدید این محکومین فقط دولا بهای معمولی غیر در پا داشتند. ورود موکب همایونی بعد از نیکه هجوم و ازدحام اهالی بانتهاء رسید و بخود قصر و برنده ها و بیوت متعدده و اطراف و حوالی وصفاً و مناظر دور و نزدیک وزارت حربیه جای پای ماندن متعسر بود ذات شوکت سمات همایونی مقارن بساعت نه مسرت افزای قلوب منتظرین و لرزه افکن اجساد خائنین گردیده موزیک عسکری و کندک نظامی سلام پادشاهی را زدند و رسم تعظیم ذات جهانبانی را چنانچه مقرر است ایقاء نمودند. در اثر آن اشخاصیکه بر چوکی و فرش نشسته بودند جهت ادای تعظیم شهر یار دیندار واجب التکریم خود ایستادند وادعیه بقای عمر و اقبال و سلطنت شانرا برذات کردگار شان نثار کردند! بعد از مکث چند دقیقه ذات جهانبانی را بمداد فرمودند اسمعین باسخت تأثیر هیجانی در دندان نطق افتتاحیه اولاً میخواهم که کرام بازماند سمت جنوبی که بعضی از خائنین آن امروز بازی اعمال خود را می بینند ، یک قدری بیان کنم . حقیقتاً برای ملت و حکومت تا ئمراء یک قومی که افرادش را بخون جگر پرورش داده و آنها چشم خدمت داشتیم بسبه پاره ای امور لکن چکنم یکه دانه که پیچ صورت علاج آن نشود تمام بدن ضرر برساند چون در وجود پاداشون از هیچو است که آن را از دابیرود. کویا که این ملا سرطان بود که بوجود مملکت برآمده بود لهذا ا که اورا قطع نمایم تا به وجود و من در دسر بازار سرود سجات وای خود پایدار ماند . افسوس میکنم قومی را که من نهایت او و آنها را برای خدمت اسلام و افغان تائی امروز بعضی از و نها در امارت خود نشناخته هم بسیار افسوس دارم بر قومی که من آیه بنی نظر محبت و شفقت میدیدم ، و فقیری آنها می پوشیدم ، و میکشم که اینها قوم وفادار بو لکن آنها عوض تمام محبت و مهربانیهای من بگی ملانمای جابل بر علیه رفاه و ترقیات خود ایران و مخالفت حکومت اسلامیه خود کو شیدند هزار لعنت بر تمام خائنین اقوام سمت به و ملیون ملیون لعنت بعلما سنو و نادان شان بارا ای کاش اینقدر تلفات را که اولادهای من و دیگر اولادهای ملکی ام ، و این فرزندان جانبان نادانهم درین مقابله علم و جہل دادند ، برای پراختم و آبادی ملت میبود. تا ما مسرور و خوشوقت ہو بدبختان با منظور فلاکت و تباهی قبلا بخندم --- page 115 --- شماره (١٣٥) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ١٨ جوزا ای کاش ملا ها و خانهایکه امروز در عوض خائینکه بدولت و ملت اسلامي خود نموده اند ، اسرأ میرسند ـ از خدمات خود که در راه شرف ترقی ملک وملت خویش میکر دند، موجب انعام اکرام میشدند ! باز هزار افسوس آنقومی را که دوست خیر و وفادار میداشتم ، آن حسان و محبت ما را نادانی و جہالت خود از خود جدا ساختند . اگر چه درین معامله بسا حوصله کردیم ، و از کمال کار گرفتم ، حتی جلو عساکر فدا کارم را سد راه گرفت بودم و بدوشان ملامت میفرستم و حکم این بدبختان فریب خورده لطف و مدارا میبردم امیدانکه براه نامش نیایند ، شاید که از ـ ـ ـ رسادت توبه بار ارمیند، رضائی فرزندان تجارت دلیرم فرو نشاندن این نائره بغاوت پیش صداقت و شجاعت عسکری و علم و تدبیر حکومت فغانی اهمیتی ندارد، لکن این بدبختان سیه روز کار طاقتم را طاق و حوصله ام خلا ص کردند حتی این تحمل و بردباری و شفقت مرا از جہالت خویش محمل بر کمزوری و ناتوانی حکومت نودند وقتیکه حکومت بوجتہائی داد بستان جبال دائمی خیمه کرد تا بدانند که این مدارا و شفقت بالمقابل نادانی و جهالت آنها از کمزوری نیست همان بود که عسکر فاتح ما و اقوام فدا کار سمت مشرقی و برادران سلامی ما مسعود و وزیری و سائر ملت افغانی در ظرف یکماهی از انتطار گیال جنداً ین خائنین جنایت کار ا کیفر کردارشان رسانید اگرچه دست حقیقی محاربه و کوشمالی قبائل باغی پیش ازده روز نبود و بعد از ختام این محاربه ده روزه خائیند مخذوبرا که دیدند . باز افسوس میکنم وحسرت میخوایم که امروز از د جہالت خود اینہا برای ایشان نه پول و نه ثروت ۳ و نه خانه و نه حیات باوقاری مانده است . آیا این ثروت و عزت را از کجا بدست آورده بودند، معلوم است که از عقیدت و ارا دتیکه با دوش خود داشتند و از وفاداری که با حکومت خود مجری نمودند پس چرا این نادانان بکوست خود را مخیور کردند تا اینها خراب و بر باد کنند . بسیار متاسفم که آرزو ہای قلبی مرا برای مهم پیشوآیائی خود غرض شان بالعکس در بغاط ترجمانی کرد. و انها را بمنافع خود بر علیه حکومت ، و بضرر انهمه تلف شدن نفوس و انهمه جبران عزت و اقار بر خود چنان بغواتی در انداخته . ای کاش که بدانسته در محافل ملی در دبار هه گفته این ملا های سود جو وائیون خود غرض خود گوش نداده فکر میکردند که درین مخالفت از حکومت چه فائده برای آنها میرسد و بقدر ا زنیرات خود در عقب می مانند و بالعکس برای دشمنان اثر و ترقی شان بیقدر فوائد بہم میرسد ملا سلامی برین ملا هائی که بنام امنیت پیریتیعه کر موجب تباهی و بر بادی اینقدر اولاد های بتنجبت و فرزندان نادان مملکت من شده حتی در بطل ملا این یک سیاه را هم سفید، نتوانستند. مصرع نه بر طرف که شود کشته سود کفار است . خیر هر کسی اعمالش، دلمرم مقا بله کند، و سد راه ترقیات اسلام و افغانستان کردو من میگویم ملک فاست اہل اسلام او را دشمن اسلام می پنداریم - ترقیاتی که ما برای افغانستان آرزو داریم برای شخص ملک خان و ملا و مامور نیست فقط ما اسایش و ارامی غریب ترین طبقات ملت خود را در نظر داریم این خائنین منفعت پرست بر مقاصد شخصی خود دین و مذہب را الت کاری کرده آن ملت مظلومیرا که ما برای رفاه و آسایش آنها جان میدهیم کامی انکے برای ما فدا کاری میکردند بر علیه ما بر انگیختند و مرد و نام ماموری --- page 116 --- شماره (١٣) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ١٤ جوزا وقت افغانسان قادیانی که با مکادیانیها را کافر می پنداریم برای هلاک کنیم. گرچه چاره کار شیطنت این طایفه شوه انده است دادند مجری است که من با مامورین دولت افغانسان کافر میگویم جهالت خودشان مجازات میشوند. اکنون بها ییها که تبلیغ این طعونه که ملی لنگ در بغداد گشتن باشند بیجا برآمدند در خود همانها میباشند یکا یک بر آشیانه ها معتوب و مقهور جواز معلوم است که این طایفه جنگی بر آبادی دشنمان و بر انقلای آنها را یزگز از طرف حکومت معین شد نی است شما میتوید از ریشه از خود خری و منفعت پسند خود این قماش ملوکاه بدبخت اشیا اگر قبال نرا صدار احکام اینقدر میگویم که من از جهالت واقا بوقوع آمده بود اندرین است که بعضی از فرقه ملایانخبیث را لا یا جائی که و خرابیها اینها حتی الامکان صرف نظر کرده تا هر جاکه جوری نفرین طالیین بخشم نشاند. امین ملا نما ها جاهل در موضع تبلیغ از نقطه نظر صحت و مرحمت فراج دلی چنانکه از ابتدای این پائیز سرد جوئی ها در محافل خوانی بدون اینکه گفتار تفنگ با نرا مسئله با مبور یا اینها معامله نموده ام فی الحال نیز اعلام میکنم در پزیرند. یا در بدیگ مبین آن تف بزند تا بواسطه آن شبانه گردد کور میبینند و یا آیانه بلافاصله خود کند مینمایند از کل لشکریان میر پس ای ملایان و ممثلان و راهنمایان فرزندان ملکی شجاع امبر بود که امروزه دین لقات بی مشکوطات میبالد بالاروده خود میباشند. گمان میکنم که بعضا در خاضرین بنمایه بوز قود آن بدین آن ملعونان شوریده از بید پیرهان خارج نمیشده انقدر شناخت جمالاسکیم نیز اینها مشغله سه قسم اند : - اولاد ای جاهلم را لک میگویند. حالا انکه این غفلا با این حرار بتین (١) این دلی ملعونان لثاتی رغبتها بایی را که نمیدانند با مبدل سلام بنظر دشنام دادن میونجه را گرفته میتواند. زیرا گرچه بگویم نمی گویم اینطور یک لفظی را که سم با مسما یاد ندادن مبارک مقدسه بود که بیانیه عاداتها خود نام کرده زمان تشریف سلوعم یافته میتوانم این ملعونها چهار دقیق زندیق بوده که ای مباحث و تمام مخالفات و از یر و زیر میکرد اینقدر چه بود که آیا شما ان مدانهای آوردن مردار شد به بلفظراق که خلاصه بزرگوارا زین قوره روحانی خود بکار نگرفت و در مسیر غزوات مجاهین و عده الرقید وعده الغنی میباشد. دیگری شان که با حرفا از حد و جندم سعی صلاح فدا کاریگار میگرفت. بلی بعضی در ین مسیر شهر اینها میپوشند که شرف خیانت انرا نگه دارد و داختی اینا اردن مرد خیبر میری نیست که رسول خدا به میره صادق خود خیر و فدام تقویت دهند. کدام خائیناتی را که ما بر آنیمید و انهای مدید حید را امیرالمومنین فرموده اند. اما این ملانمایای مردود او جامیدهم این خائن (عدو الغنی) در نیو خیبار برخلاف اینکه بتوجیه ملت جاهل ما را مادام دوغانا منهاد و خود عزام خودم بالذات تحت حفظاق بود طمار داشت که فرزنه حق میگفتند که بایک جیف خود. طیا را ز از هوا بزیر می فگنبود بالا نظر بدست برادر که با من قبلیه ترین داده طمها ترین جری توپ و تفنگ می بندیم . ای خائن بی ناموس و سلام تو در این گذشت نمائید. میدانم که با این مردود دست اخوت است مرتبه بسیار دور می پنداریم . و با لفرض اگر در حیف این طایفه ملعونه نداده ام چرا سه اینقدر تا ثیر بود و یا باشد. پس چرا بمقابل اعداد دین در استعمال ای بسا ابلیس آدم رو که هست : پس بهر دستی نباید داد دست نمی کنند و اینقدر تلفاتی را که دو طرفه با سلام وارد آورد چرا بی اعتنا فرض کردیم که من با تو ملعون دست برادری دادم با نکردی هجوم لعنت برین حرکات نشان موقع کارا بر سینه خیانت دفینه مثل تو یک سنگ مرمر اللطيف جا بسا فسوس است که ملت جاهل بود و بقدر فکر نکرده بموجب او بختم پس میباید که دشمن و بدخواه برادر خود را بکشی که مال و هستی خود را از دست خود تلف ساخت و اگر میداینند مقصم بر علیه برادرت بر خاستی و بمخالفت او کمر بستی دانا نویا که این شیاطین انی خود را میکشند، فوایق ما خود را تباه نمیکردند. در بیهمان ملعونی که در مابین مذاکرات هیئت اعلامیه این کرده باز خلاصه اند که هیچ آرزو نداشته و نمیشودم آن کو را که علمای افغاستان در مسائل شرعیه با شما نا طر ایشان بسم والا ایسایر دوست و محترم و فادار خویش پنداشته، از دست خود و ایش موادی علیها بها بصم ناطقه بدیهه پست که در جانی --- page 117 --- شماره (۱۴۷) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۳ جوزا بگذاشت تا شان پیدا نمودن اعتبار و اعتماد حکومت را بر خود ظاهر کردن کدام خدمت خوبی بر ای دولت و مملکت فاش و مبرهن حکومت باشد، البته بعد وجود اعتماد و ابراز کدام خدمت فوق العاده، قبل از آن در این مقامات شان فرستاده خواهد شد. بیاد دین بر خلاف سابق بر آشنائی هیچ یک قیازی نمیدهم تا قانون مکاتبیکه تا ناظری ولایت کابل و سائر نقاط افغانستان جاری است سر تا هم بدون تفاوت جاری بشود. اطفال شما را مکاتب جبرأ داخل میکنم. از جوانان تان طوریکه از دانشان خوش کنم نفرین می ستانم. اگر چه از نقطه نظر انتقام جوئی مقا با عمل نغریبون خیانت یا سکون و هر جائی کلامهای اید که من شما را میکشتم و یا فرار میکردم مگر باز هم نظر بهمان شیوء و طریقه ایکه من دور کرده در بی خوابی و تباهی و در بدری اخمای شوم فقط از تماشای پیالت در المینانم بر خل میگیرم. شما از جنگ شما نفوس ندارید میگفتید که ما ارواح غیور! افغانستان پادشاه نشنس سره مال خود میکنیم در هر وقت برای جنگ حاضر و آماده ایم لکن بر خلاف توقع در مبازه که ما در جنگ استقلال نمود ایم تمام تلفات ما بیش از (۳۰۰) نفر نبود و در همه مقابله! علم و جهل از طرفین بیشتر از دو هزار نفر شهید و کشته شده اند. شما ملعونها از ما تفنگ گرفتید و صاحب تعلیم و تربیت شدید. و باز فرصت را غنیمت شمرده همان تعلیمات و تفنگ را بر علیه حکومت خود استعمال کردید بعد ازین هرگز برای شما چنین یک موقع باشم داد که ما باز در یک فرصتی بر خلاف حکومت خوام تا ده شوید زیرا که این سرکشیهای کرده و خیانت کاریهای غیر واحده شما منگلیهای جنگلی که از عصر امیر شیر علی خان مرحوم الی الان بار بار شده است بحر به گرفتم و باز گول نخواهیم خورد و هم پس ازین با آشنا حکومت عسکری جاریست والله اگر بیک مردی یکفردی تان از راه مسلکی پیرو نقض و ضرر و تحقیری ماندت در وجود بازخواست شدید نه تنها از همان شخص مجرم شما بلکه از قوم و قبیله او خواهم تا حال شما هر بزرگ از مامورین و خدام دولت را م از دور و دهان می انداختید. و من بالمقابل از حوصله و فراخ دلی کار میگرفتم. اما سپس ازین برای برداشت و تحمل ادنی ترین اعمال این افعال تان حاضر نیستم و در هر بهای بسیار خفیف از شما بازخواست شدید میکنم. من بهمراه شما خائنین چقدر احسان و نوازش نمودم. در اول سلطنت خود یر غلهای شما را بخشیده رهائی نشا فرستادم بسترهای خیانت و کینه تان را از مناق تا میکردم. مالیات شما را تا چند سال بخشیدم و و ندادن نفوس شما شما مردم سمت جنوبی را ابانه دادم. جرائیکه در کابل می آمدید هزارها روپیه شما را می بخشیدم. در ملحقات عسکری خودم بالذات لباس شما را می پوشیدم ، همیشه خشنودی خودم را در تسلیت و صحت جنوبی در یک محافظتها سنج میدادم. هر گدائی که از مردم شما را از دور میدیم باحوال پرسی و دلجوئی او سبقت میکردم. حتی از لطف و محبتیکه با شما جنو بیها داشتم نزدیک بود که دیگر اقوام و قباح درم از من گله مندی کنند ، عوض اینهمه نوازش و الطافم از شما خائنهای احسان فراموش نه تنها نقص دنیوی دیدم بلکه بر دین و ایمانم نیز تهمت و افترا نمودید. و هر مطالب نایاکش رنگ و روغن عجیب و غریبی را مالیده بر علیه ام استعمال کردید. خدای را شاکرم که از لطف و مرحمت خود این بهتان و افترا شما را که بواسطه مطالب شخصی خود بر دین و مذهب و مامورینم نهاده بودید و بنام حمایت دین این شقاوت خود ها را کلبت کاری کرده بودید. از پیشگاه عندالکریم برای عامه اهالی و مردم داخلی و خارجی ظاهر و هویدا کرده و تا آن پرده خیانت را که نام شریعت غرا بر نفس خو انداخته بودید دو و تا اه باکوفع سر کو با و ساخت تا بمرتبه در حق مقاصد سله او. --- page 118 --- شماره (۱۳۸) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه ۱۸ جوزا التمويها اینها باقیافه بنام التمویها هستند که بخوانین و محصلین آن باندازه که از غازیان بونگا کیم و قطعه عسکری نازی و فرار نمیدانند از او گاه سلیمان پنا قطعه جور کرده بغلک منګل خیانت پیشه میرن یا خاک در این سگت ګون بیدینی شکار آنها است که را فراهم آورد خوار یگراند ... بنام غازی مچن جورت - ای نادانها اگر غازی شمارا بخواست کابین شما آمدن تا کابل بلکه در بدخشان پهلوش میگرفتیم آن شما بودید اینک مدعی میترسند که تا در غربی اول در امور بد انجام کوبانید و بعد در جاجی پی در پشن زراج خانگی تفرق زده بواد یستند میخوانند اما در قا د خناق کند بفرین الوی دیگر آیت غر بال منفره فی نافذ بود که از چار اقوام افغانستان رسیده اند عامل اند تا اینوقت گر جها بگوئید که در اثنا بگر در خیانت کرده ما در آخر بظاهرا حکومت معلوم میکنی بی اثرمستند تصدیق میکند با یقی است که تابه آن خردی پاره با رار نتواند بخیر از تسلیم شدن چشید لا محاله اطاعت کردید. نظریه بخیاتی اگر چه کشندگان حکومت افغانستان منگد را با گو الیمنان بخاطر رتابیه نیو نمائی اندام را سر و بر بند بکشید، والیکه در ماند، اموال کارتنی برده دگرا خوب هم یکه خورد کنید در میدانی شما کردید و یچی که کام شما بکشتم مگر از هم براد شدون باشی گردیده داشتم انه قاتل تکم البته زارت حریت ماء شنا نفری میکند، اینکان در بطن آنقر با چیز از در کمر نشوید در ولات حکومتیها افغانستان مسکوند در میان بهای آن دلق و حبوب با فرشها گندم دغا دارد او را خالی درد و نانجا با تریس استعانت فریاد آرا ده عائله خا بوده شمال افغان کار ا هم در اور زیر که آیا با دولتی کا ملک تاریخ الزوزه خورند کافی کنند!- نفرتی بر ملوک منګل که آن منگل با خود باعث تا کدام منگلند؟ شما همان منگل هستید که من باشما اساس پاکروم در نماز که با خود مشمتی و بر شما نوازش محرم بیشتر بود امروز شما با منگلند که تنها بنزوات افغانستان بلکه نزد خدا و رسول هم سیاه خجالت دو ه اید اگر مکان خواهر طالبا نان را میگفتند که با حکومت جنگ کنید شما را چه لار ده بود و عقل آن کجا رفته بود که گفتہ اپنا خود را از هلاکت پرید و ناچارا گان مانا بودید و علاوه بر آن تخجالت دختر النجاری کاملا کردید - اگر چه همه حال مردن یک مردن است. لکن بحال پایداری قصاری را که قوم شما نزد حکومت و وقار خود غلط کر نگی امید از کجا و کدام وجه پیدا خواهید کرد؟ خوشا فکر کنید که در کدام جنگ کمک افغان با ملا سردار شده است هر چند بد شناخته یداسے نادانان خائن چه خیر دیوانه آشنا نمیدہد ہو گنا دید و نادانسته خود کوبانه مراد مامورین و عار اعظم ما فادرانی بچیره اور ما واً مسلمان چه نام نهادید ؟ آیا شما یورده از تمام رسائل نه این احکام اسلامی خبر دارید کجا چنین که به جهت جگر سوز نازدی بلکه بر دین و عقیده پاک اسلامی من نهادید۔ بہر کسیکہ آنجا صوری دین از شما می پرسم اما یقین کامل دارم که شما جنگلیه بالقراء آن نخواہید دانست . ای بر کلیه ما بر آخر بغض دزدی ، و قوع آن با یقی سال بندہ کابل آمده می توانستید ورنہ آں معلومات گرفتن این یک مطلب کو آمندا آنجا شدید من با مامورین و بالمتمرد اتفاقا و با ی استدام و با من آن صادق میباشم ، در این تو خیره . ای گول خورده نادان اینقدر فکر نمیکنید که آناں قادیانی که در افغانستان عیان شد از شومست بود آواز شما در دیگر جایهای افغانستان کے ندیده امتداد که نعوذ بالله قادیانی پاکسدانی است دگر در کاپیکا پایای پیدا شده انهم از اثر شما ملعونہا بود - شما بر غلامہا و قسم میباشید ، بعضی شما میر غل فردیار و بعضی میر غل حقیقی میباشید - میر غل با نیکه از قوم پیه گرفته اند و بنام میر غل بمرکز آمده اند من آنها را میر غل نی بلکہ نوکر جبری می پندارم تا زمانیکه همان پیسه را لحکوم معین میکند خودشان و یا اقوام آنها بخزانه تحویل نکند حکومت بالای شان کار های شاقه دولتی را اجرا میدارد و میکند تم کا وزارت حربیه میشود هر وقت حوضی شان از طرف قومی امده پایا یا پیر زمان وجه را تحویل کردند کامل رخصت خواهند شد. میر غلہای حقیقی را که برادر و پسر سمان غدار ہای ملعون میباشند که با حکومت خود خیانت کرده اند و زارت نگا میدارد و برابر اور ان و پدران و اقاربش اجازه میدی روش های پیششما یا بعد از گمان دگر سپر خود را دا گر پر نداشته باشد برام یا برادرزاده خود را بعد از تصدیق حاکم محلی به کابل آورد و جوایی میر غل و بر اکابل گذار ده میر غلی که بسابق برین در شجا بود واش بود ببرد - مطلب از نگهداشت میر غل این است. --- page 119 --- ۲۰ نور شماره ( ۱۲ ) جلد اول جریده حقيقة کابل چهار شنبه ۲ جوزا طومارات او را بعد ازینکه چهر از خواب بیدار گردانیدهای کاش اگر پیش آمدن قوه عسکری بالا تخطئی اتفاق میفتاد بدفاکیه قرار نمودش در اثناء فرار نمود نوبودی که دیگ او را بحکومت تسلیم میکردید تا مقام در جله اشخاص که به آنها ای معیت ! ایا حکومت میتواند انترسید که از کشتن مکاتبات داده میشود شا مل میبودید . برکا تو خودداری نموده تو از ترسید اول چون ذات شما باته با اینکه شما در اول خیانت سخت نمودید مگر بعد از ورود قوه عسکر این روز پلیس به لباس نظامی بود ند و بنکر خود غضاً چینه ما در جدران که قاری ما بود خصوصا میت شما معاونت کردید اید موقع تفنگچه را کشیده دست خود را تماشه آن نهاده متر و هم کار دو کفن با خود گرفته سمر اطاعت به حکومت نهادید آری فرمودند : ] اینک برای دفع این اشتباه تو اگر پاس اندک پرونده شما را میبخشد و نه فرار تان مینمایم و نه از شما باز خواست طاعت را میکلم گناه را به کلمات نثار میکند ؟ میکنم فقط به همین یک قطعه مت دی نظر به عمله دسمان معینت [ سکوت چند ثانیه جهت تلا خط با لمتر و تمام شخص ] توسط وزیر صاحب جبیه بخشودم نمود و بدر ۶۶ نفر تار از خستگی که خیر . اگر چه در اول خیانت های سخت کرد می اما نظر و نو (۹) نفر شار اکه از دشان جلب طاعات محنه دار آنها میکرد برایت اخیرات ترا از کشتن معاف میکنم و با قوم بر شخص آنها اعتماد پیدا شود وزارت عربیه در مرافعه که در بار وجیه عائله است شمار ابکابل کوچ میدارم اما شهر ایراتی بر وقت آنها اعتماد خود را پیدا کردند از امضای برخیل کردن و نه ماندن اب این است که از اموز مانی کو مدیکو یاد شانارخصت میکند و او نقر تا مرا بعد از بریدن برو محل رخصت مال و تمام اثاری حقوق را که حکومت با انها را برایت میکنمر اهمین این وز یکه بانی صدو اشدن اعتمار حکومت بین معین میکند . طاهرنمائی . اگر تاریتون نمیک ازاسم از افکار مرخص مینمایم در آیند و معامله را که حکومت میهد تا باید بمانند و یه معیت حاضر بکابل نشود همه شما را محص بدین واسط کما فی صابر ولا یای خیانت ہے اثرا آن اعتبار از اکه سابق دارید میکند که نسبت بدیگران شما از حکومت بسیار احسانی دید میگردد و بعد و خصوصا اگر در دیگر خط افغانستانی شخص هم کبا نو نیست ای بود که باشما و می در مرکز نند و ایده از حالات جریانات دست از شخص شما و شرد و پرده آن نزد ما میگوی من نظر قبول وال بهتر معلومات داشته پاس چه شاره بود شمارا که به منافع کشادم اعتراف ما و میدارم که تا ارایان میکنم افغانیکر از رایت بیاییم حکومت خدمت نکردید و بالعکس خیانت بدرجه اول بشما هم اعتماد منمیکنم . اگر شما حقیقتا اقتضای خیراندیشی را شید پیش قدمی کردید . تا بخار عباد و تاخورد سپورت را تواسد الکند تاسیس همه این محبت جدرانی ها خود را که با شما داشته مجددا اعاده کنم . چورات به اعتبار شما شما جدرانی ها خوب خبر دارید که من باشما تا چه اندازه ملک را شما برای تامین رسرهای رقم رقم رسانیده اند و در هر قریه شما محبت داشتم ، بهر موضعی که شیر بکابل می امدید مقدر مورد و دو سه و هم ملک وجود دارد همه آنها را موقوف نمود اکه ایند و نام ملکی نوازش حکومت می شدید ، وشما اقوام سیوفایل یک قریت خدا یا سود شما مر میکنی که سراز نو بر کی کہ خوط وجود میندارید بار با و فای خود میدانستم آیا نتیجه آن احسان و نوازش و حکومت ملکی تان اور انا سنا سد ملکی خود انتخاب نمائید و منظوری من باشما همین خیانت بود که با من نمودیدی او را از حکام خود بگیرید و اما بدن عقلاح فکر و تدبیر یکه مشته علمای نه هر که با نا جلس سع دامی کند یا بیخورد سود و ملک و خوانین نماین خود قریب بخورید . خیال داشتم که شما قوم بدین نظر بدین احسان نوازشی سلیم انجیل احکمرخت : - عبدالکریم تحصیلدار معین است که باشما مینایم در یک موقع مهمی برای افغانستان ند سلیمانخیل | وکیل حربی : - بلی : - ب ( خطاب ) راقواس پیدا کنید . عبدالکریم تحصیلدار ) اگر د ر ابتداء خیانت شان دی یا وقتیکه ت اما مع آن هم شد میر سود است تمام شد : فرمایم تو بها عبار ارائه صحیح در میمانست بواسطه تحویل درخان --- page 120 --- شماره (۱۲۶) جلد اول جریده حقیقة کابل چهارشنبه ۲۰ چنانچه در همان فرصتیکه عبدالکریم در میان شما داخل شد در انوقت این باشما نیز جنگاح بم را دیگ یک پیش گو کردن وزیر صاحب حریه بها احوال داد که به کوه برآمدن عبد الکریم پرداخت خونین از عهدهما تشکيل خواهم داد. درین موقع شما مسرور باشید زیرا که واقعه رنگ دیگر و صورت جنت خان برادرانش بهتر را اختیار کرده دعوی دیانت بازروی سلطنت تبديل از خیانت و تجاوزاتی که شما منجمله ای نادان کرده اید چشم خود را و تحویل یافت شخص عبد الکریم محتاج به معرفی عاحده بطن نیست کردم لکن خوشیاری که تو کردی این است که پیشتر از وقوف چرا که عموماً از شیطتی که در ان وی پرورش یافته است از غذا او اطوار از کار های مدت پشیمان شدی و پیش رئیس صاحب تنظیمیه گیدارد و از خیاناتی که پدرش امیر محمد یعقوبخان با فغانستان سمت شرقی امده اظهار انفعال ندامت نمودی اخیر دیو کرده و از شریک و انباز که با خود درین مفکوره دارد کلا مستحضرم حمل و نقل بعضه از مات قطعات عسکری مکمک گردی خیالی را رئیس صاحب تنظیمیه سمت شرقی :- بلی ! قربانشوم انها عبد الکریم در خصوص تو (جنت خان) در اول داشتم این بود که ترا بایان و پدرش مانند افتاب روشن است، در حمایت عرض دیانات کار میداشتی از وسم خلاص میشدی. مگر چه ممهند يفوق دینی میتونی شما باور رعايا مدوخ مملکت بے کار روائی یا قاتل خدیو بر رگوار در همه خائینین پرداخت بصورت و عمل در تکامل فرستادی و جدتاً دارن اور قیق جوب بحریر در دلها ملت افغانسان مثبت حتی خودت نیز وفا تا آرزوی آمدت را به بزم در کامل نمودی و منقوش است گو صدیق شوم :- حضار مجرم چنانچه از خیانت تا بزگ جنت خان و برادران ذات شاہانہ :۔ صدقاً بدون هیچ یک کاستی میگویم که خوم طور مرغی که برا نمود در میان طرفداران عبد الکریم تراشید وانی با ليفات شرکت عبد الکریم درین واقعه بسیار مسرورم و از خوانی در بود . این با حرکت سپه سالار شوی حوط وطی لنگ کسانیکه بر روی تسهیلات هم میرسانیدند نهایت نمدینم قازالفا دورات عبد الکریم بود مسابق برین ہی حریفه یانی گویا آمدن عبد الکریم را ناچندان فوائد مادی معنوی فرایم یک کنده یک جنگی در افغانی مینی مست جفت به یوه که آن فوائد دوراه از بود عبد الکریم ابا وجود داشتن جندی نیست است، اما این نادان بدبخت معتقد رسدالت او افروز مسلم نمر سید. اگر چه من از نیت و خدا کہ برای ی آیا بر یک کنده یک سپه سالار چطور مشرر شده میتواند . عالم اسلام افغانستاهی دارم بجز انبیاری حضرت خداوند علی حد خیال حتم . به عناست لنگر تو سپه سالار می بیدی در نمینازم ، معتقدم که از لطف خداوندا مقاصد پاک خود مشت شان که از کثافت نیکیان در این گوشت واسم خون کامیاب میشوم علاوه بر آن عالم اسباب نیز چون عسکر فدا کا دوزخ بردارم اما سوختن ان الجماعت در طبقات بعدات اح و اقوام وفادار دارم، معلوم است. باشام خاقانیان خدا این فکر می کرد. ای بدبخت چقدر که بکابل بیگر بودی بیوفا احتیاجی ندارم. ویقین کامل دارم که بیاری حضرت باری و زیر ختاع میرسندم حاضر شدی جمله جان کردی که من انجام و روحانیت حضرت نبوی ہمت شجاعت عسکرین و اقوام وسید تا به سمت جنوبی رفته فدایت کنم اما چون در غرض رام مجبورم و بر میدان بمقابله خائینین خله و دشمنان خارجی خیره از ضعف استشراق کردی مرید نسبی از تو پرسیدند و جواب وقایع کما میایم . ای دون همتان پست فطرت ! گفتی که مراحکومت پر مر داده است در پیر از خیانه تی در ابه گمان نکنید که ما در ین سر کوبی شما خساره کبھی کشیده ایم ویا عبد الکریم رسانیدی عما لا خر دوجر عبد الکریم ساختی و بدا نداره عکس های آدیگر که مالی شما مرد کار حاشری خود را می بینید شیطنت خود محبوب اوگستی و محبت اور ابحجه و حلب دادی زیرا در ین مراتبه با تها عسکری خود را استر نمایان پیش پر کہ مدار نبودن ترا خواب به طرزی خود تائید میکرد، دیابت گشایش دادم اگر در ائید اغیر و تبدل خلیلی را در محافظت انکردم بر رتبیه بادی فعالیت داشتی که چار پائی خود را به پلاد داشت وبا یک تاری موی یکی از رنگ یاسیم ضر د متغیر میرسانید بویده خواب او انداختی می خفتی، اولین کسے کہ ترو ا شناهان --- page 121 --- (۱۲۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲۳ جوزا شما را لازمه است که مانند دیگر جانها قرار گرفته اند نیز رعیت بیوفای خود می انگاریم. تیم ارزوهای قلبی مرا بالعکس به ثمره دادند. الان از طرف من زیاده بر این شخاضیکه مجازات اکنون شده وش آن غداران و حیات غلط فهمی شده اند و باز بر محاکمه هستند باستثنای سرکردگان ران این شماست و مقدمات خیانت رعیت یا حکومت تفات است و عبدالغفور و عبدالوهاب و کریم غالی است نکنید. باید که شما بعد ازین گفته پاپا ی سر کی که انها را وزارت حربيه بشرایط علیحده اجازه ای در که شمارا تباه و برباد کردند نشنوید و از خوان امدن اوطان شانرا میدهد برای عموم اشخاصیکه درین مقابله علم و جهل علاقمندی داشته یا از دست آنها بهو و یا خطا کدام کاری سر زده باشد عفو عمومی میکنم : باحدی غرضدار نیستم ! ن افغان ان اشخاص ساحره فریب نمایی و ایدی پرشر باید شما همیشه فکر کنید که خیر و بهبود علت والکت ما در چیست و چه چیز را میباید دور انا طلب کنیم که رضای خدای و رسول(ص) مده شوند و خورسندی پادشاه خود را نائل شویم . ازان پندرا اقوام انار تسکریه پسرانه في الحال در سمت جنوبی حکومت عسکری همین غلامی است و خوانین خاین جاریست هر قبیله که در پیدا نمودن اعتبار که شما را بر علیه ترقیات و رفاه و آرام و اعتماد خود نزد حکومت کوشید و با دولت و حکومت اسلامی تان ایستاده کردند و خود اظهار و فاداری کرد شرائط آنها تمام گردید ا در همان زمان کناره گیری نموده برای میشود باقی از عموم شما در مقابله جرم پیدا و خفیف بی دستمندی شما را تنها گذاشتند چنانچه از یک نفرتان باز خواست بسیار شدیدار تو قوم بود امدید که در این مقابله علم و جهل عددیده قطعه اخیر طوریکه امر کرده بودیم کتاب ای مده شنوایان مجلس اخیر رو ندید ششم جو زا بر امضای دارا واقعه حات ام شنید و نخواهید بود که کدام ملای بدبخت ای افغان و هلاک کشته شده باشد فقط هر چه صادر کرده صریح که در آن مجلس نیز شفا ها هم خواهم بیا لور دندم دار خون شهیدان شما تا دانهای بدبخت شیدید چنانچه بعد از تحقیق عذرا ور باره مجازات سیکه در محاگم است خبر گذشت گذشت . دو بار به خیر را کر جز تما کرد بافی شوم و اقتدار انا هم حکومت خودمی تا تسلیم والبته که بعده ای ام دید لکن در آینده پولس کنید و فکر تانرا الطار در باره مجازات عمومی که در ان شجاعی که در بین معامله مصر قاداری فرمان نگیرید که مدام غریب دیگران گرفتار ندانند و کا لا مکافا میشوند، سرکشی که بواسطه قدر کدورت ی آن نشوید زیر هر کس بجان خود زند کے میکند جنوبی نموده باشد نیم زیرا که درین هر دو میلیکی بر اینها ز ا ومکان دگان خود می میرد و بار کسی را کسی نمی برداریه ترتیب شافعی اندازه دقت و باریک بینی بکار برده ایم موافق مجازاتی را که برای خایناین سمت جنوبه و موی از خمیر کشیده شده است بمانه امروز کمال این دانا ات دادنی بودیم همین بود که احضار شد زیادہ بدبخت افسوس میکنم که امرو ز پنجاه و سه نفر شان کشته و قریباً دین کسی را عرض دار نشویم، واحدی دو هزار نفر شان بی خان و مان شدند جنوبی تعلق داری و علاقمندی ساله با خانین اینهمه نیست مگر از بدبختی تر جمانهای شرمسار عین سمت جنوبی در اتیه تحت مجازات دوستتان شان که امیر باط با رزوهای دل من داشت می آوریم بعضی از ان اولاد های بدبخت نکردند و راه بهبود ی و آسایش را برای آن خود را که از سمت جنوبی فرار و در کوهات شان نشان ندادند. محترم کولاف مفصل تمام مکاتبات اخبار گنی را بومها لعال صعدت واقعات روز برای تامین بنیاد پند می خواهد هم نگاشت ب - د - --- page 122 --- شماره (۱۲۸) جلد اول جریده حقیقیت کابل شنبه ۲۳ مبارکمه و محی‌الدین‌زاده را با قسم هر مدل فرستاده محال از شمار دیگر نقدی مطالبات نیز بر عهده شماست و مخارج یومیه منزل شما را از مصارف دکر رعایای ما دارا و است کرجه مخالفت میکنند وقتیکه بخاطر فسا د حکمرنت مانع شده و با کمک رحونی نموده برخلاف اکدار را میگویند علاوه بر مخارج چیری عش نداری هم از شما قصد ضمانت بد تحویل خزانه دولت مینمایم واز این پس از شما رسوم قسط می‌ستانم. وقتیکه شما قسط اول را تحویل نمودید در حبس و ضبط قرار میدهد باشد و بعد از سپردن قسط دوم از نظر بندی خلاص میشوید این دادن قسط اخیرا او طاق ثانی کرده میتوانید مبلغ ضمانت شما را الی ۱۰ سال عادت نمیکنم که درین مدت در اعتماد و اعتبار خواطر حکومت نزود بد جاناکه الان در شیوه پس ستره میشوم و همیشه شما بر حرمت و ثروت وقت خو تاز میکردند این کاهش در شما بهمین ثروت جوش خود اتفاقی سخنان دین صرف قرض مصرف میکردید. مگر بنا بر مصلح چه چوبین مدینا بیرون نمیدید اگر پیش ازین تفصیل دادی در حرکته نجاستی از را جان و مال ملت مظلوم اجرا میکردی حال چون در مطلب کوتاه شده است در پی حیله جوئی و بهانه طلبی برآمده به اتفاق چند ملای عماشن مارا قادیانی گفته و حالانکه خود در اسلامیت عقای پاک خود یک ارشاخو امین جاف نجدی آیا غابی را بر نمیدانم. همچنین وقتیکه دروازه بچه فرع جاواخوری بر ملاهایان شما از اقسام مکتب های کلان مسدود گشته و از خواندگرانی که بیزارتم وهم از شاگردان اهل تله و قریه خود بر آنخارج خاندانی چومیکین دستشان کوتاه گشت بخوابند که بنام دین مقاصد شومی محی شما را پیش ببرند دادا ملا آیا با سیاست چه دخل است مگر چه کند که دیگر کارا دست نیا بیتر از صفت مجدی تجدید احال بدستیل کند دادند اندخوار ندیگران نظامات را که از قران شریف و احادیث سلف صیحه از اعلاجتره افغانستان محرافه استباط جریده اند و مادة لا امرا از مدین مظلوم بوسیله این کوتاه نموده ایم کفر مکونید. موسفیدان سمت جنوبی از خیانت گناهی که شما در حق حکومت خود نمود در خلافت حیات خود اقدمات کردید ایدنجا هم انکار ندارید مگر مثلیکه من با زماندار نخواهی تباهی شما را اراده نکرده بودم اکنون نیز مزید بر ادای مهربانی شما را خواستار محاسنم بذا شور و سفندان سمت جنوبی را ذعایف و الفعال نالایق پادشاهان تان که با در انجامیده‌است قیاس آن خطه قطعه اراضی که بد یگرا تو آوار شده است بینما یا تا مر استخمدی نمور باشید امید میدارم پس اینجه افعال موحش عقال خو و شرغان نگردید در این ملک بادنامی از دستمها دور کنند درین اقدام شایان بعنت اثر من شفقت و غلا من الد مسرت نمانند. عیال پا شمار ا تحفه و ما عیالمر شما را محترم میتواند. شما ازین خطایا شما و خطای من حرف میبرم. ولکن از جوانان بنادیده و سفیر آن یعوص میکیرم در اینقید کارهای معابر و مجران دولتی نیکی تمام بعد از اکمل اعلا و خر داند دیگر عوض ثمان اینهار ار پاسکنه و از خون من هم ای مسکنم. بعد از شکر بیان اتحاد و اعتنا ر سمن جرب و اقوا سر حد ما پوست پیدا گردید هما ناه که جوا تا شام مصرف خوایش و بکار رفت تا انجا خواسته تاز پر ازان اعتماد و احتمال او نزا اصل لایق بدست بیاوریم اینگان یقین کند که بغیراز الله ای برادران عزیز خود سر او در که تمام مردم کابل مسواعد که از مهانفری سمت جنوبی جا نه آه و را از خنا د کرم میشیمند خانا حون شما و عایله شما از جمله فرزندان یک پسته میانی قومی انکلام وت بز ر کثریم ما کی را ملا من محتاج معامله نماییم. هنگام که جا د جمعیت و انما او باز ما جرأت محکومت تفصیلات دادم تا مسیمع بدامین طرر دست در سمت جنوبی بصورت اعلان شایع میشود دهمان طوری حکومت بالائے شما هم جریان خواهد داشت. بروید و ملای سمت جنوبی! در حق هم و دستلاد و صنف حیانت و و آبد نیت که با نکار مشت و خصومت نکرده اند فاسده کاری کردید او کون دختم دار مدار قومی و دیگر کبریا اله ای اندیها را مجرم نکردیم و نمیشوند قسم درآن را شوید جہت خدا فراموش بود ها بیتا که بر علیه حکو متصاد حیات نون و بجا و اقدامی که این وکلا بلوقا ایستاده اند اگر چه شما و کلارا قوام میتوی شما هم کر بد و سجابی عامه خلاف کنند کا من امور استا شجاردن میگذارند و نه ظلم میمید و نه پایمال کند تا شما هم مانند این و کلا مکر سوکت داد دست بنواد هم کجحاجت میا شند امدز ابنانیکر و د و حکومت اعلای انجام می پردازه شما هم در بن خان که بورین میزنده شوانہ اعمال خود ا رسید خوشنود مصیبت و هلاکت سمت جنوم یہ اعلا خواسته ام میخواهیم شما دیگر در دیگر محشر علاقات نخواهید داشت ثروة و تنظیم محمد را که مستر بخاطرات خود دست بخون قوم من نمی آو بفرما و سؤ دلهای الفتی حاشیه ملا و ابانه و با و از شما هر گز نمیکنیم دالانہ شمایا مکرم بنها قفونا کن من میده تم دینه تم رو داده اید با کنون می و چند امید که در عالم ظالم تبرا دو وحشتیم از وام ما نماند اید ؟! --- page 123 --- شماره (۱۲۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۱۴ جوزا ۱۳ جواب عریضه دعائیه لویه که از حضو ملوکانه بعد از اختتام این عریضه اعلیحضرت بیک صوتِ حزینانه که محویتِ رافت و تاثیر عمیقی از شنیدن این الفاظ عاجزانه بود در پاسخ ما فرمودند (م.ح.د) [اعلیحضرت] از دشت جنوبی بیایم از وضع اقوام جنوبی گر نه اصلا شما اطلاع ندارم اما الحمد لله میطلبیم که از ترقیات شما دیگر خبری نیست مگر ازانیکه حیات خود را از زندگانی شما و آسایش شما از بود و باش شما و مسرت خود را از مسرت شما و راحت خود را از راحت شما شمرده ام و این را میدانم و می شناسم که تنها برای افغانان بلکه از نقطه نظر خدمت عالم اسلام و خوشنودی خاوند جل و علا است که هیچ یک لحظه از خدمت تان باز نمانده ام و تا کرم خدا بحد بمانده جهدی میکنم تا یک قطره خونیکه در بن دارم برای بهبودی و رفاه شما انرا بدرگاه حاق خیرات می کنم - این عهد های متواتر و موثقی را که مکرراً میکنم شما اینقدر که نظر لطف و محبت مرا شکریه و این چهار چیز را که برایم پیش میکنید در جواب هر کدام آن یکجا یک عرض میکنم:- دعائی را که برای آبادی ملت و مملکت از ناچیز من عاجز کرده اید حق تعالی قبول بگرداند و خداوند انطور حصه رساند بد که بی آسایش شما آسایش نبخشم. خدایا ! مرا توفیق انطور خدمتها را بدهی که ملت خود ترقیاتی را حاصل کنم تا عالم اسلام و قوم من در آسایش باشد اگر من زنده باشم آیا انحصه شما نیست عزیزم که مرا بدین نظر لطف و محبت می بینید! و یا بطور یک نشان ازینجا دور نام دنیای منکه محبت برای پادشاه خود ندارد و انقدر ضرمهم از من میسازید تشکر میکنم اما نشانرا چکنم اینست نشان بهبود ها و ترقیات شما که برای من است، نه تنها در حیات من بلکه در زیر خاک هم برای من این نشان شما خواهد بود. معروضهٔ کریم:- مصرح به جنونی گرنه اصلا شما اطلاع ندارم، اگرچه از ادب دور است اما معذوره دارم العین از شما خواهم که گفت که نشان ما را از پی بردانی بر بی اعتنائی قبول میکند میدانی انتاجی را که شما طینتِ بجانبداران ما از یک خوشه گندم داده اید. دایما هر و اولاده همان خاندان سلطنت کرده اند بران فخر میکنند فقط ثبوت عسکرتی خود سوگند بحرمت خدا که برای شما آرزو دارم بسیار یک نزا[؟] در نظر امر هر وقت که خدمتی شما ملت و این مملکت توجیه کردم باز خود من میگویم که مستحق مال ان نشان هستم حال محبت شما برای من نشان است. دلپذیر اگر این نشان از یک آفتاب مجللتر نبود انقدر خوش نمیشدم که ازین جوش خروش شما امروز خوش شدم دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی ٭ دیوانه هر دو جهانرا چکند من دانه ترقیات شما هستم، من مجنون شماها تان میباشم والله بذات اقدس الهی قسم است که دیگر آرزوئی ندارم مهربانی کرده مرا از گرفتن نشان معاف کنید و بخششهای گریه پر و رشک ریزه مدنظر کرده اضافه برین تکلیف گرفتن او را بمن نکنید اگرچه از ادب دور است لکن باین شرف عسکری خویش که خود را یکفرد عسکر میدانم قسم خوردم که درین اظهارم ناز و تکلف نمی نمایم. ( آمدیم بطیفی که لوحه گرگ بمن دایماً میفرماید) آیا نام من عاجز اسم حضرت الهی شامل باشد خوب است و بدان فخورم و ممنون میباشم ویا به "سیف" در وقتیکه من طفل بودم و هیچ مکروهات --- page 124 --- شماره (۱۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل سه‌شنبه ۲۳ جوزا هزار افسوس که ترجمان خونی ندارم که ترجمانی مقاصد قلبی و تمنای ماتم نماید و آنها را کاملا از افکار و احساسات من که نسبت به ترقی و تعالی و رفاه شان دارم اگاه کند اگر اشیا از ارزه های دل من خبر میداشتند کاهی خواری و تباهی مبتلا نمیشدند آن ترجمان خونی که آنها را بغبای و بربادی و آوارگی پریشانی می‌کشند ملا نماهای بدبخت الملک یاغی باغیون و خوانین خائن شان است، چه هر وقتیکه ملت اراده نمود و ازین خیانتهای این ملاها و خوانین غدار خود بدانند قرآ این اشخاص را بآتش درخواهند داد اگرچه حاجت بدر دادن قهر دادند واش یا که در روز قیامت پاداش اینکه آنها آسایش و آرامی عموم ملت را خراب کرده و مملکت اسلامی خود را اندکی از ترقیاتش عقب نشانده اند علاوه بر شرمساری پیش خدا و رسول به سخرین عذابهای قیامت مبتلا میگردند خودم امید قوی دارم که عنقریب ملت ما از انوار ضیابار معارف راه را از چاه فرق میکنند و زیاده برین مدام فریب امثال این خائنین را نخواهند افتاد من یقین کلی دارم که بعد ازین باز از مظلوم آزاری و خود غرضی ملانماها سود، خوانین خائن قطعاً شکرت یافته ملت من از حقوق خود کاملاً کسب استحضاریت نموده زیاده برین تشنه خون خود نخواهند شد من معتقدم که عنقریب ملت نادانم ازین خواب جهالت خود بیدار شده خوب را از خراب و نیک را از بد تفریق داده بر ارواح این شیاطین الانس که بجز ایجاد شر و شرساری عالم اسلام منفعت سرحدی اسلام، دیگر مقصدی ندارند، لعنت وانه مردی و جانثاریهای حکومت افغانیه نسبت به مرکز از خدای خود برجا میکنم که ارزد ندان این بدبختان از این یابنده برد و نشود، و مملکت ولایت شان بواسطه صدمات آنها این لکه‌های بدنامی و خجالت را از خود دور کنید از طرز تعلیمیکه امروز در افغانستان جاریست کمان میکنم که بیاری حضرت باری میان شش سال جایل و نادان در وطن ما بسیار اندک بنظر خواهد رسید و تماماً از حقوق و مفاد خود کسب اطلاعات خواهند نمود از خدای خود آرزو داریم که همیشه ملت افغانستان با ترقی و آرام باشند، و خدا آن روز را دوباره بافغانستان نشان ندهد که ان از خون جگر حرف زنیم چنانچه که امروز بخون جگر حرف میزنیم خدا اینطور روز را دیگر بروی ما نیارد که نقص افغانستان و فایده دشمنان دران باشد نسبت باساس تعلیمیکه امروز در افغانستان جاریست امید بخدا داریم که این بغاوت نهایی آخرین خواهد بود و خداوند اینطور روز را در دنیا برای ما پیش نخواهد کرد که با یک قوم خود بدست خود مجادلات کنیم، باین اقوام خود تا حال من یک قسم کشیدگی داشتم حین این دقیقه آنرا دور میکنم، بجز از آن اشخاصی که در خارج فرار کرده اند با دیگران هیچیک کدورت بدنی ندارم فقط اینها را رعیت نادان خود میدانم و برای بهبودی شان کوشش میکنم و زیاده ازین خرابی شان را نمیخواهم گناهان شانرا معاف کردم. خدای ما مهربان است که در اتفاق افغانها این تمنا را قبول کند و اینجا که جنگها در ان عالم اسلام را خنده مقاصد خراب دشمنان را خراب سازد. خدایا ما را از معرفیها مکه دشمنان در گوشها لاف میکنند نجات ده خدایا اینملت افغان انوار را در پرتو غالیشی اکملت حقانی بعلت حق رسانده نور حقانیترا بجلوه آورده تا در قدمهای مستعد شوق مدار عطای اکملتی اولادها ما را که تحت تعلیم سبقت گرفته اند القمطی کنان که دران بقا افغانستان مستحکمیت کامل تضمین کند فادار کن آمین ثم آمین یارب العالمین و بحرمت النبی الکریم محمد و آله واصحابه اجمعین --- page 125 --- وزا شماره (۱۲۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲۵ جوزا نمائیم باز هم اندک است ای کاش اگر امکان میدا و این افشارا از یکدیگر الماس بسیار مدعای و خوبی نثار کرده تقدیم میکردیم . علیحضرت قبلاً بحضورتان عرض کردم دلائل امیر حضور عدم قبولیت نشانرا برای تان تشریح دادم که گرفته و قبول کردو نمیتواند و خودم را درین اظهار خود صادق دانسته باز و باز او تکلیف درین مسئله نمیکند و نه عادت دارم محاکم یک اسر لویه جرگه بالفاظ مودبانه و وضعیت خرامانها باز تکلیف قبولیت نشانرا نمود نا پس درین مراتب باز ذات همایون چنین بیان افشانا علیحضرت اینک شما حضار محترم را فردا با مداد روز امیر حضور اول بطور خصوصی پیرو داع خرام کرد باز هم امروز رسماً با همه شما حضار عالی خدا نگهبانی و وداع میکنم بعضی از شما اگر درین جرگه جری نگفته است یا حصه دران بصورت مذاکره و مباحثه نگرفته است ما ومی را نیز باندازه شما میکه لغت و شنید کرده اند میدا بیم زیرا که او را سخنهای ما خوش آمده تنها شنیدن را وظیفه خود دانسته است چیزی که منتر موجب مسرت و خوشحالی ما نواب و کردید مست همانا مذاکرات آزادانه و دیمات حقانه و گفتار مغرضانه شما اعضای لویه جرگه بود که از ابتدا الی الآن خوب بحث نمودید و چیز را که بدل داشتید بیباکانه اظهار و در شیائیکه مطلب تان بود بسیار بحث کردید با اینهم در جرگه های آینده اگر شما نفری و شما وکلاً وعلماً بهمین طور دولت و ملت خود صادق بودید و زنده ماندید که از خدا طول عمر شما را با سلامیت و صداقت خواستاریم و درین مجلس شامل شده نا معلوم است که نکر های شما در ان فرصت روشن تر و بحث های شما قومی تر خواهد بود زیرا که قبل ازین اثری از شما زسیاسیات و اقتصادیات مملکت ملت و حکومت خویش چنانچه شاید و باید واقف نبودید و هم حکومت های سبق برای تان تأسیس اینچنین یک مجالس مذاکرات را نکرده بود حتی شما را یک تحسین و آفرین نیز نداده بود بنا بر ها دگار این مسئله که شمانیست یاد بگیران اولاد درین جرگه حاضره شامل شده اید و حقانه دران اظهار رأی نموده اید یکیک فرمانی یکیک نشانی بطور یادگار لویه جرگه ۱۳۰۳ برای هر کدام تان میدهم اگر خدا بخواهد و سر از نو اساس ترقیات عالم اسلام در افغانسان شروع شود ملت و لاد های شما باین فرمان و نشان فخر خواهند کرد که در اول جرگه افغانستان و اساس ترقیات جدید عالم اسلام را شامل بوده و این شرف نامه را برای مغفرت یاد داشته است و بهتر انه آنکه شما بگویند خود من میگویم که من مسیر بقدر طاقت خود درین جرگه برای روشن کردن افکار شما خدمت کرده ام لهذا درین نشانهای که فردا برای پاس صداقت و شینی شما نصب خواهم کرد خودم نیز یک نشان حق دارم ! لویه جرگه علیحضرتا ! محض لغرض امتیاز نظر بدین زحمت و عرق ریزی و مرجمه و شفقت همایونی که از ابتدا الی الآن همراه مشت عاجزان مبذول فرموده اید جداراً در دمد مایا این نشان عاجزانه ما را که مظهر حیاسا ما و موجب خوشنودی عموم است بممانتخب یه مبارک خود منصوب فرمائید. --- page 126 --- شماره (۱۲۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۵ جوزا و امان بود نامم از زبان عبدالمجید م "امان الله" نهاده شد. و پست دیگر لقبی را که خداوند از مرحمت خود به من مهربانی فرموده: "غازی" است. در اول سلطنت من نیز بقبول نمودن شمس الملة والدین و سیف الملة والدین تکلیف شدم. گفته که قبول کرده نمیتوانم خدمات شما صادقانه عرض میکنم که امان الله استم بگذارید خادم اسلام باشم و خیلی آرزو دارم که تا اسمم خود نامند خادمم یاد شوم! و در خاکت الله الله گفت بپروم نامم بلقب غازی ی را که خدا بمن عطا و ارزا فرموده است، کفایت میکند. اگر شما میگویید که اعلیحضرت امیر مرحوم اینهمه جید جید القاب را قبول کرده بودند عرض میکنم: البته آنها او را لازم دیده باشند تا در آن یک خدمتی نکرده ام که تقدیر کرده شود و با سزاوار این نام باشم، باز اگر خدمتی کرده باشم بمقابل آن امروز این همه القاب متراکم از سرگوشت و کنار گوشم میرسد کفایت میکند اینک مکلفم این بار گرانرا ببردوش از بد. جوهر مرد بتقلید نگردد حاصل : مخترع شو که در گراب تو تقلید کنند من نمیخواهم که در هر کار تقلید کنم ! فقط در سلامیت تقلید میکنم و بس! بهمین قدر که گفتید کافی است انچه در باب امیرالمؤمنین غازی امان الله بول و فرمودید! خوب میدانم که در افغانی طول و اک کل اختیار را میگویند هر وقت که زبان افغانی همه نقاط مملکت افغانستان و در بین مامورین ما رواج یافت البته خودم نیز بقبول کردن آن حاضرم! امیرالمؤمنین :- آیا خلفای راشده (رض) امیر گفته نمیشدند؟ میشدند ! آیا انحضرت نیز سرمایه احدی بودند؟ نی ! خاندان با همین لقب امیر یاد شده اند، حالا شما مختارید که این خادم اسلام را بپز میگوئید یا امیرالمجاهدین یا امیر غازی یا خادم اسلام میخوانید هر چه گوئید خوب است هیچ پروا ندارم سراینهمه از محبت شماست، لکن خودم خود را نسبت بشما خوب میشناسم. بحال من اگر مرا امیر امان الله بگوئید خوبتر تا زمانیکه یک خدمت شایان تقدیر و قابل تحسین برای شما ملت و عالم اسلام اجرا کردم ندارم یا غمی دارم که عقبی ایست و انشعبه : چوبان خدمت جوئیله زمین بس کو سمان فقط وقار در غیر تم در آبادی و بهبودی شما است این در سمن ستیت... قیافه ها و شاه و عمامه شما را ملامت میکنم و قبولی کره نمیتوانم چرا در نیمت شما را طلا است و بعضی غاصب بی اساس هم دارد فقط برای پاسوخ طر و خوشنودی تان این تفنگ را قبول میکنم و با شما عهد میکنم که در امان محاربه اگر سرم برود، در پهلو این تفنگ خواهد بود تا اولا سر خود را در راه خدمات شما ملت ندیم این تفنگ را بدشمنان نخواهم داد. باقی چیز های شما را هم منظور نمیکردم لکن بپاس دلایلی که عرض کردم قبول نموده نمیتوانم الی کلام خود را بمدعای ترقی و تعالی عالم اسلام خصوصاً افغانستان نموده میگویم. (الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر ولله الحمد) (لوحه جرگه) بعد از فراغ لویه جرگه را عرض قبولیت نثار کردن عجز و انکسار اظهار داشته تماماً بیک زبان بحضور اعلیحضرت معظم غازی شان عرض نمودند که بپاس این خدمات و جانفشانیهای شما اگر ما قطرات خون خود را برکاب تان نثار کنیم مبنود جسمی و ثروت و دنیا و مالهای آنرا نذر بداریم --- page 127 --- شماره (١٢٩) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ٢٩ جوزا رئیس صاحب شورای آلبعض بغرض تصفیه کلام و تسکین خاطر داعی و رغبت این مبحث را بدین الفاظ خا تمه داد و گفت . . . علیحضرتا با انچو نکه در همایون سانحت بحضوره شما توثیق عهد کردیم که امرا و لی الامر خود را اطاعت میکنیم: - در باب هدایات فوق که نمره خدمات داخلیها ر شوق و محبّت ملت بذات علیحضرت بوده انها را بحضور مبارک اولی الامر خود تقدیم کردم انرا بقبول کردند زهی عزت و شرف آنچه را بهر مصدری که باشد قبول نفرمودند ما در این باب بهیچ اصرار و گفتار دیگری نکرده بآنچه امیر ما میگوید به من گفته میشنو نمودن آنرا قرین صواب ندیده آه میکنیم! علیحضرت عزیزان من ازین حسیات شما خیلی ممنون و مشکورم لکن چنیاننچه معروضداشتم بروقت که استخقاق پیدا کردید خودم میگویم که خزاوا ر فلان نشانید :- مهر با بنج گروه عطا کنیم رئیس صاحب شورای یالحضر تا! اگر مسئله در استحقاق باشد علاوه بر مستحق بودن ذات ملوکانه مراین بسیار شخصیات این جمعیت عالیه لویه جرگه را الفت در حقوق و مراتب و عزت بر ما دارید که باشمردن زبانی آن قاصریم! لویه جرگه نیز همین معانی معروضه رئیس صاحب عمومی شورای دولت را با لفاظ دیگر و بعبارات رنگین تر بعرض رساند علیحضرت عزیزانم اینیه گفتم اگرچه خلاف ادب و خلاف التعلیم است تجویز عرض میکنم که علاوه برین نمیخواهم دیگی مرا تکلیف دهید و یا چیزی بگویم من از روی بیهودی و ترقیات که برای این خادم تان نشان حق دارم ، در موقت همین حسیات خود و کلمات اخلاص مندانه شما برائے نشان است بلکه بالاتر از ان است زیاده تکلیفی ندهید ! باقی همه اشیا را امروز رسماً و داع کنیم و از خدا می خودام بدعا ارم که در اینده ا کنندہ افکار عموم افغانی او عالم اسلام باشید و از افکار غالی شما عموم عالم اسلا علی الخصوص افغانها ترقیات فوق العا را که دران رضا و خوشنودی حضرت اکبی بدست بیاورد غیر خوشنودی حضہ الهی دیگر چیزی نمیخواهم، شما را بخدا میسپو تا بخیر و عافیت بجانهای خود بروید ! شما را هم بخدا سپردیم، دشمانه لویه جرگه در هر دو جهان خوار و مقهود برب العباد !(غلفله دعاکوئیها) (برای خاتمه این روز تقریکی و داع رسمی اگر چه تحریراً و تقریر ان بیانات و مقالات مدحیه قبلاً از طرف لویه جرگانم آماده شده بود اما بواسطه عدم وجود وقت موقع نیافتند که از اول مجلس امروزه تا اخره بینید و گوش حقایق نیوش شهریار دیندار را میرسانه تا اینکه ساعت مجلس بحدوداً همایونی بکلمات فارقه --- page 128 --- شرح اشتراک حقیقت کابل قیمت سالانه ششماهه سه ماهه داخل کابل ۹ ۵ ۳ ممالک محروسه ۱۱ ۷ ۴ ممالک خارجه ۱۵ ۸ ۵ در روسیه سفارتاً ۲۰ ۱۱ ۶ محصول پوسته در ذمه مشترک است: زرسا ولت محلی و مطالب منفعت برای نامه نگاران مجانا تبادل با اخبار عالم اسلامی شرقی قیمت شماره عادی ان در کابل سینار قواعد و ضوابط این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل هروز بعد از شنبه ود. بدیگر مقامات از طریق خطاً ارسال میگردد امور تحریریه به نگارنده حقیقت ارسال مقالات اسطحاً با واراً بامده جریده در اندراج و اصلاح و عدم اختیار شش دارد اشتراک بتوسط عرایض ولایتی سنتور نقدی از هر جا قبلاً در یافت میشود (نگارنده) برهان الدین کشکی حقیقت جلد (۱) کابل چهار شنبه ۲۷ جوزای ۱۳۰ اسطانیه ذیقعده ۱۳۳۴ ق شماره- (۱۳) ان تنصروا الله ینصركم ويثبت اقدامكم اجمال وقایع در باره کافها خائین علاقه منگل افغانی در سمت جنوبی نطق عالی شهریار غازی مدتی که خدا میرفان میکند : مند شاید ان کو بخدمت با در اشاعه سابقه خود کوائف در بار مجازات و نطق غرای ایرادیه ذات اقدس ملوکانه را مرقوم داشته این مزده را بگوش قارعین با تمکین خود رسانیده بودیم که اجساد مناعت بنیاد ملاپي لنگ رفقا ی دنگ واز اثر گلوله ها آتشین همسر و مهنگ شراره های نارشده خاک عم بر فرق امید و تمنا چندین هزار --- page 129 --- (۲) شماره (۱۳) جلد اوّل جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۷ جوزا از باب مکائد و حیل ریخته گردیده اکنون بنا بر وعدۀ دران نومره بخویش باقارئین جود نموده بودیم که- لله الحمد که موفق هستیم صورت حالات و موقع واقعات دربارۀ مکافات را با یک موضوع خردسنجانۀ طبعی خویش عرضۀ انظار اولوالابصار نماییم :- روز چهار شنبه (۲۰) جوزا برای صاحب منصبان لشکری و ارباب مراتب سائر فدنگانران و سر فروشانیکه در عین بروز غائله سمت جنوبی وداً شجاعت و فعالیت و شهامت و افغانیت در تائید علم و عرفان داده بودند نسبت با تفاق درباره مکافات سرای احسان تکت های خبری که همراه هر کدام آنها یک یک نقشه خوش اسلوب مرغوبی که محل نشیمن و اقعه موقع مدعوین دران داده شده بود در رسیده بود - بدین تقریب اهالی شهر شهیر کابل و اطراف نواحی آن از انعقاد آن دربار شوکت مدار آگاهی پرحدوش بورود روز شنبه ۲۳ جوزا هم دوش انتظار گردیده بودند، درین روز محدث اندرون سلامخانه و طرف و نواحی آن به نهایت صفائی و مجلی بپیرقهای ملون و تزئینات از حد زیاده حسن یک صورت انتظام بسیار خوب گرفته دیده را از دور با خود متوجه میساخت پایے شہر غیور کابل و اطراف آن از حد که قواپلے تا پیش منار یاد گار استقلال افغان که بالواجهه وزارت حربیه است و از نزدیک میدان طیاره تا خود سلامخانه بازدحام عجیبے الفاظ ہاے حسنے نکات ظریفانه ها بدعایے بقاے عمرو حشمت افغان می کشادند حل قیام حضور شاهانه کمر با نیها راه خودت کسانیکه مکافات نایل میشوند و بسوی جاهای شان راه عبور جنده داران که جریده را تا محاذ یکیک راهنمای آن محلها بها دفتر مجلس التوافق [Margin text] کوه اسمایی با جمیع سرکها و اطراف شہر غیور با اهالی اطراف نواحی کہ تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف در یک طرف حضور والا یابد میشد سرای ریاست میآمدند نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف نواحی که تماشای دربار میآمدند غیور با اهالی اطراف ن --- page 130 --- (۳) ۲ جوزا شماره (۱۳۰) جلد اول جریده حقیقته کابل چهارشنبه ۲۷ جوزا انکه مکنونش از شجاعت عسکر غیور و خذلان بدبختی از قت که بستون صحیفه رسم گردیده است البته بخوبی طایفه جهالت بنیان سمت جنوبی حکایه میارند نقل دریافت خواهند نمود . حصه اندرونی سلامخانه از پارچه های عمده هرچند که هنگام دربار شوکت مدار حوالی الوان پرنیان شکیل وقوسهای قزح سماوی را نمودار وتجویز کنهای موصوحه ساعت ٩ بود اما پیش از گلهای صفا پیرای مطبوعش بر عالم عالم عقر بهای ساعت چون چشم بخمار دلدار بر گلستان میخندید و عطر باست فرحت آثارش پایه زاویه ساعت چشمهای منتظرین نیز مرید بر آب از چشمه سارین هزار بوستان نسرین و سنبل تاب نظار نیاورده مردم جوق جوق در حالیکه اول گل را آب و خاطر سنبل را در پریشانی و صفار لباس رسمی خود را بر داشته سمند شوق شان در انداخته بود؛ تخت عالی بخت سلطنتی از شوق جولان در آمده با پای ل شوق گستر بطرف مقدوم امیر مظفر غازی چون چهره لاله شگفته سلامخانه فرحت ختامه روان گردیدند وقتیکه لباس سرخ رنگی را در بر و نشان شوکت و مدعوین قریب سلامخانه میرسیدند از چندت جلالت زرین را این پرده شفق آیه بر سر کشیده اداریه شاهانسی شخاص منتخبه بر پذیرائی هریک و بیدریغ در آن نشان شوکت توامان جلوه بخش و این مدعوین کسب مفخرت ورزیده پس از در اندزه آیه کریمه (وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ تعظیم و کورنش اوضاعهای محبت نگار از بِيَدِكَ الْخَيْرُ) سمند شوکت را رامکام سلطان مقرر نقشه که بدست مهمانان عزیز میبود جوان افغان بآسمان میفرمان امیر امان الله خان آنها را بر جای نشیمن شان نشانگر و اندیده نشان میداد نسیم دلاویز بود با امواج این بخت ذوات محترمیه نائل بد نشان مکافات عده و فیض و سعادت گلهایهای خوشرنگ اکثریه بطرف راست تخت و باقی شخاصه یک خط مستقیم طولانی قیام اندوز احترام و معتبرین بجانب چپ بر اصناف جوگهایکه و دگر از طرف راست آن بمجر گرفتن مکافات زان حرمت و احترام شده بودند ؛ میدان و همه جانب آن از سیاهی بازگشت ضخام مکافات سلامخانه از نفری عسکری حجاج و جلوه گردیده شده بخصیص و تعیین گردیده بود کرسی با شوکت بود مردم در ضمن انتظار درود شوکت مورود پرائش بشوق صفت و هفت خطاره بطرف رار شاهانه بر تزیین و تجملات سلامخانه نظرهای جب سلامخانه بهیئت طولانی یکی بعد دیگری دقت را داشتند تا اینکه عقر بهای ساعت لم داده و چیده شده دیده انتظار را براه مقدرات ساعت ده را نشان داده ومناره ساعت سکان پذیر خویش گماشته بود ؟ زنگ مسرت را نواخت ، نوبت دیدار حضت نه تنها بطن سلامخانه با انچنان وسعت آثار پادشاه با عز و وقار در رسیده است داعیه مقدم و فراخی که دارد برای مدعوین مکتفی نیدا شتیم و حرت ختامه بطرع تشریف آوری ذات شاہانه شد بلکه در برانده های آن نیز جایهای معظم به ترنمات دلاویز و آواز های زیر و بم مهران با سر حصه اندرونی آن برای مدعوین محترما خبر در داده بیرق سرخ پادشاهی جلوه اندا نیت مقدر گردیده بود بغله همین ترتیبات مجلس قبه سلامخانه شد در و دیوار رنگ گلشن ر --- page 131 --- شماره (۱۲) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۳ جوزا شها از دید و سرت ما بیاد شما هم روشن گردیده الان جوزاهم خرمی اندوز لمحات نوروضیا شده با منیت گرم خویش دلها را یک عمره شوق وسفله فرحت ساخت شکر شاها و صد مرابع جوان بختیست بکمال شوکتی جلال روا امد و ز زحمت وارائیس شفاخانه گردیدندا پس از انجاء کدریکه بپیلوی هاکر صبح از قومانده دلار شفاخانه صاحب حضوری منظور من تعلیما تشکیل سروستان نباتا لی رانموده بجلس ماحرا حضرت پادشاهی از جابر خاستند در انکیز خورشید بخت و جلال آسمان امارت افق بخوت علی همت استضما شاهانه حاضرا با شعشه جمال اجساما با عرس منور ساختند گوشها را نیز با کا اور رایس هم نوایشی لذت بخش نام و یا د کر داندندا کہ صورت کلام پادشاه کارنه نشان کماکان نطق ابتدا بینو اخواهم اولا از خداوند تا کد تندرستی همه شما را میخواهم : الحمد لله که شما را بصحت و کامیاب می بینم بفرمائید. بعد انگه زمان بابتداء ذات شاہانه در آن رایکی مسنده ستا قانه مرحله پیر آیا شان یافته موقع نموده پس از مکت چند فقره ذات شانه فرمودند : ] بدربار خالق بازار خوشیه عرض شکر یکنم که امروز بر مقاصد حقه خود موفق آمده مک در بار مکافات را برامی کسانی که در این مقام قلم وجمل خدمت کرده اند منعقد مرده ایم از لطف و احسان پرور که خداوند پا را دارد و نیز عظمت جبروت خداوندر البنت امروز کامیاب هستم : باید بسیار شکر گذاری کنیم و پیرا ئیش عظمت و قدرت خدا وندی هم مشکل بنود که ما امروز کامیاب می بودیم لکن این همه از مراحم ایزد متعال است که ما از اول تا آخر فاتحا نه و کامیابانه کار نموده در تمام امور خسب خواهش حقہ خویش موفق آمده ایم . و خوب میدانیم که خدا وند با ما مدت چرا که آراز و مقصد یکه بدل دارم فقط ترقی و تعالی عالم اسلامی و مخصوصا کسانی که خود را فدای دین مبین میدالد با م کر دی اند میباشند بهرما ہے هیمه و با آرامی این وطن مقدر خود حیات زندگانی علیش عشیرت خود را بدر و و گفته ها آسائیش شالممت عزیز خود کوشش مستمر داریم این کامیابی و مظفریت ما فقط از لطف عظمت خدا وند است. گاهی یا میگوییم که پروز باری دی خود این مساله را ایجاب آرزو داشتم که تمام خدمات کسان را که در این مقام قلم وجیل نموده اند بگا یک شمر نمایان میکردم . چون در این صورت خدا ہر جماعت خوب فهمیده نمیشود ہر جماعتی که نشان خود را گرفتند کسان تشان بیان کرده خواهد شد ترتیاتیکه امروز کرده شده است. اندوی خدماتی که در آینده امر د زمکا با ان نائل مشوید . میباشد . و عقه مسایں و فاداری باید که من در حصه رئیس آن را بوده است در این مجلس چیز یکه شده است بگو یا حق را بحق داده رسانده که از بعضی افراطی که در جز معلومات دا کنه از پس هیتند مثل محمد گل خان و محمود و محمد عرفان که زیر یسر مناطق میباشنده --- page 132 --- جوزا شماره (۱۳) جلد اوّل جریده حقیقت کابل شنبه ۱۳ جوزا فیصله شان بایشان خواهند گرفت و با تخذ خواهند شد. خدمات حد بے فراموش شده است. اگرچه میخواستم که لفظ مجازات را نگوید زیرا امروز روز مکافات ست اما جنایات یتعدا باقی نفری که نبت بحکومت خود مخالفت و غدریت نموده اند اینکه مکافات آنرا برای شان داده اجمالی خدمات شان بیان میکنم:- سپس از اینرا و لعلے فوق تا تمامی حضور ملوکانه علی الترتیب قده است دو بالا اقتدار که اعطای مکافات بر آنها مستدار حصہ است از آنها چنانچه کرشنا گفته آورد و بحضور پادشاهی استاده نکرده عرض شفقت و ابراز مرحمت و فعالیت آنها را تذکار وذات شاهانه برسران ظهار عاطفت و مرحمت کرده بصله محملت و مکافات جدیت و غیرت او شرش را قرارآتی بصوق میرسانید تاسپسی از اخدمکانه و اظهار بیانات که حماقت از دو اله شیرین و کلمات غیرت ضمین و آورده پیے نثاری ساختن جانہای خویش بر راه دین مبین سید المرسلین وملت و مملکت و پادشاه واولی الامر خویش و وطن عزیز آمامین میبود از مرورگاه حصہ حضور انیوا واپس بہ جاہے خود بر کرسی تختر و اخلاں ا وافزین شکر دیدند ) (۱) نشان عزّت حکومت شما از کته تان اظهار رضامندی میکند. زیرا که درین مقابلہ علم و عمل فعالیت و جدیت خوبی نموده اید. شما را یک رعایای وفادار خود میداتم چیزی را که آرزو داشته باشید آنرا شما کام حسن کردید و دانستید روز روز خدمت باشکو خود خدمت و معاونت کردید. لهذا اعتبار حکومت د نظر عزت می نامید و برای شما نشان عزت داده میشود. برای روسا طفر بان خود نشان تقدیم میکنم باقی تمامی دیگر روایت کارمرد و ندای نشان میتر مد برای کسانیکه رتبہ نشان شده و یا ماموریت و یا معاش و یا بخشن منظور گشته علحده ورق مرحه بنامها دادای. اسمای حضر تیکه به نشان عزت نائل شدند دالہ خیل کی جان پر داکر مدرسہ الہجان سید خلیمان مانتین حسین جان بیسودی میرد محمد حسن نایل ارباب محمد یوسف جا بھی ارباب عبد الله جان یسودی امیر محمد خان ٫٫ نوروز علی خان ٫٫ ارباب عبد الطر فار عبدالرحمان جان عمر زائی عبد القیومحان ٫٫ نور محمد خان زو رائی محمد اسمعیل خان ٫٫ میرسید محمد اکرم خان جیل سرابی محمدالم تابع اسی میرزا غلام جوال حیل سراہی میرزا محمد اکرم خانه کونه صو به سنگ ملائم شیر محمد بولی احمد علیخان صو بنجوتہ غراب علی جان بیسودی احمد علیخان کمین نشین سید حسن خان بیسودی ارباب خراس علیخان ٫٫ شیر محمد خان بیسودی گل محمد خان ٫٫ یار علیخان ٫٫ حاجی اور خان ٫٫ گل محمد جان ناہ دختری عبد الرحمن خان زو رگمی عبادالله خان ٫٫ عبد الحرم جان محیری پیر محمد خان بہا السرابی --- page 133 --- شماره (۱۳۱) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۳ جدی محمد عثمان گل بہاری محمد اسلم خان بامیانی فیض احمد خان // عبدالرؤف خان // عبدالستار خان // محمد نسیم خان // میر باباحانجان چاریکار محمد طاہر خان خوجه خضری گدای محمد خان چاریکاری غلام عثمان خان خواجه چنری خواجہ نجم الدین چاریکاری محمد رفیق خان // غلام حیدر خان // محمد حسن خان // ملک نعیم خان باغ علم غلام حضرت خان بباغی محمد ابراہیم خان // ملک محمد خان // شاہ نواز خان شکردرہ محمد کریم خان // خواجہ حیدر خان جبل السراجی میر زاتاج محمد خان جبل السراجی نجم الدین خان چاریکاری سید محمد خان بامیانی محمد صدیق خان کابل محمد علی خان مخبزی دوست محمد خان بنشیری (۲) نشان خدمت از خدماتیکه شما نفرے نموده ایداظہار ممنونیت مینمایم و از ہمہ شما خوشی میکنم خداوند و رسول الله از شما خوش باشد در بدل فدا کاری که شما کردید دعا میکنم که در دین و دنیا نیک نام و باعزت باشید و در آخرت خدا دستگیری شما کند فقط بسبب یادگار خدمت شما برای تان نشان خدمت حکومت میدہند و اینک سه چهار نشان را خود مبینه های تان نصب میکنم و ما بقی شما را چون بسیارید و از خدا زیادہ برین شما را خواستاریم این ذوات محترمہ (اشارہ بطرف وزرأ ) نشان میزنند برای کسانیکه ماموریت و یا رتبه یا معاش و یا بخشش از طرف حکومت معین شده است و زارت حربیّه باسما دانسته کرده احرا میکند از خداوند میخواهم که در آینده ہر کدام شما را یک خدمتگار صادق مملکت و حکومت تان بگرداند و همیشه در مقابل دشمنان داخلی و خارجی کامیاب و مظفر باشید. اسمای حضراتیکه بنشان خدمت سرافراز شدند علی محمد خان عارفی وزارت معارف محمد حسین خان رئیس تالیفات وزارت معارف امان الله خان حاکم اعلی سمت جنوبی عطا محمد خان حاکم جرود محمّد عثمان خان عبد میر جانان عبد الرشید جان مریان عبد القادر خان غند مشر محمد کریم خان کند کمشر یار محمد وزیر اعظم شاخان کند مشر محمد طاهر کند مشر کند کمشر لو محیا برکان فرقه اول محمد یوسف خان کند کشر مدیر فرقه سوم عبدالرحمن خان کند کشر شاہی اوّل سلطان حمید خان کند کشر پیاده میرزا غلام نبی خان مدیر لوازم سحر کابی عبدالغفار مدیر امین الله خان مدیر مامورین میر غلام حیدر خان مدیر طبيه محمد ابراهیم خان مدیر لوازم قول اردو علی محمد خان مدیر لوازم فرقہ اوّل عصمت اللہ مدیر لوازم فرقہ دوّم احمد شاہ خان رئیس تالیفات عرفانی عبد الاحد خان مدیر تحریرات معارف محمد اکبرخان مدیر دار المعلمين محمد علی مدیر سانه تنظیمات عبدالحکیم خان مفتش و زارت صحه محمد زمان مدیر مدرسه حبیبیه محمد اسمعیل خان سرکانو محمد زمان خان مدیر مکتب نظریہ علی میرزا عبدالکریم خان مامور محاسبه معارف عبداللہ خان تولمشر عبد الرشیدخان تولمشر محمد اعظم خان تو لمشر سید احمد خان تو لمشر احمد جان تو لمشر حمزه علیخان تولمشر سید منصور خان تو لمشتر میرزا رحم دادخان مامور محرر اس قواماندانی خوست میرزا فضل احمد جان سر کاتب لوازم سحر کا ہے میرزا محمد قاسم خان کاتب تحریرات سرکانی --- page 134 --- ۳ جوزا (۱۲) جلد اول جریده شریفه کابل دو شعبه اول سرطا میرزاامان الدینخان ناظر محاسب وزارت حربیه میرزا غلام رووف خان سرکاتب دائره امورین قاضی عبدالرحمن خان مرافعه کابل محمد رسول خان وکیل محکمه قندهار مولوی منصور خان مهاجر سید اولیا خان ملا سید امیر خان جارچگاری میرسید آغاخان میرزا عبد الجلیل خان میرزا محمد شریف عبد الرحیم خان میر حاجی عبد الرزاق ناظر حرم سکنای جلالاباد فرزند مولوی حبیب الرحمن صاحب فرزند مولوی منصور خان میر محمد خان کابلی محمد فضل خان مامور تلفون خواجه محمد نظیر خان میرزا غلام نبی خان میرزا محمد قاسم خان میرزا فضل احمد میرزا جانجان تحویلدار لوازم میرزا محمد حسین خان ضابط عبد الاحد خان توکیه میر عبد العزیز خان تو کحیه محمد اسمعیل خان معلم مکتب محمد سرور خان معلم مکتب میر عبد الله خان مکتبیه میر خواجه محمد امین خان معلم مکتب تمور سازی محمد یوسف خان معلم مکتب مدیر محمد نبی خان دارالمعلمین عبد الغفور خان ناظر چاریکار عبد الغفور خان حاکم غوربند عبد القادر خان ملا عبد الجلیل خان قاضی مرافعه شبرغانی محمد افضل خان جان سمت شمالی محمد یونس خان خورسندی عبد الغفور خان کابلی میرزا غلام بهاو الدین خان سرخ پارسا سید اقاخان علاقه دار غلام نبی خان سرابی سردار خان میرزا عبدالحکیم خان سرکاتب تحریرات احمد علیخان بامیان عبد الرحیم خان علاقه دار سالنگ آغا محمد خان علاقه دار تلو و باغ عبد الکبیر خان سعود معلم مکتب قضاء عبد البصیر خان و محمد روشن خان به یکه میرزا محمد خان تاجر محمد رفیق خان عبد المجید خان محمد ابو الجان میرزا دوست محمد خان میرزا سرورخان علیجان بر صیانه احمد شاه ناصر علاقه استالف ابوال در محمد حسن خان ضابط عطاء القادر خان مکتب دارائی محمد ابراهیم خان مهمندزائی محمد اعظم خان مهمندزائی عبد الله خان کلکانی غلام محی الدینخان چر احمد شاه خان حصه ت محمد صدیق خان کلکانی محمد سرور خان حاکم سالنگ نواز قلعه عبد الله خان خطیب خوست ملا عبد الحق خان مفتی خوست صاحبزاده محمد صدیق خان خوستی سید گل اغا کنوازی ملا خان محمد خان لوگری جاندا خان احمد داد اجان محمد جان کنوازی ملک لعلخان کنوا میرزا رحمت الله خان مامور انبارگون ملک جان جد رانی خواجه مظفر الدینخان لوگری فتح محمد خان علی زائی عبد الرشید خان قندهاری آقا محمد خان و محمد عمر خان ارگونی عبد المجید خان علاقه دارالمره ملک نظر محمد خان ارگونی ملک حسین خان ملک پیر محمد خوستی امین خان وکیل حصه مک تی میر مدن حصارک تی سید محمد میر خوستی سید کمال شنوائی تاج محمد خان جبار خیل لغمانی سید عبد الحمید پادشاه لغمانی محمد افضل خان لغمانی میرزا محمد حسین خان سرکاتب حکومت اعلی علی گوهر خان قندهاری عنایت الله خان بابر خیل عبد القدوس خان با بر خیل عبد الرزاق خان مهمندزائی ملا مرحومان حاکم حاجی عبد الخالق خان محمد زائی میر حسام الدینخان حاکم سالمه کوهستان قر با نعلی خان و خولاداد خان و گل محمد خان و عبد الاحد خان و محمد حسن خان و محمد شیر خان ملنونی تاسنگه بجب سنگه جکن هرچندار بید دادک سنگه پس سنگه وسوا سنگد بهسلی غلام محی الدینخان مالک حصه ستانند مگای محمد الدینخان ملک حمد جعفر خان خواجه محمد افضل خان سید محمد خان مدیر طبعه میرزا محمد عمر خان سرکاتب ضبط احوالات سید منور شاه خان تعلیمین علیجان دروازی محمد جان --- page 135 --- شماره (۱۳۲) جلد اول جریده حقیقته کابل دوشنبه اول سرطاما حاجی غلام قادر خان خواجه امیر محمد خان ملک عبدالرشید خان ملک آخند محمد خان ملک محمد عمرخان محمد سرور خان غلام جیلانی زغاره به شجاع خان شجاع خان کیان ملک عبدالسلام خاد گل محمدخان و عبدالقادر خان و محمد اسلم خان ملک غلام حانخان حفظ الله خان سید احمد خان شیرجانخان ملک محمود خان ملک لشکر خان ملک محمد افغان و ملک محمد جان غلام حسین خان سید غلام جان لوگری عبدالرشید خان عبدالحکیم خان میرزا رحمت الله خان ملک محمد حسین خان قره باغ ملک محمد علم خان چقته ملک غلام محی الدینخان برات علیخان و اغوری نجات علیخان واغوری علی رضا خان تنگی محمد حسین خان کوچی قره باغ کاظم علیخان سیاه حسین خان ... ولی محمد خان جاده ارباب سلطان علی خان کلنگر میرزا فیض محمد میرزا محمد محسن خان سید عبدالحسین خان قیاق محمد علیخان تنگی محمد حسین خان جاغوری قره باغ محمد ابراهیم خان ملک شیر داد خان اندری محمد رضا خان اندری مهرعلی قول بندری اعضایجه عبدالقیوم خان سلیمان زائی خواجه میر گل خان آقا حسن رحمت الله خان قلعه کلانتر سید الدینخان لاغری میرزا عبدالحمید خان قلعه بوی عبدالرحمنخان کلانتر میرزا عبدالقیوم خان سید کاظم خان مجے ملک نوروز خان رباط حاجی غلام محمد خان مقری باز محمد خان علی خیل عبدالقادر خان مقری سید عبدالکریم بدخشانی سید اشرف خان چقمی سید میر گل خان حصارک حیدرخان کلنگار قطب الدینخان نورستانی عبدالاحد خان نور خواجه پیر محمد خان نصرالله خان علاقه دار سابقه مقام ریاست پیلیه سید حسین خان ساکن کردز میرزا بلال الدینخان ملک جمعه خان عبدالاحد خان پسر محمد عثمانخان ملاب شاه غلام خان مان صاحب خواجه انگورک (۳) نشان غیر ای نفری از بیت وغیر تیکه شما درین مقابله عدو جهل نموده اید اظہار رضامندی از همه شمامیکرد از خداوند خواسته ام که بر دین و دنیا با غرت و در هر میدان کامیاب باشید و همیشه به پیش حکومت و کسیکه ریاست حکومت تانرا مینماید سر فراز و نیکنام باشید بنا بر خدمات صادقانه و غیر تمندانه شیان حکومت بتماشان غیرت میدهد و اشخاصیکه در اثنای محاربه زیاده ترفد ا کار می کرده اند و یا در جمع اوری نفری بشیر کوشش نموده اند و یا احساسات عمومی را خوب ساخته اند علاوه بر نشان بخش و یا تنخواه نیز از طرف حکومت داده میشود امانشان شما را درین مجلس تقدیم میداد و دگر جزیا سے شما را وزارت حربی خواهد برای کسانیکه علاوه بر نشان تنخواه مقرر شود تا زمانیکه زنده باشند بموجب قانون آن پرسین --- page 136 --- شماره (۱۳) جلد اوّل جریدهٔ حقيقت کابل دوشنبه اول سرطان صورت موقوف نخواهد شد باقی همه شما را اولاد نامی با غیرت و با وفای خود میدانم و همیشه از خداوند غیرت و عزت تانرا برای مملکت و حکومت تان خواستارم. اسمای حضراتیکه بشانتاعیه فائز شده اند محمد سرور خان محرر پیشتر سابقه بهرام خان پیاده میر احمد خان عبد الغیاث خان مامور شعبه استخبارات محمد شریف خان موتر ران محمد کاظم خان معاون // // // محمد اسحق خان حاکم چگنی سید محمد خان لغمانی محمد انور خان لغمانی مميزز اخلاص محی الدین خان جلال الدین خان وردگی ملک کریم خان وردگی محمد کریم خان بارکزائی میرزا محمد آصف خان ناظر تحریرات میرزا عطا محمد خان نویسنده ریاست حسن خان وکیل احمد زائی دیوان گوپال خزانه دار میرزا محمد علم خان سر کاتب تلفون محی الدینخان در دک وکیل علاقه دار چرخ عبدالرحمن خان باشی پادشاه صاحب مشکوخیل ملاقیاس الدینخان مشکوخیل امیر سبحان سفید سنگی قاضی سابقه عبد الاحد خان پرکی برک ملک میرعباد الدین خان پادخواب تاج گل خان پرکی را جان محمد موسی خان هندو خیل غلام اکبرخان صاحب زاده عیسی خان مغل خیل نورالدینمما وردکی میر عالم خان پر وت میرزا غلام محی الدینخان سر کاتب میرزا امام الدین سرکاتب میرزا محمد منصورخان سرکاتب میرزا احمد جان خان سرکاتب محمد ابراهیم خان خزانه دار میرزا رحمت الله خان کاتب خزانه مؤمن خان جهاندار باشی محمد جانخان نائب جهاندار باشی عبد العزیز پیش خدمت باز محمد خان پیش خدمت محمد ابراهیم خان پیش خدمت حضور قلندر خان پادخوابی مستخدم ملک شاه دوله خان پادخواب روفی محمد رفیق خان // // ملک میراغان خان پیوئی سیدازن ملک میرلالاخان پیونی حبیب الدین جلال الدینخان معلم مکتب معارف فدا محمد پرکی برک جلا دخان پرکی برک عبدالو با بظان ده دهمدان ملک خطیر خان علوزائی محمد خان علو زائی اواپس خان پرکی را جان ملک خدانور اکا خیل عبدالمجید خان باجوری محمد اعظم خان نائب الحکوم ایشان جلال الدینخان معلم ملا عبدالوهابخان معلّم اخته محمد خان معلم عبداللہ خان معلم مکتب حکام نوراحمد خان وعبدالوهاب خان و غلام غوث خان عبیدالله خان سید یعقوبخان میر احمد خان معلم مکتب حکام محمد دنجان سفیان غلام بنی خان تلفونی غلام حیدر خان موتر ران محمد اکبر خان پلنگ پوسته ران ملک غفار الله خان ولایتی زبر ولکظاہران سنگی محمد رفیق خان نیاز محمد خان جاجی دیوان حمزه لعل چگنی عتیق اللہ خان میدانی آغاء محمد خان فارسی محمد عمر خان نوغزائی رضا خان ہر کشدوزیری رمضان علیخان فارسی غلام حیدرخان فارسی محمد زمانخان فارسی پیر محمدخان ملک محمد طالبیان اوکیری برات خان سخباریہ قوماندانی کرویز محمود پی خان // // // محمد قاسم خان // // // شیر باد خان // // // ملک حیات خان وردگ ملک عبدالباسط خان // ملک سر بلند خان // پیر محمد خان ده باشی رکابی. --- page 137 --- (۴) شماره (۱۳) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شب ۳ سرطان خدا داد خان اندری عبد الغفار خان اندری عبد العزیز خان « محمد کریم خان « رحیم خان سر ملا زئی « محمد حسن طائفه ہزارہ محمد علی خان خواجه عمری علی عسکر خان وکیل جاغوری میرزا محمد اسحق خان ناحک سید لعل محمد خان شیر محمد خان موٹر مان عبد الحلیم خان تر کی خدای میر خان تره کی عاشق خان « غلام جیلانی خان « عبد الخالق خان الکوزائی صالح محمد خان اچکزئی جانگل خان « ملک سوانح خان قریه بائی ملک کمال الدینخان قریه ارزو عبدالحمید خان قریه سفنده محمد انور خان الکوزائی از مرغ خان پسر سرک خان هدرانی محمد علم خان فرملی محمد یوسف خان کلنگاری غلام حیدر خان کنکای سکندر خان « سید نوروز خان « محمد موسی خان « سید محسن خان « عبد الله خان چرخی عبدالرشید خان « شهسوار خان لوگری محمد ہاشم خان لوگری سید شاہ خان چرخی دیوان با گل خوستی شرف خان وزیری گل میر خان ہدرانی امیر خان مسعودی محمد سرور خان کوتوال پکتیا محمود بیز زمی شاقان وزیری ناصر خان ہدا احمد خان ہدرانی محمد اعظم خان لوگری شیر محمد خان طوری ولی محمد خان « لعل محمد خان احمد زائی جمعه خان احمد زائی اوم خان خروتی بختیار میر خان خروتی ملک فقیر خان « خان محمد خان گردیزی شیر محمد خان گردیزی محمد نبی خان « کلام خان خوستی دند خان وزیری ملک زند خان وزیري پتا خاند کشیر سلیمان کلمیر خان « « حضرت خان ہدرانی محراب الدین خان چهارد ہیں شیر بند خان منگل خان میر خان ہدرانی مہربان خان « احمد خان دولت زائی خواجه محمد خان وردک نشانہای غیر نظامی از خدمات و جانفشانیها ئیکه شما اولادا شکرگزار نموده ابد رضا مندی و خوشنودی میکنم فرمود ایم الحمد لله که شما را کامیاب می بینم اگرچه آرزو داشتم که سینهای تمام اولاد ای سرخر خود را نشان میزدم و هر کدام خیال داشتم که بآغوش خود بگیرم چون بسیار بودید و از خدا وند شما را بسیار تر میخواہم کہ از کم تجاوز در کار بود خواستیم که از ہر یہ قطعه چند چند نفر درین مجلس مکافات آمده امروزه قسم نشانہای خود را بگیرند اینک برای شان نشان داده میشود و برای دیگر برادران شما از طرف نظارت عسکر نشانها عطا داده خواهد شد اما نه طور گمان کنید که شما نسبت بدیگر برادران تا یک خدمت فوق العاده کرده اید که برای شما درین روزنشان داده میشود نی بلکه شما ہم مانند دیگر برادران عسکری خود خدمت حکومت و مملکت خود را نموده اید مطلب از خواستن شما از ان جمله فقط ہیمن قدر ہست کہ تعداد آن فرزندان عسکری من که در سمت جنوبی خدمت کرده اند تقریبا (۳۰) ہزار میرسد و گنجائش بها در اینجا ممکن نبود از همه اولاد ها خود اظہار ممنونیت و مسرورت کر د ہ برائشان از خدا وند آرزو --- page 138 --- (١١) شماره (١٣٣) جلداول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ٢ سرطان دارم که در مقابل دشمنان داخلی و خارجی کامیابی و مظفر باشند و در هیچ میدان در پیش دشمنان خود خجالت زده و شرمنده نشوند خداوند کند که پشت تا در موقع فرار بطرف دشمن نجو رو! از خداوند میخواهم که بنوک برچها و برق نیزه های خود چشم دشمنان وطن و ناموس عزت و شرف خودها را کور بگردانید. افسوس این فداکاری و جانبازی شما که بمقابل منگل بصرف رسید! حیف باین جد و جهد وسعی و کوشش شما که در برابر چند قوم جاهل سمت جنوبی ظاهر شد!!! خیر بیکلی سد راه ترقیات و مانع تعالیات مملکت و حکومت عزیز مان گردیده او را دشمن خود پنداشته جبرا پا به برای مقابله ایشان با و شما خاطر یم. از خدا وند میخواهم که شما را در مقابل دشمنان ناموس و شرف و وطن کامیاب و مظفر گرداند چنانچه پیشتر برای شما گفته ام باز میگویم که سرک برای شما بخدمت راضی باشتر وی را نگاہ میکنه بلکه حلیات شان بر ترفیع نیز نایل خواهند شد ! خیال نکنید که ترفیع سلاح اند از ان تاکید درجه عضوی است و اضافه از ان برای شان ترفیع نصیب اند در نمیشود نی! بلکه هر قدر لیاقت داشته باشد و اظهار خدمت و جدیّت و فعالیت خود را بنماید بهمان درجه برای او منصب داده میشود چنانچه بعض از ضابطان شما که در اینجا حاضراند از صاثر می بسلسله مراتب بقدر فعالیت و لیاقت خود بهمان تولیمشری بازگن مکشر و غند مشر حتی لو امشر و فرقه مشر و نائب سالار شده اند شتیها که با شما وعده کرده بودم البته که وزارت حربیہ آنرا برای شما ادا باشد اگر برای بعضی از شما نرسیده باشد فردا یا پس فردا برایش از وزارت حربیه خواهد رسید. اشخاصیکه از شما درین راه مجروح شده اند بر دو نوع هستید :- اول معیوب : دوم غیر معیوب . معیوب انست که مثلا دست و پای باشخص عايد شده باشد و برای پیش د گذاشت خود محتاج بمعاونت و امداد دیگری باشد و خودش بالذات بقدر یہ تحصیل وجه معاش گذاره خویش نباشد برای آنها ماهواره (پانزده روپیه) بطور مستمری الی مادام الحیات داده میشود تا از همان وجه اعاشه و زندگانی خود را بنمایند . غیر معیوب :- کسی است که کمی زخم خورده باشد و آن زخم موجب خرابی عضو کوبی او نشده و میتواند که وجه معاش خود در حاصل کند برای آنها وزارت حربیه نسبت بکد او از عسکر ی علاوه بر بکششر و انعام میدهد اشخاصیکه درین راه مقدس بشهادت رسیده اند بهمان طوریکه با شما وعده کرده بودم بچه ہا ئیکه از آنها مانده باشد خودم دوختها شانرا بخانه من اولاد خوانده مانند اولاد خود بپرورش میگیرم مخارج و مصارف سالانه آن اولاد شهدا تا که فی نفر سنجیدیم تقریبا در یک سال (١٣٠٠) روپیه میشود گویا کسیکه شهید شده هست اگر یک اولاد دوشته باشد در سال (١٣٠٠) روپیه بران بطرف حکومت بخرج میرسد که چیزی از ان برای طعام و لباس و مفروثات و محروقات دیگر. --- page 139 --- شماره (۱۳۳) جلد اوّل جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲ شوال ضروریات شان بصرف میرسد و باقی امّا نه بطور جیب خرج مکمل برای طفل مزبور داده میشود همچنین اگر دو و یا سه اولاد داشته باشد اضافه تر فائده مینمایند. بشرطی آنها فرزند میخوانم و تربیه میکنم که ولی و اختیار دار او رضا باشد در صورتیکه اولیای اطفال رضا مند نباشند جبراً آنها را نمی آورم. در صورت گناه بی تعلیمی آنها بذمه همان ولی و قریبش است که او را از تعلیم و تربیه باز میدارد. که درین خلاص است باید اولیا ی اولاد شهدا بفائده اینک از حصه خرج آنها برایشان تا بواره عائد میشود؟ اظهار مسرت نکنند بلکه از فوائد تعلیم معنوی و تربیه که من برای اطفال شان مفت ورایگان میدهم و اننداء لا دخو در تحصیلات شان کوشش میکنم که هرکدام آنها معاونت خداوند یک منصبدار بزرگ نظامی و اما مور کلان ملکی و یا متخصص یک فن میشوند اظهار خرج و امتنان نکنند زیرا که پس از چندی اگر خواست خدا وند باشد گرانبها صفات علوم و فنون شوند هر کدام شان بدرجه اعلی برسند از معاش و تنخواه و کمالات خود نه تنها خودش بلکه عائله و خاندانش سرخرو و صاحب امتیاز میشوند علاوه برین ثلث تنخواه هر فردی که بشهادت رسیده است واز بعضی مناصفه معاش و برای عیال و یا مادر و پدر او داده میشود. اما اول کسیکه حق دار و عیال او خواهد بود زیرا که نسبت بایشان به مادر حق نطفه و کسوت وسکنی او بالای شوهرش زیاده است و تا زمانیکه بنام همان اولاد عمر بم داشته باشد اول این معاش برای او داده میشود، اگر عیال نداشته باشد برای مادر او تا زمان حیاتش داده میشود چرا که نسبت به پدر ، مادر زیاده دل بستگی و محبت با فرزند دارد و در صورت عدم این هر دو برای پدرش تا زنده باشد داده خواهد شد. در فاتمه میگویم که این کلمات مرا که شنیدید بدیگر برادران عسکری خود ترجمه سانید و برایشان از طرف من بگوئید الحمد لله که شما را کامیاب و فارغ می بینم بنابر غیرت و همتی که شما نموده اید حکومت بان شاران غیریت ، میدید و هر کدام تان که در عسکر رضا با منده خواهمیش ملازمت را داشته باشید بسیار بخوشی شما را قبول میکنم و بشرط اهلیت و فعالیت برای شما سلسله مراتب منصب را مقرر میکنم و خواهش داشتم که همه شما را در بغل گرفته ببوسیم بارے شما را به بوسم چون الحمد لله بسیار هستید و از خدا وند شما را بسیار تر میخواهم برای تان تکلیف میشود. اسمای حضراتیکه نشان غیرتی مخذ سندند فقیر محمد خان تولی مشرساهی اول. محمد محسن خان توپخانه قطغن علی حسین خان تولی مخمر قندہاری محمد جعفر خان تولی مشر شاهی قندهار تولی ۲ قندهاری گلباز خان امیر محمد خان تولی قندهاری عبدالغفور خان تولی ۲ شاهی ۲ صدر الدین خان کندک دل خند ۲ عاشق خان - - ۲ - فتح محمد خان از تولی قندهاری فیض محمد خان محمد رحیم خان مجدالدین خان --- page 140 --- (۱۳) شماره (۱۲۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۶ سرطان میر فقیر محمد ابراهیم خان الله یار بیلی خان محمد غفور خان کریم الله خان فیض احمد خان عبد الخالق خان احمد علی خان محمد جانخان غلام رضا خان حیدر خان شیرداد خان محمد خان آقا محمد خان محمد علی خان جیلانی خان لعل محمد خان بسم الله خان گل محمد خان کریم الله خان غلام دین خان محمد علی خان محمد یعقوب خان محمد یوسف خان احمد علی خان یار محمد خان نیاز محمد خان جمعه خان عبد الرزاق خان گل محمد خان نجیب الله خان میرزا محمد خان حبیب الله خان اندر گل خان غلام نبی خان شیر علیخان عبدالمناف خان محمد احد خان سید یحیی خان عزیز خان کلید رخان قلندر زمان غلام نقشبند سید امیر خان غلام علی خان عبد الغنی خان غلام نبی خان غلام حیدر خان آقا محمد خان شکر خان عبدالله بی نور محمد خان عباس علی شهباز خان جبار خان فیض محمد خان سلیمان خان محمد رحیم خان حبیب خان رستم خان عرب شاہ خان جمعه خان خان محمد خان سلطان محمد خان جانمیر بیگ خان فقیر محمد خان محمد عمر خان سلطان محمد خان صاحب داد خان صالح محمد خان خواجه فیض محمد خان غلام محمد خان محمد شاه خان جان محمد خان صالح محمد خان گل محمد خان آقا محمد خان شیرباز خان رحمت خان قلندر خان عمر الدین خان محمد امین خان سعادت مند خان لعل محمد خان عبدالعزیز خان عبد العیاث خان خواجه جان (۵) نشان استقلال حضوری درجه چهارم خدمت و جان فدائیهای را که طلبه مکتب حربیه کرده اند و آن سعی و کوشش را که در تسلیم آن قطعات بی تعلیمی که در عین موقع از هر جا ممانعت نموده اند بنظر تقدیر نگریسته و حسب وعده خود که با یکجای مکتب نموده ام نشان درجه چهارم استقلال حضوری برای شان میدهم چون بسیار بستند و بسیار وقت لصرف میرسد فقط برای چند نفرشان خودم نشان میزنم بدیگر نفر یمشان از طرف وزارت حربیه تقسیم میشود اسماء طلبه که نشان درجه ۴ استقلال حضوری افتخار یافته اند عبد الوکیل خان عمر تیر احمد خان محمد اسمعیل خان عبد الکریم خان محمد فاروق خان (۶) نشان جمعیت ان خدمات شما که در ین مقابله علم و جهل نموده اید اظهار رضا مندی مینمایم و دعا میکنم که خداوند او بمرتبه شما --- page 141 --- (۱۴) شماره (۱۴۳) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۱ سرطان خوشنود و خرسند باشند فی الحال نشان سرفراز میدارد و بعض از شما که خدمات حمیت را حکومت برای تان میدهد زیاد کرده اند علاوه برنشان کسانیکه خدمات فوق العاده کرده اند، به ترفیع و رتبه و بخشش نیز نائل شده اند برای شان ترفیع هم داده شده که فردا که از طرف وزارت حربیه برای شان یا پس فردا حکمنامه های ترفیع مناصب عطا میشود. خود را از وزارت حربیه میگیرند برای چند نفر شما خودم نشان را تقدیم میکنم نشانهای اسماء اشخاصیکه بنشان ستور حمیت دفینه باقی شما این ذوات مکرم درجه سوم تنور نائل شده اند و وزارت حربیه نشان حمیت را میزنند میرزا محمد اکبر خان – میرزا محمد مهدی خان میرزا عبد العلی خان – عزمل وف طیاره چی اسما ذوات مکرم که بنشان حمیت نظام الدین خان تلگرا ملک نور حاجی فائز شده اند ملک نور محمد – ملک پایا دین خان عبدالجلیل خان تولیمش غلام فاروق خان تولیمشر ملک میا محی الدین آغا – ملا شیرین کندی گل محمد خان " جانجان خان " محمدین خان " سید احمد خان " خان آقا خان " میر افضل خان " در محمد خان " محمد یعقوب خان " نشان استور د جورد و رستم خان " میر آقا خان " آفرین جان فشانی و صداقت کاری عبد القیوم خان " محمد ناصر خان " شما در راه خدمت دین و وطن خود با براز غلام حسن خان " عبد الوداد خان " کرده اید از خداوند میخواهیم که شما را سرفراز غلامخان " عبد الدیان خان " دارین داشته باشد و سینه های پر از صداقت جان محمد خان " غلام مصطفی خان " شما مملو از نشانهای بزرگی طن گردد. اگر (۷) خدمات هر کدام شما را علیحده علیحده بیان نشان استور درجه دوست کفایت نمیکند فقط ما بد با ر خالق دعا میکنم. همچنین که امروز در پیش من سوم و قوم خود سرفراز هستید در اخرت پیش از خدمات صادقانه که شما نسبت در رسول سرخرو و سرفراز باشید اینک بمکافات ملک حکومت متبوعه خود نموده اید اعظمًا خدمات شما حکومت برای تان نشان بسیار خوش و خرسند می باشیم و در مقابل درجه دوم را با اعتماد نامه آن اعطا میکند اقدامات امروز حکومت برای تان و دیگر مکافاتی را که این ذو شما مستحق میداند نشان استور درجه سوم را با مبلغ مجاهد و شما از وزارت حربیه برای شما اجرا و میخواهد شد. --- page 142 --- (۱۵) نمبر (۱۳۰) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبهٔ سرطان اسما و ذواتیکه نشان استورز درجه دوم امتیاز یافته اند حاجی شاهنواز خان - عمر خان غندمشر محمد هاشم خان کشاف طباخ - سید محمد - یعقوبخان خلیانی - میر احمد خان سهاک - عظیم خان ... مولوی امیر محمد خان - قاری مجان مستعفی - مولوی عبد الخالق خان مولوی محمد رفیق خان . نشان استقلال حضوری درجه سوم خدمات لایقیکه شما کرده اید بکمال یمن عاجز معلوم ست و میدیگر برادران شما آن جانفشانی های شما را در اخبار مطالعه کرده اند بنا بران حاجت ندارد که باز تکرار انگویم فقط اظهار رضامندی از همه شما کرده حکومت شما برای تان نشان استقلال حضوری درجه سوم داده است :- اسما و ذواتیکه بنشان استقلال حضوری درجه سوم سرافراز گردیده اند محمد قاسم خان نائب سالار غلام حیدر خان لوامشر سلطان احمد خان نظیر محمد خان محمد عمر خان رئیس ارکان حربیه محمد مسلم خان معلم مکتب حربیه غلام رسول خان مصطفی خان ، محمد خان نشان شجاعت شجاعت و مردانگی را که شما اولاد های عزیزم در راه ترقی و ابادی مملکت خود کرده اید از همه شما اظهار رضامندی و ممنونیت کرده از خداوند تبارک میمنم که همه شما را در دین و دنیا با عزت و نیک نام گرداند و خداوند شما در مقابلة دشمنان داخلی و خارجی کامیاب و مظفر داشته باشد در مقابل این شجاعت و مردانگی که شما نموده اید حکومت برای تان نشان شجاعت میدهد بعضی از شما که ترفیع کرده اند در لست اعتماد نامه های که باو شان داده میشود توضیحا سینه های خدرافته نها خود مزین امیرند و مابقی این ذوات محترم در پی دیگر محه عطایای شما از طرف وزارت حربیه آتیا اعطا میشود . تکمیل لست اسما و ذواتیکه بنشان شجاعت سرافراز گردیده اند کاپیتان هواپیما - کوپیه هوا پیما - سچی کوف هوا پیما - یا کو بیاسن هوا پیما - فخر الدین خان مدیر عمومی پولیس - استراسکوپ سف هوا پیما - هرمان ویس هوا پیما - محمد امین خان مامور قنثیه - عبد الملک خان حاکم وردک میرزا طاهر خان مستوفی سمت - میرزا عبد الرؤف خان مدیر سایق دیوان - میرزا شریف سهاک عنایت خان - میرزا نجیب الله خان سررشته دار داخله - میرزا عبد الغفار خان سررشته دار صدارت - عبد الرحیم خان مستوفی میرزا فخر الدین خان . --- page 143 --- (۱۶) شماره (۱۳) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه ۸ سرطا نشان حیات مدرشان داده میشود دعا میکنم که خدا وند آمرزگار فرزندان شما را در مقر جنات با عدا اگر چه میدانم که آنها حاجت بدعای من ندا زیرا که در راه خدمت دین و وطن خود شهی شده اند. قرأت رقعه حیات در نجامع ، ص ۲۰ میرزا محمد یوجان سر منشی معین وزارت مالیه رقمه اتی حیات کمال فصاحت قرأت نموده و حاضران را از استماع آن تحت تا ثیر عمیقی آوردند: - بنا بر تسلی و تشفی خاطر (...) که غزا الحیات. فرزند رشیدش (...) در محاربه بغاوت سمت جنو بی لویک مقابله جهل علی بود در راه محافظ ناموس دین و فداکار لی دولت و ملت شربت شهادت نوشیده ، نشان با شان دیگ از حضور پادشاهی با مشار الیه عطیف و مرحمت فرموده شد تا به مار پول آیه شریفه (ولا تحسبن الذین قتلو ا في سبيل الله امواتا بل احیاء عند ربهم يرزقون فريحين بما اتهم الله من فضله ) بقوت با شه قا پسر شهید خو صابر وشا کر بوده و او را حیاط دیدی استند و بنز قدر فتانه در رتبۀ امتیاز و سرافراز قیش با استحاضوا سیکی نشان حیات نامل شدا محمد یوسف خان - حاجی ولی محمد خان - سید احمد خان - لاله میرخان - سرفراها - رجب خان - منصور خان - تاج محمد حان عبد الواحد خان - دوست محمد خان - فیض محمد خا عبد المجید خان - تاج محمد خان - محمد گل خان - سید حسن عزیز محمد خان - سردار خان - دین محمد خان - محمد اقعی - عمر خان حکومت شما شما را بسیار بنظر قدر و عزت می بیند زیرا که جگر پاره های شما دین مقا بل ملۀ جهل شهید شده اند حقیقتا برای انسان در هر جایی که باشد مرگ حق است اگر فرزندان و اولاد های شما در خانه و جای خود پیش شما هم بودند هم مردند آمن خوشا بحال آن اولادهای نیک بخت شما و دیگر کسانیکه درین راه مقدس شهید شدند و زندگی ابدی را کمائی کردند. لهذا برای شما یک یک نشان حیات تقدیم میکنم که بر آنها آنر شریفه که حیات جاودا آنها را برای شما نشان مید مینو شه است این نشان و نشان کلیه باشما نصب میکردد در بین جمع مسرت علیم که یکی از آنها برای شما خوانده میشود تا خود شما یک شرف و عزت ابدی است اگر از اولادهای شما پسری مانده باشد آنها را بضا ء شما خود ملتقیم فرزندی نگاه میکنم و دختران آنها را قائم من دختر میخواند، و مانند فرزند خود در تعلیم و تربیۀ اوشان کوشش میکنم و برای مخارج تعلیم و تربیه و جیب خرج هر یک طفلی که از ان فرزندانده مانده آنه در سالیانه تا (۱۰۰) روپیه از طرف حکومت شان به مصرف تعلیم و تربیه و لباس و خوراک و حبیب خرج و غیره صرف شود و ارزو مندم که ضروریاتی اطفال را به من بسیار بیار و ملت بخواه پسران شما برای عیال او حکومت میدهد و پدر از تخواه منصبدارا نکه درین راه شهید شد. ان را برای عیال های نشان تا زمانی که بنام همان فرند شهید در نشته میدهد و اگر عیال نداشته باشد برای مادر او و اگر مادر عیال نداشته باشد برای --- page 144 --- (۱۷) سرطان شماره (۱۳۵) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۸ سرطان (۱۲) نشانستو درخیریه اولی از خدمات درخشانی که شما کرده اید کما لا بواسطه رؤسای شما واقف شدم صمبما در مقابل آن ممنونیت خودم را بشما اظهار میکنم من از شما خوش هستم خدا وند و رسول از شما خوش باشد همین طوریکه امروز باین مجلس عالی سرافراز میشید در دین و دنیا شرف باشید از خدا خواسته ام که هیچ کدام از دشمنان شما خواه از داخل باشد یا از خارج بالای شما کامیاب نگردند خیر معامله منگل و جدران اهمیت نداشت البته خدماتی را که شما برای عرفان این نادانها و معارف افغانستان نموده اید قابل قدرا این نشانی را که حکومت برای شما میدهد فقط جهت تقدیر همان خدمت شماست که برای علم و عرفان افغانستان نموده اید بلی اشیا شماطی هستید که برای بهبود و عمرانی افغانستان مخصوصا بد بنابران برای شما این نشان استور که یادگار خدمت شماست داده میشود با قلی از خدا و ما خود برای اولاد اولاد شما سعادت و نیک بختی دین و دنیا میخواهیم الت در خدمات شما افزونتر خواهد نمود سلا یکی در جمع آور نقدی و بعضی اطیار را علیحده قید نفرین ست یکا یک بنام کرد میشود ترفیع رتبه و معاشر بخش که برای بعض شما که قدر فوق العاده نموده اند داده شده است در فقر یکه نگاه داده میشود نوشته است صنیگان سرحدی اسما اشخاصنشانستورین اول عز افتخار یافته اند (۵) شیر احمد خان فرقه مشر: سید یاقوت شاه خان لوا مشر : محمد علی خان عبد المجید خان حاکم غریابین محمد سمیع خان رئیس تنظیمیه محمد غوث خان حاکم ارگون محمد حسن خان قوماندان طیاره میرزا فقیر محمد خان نصیر احمد خان غند مشر محمد امین خان غند مشر عبدالقیوم خان " عبدالعزیز خان " سید عبدلله خان " محمد ابراهیم خان " محمد لطیف خان " عبدالکریم خان " عطا محمد خان " محمد سرور خان " سعادت خان " عبدالغنی خان " عبد الغفور خان " نور محمد خان " محمد امین خان " ند خان " علی شاخان " محمد رحیم خان " نادرشاه خان " عبدالرشید خان " داؤدشان " نورمحمد خان " محمد هاشم خان " محمد عثمانخان " عبدالقدوس خان " عبدالعزیز خان " غلام احمد خان " الله داد خان " محمد انور خان " محمد هاشم خان " عبد الکریم خان " --- page 145 --- (١٨) شماره (١٣) جلد اول جریده حلیه ملت کابل دوشنبه (١٨) سنبله محمد اکبرخان غند مشر امیر حنید غندمشر جانباز خان " عبدالرزاق خان " نثار محمد افغان " غلام قادر خان " علی اکبر خان " " " میر غوث الدین خان احمد زائی بهجت سنگ داکتر محمد ابراهیم خان غند مشر. ملا عبدالحق رئیس محکمه تمیز مولوی محمد ابراهیم خان مولوی فضل ربی (١٣) نشان استقلال حضرت درجه دوم از خدمات جناب های شما برای ترقیات افغان ان که عبارت از ترقی علم و پنج کنی جهل است نموده اید اظهار ممنونیت میکنم. در عمل و نقل لوازمات حرثی شماقاضی صاحب (محمد یعقوب خان) خدمات زیاد کرده اند. خدمت قلمی را معاون صاحب نظارت مالیه (میرزا محمد ایوب خان) درین ایام بیادرانه و بخوبی بصداقت ادا کرده اند گو یا ترجمان دلم و قلم اینها بود. معاون دایرکٹر صاحب وزیر صاحب معارف تبار فیض محمدخان میباشد زیرا که معارف سمت جنوبی صرف بر خلاف علم و عرفان استحال یافته بود، طبقه از علم بیبافی از آن نمدار طبقه جنایتکاران است که زنام و کار معارف ترسان و با شد یکنته مجددام در بین کار بسیار مهندوس خاطر بیشتری حقند زیرا که ترقی علم و عرفان در صنوف پر در متعددین که در شعبه ہائے مختلف حربیه. خارجہ، داخله مالیه . عدلیه . تجاریه. وغیره دارم یک حصه تماماً باز هم جای بسیار مسرت است که وزیر صاحب خدمت خوبی کرده و بطرفداری عرفان کوشش زیادی نموده اند و هم در بین کارهیچی کمکتی برای آنها خار نفر ستادند تا مجددا به بین امورات کارکن شدم شما را احدی تنهایی ریاست و حال انکه بکوهی این بگذارید تا از خدا و خواسته ای شهید و با قسمت شما قلعه از شقاوت را ویران نموده اینک آن و مکافاتی را که حکومت برایتان منحصت کرده به شما اعطا می شود (١٤) نشان استنفار حربی درجه دوم خدا یمامت وفدا کاری که شما نموده اید از خیال و فکر من عاجز بلند تر است از خدا خواستم که که ہمیشہ خدماتی از شما ظاهر شود که بلند تر از حال این عاجز و دیگر رؤسای مملکت تان باشد میخواهم که شما را به این الفاظ خود خوش کنم حقيقة عرضیكردم راست است و صحیح . ہمچنین که امروز شما سر فراز هستید خدا ہمیشہ شمار اسرفراز داشته باشد شما از چاک فدائیان ملت و مملکت خود میباشید که زنده برای علم و عرفان افغانستان و سر سبزی اما دوستان. بلکه برای سعادت و نیکبختی ہے آفریدگان و عالمیان بستان جنوبی. جان و دل را --- page 146 --- (۱۹) نمایش (۳۶) جلد اول جریده پایتخت کابل شنبه (۱۰) سرطان سلطان بمبلغ دوازده درجه دوم ی L درو ان خود را بکف همت و شجاعت حویه گرفته فدای ترقیات و تعالیات افغانستان نمودند لهذا این نشان درجه دوم استقلال حربی با مکافات آن که علیحده در فرامین تان مرقوم است به شما داده میشود فهرست نشانا استقلال درجه دوم ، افتخار یا فراند محمد صدیق غل فرقه مشر ثانی تعظیم علم مبارک نموده شما مانا ذات ملوکانه نطق آبیاتی ایراد فرمودند :--- "از خدمات فهمیده ایکه شما استاد محترم حسن عاکی و معلم تمام اردوے افغانستان نموده اید و دختر و جهتا درین محار به علم وجهل عسکری سفری و حضری را را به بهترین و اعلی ترین درجه تعلیم و تربیق بیک فرصت قلیل رسانیدید و تمام منصبداران و جوانان درین حرب بشویق و تعلیم دادید که رشته های درجه در فدا کردن جان و هستی خود در راه خدمت دین و عرفان وطن مقدس امتحان دادند . و درجه محاربات یک قدم پیشتر از عسکر خود با را در خطه -- گل احمد خان حاکم نین بیکا خان سر فیضان احمد یمن آتش رسانیدند از شما خیلی معنون میباشم ن محمد عمر خان سره نیک محمد خان در عبد الرحیم خان محمد یعقوبجان رئیس شخصیه سابق نور احمد خان غند مشهد بر مکتب فعله حربیه میرزاعبدالله خان مدیر سابق وزارت داخله حبیب الله خان اسلام پور نیز انخان فرقه مشر ثانی (۱۵) استقلال دو جاء ان نشار حرف الأول برای محمود سامی پاشا نائب سالار در اینجا بر طبق پروگرام مخصوص مجلس چند نفر شاگردان مکتب حربیه که باحترام و محافظت علم مبارک حاضر بودند و محمود سامی پاشا از چوکی معینه، علم مبارک مکتب حر بیه آورده اولا خود ذات شاهانه برای تعظیم علم مبارک و به پاس اینخدمات وتعلیمات شما ندرست تان نشان درجه اول استقلال حضری با قوماندانی قول اردوی مرکزی کابل تقدیم میکنم (14) نشانا استقلال حرج ول برای علم مکتب حربیه این نشان بزرگ استقلال حربی را بدین علم مبارک مکتب حربیه تهیه میکنم . زیرا که از برکت همین بیرق تمام منصبداران با تعلیم یافته اند و در میدان جان بازی و فداکاری نموده اند (بعده ذات ملوکانه علم مقدس را مخاطب ساخته بیک آواز رقت آور فرمودند) امروز اگر منصبدار تعلیم یافته داریم از فیض و برکت تو است ای علم مبارک ! اگر اردونا با یکدرجه انتظام گرفته و عسکر باور استادند و باز تمام حضار مودبانه قیاامکنان مقابل دشمن فاتح و کامیاب آمده از فیض و برکت تو --- page 147 --- (۲۰) شماره (۱۳۷) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل پنجشنبه (۱۰) سنبله علم مبارک است قدرے تعلیمات عسگری که من عاجز حاصل کرده ام از سایه تو علم مبارک و یمن برکت کتب حربیه و جناب استاد معظم ما سپه سالار صاحب قاید شبانه روز اشکی است که خداوند بمن قدرت داد که امروز نشان استقلال حربی را بدست خود به تو علم مبارک تعلیق میکنم! من امروز فخر میکنم که یکی از شاگردان مکتب میباشم و استقلالی را که خدا به ما عطا کرده است از اثر تعلیم و تلقین همین مکتب حربی و کارآزمودگی همین مدت کم کرده توانسته ایم تاما از برکت فیض همین مکتب است. کعبه ایست جها استقلال زنده دان فدای استقلال پس ازین بیراسید و امید هر کسیکه بزیر این لوای عظیم داخل شود در تعلیم و تربیه صفات عالیه خویش بلند تر از خیال من عاجز باشد. این نشانگ همین علم مبارک تهدید این رقمی که بشما میشنوایم گویای آنست و رقمی است که برای تمام ضابطان جریده که تحت این لوای مقدس تعلیم برآمده اند داده میشود. قرائت رقم علم مبارک را ندین محل مضمون آتیه رقم که بدست جناب لویجان سمت برای حضار قرائت کنان در مسرت و ابتهاج سامعین افزودند:-- بنابر نتایج مفیده و ثمرات قیمتداریکه صاحب منصبان عسکری در اغوش تربیت مکتبہ جلیله عسکریه تحصیل علم و عرفان نموده از تحت سایه لوای کار اشنای آن همواره بمقابل دشمنان شرف و عزت مملکت ما خائفین و بدخواهان حکومت ستیه خود با مجادله مظفریت و فتح حاصل نموده اند و از تلقینات وطن خواهانه همین مکتب است ادای نافع تحصیل افغان در محاربه استقلال حصول و فتح در صبج مملکت عزیز خود را نایل شده اند و با زور درع و ره در نشان سال ششم استقلال مجددانه مقابله علم و جهل حال مت[؟] جنوبی نیز از اثر تعلیم و تربیه همین مکتب از انطفای نائره بغاوت و برآوردن نقشه منحوس جهالت مقتدر متمدن در شرف قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا جهل مغلوب و مقهور و علم منصور و موطد نشان نشان استقلالی وی مصحوب حضور اعلیحضرت پادشاهی ما بتقدیر قرار مکتب حربیه و تجدید مرتب علم و عرفان علم نصرت پرچم مکتب حربیه افغانیه اعطا و ایراد کرده شده با اولاد وطن که زیر این لوای مقدس تعلیم و تربیه حش[؟] همیشگی وطن عزیز و دولت متبوعه خود فداکاری، و سربازی نموده حفاظت و احترام این لوای سعادت اعتلا را شرف و ناموس عسکریت را بنمایند خود هم باین فخر و افتخار دارم که یکی از تعلیم یافتگان همین مکتب حربیه ام خدا متعالی موفق شده توانستم که این نشان و نیشان را باین لوای کانی نمایم محمود حفظه انجم بغط اعلیحضرت غازی پس از ختم نطق شاهانه و قرائت علم جوق شاگردان و محبوسانی پاشا آن علم مبارک را در جایه آوردند که مأمورین کیمیا خود قرار گرفتند. --- page 148 --- شماره (۱۳۰) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۱ سرطان (۲۱) (۱۷) بنام سردار عالی از خدمات شایانی که حضراتی نموده اند که این باعث سرفرازی در دنیا شمار میخوانم از جناب نائب الحکومه صاحب داخله (غلام محمد خان) بسبت نظم عسکری در جمع آوری عسکر و حمل و نقل لوازمات عسکری و دیگر امورات ملکی نموده اند و شوق و شغف خودشانرا که دائماً بشمولیت در میدان محاربه میفرمودند و من او شانرا مانع میشدم و از رفتن شأن در یک موقع تهلکه و فرستادن قوه بطرف شأن بعین زمان باطراف و ردک ممنونتم را عرض میکنم. همچنین از فعالیت و جلادتکی که معین صاحب تحریه (حبیب الله خان) که درین معامله نموده اند و بصفات مختلفه اداره مقام وزارت معینی، کمند کشی، تولیمشری، قاصد حربی، و سائر عسکری و غیره امورات را فرموده بارها جان خود را بتهلکه انداخته اند مسرت نه یاد دارم. از خدمات فداکارانه و غیرت دلاورانه جناب (عبدالوکیل خان) نائب سالار در کوگر و شاه مزار د چرخ و حوادثیکه غیره میدانها جنگ نموده و اشرار را در هر میدان تلفاتهای سخت زده ذلیل و معدوم ساخته اند اظهار رضامندی میکنم. و از خدا سرافرازی و نیکنامی دارین ترا برای شان میخواهم. جناب محمد غوث خان درین شد محاربه چون از نابل با قوه بسیار کم حرکت میکرد خودم در صدد بودم تا ناکامیابی او را مخمین میکردم. مگر از شجاعت و دلیری خود با همان قوه قلیل خویش اشرار را خوار و زار نمود. و خوبش را ببهادران مصادم بظفر آمد که هر واقعه کاریز درولیش و حصارک نیز جدار تهای نمایانی نموده هست. باید بکتم. در امثال این مواقع با وجود موانع و مشکلات که عسکر ما مظفر و منصور شده اند. بجز اینکه ما آنرا از لطف خداوند و برکت روحانیت رسول الله. با انجه در همت و شجاعت این منصداران خود اعتراف کنیم دیگر چه خواسیم گفت. بنا بر صداقت و جراثت در ثبوت شأن این حضرات را به شان سردار عالی امتیاز داده معین صاحب یه دو رتبه ترفیع و جناب عبدالوکیل خان و محمد غوثخان را به یک یک رتبه ترفیع افتخار میدهم. (۱۸) بنام سردار اعلئ از خدمات بابی که شما دیده شده است که درین معاطه بوده اید. و دو خاسش درناو افکار سودمندی که حکومت اتخاد تقدویم کرده اید و علاوه بران خود شما بالذات در قطعات و عوار جنگی ، خدمات خود را به اظهار ممنونیت میکنم. که بانثاء صدور کار بزرگ شما در ایام اول سرور داده ید. دوم با لفات در محاربه و افعالیه نیز با جناب رفیع صاحب شور دولتا که پیش کا ذکر شده --- page 149 --- شماره (١٣٧) جلد اول جریدهٔ حقیقیت کابل شنبه ١٣ سرطان نسبت بدین و دولت و ملت من یک صمیمیت صادقانه و یک صداقت مخلصانه و راستبازی دایرند و یک مشاور صادق من هستند درین واشنگتون که این همه مشوره های این مشاور صادق من نتایج خیلی خوب و بسیار مفید داده خصوصاً درین مقابله علمی و جهلی یک مشاور حربی من بودند امیدوار هستم در آینده هم علاوه بر مشوره که در وظیفه ریاست شورا میکنند یک مشاور حربی من باشند. وظیفه رئیس صاحب شورا در تمام وقت یکی ریاست شورا و دیگر وکیل وزارت خارجه و مهم تر از همه مشاور حربی من بود. من از ایشان خرسندم که هر سه وظیفه خود فداکاری صادقانه و ابراز فعالیت نموده مرا از خود رضامند ساختند علاوه بران مجلس وزرأ قائده یی یک مفرزهٔ میدان محاربه را در خا طیعی اطفای همین نائره یعنی مقابله علم و جهل را آرزو و جدیّت مینمودند اما من نظر به شفقتی که در انجا داشتند ایشانر نگذاشتم با آنهم چند مرتبه خود را بتهلکه انداخته به موتر و طیاره در عقب جنگ رفته هدایات مرا بقائد و قوماندان جبهه میرسانیدند و احوالات صحیح کافی را برایم می آوردند و در تقویه حسیات منسوبین عسکری خدمات شایان نموده اند و در خریداری طیاره ها و اسلحه در وزارت خارجه خیلی دیدی بکار برده اند. خدمتیکه جناب (عبدالاحد خان) نمودند بلندتر از خیال من است اگرچه یقین دارد که محبت و صداقت جناب شان نسبت به خاندان ما و من تا حدیار میباشد اما این خیال نداشتم که در خطرهش داخل گردیده این همه فدا کاری را از پیش ببرد. پیام هائیکه شما از محاذ جنگ میفرستادید بسیار صحیح و درست بدون غراض و مبالغه می بود. همیشه حیران میشدیم که چطور عبدالاحد خان این طور احوالات صحیح را پیدا میکند. و باز در هر مقام شما در پیش قدمی کامیاب می بودید. چنانچه آن لکد بدبخت را که برومی خود اجمات مجدّداً بحال خورده از لوگر طرف شاه مزار آمده ند از ششت سخت خود خوار و ذلیل و تباه شان کردید به مقابل این صداقت و همت و شجاعت شما و ذوات محترمه از شما اظهار ممنونیت کرده شما را با نشان (نشان سمر) اعلیٰ امتیاز میدهم. از خداوند نیک نامی و اعزاز دارین برای تان مسئلت دارم البته کسیکه مصد خدمات دین و دولت اسلامی بشود حتماً در آخرت نیز ماجور و مشکور است. زیرا که دنیا مزرعة الاخرت میگویند. جناب عبدالاحد خان را میخواهم که از حضورم دور نباشند بنابراین شمارا بمعالجی خویش می پذیریم. (١٤) نشان تاج افغان از خدمات بسیار شاندار و از چاشمها که شما سه ذوات محترم که دو نفرتان حاضر است نفر که شاه ولی خان است. موجود نیشان این حکومت و مملکت خود کرده اید. نتوانست --- page 150 --- شماره (۱۲) جلد اول جریده حقیقت کابل شعبه ۱۳ سرطان تشکران و امتنان بی پایان خود مرا بشما میگام و جهت تعبیر نمودن و اظهار منونیت خود مرا از شما لفظی را یافته نمیتوانم فقط اینقا قدر میگویم که من بعد تر از خیال شما، از شمایان مسرور و ممنونم. و در مقابل این تکالیف و زحماتیکه در اطفای این غائله کشیده اید و از زحمت کشی و حوصلی که کار گرفته اید از خدای خود برای تان اجراهای جمیلی را میخواهم. واز ترتیبات و تنظیمات نمایه تیکه درین کارت نموده اید یکا یک اطلاع دارم و بر این فعالیت و جدیت شما که بعد از ایما و اشاره مرکز در سر کوی و کوهستانی آن غائیان بکر ان نموده تقریبا در عرصه ده بیست روز آنها را نیست و نا بود کردید شجاعت افغانی و عالم عسکری بر شما تحسین و آفرین میخواند ! بعضی از حضرات گمان خواهند کرد که محاربه در سمت جنوبی از عرصه یکسال و چند ماه جریان داشت بی بچیز مکنون طوالت و و خامت این مسئله گردید. تنها لطف و مرحمت و فراخ دلی حکومت سنا بود و الا بمجرد یکه حکومت خیال تصفیفه این معامله را بقوه عسکری کرد چرا این محاربه در ظرف ده روز تمام شد و تمام غائیین بد بخت تباه و برباد گشت گویا در ابتدأ حکومت شما اراده نداشت که یک اولاد جاهل بدبخت خود را بواسطه دیگر فرزند عاقل نیک بخت خود تباه کنند. و میخواست بهر ذریعه ممکن که باشد بدون جنگ قتال این ماجرا تصفیه گشته نازیچکانی در مین واقع نشود. اما برغم هر چند که از راه صلاح و شفقت با آنها پیش آمدیم، آن بدبختان به همان اندازه در جهالت و سرتابی خود افزوده آن همه لطف و مدارای حکومت را حمل بر ضعف و ناتوانی نمودند و بالاخره در ظرف چند روز دیدند چیز برا که دیه باز از خدمات شما سرذوات محترم که درین معامله نموده اید و بازمان محاربه و مدافعه به ترتیب بسیار درست کار روائی فرموده اید و معنویات فرزندان عسکریه را در عین زمان بدرجه بسیار خوب نگهداشته اید و منصبداران غیورم را بنظر مهر دوستانه ان داده اید از جمله راه ممنونم حقاً جناب رئیس تنظیمیه مشرقی علی احمد خان انان اطراف و نواحی که من بوره خیال نداشتم که درین تبالع خاکی با معاونت و همدردی شما نذکر د، نفری جمع اوری کرد اند و در ترتیب و تنظیم سائر قوای تعلقه خویش بی اندازه صرف مساعی نموده اند. هر وقتیکه من در تیلفون از وشان احوال میگرفتم گاهی بخاطر ندارم که از کدام شکال و موانعی که در کارشان بوقوع انجامیده باشد شکایت نموده باشند؛ بلکه همیشه اجرات امره منوقت کارهای خود را بی کم و کاست بکوشم رسا اندیشا ان تا که خیالمه ناره با شید حکومت شما بنظر عزت و استرحام بسوی شما خواهد دید و پس از شما حاسن این خدمات تان اولاً شما مورد پژو هیش و مرحمت حکومت خود بود لکه نظر فداران علم و عرفان و شهاد تمان مجدده تعالی افغانستان قرمایی شما را که در کناران دستهای معنوی تنها نیست جانهای تان را بکف نهاده این چنین یک --- page 151 --- ۶۲ شماره (۱۳۷) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۱۳ سرطان خدمت تاریخی برای ملت و مملکت خویش نموده اید زیارت خواهند کرد. (۳۰) نشان المعالی بپاس این خدمات و صداقت برای وزیر صاحب حربیه محمد ولیخان و جناب شاه ولیخان) و رئیس صاحب تنظیمیه شرقی نشان تاج افغان درجه دوم را لایقتر میکنم. و این اولین نشانست که بکرد خدمات درخشانی را که جناب شما (عبدالعزیز خان مکفیل حربیه) در محترم شما انرا مجدداً در مجلس شوری تصویب و وزارت حربیه از زمان بروز این واقعه کرده اند و نشان درجه دوم آن مخصوص وزراء امثال آنست که یک خدمت فوق العاده نماید و شما اولین ذوات محترمه اید که برای شما این نشان درجه دوم تاج افغان تقدیم کرده شد. شاه ولیخان حاضر نیست نشان او را نگه میدارم. الی الان برای تمام اردو افغان نموده اید تقدیر کنان اظهار ممنونیت بسیار هم را از شما می نمایم. اگر چه فعالیت و حمانیت و کار کردن و دیگران را بسرکار آوردن یکی از خواص و لوازم طبیعت تان است. چون طنتر از وزارت حربیه بکیمیا رتبت خود شما الان کما کان مشغول خدمات امور حرب در وزارت حربیه اشکال و بعهده تان رئیس صاحب تنظیمیه شرقی و الی کتر مجمه ولایت کابل را تبریک میگویم. زیرا که میان والی کابل و وزراء محترمہ ما بخار از تفاوت اسمی در کار و رتبه و اعتبارات فرق اندکی است و علاوه بر ان مانند جناب شما یک فعال پر جرار دانشور را ما در مرکز کابل از حد زیاد بکار داریم تا خودم و وزرایم در موقع سفر و غیاب که از مرکز برای بعضی اجرات و تفتیشات حکومت رفته باشیم خاطر جمع باشیم هیچ یک گونه سکته و تغطی در امور مرکزی بوقوع نمی آید. در خاتمه باز منتهای رضاء و مسرت خود را به شما تقدیم میکنم چنانچه امروز مرا از خدمت و صداقت خود شما سه ذوات نامور مسرور داشته ایدا خداوند تعالی نیز از شما حرم و شادان باشد. لکن چیزی را که بلند تر از خیال خودم بوجود شما ملاحظه کردم و اسباب مزید خوشنودی مرا از شما فراهم آورده است بمجرد یکه جناب شما از ریاست تنظیمیه قندهار بعد از یک مسافرت طولانی وارد مرکز شدید و از گذاشتات و اجرا آت تازه مرکز مخصوصا از معامله سمت جنوبی طور یکه شاید و باید اطلاعاتی هم نداشتیه و مناسبت در همان موقع بوکالت حربیه گمارده شدید. مصدر چنان کار رواری های مهم در تمام شعبه های عسگری گشتید که پیشتر ازان هیچ یک انسان فعالیت و رشادت کرده نمیتواند. بنا برین بلندترین محدت و علی ترین شفقت و رضا مندی خودم را بحضور شما عرض میکنم. و امروز در نقطه نظرم اولین شخصیکه خدمت درجه اعلی درین معانی --- page 152 --- (۴۵) ان شماره (۱۳۸) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه اسطان نموده بمدت جناب شما تیدالهی در تهیت بدر بار خداوند نیز اول باشید. فعالیت و جراری و کارکنی و بیدار مغزی که از شما دیده ام مرا از حد و اندازه بیشتر از شما خوشنود و خرسند گردانیده است خداوند از شما خوشنود باشد. لهذا شما را بوزارت داخله مقرر داشتم و هم کار ها ی وزارت عدلیه را تا زمان صحت یابی وزیر صاحب عدلیه بحیثیت وکالت بر دوش شما می گذارم و از جراری و فعالیت شما انقدر مطمئنم که کار هر دو وزارت راشعبا بفعالیت شما کمتر میدانم. علاوه بران در وقتیکه خودم از مرکز برای بعضی تفتیشات و خبرگیری برخی امورات با طراف بروم جناب شما وظیفه وکالتم را رسماً ایفا خواهید نمود. نظر بدین صداقت و فعالیت و بیدار مغزی و خدمات تان تبریک نشان المر عالی را به شما میدهم و از اعطای این نشان خدمات شما را پیش تمام منصبداران و اماثل و اقران تان تقدیر و عیان میکنم. بعضی حضرات خیال خواهند کرد که وزیر صاحب داخله سابق چه شد بله عوض میکنم که جنابشان را بخارج به حیثیت وزیر مختار میفرستم و همچنین یکی ببعد دیگر در نظر دارم که تمام وزراء و منصبداران بزرگ نظامی خود را چنانچه محمد نادر خان سپهسالار را فرستاده ام به ممالک متمدن بفرستم تا در انجا رفته دنای مترقی را بچشم سر ملاحظه کرده معلومات خوبی از انها گرفته کار های درست شانرا در مملکت خود اجرا کنند —(۲۱)— نشان المر اعلٰی در مجلسیکه بوزارت حربیه منعقد شده بود یک نشان المر اعلی را برای خانم من نیز تصویب کرده اند زیرا که تا حال انچنین یک زنی در افغانستان دیده نشده است که با عسکر امداد و معاونت در پول و تیمارداری کرده باشد و بچه نقد داده و همی و دلاسائی انها را نموده باشد و یا خبر گیر و تسلی دهی انها را فرموده باشد گویا این اولین زنی است در افغانستان که با اولاد های عسکری خود در عین زمان محاربه ابراز شفقت جانانه نموده و در احوال پرسی و تیمار دار مجروحین و بیماران انها فروگذاشتی ننموده است و همواره از نوازش و خوشنودی من و حالات مرکز انها را اطلاع داده و همچنین فرزندان عسکری او نیز منبر از و شان اظهار ممنونیت و رضا نموده اند و رضا نامه های با مهر و عزایض متعددی را از محاذ های جنگ بنام او فرستاده اند. بنا برین خودم نیز این تصویب وزارت حربیه را منظور کنان یک نشان المر اعلٰی که اولین نشان افغانستان است مادرین مجلس علی برای او میدهم و اعطا آن از طرف حکومیت انا لشاء الله افتخار یست بمیم اکر حتمت بدار خودش مدباید دیگر فرزند عسکری شان خود را میگرفت که ملاحظاتی که مدید عارض شده بود امده نتوانست نمائنده رئیس صاحب شورای قومی و سکر تر شان از طرف شان خانم صاحبه --- page 153 --- شماره (۱۳۸) جلد اول حریده حقیقت کابل دوشنبه ۱۵ اسد عریضه و قول ضا الحرفیه اعلیحضرتا روح و روان ما ، تصدق عزم و همت عالی شما ! تاریخ دنیا روز نهم حوت ۱۲۹۷ هرگز از صفحات رنگین خود فراموش کرده نمیتواند ، که اعلیحضرت شما در همین روز مسعود زائد از پانزده ملیون کافه مم مسلمح مسلمانرا با یک غیرت خدا پسندانه از خدا سارت کفر حیات تازه اسلامیت بخشیده اند بلی ذات شانه شما بود که استقلال پاشان افغانستان را بفضل کردگار خود از دشمن حیلہ و ریہ قوت حاصل نموده این خاک پاک را که محوط و بگرمان شده بود از عالم گمنامی بدنیای ترقی معرفی نمودهیم و ابواب فنون و علوم جدیدہ کار آمدرا برای بهم رسانیدن بسبارت و تعالی افغانستان برای بکشوده ملیون ها کارطوس و ہزارہا تفنگ توپ و عده طياره جات از خارج مسا و موجود نمودند ذات شانه شما بود که بالامات دشکیلات اساسی مملکت را در اکملون نموده امتیاز مجالس مشوره و شوری دولت عنایت فرمودید بلکہ از رعایت رعیت پروری و شفقت خود را باشناخت حقوق انسانیت کاملاً اگاه نمون و ہدایت فرمود. بنای لال مارا بتائی مقامات اساسی آشنا نمودید که نزه ترقیات و تعالی معارف و تعلیم تعلم اولاد ما بی ذکور و اناث ما مبذول توجم فرمودید و این نزدیک ترین راهی است که ما را بمنزل مقصود با میرساند ، علحضرتنا شما بودید که خزینه بیت المال را از دست برد ظالمان حق ناشناس بیک عزم صادق محفظ نموده نگذاشتید که بیجا صرف یا تلف شود. و مخازن برای کار های بزرگ و اہم سلطنت و حکومت تشبون با بخواص اهل دول تش را بمخارج معینه فرموده روا د ار شدید ، که برای اشخاص نااہل بلحاظ و خاطر کارهای بزرگ و اهم حکومت داده شود . و این اولین واسطه و ذريعه ترقیات یک قوم یا ملت یک مملکت اقامت شده است. ای داناترین فرد اولین ما افغا نیان ! ذات خجسته صفات شما بود کہ نار مشتعل جہل و علم ما که از دست دشمنان دین و ترقی ما به تحریک شیخان ترسا ویران گمراه اشتعال یافته بود ، بکمال علم و حلم خود اطفا و مہمتالت فرمودید ویک زمان تا زک فرمان دہی قشون و ریاست کل ارکان حرت محاذ را بنفس نفیس خودتان اداره نمود پلان های حربی شما بود که شصد عسکر بمقابل ده هزار لشکر اشرار جہال در موضع لوگر و منظم و منصور شد، کوتل پیره خود بخود باز گردیده، برای قشون کردیز، ارگون، خوست، چگنی، بجا دروزه جبت افزار نمودہ با یک پروکرام نشان راه درست --- page 154 --- (۴۷) شمارة (۱۳۸) جلد اول حبل المتین حقیقت کابل دوشنبه (۱۵) سرطان داده وقتاً فوقتاً تجهیرات ملک وطن عزیز ماکرده اید. ولوازمات عسکری را با عدهٔ افغانستان و افغانیان عساکر در باین سر ترقی فرمودید بر وجود مسعود شما می نازد و مفاخرت بلی! تدابیر صائب و صحیح انحضرت میورزد و تحسینها میگوید. شما بود که در اقوام متحده مبتلاء حقیقةً نشانهای ذیشان و بمال تفرقه انداخته سرکردگان اعلای دینی ودنیوی مکمل است شان دستگیر و اسیر و یکدیگر را و مرح شایان سینهٔ ترقی خواه خود هر کدام حسب درجات معارف پرور اعلیحضرت شماتت مجازات شدند. وشما لایق استرد و بس – این فدائیان آیاکس ازین انکار کرده میتواند ذات شاهانه هیچیک فداکاری آیا این با مبالغه است؟ و خدمتی نکرده ایم، که امروز بمقابل نی، نی! و الله! نی!! ضمیر خویش در محاکمه وجدانی بمخ اینصدق است وراست برای ستطمی این نشان بانی ایوان کا اب ایم و حقیقت دارد که پشمهای بلی کوشش نمودیم که تنها ادای خود ملاحظه میکنیم و بصداً بلند دیدم فریضة ایفا وظیفه خود با را صدقات و سکوی نیهات آن چند انکه بستان راستی کرده باشیم و عوض ایفا وظیفه امی باعث افتخار و سرافرازی ما خود با اینقدر شناسایها و الطاف و افغانیان شمائید که این نواز شهر شاهانه و از بان شکران ماهم از اظهار آن عاجز وللال است. خدمات بزرگ شاندار را برا ممکن نیست که احساسا قلبی خودرابا دای این وسیله انتخاب همایونی اظهار کرده وانیم ملطت صاوقه خود، برای امینی که داری شکر خود کر دیاس وقت ترین هم ما از ان دوران امان است --- page 155 --- ( ۲۸ ) شماره ۱۳۹ جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۱۷ سنبله لضرتیکہ مکاتبات سگان عزیز یکر مسحافاتشان که تمام عوارض شکریه را انصرافی را در موقع نائل شدن بمکافات خدمات شان بحضور علیحضرت معظم غازی مان بعرض رسانیده بودند۔ درج صفحات جریده خود همی نمودیم ولی مسئله ما را مانع از انتشار ان عوارض عقیدتمندانه گردید (۱) این عریضه را که جناب عبدالعزیز خان وکیل از طرف وزارت حربیه و تمام روسای تنظیمیه و سائر صاحب منصبان عسکری قرأت فرموده درین مورد کافی شمرده شد و درحقیقت هم الاهم اظهارات اخلاصه دانه و بیانات عقیدتمندانه حضراتیکه بمکافات نایلا یافته بودند، بدارسته میشود (۲) اگر بالعرض والتقدیر با ماند راج تمام آن عرایض التماسات و حساسات حضراتیکه دران بود مسطور نموم یو ست عطف نگاہ قار حقیقت نگاه خوانین در مود طوالت کلام کہ سمع ملالت ناظرین میلا می گردید ع مثنوی هفتاد و من میشود م ۔ د ] نطق رفقا نانا از الفاظ جریزه اور و کلمات میمنت لزوم و بیانات محبت امیزانه که شما اولاد پاکیزم عسکر میں کا ہر فرمودید، اظهار ممنونیت میکنم خداوند شا مهد است که حیات خود را زندگی خود را جاہ مال خود فدای ترقیات و تعالی افغانستان شمالیست نموده ام ( وكفى بالله شهیدا ) که هر ابا آه میبود شاهر همه بارا، از قمدانی ندارد چیز د یگر از لطف خدا وند دهمت شما بخاطر هم درین مدت برای افغانستان حاصل شده و شما همه انرا برین چشم خود می بستم گفته نمیتوانم که این چیز ها را من و شما کرده ایم نی ! بلکه لطف او مرحمت خدا بود که ما را چیز با موفق آمده ایم اگر چه میدانم که مانداً بآن البته افغانستان دیگری فدائی پیدا نخواهد کرد چرا که محبت و دوستی افغانستان چنان بدل من جاگرفته است که نمیدانم خود را عاشق او بگویم ، فدائی او بگویم، چه بگویم لفظی ندارم که بدان تعبیر آن خیالات و حساسات خودم را که نسبت بسرسبزی آزادی افغانستان و اراضی شما ملت افغان دارم، نمایم ۔ امروز باید که خودم تنها فدائی و عاشق وطن مقدس باشم زیرا که درین معرض ملکت باشخاص فدائی و مستیدا یی ترقی و تعالی خود از حد زیاده محتاج است واحدی را درین فرصت چنین سراغ ندارم که بار من عشق ترقی و محبت تعالی وطن ترا بخاطر بہ پروراند۔ البتہ در آتیہ وطن عزیز ما بسیار اشخاص فدائی و عاشق پیدا خواهد کرد اما در ان فرصت ( خدا نخواسته) امان الله نخواهد بود ۔ من حیات خود فدایی شما ملت و دین و دولت کرده ام و آرزو دارم که شما ملت افغانستان بیک پایه بلندترین ترقیات برسید تا درد نیا و آخرت باعث سمرخ روئی و سر فراز من باشد۔ این مکافاتیکه امرو زناسل شد یاری هدیت جملہ شما عرض تبریک میکنم، بین طوریکه در مجازات و عای مطیع، و نماند آنرا نمو دیم ، تمان طور امروز با عسکر عزیز ایجان --- page 156 --- (۲۹) شماره (۱۳و۱) جلد اول جریده حقيقت کابل باز شد. ما در این طور یک روزی که بمانشان فرصت را غنیمت ندانند نداد که برگشتن و سوختاندن و تباه نمودن اگرچه میدانم الحمدلله عسکر یک قوم خود مکافات بد میدهد و نشانها دلیرم شجاع و دلاوراند. و گاهی از بشما نقل بموال شده است که شما چند قوم جنها خودها را برای همه گونه پیش آمد لقد گله اگرچه این نشان بدین عرض پس نفرسند و همیشه ما غری فراموش سکوت جنوبی را گوشمالی داده يمی نگردند. ملکه این مکافات محض بواسطه طرفداری کسانیکه در مقابله حکومت و علم و عرفان و دور کردن ریشهائی ناموس با وعزت ما و برای نادانی و جهل خانه ویران خدمت خرابی وطن ما دست درازی شما بقدام گردیده است. کند. من و عسکر دلیرم حاضر یم این معامله سمت جنوبی گویا که دست خیانت ساز مقطوع مقابله بین یک دو خیال موهوم و علوم ساخته و خارهای خیانت جهل بود لکن آن بدبختان خود را شانرا ازین وطن گلزار خود بکشیم. تباه کردند و اکنون پشیمان شده اند من و عسکر م حاضر هستیم از خدا و ند آرزو دارم که ملت که مثل این ملعونها اگر چهار ما را بدرجه بلند معارف برساند تا فرد دیگر مانند مانند سگ در فیض علوم و فنون و تلقین مکتب اوشانرا پس پا سازیم. یاد بگیر برادران و پسران وطنی خود بعضی خیال خواهند کرد که این محبت کنند و گاهی یک قوم سخن را از غرور میگو بدنی ! خداوندا و قبیله برخلاف دیگری با فشاری با ماست و امید داریم که از و مقاومت نکنند و بالعکس در ضمانت لطف خدا وند بر همه خرابهای دین و وطن و ناموس خود از خدا خود کامیاب شویم. چنانچه در خواستیم که سخت میجنگند و تازیدان موقعیکه یک باد سخت طوفانی قطره آخرین خون بمقابله آنها بدنیا جاری بود ایزد پاک ماند با فشار می کنند (اشداء یک چراغ روشن این مملکت عزیزم علی الکفار رحماء بینهم ما را بر افروخت و از لطف و شما عسکر خیال نکنید که ما چند کرمت خویش او را از هرسی ملعون را پس پا نمودیم اکنون باید حوادث محفوظ داشت . استراحت کنیم بانی باید همه هوشیار آرزوهای با گزنه به سر و بیدار باشیم تا دشمنان دین افغانستان و شما ملت عزیز م --- page 157 --- (۴) شماره (۱۳۹) جلد اول سراج الاخبار کابل ۳ مارشند ۱۹۱۲ بدل می پرورانم در شبانروز به معاونت خداوند بیه منت اجراء شدنی است اگر من (خدا حافظ) مُرد و تا آن زمان که وطنم گل و گلزار شود نماندم ممکن است که دیگراے پیدا شده در نتیجه مفت این خیالات من بکو شد بنا بران این طور تفکر تکلیف که باید نشسته آسایش کنیم و راحت نمائیم بی امر قدر آسایش کردید بمانند به زحمات (خدا نخواسته) مبتلا شده میروید. باقی برای شما ذوات محترم تکلیف حقیقت: درین اظهارات ادعیه فوق از صمیم دل با اعلیحضرت معظم غازی خود هم نواله ده اند در کا؟ ایزد متعال خواسار است که ملت ما را به انوا؟ الوداع نه حظے دید و نه دل قوت وداع یکے ست مسافر تو بکی پیش رفته بسپاریم خدا با شما گویم که مدت مدته اعدالله فرش اجلاد صبح نماز جای اطلاعات درست بمرکز خانه بعد بدریا اند با پل خوض در بحر خبرهای دلجسب مر تبات زمان اخبار مقاله بلقلم و جبال سمت سنبولی بنظر د نائی گرام درین مدت یکسال رسانیدیم - و یا در حق تقریب و تراکم مشکلات متعدد بادی و معنوی هیچ کس کے و تعطیلی از طرف من در انتشار این اخبار که در هر هفته سه با را شاعت داشت. بوقوع ندائی. اکنون که بخاطر صحت حیوانی الحاحم یافت و ہم این نکارنده از خود و غلطی علیحده قاهر، بالفعل نمیتواند که فرید برین از عهده این در کار مهم تن تنها بر آید لهٰذا از ناظرین با تمکین خود وداع کزان کثرت معذرت اخلاقیہ خود عادل مقدرت میکند در خاتمه از همدردیها انسانیت کارانه جنا عبد العزیز خان مدیر واحد که در زمان وکالت تولیش از زارت مر بپوشانموده اند وله هم دستی دساینت (س) د یس سجاها خان آقا خوشنویس و دیگر کاپی نویسان مطبوچیان اداره حقیقت که شبانروزی ما را نور سر خود نکارنده در قمی ورزیده اند اظهار تشکر نموده بپه خانجانی این در شحصت جان تن نرسود را به تهجد ان کی باغ حشر میکند طافت جهان تلاقات میهمان گذشت ما تے مجھے شد از خداوند صحت و عافیت شما را میخواهم و بید حفظ و خدا می سپارم. علم و عرفا متجلی گردانید تا مژ ماه برین بکا عمار نیتند اواز عظیمت و بخره خود ظلوم آزار خود عرض تا مین سقا را نخرد دو چیه ایکرداند؟ دو با رامن عالت سلام و اکرا را منفعت و حسن و هزار سلام و القان با تماما كنے عذابی ادا میر تصمی و سجد در حقد جوش و خروش و علیجان بار بر علیه خود شرف و ترقی زیاده زیاد در داشته اند؟ خدا حافظ هر چند خطاران پشیمان رفتیم نا برده بار چید کاران بهر جهان رفتیم شرمنده و خسته تار آهیا؟ به خونابه خجالت پیدا است خدایا میہمانان رفته خدا آنکه زیر سخن در کمر به مدل کراما ترش سفت زیر کا شرق الا بانی بینایی جنایته تشم بسوزنده مقالات --- page 158 --- [BLANK PAGE] --- page 159 --- ۱۴ شماع وداعیه حقیقت ادای فرض وجدانی نموده دلش زار است از داغ جدائی وداع گرمست یکبار مهجان سوز وداع از قارئین با بصیرت وداع دار و وداع دوستانه گرفتار است بر کار بزرگی نگارش میدهد نیکو کتابی ندارد وقت دیگر در نه با تو وداع باد از توای لوح تقتر وداع باد از رنگ کاغذ تو نباشد این وداع الاضرورت وداعش کی بود از سر فروشی عزیزان یاد آرید آنزمانرا کنون مین میروم وقت شموش قلم درش نگو حرف جدائی شب روزش همه مصروف در کار مبادا کس بدین ماتم گرفتار وداع گوید ز تو خسر و بناچار وداع از شاعران ج بیت اشعار زتوای حاصل عرش میگبار بخدمتگاری شاه جهاندار ز کارستان با این شاه علمدار گرفتار است اور ان دل ای یار وداع باد از قلمهای نو دلدار وداع از کاتبانتهای فادار ضرورت چون بود با تو شود یار فروشد سر بهر وقتی شود کار که در یکهفته میدیدیم سه بار وداع باد از شما یاران تکرار بهجران سایه خسرو ر چار ناچار --- page 160 --- [BLANK PAGE] --- page 161 --- [BLANK PAGE] --- page 162 --- شماره ۶ جلد اول جریدهٔ قشقت کابل چهار شنبه ۱۸ سنبله واخراج بسیار نظم افغانی در نقاط لازمه سمت جنوبی موجودی خوست و اطراف و نواحی بوکر و ارغون با قاعده کار آگاه بردل افغا مفومست و تا حال در عموم مصادمه و مقابله با اشرار کامیا موفق و برگشته نبود که آن لایحه که موسس این هنگامه در ابتدا اوسی بودند تا مانده متصلدر بزرگ افواج افغان آقاشاه ولیخان در مقام بوگر د جمع گشته در زمینه معافی خواهی و معذرت طلبی و مصالحت گفت و شنید دارند. از ین رو ممکن است بسیار زود تفاوت حاضر مرفوع و وقوع خوابدرت. زمزمه مصالحہ اشرار با حکومت افغان طور که از مضامین و نوشته ها و نوشته امرا بر میاید مامورین دافغان کرام یکصد که موسس این همه کارنامه که از اسرار آقا شاه ولیخان وخان علاء الدین و حضرت صاحب شور بازار ملا عبدالحق و دیگر علمای اعلام ملا شیر زمان ملک چہ وغیرہ کا قطع و بند و صعت طلبہ خوانا معافی وخون معذور چہت استحفظ خانه ها. عسکر مانگول نخورده این هزار مذکور دارد در رفت خود سوا ومحتاج بو خود مولوی بران مرچکا حکومت بر معالعه می بار عت دوست با در اندامش کرده بودند اگر منظور وقت در کند و اهل حشا از آن نذکرمی در سهرک عمل یا مد مد شده و معلوم میگردد که این خبراز با گفتار با سوای خویش میخوانید که باز مطا غلط حکومت از این موضع پایان کلوخ را که دارد از آب گذرد زیرا در قبه حاطه و حال انور عاقبت اندیش حکومت با این مغالطه در نیاوی وقوع شایعها دیگر فرصت را گمان بر علیه حکومت غزل دولت نمود ها شهدت کار آثار محا مشعل به پوشانند مگر خانگر و صورت رجال رتق و فتق حکومت بنمونه ها یتیکه غرره از تاور بیاورد بر تا این فرزندان جاہل فعالان مصانته و بعدا تا حال تعمیم نظام امن محصل فقر برا عموم دست به ازین خطر اندگشاید که در این با مکرون بخوبی اسلامیت خواہند آمد ہمین ملکه شیر انه افغان باز دیگر و سیله شان برای پیروز ترمین حکمی نخواهد شد که بچکرد مقاصد درست نیاید مقالے رعایت آنها مو صد و شهراه از محول مواد مو و شهراه زمین صلح خواه سند طوریکه تعلیم بچه احمد خا نجف است آسا بهمه از اثر مسع خود این جمعیت باز در متمنی بود. و دیگر آن ز مرها که در اهم آورد میگونه سبیلا خونی و کفور حکومت افغان آلود به این شرار بود در منطقه آید و نمیباند که دیگمان اعطا بر محل سبت خود افغاد چرخویس نماینکه و عدم تجاوز عساکر افغانیه را بر طایفه حاصل اشرار تا چند روز یکه در اجرا مذاکرات بانمود اند و یر خوان با او و خونریزی و جیا و گرینی نماشی که شیلر بر علیه حکومت وقت این اند نموده اند بحال خویش ندامه مرعوب خجالت زده و ابوتر مصوری گردید اند که باد از شفاعت و حوصله افزا و ضمانت علما و بی وفا کا سادات بگر مطمی خاطر جمع از تجاوز حکومت انتقام سطوت آنها را دیگر یکدست از جهال و نابخردانا شکاته بحمایت مدیریتی مذکورا علما و مولویٹس بمقابل حکومت برخوسته بودند تا حال بناء و ارشان حکومت افغانیه شان آن مسایل بخوف فساد که بروز از طرف مرجوع عنه ور نظاما امانیه داخل شد موجب اینکه هیچگاه اصاب اندیشی نکشند بود بر طبق مسایل بعضی قوم منظور و قرار آتی اند با قدمت و رکنی که اصلاحها و تعدیلا نیکه علمای اعلام و فضلای کر عمان با در نظاما نموده اند و دستور اصلاحات را منظور اعلم با بسیار طولی شورا باز خوش خط که جتا با مضاء مهر علمای و فضلای افغانستا در روی مرید بود و بازار ها معلق و مشهور در تمام ولایا وحکومتی باختی جر خوب بیگران نشریه آن جاهل را دانانده و فهمانیده است. بران که مکيد الصلية حت این جواین هرانه مقتدار حکومت امیر شتر بر مرداء آنها خود کرد. مکنت او ختانیه و تا حال قبول بنظر می افتاد ازین رو نیها حکومت مسائل و دو مقر و شانز که بعمل وحال آرتا یگانه نقطه نظر معتقد خانه سجوانی محمود افعول فرمود در عدم تجاوز عسکر بر علیه ا نیا الا ن که روسانه انها خواهش نموده اند (۲) فرستاد یک جمعیت از علمای اعلام سر تحققه کرام را از مرکز جهت دل بر و حوصله افزا اشرار مایوس مد و تحقیر خفی جهال از اصلاحاتی که عموم علما در نظاما دولتی نموده اند. افغانی ها حقیقت گوین؟ وای بادرین موضوع اگربہ اطراف نا آنها سخطا بیارش امر و هوا باند همان کلای که در کتابت کرد و نمازه (۷) صد مستور عموما حکم کرونی خدا که صلاحیت و افضلیت و جهاله تخطهم و آگاهان را افراطی اندام --- page 163 --- شماره (۱۳) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل چهارشنبه ۸ سنبله آن مرد یرا که دین و دست خود را بخون هموطنان خود و کسانیکه بیگناه اخراج داده بعوض آن ای وایاتی بعضی حصص شریعت غرا بتوضیح ال ومقال آلوده است و با خانه یکی از شعبه مظلوم حکومت بواسطه نغایت سرفه و قیاس نمودیم تا در آتیه چگونه شبهه خاطر سلامت ظاهرت آقایانی نماند علاوه خود ازین در ستما کشتی خویش تا یک لنگه ما رعایای تاریخی را برای خود برا ما خادم دین و بشر شریف عموم برادران دینی و سجا با مطیع حکم پر آن فرد گر حاصل کرده با و عمر را با مین غده و جفا و نقصان نموده است امره که در آتیه بر ضده حکومت انتظام یافته و وقایع که حقیقت ثانیه با و مصالحه کنند زیرا که آخر الحیف و این هم باید بگویم یا اغراض شخصیه خویشتن لذات دیا با تحریک ظلمات کند اولی الاغا زا می انطور ظالمستم و طبعاً صلاحیت پند و ملت دوست بستم در در جز آجر گونه مجازات از حبس و ضرب لغی مالی اعلاء شرعاً مدون است صور تیکه حکومت متبوعه ما از یک قوم با چند قبائل مطمئن با در آتیه و مختار نه تنها با عمال که عموم شرکای ملو به چرگ برانگی وقتی قابل من که تو ید و قا کشتی خدستگزار می تبنا اعتبار نموده است هم داند لا بل در فقرا خائینین که در تاریخ خیانا شان فوق ما افغانها که میکنند از دگرگونی آنها را براه صلاحیت و هدایت نزدیکتر میگردد پس زیباتر ازین فداکاری حاضر و اما ده بویم و حاضر دستیز و میباشیم و نیکو ترازین طریقه دیگر چه خواهد بود که آنها را بند بجه تحقیقات لازمه با وجود آن اگر کسی آپابی دانسته یا شد مخفی با با واسطه و کلا موائی که در و ارشاد ضرو ریه بزا راست بیآورد و به ا ثبات پیادا را طراهم کتمان شورای دولت است مانع اشتد یا خود را بنمایند در امور شرعیه مجمع از طرف حکومت بانیشان باز حمی دستی دید. نوع شکایت شبهه ناطر نماند مسائل مفتی به اصلاحاً علما گوید جرگه در نظام اگر چه این اعلا یک تعداد کثیر (۱) تعزیر بالمال موقوف شد ۲ تعیین جزا مجروح قبل از وقوع دا عینا بامضا هر اتمام علما افغانستا چنانچه نو سمیم در چود اکله شبهای ۳۰ نکاح صغیره جایز است ۴ تعظیم سوار در نماز بواسطه نمود باز بهمانطر یقه بوقوع که صورت اجمالی آن در جریده نظاما تبذیر بلاف تحقی آقام محرم شابه عملیات ۵۰ حکم قاضی چه در حق آشنا یا دوست صدمه تبعه ساز امترین بودن همذا تلخیر میکنم چون اراده ایزدی در حدود و حقوق ولو از حتم را حقوق ام از غر مستند قول مشهور بنگهداشت حجه مملکت از حمله دشمنان داخلق در و خارجی زنه تا بالفساد من است و عمل سابق بعد از کار صحیح است و بعضی الفات بر این ملک در ولا د شرعت پرورگر را از افراد دگر د دولت مخفی نامبرد نا شایسته و صلاح و تو به ۸ در محاکم مامورین قاضی مفتی میتواند ایل مقدر و در شیا مکند کما یس میکر درا با واسطه فضل کامل و حکم معا ۹ انتخاب دو مورخ قوق به الیه است ) (۱۰) تحصیل و استق مکلفش را باوج رفعت سرما یجا بود افغانسا از عنایت ایزدی السله دول غیر مسلم بر کفر و ثرو دفع احتیاج جائز بشرطیکه در عقائد منافی در حالت معا و اشتیا شرعت پرور اعظم خیر تامین و دیانتش با نکند و قبلا از صحه عقیده در نیاز خارج شد ضن ۱۱ به حصول همین صد محمل عالی ماه او هرگز از علما، سادات، مشایخ، محکم انتساب آبا مغفور بنهى عن المنکر جاری شد ۱۲ ضرابخانی در پد روسا تمام افغانستان بعرض فی و تعالی و ادخاری احالتا و ضمنا خراب دولت مملکت اسلامی احداث باینز در رس ۱۳۶ در شاه داکب بریم برای تحقیق و تدقیق و تطبیق احکام عص آ با محاسما علی شرعی مدرب آن عهسم تنظیم مها ونون مساجد بل تجو از روایات کتب الفضا عهد مقاصد خفی منعقد گردید . آن مسائل مندر شرعیکه داخل نظاما اهتما و اجرا آن اسنا افتنا میشود ۱۴ آزادی در عقائد در دین افغانه شد بود تمام آنها را افاد این مجلس محتوم دیدید و در نصات مقبل بو دو نباشتند من آشنه ما لغطه آلا لا کره اسکا نوشت ۱۵ در اقرار دادند با حتما قبیله تر میان پایان بیکجا شیشند و رقص تمام روح عقاق مقاصد دولت آزادی حقوق شخصی میباشد نه در امو ر ینی و مذهبی مستیا و تمنا اظمها را نمودیم که عموم مقاصد دولت پر ما عرش نیف محمد به دستت بو نضج میطل و استاد و میشود د او تر در قانون تعطیل حقوق شری معه کمالیست برضی آن روزه احدی را که در قضا یا داخلی از انواع کرونده شدو بود محوث که اکثری متعلق که فریقین کو مست داخل نظاما می افغان میر اند ماه باینجا کو ید جو از نظا ما دولت سرایا ۱۶ تعلق یک نظامی دیاتثث و رایحه بصدق شروط مستو دور راپورت محجبه یک مکتوب بی امضاء در دفتر جریده رسیده که در آن نوشته اند که فلان ملا صاحب پیش شما گفته بود که در فلان جای یک دختری را به هشتاد هزار روپیه دادند البته این مسئله اگر راست باشد در شریعت حرام و در قانون دولت هم منع است اما چونکه نام خود را پوشیده اید بنا بر آن برای تسلی خاطر شما باید بگویم که در آینده هیچ وقت مکتوب بی نام را در جریده درج نمیکنیم و نه قابل اعتبار میشماریم امید است که در آینده نام خود را ظاهر سازید تا در جریده درج شود --- page 164 --- با بدان بد باش با نیکان نکو جای گل گل باش جای خار خار از طبع روانی برادر محمد اکبر خان افغان نامه‌نگار ای حقیقت ساز با اهل کار وی افکار خطای تو خطا این بختا بوندیم زانرو کاین بدان رخ برزیگر چشم دارم از تو ای روشن خیال تا که ساز این دم همکجا استوار نیت پیمان شان نی بایشان دار عهد استوار در حضور غازی فیروزبخت آن امان الله مینا مدا بان گراین گین با این دغل مکروکید بر انسان بخت بد پادشاه هوشمند هوشیار وی وجود باعث هر افتخار عدل یغما رسل گیرند پیش دوستی شاولث در اضمحلال اینکه افغان از تو جان تازه یافت گلشن سرخ از تو اندر شطا هر چشم خویش میبن اینچنان اخوت یاری شاندار تر عفو جان بخش تو ای بنده‌ای آتش قهر بلای روزگار روز اندم عهد شانگر این زنهار ده بد شان بیا در شمع بزم مردم افغان تو عکس ذلت ترا پروانه وار مردم بد را مپرهیز عاذیا تا نگیرد خاطر خوبان غبار میکند از شوق دایم اضطرار هر رکاب پهن یک شهریار دیو با مردم نیامیز میرس بل پس از مرغیادیار است دوستانت شاد بادا دایما دشمنانت سرنگون افکار نیکخواهانرا باحشاشا دین تا کنند یارند در خلد و جا چند باشد با صفا عمل برد خابارانباخوشگوار ایکه ندر حد اسلام تو دار هر دم جبهه سوزی دیار دوستانرا رحم و در خور است برگزین دشمن دار ای هوشیار مرمز از عطا آخر قاصر در دآجر ترا پرورده نیست گر کنی اغماض از فعل بدان می بسوزد عالم و پرهیزگار لیک کدر رکابت مدتی خون خود را می برد زنهار زار با بدان بد باش با نیکان نکو جای گل گل باش و جای خار خار نشکند عهد تو آلا سنگدل نشود قول الا نجاد شدنی صلح گر خواهد بکن آهنگ جنگ دست تا شمشیر بر مدار چون نبارد بجز وصفت میکند اندرد عا همت کشف چون به بیند ضیغمی در تیره تیر کی شوند اندر بغاوت برپا تیغ تو بر انفرق دشمنان باد یار تخت بخت مصطفی اوراد در کند تحریک دشمن را عمل میشوند از شر احمد در کنار سرو اقبال تو پاینده باد قدرترا کی طپند کدی در غم و اندوه دایم کژدما دشمنت میگشت حیران را --- page 165 --- شرح اشتراک تفصيل مقامات قیمت برویۂ کابل ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنۂ کابل ۵ ۹ داخلۂ افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفرا ۱۱ ۲۰ شائر اتمامات شرعیہ از سادات و علماء و طلبہ مفت: برآیات نگاراں بیخباں مالی معادله: اخبار ہنگو و شرقی دیگر کتبخانه ها عضو از هر کس و همه جا ۲ سہ شنبہ ۱۳۰۳ قواعد و ضوابط این اخبار بغير از ایام تعطیل در کابل یکمرتبہ طبع و نشر میشود و بدیگر مقامات در ہر پوست منتظماً ارسال میگردد. امور تحریر به نگارنده حقیقیت ارسال و مقالات واصله در اداره مانده جریدہ مندرج و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است. اشتراک بتوسط خزانۂ دولتی و عضو نقد آن جا قبلا دریافت میشود. معاش ہر شأن این کمپنی جلد اول | کابل شنبه (۲۱) سنبله ۱۳۰۳ شمسی ابن (۱۴) صفر المظفر ۱۳۴۳ قمر | شماره (۱۴) حیثیت عموم ملت افغان نسبت ببقا و موجودیت بخیری ارزو دکوسنطو بعادت شود پس میم مستمندی کرانتر سه گرفته حیرت سه شیوه روز بد بکر من ناکس درین موقع صور صبوته سرامیکند و هر دوست تراز میدر وزش پر چشم بد چشمه آفتاب را در کتاب درین مورد کلمه جنبانی و خامه فرسائی نماید. این دو این دھی راست خواهی برار چشم جهان به کور شو که آفتاب سیاه کسی حیثیت یکفر افغان خواهد سند که در آنزمانه از اصلی که حقایق بلی انچھہ باعث دایکا حدث تو آنجا ایکر مذکور حضہ اعلا براغیله کردین ونزد مدارا حیف و حناء لقد انگرزان قمر فطر نمود چیزیکه در فالاآآ و تا بود ساختن این برادر نا نادان پل باشعور و شریف و غیور ند که ووطن خواهان تحفہ نماید - مید ہد و مقاصد سراہانہ اسعار شانه که حواله نفوذ بر شانہای ملت بعضی چنانو هم داده در صفحه فکر افغانان مخدوش بامتحان است بدین لطایف الحیل خود جو استانه که بیا! چونکند دیگر پایه غضب منظره اینده بر پیش مهانة دجلائیکہ طبعاً بمراتب دقت و قونا نا انتجه که ایات عطابه کران تزو یا میگویم : بی برائت غیر میکردیم؟ ماند صندلی چه خواهند کرد؟ مقابله و مقاتله کردن با یکی از دولی شرکه در دین و آئین در پیات واقعا از پیش ہم دو را نه حقیقت دو را به قابرین تصویات وطنی و شرف آداب ، رسوم و رفتار و کردار بالاخره در تمام عمر است که شفقت و مرحمت و الطاف حکومت ذہبی سند و کلیات با ہم دیگر مغایر ند بسیار سهل است و آسان. البته معا باکانت بعموما در اوقت خود وارد داید او بنجمد دست حتی کردن یک کشادگی عاقبت اندیش در بر این موانعصا ر مینا بلدی چندشی انرا ندارد لغت خود ضایع کند. در رے درد از نیت شریہ که غبار انرجیم و گوش سرد سینه و بازو و مده ، و دیگر عروق و شرایین بل خود برا بد کور کورانہ عمل بر ضعف جنون علام اند یا میکند و جوارح ادلت ، بطوریکه آرزو دارد که با نوابت در راست اید کنند چوا کہ پرده تعصب کشی خاطر نص پر دسی چنان آسان کند بچند مشکل و صعب است. البته در وقتیکه فضاله قطع و حواله --- page 166 --- (۲) شماره (۳۴) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۲۱) سنبله ۱۲ اورا قسمیکه یگانه آمال و آرزوی دشمنان است ، بکند اجرا این مسئله برای یک حکومت مقتدر با سلطه مانند حکومت حاضره افغانستان ثانی! بلکه برای یک جمعیت اسلامیت پرست مطلق افغان نغزی بار سهل است و آسان! لکن چون حکومت ما بتمام معنی حادث محفوظ از شر طالبی و آسودگی عموم ملت افغانست، در مخصوصا برای این ملت جاهل مستضعف گروه است همیشه لخت تعب و رنجور بدون از رفاه و بهبود ملت حکومت کار و خدمتی نمیکند، و گاهی آرزو ندارد که ملتش پریشان و برباد شود چنانچه با دوام هم که در همین موضوع بغاوت سمت جنوبی روزی کا با ورثا ایانت آشنا و ملت دوست وطن خواه ما بزبان حقیقت نخونین میفرمودند که مرکز آرزو ندارم که باین یک عضو ملت خود ، که بر تحری دشمنان سلام از جهالت خودشان امروز با حکومت خود مقابله داند نقصانی عائد شود جرا یک مقلا میت در اعضای حسیه جامعه با داری اگر جدانخواسته هم پریشان شمر باشد البته که دولت بر معالجه مرش متوجہ و قتی که مجال از امتناع این مرار متجاوز دید این بنوا خود ما فاح کردیم اینک نظر با هم ر است شکل پر در سرشان جنگل معلوم میداریم : سے ظاهر پرستہنا و ہو بدارن با دائما همواره در شہر ہا و جود داشته بها دکوته با دشته از تواسجود سر اکراین علی العموم عار بوده زشت زنان جامه جهالت و غباوت انرا کله با صغر و مجنون بسته با نادانی و خیره شدا لرت و عصا بوده و سیماه حتی جعلی و نادانی مردما نا ده کرد جنگان با طلاقه مشین و سعت گوشه دار کلمات حویثی تحریف آمیز ، که هزاران در مور و جهالت و ادعاء مقدمانه حتی مولنا روح قدس سره میفرماید است ل در مروه و سر فر را احمق کند بی عقل ترابی نور و شریق کند. هرگز قارئین گرام باندیشد گداشته باشد که از فلان گود باند فلان شگل یک عالم فاضل ویکہ شخص مقام کامل ظهور کرده است، بلکه همیشه فنه جویہا ۔ بغاوت ہا۔ وقت نگیریهای سرکشی ہا جاهلی ما از همین طوائف جنگل نشین باد یه گرد دید و شنیده میشود. ازینجا ست که علامه صفی الدین مصنف کنز که علماء افغانستار بصفت اکیا میگویند اکفرد علم مانتی در در ماه کلمات تقطاخونه میفرماید که والْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَعَزَّ الْعِلْمَ فِي الْأَوْصَيَا يعنى ستایش دنیایش مرفدا را که عزت و داده است علم را در سر طوطین این باب از طوله امکلات درین مور د سطر و سمت میں انزمین تجمله با خباله و شبهه ممرمون است معلوم و مفهوم میگردد که عمامه شم که کراکر مهمو امصار مرجع جا و ملجا ہر اشخاص عالم نما و فضلای جنگلها د کو تها بند و باشرف ترانده بعد ازین تمهید سرش ما ناظر گرام خود میدها و افکار خود شا را نسبت با آدو نفر علم سو جنگل نشین محکم ولولہ عمد و ملا عمر ار شید که برعنه با غبا و سرکرده طاغیا و مسلو میریک شر بنگار میباشند قائد کرد و میتوانند. این بود خطاسردار مانگلین ، اکنون بخوشنیدیم که عنان شغب جفت جا نخواد قت آن ہنگامہ جو ما رو داده چند کلماتی را بر آئبنانیکه تو می ساخت أى بدبختان بی نغوش ! وای جاهلان مخرور بکرو این قدامی نیست که شما برا میں ترقی دین اسلام و ترویج دیع تا زار الانعام انتيما بحال مجامعونا مین میلا وزیر بطه نداشته اید. بلکه ما اسی تم میدانی کا محرابلی یک حت ہے و سلسلہ علم است از ہنگامہ خوانی تو این بی جهت بیشتر در مرصه ما اعظم سرا با ابعاد قیام وزریا اما همان دشمنان اسلام همینه کوشاند که افغان فرصتی را مینه کند و این ملت و اقوام در یز ند که باعث اخلال حالت سلام و پرستان و غر او ا هر بلاده میدانه ام با البته درین موقع معلوم کہ مخافانا در تر بهلاده قطعی قرار لکه بهتر د مانیز فیر بزنید ما منافع رمضانی ایشانرا اعداء حلا مست نود آیا این قطعه ملت مهم ما انقد ابعانشا نیست با که شمائی کہ امرود رعایا بخود را مجهول جہانی شاکر و امین با بی ساخته نه خدیجه ای که نما بات اسلامیت اثنا کار کرد بآواز نقاره و اندیشه حکومت اسلامی که همه وقت ز در گوش و هوش شما نخلن نغما را برگزیدند که حکومت افغانیر او کو شه سر داد بر خلاف شرعرا احمد رو نه باخه گانده و ا دارد. حالانکہ امروز در ہمہ اعداء تار عالم سلام و متادین میمان مبتلا الامام و حکومت حاز حاضرة آیا این از شقاوت و سفلمت دشمان نیست ، که آن با مواد بحق اعطاف جانودا که موقع صنایع این کلمات ہے خو اشیم میخواهند که شما شومیر سرا جنونی که حال مخاربعین مناسب سلطنه ذو الامترا خود میگو مید در ابتدا مظهر پست و قد محرف اخلاط بکامل حله اختلاعاتی دگر پوشانید برا ناو آن شیاطین شما دانندند که هوش بین اهل فرض زده بده بموجب کہ شامل شعیه گشته میشود. امی جا بله و او صاع بو و با دان شمانی که از ابتد ائیش تا الان تا ما بر خواه شاه به د بود و اعماد نمود در هر مجاهدت بهر حکومت مبوعه خولته جهد را دورور و در جج آورد هر اقوام وافر اد جبال خود بیش از پیش شهیدان انشرع خود کر --- page 167 --- (۴۳) سنبله شمارهٔ (۱۴) جلد اول جریدهٔ چقیقت کابل شنبه (۲۱) سنبله نظامیه شما اګر حکومت تان خواهش ضرر رسانی و اذبّت شما را میداشت و اِنا ایاً کابهار و سبر آیا نمیتوانست نمیتواند که در جای نان روشن ملحبا سود در ګرمسرغنه ثجابها لاعم خودس بدون انزحمتی کشی بصل میرسانیدیم آیا انیقدر شکر یک قوه در این سګهان اولین مریش حکومت تا موجود نبود تا که این طائفه از بین جنګلش بسلامید بر میکشت ؟! ! و یا آنها را بؤاسلام آورده طوق طاعت حکومت را بگردن خطایا، محمودشان میکرد، اما باز کلارا میگوشیم که حکومت عادل را از ابتداء این ه جنائود واحد تا الان خواستاران نبود که تا دفعه از مقاصد برسګلان مورد وضع در مباحات و حق ګذاری دمت و مملکت وابسته شما ما بتبا عی از عام خواه ران پنجه را کر مرکز قاصر شد از نظر تا خود حکومت را ستفیه رسانه ها تا واسطه هیچ دین ما از ما این همباری ورستیم به خود غلط بود انجه ما میدا شتیم د به ملکا ایچنی جنکلی با شاید که درین رستګاه سلامت انیز مکاریخنه و افسؤ برخواهی جهانان میان اکرن به دماغ میپرورانید ! این منکلا بنا شقی زمانه میشد ! اما چتان مسلمانی میتد لګیرا میموز زمان مره خود را برخلاف شهرت الو اکنون نیزا میداری منکلیان شما ار این کروه پلید که بر خلاف دخرادار امر میلا به مرد سو تارت بیدار محمدیه شمانماید که خلاف ام اسلام ما قطعی قران شریعت را میکند در نزد به مایه حیرت به شما نمیداستارکه اعلا اسلام ست بنوبه که تا حال ختنه سؤدفتر تالان حواله شتا ذالار شما همه شما یک که امروز در عیله حکومت اسلامیه بس کیر کوردانه بغرض سؤ در یمیلیان به جاهل کو نامد اس آنها بدانش مرام حکومت را فراموش کرد شمانید اسلامیه را به مرد و عرف لا بدنه در این خود جنگ حلال دار بید؟ شاید تفاسیر عالم غرض و واسطه کشی و جو سر بز را میدید ما لآخر نمیدانید که بزانه ز کم امروز ادا فرفطادن و نه از احکام احمدی اطلاعتی دارید و به بعصه حاضرین بیاید ! وانصافکیند ! این جاهلان الحق با که آن کوادبی و جنګلها با حیوانا مطلق زندگانی نموده اند، جوابم به بخواهید که علمای اعلام و فضلای کرامهٔ مسلمانان سطنت قوّهٔ الاسلام افغانشا را از مقررات اسلامیه شان جاعل طلبه اطلاعاتی بهم رسانیده خودشانرا بمرتبه ستاد بوش کند. عمل فرض کرده ما میان شهر خوشه چین خرمن این ی جادان بیداد عملی جهالت قرین خود نمائید قواع شنا سبحان الله !!! ما شا الله !!! به خوانی جه راه دور !!! و چه خیال محال !!! سید میدایدا لکرج خود ګم است که راه شبر کند: امنة عبدالحمید رسید غازیان جوان شجاعت این شکریه افغانان از دمت سفیر ہای افتخار اعلیحرت مزید بر سابق درینونه اخبر سه هزار تن بسلامت خوانان صادق دمت دولت اقامت سمت شمالی مجدداً از طبقات پرادر واقبا کارت عالیجان آقای محمدعلیخان حکمران کلان مالیات سمت شمالی بیک سوق و شعت غرصت دارد مرکز شده بکمال کر مجوشی و تاسؤ کو به دومت اید به رقم فرمایشان العیار عازی رامانده در جه زفرط جرئت و خراعتهمانند مزید بصری ان اطراف متواجی پیر شرف بحرکت اند تا از تفصیلات مساعی با سلامت آقای محمدعلیجان شها و تفری اپرت شمالی وستوز سرفایلی شان بحضور همایونی در کوش را دفوعی را دروار نظار باید کرد: ) ورود نما بیدین است شرق موسه وقید دین امیس مساعی رقم طابعت بصمت شرقی آقای محمدعلی احمدخان شناسای انکی بجد مد ایام مرخصه سر موبر دانه نقوی صبح سرجره ودواته ان حضار ای علیجانی کالا اسلح و منور السمات نظای وارد کابل شده بزودی عازم صوب مقصولون بیامدن علاوه برین آقای مریم حورجانی پشواری پجمعه، آفریدی بگر بار ودیگر طبقاتی مسا شرو شرف بحرکت به پاستیند قائرین قبلا میداند که یک جمع بجهتری آ میدانمان دها مشر کابل بایکده بزرگی از بازار شوی اسلامی توطنی این سمت شرق بر سوق میداند آمدنی میران چرا بهر شوق بکند باید تازی سکی که ارتقون کوشش علی حیات مقدمه ثابت لا زی نفوس مجود هزاران پر شوق دارد مرکه شده اید روزیم قطارات شان زیر صدد سمت و حرکت بکمال شوق و شعفند. نظامیه ای که از رمانم مانه را زولت عیلیه چه نالیا مدیر افغان استانی مطاع نموده ات ها را به شماره حکومت غیور و انتمایی امند سابق زراء میند که جلالآباد و محمد ذکرش بطریق در یه علاوه با سر رفض ایمین و ساره حق اعتراضاتی برا واسطه کالای مدینه دیگه اینه نفزان عید انجای شکمان چست کوتفن طیاره های برفیه بودند. کامیابیانہ با آن طیارات خوانید سید گفته مسطور این شجاعت خی کنه ایه مدعی بید سبت بن طباقاتی جای شک است و همن را با نام دین قدار تا ندیم : سیر تیرا نیم پر خورک است البته و با مخمود أيا أى عسكر افغان که بیدار است و آگاه که تا جان در بدن دارند بجز از حفظ این درگاه نمیدارد غبار هیچ ترد و به سر خود چه یکبار این تن خاکی بهر راهی که افتد خاک خواهد شد پس چرا در راه حق آنرا نیاندازد که تا ابدالآباد بماند نام نیک --- page 168 --- شماره (١٣) جلد اول جریده عقیقه کابل شنبه ٢١ سنبله طیارهای افغانی در جرائد انگلیسی محاضر معظم اینجریده محترم، از صحائف هم عصر انگریزی ما پانیر خبرنشرہ اله آباد در نمبر (١٩٠) خود در نظر است که چند قبل ازین ان هوا پر وانها ئیکه ہمرک طیارۀ افغانی بکابل رفته بودند بآمدن آنجا بمکفر مراقبه گز در قوۂ فضائیه (میدلس) مدعا واپس آمدہ حکایت دلچسپی حفظ و نظر ناخودش که در اینجا دیده است بیان میکنند. این طیار ہا را که حکومت افغانستان خریدار نموده او رنگ رو او را تبدیل داده متعاقباً نقاشی کار با امتیاز می اورا محور و ابو د کمان بعوض آن در اطراف و حواشی ال نقام (الله اکبر) را بخط نہات جلی تحریر داشتند سیل برا طیا ر ہا مزبور از پیشاور روا شد بصباح جمعه (۳۱) جند بکابل رسید در بینجا این طیاره با یک نفر منصبدار قشونی افغان ش محمد عمر خان کریل پر از فیا د است بود. در کابل انتظار این طیار ہا که در هند یکهزار و سر منصبدار را بجریه ایران متنا بهم طیار باز بیع موثر بکابل رسید بود که در عین نزول با هیمان از هوا امین الا امه و باز دیدار انور معاقباً بر ما استوالی خاند درین روز آغاشیر احمد خان رئیس شورا دولت وکیل حمه وزارت قا) نہایت مسرۀ نظر میآمد و خواهش داشت که او لا خودش بر طیاره سوار شود. اما چون سردار عبدالغزیز خان وکیل مهماً وزارت حربيه حضورش بالا شدن طیارہ را فرمودت میں خاں میرل پشک معصو طیا را علانہا دادند چنانچه وکیل مقامه وزارت در طیارہ تاب جا در فضا گشت و کذا بحو امتعاقباً از مال فرمودند در با شد آن، احضر ر میں حکام نیز جائی را تعد به طیارہ دیگر بردار گمان پر ان احداث تماشاجیا نیکہ در زیر بیک شوق زیادر سستادہ بودند بحوکت داد رو مال خویش از بالا سلام گفتند - ذات ہمایون اعلیحضرت غاز نیز متون شرد و صعود پردار این طیاور در موقعیکه یک م غفری از کاشانیان بکمال شوق حاضر بودند بیک روز دیگر ملاحظہ فرمودند. بعد از امتحان الحمص خاله خریداری طیا رہار که در نشور منصور محمد داند و ہوا با زا مزبور را علیمدقة بشرف ملاقات خویش مسرفان بخشیده با نهار حسین گفت و شیند فرمودند که همر طیار ہا از ارسال و ابتیاع این طیارات حق دوستی خودش را ادا کرد واپسی شاه ایران از فرانسیه و فاداری علما و وزیر اعظم وقایع نگار خار پرٹ از طهران مقطراز است که علما ایرانوسط یک را پورتی شاه کی کلاه ایرانرا دعوت برایران دادند وطن جلوس تخت عالی بخت سلطنت دلدہ اند۔ واصل که سردار سپاه (آقای رضا خا) وزیر اعظم نیز بهمین مضموں ۔ بتوسط زبان بری بچتو شانامه سال داشته اند. و همگی ساخرا پادشاہی را بدین مرفوعه داده اند که تو در مملکت تشریف بیا ایستادم مراعات جذبات مکث ملت را بفرما بند۔ بخواب بن عروضداشت با ملحمص شاه ابیانه پیام تلکراف اول در پارس ارسال کنندان فرمود اند یکه صحت مراج و اجم خاک قد شه ذات همایونها نه مساعد وطش از پاریس طاحا که میسند در دانتره عازم دیار خوایش خواہد شد لکن در زمان اقامت خوای در ایام پاریس باند وزارت عظمی ایرانرا آل صبح مملکت بشارع بواسطه تلگراف جسیم ہم رسا از مشوره صوابدید ا مفیدا ضرور بیستفاده ورزد. مادر چه خیالیم فلک در چیست | خانه به اتفاق کندم که حیران آنها شد اند طبی که بنور تجلیات ربقانه تعالی خود می برد یا جدره غرق دنتا میمی ہست۔ ملت ایرانیا رضا خونہ کہ جزئے قشتر و موضع کمالات بکار کلک ملت تکلیہ میکند و درین موقعه عوالف سلام و لمحات عل مشكل تعين مشكل بیجا و شاتونی خوابد دیا انجام خوابد او قامتها روز خویش بجر از رفاه می شود برتر و قد ملت دیا ملی چیزی تحرم میکند و غویسکا رد عباشی داده که تبلگ ایران گشتمی سحن در برپا شاد با موں کی دو دولت بهیج صائم مشرویه که مروہ راحت و رفا با مادر نموده اید و با این معامله کرد. مملکت ایمان اور دید منظر قبولیت مینگر یم دیا علم و شته در یام کر با امانی ناموس چاره بود از دال ویستا قبول بیا یم --- page 169 --- قواعد و ضوابط این اخبار بعلیه ایام تعطیل در کابل یکروز درهفته نشر میشود و بدیگر مقامات در هریات پسته ها ارسال میگردد امور تحریریه بکارند حقیقت ارسال و مقالات واصل و را داعده اند جراید در اندراج و اصلاح و عدم انتشاران ازاد است اشتراک توسط جریده اخی و نقود نقدی از دنیا خالا دریافت (۱۵) ۱۳۰۳ تحقیقت صيقل دلها ١٥ ٨ يك سال اول کابل دوشنبه (۲۳) سنبله ۱۳۰۳ شمشی ۱۵ صفر المظفر ۱۳۴۳ قری شماره ۲۵ ا نقشه چها از محطمه خنوی افریقای شرقی و جنوبی داران به برسه تا برحسب جبر ایا ش بطریق تحریری نسبت زیر داکتری از خواستاری را به ه ایده ای امده در مین ال ار یک مقام را در پر مل به میکند دی رات ن را اطلاعات به اخباری این انتشار پروان بشود. مقياس یک اینج ۱۳۷ کرور ۱۰۰ --- page 170 --- (۳) شماره (۱۵) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲۲ سنه ۱۳ مساعی جمیله مجلس عالی شوری و علماء با دیانت در اول:- مجرمینیکه الی ۳ سال محکوم بحبس باشند تصدیق آمرین و مامورین اداره منسوبه آنها- حبس جنائی الی ظهور صلاح و آثار توبه دوم:- مجرمینیکه زیاده بر ۳ سال محکوم بحبس باشند تصدیق با اینکه مجلس عالی شوری دولت و علماء اعلام متبحرین مجالس ادویه جرگه دورین و مدیر مستقل متبوعه شان بعد از امضاء آن محفل مبارک الی الان بجهتین در ترسم و اصلاح قواعد (۲):- در تصدیق با آثار توبه صلاح تو و مواد مندرجه نظامها بطریق فیصله علماء اعلام بود جز که مقرر و در انقاد محالس مشوره اداره یا حکومتی منسوبه شان علی الترتیب بر سائر مایه تطبیق نمودن با مواد و مندرجات آن بر وفق مسائل قور مفتی به کم یا نمی آن داده میشود، یا میگردد شود- شرعیه موافق اند. اندیانه هم مادر البته آن مساعیاتی را که از نتایج زحمت کشی (۳):- تصدیقهای آثار توبه صلاح ک و ترغیبهای آن محترمان جلیلا انطباع را در بر کشیده است محض پوضه آگاهی توضیح ماده (۱) و (۲) ترتیب مییابد بمواضع ذا ناظرین ذکی قتلا فوتا ارقام خواهیم نمود . فعلا آن اشتهاری که تسلیط گردیده از بین محافظین عضو مجازات مدت قیا قیه جس مجرم بتواند بر تأثیر دهین جناکار در موقع ظهور آثار سلاح و توبه است و از طرف اختیارات شان نموده میتوانند. اعلیٰ ضرت (16) سنبله مجلس عالی در نظام مطهر است:- الف: عضو مجازات متباقیه مجرم مأمورین :- ابتدای در اعلا ضمیمه (لویه جرگه) چنین مشروع گردیده که حبس جاء اول:- مجرمین محکوم بالحبس یکساله از طرف مجالس مشاوره الی بآن ظهور توبه صلاح است [ملاحظه شود حصه مجازات] بنا بر آن بآثار و حکومت های اعلیٰ- وصلاح و آثار انظار و اینطور است:- (۱):- مدت حبس محرم ما بین یا ظهور آثار صلاح و توبه دوم مجرمین محکوم باضافه از یکسال الی حبس ۳ سال از طرف مما وزارت های منسوبه شان یعنی مجلس تحتانی مامورین محکومین جزاء حبس اگر قبل از اکمال معیاد حیس، توبه و صلاح شان از شرائط سوم :- مجرمین محکوم باضافه از ۳ سال بمنظوری حضور ملوکانه ذیل ظاهر و ثابت کند مدت متباقیه ایام حبس شان معاف میشود:- الف : مجرمینیکه بموجب فیصله محاکم عدلیه محکوم بحبس گردیده باشند ب:- عفو مجازات قیا قیه حبس غیر مامورین :- اول :- مجرمینیکه غیر واقعات قتل و سرقه مرتکب جرم دیگر گردیده باشند اول:- مجرمین محکوم جبس الی یکساله از طرف مجالس مشاوره حکومت ها و در باره آنها دوم:- مجرمین محکوم حبس اضافه از یکسال الی ۳ سال از طرف مجالس شوری الف:- مجرمینیکه آل ۳ سال محکوم بحبس باشند نظر بمیعاد محکومیت حبس و حکومت های اعلیٰ و حکومتهای کلاً منسوبه شان بتصدیق ثلثان نصف اهل قریه و یا محله او- سوم:- مجرمین محکوم حپس اضافه از ۳ سال تا ۵ سال بمنظوری مجلس مشوره ب :- مجرمینیکه زائد از ۳ سال محکوم بحبس باشند بتصدیق دو ثلث چهارم:- مجرمینیکه اضافه از ۵ سال محکوم بحبس باشند بمنظوری اهل قریه و یا محله او بعضه تصدیق وزارت عدلیه- * ص :- مجرمین قطاع سرقه مقدماً ناحیه اهل قریه یا محله او (٤):- تصدیق آثار توبه صلاح بقراء بهاو تصدائق اهل قریه و محله باید شرعی یا و مشروط بر آنست که قضات احاد و مراتب در باره یکشخص منظور میشود علاوه بر آن کلیه قوم یا قریب مجرم بالغ رسند و تصدیق اهل قریه محله که در آنها آثار شریکین سرقه و مشهور بالفساد محل اعتبار نیست . توبه و صلاح مجرم بنمایند محاکمیکه مجرمین را بکار ها میشد ند و با ماده (۳) (امضاء علماء متبحر مجلس لویه جرگه) واضح گردید اطمینان حاصل کنند و اگر قریه خورد و نفوس آن کم باشد مجالس العبد (مولوی عبد الخالق طلس قاضی) مولوی عبد الخالق صدیقی مولوی تصادق حال بصدقین، بدرستی علم آورده منظور نمایند. مولوی عبد الرب مولوی عبد الرزاق ب :- مجرمینیکه بموجب فیصله مجالس مشوره و محاکم مامورین محکوم بحبس دیده باشند:- این شرائط که در نظامنامه مجازات بتصدیق علماء حصه شریعت افوا مطابق این قرار داد تا بر آنها امتیازات شول تطبیق نمائید از ان پر مجرمین هم در بارگاه علم حضور موقف هم در بارگاه حضور منظور شد --- page 171 --- (۳) شماره (۱۵) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲۳ سنبله هنگامه در چین پوشیده نماند تو یکت در مانیار خلاف حکومت بولشویک مصروف سازش بود اما حکومت مجردیکه از انها مطلع شد از ملاحظات جرائد متعدد چنان بمیان میرسد که اخیراً علی الفور یکشعبه از آن باغیان را فو کرده افراد مهم یک هنگامه فوق العاده و مواد یک بغاوت و انقلاب شان را دستگیر نمود و فی الحال بولشویکها بکمال جدیت زبردست در خطه چین بنظر می رسد و حکومت چین در انضباط و امنیت آن مقام میکوشند تدبیر حربی را اختیار نموده اند معاهده ترکیه با یونان زمزمه مصالحت خواهی اشرار باغی با حکومت افغانی درین روزها خبر یکه جالب توجه ناظرین عظام باشد از حجاز و جگان نز گفته می شود که از طرف وزارت خارجه ترکیه آقا اطلاعی که در صفحه چهارم همین اخبار برقم ما است بهم رسید.... توفیق رشدی بیگ برای انعقاد معاهده ترکیه و یونا این گفته میشود که سردار در وند مذاکرات صلح است بلکه با افغانیه که از مرکز نامزد شده است و نام برده با نماینده آثونانی درین اعزام شده اند با نماینده اشرار آغاز شده است اطلاعی ایام مصروف به مذاکرات بوده بر عقد مواد یک تعهد مفصل از مدارشات کمافی از ان بمیان نامه که از رو آن حدود ترکیه با ادعای تا هنوز هم نپیوسته است چیزی که نقشه رسمه جنوبی که در صفحه اول است ارترک بود مجدد د ا پس به ترکیه سیر شماره ثانیه حقیقت عنواناً از واقعه خرد در این یک حصه از ایالات این معاهده عنقریب ناره در آنجا تحریر شد توجه نا ام در مدار ناکننده کابلی سمت مشرقی دیگر محلقاً آن نیز جهت هموطنان قرن تصدیق حکومتهای طرفین را با تشکر است لا لم آن خبر تیری که عنوان حریر شده است زیرا اکشری از خوانندگان چون در انجا بلدیت ندارند خبر یک مقامه با بد که موضع تصور میکنند باید این نقشه را بر ناصیه قبول خود خواهد کشید قدر ید و معامله میشوند خیر را تفهیم تماسه بر مواضع تطبیق دهند تا بعد حلاقت نماینده ترکیه مسئله موصل هم صفر و به حکومت قتل یک جرنیل جاپانی انقره اراده نموده است که جهت استماع مسئله موصل سرحد عراق و تحفظ حقوق ترکیه بطلبو برلن اول صفر جرنیل کو نوقت جاپانی در توکیو از جمعیته الاقوام فتحی بی و شکری اتی و زکی بی نماینده خاص خو را باه دست یک اشتراکی بهلاک رسیده است و قاتلش دستگیر شد نماینده وزارت خارجه ترکیه که در مذاکرات لوزان نیر مشمولیت واشتمند از انقره بصورت نماینده بر جنوا ارسال دارند. یکجهاز هوائی جدید الاختراع فرانسه بغاوت در مملکت بولشویک انلند وم ۲ در قراة کپتان سیکن لو نیر با هما د مورین با خیردن دو بار صفر برساختن چنان یک جهاز هوائی موفق شده اند که بقوه برقی در مقام جارجیار خلاف بولشویکها بغاوت شدیدی کار فرهات حرکت میکند و به هزار ها کرد و راه را قطع کنان هر نقطه و حتی گفته میشود که جمعیت باغیان تقریباً در مناطقه جار جیا شرو مقامی که خواسته باشد می افتد و هر چند که بر خلاف او در فساد و مخالفت بوشویک کامیاب آمده است گله باری و مساعی مخالفانه بکار برده شود دران موثر ثابت نمیشود لکن محکم خبر ار سان لندن بر خلاف آن می نگار دیگر جمعیت کابینه ایران کابینه جدید ایران که یوم صفر تری شد (اطلاعت) در شماره ۱۵ صفحه اول شماره جریده ۳۱ و ماه اسد غلطی طبعی بوده در اصل شماره ۱۴ و ماه سنبله باید خواند که با سهم این جریده تصحیح فرمائید. --- page 172 --- شماره (۱۵) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲۳ سنبله پرواز جهازهای هوائی افغانی طیاره ها که تا روز ۱۸ دور بعض ایام چند روز بعد بواسطه سوء هوا برآمدن شهر بود بتاریخ ۱۹ سنبله بدولت افغانی در فضا کابل و حوالی آن دوره کنان بعضاً سقف ها را پرواز و طیر کرده بمقره قرار مسعود جائیکه دایم بوجود میمون شکوه آن با مردم شهر کابل گردیده است ازین رو اقبال اهالی میکنند که این طیاره ها افغانی محض جهت نمایش حرکت است البته در بعض احیان به یک نگاه در این موقع آنها را تماشا ورزند از جوانب مرعی اندارند. و هم در بعض اثنا حسب بمقصد اجرای قشونی در کشف باز دید غیر از هم میکوشند. چنانکه با این مسئله را در نمبرهای سابق خویش طبع نموده ام. و چنانچه سهام در دست با حال غازی مآب ها با قیام داشته است. اگر جمال و جلال که با این قرین اند خداوند با مجاهدی عسکر این و کوششهای المائقه را اراده فرمودند البته که این آرزو و امید در آینده ان شاءالله تعالی نیز تکمیل خواهد شد. چپاول در درک مظلوم مقام انقره چی حصه (درک) ناگهان حملا آور شده بعد از زدو خورد قلیلی از طرف سکنه آن مقام شکست فاحش عالم بقیادت سخت باغی میرسد بدست. در محو هجده نفر از مهاجمین مجروحاً با مقاما تسلیم رسانده است علی الفور از طرف خوانین آقا محمد عمر خانواخه و از جانب لوگر و جاجی عسکر لوکل فاحیه سر دار کابل با اداره ده کیلو که در قبض حاکم و مفتی بغاوت اجرا عمل گردیده اند و در حصه شرایط دیگر اثری از اداره بازار در نیافته اند و اتهنوز مقدم تحقیق وقایع و استعمال سرای میباشند. محفل توزیع شهادتنامهای مکتبی روز پنجشنبه ۱۹ سنبله عموم اعزه لیلیه و فروع کار با ساعت ۴ م از طرف وزارت جلیله تجارت بموجب تقسیم شهادت نامهای طلبه مکتبی در وزارت جلیله معارف مدعوشده بودند حضرت عالیه ربابت آب آقای عبدالمجید خان وزیر تجارت اقلیمه ارفع همجوار در اینموقع تشریف آور بنی محفل مندرجه در فوق با مجود است و در درست ایراد کنایع حمناً اوضاعیات مجله شوکات که تمام جزئیات مملکت و اما مداخلت ورزیده اند بیان و متعاقبین بر چیری بالا تر از فهم و تصور کار بردار و متخصصین آن رسالے دار مدار اطهار شکر داد کنایع فرمودند که فی الحمد لله و که در ناله ذکاوت افراد افغانی مشهور است امروز درین کامیاب طلبه فر بیند کشی درین مدت قلیل که شاید در دیگر به برای اثبات آن مدعا قائم شد. چنانچه دوم طلبه فن پیله در همین سال اول در امتحان بر عالیه و متخصصین خارجه عموماً درجۀ افاده شایسته عالی را اشغال نموده اند. سپس اندان آن طلبه را که با ترتیبات ان اعلی و عالی العالی خواب تعلیمات علمی و عملی پیله کشی در محوطہ های شاد بودند شهادت نامهای شان اعطا... که در یک روال سنه در مکتب صنعت سجاده در ... کلمات مسرت افزایی ترکه دو عایه عطا فرموده بعد برای عموم طلبه شهادت نامها آنها را با ساد گمان میفرمودند. بعد از توزیع احکام و شهادت نامها را حضرت وزیر آقای جلیله پر او را خطاب کنا مکتبای صنعت برا ساد حصول را دایر فرمود و بتوقع دیگر ارشاد طبع و ترق بیانات در صفحه و راهنمایی تا امور تعلیمی علمی ملکیتی نصر مساعی فرموده ماخذ اجازاتی در... قاضیت این حرفت نیز شعبۂ بوجود آورده اند. امید... در ازدیاد شأن افزونی خواهد کوشید و به سرعتی که ممکن باشد در این عالم مشهور... [ILL] --- page 173 --- طبع اشتراك تفصیل مقامات قیمت به روپیه کابل ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنه کابل ۵ ۹ داخله افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ فرد ما و سفراء ۱۱ ۲۰ قواعد وضوابط این جریده ایام تعطیلات کابل هر روز بعد نشر میشود و بدیگر مقامات هر پست قطعا ارسال میگردد امور تحریریه بکارندۀ حقیقت ارسال و مقالات واصله در اداره مانده جریده در اندراج و اصلاح و عدم اشتهارش آزاد است اشتراک بتوسط خزاین دولتی و بصورت نقدی از همه جا قبلا دریافت می‌شود نگارنده برهان‌الدین کشککی حقیقت ح ۱۳۰۳ مباشر است از سادات علاء طلب مفت سرآمد نگاران نجاشی ثانی مولوی - بایر المد اسلا و شرقی قید یخشاره : عنوان بحر عشق دود جلد اول کابل چهار شنبه (۲۵) سنبله ۱۳۰۳ مطابق (۱۸) صفر المظفر ۱۳۴۳ هجری شماره (۱۴) هزیمت فاحش اشرار و فتح بسیار | نمایش عسکری در چمن حضوری نامه‌نگار موقر ما از گردیز بشارت داده‌اند اما تمر مجردا لواش از طرف موضع سپیدان تعاقب اشرار در کار وارد الجی حضومی درنه گردیده در این محز ظاهرا اثر و خبری از اتحاد در میان بود لکن حصه معقوله مکن بموقعیت از پیش بجمیع تپها و تا پها که تعدادش متجاوز هزار نفر بو و مطلع شده از پیش و پس بها به قوه مکفی پرداخته و تا اینکه باغیها درک همی تخریب بودند درین مقام متوجه یافته اقامت ابدی مجاله نهاده بعد از زدوخورد قلیلی اشرار با کمال هراس و بیم راه فرار و قرار اختیار کرده تمام سله و سامان محار به شانرا با ذخایر که از قبیل گل و کارطوش خوراکه و غیره دست بطو غنیمت براهل کار حرا سا گذاشته علاوه بر تلفات مهلکت ما که بر اشرار درین محارزه به رسد تقریباً بیست و بیست نفر شانرا زنده هم دستگیر نموده اند. و عده از آنها در در فرارگاه خود زنده بند. لهذا بقلعه مجد میر احمد خان حنی پناه گزین شدند باینکه از طرفها قلعه مذکور از طرف و نبری بمبارد ایش تو پ جنگی که متوجه شده بود اکنون هنگام شام است کل گرفتار کما خوانش ماندند. و عده را تغیم برسره کوه سفیده اون بفرار نهاد که این عده هم بقلب و قلعه مزبور شوت و محفوظ و نامعلوم قرار گرد. اند. و حقیقت امر از ین اعلی افغانت در محله سلاحیت انجام محجوب د اظهار نموده سرد مو فجات بر این دشمن خدا سنبانه خود خواستار است. عصر روز فیروز بخت اسفله یک عصر بسیار مسرت از اقصدون شان اجلال و موحب فکری شگست اعدا احماثا بود. اگر ما بخواهیم که تفصیل این نمایش عدیم النظر و این تشکر بی هم خود بها که چمن حضوری را نظر و به خواب او به عالی الطول و محمله دیده بگرد را کاملا قلمه مون و شمیا حضور گذارشات مخجره تا عبد العزیز خان وکیل جریده گر منصب الا عمود افغانیه و متیا قابل تقدیر آقا محمد علیخان حکمران با ایمان صاحب وجدان و کر نوحلی تا از مدیر مهد عسکر بپردازیم با این غلبه نودان تمام این وقایع شگفت آور موقتی بقیویم لکن این یاد رقمه ما سراپا اختلاط دریافت. لهذا از بارگاه قد عزیر مرا حضرت وکیل بجا دوام حریه اقای عبدالعزیز خان دیگر منصب داران حاکم کلان و فراهمان شجاع حصر عموماً ملت و بنی خواه ان ملکت که برای به الطفا بے محجوبہ ک دامه حاوی جمان تنظیمات و سیغات و ترغیبات عالیه را بکار برده‌اند و یا هم در کمال مدنیت در اشران مصرو فیت دارند اجر جزیل و ثواب جمیل را خواستار بوده در مزید موفقیات ملک و ملت و مملکت و سلامتی وجود مسعود اعلیحضرت با همیانی --- page 174 --- (۳) شماره (١٦) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه (٢٥) سنبله قدر و قیمت افغانسان با توغان شیرور ملی دوستی امیر امان الله خا (یک ورق لکتی که یکی از خیرخواهان به یک نظر سرسری نوشته و هذا الکریم العصرارے) ای ملت محبوب افغانی ای برادران مرغوب دینی من ! ما و شما که برادران عزیز یکدیگر و در یک جایجی همین خطه مبارکه مملکت عزیز افغانستان آزادانه دین و ملی دنیاداری زندگانی کرده و میکنیم باید که نقد حیثیت و منزلت و دلجوئی مدام چون بن دل دوست را فرصت نیست که تیغ سرابی وقیمتی ملی این سرزمین افغانی بردارم . لهذا مجمل ناخوشمند از تاریخ این مسکن افغانستان تا تجدید بادشاه ایلس مبارک خطه خود با ستفاضه از درگاه احدیت و ثمن پرتو خردانه عزت شناس بصیرت موهبت مهربانی با او بود و وا سهم ! افغانستان سرزمین مبارکی ست که نیدلان شجاع و یلان کاجها محترم او شهابانی داشته نا می سهم آگاهی که در خصوص محافظه اینخانه عزیزان از شر اسرار بلا د شامان برای ابای باهرا بر سیناست افغان ایک لاته كابب آشاندلارا بام زندگانی آباد میدار دو شمایست که برای او شها با تحاله است افغانستان اوشها و اجداد نامیا پشت به سهم نازنین خود عمرها پرورش داده تا و پرورش میدهد و از سجی خونها ناگوار کیا در کناف خود بجان دل مهربانی برداشته حفاظت و صیانت نموده است افغانیک خنا صورتي ما وشما است در نظر انصاف غور و دقت کنید که کوتاه با چه قیمت محترم تمام شد بست؟ افغانست ها که خانه شماست باین قیمت محتر الصفر الح صحائف تاریخ افغانستان با ما و شما بهتر و خوبتر واضح و نمایان کرده ایست که بعداز فوت آنحضرت پیمبر عظیم الشان چه خرابی کی طاقت سوز است با نجام رسان و چه ضررهای ملی وجانی است که بساکنان اینجایعزیر یعنی پدران ما و شما و عزیزان مادشها و اقوام با دشنها وارد نگردیده ہم خطه با دشمها که در بانده پداران دشمما نگرفتم چشمها و تار بجها آنه در بارزان وطن دوستان بعمل نیاوردند ؟ اما با وجود اینها نقصه ها و ضره ها جمله اوشمها پدران غیرتمند ما د شمها تا دادیکه اماطنه خود را از دست ندادند. اگر چه یک سر بزرگ ایشان در ما شل ار حصار کابل که ایم که جمعیت که کور و بقیمت هشت ایران دیگر کوشند و یا خویچه مکید برای چه شده و از دست غفلت که شده ؟ در زمین الاحصاء اطراف این شهر و نواحی ان خونهای گلگون کیست که تا امر و لاله امان خود را میروید ؟ اگر خوابت کنید خونها مظهر پدران و عزیزان و شهاست که واسطه تمادی علی بدون گناه خطا ریخته و تا امروز تا ران خونهای مبارک لاله میروید !!! علاوه بدان تا بامانه و کرور رو پیدا این مملکت خانه و جانداد و پستی روش و ظرف مهر اقبای طلا و نقره دست است و وغیره امان زندگانی ما و شما و پدارن ما و شمارا جوجه ها و تاراج شده برای چه شده و از دست کی شده و بزار بانها جوانها و سفید افغانها تا بقتل رسید و یا نفتی شد و چرابی و واسطه چه کا آیا سیف واسطه این چه خرابی را میداند که کدام مخصوص اینهاست ہمین وطنیه و همانه اگر فراموش خاطرتان گردید باشد یاد آوری میکنیم که آنچه و نقصه او قتلها و ظلمها و هم انها مو به اتها لنبي يا قي حمد مصری از زمان بسیار متمادی که در سلطنت اعلیحضرت امیر علیجان خواد نمود و اخوالات شجاع و دلیر بان دانشمدانه شد و شنود که چون عضنا و کشی و از حمله نگذشت اعلیحضرت امیر علیجاح محترم او المجموس گرداندند عاقبت امر کودها بالحضر شیر علیجان سفر مودند شیر و اشد افغان تا از دست دو لا مر ترانا بلی بلی آهن پاشان پوستا بانی خود سندان و مدان در مخبوط نمودند راه چناب ا مشار سلب و قلعه پرینی با حضرت امیر علجان تخلیه مسافر نمودند امام و تعرض ناکرو د سلطف بھی دھنو انکار انگریزین قدیمی کشور افغانست مهم معزز کان فلان نامی پدر نامگنگ دیگر هم قبال یکی دو نفر رسل که رفت نا بماند به خلوصیت خود را بر کابل بپاکی از صاحت و جناب خود انگلیزان بی لیاقتی ک سعت مصری دادند نذ کالیف شاقه برای با انگساری شوره سفری مخدومنجو کان سفر کردند. المهم معجوا کافر قوای انگریزین بی باک نا در هیئت ملکی و عسکری او کابل آمد. که نارنجی قلعه خود که داشت دستخوش کر در محمد یعقوبحان با گران د عشر بید پر بنام میدانست که اشتعال که تاری کدام کاست او دظلمه تا اینکه بواسطه غفلت بی خبری محمد یعقوبجان تنس فساد شعله زن عساکر فین انگریز تا داخل فغانست شد. محمد یعقوبجان بدون انگلا را کند و با میسیری ملت سجا و نظر کند با اینکه شیر را نیام برآورد و مفت منصب دانانگریز کی تسلیم شد و پنداشت از ت د همین حلام مصلحت میری داد بعد از ان میدانیم بآنچه مبارک شما یعنی افغان تا رسیده جانها و پر نان تا اسلامیه و چه قصه ها و زیادش با فغان تا رسید که اقامه ماند تا این امر و برگر دارد. آه بزار افسوس با محال بربها خون شهدان ریزه میرسد و مقصود این است کہ گوشہ کی مملکت و در موج زنی است رو بگذار به بماند فغاست بعد ازان نقاله یک حوال بسیار اندکی بحر و شهدای عرض سید که کدام مقصر بی باک سپاه مقبوق نلوس سمان بعد بداند که با عنوان موقع تک نصر او افغان تا رسید و امان و بلی سوزان دار کود نیم این محسو انتخضرت شیا اللہ الدین امیر عبد الرحمن --- page 175 --- (۳) ۲۷ سنبله شماره (۱۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۲ سنبله شما هم بدان نا شور بو که بغداد افغانستا رسند و چه خدمت نا بود کربران افغانستا نکرده با وجود ضیاء (۲۳) ساله فنایه خود با نما ئر طغیت تا دم مرگ ز بوال و پریشا و خرابی تا افغانستا بکش ریایود و صنیعه شد که با ان اعلیحضرت مکا میفر مودند که در مذهب بد جن ستی گوشت میدهید یا خودام بخور هم میگذار کے مبارک بواسطه حمد عفو بنجا ما نغانستا رسید معلوم نتوانسته ام خینیکه سطنت بذات علیحضر شهید امیر حبیب الله خان سراج الله والجنت آرامگاه رسید کدام توجهی و کدام خیر و سناد بود که بر ما لکت افغانستا جمع و نثار نشد در این سال سلطنت شا تمام خرابی با که در افغانستا باقیمانده بود تمامی اصلاح شد و بر الاحصا کابل در اگر د لایو باد کار حمان خرابی شدند تا خشت و گل در دیوار و کنگره تمام اجرات آن سمار حال ملت افغانستا را بایمان و آبے بریکا یا دو بانی کند، صافی و کواین دوزا سر احصان شانان مرحوم افغان افغانستا کردند این سیر ما و شاطات معلوم دیا نجا نیری نیست که حاجت بشر و بیان کشته با لیمانه از انکر سلطنت افغانستا بذات خجسته صفا اعلیحضر غازی امیر امان الله خان رسیده این پادشاه نامدار واین پاشا شجا مت کر د ارهای باسی با نمونجان افغانستان دیدند و سنجیدند که جهت تام الخد مت خدمت بزرگیز و خدمت بزرگ مذکور را که مراد از آزادی و استقلال افغانستا است بوجی برسانند که تا بروز قیامت باطت افغانستا از عهده شکربان معه برآرد نتوانیم کوا یحضر ضیا الملة والدین بدارت گذشته نخته کردید اما ضیر شهید تعمیر کرد داما اعلیحضر غازی تعمیر ند کو را بسرساند دست وزد را از پیرامونش قطع کردند تا که افغانستا افغانستا شد اگر چه بعضی از نادانا قدر قیمت این مصاحبها ندانند اما خدا وند ادعا جل جلاله و رسولش صلی الله علیه و سلم و صاحبان دین مسلما تا با علم و یقین خوبتر میدا ندرة مطلع میت د میدا نند که علیحضر امیر امان خان چه خدمستان شاندار با افغانستا کرده اند و چه خد تا بیش کردی دوستی ر ا بر فاده ارام با عت به میرساند. حال با مد گفته شود که عبد الکریم نامیکه خود را بچه محمد یعقوبخان عری میکند و ثبوت نرجی در شجر فا ندارد. سلنا اگر پسر او میر باشد سل بن بن عاق است باز بکدام غیرت و بکدام قد نمایاه مدربات دین افغانست خود با کدرام یادگار تاریخی پدر خود قدم در خاک افغانستا میگذا رد خرت کجانی ؟ حمیت کجار فتر هم شرم و حیا چه شد ؟ اما افسوس من بکمین است که بعضی از بر ادرا نا سمت جنوبی انگفته پسر جان پدر کر خیفه شد اند که افغان با خراب تر دست او شده بود. اگر ناظرین بد بر چها گذشته سوم جرائد وطنیه پارسال رجوع نمایند خواندند دینگذات شاهانه غازی بهرامیر محمد یعقوبخان مقبره به نام و نداها به صفوی توسطه در پر قیا د اباد اقا بے وزیر صفا خارجه بخوبی فرستاده فرمودند که با نغانستا مسقط الرأس شاست بیا ئید چو کر مراحیق است مرده خود را در خاک غیر دفن نکنید و از رخمی که بقرار حکم شریعت غرا خدمت آن را مرید در یوم النشور بمحشر غیر خاک سلام خود را دفن کنید، اما محمد یعقوبخان قبول در نشد، چرا قبولند؟ و چرا از امر خدا جل جلاله و رسول الله صلی الله علیه وسلم سرکشید از خاک کر مدار سلام نیامد در صورتیه پادشا سلام او را دعوت کند و آن دعوت بطبق امر و فرما خدا وند جل جلاله وسنجر بر حق او بود بیا و او قبول نکندی علما اندر جیر ختیا بیں می برا در با و هر شها خود انصاف کنید که اطلا بر نجات پدر چه خواهد بود.؟ حدیث منظر نبوی صلی الله علیه و سلم است کے ( الولد سر لابيه) یعنی پر نمونہ بدار عاقلی فرموده است که عه بیکوندار دنشان پدر تو بیگا نہ خوانش نخوانش پسر زنا اہل چشم، بھی دوستین بدو خاک در دیده انساستان درختی که تلخت او را شرت اگر برشانی بباغ بهشت دراز جوی خیزش بهنگام آب بہ بیخ انگبین ریز کی شہد نا سرانجام کو بر بکار آورد همان میوه تلخ بار آورد. خواجہ حافظ متا میفرماینکه سه من مجرب مجربت خلت پیاندند از و حیا نا اخلا طوبیت که فرزند شخص الایق با لایق است اجتنان شاید سعدی صاحبی تا کرده از موده را از مونده خطاست. حضرة لقمان میفرمایند که اگر چه فریب دشمن مکار مجو ان دوستانبطوریا جلوه میکند اما اخرش تلخی شدید دارد که از طلخی ناکند ہمہ ابلع فردا پس ای برا در ا جا با سمت جنوبی ای خوانا دا سنگی مزارید و کفر نهمید با گفته دشمن عمل نگندن با جانیا دارد اگر خو کنید حاضر میر بن عبد الکریم امضا میکنند که عبد الکریم دشمن بدین شما شما است با اندکی دقت کنید حاصرا عبد الکریم دشمن طبا شش ستی دو دشمنی را با شما واسط تادار به سمت جنوبی امیز کرده شماها را با ر حرکت خوابان کردن است و خواهد دور محشر گردانند هر قدر که از باد شا کشته شوید ریم چه نقصد نما کم بدین خانه از ما و شما خراب میشود ( لا یستاه) اسلام د سلما با ضعف میاید د افغانیان پریشان شد . --- page 176 --- (۴۲) شماره (۱۶) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲ سنبله مراد دشمن حاصل میگردد و تا عمر که شهار بلاد ان شاء الله تا با شد بد و جاده بر خد آن و حقق الاسلام مصر شد باز شریک همه شد شمشیر و دو صفوا نجنی باری ویگلی های خود که تمنا داشت خواهد شد. اما افسوس بر حال شما برادران نادان صوفی که آتش شما کباب شوید داغ برادران هم درین هم ملت مبتلاده بفلان خون دیگر ناحق خورد رو فراموزول و مجول نزد خداوند تعالی جل جلاله ور سول الہ صلی اللہ علیہ وسلم بوده بعذاب ابدی گرفتار باشید. بعد از انگفت بود : تاگر از میانم که مگذاشتین ملات فلان تا دو تن و ناموس خود حل کردن پشیمانی با داره _ مباد اول آن فرو مایه شاد که از برز نیاد بدن یاد به هجومی .ع حقیقت مقاله سرا پا فاده فوق که در بحه قطعه ی ساخته دوست مهربانم آقا ( هـ ـ ی . ع ) است حقیقتاً نگارش است موزون و قرا وتنی لهذا آن حقیقت مقرون این دوست در خباب شانزا بر من مقالات عالیات نمائی میگویم و تبریک همرا هی این علامۀ حجم و عموم ارباب قلم پیش از پیش بیقین تحریمه کلمات حقایق آیات را خواستار بوده حقیقت گوی دوست اقیت نویس را آفریک میکنم. در روزنامعین تقیم تبریک یا جناب شجاع الدولہ سامے وزیر داخله سابی و رئیں تنظیمیه قطعه هرات که یکی از رجال معتبر و دحال وطن بقباسہ در کار شاد ر خدمت دولت ووطن چه در موقعی که وزیر داخله بودند و چه در ملیکہ بعنوان ریاست هئیت تنظیمیه بر آرام ادارۀ اصلاح و ترقی آن ولایت مکلف کفایت شان گذارده شد بود بموشع مروه و واضح است ترقی معارف و مطبوعا بر احد ذوق و سلیقہ با برا گواہی فیت . دیگر آگاه عظم که از هرات بمشهاد قد روز راه بعبداد ر د لیتنا و گشته و از راه و مجدل آباد چند قبل ازیں مع الخیر و العافیہ وارد کابل گردیدند ما در ددفتر عالی شان اظهار مسر کرده بذات تا شا نهم روشنی و تهنیت عضد میکنیم و بر آمد و شاد رو قلعہ کہ صد آن زیر نظر گرفتہ شد باشند توفیق بیام در و آخند زاده حیا بنات جناب مانا اخند زاده جناب کا که چندی قبل بزیارت بعبدالله الحرام رفته بود قرمینی هم با بجاد در دو تبله قبل بر این وارد کابل شادند. و و با نزا تبریک مسلم . نبهه در ایف و اند شید گونه یک کسی اسم گای تا تریونی استاد تا در معاون بیا میں معاون نجا انستا نرا گرفته پولی تا حد بنکه معان برا در ربا املحه هی در یات معاون بهی تو با قیا ما سوا کرداده نشده است البته شنیده شده است کیلی از متبعه افعانیه بعصی مقام بسته شده است . رامان افغان) تنزیه مصالح خواهی شر اباغی را حکومت فیانه تاریک تر را از گور بنود که سلسہ مدا کر این عکا اصلا با دار می ایرانی و چند تنی از علما و عمائد منگل مساک زیر دست و جلادان او احمد الملک آخوند و المون که در ان میان علایمی لنگ نیز شامل است بسیار رسمی حال الوقع دارد و تا حال گفت و شنید یکی احوال مذکو کاملا بمنطقت قطعات این بین ناو اطلاعی که برای اهم پیوسته عین طار است. البته اخوانا د عدم شموکت شنید شده که بیعت ملای لنگ منگلی عبد الکریم نام فراری بهت بجه شمولیت درین مجلس مصالحیت خواهی باعتباد اعضا و د و له : - ا دیگر علما ء و سادات افغانی حاضر است . چون مخبرین و نامه نگاران ما تا حال تصدیق با تحریم خبر افواهی را ننموده اند از ین رو ما هم نمی توانیم که دلیل اول نامی را بقمین مصالحت و معذرت خواهم قرار گاه نظامی خویش تائید نمایم یا تردید کنیم . صور پیشتر از رو هسد یم که خداوند د و از زودان اخوان ع و فرزندان نادان افغانستان را که تمام شنیدمت شان بغیر از تباهی اسلام و خونریزی مسلمانان هیچ می ند کور نمیدهد، بدایت نصیب کناد. و جہتها قصه تبریک ترفیع منصب معبر مجھے سامی و نصرت غاز چون ذات ستوده صفات اعلیحضرت غی لمها کہ زیادہ از خدمات فوق العاده ومساعیات جمیلہ حضرت اجل مجھے سر اعلیحضرت لوامش کتب حربی کہ علاوہ بر خدمات آبائی که در راه تنویر افکار دحاس افغانی و تعلیم منصبداران عسکری نموده اند در یه بودند. تا نبر در تعلیم و تربیه افراد مجید و اشخاص نو دار د د صنف خلیل گردیده دیا۔ از مذكور سیده اند مسرور وخرم شده اندوار یا د زمام و عتبات جو قا مد لایق پنداشتند لہزا دو شأنزا از لواستری بمنصب فرقه میاد با واقتدار ترفیع وار تقار بخشوده اند با یجاب شان این منصب واہم الف نصربایی ملی را تبریک کنان دعای موفقیات شأنرا در امور کا مو خود با ؟ د وظایف مفوضعه عالی . آوردمندم . این باید توی --- page 177 --- --{ قواعد و ضوابط }-- این اخبار خیراً ایام تعطیل در کابل یکبر و در جمعه نشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست منتظماً ارسال میگردد امور تحریریه بیگانه در «حقیقت» ارسال و مقالات واصله در اداره مانده جریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشارش مختارست اشتراک بتوسط خزائن ملیت بصورت نقدی از همجا قبلاً دریافت میشود. نگارنده برهان الدین کشککی --{ شرح اشتراک }-- تفصیلِ مقامات قیمتِ روپیۀ کابلی ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنۀ کابل ۵ ۹ داخلۀ افغانستان ۷ ۱۱ ممالکِ خارجیه ۸ ۱۵ بجهت معارف پروران ۱۱ ۲۰ بجهت کسانیکه کمتر از ۶ روپیه معاش دارند نصف قیمت. از سادات و علماء و طلباء هیچ قیمت گرفته نمیشود فقط قیمت کاغذ و پسته و طبع آنرا که ۵ روپیه کابلی میشود اداء نمایند. یا جرائد اسلامی شرقی را بجهت مبادله بفرستند. عنوان مکتوب بمدیر حقیقت باشد. حَقیقت ۱۳۰۳ جلد اول | کابل شنبه (۲۸) سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق ۲۰ صفر المظفر ۱۳۴۳ قمری | شماره (۱۶) صورت شرفیابی و کرمبخشی نفری غیرتمند سمت شمالی بحضور اعلیحضرت معظم غازی عصر روز سه شنبه (۲۴) اسنبله که جهت شرفیابی نفری تفنگدار سمت شمالی از حضور اعلیحضرت غازی تخصیص شده بود عموم منصبداران مأمورین ملکی و سرشناسان نظامی این سربازان اطراف و جوانب برج و چمنها قصر دلکشا را گرفته انتظار شرفیابی این جوانان را بحضور اعلیحضرت غازی بدل می پرورانیدند تا اینکه قبل از ساعت «۵» آوا موزیک و صدای فرحت انتمای دهل و سرنای ملی آن سربازان رسید کار که زیاده از سه هزار نفر در تعداد بودند اطلاع مشرف شدن ایشا بحضور اعلیحضرت نموده عموماً بیک شوق و شغف فوق العاده ما میدان بحر ذخائر تأسیس رک را از حد شیر پور الی دلکشا در تموج و تلاطم میدیدند تا اینکه بوره بساحت «۵» از رواق شرقی قصر دلکشا تجلیا محمدیه دیده منتظرین و قلوب شائقین را زین درود اسلامیست و رحمات و جذبات جمعیت کنارانه خود مسرور و فرحمان گردانیده با صدای زیر و بم موزیک و نوانیدن درم مسرآخوایش وارد خط اطراف قصر عالی دلکشا را باین سعت و مساحتی که دارد از جمعیت و ازدحام خود مالامال ساختند. اینجا باز میگوئیم که بصورت اخذ موقع و ترتیبات صف بندی که بطرز عسکرآ بیک صول نهایت مرغوب قاضی احمد علیخان درین روز بکار برده بودند نیز قابل تقدیر است. بدینصورت والا پنج صف طولانی از سادات و مشائخ و علماء و معتبرین و کلان شوندگان سمت شمالی، ثانیاً دو صف از طلبه کلان سال مکاتب سمت شمالی در عقب نهاده، صف سه جوانا سر را سمت شمالی و دهم، صف از اشخاص میانه عمر دو ۳ یا ۴، صف از مردان کاراگاه ضرد آزمای ریخته عمر. بعد ازینکه عموم شان بصورت فوق اخذ موقع نمودند بیک جوش و خروش عسکرانه و یک وضعیت شجیعت کارا انتظار لقای فرحت نمای شهریار محبوب القلوب خویش را بدل می پرورانیدند. ذات خجسته صفات اعلیحضرت غازی مقارن بساعت دی بجه بود که بایک تاصب خندان از دهواره مرتفع مقابل جلوه افگن و نمایان شده روشنی افزای دیده منتظرین و جوانان سمت شمالی شدند. علی الفور بتومانده حاکم صاحب آقامی احمد علیخان دلو بسلامی گرفته شد. درینجا نیز مسلکه جودت و فعالیت قاضی احمد علیجان و بایق سرباز انرا نشان میدهد اینست که برخلاف معمول در هرسره و قطار در میانی بویه سلامی و ترانائیکه در ذیل مرقوم است بیک آواز و یک صدا انجمام --- page 178 --- شماره (١١٢) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه (٢٨) سنبله نظرم شان شریاس برسد. (١) بهشتی گره ورق شود در نایاب (٢) لنگه چره و ترنگ ولتن زلفتا پاشا، دخل من وافغان آفنان باشا بعد از اداء خطبات فرایضه ذیل عموم اعزہ و معتبرین سمت شمالی سر تا سر نیز جہد صلا نماء و مهر بترت بود جناب شیرجان صاحبزاده قرائت نمود. نقل عریضہ: حضور شفت مرحمت ظهور انحضرت شهریاری را صد قانه تسلیم اندوز یکه وجود نسخه شهریاری روسا انرای اورنگ پادشاهی ملت افغانی بفضل خداوندی گردیده است، از انتی لا عموم ملت افغان با یک حیات باشرف نشأت هم آغوش گشته از هستی بقا جهان در شبستان تجمع عظما استقلال موهبت کبرئی حریت حقیقی و آزادی واقعی برخوردیم و ابهر رخسار تجلیات شاقه و امیدواریم و انواع انواع مکرمت اقسام اقسام شفقت نایل و سرافراز گشتیم حقیقتاً دورہ ہستیٔ انیہ یک دورہ بانشان فخریت که هیچ زبان طافت بیان و ہیچ قلم قوه شکر راش ندارد. افسوس نیست که در این عالم عالم بہجت جهان جهان سرت فتنۂ خرہ وحشت تحرسیتی بعادت شکی بخوا لا یخومت با جهت شکل محضر دیگراقوام جو مال سمت جنوبی سایه خراش ما عقیده کیشان افغان شده اند، در هم زدن خیالات ترقی لیات نگردیدہ بطرف ملاطفت فداکاری و خلوص جانثاری که با اقوام شمالی بحکومت عظیم خود داریم بمجرد شنام این خبر جوش آور در جمع آوری نفری قومی خود، برای سرکوبی آن قوم ناسپاس حق ناشناس زیر امر وا دادهٔ جناب حکمران صاحب اعلیٰ خویش کوئید لی دریل نفری قومی خود را را پورتا رت حربیه فرستاده ایم اینک همئه با خدا، عقیدهٔ اتسام یک جمعیت کلیه قومی خود با اصافه بلنفری خود با قبلة فرستاده ایم حاضر آوردیہ بکمال خلوص بحضور اعلیحضرت بدر نامدار هموت بغلوبان عرض مینمائیم کہ سراق ملت و فدائیان حقیقی وجوه اسرار ہو د اعلیحضرت که فعلاً ار صمیم قلب با یک قطره خون خود با تحفه فدا ملت و مملکت خود نموده، بحضوت حاضر یم امروز اجازه فرما که سرکوبی آن باغیان گمراه که یک لک بہ بانہ ناشیر اور تاریخ باشند و شرف مات و ار داور دوامد باس اور ان عسکری و دیگر ہمقطاران ملکی خویش دوش بدوش نمائیم تا آنهان دست از تادیب و سرکوبی آنها بر نخواهیم داشت. تا با دی مطلق دفتر مرق نشاہر وحقانی اسلامیت که منوط بر اطاعت اولوالامر معظم افغانیان است مطیع و منقادشان نگردانند و یا صفحهٔ افغان تر از وجود ناپاک این بغزونا پاک نماید باین مقصد زنده و آبادیم و یکجال التماس از حضور اولو الامر مقدس خود سنام ایم که حضرت عالی آقای احمد علیجان حکمران علاوه بر اینکه از حضور ملوکانه حاکم و فرمانفرمای ما اقوام است نظر بحسین عواطف فداکاری او که نسبت بدول علیہ خود و با ملت داشته دائماً خیرخواہی و سلوک حفظ شرف ما قوم را چنانچه بنماید و ابدالمرضی حضرت غازی سبق داشته ما نیز جانو قلباً اورا شخص مشفق و خیرخواه موافق دولت ملت خود باستناخته و پیش رو جملہ خود قرار داده آرزومندیم که مایا نرا ہر سمت - برای خدمت مقرر و مأمور میفرمایند بسمعراً وسراست و قائد امتثال الیه را مقر فرمایند تا حسب هدایت د مذاہب موصوف فداوری توان فری و جانشاری خود را بجا اورده بدین تقریب وسیله رضا و خلدای متعال و حریت با خود را رسول ختم با کمال صلی الله علیہ سلم و خوشنودی اعلیحضرت شهریاری را ما گره عرض نموده در اقران و امثال ممتاز و سرفراز گردیم. زنده باد پادشا شریعت پسند افغان، هدایت باد اقوام جنوبی همانتر باد دورہ (این جمله دعائیہ اخیره را باز عموم بیک صدای متفقاً خوانده یک عالم فلت که باند را بر پا نمودند). جواب اعلیحضرت غاز: همه شما خوش آمدید از امه خودرا شما برادران خود خیلی میگردہ اگرنہ و مشکورم ! بچھو رضا لق بی نیاز خود عرض مینمایم که همیشه نه تنها شما اور میر حم بلکہ عموم عسکر و ملت افغانرا به مقابل دشمنان دین و دولت غالب وقاه و فاتح و کامپاب داشته باشد. بعد ازین ذکر حیالات و افکاری را که نسبت بترقی و تعالیم آسمانی عموم ملت و مملکت افغانستان دارند و از ابتداء جلوس الی الان تین وقوع را از قوه به فعل اورده اند نموده ضمناً گفتند) حقوقی را که شما ملت بالای من انده منی حاجه که اولوالامر و به امر خداوند امروز پادشاه شما میباشم داشته اید که خلاصه ارت آنرا شکر میگویم که من اداء کرده ام و باز بخواه ندا میدوارم که تا جان در غط و ندم دارم باشند یک لمحه از خدمت شما فروگذاشت نخواهم کرد. البته حقو الم حظ وما را که یک پادشاه و یک اولوالامر مثل من حاضر بالای رعایای صدا بمحضر و فاکیش خود مثل شما دارد تا اکنون شما ملت ادا نکردید و شکر میکنم که من جنو محمد ایفاء تادیه آن خدمات و رضا مندی من حاضرهٔ عموم شما بلکه در سراستانها دا افغانستان یک شوق و شغف زیاده دیده میشود. از عطف کلام شانا نه خود بسوی بغاوت منگل نموده اراز ن دالبت و از الی الان مجملا بحث رانده فرمودند ) اگر آن بدکیشان همسیکر آرد و خواره پرده اسلام و ام پر مراد صلاح و اسلامیت آمدند و طور یکه فی الحال سلسله چندان دهیم که نام گو بستند واقعه ابراه راست بیایند کاہی آرزو میکنم و خیال ندارم که بالای مجلس علی تکلیفی برسد چرا که اگر آنها راستا و بر باد بسازیم، البته اولاد و احفاد مه ظلما نرا با را نیز که افغان و تحفه افغانست گفته میشود برباد کرده ایم اگر چه دیم ده حوار برا احیان چنان قہر می آید که هرکدام شان را گرفته پرچہ پرچه کنم لیکن هم در دو اجوا خداوند شاهد است که چون قهرم فرو میرود و خوب در ان اطراف فکر میں علمنا اسیا. میخواهم که برای احدی از ونشان اذیت و نقصانی برسد. در بیجا ستع رای ما تبسم کنان فرمودند که وا الله اگر آنها براه راست بیایند و از پیش کنم مانند سابق . حکومت عادلۂ افغانیتان و من صاحب --- page 179 --- (۳) نه شماره (۱۷) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲ سنبله بسرگر اور تا سر امثال فرزند دلبند خود میدانم کابیم و این مخنداران پره نشان خوایم اوری از ان فرمودند که این سخنان که جای شماها پسندیده عناگر شود برادران حضرة ملايا خود را بعد از شهدای شما در خصمهای شما بهتر بر جهانده تکلیف میرساند اینجا در عوض این مرضیه اور جسما شا نز استد از مجر و جا یخونش ده ا و ما بردار ره بعد از صحت واپس براه خود شما روانه میدارم تا باشد که آنها برامدهان حافزا سید و دوست را از دشمن تمیز دهند باز فرمود که این جهالت خود یرا لم خطی ست که مانند شما جوانا و برا در ا و مسلما نا نز بقتل میرسانده اگر ما با تفاق ما را بکشیم معلوم است که ما و شما انسانها یکیشم بلکه خود دا از مایہ خود بدست ما میکشد و هم ما را اذیت میرسانده بعد از ان یا کی شود. اگر تنها از اول با حکوم خویش صفا میکردند و با محمد کل جان ها شمایان در بر حر به میاختند و برای سلامت میآمدند اینقدر شکر امر نوینان خاک هرات قدم تمام اما افغا نشته یعالیه و بنا شورید و با چه ش مر و درد ان بعد نشار برخلاف ان کا ایک کا بانی مهد معبد راز فرمود: من برادر ر مقامات شمالی خویش حذر داده میشود مشکونا کر بازار در این سلامی انا انا ن ان رق و تد دست بسته و جوق جوق نسبت بکو شمالی و قبایلیه غربی باغی ی ساند و هی بند از خد و ند ساز دارم که در مال و در تجارت و در زرها بد اختر مقاصد مشروع الا یشان اکٹ منفعت حاصل شود. جان مال اولاد یان در پناه دادند در حفظ خود نگهدارد و مطیع بر کا ولو الامر شما بسیار شمار با تحقیق اسم خداوند کرم و رسول کرم (ص) از شما راضی شدار حمود على المسحات. صادق اعم حضرات واشر فع الکرما نیز که شما درباره طائفه بدبخت مذکورا ت که چون کو دانه طلبی شما سخن است. و باید بر حال نزار شمار با مربیان ر سید جانبا الطاف پاجما یونی را پامال نمود بر علیه حکومت خویش متفان مروز بر او لا یتیم خداوند و با زمان نواز شاه محمد عصر در ما خهوم انتدار هلیت دار ندما حاضر و اماده هستیم که بسیار سهولت و آسان القائقه و اپنی سر براه سلامت و اطاعت پادشاه خود بیاریم و با یک تنفس جید شما را بنام نگذاریم همتوم محفظه خون طفیل کارت ) بعد از برای عسلس اعم حضر از حد با ابا شکر کیا ر نمود شما در عریشه خود نوشته اید رنا ان علی شما که ما مادر جهاد حناک و از کوهسار سمت شمالی بر خلیفہ ی جسیم جو از راه ساده محمه عنان نداریم فی الحال جوان جای گفته ای یام ن به ده فرو را جواب شما را میگویم مجرد شنیدن این سخن هموم اها لی تظر مرد عمو علیجا یکدست رخت آوره در حالیکه بنا ک هم لولو نما این مستعمل می بود دو آدو آ خود را بزیر یا اعلحضر تبرسا نیند گفته که د باره این شتی نام که برگر مهره دم در جهاد چتک و خدمت نما بند و متن میکنم بگذرا بدر که من هم در ضمنا این تحظه و خوان بر کف ایما الله خوان شما پادشا در پایم که موج بود و امر کار بر نام اعم حضور معظم غازی (بوریا انیمه بالا نمودند و سر و رویش یکمال محبت بوته فہ فرمودند که این مرد را تنها که شما . بداخل مملکت عزیز خویش نموده اید بر قابل تحسین آفرین و صفا میز دهاد است هه شما با زمهوم را مخاطبه کسان فرمودند فردا چنانچه سابق گفته جواب بای نخشی برای تان مید هم حال بعد با شکر می خود کو ستا در تعلیم نظامی جدید حبه بناته چند روز بعد ان شاء الله به بر نقطه که لازم دیدم شما را روانه میدارم. در آخر ذات خسروانه اشخاص معتبرین دو کلا و مشائخ و سادات شانه را مخاطب کسان فرمودند که آرزو د ار ہم شما را که برای دولت و ملت خویش فدا کرده اید کیا تا از درستی بپذیریم تا در بین اتصال و اقرانخ این سردا و ممتاز باشید در این مروز وقت تنگ است نایران هر وقت کا فرصت میدافقه شما را خواسته لوازت با الطاف که لازم باشد حکومت بجا می نمایه باقی همه شما در بخدا سپرم بعد از ان پیسته تیکہ آمده بودند بعد از اداے نامی تکبیر بکمال گرمجوشی و پایین فديه حول السلام صندق : معذرت خواهی دم احمدرسا کویت از مره له احمد را که درین ایام بطرفید خما شنه شهر مر ماند. محد د ا برای بلدا و شتاد شتابیز دسر در شاه انجامان سالاره و اقا غلام نبی خانه مقدره مانده ارند و حضرات موصوف قدر بنظور سر جواب کا کر غیور حضور اعلیحضرت همایونی یکا بل فرستاده شدند چنانچه نزدیکان که بو جوه ملوکانه شرف شد نما با کمال بے جوابی استخوان کا ر ا مرده چه خود شد نون از معذرت خواهی و فدیموشی تقدیم نموده بیعت مجد در میانه نمودن از حضور علامحضه غازی بعضوی و بانعام و اکرانا عالمي وجار شده الدیاس مقره و به کار می خه هم منجا مانده مصفا واپس بهای خویش عود نمودند ( تفصل در اتیه) دستگیر شد عشر اشرار جنگ خیلیون بر مساعیا جمیلا اواعد رقمن حضر محمد سمیع خانمان بست نظاره نظار اور دسه کرده با شعبه اشرار یعنی عبد الاحده بغانات را که مکرو بر طر زنا و ان باخیه شرار نفر یاد جی ندا خته و قصار سوختاندن بی شمع اباد را نیز نموده بو گرفتار بند بکامل در حبس شما توقیف شُدُ انو همچنین از مساعیا حفر اوامتر محمد عمر خان یکنفر محمد حسن نام ساکن جنو که در بین اواخر با نفری خود درد و خوبی را داشت و بر علیه رعیت حکومت افراط دانیست گرفت ارشد؟ قرار کا نظا مجته است مردانگی میجر اس کا کوئی لوکره پاسپل چت فلیون بند و لو کرنا ان مقرری نظامی حزب برما کے یکن فر بره از شرار افعنه عملا آمده بین بر شاه شاه در گیر معاملات قریه یان دو که و امضا و درد کو ہالقریہ اجتماع در بند اند و حفر ی ا د ر آمدن شرار این روانه از کانال برای انا مسلق د مقابله شرار اما مری ما تو ان کا نفری خود را ستی فرستاد در ان ما شاء الله این همه حصه حاکمانه یک حاکمیت غیور خود است که اینطور اشرار میگزند و با عساکم قلیه خود مقابله و مجادله مینمایند پاداش خود را هم دریافت میدارند --- page 180 --- شماره (١٧) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ٢ سنبله افغانها دوست یار در شمن شنا معاصر عالیجنابان مجله شریف امان افغانرا شماره تازه ترنج بود که یک مقاله عالیه آنتیها درین سنجه تحت اولهوطن عزیز قلم نموده اند که مبادا خطر افکار از قرأت آن محظوظ و بر مسامع ذمی و حیدلان ما نه مطالعه آن فرحان شادمان میگردد، چون ما سمرت مقام ذکر او کلام میخواهم که با قله آن کلمات اسما منقول نمایم ادین جهته بر جسته ترین مقاله سراپا مقوله از ذیل مینویسیم! آقای محترم! امروز طبیعت ارتقا محیط و دوره موجوده شان مساعیا صلا میت کارانه امارت امیرامان الله خان در رصد اموادر افغانتنا خام داده قرن خرد و انها را سپری ساخت عصر شاه بازیها و پادشاه کرده شیها را خاتمه خواهد داد کلوره منشار عیب را باطل گردانیده در افکار و نظریات و احساسات مردم انقلاب کلی انداخت ابواب معرفت حیات الا شرف، اصول زندگانی با افتخار، ادای حقوق و ارتقا مدارج و دابرره کشاد. امروز افغانها هوشیار و بیدار و از اوضاع دنیا خبردار گشته مناعرد مدارک حاسس نگاهها روشن بها مستعد زبانها گویا چشمها باز، گوشها شنوا شده، بکات از مد دوست دوست را از دشمن، خیرخواه را از بدخو تمیز میکنند حقیقت را از خرافات روز را از شب می ما از ظلمت تشخیص میدهد توطیه ها و انتریکها خائنین حقد بار با شبا د امنیت طلعت، گربه رقصانیها اجانب را خوب می فهمند. اولا و غیور افغان میتوانند تمام این افخار را دا نام مندی که ملت افغان درین چند سال در تمام نقاط دنیا حاصل کرده است از دست بدهید میتوانید هیچ باره زندگانی ننگین به قبول حیرت و بردیت رحمت قهقرانی نمایند، میتوانند بار دیگر احمقا تا دستان ومظالم ظالمه را که محمن جابل طرشان برحه میخواستند میکردند تحمل کنند میتوانند درین عصر که حقوق مدین و امور ملی کشته بار دیگر بیاد علمی و طوائف ملک الملوکی قدمه گذاری کنند بس است دو بار مملکت را بواسطه زعامداران سود خو گذار داده بس است که خاطه محترمه حاکمه سمت شرق و سمت جنوب را از پشاور تا دک و ارگومات تا نواحی خوست که مهد لاتعلقت بود بدست خیانت پرست امیر محمد یعقوب خان بر دشمن فروختند. خمیازه این قضایا پے نگین طین فروش که همه وقت ملت بیچاره میکشد برای تنبیه و بصیرت و کار و بازگول نخورد. اولاد طبیعی افغان نا ابد رهین احسان و امتنان قهرمان افغان علحضرت املیامان الله خان هستند که در تارک ترین موقعیکه اشخاص بزرگ در چنین مواقع هرگونه ذلت و قبولی نموده اند او بر خلاف ان شمشیر حالت خود را بر کمر دست د تاج شاهی نبات وطن شرط استقلال افغانشان بر سر نهاده خود را در پیشی وظیفه ملی عملی ساخت وقت اختار گر مرغ طن را از چنگ اجنبی خلاص نمود و افغانتنا را ازین گناهی و بیگنانه کو آخران میرا در بلا بد معظم شرایان اولاد باحمیت و شجاعت افغانها و اشار حقدق و بخاطر داشته ازین بعد از هیچ طرف گول نخورند و باین میاه چند نفر دزد نا اهتمی نبگذرند و عقیده دارند همچنانکه با احمقاننا و محاکنده تک خائنا علحفر امیرامان الله خان ان هم فقط وفقط خود اوست وطنی بین حکم الهی شروع دو سال روز اول گر در جا مجفومق و اندکا اغالتا بود باعث طاغی و دفع شری به خشان فرض حتمی است و ملی رویکر میگویند : برافغاننا کسی دست نخواهد یافت گرا خو تها میو دوست و دشمن بشناخته شود و از اولاد و با حمقیعی افغان کسی ندارد انگلستان مستعمر انگلیسی برای انسداد رواتجاه فی بین هندوستا و انگلتا استرالیا و افریقا جنوبی انگلیسی دارد که تلگراف و تلفن دائر نمایند دولت انگلیس متصل مستعمره خود در نیار میل شده است میگوید این شر و بنگاه در کمال تحتیل تواند بدیدنت نمایندگان --- page 181 --- فایده انحصار این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل یکمرتبه بعد نشر میشود دیگر کاغذ درپست بخطا ارسال میگردد امور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال مقالات واحاصل در اداره مانده جریده در انحصار و اصلاح و عدم انتشارش آزاد اشتراک بتوسط خزاین دولتی بصورت نقدی از هر جا قبل دریافت میشود. نگارنده برهان الدین کشکی شرح اشتراک تفصیل مقامات قیمت بروی کابل ۶ ماهه سالیانه داخله کابل ۵ ۹ داخله افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۳۰ حقیقَت ج ۱۳۰۳ مکان شرکت از سادات علما و طلبه نصف برا نامگاران مجانی است سال اول با جز اسلامی و شرقی شرکت قیمت یکماهه یعنوا زر یکعن دور جلد اول کابل دوشنبه (۳۰) سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطایق (۲۲) صفر المظفر ۱۳۴۳ قمری شماره ۱۸ راز میباید او نیدرین را جهالتی از نو پیدا یک نظر سرسری بمقره اسلامی بغداد و پتو سمن جنوبی یدالله مع الجماعة هرگاه ارکان جامعة یک قوم اساساً بروابط ایمانیه وثاقاً حیات روابط و احساساتموثیآن در داخل حوزة جامعه که انمبنی منظور واچ یک آله موجودیت در انفکک و خلل اند نتواند توانست بالعکس ممالیکه شکه غوری در آن رخ نمون گرد ده بتواند بخوبی حفظ ترکیب خود را نمایند مخاطراتی در ان ثبوت اندام میکند که حیات ان جامعة تحویل پاسبسی قرعات نختونه متعرض نمانید و آن حیات که بمعروض سبی شترات محولی بوده ابدا نتواند موجودیت خود را در دورۀ زندگانی استعمال کند جامعه اسلام که در دورۀ اول تا بندگی خود ضمیر دیگر که نور افشاری شروع انرا پوشیده و سر بپو نشت گلوی او را نفشرده بود اکثر انطائفه حوران کید انسته اثر بنسحات مدینت شرانوار جامعهت شریعت در آورد لها اثم حنوه بین تا عادات و روابط بود که یکر انجاسم مهمان و طایفه که دنیا را مبادل سیل خنده بوده بگیر هیچ یک غرض در ان وجود نداشت بگیال تاملات داند میشان نیز خیلی ساده و عاری از طمع و بالامال صفات حسنه و عادات مرضیه بود بنابرین در سال کا چان کواطیضیزدگی را انصرام نمود که تا امروز صفحات تاریخ ثبت و قلم دوست فخر از انوصف طیمت میباشد زیرا همان ابو نذ که روح جامعیت دا ستود نا کرده و خللت بر انقطاع نمود مگر بایک نظری بسوانح آن جبر أسفها انداخته و یک وقتی در اوضاع روز ما بر بهر ما هم اتساحه خود بانرا شر انغلفهای آنان مکروب جامعه احساس خواهیم کرد چه بالعکس مخو انیم در اجسام جامعه تولید افساد نموده بهترت بتوانیم دونی و نفاق و عداوت و شقاق در ان پدید آریم تا بتدریج این اساس مقدس را بر هم زده روح انصاف و شریعت را از خود مان منقو رو خود مانرا در محیط بر بریت و وحشت مشهور نمائیم. حقیقت این حال مسلماً از نعاس و غنودگی و فکارت و خوا رفتگی اثبات وجود میکند. وبالحقیقه فتور آن جامعه که دم از سنگ خارا نیز در گو فتی موسس و بانی اجتماع بشریت و مرد یگر انسانهادعوی یقدیرت نمونو از جيث فقدان همین تاملات بود که اخیراً تمام موجودیت و شئونات خود را بقباله کرده فاقد آن عظمت و شوکت شدند و شقایق آن فتور خلافت اسلامیه و روح جامعة مارا بنجاح منتقل بهلا کوی مغلی ساخت و اقتدارات ما را از اسپانیه و لواز مصد تا قدم عقب انداخت که از ان سبیع شج توانسته ایم قوای اولیه خود را --- page 182 --- شماره (۱۸) جلد اول جریده حقیقت کابل (۳) دوشنبه ۳۰ سرطان تلصق نمائیم. دائره جامعه ملیه وسیع و بقدر قرار بی همت باسبقتر ترقیات آن فائز شد ممکن محتمل است طبعاً طبع ملی بموجب کرد در دستگاه جمعیت خون بیجا دو قدر نموده تخم و داد و ارتباط در دلها افراخته یکدیگر احساسات و مالکه ذاتا از امرا و اتصا مضر با و اطوار هم مرتبط با اتحاد دینی و وجدانیما بوده با طنا از سوء عادات و اخلاق وحب شهوات ناشیه برات ملوت بنا از طریق یک اتهام ناگوار بر و مقاصد پست که از نگاه مبدا منزلزل مقصدا بی نمود متصلاً مرغ منشین خود را مشرف بهلاکت مینما و بکلی طوق حریت و راه بهبود برا نان مسدود میسازد. همچه مرابط در قور کلام انیکہ عوامل یگانه جنایات جماعی را تا همین طور ظاهر و بنظر ما ر نمودان شیرازه از هم سخته را ساز نو پیدا ور د شایقه مقصود در آغوش کشیده خفا مباهلات را متر متر نموده بیهای محبت را مجدداً عمار کرد پیش از ساسات بیرق ظفر روز و برلاف انموده یکجا کله اولها در دایره حیا شاندا خود تا عاداتیکه و ومز را پسندیده را تعقیب فرمود اما با هم شخص اینکه عظمت ملی و شوکت جامعه موجودیار هر کما حیات ما با انطرف بردام ک جولا صحیحی نمائیم ۔ بنابراین بر ما حفظ مقام خود تا همه قسم قطعه و تخمها را پایمال کرده نفاق و ضدیت و تعصبات جاهلیه را که ماده الم و اضعف اضمحلال است از بین براندازیم و نیاد قوما و مستحکما با هم متحد و متضاد شویم آغوش محبت و اتلا بر تا هدیه گشاده بر خلاق اموال دشمنان پنجه انگشت مشت محکم تشکیل داده بود گل آرزو کاشیدن بر تاب نمائیم محفظه وقتیکه ما می بینیم در محیطی وان هستیم که ما در میان شوشا و موجود خود را تباه تباه کرده در برایر بیگان حاضر تمام قدر و طاقت بر آنرو میگر باشیم با همنوا باهم متحد مترقی متضمن باشیم با میخوانیم او بر اگرس من مامور کر مل محشو شد در دبا ہے موجود ا بر از موقعیت نمائیم. این است که برادر ما نادا خود مانرا مینی سمت جنوبا که در کنایه کوره بصیرت کور و غنا جهالت دید ماختران نورا گردانید بر علا حکومت با کمال استار نمود اند ضار کرشته میگوئیم که ما از جنه روابط هموطنیت و شیفت که طبیعت ما را با ها مربوطه گردانید بادیانه فاحشه آسما با بالتو با کمال مجددا باید اگر تمام ورزیده در استیصال شما بسور مکنوسم عرضی الحاح می نمودیم حکومت علیه ادامها بر شهربا اشفقته فائز باند. باینکه در برابر اعمال ذمیمه رو نمود صلاح چنان کورت یضا لا هرگونه شائد در مقباله بر خود هموار میا نماید بکمال بھرنا گذرانید و از راه اندر ز و لصالح پدرانه شما را دعوت او نه و با را نجات نموده ایچون هموز وقت که نشانیه او مته مهیباتی باز گردید تائب شدید و این ز اعمال و افعال خود که مربیان دامن دار دگر باش دشمنان می ما است رو گردانیک من الغا خواه اور شما در موحد نمی شوم واگر اینیم شرارات ملجا کدا به یک دله و بخو لاحه کار صبر و مکمل لبریز شد بحران داند ادام شه با تصیر کوره مینی قوام مکر و بهانه فساد را که مانع ترقیات ماشا ابدا زمانه خوابين الصدق و هیچ یک چاره شوز ندهد خواهد گذشت. بیانه اره برای این احمد زا خود مانرا که اینکا طالع بیدار شانه ظاهر با معامله مخدوم پرده گرد د نمانند از مداهم بدرش ها با هر حصه غازی پرور و اما مینی علم ما بیایند میخوربان بیقه صلاح مرا شما کشاده و باز دست می در حد خاک بنفش شعلها کشته تو که بشو ید و قدر سگی که ما در او بالا نما واقعاص می که از شما سر ز د ما تا در ملاحظه نمائید با کلت سرها آورد واللَّهُ يَحْصُ بِرَحْمَتِهِ مِنْ يَشَاءُ آفرین امسلمان احمد زای و آغوش رحمت باز است و دل مؤمن صاف میدان خفر ایبو دشت معاصی دوره گر شد تا کجا خواهد رسید آخر شکار موت خو از انجا که رحمت عام بیاض معنی ذات خطہ کا ہل عصما وحمله او صاد قاز جالت مسلک مجاهلات خنگام شقاوت سموم مصبح با تنہا بخوبک میگرد شارع شیر از همین آمد و بخيابط طیه چین انکیسی از قبیل (یو ر قصه ده في صد و د ل لناس من الجنَّةِ والناسِ بلند کرده ادشما طلوع عطا فرمود لب شفا و دارو جو د شایع بر که فرو اسعاد من سابنها اثر کشت کور نز د یکی طائفه احمد زائی حبت در زمره ضار بد کردار فریحی در سمت جنوبی که تحریکات به و مد عیات بطلال مخالفاثه حیات کورکورانه شما مر منورین بی آکام کرد كم کرده براه تنگ و تاریک جهالت ره پیا بوده بر علیه حکومت حماله د شعارن تعمیر خودیها مر عله و مکرشی مینمود شاهه از عالم هو متنی من المهار دبیر بتوانده حشیا فطر سلامت حتو ا مبارتن و باطل نمودن قال ان ولو که این حرکاد او ضاجا بلاشابر خلاف قواعد شلابه و بر خلاف سیاشاره عادان --- page 183 --- (۳) شماره (۱۸) جلد اول جریده حقیقت کابل دوسنبه (۲۳) سنبله لیاخیان طایفه انقیاد اهالی الامر را عدار شمرده بیدر ناه جاریم میکردند و دقیقه از دقایق ظلم و ستم و بی ناموسی بآثار فرو گذار نشدند خودی را که بجهل شقاوت ایبداند راسند لاطائل نهاده بشه اند کرده ارز در و چند قبیل ببرین لعدار با بسیار کوشش و سعی اشتیاد دستگیر شدن مداراست جهانی سر خاک پای پادشاه محمود قطف محمود را نموندند. عده ارردوسا وجود اورده شده بودند چون تحقیقات رحله وه مرا لعبد پیوست بحامین شخص برایا ایشان در کابل برا سه رفته در گردنم انگنده دؤ به عبرت هر جا کہ طاہر شرارت پیشه نقص عهد و ہتک عزت فرقائیہ بر تحقر دیگر مواعید خواه اوست۔ گفته محتا تو نج نماند که مضمون آيه شريفة توفيها وتلفظاً حکومت را ہم نموده اند و موجاً بسیار کشت خوارج جاہ دوتار با در گرد دره مجرو بیعت بو د کما فیہ مبارکہ حبل المتين عروة الوثقا مبين ان سه دنوان شده بودند ازین رو قبیل از غروت سنبله محكوم باعدام یعنی قوله عظیم بستان مجرمرا ماخود با لارتيا بين ( التائبون شده لغير توپ عدہ کوب گردیدند. طیاره افغانی در گردیزا العابدون الحامدون الساخون الراكونَ السَّاجِدُونَ الآمرون بالمعروف والناهون عن المنكر و الحافظون لحدود الله وبشر المؤمنين) محسوس و محفوط عصر غاز از او چندیست کہ در شهر کابل زمزمہ بانہائی و گفت کوہاے مدحاله حامی غیور آردو منو خود را با آية رائعه و كعبه ان برافگندگی تخاشیعه نمیدانست ملان طیاره افغانی که چند روز پیشتر از فضا کابل مو جومیه بلي من بعدى الله فلا مصل له ومن يضلله سمان بغرمیت فرامی گردیز شاند - و در واقعه آن اکد نه ملائی وجود فلا هادى دات نما يزاوا استقرار نجر مریم گانستی انجام بدست . جریان دارد - لہذا امیہ تسکین آبا خنکار بزرگ ساحا اورده و مشمول ستو ( ان الله تواب الرّحِيم مرا آن طياره بر آمدے کہ از کابل عزاهم شده بود کاملا را در گردیز مومن و منظو نظرو پیشه قدر و توجه خاطر بدتر مه مکنا با امش الماطن بطرف چند وقبضه رسید لکن همایان چند او در سیدا محفو طیاره مجربہ و برا هر خسروانه بدرمانه ممتاز گردانیدند و مصلی با مضمن فرموده دفعه علائم ہوا و تموج باد کہ یگانہ موجات کٹ شو طياره است انا ان شر العفو نمودند. واه واه در عفو لذتیت کہ دانتقام معاند و گردید از پیش طیاره بر خلا میل و ارز و طیار چی مقام مجفف خود ماف سیزل حضور ارشاط دل در ما دل بادل خود ترخیص خارمز طن گذارده با رانی که مساعده هبوط کجا جہاز نبود پايان آمد است خوشبختاً سگاه مالوف خود تأکید تداحا رامش امانی بگوشهای اقران خویش به اینکه طياره ما ریزه ریزه شده اساس منیات فرہروانہ خسروي ما بطحا کہ صادقانه تائب شُداند رسانیده از مراجع و شقاقا لالہ کالاً صدمه سید شکسته بست و دیگری هیچ گونه ضر و نقصانی بدیگر افراد مروة تی نام بچنگ گرا و قہر ابا عذاب شات آن رو هم د کنار اشارت و نوید او عائد نکشته است. بعد بحضرت عا و زیر صاحب هہ آقا محمد ولیخان نويس بخشد ( زنده باد اعلی غاز با و بقا امیران افغان ) - (نابوا مرور را بانگذر ٹمایگر د بر نقل داده بوسید مرا به بر منی طیارہ چی افغان رقبار راباد دشمنان نیست و استقلال افغانستان ... سید محمد ادوات اقا محمد لطفے کہ ناگفته شهر از گردیز بکابل جمته اخذ این سباب اعداد شد و بکیفر کر دارسید چند سه ر شتر از واز تآکر جہ آسا حان پروانه جہاز بکار بست کابل فرستادند ريناً به ۲۰ سنبله انرا بوزارت حربیہ آملہ در صد و فرامہ اوردن جره با اگر اعدام شد و بکیفر کردار رسید این چنین اشرا ر برا شوشی عموماً خود بوده عنقریت پس بسپروند تا بعد از ترممہ عزومتی در طیارہ پروا حق وطنی با آمرکز دارالسلطنۂ کابل و اطراف آن از دبا غوث ہرو بجھنے سنبلہ آمده قرار فراینها سنیں برا نظاره ها در جناب ملت نماید - م به قلعه ده بیار شده است . و ز علما باز خواند این مرد تا این خنده الہ لوگر ۲۰ سنبله باز در شاه توابع شب اسفندار دنیا مزار در حده بت عظیم الشان باغی و اظهار دلیسی خواهد کرد فاما ابلاغ این طلا به ارقا ر ناین دوره شاهزار کار زار شد که بو تنی پیوسته است درین مجار به از طرف دوت لیست تقالی ارو دیسی نخواهد بود که چندتن از معاد بندگان سینو که بہت سوہا اقا عبد الوکیل کافرو مز و از طرف چیت قاع محمد غو نخان و محمد این قاعد مران انایان ایا مظلوم افغان اسیا سه گردانی ظالمان افغانه را از دید در طرف قلیقهای میرزا کلمان کوه اشتراک و کافی با شراب خود آورده در حرف العین بمردان تابی از ابناط دوران گودته و کفاره گذار ده شاه هزار سا نصف شدہ کہ تلفات او درین غزو بہت زیادہ است بقدری که تا صد نفر مقتول و بسیار مجروح شده بدست افتاده. --- page 184 --- (۴) شماره (۱۸) جلد اول جریده حقيقة كابل دوشنبه (۳۰) سنبله مساعی جمیله اهتماماً قیمتدرا را رئیس حت من مشوقی جنانکه آن مبروران با همت همجه سرگرمیها و عطفی که بمباحثه کسب فضائل دارند که تماماً سزوار تحسین و تعجب است. بنده درین ایضاح مختصر آن جریده نگاران را برفقید جلال آباد (۲۹) سنبله : نامه نگار صاحب ! عبار ما در تهراد تا اگر انزوم انگارند در یکی از صحائف جریده خرید یا خوانین در ارا از جوش و خروش و جذبه اگر چه مثل آن آبش حیاتیست بس بخونی و اعلام گیر طايفه در آتیه انشا الله السامعین، اطلاعاً موقوفی وارده اسما را ضمر دا هر چند بنویسم کم، و حقیقتاً ببطانه آمار فمائیستم. یکه بطور خصار در خدمت تان ترقیم خواهم نمود. در خاتمه خرایا عاطفه قم تقدیم مو دارا استحضار اولوالابصار و ناظرین ذکا جریده شریفه حقیقتاً بان له اعتلا دولت و زنده باد شهنشاه عدالت اکتساه غازی را نمود آتی در طی تقدیم خدمت است : گرچه از بدو ورود مسعود حطر اجل الله تعالی عساکر که تا سالهای دراز این خیمه اسعاد غاز یا را هم مگس المفهم و انجهل کرم (ح، ج ) حسنات صحیفہ ہدا نبولا آبی جان وحقوق اهلاً و اغلامیان را جمله ارکان بشامت تمکن بر سر سلطنت است. بجو پیش اخبار تاسف تا درجه - جوق جوق وگروه گروه ، از هر گوشه کنار امثال حضرت ریاست مآب عظمت پناه بنی در نگاه سرداراد ، مادك - و هر قریه و پا بها نیوا بتزاید آبک، جملا استحقار و افطار احسا و طرح نیا تفصیل مصار شتر در کرمراجاً تجات کا بکمال سیل در خانه مخصوصا تقدیم و اصدقت تام عرض آمادگی خدمت و عزیمت صادقانه خودها را بموقع آن نمود از جذبۂ عصبانیا ابراز نسبت بدین خیانثر ادر شماره (۱۸) خود تحت عنوان من بلایا رو انكار افکار شاشه را جمع باقشار غی غریم با بحرم خودها را برنجاندن لويجا خیری تحریر داشته بودند یک مجر موقر تفاصیل آن جهاد و برو قطات بخونش ان بخدمت ملت و اندکا موافقا تعالی دولت آبادی برا بفرستاده است : اشتر ارا ز التمور ٢٧ سنبله یوم دوشه ۲۳ آفرین نموده جضرت عظیم مکرم و شه عظیم جبین بکمال ملاطفت تبورقا آمده خیال جهاد انداخته اند بر سر کی راجان گفت بیراه این جمعیت کرمانه و عنایات رحمانه اوشانه را مفتخر ساخت !!! که درین مرز و نظر بسابق شیر رخ ترامده بود قلعه غده غوره علماس استنده الجا افراد صداقت نهاد جنباتها انکاری تجری و غیره نواجهاین با غیم بانز موقوفی از طرف آقا شاه و مجا نات لاریوجانی علیها در که که بسفاحا ضر گردیده بودند ـ واز غوفر زيبها و ابذال توجهات حضا معین ارکان نزد رویش (ص.ش) میرزا نما این عشرانزا به معاً ریاست ما بی مسلح باسلمه رقمر جدید برگ فایلی حضور با هر نمود غضرت پر انحطاط کمالها معرکت بهادر که آنها بدانجا شرید شد اند اکنون از جیانبانی عازم و بعضی بحده و حصارک جلال آباد و غیره با حسانا طلوع آفتاب اشر افساد کنا محاربه شدید را آغاز نیاز مد افراشه نموده که شیر مردانه منتظر اصدار احکام اند، علاوه از سه روزست که قریبا برگر با و تقیہ آباد محاروقنی و قلعه شاکیا و دیگر مقابلها که اقدام بهر ماضی ( ٥٠٠٠) على اعلام و کلا شور سنگا کرام و اشخاص حساس ہرمند لکن بحمله اولین بپانی خودها نشانداخته، به ۲۵ سنبله م خود نو قوم مترو نژاد شجاع افریدی مع عدد کثیری از مردم با مردمی و همتین غند مشر و جانباز خان عند شر نیز با یک مفرزه چت شقال کردن هوا بدر با وحدا انقانت و شوق و شغف اسلامیت. در جلال آبا خوش بر کی کرواه شیر دانه مقرون شد این قطعه شر در عرض بات شقال اگر برست حاضر و بحضو مهمی اتبا و بود بودیکمان عزم جزم وجسارت و خوانین در حمزه شمشیر بپسا و انتقام از آنها منتصری شد. ۲۶ برا تعاقباً به پیر و غن استبدلان بونی و اعلام اعداد منین در شرار نجار جبال الا بقلمه حادها و شاکا مزید بر ترسل جنده مفرزه شیکا سے غمه تو تا غمه به پیاما مینمایند که قشر نقش انه راقتدار انسانی خارج است. توانسیر بالا کردیدند و درین بسیار شند ها محاربه را با کمک شیوادانه در اخر چون په حضرت امیر صاحب مختار احمر احمد انه با عزازه و اکرام و تا ر پوری جند جمعیت اثبات جاره شاخه و بعضی تا بناکز مین ما شر شده من بعد آوری در نظرف شناشر وجب عده ی را خلیفت محمدی و محمدرقه اش یا ما حه آن قلعه ها را در شب جازه نهاده لبعد اهترا بتز و داشتند در قدم جر قبایش اندازه بخشید است ! و هر یک سبل احساساتت برورونا نا معلوم پاشان شاد اند، درین محاربه تلفات بیاریا در حمدا ام در این ایام محمد بنام می برده اید که امتیان بانه در قاره می شد --- page 185 --- شرح اشتراک تفصیل مقامات | قیمت برویه کابل | ۶ ماهه | سالیانه دارالسلطنة کابل | ۵ | ۹ جملہ افغانستان | ۷ | ۱۴ ممالک خارجه | ۸ | ۱۵ وزرا و سفراء | ۱۱ | ۳۰ مخابره - ارسالاً و حتماً و طلباً به نام نگارنده جریده حقیقت مبادلة - با جراید اسلامی و شرقی قیمت یکشماره عماً یکران ندیده فواید و ضوابط این اخبار غیر از ایام تعطیل در کابل یکروز بعد نشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست منظماً ارسال میگردد. امور تحریر به نگارنده حقیقت ارسال و مقام او احاط در اداره خانه جریده در اندرابی واصلان و عدم اختلال را در پست اشتراک توسط خوانین ولایتی و بصور نقدی در پائین تاه در یافت میشود. حقیقت ۱۳۰۳ نگارنده برهان الدین کشککی جلد اول | کابل چهار شنبه ۲۶ میزان ۱۳۰۳ شمسی و (۲۴) صفر المظفر ۱۳۴۳ قمری | شماره (۱۹) الدعوت الی الحق اجسامی متحرکیکه نه تنها بسبب حیات جود و بقاء باعث امتیاز انا موجود هستند بلکه قوه ناطق و محرک بے صنع و در بست مشحون مساعی (مدرک با غیر مدرک) یعنی فکرت بی مادی در آنهاست. برای پیدا معانی ندیده حرکاتی چرا استعداد داشتن روح اینجاست، تبهکامی شدن در ذرات جو ان اشیاء، اما با اینهمه لازم نیست که نها مدل تقویم افرادی نموده بشناخت روح سفارش کنیم آیا تاریخ خود بقدر مانده ماضی بی علاقه بود، اجزاء ترکیبی خود را فراموش کرد ریشه خود در یک دن نیست؟ خود را در حسام غیر محصور در آوردن بد بود؟ آیا داغ در بی چگی، از دگر چشمی ، منحوس ترین محل حکومت تیرا چقدار در در حریم مقاله که خط اصلی که راه حرکت ما قعابه پیر و عوارض خود را گم کرده تصیح میکنیم سؤال او کر کنیم باکتیستر بایست بلی ! تاریخ ماضی خود را در استقبال خود ذی دخل و مؤثر میداند چون بخواهیم بر خلاف این قانون فطرت بنا حق بجنگیم، اشکال این فید تاریخ در شبا خود را مختصرا مثل خاتم شوم تا خون العاده جهت بی نور طی در قید همان کلمات نا متور سیاه و بی جنبش مادی بیدار بمرسیم؟ در مهد نور حسن جستجوی حقیقت را نداشته و ندارند و اکثراً لا تومنون تنها خواب دستا خور! جام بے صهبا و مقصر ترین اصناع حیوی چون سهم امنیت کمتر داشته و دارند! اما بهامان کرام یا رضی اللہ عنهم ازین خود و تمیه بخدا مسلا بودند که از همجا با انگیخته سابقاً منفعت خالی و مبر آ ! ارام نشسته، از تاثیر محیط خود را آزاد کردند و عقائد خود را بصور امما خود در دگما ، زمانه الک کردند! باز از مردمی نبودند که بلینود، گفته مایوس شوند از کار بمانند، حتی در عقائد بعضی مقرر اخود بخود شباهت کننده ها صحیح نباشد! ... بلی ! فیصله کردند عقیده ساختند و انرا بجام فتح خواندند، را حقیقت کلیات را شناختند، در دلہای مجامد که نکردند؛ اوّل شناختن راه درست، دوّم ثبات برا سوار جس نهایت فضیلت کما ر ا نه تخم آن را اراده کردند باز نہ محض سعی خالی بلکہ حیات خود را نذر و قطاً ان سهیم نمودن و بالاخراً کامیاب شدان امروز مرغ تو از مساعی بغرضانه اونی بخدای پاک همان مجموعه سعادت! همان خزینه حکمت یعنی دین اسلام! شاید هم این روزگار را عادی یا اشاعت دسحان الله وقتیکه کلمات مجموعه سعادت یا خزینه حکمت ،، را می شنوی گما میکنی که محرر در جمله فقط نوشته و بس! نیانی این کلمات پر معنے و حقاً فوق العاده سهم دارند که اهمیت انرا در خصلت اما --- page 186 --- (۳) شماره (١٩) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه (۲) میزان شهـ ادا کرده نمیتوانستند) با دمیدن روح در تبهکاران نظام مقدسش در دست ، بر تاریکی جاهلیت مثل آفتاب حمله بردند، و شعبه از آفتاب روشن تر است ، کوه را به بینائی ، تاریکی را بر روشنی و عالم جهل را بر مسلم منقلب ساختند. این ما هستند بزرگان اسلاف ما انبیا باین صفات و اخلاق عظیم کیتیا نمودند، و ه نبودند یک ذره ، نه صد ، هزار ها ، این هم شعر نیست ، علم و حال که از جزئی اسلاف محترم است این اثبات میکند ، یک ملت یک عصر بلکه تعلیم عاماً از همین رقمی که اگر عن اخلاقی یکی از ایشان در یکی از افراد عالم موجودہ پیدا شود ، در آنا بطل قهرمان ہیرو ساخت تعدیل افکار نسبت بشهدا و تلفات شان اکثر میشنویم که بعضی از اشخاص نسبت لقلت تعداد شهداء خود افغانی در کثرت تلفات جانفری جہاد الجوج با واہ طعنه میزنند درمقاله جریده ما اعتراضاً کرده میگویند که چطور میتواند شد که همچو یک مشتقی شدید و محاربۂ مرید متقابلۂ یکنست با شخاص با عنی اندک کا صفرا هیچ تجویز نمیشود ، حتی چند ذوات محترم را این چنین ترهم داخل شود که شخصا باین نگارنده گفت و شنود طولا را درین موضع امیلدار تضییع اوقاتا کردند الافر چون باز هم اسناد دادسته داند زیرا که مبداء ارکانی است این بوز نامه بزرگان مانا و اجداد ما را در تحریرات ما صادق دمتن مکاتب وقایع نامه اند . لیکن ما که در کمتر از صد سال از اباسین تا بحر قلزم سلطنت دامنکدیر شد معلوم است که حصول مخار به یکر با متقا با در سنه واقع آیا میدانی و سلطنت شان مثل جهانگیران امروزه برای مقاصد رزیله یا مرآناً باصول جبرنی بوده است . و در جنگها سوق و بسره کمالا است؟ بهمدا انسانها و استثمار نفوس و ناساس فلسفه شان مساوات با ادله سار با نیروی در و حاضر در سازمانهای کادست بطنی و حیوانی از پے خورد گیحیی بود بلکه بکامی استعداد برس و متین کنها بوده لهذا زانکه مدا تراً اتواب از هرا دی عسکر و فوجی با پیشرفت آغاز میکند! با دشمنان ، وای در بعضی مواقع که عساکر ما با نگو نو بجانۂ ہا ہزار عرب مهیج دادند که ان احکم الایلتہ ، و بکا حرص پر دری مقاومت امریه و نذکر نیترن جاده اضطرات نسا نهاست آبا و خیر پیشان بحر فضول و تمدنات عظیمہ شان نهایت مقبول ، اول میشوند علی الفور مقامی را باصول جزئی برما خود شکار از همه زیاده قابل تقدیر آن نشان علمی بود که بمجرد هی علی الصلوة ازینکه یک عده از آنها شترار را بزیر ش میگیرند کعده دا والسلام را از جوم گرز با زنا می افکارا جنبیه و سفسطه تا ملوق قدر شیر نغر سنگر و بگرمی را اتخاذ میکند ، جوان مین نفرست فرق داخلیه حفظ نمودند، از دیگر طرف یجاد علوم نهایت صحیح شروع با تش نمودند متعاقباً نفری مقدم الذکر شروع کردہ وحتی در ترقیات محیرته مروزه اروپا وساطت بهتر با وه همچین! ، وهم .... علاوه برین همواره عر قلعه ها و مقامات حاکمه و محفوظ نشیمن دانسته ندر وچون بهره ها و دیگر ترقیات نظامی خویش عرض شمارا اورد با نی با ہم فراموش ننموده اند، وضائع و اثاره مهم برو برو بگفت کوی بساز تا تصوف میواندی و اینطوری بسپار، به از مرز د موازین نخلے بیا و د ا د که هر روزه اند را اور دیا کر بیان شیرین را به مر تقدیم میکنم ارت شان حیرت افزای مہرین مدنیت امروزه است این خبر الام و این سرت وسط که شابانی و حجان طافق در بیگر انسا نہا ہستند تاریخ مارا ، فقط افغانه ما را تشکیل میند و اننما ما افتخار مسکنہ ، زیرا افتخار یگانه خیان مسلمه و مومن بود بی این افتخار مسلکی بست ، نه افتخار سلی چینی ، چون ہر دو کجا واهم ماند میگرند که مثلا ما چون مسیح در سمند ، عقیدت بسته داری یما افتخار مسلم عزیرا ! اشک تاریخ در جداول دنیا ا ( ارو با ونتر مقیمی ما علیم میباشد همینکه از ورود خصم مطلع شدند، قرار بدام قائد شان شروع بمدافعه و تعرض آنها مینمایند . در بسا موزینگرها چون از ورود شهداء اقو خود ها را بلطائف الحیل در اطراف و نوا و کنار پنهان نموده مترصد وقت و فرصت که بر دشمن میشوند همینکه دشمن بزیرش پیدا شدن تین بفر شد، ما باین رنج امروه محض بانیست ، وانا به مابات نو که متفق و متحداً بیک آن قرار اشارات و کنایا که از است فر ندانند بن کارنامه او خویه عا ( بانی آینده ) امضاء ع . ق. ت و غیره مصطلحاتی که دارند فیر کنا نیکا شطیم استقلامی --- page 187 --- شمارهٔ (۱۹) جلد اول ( ۳ ) جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه (۲) سنبله اکثریه با آن زمان دست تعرض دراز نموده عسکر تار یجا را بیجان یا از تحریک دینه که آنها اموال و اثقال را کر بطور دزدی و دیماره در پنیستی خود بر میدارند و با مشغول بدست اندازی و جمع آوری اموال هر جا رعایای مظلوم افغانی یا میباشند پس درین فرصت بیکبارگی دشمن بازبر آتش آورده فریاد از نهاد آن بد نهادان میکشند ! بعض از عسکریان که پیشرفت تها دت میرسند آنهم بواسطه رسیدن اجل مقرره و یا بواسطهٔ غفلت خود آنها و یا بواسطه عدم پابندی انها بتعلیمات نظامی یا از سوء تدبیر قائدین آنها و یا از مسائل اتفاقی بوده است زیرا که عسکر تا آنزمان دست تعرض در انه را سر تعلیمات دراز میکنند تا که او تا خودشانرا بآلات تعرض و مدافعه، مامنه موقع پیشرفت وپسمانی و خبر و اموراتی را که بلفحه در محاربه بوقوع میرسیند بی دست و پا کاملاً از زبان منصبداران خویش بیعلم نباشند . و ما من در عسکر دیبا بر آنخود اتحاد کنند ! امید که حالا متعرضین بخیر طبقه فهمیده دارا در تحیرات احمق بجانب انگارند (یَا لَیْتَ قَوْمِی يَعْلَمُونَ) ورود آقای دست محمد خان کلان جونغ خروتی تفری قندهار و ازرگان مخبر نامور ما از غزنی، اطلاع میفرستند که یوم ۲۰ اس آقای معلم دوست محمد خان صاحب کلان کلان مقام ارسکان پوزه بیکعده کثیری از سرداران فدائی دلیر ایام بغرض سرکوبی اشرار باغی و بقای پیشگان منکی منصبه نیتدوک وار دغر می میباشد که د اقای کلانی در عر مین مورد داند اقای معروف حسین کا ند را ست و پیمدایت انهم بر شقته چند تا خوان در قت درین احساسات انه اني بظهور ما انیم که در افاسه قیا می کانی روایا مورد او توجانا بعنایت و عنایتی میدارند یک با چه و او چه ار تو با دو کیا رجعت علمای اعلام وسادات عظام از مرکز بآباد ناکت ان سلام ! ابر اگر آب زندگی بارد :: هرگز از شاخ بید بر نخوری طوریکه در موقوع حکومت پلیت صلاحیه علما و فضلا و مشایخ و سادات افغانستان جهت مذاکرات اصلاحیه با تفر جی باعی و سرکشان کلی اطوار رای نمود بو تا اینکه نتیجه بعد ارشادات و توضیها و تلقینات از حد شماری که در رفع و دفعات مفسدین فضا و روحانیت با آن محترم در کلمه الله اعضا الخصوص با آن دسته بغاوت پیشه با آن شوره سراون سال نموده اند در اینجا از راهنمائی و هوا مسلمانی آوردن هانا کامیاب نماند فعلاً بکامل پای در نجخ خودشان بانحطاط نهایت دقت ورده کلما از سفاهت انگیز بلها بگمراہی جہالت و بغاوت آن جماعتها را بگمره و شیلطان شمرمانده بلداً در انمودن ملت وحکومت مچگد فیلا تو تمام سنگ تفاقات را بر فرونشاندن این آتش فساد و سرکوبی و گوشمالی این طوایف صاحب عناد حق بجانب نشان داده مقاتلین و مجاهدین آن بجنا کثیر سراسخنه است تقا غازی کنندگان رارتر ملگیا شہادت مقتولین شاد دیانا باون ضلالت را سردار و بدر دار فتوی دادند . تی پی انکریزیا گفته ایم جاکی مشت شیر نے کسے شرابت غذا اسلام و معنا افغانستان چندان مسروق و مزمن آن شوره باین اخیر چشم ندارد زنبو و کبار با معلوم کردیده است که آیات قرانی با احادیث نبوی یا ارشادات خلفا راشده ن تا تابعین مطهرین کبرا باب سلف حمتہ علیہ اجمعین آنها را تحت تاثیرا ورڈ نمیتواند . جاهلان نادانان بخصو جماعت بے دماغ انه بحدی در اورهام را رحس دگوی بحکم تک سے کہ باقتدار بازار هم مکو تو سفیدی بخار لے البته فائده ابداری در پایین اہمیت بصلاحیه علما و ساداب وصول یوست چند قابل تفکر و تاملات پنداشته نشوی بیت کن تو اکو در سایه لوح و مآلات اور خود را و فکر و خیالی ندارند ما بناء أون آیا د انجا عا سو ولت کجایل خون کاسب کاری ندارن بلد اعما افغانی در بانات شته اسلامی ملکی بسوی حق و حقانیت کشانیدند و گذارشات وافكار حما نیکه دارند در ابا نظر همه کینیسه قلباً عموم آمده یسلا یچگوی در طالع امت تنها همین علمای سو و کلا شونده جاهل ترسند و با بکه و بلعا دشمناں را غائت ا مید ان مبیافته و عمومانه با دارند و بس. حقیقت نا محبه کو یا د ثنا شریعت غرا معظمه غازی خود مضمون هذا مستحون آیه شریفه قرا نیکه درین مورد توجو دیا اور ی فرمود دملت ومملکت خود راد عوت یز مانی و سرکوبی و صیادی شتر میدیم. انك لا تهدى من حبیبت تحقیق ای محمد (ص) تو رابنماند برده نمیتوانی بکسیکہ کہ تو ولكن الله يهدي مشاء هو دوست داری بلکه پروردگار با میسار در اجما ه اعلم بالمهتدين کسانی را بداینت خوابه باشند. و ازین مساعیات جمیله و مواعظ و نصایح حسنه این علما و فضلا و و سادات د است سلامی کسبب پند و نصیمت ببد کبران باطل و اعمای ابدالابات نگردید انها را باستدعا یه د و عاه درگاه رب العالمین که با ما یای من است سپردند دست حق پیوسته مجاهدین و عسکر منصوره اسلام را هم در دفع و کسر مفسدین در حفظه خود داشته باشمدہ --- page 188 --- (۷) شماره (١٩) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه (۲) میزان دوستی وطن زایمان است ما اظهار خدمت و تشکر از صداقت سربازان افغانی مقصریم باید آنها ما را معاف فرمایند یا عموم پیشوایان صادق و شریعت پرور بالا نق مملکت غازی پرور عموماً مردانه از بکمال صداقت و خلوصیت در فدای اسلام و وطنیت و ملت و مملکت و دولت خودشان فوق العاده لیاقت و ابراز فعالیت همی نمایند [عام از یکه از حصه باشند و یا از جمع با شرف لشکری] مقدر گردید و تا دوش بایستی در طی ایفای وظائف و خدمات خودشان تعمیل اوامر خدا وند و امتثال اقوال رسالت پناهی را فرائض منصبی میلانمی و ذمه دارایهای عالم انسانی دانقائی بمدح و صفت و تمجید و تلقی و چابلوسی خویش مدعاء از افراد و قعت دایمینی ندهند - هر کار مینمایند باید محضاً لله برای و بر آوردن خود او بر آفت خود او بر مملکت خود او برآورند نمایند و اجر کلی انرا از درگاه ایزدی خواستار باشند که ان اجر الا على الله - با انیمه که خود این نگار نامه غلامان بمدح و صفت نمیباشم با هم چون از مشاد ماندانه و فدا کاریه انباء طنم مطلع میشود خدا شا هدست (و کفی بالله شهیده که بیضا آن صفت ببر دایم و با ظهار تشکر از صداقتا خود را مقروم مید لکن علاوه براد را سيا مواقع مشکلات اداری و تنہائی و تو متردد و غیر مونئی و بالاخر مجری ما را بدین امر و دا میکند که از ن ان سر بازان شجیع و منصبداران منبع افغانش صرف نظر یا اظهار ته و شکر از صداقه مدرانه و تلق گونی و چاپلوسیمای علوم انداخته امور الیقوتی که فرصت و موقع مساعد آن را ذخیره نمائیم معر و صد مقرره صداقت کیشان مفتخر ما را درین پوزش معذرت دوستی که لغتیه از ان انما ر فعت معذور و محمد میند همچونین غازی را دوست نداریم از ره صدق و راستی کردیم تا شود نام با معالم فاش ہست شیر امجدا وطن گلر بو سمت پیر مروت ہمہ عمزدا در پاس از غلامان و چاکر تو ہی انجان از طبع علامه مجد آقای میر شیر احمد منا جلال آبادی معلول التماسش خوش بهشتی است بوستان وطن بهتر از جسم ماست جان وطن جان او حیات ما هیدنا جسم او کیست ساکنان وطن هست غازی امیر ایمان الله باعث امن و هم امان وطن از بهار وجود مسعودش رفع شد بیخظم خزان وطن نظری کن بعهد اوایدل زنیگران تابان کیوان وطن رشک گلزار کرده هر جا را اثر دست باغبان وطن دوره ماش بمهد عشرت و ناز غنچه دار مدرس دمان وطن از در میشتر بملت خویش اوست دلسوز مهربان وطن بر سانی فکر و دانش او رفعت نبر یافت جان وطن گنجیهای علوم و حکمت را کرد امروز رایگان وطن ساخت صد تا مدارس مکتب بهر تسلیم طالبان وطن طالبانند صد ہزاران کس مشتغل پیش عالمان وطن صنعت و حرفت و تمدن را داد تر ویج در میان وطن در هنر از جہانیان برون گوی سبقت هنروران وطن حسن و تدبیر او سلاطین را بر خود ساخت من حوان وطن سر نہادند با مجیبان دول بخشمورش در آستان وطن نصب شد رایتش بر دولت عزیم او گشت کامران وطن تحت گوید در صحایف دہر از وی این نام جاودان وطن جان فدای چنین سہی که درو تازه شد روح و جسم روان وطن باد یارب و جود امجدا و قطب و اقطاب آسمان وطن یا جمال عنایتش گرا سر بدخواه و حاسدان وطن سایه این همای فرخ بال کم مباد از آشیان وطن شکر الله عم چدین را هر ماگرد زیب خوان وطن ہمت اوست روز و شب محصوره امي رفعت نشان وطن دوستی وطن ز ایمان است مژده بادا بدوستا وطن هر گز الکابل است ایمانش اوست البته عاشقاو وطن مقتضای حمیت است که ما همه باشیم حامیان وطن بکمال و فاق و ہمد روی کف فشاریم در عنان وطن --- page 189 --- -{قواعد شرائط}- این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل یکروز بعد نشر میشود بدیگر مقامات در هر پست قطعاً ارسال میگردد ”امور تحریریه بجگارند[؟] حقیقت“ ارسال مقالات واصله در اداره مانده نمیرود در اندراج و اصلاح و عدم اندراج آن ادبیات اشتراک توسط مراجعین دولتی و بصورت نقدی از همه جا قبلا دریافت میشود نگارنده (بسرجان الفتین ختکی - شرح اشتراک - تفصیل مقامات قیمت برروپیه کابلی ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنه کابل ۵ ۹ داخله افغانستان ۶ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ سرمایه دار ششرا[؟] ۱۱ ۲۰ محل شرکت:- از ساداتا[؟] طلباء یک صنف[؟] بپدرآنانیکه با او میخانه کابل بتبادله سبا[؟] جزا[؟] اسلامی شرقی[؟] شاگرد قیمت یکشماره عموماً ایکپیس[؟] حقیقت ح ۱۳۰۳ سال اول | کابل شنبه (۵) میزان ۱۳۰۳ شمس مطابق (۲۷) صفرالمظفر ۱۳۴۳ قمری | شماره (۲۰) قوم عاقل خود دو تو حکم قتل منگل را (طبع دوم بکله[؟] ممهور بمهر مجلس اصلاحیان) اکنون که منظر افغان است تاجنت سارا بعبرت باز کن یکلحظه اینجا چشم بینا را ببیند مشاطه قدرت جمالش و فزون کرد سلامت که کجا باشد یکو عشاق شیدا را دمادم می ریزد هر طرف از شک خود خونی ضیا میکند چون لاله پیرامون صحرا را [ILL] از گلشن فردوس مو زونست میدانم کنند تشبیه سر و شقایق شیعه خان عند[؟] را [ILL] بش از روی ناز خاکش تار و پود ما هوایش میبرد از جادلا ہل تمنا را [ILL] بگویم وصف همچون پرشنا[؟] و شوکت را که از خوبی ربوده است دست انخو قلب سارا [ILL] دریغ و درد بر احوال ماضی چنین کشور که خور داند در جگر چندین هزاران تیر عدل[؟] [ILL] باسم روسفید و صفحه تاریخ میگوید که همچون بلبل بچانم این گل د ید عو غا را --- page 190 --- شماره (۲۰) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۵) میزان بمکر احمقی در دام دشمن رفته بود اما چو گویم جو یعقوب ستم گر را که با او کرد خجالت میکشد از نام او تاریخ افغانی نه ننگ از شان افغانداشت نی پاس مسلمانی ظلمهای گوناگون ستمهای ز حد افزون پیران میشنیدی اندر اندم آه جانسوزی بسا طفل یتیم و مادر خود چشم گریان داشت عمارتها تمام ویران عموما خوار و سرگردان درین هنگام مایوسی کز هر سو ناامیدی بود امیر خلد مسکن شیر غران مملکت پرور بتمیر چنین ویرانه بنیاد مرمادی کبخش از حلم و نرمی کرد و صار جنبش قهر و بیم ولی چشم زمان اندر کمین بود و ندانستیم زمام سلطنت چون بکف شاه شهید آمد چو از کوس بشارت نصر من الله باز خواست قدر قدرت امان الله شه غازیان بادا چه یهودی که بالدست سحر در این حماق فاصل گر از شبهای کارش میکنم تذکار میشاید الا ای حضرت بادت هشت شکل جاهل برای خواهشات حلق بر علاقات میکوشید کسی کو عادت کفار را سازد شعار خود بگفته پیمبر بر حق که از صحبت بود تاثیر وگرنه حال تان مانند کفار لعین گردد مگو سرور دگر حرفی بایشان از ره نخوت مقطع بساخت حق از دانش مکر پیچھا بهم بر میزنم صد غصه یوسف زلیخا را گل و خار است با او نسبت احد او و معادن بدشمن خواست تا بسپار در این محبوبیان اسلامیه بقوم و ملت خود کرد و بشنید حرف بدخواهان در یوقو ز خون نوجوانان می بدیدی غرقه دریا که دل میسوخت بر احوال شان گیر نصارت او نه بستری بود و نی عصمت چبانگر تماشا را چو نرگس چشم در راه بود ملت شاه دلا رادری ضیاء الملتہ والدین ضیغم اقرار قلب اعدا را تماسی اساسی از سیاست ماند و بنکر فکر اعلی حوادث بسنگ غیرت خود در شکست پیشان اعداد بر کشته قلم خونبار میگردد چو گویم فوت آنشاهان علیات منور کرد چون خورشانه ویرانه ما را مشهور افق با خط زر بنوشت این مضمون یکتار انده و اند سر فکرش دید با مردگان نفخ مسیحا را فتح کا بصورت افتخاری داد ملک چون هیولا را که قربانش نمایم این سرپیچیده سودا بسیار و نداری که یا ور گشته اید عبدا الکریم مسیر و اغلام نبی ا بتحریکات دشمن میدید بر باد جانها را در ان پنچ ز اسلامش بیاید قطع کرد ریشه تمنا را پدری باین گفتار باید برگشید آن فتنه بر شده اند خلل انداز میگردید دین پاک العمدرا دریاب بقوم عاقل خود ده تو حکم قتل اینها را نبه سالها مضا اند بدست ابرا حقیقت ای انتخابند سر ور ایل قلم توئی :: از نظم خویش در نظرم محترم توئی :: فکر رسات یافته ات بنجمان اخت :: در عهد خویش شکر محقندم توئی با حضور را :: فکرم د خیال مهر رو یک سمراند :: یعنی که بیم خواه دل پر الم توئی :: اطراف حجات --- page 191 --- ( ۳ ) شماره ( ۲۰ ) جلد اوّل جریده حقیقت کابل شنبه میزان تشکر از فدائیان اسلامیت کابل و افغانئ جریده نظر قاطبه اخوان افغان از معنویّت همینه این حال عسکرئ بعد ازین مصادمه مجادله که درین باغیان تمانه و مردان شمشیر زن اسلامیت نشان افغانستان بمواضع برکی برک بر کی راجان و غیره بوقوع پیوسته در تمام ان مظفر یات مخصوصا بتصمیمات قاطع عسکری سپاهی و تلفات کافی بر آن باغیان پیوسته است گیاه تماماً از روی عقیده کدام پر اولایاک حضرت باری و برکت روح قدس حضرت سید انام علیه بوده او از در عالم اسباب از حسن تدبیر و دلاوری جناب سپه سالار معین الان نا سپه سالار و حضرت غلام نبی خان معین الان مردانگی شجاعت و دارامندی اقا عبدالوکیل خان فرقه مشر و اقا عبد الاحد خان رئیس عمله ارکان آقا محمد حسین خان معاون آقا میر زمانخان لوا مشر واقای علی محمد غوث خان و محمد امیرخان مکتبمشران و محمد طاهر خان و دیگر منصبداران ضابطان عسکری [ که ذکر اسماء سامی آنها بطولت می انجامد و اعلیحضرت معظم غازی و مقام وزارت حربی افغانی از نهایت مهر قوبین مساعی و جانفشانی آنها کمالا تحسینها دارد ] و د در شهر و پیوتهری بخش قلوب افغانیان را با غلغان تمام و موجب مالیده و خلق دشمنان اسلام و افغانستان گردیده زاد الله هم قوت و قدرت فتح کوتل تیره و مستولیات عسکر کرو و درک راپور عسکری مورخه ۳ میزان بشارت داهن است که اراسات جمله دفعات جانانه اقای شاه ولیخان سپه سالار و حضرت غلام نبی خان و دیگر منصبداران نظامی الیوم کوتل تیره با بدون هیچ یک فیر خونریزی بر تیره که کوه صعب المرور و سنگی است و بدست باغیان بود دفعة هجوم اورده او را تسخیر شده اند. فعلا در همہ قله هاگ آن افواج افغانی نشیمن داشته قوای کرو و درک را با تیر که پیوسته اند و الحمد لله والشكره اگر چه این تیر رفت او تیرا واقعیتومددگاری خدا و رسول از حسن تدبیر مقات ار سپه سالار صاحب معین انجلاب اسپرسم المومند و غازی و دیگر میران انجامین مده است با برهم که دلاوری حصار رجال عسکرئ محتاج میشه پیام جوان صفاً عسا کر لوگر و وردک و دیگر مقامات ایک در صف خوب بود و جبهه و خواهم عمله میتون است با تعویض تیره وزارت حربی افاقت تمام ساخته بود که پیر و ترک است از اطراف و جوانب متعه میران حمله اور شوند البته در انصورت هم با های گردیز خوست، ارگون قوای استوار ارگون خوب گردیز و تخطیات جنابعالی وزیر صاحب جنگ محمد ولیخان سر کرده تا بگیرم اطراف خوست و شتافته برکامل و خوب جدی و عزم نظام نصرت انجام انتقام با یک حیات قومی تو انا خطر امراء در منویات میمه اراده همایونی و بیا دبس بجمعیت پوره موصول مقرره را افغانی مقیم خوست و ارگون بتربیعت آورده نسلی از شریعت و اراده او انکار آنها نیز می بازند. قوای ملکی و نظامی و ذخائر جاجی چمکنی سمرت ہے معالیہ ناری یک تعداد تا نهایت غالی عالیجناب محترم آقا علی احمد خان ایشیک اقاسی ملکی رئیس تمیز شرقی ) ترتیب یافته اند در ین ایام اکثری از آنها بمقامات لازمه همه رسیده اقای مزبور در شرف طبا قر کرت است مضاین قبل تجمع نموده بم علاوه بران سر بازانیکه از سمت مشرقی بمرکز افغان و نقطه محاربه ز طرف لوگر بهم رسیده اند. کندکها بسیا نظام و قومیت بسیار متر و سلح ملکی از طرف نمرار راه حصار علحان و ارزینه تقیث جوان جاجی و چکنی مندو تو طغیان و علاقه عباد آنها بهم طریق فرقه و سکر سراه المية زیر نو سنده شا خاسی ملکی ) و محطیات محترم محمد صدیق ما لوا مع دت کا و علیشاه مواد دیگر قواد عسکری می مر جا و چمکنیا که حیات ہے و معنویات آنها جدا قابل تقریت اند در دست معروضات اسکارستان همچنین غضبات و جانفشانی پاکر تاج غزنی و قندهار آقای علوم محمد ها و زیر داخله که ہوا محمد عمر نوا لو امر و آقا عبد الحکیم حاکمکمان کلال غزه خونین اقا می گل احمدره در اطراف سوگوا بملال و مده اند مخصوص در سرکوبی و مدافعه و تعاقب با غنیاند دافع جا کونیمداند قابل تشویست و همچنان از احساسات است کامله مردم قندهار و حضرات و منکومه خاویه جنابعا یمان جوانین جان و مهتران شهر ملکی و نظا قند بار سرد و مرمز که معرفی در سه برسی کنر نهایت دارید. هرات ترکستان یکا فنی توا که جما حا غبر وا منوع قوادارده و مزا قطغن افراد عساکر نیا مهمات هرات و مزار خیر آباد مغل من مجلان دو مکه حرکت دور و بیر که بنده یکنیم تا که در وقت طبع راپور نرسیده تا در شماره اینده درج خواهیم کرد انتخابات دارا اور قطغن بدخشان میمنه هرات و جلال اباد با اطراف در این احصه پیش افتادی که اخبار و دیگر اخباا --- page 192 --- شماره (۳) جلد اول جریده حمیدیه کابل خلاص مقالات وارده بحر اغوای اهل منگل بود این همه شور و غلغل بی سود تحت عنوان فوق برادرم میرزا محمد اکبر خان م . ن مقاله طولانی را در چند صفحه قلمبند کنان بر حالات سمت جنوبی نظریات خودش را قائم کرده بر اسباب و موجبات شورش منگل و دنیا طلبی و شهرت پسندی ملا عبدالرشید و عبدالله تبصره کنان مینگارد: - ملایان جہالت بنیان عبدالله و عبد الرشید نامان که بزیان دیگر انها را میتوانیم مجسمه کذب و جہل و ریا و اغوا، معرفی کنیم و بعباره دیگر میتوانیم نوشٹ کین شیطانی و تاسیس بانی را محض جہت اغوا ء و گمراہی منگلیان بغاوت پیشگان از استاد بدنہاد خود کہ شیطان علیہم اللعنہ است آموخته و در ابتداء محض بغرض اجراء مقاصد شخصی و اشغال کدام یک مقام عالی حکومتی این زہر قاتل را در قند پیچانیده و شکل منحوس دیو بغاوت در جامه پر لطیفه مجری مسائل مذہبی پوشانیده بغات منگلی را بسو خود بصدا مکر و شد ید جلب نمود باز درین مورد عطف قلم نموده که اعلیحضرت غازی در اول مرحله بدین حقایق پی برده مطلع شده بود فاما چون برین واقعه صورت مذہبی و جبہ شرعی پوشانیده بودند ازین رو نخواستند کہ بدون آفتابی نمودن این مسئله و ظاہر نمودن حقایق بدانها که ظاہر سنگ شریعت بسینہ میکوفتند و در حقیقت دلداده ریاست و حکومت بوده اذیت و ضرری را عائد کنند - و بعد از اینکه نه تنها افغانها بلکه عالم و عالمیان از منافقت و شیطنت و بغاوت آنها اطلاع یافتند بپنجر دست سیاست و گوشمالی میتوان فرقہ باغی را نرم نموده اند فمها و در عفو شتر ازین هم میدانستیم که لطف و مرحمت و شفقت اعلیحضرت باره خرابی و زبونی آنها را نمیدید فاما با همین احمق طغیان شوریده سر بدون نوشید نے آب شمشیر خونچیک براه اسلام و امین برابر نخواهند شد فمروه الفردی باید که حکومت سخت تنبیہ و سر کو بی انها ای بسا ابلیس آدم صورتی ! ہمچنین اخوی ملا محمد دلاور خان یک مقاله را در چهار صفحه و طویل درا و در موضوع بغاوت منگل قلم بند کرده اند که مطالعه ی آن بیلا منتظر است . ای تارین عیین بغاوت وای اکالان جنگ کہ تو نی ملت افغانی را شرم وننگت ای پیر زان باغی جنگل نشین و ای مشکل های جنگی قربان اسلام شوید با اسلام و افغانست از وجود شما باغی کے شمار شما این حدیث را چه میگوئید مَنْ قَاتَلَ تَحْتَ دَايَةٍ يَغْضَبُ لِعَصْبَةِ أَوِ يَدْعُو الْعَصْبَةَ أَوْ يَر اولى فَقُتِلَ فَقِتْلَتُهُ جَاهِلِيَّةً ان درین باغیان شورشت دعوت میکنید ! و اسفا کہ ملت نادان سمت جنوبی اگر کے ہدایت احمدیہ و مسائل شرعیه ندانمانده در نمد مقابل از بندر شیطنت آیات عبدالله و عدو اللہ و عبدالرشید راهی مقاع فرو گردن خم نمیگردند و مشت در وایگان مطلقه بجه ای اسلامی و الله افغان کدار میرانو ند یکہ یک تن این مردانه از راه دین و سفیدی قایمش آیا در کدام دین و ائین است که گاه باره دنگی که دولت اسلامی باش بعد را مدیر باین مقصد جمع نموده بود که محضا جهت اعلا کلمته الله مبرح داران قلب انرا در بینظری اعدای دین مبین اسلا تسلیطین نماید امروز آنرا در حمیت بیجا بغات نمانید که بنا بر نادانی خودشان تحریک محوسانه شیطان برای الاور اطاعت اولوالا مر خویش کشا ئید صرف میکنند. در اخره ین مقاله حضرت خود را نموده است: الحمد للہ ملت افغان چنان ملت نادانی نوات دیگر منافق احمدی اند که مکرو فریب حوشه دانستہ اند و یقین دارند کہ ہما توقانی کار کہ اولا خود خدا وند و باز در عالم اسباب جلال وجود یا عصر اسلامی و صدور درین خطه افغانی میباشد رو جهت راه اسلامیت آباد کردن و از جاب سیاسیہ شخص استی بلجغی بصغری هیچ افغانی را از اعمال سرایا و بال خولیش بین و منماد ہمچنین حاضر و آماده اند حتی اگر یکنفر طفل افغانی باقی بماند کا ہی محا طراف و تو --- page 193 --- اخبار مخصوص این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل یک روز بعد نشر میشود و بدیگر ولایات در هر پست خفقاً ارسال میگردد. امور تحریریه بکارندة حقیقت » ارسال و مصالحات و العط در اداره اندو خبر ها در مدارج و اصلاح و عدم اندراج آنها ولست اشتراک توسط تارک و والی ومصارف تقدیمی از دایره قیله دریافت میشود نگارنده (بسم الله بسمل خنگی) شرح اشتراک مواضع و مقامات ششماهه سالیانه درپایتخت ایالتی کابل ۵ ۹ خطۀ افغانستان ۸ ۱۵ ممالک خارجه ۱۱ ۲۰ پول اشتراک پیشتراد مستقل د پوسته دارسادتها و مجمل طلبہ مکاتیب و مدرسین که از نگاه تنخواہ بکم مائی گرفتار اند با ارائه تصدیق شرعی جهت یکشمارہ عموماً از ریں دوت ج حقیقت ۱۳۰۳ سال اول کابل دوشنبه (۷) میزان ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۲۹) صفر المظفر ۱۳۴۳ قمری شماره ۲۱ نمایش عُنده از فیضان بمقابل وزارت حربیّه سالان جندے پیشتر جناب عالی آقای عبدالعزیز خان جبل کستر مدار عساکر بمقابل وزارت حربیه منحیث آن نغمه ها که از مزار فیضان بار باسمها رسیده اند را در شماره های سابق خود در جریده و آن جوابها که بمشرق قارئین کرام خود را مستفید نموده ایم، ملاحظه کنان در موقع نخستین نمایش بعد از ایفای سلامی حضرت وکیل صاحب منربور با جمع بزرگی از مخاطب کنان کوائف اجمالی بغاوت منگل را با تفصیلات در تره سوانحات همایونی که نسبت بآن افراد باغی از ابتدا ئین مخارج سر انجام تا ألان فرموده اند، بیان داشته در آخر گفت :- ان تفانی ها اعلیحضرت معظم غازی نخواسته اند که در سرکوبی و گوشمالی آن خائنین بنا و ست پیشگان تنها از قوای مرکزی و نظامیان وزارت جنگی حامی افغانی کار گرفته درین معامله مذهبی و وطن قومی که تما افراد ا یحیی بصورت جند عسکر خدا کیشی خویش را در ولایت افعانی بمجادا در محا منها اسلامیت مملکت حاضر و آماده ایده حصۀ نه بیند رسائل لنگر خویش با میان دو شما و بزبان معنوی دعا که ظفر نا ئرا فعلا بنوسس کبار مان های شمال طراف و نواحی بودند نیز خواسته اند که همراه و یکرا زیلی خویش دروق بدوش شده در احساسیت واجد است بیان مدافعه و بند اندر که بیماست سنگر اخوان عسکری تحریم جبهتر رسیده آئید، عنقریب دیگر برادران عسکری شما که از مقامات خود حرکت کرده اند و در عرض راه هیئات سفریه را رو بگر خوانشد با ز صورت قاطع این معامله را خریں که در بر کی برکثرت برگ گیا و شاخ مزار همراه باغیان خیانت کار بدین تارکیها بوقوع پیوسته بود در نتیجه مظفریت و غالبیست بنصیب عساکر ظفر ائر افغانی بود سبک تفصیلی و درستی ایراد فرمودند باز عطف کلام خودشان را با حطار نسبت ، تبریک افتتاح کوہ تیره والتمر بموٴڈ این مسئله بر آنیا حالی نمود که نزدار لقطۂ نظر عسکری یک موقعت اهمی را احراز نموده قبلاً بدست باغیان بوده دست ما را ازاں قوای که در طرف کوه و استیم قطع نمود و این همه هنگامه پای جهالت و داره نار بجا که خوگرد و ویردک و سرخ و ترواره دیگر اطراف بوقوع می انجامید عماد بواسطه اسی دو همای نقطه الهم بود کنون که از سباقت حسامنشانه ما غافل آبدوین یک سمت چون مهاجرین محترم بشنوند که در این روز ها که اشرار بی دین منگل و کبوتر و احمد زائی بغاوت کرده اند با عساکر بی دین باصلحه یورش که میداند نامردانه و بزدلانه در هر سنگر شکست خورده روی بفرار گذاشته و عساکر غازی ظفر یاب گردیده اند بناءً برین از محاذ جنگ سر کوتی خبر بسیار مسرت ندی دکابل رسیده است باین معنی که از طرف سرکرتی عسکر نظام و غازیان قومی متفقاً بر محاذ کوه تیره یک حمله و پورش نمایان کرده یکشبانه روز در محاذ کوه تیره جنگ کردند عساکر غازی در جنگ محاذ کوه تیره شکست فاحش با شرار داده ایشانرا در کوه تیره عقب زدند. اشرار از کوه تیره فرار کرده کوه تیره بدست عساکر غازی افتاد شکر لله که عساکر غازی منصور ومظفر و غالب شده اند باین بشارت سلامیت آثار خوانندگان جریده را بشارت داده یک مسرت بخشم. --- page 194 --- (۲) شماره (۲۱) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۷ میزان شمار عینا رپوت و نظریهٔ قدسیتلا علما افغانستان چونیکه روز دوشنبه در عمارت معصومیه دالر برآمدند حضرات عصومیه بزرگان و اساتذا اتحاد و اتفاق مسلمانان بحکم آیه کریمه واعتصموا بحبل الله جمیعاً فرض عین است. واختلاف و نزاع شان مطابق جمله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم موجب زحمت، مادی و حسرت نزاع مسلمانان علی هذا اتفاق نماید اگر در میان دو یا سه موضعی اختلاف بپیدا صلاحش خیلی ضروریست بگر حق تعالی شانه را فرضیت اصلاح هم که مستقل (وان طائفتا من المومنین اقتتلوا فاصلحوا الآیة) نازل فرموده است و مرتبه و جوابش بوجه ظاهر و آشکارا گردد. اعلیحضرت غازی امیر مومنین ایده الله بنصره سمت جنوبی که توجه بحرکات خود و دشمنان دین و دولت اسلامیه بوجود آمده بود پادشاه اسلام و عالم سلام ایده الله بنصره بر همین فرمان الهی عمل فرمودند. یعنی وقتیکه شرار جنوبی و قندهار از اصلاح اشاره نمودند اعلیحضرت فورا و توجدا اصلاحیه که مرکب از سادات عظام ـ و علماء اعلام ـ و مشایخ کرام ـ بوده به رفقا و ترتیب داده فرستادند - وفده مذکور بواسطه رفع حج و تکمیل صاحبت ندر مد موتر با بوسطه قندهار روان شدند. یک موتر ازین میا که ماور علماء محترمین است تا تیرز بود بمقام کمی با لم نند خراب شد موصوف دفعه تا محمد آغا با سایر رفقا من حوال السفر در ایده مکلفین سوار شدند موتر و غیره با محترم نایب الرضا شاه ولیخان که بخط فمرد اشته ایلنا نمودند. ماحسنا اتفاق پیش مییاد بنه نتوانیم که اقا با طه نشاد لمان انتظارات تکلیف اعضا و قد توجیها نامه مبذول نبوده ایا الغور تسلی داده تذکر هیلی اعضا موتر را نیز رفقا را بخط منبر فرستاده بودند و علی الفور به صد عاقله دائر عالیجا با من کا محمد امان امداد ند گر شتر از طعام تا در نموده تسل کوشت شقایم باشند. و خود نایب الرضابا با تلیقون احوال پرسی می نمود جنا نیقا موتر را نیز رفقا من نائب الارسید اعضا و قد را تکمیل ایند بودند نیز بوستان رسانید در مرکز مقر (کا ریز در کل) جناب نائب الارضا واقا غلام نبی خان شفقت را که بر و در اتقایق خود شابت میگرد که هر دو افغان بزرگ الکاملی محتر اعلام میباشند - ایجا ا تبجاحت و انیکه بر نفس قدم تا حد در حصور الخلوس خود کامترین بوده سریقه قباوازه یاد او د ر بین جا طوائفا رسانده دعائیکر و حق تعال شانرا زیاده نموده توفیقی بدهد که افغانت ارکانا لها استقا بنماید! آمین - اعضا با قمانده و در در روز شنبه اسالاضان سیارات نموده برا شب پا دخوا بشانه گزار قلعه شکر مفاصله تیم کرده و مرکز جنا اخلاص کائلاً متوجه می نمود بودند ـ و فد حضرات علما از ستر تدقیق و اطـ قائم نمود امور ذیل را تجویز و تصویب میشوند (۱) علما و قد در تمام و عبد الر نمود در مسائلی زیر بحث تدقیق مزید نمایند (۲) خلاصتاتی که افعا (۳) دلیل هر مسله را اکتبت مصیره بجواز صفحه بطور آزادانه بنویسند اگر از خوار مناظره و چند نفر معا و بین ان انتخاب شد ند که بوقت بحث نمونه ادوات منا کنیم هجومی کنند. درین مجلس یک هیئت محترمه از حصور اعلیحضر غازی میرین منظور پس حاضر در ولت و خروج محترمه و بر رفقا معارف و الوفدا نبر د انه بیانات مصلحانه کارا مستقد من هر بار مخارا جانانه ادای حار جوابه زدا اعلیحضرت غازی فلمیکرده در حقه کوسینه چنین حکایت مینمود محضور خود شته میفرمانید. آبرو قـ و بد شا خود را سرفدی ابل خطابا فرموده بودند که : ذات شاهانه موتا مقدر ی حسرت اینطور احوالی را راجع بده گمان میبردم که گو بکار دو د و خوانید مفسد میحوا داد و لا غرض بود که او بگوست نداشته و بروی شما زیادت و هم ولی د سستی حال و ا دریغ می نمایم که از دست شما پهلو می کشید ند خط راه برآمده خود هم در مناظره بجوانند. حکومـت میتواند که بقوت قاهره خود شما را از طرف خود مقام را بوی شانکشد لکن که آن جواننت پیشانی ندند که بعیدی شمار ا قاتلند. یکفر ستا و با کل طومار بامد طرفتان کند یعنی و یک فرق را ضایع ندند اتکا همین طرف هم شامل پاره کی هاست چه جمع می شناسم، باک از نقشه های من میشوند بطر فی ست بی در غرض خود نمیتواند که بر نقشه های من کارام باشد ما تا بزرگا میفرستم که موافق حکم خدا و رسول اکرم صلی الله علیه و سلم او شانرا براه خوبی پوه کنید، او چون من به منظور شان میدانم ، با وجود انتبا حال خود در اهلیت و شان هیچ قصور نمیباشند - و فد مبارک محض همین مقصدی که مقو عغازی بـ بود ا عقو و اقرا ما مدر تبلیغ و اگر زیاده طلبا بکرد که بر حرکت شکور حاضر شوند کا در خدمت بلکه به علت خود بطرف و در فکره غایتیان هوای مرید ا معلوم ان را پدرانه برعایا خود همدر گذریست ، جرا و فد مبارک عقلوی کما هی بهدایتی پیشرابی شورا دولت هم بودند که از خصوصیت و قد صلاحیه قندهار وکالت امراء سمت جنوبی گفته اند - سردار حقام و عنوانی ایک بگرد با نجره اه کنند زیاده ا بلکه کعالم مذهبی نیز میباشند باین خدمت علیه موزه افتادند - و و فد مکمل دکا کا ویز جهازگانه خود را بخدمت شما تقدیم کرد ، جناب موصوف بهز ا به ر ابسیا نورین نمودند ـ علاوه برین حسب بل اکابر دیگر که در مرج بیانات بنبت وطـ الامانه درین سمت مفضل بود ند نیز تجاویز مزبور را منظور شرکت دوم با گـ --- page 195 --- (٣) میزان شماره (٣١) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ٧ میزان نیز اقای قدوه السالکین زبده العارفین حضرت صاحبزاده آقا، شراقای شور بازار و قدیم محض لغرض احقاق حق بایند ضوابطی جوز او در بود، برآمد هستند نیز قران استاذ العلما رومن الفضلا حضرت حاجی عبدالرزاق خان قزلباش اندخوئی، میان حق کوشی با به بندند سوم : اگر از ناظر و هم پهلوی کشته ها نیز قراق مخدوم الطالبین حضرت اخند زاده صاحب منشی و جامع معقول و منقول جناب در ان اثر او حق بگریز ند پس کاره وفد خلاصه شه باید حتماً دست از کار درسنا را ملا عبدالرحمن خان قاضی مرافعه کابل - سپس علینام و فد علما و سادات و کشیده به معامله را بحکم وی آيه (فمن بغتا فلو اللتى تبغ الآيه) بشان متمادی مشایخ افغان تاجر ک حاجی بحرعوض اشتر خیل حاجی عبدالرزاق خان افغان بارکزا بر گزینین، واقع ( السيف ابلغ فى عاظ ) (شمشیر بهترین وعاظ است بند را تجویز شد که: جناب الحاج مو لو محمد ابراهیم خان مدیر کا پینه مندر جوانی گفته اند ـ چون وفد اصلاحیه ترتیبات حق جو یا نہ بخوبی نخود از دولت مناظر مقرر شد - علما ذیل معاون مقرر شدند. مولو محمد احان مکمل و یکجا الى خطه افغان با سلسله اقای آطلاع داده تقاضا نمود که بیا تیز قرا رحیم پخت قاضی و مولوی عبدالرزاق خا اعضا خلیفه و مولوی فضل رحمان مجالس سها بنیا پوسند که زود اجتماع کنند که وقت ضایع میرود - عارف و مولوی عبد القدیر زالقها و مولوی تاج الدین بود، بکاممه و مولوی عبد الحالت علما کسمت جنو بی نمیدانیم چرا تأخیر را پیشه گرفته بودند کہ بالآخره بعد از تیز قرا خواجه ز د حسینی و مولوی عبدالرحمن خان شکر کدر کامه و آخند زاده ملا تقاضا بار سه آقایان ذیل از ان خطی که یکنفر خلیفه م کامه یک سید یک شریف تے قرای عبد القادر و مولو محمد زاہد خانقا و مولوی عبد الحی خا الفها و مولو محمد العلی کی پرزہ کاغذی که بهرگنه کجا گفته باشند چند سطر قول رابط بحر آنه با الونوشته بود تا نامبر سوء مقرر د که کس پتو مناط و مجاز نیست که گفتگو یا سوالی و یا جواب بجا نماید در پیش ته قاضی سلطانی فرود معنوی آورده بوطن را قاضی بین الکریم فوری پیش خواهد کنند محمد ما علت بمقر ر ینیست عبارتی که با کرش باید بحث و مجادله دگری خدمه آور و سخر افزا بود ، بآنه این مکتوبش این مشفع نمود که علماً بزرگ قندها (١٣٥) ولی بر امینی مدلل و بدلیل با مجاب باعتراض بیما، معاون گیرد، آخرالوقت مقرر را برام نیامده اند لاجرم تا قام یکیر ابراهیم پنده اند ـ باقی با نمد این خود و مهر که در خاطر و مزاحم و قیل و قال میشود، بعلاما مقابل هم گفته شود که یک مقر خورا از طرف خود مقرر نموده باقی همه بطوریکہ منافی سکون و احقاق حق نباشد وعده فتح مبین در احوال متخلفان پاجیا با هم کز او نمایند در وفد اصلاحیہ مک جا علامه سرفراز علما و مشایخ متطیر ز مضایه زبدة الكاملین علما و المواصلين، حضرت اخند زاده صاب کا لطور نمایند توای ملکی و نظامی که از طرف رئیس صاحب تنظیمیه تنا محمد صاحب پشوری قیادت دو علما نامدار پیر خورالمحققین میان بخوا آثار دارنا مشرقی بعیت رح، داودشاه خان غنډیشه باز دوگا هم نیز ملا صاحب روه ) شرکت داشت ـ اخند ملا صاب به نماینده ہا جنوبی حاجی و چپنی اعزام شده بود با نظامی و شتم آنجا سرکرده گی مراسله مکتوبی بھی علما و مشایخ و معتبرین سمت جنوبی داده بودند که مضمونش بانی درین او، الفست : بعد از انکه از حرج بیت الله و الجمیل عدم واقعه منوع شمار با آقای معظم محمد صدیق خان قاما، فرقه دار کابل و آقایان ند کار متوطنان شیند و ملکی مخزون شدیم و محو سمیہ کہ برتا اصلاحته خودم برو تر علیشاه خان و سعادتخان پیوم میزان بطرف میدا نے سکون حاضر شوم لکن ضعف طبع مانع آمده ناچار علماً معتدین خویش را فرستاد که در دوم خون حلا بریده بعد از محاربات شدید یکشبانه روز پنجر ساعت می و همه اصطلاحات البدور از طرف فقیر و نمایند، دولتی و پیدا صلا حیت یافت میدان خولدا که یک شصت با هم در تمام قشلاقهای شگل میدان مورث با حاجی عبد الرزاق منظورند . اول مکتوب مبارک اخند زاده صاحب ماتمام است بتصرف آورده قلعه جات اشخاص بغاوت نوشته اند نکات اساسی گفتگو قرار داده منشور کار را بدینگه با اختیار نمایندگان نامبرده : مجریه و اثند زاده تھا مکتوب شأن را بمردم جنوبی داده بگو بند که اولین مقصدی پیشه و متعرض آتش داده علاو بر مقتول ومجروح بسا و وفد محمکمان در است برآنی و الصلتا بابتقاء انه اصلحوابین کما ) اشخاص زنده هم دستگیر نموده اند ستور و طالغا ناتی یا غیان وقوات پرش با ر ہا میکه سوء تلاق و بے اصلاح میرود طرفین آنرا اختیار، در حمریک یکو ضعیت سلامت آو طریق ناموسکار آنجا است سپر و بدست تقهری تا بید شرع رجوع گشته و فساد است آنرا ترک کرده قران بین المسلمین انضباط بند و معذرت خواهان اقوام سپرد شده است ـ مزید بر ان از انتظامات پول شریکٹ دوم ـ: اگر مردمان جنوبی دعوت اصلاح را قبول کنند مجبوراً علماً رئیس تنظیمه مشرقی قوای بسیار مکمل افغانی از عدلیہ دان بخول آجا با امداد شمر میرود --- page 196 --- (۴) شماره (۲۱) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۷ میزان علاقه محبکارانه افغانستان و ایران اگر حیات محمد محبت اثر تحفه فرستادن قا اقا شجاعسنا امیرن بحضور اعلیحضرت امان الله خان از مدتیست که در روزنامه شرق او دار الاشرف هرات و دیگر جراید و غیره کسب تشتهر نموده است و همگنان ایران علاقه دوستانه و روابط محبنگانه که این دو دولت متکیش و تمدن و همزبان با همدیگر دارند کاملاً مطلع و معروف لکن درین مورد محض جهت مزید اطلاع ناظرین محترم با این نظریه معاصر شهیر خود ما نرا جریده شرق قد میه خراسان که درین مورد قلمزده گردیده دینا بناظرین با التکبیر موافق سیده همی مانیم :- قا آقای سالار جنگ که از طرف دولت قوی با و حضرت شرف الدولہ دراس مل امه دوستانه و مجراس اسب عربی ممتا بطرو هدیه بر اعلیحضرت امیر افغانسه بود ، مراجعت نموده است . این هدیه دوستانه در نزد اعلیحضرت امیر مقام نجهی را حایز شد بشخص سالار جنگ نیز بتوسط آقای اعتلاء الملک سفیر کبیر با - بحضور اعلیحضرت معرفی شده بود ، بملا طفها رافت واقع شده و از طرح قبولی ایران اعلیحضرت خیلی اظهار خرسندی و امسید و ابی نموده اند. و بمشارالیه بعلاوه یکهزار تومان انعام نشان مخصوص عزت عطا فرموده اند - و بپنجمہ سوار ، نظامی که جمعیت او بوده اند بهر کدام دویست تومان و بنظر مہتر ها هر نفری یکصد تومان انعام مرحمت فرموده اند. و با قتبا مہر بانی عامین اسب ها را مرخص فرموده اند. واقعاً روابطیکه طبیعی است همین و وابط بین دولت ما و دولت افغانستان میباشد . چون از حیث جغرافی و نژاد و دین دست قدرت ما را یقسر با هم منظم و متفق قرار داده است که فعل طراز نیست . مخصوصاً با را اثر مسافرتین طرز یگانگی و مراقبت اعلیحضرت امیر را کوقت بآقای اعتلاء الملک میفرمایند پدر بار کابل می شنوم . این عقیده و رای ما در طبیعی بودن این اتفاق کاملتر می شود . یک عمارت ممتاز چهار صد هزار تومانی با بهترین میل اساسیه که متعلق به شخص شجاع اعلیحضرت امیر است و در کابل اول عمارت بحساب می به آقای اعتلاء الملک بخشیده اند. بعلاوه یک اتومبیل خاصه را هم برای ایشان مختص فرموده بعلاوه نوازش مهربانی های دیگر که تماماً دلیل برین عقیده و را نمحکو بیاست و همانا خیلی شایسته است . اور بین دولت قوی ما و دولت اعلیحضرت امیر یک معاهده واقعاً لشکری هم اگر معقودت میافت چقدر تا اثرین اتحاد و مودت عالم - قوی میگر دید و امید داریم حالا که آقای سردار اعلی محمود خان طرز دوباره سمت وزارت خارجه افغانستان را اشغال فرموده ا و این طرف هم یک نامور مقتدری مثل آقای سردار سپاه رول ایران موجود است. با این معاهده حدالیسند را که نقطه آمال و منتهای مطلوب سلامت از قوه بفعل در آورده روح مطهر حضرت پیغمبر خاتم و و و اکریم را از خود راضی و شاد فرمایند . کوائف محاذ جنگ بیدک ۵ میزان :- نامه نگار ما مینویسد که سلسله تلیفونی افتتاح کوتل تیره الی گر دیز درست گردیده است چندی قبلش رو شاه ولیخان نائب سالار ، و حضرت غلام نبی خان معین بعوض ما عسکری عرض راه و حبیابی گردیز و لوگر به تیره تشریف برده قوای هدایت کافی داده اند - مقری ز دست و صلیا تجیل و حص نقری چشمه بصورت معذرت خواهی بنزد نائب سالار صاحب حاضر آمد مصالحت و امان طلبی میباشند - درین روز ها از عبد الکریم پلی و دیگر نفری باغی ده مقامات معیشه شان نام ونشانی نبوده معلوم هیچ که یکدم نقطه و همیشه جانبر شده اند د ف م ) حقیقت : بایستی که متصداران مقامات با نها بنده باطراف تخلیه این پسپائی با غیان فکاهی ان نسر بن گردید محضر بضعف ناتوانی موجود و دشمن فریفته نه شده و آماده --- page 197 --- قوانین مخصوصه این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل یک روز بعد نشر میشود و دیگر مقامات در هر سمت متحداً ارسال میگردد. امور تحریریه نگارنده نسخه حقیقت ارسال مقالات اصلاحیه اداره این جریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است، اشتراک قیمت وافزائش دوانین و قبوض نقدی از مراجعاتیها دریافت میشود، همگیش نگارند ناظر مالی بن منشی حقیقت ح ١٣٠٣ نرخ اشتراک مع قیمت داک در کابل ٦ ماهه سالیانه برای اهالی محترمه کابل ٥ ٩ خارجه افغانستان ٧ ١١ شال خارجیه جیته کانه ٨ ١٥ و تماثیل خارجی شش عدد ١١ ٢٠ مستثنیات: - از سادات و علماء و طلبه و اطفال مکاتب نگاران کتبخانه هائی عالم اسلامی، با هر طایفه سلامی شرقی ناظر مالی بنفش واز ان پس وجه چسپه نخواهد داد سال اول کابل چهارشنبه (٩) میزان ١٣٠٣ شمسی مطابق (غره) برج الاول ١٣٤٣ قمری شماره (٢٢) باید گفت حقیقت را نباید نهفت جواب: (سعد الاقطاب) وجدان حساس که مظهر انفعالات احاسب با نفع و ضرر هم تنیت هم در هر نقطه دنیا و ده خواص و اعمالم بمد انون سبک و تاشف یک گوشه از ان اعراض دارد، منسوب ام ومطربایک دایره بدانم امروز مهمترین مسئله که اوضاع محیط را تهدید میکند! امروز یکجا بیک افکار عمومی را مشوش و مرتبط خود داشته است! امروز تسکین بغضان نامرئیه سلسله انتظام جامعه را سکته دار و گلوی ترقیات وطنی را سیرن نموده امروز تازه ترین رویدادیکه با بهانه و سالهای سابق افغانستان معاصر که قوای ملی کر میده پارتی بازیها و اده اخواهی یا راردی گذاشته تا! ای غایله که علیه از جبال و بقاع سمت جنوبست که از چندی بقراری توضیحات دشمناان رویه مزاحمان ما بضد افغانستان روکش نموده برآمد و باغ و مصایح ملی روی ما استعمال میکنند؟ !! :... اگر بین المللی اما نتایج شادهاست؛ اندمان احداثاً با که بر سلسله حوق طبع و شالوده دودمان شجاع افغاناست تا از موقت دشمنها از کدام محله نامشروع خود تا چنان لحظات و ثاتاً جبران ما عدت اجماع برداشت نموده اند که اکنون در مخیله جهان افزاکه آگاه از مغرضانه سر در خود را ضدان بشناس اند، نسبت بعظمت افغانیت و آئینه و قصد می و خطر پندار کردید صوت یا هوس ماند، نیاکان او زمانه زند و از بین برآمدند، اندا و خوار سگر و الزغ شاخسار نخوت بدست سکند ! و در مقابل هر گونه تحریکات تعارض طبعی خود را از حیث حمیت فطری و شجاعت ذاتی به تقویم عصر حریت و مجسمه سنگ همت بالیک قویا ممتد بحال شان علی التوالی چنان پامال و معلقه گردیدند که هر وقت صحائف تاریخ عضوا مهتریه پیغمبر فی نسلی استهزای خود را ملحولا و ستمزار دنیای شان مینماید؟ !!... البته از بادی النظر وجدان سلیم وعقل فهیم رحال مخبر اله دلیرانه ای سند مجوبم، و در کین اغوائی غیر قرص و نامق را از جان پهلوی متمرق سفلت مالی که برای شجر راه جنگی را باز داشته حسرت تعمل بر داشت مینمائیم ! خوب : آن نادان عاری از عقلی که نام موزون میر محرم تسلم سست اگر بگر وسکوب حقیقت مبنی را بچشم انصاف و گذاشت افق سیاسی شکل را از نقطه تشخیص بنگر باز ! آیا : نمیتوان دید که این مکروف شرارت و این دستکشیفه عوایت از کجا چاپر و پیرا خون این سنگ تا ز را احاطه داشته است؟ آیا ! نمیتوان فهمید که رواج امشواج این ماد نغاد متجرا ضلالت تباه را مواجیه و مخالف کدام ... بخت رسوخ مردم تبختر ابلیسها آورده است؟ آیا : عبد الکریم نام این لایزه پناهی جفای این رخ سیاست دشمن، این سنگ خاندانی شیر علیخان را بچه بسر حد افغانستان جا رو شد ه است !! آیا : این مبالغ هنگفت، و این اهتمامات شگفت که با برقی --- page 198 --- (٢) شماره (٣٢) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ٩ میزان مدرسه، کمانی جاوی عبدالکریم کجک بخرج میرسد کدام یتیم را بد ای تمرد مجهول و ای مجهول النسب بفضول! تو آنی که از کدام و خشت کدام تجارت شبوق و از کدام سرمایه مشروع اوست؟ و نامردی در هند وستانگشته عاندان بد قولی بوده عمرت بکار و بارون در صورتیکه یک نالایق دانی، و شر اینخو ر بوده از هرده گردی، گذشته دیده بطرف نفرت بوری که وجود نحوس نجاست آلود تورا افسانه جود اشکرار و مرات بحوس شده باشد و کافه اعتبارات خود باطراف دیده دون مینگذاشتند! بدون یعنی اسقوط کردیده باشد. آیا با بی کدام پهلو، ابی کدام استعداد ای شاطر ابلیس، ای محیل پر تلبیس اگرچه عاق بن ارشیب کر طبیعی و حالتیکه یکرو پرکیم مقدور نبوده، چگونه میتواند یکباره اینطبقات امروز وطی موروثی اسلامی تو افغانستان هم ترا عاق نمود و نار مفلسین را بدستسگاه ترین، مقهور ترین را بنشیحی جوابی خود قانع نمو خاک معلوگست مروگ دشمن پرورده ات تف می اندازد اقامت در میدان اشتهار میندازد؟ ای خائن غدار، ای معاون کفار ! تو آلی که بتول جوان آیا افغان تا اینجامه باییها ، این شعبده خوابیها، و این بو کتبهای پدر و پدر ست بثت تا تاریخ افغان سخت نمود فر شقتنها و این خیانت معلوم لاسید المدار نه خیر؟! افغانستان بخط نگین و حروف خونین یادگار جهالت افغان گذاشته بشود بخوبی میداند؟ اگر مرام این فلوته بازیها چیست و ما یه الطوام این ای خام طبع کول خورده ! زود تر این خیال کنده اور ما را شورش کیست؟ و بهمین المساعه او ما دارد با قامه چندین اولیات جهان افروز را از مغز طباع فکریه و امخرد دور بیندار که امروز دارای او در این مشروعه این سطوت در دستگاه با معدیت یار وطن ثبوت سازا در وقت کریستن پدرا نامرد تو با حق بخاک ریخته بود در غلیان امروز یکد افغانتا این قدم های لرزنده و این سارق ترسند ار ار پیش امروز بهمان یکپای خونین که از پنجه گر داندن پدار نگرفته بد اینمقطور میشناسد و میتواند پاهای پای خیانت را بفا حش نقمی بدارد؟ مشی و قدمهای خونین طلبد که و حرکت نا مٹر ای تو ! و امروز المیٹ کر افغانتا این سیاست پینه خورده و این بلوط پر بیها را از محترین و خبر را سید انکه بصورتیکته بدنم اتش جلوه چه نفتک دشمن باز باش کرد محسوس نموده ، و میشناسد سلسله جنبان این مسئله سرح و این بحار از جوهالی برقیه خاندانی تو تفریح میکند ؟!! لیس است ضایع و مفتضح که امروز در اثر آن مشت خدار جم مالش کرد بنای مسکرین تو هم مانند پدات از تشکیل بر جن خون در لخن بقدر خونهای کر مکوی !! دست شیطنت پوست مواعید و تحریک دشمن تمرسنده است؟! ابدی را گانگی کردی !! بس است ! ای مرداد که از شیطان خوشمداشتر هنگام خومان آگاه باشند که افغان تا ! این عبدالکریم زندیق بیجو بند با سردت و با چندین هزار سلمان ضعیف ساخت و با فراء ا بین در شا این عبدالکریم حیوان حلم این دست خونین دشمن این کما حما جهنم تفنگ جہالت دادی! لعنت بر آنجا بازه که زاد داند شمر انخونن مسکن را خوب میشناسد و بجرد شنیدن نام آن غلیجان وجدان آخ ! ای ملت شجع افغان، ای انکه از شابکای وی بار تاریخ شانه فقرار وحس روحانی جامعه بجوش انتقام، هوای معنویاتش اصاعقه و چنگالی مال آن در رقم است! چگونه شجاعتی آن کردنی آوا در اجواب و بنظارین بیا مات لعنت بر این خباثت و سلامات میسازد که :- عبدالکریم والدالزنا را برداشت کرد و میتواند؟ عبدالکریم چشم چنگه که یک قرآن ای عبدالکریم خبیث گمان مکن که بدون از بهمان یک پرچه خونخوار این فضای اسلام اندک که تو در چنگال قهاره نگاه کر نظر برد خاموس ، بخیر بهون یک سره قسی القلبان دیگری ترا قبول بدارد، دشمن مینماید!! انچه رو گذاشت باید که این ملک شباب کیار دارد با اجرا چه امروز هینت مجموعی ترا تحقیر میکنند، تو آئی که از روی بی ایمانی ننگ زمین طر بان معانات نار ایجاگ خون نشانده وقف خاکش محکم تر سیادت و حابت دشمن دینت را بر خود گوارا گشته از طفلی بغرض تحمین خود مینمایم؟ مجلدام وجدان اسلامیست قبول متوالید که ابهای محابا توا و عروق و شرائین بردار تو مسفو د ود د جریا نست ؟! این مجهول الهویه، این فاسد العقید با د باندھم رساله متصل دشمن ای مسوخ الایمان ! تو آئی که صدها مجادان کارایی قضاروی صفائی بامر تا نتاجون اولادان و پدران تان ملک میں اس فلا اسکلت کنچنی بازیهای ترا دیده و رسوالیهای تو تثبیت کفری تراقرا رک داند!! خیر تدار اتش شعار ابز خیر باد! بخشیده از دور تر این کالوس پهلو براارد --- page 199 --- (۴۳) ۹ میزان شماره (۱۶) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۹ میزان وطن با آثار است یا پانصد الاحوال گویان مجذوبانه دیوانه وار خاک پای دلیران جر قره باد را بندا نوای قوم بیخبر خواه از غضب میشوم مضوبتیه خوبیا خود را یکباران ابتدائی اند و میانه امروزی نصیحت خوشاستان پر تاب نماید تا در انتها بحر طلوع حوض نشان از صدا نجا نتجاری تان پس محلق شان فرود نریزد!! ای عسکر شیر گیر بوئجه غیبی فعالین ذاتی خود را با وجود این کافر نعمه از انچه عضو خوبی شما در طرف ستادن شان نذار کنید تا از آگاهی خوف حریم تباه و دخمن خانه بطردی حنیف کاری گردد!؟ ای قشون مظفرون بی مقابل جامه بی شست بون نو جامه معین عبد الملک و آن حرس دنکش اند وج خودیری و غرو شیطنت مابی بقا ساخته خوبان با کانه غیر از مد یک مقاصد د لیجه اش بدسترسید و پیشانی چشمارا با کفنج های محونی صبح آویزان بداریم ؟!!؟ با برخلا نماد قراء بطوران مابری چالاک و دلیر هم دین بستیم با و د یا هم تاکید امروز در امور احسانه گشت از مان صلاح و سداد نوردیده شد امروز یوم خمیت امروز یک عده کار را از نصایح ما با نند و د غنیمت شمرده امور نظام می توان انصار بنا القدر خیر بی کفایش یافت ما بر سوکته خوردند. دروغ برآمد ! اکر بقران عظیم میرسوید التمسک مند! اگر عهد و میثاق نموز بد نقض شان آشکار گردید. اگر چه بلمه چنین کند در غلط بود؛ اگر مذاکره علماء خواستند مقصد دیگری داشتند ایشانرایی نصائح و مصالحت سودی نمی بخشد ؟! اگر چه گفته اند که : گرچه دانی که نشنوند المانصیحت بجا نیگ کوس نصیحت بنوش شبانند اننصیحتی که خونبها ایشان بطیلا سوامع و درش می نشد باشد؟! نصائح با اثبات دهان نشان نداده باشند ؟ نصائح بطائفه که مانند بوزنه جنگلی کوههای سگ باکرد احصنه نداشته باشد!! باآخر نصیحت به کسانیکه سکنا واهلال نمد و فران باشند؟! ای نامداران افغانی ! این همان سک است که اکنون از خواب شبانه اشان تعب چشم است امروز انتاهیج تفاوت (۱۴۴۸) نشان میکرد که قران نگذشته ؟! امروز ک با بخونهای تسخی که در تاریخ بهار چوم از مینو با خون دل جنگ جویان باشد ! امروز تا جان کامسار یکد دستانم تا بارگ دورند یداموا آخرین بل نفست که نصیحت شنو نباشند آخر انخوای پریشانرا نصحیت خون خود بانوش تو چیستن ؟! وقت ست که مجلس عسکری سر تا پای قطعا تمامی محاذ جنگ حکم تعارض نوع ملیه و قیمت که وزارت جنگ بین قرش تسا شرع من مکرر نمایند و چیست که دست یا اعلیحضرت مهرجانب حاکم مقتل عسکر هند تا بالای براخیال محال شاترابنوک سنان مرویه شربت دو شما یلو بردارند وقتست که حضرت در ماسیون برای تشریق و پروپاگندا مبدا پر خطر بها آغاز نمایند تا قضیه غوائله حصام و اغلاطات خیالات دشمن بمحشر و المی و ناکام کرد و والسلام (ج : ن : م) حقیقت این مقاله مسما کلمات اندیشه و احتیاج ان دلت و جوان سود الفکر مسلمان با هیجانات غیور جناب شام مانند خوبر شت پشاوری پر کلچر قومیت حامی همتای سخن بالفظ ری به ربی امد و ماهم باین ناگزیر صاد طبع مخصوص و تفویض داریم عینا رپورت نظریه در حصاد علماء افغاستان ( مابعد از ستون حصق شماره (۱۴) ) و خلاصه ایه ما با ز مجلس شوری کرد که : با یکروز اول صرف یکو نصف کرواتی عمله حاضرین خیل شده بود و تا بالشب از مد با آکارستان دیده اسباب صدمه او خاطر شده داد تا مزاحمت بیلیرزان معامله را خوب سنجیده جلد را ابجن متفرع حس التام حضر صاحب پشاور با زار و حضرت ساب عبد الرزاق خان صاحب و حضرت آمنه را باهوی رقه علی دوله بحضرت مصالح ایما مباحثه خواستند کرد و چنانچه در مذکوره از سادا عظام و علما اعلام و مشایخ کرام بطور قطعه کشفی که وکالت رفت دارا کارد مل و دین سید خاکسار آغا ومولوی جوان کی سبار میں سمیت جلال الدین اور او امی محمد عظیم میان مهرآباد دارع مبارک فضل ربانی صا بسلیمی مولوی صاحب جلال بننا و مولوی کلمته حیان مولوی محمد فریق آنها و مولوی عبد القدیر تا مولوی ملاسکیں بیا مولوی عبدالله خواجه زامی دهمند و مولوی محمد رضا و مفتی فیض انها بطوره ها ) و ملا بزرک آخوندزاده نمایند و مصاحب ناداز و گرملا ها شاهراره د شاه ملا فضیل نیز همرا شاند ولده کشفیه ما بدست معین مقام محترم شد از مقام لمن افاده در همی زمان حراکه اسبها جنوبی مقام شبا سمرار جمع شده استعاره در با داده شدند و فرمان اسیای خویش که طرف شام سمزار دور داده به امید نیاست نیز رقعه دکر شاور مزار در مزار پاک خر خوسان مردمان جنوبی را نداد - وفله ما بخلف صد و یا سی کر در شرف بود که ناگاه شور حشریه باشد که لا لشکر با غبان نا بکار در رسید و از این وحشت اثر مردمان و بخرف پریشانی صدرت مت فرخوا ظها سراعه عرض نمودند که نورا خرا نمائیدست که ما ما یه مقالحت شاری رانیان نداریم لیکن در پاگوش سران شمابها یمانجا تابیر بار کر سر کاری بود و الپ فرستاد- لشکر اشرار با پوسی معنویات خود در یتیم ضری و قدمان خنداند تفنگهای جفت اسپر بار و ادات نفوس و مالید کرگا پایان غبار بود کوپیش از ابان ما رفت و ساعتی نگذاشته بود که یکی از علما بنوانی آمده بطرف دوستانه تلاقی سرد و معرض حق پرستی علم و مشایخ و سادات افغانستا را گزار یافت که تو چه با مصالحه می شوتی و مردمان آن صفت سلیم را در پرست اوریاد --- page 200 --- شماره (۳۲) جلد اول جریدهٔ حقیقیت کابل چهار شنبه میزان امیر آنا دابت اند بجواب گفتند : بلی ! بحمدالله ما دین هستیم و بجز از مقصد اعلاء کلمه‌حق و دفع فساد بر شما چیزی نیاورده ایم علی هذا بوقت مندیجی عبدالرشید هم رسیدن جمعیت ما در هر مکافی رقابت ملا صاحبنان هزار یکی از اعضاء فدائی صبح و هم پذیرا و فدا را کردند . ملا عبدالرشید چوق بر شما بقدر اعضاء تو کر پنچ نفر از لشکر خود را که بنام خدمت و بنام حبرئی شاگرد آخر شر بخدا از سی نفر هم اخد شدر فرون امیدا د جلیل محافظت ما نظر میدا بودند که مگس ال سحر گا ها را بخون سرانجام داد بوقت صبح شنیدیم که مدیر و آمر یک عصیا ( ملا عبدالرشید ) هم رسیده‌است . وقد را پس ازین جرثومه موهوم جمعیت علمای ذام نهاد خود ) که بالغ بـ (۸۰) نفر بودند در مسجد بکر وفقه قیام دادند رسیده امید نفره قد شحبه را بغلام یکی کر ڈ ا هلا جمعیت خود نصورت سا که بر قلن روحی خود و خدا را از حق بغزانند . چون مجلس با طرفین ترتیب یافت . ف محرم طابر بر ما مکتوب تمنا نگاری لکل حساب نکایت بعلماء مقابل رسانید و علماء فد تفصام ظا هر کردند که غرض محام محض اصلاح ذات البین . لکن او شمار بخواهند که چون با بر حق میباشیم صلح و امتیار را قبول نداریم و اگر خیال شما بر خطه جهال باشد دروازه تحقیق و مناظره را باز میکنیم . چون بحث را دریا نمودم گفتند که سمت مسایل اصول ندرد و رو کلامی ندارند چوان بریا خود اسیر را گرفته ایم و حریث با لحقه و طرفدار انش فرض میدانیم در ذیل گفتگو از علماء فقه سمی ج . ف الحاج موئد محمد ابراهیم خان مولف شورا دولت و ج . ف مولود عبدالخانی حام ضمن بنسبت خاس نمود . ف مولو فضل رحمة خاد مولوی عبد الخالق جامع عضا تمیز به برا هر بعض افادہ شریفه و مسائل فقهیّه علم کلام خامی خیال شانرا ثابت نمود . علی هذا ف مولو عبد القدیر لقا وف ملا سکین کامر وف مولو جمال الدین قند ہارے و مولو عبداللہ خواجہ محمد عطایی روف مولوی محمد زمان قاضقاً در گفتگو ها نمود جوابا بر محل دادند. یا تفلے فاتا مان کعبه با طر بعض مقربین سمت جنوبے بولو محمد ابراهیم خا حکم جنگ جنوبی را بیا کردند که این جنگ چون خروش بر پادشاه مطاع پیامد حرام است و مرگ با شما مردم مرگ جاهلیت است بدین حکم آن مردم بخشم آمد گفتند که تو عالم مباح الدم شد لازم در قتل ترا بکنیم. جواب مندیگبارا ف مولو قهر را بلفظی که دست دا که حالا با ز صلح آمده ایم اگر از صلح مایوس شدیم از کشتها شما گوط برود در مینا گفتگو اکثر واقع شده که بعضی جهال که لباس علماء را بدار کرده بود تفنگهارا نظر علماء دور دادند مگر علماء حقه‌بلا خوف از قتل شدن را با انسان تر است ازینکه حق را پنهان نود بوادار بے آتش فساد را بنمائیم - علاوه ازین بعض علماء که با لبطنه علمای جنوبی بعضی ۱۱ و باند رسی داشته اند بموجب اشاره ابطو خدو چی مخفیه که امکان صلح قطعاً نیست پس از ان مرد ما جنوبی وقد مختیه را رخصت داد دعوت دادند که فردا یا پس فردا با زهمین جامع در مناظره در باب مسائل غوثی بکنیم و همراه خود خیالت کی صاحب جناب جرنیل غلام نبی خان و حضرت صالح شوربازار و حضرت حاجی عبد الرزاق تا و صاحبزاده موسی و ج محمد غوث تا عهد مشر و میرزا جان کرزی هم باورند - لکن بعد از حرکت نمودن و فد ها از شاهزاران جنوبی بر نفری میرز ما نجان حمله بردند و بعد از جگه شکست فاحش یافته با طراف پراگنده شدند. و فد ما پس ازین هم با مید گفتگو چند روز فاد مگر دوام سلسهٔ جنگ چون گفتگو را نه صرف ناممکن کار آخرا با لکل فضول و عبث ساخت . ضاء علم علموا عجز خارے وفد و مجد بزرگان ملت را د مثل حترم شور بازار و حضرت حاجی عبد الرزاق تا صاحبت خو صاحب موسی ،، را واپس خواستند - علماء وفد ما حالاً مجبوراً فتوای بغی شانزا بو د داده در صدد اشاعتش میباشند - ما دعا میکنیم که حق تعالی این فتنه کورانه را او و دولت سلامی زود از زود دور فرموده دستم کفرکیش را مخذول و فدائیان سلام و هواخوانان انسانیت را مسرور سازد آمین ثم آمین .. ( نامه نگار شما پکتینی ج مولوی مفتو الاصغر) --- page 201 --- قواعد و ضوابط این اخبار بدون ایام تعطیلی در کابل هر ده روز بعد نشر میشود و بدیگر مقامات هر پست قطعا ارسال میگردد امور تحریریه به نگارنده حقیقت پیرا مدیر انور مسلم باد اداره مندرجاتیکه اندراج و اصلاح در عالم بشریت سودمند ست۔ اشتهارات بتوسط غزنان دولتی در صفحه شانزده با اجور چاپلا در یافت میشود. نرخ اشتراك تفصیل مقامات قیمت جز و کامل ۶ ماهه سالیانه داخل السلطنه کابل ۵ ۹ داخله افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجیه ۸ ۱۵ فی پرزه و متفرقه ۱۱ ۲۰ محافظتکت: از سادات و علما و طلبه معاف : براء غازيان دکتها تباعلی تبادله: با جراید اسلامی مشرقی قیمت تک شماره : عموما از هرکس دو پیسه حقیقت ح سو ۱۳۰ مطبعه مطبع معارف ماشین سنگی جلد اول کابل شنبه (۱۲) میزان ۱۳۰۳ شمسی بود، برج الاول ۱۳۴۳ قمری شماره (۲۳) نقل لوایح اطبای فی از ی السلطنه فی نواری ناب کا ملنا گردیده ۱ - باری تعمیکها طماحسکر نمونه عینی می خدا نصرت تا بر گرفت سبحان الله باین مساعدت بحیث امروز نمایان مملکت عزیز ما بالامی امپریال پرواز گردیده و انهم مسرت های که از سلامتش بخو قشونا بحال طمانیتم از ساعت حاصل باد شاه محبوب القلوب ما رفع شده افزون باد دارای شوکت و شان اعلحضرت غازی !! ۲ - یارب توجهائی جهانتمائی تو گرد جهت صلح کذا شگانج ای ملت عزیزه افغان!! اتمام روند بوجود چنین شانزانهام بود بر خویشد صفش لارا بحیث می او لطف ممرور و فضای میر میلون کامل علی از طارا غروه بر آنتا بنها منا لایق دولت نجات بد انهم کامین اور اعلحضرت غازی ۳ - طیاره عرض میکند: اعلحضرتا ! قدر و منزلت تا ذرا رو نخواهم کرد الاعم بدبر رفعت ار و چروز دارای بزیست شکر احسان در پائی آمد ترا کهام درجه وسعت دارد کلاه افتخار ملت افغانرا بکیوانسائید حسنا بحال طبعی که چون شاہی دارد !! خد از یاده کند دولت و کمال ترا ۴ - ای قہرمان اعظم عسکر افغان !! نسبت بثبات و اقدامات عالی که برای عالم عسکری افغان ! بجا فرموده ترقیات آن نبنان اٹک بآسمان رسانیده، اینک حسانتا فدا کارا خود را از آسمان بهمرکاب جلالت تقدیم میداریم سربازی و جان سپاری را با موت بحث افتخار خود شمارم. نمرده دیشه پادشاه !! ۵ - ای قهر یمانان ! تمنيات اكاذب فرز دار ملتے بضرت غازي یقین نمایند و برعایق تما جد ہے سود غافل نسی دعا کن بکمین صبح دعا جوی با ایان ۶- اعلحضرت طيارة انه امید انه نیاب نموده و نشارگر ملت ملت نجیب افغانرا باین ترقی و نما حیر سامد که دشمنانت را خطاب کرده میگوید: ے با صاقدل مقابل اخورشید است با سر کش نامه خمیر سجد کشد ۷ - ای اہل عزیز!! اینک مالکانمار با آسمان شریکند حیف ست بارانهای مادی بمانت بیکارند، وامیدهای آینده رابینج مقابل سازند . ۸ - چنانی که فدايت امروز که مالکان پر در را برای پرواز و نشان دادا من حث ها با نسبت غازیان باسمان برساند. ننده بادی الخضرت غازی ما ! ۹ - ای پدر ملت عزیز، چون که احساسات مطیلات طیار هائی امروزی بروان ید وطن عزیز و ملت نجیب افغان با دارا یمد میگوید: ے خوای شاہاں ہر رعیت پیاگند : چرخ اخضر خاکی را خضر اکند --- page 202 --- شماره (۲۳) جلد اول جریده حقیقت کابل سنبله ۱۳ سینزده ۳ سنگ خار انبر دور بار ان کہبا مَن يَهدِ اللَّه فَلَا مُضِلَّ لَهُ وَمَن يُضلِلْهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ ظاهر است کسانیکه بضلالت ضلاله يا و الا خره گردان و شرمنده دو عالم غنی میسازد. مانند جنگل جنگل اتش بایل است آثارین خواهد بود که در ظاهر داستلا صلالت و گمراهی در لجه هلاکت و تباهشان جوید و عمده تر شب بلید که خود را در جا علما و دلیل دانند جلوه میدیدند و حقیقتاً تعلیم یافته شیطان رحیم و پرورده دست کفر پرست اعدا دین مبین حضرت سید المرسلین اند گفته است نَا وَفَتيلهُ سَرتَا کفر ظاهر و تباه با هر شاطا پر و پنجوانه وجود تفاوت شانرا حمل بناد او جهالت میکردند . امروز بفر دا گفته مقصدی که بر اسلام خواهند لاند و زیاده برین تشت حقیت مصلات خواهند بتوان با دیدند آن کلی در ظاهرم خونخوار خود توقیق و ترغیب یکبونی شان میکرده سورو دانه شانرا معد و ایران میشونیم - بل مصالح و بدایات می نمودیم و نمیدانستیم کیفیه خدا وند گمراه ساخته اند نصیحت اندر رو او کارگر نمی نشه تیغ بران هدایت در مخه زرجها لت شانا شرمی بخشد مَن يَهْدِ اللَّه فَلَا مُضِلَّ لَهُ وَمَن يُضلِلْهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ گلیم بخت کسی را که با فندید یاء آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرده امروز که بنانا رطابی در صدد و معارضه با معارضه با ما با هم در آمدیم که ستم کاری باطل و واغ عاطل را دسر و ستم کند و فتنه برپا نمائین نبود مقاصد و مطالب شیطان پیش از بین لغاو و سرکشی خدا بیکی خود صفت در بیگا بر می زنند و خود را پیش خدا و سول مقبول شرمنده محروم میسازند. زیرا اگر مقصد شان چنانچه در اول جلوه داده تا بمدینه پین دهی همان از دولت نه بدت بر در سلام دوست خود سرکشی نمیکنند ما رو علاد بروقه میکنند که تو مکرس حمزه تسلیت خاطر انما میسازد دیده علیٰ الا عماء و سار اکرامی را که در دندا روی پا بند او الفترا خرابی عهدی و نظر شان در اضا ستانے بلکہ در قام رویا دیده نمیشود بنظر عزت و وقعت نگریسته ملایات مصلحی آیات و نصایح شفقت آمیز را کوش دل شنیده طوق انه حکومت را بگردن می انگندند اما جرا و از کدام رهگذر خو واندرزها مشفقانه پدرانه شانرا گوشت بهامش بگیرند بابت احمد بی احکامات خدا وند بود شنیدن و الان کما کانی در زمره جاده پایان ضلالت ادامه نموده تا هنوز در اراطاعت و صحبت عاق ابن العاق (که فی الحال در برکدام سینه و کون حاضیر شده آب حقیقت بخشده ا شیرین نو و راجه بلکه زنها خود و ای شوهر دختران خود را مادر شانرا بی پر ساخته برنا خیل گرفتار و امتداد و حرمت نفر شیطان مجسم هدف گله تو پش تفنگ طیا حکومت ابسازند و این همه الطافه و مراحمات عظیمه شایع خاوند دین پرور از بین همر بنا خود را که در بین قدر نده نسبت بغدا و باوت چنگان پلید مرعی فرموده اند بر آنان و بعصیا و طغیان جواب میدهند و خواهش دارند که با ابا و اجداد ما با تراز این شیطنت خود ها از دیگران ما د دین مبین حضرت سید المرسلین با حاکم بدین بی مقرری کمرو و گردانند. پس امی سر بار از حرمین و دولت و فدائیان ملک و ملت ! و جوانان بر از سلاحمت! بمضمون آیتونی هدایه (وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوْا فَلا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ ) نگذارید زما نگذارید این جبال سر با عصیان و و بال گردند جاده حمایت را بگیر و وسائی شیطانی خود و طبر یا تا خوا که پرورش کننده آبا و اجداد شان است با احماقت دیگران سازند پس هر جا هر بوئی و کوشر این طائفه بدبخت با نو گر زننده اینجام واوامر المان اطاعت امتحض مظهر خاصتا حمان حمید حق روان در دارید محتو آیه شريفه (وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ يقا تلونکم) مقاومت و بیستاد کی را نخرج در --- page 203 --- شماره (۱۳) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۱۴) میزان نادرستانی و تنگ فضارا ندرند. دریجا نمیرسد - (امضاء محمد داود) صور تشرفیابی سربازان هزاره بحضور شاہانہ بتاریخ ۶ میزان نفری ششصد سربازان ہزارہ کہ از غزنی معیت عالیجاه محمد حلیم خان نائب سالار محترم بخشی و صنف فوق العاده درین روز ها قرعه تخصیص دیگر کجای ہزارہ محض بغرض سکوبی و گوشمالی سرکشان بغاو پیشه منگل وارد دارالسلطنه افغان گردیده بودند، بظاهر فرت اتمام ملوکانه و استماع کلمه جواہر آیا شاہانہ بقصد دلگشا اندرقر لواشه میرزبانخانی آقا لواء مشر احمد علیخان شرفیاب شده یک ترانه سرود قابل دید و شنید اسلامی است قابل تنقید یک سمت میدان قصر موصوف اولین سربازا موصوف تا به دو ہزار نوعا بمراسم انتظام ایستاد نموده سرا پا چشم نظام واکشود و بقدوم میمنت اثار پادشاه دین پناه خود را قید ذات همایون بقرار سابق از گرے وازه قصر موصوف که در مقابل قلب صفوف این شیر مردان هزاره بود بیرون آمده از عموم با حصول احترانه مراسم تعظیم شاهانه بجا اورده شد در انثران عریضه خلوص فریضه ذیل را که با مضا آقا کبیر احمد کاوه برگرد و ارشاد عمائد و کلان شوند کان هزاره و منصبداران نظامی این طائفه مخمه (که کرار صابر و امضا بنود) مزین شد باقراء ذیل قرائت شد حضو اقدس اعلیحضرت نقل عریضه سربازان هزارو ظل اللهی خدمات جمعیت داری که شما از بدو سلطنت خویش الی حال بپایان ثبت نموده اید و مجاهدات و مساعی جمیله مارا از خضیص ذلت باوج رفعت رسانیده تمام عالم بهترین نیکنامی و سعاد دمعرفی کرده اید اطریه خه الشمس است در داخل مملکت چه اسباب او ضا عد محت و سلم و قدر رفع و بحانه از والبوائے دل و انصافا مروت و حمیت کو بر اعلمیت کشور اید که اگر تمام وجود ماملت زبان شوب در شکرانه این نعمت عظمی موهبت کبری نمایم بنوز از عهدا یک قطره شربت ذامرام صفائی ملائیکہ اور نہ میتوانیم سچره اصالت اگر شعور داشته باشیم باید بصد بصیر کی بپاس محافظ استیصال زبان گذشته و سعاد و ترقیا فوق العاده ذات و نقد کسی از رگ سلامت و بسایت لازمه و او اننمائیم که ساعتی در قیقه از شکر یه باز نمانیم - تا انقد تقا این نقل حمایت شاہانہ مانرا از مفارق ما عاجزا نہ بگر دانیان تا سالها در از پاینده دیتے سجد گاہیچ آرزو خاطر مبارک در باب سعادت و فلاح و ترقی ما ملت است ناکام کر دیم اقوامی که مثل قوم بد بخت جاہل مشکل از فایت جہالت و نادانی و معلمی خویش کفران نعمت نموده مذخودت بیضی خود را بمرتبه اعتبار عموم و خود را خسرا لد نیا و الاخره ساخا در تنها ہا بخرا دخترا میند و بحجر حاصلی نتواند برد بہت کو آنچهر حمیت و شفقت که در بین نادار اعلیحضر معظم غازیان بر ما بر خود قرار داده شب روز اوقاتی مت دار خود صرف اصلا احوال ما ملت نموده شما از خدمت و غم خواری قوم باز نمانده اند ہر آئین نبوده که بایجی خوشنود مطلبیشان بشو یکہ ما ہو ا میداریم که غمخواری شاهانه شما در حق نعد و محض خوشنود ی روحانیت حضرت رسول الله بوده دوست و حسن شفقت ترحمت ڈا طوکانہ اچنان مورنیست که ببیه پینا و اظہار دیگران با صفت مرحمت و الطاف و بذل توجهات فوق العاده ہما یون ہما احرات مجدداً ایست که امروز علانیه بد سنده پیوند رسد و مجبل در دهی برود و دوست که صاحب معرفت و شعور باشد از ان نگاه نمیتواند - بالاخرا بین عرض کرد و میتوانیم که ماملت برای حق تعا از فضل خود بچین عطا بزرگ سرفرازی بخش که بیدا زیاد بما آحییان توجهات و غمخواری این ذات مقدس متصور است اگر ہر ساعت شکر یا نرا بجا نیاوریم ما محست ترین کافر ترین تمام ملل عالم خوا ہیم بود اس مشت عاجزان اقوام هزاره قطره مرحمت بآبی اندار و با لیموم به چگان بالخصوص ما حا جرا از طرف حکومت مبلدها مبذول شده اگر ہزار با دبت باشیم در ادا سپاس ای شتم را بدار خویین قربان سازیم بنوز کم است اگر چه --- page 204 --- شماره (۲۳) جلد اول جریده حقیقت نگارمی شنبه ۱۲ میزان تمام اقوام با پا از خرد و بزرگ برآئید گونه خدمتی که اعلیحضرت افغان بفرمایند مستعد و آماده اند و بخواهش سرکف بر امتثال اوامر عالی خویش ایستاده اند، لکن فدائیان اعلیحضرت تاحدود قریب بودیم پیشتر دیگر برادرانخود شرفیاب حضور شده ایم و از مواضع بعیده هزاره نیز عنقریب حاضر میشوند بهر خدمتی که لایق باشیم امر فرمایند که ما برای بر باد دادن و فدا کر دکنیان خود با صدقیا مستعد و آماده ایم که با دشمن پادشاه و وطن خود را نابود که با جان خود را قربان خدمات پدر مهربانخود نمائیم - زنده باد اعلیحضرت غازی پادشاه جشمنا بسالا جواب اعلیحضرت معظم غاز بعد از احوال پرسی ابراز خلوص کیشا دولت مدار مجلی از ندآوسم محبت جوش و عدم اعتنا آنها با نصایح دلسوز و شفقت حکومت افغانی و تعرض نمودن و چپاول کردن ابنا ومتبکران آزاد مانیکو توسط افغانی و مقابله و مقاتله نمود انها با عساکر افغانی سیدا ضمناً باید واثق کلماتی چند مودی که مطالب ان از انحگا ایز بخشا سلامت کارانه وجدانا ون اقوام هزاره من خیلی ممنونم و عموم شما را از صمیم قد و سکننا افغانی از جان برابر می نکارم آنچه در این حوالی از گفت شنودیکه فلان هزاره و فلان افغانست نه تنها این نوبتنگدار میلاد و افغانستان بلکہ عموم افراد دولت و رعیت قلبنا بر بطلان بو د هیچ فرق و تفاوت در حد و نگهدار نیم و عموم بین و حقد و اخلاق افغانی و هزاره در رادی و افغانستانیت اینم و عموم سکنه شربل افغانید را در غم و ستا دو سرت و مصیبت مملکت یکیم شریک می انگار من خودم انا افغان هزاره و عموم تبعة افغانيه يک نظر محبت شفقت نگرسته تمام نبط افغا مانند فرزندان معنوی خود میدانم و مخصوصا از حسیاست اسلامياته گرم جوشی ها و نجوا يا نه شمایان ک نسبت باستقامت مملکت و حکومت خود صداقت اشرانظہار داشته اید اظهار خوشنودی دارم (بعدان کلاید شا یا نہ بسوبر چه راز کلماتی که نمود در خاتمہ متقال طوکان خویش فرمود ) اکنون بحال شما تا ورود یک برادران وحفظ تا نخوا در کابل بود بسیار خشه در حفظ و تعلیما نظامی خویش کوشش نمائید وقتیکه دیگر وطندار آیا تو شما به کابل وارد شدند شما را در آرین بهر نقطه و موضعیکه لازم دید ارسال میدار نیا منتظرامانه از نجاد تم ندانان بندگان خدا کا کار تمامه اعنا و نوانشنا و ارکان حکومت و فرمانده قشون خود به قطعی در سنگر خدمات و حفظ و حراست خانان و دین و وطن که ما ابقا بگذارند این مضامین وجیبه بسیار در مبرور و پر اثر در دل انظار ها مجاز ا تاثیرات را بخشید که هر یک از حضار با صدای بلند و کشیده میگفتند ما سر باد می کبر با برادرانه خود در ادای حق وطن و پادشاه خود ما فماید پس از آن از حضور پادشاه شرف با خضت حاصل کو نا قرار یکه بجهت شان از طرف سر کار اعلی جا و مقام تعین شده بود عازم و رخصت گردیدند و همه روزه عموم جوانان و مردان که از سن ۱۸ ساله تا ۵۰ ساله اند از گرم جوشی اهالی پرور و طیاره باز افغان به ۱۸ میزان طیاره افغانی یکبار الطرا ف استید و بستم حرکت لكن بسيار قدرائی ہوا د بعضی مسائل لایتر متوقف مانده در حرکت کردی بفردا ان تبار دو پنجه و حمید با حرکت افتاده با طیاره افغانی در فضاء کابل بپرو از سیرت قرا اطراف شما را طوری که در قد و ماتیکر نمواین و محالہ نعمان و کشم را در هم یکهم قطری از مسافرمان قطار بطرف پادانا بزونیکی اطراف در کو د مین پرو داسن احاطہ نمو د مندر یکه حکمران بید نهایت توقیر از هم فرمودند و با همه مطا یکیک با لمستون دمشق د دو فارتینا بحد منتظر فاتحه ساعت دشن پر دادنا بطرف کا واقعه استقامت روسیم د طیاره چنان بفرمانی شده مهوالباری كلها حطيم متظا ضر پناه خواب و خیر بود که طیاره از برین دور نوبت بدین طیاره با یشتر رسیده بود داند می از شجاعت فکار کو میکر و زید بپرو وسیرو حضره کابل و خاک چهار عباد بشار که از ان حمرص مقاط اهالی ارد نشواری نیست تفریحا با محمد وقت که از معدش تخمین نیافته است نه که از کابل تجاوز دیگر یاد دارد. قریبان رسیده است ، از بن روداء یک مارک ویرانه در دیانا در اطراف کشته شمل یکمر دام میدان مطیع کو مساحه شمر و با بست کینجانی فرود آمده بست چون با با که اغوالی اطراف را گرفته اند بیانی خودش را که از سارت افغانی بنشیند باسکو امضای آقا محمد جل اول وزیر مختا به ریاست بهر با آورده نه با نکہ فی قصبہ بھر فی محمولا افغانی پرور در محوطه خلو ان این خبر را مرکز شهر گرد چون کامنا شکر آن طیاره را داشت این اطلاع را قصری رو میدادن بنتا سفارت روسیه در نفصل بان طیاره بیگاه مکالمه کنان اوله هر کسی اطلاعات و اما رات شجاعی مینمایند اتو اخبار و اینها دریا طیاره از انحا حرکت کنان بمجلس خواهی پرواش فرود آمد هری نظر منوی ا بن طیاره اگر جلی وسطی نیز البومشین کوٹ و میٹ بودند. اما سرد محاشینند متر قا یا نہ و پلان که میتال است که پاک تم بنا دی تا آنکہ ہما میباشد ویکعد دیکران که از جرد کرو و غیره قالبی قسما به المرد فلان یک حمر منی است این طیاره داره با یک وابی برای بخر خوب مشور و منقش است که هرطیاره دیدواره را بدیده در آنا و اندرون آن چوکی و فرش خوشرنگ مفروض شده دانان شر کا نہ چند نفری مسافرین بخوبی شده میتواند و علاوہ برتر منظم ترین کار های حربی با صول نهایت عالی کمال کامیابی خون بخوری خوبی ایام بالا أوز نمایش طیاره با فضا در حین حضور : بالا و پیشتہ کے دی و افواج افغانی و مامورین دولتی حشی دوراه مانعت کار هم حضوری و سرکهای جوانب و بر مقامات را نظام این دفاع و تا از طرف مستحانه الاتصال خانه جهان بالفعل گروه انند باطلانا میکر فتند و تعداد شان بیشتر از تو و هزار نفر طویا و امانه کن هزار برآمده و بر فوجی که اند که همین بالا طلا محه تواحی که در موقعد برو کاران یکسره با فلاه و ترانه کلا بيا بریم و با سیما نیا قربانا راز خبر با حشا ینگا اخدا با فرمی از ساعت شروع شد تا نودا این مو روز و جاسم یک نا ساعت شام دوام در دید و بانه محبت شجاعت و ستا در سر کله هر فرد شان با ما یه هیجان است انکابها و هم چنانچه در تماشای استماع ان بیانات تمام اهالی شهر کابل از طفل تا پیر و از ذکور اناث تا جوامع و مجامع بشما ستایش خوان این قوم جان باز بودند . پایین سمت چپ : از حاشیة پائین متن همخوان با حاشیة چپ میباشد. --- page 205 --- شرح اشتراك مقیمین مقاماً قیمت بروی کابل ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنه کابل ۵ ۹ داخل افغانستان ۷ ۱۱ ممالك اجنبيه ۸ ۱۵ فرد انو شیفرا ۱۱ ۲۰ قیمت یک نسخه ان سادار داخل باطله خارجه یافت. بگزاده ها و کتابخانہای نزدیکی بادل در اخبار اسلامی و شرقی تبادل است یکنیاز ضمنا از یکور دو حقیقت ج ۱۳۰۳ قواعد و ضوابط این جریده هریزا یام تعطیل در کابل که در عهد ترسید و بدیگر مقامات در مراتب مفصله ارسال میگردد . امور تحریریه دستگاه ندیده حقیقت ارسال و مقالات واصله در اداره بانده جریده در اندراج و اصلاح و عدم اختیار آزاد است اشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصور نقدی از همه جا قبلا دریافت میشود مخار نزادن بر کنکی جلداول کابل دوشنبه (۱۴) میزان ۱۳۰۳ شمسی بق (۲۶) ربیع الاول ۱۳۴۳ قمرى شماره (۲۴) تشکر وزارت از الطافا حضور عین وزارت حربیه کاوکالت داده است که قلبی تشکرمار طوری شکر ظفر سوتر و قارمین خویش بخدمت دیگر مت جلالتماب اقامه آقاسردار عنایت الله خان (معین السلطنه) تقدیم نمائیم گود تا اگیها یکه قبلا درین نهایت علی قسم (کرن هوائی دار تفتکو برای صنف توپچی بسیار مفید، بکار حیات را ارسال فرمودنده این دوربین بالا دو پایه غندی شده است در یک نقطه مرتفع خود د بسته دو چنگک گیرها تحت دارد که مقعد تو بچی در میان سنگر گذارده بادقی از یکه مار داشتند چشم بالا آو را بطرف موضع مطلوبی بالا شکر گذاشته خود می چکر با ماتحت آن ترصد کرده امان تمام مطبوب بقد میرساند و در فاع و زوایا و انحراف حوادث دیگر ملو با مفیده تو بچی بیاد وارائه کرده توپچی حکم میدهد که آتش نماید مجرد آتش فورا اثراتی که در موضع مرو که توپچی بوجود می آرد با ندرا منکر برای قوماندران ترصد خود و این دوربین حالی میکند که در نتیجه کرد را نظر شده به مطلوب وی حکم آتش میدهد قدم عتم عده از با عتاب جنوب می سا حكوما وابسيد نامیکار از لوگر در حطه رات که چندتی از کلان شوندا نان التمر چیزی نقدی غو ر دارو تفنگ سه صاره سوار و حربه و چند سرج و یرق چند راسل سوبی با ر دو گاه نظامی شتر منضد ار بورک شکرئی با حاضر داشته عرضے پردازشند بات کہا این اشیاط در موقع فتور از عسکر یا خویش گرفته بفرض نگهداشت بخانه بردند اکنون چنان میفهمیم که این امانت حکومت را بشما و ابس تسلیم کنیم مفصلار نظامی ما بربنیاد مندرج الذکر ازان ... تسلیم شده بتصدیق و تردید آنها چیزی نگفته است حقیقت تیریدین مورد مانند همان نما بداران عسکری خمو بخوبی گفتن را لازم نمی باید زیرا که ناظرین گرام خودشان چون برگ عماشت فکر دست دارند نتیجه را بلا و خواد بات بطور حقیر تر میآور در میخوانند. تصرفای جای اخبار غیر سماعی مکتو انتون اخبار امینی بیاویز مشتر دانه نباید --- page 206 --- شماره (۲۲) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه (۴) میزان (۲) اخبار مطبوعه ۱۹ سپتمبر صرف ستون اظهارات را بنام جريده حقیقت قلمید کناں دراں از تصرفات بکار برده است که در جريده حقیقت هر چند تجسس میکنیم اثری ازاں نمی یابیم بخیال ما که مدیر دانشور اخبار پاو نیز دراں قصداً که بنام جریده ما در اخبار خود انتشار داده معذورست اغلاط خود شارا بان رفع نخواهند دانست ترجمه او برون مجرای فعالیت خود در سد بنویسد الحاق ان روزنامه برقم ضمنا بعضی کلمات را از خود دران افزوده است و با اینکه نامه هابی که با عموماً معلوم خود شا نرا میتراشند تراز دله الاعلی دقیق تراز کلام المکاتیبین می پندارند این مقاله را برای این ذکر که بی جای ارسال داشته است نظر بطهارت قلم ده الا خاصه ارباب جرائد است با این مقطرات خود را از مقالات انصاف در تیدا زر یگذر که بانی و میگویم و هیچ خواهش نیست که یکباره ارزه قلمی باند درین بر انند موجبات تضیع اوقات طرفین بعمل اورده شود یک نظر سر سر بر قرارات انتظامات ولایات درین روزها خبر که جالب توجه ناظرین کرام و قاریان ذوالاحترام باشد در سمت جنوبی تازه بوقوع نپیوسته است البته عرض از اطلاعاتی که با درین نزدیکیها میرسد اندکاً عنقا در ضبط وقایع کوئی نبیره فتح میدانحوله بعمارت نماید در سر تا سر اپو که قراص العمار بوده تمام قوای نظامی بیجا قرار یافته و لا ینه که وزارت حربیه با براً اقای شاه و لیمخان حضرت غلام نبی خان بعضی دیگری منصب داران شجاعت نگین عطا نموده دست بد اقدامات میباشند در وردک و اطراف آن نیز از مداخلات آقا عبد الاحد خان و اقا سید عبدالوکیل حاکم فر مشیر و حضرت محمد سمیع خان و دیگر منصب داران نظامات کا ملا با امنیت بوده درین ایام واردات سرقه و دگریش را عدالت اورانیدادران اطراف و نوا بظر نمی آید و آنها نیز بر طبق هدایا تیکه از مرکز مید دارند مصروفیت بخدمات مفوضه توفیق می نیا بند دیگر فارغ طبقات ان نیز از انتظامات حضرت عالی و زیر صاحب جلیله و اهتمامات لواق صاحب محمد عمر خان و اقای عبد الکریم خان حکمران غزنی اقا دوست محمد خان و بناظم و اقای گل احمد خان بصدر خوشی و خرمی اطلاعاتیکه موجب تسلی دوستان باشد دران منطقہ درین ایام رخ نداده است و قوای نظامی انجام نیز بر طبق اطلاع و پروژه که از عقون بکوش داریم مصروفند بتعمیل نمودن ان هدایات و پروزه پراگندن از دار السلطنه هم پیوسته است در گردیز نیز حضرت عالی و زیر صاحب و با عسکر مقیمه انجا در صدد بجا اوری آن هدایات که امر فرموده اند و چندی قبلتر من جرو خران مفصلی نسبت بقوه انجا اقای محترم حبیب اللہ خان وزارت حربیه از کابل با خود بخضور وزارت بنا بر برده است و از اطلاعات تازه مقولات در گردیز و ملحقاتش نیز خبر تالم اثری (بفضلہ تعالی مسموع نیست بحاجی و چکنی نیز احس انتظامات آقای اجل علی احمد خان رئیس تنظیمه شرق و حسن مداخل حضرت محمد صد یعخان قوماندان و دیگر منصبداران نظامی با نجا خیرت و امنیت کلی بوده بعد از فتح میدان خوله هیچ یکه پیش آمد ناگواری نماندند است و تا انا یکه معنویات سیلوبات و احساسات وطنجواهانه در بی تعمیل و بجا اورد آن هدایت امور پروژه هائیکه با بنا بیر بدین نبود اعلان وزارت تجارت :- ہر خاطر عموم افراد مقیم افغانستاں و دو ائر حکومتی وزارت با --- page 207 --- میزان شماره دهم جلد اول جریده سراج الاخبار دوشنبه ۱۲ میزان (۳) رسیده است بمصروفیت دارند. نواحی خوست و ارگون مانتر میگویند در صدد پیکار حمله بردان براغیان تابکار شفیق او را بپاداش خود بیا بند. اعطای خلعت تقدیم توبه نامه خبرهای تازه و اطلاع مجدد میرساند که عده از بغاوت ایشان معاصیت بنیان در سدد اعطای غسل و نمودن توبه نامه بحکومت عادلانه خویش بوده و کفنهای در بدر و کمرهای حمیده حاضرند خود را بدست حقانیت پیوست حکومت تسلیم گردیده راضی هستند که حکومت با خلعت حیات واسطه تائب شدن اطاعت پذیرفتن برایشان بآنان بدین راه امان بدوشان ارزانی فرماید برایشان مخصوص کردارشان برساند و درین مورد حکومت بر طرف تعزیرات شرعیه توجیه میکنم که نسبت و خسارات پیشتر ها مقررست تعیین دانه از قریه ها آغاز کرده اند باعطاء که آنها را از اموال حکومت آل بودند اغاثه حضرت اجل محبت مینو طلب نیز ببعضی شقاوت پیشگان پیام داده اند که در اطراف جان برده بودند حاضر کنند. روایت می شود که عده اند بغاوت از غافل باشا نز الغر معین است تا از افعال و اعمال آینه خویش نزد قوماندان معظم آقای محمد صدیق خان اعدام نموده و مفرحی الیه بلاح مشکلا موقوف بالتصویب و تعیین تنظیمه مشرقی و وزارت اسلحه افغانی بوده است. و هم یکی از نامه نگاران با صواب که آقای شاولخان و غلام نبی خان و عده از منصبداران منظمه و قوای معظمه لوگر بغرض اقامه و اداره کردن گردنکوهان بر داشتن و غلبه اهانت حالی و زیر جنات حر به بصوبیکه ما تحقیقاً از نام ان اطلاع نداریم با قوه منظمه جتیه سرکوبی و گوشمالی یکعده از بغاوت پناهان سمت جنوبی اعزام شانمی میباشند و حضرت محترم آقای محمد عمر خان لواء مشر از غزنیاین در صدد تشریف آوردن باطراف و نواحی لوگر برای ایفای برخی از خدمات میباشند. و یکذ اسمیع است که آقای رح فضل محمد خان غندمشر با یک قوه کفیه از گردیز بصوب مینا خوله بصورت قوة الظهر افواج ظفر امواج مقیمه مقام اعزام شد در عرض راه در هر موضع و هر محل از طرف بغات مورد تعظیم و تکریم گردیده تا با شدیش پرستان اسلامیت بنیان حکومت امانیه خویش گذارد بانواع معذرت و اقسام ندامت خواهند مقام و مسلسل معذایانی اطاعت و انقیاد حکومت افتانند اند شنیده میشود آیا سباک زحمت کامله معت نامه ی نهایت دقت آور و معذر نامه حسرت ختامه شانیر و رجال اختیار حکومت افغانیه نمود قلبا خواهند مدعای طویق اطلا و انقیاد حکومت را زیب گردن روان عله خود سازند آطلا عا موصوله مانتا در ینینم تا از عبد الله چار دکو نگار رفتن ذتک آن هیچ اثر و خبری تلاوا نیب نند آیا پاک در مقام مجهول جانبر تقاعند ایا فرار بر قرار اختیار کرده (حسب الم با الصواب) میدانم در شرکت ما بگرونه مشترک شده امیدی برت دارند از ادارات کار شرکت حکم میدهم میدار است و بعبارتهای قیمتی است تا غیره را حتا قرارداده که انم کم و زیاد شده است به بند ود و اشرکتهای جلیله افغانستان واضح باد . مینوز شرکت اسمان و شرقی که بنام شرکت اسمان همراه امکان سرمایه خود را بپرد ازند و در دو سال دو هزار روپیه که و حواهد بر دوزند و امروزه با عتبار خو د هیمت بندند و را پور برودت اعلان چهر می شرکت به شرکت بگرونه مشترک شده امید برت دارند --- page 208 --- شماره (۲۳) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه (۱۳) میزان همیخواهیم از درگاه حق تخریب اعدا را (متممه احساسات سلاله پارسیان شرقی) الا ای قوم جاهل تا بکی عصیان و نادانی که آمد در تموج بحر خشم پاک یزدانی بمغز فضولیان خلک چنگ شاه خود افتد که مورانرا و بال جان شود پرها طرانی بلی هرکس بقدر خود ستم کرده می یابد قدح می کوفتن یا بدک یا تقبیح سلطانی چو از طاعات شرطیان نمود و مشکل طاعتی بود واجب که یا بد سرزنش تو در خبطانی چو پنجیان صحرا را در ان دم خون بجوش آید کند قصد قتال شیر غرانرا بدانائی اگر چه شاه ما یک قطره خونرا گرون ست بغرت دوست تر دارد ز صد لعل بدخشانی ولیکن غیرت افغانی و ننگ مسلمانی کند شش مستعد از بهر توبیخ سلیمانی چو کوبکان قبضه زن در کوهساران رخ نمایند برای طعنه بازان کنند او سینه بریانی به قانون و فاداری ملی عدل شهر یار خود نموده هر کسی خوان بین ننگ مسلمانی طرفداران سمت مشرق اعیان سمت بمیدان بروز آورد اخلاصات پنهانی زطراف کنرها و جلال آباد و شینواری مومند و کامه لقمان افریدی خویگیانی همه یکسر باخلاص کلی با اسلحه آید کیان در جان فداینه هم با مرد نهی قائی عموم مله و مه قاندان عسکر شرقی بیک تنظیم خوب اراست عسکر نامی خاقانی زسرتاپای هر یک بسلاح جنگ می شایند معین ساخت هر یک را بآهنگ میلا د مجد دجانی اگر آن شور بختانرا سعادت روی ننماید رسن گردن که در دهن آرد پشیمانی شود ملبوس الطافات و خشنود نوازشها که ایزد عفو میسازد خطا و سهو انسانی اگر از کوه اغوا و ضلالت سربرنیارد درآید زیر شمشیر سیاست گاه خاقانی همیخواهم ز درگاه خدا تخریب شیطانرا که اندازد درین ملت تحریکهای شیطانی بلی تحریک شیطان است عالم همگی دانند که از عبد الکریم آید چنین افعال حیوانی گر استیذان شه آید به تخریبات نمرودم بیک دم میدهد تعمرا وستان رو بویرانی مرا از غصه هر لحظه خون اندر گلو بندد ولی پا بند تعلیم بدارم وقت چندانی اگر صدجان مرا باشد بصد بارش سازم چه حاصل جان بمعنی درین نقش هیولانی خدا یادربر تر داری بقا حضرت خاقان برو مصطفی و غوث اعظم قطب جیلانی مضرا داین دولت چو بستان ارم هردم زشاپه حکمرانی ز جم گل گشت خوانی --- page 209 --- {شرخ اشتراك } تفصيل مقاما ت قيمت بروي كاغذ ماهه ساليانه دارالسلطنه كابل ۵ ۹ داخله افغاستان ۷ ۱۴ ممالك خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۲۰ سفارشات- ازسفراء وعلياطبقه مفت ۔ برآي مكاتب كتابخانها جدول۔ باجرايد ديگر ومشرق قيمت كنجانه. متوازيكرسي زرد مخارج ضوابط اين اخبار بغير از ايام تعطيل دركابل يكروز بعد نشر ميشود و بديگر مقامات درهرپست فقطها ارسال ميكردد. امور تحريريه بكار زانه حقيقت . اشيا ومقاله واصل دراداره بمانده جریده دراندراج و اصلاح وعدم انتشارحق دارد اشتراك بتوسط خزاين دولتي يا بصدورت نقدي ازابتدا قبلا دريا میشود . نگارنده محي الدين کشکی حقيقت ۱۳۰۳ ج جلال اباد كابل چهارشنبه (۱۹) ميزان ۱۳۰۳ مطابق (۸) ربیع الاول ۱۳۴۳ شماره ۳ اين دولت چي خطر محو دينگي در جبهه تأليف مشاهير دارالسلطنه مد ما جبهه سريريونان خوابها اشتراکي لندن اضافتاً سعادت اكه امروز روزانه جبهت بركتاب بر مفحرت درنظر يارو اغیار میخواندا زهمت ازين عزيز وجدوجهد شباره روز با اشخاص باهوش وكا يست که در ارتقاء قدر وحیثت این عالم فرحت انگیزو این سرزمين لاله ويز از سترطاق جاني و او لاد خويش دریغ نداشته اند . بلی غرباء و بوالغرآخرد کارانه شاید وكه نامند آب حیرت یک پر تو خفر او کشیده غازه ترقيات عصر حاضر تزيين تاخیر جمال بي مثلش سر مرايا انداخته است . هزار هاي كاهوت و صاحب احجرت نهايت واضح مبرهن است که این سرزمين گلشن قرین باينكه دست قدرت و را طبیعت اورا ربیع بسلوک و زنده . از آفرينش ارستان تراك ديا وخلیق میمانا نزانمش قير داده یه ترین پہلو و افتخار يعنی دل صفا منزل قطعه جسیمه ازعظم ایشيا بأسرا راحت ماسایش موصوع ومقرر کرد انيده است اواسظامابل ازعصر حريت عصر ناینده برخطر بئيه اسلامییه چنانکه خا يا انشا شد در دوله عالم و لاح می ادم نا وقتها نداشت و از هر طرف جوانب در آصید این آهوی صحرا تحقيق پاره دامها سياسي ند اخته شده بود : انواع فلاكت و زبونیت بكونه كونه مصائبات و الملمات دير خونخوار گرفتار بود. الجاصل این مریض سکیں یاین يعقوبي فریادرس محتاج طبيبات دانشور و حكيمان مفصل وسری بود که از ضيق كنامی و ورطه مدعا دور باب امل خرد و نجا برساند؛ تاآنکه از فضل عمیم خداون کار ساز وحکيم بي نياز علتكند در دوره سيف امانه و محمدفرخ جہد مجتمغازی افغان يك ستار اختنامي كه وكاه ضدايتير منورالفكر که اگر سر حلفه شان فقیه العصر ووحیدالدهر جناب على محمود افغان طرزي را بگوئيم سر است نطاق نجار داری اور ا سر کمر بر غیرت خود بالبسته و خاک یا سرمه الم را در ديده لب معاندين عداوت بنیان و دشمنان مخالف اثار خیالات عالیات وافکار ابکار خويش باستي ده اند. --- page 210 --- (۲) شمارهٔ (۲۰) جلد اول جریده تحقیق کابل چهارشنبه (۱۶) شمار اگر بر ترقیات موجوده افغانستا نظر انداز شویم بی تکلفی دو ثلث حصه و دو حصه انرا از یمن همت این عالم فاصل دانسته با بقیه انرا بر سائر کار آگاهان که امروزه روزه انها را وظیخواہ و خادم افغانستا می انگاریم تقسیم خواهد رسید . این ذات خجسته صفات همان ذات مبارکیت که در هنگام مسافرت و سیاحت ا نین افغانستزا انرا بمبده خویشتن را ببرداشت انواع مصائی تاملما لترحات عجب همو عزم نشان میداد روزنها بسا اشخاص بیگانه قدر و حشمت افغانسترا بخش راندہ شان از دود مفارقت بمهاجر نش زیاران میل آه و افغان بر سر خواب خویش پر کم خود میراند بتسویدات مفیده و تالیفات عجیبه و تصنیفات برجسته شان که در موقع مسافرت ارقام سعادت رقم شان اثرات قیمت داری مینمود در وطن اصلی شان (کابل فرحت شمائل) حل طبع را در بر میکشید در عالم مطبوعا افغانیه دارای همان فوق العاده میباشد هیچ فراموش شدنی نیست آن خدمات شایانر ا ان که در راه بیداری قوم و ملت از مقالت قبل و غوایت بر در یافته مدت (۸) سال متمادی با جمله با شرکایان شرکتی ائل سراج الاخبار افغانی رانته داده اند جنینکه مهام مهام وزارت خارجه در کف اقتدار شانرا و شالوده و اساس این نو خد را بتصویبات و نظریات حسن شمگاه حفر عمار یک به نظم و نسق متین گذاشته بیک عرصه خیلی سرعت اخطاه نامی افغانستا نرا با دول عالیه عالم رابط و مربوط ساخته و در راه استقلال و حریت افغانستا و حفظ مناسبات و معاملات و مذاکرات بمنفعت ملت و حکومت خود خدمات شایان بسزا ابراز داده اند یا متنو ایم که شما از این خامه ما بسیار افتخار تار یکی براین این دانشور بماند پد کارا نچه در منز کا سکه د نامه ها مربیات خارجه را مکف کفایت خویش گرفته بودند چه در اوانی که نسبت منع السفرای در در با ردولت فرانشد د راه شرف و شاد شمان شرف پذیری حضور و مطوطی افغانستار فرمودانده در جر یجر پرور آوردیم انجمه عطیه کلمه حوشش سلیما بر نفر با ا آوری شان مجدد ا بنجه انتظام مهام وزارت خارجه کابل قارمین محترم خود را از پنچارت سرماستاد سرو و مشعره هی می داد هنگام چاشت روز یکشنبه ۱۳ میزان این حفر عالی کار ۱۷ بغایت اللدبر کمال فرحت و سرور وارد قصر سعادت حصر شیوه ۲۱ بکمرام می گردید بماند کو انچه آن خطیره پنو سرما له حشمانا دوستان خویش بیاد نیجر نرگس بر استقبال دید یارانی دپو دقات ایستاده بچشم نظاره شهنده بیکتاز کی و شطارت لطف عادت کار انه را خوی دنا بعد از مصافحه و معانقه و شرط بام با اینکه نمروزه عازم کابل مینو مشاکل شدند و عموم وزرا و مشائخ مدیران اغزه وحنا منصبان نظامی بعد از رفعات و اطلاع نامه که قبلا از مدریت تشریفات برایشان میشده بود بساعت ده قصر بو دست سرور استور گرداند یاندر ستاره سحر خبیر بر طلوع این اقتا بہنا سما علم و دانش بودند تا اینکه حفر ممدوح رونق افزایی پانا آن مقام گردیده نورا لطافا خرد مندانته و کلمات بغا غنا کارا که از در رشان استه شان مشا بادریا یه کارستان زالئی و مضمحل ساخته و از حوت مندر حضار تشکر کنا گردین ورز حضرت بر شسته مذ متکا مع حفر محترم عمار خارحیه اقا به بید نیز احد فمارش عمومی شویه و دعایت لطق بیابان میشه در موضوع تشریف آور و خیر مقدم خدا اعلی و نطقی مهمی پر داخله و مسائل خارجیه بحث راند و ودارت خارجه ازون بصفا مشو حه مجتمع یک تخت گفته پر از تشکر از حسن سه واز با این مدیرایی اعضا وزارت که در زنما دکالت با و شان بود جوانا و تقدیم فهرست کارد و اخویش ان خلاصه نظر یات خیر میام و آثار های پر دراگون اعلی حفر معظم نما د حفر خان باران د راثر آن چنان علی یک نطق زیبان از حمه موهون ول ایراد و در حیات مخفیق گانه حتما عالی و نا له ته د کبون غاری دراسه هر آیا کلایت افغانی باند مطرف موریات کہ بر گلها بوستانفر مسیرانی میکند کلماتی برا ابیز و کالا مجرد فرمود که در حطت افغانستا چید و منگا نمیکر بوتار فانه پر و چه در وقتی که در پاریس اقامه د باشم کونا ہی تمو ودا --- page 211 --- (۴) شماره (۵) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه (۲۸) میزان وبلاخره با اینگونه طریقه و آہنگهای سوق دهنده الفت خصومت خود را بادارات حقوقیه ارجاع الیها در صداقت در دیم . اهالی از رو بدایع این نطق های دلسوز و بیدار کن را تزا به آغلبه یکتیم لنگه برای چندین اشجار اپلی می پرست صرفاً بلکه با صرف قسمتی و چای و قوا به پرداخته کلمات خیلی دلچسپ و اثربخشی در باره ممنونی جریده تا این اواخر ساعت (۳) با این خطابه ها که کفها می آرد جنابان علی هر سه سید میرزا شیر محمد خان واقای محمد امین خان ایرانی و دیگر رفقای جراید پس ما غرض شرفیابی بحضرت باری بهرها قصر سلطنه عادت حصو لاکشا گردیدند . حقیقت اینکه در ابتدای مقال خوابه نظریات خود را نسبت تشریف فرمائی عموم عاد با مسرت تمام اظهار داشته با یکه از علم معلوم است در امر بور د این ورود عاقبت محمود ترانرا بر عموم هموطنان عزازم و دشت های کلان د خواهندگان شار صمیمانه تبریک گویان میگوید . — صفائی ہندستانی صیله نمانده و انما با سمانی هم مدارانش میباشد همین جهت نتواند با محمود ” نظر زنان بدریج عایلی که باشد زبان نگاه این زهرت و قوت به کار از ان بدویجه یی نماند ولو انیچه و جو د موهوم داند ؛ جوادث زمان بران باشد دریک ایام برامان داند ؛ لحظات عمر تو مامون مبانند سرو قد تو نگردد موج سدره غم و که پیکر این گره تاثر باشد درخت عمر عدو را بریز برگ و ثمر بهار غث خزان رسید بر سرکار باندام عدو مثل برقراری یزد بضریت تیغ بیفشر گلوی اعدا را درخت عمر عدو را بریز برگ و ثمر به ندر زانکه شدی سرخ رو بنزد خدا به نور خود در فروز کشور خویش بقتل منگل باغی بعزم راسخ باش زفتق رتبہ طغیان و کفر و عصیان شان چواش غضنفر قهر را کنند محسوس بامر شرع خداوند خویش منقادیم ولی چو امن ببینید و سر فراز شوند گهی بلوگر و گاهی بعزنی و وردک بجاہلانہ خیالات خویش مستغرق ہزار چال و ہنر را ازان برانگیزند از طبع طالب علم مکتب حبیبه محمود حسن نورستانی (حمران) ولد حاجی بهرام بگیرد پنجه خوان عمر باغیان بحصا که برق تیغ ہو جہ فید میکند قمرا مدہ بابر من بن بنی می زنهار وجود ناکس شانزا بسوزیمنه وا ز خون جسم رہیزن جو لاله غرقے بیار بصبح بیغ ہمہ نون ل شب کفار که نیست بودن این قوم نابکار بکار بکو مملکت خروج و دشان بچه کار بات یده فغان میکنند باستغفار کینہ خادم شاہ جوان برخو ردار بکند خویش برنگی که کنند تکرار برای دارہ دزدی چومار پر ازار بہر نوائی یک میبرید ہ آزار که بر حکومت مانیست غیر عدل شعار --- page 212 --- شماره (٢٥) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ١٠ میزان درین زمان که چو موشامیان غار روند بجان میرشان آب تیغ کین ریزا قبا هستی شانرا کفن نما بکنید که در میانه دوزخ مگر شوند اخبار انارنار جهنم نصیب شان سازید که هفت فصل بهار و نخورده‌اند ثمار چو سیب سرخ نمائید کله را از خون چو شمشیر در میدهد دین احمد مختار زکار زار نبوت مآب یاد کنید و یا زهمت مردی حار بار کنار بدور امن امان سخطه تیما سازید که نیست امن سلیمان عاقل هشیار بغیر ننگ اعدای دین پیغمبر ق برهزنان ترقی خاک عشر تبار دینی امان بدهید این گروه باغی را که به بود سر جاهل غرزمین دار رخ تیره و میدان حوله بهر جا رسد تا بفلک نغز نای گیر و مدار بجان خسر حر از قائدان غیور چشکرها که نگفت ملت نکو کردار بفکر شاه دگر قائدان روشن فکر هزار رنج و تحسین همی کنند نشار چنین دلیر و شجاع با در شرایط غم برای روز وغائی چو شیر نر سرشار خموش سرور ازین عرفها دگر برایم که نیست در خور تو مدح عسکر جرار (حقیقت) خسرو با این شعر روشن نخواهد ماند زین خیالاتت منور مالات بی اثر نخواهد آفتاب امان دینوری ظلمت شب کر نخواهد ماند زین جوش علت عسکر بخدابی ثمر نخواهد ملت آثار بغی شان جانشان بخیر نخواهد ماند باغیان رضی برمل دانند هم دگر خیره سر نخواهد جمعی از عفو خلعتی پوشید جهل شان کارگر نخواهد ماند تخم سنگل نموده حیف نین بغاوت ثمر نخواهد دست عبدالکریم با دومحیث مکرشان برو در نخواهد ماند در دگر بر چه نای ما بنگر کر خم وپیچ اثر نخواهد فکر بیمان وظلمت کفر سجم ضفت ثمر نخواهد ماند غیر تاثیر کی گنهگاری دو شب تا سحر نخواهد (در شمارهای آینده ما) خبرور در یک قطعه از افواج ظفر امواج ولایت ختکن عهدخشان که الیوم مع الخیر والعافیه رسیده اند ..... بود درجی از خبرهای دلخوش و دست را که قرارگاه حضرت عالی وزیر صاحب حریه است با صورت فتح مفصل میدان خوست از مردم منگلی وعوارض معذرت خواهی بعضی از اقوام مطیعه ساکنه جدران را ملاحظه وانتظار کشند که بعد الوصول یکی بعد درج و انتشار مییابد --- page 213 --- شرح اشتراک محل توزیع قیمت بروپیه کابلی ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنه کابل ۵ ۹ داخله افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سُفرا ۱۱ ۲۰ مکاتیب از سادات علما وطلبه مفت بقرائتخانه های مساجد مجاننا تبادل با جراید غرب و شرق قیمت یکشماره ششغاز یکپیسه قولنامه و ضوابط این اخبار بعبارت فارسی طبع در کابل یکروز بعد از نشر میشود و دیگر مقالات در هر پست خطی ارسال میگردد. امور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال مقالات واصل مبادله جات جریده در اندراج و اصطلاح و عدم آن مختار اراده است. اشتراک بتوسط حُکّام و پستی بنقود نقد علی رسد جا قبلا دریافت میشود نگارنده برهان الدین کشککی حقیقت ج ۱۳۰۳ جلد اوّل کابل شنبه (۲۱) میزان ۱۳۰۳ شمس مطابق (۱۲) ربیع الاول ۱۳۴۳ قمری شماره (۹) ای قوم اگرچه سنگ جفا بر دلم زدید این شیشه شکر که هنوز از وفا پرست غیظ و غضب وزارت حربیّۀ افغانی و رحم و شفقت اعلیحضرت امیر معظم غازی باز طیارهای مسلح بعوض گلهای آتشین، فرامین ملاطفت و شفقت آگین میندازد یکی از کرمفرما یان محترم ما حکایت میکند که دو سه روز پیشتر ازین وزارت حربیّه ما تصمیم نموده بود که چند دسته طیاره های مسلح افغانی را بهمراه گلوله های آتشین تباہ کُن عده از اقوام سرشور و بلا پیشه سَمت جنوبی مخصوصا بر اقوام منگل شهر دمت که درین اخیر با مرکز باغیان و شرارت پیشگان معرفی میشد ارسال نمایند و در پدران بیخردِ ننگ و آباء جاه و مقامِ بغاوت و عصیان بوریه نبوی (الاسلام تحت السیف) در الاز دهیده نهاد آن دسته تاریکردار بقوه نظامی و بله شکری برآورده بعداً آنها را براه صلاح و سداد آورند این اطلاع برسمع مخصوص شفقت ظهور پدر معنوی افغانیان اعلیحضرت غازی امیر امان الله خان سایۀ خالق قهرمان بانیتِ اسلامیت جهان بعد ازین اقدام وزارت حربیه آشفته بسیار بشدت وزارت ازین تصمیم آن باز داشته اند که هیچکس وکیل مقاصد بر ملاعثی شواهد عرض محلهای جهالت و انقیاد پلنگی آن ابله های یاغی طوریکه بر عموم ظاهر و عیان است برخاشان مخصوصا و عموما بدینارت بر طبق الخواطبا لکتی، اخذ پیام حمله و داغ دادن است وزارت حربیه بر تصمیم وقتی بجا گفته اند که فاقوا تا اینکه قوات حملات ساسه آنها را شکسته و در هم بسته از جهالت و انقیاد و شیطنت آنان سراً صاحب است اطلاع دارند این بار هم تار ومار فاقع نموده اند. --- page 214 --- شماره (۲۹) جلد (اول) جریدۀ حقیقت کابل دوشنبۀ (۲۱) میزان شمسی (۲) تا اخر از صیغه جمع آمده طریقه دیگر در اقتباس که به بواسطه بیدار عالی در طیاره های افغانی معمول شده بود تخمه (۵) دانه بم را بنابر احیاء وزارت حربیه بآن گذارده اند عوض دیگر بمها و مواد التهبین تخففاً مرحمت همایونی بل در حالیکه ذات همایونی بزبان حال آن شعری را که ما در عنوان از طرف خود نوشته ایم که ضمار حالی محمود ند بطیاره ها داده که بر مساکن آن جهالان فگند . نقل شفقت نامه اخیر همایونی ای قوم فریب خوردۀ بد بخت ! ای گروه جاهل حال که بقصد درتدارک مادیا با صلاح حال شما چه سعیی کردم. کوششی نمودم که شاید پرده ضلالت و گمراهی که دیدۀ بصیرت شما کورساخته انه نصایح پدرانه ام زائل و برطرف و فتاد قابیلی که از دود آتش فتنه و فساد در تحریک دشمنان دین وامنیت چشم تیره و تار گردیدۀ بصیقل مداد ام و مواسأت قلبی زدوده گردد؛ بیجا انه غراض مغرضه و تحریکات دشمنان دین مقدس اسلامی دشمنان دولت و آسائیت و حریت تأتی بر شما اثر کاری کرده انهمه سعی و کوشش من فائدئی نکردید و همچنان مخیالات مخالفت کارانه خود ثابتاً و قیام نموده با در بر آنحکومت تان بگرو صبر و تحمل نمانده بآن وادار ساختید که همین زودی چار و ناچار در قطع وانتلاع یک عضو فاسد شده خود اقدام کنم و از بهر طر فوجسکر بی افواج قومی بنظر استیصال و اضمحلال بطرف شها حرکت کرده اسلحه وجه اخانه که جراً دفاع دشمنان خارجی مود اند و حز یست در مقابل شما صرف نماید ملکه طیاره های آتش بار که چندی پیش قرای من بلطف و مرحمت مرارت بارات بود امروز با نند اختن گلهای بم الا شما بپردازانند . اخر شما همان قومی نیستید که بنظر حمیت وعزت شما امید بادۀ نسبت بدیگر اقوام افغانستان شماره و مقابل دشمنان دین یک سد انین می پنداشتم ! وای بر حال فلاکت اشتمال شما قوم نادان !!! این آخرین نصیحت و تنبهی است که بدر دیه اعلا بر شما ختم و اتمام حجت نمودم و اغازی ناب و سر زنش شما است که این طیاره ها چنانکه بد آمد آمد انتبین خود را بالای شما پر تا میکنند. بورد آده مزرع الخ ۱۱۱ اور پر حریدۀ نامه اثر معطوفت اس براه شراهت بخوا خود رفت نمائید بطریق نسفین اولی الامر خود نارا اختیار کرده بیر احد مندالله خود مل مردم احمد زآ و غیره بایت و با فتگان سر کمربت کنید تا نزد انبا و دیگر اقوام با تجار نمانید وسخنان بی اصل و اساس غرضه بخانه آئین گوش ندهید تا از پامالی عسکر ظفر اثر بانیان اگر با این هم بجهالت خود پا بدار بوده از کرداری تان تائب نشوید بعد از ین به ملا دخدا و ندا مذاکره و مکالمه با شما بزبان تیغ اندار و گله ها توپ تنگ بمبیا طیاره با آتش بار خواهد شد برائین هر خسار و زیانیکه بشما دارد گرد د انجهالت و نادانی خود شما هست و من نزد حضرت بانیعالی عز شانه رسول کریم صلی الله علیه واله وسلم مسؤل بخواهم بود درین صورت اولاد و اطفال تان از بین بخو داگر تا از صدمه بما طیاره که اینده نسبت بجهالت و نادار تان بالا شها خواهد انداخت محفوظ بو دانهنا ضر روزن نرسد زیرا زحمات شت روز نجمه الرحمن کدر فرما تعالی و سایش نیمنا کت هم شما جا هلان تبریکن چند است تقدیر خدمات من بسریک چشم خوابت مقابل من قیام نمودید من را و لاد باعتماد معا خداوند تعالی امید قوی دارم که خا ملکی کا گه باد و شما واگرا شما بنخبت اینه اور محت حم حکم شدید و پلا و غلت فتا خود محشی و قتال شما جا بلا پمجلوس نامه از جهالتی که دارید از باراک از مکیدنه ان معصو بیگناه ان در بین مقایسته با نجبار با طیار تلف بخوابند دنیا و اخرت مشمول خون انها خود شما بستیدار نظریه مسلم وری مظلو نذیک گفته را میبد ضب اسلام میدیم مارته که بعد از و حاشا برائی مل در ۱ دروید کاتیاشه دشفقه دعاگو اسلام کشته دیگر ازین ا مع محمل موضحهان --- page 215 --- شماره (۲۴) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۹ میزان سیاحه قطغن بدخشان روز چهارشنبه (۱۶) میزان در قصر بوستانضای قطغن بدخشان ظل ممدود آقای معظم علی امیر نصرالله بعد از صرف طعام در محفل ودایع سمت جنوبی در مکشم تشریف چنگی باعیان مراحم گستری و شفقت پرور علیحضرت معظم غازی بحث کنان در اینحراز موفقیت حمیده و نیات خاصه متباکه انصره در چرخ و خروار و شات ورد و لوگر و غزنی مخابره و در مدت میدانحول و دیگر مقامات بعمل آمده است (و تفصیلات آن در همان ایام معلوم) ذکر کرد برین احصا و شمولیت بروقت رسانید قطع ایشان ملت دولت اسلامیت بدوستانسر که فرموده گفته که فی الحال شما چند در کابل آمده بعد از رفع خستگی را بهر مقامیکه لازم شد فرستاد خواهید شد. در اثران آقای محمد اکبر خان غندمشر احساسات خدایه اندیش خود را اظهار کنان عرض کرد که ما برین امتیاژ حضور خانمی فرقه (۵) بدخشانرا درین حمایت مملکت بسلامیت داده اند اظهار شکر و امتنان نموده خود را بجنا میدانیم که بموقع خدمت رسیدیم و کمال و ارز و انتظار ما انست که یک خطه اولیه بخدمت مقر گردیم اینکه فرشود بعد از رفع ماندگی خدمتی براتان مشخص میشود علاوه برحا و حاشا ماندگی طبعا در خا ملت و دولت اسلامیت برای یکدینشه رفع ماندگی ما در عوض خواهد شد ما امید بزرگرا توشن دوش با دوش در میدان محاربه ملت معانه ور زید تکمیل مقاصد حقه علیحضرت غازی تواند المعظم خود کامیاب شویم بعده بازا قا محمد نصر بن خان بکمال نصیحت آمیز و شفقت انگیز ایراد فرمودند مقصد سار که بعد از دعاگو شیا بیرین اعلیحضرت غاز و دعا ترقبات دین و دولت اسلامی افتاد گانیتن عساکر رسم (بچت) و کونه ها علحضرت نیا که حضو کل شاهماندار انحرا میده و این خا تمه خاتمه ما حقه تست ازین احساسات این نوجوانان صاحب وجدان اقای شیر مکبر صلح کل بلاتنا تعلیم با فرقه بدخشان اظهار بشاشت کرده دعای موفقات را برایشان میکند. (۳) محاربه در زر و شکر این تفاو اعلان که بنظر میرسد متجاوز رو گرایش پایز بر حریم اور می کند یک بزرگی از فرار عام شاپور کوس مین برای سعید را نظامی در کوه مصغو گردید در اثر آن اما محمد شیر لوا مشر و آقا میر دادخان علی ان ابقری خویش برا تقویم می د هران باغیان افشار دادن جمعت شان تخصیص بعد از رد و خورد و مجاربه طولانی که بسبل خیان تلفاتی با آنوجیب چند تنی از لشکر ما شهاد و مجروح و چند نفر افتا حرا وارد امد علاوه بر کشته و خسته بسیار ما عما جمعی از ذکور و اناث شانرا نیز زنده دستگیر نموده اند که سنور ایشانر بصحت سلامتها وطریق نمود سگارانه وایس بر فساد عامه طبع شاتسلیم شدن است و د کور ستا در نثار سکریج حفظ اند. پیشدستی کامیابانه اکراد در میداجوی ن نایت ہے. ان .. مید انجوا ۱۹ میزان ار تیمی با اقاتواندا نظامی ادا مقید جامع و تجیق و مساعی جابلیت کارانه حقه شانها تا ساحتی ساولضہ انحنا از و مبد ان حول آغاز کردند بصیرت دشمن تمام تو اما بدانمان هیچ یکنه مرغ رود خورد و ما افو سالما و خانما به تمام از نیس کار توست در حمیل اطرف میدانمو است رسید امار این خبر مجابه ۱۹ میزان ممکن است که فی الحال هر دو قوه ما در خوست تلخی شاد و مانند حقیقت در خود میدان جولا که یک نقطه لیکا هم است نیز قوامک انداژ شد علاوه بر انچہ تنظیمات محکم و دیگر تشکیلات لازمه درین مقامات بعمل آمده است. تشکر حسا سانه گلیر جان تاجر بایننگا نه اسلام اند که حماقت نمناقاً کلبرخانه تاجر کابلی تقریباً موازه شدار دانه در مکشهای رویه چرمی تشریف بی بطور تحضیر یم عسکریه موتور افغانیه حواله اعانه تقدیم دانه است دفتر خیریه احساسا سلامت کارانه مزبور از جزئی اظهار سردا منطقت ازین حباسی و همدردی آقای کلبر خان اقوال و احادیث در کمال و رسا اکر که منم در عروق غیرت دین و ملت اظهار نماید از نقد و جنس مال و حلال برین است که هر کیر و حسه مقدور و وسعت با ادارات خیریه و دولت به اعانه اسلامیت خود را شریک سازه و در حفظ استقلال دین حنیف و عزت دولت اسلامی مجد سعی نماید تا ان اجرمیم متصل با ثواب ابدی بهر دهم رسیده مجاهده و مرده هر گز مرده نیست بلکه زنده جاوید است --- page 216 --- شماره (۳۶) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۲۶) میزان بیعت نمودن دفتری مجر منگل معذرت خواهی انا طلبی از مردمان مجلس ۱۵ میزان مجرموق با نقیبا ساعث نقل بیعت نامه که عماید و مشاهیر مجه منگل در قران پاک تحریر نموده بزار عذر و نیاز بغرض امانطلبی معذرت خواهی برای متصدار امضا اختیار نظار تقدیم نموده اند برای ارسال داشته است که آن بیعت نامۀ مجیدیه حکومت را به اور ذیل تحقه جهت تسلیت طبعیت ملاطبی دیگران خود محرر داشته از خدا و ندا میدواریم که بسیار زودی دیگر برای اجرا جورده مالایرید است نصیحتی مذکور و پارۀ شمشیر عساکر نامنصور ا را در صلاح و سداد را بختیار خوا بخود قالط بواند و رالمطیعا لرسول و اولی الامر مینکم بحکم ایه شریف طاعت پادشاه اسلام امیر امان الله خانی مطابق شرع شریف قبول داریم و انچه افعال و اقوال که از دست ما سر زده است با آن خجالت داریم و باز کنیم، دشمن پادشاه اسلام دشمن رسول الله صلی الله علیه و سلم دشمن است هرگاه در ازین خیال بدی یا فاسدی نمایم همین قران خصم ما کردد و رنج و عذاب ایات ان که بدایای عساکر سرکاری که نزد امان باشد انرا کا ملا میدهیم هرگاه دادیم و یا پنهان کردیم و نشان ندادیم همین قران خصم ما باشد حاکم و مالیات دیگر مقررات حکومت دولت را بهر در گرا دستور او جان قبول داریم و خود ها را خدمتکار دولت اسلم میدانیم و بهر جا که خدمت دولت اسلام در پیش شد در ان مرد و زن و کلان شیران کا تیار باشیم و صداقتانه داریم از اوردر ملک میودا و را فی الحال قبول داریم درین اقرار خود صادق مباشیم و هرگاه خلاف عهد پیمان کنم همین قران خصم خود و بنیاد ما انیزاکند و نیز شروارد ما سهم که مردم جدران و احمدرزای و طوطا خیل و مگیر و شت پر کترخیل و میرکان است شمس الدین خیل خان که با خط بهادر کور و جبار و تنج یک عهد بودیم ما در آنجا نیز حاضر مباشیم که این نصیحت الصلاحیت از نام سمت جینوست پیز بعضی مقام کشنی گشت با آنر ادایم کا مارد با و یا رعایا ابقا را نیز مطیع میسازیم که اطا پادشاه اسلام قبول دارید چهار شنبه ۱۱ میزان ۱۳۰۳ نزد سنده (۱۵) میزان که بر فرما محترم ما ر قطعه اربعه المفرزه که تحت قیادت اقا محمد عمر خان لوانی بری این سمت قرار امده راز بطه جریه گردیده بود الیوم میمان العافیه بمزد هیچ یک تلف و ماله او اقته یکجا به حمایت هم صاحت قا محمد ولیخانم الحق پذیرفته متفقا بر طبق پروج و هدایاتی که مقصود بد گوئی بدست دو اور انما اهالی اقامت کرده عماید و مشاهیر طایفه مانج که سو فک مقام کشی با و مرحم و و طنا نمر این دولت را برنجا حضرت در مرحما حضرت معذور و متاسفوا حاضر شده خواستار عفو و مرحمت خون گشت و یقیناتی که با بجناب بر علیه حکومت اسلامیه مخالفت نمودیم اظهار خجالت و ابراز ندامت بفرض ضمانت از حرکات آیندۀ خود و تسلیت رجال حکومت یکرشته از فرزندان و عزیزان و خوانخود با طبا بیعت نامۀ امجد بتخویقه عالیه فرفر با حضر عالی وزیر صا حربۀ شناس محمد ایق خان معین حدید تذکرات در مفع غلط فہمی با تحولیش هما شده و یک شش بطور معتمد انه و بیقا با جیه دو سر خواهی مسلحه واعدات حکومت را بطور هیاول و داره در تد برده بودند نزد آورده اند. و از طرف انها مورد شفقت الطاق واسط گردن تفر می کشی خیل سمت خیل و صالح خیل دارای بجرد خبر ورود دو خول عساکر شو قا با مرافقتانه در منطقه کورکورمانه در جبال شامخ و جنگل با انبوه جندگا باان و مو و اطفال شان تخنوم و متور گردیده از سو تفاهم و مغالطی طرا حتیا حکومت را شفقت اسلامیه خود را انتقام خوانان برات اینک زیر صاحب حیه در صدد فرستادن تسلیت ابان قوم در عقب شان بوده عنقریب انها را نیز د محلی ظلال رافت و سایه حکومت اسلامیه نشان مجیب آورده باز آغاز میکنند به پیشرفت و دگر اجرا و هدایاته و امر که از مرکز بر الشام میر سدرت رخط طلا خجت مقابله (۱۵) کلک عجز نامه مکتوب --- page 217 --- شرح اشترال تفصیل مقامات قیمت بروفتی کامل ۲ روپیه سالانه کابل التوابع ۵ ۹ داخل افغانسْتان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ دور او سفراء ۱۱ ۲۰ فواید و ضوابط این اخبار بقرار ایام تعطیل در کابل هر روز نشر میشود و بدیگر مقاما در هر پست منظماً ارسال میگردد. امور تحریریه بیگانه به حقیقت ارسال و مقاله واصله ایدین مانده جریده در اندراج و اصلاح مقدم انتشارش آزاد است. تبرک متوسط خوائین دولتی و تصویر نقده که از مجرا تجاوز نیافت شایع مدیر محمود طرزی سرمحرد عبدالهادی حقیقت مکاتب بران میں کشککی جلد اول کابل چهارشنبه ۲۳ میزان ۱۳۰۳ شمسی و (۱۶) ربیع الاول ۱۳۴۳ شماره ۲۷ امتنا علیحضرت محمدی ملا افغان از کاروائیها اقای شیر احمد خان حضور موفور السرور اعلیحضرت معظم غازی عموماً و سلفا عبدوا ونرآیا متبوعه ده که داران محظوظ تقدیریه خدمات عاجزانه زیردستان خود بر پایه عالی النوال میفرمایند و بمقابله جولانا نا گذری که در تحت کشی که از طرف یکی از خادمان و اخلائی کی خالصاً محققا هند درباره ملت و مملکت دولت و در گاه عزت نماید مخلصانه بدیداید چیز ظهرا تشریف میدهد با آن دینوط پروردگار این صفات اند اظهار رافت و د تعاوصت اور ادرات کا مقبو خویش عل مانع میسازند نشان و اقران دارا یکتیازی و امتیاز فوق العاده عالمشان همی نمائید چنانچه درین ایام فرحت توام قرار اطلاعاتی که دربر وصول امده است لایق و جامع رس و (ع) اقای شیر احمد خان رئیس عمومی شورا که دولت را نظر بمجد نامدار و اجرا تحت اداری که سترالیه در موقع ریاست قومی بوی محول درد تفتیش و تعدیل نظامات دولتی با مسایل مفتی ربتی در خیلی با مهام معظمه کوه فی دست اندریه و در دیگوریزیها و مسقار او از آن محطه عالیه فرمانده هم در پایان جدی وجه و مدتی سکس که مشارالیه در موقع وکالت وزارت خارجه علیه در انقانه تا منظو خویش برا داشته اند پادشا درینجا سرورانه عالی اعزاز یا فته صاحث مبارکه در تا بخیر از جنبه درد عانون و صداقت کسی ضبوث مظفر کار خواص اظهار عنایت دارند - مادر ذیل نقل این فرمان عالمین نشان امیر اعظم خود را که بهر انسان و متوجه اکتسا عطا و عنایت فرمود اند تبریکان تبریکات جانانه خود را ترکر این مرد پوششمه ضماً دیانت د صدا و خدا را تقدیم میتم! نقل فرمان نشان میتیا سز دار تعالی در حضور علینحضرت پادشا نا مدار حسن مقامت و مجر و قبوی که جامع رس خیر محمد خان رئیس شورا در وقت نام وکالت وزارتخارجه رسانمانه بویصه گرویه نعد دیاد قدردولت و ابرا نمود عطا و خشام فرموده تا با این قول والا نائل تمار و ستخرا بود میکانا بعد حسن استعاد شجاعه و مواع اغزاز د تحویر تلافی نشد. ۱۵ میزان ۱۳۰۳ در محط مجمه فهد مبارک تمام --- page 218 --- شماره (۲۷) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۲۲ میزان از حرف حق دریغ نکردم چون قلم * هر چند دانم نبرم بوجز حرفی بکس است [این فرمان شفقت توامان را بنیر غمخوار حقیقی افغانان اعلیحضرت امیر امان الله خان در مقابل نامه جوش خروش ندامت کرانه قوم بنسبت سرکردگی اقوام سمت شدید ان دشت بقرار ملغی افغانی را ماگذاشتین ملعومين کسان در صد دارسیا که درین هنگام بدان جنایتهای قبول سارده بودند صادر دیم هایم بد نگی بنا بر تطمیع فرموده نصیحت امیز ان چار چوب دا بمکذبین دار نزید بر بیانات گیرا طوق بخوانت تمام محترمین آن نگاشته نموده سار فرمودند که با انحضرت باری چنانچه عادت ناآشنای است آلات اداه احسن دو قواعی سکری اندام لا طبعین مد اخلاقی علاجچه در نوشت بجا نقطه نظر شان تجلید مداج و تالیف قلوب و توافق زوجات ملت است و بس ۔ حقیقت ] نصیحت نامه خیراندیش قهر مان افغانبرقبائیل حدران اقوام ناواستقاوت شعار حدران! تا این زمان هر قدر با شما از در مرور و مواسا پیش آمدم خوشم سخنان ملایم و نصایح سودمند شمار محرکات بیجان تانتانش نکرد و ما از اعمال خود سر والتمانه را که از سخنان بی اصل و اساس اشخاص مغرض و دشمنان دین و دولت و شیرین در لحت دماع شما جایگیر شتاع کرده شمارا بفرمایم که چنان حرکات جاهلانه با برادران برادر بی قتل و مثال ، تباهی روزگار ، مخالفت شریعت غزا، عالم سلام و باقی اقوام غیور افغان باعث خساره خودتان چیتر نخواهد بود بسیار محل و مدارا کردیم که شکه طفره اثر واقعا به قومی افغان تان آرزو رو نرد کملی داده تا بیجه برادر شابک است و جلدی کج شد اند دست تا افغانیت خود را بخون شمار نگین نکنند و لوث نفتانت بلده جهل خانه را که بیزار زحمت و مشقت هرگاه اعدا د شمنان دین افعانستان خیر کرده ام بر دشنام و نکنم شمایکه از همه باد د وگذشت من بفهمید روز بروز جهالت تان فرزده متمادی دارید که معاونت امداد و ندای اخواه خواه بغیره حرفی و حرکات تعدی نفتات بسیاری طياره پاتش در ستاف خود سر و جهان شما و کفار تان بگذارد . انفرست کامه و ادله نیست این حکومت تو لمانه براسر انتن تا دیسا قوم حدران چند ینوی و طرمت عشت تا را میدیدم و امیدای بزرگی محافظه ناموس مملکت در جنگ در مقابلی من بسته بودم بخاطری پرور انجامید رانجه بحیا ر طیاره پاتش بارانی کرده او ان نتیجه حرکات بغاوت اند نریگوش شما میرسد اندوه بزرکی مرا میدرد تا اصلاح کاراته خود ارم بحارطه تعرض بشما امر داده ام . این ارتش که بمقانیت آن مایت قسمت بحالت تا نوا داد مقاوت و نادانی خود شما هست بس. آیا میدانی حرکات محالف کارانه تاریج در مقابل حکومت حقه خود علم دینه او ستیه و از طاعت من که او هستم بمباریا بر خلا وند قهار شانه و محمد رسوی صلی الله علیه واله صحابه وسلم از شما نا راضی میکنه که عالم سلام و اقوام نجیبه افغانستا از دور و گذا نفرین میکنند و بمیسر انظاع وقع شما مصمم کردید و معهمذا افسوس میکنم بحال اولاد بانشمار اما و بیچاره ستمقد و نایق از شماست مخالفت اره میشوند و من بر آنها امید ، با قومی دارم که شما علم و کمال کمدید ه بر در دولت ملت فعال است و این حمالت و شقا شمبا روز محصا و امرا که در تریق کشفه و محبت میهن اینهائیکه باشما کرده ام و شدی --- page 219 --- شماره ۲۴ جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۳ میزان جهالت نفهمید باد آنها صلح و تقدیر نماند و حق آن شود موافق احکام الهی و شرع شریف حضرت آخرین اصلاح حال اولاد و اقارب خرد تکیه ده خود کوشند نبوی (ص) خواهد بود. با بوقت آخر هم شانه بملامت در سر کار تیغ خون آشام زینهار عقب هر ناکس و هر خائن که دشمن دین که اتم بخون خورده، این اولاد تا بخت گشته حتمی ما خود ناگز و دولت شما باشند نگردید خانی و کلانی با عتبار و خود را بگاه ضلالت میفگند و از کردار ناصواب خود با نادم حکومت و پادشاهی است آنها ایکه حکومت و شوید و بحکومت حقّه ان مجدد بیعت طاعت نمائید کردار خائنانه شان برار است عزت اعتبار شانرا و کرامت دولت اسلامیه که باعث سرافرازی السند که نیازی نیز ساقط شده و کسانیکه از خوانین و ملکان و شما رعایا بحالت و نرمیندی و بدنامی دنیا و اخرت و امیه زود تر از غوایت بخود بازگشته بحکومت متبوعه خود این چند نفر ملا نا فصاد مشرب حنیف خانها و ملکهای بصداقت اطاعت و دولت خواهی متعهد خائن و هیحر فن برفع دولت آرامی شما بجز اغراض شخصی از طرف حکومت مورد بخشش و عزت، واقعاً خود امد، خانه را زن و اطفال و مبال و خون شما معیشت در همان حیثیات خان و کلان خواهد بود ، من آرزو و زندگانی کرده آنها بدر و حظالت بکیفتر شار گردید خیر خواهی شما از نصیحت آخرین خود نیز خودداری کردم. و شما را بهدف گلوله توپ و تفنگ می کنند، مال و اولاد هسی اگر هنوز بر همان جهالت خود محکم و پایدار زندگانی باشم تک و فنایست شما را برای کند و گفتار بیها هستید، پس خساره و نقصانیکه بر شما وارد چند نفر ملا نام مقابل تمامی علما افغانستان اعتبار دارد میشود از عمال سینه خود شما است و من در دنیا و من پهلوی دختر راسل اولاد خود دوست دارم و نسبت آخرت نزد خلایق و حضرت خالق جل علی به پدر آنها اضافه در ترقی و اسایش شما کوشش کرده شانه مسؤل نخواهم بود . ۱۷ میزان ۱۳۰۰ هـ (موضع بره کی) و میایم با این علما و ملکا با وقلا آخان برا مقصود و وظائف یکنفر سر قرار کا نا نظامی منطقه منگل امید وارم و بعید و بی اعتبار کردن یک امر مسلم است که قوام شیع افغان بمعه با بیان خود ثابت قالب مستدار اما شما را بهمین ملاها و خانها و ملک با خائن من همینه مدتیو ساختند، شما در بدره سلطنتم از بحه شیرین سنت بیعت دادید و حال نقص عهد نموده از حکمه آیه کریمه (اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولى الامر منكم) خارج و یاغی شدید، سگ بر دروازه را که چهان دیده باشد سنگندار و جابجا و مهر با نیها مرا این من از خاطر شما فراموش کردند. الحمد لله تا امروز حکومت حقّه تان احکام شرع شریف موافق مذهب حنفی در هرد کار قرار و بمراجرات دولت بفتوای علمانی علام افغانستان اجرا شده و اینده هم هر اجرا تیکه اسمد در جبهه ات اخیرت منطقه پستان اطلاعا محمدة موصول است مبنی از تمام قرارگاهها قشونی مسرت فزایست و مذیکور در هیچ یک مقام از تفاوت پیتگان شرارت گیزا ثر و خبری نیست و متصدیان لشکر می در تمام مقامات مدافعه با پیرو تسلیت دائی اند آن طواف عشائریکه در زرمت کور کورانه و چشم گوست نسبت بخولیش انتقام خوانامه جسارتی بجنگل و جبال فراز شده بودند از حسن تضحیات دلا یجان حقه عالی قدر صاحب جبهه الیس برجا با خود شندگان طوق اطاعت حکومت زیب گردن خودنموده بیعت تانه با خود را با نزه کل با خویش تقدیم داشته اند بغات الباقی بر جا که جوانب شده --- page 220 --- شماره (۲۸) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۳ میزان یارب از فضل هدایت ده باقوام جهال ( انتخاب از قصیده عالیجناب مستاجن صاحب موید الاسلام متضمن شکر فضل عساكر منصور و موعظه اقوام جهال ) شکرلله موسم غم رفت و وقت عشرتست دشمنان غمگین صد هزاران فرحتست طائر فرخنده پی طیار فتح و ظفر بر سر اردوی شاهی همای نصرتست از مساعی امیر غازی این میمون ہما بر فراز ملک افغان چتر اوج رفعت است آخر از عطاف شاهنشاه گردون اقتدار مشکل هر جان احمد زایداز راحتست بغی و عصیان کی روا باشد باہل شرع و دین بی چنین خم گشته و در خورقوم ذرمت است از برای آنکه از افعال خود تائب شوند اینقدر تعطیل می بینم ز روی شفقت است استمالت هرقدر شد صرف از شاہ و وزیر لیک این بدخصلتانر ا شر و فخر و بہرتست قائدا ان غرنی و وردک بلطف دلبری باغیانرا گفت یا را باشمایان خوبست ہمچنان گردیز و حجاج و پکتیا و خوست و نیر گفت با و شان را که بغی ان سراسر بدعتست راه حق پوئید و ترک معصیت پاک کنید لطف شاه و هم شما را نشئه پر عزت است سعی ہا کردند که تا این قوم وحشی یکتنه انقیا د شا نمایند که اکنون فرصت است لیک از بد بختی بسیار این قوم شریر پند نشنیدند اکبر این خسر افزا وحشت است دوستان بیند رحم و لطف مردان غیور با وجود آنکه با ایشان تمام قوت است جاہل از اشر تن از لطف خود نا مید سازند زانکه هر دشمنان را کام شان در حسرت است یارب از فضلت هدایت سایر اقوام را کز جهالتها شان غمگین تمام ملت است تیغ شاهانما بر آن بفرق دشمنان مضحمل کن کفر بردشمن کبربا غیرتست شاه افغانر الدین آخر زمان تائید کن کز هجوم کفر در اسلام ایجاد حیت است اخترش را در سما اشرع و دین تابنده دار تا که بان جهان انوار شمس دولت است --- page 221 --- می شرائط اوراق رهنما با ام تعدیل در کابل که پارچه نشر میشود و هما که مقالات جهت انتظام ارسال میگردد. امور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال و مقالات و احادید اداره مانده جریده در اندراج در حص و عدم انتشارش آزاد است. نخ اشتراک تفصیل مقاما قیمت سالانه ۶ ماهه رسانی در اکابل ۵ ۴ خار معادتا ۷ ۱۱ مالك خارجیہ ۸ ۱۵ وزرا و سفرا ۱۱ ۲۰ مباشرة ارسال داخلی و غیبره سفت بر اسما کار او کامتجات تبادله با جراید اسلامی و شرقی مین کی نام افغانه بیکر پیروه حقیقت ۱۳۰۳ اشتراک توسط فرایض دالتی و بصقه نقدى از هر جا قبلاً ریافت شود. جلد (۱) کابل شبنه ۳۰ میزان ۱۳۰۳ ش (۱۹) ربیع الاول ۱۳۴۳ ق شماره ۲۸ اظهار موسیو اسکولنکوف وزیر مختارساره در افغانستها در عری گذشته که افغانستان یکی از مستعمرات امپراتوری انگلسا بود. در ۱۹۱۹-م افغانستان آزادی خود را بقوت بازوی خود حاصل کرد. افغانستان موجود مثل سلطنت ترکیه یک حکومت مستقل است که سیاست داخلی و خارجی آن از اثرات خارج آزاد است. این اسب است. که حکومت سلامی حربیه حاضر بد و شاد رحیم بخان بو لارد کوزاغ جواپونش مثل خار میخلد که میخواهند. افغانستان را محاصره و هندوستان و عراق عریت اسارت طبیعی اش را برگ خطو این مقصد انگلیسها از هرقسم ما سخت خواهند کشید. انها کوشش کردند که خانه دا سوویت را از کابل خارج کنند و بند دابواعلان جنگ حرکت افراج بر سرحد و دیگر طریق خصومت با علمی در ایر غاز راه عوایند لیکن پیچ فائده نپخشید. برخلاف این اقوام آزاد شده شرق سعی بلیغ دارند که خلاف مستعمارین خود قو بگیرند و افغانستان روز علوی این چنین ممالک میباشار افغانستان بخوبی نمیبد که خود مختاری خود را بدر یعه تعلیم ملی لایق تنظیم افراج خود و اخیراً بلکه ضروت تر بمراحم اتحاد حکومت سوویت (۴) نگاه داشته میتواند. این پرو گرام را در حصال استقلال خود به پابندی تمام اختیار کرده. در سنین اخیراً مدارس بسیاری جاری کرده در کابل چندین مدارس میباشار که در انجا تعلیم بطریق خوب داده میشود و قرن یکصد نو جوان افغان برای تحصیل هم بار و پا فرستاده اند. این بمه بیداری عظیمه رو پیش با درآوری میکند که از ان شخصی میتی علیه شدار غازه ی کفر تعبیر کرده میشود ا عالی حشر خیلی جفاکش خیر خواه ملک خود و دوست سوویت و حکمران بیدار میباشند. این بدیهی است که شهریار با این چنین اوصاف بنظر اهل انگلیس ناپسند میباشد. آنها حکمرانی مثل امیر فیصل عراق و حسین حجاز یا خوشنودند. --- page 222 --- شماره (٢٨) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ٢ میزان شماره که در حقیقت در مقابل اعلیحضرت امیر غازی مثل اطفال اند و چونکه پادشاه غازی مثل اہل جمعیت لناد انگلیش کاهی دست از جانبازیها بر خلافشان نمیکشد. جانبازیهای انگلیس: در زمانیکه آشفتگیهای اعلان جنگ (دسمبر) کلکتا رو بسکون نکرده بود طغرافی تا شکند ظاهر کرد که بغاوت در خوست و دیگر مقامات رو داده - این را دال نمود که انگلیس ها کوشش کردند تا برای حکومت امانیه مشکلات پیدا کنند. سال گذشته آنها سلیمانخیل را برای بغاوت اماده کردند و حالا سمر بهمین کار مشغول اند اہل یعنی مطالبات دارند که قوانین جدید اعلیحضرت منسوخ کرده شود ایندرشانه نامه که دیده شود و سیا ملکی موافق خواہشات انگلیس باشد - خیلی خفاء اورست که از بیکاریها انگلیسها در مخالفت افغانها و مخالفت سیاست و خواہشات مصالح و بهبودیه تعلیم اہل ملک که اعلیحضرت میورزند نه صرف احمق کردن بلکہ از رنگ اراده هم که جنون حکومت مزدوران جنس بین الملل دوم جهانی در ظهور میآید با این عملیا خود میگویند و میخواهد ثابت کند که سیاست استبدادی پر مشرق از مدل کابینه تغیر نخواهد کرد اقوام مشرق تعین داشته باشند که در سنین گذشته و حالا ہم در پر جنگ که مخالف استبداد جهانگیران بکنند سوویت را پشت و پناه قومی خود یافته بودند و خواهند یافت حکومت سوویة احوال مذکور را مراقبت خواهد داشت و اگر بمجبت مراسم اتحاد در میان انگلیس و روس چند نفر رهزنان سیاسی خیال بدارند که حالا وقت رسیده که اقتدار خود را در ممالک مشرقی قائم کنند خیلی ناامید خواهند شد حکومت سوویت ہر کوشش را که برای استبداد عالم شمول و تباه کردن آزادی اقوام کچک کرد میشود از هر موضع که باشد مراقبت خواهد داشت اگاه بنجزائش ہر نا کوشش کنندگان کوشش نماید . امان افغان مقوله دیلی ۲ دارالعلوم اسلامیه کابل از چند قبل ببرین ایام الان بمحکمه معارف باحضور علما تمیز و بعض علمای دیگر که وکیل تمام علما و مشائخ و سادات عنصر بویه جرگه میباشند انعقاد مییابد که مجلس برای ترتیب پروغرام (دارالعلوم عربیه ) است که تاسیس آن در لویه جرگه از طرف علما و وکلا بطور یکه معارف سمات امیر معظم غازی و وزارت معارف رسید از مدتی در صدد اثر نمود ان بوده تقاضامند فرمان نامی خو پروغرام و تشیخص مصارف آن بمرین تقریب بوزارت و براه معارف از حضور شاهانه رسیده در نتیجه با تفاق آرا قط بتشکیل این دارالعلوم عربیه بطور مرتبته اصولی که ہزار خوبی موفق گردیده اند. بکمال کامیابی و نظام خودرا نظریات و آرا در تعیین موضوع و تنر صریح در جانیز تعلیم و سنین تحصیل انتخاب کتب احادیث و تفاسیر فقه و صرف و نحو و عقائد و اشباه آن کامیاب درواه این دارالعلوم برای محصلین علوم عربیه و دینیہ مالی در در وطن رواج دارد و طلباء در کنج مساجد نزد مدرسین بدون یک نظام و ترتیب با امتحان میخوانند. تحصیل آن تمام عمر خود را بحرکت سفر میگذراند مدد میکرد که هنوز از مساعی اسلامیت کارانه اعلیحضہ غازی و بو حضرت عمل فیض محمد خان و زیر و دیگر اعلام و انجمن معارف نصاب تعلیم و پروغرام تکمیل یافته برای طلباء افغانیه تسهیلات مفیده بیوه آمده طلابا از ان حمالات و تکالیف راحت زند حقیقت معاصر حالیه ما و معلم صدف مجلہ امان افغان ما بعد از قلم بند نمودن این خبر پر اثر یکطہ بی نمینداره می را نیز برای وزارت معا تقدیم داشته است که آن مفقودا ساسا بقعید خیلی موافق و موزون است لکن سردست تعجیل نمودن از قوه بفعل آوردن نظر آن نان ادامه اغاز نه اخ نظری و براه اراطہ ہزار خود وا نیز کل المقبول دروات مالی در مدرسیہ خواند و الا يا افغان یکسا صرف فرایم که دره و ناپد السا لم آرچند ممکن --- page 223 --- شماره (۲۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲۶ میزان ادارت و تکالیفی که وزارت معارف دچار آنست بخیر همگین بنظر می آید البته بعد از اینکه دارالعلوم عربیه بطور مطلوب آغاز بکار کرده در پروغرامها ابتدائی و ثانوی خود کامیابی حاصل کرد این امید و منیت ادا یاتیز قامه ایا خواهد انداخت خریده علیحضرت غاری از اشخاص نظامی افغانستان در موقعیکه خبر واقعه سمت جنوبی بگوش صداقت نقری ملکی و نظامی اطراف و اکناف مملکت افغانی بهم رسید از طرف عموم جوش و خروشها گرمجوشیه فدا کارا های فوق العاده مالی و جانی نسبت بسرکوبی و گوشمالی برای مسلمانی آوردن این فرقه باغی بعمل آمده علاه از اطراف قرینه هند سمت مشرقی و سمت شمالی و هزاره و امثال آن بکمال صمیمت قوه باسطر ملکی خود را یکجا یکجا طوعا نه حاضره تقدیم نموده و تماما د وره نیز بکمال بصیرتی انتظار امر و اجازه اعلیحضرت غازی نسبت مقبولیت نشان دیگر برادران عسکری ملکی و نظامی خود در واقعه سمت جنوبی کرده برگز امداد و معاونت مالی و جانی خود تا عرض گوناگون سندر نما نامها و تلگون مخصوصا ناً ارسال داشته اند که اگر ما یقل نمودن ان عرایض صداقتمانه رعایا صادقه و نظام نیست انجام و ولات و حکومت ها افغانستا نو شفقت نامه اعلیحضرت افغانست را بپردازیم مسودات آن بر ما تمام نو سر پای یکسالۀ اخبار ما اکتفا نخواهد کرد. لذا از نوشتن آنها صرف نظر کنان بطور انموذج و نمونه نقل آن چند فرامین جوابیه شهریار و بایت مدار مملکت افغانیه که در جواب عرایض تجا ند انها نظامی عساکر افغانی و حکام و مامورین ملکی و رعایا صادقه این مملکت سلامی شرف اصدار یافته ست می پردازیم. (اول) چون حسیتا نقل چند فرامین آرزوی همر آغوشی و همدردی را بنسبت معالجات سمت جنوبی با برادران عسکری خود داشته از وزارت حربیه متخو است نموده اید که شما را معاش خود را بطور اعانت به برادران عسکری خود مبر ذول مینا ئیم ( اردو می تا بن مدرن و ر اور شمیر بمحضوم تقدیم میکنیم حضور والایی از هیجوشیوه سلامیت پرورانه صادقانه عسکریا تان مشعوف و رضامند گردیدند خداوند اعتماد و اتفاق کر یکی از خصال ستاین برای عموم ملت کلیه افغانیه و خصوصا به آغساکر غیور مثلت و جنه ارشاد مینا یم که نام ملت افغانستان مال بلقاء و هستی خود در راه خدمات سلامیت مملکت خود وقف فی سبیل الله بدانند و میدارند بالفضل دوله متبوعته که اینتحل هر گونه مصارف و مخارجاتی که در هر سلح بوقوع انجامد مستعد و اماده است تا از لازم دیده شد که این التجا و عرضداشت نیز چاره قبولیت را بر ناصیه مفخرت خود خواهد کشید ( امضا همایونی) (۲) حضور والا در مقابل این جناس فداکارانه مسار نما که بنسبت خدمت دین دوله خود اظهار داشته درخواست علی عسکری مرکز نموده اید اظهار خرسندی مینماید و چون درار حربه نمو د کار منتظم و امرتب نمود که دشمنان دین خانمان تجدید ز تو به برادرانه عسگری نماید مجمل معطوف بر ما احوال گردید دیر و رسد و مردنا بود گردید این معامله تصفیه و اتمام میشود دانت حضور والا بفرستاد عسکری نولازم ندیده مجمل محمولہ شما امر ندارد مینماید. (امضا همایونی) (سوی) از حتما اسلام کا نبانه و اظهارات همدرانه که نظر بعه در مجیعت سمت جنوبی نسبت دولت متبوعه و اطاعت اولی الامرتی ابراز داده و ضمنا قبولی کیسار معاخود اعاشه برا مرفه برادرا عسکری درخواست کرده اید حضور والا نما از عموم شما اظهار خرسندی نموده و از درگاه رب العزت درباره انتر خلوص نیت و حشن عقید تا نرا بنسبت دولت متبوعه مقده ساسان نیز مزید تمنا مینماید و در امر ارسال مصارف و اعاشه شما که دولت متبوعه مستعد است تا مرا میخواند و اما از انجا ئیکه خدارت که کینه عسکریا با ما نارضا یدی که میگذارد تا اتمام حال سمت جنوبی که تصفیه انرا شروع کرده ایم بجهته هر مستعد و با خبر باشید. (امضا همایونی) * --- page 224 --- شماره (۲۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۲۶) میزان ای ملت غیور وطن سعی و جد وجهد از طبع رسای وطندار شیرین کلام آقای میر محمد قاسم حسنی فیض رقم (جلال آبادی)۔ ایدل کمر ببند به غمخواری وطن فرض است بر من و تو نگهدازی وطن حب وطن نشانه ایمان کامل است تکمیل آن نما بهواداری وطن برخیز و در مقابله دشمنان ملک خود را رسان چو شیر بپای وطن لاف وفا و حب وطن گر همیزنی جانرا نثار کن بوفاداری وطن دشمن علم کشید بمیدان کارزار قصدی نموده بهر خونسایی وطن ای ملت غیور وطن تیغ برکشید در دفع مفسدین بهم شرداری وطن ناموس و دین ما همه برباد میرود غافل شویم گر ز مددگاری وطن باید که در حفاظت ناموس خویشتن گردیم متفق پی دلداری وطن مرد و زن و صغیر و کبیر وطن همه غیرت کنیم بهر نگهداری وطن بیگانه گر بکشور ما پای بر نهند قصدش نبوده جز بخفاکاری وطن ند هید فرصتش که عدو پای خویشتن بگذارد اینطرف ببلد آرایی وطن از بار سرکه تا نشود دوش او سبک کی پست میکشد زهوادار وطن شیر احمد او دوست دعارا بلند کن به فتوح ونصرت انصاری وطن --- page 225 --- {قواعد وشرائط} این اخبار بغیراز ایام تعطیل در کابل در روز نشر میشود و در محلات ظاهر بر پست منظماً ارسال میگردد امور تحریریه بمکانگارنده حقیقت ارسال و مقالات واصول در اداره ماند و جریده را ندرج و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است اشتراک بتوسط خزان دولتی بصورة نقدی از هر جا قبلاً دریافت میشود. {شرح اشتراک} تفصیل مقامات قیمت بکابلی ماهه سالیانه دارالسلطنة کابل ۵ ۴ داخل افغانستان ۷ ۶ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۳۰ محصول پست از سایر ولايات علاحده است. برای مکاتب و مجالس تبادل ۔ اخبار اسلامی شرقی قیمت کینه از عمله و امیر کسر میشود سراج الأخبار حقیقت جلدا) کابل ۲ شنبه ۲۸ میزان ۱۳۰۳ش ۲۱ ربیع الاول ۱۳۴۳ ق شماره ۲۹ جنرال عزیزی و پذیرائی ملی علی خادم صادق اعلی حضرة بومعانی سردار علی محمد نادر خان غازی دیری نگذشته که معاصرین از رسانهای محلیه بشرفه انا افغان موضوع تبدل کابینه وزراء افغانستان و تقرر سردار علی محمد نادر خان بسفارت مختاری افغانیه در فرانسه موسیات آن غازی محو میموریه وزارت جلیه حرية و اتحاد شرقی، جلال آباد با جهت قادمیجی و جیه مکترین شان پدر علم نموده مخصوصاً امان افغان در نوشه مهره خویش صورت آن خبر مقدمها گر چه شانه و پذیرائیها محت کارانه را که در موقع حرکت آن جلالتماب از پغان تا پشاور معرض عرض در آمده و به رسم متفظی که در داخل افغانستان از کابل الی تورخم از طرف میمونخواهاد ودین مندان شان در محلاج جرا آمده از در قا صلا سرحد الى بومبائی از طرف برادران اسلامی و باشندگان هند و ستا جایجا بکمال احترام و صمیمیت بجال آمده بقون محض تقدیر بابای ملت جو این و لطف محبت برادران بندانها را تشکر از عواطف آنان که علایق اجتماعی بین این مملکتین ملتین از همه جا بیشتر است بقلمند رو دیدند. الحق در پیش عاقل انشمند بین ایشان صادق اشا فدائی بین بی الایش این خیر خواه ان خادم بنخون پرور ذی عاطفه، انشا ذی حربیها حبیب اه انشاوطن دوست با ایمان بنهاد و طبع در میا قوام خویشتن بلکه بر حرا محترم و عزیز هر دل است ! ہر کس این چنین شخص را قدر دانی میکند و هر کس را او را محترم میشمارید و هر شخص ملاقاة محبت او را آرزو مینماید و هر کس با او عاطفه میل و محبت دارد۔ --- page 226 --- شماره (٢٩) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ٢٨ میزان ما قبلا نایل بودیم که از صورت آن پذیرائی باشأند امورخارجه را که قبل از وزیر مختار می فراپز دارالوز و خبر مقدمهای میمندار مبارکحضرت معظم له از دارالسلطنه جناب اجل محمد طرز در ادریس مشاهده با داف کابل تا رد که دارالوارگ اکنون به نظرف عموم در خصوص از خود با لذات و ظاهرا به انفعالیت اراد مداخله تصریکی نسبت بحد ترین مرد نامدار و شخص دنیا در عمل آمده است نزدیک شده و شناسا بندره شخصیکه کها اوتار زینت افزائی صفحات جریده خود را همی نمودیم لکن فوق العاده بزرگ در قضیت یکی از عمال استقلال افغان دو مسئله مانع اول قلت محل اندراج (٢) چون جناب اجل مارشال محمد نادرخاست) وزیر حرب افغان صور پذیرائی تا امروز بکمال تفصیل در جرائد روسیه دربار فرانسه خنده رو است که بپاریش رو شده و اخبارات خارجیه بر قم کشته ما از انقال آن معنی بوام معظمی هست که بشهدارش نهایت از سرمایه خوش بخانه درین ایام صورت پذیرائی و نید مقدم عملو کرده ـ از خانواده بسیار نجیب خاندانش بعد محبت کارانه آن دانشور یگانه را در پاهی تحت فرانسه در آسیا وسطی دارند ـ از خانواده مغربی الیه مز نیز بیک اصول مرغوب طریقه از حد خون یافته نظرتا مشابهی پرون نده که بر اعظمست افغانتس کار کرده جرائد اروپائی را در صفات و مزایا و خصال حمید این فعلا چند برادرش در دو شونی و جدادارا شوگومد مرد کار آگاه عدیم و بینوای در مد وطنی خونین مادرش کله با بزرگ سفه یلی از برادر مارشال کھا چون میخوانیم که بر تمام آن مندرجات تبصره نماییم و ژنرال و یویژ یون بوده (محمد ھاشم حان) امروز در یا عده از آنها را اقتباس کنیم درین ضمن تنها بر نقل و ترجہ د یار سکو میباشد. برادر دیگرش (محمد عزیز خان) سز نمودن نظریه مجله سیاسی، پیرس که نسبت لعموم اخلاق کل طلبه افغانی است که درا روا مشغول تحصیل اند غربی او را جامع و مانع درین موضوع دریافتیم میپردازیم و سابقا یکی از بتها محل قابل ملاحظه حکومت بوده است این مجله سیاسی در مخالفت شماره (٣١) ماه دوت سومین برادرش شاه محمود خان قوماندان طعت حق در م ١٩ کہ مطابق ٨ سنبله ١٣٠٣ میباشد یک سرمقاله بسیا دیگر که سابقا حاکم تقال کابل بوده (شاه ولیخا ) وا غرایی را که دارا بسیار کنایات و اشارات مسرت افترات نائب سالار و مصاحبت علم الحضر امیر، سن خاد خاصه بقلم فرانسوی است نسبت بحضرت اجل محمد نادر خان (محمد نادر خان) چهل سال است محترمی یک فجور غازی بعد از یکہ در آغاز آن تصویر شجاعت محمد محم نا دیانا درعلا افغانی است که مرا کویس برا آنیا کردند س رانگولا فی نموده در آخر آن عکس منار یادگار استقلال را که با یک قیافه، با هوش وزیرک پر معنی . اعمال را در بنام شان تعمیر یافته ثبت گرفته تحلیه نموده که ما در ذیل ولی ساده . بعلاوه در اولین نظر از مارشال یک جا عنا ترین محله مجله سیاسی نقلا میگا بانو و داخل کابل محرم شجاعت تورید میتونا البته باید فراموش کر د م خاندار این نود را بستین می خوام ملا شریک صحن مخلصانه خود تو بر ید صاد کوراخل در خط سیاست کرد دی جبه رزمی بوده است . در دوره ها مخابا پود معلوم بود خواهد و درن فنائٹ اظهار اعتان میکنیم در مه عسکری سال (١٩٠٣) بوش (١٩٠٤) بندری فوج مقرر گردیده در (١٩٠٨) بسمت علوست سپهدار معرو جناب احل مارشال محمد نا درجان و خار خار در فران و پارک الفت سے بخش در (١٩١٣) بود که بخوبی تو امر پایا و شانی یکی نظامی در نوره آخر خو در قیت اجل محمد طار را با نامه کامل است دو سال نمایند فوق العاده و وزیر کار نگشتش و ایران کو جلا دیو شما باتوجه نظام حبانرد ـ در آنموقع قبا بل سمت جنوبی افغانسا سخت الامان الرمان ارگ اند که با این مجاری را ندار کرده درین خاموش کردن رفته به تباند سالار صفرکرد و چند سال بعین نصب ارسالی دسپسالاری) نائل است --- page 227 --- شماره (۲۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲۶ میزان در (۱۹۱۹) زمانیکه در جنگ استقلال جرعه بظهور رسانده فوق العاده مضری لیه طرف قطریه و تمدن ملیت برضد افغانها نمو امیر جواباً بی ملاحظه مید و ساعد داد که پس ازین مملکتی درا خارجی خویش بلی اداره خواهد نمود. تامدت مدیدی جوابی نفرستاد ولی دستجات قشون انگلیسی را با طال نمود ما نتونخا صمت بطرف افغانستان شروع ، قشون کشی جبا ر ا طواف خیمه حکومت نتیجه که و بر کادو تو تجار و تو ابساله اعزام دانه. در ماه (۱۹۱۹) متا صالح در راول پیند با مضار رسید معاهد قطعی چنانکه معاهد در کابل امضا شده بموجب ان استقلال کل و افغانستا شناخته شده و همه قیود از ان مرتفع گردید - تا در فغان در تیوا جریده لفظه و فادینسی کرده با الجمله اگر سوال کنیم از خود او جوابی نخواهیم فند (زیرا که دیمی شخص خود پسند نبوده بلکہ جو کوئی خودر پختنی دیم) ولی در (۱۹۲۲) با عتبار و با د کا ستفلال افغانستا (منادی) در کابل ساخته شد و در رو آن این لوحه (هدیه فیشنی) نصب گردیده: - " با فتخار وطن پر سطر محمد نادرخان فرمانجنگل و و شجاع دختونی) که تقویه شمشیر و استقلال مملکش را از چنگال من گرفت . از ۱۹۱۹ نادر خان در هر جنگهای بواسطه رصناقد اگر افغانستا از حیث عده بهترین قو اینجا وسطی است الافل از حیث تعلیم و انتظام عسکری باین رتبه را دار است. این تحجیل بر تخییلات محمد نادرخان با محوطر در مصحو گردید در موقع ورود بمارسیل اظهار داشت ست که من کمال افتخار این ماموریت را قبول کردم . با برکه درال بسیار مستعد که محبت فرانسه در دل داریم. فرانسه بزرگتریت و بهترین شاخص پیشوا آزادی بوده و ماه تنها برا ارادتی خود جنگ کردیم ۔ و ما ملقیم که پیش از پیش خود را فرم نزدیک سازیم. عملیات و رفتار اعلیحضرت امیر و ملت افغان بهترین دلیل اثبات این کلمات است ؟ پس از انکه ترتیب مسیر خود و اطفال منصبداران بگوش بطرف مسیر، علحضرت امیر مکرر گفته است که مملکت افغانستان باید کمک فرانسه قبل از دائرہ تجدد گردد. هیئت نماینده خود را در پاریس تاکید کرده است که هیئت معلمین برات تشکیل مکتب مقدماتی و تاب کابل بفرستید. و قنیکہ هیئت عتیقه شناسی بریاست موسوی. بکابل رسید اعلیحضرت صمانا حصه را بمملکتن را بر آمدت سی سال بدولت فرانسه واگذار نمود. بالاخره امیر نهایت مایل است که راه فراند و افغانستان زودتر شروع یابد. برای تحصیل و نا خوان سوق دان و بعلا هر سلک عسگری . مایل است که اہل فریبہ فرانسه هیأت قبیل طب محصلته فاعلیه. مهندسی و مرد مان صنعتی بخدمات او در آند با این تفصیل هیئت کار ما مور افغان در ما رسیلد درست تا بجه ندازه ؟ و خشکی ببو این ماموریت بخیائید معلوم است با چه وقعتی بوده است؟ وظیفه و خیال نادر خان فقط این نیست که افکار فرانسوی بمملکت خود داخل کنید بلکه توسعه روابط اقتصادی بین این دلت نیز خا با رت محمد نادرخان اظهار داشت جبریکه ما بشیر توانمایم بدست که نفوذ اقتصادی فرانسه بمملکت ما زیاد شود. دالیان وست مملکتی را بر آثار را شما از مال التجارة ما برد و امیر خرسندند نباید فراموش کرد که در افغانستان معادن ، ذعالى سائر معد بنیات فراوان و هنوز دست نخورده است نقطه زراعتی صنایع ثروت و فغانستان بسیا خوبست ، تجارت میوه خیلی ترقی کرده . تربیت حیوانا اهلی در حال و نمو است پشم ( در بعضی ) ایالات افغانستا خیلی طرف توجه میشود. وضعیت فعلی افغانستانی وضعیت (دقم ١٨٦) ژاپون است و نخواهد آن هم بمدت مثل حلل (۱۹۲۶) شود. البته وضعیت جغرافیای است جوان بہا و سطی مساعد وضعیت مملکت شخراصنی، ولی در موقع استقلال افغانستا از حکومت هند متوقتة امال انهاد اثر با از بنا و کراچی و مینئی سائر بنادر هند تحصیل کردن تمرین گواد و جابجا این سمت سوه و توما مبادی که افغان از فرانسه خرید و محمد با سائر مہمانگرا یطالی و غیره یاد کرد از سند و شا بخر و چمن و ساحل پتیل . بخر آن از طرف حکومت فراهم آمد . بنا برین برأتوسط رابط جاریه افغانها و فرانقته جنابه اجل محمد نادرهای تیغ را می دید نچه و دیفرام ایندیار که مقاصند . نه لائق توح و نمایند مظه ملت کو دولت است اقامت که پله آن رو خط سیر ساله و پنا بر آن متغنم ست عظیم اما : به امیر افغان در هر مجلس و محفل تصریح می کند که در افغانستان تجارت مجرد است و آزاد در تجارت فرانسه و بر تجار فرانسه در افغانستان خطر و ضرر ندارد بنده از طریق وفا داران امضار می کنم. رفقایم مقالات شایسته و قابل درج دادند ولی مندرج شد. --- page 228 --- شماره (۲۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲ میزان ۴ خیال ابوالکلام در باره مناطقه مقدسه و شریف مکی در حجاز یک حکومت آزاد و منظم و کامیاب تاسیس می کنند مقصدا موجوده امیر مکه هم عین مقصد کافه اہل اسلام است شما مسلمانها را از بین امر با خبر و متنبه ساختن لازم می بینیم که شایعه لازمہ شریف مکیه گوش فرا ندیک که خبر ها کتبا قلبه و دروغها بیفروغ را نشر و شایع بکنند عوام را از مسیر مکیه بدگمان بسازند . گفته خواهد شد که انها جمعیت و با بی راستها اگر بر مکه معظمه قابض شدند ظلم و شد تو را گورا بمیان آورده اما مسلمانها را بکار است که بدستور دیمر فهمی واقعات حال و ماضی را فکر و درک نموده انرو سخنہای بے سروپا متاثر نشوند ۔ پیریر وز خبری از قاهره رسیده بود که امیر امیر مکه گنبدها و مزارات طائف را منهدم ساخته بقایی برهم که خبرها قطعا بی بنیاد است و محض برین غرض شایع کرده شده که عوام مسلمیه را بطرف امیر خدا ناخواسته بدگمان شوند : لاس محقیق مانند، اتحاد مشرقی ، هموطنان صداقت ناد واحدہ ممدوح را تائید کرده از فارابین کرام خود هم این تو قع و امید دارد که محض سخنها غلط و دروغ اعدا در هنگام قبول نخورده اقدام و تجاو زیر سنجی سلطان عبدالوهاب شیه که این سطور ا بطرف حجاز مقدس بریده بینم تحریکت محمول نکرده بپذیرند . و ببارگاہ خالق مجیب الدعوات دست ایمان بلند کرده باشند که خیر عموم اہل اسلام و فور و عزت دین مبین حضرت سید المرسلین عليه الصلوة والسلام را محکم و مضبوط نامی بیرونه و حمله خط ها مبارک اسلامیه را که معظم مالی شرفه مدینہ منورہ : بیت المقدس و لبه کنده شهرتی و نجف اشرف و کربلا به معدو ہے و خود را از شر اجانب اغیار محفوظ داردا تارا قضات ثم آمین : خبرها ئیکه از اند را با د حیدر آباد، و میئی بند شر شند که امیر مکه سلطان ابن سعود بر طائف قبضه کرده و عنقریب بخصت وتلين سعی خواهد نمود که سرز مین مقدس نام و مکه معظمه را از فساد عظیم شریف حسین پاک از زاد نماید. فی الحقیقت این بشارت مجزده جانفزا و نوید حیات بخش است بر تمامی مسلمانان عالم که سلامتی خون مرده باز را از حصول خوشنودی ممد و حیه بخیر خواهد بود. من میخواهم که بغرض اگاهی عموم بعض حقانی در خصوص که از ذرایع قابل وثوق معلوم شد که از من مسقدم مقصد امیر مکه این نیست که بر حجاز مقدس قبضه کنند بلکه منشائین ہمنوائی و مطابقت مطالبات عالم اسلامی فقط انیست که سرزمین حجاز را از قبضہ سفالانه شریف مکه براورده مسیر عموم عالم اسلام نما بظهور چنانچه امیر ممدوح در یک اعلان خود بهین تحریر رفته که ہر گاہ سرزمین حجاز از شر فساد شتر پاک گردید کار من تمام خواهد شد من همان شان تمامی مسلمانان نبا را دعوت خواهم داد که نمائیندا خود را روانه کرده در مکه معظمه مجلس اسلامی منعقد نمات در باب انتظامات آئندہ ہر فیصلہ و حکمیکہ مجلس مذکور طی نمود ہماں نافذ بودہ اجرا خواہد شد : باز علامه موصوف میفرمایند که : خیال ذا من این است که سرزمین حجاز چون با یجاد نگاہ قدس مسلمانان ربع سکون است شا با تحت کا ہی پادشاه وسلاطین نیست. پس لازم است که از نمائیندا مسلمانان عالم یک مجلس بین الاقومی در آنجا تشکیل داده شود که با ختیار خود صلائے رہم خود چنان کرده بتواند و مسلمانان روئی زمین معاونت او را نموده زمام حکومت حجاز مقدس نیز بدست همان مجلس باشند. اگر قرار تجویز من مسلمانها مل پیرا شدند. --- page 229 --- {نرخ اشتراك} تفصیل مقامات کابل ششماهه سالیانه دارالسلطنه کابل ۵ ۹ داخله افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۲۰ مندرجات نشر اخبار و مقالات داخلی و خارجه مفت ـ مکاتیب نافعه را و آنچنانکه باصلی نتبادل ـ با جراید اسلامی و شرقی قیمت یکشماره ـ تمامت آن در کابل ۲ پیسه {قواعد و ضوابط} این اخبار بغضاً و یا باخر تعطیل در کابل که یوم پنجشنبه میشود چاپ گردیده تا روز شنبه پست مطبعه ارسال میگردد. اوراقیکه بریه بنگارنده حقیقت ارسال دو مقابل واصله در اداره ماند جریده در مندرجات و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است . شراک بتوسط خزاین دولتی و بپُستورتهای اوجہ قبلاً دریا میشود. حقیقت نگارنده سیدالشهدا کشککی ح ۱۳۰۳ ش جلد (۱) کابل چهار شنبه ۳۰ میزان ۱۳۰۳ ش ۲۲ ربیع الاول ۱۳۴۳ ق شماره ۳۲ انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (از طبع ملیح ترین زبان آقای داکتر عرفان اصل پوری) ثناء واحمد ده رب العالمين ته حمد بیان روم ده محمد آخر زمان ير تم نیاوتو ملت حق ته و کا مه چه کلک می دین په رنجه با سبحان او مر رنگ ته ای ملت او قومندب دین اسلام ستا در شجاع قهرمان بالعزم الله و ملت بوساطنت ز پیل خانه د سلطان خدا امان تنی په حشم ستا په مستی دی برابر لړ زه ګوري که اما افغانستان ... شارت متابعت بجا نیو ـ قول د غول نکرد استلقاء کریما استامان څخه نیاموستا کو بله چه شرمباندی په لړی د هندوان ونقوم ځکه کرش مشورت له عالمانو شریعت دتندي کر رپمان لرستانه با و مبارک نظر به لیر الگیری نکه حقیر اور شته موجود عیا به كریا تو به زمانه حال دي په ياد کړه ده امیر شیر علیخان و یعقوب خان نظر کمالی سخنی ولی دشمنا نو شریک سیکړه هغه د افغانان ونه شک تره شوته نور دینها و شیر غلود كښته کین پایندهات معرف دین و کوش غازی امان ته پدی تور مبار اکبرتن شیرینا ردا آثار او سابق حینه یا سه باشت اس دنینم باز و توکرمی میران رج بلک حمو و ییم ولر له ارفق پول و و توبوخه به پیرن میدان د تاریخ خیلومه دی په لن رخطات دامان الله شایده ده امان داده ده استقامت و شجاعت چا تر و قه پیش کی و غران شوهانی مست ده دین محالم شو مد لا رده مو جنگ پاسبان یا نظر کری یعقوبخان د همت پیشکش کو د اکر زینه تون افغان بالغمر یه کی دل زوش دستنبه دی تابع شو او تبوع کافران يا الله ځانکبونی خپس کی زو دادم یی غافل کابل مشغول شود تمثان شکامه خبر شوبیته کول په زون کابل شی نا سوزی زبان لیستبرده غفلت و بده مستی شیر و شتر شور دانستکین نمایان بیا فرصت شو غنیمت د شمنا باندی مجهدم شدی غافل عالى په شان د توره کړی له ننگی د دُخمن نظاروت موند پرن میدان لیابس ـ ناموی استقبان کی غماز بار و شوبند لاكه زغان شو مجوس داندي چی خانگی آل عیال دی برد شاهد در ان لوی ملت و پشتونی بی سببه ده دشمن لاس کین تر کر بند غمان شخصیا تو پہ تھائی پہ کابل کښی د کونی سملہ افغانستان غومرد وینی شوا تو می عالیمون بلا مرد یکو خنوتک شابها دار پیرو سنو سفر مخلق برقی کر چھ ملک دنیا ز ورشه بمیدان دایوه توره و دی هست قوی پاستی دی تر شوه او تو نکه کوره مان سیا خبر چه دتو و بایی الیتان کرش غلوی پر پیر میدان تو محمد --- page 230 --- شماره (۳۰) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۳۰) میزان شما ۲ چه اغیار رحمن شوط داخل بالكل يخارج کړه دښمنان شا غازی لناسونکه حخه یحییٰ اقوالی دے ژونده شیطان داورت کوری په آباد کړ چه لنډ که چوتو مونه اسباب دزمانی چه چوتو مره طاقت کبوته و دامسکل حاکم عنی فرزدان یا سعید جید اللہ امیر شهید پرون که دو بالا افغانستا دشمنان تحرامی وی تباهی حو صلاح ندی د نا خبر جهان تخمیرات و اصبح کتا مناسبات حنى وسلی خه اسبابونه خوارا چی د ودنی افغانش بشخوابه او به مرزی شی حوضی دزندان استحکام جملہ می افغان کمہ استقلال الحام اللہ ده حقامان دی انصاف او رحم نه نظرد کی دسم و کری حم پیش هم په هند حیرت کړی ده امان پوره شاهان دا وقت دی ده نفاق و تفرقی جمعیت او اتحاد ده مسلمان روله خا یستہ گوره د پښتو افغانیه خنگ ایلا شوی اباد د جاودا ده کفران نه شی زړہ او د کر ده غفار غفران دی الامان هام وی ده الله امادلی لونک قائیم وی اولی نعمت شی شکر کی پر افغان که‌ده شالیخه وی و دست زوہ کری جمعہ پلا د انو دی مملکت بیا خدافون جہالت و بعضی خلقو چیہ خانہ تسکر کانه وی قران بی نعمت شکر د نعمت یابی ویئی دگوری یادی دی ده دست آ نه دیده مونکه وری نی جنگل سخت فریب کی د خورلی دشیطان ده بلخ غومر غربی چه پښتو ده قبول تک شوی دی نوان ده عقـ بی شیطان مجسّم عبد الکریم خلق باسبقی یعقوب خان انر مهم مقاطعة جنوبي تامر و کا نيا بر انواع مع دی بین وسستی احبت کانی شیک نوابا نی خود نو شید لرمان چقہ تکہ خایسته و ږغہ مقام پہ غیری خبری چی سوګودان منطقه بغداد محمداه د آباد در مدار نوال ده پاشی خاورین و متکلیمان لگیہ شر نه کری دننه پر گھیوان اطلاعات اخیره موصوله سمت جنوبی تا ما اشعارنده اعلا به خرة گرنظروکی تجسس پسته دی تحیله پلاس شکون تختر کنا بفضل خدا وند و از مساعی جمیله سپهسالار ان ٹیلہ شکر پشتون فصیلات و همغو دکره قواری خوره فاری بی ایشان و نبات حسه و رقایم محار کانه الاعمر خازنی وضیاع بر معانی اقوا دجا بلاه چه بدل شدی توی تخته دا مشر دی شر مخ دی چی وان سمت جنوبی در کمال امنیت انضبا و انتظام بود لپس در راه ولی شکروه د چیل و هرحکایے چیہ یړن کړہ یہ قوم دین درمان اُز طرف قشون اخیر در اطراف مناطق اور مزمت بعلوا اياه دہ شر ابو داد نه چه رسید ی داسی مست کیہ بیانہ وینی عمان تمام باغیان بيك دفعت ببرایش ابطرف دره با مدراء جمع اوکبر دی خلايق دوجيرانك ولی ولقی مومی تا سی اوغان متواری بنظر ا يکہ عقب گیری انها بواسطه سختی کوه و باشیا غرض ده خلقو و ینی قدیری عاقبت به شوم نه شی پشیمان و بعد مسافه کابل بمحله طیاره با افغانی برانها برد در گشتی خداید پان د اتلی دہ بازنگرو وہ خیل خاته په زودکی کروی گردان علاوه برا نها نضیحت نامه با همایونی بر بعضی از بند کر ده نشیند پشتون پرو العب ده پنجاب چیر بود بادی کروی دمار لغات بمبار نیز بود تلفاتی راه با نها وارد اورده است اشیا چیہ مسیرتہ کا سابیہ انگوریان چریہ چرتہ شاغازی خته امان بالفعل ترتیبات عسکری و سو قیات لشکری نیز مخل ارشد چی تو چو تو نژده بازنگر و - چہ تو چہ شکو تک کے الایون بان منظم د ان منطقه زیر نظر گرفته شده است، از مکاته شیم چه دیره خره لمړی ده سه شته چه تو حظو تک اعمال بدر محشر شاه ولیخان که دیروز بفرص اعطا بفی معلو ما بگرین اخط شکر شکر و یک عالم یاد شا عماد دی تو تک سنگ نوه نه دیوتیا بعضی سرفتہ کا لاردو شمولیت در جشن استقلال بکار را داسی شای قبخوان و تو بی پروٹی به اسوا وہ نه پرس دی عیان معلوم میشود که یک قسمت هدا از هدایانی که مقصر خواه شدان ش با گونه دومره بس دید و شه نادانی وه بس لدی خوشحالی کی نی عثمان تامین آندا از لغات متنزع و مفاد حکومت عاد که کوشانه اخد قبیرا --- page 231 --- شمارۀ (۳۰) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۳۰ میزان نعقاد جشن استقلال افغان یا یوم حریت در پغمان -(شمولیت کفره و اکابرات ، تنظیمات و تقسیمات سراپا بهجت )- قارئین کرام از مطلع از وقت نیل فتادن جش استقلال در غار با گذشتن میوقند، با کندین ایام فرحت التیام طی با نیا حکمت از مشکلات و موانع خود را فارغ دیده بسرکوبی و گوشمالی و راهنمایی همت باغه بفضل ایزد متعال حتمیت حقیت که در با شجاعت تمثال تقریبا موفق آمد، و تقاضا و اصرار ملت نسبت بانعقاد این هنگام آزاد یا دگار حریت معانی بطور همان هل من مزیدش را بخیار گردیده بود و هم در واقع جامه انعقاد این جشن تاریخی بر قامت امت افغانی و علاقمندان حریت بخشان وملکت افغانی خلعت سراپا به معظم قانه موهبت موش حر یامادولتی بود، ازین رو قبل از اینکه قهرنا سراپا طرز دندانها در دنیا دراز میکرد و مرده و خراطها ان حیات و حیا را برمیه افسرده میتود. یک تاریخ متبرک یوم مقدس یوم است، این جشن فرحت حشو و میله حریت و شرور در پغمان جنت نشان بدست طبیعت تصنع قدرت او را با انواع محاصر عالی آراسته و مساعی جمیله شهریار افغانیه او را باقسام اقسام خوبی و قشنگی وانواع زیبا و عما را و مثال پیراسته است، شرف انعقاد می پذیرد عموم و خصوص بزیبایی و ملاحظه کردن حظه برداشتن آن درین ایام در صرف اغرام دخته ما در ذیل صورت پروغرام این جشن را بعنا جته تبصره واعطایی معلومات بناظرین حریست کیش تحریر میکنیم. اعلان رسمی تاریخ انتقاد میله جشن مبارک استقلال دارالا و تماشائ آن تقسیم روز با و شبنگ میله برنامها و اوقات تماشا را که قبل ازین اعلان کرده بودیم و بنوا بواسطه توجه حکومت بر ترقی است و به اس مت بی مطلق گردیده الخدسته توجه مبار حضت غاز خاطر مارا جمع گردیدند از جشن تقسیم و قا آن اکنون برایی احتکار غلام پرور دسر پرستان از توصیح انم مجبو یم - ایام تاریخ نوع نمایشات مدت نمایش از ساعت الی ساعت محل نمایش جمعه اول عقرب اطلاع جش بمطالق اعلیحضرت غازی دار الامان خاور مجمع میدان تفنگ اندازی شنبه ۲ = تفنگ زوان به نشان ۷ الی ۱/۲ ۱۱ میدان سپاهیانی اسپ دوانی ۱/۲ ۱۲ ۱/۲ ۴ = = یکشنبه ۳ = شطار تمهای عسکری و تعلیم نیزه بازی و پرواز طیاره ها ۷ الی ۱/۲ ۱۱ = = = بایسکل دوانی و مسابقه ادم ۱/۲ ۱۲ ۴ چهار های موچی دوشنبه ۴ = فراغت سشنبه ۵ = صنعت، حرفت، زراعت تجار، تصنیف، تالیف، خیمه پوشی ۱۰ الی ۱/۲ ۱۱ کوتی عمارت مجاز شیرخوارات ۳ الی ۴ میدان پشاورچی چهارشنبه ۶ = فیل دوانی و مرکب دوانی ۳ الی ۱/۲ ۱۳ میدان سپاهیانی فت بال ۴ الی ۶ = = پنجشنبه ۷ = پهلوانی و چوب بازی ۱۰ الی ۱۲ خندق پهلوانی خطاق تفنگ نشینچه زدن، نیزه تیر در موضع متصل بیدان پهلوانی با تقیسم اسامسیر روز اجرا میشود. هرشب این صحنه بلیل از ساعت ۲ شروع و بساعت ۹ ختم میشود، سینما از ساعت ۳۰ -۱- از ساعت ۲ شروع و بساعت ۹ ختم میشود در میدان اسپ دوانی. نمایشات هوایی آتش بازی هر شب بقدر (۱۵۰) عدد گلوله هوایی آتش بازی در داده میشود از ساعت ۱/۲ ۱۰ در موضع باغ عمومی. ۱- ضیاء الحصق یاور حضور --- page 232 --- شماره (۳۰) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه (۳۰) میزان مراتب مسرت قلی نیستان مشعر از حُسن اساس سالار با ظفر خرد وزارت حربیه با اطلاع میدهد که درین ایام عوارض حمیده و شجاعت التیام عموم اعزّه و رؤسا و مشاهیر و صاحبنصبان و غططین در یگانه توسط آقا محمد سلمانخان اندلی کو تاریکیا عالم جوشش خروش بحضور اعلیحضرت معظم غازمملکت فخائیه بتوسط وزارت حربیه ارسال داشته اند در شست. درین عرایض عقیدت قوامت مرقوم آنکه تفوق افواج فاتی الان قطعه فتین تا یکه خانه بایا کلمی بطوریکه مخارج سفر و زاده و طعام و پوشاک ترا نیز خود پیشین نماید حصد الالا تهیه نموده اند حاضر بود ادعای جهاد داد و طلبی داکستان علی العموم بمرکز امات حکومتی مال آمده است بلكه بیشمار سه هزار نوجوانان سر بازار صلای حرب جنگو غواتر نمایام کلهای شجاعت را در دنیائی آلوش فدا کارانه سرنوشیا اجازا حکومت صلاحیه اثر اجازه حرکت هجوم با حضور خوسان دراند که بجدان شرمائی حضور بر اینکلمه مر فر مانا نجاته فداکنند. لكن پیشتر الفتو محمد سلیمانخا در عریضه خویش متطراز ستب کلامیت لذا انها انحذارین جوانان و شیریان فن کا زایج و شالانمارا سران چند در مکان های معطل دار بر بشما گفتم باشند تا گیر بر اوزار و مهمانات تان نیر با شمام هم ستنفقاً عازم دار السلطنه کابل شوید. و این اطلاع و اتحصل سمیه بنواسطة حضور خانه عوض خوری کحریم دید حقیقت کابل خیر امتناع شمول شیر واقع میماند اخوان دو قارش ایون را می که خرافات خرافات کفرم و دالس که بفضل فخار را حکومت حقا بمقابل این حمیت ثمره فخارح و احساسنتا اهمیت یعواهر این فتوحها عالی عساکر افغانیه کاسند و بهمت نجبای جمعیت عساکر فاتح با عشقر غاره فتیح عمومی سخت مایه مناضه مائی و امانی عمومی ملت فتا کشیده خواهد شد و اگر باینها مرا و اجازه هیجانی اغرا احان منطور کلی ام ایج صدایک غطها ارسال مشود در خوان این عریضه دا تر خربه تر از حسا سا سالار کارانه آیا قطعه شجیه خان بالاشوم سکنا افغاستان که در جوم امطال صداده میله شانه انهو الله لشکر کشا حاصل مین حمته غاز او شانزا از حرکت مع ابدا نه و بدانها حاکم شده که وزارت حربه بر حدت دید نخوبی هیو العون متوجه خویش در گوشمالی دشمن ملت و بیاد و مملکت خویش موفق گردد تحقیقت.. نیز اواز رمانده اقوام با همته بین خدا با ظفر نیدل کنان احاسایب این ویرا شایان هنسون امثنا از حذباء اقوام وجد افواج من مكتوب علا لاقا از قومیت و اهمیت بایشکونه اینولا اقعد نام میشو خواهد بود پله بخوا هر که دایره افتخار استیو ا کا فی دعو دو عضواء اد سکن ایشکونه اقوام باشکونر او خضمانه قبیله قوم محترم شترا د بلوچ وجندرا ها دکر آثیر سکنا یزمانی نسبت بقرابت و روابطیکہ ہمہ سانیانا نده سلا اقوام علزائی شریکا ندارن نورزائی شینی میرود لہذا نظر کی نور بور را و عنایی نسبت بدیگر اقوام همیت سلام محسّس میشود مشا الیهم بجهت حُسنا حصد امثله که بمقابل غد و طوع صمیمیت با دشامنجو التفاوت دارم امتیاز اندا نیست که درین روز ها عیورو مادان و خماند و کلا سوند کا وار مار کوثیر و اقا محمد نور غان در چه بونه با نام است میلی هد یا اظهار افتخار مدردات و از حکومت اعلی اجازه حرکت لبشمت نیل خویش بریم ولی چواز حضور قشر شا با در عنا وه شهر تست دار جر یا حقیقت رقم ان در رسانه ابو افغان کرد درک اختتام بیتا میشود لهذ ا حرکت ونها باستیندان ام خبر و الخوی است. حقیقت این ناودگان محترمه الامه نام نوعی بیان داوطلبان فرالیان اخلاص نشان ملیه ستطری افغاستان نتر قلمه ده استه که ما محض خوف طوری باندرج ان نپرداخته از عشم ان ظهار شادا و در ر دایات موفقیات مزید بر مزید ای را بدوم تذکر با اینکه قرار اطلا نیکه داریم میالیست ایام تعطیل جشن ستقلال جریده خود را انتشاردیم ی ولو جمعیتی ملاقمه ی ناظرین محترم با خبار با قیه است م اخبار را تعطیل کنیم. ومن الله التوفیق یادر --- page 233 --- قواعد و ضوابط این اخبار بفرمانده عالیه مطبعه کابل مجرد طبع نشر میگردد مگر مقاماً ده برید منتظماً ارسال میگردد. انطبع بر هیچجا زنده حقیقت ارسال نرسانده احدی در این مانده جریده را ندراج و اصلا بعوض شتمانی افتاده است، باشتراک توسط خزائن الح واجنبور نقدی از ہر جاهما دریافت میشود. تفصیل مقامها | ششماهه | سالانه ادارات کابل | ٥ | ٩ داخل افغانیہ | ٧ | ١١ ممالك اجنبیہ | ٨ | ١٥ وزرا و سفرا | ١١ | ٢٠ مراسته از ماورای کابل و طر مفت در بر ابسکار جابجا ایی ناول در ماورا هلویی دفتر در مند خانہ ہلو آریز پرش سود حقِيقَت ح ١٣٠٣ س کابل شنبه ۲ عقرب ۱۳۰۳ ش ۲۶ ربیع الاول ١٣٤٣ ق شماره ٣١ یادیاز جش استقلال و دل ملت عشاق الاعمال امروز که روز دومین فیروز جشن استقلال و بمعنی وقت در اوز انا روز حیات گذشته است و ظلمت شب بصار صحه یگانگانے فضای این جهان فانی بدرود گفته ضیای مسرت انشایی در قلوب خاصان مستحه پاشید انند دوره حیات ششمن سال مارانشان میدہد لازم و لازم دیدہ میشود کہ نسبت با ثار و اسمار و مجهولات و روشنی ها و محلا باشامانی که مراد از ظهار مسرت و علاقمندی باستقلال است توضیح در میانا یند تا بدانم که این لفظ استقلال که یک بنا بقیش معادل است چه عظمت واهمیت در دار که در تصور در تذکر خوا بدر شد شاستر همجوه مالاً یاده نمایند ایم حاجت مکرار چیست ؟ آری ! چون تحفظ و تحجب بقایم بن مجرد فی العلقه كثير المعني كار غوا و ملت خار اختصا محفو با نفاث و دانی جانی و مالی ساخته و اثراتش در نعمت حیا کشته پس کر اهمیت آن بکرات پیشگاه خاطر سامعین را نگهبا ر شود، اهمیت آن اضافه و سابق علاوه میکرد دی که نسبت باثر توثیت استقلال استقلال بمعنی بذات خود استادن و خط در معیاون کب و دیگران است یعنی بی معاونت عالم ماده ی با سلیت امران دیگری انسان با یک جمعیت انسانا قوه که در خود و ظاهر ساخته مقاصد خود را خود حاصل دارد و در اثر دلیلی کرات ضعیف ما شراف را تصور بستی بصفت ہستی تبدیل نموده است قوہ قویہ را بفرار پذیر آید گرچه دانا هدینا السبیل امأشا کواً واماً کفورا ) در ان طوار قبول نمود که با جرائت خود آن شخص مخیر است بہر گونہ و بہر طرقیکہ اوامر شریعت وطبیعت و نیاز در مصالحی باشد استعمال نماید و کسی نتواند و حق مداخله را نداشته باشد کمال ان قوه اختیار اوالفیس دید : بالفرحال گربیقا طر اختیاط و احرائتش احدی براینه شخص بر علیه او برخاسته مخالفتن طالب کند تا خد احتیالا --- page 234 --- شماره رابع) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲ عقرب شماره ۲ خود را بدیگران نداده حیات آینده خود را بسپرده تسلیم ترحم ها و باشندہ ان محمد و دلور و خارج مسکن و وطن خود را رفته دیده نتواند گو با غله به نواسطه حقوق فاعلیت مختاری بشری معدوم گشته در طیات شرف طبقا ایا کریم (اولم بیسیر وافی الارض) در حالیکه (انته الاعلون الفرکلن) قدرت کها بلک سرا مر جعی بس اند و که ضمناً نتایج انسانی را از حیثیات باشند و دانسته از لطائف قدرت و لطائف مدنیت خود را بی نصیب توانستند دینیه و اجتماعیه در بحره آخرخش مسلمینان را از روی امور اسلامی مجهول و نزا امثال و اقران خویش سر افتخاره نیهان گشته مر مراتب تحقیر و ایداری آقای فاعلی مختاری کا شتی به نور و نما ر هبت الغو و لکد دار عصاره کسکد پینا اوضیه آمان و خواسته اواان کدام زدن از ترقی عالم و عالمیان با ادانت جر اصلاً حریت حقیقی ما میگردد یا قوای علمیه و عصبیه برای خود حاصل میتوان بی خبر واقع عتیه با او در انگ تریاک میساند. و ضعیفه که مطالعات نیه به وجه تبد ببینید و متفکرانه ملاحظه کنید که به تیزیه اجراات این قوی افندی چه اجراءات چه افعالیت معرض تحصیل میآیند که باعث ترقیات نقش صفحه صدمه های مهلکه در میان آورده میشود که باعث بر باد بها میگردد شان گردید و صرف نظر از ان یک نقص بزرگی را که در دایره تمدنیت های بدین واسطه گفته اند که انسانیت بانسان شدن و دولت بخریت عالم مزع قومی با شرف ملی و اعضائه کردن و انتجا روا اعتبار دولتی را بروج تنزل و منحصر است همین بود که اعیلحضرت همایونی با بخار و انظار و کثیره سالیانه نمودن نسبتی نیز بوجود میآورد و کذا لک از حقوق صیانت ناموس شرف دیان خویش ہمہ جہات تفوقیه اسلامیت بهیئت و حیثیت واهمه آواز عالم مجروم می نماید و حقیقت ولا دست اختیار معیوب در محقه حال میگوید که را با مکتو بو مملکت یک باب است حقوق علمیه و سنتی و اطراف و جوانیش میگردد تا اسلامی و دنیای افغانی را مخصوصاً درین جائیکه ادوار آزادی چنگ یک وطن در صورت عدم استقلال اختیار داخلی و دیدم ایا خنداری محکم کاریزا در فقدان و این امر و اعتبار اخوی تو در پای نخلہ شو است کیفیست حال جزر در ممالک مترقیه عالم متد اول است مفاہمہ ملاحظه فرموده بتصدیق بر میدن قوای ملکیه و ریالش شمل از روی احوال و اجتماعی و انفراد میتوں و تک تمام قو تاثیر شرف و اعتبار بیت و باعث جالبیت و اعتبار ممالک آن همراه عالیها (الحریت فی الاسلام) آله مجاہده و مفاصلہ را بالا نموده به درد بگرین آن در سلسلة ایشانی مسلمات شریک در مرادوات و مناسبات دوام گیر را در تغیر و هیم بگذار میگرد و یعنی استقلال روح دولت است وقتیکه طوق قدم هبند میگذشتند اعلان حریت آزادی عطا فرمودند استقلال ما نخوشید حیات و قوام شما امین و اختیار بدست نمی نام باشد تا سای علاوه بر کیفیت هجومی جریان محجوب اسلامی این است و خلاصه و چه دانسته اند که زنده بود یک ملتی با دولت محمد دست محصل استقلال اسباب فقدان این منو یک دولت ملیه افعانه متضمن این است که اغازه بنایه محبو تماشا گه تمدن طلعت امیر امان الله خان غازی حقوق و اصلی و خارجی و نامی رشدنش در تمام عالم و عالمیان و محسوبیست پیدا شفت ملکیت ممالک محدوده بحت مخصوصیت خویش خودداری با قوایتی فردی و اجتماعی در معطل داشته (دیم نام بیت لیمانی دولت خدا داد میفرموده و بهمین برابر بر سر لوحه استقلال راداری و طایفت کامل انسانی دستور است برا بودن حود اشتهار اتش جلوه اکتسابالی قدره از شرفنامی و در نیو به جوان شرف ملی را با ترت تشکریم زلال از این توتیای مذاکر بهیقتی نهان شکر ان گوهیم که پیش تافه هانه مختاری ارضی تا ملوکتے نے ملنے کہ اقتدار خود مختاری خود را در داخل حقی شکر یک ادایقه درست تقدیم کرد و همچنان هم رئیس باید قدر و منزلت ریم سپد یک داشتند و مقام اساس کی یکی در یکی گمان نو احدث معرض حسن تایید ها و خارج نداشته باشد اگرچه مدارج عالیه مینوی را بدرجه کامل مالک ارده در حفظ و احترام آن از مال و استباب نفس و عرض نظر نموده با طیار هم بیت ها عدا ایچ هما و این والم مجاهدت در بنای مساعیات ہر کسی خود را آراوند نماین تا در دنبال باز هم از انظار دول و مل متحدانه عالم خارج بوده و دستش نمیداند حاصل بدایت نام نامی خود را میدان دولت و گلهای نشرا ه آزادی به میتواند الی سبیل و سداد مجراست در دارخواه ملت و دولت روان پرد اعدال صالح دانس نجیه انداتی کتب که در معاقده اجراآت نیا محن نیاد وطن خون و تعالی وطن و ابراز فرموده تقدیر به کلیه عالم نثار کرده ای در انجا به تلاف طیعه الیاس صور اجمالی محاربات کرانه افغا با با عیا جنو بیا اطراف ا دست داد و رول در شماره سابق خود اطلاع و رو دحضرت اجل آقای شاء ولیخان نائب سالار به مرکز بغرض اعطای بعضی معلومات اعدار مجاز مستند است و گذرانیدن ایام قبض تحریر داشته و از این تفا و عده در موقعیکہ بہ سلحشوران ثمان فائز شده ام ممنا ارزومند شدم که یک راپور مختصر ایران در مانند در ا بمرض اطلاع قارئین باداره عطا فرمایند در تیوآن مکرم قریبا تحریه اجمال ذیل را با این مکتوب ارسال داشته ام بر قرد جوامع اولیفری مد نتمند یک رہوٹہ تحریر اجراء اتیکه از از ماه بردا تقصیر یک الی انه ماه کوش تیره در میدان برمه واقع بمرز که ظار ور و عقیده ات قلات ، لشکر در پیار وتوقیع دهانی بالکان شهر تر رسیده بن غلیل مرزآن ارسال داشتم و نقد مدار آبها معلو است شخصی ان مجلات لا لزم الشهرا میدانست تاریخ های بار است (شاہ ولی ) --- page 235 --- شماره (۳) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲ عقرب راپورت محاربه لوگر که از شروع الی ختم آن بقرار ذیل میباشد ازطرف کل اردوی افغانستان اعلیحضرت امیر امان الله خان که بدرجه عالی سر غندوی سرفراز ومفتخر و در جبهه خانه واسطية قطعاتی که در فتح پران محاذ پکتیا ادای خدمات نمایان را نموده باش مأموریت دادند و بمقتضای ملاحظات نظامی بشهامت و شجاعت تمام در آن جبهه با کمال موفقیت و کامیابی پیشرفته و از کابل الی پکتیا امن و امان را مستحکم ساختند راپورت جبهه تخته آن فتح و کامیابی حاصل شده قرار ذیل است: بتاریخ ۱۲ برج عقرب سال ۱۲۹۸ قطعه اردوی تحت قوماندانی من با معیت خوبی تعداد کثیری از سپاهیان محلی و اهالی شجاع سمت جنوبی در محلی بنام سراج قلعه بالای لوگر آمده بودند و کوه نوراب دال صاحب را که محاذ غربی آن حصارک را اشغال کرده بودند محاربه جاری شد الی عصر شنبه وقتی طالوت در محاذ کوه گاریز باندک دوام یافت بعد از آن استقرار قرار را اختیار نموده سرکردگان بقوای کمتر با کمال سرگرمی و جانفشانی بمقابل قطعات پا ثبات اردوی افغانی آمدند روز شنبه تاریخ ۲۸ اسد فرج ما از کلنگار حصارک حرکت کرده راست بجانب کاریز درویش و قلعه الیاس خان لوگر مقیم شدند خیال متمردین را دانستم که چون تمام قوه ما بدره زرمتیه میرسد و برای دولت لازمی بود که یک فرقه عسکری که مامور تنبیه راغیست قوه زیاده در مرکز قوای کابل موجود داشته باشند تا مبادا کدام وقت باغیانرا از طرف سوی مرکز صدمه نرسانند بناءً علیه تجویز نمودیم که باین ملاحظات در لوگر اقامت دهیم که کاریز درویش مکان معطلی و منظر موقع اشتغال مریه باشیم. همان بود که دوباره اشرار بموجو آمدن قوای غلیجائی بیاد فرقه ما در محمد آغه سرکرده گان خود در داخل لوگر شده بتاریخ دوم عقرب یک حصه قوت شان مزار از کوتل شیو از عبور کرده اخری بازار محمد آغه را و حصه دیگر در آنجا بود عقب نشاندیم بلکه میدانلوگر را انتقام مذکور نموده و خیال کله را بطرف مرکز نمودند و از تعدادشان یکحصه بکوه گار بز دال صاحب موضع گرفته و باقی اخری شان به تپه های بادخواب شانه و قلعه الیاس خان بالای کاریز درویش حمله آوردند و برای اینکه مبادا دشمن بقوای که دارد از تنگی واغ جان عبور کرده بطرف دارالسلطنه بروند بموافقت قوه عسکر دلی ارج با محمد غوث خان غندمشر از قلعه الیاس خان حرکت داده در تنگی داغ جان نکویم غندمشر مذکور با لفی که معیت خود برای این محاربه انتظام تنگی داغ جان را نموده یک فرقه که مراد از فرقه ملی مراقب او باشند در آنجا ماند و حصه الفر قطعی که قبل از ان مقرر بود در گذشته استقرار یافتم و خود بطرف کلنگار عاودت نمودم با باغیان در حصار کلنگار خطوره کوه نور ابدالی سرگرم محاربه گردیده باغیانیکه در تپه های بادخواب و قلعه الیاس خان و سنگر خیل و قلعه های و تپه های حصارک موضع گرفته بودند همه شان یک خطه که مراد از کاریز درویش باشد محاربه را جاری کردند و با هر روزه از قلعه برآمده هجوم میکردیم بلکه از تپه هائیکه در دامان شدیه مامون زراعات جواری های اطراف کاریز مذکور موضع گرفته گله باری می نمودند آب کاریز مذکور را بالای ما مسدود نمودند سه روز از آب مقید حوض کاریز مذکور که مستقر شده بود گذاره نموده دو نفر زخمی را بدست آوردیم که از راه مجره آب کاریز که بدر قلعه درویش واقع شده بود در آمده زیر زمین رفته آب را که باغیان بند کرده بودند جاری نمودند این فتح یکی از رویه پخته کابلی برای شان دادند مکافات کرده شد. بتاریخ یوم پنجشنبه ۶ برج سنبله رخاص برادر عزیزم غلام نبی خان معین صاحب وزارت خارجه نیز بقطعه محاربه داخل شده فوجی را برقدا کاری تشویق داده کمان داری می نمودند و فوجی با کمال جان فشانی بالای دشمن هجوم نموده الی عصر یوم مذکور به شدت محاربه را جاری کرده باغیانی که در کلنگار و خطوره کوه نورابدال را اشغال داشتند موسعات مذکور را در یوم چهار شنبه ترک داده بپادخواب شانه جهت قطع و قمع فوجی توقف کاریز درویش آمده مشغول محاربه گردیدند نماز عصر این یوم خاص به معاونت خداوندی جل جلاله باغیان فرار را بر قرار اختیار کرده سراسیمه و از شکست فاحش یافتند مرده های بسیار شان که بر دو نتوانستند در میدان محاربه افتاده بود درین محاربه شش روزه از طرف ما (۲۶ نفر شهید و ۱۰۰ ) نفر مجروح و مقتول را که بموافق مخالفتات دادیم. با این محاربه شش روزه هردوه نفر نظامی از قلعه برآمده محاربه کرده دشمن را از دور و پیش خود دور میکردند تاکه روز ششم شکست فاحش خوردند بعد از ان باغیان یوم چهار یوم بعداً در مصالحه خیال درآمدند گذاشته مطر روی نموده ام روزه خواهش متارکه را نمودند که علمای طرفین آمده جرگه مذاکره نمایند تا آنچه راه حق بوده باشد رفتار شود و غیور چوان ظاهر مرحمت نوازش که بالای رعایای خود دارند اعلیحضرت غازی متارکه را منظور فرموده علما سمت شرقی و جلال آباد طلبیده به لوگر فرستادند چون باغیانرا که شقاوت شعارند از حقد شناء ازین متارکه عهدی بوضع آوری فتنه بی خونبار انموده این شتر بتعداد کثیر هرا و عساکر کریم فراری و طایفه احمدزی سرکردگان در شاه مزار لوگر موضع گرفتند. --- page 236 --- شماره (۳۱) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲ عقرب چون بر اثنا یکهزار و یکصد نفر نفری کندی تعاقد ص، شب کابل تیره چون ز شدت اب المه به تکلیف میبودند کدو هم میرزا کمال الدین رسیده بعد مباحثات با اوید شد که قوه مذکوره قصدا در محارباتیکه به چو گرد واقع شد و شیر از شکست فاحشی خورد آنجا اقامت کنند تا غفاله شترار ده بود با دار و کار بار مابها در شام قوه مقبوشان خرابته از سابق کاپرو آدا نمیر انخواستند که شود علاوه برآن مقابل بانیوان نیز فوجی ماثل تو بتیک بکار تو درین بی تلفات داده کوتل تیره مصنوع شود حالت موقع را بغور نفری میرزا کمال الدین شاویشر دیگر تجاز به یاد خوار فوجی مرکز را تا دیده هم غوث حما عده مشه را با یک تعدا نظامی دیگری با فرم شروع بهجوان سبت عظیم شکستی نداده شکستن راهان تباره عظیمی براه اصدارا گر حاضر نشده متعذر بطلبید بودند بطلبید بخور با خود گر جلو گیر طی دهنجو پانسد انه لازم دید شکر که کند و لشکری از کرد ها حمان در النبو آمده و فردا وقت شفق صبح نظری مذکوره در کوتان و محله هائیکه آن منزل محدود رسد بفرط ف برگر ایک قره باغ شاو شده فرستاد کوتل مذکور را متصرفا در دیم تا را رفت آمد بازار و بهار در بقیه تباره خود در داخل اثنا رساندند او با وقوع مرکز ترک و بهمین است که فضل خدا و نذر جل ضانه تبار میر ا موافقه دانسته بدینم تا مقابلی شد محار به شروع کرده و مرکز را تا جیه محاربه شیرازی کرده باز گردید بعد از انکه اما ملطف قدام تاره کول تیره بوم از طرد چار تو بیرا سنگر تیبار را اخته نظر اما کرده و باز از اشنائی کے برا نامز شاد از ارد و گا د القعود و از اینجا به کوتل تیره رو نفر د جمانیم سرا مبذره که با عملیات او کام ان بکار بود دو بدوک غلاموکر نمونه دیدیم که مبا دنت الله لقا مجید با خیریا لغمانتیک مرآ اقای جبهه الادب تا ثمره تعلیمیه که فی رساد شما بکه انتظام کارات خود یا را بدرستی نموده بودند و نظری که جه در اور از ان مایه و جلودار شان سختی شرها را بان زمان محاظت سره میر ا فوجی خدمت میبود و راه رفت از اطرف خود حی التدار تھا تا اکند فوجی فوج ملی که با خودشان را دیر مفتوح شد جیشیت خر اسیکه از طرف شما من سلم با نطر زهد الکوتل شاور در بین زمره ا ستلم آمدن شروع محاربه است شده بود تاریخ ۱۱ برج میزان از کاریزا نمودند د شتی در جلو را توقف نموده و از طرف ما بی کار بر دوطس حرکت کرد تاریخ ۱۲ برج مذکور مع الخیر وارد کردا نیز نظیر در یک بقیه نفر اثناء مجما به زبانه حوز نز با د ولسان حین جناب ع ، ج ، ا، اشان زیر صاحب حرسه الله ستاری که نفر عبدالله کا مله جهه کوتل شاه مجید سمیع تا از طرف مهانی و تلطف یک تولی سواره را در قلعه به جا که و نظه میرزا کا مل ها که بو کر ر و بدیم بر گز تما مقابل نظیر بشکه تیره باستقبال برای ادایی رسم تعظیمی در بگیر که باید رزو میرود ند از اینجا براز دو تا ز دشمن تا چهار نفر درون پیاده را از رباط گردیز ! بالاتره بر ضی ارادت بودند چهار یکصد فوج ماذویکت جرعه مجر ابا خود آورد و تو اپتا زیر الا حصار برای رسم تعظیم مقرر در در دو کو سله و یکهضد لکمان شیب را از طرف پشت ملک ع بودند، دع ، صص معین حرسه شرع ، ش محمد حیه فاخته نیز مقرر و روانند درین خطط مجانی یم کرده فرقه مشره باقی عند مشران و خواند سرمید از ساعت ۴ به حصه نفری همما کر شرفت کردند نیز استقبال تا قلعه نیاز بے فرستاده بوده کیه را گدانه بدیگر جا تحصن جستند و بعد از ان شکست فاحش خو بهتینکه وارد گرد نیز شد یم بغیرنا بے نو به از را پیا شتند فرار کردند همین روز به لور شب روز دوار دشت تعظیم را ادا نمودند. قلعه و خاقا اراضی گشت زار حواری کمدی محل ک برا تبار را متحصین فردا یوم مذکور یعنی ۱۳ برج میزان گشته بود با با یاد کار ده ابجد نیز از شکست فاحش خورد را بو گر دریا از وزارت پناهی با فوجی معیت خود عازم کرده توانستند این محاربه شیر پر شهید و یکصد پانزده نفر محر و درمان که حالا به خدمت سرگرم کار روانی خود بیا این بود که حاله و کوائف محاربة ابوگر و کرانها را مرقوم گردید - اعزاز بی قوالی جریه بینو کور است پناه در گرد نیز افام --- page 237 --- شرح اشتراك قضيحا مقاما قیمت بروبیه ۶ ماهه سالیانه داخل افغانستان ۵ ۹ خارجه افغانستن ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۱۵ ۸ وزراء و سفراء ۱۱ ۲۰ مأمورین اوسط ادنی علماء وطلبه مفت برای کافه مامورین اوسط ادنی قیمت یکشماره : محتو از یکتای ۵ روپيه حقیقت قواعد ضوابط این اخبار بفرمان مام خطیر کی درکابل کروه باطبع و نشر میشود و در گیر ملا حسب حبيت شخطة ارسال میگردد . اسمی و تحریری مندرجات حقیقت،، ارسال مقالات باحطی با وی باندر جریان در اندر راجع و اصلا و عدم نشستهای آزاد است . اشتراک بتوسط فرافون و احتی بقبض نقدی از هرجا قتلا دریا میشود نگارنده برهان الدین شگکی ۳۳۴ امان جلد ۱ کابل دوشنبه ۴ عقرب ۱۳۰۳ ش (۲۸ ربیع الاول ۱۳۴۳ ق شماره ۳۲ درین جشن ملت غزان چون بهار است مراسم افتتاحیه جشن استقلال بروز جمعه پنجم عقرب ۱۳۰۳ بطریقیکه در غرافیک قبلا بمقامات لازمه تقسیم و توزیع شده بود روز جمعه پنجم عقرب سرتاسر خیابان ها قصور و عمارات آن الله علی شهری و شش کروهی دائره کشوری د قشوانی ابتلا و باقته اطراف سرکها از حد طاق ظفر تا متها ی باغ عمومی و جوار جنبه ای علی باغ عمومی بچراغهای گوناگون برقی پراسته و بیقم های رنگارنگ تزینات بوقلمون اراسته شده بود تقریبا از ساعت ده امدامداشخاص محفل جهت اخذ موقع وادای صلوة جمعه واستماع نطق اعلیحضرت معظم غازی جوق جوق ودسته دسته آغاز گشت ساعت ۱۲/ عموم افواج ظفر امواج تیز مرتبهای ہائی جامع امانی و میدان مقابل انراصفوف جنگ خویش تزئین داده ازدحام اما کم کثرت خاصه عام باندازه بود که در میدانها و سر کها دور و بین سید جا پا می ندن تمکن نبود. ذات ستوده صفات شهریار بانگ و تدینه روشنی بخش دیده مشاهدین منظرین گردیده بعد ازادای نماز جمعه فراز تختیکه در چنین صحن مسجد موضوع بود برآمده قطنی یاد آورییه گوش صداقت نیوش حضار فرموده ضمناً کلمات شایانه سفیه دعا کو تها و کف زدنها قاطبه با قطع شد بعد از سکتات عمومی باز بد بیا خویش دوام میفرمودند نطق اعلیحضرت معظم غازی در ایران لغمان ای اولاد های غیور جرئتگر ! وای ملت جسور جان برابرسوا ! امروز بهمه ملت این جشن سال ششم استقلال افغانستان را تبریک میگویم و عموم بر شما مبارکباد سایه آن شرکهم مبارک درجات عالی التعلق این نیاز خود آسا بگذارد از بلکه تا ابدالابدازادی استقلال شما ابدا قایم و بسیار برا برای شما حاضرین و برای عموم ملت افغانستان آرزو و نیاز دارم ( عموم آمین آمین ، کف زدنها ی شادمانی ] --- page 238 --- شماره (۳۲) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ۴ عقرب اگرچه با آمدن نفری بواسطه غند مکلفین غائله شد ازوشان معانی میخواهم، زیرا بهمه شما معلوم است که موعد انعقاد جشن همه ساله در بهترین موسمهای کابل و بزمان معین مقرر بود فقط درین سال بنابر غائله از موقع خود بس‌القاده در وقت انعقاد یافت. میخواهم مختصری ازین جهالت مدعیان جنوبی باطلاع داخلی برای تان معلومات بدهم، درینمحل اولین واقعه نی یک عدهٔ مکلفین برای دولت متبوعه نماینده است (کف زدنهای شادمانی) اگر چه در ابتدا این بدبختان با عاقبت اندیشی سخت امیدمانع فریت سمنان ترقی خود مقابل دولت خود برخاستند، مگر در نتیجه بجز از تباهی و بربادی چیز مرا ندیدند در همه جا مقابل عسکر شجاع و دلیر ما مثل سنگ فرار کرد میگرفتند (عموم مظفر باد عسکر افغانی! کفهای شادمانی) لکن اید و صد حیف که بلدل من عاجز ازین واقعه رسیده اینست که نقص و خساره طرفین بر آمت محبوب من برامی سلام عاید آمده است! از خدا وندید خواهان دشمنان ترقی افغانستا را نیست و نابود خواستار میگو آمین آمین کف زدنهای شادمانی] تصور نکنید که این جشن مسرت استقلال در موسم خزان هست زیرا در این جشن ملت خزان هم بهار است- بلی برامی با هروقتیکه مسرت و خوشی بدست اید و برسوم و مقصد خود کامیاب قائم باشیم بهار است (کف زدنهای) از انجا که این استقلال را خداوند کریم بافغانستان از همت و شمشیر بران عسکر عطا کرده است! و ازادی خود از رو سریزه گرفته ایم، از تمام عسکر اطهار مسرت و ممنونیت دارم [عموم ما از شما رضا مندیم: کف زدنهای شادمانی] از طرف خود اصاله و از جامه غیر کرد عائنا انقدر عرض میکنم چون برای ترقیات دین ملت و مملکت کوششی ازاد تا بیدار مندیرا بملل می برو دانم بیکس نمیتواند که این ارزو و تمنا را بربستانه ! و با این مسلکی خیالم را که من نسبت بترقیات افغانستا در سینه ام ابد ماغ دارم و تا امروز انرا بکمال کامیابی پیش برده ام و بعد ازین نیز بتوفیق خداوند ی انرا پیش بردن میتوانم دور کند [عموم از خدا کامیابی تا نرا بخواهم: کف زدنها شادمانی] اگر تبغضی از جاهلان سر راه ترقیات ما خود را امیده و گفته میشود که دشمنان دین دولت و مملکت ما بسیارند کاش و انها مینمایانم و آگاه میکنم که اگر بدخواهان بیارست الحمد لله دوستا وطن اران شمشیر نیز بسیارست و ما فردا منو و قصد که داریم حاکم بوده طاعت که میابد ست خدانورا کردنی استیم [کف زدنهای شادمانی] خیر و لطف نظر و رحمت خداوند بنیر با ماست، زیرا که ما بر ا تأیید دین و روشنی شریعت معوض و ترقی ملت و مملکت خود کوشش داریم و جانها خود را بکمال صداقت درین راه فدا میکند و مانند دیگر اشخاصی که برای نفع و مقاصد شخصی خود با مسلا برده گلیت کاری میکنند، نمی باشیم و پس از طلای مقصد خود را بیار خداوندی در مقابل تمام دشمنان تراخو از داخل باشد یا از خارج یک قسم امین شرمیرا. باقی از درگاه خدا وندی ارزو دارم که ان مرد بلندی را که از خیال و خواهش من ظاهر منهد است ترا افغانستان نصیب کند! [عموم آمین] هر کس وطن خود را طبعا دوست میکند مگر لت خود را فنیر بتر از همه دوست دارم و نمیتوانم که این نسبت بدین عشق و محبتی که باشم دارم عاشق به پرور زیرا دلچسپی علاقمندی من با آنها بلند تر از مرتبه عشق [عموم زنده باد شهربار محبوب القلوب: کف زدنها شادما اله العالمين عموم شما را در دنیا و اخرت کامیاب داشته باش! [عموم آمین] اله العالمين ! هیچ وقت ما را ممنوع مشمنان تم و شرمسار نگردانی که ما بر آ ترقیات افغانستا دیم بجان دال همته خود دانیم [عموم آمین کف زدنی شادمانی]. --- page 239 --- جريده حقیقت کابل شماره (۳۱) جلد اول دوشنبه ۴ عقرب بسم الله الرحمن الرحیم الله اكبر الله اكبر لا اله الا الله والله اكبر ولله الحمد و لا آله الا الله محمد رسول الله (غلقله عموم ایضاً) باقی بر شما بخوشی و خرمی ایام جشن را بگذرانید و بکمال شادمانی ساعت تیری کنید و با همدیگر بخط محبت و شفقت و آرامش داريد. سه مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن ـ که در طریقت ما غیر ازین گناهی نیست. بعد از اتمام این نطق ذات ملوکانه حضرت اجل مفخم آقای عبدالقویز خان از یک مرتبه مقابل کرسی جوف این جمع عسکر بدست عرايض ذیل را از جانب عسکر بحضور اعلیحضرت بسايت بكمال سلاست و طلاقت بفرض رسانیدند نطق و تأثیر جانبایك از دلها می ستاد بانی تحسین و تقدیر میشد. عرایض عسکر بحضور امیر اعظم و پرور غازی بحضور اعلیحضرت شهریار قهرمان اعظم غازی: عسکری افغانی را بکارنامهای قیمتدار تاریخی که ..... خدای کریم که بخوابد یک مملکت آوار و شتیر و حملات محتاط و افتخار پرور آن آینده است معطلیه ..... ابراز غیرت و خیانت خائنین داخلی و قایه کند. اراده الهی بآن پیرد عسکری را از رنگ مجلیه فرموده اند. عزت پس از ششصد سال استقلال این دین شش سال که از گیاد تا از ولادت وجود یک راد مرد ضربات ثبت دولت را کفایت سلطنت بفرض مشکرانه ذات اعلیحضرت شما نمایان یافته دارش داده بتوسط عقل کمال و فکر سالو که: ”آن قوم اندرا مساعی جمیله و اهتمام جلیله. در راه اعتلاء سعادت عقل عطا نموده افراد ملت را بجای یک اردهٔ محاربه شمات و ترقی اردو بنظیم و تنسیق امور عسکر ی ما، با الزمه.... شوکمت تجهيز اسلحه اخلاق مجد ساخته ـ بعلمت، صداقت، مجالت، و حوائج آن مانند تأسیس مکتب حربیه مکاتب دیانت، امانت، فداکاری، سربازی، جانسپاری خون عسکریه بصور اساسی جلب ضابط، فنون حربیه عسکريه و قهر شکری هست ارزانی داشته رزمگاه حیات آنرا تدارک طیاره با و پیکر ـ وضع قوانین نظامیه، نظام بهر وسایط بحریہ وسایط تحفظ، و ستم کامترین مسایل تمید تشکیلات مطبوعاتعسکری اصول فدر عسکر عالم عسکری نماید، و ملت سارت دیده را از حضيض ذلت باوج افغانی را درخشان میدارنگاه قیاوترقی را بتوجهات جهانگر ذات نامور شما نمایان میگذارد جاوید اردهٔ همایونی و غلام با سر پذیر لو با این قوماندان میدار معتر عالیقاه خاطر عسکر ی فغانی که دوره ایکه ملت و محافط حقوق و طرح آن صدا با ترقی و موانع تعالی را شکستانده ـ اوردیکر ممالک است و مکافات خدمات برگزیده مساعی جميله سهام سنوات ستوده صفا شان بصوره شنده قومانده عسکری ـ زمام حکومت ـ طه و کوشش حلاله که تمدناً افغان اعلیحضر شهریا ر شهرداد شاه امها اداره را در دست گرفته اند شروط عظیم قائدی دینامه الحريزنا موبأ تدبير المحاهد في سبيل الله فاز (امیرالاسین) عقلا خواند کتب این شمر قهریا میت، در راه استقلال لات مؤسس اردهٔ منتظم افغانسان در راه استحضار استقلال اعتلای خویش و بحصالی آن و بکمال رشادت و بهادری و ترقی نظر و لسق امور عسکری برار و لیست عکثیار اعلیحضرت امنی و انتباهی شجاعت در از در می که قائدان عسکری را شکالی موفقت کرده اند اینک با تشکر با احساسا فداکاری سزاوار مینماید بحسن صورت وغایہ العابه ملائی بجا کرده و باین وجانسپاری خود را در حمله انج ہر زمان بر آہو گونہ مقاصد عالی رویات حیث الراعسکری افغانسا نز فیمابین دنیای عسکر ی وایشان در صاحب امتیاز فرموده اند، بل صفحات تاریخ شما بر کتاب همایونت تقدیم میداریم. بنده آقا علی سلام می کنم و عرض می کنم که محط در کابل می باشم امید وارم بزیارت شما مجرف شوم و بپای شما بخطم و این هم رضای شما است. (حفظ محمد حسن بای بای) (از طرف محمد حسن) --- page 240 --- شماره (۳۲) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشینه ۴ صفر مبارک است باحباب جشن استقلال (از طبع لطیف جناب آقای محمد شریف ناز الطف) جذبات صحیح خطی موج دار چندے قبل برین مندرج بهار امد و زد خیمه نسترن بچمن برید لاله و ریحان سنبل و سوسن ز خون دختر رز ساقیان سیمین تن قدح قدح می گلگون کشید در گلشن بعهد سلطنت خسرو خجسته خصال مبارک است باحباب جشن استقلال آقای عبد العزیز خان در شیرپور معاینه و آن عندلیب بامید گل بیدل رسید فصل بهار بجوباتی گلرخ که جام باده بیار بانتظار تو تا کی کشیم رنج و خمار زبان شمع بهر انجمن کند تکرار بعهد سلطنت خسرو خجسته خصال مبارک است باحباب جشن استقلال ناشری که از دارالسفره هند واصل شده اند بمدد فزیانه صمیمی از حضرت ممدوح و قوام بدل نه فکر زمانه نه غم ز ایام است زسیر رشته الفت رمانه بر دام است نشاط باده کشان در صراحی و جام است بیار باده که امروز جشن اسلام است بعهد سلطنت خسرو خجسته خصال مبارک است باحباب جشن استقلال عسکری غند پیاده آقای محمد هاشم ردو بدل شده که اگر باینجا مندرج آن عطف قلم نمائیم بمقاله شنیده ام بگلستان حدیث وصف الحال زبلبلان خوش الحان باین ترانه مقال رسیده دولت افغان برتبه اقبال نگردد خاک مذلت باسمان جلال بعهد سلطنت خسرو خجسته خصال مبارک است باحباب جشن استقلال حاصل و از مندرجات سایر حکایة رانده ایم با لجمه آقای عبد العزیز خان در سمت جنوبی ولتیاووت و سفیر شمع گل که تازه از ان گشت نوبهت کاوطن آن شہنشه که بود بار و غمگسار وطن بدوکشن جهت خود تا نها ده باروطن ا دمی نیافت فراغت زفکر کار وطن شد که بسته میان بهر خدمت ملت : فروغ چهره او شمع عترت ملت شجاعتش شده دارای غیرت ملت باسما ن رسد امروز نعت ملت آن اطراف نواحی در احمد شه خان و گذشته در میاحلی اینجنجره غازی بر آن طرف معلوم شد و شاکر آن در اثر آن آقای محمد هاشم خان ترقی وطن از علم میشود پیدا کمال حسن فن از علم میشود پیدا شرافت سخن علم میشود پیدا هدایت یمن از علم میشود پیدا خدا پرست وطن دوست خسرودانا بحق خلق جفا را گرفته تهیا زسر زمین یوروپ تا بخطه ایشیا بر ملاد لواء محبت بالا ضبط نایبند پرش د پویش برساند انجدان الوح رفتن محافظه غند پیوستن شناور برادران عسکر خود خود فاما در استخلاص اینجه جرید ستم دیدگانه خلیفه حامی دین پیرو رسول الله :: شجاع و عادل و غازی امیر امان الله ملک کرد رقم نسخه کلام الله :: رقم به تیغ تو زد جدی سبیل الله بعهد سلطنت خسرو خجسته خصال مبارک است باحباب جشن استقلال برین شیوه بپاره ترین منطوقات پیدا میکند قرارگاهی نظامی در سمت تخت با قلم صنع صانع تقدیر بلوح نسخه هستی ترا نوشت امیر خدا که داده وجود ترا چنین تاثیر اطاعت تو بود واجب صغیر و کبیر زمانه چون تو شهنشه نیاورد بقدیم ببرده باری و حلم وحیاء وجود و کرم مفصل هیات بوصف خودت با این قلم که کلک صنع باو صاف تو نویسه در قم خسروی کوکب بختت چو مهر تابان باد بر زمین که رسد مقدمت گلستان باد زکار دار محبت دوستان دشمنت پریشان باد زحادثات زمان ایزدت نگهبان باد قلم چو کرد رقم این مقاله عالی نیز بدر بزم حجة نوعیب بنمای عالی بیا د از دل طنت مخبثت خالی خوشس است چت پیال سرور در تو هم حالی در تو سعه سمت جنوبی بقطعات عسکری رسان است و برین روز باها سابق اشعاری وطنی أبیات بحال و از طرف دولت مقام سکوبیت آقایون و همچنان ملکان و امره که درین اظهار صداقت نموه نیز در بین مقام مسطور و گزمزیکه حاکی توجه آهالی بامیان است --- page 241 --- سراج الاخبار تفصیل مقام دارالسلطنة کابل داخل افغانستان ممالک خارجه وراء بحر قفقاس این اخبار بطوار ایام تعطیل در کابل هر روز نشر میشود دیگر مقامات در هر پست منظمآ ارسال میگردد، امور تحریریه بمدیر جریده ارسال مقالات واصله در اداره مانده جریده در اندراج و اصلاح عدم انتشار ازاد است . اشتراک بتوسط تخانه های بصورت نقدی وجه الا داریا میشود قیمت ربعی کابل ماهیه سالیانه ۹ ۵ ۱۱ ۷ ۱۰ ۸ ۲۰ ۱۱ شراکت از ساده علماء و طلبه معاف و سائر اهالی باید اول، اما در ممالک خارجه قیمت ششماهه و یکساله مدیر محمود طرزی عـ ۳۰۳ ۱لـ نگاشته سید طالب الدین کشکی جلد (۱) کابل چهارشنبه عقرب ۱۳۰ ش ۲۳ ربیع الاول ۱۳۲۹ ق شماره ۳۳ تشریف اوری اعلیحضرت سراج لایا فغان حضور محترم خبر ورود آن عساکر منصور افغانیه را که از طرف ولایات افغانستان بغرض تعلیم بدست و پناه پسند انتظار واسطه کمال جد بندگان والا دفاع این گل جمال و تحویل در استعمال سمت جنوبی از خیالات ا که اظهار قارین محترم حسب الموقع در روزنامه ها خوانده از احساسات و نظریات و جذبات آن سر باز ان شیر افگن بلا کسب اطلاعات کرده اند. اینک خواهشمندیم که بصورت شرفیابی این سر بازان افغانی در حضور اعلیحضرت همایونی و بشندار کلمات شفقت آیات ذات جهانبانی و بنده پرواز تظاهرات اخلاص کیشی و عقیدت مندی این عسکر افغانی را نیز تبصره صحیفه اطلاع تماشا قدوسی نمود قارئین محترم را از ان مطلع و مستحضر دارید. برادرم عبدالسلام درت بی درین خویش تقریبآ هشت صفحه طومار را بغرض اشاعه به کابل داشته که ما ازان بمناسبت ذیل را اقتباس میداریم. روز چهارشنبه ۳ سرطان نظام نصرت انجام ولایات افغانی بترتیباتیکه در موقع نقل و حرکت صنف علیہ عسکری لازم است بعرض شرفیابی والاء لقاء میعیت و مسرت انتمای همایونی از جهاونی نیر بور وارد شهر دلگشا گردیدند. مردم وطنی و اشخاص ملی نیز در اطراف و در عقب تحرک اموری که متصلا داخل بنادر فرمان و پشاور بر حصہ شا لشکر گردید صفوف نظامی جانب شمالی قصه کاملا تربیع کردند نظام بر آنوجي و سواره و پیاده و غیره مقررست از بستر سراپا انتظار استماع کلمات ہمایونی و تماشا شده دیدار و فرحت با رذات شاهانه بودند تا اینکه حضور پر شرفیت بر ورقه سایبان انجا ایکه جائیکه محاذ وسطی نظامیاں مقابل بود انداها به جہانتاب بخلا افزای ابصار و انتظار گردید --- page 242 --- شماره (۳۳) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۲۹ علی الخصوص قرائت نامہ خدا را بزرنگ مراسم تعظیم بجا میآوریم مقرر است که با گردید نطقها کلمات دعائیه اطراف وجوانب مسگرانه بعدہ ذات جهانبانی کلمات جواہر آیات وحیانات ارحه مفصل و مسمی را ایراد فرمودند که با در دیل بایراد مطالب عمده بعضی از کلماتم درین نشانہ مضمون تاریخی افزائی روز نامہ خویش را می نمائیم مطالب عمده نطق همایون الحمد لله که شما بصحت میبینیم پایتخت افغانستان خانه شما است همه شما بخانه خود آمدید! ماند نباشید! [ عسکر : سلامت ...] انسان بعضی اوقات اشکالاتی را که بدر و عاید میشود اگر ببطنها نظر انگاه میکرد و او را بخود شرو ضرر می پندارد، مگر در حقیقت از ان برای وی فوائد بدست آمده شجره ثمر خوبی برایش حاصل میشود! [ حقیقت این کلام شاهانه در حقیقت ترجمه ایه کریمه که مومن یا مسلمانان آشنا شد، یعنی ان تکره واشيا وهو خير لكم وعسى ان تحبوا شيئا هُوَ شر لكم ] واقعه سمت جنوبی اگر چه در اوائل خلافا عسا پر دلته میشد فاما در واقع بسیار مفاد کلی را بزیر وایت متبوعه تان بهم رساند که از جمله آن اول دید این ولا تمام و دست ماست با شما عسکر با فرزندان غیور و او فامون میباشد. اگر چه بسیار آرزو داشتم که شما را به مینم لکن فرصت وقت و کثرت مصروفیت بمن اجازت نمیداد، زیرا خدا وند شاید است درین ۶ سال با اسلفت یکدقیقه و یکساعت از هدایتما معملت و دین مملکت کہ بآت ما و شما بسیار در یکها حقوق دارد فارغ نبوده ام و همیشه خیالت ترقی و نما شما را جستجو نموده و بر خو اورده ام [ عسکر : عمر و دستم با دشام دوم علاوه برین مساعیاتی که دولت تا در ترقیات عالم عسکری بکار برده هست این مشکلات تشکیلات و تنسیقانی کہ پروگاه او رو هست این اسلحه و اثواب مشین کرنائی توتم جدید اعلی و طیارات دیگر لوازه عسکر یه که مهیا رفته است خواهد تا که همیشه تر و خوبتر تر در ترقیات و تنظیمات ترتیبات عسکریه تجهیزات ان کو شارا میایم و در راحت همیم در صد د خرید از خساره بود لکن سیاض وقوع این بصور تو ر درین مورد یکمهیا این طیارا را که می بینیم اگر این مسئله در میان نمی امد البته تاده سال دیگر هم فوری در باره طیاره بعمل نمی آمد! سوم : تاحال با از داخله خویش که بشمار و زر شان مناعلت دارم و آنها را از خداوند خویش ترقیات و اعلی ترین کامیابیها آرزو و و بنوی وی این میدانستم که برخلاف توقع برعلیه حکومت خدا خواست و بقدر الله خویش خواهند گشت، واگر کاملا منقسم که لطف خدا وند و روحانیت رسول اکرم قوم ملت نسبت شما عسکر با است مگزین بود، لامن رابا را بسیار دوست داشتم و بانه بسیار لطف کرده بود هم چنان گمان میرود که بعضی از اقوام جای ما را دشمنان باز برو ما ایستاده خواهند کرد، از ین آما، که باید قوا عسکری ار تنهاب برای رفع دشمنان خارجی خارجی و داخلی بایستی بیک پیمانه کافی آماده و موجود اگر چه نظر بصداقت راستی که در خدمت ملت مملکت و با این چنین قوم شجاع و همدرد و تیم شریک دلاوران که بار نا داد مردانگی و با ار مخواهی و وطن پرور خود را و باز در مواقع نر مردانه و از بکمال گرمجوشی و پاختر داد صداقت و محبت و اطاعت را وا بهمت و فعالیت خویش این واقعه را دار اند، امیدوارم که در همه جا و در بر وقت برد خویش کامیاب فاتح خواهیم بود [ عسکر : همیشه شها را مظفر و منصور دارد ] [ باز عطف کلام حقیقت التیام خود از وقایع سمت جنوبی نموده بعد از حکایه سر و جهالت سنگی و نادانی و غدر و خیانت کے آنها و رحم و شفقت که رد دولت بدانها فرمود افسوس میکنم بر حال آن قوم جاهل وناد --- page 243 --- شماره (۳۳) مجلد اول جریدهٔ حقيقت کابل چهارشنبه ۱ عقرب ۳ اجمال پیشکش فوج کابل بنده غازي علیمون با ا خود را ندانسته بعصا گرانیست یا طرائف واكناف نعاسمان جسار و ساختند بشما هم که شرف لقا و اعزاز مکالمه ذات شاهانه بیجوا یافته از ملاقات تان بپشتیبانی فراح دیده مائوریے و از بیانات شما بسینهٔ رحمت کنهٔ اسرور دست داد الحق طور که ذات ملوکانه ارشاد دهتند که این اقعه در آغاز تصور بشر تلقی شده اما رفته رفت بعیان پیوست که از امثال این وقایع برائے آتیهٔ فعالیستان و تجر‌بات و ترقیات و نيات حکومت ان فوائد عالیشانی هم مع ست نيز ازین واقعه باید ممنون باشیم که موجبے فیانی انجضرت در پیائے و حصول فضل الهی گردید است تا محارثمرے بزرگی و که خیر اوران باشط و اینکه فرمودید که ما بعد ازین خواستندیم که بیشتر تر در ترقيا و تعالیات عالم عسکری بذل مساعی میغدایم علیحضور اگر بدیده حقیقت نگریسته شود نظر بلطف وکرمت علمحضرت بر عالم عسکرے اردوئے افغانی تا حال بزمایه از کرمائے دینها پیما دریست خود بیت بید نواز تے ست برادرانه نمیدنا وجه و معاونتی ست دلدارانه فرار نموده علاوه بر تجبرزات و قطعاشته وتحقیقات خود او معنویون منظور داشته در یمینه قلیل به طور الات و ادو او اقوا د نفنگ ماشین کنجها حلباره گوناگون طیاره تو فقهاست واله دیگر لوازم ما را بر جهان جهانیان شرف فخرتے بیجار عطا و گره فوقها پیما را از تمام فرقه های معنی و از تمام مشا کلا و اعصا بها هاداوره و بیا اینچنین منصف عفتی عطافر مودی که بر طبق ہدایت سرور ادین اسلام کار روا نمود مصداق کریه مجاهدوا باموالكم وانفسكم في سبيل الله گردید ای قبل از شریعت برورنا و تمام اردو افغان بمقابل نئمہ عنایات ابنا وانا دو شکر نوازیشتر بازیگر قطره خون تار بربها بر زنایم وان بال همتنی با سمانخور با ولواً ثرا در راه رقی دین مبین اعلای الی حفظ امین بآفرین خود و سرکوبی و گوشما اعداء داخله و خارجه ملت مملکت خصصی شخص است خود راهم بکر و خریب نفس بلاک میکنند و فرزندان و اطفال و عائلهٔ خود را نیز بر باد و تباه می نامند معلوم ست که این قوم جاہل نه تنها ملت را شکره بقتل میرسانند وقتل و تباهی و بربادی خوشتان نیز از دست خود بوجود واور د میکنند. امروز فرزندان و زنان و عائله شان در کوهابا نہایت سخت و سرد از دست جہالت خودشان تبار و بیجوه و برخوت گرفتار اند. ای بدبختان چرا برادر عسکری خود را میکشید و خودتان را هم بقتل میرسانید بگذار تا این قوت را ما و شما متفقا در راه اسلام جهتہ ترقيات افغانستا صرف کنیم! بگذار تا این گله و بارود و جنجا ئیه را کہ افغانستان از سہ پشت با بیطرف بغرض حِنا این خطہ اسلامیه از شر اعدا اندوده ست بمحل اصلی آن بصرف برسد و این هیچ انگشت ها یک مشتی را تشکیل داده طپانچه رخسار دشمنان افغانستان گردد! افسوس بدو چیز می آید (۱) با این طائفهٔ نادان بسیار نیکی ہا واحسانہا بے از حد مزید نمودم لیکن اولتر همین قوم احسان فراموش بردیم بر خلاف شخصی که با یک سگ احسان میکند، سک احسانا فراموش نمیکند بهتر یکه نسبتا با یک اسپ ملاطفت میکند و یا او را خدمت می نماید و پر ورش میدہد احسانش میدانند (۲) از ہر طرف کہ نقص گردد و کشتہ شود نقصان افقان و مسلمانان یک مثل بودہ از ہر طرف کہ شو کشته شو اسلام اما واسفا فی الحال آن مثل بر عکس افتاده ست از ہر طرف که شود کشتہ نقص اسلام است [در اخر این دیگر کلمات رقت آوری را نیز بر ادکمان بہین موضوع ختم کلام فرمودند. *....*....* --- page 244 --- شماره ۳۳ جلد ۱ جریده حقيقة كابل ۶ عقرب قربان و فدا نمائیم دیگر چه کرده خواهیم توانست ۵ احوال این اشتباه چه محتاج بگفتن است هر مجمع حالت این درمانده روشن است اعلیحضرت هم بسیار متاسف و متحیرند بر حال جهالت اشتعال آن برادران احسان فراموش سمت جنوبی خویش که از امرة الله مانند تنها یک اولی الامر از حد مهربان خود چندی قبل برین نخیان نموده کفران نعمت کرده بودند و در نتیجه از حسن مکارم و نیات فی آلایش پاک این و همت و فعالیت خدام صادقیت براه اسلام شتافتند و حق را در باطل شناختند! خوشا بحال آن همقطاران و برادران غازیان و آنا فاجعه مردانه وار داد اسلامیت و افغانیت خود شان داده براه اسلامیت آوردن آن برادران گمراه و آن باغیان ضلالت پیما خود کامیاب شده نیکنامی دنیا و آخرت و رضای خدا و رسول و اعلیحضرت را اکتساب کردند اعلیحضرتا بعشق و محبت و خلوصی که عموم ملت سکنه افغانستان نسبت بذات شاهانه دارند در هر سه مواقع اظهار همدردی و غم شریکی نموده و می نمایند تا ما از نیات قلبیانه و رقمانت اعلیحضرت کاملا است مطمئن باشند که خدا و رسول دنیا و مافیها معاون و مددگار شان است چوخسرو بفرمان داور بود : : خدایش نگهبان یاور بود ایکاش اگر ما فدائیان و سربازان حقیقی اعلیحضرت غازی نیز درین مفرت و اعزاز تاریخی با دیگر برادران ملکی و نظامی خویش در راهنمائی و گوشمالی دادن باغیان سمت جنوبی شامل می بودیم ای پدر شفقت گستر و ای قهرمان عدالت گستر ! مطمئن و شادمان باش عموم ملت و کافه رعایا صادقانه بر خلاف باغیان سمت جنوبی و گرانان و کافر نعمتان جهانی و جنگلی مساعیات جمیله ات را در راه ترقی و تعالی مملکت افغانی و اعلای کلمة الله و محبت این دین اسلامی بنظر عزت تشکر و امتنان می نگرند ـ اینک چاپران مدعاء احرام و وصول قوای متحد و ملکی افواج ملی قوای قومی از تمام اطراف اکناف افغانی بکمال گرمجوشی و پافشاری است بر اسرکوبی و گوشمالی و فنامودن و برباد نمودن این اقوام جهالت التیام که منافع مشروع وطن پافشاری دارند بعد از رد و بدل گذارشات فوق که ما حضار از تحریرات فراغ یافتیم باز مراسم تعظیم و اداب بندگی اعلیحضرت معظم غازی مان از طرف عسکر بجا آورده به پهلونی رخصت شدند کامیابی عسکر افغانی در سمت جنوبی نیز و معذرت خواهی هزیمت خویان فقری باغی اطلاعات در لابور آکمه بدین تا کید هرا که اداره ما از مجاری موثق که با نظامی در سمت جنوبی بهم رسیده اند نما تا مکتوب و ظفریت عساکر را مانند سابق در مقابل بغات مزده رسانده اند عده از عسکری غند مزاد فیض آباد بعوض آن سپاهیان که برای محافظه و پیره دار با اسیران و یرغمل های اغنیا بکابل آمده اند احضار بطور قوة الظهر بر سمت جنوبی فرستاده شده اند نقل چند قطعه معذرت نامه و معذرت خواهی که نقطه در دعایت پایان سمت جنوبی (که چندی قبل دین ستیزی باغیان بودند) نیز باداره ما رسیده است که در ان اظهار رفتار و گفتار احمق خود نادم و پشیمانم و در آتیه خواستار امان و متعهد اند که در منافع حکومت جزئه خود و عظه نصیحت را گوش خواهند کرد، در آتیه اگر مکن شد عینا ناقل آن معذرت نامه را در خوان خواهیم نوشت یاداوری چون بر انگیزه ها ابلاغ و ترغیبات و مخابرات (این خصوصا یکروزنامه در پغمان هر روزه طبع میگردد و قابلیت و تکاپوی نزدیک محظوظ و مستفیض میدارد، ازین رو اداره چنان مناسب انگار که تا هنگام اختتام (بحرانیکه اعلیحضرت غازی و حواشی که از طاقتی را که هر روز افزون ایراد خنده انزیر مضامین کار و شماره (۳۳) خود مجبورا کوائف بقیه ننوخته و در خاتمه در یک اخبار خوش که آنرا جهة تفریح قلوب ناظرین اطراف و ولایات حکومت ای... --- page 245 --- شرح اشتراك تفصیل مقامات دارالسلطنة كابل داخلة افغانيستان ممالك خارجية وزرا و سفرا ششد ما هه سالیانا ٥ ٩ ٧ ١١ ٨ ١٥ ١١ ٢٠ قیمت ہر نسخه کابل و اطراف مكاتيب خالصا برأى افاده عامه داخلا و خارجاً مفت براى مدرسگان مكاتب كابل تبادله: با جرائد اسلامی و شرقی قیمت شماره: عموماً از هر کس یک قیه حقیقت قواعد و ضوابط این اخبار بغير از ايام تعلیل در کابل یکروز بعد نشر میشود و بدیگر مقامات در هر پسته منتظماً ارسال میگردد، امور تحریریه نگارنده درحقیقت «ارسال و مقالات احسنه درباره افاده عامه که براه اخراج و اصلاح و علوم انتشارش آزاد است . اشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصورت نقدی از همه جا بملا دریافت میآید نگارنده برهان الدین شگی ١٣٠٣ جلد ١١ كابل شنبه ٩ عقرب ١٣٠٣ ش ٣ ربيع الثانی ٤٣ م ١٣ ق شماره ٣٢ نقل بیعت علما و فضلاء سمن جنو بی (باغی منگیر عنقریب مطیع خواهند شد) نامه نگار موقر ما از زر مست رقم طراز است که بیعت نامه رجال دانش و حکومت متبوعته نیز چون مقصد عوای در تباهی ذیل را جمهور علماء وفضلا و روحانیت مآبان این اطراف و جوانب و بربادی این اخوان نادانی باغی خود یار اندارند باینکه جوئیر که هند سے طسلیمین از سرف یا وه د رایان اترى باغی مهرزه شده ازین مکر و فریب و خدعه آنها آگاهان بانصس راه ادائی درجواب آن فرمان شفقت توامان اعلیحضرت معظم غازی بدد و جهل و عارفانه را بکار برده تا میتوانند با صلاح و تالیف افغانسان عرض و تجرد و تقدیم نموده اند که توسط منسبدار قلوب آنها بپردازند . بزرگ شگری اینجا برای تسام رسانیده شده است- بالجمله ما در ذیل خواند سندی که عینا نقل همان بیانان درین ایام چون چاره از هر طرف بر آنها حصر شده از حمله جوابات علما جنوبی که دران امضا کرده و هر بسیاری از آنها بوده قوائے ملکی و افاغنه افغانی این منطقه باغی را محاصره تمام نامه را ما از ان میان بنوشتتن اسما چند نفر معتبر و صاحب نمود است و ظاهر هر کدام آنها در طبقه بلا یا تا عوام بخوبی رسوخ آنها قرار ذیل پرداخته است تا بسنویسیم :- شروع دانسته که این اقدام باغیانه شان خلاف دین و شریعت فدائے حضور مبارک پادشاه اسلام غازی دام قباله است ازین رو فتوای اذا ادرکه الغرق قال انی تبیت عرض خادمان دین و دولت اسلام بحضور مبارک انکه :- برایکه فرعون غرق مشد گفت اینک من ایمان آوردم فرمان مبارک از مورخه ۲۱ برج اسد که اسمی ما خادمان مجبور را بر کدام در راه فلاح و نجات و دائم الفرستادن معد مرقوم شده بود مورخه ۲۰ سنبله بامان خادمان اسلام بحیات نامه ها و تجدید بیعت ودست اندا و بس ! فرمان مبارک سرفراز شدیم مضمون مخلص فرمان مبارک --- page 246 --- شماره ۳۴ جریده سراج الاخبار افغانیه شنبه ۹ عقرب اینکه :- بعضی مواد نظامنامه را که علمای سابق بر اساس مسائل ضعیفه شرعیه گرفته بودند همه را اصلاح کرده از انظار نامه پاکنیده شد چنانچه اعلان موضوعه برای دانستن شما فرستاده شده علی هذالقیاس امید میدارم که دولت علیه ام افغانستان یکدولت اسلامی است و هرگز آرزو ندارم که هیچگاه خلاف اوامر شریعت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم حکام و مامورین دولت افغانستان رفتار داشته باشند همه اساس حکومت بر طبق شریعت غرای احمدی بوده از روی اسلامیت خواهانست شکر گذارم که الله تبارک و تعالی این عاجز را که پادشاه افغانستان ساخته و برای خدمت اسلام خلق کرده باشد دین حنیف محمدی فرموده است و عهد کرده ام تا زنده باشم برای اعلای کلمة الله خدمت دین محمد رسول الله کوشش ورزیده و در راه اسلام و روشنی شریعت متبرکه اسلامی سر بازی نمایم . رعیت پرورا ! الحمدلله رب العالمین وجود مانند شما یک پادشاه اسلام از نعمت های عظمی است ما همه احکام اعلحضرت معظم غازی خود را که مطابق شرع شریف است بسرو چشم قبول داریم و همواره بدعا گوئی و ترقی دین و دولت اسلام و قوام سلطنت شما پادشاه اسلام اشتغال مینمائیم درین ایام که دیگر خدام دین و دولت بتالیف قلوب و اطاعت عموم میکوشند ما نیز با ایشان همنوائی داشته در معاونت شان کوتاهی نمی کنیم و ما علمای و سادات متفقاً برای هدایت و رهنمائی اهالی و عضویت می کنیم چنانچه اکثریه مردم بر احق و حقانیت شتافته اند آنانکه تا هنوز در جهالت خود مانده اند نیز امید داریم که عنقریب براه فلاح خواهند آمد ۲۸ سنبله ۱۳۰۳ امضا ملا محب الله ملا شیرین گل ملا محمد الدین ملا عبدالوهاب مولوی محمد اکبر شاه مهاجر ملا طری ملا نعیم الدین ملا عبدالمجید ملا محب الله فقیر آباد ملا محمد محمد مهاجر و غیره علما و در سادات : فتوی علمای شرقی [نقل فتوی است که علمای سمت جنوبی درین ایام اورا تصدیق و تحریر کرده در سر تا سر سمت جنوبی تقسیم نموده اند، حقيقت ] هزاران شکر و سپاس مرخدای را که از جانب سُنی اعلحضرت طاع مُعظم غازی مہربان ما اعلحضرت امیرمان جان خان خُلد اللہ مُلکهُ وَسَبَّرَهُ وَاحْسَانَهُ اخباتی و اشتهارات با فرمان مبارک ایشان کرده درین تر و دفتن و انتظار شرف ورود نمو و شمیر غبار شک و ارتیاب را از دلهای ما اهالی ساده عوام مسلمین زدود و از لجه بحر عمیق مظان طغیان و بغی بر ساحل اطاعت و آوردند و صالحین عدول دولت علیه افغانیه را که در یک عالم شقاق و نفاق و محسوری بودند تقویت و فرصت بخشید و مسایل حق اندیشانه و خیالات شریعت بیگانه و در شماره (۲۱ و ۲۴) صنف اول و سوم و دوم مسله (۲۷) قیمت حیوانات که سورت شرعیه اشی از حاکم قاضی محکمه دیگر بمحکمه قاضی کابل بیاید : ۳۰ میز ان کابت ۳۰ : میزان بلو چند ست و کابین سرطانه نیزان پیله بندی در ایران میباشد --- page 247 --- شماره ۳۴ جریده حقیقت کابل شنبه ۹ عقرب پرورانه ذهن نشین قلوب گردید و از جنگلهای دشوارگذار حدران است این دره از اطراف و جوانبش مراقبت و تحفظ عموم افواج بویژه غازیان خا جمله عنایات خسروانه که دران محسوب امر هجوم و اقدامات شانرا برین یاغیان دارند قاما از طرف منصبداران عمده عسکری نظر بدینکه تعرض عسکری در دره بود ممنون شدیم پس بر همه مایان کافه حدران بالفعل چندان مفید نیست تا تگ و مالی دران مقاوم معطل است، لکن در بعض هنگام که از تجمع آوری انام از خواص و عوام لازم بوده که پادشاه باغیان در سینه بدی شان اطلاع می یابند علی الفور بر آنها حمله آورده جمعیت شانه پریشان میسازند چنانچه مطاع ذی اقتدار خود را مطیعان بحال درین ایام در اطراف باک خبر اجتماع باغیها بقرار گاه افغان بهم رسیده در نتیجه یک قوه نظامی و ملکی برای سرکوبی آنها و جان خود بالبوده و میباشیم و بیعت اعزام یافت بعد از محاربه قلیل داخلی اسلحه تلفات و مقتولین با یارمانی میکنیم و سم ادل باوشان سحبت یک شکست سرانجام هریت نصیب باغیان آمده درین مصادمه متاسفانه باغ ، ببرگ خان که یک اخلاص ن کرده بودیم عبدالکریم فراری که بمقابل کیش دولت متبوعه ما و فدائی اعلحضرت غازی بوده و در جهاد سابق بمعیت سردار اعلی محمد نادرخان خدمات شایان در علحضرت معظم غازی طالب بیعت از وی سر زده برتبه رفیع شهادت پیوسته و ملی سلطان محمد سر اندکی مجروح گردیده است انالله وانا الیه راجعون با هالی سمت جنوبی بود بحکم کتاب ما برای ببرگ خان خلد آشیان دعای مغفرت و برای بازماندگان شان صبر و تسلیت را مسلئت داریم بیطان و منافق بوده مستحق گردن زدن قرارگاهای نظامی در سمت جنوبی است و ماعلینا الا لبلاغ درین ایام جناب مستطاب علی احمد خان شانا نام رئیس تنظیمیه سمت مشرقی اقامت گزین جاجی و چکمنی بوده در اصلاحات این مقام کامیابانه کار روائی دارند جناب ملا محب الله ملا شیرین گل ملا احمد الدین ملا عبد الوهاب محمد صدیق قوماندان بمقام زیر که در میان خوست و میدان مولوی محمد اکبر شاه مهاجر ملازی ملامسیم الدین ملا عبدالمجید یک مقام مهم است مصروف اقدامات مفیده بود و آقای ملا محب الله فقیر باک ملا عبد الصمد ملا سلام فضل احمد خان که قبلاً خبر حرکت او را از گردیز برادر زرمت مصابا باغیان و رباک اطراف اقام داشته بودیم در میدان خوله و محمد گل خان غند مشر خوست در خوست اقامت گزین بود و حضرت عالی وزیر صاحب حربیه و جناب خوست ۳۰ میزان : درین ایام معلوم است معظم عبدالوکیل خانار قد و جناب عبدالاحد خان و محمد سمیع خان با قوای که بخانه مرکز تعاوت پیشگان مدر پای صعب المرور مکفیه در ارگون ٹو توامشر صاحب محمد عمر خان در سمت واقای سلام خان با حسن دمدار مفرس خوست او را دو را با هسپانوی توجه کامل محمود خان هم در میدان اتمام بمهری بودیم، --- page 248 --- شماره (٣٤) جریده حقیقت کابل ۴ شعبه ٩ عقرب انقلاب در مکه معظمه باعث شکست و هزیمت افواج حجاز و عدم قدرت و طاقت حکومت شریف حسین در حفظ مال و جان اهالی در سرتاسر حجاز یک انقلاب و پریشانی بر انگیخته است چون زیر خطر بودن مقامات مقدسه بنگاه عالم اسلام دچار اهمیت و تقدس خصوصی را مالک است، بنابرین اعراب چنان فیصله کرده اند که شریف حسین را از حکومت معزول، و از مکه معظمه خارج نمایند تا انقلاب در تمام مملکت سرایت نکند. بعد از فکر متمادی قوم برین نتیجه رسید اند که پسر خرد سال معزول (امیر علی) نام را مجدداً پادشاه مقرر کنند و لقب امیر پادشاه حجاز بگذارند (یعنی مثل شریف حسین لفاظ غلیظ اختیار نخواهد کرد) و طرز سلطنت او قرار رفتار یک حکومت ایالتی بوده در باب مقامات مقدسه و حقوق مقا[م] پابند فیصله جمیع عالم اسلام خواهد بود. اعراب سلطان ابن سعود را قبل ازین اطلاع داده اند که تا گفتگوی صلح نمایندهای خود را روانه کنند (اتحاد مشرق میگوید که سرکردگان هند تقرر پسر شریف حسین را هم بحکومت حجاز پسند و منظور نکرده اند) تردید سلطان نجد در دوران محاربات شمال یزدن دلائلات غیره بعض جرائد عراقی و شامی پروپاگند کرده اند که: عساکر نجد بفرط جوش انتقام، زن و فرزند را بقتل رسانده اند. این خبر سراسر کذب و افترا است، مقصد ازین اتهامات این است که محرک الاخوان و عساکرشان در دنیای اسلام بد نام کرده شود (سلطان نجد برای وحدت و یگانگی کل تما[م] عرب تحریک اخوت و برادری را جاری کرده و هر که دران سلسله داخل میشود یک دیگر را الاغ یعنی ای برادر میگوید و میدانند که بهمین سبب عموم عرب آنها را بنام الاخوان خوانده مذهب مقدس اسلام در قلوب و دلها اخوان محکم گرفته است و اسلام اینچنین اعمال و افعال شنیعه حرام قرار داده است. الاخوان مطابق فیصله اسلام و ضمیر خیر خود بهیچ حال بطفل یا تیغ کشیده نمیتوانند، و محض بخیال ازاله همین نوع غلط فهمی این اعلان جواب به مجلس خلافت سلطان عبد العزیز ابن سعود بنام جناب عالی مولانا صاحب صدر مجلس خلافت مرکز یه هند پیغام ذیل تلگرام روانه کرده: — بجواب تلگرام شما در باب مجد و عهد جدید یکه شما با متعلق عموم امیه اسلام مخصوصاً با عرب شکر یه ادا میکنم! از جناب شما ما را همین توقع بـ[ود] لكن واقعاتیکه شما ذکر کرده اید محض سخن آرائی و مبالغـ[ه] بعض اخبار ها است جمله الزام هادی و اخلاقی ہما[ن] شریف و پسرانش باید میگردد. تا هم برای عساکر خود حکم داده ام که هیچ نوع تخریب و بکسی تکلیف و اذیت نرسانند. (زمیند[ار] تزلزل در کابینه انگلیـ[س] نظر باختلافاتیکه در یمن وزارت موجوده در دست پرا[؟] در بعض امورات مخصوصاً در شرایط معاهده روسیـ[ه] و قبولیت ذمه داری قرضه جدید روسیه غدیری بظهور رسیده است باطنا (مجلس شوری) شکستانده شده و در ٢٩ اکتوبر باز انتخابات عمومی روی کار آمده در نتیجه دیـ[؟] که باز کمرا با همین جمعیت مزدوراں بر سرکار ا[؟] و یا کدام جمعیت دیگر این افتخار را بدست مـ[؟] --- page 249 --- شرح اشتراک قواعد و ضوابط این اخبار بعد از ایام تعطیل در کابل که روزه نشر میشود دیگر مقامات در ہر ہفتہ فقط ارسال میگردد . امور تحریریه نگارندۀ حقیقت ارسال و مقالات واصله در اداره مانده جریده در اندراج و اصدار و عدم انتشارش آزاد است اشتراک توسط خزائن دولتی و بپوسته های از هرجا حتماً دریافت میشود. تفصیل مقامات دار التاج کابل داخله افغانستان ممالک خارجه وزرا و سفراء کابل ماهیه | سالیانه ۵ | ۹ ۷ | ۱۱ ۸ | ۱۵ ۱۱ | ۳۰ مشتہرات - از معادن و فابرقجها مفت - از داکتر ها و دوکانداران سرکانی لین سے ملی تا اول - اجزا سالانه و ششماهی قیمت گنجایش عموماً اخذ میگردد حقیقت مدیر مسئول برهان الدین کشککی سنه ١٣٠٣ جلد (١) کابل دوشنبه ۵ عقرب ١٣٠٣ ش ۵ ربیع الثانی ١٣٤٣ ق شماره ٣٥ گزارشات اجمالی جشن استقلال ١٣٠٣ از ابتدا تا آخر قاریئن کرام از تعطیل از وقت ہول افتادن جشن استقلال شما را ای الی چهار در باغ عمومی گذشت اسمیه وقفه اینک برین ایام فرحت التیام بعد ازینکه نسبتاً حکومت از این مشکلات و معلقات خود را فارغ دیده و بکوچه گونشه‌هائی رہنمائی یافت آیا بفضل ایزد متعال اہمت جہان قیمت رجال شجاعت و قال تقربا موقع آمد ، و تقاضا و اصرار ملت نسبت بانعقاد این عید یوم آزادی با دیگر حریت افغانی شور دل و تن پرور را اختیار کرده بود و هم در واقع عدم انعقاد این جشن تاریخی برای تمام ملت افغانی و علاقه‌مندان حریت بخشای مملکت افغانی بالشخصیت پر عظم قاری موجب بأس هو الم و تسکین و دائرین و قبال میگرد د پرتا سراسر اطراف اکناف بنیا دست تطاول شل و داز میکرده برودث حران طبائع جهان و جهانیانر اسراسر افسرده مینمود یک تاریخ متبرک یوم مقدسات که یوم جمعه ۱۸ عقرب است این جشن فرحت فزا و وسیلۀ مسرت سرور در پغمان جنت نشان دست طبیعت بصنع قدرت و را بانواع محاسن و مزایا آراسته و مسافه تا جمیله شهر را افغانیان را باقسام اقسام خوبی و قشنگی انواع زیبایی وعمارات مناظر سحر است تا اشرف انعقاد یافت عموم خصوص چون بدان ملاحظه کردن علی ہذا التاریخ کش و پرجوش شهوار یکے کیفیت دیگر شنبه ٤ عقرب- رسم گذشت بارشان از ساعت ۶ الی بازار پیم و اسپ‌دوانی از ساعت ۲ الی ۴ در میدان ہسپ‌دوانی . یکشنبه ۳ عقرب:- شطرنج کشی عسکری ، نیزه بازی ہر دوار طیاره بار رسیدان اسپ‌دوانی از ساعت ۱ الی ۲ بایسکل دوانی تنقع آدم اتن ملی در چهار راهی ہوٹل فرسا ۱ الی ۴. دوشنبه ۴:- فراغت سه‌شنبه ۵:- نمایش صنعت، حرفت بالوف ترجمه تصنیف ، تالیف، خوش نویسی، از ساعت ده الی ۲ تشہیر حیوانات ٤ الی ۶ در اطراف کوتی ولایت تجارت چهارشنبه ۶:- فیل دوانی و سرکس وانی از ساعت ۲ الی ۳ فوتبال از ساعت ۲ الی ٤ در میدان اسپ دوانی . پنجشنبه ۷:- پہلوانی و چوب بازی از ۱۰ الی ۱۲ دیدن خانه پہلوانی، تفنگ تفنگچه زدن، نیزه تیر در وضع محل میدان پهلوانی با تقسیم انعام ہر روزه اجرا میشود بیترک لاش پروگرام | روز جمعه اول عقر بعد از خاتمه افتتاح جن نطق اعلیحضرت فازی صحنه تمثیل ساعت ده شروع و بساعت دوہ ختم میشود و بینا از ساعت ۱۰ الی ۱۲ آتش بازی شب پنجشنبه در میدان تحصیل پغمان ، واتن ملی نفیس بازی ساعت ۲ --- page 250 --- شماره (۳۵) جلد اول (۲) جریده حقیقت کابل دوشنبه عقرب ساعت ۱۲ شروع میشود در میدان اسپ دوانی. اضافه بران هر شب بمقدار (۱۵) عدد گوله هوائی اتش بازی در داده میشود از ساعت (۹) تا (۱۰) در موضع باغ عمومی اضافه تجویز در حضور مراسم افتتاحیه در بین همین پر و گرام روز جمعه پنجم عقرب سرتاسر پغمان خصوصا عمارات آن از نفری و شش کریها و اخره کشوری قشونی استلاباته اطراف سرکها از مطاق قصر تا خیابان باغ عمومی جوانب نواحی باغ عمومی بجراغهای گوناگون پیراسته و بعلمهای رنگارنگ در نیات بوقلمون اراسته شده بود و برای اشخاصیکه از حضور جهان نشیمن نداشته اند از طرف دولت علی حسب المراتب کرسی های عملی و مقامات نمائشی حیا بپاهای اعلی تبهیا شده حتی سررشته طعام و جام دارو و بازار و غیره لوازمات نیز مجمل امده بود بالجمله تقریباً از ساعت ۶، اما ما اشخاص محض جهة اخذ موقع و ادای صلوة جمعه و استماع نطق اعلحضرت معظم غازی جوق جوق و دسته دسته اغاز کشته بساعت ۱۲ عموم افواج نیز بره تا هائی جامع امانی و میدان مقابل را از صفوف قشنگ خویش مزین داده ازدحام انام و کثرت خاص و عام با ندازه بود که در میدانها و پرکها دور و پیش مسجدهای پا ماندن ممکن نبود، ذات ستوده صفات عدلانه بیا نماز آدینه روشنی بخش دیده مشتاقین و منتظرین گردیده بعد از ادای نماز جمعه فراز تختیکه پیش صحن مسجد موضوع بود میآهد نطق ذیل را آویزه گوش صدان نیوش حضار فرموده مسنا کلمات شاهانه نچاهانه دعاگویانها و کف زدنهای شادمانی قطع شده بعد از اسکات عموم با لبیان خویش اتمام میفرمودند . نطق العحضرت غازی ای اولاد های غیورم عسکر! و ای ملت جسور کیان برابرم! امروز عید ثالث یا پنج مین سال ششم استقلال افغانستانرا تبریک میگویم. عموم سر شما مبارک باد و سایر ات از سر تا بپاد. کف زدنهای شادمانی از خائن بی ریا خود تا سایر آدبنا د بلکه تا ابدالاباد آزادی استقلال افغانستان بسیار و برای شما حاضرین و برای عموم ملت افغان آرزومندام دارم (عموم آمین آمین، کف زدنهای شادمانی) اگر برای بعضی نفری بواسطه تکلیفی عائد شود از وزنه ان معافی میخواهم زیرا همه شما معلوم است که موعد انقاد جشن همه ساله در سنبله با وجودیکه ا سمان افغان من و مقرر بود فقط درین سال تا ریخی است از دفع خود پس افتاده در نیوقت انعقاد یافت . میخواهم بگذری ازین جهالت بچگان چنوبی انقلاب داخلی بر آسان معلق کا نام اگر چه ذرات این بنایگان تا عاقبت اندیش سمعت جنوبی ما در بازار و درگاه دشمنان ترقی خود بمقابل دولت خویش برخاستند و کردن در پیشانی خود اندیدند د در هر دو بمقابل عسکر شجاع و دلیر با مثل بر که بانی خون میگردیدند عموم مظفر یاد عسکر افغانی ، کف زدنهای شادمانی لکن الم حصار نه که ملا میں حاضر از جوانقد در میدانهای اتفاق شاد و خساره طرفین برای ملت محبوب من برای اسلام عائد ا د. از خداوند خواهانم و دشمنان ترقی افغانه تا نرا نیست خواسته ام د عموم امین امین، کف زدنهای شادمانی تصور نکنید که این جشن مسرت استقلال در موسم خرید حیات زماغ بار جشن ملت خیرات کیم بهار است. بلی ابرا ہا برف مین کهت و خوشی بدست آید و عموم ومتحد شو کامیار دایم بریم آیا ان کا ایجو اما هما اگر این قلا ندارد کربم باضافه تا امنیت شیروار بمه با کارانه یان کرده است با وارادی خود را زود تر بر میگرفتند ایم ، از تمام عسکر اعلم داراتی باند شد و ممنونیت دارم عموم ما از شما رضا مندیم، کف زدنهای شادمانی کنید از طرف اصدق و از جانب عسکر وکالتا اینقدر عرض میکنم کانت مرفا ترقیات در هیئت ده مملکت خویش آرزوهای بسیار بلند را بادل و مار و حتا هیچکس نمیتواند که این ارز و و تمناهای ما را بشکنا ند ! و با این دست کینه ای است که بن سلت بیر و با افغانستان وسیله ابلاغ دارم و تا امروز انرا کا اسکو محظور جشن دوام داشته این نیز توفیق دراوندی ترابی بردی میم از مین سار عموم از خدا کامیابی تا حرا میخواهیم کف زدنهای شادمانی عرض اگر چه این بغاوتها بلان سداد ترقیات خود تا را در پیشگاهم. کرده نشا و من و دولت مملکت تبار با نکش و رانا میدانم و اما میدم کد دست بسیارست الحمد لله دستگاه و ملز و داران عیشقرب یا است و از فرمان ببره و کو و قصدیکه داریم دائم بوده مطلب خود را به معاونت خداوند دگردن کف کفایت د کف زدنهای شادمانی) مطار بوده ضرر را بر طورد جرحمت خداوندی نیز بالا است. ادراک مرا اتفاق میمونه و روشنی شریعت کبرت در بی حات و مملکت خود کوشش دایم و و تا کاری خود را بکار انداخت درین راه فدایی کند و مانند در گرانتر از راغی داد برای تعمیر و مقاصد شخصی خود نام اسلام را برده کلمات یکه احکام دی میکند انبیا شمشیر مطلب و مقصد خودر در لطیه فوح اد خداوندی دره خاندان تام دشمنان مرقی ما خواهد حدیقه ای باشند با از خارج میگیریم چنین پیش میرویم عموم این موانع یم الحمد بجد تو انا بچه کار صدمه تخفیفی برای دولت قومی آن پیش نیا کف زدنهای شادمانی ) --- page 251 --- ( ۲ ) ( ۲۵ ) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ١١ عقرب رورگانه امیدی نور و دارم که ان ترقيات بكند در اکا نا جمال بتوانند عاجز نینداست بر آافغانستان نصیر کے ! (قوم آمين ) ابی وطنم در طبقه دوم است امروز لیکن فدا کر من ملت خود را بلند تراز همه است دارم و میتوا نم که خود را نسبت بدین عشق و محبتی که با ملتم دارم حق شان بگویم زیرا و پیشین علاقه مندی با تها بلند تراز مرتبه عشق است عزیز ما در هر با ر محجوب القلوب ، کند نزد قباشا دمانی ) امین! یا العالمین! ام پرور دنیا و آخرت کامیاب نشت باشی ! ( قوم آمین) یا العالمین ! هیچ وقت ما پیش دشمنان خجل و شرمسار نگردانی که ما برا مترقیات افغانستان اسلامیان بکمال مال دوستی خود حاضر یم (قوم امین گفت نزد آها شادمانی) الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله والله اکبر الله اكبر ولله ) للا الله حمد رسُولُ الله (ما خدام قوم الفنه ) با صدائی بلند سر را بخوشی و خرمی ایام جشن بمانند نمائید و بکمال شادمانی سعات را تدارک کنید و با یعدیگر میوه محبت و شفقت و برا در سرام رعی دارید و هر امپاس عربی آنرا در سہر ہر خواہي کن بيدار کر و در بیغایت اخیر زمین کتابی ست علیم در اختتام این نطق ذات ملوکانه حضرت کل الخزانهای عالیجه بیانی تاريك بر اعطای کم مکرم و این مجموعه عسکریی داشت عريضه طویل را از یا. عسکر بخور و اعمال سید میر شمس الدین خان و بکمال سلاست و متانت بعرض رسانید . نطق اودر ان برحبا بجا بکف زدنها شادمانی بخشینه شد چه ! خدا کریم کہ نخواہد یک مملکت را که دست برد حملات دشمنان خارجی و خیانت خائنین داخلی نماید کند الهای را ه آن نیرو که از افراد ملت بسیوتی برگزیده مقدرات ملت و دولت عنایت خودش را و بتوسط عقل کامل مفکر سالم که به ا قو ماندان عظیم عطا نموده ، افراد ملت را چوبیک د د سمار بے امان شوکت بخیه اسلحه متفق مجرد ساخته ۔ بعلت ، صداقت ، دیانت ، امانت ، ، فدا کاری ، سربازی ، جانبازی که خواص تربیه عسکر است بیکد ارزانی داشته رزمگاه حیات آنرا همه اساسات بمجیزه وسایط تحفظ یار را باستحکام حصین و سائل تعمیر نماید ، وملت اسارت دیده را از با ب الخضوع لبست باوج عزت و رفعت میرساند . خدا که بیحیکست ندریعه این قوماندان بیدار مغز عالی تماغ آنرا موانع تغلل راحت بخشا نده - از رو زیکہ ذات ستوده صفاء عشان بمبوث شده قوا، عسکری زمام حکومت مهمات اولیا در دست گرفته اند ، خط اعظم قائدی و وظیفه تفویض را بکشیدن شمشیر قهر مانت ، در راه استقلال ملت خويش و استحصال آن ، بکمال رشادت و بہاوری ابتها شجاعت و دلاوری که قائدان عسکری را منتها انجمن ستوده غایه الغایه جلالت جا کرده، این سبب عالم عسکری افغانسانه را با مین مساعی عسکری در شراف همه تا امتیاز فرموده اند این بجهت تاریخ عسکری افغانے بکار نامه اقعدت دار خویش که افتخار ہر دور و آیندہ است ،، مطلا ، و بنا برین مشیر عسکر یه از نمان مهنا فرموده اند پس از استحصال استقلال درین شش سال که یک سلطنت بعزم عسکرا نه ذات عالیحضر یجنیا او یه ساعی میبده اهتمام جلیله ، در راه اعتلاء ۔ سعادت و ترقی اردو با تعلیم و م تنسیق امور عسکری با، الزمه تجهیزات و حوائج آن مانند تاسیس مکتب مكاتب و مكاتب عسکر یہ بصورت اساسی ، جلب معلمین فنون حربیه و عسکریه ، تدارک طیاره ها و اسلحه و وضح قوانين نظاميه نظام تشکیلات مطبوعات عسکری اصول اخذ عسکر بعالم عسکری افغانی را درخشان و میدا نگاه تعاموترقی را- توجهات جهاندارپات ذات نامور ضیا نمایان میکنند ، بناءً عليه ، ارد و همایونی و عالم عسکری افغانی که روح روان پیکر ملت و محافظ حقوق وطن و مملکت است بکافه خدمات برگزیده و مساعی حمیده اهتمام- حمید و کوشش جلیلہ کہ قہرمان افغان اعلیحضرت شہر یار نصیر پادشأ ر یگا، با توقیر و نامور با تدبیر المجاهد في سَبيل الله الغازي الى الامان مؤسس اردو منتظر افغانستان در راه استحصال ، استقلال، اعتلاء ترقی نظم و نسق امور عسکری ابرازه و بنسبت عصیانا داخلی سمت جنوبی استکمال موفقیت کرده اند اینک عسکر با احساسات فداکاری و جانپا خود را در مهد آن و هر زمان براے ہر گونہ مقاصد عالی شمار رکاب بیالو تقدیم میداریم . بعده آقای عبد العزیز خان ہجوم عسکر حکم سلامی کلان پادشهای داده و سه دفعه های در میان غلغله عمومی برپاشده بعده این محفل اتمام یافت . نطقه با فوق وگمر نجوشی ها مزد اور ساعت یک اختتام یافت تا ساعت ۳ میله دم بیخترت میله بام و تفریح و گردش در باغ عمومی و خط بره داخلق از گل و ریحان و- صنائع طبیعت که سر تا سر جهان هران برنگی رخ داشت بعده در باغ عمومی یکدست از نوجوانان نظامی با میس و لباس ، سرخ و خوشرنگ نظامی شنان دائرۀ را متحداً بناء نمودن آئین ملی داغنموده استن جنار تجلیل اد، و ملی سرتاہے ملی بزرگام ملی با و آوازه دلنشین فرموده ذات املیحصرت همایونی مهمانان شیار یمردم ملی و تماشای مرکز او و در پیش موقع آئین ملی در احاطه کتان تا وقت مد حود --- page 252 --- شماره (٢٥) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل در شب شنبه (١) این مسابقات بخوبی دوام داشت بالاخر بکمال بهجت و شادمانی بوقت انفعالات میگویند، گفته میشود که درین مسئله خطبه یک مکتب تحریه که جمعیت کثیری عصر اختری خاتمه یافت تینس بازی در افغان در بکتريه باغ عمومی که بجهه تینس مخصوص است بدیدگاه سابقه تینس آغاز گشت در آن هجوم و ازدحامیکه اطراف میدان آن بازی حلقه و احاطه نموده بود با اطراف و نواحی میدان تینس بازی شقایی این منظره قابل دید بکمال فرحت و شادمانی نیز تا وقت موعوده آن دوام یافت آن ذوات محترم که درین مسابقه بازی را از حریف با خود برده بودند انعام مقرره را نایل گشته بالاخره این منظره و تماشا نیز خاتمه یافت . صحنه نما و سینما بر طبق خبر غرا جش در شب سه جشن استقلال در عمارت بخیر خایشان صحنه تمثیل که در بنجاه امارت نعمان به از جامع امانیه اولین عمارت است مخصصی گذار شاتاپل دریافته تمثیل و هم سینما با ی قشنگی نشان داده میشود تماشا گران را غایات آن تماشا اخلاقتاً ادبی ، علمی و خبر اددایت که اگر احمال آن یاد رشا کتب محفه مفصل و یا سینما عداقد نامه سید که بعد از اسار کتابچه بر در کی با نجام خواهد رسید. با بجمله میخواهیم صرف سر تحریر عناوين صحنه تمثیل که خاور زیاده از تما شاستی جاذا کر سینما که بر بند چندین تخصخص نمایشات عالی از ملاحظه ما را بجهه محفظیت و مسرت ناظرین نشان میداد محض بواسطه طوال به تحریر در آرم شب اول یکی از صحنه تمثیل در شب اول جشن طوری متوجها تما شا بیان دار شده در بیانه طوری می گذا در حام اعظم در ستا له انجاسته در تو سخط از عظم الشام میشویند نو حمن را با اعدام در استقاء بدار می پوشانده مقتول مینمانما نیست ۱۲ و ر حریم شب بروز دویم درین روز شاد بیست ثانی تو سازه دیم یک طانه صاکران یم و ما عده از طانه دیگر که جمعت با محربی نما شکانه ماک بناب میباشد با یکدیگر پیک میخواستی است، محل منازند طبع یک از طرف این من تا آیند و من اگر نیز آسمانی محانات لطيف در فشان وضعیت درون مینه ، در تیجار تما شاگاه را تسبیح ۱۲م در حقه طاقتی که نتایج یک تا تو گرا، مکتب می د و نقا محاظه گر یتا ب بند نموده استی درین مانا مبرا دال و دوم و سوم را در دیزانو بیجانتا رقرر نمال شد از روی خرت دانای بو روی اینای می ظهر یه مکس طبعت برنده این سر آهنگی سرا در طریقی در امال و واعده انها می کاردرست الی از حرفها توصیه براکیمون با مود شب دوم در بعض فنون با رستی توام با صحت تلقی در یز د نماندانه ۱۲۰ برو در عمل پس خواست وزیر کتنا بموه آید روی عقایسی که از خواندن واسع پیدا دور مدام مینماید بام بشرا ظاهراوی مکتب تبدیل کند با این ستمهای نجا و ر پر کند یل مینماید مدیره پوشان بپروفور سنده کتب داشته وقت رسید و برد ۲۰۰ و ۱۲ است نماینده او تمامه جزیه و معارف ترقیات و ارد میکند ما را ننگی خود را برای خود رسیکده ، پرده سوم . د ختر مدیر معارف بر خو د مدیر محرم شنی عرض میکند فیصل شمو در براش میفر این گفته او ائمائش میدهد که مجانا در سالت ملاهی شامل شود. پرده چهارم ، دختر بیست پسر خود بعد از تحصیل علوم تعیین شده مشغول اجرا وظائف خود است بهر کاله بعد از وفات دیر قمار باری با بالاخر عمارت روی ملنا کار برده در بازی قم به بیست و یکم بزم ممالکه آمده است بر داستان افزار درد و حام فرسودهاش بسیار متوجه و در بور خویش بسیار حسوس میکند. میگوید شماستد انکه میتوانم یا توانی بستم دهید را بهتر هم امداد مالی و عده اش میبد و نا چار پیر مایاگیر بد نال برو برای در عقب آن سینما فر از عادت مطر به عمل آمار . روز سوم درین روان استان یا به یک تارینور یکه ای میزون اما موده تما د یار در مینو بصد قشان طیاریکا عقار دشانت نامنون گذشت در اقدام خوالی آن میوه او کارا اور انواع گلها و اقسام اقسام ریاحین اور اشته و بیز یک تینی استقلامی تورات نسمحاشره او کند عسکری در زل تجر بر بندو ر ده خض طرح و طبعیت بیلیه را بنجام ی است انشگر گان ایک کتب حرب بپرستیگانی تمام میر بینش میمون می تازود دستگاه حق الماسوار شد، فرود میاند و باز سوار شده نزول می می نایان طرف حمار کیفی درینجا شادمانی تامین رفیق کی شده سکت کی که بریم کشتی آغاز نهاده در اوایل بعد از کشنی بخت آزمائی با تک عملی طوری هزار صد طلای کست بالاخر قوی مدها رفت تقلیل نوجه بعد از گشتنی سمار در محل سراقی مویجه است صمت جموعیت برای او میشد و درین لباس کشتی است جمعیت غالب کفته ای شادمانی بستن ترین میشود بطرف اطراف منادین جامع کمال مساطر قایم و پا مجل د والی تا باز افر حتما تا با با متعد و دیگر و با کشه سبقت فخر میپوشد آقار به پاییکه درین مسافقه می ماند فانا سه نفر نمبر اول و دوم و سوم برآمده، با تا تا مقرر د میدان را منتقان می رودند ( میدان مسابقیه پیشتر از نان میس بود) در خاتمه قطعه ارکان گلنار خطامی بمانتون باد افرام صورد دشت حاضر بین رویا طارمه د طراز بعداد مرده تر نها حیات جلوه پدیده باست اول شام شد آرزو ایم با شاری چشمو در راسته کندد بان شاکه که مولد امانی تا کر برنج انجا در ا حضوان مترست اسلام پیشگاه روزس شه استلا نادر 1054238.1673 براهیره ۱۲ دایره ۱۲۱ می ۱۳ به ۱۳ و ۱۳ انچه را ۱۳ قوام ۱۳ انیسه ۱۳ و ۱۳ به مسجدی ۱۳۵۱۱۴۵ ۱۲۱ ۱۲۷ ۱۴۸ --- page 253 --- شماره (۳۵) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل ۹ سرطان (۱۱) عقرب لعل اقصی و دلهای که در هیکلهای افغانار (۲) طیاره ہوا استقلال شما را تبریقا تبریکات خود ما نرا شما ایصال میداریم طیاره براین روز تاریخی ملت غیور در اول میزند انروز رو بفرزانا افغانیان را از صکیکاً شما تبریک میگوید . آئین طیاره باشنا افغانمبارکبا، گفته چندین دور کا سقا داتید ا نیار میکند طیاره در چکر کردی در جو ہو ابا بانان در این بان میرساند باران بان شگفت اندا ز دیر کتر انتیه دستانمکا کند و معاف گستری سلطنت اعلی المی شادمانی نموده با این فن پر وز تبریک میگوید داغله شما است جلال در سماند این دو باله عالیت از اموا ما ند میکند، طیاره در چه خوش روزی است که طیاره های افغانی بر شوکت این میله میله شبن حضرت اقدس سلطنت آباست ما دوجو با اعلان را تغیر میکند، توش استقلال شنید مردم و انه اسر مباركباد بسمع افغانان میرساند . از ایرا میانه که امروز با باهای افتخار و جو با یک هم در مشوق طعا او از بانده شب سوم ) در این شعب منحصراً تمثیل چند پر زا بنام عدل و انصاف ضا د امارة اد کی با هوا استقلال با گوش عموم میرساند منصور و ظفر افغانستان طوریکه امرد در تا صورت رفتار حاضری ملازمین یک کا معرفی را با وزرا د درا نجار دلت ملی از عرض میگر است بر دارد در هر دین ایام فیروزت بنیار هم کیا در معرکه آزایی و مشاهد آن حسن باخبری و اطلاعات خصوصی و عدالت و فرما اموز آسیا ین بات تیره مقدم دانما زیم، ای افغانشاه مسولات با نفر بر از بیمایی و مدلی آن نشانه داد شد و در عقب حسب عادت قمر رو بکار با یافت . سال عمده که اولا دان نطق ک در هر سال روز برما با شرف بخشی ان می افزاید از قضا روز چهارم ) درین روز قرار پروگرام جشن و استراحت متراً میلان است موت ایمانی تحسین میخوانیم، آئین طیاره با شکه در فضا خوش بوی بری احبا بی دوستان فارغ گذاشته شده بود علی العموم اهالی میله اوست یر با پغان شرف گردش است بسیم سر تباه با لیگ بها این میادین تبریز کا و ستایر و خصوصی مصروفیت داشت از نماشا بیری بمرض و همر ا ر ما فقط دادم دهنده نیست این روز را محط محفل بحضور تما شاجیان شنا میکند . اما در وقت عصر حسب معمول یک عده از نظر امیدار باغ عمومی شمن بندا اما این آرزوی دقدہ مکنت نجم مستعدا خفا مر از صکی کی حماک یاس ان میکند شب چهارم در این اسل بنحو تمثیل نمایش اسرار و خوارش عموم و شرکت ر در ارمان ای ملت آگاه افغانا شرف اندور این روز فیروزا که ازون قله ناله وش التمر و اطلاعات سیمان جمعیت اخلاقی که در شب گذشته شدا دور شما د بو ار و چهار این دویم با نامحبوب القلوب خانیان است شما تبریک میگویم ای افت استار جاجانا تکرار شده در آخر آن بمنا نشا د اده شد روز پنجم ) ایزر ز نمایش استقاعی تین پر اراده است که امروزش را فر میجکان بنات سالت افغان ہوا علاتر ازار مقربہ و عمارت وزارت تجارت محل این نماینیس تحصیص شده بود قیس از ددنه کوه دا مامانه راستم آوار آورد با ترسمیرک میر سیم بولد د سموار این زمین با زیبارتی خود افغانا ارباب صنعت و حرفت و استعد و مصنوعا خودرا به نام زبونه ما شر اور دو جرات که در خاکی با دزده طیاره ہوا ارتقا و اعتلا دین دال ارام آمار عظمت با دوتا اشیا و کوررا بر ا عطا انعام بہ آنها شبکر د بانصرف میوا جرا خواجه دی کندی دار مروار با شا شکر برداشت در حفل مسرت میکشاند، طیاره در خوانی اسعادت ننا بودند انتخاب در میبودند وقت نیم روز کسانیکه متناع خوبی ما در خادمی بود تقان که مارک اول رسیم ما با شرق زمین با شرف بخش بیانی ارکور با این دل را باسب درجه انعام داده شد کسانیکه متاع شادرا بادل در علاه و انجام عیدی انا اونی دیار امانی است با ملت نجیب افغان تبریک میگوید، ای قوم سخن هوش با هوش یک شال شصت و هفت بزرگتر دیدند، ایشانیکه بشتی ال تقدیر بود نه با اینه نگرد گوہر پرینی استقلال را جلال تان را که برای ای جان دعوت صحت بیدانکی دین میانه کا کان جونی سا ومس سازی دیه وم وم به نخت کی ای نانی یرو و ایدا داستردا نمود باد تا زنده ابد جان بخشش نمائید . طیاره در هوا را حت می تدار بجت فر در نمایش شرکت تعدیل صفرا ساخته شده است فقط تا این بات ان مسیاره خود استقلال قوم غیور افاغنه استقلال درخشان این مملکت را بمر ز رنگ فوق العاد مستمر در اشیا ی بد ن ق ی د را نوین اناری بوزار بری شتر یک سرت تهنیت میگوید ای ملت بہ دل عزیزا این سلطان قهر با نارک روح کرجار ماتی اتو پاره ایی تا این ماه و یک را در من اسلامیت قوم افغانیت از حدیقه او لولا عنه آن دا شاد است شیر تعالی قصوری نمود کا اسما نم معوض مارک کی ان کار با من بود ای خوری بر را در ر کی تا با مها از اخلاص قلوب طی از شلون اغراض نقد بر د مجد وش نماد و ای ام کلک انا من کلامی شتر امان مثل منار ما در کانون در یک جا من میان تا مرا روزی که افغانستان بنا به حصول استقلال تا دم دمیله جشن سال جز دوستی کارگران شرکت رفض متاد نادک بانو سیال نال درت موتور دست نوار کی مان شن مسین خود را بجرائیا طیار باز رفتنیا ہوا، اوازا مسرت و ساز شده از ممالک اپنی متی خت نمایند باد وان کار فرائی دارتالی میز کر نشد عاشرت طیارہ آوازہ بیداد غرش مظریت از عالم سمارت از جو ہو ابام کل در انتهای مسکوت کا وقت اسلات احمد امامی کل مسلکوں ا زا ز اوت --- page 254 --- شماره (۳۵) جلد اول جریده حقیق کابل دوشنبه ۱۱ عقرب روز ششم درین روز شوم نظری در اطراف میدان اسپ دوانی احاطه و حلقه بسته بمانا در مسابقه فیل و مرکز انچه انظار داشتند اور ساحت مسابقه را نیز با غار با فر کردن دو اسپه اسبه دوده خلیها و مرکز با حریف یی یی آمده مساحه آنرا بانظار مقره قرائن تما شایل شدند از طرف تحریریات ۱ زرمی آغاز گردید درین مسابقه و نمایش نیز وجود قدری از چارینچ و بالا طریقه تماشا انتما را خود را گرفته این همت آویز انعام بانو شب ششم درین علاقه روشتنی زبها که هر شب در باغ عمومی داده میشد و باغ عمومی اندک مه له نور ستا ناظرین بودی بشری کشید که گل ریز و تنبیا از مخصوصا ساخت با آبپاشی اقسام خویش را بتیساند و گلمر یزه چنپانی و چرخها و دوا شجره بر و مشجره های تادا بسیار دور دار و دیگر نمایشات کترینم بلقوه آنی مینا ند فرخته شدند که بمانا نماشاید که سر تا سر میدان بشتابانی از درخشان پر بود مسرت و خرم گردانید. هفته درین روز بعجز اشخاص مقرر موضع بلقوه آرا در از دوام گرفته روز هم منظره تماشا بود مسابقت چوب زنی و پبلوا واری کی آغاز شده تا دوازده دوانچه با کسانیکه غالب شدند با نعام نایل شدند. تبریکنامه جشن استقلال اگر چه بروز اختام این جشن فرحت انجام تبریکنامه مستعد از حاب قوم و ملت ادا کیش مشایخزده تحریر شد. تا نا از نجا رو وضع و فرصت موقع دانستی آنهار المخصوص با نجوا دانستند غلباً د ر جبار با بعض اقسام منطو بلوها و جو بیاد بواسطه کسالت تب شد ید یکه در تب لوجود شان محق شده بود درد گلو نینکه در حنجره شرف عرض مخلص زیر مایه در بالفاظ مخصوص جواب خوانی مجلس خاسته عازم مقام پادشهی شدند ما در ذیل عرایضه پبوسو د جو بهائو و یک قصیده فخرئی با بی عزالفصیکه از نظر مشتریان گذارش خابات عریضه پدرس تا لیمن العبیت مجموع مقادیس افغانیان! امروز که از فضائل و مراحم خداوندی و کوشش در جها د جود شبانه باد شاد فدا کار و جانبا ز عساکر ظلله آثر ترا تا نثار عالما صادر و بخش سال شستم استقلا وطن زجان عزیز خو نایل شد این حسین بر سر تو با حضور مبارک و لید الامر مقدس خود را تمام رسانید هر نا اشتهای مبارکب میعروض مینمایم با علت افغا نستان که از حس نیات مجا هدانه حات بایونیکه به همین سعید استقلال گردید بیعت میبا این حسین استقلال کو مخصوصا در عرض نمود بند ا امانی افغانستان عبدار تال می نماید خوصت با در جای عظم شما میدانیم که در محی استقلال وطن عزیز خود نظر میکردی جوافر خویش نظرا ما بود جانها خود کبرای در ترافیک جان ام انا نموده مخصوص تو به بند و نیم فدینائیم درخرم و عید انقسام خن بیان جواد سائلی بستم استلا خود اسلامی جوده امین عایت س مین دینا روز دت کاش دهند افعالت عظم عناد این بار استقلابا شاه و افغانان اماما در تاریخ عالم مکروز روشن دینا بر گیر یاد الا انا مالاروید جو اب بانون ذات ستو دو صفاحت شهر یاد ہوا حرا رد با وعلا نیکه بو قوعا عاند بود با لفاظ مخصوص و فدا دا د فرسو نه چون خود کسالت دارم اگر حضور شما این سر و نما یا عموما و اما انقد درض میکنم که من هم ترهبیان و مبایکرا برافغان من دور برا دینها نمود دست و ما امروز بادگارا بحیت یا خیالی میام دبا گیر کم آد میکردم نمایم از بربری شجاعت نما قوم دلیر فغان احمد کدام افغانستان را این کامیا و شاد تا کند دست ها هم شما را ارض ومایل و تبریکنامه ساکر اوفیا از مدنی جو و حضور با برانوار قد بها بو بدر تاجدار خو د را فدا شوم با مجان خود یا وا استقلال افغانا عالیه امروز و را یک بحث بیعت افعانا خوان بوجود نجم شکر کرم شما خره گر وید امروز روزی اهمیت گردید از چند شهر بار لیمیتاد، طبت افغانی در سالی باز با و متحجبه سماجا، بانه حمایت مکار نیست میکرد اما از تا به شجاعت غر و نما غیری بیداد کفار بود کافر کار روانها مبعثر غاز داثر و دائری بکر مجلس داد و دیانا سحجت و سبت را اردینا مر وز رو است کربن کامل به بود عالم اسلام ار نون نور محمد با مجلات صفحه صحت بنما ده مهرت این کار بود را بر پا نمود مکردستان مبارک را دملت بدراد (لیدر) سلام علیه غازی ملت افت امروز ده میان شرف میکند روزیست که علم نصرت بال استقلال دولت علیه افغان حق البیا در دول کره زمین بر باد لیمان هست امروز روزی و چهار سا که پرده نامتناهی بی علمی از چشمهای ملت برداشته شد انبار ہر گو نه علم و معرفت بر روی ما کشاده شد. بان که خوه امروز روزیست قد و انا مرو لننا خسه افراهنا وانده پس --- page 255 --- شماره (۳۵) جلد اول جریده سراج الاخبار افغانیه در دارالسلطنه کابل بوجود خسته پر دو ضعیف تا دار خود مساحبات و اظهار مسرتها میکنیم خدمت خواهد بود - شهریارا- برای فخر افغان و افغانسان از اعلیحضرت رؤف خصلت این جشن مسرت بخش که میعاد دو ماه از تو یادگاری پای رزکی در صفحه تواریخ دنیا باقی خواهد بود که نام نیک تر قبل بفرامین حضور شاهانه انعقاد مییابد در از نجابت ذاتی و الطاف احمد شایان گذشته این شرف و شان را دارا و با خواستند بود تولی و اکا بخصوص ذات اقدس بوده و هست از آنجا که دران موقع عساکر تارهیا تو حامی اسلام هستی خداوند جل جلاله در همه امور معین و مدد کار توس خاصه نامند طوائف بجهات سمت جنوب بودند و بازماندگان آنها نگران چه کونه اعدای دین و دولت مغلوب و منکوب نخواهد شد وجود درد امر احوال اوشان کو استی که از خلا مسرت این جشن عمومی اجبار هره و حصه خود میگونیم عیدت مبارک پادشاه ! در ضمن دعای و بدیع شهریاری شما کامی گرفته بتوانند و مخصوص برای اینکه عموم ملت شرکت در ابتهاج این فدائی جان نثار ؛ فدائی شہریار غازی، محمد ابراہیم غندمشر مارشین مکان عربیه، جشن داشته باشند موقوف به اتمام و انجام معامله سمت جنوبی گذشته غلام نبی ، عبدالرزاق غندمشر ، غندمشر مفرزه فرقه ۴ ، محمد اکبر کندکشر و حالامنعقد فرمودی همانا یگانه دلیلیست واضح و برمانیست لائح برای طوپی شاه، غلام حسین، وکالتا امضا شد، وکالتا امضا شد، غلام حیدر کندکشر رعیت پروری و عسکر نوازی حضور شاهانه ات - کندکشر، کندکشر، عبداللطیف غندمشر، محمد غوث غندمشر، پیاده پس در صورتیکه شفقت و عنایت و الطاف حضور انور ت برعایا امیر چند، وکالتا امضا شد، شیرجان ، و خدام در بار خسروانه ات باین درجه وسعت دارد اگر تمام ملت افغانیه کندکشر، اعظم کل کندکشر، کندکشر باقی ۱۷ نام نفر منصبداران عموما و این جان نثاران خصوصا هزار هزار جان داشته باشیم و آنرا برای یک ساعت رضا جوئی و خرمی حضور ملوکانه ات فدا کنیم هنوز سیرائی ملا لنگ و رفیق دیندار کم است دانای حقوق نوازش و مرحمت بردوش ما باقی بوده و خواهد بود حضور مبارک حقوق مراحمت نداریست که ملت ما بدان جان . گویند که درین ایام وضعیت ملای لنگ و رفیق دیندار آن خیلی و مال در راه رضایت اند آن سبگدوش شود بلکه امریست که نثار مال جان پریشان و احوال شان منزل نزل است گاهی بحکومت همسایه شکاره افق در راه آن خیلی سهل و آسان است ! چون ما بمقصد ادای حقوق بکار در استدعا مینمایند و هنگامی برحمت توسل آفریند و پوسته بران میباشیم از حضرت ایزد متعال المجد به اوقات در ذوالجلال عزه شانه برای جانی و چشمی عریضه ها در میشوند فرستند به ارگان خود پا را خوار دزیبون عرضا نورباه تمام ملت افغانسان توفیق خدمت و صداقت در راه رضا جوئی میکنند و از هر جا استدعای امان جان و مال پر خجالت و پشیمانی نموده نواستار و برای حضور انورت اجرا این و امتیاز گونین را طلبگار آرزومند معافی میباشند، حتی میشنویم که مرکز بزرگی بی ثبات هندوستان گروه و تبریک جشن سعید را با هزاران جشن دیگر و نیچو این جشن بزیر سایه خوا اقدام دانند یقین که حکومت ما با این دو شاگرد شیطان چه معامله وسلوک جماعات برای ملت نجیب خود خوبان بوده از خالق قادر توانا تمایم کیجود را مرعی می نماید . مسعور را که امروز فخر ملت افغان بسبب مفاخرت تمام اهل اسلام داشته خولی های هر دو جهان را نصیب کردانا د اعلیحضرت ۔ ذات جدائی زن مفت و سزائے عجیب اقدست شهریاریست که خرمی خود را بسته به مسرت خود میدانید پس و انه ملت بدان جان و مال در راه خدمت سفائیقه خواهد نمود . مخد و ما - وجو دمبارکت آن ذاتیست که استراحت خود را برای راحت طبع خود از عبدالکریم فراری صرف میکند پس ملت چه کونید دیوان نثاری حضور اقدست غفلت خواهد نمود. همچنین مسموع شده ایم که بالفعل عبدالکریم فراری در اغض مقامات دلی المعینا تو آن پادشاهی که برخلاف - شاهان ماضی خود را بر حمت صعب المرور در پای جد ردن با یک عبد انه باغیان که جزا و مردی و چار ساخته آسایش رعیت خود را فراهم میکنی رعیت چه گونه از عهده بسر خود با مرگ و قتل و احمق ولازم می پنداشته اند جا بز شده است و شکرانه مراحمت بلا حدد تو اهد توانست ! پادشاها - تو آن پدر تماما قبل برین د وسده فرار نمودن از مملکت افغانسان بود مکروره و روان نالی که عسکر را فرزند خود دانسته بیضه اندوز حیل مهربان تر بر عساکر خو مهربان او را از گرفتن باج انداخته آما محصول عظیمی که داری بهانان مهمزان بود دایس جان و سر عسکریت حاضر خدمت و رضا است مصروف همین وتسلیم دادن نو دیگر هیچ یک لوم وسیله در مظاهر الوجدان نه کا ودا --- page 256 --- (۸) شماره (۳۵) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه [ILL] دیو زشتش ندارم با چند یی بیگانه خسر خود بود آنهم دست از وی کشیده او را از خانه خود بیرون و دختر خود را از وی گرفته است !!! اعوان و انصارش نیز درین ایام چون ہیزم ہای خیسه از وی می گریزند نه باون ضم و سرخی بروی کنونی پیچه بدی دارند بد و پناه میکنند رو بمرجه که بزبان ستان می آید بد و میشناسند از جانب دیگر رئیسای کلان و بہا پے ناحق با بعض برا ہے وی چنان قبجه بخشیده است که با سال کبری مبتلا بودہ نشانهٔ دیشت رفقاے خود اریک کوه بدیگر کوه و از یک دره بدیگر دره نقل و حرکت می نماید میشود . تشکر از احساسات مردانه نالی غربی ما نمی توانیم که از ابراز سپاسگذاری اہالی غربی که درین واقعه فاجعه بسمت جنوبی مردانه وا به داد صداقت و شجاعت و مردانگی شانرا داده در اقبیل ہمہ گونه اوامر و فرمایشات رجال معظم حکومت خود کوتاہی ننمودہ اند حتی درین موقع که ایام سرد و خنک بسر رسیده تماماً بیک جادت و فعالیت فوق العادہ در فراهم آوردن پوستین ہا و پوستیچیها برائے برادران عسکر می خود بذل مقدورات کردہ اند و ہم از اول این مرحلہ الی الآن در اعطای غله و فراهم آوردن ارزاق جہت خوراکه اخوان عسکری خویش در سمت جنوبی صرف مساعی داشته اند ، و در مواقعه که دسته ہای بزرگ جمعیت ہاے شرک باغیان در اطراف و نواحی غزنی متمردہ شدہ دست بغار گری کشاده بودند بس بهمرا ہیای قشون دولت متبوعہ افغانی خود داد صداقت و سلامیت و افغانیت را داده اند، کوتاهی ننمائیم درین ضمن بیشتر از خدمات قابل تقدیرش شیت غلام حسن خان وزیر داخله و طرق [ILL] و مکرای جمیله جناب عبد الحکیم خان حاکم برای غزنی و آقای گل احمد خان ناظم عوام انقره و یزد و کلان شوندگان آن اطراف و نواحی افزحلہ مسرت میکنیم و برائے عموم شان مزید تو[ILL] خدمت و صداقت را خوا ہانیم . شاباش و آفرین برقوم الا سلیم جدیدا خبرہای مسرت افزا و اطلاعات سختاً و عقیدت انتمای را که از جانب فراد خسر مند و جوانان صداقت کیش جدید الاسلام یکی بعد از دیگری می شنویم ما را برین امرد؟ میکند که بی ساخته برائے این سکرتھا و نادان شاباشی ہا و آفرین گوئی ہا خود را تقدیم کنیم . این قوم که نہال دست نشانده ضیا المله و[ILL] گفته میشوند کلاً با دولت متبوعہ خود داد عه[ILL] و یگانگی را دادہ اکثری از وشان مظہر خدا بزرگ در افغانستان گردیده اند مخصوص این مردو[ILL] مسلمان در موقع ظہور واقعه جنوبی بعد ازین ؟ عالمینان بہم ملی وطن صاحب تنظیم و قراول نزد ا و محله وحد تکشیش بده هم باوقع داده و عملا و سرانگ این روال را سایر کر وافر شتابز و رارت به پیوسته نانودر [ILL] ع باش محترم آقا عبد الوکیل خان و فریکر بی واعزه مقرر این قوم است و در موقع جہاد در سمه و شمشیر زنی ا ہما ہرا زیگوت میزانها فوق العاده ابی شائد برائے درج تمام بجا آورد آمد درین واقعه که صند [ILL] بین معتصمانه با با آمد قدم مالیات و نصرتها خوانی مقابل با عنا محله اثاره الا تخشتر و فریز ایمان [ILL] فهم و سعی بود [ILL] --- page 257 --- قواعد و ضوابط این جریده اخبار از امرا صلاح کاران که بروحیه نوشته و درجاتیه مقامات آدرس مدیرت حفظه الله ارسال میگردد . امور تجریه نه نگارند تا آنده ارسال و مقالة واقعه در اداره باند اجریه در اندراج و اصلاح و عدم انتشار ان مختار است نے مسلک جریده خلوص بود دلبجو یہ اعلے انحضرت ضلال پناه است مدير التحرير كشككي برہان الدین سراج اخبار سرا شرح اشتراك در کابن ایضاً عباً ۶ حجم ۴ الہ سالانه دار السلطنة ۹ " الی افغان داخله افغانستان ۱۱ ۷ " باید بتواند ممالک خارجه ۱۵ ۸ " ورقه او شفل " ۲ " اعلانات از یک سطر الی چهار سطر شراکت یکرد پید افغانی بیشتر از آن جراید یکسطر سه پول نیم وضع میشود قیمت در یک شش تو بار یکپیچه و غیره " " " سراج الاطفال (کابل چهار شنبه ۳ عقرب ۱۳۰۳ ش ۷ ربیع الثانی ۱۳۴۳ ق) شماره ۲۶ عالم عسکری صُور جغرافية طبعی جغرافیای متصله با عسکر ظاهر است که ترقی و بقا پرور ده همت و به ارتباط پیوسته است میانه نیز مخلل بفاعل آن ممدوح مفصد صمیمی لزوم و مبوط هست اگر یکفرقه جمعیت کر بی اراده روان بخالی از مد عا گردانند و چه میداند کجا رود و نمیعمدانه کدام فضلا بحت زند آن رو البته به ببو در افتاده در چاه از منالیدن پادعا و آورده خرابه خواهد شد :- پس لازم آمد که اولاً مور نقطه مقصد و کامیابی را بصمیمی شناخت و بخاطرنشان جمع نموده و صور اصلیه و شرایط مباره خود ک بایدش بندران نقطه کا مباب نمایان مارغاز نتیجه نماید. مقصد چیست و برأیه مقصد است ؟ اگر یک هیئت جمعا عیه افراد ملت است که بصورت بهم و سوق بوده برآ بدست آوردن حاصل کردن حقوق سیاسی اقتصادی و سائر منافع ملی و دولتی خود در ابتلای اجانب دشمنان بکار برده میشوند وبخاک پاک وطنہ بواسط اردو حامیه و حفاظه بتوان رسید بعد از تکمیل احتیاج و لوازمات گونا گون برده مکمل است است برای حاصل کردن مقصد عالی که یادست تفویض شمشیر بمدافعه کوتاه کردن بابردشمن تعرض بجوم بر دن و هنجا نان برتحصیل عزم بالجزم مخوفنم نمودن سوق کردانی رده آبرهاک پاک خود از باین مصرحة خصم۔ دربا نوره با ظمه که بخیال دست و ترتبات موقعه که بالخاصه است خواه تعرضی باشی یا تدافعی مسبطلاو بخلاف اراضی و و جمعیت زمان خواهد بود بندان ملاحظه اگر از عادات زمین و اراضی کہ عبور شان لازم است بلاد حاصل نباشد وجهد یگرا لا و خذابا وجود دادن از سطح های مستوی و مرتفع سخت دشت که دق شود با ا۔ --- page 258 --- شماره (۳) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه احوال مستهلک دشمن خبری هم نرسد آیا سوق الجیش کذا نتیجه اجرا خواهد شد و دارالحرکات کجا خواهد بود و بر آن حرکات کدام منطقه و بکدام صفت منتخب باید شد. و خطوط الحرکات کدام و از القطع کردن چگونه را بایکدیگر سریت خطوط داخله و مواصله بکدام موضع واقع شدنی است و سوقیات اردو را بکدام نقاط موانع صیغه دشمن دو چار مشکلات خواهد نمود. و بکجا موانع طبیعی پیش خواهد آمد و برآن چگونه لعب لازم است و مجمع سوق الجیش بکدام زمین خواهد شد. و کدام اراضی برایش مناسب است از کدام اراضی استفاده میشود و پلان حرب چه صورت ترتیب باید کرد پس اگر چنین بنام نائل شدن مقصد تشکل بل محال است و نیز میشود که اردو نشب را نا بلد و نادیده شوق کرده شود این سوقیات مواضع و منزل با تا بلدی معلومات بدرست تا ایا چقدر مشکلات بهمرساند این طلاع و معلومات از چه حاصل میشود از تهیه دانستن جغرافیای طبیعی و لغایای مفصل ملک خود و خصم خود موجود بودن نقشهای مکمل طبع خود و دشمن ..... و برسم کردن هر رقم کردگی با و نمودن فهمیدن طول بلاد عوض چون برخغرافیای مکمل و طبیعی جغرافیای مفصل ملکه نا حاصل بود قاطعان اردو بسهولت میتوانند که اردو خود را مانند یکتیار آهنین بمقابل یک خصم قوی سوق و اراده کنند زیرا طلاع که برآورد و کدام راه و بخدمه اراضی مخاطره دارد و کدام را و کدام اراضی برای اردو بسهولت بهم میرساند و از کدام راه حقه عسکر را نان میتواند و بکدام اندازه آذوقه میسر شود بکدام اراضی قلیل تعرض است و کدام اراضی بر مدافعه مناسب پس معلوم شد که جغرافیا عموماً وطبیعی جغرافیا خصوصاً برای اردو همیت قیمت زیادارد بدون دانستن جغرافیا وطبیعی جغرافیا کارمی مطابق مقصد بران پیش برده نمیشود بل مثال یکی غریت که بجای تاریک قاده باشد و نیز معلوم است که کویایان عالم بذریعه معلومات جغرافیا وقتیکه نائیکه بدست دارند از مشرق و مغرب لحظه دیگر ندیده آنا بکمک دانستن همین جغرافیا و سمبولیدن و دانستن نقشه های گرد عالمه می برانید و کندا ..... از بدیع الاول و اختیار نامه ها است اگر چران کیهان خاکی هم مجهوننا سفید کاغذ گفته شود لطوالت مما لحاله خوب که باحتیاج مبرم یکه بعض خصائر مکمل که دراجرای اردو نشود نیاید گفته شود هیچ امور لشکر کما حارث مسخاه اند نایافت مضم خصاره موجودیت کیدار یک قدر مطمئن یک اکمل مالم مقصد را دارا با نار دوارا تشکیل اردو والا تحت ارویگر میشود؟ ملکی حیثیت وقوت دشمن خواند تا بندانی بطریق الکلی تصون داخلی ملکت اردو محفوظ و اراضیه و تعریفات و کرات مطوله و لمین خود بتولے قوت مقابل حیثیت دشمن را باید صرف کرد بر دانست عملی یک حقت مجمہ یک ردیگری باید باید چیده شود که آیا مملکت چگونه اراضی دار و ولدا تخواهی قوت شان چه مقدار و ثروت شان بحیث معه و جاہیت شان بکدام درجہ اسلم شان کدام فرقه پیدا و ار ملک چه چیز است فلان نقطه یا فلان قوم کیا برآند مرفع فوری چقدر قوت لازم است و برآمد خوا امداد بدر ساندن ذخائر و سلسله مخابرا آب و چه کار آمد و آیا که از کم چقدر قوت و خورا که دشت از اول باید بود و علی ہذا ...... قوماندا نها بلده حالت اخلاقی و غیره امنیت ملک بکدام یکه داده میشود باید که بکدام راه برود و بکدام کا خود را سوق و اداره می نماید و مایحتاج وجه از کجا حصل میکند و باید بداند که عادت این قوم جه رویه و چه زبان مدعا خود را اظهار دارد و یه عادات دلخواه اپنے ہامی متحصہ ہاں وسائل خود با بنر کو ار رد محققانہ تاریخی و معلومات با کہ بکدام اندازه قوت بر آنها لازم هسگر کده بران سرز میں شونده و منصبداران سابق کدام با نجا چه رویه کردند و کدام چیز سبب غیرت و کار و کدام مسئله با براد با د مرمیست نشان افزود امادی کدام کدام کمائی سو و اعتبار دارد آیا کدام شخصی دولت و کدام شریر الطبع و خائن گفته میشود تا بدا چه رویه اینچنین نفوس عاد و با این جنائیکہ بو دانه اونا رو بکار آورند و بچگون شکر تخلیه شده نام و دو کانام باز هم بموقع در شماره (۳۴) تحت عنوان یعنے شامل دے عمل نیست مضمونے انقدر درشت غلط است زیرا کلمه اراضیه بالا را تحریر و مخصوصی انحور است ارسال داشته اند . --- page 259 --- شماره (۳۶) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۳ عقرب تشکرمتین از حسن نیت و محمد گوئی جراید وامنا حقیقت درین از باجرا جنگه قلم عاجزانه ما در بياض عشرت امبار نذر شکر بارى نظر بر احساسات در جان معظم دولت که عقده جذبات خواہی نیات قلبی ملت و دولت را آئینه آسا با همدیگر نشان عیان کنان قدم زن صداقت و اخلاص میگردد از همه اطراف و جوانب اندیشه بیانات شیرین بیان ارباب احباب در تهنیت نامه پر از پیام و شکر باری با میرود که ما نمیتوانیم در جواب آن تشکر و امتنان و کلمات دانه ممنونیت توامان در اتق جداگانه جداگانه را نامه دندان گردانیده مقابل تمام احساسا خیر خواهانه آنها یکر یکیه بپردازیم . نہ تنها در حین نگارش این احقر از جبین فرحت تضمین این نیکو خواهان انوار مسرت و فربحت لمعانداز است . بل در ہنگامیکه دل قلم از دست ما قلم شود نیز جهان اندازه که انبساط میرسرت شان مکرم مشاطه اندوزی بوده در ہر دری گره ابرهای یاس و محزونیت چهر برار انوار سعادت د بشاشت شان را می اندازد و خطوط ناصیته شان قوس قزحی را به میکشد خوش نسبتی است حال عزیزان درین دووم پایا غنچه که بشگفت و در خزان رسد به چنانچه در موقعیکه مژده بردانه آسا باشتیاق دیدار شمع خیله امیلت افغان اعلیحضرت امیر امان الله خان از جلالت باد بکابل آمده اتحاد مشرقی را فرو گذاشتم د غبضه مزرع امید دامانی برادران بلی د ارباب جرائد قومی در داخل و خارج یک برق یاس دحرمان طاری گردیده نسبت عالمان نادانیم از مهات ملی د جقیداری ہم نام شان اظہار ملالات کنان در صفحات مجله اد خویش کلمات همدردانه را سپرد قلم حسرت رقم شان نمودند اکنون که نگارش این مدعاصر عاجز خود را در روزنامه حقیقت می بینند. با یک جهان سرت د محاطه جهت خبر مقدم ما را در اخبارات کہرآیات خود جابجا برداشته برجسته نیات ما افزودند۔ لہذا حقیقت دست ادب را به سینه ممنونیت گذاشته تشکرات صمیمانه و امتنالات مخلصانه خود را با تجو بان خویش عموماً و مدار باب جرائد داخلی و خارجی خصوصاً و به مقطاران وطنینش لته طلوع افغان حندان و فریاد هرات داتحاد مشرقی جلال اباد و آمان افغان کابل د بیدار مزار شریف والمجاهد قسیم کند و غیره جرا بدیگر هر یکی از ایشان در اخبارهای قیمت دار خود با اهتمام شوق و ذوق تبریک و خیر مقدم ما گفته اند . و صفائی را که خود شان در خود می بینند باین نگارنده عاجز نذر و نثار کرده اند . خاصتا تقدیم نموده میگویید کاسه چینی که صدا میکند به خود صفت خویش ادا میکند . بلی اینی تحریرات گہر آسا و این مجله مضامین فرحت اقرای را که معاصرین عالیشان دقیقہ روانان بانشا و تحریر النسبت بدین خادم این و دولت لطف و عنایت کرده و میکنند بنده منصعفانه خویشتن را سزادار آن ندانسته انرا حمل بر حسن ظن شان نموده توفیق خدمت و صداقت را نسبت ملت و حکومت خود خواست آنی د ه میگوید گونیز هم زقلم حرف خارہ گل کل حقیقت من دانه به هم ميكویم اظہار دور خوان دوستدار په زیرا که ظن شان لمن از حم خا ر نیست به گرداو در شمع جوایم عالمی په اخگرچه سود و اتبرکی از تن کنایت در خاتمه نظیر بہائے مجد مت د زانرو که حبیب من کنتاک کاریت : الملتجيك بن بها الدین شکلی عزیمت فوجی قندهار بغزنی روز پنجشنہ ۲۴ محرم دو کندک فوج پیاده قومی متخلیه بر اصولی چم مسلح به تفنگهای جانور دار با زده تیر مع دوشرب توپ و فن که عددا عبارت از ۲۴۰ نفر بوده به ۴ سوار جو امین اقوام درانی قندهار با ۹۱ نفر سواره پیاده ملازمان خودشان بسر کردگی یک نفر تنه مشر فوجی از قند ہار عالم غزنی شدند د عده فرسه کندک دیگر بر روانه شدنی است دو لیج مجروح قو با از رج غزنی در قطر از سمت که حوالی مزبور تا الخیر والعافیه د اصول غزنی گردیده اکنون قرار هدایتی که وزارت حربیه بدانها د ده کذا المرام ختانه --- page 260 --- شماره ۳۶: جلد اول جریده حریت کابل چهار شنبه ۱۲ عقرب چه می بایست ترسلم بدل عزم کشود کار بایستی ثبات عزم هم بایستی و بسیار بایستی تو شرکت نیستی تو جان انی نیستی تو مقصود جهانیتی خوشی گیر و دار بایستی بیاران نیستی قاهر باعدا در سکون ماهر ترا داما دل طائرین آندار بایستی چرا رنجاد از پا فتاد و بی نگهگشتی پی دفع عدو تیغ یلرجن یوار بایستی خدا کردست ما مور از ازل برامده معروف بشوق غرق مهستی در شر بایستی برا لطافت میاید با خویشان با غوان بلخویشا واعوا بلکه با اغیا بایستی داغ عاصی عصیان وقت شکرامی تابان لبانرا بد نخوت محو استغفار بایستی بیان غفلت تا چند در دیر و حرم مشنوم ثنای همتت در کوچه و بازار بایستی تو فارغ از ملال خسرو بر ذات حاصل سرور دریغا چشم تو چون میگو بر بار بایستی ز خذلانی که بهر تو پسندیدند اعدا بدل اگر را بایستی بلی بی نهار بایستی بداندیش مهم تو چرا در خاست ایمن اضرب تیشه هایشانش مار بایستی ز روم و شام چین در تاتار و توران فرور حریت تا گنبد دوار بایستی شدی خوار سکون استا د تاکوی مونتا دقاقی کز خرد غم درا نار بایستی نهمرنگ بتدریم رخ خورشید بیبینم تر در خویشتن بس بنده استظهاری بایستی نظمه الفروغ من نشاید همت بنشید سوادش سرمه علم ولو الابصاری بایستی طبع مک خاتون طمان زرع میں --- page 261 --- قواعد و ضوابط این اخبار بغير از ايام تعطيل در کابل ہر روز نشر میشود و بدیگر مقامات در ہر پست منظماً ارسال میگردد. امور تحریریه بنگارنده حقیقت به ارسال و مقالا واصله دراید ماخذ جریده در اندراج و اصلاح و عدم آن آزاد است. اشتراک بتوسط خزائن دولتی بصورت نقدی از همه جا قبلا دریافت میشود. سراج الاخبار حقیقت بکانه بیزان امیر کیش کی نرخ اشتراک مدت قیمت بروپيه نفصهام وافغان ۶ اپر سالیانه دارالسلطنه كابل ۵ ۹ داخل افغانست ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۲۰ مأخذه. از سادات و علماء مفتیه بیانه بیگانگان مکاتیب کانه ندارد. باطراف اقاصی و سفراء قیمت مکتبدار و عمار او بر برتر است جلد ۴ کابل شنبه ۱ عقرب ۱۳۰۳ ش ۱۰ ربیع الثانی ۱۳۳۳ ق شماره ۳۷ جذبات همدردانه اهالی فراه با حکومت ۲۰ میزان :. نامه نگار موقر ما از فراه میگارد که چندین قطه بین گلستانی نسبت بحسیات این دلداد مخبر از گرگوی اھالی میں جابر آنان تحفه نمودیم اینک جہان بضوع اطلاع خانه خود را باگذارشات سابق یکجا مینمائیم :- از قتی خبر نوروز دلخراش د مجموع وجدان غیور کنند که بیستقرار قد ولا وا و کمک کک حور پولین گردنده کثیری دو بار مجمع کشته مکاشق و موقف فوق العاده بر آسرکونی باحیا سمت جنوبی ایجا دو حرکت قابله درخواست کردند با تو کلی در نظر میدانستند بان جو کو ہا ہونے ملک او را را باستبدان خسروانه موقوف نمود، اخباريات اسلامیت و جویه قطامیست آن ضیاع را یکجا کافته النموز دستانی بدین تناسف میداد که اغوش اسلامیت سقط در قبه فولاد دور ایند کلیوس اعلی پیشنهاد کرد و طوری افراطین د خواهش کردید. عریضه شانی به شرح زیرین است (احوال علها دنیا و کفار دیگر برادران خود قاعدتی حقوقیات فقه در این متراحت و آرامی را که از برکت توجه ذات ذی شوکت، شان شهر یار با فضل و عرفان خود شخص بجا بد نمازی جا فراهم است بیدرجی میدانیم بدرستی بہت کہ توجہ حیرتخواهانه ذات شرف شمایا تا شاهان جمینه طو کانا علت مجاریه عمل شده فراه را بوردو ذات عالیہ شاستانا ده بخشید حالا میدانیم که مبشرات صمیمت د آرامی است که الحمد لله از همه مصائد فارسته داشته راحت محموده ایم. امروز ہمہ دل و جانست باین ارامی خود فخر میکنم این نداء روبی لستان میگوییم بلکه از روی ابزار و مدان از واقع جان مجیده بر آنا مل نمی دستها بد با ز و حضار عرض میکنم بخر توارثات پدرانه ذات خروانه که در راه حیات و نگهداری دین مقدس دناموس سرو مال و شرف و شان ترقی و تعالی ماء وطن فرموده بدست عاطفت و آغوش مرحمت پدرانه تریانه شا ہانہ شما نرا کشاده اند. بمتوقعات و قوم بر آنند کاری در جان شارم، و آخریدا بند عمامات ذات عالی را مانع ابراز ما نمیشود، مددیه عرض میکنم د ایبارہ حرکت را بخواہم خوا ہو مصمم میکنم ) --- page 262 --- شماره (۱۳۷) جلد اول جریده حقیقت کابل شبنبه ۲۱ عقرب پارلمان انگلستان بعد از گفت و شنید مزیدی لایحه اخذ ورقه جریمه از کافه اتباع ایرلندی واقعه در انگلستان را پاس نموده مبادا اتباع مذکور در کلمه امر مدار مداخله است که بتاریخ ۲۷ اکتوبر با تلگراف بمحل اورده شود لهذا اگرچه از مکنونات شوکت سمات همایونی دربار مؤتامر دیار یمی صادر نگشته بود نظرباین بیانات اقوام مترحیم با و جیدن دع، ع، ص، محمد سرورخان حاکم اعلی فراه از هوادران بخشود کندک مراسمی بقدوم ایشان متوجه میکند پولیش نوجوانان فراه دواندک منظمی بوجود اوردگی را شخصی ابا نیلر افسری بصف عبد القیوم شاد بکر شرط اندسهم المانی جان افسر کاغبد الرشید قا قوم نورزائی تشکیل داد درین مورد حس میرزا نظام الدینخان سررشته دارتا و ع، ا محمد موسی خان کر محی التشو وحس میرزا غادر محمد خا مدیر تحریرات حکومتی اعلی برپایاسه از خلوص نیت تبرای بعرض اتی پرداخت : بنده عاجز از طرف خود هما واطرف مامورین قومی و کافه اعرض سکنجه از سالها در از که بدولت مقدسه خود مستخدم و شواترش نقی ذات شریف پادشاهی باشیم و متاسفانه مقابله خدمتی بساحه اعمال درنگ نتوانستیم نا ما د یعضونی دولت گرد د بنا برین هر وز که اقدام ملل متکال علم اجابت شیر علیه حکومت مکر به الم سلامت برداشته شمولیت ان ببنده عمار نهی دلا وست اما نظربه جدت و عدم استیذان حکومت شخصا نمیتوانیم که با برادران خودد معاونت نمائیم : لاجرم از معاونت مالی خود داره شوم ته دوامیه ما د ترفی و ترفیع ہر دو کندکی که انه تاشیر مقرر خواهد معهد از دعای ا نورانی بریک مدانک حاکم صاحب اعلی نظر بموضوع تر وشر مامورین مترحم یکما به معاش ہر دو کندک پذیرفته بجهت طی مالی مجلس شوره تدارک امحتاج سرفرازان مخضه پرداخت خوانند تعالی بروز شنبه کندک با شهره جا داه کندک امانی بعطف حضرت باری غرضنا ر مجاسمت کا ملته مرات جسار مردم غوری بغلام مشنو شده ایم که یک جمعیت از ملت جوانان غوری بغلان تبرجیه خاله بر بفرض سرکوبی بغا سمت جنوبی وارد دارالسلطنه کان گردیده از واردات جریله سد غا خدمت پادشاهی خوش خروش تا دادند از احساسا مکنان غوری ها بظواهر اعضا و کلا شوندگان درباره انفرقه بعد سمت جنوبی باید گفت یقینا قابل تمجید و در خور ستایش است . اظہار تنفر بربغاوت من جنوبی یکی از نامه نگاران بما اطلاع داده است که درین فیض ابادی حالیه بسیار سکی از قیامند و اعزه صاحبی بود و نواحی العتماد یافته بربغاوت موجو د ہ سمت جنوبی اظهار نمود بانهم بخاطر غازی متاثرانه سرکوبی و هلاک شدن بامید اورده معه تشر غریبان تا با سر با عقاید مجهو نه اعلان و مالی کمال کو شوشی اظهاره امادگی نموده اجازه حضو را د بایا خود با خواستا ر شده اند د ین محفل جذبت ثنا محمد قابلا وی انتظام حکمران دریم و بعضی از عماید مشالانقور تابان ایراد داشته اند که درین پیشاد عا خود ثنا ترانا ام دیدن مخبا باداره ارسال داند که ملاحظا ر خوف طوالت طالت قاریان از تصرف نظر دانسته این قدر اکتفامند خرمی و مسرور داشته موقضات مزید را برای تا توت والی شام ایران بمبای مجد د منظمه بست شاه ایران عنقریب عرض اود میفرمایند و خیالات بهتر شکلیتی را مملکت ایراد و مدل کا شیخ محمد بمکده از افواج اینرا در اطراف مجتمع شده اند تا اگر بوضاحت احتیاج بکار رود بحمکری افتند علی الفقه بدراین دارم باره مز بوز قلا بر خلاف قامتی سو دلسیب اظهار داشته میانه کلمنه حاضره و دیگر مطالبات امراضیه را میدارد. شریف مکه تاب مقاومت را با عساکره نیاورده بالاخره یک چهار برای حضر جریان تخت منصه خود را واگذار شده اند بیک طرف نا معلوم سفر نمود . لکن اکنون گفته میشود که اقامت را در بصره خواهد فکنده شروط بر یک بانه کا گذاره نموده در هیچ گونه نشئات سیاسی دست اند نکند پیش از ین طی بعد از غرایبات بهنوز اگریده نوقانه تمام کند خواست تا ازمام مهام سلطنت حجاز را بدی گیر دلکن در راه خود موانع بسیار مرا نگرید خیالات بیا وقتی ایام قرار داده والا لا عالم سلا کامی قضا اور و است ای داشترنا مجدبی خواد میفرمایند ایران باته مہاج امیر کا قضا غلام نگاه بسال --- page 263 --- شماره (۳۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۱۶ عقرب هنگامیکه خو دونه الاخر که معظم واگذارده در حین مراجعت بملاقات میجه قرار داده بود افواجا را مسلح و قهرسا رکه بکردن باندیمن در شهر طرابلس اما در دورت فوست ملی اخراج تنجا پیاده میکرد که مخبت تنجا نه بر خلا حکومت باب عالی سازیلی است احترام مقا مقد با سفارت آلو نیجرو ببلغار با و مما تست بخونریزی داشته از بعضی اثر مقاما را ابلاغ و قوا حکومت قضات رو حجه الله یک و نه الفوج را نشان داده اند بکار با غلط است ابلار معلامات غم ترکیه نامه نگار اودره مد کتب در او تا لا ثواترکی تعبیر نموده اند که خبر از صید غطش یا لیمونجی مارسیا مراجعه میکنیم . ومتا اسف سفار تر ک معونی سفر حضرت سلیم مجالسین فدر بر لیم بانگاه سخن خود جانگاه ساز دو سخن بمقام مهم برا اثرات که مثلاً خارج فی قصه مانه ازین گمان خیر بر کزیک طو لیس طن سجیان مصر اهالی مصر از متجاوزین طولی شار انگلستان که بیجا نود مخالفت و شما خود بعیا طما غدار خارجی کامیا نغز امتیا درباره در مانده بنقاط شافعی کر فر قهر ستیار وسیع در سرا جالی خود میگوید که با نیز پر اقواقی خود را مرکب بود و در حقه تحالته بنمایود اظهار باسمی مینمایند ! بخویش راه قدم در حریم جانان را ایان دیده بکیتی حریم امن وامان بروز کار جهاندار نی کشتهان باحترام گذر کن بخطہ کابل باعتبار نظر کن بکشور افغان بین اہالی کشور چسان نودستند بزیر سایہ پر خدا یکان جہان مہین خدیو عظم امیر امان الله کہ صیت معدلتش پر گشته کر یان امیر عالم و عادل شہنشه غازی کلاو سرتہ دین نبي یگانه بنیان قضا مشال قدر قدر فلک رفعت سکندر ابہت و جم سریر و دارا شان غلام در که و صد نیکلا و پتر کمینه چاکرا و صد چوقیصر خاقان بگاه بزم بود ماه بر فراز سریر بگاه رزم بود شیر شرزه غران بسال گر چه جو انست شاه لیکین برای پیر کند کار های صعب آسان --- page 264 --- شماره (۳۷) جلد اول جریده حقیقت کابل شبنه‌ ۱ ثور چنانکه کرده و خواهد کند بیاری حق مظفرانه فتوحات عالی و شایان شها، مها، ملکا خسرو جهاندارا بسیط روی زمین را ز تست امن و امان کنونکه کرد خدا بر تو ملک ارزانی بتاک توفروهشت افسر شاهان رجال دولت قومی مردمان دشمنند مقربان درت کاردار یا ایران بخویش راه مده مردمان خائن را حذرنمای زمکر فلان زرق فلان عدوی ملک تو هر چند دوست ننماید چو مار دان که چکد زهرش از بن دندان اگر که راه بیابد بملک دشمن دین شود اساس زیان شیخ و برنازان شها عدوی تو د ملک آن نگاه بخش است که سرفت شمن اسلام و کعبه و قران شهادت چیز و باعث ترقی ملک یکی عدالت و دیگر سیاست شاهان مرین دو نکته بود شرح واضح و کافی که داد جد تو توضیح آن بتفریان اگر که در پیشکی در عرائض چاکر رجوع کن تو بتاریخ دولت افغان ر چند تراد و ستان از دل و جان بقای ذات تو خواهد خورد و کلان زحصرت تو شها معذرت همی جویم که نیست در خور من پند دادن خاقان همیشه تا که بود ماه و مهر و خورشید بماره تا که بود روز و شب کران و زمان عنایت تو همین همہ امت زیبا بماند بر تو این تاج و تخت جاویدان بحصرت تو مقرب ہر انکه دوست بود نصیب دشمن تو باد خواری و خذلان --- page 265 --- شرح اشتراک تفصیل مقامات ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنه 5 9 داخل افغانستان 7 11 ممالک خارجه 8 15 مزد او سفراء 11 20 بدون قیمت - از سادات و علماء اعلامیه قیمت بهر آدرسیکه حواله میشود با فتابه مهر نما یان بیا بیجره بیدلوعی و شیرینی فرستاده میشود تا مرکز بگرس نرود فوائد و ضوابط این اخبار بفرمان امان مطبع ان یک ج بل محروق نشر میشود و در هر مقالة مديریت منظور یسار میگردد . امور تحریر یہ دیگر باداره حقیقت ارسال و مقالات واسطه در اداره مانده جریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشار امار ست. اشتراک بتوسط خوانین دولتی و پسته والقدس از همه جا قبلا در یافت میشود . حقیقت بران بین کی ح ۱۳۰۳ ۳ ش جلد (۱) کابل دوشنبه ۱۸ عقرب ۱۳۰۳ ش ۱۲ ربیع الثانی ۳ ۴ ۳ ق شماره ۳۸ را پور خلیفه قراو گاههای نظامی وحرکات عسکری در ماسه جنوبی در همه مقامات خیریه منظفرت با مرکز بغاوت پسته کان حیران ؟ اطلاعا اخیره که با داره با هم پیوسته است نما انمور خیر و طفر د منتصرت هرا که شجاع مارا در سر تا سر سمت جنوبی بما گام بغاوت بیشتگان بطرف د نه خوانی میدا د صوبا اقلام انصر انجام مارا در بدست و افراد ا و معنویات مزار انخیل خوب د از مدرجه است حکا یه میکند. اگر چه بعضی اخری نو نیز خوانندگرا که سیا ه قلعه که تا درین موسم سردی دران جبال سر کوه خجه وت صافی منقر د محمک جنگی خواهد بود . اما با بنها تسلی میدهیم و این سنور ا فاطرنشان شان میتر یم که با تحضر غازی محبو ب القلوب نخباب محترم جان احمد خان ۱ آقای عبد العزیز خان تقریبانصف دما است که شماره پیش میشم میسله بوده مظاهر ا واصل دار کنا وقرار کا نظامی را در جمله مقام آطور پر فنون اصول حود نموده علاوه پر ورایبر اور گه و ارسال نشریات تسیلائی خبر و پوستین جا مزید و شا کلی ای کسا و مالا پوشان شمار مراکز مقاما عسکری همه جانکبار شده مقام تنظیم نفر کردید اتحاذ گردیده است که مرا آن غزنوا نگه نبره در بعض دره ها و بواد می قلاع جال صغیر بیش قراولی و محافظ و مجال بهره مقررست انتظام حمده مخروط ولوازمات ضروریه نیر بطور یک میاید و میبا ید بعمل امده ست . قواہی نظامی مقیم خوست تا ماده خوست جواد نی مکن هر گزینی غدد اندا مقامات غیرا قا مت گزین بوده ایک معنویات یاد اد احظه اور طبیعی --- page 266 --- شماره (۳۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۸ شوال بشرف ملازمت مفاخر با عزا شرفیاب کردیده اداشکرانهٔ این احسان خدا سونی را متواتر بجان مصادقانه با بغات در اواخر میزان در مقام بها سیونه خضرت را فائز شرافند با نیا مده است . زرمت آن قطعه عسکریه که تحت قیادت آقا محمد صدیق خان در مقام زنی که بمقام هند مرجع تقریباً میاد دو در قرار خوست و (۸) میل از میدان خوارد مسافت داشت بوده درین ایام با طاعت کرفتن باغیان اطراف جوانب دبت آوردن برغمل دخول بعیت کذا کمافی قریه جواز تو و موق دکبکر اقطار دیکر اوامر شهر یاری را دادند. میدان خوله چنا نچه سنقاً تحریر داشته بودیم در این قره مهم جنا نقنصل احمد خانعد مت که از مقام گردیز برآنسمت در خوآمده بود با عسکری معیّت خود بخون ظفر و نصرت بود مصرف الیه نیز بآرند سفیه رازسر در خولات مفوضه خود موفقیت را حاصل دانسته منتظر است الحکم بو جزء یرالسال عساکر درود و مردانگی و فعالیت خود را بدید. حاجی چمکنی قبلاً بچواین مسئله ایاتشد بود که حصر اجل قاتل احمد خانش ناشی کلمی رئیس ملیشه سرخ در نداد رشده است کنون طالع شدن الحمد کہ در قره خدمات ذاتیہ وظائف تفول شدیم این مقامات بوده تمام مجربا و اموات و امر قیا طرخواه بخش جای در سینه پورعطا مد است و در بسته ترآقای میدان خوار و زرمت مینی بآمرسنی پاشیم حصارک غلزئی در این مقام جناب لطا نفرتی راخته ی خان قطب شبر نی برناجرات و اعمال واطعیان دانته است تا مقربی که با صفا خوایش از مرجعی جمیعت اقاسکنده خان کم کل مسرت مقر تو دوایان اوامر و سعادت معمل قطعات المحت حضرت ریاست مجلسی ارگون درین نقطه توضه حضرت قاتلحمدد عا و رتوری و آقا عیداله خان مدین اقاعد ام احمدها داقا محمد سمیع قاور کیر منصبداران شجاع دلاور درین ایام اقا گزین بوده در نظر دارند تا حسب بشارات مرکز دیجونه میکار بند دارند بعدا نه مقام امورات دکمر یا مرگز ی انجام بر عهده کی بخند درین ایام مرکز بغاوت پیشکان سمت جملا آور شوفون بود و ۵ قوه ظهرو جلازو و بکر ضر وزبان حسف با ئش ارکون مطبیا نوبشدن راسا قلیلی برانه است و بعد ازین برآمر کنونی است دو شجاع بقرار یکد داد عملاً و ورئی مردانگی را بدهند درین کار بر قرار نظا باقی نیست تا قبلاً ارزو میدیم که یک تن اولتر درا قطا کین شتاء تعرض خود این خیر و مردان جیش دلاور ی مساعیات قتل و جرا مفاخر ایکا رببر دوست این گلندار ند که این کوهستان در بصر خاند بغاوت پیگکان حمد یانی در نیه ضلالت جاده بیمار بستر ایلات فو و بهم او شاشر ازین مسئله یا دا ور مشویم که تن فم ادری بر خو طمار یت و تمرد کامرن بود این مسلک نفقت و با تد بر موافقه در ویته محت نمیتواند که شهر یار مبدور الغنو شار می شارد در احمدی بدین اولاده نابکار خود از اول الی الان مشک دست کوس با با انها میکہ اندور ضد و معبدیت و خبط طبع مشن جان دی زرمت درین خطه حضرت محمد عمر خان با قتله با خوانخوار خود موقع تعصب انه دلجوی نامی بوده دقیفه از دقائق حفظ دحراسه فروگزانه چه سینه کردیز در بالا حصارا رنم احضرت پلو در یحیی خاب استقلال یی مد یر محن سالنا شها شرب غریو راه تشکر جبل العها بوده بطریق پر و عزام به هدیانی که برانیسان انه فردا است حمید موصول بشده کار روائی دارند. مبارکی غزنی حضرت غلام محمو د ز مر واعلیه و جناب شرود در وجود حکام دا قا کل احمد خان مدیر تحریر ولابته حاجی حبیب مقامام محصول شده مجداً و بنند وظایقه دریدن امدادی و پیوستا کمال سر گرمی مصرو دستنه علاوه بر قضا موجوی را ول غده بر این رویه او که از قصار نیز رسیده است. عفو بس و وردک از فتلر حکام مصحف و رد که ابو الواطا با نشد تازه بد ندایم غاما گفته منوانیم کار بانه با پیروان فارغ از حدثیت بکار رو آقای مطلوبه میباشند. بچوکه لوگر در پنجا جناب محمد عمر فا نام اسد براهیم علی طاق فرمایا نیکه از دلی لوگر با قطاعی بهم عهده او امر که از مرکز میرسد حفرت با اجرائی هم می آید. تا اعشاب --- page 267 --- شماره (۳۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ١١ عقرب اظهار مسرت بر عهدهٔ شیر احمد خانانا بدین جا با فخر تمام مطلع شد ایم که عالیجا حشمت و سنا بجا میجر آقای شیر احمد خان تاجر کابلی بعلاوه بر آن اظهار چندین هزار و معاد نیکه از طرف منوط بحفظ مرام پنهانم او اسلمنث و در بعضی موارد شکرانه فرا هم آمده متمتعات بنیاق او میگرد در تراز نهای مسرت بزرط آمده و مهر را بر آن مطمحا عسکری لا نطر بر بعضی مقامات نورا نقریبا محصول گفته میشد بواسطه ناملا یکه مجانا حاکم شد ناله خوانی نوع عاد و دیگ ضرورتها همه شب است و علی الخور دولت معظمه کامریه پر انجا ها را ستر ازین نهر حماصر میداست عالیجا و اجا و ابر و تا بیست در این ایام برین موسم سرا را یکب سرت و مسرحت عالی سرفراز سرفراز و ارجمند و ارجمند ا است اینی سیم اعلی فقر و نام نام حریدار بوستان بی ابر آبردانه عسکر ی نخود صغیر مجاز د مجد سه سمت جنوبی بوزارت جلیله حربیه تقدیم داشته اند تا بقدر غرض العمار کرده آنجا خود و امت عریه ان در اعانه ذارد می گرفته اظهار مسرت داشته است . حقیقت : - از فذ و جهر و علاقمندی این تاجر افغانی که در موقع محاربه ستطول حکومت قبلاً معافی و در موقع خیریه از تمان گو سبقت و صداقت را ربوده است و متفکر درین واقعه ناجیه بخوبی از پیچ گونه اماد و معاونت حکومت ساخمید ارنخوده آره علاوه بر ان در ین موسم سرما این مبلغ را محض بغرض انشترا پوستان چه بار با اخوان عسکر ی خویشتن می شاق د علم و فنہ ولک مشی (از طبع ملا محمد عمر خان جلال افغان) چه هیشتی دا حتیاج دیره زمان سوال بی کړلول خدایه الامان انقلاب را نقلاب ده پریشانی عاقبت کی سوال قبول كرباك حمن خپل ځان ئی کړه سلطان په تولد کی شکوشی په تول دنیا خاص سلمان مبارك شه زمانی دا کاميابي مبارك صد مبارك هر مسلمان د وجود دلاروحید قریش العکز امن غوارہ تول عالم د خدای امان خاص تريك دي ديلانج داسلا ميا نو داقبال ستوري لا د وی شو در خشان پا ول قد چه شخت دلایاسه و خوت اسارۍ ئی کړ خلاص افغانستان شملو لي دي دهند و ستانی کړطاهر بجل ندھم خبری تول جهان د ایران شمس وشو زیب محراب شو هم دي ځپل کرهخه ماري خيسته کان ته به کوری اتحاد چه ده اسلام با خدی ده حنی تولود سلطان علی غازی امان الله خیر خواله دوکل ای صلحای نیکخواه د کل انشان د احمد يب دمانی روشن چراغه خالی مشه لتنا داخره شبستان --- page 268 --- شماره (۳۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه [ILL] تشدد په یوه ځل کړیترفعه نن روان په تجدد افغانستان ای عاشق ده علم وفنند ورکشی عاقبت به چشیاشی ستاقدر نيک نيت داولوی همت نه در انکار چند خدای کاناده تول سلام سار سوك به وی داسی بی فکره او ناشکره چه جمله خوښ وی ده خدای له خلقه اوکه بعضی نادان وی لکه منگل په آخرهغه هم خدای کړی پښیمان هدایت ئی خدای نصیب کر شکر اغله په تحريك ئی خجالت شود شمنان مبارک د دافتحه شه بادشاها مبارك دشه بهادرنه افغان دسردار عبدالعرنزخه خوبیونه چه کول بی وزارت حنی سمره تکمیل به ده دی تول فرمان برداری ده گردیز او ده لروکر کلیوال آفرین دی په حکمت ششاولی شی چه تیره کړی خالی له د شمنا بل پځای کړی شرایط دخدمتونه بی‌ریا خدمتگذار علی احمد دپسی عبدالوکیل عبدالحکیم صداقت کړدی رښتیاپ[ILL] هم اظهار خدمت په جګ وکړه عبدالواحد او شیخ خانون نظمیه غلام نبی غلام محمد محمد عمرهم ټولی اظهار د شجانه لوی میدان هم خدمت محمد ولی ګل الخلا آفرین د امرديني په وجدان خالص ده مبارکی ورتوم شالقه په خدمت او صداقت دتول افغان مبارك د شه صادق محمدصدیق ده میدان خوله فاتح خه قهرمان مبارك د شه عمری هم د عزیزه ! همدردی د خپل تمام افغان مبارك دشد جش استقلال حریت دنصیب اوسه جاودان کامباب شی کامیاب بلند خیاله بیریاد دعاګوی بلبل افغان --- page 269 --- هدایت و ضوابط این اخبار بغير ايام تعطیل در کابل هر روز نشر میشود و بگرنه مقاله در بپست خطاً ارسال میگردد. امور تحریریه بکاربرد حقیقت ارسال و مقاله واصل در اداره مانده جریده در قطع و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است اشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصورت نقدی از هر جا بپذ در بافت میشود محل اشتراک قیمت کابل تفصیل مقامات روپیه سالیانه دارالسلطنه کابل ۴ داخل افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۲۰ سراستد. ارسال وجه اوطيه پست. بر آدرش اداره كتابهاي قابل. با جاره محلاتی شرقی قیمت اشتهار بخطوار بچپش دو حقیقت ج ٣ نمره ۳۰۳ نگارنده برهان الدین کشککی جلد (۱) کابل چهارشنبه ۲ محرم ۱۳۰۳ ش ۴ ربیع الثانی ۱۳۴۳ ق شماره ۳۹ اهمیت مملک افغانی و خدمت اعلحضرت محمد غازی در تنویحه وطنداری نویسنده رقم الجريد جمال الدین کشک که در جراید بر و هندر پانی آلا نش با چشم مورد معروف است. در تاریخ پایتر در حجا ندار اوف د فقاشان بادی در نما بیداری و ترقی در مملکت ایرانی اطهار خیاصلی است در شماره (۱۶) سال (۲۳) نو محت عنوان افغانستار کنونی» یک مقاله بسیار تا قتدار کلمند اوشان که از ہر افزا بین بسیار مست حقیقت است عینا با در ربیع آن میپدازیم. افغانستان ملکن نیست که آن با عهد ضه خود گذار ده نار که آنزا بهم د هنوا را یز دمونی نامیم دیر کا می است که از آنا باتار میشناسد و بخوا د مقو داد تباطات ظاهری دانسته و بروز د برا چیزی بقدر کفایت ز تاریخ این مملکت صیبت کرده و خاطرات خویش تعیین نایده ولی باید اقرار کرد که امور تصب امروز افغانستا در تهران مجمع خطوط و اطلاعات کافی نیستند پمان قسم کی افغا نوتون با نا بخدمین سال قبل شباهتی ندارد افغانستان امروز با افغانستا سال پیش نیست . امروز باید اعترا باد افغانستان بطور که لایق و شایسته اوست توجه کرده دولت مملکتی را که از حیثیت مذهب تمدن با احساسات ملی سر نوشت با او کاملاً یکسان میتی ندارد بهتر شناسد. باید ابرا تصدیق کند که او افغان یک قائد و پیشوا لایق چگونه در ظرف پیش قلیل می میتواند رتبه و مقام خود را حائز گشته و نیت خویش تمام عالم ظاهر نماید . افغانستانی سالها سختی دید و زحمت کشید عز خود را در تفتیم گذرانید در انهاد توجه اینبار و تو را نمود و امرو ز خوشبختانه بپر محدد راست نموده بازو توش بونا کی نشاند دقتی بنده خود را تا به میزند فریب شش سال است که دور منع زندگانی این طلقت شروع و در خلال تو جهات مساعی امر جواد تهمر اهدای خود خصوصا متخلل الرشید با قدمهای سریع بجانب ترقی پیش میرود. در بدو جلوس خود یعنی بنجا موقتیکه از قبل رع و امادگان املی بنام دنیا میسوخت، ایحضرت غازی بیفرمان الله خان انو رو پیدا مشروعی که از صفات عه و مردنا بر درک زیب اسلامیت عظیم است کمر برای استقلال افغانی بته بسلسله عد کار با که حقیقت زینت --- page 270 --- شماره دوم جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۲۰ عقرب ۱۳۰۳ در تاریخ افغان ها بمروزه مبدء مقدسه دیگر گشت . شتابجوئی ملل افغان درین موقع تمام عالم فجا مید که در فاصله بسی کوتاه باندازه که برای هر ملی از محالات خواریش دارا گردد ، افغان مستقل شد و با این ستقلا بر روشن فکر برانست که نقائص ما مینه لیست که پیش از برآمدن اوان سعید نائل شده باید در هم آوردن آنها همت گماشته ، جمیع اداری خود در انتظامات جدیده جدی در ان برقرار نماید . قانون در افغان ها نمونه ندارت معارف متحدثه میگویید در شهر کابل ، اسم اسمی بود ملا سمی و نظام آن با بطل اصول قدیمه اداره می شد ، از تشکیلات وزارتی واداری تجدید چیزی بنظر نمی رسید . آن روز هم افغانستان شخصیت بین المللی نداشت بل امروز که مستقل شده باید در ردیف دول متمدنه دنیا عرض اندام نماید. همین بود که اعلیحضرت امیر پس از تحصیل استقلال فکر موط با صلاح این امور حیاتی معطوف ساخته ، پس از وضع ودتو یک رشته قوانین و نظامات با بهترین وجه و خواستن یکی دو معلمین مته عمیین خارجی وانیست و فوراً امر با ستخدام آنها صادر فرمود ، این مصلح مقننه رسید انست که روح مملکت معارف و نظام است، بیشتر اوقات و مولانه خود را به سرپرستی و نظارت امور معارفی وعسکری میگذارند ، گذشته از ان که دوران شهر با افغانستان مدارس با اصول جدید تاسیس شده در غالب دبات و قرار مکاتیبی با مقتضای محل و موقعیت دایره بتربیت تو اوگان افغانی اشتغال دارند، و عده زیادتی محصلین شخص که ناگاه از ایران ، فرانسه آلمان بر آ تاسیس و تعلیم در مدارس مختلفه خواسته واکنون در کابل بانهایت جدیت مشغول کار هستند، در مجارین مدارس هر چند خیلی گران است بل فدای یک جهتی از ملت او بخاره و ما بقی له دولت می پردازد. محصلین اعزامی بممالک مختلفه اروپا از ستم صمد متجاوز است، عده از انها در برلن عده بپاریس ، مشغول تحصیل در شعب مختلفه علوم و صنایع و بینداطری نیز در ایطالی بتحصیل مکتب بحریوری اشتغال دارند. در حق وزمانه تا روزن شاه آزادی افغان طبعت براین و بین افغان گرا ور با این برادران محبوب ومودان نورو بدوستی است قلبی مشاور د کرده و می کنیم . بن القدیر نظام در سالها اوایل جوشن طبیعی ترکیده و مد و لیوم کابل قویم بین راهیس از هم بر آسیا یک شکل بود اینک نیز چندی است که سفیر ایطالی با آن مارس در و استخدام شده به کابل هم درود نموده اند اعلیحضرت امیر بی نظام عشق و علاقه مخصوص دارد عسکری و مانورها قشونی بیوق حصص حاضره دور اندر شول الطاف ومراحم مخصوصة اليشان ميتند، عمر لایقی که چه در دوره قبل از جلوس و چه در مدت سلط خدماتی نموده اند قوایجاد، محبوب و معزز میباشند در منصب بزرگ ولایتی بعهده آنان مقبوض است وزیر حربیه سابق افغانستان یکی از ذرا کاران بزرگ و از فرزندان نامی افغانستان حضرت سردار حیات و غالب و ضیاب اعلیحضرت ملا است همین ها دانست ، بر حسب خدمات با متری و غیور و ستا سابقہ اشہر ین الشمس در همان اوز نیز منصب سپه سالاری نائل گردید ولی قدر دانی اینحصر از زحمات او بقدر بود که بر تبه اولین وزیران مینوی معروض میدارد روز نامه وقت چاپ اسلامبول در شماره ۶ تصویر مین شخص معظم را گرا ور کرده و از انتخاب با مختاری پاریس تلگراف سوال نموده و حتی به و صورت بعیدی تصور کرده باین و انجامودراس محسوب اکون، او با بنده واین این انتباه تسلیم گردیده و یک چنین خلائی ورودی بزرگ افغانی برده است ، هرچند که اطلاعات مغزی الیه و چگونگی انتصاب باین شغل مطبوی نیست و آنچه را که سابقه داریم و نا در جراید بکلی این تصور مکانه مدیر محترم روز نامه وقت را --- page 271 --- شماره (۲۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۲۰ عقرب جناب سردار اعلیٰ محمد نادرخان سپه سالار از اقرباء علیا حضرت امیر امان الله خان فرزند ارجمند سردار محمد یوسف خان و این مرد تجی امان الله سردار سلطان محمد خان وله سردار پاینده محمد خان اکابر چیلزائی امیر شهید با حس و ش مراتب جلیل و کمانات بر جسته ۱۳۰۰ هجری بیست و سه سال قبل از این تبریز فتح تولد و در طفولیت در مکتب عسکری تعلیم و تربیت دیده است، این دانشمند صفات شایان تعوی الیه به دولت و ملت افغانستان در موقع داخله قطعه نظامیه افغانستان ماموریت داشت و مدتی اثر تجدد و تحسین اعلیحضرت شهید بوده است ولدزائی که امور ملکی در امر و سلطنت سابقه در روضنا خان نوی محسوب جلال خانتان و سایر اطلاعات سرحدی دایمی کرد و اسردار اقدار و افغانستان فراموش نخواهد است لیاقت و کاردانی این فرزند رشید افغانی باعث شد که در زمان دولت العلیمی در سنه (۱۳۲۶) برتبهٔ عالی سپه سالاری سرفراز در آن فرصت بزور قیافت عسکری از دور یاد ها و فایده نظام امور ممالک نظام الجباریه شد و چنانکه جنگ استقلال هم از تباه دست پرورده محمد نادر داود که در تحت فرماندهی داود بیگ محاذ جنگی که علماً گران ستنگ نبرد و مقابل عسکر دولت برطانیی که میجنگیدند بپشاری نمود د مجود این موفقیت از مور ولی نعمت غازی سردار سپه سالار بر رتبه عضویت دار یا گاری انتی در این سردار نامی بفرمان اعلیحضرت امیر در کابل ساخته شد در روزها سلطنت اعلی تبریک و و هر خدمت عسکری خدمات کشوری مصدر می نموده ماموریتها ئیکه بآن استلام رفته با پراگنده نقاط قد آمد امانت الجبل الا قمر قطره بدخشان و حدود شرقی و جنوبی الی ولایت با نهایت خوبی و صحت بانجام داده و همیشه مورد تحسین و تقدیر ذات شاہانۂ بوده است خدمات این شخص بزرگ بقدری است که اگر بخواهیم حتی الامکا بنویسیم از نام کاملاً موضوع منحرف خواهیم شد این دست که مختصر میگوئیم چون در حین انجام وظائف و ماموریت پا نتایج اخیر را در اواخر خزان سفر بپکتیا نمود بولایت براج و امراض معده و فرطاً در سالیه مدتی معالجه مجبور با ستعلاج در اروپا گردید اعلیحضرت امیر همان نقطه نظر نوازش های حقیقی تفقدات شاهانه نهایت دادند که یک پسر جلیل القدر کار آگاه بدون داشتن یک سمت رسمی که استفاده پزیر گی با بری او شود باین منظور اروپا برود این بود که سردار محمد ایام زارت مختاری پاریس منصوب فرمودند تا علاوه بر اطلاقات معلومات اعلی تجربه و بصیرت کامل از سیاست و نفسیات اروپائی بدست آورده و در واقع این سردار بزرگ یک مرد سیاسی بزرگ و ۔ سایر برادران و اعضای خاندان معزی الیه که هر یک بنو به خود اندر ادو کرم شان افتخارات نوازش کا فی السابق مظهر الطاف شاہی بوده و میباشند حقا یک برادر شان آقا محمد هاشم خان دلیر افغانی در سگاه برادر دیگر آقای شاہ ولیخان با ستعداد و اما و اعلیحضرت امیر که در حین بغاوت اخیر سمت نبولی در همین مقابله جهل و علم و ظلت و نور بفرماندهی یک محاذ شرکت شرف است برادر کوچکترین مستون تضامن و برادر دیگر برادر شان آقا سردار محمد امین خان گران تحفه لم افغانی در ار و پا میباشند و هچنین سایر برادران و اعضاء خانواده از قبیل آقا احمد شاه خان مصاحب حضور و اسد علینان بردار دوان وکریم خان هر یک با تنظیم دستگاه عسکری و یا برح خدمات کشوری در شعیه از الطاف و توجها ت مخصوصه اعلیحضرت غازی کامیاب و برخوردار میباشند این است قدر دانی اعلیحضرت امیر امان الله زمان باین روح واحه امانت وملت باید در دامان خود بپرورش داده و آینده درخشان از افغانین بدانیم با کمال مسرت مزید فرداً غرۀ کار داران مستعد و بین اندود می شناسد را هم اندر بخمرو اراده خویش را ارکان از بیدار دارای ما اساسات آخرین شب در اطاق کار خود نشسته و دائم بوسیله چرخ دستگاه تیلفونی که در دست اوست شخصاً بتمام جزئیات امور رسید گی کرده و دستورات لازم میدهد حوادث و اتفاقات بزرگ را با کمال خونسردی تلقی میکند اما مصائب ملت خویش سخت متاثر میگردد ، هر یک بوسائلی تسکین پذیر ای ملت افغان وای افغانستان از صمیم قلب با یک چنین شهریار هوشمند ملت دو تبریک میگوئیم ۔ ۔ باش تا صبح دولتت بدمد کمن هنوز از علائم سحر است ۔ احساسات و آمال علحضر تا میرا اگر شرح دهیم یچ مثنوی هفتاد من کاغذ شود ۔ ۔ کمر را خمیره نند که در نطفه های خویش یا مستغنی از عامه میکند به اذا العلیینا با این مدعا غازی خود توفیق حمایت فرداً را حیا تاً و آنده را که از اسلام و اسلامینا و کلیت ممالک اسلامی داریم بحوایج مخوله بیاوریم . یکی از مواد معاهده افغان وروس آزادی بخارا است و در موقع کنفرانس لوزان جناب اعلیٰ محمد دخان طرزی وزیر مختار سابق افغانی در پاریس و وزیر امور خارجه فعلی با مرا علیٰ حضرت با حضار خود ۔ تا در باره استم خطی بارا بزعم ترکیه واصل مداخله ونمد، ایده ال از ادیشه اعلیحضرت امیر امان الدخالتنها داد خواہی براء جارا در کنفرانس بوی مطلب که بیر مقوله ی در موق امضا عهد نامه یا --- page 272 --- شماره (۳۹) جلد (۱) جریده حقیقت کابل (۲۰) عقرب ۱۲۹۸ واقعا از حضور چندین هزار افراد ملت خود ایراد فرموده و احساسات قاطبه ملت ایران و ایرانی ظاھر ساخته قلب ھر ایرانی واقعی را متعلق به طپش مینماید اینلحیقه از طریقی شفقتنامه همایون بجهت جو عرض مکی حصر خطاب بملت ایران کرده میفرماید : به ایران عرض میکنم ( حیف است نصیب (این فرمان شفقتناي مرحمت توامان را اعلیحضرت ظل اللہ دشمنانت گویم : درد تو بجان دوستدارت بادا ) نویسنده مطلبی کامل نوی بجواب ان عریضه اعطا کرند که عساکر ظفر ماثر مقیم گردیز بجهة کہ در لوی جرگہ یا مجلس بزرگی کہ در دو ماه قبل از نمایندگان ملت در تحت ریاست اصدار فرمانیکه بتعقیب اعدا و خشن اشتغالان تبرید جایز میشوند شخص اعلیحضرت تشکیل کردیده بود اختیار در اینحالہ سلطنت طرح و یک یک بتصویب تقدیم نمودہ بودند : در صف ۱۶ شماره ۳۸ حقیقت بطبع رسيد نمایندگان ملت رسیده و موقعی کہ بمناست عقد اثریہ و معاہدۂ منعقده افغان ویم حقیقت ) اولاد نامی غیوریم منصبداران و ساير عساکر دلیر و ایران بعمل آمده اعلیحضرت امر نطق مفصلی ایراد کرد دو برهانهرین نطق حسی آند مقیم گردیز بود عریضه شما محتوی بر حسیات اسلام خواهی و نفرمودند. دقیقا فرمود قبل ازینکہ داخل در قرائت معاہده و مذاکره گوناگون باشیم اظهارات مشعوفانہ تان در امر جلیله جشن استقلال محطالعه میخواهم تا ذھن شما را خود را درین مورد بضمائم بمانم ایران مملکتی است که از حیث گردیده این مرتبه مرضيه ومقدمات همت بنیانہ شما اولاد غیور نزاد دین، جغرافیائی کاملا با افغانسان مشابہ تشکیل گردیده ، سعادت ایران و باحمیت خودم را کہ در حفظان ناموس وطن خواھان دادہ نباسعادت افغانستان و خوش بختی ایران بھان خوش بختی افغانستان است اگر و تقدیر میکنم. در میکہ جشن جہشمنا ولادان غیور م را فراموش خدا نخواسته حادثه ناگوارے در ھر قومیکہ حقیقة خود را مسلمان داند و خصوصا افغانسان نکرده بدعایا و نیاز بخاکپ و فیروزیمیمان تذکار داشتیم. از درگاه باید کالمناثر شریک نسیم باشد اینہاتنہا مملکتی است که خداوند جل جلالہ پر مملکت ست است خالق بی نیاز جمعیت شما رانیح وسرور درخواہم . ن. ظاهری و معنوی افغانسا تراما میبیا کرده افغانسا استراتی ک مخواد قوانین خدمات دیر و هم مجاہدین است مجدش نباید بکاملت پیچیز رانمن مستعد میگردیک درهیچی از کوچکترین چیزی کہ برخلاف دین متین در مہمات و مقاصدات، خلاف ظاہری نگردد یچو قلم شنیدہ نشود زبیا من دوستی ایران را بابن چیز برابر نمیتوانم داست انجام شجرتی میکوید که در مجاہدہ سابقہ که در دوغیرہ وغیره تاریچه میخواهیم درا. سبل اسلام ھماہنگی اتحاد و یگانگی بین دو است ایران وافغانستا وافواج ظفر امواج فصیل عسکری سمت مشرقی درامتد گرفت و محکمرست فرد با فرد افغانی نیز برادران ایران خود را بانظرو برادر معنویت با آنکه درین روزها که فتح میدان خوله وامداد اقتضا او دمی کرسره همسایگی و دوستی قودا و کرین آرزو دارند همین ارزو در قلبهائی پر گوش گذار عموم ملت عزیزمان گردیده است. تحریر سوانح فردا فرمہ قرار باشند . این است اسلامیت این بہا در شاہجوانان بر است جبیب سے مسلسلا از مرکز ارد و باینجه طوری دقیق و قوی بمانحداد فردا و آمدند که نسبت بایران وایرانی صفحه طاہر ساخته و میسازد ایراکامی بهتر ازین ، که این شوق و شقف همادقائدانسان علوم خیرخواہا دولت علیہ تیور عاطفه ارد خاطره فزون دارایز بهترین باره یک معاف پیشمانی کشاده دستکورند اما منتظر بوداکہ دردو جا تہا مجاھدین ھن دکانہ کہ بہ بافغانسا تا کہ نیاز محرم دربط او حاتمست پس سلاماتچه درانوقب است تخاقتی آزاد قطره و توطن دارند وعلی الدوام در خدمات اسلامی است مورد انتر شریک روایط سیاسی جوان ہوشمند و توانا و طبران در عهد شاہد غرض خو بشنود و احترکند پاکنجا مہارتی و سرتیاری بر منوصا شدا وبمقابلة بیگانگی یک ملت وساحد رنتی که مفاد مخالفان اسلام درده با شد پروانہ کار را خواهید بدستہا برد آمد و قابل بسیار تقدیر بود. چنانچہ سکر وگلی حیات میرم می نماید امروز با الموت پر نامنفقته شلی نما مراز بی ی میگذردا ایرانی وایران بی بدل عارمی وبجایا شیرمردان کلانتر صاحب یک جا قد شاکیان به تمام قراء تیا بیست گرفته با عضیه فدا کاری سعی میکند وقتی کا تمام در در این خوب واعلی در شنی پاکیها و مزین با اساسیه بوده بکمال ذوق وصل دار دبا قدسانه صلح در و میل حالتی را که برآر مقبوه اهرا بهرو است میردارد سید منابع ۳۶ سنسلی دارد جلال آباد گردیده بودند . اینک یک نامه داید شکر بر انتر ار تمایلات این دو ملت هم خون بهم دینی متهم و قایم کرده و مروج مسلسی ذکر شان ہم در این روز ها برای معہ حصص حاضر شده تا در همه جا ه هم خواهید شود- این بود مختصری از وضعیات کنونی افغانستای واخلاق و انظریات و احساسات اعلیحضرت غازی که حسب الوظيفہ حقیقت ازین احساسات مردانه و خدمات اکارانه ایشان اطلاع ہموطنان عزیز رسانده و میدواریم که بزودی قاطبه اطلاقات مقتصاصہ خودرا مفصلاً بعرض قارئین محترم برسانم . اظہار مسرت میکند. --- page 273 --- شرح اشتراك قیمت کابل ٦ ماهه سالیانه در داخلۀ افغاستان ٥ افغانی در داخلۀ افغاستان ٧ افغانی در ممالک خارجه ١٥ افغانی در ممالک خارجه ٢٠ افغانی ادارۀ جريدۀ حقيقت کابل داخل ضوابط این اخبار بغير از ایام تعطيل در کابل هرهفته نشر شده و در غزنیګات به قیمت قطعی فروخ میګردد امور تحریریه به نګارنده حقیقت ورسائل و مقالات واصله در ادارۀ مذکوره جریده در اندراج و اصلاح و عدم اختیار ش از ادارست اشتراک ششماهه از فروش و شش بالصورت نقدی از جبالقرقه دریافت شود ادرس نګارنده - نریمان (قاضی) جلد (١) کابل شنبه ١٧ عقرب ١٣٠٣ ش ١٢ ربیع الثانی ١٣٤٣ ق شمارۀ (٢٠) پیوند سیب و بردان تخم هندوان کبز در زمین تاریخ انجیل است و تفاعل خود من کثرت میکوید چرا معامله محاسبه اعمال منتقد انرا در مجاسبۀ ؟ امورات وجدان و پرافهای ترقی ممالک ان قرار با یکدیگر روی تراز ترازویان دکانداران در تقابل اسراءت ولن خاوس میگردد میتوانستند ازین رهگذر در آمد تا حقایق را بدانجا برسانیم از یکطرف ناقل متراحم صفات شرایانه ماست که بدون اخراج لات وافر در آورده بهر و جهی از وجوه یکی از اعضا ملت خویش نمیتوانند و بیلون دسته بندی مکاشفات و تبق همان گذشتګان ملت در بلیغ بوا الحق حیق ماست اګر هخوانی حدیث طایف خطرت رسالت بناهی زبان حالش را بین مقاطع حزم نمی کرد . - به بیان مدعیان اشد چرا پیوند اګر بروی انس وجن اسماﺀ بینه و نمود پر سالات عملیات و سحات متبرکات اعلام مبین از درگاه حق متعال برکامیان و نخل او قات حشمت لازم میګوئيم ( اللهم زد فزد ) و از این سله از جان مسلۀ خود کتاین در طول کشیده در اداز نه بیائید بیاید سرعات حقواست که این اقوام ذلیلت خدمت بنوئی را براه صالح بیاورد ، و من داطلوق المعت بکوئی بر کلهر نشان نماید . ازین امت لا محسو با کیست که با توجه قابلیرین و نا در قال مذاهب نموده حق طبقه ګیاهان بهتها عالم باد نصیحت داند در اسیا د شاه مراحم اکتاه خود با آقاخان ناری بود را چند روز بصحبت نمایند گرفت و یا و، بدین وحشت خشونت و طلاقت را جاده بیا استونند . انا واسفا که بجد مراحمات و مشفقات ان حضرت خاص اسلام نموده اکستریت مجمل ملت ضان کنند. و غبار ورقی نمود او را نکا ر رشتی، پهنوی دلن خویش را بنون یوانش اریامال خمان نمود او بر حشمت بز رکی بیو کی دست بهر تمافر و خونخوا صعده بیند و کشا د اسائش دار بپوشین و اماد ستند. بجای اینکه لشکریان و لوازم تمتع را قارج شوند. این کول غورو و نبت دشار نمودا جه اسیا جواب می دهند - و بر پر و پا کشنده بحر ما عدا تا روشندان بین است تا ان علت قتل در لاز وصیت نامه برون از خیط هفکری --- page 274 --- شماره (۴) جلد (۱) جریده (حقیقت) کابل شب ۱۶ (۲۳) عقرب سال ۸ داشته اند بکلی دیوانه وار خود را بهدف گلوله توپ تفنگ حکومت متوجه کرده و ترقى و تعالى ملت نجیب افغان امیدوارم الخ وایش بین بعد ازین نموده در مقابل برادران دینی خود جنگیده دل دشمنا خدا و دوستان را ناشاد و اینجانبه میکنند و نمی دانند در عین امر بطرف مصا با غیان جدرانیا عما افتاد که شود کشته نقض اسلام است ازین رو سر از امر اطیعوا چنانچه قبلا مذکور شد که بالفعل تمام باغیان سمت جنوبی از واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم پیچیده از راه اسلامیت و دربدر و متعذرت و سلسله جنبانی اطاعت نیز حکومت آمده اسلامیت محرف گشته را ضلالت و شیطنت را تعقیب نموده خود را طوق مطاوعت حکومت را زیب گردن خودشان نموده اند خسر الدنيا والاخره گردانیده در دنیا متوجه لعنت خلایق و در اہالی جدران کہ تا هنوز سرشار باده ضلالت جهالت مخالف دولت در اخرت شرمنده در سول علی و رسول مقبول ماخوذ قهر مساجد سازند حکومت هر صور تیکه لازم بدانند گوشمالی آنها میپردازد چنانچه چند فاعتبروا یا اولی الابصار برادران گول خورده ما عالی آقای محمد ولی خان وزیر حربیه درین ایام اقارب خودشان مامور تو نمی دانند که عموم ملت اسلام درین ایام نکبت القیام بکدام اندازه بنموده اند و وقتاً فوقتاً آنچه از انحا و سمتان محترم مامور اردو بمکاتب در میان کفار در کردار یک قوم و ملت ضعیف و نحیف است وزیر صاحب حربیه حسب ذیل مینویسید در ترقیات کلانتر بر بور تما زیرا از غفر اغیار المس دنیا که تصفیه این بحث در اینجا شده عموماً ده بمشرته آقای عبد الاحد خان و جناب عبد الوکیل خان بی خبریم ! اگر میدانستند البته خودشان فکر مینمودند که چون ملت فرقه مشر از میمنه نو اوه از راه شیره میدان حرکت نموده بکوه تعرض اسلامی بدین اندازه خوار و زار و ضعیف و نحیف اند پس نماید درب ۴ مشر ته آقای شیر احمد خان فرقه مشه و بشیر احمد نباید بیشتر ازین منجر بحیات دشمنان دین و خانمان ملک و قسمای قواسے خود را در زیر وک آرمراے سدہ او جدرانها مامور و ملت و برهم زدن ترقی خویش فریب بخورند ؟؟ و مقاصد فاسد که در سنگی تجمع دارند و به تعاون اهالی ز نیکه با متناقته نتواند شان را از ظالم بدمن کہ الخلائے دین مبین سید المرسلین باشند و مانده ما بقیه قواے خود را از جانب دیگر (وک) بجانب تلف کردن و بر باد دادن حقوق بدست آورده ماست حقیقت (سنکه) با مشرق امیر زمانخان لوا مشر تقدم بهر پا راهی مقرت در اینگان بجا بیاورند (اللہم اهدنا الصراط المستقیم جناب محمد عمر خان لوا مشر از اسپین تمت و شاهی کوش پر دا لذا از خداوندی نیاز خویش نیاز و آرزو دارم که در تمام ملت اسلام به دنیکه تعرض نماید بغیر از غرق به ۵ ها قهر و مشر ته آقای عموماً و در اهالی عزیز افغانستان که یک خطه بیمه اسلامی است عبد الاحد خان و جناب عبد الوکیل خان از جانب سردیها خصوصاً مزید مزید اتفاق واقعی دو همدردی را تولید کننده تا و آقای شیر احمدخان یک قسمتی قواسے خود را از جانب زیر اک بتوجهات جهان درجات دین پادشاه دیانت آکنا افتر با مشر ته محمد ابراهیم خان ، مشر و میر زمانخان لوا مشر جهت برو روحانی اسلام محبوب القلوب خویش تبرقیات تحری و ثنوی دار و خوردش با یک کندک و زیر تک با غرض عدم کامی بورا عالم بانگ قدمان کامیاب گردیم ، و براے این برادران کو سنگی با باغی هاے دنیکه و اقامت نمود و مقرره محمد عمر خان خورد و ما هدایت نصیب کند تا دوست را از دشمن تمیز کرده کیا لوا مشر نیز از جانب شاهی کوٹ واسپین مت حرکت کماں کیه و تعالی و برتری وطن مارشک میبرند، و خواهان انحطاط و تنزلم به سه طرف پائے مذکور از سه طرف تعرض و تقدم را بیان ما هستند بخاک در چشم گنده تا بقیه العمر بز یبستن با استقلال شروع نموده و جنگ را از همه طرف سخت حجم و فتاره و آزادی تا مه که یک نعمت عظمی الهی است در تمام دول معظم یه محاربه آثار که تا به سوجه عصر دوام داشته بالاخر بالی جهان با شان و شرف نیست و زندگی بداریم اور د اخته تیر دعا نراک قوائد ها را نیکه را اشغال نموده بودند متفرق و سیم را در رویا و مر درختی خیالات عالیه افغان حضرت بر امیر الموت گردیده عسا کر ما موضع دنیکہ مر احیله و اشغال نمک --- page 275 --- عقرب شمارة (۴) جلد (۱) جریدة (حقیقت) کابل شنبه ۲۳ عقرب در رحمان لازمه را ادراک بکار بردند درین محاربه تلفات مردم منگل بیشتر و این اطلاع وقتیکه بپشاور بصاحب جرنیل الفرد حکم بفرستادن مقیم این مفرزه با نتها یک نافهمیده بهار مجروح گردیده است شیب قوه اطهر نمودند چنانچه از مفرزه عبدالاحد خان آقا از طرف خود اورماره ۱۶ عقرب مفرزه آقای عبدالاحد خان در تنگه و قوای تیکه و از توالی بوچه و در پصوبه نیز از مقام زیروک قوة اطهر بوبی از شیر احمد خان مفرزه سر و میرزا خان لوا مشر به تیکه و کوه قتود برای مفرزه لوا مشر صاحب از چندی باین طرف متوالیاً آمده نما نمودند به ۱۶ عقرب مفرزه عبدالاحد خان آقا در (جنیه) داخل محاربه میباشند فرستاده شده. اخبار از رفت وقتیکه مفرزه محمد عمر خان لوا مشر به (۱۵) عقرب شایقین اشیا ابو حصین را ما بندی بغرض مقبوض بر (تنگی) از راه (ارمد) رهسپار و در حدود ان حضرت (لله) با جمعیت بزرگ مصادف کنان طرفین بمجادله افتاً بو طرف نمایند چون باغیان در نقاط حاکمه و صعب المرور این قطعه تعداً رکایی بسیار اما ول در کمین بودند و بعد از قریبای طرفین دیگر فتری دارا بنما طع و بدن اتمام میشود در موضع بدای هم معاونت شان شتافتند اسلحه به محله این اقدام قیمت فی نسخه را به نقی پردیه بکجاس خان کمال شدت و قوت و مزید را می نمود ازین رو برای مردود عسکر تا افریقی و بیداری نظامی خصوصا در مقا و محاسن طبع میدری ها ش لوا مشر صاحب مشکلات بزرگی تولید شد تا اینکه بسیار عظمی مشق از مجوعه عسکری بیاد اطلاع یافته اند این سخته تقاضه پرنده برائی تا تلفات باغیان مغلوب شده قرار را بر قرار اختیار کرد واوا وزارت جربه تحلیه این کتاب طبع را که دارای ۳۰ صحیفه و ده و باشته ا اینکه صاحب جوان بطرف تیکه به ۱۷ عقرب در اسلحه مرکز شتار با است مبلغ شش و پریه بکجاسی مقرر داشته بہت شایقین در ساری وانند جمعیت کثیر باغیان دست بگریبان شده به محاربه آغاز نهاد خران را عقد ان کی بصوتی بازیافت دارند در مقا هم مجد یکانه کنسی چرا عجب وطن جان خود فدا نکنیم چنین که تازه مسر سبز باغ عرفان است ز آب یاری شاه جوان افغان است ز لطف خسرو غازی بهر کنار وطن فروغ علم و هنر همچو شمس تابان است زبان خامه و فکر رسا، در دامان هزار مرتبه بهتر ز تیغ بران است چه لحظه ایست که هر کس بقدر طاقت خود پی کمال و هنر همچو برق پویان است گل مراد ز گلزار علم و فضل بیچین که بی هنر همه جا خار راه انسان است چرا عجب بوطن جان خود فدا نکنیم که این نشانه اجداد و مدفن شان است --- page 276 --- شماره (١٠) جلد اول جریده سراج الاخبار افغانیه ٢٢ عقرب زمان علم کمال است و وقت سعی عمل بکوثر فضل وقت شروع دوران است بخط و خال نکوویان چه میندادیش که خط و نقطه تحریر بهتر از آن است بگلستان معانی درآئی غنچه بچین که گل ز شرم سخن بسته گریبان است نگویمت بتن کاغذ و کتابت کن مراد کاغذ و مکتوب معنی آن است بصرف منرفکانو روید، قوت ذهن که آنچه صرف باین صرف گشته شایان است نظر نمایان ببین توقف کمال که هم سران همه تا اسمان بطیران است زآتش هم طیاره درگرفت چمن ازین قضیه دل عندلیب بریان است زجهل دور گریزید و علم آموزید که بچه حکم ز نفس منیف قرآن است معارف است که جان بخشد حیات دید معارف است که فخر بنام انسان است بدرس خانه عرفان بیا و علم آموز که بی هنر نجد ننگ نوع انسان است بجاد خال ریاضی دمی بشو مشغول که بر ورق زدیاضتی فیض رحمان است زمانیں چاره گر احتیاج ملت شو که این وظیفه اصحاب عقل واذعان است بکن زجیوگرافی تو پرس جوی زمین که فن جیوگرافی عمد عرفان است تر از دوره ماضی خبر دهد تاریخ جوان ماهر این علم جان پیران است دلا ز معارف خوری بدان امید کنونکه فیض خداوند زیر عرفان است ازین کلام تو سرور همی شود معلوم که از جدائی مکتب دلت پریشان است --- page 277 --- شرح اشتراك تفصیل مقامات قیمت در یکسال ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنة کابل ۵ ۹ داخله افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجیه ۸ ۱۵ وزرا و متفرقه ۱۱ ۲۰ مناصفه اترکست :- از مراسلات عطا بالمانیت :- برای نگارمان و مکاتبان ملی نباید - با جرائد اسلامی و شرقی قیمت کشتار هموار پرس روپیه - قواعد ضوابط این اخبار غیر از ایام تعطیل در کابل یکمرتبه طبع و نشر میشود و بدیگر مقامات بسپریت منظما ارسال میگردد امور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال و مقالات واحد در اداره مانده جریده در انتخاب و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است اشتراك بتوسط خزاین دولتی و بصورت نقدی از هر جا قبلاً دریافت میشود . (ترک این الکتی) سراج حقیقت ۱۳۰۳ جلد (۱) کابل دوشنبه (۲۵) عقرب ۱۳۰۳ شمسی ۱۹ ربیع الثانی ۱۳۳۳ قمری شماره (۲۱) (از مقالات وارده) عسکر کیت وظیفه اش حبیب است؟ عسکر ایک فرد وطن دوست ملت پر ور است که جان عزیز را محافظ کردن ناموس و شان و شرف وطن محبوب خویش خطیر غبطه توت طیاره اجانب می سازد! وظیفه اش جانبازن و سر نهادن است که در مقابل ارتقا معظم خویش حیات قیمتمندار و ریختن خون لاله گون خود را حتینی عسکراست که همه گونه تکالیف و مصیبتها و و قر همت بدوش و درا گذارده در حصول طلب و نوشانیدن آخرین قطره خون خود قدم درین میدان ثبات و مقاومت میگردد. و بر آنروز می که انشمر بر افوش امور و مولف شو و سنین انقیا دو اطاعت اولوالامر حین نظروانت اما موفقیت و مظفری از خالق بینا زنم و خواستار سرگرم تکمیل نمودن وظیفه خود میگردد چنانچه عساکر طفر تا تمارد و محشم افغانی ما که با قوت ایمبان آتش فساد و د فاخ باغیان نامراد سمت جنوبی از طرف دولت متبوعه شان اعزام شده اند. اکنون چیز برا که در نظر گرفته و به و تکین آن می کوشند همان تحفط و شرف وطن مرغوب و اطاعت امر تواند و محبوب شاہ است که بهیجان جبلت و فعالیت ابراز خدمات نموده هیچ نوع مصا و الایی اهمیت نمیدهند که مقاصد شان ضایع شکر گفته میشود. و هنوز میگویند که تا ظهور تو به وصلاح برگز دست از سرکوبی و گوشمالی شان با ز نخواهیم داشت و در ایضای وظائف و اطاعت امرا اولوالامر خویش تا جان در تن و روان در بدن داریم مقاومت و ایستادگی خواهیم ورزید. تا باشد که بیرا شهر مسرات و تکالیف و مشکلاتی را که در راه اعلا کلمته الله بامر ولی الامر خویش دیده و کشیده ایم از بارگاه او میر با نز حور نائل شویم . لہذا ما بدانها بشارت میدهیم گویم که او تبارک تعالو کلام پاک تو بندگان خویش واعطا این آید وافی باید سرفراز می نخرید که (والذين جاهد وانی سبیل اولئك يرجون رحمتہ اللہ واللہ غفور رحیم) و نیز حگما گفت اند هیچ راحت بی سهولت و هم مبیست نی راست مکن فیست تائید این مقوله اعلی قرآنی را نیز گواه داریم (أن مع العصر يسرا ان مع العسر يسرا) زيراج - نابرده رنج گنج میسر نمی شود - پس معلوم است که جز محنات نمی خورد خویش راحت ابدی را که عبارت از رضای الهی خوشنودی حضرت رسالت پناهی ارضا مندی حضور پادشاهی است فایز ونائل شوید. پس خوشا بحال کسی که رحمت نموده زندگی قالی این نعمت عظمی ایدیزنائی شود . اللهم اعط هذه النعمت الكل امت مرحسول اللہ ۳ - (محی الدین حامدی) --- page 278 --- صحیفه (۱۲) جلد اول جریده شفق کابل دستاویز ۲ م ۲۳ پیام سلطان نجد بنام مجدانیه محاربات قفقاز او در نگار دکه ملت خواهان قفقاز بیب ان پر علیه حکومت بلشویکی مصروف اقدامات هستند تا با حالی در مقابله خود با کامیانی را در نتیجه دیده اند چنانکه تخته میشود که شهر تفلس و مقام میشار تحت تصرف خود آورده اند و مزید بران مسموع است که از نقطۀ ایران نیز جهت امداد و معاونت ملت خواهان قفقاز تفریباً پنجر تفاهی بر عصد و حرکت و اعزامند. بمبی ۲۵ :- اکتوبر یک قاید سیاسی بیاضی سب این از طرف سلطان نجد موصول گردیده است :- حیات اسلامت عمله انه مان بواسطه مارفری موصول بیست مینویسم که دیده از ان حبات انسانیه و همدردی تا این که تا عالم اسلام مخصوصا مقامات مقدسه نمدیدید انتها را در ریشه محترم اعلان خدمات شریفه مان استه زید میم که امدو آیه که در اسلام شانجی که درین سر زمین مقدسه قبل از تعرض اجانب و بعد مخالفت مصریان با انگازان از داخل شدن افواج نجدی بحال مخابر دارد کشته چنانچه قبلا سوی ناکامیابی سفند انگار باران در مذاکراتی که مابین دی و مسفره میلز انده در نشد بوقوع پیوسته بود اشاره نموده دکر مایوسی به خیز جوائر قومی وملت خواهان مصری را نمود ها بودند از ملاحظه اخبارات تازه چنان بعیان میرسد کہ مصریان بجز از اعلان جهاد و کار روائی های به بدیگر پیچ صورت نمی توانند و شاهد مدعاء اعدا قوم خود نکشند. مسئله موصل و مجلس ثالث میگویند در باله موصل شوخی میرود که مقامات مصالحه محلی خواهد آمد چنانچه درین ایام سفیراند را خود را ثالث با بخیر در باره انجام درین مسئله امرام و نهای طرفین معین داشته خواشتمند که ہیئت مذاکرات طرفین بکدام سوال ثالث قرار فریو در این مسئله را مذکو بدارند تا شخصی از مصالح دران باب اظهار رابی نماید ! مجاهدین ریف مجاهدین ریف در ترتیبات عسکری خود صالح باشد یا شه ماما بشریف حسین (مغفوری) و پسرش (امیر علی) است زیر تا ہنگامیکه دست خیانت رست آنها از حکومت و سیاست این سر زمین قرائت فرین دور نشود با یجال عاجزانه ام امن و سکون در کمہ معظمہ و اطراف و نواحی آن قابل تصور نیست. مملکت مکه معظمه بواسطه حوف و هراس بیولی پسیری حقیقت نمی نو سد که - الہ با حقانی به پردازند - عمانه خیال دارند و من در بیات خلافت و خدمت گذاری مقامات مقدسه تابع دنای افکار عمومی عالم اسلامی بہت . جده شهر بقیه زیر خطره است پورت شوردان ۲۱ اکتوبر - هر چند سعی و شنی برای ساخت و تفاهمه دین امیر کی جا و شرف نامه بادگار ه امیر علی به عمل می آید و نتیجه دیگرنا حسب خاطر خواهی دید و عساکر نجدی تما اراده دارند تصمیم نموده اند که بدین نزدیک ها بعده اتحت هجوم وفشار داوند جز چنانچه ایالی ازین وضعیت نجدی سراسیمه وا بهم پراختیمیه کنان با طراف و جوانب جانباز میشوند در سر تاسر شهر یک انقلاب و پریشانی فی اثبات تم فریاست --- page 279 --- شماره (۱) دهم صفر الاول جریدهٔ حقيقت کابل دوشنبه ۲۸ ثور صرف دانسته بناحق ناموس و ست تو بان شهرت با فعل با خود شرت داده اسطار مجادله و محاربه دیگر را بین نزدیک بیا دارند . (جراند هندی) تشکر از اجرا او مساعی اعلام ابی نام مین (قضیه بمقام اثمانی) با اینکه تفصیل این اقدام عالیانه و تقدیر شجاعت کار نام عساکر ظفر پیکر در درین ایام در مقام (اثمانی) که مسقط الراس و مسکن دشمنی مالی نمک و رهزن شنگ وی و دارالبغاوت ایالی سمت جنوبی (ناچندی و اقای عبدالکریم فراری بود نموده اند تا حالی بآداره ما رسیده است هنگامیکه بوصول شدا تفصیل انرا رو لو الا بصار میشود اما رسانیدن این خبر در رابطه را اجمالی این نگارنده لازم و بدایه انا تحریر میدارد انتخابات پارلمانی بگلستان ۲۹ اکتوبر انتخابات انگلستان خاتمه پذیرفت روز نامه آب زور می نویسید که کش مکاری دعلانایتی انگلستان همیشه در موقع انتخابات بروزی یافت اما درین موقع جا انداز بیش کاری بالا گرفته که مورد خورد و افراد رسید او شاید تاریخ انگلستان تالی انرا بیاد ندارد حزب کارگر لزوم و حزب محافظه کار کامیاب آمده و ثلث کرسیهای پارلمان را حزب محافظه کار اشغال خواهد کرد مستر ناکشین وزیر مستعمرات انگلستان اظهار داشته بود که ولو حکومت در انتخابات شکست یافته باز هم از کار کناره نخواهد گرفت و تا آخرین ساعت کابینه استعفا نخواهد داد . (حبل المتین) زفیر نیکه و مظهرت شکر افعانیه مابعد ادعیه اریه ومجادله طولانی در بین نظامیان شجاع افغانی و باغیان جدرانی در حدود (ارند) و اطرف (نیکه) پوقوع پیوسته برای محافظه مانر ما ضبح و مظهری حبیب توپخانہ ہمرکابی جناب محترم محمد زمان کو نستر عزیز مانند حضرات آقای عبدالوکیل خان و غیر هم آن حدود را مهیجان و سمع جان کامیابان دل اینکید) گردیده بغلات تخلیه شده باغیان انحا خیمه زن فتح و نصرت گردیده اند ، دیگر کدام خبر جالب توجهی از ان جام مخبر حریت با داره هم نرسیده است حقيقت :- بانتم ها جناب عالی وزیر صاحب حربیه د باقی رجال معظم افغانیه را که پگو شمالي و تمدید بغاوت چشگان در روانی موظفند بلکہ مقام عالی وزارت حربیه را نیز بسوی این مسئله توجہ میدہیم (که بار بار نظماً و نثراً او را با درین صفحت خویش بعرض حضور این حضرت نموده ایم ) تا میتوانند بسرعت و عجلت در اصلاح این ماده فساد و انقلاع و انقطاع این ریشه بغاوت و عناد یک آن بیشتر صرف مساعی ورزند و اگر بالفرض والتقدير غايله د مانعی راست راه تسهیلات و اجراءآت خود بنگرید علي الفور بالستی او را بحضور اعليحضرت غازی دالا مجلس مفخم وزراء مطرح مذاکرات فرموده د باطرات و جواب این مسئله بدقت و توجه خود شان را بصرف رسانند که اقضا است در تاخیر و طالت زیان نادردی و كوه جه سینه کی بلا به در رگ و مفصل است الله الا پریشانی روس از شرکت المان د مجمع المللی پاشیوز پیام امداد کاری انسان در اور وباء المان بود اینکه که دولت متفقه المان از مجمع بین المللی بخواهند شامل مسائله شورت یخنا بی میشود، اما امرا امید دیگر با ممتنع ساخته است که تا شرکت مجمع بین المللی یک نتایج کونفر استردار رو سفید داشته باشد ور بیهارا میگوید که اگر المان اب مجع بن اللی مداحام مجمع سر فر داون طلایرا --- page 280 --- شماره (۱۸) جلد اول جریده حقیقیت کابل داشتداد عقرب ادبیات فلک برندیه چون در دی روز کشید نقاب تیره شب از فروغ صبح درید ہوا ز رخت لطافت لباس نور پوشید زمین از سبزه و گلها چمن چمن خندید نسیم با همه فیض سحر زطرف چمن چوحرف مهر لب بار بر مراد وزید زجوش آب طراوت گریخت ابر بهار چه کرد کلفت و اندوه کز جهان نرمید غبارشک شد آن گرد کز زمین دوست غذای روح شد ان نغمه که گوش شنید حواس پنج من از قید قبض سم رستند دل از نشاط و ما هم بسوی بسط دوید ولی چو نسبت این جمله بود در ایام ہوس به محض تمیزش بجان و دل گنجید که یارب از چه زمان عبرت جنان گشته ز خار وخار چرا غنچه های گل خندید چه کیمای سعادت ظهور کرد امروز زکیست این همه آثار نشو و بخت سعید زمین نه جیش و طرب از چه رو ببار است که غیر حسن و نزاکت با تباع کس نخزید خرد بگوش دلم گفت بر زبان ادب که هیست نور مقدس ز اصل چون خورشید مروج است که سلطان عدل ضل اله ز عدل و داد شب و روز در بخشد شہی کہ پرتو رویش ز ملت و دین است شہی کہ شمس عدالت نے ذات او تابید شہی که یافت شریعت زجہد او تعظیم شہی کہ داد خدا یم بپرورش تائید امیر امت و محبوب حق فخر زمان که عقل در حیث او را نمی توان فهمید مبلغ همه دانش مربع فہم و عقل و بصر بشارح پایه چو حق گشت پس از دید کمال شوکت او برتر از قیاس و خیال جلال حشمت او شد ز قید نظر در برید زبس که لطف عمیمش بکار دین پرداخت که مانده است که عالم نشر و لوعد و وعید خرد چو داد بشارت بدین حدیث دل بگزرم سر موئی تنم زبان گردید زبان بر سخن دل شد و کردر نشار دعا که یا حکیم و قدیم ای خدای پاک مجید زفرق با نکنی ظل رحمتش کوتاه کفار غم زمالش همای کس دزید جهان چه نشان از شهان دهدولی چنین سیر عدالت بعهدشان او ید کمینه بنده بکاو مدرج شهم بکجا بقر حمت وظرف دلم رسید هزار شکر که قفل سخن بشرع رسید به اتفاق زبان و دلم چوباه امید زمین بترحبت او اشک اب جو ہر شد درین قصیده بران طر از کلک چکید وظیفه ام بسیہ صبح و شام این است که بادعمر شهم از حد حساب پدید ( از طبع جناب محمد اکبرخان مکتب داکتر جلال آباد) --- page 281 --- {نرخ اشتراک} تفصیل مقامات قیمت روپیه کابلی ۶ ماهه سالیانه دارالسلطنه کابل ۵ ۹ داخلۀ افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجیه ۸ ۱۵ وزراء و سفراء ۱۱ ۲۰ محافظ شرکت :- از سادات وعلمام وطلبه مفت- برآنکه بیگاران و یتیمانها می افتدوله :- با جرائد اسلامی و شرقی قیمت یکشماره :- عموماً از هرکس دو پیسه قواعد و ضوابط این اخبار بفر از ایام تعطیل در کابل بروز نشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست فقط ارسال میگردد. امور تحریریه بیگانه در حقیقت ارسال و مقالات واصله در اداره مانده جریده در اندراج و اصلاح و عدم آن مختار است اشتراک بنوط پولی و کتی و سفوف نقدا از هر جا قبلا دریافت میشود. بکارنده بدیگران کنندگی حقیقت ۱۳۰۳ جلد (۱) کابل چهار شنبه ۲۶ عقرب (۱۳۰۳) شمسی (۲۱) ربیع الثانی ۱۳۴۳ قمری شماره (۴۶) تعالی و ترقی افغان وقتیکه باوضاع حاضره و ترقیات موجوده ملل دول نظر اندازیم و بخواهیم که افغانستان در میدان ترقی ارتقا را سار یتقد طمار این اثنی دول جدید التأسیی در مدارج ارتقارا گرفته پیموده هر کس تاریخ افغانستان را بعد کته داند که در هیچ زمان افغانان زیر بار همسایگان خود نرفته هند ، ایران، ترکستان ، روابط سیاسی و اقتصادی نداشته اگر چه گاهی افغانان ترقیات عمده در هند وغیره نموده ولی آن ترقیات اساسی نبوده اما درین دوره از نیروی سیاست کیاست حکمرا کنونی امیر جوان بخت خود اعلحضرت امان الله خان که مدارج ترقی را باساس و پایۀ محکم متنماید امروزه در اکثر مملکتیت که سفارت افغان موجود میباشد و داخل عقد معاهدات سیاسی واقتصادی شده باشند اگر مقایسه شود وضع حالیۀ افغانستان را بدوره مرحوم امیر عبدالرحمن خان که بهترین دوره صد سالۀ اخیره افغانستان گفته میشود باز هم خواهیم دید با دوره حالیه قرین قیاس نتواند گردید امیر عبدالرحمن خان مرحوم فرزند خود سردار نصرالله خان را بدربار ملکه وکتور یا فرستاد و کمال جهد و کوشش عه که فقط در انگلستان یک نماینده افغان قبول شود ولی انگلستان زیر بار نرفته قبول نکردند اما امروز برقیبای انگلستان هم در افغانستان نماینده دارند الحق امالی افغانها چقدر بلند رفته و خود و اخلهای کنونی خود افتخار نمایند کم است ، همان قسمیکه غازی مصطفی کمال پاشا را باید مؤسس دولت ترکیه کنونی داند ، امان الله خان غازی را هم باید موجد آزادی سلطنت افغانستان بشمارد، این دو حکمران بزرگ اسلامی آنچه یافته اند در سایۀ شمشیر بوده، لهذا با نظر خیر خواهی صمیمی که با این دولت همسایۀ اسلامی خود داریم لازم دانست که مشکلات یک با خود دچار شده اید متذکر سازیم ، باید دانست در ادوار سالفه افغانستان را چون با هیچ دولت و ملت رابطه نبود حکم یک قلعه را داشت که دروازۀ آن بسته بود ، ولی امروزه افغانستان بادول سایره رابطه حاصل و ابواب مراودات بتو یعه اقوام باز ازین رو موقع دسیسه کاری برای اجانب خیلی فراهم تواند آمد مگر اینکه افغانان حد و مخصوصی برای واردین خارجی معین کرده نگذارند که سر خود بهر کجا رفته با هر کس ملاقات نموده موقع دسیسه کاری بدست آرند و نیز باید --- page 282 --- شماره (۳۴) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۷ عقرب و نیز باید افغانستان حین اخذ حق قضاوت نمایندگان خارجه در داخله افغانستان بچه وجه بند نام حریم داد ۳۰ سال اخیره اتباع افغانی که مولد ازادی خارجه بود حجه حین در امر بوده است و چون افغانستان میخواهد با دول دخل سائره رابط اختیار نماید تا کنون هم رعایا خارجه در افغانستان یا دستبند بآسانی بتواند جلوگیراین دو امرنماید پس ازین اول قدم یکه افغانستان در ترقی و تعالی باید بردارد همانا تفکیک قوای ... از سیاست است چون ما درین موضوع مقالات بسیار نگاشته و مینویسیم بناء چندان محتاج نباشیم که مقصود و مرام این مسئله را شرح وبسط مخصوصی بدهیم امروزه تمام خرابی ایمالک گر به نقصانی تا خارجه و یا زیر بپای متمدین علی همه از دخالت .... در سیاست است همین که ازین بربگذر یتیم افغانستان آسوده اول قدمیکه باید بردارد در موقع این مختصه در کلیه ادارات ملکی وطنی و دولتی است چه در دارا قانون مجری هر که بشود عدل و داد گفته میآید ولی بهرکام مستبدی که خارج از دائره قانون با و اگر چه قد دارنه و عدالت رفتار شود باز هم ظلم جلوه تواند کرد افغانستان باید متوجه کند که با این مواد امروزه چندان محتاج نیست ولی چون میتر از بان روابط تازه افغانشتکا با خارجه بسرعت باید و پیش ازین احتیاج برا افغانستان نشان خواهد داد و آن وقت که ضرورت احساس اجرا این مواد مشکل تر خواهد گردید ولی قبل از وقت که در حفظ و جلوگیری باشند مورث هیچ گونه اشکالی نتواند گردید و دولت جلیله خادمه اد افغان باید در مشکلانیکه هرا تمنائی و ایران در همین چهار مسئله پیش آمده بذل د شود علاج واقع را قبل از وقوع بنماید که گفته اند سرچشمه شاید گرفتن بمیل : چو پر شد نشاید گذشتن پیل افتتاح موزیم افتخار در کوتی باغیچه روز دوشنبه (۲۵) عقرب ساعت (۴) عصر حشر معظم غازی عاليقدر اعلحضرت نزرأ ووكلاء عالی شان صداقت مآب معین صاحبا و زارات و صداقت بگرا عده از مدیران معزز و اعزه داخله خارجه تقریبی افتتاح موزیم افتخار در باغیچه مراجع ارك شاهی جلوه ورزیده لهذا بملاحظه و باز دیدن اشیا قیمتی و یادگارهای تاریخی که خصوصا بجهت افتتاح از طرف آن حضر تیکه علاقه‌مندی بترقیات و تعالیها مملکت افغانی دارند تحفه معروضه قابله اقدس میشد اعم از بیر گنجاشته همراه هر کدام آن تختی که مخبر از تعریف وی و نام هدیه کننده او میبود تقدیمی دید و اخذ بعد و تفویض بر جوکها میگردید با فخز بزرک تماشائیز مینما ده شکرانه رهایت نمود درینجا حصر عالی محترم آقا فیض محمد خان و زیز معارف بیانات لطفی را در افتتاح موزیم و خدمات با نتیجه خطیر و پر ستی حضر ما را محترم میانه فرمود که ما با مهم از زبان لطف ترجمه حصه تر محترما در نطق وزیر صاحب معارف عرفان پرور - وحضار محترم : حقیقتا امروز قدر و قیمت لزوم شایانه درین محفل عرفانی با صاحب تہتان سعادت این افتخار تازه و متر را باندازه تجلید قصیت عاطفت و حسن نیت شاها نه بر آ افغانستان و خلود ها شان همیشه ارزانی باد حضار محترم : وزارت معارف بینت تشریف آوری حضرات اظهار امتنان مینماید و ازین گونه توجهات قاطبهان می پندارد که حضرات عالی مستطابت همیشه در توسعه ترقیات و اصلاحات معارف وطن را از مالکار میخواهند مشاهد الته این ارزو و توقع بمقابل آن خواهش است که بد اظهار کرده ام که باید حضرات محترم نسبت به تربیت اولاد خویش متوجه و مساعی شوند تا اولاد صداقت یا وطن ازین همه سرما به اسعاد و منابع عرفانی که بمقابل در وطن عزیز فراهم شد استفاده کرده نتوانند. حضرات عالی : علاوه ازان همه منابع عرفانی که امر امروز تاسیس تخیری با فتح و نصرتیکه بنام موزیم افتخار موزیم یعنی محزنشاها صیقه قادیخیه مکتبت ایک ملک اقلیم تمام قطعات خمسه زمین است موزیم یعنی مچ --- page 283 --- ماره (۳۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه ۳ عقرب طراز اجتهاد در تاریخ امم است که تاریخ احوالِ چیزیکه درین روزها در سر لوحۀ جراید عالم بطریق گندۀ اشتهار داده شده است: امپراطورها سلاطین عثمانیه را رشتۀ نامعلومیت میشمارند تانا مجبوری غائله بنام مجادلات بنام ممالک اعمار و بساط اختلافات در هیچوقتے نمیکند ومقاصد خود رابمظالم استعمار نموده ذات عالیه اوضاع را بسالت سیرت پذیر نبود بالجمله در انساب مستعده واقعه خود بنادلائل گفته اند که اگر یک جای از تجلّی نطق چنانومس خود ثابت عنصراً نظیر او راد اولی الابصار بعد از فراغ طبع شدن هیئت مجلسی مجذوبین بخواجه اقبال در احصین بحیّزِ ناپذیری محاصره بگمارند مسروراً مجهد او بخوایش چونکه بیریش مجدد ارتقائی کابل در جر نامور افکار تحریرات نا بطوالی بکار- مستحکم با سطور سردار وبا- نماند بآمدار سلاطین عظام اکوانظریه- سر بکف بکار با افخام مناقابل در مرکز مضافر انواع محصولات- انوار الرحمان فلک مفعوف قديم الاوضاع عاليشان بلند صبا بصدق مرایا بید مجسم بالغه دیگر مجاناً تذکرۀ آن بطوالی بماند و هم تو آن ممکن نیست که با طریق محررِ خطوط زیر اکتب العنی نذر و جلب بدیاعت ملاحظه و تماشای بصفحۀ نندین پیوند با جمله مفاصل و مضمر شم تفریقاً با سایۀ بلحاظ موزیم خبر ارتقامون این جمله محمد ملطفت از ان تضاء مدیت خوانی با نو د عثمانیان تقد و نارسار افکار در ترحض نمودیم اظهار سن اکش بمیفرمود محتوی دریا حضور فیضامخت مبادر بساخت طالع بمرتبا ده بینش اقتصاد بوم اد شاستر اسلام ضعف دید مسلمان بماند ای معشر منظم اسلام خسته حال ما را چرا رسید بیکبارگی زوال طاقے بخوابیم گردون دون مدار بالنگر ز خواجه شان برگشته محال ما آن کسانیم که دران ایام شباب از بس سعی و کوشش یافت رواج کمال ما آن قومیم که در ظرف چند سال کردیم هر چه دشمن دین وبد باجال ما آنکه شهرت علم و علمای ما در روز بود بهتر ازین گام بخیال یا للعجب شد که ز دولت جدا شدیم بی اعتبار و بی شرف و خوار شدیم ما را کدام دشمن برهم خشم کار بیدست و پا فکنده بمیدان گیر و دار ما را کدام دست تعدّی بزیرِ سنگ در زیر پای دشمن کینجو نخوا را برحال خویشتن دلمان کباب شدن کزدار بوده دشمن دین حق پرستن دینان عصمت شرفان بی وقار شان بلند ما مخفیان زعداوت --- page 284 --- شماره ۲۴ جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۷ از ملت منور مان آبروی نریخت وز سطوت و تهور ما انتها درفت دشمن برای کشتن ما قد فراز کرد از خون مان بطرفی نهر باز کرد ای گریه زان مناره پرنور ساز یاد گر ضرب توپ دشمن دین سنگها رهبان گرفت جای بسجاده امام قسیس پا بصفحه قرآن فشرده نهاد ناقوس در صدا است بجای اذان ما ای خاک دهر بر سر و چشم دیان ما بتخانه گشت مسجد و منبر خراب شد سجاده سوخت زین غم قندیل آب شد آتش گرفت صومعه افتاد خانقاه محراب جای خواب گروه دواب شد اسلام ضعف دید مسلمان غریب ماند ناموس ما بصورت موضع غریب ماند ای آفتاب بر سر دنیائیان متاب کش ای قمر ز ظلمت تیر حسین نقاب ای کوه پاره پاره شو ای آسمان بدر ای ابر جنب ای همه عالم بشو خراب ای آتش جهنم بیرون بیا بتو این کهنه دیر را که نه شب ماند شش نه روز ای آب باز ایست الا ابر بر مبار ای سبزه خشک گز تو ای دانه بر میا ای رعد نعره بر زن ای برق خیز کن مستی کن ای سموم جنون ساز ای صبا بر هم زن این زمانه بی اعتبار را رحمی مباد خسته و پیر و نزار را با قامت خمیده بزن نعره ای حطیم رو با خدای عرض دل دردناک کن بر خاک طائفه کوی که ای داد بر کبیر ما را مکن به پنجه بیگانگان اسیر --- page 285 --- [شرح اشتراك] تفصیل مقامات قیمت به کابلی ششماهه سالیانه دار السلطنة کابل ٥ ٩ داخل افغانستان ٧ ١٤ ممالک خارجیه ٨ ١٥ وزراء و سفراء ١١ ٢٠ شرائط اشتراک :— بر سادات، علماء و طلبة قیمت نصف بیست نگاران کتابخانه‌های تادول—با جرائد اسلامی و شرقی قیمت یکشماره عموماً از هر کس دو پیسه حقیقت [لوگو] ١٣٠٣ قواعد و ضوابط این اخبار بغیر از ایام تعطیل، کامل هر روز نشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست منطقاً ارسال میگردد امور تحریریه بنگارنده حقیقت ارسال و مقالات واصله در اداره مانده جریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است، اشتراک توسط خزانها دولتی و مکتوب نقدی از پسته قبلاً دریافت میشود . نگارنده (بهرام الدین کشککی) . جلد (١) کابل شنبه ۳ عقرب ١٣٠٣ ش ۲۳ ربیع الثانی ١٣٤٣ ق شماره ۴۳ باغی که فتنۀ خوابید را بیدار کرد تصریح شبان اخواب می که تا یوم الوعید موجب معلومیست که امسال از حضرت نظم غازی مولوی صاحب سلیم اله هندی جهدی نمایان بحکام پادشاهی دست داده اند، توسط یکی از اخلاصمندان محترم غزل مسدسی که یکی از اهل تخریج باقرین مشاعره با هم قران کلاه مایا کرده اند دام مولویصاحب مورد الطاف شاهانه گردیده در اسعاف پاداش احسان شان احکام ملوکانه اصدار یاس حضرت اعلی امیر غازی آمان الله فى امان الله رک در کشر سلطان الله انگشت از رخ برانس مهر از آن بود متین پاشق نوسش سینۀ مساطبید آسمانی زاده لوحیح به معنیات حضرت علم از روئے غازی غیر الفرا با این اثر رو بیت خمار کینیا نیب انکه در انقلام بر همت ممتاز و فرید لیکه از اوج تنائی سرو آزاد صد و خاک در روشن تر از جد سلیما نا سید تا نمک چیست منظور نظر در خلد تست دستیمای قرنها در شیشت بنگذاش رسید دست آزاد از رقم حیاط الی از بر اقامت خوا و مورد بریا کوهیه لطف دقت بجرت مپندارد از سلیمان انی هر ماغ دال تب پلید بنده کرد و فرامی زنانه شی سالها با ترتیب دارو را زون با جمال مزید حور پس مسیر سال آن دل خود مسجود غوث غلید از منظر شما شومه رسانید خاطر خود بر یاد آورده ادوات تازه و شاد با دت تا کشتند سر بیام بکه از فیض حضور خرده است دانۀ دخر تمن زو کردد بصد از فن وید میکرد و چشمانه از بی شوه شکر و سالی دائمی در خاز خود پیشین مجرای رسید کن که مرکب با و ده مانی و د ارغاء نمود بوده تنها هر اکز نطق شیرین بشنید او حد تیل را از سال تا باقی است بلکه ارسالی دوام حشره هم در دمید دیده ام با دولتی یکدیگر متصل شد زانکه خود از موقفت نطق مغاشم ارمید کودا نام ها د حده تا کامل قطار شید و زارت بظاهر خیر شد پدید مخد محمود طراز را بجان شیرین نما کو فیض خالم از شیر که بزند و برسید من نمیدانم که علت نزد در شهرستانی یا مربی باز میکنم ندا نفازی کی آن محدد و محمد شیر خوش خصال آن کریزی که هم در شب دهم خورشید روز هم نخواسته دادم گماتی زیر کو حق حق سحرش طی نمود متصلید اندر احمد که سیند ها بمدار بود هرگز نه تند تا ماه اند رخ چهر رسید ای محلی شیر که مهربانی میکند و اما اثر داش وبشاید در باطنی شید احمد این سه له خورشید مستنند با رو آید تو نود رکنی است پدید اور مزن یک تسلیم است این دوست دلکما در خاتمة دو حرف از پید از عطاء یکلاس شہریں کشی آورد روح خور خلبه گشته زلفت وا دید تا تو ر گواد بسیار از عالم آدما یا خود کرد داد نفع سخت ترین کشت او شاید رحمت شیت و اکبونا در کنا عاطفت شمس کا مهر پرویید --- page 286 --- شماره (۴۳) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه نهم عقرب انگلستانیکه خبائث میبار آنجا گوئی بعوض مدح گفتم کفه ام برلاوۀ سوسن ابا نظر می بالم در حق ثریای مشبک باندا بس باوهم و خطایش چو چاکرانم دانما از خدا خواهم بر بر اینجا ارجو طوباً اشهب طبع روان کر ملک اندیشه بس خن کو آلم شاید که طبح شاه پس درین دم آرم محال باز نواتین جهت منظور شاهی سخن کنم کمال نظہ ہر جائیکه یا عور فرماید سوء بست او ظلی المعفو از مجر رحیم هست با نیکان زنیر بر شاه گدا خادم مخدوم پرور دایم المدح اند یا فیض اکرام بند شاہا هم پست هست در حضرت علی که با و التجا پیش پیر حفر الطیف بنده جا که کجا گر بند با توسل حبل المدینوان کز نقصار خاکسار راد داریوم ابشی افلاک بر من بنده ام تا دندانه شیاطین کاخ او تا بکل خدامید بجو این آب لیسکوانه مین باید نوید ارزوش با وقتی بستم غلام در خرید بحران خوش تر این مدح خرامد وعید از سجل شرک ان احم تو ابا مجید بارک الله فی کل یوم من سزید من بانداز بها و آبکا خوا یا حمید در حلال آید وفیا سخن جویا کشید زاغداری حوت بخواب خون بدید شاد الا خاطر موده آلها یکه مکید فائدہ غیر فنایته ای ملکه السعید كان سلواست رندای نجا معید ہست تار تار کار استاد ابحار سعید زیرا کاندامد جناله پر حمید بجو نفسی الجو یا کسی بی المرید این کشد سمری با و پناه خواهد برید این الطبق نبا جست بروان کشید از ره القا ای دارا اخلاق حمید مبوم از بیان که مهربانسان ندید دستھے دارد امن نیخواہم کشید افتتاح جریان آب امیر غاز به (۲۹) عقرب بعد از ظہر در راه کاوه و بدید الی در جی از مدیر انواخو آگاه اخبار دار السطته کابل بمیکتاب از جناب میر فاروق از طرف وزارت حوادث مدعو شد نیر از ساعت م محمود الدین در سربند مزبور در کوہبنا کر بمقابل مهرا با خیر می تحت کوساغا عالی قبلہ نزدیچے کند موقع نموده بعد از وقفه قلیل ذات همایونی با عده از مصاحبین خود بر مطور غیر رسمی شرف نزول مهر رشان قرب خرسندی حصار داده بالدست بدست شهمیه شما به طرف حضار و یکر یہ شکر و موز که در مجالس فلاح ملی که منظر خواد و آیا بربی عمارتی در ملک در آناں بذل تو کرد در سخا خود کہ شاہ کا ربود تا که باشد جای حیم درین عالم نفس خورده ام در سفره انعامدات شباب چون لا مو خه کردی باحسانی کہتا بندہ عاصی است مقصر و ضیعه با کام تر و بر مدت بدسکالست با زنا کلیم متقون باد از خوش اهنگ باشی که وقد خوابید را بیدار کرد هر که از جهاد دین او را محرک بوده کرده ام جو شریک ایام حمایت کار گشته ام جو با یک مجلس مشاورین دین تا فیل پرین کرده معاطاتی بخته مهرا این نیر که از راه تکلف کردم رحمت حق زبان هسمه تا روز حشر دامن شکای کرستم چون سگ اصحاب با تو کل بر خدا بر در که این انجمن شاعرا داد چو مستغنی بسی جاد و یا ختم سازم بر دعامخا مد این نامه را و این حامید مقصر شید بادت مدا سیف نسانیکه اندرز انسان نظام با من همگام پیری مریانی و داد ایبی کی خود در دو بانها فیزو ریکی در نسیم خسش نسی نادانی روشنی کیا داغ خواری ببین من در این خواهد شت کشو رمحشواد انلی مومی کالی گردد از لطف خداوند عریانی دا مجبه در بقه شنا زرا نیکے مواقع تو خیمه پیشین بخواب مرکنی را بیدار گردد امام بلائی ز لوم نتوانسته وقف سام از طی با با بعداز اور حامیت گذار وقت مالکه روح افزادر حالی و تمزان از مین بر تو بانه الفاستان گیر واقع شبید روز سلطان تا بیاموز و خدا و ندار الفائی و گشته ام کوی که حلقه انا فعال الک حرف حق تا اینکہ اندازی در در دام کم مبادا سایه الهی بدام مواقعة بهر شوکت شبقدر ترقیات قریبه یک عالم ممنون در رعیت بادبی با د سرانا طی نسان در هما جناب و پشته سر تا سر دره را م شاد مانی گرفت بودند کمال گرمحوشی بجا آورده شا در اقامته باش ذات شاخته فرمودند که در دام بیه تقریب بطو غیرا جدید یا با است خواستم که حصار یکطفه ما برطرف داره کلفت که بعد از فهیدن بیا یه که وزیر صاحب عمارت بیا و فاد از ادات مصروف تفریح ماست نیلا بعده خورستان و یاد کران کرد پر شد شا میرا وادی ها یک شربت بنی محمد امین در اداره در بیجات تنجیم آیا طه آبازی در سرکار بات ہے سرید اند دانا مجار آب ان کو جند که از حصار سفطی مطاطا باش کار نینو --- page 287 --- شماره (۳۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شعبهٔ ۲۳ عقرب نطق وزیر صنا تجارت بیتخانهٔ بزرگ افغان جائیکه هنگام این فرودگاه افتتاح بند امیر خان زنند احضار عالیه که ذات همایون اعلیحضرت روشن ضمیر نظر ما گردیده اند انچه در تاریخ افغان دیده شود و ملتی خواهد شد که احمد شاه بابا بیدار فکر استقلال نفاق را برادشت و تحصیل نمود بجا خواهد شد آرزوی هی مهم استقلال ترقی اقتصاد می افغان غزنی در غامومنی مقیبر اثر امور سیاسی بود اما متاسفا بنا بر بعضی موانع داخلی و مشکلات خارجی نتوانست که بر غرض موفق نا بیدار پیشه و با خیالات بدل می پرورانید اما بدبختانه توانست که در رفع اغتشاشات گروہ که معتاد اطراف کابل بوند آمده بوفق نیافتد همچنین دیگر سلاطین الخمین افغا نیز از ۱ وقت الی الان نتوانستند که گامی بطرف اصلاحات در فا و تکوینی و عمران مملکت و ترقی اقتصاد با ملت بدارند دست همت برزد البته تاریخ بنام ضلائع بن مجازاً و اهمیار را بدست میالیم مطلق محمود غزنوی و کشیاران آنها و و ساخن بندها و بر لانات نموده اند الحمد لله در عصر تر قی حصرا بیداری بال این اعمال نمی با وجی در اوراق خلا تاریخ افغانست بقلم زرین ثبت و ارقام شده و ساعیاً جمیلاً مبرقات با شیمیہ شجاعت آن ہمہ موانعاً و مشکلات را از چهره ملیت دور گرد با علم حقیقت بر مرقد ترقیات و فعالیات افغانست افراز هم فرمود. اعلحضرت غاز با تجمان که بر تحصیل استقلال و شرف و حکمت اقدم مخزیم نزد یکه از اوضاع داخلیه مملکت و اقتصاد یافت غور سریع نها نما و اثرا ر تجار و صنایع را افتا این عالیشان می افرمایند که در اقدام منام پیشنگی از نوا و نون انخوار عما یام مین گردید قا و سزارا نه بیدار مین کی اقتصاد و مفاداتی مقدمه نه و شعار از دانه به صرف داریم بلک ثروت در شما و در کار با شما خود اشته در کا نفیت مملکت ملی باسب بینها دا و حکومت مکلف و حتی تنجا دارا کل امومی فاد اقتصادی اندان دارد کر قرا و سود عانها اجرا امیر احصا محسوسی د اگر مر آره و شنایی د نهار و فضا و بودی بین کار بر نود اند بر د یار ما از قوم که ثروت بین ند و ای او از یک طلقه و بار است شرم شوم دلی م او و هم کار ما از وای ها ملتی عاید میشود ثروت طبیعی هر ملت و ملکت غناک گل و این سنخه محصولات همان سرزمین است اگرچه بر فر و ملت تنها اقتبأ باداره امور بر آیند معلوم است که آنها برهم خود موفق نیستند و نه کاریعالی میبرد توجه نمودن و ساعی جمیله را درین امورات اجتماعی در فارآوردن و شری مملکت و عمران آن بکار بردن کار حکومت است چنانچه اعلحضرت نجی ملت افغان تمام این مسائل وقت دقیق تر دقیقه از دقایق شبانروزی ضائعات جز از همین امور بدیگر چهره صرف نمیکنند بزرگترین ثروت طبیعی یک مملکت آب است که در سرسبزی و آب پاشی عمران هر ملکی در گذاشته نشود اینجا و بی محا با بصرف برسد چنانچه ذات همایونی آب این دره را که سالها رایگان میرفت بگیرا نا و زین نقیصه اجتماعی که تخلف افغان و بوراناما فرموده این بند عالیفان را که می بینید بنا فرمود که بعروز ماخوشجات برا رسیم افتتاح آن حاضر شده ایم و از دیدنش کیهان که محولات با با مالیات و اندیشی با می سر داده نیر میدهیم تا قصیم شادت سیالی و کارخانه کاری صنایعت را بکار کنند و بقر بشنود چا نر مجھے اخراج کا رجہ وا از این بندعاً بحساب طبی و مراقعه ماشین ایجاد مقرری خویش دیگر نوار شات جهانیانی ہم نائل شدند .... بعد از اتمام نطق وزارت پناهی بخیرا از ان ایما رقت کا ہے عبد الخالق خا علاقه دار حصه اول نجما که بروح حضرت میدانی نائیب لحکومہ سرکن نا می در عهده شکرانه نسبت بساختن این بندفاری از طرف تا بجمال قرائت نمود که تا اثر این در ائیہ بجواب پیش نیک برد و نطق فوق در مقام الازمه در غائله از طرف حضار بند از نها بنادانی تحسین تجلی میشد در عقب آن شلامه با آهنگ لند آبشار مذکور رو بجران نهاد دیده با که خیره کوچه تابه خیره نه . مذکور افتاده بود برداشته شده بستر تمام قرائت شد که ما نقل انظار نا نظریه خویش در آتی خوا نگاشت بعده حضار رو حصار بالاسبند رفته از انجا تماشای آبشها بخنی د دل ما شنیدن نواحی موزکی خوردن شلاله ب آن وکر بخوشی که آیا و صرف چاؤ شیرینی و اطعمه گوناگون فواکه و قولین که از طرف دیانتین تحفه ابرا شده بود پرداخته الاخران بشطر بالشتی حریت یافت بود خاتمه یافت مدعوین بطرا تفکر آمده بآداب واپس عودت نمودند --- page 288 --- شماره (۴۳) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۳ عقرب بمناسبت افتتاح مکتب حکیم (مقاله وارده خدا از قلم امرالدین خان غافل) سالی نمیگذرد بلکه ماهی نمیرود که در افغان با احاضریت شأن والیان حالت تا زه‌ای با تجدیدی مفیدی در تهیه قوم ساده و ندادته سار سریان نعمات نا متناهیه آن کبریا بآن آن امور یکه لوازم بقاء وجدان است و موافق ضرورت و منفعت عامه مجرا اجرا در بروز میرود در هیچ حادثه به جبه و هیچ بامان اقدام شهریاری نمیتواند - خاصه افراد اولو العزم جهان هست که جامع کمالات بوده همیشه با متوجه و موظف بمآثر جلیله شرعیه که منسوب بكلمة الخير اواخره است اشاره بهمین طرف است (ان الله اصطفه علیکم وزاده بسطۀ فی العلم والجسم) فراخی و وسعت علم و جسم که با تجهر قاری آمده حسب فر ودلیعت مضاربت میکند او در کثیر التعداد تسجیم یعنی عکس در قوا على من کان مع نظر سردار حضرت علی کبرائی دخله و در فوا اهله فکر ادراک نشدند بمدت کرم پروردگار حقیقی اکتساب فعل آورده میشود- بحمد و منته درین عصر با سعاد که اصدار پاتی طاف بیست و یک آمد و وقایه عظیم ربت افغانستان با یجاد میرود بعلاوت همت معنون اسلو مکانی هم به تاریخ افغانستان بادل در دلدانی بسته و طرة غراء فاعل بخشیده امید و انیق این علمی شیرین و مپروره خاوره موقعیت پذیله نما بیت مملکت کلی مکن ان کا اگر در خشاوه آن توغل و ندیده شور در رتبه اها بدار جهان منهمک نمودیم و یکام تفکر سرکانی دجوه بگذر و البته میرود با خبا واع مساعد سبیا رضا و معطابق اعلی اهالیان با تمدن نیچه نبات ارتقائی بنشانی و التفات متمدنی وطن قلع شجر آب سلطنت ما قدیلان است- دست بخدا برداشنگر و بی مهیا اما دل و دماغ شان بمدد این باصت بین در احضار یک شر نمی یابد على هذا القياس خوارج علماً مؤمن بصيانت کابر مدریت گذار عارضی که بملطات بقایای منزل روح و روان نیابت ولایت ریاست میکند مآلاً فرأ واگذاق لذت از پرور از نعمت و عطوت مینماید. ارک آپادر که پادشاه سنتی تو بکم سرحد رو به دول اساتذه در ستا نه میگذارین بکه یک نصیحت آموخته بور منزالی ارکی بقبال این سنتی برد که مشغولیت مفرط از بعضی کارهایش یعنی بعد را همیت امور همیشه انبار برداخته شود مجرای کا در بو تا غنی میگرا برای تو اعظمی قرارداد داده است آنجا مبرز با بود که بر قول طبیعه حکمی تأشکر دند استنام و موازینها چه فی نغمهائی مغز و عصبیت - موزیکری آ کرد که بنه جمع بیتا حت اهل معارفان میدان کار سر بر می (وعلم ادم الاسماء کلها) فضیلت دهی از مترتب شد که پر جوله آور و چون تمام بنما در مکن ال شود چقدر سهولت مرا اكتساب علم بحكم لفصل پاد میآید - طلبه مکانت بر وز نا گشته و بخته گرم رخصت دارند اینجا حاضر شده و رہنمائی و انعام سلال خود از تاریخ و جغرافیه و سلم الاشیا و تاریخ طبیعی و نابه معلماً گرفته میتوانند که از روی کتب خیلی شکل دشوار است و درین جا با شاگردت نیری نهایت آسان خونگوار برای اموریس و باز نهاد دانا وقت بوده فرف غیره هیأت در کر حکمر است منجور حاجت تما شا مهیا می اند بنز جوان در هل اینک این برای شوم پلت در با پے موضوع و انگشتا دان که بشربت داشت میتواند در اوقات جمعیت و الله مملونه و پزه گشت و از ادگار با ما ندار حرمان دامنه ندارو بی بها عنوان فرصت قطعی معتنا و عکست اطلاق افردوه طبع معلومات را مخدوم پرور دولت میکشودند- از خدائے واسع الرحم و علامیکه میدان نمائی و ترفیع ما درین عهد دو عهد چنین ساخت ست برای ذات شا تولید ما در دفتر مزید فرطاح و برائے جواء نمانده بادی بکنیم و شیره اربد شلیکه در پلت مه شهر است بپای وسیع وفائے دوائی تشیع میباشد --- page 289 --- تفصیل مقامات ولايات کابل جلال آباد غزنی ممالک خارجه پشاور قندهار و هرات مزار قطغن قیمت اشتراک سالانه ششماهه ۵ ۴ ۷ ۱۱ ۸ ۱۵ ۱۱ ۲۰ شرايط و ضوابط این اخبار هر پانزده روز یکمرتبه در کابل بیرون امده نشر میشود و در مجالس و محافل دولتی و ملیت منظماً ارسال میگردد. امور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال و مقاله واصله در اداره مانده جریده در اندراج و عدم اندراج ان مختار است. اشتراک توسط حواله بانکی و نقداً از هر جا قبلا دریافت میشود. ناشر: از سادات و علماء و طلبه معاف، برائے مکاتب و ایتام خانگی نصف. اجرت پسته لاوه شرقی یگانه افغانی میگردد. حقیقت ۱۳۰۳ مدیر بالد شکشکی نگارنده برهان الدین کشکی جلد ۱ کابل دوشنبه ۲ قوس ۱۳۰۳ ش ۲۶ ربیع الثانی ۱۳۴۳ ق شماره ۴۴ اجمال احوال سمت جنوبی از چندی بدینطرف متأسفانه بنابر بعضی محتویات وادار یای مفسدانه که از حالات مؤلمه سمت جنوبی ناظر و مجرور بودیم طوری که به همه میباشدیم اکنون خواهشمندیم که باریک نظر سر سری در گذشت بغاوت سمت جنوبی واگذارن اعمال آن خطه انداز ولو الاجمالاً نمائیم: چنانچه منور کفر نامرد و دزدان قاره لعنت بی ایمان قام اهل بغاوت سمت جنوبی در سلسله حفظ این شریره از تمام اطراف و نواحی بطور جنگ شکست بدره قرا مزار گذرا به هم فاصله در مدعا جا نبر و بنا گزین شده گواسطه ن ن اسباب جان فشانی مجد د و محافظ شرف و ناموس را با دولت میان هم عساکر مظفر میوندیدند بالاطراف و نواحی کوه گری و مواضع احاطه و حلقه درسته در هجوم و حمله آوری و تعرض بیدا در محبوسین با قطار آمدند حالیکه هنوز جوق عساکر می روند شرمند و کوه کوه آمدنیا و هم با تاخت و متنی عسکری نظامی در مقابل آنها کرد از طرف ارگون زرمست فتاحت نامۀ مکمل ما اوفا ابل و خداداد محمد خدا خان و سایر مشائخ و پیرنما ها و محمد عمر خان اوگده با ستعداد نیکر درحصار نزدیکي داند بطن بنجوشکرديد تعرض کنان بعد از رسیدن تلفها جزوی عسکر افغانی و خطای نقصان شگفت ما عساکر افغانی ما تخت تصرف اورده اند درین ایام در صدد قدم برید یکه تعرض شدید دگر بر عساکر ما بنمایند بعد از ترتیب قشون حرب جنگ میباشند. حقیقت: - از بطانه مخابره جنان مفهوم میشود که عده از عسکر شجاع افغانی با اتفاق محمد اصف خان که نظر عزای خلقی د دلا ورا نه میگری در بطن بتجاولمه اثباتی عسکر ما در صدد دارند تحت قیادت حضرت محمد عمر خان سفیر بوقوع پیوست در حین نیاد لات سهمیت مشت دولت و ملت حيف شریف ابطالوی با هیبت الويقو اما الاليقه والقاله نزان خونی خیال د خائنه د نیا بنها داور با بر خط بضامین مجروح و سادان گردن جاے ماندانه کما شاین امروزه بل و فراب محیل و مصروف عصیانی با تعصب کورانه ای --- page 290 --- شماره (۴۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲ عقرب همچنان از طرف خوست خبرها که نامبرده بعد ازانها تخویفا و غلطاً را کتهابایش گرفته و چندی بهرطرف شروع معروض اقدام نموده و چند معمار عساکر برگی در شاه لشکر مامان جمعیت باغیا که در ساحه کلایا طهور نقاط که هجا قبلاً احد بموقع نفوذ خود یا رابط انفصل را قطع نظر فرصت کلی کمان عسکر هانیه می نمودند و عمل مکردن بوقوع پیوست که بفضل ایزد پاک روحانیت حتا لولاک در تمام این مصاد و معمار و سفیش که در اطراف خوست تاک و مندوزائی وغیره با انکه نقاط حاکمه شوهست کویره را اشغال نموده بودند مقابله حکومت ما انحصاراً مسافرته و عقابی اندازه این انداق هیچ نسبت ندارد و بلی بلکه در مقابل هیچ یک موضع عسکر ظاهراً قصه نه نموده و از که انرا تحت تصرف بیاورده اند و با هیچ جمعیت بغات مقابله نموداند تا اینکه آنها شکست سراپا مصیبت و یک هزیمت سرتا پا نکبت سردچار شده باشند (زنده باد عسکر افغانی) حقیقت : از راپورہائیکہ یہ چہار روز قبل مین دوازده یوم عقرب در ضمن این توضیحا نیگہ از طرف خوست بالاتفا از طرف عسکر العمل آمده است در محار به مقام منده زائی سحبت (۸) میل دورتر از خوست متأسفانه جمعیت صد صدارا آب عسسین قاعده نیز عساکر مقامی سمت جنوبی دراچی اجل لبیک گفته شربت شهاد را در عین تقاضا صادقانه و ابرا عبودیت کشته ملی مختصام علیه متو معظم غازی داد الخقوق مملکت انتخاب نوشید انا لله وانا الیه راجعون، ازین شهاد قبل از وقت محمد حسین نامبرده که کی مجسمه صداقت یک پیکر اخلاص رشادت کی از هله ند فارغ التحصیل مکتب حربیه منظور قدیماً غالیه بوده در آواجر استقلال تحت قیادت آقامحمدند باقا در سعت مشرقی خدا نادانه را ابراز داشتند در علاه برانها خدا اخوان فرانسوب محمد هاشم خانسالار حاکم اعلی شش کمال فعالیت نورستانیا نیز اداره کرده در مهمجه در اواخر کمان جهانه گرند قایحاکم کل و قو ماندان نظامی و سر حددار اسمار مقدر شد در استه عددا کامیابی مزبور در امتحانها تخته عجاز شخصا از مامورین ملکی و نظامی در جلال اباد میگرفتند بغضا ندانه عسکری سمت جنوبی سرفراز رفتند در هنگام فتتاح این غز در ابتدا الی انتها بکمال مهارت در شادت اظهار صداقت و فعالیت خدمت نمودند در طی بجا وظائف جانس کمان افرین سپرده بکامی و عظمت ابدی را حاصل کرد اجز آن مغفور ار در حضور جمر حضو و بر بازماندگانش صبر تسلیت خواستاریم. از طرف نیرو میدان خوله و جاجی و منگل با اطلاعات تازه نداریم اما انقدر گفته میتوانیم که افغان غالیه و حرکات لازمه از ان مقامات نیز در عمل ا قاضی محطمه کردیز یا نیز ا ما خصت اقدمات نموده کامانه و عملیات شکرانه خوابش بحسنت و امر قاندا بلکه قهرخان آقایی علامد بهم زمان مصرو عند حلی جناب کے قطب الدین شرده اسحر مقام اخائی که یک موقع بر بود و از مدتی باین نزدیکی کوه گردیز دارد در تصرف خود و قبضه نمودن آن اقدامات لازمه رده بودند از حسن مساعی همان جوا نمرد جای تفخر بر دینیم با مجمله اینقدر در قاره این خود خوره را مژده در میدانم که پناه گزینان جدوانی و پا مکروب ها و سرغنه ها و سرکرده های ر باغیان سمت جنوبی که بالفعل گزین در جدران میباشند تاماخوره باخته سراسیمه و پریشان بر مغلوبی منکوب بنظر میرسند و عنقریب اگر نانشی ندارد بر اصلاً و به لایت و مطارعت اعلیحضرت غازی پادشاه قبه نام انا میشوند و یا دستگیر و رسیم خواهند شد بعد از آماده شده انطور --- page 291 --- ۳۲ و ۳۳ شماره (۴) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۶ عقرب ۱۳ از محبسی که در محاذ سمت جنوبی روضه طینت منبع افند یقع بر حقاق مکی عبدالکریم فراری الفاخته داده بودند گردن زدن گشت مهر آرا از طرف ثواب معاونین و طرفداران اور ا ملعون و منافق پیرولا عذاب تبریر داشته بودند اطلاعات مختلفه از ارائه دلگیر بخطری میخواهم بعضی او را مریض بستری و گرفتار اسهال کبدی میحکاید بیکسان برخی مینویسند که آن بدبخت بکدام طرف نامعلوم فرار نموده عاقبت دیده منگناز در ندهد ز جهان نتواند خلاص بختی یاب از طریقه خود مردم بغاوت پیشه جدرانی بقتل رسیده است هر تقدیر نگارنده نسبت بدین خیر تا تحقیق صحیح نتواند که فورا اکذب التابعین مثل عامه دائی الیمن بوبیه نسبت بدین محمد الا حوالی عبدالکریم فراری گفته میتوانیم که جا است وجولانیست هر مشوم چون فلیتها کبار با شقای خزن با تمام رسیده و چیر که انشا نیم از حسن فعالیت و کاردانی آقای علید محمد خان حکمران کلان کتری بخوبی اجراء میشود لهذ ا حضرت عا غلام محمد خان میر داخلیه پین نز دیم بها دار و مرکز خواستند والله اعلم بالصواب بمناسبت افتتاح بند امیر غازی عریضه شکریه اهالی تجاک (که علاقه دار خجاک آخر انجا بے ذیعه مخابرات مخابرات نموده است) اعلیحضرت شهریار غیور غازی رعیت پرورا ! می کمترین خادم زاده و تمامی رعایا علاقہ داری حصہ اول نجا اولا برکت جش افتتاح آبیاری بند سارک امیر غازی را گفته بعد ازان باستان مبارکت بعرض میرسانیم که سالها سال از آباء و اجداد اہالی قریه تجاک بیک قطره آب احتیاج و سرگردان بودند که بجز از یک حوض ذخیره که دران آب باران وغیرہ جمع آوری می شد دیگر دست رس - نداشتند ! امروز توجهات جهاندرحات اعلیحضرت قرار رعیت پر در چه نهر با جاری و آبها بخیر بن صفاء در شگوار از دین قریه جات شان شب و روز روان و جمیع اہالی سیراب و شاد آب اند الہی بروز محشر از دست ساقی کوثر از شراب طهور سیراب گردی از دست و زبان که برآید * کز عهده شکرش بدراید پس بهیچ زمان شکر یه این نعمت عظمی را ادا کرده نمیتوانیم بدون از اینکه بگویم الهی امتحان ناتوان ما عاجزان را فدا همیچه پادشاه غازی و پدر تاجدار ملت نجیب افغان گردانی والا العالمينا جميع مامورین و رعایا و دولت افغانستان عموماً و ما رعایا و صادقانه را خصوصا توفیق خدمتگذاری صداقت عطائی تا بخون خود را برکاب چنین پادشاه محبوب القلوب مقابل شمعی پر کشانده سرمایے خود را فدا سازیم الیا العالمینا کسیکه بدر دادار محمد پادشاه عمار و اخلال امنیت افغانستان است بقهر و غضب خودت گرفتا رش کنی در خاتمه ختم کلام را بسلامتی وجود مبارکت میداریم که الهی زنده باد اعلیحضرت دلیلی افغان غازی پاینده باد دولت با استقلال افغانستان - کامیاب و فاتح و مظفر باد بهر حال عساکر غیور افغانستا نایاب و معدوم باد دشمنان دین و دولت افغانستان لوحه تاریخ بند امیرغازی این لوحه تارنخیه بریک پارچه سنگ سفید دست طولانی سر درک شنده بر رنگ سرخ پر کار مرگردیده و در مرقه دور اول و ثانی این بند بذالون نصب شده آئین بنام سنگ بنیادین موسو به بینید امیر غازی حسد الله راد و منقشی شیرمان در بان طانه باد شانا دولت علیه مستقله افغانستان تحریه نموده میر الله نمار تاریخ اول ثور ۱۲۹۰ شمسی برسمانی و لوم شار با قاشترون و آغا و در تاریخ اول جقه ۱۳۰۳ بحاضر آثار و اخمارتین نا را گردانید دارالمهندس غلخانه طاقعه منا العلمین کارنده امور نظارت ایام محمود اور حصو بنا و بر امین خان و محمد ود معمار مشاور المهر قاد شاه محمد لعو محمد اسهار آلیانی بعفر من مزار علوم پور عشر رآب ان لما ترسم بدار الار ما در قاع اقتصادی مسخارت پید کور نقد محمود منوی ۲۲۴ ۱۳۰۲ افعانی است --- page 292 --- شماره (۳۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲ قوس حقیقت: با درنظریهٔ با قید اطاعت همایونی و شاه کاریهای اعلیحضرت معظم غازی که در را ترقی و تعالی ملت و عمران و سر سبزی مملکت مبذول میدارند اظهار شکر و سپاس نموده بر آنسان توفیقات مزید بر مزید را در مثال این کارنامه‌ها تاریخی میجوئیم و وزارت جلیله تجارت را که بکفیل رفاه عامه ملت افغانیه شمرده میشود بامثال این اقدامات عالیات مورد آفرین بهر که اولا آبیاری و آب باشی آن مقاماً بکلک با نظرم اصلا و بمبدء داران تفحص مسکنه‌ومی هندایالت کابل و متعلقات پنجشیر است پردازند و زیر دست شناسی امرد این مجا میکنیم که تمام آبها ئیکه از سفید کوه بشرق و یا بامند مابها ر بسیار در جریان بوده در ته ناما بقی مسز و نیتو و محفوظ آب تنگی ما ما خیل، و در سه سرخ پل بجهر و کوت و امثال آن قابل سربند های علی البقا نموده میتواند حتی ماتحت ان دایم ترو و با بیشتر از یابزار جریب اراضی نهایت عالی سرسبز و شاداب میشود زیرا که انما ج توسط بخوجه این رودا در سه ماه بهار کمتر از ۲۰ فوت مربع نیست و اصلا با خود اراضی را که ابابی بطور غیر منظمه ازین آبها برف او محیط نقصان و سرکشی و خاکه در میزنند و بهنگام مریزد عیارات ناعشقی بمطالب خیل تاریک و بی‌خوان است امان اصلاح نماید ان الله لا يضيع اجر المحسنين اعلان وزارت حربیه برای رشته شهدا و اشخاصیکه بشمت جنوبی بخدمت گردیده‌اند چون اعلیحضرت معظم غازی پدر شفقت گستر تمام سکنه مملکت افغانی خدمات و اقداماتی را که وطنی خواهان صادق و ملت دوستان لایق این سرزمین خلافت قرین، قرار فرمایشات دینی و اوامر سلامی و وجدانی خویش در راه خدمت بای ملت و دولت و مملکت مینمایند بنظر تحسین و تقدیر مینگرند درین ایام مراحم پدرانه و نوازش رعیت نوازانه شاهانه شان چنان تقاضا فرموده بامر هدایت داده است تا شخاصیکه در فتح این غائله سمت جنوبی مظہر خدمات شایسته شده اند و تصدیق یکی از روسای تنظیمیه این اطراف و نواحی را بدست داشته به ثبت وزارت حربیه رسانیده باشند بایستی که بنام این معامله بعلاوه رویداد ها وزیر صار ب حربیه بالعجب باز غوری باندید بمكافات نعم البدل خدمات خویش نائل و سرافراز شوند. و نیز برای ورثه و بازماندگان آن سربازان غیوری که درین واقعه شربت شهادت را بمردانگی و شجاعت نوشیده اند اطلاع داده میشود که بکمال تسلیت و اطمینان صورت احوال و کوائف خودها را به وزارت حربیه تقدیم دارند تا وزارت عرض احوال مشارانما عده بحضور شفقت ظهور همایونی معروض داشته در تحت بنوارش شاهانه و مراحم ملوکانه تسلی و مطمئن شوند (مضا و گیلوم تار حربیه عبد العزیز خان) --- page 293 --- شرایط اشتراك قیمت سالانه محل توزیع ششماهه کابلی کابل و کل افغان ۵ ۹ خارج افغانستا ۷ ۱۱ ممالك اجنبيه ۸ ۱۵ ورد او سفرا ۱۱ ۳۰ مكاتبات مآخذ اخبارات داخليه و خارجيه مكاتيب داخله و خارجا بای باداره با جوزه یله یی و شرق ترجمانه ، عنوان میگردد. شرایط درج اعلانات این اخبار اخبارا یا لاصل و مکاتبال بحروف واضحه نوشته و دو پر گه مقاصد هیات نظاما ادما میگردد. امور محرر یه بکار زار جریده حقیقت ارسال بومه الا واصله در باره ماند جریده داند اداره بصلاح د نظام اخبارش اناد هست بشتر ك توسط حواله باخ و باینجا مطبعته نقدین بلز هم بفاصله دریافت میشود سراج الاخبار افغانیه حقیقت مدیر محمود طرزی نگارنده عبدالرحمن کشککی جلدا کابل چهار شنبه ۴ قوس ۱۳۰۳ ش ۲۸ ربیع الثانی ۱۳۴۳ ق شماره ۴ اخرین خدمات اسلامیه یی عسکری شاه قرار اطلاعاتی که کتباً آموژ ايمر بچون درین موعد حصه حقیقت رساله های اختتام رسیده بود و می بایست که در اخبارات داده شود تا قرار قاعده مقرره باوطان مالوفیشان در قطر و اطراف نواحی این شرف الاسلامه مراجعت میکردند ازین رو از وزارت جلیله حربیه شجاعه نسبت بر خصی شان بزبانی و ثبوت پر عرضی شما اصدار یافت مگر این سلایز افراد ان کرد با و خانه بیگر موصول شدند تمامتر بطرفین حکام و ناور ین موضع خویک خدمت سرا پا شرافت که زنها دانم عسکر بلکه تمام افراد ملکی جوق جوق و دسته و دسته از یر گونه و عمده بر اپنے نائل شدن بدین شرف و مطاعت شکر احقایی و اطاعت و انقیا د حسین خیلانه بدین پادشاه سلامی و سرکوبی بغاوت بیچانی مستعدیلی و اقر نموند نه برا شفتند و تا با شمیم در این پیرین مسئله بحت و مذاکره نمودند با الاخر متفقاً میداند که درین موقع گذشتن خدمت باشرف عسکری و کوحب المر باد خایے باشه موجب تنگ و عاری و باعث خجالت و شرمساری ماست بنز عوام ملت افغانی لہذا تمام شان متسداً ومتفقا عريضوا برای آقای محترم عبدالرحمن خان فرقه مشر در موضوع مهر و امضا ونشان انگشت نهاده بعرض رسانیدند بهرجا والییس خان بن مرامه را از وزارت حربیه توسط مشارالیه خواستار شدند بنانچه مغزی الیه این معروضه خاطرا بمقام عالی وزارت تبلیغ داشته در نتیجه جناب کھیل صاحب حریہ این هنگام خود را بر طبق ہدایت ملوکانه گنته در قوانین نظری را کلا و خانخواسته شده بودند که بعد از تکمیل ایام خدمت واپس رفتن عرض شنا دیگر نظری هیچ بلعب نبود حتى انشان داد چنانچه فرقہ مشر موصوف این تفصیل را بزانظری موقعونه باشیرین ترین بیبان کردانا خلا این کیفیت شها اینکه تا با فرینت های ففنون اسب قربانی و در اختباق متهانیکن میں محتدہ شانیک شدین جہاد حریت تابع ماند، در غیه شحاذ اجازه گیر مه تا خود نفری را ساز بگذشت نار کریت کلیل متقا سر به مشرف شدند و الیس که فقره یی اخمام وقاد از با انجام سلاميه هجیعی را با خود عرض البيا ادند --- page 294 --- شمارهٔ دهم جلد اوّل جریدهٔ حقيقت کابل چهار شنبه ۴ قوس مجلس شصت نفری بشاهبره این بارگاه وزارت حرّیّت اثر بتقريب عرضِ امضا یافتهٔ ما اما بمقام امنیّت علّیه بخواهشیکه بمانعِ مشکلا ت پناهی قرائت کرده در غضب آن تأمّل برخلاف قانون ضابطه و مساکن خود در ین موقع خدمت اسماً ناماً عرض طالبا ت داده بکمال عجز و معذرت آرزو دارند که ما را الان کماکان بعين خدمت باشرف عسکری تا انفا فیصله شدن معاملۂ سمت جنوبی بخو و مختار فرمایند:- عريضه عسکر شاهی با نفری مستخدمين صنف شاهی اول در جوابنامه که ازمقام وزارت عظمای حرب درباره مرخصی چهل نفر ایان فخر خامه را یافته بود بواسطهٔ حراست حیاتی ما خاطرنشان ایان گردید و درست از مرخصی چون هر نیم فرد علیحده علیحده دقت نمودیم و اطراف وجوانبش را خوطر سنجیدیم در نتیجہ چنان التماس میکینم که چون در ین ایّام موقع خدمت و ضرورت خدما ت ونظراً بمقصدت ایان بادولت و مملکت براها هی ایان نمکخواران پادشاه و سربازان صداقت کیش مملکت را قطعاً سزا و زیبائی نیست که خدمت محبّ یک پادشاه غیور و غازی خود را که نسبت بسائر مستخدمين دولتی دربارهٔ ما نوازش و مهربانی مزید دارند گذارده بخانه یا خود برویم. لهذا ما از جان به کمال عجز و انکسار عرض میداریم که این نقضِ تعطیل را مانع و کسر شانخو دجلی میگماریم بلکه در هیچ یک موقع بجهت نگذاشتن یک خدمت با شرف را مرگ بی عزّتی درین خویش عقیده داریم لہذا از حُسنیٰ جذبه هائیکه فوائد اعظم ما میباشد چنیہار امیدا نواری را بدال می پرورانیم تا این التجا و معروضهٔ خاص و فریضه مان را که آمد وکیل ما حکومتِ علیه حر بیه میباشد بقبول فرمایند که آئے ازینجا ما برخصتی درخصت گرفته و بخانه یا خودستان در هیچ یک موقع نجهت که عبارت در خاک خون غلطیدن در شجاعت و اطاعت و عقیدت خود ما بر ا بادولت عهده نمود که سالہا سال پروردهٔ نیک نام ما شاء باشیم میداریم رضای خاطر ما مقبو لیت این مرام ان برای ما عموم شایسته و بی ثمر وکل ہست! افسوس بچگونه فکِ از میانیا بر خصمدریت را تا عایلی و مشکلات شخصی خود ترّین خو د را مترو ریلے نگارند بر طبق مقررات عسکریہ بتو اند که حقِ مقدّر خود را از خلطه مربوطہ خود گرفته بروند. اینک از مقام وزارت حربیه بحکم رفتن چهل چهل رو بطور نوبتی در تلگنامه توضیح و امر شده هیچ نمیدانیم که در تجوی بر کدام واسطہ بوده!! از ادِ صداقت نہادِ عسکری که از سالہا در از برد و رده دست حما ئل مرحمت پموست علیحضرتِ سلاطینِ غفانی هستیم بگی با د اجداد ما نیز از ین خوانِ جوان پاد شاه بخش و مستفیض شده اند در هرچیکہ دیگر ما در انما ندان و و نه توارثی بار بگذار گم شده کنا ر افغانیستار برآندم از و ار و حضو العلیحضرت میشوند چطور متو ائد شد که ما با وحال مساکن خود رجعت کنیم و در موقعهٔ کہ همراه دیگر برا در خود که در صدر حه کنون در عرضِ راه رو بر و و مواجۂ شور و جنهم اس که فجایع را میرویم!! و ما برا نچہ واپس می آئیم؟!! لہذا بکمالِ عجز و انکسار معروض میداریم که مقد عر ضِ اینِ حکمنامِهٔ خو د را پس گرفتہ ما مجموع میح الا فواج را موقع ازین خدمت سراپا مفخرت محروم ندارند درین مهمه را نه مارکو همتی و پست فطرتی نشاناند.- درا ذاتِ پادشاہی کہ خصّه در ما ر ا بنظا م و اراده فرموده بانه معاش مقررهٔ ما را قطع فرمایند ما در اصلانه یچ گفته نمیتوانی صداقت و خلوصیت و حُسنِ عقیدتی که با ذاتِ همایو مجت داریم میخواهیم که انفصال این معامله سمت جنوبی مفروضِ ابا با امر و ظروف و ملبوساتیکہ از تحویلی انبار الطافانهٔ شاہی در بر خودم ہستی خود غررا یا گر گروه ایم هرا رحیا خود را نموده ما کزاند نمائیم واگرائیم روبه نام گذشت حاضریم که ارسوا ل نا گذار خود را نموده این خدمت سراپا مفخرت را امینِ موقع تک گل نگذاریم ۔ تا نزد اقران مأ ما ئل خود شرمسار و نداد کر لشکرِ خو دشمننا و اربابِ غرضِ زمین گذشتن مقد و کلیه ای خودم نیز بروض جوایز وکیل حُضا محتشم بعد از انجام این عِران در این دیدن این جذا فراب کہ جوشی قدم راتا طو یلی رهنمو د ملاحظهٔ آن قرائی ا استلام حاجبا عرضِ من اند که از ین رفتن شما پادشاه کبر یا وانِ یا بطانچ --- page 295 --- شماره (۵۳) جلد اول جریده حقیقة کابل چهار شنبه ۴ قوس خدمت ثابت کمال صداقت و فعالیت مجری گذشه توأم بتیا مندارات داخلی نا بلکه وزارت حریبه نیز از فعالیت و رشادتهای شما کر یو ما هیونا از شما سرور کرده است! اظهار امتنان دارد و بوی در دارم که اکتیبی از نما اسما جوی نیم بپرو با خزانه و جنخانه درین معاطه یکی از عماد ناصریه متمع فی رفته است از فرط اخلاص و عقیدت با دولت و مملکت خویش با اینکه موظف بخدمت مقامی انجا نبودند اطهار استجار و فعالیت نموده منصب داران و عریضه برداران شهری که انه هری مکرز از مدار خدامت نمک خار میر انم ! مقصد که این منجنان تریدی بیرگ ایشان گفته شده و ملاطال بنها را میماندند که این هنگام شما با وطانان محب از قیل ایام خدمت استعمالیته بر گزیدگان اقلیم دیگر هیچ یک مقصد را مانع نیست و اما از طرف اینها جوابات کافیه و عریض عقیدت مندا نہ بمرفر فلا قراین ما حضور د کمل صاحب اینامین دانا ایکه مسل برین قرار گرفت که این معروضه تا بحضور ما نقدیم شود تا بانو خیال خود را آستان ملوکانه نشان معروضه داریم مرحم ملوکانه جناب ضرت عبد العزیر خان میں کاملا دستگاه نفوس پر ور هند این کیفیت و کار تو جی عقیدتند ی حکمر شاپکا بی کنان عرضدا و شانیز از مظهون محدست همایونی قرائت کردند . ذات پادشان بیامون امر فرما کر دستگاه ملعونی بدار سجده و جوابا در دلابی بیارا که خودم برائی این فرزندان مزیزیم میگویم بدوشان گوئیا نباشد که از مقصدی پرده درین خطابات نصت مراتی بجانب کارانه حضرت و کیل مختار بنفور که مقابل معتو عسکری نهاد کلمات فراینمات ہمایونی را بعسکر میتواند ند دو جا آبار شکر اخلاص کیشانه و عقیدت مندانہ مھر و هر حضور مرد شستند نیز برون میرسانید ند خلص گذارشها نیکه درین بین معمول آمد د این نگارنده انرا بخاطر دار و حسب ذیل است : ذات شاهانه : - ما مسلم که شما مقصد بود اکیورین حضرت مجو طر داشر منهد ند سوليستادید الا از رفع خود با دکول بیشتر دید. مطلب از این عطای حضرت زیر ما یو یا که با جورین اور کار سے یونا نه بهانه کر حکومت در ادای طلبنه خوایش باید کمرین کتمان مامو دست ولیس مقامات خود ر حمت نمود و بخوض انجا دیگر منامنه باب میشود با و ناگفته شود و اقوام نان گمان نگند که مستند سمت جنوبی جهارده کسب ندامت کرده است که علاء غیر شکری که تسلا داده ایم و در مرکز ما صدف خوانای داخزه و عموم رعایا اینحا شیری صدای دیګری میردند بر هیچ احوال شما معلوم نه میبود اکنون که شما برو یه هم دولت بوعده خود و نا کرده و هم موجب مسرت خاندان و ایمیلی وطنان خود بمظالم نگر بدین مسائل اگر همین تعدا دیلر که وزارت حرب تصویر نموده است بروید بهتر خواهد بود! عسکری وکیل صاحث مخاطب نمودند کریسیون پادشاهی معروضدارد که در موقع ود فردا غائستان من امید و آرزو را بدل می پر و رماند که سلامتی را بر طور یکه ممکن باشد بر آلت و مملکت حکومت خود برساند ا قوام و عشائر در وستانها اکثربها ایک از تعلیمات نظامی مانند اکب اطلاعات ندارند میر انتظام این اثرها بمقاومت حاضرند و در موقع لازمه مظهر خار تا عالیه خواهد شد آیا پادشاه مقدس عبور بر ما میتوانند که این نکته عار را با کنار که باعث کرد ن خود را با قاریانه اوطان خود بدهیم اگر همها بها ما از ما استفسار کنند که شما برای چه آمدید و در جنتا جوا حصہ گرفت چه خواهیم گفت! ذات شاهانه : برای رفع این گمان تصدقی فعالیت در شادت تا وزارت حریه شا را تصدیق میدید و خودم شما قرار حمانه را عطا میکنم و مفروانه شما را با وطان تان روانه هستم تا از من خدشته بتر مطلان با شیها عسکر شا ہی کا مضنا مائید دید نظروفه تصدیق و فرما نجو ونا لا شان بداهیم و مجوازم و بداند کته که ما از فست نجریه ایم و حسب الامر شاهانه ما کو خود در موضع قدمت مودت کرده ایم - محفر خوف اطاله کلام خلاصه عرض میکنیم که ما سیچ مین از توابع در حضورمت رفتن خودر ضر و مجواب --- page 296 --- شماره دهی جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۴ ثور مسلحی نه فهمید کرذات شاهانه حمکما اور رارها سنگان پس بفرمایند که غل در کردون و زنجیر در پای ما افگنده بالا یا بونا با را پا در طان ها کنند و پاچه همین جا جان ما دی نماید و بسلام. ذات شاهانه:- ازین کر گوشی و جذبات عساکر شاهان خود اظهار مسرت کنان فرمود که من شما را انشا اله لا د و کشته خود نمیشمارم و هیچ یکه نه رنج و الم و نفقا نان رو ا دار هستم خوب است بعد از بیست روز گرات انقله معالم سمت جنوبی برقرب کجابر برسد مرانرا هم فرا رفته اند بی خوش شمار است عشر شاهی:- ما از رفتن با دلخواه و افکار نداره و نمیتوانیم که مز یلدبرین جرات و جسارت کنیم سا بو فی جوانیم اما عرض اخرمین همین است که بدون هیچ یک نوع تردید محص خوشنودی ما بایستی که شهر با رمحبوب القلوب نرا منظور فرمائید:- که پیشتر ایام و قیاء میعاد را بر تا رفتن پامعین نفرمایند بلکه پر انکه کاغد معالم سمت جنوبی اختتام یافت و در بر خا صه نی دیگر روسا تنظیمه در کابل عودت کردند اقوام ما خارج نشد با وطان خود رجعت نمودند ما هم دران وقت حاضر یم که این تکلیف رفتن را بعساکر خود بپذیر عید ا و از با غر و و یر شاه پادشاه سلامی کلان پادشاهی) اعلحضرت مسلم غاز نمیر زید این مشیر خالصانه خود چیزی نفرمودند و وکیل صاحب حزب الفاظ خیلی شیرین در رسانه بنایی اظهار شکر نموده او سانا نرا ما جا با رخصت کرد. تشکر از حکومت های علی فرا در تما صاد قان را که ع جلالجا آقا محمد سرور خاں حاکم اعلی فرا در ین ایام قسمت پوست انتن خون نمودہ اند عادات ما را در اخباری حقیقت میخواندیم سوق بلا شک محکوما آقا محمد مرورخا مذبود که شمه از حشات اور ایقنانا اکته با داد ماهیه او از ناهیه سبرات لازمه مطرف کابل سوبی داده اند حسب و ظایفه می باید که برامده مالی و تقدیری مز بو دایت حمه را اشرف اند و ین صادر فرمده طرت خواهان این سر زمین بعض امر که امو مینان بعد از شکر نموده بزرگاشهال بدین طرز کتمان نوش امیت حتما که با مناد ار ز دانته پیوسته های وله تبريك و تهاني بمحار فاش الينا فد یا نبزرگ جثه شاد نجا به اثر و و نو ا می تو کردد فد و نانان نا شره بلو که تقریبا الی دنگی ناصر اختر اکرده بود. در سر کا ریه کوشما لی جمعیت تها از این کرد علی در حدو د بکار بورد النور و شنا همراد در بر کوشه و کنار نمره ده اند و در حقیقت تفصیل هر کدام از ین بخار نا وصافنا صبت اینه تحریر و اشاعه مند جهت حکیم شرع شمس است. صفت جنبکه معرض اجرا نه نجام و سا خنوطه خونیک به اس جلاله ملکی و نظامی تو کر دوه در اعت ماضنه و هم امسال صبا قدکنا خویش کر خدا قابل تقدیر بست کو نا حصول دارد جهرا نفع و تصرف نبوده خانمانه نبرود و محصول بنده از مه ملارد بیا ونت آقا غلام نبی خا معابر ین عملیات انتهای سرور حمیله سنا نوا بکار بردند سزانه کیست حشره سفله ار از بعض معشو با چنانچه قبلا مر فوم کشته سر براد را در کابل از انجا که امنیت کلحه و انضباط عمومی و نظم تقومی بر اجرا جوان عالی کر لو کر و اطراف و نواحی آن شهر ده نبط ش ا د مکملی با ست و هم کار با نظامی کرد نیر د جوان بین براند نو حالش القابے غلابه می تھا بخوبی و درستی انجام و خارش میله لذا نمردار فتن او شنا نمبرو نیر لازم دیده نشد ایزیم در یک خدمت مجم و کاصی ضابطی لی که رفته خلیفه ما و ر ه قاری حضوم علیحفر اعظم غازی ثبت نایل شدند که فرانموده ام شناسی مهند شمایا دشا هی نسبت بمقرر مغربی ایام قا مت بهانجبه خبر فیروی موصول دست مستم کو بهمه دارت حقیقت:- از طرف خود و د زارت علیه ا و تبانی این صفت جلیلیے باوری پادشا هی کند و بسار بخورد شاه و لوخان تقدیم نموده از خدا میگذر ندای این مبیر پیقو سمت جنوبی با یرا در بسته است و عموم بناو د عماد حلا کمال ممنونیت و مشرت خود د ا براز کتان به قامه رضایی کے در قد مانت مکمت ذات کیفر آلود داد تانه با خیانه --- page 297 --- قیمت اشتراك تفصيل مقامات كابل و ساير ولايات بما هـ بسال كابل تمام ولايات 4 5 مكاتب حكومت 11 7 معلمین و مامورين 15 8 وزرا و سفراء 30 11 عذرات تمامی مقالات با امضا پذیرفته میشود مكاتب و مراسلات بنام مدیر سراج الاخبار نوشته میشود اعلانات بموجب خطوط چاپخانه طبع میگردد دائرۀ مديريت در شهر کابل جوار ارك شاهي حقایق شرايط این اخبار بعد از اخذ محصول ارسال میگردد کسانیکه نخواهند دیگر مقالات بدست انها ارسال نمیگردد امور تحریریه بخانه مدیر حقیقت ارسال باد مقالات اصليه را داره اعاده نمینماید در انعادها و اصلاح و ترمیم اختیارش از ان هست - اشتراک توسط نفوس دولتی در صورت نقدی از همه جاها دریافت میشود يا الله كشكلي نگانده بران بين كى جلدا / كابل شنبه ٧ قوس ١٣٠٣ ش ٢ جمادى الاول ١٣٤٣ ق شماره ٤٦ روپرټ يو كميشنر فراسوي بملت افغان در ملاقاتی که مرا با او دیده میشود که عمارات طویل و بی فائده را دوست ندارد. تمام اطلاعات و اشارات او صاف و بی الایش با مدرک میباشد. (جريدة مشهور(ترنل) منطبعه پاریس، در شماره (۱۸) اکتوبر مطابق (۲۶) برج میزان ۱۳۰۳ مقاله ذیل را از قلم میسو (شراك لوب) که از کمینشر های خارجی میشود، قرین محبت بعد از ورود کردن قونوی و قرا محقانه خوابی که با انران در انحا به مر بوط شان کرده ام، بخدمت هموطنان ، با سرافزا با بل اخبار دید یکی از دوستان خویش مکتوب کردم ! ترجمه ان نظر شایقت اکاهی خواند کند ان در میاید چون این شخص محترم تعارف شنیده بودم با یل ملاقات شدم. در ضمن ملاقات بمن چنین اظهار داشت که طبیعتاً در قلب اسیای مرکزی بین هندوستان - روسیه - چین - و ایران است. در چارسوی تمام راهها را پنجه اسیا قدیم راه عبور از روسیه بمنابه ستارج واسطه رابطه ایالے سواحل «مدیتران» و «شرق اقصی میباشد. تا ازل محمد نادر خان وزیر جنگ خوانته با سمت وزیر مختاری از طرف دولت متبوعه خویش بتازگی بپاریس ورود نمود، با پیش امید شایان و حياتهم می تواند زی کرد مدت ۲ سال اقامت در مملکت ما نموده بود بنها ر به پایتخت ماموریت دایم وزارت خارجه را بایشان بسپرد. مذہب اسلامی اسلام و پادشاه خطیر کنونی با یک شخصیتی دارای حالات افکار روشن مایل است که مملکت خود کا بلا یک مملکت جدید بنموده و از تمام ترقیاتیکه باعث سعادت سائر ممالک شده است از انها استفاده مملکت ملت خود را به شاهراه ترقی هدایت نماید. پایه و اساس تمام این ترقیات را امور معارف دانسته باین دلیل پادشاه محبوب من قبل از هر چیز مدولت فرانسه رجوع کرد و از حکومت شما امداد بر انحلالات معارفی خود طلب نموده یک عده زیاد از جوانان افغانی را که تمام از مثل یک شخصی است . بلند قامت ، باریک با خویش قیافه دارا یک لبش که تاه کمی که ما زبا بعضی ازانها میل بسفیدی اورده. در چشم عنیک با طلائی مدون ، وزیر مذکور جدید یک تصوّر و قیافه کامل افغانی را دارا میباشد دارای یک خلق شمولانه با و قار وسنگین نژاد و نجابت ارتباط و پیوستہ ہوید است. با غرور و نخوت ملایتانی --- page 298 --- شماره (۴۱) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۶ قوس ۱ آنها از خانواده‌های کهنهٔ اینمملکت بشمار می‌رود است که الحال در بعضی صنفی مشغول بکار می‌باشند و قدم ترقی اینکه باعث خوشنودی ملکیان است نموده و مینمایند. موضوعیکه جناب پروفیسرفوشه فاضل معروف بکابل وارد می‌شود راجع بامور بلدیه مشورت‌های مفیدی بآنها داد و یک کمیته فرانسوی را بجهت تاسیس شفاخانه‌ها باطلاع طریقهٔ جدیده که بجهت مشغول تعلیم و تربیب میباشد حکومت افغان انحصارات امتیاز آثار عتیقه را برآ مدت سی سال بهیت علمیه فرانسوی عطا فرموده که در تمام خاک افغانستآن تجسس نموده آثار تاریخی قدیمه مملکت را اکتشاف نمایند این‌ها پایه و اساسی است که تاکنون بیاد شده و فی الحال امروز لازم است برای تاسیس ادارات اقتصادی و ترقیات آن فکری مدقاقانه بنمائیم. در خاک مملکت من معادن زغال سنگ فراوان موجود است هیئت که اکنون در چند نقطه معین در اطراف ولایت کابل کشف و پیدا شده است، و یک معدن آهن هم که بدست فرانسوی جستجو کرده بدست یافت شده از قرار گفتهٔ آنها آهن آن نقطه نهایت اعلی میباشد معدن مس هم در چند نقطه مملکت یافت شده است که بسیار قابل استفاده خواهد بود طلا هم در قندهار بکار افتاده است و در چندین نقاط دیگر هم یافت می‌شود. معادن نفت ایران از قراریکه حدس می‌زنند دامنه آن معادن بخاک ما سرایت میکند از طرف دیگر مملکت ما بمراتجارت پنبه یکی از بهترین نقاط است و حاصل شهم بمحیرم پنبه در نهایت نفاست است. آبشارهای زیادی در مملکت ما است که میتواند آبشارها را بر قوه برق بکار انداخت ایم. باین حال بطوریکه می‌بینید مملکت ما از حیثیت ثروت یک مملکت قنی‌ست از نقطهٔ نظر جغرافیایی دیده می‌شود که در آتیه نه فقط یکی از مملکت حاصل‌خیز بلکه یکی از مجاری در تبادل خواهد شد. و مرکز عمدهٔ ادویه ممالک آسیایی مرکزی خواهد شد و معادن که انگشتاً بسته‌ایم بها کا طوم می‌آید که مال تجاره ما آزادانه از راه کراچی و بمبی عبور و بخارج فرستاده خواهد شد. درین ماموریت خود بنهایت صنف خوبی سعی می‌دارم که بسریعترین اصول محتمل الامکان نقشه جدید تشکیلات تازه صنعتی و اقتصادی افغانستا را بآهنگ شرکت با فرنجی‌ها متفقاً عملی نمایم قبل از هرکس ایجاد و ادله میل و آرزوی ما انست عقل و فراز نفاست مودت بداده و بر منافع ملکیین با اساس محبرو و در انجام و قراری این کار با شرکت ورزد که فایده دو مملک عمده از آرزو دوستی فی الابن صیغه خادصادقانه درین خواهد بود. در خاتمه اجازه بدهید که آرزومندانه هم دل امیدوارم که درخواست پادشاه معظم محبوب صدا مملکت خود را که بیش از محام آن هستم در مملکت دوست که من آنرا بی‌اندازه عزیز و پاک میدانم بپذیرید. قابل توجه محترم مدیر جبل المتین کابل بمقدار امداد ما قبل مدیر جریده جبل المتین کلکته در شماره ۲۸ از ستون اول ما صفوی ۲ حصه مقاله‌ را از طریقی از فضلای محترم محض از نقطهٔ نظر محبت اسلامیت علاقمندی و دلسوزی وحکومت افغانستآ دارد قلمبند نموده است. مندرجات زقمیه ما موجب حیرت و تأسف این نگارنده فکر از خواندن عزیز گردیده است. لهذا مودیانه خدمت وفیر احر در آیت مخبر محمد موصوف یاد دهانی میکنم با در آتیه نطق و کلمات که باعث حسرت و مراق ناظرین آن بود که در افغانستان باشد مبادرت نورزند و آگاه داد در آن مورد اطلاعاً موثقه را بدست نداشته و از رویهٔ او دور است نوشتن صاحب مقاله اطلاعات کامی نباشد در مثال این مقالات در لیت یا لیش اندراج مستدعی این نگارنده گمان میکنم که نویسنده این از اوضاع و سیروان جهان علمی لنگ خواهد بود که از جابجا در کابینه همراهانی آتش افاده است دانسته و دلنواز موجبات برأت فی عالم اسلامی را عموماً و افغانی را خصوصاً بر پا نموده است این دانه بر تحریر آنبا تقویت پایم و با مقاله خائنانه دیگر بپردازند. --- page 299 --- شماره (۴۶) جلد اول جریده عفیفه کابل شبنبه ۲۰ قوس ورود بیلهای تائید انجا مرکز ورود متبوعین صاحب خرید الباطنه علاوه براد عال صمیمیت تا به درگاه ذیجل قا باطنیه که از روی دو سه روز قبلبرین ج، ص، اقایی حبیب الله خان د سلی دو دیگر طعتهای بافیه سمت جنوبی مکرراً وارد مرکز شده واقایی محترم محمد سمیع خان ج اقایی محمد عظیم خان وخبردود بعضی از انها را ما درین اخبار و اطلاع آمدن و چند ذوات محترم دیگر از سمت جنوبی برآعطای ماعد از عشایر اقوام از نموده ایم درین ایام بارتفع پا بعض معلومات و اخذه سررشته هایی لازمه سمت ایی رصدا تن بر قمنایی دیگر را جناب مستطاب جنوبی وارد مرکز شده اند، با اینکه این نگارنده آقایی علی احمد خان رئیس تنظیمیه سمت مشرقی از بعض ذوات محترم این هیئت لایحه را متضمن خلاصه از عمائد و سران اطراف جدران و منگل نظرات شان باستد خواستار شده ام اما با هنو ز والت غیره ارسال داشته اند درین ان بهم نرسیده جنیکه موصول دست ممنونیت یو فصل هایی مزبور برادر یک باغی مشهور که گشت در انتشار ان مضائقه نخواهد شد. با فعل مطیع شده است و جنت خانم دارد نیز شامل است. بجز صاحب کمالی عیب در عالم نمیدانم (اشعاریست که حسب مطلب و هم برای پرایم اقایی محمد سردخان سرور ایر و ده است) اوضاع زمان با یک جهان شور وافغانم چونی فریاد میخیزد دما دم از رگ جانم بخاک یاس می غلطم زن خود کشتی بر انم ز دست پوچ مغزان کریدارد موج طوفانم بچشم احولان کل خاری آید درین گلشن بیا آئینه با ما باش ! من هم سخت حیرانم سپند آتش عشقم مرا جز ناله کاری نیست زاین و آن خود گر سوختند اغیار و جانم بچندین رنگ میگردد زبان اهل شهر امروز آلهی از کرم پرنور کن خورشید تا بانم چو نظمی نیست در قلب دیار باب همیاران بجز صاحب کمالی عیب در عالم نمیدانم زتبا دل بخون از دست جاهل میشود مارا بخابلهای عارف نیز از غم ساخت بریانم هدف چون میکند با زار گوهر را همی شاید که جای آب خون از دیده با ردا بر نیسانم درون تیره اهل غباوت مائل است که تاروز ابد خاموش سازد شمع عرفانم بداغ سینه خود ساختن بهتر از ان باید که هر شام و صبا باشد نشان من زدو نانم برنگ گهر با گردید تم با شد بوس ایدل گرببرق تجلی بر جهد از جسم سوزانم طلبم از چه اندر کار با افتاده است یارب که همچون بلبل بیچاره اندر شوره افغانم زحرف راستی هر کس بخود چون ما می پیچد کمانها بشکند از جستن یک تیر پرانم بجای دور سیده جهل را افراط نادانی که معنی هم ندارد این زمان حرفی سخندانم دگر شایع شود از پرده حق پرده اخبار مجویب در سو دکی دارد نه بخت زعقل و افغانم --- page 300 --- شماره (٢٧) جلد اول جریدهٔ تحقیق کابل شنبه ٧ قوس اگر گوئی بایشان شمه از حال داخل را ٤١ ٤٢ بگویند حال داخل چیست خارج را بپرداز چرا با احوال خارج حرف چند مرا بیان سازی بگو بیند لفظ با آفرین هم ندارد سود چندان اگر باز نثر نویسی بایشان دفتر معنی بسوی نظم می پیچید چون یک شمه در عالم دگر بر جبه گوئی حرف را گویند معلق گفت بسیط و ساده باشد در نظر ما کار آسان دلی کاغذ پر از داغ و تسلم از دیده خون بارد چو ببینی سر تنقید بگشایند اخوان بخون آغشته دل را در بر خود زار می بینم ازین معنی چو گل افسرده و خاطر پریشان چو عقرب قصد آن دارد که نیش کارگر افتد بموی خصم شدن معنی دگر داد میزان بسنگ نا امیدی بر شکستن کار آسان نیست فلاطون درد از جیب سانیرسای مژگان سخات اہل دانش کار دشوار است دانستم زگردابی که باشد جابلان ملاح طوفان چو گل خواهم گریبان چاک سازم از غم گردون سر تقلید تا دارد ز بس هوش پریشان براحوال جهان چشم بصیرت بر کشا یکدم پی آبادے ملت بکوشید ای عزیزان ز ظاهر در گذر اندر حقیقت صرف فکرت کن نشبت تا نماید از هر نفع هملاخوان بهوسا صرف خدمت کن که تا فیض ابد یا بی چه حاجت اینکه گوئی طرز فیض نیک میدانم بشیخ و زاہد و صوفی نباشد اعتمم چندان که آن در عم خود مانده بی درد گریبان بہ نیک و زشت گفتن کی دہم سر خیالم را چو ماه از چهره خورشید شاه آئینه گردان فلک همت ملک سیرت ظفر عقلت امان الله وجودش را رو با باشد که فخر اشیا خوان رسید پرده او اندر عبادت حلقه میگردد تن مجداب شبم گردد که ابرو می تراء کجا کام دل بیچاره گردد از لبش حاصل ز شادے روزه می بالد که من شکر ستان بپاس کعبه دلها را بدست خویش میگیرد باین معنی بود بر کعبه رفتن کار آسان زکواة جسم او شد دور بینی های کار ما زکواة دست او را قبضه شمشیر عریان سراسر جون و جودش وقف راه دین احمد شد من او را سایه حق حامی اسلام میدان با حیای سنن از بسکه میکوشد بروز و شب هزار اجر شهادت را بر قدر یک قران کفش جود سخی و گردش طوق اطاعت شد با مر واجب التعظیم ذات پاک یزدان لباس طاعت اندر جسم او چون جلوه افروزان وجودش را منزه از همه آلام خوان بیاشو خوشه چین خرمن اخلاق شاہ خود تمدن را چو میخوانی که گیری در رتبت ان مطیع این چنین خسرو شدن لازم بود مسرور خدا یا ! دور میدار از ره طغیان و عصیان ہزاران تو به از کاری که کرده مشکل حائل الہی شکر آن دارم که نی از اہل جدائی کلام حق همه آیات نصرت را باو بخشید دمیکه تیغش اندر قهرمانی گفت برہان شها! روشن دلا! فیروز بختا ! مملکت پیرا تو آن ذاتی که دادے رونق دیگر بافغان قدت تا جلوه افروز سر پر سلطنت گردید بعالم صاحب عز و شرف گردید عنوان ہر چیزیکه خیر ملت دیدے ہمان کردی بسکرت مرحباس، آفرین ای شیرغرا اگر ہر تار موی ملت ما چون زبان گردد عطارد گر غطرب التماس و عرض احوال با ہر - دفتر شکره جودت کی شود کامل : ہمان بهتر که باشد همچو داغ سینه پنهان --- page 301 --- شرح اشتراک حصول مقامات قیمت روپیه کابلی سالانه داخل افغانستان ۴ ۵ خارجه ۱۱ ۷ ادارات خیریه ۱۵ ۸ داروئیه فقراء ۲۵ ۱۱ قیمت اعلانات و طبع توافق سطر برآمده شش پسیه اگر اعلانات طویله یا بطول دائم چاپ شود رعیتی میشود قواعد و ضوابط این اخبار بقرار ایام تعطیل در کابل ہر ده روز نشر میشود و بدیگر مقامات هر بیست طغراء ارسال میگردد. امور تحریریه بنکارنده ارسال و مقالاتیکه مفید اداره باشد بدرج آنها مندرج و اصلاح و عدم انتشاران با داره اشتراک بتوسط بوسطه‌داران دولتی و بصورت نقدی از همه جا قبل در یافت میشود. حقیقت سراج ۱۳۰۳ مدیر محمد حسن قاضی نکارنده میرزا محمد حسن کشککی کابل پنجشنبه ۹ قوس ۱۳۰۳ ش ۲۴ جمادی الاول ۳۴۴ اس ۳ شماره ششم نظر باستحقاق علمی و خطاب کریمی که سراج الاخبار بمدیریت شجاعی بمدیر طنا و با او بختیار فرستا ده شده مقابله مهمان و عساكر افغان من بظاهر گر چه دارالکتب کوهی توام ہر کجا باشم بجان و دل خریدار توام در ذیل تفصیلی از انوار حسن اعطایی اعلیحضرت همایون تاجدار محبوب القلوب افغانستان امیر حبیب الله خان خلد الله ملکه و سلطانه تحریر میشود پر فرامین رسمی پادشاهی که منقش بنقوش طلائی تحریر شده و با مقدما عطایای شهریاری مقرون گشته در میان پاکت هائی سربسته بخط مکاشا زده شده روز پنجشنبه ۶ قوس با ساسه واطنباره تا افغانی محل کسان بوابع و زمر افگنده موجبات خرمی و خوشنودی و مزید اطاعت و فرمان برداری و دعا گوئی عساکر افغانی را فراهم آورده ست. ب، ح] ظاهر خطوط دست خط مقیم خوست! اولادهای دلاورم صاحب منصبان و افراد عسکری دافلوی ملکی مقیم خوست! خدمات و مردانگی که در راه حفظ وطن و ناموس و شرف افغانیت ابراز و در دفع بغارت سمت جنوبی که فی الواقع دفع بلای جهل و ظلم است) با کمال --- page 302 --- شماره (۴۷) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل رشادت و مسابقت از همهٔ مقابل آسان میکند می سزد که او را در وطیفه ادای حمایه صفحه محال شمرده در ساب سبقت در خزاینه از کل وجود مرا بقا را یکنند شما را مطلع میسازم قدر و قیمتی را که شما در مه کهدانی آن اقوام با نجا رسانده اید بخیرا کا یام می نجواد دلیری شما را میداند کمال صحت داشته مقدر میدارد در تمام مظفریت و کامیابی شما یم و شما را مخبر اسباب طلبی فرزندان غیورم! افواج زبیر اولاد دلاور حمہ مناصب و او اسکرین و افواج قومی مقبر زبیر ! از من قدامات خبر و تا و سلام برانه که فی الحقیقت در نظر دشمنان شما هیبت عالیه جبریل را مطرح ساخته بود تا پیج زیاده وقت پیدا ندارم دست و ارکان یک شما را از ادای اینهمه مساعی نامطور انشکرین دارم خواهیم کو شیا نظام برسانم و ہمہ از شما سلام بغل و ساتنا خود را رسانده پیشخوانم شما یع فرزندانی مکرم مسایا فید که تاریخ افغانتا امجا گرامی حیاتم با جانبازا نه شما بیاد را افغانی را نحت عنوان افتخار آمیزه و جلالت ان تو قیر در شته بست با این آرزو مینماید یار تا مجهود نیست دارم و شب و روز مصرف خانه دولت و مواظبت امورا شما یم در تاخیر فنج دقت شما را از بارگاه احدیت دار هم افزرنام پیامیدا خو له اولاد ہے دلاور ہند مسقا، اور عسکری و افواج قومی مقیم میدان خواجہ ! عالم افغان این بنده تامیه و تسلط پایی تا که در ورطات مملکت و در ماسوق طول و عریضی قطری جهاندانی صلو نمودید ہر زمانی مبارزه او من بوده اداره مشقه شما بر خویشتن حیا لند و من از خده ما نجا و افدا با دلیرانه شما تمتع و مسرورم ! ای شیر بچے با افغا سننا مینا کنہ کہ فی الاما شهبا د کارشام حصبیت تا نبر تاریخ افغانستا ما بقا مجمل جزیره را نسبت خویش مور است من استادی از ا محمد الله صحت دارد می یا دولت میخوات امور شما مصر فهم و در تا خیر ما لیت فیروز شما را دارا از پیر اور غیورم و شما را مجد میرانی، ای فرزندان خیو رم ! قشوں بھی اولاد ہے دلاور همه منصبا و افراد حظیه افواج قومی مخبر حجز این مجهه تنده موقع را سایه بیریه محبت دارم در جنگ اقد با ولیرانه فتاح کو اشمارا مطہر می باشند که حسا فنا بنا واقدام در شمارا که در بر مقبره اشر است بخوبی مقابله مبل مسلم است مبادیست از مسیرست نظر قدیر تحسین کردیم و این حب الوطن یزده با ورسانه شما را تاریخ افغانستا زیب صفحات خود نموده است زیاده از حضرت ایمیز و متعال مظفریت سر خردی بعد از مسئلت دارم و شما را مجرای دی میمانم ای فرزندان خیرا کو اخه عسکر گردی او لا وہ دلاور ہے مناصب او اوه ی کوره ای و افواج قومی میمر کردیمر ! در تا از ثبوت فدا کاری جانباز ر شمار در دفع عابجا وی بر ناته سمت بخوبی که هما نا (مقابله علم و جبل است ) خاطر رعایا تیم را از خود خوشنود و مطمن کرد ه اید و افغانها ناله از اسلامیست شکی طول او در پر علاما خونرین کنده ای تطبیق داده که من آنرا خیلی تقدیر و تحسیم کنم و شما را اساس کال کے میدم ار قیا ما مردانه و دایر آن را تاریخ افغانستا صفحه خو دار صحت جنو نبان تا بجا کما صحت داشته بمواظبت امور و در ماسه کا ر کا شمایم واز پروردگار نیم که شما فرزند با غیورم از کملک بعد خدا در بخیر سرخرود انا یہ شمار امجدا سپا رم ای فریدر اخیر در حجر فوج میکره اولاد یا دلاور رها نسب او اداری سکرام که قومی مقیم میرزا این کارنا، آثا نیا ماده کا قوخا نا با ته نالایی در همه ایجاد شما را سمت با بی کر مجانا د من علم و جبل است ابراز داشته و محمد شیر ا و ضر به با در یران دار اشیا و از بربطوایف جا داد مجندان منهزم گردانید ایده و بی یار وا دار میکرد اید که مرد و پسنی اسکار مسین میگویم و احوال مطور یه جنبش ریز ش بخودیم تا در ناله کارنامه ا مرد تو سمت شیر خدا کو مسلوا افغانستانی جوعت و نفوس گردیده است. ارای ارده قایم این دوست دار خرد ز نان بفضل الله صحت دارم و داس شولی احوال شما چیا مور با دولت تا مصروف است باطره تفا و با نافه از هر کدام احوال پرسی خود میکنم خدا و شکا این و مددگار شماباد . ای فرزندان غیورم . --- page 303 --- خارجه داخله جلید اول جریده حقیقة کابل لا شجره فلوس لشکریان منگل اولاد با دلاورم صاحبان و افراد عسکریه افواج قومی مقیم تره منگل! بمناسبت فدا کاری و جدیتیکه در قمع غائله شورش جنوبی که فی الواقع مقابله با جهل و علم است ابراز داشته اید مرا بکمال قدری و خاطرم را خرم کرده و مرا باین و ادار داشته اید که پیشین شده اقوال جستجو کنندۀ مال شما باشم حقیقة شجاعت مردانه شما که در این مرحله بپایه ثبوت رسانیده اید. در خور تحسین و تاریخ عمومی افغانستان ثبت نمودن انرا میسزد اینم تا بان ترین صفحات تاریخی شما است. این بنده اله بحمدالله تعالی صحت داشته در مدینه کابل در امورات دولت بمراقبت احوال شما مصروفیت دارم . باز باز شما را بانظریت سر خروئیباری دارای سلطنت مقام معظم رب العزة بخدا می سپارم. ای فرزندان غیورم. لشکریان خیل اولاد با دلاورم صاحبان و افراد عسکری و افواج قومی مقیم حد خیل ! بشارت مسرت مآل جمعیت و ترفیه خاطر دلیریها و کار نامها شما را در دفع بغاوت مشرکان بغاوت جنوبی که همانا مقابله جهل و علم است تقدیر و تحسین میکنم. بمناسبت این سرفروشیها و جدیتها ئیکه در تحفظ شان و شوکت ملیت و دولت بمعرض ظهور رسانیده اید رضا و خوشنودیم را با سلام و پیام محبت و تبریک بشما ارسال میدارم . و شما را تسلی میبخشم که این قسم خدمات شما برآئینه گی در صفحات تاریخ و دلاورئهاے شما ابداً ماندگار خواهد بود . من بحمد الله بکمال صحت مصروف امورات دولت هستم و باز شما بوده از خدا خود شما را فاتح و مظفر خواستارم. لشکریان ابو میلن اولاد با دلاورم صاحبان و افراد عسکر ملی افواج قومی مقیم جاجی و پیلن ! نظر باقدامات دلیرانه و فدا کار یها یکه که در راه تبیین قتنه و قمع نائره شورش قلع و قمع و استیصال کافۀ اشارت بغاة شقاوت آیات جنوبی (که مقابله با جهل و علم است) ابراز نموده اید تا غایت درجه تحسین و تقدیر بخسین می نگرد و من خرسند و رضا مندم . این فداکاریها و غیرت مردانگی شما در صفحات تاریخ افغانستان یک افتخار عظیم گردیده ابداً الغا نخواهد یافت . این پیام سلام تحسین مباهت الم دلالت کننده بشارت محض دور ضا منوییم در باره انفعالات و اما نظریت شما را در جایز میکنم و شما را بخدا می سپارم . ای فرزندان غیورم . بازان و دو منده اولاد با دلاورم صاحبان و افراد عسکری افواج قومی مقیم دوه منده ! خدمات شایان و مظفریات نمایان شما که در مقابله بغاوت پیشگان سمت جنوبی که همان مقابله جهل و علم است . مرا بان روادار ساخته که احوال خیریت مال شما را بذریعه این فرمان الطاف توامان مستفسر شوم و شما را نوید میدهم سپاداش این خدمات صادقانه و اقدامات مردانه تان که ملت افغانستان بنظر تمجید و استحقاق بشما نگرانند و من مسرور و بالینایم . مباهات کنید که الفاظ غیرت و محبت شما بر صفحات تاریخ افغانستان بیادگار نوشته شد . درین خواستار قاطعیت الحمدالله صحت دارم و بهیچ گاه از خدمات دولت غفلت امورات شما نیا رمیده ام . در خاتمه از خداوند بی نیاز همه شما را فاتح و منصور و ابانم در جا محافظ حقیقی می سپارم . نظامیان منده و زائی اولاد با دلاورم صاحبی منصبان و افراد عسکری و افواج قومی مقیم منده و زائی ! اگر چه از تیره پیش حالت محص آل شما هیچگاه اهمالی ننموده ام و همواره در تفکر، بر خورد و رفع حوائج شما ثابت قدم بوده ام اما نبت باین دلاوری ها پیاپی و اقدام مظفرانه تان که در برابر بغات منبگان سمت جنوبی که فی الواقع (مقابله جهل و علم است) ابراز داشته اید این أ از فضای مواد لها شجاعت منزل شما را آگاه و متاخا پیام محبت ثمره رضا تمیم را ابصا میدارم. و شما را فقر میدهم که تاریخ افغانستان شجاعت و فطری شما صفحات خود بکلمات مزین گردانیده است از یه رقم بسلام الا فصل خبا ونز صحت کا ملم علم هم داشته و در خانه دولت تان یک ان هم باز نمانده ام در خاتمه تا مرا از خدا متعال ستاد میفدارم . ای فرزندان غیورم . --- page 304 --- شماره (٢٤) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ٢٩ قوس نمونه دلبستگی اوستا شاگرد با این منصبدار نظار در ضمن جنون لشکری امریست که چندی قبل من عموم منصبداران نظامی و امراء و راکبرین ضابطان بخوبی مفید سمت جنون انور سر اعلیحضرت امان افغان (ابقاه محمد سامی) انشآءالا فرستاده اند و در ذیل ان در حصه حصه هريك صحتبان نیز تصدیق آنرا تحریر داشته عموم صحتبان گرانقدر ملی بحضرت ممدوح افتخار دارند گفت التقا نهایت مؤثر امضأ داشته اند که امضأ کنندگان آنشکرنامه که از (٥٠٠) امضأ نیست تاریخگر نامه دیگر عرایض اخلاصمدانه و عددی نامچه اعضای کیک اتباعیه و جمعیت غازی ملکی صاحب مملکت افغان نیز عرض و تقدیم شده است . م. د] مجلد احساسات شده ات : روح روانگر شجاعت هیکل تهور و جلادت، حضرت سار خطوا محمود سامی پاشا! شاگردان گرام و رقراء رحنه تما نتایج ره تصیص معنویان عملیات نام خیلی بخیار اند، که امروز نتایج مساعی متمادیه در میدان ملی ابراز میدارند و اظهار ملیت نشان میدهند که کوشش یک استاد امور مقدسه چقدر ثمرات دارد و بعالم اثبا میارد که افراد کینه ان استاد یگانه معلم فرزان تاکدام انداز، در دفتر استاد خویش بعملیات حقیقی میرسانند استاد محترم! در اثنا یکه امواج تهاجمه و نور شعله بوبک. عسکریان ما تا بخو قارسیده در ثنا اثنا اثا تجربه ی عسکری که شما بماداده بودید در میانه حقیقت برآمدیم - و در انجائیکه آتش مبارزه در پی آنکه شاگردان شما تعلیمما، پادشاه دگو - فارقلمه - سب طابغ وظائف خویش را فراموش نکرده به تیم در میان اثار فشرده. نظراً را مینا بغلیا رسانیدیم . تعلیم انداختن فنون ای مارا از یادر نینداخت - وفن نظام سگر و ترجمان - پشم بی بقیة دو فرار میسوختا، و علم تعبیه ولت کلامی میکند استاد معظم ! شاگردانکم یک نام نامی و ذما سامی شما یاد نمودند خیلی خوش بختند که فدا کار به سیم محضو پاشا دین ملکه معظمه ما نام موفقت تفوق منظور شده است احتراما با ، کلما با ضمیر نماد طلا باند و انور بش شد است حقیقتاً محمود پاشا سامی جبلیا آن استاد نا متریزم تا در موضوع موقتیتها مجاوز شخصی حکم میشو، ارسطو یابرا یاد شخصیتی ارسطو برسید که ارسطاطالیس چگونه در باره صنیع دوستد دارای، ارسطو گفت ما در حقیقی من مرا از مکانی علوی بمقام سفلی رسانند و این معلم دانشمند که مادرمان و معلم روحانی است ! ما را از مکان سفلی بمقام علوی رسانید، پس چگونه از پدر حقیقی خود دوسترد بهتر ندانم. شاگردانیکه قدر را از بدر حقیقی بلندم مقامت او را اعلیتر و خود ارجمند میداند . م محمود سامی پاشا ! فدا کاریه شاگردان رشید شما الحق که قابل تحیدر و تحسین است خدا یک صد را در بزرگستان پیام ویا حقیقت اعتراف و تصدیق میکنم و برای شمانز موفقیت نشان مدرا بنده میباشم. محمد قا در دریدم وزیر صنانچہ بیہ حو سنے در ین ایام حضرت عالی وزیر صاحب جلیله با عده از منصبداران غیور یک قطعه سواره بصرف مواضع - صعب المرور جنگل دشوار گذار شکه از راه الحده جان قوست شده در انتظام جسام انتظام صرف مساعی دارند و دیگر قرار گاه های عسکری را علاوه بر لو گرد گردیز و عسیر ماین و نردمت وار گون و جاجے و پگنی و زیر و مبدل ما مجرد او در مقام های ذیل نیز معین متعین شده است: - را جو مشی مرز که نشر مشکل حضرات با --- page 305 --- {شرایط اشتراک} تفصیل محله جات | قیمت بروپيه | کابل | ششماهه | سالانه در ممالک افغانیه | ۵ | ۹ درممالک خارجه | ۷ | ۱۲ در روسیه و قفقازیه | ۸ | ۱۵ {...