# Afghānistān : muṭābiq-i prūghrām-i chahārum-i rushdīyah wa dār al-muʻallimīn / bi-taḥrīr-i Muḥammad ʻAlī Khān va taṣvīb-i Fayz̤ Muḥammad Khān افغانستان :افغانستان # adl0710 # Lāhūr [Lahore], Maṭbaʻ Mufīd-i ʻĀmm, 1306 [1927] لاهور :مطبع مفيد عام،, . ١٣٠٦. # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- [ILL] [ILL] افغانستان [ILL] [ILL] محمد علی خان [؟] [ILL] [ILL] [ILL] --- page 2 --- وزارت معارف سلسلہ ۱۱۷ ریاست دارالتألیف جغرافیا ۹ افغانستان مطابق پروغرام چهارم رشدیہ و دار المعلّمین بتحریر محمد علی خان ایم ۔ اے معلم حبیبیہ و تصویب ع ، ج فیض محمّد خان وزیر معارف طبع اوّل —— (۱۵۰۰) جلد ۱۳۰۶ مطبوعہ مفید عام پریس لاہور --- page 3 --- [BLANK PAGE] --- page 4 --- افغانستان چهارم رشدیه وزارت معارف سلسله ۱۱۷ ریاست دار التالیف جغرافیا ۹ افغانستان مطابق پروگرام چهارم رشدیه و دار المعلمین بتحریر محمد علی خان ایم - اے معلم حبیبیه و تصویب س - ج فیض محمد خان وزیر معارف طبع اول - ۱۵۰۰ جلد (۱۳۰۶) مطبوعه مطبع مفید عام لاہور --- page 5 --- [BLANK PAGE] --- page 6 --- ۳ افغانستان چهارم [؟] بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ دیباچه بزرگترین احتیاج امروزۀ ما به کتاب فنی و معلمین لائق است حکومت افغانستان درین عصر نه سال کار های فوق العاده درین خصوص بظهور رسانیده ، و یک عدۀ کثیر معلمین خارجه را چه از اروپا و چه از شرق بمعاش های گزاف جلب نموده است ـ و همچنین متعلمین را در هر گوشۀ دنیای متمدنه برای اخذ تعلیم فنون جدیده فرستاده است ـ مکاتب فنی و علمی در شهر های بزرگ افغانستان در تعداد کثیر تأسیس شده است و روز بروز تعداد آن ترقی کرده میرود ، و برای تمامی تبعۀ افغانستان درجه ابتدائیۀ تحصیل معارف حتمی و مجبوریست - برای رفع احتیاج کتب وزارت شعبۀ دارالتالیف تأسیس کرده است ـ بتوسط این اداره درین چند سال یک عدۀ کثیر کتب تدریسی که از لسان های مختلف اروپائی و شرقی در فارسی ترجمه و تالیف شده است ، که بیشتر --- page 7 --- افغانسان چهارم رشدیه ۲ آن بچاپ رسیده در دست اطفال ملک تقسیم گردیده است امید میرود که این احتیاج بزرگترین ما از حیث نبودن کتب فنی در زبان فارسی بتوسط این اداره در عرصه کمی رفع خواهد گردید . این کتاب که موسوم به جغرافیه افغانستان است - در اصل بیشتر اساس آن بر کتب انگلیسی نهاده شده ، و نمی توانیم که هر چیزی را که در اثرهاء ایشان نوشته شده است حقیقت شمرده قبول کنیم بعضی چیزهایی که از نقطه نظر ملت و اسلامیت خلاف حقیقت است دران درج است - چون بنده عاجز بماخذ های مذکور مراجعت نمودم مجبور شدم که باین نقطه دقت مخصوصی نموده و پس از فکر درست آن ها را تحریر نمائیم - ولی با وجود این بعض جاهای آن از غلطی و سهو مصون شده نمی تواند - و این جغرافیه کوشش ها بسیار بکار دارد تا در صورت مفصل و درست به تکمیل برسد - و چون این « جغرافیه افغانستان از تجربه نخستین من است بناءً علیه طبعی است که تجربه نخستین در خصوص یک مملکت وسیع و در صورتیکه بیشتر حصه جات آنرا من نه دیده باشم بے قصور نخواهد بود - ازین جهت از معلمین محترمی که این کتاب را در مکتب تدریس می --- page 8 --- افغانستان چهارم شعبہ ۵ کنند عاجزانه التماس می کنم که در آخر تجزیه ایشان فکر و تنقید شان را لطفاً بخودم و یا بہ دار التالیف بنویسند اگر سهو و خطائے آنرا (در صورت پیدا شدن) معلوم نمائیم مع الممنونیت برائے تصحیح آن حاضر خواهم بود و خود بنده نیز چون معلومات جغرافیائی در خصوص این مملکت اضافه شده برود در اصلاح آن خواهم کوشید . اِنْشَاءَ اللهُ تَعَالَی . محمدعلی ۔ غلزائی ۔ ایم ۔ اے ۲۰ جوزا ۱۳۰۶ در نوشتن کتاب ہذا از کتب ذیل اقتباس و استفاده گرفته شده (۱) انسائیکلوپیدیا برتانیا انگلیسی (۲) دی کنگ دم آف کابل معنوافنٹس " (۳) برنیز بخارا ۔ " (۴) سفر باوڈ در آکسس " (۵) اورلینڈ جرنے بائے کونولی " (۶) گریزی آیند گارڈن آف سنٹرل ایشیا۔مصنفہ میلن " (۷) در درلذر گزیٹر " (۸) سنس آف انڈیا ۱۹۲۱ " (۹) افغانستان مصنفہ ہملٹن " (۱۰) انڈین اکانمکس بائے بیرجی " (۱۱) اقتصادیات ہند حیدرآباد دکن اردو --- page 9 --- افغانسان چهارم رشدیه ٦ (١٢) كره ارض نفوس اسلام ترکی (١٣) كتاب آسيا مصنفه ای - ایچ کين انگريزي (١٤) جغرافیه افغانسان برای مکاتب ابتدائیه - فارسی (١٥) نظامنامه تشکیلات آسیایي " (١٦) نظامنامه اساسی " (١٧) نظامنامه تقسیمات ملکیه " (۱۸) اوٹ لائن آف ورلڈ ٹوڈے انگلیسی (آمریکائی) (١٩) مختصر تاریخ صحرا نوردهای شارت هنری - انگلیسی وی ساز سز بائی آییر علی) (٢٠) تاریخ ترکستان اوقات - - اندیش --- page 10 --- افغانستان چهارشنبه ۷ افغانستان مملکت مستقله افغانستان در وسط بر اعظم آسیا واقع و در بین سه حکومت ایران ، مملکت بخارا ، و ترکستان روسی ، و هندوستان میباشد ـ و چونکه حاکمیت و عدهٔ کثیر اهالی آن از نژاد افغان بوده ، ازین جهت اورا افغانستان نامیده اند : اهالی افغانستان از عصرها باین سو از سبب عادات جنگ جوئی ، بهادری و پاسیه اسلامیت و مردانگی و مهمان نوازی ـ و دیگر عادات حمیدهٔ خود شهرهٔ آفاق اند و در تاریخ آسیا کار ہائے نمایان از ایشان سرزده : این امر تا الحال در پردهٔ اختفا مانده ، که لفظ افغانستان برائے این قطعه در کدام وقت و بچه ذریعه در استعمال آمده ، زیرا که در تواریخ قدیم اسم افغانستان به ندرت دیده می شود ـ بعض از مؤرخین طرف دار این نکته اند که لفظ افغانستان بار اوّل در عهد احمد شاه ابدالی مستعمل گردید ـ طائفهٔ دیگر برآنند که موجد این لفظ اهالئے --- page 11 --- افغانستان چهارم رشدیه ۸ ایران اند. لکن فریقین بر تاریخ آن متفق بنظر می آیند و عهد احمد شاه ابدالی را ابتدائی آن تصور می کنند. ازین لفظ مملکت بزرگ عبارت است که از حیث اداره امروزه بر پنج ولایات و چهار حکومتی اعلی منقسم است. (۱) ولایت کابل (۲) ولایت قندهار (۳) ولایت هرات (۴) ولایت ترکستان (۵) ولایت قطغن و بدخشان. حدود اربعه . کشور افغانستان از بحر دور افتاده و از ممالک وسیع احاطه گردیده. بطرف شمال آن ترکستان روسی یعنی مملکت بخارا و خیوا واقع است ، دریای آمون از سطح مرتفع پامیر تا مسافت - ۳۳۰ سرحد قدرتی آنست و افغانستان را از ترکستان روسیه مفصل می سازد . بجانب مشرق شاخ هائی کوه همالیہ ۔ صوبہ چترال ضلع پشاور و سلسله کوه ہائی سلیمان افتاده است- بیشتر این علاقہ جات در تحت اداره حکومت انگلیس است و موسوم بصوبه شمال غربی ہند است ، در جنوب ملک بلوچستان واقع است که در زیر نگرانی انگلیس است . در غرب حکومت علیه ایران شمالاً جنوباً تقريباً در یک خط مستقیم افتاده است. --- page 12 --- افغانستان چهارم رشدیه ۹ سطح :- افغانستان ملک کوهستانی است - میدان های وسیع بسیار کم دارد و بجز در حصۀ شمالی آن که موسوم به ترکستان افغانی است سطح هموار به ندرت دیده می شود در بعض جائی ها از باعث کمی باران و آب اثر ریگستان نمودار است کوه ها عموما از شدت سرما و برف باری از سبزه و جنگل عاری - اما در سمت جنوبی و مشرقی بر دامنۀ کوه ها و در ترکستان در بعضی جایها جنگلات یافته می شوند - سطح مرتفع پامیر که موسوم به بام دنیا است در گوشۀ شمال مشرق افغانستان افتاده است و این قطعه بلند ترین مقامات افغانستان است - بلندی آن از ۱۳ هزار فټ تا ۱۵ هزار فټ می رسد . طی نشیب افغانستان ازین جا بطرف شمال غرب و جنوب غرب است بیشتر حصۀ این ملک از سطح آب بحر چهار هزار فټ بلند است یعنی اگر بحر آب از سطح موجودۀ خود چهار هزار فټ بلند شود بجز از بعضی مقامات غربی آن که از قندهار تا هرات امتداد دارد جا های دیگر از آب بلند و هنوز باقی خواهد بود - و اگر آب بحر تا هفت هزار فت بلند شود درین صورت نیز بعضی مقامات مرکزی که در دامنۀ کوه هندوکش و کوه بابا --- page 13 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۰ افتاده است از سطح آب بلند خواهد ماند، بیشتر اهالی این سطح مرتفع قوم هزاره است. همین سبب است که در ایام زمستان از باعث شدت برف باری مجبور گشته بعلاقه جات دیگر رفته موسم سرما را بسر می برند. پست ترین مقامات این مملکت علاقۀ سیستان و اراضی متصل گوشۀ شمال غربی آنست. ارتفاع سیستان از سطح دریا از یک هزار تا ۱۲۸۰ فٹ است و بلندی دریای آمون تا ۱۰۰۰ فٹ، هرات بر بلندی تخمیناً ۳۰۰۰ فٹ و قندهار بر بلندی ۳۵۰۰ فٹ واقع است . محل وقوع و رقبه :- افغانستان مابین ۲۹ درجه ۳۰ دقیقه و ۳۸ درجه ۳۵ دقیقه عرض البلد شمالی و ۶۰ درجه و ۵۰ دقیقه و ۷۴ درجه ۵۰ دقیقه طول البلد شرقی واقع است. طول این مملکت شرقاً غرباً شش صد میل است و عرض آن شمالاً جنوباً تخمیناً پنج صد میل رقبه آن تخمیناً ۳۰۰،۰۰۰ مربع میل میرسد یعنی از رقبۀ فرانسه تخمیناً ۹۴،۰۰۰ مربع میل زائد است. و اگر ملک اقوام افاغنه که زبان افغانی دارند که از جنوب شرق تا رود اتک وسعت دارد درین حساب کرده شود. عرض آن نیز تا شش صد میل خواهد رسید و رقبۀ آن بالغ بر --- page 14 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۱ ۳۵۰۰۰۰ مربع میل خواهد شد ۔ اکثر این اقوام بجنوب شرقی زندگانے آزادانه بسر می برند . ۱- ولی بر بعض آنها از باعث غفلت و عدم اتفاق شان حکومت انگلیس استیلا یافته - این حصهٔ جنوبی نسلاً و طبعاً (۱) جزو مملکت افغانستان است زیرا که اقوام افاغنه چون یوسف زائی مهمند - آفریدی ۔ وزیری ، مسعود ، کاکڑ وغیرہ دران جا مسکن گزین اند . در زمان احمد شاہ ابدالی مملکت افغانستان از شهر سرہند کہ بمسافت ۱۵۰ میل بطرف شمال دہلی واقع است شروع شدہ تا شہر مشہد وسعت داشت و عرض آن شمالاً جنوباً از رود آمون تا بحر ۹۱۰ میل بود د صفحه ۸۳ ٹنگ دم آف کابل مصنفه ایم ایلفنٹن = ۱۸۱۵ و درین ملک کشمیر، پنجاب ، بلوچستان و سندھ شامل بود . Encyclopedia Britania, Vol. I., Page 227. “Though the last territory belongs ethnically to Afghan- istan, an important part of it forms the British District of Peshawar whilst the remainder acknowledges no master.” --- page 15 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۲ کوه ها کوه هندوکش :- افغانستان یک ملک کوهستانی است - سلسله جبال هند موسوم به همالیه چون داخل ملک افغانستان می گردد موسوم به هندوکش می شود و این سلسله کوه از سطح مرتفع پامیر شروع شده از شمال شهر کابل گذشته تا جنوب غرب آن رفته است - نام قدیم آن قفقاز هند است و ما بین ۳۴ و ۳۷ درجه عرض بلد شمال و ۶۸ تا ۷۵ درجه طول بلاد مشرقی واقع است - بطرف شمال شرق و شرق یا سطح مرتفع پامیر و کوه همالیه ملحق می گردد و تا یک اندازه حد فاصل بین افغانستان و هند است - از جانب دیگر بدخشان را از میدان جنوب مفصل می سازد بلندی این سلسله کوه زائد از ۲۰ هزار فٹ است - و قله مشهور آن موسوم به تیراج میر - (Tiraj Mir) ) بجانب شرق دره نکسان ( (Nuksan) ) و شمال غرب چترال ۲۵۰۰۰ فٹ از سطح آب بلند است - اکثر حصه این سلسله کوه دائماً در زیر برف بوده از گیاه و علف محروم مانده - در بعض جائی با برف کوچ هم بوقوع می آید - دره کوشان زائد از ۱۵۰۰۰ فٹ بلند است - این سلسله کوه مخزن برف هائی دائمی بوده - بیشتر دریا هائی افغانستان از همین کوه ها --- page 16 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۳ است - و چون تالاب هائی قدرتی تمام سال متدرجاً آب را بهم می رساند بعض دریا ہائے این سلسلہ در ایام زمستان از باعث شدت برف باری قابل عبور و مرور نمی باشد۔ بابر در کتاب خود درہ ہائے این سلسلہ را که مابین قندوز - بدخشان و بلخ که بجانب شمال و کابل که بطرف جنوب واقع است چنین شرح داده = سه ازان از راه پنج شیر است موسوم به خاوک ( ) (Khawak) ، تال ( ) (Thall) و بازارک ( ) (Bazarak) ازین سه دره بهترین تال است۔ لاکن مسافت آن قدرے طویل است راه بازارک کوتاه ترین این همه است راه دیگر موسوم به پیروان ( ) (Parwan) است که حالا موسوم به دره سالنگ می باشد مابین پیروان و کوه بلند هفت دره کوچک است که به هفت بچه موسوم است سه دره دیگر در راه غور بند است - دره نزدیک ترین به پیروان موسوم به ینگی یولی (یعنی راه جدید) که به گوالیان ( ) (Gawalian) و خنجان ( ) (Khanjan) می رساند راه دیگر را کپچاک ( ) (Kipchak) (چهار دریا) می نامند۔ این دره بسیار خوب است - راه دیگر موسوم به دره شیبرتو ( ) (Shibetu) است - کلیمینت مارکم در یکی از مقالات خود که در ماه فروری در --- page 17 --- افغانستان چهارم رشدیہ ۱۴ جنزل (رسالہ) رائل جیوگرافیکل سوسائیٹی نشر داده تقسیم درہ های این سلسلہ کوه را چنین می نویسد:- Royal Geographical Society. از وادئی چترال - بروغیل ( (Broghil) ) دوازده هزار فُٹ بلند است - اشتراک ( (Ishtirak) ) و اگرام ( (Agram) ) و سنگان هفده هزار فُٹ بلند است - خرتاز ( (Khartaza) ) و دورا ( (Dora) ) شانزده هزار و پنج صد فُٹ بلند است از وادئے پنجشیر = انجمن (Anjuman) و خاواک سیزده هزار فُٹ بلند است - تال ( (Thall) ) زایا ( (Zarya) ) یتمک ( (Yatumak) ) امراز ( (Umraz) ) شوا ( (Shwa) ) بازارک ( (Bazarak) ) د شتپال :- از وادئے پیروان ( (Parwan) ) باجگاه ( (Bajgah) ) سرالاننگ ( (Sar Ulang) ) دوازده هزار فُٹ بلند است از وادئے غوربند = کوشان (Kushan) پانزده هزار فُٹ بلند است گوالیان ( (Gwalian) ) ۔ گوا زیار ( (Gwazyar) ) See : Herat, the granary and garden of Central Asia by Colonel G.B. Mallison, C.S.I., Page 183. --- page 18 --- ۱۵ افغانستان چهارم رشدیہ چار دریا (Chardarya) ) گالالاج (Galalaj) ) فرنجل (Farinjal) ) و شبر (Shiber) ) کوه بابا :- این کوه را از سلسلہ ہندوکش دره بامیان جدا می کند و تخمینا تا مسافت صد میل غربا امتداد دارد - ارتفاع این کوه نسبت به بلندی ہندوکش بسیار کم است و بطرف غرب با کوه های سفید کوه و سیاه کوه که متوازیا یکی در شمال و دیگری در جنوب ہری رود واقع است ملحق میگردد - بلند ترین قله کوه با با موسوم به شاہ فولادی ۱۶۸۷۰ فٹ از سطح آب بلند است - منبع دریا ہائ که ذیلاً ذکر می یا بد درین جا می باشد از جانب شمال رود غوری یا قندز و رود بلخ جاری می شود از جانب جنوب رود ہیرمند دہلمند می خیزد بعض شاخهای این کوه رو بجنوب غرب رفته تا قندہار رسیده است ، در بعض جائے ہا بلندی قله این شاخها تا ۱۱۵۰۰ فٹ میرسد - سفید کوه :- از مقام چہل برج در شرق شروع شده تا گوشه شمال غرب ہرات شرقا غربا متوازی رود ہری می رود طول آن از دو صد میل متجاوز - رود مرغاب (مرکس) و منابع بعض معاون ہائے ہری رود درین سلسله می باشند - حصہ غربی این کوه را --- page 19 --- افغانستان چهارم رشدیه 16 سرا بند ( Seraband) می نامند بلند ترین قلعه ان تخمینا 11800 فٹ است. سیاه کوه :- از گوشه غربی کوه بابا شروع شده متوازی کوه سفید تا جنوب غرب هرات امتداد دارد. منبع رود خاش رود و خورو رود وغیره در همین کوه واقع است. طول این کوه تا سه صد میل و بلندی آن از شش هزار تا هفت هزار فٹ است : کوه سفید- یا سپین غر :- این سلسله کوه بجانب شرق افغانستان واقع است تقریبا مسافت 18 میل از غرب شهر پشاور شروع شده و بطرف غرب رفته تا جنوب شهر کابل مے رسد، بعد از کوه هندوکش و کوه بابا و کوه های ترکستان این سلسله کوه بلند ترین کوه های افغانستان است بلند ترین قلۀ آن موسوم به سکارام (Sikaram) 15600 فٹ بلند است ، ازین جا نشیب کوه طرف غرب رفته است ، و بعض شاخهای آن از کابل بمسافت چند میل واقع است ، ازین جا شاخ دیگر بطرف جنوب میرود و رود کرم را از رود لوگر جدا می سازد - بمقام شتر گردن (Shutargardan) ما بین میدان توپی و غزنی بلندی آن تا ... 12 هزار فٹ میرسد - این سلسله کوه افغانستان اسم کشور. --- page 20 --- افغانستان چهار مرثیه ۱۷ وادی جلال آباد را از وادئے گرم مفصل می سازد ۔ در شاخہائے آن بے شمار وادی ہائے سر سبز و شاداب واقع گردیدہ ۔ پامیر :- این سطح مرتفع از حیث بلندی در دنیا درجۂ اول را دارا است، و بدین جهتہ بہ بام دنیا موسوم گردیدہ ۔ سرحد اتصال کوه قراقرم، ہمالیہ، ہندوکش و کیون لن و ینتان شیان است بیشتر آب دریائے آمون ۔ کہ از حوضۂ وکٹوریا بر می آید از برکت کدام برف ہین سطح مرتفع است، بلند ترین قلّہ پامیر مستغ آتا (Mustag Ata) بطرف شرق تخمیناً ۲۴۴۰۰ فٹ و ماؤنٹ کوف مین (Mount Kauffmain) بطرف شمال ۲۵۰۰۰ فٹ ارتفاع دارد بہ حیثیت مجموعی بلندی آن از سینزده هزار تا پانزده هزار فٹ است ۔ کوه پغمان :- در اصل شاخ از کوه هندو کش است متوازی کوه بابا و بجنوب آن واقع است ۔ منبع دریای کابل از همین کوه شناخته می شود ۔ کوه سلیمان :- این سلسله کوه در جنوب شرق افغانستان شمالاً جنوباً افتاده است ۔ گوشۂ شمالی آن تا سفید کوه میرسد و سرحد مشرقی سطح مرتفع ایرانیہ را تشکیل می دہد نشیب این کوه بجانب رود اٹک است ۔ این سلسله در دو حصّہ تقسیم --- page 21 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۸ می گردد یکی را سلیمان شرقی و دومی را سلیمان غربی می نامند تخت سلیمان که در گوشۀ آخری آن واقع گردیده - ۲۸۳۰ فٹ بلندی دارد قلهٔ دیگر موسوم به کیسرغر (Kaisar Ghar) (۱۱۳۰۰ فٹ بلند است - بر بعض نشیب این کوه جنگلات و علف ہائے سرسبز است و در هیچ جا تانقطه برف دائمی نرسیده ، علاوه ازین بسیار کوه ہائے دیگر در ہر گوشۀ افغانستان واقع گردیده . دریا ہائ افغانستان افغانستان را از حیث دریا ها در شعبہ ہائے ذیل تقسیم کرده می توانیم . (۱) وادی - کابل و معاونین آن ۔ مثلاً لوگر ، پنجشیر تگاب - علی شنگ ، علی النگار ۔ وغیره است . (۲) سطح مرتفع غلزائی - اراضی مابین غزنی و قندہار که از دریا ہاء ارغنداب - تارنک ۔ وارغسیان سیراب می گردد . (۳) وادی با معاونین اٹک ۔ کہ ازین مراد دریای کرم خوست و اور ۔ گومل ۔ ژوب بوری است . (۴) وادی رود ہلمند و معاونین آن . --- page 22 --- افغانستان چهارم رضیه ۱۹ (۵) وادی هری رود . (۶) وادی مرغاب و معاونین آن . (۷) وادی معاونین آمون - که ازان مراد وادی رود میمنه ، بلخ - خلم - قندوز - کوکچه است . درین جا تفصیل بعض مشهور این دریا ها خواهند آمد . دریای کابل :- نام قدیم ان کوفیس است - منبع آن در درۀ اُونی در کوه پغمان بر بلندی ۱۱۳۲۰ فٹ واقع گردیده که بمسافت تخمیناً چهل میل در غرب شهر کابل است از گوشۀ جنوب غرب در شهر کابل داخل شده آن را در دو حصه تقسیم می کند - ولی درین جا آب آن بسیار کم میباشد و در ایام تابستان عموماً خشک می گردد - بعد از مسافت چند میل از شهر کابل بطرف رود لوگر بان ملحق میگردد - که از سطح مرتفع غزنی بر آمده ـ وادی های زرخیز را که در جنوب کابل واقع است سیراب می سازد :- قدری پیشتر ازین مقام رود پنجشیر که نام قدیم آن بامان است و از شمال کابل از درۀ متصل پروان می برآید با رود کابل پایان از تنگ غارو یعنی تخمیناً ۲۰ میل از شهر کابل یک جا میگردد - رود پنجشیر از وادی های زرخیز و سرسبز غوربند - سرخ و پارسا و ترکمان و پنجشیر و از کوه دامن --- page 23 --- افغانستان چهارم رشیدیه ۲۰ میگذرد. معاون سیوم رود کابل تگاب است که از دامن کوه متصل دره خاواک بسرآمده بعد از طی مسافت تخمیناً صد میل در رود کابل میریزد. معاون چهارم و پنجم رود علی شنگ و الینگار است. اول الذکر متوازی رود تگاب بطرف جنوب جریان دارد و غرب نورستان را سیراب می کند. آخر الذکر رود کوچکی است با رود علی شنگ یک جا شده به رود کابل ملحق میگردد اما بزرگترین و طویل ترین معاون رود کابل رود کنر است که بنام تاشقار مشهور است. بمسافت چند میل در جنوب شرق جلال آباد متصل مقام کامه بموضع شمر خیل با رود کابل الحاق می ورزد. و از همین باعث بعض اوقات رود کامه نیز نامیده شده. منبع آن بر پشتی خون قله بیلوت تاغ ( بلور داغ ) واقعه است و یا بروائت دیگر از چشمه "آب گرم می براید" وادی یاغستان - چترال - باجور - وکنر و کامه را سیراب می کند. رود کابل بعد ازین بطرف شرق رفته از باسه ول لال پوره - و دکه گذشته داخل علاقه خود مختار که اقوام افاغنه مهمند دران جا مسکن گزین اند می گذرد. و بعد ازان --- page 24 --- ۲۱ افغانستان چهارم حصه ییه داخل وادئے پشاور میگردد :- چند معاون دیگر چون صورت و پنج کوره آب بآن می آرد - آخر الامر از متصل نوشهره گذشته قریب شهر اتک با آباسین یعنی اتک میریزد . طول رود کابل از منبع آن که در درۀ اونی است تا رود اتک زائد از ۲۵۰ میل است - و اگر از منبع پنجشیر حساب کرده شود تا ۲۹۰ میل میرسد - و اگر از سرچشمه گنتی بسنجیم بالغ بر ۴۷۰ میل خواهد بود این رود اگر چه متصل جلال آباد وسعت و عمق کافی دارد ولی بباعث رفتار تیز و علاقه کوهستانی قابل جهاز رانی نیست - عبور و مرور ازان بتوسط مشک و جاله ها و کشتی های خرد ممکن است - لاکن برای تجارت چندان مفید نیست - بمقام درونته پل پخته بالای آن بطرز جدید ساخته شده - تا تعویق در عبور و مرور آن واقع نگردد . دریای هلمند بزرگترین دریا بین رود دجله و اتک است - نام قدیم آن ایتی مندر است - منابع آن نهر اقماش و فزنداز ) (Fazindaz) ( در نشیب غربی کوه پغمان است - ازان جا بر آمده بطرف جنوب و جنوب غرب روان است - --- page 25 --- افغانستان چهارم رشدیه ۲۲ اما چون در درجه ۶۲ عرض بلد داخل می گردد بطرف شمال می رود ـ و مسافت آخری ۷۰ یا ۸۰ میل بطرف جنوب غرب جریان دارد تا آخر کار در غدیرستان می ریزد :ـ از منابع آن تا مسافت چهل میل اول تا مقام گردن دیوار چیزی درست در بارۀ آن در دست نداریم ـ درین جا رفتار آن بطرف حصۀ شمالی سطح مرتفع اُرت (Urt) که بر بلندی ۱۱۵۰۰ فت است واقع گردیده ، عرض ۱۲ گز عمق اش کم از یک فت ، رفتار آن از باعث سطح نا هموار و کوهستانی بسے تیز است درین جا معاون اول اش موسوم به آب سیاه (Abi Siah) که از درۀ حاجی خاک ـ (Haji Khak) می خیزد بآن آب می آرد ـ در ایام سرما اکثر اقوام خانہ بدوش درین جا بر کنار آن خیمه زن می گردند و ایام سرما را بسر می برند ـ بعد ازین جا از یک وادئے عمیق بطرف جنوب تا مقام غوچ خول (Ghaoch Khol) غوچ خول که بر مسافت ۳۵ میل از کوه بابا دُور اُفتاده است می گذرد ـ درین جا کنار هلمند از بوته ہائے گوناگون د گل ہائے رنگ برنگ پُر است و پلے بر آن ساخته شده و دو معاون دیگر یکی از جانب شمال و دیگرے از جانب جنوب غرب موسوم به آب دلاور (Abi Dilawar) بآن میريزد ـ ازین مقام --- page 26 --- افغانستان چهارم رشدیه ۲۳ تا مسافت ۲۵ میل دیگر یعنی تا دیوال قول (Diwal Khol) بطرف غرب جاریست - چون چند میل ازین مقام می گذرد رُخ آن بطرف مغرب می گردد ـ و تا ۸۰ میل دیگر بدین سمت روان است یعنی تا مقام چک مک چک (Chak Mak Chak) ازین جاه راه دیگر از بالای آن می گذرد ـ که بطرف غرب بسمت ہرات رفته ـ و از جانب شمال معاون چند بآن آب میریزد ـ بعد ازان تا مقام ساخر (Sakhir) ۱۲۰ میل دیگر بجانب جنوب غرب جاری است درین مقام سه راه یعنی راه بامیان ـ میدان وگر شک ملحق میگردند از ساخیل تا مقام گرشک مسافت ۱۵۰ میل است درین جا رفتار آن بیشتر بطرف جنوب است ۲۵ میل پائین از ساخیر رود تیزنن تیزک (Fezin) بآن میریزد ـ بمقام گرماب ۵۰ میل پائین تر رودیکه بان ملحق می گردد موسوم به خورد رود ـ در نزدیکئے گرشک عرض ہلمند ـ ۱۰۰۰ گز است کنار راست آن پست و ریگ زار است و کنار چپ آن کوہی است بعض اوقات چون آب ہلمند کم باشد عرضش تا ۴۰۰ گز نیز میرسد ـ و بهمین وجه است که بعض اوقات عبور ازان بسے مشکل و گاہے آسان ثابت شدہ ـ لاکن سُہ میل ازین مقام در جائیکه ہلمند در سُہ شاخ تقسیم گردیدہ است جائی --- page 27 --- افغانستان چهارم رشدیه ۲۲ عبور بسیار دارد ـ عمقش درین جا بیش از چهار فٹ نیست و عرض شاخها از (۷۰) الی (۱۵۰) گز است ۴۵ میل پائین تر از مقام گرشک بمقام (قلعه بست) (Kalia Bist) در دو حصه تقسیم شده جزیره مابین خود می گیرد ـ ازان جا تا بنادر کلان (Benadar Kalan) یعنی تا مسافت ۷۰ میل دیگر بطرف جنوب روان است ـ و بعد ازان تا ۱۲۰ میل دیگر رخش بطرف غرب است ـ بمقام پل الک (Pal Alak) صد میل پائین تر عرض آن ۴۰۰ گز عمقش تا ۱۲ فٹ است ـ و بهمین قسم تا مقام تراکو (Traku) جاری است ، بعد ازین از باعث کوها ریگ وسعت آن کم می گردد و رخش بطرف شمال غرب تبدیل می گردد ـ و تا مسافت ۴۵ دیگر در سمتش فرق نمی آید آخر الامر چون نزدیک مصب خود می شود در سه حصه تقسیم می گردد موسوم به رود سیستان رود پوریان (Purian) رود نادعلی (Nadali) رود هلمند در هیچ وقت سال خشک نمی گردد ـ حجم آن ۲۰۰۰ مکعب فٹ فی ثانیه چون رفتارش کم باشد ” از ۵۰۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ ہزار ” ” معمولی ” ” از ۶۰۰۰۰ تا ۷۰۰۰۰ ” ” ” تیز ” افغانستان - اراضی --- page 28 --- افغانستان چهارم رشدیه ۲۵ گذرگاه این رود از مقام ذیل است (۱) گردن دیوار (Garan Diwar) بمصافت ۴۰ میل از منبع آن (۲) غوچ خول (Ghaok Khol) " ۷۵ " بذریعه پل (۳) دیوار قول یا خول (Diwal Khol) " ۱۰۰ " (۴) چکمک چک (Chakmak Chak) " ۱۸۰ " (۵) گرماب (Garmab) " ۳۹۰ " (۶) سه میل از گرشک (Girishk) " ۴۵۰ " (۷) گرشک (Girishk) " ۴۵۳ " بذریعه کشتی ها وغیره (۸) شملان (Shamalan) " ۵۰۰ " (۹) کرناشن (Karnashin) " ۵۵۰ " (۱۰) قلعه سبز (Kali Sabz) " ۵۷۰ " (۱۱) دیشو (Deshu) " ۵۹۰ " (۱۲) پل لاک (Bualak) " ۶۵۰ " (۱۳) تراکو (Traku) " ۶۸۰ " بذریعه کشتی ها (۱۴) دشتک (Deshtak) " ۷۲۰ " " " این دریا اگرچه برائے جہاز رانی از ملک کوهستانی و رفتار تیز مفید ثابت نشده ولی برائے زراعت و آبیاری بے کار آمد است - عموماً بر کنار آن تا مسافت یک دو میل رفت کردن بسیار گنز --- page 29 --- افغانستان چهارم رشدیه ۲۶ سرسبز و شاداب بنظر می آید ۔ حصهٔ زیرین آن از باعث ملک ریگستانی ویران است ۔ ارغنداب :۔ معاون بزرگ هلمند است از سطح مرتفع هزاره برآمده بطرف جنوب غرب جریان دارد ۔ رفتار تیز عمقش کم است ۔ در ایام تابستان عموماً خشک می گردد ۔ از باعث رفتار تیز آن اگرچه عمقش زاید از سه فٹ نباشد بعض اوقات عبور آن بسے مشکل گردیده ۔ مجرائے جنوبی آن بسیار زرخیز و شاداب است ۔ آب آن قدرے نمکین و طولش زیاد از ۲۳۵ میل است ۔ دریای لورا :۔ این دریا نسبت بکل دریا ہائے افغانستان جنوب تر واقع گردیده اگرچه متصل رود هلمند جریان دارد ۔ ولے آبش بآن نمی رسد ۔ منبع اش در قلعه ہائے کند و جبه که در شاخہائے کوه سلیمان است واقع گردیده سمت آن بطرف شرق است و از وادی پشین می گذرد لاکن چوں سطح آب از اراضی متصله پائین تر واقع شده ۔ برائے آب یاری چندان مفید ثابت نشده طولش تخمیناً ۲۰۰ میل و عرض آن نیز کافی است ۔ در ایام طوفانی عبور از ان مشکل میباشد ۔ در علاقۂ شوراوک (عرض بلد ۶۶,۶۵) برائے آبیاری و زراعت مفید ثابت گردیده مصب آن در غدیر --- page 30 --- افغانستان چهارم رشیدیه ۲۷ ریگستان است که تا امروز حال صحیح آن را کشف نه نموده اند. خاش رود : از جنوب کوه سیاه برآمده بطرف جنوب جریان دارد تقریباً کل آب این دریا در آبیاری بمصرف می رسد. و آب بسیار کم یا خود در غدیر مراد می برد - اسم این دریا از یک ده آن علاقه گرفته شده - در ایامیکه آب آن کم باشد عبور آن سهل است ولی در ایام طوفانی تکالیف بسیار پیش می کند و اکثر بار چنین واقع شده که کاروان ها برکنار آن تا چند روز بتوقف مجبور می شوند. دریای هروت یا ہاروت : از کوه های جنوب غرب هرات برآمده بطرف جنوب غرب روان است - جویهائی متعدد ازین دریا کشیده شده - و زرخیزی و شادابی علاقه جات گرد و نواح را نسبت بهمین رود باید کرد - بدیهای خود دیلتای می سازد و برشاخهای ۱۵ تقسیم می گردد - این دیلتا بسیار سرسبز و اراضی آن بسی زرخیز ثابت شده درختان گوناگون و خصوصاً از بید ، چنار در تعداد بسی شمار در آنجا روئیده - طولش تخمیناً ۲۴۵ میل است . هری رود منبع آن متعدد است - و معاون بسیار دارد - ولی دوئی --- page 31 --- افغانستان چهارم رشدیه ۲۸ آن بسی مشهور است یکی جنگل لاب که از گوشه شرق سفیدکوه متصل مقام چهل برج می خیزد - دوئم آن رود تنگل آب است که از درۀ چلاب بر می آید - هر دوئی آن بطرف غرب تا مسافت صد میل متوازی یک دگر جریان داشته متصل مقام دولت یار با یک دیگر ملحق می گردند موسوم به هری رود می شوند - و رخ آن بالکل بطرف غرب است و از جنوب شهر هرات بمسافت سه میل - از راه هرات و قندهار گذشته است و درین جا پل پختۀ بر آن ساخته اند ـ که ۲۶ قوس را دارا است - ازین جا ۱۵ جوی ازان جدا کرده اند - چند میل پائین تر از هرات بطرف شمال غرب جریان دارد - و بعد از عبور جنگلات سخت که از جانوران وحشی پر است به کاشان میرسد که بمسافت ۷۰ میل بطرف غرب هرات واقع گردیده - و ازین جا رُخ آن بطرف شمال تبدیل می گردد ـ آخرالآخر در باطلاق یا ریگستان ترکمان ناپدید می گردد :- اراضی که از رود هری رود سیراب می گردد بسیار زرخیز و شاداب است ، و درختان با ثمر چون توت ، و تاک ، و انگور ، و آلو بالو ، و گلاب دشتی در تعداد بسیار دارد - عرض " Has been the means of converting into a smiling paradise the surrounding wilderness. " --- page 32 --- افغانستان چهارم رقمیہ ۲۹ هری رود از ۱۰۰ تا ۱۴۰ فٹ است - در ایام تابستان آب آن بسیار کم می باشد - اراضی گرد و نواح از باعث این چون یک قطعه بهشت سرسبز و شاداب است - از ماه جنوری تا نصف ماه مارچ از باعث طوفان آب عبور ازان مشکل است لاکن در اپریل عمق آن تا چهار فٹ میرسد - ازین رو بے شمار کاریز و جوئے ها ازین کشیده شده - حصۂ شمالی آن میدان ہار تجند ( Tejend ) و سرخس را شاداب می سازد - اراضی که مابین رود هری و مرغاب واقع است موسوم به بادغیس است . رود مرغاب :- رود مرغاب که معاون بزرگ آن کاشان و کشک از حد اتصال کوه سفید وتیر بند ترکستان می براید و بطرف غرب مابین وادیئے بزرگ جریان دارد - و بعد از معاونین چند بطرف شمال غرب متصل قلعهٔ افغانی موسوم به بالا مرغاب و از نزدیکی مقام کراول خانه :- یعنی قراول خانه ( Karawal Khana ) می گذرد - درین رود جا قیسار - ( Kaisar ) نیز بآن یک جا می گردد - در همین سمت شمال مغرب جریان داشته از مقام مارو چاک ( Maru Chak ) می گذرد - که برکنار راست مرغاب واقع گردیده و قدری پیشتر با رود کاشان ملحق می گردد- --- page 33 --- افغانستان چهارم رشدید ٣٠ پنج ده و آق تپه (Aktipa) برکنار چپ آن واقع است. بمقام آق تپه (Aktipa) رود کشک بآن می ریزد - و ازین جا رُخ مرغاب بطرف شمال تبدیل میگردد - و بعد ازان از مقام یولا تو گذشته به مرو (Mru) میرسد - و ازان جا گذشته در ریگستان کراکوم خشک و جذب میگردد - طول این رود - ٨٥٠ ورست است یک ورست مساوی ٣٥٠٠ فٹ است) رود کشک بعد از سیراب نمودن اراضی با مرغاب ملحق می گردد - عرض مرغاب بمقام کنشت خان بند (Kanshut Khan Band) ٢٨ ورست و عمق آن ٧٠ فٹ ، آبش در ماه مارچ بسیار می گردد - و بعد از سرما رو به تنزل می نهد - ما بین ماه جون تا نصف اکتوبر حجم آب آن منحصر بر آب برف و باران است - در جون چون آب آن کم می گردد - مردم از باعث کمی آب برای کشت پنبه بسیار در تکلیف می باشند - ساکنین آن عموماً از باعث کمی آب از حصهٔ بزرگ فصل خود نا امید می گردند :- از اراضیٔ که مرغاب جریان دارد - از قطعه جات زرخیز و ریگستانی مخلوط است - بعض اراضیٔ بلند این قطعه در ایام بهار از گلهای رنگا رنگ تمّون و مزیّن می باشد - و در ایام زمستان یک چادر سفید برفانی بر روی آن --- page 34 --- افغانستان چهارم رشدیه ۳۱ گسترده می باشد :- دریای بلخ :- از نشیب کوه بابا بر آمده اول بطرف غرب و بعد ازان بطرف شمال جریان دارد - ازین رود ۱۸ ہژده نهر کشیده اند - که در آب پاشی اراضی از بس مفید اند - از برکت همین انهار بود که بلخ در زمان سلف موسوم به ما در شهر ها گشت درین قطعهٔ زمین میوه‌های گوناگون در مقدار بسیار حاصل می‌گردد - و از باعث اضافگی آب و هوا این علاقه چندان برای صحت مفید نیست - آب بلخ به دریای آمون نمی‌رسد - و بعد از گذشتن در شاخ های متعدد تقسیم شده در زمین جذب می‌گردد .- دریای آمون :- دریائی آمون در سرحد شمال مشرق افغانستان تا مسافت ۳۳۰ میل است ، و سرحد فاصل افغانستان و بخارا است از سطح مرتفع پامیر بر آمده بطرف شمال غرب جریان دارد - این دریا مشهور ترین دریاهای تاریخی آسیا است ، بعد از مسافت 1400 1 میل در غدیر آرال میریزد - رقبهٔ اراضی که از برکت این دریا سیراب می‌ گردد ۳۰۸۶۸۰۴ مربع کلو متر است ، تا مسافت دو صد میل در ملک بخارا جریان دارد - بعد ازان تا مسافت صد میل دیگر سرحد فاصل صوبه سر دریا و ایالت خیوا است - در --- page 35 --- افغانستان چهارم رشدیه ۳۲ شمال مشرق معاون بزرگ آن رود پامیر دپنجه است آخرالذکر در اصل نام ابتدای آن آمون است - در خصوص لفظ پنجه روایت مختلف است - بعض آن را نسبت به الحاق پنج جوئ میدهند که از آن مرکب رود پنجه است - ولی دیگران خیال دارند که این لفظ از قلعه پنجه و قلعه یار پنجا دو قلاع که بر آن واقع گردیده گرفته اند - گروهی دیگر طرف دار این فکر اند که در انجا سنگی است که نشان پنجه حضرت علی کرم الله وجه را دارا است و متصل قلعه پنجه است، و لفظ پنجه را ازین اخذ نمودند - در منزل ابتدای آن که در ایام زمستان دنیا برف و یخ است معاون بآن ملحق می گردد موسوم به آکسو (Aksu) بمقام قلعه وامار (Kala Wamar) پامیر و آکسو از جھیل وکتوریا و جھیل چک ساکتن (Chak Suaktin) میگذرند لاکن این جھیل ها را نبع آمون نمی توانیم گفت - جھیل وکتوریا را در ۱۸۳۸ وڈ (Wood) کشف نمود - دریار پامیر در سطح مرتفع پامیر جریان دارد و بمقام لنگر کشت (Langar Kisht) با رود آمون ملحق می گردد - جھیل چک ساکتن که بر پامیر واقع است ۲۰۹ فٹ در بلندی از جھیل وکتوریا است جھیل وکتوریا بر بلندی ۱۳۴۹۰ فٹ از سطح مجرا واقع است --- page 36 --- افغانستان چهارم طبعیه ۳۳ دریای پنجه : از درۀ وخ جیر (Wakh Jir) می بر آید ـ پنج دریا که از الحاق آن پنجه یاد می گردد ـ موسوم به پنجه ـ پامیر ـ اکسو ـ شخ و غند است (Shakh Ghund) اکثر این دریا ها زاید از دو نام دارند و این را نسبت به اقوام مختلف که بر کنار آن آباد اند یاد می کنند (اقوام مختلف افغان ـ چینی ها ـ تاجیک ـ کدغنی) چنانچه ذکر رفت آمون دریا در اصل پنجه را می گویند و تا مقام گنبزد (Gumbaz) موسوم به همین نام است. رفتار ابتدائے پنجه بسے تیز است در ۷۵ کلومیتر یعنی از منبع اش تا مقام سر حد ۴۲۷ میتر در بلندی آن فرق واقع می شود ـ و ازین معلوم کرده می توانیم که رفتار آن چه قدر تیز خواهد بود، چون بگنید بوزئی (Bozai) و متصل وادئی واخان (Wakhan) میرسد رفتار آن کم می گرددـ بعد از گذشتن مقام عشق کاشم (Ishkashim) بار دیگر رفتارش تیز می شود متصل وادی واخان از جانب راست دریای پامیر بآن می ریزد ـ از جهیل وکتوریا یا مزارتپ (Mazartipe) در جائے که خرگوش بآن ملحق می گردد ـ دریار پامیر در ۴۰ کلومیتر ۲۸۰ میتر پائین می آید ـ و از مزار تیپ تا لنگر گشت