} {قواعد و ضوابط} این اخبار بغیراز ایام تعطیل در کابل هر پانزده نشر میشود و بدرگه مقالات بدریافت خطه - ارسال میگردد. امور تحریریه بنکارنده حقیقت ارسال ومقالات واصله دراداره آمده . جریده دراندراج و اصلاح و عدم نشرآن مختار است. اشتراک بتوسط دفتراین دولتی و بدستور نقدی از همه جا قبلا دریافت میشود . حقیقت برگرانی بین المللی جلد ۱ کابل چهار شنبه ۱۱ قوس ۱۳۰۲ ش ۶ جمادی الاول ۱۳۴۲ ق شماره ۲۸ وجود صلح حقیقی در بسیط عالم حلم عقارداً اهمیت نظام ادائیکه ملل عالم برا تحصیل زندگانی مرتب و منظم و بدست آوردن شوکت و اقتدار و تالمین تبانی اسلاف خود بمکشیر قواعی تعرضیه جدیت نموده و مینمایند اسم آنرا جنگ ( صلح ) عوام فریب تبدیل خواهند شد شما تا اثرند اگر این مقصد صلح چند روزه بینا آمده با نطقه کرانچ و تابو دکوک صلح فیروز واقع صیغه عالم است . جزینکه درعالم وجود خارجی پیدا نخواهد کرد کلمه ضا در کا(صلح) است و جالا ملتی که باشد ملت را بخواهد در اثرزندگانی با شرف تحصیل کند قبل از همه نواقصات ملی هیئت به قوای دفاعیه خود بریزید و در نظر دقت اشارۀ دشمن سائر نواقصات خود را رفع و تکمیل نماید زیرا با وجود شتون غلبۀ خصمات ملکی خود بخود رفع و یا تکمیل خواهد شد چنانچه در دنیا اوروپا ایجاد شوارع شوسه تسطیح و راه آهن و استخراج معادن و اختراع تلگرافات شعبه های هوای و بحری و بیوائی وزیرزمینی و تکمیل کشتیهای برقی بحری و ہوائی و. و. و. الخ جهت تنظیمات شئون نظام ایجاد شد و بواسطه سر باز و لشکر تکمیل گردیده است. در جنگهای سابق فرمانبهای فرمانده بو اسطه سوار های مخابره فرستاده میشده این سوار ہا غالیا بموانع زیادی دچار شده و از رسیدن آنها بمقصد بک یگانه تأخیر پیدا کرده و تلفات و خسارات زیاد را با میکردند بعد کار را بشبکات وجه آسان نمود و بمهمهای تکلیف و تلفون را اختراع کردند بعد سرعت تغییر --- page 306 --- شماره (۴۸) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۱۲ ثور نقشه میدانهای جنگ را نقطع بهم اور جهت مجدد را میسازد تا فران و احکام فرمانده آن را بلا نتیجه و ثمر نگذاشت . آنوقت مجبور شدند که تلگرافات و صنفونهای بسیم اختراع نمایند، تا ببینم حوائج نظام و سوق الجیش بعد با چه چیز دیگر ایجاد خواهد نمود. و همچنین از لوازم حتمیه قشون تشکیل کارخانه های اسلحه سازی و توپ ریزی و مدون ساز و پارچه بافی البته شرکتهای اینگونه کارخانهای فابریکهای دیگر که لازمه یک ملت است هم میتوانند دائر کنند رفته رفته بر ثروت میرسد که اغلب اختراعات بواسطه نظام ایجاد و برای گردانیدن چرخهای ماشین سربازین قشون تشکیل کرد. در سیاست داخلی تعلیم اجباری و تعمیم معارف عمومی و تخلیه عایدات مملکتی ترویج خواهد شد، غرور سایه شمشیر سربازان فداکار، رفا هیت عموم، فلاحت ، تجارت و غیره بدون خود قوای نظامی رونقی نخواهد گرفت بلکه خالدینیات نفاقآمیز لبر بزقناتها و سیاه جاریدر سد راه تجارت و عابرین خواهد بود. بالفرض که همسایه ای نادیدا مداخله در امورات مملکت نکنند (در صورتیکه امری است محال) ما با سر پرستی بشئونات مملکت خود واگذار نمایند ایا اقلاً احتیاج بیک قوه نافذیه نخواهیم بود ایا باغیان مملکتی و دسته با دزد و کسانیکه بتحریک اجنبی مسلح مشغول اند وقتی سر بزن خود میزنند ما را بتعوذ خوانند مکتوب القاب :- هیئت شرکت تجارت المان که با اراده تجارت با فغانس آمده و قرار داد موقتی شان بصحت رسید - سواد قرار داد موقت هیئت مذکور را یک ورق در لف مکتوب پلید باداره جریده حقیقت تبلیغ نمودیم تا بعرض خطارا بالی و مراکز و دوائر حکومتی درج نمایند زیاده موقع را غنیمت شمرده اعلان از وزارت تجارت سواد قرار داد موقتی شرکت تجارت المانیر با افغانست ۱- شرکت بانج کش هیچ دائره در افغانستان مسلحه که اتمام آن از تاریخ ۱۷ دلو قسلا دراز تر مدت نخواهد بود ۲- شرکت برای زو د شروع شدن کار مبلغ کذا پوند در خزانه تحویل خواهد فرمود این بطور امانت خدا تاوان تادیه دین خواهد بود که بموجب فیصله محاکم اقدام واجب الادا باشد! ۳- وزارت تجارت متعهد است که بهمانچی نجاری که شرکت مذکور تنها بآنها کار کرده بتوانند بزودی پس از امضای این قرار داد تسلیم شرکت نماید! ۴- تمام معاملات شرکت بدا و اشخاص متعلق بآن تابع قوانین داخله افغانستان خواهد بود ! ۵- شرکت درخواست نامه در باب آغاز کاری بوزارت تجارت می نویسد، و در آن قبول فرماید که تا وقت رسیدن تصدیق قرار داد اصلی از جرس) که تاریخ ۱۷ دلو قلا نخواهد گذشت قرار داد فوق آیم درخواست نامه خواهد بود) دستور العمل من در همه ام با افغانستان در تعیین آنجا خواهد بود! ۶- شرکت مخا ذکور تجار متذکره (۳) با حکومت بواسطه میرزای حکومتی که باشه مرس و س و شرک در ته ۷- این قرار داد پس از تاریخ وصول تصدیق قرار داد اصلی از مرکز شرکت المان و شروع نمودی خواه تصدیق مذکور برسد یا نرسد! ۱۶ میزان له مطابق صفحه ۱۷۱ کتاب اول مراسلات مشت تار حجر افقانی سر عجلج وفیا از ماند الو عزیزم اقاچے امین الله خان مدیر شعبه او و جغرافیایی وزارت حربیه مکتوبی را در شکر و مسرت از اقای حمید محمد افضل خان نظامی حکومتی اعلی بجانور و خواه با داره اندره اشاعه فرستاده مظهر سهت . از انجا که حسن طن پروری و فعالیت فرد --- page 307 --- قوس شماره (۴۸) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه آتحوت فدائیه با قنونی و صاحب منصبان موقر افراد جلیله عسکری کندهار طمع کینزات و مملکت یگانه نقطه نظر و مرکز نظر صداقت ت خدمات اثر شانت چنان تقاضا دارد تا بهر ذریعه و بہروسیله لم افغانیه اندک باشد وطن حمانا مدح ملت با کفایت خودشان کمالات عالیه خود مستفید و از معلومات نالید عمق خود تجارتی مستفیض داشته ابنای جنس و سائر همقطاران اپس راز باشرف خود را از نظریات عالیه و کشفیات نادره خفی کیت خود اطلاعات بهم رسانند لهذا جناب محمد افضل خان غند مشر قوماندان لوای فراه و چخانسور یکین معاونت دیگر منصبداران دیگار خود دانشور ماتحت خویش یک نقشه مکمله آن ولا را عیکه در با یک لایحه مرتبه معلومات خود شانرا بدائره شعبه می که از ارکان حربیه ارسال داشته اند و در ترتیب و ی که منظور تدوين ان طاهر است که زحمات دعرقریزیها پی ه امور فریدی را کشیده خواهند بود . وزارت حربیه محضا این شعبه تاریخ و جغرافیه مت از حسن ساعشی اوشان ممنون و مشکور بوده این دہ میتوان سطور را محض جهت اظهار خدمت و رضائیت از مترا یق نال الیه و تشویق و ترغیب دیگر قوماندانهای معظم تحریر خ بہت داشتند و سلام علی من التبع الهدی مجلس توزیع نشانها سته در وزارت مالیه بروز سه شنبه در وزارت مالیه منعقدیث ده عموم رین نشانها وغره دران مدعو بوده مراسم توزیع نشانها ولای عالیه شهریه بر آنشخا میکه از حسن فعالیت و ی نا مساعی خویش را پور های شهریه را ترتیب نمود رض و کامیابانه دمو نقانه بمقام عالی وزارت جلیلہ ماليه تیم نموده بودند از حضور اعلیحضرت ترقی خواه خدمت ره ناخن اساس توسط معمر عالی و زیر صاحب مالیہ اعطا دو هست شد و آن خدامیکه در راه ساختن حسابات ماهواره خود متحمل زحمات شده بودند از اخذ این نشانها عالیشان در بین امثال و اقران خود معزز و سرفراز شدند. خود این نگارنده بنا بر بعض معاذیر ریت های خویش نتوانست که درین حفله عالیه حصه میگرفت و از گزارشات و جریانات و منطوقها مهی که درین محفل عالیه بوقوع پیوسته است معلوماتی را برای خویش اکتساب می نمود و در نیجه برانا ظرین محترم خویش اتحفه میکرد مستر صمد یم که صدر این مجلس تا اخلاصه وقایع و عمده مطالب ان حفله مبارکه را مختصر بقرین اشاعه اداره ما خواهد فرستاد تا بر استغصاء او الادرح نماد سود محمل وقایع ناسم جنوبی در همه نقاط خیر بیست مقعد بها محدود بدر در سیال جهاد و غزاین محبان درین ایام اینجره طلائی که جالبی بی قرین با نمکین باند از طرا ست مانع بکریشه ایامته محلا انقدر مشحونست که اطلاع بیها و سماع بی صدای انقاد و سر تا سر محبتی که بین عالم رویت نیزل گذاشته و نشا و د ستان سینه خود را با خلا هموم فرشتا دو داند جات و خیر و محفت انشرا ا کنیز و افتاد، آمیز خود ملا حظه نموده اند. در شهر با اینکه آغاکران اند و را ومثلا و مشاورات نقا ها معالین و دره ها دشوار گذار که سکنه دازند خودشمان خیال قاطر و مجا درا با حکومت عاد له خود داشته تما دره مو بیجه الطاغ در میان چه دنده و چند دسته دیگر باغیان است که عما قرب مرده اطاعت و سرکوبی و بیگو شمالی رنجیدن آنها را سیاهی حضرت با مهی و روحانیت حضرت رسالت پناهی علیه الصلواه والسلم و بخشش و رضاوت نوجوا های عسکری خود بقطار میں نمکین خواهد باهم رسانید --- page 308 --- شماره (۴۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت چهار شنبه ۱۴ چه داند کور نابینا شعاع نور مشعل را الهی کن تهی عقلان ونوش قوم جاهل را هدایت ده برابرمرد بغیری ضل منسجل را بگمراهی چنان درنده در ظاهر در عالم که از کردار نا کا فرستم آپرستی با بجل را اگر در گمری مانند آخر حکم خواهد شد پی تخریب این شاه افواج ملوکل را تو از شاها شاه غازی خود را نمیگویند چه داند کور نابینا شعاع نور مشعل را ندار شرع سر یک شیطان بایشان نموده بلی عاد بود جاد و دو بینی چشم احول را سرکوه است ماسو کاه ایشان نمیدانند که پیش موج طوفان چیست کوه و تل را اگر خشم بر طیاره توپ حشم بدهد برایشان بحر ترین کند طاع سفال را بنازم نیری را که او هرگز نخواهد بمال جان اہل دیشه خود فصل و حل را و گرنه تیغهای عسکر بی تشنه خونند بیکرم میکنند از کشته همچون دشت مقتل را بان بید انشایار کپی مکن بجز از دوش که یابند گهی خیر و شر انجام اول را اطاعت شمع آسایش بکام آرزو ریزد بغاوت نیز شه سلام با طعم حنظل را نفاق انداخته ابلیس چون در بین این ملت خدایا مقصو را صلاح ده این این امیر محتل را دو جانب خون سلام است سے بهمانا تو دفع شر ما و حفظ فرما دین اکمل را ای افسوس است محمد بحال در مکمن اگر در کوش خود نارند پند مقبل را --- page 309 --- شرایط و ضوابط این جریده از اداره مطبع کابل بروز پنجشنبه در یکهفته یکبار در ریاست مصطفی ارسال میگردد امور تحریریه بکارند حقیقت ارسال و مقاله واصله در اداره ماند بحریده در اندراج و اخراج و جرح و اضافه سر آزاد اشتراک بتوسط خزانچی دولت له و بمجوز را هداری در همه جا حواله در یافت میشود بها الدر یک کا کارنده بحران بیدی نزخ اشتراک تفصیل مقامات قیمت در یکسال به روپیه کابلی داخل افغانیت ۷ ۱۱ خارج حصه ۱۵ ۸ وزرا و سفرا ۲۰ ۱۱ مکتوب استاد و علما و طلبه معارف که رایگان آگاهیهای ندارد امور آبادی و ترقی ملت میتگازد بطور رایگان بوی حقیقت ح ۱۳۰۳ جلد ۱ کابل پنجشنبه ۲ قوس ۱۳۰۳ ش ۹ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق شماره ۴۹ یکت بتائے کہ طفیلی خان پر و مسیر سریز پا بر دلو ظفر علیخا مولوی ظفر علیخانصاحب یکی از رجال و بنام درو بزرگی با هندو در تنویر افکار و در تبغلیت حریت و انشای اظهار حقیقت بر علیه حکومت کارهای ظاهر و نمایان کردند و بر آزادی وطن و سوق ملت بطرف منزل مقصود کو شش بیعدیل اور دند. احرار متورما مدار هندوستان میباشند . مشارالیه اکرچه بعلاوه زحمات و تکالیف که از ابتدا تا پنج سال بجه نگارش مدیری روزنامه مشهوره زمیندار که شهرت قبل ازین کشیدند در (۱۹۲۰ء ) بحرم وطن خواهی و نام آوری اندرز نامه لی داتما یک برزندگی و جیدان در سه گونی محبس پنج ساله محکوم گردیدند در حالیکه تا صاحب فضل عرفان میباشند، بعض کتابهای مفیدیکه مال و جایداد شان ضبط کردید تکالیف جبس شان اکثر جند تناول است نوشته اند و بعض کتابهای عمده هین تر شد . پسرشان مولوی اختر علی خان نیز با هین ترجمه نمودند ترجمه شان کتاب دنبایع دبی قطبی داکتر جرم که آزادی خواه و وطن پرور است حبس شدند در بر که در هیله نامه (میر که ماشییت سایمن) برکال حته باز مدبرهای زمیندار منتخبات خرم و حبس کردید فضل شان دلالت میکند . بالاخره روزنامه زمیندار نیز چندی محال متطال توقیف قاد در حین روزنامه نگاری خدمات قلمی بزرگی چونکه حیاتمردان است و بر هر حال خوارنج تا عالم اسلام و هندوستان نمودند و بوجوهگونگونی حقیقت با راحت دوام ندارد ، جناب مولوی ظفر علی خانصاب نویسی تکالیف شاقه را متحمل گردیدند ، جراید داند روز پس از پنسال حبس چندی قیلبرین را گردیدند و باین شار توقیف شد نظر مندی کشیدند حبس گردیدند این سرو و مرغ بآزاد نجد ان که محصن اسلامیت و حسب الواغ مصائبیکه به سرشان وارد آمد با کمال متانت وطن هر گونه تکالیف و تضییقات را قبول نمودند و همت محل نمودند . در نهضت تا د نیز ید طولا و همت و از تصمیم خود بر نگشتند با عث خرسندی بی خوشوقتی --- page 310 --- اول جریدۀ حقیقت کابل شنبه ۴ قوس سلام که در پدۀ دست و حقیقت بر پلاسی (۳) بیاید این قصه زود تر تصفیه شده یکند از نگرانیها راحت کند و باقی مراجعت نمائید تا اهالی نیز از در بدری و محنت، فکر مجارات و غیره بر آمده، خاطرۀ شان مجملٰی شده مشغول کسب کار و تأمین حیات خود شوند و کله با شان از ارا فاسده بواسطۀ اشتغال بکار فراغت یافته کشایش می کند» از محمله عله قرار واقع و ... معلوم میشود که خبر پست، امنت و انضباط ضبنی در سر تا سر سمت جنوبی حکفرماست، ادارۀ هیم تخیلات مدته که عدم اطمینان نا ارامی و پریشانی، بالسوء حتی از خواب حکایه میکند و سراسر غلط و بی حقیقت بوده محفر ترهات و مدلول تصنیع خودش را نشان میدهد و اما از ابتدا این ای الی الان از کمال رافت و شفقت وطبیعی که اعلیحضرت غازی با این فرزندان جاهل گول خورده و فریب در خورده دارند با وجود تحمل زحمات کثیره و تکالیف شاقه وجبانه تلفات و برداشت نقصانات حکومت موقتاً در بدری و محنت و فکر مجارات و غیره آن اقوام نادار ا کر شکر شمام تا چندی بنجلرین بدفواصلها و جهالت التیام و سقمومات یا غیار شقاوت کارانه خود داشتند و تاکنون بعضی از انها که نادانی و جهالت بینکی خود پی برده نشوب اند هنوز اند خود گشته با عساکر دلیر ما مشت و گریبان بوده ای شیو گری از مقابله دارند، روی کار نیاورده است حتی در پد تمام خواندانہا عسکری نسبت بدلد ہی و تسلیت رفع غمام جميع نوائر مرحمت مراحم، با ساتراً بای سمت جنوبی احکام و ہدایات کافی تحریر شده و مخصوصا در باب فرار المهار و اوضاع عوامانہ سلامیا و تالیف قلوب نیز رفع پریشان و خطرات سائرہ تأکیدات مزید شد علاوه بران بذار و پیرو عوامہا یوماً فیوماً از خود مرکز بر آنطوائف و اقوام پر تسلیت احصاً رافت شفقت ختام ترسیل شد و میشود و ذکر این کرامات کثیره در حقیقت کشته و میگردد -- مجدداً درین مورد جهة اطلاع بانی الضمیر و انقطاع خاطر ها تجلیه حضرت سردار اعلی اقا جنزلی مرحم ابلاغ منوی بغار در و سائر ا سلامیه تقدیم میکند. ای حلیفیت - تبر امنت امان افغان، باین برادریت و همکار محترم خویش تبریکات و احترامات دوستانہ خود با قلب شاد بوی خاطر در خمان تقدیم، و یادگاری با سشان و سائر علاقه مندان شان عرض تہانی مینماید و در خدمت به سلام و نیل مرام توفیقاو تائید ا پر ارنا خواستارند تنعید برادر امان افغان مجله عالیشان امان افغان در صنف شماره ۱۷ و ۱۸ خود راجع با مورات سمت جنوبی نظر را اطمینان فرموده حصه اخیرہ آن محطه حالبه بعضی اشخاص ان شت دوست افغانی را تنقیداً - اکین دولتی خاصتاً اشخاصی که احوالات مقصلہ وصال سابقه و لاحقہ جنوبی کا ملاً مطلع و مستخصر میباشند گردیده است چون این ذوات محترم و منتقدین معظم در تنقید خود حق بجانب پنداشته میشوند، و ہم اگر بتردید و تعدیل بعضی حصر هم آن تحریه پر داخته نشود، تقریبا ، نی بلکه کاملا اکثر می در مندرجات «حقیقت» که انتشار واقعیات صحیحه سمت جنوبی و طبعه مکانه بی کم و کاست مطابق بحقیقت اطالعات است است تنهانا بناطرین کوتاه فکر بر آن مفاد ین اختبار که در گل ساطرات بنیان افغانستان بجز از خار و خس و دیگر چیزی در طبیت شان نمود نمیتواند غلط و بی اساس بنظر آمده، گرفتار او فام میباد میشوند - لہذا حقیقت تنہا بتعدیل ما امنا مهجو بلکہ درین قدرات پنیانی عضو ترار پر معین نساز و تحرابه انیست که بر خور از نام نسالیہا امان افغان : امنیت کل بید طرف تلفن و احمدالله خیریت و غیر از دستگیر نمودن و معدوم کردن چند نفر خیل شراز چیزی در شما و حضور عالی وزیر صاحب د پنیاب تدابیر کلی میفرماند که عنقریب برام خویش موفق خواهند شد» [ بعد از چند سطر دیگر در اثناین تحریر کلمات ذیل که با مضمون فوق متضاد کلی و مخالف ظاهری دارد مرقوم شد است :-] --- page 311 --- شماره (۳۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۳ قوس این بنده بالله عرض میشو دکه حکومت عادل ما بحرمت و بتخوا نفوسین عالم بشکر خود شاید یک تانه را در بردارد. مزدور یوی تند کامی بندیز آغاز مینیمار نماید. مگر بخافظه نقشهٔ بزرگواری خود بابا تلفیق نمادین بیا نا طاعت نیس پوره و او الاحاجا میشما دنیا ای تان را کرمکونیه یا مجارته مجادله دور نداشته که برده باز در نهاد اسم معانی خود که در نهاد ما صدق وصفا است قروات مشان دار الاهیا او سود خانی تمه ملت افغانود تاه مینی یی مسلط یقا نهاد اجداد نیم نگشت زنی مکوم می رسیدم بر او انکیم ام وی نستم که در طریقت کا فرست و تجدید امان افغان مفصلین از تنقاط الامین بزرگ استفاه کرو نا سکی تراز الاه بالا و یاکوه میون یاکافه والدین خداوت اری یا خود سلیم یکتیم اعدا ر ان کیو دگزاریم یا طایفو واست کوب ان جان کرگ مشونا طراو را هم فریت یا مدنی و من این تم تا این تم کارنا وا وانیو اظهارات نخونی اند ونوس میتونه همین مقصور بدست آقا شاید تا مالی میتونه بر از دکوه لطیع یم مکتن با حقیقت با اینکرین مهیم قدس در حضار افوا و معنا با ترار قرار فراخودی نیا. داشته با احوال و سریعتی لا فتاک رفیق و بیگانه کرمه آماری یول استعداد مدارج و وسائل خود ها در زمره صالحین حباب میدادند مناسبتی هم بمر میرساند. فاما این محکم امر مر تو جان ها ما قلدین و ذاتجاهت عیان تورین مشرق روز روشن کان استوار به رفتاد و خود و امثنیات حیات مد افراح بهرستان درین مقصد با بزرک سکرتی می سیم کا نتواند این مضمون مان نگاه صرف دگربرا و اشکال محاط ظهرا را وارد میکند مسخووت محل دین عامر عظیم برداشته اند. بهر تقدیر چون خود و نیز یالا او مقد نیست د مجانست ان خودش ضابط بوله ان مدعی عزیر اسخن اهیت اگر یک خوق سی در ست شبی با رقیت ت ظا هر مینمود تا زمانیکه اعتقا بجد یک دنیائی بو قاعره مدار شاسته و یک خریده معین و من این محکم با شما یک خانه اند آن مقالات آن ذی در اقدر و قیمت حاره از خود میا بیا و معلمات حقیقت این حقیقت بالثنا محق اند که ترکیبات از قواعد انها عسکر به در امثال این امور مجرب در ندام خصلو د هدایت کافه امو جردیه کلیا دوازرهب خطاکرد یه آرا و ستوان در خارج از ان مقرر انکاری نمایند در یکی او اد ا و ان بروز رام بی تصریح شده که اقد د ا مورا جزوه ی مطلع که بوماند ک بر شرعی شده مداخله کند. دیم ها رو شده ملاحظه و موانست که بقا فیاتی رو سا انرا از طرف خدرتدی میتونه که بر طبق مجبال تا قعاره اینا از قد مامور بزرگی در خومت د همگین و گرز بزاعدا این بعد سیاه در بین این مقام کوهد. دبا این سکر و جهاز با عسکر های جا کجامه دور الی شعب بلخ نے تانا مرا هر گونه اعو حیا استعداد نمایند و بار جاجی اعماد وحرکت کنند بدون انکه ما متور بزرگی را فریب بدهند تازم هضرسیکه درین پل نظر را به از بو سیاسی بذرفشت و راست امان افغان لازم ست که کیفرز ماموری بزرگ را در انجا مانده دگران ا خونه شوند و الی، مردم از سایه کرونه اور بر هشت میکند و مکاره حقیقت : با حیرت است که مقرون ای خوان امان افغان از اورا مسمو ع مری نموده ام تجرانرا بصور ی دالت پرداز محوله ملک از همکاران منجی بزه مضایقه نموده همچنان اجرا انان را از سوید سطوع مواضع و هبا طرفین حاخیر حکومت فقط نظر انه درست اظه رسد شت البته که بدین تجویر خود جرات میکرو کدامی کو شتینی لو حاحا محر و جنیه امور ملکت خویش دسر دارند دوستانه معروض میداریم که عل تقدم امور بزرگ بودن حقیقت افواج را در سمت جنوبی از لوایح سابقه و اشاعات لاحقه معلوما بگیرند واقتیا برین عبود آوار حیف گوش نگرند ب پلو مینا جده د سینه دلم را : تا چند گلوتر که بخون و جلای حمله یک ابریان در علیه اطلاعی که دیروز رسیده مشعر است که گلدسته از را پازان شهر اهرجان منفرده نظامی ما که از ارگون با جبر کی رجه واین جوانی را که بهر تربت دوز با په کا ممت ارند ای در دوریان هدیم می دهم اند و بخدا د ند که باز از ده ها این کلمه را داد تا در اینک و مجله است . --- page 312 --- شمارہ ۹ جلد اول جریدہ حقیقت کابل صفیہ ۱۲ قوس شد بپایان عمر اندر خیال شش و کم ای بدینابیسته‌دل کارت ز سر تا پا غلط افتخارت بی اساس و عشرتت یکجا غلط هست ما را با جهالت فكرت دنیا غلط فكرت دنیا غلط اندیشه عقبیٰ غلط کار ما بیچارگان اینجا غلط آنجا غلط حاصل ما در بی دانشی مادون بدنیا بستن است راہ مردی در جہان از قید ہستی رستن است چون بكسر و داشته دلھے ایا دل شكستن است دل بصورت بستن از معنی تغافل جستن است حق باین معنی بین با صورت زیبا غلط عارفان را حب و بغضی با کسے در کار نیست دل شکستن جز ب خود را عادت احرار نیست زمرہ ابرار را با کس سر آزار نیست دشمنی بهر جهت با کس شیوہ اسرار نیست دوستی هم با منافق مردم دغلا غلط شد بپایان عمر ما اندر خیال بیش و کم فكر و ذكری نیست غیر از صحبت بگل و ارم هست این شبه مرغ ہر وجود ما عدم چون نباشد زندگی را حاصلی غیر از کرم داشتن در مرگ یاران چشم بالا غلط با وجود انیكه میدانست راه خیر و شر ادم از یك ترك اولی زد بجان ما شرر ميكند تاثیر بر اولاد افعال پدر شر مذهب از خطای بوالبشر فرع بشر جرم فرزندان چه باشد در آن با غلط کافر و مسلم کین یكد یگر استادہ اند وز برای قتل ہم با صد جهاد آمادہ اند ای بسا بالخوسها بر باد وجدان دادہ اند هر دو تن از معنی دین چرخہ دور افتادہ اند بہر شہر تہتک مسلم ترسا غلط چون نباشد قطعی رہنمایی سودمند میرسد از جهل شان بردین و دنیا شان گزند پایمال ظلم گند هر ضعیف و مستمند ای ستم کش شکوه از جور ستم گر تا بچند نکته سنجان نیست در کشور تو شکوا غلط بی نوایی شد رقم اما با گر بدو رانت نصیب عادت دیرینه دهر است این اندھیب چاره بیچارگان را نیست جز صبر و شكیب گرنہ باشد آیت کتاب نقش گیے دلفریب بسكنو ناصح که این نقش است تا پا غلط --- page 313 --- د قيمت اشتراك ) تفصیل مقاما ششماهه سالیانه در دار السلطنه کابل 5 9 در داخل افغانستان 7 11 در المالك خارجه 8 15 اوراق سفار 11 20 حقیقت در مکاتب با معلم و طلبه مفت بر تمام مکاتب مجاناً برای شاگردان با همه اسلامی و خیرجاتی افغانستان بلا قرار یک پرچه حقیقت ج ۱۲ حوت ۱۳۰۳ شرائط درج اوراق ) این جریده بعید از ایام تعطیل در کابل که روز دوشنبه میشود در دیگر مقامات هم بحسب خطوط ارسال میگردد مودیگر جریده بگار مدته حقیقت ارسال و مقاله واصله در اداره آمده جریده نه اند راج اصلاح و عدم انتشارش آزاد است . اشتراک توسط مخازن دولتی و بصورت نقدی از صدفخانه دریافت میشود . مدير المسئول مجازند برهان الدین کشککی جلد 1 کابل دوشنبه 20 قوس 1303 ش 11 جمادی الاول 1343 ق شماره ( 15 ) اهمیت و لزوم تعلیمات نظامی تا ما لایغ باید همیشه برای حفظ شرف ناموس وطن آماده باشیم بدیهی است رشته سیاست هر دولت مملکت وقتی شئون نظم و کلتی است و دولتیکه اردو با قومی و منظم ندارد نه حرفش مسموع و نه حقوقش محفوظ میماند وزیر معروف اطریش میگوید : برای آنکه با دداشت وزیر خارجه یک دولت محل توجه و اعتنا گردیده و قابل ملاحظه و مطالعه باشد ببرق سيف نیازمندیشود در عقب سران و زیر لازمه است . وقتی ما کلمه ( ضعف ) میگوئیم و فلان دولتی ضعیف و ناتوان میشماریم چه در نظر انرا و ضاع آن دولت مجسم میشود ؟ فقدان یا قلت قشون . این دولت ضعیف است یعنی بقدر لزوم و باندازه حفظ حقوق خود عساکر و سرباز ندارد دیگر نه ثروت آن مملکت در نظر میآید و نه جمعیت و نه درجه تمدن و ترقی یش، همه مملکت آباد و معمور و پر ثروت دنیا است و از هیشک که آباد ترین ممالک روپا است بیش از دو برابر جمعیت دارد و بی چون سرانه ندارد ضعیف است چین با چهار صد میلیون اهالی و بیچ چون اه را ضعیف است چرا که بقدر حفظ خود قوه نظامی ندارد. آلمان حاضر را شصت ملیون نفوسش آن درجه عالی در علوم و اختراع و تمدن چون خلع سلاح شده ضعیف است بر عکس یک دولت و مملکت هر قدر خراب غیر منظم و اهلش فقیر و اوضاعش مختل باشد تا وقتی قشون کافی دارد صاحب اعتباد و اعتبار و در مخمصه دول مقام بحق استقلال مینماید چنانکه وایتیه که هی با آن مفاسد و مظالم داخله و قروض خارجه و اختلال احوال بواسطه ملیونها قشونی که داشت محبوب دول غربی گردیده و دست --- page 314 --- شماره (۵۰) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ١ قور اثر او بد و داده حتى از شارع و فضایخش دفاع میکرد. برای کشف این حبت قواى نظامى بهترین و سرعترین ملاحظه حال دولت عثمانی است که بعد از جنگ عمومی متفقین ابتدا، قشونش را خلع سلاح و متفرق کرده او را میلا بضعف نمودند و سپس ترویج تحریکات بگر تحریکیاتی کرد و چندانکه ملت ترک ناله و زاری نموده آینه‌ناشناساً اجماع و پرستش اصول انسانیت را شفیع گرداندندی بخشیاد بر نشده و انقیر طرف افزوده یونان را متصرف قطعه سراسراع از میر و غیره تشجیع کرده در شهر سلام انبول نیز کیها توسری میزدند فقط قیام مصطفی کمال و ملیون ترک و غلبه بر یونان بود که لجه دول را بر رو نماید و بانمردی و کرامت اینقواس لوزا نگردن مجور ساخت. تشکر از نامهای اسلامی علمای بزرگ بمجلی های مسلمین هند لعنت الله تشبیری قادیانگر از باعث دست زدن او در مسائل سیاسی و تحریک فتنه بر علیه دولت محفوظه در مواقع نازک و معیوب ساختن عقاید مردم بتبلیغ عقیده قادیانی و در کتشین خود بغد او مملکت صحیح اسلام سیاستاً و شرعاً محکوم به اعدام گردیده و از طرف مسلمین بمیرم شمار قادیانیها ازین واقعه که بجان آمده بر علیه دولت بچه در قدرت شان بود جل او د زند بهر طرف دنیا تلیگراً نامه‌جات و جرائد مقالات نوشتند بد عل او و پاک نسبت به ایشان دادند استغاثه نمودند بجميع بین الملل شکایت کردند لکن هیچ چیزی اثرین تبدیلیات واقدامات شان موثر واقع نشده و فائده نبخشید زیرا اهل دنیا خصوصاً عالم او باطل قادیانیها بی بصیرت و جاهل نیستند. هیأته‌أولین در هر چه بود در هندوستان بود زیرا هندوستان چنانچه اهل خبرت در اطلاع میدانند نظر بچه ارضی چند امر و ملاطم گاه ادیان محل اصناف مردم و عقائد و افکار و اختلافات است لکن جرائد سلام محقق جریدهٔ شریفه زمیندار اور که اهمیت شان در عالم مطبوعات بند ثابت است و همو ار از حق و حقیقت طرفداری و دفاع میکند جوابها مسکت قادیانیها دادند و سؤانیها مقالات متین درین دارا وازم حیث مدلل نمودند که لعنت الله واجب القتل کـ و بجرم بوده و کسیکه بر او درین مورد حق اعتراض ندارد. بیا هوی قادیانیها خلاف دین اسلام و حقوق بین الملل اسـ بگذا جمعیت تأسلمانی ببر شهر نگرو ما و مجلسی بـ باب عقده نموده و عملیات افغانستان و طهدار رماندند بر افعال و اقوال قادیانیها نفرین گفتند جریانات واقـ این بگرد ما و مجلسها در روزنامه شریفه زمیندار که بسیار و دیگر روزنامهای سلام بابجز انتشار یافته ند العبارة علمای بزرگ اندردی قرآن و حدیث واجماع اسم و اقوال ائمه مجتهدین نعنت الله را مرتد و واجب تقص اثبات نمودند فتوئی والطهارات این علمان شخص مـ گوئی نیز در روزنامهای سلام انتشار یافته و تنفر منوهـ از اعدای دین و اعدای اطمینان در هندوستان زمیندار و سیاست مقاله در این زمینه و شوخی نامها د دیده میشود. ما هم از ین جمعیت اسلامی جواند مذکور می بـ اسلامی و حق کوئی علمای حقیقی مسلمین هند بانتهای داره و ممنون بوده از خداوند برای شان مزید توفیقا و تائیدات در احقاق حق و طرفداری از اسلام و بر محبت شان تبریک میگوئیم. اتحاد روسیه با ترکیه بمناسبه روسه انگلیس مظهر معیت که حکومت کـ اجتماع بجميع قوای عثمانی در ردیف انگلستان دو تصمیمی عجل صادر داده است. و از پیغام مذکور این معلوم نیز معلوم میگردا ترکیه با جهت آن جنگ شروع بشود. خالصوں --- page 315 --- احوال سیر حداموصل غایت مصالحه کمال پادشاه رافت پادشاه والدین پاشا از مدت توجه سختی شده بود. علی الفور در اردو آمدید ک کافه‌ای بکارستان امد و المصموها است قطعه حائل اداره و قوانینش را نمایند و بحضرت پادشاه رجوع جنگ باشند عامل حرکت را اختیار کرده ترکی چند قطعه شکر خود را بپایدا؟ اگرچه ترکی باین اندازه که شمن از آثار رفت تیاری دارد ونجا الاف و جوان سوق داده عموم امرا قشونی بعد از مدار کرات در ملحه با با خبر جنان کانگر زد که مسئله موصل بطریق صلحی و یا انیاتی محسوسی خود فیصله کرده‌اند که در تمام اختیارات قبله انجام خواهد یافت و سر تا آن نوبت جنگ جدال نخواهد رسید بحر بخشیدم پیر شاهد منظور؟ رفت انکه کسی چودل انعقصه میکشیدیم بگذشت بر آن بار بلای که کشیدیم چون گوی چوگان اجانب بودیم المنه لله که مردیم و شنیدیم بجمعیت شات به مقصد رسیدیم بیدار نشستیم بسی در شب بیجور در حسرت روزی که شود کشور معمور آخر بکشیدیم ببرش آمنظور از بهر برافراشتن رایت منصور بس فاتحه خواندیم با خلاص دو میدیم باز و بکشاوند چو دزدان پی غارت تعطیل زراعت شد و تقلیل تجارت تا همت شهنشه غازی زکیاست زو بار دگر در دیده گوش بشارت آواز دراتی شقران باز شنیدیم دیروز گذشتیم یکی کلبه دهقان دیدم پدری پیر که مسکفت به طفلان باعزم متین فه غازی ظل سبحان تاسیس عدالت شده در صفحه افغان رنجی زستمگاری دزدان بچشیدیم از بین طوایف شده نایاب عداوت از فضل اله است شد رفع غباوت در حد سپاس آمده ارباب ذکاوت شکر شکر عافیت از کام حلاوت امروز بچشم که خلل نحس شنیدیم --- page 316 --- شماره (۵۰) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۱۱ قوس اندر گله اجنبیان همچو شکستیم بر دزد وطن سخت در حیله ببستیم امروز توان گفت که از سلسله رستیم در سایه ایوان سلامت بنشستیم چون کوه و بیابان بمشقت ببریدیم باید پس ازین پرده اوهام دریدن سر رشته کار از کف نادان بریدن از اهل خرد موعظه و پند شنیدن وقتست بدندان لب مقصود گزیدن کان شد که بحسرت سر انگشت گزیدیم هر چیز شنیدی نبود در خور تصدیق بایست در اقوال کنی دقت و تحقیق ابناء وطن را بهنری ساز تشویق دست فلک انروز چنان اتش تفریق در خرمن ما زد که چو گندم بطپیدیم بردیم بسی رنج و کشیدیم مرارت یکجو ندیدیم مگر باغی و خسارت امروز اثر نیست از اشوب و شرارت دشمن که نمیخواست چنین کوس بشارت همچون دلش پوست چوگان بدریدیم از یاس برون آی به پنه پادر امید هر شام سیه را بعقب صبح شد اسپید از جور فلک مرد خردمند نرنجید سعدی ادب آنست که در حضرت خورشید گوئیم که ما خود شب تاریک ندیدیم (اشعاریست که حضرت او به مفرح خانه نگاشته) --- page 317 --- تفصیل مقاما کابل قیمت روپیه ۶ ماهه سالانه سال اول کابل ۵ ۹ داخل افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۲۰ مناظر در مساوات هموطن مفت بیهنگام کاغذهکوتا باطلی ندارد با عهد بمدیر تمبر قیمت کاغذ بخطانه یک پیسه ده حقیقت طریقه وجه رابطه این اخبار احرار ایام تعطیل در کابل بچرمطبعه دستر میشود و با دیگر نقاط در هر پست نه بخلا ارسال میگردد امور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال و مقاله وارده در اداره ماند هر چیزی دران راج و اصلاح و عدم انتشار مخ تا دارد اشتراک بتوسط معرفی دولتی و بصورت نقدی با وجه با فغلا در یافت میشود نگارنده برهان الدین کشکی جلد(۱) کابل چهارشنبه ۲ قوس ۱۳۰۳ ش ۳ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق اشماره (۵۱) اهمیت نویسندگی و مسؤلیت روزنامه نگاری نویسندگی عبارت است از تالیف مقالات و کتابها عقیده یا مدعب و شعر این مشغل نقاشی دستی است که نتیجه ان اشکال مجمل و مشخصی یا جمع و کسر افکار خواہد بود و مجرد قلم را مکتب بایدر روزنامه نگاری کار بزرگ پر زحمتی است و در عین حال خیلی رفیع و دارای مقامی عالیست (کارلیل میگوید روزنامه نگاری چو قائد افکار عامه چه نباشد ایا یکی از حکام و فرمان فرمایان بزرگی بود و نخواهد بود؟ روزنامه نگار نه تنها آن کس است که رخا خوان حوادث و یا عبارات مسلسل بنویسد بلکه روزنامه نگار حقیقی کسی است اداب نویسندگی و آداب اجتماعی را بخوبی آموخته با و کفایت که در نویسنده روزنامه دو چیز جمع باشد یکی معرفت حقوق و دیگر بساطت و سادگی و نویسندگی بر دو سه پایه قرار دارد که یکی از همه بزرگتر و باهمیت نقره و توانایی فکر روزنامه نگاری محتاج با عالیست که چیز از نقاطی کار دارد زیرا خطابت ناطق هر چیز میگوید فورا فراموش شده جزو فضا میشود اما انچه که روزنامه نگار مینویسد همیشه میماند و افکار بشر امراجعه میکند و ازان مطالب استنباط میشود و قابل تقریظ یا انتقاد میباشد. همچنان روزنامه نویس محتاج بکندی کاوت و تندی فکر است که نویسنده لزوم ندارد زیرا مولفین د مسنونان میتوانند مراجعه نموده و وقت دارند که فکر کنند اما روزنامه نویس نمیتواند تتبع کند نه وقت دارد که بفکر مراجعه نما خواید در یک صفحه ای جدید نویسی که هر در همه چیز داخل شده و از همه چیز بنویسد و از تمام علوم و فنون بسر وی نماید و این عقل کامل و ادراک زیاد و سرعت تحصیل و حکمت و فلسفه لازم دارد که رضایت ہمو گو قیمت عظیم مرحم را بتواند جلب کند و با بحضرت خیلی سخت که بتواند خود را بخوبی قرار و بدست کارند و ازاد دراد، گرنند روزنامه نویس باید کماوی باطبیعت مفیده و طبیعت --- page 318 --- شماره (۵۱) جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۱۴ در عالم در هر باره سیاسی روزنامه دار اغراض بکلی با در د ابعد بود توقع شیر تشکر از جناب مستغنی و غایت المنظور مطر قرار ندهد، نویسندگی یک صنعت فکری است روزنامه نگار در مکتب اجتماعی خادم شمرده نمیشو بلکه در بیست بر کا افکار وار اغوی اگر یک کسی کله را بنزلی را به کلی ترجیح دید و با فرض را به جرسرمه سعیت دید با عرض حقیقت کیا یک قصیده بنهایت غرای طولی بخطر ست ما یه با سازد وقتی اتکاه کند در برابر عوارا زموی است که برای تکذیب بیا دهانم خواند اخبار حقیقت این سروده است که این داند اختیارند و آن وقت مسئولیت بزرگ خود را خواهد شناخت تکلیف ندی حقیقتا در خود نمی گنجید، از اند راج آن صرف بزرگ است، اما برای کسی که بزرگ است کلام نویسند، یک ناموس است که بعد آتیه تشکر آن علامه پرداخت باب ددها ارائه آن زائل کردن جابر و رو انخواهد بود یا است که روزنامه که بخل عامه دلاکن بلطف پایان مسرت ز مستغنی بحرم مفید تمر دو میشود اصول نویسندگی همان است که شیر سرد نویسندگان روزنا بوصف حقیقت حقیقت سرود این طبع دلکش مینویسند یک کسی یک کسی عقیده مرا راجع مرد ساله نویس که افکار او مصدمه اینه اینک دستان نغز گفتار بیوسف در نوروز در خواست کرد در جواب روزنامه نگار مفید کسی است کینیه را خوب مینگرد خدا یا احسا و لطف عطا کن بمن حق این و معنی استقلال را بخوبی میفهمد و مسئولیت میشناسد ... (فریاد جریده) تفصیل توزیع انعامات قشلهای شهریه نقل در تو که بفرخی تاریخ برج قوس بعد از ان حضرت انیخوز د ارسیر با بوده که صعوبا و اشکالات آن بر همه معلوم است در بد مستقل رؤسا و اساثر مدیران در ارسما از وزارت مالیه تحریر و تقدیم حصورا الفا بنا گرد و تناول تجدید وترقی حلت اگر گفت شو گردیده بار ادء اعظمیت متبوع مقدس مان بکافات خدمات صادقانه که مامورین افکار سانا به ریت قرار گرفت، و دفاترد ولقتی به اصول محاسبات شهر به دولت متبوعه خودمان ابراز نموده اند بساعت ۳ روز (۹) نیا میزداده شاهد تجو افخیر شو ول حال هیاته قوس بوزارت جلیله مالیه با عطاء انعام نقدیه و نشان زیستان سرفراز شد احتمالی این کار جایولی را بد مه غیرت و مسبت خود گرفته کار را وزارت عالیه مارضورجناب دشما، خوانش منابت که در ساعت ندکور مخل برف اصول دری خاری کتب اصول دفتری سس مین دار تشریف حضور داشت با شتابی از ساعت ۲ یک صفر عسکری بلباس کل برام چوتور بدون اینکه حاسبین در بین ماستعالی خود کودنده یک مشرو در باز مالیه حاضر آمده بودند بعد از ادء تعظیم وزارت مله که بوزارت مالیه می سعی جاده دند، تا اینکه وزارت حریه سی تشریف فرما گرد ند بودند اطراف وزارت عالیه قرار کل بخبر وجه که یکنامه قراشه و شعبات تقدیه عمده کارخانه جا وغیره ستبا د دات خاصی محترم احصا وزارت عالیه تشریف آوری شهولت حضرات بازمان ش د شتر و کوشش مزرا عبدالحدخان قابه اصول جدول را محاسبین دولت علیه تبوع خودمان که مامور در ارساء شما در تادی امانه این که هم ان جوانمردان افغانی بر انام بکج و دارت بات د عرض تشکرات سمانه خود خود را کرد ناموا حصیر این تشریف دو بی ده دا ان حصد صلاح اند، علی تحق پر دهم ا د ن ا ا صنابر د ستادن رو در انکه با دولت تبوع خود و سیمی دی و دوم جو امینی ایانا شامل احفوه اصال حمل من مندر در بنده در بود خودمان ست را را جمال خنا و سوه تیزر قدم گو با تشکرات خود را تقدیم مینمایم. یکنفر مستشار خارجی بوزارت عالیه منظور نموده نطه وزیر ما بلیه اینکر اسرا در تحریف وتوصیف عملیات دا وقت جلیله بهت کند وسرد ماروی ای اسبقدر گفت شود اظهار علم و معلوم خواهم تعلم افغان او بیاد، و سبی جومت رمین نام من عس الجلاس باستانه عالیه رملکت نا با علم تابی نیازمند و اصولی ای را بتقدم شناستهای انشا وروسیه بودند درافغانستان بی --- page 319 --- شماره (۵۱) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۱۹ قوس بنده پیشتر نیازمند گردیده اِبداع نمودند که بوزارت مالیه تسلیم و سپرده نمودند که بوزارت مالیه تدقیق و تفتیش حسّاب گردیده از هر یک نُور اکثر به دوائر مذکور یک یک نظام و نسق پذیرفته از هر قضا جلو گذارش یافت، اولتر درجه که پیشتر پیشا قریب بوزارتِ الیه شرف امتیاز و افتخار آمد و مفاد افکار وزارت مالیه با باء عمل با برابریتر رسیده که بعد از تطبیق بهیچ نُور حساب این کار بود که از قوانین موضوعه که دیگر اساسی بوزارت مالیه پیش نیاد نمودیداً عملی تسلیم ریاست سنجش میشود. لهذا وزارت مالیه این همه کامیابی را بامورِ پر کار و پرُ با بصرف کرن را از تأیید دل و جان روز و شبانا حصول مایحواج قطع و انفصال می‌نمودند از نتیجه حُسن نیت خیر مرصاد و افکار شاهانه دانسته بجان بنا علیه اوّلات جمله محاکمات جاری را قطع و فصلی جهت آثار از مجاریها نمود در سنهٔ اخیر درین کلا وزارت مالیه تنصیب نموده چون در فوائد و نتیجه اتم تشکر و ممنونیت از امورین مذکور تصدیقا بجاکپای اثر این کار بود که حاصل شود بنتیجه این خصوصاً را در عرض نمود که مخلص نتائج آن شاهانه عرض می‌نماید که اعتداد وزارت الیه اگر چه کامیابی و را در دالان از و جوہی که بصفحه مبارکه شرف بلی شدند خاکسار حصراً کم می‌شود :- اجرا و اصلاح کار مذکور را بیدَش راه خیال کرده بود حصه شان با در باب جمله محاکما تحفهٔ شاهانه که بقدری با قطع و انفصال یابند مگر نتیجهٔ کار یکنیم با امید تحری داریم که بعضی جزوی اصلاً با رو بایسما بند تا ہیئتی که شخصیه بصرف اینذ ممالک بعینه جلدی برای کہ اعتماند، بادر اجراآت روز گار درست شود خصوصاً اتمام کارهای مملکت شاهانه مأمور و موظف نمودند. دو شعبه کار که بسبب کثرت کار و اجرا حسابی نسبت بدیگر این بخوشیہ کمالیہ تنظیم و کمال محاسبه بود، بنابر یر و خیالاً عالیه دوائر مشکل معلوم میشد بیکا بخوبی و درستی نظام یافتہ۔ بخشی درین قضیه قدد وزارت مالیه دفتر محاسبه را همواره تقدیم کار و محساباتیکه کار با نے بالنسبه بکار دارالاماره بود از یاد از جلوه نمودند هم رو بخود اجرا نخواهد دالمر حساب و امید مدارم اهتماما میبود گار در امسال بالا جیا نهایت با سابقه سبا کمال جاریه شده کاره و د جاوانه از انجا که حضور با هر امورا را منظره قدریه یه و به اساس مجھود تمام شد انرا با اعتما و تصدیق خود دارد کرده میخوانیم. ناح شرف از دار ایام که با سمت هیچ روی ندارد همه اراده نمودند که در احکام دستخطی حضور مبارک این شروه این الیا نمونجا یکث لاهیت سمت مشرق و بعضه روانه سمت حه بما این نفر که ملاحظه حسابی می نمود از صور اجراآت آن ر عالی جناب و جهات معلوم شود دانسته امید که درین کار مدار رجاو هم معلوم معروفی شد که اعضا این دولت محکمه مجدّدا از هر دائره که و دارن اهتمام نموده هزار درجه با افکار خود بے شاذینات مخر خواهد حسابیته خود رسانید اند نسبت بجدت رقایع رسانیدن حسا کونگرا را براد اخیراً بسال ۱۳۰۳ شروع این کار شده در اتیت که اول تر حساب را تمام کرده بوزارت مالیه داده سنجد درجه انعام نقد نی کو شنید سمت دائره محاسبه وزارت حربیه، دائره محاسبه خاء و نشا دار رحمه سه در جه که مخلت گوزاره می داند تفریق کرده مخرومه دارند القابنامه جزأً کار را بکمال افرانیز ترتیب داده حاضردار ی دائره محاسبه وزارت نملہ، دائره محاسبه وزارت عدلیه کاری و دائره محاسبه وزارت معارف، دائره محاسبه وزارت دال دائره مرکز یہ وزارت مالیه ، دائره الشکایاتی حقوق نی و تصدیق دائره محاسبه جلیه ، دائره تملقہ بیگی ، زیوا سر خاریه و عہد سو ہنر ام دیہ کارخانہ ہجر تخریج پوت دوثر مقیم کالات نفت را که که بعد از ملاحظه محمو تم در معرض اجرا گذارند. (امضا مبارک) حکم باراده و با دشاه امروز توزیع نشانها دُنیا و انعاما برای محاسبیان مذکور میشود اوّل باول وزارت الیه همه تا رو پود خود مجود ملا تھا باور را امیان ، روُساء، مدیر ها و دیگر امروین ملک و تا الاهمیت ہمہ قسمہ ہار امعا نوع همند ار من عسکری که خواه اداره ہای دولتی که محاسبه نشان درست ه دولت همین کل با آثار شده همه دو ائر مذکور حسا با در راسته با ما با این روقت و خریده و فروش نقد و فزیکی و غیره حسابات حاکمات باین عهده بخوبی تنظیم و ترتیب داده بو زارت الیه توجه شان باین درجه کوشش نموده سزاوار امیر الطافا پادشاهی گردیده اند شکریه ادا نموده امید دارم که اجازه توزیع مکافات خدمات آن با بوزارت مالیه داده شود. --- page 320 --- شماره (۵۱) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل چهارشنبه جولیه زیرصنا نجار بعد از نطق ذراعفت ایا ی و دیر مانان است میرزا غلام محمد خاکسریہ امیر خانه، میرزا محمد سلیمان خاکریا میرزا غلام عبد الحق خان سکرتر بار بها، میرزا عطا اله محلی نگری هر نکته قراراتی سیکم افغان بنا تحفه محرم افومودن درج آثار د یگر صدا قتے کا محمد دوست جهاندار ما که قبلین مع التا د ا را ترجه یکہ سیاست کا ملی نمود ه چنانچه بعد که مخاصما دولت ابد طومال قطع نمیشد حالا از توجهات اندرخانه مخصوصاً مدارخانه بالغان اصول بند را د ا ر ا و نظامات تنظیم بیجانهها اصول جدید تاسیس کردید و امیہ کہ در آینده سر از توجه اشاما رو ترقی خود حفظاً کرده دولت ابدیت دیگر دست پیدا دار دو کا مامورین جا بیان جمعی است زیرا در تو که دولت محل نخرج خود را از اداره مرد با مال خود دایر کرده میتواند در محل خرج خود را از رو جهلا و چنابچه که اندا سے با خوان تاسیس باید گرفت پنه که دانش بود تو رو نه فر ساسات حالا هری توجه ور ز ا ر ا یا مل نضرح دو را با صول شہر یعنی بومیته توقیت عظیم خود ودیته را آگاهی مید به چنانچه در حال کل مالک دایا داده بخود را با خوشینه قرار داده اند و باصول شهر در د و گرفت صفات حالا مید به و خط کردن بی اس کا ضونیت جوانان دکنایه ده اسات خودر تنظیم نمود ه اند از حضور دار المدارجه - به دارن ہی ۔ جے آقا وزیر مختار ایه که قابلیت وجوه ڈیو آتی اصحاب فونز زینی اسکیر دفاتر معامه خود را با خوشیه شهر دو تنظیم نمود به د عطا نشانده اعلام که توزیع نشانات و مکافات نقدی عطیہ نمدار حما ما مور کنایہ میت مشرقی، میرزا محمد اکبر کان با دیہا فتا شرقی، دیواند رامل اموکوٹ و محمد تو صیح نظاماً، امور میکه در اجرا اصول شهر به امروز دار میر نصر الدین خاکیه محلی و جه حضوری میرزا غلام بهاء الدین کاری میرا محمد دین خماکتو یقی و مت حرمه میرزا محمد عمر خاکسیری میرا نیابت نھا سر کا نیا ن میر محمد حسین ابین میرت میرزا محمد محمد کریم خاکسریہ نا مده میرزا حسن خان د وار معارفه علوم شرعیه ماکت مکتب جب به هدا الدین مکاهم واصول و فرعی میرزا محمد ابوبکر دریا را دار اتے میکسر ظهیرالدین میر محمد تسیم خاکسیری بالا، میرزا احمدیان میر ضیا الدین سکرزی بالات، میرزا محمد حسین، میرزا دار الا نار، میرزا میر حاجی کا سرے دائرہ نیابی، میرزا عدل میر ظہور من خاکسیری با نا میرزا طاهر من میز امحمد علی خان میرزا محمدتک کا پشکے نیابہ میرزا محمد حسن کا تب کا مر دار سر یتیم دالمعلمین ، میرزا محمد یحی کان کاتب و جه نازی سکرتری حضور با میرزا محمد قسیم خاکسری دائرہ اور میرزا میرزا محمد د میں حمان میرزا محمد عمید حمام میرزا محمد حسین ان ا شخاصیکه بطور خمره ای تنظیم اصول شهریہ معاونت نموده اند میرزا محمد یعقوبا، میرزا محمد عم حار، میرزا میر محمد حالی دایا میرا محمد یوسف معارف بالا ، میرزا عبد الرحیم مدیر حمام شرکت مکاتب مجازہ دار الانش، میرزا محمد حسین ابن کاتب مکاتب میرزا محمد می خما معارف میرزا محمد نسطو جرا، میرزا محمد نو روی قلمده بین مامو مینکه در اجرا اصول شهریه فعالیت نموده اند :- مبرا سید عبداله این بین دار الا نار، مبرزا غلام محمد خاکسر دارد مالی مشرقی میرزا محمد جمعه خاکیه برلو امر دلار مه میرزا غلام رضا قا مدیر محلی وزارت میرزا شجاعی بنام د میر حسین داخله، مبرر محمد قاسم خاکریا معارفہ، میرزا میر سلام الدین خان امور منتا ماليه مبرر عبد الکریم خما کتر یہ معارف میرزا محمد جان میرزا عبد الغنی حما سکرتر شرکت فن، میرزا میر محمد علی امین قلعه بیگی، میرزا میر عبد المجید ان دارہ فشبہ مانا، میں سکرتر تقابل صنایع میرزا عبدلواحد خاکسریہ کا میرزا محمد سمعیل خامکاته محلی شرکت تجارت بحضور حضرات محمد و ر را ورؤسا ب معاونین و مدیری مدیر را وزارت خانہ و مکافا نقدی که از جنوب ما مور فرین منتصر گردیده بود بر آبر کدام داب مدیر حمار تجارت، میرزا محمد نیم خالیہ محلی دارالانشامیر احمد حمام امور باند ارتش های امور حسین بنام امور قبا ملی، میر محمد امین حما اموری مطالب عروقن تادیه گردید. ان در میان ما در این نام مدیر حسین امامی با یکدیگر از انتی در این بانان بعد از صر شیرینی و چا و نیز برداشته استان بردن ایران و او و تمام شهر کا محفل با یک عالم دعا کوئی دسان را روزی مورد امور خما مور کنا تو حبیبی، میرزا محمد سلیمان مدیر سر کوتی --- page 321 --- شرایط و ضوابط این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل ہر روز نشر میشود و در غیر مقالات ہر بیت خطا ارسال میگردد. امور تحریریہ بنگارندہ حقیقت و ارسال و مقالہ واصلہ در ادارہ ماندہ جمرد و در اندراج و اصلاح و عدم افتخار مرتر تا در آن اشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصورت نقدی از ہمہ جاقبلا دریافت میشود. نگارندہ برہان الدین کشککی سراج الاخبار قیمت کابل تفصیل سالیانه ۶ ماہ سائر فی الا سطة کابل ۹ ۵ جلال آباد قندهار ۱۱ ۷ مزارشریف قطغن بدخشان ۱۵ ۸ وزارة شقانه ۲۰ ۱۱ شرکت اسناد اعضا و باطیہ ست جز آگاہی کا دکوٹھا ہائی خارطانہ با عزا و کلات و شرایط نصت گنجانہ طبع آن برکرش ۱۳۳ حقیقت ج ٣٣٣ سال کابل شنبه ۲۲ قوس ۱۳۰۳ ش ۱۹ جمادی الاولی ۱۳۴۳ ق شماره (۵۲) یک لوح عبر زمان نمیمانہ تو مدنیت حاضر انکشاف یک قدیم و جسد تو مخ المون مصر اگر ساعتے از قیل و قال زمانہ رستہ فکر ہے در بی مہری ایام و بیو فائے عمر فکر نمائیم و زمانے از ہیا ہو ہے جہان گذشتہ بروز ہائیکہ چون آب روان گذران است فکر افگنیم بی اختیار بر قتے دست دادہ خواہیم دانست کہ سال ہائے متماد ہے و روزہا ہے بشمار خواہد گذشت کہ ما، در زیر زمین قا بگل شدہ و خفتہ و ہر ذرہ خاک، ما را باد بجائی بردہ است ۔ پس از ما ! خوابا زہم نہا و کل و آبادان و بخانہ خسان فخر خواہند شد بعد از ما! بازہم خورشید جہانتاب ہر روز صبح از شرق سر زدہ خندہ بخوش بر غرور کامگاران خواہد زد ! آرے چہ روزہا کہ خورشید عالم تابان ، آب در گلزار ہا روان و چہ شبہا کہ ماہ در آسمان سر گردان و ستارگان در فضا ہے لایتنا ہے درخشان خواہند بود در حالتیکہ ما جام مرگ را سر کشیدہ بخبر از این و غافل از آن در واد ہے خاموشان بے یار و مونس، بی رفیق و شفیق بسر میبریم ! گذشتگان بصورت آیندگان اگر عبرت گیرند و بے افسوس کہ --- page 322 --- فواید و ضوابط این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل هر روز نشر میشود و در هر مظاهر بسریت خطه ارسال میگردد . امور تحریر یہ نگارنده حقیقت به ارسال و مقاله واصله در اداره مانده جبران در اندراج واصلاح و عدم انتشار آن اداره اشتراک توسط خزاین دولتی و بصورت نقدی از همه جا قبلا دریافت میشود . نگارنده برهان الدین کشککی تفصیل مقابل فی الساطنه کابل نجلرا افغانست ممالک خارجه وزارو سفراء قیمت سالیانه ششماهه ۵ ۴ ۷ ۱۱ ۸ ۱۵ ۱۱ ۲۰ شرح اشتراک حقیقت ح سال سوم جلد کابل شنبه ۲۲ قوس ۱۳۰۳ ش ۱۹ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق شماره (۵۲) یک لوح عبر زمان ضمیمه نو مدنیت عصر حاضر انکشاف یک قدیم وجسد مومیای فرعون مصر اگر ساعتی از قیل و قال زمانه رسته صبح از شرق سرزده خنده خوش بر چهره مهر بی در بی مهری ایام و بیوفائی عمر کامگاران خواهد زد ! او بی چه روزها که فکر نمائیم و زمانی از هیاهوی جهان گذشته خورشید عالم تابان، آب در گلزارها روان بروز هائیکه چون آب روان گذران است و چه شبها که ماه در آسمان سرگردان فکر افگنیم بی اختیار بر قتی دست داده خواهیم و ستارگان در فضای لایتنا ہی دانست که سالهای متمادی و روزهای درخشان خواهند بود در حالتی که ما جام بیشمار خواهد گذشت که ما ، در زیر زمین جا مرگ را سر کشیده بخبر از این و و گل شده و خفته و هر ذره خاک مارا باد بجائی غافل از آن در وادی خاموشان برده است - پس از ما ! خدا باز هم هزار گل بی یار و مونس، بی رفیق و شفیق بسر و لاله در بهار جهان شگر فر باشد میبریم ! کله گان مسبوت آیندگان بعد از با اجسم خورشید جهانتاب هر روز اگر عبرت گیرند و یا افسوس که --- page 323 --- شماره (۲) جلد اول جریده حقیقیت کابل شنبه ۲۱ ثور چشما بوره گوشها کرست و هرگز تصور نمیکردند افتادگانها بدا ندستور د هند پدر مخلوق وزنده گردند است صبح انگه بحل نمره آن پایدار باشید مگر برعکس بنیر به ایا حیاته خود به خوانیکه با سرامد خواهد دانست شبه روز در صد و تحصیل مال هر وسیله زشت یا زیبا میگوشند نظر از فریاد اندار حقیق ندارند بادها و الاخر چندان این پیرزال دنیا ابداً بکسی نفا کرده و بفقیر وغنی به کوجک و بزرگ مهربانی ننموده است. دستش همیشه بخون عزیزان رنگین و رجاایش همواره از خون پادشاهان گلگون است. ۰ هر گل نو گل رحمی نمیداند تنا ولی به گوش سخن شنو که او بدا اعتبار کو چه سلاطین عظیم الشان جہان داران با شان شوکت چه فضلا، چه ادبیا چه قهار بجا امدند و کا مرا نمونده داخیر غرب دار در گور خواب ابدی رفتند همین مصر عصر که مدتش از بزرکترین و قدیم ترین تمدن عالم محسوب میشود دار آباد شانان سرافرازانی بوده که صیت جهاندار و اوازه کشور کشائی سنا در افضا عالم پیچید است. امروز میسر د مومیائی همین پادشاهان باریکها ماد زان شده. امروز با قدانشان دست آویزاین ان گشته بر خبر بد دیا من حیرانی کنید و تا موزه مصر را بید تا یک یکے ان چوک پاشان شرینت و ابهاتشان د هم و مهند مطور فنه و جهان بخواب بدر رفته اند این بچارگان تصور نمینمودند که اگر لم کنند حبه شار از برکوه با سنگ مخفی کنند یا در زیر زمین تو در تو پنهان نمایند یا د ارباب انواع » را بگمایند خو و طلسمیدا ز سر حیوانات را حت تو انند مانند بلی از شمر حیواً راحت نمانند ولی از شمر لبشر بتواند و پاک خود را شریف مخلوفات میداند اسوده نماندند. یعنی دستهای نامحرم در عرصه ایجاد شاه برده عصمت انانرا بکرته بدریده اسرار شانرا افتا نمودند آیا بنها نمودن جواہرات پیچهاول محتویات و پیلی احترامی با موا اکتفا کردند، خیر آن ابدان داز خوانگاههای ابدی بیرون آورد شهر بشهر ده بده بر دند واز رو در یاها و کوه ها عبور داده دریا گاههای خود بزینت گذشت متماد لی بنام مقدس علم این حرکات شنیعه را جانه دانستند و این اعمال قبیحه را مرتبت شدند. آه اگر روز دست انتقام از آستین بیرون آمد کینه خود را بدرد نماند آه اگر نو پس امروز بود فردا نی ای عجزه مرحم ما چشم در اواخر نوامبر ۱۹۲۲ یکی از مهم ترین آثار مصر در کرا نیا ا کنج اکتشاف کردید این اکتشاف در نتیجه زحمت شستگی نامو ا کارتر » و حقه « لرد کار نا رفون » است که مدت شانو ده نمود که تمام در ساحل غربی نیل و در محلی که بحوقت شهر طلبیت او مادی حفر گذاشتند. طول زمانه نرسیدن بمقصو ابدا خللی جهت بزبان وارد نیاورد تا اخیرا امر مقضی المرام شد در دور طلائن خود میانه طلیب زیر مدفن و سیس شتم پی بر گنج عظیمی بردند و فوراً که در مصر بود به » لرد کار نارفون به در انگلستان از مجرا عراق نمود و لرد مذکونهم با رکتش با مصر غریت نموده به دارالاقصر «مستر کارتر» در چالش درب خارجی را باز کرده سرداب مقبریه رہنمائی میکرد و طولش تقریباً ۲۵ قدم است با کی اگر چه درب غرفه اول را مسدود یافتند ولی آثار و علامت که قبلاً هم باز شده و بعدا بسته گردیده است باری پس از شدن بحرف اول از محتویات آن حیران ممانده شرم و اکر جواهرات، اثاثیه ، تخت ها ے طلا، صندوقهائیدا و سا ئر عتیقه جات نفیسه که در اینجا یافتند مقا لیست ار که عجاله از شرح آن در میگذریم . امین است توت شیخ امون بواسطه هر اکتشافی از و بسب ترویج علم و صنعت است بلکه شهرت ایلر نمودن مذهب ( اتن » یا افتاب هست که بدر زنه اتن در مصر جاری نموده و عودت او سمت مذهب امون امان که معبود مصریان قدیم بوده است مدارا اتن ، پدر زن توت شیخ امون اصلا آسپانی والرا یا شام بوده است. گویند این ملکه پسر خود را به پرستن تشویق نمود و لقب او را در عوض محتوبت بع ( چون زنش محتب الت بود ) اخن تن گذاشت که معلم اللفظی آن قرص خورشید زنده است. زن (اخیری) هم آسپانی بوده و تسلطی پر شوهرش داشته است. دانست که چون پا تحت معر از منف بطبیست منه مذهب امن نهایت رواج یافت وجاهه و مقدسی که در التون صناعت بود بگرنت ولی از اینجهت کاله و ابی --- page 324 --- شماره ۵۲ جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲۱ قوس ان لبطش ربک لشدید اشعہ شمس بود چیزی کم نشد چون بقبه مصر یاب گشتن میخواستند تمام امور را بدست گرفته بتواند مملکت داری کند و پے قائم مقام خورشید را اتن هم مینامیدند «اخن تن» دعوی واختن آتن» جز مسائل دینی و فلسفی اهمیّت نمیداد و همت نو و که آتن با دومی کرده است که مردم را از پرستش خورشید خود را بر ان گذاشته بود که توحید دین و باطل نمودن عبادت مادی منصرف نماید و بعبادت قوهٔ فیاض یا حرارتی که ازان «ارباب انواع» و محو کردن بهاء آنها خصوصاً نام «امون» میان میرسد و باعث حیات موجودات است بپردازند از را از هیاکل موفق گردد حتی مجبور شد سراً تحو نمودن اسم «امون» تصویر قرص شمس با اشعه‌اش میبودند. اسم پدر خود را هم که با آن توام بود محو نماید و هیچ مرتبه هم در ان اوقات امپراطوری مصر از سودان تا شام و ننموده بود که از سرای اتن معابد در شهر های مختلفهٔ مصر عراق امتداد داشت و لازم بود پادشاهی لایق در خادا آباده نو به برپاکنند تا اینکه غیر از اتن معبودی نباشد چنانچه (۱) (۲) (۳) (مثال قوت نفخ اصولی که در مقبره تیافت گردیده) (این کلیهٔ که در نهایت ظرافت است او ز مقبره توت نفخ آمون یا فتکر دیده) در مصر بین قاهره و طببت در مکا نیگه امروز موسوم به تل العرننه و بخ قدیریل سبت لقعته بنا نمود که طولش (۱۵) و عرضش (۸) میل است و انرا وقف (اتن) کرده سه هیکل در ان بنا نمود یکی برای خود و دو یگر برای مادر و زنش قصر خود و مساکن رجالنش را هم در دوران هیاکل بنا کرد. وسمرد دیگر در مدح شمس از و باقی است دارای عبارتی است که از حیث معنی بغایت شبیہ بہ بعض عبارات مزامیر داود ست و تخمین از انها معلوم میشود که برخلاف اسلافش که معبو د خود را بحیث جباری و قهاری میسرو دند و هر کدام خدائی مخصوص خود داشتند «اخن اتن» معبود خود را خدای عالم و بخشنده حیات بجمیع موجودات و پدر مشفق و رحیم میدانید و این اولین مرتبه ایست که در تاریخ عالم مشاهد ه میشود پادشاهی خدای رحیم خود را خدای همه عالم دانسته است این پادشاه --- page 325 --- شماره ۵۲ جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲۱ قوس برطرف نمودن اوهام و تمسک بحقایق و تحقق فوق العادگیهاشان و با مرد معوم که میبوسات عادات کرده حقایق فلسفی را نمی فهمیدند ما او و شمس گفتند که چرا معبودهای قدیم را ترک گفته و معبود جدید بر خود اختیار نموده است. بد بختی این پادشاه از دو سه جا بود: اول افتخارش با مورد طبع و را از کارهای ملکی باز داشت چنانچه در شوریل فتنه بر پا گشت ثانیا رعایای و که خاصه کهنه معبود «امن» نسبت با و فوق العاده کینه ور و خشمناک شده بودند. ثالثا پسر قابلی نداشت که بتواند جای او را بگیرد و مجبور شد یکی از امرا موسوم به ساکری را ولیعهد خود نماید. پس از او ساکری مدت قلیلی در پایتخت جدید سلطنت نمود و چون دار فانی را پدرود گفت (توت غنچ اتن ) هینکه مقبره‌اش بتازگی کشف گردیده و داماد «اخن اتن» است جانشین گردید گمان کهنه «آمن» که با زسم قدرت و قوی یافته بود در کود عوش در آمد و او را از پایتخت خود را در طییبت نماید و ثانیا تغیر عقیده داده باسم خود را توت غنچ اتن» نماید که معیش تاب زنده آمن است ولی سلطنت او طولی نکشید و کاهنی موسوم به «ای» شوبیه قوی دایر ساختند تاج وانی را نشست و خواست مجدداً عبادت اتن را معمول داشته مارکتین را ترویج دهد ولی کاری از پیش نبرد و پس از اندک زمانی سلسله هیجدهم فراعنه مصر که مسس دارا از مصر رانده و امپراطوری مصر را از سودان تا فرات امتداد داد بودند منقرض شد. ( مجله رستاخیز مصر) محفل اعطای نشانهای انویه برای مامورین دولتی روز یکشنبه ۱۷ قوس اشخاص محترم و آن امور بن معظم که از پیشت عالیه بویه سر کار اعلیحضرت همایون مذاکرات آن در یک یک کتاب شایع میشود کهر کدام شان در شعبات کار خود جواب سوال بیاد داد زیبائی را ایراد نموده و ابحاث لازمه اماله نموده بودند در مجلس شورا یی دولت از طرف تاریخ اس آقا یی نصر احمد خان رئیس عمویم شورایی دولت بمقام بیدت شمایی مامورین بعد از نطق مفصلی که رئیس صاحب ممدوح در اهمیت مشوره و خوبی مذاکرات و مبادر افکار که یکی از شعائر اسلامیه و سنن حضرت نبویست (ص) ایراد دادند ضمنا فرمودند که این شهنشاهی اعلیحضرت غازی در این دایره مفت در احیای این سنت مقتره که احمدی صلی الله علیہ وسلم ببدل مساعی فرموده و تاسیس مملکت با را خیر و اعظمی قایم داشته علاوه بر ان برای افضال از جهات بعض مجالس فوق العاده مشوره را نیز من لازمه که قایم نمیدند از ان برای ملت و ممه کسب استفاده مینمایند. وبرای پادادار این خصله ها یی طیبی فرمانی نشانهای ذی عطای نمایند. چنانچه برای شرکایی محت دو کلایی معظم آن مجلس جابی در همان وقت نشانهای مذکور عطا و کرامت شده و برای بشما مامورین درین فرصت بنا بر خواهش و تقاضا خود مان لازم دیدم که آن نشان غرابی ظهور کار عطا شود. در اخر آن نشانها یی مزبور و فرامین متعلق منشور برای شرکایی محترم اعطا شد، پس خاتمه مجلس، حضرت عالی وکیل صاحب حربیه، و اس ، ، اقایی عبد العزیز وکیل حربیه نیز نطق و خیری در مفاد مشور و صفات و مزایایی اعلیحضرت منظم فازی مملکت افاضه ایراد داشتند شخصی مذکور کمال گرمخوشی و دعا گوی اعلیحضرت خاقانی انفضت یافت. --- page 326 --- [قواعد جریده] این اخبار بعون پروردگار جل و علا در کابل هر پانزده روز یکمرتبه روز دوشنبه چهاپ میشود هر مقالاتیکه بدرد ملت و دولت اسلامیه بخورد درین جریده درج میگردد امور تحریریه نگارنده متعلق است ارسال هر مقالات واصل و دادن بآن در دو ماه و ترویج آنرا بخارج و داخل افغانستان بپسته اداره اخبار و یا توسط یکی از نمایندگان جریده در ولایات مربوط است. ملاحظه: از سادات و علماء و طلبه مساجد و اهل مکاتب و اشخاص بی بضاعت نصف قیمت اخذ میگردد. سراج الاخبار افغانیه حقیقت [جدول] [ستون اول] [ستون دوم] [عنوان] [عنوان] [عنوان] [عنوان] [ستون سوم] [ستون چهارم] [عنوان] [عنوان] [عنوان] [عنوان] قیمت اشتراک: سالانه در کابل (۶) روپیه کابلی. در سایر ولایات (۷) روپیه کابلی. در ممالک خارجه (۸) روپیه کابلی. قیمت یک شماره (۳) پیسه. شماره ۲۳ قوس ۱۳۰۳ ش ۱۸ جمادی الاولی ۱۳۴۳ ق سال ۳ اعلان ادای قضا روزه بر ضمایر اخلاص مطاهر رعایا اسلامی مسکونۀ ولایت کابل پوشیده نماند: (قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى فِي كِتَابِهِ الْكَرِيمِ وَفُرْقَانِهِ الْعَظِيمِ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) خداوند متعال درین آیه وافی هدایت خطاب بکلیه بندگان خود را میفرماید هر یک از شما مریض و یا در سفر باشد و خورده باشد روزه ماه رمضان را پس لازمست که بجا آرد قضای آنرا در روزهای دیگر و مطابق تعداد آن روزهائیکه خورده است. خداوند متعال میخواهد آسانی را بسبب مباح گردانیدن خوردن روزه در سفر و حال مرض و اراده ندارد بشما گرفتاری و تکلیف در امر شمارا (الخ) حضرت کریم مطلق و قادر توانا جلّت عظمته بعنایت شؤون تخفیف حال و آسانی تکالیف بندگان خود خوردن روزه را در سفر و مرض جائز فرموده تا عسر و ضیق و محنت و رنجی بر آنها عارض نگردد و بجا آوردن قضا آنرا در موقع حتم قرار داده تا در حال اقامت و صحت بأدای آن پردازند و شکرانه این مراحم و مسابقت حصریه کبریه الهی قیام ورزند، پس بحکم این آیه مبارکه ثانیه انقضا روزه بر هر فرد مسلمان لازم و فرض عین است و مستحب است که متصل اختتام و گذشتن ماه رمضان و حصول صحت و اقامت قضای روزه بجا آورد میشود که اگر تا ماه رمضان آینده در ادای قضا تأخیر شود در فضل کراهت واقع میگردد. بناءً علیه بر کسانیکه متصل اختتام ماه صیام روزه قضائی خود را بنا بر اعمال و اغفال ادا نکرده باشند و در امسال و سالهای آینده از وجوه نواقص ایام متذکره در صدد تلافی فوت شده اوقات اقضا و امساک هدایتین نکرده شده نظر باینکه غفلت کثیرے از مسلمین و مسلمات درین آوان بسبب طولانی بازار قضا --- page 327 --- شمار (۵۳) جلد اول جریده بحقیقت کابل دو شنبه ۲۲ عقرب ۵۳۱ روز ای قضائی خود را موفق میشوند، باین روزها از طرف صبح و شام مثل ماه مبارک رمضان یک یک فیر توپ کرده میشود، این ده روز که برای ادای روزه های قضائی تعیین یافته و بروزهای مذکور مثل ایام ماه مبارک صیام فیر توپ میشود محض افاده است برای مسلمین تا کسانیکه روزه قضائی داشته باشند متنبه گشته اگر بر ارادات ادای روزۀ فضای خود این ایام را اختیار بگردشان است والا انجا که در میان استوار اختیار و حریت باید باین روزهای معینه ادای روزۀ قضائی خود را معطل نکرده بهر وقت بر خیز و روزۀ قضایی خود را نمایند بهتر است (مترجم بگر محرر جریده) مصادمۀ افغانها در مقابل بدین نزدیکی ها خبر تازه از مدعا جوئی و بیجانی در مطبوعات است که گوای یکهئیت از باغیان بغاوت تفویض جداول بود بر شکر جهانحق شدن باز نگردسته های خویش بیک طرف که در ان فرصت توقع ورود امدن انها کرده نمیشد، دیده شدند که نتیجه از طرف عساکر مقامی انجا سخت ترستی گرفتند. در حصه از زدوخورد قلیلی از یادر افتاده فقط جانی انها بیشتر از ۳۳ مقتول در چهل نفر زخمی، نقصان مالی شان چند صدر اس گاو و بز و ندہ غسﻞ در وطن و امثال اور بوده است شمه از جریانات سفر جلالتمآب سردار نصر الله خان نایب السلطنه گزارش های پیش از ۳ اکتوبر مطابق خط ، ۱۳ بلمداد است که گران محمد الله خان در ایام ورود اشرور ( کویت ) بمسلمان قلعه ) با ملاقات وجبه رئیس مجلس ملی انشو را به ی قوله و از دید وئیس مجلس اعیان فرانسویان رفت. در انجاییکه سفراء دول خارجه مقیم در ماه فرنیه یکی در معیت احترام کارانه بر جسته ملاقان کردند و هم بر مقبره سرباز گمنام قرتویی یکدسته گل بغایت اعلی قیمتی نثار داشته است در تمام دول متمدنه بنا یا د کار محاربات تاریخی مقبرہ سربازان گمنام را در مقامیکه جالب توجه عامه باشد میسازند و عموم وضعیت احترام را نسبت بدان اظهار داشته مخصوصاً سفراء نماینده گان خارجه بران گل نثار میکنند - حقیقت ] صو بالا و زر محمد افغان در پارس خبر نیه ذیل را مجریه سیاسی مسکو در حصه تعین نومرد خویش اصدار گردیده نمودان شرکت جالب توجه نادر خان غازی و رئیس جمهوریه (الیزے) و رئیس تشریفات و هم متن منی از مقولان بارگاه ریاست پناهی مرقوم داشته اند جناب اعلیٰ محمد نادر خان وزیر مختار افغانی در پاریس برای تقدیم نمودن اعتماد نامه نامه خویش بریاست جمهوریه فرانسه الیزہ تشریف فرما شده اند ( الیزہ عمارتیست بر شگوه که ریاست جمهوریه فرانسه در انجا مسکن دارد الحقیقه روز مزبور موسیو ( اب دو کوکی) معلم تشریفات بد سفارت خانه افغانی واقع نمبر (۵۷) خیابان مانی هر تن رفته دو کالسکه بسیار مجلل را بر آسوار جناب اجل ارسل محمد نادر خان و سائر اعضای سفارت حاضر کرده یکدسته سوار نظام هم تحت فرماندهی یک صاحب منصبے موکب ایشانرا مشایعت کرده است. در موقع ورود به الیزه » گارد و شمس» جمهوری استرضات نظامی را بعمل آوردند مستخدمین کشوری لشکری مقام ریاست جمهورییات افغانی را نزد رئیس دولت رهنمائی کردند و چند لحظه بعد جناب اجل ارسل محمد نادر خان نطق ذیل را ایراد نمود:- نطق اقا محمد نادر خان جناب رئیس جمهوری امروز خوشبختم که بمدی جناب اجل اقدم رئیس جمهور و صدر دولت پر افتخار فیت --- page 328 --- (٥٣) جلد اول خبر یکتا حقیقت نما کابل دوشنبه ٢٣ قوس نام بند اثر و فاصل کرده و اعتماد نامه را که توسط ا نطق پر مهر و پیا تو تا آقای وزیر ! سفارت جمہوریه فرانسه در سویس برای جناب اجل محمود طرزی پدریت در موقع که نامه هاسندی د فخاری در دربار فراس مقرر و منو فرموده اند تقدیم میدارم. فوق العاده وزارت مختاری شما را میگرم خیلی خوشوقتم که صنف الجمهوری فرانسه که محمو الم احساسات دوستی واقعی جمهوریت فرانسه را نسبت باین انتخاب اعلیحضرت شاهی ابراز و از نمایندگی درت متبو عرم و ملت افغانرا نسبت بحکومت صر فر از قراه او مبرز و مشخص بن اشخاص افغانرا برائیا میند با ربوخ رسندی که چون تمایل حکومت تهیه فرانسه بر بهبود و پیشرفت ملت فرانسه در نمایم. انصافاً برای جانشینی شخص مثل جناب اجل ان طرق محتونا مخالصا د بنده احساس میکنم امید وار محمود خان طرزی که روابط ملل جدیدیه فرانسه و افغانستا بارا با ترتیبا آرزو بائیک در ترقی ملت نجیب افغان بر قرار نمود و امیدوار موفقیت و شان در وزارت مختاری ایمان و در دل میپرورانم صور ت وقوع یافته و موفق هستم یک شخص سردار فاتح نباید بود که حصائل عسکری و سیاستش در روابط دوستانه کی حکومت صمیمی است را محکم تر سازم توا نست استقلال مملکتش را تاءمین و تثبیت نماید. از من شخصاً از مساعی خود بر آمیل این مقصود از تو تا نخوابم این حسن انتخاب یقینی را که اعلیحضرت بر علایق دوستی موجود ر یاری اولیا حضر باری تمنا دارم که مرا موفق بالنجام بین فرانسه و افغانستا و محظوظی و مناسبات علمی و معارفی بین طرفین مام فراید و سپس اقای مپیوگستان دیمیرك بارین مید هید کاملا مبر بن صنع و آشکار نمود متوقع دارم که این روابط بار طبه بیانات تویل را ایراد نمودند:- در مدت ماموریت شما بیش از پیش ترقی کرده و توسعه یا با (حاشیه در بغل ستون اول) نماید و ضمناً اطمینان مید هم که حکومت جمهوری فرانسه نهایت مسرت را در پیشرفت کار های شما در دو طن محبوب شما دارد و برای نیل باین مقصود بکمال میل بشتراک مساعی خوا ہر دبر داشت بادهٔ جمعیت انگیز وطن بس از طبع آقای میرزا شیر احمد خان جلال آبادی هستی بهتر ز کسب دانش وعلم و هنر ای وطن داران بعالم نیست در چیز دگر از نشر معارف در همه روئے زمین هیچ شغلی را نخواهید یافت کس فرخنده تر پالآن چیز نا در داکه ما را در فانیت پیش قدرے ندارد آنہمہ گنج و گہر ر حقیقتی است سر تا سر منور این زمان از شعاع آفتاب حکمت و علم ای پسر رق تا غرب جهان داده نور و روشنی اہل صحرا و بوادی گشته از وی بهره ور لو سان کلا مادر زاد زان نو روضیا مانده محرومیم و از فیضیش هم بی خبر بالکنه بس کور او بل در زاد از چندین علل در مدارس یافتندا از مسئله نوری در بصر از تعلیمات شان موجود مکتب با کشیر هر چدا ید نام شان ہر جا بعالم مشتہر ا به کثر شهر با پی خود بتحصیل علوم ما مدارس بی اثر داریم و بی از خود خبر حیف بر حال بزرگان و یا ما که نیست هیچ ایشان را سوئی علم و ہنر فکری بسر --- page 329 --- شمار (۵۳) جلد اول جريدة حقيقت كابل ۱۹ سنبله ۱۹۳۱ ای برادر با پر دانش زشان مسلم بے فی ض این سخن برغرو و اضح است از آئنه خیر بست بلکه فرموده که کسب علم بیکارے بے علم از مدینه تا بچین کودن پس باید سفر مردم دیگر ملل از علم و دین با طلش مرد و زن شخص ندونیت ناتوان کفر ماز علم و دین حقا بے خود و احسرتا نیستیم از یک هزاری ده نفر هم خب رتبہ عالی خدا علم و هنر را داده است در حقیقت شخص مسلم است همچون گل جن غیرتے اسلامی اخوکجا رفت و چه شد جهل بر ماگشت غالب بارها این کند یاد میباید گرفتن غیرت از شاه غیور کز پی علم و هنر بگذشت از تخت جگر یعنی از بهر حصول دانش و علم و کمال گوشه دل را بخسردی داد تکلیف و ما ز باغ غفلت خود کودکان خویش را از مدارس باز میداریم در عین حضر این چه غیرت این چه انصاف است کان شهزاده در سفر جا باشد و ما را از و صرف نظر ما بے باید پسر ها را کنیم ای دوستان یک بیک قربان آن شهزاده والا گهر زینهاری ملت افغان نمی شاید که ما از خجالت دائما باشیم سرافگنده بسر پیش ازین گر غفلتی کردیم در تحصیل حکم بهر اصلاحش کنون ہندیم میباید کر جا جہدی کر بود ما را بوضع نفاق غفلت بگذشته میباید تلافی زودتر چون زفرط مرحمت شاه معارف خواه ما غمگسار ماست در کسب کمالات ہنر بخت یار ماست کز لطف خدا و فیض او شاه مکاتب ساخته ما را بهر جا پیش در کلفت و رنج سفر را رفع کرد از پیش ما نیست در مهج مکاتب نیز با نقص زر پس بفرمان اولی الامر و بر آلغ خویش نیز از بهر رضای خالق جن و بشر کودکان را از مغاک جهل بیرون آوریم بر بساط علم و دین بیدیم خوش جای و مقر در مکاتب از پی تحصیل شان ساعی شویم بعد ازین از جہل نگذاریم فرزند و پسر نونهالانر ابدبستان دبستان جادهیم تا خوریم از گلستان بلوغ و قد شمر دولت و دین ترقی نیست غیر از علم و فن علم وفن سه مایز مجه سر تے سامان ظفر اینهمه کستاخی شیر احمد از دلسوزی است گر کنید ایدوستان فکری پی نفع ضرر --- page 330 --- قواعد لحاظ این اخبار بعد از ایام تعطیل در کابل در هر جمعه نشر میشود و بدرجه مقالات مرتبت مسلمانها میگردد امور تحریریه نگارنده حقیقت .. ارسال مقالات واصله با داره مانده جریده در اندراج و اصلاح وعدم اعتبا ر مختار است اشتراک بتوسط عمال دولتی و بصورت نقدی و هم با قبله دریافت می شود شرايط اشتراک قیمت در کابلی تفصيل مقاما | ۶ ماهه | سالانه حواله جات کابل | ۵ | ۹ داخلہ افغانستان | ۷ | ۱۱ خارجه | ۸ | ۱۵ قیمت یک شماره | ۱ | ۲ ملاحظه ارسال وجه داخله مفت جزنامه نگاراد کی انتہائی ندارد اعلانات سلامی و شرق درج میکنند مقولیه میگردد حقیقت مکاتبته بان کابل مدیر ان اشکالاتی جلد کابل چهار شنبه ۲۰ قوس ۱۳۰۳ ش ۲۰ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق شمار (۴) قابل توجه یاست سردم شخصیه قراردادیکه تاحال بهران تعمیل شروع شود در موقع بروز غائله فاجعه سمت جنوبی خدارا شکر گذارم که ملت غیور و سکنہ جسور سمت افغانیه یک گر وشی را لاتر از ان قصور نشود سبک رشادت و حالیکہ همه ترامان در خیال و و هم گذر نانا داد بصمیمت و صداقت و فعالیت واطاعت و رضا خود تا نما دادند. اکثر ی خودشان با ستعداد کفیلہ بوزارت حربیہ حاضر شده لباس باشرف عسکر یرا زیب تن نمود محقیقت سلوم آمد بر خند و لواء کندی کی اسرا ، حربی اوند عنق وشامل نمو د سلک شهدا در شجاعت وحمیت نانزا داده مردانه وار در کوشمالی و سرکوبی مناجه وئی باغیان شقاوت پیشه حصه گرفتند و عده از اعزه واکابر مات بیک قلبی بشجاعت و حمیته مملو از حمیت و اسلامیت و افغانیت بوزارت حربیہ حاضر آمده عمل حسب الے خیاره شخصیته خود با اظهار آمادگی و مردانگی نموده بریاست شخصیته متعهد شدند که ما از اقوام وعشائر و دوستان و روشاسان خویش بطور داوطلبی سرباز و عسکری تعلیم یافته کار آگاه را حاضر میکنیم تا آنها را داخل ملک غشکر نظام گردیده حسب جیم الیش و هدایات منصدار ایران عسکری حبه مقا میکه امر فرمایند خدمت کرده موجیات خوشنودی خدا و رسول واولو الامر معظم غازی و وزارت حربیه افغانی را کوسش میکنیم که فراهم آوریم. چنانچه از وزارت عظمی حر بیه برای این شجاعان --- page 331 --- شماره (۲) جلد دویم جزو کن حقیقت بل جو اسد ۱۳۳۴ اخبار ایجاد دوم داوطلبی پیشیاره تر آنرا انکه اینها مجز از اظهار عقیدت و خلوصیت با دولت دیگر هیچ یک مقصدی نداشته اند محض بجا اوری نعم البدلی شاهجیان الطاف و عنایت شأنده همراه انجمن اشخاص داوطلب بصورت عهده بزار قرار داد از ریاست محترمه شخصیه منعقد کرد دانمحیطیکہ هر یک عمده از سربازان خوش برضا و رغبت را بوزارت حربیه بدون هیچ گونه تکلیف و زحمت حاضر کنند نظر بتعداد نفری حاضر آورده برایش منصب از کندکمشری گرفته الی لوا مشری اعطا و عنایت شود. در اخر این عهدنامه و تصویب بر اصل و تجویز اقای امین عبد العزیز خان وکیل حربیه چنانچه بعموم ظاهر و هویدا است که یک جمع غفیری از داوطلبانرا که بدستور و طریقه مزبور نفری مطلوبه متعلقه خود شان را حسب الموقع بیک سرعت صاعقه خانی احضار نموده اند مناصبی گرفته مأموریت بآ عالی از کندکمشری گرفته تا مناصب بسیار عالی اعطا و کرامت شده تماماً بمقامات و مواقع لازمه حثیت وزارت حربه مصروف خدمات و اقدا مات اند که تحریر نمودن اسماء سامی و نامهای گرامی و تعداد نفری آنها را اگر خواسته باشیم که بنویسیم شاید طوالت انجامیده موجب ملالت ناظرین خواهد شد. صورت مناسبات امروزه انگلیز درین ایام بیما مطابق سفت کنند صدور گریز می گنجد چگونہ اخبار المزمته با داشتن کمال تنقیح از طرف بریتانیه را با زادی متر سزد نه بند و غیل را وارد میکند حکومت معذو رست یاده ! با مجله درین بین اشخاصی که بنا بر خدعه و فریبند موجب تضییع اوقات مامورین ریاست محترمه شخصیه و بعض رجال معظم وزارت حربیه گردیده است و قرار داد احضا نمودن یک هزار سواره را از ولایات قطغن و بدخشان نفری خویش بر ضا بیک طمطراق فوت القاه نموده و در تجو قرار هان صورت تحریره از ریاست مشخصیه امید و ارگردانیده شده اند، میر محمد قاسم ساکن بینه و میر محمد ی ساکن اندر و محمد قاسم خان ساکن کواجهی و میرزا عبد الصمد خان ساکن کابل و عبد الله خان بوده اند که از موعد قرار داد ایشان قرار حلوا نی که اکتساب نموده ایم الی الان تقریباً چهار ماه در گذشته و تا هنوز نتوانسته اند که بایفای وعده تحمیل قرار داد خود موفق هند بقه دمی ضمیمه قلم بر زبان احضار آمده بسب تضییع اوقات مامورین وزارت را وام می آور د نمیوانم که سخن با لیست و علی هذا قیاس میتواند این مدین فریب گمان میکنم که اولی کلاو وکار قرار داد آنها را باطل نموده جواهر بلو د الکر با لفرض و بقدر شیرا ر داد آنها را که بیشتر از یک و یا طله کاغذا همیت ندارد باطل نموده باشند. اینک جریده حقیقت ریاست محترمه شخصیه را توجه میدهد که قرار داد مزبور را کتاماً چاکه تحلیلی را در بر نکشیده و از قو بفعل نیامده سر بر اذنها و سد احمد وزارت حربیه هم از مزید جمع اوری سربازان مستغنی شده حتی اعلان نپذیرین آمدن نفری بتجبار یی را نیز انرمانی است شایع نموده هست فسخ نماید و بدانها بدانماند که قصور درین مسئله انقطاع قرارداد از طرف خودشان بوده است نه از طرف ریاست شخصیه و محمل اعلانی را بنام اقوام و عشایر و مقامات لازمه متوسطه حکومتی و علاقه دا مربوط شان شائع نمایند که قرار داد وزارت حربیه بهمراه فلان فلان منقطع شده است بایستی که بموجب قرار گفته آنها خود ها را سرگردان نکنند مشغول امور غریبی خود بوده بد غاب تربی دین و دولت هلا بے مشاغلیت ورزند. تا در آینده کسانیکه مقتدر و مستعد در چنین مسائل نباشد درین اقسام بی تکلیف و خلاصت وارانه و اوقات خود ها را عبث و بیکار و ما علينا الا البلاغ. --- page 332 --- (۵۴) جلد اول جریدهٔ سراج الاخبار افغانیه نمره (۴) ۳ اختلاف مابین مجالس کمالیه و کمیته استانه (۱۰) نومبرـ از روزیکه تحریک کمالیه شروع شد این اختلاف دایمی است که در مجلس ملی روزکبشند بروز زیادنموده تحت کارروائی ۱۸ نفر عهده داران محض عبداله فنجی که اخیرا پاشایان روف بیگ صدراعظم و عثمان بیگ و مرحمت پاشا نایب الحکومتة سلانیک اتفاقیه میداشتند مخالف بعضی اجراآت جماعت کمالیه کردیده پارتی و جماعت علیحده شده اند ـ درین حال وزیران دیگر نیز حمایت اختلافیون کرده کاظم پاشا وزیر انفاخ و جواد پاشا با ایشان شامل باشند آوری جماعت مذکوره مطالبه میکنند که رعیت بحقوق برحق خلیل خود آزادی نداشته اسمبلی (مجلس ملیه موجوده) دستورالعملات بالو بطریق معاطات بلدیده مانند موافق مرکز نداشته در امور ملکی کارروائی های شروع میگردد بدون کدام فایده رواج مجری است مت ازین وحکام مطلق العنان نباشند. قانون جدید مجالس نظامی بمبئی (۲) نومبرـ امروز شام جماعات سوخه های ایك مجلس منعقد نموده تا بر حکومت حالات نظام قانون جدید بنگال غور و خوص نماید ـ چنانچه لندن ملاقات ساعت و نیم امتداد ذیل را منظور نمودند ۱- این مجلس بحیثیت نمایندگی جمها های هند اظهار می نماید که از سربه شوپوش و عداوت برای هندستان کاهی سوراج حاصل نمیشود ـ و اکر انقاد مجالس مخفیانه وجود داشته باشد انرا منظور ختار که میسازند این سرکار کارروائی کوونر برنق بنگال که ازین جدید ترمیم ضابطه فوجداری بابت ۱۹۰۸ را ناکامون نفرین ملامت نماند وانرا نا پسندیده اید و جزاین قانون غیر معمولی که براه راست بر ازادی انفرادی حمله نمودن است بدون منظوریکه مجلس قوانین هند نافذ بنایدش. (ب) مجلس هذا براین سخن تاکید میکند که قانون جدیه مذکور فورا رفع و کرفتاران باعزت آن رها کرده شود. (ج) این مجلس تصمیم گرفته که قانون نمبر ۳ بابت ۱۹۰۸ که از روی آن حکومت میتواند اشخاصیکه برایشان شبهه جرایم عام باشد بلا در یافت محاکمه بیان در حده کوفتار نماید فی الفور دالیه موقوف کند. این مجلس یقین میکنند که سوراج اساسی که در هند رونما شده محض ازین است که حکومت از حقوق غایة ایشان افکار کرده است و علاج و موخر آن این است که نهایت زودی سوراج قایم کرده شود. فتوحات احرار مرکش بمبئی (۲۸) نومبرـ هسمایان شاه که عده کثیر افواج هسپانیا که بالغ برده هزار نفر بودند بیک ترتیت علی از ستیو ان بدارالعقوبه که بفاصلة کیلومتر از ستیوان واقع و آباد است بر ہسپانی کانیها و زیاده از سه نفر مقتول نشده اند. از روزیکه جنرال مرینودائی نام مختار سرداً این جنگ را در دست گرفته بخشه معتاد حوزه و ہنگام قا نونہ ہسپار دیها مجاهدین سرهوش بند و برکاته ننو ـ افواج هسپانیا راست ناخته اند و جنرال مکامار ، اسپیر نامه منظومه داکتر برده باره سردار افواج هسپانیا بر تا خراج کود داکتر امود ظاهر شده است که مراجع اراف معاوضه خراج کویر کبرگ زگه اطلاعا الیوه دا یکی کسی خرچن خود شیر کوع بام بہادرانہ ترقیضانہ بامردانہ نشان دانشد اخیرین خبر از سمت جنوبي قبلار قم قد و شماره بود که نقطه بغاوت جبال محمدود یکوشش و مشکل در ری خیل جادران ـ انیما ـ بعد از تکمیل کاپنی کله سنه اطلاع میدهد که قایم غره وملکان وکلان شخص معلوم میشود که در سمت جنوبي بغاوت کرده بود و حکومت هند اور ار و پیه کلدار میدادند تا او در سمت جنوبي بغاوت نماید اما فایده نکرد و پشیمان شده خود را بدست حکومت سپرده از تقصیرات و بغاوت خود عذر و الحاح نموده پشیمان گردید که ای کاش ما این کار را نمیکردیم : شاید که ایما نام طایفه ای باشد از طوایف افاغنه و یا کدام رئیس ایشان : در ینحالت چنان شخصی که نامش معلوم نیست عذر تقصیرات خود را خواسته : و خود را با تباعیت حکومت هند سپرده است : و بعضی طوایف دیگر نیز متابعت ایشان کرده : لهذا مقصود ازین عبارت این است : اما بموجبیکه اخبار نویسان انگلیس از ینطوایف افاغنه که در انطرف سرحد واقع اند بسیار میترسند و اینطایفه را باشکال و صور مختلفه یاد میکنند : لهذا ترجمهٔ ایشان نیز بخوبی مفهوم نمیشود : اما خلاصه اش همین است که یک شخصی از طوایف افاغنه که در انطرف سرحد واقع اند و سرکار هند با ایشان بسیار در تشویش است : خود را بشفاعت سپرده و عذر تقصیرات سابقه خود را خواسته است : --- page 333 --- شماره ۱ مجلد اول جزو لا یتجزای سراج الاخبار چهارشنبه ۱ با دل روشن نباشد حاجت شمع و چراغ از طبع آقای ابوالقاسم ذوقی از محررین سراج الاخبار دار خاقان صرف غفلت کی بعصیان روزگارت میشود عقل کی در دام عشق موزه گارت میشو گرت در غفلت دلت چون مویت همچون شیر وای اگر این حاصل لیل و نهارت میشو از علائق دل ببر ورنه بسان مرغ حق اندرین بستان سراسر خار درت میشو نا به بند رشته چون سر آزادی مجوی کز تعلق عقده هر دم بکارت میشو گر ز لوح سینه ات نقش علایق بستی سیر پنهان حقایق آشکارت میشو تا بچشم دل ببینی آنچه آن نادیدنی است لوح خاطر گاه فکر آئینه دارت میشو خویشتن را گر برون زین چار دیوار افگنی جای آسایش برون زین حصارت میشو لیس للانسان الا ماسعی گر خوانده شیر گردون انج فی از گوش نظارت میشو از حمایت زیردستانرا دمی گرنیستی باز بر دستی فلک از بینهارت میشو دستیار ناتوانان باش تا داری توانی کان بگاه ناتوانی دستیارت میشو با دل روشن نباشد حاجت شمع و چراغ تادل روشن چراغ شام تارت میشو در جوانی گر بیاموزی ز پیران معرفت سختی سست روزگار آموزگارت میشو آنچه از بعد تو میماند بجا باشد سخن کان بردن زیست مزارت میشو گر بیابی شو ذوقی ذوق علم و معرفت صرف تحصیل دانش روزگارت میشو --- page 334 --- شرائط اشتراك قیمت سالیانه ششماهه در دارالسلطنه کابل ۵ ۹ سایر محلات افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ ورقه آدرس سفارشی ۱ ۲ بدون امضا و علیل وجه مکتوب و مقاله در اخبار چاپ نمیشود. اجراى صیغه جمع و تفرقه این اخبار بتمام مأمورین پست است اوقات چاپ اخبار این اخبار فعلاً در ایام تعطیل مکاتب که روز های پنجشنبه میباشد در هریک از پایتخت سلطنت ادای میگردد. امور تحریریه نگارنده سراج الاخبار افغانیه در دفتر اخبار که در اداره مکتب حبیبیه است انجام میشود. اصلاح و علامۀ اختتامیه با ارادت اشتراک و رسید حواله پولی و تصدیقنامه های از جریده اخبار ادات میشود. مدیر الجراید نگارنده محمود طرزي سراج الاخبار افغانیه حقیقت جلد ۱ کابل پنجشنبه ۲۸ قوس ۱۳۰۳ ش ۲۲ جمادی الاول ۱۳۳۳ ق شماره (۵) یک یادآور مقدس و مهم اتحاد کلمه‌ایست که موضوع هزاران مقالات و درسی‌ها نویسندگان دنیا واقع، ناطقین منبر بر قوم و خطابا با پای فزا در اطراف آن ایراد نموده، و نویسندگان هروقت، مقالاتی درین باب نوشته اند، صفحات جراید نیز تحت عناوین تحفظ اتحاد و اتفاق در گوش زد طالبان نموده اند، ما درینجا قصد بسط این معنی، و تشریح کامل این کلمه نداشته، و علاوه ثمرات اتحاد را بحدی واضح و روشن میدانیم که فرصت بیاناً نمیدهد، بزرگترین برهان این مدعا جنگ بین المللی اروپاست که می بینیم، در نتیجه اتفاق چند مملکت، مقابل اتحاد چند دولت دیگر چطور آبادیهای را آتش زده یک تخمین عظیم قابل جبران بیامعه بشری وارد اورده آبادی ها را خراب و ویران کرده، بیوه بانوان و بچگان را بخاک هلاک انداخت، و باز نیمی از جان دولت دست از اتحاد بخو برنداشته (غرض ما از اتحاد یگانگی است، چه سود دو شخص یا دولت را گویند، که معاملات و مراوداتشان با یکدیگر برادرانه بوده، از روی قلب، یکدیگر را دوست دارند و در غم شریک در شادی هم شاد بوده، از حقوق حقه یکدیگر دفاع و در حوائج یکدیگر از جان و دل حاضر باشند و در آسایش و راحت یکدیگر کوشش نمایند، بالاخره دست بدست داده برای ترقی و تعالی خود کار کنند باین تمهید این مقدمه برای آنکه از راه منطق مدعای خود یعنی لزوم اتحاد ایران و افغانستان را برای یک اتحاد نظامی در نیز واقع که دول اروپا برای محو ملیت آسیا کمر در ان بسته ثابت کنیم. بایستی یاد اور شویم که اتحاد و یگانگی خصوصا بین جامعه دو مملکت وقتی مصداق و حاجت دارد که آن دو در زندگانی اجتماعی یک جهات ما بها الاشتراکی داشته باشند، و در همینه اتحاد کلیه متناسب بست با شدت و ضعف مشترک یعنی بهر اینجهاتی بیشتر و قوی تر باشند، اتحاد برای آنها ضروری تر است، تا جائی میرسد که مقتضیات وقت اینکو یا سر رشته --- page 335 --- بديهي است یک چنین دولت و مملکت من حيث الشان و وحدت منافع دارند، و در مقدرات اجتماعی و سیاسی نیز در همدوش و شریک اند همانطور که در فوق اشاره شد اگر قریب تر بچشم حقیقت نگریم افغانی، ایرانی و ایرانی افغانی است، دیگری و نهایت در سابق دشمنان این دو ملت یکی بوده، و حالا همان بساط هم یکی است چیزیکه هست بعد از جنگ اروپا این دو این کرده مملکت متدرمی از خواب غفلت بیدار شده، و بر استقلال که در جوف از میان بر داشته اند پس از رفع موانع نیز نو اسلامی اتحاد از طرفین بجنبش در آمده، روابط دوستی ان نتوانند است. سفرایی بیکدیگر بمقر ماموریت خود مستقر و ساب ملت اسلا کارند، پاره قرار دادها و معاهدات مختصری نیز بسته ایکه آسی مراوده و رفت و آمد بین چنین زیاد گردید، در البستان حمل و نقل و روابط تجارتی تسهیل شده خان اف ما خیال میکنیم برای عملی شدن این یگانگی، از و یا با ازینجا شروع شود، که اولا هر جز و در ایران افغان کا بنه هیئت برای آزادی وطن مقدس، و آسایش در آرام خطه خا یک اتحاد نظامی بایستی با هم به بندند تا بتوانند از هنگی با ایرا طالمانه مستملکات طلبان دول اروپائی با تمام که خارجی ؟ خود جلوگیری از تجاوزات دشمن ملام نمایند بر حسب ثانیا دولتین بمشورت و معیت هم در مقام امور اداره این سیاست خارجی با سایر ملل مظلوم شرق بطرح اتحاد استقلال و عقد معاهدات نمایند، تا شاید باین وسیله بتوانم عمارت ا تمام ملل آسیا را که در وسط آسیا، یعنی آسیای محمد محوطه د ایران، ترکستان، کابقیه افغانستان، هندوستان در بار ایک چین، جزائر ساتر، یعنی جاوه، بر اعظم عرب و جزام مقابل دشتی افریقا، تا برب، مصر و مراکش که دهنه، اروپاست راحت و با که امتداد زنجیر بهم پیوسته اند متحدها بر این این تر دفاع حقوق مشروعه خود عملا حاضر بیایند این بنام درین موقع خطرناک، که پولتیک دشمن اسلام واضح کرد تمام فضای ممالک اسلامی را، تیره و تار نموده که وافق غفلت، و نفاق خود غرض مانه، بعضی از سران از ی قطعه ردیل ب ۲ سموم حیات این دو برادر را بسته با اتحاد و یگانگی نها طی مدت زمانی ابرهای تیره تسلط و نفوذ دشمن اسلا، مانع بود که با حیل و تزویر بین دو همسایه دو برادر شجاع برای بر داشتن بار خود جدائی انداخته، از جنگ عالم سوز که این دو ملت بهوش آمده بهمت مردان کاردان افغانستار مخصوصا بیگانه مرد بزرگ دوره حاضره اسلام اعلیحضرت امیر امان الله خان دولت افغانستان استقلال تامه خود را دارای اثر شرم بختی مدروزگار و انقلاب بجو آسیا عالم این مانع را برطرف کرده ایران و افغانستان بایجا داره اتحاد و یگانگی کوشیده و دست یگانگی یکدیگر داده این دو جامعه طبقی که در میان ملل مظلومه شرقی تنها دو مملکتی هستند که فعلا صاحب استقلال تامه سیاسی، و مختار در امور داخلی و خارجی میباشند، چطور میتوانند یگانه نباشند دو ملکتی که اتحاد این تنها بوجود است. - چه هر دو ساکن یک سر زمین جغرافیایی یعنی درشت واسع مرکز آسیا، هر دو همسایه و از حیث نژاد محورند در سابق که اجانب تخم نفاق کاشته بودند دولت رفیما بین این دو مملکت سلامی ابیاری نمودند، تا شاید بدین وسیله این دو برادر را از هم بازهم جدا نگاه دارند و نگذارند اینها از ان ابیاری استفاده کنند با این هم که صدای اسلام ندانست و بیقین دانستند که هر دو مسلمان و برادر دینی هستند و بساعی وطنی بتوانند اعلیحضرت امیر امان الله خان اره تعصبات عصبية طائفیون که اجانب در خت آنرا آبیاری کرده بودند، از میان برداشته شد. تا این درجه که عمل شود که اتباع آن دولت مثل سایر ممالک محد ثه از هر جهت در حقوق مدنی مسا و و شخضا محترم است انجا بیگان که از هر جهت نزدیکتر از سایرین میباشد مذهبیم هم انت روزبان رسمی آنها بهمان زبان شیرین فارسی است پس جامعه ملل افغان ایران که از ساعهای دیرین بوه و محنت یک فشار ستم دیده اند یک چشم کشانده با یک قوه جابره پغار تر حشم بیدار گردند. --- page 336 --- (۵۵) خلاصهٔ اخبار جریدهٔ سراج الاخبار شبكه ۲۸ قوس عثمان دقت را اسم شمرده جا بجا برادر مسلمانان کوشن مقدور دفعیهٔ دشمن اسلام مشغول کند ان شاء الله تعا قریباً باین حضرت خیر الانام میباشد، بعقیدهٔ ما برما است ، الیوم ، از سیلاب قشونی دشمنان اگر مسلما نا میبرند و مالی و مال بسلامت بابر سرند، و شئونات خود را در مقابل این دو کر دیا سه نیز حفظ کنند، ناچار بر آحفظ قومیت و حواس استقلال مملکت اسلامی خود بازماندهٔ دولت عظیمهٔ افزون اسلامی با هم عقد یک اتحاد نظامی بر قرار نمایند ی بازمان تا بتوانند در موقع خود، در دو سیلابها یل اروپا، سدا مز بور است آهنی اسلامی خود بایستد. اگر ایوان، افغانستان، شد فنی آسیا ، از آسیا ئیان شمرده، آنوقت پندار در آورهٔ ایشان با ایشان نیز بدست و باز دن آغاز نهند نیان باز وا برابطه در آوردند، و همانطور یکه آسیائیان می، با اروپا را از دست اروپائیان رها نسازا حیاستمان اند بر سر امروزه سیاسیات دول اروپا را بنظر قد اگر آسیا و احاطه در نگر نتواند گردید که نتیجه این همه کشتی با و خونابهای دیوانی ۵ ملیونی قشون ، علیا روتا منافع، برای انهدام دول آسیایی است. پس بر اساس فقها سیاست. بر همه اهالی آسیا لازم است ر محفظ تا از دست اتحاد را داده طینت، و قومیت و و اتحاد استقلال مملکت خویش را تحت لوایک اتحاد چنانکه میتواند عبارت از چین، ایران، ژاپن، ترکیه، افغان بیا ی عصر، ملحوظ داشته و بدون فوت وقت مامورین بصیر خود را شان دار معاً دیگر بفرستاده عقد یک اتحاد محکم آسیائی را در عور تم مقابل دشمنان اروپائی خود بنمایند تا این قطعه بزرگ راست امن و از آسیاسیون اروب محفوظ بماند. یحیی این قطعهٔ چرک تنها از طرف غرب بقطعهٔ اروپا چسبیده است. ارند و اطراف دیگران را بحر احاطه نموده آسیایی است. اسلام در این یک یکال مربع غیر معظمی را نشان میدهد که قطعهٔ ن بایدی اروپائی در برابر جرب، با این قطعه بسیار محدوده میشود حیات در این این قطعه از استوا در دیده بحر منجمد شمالی ، و جهات جنوبی آن بابحر محیط میگردد و جزائر ان بسمت غرب تا باکوهها اورال و قفقاز نقطه اروپاو وجهت شرقی آن بابحر محیط در میآید دراز این قطعه از ساحل غربی اناتولی تا بابنا بر نگ که نسبت فراوان داخل حسان نباشد (۱۱۰۰۰) کیلومتر مک مسافت است که تقریباً چهار ماه و اگر شبها و فراز طویل و کوهآ آن نیز داخل حساب شود از پنج ماه نیز بیشتر راه میشود برهائن از دماغه (ژولسکین) تا بدماغه (کوموقن) دو ماه را راه میشود جمله مساحه سطحیه آن (۵۳۰۰۰۰۰) چهل و پنج ملیون کیلو متر مربع است به نسبت که چهار و نیم برابر قطعهٔ اروپاست در این قطعه بزرگ که (۸۰۰) هشتصد ملیون نفوس می گنجد ایا غیر با بر با پذیری رواست قرارداد یا قایل تحمیل و وضوح شدرا مکتوب وزارت جلیله محرم شخصیه قراردادیکه میرزا محمد شفیع و میر محمد قاسم الداری مجمد مقیم تجار بگرامی و میرزا محمد هاشم قاغانی و میر محمد قاسم را با ست تحصیلی وزارت جلیلهٔ حریه انقضا نموده بود نده خودشان نتوانستند که بتکمیل قرارداد خود موفق شوند، از این جهت که نفع نظاری از نظر یه جریدهٔ حقیقت که در باره انقطاع قرارداد مزبور که فائده از ان بجز از پریشانی امور دولتی و خرابات مرتب نشده بود، ریاست تحمیلی مسرت میکند. و از شرح نظریه خود و آن جریدهٔ بی آلایش تشکر دارد و مسئله ایکه مشعر از فسخ شدن قرار داد ه فوق بود بطور مقتضایت ادارهٔ حقیقت مرقوم شده اسلام. اعلان قا دکاکین کا رز و زار نجار دکاتها که فی الحال بورزار نجاران قرار داده آورده دفتر و دوکانها و دکانگر دیگر بکا سها و بقال حصته الی خریدار و دو سلف با ماکوش تذکره جویاند و بعد از و عدیده بر و خط خرید میتواند حصه بی بی مهربان ..... بیاب دکان ناله مرها داند میشود باما و کفش فروش که در آن سه حصه تاوان هم شد عذر و بهانه قبول ندارد در اینصورت هر کس که باشد مقصر بحضور عالی میشوند دیگر بانه نمانده دانند هر کس عهده دار کار خود است. در صورت عدم حضور عذر کسی مسموع نمیشود این اعلان برای اطلاع عامه طبع شده است. --- page 337 --- شماره ۵۵ جلد اول سراج الاخبار حقیقیت کابل سنبله ۱۲۹۸ شمسی اطاعت شیخ محمره طهران (۲۰) نومبر ۔ امروز از دائره ارکان حربیه ایران بدریعه انتر اخداعه یافته که شیخ خزعل (محمره) بحضور صدر اعظم ایران عفو تقصیرات گذشته خود را خواسته برای اینده اظهار وفاداری نموده است فانظر باین عضو انشاش کرده است. سردار سپه برای این خصلت او را بشرطیکه او کاملا مطیع و منقاد شود عفو فرموده است. مطالبات بطانیه در مصر حکومت برطانیه نسبت بقتل سر دار بحکومت مصر و جنرال سوڈان مطالبات ذیل را نموده است :- اول۔ حکومت مصر در باره قتل مقتول محبط بریتانیا معافی بخواہد۔ دویم۔ برای کشف حقیقت این جرم تحقیقات و تفتیشات کامله بعمل آورد و در تحقیق و تفتیش مذکور بیحولی کار کند۔ و مجرمین این جرم را اگر چه دارای یک جمعیت باشند، مجازات درست داده شود. سوم۔ ہم از حالا ہمہ مظاہرات عامہ را سد و بند نماید. چهارم۔ برای حکومت برطانیه پنج لک پوند بطور جرمانہ تادیہ نماید. پنجم ۔ در ۲۴ ساعت حکم اخراج ملازمان افوا[ج؟] طائفہ مصری را از سوڈان صادر نموده مذاکرات نظارت این مواطہ را در اثبہ انتظار بکشد۔ ششم ۔ اعلان کند که حکومت سوڈان رتبہ [؟] محکمہ را اضافه از لک فیدن حسب ضرورت نامہ دو غیر محدودہ وسعت داده میتواند. ہفتم ۔ در داخل مصر حکومت عملی آنجا در مسئله تحفظات مالک دار بندید ہر گونہ مزاحمانیکہ در داخل مصر بعمل آوردہ شد ننماید. ہشتم۔ اگر حکومت مصر برا یے تعمیل و قبولے مطالبات فوق الذکر تسلیم خم نمود ۔ حکومت برطانیه برای تحفظ مفاد خویش در مصر و سوڈان ذرائع مناسبه اقتدار خواهد کرد. میگویند کہ کابینه زغلول پاشا استعفا [؟] نظریہ جرائد نسبت بالی حجاز اطلاع مییابد : که اگر حکومت برطانیه در حجاز بزور اسلحه داخل حوادث میشد، یک خطایی نا قابل[؟] او بود که از ان اقتدار و اعتبار شریف در عالم اسلام با لکلیه زایل میشد، جریده دنیا نیوب در کشف شکست ہای انگلیس، انگلیسہا را از این ادعایی[؟] خارج نموده حال در عراق نیز حالت او خطرناک شده. انگلیسہا یونان را بر اناطول گماشت و او را هیچ امداد کافی نکرد، اخرالامر ترکیہ او را بایک دمہای شرمناک از اناطول خارج نمود. مختصرا اینکہ در ہر جا سازش ہایی انگلیس عقیم میشو واقعہ ہا نیکہ جہالت او را در گردن میزند نا کام ثابت میشود. غلطی بزرگی که از شریف حسین سر زدہ اعلان خلافت[؟] کہ قبل از مشورہ عالم اسلام بقبول آن اقدام نمود. از جوانب[؟] ظاہر شد و فعلا کہ انگلیس برای حفاظت جده ایستادہ غیور و دلیری[؟] سخت کینز و در ناتوان بود۔ و سقوط حکومت شریف یک پیام[؟] سیا بر طالوی است- جریدہ دیگر ہدائت میکند عدم مداخله انگلیس در حوادث حجاز از انست کہ مشیر مکڈانلد در سیاستے کہ لار کرزن، ہمہ شبالدون وضع کردہ بود[؟] نبود و سقوط شریف حجاز عنقریب در التهاب [؟] اثر پیدا کرد و بمتخالفست مصر، قوت زیر دست[؟] جرائد روسیه ذرہ و آفرین عربستان کالم [؟] راجع با عمیلہی که برطانیه امر با عرب برا نفا کردن[؟] اتحاد یہ اعراب بجنگ یکدیگر واگذارید نخواهد شد [؟] --- page 338 --- {قیمت اشتراک} مقام سالانه ۶ماهه {در پایتخت} ۹ ۵ {در سایر ولایات} ۱۱ ۷ {در خارجه} ۱۵ ۸ {قیمت یک نسخه} ۳ {پول} مراسلات، اخبار، مقالات و مضامین مفیده در اداره نگارنده به کابل پذیرفته میشود. باجرأتهای علمی و صنفی مخالفت نمیکند عنوان هر کس هم بی حقیقت {مدیر} {صاحب امتیاز و مدیر} این جریده یومیه انتیعطیل در کابل که در جمعه میشود و بدیگر مقالات در پست حفظه ارسال میگردد. امور تحریریه بنگارنده حقیقت « ارسا و مقالاتی واصله در اداره ماند جریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشارش آزاد اشتراک بتوسط خواتین دولتی و صغیر نقدی از همه جا قبلا دریافت میشود. محارثه ببرهان مبین کشائی جلد (۱) کابل دوشنبه اول جدی ۱۳۰۳ ش ۲۵ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق شماره (۵۶) ورود سرکردگان پیما به حنفی بکابل چنانچه در شماره اسبق خود گفته بودیم اینک تمام سران سرکردگان بغات پیشه بازنگهای بریدہ و کفن در یدہ و مجرمهایے بلامت کشیدہ بریاست آقایے عبدالاحد خان یمین دارد مرکز گردیدہ عنقریب شرفیاب اعلیحضرت معظم غازی نائل شدہ قلعت اسرع ایمان را در بر و کلاه مراحم و شفقت پدرانہ شہنشاها افغان را بر خواهند کشید ـ و ہم حضرت آقایی غلام محمد خان وزیر داخلہ حسب الامر شاهانه از غزنین عازم مرکز شدہ دو سہ روزی در وردک مانده تا جمعه آیندہ وارد کابل خواهند شد ـ جناب غلام نبی خان معین نیز از گردیز خواسته شده اند تا در وزارت جلیله خارجیه مصروف خدمات خود بوده، عوض ممدوح آقایے محمد غوث خان غند مشر بقوماندانی انجا امتیاز یافتہ است ـ نظری لولیکان میرزمانخان بومشر با یک قطعه دیگر از شکریے انجا فاتحانہ و کاملاً از فتوحات شاندار سمت جنوبی و گوشمالے بغات منگل و حدران دارد مرکز دارالسلطنه افغانی گردیدہ اند کہ بعد از پذیرش و ملاقات اعلیحضرت غانیے مسرورانہ عازم مقامات خود میشوند. حضرت اجل افخم وزیر صاحب حربیه نیز در صمد داغد یعقل و ضمانت از باغیان بوده موجبات تسلیت و دلای اہالی و مسکونین مقامی انجا فراہم می آورند. --- page 339 --- سنا (۵۶) جلد اول سراج الاخبار کابل پنجشنبه ۲۱ جمادی الاول همه اغراض خود را می پرستیم زرند پادشنان شیخ و زاهد شد این درد را علاج بجز اتحاد نیست تشکیل احزاب متعدد، و تأسیس افراد غیر واحد، و دسته دسته شدن اشراف، و طبقه طبقه گردیدن اعیان، اگر برای تعالی و تقدم پیشرفت و انچنان مرام حره مآبانه مقدسه باشد، که آزادی حقیقی، و استقلال واقعی، سیادت اصلی، و سعادت موروثی مملکت افغانی ما را متضمن مشتمل - پس بعقیده عاجزانه ما نی! بلکه در واقع این امر نهایت است نهایت عالی و افکاریست زیبا و قابل همه گونه فخر و تباهی - زیرا بدیهی است که این مقصود محمود بدون اکثریت پارلیمانی، و داشتن دست عمل غیرممکن خواهد بود - احزابی که در مجلس وکیل ندارند و جمعیت هایی که مقدر نما که یک حصه مهمه پارلیمانی را از هم خیالات صاحب مسلکان و رفقای خود تشکیل کامیابی در کنار حتی نخواهند توانست که یک قدمی رو بموفقیت در پیش گذارند بایستی که اولاً در سرتاسر مملکت از طبقه ادنی تا دسته اعلی یک اتحاد و متفقت و اتفاق برادری و دوستی صمیمی و محبت و یگرنگی حکمفرما شد - و الا اگر برخی حضرات خیلی متمایل و دلداده رقابت و فرقه بندی و احزاب پروری باشد پس این رقابت و احزاب راست و چپ و کند و تند همه باید تنها تنها در امورات پارلیمانی باشد و همه باید روی اصول و زمینه ترقیات اتخاذ چنان اصول و طرق و اسباب مسائلی باشد که تحفظ استقلال و پرورنده آزادی ابنای وطنی را بتوانند بعهده گیرند. متاسفانه در مملکت عزیز کلمه حزب و جمعیت هم متبذل گردیده و مانده مقتبسات در اکثری از موارد سوء استعمال شده است - در عوض جلا دادن برای شکست دست خیانت پرست دشمنان ملت و ملکی بجای فداکاری و جان سپاری در راه اسلام و آزادی در بدل --- page 340 --- شماره اول دوشنه ۱۶ در امورائیکه تعلق بترقی و تعالی و مصالح مملکتی است، عوض دست گریبان شدن با خائنین و مسببین تیره بختی، بجای بذل مساعی در قطع نفوذ مداخله دشمنان ترقی و تعالی مملکت افغانی و ایجاد روح شهامت و جسارت در عموم طبقات بگوشت و پوست یکدیگر افتاده ایم - این دستها ئیکه میباید بخون جنایت کاران آلوده شود، این ناخنها ئیکه بایستی در خون کسانیکه مارا سالها از ترقیات ما بعقب نشانده اند فرو رود، این حربه های که فقط و فقط در جگر و گلوی سیه کاران خلانیده شود این ضربها و لطمه ها که باید پیکر ستمگاران و سیاه روزی این مملکت اسلامی وارد اید۔ بدبختانه تماماً صرف خودمان شده، و این قوائیکه دست طبیعت برای انتقام از گناه کاران جامعه گذاشته تماماً بخرج خودمان رفته، عملیات و اقدامات برجسته خود را از دست خود عقیم و خنثی گذاشته بدست اعدای استقلال و آزادی و دشمنان ترقی و تعالی خویش موقع میدهیم - بلی! این دست بردنی است! که بتوسط دستها خیانت رشته با اتحاد و حبل المتین نقات ما را بریده و آن مظلومین بجان مال و ناموس چله گیرشان می افگند، تا وی از حملات و دستبرد شان محفوظ و مامون ماند - آری این همان صنیع خیره سر و این هما سیا تسلط و راو ست که بیگانگی و وحشت ما را بر علیه سیاست خویش نپذاشته و بر اپستی و فروتنی ملت مظلوم و عقیم ساختن عملیات دولت و دور کردن اجراات آزادی خواهانه بطریق سره و غیر معهود ما را بازیچه و لعبه چال باز و حرام زاد و انتریکای فریبنده قرار داد در ظاهر الاصول میخوانند و در باطن بموفقیت نقشه سیاست و کامیاب انتریک منافقت خویش بتور تشتت و اختلاف و کشتن و خشن در بین مادر خروج و تلاطم است مسرورند که با نجو د مشغول بوده عاجز که با انار پلیتگان او شاید د افته بطبق وظیفه سوالپرست و اخفائیت از تجاوزات طعنت کارانه و تعدیات ظالما آنان جلو گیری کنیم، بلی دشمنان باختلاف ما را با کمال شعف و انبساط تلقین کرده کف زنان پای کوبان نجوما بدین کامیابی خود مبارکباد میگویند ولی عده از ما ها هنوز در خواب غفلت بوده و تا حال نمیدانم کدام دست است که ما را با اینطریقے انطرف میجر خاند۔ هنوز حس نکردیم که امثال این اختلاف و جزوی --- page 341 --- دوشنبه اول جدی جریده سراج الاخبار شماره (۱۰) چیز خطیر میبلی برامکن است (خاکم بدهن) متوجه ملت مملکت یکی نمیشوند نمیدانم کیست تا ما بازرسیده بآنها را بیدار و تازی بانه خفتن بر میکند در تدارک امور بدنیوی و صاحب قند و احکام بیداری الهی نباید در مقام مواقعه مختلفه مسامحاتی کرد کب این اختلاف اختساف متوجه ملت مملکت شده مشاہد بگر دا یم و بیائی که ایک در این گونه بدست بیاوریم و هوز در کندا دارای روز کار سیاه دفتارتها دفته بوده دست گرفتن یکدیگر متی مراجع ترقی مملکتی بالاتفاق دسته با تحف فرظله اولی فلا خیل در و اسلام و شرف دین مبین اسلام خدا سار به بدر کادات بیخلافه او میامیده و از سنیت عموم مسلمانان این نگارنده مسکین بوالدین در مقام تحیر داشته و ار سرگردنی در مجلس تفکر نقطہ مثال در ارتحال شاخ کل نوشگفته فرو ریخت از حد یار ماتم با خد انحسان بست. که مشهود این واقعه جم اندر در و کلفت و تعزیت افغانستان باشان تقدیم بدارم چونه در سلار داکتروانا حادثه جگر سوز را چگونه اعلام نماید و بیقوت در قید کتابت طرف بیتر حجه ملکہ کا بینانات والا جرت به شهزاده به اند آرد تقریبا ساعت یهو شب جمعه ۲ قوس ۱۳۰۲ شتمال برده جریج سخته و ندارم که بواسطه رعائت این مقدرات معصوم جگر چون امانت در چنگل دلپسند نشا نانخه مصاحبه عصمت جلاوت تعزیر داری انعقاد داده خودم را با مامورین خوانین زانیم زمان گرفتار تطاول خزان کردیده از شاهران کل انیش دولتین یاوه دارم - زیرا که فانکوه داری بنام مرده سفر میاری ( خالقی المنوی) بجموته ساکنان قدس برین در حصور (۱) استرحام متوحی (۲) تسلیت بازماندگان - حالا گو متوطنان ( اعلی علیقن ) پیوست و این طفل خودش معصوم است حتی خودم امید شفاعت خواهیم سر و قاز بو دار باغ بشارت که زومبیل سحر موج ریم آمانش د من بنز کالا دین واقعه تسلی بوده فقط اکیش کاش او را بوجود نان علی باغ فردین کا ایک جانور کا بر روی قا دستاده در خدمت شما است و این مملکت کلمه شیم و لیس - در آندون تقریبا ساعت روز جمعه قوس بود که هموم و زواله وا عتمه کلی و آقای شیراحمد خان رئیس شورا دولت نطقی از مدارج درمان قطار ی پر از ارکان بنازه آن نو باده گلزار ا ابده که چار سال پدر دانه نسبت بتائید کلمات بیانیه و اظهار حزن و ملا در اغرب عمرو در شرع لا د نش حصه گرفته بودند با مقبره باب عموی را بر و فاحسرت ایات این شہزادہ انچنان در بر انوا ترکیر دشانہ داو ابا ملاحظہ کند بعد از بنازه ، ذات شاہانہ خاتمه آن را بدعا ترقی عالم سلام حفظ افغانی سلامتی و بینا نطق موثر نهایت رقت اور طاقت فرسانی را ایراد دوست مسعود این پدر نامدار غازی با که قائد عانه نیم ترقی انا در خاتمه آن مطالبی را فرمودند که ماحصل آن تقریبات چنین اتے مملکت افغانی است با تما عیوم حضا نمود . پس اران بدارم گفتند کنید که این خادم ملت افغا ت ا و زنانه این فرزند تدفین آن شہزادہ معصوم در اساسا برد افعانه معصوم خود ملول و متأثر نیست ، زیرا که در بین امتیاز فرونیکا حقیقت و تمام فاربقین آن با تمام افراد قشونی بورز بنیا و اولاد بنیه که الفالت از دنیا علم است از خدار بر سر مریدا راد بر حسرت این شاهزاده از عمیق دل حلول و محزون بود. زیادت شانرا خواستارم، یک طفلک معصوم از من مراحقی قرار فرمایشی که اعلیحضر در این مور و فرموده اند جز بر ا بد دین پیوسته که از ان از شاگر فتہ ناگداختی فرزانه سرد و اشیار رسانیدن لازم ندیده تنها در ان ارشادات با همیمت خلاصی یافته است و آنچه نذر و عقیده پہلوی کہ دارم تمام مبتوا بود از ته دل ترقی اسلامت و افغانیت بصحه سلام از منفعت دینی و اجراختر و من نیست من از همه شما علمحضرت امیرامان الله خان با خواستارا بوده برات حضار محرم کہ با من همدرد را اظہار نماید و عم شریکی میکنید با برا ملکه منظمه افغا ن با وجدته مکر مه و دیگر با زمانه کان آن شہزاد ممنونیت میکنم در از خدای خود شمار قوم ملت افغانرا با خرو صبر و تسلیت و ا از رب العزت مسئلت داشته بدعایم که آنا --- page 342 --- {قواعد وجوايط} این اخبار بغیراز ایام تعطیل در کابل ہر دہ بعد نشر میشود و بدیگر مقام در پست خطه ارسال میگردد. امور تحریریه بنکارنده حقیقت ارسال و مقالات وارده در اداره باینده جریده نداند راج و اصلاح و عدم انتشارش ذات اشتراک توسط خزائن دولتی و بصدور نقدی از هر جا قبلا دریافت میشود. شرح اشتراک حقیقت مقاما در دارالسلطنه کابل سایر ولایات افغانستان ممالک خارجه وزرا و سفراء قیمت هرسال باپوسته ۵ ۷ ۸ ۱۱ سالیانه ۹ ۱۱ ۱۵ ۲۰ بنا شرکت - ارسال و علما و طلبه معاف ۔ برائے ہمہ گانها درج اعلانات کی تبادل ۔ با جز ایدلامی و مشرقی قیمت یکشاه نخواه کرس دوه سراج الاخبار حقیقت ج ۳- س ۱ مدیر نگارنده عبدالرحمن کشککی جلد ۱ کابل چهار شنبه ۳ جدی ۱۳۰۳ ش ۲۷ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق شماره (۵۷) کامیابی امان افغان بر مشکلات روزنامه نویسی روزنامه نویسی درکل ریاہت معاصر عالیشان مجله امان افغان در سر مقالهٔ شماره (۹) خود می نگارد : ۔ قبل از اقدام بروزنامه نگاری عقیده داشتیم که کار مزبور مشکترین کارها است و این عقیده ما درین ۲ سال محکم تر و راسخ تر کردید و مشکلات بسیار که سابق تصور نکرده بودیم خانه گی اندویی تجربہ تصدیق نمودیم دستور روز نامه نگار ر ہا عقیده ماست بلکه ہچہ روزنامہ نویسی مقده یہین عقیده دارند و میگویند روز نامه نویسی مب کارہا است؟ صعوبت ہای روزنامہ نگاری حر کے بہ قسمت عمده منقسم میشود. با اول صعوبت جوہر کہ بے تحرمین روز نامه تمام صفات و ممیزات مخصوص نوستن و قدرت قلم و تیزی ہوش و غیره را مالک باشند. تا بتواند افکار جمہور را بخود مایل نمایند، ہنگامیہ تمام این صفات و ممیزات و کفایت روز نامه نویسی را دارا باشند خیلی نادر است د وُم صعوبت محیطی برای روزنامه نگاری یک محیط آزاد عرفانے یک محیط سخن بشنو و سخن شناس میباید تا برای جولان فکر وسیع خیال روز نامه نویس میدان وسیع و زمینه انتخاب ہر گونه موضوعات و خریدا نمد یار باشد اما وجود ہچہ یک محیط مناسب در مشرق زمین ہنوز در عالم خیال است و ہمین است علت اصلی انحطاط و تا خران سوّم صعوبت جہاتی : وجود جہات زیاد از قبیل محرورین اقتدر، مطبع مستقل اداره خانه موزون کتابخانہ کامل و امثالی آن برای روزنامہ نویسے حتمی است که بدون یکی ازین مادیات پیچکاہ از پیش نمیرود . فقدان معنویات و مادیات فوق الذکر ہر قدر تیرا شد بر صعوبت روزنامه نگاری می افزاید و این صعوبات را روزنامه نویسان شرقه، --- page 343 --- شماره ٥٧ جلد اول جریده حقیقت کابل چکاشنبه ۳۰ قوس ۱۳۰۰ وسطی بنیر حسن میکشد. ذکر صعوبت ها که در راه روز نویسی ما موجود است مناسب نیست زیرا نا ما حسبت تا افوق را در اول وهله حسن و تقدیر کرده بر داشتن آثار جلو نمونه گرفته بودیم چیزیکه مناسب می نماید ذکر از میان رفتن صعوبات مزبور است که مقارن فقدان آن بهوا خواهان معرف عرفانی وطن اطلاع بدهیم، اینک در نتیجه دوسال زحمات و جانکنی های فوق العاده ما، امان افغان یک مطبع متوسطی و یک مقدار حروف جدید (۸، ۱٦، ۲٤، ۳۰، ۳٦) بنط و حروف رقم خط ترکی و حروف انگریزی را مالک گردید و ماشین خورد دستی آن بکار افتاده و این نومره اولین آن است که در مطبع خودش طبع شده و انشاالله بعد از بموعد مقرره پیش نشر خواهد یافت و دیگر ماشین های آن هم عنقریب دایر خواهد گشت. مطبع امان افغان، عربی، شرقی، عربی، افغانی، فارسی، ترکی، و اردو، و سه زبان اوروپائی: فرنچ، انگلیسی، آلمانی را طبع میتواند، از حضرتا که در باب مطبع با ما مساعدت نموده اند در آیه تشکر میکنیم ضمناً از برادر عزیز خود آقای سید هاشم خان مفتش محصلین افغان در آلمان که مطیع و حروف را با قیمت خیلی ارزان خریداری نمود و در ین دار گنجانه ها زحمت کشیده اند تشکر فوق العاده مینمائیم حقیقت :- ما در اخطارات فوق که این دلسریهای اهل علم و اکمال قلم افغانی مبادا وانان پرشگافدارنده آن را عرفان ضمیر را حق بجانب دانسته برین موفقیت و کامیابی و نفحه داد این جرئی دبیرسها تیکه الان خلاصه از مدتها ما تمنیات در راه تنظیم و تنسیق و بر محور اصلی آمدن و بر موقع شایانی شدن اخبار نامدار خود کشیده اند او شانو انتریک و تهنیت گفته، موفقیت مزید شانه را در خوبی و شل و زیبائی وصفات صوری ومعنوی و بر اوقات مقرره شایع شدن بمجله عالی را خواستاریم کابینه جدید ترکیه عصمت پاشا از باعث کسالت از ریاست وزرا استعفا داده، کابینه جدید ترکی در تحت ریاست فتحی بیگ تشکیل و شکری بیگ بست وزارت خاجی اشغال نموده است فتحی بیگ دستور کابینه خودراد جمله خوانده و مختصر آن نیست ، (۱) الغای محکم تاکو (۲) تهیه وسائل تامین تسهیل برای سرد های خارجی (۳) تادیه قروض داخلی و خارجی (٤) نگاه داری یک قشون محکم (٥) اصلاحا و ترقی سرمایه ملی (٦) محترم شمردن تعهدات سیاست خارجی و انتظار تصفیه منصفانه قضیه مو در مجمع ملل (۷) ایجاد رشته های دوستی دار و محکم روابط قلبی با فرنسه. دستور جلسه که دانی بکابینه بود باتفاق آراء مجمع تصویب گردید. خطوط تلگرافی در ایران مملکت ایران تا آخر سنه ۱۹۲۱ ۱۹۰ - ۱ فرسخ خط تلگرافی که ۲۴۰ فرسخ امتداد سیم آن بوده است تلگراف ٦٦٧٣٨ صله تیر اهنی و ۱۷۸۲۸ تیر چوبی نصب شده است و اغلب ای خطوط از ۳.. الی ٦ ملیمتری اس و تنہاہیم ۳۲۲۱۷ نقره مصرف در تلگرافی ایران لو حدید بنگال ۲۸ نفر اسیران کلکته که بموجب فارم جدید بنگال گرفتار شده بودند در و های مختلف شکم پاشی و در مقامات سرخ پولیس برای ایشان شد نظر میرسد بوده که در بی شان بی اجازه حکومت محلی ممنوع بدون استیدان حکومت از مقا مخفیه خارج نمیتوانست بشوند. --- page 344 --- جلد اول جریده حقیقت کابل جمادی الثانیه ۱۳۴۳ کابینه جدید وزرای مصر قاهره ۲۴ نومبر وزارت مصر بطور نمایان اعتدال پسند واقع شد فهرست اسمای شان حسب ذیل است : زوار پاشا صدراعظم و وزیر داخله احمد ذولفقار پاشا وزیر خارجه ابو سعود وزیر عدلیه صدقی پاشا وزیر اوقاف - صادق یحیی پاشا وزیر جنگ - یوسف قطنی وزیر مالیه عثمان محرم وزیر تعمیرات عامه سید ابوالعلی وزیر زراعت - نخلہ جورجی مطبع وزیر مواصلات کاش پاشا وزیر معارف. برطانیه روس لندن ۲۱ نومبر: ریوتر حاکمیت اسراسین چمبرلین وزیر خارجه انگلستان حکومت روس را بیک مکتوبی اگاهی داده نوشته است که چون محقق است مکتوب زینو ویف اصلی است برطانیه از تسلیم نمودن و منظور کردن معاهده روس و برطانیه که بتاریخ ۸ اگست امضا شده بود انکار مینماید و نیز تحریر داشته که حکومت شاهنشاهی انگلستان مضر براشاعت مکتوب زینو ویف از منظوری معاهده انکار نمیورزد، ولی از پروپاگاند ہائیکه جماعت کمونست علناً و حقیقتاً می نمایند شکایت میکند و مکتوب مذکور ثبوت است که برطانیه در اصلیت آن بقدر یک ذره هم اشتباه ندارد و نه درین برای او شک می افتد که پروپاگانده بالشیوک جاری نیست - حکومت سابق - حکومت روس را متنبہ نموده بود که هیچ حکومت این را متحمل نخواهد شد که در بر بادی او حکومت غیر پروپاگانده جاری داشته باشد، لہٰذا حکومت روس متنبہ باید شد که از چنین پروپاگانده های خرابی کن سرمایه داری برطانی دست بردار شود ورنہ نتایج آن خوب نخواهد بود حکومت روس جواب مکتوبیکه وزیر خارجه انگلستان نسبت بعدم منظوری معاهده روس و برطانیه گسیل داشته بود، اظهار افسوس کرده احساس اضطراب بی اطمینانی که در نتیجه آن متصوّرا راجع بحکومت برطانیه داشته اصلیت مکتوب (زینو ویف) بلا دلیل و امارت بوته قراء داده بر جعلیت و عدم اصلیت آن فیصلہ و تصدیق و بعد حکومت برطانیه را کہ تا حال برائی تحقیقات بکوٹی کور در ماسکو میباشد برهان و دلیل خویشتن ظاهر نموده است. عزیمت بکابل جناب عالی آقابی غلام حیدر خان لوگر بعد از دویم پایه توقف در قندهار و جدیت و فعالیت بسیار، با توجه (و دج) آقا محمد سرور خان نائب الحکومه قندهار کندک عسکری قومی از جوانان بیدار وطن عزیز ما جمع آوری نمود و چنانچہ قبلا قارئین محترم را مستحضر نموده بودیم، کہ دو منظم بصلح اسلحہ جدید تکمیل احضوب کابل رهسپار شده بود این و دو کندک منظم و صلح دیگر نیز تکمیل با سّہ عنقریب بکابل اعزام خواهند شد، اینک روز یکشنبہ (۵) قوس هردو کندک بعساکر مسلح پیاده و سواره با جناب عالی جانب کابل حرکت نمودند. (طلوع افغان) --- page 345 --- افتتاح مکتب صنایع صنایع نفیسه انقدر در سالے و طباعت و لیتوگرافی بسیار جهد و متابی در عصر حاضر با بدست مختار رسامی کہ کار و صنعت مسلم بدون ان پیش نمیرود. در اہمیت صنایع نفیسه در سالے مقالۀ مبسوطی در سامان اخبان انشاءاللہ نشر خواهد شد. لہذا ازین رہگذر پیشتر نمے سلیم جناب پروفيسر غلام محمد خان در فن رسامی و شعبه های مربوطه به آن. و فن لیتو گرافی رنگه وغیره چنان درجۀ عالی را حائز میباشند که موجب افتخار افغانستانیست و در اروپا ہم از رجال درجۀ اول این فن بشمار میروند چنانچه دو سال قبل از ین اروپا رفته در دارات صنایع نفیسه برلن فن رسامی و لیتو گرافی و چاپ رنگر را امتحان داده در نتیجه چند ما به زحمت کشی نمره اولی برآمدند و نام افغانها را بلند و افغانستا نرا با افتخار سانتا۔ پروفیسر غلام محمد خان بعد از ورود به کابل تشکیل مکتب صنایع نفیسه عطف توجه نمودند ولی بنابر عوارض و موانعی چند تا این وقت شاگردان برای مکتب تهیه نشد در این مدت ہمان دوسہ ماشین خورد دستی لیتو گرافی که برای تعلیم شاگردان و بطور نمونه از برلن آورده بودند بعض اشیا مثل نقشه رنگه تاریخی فتوحات اسلام در پورتنها رنگه و قطعه ہایے و دستمالهای رنگه و غیره طبع می نمودند ہفتہ گذشته روز دوشنبه حضور شاہانہ بجهت جایے بر وفیسر صاحب مایل شدند و از کار و مکتب وجوہ باشند ؟ بالحملہ تا روز چهارشنبه شاگردان و لوازم ضروریہ ولی کتب از طرف وزارت معارف تهیه و احضار گردیده برو چهارشنبه حضور شاہانہ بہ مکتب صنایع نفیسه تشریف آورده با حضور حضرت عالی آقای فیض محمد خان وزیر معارف مکتب را افتتاح نمودند. کار رسامے مکتب بحالت حاضره هم تا یک جایی بتو خواهد رفت ولی کار لیتو گرافی رنگه باین نشین تعلیمی حرفے نمیکند براے آن ماشین ہایی که برقی که دقیقه از (۶۰) الی صد گز ورق را با پنی طبع میکند و همه عملیات بتوسط ماشین اجرا میثور لازم است. بشیندیم که حضور شاہانہ خواستن این ماشین ہا و جمیع ما لنزم را منظور فرموده وزارت معا امرداده اند که غور نموده از اروپا جلب نماید. از اجرای این مکتب که ترقیات عرفانہ عمران مملکت وابسته بہ ترقی آن است خیلی خو گردیده از خداوند تبارک و تعالی دوام و مسنقر انا غازی ترقی پرور را کہ تمام امور را بنفس نفیس خود درست و اجرا مینمایند تا سالهای دراز از بی الکمال زمان در امان خواسته توفیقات و تائیدات ایزدی را همیشه برای شان نیاز مینمائیم رفتن وزیر صنایع با توپا بسمت مشرقی حضرت ملآ آقای فیض محمد خان روز شنبه ۲۱ برایما محض تفریح بسمت مشرقی رفتند. روز پنجنه دار وزارت معارف و مدیر ہا مکاتب بزرگ مربوط بوزارت و داع او شانیو ر ا تجمع کمد بودند جناب زیر صاحبا عیون خوایش پښتنے وزارت و توصیه اجرا مور در غیاب نان صاحب معارف را طی مفصلی نمود و در ضمن بر روی کارا اعضا وزارت بغایت نان اظہار عقیدہ و نظر نمود در الا یکتہ شروع کرد و چون تمام میشد و میگر نیل مفید آمون یک پیرایہ و عبار موثر و اظہار میدانستند. حقیقتا که خصون جناب زیر صاحب بکلی مطابق حقیقت بوده در یا دارد در نکوئی ذات و اعمال تمام ما مورین دلایات محمد مصطفی کمال باشا انجر بیست که مصطفی کمال جمیعت یکه فور حراین ار پوسته و بعد از شکست درین حرکت اطهار اخلا مامیلی --- page 346 --- >قواعد داخلى< این اخبار د رهرماه تمام شمسی د ركابل يكبار نشر ميشود مدیر انمقا م اداره پستخانه ارسال میگردد، امور تحریریه نگارندۀ حقیقت که در امضای مقالات وارده مجاز میباشد و مجرید در انطباع واصلاح و عدم انتشار آن از اد است اشتراک بتوسط بوسط خوانین دولتی و نقد بة تفقد آمده جا مجاز در یافت میشود <قيمت اشتراك> تفصيل مقامات قیمت سالانه کابلی افغانی دارالخلافۀ كابل ٥ ٩ داخل افغانستان ٧ ١١ خارج افغانستان ٨ ١٥ وزرا و سفراء ١١ ٢٠ شخصیکه از صادر کنندۀ جریده بسته را کاملاً بدست آرد مجانامى یابد اما مراسلاتي كه مصلحتى که بکندۀ طبع آید بگرسنده پس داده نمیشود ٧ حقیقت ٤ ح <اداره> نگارنده ميرزا محمد بن بهاء الدين جلد (١) کابل شنبه ٣ جدی ١٣٠٣ ش سلخ جمادى الاول ١٣٤٣ ق شمار ( ٥ ) برادران و اى گر بخته گر خام عزیزا اشعار است که از مجلۀ اشعار گزندۀ نوازشهای مستمره اومیطالی مستغنی موصول دست ممنونیت اداره حقیقت بوده است ـ از انجا که طبعاً این نگارنده با امثال این نوازشها کینی نداشته مقصود بجز از خدمت بملت و اظهار عبودیت بدولت ندارد محض اسعاف مامول آن برادر ها نیکه نسبت بشهرا رافغانیه در بن اشعار داده شده است اورا برخلاف کرات انطباع نشر انصاف داده در اعتب عطف خیالات مفکره وافکار و ان علاقه ابجد این شرح کو شیاد ملتن نوایسه ما به بندۀ گرانمایه و طواطن محترم ما امین دو دستگا و بدخواهان مملکت خواستار یم ـ م ـ ح ] گلدسته بود زین چمن احباب باشد مدد گار کسان کار حقیقت مستغنی از خبر نامد که مارین باشد بحقیقت ہمہ کردار حقیقت ارمش یسی مایه فخر است بکابل چون مینو نویسد سخن اخبار حقیقت نورادۀ اگر سخته اگر خام عزيزا شد عسق سجلی شرف بار حقیقت شاید که کند شکر بهر کوشه چوکو برگزتا خبار گہر بار حقیقت دانا و خبیر اند پر سر و نا بين جوبند تدوین با خبار حقیقت بموقع تجلی ست و مقامات کی گوش کنی گوش با خبار حقیقت دانی که شد افغان زچہ جو بامقا دانی ز چه شد خلق خریدار حقیقت از فکر جباباً ناخرد احمق انبیان ار زا برانوا رجهاندار حقیقت از فیض حقیقت که عادل انشو در کشور ما عام شد آثار حقیقت از مرحمت حشمہ غار نکہت مردم ہمہ کیان طلبگار حقیقت از لطف امیر شہ و ابنائ کی اب روشن ہمہ ملک انوار حقیقت ایش وجوان بخت جو باقوی نمودا اولاد وطن جمله بیدار حقیقت ار فکر حکمانہ شہنشاء معظم بات بحل علم در پی کر دار حقیقت طی کرده بجه تمو لیسی راه ترقی این مشعل ناز شتین پر دار حقیقت گلدست مالیم زباغ آو جمال از هر طبقات است هوادار حقیقت معمار سعی پایشش کر نماید ویران شود این مهره با ز حقیقت مستغنی را و قتا حقیقت نجوای آرد و حقیقت کن اظہارے واه واد اگزست خبر از حقیقت گهر بردے کنون دلق بازار حقیقت یسی معانی دلا یار ماتا که شد یکی اونست خریدار حقیقت از پیا مل تفت خبرد بها مبا چچو گردد بد خبر دار حقیقت ه مگیر ده نامین بد دایم شود شت گریه یاد حقیقت از بهر ما عید بیا فکر دود تنک است اسرا رحقیقت من نام خود انیخ را بخوا شد بارت مار هم که بود غاز حقت --- page 347 --- شمار (٥٨) جلد اول جریده حقیقت کابل سنبله احک شمار ۲ نواخته شدو پروش ملوکا روز شنبه (۲) جدی در قصر دلکشا نظر فاتح وسید شجاعیکه تحت قیادت عالیۀ اعلیحضرت میرزا محمد زمانخان لو یگان درین غائلۀ سمت جنوبی در اطراف لوگر و شاهتر ار وسایر محلات و زرمت و زاهو میلوید نگو بجه گیر مقامات مهمه اظهار فعالیت وشجاعت نموده داد مرد آور حصا ست را در همه جا داده اسباب خوشنودی مقصدار امقامی انجا و وسائل مزید خرمی و خوشنودی اعلحضرت محبوب القلوب غازی را فراهم اورده، در تمام مصادما بزرگ و حملات عدت هین تلفات بسیار جزوی و معمولی داده عدد شهداء و مجروحین شان کمتر از صد تن بوده است، با دبل و سرنایی ملی خود بطوریکه بروز اول شرفیابی خود بحضور اعلیحضرت غازی بیک جوش و خروش لایتناهی مسر شده بودند- اثبات وجود نموده بعد از وقفه قلیل ذات جهانبانی رونق افزایی دیده این سربازان با حمیت که سراپا دیده انتظار شده شرفیابی با نو بی و وداع همایونی را بدل هیر و رانیدند، گردیده مراسم تعظیم و تکریم ملوکانه طوریکه مقربست از طرف عموم این خلاص کشان و فدائیان مهر که تمام صحن دلگشا از وفغان غلو لو و هلهل آمد آواز های دعاکوی و نعره های دیده باد شاه را با رسانیده تا ما سراپا گوش شده بکلمات ایرادیه ملوکانه توجه بر گماودند [ درین مورد نطق ایرادیه ذات شاهان جوابیحضرت غای عبدالرحمن خان وکیل حربیه، نهایت صحیح و جالب بود که قرار آتی را بخلاصه مطالب تذکاره یاداب خلاص نطق شان فرزندان غیور دلاورم همیشه شادمانده باشید! الحمد عید که شمار با بصحت و سلامت ملاقات میکنم ! و بران کامیابی و مظفریت شما درین غائله سمت جنوبی که مقابل باعلم و عمل بود، شما را تبریک میگویم. خدا یی را شا کرم که آن وعید و خیالاتم را که نسبت بشما فرزندان شجاعم در موقع ملاقات اولین خویش قبل حرکت نمودن تان بطرف سمت جنوبی نموده بودم کرد، وشما ها کامیاب ، مظفر بانجیز و این قادم بیلا د خو دعا میکنم که خداوند آن فرزندان با حمیت مرا که در راه شرف شهادت پیوسته اند مزید بر مزید مرحمت خود نموده خود قرین دشته در ریاض رضوان از لقایی ایز دسمه خرم و شادمان باشند و بازماندگان شانرا صبر تسلیت عطا فرموده. مجروحین غیرتمند تا نرا شفای عاجل نصیب کناد و شما را الی ما دام الحیات معزز و مامور ا نیکنام داشته باشد! میخوایم که محض امتیاز وشه داز ماندگان و تقدیر این سربازانی که درین غائله جانباز نموده سراپای خود را در راه خدمات باسلامیت و افغا و ملت و مملکت خود فدا نموده اند خیزی مکافات نقد و زمین، و برای مجروحین شما مکافات نقدی و برای عموم شما انعامی خطا و کرامت بشود. ( بوزارت حربیه علیمه درین موضوع سر رشته و هدایت لیا داب فیضا نه داده شده است و برایی منصبداران ما را بهر کار یکه در خور حال شان در نظام یا در ملک باشد و خواهیش کنند داده میشود، و اگر مائل بخدمات ملکی و نظامی نبوده باوطان خود سکونت را بخوبستار باشند مستمری و داده میشود. با این قدمهایی را که شما و دیگر سربازان افغانی در رفع این غائله ابراز داشته ایده، و با این که این قادم افغانشا د بیلانبیانات بشما اظهار میکنم ب که هر کدام از ما وشما ایفای وظیفه باسلامیت و افغانیت --- page 348 --- شمارة (٥٨) جلداوّل هندا حقیقت کابل سنبلة ١٣٣٠ ۳ بدور خلا دو بران کاری نموده ایم لهذا بایستی که زمین برشا خونی گذارده شما بر کسی احسان گذارید ادرینجا حضر علی آقا عبد العزیز خان وکیل جریده مطلع کلام موکا نوبه بعرض رسانید ) عرض وکیل سحر اطیعہ مخبزید که ذات شاهانه درین مورنیت با مدام تمناو خواهش فرمودند الحق کوهیجان بست کیا بخوانم عرض نمایم و یا توانم که برطبق فرمایشات ملوکانه کار قبول چوان را پیش برویم بنوانیم همانا که ایفاء وظیفه بصلاح ملی افغان موان را مو د عشرتی از حمتاران خدمات خود با را که ملت دین مکث دولت شخص اعلیط با خلوص کی نی و تبه داند ابد منقوره و الفاظی که ذات جهانبانی نسبت سبحان ادت ملیات و عرقریزیها شاهانه خویش که در راه تیتر بمیرد اصلاح مملکت و سرسبزی آبیاری ملت فرموده و میفرما غلامان ناه دانی شد که امن بر شما منت نمیگذار تم نہ تنها حفا و در اتمام سکنه ثلث افغانست از صنف ملکی و کشوری تماما ممنو و باز شکر مجرون نوایش و این خدمه پادشاهانه نامان بود باشند. تا جان در بدن و روح در تن ما باشار محبت و عقیدت اولی الامراط عما یانرا لله نخرابے امتیاز و تمغای اعزار خود خواهیم پنداشت ایز داک مالها در از سایه ہما یا شاهنشاه بدار وت افتا دار سرمافانا وسائر سكنة افغانشائم دکوتاه ند خوب وانت مباخوانی و بیاد پادشاهشما سترقی و تعالی پیر ها ال تر و کوله در و هم و خیالی ل و افغانستا و با افغانیا اردو سرنواز شویم. و افغان یک شل ست کویر ال شاة جو قطعه ی صدا محلے کی صدا تر به هر دو بدنا مادر برگیرد اگر تماما ملت در قدمت اسلامیت مکت شخص حضرت جانان خود با را قربان ننو نماند خویش ن امان نجویز مویزیکہ جو نو شخص ول و فر با قریبا فضاء ت باز هم ناکامیاب ہستیم - این مراتبی که در د بیاد نا مائل شده اند و این مکافاتی را که مجرد مین و و کر جانهای خلوص کیشان افغانها از طرف شما بر خود میگزند تا ما بواسطه وجود مسعود اعلیحضرت شما ها شد در میاندا همایونی برکها خود دوام و بروز فرمودید ] علامت من از لوامثر میز مانجا نو بخان جو و تمام قران بشر پر واقع طور ولائيات نیکیهاد آرس خواستارم چون بفضله تعا غائله سرد خونی رو بانقتام گذارده است و هم مدنی بست که شمار رفت مونا و ها تونان بصیر میباشید لهذا بعد از اخذ مکافات از وزارت حربہ با و طان تا رج المرجعت کنید رویکای عرض میں زمانجات لامر تو فخان شبانی مقام عراضه طولانی را ان بصبیعت مثابة فداکانه خود و عموم قهر با براز دبشہ ضمنا بعرض ساسانی جون در سمت جنوبی خار محول ما رو با ختام گذارده بود ن ازمین رو حا ضر رتان شاهانه شدیم و جداً و قلباً آرزویم که مچنین بشرف غزاء دین ملکت اسلامی تخت اوامر پادشاهی بوده تا رضاء خداوند می و حضرت رسالیت پناهی را استحصال نمائیم هیچ علاقه مندی و دلبستگی بوطون منجانبه و جائله خود با غزا ر ضیاء دولت و ملت خود ندایم تیر چیز مرا که این شما کفته قبول کنید که انز غیر شما خابلے نیست و مع الخیر و والعافیہ بما کرشان رجعت کنید. باز کلمات بیاردار سود و صداقت و عقید خود اظهار د بنته آرزوی خدمت ملہ جون با آخر نموده بالاخر عرض رسانید کوی ایما مر شخصی از اوامثر مکانه با دل اخونه مرحص شویم. اما محفوظ شابار جو بقد بردار میشویم که سر بر می کا بفرماند که مرا ر فخر سطع و کمر با سر با بخروغ خدمت ملت ملک و دولت های ام ت بسیار خوب است. اسن از شامام الحفر و شما از من میباشید مسلحه دولت باز شما است واه سحافات او ستشیر موئید لازم شد انال میرسد زیاده شمای را بخدا سپردیم با امان خدا باشید هر یک نفرجه صد نفر با لاداره پادشاه را بردید احسان بریم و ما هم بر سر با را به پیشه دولت و ملت باید گذاشته ] --- page 349 --- شمار (۵۸) جلال اباد سراج الاخبار کابل صخبه انجاس پذیرائی اقا غلام محی الدین روز دوشنبه اول عقرب حضرت غلام محی الدین خان خارجه بعد از ایقای خدمات قابل تقدیر بسلامیت و افغانست درین عرض پنج ماه در اطراف لوگر و گردیز و پختمال در قاخضه کبریا و خوشنودی روح پرفتوح سید الانبیاء با دو مسرت تبریکر عالیه با پیجاه مسفر مانه وارد ودارت حربیه گشت. مراسم پذیرائی و احترام توسط یکدسته عسکری موزیک لشکری بعمل امد و چون از طرف وزارت حربیه بر امغربی قبلا تمام محفل پذیرائی و چایی و شیرینی تهیه شده بود و عموم ضابطان و مدیران معظم و اعضای محترم وزارت حربیه منتظر ورودش انرا داشتند حضرت محمدوح بعد از احوال پرسی چایکر و ادای مراسم مصافحه و معانقه با حضار تبادل کلمات صمیمی کهان برای پذیرائی او حضور بهم رسانیده بودند و اعطای بعضی معلمو از عملیات و گزارشات سمت جنوبی عقلای شهریاری مشرف گردید با سبیل زمان عازم محل خود گردیده در افتش در وزارت جلیله خارجیه الان کماکان مصروف خدمت محکومه با حقیقت :- درود این نوجوان هوشمند را تبریک گویا برین موفقیات برایش تهانی خود را تقد کند ان در اتیا نیز در خدمات دولت و ملت و مملکت برایش توفیقات حسن را خواستار است. ورود قوہ شتاب کابل روز چهارشنبه (۳) عقرب این دو کندکی از بنایت برای رفع غائله سمت جنوبی از مدتی در اطراف و نواحی لوگر و گردیز اقامت گضین بوده قرار فرمایش سپهداران خو، اجبات بیے بنورند واره سرک کر دیر بہدایای بے مراحم عظیم حضرت علیا برادرم وکیل دستار تعلق موثر معنی انبه که در اموالی به سیده بسیار خرسی از مو فضیت و کامیابی و اماده نیاستی این سربازان شیر پیکر بود ـ از طرف انان تهیه اخیا ز مزید خلوص نیت و عقیدت و فدا کاری برای خدمات دولت و ملت و وطن و شخص اعظم حضرت معروض گردیده بعد اخذ لوبه سلامتی پادشاهی و غلغله دعائے (عمر و دیز ننه باد کا مکا را نه بمقامات خود عودت نمودند! سه دو نیول فخا باد اداره محترمه متحسده در مکتوبی که بادار و پا ارسال داشته است مینوبسد که حفر عبدالغفونا قونسول دولت متبوعہ افغانیت متعہد امدر که اجی از روی وطن خواهی و ملت دوستی که دارد پول تنخواه شش ماهه خود ش را بطور اعانه بفرض مصارف ان عساکر افعانی که مردانه در اندفاع غائله سمت جنوبی داد شما و حماست خود ها را داده اند، بوزارت جلیله حربیه با عرایض خویش که نسبت بقبولیت و وجه بوده است ارسال داشته است، ازا رو وزارت حربیه مرمی الیه را با دین درام وطن خواهانه و فدیه بسلامیت کارانه او تبریک میول حقیقت : ـ نیز از ین همدردی آقای عبد الغفور خان سرور و برایش اجر جزیل و و توفیق جمیل را خواستار است . شرفیابی سر کردگان ناصر بحضور الخصت همایون قدری با یکرا اکتاب بود دهم بقامی داد و برایش دیستیرین شاماتربیعی بوجیه قصات عافیہ محوطه غازه شرف سے حضور ملاقانان عوم چو بود که اعال گزراثرات شان در حضور همایونی اطلاعی نداریم محض محبت تحصول ان باداره جلیله سراج محصول شد البنته کبارین بکریم با انرا درج جریده مید گرید. --- page 350 --- قرایدت ضوابط این اخبار در ایام تعطیل در کابل یکروز بعد میشود دیگر مقامات در هر پست فقط در سال سیگه روز امور تحریریه مکتامند: "حقیقت" ارسال و مقالات علمیه و ادبیه باندرجه مطـ در اخبار لا واصلاح و عدم انتشارش ، از اداره است قیمت آن بتوسط حرا من دولتی با قیمت نقد ازین بداخلله دریافت مکارنده محی الدین میں قيمت اشتراك فيصل مقامات ٦ ماه ساله كابل مكمل ٥ ٩ داخله عنايت ٧ ١١ دوزا و شقام ١٠ ٢٠ شرکت استاداد لایق به جنبه طلا و حکایات بجای های دارد - اجرای فرابقی و شوش است گذار نقدا از هر کس درو سال ۳ بلد (۱) کابل دوشنبه ۸ جدی ۱۳۰۳ ش ۲ جمادی الثانی ۱۳۴۳ ق اشماژ (۵۹) هوای کابل کابل نیز با شامی برف امسال قبرلاج شتانیت بیضاء بیشتر تر در شهر عزیز دست بطاولش در دراز کرده اولین برف در کابل باری روز جمعه (۱۹) قوس بود که با نداره - ام (الی) بعد از ادای صلوه صبح بیک نزاکت و لطا افت آماده اطراف و جوانب دارالسلطنه را با نادیای اسانی لباس سفید قبا پوشانیده مقامات دورت دست بوایتی را کتاب نموده ایم مانند گرد نوہوا صاف و افتاب در تابش بود - این برف بکجا ته با دو سه روز مقاومت نمیکرد و دو در مقامات مرتفعه در پیش باد اگر رطوبتیش پیوستند صلابتی بسته اس و تریبانت (۲۶) قوس اطراف وحوال تابے خلیل کشیده در انیه که با اینکه در بین ماه بات پر اور نا ، در حیات اسما در همین عقرب انت برف باری شد باری اثار شد تا بسیاری باریده کوهسار ها ، میدانها و اطراف جوانہ عیا سفید پوشانده هم این برف کمتر از ده اینچ نبود در اثیر این فقر ها باد سردی در میدن آغاز نهاده و در اسمان نیلگون الا کا شفته باطی آغاز نمود روز شنبه ۲۰ خفیا از اسمان صاف و حصه از ان پیراگین بود تا اینکه روز یکشنبه ۲۹ ساعت ۱۳ بازبانه از د دو سوت برف باریه بشب دوشنبه اول جدی از ساعت (۱۱) الی بهنگام عصر روز سه شنبه ۲ جدی بھارہ قطرے قلیل در سرتا سر کابل و جابها تیکہ مد نظر بود تا د ساچ) برف بارید و فقر خانی سخت بل چهار حصه برف از باریدن بازماند - و بار اطراف و اکناف کابل و فضای اسمانرا ابر های گران کیها نمودم بود، بعد از ساعت (۱۲) شب مذکور بعضی حصه اسمان صاف و برنجی امان پرده سحاب را برخوایش کشیده بود و فقر براین شب هطوالطیفی هم روی مهار شید ۳ جدی بروت بوارطه بودن ابر رو به تنزل افرد د کنیت بسرد و کربت چندان خنای سردیے مشاہدہ نمیشد و روز پنجشنبه ساعت (۹) --- page 351 --- شماره ٥٩ جلد اول جریدۂ سراج الاخبار افغانیه‌ كابل دوشنبه ١١ حوت بروز یوم جمعه ٧ حوت تا ساعت ١٠ بمانند بهار باران آغاز نداده متعاقباً برف و باران با هم مخلوط که عوام آنرا (سفیده‌بار) می‌گویند تا ساعت ٤ میبارید و اثری ازان بجز از گل و لای در کوچه‌‌ها و سرک‌های كابل پیدا نبود، بعد تا شبانه شبانه هوا صاف بود، شب روز شنبه ٨ حوت در روز آفتابی و شام غبار بوده عصر شنبه باز برف باری آغاز نهاده تا ساعت ٩ شب کلان کلان برف بارید که سحر روز یکشنبه ٩ حوت ۱،۲ دوشنبه ١٠ حوت کاملا برف بکمال شدت باری‌ را آغاز نهاده فضا غبارآلود و سردی بکمال شدت حکمرانی میکند. بمناسبت این موسم راقم الحروف اشعاری را که در زمان طالب العلمی خویش در صفت سرما و شدت مشارک در شکار و شعر آنامور در بیاض خود جمع‌آور نموده است محض تفریح ناظرین کرام و خیر مقدم این سردی مصیبت التیام مینویسم سه موسم سردی شد و سرگرم یخ‌بندیست آب بط بسیر بیضهٔ فولاد گردید از حباب حلقه ناپی و ام مایی عیان گشته ز یخ کاش بیند چشم او خط شعاع آفتاب تا نبیند از نگاه دور آسیبی زبرف هر زمان خورشید گیرد پرده بر رخسار سحاب پیش ازین تعبیر نتوان کرد از بیداد وی چشم نگردد سفید ار برف را بیند بخواب زین ریاضتها که در ایام سردی میکشند جای دارد گر روند اهل زمین بر روی آب دود هنگام وداع شعله از بیم هوا بر سرآتش قدم مانند مو پیچ و تاب از زبان تیغ یخ را سرزنش‌ها میکند گر تو دی سختر رو از شرم میگردی آب کس درین شبها نیابد نشان روشنی آسمان تیری تاریکی فکنده از شهاب فصل سرما شد که دیگر دستها افتد ز کار همچو ایام خزان برگ ریزان بهار بوستان کزلاله پوشیدی قبا یک تهی این زمان از برف در بر کرده رخت پنبه‌دار قطره آبی خوان که باشد رزق طفلان دایه‌ را شیر ناگر دیده می‌بندد بپستان جان الله نغمه رنگین تر کز لب برون آید بگوش آشنا ناگشته می‌بندد چو لعل گوشوار موج یخ بسته کار تیغ و نشتر می‌کند گشته مانند دکان سرتراشی آبشار سینه چاک است اطلس منقل ز دست انداز دی چون جگر کز سوده الماس گردد زخم‌دار نی همین عضو جدا از پوستین افگند پوست گر برآید چوب زآتش پوست اندازد زسنگ جای گرم از بس که مطلوب است در فصل چنیں برنخیزد دود آتش همچو زلف از روی یار این زمان از تاب سرما بچه گرم شب چراغ هر که بینی جبرو لایلف خود کرده است لرزه سرما ز بس بیتاب دارد شعله را گر نباشد کنده بر پایش نمی‌گیرد قرار --- page 352 --- شماره ۵۹ جلال آباد جریده حقیقت کابل دوشتبه ۲۵ حوت فون مان البین خان نایب الحکومه یک نوع توارث و از جوانبه برا در دیگرشان آقایار محمد خان کسم باشی هم خاندانها تافوت کرده مشارالیه یک شخص دانسته و کار صادق دولت بود. و عمر خود را از صدارت بوی تا بعهدت حکومت گذرانیده از اوضاع حاضره معلومات و واقعیت داشت. زبان انگلیسی ر که آنداز میدانست خاطرش به ترقی و عمران وطن مائل بود. گویا مرگ مفاجات در خاندان ایشان خیلی دانسته و یک شخص فاضل و صاحب اخلاق ستوده بود در موقع حرکت با حضرت عالی آقا محمد ولیخان در زمره هیئت سفارت فوق العاده افغانی باروپا فرایتا شرکت گفته، از وفات محمد یک خدمتگار صادق و موروثی حقیقت هم با شتراک اقارب ایشان اظهار تاسف نموده برایشان مغفرت را بازماندگانرا اجر و صبر را نیازمنداند. پذیرائی وزیر صنه داخله روز پنجشنبه نهم جاری عموم اراکین و مامورین ولایت علی کو عببت پذیرائی (ع. ج) آقا غلام محمد خان وزیر داخله با تند اعضا محترمه ریاست تنظیمه شان که از مدتی بطرف و نواحی غزنین مظهر خدمات دانسته و کار روائی ها نمایان شده اند، شرف حضور بهم رسانیده اند بعده از مبرازان پا موزیک عسکری در میدان مقابل ولایت حربیه ادائه با یغما سی مراسم تعظیم معظمه له بپرداخته بر از آن روی بستا لارے (عنا بطانی) مقرن ولایت بر سمت بوی محزی الیه نان گردیده و منصب آن عموم مدیران و محصل داران و زارت با حضرت وزارت مراسم مصافحه و معالفت را بجا آوردند. سپس در زمان بصرف شیرینی و چایسیکه تهیه میشده بود بپرداخته کلمات طیر و گفتار شایسته سری در پی حق حضرت معدلت پناه نمودن حضار رو و بدلی ندائه باری محترمه مظاهری مایان شکر بابت عهده دارا نوغ باشته اند کتاب باطنه خوده بعده در مورد با نفعل انار آنخوان شال تلاوت میفرمایند: حقیقت ورود این پیر مرد با تبریک آقای محمدسلیمانخان نائب الحکومه شنیدیم که از حضور لامع النور اعلیحضرت معظم غازی نظر بشیوه خادم نوازی که در اندر چندین قبیل برین (ح ج ، س ، ا ) آقای محمد سلیمانخان نائب الحکومه ولایت قطغن و بدخشان سابق و زیز صاحب معارف افغانستان نظر بخدمات فوق العاده شاندار پی که در وزارت جلیله معارف و در موقع وزارت خویش طوریکه بر همگنان روشن و هویداست نموده اند و هم در ادائی مناصب خویش در ولایت قطغن و بدخشان چنانچه شاید و باید خدمات مفوضه و وظائف محوله خود را بیک صورت صلا حیت کارانه مدیرانه انجام و ایفا نموده موجبات خوشنودی غازی رسول داد بی الاثر معظم غازی و عموم سکنه آن اطراف را تو اما حاصل و شندام پادشانا ایشان سردار اعلی بتقدیر و عنایتی گردن آویزین امثال و اقرانه سرفراز و ممتاز فرموده اند. حقیقت :- با لحضرت غازی پادشاهش نتیجه خادم صادق تهنیت و آقای سردار سلیمان خان را بدین نوازش و قدر دانی و خادم نوازی پادشانه مبارکباد و تهنانی گفته توفیق مزید خدمت و صدا بته از مهیمنانه الشان خواستارست. --- page 353 --- شماره (٥٩) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه حـ خورشید سان مشرق دانش طلوع کن خواهی اگر مجمع اهل صفا شوی باید بعهد کردن خود با وفا شوی بر عهد خویش چونکه وفا کردی و ترا نوری رسد بدل که ببی با صفا شوی راهی برو که جمله نکویا بر فته اند تا شمع جمع گردی و خود رهنما شوی شب تا بصبح منتظر نور آفتاب حاجت نموز نیز چی خود رضا شوی خورشید سان ز مشرق دانش طلوع کن تا برتر از کواکب و شمس وسما شوی صنع خدا نظر کن و در او نمای فکر تا آنکه خویش مظهر صنع خدا شوی بیگانه شو ز هر چه جز او وجود یافت وانگاه در وجود باو آشنا شوی دام از برای کس مفکن بهر دانه تا از مقام دام خلا تو رها شوی بر بینو اتر حم و بر عاجزان کرم بنما که خویش با شرف با نوا شوی چاهی اگر ز راه ستم بر کسی براه البته خود بچاه ستم مبتلا شوی پیوسته در جهان اثری در طبیعت کردی اگر جفا تو پیر جفا شوی درد کسی گر نمائی دوا بهر از بهر درد خویش یقین دانج واشوی چشم حقارت ار بکشانی بهر گدا شاهی گر فقیر و حقیر و گدا شوی از بهر بندگان خداوند مستقیم آنکار را بخواه که بر حو رضا شوی صادق اگر که سعی کنی در امور خلق فرخنده بیستوده و فرخ لقا شوی --- page 354 --- نمرۀ اشتراك کابل قیمت سالیه تفصیل مقامات ششماهه سالیانه در داخل کابل ٥ ٩ سایر جاهاي افغانستان ٧ ١١ ممالك خارجه ٨ ١٥ وزراء و سفراء ١٠ ٢٠ مكاتيب - از سفراء و علماء و طلبه معاف واز سایر کسانیکه با مجتبی آباده ملی یا دایر امورات اسلامی دفتر قیمت کنند از عشریه بیرون رود حقیقت طریقه ضوابط این اخبار بغير از ايام تعطيل در کابل هر ده روز نشر میشود : در گر مقاما در هر پست منتظماً ارسال میگردد . امور تحریر بنگارنده حقیقت ارسال و مقالۀ واصله در اداره اندرجش وامندارچ واعلان و عدم انتشارش آزاد است قیمت آن بتوسط ممرات پوسته ولیتور نقد از هرجا میتواند دریافت نمود بنگارنده محی الدین جلد اول کابل چهار شنبه ٤ جدی ١٣٠٣ ش ٧ جمادی الثانی ١٣٤٣ ق شماره (٦٠) خاص جبر از نهايت جبهه پائین اجمالی است که عاج حضرت محترم آقا غلام محمد خان ذکر داخل بخش طبيع این بغرض شائه بادارۀ ما ارسال داشته است عبدجا بروز دوشنبه (٢٠) ہما از کابل عازم غزنی شدم بشیخ آباد دود کام یافته و درکت از بدایات بهاني و غرض ورود مطلع نموده ، مردم ورضيه وتکی وردك بدست دادم که چون شما بمحافظت بغاوت جانب بلازم که حصہ تو جیه با زحسیت اسلامی خویش محافظت نفوس و اموال و ناموس ما را نموده اگر تسهیلانی از حکومت خواستارانید برآور آنها شود و هر قراء دیگر مضافاً آنها اطلاع دادم که در غزنی آمد و در سوتو میع اوري افراد غیر ہا که سابق در نظام بوده اند : فرستاد و مگر سربازه قومی کامل مذاکرات نمایند . بعد از یکہ بغزنی رسیدند در مآهید کہ یکصہ مکران و باقی منصبداران ملکی و نظامی و اعز و غزنی را از بن ام امر و ہدايا افی دست داد تا با در مراتب همدردت و اخلاص کنیه العینۀ غازی ظاهرات خوانی التصور نموده شب امام سه از معلمه آنجا گرفته ملا به آباده مکران از انتها اطلاعی نسبت بپلا آوردن یکبار بموضع راملک قیاس رسید و احتیاطاً كسبتهم بمدير تحفظات هم از قوم مقرنی دو تو پیاده و سی نفر سواد بطرارت محمد از پائین یکت فرستاده است. فردا آن خبر رسید که بغاوت را یک داخل محارب آغاز شد عماننا آقا محمد عمده تمام عشرا، تا کید و ده ضرب توپ صحرا وہ بقمر حرکت داده شد و بعد از مکث خیلی مآبقا دست و گریبان شده با تو خو القا را عقب نشاندند . پس از نشر قوه بقدر بواسطه نزد کی و نالایقی محمد بازکن تک شهر نه تنها بر آنفرزه با تخت شکسته بلکه متوجه بیا و بیر آنها از نیر بیات گرفته اند و فقط در تموقع عبدالودود نونشره ٤ نفر صلوح انداز دیگر داد شجاعت را داده با وجود مجروحیت بصورت جنگ و گریز خود ما را با پیکر نظامیها الحاق داد. اند که در نتیجہ عبدالودود غیور عوض محمد آیا کہ موقوفاً بکابل فرستاده شد بکمانڈ نثری نائل گردید. دارد تذکر از تنها ده ناص بهدف عوض سرقت و نهب اموال د پیچه پش میاد و عبدالحی الدین و سندا ور در دک آمده بودند اما بنام با غیرت ایذا قراء تحقیقات که از حکومت بر ایشانشده بود از هیچ این روز ر اعجبه کمال فعالیت و رشادت میگید، بالآخرا سوال خود را از دستان رفته نجات شدی به بر برایشان عائده نموده حتی شخص محمدمت کثری از قها را در موقع لازمه بر درخت باد پنجاب هامی معفون نیز آویخته بود . آنها با دو محروهین زخانی اعظمی ہے در قیو واقعه تا (٣٠) نفر رسیده بود از ین رو برای آنهام انظامات لازمه و اسلحه مخصوصاً : کارطوس بی اندازه اعطا شده برای نشان دادن غدراتی نیز مهمان مرحمت حوال با غیران پاشند . --- page 355 --- شماره ۶۰ جلد اول جریده حقیقت کابل صفحه ۲ در موقعیکه لا عبدالاحد نام مرغنه مشهور با غی خیال غار نمودن مسافرین را که پول و اموال وافر داشتند نموده بود، و ملاک عبدالقادر خان برخلاف ادعیتها در مسافرین را از و رهانیده بقلعه خود پناه داد و تیران مفسدان چون پل شیخ آباد را سوختانده برای حمل و نقل اشیا مشکلاتی را تولید کرد بهمین عبدالقادر بکمال سرعت سراز نو او را تعمیر کرد فلذوی دولت او را بر آنمحافظت راه و تعقیب بغات تأکید کرده چیزے انعام نقدی علاوه بر تفنگ کارطوس بخشیدیم. شب ۲۴ اسد اطلاع رسید که ملاعبدالاحد و دوست محمد مفسدین با یک مجمع بزرگی از اشرار در گرد مسجد بر محمد حسن خان هم در دک حمله برده حالا در سیده تاراج نمودن خزانه دولتی که در شخ نشین است میبا علی الفور خر محمد تولید را بعیده از سواران شیخ نشین فرستاده شد و براتالے آنجا نیز مکتامه تا تأکید ی باره تعاقب این جمعیت بغاة و حفظ خزینه دولت تحریر دیشم اما اینجمله تشبتات مابی سود رفته بنا خزانه تاراج و دست تطاول خود را بالآ اموال و فانهای اتالی دراز کرده بالآخراین جمعیت فساد پیشه از شمشیر و شجاعت ملک شیر خان و باقی نفری و کرناہا متعلقین و اقوام اینجانب عبا شند هر سهیم و پراکنده شده و تور سواران ما بو ر د آپ سیدند خوش بختانه آغا عبدالاحدا رئیس تنظمیه وردک و آقای محمد سمیع خان میکیوه بزرگ عسکری رسید از حسن مساعیات اوشان ملاعبدالا شیطان دستگیر شد سابق برین بده (۱۱) اسد واقعه که مقابل مزار شده بود چون دران موضع چنانچه شاید و باید ترتیبات مادرست مینو و بقدر مسیری بود، و خوب کما دانستم که آن مقاومت چندگان تا نبود یکفیر کردار خود نا بدرستی نرسیده مابر ما حمله میآوردند، ازین رو فدوی دولت با تفاق آقای عبدالاحمد خان مبران غرق و آقا محمد شروان ابوالشیر تجلیق و منظم لازم خود بذا مقدرات کرده با اعمال نظری برفتی خویش گفتند شنیده هشتم تا اینکه به (۲۶) اسور آنجا بر اطراف و نواحی غزنی پیشتر از (۱۳) هزارن خود آورده اند در اثر آن دیده شد که قلعه تپه تاک و قلعه سردار قطه محمد خانه تپه نقاره خانه ما بر رش تحت تصرفا نها است در چنین را هجومی چنان قرار نیالستی اولا بر بقا حملا آوردند بلکه پیشتر در حفظ شهر آوردن ضروریات لازمه باید پرداخت و بنا دنماند که تا صمیمیم تا آنها دلبر گشته خو سر بقر نوزا مانشوند درینجا حکم بقلعه ناری شهر داده یران حصا شهر که خراب خلطیده بود بهر کا درست مقرر داند اتالے غرفی نیز باندازه یک کندک نفری جمیع کرد تا آن بالآخر به (۲۸) اسد با اتفاق عسکر او او اشعرا مهاجیم چون شمال مکل تحت آتش آمده اند و از برهم بمیدا که علط فهی تولید شود ازین رو ضروری بود بالغہ ہا تائیکه کل صمد تھا و میرزا فتح محمد قاصد با عرصه ضرب تو بے قلعہ قطرہ محمد خانه را بر آتش بگیرید از از قلعه بمیدان بیایند چا از تپه روضه با آنها مد بر سعد از بالاحصار بالآشان فیر شود. همانامر عبدالرؤفا غند مشر با دیگر منصبداران قومندان صفه بران قلعه حمله برده محاربه بکمال شدت ا شروع شد درینجا نام نیک باید برد که اشرار کے استحکام گرفته بودند بغرض معاونت رفقا این آمده تمام دشت از وشان مملو شد، درین بین محمد عمر خا بوالعش و عبد الکریم خان غند مشر از بالاحد با عثمان چنان زیر بمبا دو اتواب گرفتند که بعد از اکثری از وشان مقتول و عده مجروح و باقی مبارک تے لاوحه پناه گزین شدند و بالآخردیم زیارت بالا آنها طوری بمباری آغاز شد که تا یا مجروح و برخی از انها جانب شند. تا عصر نام تا فاتحانه بشهر داخل شد اخری از اشرار دران کوسا پد دارد نمود بخیال غلط سر تپه که میگفتند که در ان الحبه که با غیان بوده باشند ازین رو بولواشر صاحب حیه --- page 356 --- شماره (۶) جلال آباد جریده سراج الاخبار افغانیه کابل چهار شنبه ۱۳ عقرب قلعه نیز حمله برند تا باقردوی دولت اورا بوالحصار کنند بعد از واقعه قبل چوبین بغات ناکامیابی خود را در تمام دو تفنگدار و یا هر رساله رو بمالع شده گفتند که افراد اورا اطراف و نواحی هری مشاهده کردند ازین رو بنای شرارت و بلوا خود بقایز ہمت میکنند و الا سرازه فردا بترتیبات دوست گرمی را در اطراف و نواحی وردک بکمال شدت وحدت گذارند ایندان نقصی بر آنانار نشود بر قلعه مذکور حمله اور اولا به انداخته هزار ها شی مسلح از جبال و روئیس سر بکردگی نشان میشویم - چنانچه تا فردا غائیکه درین قلعه پناه گزین شدند دوست محمد پاش بر چشمه و گردان مسجد محله اور شده علاوه بر دست پوسته خود قرار را بر قرار اختیار کرده بتاد تا این فتح نظامی اندازی و تاختن ملحنان و کلانان انیجا را بقسم رهزل با خود ونگاه با جنتی را بر باد فدء دولت بر آمده مضایقه برده مالاخر قر به داود پای حسن بیگ و شینوارخان ملک وردک نداشت در هر آفراد عسکری بقدر لازمه تفاهیر داده با نفری زیاد قومی خود بتعاقب اشرار در مزار از قوه اسلامتی در وقتیکه ما مصلی خود را قلعه میر نموده بود یکرود و شجاعت افغانی نه تنها بر مدخل پای را خلاص بلکه برای نظارل بغات کا طراف و نواحی غزنی حویط از مناعتی اشرار تلفات زیاد را رسانید و اندر یحین یک دسته بسیار بزرگ عبور و سر در بالائی نیز مسدود شده بود چنانچه با رعانه اشرار بقرابت عبد الکریم خان تحصیلدار شان در قریه کند و فتاه و اسباب لازمه فدء دولت که از کابل بغزنی می آمد گزین بوده بحال حمله را بر علیه حکومت و رعیت داشت علی الحمو و همراه آن چند تن رساله شاهی بخیری نفری قومی ملک برای قریه داران اندر و تا خکیا طلوع و کمکی معاونت اور عزیز خان وردکی بود در عرض راه از طرف بغات محصور شد تا بمقاومت و مدافعه ثابت قدم باشند باینگ قوای شده ایچند مردانه وار با انها جنگیده اند چون قوه نظام نظامی نیز از قربین میرسد - چنانچه از رسیدن این مکتوب بنیه دیده اند واپس بوردک رفته یکی از قلعه جا پناه بری و مطلع شدن بغات ازین کیفیت خود بخود بایشان نهیدی بعد دو سه روز که بغات بعقب نشینی مجبور شدند ۱۹ سنبله اطلاعی از جناب مجد الاحمد خان رئیس تحکیمیه دراه خلا مورع تر دو جریان یافت - وارد غزنی شدند. وردک رسید که بغات اندردانی و سنگل و جدران حال ہم چنین در فرصتیکه جباخانه از مقربراکر بغیات تنگی شده و ملک با و اغره انجا را بقسم بر مدخل برده بجو ابند غزنی خواسته میشد نیز شنیدم که دسته از بغات برجال جیا که برده سید دار فداران خود را بدین حیله بیقرار میدارین بردن را براهن دار و از ین رو بغلاوه بر پیره که با خود درینجا و رسی انها از بہرار شرف لازم است و نیخین با عرو خفته جابجا بود مجلوله دیگر برا از غزنی با شبسوار خان و وردکی نیز و تابه نزدیم نا خبر آمده از دست درازی و ضرر وحیدالدخان فرستادیم بغا چون تاب مقاومت اینام رسانی بغات عرائیض گوناگون نموده اند ازین رو شب ندیدند مایوسانه برگشتند ۱۹ سنبله آقای محمد عمر خان بوا مشر و عبدالرسوف خان بعد ازینکه از طرف بغات نسبتا نا راحتی حاصل شد از و عبد الکریم خان عفه سران و باقی منصبداران نظامی حسن معاونت عبد الله خان حکمران شروع بجمع آوری نفری و غیره ملکی با دو کندک و چند ضرب توپ و عمله خودیم دورار قومی خریداری غله شدیم و انقر میامد خروار آرد گندم با علی و خزانه دارو و بازار عمل و برو غرام کافی بدان طرف حرکت نرخ بسیار خوب عوض برضات قبیله اد نموده نفری قومی نیز نموده ساعت ۵ صبح چون بقریه کمال خیل رسید ندیه بیک اصیل مرغوب جمع آوری شد اولین قوله قوقی که بغات سر دو چار شده تا دو بچه روز با نهار انشکست نامین بفوق اندرم و برسی شاد جوی و در عقب آن طایفه محمد حومه دادن یک عده از بغات شکست خورده بقلعه الد دادیها و چهار دسته و چتو هزاره بود و قد که منصہ داران نشان نیز اخلر خیل پناه گزین شده از انجا بر عسکر فرمی نموده اند از همان نفری قومی مقرر گردید قلعه مذکور زیر آتش توپ گرفته شد و ابراسطه جریه --- page 357 --- شماره ۶۰ جلد اول جریدہ تحقیق کابل صفحه ۱۱ وقت بکشادن قلعه کوہی شانہ باین کار داخله داشته ی اور گرفتہ یکبار به مروم فاما تلمیضرت فامره شانکه کدام گوشه قلعه را سوراخ نموده بگریزند نظر بر چقادر تلفون اراده رفتن مانع شانه تهیه نمودن ظله ور تعاقب شد اثری از انها نبود بملاحظہ نوبرید اور آمده و پوستین و دیگر ضروریات عسکری را بر اما بواسطہ موقعد پریس معنا تنظیمہ و درک قواعد الاهداف فرسودند بالحله از ان میان الے الان که به درار نوشت بفرمایند اگر اثری از شرار ومان دیار باشد به فرسهما آوردن غله و جو و کاه و پوستین پر اخیل تا خود را زود برسانیم در جواب تحریر شد که بفضل قها دریا ضروریات عسکریه باتفاق حکمران صاحب با مال له گونه دکنا ر یچے حبر و اثری از بغات نیست ما نفوطه تقریبا چهل کذار سریازان قوتے لا یہ ہم کیے کہ فوجی از ۱۰۰ ہندل از شش گاد به هاسن در تلفون این طلا نموده ام که عده از آنها در خود فرقه فی و ہو برا را دادند و شانه اوالپسه بغرافی خواستم دیرین فتح دیده تر از و شان در خدمت و اکثری از انها ا شادیانے کر دو و ضیافتی را ترتیب داده مجموعه متصب را اعزام شده اند. شانرا فرا خود حال شان رو به نقد ہے بخشیدم در اینجا حضرت وزیر صاحب کہ کر اصلاحات مهمه وتنظیمات عالیہ شانرا کہ در اوائل میشیدن اسله و مبا خانه را کہ قدرتی امورات شائده و امورات عرفانیہ و بلال او دولت از قلات خواستہ بودم یا نفری مسلح قوچے این ولا فرموده اند با صورت مصارفات وقطا۔یے بمعیت واقع باش در حضور حاکم نام كونہ با قظه را ضیا مات شان کم است .درم حکمران اندکان بغرے رسماہ قا چند پے طرز غسلی و پوشش منهی بنابے خودلش را که در خت نے قرار اوامر مرکز در تقویمات خدا پے نموده اند و با جملی از گذارشات سفت به. دولت اجراآت ہے نمود نام چون نسبتا گاه وانعام و اکرایی با انالے نموده اند و صورت یک مقامے انجا رو بھی گذار دہ بود و نیم نفری نوای فوجی را بیک گرمجوشی فوق العادہ ہوا فلا تعد اد کانے درانجا موجود، لهذا درین روز حسب مشایعت خود شائرا اوغر بے در غزین قرار ایا الاحکام وزارت حربیہ از ہر قریہ قبیله وعشیرہ اند، کہ اندرین جا بواسطہ طوالت کلام در ایراد چیزے چیزی نفریے بنا بر خوشی وطبعیت خاطر آنها بہت کابل نفریے نگہداشتہ شد و ما بقیہ آنجا بمعیت ناظم شک از کل ولا اکای د موقع عضو و درد کا صاحب برائے انجام مهام انام مقا می انجنا کا بی حوا ز جبل شو به علوم است که درین موضوی شیری گرا عودت نمودند. محتاج نمیباشیم چیز یے که دینجانب حیرت ساند به دلیل (۱۶) میزان حمل ۲ ، بخوشب انتظام وحکمرانی بلد به است که با وجود مصارف بیکن گدا بر وف اینکه بر مستحلہ انجم نقط بما ہو لے نسبت در ستی که دارد سال بتمام اخراج کل و آلو بری کسی نهم دیا بحروکت قوای نظامی مقیمہ غزنے بغرادت از راه نظارت بجرانی میگذرد و در مواقع حانیه بنگای این اتما ہے محمد عمرخان بواسطہ بصوب ندمت در کر باترین طر شے جی بور میه داند تا از سبرت اس کے کالی ارا یار مابے لازمه بود رسیدم اینکه فدویے دولت بهتر ی توسل بخواہد بود آیا بادیه با متقدر دست این که چها بعد از خو ستار بودم کہ ماخز یک سپاہیے سلاح مابعدہ بیک مسئول در سیت بی کاری نموده ابی های سر افزار ازو داشته باشند و مالید بال کی صد که جوانی بود سلا دار به حقیقت برای افتخارش حاضر است! --- page 358 --- سـراج الاخـبـار تفصيل مكاتبات بـرای داخـلـه كابـل بـرای داخـلـه افـغـانـسـتـان بـرای خـارجـيـه بـرای فـقـراء وغـيـره وجه اشتراك شش ماهه نصف وجه سالیانه است و اعلانات یک سطر عالی اول ـ بار فقا اسلامی شـش قـيـمـت یـكـشـماره از داهره کـر دويــسـه قیمت سالیانه ۵ ر ۱۲ ر ۱۵ ر ۲۰ ر قواعد وشرائط اين اخبار بغيراز ايام تعطيل دركابل كروزي نشر ميشود وبديگر مقامات در هر پسته منظماً ارسال ميكردد امورتحريريه بنكارندة مخـفـيه مـعـت الـسـائل بـوسـتـه اسـت و اسـنـاد را اداره بـاز نـمـيـكرداند د اصلاح وعدم انتشارش آزاد است اشتراك بتوسط مرائی دولتی و بصورت نقدی از همه جا قبلاً دریافت میشود . سال اول کابل شنبه ۱۳ جدی ۱۳۰۳ ش ۷ جمادی الثانی ۱۳۳۳ ق شماره (۱۱) بغاوت سمت جنوبی از نقطه نظر عموم از طبع نقاد میرزایحیی خانی سیند اکهو کرد فلک چه شوروشر انگیند در جهان امسال که از جفا و ستم ساخت عالمی پامال ز بیوقتی چرخ و از جفای سپهر بیان او نتوانم بصد هزار مقال بهیچ وقت چنین واقعات کس نشنید نه در زمانه ماضی نه حال و استقبال پریده گشت ز دلها رگ ترحم ومهر ز خوف مانده نمانده بشبه ثواب وبال کدام سر که نشد سرنگون بتیغ اجل کجا دلیست که از خون نگشت مالامال کدام تن که درو خنجر جفا نه خلید کدام جان که ز بار نفس نگشت ملال بجای اشک هر دیده ریخت خون جگر فضای سینه زانده گشت چون غربال اراده ازلی را درین چه حکمت بود که درمیان همه افتاد جنگ و قیل وقال جهانیان بجهان هول روز محشر دید رمیدن از همه کس دل بریدن از شمرال ز دیده شرم و حیا رفت لطف و مهر از دل ازان گروه که ندانسته اند حرام و حلال --- page 359 --- شمار (١١) جلد اول چرند و حقيقت کابل شمس النهار ٢ چو فتنه با که نیامد چه تلخها که نشد ز دست مردم شرور محل بدافعال خرابه مجلسی را ستم در طریقه اسلام نکرده و نکند هیچکس بدین منوال ز عقل تا بنا بیند برق باطل از حق ز علم تا که مخوف شوند اهل ضلال خیال باطل شان بر همه هویدا شد که بود غسل مسلمان بر در این اموال ز هر طرف که شدی کلمر دهم بپيا بهای داو پی تندی بکر یک شغال زانه نعی حنا بند این چنین وافی بهیج طایفه هرگز نمیرسد بخیال خیال باطل ایشان که زین دروغ و نفا خلل بسلطنت خود کنند اشتغلال جناب شہر غازی امان ملت دین که داد دولت دین را ترقی و اقبال شداز دیانت خویش و تقویه همت خویش امان ملت و دولت باین بیت المال نمود خسرو گرانمایه صرف خدمت دین خزانه دیانت او در ولایتی استغلال امیر دولت افغان شہر یا رحبان که داشت طینت و ملتقا جا ه جلال بچای سلطنت نیچو کرد کار افروخت ہنزا که کرد باد دین بسوخت آتش ساز لسان مردم نامرضی که از تر سل حقوق دین باولی الامر برده اند با مال چو مهربانی و لطف و نخست تا امروز نکر در حق این مردمانی خام خیال چو گشت چند کسانی ناگسان بموجيا مزاج ناسمه فاسده باغ را اخلال چوشہرا ر رعیت نواز دید بهر مزاج طایفه ناقصان بدین ابطال برای صحت بدان آن جفا کیشان نمود بت حکیمانه چند با رار سال شرافت حکما و نصیحت صلحا بهیچ گونه نداشت در وحیم سال صلاح خیر هدیث و رسنګ خلان بعجز ذب دغا بازی و جواب سوال گلیم بخت کسی را که بافند سیاه سفید کے شود ہر گز نشست شونمی الاول ہر انکه ضایع کند حق الطف جهانرا سزای او بده عالم نصیحت و نکال غرض چو خسرو غازی و شہریار دلیر ہزار گونه ز بد خواهان شنید مثال مقال گلوت این همه فرزند ناخلف ماریست که سرکشی زیدار مکنت استعما ل اگر چه معدل اخبار و برنامه بشنید مکرد خیسه ترحم ندارد اور قت ان چو بے دیانتی مفسدان دید گذشت مزاج تا پیے شاہانہ را نمود جلال ز رای عالی و فکر طبیب شاهانه به پیش خواست دو شخص این یک بال ز پیشگاه حضورش دو ا فسردانا برای تند یه مدعی نمود ار سال چه مدعی همه را مدعا خرابی دین ز خون ناحق و تاراج و سرقت اموال بها نه دعوی دین بود کذب این دعوا فگند مردم شهرار را برا حتلال فساد طایفه مفسدا ز کجا بخیال رسیده تا به گلینگر کوه نور ابدال ز هر کناره بخیا، گریخت چون یا جوج دوان دوان برسیدند از ورتا جبال --- page 360 --- شماره ۱ جلد اول جریده حقیقیت کابل سنه ۱۳ سنبله ز خویش بغیر انها که ستعد ستندند ستاد و به رخ یا جوج شور و دجال دو شیر بیشه میدان هر کجا و برخواست بدین گروه مخالف نمود استقبال سر محالمه بر سر دار ستاده ولی خان بود دگر غلام محی الدین حسین فرخ فال ز اتفاق به هم هر دو چون برادر شد هم خوردن تن آمیختند گرد خیال چو بر مدافعه دشمنان کمر بستند رسید مردم بد خواه از یمن شمال گرفتن قوم مخالف لسان سور و ملچ چهار جانب درویشیلی به استعجال ز جنگ بیشه درویش شد جگرها ریش چنان محاربه هرگز نشد به هیچ محال سر دار و هر جا بعرصه ابو گیرد محاربه چهل روز و شب کشید طول دران محاربه غضنفر خان محمد غوث مدیر مرکز درویش بود چون یکال زفرقه شر که عبدالوکیل خان نام است ببین که تا بکجا رفت در د جنگ و جدال دگر محارب بسیار کشته در آخر کار بجز فرار و اثر اردون نماند مجال اثر بزار بماند بیشه مکر و فریب ز شیر کی شود همیوه روبه محتال زیمن همت و شمشیر افسران بزرگ ز بعد گوسفندان شدند اهل خیال جناب حضرت سردار دستطاب معین چو گشت یک دل و یک فکر و یک نگاه و مقال یکی تربیت کار عسکری پرداخت یکی بنظام رعیت نمود استکمال بضرب تیغ زدوی شجاعت ابابورد ز بیمراف نکشیدند مردم ارفال به قتل عامی هر دو گرفت خنجر کین یکی بسنگر جنگ شد از دنبال که رفت در عقب دشنام بهر دافعه بجز معین که معین نمود فتح و کمال نهاد بر کجکامت سر فداکاری لوای نصرت و فتحش بزگانه جلال چو گشت هر دو شجاعت منش بهم یکجا بهر دو مقاصد دل داد ایزد متعال ز اتفاق بے کام دل بدست آید عروس بخت نماید ز اتفاق جمال باتفاق زیا جوگر شدند نا گریز قلا خوف رها در دل فساد رجال زروی حالی خیر کار دولت دین بیف توجیه گرفتند بندگان ارغاب ز حسن نیست اقبال و شهر یار غیور نهاد گردن تسلیم مردم جهال بروی آتش این فتنه آب لطف فشان نکو دیانتی پادشاه نیک خصال خدای عزو جل بادشش حافظ و ناب همیشه سلطنت و دولتش به استقلال مباد جمله امورش بجز نکو نامی طبقه ترقى و اقبال عمرتے ابدال همیشه تا که سجهر است در بناریا مباد طالع خورشید عمر شاه زوال بشاله محمدی پناه نیم بے چنین تصرف بیچون مراست کوال امیدوار برانم که مستحاب شود دعای من بطفیل محمد در آل اگر قرین اجابت شود عجب نبود دعای من بخداوند در پیشان خصال --- page 361 --- سراج الاخبار افغانیه کابل صفحه ۱۳ تعلیقه شان خدمت قرارداد تجارتی المان و انگلیز روز شنبه ۱۱ جاری حضرت قام آقا محمد طاهر خان پسر عالیجناب قدوه مبالغ ارجمند نایب الحکومه علیه سمت غاز برای نظری فاتح و با جمعیت یکسد نفر میرزا عثمان لویخان همراه رقم های عالی آن گرنها یا کار آن اظهار جلالت و چنانچیکه صداقتمندان موصوف درین عماریه سمت جنوبی که حقیقت مقابل قلم و جهان بود ابسته ها پای صداقت و فدایه آن سربازان صداقت کیش اقلیت تعلیق فرموده رقمهای مزبور خود آن جلالتمآب ببرادشان از جانب علحضرت محی ملت افغان و کاننا عطا و حسان میفرمودند. درین روز نطق های کر مجوشانه و ادعای نمایانه از طرفین ردو بدل شده تماماً دعاطوالت عمر علیحضرت غازی و ترقی و تعالی مملکت افغانی و سرسبزی این ملت سالاری طوریکه از استماع آن بدلهای خاطره بکل ها سرور موصول میشد انجام بود میدان طیاره در جلال آباد میشنویم که چند تن از هوا پروازان افغانی درین نزدیگها عزیمت فرمایی احسن البلاد جلال آباد شده میخواهند تا در آنجا مقام کدام میدانی که مساعد فرودگاه طیاره های افغانی باشد، هدایت بدهند که ساخت شود درین موضوع برای ریاست خطیه سمت مشرقی و قوماندان اتحادیا یی نسبت بغرا هم آوردن تسهیلات بهمانینز مرحموم آمده ست. اگر این مسموعه ما درست بادپس مقامی که یتیم کا بیشتر برآید اظهار مناسبت دار سهمانا اراضی جنوب شرقی چها و بایتی مخبر رویتر خبر میدهد که قرار تجارتی انگریزان در لندن با مضا طرفین رسیده اخبارات انگریزی باین قرارداد خوش بین اند و میگویند تا کنون قرار داری بین انگریز والمان بسته نیامده بود که جزئیات مسائل تجاری را هم حاوی باشد دولت انگلیش در تجارت المان یک برتری بر ملل سائره خواهد داشت و نیز دولت انگریز قانونی وضع خواهد نمود که تمام قوانین سابقه را که در بیان جنگ برای الاپی المان وضع شده بود باطل سا وقت و دولت انگلیس المانها را در جمیع محافل و مجالس جاری وطور تجارتی بهتر از اول قبول خواهد نمود و بر قسم المانیان در تجارت انگلیس بر سائرین تفوق خواهند داشت. برخی از روزنامحا انگلستان مینویسد که بعد ازین قراره تجارتی باید مدان که تمام معا ملا خصومیت آمیز مابین المان انگریز را موش گرد داند و میتوان گفت هیچ وقت مناسیا المان و انگریز قبل ازین قرارداد مثل امروزه نبوده است معلوم قرارداد تجاری کالا قائمه پذیرفته نقطه رتق و فتق او باید فر شود و این نیز عنقریب از طرفین شیر دوشه خواهد شد. مدافعه مسعوو و زیر یا حکومت اطلاعات که منسخوائد دیو قیکو به ادر آور قطار لیا میگو یسرد کو افکن کی بیتاقور مسعود کثیر که از یکه بان بو داره علیه برد نصعد را نایور برترا شور گوشزد دکر بدید ا خودا و باش بغرسیاه مخشو کشته اخیرا منحصرا ذ کو معونا چند نفر زخمی شد. سپاه تا سه ساعت مقابله روی بار ساعت بساعت در تعداد مسعود های افزود حتمی صدف چوان این خبر به شیر گرسید یکنفر میگر بارد دیگر نظامی همراه سپاہیاں میرزا ملک نظری ساله روانه اندر ا نیا ہم حقو نداری بشارت کار گشت. سپاهی تا از سرو نوع خرد نمیده اند تلفات بنیا رسید و بشکل تمام دینه خلاص سپاهی انگریز راهی --- page 362 --- این اخبار ایام تعطیل در کابل در دو صفحه نشر میشود دیگر مقامات در پوست خطارانه میگردد . اشخاصی که بهر مکا تیکنه حقیقت ارسال دستانه و جارد را دارن انهار حریرا در ابا مدارج و اسلوبه علیم التماس داردی بناک دوستے مطابق دو اباد امور نقدی بنار طه دریافت میشود . نگارنده برهانی نین کا قیمت مقاما واہر سالانه السالب كابل ۹ ۵ د خارا فغانا ۱۱ ۷ ممالك محاله ۱۰ ۸ در راه و سفراء ۱۱ ۳۰ تأخیرات از ماده ۶ طلا وحب عنایت بمانند و دو عمار تیا ملی ندارد اخبار سلامی و خیرتی ثبت کنند و عذر از پرکب پزت حقيقت س ۱۳۰۳ جلد اول کابل پینگا جدت ۱۳۰۳ ش ۹ جمادی الثانی ۱۳۳۳ ق شمان (۶۲) مکتب بود که باز کند چشم و فکر و گوشن مکتبی بود که باعث فیض و سعادت مکتبی بود که ماحی جبل و غباوت مکتبی بود که کرده و بمدارج دول مکتبی بود که فیض بود اران علل علمت حبان و جسم بود روح وطن بجان حسان تو زند شمار حن بان مکتبی بود که منبع علوم است جان ہم مکتبی بود که زندگی آید از و به است مکتبی بود که ہر نئے دان بہر حان ہے مکتبی بود که دور کند غافلی و نوم عمل ز کا د مہوشربان نشانه فر عط با آن بشد ز فرقہ حیوانیان جدا علم ہے عقل و ذ کا صیقل جلا ۔ بعد از عقل و زیر یک کنگے سیدا مکتبی بود که در تعلیم مست عقل و ہوش مکتبی بود که باز کند چشم و فکر و ہوش مکتبی بود که برتر عقل از و بود مکتبی بود که بر ترفع فضل از و بود --- page 363 --- (عدد ٤٢) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ٢٨ تفاريق عليمعظما بائى بے كرافيغان صورپذيری توزیع اعیحضرت مرکزى د انتظامی عسكری قارئان محترمرا در روز دیگر بخوشی ہاۓ عموم ملت افغانه و بیدارے و فداکارۓ قواى اثنا عشریہ جو اردو مرکزى کہ بمجرد استماع این مسلم فاجعه شورشیان محصل بغاوت اعداء اسلامیت و افغانیت جہہ سرکوبی و گوشمالیذات پلید و بیگل بیکری در مصافجه تا نامند موری بلا واسطه افغان بمحضور اعلحضرت سراج المله و الدین شرف حضور بهم رسانیده تما ما اظهار فداکارے در راہ شہاوت نمود و در تجزیه دار افغان و سمت یا اطرف و نواحی غراوه اقصاه شان بیقین دلجوئی و تسلیت انما نتاجیدار کامل پخوتہ سلاح اور وہ شان بود ماد هجوم قادریہ دست خضره درین ایام نصرت التیام که بخوش بختانه درہم کوفته و آذان داد نبتھا و فرار بغاوت پیشگان سمت جنوبی مسموع او لحضرت وقوع افزاید این اطراف نیز کار بکارانہ رجعت نمودند و وزارت حربیہ خیان بفسونین اقوا موجوده مرکز ٹی اجازه رخصت بعطا نمایکه بخانہا خویش اگر خواسته باشند بروند اما آن رو از جمله غول کار جبیہ ظہار رضا منده با نبا و جناز حصرت امیر بحسن الله تخصيص تا در جامع عیدگاه اظهار را خضو ش نموده رخصت دہند روز مزبور سرتا سر جامع از سہ ہتیا مو حشوملو و مرسم تعظیم که بیا چون جناہ مقهر بست بیک طرافند صحبت کمانا بجا آمد سس لسان ذات شهریاری در جو شکر یہ اینان نطق لا برا نمو د کہ مکرار مطالب کمه آن حسب ذیل است :- مفهوم نطق اعلحضر خاقانی | اولا از خدا وند متعال خود صحت و عافیه یہ تمام عالم اسلام علی الخصوص از فتنہ آنا انشان پنجشخواد شکر شراید و نیز در نمازهات بارک بانکہ نظرشان بحرکات و خیا تا اثناء بار رفاه و بینجود آرامم و ترقیات افغانتا میاشند از خداوند او تا نرا با عزت و نیا از یخواہم وار آنجاکہ که نصرت واجب کجل خورد و خسته خویش مدامی بایتشان بدمت جوئی کہ لیکہ در حث جاہ و قدری جوی الانم با و در نبرد ثمان پہلو بازی خورد خونجود خالہ بے بی دو خونی در آغوش حیل میلاندنه گانشان از عدالله خویش درجه دوست با متنا دارم . بر میدیدم ابد کالین که خو د را درد مندی لا فکندا و تا دا عناد و و فم میران الناس خویشه و زیم بادام کا دو سکر شارع بمرم آثرا باش سگ عقرب ترازه خرما را نے ارد باشار یه کارمتان برادر ایده یتیمیدوز اینکر ید بیتی روی پیری اوردن بہا خود را بقسم غدر خونمی مقذرت طلبی نبرد اولاد عزیز و عسکر آوردہ بر شما و آرزو ہے دل کہ خود ہارا مینمودند کہ در حقیقت افغانا این طور دلا در آن دید که مانا بار خدا وند شا ہدیست که گا ہی آرزو مدالم چنین نبود کہ درین مد گیره تمدن و از اندگان ابناء سمت تعلیم و شا ود در از کار اسا زیرا کہ اگر خدا وند بخواہد آنها اولا و اعفانشا گفته میشوند در ان نواح چون از جهت و شجاعت و دوستی و صداقتی که شما براده است عسکر یی نون نسبت باین خادم سلام و ملک میفزیون دارم ابی تمام آپ ناکوار سمت جنوبی و این نا مرہ بغاوت پنی اگه میدند که کل دادا نہ ارد بکلانٹریہ آنان با تمام خوا میں مارم کہ شما قطعاً را رخصت نمی با شاش سنگ ترین خدمات و تا و اجراءت وطن خواہانہ شا ہجران ایران بکر یه سمت شمالی و ہزاره کہ درین راه که حقیقتاً مقابلیہ حمل بران و به اید غیر منمور د ندامز لوده دعا میکنم ما در دین و دنیا نیکنام و سمیرا نقل در بانخستی کہ کتب شہریہ شردونصا کے والد و تو ہر اے آباد درزا نصحیتی که برای شما میکنم نصحیت که شما بخدمات در کابل امرانما بخر بوده از اخلاق وعادات اہا لے دارب له خونر متلو ، مان ما شاده کرده اید باید که شما با در زمان رجعت با و طان خویش ابنا برف بارکی آن ولاد مقلد نیک نمائند تا آنها افسوس نمایند که ای کارش ما در ایا میر تیم و از عادات پسندیده و اخلاق حمید ا بجا صه میگرفتم منو سا آنجا شاکر غیورم که در خود کابل بودند و در واقعه سمت صرف معا نه شامل نشدند البته بخیال آنها خواہد گذشت که ما هر از یه ز شرفها خدمت در راه مملکت بی نصیب نشده در کابل ماندیم تا قطعات اطمینان میدہم کہ آن عساکر یکہ در سمت جنوبی داد افغانیت انسان کی اسلامیت دادا وند و این قدر سعی و کوشش از صد سرمایه صد ساله بغاوت سمت جنوبی کردند اند تا با بواسطه اینجا با راه و قاطر جمعی آنها بوده است از طرف مرکز و شادمانی در راه منا و پشتیبان و مدد گار خود ہا ہے بے پنداشتند ای ام بیا ر پشتیبان بسته با و شجاعت را وند ست . --- page 364 --- [ILL] جلالتمأب جمعيت حتمية كابل دو نقشه نظاميه شوقى آيندگان امیدواری میداریم و از تمامیتما اظهار خوشنودی و جا فزائی نموده میگویم که دگر هر کدام ازشما اکنون بلحسب خواهش خویش با خواهش بلا شرط امید و وزارت حربیه رفته پر کا یک رقعه درخواستى را مرقماً با جرا نمائيد. اى جوانان اگر از یک قلب و جان امادگی رفتن حاضریاے تاز عسکرى هستید وندار گروهی از خوانندگانم واقعه ناگوارى رخ بدهد اینجا هم عرش است که اگر بدین معاونت سمت چتولى بدوشم میرود بزم يك ايك اشاره شما در زمرۀ عساکر ولی گوشهای آن مسیر و جان و مال حاضر خواهم شد گر جای از جای اگر نه بهیچ قسمتى از خدمات عمومی اطمینان ندارم و اس باب ا برادران زیر در مثل سنگ دلش خوش آشیان و مضا مضا میست میخواهم میدهد این تقصیر از آب حیات منصب ها را بگویا تجدید دوره قطعات عسکری ساخته اند ملی و دود مان را در احصائیه نفوس تحمیلی داخلی و ارج نداده نفر با جان مناصب را کنم که شامل هر یک صاحب جریبه مقرر مامور خود دانند منظوریت نقد و امان از این حیث بجان عرض میکنم. خرا د و بگذار (۱) منصبداران مذکوره در قطعات نظامی در صورت استرقا عمر وا خیراً در بین اهل شوره ایجاب وظایف مفوضه خود را الان کماکان میدارد [ILL] (۲) اگر در قطعات نظامی منصبداران امده باشد حاجت در کابل گرفتن منصبدار وزارت حربیه مألاحت باشد و بلکه مابش در وقت و اصل اما ستر از خون اقل باشد ادی میشود. و جهان نخواهد انست در غیر امیر آنا بر این باره رفو ارشد . میش (۳) اگر کرامی از شما با ور خانه خویش دیگر سرپرستی نداشته باش شخصی عسکر و غش شدن تو در از خدمات عسکری نباید برای او مجبر و امانت چیزی تو ارش بعمل خواهد آمد . عزیزین اگر شما با هدایت ناسا در مقام محلى و ولایت جویه باشی و اعلان به تریخ برای قطعات بزارد کوهستان سمت شمالی کسا حال از طرف دولت دست و رسانی بشفقت و اخراجات با نخرج رسیده و نیز دین بند دمات اگر در امید بازی او ناد تعلم عسکری بسان عرق ریزی و جان فشانی اطمینان کرد و برگزیدگان شما در راه خانه های تان زحمت بکشیم تا بیست که واقوی نامردی ضعیفان سنگین جنابه یک طفل را که بعد از اخذ نمودن امدگ کر دهم به بند را مکتب های که کننده اند از ان گرفت نمیشود . شما خود بهتر درک کرده میتوانید هم میدانم که در ان صورت شما دولت با تمامیت شما از اظهار محبت خوش میکنم فقرى بحت شمالی و مرکز کابلستان یکه وضع مراکز خاتمیها همته و یک باشد و همین دار خلافتمان اعمال شرار در مرکز داوه ا و مساكن خویش کدام مقالمی را ننویس و بند تا هس منصبداریا که حال از خودتان میباشند در همانجا صفته جهار روزه یعی روز شنبه، یکشنبه دو شبه و سه شنبه تعلیم عسکری را نموده در سه دیگر روز آن بکارهای خود رفته بار همین طور ان در مدت سیا چهار ماه باقی مانده تعلم عسکری خود را تحیل نموده نیاور دین نیجات و سمت خوز را نسبت برقیان بخود ظاهر کند. فائدہ شما اینست که بعد ازان نمودن فعلیات خودها از نفوس خاطر جمع شده و دیگر کسی به سلک عسکری شما تکلیف نمیکند زیرا که معقلان خدمت کرده و در قید تحیل تعلیمات نظامی است در صور تیکه شما تعلیم خودرا تکمیل کنید باز اسم کدایتان در قوه با رشاد د سخا خواهد بود و در بین زمان مصروفیت شما با تعلیم از طرف دولت دوقی تحصیل شما را بخشاند یکی اینکه بهم تحوله هم لباس و هم طعام از طرف حکومتی اعطاء وا د را نه ثابت میگردد . دوم نفقۂ حتمہ او د لباس میدهد و جهان اندازہ بقای کار میکرد. عرض احقر خلیفان او لمش در بین ادنی ارض مند رجی خوانی که ذات اعلیحضرت نسبت بحافظ بیان میفرماید زبانی ندارم که ادای شکرانه آن براید. فقط از خداوند بخود آرزو و نیاز داریم که یک قطره خونی را که داریم برضاء المحضرت علاقه خویش بفرودگاه وکیل صناحب بسیار جای شکر نیست که امروز بخطین فراق دین و آنشوهن اسلام واقعاً نیت خوای محمد شکر مجالا نرم هست نگردی و صرف یک قطعه دار گر خوشی نیت ایفا آن نموده اینیم از طرف شما بدرگه ستوان شین آنقدر شفقت و رأفت و لطف و مرحمت لایز الى حمید یار با ر خالق خود عرض میشائیم که الهی بحرمت رسالت و کرامت أن أرزو و خیال را که اعلحضرت بنیت ترقی ونجاه مملکتے تھا دار ندم بیا شی اطفاء نشان بگردا و برا مان ایشان توفیق رفیق تا تا املا و لی الامر مخلع خود کربل ا زار تا بپادره تا چنانچه شاید و باید بجا بیاوریم ، اعلیحضرتا ، ما فد و با عهد میشویم باشما بجنانه در سابق شرط بجا واشارت نان بمال و جانت دریغ نگردیم. کما طواله این دفعه تا خواسته و اقال را بدیهی د خیال نخرید و براه وطن بسیار جریها را دیده باش باز با شاره بت حاضره همانجات خود را فد العسازیم. د دریغ از نشاء یک قراره وارد بسیر ویدران نویسنده مکتب نظامی کابل شاد) (پایان دوره نظامی) پایدار خود بهتر و فد ا مهجوم عالم اسلام داگر زان از با د نموده میگم کاهی مگر شما باد لیریم و باز نمودن عنان فرسای راننده فعل مکن و لی و بزرگان برای این راهین سپس در انتقام بلین بادام بی (زود خیالات نماید ) د ونید که جلوت بروید تمنای ما به برادران عزیزم در ه هر جا که بوده باشند و عزیز اند بخاطر رسید که این مسوله شوم مکرر است عرض میدارم کہ انشا الله برائی رواج و ترقی همگی شما را در کابل و طوایف و مضافات ان چشم داریم ) --- page 365 --- [BLANK PAGE] --- page 366 --- قواعد و ضوابط این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل بگرد مطبعی میرود دیگر هر مقامی در هر نسبت قطعا اجمال میگردد، امور تحریریه نگارنده ارسال و مقالات و اخبار دارای افکار جایز در افکار عامه و اصلاح و عامه مباحد ثار آزاد است بشرطیکه توسط معزلین دولتی و بقد و تندی از مجله میلا دار میشود با این کشکی که نگارنده مهران بین تفصیل مقامات کابل قیمت همروت ماهه | سالانه داخل کابل خارج کابل خارج افغانستان در روسیه و مسقاو ۹ ۷ ۸ ۱۱ ۵ ۱۱ ۱۵ ۳۰ اجرت شرکت اوراق و اعلانات علیه بر آمد مخارجه گنجایش حوالی حواله جات و صرف داکخانه بعهده خریدارت ۶ حقیقت شماره ۱۳ جلد اول | کابل پنجشنبه ۱۵ عقرب ۱۳۰۰ ش | ۱ جمادی الثانی ۱۳۴۰ ق | شماره (۷۳) دسهای دو جمعیت با وی غیر عمل بنا بکابل چنانچه بعضی از مساعی جمیله منصبداران غیور و حسن کار روائی کارکنان جسور دولتی بادسته ها متعدده جمعیت های غیر واقعه یغمل بنای بغات در مزار افغانی شده و میشوند و بر تا عموم شان از طرف دولت علیا پاد امیه شان بیک اصول پرست عادلانه و طریق شفقت کارانه پرداخته میشود و مجلات شیرین افراخور حال شان عطا و کرامت شده است که روز نامه حقیقت ورود اکترن از ین دسته های پر غیمل محض باین واسطه به تا مالی انداختن آنها مطلقا و تمام آنها را با لراس العین مشاهده کرده و میگفتند تا حال صرف نظر نمود محول تواق انبا را موکول بآتیه نموده بودیم اینک بخوارسگا اغراض و استحضار عامه قارئین محترم دور دست خود به این مخمرا خامه فرسائی میکنیم! این دسته پر غایل بی مدر تا جمعیت دسات آقای مدیر الافاق جمیعت نفری شجاع میرزا محمد انور کابل شده بودند و شمه از آمدن آنها را در یکی از شماره های گذشته خود مرقوم داشته بودیم، تا آیا بیک طرز انسانیت کارانه و اصول درسته شجاعانه در کابل بوده مصارف یومیه آنها را حکومت عادله می پردازد البته چند تن از و شان در عقب را نجا گرا خصوصی که اعلیحضرت عظیم غازی مابآنها در گلخانه بطور خصوصی فرموده بودند میرزا دلیوار هم موخر مقاتاً تا فرستاده شده نمایندگان ونجبای جنوبی که جهت عزان نائب کما عهده چند راج بواسطه معیت تاب محمد گل خان خواند ان غوست و مجلات خفیه آن ولا بمعیت فرزانه ارجمند مزار د تاب ببرك خان مرحوم برای اظهار همدردی و نظرات حکومت دارو مرکز شده این ابنا را اظهار داخله اور رضامندی شهر را در نیاز از حسن مدیریت و خدمات آنها با اوشان فراخور احوال شان بخوا --- page 367 --- شمار(٦٣) جلال اباد جریده شریفه کابل جمادی الثانی ١٧ سنجه تلگراف جواب آگاهی: سالان افغان مقیم هند وجود مطهر اعلحضرت سراج الملة و الدین و شهزادگان را بخیر و عافیت میخواهند و استدعا مینمایند که در اخبار سراج الاخبار حالات سراجیه چاپ شود تا مایه تسلی و اطمینان افغانان گردد چون سراج الاخبار ازین پس چاپ نخواهد شد درین جریده اطلاع چاپ شده و بر آورده خواسته شانرا اطمینان میدهد که ذات همایونی اعلحضرت والا با شهزادگان عظام در کمال صحت و سلامت بوده بکارهای مملکتی بالطبع مشغول اند و ازین خبر بیحد تسلی یابند. در موحقه بوده بعد از اقامت قلیل انها را بمقامات شان فرستاده اند. ازین سر کردگان حضر تعالی وزیر صاحب حربیه و باقی منصداران نظامی ماتحتی وزارت جلیله حربیه بواسطه اینک از ابتداء این نائله الی الان تمام نفری و اقوام انرا برحمت حکومت و صداقت با دولت مبعوثه داشته اند، اظهار رضا مندی و مسرت نموده اند. ورثه ببرکخان مرحوم و هم مطلع شده ایم که اعلحضرت معظم غازی از فرط شفقت و رافت و مراحمی که نسبت بعموم رعایای صادق خولیش دارند و مخصوصا در مصاد و مصیبت کشان انو خود را همواره منظر لطف و مرحمت میگرند علاؤه بر نوازش و عطایای تکفنی که برای پسران و بازماندگان و ورثه برکخان مرحوم نموده اند، امر و ارشاد فرموده اند تا فرزند و بازماندگان آن مغفور با هم نشته فیصل نمایند که کدام یکی از پسران آن مرحوم را مستحق و قابل آن می انگارند که بعوض پدر بصداقت پروری خویش آنمنصب خواه و اعزاز یکه از طرف حکومت مشارالیه داشت، معزز و سرافراز گردد. پسران مرحوم باستعانت جود چنانچه سابق برین محر نموده ایم یکی از طرفداران صادق و خدام جدی این دورۀ سعید امانیه است و در محاربه استقلال چنانچه بعموم مبرهن است معیت حضرت اجل آقای محمد نادر خان مظهر خدمات عالی شده و هم در بغاوت سبق منگل که در دوران حکومت سراجیه بوقوع پیوسته بود نیر داد صداقت و شجاعت را بیک اصول بسیار صادقانه ابراز داشته در بغاوت حاضره نیز از ابتداء الی الان با جمیع اقوام و طرفداران خود دقیقه از دقائق صداقت وفان داری حکومت امانی مالا فروگذار نشده تا انیکه در عمل ایفای وظائف سلامی و ابراز خدم بضيق و با ارشادت منصبداران نظامی مجاهده بجان افرین سپرده { إنا لله و إنا اليه راجعون موسی خیل منگل ناظرین مستحضرند که درین اواخر لفظ لوم هم چنانکه در اوائل از موسی خیل منگل درین جای آغاز شده بود، مجدد و گشته است. و از خبیه موقره اطلاع میرسد برکه از حسن ملایہ حضرت اجل آقای علی احمد خان رئیس سمت مشرقی که در پچی توقف دارند، در برگخان موسی خیل نیز طوق اطاعت حکومت محوطه را از یب گردن شان زده بکم عهد بایشان از بر عمل های خود اظهار ندام صاحب موصوف عفو در آورده اند. جانی خیل و باک ہمچنان یکدسته از یرغمل های جانی خیل باک که در ان قطعه یک بزرگی در میان باغیان و عساکر افغان بوقوع انجامیده بود، و قارئین از سابقه ما از صورت آن بیفش اطلاع دارند نیز بتوسط حضرت علی احمد خان ملکی سبق رئیس قطغنه و مشرقی تحت ج عبد الرشید خان غند مشر داده انها که مدانها نیز از طرف حکومت نام یر غمل با جای سکونت و مخارج بوی میشود و تا چندی در کابل متوقف خواه نامبرده اخبار خود را بدین تصرف و اطمانانها یگردانند تا در شرائط است و بر تخلف و ستا ابد از امروزه خواه انده و تسلی و شانرا با بیده --- page 368 --- شماره (٦) جلد اوّل جریدۀ حقیقت کابل جمادی ثانیه ١٣٣٧ قوای اعزامیه قندهار قلمًا مسطور آمد که یک قوۀ مهمّی مسلّح مکمّل باسباب نظامی از اشرف البلاد قندهار بمعیّت جی۔مش آقا یے غلام حیدر خان بواشر قلعه یگی از قندهار عازم دارالسلطنه شده اند. اینک یکی از دوستان معظم از وتار عرب بما معلومات داده ست که آن قوۀ جرّار مع الخیام العالیه وارد غزنی گردیده از طرف وزارت جریه با مورشان اند تا در جهان اجنبی خیمه افگن نصرت و اجلالے شند و حسب تصویبات وزارت حربیه بحکومت مقامی انجا اگر خدماتے باشد انجام دهند. نائی الحکومتۀ دارالنصرۀ ہرات و قوماندان تبریک از ذرایع موثّق مطّلع شدیم که از حضور باهرالنور علّیحضرت معظم غازیے بعد از نصب المجلس عالی دربار حضرت مخبر آقای محمد ابراهیم خان رئیس تنظمیه سابق ترکستان وزیر عدلیۀ سّبق افغانستان بنیابت الحکومتی دارالنصرت ہرات جناب عبدالرحمن خان فرقہ مشر فرقہ سواری عوض حمتیت آب محمّد الخلیل خان قوماندان نظامی هرات که برای ایفای خدمات مهمه بوزارت حربیه خواسته شده اند، بوماندانی قوای عسکری انجا عزافتخار و شرف سرافرازی یافته اند حقیقت:- برین قدر دانی و مراحم علّیحضرت غازیے کہ نسبت بخدّام مملکت افغانی دارند حضرت محمّد ابراهیم خان نائب الحکومه و آقایے عبدالرحمن خان فرقہ مشر را تبریک و تهنیت گویان از درگاہ خداوندی برای اوشان توفیق خدمات درست و اجرائیات حسنه را در راہ رفاه ملّت و مملکت و ترقّی دولت خواستار است. مراحم شہریار با خوانین وارد در موقع بروز مخاطره سمت جنوبی همچنانکه عموم اہالیے افغانستان اظہاراٰمادگی وجهاد محنت و وفاداری غیرتمندی نمودند، اغزه و خوانین قندهار نیز بیک جذبات مردانه و گرم جوشی سلحشورانه اظهار آمادگی برای خدمات نموده با یکعده از انها با حضور شاہانہ که دیده واسطه وزارت حربیه عرضداشت شمولیت خود با را بمیدان جنگ نمودند. چون دران موقع بفضلہ تعالیٰ عساکر مستعد اوکافی بمہ مورجبهات سرحدی حاضر و موجود بودند از ورود پیشر پیشهنگان و مسرت شان مسترنانه در حق مہربانی ہا بخشیے دربار اقامت دادہ شدند، تا درین فرصت که اٰن معامله رو باختتام گذارده ذات ملوکانه خلاصه نوازش و مراحیمیکه باند قبیله فرموده بودند درین روزہا بپذیرشے کرمت ونگه خیرآنه افزوده مخارج سفريه اوشانرا با یک یک تفاقی شرففت در یکے یکے قرکہ بران ذکر این بند روی داد که اینہا بوطن بدوشان عطا و کرامت فرموده حضرت ملیاہ آقا عبدالاعزیز خان نشا نعای موصوف را بوکالتاً از طرف دات ملوکانیه باندا توجیه اٰن الله فرموده نطق پاکی پرجوش فاکارانه بمدارت میدانه و اوامید مزید در موقع تعلیق نشانہ مذکور از راہ خوانین مذکور بعمل اٰمدہ عزوانہ عازم مقاّر خود باشاند. و مزیداً بخود بار خود آنہا یکطغرا فرمان را بنام نایب الحکومه قندهار نیز تحریر و اصافه نموده اند که بر اٰین ددات مکرم در تجر کارے محولہ شان از ہر گونه مساعدت ہای لازمه دريغ نہ فرمایند شيوء اٰداب مرحمت و قدردانی از چاکران وفادار اٰنکه ديديد.* --- page 369 --- شماره ٢٣ جلد اول جریده سراج الاخبار افغانیه صفحه ٣ تراجم نافعه افسوس افسوس حما عزیز دولته افسوس افسوس خما با ذل دولته د خدا د پاره الاک سریک شه رب ته و کوره اوس تاکبنا شه وصف خور شولوله دنیا کش هند وستا لا فی کا ستا پر تمام اسلام دی په انتظار مد افی ندکاروس شلکاری همت پیدا کا غایرت پیدا کا ده امیدونو او انتظار فکر خرداد کا خیل نفی پر کا شخصی اعراضونه فادع خانشه د خدا پاره نما حالاد حاکم باید ده کچه وی حکیم قاضی باید لا دی خادم شرع د خدا پار پزدی رشوت دلخه غیرت دیچه بالادست ژبه مو سوړه په د گفتن افسوس افسوس ارتمان ارمان همت په کار دیغیرت بکار دی د کوشش وقت دی مسلمانا نو افسوس افسوس خما مریض م[..] افسوس افسوس خما کاهل مل[..] د رب دپاره اوس اک خنیا [..] رسول ته کوره او سر اک شر[..] دلخپل صفت باید و بندیا کو[..] بجار اکو شحالی مح[..] افغانستاته سن امیدوار[..] طاقت دکم دی سنگین دربا[..] په خپرا هما تاوس نورابالا [..] قدر دا خپلو ناله بک[..] عمومی غم له خا چا پیر[..] خیر خواه د لا کل شه ولکسا[..] لعل وغشه او من فاد عبال[..] ده رعیت په غم کوری سید[..] ندلچشی دی خاده شر[..] په حرام خورد خدای لعن[..] ا خلی مال له خپل زبر دست[..] په زمره محال دی خائی[..] دلحالت عوا مری بیناحج[..] کاروان باریگی وقت کج با[..] خبر و لشه طی په بلبل[..] --- page 370 --- قواعد ومندرجات اخبار این اخبار خبر نمدار قطعا در مقابل کرایه ها عزنموده بدیگر مقالات هر بست خطائيا میگردد. امور تحریریه بخار نامه جات اور مقاله واصل در اداره آمده جریده دانش والسلام به اشاعتش نامہ ست تبریک توسط خزاین دولتی با لقبول نقدیے از به با قبلا دریافت میشود. تفصیل مقاما قیمت روپ داخله کابل اطرافے خارجیه مزد اوستقرام ۱۱ سال ۵ ۷ ۸ ۲۰ ششمانه ۴ ۱۱ ۱۵ باقر دار کابل حقيقة ۱۳۳۰ ما الله کالی نگارنده محی الدین ملا اور شنبه ۲ جد ۱۳۳۰ ش ۲۴ جماوی الاثانی ۱۳۳۳ ق شمار ۶۸ حکام و علاقه داران فوائے عید و مر مری بانه در هر جزو نوسختی بر ملکت وقوف ان متری کنونی ا دور بوهمی امکان پذیر دور عنوان بدان میدود شارد تحقیق در احترام واقعی قوانین بلکتی وا آمدنجان از ماسور اقل از محکوم و بالا دست بهتر از زیر دست دقیقاً اکل از فرمان بران منظور نظر عدالت دست و یا نشته جده و کمال بایک بینی و منتها دقت تقریری حولی اصول و مواد و فقرات و عدد و آن بخود داده موشد و در که حقائق ونوا ئد آن بدیل مساعی و جدت ورزنده و از هر بیشتر جلا و جبر و عروز ما نرا در تعدیل افعال و تطبیق اعمال خودان فر نیا بذالے کلیات مقررات و فرائعات محمد وقوانین موضع بنمایند. در امور زیر رو حکام و علاقه داران مسول و ارت آثار انه تا بادر بمقتضیات حقیقی قوانین کارگر ت به صراحت که افکار را عملان در نقاد افکار نظار آن مملکت و مکمه آخرد دیگرک ملت جلوی و نقطهر نموده زندگانی با شرق و حیات ناموس کارآ و سیر آزادانه در سرتاسر مملکت تولید بشود. و در زوا یا کوخه و کوشه هائے آن مملکت روح عدل قوہ مساوات و خوستختی جلوه گر شده باران رحمت و ناله مسرت و برف فرحت ببار و دیبات شادام و اسباب نمودن حقیقی و مایه آبادانے عمران کشور بے را فراهم می آورد. زیرا در این صورت مجمع اعمال مختلفه وافکار متصاده بواسطه حکمرانی این قانون حقیقی عدالت و آزادی مجبوراً متحد شده و تمام کلمه ہائے مغرانہ یک گریمان بیک صورت فلز مر کشیده نقطه نظر بشوار مرکز واحدی وا کہ عبارت از نفع عمومی و ترقی د تما لے ملکیست قرار میدنهاست و منافع بجرو ملکت توانه نمید در میشوره تاثیر محنت بشهر و افراد و احاد رعایا آن ملکت لبذار رحمان و طریق عدالت فرحت آیا ت . در این صورت تمر و تجو این عمل ودخل داقر این --- page 371 --- شماره ٤٦ جلد اول محلات سراج الاخبار افغانيه كابل شنبه ٢٠ جمادى الأولى سال ١٣٣٠ مساكنيا خوش بختي و غيره در شان نزد حضرات حكام كرده ميتوانند؟ و مأمورين و علاقه داران هيئت ادارتيه است؟ آنها هستند كه از رفاه و آسوده حالى و از سير سيرگى و بيمارىها چرا، آنها هستند كه مصدر و مجراى اين قوانين و عادات و رفتار وكردار عامه چنانچه شايد و بايد معلومات كه مقدرات آتيه ملت و مملكت را در پنجه اقتدار براى خود اكتساب كرده ميتوانند؟ آنها گذاشته شده است نظارت نمايندگى ولياقت آنها هستند كه بر زارع آساده گى ملت و حكومت هر كدام آنها نظام ملت، و قوام مملكت را در كف اجراآت مينمايند؟ كفايت خودها گرفته اجراآت عمده ديار فتار گرديگر آنها هستند كه فلسفه و دقائق و محاسن قوانين را اختيار ميكنند! و نظامات را بهر طوريكه خواسته باشند در افكار و قلوب اما تنها وضع قوانين و تأسيس نظامات و نوشتن رعايا تزريق و تحكيم مينمايند؟ آنها بر صفحات كاغذ و گذاردن آن از تصويب آنها هستند كه فرشته امن و امان را در ميان مجلس عالى شوراى معظم دولت و برسانيدن كشوريان حكمفرما ميكنند؟ آن در پيشگاه مجلس عالى وزرا كو تريين و توشيح نمودنش آنها هستند كه اوامر و احكامات بالادست را بامضاى بيضاء اعليحضرت همايونى در صورتيكه حسب بحسن انتظام و كمال اهتمام بانجام داده ميتوانند؟ مطلوب بيك اصول مرغوب در سرتاسر مملكت از آنها هستند كه در اصلاح اماكن و مساجد و معابد تساہل و گران جانى و فروگذاشت و اغراض و گندناى حصبه البلد و در تأسيس رباط ها و آب انبارها نفسى برخى از مأمورين يا علاقه دارها يا حكام سركار و محافظت طرق عموميه بذل مساعى ميورزند؟ كه آنها مجراى حقيقى قانون و منبع واقعى تسلسل نظامات آنها هستند كه مكاتب و مدارس را افتتاح نموده ميباشند صورت جريان و جامه عملى را در برنكند و جزیه را در بين رعايا اجرا ميكنند؟ از طرف مجريان قانون كمال اعتبارد اقع نشود و آنها بنكاه آنها هستند كه در احداث جنگل زارها و جلوگيرى از احترام بوجهى قوانين معظمه مملكتى خويش نگردند معلوم است حريق و غريق و تشكيل طريق شوسه روز تكتر هاى عميق كه ازين چنين قانون ثمر حاصل و نتيجه اصل نخواهد شد. غوطه خوار ميباشند؟ و موجب رفاه و آسايش رعايا شده نميتواند!! و بدين اين ها هستند كه مجرمين و محكومين را اختصا مى كرده تقدير گذشتن قانون نگذشتن آن حكم واحد را دارد. و اوباش را تعقيب و در اصلاح و نيكوكارى آنها كوشش پس بايستى آن اشخاصيكه محل اجراى قانون و منبع - ميورزند؟ تسلسل نظامات شمرده ميشوند پيشتر از پيشتر از خيلان اشخاص ممتاز آنها هستند كه از و فيات و توليدات و حضور ديانت و رجال صاحب كفايت تشكيل و تصويب گردد و مرور مسافرين و محل اقامت گزينان مجدد بر طبق كه آنها در واقع داراى صفات حميده و خصال ستوده باشند حكومت كسب اطلاعات ميكنند؟ پيشتر بايستى در تقرر و انتخاب علاقه دارها و حكام آنها هستند كه امورات اشخاص را كرفتل ميكارند سركانه جدت و دقت مزيديي بكار برده شود. چرا اينها و تأسيس بنيان مكتب و و خريقيس زندگى اسواق و قراء و هستند كه بار على اخلاط دار ند. قصبات و خرمن ها و آمدن سيلاب ها و سائر وقوعات آنها هستند كه رفاه و سوده حالى حقيقى مملكت تأمين مهمه را بحين الوقوع با نظريات عميقه دار خود تا هابالاست --- page 372 --- شماره ۴ جلد اول سراج الاخبار افغانیه کابل شنبه ۲ جدی بلی اخبار و اشعار عیانا میبیند؟ بلی خوانها هستند که مسئول و مترقی بچگونه ادارات عمده و کار فرمایهای عالیه بوده میتواند بدرجات سعادت و سیادت ملت و دولت و مملکت را در هر نوع و از هر قبیل تهنیت و اغوش کنیم و بر خود ببالیم که حکومت علیه افغان دارای مجلس مقننه است، مجلس وزرا داریم و میشوریها و کلا داریم و برای حل و عقد ملکیها و ترقیات ملکیه پولیس انجمن وزرا داریم کین معنی داریم که انبیای شرف روز خود را صرف طرح وضع قوانین زندگانی و نظام والانضباط امورا و پایپ و کلی و ارعایای صادقه دوره امانیه میدارند تا بدین آوازه ها در اطراف و جوانب داخل و خارج هم منعکس شده علی العموم میدانند و میفهمند که قوة حافظه ازین جمعیت در نهایت راحت و رضا بیک مملکت قانونی پا درایت شده است. و اما اگر رعایای مملکت و رجال با درایت این الطائف که درین عهد در هم توجه شاهانه بزیاد است امداو از وقت نبرده و در بنیانهای مفید کار عمیق به آغاز با عملیات جزوی در قارنای عادیه عموم حکام و سائر مامورین متعلقه و زیر دستان خود را بکر دو امر مطلوب یگانه جمعیت معظم غازی ماست شصت دقت و مراقبت نگیرند و چقدر خوب خواهد شد باید رعایای مملکتی با در دست واقف شوند که امور هم این عادله و نظامات شرعیه را که حکومت معظم تو اپنا برای سیادت ملت و سعادت رعیت بطرح و وضع نموده است، از خود غرضی و ساله خود پسندی و شخصیات و مفاد ذاتی بر هم باز داده این عهد شرف منفعت پسند احمدا به جهان را تبدیل نکنند مست و بناء اعم از ادان و دانیت امروزه اینچنین جمعیت ۳ فرض لازم میباشد قدر بی توجه خود را در اجرای قوانین موضوعه و مصوبه مجلس عالی شورای ملی و در او هر تاسر ولایات و حکومتی علی خونه معطوف داشته و در تاثید حریت مجرده و دیقوانین ملکیتی و رفع از یانها بد بختی و ابطال هر گونه و هر بگونه پای نفسانی طلب منافع بر خلاف قانون داده میشود جدیدیت فرمایند تا بدین وسیله احدی از مامورین مراجعی الی رعایا داری هیچگونه تسلطی نباشد مگر در اموریکه قانون اجازه داده است چنانچه نشان عدل و حقیقت اعظم است در این مراتب را در همه جا حتی در گوشه ها دور افتاده از مرکز بالصراحه نشر و اعلان نماید تا حاکم و محکوم مقاسه اطاعت را در حضور قدرت قانون ختم نموده تا با تفاق با جرای ان موافق باشند تا بدین وسیله مملکت آباد و رعایا آسوده و حکام و عمال راحت و دولت قوی و مقتدر گردد و مصداق آیه شريفه (لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ )شوم شرکتی برای تنویر شهر کوئتا تنویر در مورد دارای شرکت مذکور اعلان نموده که فعلا میتواند در منطقه اینطرف در یا که اند رابی ده و افغانان و نوابا د باشد، بخانه چراغ برق و بگه بر فد و نجاری برق بصدف جاری نماید و قیمت چراغ طایسیار ارزان گفته است که از تیل خاک شمع ارزان تر تمام میشود. احتياج معاون معلمين چونگی مکتبان و افغیه ابتدائیه دیگر احتیاج و ارد و درین باره از فواسیه قند و بقیات اعلانی بر آمده که د نا حـ لیاقت علم و ثیقه تد را بو همنا یاده مخواه اند زود بایه بصورت داغایت و اقوت داد میرگزی روارد بوزارت مذکوره رجوع نماید. --- page 373 --- شماره ۲۴ سال اول سراج الاخبار حققت کابل شنبه ۸ جوزا تبریکات و مراسلات رسمی دولت اعیانی تشکیل کا بینہ جدید ه انگلستان قطعه حبر ذیل بواسطه اجنسی تلفرافیه رویتره تاریخ ۱۲ جوزا بمدین اخبار رسیده است و در آن مطیه خارجیه تبریهات همایونی بہ تقرر وزیر اعظم و کابینہ جدیدہ دولت برطانیای عظمے بتوسط سفارت افغانیه بوزارت خارجیه دولت ہند برطانیا ابلاغ فرمودہ ومکتو؟ انجاتیه بکار زارت خارجیه دولت متبوعہ خود را قرار آثار پیام ترجمه مکتوب نمبر (۱۸۸) مورخہ ۲۶ نومبر (۱۹۲۴) سفارت افغانی در لندن بوزارت خارجیه دولت برطان من شرف فرستادن مضمون پیغام ذیل را که از حکومت متبوعہ ام برایم رسیده است بخدمت جناب یکسلانس نام لندن در باب ہنگام رشته دوستی ارادات صمیمانۂ خود را اظهار داشته اند و نیز برین موقع که جناب اکسلانس نور وزیر اعلم وکابینه جدید عنان حکومت برطانیای عظما بدست خود گرفتہ اند تبریک میگویند :- (لطفاً بوزارت خارجه لندن تبریکات صمیمانه مارا به تقرر وزیر اعظم جدید و وزیر خارجه و کابینه تقدیم نما واظہار دارید که این آرزوی قلبی ماست که بواسطه کوشش ہاے جانبین مناسبات فی مابین افغانستان و برطانیای عظما بیش از پیش مستحکم و خوبتر شوند) با احترامات فایقہ (امضا) شانواز اقا در نمایندی ترجمه مکتوب نمبر(۱۰۳) مورخہ اول دسمبر(۱۹۲۴) وزارت خارجیه لندن بسفارت افغانیے :- جناب عالی سید نا محمدا تا نوار افراط با در ارضای پیغا میکه شما ہمراہ مکتوب مورخہ ۲۶ نومبر ۱۹۲۴ نمبر (۱۸۸) لطف فرمودہ بمن فرستادہ بودید گرفتم . و من میخواهم که بشما از امتنان قلبی و خرسندی خصوصی میر ہا ئیکہ از طرف حکومت افغانیه بوزارت خارجہ شاہ اظهار نماید، من باین موقع استفاده کرد و از احساسا تیکومت علایحضرت نسبت به دولت اعیان تا شما را متیقن ساخته دارا روید ازین بر آمد حکام مناسبا تیکه حا ضر آخوش نخجار ملتین نمایم است شما را یقین میدهم . با احترامات فایقہ (امضاء) واستن چیمبرلین تعزیت واری جلالتیان اور الی ترجمه تلگراف ۳۳۱ ) دسمبر(۱۹۲۴م) مطابق عقرب ۱۳۰۳) از جانب اسحق (جان) بوشاہ نظرات از لندن پیشوا علیحضرت امیر امان اللہ غازی کمال تاسف از خطرات بانده ناکانے فات ستور آیات فرزند دلبند آن اعلیحضر شهزاده حمایت الله در حال حالی شده در این داغ مفارقت به آن اعلیحضر اظہار همدردی صمیمانہ خود را مینمائیم . (جانج آروال) از طرف علیحضرت همایونی بجواب علامرفوق اتوا توسط سفارت افغانی در لندن :- از اظہار تسلیت و همدردی که آن اعضرت زا سا فوت فرزندم (حمایت اللہ بر یانی) فرموده اند کها احترام ممنونیت قلبی خود را بآن اعلیحضرت اظہار میایم ترجمه تلگراف ۳۳۱ ) در دسمبر (۱۹۲۴م) مطابق ۳ عقرب ۱۳۰۳ منجانب حضرت مستطاب و ارل اف دینگ والیسر آهند) پیشو این علیحضرت امیر امان الله فا بکمال تاسف از واقعا اندوہ ناکیکہ بر ان حضر پیش آمده، خبر یافتہ بہ آن اعلیحضرت درین موقع ضياع الما اظهار در دی قلبی تقدیم مینمایم. (دینگ) از طرف علیحضرت ہمایونی بجواب تلگرام فوق توسط قونسل جنرل افغانی ور د عے اظہار تاسف و ہمدردی که نسبت بہ فوت فرزندم (حمایت اللہ بریال فرموده اند ازین مدارکت و همد ردی آن جلالتماب کمال ممنونیت دامین میام --- page 374 --- شرایط اشتراک افغانستان و ملحقات ۵ کابلی ممالک خارجه ۱۵ معلمان مکاتب ۱۱ طلاب مکاتب ۱۰ نزدیک و بفا ۱۱ داخله ارسال و مخابره صرف برای اشتراک بجهت نام مدیر خطوط با مراندم بیام و غیره قیمت اشتهار شش سطر یکسوچه این اخبار دفعه با در هفته طبع میگردد قیمت پیشوه در کابل اوراق به خطه ارسال میگردد . امور تحریریه نگارنده حقیقـت ارسال در مقالات مندرجه اداره ماذون در اندراج و اصلاح و عدم اندراجش ازاد است اشتراک بجهت کمتر اس ۶ والق و یکسوتر نقد میباشد بها قبل از دریافت میشود . مدیر اخبار الدین کشکی حقیقت سال ۳ جلد اول یکشنبه ۲۲ جدی ۱۳۰۳ ش ۱۶ جمادی الثانی ۱۳۴۳ ق شمار ۶۵ برنامه سالان، باخبار با اشتهر بمواقف آغاز بکارانه سال چهارم اخبار درین رف باو بهارت و اعتصام سال شروع بنجمین دوره حیاتیه آن نامه عالیه حقیقت در بان کل حقیقت نسخه تبریک موئثرش را خدمت مدیر درایت تخمر و اشراف آن تدرر محنه پیشته از خدای توانی برحرمانه بصیر کیاست اثر خود تحت ظل رافت و سایه عطوفت صمیمانه قدر قدرت خویین امپرا اور بالث در خان توفیق خدمات برجسته ملت صادقه و این ملک نا بالا حوادث نیو خواهد اند را بر آخوده آن معاصر حاضر خود نقاد و ضمناً از خدمات برگزیده و تحریرات فی الایق و علاوه از بن ریز ربانی اندازه حضرت جلالتہ الم بپروگرانه چه تاسیس این روز نامه ملی الی الان شخصه مدیریت وا و قانی بحیثیت عضویت درمانی نیست ... اجرا و ایفا فرموده اند ا برا ز مسرت شققا خریدن نموده از میضا و الاجر و سجا یفعیم که آن علامه در راه نشین این ائمه مقدسه تا قائما و و تا موفق کشید یکی را اظهار همدردی نموده در بدل آن برای آن فاصل جنیـل از خـدا و نـد جلیل اجر جزیل و ثواب جمیل را طلبگار بوده بعارف خوولان و علاقه مندان شبوه ا تا بی تحویل ابخضرت عالیه نامه گورسانه جدید بمرات یاد بانی میکنم تا ابقا در افانه سنجا باو موالقات و تکمیل ضروریات انرا از بنیت و مساعی و رزنده. اتحاد مشرق و افغان مراسله گرامی بجریده اتحاد مشتر من طبعه سن الجلال ا با در حیه نومرو (۷۸) خویش بنه شرع و توضیح مواد کرد در مجمل عبطر کجزه ترفته امان شار کابل که این چشمه میر ستمر حد و ریا قوس کر فتنی اخضره بخونه و انبا مرقود ایده بود؛ در جرسی القدح تخدیری بخط علوم حده الفاصدق قاضی احمد محمد مری مدیر تت غازنده کالو شکی ستون خواند اخیرا خور استرداد ند مکا نبوده است. حال آنکه امان افغان نیز آن معنا و مزایا یکه دا تحاد مشرقی نیست بغرض خود با فوراند محتوی آنمضان نبوده است امکان نداری با دوران مطریه مندرجه نامه حقیقت باوی سفق آن این مدیر تو میباشد در تن آن نشر ارست باری می بکار برد که پید --- page 375 --- شماره (٦) جلد اوّل جریدۀ حقیقت کابل دوشنبۀ ادارات مترقیۀ اصلاحیه بحریه پیشین را بفضله کم نظیر جلوه باید که آب رو‌ها بیاید دست خرابی میکند صحاح شهر ساخته بیابی کامل بخشید و رو بمقصدۀ امان افغان را معمور و باقرار میسازد دو طرف آن بلند و حصه میانی آن پست مسلماً در اوقات بارندگی اصلاحات بلدیه کابل بیگمان مینمائیم خود سطح این کوچه ها را بوجه سنگها پاره سنگها خوبی مفروش کرده در حصۀ تحتانی آن چند پرزه پخشه یا کاه از انجا که جریدۀ حقیقت یک بقیه محقانه براینست انشود زیرا که پخشه گاه با یخ مقاومت کرده عضم اسعار استخوان بعضه انتظامات و نگرانی بلدیه تحت عنوان شکایت در کارتون کوچه ها در جایها سرکوبها در طریقه حسن آنست که آنها را قرار دید می مطروح داده بود و ضمناً از حائیکه درین ضمون افکاری بریاسته داره صحیح ساخته خود در روزها یقصانی و اخراج گل و خاک اش باشند شکوره شانه را نیز خواستار شده بود فدا محرر این شما را و خطوط صفاتۀ ارویکارها و معابر ضیغه مقصدیه را برآورده در نیت که درین موضوع با ادارۀ سراج الاخبار شقاقاً مثلی در تنقید ارکان (٦) در بازارها و معابر شهر یکجا خاک انداخته نشود. یور کامل را تمام و انتظام بلدیه که آن محتاج بشرح و ثنایست احصاه بهنگام بادیدن برف و باران از سرفۀ دکاکین آب شاره و مقصد از انتشار آن مدارج که اگر کسی را بکار وضع داکتر شی مقصود جمع شده بمهام از سیل میاشی بشود گل و لای دشت خیر باشد میتواند با ادا بتواند که حلوۀ خود را بمدانها مالیده ساقه اخیراً بلکه حوضهای دو سر تاسر بازار با خط و سنگ و تنظیف الان بلدیه تواند آن مخمصه خود را کند و ده لامسال داند در چه صورت پیش ازین کچه آن کمتر از ٣ فوت نباشد (۷) هر تاسی موسس و حلیت بلدیه را در حصه یبلدیه افاده بدار اداره نشان میدادم غیر منظم باندی کوچه ها تاخته تاریکی که بنظام انوار اراکین لذا با این بعد محر یکی از دهاست دار و حقیقت یک شیر بیاتی و تاریکر شفت به خاتر جست آیا نمیتوانیم از برگه بلند زده شخصت محریر و راست جریدۀ حقیقت نظرة بل را راجع با مورات بلدیه که خانها نو ساخت و قابل مرمت پیک اصول و خود اکران دو شخصیت شهر و مسائل بلدیه قایم اینکه چنین می کرده نوشته ایم و انرا بمدیریت (٨) لزمی بلدیه که جبهه خالی کوچه ها و بازارها تخصیص کردی مجرم جریدۀ فی بلدیه دفع مشقت در دست با ذان علن مقدر کرده کار جاروبکشی و اباشی را مینمایند باید بلدیه بالایشان نظر و خاصه در ایام زمستان محمل آن میشود بوفق وقت بگوای حقیقت است نرمت پر یکه و دیگر امور لازمه را اجراء نماید ۹۲ اره در رشک بلدیه طر زده و فانی سیکهر انداز ان که مسطور مسبقور در میاد بازار ها که خسته میشود باید که فاده دات باشند که که (۱) اگر بلدیه متعهد باشد که موجب ارام انور اماکن و مبانی شهر انداخته نشود تفریح متعفنین بلدیه اجرا آنکه بهین شهر حچنانکه جواره دیده میشود ایا در مرکب است از نقطه نظرات مجوره در جاها مخصوص محصور و مهدود بدون باتر نخیط نفاق غلط و این خیال بی اساست باید که انتظام بر اصلاح بازار به سر انجام سوخته ماده شود تا از بودن آن در شهر تحلیل صحت اوام تنظیمی شهر قبل از انجمه اقسام که درین موجه بلدیه به بعضی از خرافات تکلیفه الم نباشد (١٠) بر اى حصه تا و غیره امورات تظاهر بذل مقدر ورزید استراحت کند (٢) ترمیم جبرا باید که عوما کما نی پرخواه خویچه منابر مدرست کلدار شود تا راج بقد ها ی شهر مرمت کاری شده سابال کاگل و در ایام زمستان خدمت بلدی را از اطفال جارو کشها و آباشی باشند برفش پاک کرده شود (٣) جاهای سرازی کشته جراء صحیحه او داق جو ایجها و صاف کردن شیشه های دیرینه ومره مره میباشد غیر مجدد پاکش شود و یک اصول منظم با بارداری الواح دکاکین و تقویم جو ایجا رسانند و مکررا ازینها آن چه ساخته شود درین موضوع اردوها کین مبحوث مجا و ر آن اگر ثابت ندیدۀ فردیات اوراق و غیره امورات معاوش را خواستار باشند آنها در رفع خواهند کرد باز هم بلدیه در خمان زبیل و غیره حشریات متوجه باشند که ازین اران کوهها که اخراج آبها فاضله بآن زیر زمین احتماب میباشد و باشخاص قرار برخاطر موضوعی شد تره بگردون کی --- page 376 --- شماره (جلد اول) جریدۀ خفیف کابل دوشنبه ۳ حوت اکثری از ممالک مدعو نموده اند، و درین ضمن مکتوبی باسم سایۀ دانۀ نایب آقایی عبدالعزیز خان وکیل وزارت حربیه نیز موصول شده و دران شمولیت یکعده از صاحب منصبان عسکری افغانی را تحت ریاست آن جلالتمآبی دران مانور آرزومند شده اند. فاما حضرت ممدوح بواسطه کثرت مشاغل غزائم منصبی خویش از حصه گرفتن در آن مانور شکریاً معذرت خوسته یک هیئت از مراحب منصبان عسکری را تحت ریاست حضرات محترم آقایی محمد حسن خان غند مشرو رئیس ارکان حربیۀ عمومیه چند یوم قبلبرین فرستادند. شکریہ قوانین انتظا بات عثمانیه مکتوبی در اظهار مسرت از مساعدات ممیزۀ قوانین صاحب نظام محتشمی و نیای آقایی لوا مشیر شاہ محمود خان و لوا انور آقایی قطارۀ آقایی عبد القیوم خان بواستر و آقایی عبد الغیاث خان غند مشر اعضا از ریاست ارکان حربیۀ عمومیه. اداره موصول آمد، دران باز حسن معاوینت و فعالیت و فرستادن لوایح نظريات حضرات موصوفین اظها را تا دعا یی فی شده برای او شان توفیقات مزید غایت نموده شاکر انخوبیات شده ضمناً - بعضی از دیگر قوانین نهایی نظامیه را نیر بهمین این غرض مصنح تکمیل این لایحه ضرورت کہ بها عنقریب بعموم انها نسبت به حربیات آن از وزارت حربیه رو پذیریت رقمه بود، توجه داده اند. اهالی بلدیه اطلاع دهند! (اگر چه که مخواه این فقر را جمعیت کو بیست شان زیاد است اما از باطیکه تکلیف و زحمت زمهتا نرا متحمل میشوند و از طرف بلدیه بکاره شان انها ملحق مفوضه خود مسئول میباشند بیضا سخوابین هجو انها ستفها را !!) برتا برف انداختن در ملا یهای وسیع که از خانه با خیری مسافت داشته اند بمحلات لازمه ان خود شهر ترغیب داده شود. و در اثناء انداختن ان درخت های غیر منظم طور اغرس با بیند با انه را که برتا برف انداختن تخصیص میدارنده اند فاً انداخته شود با ید که بصورت یک با نچه خیر منظر انکیلی و مدار العموم در ایام تابستان لا سایاً شبه بندی شود بتر مو حیات حفظ الصحه را خواهم اور د! (۱۱) در اطراف و جوانب شهر بر آور گردن ایهام قعدید کو از کوچه با و با زارها شب هر می اید برنای مقر زره آیا ! پے عما را در جریان ان رنده آمد در محلات داخله لازمه خواصی شهر چیزی با و هیکل ان قیل پیر ار د بنود ! فاقده از بین نیز بالوده انبان و اپر کیسا ر توب جنین را باید که بلدیه دایما با بند گاد شهر صرار مگر ضرورت بقد ر د کر را توجیه انکه شه نور کشانده شود و یا اگر کدام جا اتس داشت في الجمل با شيداني مکا شری جنبه الطفا ہے آن از پیر بسرعت فوق العاده حاضر شود و در دیگر مواقع با بیان هرکدام معا به میر دازند ! (اداما تحمت الله) مانور افواج مجیدیه مینویسیم که یک مانور (جنگی صنوعی) عسکر یہ اموار تا تایی تحت قوماندایی الا ار و دائسه ان کماندار نجیب بہت دیکعدا ح وی از ١٥ جنور ہے الی ٢١ انعقاد یا بد و دران صاحب منصبان نظامی --- page 377 --- شماره (۲۵) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه ۲۲ جدی خداک دیال! ای په خوب کښی دغفلت تلالیامران ولی نکوی عاله ته دجهان چه په کی اندامردی قددا کدارشول چه پیشه یی کړه ترقی په روز و شب لا تراوسه دی په سعی او به کوشش کښی ورځ په ورځ یی برتری کښی شوکون تاسی ناست یاست په عیش او عشرت کښی نوم المدی د وطن خپل په ویران مناسب دی چه بربادکړی هڅه وقت چه اسلام دی به ترقی کښی ولاکړی لگ نظر د انصاف وکړی اجانب ته چه دی تحریکه مصروف پکار د یو ساعت یی دی فاکا دملت خپل ندی دوی دا کا اسراء کوم دی تاسی واخلی نصیحت لو تواریخو ای حما د دین مذهب یواو دغه توولو کا وايم با خلاصه در این آقا سرور د لاور خان) چه پدوری شی پیشبین لو تاریخ هغه کس چه موظف وی پخدمت کښی پاکجام دکړی کوشش بلخ پر تر که وام رعیت د دوی همت له پا تمام کی دهنی دی بخار خدا ید پا مرأای کسانو چه مامورثی رب کیا مرهم کی واسراء عد خدا ید پا مراء حاضری دتولی مکری حاضری کښی خان داخل کړی تاسی پریدی عیش عشرت چه کا ایام کښی تاسی لری کی اعراض نفس دو صداقت سرد خدمت دملت وکړی خان سه یه ترقی کدی داخ رعیت لڑمی د امر یک نصیحت دی چه په توالی دی سید وازد سرسی ترسی نذ الله تر پر مرام یی شی شکر دار دشی کدی نعمت الله چه و رکمی بدی خاونددوی مفادم په رشتیاراسه ددین او دالا په نامه سره اَمَانُ اللهُ یادیگی خدای ددی لرے محفوظ خپل په رشتیا سره حافظ دی د ناموس د همه وامرا اسلاط خصوص نظر وکړی دی پادشآء مهربان ته شپه او ورځ دی بخت ده دَلا وَر نصیحت کوکوی تا خپل یا رانات چه داوقت غنیمت و ګنزی دور ترقا وتعا لى كمرخان کامیاب کړی خدای دنه كامیاب دنیانی --- page 378 --- حقیقت ۱۳۰۳ روايد حصه انظاربه باین اخبار بغیر از ایام تعطیل روز کار که هر روز نشر میشود و یکہ گونہ مقاله حریت شعار درضا میگردد امور تحریریه هنگامیکه حقیقت،، ارسال و مکاتباته واسطہ در اداره اخذه جریده درامد طبع و اصلاح در عدم اخباریه افتاده اشراک ابونه ساز حقانی و داخلی در صورت نقدی انز جہ جا بغذ دریافت میشود کلاتند برہان الدین کشککی جلد اول چهار شنبه ۲۲ جدی ۱۳۰۳ ش ۱۸ جمادی الثانی ۳۳ ۳ ۱ق شماره ۶۶ ریاست بلدیه بجواب حقیقت ریاست محترم بلدیه در جواب مطویہ بکاغذ حقیقت را ندفاع شکایت گیل ولا سے و ارتفاع دیگر شکایات اہالی مرقوم شده بود در یک جواب طولانی را بعد از تفکر پُر خمارے در این ایام بعرض تردید و انتشار باداره ما ارسال داشته است اسب وعده که درین مورد نموده ایم، با ظهر آن جوابہ را طور یکہ یک جمله و یک مطلبی از ان فوت نشود اختصاراً گرفته، از ان صفات بلدیه که خودوی در صفت خود تحریر داشته است با آن کلماتی که از شرافت ذاتی آن ہیئت محترمہ نسبت باداره حقیقت رقم آمده است، چون خارج از مطلب است و نحن برا بطلالت می کشاند صرف نظر میکنیم:- اگر مرحمت کرده بلدیه انصاف نظر کنند از سالها بمین کابین بود و همچنین گل ولا ہے۔ بلدیہ اگر آیندی نکرده خوابی هم نکرده خواہد بود، اگر بیگار ند بفرموده بلدیه رحمت افزاشده کارروائی ہاے بلدیہ را در وظایفے کہ وارد و مواقعات و مقدورات آنر بلحاظه فرمایند، کاملاً مستقر خواہند گردید اگر ریاست بلدیہ اینقدر که مردم بیرون از کار بسته بنواقصات کار خود ندانند پس باید حیف بحیات خود کنند دگر باصل مسائیلہ آوری شود خرابی ہاے امروز جن قصورہا سابق است، در گذشته هم کابل ہمینقدر نیست قدامیم تغییر و تخریب کرده جدید سررشته نکرده خشکہاے سرچشمہ رعایا را کندند و جدید بخندگاری نکردند؟ مستغلات عمومی را فروختند مجدد آنها نخرند، ابنهاد آب را؟ فروختند و مسدود کردند و سررشته باغ و صفائی را نکردند درین نزدیکیها که از طرف حکومت متبوعہ ماتشکیلہ بلدیه روی کار آمده اگر اہالی خواستہ باشند که بلدیه کابل را کہ جدید از عرضہ نو ماتشکیل یافته دفعتہ بایت سے اروپا که سالها تشکیل شده و تحریها نموده و بوه وسائط چنه کاری را بدست دارند مقاما کنند، از انصا دور است . در سال روان چنته کاری بازار چوک و سنگی که در ندره شاہی دو گذرا کبر زانی و سه دو کان چند اول در باطری کوچہ چقوره داخلته کرده سنگ فرش میماند اخته در دست مهوروین بول نشست کردیم و ز و نیمه کہ فرصت وقت مساعد بود رول وسنگی کار کرد، اکنون که رول ما بدست آمد و هم فرصت سات --- page 379 --- شماره ۱۰ سال اول جریدهٔ حقيقت کابل چهارشنبه ۲۴ بررفتن با دی میگردید لهذا خبر عام کشته کار می اسعار و تا نار نابلیه بوجود آمده بين اهالی صفه ور و شرائط حق بجانب معامله گذار و در سال آینده تجربه حاصل کرد امیدواریم طور مزے بین دو فریق یکو نظر در باب لای و برف کشی کوچه ها و گذر با شها الان نسبت بوار دات بلد یه سالیانده شهر بار روپیه نقد تعین شده اگر چه روزه نام گذر با پاک شود یک کاره روپیه هم اینطور ها آن بدرد نمیتواند . قبلا نظامنامه بلد یه کان بطبع و نشرتشه ده بود نفری بلدیه سائقه و پولیس برف با زار با را بوجه دوکانداران و از گذر یا را با یام با وجود دادن تصفیه که حال مید هرن و ناظرسنا و نوید اندیشه میکشیدند و انیکه از اد ائل جمندار نفری انتظامات و مقا چنانچه پارسان یک هرا به هزار میدادند. هر کدام از اهالی نقصی و رجمهٔ آن بلدیه را در باد و کار خود با انجمن بلد یه مذاکره و تباول نموده میتواند. اسرار ریاست فرو گذاشت نموده رخصه آن. واگر معترض ندانسته بود مستحقه میگیرد دوان هم ریاست بلدیه اوقات خود را ضایع ننمون تزین مساجد را که از چند سال پیشتر بود کرده و سرابهای زیاد بر اکه تعلق بلدیه بود مرمت و آبادو جابجا نل با آب را رسانده اگر انصافاً ملاحظه نمائید در سال روان که نسبت بگذشته و سال قلت ارزاق را بواسطه خشخاش سمت جنوبی تشکر از روزنامه طلوع افغان قندهار سکرانے کا مای اب ان عزیز کند از تضعیف شیمار (۸) سال (۴) خود اشعار داده است نواز شمایا باسن وه غرق ماتیرم قلم را نیزمان دوشم در وقت تحریرم کمه را میکنی از فرط الفت پیری ان سے بود پروان شایں گز مجراست تسخیرم بمصرح ما چون سنگین قطم شینی ز محضر عز تقد مار وقت تعبیرم خدایا فضل با انشا مست توحشی یا مبادام بجز این آرزو و فکر و تصویبم از نفری انتقالات و صد نفر از معابر کالای کشی بازار با (۲) اسباب حمل و نقل ارزاق وطنی عزیزان او شماره بود. حالا بموجب نظامنامه بلدیه اہالی خود پاکی دستر درابو و مرکب عنیت. اکثراً گرفتار بار بردار دانسته برف با خانه خود را در کوچه با و گذر با انداخته عسکری بود. (۳) نسبت بسابق واردین چنان خاکها بسیار است که از چہار الے دو روپیه وجه صدام عسکر ملکی و نظامی در شهر یک برو بود که به مقاما میدهند. به بقرار نظامنامه از چهل الے پنجا روپیه باین ها داشتند (۴) بار گیر بکرایه گرفتن خوش رو مصارف برف کشی آن میشود. و تا این زمان از بهر برف تشهیر غلط هم بیکار و کنار شدن بار گیر د نال کجکی پیدا شده درین موضوع بولایت هم مخابر مشاع و غیره ظاهر است. در حال ریاست بلدیه با نفاق ده هزار روپیه اجره با وجود انہمہ و سائط قلت دژ در فرانی لایی و برف کشی را متحمل کردید و متواند و بس شهر رقابه سنگین بینظر غله به نرخ و و غله ارزاقی ریاست بلدیه خود در جمیع وظائف خود مسؤل | بسال گذشته اگر مقائسه شود معلوم میگردد. --- page 380 --- شماره (٦٦) جلد اول جریده حقایق کان چاپارشنبه ۲۴ عقرب اعطای نشان خدمتهای هوایی روز دوشنبه ۲۲ عقرب بعد از ظهر حفله از شمرا مدبران محترم داخله تا کرده وزارت حربیه معسکر علیا پناه رقم با قدت که از حضور اعلیحضرت معظم غازی ملی برای بان پیلوتهای و ابا دو دولت دلا و ما در روسیه که در عایق موقع مجد د وقات خطر متوجه سمت جنوبی پنج فروند طیاره افغانی را از ترند در ظرف سه ساعت و چند دقیقه بتفصیلی که حسب الموقع آن مرقوم گردیده است آورده بودند، و در اثر آن ازان زمان الی الان حسب الامرو زارت جلیله حربیه خدمات هوایپائی را نموده اند، انعقاد یافته حضرت سفیر مختار روسیه با ترجمان خویش نیز بوزارت محترمه درین یوم حاضر بودند ـ بعد از صرف چا و شیرینی و ردو بدل برخی از کلمات سطحی و محادبات مسرتبخر حضرت عالی وزیر صاحب وکیل وزارت حربیه اقا عبدالعزیز خان از خدمات پیلوتهای مذکور بنزد جلالتمآب سفیر روسیه اظهار مسرت کناں فرمودند که از حضور همایونی در بدل این خدمات هواپیمائی آن مخوست دوستانه که هسه فرمايش وزارت حربيه خدمات نموده اند یک یک قطعه قد مک یک قطعه نشان دل با خدمت که با افاضه خطوط نصف جلیله عسکری لیا او را اهمیت میداهم و منظر تقدیر مینگرم ،اعطا و مرحمت شده است ـ از طرف سفیر صاحب موصوف ازین قدر دانی وزارت حربیه و امتیاز حکومت افغانیه که نسبت بان ہو اپیمایان روسیه فرموده اند بالفار درمت اظهار تشکر و ممنونیت بعمل آمده از طرفین تمنیات مزید ارتباط مناسبات دوستانه و او ائم اوضاع محبت کارانه دولتین عظمتین سایه درو و بیا معبور شد بالآخره خضرت وکیل نشانهای مزبور را بسینه های پیلوتها مذکور نصب ترقیمهای آنها را عطاشد خفله مزبور عوائد تركيه انجمن ملات داخلی و خارج سانه حکومت ترکیه را قرار ذیل داده است ـ آمدنی ١٤ کرورو ٥٣ لاک هزار و صدم و ٨ پوند خرج (١٩٧٢٨٨٩٣٢) پوند زلزله در جاوه ـ زلزله تا با زا داده نموده قصبه (لورین) واقع وصوب کیدیه را بالکلیه برباد و تباه گردیده تقریباً ٩٠ نفر بان بیجا انی هلاک شدند بیماری بر لوح پراسله تلگراف کناس بهم د سیمبرسواری جهاز (کابل) یونس نام از لندن بطرف هندوستان عازم و ایام سردی را در انجا بسر خواهند برد. قوای بحری عجم نامه نگار تایمز از برو سلز اطلاع میدهد که وزیر قوای مدامی بلجیم با ضابطه حکومت تصمیما شمار کرده که در آینده عسکر شما ۳۰۰ هزار خواهد شد. امداد انگلستان در انگلستان امداد بیادوطنا یونان در یکساعت زیاد میلیون پوند بطور قرض فراهم آورده شد. زنان کسبه در انگلستان عمایه زنان کاسبه و کار بگر ۱۲ لاک و ۷۰ هزار است که قرار ذیل بکسب کار مشغول اند:- ٦ لاک نفر در کارخانه های مسوجات کار میکنند و هم لاک ۳۰ هزار در د فاتر ـ مشغول تحریر اند و ۳ لاک ۶۰ هزار ہیئت در مباث رو که اکثر شان معلمات موسیقی و کانه نویس میباشند ۲۰ هزار شما در مطابع خیرانه کار میکند ـ ۱۲ نفر داکتر و ۲٤۰ نفر نقشه سازی شتغال دارد زنانیکه عمر شان زیاده از ۱۲ سال است ۱۵ میلیون اند که از جمله آنها فیصدی ۶ ـ ۸۱ سالہ بہت کہ فیصد ١٤ ازیشان شوهر دارد باقی آن دوشیزه یا ( طلوع افغان) --- page 381 --- شماره (٢٢) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل چهار شنبه ٢٧ جدی مردان کنند گوش بتوپ و تفنگ جنگ کاری کن که دیده مسکین شود پر آب کرنیل هنگ گشته بی فانها خراب از ظلم قلب تیره و تار و سیه شود روشن شود ز عدل بمانند آفتاب پاینده گی مملکت ار آرزو تر است بر عدل و داد کوش بکن لطف بیحساب بر زیر دست خویش مسلط مکن کسی کز حق نترسد و نکند خوف از عقاب خدمتگذارا با بفر ا قدر و منزلت بر پا و دست دزد ببر تا زان نده عذاب آباد ملک گردد و ثروت شود فزون دهقان چو دید رافت و لطف از عالیجناب امنیت ار کحا صفا، دانشان ز چه؟ سرکرده که شب همه شب مست در خواب مردان کنند گوش بتوپ و تفنگ جنگ نی بر صدای تار و نوآ دف و رباب جانی که نیست پرشش ز جبر و سیاستی هرگز نمی کند ره مظالم کسر اجتناب خدمت نهند اسم خیانت زهی حیا نام گنه ثواب گذارند زهی حجاب مردم بیک وسیله ربایند کلاه ما گاهی باعتدال و زمانی با نقلاب در باطن اند گرگ ولی در لباس میش کردند استفاده بمید و بحجاب تا چند حق کشی کند از بهر سیم و زر باکل گمان مبر، شود اندود ماهتاب از کرده های زشت تو داور کند سوال در پیش گاه عدل چه گوئی در انجواب با آشنا بگوی که با زادگان خاک بیگانگی مکن منا عجب ز عتاب آنرا که علم و عقل شعار ست در جهان بر آرزوی خویش شود زود کامیاب گوی سعادت از دو جهان در ربود هند هر کس که علم و فضل و هنر کرد اکتساب باشد شرافت بنی آدم بعلم و فضل نی آنکه بر زیادتی مال است و خراب (از مقالات انقلاب آبادی ) صدق و صفا و مهر بیاموز ایجوان دوران چرخ عاقبت میکند مذاب --- page 382 --- شرایط و ضوابط این اخبار بهیچمرام تعلقی نداشته کر در مور من و قوید و پاد یکر محقانه مر حبت قطعا برضا میکردد- امور محرمه نیا کارند و تنقیدات اومد در محافظه اصول اداره آمده چای داده میسود لجه اصلاح و عدم انتشار خیر را اداره مختار است بنو سده غیر اش و بالنی و قصور افشا ساز هر کر فبو دریا فت نمیشود . مدیر اخبار محمود طرزی سراج الاخبار ٦ حوت سنه ۱۳۰۳ اداره آن کابل خانه محمود طرزی اسلم (ع) جلد اول کابل شنبه ۲۳ حوت ۱۳۰۳ مطابق ۲ جمادی الثانی ۱۳۳۳ هـ ق شماره ۱۷ رابطه ضمیر جوان تاریخ فرار حق سلطنت از جلالتجم بی است که از حد انشا اگاهی بعضی افراد اعبا و عباد را ارزانی شده و جوهرت مید که حضرت مالک الملوک یکی از خواص بنیاد را بمسند خلافت خائفه ممکن داشته از انوار عظمت حقیقی پرتو بزاحوان اواندازد و تعیین مراتب وحقوق کافه بنی تو بماند و حکم او منوط سازد تا همه را علی اختلاف المراتب روی با حبت اکیل بارگاه کردون شنا اواشده در حدیث وارد است که پادش اطل ابه است در زمین کتبت مظلوم از انس اواخر حوادث زمان پناه با و اور دم بشکراین نعمت عظمی خطبه کبری الحث از طایت عنایت است میان احاد فراد بادا اگر (يَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ) اتَّبِعُ أن نخواهد بود سیس سیادت ملک را علمای به کامل وحکای تا زمان بدو قسمت قرار داده اند ست فاضله که انرا امامت خواند و از انمله نستم مصالح عباد است در امور ما داس ومعاد تا هر یک محا بی که لایق اوست برسد و بتزاید سعادت تمیم لازم او تواند بود. و حات این سیاست بحقیقت خلیفه الله ظل الله باشد- و در کیمل سیاست مقدسی اصاحب شریعت- دوم سیاست ناقصه و انرا تغلب خوانند و شرس اصحاب این معنی ام عبادالله و مخرب بلاد الله باشد - بنا ا ین ساسب ناقصه است که پر و برو هند و انرا روی ذایقه حوار صغیر و صانع خود را باین دوره جدید و زمان سعید با ما سیند بمیزان امین دو سیاست سنجیده مقال و مقامی تسنجند . خوب این انجا بید فمیده میتوانیم که چی مشکلات دچار و بکدام انداره خسارت را متحال بودیم از همه افزودن ترخسارت نومی که از دست ماهیت و رایگان برفت تعمیم اصول کردی بجای میر دانیم بند کانی خود را بصور انواع مختلف به بزراعت خود حاضر نمیرسیده تقویش نمیا دیم من حرج فصل حصید زوا رو دارد ؟ کسپری خانه وخیر رحال سوخته گدامانه خشه کو با انرا منوز باز نکرده بودیم - --- page 383 --- شماره (۱۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲۰ میزان اطلاق پر آشوب و پر درد اسیری و زاریکه هم خیریت و فضایل پیام است و این سیرت تاثر از چشمی تر بماند و با دو پای شکسته با سر پر از شجاعیه و خصایص مفتاح الابواب مطالعہ ہمت واهتمات خجالت و مانده گفتم گفتم آیا با معاذی کوافتح (من قرع باباً ولج ولجا) (۵) اصالتا طینت و دیانت الدین خواهد آمد ای کاش ذره از شجاعت و نیر وجبر بر قالات مفرط میشود . (۶) تشکر تامه یافتن (۷) کسب علوم نبود که با پنجه فولادی این گرفتار شده بمید و حلیله زار در دست موجب اکناف قاطره مهابت و قار خواهد بود این مصور دست بر آمیخته هفتم را که گر خود بمردم شکر شما را از میان ضرور تیت اما آهبت و یسار و لشکری توسل را با نباید توران و نیستان حصار شور مچه مساویاً بو رایگان چیز التماست که علوهمت و تاکد عهد و عصمت برام خدا اند رو گیر میکر دشم میکند ا....... از حالت فقر و توان کرد این عهده بهمین چهار یا شعار و امعدنده بلادیم دست پر زاری و درد بخش است و اشیا لازمه مخلہ که حضرت پادشاه دین پنا را بجمع این خصال فایزه دارلابارت کاری و دعائیه الحمدان بحمد الله کیه قیاس و ذات گر میش به نهایت معار را بیست جلالت کر در اختلاس اضعاف بر دخون با پیکر چه تود با یوم انبر و اکناف گولشن یافته مائده زحمت با تحضیر ا زا متر سرا پای غیر نیار شده و با در راه ترقی و تعالی را تا دیر وقتها مقاطعت کشیده کیر مهربان خود گرد افراشته قوام فرموده انحراف عبوران بید اند دو دلیله روشن تر از آفتاب در خصلت اب افغان پیکر آکر ناگه بلی که اراده شمر مانع بودیم و علاده خواندیم مدعیات مقاصد است و معید امید که دبلجهم مکام العباد بانچه آن مبادرت نموده یم - و غیره ..... از همچه باران و حشو خون ملت و قوم خود که با آن تشبث نموده اند با فی بار مالا در قرآخون با لرد جان خراش اسارت و متاسف در قید اسارتت ننموده مجمل کا افہ انجا م که تا مد کو دست و حوش می بود بر دهمد و تو تغیر کو شه شینی هم بخون حالت اسارت و فلاکت جاننا حوالش بوده ام خود میریدیم با هم آزادی و تشویق بر زبان میراندیم. آن تاج دار والا همت با عزم تحکیمه بهمت که یکی امروز در عصر سعادت متصلاب اگر د بده اند اگر شکوه از حلقه اسارت و حمایت و شوم خود دارهای ما از تنگ سلطت اندا خته طبیعت زور ده با همی رسانه خود را در عالم بسر عقده کشان میکند و ممتازا مت میدانیم و خود را بحاله یک فرد آزاد و توح یگانه بشماریم برو تحفتی بکا لیف غیر شمرو ده متضاد با قواره دست تشکر دست یاد را از گریبان چود کجاه دیده عز غرزه متباین عقد و انصاف درعیت پرور و باشند ا نام در خدا آزاد میگیریم درین نعمت ثبوت مربت بر هر گوشه و طین که مجاز وسیله و واسطه ترقی و تاتی خود فاضله و عمل احد امیر امان الله خان است که نقار بلکه قانون است بمعرفت الهی دلیل روشن این که عدالت متمسک بود، رعایا را بجائز و بدایع دوست میداند آن مخوار مالک ملت است چتیر با تجز در حین شاه سگ و و حق جو سال را مشهور قوت عقلی خود گردانیده پست و کلا اکفته اند که پاد شاه را بهفت خصلت باید ... (۱) علوهمت و آن به تهذیب اخلاق حاصل میشود (۲) اصابت در را و فکرت و آن بجودت فطرت و کثرت تجبهه دہد (۳) قوت همت و آن بر آصوا و قوت ثبات عائد میشود و انرا عزم الملوک عزم الرجال خوانند و اصل هرآشناست تحت محافظت و قوالی نفر موده بلی تا اقدام نرها دسته بغلام و کف ملت خود نکرده پنجه تمان بر عزم قوت بت و ضرب شمشیر بر عزم خود ثابت قدم ماند، دستقوال در باره حامل نمود و علی ہذا ..... و چولی پادشا عالی بیان و محیطی از موقت در معرض اسباب در د و کیفیت اطبع این --- page 384 --- شماره (۶۷) جلد اول جریده حقیقت کابل یکشنبه ۲۶ جمادی ال نصیب در خوردن غذا و عمارت بیست عرصه بر کدام ازین هر دو یک سردار انگیزند دانشی هست که بیا با با مربی طوائف محوله مسن را در میانه این طوائف و هر طر این علمی که شاه ما این ایام در میدارند الله تعالی و اقوام و فجایع که وظیفه ایشان هست قیام نمایند و ایجاب زیرا که حاکم فرموده چون مسلما نرا قانون عدل دارد ایشان لایق پادشاه اند این وکلا است یعنی برآمد و دیوان هیچ یک ملت را مردم را در مرتبه خود داد و یعنی رو است ایران و مدیر آیند در این مدیره هر یک فضائیل ماب منظور برنجا که در از نماید و ایشا را از نظلم و تعدی قلب نسبت به نظام موسوم - پس ایران هر دو سن و سرت زیاد زائع فرماید مراینه مملکت با نظام با وزیر عقیق تریت باری با این بحث نخواهند ماند در آن حقوق شاهی تکه چون بحت پادخواست این مجلاد وضع قوانینو حفظ مامور، داد ستند در این برا بحاله معلوم و نامستوره و آمین این سنگه را مد نظر دارند که هر دولت و امارات مطمن نیست و کلا و رؤسا بر قوم را با خود فرموده اند و اسراف آن موافقت بود و سلوک سیرت عدا دگر دائما اراده سلطنت و حکومت ولایت محکوم می شود ممنون کله بور خواند بوده اتحاد بغایت و نقاص قد است مقرر فرموده اند. تا از امراض رعایا و مظلومان که پد دست عدل انصاف ضمیر خلق را منور میسازد و بلاد عدل را را مستقلہ ظالمان برآمد و آنگاه بشکایات آمده آنهانی مکابر مینماید و نیر بخیابان گفته اند - رالملک سیقی دجالت و داد دسی معالج خواهند - و نیز چون میدارند مع الکفر ولا یبقی مع الظلم ) و دولت مد وزیر اتفاق آرا مجالیست که در معاون منزله عمقاش همی تکا توان داشت کی بتابدی نماید و بآموز قواش و کبر دانند با چه بر تقدیر بنمادن با تو شخصی در عالم پیدا شد پایان بمنازعت و اختلاف میدان دشمنان رسید کل تیکه شتران این جمعی مع داشته باشند به این جمع کلی را بیان آن یگانه زمان میخواند!! توان انداخت و شید پلیکر با او مقاومت توانند کرد پخاص بسیار متوجهون مخالفات اثر از قوه بفعل آورده اند میتواند که جمیع صاحب باشد و غلبه بر خوانند کرد مگر اینکه میان ایشان اتفاق است بصیرت از ان غماض نماید یا بشکر یه او حبان طریق داخل شود تا بمنزله شخصی بسیار شد که قوت او بیش پرده اختداد اسازد و این با منت و احسانه که بنا بر از قوت این جماعه باشد چپس متوقع کثرت بی وحدت یا تمام رفا بیت و عدالت و انفاذ ملت خود را تا این ها مفطو نشود و این وحدت عدالت است که اثر بخل الصدر است گذاشته اگر همه تن زبان شوند شکر یه انرا آدا نتوانند بر در عدالت کشمرا حاصل هست این مواد بر عدالت ساخت . ونگو داری یک ملت شان بمبا با عبه دیران قاطع است ایندمستی زبان کی برآید پایکر مجده شکرش در رآید شیت روز سکو شتند و ساعتی آرام ندارند این نادات پس برا باست افغانستان لازم است که خود را در این والتمات شراته خود را بنا بر فراهم آوردن پسباب حرت و مهر مهربان را نصیحت شمرده دست حبل المتین فاق داشرقی ملت خود بطبع احت و ارام میدانند میخوانند و اتحاد زده با خیالات عالیه قطار شاه غیورو د خود را و کوه پسندی کنند چون مقصد یگانه شامات ترقی خواه بود و شنب روز بکوشیم که وسعت اعلامی عقایت و نظم و نسق دولت و مملکت پس طریقی که داخلی و خارجی خود را با عث اتفاق و اتحاد کوه کوته نام پناه فاشیت و در پش را که مرا تعالی ملت اراده میکند و دینا د ایما نام اتجاد واتفاق واطاعت اولی الامر خود اسپو امصدیده گل و رو صالت خود بزا اقدا شیر نمایند و از جان فدا شود تکلیخم و محافظت دین مبارک د این شیوه مرضیه ز مجتهدین دین و خلفا را شدین است مقدس اسلام و خاکپاک وطن عزیز مان که اولاد سعید دینا (ج ۱۰ ص ۱۰۷) ج ۱۰ ص ۱۹۱۷ ج ۱۰ ص (۵۷) جلد اول جریده حقیقت کابل ۱۲ حوت ۱۳۳۰ --- page 385 --- شماره ۶۷ جلد اول جریده سراج الاخبار افغانیه شنبه ۲۷ عقرب ملالناگ و فیق دینام نزد وزیر صاحب حربیه مطهره عقرب.. وارد کابیل شد. عبد الکریم فراری فرار کرد خبرای تاخرین سمت جنوبی کرد پزینه البته چنانچه از انتشار شماره (۶۶) نامور عنوان آمده مشعر با کمال جذاری ارعنا بد عمارتا که بر حصه قیاس خصوصی عاقبت مظلم خاز نا عازم هند تا شده بودند علی الفور دریابانی نمودن کوشاک در فیق دینگ از امده رته درعقبا بر آمده از خلل جبال دشوار گذار آن ملا با مشقت شبار که بپاسبست و لباس بودند دستگیر نموده حیث به با کمیتر در جال عظم حکومت عادلا انموده بودند انی اخوان الشیاطین را بابه رخی از طرفدارا شده ی حضرت سید وزیر صاحب حریبه در المطر تسلیم نموده اند. گفته میشود که آن مرخنه نجات دسیگار خر در هان غر و کیهادار و مرکز کوه پنجهامند شده عبد الکریم خوان بعد ازینکه در سرتاسر سمت جنوبی خود را با کامیایت بید النسبات معاندانه دو سافل و و سائل انداختن کارانه خود را بلانمرو تیجه دید قبل از ممدیدنا در حالیکہ ریش بروت و ابرو و موی سرخود را کاملا تراشیده بلباس اناثیه بود با چند تنی از پیشوایان و را بنجابان خویش اولاً بترات تیرا فرار را بر قرار در جنگار شب از راه های ت اختیار کرد و تنها بجا بخاک قیر جان هست بعضی اظمالیت مغیره مخبر ند که آن بنیتی پیاده انبار در گذرا سمند هند با طرف میقا آنجا ایستگی به تیر ستم بخدا ره است اعطای امتحار جندبای طل ورز اسناد معزز جوانی قوسه مترقی مدار معارف و خدمت مورد بوده ابا و بحث کردید که از نگاه مهار قاهره نشانیا درا با یه بز را ن با حسب تصویب المتجین اعطابع داده شود بعد از مد کرت طویل چنین قرار انجر مپایرون ست دیده تصویب بمد د ند که از طرف وزارت معارف کم مساعی جوقان برولانه شان با نهافتاد ها را در تا باعث افتخاره اند از امانی ترحمه و نشونا داد کردیده هر کس ترعرقه وطین بادوست تر نشاط با نام نشان اور اول انا یا نوار علامات علیه در اسکوکر هنگام مأموریت بنجا بحکوه اناسی که در راه عارف بذل مساعی نوده اندرس اقا عود توقو مرتشون سیت شرقی که بوقت و در انعام درتاسیه مکاتب انجا کوشش توزیع امداده نبوده اند با آقای شاه شهنه کا لو سر قطعه قزین باز اور ایت حکوست محلی سمت جنوبی در تا سیون این تر عرفان انجا صرف محمد تا نموده انده ) اقای بابا شائق افندی معاون ار ارسارف که از توجه است شان دار التالیف و زارت معارف کوشش واین کتابه ادبی تالیف و ترجه شده است (۵) راما ادیا غندی رئیس کتابه نی و امانه که سنگاه بود در سفارت بر و ریلج جج تنظیم و ترتیب اموال واسم امانی بذل متیام و ساعی نموده اند (۶) بالا سید محمد خان مخز و مید کابل کور تھی اصالت آزا نشان در دوم و برا ج که در هاته خوبی این درت این کوشش نیارموه اند ینی ) محمد مینی کادر نشان در با کوشیدند --- page 386 --- دائره اشتراك تفصيل مقاما اطراف کابل داخلہ افغانستان ممالک خارجه فرزاق وسفرا قیمت بروپيه کابل ساله ٦ ماهه ۵ ٢/١ ٧ ١١ ٨ ١٥ ١١ ٢٠ با شرایط جوانل این اخبار مقدراً در دو کالم در یوم پنجشنبه طبع میشود و وجه یکسالہ آن بجهة ششماه سالا ۱ میگردد. امور تحریریه و همه حصت ارسال و مکاتبات در اداره اندوخته جردید مندرج و اصلاح در وجه اشتراك باو بسته اشتراك بتوسط عنوان اداره در اشتهار بمتعاقبه چاپ وفصل و اوا میشود رنا اللہ کر تکلی نگاشته سر ان مین ما شرکت از ما وا واشیا و اطعمه منفعتها، مدعا را و سجا تباهی را در ابقا مادی و نشرت آیات کتبها و تضها از یگدیگر رسید. حقيقت ۱۳۰۳ جلد اول کابل دوشنبه ٢ حوت ١٣٠٣ ش ٢ جمادی الثانی ١٣٤٣ ق شماره ٩ مقام مقدس قلم قلم پیش قلمزن عزیز و محترم است بصاحب قلم حق نویس حرمت کن مقام لوح بدان زانکلا و سر بجنا فضیل سخن که گفته شود نیست بهر کس سند کلام سخت کند روح جسم را آزار قلم مماد حیات است مظهر حسنات قلم چو دست گرفتی شدی معرف خویش هر آنکه نسل بدان را ز قلم کند مکتوم ولی برای تنبه اشاره کن صریح ز حق نویسی شخصادق است برخوردار همیشه عصمت و عفت وظیفه قلم است بنزد خلق وجودش شریف و محترم است قلم بامان خدا همچو آهو حرم است ولی نواشته چوگرد د سند بهر رقم است سخن که نیک بود همچو گلشن ارم است بهر کسی اثر فکر او ز بیش و کم است کز اثر بد و نیک عدالت ستم است بود وجود پلیدی که بدتر از عدم است که در عفاف همین راه اولین قدم است که نزد اهل حقیقت صدیق محتشم است --- page 387 --- شماره (۶۸) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۷ حوت هسپانیا و احرار ریف طیوی ۱۷ دسمبر - جمعیت عساکر هسپانوی از طیوان و الارایس بیست و دوهزار نفر از جمع سپاهیان بها سکور بخوایۀ جوده نیاورده واوار و مخذول شده‌اند. هسپانیا کوشش میکند که شورش علاقه بحریه را فرو نماید و برآلات حربش بسیار گردیده و چنانچه در روز گذشته درین علاقه مذکوره چندین دیم‌های طیاره گفانده است. لندن ۱۷ دسمبر - از خبر اهالیه ظاهر است که قبایل علاقه های طیوان و طنجه نیز بر خلاف هسپانیا علم جهاد را بلند نموده از تلگرافی محکمه احتسابیه هسپانیا که نسبت بحیر نای وقایع کرد میشود صاف ظاهر میگردد که حالت بسیار خطرناک است و ازین واقعه مدهش فرانس نیز تا اندازه مشوش میباشند که مبادا احرار ریف حمله‌آوری شروع نمایند. امیر نجد و حجا در کنفرانسیکه در مکه معظمه قرار دعوت ابن سعود امیر نجد منعقد میشود تجاویز ذیل تقدیم خواهد شد:- (۱) حکومت امیر علی پسر شریف حسین برسمیت شناخته نشود (۲) بطوریکه در اروپا مجلس ملل اتفاق قیام دارد همان طور یک مجلس بین الاقوامی اسلامیه قیام یافته که مرکز آن مکه معظمه بوده و (۲۵) نفر از نمایندگان اقوام مختلفه اسلام در آن شرکت داشته باشند (۳) حکومت مکه و مدینه سیادت هیکی از شریفان حجاز و زیارت آن را در رؤسا تمام و صدور یکه علاقۀ عربستان بشکل یا با (۴) همه حکومت مجاز راهمان دول اسلامی که در اکمال آزاد و مستقل اند بنمایند، و هر یک از دول مذکوره در تیار تخانه در دانسته سفرای مذکور در معاملات مختار بمداخله نمایند و با انتظام حج را سقرأ دول اسلامی فوق الذکر خواهد نمود. ایران طهران ۱۷ دسمبر - از هوائی شرکت جنگی پارا دل است که پسته از طهران گرفته و روانه انزلی گردیده پسته مذکوره را از انزلی بدریا بباد مکوجه و باکو میرساند و این مسافت دور و دراز را در ۲۵ ساعت طی خواهد کرد. حضرت اجل آقای سردار صیاء از مقام ام بذریعه تا رخبر داد که قشول اعتدتان جبرئیل را بتای عرابستان مقرر نموده بم و اقوام عربستان را بطور قرا تعین فرموده از خرم آباد الی عربستان هئیت کا مال بخیال تصفیه عربستان فاتحیاف لهذا عقبات عالیات بطور غیر رسمی بسوی عراق عزیمت و از راه خانقین وارد خاکه یمان خواهد شد. طهران ۱۷- دسمبر حکومت تخلیه یمان نسبت کرو رو ده لک دالر تجویز امریکا را منظور نموده اس وفد مهند بتاریخ ۱۸ دسمبر - وفد هند بوه جهاز «جهانگیر» نام از بمبئی بو حجاز عزیمت نموده قبل از عزیمت ازیان وفده جلسۀ بسیار با رونقی بسر کردگی مولان... ت علی صاب و دارع شان انعقاد یافته بود بعد از بیانیه مولانا مولانا عبد الماجد صاحب یکی از ارکان وفد بیان نمود که ما بجاز برای آن میرویم که برادران عرب را مجبور نمائیم که ایشان در حجاز حکومت را قایم نموده و حلقه غلامی اقوام دیگر را در بقا قوقه ورود بمبئی ۱۹ دسمبر - امرو صبح پال کنیث مصاحبت برنیر وارد بمبئی بطرف برما روانه خواهد شد. شریف حسین پاریس ۱۷ دسمبر- پاریس و بنظر از است که شریف حسین مخلوع جهت بعض قبایل عرب و با او در بر خلاقی امیر نجد معاونت نمایند و بعض شمولیت نیز ورزیده اند. علاوه بیان از حکومت الطالیا سالا جو مونر آمسلح و جهاز با هوا پر میته خریداری نموده دار اکالی اگرچه تا ۱۰ دسمبر در مقام میلین نفر گرفتار شده اند ولی در مجد یک زره هم ضعف دیده نمیشود و هر روزه آلم --- page 388 --- (٦٨) جلال اول جزوۀ ١٨ حقیقت کابل دوشنبه ٢ جدی ٣ لندن ١٨ دسمبر جنوباً البانیا و ایتالیا ما الآتار نیگار در البانیا تردین در است ایتالیایه با معمولی لن درین خا لبر که البانیا از هر طرف خوارج بمقاعده حمله کرده اند در ضلع «قساوه » با مل جنگا چار است و ایتالیا و جهاز جنگی را برای معاونت حکومت البانیا سواحل بحری البانیا فرستاده است. امیر نجد و مدینۀ منوره جریده قتلی العرب حاکبیت که اهالی مدینه منوره یک و فد ی که لاکه عبارت از شش نفر اعزه و شرفای انجا- میباشند بحضور ابن مسعود امیر نجد فرستاده در خواست نموده اند که انتظام مدینه منوره کرده شود. داد امیر محام محب العزیز ابن جلوی را برای انتظام شهر باصفای مدینه مامور فرموده است. قتل قونسل از یک پیغام برقی شیر از علم میشوه که یکی از ارکان سفارت برطانوی در محله ای شیراز مقتول شده و حکومت برطانیا بحکوت علیه ایران استخراج نموده است. فتحی بیک صد اعظم جمهوری کابینه جدید ترکیه ترکیه کا بینه جدید را قرار حرف ذیل ترتیب داده است:- (١) فتحی بیک، صدر اعظم و وزیر حربیه - (٢) رجب بیک وزیر داخله (٣) عبد الخالق بیک، وزیر مالیه (٤) فیض بیک وزیر امور عامه (٥) شگری بیک وزیر خارجه (٦)- محمد السعد بیک وزیر قانون (٧) سراج زاده بیک وزیر معارف (٨) داکتر مظهر بیک وزیر صحت (٩) شیخ علی رضا بیک وزیر تجارت (١٠) حسن شمی بیک وزیر بحریه مطلع اتحاد روس و فرانس روس و فرانس کمی غبار آلود گردیده و حده ان نیست که بتاریخ (٩) دسمبر مذاکره ایکه نسبت بمعاهده تجارتی روس و فرانس شروع شده بود التوا یافت ، که باعث ان بهیچ بیان نشده است . کو نوسیو کوس من سفیر روس غرضه اینکو نوده البته با حکومت متبوعه خواب سور و خایند نمود. سفارتخانه علیه در حال ندیم جدید ترکیه ترکی از جماعت خلق بودا بماده شتر یک دا قارص، و رحمی بیک دو طراپزون » مستعفی و ٣٩ نفر دیگر نیز برای استعفا اماده میباشند حتی میگویند که خود مصطفی کمال پاشا نیز از ین مخالفت بستوه آمده مایل است که استعفا کند. پروگرام جماعت جدید که مبنی بر (١٠) ماده است شایع شده در ماده اول اصول اساسی را طرح نمود و در باقی مواد بر سیاست داخلیه اقتصادیه، مالیه ، معارف، مقاصد جماعت جدید را ظاهر نموده اند در ماده ششم پرگرام مذکور جماعت جدید و عده احترام افکار و اعتقادیات دینیه را کرده و مجمع الغرض عمومی بران وارد شده است. کاظم قره بکر پاشا تا حال در مباحثات مجلس ملی ازین جهت حصه گرفته نمیتوانست که او محاسبات عهده سابق خود را پوره و تمام نداده بود و حال از حسابیات ریاست سابق بری الذمه بر آمده در ترقی مقاصد جماعت جدیده جد و جهد بلیغ مینماید. لندن (١٠) دسمبر ظلمت انگلستان یک پیغام برقی رسمی نظهر است که تنها برلندن بے بلکہ بر همه انگلستان یک ظلمت فوق العاده طاری و از ان بہت همه د و ایر و و شعبه هاتیاترو ها را بند و مسدود است . نسبت بهمه حصا انگلستان براندن ظلمت براتر و در تیره تاریکی باید درجه هیم رسیده بر سر کیا علاوه بر چراغها مقداری از شعالها کا میگیرند د درامد و رفت عوام او موتور ها نیز خلل و نقصان واقع شده است. --- page 389 --- شمارة (٦٨) جلد اول جمودہ حقیقت کابل دو سنبلہ تعزیہ شہزادہ خمار اندیجان رئیس جمہور دولت علیہ ترکیہ غازی مصطفے کمال پاشا تلگرام ذیل را بحضور اعلحضرت غازی فرستادہ است: خبر موت مفاجاۃ ارتحال شہزادہ عنایت اللہ خان بر یالی با یک پاس بزرگی گرفتم باذات اعلحضرت غازی و خاندان شاهی شان درین ماتمہ اشتراک نمودہ و خاندان شان را از بار تقسیم آلام و اندوه با مصون و محفوظ تمنا دارم. ایران تسلیت از طرف والاحضرت ولی عہد دولت علیہ ایران بحضور شاہا مورخہ ۸ جدی (۱۳۰۳) نمرہ ۸۸ جناب مستطاب اجل مشفق محترم مهربان آقای محمد دیبگ خان سردار اعلی و زیر خارجہ دولت علیہ افغانستا با کمال احترام بہ استحضار خاطر مودت ذخائر آن جناب مستطاب میرساندہ بموجب تلگرامی کہ از وزارت علیہ پناہ بارت متبوعہ خود دریافت نموده ام دستدار ماموریت دارد کہ نظریه فقه اسف تاثیری کہ برای اعلحضرت اقدس غازی دست داد است از طرف و اعلحضرت اقدس حاکم عہداقات علیہ ایران بضور احضرت اقدس ہمایونی تبلیغ تسلیت نمایم چون کسالت دوستدار تما شرفیابی بحضور همایونی میباشد لہذا تسلیت یا قلبی و احضرت معظم لہ را که بجا دولت علیہ ایران را بوسیله آن جناب مستطا بحضور با ہر النور همایونی تقدیم نمودہ و از خداد د متعال طول و بقا شوکت و عظمت اعلحضرت خواستارم موقع متغیر عمر در امارات فائقہ را تجدید مینماید. (ربیع الملک) جواب وزارت خارجہ: آقای سفارت دار افم مراسلہ مودت کارانہ آن عالیه مندرجه تبلیغ احساسات درد نه والی حضرت اقدس حاکم عہد نسبت بہ فقدان شہزادہ عنایت الله خان حضور العضرت متبوع معظم بودہ اصل بدست نشان گردید مهند مراتب شکریہ پیرا مراهم تقدیم رسانیده شدار علی ہذا شرف دارم کہ ما راده شاہانا شتا مراسم احراری کمال دریافت با دلی پر است. و والاحضرت ولیعہد دولت علیہ مہنشاہی ایران توسط آن محتر مهدی را ابلاغ نمایم بخاتمہ حضار کسالت ان کہ مانع شرفیابی شاد حضور العضرت گردیدہ با کمال تا است تمنا کند کہ این عارضه مجد د مساعد باشد و در منان تا کدام وقتی جهت باریابی آن شخص اعلحضرت و یک زدارم بآن مشفق محترم اطلاع دادہ شود بدین مناسبت اخلاص فائقہ خود داری میتواند. ع ۱ حص آقای فرج الله خان نزهه از وزارت خارجه فرانسه تبلیغ تسلیت از طرف رئیس جمهور وان بحضور همایون اعلحضرت توسط از سفارت فرانسه در کابل ۲۱ دسمبر م ہزار و ۱۹۲ آقای وزیر. بمحض اطلاع از واقعه مولمه فقدان غفرت مآب سها عنایت اللہ خان بر یالی بکوچہ نے خویش را اعلام دیروز از رئیس الوزرآو تلگرامی گرفتم که در مین با تقاضا شدہ بود کہ تسلیت های الصانہ رئیس امر احضہ او حکومت فرانسہ را حضور اعلحضرت غانی از جناب اجل خیلی متشکر میشوم اگر لطفاً احساسات بیچگویا اعلحضرت تبلیغ نموده و این اظهارات در بر علاقہ شخص اعلحضرت مملکت دوست میباشد حضور ( ادوارد شوه) جناب اجل محمود طرزی وزیر امور جواب وزارت خارجہ: آقای سفارت دا قمر. از حضور اعلحضرت هم متبوعم مامور دم به تلگرام تسلیت آمیز یکه جناب جلالتماب رایا دولت پیر فرانسه از جانب جناب سمت آپ جمهور و سائر ارکان حکومت جمهوری نسبت به عنایت اللہ خان (بریالی ) مخابره نموده اند کا واقعان اعلحضرت و قادیم را ابراز نمایم مفتی است را خوا با بحکومت معظمہ خودتان تبلیغ داشته شود فائقہ ام را بپذیرید تا باص مسیواد وارد شود سفا --- page 390 --- تعرفهٔ اشتراک حصهٔ تفصیلِ مقامات کابل سائر ولایات دارالسلطنت ۵ ۹ ممالکِ هندوستان ۷ ۱۱ ممالکِ خارجیه ۸ ۱۵ درُّ روسیه ۱۱ ۲۰ قیمت اشتراک در کابل و طرابلس هفت روپیه کابلی و خارج از کابل بادا بره مکاتب و اوراق قیمت یک نسخه یک روپیه کابلی قواعد و ضوابط این اخبار ۱۵ بار ایام تعطیل در کابل که در روزها نشر میشود و دیگر مقامات بپوست خانه ارسال میگردد. امور تحریریه بنام ادارهٔ حقیقت ارسال و مقاله واصله در اداره ماند. و جواب آن داده نمیشود وجه اشتراک و اعلان ارادت است اشتراک توسط خزائن دولتی و بقیه‌تر نقدی از چپ یا قطه در یافت میشود. نگارنده حقیقت برهان الدین کشککی ۱۳۰۳ هـ ش جلد اول کابل چهارشنبه اول دلو ۱۳۰۳ ش ۵ جمادی الثانی ۱۳۴۳ ق شمار (۶۹) كلمات فی الاستقلال الاستقلال ثمره حریت دانسکاریکالت بخواه تا عنایه افکار قومته بهمان قسمی که بر پا یه حتم کاری خود از مدتی با اشتغال نموده بالا آمده و ترجیحات ان بفرض وحست با کمال بیحث سرا یا سر طینت او و اقصیون است و چیز شوم د بر این نشود ، که طن ساز و کبدام انداخته برای حصول آن بلیغات دیریز باشند وانکس با می کنند: - عربی (۱) الاستقلال حق طبيعي للشعوب والامم والحرية حق طبيعي للأفراد، فالذي يعتدى عليهمان انما يعتدى على الطبيعه القاهرة (۲) الاستقلال الظليه الانسانيه التي تحس بحياتها و تو عظمة في شخصيتها. (۳) الاستقلال صفه من صفات الانسان والذی یحمل على سلبها يعتدى على الانسانية (۴) الامة لا بل تطبيق قواعد المساواة بين ابنائها للجنر البشرى. (۵) الاستقلال مسئولية حكومة اماما لامة فى اصلاح شؤونها وترقية احوالها. (۶) الاستقلال يلا الامم من التلاشی او اندا به أجعا فى امم اخرى فارسی مضمونی (۱) استقلال حق طبیعی تمام قبائل و ملل است و حریت حق طبیعی افراد عامی کسیکه تجاوز میکند برین هما نا که تعدی نموده است بر طبیعت قاهره (۲) همچو استقلال انسانیت که نقدر و قیمت زند خود را بدانند و ببرتوکمه بزرگی و ضل حسا سر بنموده باشد (۳) استقلال صفتی است بر صفات انسانیت حسیکه عملنا خود ت سلب آن بیاید ما تعدی بکار خور شر و اتلاتی میکند (۴) استقلال تطبیق نمودن قواعد مساوات است در بین اقسام جنس بشر. (۵) استقلال عبارت از مسؤلیت حکومت است نزؤ ملت در باره اصلاح حال و مال آن مملکت . (۶) استقلال سلامت ماندن ملل است از پریشانی یا سبب الدفالنس امت در کافه ملت دنیا --- page 391 --- شماره جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل چهارده (٧) الاستقلال اوجدني الحيوانات الطيور وحرّ ان يشاکله طير اخر في وکره والوحش لا يرضى ان يقاسمه وحش غيره في حجره. فمن لم يعمل لاستقلاله فهو اقل من هذا الحيوان. (٨) الاستقلال شفاء الامم من امرضها الاقتصادية والاجتماعية والاخلاقية (٩) الاستقلال تهذيب لوحدة القومية الامم والشعوب. (١٠) ايها الانسان عليك بالاستقلال وقد كفل لك سل ان يكونوا احرارا في بلادهم (١١) ايها المصري الاستقلال الاستقلال فلا بقاء في ظلام زائل فالمال يزول وتيقي لك ولابنائك وعشيرتك ـ سوء الذكرى (١٢) ايها المصري لا تطلب لاسترداد بدل الاستقلال والرق بدل الحرية فتكوا قد اسأت لنفسك ولوطنك ودينك معا. (١٣) ايها المصرى لا تهمل شأنك وتأتيک منافع الاستقلال وفوائد الحريه فتكون اديت واجبا عليك. (١٤) ايها المصري لا تفرح بحديقة لان هنا بک لا بيدك ما دمت في قيود الاستعبا بعيدا عن الاستقلال. (١٥) ايها المصرى لا تحتقر نفسك مهما كنت صغيرا او حقيرا فان الجبل العظيم انما يتألف من فتلات ضعيفة (٧) حيوانات نيز از خيال و تمناي استقلال بی‌نصیب‌اند زیراکه یک پرنده اصلا راضی نیا در آشیانهٔ او پرندهٔ دیگر با او شرکت کند و یک حـ هیچ‌کله یک حیوان با او توأمیت نکند پس انکسیک پست‌تر است. (٨) استقلال شفاي ملت است از امراضی و اجتماعی و اخلاقی. (٩) استقلال سبب تهذیب ملیت و سـ وحدت قومیت است. (١٠) اي انسان واجب است برتو تحفظ استقلال و است که ابناي انا احرار و آزاد باشند در ملکت خر (١١) اي مصري کوشش کن بر تحصیل استقلال است مشو بر حطام زائل زیرا که مال زوال‌پذیـ و بر تو و فرزندانت کلمات نگین و خـ باقی میگذارد. (١٢) اي مصري مخواه قیود بندے در بدل استقـ در برابر آزادی زیرا درینصورت کناـ نموده بر خود و وطن و دیـ ات (١٣) اي مصري اهمال مکن در تعظیم داد و قدم دانا ئی خویش در منافع استقلال و فراـ خود که درینصورت شُما ادا حقوق واجبات خواد (١٤) اي مصري متسري بستاني جديد و عرصه‌گاه بیـ لذید تا زمانیکه در حلقهٔ نامعبود اغیارم خودت را مخود حاصل نمائی بے سـ (١٥) ای مصري محقر مشمر خودت را کر که تو خرد ایا مـ جنگال افتادی بیشما بزرگ اتفاق و اتحد مـ دائتلاف تو اتحاد حمیّت و اندیشی اند؟ـ [Vertical Text Left Column] در آخر بعض مقالات در دایره های کو چک کلماتیکه از درك مفهوم ان اشتباه میرود محل صحیح انرا بغلط و غلط انرا بصحیح مقابله بنظر خط خطائی مطبعی تذکار یه تصحیح ذیل قید میشود: صفحه (١) ستون (١) سطر (١٢) غلط: استعانا - صحیح استعانة! صفحه (١) ستون (١) سطر (١٤) غلط: ثبید - صحیح : تجدید - صفحه (٣) ستون (١) سطر (٥) غلط : انطلال! صحیح : اختلال میباشد - ايضا صفحه (٣) ستون (١) سطر (٧) غلط : باسمه صحیح : وبنامو صفحه (٣) ستون (١) سطر (١٣) غلط : یبد ا مائل - صحیح : مبد ا مائل میباشد - صفحه (٣) ستون (٢) سطر (٤) غلط: الطاف منت - صحیح : الطاف منّت - - برادران منکرین تصحیح حقیقت از اغلاط لفظی با وجود صرف مساعی این نگار نا هنوز نتوانسته است که خود را دارا بـ یکطرف سهو کاتب بـ در انطرف دیگر خرابی امول مطبعی اعم از جانب دیگر تنهائی این احقر دارنـ دیگر در پیشگاه با این افکار پریشان خود دست کیمیع الاسف در بعضی احیان از زبان میبراید. محترم مخبرین مطلـ بده با به دلیل دلیلی خوانده دید میشود. زیاده ببر از طاعت اثر صحبات صرف افکارانـ --- page 392 --- شمار (۶۹) جلد اول جریده حقيقت کابل چهار شنبه اول دلو عریق از شماره ۲۰ اتحاد مشرقی معلوم شد که جناب محمد علی خان کاموی مدیر سلف نشریه مذکوره برای حفظ امتحان دار المعلمین بکتب شکر برای کامه از دریای مشرقی بمای صوب شد داد و ما شای عبور از در یاد در میان کاسته و ملاتی بد وجون و سائل عبور دارد و در حین این دو منقطعه بزرگ تر از دیاله بالاکه چیزی نیست با آن حاله که حائل دو بر ساحل جزر و بختار میباشد که یک رجمه بشد و تمام رحال و اموال آن نقال محمول آن مندوق شد و بهر این واقعه بغض باز نیات با شکان مقامات لازمه اطلاع داشته در جستجو بعد از تفتیش و تفحص مرد نعش آن نوینجا آب لا بر دو درائیل رمیا نمود اند (انا لله وانا اليه راجعون) متوفی یک ود انشمند و حال بود هنگامتی بهمراه را قم حروفی در اتحاد مشرقی وظیفه ترجمانی یا نگار منبی دوستمانما با ترجمان میدانست مقر شده و در امور تحریت معارف مشرقی نایل گردید، امورات مترجاتی آن دلا را سبک اصول منظم میبستی بمناس بعض خدمات علی و تراجم جرائد را برای جریده اتحاد مشرقی نیز می نمود. در خندق ساختن پل و تعمیر پیر باور یکی از شاهرهای سال سوم اتحاد مشرقی نظریات خود را تنها برای حکومت بل ابالی مقامی سمت مشرقی که متادیانی محکومیہ دو مرور از ان دریا خون ا محتمل میباشند نظریات خود را تحفه نموده تقضای بیستن پل و ساختن جسر را بشدت بنا بر درد دبیات این تلفات جانی و مالی که همواره عابرین محل آن شده میشوند نموده بودیم اما متاسفانه آن نظریه عاجزانه نتوانست که جلب توجه احدی را بنمود، منون بآثوروی این مسئله مه را نموده برای آن غریق مغفور استدعات رحمت و برای باز ماندگان شان دعای صبر وسلوان از درگاه رب العزت می طلبیم + ملای لنگ و رفیق دیگ کابل سید روز سه شنبه ۳۰ بجد على مجد الدرتية و عہد شد تا مان که با اثر انها ملای لنگ و رفیق دیکه او نام میبریم یک چهره پرندہ قابل دید و کفن در بده تمرد تحت نگران حضرت محترم آقا محمد سمیع خان نایب سید از سوار اشاہی در موقعی واصل وزارت حربیہ شدند کہ نام دار خرو جوانف نمایان حضر ت امیر از صبح ناشام گرفته یک کارم احشام جو بانه و اد خان غضب کارانه بطرف آن شیاطین شقاوت ترین و ضلاله پردرکه شهادت کلامین می نگریستند این حالات ازدحام و نگرانام در میدان وسیع مقابل وزارت حربیہ از ساعت ۱۲ - الے ۲ - دوام داشت با لآخر حضرت شاء كجل ماب حربيه آقا ہے عبد العزیز خان بر رواق وزارت حربیہ بیرون شده بعد از انجام رسم تعظیم شان از طرف عسکر سوار، و احزاں برے با انها یک اصول درست نطق موثر مهیجی را در شرف خدمات عسکری و سعادت و نیک بختی اشخاصی که با طاعت و اولی الامر مظهر نماز خود داد صداقت در شادت و محبت است داده اند ایراد کرده ببرین حالت گمراهی و بغاوت سنگی ملای لنگ و رفیق دیگر آن اظهار طالت کرده آن اخوان الشیاطین را با لفاظ دقت آتھا مخالفت و انفعال داده ضمنا فرمودند که از خدا وند عالم برا صلوحی منخصوص طنت افغانتا ماند امروز بفضل هم مسرت و خرسندی را خوا بوده دشمنان اسلام و افغانستان را مانند امروز در همه وقت ملول و مخول و شرمسار خواست دارم ( مخلصہ عموم ) - با الاخرامر دادند تا آن نمره ها منختی بفاوت را بمجبس ارگ شاہی برده تحویل قله بیگی نمامین + --- page 393 --- شمار (٦٩) جلد اول جريدة سراج الاخبار افغانيه كابل چهارشنبه حذر كن از خيانت حاضر با صفا ميباش نه در فكر ستم نی در پی نقص هوا میباش خدا را حمد کن یک لحظه در راه خدا بفرقت تاج گرمنار آخر قدر خودبشناس موظف بر همۀ احکام شرع مصطفی هوای گلشن گیتی گھی نور است گر ظلمت برای دو بنیها میکنه در سایه ها نباشد از مروت پر شکستن چیقی دل را بسنگ یاس که بشکسته انرا مومیا میباش هنر آموز از بهر وطن گر بے نھادت كين بفتح عقده ها از همت مشکل کشایی بكف بر گیر از روی کرم دلهای تسكين را بزرنجشتی چو خود در طارم نیلی سما گذر از انتفاع خویشتن گر صاحب عقلی پی سود عمومی نور چشم برق ها مگردان چهره از ارباب حاجت نے بہر بہنگام عصای منوالیان چنتی بیدر ست پا میبا تواضع با تو اضع پیشگان نیکین ہنرمات چو در محراب قاضی هیچو ابروی دو تا بیات یادگاران خواهی اثر های گرندار بیامردشتگان کو شر آب بقا بده مرهم پرخم سینه چاکان غم ملت قلم ها با اهل علم و دانش آشنای بزن برسه بهد خویشتن چون مرغ زیر کی نه کم از اقتابی سایه بال هماي بارقت باز نگر یسچ ونائی خسته تار نشود در بردیده ارباب حاجت توتیا مکن رشوت ستانی کن حذر از اه مظلومان فراچین دامت زین گردو گلشن میبد حکومت جوانہائے کار را اندر كفست نیا حذر کن از خیانت ها مصاحب صفا تو ای سرور مکش بچهره دستان مجالدت تمیز حق و باطل کرد نیب ارا وا --- page 394 --- تفصيل مجلد اجزا قیمت روپیه کابل المشترکین ۹ ۵ سائر افغانست ۱۱ ۷ ممالک خارجه ۱۵ ۸ پیز دار تفنگ ۱۱ ۳ ترک دارنده ماده ۱۶ مجله هفت برآمد نگاه آدابنامی ندارد. اعلانات متفرقه نسبت گنجایش مطبوع در پر سطر روپیه قواعد وحوافظ این اخبار نظر باوامر مطاع مکابل کروز چهار نشر میشود دیگر مقالات در هر ست که نظار منافع ملیه و د امورد تحریریه نگارنده "حقیقت" ارسال داشته اند لعل دارادمانده جریده در اندراج او اصلاح آزاد است شترک توسط خزاین دولتی و پوسته های از همه جا قبله در یافت میشود نگارنده حقیقت محمود طرزی بران این کشورکی جلد اول کابل شنبه ۴ دلو ۱۳۰۳ ش ۲۸ جمادی الثانیه ۱۳۴۳ق شماره ۷ تشفایی عسکر فاتح بخضور عالی کیفیت و پر فنون احساسات عمومی قضیه ملای اینک بیان قراق با کاشان ادهای محب جیروان دشمنی شیطان مرحد پیجا بان نوازش سرزنش عراضیه روز چهار شنبه اول دلو بنا بر عرض استعداد و ارادت مهر جوشه شرفیابی آن عسکر فاتح غیور افغانی که در غائله سمن جنوبی داد شجاعت و رشادت و حماست را داد و درین ایام با یک پرورم و احتشم تحت قیادت آقای معظم محمد گلخان خان بغرض تحفظ و بهره داری و رسانیدن ملای لنگ و رقای ننگ آن و دیگر اعوان و انصارش که مرکز کابل احضار شدند در بار انور اعلیحضرت عظیم غازی با تخصیصی یافته بود. مقارن بساعت (۱۱) بود که احساسات عمومی صفوف نظامی با یک کیفیت با و قار این بنده ماه اندان جوانی یگانه اثر زمین و آسمانرا بر کار در برد سرخوش امواج تداخل ممانعت می نمودند، بندنگ عسکر یم نیز با یکوضعیت و حالت مخصوص به ترنمات دل انگیز در مرکز امیری تا الی دقیقه ارتقائی را فرو گذار نمیشد - هر چند موزیک نغمات دلکش را می نواخت ولی با یک آهنگ مخصوص کلمات تهدید آمیز، مجازات را اعدام اسرگ در دار ، را بگوش خائنین و جنایت کاران میرسانید. تماشاچیان با وجود ممانعت با یک حس انتقام غضب کابانه از اطراف و جوانب مانند سور و ملخ این خبر و تا بزرگ دورا این عسکر غیور را در حلقه از دھام گرفته ، و علی العموم دور هم ایستاده ، گردنهای شانرا از حد یگر کشان کشان کرده، [با اصطلاح مردم کابل ، الدیلدنگ مینمودند و با یک حس کنجکاو --- page 395 --- شماره (۷) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۴) دلو سنه باعث این منظره را استفسار میکردند، آنانیکه از اصل مسئله مطلع بودند خیلی مشعوف مائل بودند تا جزئی تر این منظر پرخنده بیایند، در عین زمان ازین مجمع عالیشان، عدیم المثان بمحکمه بالا در عوام و خواص زمزمه حکم ما شده بالبها شادمانه بعبارات مسرت آمیزانه و اوضاع انتقام جویانه صدائی بلند شد:- این است میکوب شرارت این است محکمه بغاوت و مشته دیگری با صدای بلند تری پر طنطنه و شلوغ روی شغف بد و گفت:- این است ماسیائی دانست خون و نگیش! با جمعیت دیگر فریاد نمود که :- این است آن شقی النفسی که هستی و ثروت و شاد باشی سمت جنوبی را بباد فنا داد، مگر شکوه با شکوه آمد قطعه نها و خود بخود آهنگ با دلکش موزیک خاتمه ایام کامرانی و جمپ حالات و ستمگاری اذیت و مردم آزاری و ظلم و اعتساف بی پایان او را بمه باز و وحشت و شقا و تبار را اعلا و حیات او را بیداد نموده و ترتیب کلنگان تا اینکه بصورت و هیئت مزبوره بیاست آن بلائا یما بی جہالت دستور بدرب قلعه کشانه و رسانیده شده ندوہ انجام حسب ترتیبات که حضرت شاهناسی حمه معتقد و فدائی محزون نموده بود او و امیر کبریا نایب و الیفان با در صیفر مینگو عده از اعیان مشاهیر دولتی و مصاحبین جنا بمان از پیاده است و رسالہ با که در موقع مبرو ز این قا ئد بدست او پر از مرکز اعزام شده در سمت جنوبی و اطرافه بسیط و محیط قریات شقاو تپشد قلعه جلول بدبخت و منبه میزد و بر طرف وضعیت لنك بالجمله از این قبیل سخنان و بیانات مورد از هر زبان بسری و با بسته در محافظه و پیره دور این دوسیه روتر کار بدکار شنیده میشد که تحریرات بطولیت میکشید ـ در بین این و طرفدارانشان فاتحانہ بمرکز خواسته شده دار و برد که سینه چروکدار شرار را می باند بامر نقوی و بی چون با زدن بید حول کناره بادشاہی شدہ حسب الا زرد و خونها بی سرد خنگ لبته در صفوف جعفر تعالی عبد العزیز خان وکیل حربه میفرموده نظامی دنبال دسته موزیک چیان این سپاه ظفر اکتنا بصفوف متعددی ترتیب با چناب پی که ظاهرا آثار خباثت و علایم شده ملانگ و رفیق دینگ آن از مناظر کردیم شرارت و ماده بغاوت و مبدر شقاوت از آنها ظاہر فرحت التیام نشانه تخصیص شده بود بجانب چثه ملوسینها مرده با سیما تا پریده و کله تا در بر و هویدا بود چشم ناظرین را بخود متوجه نمود. عکس فعال و محبوب یا بر قرار موزون قدم بر طبق اداره ملنگ بدست مشک بسته ایستاده کردند و به ایون اثر تماشا و تماشا بعد ازینکه ترتب التزام موز یک که دران فرصت نغمه سرائی میکرد در رفتار بوده تاثیر این اوضاع و قرانهای موزیک در قلوب بلائی لنگ مکار برده شد تمام این فاتحین شجاعت بکین و سپا ہر حصار دین متین و رفیق دینگ آن چنان تاثیرات تهدید آمیزی را تولید میکرد ، که گوئی چوب دار را در برابر خود دیده این صناعت را بتمامی اهلیحضرت غازی با مش آقا میں کہ آخرین دقایق زندگانی خود تصور میکرد بایک عالم اریکتاب که سیائی خونی و مبی در موضع جای بمان اندوه الم میگذرانید تغییر رنگ و حالت اضطراب آثار در کله آتشناسی شخصی پاس گردید در سی تا و جانبا روحی از رخسارشان مشهود بوده همان ندامت و خجالت شان چنان بند داشته میشد که اندکی گرفتن و افراهم بیگد و تنویر انظار عسکر ظفر ماثر لنگا محرمت شعار میشام شان از اعمال سرا پا و بال و افعال سرا پا ضلال سابقه دیه از حلقه و عموی شیر پادشاه از مبادران بند شان حکایت میکرد - بیم مجازات و اعدام، برق چشم وافروختگی چهره تماشرا سلب و نابود کرده از فرط وحشت عاشقانه درا ضلاب فدا کارانه برامد از می دادی که ان کاند بود که از روح قالب تهی کنند. سلام کو بشین مردم مسام شاه خوی خام و عسکر غازی مرکز با یوب سران --- page 396 --- (شماره ٧) جلد اول جریده حقیقت کابل دشنبه ٢٤ دلو عالیات و عائیه که بحضرت معظم غازی با عساکر غیور پیش از انجا... بیان نمایند رایرا کردید که باحساسات فدائیه انرا از روی صدق درونی که کلف نویسان حضور بما سپرده اند در این موسیم سرما بپایه ذات شاهانه اولاد با عزیز من با الحمدلله که میبینم شما را مظفر و کامیاب بصحت و عافیت می بینم زممکن است که در ایام مبارزات و شئون عربی لشکر فی العالم سکته واقع شود، مهربانی کرده معافم دارید! زیرا از نوالی که ازین واقعه و مسرت نجوبی بدل من منزل کرده نمیتوانم یک بیک بیان خوبی کرده بتوانم (عموم عاهم والرادور از ما یا وار کامیاب و سربلند دارد) خدمات و فدا کاریهایی که شما عسکر دلاورم در بینقدر وقت نموده اید و داد صداقت و اسلامیت و افغانیت را در بار بار خدمات ملت و مملکت و دولت خود داده اید از نهایت درجه اظهار رضامیکنم که در واقع شما اولاد های بسیار بر حقی برا که من بالائی تان داشتم بجائی اورد گردید خداوند خواهای شما را سرفراز دارین و شهدا را شما را در آخرت بهترین مکانات نائل گرداند و مجروحین نانر ایزودی شفاء نصیب کند! (عموم الهی آمین) اگر چه کسانیکه در راه خدمت اسلام سر بازی نموده و شهادت را کمال کرده اند، خداوند انهارا از دربار خود اجر میدهد باز من هم که پدر معنوی شان هستم ادشان ابخوبی درسم و میکشیدم و دعای مزید آمرزش را برای شان میکنم و باز میدانم شاہد است که هر مر فرد عسکر غیورم را از اولاد های خود کمتر نمیدانم (عسکر : زنده باد پدر عسکر پرور افغانها اشخاصیکه درین واقعه از فرزندان نیک بخت اولاد های با بخت من از دست این ملعون پاجدار (بسوی ملا لنگ و انیق و بنگ او اشاره فرمود) شهید و تباه شده اند در واقع ناناً نقص اسلام و افغانستان است. زیر طرف که نبود کشته بود کفار است باز الحمدلله شکر میکنم که شما عسکر غیورم این سگهای ملعون غدار و گردن بسته پیشم حاضر اور دید از خداوند نور خواستام تا شیرهای روی دنیا را مانند این کارها پیش این پدر عاجزتان گردن بسته بیاورید (عسکر: الهی امین عمر و دیرینه پادشاه) بغل کشی و دیده بوسی الحال آرزومندم که با همه شما معانقه کنم و سر و روی شما فرزندان عزیزم را ببوسم (درینجاذات خسروانه فرود آمده بداخل صفوف عسکر کما شده با هر هر فرد سپاهی علیحده علیحده بغل کشی نموده سرو روی آنها را می بوسیدند و از طرف هر کدام آنها بالمقابله ادعیه بگر مجند شبانه و اظهار فدا کاریهای عقیدتندانه و بوسیدن دست و پای ملوکانه بعمل می آمد این راز و نیازها معانقانه تقریباً ٢ تا ٢ ٤ دقیقه دوام ورزید) محبت یزدان دشمنی شیطان بعد از نیک امیر بترین انواعامان سر از فدائی علیحده علیحده بغلگشی و دیده بوسی فرمودند بمقام اولین خویش عودت کنان از یک نطق نهایت رقت آور مرثیه را ایراد داده بدین جهالت و نادانی سمت جنوبی که دیگر نتیجه را بجر از خرابی بر باد ی خویش و عالم اسلام و فراهم آوردن موجبات پریشانی حکومت اسلامی افغانستان ندارد و بکشمه از خیالات عالیات و ترقیات و تعالیای که نسبت بعالم اسلام و مملکت افغانستان و این ملت جاهل افغان که بعضی از انها کورکورانه بقول این ملا لنگ فریفته شده تیشه ریشه خود شدند پرداخته ضمناً فرمودند که از اول عقیده دارم چون من خدمت ملت و مملکت افغانستان و اسلام را بصداقت مینمایم حتی آرزومندم که یک یک بوته و گیاه افغانستان بغرض ترقی و افرونی آن گر ممکن شود بخون گردن جو و آبیاری کنم و انقدر که ضرور بین مقاب مقصود که ترقی اسلام و افغانستان است کامیاب هستم و هیچ یک ستئی لازم نخواهد بود ـ می داند و بهترین دلایلی که امان الله بهیچ یک مقصدی جبر از ترقی و تا مین حین حال جودت و سرسبزی شان این ملت پرنیا و این وطن ابا جا کر نیو غرضی ندارد حماقتی این خیاطین غدار و امثال شان دیگر احتیاج بانکار و استحضار از بین قیاس حسنه که ذات شاهی خود کرده ام یارب ارده نیست از جهت طعن مردم ـ (عموم : زنده باد شهیار ترقی خواه افغان ! سرنگون باد دشمنان افغانستان) --- page 397 --- شماره (۷) جلد اوّل جریدهٔ حقیقتِ کابل صفحه چهل و دو قهرِ خدا بیجا ملا و بغضبِ عُمومی و غیضِ رحمانی که عسکر هم در ماه فرو نشاندنِ این اتشیِ بغاوتِ برافروخته و بادِ زدنِ آن بزمِ دو ملعون غدارِنده و نظرِ بصدها نیکیِ بی المان و امانی و ارزو ها این خادمِ عاجزِ تا که برآ ترقی و تعالیِ شمالت و این مملکت داشته و دارد آمده، در پیشِ مردانِ مقامِ خود بالات بهنگامِ جنگ دادنِ مقاومت و هجوم که از فرقِ سر تا ناخنِ پا این دو ملا نما شطنت پناه را بانواعِ مجازاتِ واقعه سرزنشِ سرد چار نموده بلکه هر پارچه پارچه و پاره پاره نشان کنم. مگر باز چون دقت میکنم می‌بینیم که چه اندازه فرزندانِ نیکبخت و بد بختم از دستِ این دو ملعون غدار درین کارزار کشته و تباه شده‌اند؟ و بچه مرتبه از طرفین اشخاصِ معیوب و مجروح گشته؟ و چقدر خساراتِ فوق العادهٔ با مالی وارد آمده است که اثرِ آن برای هر ثمره برمی‌گشته یک یک کار و از فرق تا پا این دو ملعونِ طوری گذارده شود که باندازهٔ یک سرمو در وجودِ مرد و دسان جائی خالی گذارده نشود، باز هم گمان می‌کنم که تعدادِ کارد ها که در اعضاء از جسدِ منحوسشان مانده است بسیار خواهد ماند و علا بران از جوانانی که بالمقابلِ مابینِ شیاطین داده شود هیچ منفعتی را برایم عائد نمی‌کند زیرا نه جسد را که ملت و حکومت عائد شده است، تلافی می‌شود! و نه آن فرزندانم که از طرفین کشته و تباه شده‌اند باز بدست می‌آیند! و نه موجبِ ارتفاعِ این بُلا و خجالتی که ازین واقعه بوجود آمده است، میگردد! لهذا این دو ملعون غدار بلکه جمیعِ اعوان و انصار و طرفدارانش را بهر جائیکه با عام از اینکه در اینها را بشناسم یا نشناسم بقهرِ پروردگار و غضبِ جبار که سخت تر من مجازات است کی بسیاریم و قطعا نجومِ آئینِ از خدا خواسته و می‌خواهم که در دنیا این غداران ملعون را مخذول گرداند، و بدست در آخرت نیز شرمنده و خجالت و رسوا باشند (غضب عموم الهی آمین) این حصهٔ آخریِ کلامِ ملوکانه چنان واقعاً از جوشِ محبت که در اثناء گریه دهانِ خود را ضبط کرده نتوانسته تماما در بارِ ارادهٔ فرمائی محمد درآمده مهدی الی معذرتِ اینهمه حتماً فرمودند که از افظاطِ خریطِ همکباری بود هذا ازین رو را قم الحروف نیز نتوانست که یاد داشتی میگرفت با الطافاتِ شاهانه با شما نوازش میکنم کلامِ خود فرمودند اما با کسانیکه از شما در مینِ کاردارِ خداوند بحقِ برانها و انانیکه از میانِ شما در میدانِ شهادت افتاده‌اند از خدا زیاده و زیاده رضا شود من از انها رضا هستم و خداوند برینگا و در هر میدانِ شرف و سرفراز و مظفر و ممتاز درآید خدا کارساز که از شش سال شاه و نوابه الا مهارت عسکرِ غیور و شجاعتکیِ خونینِِ در فرو نشاند این نائرهٔ بغاوتِ باندازهٔ قابلِ تقدیر و تحسین است که از هیچ نقط و زمان و نظیرِ آن دیده و شنیده نشده است طوریکه امروز سرفراز و مظفر و نیکنام هستید از خدای خود امیدوار تا ابدالاباد بهمین صادقی و فدا کار و سرفراز و ممتاز باشین این دو ملعونِ درینما بگذارید که من با طالکار و انعام فی الحال خود بسیارم دعا که با از شماها میبینم و با نالها هیچوقت نوازش و مکافات باشید و مملکت تان مخللِ آن شاد شد امیدوارم کسانیکه در نیواقعه خدمت کرده‌اند با نقال و مرزنج بعد از اختتام کلامِ وقت رسام حُکامِ حظرتِ عسکر با فرقهِ مدّاقِ کل و جریده کشانِ دیگرِ متفرق آمدند الا عسکر آنچه که ترقّیقات را برایم حُضُورِشان میدید و در حُضُور خادِ تمامت از خدا وند آرزو دارم که شما را دِ تمامِ مقاصدِ در خیرِ سلامت و تعالیِ مملکتِ ما را در آغوشِ دعائمِ گردانید عمومِ آئین) و بیجنبه تا سائرِ روز دستها ترقی و قضایا در دهاتِ طول و مجهول دیشها را خالیق باستثنا و استقوی حکومتِ عالیحضرتِ اعلیحضرتِ امیر را بیاد دارم که در سلطنتِ نانا خیطِ با فعالِ اشقیا و تفاوتِ ناپسیا بوقوع پیوست این مسئله را مقدما در نداده کلامِ کیش و شاهی در نه شند از عسکری مهوش نشأتی درآیند و در بر محمود در میانِ قومیِ کارده باغ در اجرایِ این منظورِ کلمات و نوازش و مراحمی مرعی داشته مهرم و با شکرِ بقان عسکرِ نوازِیا ملحقتِ خود ر کحضورِ با حضورِ اجزاءِ مهربانیِ خود نمود و بر کمالاتِ در موردِ معروضه یابد! --- page 398 --- سراج الاخبـار قیمت برویت تفصیل مقامات ۶ ماهه سالیانه در دار السلطنۀ کابل ۵ ۹ در سایر بلاد افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۱ ۵ ۱ هندوستان ۲ ۱۱ در ممالک خارجه ارسالات و محلات علاوه از قیمت اشتراک بمطابقۀ تکت پسته های همان ممالک علیحده گرفته میشود بید شرطیکه پول تکت قبلاً فرستاده شود ج ۱ شماره ۷ سراج الاخبار حقیقت ۱ ۳ ۰ ۳ قواعد و ضوابط این اخبار بغير از ایام تعطیل در ماه ۱۳ مرتبه نشر میشود و جایگه متقام در عربیست شفاخانه میگروه امور تحریریه سرکار تا حضت ارسال و معامله وصل و داداده آباد بیریه دارای ان حاصلانه عده از شماره این اخبارات اشتراک نموده خواهش درود بیشتر العاب از همه جا بنظور ما میشود. نگارنده برهان الدین کشککی مجلد اول کابل دوشنبه ۶ دلو ۱۳۰۳ ش خزه رجب المرجب ۱۳۳۳ ق شمارۀ (۷۱) یک لحظه سر بسر ترقی خویش و غیر اهم مجا بدا خیا بخت ؟ طالع ؟ ادبار ؟ = سعی ! عمل ! جِد ! جہد ! غر ! ثبا بدیهی است که هیچ یک مقدمه و تمهید و دلائل با اثبات و تائید بر تری و تفوق و تقدمت های فرنگ خصوصاً اهل فرنگ در امورات دنیاوی و مسائل را قمه ادابی بر الازم نیست ! و احتیاج مقدمات ابتدائیه و شواهد اولیه و ارائه دلیل و نشان دادن برهانی درین مورد نخواهیم داشت! آنها هم میدانند و برخی از ما نیز خواهند فهمید که دیا اروپا یکیتی بیا دیگر و محیط غربی یک عالم و محیط دیگر است! بلی ! سرزمين ارتقاء دنيا تکامل ، عالم بزرگ جهان ترقی هیچگاه بزمین مجهول، مقام تسفل مجهان نحو و عرض و عالم عیاش و تن پرور محیط اختناق و هبوط و انحطاطی ، که تماما پستی و انحطاط و عدم سیر را در شاهراه اصلاح و تعالی برای العین با انشان میدهد، شباهت نخواهد داشت ! همه اعتقاد دارد و تو نیز میدانی و من هم مرکز شرقی غرب ساکین جمیع نقاط عالم غبراز از کره خاکی آدم و نو و جشم تمامی سکنۀ آن از یک طین از یک خاک از یک فامیل جی اندیا پس یک تن آقا و فرد دیگر خادم است؟ چرا یک فامیل خاء و خاد گر پست و ادنی شمار تا ؟ برای چه یک ملت متفوق و برتر، و ملات دیگر خوار و زبون و به نکبت مقرون است ؟ و علاوه بران بار مذلت را بدوش خویش کشیده تحمل هم میکند؟ بلی ! آری ! و جومات و سبابیتی و تار و تنزل و تعالی را علل خیلی روشن و بسیار بسیار --- page 399 --- شماره (۷) جلد اول جریده حقیقت کابل دوسنبلہ نمایان میمون را با حضرات .... نشان داده؛ کہ بقدر الکد تکسب المعالی یعنی سہ بدبخت؟ طالع؟ اقبال؟ ادبار، گردش چرخ ا بقدر ورند با که کنجت مبار؛ بی ریخ بام قصر کرت انی در قطرہ غذا۔ وپستی و انحطاط مدخله می دهند ؟ مرید برین آیات صریحه و احادیث بینہ نبویہ اما چنانچه مشهور است حروف این ہجائی مسمی مضامین حدیت قرین در دیگر احادیث و آیات و این الفاظ بے معنی را در ترقی و تنزل و تعالی دو سفل قرآنی و دستورهای اجتماعی و اسلامی که بزرگترین دار هیچ غرض و مداخلتی نیست. دینی وعقلی است درین باب در کتب سلامی احاد اینها همہ اوہام و تخیلاتی است کہ قبلہ افراد دنی دهم و مجله ها مسطور و مذکوزند. و بالا ترین شواهد جابجا احادیث فطرت آنها را برا تسکات سائل وتتفی جاہل در تجور در بهمین ارتقای ملل غربی است. وتسکین قلوب عاطل و قنع وبر گستلیت خود با تراشیده اند. سعی و عمل، جد و جہد۔ عزم ثبات، کار، و بر آید بختی و فرومایگی خویش این الفاظ را علت قرار میده!! خستہ نشدن، او کار۔ بندا ترین عوامل ترقی و تعالی است اما این نگارندہ معتقد است و بار ها بر ضمیر تنوع بیانات متاسفانہ اکثرے از افراد بالمثل فرقی کہ ہا را ایراد و مقالها بی را انتشار داد کہ ہر انسان نیک بخت لا تغیر و بینی هست معتقد هستند و شاید تا یک مدت کیا و بہروز بے نصیب را افراد دنیا بر قرار و کردار خودش مقرون معتقد نخواہیم بود۔ ارتقا و الخطاط خود و است بکار و و همچنین یک ملت و یک مملکت و یک عائله و یک فامیل و جامعہ بعمل وسعی و ثبات ندانسته و شاید این انحطاط را را پا کی نیز پاک بر آنر از این اوهام و تا کید بدیعت هم جس نکرده خواهیم بود - و این سیه بختی و حاله باقی با وسعی دو عمل ترقی انسام بندگان قاصر خودش بار شایان ندامت و پستی نخواهیم شمرد - اوامر اعطاء وارشاد می نماید کہ :- بی علمی و نداشتن معلومات عالی این با لَيْسَ لِلاِنْسَانِ الا مَا سَعِى یعنے ے بدبخت را بد بخت نموده و کسب نابر ده رنج گنج میسر نمی شود به مزد آن گرفت بجانبدار کہ کارکر ساختہ کہ بہ بد بختی خودم معترف نیست و نمیدا اِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِاَنْفُسِهِم یعنے کہ بدبخت ہست یا نیست ؟ کسیکہ بدبخت روز به بخواہد ؤسه حمید و بدا و محمد بسیار رنگ سہ نداشتن معارف اکه نبودن بوسائط تربیه از مکافات عمل غافل مشو : گندم از گندم بروید جو زجو واختنا آن نداشتن فہم برای کسب معارف این جا مَا أَرْضَ لَا تُوْتِي بِثِمَادِي الا بكم الجاهل يعنى سه بدبخت ساخته و بحالت بد بختی نگہداشتہ ہست و ها تا توکوشنجی باطنی اندام کو نہ جامہ را کہ بتو ساخت خیاط ازل بدبخت نموده هست که نمیداند بدبخت ہست یانا و ہر رسول اکرم درین مورد اوامر شدیدہ اکید، تاکید فرمودہ کہ یگان من آفرین وسیلہ بر ہے سرکوبی بن النَّاسَ مُجْزِيُونَ بِأَعْمَالِهِم يعنى ے دشواری ہمان توسل بقوا رو سعی تعیین کسب معلومات چو آور دی دلی را در مکافاتش مشوایمن ۔ ترویج فنون ہست" ٣ مَنْ جَهَدَ فَقَدْ وَجَد یعنی ے این احاد نوعی و افراد معلوم الحال باید بدهی خوا ہر کرا شد جدد کوشش ہمراہ قبالیہ ہنگفضا از خویبیش میخواما لہا هیچ وقت بی تیتر وہ بیچگاہ تاکس اینها را بفہماند و کا بیا إِلَى اللَّهِ اَنْ يَجْعَلَ لَا مُورِ الْأَسَاسَا بِهَا يعنى فہمیده که در دنیای متمدن افرادی هستند کہ ہے امید حاصل کر محن مقصود توجه در سعی بین تا کردی نو دیگا تا آسایش آنها بهتر و بیشتر است. و با وجود آنها بها در این --- page 400 --- سال اول شماره ۱۸ جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۶ دلو نسائی وامورات شخصی صرف نظر نموده در ترقی و اسوده حالی ملت و خیر اندیشی باسری دولت کوشش دارند تغییر سرسری در علاقه چغند بس دایق در مراتب اولیه حشت د ودانے غنتا مرید برین اقدام پیوسته معارف کند و تلاوة برخلاف مدارس ملی و ابتدائی برای تعلیم اجباری مفتوح بسا برای قطع مراحل ابتدائی و تمرین معقول دارالتالیف از طرف حتمی وزارت معارف احداث نما نماید ملتیه ملگنی که دران سالیانه (۳۵۰۷۸) کتاب علمی فنی یا زیاده و کمتر تازه تالیف و نشر میشود. با ملگتی که تربی از افراد آن معنی کتاب تالیف را بجز از گرفتن رشوت و تعارف و بدیه و خوردن پلو و وصالون فورزه نمیدانند معلوم است چه قدر فرق خواهد داشت مملکتی که در میان افراد کارگر و عاقل ادیک تن که عاری از معلومات اولیه باشند زنده گانی برآورد در میان آنها غیر ممکن است. با ملگنی که در میان فراو یکه عاملین او ہر گاه یک تن قادر بنوشتن و خواندن باشد چنینی اعجاب بهره نشان دست تا چه اندازه عرق دارد خورسند و اجا سجون هم معتقدند که ارتقایک مات بدست توانای همان ملت است و بایستی نظار قطعات دولت را داشت بلکہ ملت پستی دولت خود را بدرجه ارتقا و تعالی برساند. ان في ذلك لعبرة لاولى الابصار وما ظلما يظلمون انصار . بقرار اطلاع یکی از احباب، مورخه ۲۴ چهارطاق بر علاقه چغند که جزو ار رود) از انجا گذشته دولایت مرغاب میرود بر اثر بالا شهر یه خه ر پسری بوده که از توابع باشد و دران و از بی مبالاة بانی حکام رو بحرابی نماده و اهالی از ان مست به ربی حیرت سخت بودند جنیه مکرم آثار نسوانخان با موری علاقه داری منصوب در و انجا گردیدند، اولیس خدمتی که بابیانی اقدام خیر جسر مذبور برود ساتی برطرف، و یوم از مساعدت مجار نقدی موصوف جسر مذکور بکلی رو با بادی گذاشته و اهالی از ان عبور و بکمال استراحت و ارامی شده اند. (فریاد) طوفان در انگلستان علاوه بر طوفان سابقه یک طوفان شدید دیگری در انگلیستن بوقوع پیوست که از ان برانداختن جهاز اور، در بار باسا اسکانی بیدا آمده و امکنه آه در وقت بسیار کوتاه درجه ازرکونگ و پایین نماید بیست نیز مسدود شده است این طوفان چہار مع تالم که ساکنا وادی نایبمراز ان در یک حالت بسیار بر سر ناکان گرفتا راند و اندان عرض و طول در یا تا سملها وسیع در پایاب دبوس است و در بعضی جاها آب بسیار شده بیلی شهرها را احاطه کرده است. (زمیندار) روس فرانسه از لندن ۲۳ دسمبر ۔ منیار تیلو گرام است . که تعلقات روس و فرانس موڑ کشید تنظر می آید. و فی الحال بهبودی آن امید میرود د اجلاس کانفرس مجهز و قریں قبل از ماه میتو منعقد خواهد و هرگاه حکومت روس در انیمه نیز دو نیابنده میزنه ان اجلاس کا نفرس معرض التوا و ضیق خواهد افتاد. مصر و ایران حکومت مصر برائے شہزاد ارفع الدوله سفیر ایران معینه د لیگ اقوام تا را داد و که شما معاملات مصر و برطانیه را در لیگ اقوام پیش کنید. واین خبر عا سه ما بق برین خوانده اند که حکومت ایران نماینده مذکور خود را اجازه داده است. که قضیه بمجرا را در محبس بین الاقوام تقدیم نماید. ترقیات کے حکومت ترکیه، از حکومت ابطالیه زیاده از جبل فروند جهاز هوائی خریداری نموده، در حال دارد، دیگر سامان حربی واسطه خریداری نماید و عنقریب یک معلم جهاز ها ہوائی ارجرمنی طیاره ایر که کستر کرد را فرو گرفته کارخانه طیاره سازی و غیره افتادن --- page 401 --- شماره (۱) جلد اول جریده حقیقت کابل شبنه (۸) [دلو؟] عارف از خواب خوشش در چه بیدار نشد هرکه از ذلت اسلام خبردار نشد عارف واقف یکنکته زاسرار نشد (قند مکرر) گر خبردار بود نیز نخوانش تو حکیم حکمت و دانش اگر قبضه درین کار نشد نیست این جاده شه آسان دان مشکل پیش این باخچه و اینهمه دشوار نشد زنده شد مرده صدساله زین نفحه و عارف از خواب خوشش در چه بیدار نشد پیچ و تاب خم دستار نشان علم است لیک یکعقده ما باز ز دستار نشد غیر بر لیلی اگر دیده بگیرد همه راست گوید: فاش که او عاشق غمخوار نشد از پس پرده خبر بود حریفان که فلان بی سبب این همه شبگرد جی بازار نشد قیمت یکسرموئی زسر یوسف ما نبود هند و بریتانیش خریدار نشد قسمت بیع و شری فاسد و باطل آمد زانکه وارث زگرانی هیچ خبردار نشد اسفا نیست ندیدی یکی خائن را که به پاداش عمل سرور سردار نشد دیدم ای یار که لباس حیل و مکر و دروغ هیچگه ساتر عورات ریاکار نشد نیست اوزنده جاوید بدنیا مخزون که باسلام و وطن یار و مددگار نشد --- page 402 --- قیمت اشتراک تصدیق پیامنا ۴ روپیه سالیا کابل حوائج ۹ روپیه داخلۂ افغانستان ۱۱ روپیه ممالک اجنبیه ۱۵ روپیه در راولپندی ۳ روپیه قیمت اشتراک در استاد با خود ولایته نصف وبیرای مکاتب دارالایتام مجانی در اوردن با جراید اسلامیه و نشر قیمت کشته بفوائد دیگرش حصه طریقه و شرایط این اخبار بغیر از ایام تعطیلی در کابل یکروز صد نشر میشود و در دیگر محلات در پست حتما ارسال میگردد امور تحریر به نگارنده حقیقه ارسال و مقالاتیکه دران فایده جریده مآخذ اینج حاصله بود بعد از نشر اکی زباده اشتراک بتوسط خزائن دولتی و بقیعه نقدی از هر جا فبلا دریافت میشود. حقيقة ۱۳۰۳ یا الله گشاکی کابینہ کران بن کران جلد اول کابل چهارشنبه دلو سم ۱۳ ش ۳ رجب المرجب ۱۳۲۳ ق شماره (۷۱) دیانت او اقان د دین اسلام به دیراسلی به ښکاره شی چه واسطه إن أكرمكم عند الله أنقيكم ترقی او برتری دخول ملل اسلامی دیا وسب د خواری او ذلیلی دهغی قوم هی مونږ په سترګی دبیا ئی او د و دینی حابت نه کول د هغی دی ځکه چه مطلق اطراف دعالم شو ګوری و پی ښکه ظاهره دین داسلام سبب دنیکمرغی و شرافت شی چی ترقی د هر ملت او استقلال ا و انتظام دمعیشت او قوام دمدنیت د هر مملکت په هر زمانه کښی بواسط دی حو اسارا د دین د اسلام اوشری نشر و لرا و نومی ولر د علوم او فنون د محمد علیه السلام چه فضیلت اور او مسائل و قوانین د احکام دین او شرافت دهغی هر صاحبانو د عقل اور دهنه قوی ی لکه چی فی الایات ظاهر ان ویښته دی . او احکام مقدرت چی ځاینیه د ژونی دهغه خلک کښی دهغی ټو ټپکه وسیله اود ذریعه دی مسلمانان وی او ځان به اسلام کښ له پاره د رسیدل چنی ته د خلان شريك بولی تاثیر پیدا کولى شي ونه له كناهونو او ساتونکی دی لا چشم حلاك له آفنالو د دُنه ګړي ولي شی او ګمراهی تونی . دیانت دی چه خلك له ضلالتوڅخه عربو په زمانه کښی د جاهلیت ونه مانع او افعالحسنه ته متوجه کونی دی به سبب دهندی عقائد وحقابی که په کتابون دتواریخ کښی دفت و کره شی د خیل او پا بندی د قانون آسمانی --- page 403 --- شمار (۷۴) جلالت مآب جریده شریفه کابل چهار شنبه دلی خط پر وزارت حربیه: گمانست سطر سه یازدهم برآورده شود و از دست چپ سطر هفتم افتاده پذیرفته در این ملاحظه فرمائید : خپل بدخویه لکه زمانه کښ لغړښت او خواری نه خلاصی او په کی درجه دبرتری قدم گذا ر شول چه شرق او غرب دعالم کښ مشهور او ټول جهان ځان ته مسخر کړي. اوس دا دمره بدبختی او خواری او مذلت چه له هر طرفه په مسلمانانو ځکان شوی دی سبب دغه یی بیداری ندی چه مقدمنو ښیایی داقوامین دینی اوامر حسنه با یدی ټول په احکام مقدسه وی برعکس ندی هوا هوا به اشیاسی چه دابغدی له همه شی نه بد لکه اسامی په خپل ذات کښ هیځ عیب . . . مرعیب چه دی په مسلمانی ځموږ کښ دی. تاسو هم انصاف وکړی چه کمراو څوک په مقرراتود مسلمانی او وظائفو دملت کښ خپل په هنه شان سلا چه ښائی او لازم دی عمل او رفتار کوی کمراو خموږ کدی چه لا په بدی یا مؤمنی او مذهبی و نکوی اښیثه پابندی داوامر شریعت خپل ولری هغت ددین دین داووګلا داسی حال دلری چه مسلمان ، اسلام پیکر ا وضعیف گڼی او مقررات دهغی له هیځ اهمیت نه ورکي ټولمښه نه به ترقی وکوی . او په زینه دترقی به قدم گذار شی . زکه چه بعضی مسلمانان په ځای ددی چه په جمع کول د اسباب ترقی اوبرتری دملت خپل کښ سعی او کوشش وکوی په خلاف دهغی مدام فکرونه په ساز ولود کونی کانځاخه اوباغونه غودو امینه او د اسباب عیش کله کفا و کا لوا ولخښل او ښځموږ له او مازونه لری . بعضی په عیش وعشرت خپل مشغول او [ستون دوم] خپلونہ ښکلو لو اورشوت اوازارول دظ او عناد کښ سرګرم او په عشق بازی کښ محبوس او د اخلا دښخامنه ځانشه بخلو او مخرباته محتوی او صماد ځری مست اویی هوشه دی ترک دد و ام باوکي چه دصغوی مجال څوک لکا ده وی . هیچ بادی اوبصمبه صفاتی نه وایل شی مس ق ز ځامخه لکه په دور کښ ناست او با . . . ام د سپاره ښخو واک دا پڼ او څکول دب تره اوپکا دشار بازی او ټو لکار ونانا مشخول نیی اوله هغی کمالونو او هنر وا د چه لازم دی نوع انسانی دی محروم اویی . . . ښاغلی لووچه په نامه دسلاښموږ دځما انمانا یادیږی به حقیقت کښ تن دمردا و ځانځ ن لداریا مظلوم ازار دی لکن داکس داوا و رفتار خو وواقع ځکلو له ده نامه سړی دمراوسلوک نکار کوند ی کارکم گویا گندم نمای او جو فروش صل ځکان ونکوبری لدی وجه نه چه پورتنه ذکر شول پداشت اوبحت او ترقی او برتری د اسلام ځموږ کښ طبع س ځه فقری دی چه دشود تعلیم وافن او پاید د مجد د کوی له بنا پر ددشمنی دپرا پوښ د دایی کارونه څه بولی اودکناستل یا خبد ل مطهرة کول ځناکس نه اجتناب کوی او دغه ډ استعدل اوخلیت دکغوی ځان دپارہ توہین فعال او اوامر وحل او بدی خپل لرے په هغی چه لازم دی فرمانبرداری نکوی . او په مخشوا فاکارو کښ دغه عادتونه خپل جملي داخلاق حسنه او کار ونہ جبل دا دغه قسم خلک بدفکرو نوورکښ ب کسانښکارا وحیځوان بولی ۔ آفرین بر دغه خوالی او پیړی نا دین توب !!! په خاتمه کښ پری د دی کلام خپل د خاد خمی ددی پادشاه اسلام پناه ام --- page 404 --- دل (۷۲) جلداول حریفه حقیقت کامل چهار شنبه دلو افغان و ملت ددی زمکی اسلامیه د افغانیت چه یه حقیقت کښی یو تضکه به شرقه اسلامی دی ایضای دس د نور و اسلامی افوندی اوکو پایه تمام عالم کښی د اسلام بنیاد دی خاوند و مغلن ورته کیږی او په رښتیا سره اهالی د دی سا تونکی دین و ایمان چیل دی گوم ، او دایمر چه خدای پاک داز مکه د افغانستال کر دی خنقه وری به ام عاله خلته لمپنایړی په خپل حفظ کښی سائلی دی ایا ۸ دی هم خیال اما ین د اسلامت د دی ساتون کے ناموس او شرف د ملت دا فتار کی حشر اهلمان مخ کو وو موژ د خد محمد وی که او که ناوکرین دمی اودی پخپلو مقاصد عالیه کی چه و ترقیات د اسلام کچھ دی ، کا میاب دلڑی ۔ امین ثم امین (محمد ولندی) یک خبر عالی اقا عبد العزیز خان شاه اند. نشان خیرت باده هزار روپیه بخش در انجهت است. امیر محمد کا کن کفتر نیز نشان شجاعت دو د هزار روپیه ذکوریبهای فوق العاده د اسرار رشاد و شهامت بیکدی دیگر یکنفری بخش شاه در هر آن نیز قشانها و نوازشها بعمل آمد سردار که حضرت عالی آقا عبد العزیز نما و زیر رئیس خلیه حیات است که تا اجیال این تفضل را فدایانه یله حضرت وزاری شبهار در کمال وکیل حربیه در الطفا نفا دست سلطان حمد نام میر پناهی که الف انی سلطان محمد عزیزی را که ما از او شاک خل در انچه در قندهار نمود، بود. و آن خاطه را که از آثار و خوش هایم و سیرا بمیراد آن در نظرداریم که انا صله م جلیلی وی را هرگز درافغانس جسته نموده بلکه اگروه مان بد ید ر فتگی و مکن بر روی داقت صدمه ونمائه افعان سهم تا خانه شما ناز و نوازش همی نمایند ، همان مرتبه بلکه همان عطاه نیز بچی یکی با همگان میکند دارد کدام و صدا مکان ان ناز نائل شاذانه شانی با قلم ولی اعلم بذل و کرمت میفرمایند. چنانچه ینم این امید واریها الحیقه فاز شده بودند از حضور علیرت درین نزدیکیها بفق منظر این دهس، آقائی محمد الویا عظم شادانه وز کشیده ادلوبه نشان ایشان درجه اول سر منشی حضور معین ولایت آیه در صله فد آشانها دیدگا سیم کامل حربی سرفراز شدند این اولین نشانت ه فالفه که بوانخواه ارتقا با متعدده سوائح خمیر والعوادم ورده انشان که در عصر مانیه با قا عبدالعزیز خان اولا داده شده است نشاننا المستوى و مکافا ده بزار رو پسته نقد می از بین اعلیحضرت توام برین تقدیر و نوازش پادشا شانه امتثال واقوان مغزز و سرافراز فرمودند. کنند تا این قادم صادق وفدا آلا ئن اعلیحضرت که باکید حقیقت : - بدین قدر دا عحضرت معظم غاز افغانمار میکن نمایند پر و انهای لائق تقدیر شار و ر کو با عث دیه مستی را قا با مبارک گفته از خداونده بر ایشان و هر سانه ای ا مملکت خود مشغولیت معرو دارد تو فیق مرید بر مزید را بخوا شهر با کمرید تو فیقار نیست و بیات آروزه همی میخواستارید ای عالی او مطلع معظم غازه سر من شرافت ترین افغان دیکھے خویش را داناستن بهم رجالی منظر تهنیت همی گوئیم. نان (یادداشت: درین روز بر آحباب پر از شیر گرج محترم آقایی که طیر نان محمد حسن ما نه ارغندا بات یل نمایند و زیر فازیس علاوه بر تفاق بار در هنگامه کا خدا خلد ملت د دولت را میرات عمده رو حمت جوابی بدهد وانگ آقا عبدالعزیز کا خوارب حر به متماد با مظهر ندات عالی آباد برین محور گر این داری فانی را بدر و د کنان در سیار عالم خان آن همش که با هند آباد به پشاور رفته در هند و دار اداره و سر حد داد اداره اداری یادر اوری آن مش دار اداره اید چه این جراید سراسر د ستم کا بپرسیده است چون برید یک از شمرده شده با محترم ۱۲ حوت ۱۲۵ اسعوت ۱۲ برج حوت اسعوت درک شده از ادار هم که موسوم بصد اداره اسعار است آن بان کا سلیم کیا ہم ۱۲ سعوت ۱۲ در اسقوط ۱۲ سعوت با میرسیم --- page 405 --- شماره ٢ مجلد اول جریده حقيقت كابل چهارشنبه ترقى الانسان بالعلم والادب لا بالمال والنسب زبان من امان است دور استقلال مینه که وقت تو گردد عزیز من پامال وظیفه که تو داری در انقدر سران که این طریق ثواب است و باعث اجلال چو دوره من امان است در امانت کوش گیر نقد دیانت بکف تو در همه حال نخست پیشه خود صدق و راستی را کن که این سلوک بود مقتدا برای رجال مباش در پی ازار هر چه خواهی کن که این بلاست در سرا پا بعیندار و بال برای منفعت ملت و وطن بکوش اگر وزیر و مدیری و گر یکی حمال چو خواهی اینکه نگردی بهیچ دم محتاج بعلم کوش عزیزم بجد و احوال باکتساب هنر جنب و ما بپایند کرد که در ترفع آن نیست هیچ نقص زوال ز علم صاحب جاه و جلال آدم شد بمال مورثیت و صرف مینما اعمال کشوده که طلوع کرده شمس دانش و علم دریده پرده ابرو جهالت و ضلال تمام خطه شخص ستاره پر افشای منزه است ز آلام و غصه هر بی زحمال بفطرت انچه توانی تو علم و فن آموز که نقش چون حجر است نقش سید اطفال برای نوع بشر شوید نسبت ہوا ہما نما ہے جو طیاره میزند پرو بال ز بحر سرعت تلغراف ممنون باش که میبرد خبرت را ز شرق تا به شمال چناں کہ مجمع جہا اک اثر نمایی تو بروی آب جو ما ہی بمیبردی تمثال زنیز رفتن ریل است بر همه معلوم که نیست در کف تارش غبار رنج و ملال کنونکه در کف تو هر چه شی قوی تفنگ چنین که چوب ترا خوش کند بحرف و مقال چنین که در نظرت جلوه میدید اشیان زرنج و زحمت بسیار گشتی فارغبال همه ز فیض کمالست و سعی جد و عمل بکوش در هنر انچه ترا کما است محال سرآمد همه عالم زعلم یورپ شد دماغ شان همه عالی مجد و فر جلال خدایی را نمائید همت ای ملت برای حیف چنین آهویی رمند از فعال باتی که پرون گشته از کف اسلام شرک تا بنموده علوم را پامال مقام هر شهری ما بخاک گشته عدیل باذن جاه و جلالت رقیب ما خوشحال بدین که نا بجد و حال مسکنت داریم جبین ما بمه پرکنده است و خاک و گال هر انچه که نظر پر کنی شرو شور است. بهر ولایت اسلام غفل دست و کال نہ پرشدو دست یکجا زخم سینه ای فکار که رنگ دیگر ہے بیرون ہی شود بجمال نه در هنر نگرانند و نی کنند تحصیل علوم را که وی است دافع هر یک کال نفاق و غدر و خیانت همه بنام علمی است تو صرف همت خود کن می شود بکمال هر انکه دست بدامان علم و فن بزند بتقد نوشی در آرد عرویس مال و منال پفکند همه مملکت شعاع و ضیاء ز فیض علم که دارد سینه با لا بال برای ملت ما غیر علم و فن چه ضرور نه احتیاج بپنجر ہے و کرشو واکمال ایشان معارف نمائنده تکلفی بدور خسرو غازی شبی بند بخیال امین هست و الدین شبی که در عصرش گرفته ملت افغان بگیف بطت ا کمال یکجوی بکف خود کو ہر تہ سرور گذار بر سر خود تاج عزت و اقبال --- page 406 --- [BLANK PAGE] --- page 407 --- شمار (۷۳) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل شنبه ۱ دلو مقرون که موجب این هنگامه و پیش خیز و این غلط اندازی منافع مملکت اسلامیه خود بمدعا عند و تبلیغات نموده امین کردین نادان و اقوام ساده لوح ما را که از خود حرکت و ارادت و سرا پا گوش باستماع الفاظ شیطنت کارانه شان فیا عظیم بودند، بروی حکومت متبوعه شان بیافتاری مجدداً برادران مجالت کاران دادانه همت و شجاعت عسکر شیر زاد و با غیر تطهیر ارباب بخرد میلا مده بجهت حسن کرد اند که دشمنای نا حزت و قالی افغان ها که سالها که رفتار و طرز عمل موجوده افغان را بی ربط خارچشم شان است ابدا دیده ندارند که افغانستان بیله دیدارسها مدارج عالیه ترقی و مراتب بزرگ تعالی بگذند ازین روبه منفعت پست فطرتی و خباثت ذاتی خویش امثال این هنگامه با شکرانه و پیرایش های بی بنیانی ملت جاهل و ملاهای سوء نیت خود د همی نمایند. معذلک امت جنوبی اگر چه از حسن کار در بادشاه و فعالیت عساکر غیور افغانی بسیار زود ممکن بود که در محو از طول غائله که موجب طوالت مسلکه و دقایق واقعه کردیدند گر برای گندم نمائی و جو فروشی مرکز دکان نفاق سمت جنوبی که پادشاه ثانیاً شفقت ورافت پنهانی حضرت معظم فأن بدهم امت شاکرد افغانستان بود که نمیخواست حتی الامکان بقایع واقع بار فرزندان بدبخت شبیر دازند. هیچگاه یک تصمیم جدی در برادران وایفای شان نفرمودند دیدید که یکه یک سرعت عافیت و و ناوار غائله کبری اختتام یافت. در خاتمه از خداوند میرتمنامند امروز همیشه دعای ما پادش ترقی و تعالی و برتری افغانستان را خوار و زبون مر حمت باد دارین و شا شکر مظفر و سائر جبهه طالاب شکری خلاصی تشکر آن و کامیاب فیکنام و سرفراز هر دو جهان بزیر سایه جهان قاطبای کا ذات شانه خواستارم. برادرانم شکر خدا از نوازش و مراحمه نوباله که باشما ذات ملوکانه به مگانه فرموده اند بازدارند بسیارند مرحمت و امتیاز ماشا و امثال ما کافیست لہذا در با صیاد بدعائیم که ایزد پاک سایه رحم وایه شانه را از مرفه و کان عمارتے نکند (خمرد و بدت پادشاهی در حفظ عموم) از پر معار وزارت حربیه نمانده بود آقایی محترم عبدالغفور خان وکیل حربی در وسط عمارت بزرگ وزارت حربیه بپا ایستاده در صدد ایراد نمودن کنجانه شدند بندگان تقریب تمام موزیک و ساز ها وطنی سکوت ورزید با ما توجه و ملتفت بود آن ناشر ا با صد امینه وزارت پناهی یکف زدن های هم شادمانی که یک غلغله بسیار بزرگ د ولوله عالی را افگنده بود نشان دادند. سپس از فرو نشستن آواز با تصفیق حضرب کیا نطقی را ایراد فرمودند که ما حصل آن حسب ذیل است :- احضار محترم مهمه شما نطق وکیل ضاح خوش آمدید و از حضوری از شما اظهار سرور و شکران همی نماید]. برادران یکان برایم عساکر مظفر رساله شاهی و نوبالان معارف ا امروز و نادت جلیله حربیه کوس متبوعشان برین فتوحات و کامیابی تان که در شاه راه ابراز خذ مات و مملکت و شخص محبوب القلوب علحضرت معظم غازی خویش در محاربات معلمه و پیل، بمواقع جبهه سم جنوبی اظهار نموده، داد صداقت و اسلامیت وافغانیت را داده اید، اظهار مسرت و شادمانی میکند! حقیقاً که شما شیر مردان افغانی و سربازان غیور اسلادین فاطر حما شجاعت و داد حماست را داده عملاً بر رضای خدا و رسول خوشنودی عموم وز را و امرا و مشاهیر علیه و مسروریت کافه رعایا صاد و اعلیحضرت معظم غاز خویش شیری آزما در خورده اید بر خود جلال و تفوق انتا مملکت خوایی ایفا نموده اید. حضار محترم ا بدرگاه حضرت کبریا بسیار شکر گذاریم که از ماد ایمز و پاک روحانیت هدا لولا آن تصفیق خیر میر را که برضد ترقیا و تعالی مملکت خود بر خاسته ناحیه و جنون سوق الجیش و مقره وزارت جلیله حربيه ما را تولید نموده بود براه هدایت و اسلامیت شتافه طوق اطاعت حکومت محقۂ امانیه خود را سرو و باره زیب گردن خود نمودند. و آن بدبختان ملعون شقاوت پیشگان ضلالت --- page 408 --- جلالتوں جریدۀ حقیقت کابل شنبه دلو از طرف عالی حضرت وکیل صاب حرب آقا فیض محمد ایراد فرمود که ماحصل نطق محترمی حسرت اینست :- دیکر رساله ششم و را که عهده داران حسن فعال او فروزان حضار محترم ! حقیر وکیل محمد شاکر نبیره اصالتاً از طرف خود فیض خاو زر معصا صاحب معظم بالتشکر غرور فیض کی کار دو کالتاً از طرف دیگر و دلیرانها ! این شرف واسناد تسلکه یه از طرف جناب عقل طای برادران رساله شاهی بخطو حضرت محترم دو کیلا صفاً محترم وکیل صاحب نسبت بمضافات را ببی وزارت معارف علیا یه مخصوص میدارم ! ماین قدمت ناچیزا باین کار مناصب نگرد شده بند معروض میکنیم . وزارت معارف این نو بها ل میداند و اگر مار ساله شاهی بسا وحست جنونی نمود ایم حقیقاً بر دربان دست حق پرست علیحضرت درین سالی ناحیه است عالم ما اسلاف تفنگانی داشته میشود و باز چنیکه ما از اریان خدیجات ثنانا تقدیر و قابل تحمید با اظهار نکر داند لکن اتی نام مدیران در شمار جان مال نسبتی تشویق و ترغیب به پدر هما نا نوار شاست از حسن و ثار عظیمی حقیر ست استعداد نوار شری بوزارت معارف ای در این سمت کمانده ایم که تا شعار تا پا یوری ان تر عیفه غازیها مدید مینمایند . حقیقاً در یک ملکی که وطن عزین از نوارم منور لات الم را در خوار میدانیم که نیه رسانهامان بعقید و صفت شمرده میشود . اگر کسی بخواهد که بکه جهل و نادانی را از خود دوشش و قواهم این دو غنو بحله مقاصد یکه داریم کامیاب نمیبرند . اینشتر در حمه نوع گرداند پس باید فرزندان خود را در مکاتب معارف مردانی اتمام فریق عموم افغان - پس از ختم کلام آقا محمد شاکری داخل نموده خود را و اولاد و احفاد خود را ازین درد بی درمان که از طلاقمند فیض یکه لیست که علیہ السلام ا حتما همدردان جهالت و رط . باز برآند و من ترتبیت عرفان کی سرنی مقالات میراند مراد بان مکرمی خونین وعرض شد بود در مقابل حضرت در یک سردست قائل بکجارا تا در عظیم سبق اموراً معارف رابیان دیا د اکرمی که ماحصل آن چنین است میآورد :- آن ابراز جده جهد نماید امروزه از ایران کریم که در اوج شار کمنت با فدا تیان حضرت غاز خود تیل ایجا عز زمانند علحضرت غاز یک مربی با شعور در ما اعلا فرمودند و سعاد تمند مینمایم که امروز ما دیگر که ترویجات ایا شان در گوشه و کنار مملکت عزیزان در پایتخت ع این شیر یا عسکری خویش کتاب در ش گوش بگوش درین کار خیر ها در برآنا ولاد وطن مادران تعلیم هی آخورند . اگر عموم افراد به دانی دارا الطافه اودیه حضر مربی عامل و قابا خوشنود بودی در یک ملت از صمیم خون بهر در گرونده تنها کار با عرفان بنیه محیض عمر خود را غاز گرد ما نسبت بعضاران خویشان از د شا گرفته میشود بلکه در چنین واقعه الم اندوز خود را ندان امیداوریم . شفقت و رافت نیا فیضی حبیب به علی حضرت غاز کیف و عظمی در را حفظ ناموس شرف خاک ملت خویش ان رصنا سب این دانستانه که خویش ارام بستر تر نا نداریم که از اقدام سر خود ر دریغ نموده باد گیرا داد لقا بخش میگردند. الم می کنم آن بد تر آه از یکه قطره خون خود را برکابی بکشید شان زند با خرت غاز معارف پرور ! شرق باد وزارت علیمان ملا یا خود برنیانیم و نیتی قا حمال خوی پیش فدائی گردانیم افغانی ، مطفره کامبای شکر جهات دلیرا سلات محقق ! در محاذ حضرت وکیل صفام نطقی را نسبت محمد ا این نطق اقا در پر محضا معارف خلف زدند است و سادها الے او مال حار ایراد فرموده حمیرا تشکر و مسر و خوشی و قر در اجرت و غلغله دعاکونی حلیحضرت غاز مقام با سرور عسکری به قامت من در خانه همه معار تقدیم فرمود کلام خویش و بد عاترقی افغا مارش امیری اغاز نهاده سا ز با باشتی که داخل کوئی دربار دست و یا ران شکر افغان نمودند. بعد از اختتام نطوح حضرت بودند بر سر آشنروع نمودند. سو مر ما رو بین آن خطبه جان و او بارت بناهی آقا عبد الغریر کا جناب حمید محمد فیض محمد خال بصرف شیرینها مشاغلت ورزید بر کدام بادوست با تور ویری در مقابل جوا یه افغان وزارت حریه بی کے الفامین دکبر نان گرم مصاحبه و مکالم مشفقانه بودند تا اینکه بساعت حواشی بوزارت معارف باید همیشه دعا گو بود که عجب حسن ترتبیت داده اند که یکه عسکر که به غیر از تو پیگ هیچ کاری و باره ندارد این قسم بیانات عالمانه میکنند ما را از خواندن این مضامین جرات می افزاید . کاش که در تمام عسکر همین قسم حس بیات میبود که همه سر و کله یکدست میشدند. و هم چنین به تمام مدارس ملکی ما باید اهالی همین قسم از سر و کار در میامدند. --- page 409 --- شماره (۷۳) جلداول جریده حقیق کابل صفحه (۱۵) کلاه نخوت از سر دور کن با هر که در فکرت از طبع آقا میر اکبر خان از وزارت عدلیه دلا گر نیستی بیگانه با یار آشنا میباش بسان ذره غیر از مهر او دائم جدا میا کدورتها از دل خود دور کن گر معرفت خواهی بهر کس روبرو آئینه وش زا بل صفا میا شجاعت پیشه کن در عرصه مردانگی آخر مبارا خویش را چون زنده زلفی گشتی بپایان جهانی را بخون دوستدار تشنه می بینم بفرق دشمنان دین بر و تیغ آزما بود کم گوهر جان گر نثار ملک و دین سازی پی ناموس و ننگ ملت دین دل فدا میا چه حاجت احتیاج دولت... را بردن توهم در سینه برق عشق او دارد رسا میا معارف نیست الا رهبر منزل مقصد چو خواهی آب حیوان در پی خضر و فامیا بیاید پور چون خورشید و آداستان عشقی پی تحصیل علم و فن دانش چو گدا میا کلاه نخوت از سر دور کن ای مرد فکرت برای حاصل مطلب بهر کس آشنا میا بجای ننگ در لشکر نباید پشت سردادن اگر خواهی شوی ممتاز در غیرت لوا میا مکن از ترشرویی تلخ کام عاجز و بیکس پی تیمار هر بیمار چون دار الشفا میباش مشو غافل عروج سیر و جاه خویش را بنگر چو کهبنا شنیدی واثق قالوا بلی میا تکاهل چند و ز تنبلی از پیشه ور تا کی بیگن کسب هنر با دصبا میاش بیک سرزنش هم گاه گاه کن بابی سی و به تنبیه ظالمان زور از مایا عزیزان را بعزت خدمت لائق بجا آور بپای خاکساران محبت نقش پا میباش شکر آمیز نطق خویش کن طوطی دورانشو بصد لطف و ادا با خلق یا ر دلر با میباش خموشی بخور و خون دل شیدائیان صابر چو بلبل در چمن خود گاه گاهی در نوا میباش --- page 410 --- نرخ اشتراک تفصیل مقامات ششماهه سالیانه دارالسلطنت کاب ۵ ۹ داخل افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزرا و سفراء ۱۱ ۳۰ سائر مدرا روسا و علما و طلبه معاف ۔ بہر ا کا تبادلہ با جہانها ملی ندارد . باجراید اسلامی و مشرقی نسخه بنسخه معاوضه میکرد قواعد وضوابط این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل دبر در روز توزیع و در دیگر مقا ما ت ہر پست منظما ارسال میگردد . امور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال و مقالا وار ده را دارہ بالار جور با در اندراج و اصلاح و عدم انتشار مخال زادست - اشتراک بتوسط خزاین دولتی و پسته خاند های حقيقة ۱۳۰۳ از همه جا بخط در یافت میشود. نگارنده برهان الدین کشککتی جلد اول کابل دوشنبه ۱۳ دلو ۱۳۰۳ هـ ش ۸ رجب المرجب ۱۳۴۳ ق شماره (۷۴) (بگذر زمکافات که عالم هیچ است) ہر چند کہ عقل ما فراوان پیچ است نگشود معما که بس پر پیچ است با ہر چه ترا بہ پیش آید می ساز بگذر ز مکافات که عالم هیچ است (از دوست گرت رنج رسد شکوه مکن) دانم که فلک مدام ظلم آئین است با کاہکشان ناصیہ اش پر چین است ند دوست گرت رنج رسد شکوه مکن آئین وفا و رسم الفت این است درین گلشن خزان من بهار است) دل از داغ تمنالاله زار است زجوش اشک چشم آبشار است زنگهت شد مشام جان معطر نسیم صبح گا ہی مشکبار است ز پیر ابشاخ گل عنادل نشاط انگیز فصل نو بہار است زفیضش شد شگفته غنچه دل چه جان پرور ہواے مرغزار است ہمہ سامان تسکینم مهیت است نمی دانم چرا دل بیقرار است. اگر یارت در آغوش بیضا درین گلشن خزان من بهار است --- page 411 --- شمار (۷) مجلد اول جریده حقیقت کابل دو شنبه حالت داخلی البانیا خبر ابا دقتی منظریست که البانیا بیم دشمنی ارته صدر اعظم البانیا با ارکان سابق خویش و چندی از افسران قومی بمقام (بر ندیسی) فرار کرده بدانجا وارد شده اند احمد بیگ زاغو که قایمقام اعظم انقلابیون است داخل ترانا ترانه گردید حکومت جدید را مرتب مینماید بلگراد (۳۱) دسمبر۔ احمد بیگ زاغون در عهده سابق البانیا با علام بهم دادن حکومت «موسولوفائیتی حکومت یوگوسلافیه را مطلع نموده که در البانیا یک حکومت قانونی قیام می یابد غیراین حکومت البانیا بدست خود اهالیون دا نقلا بی سقوط کر د حکومه یوگوسلو فائیتی مجمع اقوام در بابا فاریخ نموده بعلاوه ۶۰۰ نفری که آلم محبوس اند اجاری نمانده است حادثه ناگهانی برایشین توکیو یکصد و ده تن از جمله ۳۰۰ صندوق دانی میت کاز یکخانه مال گارد می کدام طرف میروند از دست کار افتاده و از صدمه د نپیدن آن صندوقهای فوق الذکر بها کفیده بسیار از محلات دو رو نخ را بیک آتش گرفته (۵۰) نفر ہلاک و (۳۳) نفر مجروح و یک کدامه زغال سنگ یک دائرہ آتش گردیده چنان با کوچک کو چاک که در بندرگاه تو کیو لنگر انداز بود در غرق آب گردیده و در قریه جوار آن عمار تا زیاد را سکته و نقصانمند ساخته است. نجد وحجاز جریده القدس ترکیا از ستان ده نظراتا که در مصا فا جده مابین امیرعلی و ابن سعود بعداد شش ساعت جنگ عظیمی در ثبت دایر طرف امیر علی دوصد نفر مقتول شده اند۔ از یک تاریخ از استنباط کرده میشود که ابن سعود امیر نجود قبایل طرفدار امیر علی را بذریعه اعلان مطمئن داشته اند که ما بین دو امیر علی بطرفی اختیار نمودن هیچ یکے دشمن خود با اعتبار ند۔ اطلاعات منظریست دی که شریف حسین بتوسط چندی از معتبرین مکه کوشش میکند کے ببا حکومت مصر مذاکرتی اور امنظور فرماید لکن از طرف حکومت بها مصر هنو از جوابی نیافته است جریدة الدیبان خبر میدهد که - نام جده پایتخت سوئد کو ہجان ۳۱ دسمبر۔ الیا نبا مجمع اخیرا آمار اطلاع داده است که نام پایتخت سویدن بعوض که در (۱) از اول جنوری سنہ ۱۹۲۵ اسکارین خواهد بود. از قوه انتحار مصرع طلوال شفق دیزود ا نموده که بر نادر د زمانه انتخاباته مصر قریب نتیجه در عالم ظهور خوار (۲) سعد زغلول مرکز یکتر مهتما سعی میکند که زیاد تو را بسلطنت وطالباً مدارس خیور ا چنان حضار یافته مدیر کرد که (۳) چماضر۔ دنده و حزب العمال صدار طوفان امال اخر یازده نفر امیدواران را بانتخاب نامزد کرده اند که حکومت احمد ماهر وزیر معارف سابق و عبد الرحمن که این یک کا گذشته گرفتار شده بودند شمولیت دارند. (۴) قاہرہ یکم جنوری ۔ وزیر معارف مصر اموور در اوا که فیصله قطعیه اینکه در حین اخراج طلبا فسادات شهر داء دروس خود را ترک داده نیز تایی نموده بود نداء (۵) مدارس خارج و در آتیه برای تعلیم در هیچ مربی را از نشوند و نیز ظاهر نموده که هر گاه حکومت مصر کو دادم قیصره منظور نماید البته در مقبل غالبا طر عمل طلبا قابو نه (۶) گردیده بر نتایج تقاضایان تمریکا نیز معقول خواهد اماده شرکته ور و دآقای دارا ہے طهران آقای سردار سه رئیس الوزرای ایران طیارانه از طرف مهران و روسای طهران استقبال و فرنوج طاوثر وسطی و دیریتی فرانس در یک بیانیه خویش ظاهر نموده که ایا یخی نسبت بمشرق وسطی واقعی د بحروم مقاصد و مشرب پیر باین بر طریق عملی فرانس در باره معمارون کہ نسبت بمرا کو طریق عملیات برطانیه نیز طر دواران اند که --- page 412 --- قیامت ۷ مجلالا قلم جریده حقیقت کابل دوشنبه ادلو رپونظام و مساحت کلجاز بحری روس مسترد کردید. ریاست ها آزاد روس (۱) الما لے یوگرین بتاریخ ۲۰ - نومبر سنه ۱۹۱۷ از حکومت روس بپادشاه اعلان حکومت جمهوری نموده و در کانفرس " بریسے لیٹو وسک " دول معظمه حکومت موجوده راس جمهوری شانرا برسیمت (۲) فن لیند بتاریخ ۵ دسمبر سنه ۱۹۱۷ اعلان قیا و خود را سلطنت جمهوری نموده حکومت و ارسوبلند را رد تسلیم کردند. (۳) جمو بیو نیهای روس بتاریخ ۸ جنوری ۱۹۱۸ خود را بخود مختار می بسوع دنیار سانیده و برای استان مملکت مذکور در استاکہالم دیا پے خوسه بھی ایک کانفرس نمایندگان جمهوریها نیز انعقاد یافته بود. (۴) ڈان کا سکه زحکومت جمہوری مبرا کار نوی مرکز خود را در اپل جنوبے بسنه ۱۹۱۸- اعلان کرد خودر ارسوتوں را دار السلطنه خود قرار داده اند. (۵) اہالی کور لیند بحیثیت یک حکومت خود مختار سے آزادی خویش کرده و تاج ریاست را تقدیم بار بصری نمودند و شرف منظوری یافت . (۶) علاوه بر جما ہیر فوق الذکر ایالے قفقا ترکستان سایبر یا و مسلمانان تا تا رهم از ا ذکر ید حکومت ہا سے خود را قائم نموده اند. منگولیا مسلک بالشوکی اختیار نمود نامه نگار تا نیز مقبر ریگا رشطراز ست : که در منگولیا ہر مسلک بالشویکی اعلان جمہوریہ کرده شده و اعضای حکومت از رجال بزرگ بالشوبک مسلک ان احرار ردیف ہسپانیا باریس ۴ جنوری - از طلجه رسماً اعلان کردی اند که حالت علاقه ہسپانیہ در سرکش بدین خط است . (سارد) جنرال ہسپانیا با (۳) ہزار قشون خونے داخل علاقه بین الا قوامی گردیده بره این بکیشن که یک مقام سرحدی ہست توقف نموده انتظار قوت الطیر مینا تا در علاقه الجوور ،، تیا نہ جمعیتہ را بضبط خود اورد بعض افواج ہسپانیا قصد دارند که بسوی محاذ جنرا ریوار رجعت نمایند در مصادمات یکم و دوم جنوری از افواح هسپانیاد ۲۰۰ نفر مقتول و (۱۵) نفر مجروح بی آمده و احرار ردیف مقام سیکو ولا، که قریب تل بابا رنو واقع است، محاصرہ نمودند، و هسپانیا بد ر بویها ہای ہوائی در دیہات و قریہ جات احرار ہم ہای زیاد کفانده. و بذریعہ کشتیہای بحری بر سواحل شان بتاریخ ۳۔ جنوری گله باری نمود و افسر بزرگ قشون هسپانیا اراده دارد که بر حد علاقه بین الا قوامی را به مام بهتکدام تهازینه مصور حکمران کلات شمالی اطلاعات اخیره مظهر ند ، ع . ش، آغا عبد الرحیم خان لو انگر سبق معادن انه تا جا بحکومت کلان سمت شمالی نامزد و سرافر از گردیده اند. مخبر می السبہ اند مدتی در خدمات مهمه مملکت مصدر عملیات شداند اول بحضور اعلیحضرت شہید سعید بمنصب کرد دفندمش اجرآت می نمودند سپس از ان قوماندان افواج ہرات شده در اواخر قوماندان افواج سمت مشرقی بوده در موقع انقلاب نیز چنانچه همگنان معلوم خدمات کرده اند. پس از ان قوماندان افواج مزار فیض آثار مقرر شدنا بعد از واقعه مشہوره اتو لا چندی علیل و مدتی بمانه و ما بعد از ان معادن سوم شو را مقرر شدند اکنون بحکمرانی کلان سمت شمالی موزون دیده شده ابی حضور ملوکانه مقرر شدند . حقیقت از قدام جلیله و سمان خیر خواهی و در اداری امور علمیہ مجاز کردن ترقیات و اموریکه بمرتبه ها خسته خمار ممیزه میاید مستعد و بنده فدوی سر کار شانه است و از شرفیابی همسری جلیله برست کارهای عمده لایق و شایسته اند. یع. وقع فی العالم الا ما بجد مرید است. ۵.