که بآب پنجه یک جا می شود یعنی در مسافت همین ۶۰ کلومیتر تنزل ۸۳۱ میتر رافشئیکای پامیر است --- page 37 --- افغانستان چهارم رشدیه ۳۴ در بلندی آن واقع می گردد - پنجه چون از منبع خود بیرون می آید تا مقام سیموت (Semut) رفتار آن بسیار تیز است - و بعد ازان رفتارش سست میگردد - و چیز های سنگین و وزنی که از بالا با خود آورده می باشد درین مقام می گذارد - زیرا که طاقت بردن آن برایش نمی ماند - بمقام لنگر گشت که جای اتصال پامیر و پنجه است از سنگ های بزرگ را که تا این جای باعث سرعت آب آورده بود کنار آن چون یک صحرای ویران بنظر می آید که زندگی انسان در آنجا نا ممکن است - و نشان سبزه در هیچ جای دیده نمی شود - در ایام تابستان چون آب آمون خیلی کم می گردد - ریگ آن از باعث هوا های تند هر جانب روان می باشد - چون بوادی های فراخ و وسیع میرسد - یعنی در مقام لنگر کشت و زنگ (Langar Kisht, Zung) پنجه در چند شعبه تقسیم می گردد - این دریاهای خرد ولدل بی شمار دارد و آب آن از یک قسم گل سیاه پُر می باشد - بوقت طغیانی از برکت همین گل سیاه اراضی قریب را زر خیزی می بخشد - دریای پامیر نیز بدین قسم تقسیم می گردد - ولی شاخ های آن گل سیاه ندارد و از ولدل نیز مصئون می باشد - مابین لنگر کشت و پتوک (Ptuk) هر دو جانب آن سر سبز و شاداب --- page 38 --- افغانستان تاریخی ۳۵ است و از علف معمور است ـ و درختان بید در عدد بیشمار دران جا روئیده ـ چنار سفید ـ و درخت ها خار دار نیز بسیار است ـ بعد از پتوک (Ptuk) حالت آن تبدیل گشته و در مقام سیموت وشتار (Semut, Shitar) کنار آن سراسر خشک و اثرات ریگستان نمودار است، معلوم می شود که گل سیاه نیز بمقام (Ptuk) پتوک ختم گردیده. کوهالنگرگشت و زنگ که دریای آمو را در بر گرفته ـ در اوائل از یکدیگر دور شده رفتند لاکن در غرب کاله پنجه بار دیگر نزدیک یکدیگر می شوند ـ و پنجه بصد مشکل ازان جریان دارد، بعد ازین پنجه بار دیگر بر وسعت خود می افزاید و وسعت آن بچند کلومیتر میرسد ـ و در شاخهای مختلف تقسیم میگردد و جزائر که در بر میگیرد از بوته های خار دار پُر است ـ بعد از ده شتار کل شاخها بار دیگر ملحق می گردند ـ و وسعت پنجه اضافه می گردد ـ اما از مقام در سئی (Dersai) تا، نُت (Nut) بار دیگر عرض آن کم شده میرود و رفتار آن این قدر تیز و پر شور است که آب آن با کوه ها و سنگ لاخ ها ما بین می خورد ـ و وادی را پر شور می سازد ـ بمسافت ۳ میل از سی خانه (Si Khanah) ابشارها چند واقع میگردد ـ از مقام --- page 39 --- افغانستان چهارم شندیہ ۳۶ نت تا سم چان (Samehan) در ایالت اشک قاشم (Ishkashim) بعرض خود می افزاید - و کنار آن سر سبز و علف زار است - جانوران و طیور وحشی در تعداد بسیار یافت می شود - لاکن در ایالت غاران (Gharan) چند میل پائین تر از سم چان (Samchan) وادئ پنجه بار دیگر تنگ می گردد - زیرا که کوه های بلند از هر دو جانب آن در بر میگیرد بمقام چراگ (Chrag) رود غند بآن می ریزد - بمقام در بند (Darband) که بر سرحد غازان (Ghazam) و مشتق اشیم واقع است و قبل از الحاق غند - پنجه از چند آبشار ہاء بزرگ می گذرد - درین جا گرداب ہائے متعدد نیز دیده می شوند - اکثر معاونین پنجه مابین مقام لنگر گشت و نامه گوت (Namagut) بآن ملحق می گردند - بعض ازین معاون ها در ایام زمستان بالکل خشک و بعض در ایا میکه برف آب می شود جاری می گردند - دریا ہائیکہ از کوه ہائے بدخشان و از وادی ہائے جنوب بآن آب می آرد بجز از یک دوئی آن آب کل آن ہا منحصر بر آب برف است معاون بزرگ در ایالت روشان (Roshan) رود آکسو است که تمام سال جریان دارد - و در ہیچ حصّہ سال آب آن خشک نمی گردد - بمقام سزن بولاک (Sasan Bulak) دو رود دیگر به پنجه می ریزند - موسوم به غند و شخ دریا رفت --- page 40 --- افغانستان چهارم شمسی ۳۷ و آمد از واخان ر (Wakhan) تا غازان (Ghazan) بطرز قدیم جاری است لاکن مابین قلعهٔ پنجه و قلعهٔ بار پنجه بجانب سرحد افغانی یک راه کار آمد ساخته شده اگر چه برائے ضروریات امروزه کافی نیست ولی برائے کار گذاری کفایت می کند ۔ این راه ها در زمان امیر صاحب مرحوم تعمیر شده و تا الحال برائے عسکر بسی مفید و کار آمد ثابت شده ۔ در بعض جائها بالای جوی آب پل ہا نیز ساخته شده ۔ ولی در ایام طغیانی عبور ازین جوئها دشوار می باشد ۔ از شروع ماہ مئی عبور ازین ہا بباعث آب شدن برف بسی مشکل ثابت گردیده ۔ بعد از مقام اشک کاشم (Ishkashim) تا مقام الحاق دریای سوجان و پنجه که تقریباً مسافت ۵۰ میل است وادی که از بین آن دریا جریان دارد بسیار تنگ واقع گردیده ۔ بعد از قلعهٔ خلم که حصهٔ شمالی ترین این دریاست کنار ہای آن سرسبز و شاداب بنظر می آید ۔ آب و ہوائی آن گرم و برائی زراعت مفید ثابت گشته۔ تاک انگور دشتی ۔ انار سُرخ ۔ سیب ۔ ناک ۔ توت ۔ و سبزی ہائے گوناگون در مقدار بسیار کاشته می شود :۔ بمقامیکه آیالت کولاب (Kulab) بخارا بذریعهٔ آمون دریا از اضلاع قطغن در شک افغانی جدا می گردد ۔ دریا آمون از کوه ہا نیز نجات می یابد ۔ و چند معاونین دیگر موسوم به کافرنهان ۔ سرخان ۔ درین --- page 41 --- افغانستان چهارم رشدیه ۳۸ بآن می ریزند - این معاونین از جانب شمال می باشند از طرف جنوب کوکچه - قندوز - غوری - خان آباد - آک سرائے - بآن اب میارند- اکثر جوئی ہائی دیگہ از باعث کثرت آبیاری و زراعت آب شان تا آمون نمی رسد - بمقام پتک یتک در خیوا نهر ہاء بے شمار ازان کشیدہ اند - و چهار ہزار مربع میل اراضی را آبیاری می نماید - آب آمون در آخر پر از گل می شود - و از باعث این بر دہانہ خود دیلتای چند تشکیل میدہد - برای جہازرانی درین دریا کوشش ہاء متواترے بروئے کار آمدہ در ۱۸۷۵ جہاز موسوم به پتروسکی ( (Petrouski) که طاقت ۱۳ فٹ آب داشت تا مقام نوکس ( (Nukus) دران جہاز رانی کردہ توانست - سه سال بعد جہاز دیگر موسوم بہ سمر قند کہ طاقت ۲۴ اسپ و سہ فٹ آب داشت از پیرو الگند و رسک (Pehro Alexandroosk) ) تاکیلف ( (Kelif) ) رفتہ توانست - از ۱۸۷۸ تا ۱۸۸۰ کوشش ہا دیگر درین خصوص کردند - بعض ازان روسیه تا یک دستہ جہازات دائمی را برائے این دریا فراہم نمودند - موسوم به گورنمنٹ آمون دریا فلوتیلا ( (Goreinment Amu Darya) ) دسته جہازات دریا آمون و تجارت با قاعدہ بتوسط این دستہ جہازات مابین شهر پیترو الگزند روسک و گند گزار ( (Kundgrar) ) جاری --- page 42 --- افغانستان چهارم ضمیمہ ۳۹ نمودند و فراب و چار جوئی ( Frab) (Charajui, ) مراکز آن قرار یافت از پلته حصار (Paita Hissar) تا چار جوئی در هفت روز این مسافت بذریعه این سفائن طی می شد زیراکه اکثر جائها آبش کم است، ریگ وغیره در رفتار بآن حائل میگردد۔ در حصه زیرین آمون جهاز رانی بسی مشکل است - چرا که رفتار دریا بسی تیز است و جهازات در آب ہائے مخالف رفته نمی توانند . دریا ہائے دیگر ترکستان از قرار ذیل اند . (۱) دریائے قندز از کوه بابا بر آمده بجانب شمال روان است . (۲) دریائے اندراب از نزدیک وادئ غور جریان دارد . اقلیم در صورت مطالعه آب و ہوائے یک ملک چند چیز را خیال باید داشت ۔ که بر آب و ہوائے یک ملک اثری می اندازد - اول اینکه ملک مذکور در کدام عرض البلد واقع است دوم اینکه از بحر به مسافت چند میل ۔ و در راه کدام باد ها، و از سطح بحر چه قدر بلند واقع است ۔ افغانستان، چنانچه ذکر رفت در منطقۂ معتدلہ مابین ۲۹ درجه و ۳۰ دقیقه و ۳۸ درجه و ۳۵ دقیقه عرض البلد شمالی واقع --- page 43 --- افغانستان چهارم حصه یوم ۴۰ است. سطح آن کوهستانی و حصۀ بیشتر آن از سطح بحر چهار هزار فٹ بلند است و بمسافت تخمیناً سه صد میل از بحر دور رفتیدۀ واز راه باد ہائے بارانی موسوم به مون سون جنوب غرب خارج است :- از باعث فوق آب و ہوائے آن بری یعنی در زمستان بسیار سرد و در تابستان عموماً گرم است باران کم و در ایام زمستان در بعض حصه جات برف باری شدید واقع شده و ہمراہ برف باری طوفان باد نیز شامل می باشد . آورده اند که شهر غزنی چند بار از باعث شدت برف باری و مطر ویران شده - و برف باری آن جا بسیار شدید می باشد - واکثراً برف بعد از نو روز هم باقی می ماند . قلات غلزائے - کتا واز - علاقه جات ہزارہ نیز برف باری شدید دارند - وآب بطریق یخ بسته می گردد - که شتر بمعہ بار بالای آن گذشته می تواند . باین همه گمان نباید کرد که کل علاقه جات افغانستان در زمستان این قدر خنک است بلکه برعکس این آب و ہوائے بلاد این ملک خیلی متفاوت است جائے بسیار خنک ، و جائے خیلی ملائم است ، در قندہار برف باری بندرت دیده شده ، ولی گاه گاه آب قدری یخ بسته می کند - بعض قله کوه از خط --- page 44 --- ۴۱ افغانستان چهارم رشدیه برف بلند واقع شده ـ جلال آباد که به بلندی تخمیناً دو هزار فٹ است ہوائش چون ہوائے پشاور در تابستان گرم و در زمستان خنک است ولی برف باری درین جا شاذ و نادر مشاهده شده :- آب و ہوائے کوهستان در بعضی سالها این قدر شدید واقع شده است که درجهٔ حرارت این علاقه جات مساوی درجهٔ حرارت ملک سائبیریا می باشد ـ سردترین حصهٔ سال ماه جَدی که مطابق ماه جنوری انگلیسی است ، و مقیاس الحرارت بعض جائها از ۳۸ درجه تا ۱۷ درجه میرسد ـ اکثر سالها این قدر خنک واقع گردیده که درجهٔ حرارت از صفر نیز ۱۲ درجه پائین رسیده خود کابل برف باری شدید دارد ـ و تا سه ماه برف آن آب نمی شود ـ و درجه حرارت در بعض سالها از صفر ۳ درجه کم می باشد ـ و مقیاس الحرارت شهر غزنی تا ۱۰ درجه کم از صفر رسیده است ، گرمی تابستان برعکس این بسیار است ـ و در علاقه جات متصل رود آمون ـ قندهار ـ جلال آباد تابستان بسیار گرم واقع شده ـ درجهٔ حرارت در حصه جات شمالی و جلال آباد از ۱۱۰ ، ۱۲۰ است ـ در شهر کابل که بر بلندی شش و نیم ہزار فٹ واقع است درجهٔ حرارت از ۹۰ تا صد درجه می باشد ـ مقیاس الحرارت در شهر قندهار ۱۱۰ درجه است ـ در ایام زمستان در علاقه جات بدون ، صَندَلی بخاری ـ پوستین ، و البسهٔ پشمی گذاره مشکل است ـ در بعض اقسام مکان البسہ --- page 45 --- افغانستان چهارم رشدیه ۴۲ حصه جات خصوصاً در هرات دگوشهٔ شمال غربی باد ها متواتر در ایام بهار تا عرصهٔ ۱۲۰ روز می وزد و هوا را معتدل می کند - و تندئی هوا را زائل می سازد - در علاقه جات ریگستانی جنوب غرب و جلال آباد بادها گرم و سوزان می وزد - در گرشک هوا حبس می باشد - و درجهٔ مقیاس الحرارت در سایه به ۱۲۰ درجه میرسد بهرکیف علاقه جات جنوبی و جنوب شرق افغانستان از حیث آب و هوا نسبت به آب و هوای ترکستان بسیار خوش گوار و صحت بخش واقع شده - و امراض بسیار کم دیده شده - آب و هوای خشک برای دفع جراثیم و امراض مهلک بسی مفید ثابت شده است - اهالی عموماً قوی الجثه - طاقتور - و دلیر می باشند - آب و هوای افغانستان برای پرورش میوها خصوصاً برای انگور - خربوزه وغیره خیلی مفید ثابت شده . معدنیات افغانستان دارای معدنیات بیش بهائی است - ولی از باعث عدم وسائل لازمه تا حال به آن توجه نرفته - و فوائد از ان گرفته نه شده - ولی حال حکومت توجه خود را درین خصوص بعنوان که لازم است معطوف و مبذول داشته - چنانچه چند نفر طلاب را برای اخذ تعلیمات معدن شناسی و کان کنی --- page 46 --- ۴۳ افغانستان چهارم رشدیه به اروپا فرستاده – که امید که بعد از تحصیل تعلیمات لازمه آن طلاب مذکور خدمت شایان بملک و ملته خواهند نمود – و ترقئے آیتۀ افغانستان انشا الله تعالی که مبنی بر همین معدن و تجارت و صنعت خواهد بود :- از معادن که تا حال بتوجهات شهریار غازی ذریعۀ کان شناسان وغیره کشف شده بقرار ذیل اند :- (۱)- طلا- در وادئ لغمان و اراضی متصل آن پیدا می شود. در قندهار نیز معدن آن موجود است – طلا ریگی در ترکستان و خصوصاً در قطغن و بدخشان با فراط یافت می شود . (۲)- نقره – در وادئ پنجشیر دستیاب می شود- و در نقاط دیگر نیز مواد آن فراوان است . (۳)- آهن – در دره ہائے بامیان – باجوره – فرملی – کوه ہندو کش و متصل جلال آباد . موجود است . (۴)- سُرب – در حصه‌ جات بنگش شمالی – و ملک شینواری - و کاکڑ – و در کوه ہائے جوار ہرات، با فراط پیدا می شود و نیز در علاقه‌ جات هزاره آثار آن در اکثریه جا ہا دیده شده . (۵)- مس – تقریباً قریباً در کل نقاط افغانستان آثار تولید دارد. --- page 47 --- افغانستان چهارم رشتدیه ۴۴ چنانچه در کوه های متصل کابل آثار معدن آن نشئت نمود . (۶) - سُرمه مع سُرب :- بمقام ارغنداب - در کوه هائی دروک و وادئی غور بند - و علاقه جات آفریدی - بکثرت وجود دارد . (۷) - سُرمه :- در شاه مقصود و متصل قندهار موجود است . (۸) - نمک :- در ترکستان و دیگر علاقه جات بافراط یافت می شود . (۹) - سیلی کیت جست :- از وادئی ژوب میبراید . (۱۰) گوگرد :- در نقاط مختلفه افغانستان بمقدار کافی منکشف شده - ولی معدن بزرگ آن - در هرات و علاقه جات هزاره و بامیان ، و در بعض مقامات ترکستان موجود بوده . (۱۱) - ذغال سنگ :- در زُرمت - متصل غزنی - ترکستان - جلال آباد - نارین - بامیان - درّه یوسف - سمت جنوبی فراوان است . (۱۲) - شوره :- در جنوب غرب افغانستان بافراط موجود است . (۱۳) - علاوه ازین معادن - ابرق - سنگ آهک - سنگ مَرمَر - گِلِ سرشوئی - سنگ سمان - سنگ گچ - فیروزه لعل - مومیائی --- page 48 --- ۴۵ افغانستان چهارم رشدیه تیل خاک - (متصل ترکستان و هرات) یاقوت و الماس - سنگ شاه مقصود - و سیمنت موجود است . حیوانات تخمیناً از هر نوع حیوانات در افغانستان یافت میشود . (۱) حیوانات اهلی - اسپ :- افغانستان بباعث اسپ ها رخوب و قشنگ و قوی خود بسی مشهور است - چرا که بهترین اسپ ها ردنیا از روئے نسل و مضبوطی در علاقه جات ترکستان و قطغن - و سرحدات ترکمان بکثرت پرورش و پیدائیش دارند - یابو - و قاطر - و مرکب ، بسیار خوب و قوی و تنومند در علاقه جات فوق پیدا می شوند - که برائے بار برداری و حمل و نقل مسافات بعیده بسی به کار می آیند :- (۲) - شتر :- که آن هم دو قسم است ، و هر دوئی آن برائی بار برداری بسیار مفید ثابت شده - که بیشتر تجارت و حمل و نقل آن بتوسط همین حیوان بوده - علاوه از بار برداری از پشم آن پارچه جات گرم ساخته میشود . (۳) گوسفند :- که بر چند قسم است ، ولی دوئی آن مشهور- غلزائی ، و ترکی - غلزائی خوردتر و ترکی بلند تر و قوی تر می --- page 49 --- افغانستان چهارم رشته یه ۴۶ باشد - ولی هر دوئی آن دنبه دار است - گوشت گوسفند غلزائی خوراک عمومی اہالئے افغانستان است - بلکه در بعض جاہا این را - قاغ و خشک کرده می خورند - شیر گوسفند نیز بکثرت به استعمال می رود - چنانچه مسکه و روغن و قروت و پنیر، و سائر چیزہا ازین ساخته می شوند - از پشمش تکه ہائے پشمی چون کُرک ، برک ، پتو ، وغیرہ را می سازند - و از پوستش پوستین ہاء متوغه و قشنگ ساخته می شوند - که در ایام زمستان خیلی مفید و کار آمد و پوشاک عام و خاص است ، در ملک ترکستان پیدایش گوسفند و وجود آن بدرجۀ افراط است ، که در هر قریۀ آن بتعداد ہزار ہا پرورش می یابند - علاوه بران گوسفندان قره قلی نیز موجود است ، که پوست آن در بازار ہای دنیا بقیمت گزاف بفروش میرسد - و ذریعۀ آمدنی خوبی است - (۴) - گائو :- تخمیناً در هر جائی افغانستان یافته می شود - که برائے شیر و قُلبَه رانی استعمال می شوند - ولی چونکه ملک کوہستانی است ، نسبت به گاو ہائی ہند پست قد و خورد ثابت شده - (۵) - بُز :- نیز در بعض جاہا یافت می شود ، ولی تعداد آن --- page 50 --- ۴۷ افغانستان چهارم رشدیه از گوسفند کم است . (۶) ۔ سگ :- بر چند قسم است ، که بعض آن ها مخصوص برائ شکار می باشند، و بعض آن ها برائے حفاظت رمه بکار می آیند . (۷) ۔ پشک :- چندین نوع دارد ۔ ولی قسم مشهور آن براق است که پشم ساسم را دارا است ۔ و در خارج بقیمت گزاف بفروش میرسد . حیوانات وحشی (۱) ۔ پلنگ تخمیناً در کل حصّہ جات افغانستان موجود است . (۲) ۔ شیر :- در بعض علاقہ جات شمال شرق و در علاقہ قطغن در مقام قندوز و غیره بکثرت موجود است . (۳) ۔ خرس :- دو قسم دارد یکی زرد رنگ و دیگری سیاه رنگ در حصّہ جات شمال شرق بکثرت دیده شده . (۴) گرگ :- در کل نقاط افغانستان موجود است ، و در ایام زمستان و برف باری بسیار خوفناک می گردند ۔ و اکثر اوقات در گله ها جمع شده به رمه گوسفندان و انسان ها حمله آور می شوند ، و باعث نقصانات شدید می گردند . (۵) ۔ شغال :- چون گرگ در هرجا بکثرت یافت می شود . --- page 51 --- افغانستان چهارم رشدیه ۴۸ (۶) - روبا :- اقسام مختلف دارد که بعض از آنها پوست بسیار نرم داشته می باشند و بسیار قیمتی تصور کرده می شود - علاوه از روبا موش خرما و خنگ و تاقم و سنجاب وغیره در بعض نقاط یافت می شوند که از پوست آن ها تجارت می کنند . اقسام صید :- از قبیل بز کوهی ، غزال ، آہو ، گوزن گورخر، و خرگوش موجود است . طیور :- صدها قسم دارد که مشهور ترین آن از قرار ذیل است . باز ، شاہین - کرگس ، عقاب ، بودنه ، مرغابی ، زرچه ، قره قش ، کبوتر ، لک لک ، چوچلی ، طلا ، چتک ، سائره ، اوتوتک ، فاخته ، قمری ، شانه ، سرک ، گل سر ، نیله زاغ ، بوم ، چغد ، قطان ، غنچی ، کلمرغ ، تراج ، جاہرہ ، کلنگ ، ملاگگ ، دختر صوفی ، جل ، قزاالاک ، سی سی ، گنجشک ، چتکا بمبل ، بلبل ہزار داستان ، وغیره وغیره . حشرات الارض :- چون مار ، شلنگ ، چل پا یه ، خار چنگ ، سوس مار ، پیدا می شوند . حیوانات آبی :- ماہی ، سگ لاہو ، خرچنگ ، بقه ، وغیره است . --- page 52 --- افغانستان چهارم رشدیه ۴۹ نباتات نباتات :- از قسم گل ، نرگس ، پیتونی ، گلاب ، رانا ، زیبا ، عشق پیچان ، کشمیری ، جربیا ، جعفری ، لاله ، کوک نار ، همیشه بهار، آفتاب پرست ، انتری ، نافرجان ، نیاز بو ، ریحان ، بنفشه ، زنبق ، سوسن ، ارغوان ، فرشی ، یاسمن ، شبو ، فلاکیس ، علی سنگل وغیره . سبزی باب :- پالک ، لب لبو ، مولی ، شلغم ، کدو ، کچالو ، اڑبی ، (کچالو ریشمی) ترائی ، بامیان ، فسوریه ، تره ، بادرنگ ، کاہو گندنه ، تراتیزک ، گشنیز، بادنجان ، بادنجان رومی ، شرشم ، شفتل ، چقندر ، کریله ، وغیرہ . غله جات :- گندم ، جو ، جواری ، برنج ، ارزن ، (باجره) ماش ، نخود ، وغیره . میوه جات :- سیب ، انگور باقسام مختلف ، نارنج ، بھی ، ناک ، زردالو ، شفتالو ، گیلاس ، تیسی ، خربوزه بچند قسم ، انار ، انجیر، توت ، آلو بالو ، آلو ، بادام ، پسته ، چلغوزه ، سنجت ، جوز ، تربوز ، تُستق ، ترنجبین وغیره . اشجار :- ارچه ، بید ، بلوط ، نشتر ، چلغوزه ، جوز ، پنجه ، چنار، پشه خانه ، سرو ، صنوبر ، کاج ، شیشم ( در جلال آباد ) و سائر بوته --- page 53 --- افغانستان چهارم رشدیه ۵۰ ہائے خروار - صنعت و حرفت صنعت و حرفت :- افغانستان چون سائر ممالک شرقی در مملکیت زرعیه یعنی تخمیناً ۹۵ فیصدی اہالئے آن بر زراعت گذاره می کنند ۔ ولی صنعت و حرفت ہنوز چندان ترقی نکرده ۔ مگر مردم روز بروز توجہ بیشتر در ترقی آن مبذول می نمایند ۔ کہ ازین باعث در آتیه صورت صنعت افغانستان خیلی امید افزا و ترقی نما معلوم میگردد ۔ چنانچہ برائے ترقی و توسیع صنعت و حرفت بسدا تجارت شرکت ہا تأسیس یافتہ اند۔ کہ از ہر گونہ آثار و ذرائع کوشش برائے آن بروئ کار و نمایان است ، حکومت قوانین مناسب برائے پیش رفت و ترقی تجارت و توسیع صنعت و حرفت وضع نموده است و اہالی را تشویق می دہد کہ اسباب صنعتی وطن را بہ اسباب خارج ترجیح دہند چنانچہ صنعت ہاء مشہور شان از قرار ذیل اند :- قالین بافی - و تکه ہائے ابریشمی مشہور ترین صنعت اہالئے آن است کہ بکثرت بخارج فرستادہ می شود ۔ و در اروپا و آمریکا بفروش میرسند علاوه ازین تکه ہائے پشمی مثل ، کرک ، برک ، گلیم ، کاغمه ، نمد ، در سائر نقاط افغانستان یافتہ می شوند ۔ وبیشتر --- page 54 --- افغانستان چهارم رشدیه ۵۱ بخارج می‌فرستند. ابریشم:- در مقدار بسیار در قندهار و جلال آباد پیدا میشود، و در کارخانه جات ملکی صرف می‌شود - و برخی آن نیز بخارج می‌رود، قندهار در اصل مرکز صنعت و حرفت است، ابریشم قندهار اگر قدری سعی کرده شود بقسم اعلیٰ اصلاح خواهد شد، پیلیه عموماً خورد و رنگ مختلف چون زرد سفید فولادی دارد - بسیار از کرم‌های ابریشم در قریه جات متصل قندهار و خصوصاً متصل ارغنداب که درخت توت بسیار دارد پرورش می‌یابند. پوستین سازی:- این صنعت در غزنی قندهار کابل بکثرت موجود است در این روزها از باعث طلب بیشتر در تعداد بخارج می‌فرستند - طریق دباغی بطریق قدیم جاریست - عمده ترین پوستین از غزنی شمرده می‌شود. تسبیح سازی:- این صنعت منحصر بر علاقه قندهار است که از سنگ شاه مقصود که بمسافت ۳۰ میل در شمال غرب قندهار واقع است می‌سازند - سنگ شاه مقصود رنگ‌های مختلف را دارا است، که از زرد تند گرفته به سفید نیلگون میرسد. بوٹ دوزی:- چرم در کابل برای بوٹ و موزه بطرز جدید دباغی می‌شود بوٹ‌ها و موزه‌های بسیار اعلیٰ در کارخانه --- page 55 --- ۵۲ افغانستان چهارم رشد به حکومتی ساخته می شود - مردم افغان فطرتاً فعّال و ذکی و زود فهم ثابت شده اند، و در ظروف سازی و تفنگ و توپ سازی و بارود ساختن و سائر چیز ہائی دیگر بسے ماہر اند . تجارت ترقی تجارت یک ملک مبنی بر وسائل خوب حمل و نقل است درین ایام حکومت افغانستان نیز توجه فوری را بجانب اصلاحات سڑک ہائے قدیم و ساختن سڑک ہاء جدید مبذول نموده است ، و امّید میرود که در عرصهٔ بسیار کم کل نقاط مملکت به یکدگر بتوسط راہ ہائے پخته ملحق خواهند گشت - فی الحال از دو راه به ہند و اروپا بذریعهٔ موٹر تجارت می شود یکی از راه بولان و دیگری از راه درّهٔ خیبر - تجارت افغانستان روز افزون در ترقی است، واز باعث محصولات گمرکی حکومت را ذریعۂ آمدنی خوبی حاصل شده - نرخ محصول برائے اشیاء مختلف مختلف است ، عموماً از اسباب متفنّن و سگریٹ محصول گزاف می ستانند - تا مردم ترک آن را بگویند - و پول وطن رائگان نرود - البته بر ادویات و مالهاء وطنی که بخارج فرستاده می شوند - محصول بسیار کم نهاده شده ، بوجه اینکه تجارت و صنعت داخلی ترقی نماید - بردن طلا و نقره را بخارج و مسکوکات آن را قانوناً ممنوع قرار --- page 56 --- افغانستان چهارم رشدیه ۵۳ داده - و حکومت سعی می‌نماید که تجارت وطنی را ترقی داده از خارج جلب پول نماید - همین اصول را کولبر (Colbert) وزیر مالیه در قرن ۱۷ هم در عهد لوئی چهاردهم در فرانسه کار بند شده و در اندک زمان در ملک صنعتی رواج یافته ، و دارا این گشت که مالهای صنعتی خود را بخارج بفرستد - از امید واثق است که اگر همین اصول کار بند شده بروند، عنقریب اشیاء وطنی از قبیل البسه و غیره فروغ فراوان خواهد یافت، و اسباب خارجی قلته پذیر خواهد شد - و پول افغانستان در خود وطن باقی خواهد ماند - و افلاس و ناداری مفقود خواهد شد - برآمد افغانستان از راه هند :- از قرار ذیل است میوه جات :- کشمش - چلغوزه - بادام وغیره - پوست، قالین نمد - گلیم - روغن - ابریشم - مصالح - چوب - پشم - پوستین - پوست روباه - خفک - قراقلی - سنجاب وغیره . اشیاء در آمد از هند :- تکه ها نخی اروپائی و هندی - فلزات - مس - برنج - آهن وغیره - تکه ها ابریشمی - قند - چائے ماشین ها - روغنیات - ادویات - کلا با تون - صابون ، کاغذ - تیل پترول ، چرم ، سامان برق ، اسباب چینی و شیشه - تفنگ - باروت توپ، کارتوس وغیره . در آمد از ملک روسیه :- تکه ها نخی - ابریشمی - مخمل - تار - --- page 57 --- افغانستان چهارم رشدیه ۵۴ کلاه بالون - سوزن - تیل - چرم روسی - کاغذ چینی - ساعت ها - سموار ها - و ظروف مسی وغیره . زراعت افغانستان چنانچه در ذکر رفت ، ملک زراعتی است ، و گذارۀ بیشتر اهالی آن بزراعت است - زراعت عموماً بطرز قدیم اجرا می یابد - اگرچه زارعین بسیار فعال - قوی - محنتی اند ولی از باعث آلات نامناسب فائدہ تام ازان ها برداشته نمی توانند - همین وجه است که حکومت را مجبور ساخته که مکاتب صنعتی و زراعتی وغیره را تأسیس نموده - و متخصصین اروپای را بتعلیم آن تعین فرموده - تا زراعت وطن ترقی نماید - چنانچه در خود شهر کابل یک مکتب زراعت موجود است در اکثر علاقہ جات افغانستان سالی دو فصل می شود - ولی در بعض مقامات بلند و سرد محض یک فصل حاصل می گردد - کشت گندم - جو - ارزن - جوار بکثرت می شود - و حاصل خوبی دارد - در جلال آباد نیشکر - پنبہ - نیز کاشت می شود :- غذائے مهم مردم همین گندم و برنج است ، ولی مردم غریب بر جوار و ارزن نیز گذاره می نمایند - گندم افغانستان بدرجۀ اعلیٰ می باشد - خصوصاً گندم [تگمی؟] که بسیار شیرین - قوی --- page 58 --- ۵۵ افغانستان چهارم رشدیه ثابت شده - برنج نیز بر چند قسم است و در بعض جای ها خصوصا در علاقه لغمان برنج اعلی و باریک دستیاب میشود. تعداد نفوس:- اہالی افغانسان تخمین درست تعداد نفوس افغانستان بس دشوار بل ناممکن است زیرا کہ مملکت کوہستانی است ، و بعض قبائل خانه بدوش اند و از یک مقام بمقام دیگر دائما نقل و حرکت می نمایند - پس ہر شخص بخیال خود اندازهٔ آن را کرده است - از قرار تحریر بعض جغرافیہ نویسان انگریزی تعداد نفوس تا ۶ ملیون میرسد - ولی این عدد بسیار کم است - و قابل اعتماد نیست - مصنف کتاب (در کره ارض نفوس اسلام) بر صفحہ ۱۰ تعداد نفوس افغانستان را (۷،۸۵۰،۰۰۰) در ۱۹۱۶ تحریر کرده است - و بخیال او در عرصہ تخمینا بیست سال یعنی از ۱۸۹۶ء الی ۱۹۱۶ ۲،۰۳۵،۰۰۰ اضافه شده است و الحال تا حدیکہ معلومات درست است تفوس آن زاید از ۱۰ ملیون است - یعنی در ہر مربع میل تخمینا ۳۳ ۶ ۳۳ نفر آباد اند - درین جا به غرض مقابلہ اوسط آبادی فی میل ممالک دیگر دنیا را تحریر نمودن بدون از منفعت نخواهد بود :- --- page 59 --- افغانستان چهارم رشه به ۵۶ نام ملک :- اوسط آبادی فی مربع میل : (۱) مصر (محض وادیٔ نیل) . . . . . ۹۳۹ (۲) بلجیم . . . . . . . ۶۵۴ (۳) انگلستان ویلنر . . . . . . ۶۴۹ (۴) ندرلینڈ (ہالینڈ) . . . . . . ۵۴۴ (۵) جرمن . . . . . . . . ۳۳۲ (۶) جاپان . . . . . . . . ۲۱۵ (۷) ہند . . . . . . . . ۱۷۷ (۸) فرانس . . . . . . . ۱۸۴ (۹) ہسپانیہ . . . . . . . ۱۰۷ (۱۰) نیوزی لنڈ . . . . . . . ۸ و ۱۱ (۱۱) ممالک متحدۀ امریکا . . . . ۳۲ (۱۲) ایشیای روس . . . . . . ۵ و ۳ (۱۳) کاناڈا . . . . . . . ۵ و ۱ (۱۴) آسٹریلیا . . . . . . . ۲ و ۱ تاریخ تاریخ قدیم افغانستان :- قوم افغانستان تا حدیکہ تاریخ سراغ می دہد هیچ گاہ استقلال خود را از دست نداده افغانستان (رتیجہ کلب) --- page 60 --- ۵۷ افغانستان چهارم رشد یه اند - البته درین شک نیست که برای عرصه اندک قوم دیگر از باعث نا اتفاقی داخلی واسلحه خوبی وعده زیادی متصرف میدانها شده باشد ولی قبائل افاغنه همواره زندگی بالاستقلال را در کوه ها بسر می بردند و در هیچ وقت بدست قوم دیگر مغلوب نگردیده اند و چون موقع را می یافتند فوراً بر دشمنی میدانی خود حمله برده از خاک افغانستان بیرون می راندند - چنانچه حملات چنگیزی - تیموری - نادر شاهی و انگلیسی هرچند منظم و متعدد بود ولی چندان مفید برائی (حمله آوران) ثابت نشد - اگرچه برائی چند وقت در میدان ها کامیاب بر آمدند ولی قبائل غیور کوهستانی آرام نه نشستند و نه دشمنان وطن را بآرام گذاشتند - بلکه متواتر بآن ها زد و خور داشته تا اینکه از ملک خود بیرون می راندند :- درین خصوص مورخین انگلیسی نیز چنین می نویسند . ملک افغانستان به یونانیا معلوم بوده ولی اسم آن دران وقت آریانا ( Ariana ) بود . و حصه شرقی مملکت عظیم ایران شمرده می شد - چون سکندر کبیر بر ایران تسلط یافت ، این ملک نیز بدست یونانی ها افتاد - بعد از مرگ سکندر اعظم ضمیمه سلطنت وسیع شام گردید - معلوم می شود که چندی قبل از تولد حضرت مسیح ع --- page 61 --- افغانستان چهارم رشدیه ۵۸ قوم (ستین) بر آن قابض گردیدند و بعد ازان یک قوم بده مذهب از شرق دریای سنده آمده بر آن متصرف گردیدند۔ ولی تا حدیکه معلومات از آثار قدیم و مسکوکات آن زمان میسر گشته معلوم میشود که تصرف قوم ستین درین املاک تا صد صد سال دوام کرد۔ یعنی از قرن دوم تا چهارم میلادی و در تحت ایرانی ها دو صد یا سه صد سال دیگر بودند۔ چون اعراب ترقی نمودند و سیلاب فتوحات شان شرق و غرب را فرا گرفت در زمان حضرت عثمان رض حصه جات غربی ضمیمه سلطنت اعراب گردید درین وقت بعض قبائل صحرا نورد بر کوه های این ملک قابض گردیدند در همین قبائل که ذکر رفت قوم افغان یا اساکنی ( ) یافته می شد۔ که خود را از نسل سال ( ) پادشاه اسرائیلی می گفتند۔ و ازین لحاظ خود را اسرائیلی می نامیدند۔ این مسئله اشکالاتی بسی پیچیده را دارا بوده ، و بران بحث و تنقیدات بسیاری شده است ۔ در قرن نهم میلادی قبائل افاغنه حصه شمال شرقی حالیه افغانستان را متصرف بودند ۔ و در آخر قرن دهم یکی از سرکردگان سامانی بر این ملک تسلط یافت و غزنی را مرکز حکومت قرار داد ۔ تا دو صد سال دیگر خاندان این شخص در افغانستان حکمران ماند ۔ ولی آخر کار بدست --- page 62 --- ۵۹ افغانستان چهارم رشدیہ علاءالدین شہزادہ غور کہ از قبیلہ افغان است، این خاندان منقرض گردید۔ علاؤ الدین در ۱۱۵۹ داخل شہر غزنی شدہ۔ آن را آتش زدہ۔ و در عرصہ اندک علاؤ الدین در شرق و غرب فتوحات نمود و سلطنت خود را از گنگا تا فرات وسعت داد۔ لاکن این خاندان در فتوحات خارج مشغول بودند کہ مملکت خود شان محل تاخت و تاز وحشیان مغلول گشت۔ چنگیز خان و ورثاء آن محض در میدان ہا حکومت می کردند۔ ولی قبائل افاغنہ زندگئ آزادانہ را در کوہ ہا بسر می بردند۔ و دائماً با مغل ہا زد و خور داشتند۔ بعد از مرگ امیر تیمور لنگ در ۱۴۰۵ تا صد سال دیگر افغانستان استقلال خود را حاصل نمود۔ در ۱۵۰۶ بابر کہ از نسل تیمور بود بر شہر کابل قابض گشتہ آن را پائے تخت خود قرار داد۔ درین وقت میدان ہائے افغانستان در بین دُو حکومت یعنی ایران و ہند تقسیم بود۔ لاکن قوم غیور افغان تابعیت غیر را قبول نہ نمودند۔ و چون سابق آزادانہ در کوہ ہا می زیستند۔ چون اورنگ زیب در ۱۷۰۷ وفات نمود۔ و اقتدار حکومت مغلئ ہند رو بہ تنزل نہاد یکی از قبائل افاغنہ موسوم بہ غلزائے طاقتور گشتہ تاسیس حکومت نمود و بر ملک ایران حملہ بردہ آن را فتح کرد۔ لاکن متاسفانہ این حکومت جدید دوام بیش نکرد۔ و از دست --- page 63 --- افغانستان چهارم رشدیه ٦٠ نادر شاه ایرانی بر اختتام رسید ـ و افغانستان جزو مملکت ایران گردید ـ بعد از مرگ نادر شاه احمد شاه ابدالی که یکی از افسران قشون افغانی بود از ایران بجانب ملک خود مراجعت نمود و تأسیس حکومت افغانستان را کرد ـ که تا امروز دوام کرده است ـ ازان وقت تا مرگ تیمور شاه در ۱۷۹۳ حکومت افغانستان متدرجاً ترقی کرده رفت ـ و حالت ملک رو بترقی نهاد ـ ولی بعد از مرگ تیمور شاه جنگ داخلی مابین پسران تیمور شاه بظهور رسید ـ چهار برادر یکی بعد دیگری بر سر اقتدار آمدند ـ ایرانی ها نیز موقع را غنیمت شمرده حمله بر خراسان آوردند و اکثر خوانین علم بغاوت بلند نمودند . درین جا مناسب دیده نمی شود که واقعات پریشان شروع قرن ۱۹ هم تحریر کرده شود ـ پسران و نواسه ها تیمور شاه با یکدیگر می جنگیدند ـ و گاهی یکی و گاهی دیگری بر سر اقتدار می آمدند ـ در ۱۸۲۴ این مملکت عظیم در چند نفر تجزیه یافت امیر دوست محمد خان کابل را متصرف گردید ـ فتح خان بر قندهار قابض شد ، و شاه شجاع فرار نمود ـ در عرصه اندک Elphinston's Cabul, Burne's Bokhara, Conolley's Overland Journey, Wood's Journey in the Oxus, and narratives by Hugh, Vigne Marson, and Lady Sale. --- page 64 --- افغانستان چهارم رشدیه امیر دوست محمد خان از حسن تدبیر و فهم خود صوبه های از دست رفته را بار دیگر ملحق ساخت - و امن و آرامی را در افغانستان قائم نمود . بعد ازین انگلیس ها چند بار بر ملک افغانستان حمله آوردند- اگر چه برای چند وقت از باعث بی اتفاقی داخلی و ساز و سامان بیشتر و فراوان و عده زیادی میدان ها را متصرف گشتند - ولی آن را نگاه کرده نتوانستند - زیرا که قبائل آزاد منش افاغنه متواتر بآن ها میزدند- تا اینکه آخر کار آن ها را از خاک افغانستان بیرون کشیدند. تا زمان حکومت اعلحضرت امان الله خان غازی افغانستان در معاملات خارجه بدون صلاحیت و مشوره انگلیس کار کرده نمی توانست، ولی بمجردیکه اعلیحضرت امان الله خان غازی خلد الله ملکه و سلطنته سریر آرای سلطنت افغانستان گردید فوراً بزور شمشیر و همت شجیعانه استقلال خارجی را نیز حاصل نمود . تقسیم اهالی افغانستان از روی نژاد ای - اچ - کین ( A. H Keane) در کتاب موسوم به ( Asia ) آسیا اهالی افغانستان را از حیث نسل چنین --- page 65 --- افغانستان چهارم رشدیه ۶۲ تقسیم می نماید - آریانی (۱) شاخ گلچه واخی } در حصه جات شمالی هندوکش بدخشی } آباد اند سواتی سیاه پوش کافر } در جنوب هندوکش چک نن (۲) شاخ ایرانی کوهستانی -- در کوه های شمال کابل افغان -- در کابل - کوه سلیمان - قندهار هلمند هرات و حصه جات شرقی آباد اند تاجیک = در هرات و بسیار اضلاع دیگر شیان = در جنوب و متصل هامون (۳) شاخ اندک } اندکی = در شهرها بزرگ زندگی می نمایند منگول و تاتار شاخ مغولی هزاره - در کوه های شمالی از بامیان تا هرات ایماق - شاخ ترکی ترکمان - در هرات - میمنه - و اندخوی قزلباش - عموماً در کابل ازبک - در ترکستان افغانی اهالی افغانستان در چند قبیله مشهور تقسیم می شوند - --- page 66 --- ۶۳ افغانستان چهارم رشدیه مشهورترین و معروف ترین این قبائل قبیلهٔ درّانی است. این قبیله در تعداد بسیار در قندهار و علاقهٔ متصل آن تا وادی هرات آباد اند در شرق تا شمال فوجک موجود است و در وادی کابل - باجاور - صوات - بونیر - و در کلبهٔ پشاور نیز مسکن گزین اند - هملتن (Hamilton) قبائل افغانستان را در کتاب « افغانستان » خود چنین تقسیم نموده است ، صفحه (۲۶۷) کتاب مذکور . ۱ - قبائل درّانی :- (۱) پوپل زائی - (۲) الکوزائی - (۳) بارک زائی - (۴) اچک زائی (۵) نور زائی (۶) اسحاق زائی (۷) خوگیانی . ۲ - تارن اوّل :- سپین تارن = (۱) شادی زائی (۲) ماریانی (۳) لسران (۴) اددانی . ب = تور تارن = دابتی زائی (۲) ہیکل زائی (۳) مالی زائی (۴) گدازئی (۵) خانی زئی (۶) خم زئی (۷) علی زئی (۸) نور زائی (۹) کلانی (۱۰) مے ترئی (۱۱) موزی زئی (۱۲) عبدالرحمن زئی (۱۳) جبیل زئی (۱۴) حمران زئی (۱۵) کربلا (۱۶) سی زئی . ۳ - کاکڑ :- (۱) جلا زئی - (۲) موسیٰ خیل (۳) قاضی زئی - (۴) عثمان خیل (۵) عبدالزئی (۶) کابی زئی (۷) ہمزہ زئی --- page 67 --- [BLANK PAGE] --- page 68 --- افغانستان چهارم هندیه ۶۵ ۱۳ - آفریدی :- (۱) کاکی خیل (۲) ملک دین (۳) کمبر (۴) کمر (۵) لنخا خیل (۶) آکاخیل (۷) سیاه . ۱۴ - تاجک :- (۱) کیوانے (۲) آوا خیل (۳) نیلا (۴) احمد خیل (۵) علی خیل (۶) جامو خیل (۷) حسین خیل (۸) کیریا احمد خیل . ۱۵ - منگول :- (۱) میرا خیل (۲) خاجوری (۳) زاب (۴) مرگی (۵) کمال خیل . ۱۶ - شنواری :- (۱) خوجا خیل (۲) شیخ مل خیل (۳) میر داد خیل (۴) اشک بن خیل (۵) سید خیل (۶) منگو خیل . ۱۷ - جدران . ۱۸ - مهمند :- (۱) ترک زئی (۲) علم زئی (۳) بے زئی (۴) خودی زئی (۵) عثمان زئی (۶) واے زئی . ۱۹ - یوسف زائی کوهستانی :- (۱) بیزئی (۲) خوزو زئی (۳) مالی زئی (۴) ترکی لانی (۵) عثمان زئی (۶) حسن زئی (۷) آکا زائی (۸) مداخیل (۹) الیاس زئی (۱۰) دولت زئی (۱۱) چگد زئی (۱۲) نوری زئی (۱۳) عثمان زئی ، علاوه از قبائل فوق قبائل بے شمار دیگر اند مثل سادات - قریش - عرب - ہندو - قزلباش - اُزبک - دیگان - کشمیری - کرد - یہود - بلوچ - وغیرہ آباد اند، ولی کُل شان خود را اعضاء ملت واحد افغانستان شمرده در تعالی آن از جان و دل کوشان اند. --- page 69 --- افغانستان چهارم رشدیه ٦٦ شکل و شباهت :- افغانان که عدهٔ بیشتر افغانستان اند ـ قد متوسط دارند ـ و قوی الجثه و محنتی اند ـ عموم شان خوش شکل و سفید رنگ هستند ـ ولی بعض شان گندمی نیز میباشند ـ همین وجه است که افغانان را بعض مورخین آریائی نیز می گویند . عادات و اخلاق :- افغانان از باعث عادت به جنگ جوئی ـ حب الوطنی ـ راست گوئی ـ صداقت ـ خیالات آزادانه و سادگی بسی مشهور اند ـ در ادای رسوم و پابندی مذهب خود خیلی مستحکم و پابند هستند ـ در مهمان نوازی و عزت داری از سائر اقوام سبقت برده اند ـ آزادی را فریضه اولین خود تصور می کنند ـ و برای نگاهداشت آن به ایثار جان و مال آماده هستند ـ از حکومت اجنبی سخت متنفر اند ـ تابعیت پادشاه زمان را از فرائض مذهبی خود می پندارند ـ ولی با وجود این اخلاق نکو بعض شان بباعث کوتاه فکری و کم علمی از بعض عادات قدیم خود هر چند که برای شان مضر هم باشد ترک نمی کنند هم چنین طرز لباس جدید و لباس جدید را بیک نظر حقارت و نفرت می بینند ـ بلکه آن را بر خلاف شعار مذهب تصور می کنند ـ از تعلیم جدید و خصوصاً از تعلیم علم کیمیاوی ـ و جغرافیه خیلی نفور اند ـ لاکن الحمد و المنة این خیالات --- page 70 --- ۶۷ افغانستان چهارم رشدیه شان که منافی و سد ترقی افغانستان و مبنی و منحصر بر بعض علاقه جات بود- بباعث ترویج علوم و تأسیس مکاتب متعدده از توجه شاهانه این خیالات فاسده روز بروز از ضمیر مردم کاسته و نازل شده می رود- و نیز عادت خانه جنگی- و دشمن داری که باعث تنزل و تباهی شان بود کاسته و مفقود شده می روند و بیکدیگر از در اتفاق و اتحاد و محبت و الفت می در آیند. در خصوص مهمان نوازی شان یکی از مورخین انگلیسی چنین می نگارد. مهمان نوازی بزرگترین خصلت افغانان است- و این را ذریعه عزت خود تصور می کنند- اگر شخصی مهمان شان را از خانه شان منع کند بسیار رنجیده می شوند- هر شخص نان از یک گوشه ملک بمرکز دیگر بدون پول و توشه راه بلا تکلف سفر کرده می تواند- بدترین یعنے اشد ترین دشمن شان اگر بصیغه مهمان بخانه و دامن همت شان چنگ زند معاف می گردد- اگر کسے بخواهد که معافی جرم خود را حاصل نماید و یا خواهشات خود را در محل اجرا آرد- همانست که بجای کسے پناه می برد و یا بخانه شخص مهمان می شود- پس تا وقتیکه کارش تکمیل و مقصد اش به انجام نرسد- از شستن دست و خوردن طعام اجتناب می ورزد چنانچه این رسم مشهور و موسوم به (ننواتی) است و اگر کسی در --- page 71 --- افغانستان چهارم رشدیه ٦٨ چنین موقع انکار نماید - آنرا بخود باعث شرم و خجالت تصور می کند. قدری پیشتر مورخ مذکور خیالات خود را چنین اظهار می نماید افغانان ساده و صاف گو اند - اگر چه رتبه بنظر شان وقاری ندارد ولی اشخاص معمر را بسیار به نظر عزت و حرمت می بینند- و مجالس شان را بسیار دوست دارند - و ضیافت ہائے متواتر برایشان میدهند رود و سرود را نیز خوش دارند - بعض اوقات در یک دائره نشسته قصه ہائے قدیم و غزلیات را نیز می شنوند- بر کارهای گذشتگان و خاندان خود افتخار می نمایند - و شجرهٔ طول و طویل خاندان و قوم خود را از بر یاد دارند- در بین شان هر آنکه شجرهٔ نسب خود را تا شش و هشت پشت نداند آن خیلی بنظر تحقیر "Hospitality is the greatest characteristic of the Afghans, it is with them a point of honour, and a greater affront cannot be given to an Afghan than by inviting his guest to another dwelling. A man may travel from one end of the country to the other, and the bitterest enemy is safe if he claims the protec- tion of hospitality. A person who has a favour to ask of any person goes to his house, and refuses to sit down or partake of food until the boon be granted. This custom is called Nannawati, and it brings disgrace on a man to reject a petition under such circumstances. --- page 72 --- افغانستان چهارم رشدیه ۶۹ دیده می شود ـ اگر کسی تعریف نسب شخص دیگر را نماید حسد می برند ـ و اگر کسی بخواهد که کار خود را بر ایشان اجرا نماید برایش لازم است که از در صلح و آشتی در آید ـ نه که از در تهدید و زور ـ زیرا که این بر ایشان اثری نمی بخشد ـ پس عادات حسنۀ شان را مختصراً چنین باید نوشت:ـ که آن ها ـ وفادار ـ مهمان نواز ـ بهادر و باسل ـ کفایت شعار ـ کار کن ـ محنتی یعنی زحمت کش ـ و عاقل می باشند . و عادات بد شان :ـ ضد ـ گرفتن انتقام ـ حسد و حقد است . لباس :ـ البسۀ شان منحصر است بمقامات رہائشی ـ یعنی اگر رہایش شان در شهر باشد کوٹ ، بالاپوش ، موزه ، برجس ، پتلون ، کلاه وغیره می پوشند ـ ولی چون عدۀ زیادی از افغانان در قریه جات رہائش می کنند ، و بعض شان خانه بدوش اند که در خیمه های پشمی که آن را (غژدی) گویند رہائش و شب باشی می کنند ، لباس شان نیز چون سابق همان شلوار ، پیراہن نیم تنه ، دستار ، چپلی و پائیزار است . زبان :ـ زبان عدۀ کثیری افغانی یعنے پشتو است ـ و این زبان از ژند ـ پهلوی ـ سنسکرت و فارسی امروزه مخلوط است ، در تحریر حروف عربی را استعمال می نمایند ـ و چند --- page 73 --- افغانستان چهارم رشه یی ۷۰ حروف زائد نیز دارد - مثلاً، س - خ (تلفظ آن چون - Ch ch آلمانی است) و ڈ - ٹ (تلفظ آن چون T. d انگلیسی) وگ فارسی کتب درین زبان منحصر بر چند کتب غزلیات است که حسیات آزادی را در بر دارند . علاوه از زبان پشتو افغانان زبان فارسی را نیز استعمال می نمایند در شهر ها بزرگ فارسی بیشتر گفته می شود - و زبان رسمی نیز فارسی است اکثر اہالئے افغان نژاد از گفتگوئی افغانی بالکل بے بهره مانده اند همین سبب است که تصانیف و تالیفات شان در فارسی بوده و در زبان افغانی کتب بسیار کم بنظر می آید . تعلیمات :- افغانان طبعاً ذکی - زود فهم و محنتی ثابت شده اند - درین سالها تعلیمات ده چند ترقی نموده است- کار روائی و مساعی حکومت درین خصوص قابل تحسین و تقدیر است - چنانچه در هر گوشه ملک مکاتب اعلیٰ بطرز جدید تأسیس یافته - که تعلیمات شرق و غرب دران اخذ و اجرا می یابند - خود شهر کابل در اصل مرکز علوم و فنون گشته تعلیم ابتدائی بر طلبه "The only original Pashto authorities are poets, their compositions are chiefly lyrics, of a spirited and bold cast, breathing a strong attachment of liberty." --- page 74 --- ۷۱ افغانستان چهارم رشدیه از ۷ تا ۱۲ سال اجباری است - پروفیسران لائق را از هر گوشه دنیا بر معاش ہائے گزاف حکومت برائے تعلیم اطفال جمع و طلب نموده - و بعض مکاتب راسا به دار العلوم پاریس و برلن ملحق گشته اند - که علاوه از زبان و علوم ملکی و مذهبی زبان المان و فرانسه نیز در آن تعلیم داده می شود - همچنان در مکاتب دیگر تعلیمات زبان انگریزی - و ترکی - و اردو - و روسی درس داده می شوند - علاوه از مکاتب درسی - مکاتب صنعت و حرفت چون تجاری - تلگرافی - ساعت سازی - معماری - و فنون عسکری - و زراعت کاری نیز تاسیس و تامین یافته - که معلمین اکثریه این مکاتب از خارج به پول گزاف طلب شده اند . عده کثیر از طلاب برائے تحصیل تعلیمات عسکری - و جہاز رانی - و اخذ دیگر علوم جدیده - بدار العلوم مسکو - و اسلام بول - و برلن و پاریس فرستاده شده که دران جا مصروف تعلیمات اند . تعلیمات مذهبی و دینی نیز کما فی السابق در ہر مکتب جاریست و علاوه از تعلیم در خصوص اخذ حسن اخلاق و ازاله سیئات عادات طلاب نگرانی و مراقبت حضرات نگران صاحبان کوشش و توجه زیادی کرده می شود - و تجویز عمده درین --- page 75 --- افغانستان چهارم رشدیه ۷۲ خصوص تأمین و تنظیم یافته - و آن اینکه طلاب را ادای وظائف مذهبی - و تنقید و تقلید حسن اخلاق و خوبی اطوار از روی نصاب و اصول مکتب لازمی و ضروری بوده - برائے ترقی توزیع اخذ علوم دینی یک مکتب عالی در مرکز کابل علاوه از مکاتب دیگر تاسیس یافته - که بدون از مخارج مکتب کل مصارف متعلمین تا لباس و خوراک و لوازم تعلیمی را حکومت کفیل بوده :- درین وقت تعداد مکاتب حکومتی افغانستان زاید از چهار صد است و از ملی زاید از یک هزار - و تخمین کرده شده که در هر مکتب تعداد طلبه از ۲ صد تا چهار صد می باشد - عجب ترین و مهم ترین واقعه تاریخی ملک افغانستان سعی تعلیمی است که در تاریخ هیچ قوم نظیر آن که در عهد اعلیحضرت امان الله خان غازی بروی کار آمده دیده نشده زیرا که هیچ قوم در هیچ وقت باین جدیت و جان نثاری کوشش نه نموده با وجود واردات قلیل حکومت سالانه یک مبلغ کثیری را که در ۱۳۰۶ تا شش ملیون روپیه میرسد برائے مصارفات مکاتب منظور فرموده - که بدون تنخواه مدرسین حکومت خرچ لباس و خوراک و جمیع لوازم درسیه متعلمین را بر دوش خود گرفته . ( در ممالک دیگر از طلبه فیس می ستانند که بوجه آن بجز از پسران متمولین کسی تعلیم کرده نمی تواند ) و برائے ترغیب و تشویق اطفال افغانستان چهارم رشدیه --- page 76 --- افغانستان چهارم رشدیه ۷۳ وطن برائے طلاب مستحقین وظائف مقرر نموده است - و بعد از کامیابی طلبہ علاوه از اخذ انعامات بماموریت ہائے بسیار بزرگ و خوبی مقرر می شوند که انشاء اللہ تعالیٰ این سعی و کوشش حکومت رائگان نخواهد رفت - و در عرصۀ بسیار کمی نتیجہ تسلی بخش کوشش ہائے فوق العاده آن آشکار خواهد گردید - تقسیم ملکی افغانستان افغانستان از حیث تقسیم ملکی بر پنج ولایات و چهار حکومتی اعلے منقسم است :- ولایات :- (۱) ولایت کابل (۲) ولایت قندہار (۳) ولایت ہرات (۴) ولایت ترکستان (۵) ولایت قطغن و بدخشان - در هر ولایت در تحت ادارۂ یک نائب الحکومہ می باشد - حکومتی ہائی اعلٰی :- (۱) حکومتی اعلٰے سمت مشرقی - (۲) حکومتی اعلٰے سمت جنوبی (۳) حکومتی اعلٰے فراه (۴) حکومتی اعلٰے میمنہ :- ہر حکومت اعلٰے در زیر ادارۂ یک حاکم اعلٰی تامین میشود - ولایت کابل درین ولایات مقامات ذیل مشہور اند :- شہر کابل - غزنی - --- page 77 --- افغانستان چهارم رشدیه ۷۴ ده زنگی - جبل السراج - لوگر - بامیان - ریزه کوهستان - مقر - بهسود - میدان وردگ - غوربند - تگاب - کوه دامن . سطح :- بیشتر سطح مرتفع و کوهستانی است - اکثر مقامات از سطح بحر شش هزار فٹ بلند است - کوه ہائے متعدد دارد - که در بین کوه ها وادی های زرخیز و شاداب واقع شده اند - که بعض مقامات آن در خصوص آبشار ها و مرغزار های قدرتی نظیری ندارند - کوهستان افغانستان بے شمار مناظر قدرتی دارد . اقلیم :- چون از بحر دور و بر بلندی واقع است، اقلیم آن تابع باد و آفتاب است - مون سون جنوب غرب بر آن اثری ندارد پس زمستان بسیار خنک و برف باری شدید دارد و ایام برف باری تا سه ماه طول می کشد (از قوس تا حوت) و بعد ازان تا دو ماه باران می بارد - و بعض اوقات باریدگی باران تا یک یک هفته دوام ورزیده - و بهمین وجه نام هفته باران زبان زد مردم بود . آفتاب کابل در موسم تابستان عموماً گرم می باشد - ولے درجه حرارت از صد گاہے بلند نه رفته - و بیشترین ایام تابستان روئے آسمان کشاده و صاف می باشد - ہوا عموماً سالم و برائے صحت انسان خیلی مفید می باشد - امراض بسیار --- page 78 --- افغانستان چهارم شعبه ۷۵ کم دارد . زراعت :- اراضی مزورعہ کم ولی بسیار زر خیز است و برائے کشت گندم ۔ جو و جوار وغیره مفید است . طریق کاشت :- اراضی مزروعہ چون سائر اراضی این ملک در قطعات خورد تقسیم شده ۔ کشت بر پیمانہ حقیر جاری است ۔ و بیشتر وسیع می باشد نه که عمیق - طرق کشت بطرز قدیم جاری کہ آن را غیر سائنٹیفک گفته می توانیم۔ البتہ کاشتکاران خیلی ذہین ۔ محنتی ۔ جفاکش ثابت شده اند ۔ ولی علمیت آن در خصوص کشت منحصر بر تجربہ خاندانی و یا تجربه شخصی خود اوست ۔ اکثر شان از علوم جدید و طرق کشت کاری جدید بے بهره اند۔ درین امر ہیچ شک نیست که زارعین کوشش بلیغ می نمایند ۔ که از اراضی خود حتی الوسع پیدا وار بیشتر حاصل نمایند اما چونکه بیشتر شان استطاعت خرید آلات جدیدہ و گاؤ ہاء قوی وعمدہ و تخم یعنی بذر اعلیٰ را دارا نیستند۔ و نیز از ایجادات و طریق اصول جدیدہ لا علم هستند۔ ازین رو از فوائد کلی و لازمی اراضی و زراعت کاری محروم مانده اند . که ضرورت سرمایه ۔ و بہم رسانیدن اطلاعات در خصوص معلومات و ایجادات جدید برائے شان از بس ضروری شمرده شده ۔ و ازین این را نباید شمرد که طرز کشت شان مفید و کارآمد --- page 79 --- افغانستان چهارم رشدیه ۷۶ نیست - بلکه برعکس آن تا حدی طریق کشت یعنے غیر سائنٹیفک که مدنظر است - زراعت کاری این علاقه را در درجهٔ اعلیٰ حراثت کاری های دنیا شمردن درست و مناسب خواهد بود - البته اگر آلات جدید و اصول طرز جدید درین جا به استعمال آید که بذهانت و محنت شان همدست گردیده - ذریعهٔ ترقی و تعالی فوق العادهٔ زراعت و زارعین خواهد گردید - و شک نیست که در عرصهٔ بسیار کم درین خصوص باسائر اقوام متمدن غرب رقابت و هم سری بکه اگر خدا بخواهد سبقت و برتری نیز حاصل خواهند کرد - چرا که بیشتر اہالئے این ملک مصروف زراعت اند پس ترقی زراعت را ترقی این ملک باید دانست - لہٰذا توجه بیشتر حکومت واہالے بدین جانب نہایت ضروری است پس ہمین وجہ بود که حکومت در بعض جاها مکاتب زراعتی را تأسیس - و دران اصول جدید و طریق استعمال جدید تعلیم را شروع نمود که ادارهٔ آن بدست محققین اروپائے است - در خود شهر کابل و جلال آباد مکتب زراعتی تأسیس شده . آب رسانی :- آب رسانی نیز بطریق قدیم بوده - یعنے توسط جوئی ها و کاریز ها آب داده می شود - که از آب برف کوہ ہا تمام سال جاریست علاقهٔ کابل تا حدیکه اراضی مزروعی حالیئهٔ تعلق دارد - برائے سیرابئے زراعت آن آب کافی میرسد - ولی --- page 80 --- ۷۷ افغانستان چهارم به شد یه اگر اراضی غیر مزروع نیز در تحت کشت مندی آورده شود - دران صورت البته که کمی آب محسوس خواهد شد - و دران صورت بر چند طریق باید کار بند شد :- اوّل بندها :- چون در بعض ایام سال آب زاید از ضرورت می باشد خصوصاً در ماههای زمستان و بارانی : پس باید بتوسط بند ها آنرا تا ایام ضرورت نگاه کرد و چون ملک کوهستان نشیب و فراز بسیار دارد که تعمیر سد ها دران ممکن است - و بمصارف کم تکمیل آن خواهد شد - چنانچه حکومت افغانستان درین خصوص نیز کوشش ها نموده است - دیک بند را از شهر کابل بجانب شرق تقریباً بمسافت ۱۵ میل تعمیر نموده است که موسوم به بند غازی است - بتوسط این بند ہزار ها جریب زمین غیر مزروعی در تحت حراثت آمده - و نیز بند دوّم که موسوم به بند سراج غزنی است - متصل شهر غزنی واقع است و تعمیر آن نیز تقریباً به تکمیل رسیده است - و امید است که از آب این بند هزار ها جریب زمین خرابه لامزروع که در زمان ماضی آباد بود بار دگر زرخیز و شاداب خواهد گردید بند سراج همان بندی است که سلطان محمود غزنوی در ایام سلطنت برای ترقی زراعت ملک خود تعمیر نموده بود - ولی بمرور زمان از کار رفته خراب و اوراق گردیده بود - (در دکن حیدر آباد --- page 81 --- افغانستان چهارم رشدیه ۷۸ هندوستان تعمیر بند ها فوق العاده ترقی و ترویج یافته - چون ملک کوهستانی و زمین نا هموار و باریدگی باران کم و آن نیز در بعض ماها سال پس تعمیر جدول ها نا ممکن تصور شده - که بجای آب دادن زراعت و نگاه کردن آب بدون از سد چاره نیست تقریباً کل کشت آن علاقه بتوسط همین بند آب ها آب داری می شود - بعض بند ها حیدر آباد را از حیث بزرگی و خوبی بهترین بند آب های دنیا می توان گفت - و هر یک آن مبلغ کرور ها روپیه باختتام رسیده - ) (۲) کندن چاه ها و استعمال آرهت ها :- بتوسط این قطعات خورد اراضی را نیز سیراب ساختن ممکن است و در بعض حصص افغانستان استعمال ارهت شروع شده . (۳) چرخ هوای :- این نیز چون ارهت بکار می آید - ولی حرکت چرخ آب بتوسط گاو ها و حیوانها دیگر نمی باشد - بلکه چون آسیای هوائی توسط هوا می گردد - پس چون اکثریت علاقه افغانستان - مثل غزنی - هرات و غیره باد های تند و شدید دارد - امید که این طریق برای زراعت نیز خیلی مفید ثابت خواهد شد . (۴) بتوسط برق :- در جائیکه برق موجود است بتوسط آن آب رسانی بر پیمانه بزرگ میسر گردد - در علاقه کابل --- page 82 --- افغانستان چهارم رشدیه ۷۹ چون قوۀ برق کافی موجود است ـ که استفادۀ ازان در خصوص آب رسانی گرفتن نیز ممکن است . کاشت خشک : ـ یکی از ذرائع آبیاری جدید را کاشت خشک نامیده اند و این طریق نیز در بعض نقاط دنیا بسرحد کامیابی رسیده ـ و قطعات وسیع اراضی ہائے غیر مزروع توسط آن در تحت حراثت آمده ـ و ذریعۀ آن در ثروت زرعیۀ ملکیۀ اضافگی واقع شده ـ در افغانستان نیز یک طریق کاشت خشک جاریست که آن را باصطلاح ملک (للمی) گویند . از جانب محکمۀ زراعت، ریاست ہاء متحدۀ آمریکا در حال جریدۀ نشر یافته که دران مذکور است ـ که مراد از کشت خشک صرف این نیست که ہر قدر نمی که میسر گردد تحفظ آن کرده شود تا در مقامات که آب یا باران کم یا غیر معین است ـ آبیاری میسر گردد ـ بلکہ مراد ازین کشت علاقہ جات نیز است ـ که باران یا مقدار آب برائے کشت آن بالکل نا کافی باشد. زراعت حکومت حکومت افغانستان در ترقی زراعت جداً کوشش می نماید چنانچه قبل ازین ذکر رفت مکاتب زراعی بر اصول جدید تأسیس --- page 83 --- افغانستان چهارم رشدیه ۸۰ نموده است ـ و بند ہائے آب را نیز تعمیر کرده می رود ـ و برائے تشویق و ترغیب اہالی سالانہ در جشن پغمان نمائیش زراعتی مقرر نموده و انعامات برائے آن تعیّن بوده ـ که امید واثق می شود که این طریق ذریعهٔ تشویق کلی زارعین ـ و پیشرفت کامل در امور زراعت خواهد شد ـ و هرگاه طریق مذکور در هر نقطهٔ افغانستان استعمال شود ـ و علاوه بر این آلات جدید و طریق استعمال آن برائے شان فهمانده و نشان داده شود ـ البته که زیاده موثر خواهد گردید ـ رسم قلبه کشی که سالانه در ماه حمل در نواح شهر کابل اجرا می یابد ـ ذریعهٔ تشویق زیاده زارعین گردیده است. صنعت و حرفت اگرچه در میدان صنعت و حرفت تا حال افغانستان پیشرفت کافی نه نموده و کوشش بلیغ و همت صمیم درین باره برایش از بس ضروری است ـ زیرا که محض زراعت برائے جمله ضروریات یک ملک هرگز کافی شده نمی تواند ـ و بودن صنعت و حرفت یکی از ضروریات اهمّ هر مملکت بوده ـ چنانچه حکومت درین موضوع متوجه و کوشان بوده ـ که تا حال کارخانه جات چند ذیل را مهیّا نموده ـ یعنے کارخانه تکه بافی ـ بوٹ دوزی ـ توپ ابتداے مکان درس نمبر ۱۰ --- page 84 --- افغانستان چهارم رشدیه ۸۱ و تفنگ سازی - وغیره. لذا امید است که آتیا تعداد آن عجالتا تزئید خواهد گردید. و کارخانه جات فابریک بکثرت تأسیس خواهد شد - علاوه براین حکومت بعض اصول پروٹیکشن ر(Protection) یعنے محافظت صنعت ملکی را نیز کار بند گردیده است. (۱) بتوسط محصول گزاف بر اموال خارجه ، تا کارخانه جات و صنعت ملک را از رقابت مالهاء خارجه تحفظ کرده بتواند. (۲) ذریعہ قانون ۔ کلے مامورین را مجبور به پوشیدن و استعمال کردن تکه ہائے وطنی سازد- تا باعث پیش رفت و ترقی صنعت وطن گردد. افغانستان چون مواد خام صنعتی را در نفس خود بمقدار کافی دارد. که اگر کوشش جدی برائے آن کرده شود - امید که آئیتہ آن خیلی امید افزا خواهد بود و بعوض اینکه اسباب صنعتی را از خارج برائے خود بطلبند۔ وارائے این خواهند گردید که اسباب صنعتی ملک خود را بخارج بفرستند. و چون ببازار ہاء ملک ہند قریب ہستند ۔ رقابت با دول خارجہ بآسانے کرده می توانند. --- page 85 --- افغانستان چهارم رشدیه ۸۲ صنعت موجوده (۱) پوستین سازی:- در شهر کابل و غزنی پوستین ہا اعلیٰ ساخته می شود پوستین غزنی بهترین پوستین ہاء افغانستان محسوب شده ـ که بخارج نیز برائے تجارت فرستاده می شوند ولی طریق دباغی و ساختن آن بمان اصول قدیم جاری است قالین و پارچه بافی:- قالین اعلیٰ در علاقہٴ ترکستان و برک خوب در علاقہ ہزارہ جات ساخته می شود ـ قالین افغانستان در خارج بقیمت خوب بفروش میرسد ـ گلیم پتو ـ و دیگر سائر چیز ہائے پشمی در مضافات مختلفہ ساخته می شوند ـ در کارخانہ شہر کابل تکہ ہاء پشمی وغیرہ بسیار اعلیٰ بافته می شوند ـ ولی مقدار آن برائے ضروریات کُل اہالی ناکافی است . تفنگ و اسلحہ سازی:- بر پیمانہٴ بزرگ در کارخانہ خود شہر کابل ساخته می شود . بوٹ و موزہ:- بوٹ و موزہ اعلیٰ در کارخانہٴ کابل دستیاب می گردد . علاوہ ازین ساخت ظروف مسی شہر قندہار و غزنی خیلی شُہرت دارد . --- page 86 --- افغانستان چهارم رشدیه ۸۳ زراعت و صنعت درین جا مناسب دیده میشود که زراعت و صنعت را از نقطهٔ اقتصادی با یک دگر مقابله و مقایسه باید کرد - تا از فوائد صنعت مطلع گردیده در توسع و بسط آن کوشش بیشتر بر روئے کار آید . (۱) مسابقت و رقابت که هر چند باعث ترقی شمرده شده است- در زراعت نسبت به صنعت کم نمایان است - کاشتکار بیچاره مجبور است که پابند زمین خود باشد - ولی برعکس این صنّاع آزاد است - که به آزادی از یک جا بدیگر جا حرکت تواند یعنی در هر جائی که فائده بیشتر بیند می رود . (۲) کار و بار زارع بیشتر مفوض بقدرت است - یعنے بر آب باران و دیگر قوائے طبعی که برائے زراعت مفید یا مضر ثابت شده - پس درین صورت کار زارع بیشتر در معرض خطر است - و صانع درین خصوص فی الجمله مصئون و مأمون است . (۳) صنعت نسبت به زراعت بر پیمانهٔ وسیع تر ممکن است - و علاوه ازین گنجائش تخصیص در زراعت کمتر است . --- page 87 --- افغانستان چهارم رشدیه ۸۴ (۴) زراعت مربوط بموسم است ـ که هر چیز را بوقت معین آن کشت باید کرد ـ و صنعت ازین قیودات آزاد است . (۵) در زراعت قانون تقلیل حاصل بطریق کامل کار می کند ولی در صنعت قانون تکثیر حاصل جاریست . (۶) کار در ملک زراعی بیشتر غیر منتقل می باشد ـ زیرا که قطعه اراضی را گذاشتن و به دیگر منطقه رفتن و آن را آباد نمودن خیلی مشکل و دشوار می باشد ـ و در صورتیکه زارع صاحب زمین نیز باشد ـ در صورت مذکور برایش اشکالاتی پیشی در پیش است ـ و در ملک صنعتی نقل کار بسی آسان و سهل است ـ و اگر چیزی مانع آن باشد ـ البته که بجز از جهالت ـ لاعلمی ـ افلاس ـ و پابندی عادات قدیمه دیگر چیزی نخواهد بود . (۷) فوائد صنعت بیشتر از زراعت است ـ پس چون دو ملک در بین خود اکثر تبادل اسباب زراعی و صنعتی را دارند ـ اگر چه این تبادله بفائده طرفین عاید است ولی فائده ملک صنعتی نسبتاً بیشتر خواهد بود . (۸) در ملک صنعتی چون ثروت پیشتر پیدا می شود ـ بمقابل ملک زراعتی مردم در آن جا بآرام زندگی بسر میبرند . --- page 88 --- ۸۵ افغانستان چهارم رشدیه (۹) ولی ازین مقابله این نباید دانست. که زراعت را نظر انداز باید کرد. بلکه برعکس آن چون صنعت یک ملک ترقی می کند. زراعت نیز باید که همقدم آن باشد. یعنی زراعت نیز باید که مثل آن ترقی پیدا کند. چراکه بودن هر دو دوش بدوش برائی تمدن و ثروت ملک خیلی ضروریست. زیراکه اگر یکی ازین هر دو کار کرده شود چندان فائده از ان حاصل نخواهد شد. در صورت محض زراعت ملک عموماً مفلس می باشد و در صورت محض صنعت خوبی ها زراعت: یعنی آزادی مردم. تربیه و نشو و نما جسمانی خود اعتمادی وغیره کم شده می رود. و مردم طبقه اوسط روز بروز کم شده دو طبقه باقی میماند یکی از سرمایه داران و دوم از کارکنان. چنانکه در اروپا امروزه اسباب بسیار مشکلات و شورشهاست. تجارت:- کابل از زمان قدیم مرکز تجارت بوده. ولی درین سالهای چند تجارت آن ترقی فوق العاده نموده. که صادرات آن از قرار ذیل اند. پوست قره قلی فواکهات تازه و خشک از قبیل بادام. کشمش. چلغوزه وغیره قالین. گلیم. پوستین. پتو وغیره:- واردات:- اسباب آهنی. چون موتر. بائسکل. تفنگ --- page 89 --- افغانستان چهارم رشدیه ٨٦ ماشین ها - پارچه جات : - پشمی - نخی - ابریشمی - ادویات - تیل نفت و پترول - اسباب چینی - لوازم تعلیمی - اسباب فیشن - چرم - قند - چاء وغیره . تجارت بتوسط موتر - شتر - یابو - خچر وغیره جاری است - کابل بسائر نقاط ولایات خود براه ہائے کلان و سڑک ہائے عمده ملحق است - محصولات گمرکی آمدنی خوبی دارد . شهر کابل شهر کابل پائتخت حکومت افغانستان است - در دامن کوه آسمائی و شیر دروازه بر هر دو جانب رود کابل در گوشهٔ جنوب غرب وادی واقع است عرض البلد آن ٣٤ درجه ٣٠ دقیقه شمالی و طول البلد ٦٩ درجه و ۱۸ دقیقه شرقی است از سطح بحر تخمیناً شش و نیم ہزار فٹ بلند است ارتفاع کوه آسمائی ٦٧٩٠ فٹ و از شیر دروازه ٧١٦٦ فٹ است محیط شهر تقریباً ٦ میل است - در زمان قدیم دورا دورش فصیل بوده دارای هفت دروازه بتفصیل ذیل (۱) سردار - (۲) پیت (۳) ده افغانان (٤) ده مزنگ (۵) گذرگاه (٦) جَبَر (۷) لاهوری - که حال از فصیل و دروازہ ہائے آن بجز --- page 90 --- افغانستان چهارم رشدیه ۸۷ از آثار چیزی دیگری باقی نمانده . قلعه بالاحصار در جنوب شرق کابل بر بلندی ۱۵۰ فٹ واقع است . شهر کابل بطرف جنوب و شرق قابل توسیع نیست زیرا که کوه آسمائی و شیر دروازه آن را در بر گرفته ۔ محض در گوشه شمال و شرق گنجائش توسیع دارد . بازار ها :- بازار ہائے کابل عموماً تنگ ولی با رونق و سقف دار است ۔ بازار خرید و فروخت اش همواره گرم است ۔ و اہالی ہر قوم و ملک دران موجود و سکنه دارند - بعض دکان ہائے آن بطرز جدید ساخته شده ۔ و روز بروز تعمیر دکاکین طرز جدید رو بترقی و تزیید است . عمارات :- عمارت ہائے قدیمۂ کابل از خشت خام و گل ساخته شده ۔ ولی خیلی دیر پا و مستحکم هستند ۔ اگرچه دیوار ہائے برون آن خراب بنظر می آیند ولی صحن و اندرون عمارات خیلی قشنگ و منقش می باشد۔ و برائے روشنی و جریان ہوا روشن دانہائے کلان و متعدد داشته می باشند ۔ د حال در بعض حصه ہا ر شهر عمارات باصول جدید نیز تعمیر یافته . عمارات :- مشہور شہر کابل ۔ باغ بالا که قصر عالی را --- page 91 --- افغانستان چهارم رشدیه ۸۸ دارا است و منظر دلکش دارد باغات و چمن زار ہائے پر فضائے برکی رونق و شوکت آن را مضاعف نموده - در دامن همین باغ حکومت انگلیس سفارت خانهٔ خود را تعمیر کرده - وادئ چهار دہی از حیث مناظر دلکش و دلفریب خود یکی از وادئ بہترین دنیا بوده باغات و درخت ہای چنار بہر جانب و کنار آن بہار رونق آن را دو بالا ساخته قصر چهل ستون نیز در همین وادی واقع بوده - اعلیحضرت همایون بناء شهر جدید را که موسوم بدارالامان است نیز در همین خطه نزہت سما که نمونهٔ از بہشت است نموده - که اکثر عمارات آن بتکمیل رسیده یعنی قصر شاہی و اکثر عمارات وزارت که از حیث بزرگی و شوکت در کل افغانستان نظیر ندارد تقریبا به اختتام رسیده - کل عمارات این شہر بطرز جدید از ریچ و سیمنت د خشت پخته ساخته شده - مهندسین اروپائی خصوصاً جرمنی برائ نگرانی کار و نقشهٔ ساخت آن مقرر بوده - و بہر جانب آن سڑک ہائے خیلی وسیع و پخته ساخته شده می روند - چنانچہ جادهٔ کہ موسوم بنام سپہ سالار محمد نادر خان است و از کابل را بدار الامان ملحق می سازد بهترین سڑک ہاء این ملک است که عرض آن تخمیناً ۳۰ گز خواهد بود - بہر دو جانب آن درخت ہائے چنار غرس شده و اکثر مواقع آن بباغ ہار متنوعه تزین یافته امان الله خان --- page 92 --- افغانستان چهارم رشدیه ۸۹ راه پیاده روی بهر دو جانب و راه آهن در بین آن ساخته شده - که انشاء الله تعالی در عرصه قلیل این شهر مبارک با عظمت به لباس اختتام متحلی خواهد گردید و یکی از عمده ترین امصار دنیا چه از حیث منظر خوش اثر قدرتی و چه از روی نظافت و تجلیل امکنه و رونق عمارات بشمار خواهد رفت. ارگ مبارک بطرف شمال شهر کابل واقع - ونشیمن ذات ستوده صفات شاهانه - دورا دور آن را خندق احاطه نموده از جمله عمارت های ارگ بعض عمارت را شهریار رؤف به نشیمن وزارات عالی بذل و احسان فرموده - موزیم را نیز درین موضوع شرف وقوع داده - قصر دلکشا و سلام خانه نیز در شمال شرق ارگ واقع بوده - علاوه بر این عمارات مشهور کابل از قرار ذیل اند:- (۱) قصر شهر آرا - (۲) باغ بابر که الحال سفارت خانه المان است - (۳) زین العمارت سفارت خانه ایتالیه - فرانسه - ترکیه - ایران - وزارت معارف - وزارت حربیه - وزارت خارجه وغیره مساجد و حمام های اعلی و سرائی های تجارتی بکثرت موجود است - باغات سیب - انگور - ناک - بهی - شفتالو - زرد آلو و دیگر فواکهات در هر طرف شهر کابل بکثرت رونق نما است . شهر کابل بلدیه هم دارد - که تعیّن وتخصیص بازار های --- page 93 --- افغانستان چهارم رشدیه ۹۰ عادی و بازارها بزرگ موسمی و قبرستان ها و دیگر اشیاء که بر صحت عمومی تعلق داشته باشد - چون صفائی تقسیم آب پغمان ذریعه نل ها- روشنی برق وغیره از جمله وظائف آن بوده - که در عرصه اندک بسیاری از سرک های شهر پخته شده - و آب نل و روشنی برق تقریباً در هر گذر و کوئی آن رسیده . که باعث و آرام و مفاد ساکنین شده . شهر شهیر کابل مرکز علم و ادب است - مکاتب متعدد در هر گوشه شهر تأسیس یافته - که علوم جدیده و لسان های اروپائی چون انگلیسی - فرانسی - المانی و سائر دیگر زبانهای شرقی دران تعلیم داده می شود . مکاتب عالی نیز دارد- که تفصیل آن از قرار ذیل است: (۱) مکتب اعدادیہ امان (۲) مکتب مبارکۂ حبیبیہ (۳) مکتب دار المعلمین (۴) مکتب امانیۂ (۵) مکتب امانی (۶) مکتب حکام و اصول دفتری (۷) مکتب رسامی . کابل از زمان قدیم مرکز تجارت تصور کرده می شد - بابر در تزک خود بسیار تعریف کابل را نوشته - اگر چه بعد از جنگ پانی پت پائتخت اش دهلی بود ولی او دائماً بطرف کابل مائل بود - و مناظر دلکش این شهر مبارک همواره او را بی قرار ساخته بود - پس همین وجه بود که بعد از مرگ او را --- page 94 --- ۹۱ افغانستان چهارم رشدیه در باغ خودش متصل شهر کابل ساخته بود دفن نمودند. که باغ مذکور تا امروز بنام باغ بابر موسوم است . در شهر کابل زبان فارسی بیشتر مروج و گفته می شودـ ولی اقوام مختلف نیز در کابل آباد و مسکون اند ـ تعداد نفوس آن زاید از صد هزار بوده . غزنی شهر غزنی در گوشه جنوب غرب بمسافت ۸۰ میل بر سڑک کابل و قندہار واقع است طول البلد آن ۶۸ درجه و ۲۰ دقیقه شرقی و عرض البلد ۳۴ درجه و ۳۴ دقیقه شمالی است۔ ارتفاع آن از سطح بحر ۷۷۳۰ فٹ بوده . شهر قدیم غزنی که در قرن دوازدہم از دست علاؤ الدین جہانسوز ویران و بر باد گردیده بطرف شمال شرق شهر موجوده بمسافت ۳ میل واقع است و آثار عمارات قدیم بر پیمانهٔ وسیع ظاہر است ـ در ہیمن جا مقبرهٔ مبارک حضرت سلطان محمود غزنوی موجود است که نه صد سال دوام کرده است ، شهر غزنی در ایام سلطنت غزنوی ہا خصوصاً در عہد حکومت سلطان محمود غزنوی رونق زیاد داشت ـ چنانچه وسعت حکومت این دولت وسیع از دجله تا گنگا بود . علماء ـ و شعراء آن ـ چون فردوسی ـ فرخی ـ --- page 95 --- افغانستان چهارم رشدیه ۹۲ اسجدی - عنصری بوده ـ که در ادبیات زبان فارسی خدمات نمایان کرده . دورادور شهر فصیل بر جدار بوده که تا حال موجود است که محیط آن تخمیناً یک میل است (۱۷۵۰ گز) و گرداگردش خندق حفر نموده اند ـ که از رود غزنی که بمسافت ۱۲ میل از گوشهٔ شمال غزنی برآمده است می گذرد . رود غزنی بعد از مسافت ۸۰ میل بجانب جنوب غزنی در غدیر آب استاده می ریزد . خانها و بازارهای آن چون سائر بازارهای این ملک ساخته شده ـ تعداد نفوس آنرا اندازه کردن مشکل است زیرا که در زمستان عدهٔ کثیر اهالی آن برائی تجارت بجانب هند میروند و در تابستان پس عودت می نمایند مرکز تجارت اقوام از قرار ذیل است ـ که از درهٔ گومل بهند تجارت می کنند : ـ (۱) ناصر (۲) اندر (۳) پوئیزه (۴) سلیمان خیل (۵) و دیگر قبائل غلزئی علاوه از قبائل فوق قبائل درانی ـ تاجک و هزاره نیز در شهر غزنی مسکن گزین اند ـ خانه های هزاره تا ۲۵۰ و از اهل هنود تا ۲۰۰ تخمین کرده شده . اراضی غزنی بسیار زرخیز است ـ گندم و جو در مقدار کثیر حاصل می گردد ـ که بکابل نیز فرستاده می شود ـ علاوه ازین اراضی --- page 96 --- افغانستان چهارم رشدیه ۹۳ مزرعه چراگاه خوب نیز دارد غزنی میوه ہائے بسیار و اعلیٰ دارد۔ چنانچه سیب غزنی از سیب قندہار بسیار بهتر است . آب و ہوائے غزنی :- برائے چند ماہ بسیار خنک می باشد ۔ و برف تا پنج ماہ یعنی از نومبر تا مارچ بر زمین افتادہ می باشد ۔ طوفان باد نیز دارد ۔ در ماہ دسمبر و جدی ، زمین تا ۳ فٹ از برف پوشیدہ می گردد۔ حتیٰ کہ راہ رفت و آمد تقریباً مسدود می شود ۔ و این برف تا ماہ حمل قیام پذیر می باشد۔ ولے بہار غزنی خیلیے خوشگوار و نزہت آثار است ۔ چنانچه گلہاء رنگا رنگ قدرتی بادیہ ہا و میدان ہار آن را مزین می سازد ۔ اگر چه باران بسیار می بارد ولے ناکافی و غیر معین است ۔ خاک باد نیز دارد ۔ و تابستان اش عموماً گرم می باشد ۔ ولی نسبت بہ تابستان کابل و یا قندہار گرمی آن کم است . بعض سالہا از باعث شدت سرما و برف باری عدۂ از انسان ہا و حیوان ہا تلف می گردند ۔ آوردہ اند کہ در زمان قدیم نام این شہر زابل بودہ و یک شہر بارونق بود ۔ ولے شخص کہ بار اوّل این را ترقی دادہ بر اوج رفعت رسانید ہمانا کہ سلطان محمود بود اما در ۱۱۵۹ از دست علاؤ الدین جہانسوز ویران و مسمار گردید ۔ و بجز از چند قبورے کہ یکی ازان سلطان مذکور است و دو برج قلعه کہ بلندی آن ۱۵۰ --- page 97 --- افغانستان چهارم رشدیه ۹۴ است چیزی دیگر بجا نماند. امید می رود که شهر شمیر غربی بار دگر در عصر اعلیحضرت امان الله خان غازی بتوجه تمدن شعارانه شان ترقی باخته خود را باز حاصل خواهد کرد - و بند سراج باعث پیشرفت ترقی تجارت آن خواهد گردید. بامیان وادی بامیان بمسافت ۵۵ میل در شمال غرب کابل متصل مقام تلاقی کوه بابا و هندوکش واقع است - ارتفاعش از سطح بحر ۸۴۰۰ فٹ است - دره بامیان با حاجی گک بسیار سنگلاخ و مشکل گذار است - و در بعض جاهها بلندی آن تا ۱۲ ہزار فٹ میرسد - از همین راه سکندر اعظم گذشته بود - شهر بامیان را چنگیز خان مغولی در ۱۲۲۲ تباه نمود - که اثرات آن تا امروز دیده می شود. بامیان از نقطه تاریخی اهمیت زیادی را دارا بوده چنانچه مغاره ها بزرگ و بتها طویل و عظیم الجثه تا امروزه روز بوده که ترقی و ترفیع گذشته آن را مشاهد و ثابت اند - از معدنیات کوه های آن معمور است - بامیان ذریعه سڑک پخته بکابل ملحق شده - و رفت و آمد موتر ها بر آن جاری --- page 98 --- ۹۵ افغانستان چهارم رشدیه بوده اگر حفریات درین جا بروئے کار آید ـ البته که از اثرات تواریخ قدیمه معلومات زیاد بدست خواهد آمد . پغمان این شهر ایلاق حکومتی است ـ در دامن کوه بمسافت ۱۸ میل در غرب کابل واقع است ـ بلندئی آن از سطح بحر تخمیناً هشت هزار فٹ بوده ـ رقبه دره پغمان تقریباً ۳ یا چهار میل خواهد بود ـ و بشهر کابل ذریعهٔ یک راه پخته ملحق است ـ که بهر دو جانب آن بفاصله ها مناسب درخت ہاء چنار استاده ـ سڑک خود پغمان خیلی فراخ و صاف ساخته شده آب و ہوائے پغمان بسیار خوش گوار صحت افزا است ـ ہر منطقه آن بخود جدا یک نظارهٔ دلکش خوش نما دارد ـ عمارات مزین و منقش که بطرز جدید در هر گوشه آن ساخته شده ـ منظر دلپسند و خوبی خدا داد آن را یک بر دو ساخته ـ در وسط آن چهار سور واقع است که بطرف گوشهٔ شمال شرق آن یک مسجد عالی بنا یافته ـ قصر اعلیحضرت همایونی در حصهٔ شمال آن ساخته شده ـ ہوٹل ہاء پغمان از حیث نظافت و مناظر دل کش بخود نظیری ندارند . --- page 99 --- افغانستان چهارم رشدیه ۹۶ جبلُ السّراج بمسافت تقریباً ۵۰ میل در گوشۀ شمال کابل واقع است و کارخانۀ برق کابل در همین جا بنا یافته- تکه هاء جبل السراج بوجه خوبی و نفاست شهرت حاصل کرده - درّه هاء دیگر مشهور این ولایت قرار ذیل اند:- (۱) شکر دره - (۲) استالف (۳) ریزه کوهستان - (۴) پنجشیر - (۵) گل بهار و غیره - ولایت قندهار در ولایت قندهار حکومتّے هاء ذیل مربوط است - (۱) حکومتی قندهار (۲) حکومتی کلان پشت رود (۳) حکومتی کلان ازرکان . قندهار :- یکی از کلان ترین شهرہائے افغانستان بمسافت ۱۲۵ میل از کوئٹہ و ۳۱۵ میل از شهر کابل واقع است - عرض البلد آن ۳۱ درجه و ۳۷ دقیقه شمالی وطول البلد ۶۵ درجه و ۴۵ دقیقه شرقی است - از سٹیشن چمن نو ۶۵ میل بجانب مغرب است - ارتفاعش از سطح بحر ۳۵۰۰ فٹ است - ہرات بجانب شمال غرب آن بمسافت ۳۰۰ میل واقع است قندہار در یک وادیئے کلان و زرخیز وسیع اِشاعت ۱۔ ایجوکیشن. --- page 100 --- ۹۷ افغانستان چهارم رشدیه آباد است - در جنوب غرب آن اراضی زر خیز که وسعت بسیار دارد در شمال غرب سلسله کوه پست تا ۱۰۰۰ فت بلند واقع شده است - شکل شهر تخمینا مانند یک مستطیل است - طول آن شمالا جنوبا و محیط آن ۳ میل و ۱۰۰۶ گز - بچهار دور آن خندق حفر نموده که ۲۴ فت عریض و ۱۰ فت عمیق است - و عرض فصیل آن متصل بنیاد ۱/۲ ۲۰ فت و در آخر بلندی ۱/۲ ۱۴ فت و ارتفاع ۲۷ فت است - اگرچه این دیوار از گل ساخته شده ولی بغایت مستحکم و استوار است - طول دیوار غربی ۱۹۷۷ و شرقی ۱۸۱۰ جنوبی ۱۳۳۵ شمالی ۱۱۶۴ گز می باشد - و چهار دروازه بزرگ در خود دارد - دروازه بار درانی و کابل بجانب شکار پور در جنوب هرات و توپ خانه در غرب عیدگاه در شمال - بار-درانی و توپ خانه دروازه ها خورد اند - حفاظت و نگاهبانی هر دروازه بذریعه برج ها مستحکم کرده می شود - از دروازه هرات بازاری رأسا بدروازه کابل میرود - هم چنین راه دیگر از جنوب یعنی از دروازه شکار پور مستقیما بطرف شمال رفته - و سرک اول الذکر را به زاویه قائمه تقاطع می کند- و شهر قندهار را در چهار حصه تقسیم می سازد - راه دیگر تا قلعه رهبری می کند - این قلعه در گوشه شمال شهر و در جنوب توپ خانه واقع است - در غرب آن مقبره احمد شاه ابدالی است- --- page 101 --- افغانستان چهارم رشدیه ۹۸ که قبۀ مرصع و مزین و منارها خوشنما دارد ـ در همین مقبره دروازه مقبرۀ دیگری است که از اولاد احمد شاه می باشد . خرقۀ مبارکه و مطهرۀ حضرت رسول اکرم این شهر را تقدیس خاص بخشیده مرکز را که راه دروازۀ هرات و شکار پور بهمدیگر تلاقی و اتصال می کند ـ چهار سومی نامند که در ان جا گنبد ی ساخته شده ۵۰ گز محیط ـ و نیز در همین منطقه بعض از حمام ها ر مشهور و معروف این شهر ساخته شده ـ خانهای قندهار عموما از خشت خام تعمیر شده ـ سقف شان هموار می باشد ـ و بسیار کم آن دو منزله می باشند ـ خانهای مردم متمول باغات و تالاب نیز داشته می باشند ـ و مثل خانه های شهر کابل از طرف اندرون مزین و منقش می باشند . سڑک ها ر شهر و خصوصا همین چهار سڑک خیلی وسیع و بزرگ اند ـ هر دو جانب آن درختان سایه دار غرس شده ـ دکاکین و عمارات عالی تعمیر شده . دکان ها پارچه فروشی در شرق بازار شکار پور بوده و در همین جا دکان ها ر زین سازی و آهنگری نیز موجود اند ـ از چهار سو بجانب شمال دکانات اہل ہنود دیده می شوند که کار تبادلۀ روپیه یعنی ہنڈوی را می کنند ـ بطرف بازار هرات دکان ها مسگران است ـ در همین موضع دکانهای خیاطاں --- page 102 --- افغانستان چهارم رشديه ۹۹ و بوٹ دوزان نیز می باشد. در گوشۀ شمال بازار شاهی بازار علف و در شمال شرق بازار گاو فروشے است . اهالی :- از قبائل مختلفه چون بارک زئی دُرانی - نورزائی درانی - پوپل زائی و غلزائی آباد اند ـ انگس هملٹن تعداد خانه ہائے ہر یکے را در کتاب خود موسوم به افغانستان چنین می نگارد . (۱) بارک زئی . . . . . ۹۴۰ خانه (۲) نور زائی . . . . . ۶۰۰ " (۳) الکو زائے . . . . . ۶۵۰ " (۴) پوپل زائے . . . . ۶۰۰ " (۵) مکو زائے . . . . . ۱۰۰ " (۶) بادر زائے . . . . ۱۵۰ " (۷) سعدو زائے . . . . ۱۰۰ " (۸) کلیزائے . . . . . ۳۵۰ " (۹) خروئے . . . . . ۲۰۰ " (۱۰) غلزائے . . . . . ۱۰۰ " (۱۱) با میزائے . . . . . ۴۰۰ " (۱۲) سرمائے . . . . . ۲۰۰ " " Afghanistan " by Angus Hamilton, Page 194. --- page 103 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۰۰ (۱۳) اسماعیل زائی ... ۱۰۰ خانه (۱۴) ترک ... ۵۰ " (۱۵) بابر ... ۲۰۰ " (۱۶) اچک زائی ... ۱۵۰ " (۱۷) اسحاق زائی ... ۶۰۰ " (۱۸) کاکڑی ... ۵۵۰ " (۱۹) علی زائی ... ۲۰۰ " (۲۰) خوگ زائی ... ۱۵۰ " (۲۱) بساک زائی ... ۱۰۰ " (۲۲) مادو زائی ... ۱۵۰ " (۲۳) پارسیوان ... ۱۲۴۰ " (۲۴) پاربان ... ۱۰۰ " (۲۵) دولت شاہی ... ۵۰ " (۲۶) اکا خیل ... ۵۰ " (۲۷) کشمیری ... ۱۰۰ " (۲۸) ہندو ... ۳۰۰ " علاوہ ازین قبائل بسیار دیگر در آن جا مسکن گزین اند- و تعداد خانها زائد از ۲۰۶۰۰ است و تعداد نفوس بالغ به پنجاه هزار نفر می شود- درین چند سال ها --- page 104 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۰۱ قندهار بباعث تجارت ترقی فوق العاده نموده ـ چنانچه تجارت و صنعت آن یوماً فیوماً رو بترقی و تزئید است ـ و نیز هملٹن دکان های قندهار را چنین تقسیم نموده :ـ (۱) دکان های ابریشم فروشی ٠ ٠ ٠ ٠ ٠ ۲۰۱ (۲) ״ ظروف ״ ٠ ٠ ٠ ٠ ۱۳۵ (۳) ״ شیرنی و شیر فروشی ٠ ٠ ۱۷۰ (۴) ״ قصابی ٠ ٠ ٠ ۲۳۱ (۵) ״ اشیای مختلفه ٠ ٠ ٠ ٠ ۳۸۵ حالت اہل هندوی قندهار بسیار خوب است ـ تقریباً کل تجارت در دست آن ها است ـ امور تجارت شان را ساً به بمبئی و کراچی مربوط است ـ در قندهار غله هر قسم بافراط پیدا می شود ـ که برائے اهالی آن کافی است ـ گندم ـ جو ـ و حبوب دیگر انگوزه ـ و سبزی های گوناگون ـ تمباکو ـ میوه جات خصوصاً انگور ـ انجیر ـ سیب ـ زردالو انار بوفور پیدائش دارد ـ صادرات قندهار از قرار ذیل است :ـ میوه خشک و تازه چون انگور ـ خربوزه ـ انار ـ کشمش ـ انجیر و غیره :ـ پشم ـ پنبه ـ روغنیات ابریشم ـ بنفشه ـ زیره ـ تمباکو ـ قالین ـ پوستین وغیره ـ واردات :ـ نیل ـ چرم ـ تکه ها : پشمی ـ ابریشمی ـ سخی ـ آهن ـ --- page 105 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۰۲ آلات آهنی - مس - تار - کاغذ - مصالحهٔ دیگ - قند - چای - تیلِ خاک - ادویات - نمک - بوت - ظروف چینی و غیره . قندهار از حیث تجارت بزرگترین مرکز افغانستان است- و واردات گمرکی خوب دارد - و آتیهٔ تجارت آن خیلی امید افزا است - و یقین که عنقریب یکی از مراکز مهمی تجارتی شرق خواهد گردید - چرا که میدان تجارت و صنعت آن بسیار وسیع است - علاوه بر این قندهار اسپ و گاو های خوب دارد . آب و هوای قندهار : نسبت به آب و هوای کابل و غزنی ملائم است - زمستان آن خیلی دلکش و صحت افزا می باشد - و خنک بسیار ندارد - بهار قندهار بهترین موسم آن بوده - کوه ها خشک و برهنه در گوشه شمال و غرب آن نمودار است از همین سبب هوای گرم در موسم تابستان ازان جانب می وزد - درجهٔ حرارت صبح و شام قندهار فرق نمایان دارد - که بعض اوقات تفاوت آن تا چهل درجه نیز میرسد - در زمستان خصوصاً در ماه دسمبر - جنوری و فروری یعنی ( جدی - دلو - حوت) هوا ابر آلود می باشد - و باران نیز می بارد - طوفان باد و هوا عموماً واقع می شود - برف باری گاه گاه دیده می شود . --- page 106 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۰۳ درجه حرارت هوا در زمستان ساعت ۶ صبح + ساعت ۱ روز + ساعت ۸ شب بیرون در هوا ۵۷ - + در آفتاب ۱۱۵ در سایه ۵۹ - + در هوا ۳۲، ۶۱ } زیاده ترین " ۸۱ - ۳۶ - . . . + آفتاب ۴۵، ۷۸ در سایه ۱۵، ۲۹ + " ۴۴، ۴۴ } اوسط " ۱۵ . . + آفتاب ۲۰، ۳۶ سایه ۳۲ + " ۳۱ } کمترین درجه حرارت در بهار ساعت ۴ صبح . . - + ساعت ۱ روز . . . + ساعت ۸ شام در هوا ۷۸ . . + آفتاب ۱۳۹ در سایه ۸۵ + در هوا ۸۵ } زیاده ترین " ، ۵۶، ۷۳ + آفتاب ۱۱،۵۰ در سایه ۷۰، ۸ + " ۲۵، ۶۹ } اوسط " ، ۴۱ + آفتاب ۷۸ در سایه ۵۳ + " ۲۵، ۴۴ } کمترین درجه حرارت در تابستان ساعت ۴ صبح . . . + ساعت ۱ روز . . . + ساعت ۸ شام در هوا ۸۶ + در آفتاب ۱۵۰ در سایه ۹۶ + در هوا ۹۴ } زیاده ترین " ۷۲ + آفتاب ۲۰، ۱۳۶ سایه ۱۰، ۸۷ + " ۱۵، ۸۶ } اوسط " ۶۳ + آفتاب ۱۰۵ سایه ۸۲ + " ۷۷ } کمترین در بهار هوا خوش گوار و ابر آلود می باشد - باران نیز می بارد --- page 107 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۰۴ ولی کم - شب ها عموماً غبار آلود می باشند - در نصف بهار هوا گرم شده می رود - در وقت شب شبنم و بوقت روز طوفان خاک می وزد - تابستان قندهار چون تابستان کابل باران ندارد - و از جانب غرب ہوائے گرم می وزد - طوفان خاک بسیار وارد در قندهار امراض کم است - و مشهور آن از قرار ذیل اند - تپ ها مختلفه - چیچک - استخوان دردی - سل و غیره : قندهار از زمان قدیم مرکز تجارت و صنعت و حرفت بوده چنانچه آورده اند که این شهر را بار اول راجه گندھار بنا نهاده که از نام همین شخص اسم قندهار یافته ولی بعض بر آن اند که سکندر اعظم بار اول این را تأسیس کرده و اسکندریه نامیده - چنانچه از آثار عتیقه قندهار ها پر است - در قندهار معدن طلا - سرمه - زاک - سرپ - سنگ شاہ مقصود که بکار تسبیح می آید - ابرق - گچ - نوشادر موجود است - معدن مومیائی نیز کشف شده - دو میل بجانب شمال در یک میدان کان طلا موجود است - زبان اہالی قندهار عموماً پشتو یعنی افغانی است - چنانچه افغانی قندهار خیلی شیرین است و در تلفظ آن بعض حروف مخصوص مثل گ و ښ که از پستو ر سمت مشرقی تباین و و مفروق است در خود دارد - افغانستان ایندکس --- page 108 --- ۱۰۵ افغانستان چهارم رشدیه اهالی اش قوی الجثه و فعّال اند ـ و برائے ترقی تجارت و زراعت خیلی کوشان اند ـ در تعلیم نیز کوشش می نمایند ـ مکتب رشدیه دران جا نیز تأسیس شده ولایت هرات در ولایت هرات مقامات ذیل مشهور اند ـ هرات ـ غور ـ سبزوار ـ غوریان ـ کشک قلعهٔ نو وغیره . شهر هرات خراسان را صدف دنیا و هرات را مروارید آن شمرده اند. بر عرض البلد ۳۴ درجه ۲۶ دقیقه شمالی و طول البلد ۶۲ درجه و ۸ دقیقه مشرقی واقع است ـ ارتفاعش از سطح بحر ۲۶۵۰ است ـ هرات مرکز تجارت است و این را بعض وقت کلید هند نیز می نامند ( Key to India ) قندهار بمسافت ۳۶۰ میل در جنوب شرق و کابل در سمت شرق بمسافت ۵۵۰ میل بخارا در شمال به فاصله ۶۰۰ میل و خیوا بمسافت ۷۰۰ میل از هرات واقع اند ـ ازین جا چهار راه بطرف ایران میرود . رقبه شهر هرات تقریباً یک میل است و مستطیلاً واقع است دورا دورش فصیل مستحکم و استوار استاده و گردوش خندق حفر --- page 109 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۰۶ نموده اند که عمق آن تقریبا ۱۸ فٹ عرض آن ۳۵ فٹ است دیوار شمالی دو عمارت دارد و ارگ نو در مرکز آن واقع شده است . از وسط شهر هرات چهار راه بطرف چهار جانب آن می رود و شهر را در چهار حصه تقسیم می نماید ـ در وسط شهر بمقام چهار سو تالاب بزرگ تعمیر شده و گنبدی بر آن ساخته شده ـ بازار های هرات سقف دار اند ـ عرض آن تقریبا ۱۵ فٹ است تفصیل بازارها از قرار ذیل (۱) بازار قندهار بطرف جنوب (۲) بازار خوش بطرف مشرق (۳) بازار عراق یا مشهد طرف غرب (۴) بازار ملک طرف شمال ـ و نیز شهر مذکور پنج دروازه دارد که نام های آن بقرار ذیل است :ـ در شمال دروازه ملک متصل ارگ جدید ـ در جنوب دروازه قندهار ـ در شمال شرق دروازه قطب چاق در شرق برج کشک ـ در غرب دروازه عراق :ـ هر چهار بازار فوق شهر هرات را در چهار محله تقسیم می کند (۱) طرف شمال محله قطبی چاق (۲) طرف جنوب محله مهمند ها یا برج خاکستر (۳) جانب مغرب محله بردرانیها (۴) طرف مشرق محله خواجه عبد الله مصری . در بازار قندهار دکان ها عطاری و بزازی موجود اند بمسافت ۳ میل طرف جنوب دروازه قندهار رود هری جریان دارد --- page 110 --- افغانستان چهارم رشده به ۱۰۷ و یک پل پخته بر آن ساخته شده ـ که دارای ۲۶ طاق ـ یعني رواق است . طرف شمال که بازار ملک است در انتهاء آن میدان واقع است که موسوم به پائین حصار است ـ و در همین موقع ارگ بلند با فصیل که دورا دور آن خندق حفر نموده اند استاده ـ و طرف شمال ارگ که دیوار شمالی شهر مي باشد حالا هموار نموده شهر نو بنا کرده اند ـ که اکثر عمارات و دکاکین آن به تکمیل رسیده آب در ابتدا از طرف شمال یعني محله قطبی چاق داخل شهر شده بعده در محله هاي دیگر تقسیم مي شود :- شهر حوض هاي متعدد دارد ولي در موسم بهار و گرما آب برکه ها قدري خراب مي شود ـ یعني کرم هاي ریزه ریزه دران پیدا مي شوند خانه ها هرات عموما گنبد دار است ـ چرا که چوب را یک قسم کرم موسوم به خوره مي خورد ـ باین سبب چون پوش سقف کم است ـ داخل شهر حمام هاي بسیار دارد ـ و هر حمام آن حوض دار است ـ یک حوض آن برای آب گرم که ده درده میباشد ـ و دیگري جهت آب سرد ـ که نسبت به حوض اول کوچکتر مي باشد حمام هاي آن خيلي فراخ و صفا میباشند ـ چهار باغ که نشیمن نائب الحکومت است در محله قطبی چاق واقع است ـ چرا که هوائی قطبی چاق از جمله حصه جات شهر بهتر و خوبتر --- page 111 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۰۸ است - در مقابل آن بدرجهٔ دوم هوائی محله خواجه عبد الله مصری است . مسجد جامع هرات یکی از عمارات نفیس ترینی بوده رقبه اش ۸۰۰ مربع گز است و دارای ۴۰۸ گنبد ۱۳۰ دریچه ۴ ۴ ۴ منار و ۶ دروازه و در آخر قرن ۱۵ تعمیر شده- هرات مزارات مشهور دارد که ازان جمله مقبره حضرت خواجه عبد الله انصاری - و حضرت عبد الرحمن جامی خیلی مشهور اند- قبور شهزادگان تیموریه و نیز قبر امیر کبیر دوست محمد خان رح درین جا است . آب و هوا :- در زمستان برفباری کم و باران کافی دارد زمستان هرات نسبت به زمستان کابل گرم تر است - و در بهار ۱۲۰ روز باد مشهور دارد ولی چهل روز آن نهایت تند است و هرگاه باد هاء مذکور نباشد البته که آب و هوائی هرات خیلی گرم خواهد بود - هوائی هرات بسیار صحت افزا است . پیداوار :- وادی هرات یکی از بهترین وادی هاء آسیا بشمار می آید طول آن تخمیناً ۲۰۰ میل بوده و رود هری از بین آن جریان دارد - زمین هرات بسیار زرخیز و شاداب است - آب برای زراعت و کشت کافی است بطرف جنوب غرب شهر اراضی بسیار دارد - و اکثر بتوسط کاریز سیراب --- page 112 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۰۹ می گردد نهر ها متعدد دارد و برائے آبیاری بسے مفید است. و تقریباً چهار صد مربع میل اراضی ذریعه این انهار سیراب می گردد - پیدا وار هر گونه بمقدار کثیر دارد که براے اہالئے آن کافی بل واقع است - همین وجه است که هرات را از حیث پیدا وار غله ذخیره جا، آسیاء وسطی نامیده اند . گندم و جو رجواری مگر کم) حاصل میگردد. برنج بر دوقسم ست نیلوفر- و پشتی - مگر قسم پشتی آن بهتر است - گندم هم بر دو نوع است یکی زعفرانی و دیگرے ثانیازی - پنبه قسم اعلئے دارد - سبزی ها گوناگون و بمقدار کثیر حاصل می شود. چون لب لبو - زردک - شلغم - کاهو - کرم - کچالو - بادنجان - بادنجان رومی و غیره :- میوها، هرات در افراط و لذات بے مثل است انگور تقریباً ۵۰ قسم است یک قسم انگور فخری است که تا وسط زمستان باقی می ماند - خربوزه نیز بر چند قسم - علاوه بر این انغوزه - ترنجبین - چهار مغز - انار - بہی - ناک - آلوبالو زرد آلو - شفتالو - انجیر - توت - آلوی سیاه - سیب مگر کوچک پستی رمیوه است بشکل امرود) پسته زرشک بسیار پیدا می شود. کوکنار نیز بسیار می باشد - درخت ها، بید و چنار متعدد دارد . صنعت و حرفت :- پارچه جات از قبیل کرک- برک- --- page 113 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۱۰ نمد - قالین - قناویز - و دیگر اجناس پشمی و ابریشمی به ممالک دیگر برای تجارت می رود - قالین و کرک هرات بسیار اعلیٰ می باشد - پوست قره قلی نیز برای تجارت بیرون فرستاده می شود . حیوانات :- مواشی چون اسپ - مرکب - گاو - گوسفند - به تعداد بسیار دارد - اسپ هرات خیلی قوی و کار آمد است . تجارت :- هرات از زمان قدیم مرکز تجارت بوده است اگر چه چند بار تجارت آن از باعث مزاحمات و اقدمات برباد شده - ولی بزودی رونق باختهٔ خود را باز حاصل نموده . صادرات هرات از قرار ذیل بوده :- قالین - برک کرک - قناویز - پوست قره قلی - میوه های خشک وغیره . واردات :- شال - نیل - قند - چیت - ململ - سامان چینی - ادویات وغیره . معدنیات :- کوه هار مجاور آن از معدن سُرب - آهن - نقره - معمور است - چشمهٔ تیل نیز کشف شده . اهالی شهر اکثر افغان - تاجیک اند - ولی یهود - و اهل هنود - هزاره و ترکمان وغیره نیز آباد اند - تعداد نفوس تخمیناً ۵۰ هزار است و رو به تزئید است - زبان اهالی شهر بیشتر --- page 114 --- افغانستان چهارم رشدیه 111 فارسی است. سبزوار :- مابین ہرات و فراه واقع است بمسافت ٩٠ میل از هرات و ٧١ میل از فراه است - بلندی آن از