۱. --- page 413 --- شماره ۷ جلال آباد جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲۰ گور دوران اتفاق از ربع میرزا محمد انور خدای دپاره اتفاق کڑی اتفاقی رب دپاره اجتناب کڑی در نفاق هغه څه دی لچه وطنی علی آباد ای یارانو اتفاق دی اتفاق سرمایه د ترقی واورئ ځوانانو په اشیا سره یاد یږی اتفاق بل ساتونکی د شرف او د ناموس هم باعث دعزت جاویدان اتفاق د یر قومونه بیګانه سره پخلا شو چی واصل شول په دسی اتفاق هغه خلک چه اتفاق دخپل میلمه لحظه اله یی پری نګدی اتفاق چه مصدر وی د کارونو حسنه بل په لری بیا په شان د اتفاق ډیر و صفونه ښځا پکښی موجود خدای دهیچا نه نصیب کاندی نفاق أخدا و اورئ سبب دبرتری دیو ملک او ملت کیرګی اتفاق څه منحوسه کلمه دی د نفاق چه قلم ترنه نفر تکړی و نفاق ګوری چه په کوم ملک کښی خوله کیکی ای یارانو نتیجه دی دنفاق زوی دپلار نه کزیراک پکلا بی رویه ورور دور ور په قتل کله کاندن نفاق نه مامو وخپل د امز خبره آوری نه تو کړ خپل دپلار په الشقاق رعیت او حکومت سره و راکړی چه مکتب کښی می الخل دګری نفاق ای نفاق خانه است کورد دوران چه عالم دګمر کړی ویران نفاق د نفاق مذمتونه که بیا کړم له اوصافو کدیری یادیږی اتفاق نکر دومر وصیت کومه و اوری ای ځوانا تو کزیزا شی د اتفاق دلاور نصیحت کاند حلال خان چه د نکاندی پیښه د نفاق --- page 414 --- قواعد و ضوابط این اخبار بغير از ايام تعطيل در کابل يکروز نشر میشود و ديگر مقامات برحسب خطوط پست میگردد امور تحریریه بکارند حقیقت ارسال و مقالات داخله را اداره بانتخاب حریره در اندراج و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است اشتراک توسط خوانین دود و بقیمت نقدی از همه جا قبلا داده میشود حقیقت برهان دین کشکلی ۱۳۰۳ جلد اول کابل چهارشنبه ۵ دلو ۱۳۰۳ ش ۱۰ رجب المرجب ۱۳۴۳ ق شماره (۷۵) کوس نادانی زدیم اینخواجه تا دانا شدیم خاموشی برگزیدیم از جهان گویا شدیم چشم تا زین مردمان بستیم نابینا شدیم حساب خویش با دنیا دون کردیم پا زوجدا گشتیم و فارغ بال زین سودا شدیم خزف ناید بدست از بحر هستی بارها ماز دریا سرزدیم و باز در دریا شدیم از دل بستیم جوید آنچه زاهد در حرم از پی در یوزگی تا بر در دلها شدیم اند ر گوشه گیری هست اگر نام بلند بهره ور گشتیم از ان تا پیر و عنقا شدیم نیز نهشتن بآتش یا بآب افگن که ما کوس نادانی زدیم اینخواجه تا دانا شدیم حشمت از خواهی کمال و همت و الا طلب محتشم چون ما ز یمن همت والا شدیم --- page 415 --- شماره (۱۵) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۱ دلوا ثمار شرائط نامه بهائی علمی غازی یومیه عرفه یه موراجه هر بکوها از نطق ذات شاهانه یا ایها الذین آمنوا استجيبوا لله وللرسول اذا دعاكم لما يحييكم افغان در پل مرغ مینویند که بتقریب شرفیابی عساکر فاتح سمت جنوبیه بکابل بادل ولو قتت لطیفه طراقت افزوده بودند که شما را خوشته انداخته در بیانات کویانا و کرت نظر آوریم تا کارا پنداریم که خویشته بودی لیک از زمانه بیدار و بعضی روسا و با حضور خوانین داینوز قضا کار عالی معارف خواندان بنامان شما نونهالان معارف که فرزندان معنوی من میاست بجگر خویش شما را بپرورش داده ام درین واقعه سمت جنوبی که حقیقت مقیاس علم و جہل بودن تعلیماتی را که از معارف حاصل نموده بود گواهی داد نموده اید. امروز کجایے خود یکم و کر آن آرزو ها را که است بشما فرزندان معنوی خود داشتم بیک اصول خوبی ادا کر دید چنانچه لباس با شرف عسکری را دربر، و تفنگها بر دوش با با دیگر برا دران عسکری خود شانه بشانه و دوش بدوش از همگنان گوی سبقت را ربوده اید. ه طوبی از خداوند نیاز مینمایم تا شما را مانند درخت در مقاصد عالیه تان ثمر ور و بهره ور گرداند. چه می بینند امروز که پر قصود فدائیان بواسطه شما بدست آمده خدا و رسول و ملت و مملکت از شما رضا مند و خرسنداد. نطق بسیار طراوت حصہ حبیب الله ه بهنامی از مستعاد در محضر وزارت عبدالغفور خادم امه تا از طرف خود و و کافه اوباما برادران مسلک هم مکتب خود بعرض میرساند: ه جهان به برف از او طراقت خدمت دین و دولت بمقتضای امرالهی فرض عین است کما حیات مطلقا وجود صرف ترقیات وطن مالوف خویش نموده حسب الامر اولی الامر مر شبی خدمات صادقانه بسلا میانه و اقداماات فعالانه غیورانه بود پا دارند. که خصا حصین متجاوزین دین مبین بدولت جلیله استیلا و خاک پاک وطن مقدس ما پامال اجانب نگردد. اندرین آوان که ما خدام مملکت در طلبه معادن و شیدائیان ترقیات ملت خود از حضور پدر تا جدار همگان مبوفر شاشید نگیران و مراحمات بی پایان المظاهری که فرمانی ابراز خدمت ممتاز و کلیه همگنان سرافراز گردیدیم شکریه آنرا نمیتوانیم که بھیچ لسان و بیان ادا کرد نما بناید واز عدم ايفا خدمات واجبه حسب المراد خود با نمایت اوایل متاسف و ازین اشفاق و عطاف با دار تا جدار خودرا از قطط عجز مخفر وشکر بوده بدر کا قا در بی نیاز نیانه مینما این بار حضرت خالق تو انا این پادشاه حقایق آگاه ما را که این سجود باعث حیات عالم معلوم خصوصا امره طلایی ما موده است تا سالها سال سر افراز حیات و بختیار داکار گردید و کافه ملت ناجیه را بزیر سایه معدلت پروستند تا در محصل اقبال افغان - توفیق پیش ارزانی فرمایند که ما با برابر یاد نار رضای اعلیحضرت محمود القلوب که عیناً عین زما اولاد قادر علی الاطلاق است نموده از زمره فدایاکی محسوب شویم . ه که اقلا نہ بکف بازو و نجاک رستم : بکجا بر سر میتی زکدورت قانون بکئے دانه بی ریشه ربا میکویم - که زنده باد نماند بر نارد شه از معونت آگاه ارمان ، با سده باد دولت مستقله با بالشکر وفائی عساکر افغانستان مضافه ام عساکر فعالیت حاکم ضافرا از منبر امین افغان معلوم میشود که اقا محمد سرور خان حکمران قریه یک علاقمندی خصوصی بترقی و طرخ عمران عمارت ختام مملکت عزیز خویش دارند چنانچه عنقریب افتتاح مجلسی که دران اعزه و معتبرین و صاحبان رسون را جنوی فراه شامل بودند منعقد نموده فوائد شفاخانه رامین کار امانی املی نمودند. وضمن فر مودند که فیدانی تصمیم دارن واطرافه بر شفا خانه یک باب مکتب حفظ و اصول دفتری ما العمر رادر حکومتی فراه آغاز نماید تا دران اطفال حماد انس مسوولین علوم و فنون بشوند. کثیرا --- page 416 --- دلو شماره (۷۵) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۱۵ دلو معارف کولونل غاز محمد حسن لطف اقائی را که صاحب در رپورتر این محفل کافه تحریر ست شائقین بدان رجوع نماید حقیقت۔ امید استیم مقاصد حصر محررینویش برای مآل مشارالیه و سائر مامورین دولتی توفیق خدمت دیانت و جمعیت را بآنچه امور نافعه خیریه که باعث اعلاء وطن و افتخار دولت هست نیاز میکنیم. خبری مصر قاہرہ ۔ شیخ نادیش که از علماً معروف سیاسی و دینی بود باشار تیبه عمومی مدرسیات ابتدائی مصر مقرر گردیده اند. از اجرا د کی اشتان بتحصیلات ابتدائی در فر د قریه یک علامه فاضل بزرگ همچی شیخ نادیش بر است آن واقع میشود که حکومت تعلیمیه ابتدائی را در وطن خویش باهتمام فوق العاده دارد. زغلول پاشا به نماینده (رئوتر) اظهار داشته که نظام از شرکت در انتخابات تازه برای مخالفت با قانون اساسی مملکت هست. وزارت موجوده برخلاف قانون اساسی رفتار دارد. هیئت وزرای مصر برای افزودنی در عساکر پیاده و سواره مصر بدست آوردن قرضه منظور نموده بوزیر حربیه دستور داده شده که شهری را در خرید گرا ترتیب قشون و آلات هوائی را ترتیب داده بمجلس تقدیم نماید خبری ایطالیا از چند وقت باینطرف مخصوصاً پس از کشته شدن (متیوتی) در ایطالیا بر علیه حکومت فاشیستی حلقه کار انداختن موسیو مسولینی رئیس الوزرأ ایطالیا حزبات و تظاهرات شدیدی در جریان ست میگویند که مخالفین حکومت قتل موسیو مسولینی را تصمیم گرفته اند مسولینی هم سخت گیری و تضییق را بنانھاده بسیار کلوب قهوه خانها ، مجلس هانه بند کرده و خانه با را تفتیش نموده ، عده را حبس کرده وزیر معارف و وزیر تقریر عمومی استعفا داده بجایشان دیگر وزرا مقرر شده اند. روزنامه (تیمس) لندن عقیده دارد که بقا حکومت حاضره ایتالیا غالبا غیر ممکن است و مسولینی به این اجرات جابرانه و تضیقات وسعت گیر بداسوقتی نخواهد شد. جدول توقعات نو ار شهر کابل ابعد از شمار ۵۹ - ۸ جد | تاریخ | وقوعات موسمی | مدت | | ۸ جد | باران | ۱۳- ساعت | | ۱۷ جد | برف | " - ۱۶ | | ۱۴ " | " | " - ۶ | | ۲۶ " | " | " - ۲۰ | | ۴ دلو | " | " - ۱۲ | | ۵ " | باد | " - ۲۴ | | ۱۳ " | برف | " - ۱۰ | یاد داشت با د گیر تاریخ ۷ دلو و زبده یک طوفان نهایت مدهش هولناکی بود نا از فضل ایزد پاک برای احدی تلفات جانی نداد وقوع آن هم نبویت البقه نهایت ملیے تا یک اندازه قابل بتعجب و حیرت است که علاوه بر غلطانیدن عمارات معمولی و دیوارهای خاکی با عمارات پر شکوهی و قصور دولتی ازان خسار کشیده مخصوصاً تا هن پوتها مقاما متعددی را بر انده ست ( نفوذ باشد من غضب الجبار) --- page 417 --- شما (۷۵) جلد اوّل جریدهٔ حقیقـت کابل چهارشنبه نازله مرض در سرحدات ایران مرض مجهول نامی هنوز در ضلع پاخورنه دوام دارد که تقریباً (۲۲۴) نفر بمرض مذکور در هسپار عاله جاودانی کشیده اند با وجودیکه از مشهد داکتر ها برای تشخیص آن مرض و معالجه بطرف موضع مزبور اعزام شده اند باز هم تا حال تشخیص مرض مذکور نشده است، علامات این مرض قرار ذیل است:۔ در سر دردی تب شدید، دردسینه، و تا چشم اندران ازین مرض زرد می پیدا میکند اگر مریض این مرض استفراغ خون کند صحتمند میشود، والا از چشم، وگوش و بینی، و نوک انگشتهای مریض خون سرکرده در بین (۴) ساعت فوت میشود. عرقابی خبر های مشهد اقدس مظہر است که نصف شهر بر جند مرکز قائنات تحت آب گشته و دریا چنان طوفانی شده است که از آبادی و عمارات اثری دیده نمیشود. خبرهای روسیه مخبر ریمس اطلاع میدهد که اوضاع داخلی روسیه کسب نزاکت کرده باعث آن تولید اختلاف میان رؤسا و بزرگان حکومت روسیه است حتی گمان تولید جنگ داخلی ہم میرود، برای جلوگیری ازین اضطرابات حکومت روسیه فرمانی راجع بدقت در قانون اساسی روسیه و تطبیق آن با خواهشات مزدورها و دهاقین در همیامیات صادر نموده یک کمسیونی مرکب از (۶۵) نفر برای این کار مقرر گردیده است. خبر با بعد از برلن حاکی است که ایم قرونسکی دستگیر شد و در ماسکو در بند نمانه کریملن محبوس است. گفته میشود که سبب دستگیری و حبس نمودن او انکار و سرکشی نمودن از احکام مجلس تراکموریت است. نامبردار ستر جیمس نیز تحریر میدارد که دایی جورج وزیر امور خارجه اتحاد جهازات آلیه روسیه در جمله اظهارات رسمی بیان نمود که حکومت برطانیای ممالک ضیا و ضدیت حکومت سویت را نموده و در اخلال مناسبات حسنه، و تحرک انقلابت سویت با منگولیا کوشش دارد. مخبر سنترال نیوز از برلن خبر میدهد که فهر آنگلیز بقل رسانده جهت تمکن این خبر باخطا فرکنندگان دستگیر شده اند. از رنگا خبر نفیس تحریر میدارد. قراولانی جواند روسیه از خانقاه کییف) (۷) سیر طلا (۱۰) سیر نقره وعلاوه بران مقداری نقره از ظروف نقره و جواهر گران بها بدست حکام کمیته افتاده. گفته میشود که نقود و جواهر فوق الذکر برن از ترس غارت نمودن بالشویکها در تنها و نهان بود خبر های ترکی کمپنی موصل افزا نقره وارد قونیه گردید حکومت ترکیه به فابریکهای مختلف اوروپاکه زیاد مهمات و الات جنگ از قسم طیاره و مواهب زره پوش فرمایش داده برای خرید این جدید (۳۰) لک پوند منظور نموده شصت صحت مریض است خیال دارد با یک نفر داکتر یا مصر میرود. بوزارت معارف ترکه (۲۵) هزار لیراب بر آشویق و ترغیب نمودن مولفین، ارباب قلی مطایع. اعتبار داده شد جهت وزارت نو میدم به خانم (ضیاء گوک آلپ) ادیب و مفرد ترکی جهت پشتر وفات نموده در هزار لیره نقد داد دراین لیرا ماہا نہ وظیفه مقرر نمودہ و برای ہر یک از دویم سی سی لیرا وظیفه ماہوارہ تشخیص نمودہ مصاری تعلیم هردو لیلہ را متکفل گردیده است (الان) --- page 418 --- [BLANK PAGE] --- page 419 --- شماره (۷۶) جلد اول جریده عقیقت کابل شنبه ۱۵ حاشی یه دارنگه مغناطیس دی، چی لدی فندا منوا هشان ورب او حکومت به مثل د خاکی د وستی خان ته را کاکی . په خلاف دوی حخمل به سیاه چه بواسطه د نسل د قدرت او دالایق نوب او خراب فکر ونه ترلامد ی د تاثیرات دو اقعا چه هرا ورخ واقع کیربی او په مناسبت د تل محیط هتا ترکیبی قاعد یه سائل د نظام اجتماعیته او ادارقه او سیاسه خیلو فکره لا محاله په مشکلا تو ز یا تو دعا او په نزد د خاوندان دبینا شرمسار کخشی . لدی سببه لازم دی چی تره د سیاست لروشه او قصد قطعی شرلیک د مملکت په قرا دد خوبی او دزود ملت له طرفی د کار دارانو د لولو ولایات او حکومتی کانونونه به دین جاری او مری و کری . (امضا محمد دلاور) گرفتار وزیر داخله ایران از طهران هیجده اخیر جنوری خبر رسیده است وزیر داخله ایران را آقای سردار سپه بجرم اینکه نظامات وقوانین حکومت ایرانی را تقدیر نمیکند و حرکاتی را که از ان تحقیر نظامات مستنبط میشود نشان میداد، نظر بند نموده است. پایونیر اخبار مشهور اله آباد رقمزد است که گرفتار وزیر مزبور از نقطه عوام الناس نظر تجزیه میشود وصول و قد تر کی به رایانه از بغداد در وسط جنوری پیامهای موصوت مشعر است که وفد ترکی برای مذاکرات بوم مرحلات آن درین ایام بیواری موتر از بغداد داخل شده اند. میگویند در میان این یک جنرال مشهور و معروف ترکیه (جواد پاشا) میشود گروه وفد مزبور بعد از اقامت در بغداد باطراف و نواحی موصل حرکت خواهن صد امهی تاریخی بلده لند از مطالعه جرائد تازه هندی مفهوم میشود جنوری کی صدای از عد شدید و مهیبی سموم اند که از اثر آن تمام عمارات و قصور بلنده لند و اکثری از باشندگان آن فریاد های بی اختیا از نهاد ناشاد شان برآورده، بهیچ نتوانسته اند که این صدا مدهش از کجا برآمده و علت پید البته گفته میشود که در ابتدا آتله نظیر او عجیب نیز دران سر زمین دیده شده بود. دوم مشهودست که طلاوہ بر عادت محو نزدیکیها تقریبا تا دو هفته چندان یک غبار غلیظه و اطراف و حوالی لندن را فرا گرفته بود که چه بسیار روشن برقی لمپ ها سه بزار لمپ آفتاب بیشتراز یکه انگشتش در ان تاریکی دید در اثر این ظلمت حیرت سوز رفت دانه و ترام ریل و کالسکه ها در تمام شهر مسدود و نیز خسته شده است. حتی میگویند که از اثرات ای تاریک و تا راطراف و نواحی بریس نیر بی نصیب دی --- page 420 --- ولو شماره (۷۶) جلد اول جریده حقیقات کابل شنبه ۱۸ دلو چپاول پشاور با و نیز مینویسد که درین سال ببر نفری اقوام افریدیها انقدر معاشات و امتیازات مستمری خود امید یشاور شده اندها اسنا سفا نه بر چندی از دکانچین شهر دست تطاول و تاراج و نهبگری شاملوا دراز کرده اسعه و بعضی اموال انها بجور کرده ۔ بغارت برده اند . اخبار سیاست در قطه از بست که در اثر این واقعه چندے بازار چوک شهر پشاور کاملاً تخته بند و مسدود بوده بست - تا اینکه انتظام تحفط آنجا بدریعه نفری پولیس مسلح بعمل آمده الآن کماکان دکانچین بازار راه داد و ستد را کشوده اند. اخبارات مینویسند که بالفعل انتظام پولیس سطح شهر پشاور قابل تعریف گفته میشود . ترقی تجارت ایران تجارت شمالی ایران بسیار خوبی اخیرا با همت فوق العاده داخله نشر گردیده بست زیرا هر روز کشتی روس به بنادر ایران وعده دخول و خروج نمود محمولات بار و تجارت بست از قند و شکر، آهن الات و غیره و معلم ارش غلبا برنج و گندم، تخم مرغ ، میوه جات پنبه، پیله ابریشم و غیره میباشد ۔ چند لیست قیمت برنج بواسطه کثرت حملی بروسیه ترقی کرده و قدریم کمیاب شده بست . کمیسیو نی هم که چندی قبل برای جلو گیری از حمل غله بروسیه تشکیل گردیده با زادی این انو نقط توسعه و ترقی تجارتی رای داده و دولت مشغول اجرا آن میباشد ۔ و بموجب تصمہ مقرره کمیسیون دولت حق انچ کو نه ملاحظه در امور غله ندارد. و تجار آزاده طیارات پستیه ایران بموجب تلگرافیکه از انزلی واصل گردیده ده فروند طیاره متعلق به کمپانی ( یونکرس ) از اثر ویلا بئیانیکه برای پست ایران اختصاص داده از باوکو به برانزلی فرود آمد. فتوت فتحته بیگی نظر بکیر بود خبر ندارد است آقائی رئیس الوزراء دولت شمتشاهی ایران از حقوق شش ماهه خود را که بالغ ب (۴۵) ہزار روپیه بست صرف نظر فرموده اند. تأسیس زایشگاه نظر برینکه بعضی از نسوان فقیر ایران در موقع وضع حمل بواسطه دست تنگی دچار مضیفه بودند اداره بلدیه طهران محلی را موسوم به زایشگاه تاسیس نموده که در موقع ضرورت بدان محل مراجعه نمایند و پس از دریافت تصدیق از قابله قارع بتوانند شوند. قابله ها و اطبای تخصیصی برای ائلین است تغییر لغات بر حسب امر ربات وزراء عظام ایران ہئیتی تشکیل یافته که لغات ارو پائی را که در نظام معمول و مصطلح بوده بر زبان فارسی توجه نمایند . که بجای لغات اجنبی استعمال گردد. ماشین حسن مرگ را می فهمید. میرزا ہم بیگنا معاون ایڈیٹر یکے از ملین خرمن کو بی ایجاد نموده که گندم را بعد از دروی در دل ما نخواهد بود (محیطی) از جریده شفق با مجله اور دو سے ساخت ہما کو سہ بارہ سید بها مدام بہ بست ، فهمیده صحت ما با وجود حرکت دادہ ہا متغیر بود --- page 421 --- شماره (٦ و ٧) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ١٨ دلو خواب بیداری ایام جهان کوتاه است در توحید و تقوی جز بتقوی نتوان راه خدا پیمودن بینمازی نتوانیم خداجو بودن گر خدا می‌طلبی ترک هوا باید کرد با هوا که نتوان راه خدا بنمودن رشته تو بخداگر بهوا خورده گره جز بتقوی نتوانش گره بکشودن نه بسعادت بود انباشته ارزری قوم پاراسباب تجمل همه گاه افزودن گر خدا می‌طلبی زآئینه قلب هوا ذره باشد باید که همان زدودن خواهی آزاد شوی در قیامت زجحیم باید آزادی بر خلق خدا بخشودن بوی بدکاری ما آید ازین خمره تن سدراین خمره نتوانیم بگل اندودن گیرمت خلق ستودند بروغ ارنی خویش را پیش خدا می‌نتوان بستودن ور برخلق نتوانیم نمودن نیکو کی توانی بخدا خویش نکو بنمودن با هوا چونکه نجنبد بیکی قلب خدا از هوا باید یکباره دلک پالودن خواب بیداری ایام جهان کوتاه است سالها باید در قبرهمی بغنودن پاک و بی آلایش کرسوی خدا باید رفت جان نباید بهوا و هوس آلودن --- page 422 --- طریقه جریده سراج الاخبار این اخبار نفوس را براه تفصیل و تکامل گرفته نه میسود و نه میگیرد اما در هر پست خانه میگردد. امور تحریریه مکتوبات متعلقات ارسال وجهه قیمت اشتهار برادران و امنای جریده وازلا نلاج و اصلاح در لزوم انتشار مرغ زار دست باشتراک بتوسط خزانه دار انتی مقصود نقد از همه ما قبلا دریافت میشود. شرايط انتشر کنندگان نگارنده محمود طرزی منشی سال یکم جلد اول کابل دوشنبه ۲ دلو ۱۳۰۳ ش ۱۵ رجب المرجب ۱۳۴۲ ق شماره (۷۷) مژده نظامنامه محترم مطبوعات (۱) محاکم در باره (۱۱) نظامنامه اساسی تصریح دارد افغانان شرایط در فقط بر همه افغانه مائده بدست. (۲) هر روزنامه و یا رسایل یومیه موقته باید یک مسئول داشته اخذ صاحب روزنامه و یا رساله مدیر مسئول را بنگاه صلاحیت روزنامه و یا رساله با مدیدت مسئول قبول کند یک شخص گیر می ضروریست که مدیر مسئول مقرر شود. (۳) صاحب روزنامه و یا رساله و مدیر مسئولش باید از طبقه افغانیه بوده و مدیر مسئول بیست یکسال عمرش اکمال کرده عموماً از حقوق مدنیه شخصاً حظ لذت دارد و سلطنت ذات یگانه اعلیحضرت غازی که جرمی مانند ساخته کارتی فریب یا به سؤ استعمال امنیت که بسؤ اخلاق دلالت میکند محکوم نگردد ادعائیکه روزنامه و یا رساله نشر نموده از کرامت بود یا کتاب بهره داشته باشد. (۴) نشر روزنامه ها و رسائل یومیه موقته باجازه رسمیه نهائیست شخصیکه میخواهد روزنامه و رساله یومیه موقته نشر کند باید مرکز وزارت داخله و ولایات و محلات در اطراف بالکینه یا و اما بحاکم اعلی باید در خواست نامه تقدیم کرده درین در خواست نامه تفصیلات ذیل را نشان بدهد :- (۱) ۱- عنوان روزنامه و یا رساله (۲) در کدام محل و در کدام مطبع چاپ میشود (۳) موادی که بحث میکند (۴) اوقات نشر. (۵) اسم و شهرت و سن محل اقامت و کیفیت سندش. (۶) اسم و شهرت و سن و محل اقامت با کیفیت مدیر مسئول (۷) بکدام زبان نشر میشود. به نائب الحکومه و یا حاکم اعلی درخواست نامه را گرفته در ضمان خط و مهر میشود بنمره بوزارت داخله فرستاده بنا بر خواست نامه از طرف وزارت داخله بعد از تحقیقات دقیقه لازمه برای متمنی یک اجازه نا داده میشود. (۵) هر نسخه روزنامه و یا رساله یومیه و موقته که بطبع اعتبار شی باید دستخط مدیر مسئول را داشته باشد. (۶) در صورتیکه صاحب یا مدیر مسئول روزنامه و رسائل یومیه موقته عوض میشود اول باول در مرکز بوزارت داخله و در اطر نائب الحکومه و یا حاکم اعلی رجوع کرده کیفیت بخود رخصت نشان داده شود و همچنین در حالیکه عنوانی یا ایام انتشار و یا مطبعه روزنامه و رساله تبدیل و تغیر میخورد قبل ازین همان دوائره معلومات اعطا کردن ضروریست. (۷) همچنان بدرج نمودن تبلیغات رسمیه که در مرکز از وزاریا --- page 423 --- شمار (۷۷) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲ ذقعده و در اطراف از طرف حکومت محلیه فرستاده خواهد شد و از خواندن آنه[؟] ضروریست بچنان جوابی که شخص مأمور خواه غیر مامور در مقابل نشریاتی که برخلاف شخصی خودش واقع شده است بشرطی که از برابر مقاله اصلی زیاده نشود در نسخه اول بهار روزنامه و یا رسا[؟] در جا ستون نشر گردش بده اجرت مجبور است. (۸) رسائل موقوته که به سیا تعلق نداشته و محض ادل وفنی باشند به این نظامنامه تابع نیستند. (۹) روزنامه و یا رسائل یومیه موقوته که در داخل شفا برطبق احکام این نظامنامه در ظرف سه اجازه خواهند گرفت (۱۰) هیچ کتابی بدون تصویب اجازه وزارت معارف در مطبعه‌های افغانستان طبع شده نمیتواند. احکام جزائیه (۱۱) مجازات قانونیه که از رو مندرجات روزنامه و رسائل یومیه موقته می‌آید بدرجه معمول و یا تا روزنامه و رسائله که مدیر مسئول باشد و در صورتیکه در زیر یک مقاله دستخط کسی با مسئولیت این مقاله شریک باشند بحال مدیر مسئول رجوع میا[؟] (۱۳) روزنامه و یا رسائل یومیه موقوته که بلاحصت نشر شده باشند و یا مدیر مسئول شان بموجب ماده (۶) معامله قیدیه جهت نکرده تا فوراً تعطیل میشوند. (۱۳) کسانیکه بلاحصت روزنامه و یا رسائل یومیه نشر میکنند و یا در حال تبدل صاحب مدیر مسئول روزنامه رساله بدون نشان کردن کیفیت در رخصت نامه به نشر روزنامه و رسا[؟] دوام می‌نمایند علاوه بر جزای تعطیل تغزیر میشوند. (۱۴) روزنامه و رسائل یومیه موقته که نشریات ذیل را میکند بموجب ماده (۱۰) در محاکم عدلیه محاله محاکمه زیر تعزیر می‌آیند. (الف) نشر عبارات تحزیف و تحقیر در باره دین مبین اسلام و مذهب اسلامیه و طوائف سینه (ب) نشریات یا تحریکی از جرائمیکه در ماده های (۳۳) الی (۳۵) و (۳۰۳) نظامنامه جزا عمومی مصرح است متضمن تحریکات (ج) نشریاتیکه مغاثر آداب عمومیه مخل اخلاق می‌باشند اجرای نشریاتیکه متضمن ذم و قدح باشند (۱) در حق حکمداران و یا رؤسای حکومت دولی که با دولت افغانستان دوست (۲) در حق خاندان سلطنت. (۳) در حق دوای و هئیت رسمیه قشون (۴) در حق مأمورین سفار[؟] اجنبیه مقیمه قونسلهای مقیم افغانستان (۵) در حق و افراد اناثی . (هـ) به تهید مداخله و یا با اسنا[؟] اخلال ناموس یا کسر اعتبار یک شخص را موجب با کرده باشند. (ش) کوائف بی‌اصل و اساسی و یا محرف و یا بدون اصل و اساس و یکی به کا نشر و نقل کرده باشند. (۱۵) از جرایم فوق مطبوعات جرائمیکه در فقرا الف ب ج و (۱، ۳) بیان شد مراه راست از طرف حکومت در پیش محاکم عد محاکمه جرحه با ذم و قدح که در باره حکمداران رؤسای سیاسیه اجنبیه واقع میشود و در فقره د (۲و۵) مرقوم مراجعت سفارتهاشان زارت خارجه محاکمه جرحا که در حق محاکمه دو واثه و هئیت رسمیه قشون واقع میشود د (۴) نوشته شده است بنابر مراجعت رؤسای م[؟] بنابر طلبی شکایتا اردو از طرف حکومت محاکمه بدر جرحه با ذم و قدح دیگر بدون طلب شکایت کاغذی عدلیه محاکمه شده نمیتواند. (۱۶) در حالیکه در باره مأمورین شکایت یابد شاکی شرکت با نیکه با سهام متکفل اند با تضمین ذم وا[؟] ذم به شالیکه داخل ماموریت وظیفه نشان ب هرگاه عندالمحاکم افعال مذکوره ثابت شود از رو مجازات مرتب نمیشود. (۱۷) وقتیکه از طرف دولت لازم دیده شود در رسائل و یا بجرکاتو اکعکسی و اشیا و سا[؟] (۱۸) ادخال روزنامه و رسائل یومیه دو[؟] اجنبیه نشر شده با قرار هئیت وزرا بمنع میتوا[؟] داخلیه بنابر طلب و تکلیف اداره مطبوعات یک یا امر داده میتواند که ادخالش منع شود. نظا[؟] غیر رسمی عائد بوده روزنامه‌های رسمی خواهند[؟] --- page 424 --- شماره ۷ جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲۰ دلو ادخال این نظامنامه را در زمرهٔ نظامات دولت بضمیمه تفصیل احکام موادش برا اراده مینمائیم . مورخه ۱۰ جدی ۱۳۰۴ [مهر بانو] حقیقت ازین نظامنامه با اقدر دوره مبارکاتی بر خود می بالد. و از ملاحظهٔ آن پیش از پیش اضافت حسنه و حریت نوازی حکومت متبوعه خود را تقدیر و تحسین نموده عموم اهل جراید و صاحب قلم مملکت افغانیه را از اینجا و اجرای قوانین حریت شرعاً که بشعبت فرستاده سراً خود بر تا عموم اهل قلم افغانیه چنان توفیق انیق را خواهانیم تا ازین آزادی و قدردانی استفاده حاصل کرده بر خلاف سابق شیوه‌های را که در رو درین حقیقت باطراف مملکت از ملت یا هئیت دولت مشاهده نمایند حقانه در بیداری و هوشیاری شان اقلام سحار ارقام خود را بجنبانند. و خیانت متجاسرین و ظالمین را باستی بی پرده بآریا داران وقت حکومت خود ابراز فرمایند. و هم از تملک بادنجان بازیها دشمنان داخلی و خارجی دهقانه بطرز ادیبانه گوشزد حکومت عادله خود نموده تجاوزات خائنین مملکت را با عبارات آتشین حقیقت آئین بر آئینه هئیت دولت ثبوت خود بنفعت مملکت خویش گو شگزار نمایند . نکته که عموماً در بحر جاودتیه مقام مبدأ مراعات آن بر آهل قلم مخصوصاً اهلمبر لازم بلکه الزمست همانا نگهداشتن عفت قلمی و شرافت ادبی است. و ملاحظه نمودن این امرست که اختلاف ادبی و یا تجاوزات پر نزاکت قلمی موجب اختلافات شخصی عناد محض نگردد و هم حتی الامکان از مداحی بیجاه کلاً فارج از مبحث صرف نظر داشته همواره بمقابل دولت خیراً و در طرفداری مملکت اغراض . و در بیدار کردن ملت بی‌ بادبیات رسانیدن آواز با نظم اوشان بگوشها مامورین بافتاری . و در تحقیر و تمدید نمودن جابرین و ظلام همت بر گمارند. و ما علینا الا البلاغ . بودجه سنه ۱۳۰۴ | هر روز حسب عادت معموله که همواره بتقریب اختتام سنوات شمسی مجلس عالی وزرا برای ملاحظه و ترتیب بودجه دولتی منعقد میشد . یک حطه‌ه عالی از همان ذوات مکرمه تحت صدارت علیا حضرت غازی معظما انعقاد یافته در ملاحظه و بازدید و ترتیب بودجه سال آینده صرف مساعی میورزند مسئله ایکه مادیست و امید درین سال نیز مانند پارسال حکومت عادله ما ترقی اقلاً بصد الیام بودجه آن مملکت از فضل الهیش نقطه نظر خود قرار داده شایق اینمورد که امسال از مزید قدردانی شهریار ستوده خصال و وزرأ عادل ما مصارف و واردات محکمه عالی تفتیش با عایدات آن یکجا به امروز مهتم از هر چیز قشون است این اشعار رالقه از طبع آقای زین العابدین خان متخلص بقره که امثال این اشعار اشعار دیگری را نیز در آزادی شرق سروده اند ای آنکه به تحقیق ترا حب وطن هست غمازی افغانت اگر سر و علن هست بار بجز ان مهر تو بر وجه حسن هست بشنو اگرت از دل و جان گوش یمن هست این جمله وصایا و تو باز بکینه پندار امروز مقدم ز همه چیز قشون است توصیف یه ی از حسنه تحریر برون است ما را بسوی مجد و شرف راهنمون است انکار هر کس کند الحق ز جنون است زیرا نشود منکر این مرد هنر دار لکن چه قشونی که بود پردل و جنگی در جنگ گرو برده ز هر شیر پلنگی در دشت هنر بر یی و در بادیه تنگی نی که دلار و میکاره و چیر سی شده بنگی از غرفه کسالت بجگنی نسل دو پیکار --- page 425 --- شماره ۷۷ جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل ۵۱ صفحه دربلی خوردن مر مور و باجب رسوم مواجب بود حبس داودار نه وقت بس بود از بنده اصاحب تکلیف در افتاد آن هم شده نایاب سودیار این رسم دونش پر بود از سر و رو سردار در ماجه خوبی نسب برنام و نسب داد پر فاش خرمی را شرف و افرو و لقب القد بیکار نگرد دل دکمار ونج و تعب داد هم منت خرمی را زبرسیم بخسیس بخشید بامداد و بفرمود بیا سردار این حال بافغان نه زتاثیر نجوم است نی از اثر بخت بدوطالع شوم است شک نیست که این کار ز فقدان علوم است آبادی وابسته بتحصیل عموم است باید شود این فعل مزید از ره اجبار متقی و قت تو باشی اگر عارف همواره کشی سعی تو در نشر معارف افسرده نخواهی شدن از حرف زخارف تسلیم نده گنج درین راه مصارف آخر شجر علم ترا بر دهد اثمار گر زانکه نمائی بوطن مدرسه تأسیس ابنای وطن را بکنی امر بتدریس این طرز و روش است بطابق تدریس نی آنکه کنی سیم و زرت را تو زندلیس جها را صرف از پے کاری که بود موجب اضرار بنگر که کنون مقتضی دور زمان را علم و هنر آموز و کمالات زنان تا قطع شود دست طمع راهزنان را وانگاه بکنی شکر امن و امان وز تربیت نول ببری فائده بسیار نقد و تو در تربیت نول مکن ایزاد در سلم وحقوق و ادب اوزن نوزاد دان ارزہ تحسین که ملت شود آباد زان رو که ز غافل که زنان عاقل رزان حریق خواهان وطن کرد و از جمله احرار بنمای توجہ تو بقانون مساوات بگذر تو ازین کهنه پرستی و خرافات حسا بنگر که زبی فکری ما عقل شودمات خواهیم که از گریه و از خواندن امریکن مشرق شود آباد بود فاعل مختار گز بوطن دوستیت شور بیماکن بشناس تو در دادن آنگه در آیکن افکار نی خویش چنین سحره و انگشت نما کن هر کار بموقع کن و هر امر بجا کن میکرو تا دشمن بدخواه تو نماید بت انکار دادن بس جائے تأسف که بمشرق همه خوابند در خواب زخود بیخبر و مست خراب که خون مست ز غفلت نه زتأثیر شرابند پرون زره دانش و از کار صواب با مثال سرگشته و حیران همه هستند چو پر کار خاموش فرح طول سخن این همه آریا فریاد و فغان را پیر مرا یار میخواهش آن کو کہ وطن خواہ بود از دل جان کیست در بیت ہزاراں تو یقین دان کا ہوا میں اشخاص وطن دوست بگفتار بکردار --- page 426 --- [نرخ اشتراک] [قیمت] تفصیلات ۶ ماهه ۱ ساله داخلۀ شهر کابل ۵ ۹ داخلۀ افغانستان ۷ ۱۴ ممالک خارجه ۱۵ ۸ قیمت یکشماره | [؟] [؟] محل اشتراک : - [؟] دارالامان و تمام [؟] مدیریت ها محرر اوراق [؟] و[؟] میثاق ها اداره : - [؟] اداره و[؟] و شرقی [؟] سمت کشته از هوتل کیزدو[؟] حقیقت ۱۲۳۰ شمسی قواعد وشرایط اخبار چهار شنبه بازار [؟] بانام اشتراک کنندگان درج[؟] نشر میشود و مرکز مقالات در مدیریت عماً ارسال میگردد، امور تحریریه اداره حقیقت ارسال مقالات حاصله در اداره با[؟] حریره در ادراج و اصلاح و عدم نشر آزاد است اشتراک توسط مزاران دولتی و بصورت نقدی از همه جا آسان دریافت میشود [؟] روزنامه برهان الدین کشککی جلد اول کابل چهارشنبه ۲۳ دلو ۱۳۰۳ ش ۱۷ رجب المرجب ۱۳۴۳ ق شماره ۶۶ ادبیات ملی عجب عصر عجب دور دلا امان دی هر طرف چه نظر کڑی ثانی دلا شکران دی هر سړی مالک ده خپلی آزادی استبداد أسانت درزی انصاف رو د[؟]ي مساوات دی پرې بل څه غرض نشته گویا هر سړی خپل کورکښ سلطان دی است په کور کښ خبرداس کل جهان اخبارون دی جاری ملك پرودان دی کاپره دولت یا ده ملت دی پښت نه دی هریو فخر و ته عيان دي عرض داد لاشاه غانټیادی له اعتباره چه ملت وربخی بیداو[؟] ویر زاده ان دی هر که خپل دولت په احوال پوه شی بیا خبرشی چه په څوك نور چستان دی شکروب خپل او د ه نور و پوری والی ورمعلوم شی غیرت و کاند افغان دی لادب له مقالا و ادب واخلی مهذب شی تابکی بومرغی وحشت زیاندی هم سبق انصاف و کرم یا رنو د ه اخبار هر یوه مضمون اب حیوان دی ل مثال جام جهان بین دی دلا جمشید آینه د جهان نماسوی روښان دی فخرته اوستاد دی عالم كامل څه نصاب د جاهلیت د هر انسان ی خسوس څونګ له دیری بیفکری چه همیش بی د نعمت ورمی کفران دی بهی خاضر[؟] اخبار ته مونگه نکرو که و خاضر[؟] دی یک نام[؟] لا بدشاندی --- page 427 --- شماره (۷) جلالت مآب جریدهٔ حقیقت کابل چکامه بندان ۲ مامورین وائی اخبار میه مونگہ چہ کرو ہیچ وصول له دینہ شتہ دی اسمان نہ چلینی نہ وظیفہ مینہ مدار پیدا افغان پہ حیلہ نہ دہ ویر دلان طومار دی تہ ارمان ځوک چہ لوي غوښي یک هدی ده دولسو بچیه حیران یم چہ دا څرنگه انسان دی خدایږگو یاس کاچہ ھمده او غشرید شی دغه محکمہ لاحدیث اوبلا قران دی باخبر شی باختوچہ غفلت بددی فہم وصیّت داده فقیر بلبل افغان دی مرحمت و نوازش شاہانہ با اقوام هزاره اظہار مسرّت وعدهٔ اعطای نشان تقرر یک ہیئت تنظیمیہ برای بازدید امور ملکیہ هزاره چند قبل برسم انچه بعرض وزارت جلیله حربیه و بمطالعهٔ حضور محترم آقای عبد العزیز خان وکیل جوئیان خوانین متعلقهٔ دایزنگی و اطرافی اقوام مقیم دست التزام هزاره که در موضع مروز خاک اسمت غوری انجا احساسات خودشانرا و جذبات اسلامیت خویش را خورش فوق العاده را در درک و تخیّر حضور مراحم ظہور شہنشاہ محلی افغانشته در بطریق مجاہدانہ در سُلوک و راہنمائی اقوام و طوائف با غیرت و حمیّت شمولیت خود شان بجہاد جنگ میمون در ہنگامِ ناکرنگ تا تشریف احتقان امیر المومنین پادشاہی گردیدند! این طوائف با تفصیل لازمه در شماره حقه در صفحات حقیقت مفصلاً مرقوم گشت) اعلیحضرت ہمایون از تمام خوانین زعمأ ملکی اوضاع گزاریہ و اظہار عقیده شمُولیّت با دولت متبوعہ شان نموده بر آتطالیات و ترقیات ملت خود یک حماست و شطارت قابل امتیاز جوانان شجاع سرباز را بمرکز اعزام نموده بودند اظهار مسرت و خرمی مزید فرموده علاوه بر نوازش کلام و انعامی که قرار نامزو طاری عرش اتای محمد نسیم خان نائب الارو تصدیق وزارت حربیه علی حسب المرسوم با هرکدام اوشان فرمودند ادعیه مزید در کثرت مال و وسعت تجارت و زراعت و انجاح امورات مشروطهٔ دینی و دنیوی شان نیز ایراد نمودند. وہم با اوشان وعده فرمودند که نظر باین فدا کاریہ و شجاعانہ و احساسات فدا کارانہ کہ از شما اقوام باخدا درین غائلہ تقابل مسلم در جبل دیده شد. بعد از فتحیه سمت جنوبی و در دور و سا تشخیصهٔ در ہر سرحد و قلعهٔ عمومی که در نتیجہ موضوع انعقاد شده به بیست قرار آن شد کہ در وزارت حربیّه موجود است بر آمتیاز و اعزار ہرکدام در این امثال واقران یک یک قطعه نشان عطا و مرحمت وبجا و خاطر تسلیت و اطمینان دادند که بره لوزمه ملکی هزاره و دفع شمرار مشکلات و فراہم اوردن اسباب و موجبات سودۀ ساکنان حکومت عادله شما را در نظر گرفت یک ہیئت تنظیمیہ و ماننده بگرد و سا تنظیمیه که بولایات مخموره شده اند، بر اجرای این مقاصد مملکت تان اعزام مزید بر مزید و سائل آرامی و خرمی تان را فراہم آورده اذیت و شکایتی اگر داشته باشید اورا مدفوع و مرفوع گرداند. در اثر آن ادعیه مرجوعانہ دلبہا و عقیدند ایجانہ از تمام خوانین رُعما ملکی هزاره حمال اماده و یک عالم خرمی شادماً از حضور رو باجر با برآمد مرخص شدند. --- page 428 --- (۷۸) جلد اول جریدهٔ حقیقیت کابل چهار شنبه ۲۲ دلو انتظامات قابل تعریف روضهٔ مبارک مزار شریف معاصرین بیدار و قعطه نویس است که مساعی برین وجود معارف پروریکه از طرف حکومت دانرا وقاف مزار شریف در انتظامات روضهٔ شریفه بعمل می‌آید۔ امادر واقع این انتظامات چندان قابل تعریف نبود انیکه حسب توجهٔ حضرت محترم آقا عبد الکریم خان نائب الحکومه ترکستان از جذبات اسلامیه و احساسات عقیدت ارادت اقدس شاهانه تنسیقات از حد خوبی ترتیبات اندازه مرغوب برای آن مقام مقدس بعمل آمده است که از انیک باب مکتب نیز در حوزه ان روضه متبرکه تأسیس و کار آیی و باز دید مخارج و مصارف و تنظیمات آن یک نفر معتمدین آقای میر محمود خامه مقرر شده اند۔ نرخنامه مزار فیض آثار اجناس گندم للمی آبی برنج روغن زرد گوشت گوسقند پنبه زغیر پسته بادام مکش قند وزن مزار شریف فی من فی سیر فی من فی سیر قیمت روپیه پیسه ۴ " ۳ ۳۰ ۱۴ " ۱۲ " ۲ ۱۲ ۱۲ " ۷ " ۹ ۳۰ ۴ " ۱ " ۱۶ ۳۰ میدان طیارهٔ جنگی بیک میدان وسیع جحه فرودگاه طیاره افغانی در مقام علاقه داری ایبک که یک موضع خوش آب وهواست از طرف حکومت در تحت تسطیح و تعمیر است تا جهت هبوط و صعود طیارات افتاد سلسلهٔ حرکة آنها تسهیلاتی را دهد تغییر در رژیم هسپانی آشنایان بتاریخ میدانند، از زمانیکه هسپانیها رفتار غیر عادلانه را نسبت بمسلمانان نمودند و آنانرا از خاک اروپا با آن همه خدمات اخراج کردند هسپانی رو بزوال نامیده و اگر دران دوره انحصاری هم ترقی کرد چراغ سحری بود گفته اند:۔ (الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم) بهرقد ہسپانی بر مظالم افروخت عظمت اقتدار کاسته آمد. شکست بزرگ کنونی ہسپانی را مجبور به تبدیل رژیم حکومت نموده و گمانها بتبدیل رژیم فائده ندارد تا وقتیکه ملت هسپانی تبدیل مکالمات ظالمانهٔ خود را ندهند. با جمله تکلمات روئیه ظاهر میدارد که هسپانی را از شکست ریف قسمی سررشته از هم گسیخته که یک دفعه مجبور آمده است سلطنت را تبدیل بجمهوریت دهد۔ و میخواهند در دورهٔ اول پادشاه الفنسو را رئیس جمهور منتخب سازند و از روی رژیم امریکا بگیرند. جمعی مخالف این اصول اند. چه عقیده شان آنست که رئیس جمهور امریکا را اختیارات باندازه است که اگر ان اختیارات را بیاد الفنسو بدهند، همان اختیار استبداد در ہسپانی باقی خواهد ماند. نتیجهٔ این خروجی قدمها و بیهابیها مردم چاره جز تبدیل رژیم نمی بیند و صلاحت[؟] اسلام در انکلیشیا ناظرین گرام سبقون ما، که چندین مهم خبر از قبول اسلام (۱۸) نفر از جماعت خوانین انگلیس را اد تا فرا مسرور داشته بود، به تلالها نیز از اثر تبلیغات اسلامیهٔ وقد سلم در گانگ (بالقر) سه[؟] نفر بشرف اسلام مشرف شده اند۔ مشرف شده اند: محمد، زین الدین، کمال الدین و غیره۔ نام نهاده اند۔ --- page 429 --- شما (۷۸) جلد اول جریده حقیقت کابل پچکاشی احرار ریف و هسپانیا شرط اولین نماینده احرار ریف در مقابل حکومت هسپانیا که با مصالحت باین اهالی ریف در میان ا منعقد می کنند پیرایه ها وی (۱۰) هزار تفنگ با (۲۰۰) هزار دانه کارتوش مفرون بقرار جوان روز (۳۰۰) صد ریق جرا به حقوق الی میم شیخ سنوسی سلطان نجد شیخ سنوسی اراده داشت که از راه نجد عازم حجاز سیاست برطانیه در شرقی ترکیه میگوید که: سیاست برطانیه تقاضای در اقوام مشرقی یک چنین اضطراب و جوش تولید میکند اقوام اروپائی جرآ مداخلات و تشکالات بین الاقوام گذشته متوجه شوند، و درین ملک غنیمت گواین کاره عملی نتیجه شورش سیاسی است. امداد یا امیر علی پسپاهان جواند ترکی میویسند که، از طرف شیخین بان شود و با یسفر که از پیغام ابن سعود امیر نجد با و خبر داده که امیر علی پسیه مرائیه برای امداد سامان جنگی امروزه شیخ سنوسی تا زمانیکه با برای اهالی نجد خبر میداریم و ایشان تیاری بپذیره گرمی مصافحه و محانقه از بیعت خود التوای قزبار داد گوشش میکند که ببر کو مسند قبضه نماید . ترکیه ایران قرنطینه در وزارت ها سازش ارمنی با خلاق ترکیه قسطنطنیه جریده تنکیتو ترکیه اطلاع ذیل را از انگاه ترکیه بران نموده کو طی نمودن معاهده و تصفیه امور استلاقیه دال بر قریه بحرب مصدقه خواهد شد که با سفیر ایران مقیم این از گروه مقامی پولیس بحروف درشت اشاعه داد بنویسید : ترأس آرای جرائی فرایند جراید فراز است کار در مصر افاده داده از ذرایع موثوقه اطلاع موصول شد که ارمنبون برآ اخذ انتقام خودها از ترکیه یک جماعت باغبانه که مرکز شان بلغاریا قایم کرده اند و شعبه آن در همه جا کم مینا بر کار است جریده اند که میگال ممیز طوح امنیت زیاده باری کماکرات افکار و خیالا ثابته - جریده (ا که دیکی برادران مقصد اولین این جماعت نیست که در رجال بور در میلان اساس تحرکات انتقام گرفته شود. الافای داد شمس کم هسپانیاک انعقاد اسیر مصرو برطانیه و فیصله شرائط فیصله خلوت جریان از پاریس دریافت میکند که بزوو وری مدخله بود و امروز برایت پای حل جره شده اند باید مادر جنرال هسپانیا اعلان کرده که در ظرف (۲۱) روز فردا چه مطالبه میشود - جریده تان با کمال طهارم را میوبد: که ترکیه برطانیه مناسب است که معامله شده ای جميع افوارج هسپانیا از خطه ریف خارج خواهد شد. انجمن اتحا د مصر انجن جدیدی بالتمامی انداخته و مصر را ذلیل نماید بلکه حکومت کردان که دانم جریده ، ابری نو د بال مخصوصی که اوردیات ابری در ایران ی در روز افراد کند میشود لیکن این کار با شکلات توجه است در یک روانیان نماینده لنجمن مذکور جدیدا تاسیس شد و اشخاصیکه درین مته ضرونا ممکن است از رابی اقدام آباد کی بکنند کیا رستان معقول علاقه دارند زیاده شمولیت میورزند و با آدم ساعت باین قسم سر درد شده او تبصرا و محفظه از قبیل به ال میکند هر دی کار رجال زادگان قیمت ایران شاملند شکر بی تو تم یافته زیبا ک اضطرار به مصر نظراست سوال ازین سبت که این جزیه یکصد و بیست و دو را متجاوز کرده -- خیر میباده روز مال و دولت را بیست و پنج رو بیه کابلی در کابلستان از رو بنده فیضه خویش برای حکومت اجرا میکندام مشفقی باید مجید اینجا ایرادی در عنوان نیست ، خود با دلیل قایمکار بر می کاست که این مخالفت خورو ابس کنند ! ! ( طلوع افغان ) --- page 430 --- شرط اشتراک قیمت برحسب فضائیل ومقاماتها روپیه سالیانه داخل کابل ۵ ۹ داخل افغانستان ۷ ۱۱ خارجۀ اجنبیه ۸ ۱۵ وزارآومشهریه ۱۱ ۳۰ اشتراک از ششماه کما ترپذیرفته نمیشود پول آگهیها و اعلانات مطابق باحوال باندازه حروف قمت یگیرد و اشتهار یکمرتبه تا۵ روپیه است حقیقت ۱۳۰۳ براه اعلان و ضوابط این اخبار بعد از ایام تعطیل در کابل یکروز بعد نشر میشود و برگه مقاله در هر پست خط ارسال میکرد و اموزتحریر بنگارندۀ حقیقت ارسال و مقاله وارده در اداره ماند جریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است اشتراک شونده اخلاص دوایی و طبابت سقدی و اجره با جلو دریافت میشود نگارنده برهان الدین کشککی جلد اول کابل شنبه ۱۲ دلو ۱۳۰۳ش ۲۰ رجب المرجب ۱۳۴۳ق شماره (۷۹) تجارت ! ثروت ! زراعت ! کار فکر آزاد ما هر کیستیم؟ و تا اینجا بشغل و کار مشغولیم؟ درین عصر و درین دنیا ئیکه بسرعت برق رو بتکمیل وتراق انام سیر خود دارد، ما و شما کدامین موقعی را باشغال و چه مقامی را احراز داشته ایم؟ بکدام عنوان بیجب بایستی نامیده شویم؟ اگر خود پسندی را یکطرف کنیم و درین اثو به بتجاهل عارفانه را بکار نبریم، و بطرز محققان واسلوب منصفانه این سواله را بجواب بگوئیم، تنها جوام همین است و بس: - یکدستۀ ذلیل ! یکعدۀ حقیر ! یک جمعیت مفلس !!! - بلی ! بلی ! ما افاغنه و ابنای آن پدران غیرتمند و آن آباء نیرومند و آن اجداد آزاد از سر تاپا، از شاه تا گدا، از خرد تا بزرگ باستثناء از حیثیات امورات اقتصادی و منابع تجارتی و مقامات پولتیکل اکانامی مفلس و بیان مرفوعیم و بیکار بالاخره حاکم بر همین محکوم به گیر و دار در خور ماتم و اضمحلال ! چرا؟ برای اینکه محتاجیم ! بجهت اینکه اهم ترین فطران مدنیت و سعادت یعنی ثروت عمومی و غناء ملی گم کرده ایم ! برای انیکه از جمیع هنرها و از تمام صفا و فنون بی بهره و بی نصیبیم ! برای اینکه در ضروریات و کلیات لوازم زندگانی و اجتماعی و انسانی دست گدائی و نیاز ما بطرف بیگانگان و تنور محتاج در از ا چرا نباید اکثری از ملت عزیز ما از اثر و نتیجه سوء تربیت افراد نالائق، و اشخاص تنبل، و مهمل و بیکاره بار آورده دارای اخلاق فاسده و انحطاط کنده بلی ! یکطبقه مزدور، یک جمعیت رنجبر، و یکدسته کار گریم که از صبح تا بیگاه بجهت شکم وبالا خره بر روزانه دوریای اجوره، ما حصل زحمت خود را در ته چاه قند و سیکار دود میکرد اثاث البیت و لوازم پش پشمینه سرمایه داران اجنبی --- page 431 --- شمار (۷۹) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ٢٥ در روسی و امریکایی و انگلیزی و ژاپنی آنقدر نوبت بمهر ہای متعدد ی در مقامات لازمه تمام دالی سرمایه دارانکه در برابر امثعه و اقمشه خود از چیز یرا بجز و ایالات و حکومتی حتی علاقه دار یها قرار بشود لغات از طلا و نقره نمی پذیرند و قبول نمیکنند . تبلیغات حفر کرد و معادن طلا و نقره کانهام امروز مملکت ما مقدارے نیست که یک ایاله هم شود صاحوا استعداد مملکت را بہر ذریعه ممکنه که مات کر در سر تا سر افغانستان شما رویه یا خط آہن در یکجای مملکت انداخته شود . اسباب و وسائلی که چرخہ یک مملکت داشته باشند و ما دارا لوازم و لواحق مدنیہ یا حیرت ومستقل ما نند این مملکت ما که دانه دار میان دو بز اینی اینکه پول نداریم چرا اینکه دیگر طلا و نقره طاحونه اثبات وجود دارد بفراہم آورده شود . تا و ریخته شده و سکه زده علناً در مملکت ما یا نمیشود و مهام و سرکہہا شوسه بن امضا و دبات کشا نید بشور و کا بینا ئیکه داریم انرا حکومت دفع الوقت از نافہمی مزید منافع گرفتن از مال مواشی افغانستان مانند ال و نادانی با مقدر ر رعیت که بشد منابع اقتصادی، غربی بعمل آید . . . . . . . . . . . . . رکار آنجار تی را که دست طبیعت درین سرزمین مسلم است که حریف ما قومی جه باما بن آب پر شرافت گذارده از تنبلی و ملات تا ہنوز بچکار نیاورده است تجارت و فراہم آوردن اسباب مدنیت و ارک کلما نینکه از قلم ما تراوش میکند، مبالغه نیست و عواری بدست آوردن ثروت ما راضی نخواهند بود به گفته نمیشود از چاپلوسی و تملق نویسی بکر و نا راه دور است با مجال اینگونه خیالات را ندهند ہزاران حمله وه و در واقع بعین حقیقت و بیان واقع است . بکار میبرند . اغتشاشا سمت جنوبی مملکت از اراکین ملت و زعمار مملکت ! باید چیزیکه با لغالی همین مقصد ست. طغیار منگلا، ہجوم سلیما نخیل، از عدلا ز حمیت بنمان ما بایستی بسرعت تمام در مقام غزنین ، آشوب لوگر، ولوله رو مت ، حلول علاج بر آمده اول با دل تشخیص درد همت بر گمارود دویم حصه مهم بال سمت جنوبی تمام و سالن متعاقباً دوائی را که مزیل این امراض باشند ترکیب ہند که برای مشغول داشتن ملت و حکومت ما ایجاد و دفعه از دقایق چاره جوئی و عاقبت اندیشی را فرو گذار نشو! شده اند تا ازین گرفتاری با زا اخله نفکر و اصلاح از ہمہ بیشتر برا ابداع این اصول مقایص استا خارجه و اساس مدنیت خود نیفتیم ! این مسئول با شرف وجود شخا صی است که حاوی عزم لیکن ہماین تشنجات داخلی ، در ہر ہو کر کے ثابت و شجاعت قومی و رای صائب افکار مصد وبات و نیرو مندی که بلحیضرت امیر امان اللہ تھا یہ محسوس ہے ضروریات مملکت را مقدم ترا ز همہ چیز در آغا بکار! دار است هیچ گفته میشود . بلی! با مجدانه وجه جوی گمان نکنید که مقصود از کار اجرا اموراتی است بسلسله مراتب این عزم قومی و اراده آہنین راجہ که از زما باستان الی الان ہر یک شب محکو مہ و حاکم و علاقہ مطلوب است از دیگر عناصر طنیه فداکار بایسا ہے دار و مالک ارباب قله خواه خوایان و اخذه باجان میشه خوب مقصود دگر چیز بود قلم اکثرا ماده بگردان و مقرر. بلکه مقصد ما از ان عملیات افعالی است که علاؤه ورزید . امروز تمام افکار متوجه کله کجادت است به بران اجراها باشند که شمه آنها در ذیل میبردا زیم : بیکاری و دیگر مقاصد لا زمتر من مملکت دانستنی که با یا تجارت انحصارا مرفوع گردد ا بوابت اگر از میزان سا نخورده و طفلان خور د بپرسید اشخدا دستد و معاملات ما با تمام دنیا بتقاضا آزادی استقلا برای این مرض اجتماعی علاج دارند بلا تامل کید که آنها مقتضا احد عمارتي ما نمی اند دانه با ز گردد . بلی! ما ہم عقیدہ داریم که ثروت عومی را ہے --- page 432 --- جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ٢٥ دلو مملکتی و مزدوری بسرمایه داران بیگانه، ملت و منابع ثروت خود را بخود بیگانداخته فوائدی که دست طبیعت در و خلقت نموده استفاده کند. معادن خود را استخراج کند. دریانها تاسیس نماید راه های شوسه بسازد خطوط آهن و تلگراف بکشد صنایع و اختراعات داشته باشد. هر وقت یک ملت توانست وسائل مزبوره را خود شرا تماد و حوائجش را رفع نماید ان ملت را میتوان ثروت مند نامید. لازمه این ثروتمندی توسعه و بسط تجارت است انق الوقت احتیاجات خود را در بازار های دنیا بفروش رسانده با موادیکه ندارد در بخارج محتاج است مبادله کند. نشان خدمات خطیره حضرت آقا محمود طرزی وزیر خارجه که ملت و دولت در امورات انیه و سیاسیه غیره میامودهیچو که ظاهر است در وجود معاهدات بعدانه در تشید روابط دولتین و ایجا دعا دوستانه دولت متبوعک نیز ابراز مدیت ورزیده درین عهد د خوشیس بین دولتین طرفیه مبشر یک یا ختوق بزرگی دائر گردیده چنانچه از طرف دولت معظمه فرانسه نشان لژگون افینه باین بد و نوس او ار جناب دولت پز بزرگ نشانه کراند کر داده لژیون دن) برایشان فرستاده شده است. حقیقت : - بدین اعزاز و اعتبار بحضور آن وزیر درایت تخمیر ممتاز ملکی که خود عرضه تبریک تہانی میکند. احتراق بعد از میوه اسباب مکتب صنایع نفیسه جریان یافته در یک فرصت قلیل شعله رسا و لند گردید اچه ترقی بی عدیلی دانشان داده اما بد بختانه در اواخر جدی دران حریق واقع شد پلی در عین زمان با طفا آن پرداخته شده درین روزها بار دیگر در ان تشعل افتاده در موقتی که چاره با طفا آن نما بود املا رسید خسارة کلی آن سوختن عماره ماشینها طباعت است گویا این حریق ذو حیاتین رسو که دام خائن تره بالا نبوده است. اعلام قاديا ملاحید العلمیه چهار آسیائی و ملا نور علی کند فروشی که از گروه برگا بطایفه قادیانه و بمردم عقاید او را تبلیغ و تلقین مینمود و آنها را از راه گلا میکیند بموجب مردم عرض آنها شورد دعوانی را بلاد نهار اثر نمود چند فیصلہ محاکم عدلیہ تصدیقت عالیہ بحر بیست جم غفیری انا قابی در جهت شهر فورا عدام شد تفصیل را بواسطه طالت مکان در مجله نشانه کرائیه نشر خواهد شد. رحلت المشتا عفت مآب علیا حضه صاحبه برادر استاد ایام ماضیہ سر باندی قبل برین بسوار موٹر ما سائر خدم و حشم خوش بپاره جنان جلال آباد گردید. حقیقت نیز مانند امان افغان نیاز دارد که وقت شان بخوبی گذشته مع الخیر والسلامه باز بکابل مراجعت نمایند. در همه آفاق دل شاد کو قند مکرر ما که همه زاده یک آدمیم ما که همه از ساده آب و کند میمیم ما که همه قطره از یک یمیم ما که همه عظمی یکت مریمیم ما همه پرورده یک عالمیم از چه پی جنگ و جدال همیم --- page 433 --- شماره (٧٩) جلد اول جريدة حقیقت کابل خود ببر کيئي دستها با دو هر یک موی دسر کیها یک سر و جفت چشم سنها نبرت بر تن نشست بیست و یا بهر چه اعضای همه اند را نسیم از چه پی جنگ و جدل باشیم ساقي این جام شوق یکی است قطره این بجن بعشق یکی است در همه جا مستي مطلق یکی است نوع یکی جنس یکی حق یکی است با که بهم مر تبط و منقسم از چه پی جنگ و جدل باشیم گر که همه عاقل و فرزانه ایم در ته یک بيغش و دیوانه ایم گر که همه طالب افسانه ایم ورنه زهم با همه بیگانه ایم بهر چه با هم همه نامحرمیم از چه پی جنگ و جدل باشیم راه بیک پایه همه برده ایم مهدی یک سایه همه کرده ایم شیر زیک دایه همه خورده ایم نان پرورده یک ما دریم ماند زهم بیغرضانه بهم کینیم از چه پی جنگ و جدل باشیم مهر دو قاسیه تلیفون است صوت و صفا کار گران فن است علم و عمل بال بیالون است از چه زمین لار و مثل نسون است آه چرا ما همه در ماتیم از چه پی جنگ و جدل باشیم من نه اگر مظهر رحمان شوم ورنه نتوانم چرا تو بان شوم لا اقلا با عدم حیوان شوم ماهی نوع خودم از جان شوم ور نه زحیوان بخدا ما کمیم از چه پی جنگ و جدل باشیم ای حکما فضل حقش داد گو اے امیر کشور آباد – کو ای علماء شکر خدا داد گو در همه آفاق دول شاد کو بهر چه اینگونه بغم مدغیم از چه پی جنگ و جدل باشیم رشته هر کار زهم پاره شد بسته زهر سوی ره چاره شد پاره دل خاره زهم پاره شد بهر شه خون دل آواره شد ما که بزخم دل هم مرہمیم از چه پی جنگ و جدل باشیم --- page 434 --- با قوا عذ وضوابط : این اخبار بغیراز ایام تعطیل در کابل هروز پنجش منتشر میشود و بدیگر بمقامات هر پست منظما ارسا میگردد انچه بمدیریت نگارنده حقیقات ارسا و مقالاً و اصلا دا داره اخده جبر نمیده در انداز او اصلاً و فقما اختیا تداون بناد است اشتراک توسط خزاین دولتی و بصورت نقدی از میر جا قبل دریافت دنگارنده، برن ان شلکنی [TABLE] سال اول کابل دوشنبه ۲ دلو ۱۳۰۳ش ۲۲ رجب المرجب ۱۳۴۳ق شماره (۸۰) عوام و عوام فریب هر گاه بخواهیم پاره بپاره ترین مخلوق خدارا نشانبدهی بطرف قشره ترحم جلب عوام میٹگیریم. این مخلوق بیچاره در عین اینکه منشاء همه کار همی است بارک بار اخوت از آن محرومیت و مظلومیت تا بدست این جماعت بدبخت بیش میبرد و در صورتیکه خود ابداً نفع وخیر آنرا درک نمیکند لذت از کندن خود هم بهیچ وقت فائده نمی برد. بر واضح است که این بیچارگان این بیگانک دارای هر قسم قوه و استعداد ترقی و تربیت میباشند در هر جامعه وجود دارند منتها درجه کثرت وقلت انها نسته بدرجه رواج معارف و میزان مؤسسات علمیه و این نور چشمی علمیدر و از موضوع این مقاله خارجی است امروز اکثریت مملکت را توده عوام تشکیل داده بنابر ظاهر هم میشنویم که میگویند ملت حقیقی دارا ی اکثریت است و انوقت باین اکثریت فخر ها کرده ورشاه با بخرج میدهند که چون اکثریت یا ملت حقیقی بست دیگر عقه عیب دست تسلط سود پرستان کوتاه گشته وملت حقیقی بآسایش زندگانی خواهد کرد. اما چه اشتباه بزرگی است که با این اکثریت بخود نویدها داده و امید استفاده ها از این اکثریت داشته باشیم. این توده عوام و این جماعت نادان که بجز طول امتداد نظر خود محیط دیگری را ندمان و حتی از تصور انهم عاجزند و این گروه جنبدگان مفلوک و بیچاره که ما هم آنانرا اکثریت گفته ایم تازه نیستند که الات و ادواتی که هر کفظه و حرکت محیل نتواند تمام انها را یک مشت زیر و زبر کرده و بوسیله آنها نفسا خود را تکمیل نماید. شاتو براند فرانسوی در مقدمه کتاب خود مینویسد ه تمام افکار و قواه معنوی مردمان جاهل تازه بقدر فکر یکمرد نیمه عالمی قدرت و ارزش ندارد . » تمام با احساسات سطحی و غیر عقلانی انچه در الهام بیفتد با احساسات ظاهری می پسندند و نمیکنند. --- page 435 --- شماره ۸ جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۷ ۳ بیمار و در خطرات عوام که دین و دنیا همیشه از جهل انان معرض از عوام است هر ان بد که رود در سلام داد از دست عوام کار سلام ز غوغای عوام است تمام داد از دست عوام با من خوان شده در آرزوی شهرت و نام داد از دست عوام جان با آیتی و نشنیده کنم جان کلام داد از دست عوام در نبوت ننگر فتند ره نوح نبی داد ازین بی ادبان در خطائی بنمودند گوساله سلام داد از دست عوام هوای نفسی جمله غایت قصود آه ازین قوم عنود بطین سی جمله باید قیام داد از دست عوام عاقل ار بسمله خواند بهوایش بخشند همچو غولان به بیابان غول گر رقصه کند گرد شوند از در و بام داد از دست عوام نه برین قوم نماید نفس عیسی کار نه مقالات هزار نیمه سحری بگذرد از سنگ رخام داد از دست عوام انگلستان از لندن یک کمیته صوری بیدار از آنست که با جنگهای انگلیری بوسیائط تحریریه میگویند اعضاء این کمیته ستری با وقار پولیس بقیض اشخاصی طور با تهام شرکت یک و حبس نموده است از چند سال است که در انگلستان و از انچه که بمنظره شان خوش ظاهر نیاید نفرت مینمایند. بهر حرفی بسی گوش نخورند و از هر چشم اشک آلودی رقت بخون می درینند. این جماعت عوام خود شخصا بعالم اجتماع چند انضرر نمیرسانند ولی اینها میکروبھائی تولید میکنند که آن میکروبها بوسیله این عوام جامعه را اتشی میزنند و بباد نا میکنند. انها همان عوام فریباً استند که جمعیت عوام آماده نمایند. و پرده درستی داده بکان زود دو بخیالش سرمیدهند. عوام فریب یکساعت در نظر سر آعوام گریه میکند عوام یکسال در طویلایش سنگ بسینه زده پشتیبان او میشور اما غافل است که آن جمیل شیاد رو را بپشت سر برگردانیده و لب خند میزند عوام فریب نمیساخت بپائیستاده بیان مده عوام دست است بحمایت او بر خاسته و متصون میکند. بالاخره عوام جان باکنده و پوست نا می اند از د عوام فریب ریا کار بر سرند گشت و بوسیله این ادوات بی حس پر کار اختیار کاملین مینماید. حقه بیچاره است این مخلوق زبان بسته که بخواهد به بند مگر همان هياكل ریا و تزویر را نمیخواند بگويند مگر همان کلمات عوام فریبانه که در لفافه با صداقت و حق پرستان پیچیده شده و در مواقع کار عقل هر مگس بیچاره زحمت کشی گشته و مانند ورد و افسون ماہر تر برافون گران در این کار بای روز از حقایق کار گمگشته در بیچاره خطر که بجز خاک و خاکستر چیز بر او نیارید با فلان بنای فلک زده که بجز کج د آیا چیز نمیپندار د چگونه میتواند خیالات پیچیده ناب عوام فریبان را تمیز داده و با عماق تیره مقاصد انان پی برد. این است خلاصه از بد بختیهای ما و این است نمونه از علل پریشانی ماکه تا این محیط تعلیم عوام میروداند و این توده عوام یکیشت جیل ریا کار د کیر ته شیاد عوام فریبی دوش و بدوش است و ذوق بندال نشود میاد و حق عما بی نتیجه و کوشش با ثمر خواهد بود. خود ریای ردا اورده و عوام فریب دیوانه در د دیوانه ار و قشو نماید زیرا مراد عوام چون پرجمعی است هر کوام فریبانا کا این معرکه شیر اشور دست عوام قریب اور رجا آن کوتاه خواهد شد. این است چند شعر از قصیده مسدوق قابل این شهرام --- page 436 --- جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه ۲۷ دلو شماره (۸) ۳ ندادند و مردم را دوچار پریشانی اشد ساخته اند. با یک طرفی خواهد گریخت و یا بجنگ اقدام خواهد نمود. در انگلستان در انگلستان یک معدن بسیار عمده زغال سنگ خلاف پریس - قرار قاعدۀ روزنامه دان، فرانسه میدانند میگویند که زغال این سنگ بهترین زغالهاست در معاهده روس و جاپان بیش و کمی بسیارامید موجود است که مقدار (۴۰۰۰۰۰۰۰) چهل ملیارد و دو صد هزار غرض او این ماده که هریک از طرفین با قوام هیچه محرکت نتواند تن بیرون خواهد همین نموده اند. و این مقدار برای صد و نیا نمود که تکلیف دیگر را باعث گردد. نظر باین اگر موقع هار صد سالی اینده انگلستان کفایت میکند. گفته میشود جنگ برای حکومت سوویت در انود یا پیسران با جاپان که این استخراج زغالیکه تحت بحر محیط است نیز وسائل سنجید. بیطرف خواهد ماند. شده و کار مشکلی نیست. ماسکو - جرائد روسیه معاهده روس و جاپانر ا با- از مسکو موافق باطلاع مطبوعه انگلیس و میزانیان خورسندی تمام تلقی نموده اند. و اظهار میکنند از انمعاهده میکاردون جهازات جنگی انگلیس که در اینجا یعنی و شیرایا موقعیت بین المللی جاپانوی تر میشود. و امریکا بر سیاست متقدمه میتازید و برای کانیفرنی مسمح محرکت میکانند خود با حکومت روسیه تماماً یک نظر ثانی خواهد کرد. مستر اسکیویت رئیس حزب احرار انگلستان دراوقاتیکه لندن - از ماسکو خبر رسیده است که نتیا و زار وا داشته و قرارا خواه مستر اسکیویت هم قبول نموده. در بر بحریه فرقه سوویت روسیه معاهده عقد شد که هیئت مستر اسکبویت بنام دارن آف اکسفورد بیاد خواهد شد. انتظامیه محلات تیل روسیه (۱۳۲۰۰) خروار تیل را همه روز بر عده بیکاران انگلستان افزوده میشود. دہی حکومت فرانسه میفرستد. جرائده و سیه عقیده دارند که این جنوری عدد دستان بـ (۱۳۰۳۷۰۰) رسیده نسبت معاهده یک اهمیت نمایانی دارد. چونکه این معاهده بماه جنوری سال گذشته (۲۰) هزار نفر زیاد شده است مقدمه روابط روس و فرانسه است. باین انگلستان ساعی است که برای همگین خود کاری برای فرانسه خندی بشر اوضاع فرانسه انشا شده کند و برادر معلوم بیکاران پیدا نماید. چند سفری بیکاری در انگلستان مورث میشود مکن میسرا معاهده تجارتی بین لفین صورت انعقاد بخوا پریشانی کابینه توان کردید. گرفت کنون تها و جاجار پنهان است ناطه میشود که خطره میگویند (۴۰) هزار نفر عمله جاه معادن زغال سنگ شکست مذاکرات تجارتی دولین از بین رتبه میریس، بواسطه تقاضا ازدیاد مواجیشان حاضر شده اند که دی مینگارد که جواب پیش نهاد دلاله فرانسه که درین زمینه از کار بکشند و اعلان هم به مالکین معدن داده اند انتخابی با لمان فرستاده بود از برلن رسید. اگرچه هنوز معلوم نیست خلاصه معدن زغال در انگلستان خیلی اهمیت دارد. چه که المان در جوابیه خویش چه نوشته است؟ اما مجرد وا شر دی بینی انگلستان مرکز صناعت و محول کارخانه جات از زغال است. چنان مینماید که اوضاع خوب است. و مذاکرات بیانیه روسیه | لندن مسیو تراتسکی درین روزها در قرب ماسکو لندن - مخبر عیوان پارلمن مینویسد که موسیو هر یو در یک عمارتیکه کنار جنگل است و اطراف جنگل نیز به موسیو هر بتی سفیر فرانسه در ماسکو نوشته است که مذاکرات محاط است نظر بند میباشد یک دسته بزرگه پولیس معاهده تجارتی با فرانسه و روسیه موقعی شروع میشود از بالی از موجود است طرفداران او یا تبعید شده اند و روسیه وضعیت ان زمانه ی ملل را تصدیق کند. وقتیکه یا تحت مراقبت هستند. اثر شیر اکمیت بحواطه تمام ابوحشر و روسیه باین تکلیف خود. سفیر فرانسه اجازه داده میشد نموده. نامه نگاران جرائد اندن مینویسند که مو سیو تماشایی که داخل مذاکرات تجارتی بشود. اگر روسیه این شرط را توجیه میکند برای فرانسه تجارت بامیکا بهتر از روسیه است. --- page 437 --- شماره (٨٠) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ٧ احتفال در بیت قوم وزار معار جان نثاری فدای کاری او را مجلس سروری را در وزارت مه انعقاد داد که عموم وزرا و اعیان بزرگان معروف در احتفال حصـ داشتند ! در موقعی که مجلس قطعه طبیعی را نمود حضرت عالی آقای فیض ما وزیر معارف برخاسته نطقی را راجع منا اهمیت و ضرورت معارف و مفـ کلیه معارف و حساسات فدای تادا ارباب معارف در راه مصالح و قره خدمات و حساسات محصلان مکاتب درین فاقد ایراد و به ارتباط سیف و قلم از جلد نمودند . بعد از ان حضرت عالی آقا عبد الما وزیر تجارت و زراعت برخاسـ نهایت بلیغی در علاقه داری خلوص و خدمات ارباب قلم و فدا کاری آنان شانه بشانه با اهل سیف و مکاتی در موضوع اصول و نشر معارف کردا وطن و نواقص حاضره عرفانی و یکـ مان بموفقیت بر فع نواقص در بود توجہات عرفان پرورا اعلیحضر صا غازی بیان فرمودند. ورا حضرات مدعوین پس از طعام و چایی بعضی مرخص و مط رفتند و بعضی به تماشایی کار که سببا اعتبار بی دعوت بعضی نمایش . تشریف بردند. در وقتیکه قائله سمت جنوبی کشی کیے عمله معارف و شاگردان بزرگ مکاتب بایفای وظایفی که معارف ایجاب میکند یعنی فداکاری در راه اسلامیت و ترقی وطن از هر حیث بطریقی که باشد قیام نموده حسب مقتضای موقع دو طلب فدا کاری در میادین جنگ خائنین و طرد و تنکیل آنان گردیدند و لباس نظامی را پوشیده داخل شد نظام شدند و زمان درازی شب روز پنبطا امر شاهانه را میکشیدند که کی اجازه میرهند دایره سمت جنوبی و کمک برادران عسکری در حصه مفاسد همان بود که ایام تعطیل مکاتب تمام شده اعلیحضرت غازی فرمودند که شاگردان مکاتب پس مکتب های خود رفته به تحصیلات خویش مشغول شوند گر چه که آنها بسیار آرزو شرکت به جنگ داشتند عده از انها لسمت جنوبی فرستاده شده در پنجا حضرت عالی وزیر صاحب معارف از حسا سات عرفان پرورانه مخصوصی که دارند با حوال امین بنفس خوبی توجه و اهتمام داشته در اطاقهای خوابی خویش برای شان جاه داده بودند در نیو قع که ملا عبد الله و ملا عبدالرشید با قطعه رساله شاہی بکابل فرستاده شدند محصلین مذکور نیز با زمره محافظین دشمنان دین و عرفان غازم کابل گردیدند! ور در اوائل دلو محصلین موصوف مع الخیر و بسلامت وارد کابل شده ندا وزارت جلیله معارف بافتخار آثار تقدید --- page 438 --- قواعد و ضوابط این جریده بنام جلیل زرکانش مدیر و مدیر میشود. وجه کرایه طارات در هر جائیت منظما ارسال میگردد. امور تحریریه بجا حقیقت ارسال و مقالات وارده در اداره آمده جریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است اشتراک بتوسط معرفی مکتوب بقبول نقدی از هر جا قبلا دریا میشود درحقیقت ۱۳۰۳ محل قیمت پرزه افغانها با مبدلها ه ۹ افغانها بخارجین ۷ ۱۱ خارجین ب افغانها ۸ ۱۵ خارجین بخارجین ۱۱ ۲۰ میتواند از مقالات علمیه ادبیات تراجم اخبار داخله و خارجته با مزاید مبلغ و ترقی دولت محلیه سهمانه مکر می پدید جلد اول کابل چهارشنبه ۲۹ دلو ۱۳۰۳ ش م ۲ رجب المرجب ۱۳۴۳ ق شمار (۸۱) اعزام یکدسته از طلبا افغان بروسیه برای تعلیم ہوا پیمائی و طیاره رانی بتوسط یکی از کره فرمایان محترم خوانین طبع شدام که این روز ها از حضور شاهانه بصدور عضویت سفارتخار جی تا یکدسته از طلبه افغانی که از مکاتب ابتدائیه خوانین فارغ التحصیل بوده و عقاید اسلامیه در کلو شان رو به نمودها در اثر قبلا تکمیل نمود. عادات و دارای اخلاق حمیده و افعال حسنه اند که در ابتحصیر ادارت جلیله حربیه شرأ انتخاب تعلیما طیاره رانی به وسیا عازم مملکت روسته اند. این طلبه ها تحت نگرانی و مهادی آقا عطاء الحق قاضی میر بها سکولار وند مخارج سفر و التا لوا لازمه ارا دره علیه اینها از طرف وزارت بیک حول دورت بوده بطر زیرخوب بعمل آند ه است و در ان محل نیز علاوه هزینه دکرابی همه مشر حایه یک متر حضرت اجل محترم آقا محمد شهر حیا وزیر مختار افغانیه متعدیه مرکز روسیه تقفیل احوال و چکونگی عقل و معاش نیز مساعده بخوبی می می ورزد. امید است این طلبه افغانیه یک فرصت مغتنم و در تعلیمات لازمه و عملیات ضرور یه ہوا سمائی و طیاره را کاملا گردیده از ثمرات تعلیمیه خویش شرا ملت و مملکت اور حریه خویش خدما شایان نمایند. علاوه بران گفته میشه که یک مکتب طیاره رانی خود مرکز افغانیه تحت مراقبت حریه گشایش یابت یکد از طلبه مقامی در مکتب تعلیما عملی و تمرینات نظری خود شان تحصیل خوابی کرد حقیقت : - این مسا میمیه علیا حضرت خه غاز خویش که در راه ترقی ملکیه مخصه در بنا حریه و ملحقه و کافه اعصائره والعموما وزارت حربه مملکت امروز م ابد الیمن از تحت فرخوانه و غرض بی رخا نبهار وز حفر قدا آقا عبد العزیز یا د کبال حیر به برا امداد شته از در کا خداوندی تکمیل جمیع مقاصه باد شاه ترقیا پرورده نمایم و تا تنها تاریخ اتفاق در فنون هوانوردی و قانونی می باش. --- page 439 --- شماره (۸۱) جلد اول جریده حقیقیت کابل جمعه ۸ سنبله گر تمدن این بود لعنت براو بیقانونی در امریکا چند روز پیشتر در امریکا یک سیاه را که از باشندگان اصلی امریکا میباشد بحکم قانونگیر ستا نمودند سفیدپوست امریکایی با تمام اینکه بر یکدیگر سفیدپوستر فرتر یافته اند با دست درازی نموده پوست او گر بیانش گرفته کشان کشان تا به نزدیک درخت آورده ریسمان بگردونش انداخته بشاخ درخت آویختند بعد از هلاک نمودن جالش نمودند بعد ازینکه وجودش از تیر بارانسیار ماند در بان اتفاقا گلمیر بمیدان پیدا محش بسیار زمین افتاد سپس دستان پایش مد بخه با عقب موترش ذریعه لعبوب تشبیه کوچه با و بازار تا شهر و پراگشانیدند . در عمار دیوان از طرف مردم که فوق العاده انگیخته بودند بضر با تفنگجه نعش نیرا پاره شد بالاخراین همه وحشت و مظالم اکتفا نورزید آتشی فروختند و نعش آن مظلوم سوختند غرب با مدنیت با بها ما مردم شرقی را دیوانه و مجازات ما را با اینکه قانونی و بر حسب قصادی روحیا و طبائع مردم میباشد وحشت مینامند اما چون دست خود شان میرسد و دل شان میخواهد درجهان تمدن نیز انجنین کار ها میکند - گر تمدن این بود لعنت بر او (امان افغان) ژاپون | در ژاپون - تازه بیماری خواب شیوع یا و نتیجه نجات و هلاکت آن در (ه) الی (۱۰) معلوم میشود و د صدری (۶۰) نفر از ین مرض هلاک شده اند و میگویند ممکن است این مرض بکلیه شرق سرایت نماید. و انچه بتجربه رسیده اشخاصی که عمرشان از (۵۰) تجاوز نمودی باین مرض میگردند مرض خواب در اروپا نیز دیده میشود وبلی با این فرق دارد. معدن طلا در ماداسکر | در جزیره (مداغاسکر) معدن طلا کشف شده از طرف دولت فرانسه کار استخراج آن که اصول نظر در جرما آمده است. مهمانخانه عالی | یک هوت یا بهتر بهیمانخانه برا در لندن ساخته میشود که دارآی ۱۰۰۰ اطاق بس نام آن مهمانخانه شا در راهوتس ، خواهد بود. کنال سوئیز | در اند و یا د عمق کانال سوئیز اقل امسال عمق آنرا تا (۳۳) فیت خواهند رسانی در سال آینده (۳۶) فیت خواهند ساخت و جهانز بزرگ هند و مراتا نیا بافرین کمال السهوله توران طیارات بحری | میگویند فرانسه و المانی طیاراً جنگی را قسمی تعبیه نمایند تا در حرکت هیچ حد آراو و این قسم طیارا در جنگها آینده خیلی خطرناک خواه چه بجز بر سر دشمن خواهند تاخت. ایجاد تازه | لندن - یک مهندس ژاپون بعد از تجربہ ہا ہے متوالی موفق شده است آله که میتوان بتوسط آن اطلاعاتی که با تلگراف داده میشود طبع بشود شورش در پرو مخبر اخبار تایمس از لندن خبر میدهد که ب حصص روسیه بر علیه حکومت جنگ شروع کر قشون سوویت ترکستان امر شد است که شورش خاموش کنند. معاهده روس جاپا پیکین - در معاهده روس جاپان ا شده که جمیع معاهدات سابقه دو باره مطل شوند. یک مقاوله تجارتی هم شامل آن ست طرفین را در ممالک یکدیگر آزادی تامه برایم و قیام ملکیت حاصل است و مثل فقط مل کا ناه با یکدیکر معامله دخل دارند. در یکی از مواد آن ما شده که حکومت دو جانیه متعهد شود دسته کاسه کمپانیها ستون جایه را در خاک خودشان نخواهد داد، روزه --- page 440 --- شماره ( ) جریده حقیقت کابل چهار شنبه (۲۹) دلو سره‌گر چند روزی فرحت آری (اشعار گهرباریست که صدا اشتیاق رواق افزائی اعلیحضرت سرکار را تقریب سمت مشرقی برادر بجان برابرم) سید محمد صادق الامام و خطیب جامع مسجد سلطانیه در علیا سروده است بیا غازی که گل گشت بهار است گل و نسرین و سنبل انتظار است ز هجرانت بمشرق غم دچار است دلم چون لاله از غم داغدار است برای دیدن شاه بیقرار است نسیم باغ مشرق خوش سفر کن ز هچوران سوی کابل گذر کن گل گلخانه را از اشک تر کن امان ملت و دین را خبر کن که شاه نازنین تاج دار است که ای سرو قدت شمشاد دوران فدای خاک پایت تاج شاهان وجود نازنینت فخر افغان جهان از پرتو عدالت چراغان خزان عالم از یادت بهار است بافغان گر شهیدت هست با من چو ارگ دلگشایت ار مسکن بهر جاهیکه باشی است گلشن جلال آباد ما هم است روشن که وی شاه شهیدان مزار است --- page 441 --- شماره (۸۱) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل چهارشنبه (۲۹) دلو بیادت هر طرف قمری و بلبل بشاخ سرو و گل افگند بگلشن ناله دارد لاله و گل که صد چون فدای خاک که عطر آمیز بوی شهر یار است تکلف برطرف ای سر آزاد بحمدالله که هستی از غــ سرت گردم خدا را بادل شاد جلال آباد ما را ساز بمشرق نیز خورشید بکار است شده عمر یکه گرم کار باری برای خدمت دین سزدگر چند روزی فرحت آری چو مامورین ملک که در نمله چه خوشوقت شکار است گلاب و نرگس و نسرین و سوسن بیادت گشته اند پُر[؟] چنان دارد شبو گلها بدامن که گلگون و گل شبهای سراج قصر ما چون لعل یار است عزیزان وطن احباب و یاران فضولی گر ز صادق که جوید ذره سان خورشید تابان بلی دعوت کند موری بخورشید عالمی امیدوار است --- page 442 --- شرايط و ضوابط این اخبار معیارا در ایام تعطیل در کابل یکروز پس نشر میشود و بگرنه فقط در هر پست خانه طاهر میگردد . امور تحریریه بکارنامه حقیقت ارسال و مقالات و اصله در اداره باند جریده در نقد و درج و اصلاح و عدم انتشار ان آزاد است . نقدیکت بتوسط خزائن دولتی بصورت نقد از بر طلبکار دریافت میشود . حقیقت سال اول کابل شنبه ۳ حوت ۱۳۰۳ ش ۲۷ رجب المرجب ۱۳۴۳ ق شمار (۸۲) نتایج متگاذری و وقت کشی نظیر شقی برهمگنان معلوم است که معاملة سمت جنوب از روزی که در روحانیت حضرت رسالت و طالع اعلیحضرت غازی و حسن مساعی عهده داران غیور نظامی و قشون ظفر نمون قدام انجام گذارده است ، ولی الی الان امان ا عالیصاحب ضیاء قانونی مایر تمام آن امال و انی و مقاصد و نظریات عالیه شان که جهت بهار قومی، واسوده حالی مستمری سمت جنوبی منظور بودن فرشتاً سریع امان قائم بودن از خاطره امنیت فرحت توامان برای همیشه اران محل بطوریکه نشاید و باید کما ینبافه از شر اشرار شق چنانچه برخی از مفسدین و شرارت پیشگان اوقات ترین سمت جنوبی که در جنبه رسوخ اقتدار و قومیت و شرارت بلند تر از گلانان و رفیق دینگ آن نداشته میند. ندار با اینکه دست بیعت را منافقانه بحکومت ، دراز ، و خود ها را شیطنت کارانه مطیع و رعیت افغانستان شمار داده بودند ، لکن تا هنوز در اعطای پرعمل و تکمیل بعضی مطالبات مشروعه درخواستهای رحمانیت کارانه حکومت قنانیه با نواع لطائف الحیل وا قسام لیت و لعل پهلو تهی کرده امروز و فردا گفته ضمناً اوضاع و حرکات اوشان مشتبه بنظر می آمد . در جمله این رجال سلاله دبال و نامردان بنار عدوان نامهای بدنام سنگ و زلمی که مکانی خود ها را بنام سرکرده با غیان و سرغنه شرارت پیشگان تنها در سمته جنوبی بکه در اطراف لوگر و غزنی مشهور و سزاره نموده بودند مخصوصاً از قلم با تراوش میکند . --- page 443 --- شماره (۱۶) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۷ حوت شمار چون وزارت حربیه با از اطلاعات خصوصی با وجود موانع طبیعی و جنگلهای کثیف شدت از ادنا در ابوابهای رسمی قرارگاهای نظامی خود از شرارت و برف باری مصروف پیشرفت و تا خته عسکر بكونى وسلسله جنبانیها ی مزید بغاوت آنها نیکو بواسطه تفادم های عالیه غدار نظامی بوده بالاخر نامبر خیانت پنهانی و خباثت باطنی که در ضمیر آنها مخمرو و بغاوت پیشگان شرارت پیشه را بجموع باستلام اتم او در خمیر آنها مستر بود کسب طلاعات نمود علی الفوم دایره قلعها آنها حلقه عسکری را تشکیل داده اندرق در برئیس تنظمیه سمت مشرقی آقای علی احمد خان امر مجموعه قلایع این عوام ارا از خلاص دادمتا آن د ظلم بم است جوید کین داد تا در تکمیل مطالبات حکومت و تحصیل جمیع بیانات اطلاعات اخیره مانشعره اند عام تفاینکه بران امان ها دولت که از انها مینماید بطور یکه لازمه هست بکوشد عسکر دلو دین محاربه اخیره که با اوراخاتمه بغاوت شل نیرانه اگر با لطف و خوشی مطالبات مزید کامینمایند ند نعم المطلوب عقیده داریم بیشتر از پنجاه شهید و چند مجروع نشان شد والا بایک حمله عزیزانه و یک هجوم شکرانه فریاد را از نیا که ابنا هم بواسطه سرماد شدت برف متاسفانه فرقتمار ان طبقه بغات سراباعباد گشته و یک لوحه عبرت اجل را لبیک گفته اند {انا لله وانا الیه راجعون که تا نیا تا نصیحت را از گوشمالی و تادیب این جبهات و تلفات بغات در یک میدان محاربه بیشر از ام مشروا از ابتدا الی الان در بغاوت پافشاری خود باز کشته و چندین صد نزع هسته بود دست و علی برا ر را ماند نشان میدهند برایاد کار بگذارند! میگویند اسرا و محبوسین این بگا یک ندانستند متو حضرت ریاست مآبر جنبد که بآنها سلسلانمان کثیری عنقریب دارالمرکز خواهند شد ! افکار عما لطف نوازش و مراعات مینمایند بهمان اندازه آم ازین اقدامات شیرانه و کار روابیها، ناموسین تو شوره پشتان تیره سرانه بی اعتدالی ها و مجاووات اقای علی احمد خان رئیس تنظمیه متشرقی و باقی صاحبه عمازادا و خیانات و خبائا نیکه مرتکب آن شده بودند فالت متخبثا ضابطان عسکری خویش که درین مقابل غزول مرد مجمع و ترسناک تر با بوده بران تلقینات پدرانه و بندا نموده انداظها ر امتنان و شکر کرده بدین فداکارا صومعه ها شفقت کارانه حکومت گوش ننهاده در ظاهر خود را قیمت عسکری آن افراد و ظر اف دانسته بر آنها و به حکومت برای نام مطیع گفته و در حقیقت از همان اوضاع سربازان افغانی مزید بر مزید توفیق صداقت استشفقت جاهلانه خود مشعل نظر نیامده حرکات و عملیات ایشان و فداکاری های باصلت و برای جبال دادن اروم پنه بیشتر تر موجب سوظن و محل اشتباه می آمد! مملکت خویش تر دعایا یت و را هنما را از احادیت صبح ترا لهذا قوای عسگری جاجی و منگل و صیلات خودت مستر اقوام قبایل سیمه جنوبی ادو نو و باقی مفرزات عسکری ما که دران اطراف بودند دفعةً بدین نقصت از اقوام جاجی و جاجیواع علی توانا یح جاجی سیو بر این نجستان سیاه روزگار بتاریخ (۸) دلو حمله آورده و هر دوزه مقامات مهم او شانرا متصرف شد در دست و گرویز و سلیمان خیل و جاجیم دیو منگل و ما فردا گفته قلعه هه پوشیگری و بسا اشخاص بسیاری از آنها را کشته عشائر واقوام سمس جنوبی که با نکرد تحریرهایشان دانه بهانه انجام دست نمود و متعادیا آنان تابع الی الان عساکر مظفر نمایا می انجامد اظهار مسرت میکنیم که آنها بر نفوس و مفاد اشنید از دران شعبه جبال دره با دشوار گذار که محل نشیمن وظیفۀ انتس و سوتج این تا کع مرشان سنجیده شعار معروف قدر شوو سنگ دلهای و طنغداران بها بوده است سفالت و غدای و انهر از بلای دین میوه در محورها نامرد با ابنا شجاعت فعالیت لازمه شاقه ایمیه مینیا داد بیوه را نوازند گودین ملاطات یلا دیود یات بوم --- page 444 --- شماره (۸۲) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲ حوت ۳ به وفاداران شان الی الآن قلباً و فعلاً و قواه دقیقاً از دنگام تعرض مقام ما را مورد سایر نوازشات کرشمه یک قرار با جراء الدعاء باین حکومت و فرمانبرداری دولت متبوعه شان فروگذاشته فرماید امره ارقم تاریک دان مقررات اثبات مقرر انداز ان اسامی ماموران این طرز عمل صادقانه و رفتار سلامیت این اقوام صفه صفت و طوايف تعرض یابند خود را همراه سفریه بریان نموده بطرف دشمن هجوم احمر حمل از طرف ذکر پرورده تنر مقامات یک دو حکایت شاکمه سواران خاطر کیانه که گواۀ ښکار دست شخت پرست دشمنان در سال قبل سال بر منگل در پیش واقع است بایک پرشب ۱۹ و ۲۰ حوت ۱۳۰۳ د و افغانستا شند بودند و جاهلانه بر علیه حکومت مادربه روزاً محمدالدین صوفی عالمه شابه که در عین سر آسیاب قبیلی میباشد سر محمد زنده محلات این دره که مسافت ان همه خالی دست افتاده کرده است که ازین خود حائل دانستد و قتی را از یا سانی امور اد باد شا بنوه ۲۰۰ قطعه جات تخفیات خراب کرده مساو در اد ا شتر را با سهارات اطاعت حکومت خویش نشد او ساز با نکنی نه اسیا دنت نموده تاریخ ۲۰ باو فاکتاه د کا بهانه سرتا سر ان دره تفصید و عبارات بنهبست غرضیه تلفات لشکری در ین محاربه از طرف لشکر ۲۰ نفر مروقات و ماد امنیت و اطمنانی میذیر که همواره در انظار حکومت ۲۴ مجروح منجمله شش متما داد تعرض حومه است در حصه ملتان عصرا الا تصرف نموده در اثر روز مقامات فرقه های کوت بازار در ا شتری نسبت بانها عادلاً بوده الان كما كا دقیقاً از رفاه سوه وسیعی قلعه جاتیز و با من اشرار بعد سوختاندند- سفریه کوبیان در قاعه ترقیات مادی و معنوی اوشان فروگذار نمیشود! که محل ما در پناه بودند قبله و شتات حصه گرفته وسته از تلیات انمخته و سته و اموال بناترا غنیمت اوردند- ۲۱ حوت نظر از انکه عوام استظهار در کر بعضی ازین قوام که ما زانه اظهار مسرت تعرض خود فتوحات نمایان کرده و تماماً سوله جرگر را بتصرف شده ا ابراز مهم و الطاف حکومت متبوعه شان میداد امیدوار مدشمنی بثبات دارد گردند هجوم با نی اسبو جنگل در ین روز حریف اندیشمند و برای سوقیات عسکری اخطاری نماند بومر غصه خویش که بر محمد جان ما که اقوام نادان جهالت تواباً بغاوت بنیان سوختی فاعل مجد باطریها ران خود تا امار به داشت با الا تمر قلعه حویق در این جنگ بیریان نظر صیانه نار و با حرکات و اوضاع آنها بند حکومت محلی خوزانی تقریباً طوالیس گرفتند ۲۳ حوت در این روز حرکات تعمیریه و سخوریم حصروہ اطراف کا د کوت را که تا تالا فرود شیعه صوره ه حکومت مفهوم گشت. البته احوال تباه تر و خراب متصل در یک میدان از باغیان جبال حصر تعرضات در یبار شنامی مجروح در خاتمه از قاطبه اقوام و قبایل سنی خانی و کجدار مزیدی انانه او شکر شده تلفات لشکری به شش از ۱۱۳ است بارزه محروح شود ۲۴ حوت در ین ایام تعرضا کرد معفرزات بامقدم امروز ثنای سوستی پلی منگل که یکدیگر دار خود رسیده نعنی و آ پیشرفت چو دوست محمد آباد بالا مجروح غضها حبه است . محمد امی که با از ابتدا اینا رافد استشو و بغاوت نجار ۲۵ حوت درین روز اطلاع رسید که تلفات کوئل بنام حمال داننها مورد و سفرده میدان نموده و کجدار طرف کو تل بوده حضور مرزوق دوبال افتاد نا کرده بر آنها باند حال توفیق صلاقت جان آفرین روبک قطعه عسکری با مور می رندانهاتر در جرتیم تا کما یک است متبوعه شاهانه انشار بوده زیاده بر زیاده بارات و شفقت با شرار رسیده قرار را برقرار اختیار نمود ۲۶ و ۲۷ حوی دریان ایام خمارها در ابنیه تر وسایل هجوم ومدافعه کوششد در من بابا ملاطفت و مرحمت دولت را براء انا سلمت نموده باور طن و فقر دات راه و فرار و اضطرار براه اشرار نمود ۲۸ حوی درین پزون پر حالم سالک که از ابتدا الى انتها زده بغاوت بودند سزار با الکتود و منفر با نماند به ان کو ده مرد ترشی همان ثمرات بیات ایلام آیا تم یک یک پرنسا روزه محمدان برنجی قله های شاد و اکش پناه و فاقع دره ایلامی خدا بر شته و شب آویز گرفتند - در ین روز عسکر تا جبار مالیان جمعیت روز ۱۲ و ۱۳ حوت اتفاقی غدر کان بندر محمدی بین) و تا راجی را بکف آورده تبدلا و بسیار مال مواشی وظروف دل حوت ۱۳۰۳ عبداز نکه ماهر اعمال و افعال و اقوال و حرکات قوم جنی و ملبوسات و مفرشات واثاث البيت وغيره ین محلی شنبه طراز در تکمیل عوام نیا و انعام مقامات حکومت ہر اموالی را که سکانه رسمی در بین بفاوت از اطراف دیا عن التوجهی می نمودند در انزور زارت حریه نگین که مزید برین جور و تباه کرده جیپادان اورده بود گرفته بکارت جان رحمی و مسابقه شود بکر یک نجوه شنکار نه خو در نبال مجعول الا موال شت که گذاشته بند با دیار تا تخم بیست اندار کو شتا این شخاص خدامن کذبه و غیره، بهر با ترجیم چون راه مجدده مرور شمار نات بسته باد در تجوید بانوان عسکری خویش در مقابله و رد میر نگرد میانی و شعار ما بے الازم حرات مراقبت بایست. ورود کابل ترکی و سمانه محتماتی شاه هم آن بحر ستارانیدن و جل ممكن نیست که انزار کنشد و در بارہ ظلم این باغات روز حمله ترتیب دادند بی ترتیب آهن مضامین نگاه خود کو تکه جایگاه مرکز فیات محمره صوبه دست --- page 445 --- شماره (۸۲) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۳ حوت قوه تعرضیه از ملاحظات جراید تازه معلوم میشود که در اطراف و نواحی مراکز مزبوره برین مواد اتشکین محاربه سردان و تمام شیر مردان شجاعت قرین آن سرزمین برای یک جنگ جدال حریت اختتام بگرماخرمی خودشان همی گویند مخصوصا قبائل لا ریجی داره علیا نیزی در فراهم آوردن اسباب جهاد سر گرم قیافه منظر می‌آیند و هم سران و سرکردگان مقاماً حبالاً گشتان اعلی کلمته الله و جهاد از مناقشات خانگی و منازعات در میانی شان صرف نظر داشته ایجابا بدین رفیق اتحاد و سلسله وداد را قاطبه داشته از حامیان واقعی و خواهان صمیمی حکومت مراکز بشمار میروند. پاو نیز و نالمرز و سائر جرائد انکلیز بن جوش و خروش اهالی ریف را پیش خیمه و مقدمه الجیش کدام یک محاربه دیگر عقیده دارند. انگلستان و روس صورت مناسبات تازه انکلیه با نیز چندان خوشگوار بنظر نمی‌آید جرائد طرفین بمخالفت همدیگر خامه فرسائیها، بر وقت ناوالزامها را عامله میکنند حتی درین ایام جرائد روسیه دعادارند که انگلستان مواد مخالفت را در میان مرکز و فرانسه در مناسبات اتحاد روسیه تولید میکند و بر ذرایعه گنه کوشان است که آنها را به مفارقت مطلق کند و همچنین در معاهده بانک و نفاستیزه از انکلیز شاکی است. شهزاده ارتهر کنا و در دیره ناظرین عبارة از صفحه حقیقت خبر ورود شهزاده ارتهر کناوا را از انگلستان به هندوستان و از شمولیت در لاهور الخ خوانده‌اند اینک نامبرده عشر فروری بمهرا جهه کشتی پشاور و یکعده از مصاحبان و لشکر صیام خود چته ملاحظه سدرافغانی از پشاور بمحرد دو شاره بکار و دره خیبر و سمحکمالواز گت ملاحظه کنان تا بکوه تورخم که سرحد افغانی است وارد شده است. با و نیز نزدیک که در رسم استقبال شهزاده نامبرده هیئت تکریما مقیمه سرحد جند مجلتی یعنی ماده گوری پر تفطیه سجاد کرنیل کماندوف بلوچ کمال گرمجوشی در برابر شهزاده مزبوره بمعیت عساکر خویش نموده بعد انکاری درهم جایگاه در ارتهر کنات نراوار گزرا بنورس بسواری موتر رفته در انجا بتوسط محمر مرت بارشان محلی انجا ملکانه سد مراد زندگانی داشته و حاضرین شعبدوارتی افریدی را دی ملاقات مخصو صی بوده‌اند اعتراض مجمل انگلیز انکلیز باین اعتراضای و غدیر گویه که بر کردی جراید پاشا بوا لصفیه مسالحه آمده‌اند چنان تنقید و تمزست میکند که احوال و اطوار و جساسا انها را انکلیز با خیلی معاند از حد معلوم است که طرز عمل آتیه انها نیز تحت شده است زیرا که همین نقر هنگامیکه بر خلاف حکومت عراق دهان باز حقه با کافیه گرفته اند. (جراید سندی) محکمه احتسابیه قسطنطنیه محکمه احتسابیه مقرر شده که کار ایشان جلو گیری بنی عوام میباشد که بفسق و فجور اشتغال داشته باشند و برای پولیس مذکور شرط لازمی اینست که هر سپاهان و زیاده از چهل سال عمر خوابد داشت. جریده «وطن» ترکیه مشعربت که شهر قسطنطنیه جمیع رقاصان و رقاصات قسطنطنیه از فعل الشنیع رقص منع فرموده و بمناسبت این حکم از همه شهرها ی حکومت ترکیه نامها تهنیت و مبارکبادی برای ایشان می‌آید و مطالبه میکنند که در دیگر شهر هایت حسکه ممانعت رقص فرموده شود. «طلوع افغان» --- page 446 --- قواعد و ضوابط این اخبار بغیرا ز ایام تعطیل در کابل مکرراً نشر میشود و بدیگر مقامات بر پست منظماً ار سال میگردد اسود تحریریه نگارنده حقیقت از مقالات واصله در اداره مانده جریده داندر درج و اصلاح و عدم انتشارش اشتراک بتوسط خزائن دولتی و بقصور نقدی از بدو ابتدا دریافت میشود. نظار باالله در کمدین سلیمی قیمت برچه مقاماً ۶ ماهه سالانه کابل ۴ ۸ خارجه ۷ ۱۱ خارجه ۱۰ ۱۵ روسیه و غیره ۲۰ مشرکت از سال و اقل بداخلته نیست ہر گاہ مکاتیب مضمونا هامی قابل بنا حواله میشود شرفی ش کاغذا نشو د از هرکس میشود حقیقت ج ۲ س ۱۳۰۳ جلد اول کابل دوشنبه ۵ حوت ۱۳۰۳ ش ۲۹ رجب ۱۳۴۳ ق شمار (۸۳) صفحه دل پاک نما از غبار گر بزنی چنگ بدامان کار داریتی از سلف ائتبار یک نظری سوی اروپا فگن تا شویے آگه ، دبر می انتها سعی و عمل پیشه نامرد شو تنبلی و حیل برو واگذار اہل اروپا ہمہ از یمن علم بر درستی کشته چنین کامگار بین که چو میسازند بیہ سرفراز صاحب هر نعمت و ہر اقتدار گاہ چو مرغ بفر از ہوا گاہ جو ماہی یہ نشیب بحار مطلب خود با مد و تلگراف نشر نمایند با قصی دیا آن ہمہ بستند لتر مثل ما از جه نما بند بها افتخار فرق درین بین ببین انچه هست فکر نما بلکه شوی هوشیار با جو خراطین همه در پیچ و تاب در گل و لا ئیم کمال نزار ہر کہی از حیل برایے دوان هرتنی زنکربویے فرار خسته و بیکار هر گوشه رویے ہم انبوہ ہزاران ہزار دسته اندر پی وصل بت و هجر قوم دگر شعر نموده شعار گذشته شده شعر عتب در لزوم عمر مکن صرف درین رہگذار گر شما ہم عده شاعران می کشد در کار برو زشمار شعر که موعظه و حکمت است دور پئے آن بہت خود بر گمار --- page 447 --- شماره (٣) جلال اول جريده حقیقت کابل دوشنبه [؟] در نه هر انچیز که یابی به بین جاهل و نابود و بود زینسا نیست کنون موقع این ترهات زین سمین فسانه بیا میار گاه صوانی بپرا طروات روز مرا کرده چو شبهای تا گاه گوئی صنمنا چهره ات برده زماه الخشز دست و قرا گاه کنی ناله مثال جرس گاه زنی نعره بسان حمار قدح ز ممدوح کنی از هوس مدح ز مقدوح کنی بیقرار گاه دم از عشق درویشی زنی غصه داندوه کنی آشکار پای درین تو به ضلالت منه دست بهر جای مدارخ ما فائده در گفتن اغراق چیست نان بهر کش میوه ی بیضه را و ذمه ازین گفته باطل بشوی دست از ین شیوه ناحق بدار میل ہوا در سر احمق مند تخم هوس در دل ابله مکار راست بگو راست بگو راستے حظه دل پاکٹ از غبار فرض که از علم لغت با بقا مترجمین قائده دارد بیار شعر متمم است ابسی بیش تر از چپ کنی صعب بسهل اختیار شعر میامین است بازار علم نیست نیست درین شعر توی استما خواهی اگر شعر برایے بگو لیک بطر زیو تن کامل عبار انت من الشعرا لحكمه بخوان از دم آن سید عالی تبار درره بیداری ملت بکوش او پی اصلاح وطن و سار یا پی ترویج معارف سرا تا بشود سخت علیم احتقار یاپی ایجاد بدایع که هست از اثر قدرت پروردگار ساده سر ا مغلق و مبهم نگو مغلق و مبهم نبود خوشگوا موقع ابهام و کفایت گذاشت صنعت الفاظ چراید بکار چشم خرد باز نما ان ببين قَدْ ذَهَكَ الْعَيَا وَالنَّهَا دم زحقیقت زان که بکو مجاز قدر بدان زندگی استعاء باش بیائی معنی و صورت ببین خیز و دمی در پی الفتق بیار من ز تو قادر تر جان این سخان خواهی اگر آشی و نما اختیار سود نگو می چو درین طر زنیست نثر نویس بیهم جا خوشگواء شاید قوله کلماتیکه یافت از سر شکم بیان اختار مز يوجه اولياي دولت مخروج مقاصد نامدار را روزنامه بیدار هزار فضل آگاہ تدوین و آن مقاله که در شماره (٢٠) خود تحت عنوان تحقیق شیر و شقه قرداران افغانیه تقدیم و امتداد قوانین را بار نوشته بودید میبالید :- از انجا که ما پیرو رهای نمایان ملت ایم در اثر رواج یافتن قانون مشایع نموده و این بیش از یک سال است که بیخود دار از اند توجهات جناب لاشان جلالتماب اقا عبد القدوس نشیب نموده موضوعه و شرکتان شده ایم موضوعی و آقای مدیر حقیقت مآب تقدیس در باره مکرر خاطر نشان عموم علاقمندار ترقی دولت محسوب خود نموده و ار بعیبی جوایح که ما را بمه دادن قانون داریم صاحب نام ای محمد خود را باندازه مسبوق داریم ، زیرا ا یما مور باید با سائر موضوعات حشریه جز اند دیده چرا که ماده حیات دولت و قوام جا حکومت قانون یک مملکت است . ظلم اساسا درین حین مسئله تبلیغ محاسنات قانون نیست، تنها از حیث تجربه خود بخواهم خوا اولیای دولت را معطوف با سبابه قوانین نموده وضاحت او صاف قانون به علمی ، کنجه محصلا که مسلک این یگانه یم دور از وضائی است و انچه لازم است انرایقین مین شده در عمل خواستارست از فحوای نگارش آقای مدیر روز میر من است که یگانه وسیله دمیدن به عدلت حکام سه گانه وعلاقه داران که ذریعه پیراه این در حالت حاضره یافته --- page 448 --- (۱۸) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه را مصرح و وسیع تر قدم دیگر هم بر داریم به انجام حیات این همه نفوس متعدده را منتخب بنمایم یعنی بعد از وضع قوانین سپاریده باید در هر کام چهارگانه موصوفه از دست تسطیر بتواند جریان آن نیز انداخته شود. مجلس شورای دولت که ملت افغانستا ارکان اساس موسس آن ذات ملت خواه سیرت غازی الی الابد بر آمده میتواند وضع آن میکند و بمجلس عالی وزرای تفویض با امضا بپایه همایون موشح گردیده مستند برای اجرا به ابلاغ دار. پوشیده نیست که با تمام مساعی مطلوبت رعیت که فقط فطره وطن خواه حقیقی در اولین حقیقت و ایچاپ شدن همان طبعہ است فوائد قانون را تلائہ داران سرت لغتہ و زره کام سه گانه تیر باهیمی است که در نظم آباد بیان ارتباط بین حکومت و رعیت را تفویض است به صنف مذکوره اولیا هر اهل و عقاید دولت واجب است که چاکه علاقه داران را آشنایی وظیفه شان بسازند تا مواد مطلوبه قوانین را بالای عمیت جاری دارند همچنان رعیت را معرفی به تکلیف شان نمایند که حقوق ہر طبقہ تابان بوده ثمره عدالت سرتاسر مملکت را احاطه نماید برای تأثیرات این نیت واجب مقصد را حواله بید عارف کنیم کلی ملاحظه کرده خواهیم بود چرا که موقعه لازم بنظر بر میخورد ما ذکر از قدم سرا به ولین ارکا مجلس است اولیاء امور دولت از کثرت رفتار قوانین خواه در بطه جرائد مخصوصہ ہوائی آن باشد و خواه از تاسیس دوانت خانه مختص قوانین تیجا محلات خاک وطن عزیز را که از توسط انبا معارف باشند این اراده نورانی را انجام دھید از این رو پیش نهاد جریده ما در حالت حاضر نصی این پیش رو داشته باشد صورت سود در الخصوص از دولت متبوعه خود تمنا میکنید که چنانچه مستقیم مکانه فروش قوانین در دارالسلطنه کابل موجود است باید بر طبق آن همه شهرها افغانستا دوکان فروش قوانین نامه با همو وقت مفتوح باشد که شایقین خریداری نمایند. وضاحت دیگر اینکه اگرچه تا الحال قوانین موضوعه مقابس آن (۴) سال است که با عرصه جریان مانده است باز هم ابتدائی گفته میشود. بدیهی است که قوه تطبیقات قوانین که تقسیم اجزا کرده بامضای شاهنشاہی رسانیده بدست اہل اجرا که امراں توقے و حکام اعلی باشند داده میشود. ایشان دریک اجرا میدارند مگر بعض چیزها در محل اجرا در ولا و اطراف معلوم میشود که از قانون مانڈ نباشہ که موجب عرض امران ولایات بوزارت داخله کما شورای دولت لغرض ترتیب لایحه تقدیم میشود پس باید که امرائے دولت مرکز در وضاحت و توسیع این مواد جریان قانونی نیز میا بر مزید عطف توجه فرمایند که از حکا ہدایت قانون آن امورات دست بند نماند و یا اینکه مظنونین و مجرمین که بنزد قانون در ولایات پیشتر حاکمه شوند تا زمان برائی شان از مراجع ولایات در وزارت ها برای او را شرف بار و صلاحیت کار داده شود تا قوانین محترمه کمال شایستگی و دوستے از شرعت خود نماید :۔ حقیقت بقیت وظایف کنندگان ت شرد یرا با ملاطفت در اوائل زمستان آقای احمد رامخان خلف الصد اقبال به نسبت رنج و تکلیف که به مسافرت کابل متحمل شده بود. زکام و بلغم سینه و زرد در سر عاید شده مدت یک ماه سخت با آن ابتلا نموده کار ها عقب مانده بود خدا را شکر که بصحت کامل دست یافته به کار های روزمره عود نمود امید است پس ازین پرچہ حقیقت که چند پرچہ بعلت مذکور عقب افتادگی حاصل نموده بود از عقب یکدیگر چاپ و بشرف مطالعه خواننده گان بر رسد. حضرت امیر امان الله خان که درین اوقات در جلال آباد تشریف دارند چند روز قبل به واسطه زکام در تپ مبتلا شده بودند و نظر باطلاعات تلگرافی که اخیراً مواصلت نموده صحت کامل یافتہ اند. ہمہ رعایای افغانستان بالخصوص اعضای جريدة حقيقت بصحت ذات ہمایونی شکرانہ ہے درگاه باریتعالی بجا میآورند و از خداوند متعال مسألت میدارند که کامگاری و صحتمندی وجود مسعود پادشاه را پایدار داشته باشد. صحیفه ۳ کج قانون نامه شدن ان را به ن رهنمائی ت را به طبع و از دریچه ا کر میداد طرح مناط طر دارد مطبوعه أو معنى مملکت متبوعه ساوقی ل بردن نظر پاک من نور نظار فلم ای ندار دان را بر شته ت ہوا وم ت بحر --- page 449 --- شماره ۸ جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۶ مکتب حریه ریا بلدیه ناظرین اذعان علا نیکه وزارت حربیه بجهت دائر شدن یک مکتب حریه برای اخراج کو چکها ضابطین قطعات عسکریه نموده است قبلا مستحضر خواهند بود که در ان طلبہ را که حائز شھا ده فاغا از تحصیل دوره ابتدائیه بوده در عمر از ۱۸-۲۱ باشند برای تکمیل تعلیمات نظامی دعوت داده در زمان تحصیل که بمسال و شش ماه است برای شان از طرف مکتب البته طعامه نیز اعطا بعد از انتشار این اعلان اولین ذات بزرگواری یکعده از طلبہ نوجوان رشید را بر طبق شرائط بوزارت حربی از تشویقات و ترغیبات خود فرستاده ست آقای محترم محمد یونس خا رئیس بلدیہ کابل ست کہ وزارت حربیه ازین حسن معاونت شان اظهار امتنان و بر آوری و امثال شان در نا توفیق حدرنا عالیه را می نماید معاہدہ تجارتی ایطالیا ومتی بطور عارضی با مین حکومت ایطالیا و جربنی یک معاهده طی شده که تا تکمیل عهد نامه با بین مقر حکومت کن باز (۱۱) جنوری سالیه تجارت طرفین اغاز با فت - جارے خواهد بود. پروپا گند انگلیس کردستان رستار جراید قسطنطنه می نویسند که چند نفر متباعضی کہ محاظ ذکی بیگ آئین ذکی بیگ پاشی، مصطفی کمال با شا از جمله ایشان و در سلطنت سابق عثمانیہ رتبہ های افسری داشته اند و اکنون خاری از قلمرو ترکیه اموجودہ سکنا پذیر اند. با انگلیسر شمولیت ورزیده از مجلس اقوام در خواست کرده اند که در کردستان یک حکومت جدید های ترتیب بیا بده بے مجمع اقوام تا حال جواب ندارم و انگلیس میخواهد که شیخ محمود سلیمانیه را نیزیا شامل نماید، لیکن تا هنوز کامیاب نشده است ترقی میشکه در ایران اخبار المقطم حاکیست که مستعد بی بیداری حضرت اجل افخم آقای سردار سپاہ برای دائم ملت ایران این نتیجه بخشیده که حکومت این ناشر اکنون دارای (۸۰۰) ہزار سپاه عر صفت و مسلح بالات واسباب جدید است تبادل و نیز میدارد که دشمن در اذربایجان و خراسان قمت سخنر میر بالای باک در میکند ایم بی تائیر کیا ہے اور اتحاد مشوق جلال آبا در نمبر (۴۹) نشته دوما خویش تحت عنوان آرزوی کچوان مرکب خیالیهای ادبی و قلمی قانونی شکرا اند وی تقلیمی اقصا نمودم با اینکه سر تا سر آن مقاله یکشای بیختی حالی اسل تپلی داشت ما مخصوصاً ستون واغ و دو اسفحہ اولی نظر خود متقید ہمت اشراف قلمی عفت ادبی او م مل غار از نیک چشم رنج و مهربان خامه فرسایی شود. این او نصف خدمت آقا محمد بشیر خان یاد اور شویم تا و هوال و تحریری مقالات که در دریافت بدرست دوست و دشمن شده قدر نمی وقت نگار اند راج مقالات شانه والفافلیکہ ہا بشیر از راست فکر و ذکا و به تحر یر ا جبار خود دار هم دو بمعنی بیارای نقطہ انجان ہا کہ کہ دوستانش براورتی میتون متناسب هر معنی خد با حسن عروسی جمیل ملباس ها در آب سخن آتشی بر نگار په که گرد نفس شعلها هم کسی را در پیشه خود دعوی سد به که نطفش بغیر رده خویی من انشو سخن در ترازوی معنویت پیپ که مهره با طلای طرف بطرف --- page 450 --- حقايق علامه و شرائط این اخبار بفرار د ا رات علیا در کابل گز از نشر میشود و در همہ محا در بد پست ها طلالر میگردد. امور تحریریه بنکارند و حقیقیت ارسا و مقالا و اصل در اداره مانده جویدا در اند راج و اصل و عدم اننها از شن داد اشترا که بتوسط خزاین دولتی د بغور نقدی از همه جا قبلا در یا میشود حقیقت سال اول اکابل چهارشنبه ٧ حوت ١٣٠٣ ش غره شعبان ١٣٤٣ ق شماره (١٤) تایین اساس علم را زیر بر نکرد اسوده خالق دنیا را شور و سلام مینگذر که برین عالم انسانیت میخندد تیجه این شواشها و انقلابات چیست؟ عالم راچه آمال و ارزوی در طرف بخور شو نصحت میکشد؟ حق و عدالت ظلم و تعدی است کدام ایجاب ایجاد این انقلابات کتاب شده که عالم را بطرف نصحت میبرد انقلابات و بنضعت ، شورش جهانها هم دو ش زندگی بشرست، هیچ مورخ د کار ندارم نجواند بد و اتسیس شورش جه اوبین انقلابی در نایا مین کرده موجب دلی انرا خاطرنشان نموده اداورا این انسان، این بشر کینه و مجبوقت در کشاکش و نکرش تنازع حیاتی و بقانی بوده و خوابند بود که روز و سرام ارام نمیگذار دو همه وقت در طرف انقلاب و شورشها سوق داده و میدهد. تاریخ دنیای گذشته، خراب های دنیا، تبدیل ملوک سلاطین، اضمحلال طی و برومندی ملت دیگر یا نشانی میدهند و بخوبی یاد آور میکنند که این دل باهیچ وقت از انقلاب شورش سوده نبوده و بچکار و نه آسائش را ندیده است ! اگر برحسب اتفاق یا بضرورت یک نقطه یا سنگاهی جستجو خویش در مبدا سالہ بصوت مخموره به باید که او د کرد که آن تسائیش موقتی دان سنگول خالی یک شور شریع انقلابی همول شاکم، د در بر نداشته و چینه انکار عالی یک اتش انقلاب نهانی نبوده است بلکه همان آسایش موقتی و همان راحت آتی وهان سکون عامی نمائیش تاسیس و ایجاد یک بنگامه بزرگ یک شورشی بس مهیب بوده موجبات --- page 451 --- شمار (۸۴) جلالول جریده حقیقت کابل چهل ششم و اسباب از مادران موقع مهیا و فراهم میکنند. اروپا بر حسب صورت قبل از جنگ عمومی آرا، شمع آسایش نمایش داده و افکار ساده دلان سطحی جوی عموم را در دیگهای هوس پخته انتظار هیچو یک روز مقدسی میداشتند لکن افکار باز، و دیدۀ دور بین، این جنگا خانمان سوز گذار را باشکال بسی مهیب و صورتی بس مجیب پیش بینی کرده و خطر وقوع آن بوده بلکه اثرا در کمال سرعت تفاجیح حتمی مال و آرزو های یقینی و آمال حقیقی تصور میفرمود بلی واقع شد دلها را بریان دویدۀ نا را گریان کرد، کرور ها بد زنی بیسر و بپرتی بدر و آوار گشتند خانه با خراب شد، شهر با بغارت و نهب رفت، معابد و مساجد ها و کلیسا با طعمه آتش گردید ! آیا بشتر پس از آن همه فجایع جانسوز و آن طلفات رقت آور دست از انقلاب و شورش برداشته بطرف صلح و آسایش خواهد رفت ؟ آیا دیگر این انسان به برادری و مهر گردیده از کینه و عداوت بیزار گردیده یگانه جلال خواهد شود؟ تصور نباید کرد بلکه این جنگ دنیا را بطرف یک بد بختی بزرگتر و یک شورش زبس هولناک تر سوق داده گرگ انقلاب باشکلی بس مهیب با چنگالهای تند و سخت این بشر را دنبال کرده بطرف ہلاکت این رمه را خواهد کشید ! آری گرگ آرزو و آمال، ثروت، تقدم و سروری و حاکمیت بر دیگران بانچه های آهنین در دنبال این بشر با یک ہیئت بس زشت و بس مهیب بوده هیچوقت او را آسوده نخواهد گذارد عقربیت خونخوار سگ داری و اسبرین تو نگیری ہر گز نخواهد گذاشت این بشر روی آسایش باند دمی از چنگال آن چین بار کلمہ حق و عدالت غبار مروت از مخیلات مظلوم و از افکار بیچارگان ہر گز در خارج صورت ندشته جز یک فکر موہومی بیش خواهان ملل بیچاره و مظلوم مشرقی صبحو را که باین حقایق مقدس و این معانی عالی خواهند رسید نهضتهایی شورش و انقلاب سبب میشود که لکن دست قوی و توانا ملل مغربی بین آنها را بطرف مرگ کشید که نخواهد گذشت باین آمال و آند و نائل شده بین حقایق را درک کنند جمالطور که امعلوم ملل مشرقی زمین باین مرام مقدس روز و شدار و تو اگر بآدینه هم آرزو ثروت و اقتدار را از شدت دلبستی دست از معشوق خود بر مجال است شورشها جهانی و دنیا انقلابها عمرو حاد بنهانا ثمره همان آهنگهای مخالف و نتیجه همان دو آرزوی متضادیست قومی ثروت میخواهد ، عشقی توانگری او را هر گونه ظلمی باز داشته از پیچ نشناخت دهی شرم نکرده معشوق خود را با همه طایفه ها هم خوان این بشر و این انسان آیا پس از این همه شورشهای پس ازین بدبختیها روزی روی سعادت و آزادی را خواهد دید؟ یعنی آیا میشو دمیلها و آرزو ها تعدیل شود تا انه بتواند در سایه عدالت و حقانیت یکروزی زندگی کند این حقیقت روشن را درک کنند اگر چه این سیان بقدری غامض و باندازۀ مشکل است که طرفین با (قبیبت یا منفی) کتابها لازم دارد تا گفته شود و ابدا این ورق پاره ، قابل و لایق دنیا است معاذ این مسئله مشکل نیست لکن بقد را مکان نوین این ورق پاره این مقصد مهم را شگافته را حل این معماء مشکل را میگوئیم شاید افکار باز و عقول بقدر حدس مهم را در آن بطرفی را خود خنا خود قرار همه وقایع این دنیا تمام مسائل عظیم و برای و ہر شیئیکه محول نقش بر شیئه است اقتصادی و توانائی بشر افزوده بهتر است این برد و در ویر جاہل بیداد بگیرد نیست تا از حتی تو اشیاد ای مے تادان بیجا پد الله --- page 452 --- (۱۲) جلالة ولی جریده حقیقت کابل چکامه سینه خوش روزی اطعمی برملت دیگر نتیجه و ثمره ظلم است با د بیداری و اتحاد نتیجه علم است حالی مقهور بدست نادان بارکش است با چرا گرفتار یک مشت اروپائی مورد حمله زون و بیگانه است غافل بیست کرور ملت سلام برای چیزی قوی در مقابل محکوم است - بر طعمی گرفتار دست یک عده معدود دارای رتبه معاونت و علم شود البته هستند برای آنکه جاهل اند و جاهل گروه فخار ظالم اسوده شده روی ناتوانست ، ای ظالم تو بیدار باش کوست مایش را خوابد دید هر وقت نائم انتقام بر آید، نگذار ناحق تو پا مال شود بیدار شود هر روز یکه نور علم سراسر جهان را تا کی خوابی ؟ تا کی در جهالتی بس است ایارین برو عفریت جهل که ملازم با ظلم است انقلابات و شورشهای پیاپی دنیا ترا بحقوق است و نابود خواهد شد! نی دنیای افغان خود آگاه نکرده آیا در ش حیرت نمیگیری روز جهل کناره نکردی بی شتی سرمایه داران جهانی نفاق نیست - روز خلاف و اخلاق مفاهم خود را از دست نخواهند زان با هم از جهل تو بسته است چه بگوید و چه احال دانی دی شوی ولی اشعاریست که انه مدرسه شمس الاسلام بمهانه ماری پشاور بتوسط آقای محترم محمد عثمان افندی ارکان حرید سراج الاخبار افغانیه ارسال پوست افغان ها گردیده است مسلمانه داسلامه مرور شوی ولی سره د عقله لیونی پخری نو سو شوی ولی یاد الله مرسون و مستی کښ څه فضا ولیده داته په لسمه ذا بلیس لعین کا فر شوی ولی بجا نكن كړياي رسول وإلى امت امتی داسی بی پتمند داسی بیغبر شوی ولی رونبی سوله به غروی په قیامت کښ رحمان ستاد جان غم به محجن خویی پرشوی ولی په افغان چه رائرو نياز کوی نبي ستاد پاره داسی ستو مانده په فرمان دی افسر شوی ولی هغه بوستان چه به سوسن و د لا لوی و پینو داند دشمن او پاره هرسجر شوی ولی (۱) چترالین (۲) شدى هرا (۳) دیوانه کوه (۴) دیدی (۵) فریب (۶) بالاده دزین (۷) خواب --- page 453 --- شماره (۸۵) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل چهارشنبه ۸ حوت (۱۰) خود میدانستی (۱۱) بسیار (۱۲) تاریکی سیاه) (۱۳) رشت (۱۴) سرگرانی) (۱۵) فیل - خاک (۱۶) پشتکی (۱۷) الآخار درمی) (۱۸) در پشت (۱۹) نرم شکم (۲۰) برگز (۲۱) اصلاح کنندۀ) دیگران + زخم (۲۲) بی نیازی ) (۲۳) گرفته) (۲۴) همراه آنها (۲۵) شیر (۲۶) روبه (۲۷) پدرتر (۲۸) پشت (۲۹) می بردی) (۳۰) گشتن ـ (۳۱) کلان ـ می پنداشتی) (۳۲) کاپی (۳۳) دلاور (۳۴) خانه (۳۵) کفا نستی) (۳۶) سگ) (۳۷) میدیدم) (۳۸) سرداپسر) دل (۳۹) برآمدیگی) (۴۰) بی خبران) مَر و مِی عزّت په دِ اسلام تا خپل عزت گنلّو تر په دنیا کبر دِ اسلام کری د سرون قطار تور لاتیار په دِ جهالت په تا اسلام کِرگِر نِوا همیشه بد نه وی مساوت درح سّت دِپاسه ستابە نور چا پلتی مداه ولِ خپل وجود پاسه محال ده بیګا لادبل غلام نه کېدو نا کسر سَرِی تاد دنیا مِومَر نول سر په خلا کړی پردی تا په دافِسرو په کوتر مرهم مدام لگول ستاپه دُشمن وه هغه کس حتدِ اسلام وه دشمن هغه اقوام چه وو رسول په بنیښی نیولی مَ و مِی هر کِلا وی د میدان خوارو دسخ نه وو تا د دُنیا ملکو نه ټول وه په تدبیر ترلّی تا د د پلار قِیکہ میراث عِلم وهنزم ولول مر و مِی بی کاره کری دتاله تالور عیب گنلّو تا خُوخپله چه دَ کّي مِحال په کافرو نکرلّه مَ و مِی تا داغ په شَ زل وی جذبه گنلّو مر و مِی خورا لنّدوَنگّتان په کورتر تا چه قرآن مسلم په خِوالله بر محمودَ ی ت مَ ومِی مینه تر و تا ر یه هوسا مِ لید لی داننگ چا م مسلمانجان تدکور مِه ځاڼ اُس سودا کری دِ اسلام دمال وسری واره اُس د په پوږ لا کین کلیل دی اشتر شِوی واره داسې د قرانین نه بدل بختہ کور کوشوی وا اُس لعنتی لکه هاتی خاورا په سرشوی وا اُس بل پیتی په شاگُدیی گا وخر شوی وا د سر دنمن له سپک دِ بل تر شوی وا دانه بدخواہ داسی د قوم و برادر شوی وا داغ د د سور عنز پر دسرگ وتر نترشوی وا دانه دنمن ځرح اسلام برادر شوی واره نن د عَروسره آشنا اشیر وشکر شوی واره اسّ قِید مه په شام هم زیاتوره او تر شۆی وا داسې بی پندَ لّه خپل مال و دو فترشوی وا داسې مجال اسې بی علم بے ہنر شوی وارہ اسّ بی کاره یی دَ خپل کاثر لائق سرشوی اُس دخپل د سور عِزیز په حالتے شکرشوی وا اُس د هم عیب هوز ضَافا عمل حصہ شیر وا ترمسلما دطمعون غریونز بر شوی واره تا چه قر بی ځی ځر ی نِشِ سکرشوی وا دانه خادم داسی غوځ دز لبه شرشوی وا مَ و مِی اشنا وی خِخوانه دی توسری وا --- page 454 --- ترخ ششماهی قوت نام مقامات قیمت بپہ کابل رباپیہ سالیا ی ولی در دالسلطنت کابل ۵ ۵ ی ولی داخله افغانستان ۶ ۱۱ ہمالک خارجه ۱۵ ۸ ی ولی قیمت یکشماره ۱۱ ۲۰ ی ولی برائے سادات از سادات ی ولی کر دالیه معاف است برای مکاتبان د سنجان پنجاہ فی صدا مروعات برائے استا و شرق ی ولی قیمت یک شماره عداً یک کرس قواعد جریده این اخبار بصورت ایام حسین دایکمرتبه بعد سر سود و بدیگر مقامات دہم بدست شخصاً ارسال میکردد . امور تحریریه به نگارنده حقیقت ارسال مقالات واصله را دارہ مانده حقیقت ۱۳۰۳ جریده در ادراج و اصلاح وعدم آن ازاد است اتراک بواسطه خزائن دولتی صورت نقدی از همه جا قبلا دریافت بران دین کشککی جلد اول کابل شنبه (۱۰) حوت ۱۳۰۳ ش ۴ شعبان ۱۳۴۳ق شماره (۸۵) تبریک سال هفتمین جلوس شهریاری حقیقت ، با دلی مملو از صداقت ، از طرف خویش کافۀ ناظرین ارادت کیش خویش این جشن جلوس حمیت مانوس اعلیحضرت محبوب القلوب خودها را تهنیت گویان، ترقیات وافره تعالیات متکاثره را برای ملت و مملکت و دولت افغانستان بسلامتی وجود مسعود اعلیحضرت امیر امان اللہ خان خواستار و دعا میکند. تا بود روانه خورشید با فرشه بت شمع اقبالت چراغ افروز هر گرگا باد! بر سر میدان ہستی از بلندیهای بخت دست دوان در رکاب دولتون یا باد . در بہارستان عشرت خانه تون ایرا رو خورشید چگو شهرت دلخواه باد . رو هر جانب کہ آرمی میان بزم بزم صد هزارت بلبل من عما القا باد. --- page 455 --- شماره (۱۵) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۱۰) حوت تصرفات شان بموجب تحسین محرر وافرین ناظران آرزوی یک جوان نوی است مانند آزادی بکوشش با برجسته او پیش تا اخد جله تقدیراین مدیر مدیر صاحب محترم نیز خان ختم است و بس این کار از تو آید و مردان چنین کنند - اگر این (از مقالات وارده اداری) از بام نمودن تحریر با خرقات العظام خود و آرا بخوبی ؟ اختراج بطریق یونان ازقانون چون آرزوی یک جوان را در اتحاد شرقی خواندم تصور کردم که تقریباً همین مضمون را در ضمیمه ژویکیمیا بر طبق معاهده لوزان که دران مبادله آبادی یونانی یکی از جراید محترم ایرانی خوانده ام خواستم تبعه ترکیه بونان مرقوم است درین ایام ترکیه الیوم بستجویش وانمایم لکن این تفکر مانعم شد که چون عموم که در سال ۱۹۱۹ عیسوی بقسطنطنیه اقامت گزیده اهل جرائد در پی اصلاح ملت و مملکت اند ممکن است بودند تا او بگا صبح ۳۱ جنوری بتوسط دسته از مامورین که افکار میکنان درین زمینه متحد دلو و بر حسب اتفاق حکومتی از کلش معزز انه کشیده از سرحد ترکیه اخران شدند یک مضمون بالفاظ متغائره جرائد متکاثر برآید ازین قضیه مشروحه در سرحدیونان یک هیجان دین این عقیده حقیقت برین مضمون شایع شد و بی پایانی حکمفرما بود و کبر اطرو هنگت بر خلاف این بر سیم زدن این خیالها تم گردیده دست تحقیق مجد اندیکه و این طرز عمل ترکیه را مخالف معاهده لوزان شهده جهته مطالعه آنرا فراهم آورده بودم کشادم بعد از تفتیش اروپانیز صدای آزاد خوانه شاترارسانده مزید نظرم بر شماره (۳) آفتاب شرق شعبه اقدس ترکیه نیز بر دست داده از انقطاع تعلقات منتشره (۲۴) عقرب (۱۳۰۳) افتاد که در اوال سفارتش ترکان را ترسانیده است ترکیه عینا همین مضمون صفحه ۱۹۱۲ اتحاد شرقی مرقوم بوده خودش عینا تمعین معاهده لوزان عقیده دارد و در آن بر خلاف اراکین دولت فر تا ملت چنانچه عادت نمی دهد درین دوست و یا زدن بی محل ترکیه را از جرائد ایرانی است کلمات شد یه مرقوم آمده بود هر حکومت در اجرات داخله مملکت پیش هر طریقه بعدا اتحاد شرقی را خواندم دیدم که وی بقول حقیقت اقداما ورزد . ما ابداً بودن این چنین پیش بیها آن مضمون را که از روی عبارت و نزاکت الطافت که بر خلاف منافع مان مخفیانه عملیات نماید در سلک یک مضمون از بس شیرین بود یک عیبا بمعنی و معانی پذیرفته نمی توانیم بس است که در از منه سابقه از امور و مقاصد ا با افترا و تحویل و تحریف داده بود لهذا بنظر پیشوایان مذهبی ار و پانیز نقصان خریده ایم قلع سرقت ادبی مدیر اتحاد شرقی با هم یاد آور شویم که دانتیه هنگام بخارا جرائد انگلیس درین ایام از زبان حتی الامکان سرقته با جرائد خود را از قلم خویش نگاشته مضامین مخبرین خویش مینویسند که در اطراف آن از شکل خویش نمایندو اگر بخیول از دیگری مینویسد بخارا در بین مدت خواه آن انجا و افواج روسیه یک حتا بالاستثنی دران تصرفات بیجا ننموده حواله او را بدهند شدید نبرد کار آمده اولاً مردمان کارمی و این و باز اگر لا بد خواست باشند که تصرفی دران بنمایند لازما که را از کار انداخته متعاقباً عده اعظم رقمیه به یکایند --- page 456 --- شماره (۱۸) جلد اول بحر و حجاز می گویند بمرض تپایبند جده افراج و لسعود حمله نموده عنقریب تصرف مینوید. امیرالمومنین شریف مکه فقط جانب خشکه شهر کجا خاردار نوانسته لغد و برا که در خزانه داشته از ان یک قطره بجنگي و علمداری از انکایزیه او غزه درین ایام بیام غره مراسلی پیه کشت و گذار دارد . امیر علی مراسلی را بنام تاه مکه نوپته چه از کوهها افگنده در ان مرقوم داشته است که باید مل برای تبغه نمود مکه چند نفری را اختیار کنند از قراین پیه الام میشود م ام ار قوانت مربی اگر چه پایش عسکر ابن سعود است اما آنکه اکر تسکین میمحد نقد آبدر نجازی مراهم جولی کی از شکنکی توقع اگر چه در نتواند سپر نام کند } قانون ال آن قوانین غیر منصفانه که حکومت بال بنام قانون جدید تسوید نمود. بود اما با نگیر لموقع بكار بر آمدنی افتاد استاد لکی کی ان کی اور تعویق بیا و فرسندی از جان رمیدار از نظر ایات که یه میکند نی وزیره بدیو نام بدکار ۔ در لاقاتهات مختلف بهت معاش جهاز با ابن سعود مذاکره ها کثیر نموده بود آخرین اواز وی گرفتیم تجویز حضور اور امیر مکه الدین بن العلی سمی غزه دیدند ولی بقیام حکومت امیر که رضا مند و متحمل امیر علی برا ادر یکین بر ضرور می نظارند برای مقاصدت با خلافت مرکز به آماده و بر این شیران مذهبی در ار و پنه نظر نفرت نمی پیندارند. باید بگذارند که پوسته عرب در دیار اسلام و غر مقاصه ابن سعود بسر شومیت و ند سندی بی املی که یر امام محول مانده است. امیر علی کو یاد تیجه شما مرار حضا بامارت قبول نکنید رفتن جده و مذاکرات تان با ابن سعود یا ممکن است. انتظار تصدیقات کافی میکشیم! محمره سرحد ایران بفضل تعالی غائله محمره خوزستان از توجهات و تطمیات حضرت اشرف رئیس الوزا ایران موقعه الفتد آقای امیر المؤمنین از طرف حکومت ایران حکمران محمره مقرر گردیدی تر حقیقت کار قونسلگری افغانی در مرو مرویکه در خاک و ترکمیته ایک موقع با می است و مقرر بود که قونسلگری افغان در آنجا داند چندی قبل آقای غلام جیلانی خان که در قدوس کا بل تحصیل کرد و ترجیین بوزارت خارجہ سابقه بود حیث قونسلگری در مرو شرف تقرر پیدا نمود. ندی المحررده پس از تهیه قونسل خانه لواه افتخان افغانی را د مرو برافراشته یمتر که در احتفال رو زیر افراشتن لواه قونسلگری حصور داشت گذارشات آن روز را چنین مینویسد : روز دو شنبه (۹) قوس ، او گرگوم اسپان گوم، حکران و یک ناحیه، با سایر مامورین و اخره مروکه بالغ بر در ، و نفر میشدند و د اتصقاں ، با کلماتی و بخار آئی و نماینده و اعضای نمایندگی دولت علیه ایران و کلانتون کان معیت معتباق مقیم مرو، باعت هم به روز مذکور در قونسلگری افغانی تقریب برافراشتن لو افغانی از طرف آقا غلام جیلانی خان قونسل عورت شدند نیز عموم افغانها که در آنجا بود ر بایک جهان شوق و شغف حاضر این محفل سرور و افتخار گردیده بودند یکدسته موزیکه نظامی م تهیه دیده شد بود، به ساعت ۴ حضرات مدعوین با کمال فرح دوستو چون کلیه حضور بیجمع آمدند آقا قونسل با عده از معاریف بالا بام رفتند و کوا افغانی را بر افراشته و حسب موقع نطقی هم ایرام نمودند جواب ایشان رئیس ، اسپالوم که خودش ترکمن و نیز حکم داو گرگوم ، میباشد اظهارات دوستانه نمود، در همین موقع که لواه افراشته دسرود آن در تموج آمد ، موزیکہ با لحن خوش آهنگ سرودن آغاز کرد و صدد آکف و نهاب مسرت باطله شادمانی مغیر بنا خوشنودی براوران افغانی فضا را پیچانید و کیفیت مجلی تشکیل یافت بعد اتعارف مونا حا مرین روی کرسی با و فرش با آرام گرفته منگوبا مجمت گردیدند. پس از صرف شام رئیس (او کرگوم نطق رابح بتشکر از پذیرائی هثیت قونسلگری از ایشان و تبریک این روز مسعود ایراد نمودند و حاظر من مرخص گردیدند. (اسلامی) --- page 457 --- نمره (۸۵) جلد پنجم سراج الاخبار افغانیه کابل سنه (۱۰) د جهالت په سبب د قوم زوالیده اشعارت که در مدح شیخ الاسلام بهانه (؟) در پشاور توسط آقای محمد غزنویان بس خان حریری قومیه باداره مامور است ما چنی خوند کری خلک د خپلہ دور ان ولیدہ چہ نہ وی م پلا سر د پچنکہ مشرت گی لو لیدا دغه تأثیر د جعلی سر امعلومیکی داسی ځکه مشفق م د دنيا په سود و زیان ولیدا شوی دریا نو جلوی د لامبو چل نه ویر بږی دجهالت په سبب غرق م ټول جهان ولیدا ظاهر موس وی دقرآن جه احکام آوری د غوره پکښ پابند م دستراح تمام افغان ولیدا دلیل ی در خلیل نه د آیا ریش کا دو داسی هم نین په دا اُمت کی قول ان ولیدا قارون چه غرق شو دانی ویل چه مال می پاکشتی اوس هم کو یا په دُونیا سر غنیان ولیدا شافی د کل امراض دی او در نخمونگ عقیده راسخ ما په عقید و کښی داکتران ولیدا دخدا بلاد کښ یو پیسه لکول عامر شی ورته په نفسانی خواهش م تول مبذلان ولیدا به توشه هر مکد به دل سر دی غوږی لګول ددین په کار کښی هم بي شنگه مسلمان ولیدا عجل مکابج انصاف عجب مخلوق شپږانی پولی صادق به نو مړکښ تک م هر انسان ولیدا ظاهر خود بین خوظاهر کوری دلراندی فکونه کا په فریبی لباس عظم دشیطان ولیدا نعت وصفت یی د رسول په زړو بدلګوږی ظاهر امیل م دتسبو په لاس دشیخان ولیدا نرج ملا فضل واحد فکر کومه چومره ؟ په داسی حال کښی هم افغان تیرول کران ولیدا (۱) چنکو (۲) پس چابود (۳) این (۴) کشتی (۵) می براند و مجازاً آب اندی مرادش معلوم نیست (۶) می شنود بگوش (۷) انچه گوید؟ (۸) عقیده (۹) صرف کردن (۱۰) بياسيا چرا بدين سراء دیگران خود را گوشت سرخ می رساند (یعنی چنگه بدل میکند) (۱۱) ریش تحر یک (۱۲) گوشهایش برای تو رو (۱۳) تسبیح (۱۳) برقدر (۱۵) افغان گذشتاندن را سخت دیدم . --- page 458 --- قواعد وضوابط : - این اخبار بغير از ایام تعطیل در کابل ہر هفته نشر میشود درجایکه نظام در ہر پست متصل دار سال میگردد امور تحریریه مکارند شخصت ارشاد مقالات واصل در اداره اند مجریات او را ندارند درج و اخبار و عدم انتشارش در ادات اشتراک بتوسط خزاین دولتی و بصورت تاکنا از هر جا قبول و برافیت میشود د نگارنده ی عین الدین حسن خانی سیراج الاخبار در این است شرع اشتراک : - قیمت بروق پول تفصیل مفاها ۶ ماهه سالانه کابل داخل ہ ۱۰ داخله افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ فرواد مفراء ۱ " اگهی از شانو اعلان المیه هفت بجرانه مگارام ملی خانها تناول ایواب اسلامی و نشر سنگ بزار محو از نیگران بود سراج الاخبار افغانیه ۱۳۰۳ جلد اول کابل دوشنبه ۱۲ حوت ۱۳۰۳ ش ۶ شعبان ۱۳۴۲ ق شمار ( ۸۶ ) سایر موزیم موزیم که قبلاً از افتتاح آن اطلاعی داده شده تا درین روز ہا برای مطالعہ با ذوق شوق کشاد کشته و بان قرار ذیل اعلان شده است بر ناظر و قاطبة قارئین کرام ظاهر و هو یدا که بهترین وسیله اعلا و ارتقای ملی ، اخلاقی ، و صناعی یک ملت او صحیح آن ملت میباشد هم باعث حفظ شعائر مذهبی و ملی قوم بابت دروا پاکنندگان آن قوم بوده و هست تاریخ نگار اثار سلف را برای اخلاف ان ظاهر کرده آئینه اعمال وان او لاد و احفاد آتیه خود شده میتواند . چنانچه امروز ضما نینکه از تاریخ عالم انسانیت بر ایا گردید نسبت تمام مفاد یکه از دیگر مباحث و مضامین عملیات ظاہر شد ارجح واوضح است ازین رو صدرا و طبع تواریخ عالم دو چیز قرار داده اند ( اول ) روایات (دوم) اثار یکه از اقوام مانده باشد. آثار باقیه قوام تا هم روایا تاریخی را متبعه و تبوت ساخته و میسازد ازین باعث گفته میتوانم آثارا بقیه قومیا یک ملت با تمام عالم بشریت بهترین مبدء ومنت تاریخ است. چنانچہ تمام اقوام مترقی عالم باین مسأله تسلیم شد شمر یہ اناث و تاریخیه را تشکیل داده بنام ( موزیم ، مشهور ساخته ، در عهدیده از توجهات مجدانه رواه بدست پروری شخصیه شهریار مجاهد غازی امان الله خان در مملکت عابدین افغانستان پرور دارا عرفانی دائر شده هیئت حکومت خانه ترقیات عالم با هم تا و طن توجه و مساعی فرمود علاوه از دیگر سنا عرفانی مؤسسلاً موزیم تشکیل و افتتاح گردید. دالا میخواهیم که حسب اعلان ہذا حفر ایکه نسبت بحسنا به ، و مطالعه آثار تاریخیه مملکت شوق و ذوق دشته بشرایط ذیل بروز جمعینه اداره مو زیم را به تشریف آوری خواننده ممنون سازند : موزیم در کونی باغچه داخل ارگ معلی تاسیس شده است. هر کس بدون موانع بروز ہا ذیل با قید تادی قیمت تکت ان تشریف آورده میتواند ....... ( شرائط ) ....... در زمستان - در تابستا شنبه : - از ساعت (۱) الی ۵ - از ساعت ۲ الی ۶ یکشنبه : - " " " " " " جمعه : - بیه بیه " " " " --- page 459 --- (16) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه 1 حوت 13[ILL] امتحان مکتب قضات مکتوبی از مدیریت دارالمعلمین و قضات باداره ما موصول شد و مشعر است که: چند ماه قبل ازین عده از متعلمین قضاة بتوسط جناب ع، ص، معین صاحب وزارت جلیله عدلیه علیا در شماره واسطے شهادت نامه گردیده بنجابات دولت مقرر گردیدند. چون درین (برج دلو) امتحان صنف دوم دارالقضاة از پروغرام جدید مجوزہ انجمن وزارت معارف گرفته شد ده نفر طلبه فارغ التحصیل گردیدند که شهادت نامه ہا برا شان داده شده ۔ لہذا خلاصه کیفیت امتحان مذکور تحریر شد تا موجب تشویق و ترغیب سائر طلبه معارف گردد چنکه قبل برین بقرار حکمنامه وزارت معارف از ریاست محترمه مجلس عالی شورای دولت صداقت نشان ف مولوی محمد ابراهیم کاموی مؤلف فتاوی بائیه قاضی محکمه تمییز مامورین شورای دولت که یکی از علمای منتخبه مجلس عالی لوئی جرگه میباشند برای امتحان متعلمین قضاة درخواست شدند: بهمان بود که معزی الیه حسب اجازہ ع ، ج ، رئیس صاحب شورای دول تشریف فرمای دارالمعلمین گردیده بگذعیت مناسب که از صفات خاصه ممتحن عقائد کو رشمردہ میشد بیجمله طلبه ملاقات فرموده برای هرکدام مصافحه و خوش کلامی و حسن اخلاقی ظاہر کر دہ نتقر مختصراتی رابیان فرمودند ! بند حسب انتخاب انجمن وزارت معارف برای معلومات و ظہور نتیجه تحصیل شما بان بصفت ممتحنم سرافراز شده در مکتب شما حاضر گردیده بیم خدمت گذاری خدمت امتحان را ایفا خواہم نمو لازم که شما در ادایی امتحان ہیچ خوف و وجات بخود راه ندهید، بلکہ جسارت و دلاوری در جواب سوالات امتحان ابراز و اظہار نمائید ریست تا در نمبر ہای خود کامیاب شوید نیکنامی دنیا و دوست و آخرت را بر خود حاصل کنید و شهادت دهم میا نامه ها فارغ التحصیلی خود را گرفته بقیه عمر خود را در راهی سه خدمات قضاة و تدریس و تألیف و تصنیفی که فرائض ده تر به و لازمہ ہر فرد اسلامی میباشد اشتغال میدارید تردع روز بروز در حصول ترقیات و تعالیات دین بالاخر و دولت خود کوشان باشید، و در حق پادشاه نشروا اسلام دعاکنید کہ اللہ تبارک و تعالی دوو مسعو رفت چنین پادشاہ ترقی خواہ را که برای تحصیل اولاد یگرمه معنوی خود اینچنین انتظامات کافیہ و لوازمات مهام أ شافیه و هدایات وافیه مقرر و منظور فرموده اند برداشت بعد از اختتام نطق مذکور افتتاح امتحان صبح آرا نموده کتاب داخل و خارج و تقسیم اوقات و درق گر نصاب تعلیمیه و حاضری طلبه و تعداد را بندہ مشوق ال ملاحظه آن با متحمان مضمون خواندگی معلم کیه معلم ہمان مضمون را آغاز فرمودند حسب این شا طالب و نظر بملاحظه قوه علمی او نمبر ها و جدول علیحدہ قید و ثبت کردہ تا بچہار روز مصروف خدمت مذکور بودند الحمد لله طلبه صنف : کہ 9 نفر بودند کاملاً کامیاب گردیدند. ترقی زبان انگلیسی در حالت موجوده (17) کرور نفوس زیا انگلیسی سخن میگویند و بالفاظ دیگر پ حصه انسانیت واقف زبان مذکور ہست الد ہر قدر جرائد و رسائلیکه شایع میشود نصف از بزبان انگلیسی نشر مییابد. و نیز تقریباً به حصه خطوط و پارسل ہا و کتابت زبان انگرن استعمال کردہ میشود تقریباً بعد از پنجاہ سالہ محنت و مشق صالحهانه و تحقیقات و تفتیشات واسعه کتاب --- page 460 --- (۸) جلد اول جریدهٔ حقیقیت کابل دوشنبه ۷ حوت (مسی به اکسفورد نگلش دکشنری) بنام نکیل مری لیو نارد ، مهتم اعلیٰ طبعه دارالعلوم اکسفورد بر میآید؛ که جمعیت للسان در سنه ۱۸۵۷ مّی مواد ضروریه یک لغت انگریزی که نویس و بسیط ترین لغات باشد رع نموده تا سنه کار آن سرد مانده بود ن اخیره (کلاریندن پریس) انتظام و اهتمام تر و اشاعت لغت مذکور را بعهدهٔ خود ت در سنه ۱۸۸۸ سرجیمس - اے - ایچ - مری ر سادمین همکار خویش بطور مستقل مصرف مام آن شده برای نشر ربع و توزیع ین مثال تا یی منعقد گذشته و حصه ن آن هزار ها جلد تصنیفات و تالیفات ثی گردانی نموده و تا سنه ۱۹۱۳ (۳۹۴۳) کاپی تسویید یافته بود ، که هر کدام بیحی بجد دیگری گذشته شود طول آن تقریباً (۶۰) میل وسطر های آن باندازه طول و عرض چاپ نایپ (۴۴۴۶۳۲۰۴) سطر است که اگر سطر های مذکور مترادف و متصل قیاس شود یک نوشته بطول (۱۶۶) میل از ان ساخته میشود تعداد حروف آن تا سنه مذکوره بعد از استثنای رموز واوقاف (۱۹۰۸۳۲۹۲) بودند . (طلیع افغان) انتظار بکویف جشن جلوس تیار ها حقیقت را نسبت بود و دستی جشن جب است مانوس اعلیحضرت معظم غازیامان، ناظرین عالیات حقلا خوانده لکن بنا بر بعضی وجوه تا هنو ز مقدور نشد ایم که طق ارادت نیا کدورت دیجه ممانعت و جوا به دات جہانیانی را نمودہ این سفوا خا پر عرایض صدقانه فیندہ ملت ، و جوا به عاطفت قرینه ذاتشاه را بمالعت در اخبار خویش انده شکایت از جفای پیر ذرسنا و انتظار بقدوم بهار نا از طبع ادیب امجد ا قای میرزا شیر احمد خان کجائی ای بهار وح افزا ز خواب ناز چشم خویش بکشا ببین کز دست زسرمای زمستان چه جورست و ستم بر حال ما یا سپہ سالار برد از تهه یری علا افراخته در ملک گیری سپاہ برف وریخ از چار اطراف کشیده صف پی تسخیر اکناف رسیده لشکر بادش ز دنبال که عالم را کند یکباره پامال عنان کرده بیدان تیز آهنگ که با من کیست کاید در صف جنگ بفرمانش حیا و انداخته برف که اطاقت گریش اور زتاد حرف بسی از پهلوانان بیان گرد کنه بر برف شد جایقاشان سرد زد یگر سو بہین افواج یخ را گرفته چار جانب کوه و شیخ را بروی خلق کردندش مسدود ز حال یکدیگر کس نیست آگاه حصاری کرده مردم را یکبار بسان نقطه اندر خط پرکار معاذ الله ازین طغیانے برد که کس را نیست با او تا بعد رد زعیم این همہ افواج جانکار همی بینیم شیرا نما چو رو باه --- page 461 --- شماره (۱۶) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ۱۴ لشکرت فاحش از دمی خورده مفرم شده راه گریز اکثری گم نشست شاه سر ما بر سر تخت زکینی کرده گرما را برون رخت بچارم آسمان خورشید تابان از وکشیده ببرج جدی پنهان وزانجا سوی دلو او را گریزیست هنوزش آقطرف جولان تیزیست زخوف قہر مان سرد دسته را که یارب باد گم از روی دنیا بگویم حال اہل دهر چون است جگرها از جفا کاریش خون است درون خانه از بیمش پناپے بسان مرغ کرده بیضا پے برون نبود کسی را تاب رفتن شده گلزار مردمی گنج گلخن کسی در تابه خانه جا گرفته کسی در صندلی ماه اگر فنه کسی برده پناه خود بآتش کسی از بی ہنری مانده مشویش یکی را پوستین افتاده بر دوش یکی کرکی چوبگر گ دراره در آغوش کسی را بسته با لین سمور است کسی را خوابگه گنج تنور است کسی چون من حریف راه تلبیس بظاهر حق بموده قلب ابلیس غرض کزظلم سرمای جہانسوز بتاراجی رسیده دهر امروز ابدا از نیاید در ملک اے محال است ارعطایم زندهگانی بیا را جان مشتاقان فدایت زمستان ای تدر خاک بایت تو تاکی شبستان مدهوش خوابی چرا غافل زمال شیخ و شابی دمی بیدار شو بخیرام اثر ناز بروی ادبیارم عیار باز بیاد خاک خود را از زمستان جزو ریشه خود باز بستان زمستان کیست تا گردد جہانگیر بیاد انتقام ما از و گید جہانگیری تر از یبد که شاہی چو من ببرین نوایا ترا میناہی بیاد کن تماشای وطن را ببین گلزار و بستان و چمن را چنان بشمرده کر دیش زستان که آثاری نیابی در گلستان ببین سرسبزی اشجار تو - کو؟ عروسان تو در گلزار تو - کو؟ بگلشن نیست از بلبل نشانه گرفته بوم در وی آشیانه زمستان و ہزاران محنت و رنج تو لے وصد جهان عشرت و گنج زمستانرا حدث شکل نحس معیوب تو نے چون شاهد اقبال مرغوب زمستان ملک را افسرده سازد زمین و کوه راچون مرده سازد زتو ہر چیز یابد زندگانی زتو بار ست عیش کامرانی بگفتی چونکه نام تو بہار است جہانرا بہره از تو بیشمار است شجر قیمت از تو دارد زرع دیسجا تو ئی سرمایه انواع اثمار تو ئی قلب حیات جمله مردم مبادا پر تو تو از جهان کم نوشت این نامه شیر احمد چویت که جانش خسته اندر آرزویت --- page 462 --- قیمت اشتراک این است. قیمت به روپیه کابلی تفصیل مقامات ششماهه سالیانه دارالسلطنه کابل ۵ ۹ اطراف افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجه ۸ ۱۵ وزراء و سفراء ۱۱ ۲۰ اشتراک از سائط از سادات علماء وطلبه سنت از مامور شاه و دکانداران تا دار اعلاها استاد و غیره قیمت بختیار مخواه نیمی آوه آداب نگارش و شرایط اشتراک این اخبار بفرار الایام طبع کابل گردیده نشر میشود و هر که مقاله در هر پست مضمونی میگردد امور تحریریه بکارنده حقیقت ارسال و مکاتیب و اصله در اداره مانده میشه در انداراج و اختلاط غلظ مقالات برای شانان اشتراک بتوسط خزانون دولتی و بقیہ نقدی از همه جا بعی؟ میشود. سراج الاخبار حقیقت ۱۳۰۳ مدیر اداره محمد اکبرا خان در کارخانه سراجی طبع میشود جلد اول | کابل چهار شنبه ۱۱ حوت ۱۳۰۳ ش ۸ شعبان ۱۳۴۳ ق | شماره ۲۸ مقندر و دزد چند کلاشین یک حرفت نو برآمد قوای نفسانی آدمی چیز های خوب را دوستان هوس حصول آن شی سعی و عمل را بمیدان می اورد. و این خدمتی است هم بخود هم بجامعه این هوس و آرزو منشاء تمدن است در اخیر مساعی و اعمال بس خوب است و نافع. این طرز استعمال قوای نفسینه معتدل است مشروع و پرورش دهنده روح اخلاص است که فریضه ذمت ادمیت است. تمام پراگندگی امور اجتماعیه ناشی است از عدم حسن اداره قوه نفسانی و فقدان اعتدال آن. زیرا دم نفسانی وقتیکه قویت اعتدال را مفقود کرده چیز های خوب را طبعا میخواهد ولی نه از راه سعی و عمل بلکه از طریق تجاوز بر حدود سایرین. این خود سرقت است و باعث تنبلی و نکبت. دولت ما بجمهور نظامات انرا که برای جلوگیری دو دزینه زدن از بنام خه رده میتواند. که قصاصم میکند یا تخویف دیگر و دفن مینماید مجابدت و اهتمام داره گردیده و نازل شده است باینکه برای خوب گذاشتن باین گونه رویداد بجمه نظامات رومانیه نیز اقدامات نیز باز هم تهدیدات ادبی توطئه این نوعه ای ظهور کرده فی الحقیقت این نزدیک تر است بمقصد. زیرا می بینیم آن ارتکاباتی که عادتاً از هیچ طرفی مرتکبین ان تخویف نمیشود، عدد عاملینش بیشتر و هم عملیات جسورانه تر است گمان میکنیم مجازات یک ارتکاب مقدار عظمت آن خواهد بود. در سرقت قیمت شی زیر نظر اعتبار گرفته خواهد شد اگر انطور است سرقت ادب و ادبیات سنگین و عظیم است، چونکه ادبیات خلوقه --- page 463 --- شماره (۸۷) جلد اول جریده حقیقت کابل حوت بر روحیات و عادات جامعه دارد. چرا تعجب نکنم که بعضی با این مسئولیت بزرگ سر می نهند و سرقت ادبی را طور حرفت ارثی استعمال مینمایند. مگر این زمینه را خدام حجلوا آباد نمیکند؟ تطبیق و اجرای مجازات ادبی اسیماً و عهداً جراید حقیقت گوی است، ورنه کثرت این حرف از یکطرف - چون بحدی و ساتیریا اصابت میکند - بسباب عمل آنها را فراهم نواز دیگر طرف موجبات بدنامی محرورین و جرائد وطنی را تهیه مینماید. سال ماضی در جریده مستوفی شفق سرخ ایرانی در زیر عنوان اوراق پراکنده بعد از شماره (۷۲) یک سلسله نگارش ادبی میباریدیم، که بهر عالی و مطبوع و هم نفیس و مقبول، مشاهدات ظاهری و احساسات داخلی را بتازگی ترین طرزی زیر تحریر کشیده بود. این روزها در شماره (۳۸) گرامی نامه عالیشان امان افغان یک صفحه بنام پاییز روزگار بعسرت پدرش بسوزد! دیده شد که نصف قسمت آخرین آن عیناً از همان سلسله که در بالا گفتیم نقل شده درین میماند که قسمت دیگرش نیز عیناً از امثال آن سلک نقل گردیده است. بخم افزونی گرفت وقتی که با حروف خشن در خاتمه مقاله دیدم مقاله دیگری رقم گردیده است. درین چه شک که یک مدیر دانشور ابداً نمیتواند و مقدر نیست که حافظه خویشتن را مسئول تمام عالم ادبیات یک لسانی قرار دهد که میلیون ها میلیون انسان بان تکلم میکنند و مینویسند. مضمون توفی دید و شنود حق هم دارد. تنها اینقدر لازم می بداند که بعد از کسب اطلاع چگونه گه ممنونیتی به تردید ان شایعه را نمایند. تذکرهای شعراء سرزمین مستعد وطن ما، چنان کنز ها قابل افتخاری از منطقه های کابل و غزنین و بلخ و هرات، بافغان میدهد، که عالم ادبیات با بسی بان ناز میکند. شعرای عدیم المثال عصری ما، مانند: رسوایی مستغنی، قاری، بسمل، محمود، پریشان هروی و امثال آنها، که نظیرشان در کمتر از گوشه های زمین ارزیابید دارد. با هر یک دایم جهان اما برگزیده تر حد کی میتواند چکا ادبیات فارسی در شرقستان کبیر حد بخشد. و نوار ما را است که از آنها استفاده و در عالم ادبیات بخا افتخاری اندازه نماید. و نیز امید میکنیم که آینده بعضی آقایون سرقت حرفت و ترجمه را مقاله قرار ندهند، تا ادبیات با بیا مان صدمه نخورد. والسلام علی من التبع الهدی قدردانی خادم نواز شهریار غازی بدین تازگیها مطلع شده ایم که اعلیحضرت غازی خادم نوازمان بر یکی از خدام قدیمی و اخلاص کیشان صمیمی حکومت افغانی الطاف و نوازش بزرگی رموا نخواه او نظر لغدایت و صداقت و شبخونیش کاین اضعافاً مضاعف فرموده است. این مرد صادق و این خادم لایق که ما شخما با ایشان هیچ معرفی نداریم و از زبان همکنان است صداقت و خلوصیت او را مکرر شنیده ایم آقا میرزا غلام محمد قا مدیر اوراق وزارت خارجیه است که در هنگام جوانی خویش یعنی در عصر امارت اعلیحضرت ضیا الملة والدین نویسنده امورات خانگی اعلیحضرت شهید بودند سپس از ان منشی تحریرات امورات اعلیحضرت شهید بوده در عصر امانیه وزارت خارجیه مظهر خدمات پسندیده گردیده اند - ما ازین قدر دانی و خادم نوازی اعلیحضرت غازی بنیاب ترقی ملت و مملکت شان پرداخته بخضرت مدوحا --- page 464 --- شرط ولا (۸۷) جلد اول خبر ولایت کابل بستم بهمن ۱۲۹۰ ورود جناب محترم آقا میرزا محمد خان از رجال موصوف بذكاوت و درایت بموقع نفت نگار و افراد صالح وطن میباشند و از اوان رسوا بر آید مدتی در اروپا بکارهای سیاسی گذرانیدند شمایل وسمت وکالت تجارتی افغانستا در ماسکو داشته به ایران که حضرت آقا غلام یحیی خان معین گمرک خان ولایت در بوظیفه مذکور مقرر گردیدند. آقای میرزا محمد خان بزايد يت حضرت عالی آقا محمد ولیخان بکابل آمدند و باس ات آیند ايمان مدت قلیلی بکار خریداری بعضی اشیا بایو ن ادوات مهمه و فروش بعضی محصو لا متقنوا افغان امریکه با محمد وابولایت مذکوره رفتند. سال گذشته ی در بمبا بعضی وزارت تجارت گماشتند. چند روز با ناله بعد از یک مسافرت طویل در اخر والا جانب خلیج امده اند ورود حسنا و شاملا بغهار شھر تو باقربا و ایشان عرض چشم روشنی و تہنیت مینماییم. جنرال قونسل پند صداقت ماب میرزا یار محمد خان بر شعبه هند وارد با وزارت خارجیه قونسلی در بمبئی و جناب حاجی محمد اکبر خان قونسل بمبئی بپوستہ جنرالی دہلی مقرر گردید و جناب میرزا یار محمد خان بصوب ماموریت خود شا رفتند. آقا عبدالحسین قاؤنسل جنرال که از جوانان ممتاز بمرایا صوری و معنوی و محاسن وجدانی و کاردانی و صمیمت و جدیت میباشند. برای انجام کار مهم دیگر تحت نظر گرفته شد. هرگز خواست بندگان امریکا نیویارک - پولیس داخلی امریکا ( با مستین ) نام جهاز انگلیسی که ده هزار پسب خراب با خود حمل نموده میخواست مخفیانه وارد امریکا نماید توقیف نموده به بندر گاه آورده اند و ملح جهاز را گرفتار کرده اند. جهاز مذکور بساه کساحت راه دور تر از ساحل گرفتیا شده است. کسانیکه جهاز را توقیف و گرفتار نموده اند. ای ملت افغانیه خبر شوید امروز که ایام بهار وطن است ای هموطنان مژده که جان در بدن آمد بر خنده چو گل زو که ز شادی چمن است کال و تو بلبل خجل اندر انجمن است سر و بمرغ لاله بیایین در چمن است پژمرده گلستان وطن بود ازین پیش بودند نالیش زان غصه جگر ریش شکر پست خدا را ز خد افرق خرد کیش تا بدم ز سحاب کرم شاه خرد کیش سرسبز و پر از گل چو رخ دشمن است پژمرده زاین باغ زاکار خزان بود بی تربیت تشنه لطف ان ان بود محتاج بیجر کرم شاه جهان بود دین تازگیش نیگسی را نه گمان بود کاکنون شده از همت شاه زمین است شکر که امروز ترقی و تزاید در دولت تا آملادین شاه مجامد آسائش ملت شده تکثیر فوائد با دولت ما جمله دول گشت معاهم کیفیت فاق همه پیرهن ماست --- page 465 --- شماره ۸۸۷ جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چکلستینه از حال جهان تاکه نبودیم خبر دار ماندیم ز تحصیل هنر معطل و بیکار اکنون چو عطا کرد خدا خسرو غمخوار از خواب تغافل وطن ما شده بیدار تمدید برینت خیال و کهنکی است انصاف گر داده شود کهنه خیالات بی ضابطه بودند و مغز ار افادات ما راست ضرورت بهنر و علم و کمالات در فن جدید است چنان کشف معامات کان جمله نشاط اور بیت الحزن است چون کل جدیده که نیند اند منسوب انکه که نواز کهنه بود بهتر و مرغوب اید بکف ز فن نوت دامن مطلوب امروز همین شیوه بعالم شده محبوب زین شیوه ببین روح دمیده ببن است یک فرقه بدخواه که در سابقہ ایام بخندید بکوس خود طمع خام ماندند قدم جانب این کشور سلام رفتند خجالت زده کفلت با ضام ای وایکه افغان بجد ایت سکن است دانیم که بود آن ظفرانه یاری الله ور نہ بی پرواز ستم دہلی بشاہ زیرا که ازین فن نومی قوم وطن خواه با و تو نبودیم درین مرحله آگاه این فن نو اکنون شده فرض سنن است بر ما جو جہاد است بحق فرض شرت رو کر جار طرف خصی نمود است رخ امرو در مشق غزا تا کہ نباشید نوآموز بر خصم نخواهیم شدن فاتح و فیروز بر حمله شجاعت ہمہ جا پیرهن است خورشید کمالات و ہنر جلوہ طرازی کر دست بعهد عهد همین خسرو غازی از علم و هنر بیچکیان است چه بازی باید بهمین شغل نشود دست درازی کاین علم و ہنر زندگی و ہم کفن است ای ملت افغانیه تا چند خموشید پیرامین غیرت ہمہ یکبار بپوشید در پیروی شاہ خود از صدق بکوشید از میکده علم و ہنر جرعه بنوشید کابین علم و ہنر فرض بہر مرد و زن است محروم ازین دولت اگر ما و شمایم از طعنه بدخواه بباید کہ بر آئیم تاکی بتعلیم پسہ باجنایم با زو بتلافی گذشته بنمایم واجب بہمین سلسله آویختن است در یاری معارف زده در کشور ماجوش از غیرت این شاہ عطا باش تلاوش در اخد گہر دست برارید زآغوش بر گفته شیر احمد اگر سن شما کوش بی شایه چون در عدن پرمحن است از طبع هموطن خلوص کیش معارف اندیش محمود اقا پسرزا شیر احمد سررشته دار معارف --- page 466 --- حجره اشتراك يكي ... تحصيل مقامات شش ماهه سالانه كابل ٥ ٩ داخله افغانستان ٧ ١١ خارجه ٨ ١٥ اداره سفراء ١١ ٢٠ ملاحظه: از سادات و علماء و طلبه معاف و تارا ماه كاذوكعاً مافي کابل اعزاد بمشاعی دیگر بسیه سمه مو اد بریکسی دو جای ادار مو حفظ انظر اپنے این اخبار غیر از ایام تعطیل در کابل ہر روژه نشر میشود و بدیگر مقامات در بیست خطاً ارسال میگردد امور تحریریه نگارنده شخصاً ارشاد مقالات واصل در اداره بانداز جریده در اندراج و احکام و عدم اقتدار نماید اذا اشتراک بتوسط خزائن دولتی دستوره نقدی از همه جا قبل دریات میشود. حقیقت ج ٣ نمره ٣٠ و ما ارسلنک الا کافة للناس نذیر سال اول کابل شنبه ١٧ حوت ١٣٠٣ ش ١١ رجب ١٣٠٠ ق شماره ٩٨ ترانه زبان فارسی افغانی مقابل علوم جهل در انتبه علم و عرفان بر همیان است | د دوران است | پاشنه شه ورته جهل خواری خوار دوران امان جهل است که از غم بینوایان ندارد | دوران ماست | جهل خواری خورده زاری | دوران امان جهل است که شاد خانه خراب هر جنگل | از وحشت اوست | جاهلا نه گلم و نه نادانی و ارحیل | دیلو به خاس جهل است که لطف غصه غازه مراد است | دوران است | پاجايه گم کرو و حونتك السن كليمان | دوران امان جهل است که ناعم اخوان عساکر | برگشته فاجر | حامل دو چار حیا سویه خیو دو بیکر | دی دور کاس جهل است که شکر عوض لطف کناست | دوران است | د علمه شکر ول په دلیسا کردان | دوران امانی جهل است که مشت خشن خاکتا مرغار | دارنده دکا | جهل سوالا شین وان بورا شتاد | دشکنده دکماً جهل است که شیر حافظ انجمانه ساخت | دوران است | پوهنه پلخانی موتی په شه شادی | دولات امادی جهل نبودی اشتهی سرکش و باغی | این زمره طاغی | ناپوهه دی مولو و احه در کاند کری | افول میاسدی جهل بنودی چهل حکم روا نست | دوران است | دعلم شر فاجه غه شاه زاری | دولات امادی جهل است که تاراج کند خانه اخوان | از ظلم نمایان | جامل تلا چه ده جور که دعورون | مشوهم این جهل است که بروکا خود ود فنا است | دوران است | پاچایه خله کور به لاحاته فریادی | دورانه دات جهل است که انسان بغمی شانه ندور | در انسبت غفور | دہ پری جاهل مکمل بلاد تشنگه | کفراشی مینه جهل است که شته شفق این چاکریه است | دوران است | پاچاید را بوشی پد کر لحم کتان | دورانه امادی جهل است که شد منبع هرگونه خجالت | اسباب کالت | جهل شجرة بوله غرسی دسیا | پونه لوتیدا علم بخاری همه فتوحات خیانت | دوران است | د علمنه غلایی میدانکنی نمادی | دور ان امادی --- page 467 --- شماره (۸۸) جلد اول جریده حقیقت کابل ۱۷ شعبان وه از چی حلیمی که کماندار بے لشکر وقت آمرزش حشر بنام دگران است اف این چی جهالت که کند قتل مسلمان گویند که این امر خدای دو جهان است اف انجپ بطالت که تحصیل زرو مال علم شعر کاریست که جنّاکنال است جز جهل ندامت نکشد در همه این کار علم است که آدم ملکه فخر کنان است در خاتمه گویم که خدایت ز علمی فتح و ظفرت بنده فرمان و بنت خود کرده سرامر دوران انه است بر گفت شیاطا دوران انه است پیش بزرگان دوران انه است از ماده شرر دوران انه است حکم نماید دوران انه است دا حزنه دلم دچه خپله کاستند جار مجنگی چه وقت حکمرانی دمل دحتیاج دی اف دخه جهادی چه خنگی مسلمان پوہوی بیا داسې اخن چه په دانشا امادی اف دخه گمراهی دی چه مقصد لری روپیه د بل چادی مانع که دوزخ دوادی بی جهله بل خه ندی ملامت به دنیایی که د علم نه بابا پہ ملایکو بیه خوانی دی آخر کی حمزه دپریستال علم دی شی چا عسکر میدان کبد یقین دی د شمن نه پاندی دی از طبع روان دوست مهربانم آقای میرزا میر غلام خان که فضله کتابت بخاطر سمت جنوبی سرودند مدیر معارف سمت مشرقی میشنویم که شرفان مآب آقای مولوی عبدالرزاق خان مفتش وزارت جلیله معارف که در دوره حکمرانی آقای اجل محمد هاشم خان وزیر مختار افغانیه بروسیه مدیر معارف سمت مشرقی بوده در زمان مدیریت شان یک روپتازه و امید ترقیات بی اندازه عرفانی سمت مشرقی مشہود و محسوس شده و تقریباً یازده باب مکاتب ابتدائیه در نقاط عمده آن خطه افغانیه از عرقریزی خویش و حسن مساعیات آقای محمد هاشم خان - نائب سالار افتتاح و تاسیس نموده بود و طلبه اینکه کاتب نیز در تمام امتحانات اکثر یہ کامیاب و صاحب انعام و در موقع ورود ذات ملوکانه به جلال آباد نه تنها از طرف وزارت معارف بلکه از حضور ذات همایونی نیز اجراآت و عملیات عرفانی آن اطراف محل تحسین و آفرین و بمدیریت معارف آن والا مقرگرده ما ازین حسن انتخاب وزارت مشکور و بدان مدیر فعالیت تخمر تیران نیز مانند ازمنه ماضیه برای شان کافیه را در خدمات عرفانیه خواست مشتہر معاهده جاپان و روس در توکیو پای تخت جاپان جشن و باشانی بمناسبت عقد معاهده و روس بر پاشد درین جشن حکومت و نمایندگان روس طوائف شمولیت و حضور داشتند در محفل دعوت بالغ بر هزار کس حصر در حین اجتماع و انقاد این مجلس عالی --- page 468 --- شماره (۸۸) جلد اول جریده حقیقت کابل صفحه (۷) و (۸) از ماسکو به تهنیت اتحاد و دوستی بین جاپان و روسیه از طرف ملت اقوام متحده باین حکومت روسیه فرستاده بود، رسید. حاضرین مجلس از بیان تلگرام مزبور بکف زدنهای شادمانی و مسرت و آوازهای هورا کشیدند رئیس حاضرین بر ستیز دعوت رفته ناطقین بیاناتی از اتحاد و یگانگی روسیه جمهوریه و متحد شدن دولت جاپان با ساویت روسیه ایراد نمودند نجاب حکومت جاپان از نفوذ انگلیس تفسیر و تصدیق کردند و بمیان نمودند که با هیچ یک از دول همجوار اتحاد و دویستی مانند یگانگی روسیه و جاپان نشده و تمامی حاضرین که این شتن حضور داشتند متوجه شده قرار و تصمیم نمودند که حکومت جاپان چیزی لازم داشته باشد بزودی و خوبی تصدیق کرده اجرا نمایند. عابده و قرارداد سویت روسیه و جاپان این چنین امضا گردید و تلگراف تبریک و سلام از عموم حاضرین بمیجیونکو کوفی فرستاده شد. روسیه امریکا نامه نگار تمیس از ریگا خبر میدهد که جراید روسیه مینویسند که رئیس جمهوری امریکا کولینج اراده دارد حکومت سویت روسیه را رسما بشناسد لهذا یک مجلس ترتیب داده که درین موضوع غور و دقت کرده شرائط لازمه را تعیین نماید مذاکرات رسمی در ماه مارچ که مصادف است با ( ) دعوت شروع خواهد شد. میگویند که مقصود رئیس جمهور امریکا برای شریک نمودن حکومت روسیه وجه منفی است در کنفرانس (تخفیف اسلحه) امریکا خیال دارد که این کنفرانس را بزودی عقب بدهد. ایضا اخبارات حیس بریدگی و شورش در ترکستان بر علیه کما امثال آن حقیقت نداشته از طرف مخالفین روسیه انتشار یافته است ایضا روسیه هلاک حمال ارد از دکنیه را خواسته است و قیمت آنرا نقد تادیه نموده است. هندوستان مادراس - وزیر معارف (مدراس) مشغول این است که درونات اصلاح و ترویج مکاتب ثانوی چطور بشود؟ برای اصلاحات پروگرامی ترتیب داده، بعد از نشر لائحہ کمیسیون دارالفنون کلکته وزیر معارف به تعقیب تحقیق این مسئله ذات دوره و لائحہ حکومت را تحت دقت گرفته است در چار سال گذشته عده مکاتب عالیه فزون و برای تعلیم ثانوی میدان وسیع شده است از اصلاحات ادبی و تعلیمی بر محصلین دروس عملی هم داده میشود تا در موقع اصلاح اوضاع عمرانی و اقتصادی مملکت دارا کفایت باشند. مسلم است که در علاقہ جات و بانی مسئله مهم اصلاح زراعت و کارہای دستی ہست بناءً علیہ تجویز شدہ است کہ امور مذکور جزو پروگرام قرار دادہ شود برای تعلیم ابتدائی پنج سال مقرر شدہ است ۔ و تعلیم ثانوی بدو دورہ منقسم یافتہ دورہ متوسط و دورہ عالی ۔ بعد از تحصیل ابتدائی با تعلیم فن و کارہای دستی بیشتر اهتمام داده شده و در دوره عالی تحصیلات فوق حتمی تعیین شده است. باینمقصود اکثر مردم از تحصیل در دارالفنون با مستغنی میشوند و تکلیف دارالفنون از حیثیت کثرت طلبه کمتر میشود در دارالفنون فقط همان اشخاص داخل خواهند شد که اراده تحصیل اصول نقطه علمی داشته باشند ( امان افغان ) --- page 469 --- شماره اول جریده حقیقت کابل شنبه ۱۷ ثور (۸) ریاست محکمه ابتدائیه شورای دولت ناظرین محترم قبلاً از تقرر آقای محترم حاجی محمدقاسم رئیس محکمه ابتدائیه شورای دولت بحکومت سمت شمالی از صفحات حقیقت کسب اطلاع نموده اند، اما ازینکه عوض ممدوح در ریاست محکمه ابتدائیه شورای بمعاونی سوم رئیس صاحب عمومی شورای دولت کدام ذات جلیل القدرے تقرر شده اند بر مطلع نخوا بود . اینک مرقوم میاید که بریاست موصوف آقای حافظ عبدالغفار خان که در عصر اعلیحضرت شهید امام محو شابانه شان بوده و در عصر با منصه ما یک زمانی زمام مهام قضاوت حریمین را در کف کفایت دانش گرفته متعاقباً یکی از اعضای مهم شورای دولت بشمار میرفت مقرر شده اند. ما ازین تقرر مسرت کنان بعد از صهبای تبریک توفیقات خدمت را برای وی خواستاریم . ترکیه اندن: مسأله اخراج بطریق از قسطنطنیه که باعث کشیدگی میان دولت ترکیه و یونان شده رو بتخفیف گذار در چنانچه از یک اطلاع یونان ظاهر میشود که احوال رو باصلاح است ! عراق اجتماع عساکر نجد در سرحدات عراق، حکومت عراقی را دوچار اضطراب سا ! امیر فیصل بیک جمعیت مشغول تنظیم سرحدات متصل ان حجاز ایک هیئت مرکب از دسم، نفر عضو از شید معروف سبعین هند را نی مطل الطواون ! سابقه و حاضر حجار و اصلاح حالت کنونی که از تاز ابن سعود و امیر مکی در ما تحت عقیده اسلامی منکشف ها رفته بود، بهیئت هندی چون وارد جده شد. امیر مکی آنها را در دل نگذاشت به حمازه روند بحدیک نوع اجازه هم داد. لاکن بدرست معلوم نمود که اصلاح حال حاضره به مذاکره و تکلیت امکان ندارد، زور و قوت را نصف خواهد نمود، و هیئت بصیر رفت و با الما از ریم ملاقات نمود. و راجع بعقد کنفرانس و سلامی خلافت با هم تبادل افکار نمودند، موالفت بیا حاصل شد میگویند محلات ابن سعود بر جده و روزنامه فتی العرب مینویسد قرار اطلاعاتی که هـ وزیر حربیه امیرانلی تلگرافاً به امیرمکی داده لشکر ابن سعود و امیر مکی جنگی واقع و دو هم ا از طرف ابن سعود کشته شد . عدہ مجروحین جلا دو ا است . زنگهای اشانال و سوانحی بلاک که . فوت جنته ابن سعود افتاد، جبداً حرکت شدند. میکه که این سعود با برادرش هم کشته، و از روز امیر علی خبر میدهد که خبر یا صواعر، شکستن با ایا تصدیق مینماید. و نیز جهازیم از آن میوه ی قطر به روسیه محبوس محبوس، از در گاه حرصد یک او انسلا شو بر علیه برطانیه در آسیا و دائره اخبار وایزدیشا یک مقاله را ند از طرف شیخ الا ترکانه شاعه داده است، در قصه نادا مذو حط اوی شید و اگر برطانیه مسلمانان را گرم میکند که در اخر ا داء مکن نکنه بحال خود اند و خون برادر اسلامی را عرفان میرود اینگو اکثری از ممالک استعدا ظلام و اسیر خود ساخته عرس وطمع او هنوز بسندگی نمیکند و اراده دارد است تعاون خود را با فغانستان هم در از نماید و بر قطح ورز حیات مضرهیم حاضر شده است، حکومت معودت را محومتها اسیر شرق مژده آزادیست! ماسکو وزیر حرب حدید روسیه در یک قرانم که بروشی بحری اصدار خود اخطار داشته که شنا مزدور با درو رتبه اتحاد واستحکام را بدر دار و با هرا خوادی موت انجمنها بجوته کوشش دارند . حکومت جابر روسیه رور خطر است و چند قوت بر علیه و نمودارد که مبی نشوید با هر ام احمد بخرد انا وقته که ازین خطرات موقع این وقایع ایا --- page 470 --- [قاعده روابط] این اخبار بغیر از ایام تعطیل کابل یکروز بعد نشر شده و بدیگر قطعات در هربر قطعا ارسال میگردد امور تحریره کارندۀ حقیقت ارسال مقالات اصلا در اداره مانده چیده در اندراج و اصلاح وعدم انتشارش آزاد است اشتراک بتوسط برافه های وجوه زر نقدی در همه جا قبلاً دریافت میشود. نگارنده برهان الدین کشککی [جدول] [ستون اول] انواع اوراق ... [ستون دوم] قیمت یکسال ... [ستون سوم] قیمت ششماه ... شهر کابل ... ۵ ۹ داخله افغانستان ... ۷ ۱۱ ممالک خارجه ... ۸ ۱۵ برای سفراء ... ۱۱ ۲۰ قیمت اعلانات - از سطر اول تا ۱۰ سطر ۲۰ برای یکدفعه یک افغانی از آن بپایان سطر ا پول [ستون چهارم] حقیقت ۱۳۰۳ [ستون پنجم] جلد اول کابل دوشنبه ۱۹ حوت ۱۳۰۳ مطابق ۱۳ شعبان ۱۳۴۳ق شماره ۸۹ شرح جشن مبین و نیابون مسلسل هفتمین اعلیحضرتی غازی یادگار تاریخیه - ترتیب سلاحخانه - احساسات ملت - ورود اعلیحضرت ترنم تعظیم همایونی - عریضه ملت افغانی - بیانیه سفراء خارجیه - جوابیه شریان کعبہ لجهت موگا بترقیات افغانستان - تعلیق نشان محمدرتبه دعا - تنر مینا دلکشا تفریح و ساعت تیری مهمانان حبر مبادلات نوشایانی - صوفیها و شیرینی - آتش علی ساز ها وطنی - سینما ، نمایش ، نطق - خاتمه هنگامیکه آثار نور ستارۀ زرنگار آفتاب تابان کیا قباب شرافت مآب افق یکشنبه ۱۸ حوت آمبرو نواری باسموع حرمین و پیشگاه حقیقت افغانستان برداشته است با روز مقدسی است که جلالت توقان اعلیحضرت امیر امان الله خان جلوه افروز سر پر سلطنت گردیدند روزی که دهم انقطاع بندهاش فرسای اسارت از اندام مات کمر روز فیروز سعادت اند و زمو که آفتاب عم اثبات امانیه پادشاه غازی را از خطه بیعدۀ افغانستا سر بر زده سر زمین مشرق را محمو بخشاه اهمیت نموده است. روزیکه یک روح تازه در قالب ملت نجیب و روحیه مرآء تاریخی و صفات حقیقی و شهامت ذاتی وحمیت فطری باشنده سرزمین افغانی را علاوه بر همسایگان یمن یسار خویش در تمام دول معظمه بنا بر وی جهان وجهانیان آشکارا و مملکت مقدسہ مارا تمام قطب استر نما اشکار گردانید. همین روز میکنوس میمنت مانوس اعلیحضرت امیر امان الله خان است --- page 471 --- شماره ۱۸ جلد اول سراج الاخبار افغانیه کابل دوشنبه ۱۹ حوت روزیکه باوائیکه تر مراسم این مقصده د قیقیا میکه مخالین بهو دعوت داده ـ با طراز گرد این غم و اندوه بساحل فوز و نجات رسانید همین روز سرور بود بلی با شیر و زمهر بین روز یکہ انتا استقلال افغان وحریت افغانستان بجهان و جهائیان نشود پشعه باشی نموده است همین روز مسرت اندوز نهم حوت ۱۳۸ بود و هشت که تمامه افغانیان بیاد گار آن روز مقدم تاریخ جشن ها است را در سر تا سر افغان با تشکیلی تند و خاصه درین مرکز ممالک افاغنه بسبو ضاع و مراتب بر پا میشود ترتیبات سلام ها در سال روان نیز مقرمه درود مستحقر این روز سعید که تمام اعزه و اعظما مملکت افغانستا بموجب مکتوبهای مطلاقی خبری کاقا محمد یعقوبخان شاتا حضور اعلیحضرت امیر معظم بر تمام منصبان و ارباب تبقسیم نموده بود که تا محتمار تمایل ساعت (۹) جمعه (۹) حوت ۳۰۳ ملبس بلباس طور ریمی در سلام خانه حضور اجتماع نموده بمانند مرکز چشم انتظارشان بود و در شوکت اندو ز شهر یاد لور در ساحت تخت عالیحنت شاهانه بر انصهرای دیکرا عینیه جاقتیام تحصص بود اگر عرف چند دقیقه پیشتر از ورود همایونی از اطاق انتظار بیرون شه در انجا منظر بیا دفنا و لطرف چپ تو را محترم دولت علیا اثبات وجود داشته در مقابل تخت جابجا صاح منصبان قشونی و در عقب وزرا و بزرگان ملکی صف بسته احترام بود. احسانات ملت قبل از تشریف اوری العیضرت غازی حضرت نری صاحد شجاعی دولت آن لایحه را که وکلای ملتی که در ریاست شورا دولت اثبات وجود دارند بمنظور شکر گذار عمومی جفایت این مو قصه قبلا ترتیب نموده بودند محتلوین مدعوین محتره خوانده که این نوکر با تقریب این فرصت مسرت تاریخی از طرف شہامت، و کالایان بحضور اعلیحضرت ترتب بنقصی رخصتی داده بر نگارین سو یاد میکنه تا هم پرپے مزید و تقصی خود ساریا گونه اصلاح شود چون نخلیه سرا با نوا اندیشه در تمچه با خود که حوش بی اندازه و خروش فوق العاده انهار مقدمه برگزیده و افادات شایسته که علینحفرت ہمایونی برای مملکت افغانی درین عرصه شش سال از فرار مرحمت شفقت شاهانه خویش اندک پیدوغم خودا براز نمودار بسیار کته از مد قصری انگاریم دارن ادرار انجام است از دیگر صفا و مزایا و خد مات شاهانه و مزید تشکرات قمه ملت افغانه را نیز شخص جبهت مزید تقدیہ بنای ان این او فی الامه محبوب القلوب خویش در این سفر ایران رئیس صاحب نے را دولت بر این زیادت از حد به و قلت وقت معذرت خواسته او را از طوالت مواد وطرف طبیعت ذات ہمایونی می محرم اندان تا مبالغه آمیز بر بخشان دست داد ! ورود مراسم الحضر با مجهانه قصه درود همایونی سفرا فاجعه نیز از خانه انتظار و ارو سلام خانه قرار دار شاتا سی حضور و آغا عثمانجان مدیر تشریفاتیز کمال شان در محل خود اخذ موقع نموده بودند که ذات کیا بساعت ها ( تشریف فرما سلام خانه گردیده دربار عالیحنت همایون خان قدم گذار شوکت و جلال شد خواند و سلام ہا ئی نظام محتر را بتعظم و تحریر توم موزیک نوش صدا نکه هنگامه خود اور دہ ادائی۔ سامعین خود را تا عیوق رسانید بعداز سکوت خوان و نغمه سرائی موز یک حضرت عالی آقای نصر الله حالی صاحب شورا دولت عریضه پر جوش ملت الاغانه منین حضور پادشاهی قرات نموده جملگی در انانی معروضه و دعائيه دستر عائیه اظهار حجت بیبه بپرد خود نشانرا بحالے اکٹ لطافت قابل دید داند عريضة كل مجربة والمحرك تبريک ششمين جلوس با ستقلل سال ہم کھی ملت خاشی دین المواید في سبيل الله بقالة المهر ظل الله ملکی و سلطانه اعلیحضرتا :- قبل از شش سال در ایں --- page 472 --- شماره (۸۹) جلال اول جريده حقيقت کابل دوشتبه ۱ حوت برای تو با اینکه جلوس اعلیحضرت شما را در افق با جلال اعلان میکرد در ان زمان در سماناریک افغانستا طلوع خورشید استقلال را نیز اخبار مینمود دران قوت وهمت پادشاه جوان و غیور را که متوقعات ان افزون بود قبلا مسلم و مجهل که افغانستانیها احاطه نمو میشنا ختند اینک ۱۱ امروز انروز فیروز واسعد میکند چون موجودیت یک ملت با استقلال تمام یات این روز مبارک در تاریخ ملی ما حائز یک موقع مهم و بالا ترین دانشی او موفقت است او الک این یوم مسعود که سند و و ر مین معین جلوس الملال ما بونی مصادف میباشد ببارگاه حضرت الهی حمدو ثنا مجانیم و تمام ملت افغانیته عرض امتان و تبریک و عظی مام خود تقدیم میکنیم ! ذات اعلیحضرت همایونی دا استحصال استقلال عنان خنک همت را بطرف ملت خود که از حصر تا با معاملات خود سرانه این و آن طرف زندگانی خود ہمہ مالک نبود توجه کرده حقوق تطبیق انسا نید ملت را اعاده و برای اینکه در آینده این خون پامال تجاوزات وحقوق و وطائف متقابله دورو ملت را تعیین، قواعد و نظا ما تیکه درین خصوص لازم اوند و بین، و بر آنچرخ حکومت و تشکیلات عصر یه موجودہ دولتی را وضع و تقریر و علاوه بر مجری وجوب العمل (وشاوفهم في الامر ) ما را نه تنها اصول (شورا) مفتخر بلکه تعلیم و تلقین فرمودند، و راه های ماده داری را صرف بیک اشارۂ ابر ولی ، وملت را الی الا بد به حیان خود مدرک، و تاریخ پیشو نیه را بجهان لاده تمرین فرمودند که در دنیا نظیر هم ندارد ! تدبیر و شهامتی را که در اطفای نیران جهل الو تجارع واعمای ظلمه و خونزیت ، واقعا اداره علیا دان روز ها انجه در نظر تمام دنیا اثبات فرموده اند قدیر علیم وشخص شخیص همایونی را با اراده آهنین شان برای سعادت علت مد وست و ویمن بخوبی میشناسند! جای تردیدی بیست که هر یکی ازین احداث خارا پنداز که مترقی مملکت در قاهیت و سعادت ملت معطوف بود علو علوه یک اثر عظیمی است که بتاریخ کله کهن سال و سلطنت قویم با اجلال افغانیته شرف تدرین داده است ، ما ملت بوجود این فرد اول د ریس کل خود افتخار میکنیم، افتخار میکنم، افتخار میکنیم ! امید واقع داریم که محمد ترقی و سعادتی را که علیحضرت در مملکت خود افشانده اند و بخون جگر را بیاری و بعشق وطن مربی داده اند ضرور نتیجه میدهد این قانون لایتغیر فطرت البته مدت طبیعینه که میخواهد انتظار باید کشید و ما همان وثوق از در بار الهی امید داریم سالهای هجرت ما ختم شده اعلیحضرت پس از ین مچیدن ثمره آرزو هایخو که سر سبزی ملت است نائل خواهند شد، ولی درین زمان اگر مالی روح دیدمانہ ملت برای پاس حقوق علیحضرت که از همه چیز حتی از راحت و آرام خود صرف نظر کرده اند و بشعله محبت وطن که بتقلید و تلقین پدر تاجدار مهربان خود در دل افروخته اند و برای اعلای کلمه الله که مقصد حیات و ممات شانرا تشکیل میده قطره آخرین خود را باشاره روح در با نخود بعنی ذات ناجی نشانثار نخواهند کرد و شجره نامت الاصلی که اعلیحضرت نشانده اند بخون چشم آب نخواهند داد! علیحضرتا ! موفقت شما در سایر دنيا -- ترقیات آینده مملکت که در خیال مبارک دارید ور د زبان در وح عملی فرد فرد ملت است منطره شاط توفیقات رحمانی با کمال تضرع و نیازمند از امتد تبارک و تعالی مسئلت مینمایم . دوباره تبریکا سال ہفتمین جلوس استقلال مانوس همایونی را نیز تما دل ادا میکنیم که زنده باداد شاریها و پدر تاجی مدار پاینده با دقوت و شوکت و مظفریت آباد افغانسا! سپاس از سکوت غفلت بپاست بنای علی العماد قامت ماب خربی پا تا با یک عقوبت نخوایم باز ا منا بوخاشا ا الستاره نطق آید را یک لیا شیرین و هر گاه امدا بنین ایراد کرد --- page 473 --- شماره (۱۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه الحمد نطق کور نیر ماکب مسعود صفات و احساسات خالصانه خود را اگر بزبانیکه که محبوب ذات عقیدت همایونی است مقدور میشدم - بعرض برسانم، بر من یک کامیابی شیرینی حاصل میگردید. ولی افسوس که با این ن هنوز آشنا نشده نمیتوانم بیانات خود را انمیتوانم بیانات خود را پیشوا، وانماید! اکنون که خانم، خطابان خود نمیتواند بزبان فارسی تقدیم حضور میکنم، تاثراتیکه از ین محرومیت پیدا شده است تعدیل میشود اعلیحضر تا ا چون جناب شیخ السفراء مامور در با آن اعلیحضرت ، ماذو نا در این موقع از کابل عود میکنند، از یگرو دسته دار فرصت عرض تبریکات سال بیهمین جلوس شاهانه را بنام خود اصالتا و بنام حفظها را لجحرم وکالتاً بذات شوکت ماب همایونانه ام خوش بختم و این تبریکات را در حضور مبارک شاهانه ملت نجیبه افغانستان نیز تقدیم میدارم چونکه ما نمایندگان سیاسی مشاهد، می کنیم که همت و مبارزه با تمحا، دیرور اعلیحضرت در پیشرفت ترقی و تعالی مملکت افغانستتان برای یمین ملت است. و تمام ساعات با اسمى حيات تان در هر شعبه ادارات افغانستان برا یک اثر نوین رفاً و سعادت همین ملت صرف و وقف شده است نمیتوانم ادعایایم که افغانستان در یک گذشته که بسیار دور نیست غیر از همسایه تا خود فقط با یک موجودیت جغرافیایی معلوم بود چیزیکه او را بعالم با اوصاف ممتازه امروز معرفی نموده و در نزد ملل معظمه یک مقام مخصوصی داد همان سیاست و علو عزم داراره ذات همایونی میباشد با وجود آن که طی مراحل ترقی و مدنیت با وضعیت جغرافیائی شان مشکل بنظر می آید لکن در تسهیل موانع موجوده از طرف ذات همایونی باندازه بمدل محبت میشود که کو یا قهر، طبعیت نفوذ فنا نیز نموده است. بناء على ارادات فوق العادة اعلیحضرت این مملکت در آتیه بسیار نزدیکی بمدارج اعلای ترقی خواهد رسانید در خلال سال گذشته سلطنت تان حوادث که بظهور آمد تجلیات مشهوره و مقدر، عزم داران مندر آن در یک قدم مانع نشد این هم در سایه را بهریانی اعلیحضرت در آینده بسیار نزدیک بوصول رفاه ومر که لایق مملکت و ملت با شه شانی با اطمینان قوی تر ساخت ! اعلیحضر تا در خاتمه امید وارم سال منظمین برسی که این روز مسعود مرید در آینده نیز برآن ذات و مملکت ترقیات جدیده منظمه را آرد و بقاء اعلیحضرت باره و کامیابی و جمعیت ملت شجاع و صادق افغان و سلامتیت پیشوا ر ا تمنا میکنم ! اقر نطق مذکور جناب جلالتماب نزار را نطق نهایت پیرایی را از زبان ترکی اور بالی که حضرت شیخ السفراء مامور حضور د ولت میانی مخاطبه میفرمودند بیاد نمود که حقیقت آن بایستی شرف و افتخار ذات والا آن بود بنیطقه کلام صحائف خودش را مزین می پردازد : جوابیه کور میر بو مانگاب سفیر حضرتری ! حرار تیکه در کنندگی سر کور مورم - بریرانه یا افکن ران حفظا بر گزا فر انساند، بولو و را و اعدر با ستمطيرك مدحی مهنه نظا ولمحتر بريان حريكز ، تشکرند جناب اللهد، نمنا امرهم که افغانستا پاشا سو یه در ول مشروعه گزله بدی خوانی مناسبات کوررسيه . ذات ها لیکزه عاجزانه خدمتی تقدیم کنم المجون، کوره آنم شوط طمیعی اینگی مکله با زاتها ليكنز افغانه طولو شه صدا قندارم اظهار تأسفایده برکنر ملت و دولت بوعبار يقدر به ظهور، اظهار صفار خوابا مجمو عن اولانه، ترکیہ لسان د را افاده مرام انیرم . --- page 474 --- (۸۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۹ حوت ترجمه مضمونی نطق فوق حضرت سفیر صاحب من امروز خود را بختیار میبینم زیرا ذات عالی و میق طاران تاریخ افغانستا میباشند و در اعلان دورۀ هفتم سنه استقلال ما بمن و ملتم تبریک میگوئید. تشکر میکنم از حضرت باریتعالی تمنا میکنم که افغانستان ابد یاً مستقلا نه زندگانی کند و هم از دول متبوعۀ تان ابدی و شیرین یک مناسبات بگذراند ذات عالی تا برای انیکه حاضرانند قسمتهای از تاریخ کردید گویا اتش عشق وطنرا دو چند میکنید. ذات عالی تان از سبیکه افغانی حرف زده نمیتوانید اظهار تاسف میکنید. از سبب میلان قلبیه که ببه ملت و وطن ما هست، با وجود اظهار مسرت جواب بقدر دانستنم بزبان ترکی که محبوب ما هست اقا میرام کردیم. عقبه انجمابی سفیر صاحب بشور ای دولت و عموم حضار عطوف توحید نموده در جواب شان کلمات جواهر ابات ذیل را ایرا د فرمودند که چنانچه در انجا از قلم انجام تخلف توابع حضور ایرا د گردیده هم قلمی شد نطق اعلیحضرت غازی بجواب ملت افغان ملت عزیز من! از ین تبریکات و الطافی که بمن حاضر فرمودید یعنی ممنونیت خودم را عرض میکنم، خدایم بهتر میداند که من هیچ حیات و بهبود و زندگانی خود را بکار ندارم فقط حیات با شرف و ارامی و استقلال در رفاه عمومی شما ملت را آرزومندم و بس! استقلال و ترقیات را که خداوند تعالی از لطف و مرحمت خویش بشیر عسکر دلیر و همت شما قوم شجاعم با فغانستان عطا کرده هست و شما انرا بمن عا نیز نسبت میدهید از ین قدر دانی شما ملت عزیز هم تشکر و ممنون هستم عقائد اسلامی ما همه وقت ما را بلطف خداوند امیدوار میدارد و همه کار ما را پروردگار ما انجام میدهد دیگران بعالم اسباب یکواسطه هستند استقلال که ما شما به آن نایل شده ایم تا ما از مرحمت لطف خدا وند ماست وگرنه من همانم که هستم ما را همه قد که ما مستقل هستیم و این دوره ششم سال خود را با استقلال وحیات با شرف گذرانیدیم. واز خدای خود میخواهم که ملت افغان تا سالها سال مستقل و باشرف معزز و سرافراز باشد! چیزی که استقلال و شرف دائمی شمارا نگهبانی میکند عرض میکنم که چند چیز است! اول خدمت با شرف عسکری که بر فرد مسلمان یک امر ضروریست باید که زیاده بر زیاده عسکر خود را تقدیر کنید و ضابطان خود را یک لکبر عزت و احترام به بینید و خدمت عسکریرا یک خدمت بزرگ مسلمانی بشمارید! دیگر ترقیات علمی و عرفانی هست. زیرا ملی که عالم نباشد ابدا حقوق خود را محافظه کرده نمیتواند. و ضرور دیگران دست تعرض خود را بر حقوق مشروعه او دراز میکند. ترا علم در دین و دنیا تمام :: که کار تو از علم گیرد نظام اگر شما عالم و دانا باشید گاهی بر حقوق شما احد تجاوز کرده نمیتواند ـ تنها توصیه من حاضر برای شما در همه وقت مزید شوق و محبت شما ملت است بخدمات عسکری و معارف! حقیقتاً تا شما در معارف کوشش نکنید و تمام اهالی نادان خود را بیک درجه عرفان نرسانید آزادی و استقلال خود را محافظه کرده نمیتوانید! هم چنین زراعت، و تجارت نیز محافظ استقلال میباشد، باید تجارت شما خوب باشد و زراعت کاران تان بسیار حلیمی کار نمایند! --- page 475 --- شماره ۸۹ جلال آباد جریده حقیقت کابل دوشنبه ۱۹ حوت تا از عرق جبین آنها بر آلت و مملکت واردات بعمل امده ازین عاملات عسکر و معارف شما ترقی کنند! اگر شما خیال کنید که ما استقلال ممالک شده ایم پس باید آسایش و رزیم، و آرام کنیم- غلط ست، اگرچه شما را کابل نمی بینیم درهیچ سستی و تنبلی را نیز اسنکه در شما ملت عزیزم مشاهده ننموده ام با هم تاکید میکنم که باید شما بسیار جد و جهد و کوشش نموده عسکر و معارف و زرا و تجارت و دیگر امور مدنی خود را ترقی بدهید که در واقع همین چیزها استقلال شما را محافظه میکند باقی از خدای خود آرزو دارم که ملت افغان را بهترین ملتهای روی جهان بگرداند و خداوند قادرست که ما را بدین مقاصد ما کامیاب کند، زیرا که ما بجز دربار کبریاپنے او بدیگری امید نداریم تو کریم مطلق و من گدا چه کنی جز اینکه بخوانیم در دیگری بنما بمن، بکجا روم که برانیم تبریکی که شما و و کلای شورای دولت باین خادم ملت فرمودید از ان تشکر میکنم. قدردانی و حوصله افزائی آشنا اتش عشق وطنم و آرزوی ترقیات شما را بدل من دو چند میسازد و شب و روز بجز از رفاه و اسودہ حالی تان دیگر چیزی کوشش ندارم. از الطاف خداوند خود ترقیات بسیاری آرزو داریم و خداوند هیج وقت دوستان خود را از دربار خود نا امید نمیسازد درین شش سال صاحب منصبان و افراد- رساله شاهی علاوه بر وظائف عسکری خود با خدا شایسته که اشخص من انجام داده اند در هر سیچ وقت و فرصت از من جدا نشده اند با یک قلبی مملو از وفا ابراز صداقت کرده اند من از رساله شاهی اظهار رضامندی مینمایم و به تقاریر قدسی آنها که نسبت بشخص خود من است برای همریک نشان و فا منظور کرده ام و اینک برای ۶۰ آنها در همین شب که یکشب مبارک و خوار نشانهای شانرا بدست خود تقدیم میکنم و ما شان در آتیه داده میشود (کف زدنهای حام تعلیق نشان بعد از اختتام این کاری فرحجام همایونی حضرت آقای عبد العزیز خان کفیل وزارت حربیہ آں فقر را که در طفوس رومیز بره این اشخاص شنولی نا و تیار بوده بیکان بیگان روی دست گرفتن ذات همایونی انرا بدست حق پرست نواخته سینه های صداقت دفینه هر یکی از ان سواران شاهی که بوضعیت عسکری از مقامشان حرمین بحضور ملوکانه حاضر میشدند نصب کنان سوه شانرا در بغل چسپانیده بوسه داده از طرف عساکر نیز بمقابل غنچه نوازشات سزاوار جنان عکسر نوازشان اداها عاشقانه و اوضاع احمد احترام کارانه بعمل می آمد بعد ازین حرکاته بیه و نصب نشانها لطف معمول دف همایونی کاموی جناب حضرت رئیس صاحب شورا دولت دعائیه را قرار اتی بخطوط ملوکانه بیان نمود. محمد مدعا ہزاراں حمد و ثناء ونام سزاوار خالق مخلوقات و هزاران صلوه و سلام مراحمدی را رسد که کاخا میباشد . از جمله نعمتهای معظمه حضرت لایزال - پادشاه جوان بخت جوان سال علیحضرت غازی اقبال ترقی خیال بیشکمال فی الحال في الدارين که تمام عمر خجسته را لیل و نهار خود در اصلاحات ملت نجویر مقدسه افغانستان (حما با الله نان محمن المخزنان ) صرف کرده و میکند در خود دانشاء الله تعالی بنده از طرف خود اصالة بالغ حضرات علماء مختصر محلیه عالی بوی جمر که و کافه ی --- page 476 --- (شماره ١٩) جلد اول جريدة حقيقة کابل دوشنبه ٩ الحوت درین اثنا یکدسته از رساله شاهی برای اتن ملی کسب جمعیت نموده چندان در حظ و خوشی ناظرین عشرت قرین افزودند که حد آکف زدیبا ممجید و تقدیر و آواز های پچ پچ قصه دلکشان بود موزیکه بآواز های دلربا خویش چشم جانطریقا های سرفرازی و مقدرت خشونت بر میکشاد و قوه سامعه را از نواهای زیر و بم خود مدرک و حساس مینمود عقب آن بعد از ساعت تفریح و ساعت تیری سینمای لطف پیرا بپرده با نزاکت ادای خویش جلوه گر و تا ساعت ٢ دوام دارد برچید که صحنه تمثیل و دیگر تماشاآت با همه شوق و ذوق در مجلس انبساط جلوس شرکت پذیرا بود اما از تنگی وقت تطبیقی با نها بعمل نیامد بالجمله در موقع اختتام این حصه فرحت مشاکل در حصه تحتانی قصر موصوف تمام وزرا داراکین د شهر کا مخفو را شرف ملوکانه جهت : دارع و ایفای مراسم اختتام مجلس مجتمع گشته درین بین در موقب که ذات جہانبانی بمقابل تشریف داشتند باز حضرت عالی اقای شیر احمد خان وکالتاً از طرف حضار بر مقد سیت این شب و حظ برهان عموم ازین بزم شادمانی و طرب بحضور ملوکانه کلماتی را لعرض رسانید و بالاخر ختم مجلس به تشکرات مزید ذات شاہانہ از طرف حضار خاتمه پذیرفته یاران هم بزم از چهار غیر متفرق حقیقت اینکه ادعیه سبحانه خودش فیلا موضع این جشن بدرگاه رب العزت عرض ومسئلت نموده است. در اینجا از بمناسبت انداراج کو ائف این يوم مقدس تاریخی عموما از دربار خالق کردگار برای ایمان و افغانسان تحت ظل عاطفت خسرو استوا صفات غازی امان اله جشن های فرحت و مسرت سره دولت افغانستان بنا بتریک جشن جلوس مستعجل دوره سال همین دور در حقیقت می نماید میگنجیم که اعت تبارک وتعالی وجود پادشاه طالب علم و دائم الوجود داشته باشد و در مقاصد کار خیر و مصلحت خود آرزو دارد کامیاب ارز و گردانید امین ثم امین یا رب العلمین سپس بعد از نمان شهنشاه ذی اقتدار پیشرو شده و عموم بمراتب تازه شان از سلام خانه خارج شده بطرف دلکشا زینت افزاء روان گردیدند لمحات الکتیریکی نور باریم گرفت و هوا این شب فرح فزا از سیرین انظام بهجت آمود به از یک گریبان بر بخشید بر خوشی انبساط مدعوین می افزودند دلکشا لطف پیرا بکمال زیب و آرایش در صور انعقاد این محفل مینو شماکل در فقص خویش توسیع نشاط آبادانه بر خود تفرح و مهمان جویاری بر کرسی جاگشته از اقسام سرود و ساعت تیری و انواع انواع ساز های وطنی تفرغ و خوشحالی نموده از هر اطاق و محفل این قصر فرحیت صدائین عشر بر مناست بخریکه در فرحت انبساط و خرمی مدعوین خسروی می افزود همانا عطوفت و عنایات و نوازش و دلجوئی های اعلیحضرت جہانبانی بود که درین لیله مسعوده تمام تکلفات را برطرف و مراسم تکریم توهیم شامانه را برطرف نموده و بتا خوشا و لمحة عبد لمحه بنرو پر محبت و برسبت حقه تعفر خویش آمده در سره ی چای شیرینی اتن ملی سینما و خیال در خانه آغوش جنوبی پر رو میر اساساً که بکمال تزیین آراسته و بیک جهان ارایش پیراسته شده بود میوه تاشیرین انتظا ر دهان خند نطمعین مهمانان خسروی را در سمت بعد از صرف میوه و چا و شیرینی اتون کماکان بیه و عبور شکار گوشزدت سرگرم نشاط اندوزی بودند. --- page 477 --- شماره (۸۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه (۱۹) فیصله کلی غایله سمت جنوبی از اطلاعات اخیره که از مفرزات عسکریه و بقیه نقاط مهمه سمت جنوبی و از اخبارات موافقی و از منابع معتبره قشونی در راپور هائیکه از وزارت جلیله حربیه باداره حریده حقیقت موصول آمده چنانچه منضبط و مهبط میگردد که بفضلہ تعالیٰ تمام محاملات سمت جنوبی اختتام پذیرفته و عساکر نصرت ماثر با بمطالبه خویش کامیاب و تمام اسباب و مسائل بغاوت مرفوع و کافه سرغنه ها و میکرو بها بغاوت بان آنهیح مجوس مدفوع گردیده است بلی باینکہ کہ ما در یکی از شماره های اسبق خویش تحت عنوان اعتراف از خدمات رئیس تنظیمه مشرقی تهدید و گوشمالی قوم موسی خیل منگل را خاتمه بغاوت آن اطراوف گفته بودیم در واقع همچنان با عیان رسید که در اثر این کوبی بجا و این گوشمالی زیبا در سرتاسر سمت جنوبی فرشته امن و امان حکفرما بوده اثر و خبری از باغیان شقاوت بنیان در هیچ محلی از وشان مسموع و مشهود محسوس نیست (الحمدلله على ذالك والشکر له) ایفاء رسمی حبس و موجب نماینده مهریه اوره حریه و ضابطیه (دارالسلطنه کابل) - نظر باطلاعات و بخوش فوق چنانچه توقع میرود که عنقریب حضرت عالی و جناب علی احمد خان رئیس صاحب مشرقی و باقی منصبداران معظم عسکر و قوای مزید قشونی ما نیز از سمت ج فاتھانہ و کامیابانہ وارد مرکز خواهند فقط بهما من یک قوه لازمه عسکرہ کو زارت حربیه تصویب میکن بصورت دائمی الان کما کان م خواہد ماند و بس، حصه مهمین نظلم یا حیا آقا غلاء بن حاکم نظریشادت و فعالیتی که از جناب محترم آقای غلام نبی خان در موقعه استقلال در اطراف سمت ج مشهود شده و هم در فرصت از مختاری خویش به روسیه مهمد سیاسیه را از قوه بفعل حتى در اطفای التهاب این غائله در در وقتیکه تا لو کرد شاهزار و نورا با لـ و منجان شعله ور شده بود بمعیہ معظم شاه ولی خان بذل مسائی ورزیده و از بهر حیث صاحب و لیاقت و کیاست و سیاست بحکومیت اعلی وریاست عمومی قوای سمت جنو مفتخر و مباہی شده اند ما این ح آنهار ایز در نجناب غلام نبی خاک اظهار تهنیت مامان مای به باین مزید فائز المرام جو موفقیت را از امان --- page 478 --- نرخ اشتراک تفصیل مقامات شش ماهه سالیانه داخل کابل ۵ ۹ خارج افغانستان ۸ ۱۵ ممالک اجنبیه ۲۰ ۳۰ فوائد و ضوابط این اخبار غیر از ایام تعطیل در کابل که در روز نشر میشود و در دیگر مقامات در هر پست خانه ارسال میگردد امور تحریریه یگانه در حقیقت باشد و مقالات واصله در اداره مانده مصروفیه در اندراج و اصلا و عدم انتشار ان ازاد است اشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصورت نقدی از هر جا قبل ازین میشود. (بکار نامه) محرمیت این کلشکلی ش ۳۰ س ۱۳ حقیقت جلد اول در کابل چهارشنبه ۲۱ حوت ۱۳۰۳ ش ۱۳ رجب ۱۳۴۳ ق شماره (۹۰) تعلیق نشان وفابرسینه هاصداد فینه سالشا چندی قبل برین قرار اطلاع وزارت حریه اشخاصی است که شخصه این خادم ملت و مملکت سواران رساله شاهی وارد حصه دکانها گردیده افغانستان خدمات شایسته را انجام دهنده داده میشود طراوت و فرحت اسود بحضرت ظل اللهی را داشتند. تقدیم نمایم لکن چون تعلیق اینقدر نشانها بر سینه ها بعد از یکه شهر با و منظره غازی دولتی افزائی فله شا تمام ان در این شب مسعود بسیار وقت را صرف مراسم تعظیم پادشاهی شان طوریکه مقرر است بجا میکرد لهذا اینجا برای چند نفر تان که از هر کن کند و نسبت بطرف عسکر جلال مد دات جهانبانی ولایتی انتخاب شده بود دران شب برای تفصیل دلچسپی و نسبت بخدمات و جانفشانیهای عموم تان فی الحال نشانها تانرا با کمال مسرت و سواران رساله شاهی که علاوه بر خدمات محوله عسکری ممنونیت به از شما، بر آتان اعطا میکنم و علیده بریت شخصیه شخص پادشاه خاجه فدا ایمار نموده بوزارت حربیه احکام اصدار نموده ام تا برای دار ایراد داشته از وشان استعمار درجه مسرت و هر کدام شما مکافات نقدی و جنسی که با عتبار مراتب ودی پروانش اظهار کنان ضمنا معلومات رانه در خرد نشان مستحق در خور یا کی بود متری یابید. انکه از طرفشان خیلی آرزو داشتم حصول شمایه عرض ولایتی با ابراز کدام شبے بتمام شما ین بر آثام تما فرزندان غیر و این نشانها را که مخصوص کلمات جواهر ایت شاهانه عالی آقای عبد الغمد خاں --- page 479 --- (۹) حُرّيتِ حَقِيقت چقَار مق بينَه مَحو ١٠ وکیل حربیّه یک عرایضۀ طولانی را از طرف عُموم رسالۀ شاهی بحضور خُسروی معروضداشته وطیّ آن مضامین ذیل را نیز بکمال تمنّیات ابراز نمود اعلیحضرتا شُکر نَوالِ رسالۀ شاهی بکاک پای جوایز ساجت بمرس میرساند با اینکَه افندیا پادشاپے خدمتی را که درخور اینقدر تحسین و قدر دانے ذات جهانبانی باشد تا هنوز از قوّه بفعل نیآورده ایم و عُشر از عشیر و قلیلی از کثیر آن عقیدت صمیمیت و جان نثاری را که در دلهای عقیدت منزل خویش نسبت بخدمات آستان سمیع الشان ملوکانه مان دارد بجاّی عمل نپوشانیده‌ایم باز هم از امثال این الطاف و نوازش و خادم نوازی و دریا دلیِ اعلیحضرت مجیب القلوب غازی که خویش را از همّت و خیالات کماں البیار افزون و فراوان ست دست تمنیات عاجزان عقیدت کیش اناقا و آفاقاً فوّن نظرها نمید بر خود میبالیم و تفخر میکنیم و زبانی نداریم که بشکر آن چنانچه شاید و باید بپردازیم بجز اینکه آخرین قطرات خون خودها را فدای مقاصد عالیه و مآرب سنیّۀ شاهانه‌تان که برای رفاه و ترقی و سعادت ما دارد بی‌مُحابا نثار کنیم. اعلیحضرتا! این نوازش و مراحم شما را از امروُز ما رسالۀ شاهی بر خود نمیگیریم بلکه در اوان شهزادگی و فرصت ولایتعدی بودن تان همواره الطافِ بیکران و عِطاف بی پایانِے را از جانب رسالۀ شاهی بوجوه مختلفه و طُرق خیر خواهی بر خودِ می‌نگریستند حتّی ذات محبوب القلوبِ و ستایے در آن فرصت اکثریّه آن ایّامِ پُر خُطُرات ماها که بواسطۀ معذُوریّت و یانجوب بودِن از سِلک نِظام سگ درویشی می‌زَند از تخواۀ شخصی خویش معاونت میفرمودید و در فراهم آوردن اسباب خاطر جَمعی او بذلِ مساعی میفرمودید باز مکرراً از عمیق قُلوبِ خویش بعرض میرسانیم که فدا و نذر قطراتِ خون ما را نثار رکاب میمونِ یک پادشاهِ شُکر نواز عظما بگرداناد تعليق نشانها بعد از اختتام منظوقات فوق اعلیحضرت غازی نشانهای مزبور را که روی میزها در پطنوسهای عالی گذارده شده بود گرفته علی حسب الترتیب بَسینه های عُقیدت دُفینۀ عسکر شاهی تعلیق فرموده از سَر و روی شان بوسهای شَفقت میگرفتند و از طرف عسکر نیز بالمقابل احساسات عَقیدتُمانه و اوضاع فداکارانه دست بوسیِ قدمهای اعلیحضرت غازی بَعمَل می آمد - تا اینکه سینه عُمومِ شان بنشان و فائز من شده ذاتِ جهانیبانی فرمودند که برای آن فرزندانی که از میان شُما بالفعل بخدمات قُرت اند و حاضر نباشند نشانهای شانرا نگه میدارم تا حین الملاقات فِدای دارا برای شان تقدیم شود باقی همۀ شُما را بخدا میسپارم. درینجا وکیل صَاحِبِ قُوماندانهای سلامی پادشاهی را داد عسکر بکِ جُوش و خُروش قابل دیدن گرفت و موزک عسکری نیز سلامی گرفت در وقته که در ساعت دوازده بجه پادشاه غازی دم مکافات شاهی از معلوم اینکه نگاهدارند آورده بر اعضا رکاب رساله شاهی که تا اوامشر مباشد نشان داده --- page 480 --- جلداول حقیقت کابل چهار شنبه ۲ حوت ۱۳ احتفال زنانه بحضور شاہانم ضیا شب یکشنبه (۱۱) حوت یک احتفال سنتی بحضور شاهانم صاحبه تقریب سر وتهایی جشن جلوس سالان حتم افغانیافته عموم نسوان محترمه وزر او اعیان و با قی معارفین بانو اصاب بیطیقه یامستخرجین خارجه دران احتفال حضور داشتند. محوطه از جواهر واہم تعالیم حسنی بشکل خوب تزیینت داده بود. حضرت عالیہ شاہانم صاحبه یک نطق مفصلی که راجع به آثار تو بر بنات بر تحصیلات وزرانات و افتخار ناز و قاطفه عالیہ نسوان و ادارہ خانہ و تر اولاد و مساعدت باشوہران و در ان در حقیقت تکلیقات حیاتی حاله سندران از اوضاع حاضره وغیره با ایراد نمودند بعد یکی از شان از بین سوران آب کرم محترم جناب جلالتماب صدر اعظم صاحب نطق آتی رابیان کردند. حضرت ملکه معظمه ! این روز مبارک و فیروز یک روز با اہمیت تاریخی است که از عزم متین و ہمت عالی اعلیحضرت غیور غازی پادشاه متبوع ماحاصل گردیده که با آغاز جلوسمیمنت مانوس خویش استقلال و آرزوی دولت که افغانشان را اعلان نموده معاونت و توفیق خدا را در و غیرت و ہمت شامانه شان باستقلال تامه ملکه و ملت خود کامیاب شده اند . ما باین روز مسعود افتخار مینماییم با این اوقات باصفات بنوانان وشه قدوم میمنم و اہمیت مساعی عالیه نامی افغانها تجو بی میدانم و به حارتر کردن این یوم مسعود و جشن سال مقیم جلوس با استقلال شاهانه بدر گاه خدا تعالی محمد و سپاس نموده بحضور ملکہ معظمہ از طرف خود و سائر دار طرف دیگر خواتین ملت افغانیه وکالتا عرض تبریک و تقدیم میدارم : اعلیحضرت غازی نامی ملت افغان بعد از تحصیل استقلال درین جایے دور وشش حال سلطنت خود امجرات که در ترقی مملکت در رفاہ و اسود ملت خود نموده اند مشهود خاطر و محوط نظر زن ومرد افغان است. در صفحات خدا پسندانہ این حامی ملت افغانشان در صفحات تاریخ روزگار محو نخواهد امید قوی داریم که مازن ہاملت افغانشان نیز از تو حیات حسنه مربی حقیقی خود بصعادت علم و کمال فائره شده بدولت متبوعه بخدمت ایلام نامی در سیستم انجام دهیم. در خاتمه از خدامند قهار برو نیاز سئلت میگیم که این پادشا نخود مبر ابا راه آرزو با نیکه در ترقی و تعالی افغانان بخاطر میرورانند نائل دکاماتنا کر داید در سایہ رافت و مرحمت شاہانہ و حضرت ملکہ معظمہ را از سر ما کم و کو تا نگرداند نگهدار جریده این دبیرا نصفه مزدشان است نشان درجه دوم وفا بانه با قائی با ین درا قتنه ضابطان آنها که تا بلوکشر بودند شاهد سید سوهیم با مکافات میں ای سائر نقدی رساله تابی مکافات توسط وزارت جلیلہ حربیہ ایتخت بوشاہان مقام عالیہ اعلیحضرت غازی جز شرف مندلاج جنین وکیل حربیه را به نشان و یشان درجے استقلال جونی تحریر داشته و بتائید و تصدیق فرف جوین عبارات آتی را مرقوم داشتم ایکه منظور او را برین تقدیر و نوازش پادشام از براه این خادم صادق و خدایی لائق برنجشتر با یک امارت سکنه تا پذیری انتهای لایق فقد در خدمات ملت و دولت و مملکت خود ایت و مصروفیت دارد توفیقات مزید ار خواستار بوده اولی الامر مطا ع معظم خار بان نرافت قرین اخلاقی خویش را با دیدن م عظم بهت می گوئیم و تصدیق میکنیم که یا امر من ہر قدر خوبستند در رفع غائله بدانی مام ثابت کند. ولی احسانت را بی انت ظرا و انبه مواقع را قبل بانا نگری در خون ای برسد خاتمه داد، نیس موجود ہمہ مکافات دولت علیه خود باید تشکر کنیم. دیگر آقای میرزا عبد العلی یا نو بسته ت وزیر صاحب انیس تنظیمه را که یک شخص طلاق نجدی اند و علاوه بر خدمات حمدا ر وکالت آقای عبدالغفور خان، ت حربیہ متمادی نامطلو خدمات انند اند با مکافات نشان غیرت با دو ہزار رویی افته اند، تبریک میگوییم از هویدا با دلا بیدارسوخته افغانان با پایه دار باد استقلال مملکت و ملت افغانان --- page 481 --- شماره (۹) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه (۱) نیست (۲) روی خویش (۳) بپوشند پنهان کنند (۴) خود (۴) کی (چه، که، تا (۶) از جنس (۸) برای این (۱۰) بپا کردن (۷) یا (۹) بیان (۱۱) تحقیق (۲) بپوشیم (۵) بپالیم (۲) یک کرب (۱۵) نرسید تحقيق در تمدن جان بابي از طبع قاری میرزا محمد زمان کاتب دارالسوانح نگاری (۱۳) بیرون کردیم (۱۷) ساخته اند در لباس دیگران است (۱۹) فرد (۱۱) کربات (۲۰) بجهت (۲۱) بازهم (۲۲) بطرف (۲۳) امروز (۲۴) می افسوس چه عمل نشته په بیان په ظاهر کښی که دی دعوه د تمدن تمدن که عبارت وی له فیشنه یا کالسری چه تری په خپله غاړه یا آثار چه ورکوی د اعمالمتـه یا تسبیح او یا مسواک وی دی لپاره که باطن کښی مونږه هم خده و کر و جانه هی توبه مردوی دغه تمدن نه تمدن په حقیقت کښی ځان ایستنه دی هغه کس تمدن چه ځان ته وائی شپه او ورڅی کوشش خوی پیدا کړی حقیقت کښی واسطه دی په فیتن مونږه لا کمدیو غم خور دی د ملت وکړی مونږه لا کمدی احتیاج نه ځان بهر کدی هی افسوس په خپله ول دستی نه شو همدوی حه چه خدمت کړوښکه دیل دی لیر افسوس وخوړی خپل دامن زحمت پرلکونه عالم مونږته انتظاردی مناسب چه بی اساس کدی نه پریږدو می باید حه فکرو کړو وای یارانـو هم دن ورڅی فرصت مونږوته پیدا دی دلاور دثری دسوز دابیان کا لاهم یم په خپل ویلو پښیمان په باطن تری بیگانه دی نمایان یا پودر وی چه وهی په مخ دجان یا وی کفا و یا وی نور سامانه یا ثروت او یا رحمت بی نشانه چه عالم کی شو د محترم موریږو صور په ظاهر به پو په شه صفت عیان هم توبه کم مه د لاس تکه انسان لـه حتیاج دبل چاوا و عجایب سامان دی په کمد خیری محتاج د عالمیان مستحق د دعوی کړلو خپل ځان هم شایگی چه سینگارس و کاد خان مونږه لا کمدی دی باب کښی شود جیران چه نو مریخ دتمدن وهوشوران مقتدی مه شقیا کدی ددابیان کدی وشنه کړو دا خپرد وا ر پنهان لیرد ښکنه کړی سرونه په گریوان چه به خه پیښی و مونږته باماخوان آبادی کی دوطن خپله شو کوشان لا نجوا تمدی چه کردی وینیمان چه دو لوای د مترقی کښی دی کوشان پروا مکاکړ په قاهر یی وطنیان --- page 482 --- -- فاعلان و خوارط -- این اخبار غیر از ایام تعطیل در کابل که روز نشر میشود و در گمرک اموال بدست خط داران میگردد امور تحریریه بنگارندۀ حقیقت ارسال و مقالات واصلہ در ادارہ ماندہ جریدہ در اندراج و اصلاح و عدم اشاعتش آزاد اشتراک بتوسط خزانۀ دولتی و بصورت نقدی از همہ جاقبلا دریافت میشود (نگارنده) -- خقیقت -- مؤتمن ملکی ح ۱۳۰۳ کابل شنبه ۲ حوت ۱۳۰۳ ش مطابق ۲۴ شعبان ۱۳۴۳ ق | شمارۀ (۴۱) طپانچه مجازات بچه آتش بازی شبهه كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا خیلی متأسفم که مسلمانان تا هنوز نتوانسته اند که برای عالم سلام هیچ یک وسیله و ذرایعُ تعادلی بیک طرز عمل صحیح وطریق وصول در ستی برا ترقیا مادی ومعنوی شان جز از اتخاذ طرز عمل عالی مادی و معنوی شان اتخاذ کنند، بلی ! اگر نقطہ پیشوایان مذهبی وعمل صادرآن مقررات صیلی نگاه عمیق بسور رفتار و کردار عا اسلامی مفید و کارگر شده نمیتواند. سلام نگریسته شود. علی العموم تمام سُنّاً اسلام ما، مذهب پاکیش ما ، آئین ما ، ابداً آن دیده میشود که راه مواصلت بمقصود ، از ماوشمار ا تها اتخاذ اسباب مُدنیّت وسایل وانها مفقود شد تماماً بن که از تقلید عمر و بزه ارتقاء امروزی مانع نشده است بلکہ کرۂ متابعت بکر و طرز رفتار دیگرارغ وديا بط الاولی ، ومرۃً بعدالاخریٰ، بہمۂ عالم سلام ما همراۀ مدیرت و عمران فاثر المراح سازند تأكيد اکید تعلّم علوم و فنون ، ومآہر بودن لکن شخص این نگارندۀ مکرراً برین موضوع شانرا در تمام صنایع وحِرفَ، وخالق بُودَ امه فرسائی نموده ام و باز مکرراً یاددهانی همان مانرا در امورات حرف ضرب ، واقتدار مسلمین اردو ماضيه خودم را بخدمت ملت عزیز میکنم دربابات وسائل تعرض مدافعه دشمنان عرضه --- page 483 --- شماره (۹۱) جلال آباد جریده حقیقت کابل صفحه (۲۲) عزت شان توصیه کرده است. و از طلجات فضول و کار روائی لایعنی جهول و از انچاب ملاهی و مناهی دیگر خرافات و واهیات جداً ما را امتناع نموده است عموماً را که ما مجملاً در فوق قلمبند داشتیم از خیل مسلمات است که ابداً هیچ یک مرد اسلامی (بهر فرقه و طبقه که باشد) در قبولیت و صحت آنهیچ انکار ندارد. ازین رو در اثبات و اقامه دلائل بران احتیاج نداریم اما چیست که علمای اعلام ما چنانچه می‌شاید و بطوریکه که حبایۀ تلقین دین اوامر و نواهی را بعامه پیروان اسلام تا هنوز ننموده اند و یا بفعل می نمایند. فضلا و مشایخ اسلام ضمناً باستیلاص وجود خودشان مستون بوده مسئولیت این پریشانی و بی نظمی ممالک اسلامی را بر خود نمی‌انگارند باقی صاحبان فکر و ذکا نیز اساساً تحمل این رنج و جفای تنویر افکار ملت را بر خود گوارا ننموده از شاشه نبات و از طبقه عالی بلطانی بزعم خود تاباً خودها را ازین بارگران سبکدوش انگاشته در محفل مذاکرات و گفت و شنید تنها خودها را به کلمۀ و من چه آید تو چه می‌تسلیت میگریند امثال این افعال ناگوا ری است که ملت اسلام را روز بروز فرسوده است و دشمن را دلیل و ضعیف معرفی نموده است ! و همین طرز عمل و عدم کوشش منور ! افکار عامه در ترقیات علمی و عرفانی، جامعه ما را خوار و زبون نموده است. واگر بیدار نشویم، و از عقل و شعور هشیاری کا نگیریم و خاتم بدین، رفته رفته این افعال نکوهیده ما را باندک جهل و ادبار انداخته بخاک و خاشاک برابر خواهد ساخت! بدین تقریب نامناسب نخواهد بود که ما از علماء اعلام و فضلای کرام و مشایخ و کافه بزرگان ملی و دولتی خویش استفسار کنیم در شب بمرات این قدر پول و پیسه را که ملت بیچاره ما از کد یمین و عرق جبین شان استحصال نموده اند، چرا اطفال شما گرا بان نذر آتش نموده بدر هوا میسد پست بر ؟ آیا ما از اکمال دیگر ضروریات خود فارغ شده ایم که ما حصل روزگار خود را طعمۀ اتش کنیم؟ آیا ما توانسته ایم که جود ها را از احتیاج و اجانک شکنیم که پولی در دستی خود را کمال دریا دل با لقیمه آتش میکنیم ؟ آیا ما بقدر شده ایم که بطرق و شوارع خودرا بیک اصول منظم تاسیس و تعمیر کنیم تا در اثر آن بآتش بازی تفاخر یا آیا شماملت توانسته اید که خاک ریزی خانهای خود د لالی که جوهای نا بر استرفع کنید که اشغال شاق ایام ما را بطر شما را به آتش گلخز قربان میکنند؟ آیا رجال ما توانسته اند که از فساد هوا و تاثرا تعفن حصول و مهتاب چنانچه سائرین مستفید شده اند، مستفاد و جاه که نقودشان سالها مقوله مصرف اتس گاهی اشغالی مهتابی یا نشود؟ آیا متمولین و صاحبان ثروت ما توانست اند مود و یه که فی هزار یک نفر هر سالیه دارائی صد گونه لوازم التذاذه حفظ الصحی باشد بخرید و ده در ان زندگانی شانز اگر خان اما وند از خلل و عش باشد بگذرانند، که اطفال آنها همه ساله اکریون و چندین گونی پیست شانز انجا بم کوهی نذر اتش فشانی میکرو باد آیا شما با همه شوق و ذوق خویش که دارید در تکمیل مخارج امت بوسه خود با چنانچه که شاید و باید موفق و کامیاب آمده در پاس اید که بآتش تباقی پاره نموده در دو یوار را نقره مینماید؟ آیا با این جمله خار و خسریکه دشمن با ترقی و تعالی وطن برای ما بانیا اند و آمال ما گشوده اند و کمد را همت تان تا خذ آتش استیم در آیا پولی را که بدان تهیه سامان قلم و دوات نموده از قل شان میتواند یکمالک د طن خود را از حبیب قوت و مکسمیت نورا کینان طوع ۱ نذر و تحفه راه مرغان نمود، است که الان مجر آب دار برومعرو در خرید ذوات آتش برای دوه و قهوه نقرس مباد فدا میرود. بالاخره تمام مالر خروش و ظروف سیمی ار و آثاث البیت خود مستغنی شده اید که طفله ا و د و خرودن مع بنام اتش بازی فرشی بعرش بلند میکنند.؟ متأسفات اطلا میکنیم که ملت عزیز ما ز بنوا و رایج اسلام و صدها آیه های کردن مما نقه فرزند کما بوبی شناحته د غفرد و اشیا ئر دستور روال مى از نموده اند که نه تنها تصریح با ختذری با لفت کلنا الموت نیز نرا نشنیده؟ امین اخیوص هر حمیک سکوت را به با دانان من از و د فلق را برین ارتکابات منکر کبرت نصیحت میکند. و الوکوی مستعدیم که بر قلب هر پیر و فر و مستعجلانه بایت عحد الهه و --- page 484 --- شماره (۱) جلد اول جریده متفقه کابلیه ۱۷ عقرب قابل شنبه اصول در صورتی که ما افغانان تا هنوز مقدرات باریکرا از اصاب ثروت و دولتمند نداریم. در صورتی که بانی خویش را بپایه جام و السلام رسانیده ایم۔ الفقرا، وفقرا و ایتام و مساکین خود امداد و محنت لازمه را نمو دیم - پس بالینی که در اندفاع نان عوارض جویه و اشراء جنگی ماجداً بر آنیم در خاتمه با کمال یاس آرزو از تمام اراکین دلتی میلی خود امیدواریم دستم ببطار داریم که رسال ده و کارین وحق کش بازیها موقوف و صندوق در هر پرده تخمین آتش بازی هجوم موافتی عام لوازم بمناسبت این لیله مبارکه در تاسیس خیریات خیالی رویت نقراء و داری مساکین در مد و رو صداها مالیه این ساجد تسطیح شوارع و تنویر طرق و دیگر می کند مروات جهت شریعت وطنية چرخ بنه در بدل این تجنش پرستی در باشی صرف مساعی نمایند. معین حبا و تار بار ونبار شریحی تحت عنوان روز آقا محرر جریجی خاور بوم آمده بود انست در ایران اطلاع یافته یم که سحه محمد وح بعد از یکه اقای خ ناها غلام نبی خا بریاست عمومی قونسلونی و امور قنطوری سمت جنوبی منصوبه متباھی کردیده اند بمقام میمنی وزارت جلیله خارم سرافراز و امتیاز یافته اند. عیوض ایشان معین وزارت محترم خارجہ اعر اجل اقا محمد حیدر خان جبرالی فونسل اسبق افغانی دار الحکومه هندوستان مقرر و بحر کارمده اند ما این نقر رو انتخاب با هده نجاح ان حبه نا بر د و د روان عالم استخلافیه تبریکات تقدیم داشته ملطانت و مملکت و حکومت متبوعه خویش براشا کا میار و موفقیات دلخوا ستاریم. عزو زیر خارجہ افغانبه که در ابتدا، بود جهان (۱۳۰) بر اور رہنمائی دولت متبوعه افغانیه ما بدر با رلندن نتخاب شده بود بنا بر پا بر معنی ومن يوت الحكمة فقد اوتي خيرا عن لام و میم دانش از عطاهای خداست ملک ملت دین و دولت اندر انش رگھا زعفران بر شکست قلبها چون مومیا آ گرد ماه معرفت بر حجم هر کس تو تیاست هر که دار د علم و حکمت صاحب عز و علات ی از علم و دانش شد مشرو فلک علم و دانش چلان فی الدین حج ن کرک ته علم و دانش چون طلاسم بی یک بی ہنر را سیم ندانم از بهائم کمترک علم از هر نیز و ہر بیت ته از سیم طلا است ای از علم و دانش آدم وانسان شود آدمی از علم و دانش صاحب مینا شود های از علم و دانش معدن عرفان شود آدمی از علم و دانش مندر سلطان شود علم و دانش آدمی را عنوان هیر و و سلاست [Left margin text, written vertically] هر کی با نا دان در خشم آید میکشد رنج ہا باید این کار نکو از طبع دانشمند هاست مرد عالم با طبع خود کند کار و با مرد جاهل از سر خود می برد این رنج را چشم دانا بر حقیقت میرود اندر نظر کوردل از خود نمی بیند بغیر از گنج را با کمالان هر که میکرد و حسد باشد سیه بوالفضول از منعم خود می برد این رنج را پردلی طبع هوس گر می کند با کار دل از خیال خام خود او می برد این رنج را طبع جاهل همچو آتش ہر کر ا سوز د عیار عاقل ار عاقل بود او کی برد این رنج را سر که با درویش مسکین بیجهت کبر و کند درد مندا زدر د خود او می برد این رنج را --- page 485 --- شماره (۹۱) جلال آباد اول جزوۂ حقيقت كابل شنبۀ آخر بهره دارد ز دانش هر كه او نيك اخترست ميكند تحصيل دانش هر كه او دانا ترست ظلمت بيعلم و دانش خوار و زار و ابترست شاه افغان در محبت دائم معارف پرورست مملكت را بسلم و دانش ده و اصلح بپاست مملكت را دانش و علم و هنر باشد ضرور از هنر طياره طيران مینمايد چون طيور تلگراف و تلفون آرد سخن از راه دور كرده تاسيس معارف نيز حبيب شاه غيور با د بي شاه افغان تا كه كيوان بقاست مملكت را علم و دانش گر نباشد ميهيا هنر بوده باشد در بمب با ستين و گر زين جهت دارد ترحم شاه افغان چون پدر بر معارف پر لطف احسان بين بحديكه در معارف لطف احسان شهنشا پيراست این همه الطاف احسان شه افغان شده از معارف افتابی رفت تابان شده دیگر عبرت ساعد دست ا و بی شان شده توسن کشور بی امروز در جولان شان دیده غولی براد و اکنی ناكیدا ينو قع تیاست از غبار خاك بينش ديده بینا بی شود خاك بينش دیده ذان را مداوا می نماید كودن نادان عالم مرد دانا بی شود هر كه را از فیض عام او تمنی بی شود بس بود مد بر كه از فيض معارف سنيويست هر كه را روز نخست اقبال شد با بخت یار روز و شب دارد كنار سلم و دانش در کار در علوم دین کوشش مینماید بيشمار خدمت اهل معارف ميكند لیل و نهار خدمت اهل معارف مملکت نائل دولت علم دینی از قديم است خاصه اسلامیان علم دین را برده اند میراث از پیغمبران میکند اکنون کوشش ملت افغانیان تا بيا بند از معارف حکمت یونانیان این همه از بخت اقباق بن شاه باست ميكند محمد فاروق از صدق دل صبح ومسا آن شهنشاه معارف پرور خود را دعا در پناهت از همه آفات میدار ش نگا يا الهی دشمنانش را ز كبر كن تباه روسیاه شرمنده با طاهر که بدخواه شماست --- page 486 --- نحرح اشتراک حمیر سلالة کابل السالمة ۵ ۱۰ سالمه شش ماهه ۵ ۶ یک مارحیه ۱۵ ۸ ید اورسه ۱۱ ۱۱ بدون شتر که از ملاه دله و خطیبہ گرفته نمیشود کانیجای آفاقی ، از مردن اسلامی مشرقی محترمه یک انرا ابزرگ من بیبها قواعد ومحلوظات این اخبار جبرا بله تعطیل دیوزها دفتر بد و و دیگر روز را با بجدت تشکر انتہا میکرد و اموز حریره با که منفعت عام در قاله اصله در اداره امده محرقه ماندانی اصلاح وعدم انتشارش از ادارست اشتراک محملہ اطراف دایلی امیدوار خقیقت سر ۱۳۰۴ شهر ۲ حـ تصدی از همه عاجلا دریافت میشود (کارنده) محی الدین کٹکری ہے پہلوان من ہوئی ؟ داول کابل دو شنبہ ۲ حوت ۱۳۰۴ ش مطابق ۲۰ شعبا ۴۳ ۱۳ شماره (۹۲) لوحجه تاريخ بما سند هجرية غره شهور مطابق به ربیع الاول ۲۰ حمل حمل ۱۳۰۴ ثور ۱۳۰۴ جوزا ۱۳۰۴ سرطان ۱۳۰۴ اسد ۱۳۰۴ سنبله ۱۳۰۴ يکشنه دوشنبه سه شنبه چهارشنه پنج شنبه جمعه ه شنبه ۱ ۴ ۳ ۲ ۱ ۸ ۷ ۶ ۵ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۳۱ ۳۰ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۳۱ ۳۰ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲ ۱ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۳۰ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۳۱ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۸ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۳۱ ۳۰ ۲۹ ۴ ۳ ۲ ۱ ۱۱ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۳۱ ۳۰ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۱ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۳۱ ۳۰ يکشنه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه ه شنبه میزان ۱۳۰۴ عقرب ۱۳۰۴ قوس ۱۳۰۴ جدی ۱۳۰۴ دلو ۱۳۰۴ حوت ۱۳۰۴ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۳۰ ۲۹ ۲۸ ۴ ۳ ۲ ۱ ۱۱ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۳۰ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۱ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۳۰ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۹ ۲۸ ۳ ۲ ۱ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۱ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۳۰ ربيع الثانی ۲۰ ثور جمادی الاول ۲۰ جوزا جمادی الثانی ۲۰ سرطان رجب ۲۰ اسد شعبان ۲۰ سنبله رمضان ۲۰ میزان شوال ۲۱ عقرب ذیقعده ۲۰ قوس ذیحجه ۲۰ جدی محرم ۲۰ دلو اپریل ۲۰ حمل می ۲۰ ثور جون ۲۰ جوزا جولائی ۲۰ سرطان اگست ۲۰ اسد سپتمبر ۲۰ سنبله اکتوبر ۲۰ میزان نومبر ۲۰ عقرب دسمبر ۲۰ قوس جنوری ۲۰ جدی فروری ۲۰ دلو مارچ ۲۰ حوت --- page 487 --- شماره (۹۳) جلد اوّل جریدهٔ حقیقَتِ کابل دُوشَنبَه شکور بازار مالیه بشور ادو بِحُضور جناب مُستَطاب اِظهار شُکر و اِمتِنان دَر مقابل مَجلِس عُلیاے شوراے دَو خُودِ خُود اگر گردَونیچُوانَد مُتَصَوِر نِمیآیَد یَعنی اَفردا شُورا دولت خُود داخِل نِظام مَجْمَعه مَجْزَء اظهار شُکر عَرض دارَد دَر خاتِمه مَعرُوض مینمائیم کِه اَگرچه اَعضاے مالیه بَخُوبی میدانَند کِه وِزارت مالیه تابیع حُوزَه شوراے دوَلَت مَجلِس مُحترم رَأی صواب خُود میدان توَجُه اِجرائیه وَتَحت اَمرِقانُون مَوضُوعَه شُورأ دوَلَت بااِین حُسنِ اِتِفاق واِتِحادی که قُوَه قانُونیه دوَلَت بـ عَلیحَضرت پادشاه جُمُهوریعِلّیَتِ ما بِمَن نِدادند اَدا مـ کِه قُوَه اِجرائیه میباشم مینمایند مسائل مُشکِلَه را دَر منقُوله حَل نِنمُودِه کِه با هدایت و رهبُری فیما بَین مـ داریم کِه دَر تاریخ افغانستان نامِ نامی مَجلِس مُحترم شـ نَوِشته شُود وِزارت مالیه تَصدیق نامه عُمر اَعضاے کِرام آ جَ مِرج اَقاشیر احمَد خان مَأموُر حَسَبی مَحْکَمه شُوراے دَولَت عَلیهِ خُودِ اِین مَجلِس عُلیاے مُحترم مَجلِس شُوراے از طرف خُود اِحسان و اَز طَرفِ هَمه مَأمُورین وِزارت مالیه وِکالَتاً دَر مَوضُوعِ نِظامْنامه مُحاسَبه شهَریه وَطَور طَرز مَقاصِدَ کِه بُوِزارَت مالیه تنظیم و دَر مَجلِس مُبارَکَه تَقدیم شُد بُودعَرض میایم که مَوادّ تَنظیمِیه وِزارت مالیه که دَر مَجلِس مُبارَکَه تعدیل و تَبدیل وتَصحیح شُد هَمه مَواد مُوافِق قاعِده حِسابیه بَلکِه اَکثر نِکات که بوِزارت مالیه مَجهُول نشُدَه دَر مَجلِس عُلیا فَصل شُدِه یَک ثَمَرہ عُلیا مَحاسَبِیَت بَرآما مُحاسِبین دَراین مَجلِس مُبارَکَه کِه گِره حِسابات نِسْبَتْ بِعَوائِد بی فِکر آسان تَر دیگَر زَحْمَت تَر نَمُودِه اَند لِهَذَا اَز بِجهَت تَنوِیر اَفکار مُوَجَه مُحاسِبین و سائرین دریک طَرف این مَجلِس هَمه مَضامین را کِه بَشَرفِ مُطالَعِه خُود تَنویِرمُینوِیسیم بَروَقْت اِست تا اِین شُدَه زِیادَه مَوضُوع را تَصدیق نَدهید دَر اِجرائیه حَتْماً توَجُه شُود لِهَذَا رَسیده وَ مَقْصَد حُضُور اَشْرف مَعْلُومُ جدول ساعات نَماز ظُهر وَ عشا بمانِه سَمتانی ید ساعت بروج سنبله ١٣٢٢ عشا ظُهـر عُشرِ اَوَل عُشرِ دوُسْطیٰ عُشرِ اَخیری عُشرِ اَوَل عُشرِ دُوسْطیٰ عُشرِ اَخـیر ساعت دقیقه ساعت دقیقه ساعت دقیقه ساعت دقیقه ساعت دقیقه ساعت دقیقه حَمَل ۳ ۲۷ ۳ ۳۶ ۴ ۴ ۱ ۳۹ ۱ ۳۷ ۱ ثور ۳ ۴۹ ۳ ۵۵ ۴ ۴ ۱ ۲۹ ۱ ۳۰ ۱ جوُزا ۴ ۸ ۴ ۱۴ ۴ ۱۷ ۱ ۳۲ ۱ ۳۳ ۱ سَرطان ۴ ۲۰ ۴ ۱۷ ۴ ۱۴ ۱ ۳۳ ۱ ۳۲ ۱ اَسَد ۴ ۸ ۴ ۴ ۳ ۵۵ ۱ ۳۳ ۱ ۳۱ ۱ سُنبُله ۳ ۴۹ ۳ ۴۷ ۳ ۳۶ ۱ ۲۹ ۱ ۲۸ ۱ مِیزان ۳ ۲۷ ۳ ۱۸ ۳ ۱۳ ۱ ۲۶ ۱ ۲۵ ۱ عَقرَب ۳ ۶ ۳ ۱ ۲ ۵۶ ۱ ۲۳ ۱ ۲۲ ۱ قَوس ۲ ۴۲ ۲ ۴۱ ۲ ۳۹ ۱ ۲۰ ۱ ۲۰ ۱ جَدْی ۲ ۳۷ ۲ ۳۹ ۲ ۴۰ ۱ ۲۰ ۱ ۲۰ ۱ دَلْو ۲ ۴۳ ۲ ۵۶ ۳ ۱ ۱ ۲۳ ۱ ۲۳ ۱ حُوت ۳ ۴ ۳ ۱۳ ۳ ۱۸ ۱ ۲۵ ۱ ۲۶ ۱ ایام تَعطیل و رُخصتی ـ رُخصتی عُمُومی بمُقرَری عید سَعید تاریخ ۸ ه ثور ـ رُخصتی عُمُومی بمُقرر حِصّی سِپاهی تاریخ ۱۲ وَ ۱۳ سَرطان ـ رُخصتی عُمُومی بمُقرّری عُید مُحرم تاریخ ۹ اسد ـ رُخصتی عُمُومی بِمُقرَری بو د شُدَن ۸ میزان رُخصتی عُمُومی بمُقرَری جَشن اِستِقلال اَوَل جوزا اسد بے حِصّه، رُخصتی عُمُومی بِمُقرّری جَشن جُلُوس عَلیحَضرت نادِری ۱۶ مـ --- page 488 --- سال ٩٢ جلد اول جریده سراج الاخبار ش ۱۲ نایب السلطنه هندوستان و انگلیست از مدتی است که در سرتاسر هندوستان اوازه است لارد ريدنگ لیسری عهد با انگلستان دفتر ارکان عوض هر دو در مقام نایب السلطنتى هندوستان انتشار یافته است. از انجا که تردید این اطلاعات هنوز از گمان میرود که این افواه صحت خواهد داشت یک پیام تازه محکما بپردست اشعر بست د لارد ريدنگ در اپریل ایستاندر رخصتی عازم لندن میشود از انجا لارد زیر کی چند و چندی میبد در بعضی امور مہمہ ہندوستان گفت و شنید نماید و مذاکرات بالمشافه بنماید در زمان غیاب هندوستان مستر می قایمقام بلاد دارکان حکمران هیمالای میکند اگر چه مافتی نمی توانیم که تر د د لاردینگہ کہ ہم یک امری مهی پیش امده است که دوران مذوکرات خصوصی و گفت و شنید شفاهی خود د می دیلا دینگ محسوس نموده اند. لکن از خواندن این فرمان امر مبالغه تصور نرسیده بدست که آن افواه کم از کم کورت درم اثار و قراین بن دیه پی می برد که اعضا لاردرید نیگه مگررا خواهد امد. و لارد و کتن بطور مستقل نایب السلطنه هندوستان میماند همچنین در این خبر چندان بحث و مذاکره نمی نمایند که کدام سر دار هروقتیکه آمد و نه بردا و دیتیکه در نظام حکومت تغییر و تبدیل بوقوع میایی مادا از تبديل شخصاص مردم متاثر نمیشوند. اگر در حالت موجوده شخصیت این دو مرد متمال شود، یکی از انها بر دیگری اہمیت و خصوصیتی را حائز نمیباشد. زیرا که این ہر دو ذات از شہسواران نامور میدان اردی کش محال میباشند و هندوستان از ذات لارد ردینی هیچ توقعی ندارد که در ملکه خود در کار افغان است شکرانه مدیر در تخطیل التبسائین چندی قبل بدین در اثنائه (۱۶) سال دار روزنامه مدرس ملی المیقین قطعه یکی از فضلا افغانی یک مقاله سریاد امیه نسبت با فغانستان مرقوم نهاده بود که از خواندن آن در سرتاسر د تا افغان یک رحیه امید و رنجیدگی نسبت بدان جریده محترم بوجود امده بود بہذا تنقیضت مجملاً بتردید آن تا جائیکہ گنجا داشت پرداخت اینک در نومره ۶۶ سال (۳۳) آن نامه مقدس یک تردید مفصل ہمان ہرزه سرایی فاصل افغانی از قلم آقا محرم (داغ قندہاری) در شش صحیفه طولانی مرقوم آمده تمام حقایق را دران افغانی دیاده سرائیہا ہے آن محرر افغانی باطشت از بام نموده ست ازین حقیقت گوئی آقا داغ قند هاری وحقایق نگاری حضرت اقا مو یا لاسلام مدیر نان مدین تشکر کجا درین با و ثنا متفق هستیم هم میشوم کایشه گفتی متین و لعل شکرا بدانی که جوانگوی چون مجری بخارا ہمان است ان ریشه چشمه اقا شیون شیر سید پردمان سفینه کا جرج انا - بنا بر شیر شدیم بد نیست که آهای محمد بشیر خان از شرافت ذاتی و نجابت فطری خویش بر خلاف این نگارنده کلمات نمادیب سوز، والعاذ بغضب فرمودى برا سر قوم میدارد، در اول بدان تشکر اقسائی نامی و ی التفاتی نکردیم، و ی اینده بدان صرف اوقات میشود. مگر بعد از ملاحظه شمانه منجم جلد ۶ اتحاد مشرقی نصور کردیم که شاید آن محرر فاضل مرشد کاملش این بیکران ایا خویش انقطا ر جوانی را که علاوه بر سکوت اشد، از ما متوقع است ازین رو مرقوم میشود که عیوب و نقائص ونادانی شخص مرا ان دانشور باندان که خود می دانم ندان ماند. صفت درین موضوع هر قدر شرح و بسطی که بنویسند، در سرت من و خو دمی افزایند عیب پوش من پیشم غنچه نادان امثال مراشن ندامی من قازین جو ہر سخیفید کہ ہمد خریرات تنقیدات ما بمنافع ملت و مملکت و حکومت متبوعهم بوده است وبس - اینده بکارشات و هین زمینه میباشد. و درین را ا یچیچ عالمته نمی اندیشیم وبحجرد اطلاع یافتن از خیانت و سوء نیت احدی نسبت ملکت و ملکه مه عزر از کلی بندارید رونگا خواهیم کشید! الله مقام یک نفر باشک را زغ نمایان می نگیرد بناب شرع بدین اغراض شخصی و تنصریح تخیلی است، که در امتحان از نقاد نقشى ما غیراحتی قرنیم آمد محد بشیر ناسرتی، اندا کا کوفتہ تیں کرم دعا کی شل غنچه نادان ایت پذیر جو د آو چندان جوش زار دانک --- page 489 --- شماره (٩٧) جلداول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه صور شرفیابی وزیر مختار طالیه بحضور شاهانه سال گذشته «کمانده سیارکی کانا لو پاترلو دمانتنی دی بلیسی» وزیر مختار و نمایندۀ فوق العاده دولت بهیۀ اطالیا بدر بار کابل باطالیا مراجعت نموده قرار تصویشلت متبوعۀ خویش بماموریت دیگری مقرر گردیده و عوض او کینفردیگر بوزارت مختاری دولت پادشاهی اطالیا ـ دولت علیۀ عمانیه تقرر یافته ولی از قضا وقات قضائی مشارالیه در برلن یکسفر ضعیف و عوض او کینفرد یگر تعین گردید برای او هم کعالم عارضه پیش آمد و نتوانست وارد کابل شود. درین اواخر «کماندا تورانتونیو کا و گیوردی» که قریب (۳) سال بحر دارد و مدت دراز در سفراء قونسلی اطالیا گذرانیده و چند ماه قبل به سمت (قونسل جنرالی) دولت خویش به کلکته مقرر شده بود و در فنون اقتصاد و تجارت مهارت دارد. بوزیر مختاری و نمایندگی فوق العاده دولت بهیۀ اطالیا بدر بار پادشاهی کابل مقرر گردید بتاریخ ٤ جدی وارد کابل گشته و به روز ۳ شنبه ۲۲ دلو حَسَبِ اصول مقرره تشریفاتی بحضور شاهانه شرفیاب گردیده، پس از ایفای مراسم احترام نطقی ایراد نمود که ترجمه اش قرار ذیل است. نطق وزیر مختار اطالی اعلیحضرتا! بناتمت اینحضور همایونی جاز میطلبم تا اسناد که بتنها اعلیحضرت متبوعم ماموریت ((کماند ور مارکی کا نا تو پاتر فردی مانتنی دی بلیسی)) وزیر مختار و نمایندۀ فوق العاده در بار شاهی خاتمه بخشیده و از مراحم ذات همایونی نسبت بنامبرده در مدت اقامتش در بین مملکت تشکر نموده تقرر چاکرم را در یکی از نقاط بارز که جدیداً مراجع بیا است خارجی اطالیا بانتخاب القام رئیس الوزرا، و وزیر خارجه ایراد می‌نمود در ضمن اظهار خوشنودی از حسن روابط مسعود و ممتاز با دول خارجی بمناسبات قلبی موجوده بین اطالیا و افغانستان اشاره کردند. برین وجه کمال فوق العاده مفتخر و مشعوفم که درین وقت نماینده مملکت خود درین دربار شاهی انتخاب شده ام من با کمال مسرت شنیده ام که روح بشاش و خصال کریمانه و نداهای قلبی با روح و صفات اطالیائیها شباهت کلی دارد و قطع دارم که این خصوصیات طبعی پیشرفت مساعی ماموریت مرا من درین مملکت عقیده دارم استاساسات حُرّیّت آزادی من در تسهیل خواهد نمود امیدوارم واثق دارم که شخصا با علیحضرت اعلیحضرت نایل گردیده و با یک روح پاک و قوی بآن اعلیحضرت معظم میگردانم که تمام فعالیت من در افراز تشدید روابط قلبی و دوستی خالصانه موجوده بین اطالیا و افغانستان مصرف خواهد یافت و امید دارم که اینمظاهرات حکومت من از نظر اعلیحضرتم گردید انتم معین بمقصد اعلیحضرت همایونی مترین و در تحکیم کمک و معاون باشد. تا بر اۀ اعلیحضرت متبوع و کامرانی سند سعادت و صحت آن اعلیحضرت و خانوادۀ جلیله سلطنتی امیدوارم همچنین عظمت سلطنت آن اعلیحضرت و ترقی ملت با شهامتش افتخار وصلت مییابم. باین احساسات این آرزو‌ها را از افتخار دارم که نامۀ که مرا از طرف اعلیحضرت نمایندگی اعلیحضرت معظم غازی تقدیم دارم. پس از ختم نطق اعلیحضرت غازی کلمات ذیل را بجواب او ارشاد فرمودند. جوابیه شاهانه جناب سفیر! ((ماموریت شما بسمت سفارت و نمایندگی افغانستان ختم هستم و اعتماد نامه شما را بکمال خواهش و شغف قبول مینمایم امید قوی است که از عقیدت حسنۀ شما مناسبات دوستانه و خالصانه دولت افغانستان و دولت اطالیا بر قرار و استوار باشد. من از اظهار که جناب رئیس الوزراء دولت متبوعۀ اطالیا در یکی از محافل بود در مناسبات قلبی افغانستان اشاره ایراد فرموده ابلاغس بمسعد مسرت تاثیری ان اطمینان دارم که اواشحساسات خود و اطالیائیها قائم نموده اند با زافزون تر خواهد امید و مآبی که اعلیحضرت پادشاهی در خانوادۀ معظم شان بهمراه با سعادت و محبت قایم مستحکم باشد آمین دوشنبه ... م قلم مینمود در بین ... من با کمال مسرت ... و نداء های قلبی ... ... ... ... ... در تسهیل ... ... ... و افغانستان ... ... ... جلداً ... ... (١) ... خود را ... تواند ... ... نام ... که این ... نشان ... (٢) ... کرنا یه ... اختیار ... از رو ... گرانی ... همیشه ... ضابطۀ ... خواهد او ... وکیفیت ... والفريز --- page 490 --- ميزان اشتراك قيمت روپيه كابلى محل مقامها ٦ مايهه ساليانه داخله كابل ٥ ٩ محلات افغانيه ٧ ١١ خارجه جيبه ٨ ١٥ يكشماره ١١ ٢٠ ملا از سادا و علما و طلبه معاف است كاغذها بپاشى باقى و برادران سله و نشرتى بپذيرند حواله نميگردد حقيقت ١٣٠٣ قواعد و ضوابط اين اخبار يوار ايام تعطيل در كابل يك روز بعد نشر میشود و بپديگر مقامها در پوسته حتما ارسال ميگردد. امور تحريريه به نگارنده حقيقت ارسال است و مقالات واصله بمراداره باند مجريد در اندراج و اصلاح و عدم انتشارش از ادست اشترک بتوسط خزاین دولتی بصورت نقدی از همه جا قبلا دریافت میشود. (نگارنده) سيد محمد الدين كشككى سال اول كابل چهارشنبه ٢ حوت ١٣٠٣ ش مطابق ٢٢ شعبان ١٣٤٣ ق شماره (٩٣) لایحه اداره مساکین (١) برای انفاق و اعاشه اشخاصیکه نادار و غریب و در اثار گرفتاری علاقم اسقام و یا شخوخیت تواند اکنون در شهر كابل و ديگر مركزها ی ولات حكومتیها و علوقتيهاى اعلى و كلان مشغول کدائى استند بر وفق مواد آتى تدابير تامين معیشت شان گرفته میشود تا از تکلیف گدائی رهایی یابند (٢) كسانيكه گدائى را پیشه خود كرده اند يا اشخا نابر عللی که در ماده اول توضيح يافته لا بدأ سئوال اختیار کرده اند یا نفری يله گرد و تنبل میباشند که از روی کسالت بدیگر کار اقدام نکرده گرائی را پیشه و کسب پنداشته ازان تأمين معیشت و زندگانی خود را مینمایند مأمورین ضابطه همه اشخاص گدائی گر را خواه ذکور با است حالات سجم و شهرت و محل اقامت و احوال کیفیت شأنرا تحقیق کرده بسیاهه مینمایند و تفریق اشخاص صحیح و قابل کار و نفری علیل و معیوب ناتوان ذکوراً نها را قوائدا نها ی کوتوالی و از اناثیه شان را عیال دیائیکه از اقچه بای قوائد نها و اگر عایله و اقربای شان نباشد کیفروتیکه قوائد ان تعین کنند در باره شان بر وجه ذیل رفتار میشود. (٣) اشخاصیکه با وجود ندشتن علل و سقامیکه تدارک معیشت شان شود گدائی را پیشه گرفته باشند هر گاه سن بلوغ را تجاوز کرده و بکار مستعد باشند از طرف مأمورین ضابطه بخود آنها تنبیه و از آنها خط - گرفته میشود که بیک کسب مشروع اقدام کنند و اگر صغیر باشند با ولیای شان سپرده و از آنها خط گرفته میشود که ایشان را بمکاتب و یا بدگر کار مشروع اشتغال دارند و هر گاه ولیے نداشته باشند از طرف حکومت بقرار قانون ایتام خواه دختر باشند یا بچه اداره آنها کرده میشود. --- page 491 --- شمارۀ (۹۳) جلد اوّل جریدۀ حقيقت کابل چوتۀ شش (٤) اشخاص سالم صحيح الاعضا که بمو فق احکام اِگدائی منع و دیگر کاریش مشروع امر اشتغال میتواند بنا بکابل تا اول حمل نبات کوته ها و حکومتهای اعلیٰ و کلان تا اول ثور باز گدائی اقدام کنند مجزای تعزیری از طر قوماندانهای کوتوالی مجازات می یابند بعد از مردن ابکار پایے مخابر و امثال آن مقدر و معاش آن کار با وشان داده میشود و زنها بشفا خانه اناثیه و اطفال ذکور بدار الایتام و اناثه بشفا خانۀ اناثیه فرستاده [شده?] و در خانه بموجب نظا[منامه?] از طرف قوماندانی ؟ دار خواندانی درخواست کنند مقدر و باجرت آن امرار حیات [نمایند?] (۵) نفریکه اقرار بآده[?] جباری[?] از طرف حکومت بکار انداخته میشوند [باید?] از برای خو یک کسب هنریرا پیدا نموده بتوانند اجراء اجازه همان شغل را که بآنجا مقدر هستند میتوانند که بآن کار شاغل گردیده کسب معیشت خود ها را نمایند. (٦) کسانیکه باین درجه معیوب و معلول باشند که خو شان تدارک معیشت خود ها مقدر نباشند اگر اقاربیکه کفال آنها شد. و بتوانند باشند باشند اقربا شان دلالاً یا بل محله و یا قریۀ او سپرده از آنها بموجب[?] در ذمه[?] خط گرفته میشود که تا مادام معیشت ایشانرا کرده بمدار[?] نگذارند و هرگاه یک قریه و محله خرد زیاده از یکنفر نقص میرسد و یا بل قریه و محله مذکور تأمین معیشت آنها تکافو[?] باند بوقریه جا محله قریشی[?] که مذکور تقسیم میشوند (٧) اقاربیکه شرعاً بانفاق مکلف اند. (الف) زوج بر زوجه بدون اشتراک (ب) پدر بر اولاد صغار بدون اشتراک (ج) پسر بر پدر و مادر واجد وعلات (د) پسر دختر بر مادر و پدر . (ح) زوجۀ محرمہ بیا ذو رحم محرم خود بجهت صغارت انوشه یا مثل انکور بودن بقدر میراث مثل خوابر برادر اما عم بعمه . خاله بواسے . نواسے ، برادرزاده، خواهر زاده که ذو رحم محرم اند (۸) تدارک معیشت این فقری[?] برعهده اقارب شان بمدارج بالا در صورتیکه اقار[ب] مادراً جا ذیی و موافق دین مقدورست (الف) با ثبوتیکه بشفیع اهل همان محله و باتجربه صار یہ شاکر ، در سال یکدست جاموں پیارہ دیگر و یک لحاف شریت بتن (۹) اهل قریه[?] این فقری را نذر یعہ ملا امام محوط خبر شبا بکر؟ از بین خود معاش در مرکز یافته جمع را تدارک نو[?] قرار بلافه اگر مصرفی کنند تأدیه میکند و فقت؟ ارز و [شما?] و تقر[?] بستر تو و اما تا نهایتی بپردازند که خود اہل قریہ محله انتخاب میکنند مسئول ده ماند؟ و یوساً کرایه مذکور شناخته میشوند اگر وا مذکور تأمین بل کنند عوض انرا بتوماندانی یا محا[?] معرفی نمایند. (۱۰) اشخاص معیوب و معلو نداشته باشند به سکونت گا نها معلوم نشود د کوتوالی در جائی که ایها اقامص این هست می آوری گردیده تا زمانیکه با وا به و مساکین در از طرف دولت براه انها خورا که معین و یا اشخاص اکشه مکفل اعاشه و ملبوس ا نقدی شود از قوماندانی کوتوالی وجه معا ببر اشان داده میشود (۱۱) در هر مزار شری خمید که نیست و هم هوا آن معتدل است حصده سیر و کرچه بر موافقت میکند مگر آن معلول بوسیله معین نشده و در این فقرا ہر سال از شہر کابل و دیگر شهرهای اف حکومتهای اعلی و کلان بدار الضومی شهرب (۱۲) در مزار شریف بمقدار زمان زال؟ مذکور معین گردیده به یک مامور مخصوص و تمام احتیاجاتفری مذکور از جامہ و جان بار با جری نقدی ہم از طرف دولت او داده (۱۳) جای رہایش این فقری کہ شرکت بآن پر مردها علیحدہ و بر زنها جدا خواب بود تا وجه انها عاجزگانہ معین میشود (١٤) در سر؟ فطری بشفا خانہ مخصوص آن برده شود. --- page 492 --- شماره ۱۲ سال اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۴ حوت (۱۵) برای مصارف تنخواه فعله و کاغذ آیین بقدر دو صد کلدار مخزانه ترکستان با اداره موصوفه هر ماهه حواله میشود و اداره وافدا آنها را با اخذ رسید زبان بمدد کارش میخورواند که در ثبث امور محکمه سرمکاتب بطی بروز و مکاتب را بمحرض خود بماند (۱۶) خوراک این نفرا از طرف روز نان شبوا و از طرف شب هر حصه سه حبّه تنور با و سه حبه تنور دو گند پیاله واز طرف صبح نصف آن و چای داده میشود (۱۷) برای مریضان بستری تا زمان صحت پرهیز از حکیم داکتر داده میشود (۱۸) پوشاک آنها در سال دو دست خت گرمایسی و یک کرتی بهاری و یک کرتی دواتی دسته دو تجده پایزار و دو کلاه داده میشود زمستانی آنها بسته خواهد شد (۱۹) برای شبهای شان در و در سال یک لحاف و یک توشک با یک متکا که موج بموجب صادر گردانده میشود. جمله پوشاک آنها از بیدار وار نجسخانه (۲۰) هرزمان که موعد معینه کاردار برای شخص تمام آنها کشیده میشود لباس بخشی نیز آن باید از انمرد گان تماماً اخراق میگردد (۲۱) حسابات واردات و مصارفات این اداره سرمکاتب دایره ساخته با اداره محاسبه مستوفیت ترکستان بآسیا میسپارد (۲۲) اگر ازین مساکین که مساکین ترکستان را در میآورند کانی از اقارب بیابیدار شود و با ارائه قباله و خطله محاکمات قاضی گردیده بموجب باز مستمر خط تعهد باخانه و ادای تاوان مصارفه بوی (۲۳) نائب الحکومه ترکستان در سال دو دفعه محض بخبر گیری احوال این نفری و قسمتی مینماید و علاوه باوقات مختلف تاجها و وقفه دیگر هم تفتیش کرده میتواند (۲۴) نفری که حسب مواد فوق لازم اعزامیت مساکین خانه ترکستان میشوند این گونر با حکام اعلی و کلان محلی پیش از اعزامیت نشان تعداد نفری را برای نائب الحکومه ترکستان اطلاع میده تا پیش از ورود آنها ناله ی جایز باش آنها را کرده باشد (۲۵) بهرایی که مساکین ترکستان اعزام میشود از طرف [ILL] از انجایکه مساکین کابل و دیگر محل بیاد سی کلاه پایزار و شریط هی که در ماده هژدهم معین شده فی نفر داده میشود پوشاک بندها آنها بر وفق ماده مذکور در ترکستان از مجوز اداره مساکین تهیه خواهد شد (۲۶) برای بارگیر و سواری نفری مذکور فی نفر بگرایسی اسب کراهی و برای خوراکی عرض راه شان فی نفر منزل بگردید از قوماندان محلی پرداخته میشود (۲۷) در حین اعزام نفری مذکور از قوما دانی محلی از دو الی چهار نفر سوار از ملازمین کو توالی و همراه آنها مقرر و یک مکتوب حواله که اسامی مساکین با محلی اقامت و شهرت شان مندرج باشد برای نائب الحکو ترکستان بذر یعه سواران مذکور ترسیل میشود تا ما مور مساکین خانه حب مکتوب نفری مساکین را داخل مساکین خانه نماید محافظت و تدارک خوراکی عرض راه نفری مذکور بر عهده سواران کوتوالی ست. (۲۸) بعد از نشر این لایحه در شهر کابل و دیگر شهر های مرکزی نائب الحکومگی و حکومتهای علی و کلان گدایی موقوف است هر شخصی که گدایی کند از طرف امورین ضابطه گرفتار کرده بموجب مواد فوق درباره اش تفصیل میشود (۲۹) در اجرا و تطبیق مواد لایحه ندا وزارت جلیله مسئول است ۲۸ ثور ۱۳۰۳ دس گدیک بی بی بمهر علیمرتبه غازی حقیقت:- این لایحه سرا پا همه از خیل اقدامات مفید و شایانکاریهای وحید عصر فرخنده حصه مایلیست که صحائف تاریخیه از قرون ماضیه خطی و بیین اثرا بخاطر ندارد و نام نامی و اسم گرامی اعلیحضرت معظمه امیر امان الله خان را نخبله [ILL] این لوایح با حیات و زنده شد پایه ترقی و تمسّک ما بسته است چه گرچه بر ما است که این اوامر را عملی نموده پیش رودیم چه [ILL] این لوایح که بموجب ارشادات پادشاهانه برای حیات و زنده گی ما افغانها مرتب شده است تنها با طبع شدن و خواندن مقاصد ما تمام نمیشود بلکه در قدم [ILL] عین زنده گی دران حصر است. [ILL] ما به عمل و اجراات [ILL] مقاصد غائیه خود که [ILL] است برسیم تا مادامیکه این احکام در روی کاغذ است [ILL] هیچ و ما زنده نیستیم. --- page 493 --- شمارۀ (۱۳) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل چقاشنبۀ فرمان همایون نسبت بی آقا غلام محمدخان (نومبر ۱۳ اوبل ۱۳ تو ۳-۱۳- صبح امداد مطالعۀ خوانندگان) عموم منصب داران و مامورین و کلان تران و کان و رعایای سمت جنوبی! برای اجراآت امورئیه اداره عمومیه ملکی و عسکری سمت جنوبی (پیچ پیچ پیش) غلام نبی خان را که تا این وقت بمملکت افعانستان چه از خدمات شایان و خیالات بهبود خواهی خودش و چه از حیثیت کار روائی و خدمات لایق تقدیر پدر مرحوم او غلام حیدر خان سپہ سالار که در زمان سلطنت جدا مجدم حضرت ضیاء الملۃ والدین مرحوم بدولت متبوعه خود ابراز داده طرف اعتما و اعتبار سلطنتی واقع گردیده از حضورم بمنصب نائب سالار معزز و برتبہ قو ماندان عسکری و حاکم اعلیٰ سمت جنوبی مقرر نموده با اختیارات کافی و ہدایات وافی فرستادم که عامه اجراآت امورات حکومتی و اصلاحاً احوالات رعیتی آن دولار ا بطور خیر خواهانۂ اصلاح کارانه تصفیه و حل بسازد بر شما عموم رعایای سمت جنوبی امرو ارشاد میدارم که معزی الیه را بعد ازین نائب سالار و قوماندان و حاکم اعلیٰ ی سمت جنوبی دانستہ حسب اوامر و ارشادات رفتار و تعمیل دارید وانچہ راجع بامورات دولت و است با حوالم ریت مشارالیه خبر و بهبود ملاحظه نمودہ بحضور عرض نمایید (بر طبق مضمون بشارت محمون یک فرمان مہر لمعان بھی خود جناب ع ج وغ غلام نبی خان نائب سالار حاکم اعلیٰ سمت جنوبی و دیگر فرامان ہدایت توامان بوزارت جلیلیه ست مقدر ی معزلی الیه شرف اصدار یافت است م ، د ) در وزارت خارجه آقا سلطان احمد خان استاولی شعبه هند و اروپا که از چهار با امورات خارجیه خدمت نموده در سر کا تبتی در بیته سفارت افغانیه تبتہ برلس و اقا غلام احمد خان معاون شعبه مذکور کار تبتی داره اواعمال رد خواند بند مقامت کجا نطق شاہانہ جناب خصرت از ملفوظات کوہر حضرت شاهانهم بغا در شب جشن استق خلوص صحیفہ غازی در احتفال زمانه ایراد داشته اند) غازیانی غیور! برادرانی عزیز! این مجلس با سعادت که بوجود شما زیب یافتہ جشن سال (۷) استقلال دولت متبوعه اس که اعلیحضرت غازی پادشاه محبوب القلوب افغانستان از بدو جلوس میمنت مانوس خویش بتحصیل آزادی و استقلال افغانستان ملت نجیب افغان مصروف از لطف و معاونت خداوند توانا بنعمت عظمی نایل آم و مقدس عالی آزادی ممالک ملت خود کامیاب شده اند و بمناسبت این یوم مسعود که یمی آ مستان بست همه ما و شما باین جشن عالی نائل شده عزیزہ با من یاد . گمان نکنید که خدمت وطن تنها بر مرد با واجب د او لیسانی زنها هم باید بوطن و مملکت خود حتی الوسع خدمت کنند چنانچہ باوائل اسلام زنه پہلا و انا بعلم وصنعت درا معاونت ہا نموده اند به خدمات شائستہ از رنهاب بشہو آمده زیب صفحات تاریخ مسطور است. زنها محض تضیع حق آسانی خلق نشده اند ما و شما باید کوشش تا خدمت و معاونتی بوطن ملت خود با نمائیم این نمیشود الا بعلم کمال عزیزه ہا من کوشش نما ئید علم وکمال نماید و بنجوز نها اسلامی خدمات بایملاکت قا حالا با لطاف خداوند تعالی و بذل مسا ملوکانه پادشاه غازی خود با مالک استقلال راین مقدس خود شده ایم همه ما از صمیم دل بذها سلامتی وجود مسعود این حامی ملت افغان ده کشاده میگوتم (زنده باد محی ملت افغان امام امان الله خان - پاینده باد استقلال دانا افغان و افغانستان - باقی از درگاه الهی میکنم که بیت عاطفت پادشاه معظم خود نا علی الایزید --- page 494 --- [ILL] این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل گره بعد نشر شود دیگر مقامات بر پست منتظر ارسال میگردد امور تحریریه بیانگانه حقیقت ارسال و مقالات واصله در اداره مانده جریده در اندرح و اصلاح و عدم انتشار مخبر آزاد است اشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصدور نقدی از همه جا قبلا در یافت میشود (نگارنده) مدیر آقا الدین کشککی حقیقت ۱۳۰۴ سال اول کابل شنبه اول حمل ۱۳۰۴ شـ ۲ شعبان ۱۳۴۳ ق شماره (۹۴) جشن جلوس همایونی در سمر قند بی در (۹) حوت واقع کوبه قزیل کوه در بر قطار مرحومت مآب امیر جا دماغ اسفند در زود تر زمین ده (کمپ) با عظمت و سایابی ترتیب معمول بتوفیقے محیا شد عساکر با این توبرقتی بملا حظه جناح موقع انتظار گرفته اند قسماً عساکر (یولی اظهار) با یه بآسیته با یک وضع دلربا با د کشان شوکت اعلیاده شکوانه پیاده اند. مردمان سمت جنوبی قطرا بقطان در در شتر که از طرف او در جناب علی بر آستان شد از هر سمت قوم والطوائف دبل نواخته آئین کرده بلباسهای مختلف خود بخطو عین صدا دول نوع آواز با شادۀ تفنک نشان گوشها مخطوط چشمها نگاه بطرف خود جلب میکند ! ترتیبات و نصب عسکری رسم حوطه دوره محمود این موضع را یک حصے پر شکوه عسکری ساخته بمواضع مخصو خود جا گرفته اند ! در وسط این موضع جید صورتی لشکال شانه چرمی و میزها بر اصول رنگ آسا منتظر آرائش رین تمدنا با لباسهای مخصوص سفری خود بمقابل نیزه چہ کیہا یکہ بقال و خوش سلیقگها پیاده اند. تماشائیان از هر دو طرف محظوظ نشاخت از هر طرف چون سیلاب نظر فشاران و هیاهوی افغان اما بصدت و مسرت نمایان یکطرف ہدف بیضوی الشکل بزاده میل باین کوه موضوع و در وانردین گانه تقسیم یافته دگروه کندانی نقشه بین عسکری با طلا یه باد اسناد حاضرند کہ ادین یک منظره نمایش انداخت از طرف افغان و سیا تها معلوم دار است. دیگر هر سمت جوق جوق نظری برا سینما جوش ملی در آمدن در جا با مخصوص شانتا با هست. دیگر جهت سواران با قامت ها کشیده اسپ ہا کو ہر کجہ نیزہ ہا بدست با وضعیت مردانه و صولت شیدانه منظر مجردرد- میدان روید گرم و استعمال نیزه ها خود را کشیدن بر مجها قومی شانگزارین مینمایند. بدیگر طرف یک جمعیت سواران بر استهای تعلیمیه و براو لوب ، سپاہی گری محظوظ آدمی بہ قابینت بریده ہوائین و بوضعیت بانگیط خا سرنتازی مینمایند بدیگر جانب سورا ترکشاد ر دبیر قاله کشی، برسم و رواج اہل ترکستان در این مهارت و شطاره فا فوق العاده نشان میدهند گوساله را جوله بر زمین انداخته از سرخ دار بر بن نزدیک کرده بدست تو جسم بزرگ را بقا شروح میگذارند بجمرو یکه به بر داختن توح یکنظر با قیا میکردد از هر طرف سواراً براه مجله نموده و بحوا میکنه از چنگال شیر تلاش گوساله را می برند و این سور شهور توست با یک عالم شوتی کی مقاومت میم کرد تا از اسپها در وین نشست با شفته فوق العاده گرفت دیگر ددی کیفیت باین با تو سواری --- page 495 --- شماره (۹) جلد اوّل جریدهٔ حقیقت کابل شبه ۱۷ حمل ۱۳ ملکی و همتارد رسوار کار میخواهد، با یک موضوع موزیکهای عسکری ترانهٔ شادی استقبال که فی الحقیقت روح نواز است می سرایند و از هر طرف صدا با خواندن نامی بلند است. بعضی که مرکز این میدان است بعد از مرور یما قلیلی جناب بابی در پرحاضرینه بجهت نشان گیر صائب نشان شمع نمان که هر کدام نسبت به فدا کار با یکیه ذات پادشاه خود نمودار عموم ملت را بطرف خود جلب کرده اند چو کبوتر ته طاقه آشیان میکنند و در بین تماشائیان زمزمه تار بعضی از خوش صنایع عربی از یک ملاتی دگرد بی از جمع مردا و اطوار تخم این فرخنده زگربا بساخت (۱۱) اقوام تنگی جلد که بر اهتمامات کاره با مخصوص خرد شادیشانه با عساکر دولت خیال مقابل را با دستان خاین اده وعملت عزم و اراده کرده اند ( در المده حاضرند) و در نشان انتها جوش خروش و حسّ ابتهاج برامدند صدا نامی خود موافقتی با هزار آدر دنده بر ا ظهار شاد باشی کدرد و دیل ملای بسته اهنگ تن گرفت این جوانان نقد تا کنید و میمون قانون با لباسها سوزون کا کل ها دراز مواق یک جوش بی عمال سرا گرده اتن نمودند حاضرین و تماشاجیان بیش ازین حرکات شیرین قوم خود خط بر اشتند. . . . . بوبعضی تاریخ کج اتن شامل بند بعد منظما از طرف و زیر صاحب حکم اندا داده شد افسران بیرون اماج شروع کردند و بمسافه ۵۰ ۳۰ متره در بند راثمره بو قسمت تیر و اندامیشد و هر کدام بانعام مقرره خود از حضور و زیر صاحب نایل میشد ند. نظر به برور مخصوصی که ترتبها حرب که ترتیب بابت بود در ین انداخت، نشتر جنگی ، نیزه زدن ، نیز خاکتر ، انتظام سوار ا شاهی سوم ، اتن اقوام مختلط اقوام پیشنی ، گریز ، متون رق حیل چلد تا گیا تحلیل عباد ملک بر چیل صد را بعنا ولد مولی جلد تا که هر کدام از قوم مذکور بریگی و فوجی تن کرده معظم میشنون و افرین افرین میگردیدند. تقریبا ۶۰۰۰ هزار عسکر بن ملکی درین محفل سرور حاضره شامل بودند. . . آیا این سرور و شادیا بے برما چه و وسیله از دمام چیست که دی بی مرو کدام انجا است ؟ امروز مقدس ترین روز است یحی انقلاب امروز روز علوه جلال است امرز آغاز سال پمایان برکه پیرایی اعلیحضرت امیر امان الله خان خجی ملت افغانست، امروز یادگار همان روز است که ملت انسان دیده افغان با همت بغیرت و شهاباد شاهیه خود مه با آزادی کامل این ملت صبحت به روز شیوه نوکیه نمره با بهران عسکر خود حاصل کرده اند، سایه آن شمع علوه بیمر افتاده با تحت عالی منظرا ده با در امنه آزاد قیام نمود اندامروز یادگار هو با نیهای علی افغانست، امروز البکار شمع آفتابیز بر رخه دلا کا رهبا بجبر العفو گرمی قدر حمت خو خانه از دگری خانینی مجر مکی و نامها آساند. امروز روز که میا خوست پینے بر قلاو با حکومت خود کو دکو با هی چکید بر غیرت نامزد یا کوه خار افتا و دگر در حقیقت بپس تعلیم متماد خود او خطا با شادیا بخابری بنمایند و عدد قتار نهار انظر برحم العلمت اعلیحضر متصرف از گنار خودشا جاهل خود گذاشته اند، این بیتا فرصت که منظر عالم مخالفت مخبر و امروز محفل سرو و میگز جشن جلوس پادشاه محبوب العلوب حامی با واخیه اخراج شد. و از تبدل ذیق پادشا محمد مرنا خود در کانه مهد دیگرد ا باظهار نمیت پیشمانی میکنند. حقیقتا امروز به بسیا وقت گذشت که جوانان شا هنیته شادمانی اعلیحضر دهم میکرده و در (۷) سالگی آتان القابسته بر نوار بر حمیلی سمت متوجه که جماعت بندگان مانده عساکر هانه ادرا ئی میکند. تا ستادم) این ب الم منر و صاد یاد دکود تبا مذکور توجها خوب میکر عساکر نظما اواسیع قطارا استاده بودند بعد از انجام یک تعظیم نطق طولو را ایراد فرمود که مواد این قرار ذیل آن نطق اولاد با محبوب العلت و برادار عسکر کا من چندین سال عظیم جلوس واستقلار ی نهاما مبارک باشد امروز که روز سرور شادمانی مهدی بر شما و شما عساکر است. امروز روزت در صفحه تاریخ افغان شان و شوکت شما ثبت میجرد او شاد باشی دانا جانان امیر امان الله خاغاز روی عدل و جلا کا ر با وغیره خانسان انقا شناعساکر تا بادگار امد ثبت میشود. امرو زاد گا نهاد خیر وبیت کوہ اعظم هر دولت افغانست و بیگانه حامی دین مبین سلام علیه مقامه اعلا استقلال افغان از گویش سالگهای ارض صامند و مایه خر و خود دانا افتخارات گردانند. امروز دز که محجه شجاعت شام د لها و صداقتی مخصر توصیفند امروز روز که با عسکرستم خرد به آیا می ورز با یک یه بار که اسم کی نسبت که افضال الت با محمد و لا قدر انه میکردند نگابو بر همت که شما عساکر خوب الرمالیت و فولاد کار خود رو ارا برادر خونی می رو در صوام دلا ساکتیرا برتمام کا کار و ریاست اور انتقاد و من جوار غلام اریا مرکانه مستور داخت لقاء قاتله ملاحده سمت جنوبی راهی کرده است --- page 496 --- [ILL] جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه اول حمل ۱۳۰۲ رونق افزائی اعلحضرت غازی بشرقی به سفر رفتنت مبارک باد به سلامت روی و باز آئی رفت شاه سفر و بی ما ما اننا به اطمینان دل خسته دلوطوا علی الصباح روز پنجشنبه (۲۹) حوت ۱۳۰۲ ذات همایون بسواری موترهای صبا رفتار دهمت پا جلال آباد گردیدند - حسب معلومات موثقی که نگارنده را درین موضوع بدست است اعلیحضرت غازی در سمت مشرقی محض جهت تفریح صرف اوقات نمیفرمایند بلکه علاوه بر بازدید کارهای مهمه مشرقی که متعلق ملاحظه ذات جهانبانی است با آن قوای قومی و نوجوانان سمت مشرقی را که بیک تعداد کافی بمعیت آقای علی احمد خان رئیس تنظیمیه شرقی از راه جاجی منگل در استیصال غائله سمت جنوبی بذل مقدرت و داد صداقت دادا ده اند ، نیز شرفیابی می بخشند . و هر نوئیکه لازم انگارند در بند و بست احوال شان دریغ نمیفرمایند. درینجا کارهای عادی مرکزی را حسب معمول هیئت عالی وزرا افغانی بر طبق نظامات دولتی تا هنگام تشریف آوری موکب خسروی (که بسیار قریبا ست) اجراء داشته ، مسائل مهمه را بئرمین مجلس عالی وزراء ، اجراء میفرمایند که تحت صدارت حضرت عالی آقای عبدالعزیز خان وزیر، وکیل وزارت حریه شرف انعقاد خواهد پذیرفت حقیقت : - ما ازین فراق موقتی شهریار غازی را (اگر که خیابات بر خود سخت میگویم ) و دست بدعا کیم که این سفر خیریت اثر صحت مزاج و تاج دارا د هوش و نشاط ایشان تیج بوده با قات موکا متجلی کند متمتع العمر والعافيه با این جهت فرسوده تسکین دلهای علو بسنعت شرال با لی کابل بپردازند که بوجود مبارک شان از جانب خویش عزیز می پندارند و باالفعل داکان کابل بسپارد عقیدتمندی چشمانشان راه ما را خوش باش اوطن که با مئید رسی افتاد کر گوشه اندازی دانسته اندیم الماموري رحمت را در بیج ینمایند و حت مقابل قوم بها ناگرفتار ندانم از گناهان پشیمان شده با کمله کلام خیر نمانده که بدست ما کجا آن امین ما شاهدان دوم که درد غیر در خودمی دول با هم همین احکام می میسازند رایت او امان اله اماما را ت که قیام غاره دلی والاترین اعلیحضر را گداشتا گوشینه تا بر سر و بهجت اینجا ایستاده اید. ین خیام جنانکه پادشما در جنگه با بوده و از همانم د جیل با هم در همینطور در جمیع با عنا یا کمال شفقت نمیدیم اعلمضرت غاز یم یک لحظه در شب روز ما را حه وراحت نمرد ، در حالا بوند یا رسد د عا ما که عمو خود با جه بود و هر آمر و که شما شاد قته سابقه ک تیرا در بعض مهالک خود در تا ادوقه و اسبا را حتی در شالی والاش ندار یک باره از هم برای شما اوامر صادر کرده قبل کوشت خود را در وا داشته اند بعضی از قطاع که حاشا در بعضی قطاع که حاشا در بعضی قطا عا د در ازا ر دو خصومتا ن. ت عوت می بینیم منتظر انداخت، در محافظه خد تقصیر نمانده یا بتوا مکه مبادا آنها گزند باشید ظلماو با ند و با را غرور من و جلیلی بختیار بهم که مان خلیل غار را تا ندوه او قد ر شما سعی میکنیم که از ته دل شکر شجاع و دلیر خود را دوست دنا دقت از احوال شما با خبر بوده و همه زمان دعاً فتح و فیروزی شمایی ند گذشته این احشام شما را ملیت عزیز خود توصیه امر میفرمایند اعلحضرت که تا آنجا کله روا و ا ر نمیدونستند که یک سر بز شاد چار مشکلا و خود در بین آن یا د میخواستند غائله سمت جنوبی کو مخاصمت کنند و گا قوای مالی سمت جنوبی را اعلیحضر غانه مثل فرزند خود و دوست و با خصومت که بر آن سمت جنوبی وارد آمد از دست خود آنها اینکه نفری که حله گرفته شد و لصال قضا ر پادشاه متبوع اینکه هر چگونه خصه می تو صو نمود تما آن تقصیر را طر ف باز گرده اکنون که به لا ملا آمدند باز هم فرزندان پدر خود بوده ابو او رحمت و برویشان کشاده است. حقیقتاً پادشاه با اعلیحضرت متبوع مقدس غازی پایا اسلام و ترقی خواه امه و پیرو شریعت محمدی صلی الله بوده وقت گرانبهای خود را در آخرتی ملت عجز و اعلای کلمته الله صرف مینمایند. پس شکر از صمیم دل زنده باد اعلحضرت غازی ، پاینده با د علمدار عسکر امان افغان) خوش باش اوطن که با مئید رسی درخت و کیشه اند و چشما آمد بهار دور غمرت سر برا گا نرگس شگفته گمر مرد آز قرار خود چندین هزار لاله براید بکهسار [ILL] گنک کی می رسید ای عاشق و فین گرمت کینی در کار چیل بها ست قمت کن مطرب بیا ترانه و صوفی مرا بکار [ILL] دام مرد و نگیر باد هم میم یار صین بمان سر مراب بخدا است انشر کر ہاسے نوش تو نیش باور فا [ILL] داغ گرفت لاله عاشقانه ما این لاله که زمین با ستم میکند و ارغوان و من و سر ما بیرون اور ساسا مغلوب و قندشان رح یا غنام آور دو شیشه یکجا من بایر و خمار --- page 497 --- شماره (۹) جلد اول جریده حقیقت کابل شعبه اول حمل یاد ار دمی که حضرت خورشید مرتبت این جاهلان ذره صفت را بلطف خویش بالعکس از شرارت خود باشند مد علم تا آنکه تیغ یافت ز شاه حُکم اُقتلوا یک تن نماند باغی و طاغی برای نام افسوس و حسرت است برین قوم بدسرشت مینا شکست بادۀ عشرت چرا شدند؟ خوشباش ای وطن که بامید خود رسی گلهای علم و فن دمد از خاکت آنقدر خار جهالت از کف پایت شود بدر طیاره هر دمی بهوای تو میپرد موتر اگر بخاک تو دل را نداده است شد تلگراف گوش توانات ای وطن فرزندهای ارشد تو بحر علم و فن اکنون که مرد صاحب عز و شرف شدی اندر نجات تو ترقی نورسد تا حاصلش مخارج جیش ظفر شود سُرور ترا چه حد که زبان میکنی دراز ختم مقال بمدعای امیر خود شاها ز حادثات زمان حق ترا حفیظ اعوان دوستان تو دل شاد باد و خوش فرمان تو چو جان روانست در بدن عشق تو در سراچۀ دلهای قوم ما دانا دل ستوده سیر شیر روزگار خواهش نداشت آنکه شوند بچه خوار و زار چون عنکبوت دام حیل کرده استوار سرهای شان گرفته مقامی بنوک دار الا گد و تابع و منقاد و همیار افسوس بر جهالت این قوم غم دچار کافتاد در جمعیت شان فقر و انکسار از جذبه های حُسن و غیور کامگار کز بوی وی شبیه عبهر شود صحار شیرین شود بان رخست کج چون انار برق از تو یافت روشنی و عز و اعتبار از چیست گردشیش بر کبهای خوشگوار شد سیم تیلفون تو اقصای هر دیار در ملک ها نموده بخود مسکن اختیار آزاده باش در طلب نفع کار و بار هم از زراعت تو منافع بی شمار عسکر نژاد ملت با شیر سر بدار بگذار ایجان با ثنای تاجدار بر تاج حشمت اش دمی معلق گهر ببار بادا معین شوکت تو رب کردگار اعدای دشمنت بغم و درد اضطرار خورد و کلان بقای ترا هست خواستار چون جان به تن رسیده بنائب پایا (از طبع کلشی آقازاده ما تا محمد سرور خان) --- page 498 --- [ILL] این اخبار مقالها را مصحوباً در کابل نشر داده میشود و یک گونہ کار در ہر بستے ظاھر اسما میگردد امور محررہ نگار نامہ حقیقت ار و مقالہ و صلہ در ادارہ ماند و جبر یا در اندرگاه اصلاً وعدم انتشار آن بآن بست اشتراک توسط خزائن پوسته و بصورت نقدی از میر جا قبل از دریافت میشود - (نگارنامه) میرزان الدین کشکی قیمت اشتراک مقامات / ۶ ماھہ / سالانہ ساطنه / ۵ / ۹ خارجه / ۸ / ۱۵ مزار و شبرغان / ۱۱ / ۲۰ پنهان از مقامات خطوط طالب آگاهی نگار او که بنام عالی ابو اسلمے مجی مشرفی مطالبه عنوانه میگرید پیوسته حقیقت سال اول / کابل / ۲ شنبه ۵ حمل ۱۳۰۴ ش مطابق ۲ شعبان ۱۳۴۳ ق / شماره (۹۵) ورود قوای انظار لوگر چند روز میشود که تا کر تیپ از منطقه لوگر که تحت قیادت آقای شجاعت بنیان محترم محمد غوث خان ایشاً بعبدار مفتح کوتل تیره و ورود آقایے یار محمد خان بکابل در مقابل آقای محمد غوث خان را نیز در شاه سرای لوگر القهای اقامت داشتند وارد کابل گردیدند روز پنجشنبه ۱۹ حوت حضرت عالی آقای محترم عبدالعزیز خان وکیل حربیه دین قوایے استعجابی را که در اول بروز این غائله مداد دادی با هر مقدرات اسلامیت و حراسات قومیت خویش برای خدمات ملت و مملکت امیر کوبی آن اہل بغاوت از گونه ها و غیره مقدماً داده مرکز شده در بین اواخر بلوگر بمعیت آقای مرکزیت مقاما میبودند بوزارت خوسته ، بعد از انجام رسم تعظیم مغزانه ، حضر تعالی آقای ویز ریہ نطق نهایت دلنشین و موثری را در شرف فدا عسکری و سعادت و نیک بختی آن اشخاصیکه درین مقابلہ علم و دین داد اسلامیت و افغانیت را داده در خدمات ملت و مملکت و دولت خود جانبازانه گردیده اند و ارقام عالی از معظم غازی امان الله خان پادشاه ایراد نمود بر طبق آن بقسمیکه ذات جهانبانی در موضع رحصت دادن قوای باطنه قوام بسمت شمالی و هزاره جات حیث آن اعلامیکه درین مورد قبلاً از وزارت جلیله حربیه بوده بیاناتی را نسبت با عطیات و امتیاز این افراد عسکری که مرخص میشوند و بر حال بودن مقاماً مناصب امراء دستہ نطق شان بکف زدنها تا دیراً اختتام یافت . در اثر آن آقای محترم احمد علیخان قوماندان قول اردو نطقی را نهایت مقنع و مکمل بمصادیق موضوع شرف خدمات عسکری ایراد کنایع کافہ ، بطرف عسکر روصیا رسانید که نظر به صداقت و اخلاص که ما بدولت و ذات اعلیحضرت داریم تا میبون کاری نمود ایم البتہ آرزو مندیم که قطرات خون خود را برای استرضا خدا و رسول و این اولیا امر خویش بریزانیم اما مریکہ حضرت وزارت پناہی نسبت با میفرمودند از ته دل او را قبول داریم و خونے و نیز رگ ما ، همواره برای بر آوردن ہمہ گونہ --- page 499 --- شما (۱۹) جریدۀ حقایق کابل جهاز سفینۀ حمل اگر شخصاً از خود ماید مدعایتی باین لوانح ضمناً بادارۀ محرمۀ تا عرض نمودم، اگر درین واخباریکه حکومت بخلاصی ایشان فرموده است یکی از شماره های اخبار خود لازم ببینید عالی اند بادعای حق دولت د ملت و مملکت خود برداشته بابل است در بعضی ذوات محترمه که از هیچه تصادی تا جهت این خدمت با شرف را توزیع میکنم در مقابل آرزو و التماس بعضی عرضچیان خود داری وکیل صاحب: عمومی دیگر شاه پادشاه نتوانسته و تقدیم میکنند. و الی اگرچه اولا در عنایت عموم :- سر دار احسن نکرده و آنها بی اهمیت میدانند تا وکیل صاحب :- (فی امان الله) شما را خدا خبر از مجیه مواد و نظره ها ی عریضی برای دوای بسپردیم – عمومی بخار همه کار میکنم زنده باشی تولید توفیق آن و مورث تضیع اوقات مامور غاز ی کار میگردد. محسوب خاطر نشان گردیده دور قدر برای خود فرمایند. و هم کویا مجازات گرفتاری یک ساخت اشخاص که از قبیل امور بین دولت کد باند کوشش که باز هم نموده و بدانند که اکر غلام حیدر محمدی از وجه نقدی تخمین اینا هم احدے ہمچون بد خائی خود کامیاب نے جو د سار منیو را وزارت مالیه از چند ی با طاق قبل برون اتی کابل مظنون تلف وجه دولت گردیده از طرف وزار جلیله مالیه محاکمه کشش اراده رفته بود و بمقتضای نظامات دولت امر درت مخففات ابتدا آن بوستا ساعت ۳۴ مجھ شب ۲۱ اسعد تدقیق بریاست ابتدای محاکمات مامورین شوریا ( ہنگه ) اسمانی مهندس سیمینت سازی و راجع گشت . در محکمه موصوف محاکمه کیش دایره و برائی مهندس طیاره را قتل نموده علت و صویر تدقیق پرونده مستند شد . غلام حیدر مذکور با درتکام قرار بیانات المانی با بطور آتی است : فعل خود قانع و نی بل با یک خطیه تصدیق بی معنی بهر وستان میخانیک طیاره اندرت باد که انرا بوسیائلی جعلی از بعضی مقصداران نظامی و مادام داکتر دیرانترین لورک با اصول داد نائیان کمک بدست آورده بود کمسک ورزید دوستانه معاشرت داشت. نادام مناس خود دن بخیه دولت را نصب العین و آنرا وسیله اواخر با دکتور دینگه ) مهندس سمنت سال اشتن دانسته و دعادی سوء بر علیه بعضی شورشان نامز د شده بود و از مین باعت برونان از ولی در علی مراحل تدقیق احترائی مقبائی گردیده و از طاقعه صلحین بر اندام ها از طرف محكمه حکم اتهام درباره اش صادر گردید: که باشی دیوانگی را اختیار نموده بود برای اخلاقی استرداد وجه دولت (محبس بماند ) مس قانون جانی بهر وستان ، بر قدر حاکم بر اندین بورک و باران عمومی تقدیم یافت از سال پس در قلبه عمومی بھی بودند فائده نکرده و در ساعت 4 اب نموده از فرست دولت برای اینکه دور ارم حوت در حد سفارت ایران که منزل اداری فرنج کاری گرفتا نشو د بطرز و احد بے باب رفته بر دوستان بیگائله است مهندس کورال --- page 500 --- (شماره ۹۵) جلال آباد جريده حقیقت کابل چهارشنبه ۲ حمل اکنون مجدداً بآ دکتور هیل سخت مبد اولتر موتی بدلالی پر و ستان گردیده که یکی بسینه و دیگری نخدا اصابت نموده به فوراً بی ترک حیات نموده پی اکنون داکتور هیل در تحت استنطاق و پودا پولی محبوس مرات تفتیش و تحقیق میشود کذا لواقعی نفر تا از جهت دفاع از خود پر وستان مقتول نموده بشوات طور دیگر ست البته بعد از طی مراحل تصفیات مقامات مربوطه مطابق قوانین موضوعه ملکی در باب دکتور فیصله صادر نماید (دامان افغان) فرمانهای تنبیه وارش مطه شرفی (تحریر (۲۸) دلو ۱۳۰۳ موشح با مضآغازی علیحضرت غازی ۱۹۲۴ اسمی آقای علی احمد خان رئیس تنظمیه مشرقی) رایت ہای کار روائی مدبرانہ یہ تعرضات پر فتوحات شجاعانه شما که در آغاز قوه نظامات یه با کمال منصه شهود رسانیده دشمنان وطن تان اسرار بغاوت پیشه منگل را بیاره خداوند تعالی و بیمن کفایت شعار ہے خویش با زضرب شمشیر های قشون شهادت نشان رو بر مرحله مشکوب و مخذول نموده خاقان آن کا فرنعمتان را از التهاب آتش طوبہ تفنگ محروق و مخروب ساختاید حضور مرا بواترد احصا بگر دیده ازین اقدامات جزاء فتوحات مهورانه شما مقصود الاعم از شما نهایت خرسندیم بنابنگاری خورسندی که در این قمه سات جانگدازهای خوبی شما را شرخ روی و سر سبز از دارین خواسته غیبت و مظفریت و کامیابی شما را خواستگارم. عزیزی من خداوند یاریست باد. تحریر ۲۹ دلو ۱۳۰۳ ( موشح بدسخط مبارک اعلیحضرت غازی ) شفقت ملکیانه برین بنیان لمعان معظمه افغانیتا (فرمانی است که از حضور حضرت ملکہ ملکه معظمه افغانیه شاہ خانم صاحب در اواخر ماہ دلو ۱۳۰۳ بنام صاحب منصبان وافراد عسکر کے مقیم منگل فرستاده شده ) ۱۹۲۴ع از استماع شهامت و استقامتی که نظرا بصلاح و بقاء اقوام فضول و وطوایف جهول سمت جنوبیے الی الآن در معرض امتحان آورده اید قلبم را محبت و حواسم را اشفاق شما احاطه نموده حاضریم که شنا مرزندان بسالت عنوانم را پیام بو جویے و تحسین بفرستم. ایے او لا فغان دلیران افغان من خوش باشید که این فدا کاریهای جانبازیهای شما خاطر حضرت اولی الامر متبوع تان را بماله مستمرت گردانیده شجاعت و مردمی و نامی ہای شما را تقدیر و مظهر نیت د لیے تان را از خداوند مسئلت و نیاز می نماید بارے من هم غالبیب شما را براعدا بقیا و سالمیت شما را از خدا وند مدعا و قعاً میکنم ایے شیر بچہ های افغان من تحریر ۲۹ دلو ۱۳۰۳ ( مهر افغان شاه خانم صاحبہ ) --- page 501 --- شماره ٩ جلال‌آباد جریدهٔ حقیقت کابل ٤ شنبۀ حمل نوازش شاهانتم عنایت معظمانه در جدران [فرمان بمثابه مورخهٔ ٢٩ دلو اسی بنام منصبان مقیم جدران صبت الجنوب] فرمان دستخطی ملکه به عنوان صاحبمنصبان و افراد عسکری جدران ! از زحمت و امتحان شجاعتیکه تا اینوقت بمقابل بغات شقاوت شعار سمت جنوبی نموده اید کراجان و اداریامصت تا پیام مسرتم را بشما ابطال و سلام مشفقانه‌ام را ارسال دانم فخر کنید که این مجاهدت و جانفشانی که در محافظت ناموس وطن بان نموده اید رضامندی خداوند تعالی و خشنودی حضرت اولی الامر خود پادشاه را بدین ازین موقع با هر یک از اولاد یک شجاع احوال پرسی نموده فراوانی و عافیت شما عسکر شیر صولت افغانزا از خداوند دانا و دانا التماس میکنم ای فرزندان غیور من ایضاً به افواج گردیز [فرمان بمثابه دستخطی ملکه صاحبه به عنوان صاحبمنصبان و افراد عسکر گردیز] از خدمات فداکارانۀ شما عسکر فاتح منصوره افغان در غائلهٔ سمت جنوبی که باعثات و باسے داری مجهصه شهود رسانید و عظمت مملکت را باشجاعان و همت و سرفرازی وفا بگر دیدید خیلی از شما اظهار امتنان مے نمایم باید بدانند که این خدمات قیمت دار شما سبب رضا مندی الهی و خشنودی حضرت اولی الامر شما گردیده اخلاف امیدنگان شمان به آن می‌بالند منهم در اثر این رضا مندی که از شما حاصل کرده ام سلام و دُعاے خود را به شما ایصال کرده ابرند ادند شما او لاریا منصورم را فاتح و کامیاب میخواهم عریضه قوماندان مجروح و ثنا خانم صاحبان ای ملکه معظمه ! ای مادر کریم گستر شفقت پرور عسکر ! فرمان مهر لمعان خسروانه و پردیش احوال مادرانه بر فخر و مباهات ما افزود جان و شوکت عسکریه ما در نشان نمود ما عسکر ہاے جانباز که بمیدان عملیات براهیم غرم داریم دو داشتیم که حیات آخرین خودا و مرتاه لحظه و ادوا له مرا فخر خود را در عرصه ظهور رسانیم. وا خونی وا که ابر دوش ہاے ذات نابست معزوق ما جریان دارد براے رضاے اولوالامر رایگا، ہدیہ، دوست این باغیان ارذار ما الغرب گلویمان خراش و نوک نیزهای خود قطع نمایم . ما در ان درجه نهایت و نده انگار می نمون ایم و آن امید ہاے را کہ اعلیحضرت غازی بامامت عهده دار دیگها بنیاد د وایم نها یہ فخر با باسه عسکری خود افزوده و پانے این خیانت در هر این بعت را ابعاد ساخته خداوند و پرور در غی فر وانت ا، خاتمه دادیم ، با وجود این ہم اران نهاد این قوم بد اندیش نمی کشیدیم گذاشتیم ، اما عرق رحمت و شفقت بادل مہربان مانسبت بہ رعایاے شان حرک کرده اوامر آن تا جدار اعظم مانع تعرضات ہاے ما گردید . پس از خدای خویش مسئلت میوان کہ بقه ہیں دشمنان دین ووطن خود با مهر اعلیحضرت تا جدارمان ، جانہاے خود را فدا و خیالات عالی تا جدار اعظم خود را بہ نقطہ منظور برسانیم ! ! با عساکر کہ از مرحمت و شفقت ہاے یا تونسس ملکه معظمه مادر محبوب اسلوب خوان ہدیه ناب آستان مبارک ما در مهربان مالا س فرنده پادشاه خانم صاحبه ! پاینده باد ان غازی ! نابود و منهدم باد دشمنان ما ! امضا محمد ولی د ربط صاحب حو به حبیب الله معین حوبه ماند محمد نور فرقه مشر. نیک محمد فرقه مشر . شیر احمد فرقه مهر --- page 502 --- خلاصه عنوانات این جریده علیه با محصل در کابل د هر پانزده روز میشود و بدرگه مقالات برحت قطعا ارسال میگردد امور تحریریه نگارنده حقیقت پیوند و مقالات اصلاحیه ارانه ائمه جریده دانائه و اصلاح و عدم انتشار شهر آزاد است اشتراک توسط خوانین وجه و بصورت نقدی از همه جا ببلاد ریاست میشود. [نگارنده] برهان الدین کشککی شرایط اشتراک حصول مقامات روپیه سالیانه در داخل کابل ۵ ۹ در اطراف کابل ۷ ۱۱ در ممالک خارجه ۸ ۱۵ بدون رعایت معافیات و تخفیفات قیمت یک شماره درکابل و اطرافکابل ۳ پیسه در ممالک خارجه نظر بتفاوت محصول پست افزوده میشود رسیدگی امور مالیه با مدیر ادراه و ششر کردن مقالات با محرر آن معین است مدیر مسئول محمود طرزی حبیب اول در کابل، دوشنبه ۱۱ حمل ۱۲۹۴ حبط ۱۳ قره رمضان المبارک ۱۳۳۳ق شماره (۹۷) شرح استانه طرز پرورش احساسات وطنی بقیه فولیه شماره (٩٦) حقیقت بطوریکه در کمیت رو طن پرستی شامل ہر کسی میتواند باشد علاقه بوطن مستلزم یک عقیده راسخ و جمعیت اعتبار میباشد یعنی عقیده به لزوم اشتراک ملی. فداً نثار جان در موئسسات نظامی است . برای ایجاد آن در ضمیر فقرات باید بوسیله حملات مختصره مؤثر روحی بیغر د فرد آنها نفوذ نماید که بلحاظ اہمیت و یعساد تعالی را برای ابناء وطن سمع و نظر درک مینمایند در هیچوقت نگران نام با پیلی نیست ازین مملکتی که اساس نظامات مسلح و مسالمت اجتماعی و ملکی بر مدیر یه محترمه و مطاع شمار انداخته سازش و توافق بر هست. و اگر ستاو ال دنا منت فلی به بیگی بشر خواست اما در مهد تره روز نا کرده زحمت میخواند برای جا بینی است نامه این طبیعت نمیتوان ان را بطور یک رسانه تمام نمود که باید مقاصد حسب نظرات خود را بر حسب محیط و ذکا و اختلاف بمران حاصر القار محمدین دسته تقسیم نموده و بهر یک بالفاظ نو فحم و ذرا کو آنها صحبت نماید. با لغزات جوان تا با دهش بی سواد همان مطا را با زبان ساده تر می یعنی بهمان زبان مخصوص خودشما گوش زد نموده برای فهمانیدن مطلب امثلہ و حکایات اخلاقی. ضرب المثلها و حکایات و تشبیهات و مقایسات بکار برده جا و صوع مقایسه حتی المقدور از چیزهای انتخاب نمایند که درک پذیرش طرف القنا الله آنہا بہت مثلاً در آنجا از زندگانی مزارع و دهات چشمہ ہا۔ گر دو غبار از تزئینات کار و کارخانه و برای کسانیکه مبیون و خرفت میباشند فقط باید بوسیله تهییج احساسا یعنی از طریق قلب آنها افکار و مطالبت را در جبه یشا تزریق نمود. و با حسن شعب در میان آنسوی و تنویر افکار و روشن و مصفا نمودن اذان بغرا خود با شد باید ملوب بغازه نقش رزده نماید تا اینکه بتواند افکار روحی فلا احساساتیکه است و بعد --- page 503 --- شماره ٩٧ جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ٢ حمل بمراحل بآمقصد بماند. یا یک مجرا و لحن موثر یی حصه گیرید که در اعماق و بطون مستمعین نفوذ تام حتى الامکان بطور فصاحت و بلاغت صحبت کرده و چنانچه فصیح نباشد با کمال قدرتی که میتوند کار کند که بتواند مقصود را بطور واضح و روشن بیان نماید ولی لازم است این نکته مهمه را در نظر داشت که در وجود اشخاص تا وقتی کلام قدسی اثر میکند که بنز با خود تعامیا گردد کلمات موافق تاثر ساحرانه خود را کشیده اعماق انسان متاثر میسازند که ما حالا چندین منبر مجالس و مولت دسته باشند مثلاً کلبه افکار و تهیجانیکه شخص درامن در فرار گرفته و در تمام دور و جو آشتر و شقات آمال و آلام خود را بوسیله آنها ابراز داشته تا در اینجا با تا الیاف حساس قلب و آمیزش و اتصال پیدا کرده و باین واسطه فقط باجبه کلی که از روی حرارت و زبان ساده خود انشا صحبت شود بهتر میتوان او را بتصنع مقرون با عبارات پیچیده با این ترتیب بدیهی است که این قبیل تعلیمات بارها بادی بوعظه و مصاحبه هنگام آموخته شود و اطفالنا و صباریت آنرا بر قدر مهیتر داده باشد و جهت بتوانند انجام این کار را بجار اور عهده بر آند حتی بعضی از آنان باید خود را قبلا برای مخصوص تهیه و آماده نموده باشد با یعواسطه بهیچ وجه مانع نیست که در این وظیفه مهمه و ظریف برا خویش معاون قایم مقا مقاما نمایند که در مواقع استعافی مشروط برانیکه در بین عده آنان دارانی موجود باشد که دارا قدرت و نفوذ کلام بوده و اند وقت داشته باشند که بتوانند درسهای خود را بخوبی تهیه نمایند محول نمودن این عمل بعاماد فصیه کولار، و مربیونه ها در واقع بمنزله عام علاقه و بعقیده یی است که از طرف مر آنحصا نسبت بمقدس ترین وظایفه این امرار میگردد. گرین بوسیله حیات روحی و نطقی تاملی و نیز عقائد مذهبيه را میتوان در ضمیر پیر دستان رسوخ و حس وطن پرستی در طونبی نمو د ترقی داد ولی باید دانست که این مسائل قویانه حساسات شخصی باید تقویت نمایید که میدان جنگ بحرس محافظه سن این اید پس برای تکمیل تا شرات آنها نا چار باید چاره وسایل هر کرد نگرانست بست به سهمین ترین وسائل جور بین نطقی خواندان انشا قطامی سرور آمیزیست مجالس اجتماعات سرود های بی اندازه موثر و مهیج است که محفظ درد و جانی اثرات خستگی و زحمت را. از همن افراز دو ده و در موقع حرکت بطرف دشمن هله گذار ستا ار من مفاخره ملی و لزوم حفظ عظمت استقلال وطن و ملت را با وان جانگدازی بگوش آل نان بیشتر برای فخر خدا کار و جانفشا د ا فوا مینماید چنانچه عطف نظری بتاریخ حتا ملل نمایم از جمله الا ام کاله ملل بزرگ عالم از قبیل (دسن) تا (یونانیها) دارای سرودهای فخروره بوده اند. رجز خوانی مهلوان ایرانی در میدان جنگ بر آمیح تشجیع قشون معروضیتن دشمن یعنی متزلزل نمودن قها روحی آن بوده است شاهنامه حمس دین کتب طویلیه یست که در ضمن احیای دور عظمت و قدرت عدلاتر کوار و نیاگان قوی حست را در هم با بهیجه را که هر یک از دلیران نامی ایران در ذکر خود در مقابل دشمن ابراز و نموده بتمیم فردوسی علیه الرحمه افراحته وطبع سرشار خویش نقسیمی مکمل و مجسم نموده است که فی نامزوی خواص در موقع استماع آهنگ شهامت آمیز آن تمیمی و سیع نام پر خود حماسه شجاعان دلاوران عرب همین منزلر بوده و در محفظه عبادا و کلمات شجاعا اولین سردار نامی اسلام یعنی حضرات علی ابن ابوطا (کرم الله وجهه) معروف و مشهور است. قرأت حکایا و روایات سمیح ملی با زبان فصیح و اشارات شجاعت آمیز و همچنین تماثات جنگ و انقلابی کر واکه از قشون کتیبا و فتوحات قدیم دور تا درخشان تاریخ ملکی باشد در تهیج و احیا روح سلحشوری قشون بی نهایت مفید اهمیت این قا نقاشی قدیم که تصویر غائله ملی و میادین جاها وسردا بان بزرگ و او باشد در اطاقها سربازخانه نیز خالی از فائده سلام و چر احترامات فقها نسبت بلسدیت ملی و بینری مملکت نیز یکی از مهترین و حتی خیلی موثر یی است که میتوان کو در تمام قلوب میان حساسات شدیدی تولید نماید. این قبیل چتاسات عورانه ملی در مملکت ما وقتی خواهد شد که نظام اجباری در پر یه مربی اصول کردوم عموم ملت بوسیله خدمت در نظام در حفظ استقلال و مدافع وطن شرکت جوییه دا مقا، غلام حسين _ مفتش قشون تهران، --- page 504 --- سال اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲۸ ذو حجه ۱۳۲۹ وکلای افغانان بود جه مسال در قوام مدت توفیق استحصال رضای خاطر انور را عنایت فرماید. تحریر ۲۹ حوت سنه ۱۳۰۳، ( در طریقه صداقت فریضه بدار بعد انند جوابی اعلیحضر سراجا نخلد ا از امضاء وکلاء تمام ولایات حکومتی گاہ علی افغانستان حضرت عالی رئیس بعرض حضور انور تسلیم باد بنیا بر تقرب سال نو، بودجه عمومی سنه صاحب شوراء آقای شبر احمد خان الفا نویس را تحریر فرموده است) ۱۳۰۴، دولت علیه افغانیه که از وزارت ودوار متکفله عریضیه افغانان و تشکر و مکالمت افغانسان که تصدیقاً از تصویب بهم وزارت جلیله مالیه مجموع و توحید تر تصویب مجلس محترم عمومی بحضور انور ملوکانه معروض داشته اند بحضور مبارک تقدیم شوری تقدیم شد و بوده فضل فصل و ماده بماده بکان بگان ملامه عرض جوابیّه سراج، ورع ، س، ع شیر احمد خان رئیس شورای دولت افغانستان تماماً انرا چشم شکران و امتنان دیدم که : از فضل دولت و وکلامت عزیزم ! عریضه که شماه و کلاء الهی و یمن نیات و مساعیات عالیه اعلیحضرت غازی ترقی خواه ملت عزیز و شکر ایه واردات و مصارفات بودجه سنه ۱۳۰۴ ما دژان مملکت با بو ما فیه ما زیاد شده بخلاف دیگر دول دنیا بدون استقراض دولت متبوعه تان با وجود مصارف فوق العاده فائله جبهال صخت خرملی ر زیکان از مملکت کافی و وافی بوده همه اسباب ترقیات و تعالیات نموده بودید ملاحظه کردم. بلی تا زمانیکه یک مملکت بودجه ( موازنه بندی سرکها و تاسیس تلگراف و تعمیم معارف و توسیع زراعت و صنایع دخل و خرج ) نداشته باشد از روی جرئت در ترقیات خود اقدام کردن هم تقویم دیگر ذخیره لشکریه و کشیدن انهار و غیره را تا مین و اسهال میکند نمیتواند. و هر مصرفی را که منظور و اجرا کند تخمین و قیاسی خواهد بود ر تران زبان مجد و شکران است که غائله نمائله که از جدال و قلمو میل ) در نتیجه مصارفات قیاسی اگر چه با حتیاط و حر مجو شی گرفته شود هیچ بیج همجوار و دولت علیه رخسانیده است با راه میجله اخلاص شما ملت نجیبه در هر سال یک مبلغ مکلف بیکار مانده از ساسه مخارج گرفته میشود رو و از غایت عمر و سلامتی ذات معالی صفات اعلحضرت همایونی را که مهبط و سر کار متهورانه خرج کرده میشود و واردات مصرف را پوره نکرده و بنگاه امن و اسایش و جود مسعود خود را به ترقی و تعالی مملکت وقف فرموده خرطوش هم که یک یک پشیزه خانده سرکار یکا نا حصه میبخشانه است ت داره امید وسایل رفاهیت و ارامی و بهبودی ملت ما مید و ساتی درین دو سه سال که بترتیب بودجه خود موفق شده ام ، خرج خود را با مدارا ات محمی و ساز از حضور حضرت خالق نیاز ارزو و نیاز میکنیم و اینکه درین کل قرار داده بحمد الله هم مصارف خود را هم از سطع عسکری و سامان در عریضه ها نذو را تصدیق خاطر انور همایونی معذرت خواسته معروض میداریم حربی و هم از ترقیات زراعت و معادن و عمران مملکت مجده اجرا می نماید کرده ایم و هم یک اندازه پول سر کیسه انداز دولت گذاشته ایم ملک این ازار یک ملاحظه شد در بودجه عمومی برا بر اور این مهم و اج را د کان درامید سوراخ نوزادان دار با به ترتیات نافعه مصر ی کندار ده چیز ے کہ از بعض بنود این مصارف حصصه خودم و مردمان معاش امید کریت و بر خو اتمین ، اگر اسلاف همایونی معاش مقرر و منظوری داد شده خایله در نزده ام عرض شود اگر با عین معرفت حصنی من و معاش تارات شبابانه و لکنه معظمه عالیه افغانستان دادا و د تا خیری معاش انها را در بودجه دولت نموده اند، من این قدر شجاعت کار را بقدر جسام نداشتند ، الہذا نظر باینکه ذات اشرف ملوکانه وجود مبارک شاهانه شما را اسائند؟ حاضر انقدر کنایه خود را وسعت نداده ام که خواه مخواه ما خذ ولر ملت احتیاج داشته باشم مصرف زندگانی شخصی که مرا خورده عایله ام مای مجلس همایونی همه اوقات خالصاً لله تعالی بخدمت ملت و دولت قرار داده ام از واردات مسوع بطل من بدرستی کفایت میکند، انحما یه کہ ذوق استراحت و آسایش بدارم و این را هم میخوانم که وجه علت و د اولیای ملکه معظمه افغانسات نیز در موقع بانمونه ای مخده شما برای تشجیع و گرفته مرا نموده میشود که وحی که بشوق و آرزو دارم ترقی فایی و تعلیمات استان مستکهای و خسته براقته منادی مجر وسن مصرف پول و بذل مجهودات عزیزان است و پس ۔ خیر تیم که پول ملت را نز د رقی و تنزیو وشان ؟ مو مصرف کنم ، این بیست که من ملت و مال ملت د را ز خود میدانم کی ی جلد میفرما خدا، ما د وکلا التا میکنیم که در بودجه عمومی سر کار ذات شاہانه ملت از من دمن از ملت هستم و مال من از ملت است با ور زندگانی من : شهدای محتره ملکه معظمه واد لا رشان معاش منظور فرموده شود تا آثار فخر حرکات باقی از عوائد و بر اجمعه ملت افغانستان ترقی و تعالی بالخواسته ار دایام ملکت ناصناسی واضح نشود در موخص تصدیق بودجه عمومی ، از خدا حقیقت نه برین مساعی جمیله و ترقی پذیر های کثیره ای شما برادر انار شعاع اظها را مسا ریخو د د ارند؟ و نه خود خواسته ار است که عارضی رمان ا ا و اد ارزو و سائز مسکنیم که سایه وجود مسعو دو قمر با تأثیر او د ترقی و نجی ملت تا سالها ی در از تحت ظل عاطفت خان لها ملا در آن احراز حیات ا را سالهای در از بر مفارق همه شاه مخالنی پاینده و مستدام را ندودن روز به افغانستان را در تجلیات نافع، اینجانه طور یکه بنجانه نود ا مقولاست ( زارعت بر که بر دبیری پودجه که از دست رفته کار و دیار ماند ؟ یعلی در سال حریری که خله و غله جات ما با در تیکه پایش هم گراتر شده بود و هم از سبب جبا باری های یک دو ساله اسباب در هرات ملت از دست رفته بفر و شیدند در چنین یک و قتیکه همه از دولت پول تقاضا میکردند، بحمد الله دولت افغانیه بودی خود را را پوره کرده توانست ؟ اگر بودجه نمیبود ؟ مصارف را معلوم است ؟ که از هم میپا شید! (شیر احمد رئیس شو را ) --- page 505 --- شماره (۹۷) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه (۱۰) حمل زخود بنال ! نه از بخت بد، نه از تقدیر برنج و صدمه توان صبر در جوانی کرد که عمر از پس آن عیش شادمانی کرد خورند مردم دانا غم عواقب کار نبرد سود کسی فکر نفع آنی کرد بفکر خویش هر آنکس که اوفتاد پیش برای آتیه تأمین زندگانی کرد هر آنکه دل بمشقت نهاد اوّل عمر علاج فقر به پیری و ناتوانی کرد بعلم کوش برای پسر نمیدانی چه دشمنی که به نسل بشر ندانی کرد مکن به جهل و بطالت دشمنی با خویش سپس مگوی که تقدیر آسمانی کرد بفکر مردم بیچاره باش زآنکه خدای کلیم خویش کند هر که را شبانی کرد کند خدای بخود مهربان هر دو جهان به بندگان خدا هر که مهربانی کرد در از تر ز گلیمت مکن تو پا که گلیم نمود خویش سزاوار تنگانی کرد هر آنچه نیست میسر مخواه کانسانرا هلاک عاقبت این خواهش امانی کرد معائب دگرانرا میاور و بزبان اگر بخویش کسی یک نظر نهانی کرد زخود بنال ! نه از بخت بد، نه از تقدیر که دشمنی تو باین سستی تمانی کرد چو سرمه همه اخلاقی است شعر طبیب چو حرز جان همه گو از بر توانی کرد از طبع آقای میرزا علی اکبرخان اسکانی ایرانی --- page 506 --- قواعد و ضوابط این اخبار بجر از ایام تعطیل کاری روزجمعه نشر میشود دیگر مقالات در هر هقته ایم ارسال ارسال میگردد امور تحریریه نگارنده حقیقت و مقال واصله در اداره مده جریده در درج و اصلاح و عدم انتشار ان ازاد است اشتراک بتوسط حزانی دولتی و بصورت نقدی از هر جا قبلا در یافت میشود و نگارنده ) (نرخ اشتراک) بقیمت افغانی قیمت کابلی ششماهه سالانه ششماهه سالانه ١٦ ٥ ١١ ٧ ١٥ ٨ ٢٠ ١١ شرکت و مساوات و علایم طلبه معارف رایگان است بمقاماتی که اداره افغانیا مخبر دارد قیمت باز انحواز د میشود حقیقت برون دین کشکی ١٣٠٣ جلد اول کابل شنبه ٥ حمل ١٣٠٤ش مطابق رمضا المبارک ١٣٤٣ شماره (٩٩) رقوق در دین اسلام خصوصا در ایام اسلام جنبه انرا بخانید لکن جز حیرت در فضای عالم بخوبی نظر کنید ایا ندیدید بصیرت که انار نیم بابی ها و جمیع بلاد اسلامی دور تمام اعصار بی که در انها غلطه کامله دوله پر رگت حضرت سرالبر یه بر پا و جا بود اکنون در ان محلات جمیع سامان تار از منابع اعمال بر و بال ما مسلمانان مهیا و موجود و از هر سو بر دین اسلامیه ماتمها بد حالی و بر بادی ما مشهود میشود نمیدانم فداستی بررو ما تنگ تاریک، و روی زمین بشیم ها تیره و تاریک از هر طرفه نگا با خفت و پست میشود یه و از هر جانب مورد ملامت سخت و نفرین درشت شده ایم کر افسوس که با وجود این الات کا ما بر حالت زار خود غور نکردیم و پیش بینی و گرانجانی خود حو موضوع یوم بیگاه مه دا مثلاً این ذلت و رسوا او گرانی دور بد ترو بی سرو سامانی خود نا دیم ؎ اخر ای خفته دی پیدایت اخرای مرد وقت بیانیست خیر گواه بر فروز چراغ که تبه رنگ چون شب تا ریست عمر و اوی بیاد د سردریست نوبت بجهد و وقت عباریت کریمه قعر بره قرار دم اخر چه وقت طراریت مملکت یکسریت یغما ری مکین کسکین بجمه تیرگی زمینیکا ر است درین ایام افوط عموما اغا نه سلا از افعال و سننا از قوامین طبعہ گریزانیم - بسیاری از وجو بات تنزیل مدار و استاذالت و انکسار خود را تقریر و تحریر نمینو اما انچه مکم کرجایی تاسف و تحسر است که روی چیا لذات بر نامی دور، از اثر ان اسباب نکبت که همراشی احقانه کما هی بکوشید یم و مردانه وار مثل سلف کرا و ادنی تر قی و تعالی دین مبین اسلام مسلای مرکه بکوشیم و ابی ما و بر بن خصلت بیکاره ما ؎ لهذا زیاده تر بر ما مسلمانان الزمیست که بر با ر بپرد اصلی درین ما در کی بی سرو پا و شیب طلا ظلمت نما ان عالم اسلام طاری است - از خزاین اخلاق میتوق و من با فعال حمیده اسلامیه صرف ان لعل با روا امین و جواهرات حسن و تلاش و جستجو کنید که از ان دین بین با انبودنها و خالق ما ستو یا منور و شفاف گردد ؎ سرد است که خصیص اکبهانی تیره کند اب زندگانی مات بکن صلاح کارت کما یا بی جزا یی ان ستاد --- page 507 --- شماره (۱۹) جزء اول جریدهٔ حقيقت کابل سنبلة الحصاد ای مسلمانان! اگر شما در انجام این امراض قبیح باشد والا عوض شان دیگران بر اریکه سلطنت بیمار نالین محنتید آن طب تطبیق و شفا بر حق الله در و الله جاگزین خواهند بود ۵ رجوع کنید که دو البس العسير و غلا و داءالنفوس در جان تست از پی دین داده نه از پی بار است که باریت وبی تقصیر است - در فرقان مجید قرآن حمید باربار در غطی کوش که پاکی بود کوشش ناپاک بلاکی بود مارا مخاطبانه میخواند : دولت ارزش عزیز و جودند عزت صورت بکنی مردان اَفَلا يتدبرون ، افلا تعقلو ، افلا تتفکُرُ گر بریاضت صفت لا توترا زنش بزنار از گرفتار آرا از خواب غفلت بیدار و از مستی مدا با نگہ پئے خواری بعد ازین مقدمه حالا قدر جلب توجه ها ریان کجا دار هشیار گردانیده - اگر مسلمانانرا علت دست سنے د حیات بطرف حقیقت روزه مینمایم - خداوند کریم در ان اسلامیّه که یکی آردو دیگر بی ار د سُبّ مسلمانان رهد دردِ رمضان پر بندگان خود فرض گردانیده آن ذات ایا اگاه و دانا باشید که خالق دو جهان در قرآن پاک و حکیم مطلق است پر امری از تفصیلهای مهربانی ذو العباد را با حشین و دلاش خواند که شما بیخواه میر حین در رود صاحب مدعاست - پس جمیع فعل و قول و امرو نہی کذاشت - سوآئیکه بر خیر عباد و فلاح و بهبود بندگان عالم تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا في الارضين و خیر اندیشی منوبش مینی بنیاد بگزر چیری از ان مصا ولا فساداً والعاقبة للمتقين] ليذا برکات و حنات و فوائد روزه و مادی و در جای دیگر بموضع مفسر مانده : و منافع که در روزه ماه رمضان اے روزه داران تم جعلناکم خلائف في الارض من بعد هملتظركيف تعملون شریعت غراى محمدیه دلائل طبی و حکمی و عقلی داج حالا بعد از سلطنت و قوام دیگر بنام مسلمانان بحکم قرآن خلیفه و است ، برای تذکره و اطلاعی انها ضرورت انشاء گردانیده تا که نظرم بیما بی که شما چه کار روا میکنید - یک کتاب جسیم است - مگر از جمله مقاصد بزرگ فریاد و هم خالق بیزیناں رسول د خلعت مبعوثی را در شاد یک روزه یک مقصد اعظم تقوی و پرهیز گاری است نموده اند که اگر شما مسلمانان فرائض منصبتی را بخوبی ادا کنید چنانچه از فحوای این آیه مبارکه که فرضیست روزه ويستخلف ربي غيركم همین تقوی در علت اصلی و امتن روزه مبرهن است پس در رنکالجای شما اقوام دیگر را خلیفه و حکمران مقرر خواهد کرد یا ایهاالذین آمنو اکتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین دیار و نیز کذا در محل دیگر بندگان خود را مبنما میفرمایند که : لعلکم تتقون ] پس ازین آیه واضح شد که غرض و غایت لا يرثها الا عبادي الصالحون - خداوند کریم فقط تقوی است و پرهیز گاری ، و قبلاً مرقوم آمد که نیکباران میراث حکمرانی جہانرا بغیراز بندگان صالح خود بدیگر کر ممیزنده و پرهیز گاری و ترس خدا باعث قیام حکومت و دوام سلطنه و بجای دیگر خالق بر تر ما را هدایت فرموده که اسلامیان است پس دور افت زمین که تا بحال اسلام إن الأرض لله يورثها من يشآء من عباده والعاقبة للمتقين مشروطیت ہے پس ! علاج صحیح و دادی دور است این الله پاک زمینها خود هر کسی که بخواهد و آرزو میکر دا مگر بنهامی موجوده عالم اسلام و تزلزل مقاما خلافت و غیر اند آخر کار حق وراثت را هیچ کسی نمی رسد مگر پرهیزگاران و آلام در تقوی و ترس خدا است یای مسلمانان ایا الغرض که از آیات شریفه مذکوره للصدر سُوا این امر دیگر اوامرد و دنگا را تحصین و ترس خوف او را در جمع خیالات کوئید محصول نمی آید که قیام حکومت در میان مسلمانان امید وار نوازش حمراحم خداوندی بود، از عقوبت و باز پرسی ها بدین شرط منوطه و مربوط است که صالح و نکو کار و بهر متقی و از افعال و اقوال خارچیے و گردان در ان اعمال دایناں --- page 508 --- الحمل شماره (۹۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه (۱۵) حمل (۳) ای آمدنت باعث خوشنود بما ورود مسعود موکب اعلیحضرت غازی امیر شبیر کابل شکر خدا که موکب غازی شهرقی :: چون مهر نور پاش بکابل رسید باز زان رخ دوم میامن قدوم او شاه :: فربحت رسید و غم زولایت رسید باز بروز فیروز چهارشنبه (۱۲) برج حمل موکب اعلیحضرت معظم غازی با مع الخیر افغانیا در دارالسلطنه افغانی گردید یعنی انچه که موقع حرکت ذات جهانبانی این نگارنده مرقوم داشته بود که اعلیحضرت ظل اللهی در ایام اقامت موکب شاهی شان در سمت مشرقی صرفاً جهت تفریح و ساعت تیری صرف وقت میفرمایند بلکه عملا و مراراً به امور مهمه مشرقی و امور ایله اقوم والا افاده سلامتی سبحا ان سامان می فرمایند فوراً که بیایست اگاهی از اطراف ولایات مشرقی برای انتظام امور ملکی و سمت جوبا بنا بر مقررات دینی اسلاما احساب نشان بسوی اعضای شان بجمعیت نومباهت عظیم بـ مشرق دادند و خلوصیت نشان دادند انخزت بأیاب فرموده در نوازش پرورش آنها به طوریکه خیال عالی المعالی شاهانه شان خواسته باشد فروگذاشت نمیفرمایند۔ واقعاً اعلیحضرت همایونی در آنجا تماماً بامورات فوق بوده علاوه بر آنکارهای مهمه مرکز را نیز که وقتاً فوقاً بذریعه موترهای تیز رفتار بخدمت شان میرسید اجراء وازاد داشته علی الخصوص قرار سال نیز در و در اعطای بعضی امداء لازمه برای کابینه افغانیه بدار تلیفون نیز فروگذاشت نموده اند. تا اینکه بتاریخ فوق وارد مرکز دارالسلطنه کابل گردیدند و الان کماکان باموران سلطنتی بذل مساعی میفرمایند. حقیقت نظر بدین مرحمت کشیها و عرق ربانیها این شهریار معظم خویش که از مرکز بنام سیر و تفریح برو افزای سمت مشرقی شدند و در آنمحل یک لحظه و و یک لمحه از خدمات مملکت دولت فارغ نبود در آنشب و روز در سمت مشرقی هم مانند دار السلطنه افغانی اجراءات عالی را مصدر گردیداند میگوید۔ سعاد د وجا، تو حشمت این ، بخدا عز و جل تا صرمعین باد گل ریاحین جلالت ہمیشہ خندان ، و نسیم روح آرام وزنده باد --- page 509 --- شماره (۴۶) جلد اول جریده سراج الاخبار کابل صفحه (۱۵) در عهد او اینه وطن گشت منور هر دل که بود واقف اسرار معارف کلمها ست عجب تازه و خوش رنگ و معطر نخلیست برومند که که دست خداوند علم است و کمالات همین سرمایه او بر اهل خرد سیب نهان انکه بلند است به معرفت حق نشود هیچ کس آگاه آثار تنزل چه جهل است هویدا افسوس باحوال چنان جاهل نادان بد بخت بود آنکه نصیبے نگرفته فرسوده بود طالع انکس که در ایام مست ابد آنست که در دهر رسیده ای از رہ بے دردی و بے سازیه بے برگ از بهر حصول خرد و علم کمالات زنهار که تا جان بودت در بدن ایدل جز نخل بر آور که بروای خرد آموز در مکتب دردوغمت از غایه بین چش لیکن بعنایات خدا وند کنون است خوش بختی مابین که بعصر شه غازی در عهد او اینه وطن گشته منور زود است که این خانه غرفان شود آباد صد شکر که از لطف خدا شاه جهان است در هر محل و شهر مکاتب و مدارس یا رب به کرم مزرعه دولت ما را ایمان و عمل و طن و دست مناجات برآند نکو ز ارخدا با د عطاو دولت جاوید پیوسته بجان است خریدار معارف موجود و مهیاست بگلزار معارف از عزت دایر من پرو بار معارف خوش انگه خرد میوه اثمار معارف از اوج فلک رتبه و مقدار معارف تا راه نیابد بیمن زار معارف اوضاع ترقیست رفتار معارف کر کور دلی نیست خبر دار معارف یک اندکی از نعمت بسیار معارف باشد ذره صدق طلبکار معارف یک جرعه از ساغر سرشار معارف چون نقطه در آ در خط پر کار معارف شایی مهرو مال خود انبار معارف از دوست مده دامن دلدار معارف آور بکف از وی در شهوار معارف مے رو نمی بود سازا ر معارف در کشوری ما غلغله و ندگار معارف ترویج نکو یافته اطوار معارف از پرتو خورشید پر انوار معارف برحسب دل از همت معمار معارف در دولت خود حامی و غمخوار معارف آماده شده بهر طلبگار معارف سر سبز بکن از ابر گهر بار معارف از جبهه شد داد گر بار معارف هر روز فزون گردد از و کار معارف نصیر احمد این نغمه سرائی خود ایجان از خیر و طن میکند در اظهار معارف --- page 510 --- شرح اشتراك در تمام مقامات ساله ششماهه ۱ ماهه مالیه كابل ۱۵ پوست خارجه از سرحدات ۱۱ ۷ ممالک اجنبی ۸ ۱۰ يك نسخه ۲ پول ۲۰ مضاميني كه اسلا و علما و عامه مفید امه اسلامیه و ترقیات اهالی نجيب افغانستان و مشوق معارف مگندم مواجه بمطبع اید حقيقت ١٣٠٣ طرزياد وضوابط اخبار روزي دوشنبه تعطيل بمكان ميگردد تقسيم ميشود بنابر كثرت آو ارجات تعطيل ارسالی ميگردد امور تحرير به كار مذيقت مالي و انتظار از داخله و يا خارجه مأخذ مجريد در اندارچ و اصلاح و عدم اشار آزاد است مشتركين بوساطه ظروف و پولی و قصور اقدی بار میم مجلاد در اداره میشود نا ابته مكانکی برای این سال اول كابل دوشنبه ۱۸ حمل ۱۳۰۳ هـ مطابق ۱۳ رمضان المبارک ۱۳۴۳ قمری شماره (۱۰۰) ورود ظفر امور سِراءِ محیی السُنَن حضرت قسیم دَينَ المَتين ناصر الدين افغان امیر تَعَاليا نجمه رو ضانير و محقنها و افواج افواج ( از سمت جنوبی بكابل ) پذیرائی با شکوه ملکی و نظامی در میسرت عمومی نسبت بہا نرج کا نامہ میر جنوبي انتقال برعنہ ہای بغاو جنو بی انتقال اموال استان مرکز افعاني چنانچه قبلا بعرض اطلاع قاریہ محترمه خویش مژده نقرب ورود عرج را به حصه تبانی افانی شمالیان این جریده دولت متبوعہ افغانیه ام رسانیده بود اینک برو طبر دوشنبه ۱۵ حمل ۱۳۰۳ حضرت ممدوح المع بهر مرور الی با ننا مجز پیشرو در كابش بمنطقه ہای پولی محمل خان نائب السالا رح فرقه مشر تا سد نان فرقه بمشر و نائی المرقبي محمد باقر فرقت ومحترم محمد علیخان فرقه شترح با اندی مهره خرفان تمام شر الى با حفت اور پیش روان الغان ان د شرايت ار نقالی سته الی الما و بطراسمہ کی چونی حسب پر گرام نراقوه آمنه جوته المشعر تور ادکامل ندید --- page 511 --- شما (١٠٠) جلد اوّل جریدۀ حقيقة كابل دوشنبه ٦ حمل شما تقریب این یوم مسعود عموما ہای دارالسلطنۀ کابل و اطراف و نواحی آن که علاوه بر قطعات مظفره افواج نصرت امواج دارالسلطنه کابل بودند، اطراف و جوانب سرک را از هردو طرف از حد ده مزنگ که چرا اقامت موقتی سرغنه های بغات سمت جنوبی از طرف وزارت حربیه معین شده است الی منتهای صنع حصار که تقریبا (٧) میل راه میشود احاطه کنان با چهره های بشاش و لب های خندان که از ہیئت و وضعیت ہر ہر فرد ملت علایم مسرت و آثار بشاشت بخوبی مفسرین گوئی میشود محبوس و مشغول نظاره بوده ضمناً انتظار ورود صاحب منصبان غیور افغانی را داشتند درین ضمن کشیدن مرقع از دحام انام و کثرت خاص و عامی را که باطراف واکناف حرمین حضور ہی و جامع عیدگاہ و مقلات قریبه آن موجود بود، از قوۀ قلمی ما خارج است! تقریبا از ساعت (٨) آمد آمد احمال و اثقال و مال و مواشی و دیگر اثاث البیت سرغنه ہای بغات بیک صورت منتظم آغاز گشته مقارن بساعت ده بود که جمعیت های بغات ہر قوم و ہر قبیلہ و ہر عشیره در حالیکه ماقبل و ما بعد و یمین ویسار آنہا محافظین عسگری موجود میبود و بدست اولین نفرین بغات لوحۀ می بود که بخط جلی بران اسم و صفت و نوعیت شرارت آنجمعیت بغات مرقوم شده بود، وارد شدند۔ بہمین ترتیب چندین جمعیت بغات عبور کنان بمقاماتیکه از طرف وزارت حربیه برای ہر واحد شان تخصیص شده بود میرفتند۔ در اخیر ہمہ سواری گاریہا بمعیت پیر مردان عمر خورده خودشان طبقه اناث آن جمعیت با خیمه الواز مستر و پرده محافظت سواران عسکری در حرکت بودند۔ از طرف عموم اوضاع گوناگون و حرکات بو قلمون این جمعیت با تنقیدات اشخاص دسته و دور اندیش از دیدن حال و زبان حال برین حالت فلاکت اشتمال شان که خود ہا را از دست خود و به تحریکات دشمنان ترقی و تعالی خود بدین حال رسانیده و زمانے بموجبات پریشانی ملت و سوق الجیش دولت را باعث شدند و بالاخر بکیفر کردار خود گرفتار آمدند اظہار افسوس و حسرت مزید برین جهالت و نادانی شان ہمی نمودند۔ عوام الناس و اشخاص بی حساس بمحض دیدن آن جمعیت ہای جہل و غماوت و ہیولای شرارت و بغاوت بانواع شتم و داد و دشنام زیر لب نیز افرا میزدند و میگفتند - عدۀ از مردمان مبہوت و متحیر و ساکت بوده ہنگامی از بدست آمدن سرغنه باغیان و این راہنمایان مفسدان و اندفاع این غائله شرم آور، خودسرا با عیدان و بدرگاہ خدا شکرانه ہا نژاد نموده بدعای بقای سلطنت قویشوکت امانیه که از مساعیات جمیله شمای ۵٣ ای پینٹ از خص اطرافا ین ما ملريت ت و مملکت ای که بميم مملکت ادانی است از انعال با الممکری دیگر ۔ الامراء الطرف ندارد. انده نبا است کے طرزت ش ہا۔ میگویند توصره این صادق این موزه نکامی و را نگاه ي --- page 512 --- جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دو شنبۀ حمل ... درین مقصد همه کامیاب آمده اند یحیی افغانها حضرت عالیه شاه خانم صاحبه بضرب این چنیکه در اصل مسئله دقیق میشدند و از نقطه درد و خطرات خود قرار غدایی غیور و دلیر مجالس افغانیت و سلامیت و هموطنیت بصور خیر مقدم " و مانده نباشید، قبلا تحریر حالت را می نگریستند بی باکانه " و امضا نموده ارسال نموده بودند که دران موقع میستند و میگفتند که خداوندا زود تر این ابر قرائت کردد خوانده شد و جوابئه ان با یک جوش عداوت و دشنام جهالت را از ملت و خروش فوق العاده از طرف عسکر معروض ملت ما از عرقریز بهای این شهر یاربخون آمده ختم این نمایش بجلواز لوی سلامی با دعا بن بخت اگر بیجانه "نقطه نظر شان نقطه عموم و معاینه عسکر و رسم بچیت بعمل آمد که معارف و دستبری ملت و آریاری در اخر آن حضرت وزیر صاحب همراۀ ملت است دور فرما تا مزید برین بجهالت و معیت خویش وارد قصر عالی وزارت حربیه نانی باشند این خیره سران بی وجدان گردیدند که در انجا نیز عمومی وزرا و اراکین عالیتی ت جنوبی تیشه ریشه خود شده اثر ترقیات و مامورین حکومتی و اعلی رتبه سرکاری که برای مارات خود بخود را تعقیب نداریم! ان خیر مقدم گفتن و پذیرائی حاضر شده بودند الجمله مقارن ساعت (۱۱) بود که ان شیر مردا اجتماع داشتند انتظار ملاقات وزارت مابئی ری و صاجب منصبان افغانی نما یکی بعد داشتند بمجرد رسیدن وزیر صاحب عمومی بگری بترتیب نظام و رود همین حصور پسند حصار در میدان مقابل وزارت برآمده در اسم تنظیم شان قرار مقررات عسکری حضرت وزیر و باقی صاحب منصبان غیور را از قشول گمرنون مرکز بآ امدۀ با داتنا پذیرائی نموده با هم مراسم مصافحه و معانقه را ابی و خرمی و شجاع مسرت و ایفا کنان داخل قصر شدند درینجا حضرت عالی دا با نھی و کف ونهای بخش عسکر دارد آغایی عبد القدیر خان وکیل حربیه یک نطق مختصری ت جنوبی از طرف عساکر مرکز ی عموم خیر مقدم در خدمات عسکر افغانی سمت جنوبی و خیر مقدم ش شدند و از طرف صاحب منصبان قطعات این حاضر یان بابا ایراد فرموده در اخر آن این جوابات مهیجی درین موقع بعمل آمده سبتی عش مخصوصات بانشا ک لایخو طولا گویند درین ضمن نطق نائت سالار عبد الودود کع بصورت خیر مقدم در صفات و مزایایی صاحب محمد علیخان جداً قابل تعریف ستای حضرت وزارت پناہی و دیگر صاحب منصبان بعدهم عساکر انتظار در و و حضرت وزیر افغانی ونما آمده بود مرحمت جنوبی بود قرات ادین داشتند تا اینکه حضرت ممدوح وارد نمود این نطق تا در موقع قرأت و اختتام بکف مراسم تعظیم شان از طرف عموم قوای زدنهای بلید و مسرت ملطی شده با لاترام اجی و عالی بعمل آمده متصلاً فیر هابی اتوب خلا مسرت اختتام یافت حضرت وزیر وباقی انکاف این درود خظیر اسعد شارا تبلیت صاحب منصبان شرف یابی دات جهانبانی بار اسمیل زان ان لایحه مختصره را که ملکه معطمه شاهی شتافتند اور ملاقات فوق نورنیا ت ان امامت در خواهم بیتا --- page 513 --- شماره (١٠) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه (١٧) حمل بکف سپار سپررعنان علم و هنر زهی سعادت جویندگان علم و هنر که می ند حلاوت زخوان علم و هنر خدا نموده از ان فرض علم را بر ما نیست حرف سخن در میان علم و هنر با هل علم عطا کرده رتبه عالی که بس رفیع و شریف است شان علم و هنر ره حقیقت و عرفان کسی می یافت که رفت بر اثر رهروان علم و هنر بقول مصطفوی از پی طلب آمین برو چو مرغ سئو آشیان علم و هنر کلید گنج معانی مسلمت باشد زبان هر که بود ترجمان علم و هنر جواهر دو جهانی اگر تر است بکار قدم بزن بره بحر و کان علم و هنر بود بلند نشین بساط عزت و جاه سریکه خم شده در آستان علم و هنر لبت تو ای پدر که شدی بد نصیب از یابی بکف سپار پسر را عنان علم و هنر کتاب و لوح قلم را بنه در آغوشش که تا نداندش کامران علم و هنر بسوی علم بشیر احمد است پند و بخلق اگر چه نیست خود از ماهران علم و هنر --- page 514 --- تفصيل مقامات ششماهيه ساليانه داخل كابل ٥ ٩ خارج از كابل ٧ ١١ بلاد هندوستان ٨ ١٥ ممالك خارجه ١١ ٢٠ يكنمره ان مساوى ديبول پيسه قيمت اشتراك از بابت جاى باقى بادل ماه حوت پيشكى ومشرقى كلى دركابل تا حوت از هرسال تسويه ميشود قواعد وضوابط اخبار درين اخبار مقالاتيکه متعلق بامور پوليٹيک ميباشد نشر نميشود و ديگر مقالات در هر بابت ک[؟]با[؟] ميگردد امور تحريريه بکار نگارنده وقت است و مقالات واصله در اداره بان حصه در[؟]اداره[؟] و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است اشتراك بتوسط خزان دار[؟] د اسب[؟] رقعه از مدير افغان او رافت ميشود (نگارنده) محمود طرزى سال اول كابل پنجشنبه ١٩ جوزا ١٣٠٠ ش / ٢ ربيع الاخر ١٣٣٣ ق شماره (١٢١) مست آتش نفاق، جان سوز آفتى هر كس كه رو نهاد بميدان اتفاق خيره زمند گشته زفيضان اتفاق از اجتماع دانه شود خرمنى پديد سيلاب راست مايه زباران اتفاق ياران گرفته اند حلاوت بكام دل هر جا نشسته اند چو بر خوان اتفاق يك قصر سلطنت نشود قايم الاساس تا نبودش مصالح او سامان اتفاق هست آتش نفاق جهان سوز آفتى وين آفت از كجاست؟ ز حرمان اتفاق اى مومنان بغيرت اسلام خوشويد در جسم يكدگر همه چون جان اتفاق كفار چار جانب ما را گرفته اند جسته زجمله سلسله جنبان اتفاق از بهر حفظ دولت و ناموس خويش ما بايد زنيم دست بدامان اتفاق --- page 515 --- شماره (۱۰۱) جلاله دارالسلطنه کابل ج ۲ کاسبنبله المحل آثار تاریخی اکتف شبرت مشاهده باآثار و انقاض اهل فن که برو داشته بوجود وشروع رو بروی صودا اتها شیر احمد در باره این بن خود از ما کانع شده جوا با انغا رسم عرض عساکر فاتح قنصا بحضور خصوص روز سه شنبه (۱۸) حمل از ساعت (۹) الی (۱۴) در چمن حضوری اعلیحضرت سلم غازی آن عساکر مظفر و فاتح افغانی را که در مقابله حمله و جهل داد صداقت و اسلامیت را در انطفای غائله سمت جنوبی داده بودند بحضور پادشاهی خویش باریاب فرموده بعد از رژه تعظیمی ملوکانه و معاینه سنگرذات همایون یک نطق فصیح وبلیغ طولانی از خدمات عسکری ایراد کنان اظهار احسان از وشان نمودند در جواب ملوکانه فرقه ها و فرقه ها مصر به عرضانه ها و پرجوشی را بعرض رسانید پس ازان که تمامی عسکر بر سخیست از مقابل حضرت ضخشاهی گذشته سر کندک آواز های مفرجی بکف زدنهای شادمانی تماشاچیان که حوالی جوانب چمن را بصفوف متجله خود در گرفته بودند تحسین تقدیر میدان این نمایش باشکوه عسکری انجام یافت - [در اتیه بعد ازینکه سواد نطق ذات پادشاهی و عریضه حضرت وزارت پنای موصول ستت افغان شد کواکب دیروزه را مفصل خواهیم نگاشت. ن. و ] (کشفیات جدیده حیرت انگیز) (در کونه نقا رخانه تهران) (از غرائم عفته جکو میتیان) - درین روزها آقایان نشید یا شحی موسیو شیکران از جانب وزارت مآبه و آقای حکمت و کیفر دیگر از طرف وزارت معار برای تحقیق حظریات امین آباد که در شماره ایران قبلاً مذاکره آن شده بود مامور شده بودند اینها- این ها بعضی نقطه و چند دخمه و سرداب را معاینه کرده چندین عکس برداشته در راپورت مفصلی از تحقیقات خود بوزارت داخله محوطه خود داده اند صقته مطابق اطلاع جدیدی که مخبرین مارآنها داده اند نقطه که بیشتر از همه جالب توجه است و دوره تپه کم ارتفاعی است و و هزار درعی کو و هزار عت که در وامنه آن یک سرداب عریضی در بورارت و تو در تو با سقف آجری بنا شده از چندین استان قسمت و دخمه و اطاق مرکب است- جواله آجرهای که بکار رفته یا ذکر واردات بری بو از آجرهای معمولی حالیه و پیچ هم علی وجد با مو از یک نوع مخصوصی است- گذشته از این در اغلب جاها در وف دامنه کوه تپه و قتی را میروند زیر پا ختان خندانه خالی بودن را میدهد با عتبار اینکه دخمه و سرایی در دیگری موجود باشد یا از بعضی حظایات کمه و قدم مند حظریات و تاریخ قدیم ایران هستند تحقیقاتی که در نو ترک اغلب بر این است که همانطور که عهد شده زایمان سر مومیا بیها خیلی قدیمی و متعلق بدوره قبل از ما و یا بو د و بعضی میگویند زیر جاده شاپورزا وہ عبدالظیم و یا فروت بعضی سماد کارجی بازاری یا پید و افج شدن سان کرده باری چیزی که از کشفیات مرعوره کفش حالی شد عبارت است از چندین قبور شتا قدمی که متا قلم در اسلامی تو کنده شده حتی ممکن است که قبل از انقدار تاریخ ایران و ماند درین محل موجود با . از عجائب این قبور تست که اعضا و جواره اما نیه تا و عجیب نکرده و سالم است گذاشته رو کی بالی میر ومپاشده و بقدری سفید و شفاف است که بو یاد و اعضا رو پا کاملا از پر خلم پیداو این اجسام کفن دار ها این ق زمینان سفید بکلای چسب و بعضی حیوانات رو آنها ما ما در- --- page 516 --- (۱۰۱) جلد اول جریده حقیقت کابل پنچشنبه الحمل یک کشف جدید ہر روز چیزای در مقام بدست وزرا حکومت جلیله مستند با مود و منصوصات شرق افتاده حامل اثرات اتفاقاطمی کہ ستان ایران را بر گرد در سالانه و تاریک آن اور میکنه کشف شده تاریخها ایکے از ان بر می تا بومیر تو جے کے درعہ بیرون آوردن آنہا داغ ممکن نبود نظامیان بطریقه خرا با روت برانده ان را برون آوردند ان مقابر یکے کرد کر شده ہر مجیبی از آن الماری کشته یک که طولش دو درع بحری مرضش نیز کمتر رع میباشد فقط با خوب طارق بے وجد آب آهن این نمود سپس باز نمودند که مطه و کش تفاتمه دارم دست [بورس] بخود گذاشته یکے بشبہ بیا نمودند این خودکشی ان زر کے و سوتان را طرفانی دلخواه در کینه‌ جوی آن ذکر خاموش تر نمود هجه امروز تقر بیا دو برابر کل مریان امروز است بواسطہ مرگ مرحوم نبود که ازین رو نعش یکی مردو سے دیگر است اور آن دو تابوت نیم سوخته یکی جنازه دیگر که تمام اعضا او سالم است فقط کوشت نعش معلوم شد با لباس تابوت خوابانیده اند و پارچه ان را که باقی است مثل اینکہ مسمع بوده ولی پوسیدہ ال شدہ تابوتہا فوق را نظامیان حسب الامر حکومت طمی تحویل داده و از انجا براء معاینه آواے رئیس الوفاقیانی داده و در آنجا ہم قرآول نظامی کذاشته شد است این ساحه محترم میما قریر دو نوبل اینطور مینگارد براء تحقیق این کشفیات عجیبه نظرا مطبوعی ایرانی [اهمیت] التے تنتهای لزوم را دارد که از علمای بزرگی باید در این خصوص استمداد و استعانت نشود تا این کشف تاریخی در سایہ تحقیقات آنہا برا مستعدی از دریا یے بستہ تاریخ قدمت و عظمت مملکت ایران با کاملا مفتوح بسازد : و کول این یهود نبأ محققة حفر الخورنده بن بحر بان اشیای گران بها را از دست ندهند که ہوا بشناسی شرمی نخواهد داشت. اتحاد شرق در مقا غرب کافر دو ما راز دی آماده باش اغلو اللابس غداً راشنابش از مسایل اساسی روز افزون حین جاندار فرد دو یا اتحاد دول ثلاثه عظیم الشان شرق است بمقایسه مقربه اگر چه این موضوع خلل در حال ابتدائی است ولی با نظرا مهم است که بتوان گفت در آینده از جمله مسائل سه ا حتمی الا ابتدای کردید امروزه اتحاد ثلث غله بین دولتان ان دنانی خوبی انجام کرد یگانه پا با دول طویل و عران کر یکد وہ اتحاد بسیط پیدا نموده تمام دول غربیہ سرق برآ کژ سریل تخطہ و آخر بموقف فرد فرونده و غدقانه خوایا این هر چیز کو فاسد است دقد دقه نزدیک میشود. این مسله برقی امروز در حالت تدارک و کسب است با انکه مقتضیات زبانها و انواع پر مقتضای مخالفتی تخمینی خواب دید المدعوز یی چون تمام مترتبه دارای متدینات بسیارند . بلکه تا کہ مطلق مشرقیان میتوان خواند و سخطا به اجنبیان منی با این مسله نداده اسیا د ا شرقون قید نشده بخش الله ولی با طریقه دانند تحریری نوش ند بر می زاهر اشکالات این اتحاد را بحث نموده میگویند پیش از کلما ایوجہین شرقی مطرح سؤز فرض هم که بشود چندان سود واقع نتواند کرد بد برخی از جرائد جاپانی تردیدی صغیر را چون کند گرفت با شرمانه تکذیب میکند ولی روحی معرفتہ ترسیخ محمد و دستت در کلماتشان هویدا است. --- page 517 --- شماره (۱۰۱) جلد اول جریدهٔ تحققت کابل چهارشنبه ۱۹ برج حمل با مجله اتحاد مذکور عبارت است از عهدیکه که در جنوب پی یعنی در جبل پاین (جاپان، روس، و فرانس) شده و این معاهده را از بین قرار ذکر مینمایند روس لوکلانر کر» المان خبر یافته که در ماه گذشته یعنی خون در شهر پیکسن بین روس و جاپان چنین عقده تعهدات بدست آمده و چند مواد انرا هم اشاعه داده یکی ازین مواد این است که اگر انگلیس و فرانس و امریک متفرداً یا متفقا بر خلاف جاپان با سرحدات آن در در جنگ ایستند در انوقت دولت روس مکلف است به دولت جاپان (۳۰۰۰۰۰) لشکر تائید نماید در اینجاء انجه ذکر دارد که هر قدر دولت جاپان را در ان جنگ اسلحه لازم شود تهیه نماید؛ دوحه دولت روس در حصه (۶۰) حصهٔ راه اهن شرقی جابان خرا بون واگذار کند ژاپن سومه دولت روس کلیه جزیره سخالاب به دولت واگذار میکند و در مقابل دولت ژاپون در مد ده سال بدولت روس خواند سپرد چهار کروزر و یک جهاز جنگی و (۳۰) کشتی سمبرن و ده جهاز استرو چهارم اینکه شهر ولا دیوستاک یک مرکز بهری مشترک قرار خواهند داد و مصارف ساختن این بندر در حصه (۶۰) ژاپون خواهد پرداخت پنجم دولت جاپان متکفل (۸۰۰۰۰) قشون در تحت مشاوران روسی و ژاپونی مرتب خواهد نمود و ششم دولت جاپان انچه سلحه لازم داشته باشد محترم است که از روس و ژاپان خریدار نماید - مدت این معاهده را (۳۰) سال قرار داده اند . سفر کبیر ژاپون اطمینانی با طلا ازین عهد نامه میدهد . بالا میخواهیم بصحت و سقم این عهد نامه بحث نمائیم ولی اتحاد، انگلیس، امریک و سبک و ساختن انگلستان و مرکز بحری، و نیز ترتیب قانون انسداد مهاجرین امریک بر خلاف ژاپون خساره ژاپونیان تسلیح قشون را بخته ساله است برای آتیه خود در کوشش نزدیک کند با روس و عقد معاهده تجارتی مابین این دولت از در قاب ممکن است تصدیق نمایند کنته با از وقتیکه ژاپون با ایجاد ترتیبات منقوط بران متوجه شده و روسها نیز شوار را بدست انداخت و بسلاطین این و غیره شخصا بوقوع جلوه کردن خصوصاً این جابه که دران انتظامات قومی اروپاراً نادیده از هم پاشید اسباب خشون و نوشیدن جهاد تاکنون بمرا شده بات يقناً خواهد نیز ذکر گذاشته ایم که پیش آمد با براسی تمام ملکی را بپاشیوان اندیش گشته است، لهذا بران مجوز متوجه و ما هم قبل از وقت میگوئیم در انحاد آینده شرق می حفظہ ایران و افغان شرک موقع خیلی اهمی را دارا اگر از حالا موقع خود را نشناسند در ان جرو قت حفظ منافع نیه خواند شد کاملاً مورد ور نه عبور زال کورت از خویشن قدمی خیرخواهانه در این ملت شاه و مفاد ایران اهم و بی جهت ارز و من مدارا متجاوز گردیده گردان استقلال خودشانرا حفظ نمایند که قبل از وقوع واقعا با آمادگی تامه در جلوگیری سیل باسیانی قدم گذارند او حقوق حقه خویش قدم را نگذارند در موقع رسیدن این دسته پا خود را گم نموده و هست خود را براب خواهان چنانچه اگر ایران قبل از جنگ با این منابع حقه برا خرس تو شده بود امروز مقامی پس از جمبه درین نائل می ولی بنجوسیاستگوها قسمت این روز سهم در موقع ری سیاتی خود بر آب در باد بود انقلاب شرقی هشت یک زمینه درین جنگی واقع گردیده و خساراتا ما امکانات جنگ بوکثر نبود و در موقع صلح محل اعتنا واقع کردید بواسطه این که قبل از وقت پیش طلبی نداشته ( علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد) حالا هم میگوئیم مسله اتحاد شرق و غرب مقابله یک کرختمی بوقوع رسانند نه فردا امسال نه (۱۰) سال دیگر قطعا این اقدم بی آمد، اگر از حالا با هم مجد شویم و آماده گردیم در این دین یکی از ارکان اتحاد واقع گردیده اقتدار بر حقو خویشتن گردیم. و ثمره بحران ندارم جمیع منافع قومی این فرض جماليت دو جمالی بی خبر محلی حضور در است محتویو د به در بند چنان میتا نیم آ سه کار فرو را از ندای از بار باش ؛ اخلوالاهب قبل از یاباس - : (علی ابن ابیطالب کرم اللدوجیه) --- page 518 --- قواعد ضوابط این اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل ہر دوشنبہ میشود و در کلیہ مقامات بر پست منظماً ارسال میگردد امور تحریریہ بنکارندہ حقیقت و مذاکرہ اصلہ در ادائی نقد جریده رانده واضعا و عدد انتشارش از اوست. اشتراک بتوسط حزائن دولتی والببور نقد بحق رحمه عاجله دریافت میشود. (نگارنده) بہر افغان یک افغانی شرح اشتراک تفصیل مقامات ۶ ماہہ سالانہ پایتخت کابل ۴ ۸ شہر ہای افغانستان ۷ ۱۱ ممالک خارجیہ ۸ ۱۵ بہا، یک ورق سفراء ۱۱ ۲۰ ملاحظات از ساداء علما وطلبہ - در قیمت بهای آن محابا تاملی نداریم مگر بشوق شایق که بنماید دشوار ہر گزنیت. حقیقت ۱۳۰۴ جلد اول کابل شنبہ ۲۲ حمل ۱۳۰۴ ش مطابق ۱۷ رمضان المبارک ۱۳۴۳ ق شمارہ (۱۰۲) ذکر موصل قضیہ موصل قضیہ موصل و فقط ہای آنجا یکی از مسایل مشکلہ آسیای وسطی بلکه مشکل ہمہ مدکره ده انگلیسش ترا معنی درافہ را بخود مشغول نموده و انیر ایک ہیئت مجمع اتفاق ملل برای حل این مسئلہ مہم اقتصادی و جغرافیائی اعزام گردیده است. اگر جرائد ترکیه و انگلیس را مطالعه و تدقیق تمام بآسانی معلوم خواهد شد که هر دو دولت جدا مشغول زمینہ سازی ہستند که رأی مجمع را برلہ شان تمام کرده و در صورت عدم موفقیت حکمیت مجمع را قبول نمایند. دولت ترکیہ سا" عضویت خودیش را در مجمع اهمیت نداده است که بتواند به آسانی حکم صادره بر علیہ خود شر بپذیر د نماید. اخیراً عموماً جرائد سیاسی انگلیس ستونهای خود را وقف قضیہ موصل نموده و بالا متحد الکلمہ میگویند کہ اگر موصل به ترکها واگذار شود نہ اینکہ عراق بلکہ عموم شرق وسطی گرفتار سفالت خواهد شد. وحتی پیش بینی یک انقلاب مهیبی را هم مینمایند دولت ایران ہر قدر بقضیہ موصل بی علاقه باشد. باز از تحت تاثیراتی که بالطبع در این تغییرات مهمه در نزدیک ترین سرحدات او بوقوع خواہد پیوست خارج نخواهد بود قضیہ موصل در سیاست داخلی و خارجی ایران فوق العاده مؤثر بوده بیداری یا خمودگی امروز ما در آتیہ نزدیک نتایج خودش را خواهد بخشید. اینست برای تنویر افکار سطور ذیل (مورنیک پست) را ترجمه میکنیم: « ما در عراق از طرف مجمع اقوام به یکی معاہده تحت الحمایه کی تصاحب کرده ایم در ۱۹۲۳ بواسطه عدم توافق ترک و انگلیس در تعیین حدود عراق برای منافع خودمان بلکہ برای حفظ منافع عراق حکمیت مجمع را تقاضا کردیم. در ماه جی گذشتہ در ساعات آخر کہ سر پرسی کاکس با عصمت پاشا بہ نتیجه قطعی نرسیدند قضیه دوازده بهش [ILL] جوع نمودید --- page 519 --- شماره (۱۰۳) جلد اول جريدة سراج الاخبار افغانيا کابل شعبه حمل ۳ وضع برای حل قضیه تحدید حدود یک کمسیونی انتخاب کرده است که مقررات کمسیونر برای طرفین مطاع خواهد بود. تحدید حدود این هیئت مقدرات ارامنه و آثارا که در جوار این حدود هستند تعیین خواهد کرد ولات موصل که از جهت وسعت خاک مساوی با مملکت انگلستان است فعلاً تحت عدلیه او سنه است که بقیه مملکت در موند روس) در ید تصرف انگلیس است . بموجب دهم معاهده مذکور منطقه که علی اسان پاشا تخلیه نموده است (سرو علیا ارمنالی) تصرف اشغال کرده است. طي کر نیوز تصدیات نماید این منطقه با غربا کلیساهای عتیق و یهودی نامبرده در این جا متخاطب گرد با واسطور یا که در شرق و کوه آشانالی ساکن بدانند. تعیین خواهد شد. واسطوریها که علاقہ بجهت تحدید استقلال دارند بزرگترین مسائل تشكيل مديرة فقط از آنها در شمال وجنوب حدود یکه مکمی داده شد است. ترکها اذعان کرده اند برای یک رای عمومی حاضر و تحریک نموده و برای قطع مخابرات اشوریدا از حدود رسن آنها تجاوز کرده مملکت آنها را تخریب، واہالی آنها را بعراق تبعید کردند علاوه براین که کلیه اهالی این ولایت یکمرتبه در سنه ۱۹۱۹ و مرتبه دیگر بسال ۱۹۲۱ برای جدا شدن از عراق و برای تبعیت ملکیتا پیل اظهار آ کرد یلوز کلیه نفوس عراق امروز بالغ بد و میلیون و ربع میشود و نفوس ترکیه هم بعد از قتل و اتلاف دو میلیون ارمنی دروم از ۱۴ (۱) باین طرف فقط شش میلیون می رسد و ارقام جمیع نفوس ولایت موصل نیز سصد هزار بالغ میشود که از این مقدار ۲۰ ہم بیزار کرد ۵۰ هزار عربها و ۷۷ هزار عملها و ۶۶ هزار ترکها و ۳۰ هزار یزید یها و ۱۷ ہزار یہو دکها تشکیل میدهند! کردهانیکه اکثریت را تشکیل میدهند میخواهند که آداب خودشان را نموده و بطور آزاد بیاند در مخت اموال خود شان را بنز وشند. چون ترکها در ین حوالی بازار و تجارت مساعدی ندارند. بالطبع کردها مایل به عراق بوده و اقوام کوچک دیگر هم چون از ترکها معامله قولی ندیده اند، آرزو دارند جزء عراق بوده و مملکت خودشان را بترقی و انکشاف سوق بدهند! ترکها نیکه در پنجا هستند مقدار آنها نسبت بنابع کم است در نظریه میگوز در ۱۹۰۸ که حریت انگیزی به ایتام و ارامل و متقاعدین نظامی و کشوری انحا همان حقوق و توجهات قدیم بصره و بغداد را می داد کاملاً رضایت آنها را جلب نموده است!!! اگر کمیسیون مطابق با اساسات فرق یک قراری نداده ولایه را به ترکها واگذار نماید. آن وقت در عراق یک انقلابی رخ داده و آن روز روز عود ترکه نبوده بلکه روز بعث کلیه آتار و اسلی در عمان خواهر ابادی ورود یک احمر شصت کابل روز چهار شنبه ۲۶ حوت حصه آخره قطعه ملا حظه نامها المیه پوسته فاریاب (میانه وتی) و جمابه انه رجال موجه انور بابا تعمیر کلاه مجاز استیتی شمیم کر در ین اثام مرمر قوت بکه ست در شعبه تیارات کارگاه ملکی افغانی دایر و سه عه د قلاتا دو پنچائی خنده بیات آماده مینی میکرد ملکه پسرسه آستین مجاز و شرقه دانا و غیره کاماً در بیاموزید اطفال و دانا در صرف روز د رشب آماده میکردن دید نطق جن و دسامي پاشا بمدير و روانها ج قوزی ما هم مه با یصال بد عهده و دابت چانه کو درمانی نمیداند، هنوز یک جریان شان در تختیشه ذوب امور مشکوری علم آوری کامل حاصل نکرده یعنی پاینگ تقلیل جدید خود انوار اشنا ننده اند، میدان محبت دند کاری خیزند. و لقوه المال کامل است که شب و روز کو شیده و یا انواع مشکلات حریفه در و نوروز آورده یعنی مقاومت عسکری فوق العاده کرده. وظائف مدرن خود را بقرار بغایات وارشاداتیکه از باشی قوماندان اقدس خود ضهدرت غازی گرفت تو فلما مجرا دایما نیوند در سان دایر است که کار عمومی شدند که و اینا بر طالعه عسکریت چه چیز با این ضخمریت و ایتا در مساحت بیدین و کریو شمانه که شایله در مقطعیت است چه که اسباب التماس شد فرق بافته مجموعتهای متوطنینی متعدده ر ! ! انا علی ای من و در این جزایره شگون جناب ولادت پناہی امروز در ہر حال که خیلی قدیو نان تولید کرد. خدا وندا این وجود قیمتداری را از بلیات ظالم معذور و مظفر باش که مظفریت غازیایت با رو ز مکه . --- page 520 --- حمل [۰۲] سجل اول جریده حقيقت کابل شنبه ۲۲ حمل ۳ بر ادرای افتخاریم مهتمین جریده صاحب ! وطائفه مقدسه ایمانکه حماست و دیانت عسکریه را بجا آورده بود در خدمات شاندانه تعهدات بلکه خود فن حربیه را ذکر است. حق تعالی باین ستاره درخشان عسکری مظفرات اردوئے محتشم افغانی را زیر سایه خدا اقدس کل امیر عازیت دیر سال بگذار دین تم محمد امین خانقدر شیر فیل ارکان حرب و علمدار نقد علامه ضابطان قرارگاه عالی و تیر قوماندان لشکر منصو جناب اجل برادر محترم عبد الوکیل خان نایبا دل اور حسام احمد محمد خان فرد شمشیر زنگ محمد علی جان ا قرار دفر محمد صدیق ان قومندان فضل احمد بان و غیره رات ومهمات جانبازانه که ابراز نمودند تاریخ حرب اب طلا بنویسید که بست حق تعالی اینگونه مثالهای ات محتشم برا افواج ظفر منهبات افغانی سالها ی نمونه صداقت و شجاعت بدارد . اسباب موفقیت حرب اگر چہ در عرض کنیم جب سے معنويات است: قوت تلفات وغيره عمارت مبالغه مادیه است. نظره حیرانه حربیّه که مرا بنده مدام است. معنويات فوج بدرجه بلند بود که قلم بیان آن اظهار عجز میکند . چنانچه ضابطان اردو ار تفاوت را استمر از نمودند در حالت نزع بهمین این فداکاریه را تکرار نموده ترک حیات کردند در آه سرفرازانه کلمه جانسپار صد جانم فدایت باد !» اطوا عسکر یه را سر د دی، مجروحی ، تشنگی، گرسنگی و سجون البر مشتاق عسکریه که لازم غیر مفارق حرب اند لدر سردی پر وا نکرده است خصال ممدوحه مذکوره با شجاعت حربیه اردو با یک پاٹی عدل یا اند. این تلفات ممتازه و خصال ممدوحه مذکوره را برای را در قطعه عسکریه را با یک تصدیق الهام کردیم اینک اگر مانم بنده ضابطانشان است. پس حق تعالی اینگونه الامبدان ضابطها و قطعهای شجاعی ظفر و در میدان : معلوم ا بانواع توجهات ظہیریه مفتخر و مسرود بدارد . آن فوج که بالش کو باند تش مراقاز باشد منظر بر مشتاق و میرام حربیه : انتها صبر تحمل را اظهار و ارائه کنند و صدیان خود را در نا معلوم فمایش نکنن. بگیونر : تا بر مته راه از جانب شمار قاطعه ارزاق عسكر : با مجبوری راه دراز را اختیار نموده دینار علیه ارزاق مذکور بر ا کیجه فوج ! دیر رسید. این خبر بسمع شهر یاری که رسیدیم فرمودند که با ارزاق به فوجم، باولاد هایم نرسد طعام برا من حرام است دو شب دو روز بعد با خبر رسیدن ارزاق رسیده در مدت مذکوره با ذات شاهانه در انتقا کار از شدت گرسنگی ول نان ضعف میکرد. و قدر مستکا مقربان شان برای اینکه ذات شاہانہ کی طعام فرو میند هر قدر که قدر و استر عام میکردند ذات شهر یارا ر قبول نیفرمودند زهی سقاط چنین فوج ! و شخص سمر على اثار کذا کتیبه خوان جریبه گنجائش بیان مینه . ممنونیت شاهانه و علاوه آن شهادتها سلطنت ہر با صفای قوماندان و عضوا با مضای جلالتمانی بان سند مزین بوده نشر اخبار کردید شارق حال صداقت شتمال نشان است؛ مگر نقطه عرض میکنیم که در مکتب ! اکثر تا بعد از خطائی علم کا عودت میکردیم . به عوض مانده نباشی بر گشتای خیبر گمان میگفتم : از زبان من : مانده نباشی را انوقت خواہم شنید که میدان جمعیت را زده کا میابی این باشد ، انیک مر وز وقت مذکور رسید لہذا مفخر او مسر و را دیده بوسی برای شما رسانده مانده نباشیدی میگویم و این موفقیات شما نرا تبریک میکنیم . وزارت بنانا ! بعضی در اینگونه میدانم نظر قدر رائی قنا دینی مصار فی زیادہ حالات که گرفتم دقیقانه فکر کنیم قضيه بالعكس مييا بيم مصار فيكر شده ای اولا مقصد حرب، حاصل شد. ثانیا اردو محتشم کوراس کیا قره یه که در واسطه کا ذلو، نوعا هشام به بود ! استرداد کرد دهنده مصارف که خبز یا رضاربیت شکر که زنده است یک پر بزار آن تلافی خواهند فرمودا با وزارتہ نا، وزارت پناه ! بایم اولاد دو ! المنيت اشیاء که بغارت برده شده پرورد، در دست مست است اند کے بنام را خواسته اینه و ست است با نام ادهام نیست پهر چه با عما ر است ؟ واسطه سر پرستی یک شین بچه مخافت یکم بر سرپرستی دو تا پینه دو نیم بر سه تا پیچه سه بر چهار تا پینه جهار نهم بر چنج تا پینچه پخت نیم خیمه بر شش تا سیزہ ہے کہ [الصلالتحقیقی : تضاد کلاتی که در جرینه ترحیم کلیدی مجری شد در مطبعه بحرط کلیدی بجر رسید بنا بر ان حصر ا انرا بر جریده مجری کلید تیم : ] را ق مطرفي مملکت سیمانی مانه اقتصاد قراری ت در توسطه نگر يض بر مطابقت خود را جزار توسالاد ان اشیا ولدا على د که در این در همه حین بند ایند در عسكر بهره بر اینه --- page 521 --- شماره (١٠٣) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ٢٣ حمل عائدات المان از بابت گمرک و مالیات در اواخر ١٩٢٣ع تا (٥٢٩٣٠٣٠٧٧٩٣) مارک طلا بوده است تجارت ترکو روس در مسکو جمعیتی تشکیل شده سرمایه آن (٣٠٠) صد هزار منات طلا ست و سهر (٤٠٠٠) حصه منقسم است قسمت مهم این حصص از طرف ترکیه خریدار می شده از طرف روسیه معاونت های مهمی برای ادخال و اخراج اموال التجاره بعمل آمده. این معاه با موال تجارت کلی اقوام اروپائی حتی با مریکا بکشاکش است قانون تکثیر نفوس ترکیه این قانون قراراتی تشکیل شده است: - (١) ترئید اولاد جزء خدمات وطنیه محسوب میشود (٢) کسانیکه ٢ اولاد دارند فقط خدمات نظامیه در پشت سر عسکر انجام خواهند داد (٣) پدریکه صاحب (٦) بچه باشد از خدمات نظام معقو با این چنین مادر از طرف مجلس ملیه ببزرگ تقدیر نامهٔ رسمی داده میشود. ازدواج شاه بلغاریه از لندن اطلاع میدهند که پادشاه بلغا خیال دارد (ژیروانا) شهزاده بیگم ١٧ ساله ایطالوی را بحبالهٔ نکاح خود درآورد. طیران بافریقه یک هیئت اعزامیه فرانسوی چندی قبل برین از پارس با ١ - در شماره (١٠٠) در طی تذکره ای معیناتی که در ضمن نمایش هجوم انگلیس از سمت جنوبی در اول حمل ش. هـ انداخته شده اشخاص محترم محمد طاهر خان قوماندان عسکر پیاده غند اول گارد با آخرین مدالی الصدر نیز در ردیف همان صاحبان منصبان معظمی که از حضرت حسینی بمدال معذره افتخار یافتند. تا دریاچهٔ (چاس) که در مرکز افریقه است باد زحمت دریلر مین پرواز نمودند. عزای لینن اطلاعات روسیه مشعرند که روز مرگ لینن برای همیشه روز عزاء ملی محسوب خواهد قشون مصر از اطلاعات قاهره مفهوم میشود ک دولت مصر در نتیجه اعلان استقلال خود البی من بعد سکی بر قوای خود باشد لهذا یک شورای عسکری را تشکیل داده اند تا قوا مصر را بر اصول جدید ترتیب نمایند خط آهن ترک دولت ترکیه در بودجه امساله خود معین نمود مبنی برانکه کلیه خالصیات دولتی و غیره سابق در اسلامبول بفروش رسیده و بقیمت در خطوط آهن ترکیه توسعه ات و ترمیمات اجراء شریف مکه بر حسب اطلاعات جرائد شام و مصر تیم برای انتخابات (شرایف علیمین) عمومی در حصا که خلافت مسلمین در کنگره که در مکه معظمه شدا یجاد گردیده است و این سعود هم با این نهضت موفق است. بودجهٔ المان میزان واردات سال گذشته المان بمبلغ ٩ ملیارد ٣١٦ ملیون ٣١ ٨ میصا و میزان صادرات او بمبلغ ٦ ملیارد ٥٦٦ ملیون ٨٥٤ هزار مارک طلا بود (اقتباس از افق) --- page 522 --- [ILL] این اخبار اخبار ایا م تعطیل در کابل هر دوز نشر میشود و با بر مقام در هرایت ششماله میگر د امور تحریر به نگارنده حقیقیت و مقالا ت واصله در اداره مائید حمیده در اندراج و اصلاح عدم انتشار ان ازاد اشتراک نیمه سال نرا ئن دور وبے والشوق لعد از عهده جا نیلر دریافت میود تک رنامه بهاء الدین شکاتی تفصیل مقامات قیمت ہر دوپاره ششماه ساله کابل ۵ ۹ اطراف افغانسان ۷ ۱۱ خارجه ۱۵ ۸ علاوه شقراع ۱۱ ۲۰ مدیر از مساد ا د علیا وطیفه ت بر ا می ارکان عالیجا بانک [ILL] وتری نواع اخبار دیگر اقن سال اول کابل دوشنبه ۲۴ حمل ۱۳۰۴ ش مطابق ۱۹ رمضان المبارک ۱۳۴۳ شمار ۱۳۰۴) الصدق ينجي والكذب يهلك کسی هست بآفاق ہر سخن صادق چو مسیح گشته مسمی بہر دھن صادق صداقت است چنان گنج پرخنه که نیست در آب تاب هیچ او گوہر عدن صادق بدین که طفل گواه کلام یوسف شد چو بود در سخن چاک پیرہن صادق بصدق بنده شود کامکار ہر دو جهان کہ ہست نام خداوند ذوالمنن صادق رسول گفته که راه نجات در صدق است خلاص بوده زہر کلفت و محن صادق دروغگوی بہر کشور است خوار و خجل بود عزیز و مکرم پسر وطن صادق طریق عشق ز پروانه یادگیر و بسوز جواد تو نشنوی ای بلبل چمن صادق مقام صدق به شبیر احمد ایخدا بخشای کہ باز بر افواه مرد و زن صادق --- page 523 --- شمارهٔ (۱۰۳) جلد اوّل جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲۸ حمل منافع و مضرت وهم و خیال واهمه خلاق است خیال با آدم چه میکند انسان هر خیالی را در مغز خود تخیل نماید آنرا می بیند بلکه بعضی اوقات خیالی و واهمه آدم را هلاک مینماید چنانچه یکی از اطبای بزرگ واله (داکتر درو) خواست از وهم و قدرت خیال را در وجود انسان بداند باین تحریر در حق یک مقصر که محکوم با عدام شده بود قبل وقت مردن آن مقصر و باو گفت امر شده است خمداری ترا به زندم و بعد نشتر بگردنت بزنم تا خون از تو برود و تو بمیری با مر داد با دستمالی سخت دیده های او را بستند و بعد هم گردنش را با آلات آهنی خارا بدون اینکه مجروح بشود بازخم شمشیر براو بزند و دلوی را گفت در نزدیکی او نهادند و بعد آبی که در حرارت مثل خون تازه بود از آن دلو بالوله ای گرد بر جسم او بچکاند که او تصور بکند این خونی است که از فصد گردنش جاری شده در صورتیکه نگردن او را فصد کرده بودند و نه هم خونی از گردنش جاری بود پیش از پنج دقیقه از ین عمل نگذشت که مجرم مزبور از واهمه قالب تهی کرد. من جمله در فرانسه یکی از نسوانکه از قورباغه میترسید و از دیدن او بهول میکرد تا چه برسد بلمس نمودن قورباغه با بدن او روزی که چند نفر از دو این زن یکپارچه سنگی را که خشک شده بود بروآ انداختند و بشوخی گفتند قورباغه است ضعیفه بدبخت هول کرده در دم جانجه بعضی کشد سه هم بچون و هم از امراض مهلکه نجات داده است چنانچه مردی که مبتلا بضیق النفس بود و در موقع خواب نفس بر او دشوار میشد لاد از شدت فشار بنمرد و در هوای سرد در ولش را باز کند و بخوابد شبی بهمین قسم که خوابید لیدو چرا خاموش کرده بود نیمه شب از ضیق انفس از خوابش برخاست که دریچه را باز کند هرچه کیه دریچه باز نمیشود از غایت تعب شیشه که خودش شکسته راحت خوابید و راحت هم شد صبح که سر راست دید این شت دریچه بود که ی است بلکه یک شیشه سطحی را که نصب بود اورا بگمان شیشه دریچه شکسته است و دریچه همان طور است فهمید محض تو هم اینکه دریچه باز است و هوا در مورد شو نبوده راحت شده است (حرفه تبریک سال ششم افغان امروز تحت ملاحظه ما شماره اولین سالش مجله عالیت الشان افغان در نهایت محیط با ما شیرین و عبارات رنگین دو شمول است برین از ملاحظه نمرات اخیره سال گذشته این بجمله گرامی زحمات و عرقریزیها ست من او وامراء عهود بودیم المتعابل بدین نمره تازه آغاز ششم کم نگاه از زحمات شبانه روز مین منهاد خویش اند واقع باره از مسایل ادارا از این سوانه اخبار تا بل منصبا را و لین سال ششمی بیو قوم افشار دادند، بدوشان عرضه تهنیت و بمر از خداوند برآستان توفیقات بیپایان براه عطا هوشیار مملکت حیات دولت خوان دست بر عائیم که والشؤون موصوف در مان خویش فائز المرام گردد. --- page 524 --- شماره (۱۰۳) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲ حمل سنه ماضیه داده است یور وپ سرلشکر میلهٔ قلبه کشی امسال میله قلبه کشی که در اول هر سال بعمل میاید در روز دوشنبه (۳) حمل (۱۳۰۴) در باغ با سمت حضرات مدیری شعبه (هند و انگلستان و غیره) وزارت امور خارجه مقرر گردیدند بهر آقاے موصوف تبریک گفته توفیق جلیله و فعالیت برای شان خواستاریم. بو دولت با ورجمال شول نمرودشان هرچه که با را به حضور مهمته شد و مسیو کر شکن بر سوار عضواں و مواد عضواں افتحاء سلامت ه باقے جناب آقا ہے سرآمار کامیابه مر کرسکے از طافه موقع مقرر و تحریک لازمه است که در معارکه برابر امراء و مامورین ولایت کابل و بعضی وزرا و جمهور حاضر را دسته سرودهای ملی هر طرف نواخته شده انجمن حیوانات زراعتی کار زراعت خدمت میکنند را بمحصولات زراعتی برای نمایش حاضر آورده بودند ساعت (۱۱) حضرت عالی جناب فخر الحاج امان حقیقی ال پس انجام ادای نطق راجع به اهمیت زراعت و زارع در میتینگه تخت حوض باغ با بر است رحم قلبه را اجرا نمودند . بعد از ساعتی پهلوانان حاضر شد و کشتی گرفتند تا روز کرم را سرگرم تماشای شغل کسب سرور بودند دعوت در سفارتخانه ایران در شب دوشنبه (۲) حمل بوقت سحر در سفارت خانه دولت علیه ایران اضحیائے بعمل آمد بحضرات مدعوین که در قونسل جنرالے (۲ع. ص ) آقاے رفیع الملک شارژ دافر دولت علیه ایران دعوت شده بود بدید ت مراجعت بهم رسانیدند. حضرت عالی آقای فخر مر امرحباب علیه وزیر عدلیه و حضرت عالی جناب غلام محمد خان وزیر داخلیه و آقاے فیض محمد خان وزیر معارف و آقای عبدالہادی خان وزیر تجارت و جناب نائب سالار محمود سامی پاشا و آقای میرزا محمد خان معین وزارت امور خارجه و آقای شیر محمد خان معین وزارت تجارت و بعضی ارباب جرايد امرا و مدیرها در این ضیافت حضور داشتند . انواع شیرینی ها و میوه خشک و تازه و شربت گلابی کا شقوی ، چای ، قهوه و غیره که تا صرف کردن سحری ممدود کس با نهایت شیرینی با قا ابدام داشتند. ساکی با ایران و افغان بنای برقص سماع و غزلگذار یرید آقای حبیب الله خان آقائے حبیب الله خان که در سفارت پاریس فوت لاردکرزن لاردکرزن که از رجال معروف و سیاسیون بزرگ انگلستان بود و در سیاست استعمار شرق بد طولا داشت و عموم شرقیها او را خوب می شناسند بدر روز زندگانی نمود . جرائد لندن در تعریف او مقالات مبسوطی نوشتند . در پارلمان احزاب برک او اظهار همدردی نمودند و تمام وزرا لباس ماتمی پوشیدند تلگرافات تعزیت از هر طرف به لندن رسید . جرائد فرانسه نسبت به او اظهار داشتند که یک مدیر بزرگی بود نسبت به فرانسه راه غلطی اتخاذ نموده جرائد المان نوشته که مشارالیه مدبر جلیلی بود و بعد از جنگ عمومی المان را از فشار فرانسه نگهداری نمود. فوت داکتر سن یات سن داکتر سن یات سن از رجال معروف و قائدین مشهور چین بود که بر علیه خاندان مانچو، قیام نموده پس از بذل مساعی و تحمل مشاق اساس جمهوریه چین را گذارد مشار الیه در اواخر حوت وفات کرد . فوت لارد رالنسن لار در السن نائب سالار و قوماندان کل هند اگر ہند نیز وفات نمود . --- page 525 --- شماره (۲۳) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه حمل یک بشارت مهم یا کشف چشمۀ مایع تیل چشمه های تیل یا که تیل پترول وغیره ازین تیل سوخت وغیره ازان متولد میشود بهترین منابع ثروت دنیا و بزرگترین مایحتاج عموم عالم است. دوئیکه چشمه های تیل در مملکت امان موجود است اهمیت بزرگی را مالکیت افغانستان که سینه خاک آن از همه انواع معادن مملو است از روی حدس و علامات قابل اعتبار در خیلی جا دارای چشمه یا دخایر مایع تیل است. از چندی است که می شنیدیم در نواحی هرات بچند جا چشمه های تیل معدنی زمین موجود است الحمد لله که خبر فوق محقق گردیده که چشمه های تیل پسیار عمده که مهندسین و متخصصین این فن از مردم خارجه آنرا تصدیق نموده اند واقعا موجود است و نمونه های آن چند بار تجربه و امتحان شده است. تیل را هر کس دوست دارد. انسان اگر غور کند می بیند که قسمت عمده جنگهای دنیا در عصر حاضر یکانیتی بر سر تیل بوده است. انگلیس که موصل را سخت در بغل گرفته سرت برای یافتن چشمه های تیل دارد. قرار یکه شنیده ایم بعض شرکت های برای بدست آوردن امتیاز آن حاضر شده اند بهر تقدیر این یک مژده خیلی مهمی ست که هر دوست بآن خوشوقتی میکند. جلسات بلدیه قبل از رسیدن نوروز (ع. ص) جناب محمد یونس خان رئیس بلدیه کابل اعلان نموده بودند که در روز های اخیر ماه حوت جلسات متعددی در ریاست بلدیه راجع به طرح های مفیده که نسبت به بلدیه اتخاذ و یا بازار ارباب تجره و بیکر طرحی دیگر راجع به مسائل مربوطه بلدیه داشته باشد بریاست بلدیه اظهار نماید بنابرین بود که از لیل (۲۵) حوت جلسات بلدیه در مکان عمومی بر شب علی الاتصال انعقاد مییابد. و اغنیا و معارف و سائر ارباب فکر باین محافل داشتن مدعوین حیثیت مهم رسمی را در خود چنانچه دوشبانه شب جمعیت خاصه مهم بخشم که در تجویزات بلدیه حق اظهار رأی دارد حضور امان اقبال مجدد به در ابست که در اینه تجویزات بلدیه را اشاره ای داده می یابد. مجلس ملاحظه گمرک روز شنبه که نوروز سال (۱۳۰۳) لغایت سال گذشته (ع) حضرت عاآغای یاور ادل حضور شاهانه ازین حیث که دلی کابل را هم ایفا مینمایند (ع، ص) معاج آقا میرزا یحیی خان مستوفی ولایت کابل آقای سعد الدین خانمدیر ادان کوتوالی کابل آقا محمد یونس خان رئیس بلدیه و دیگر مامورین ولایت کابل در قساوتخانه بهادر خان جم غفیری تشکیل میدادند. بدانی ملاحظه نمودند. میدانید نسبت به سال گذشته واردات گمرک بیشتر شده بود. درین موقع ادل حضرت عاآیاور صاحب موقعی کابل و بنده جناب مستوفی صاحب جمع نتایج مساعی ذات شاهانه و تقدیر خدمات گمرک را بر او خلق با نموده لطف عامی نشان داده خارج شخص یافت. بعد از آن از جمله تجار محترم قوار قطعا مقره گمرک از حیث کثرت واردات بگمرک مستحق نشان انعام بودند انعام و نشانه داده شد و در خاتمه شکر یکدیگر محل عده مجلس بخوشی و سرور متفرق گردیدند. (از ملحقات افغان)