سطح بحر ٣۵۵٠ فٹ است - در جار که رود هری رود واقع است در قریب آن میدان وسیع است که محیط آن چهار میل است - اراضی بسیار زرخیز و شاداب است قلعه قدیم نیز دارد که طول آن ٢۵٠ گز است شهر سبزوار دارای فصیل است - و چهار دروازه دارد از قرار ذیل :- (١) دروازه عراق در غرب (٢) نشاپور در شرق (٣) ہرات در شمال - (۴) فراه در جنوب - محیط شهر ١/٢ ٢ میل است. فراه :- بر بلندی ٢۴٠٠ فٹ و بمسافت ١٧٠ میل به جانب جنوب ہرات واقع است - مسافت آن از گرشک ١۵٠ میل و از قندهار ٢٢۵ میل است - مربع شکل واقع است - و دورا دورش فصیل است. ترکستان افغانی موقع جغرافیائی - سطح و حدود آن :- ترکستان در وسط آشیا واقع است - ازین کشور بزرگ عبارت است که از حیث ادارهٔ امروزه بر سه قسمت منقسم است - ترکستان --- page 115 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۱۲ شرق که تعلق به سلطنت چین دارد ـ ترکستان غربی که ضمیمهٔ حکومت روسیه است ـ و ترکستان جنوبی یا ترکستان افغانی :- ترکستان افغانی در بین دامنهٔ کوه های پامیر ـ دشت مغان ـ دامنهٔ کوه های شرقی و جنوبی هندوکش واقع است ـ سطح ترکستان افغانی از ده هزار چاقریم مربع (که مساوی به فرسخ) عبارت است اهالی ترکستان افغانی بقدر دو ملیون بوده که نیمهٔ آن ترک و باقی افغان تاجیک و ایرانی می باشند . علاوهٔ اهالی ترکستان بطرز کوچگی زندگی می نمایند ـ زمین شان اکثراً از کوهستان و هامون عبارت بوده که قابل پرورش چهارپایان می باشد . سطح ترکستان :ـ سطح ترکستان خیلی گوناگون است مثلاً یک طرفش از وادی های پست عبارت بوده ـ و جانب دیگرش از کوه های بلند و بزرگ ـ طرف شمالش عموماً زمین هموار و صحرا ها خشک و خالی واقع بوده و طرف شمال غربی اش سطح کشاده و هموار که از هامون ها گل زرد پر است افتاده و رفته رفته بوادیها سیاه خاک مبدل می شود و از دامنهٔ کوه اورال و سواحل بحر خزر شروع شده ـ تا ۱ کوچری ـ غالباً بحرف وطن مان کوچی خواهد بود . اشرف نشان / عکس . --- page 116 --- ۱۱۴ افغانستان چهارم رشدیه سواحل بحر و بحر سیاه امتداد دارد. این سطح کشاده برای ترکان قدیم دروازه بوده که بواسطه آن از اقصای آسیا حرکت نموده به اروپا داخل می شدند. قغانهای با شوکت - دقهرمان ترک و تاتار- همچو بالامیر - آتیسلو - جوجی - چنگیز - هلاکو - تیمور لنگ ازین سطح فراخ اقوام ترک و تاتار را با اروپا سوق می دادند. این سطح بسیط از حیث موقع جغرافیائی تاریخی- اقلیم هوا- با ترکستان اصلی علاقه دارد. چنانکه یکسان بودن ارتفاع آن زمین ها از دریا - پقری آن ها از حیث طبیعت - خشکی و بی آبی - تبادل سریعانه هوا - و موافقت سائر حیات شان از یک عنصر بودن آنها را می فهماند. نظر بقول علماء جغرافیائی- در زمان قدیم درین زمین ها بحر بزرگی بود این حد در زمان های مجهول التاریخ با یک تبدلات اراضیه خشک و ناپدید گردیده است که بجز از بعض غدیر و دریا ها چیزی دیگر ازان بر جای نمانده - طرف شمال غرب ترکستان هامونی را تشکیل میدهد. که این هامون از ثلث جمیع کشور ترکستان عبارت است. قسم بزرگ خاک این هامون شور و گل آلود بوده - آب شیرینش خیلی کم است - آب چاه های آن غالباً شور میباشد. اهالی در اطراف این گونه چاها زندگی می نمایند ارتفاع این هامون از سطح بحر در هر جا یکسان نیست - ازین رو سطح زمین --- page 117 --- افغانسان چهارم رشدیه ۱۱۴ آن نیز یکسان نبوده . در بعض حصه جات ترکستان افغانی بیابان ها و ریگ زار بی آب و علف موجود است ـ ولی در میان این بیابان ها و تپه ها در بعض جاها زمین حاصل خیز نیز دیده می شود ـ که خیلی قابل کشت و زراعت می باشد بدین گونه جمیع اطراف وادی ترکستان زمین ها با برکت و حاصل خیزی را تشکیل می دهد ـ که بهترین محل حیات و زندگی از روی همین نقطه ها بوده ـ مدنیت و معموریت در آن جا ترقیات زیادی کرده . هوای ترکستان غالباً گرم خشک بوده ـ و خاک روی زمین اش نرم است ازین جهت هر وقت بواسطه باد در کوه ها و بادیه ها گرد و غبار همیشه بهوا صعود می کند ـ همین گرد خاک چون هوا صاف و ساکت شده ـ بر روی زمین و خصوصاً بر گیاه ها می نشیند ـ برنگ زرد طبقه بر زمین تشکیل می دهد ـ هنگامیکه بر روی آن باران باریده تر می شود ـ خاک آن سخت شده طبقه خاک زرد حاصل می شود . سلسله ها هندوکش :ـ کوه هایی است که از حدود افغانستان گرفته بساحل بحر خضر منتهی می شود ـ این کوه های مسلسل از کوه های ترکمان ـ خراسان ـ قوپطیه ـ کوه ان بزرگ و خورد و شاه قدم (کرانسو و وسکی) عبارت --- page 118 --- ۱۱۵ افغانستان جزو چهارم رشدیه است این کوه ها اکثراً از گیاه و علف محروم بوده ـ ولی اکثر دریا های ترکستان افغانی ازین جاری می گردد ـ ازین کوه ها بطرف شرق سطح پامیر واقع است سلسله هندوکش و پامیر معدن برف های دائمی را تشکیل می دهد ـ آمودریا نیز از غدیر های همین سطح مرتفع می خیزد. اقلیم و هوایش ترکستان افغانی از بحر دور بوده ـ از حیث اقلیم و هوا بتاثیر باد و آفتاب تابع است، سبب اینکه طرف جنوب و جنوب شرق را کوه های بلند احاطه می کند ازین سبب باد های مرطوب (مون سون ها) که از بحر هند می وزد بر آن اثری ندارد. باد های که از طرف غرب می وزد ـ رطوبت خود را در بین راه غائب نموده خیلی کم باران می آورد ـ از آن جائی که جانب شمال آن کشاده ولی دیوار است آن طرف باد های سرد و باد های خشک هر وقت معروض می گردد این باد ها رطوبت خود را در کوه های که متصل (آرال) واقع اند گذشته در ترکستان بحالت خشکی داخل میگردد. آفتاب ترکستان خیلی گرم ـ و زمستان اش بسیار سرد ـ و تابستانش بشدت گرم است ـ در ترکستان بیشترین ایام --- page 119 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۱۶ سال روئی آسمان کشاده و صاف می باشد سبب خشکی فوق العاده بتخیر هم کم بوده هوابی تاثیر است ـ در تابستان هم روز ها گرم و شب ها سرد می شود ـ بهار و پائیز کوتاه تابستان دراز و زمستان بارانی در بعض جاها سیر برف بوده ـ در وقت دیگر باران کم می بارد ـ بلکه در بعض سالها قطره باران هم نمی بارد ـ و این حالت غالبا در میدان وسیع بوقوع می آید ـ ولی در جائی ها نزدیک بکوه هوا خیلی مرطوب بوده باران زیاد می بارد ـ در زمستان گاهی برف هم میبارد عموما در ترکستان هوا بسرعت تبدیل شده گاهی بشدت گرم وگاهی نهایت سرد میگردد ریگستان و بیابان در تابستان بسیار گرم و سوزان می باشند ـ سبب اقلیم و هوا است که تابستان ترکستان دائم یک نوع نه بوده و مختلف می باشد بعض سالها در ترکستان زمستان کوتاه و بعضی سالها دراز می باشد ـ و در دشت ها برف هائی زیادہ باریدہ یخ بندے شدید بوقوع می آید ـ و در چنین سالها به حیوانات و چار پایان خیلی ضرر می رسد در ترکستان بهار هم گوناگون است ـ چنانچہ بعض سالها گرم و بعضی سالها خیلی سرد آمده ولی بهار چنانکه زود می آید هم چنان زود منقضی میگردد بمجرد گذشتن آن گرمائی شدید بوقوع می آید ـ هوائے --- page 120 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۱۷ ترکستان عموماً سالم و برای صحت انسانی مفید و خوب است ولی در چاه های باطلاقی تپ و لرزه - درد (غوری) و در امصار امراض مختلف یافت می شود . آبیاری بسبب خشکی ہوا و کمی باران عموماً قلت رطوبت و مخصوصی طبیعت زمینش حیات و زندگی ترکستان فقط در سایه آبیاری صنعتی و دستی حاصل می شود . زمین ترکستان بغایت حاصل خیز و خاکش با برکت است ولی با وصف این اگر آبیاری نشود هیچ فائدہ نمی دہد - دہقانان ترکستان همین که در بهار زمین را درست نموده - بذر افشاندند - چشم خود را بر رود ہا و جوی ہا میدوزند زیرا جمیع امید شان بسته بآب می باشد - چرا که اگر بوقت معینه شان آب نیاید - ہمانا که زراعت شان محو و خراب می گردد آفتاب گرم و سوزان ترکستان و باد ہای تند و تیز آن زمین را خیلی زود می خشکاند - بلکه زیر زمین را حرارت گرم آفتاب سوزانیده فصل آن پوچ یعنے خالی از دانه می بر آید - و بدین گونه دہقان از آذوقه خود محروم می ماند - پس چون آب در وقتش بیاید و زمین ہا --- page 121 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۱۸ در سر بهار آبیاری شود - کفایت می کند - چرا که زمین ترکستان هموار و اکثراً نرم است - که برائے آبیاری خیلی موافق و مناسب می باشد رود ہائے ترکستان که از کوہ ہا جاری است سالی دو بار طغیان می کند سبب این طغیان ہا بر زمین آب بسیار بر آمده - بدشت ہا سر می دہد چنانچه این طغیان در وقت معیّن بوقوع می آید - در تابستان چون ہوا رو بگرمی می گذارد - برف ہا و یخ چالہا بالائے کوه آب شده و به این واسطه آب رود ہا افزوده طغیان می کند - این رودہا از جاہائے خیلی بلند بطرف پستی به شدت جاری میشود - ولی چون بمیدان می رسد شدت خود را کم کرده بآرامی جاری می باشد - اینک باین جہت سنگریزه ریگ - و گل آہک زیادی را از بلندی ہائے کوہ وارض راه با خود آورده - و این مادہا در گلو گاہے و دیلیتاء رود جمع شده کم کم بالا می آیند - و جزیرہ ہا را تشکیل میدہند اینک در چنین زمین ہائیکه از ماد ہائے رودی حاصل شده است دران زراعت خوبی بعمل می آید - قسم بزرگ رود ہائے ترکستان آب ہائے خود را بدریائے بیرونی نمی ریزند - بلکه در خود ترکستان صرف می نماید - نہر ہائے ترکستان نسبت بسطح ترکستان مساوی تقسیم نیافته است --- page 122 --- ۱۱۹ افغانستان چهارم ابتدائیه قمی ازین نهر ها را برائے آبیاری زمین ها و باغ ها - بجوئے ہائے متعدد تقسیم نموده با تمام میرسانند. رود مرغاب :- بعد از سیراب نمودن اراضی بشمال غرب افغانستان داخل ملک روسیه می شود - و بسوی جھیل آرال جاری میگردد - و در بیابان ہاء قارا قورم ناپدید می گردد - از رود جدول ها بشمار کشیده اند که زمین ها بسیاری را آبیاری می کند - و درمیان دشت ریگی جلگه هاء زرخیز را ایجاد می نماید - مگر در بعض ایام سالھا آب این رودها کم می گردد و بعض اوقات تماماً خشک می شود. آمو دریا :- این رود که نام قدیم آن جیحون بوده ( Oxus ) بمنزله رگ حیات ترکستان است و از میانه آن جاریست - منبع خود را از کوه ہندو کش می گیرد - و بطرف راست و چپ از خود خیلی شاخها و شعبه ها دارد. زمین ہا ء بسیاری را آبیاری نموده دشت ها و بیابان ہائے زیادی را آباد می گرداند - و بالاخره به بحر آرال میریزد این رود خیلی سریع الجریان است - بقدر ۲۵۰۰ چا قریم طول دارد - حصۀ بالای آن را پنجه می نامند - سپس بوی رود ہاء واخشو - کافیر - سورخان پیوسته بزرگ می شود و چون بحد آمو رسیده به آن شامل می شود بعده بنام --- page 123 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۲۰ آمو موسوم می گردد - بیشترین شاخ و شعبه ہائے آمو دریا در خاک بخارا بوده - چون از پشته ہا و کوه حصار گذشته بوادئے ترکستان می دراید رودے دیگرے باوے ملحق نمی شود - بعد ازین آب آمو دریا بواسطه جوئے ہا و نهر بابیاری دشت ہائے خشک صرف می شود آمو دریا ہر قدر که ازین جا پائین میرود باوے ہیچ آبے مخلوط نمی شود بلکه بواسطۂ جوئے ہائے بسیار آب دے زمین ہا و فراوان را آبیاری نموده می گذرد - و در مجرائی پایانی خود از بعض شہر ہا و مشہور می گذرد - و بقدر ۳۶۰ جوئے خورد و کلان ازان امارت خیوا را آبیاری نموده و بیک ملیون اہالے حیات می بخشد - مسافتے را که این رود آبیاری می کند بقدر ۳۰۰ چاقریم است آمو دریا در نواحی مصب خود بشعبه ہا متعددۀ جدا شده جزیره ہائے تشکیل می دہد - درین جزائر نے ستان ہا با طلاقہا وسیع موجود است که در نے زار ہا حیوانات - درنده همچون پلنگ - شیر - گراز - سیاه گوش - و در با طلاقہا مرغان آبی وحشی بسیار می باشند پہنائے آمو از یک تا چهار قریم بوده - و ہنگام طغیان تا به پنج و پانزده چاقریم پہین می شود - آب دریائے آمو زرد رنگ و اشارت نشان انگشت --- page 124 --- افغانستان چهارم حصه ۱۲۱ غلیظ بوده ـ لیکن بزودی صاف می شود ـ و خیلی خوش گوار می باشد :- نباتات و حیوانات به نظریه اقلیم و هوا و طبیعت زمین در هر جا مختلف می باشد ـ چنانکه در بیابان ها و ریگ زار ها می توان هر گونه ـ گیاه ـ علف ـ بوته هائی خورد مشاهده نمود مثلاً سکساول ـ قویان ـ سویاک ـ و بوته هائی کلفت و سخت در زمین هاء گل زار و شورستان گیاه هائی و لاله و کوکنار ـ سوسن وغیره پوشیده می شود ـ ولی این گل و شگوفه در مقابل آفتاب گرم بزودی پژمرده شده خشک می گردد ـ و بوزیدن بادها بخاک مخلوط شده بهر سو پراگنده می گردد ـ در کوهستان ها نیز گونه گونه گیاه ها علف ها میروید ـ در تپه ها که از سطح بحر ۲۵۰۰ آرشین مرتفع است ـ همه گونه خارخص ها و علف هائی زرد ـ گندم ـ جو ـ جوار ـ کتان می روید ـ در تپۀ هائی که از سطح دریا ۳۵۰۰ آرشین ارتفاع دارد ـ در جنگل ها درختان برگ دار پیدا می شود ـ درین جنگل زردآلو ـ شفتالو ـ سیب گردگان و سائر درختان میوه دار موجود است ـ بلکه همه گونه درختان خاردار سخت همچو کاج، صنوبر ـ بلوط میروید ـ در جائی ها ازین بلندتر ـ زیره ـ زرشک ـ شبید ـ فلفل و مانند این گیاه هائی دیگر نیز می رویند ـ از حیوات وحشی --- page 125 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۲۲ در وادی ها و زمین هموار ترکستان بسیار اند - در ریگ زار ہائے دشت آن - آہو - غزال - گوزن - گرگ - روباہ شغال خرگوش و موش ہائے گوناگون زندگی می نمایند . از پرندگان - جیق - دواداق - ساجا - فارا بازو - زاغ دشتی - بوم - صعوہ - کنجشک و انواع دیگر موجود است - از حشرات الارض زاحفہ (خزندہ) سوسمار ہائے گونا گون کہ بقدر دو آرشین درازی دارو - مار ہائے مختلفہ - مار ہائے چشم دار و شاخ دار :- از جانوران - ہوام (یعنے بے استخوان) کژدم بوی - میزیر - تارا قورت و از حشرات دیگر چون مگس و پشہ ہائے گوناگون ملخ فاس موجود است . در سبزہ زار ہا وعموماً در جائے ہائے سیر علف - حیوانات وحشی و درندہ ہمچو پلنگ - گربہ ہائے دشتی - گوزن گراز - شغال - و از پرندگان قرقاول - بلبل - کبک - کبوتر - مصری - بوم وغیرہ خیلی پیدا می شود . در کوہستان ہا حیوانات درندہ وغیرہ :- مثل آہو - گوسفند کوہی - القار - گوزن - خرس - پلنگ - گربہ کوہی - گرگ - روباہ وغیرہ بسیار است . از پرندگان قار قوش - بورکوت - باز - شاہین - شونقار - کلنجات - جای کیک - بیدانہ - مینا - طاؤس - سائر مرغان خوانندہ --- page 126 --- ۱۲۳ افغانستان چهارم رشدیه فراوان است. خلق و نفوس ترکستان:- اقلیم و هوای ترکستان و طبیعت زمین اش به زندگی و معیشت اهالی حتی بسکونت ایشان هم تاثیر کرده است در اهوازها طبعی اهالی بیشتر سکونت نموده ولی هر قدر که بطرف کوه ها بیشتر رفته شود - همانقدر اهالی کمتر می شود - و خصوصا در دشت ها مردم خیلی کم و در ریگ زار ها و بیابان های آن انسان هیچ زندگی نمی کنند. صناعت کسب عمده مسلمانان ترکستان چارواداری بوده - مقداری هنرهای دستی هم موجود است - استخراج - و اعمال ثروت های زیر زمینی و کارهای فابریک تا حال ابتدائی می باشند. زراعت ترکستان فقط در سایه آبیاری صنعتی بوجود آمده خصوصا با غداری - پنبه و شالی کاری بآبیاری صنعتی محتاج است. قسم دیگری بزرگ زمین های صنعتی بدون کشت و کار می ماند - در زمین ترکستان - گندم - شالی - جو - ارزن - جواری جوار - ماش - تمباکو می روید در باغ های آن بوته و درختان میوه دار بکثرت و فراوان می باشد ذریعه (ستاسانش) تربوز --- page 127 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۲۴ (هندوانه) کدو - خربوزه هاء شیرین بعمل می آید یکی از کسب هاء مهم ترکستان پنبه کاری می باشد - این کسب در بعض حصه جات ترقی کرده است - یکی از قسم پنبه محلی (جایداری) است که غوزه آن متصل و چسپیده بوده ـ که پنبه و دانه آنرا جدا کردن دشوار می باشد - دیگرے پنبه امریکائی است - که بذر یعنی تخم آن اصلاً از امریکا آورده شده - چون این پنبه میرسد همان است که غوزه آن شگفته و پنبه اش از هم جدا پاشیده می شود - تار پنبه امریکا از (جایداری) دراز تر و سفید تر می شود - کار پنبه کاری بطرز خیلی بے ترتیب و بے فائده دوام می کند - چرا که این کسب تا حال بطرز علمی وفنی باجراء عمل نیامده ازین سبب اگر چه زحمت و قوه زیادی دران بمصرف می رسانند - ولے حاصل لازمه را از آن گرفته نمی توانند . باغداری :- این کسب اہالے ترکستان فوائد بسیار حاصل می کند در ترکستان اقسام و انواع انگورها موجود است که اگر بقدر لزوم آبیارے شده و بخوبی پرورش آن ہا کرده شود - فائده و حاصل زیادہ بدست خواهد آمد - ازین انگور سرکه هاء گوناگون می سازند - میوه هاء خشک ترکستان - غولنگ مویز - بادام - پسته - آلوچه - سیب - خربوزه قاق بمالک خارجیه --- page 128 --- ۱۲۵ افغانستان چهارم رشدیه بسیار نقل می شود - درین جا توت هم تربیه می شود چنانچه برگ ها توت را بکرم ہائے پیله می دہند - چرا که پیله داری برائے مردم از کسب ہار پر فائدہ محسوس شده - و در بعض جاہا زنبور داری (یعنی پرورش زنبوران عسل) نیز خیلی ترقی کرده - و مردمان زیادہ مشغول این پیشه شده اند . چارواداری (تربیه حیوانات) بیشتر اہالئے ترکستان به چاروا داری زندگی می نمایند - تمام معیشت خلق کوچی بهمین چارواداری منحصر است - جمیع ثروت آرام و آسایش و راحت مردم کوچی در سایه پرورش گوسفند و اسپ و گاو ہار شیر دار است مردم کوچی بباعث همین حیوانات از یک دشت بدیگری می کوچند - از بیابان ہار ریگ زار و دریا ہا و کوه ہا به پشت همین حیوانات عبور می نمایند و همین حیوانات است که زمین ہائے مردم کوچی و دیگران را شیار می کند و ہم بار ہا شان نقل می دہد - و بعض ازان حیوانات را ذبح نموده گوشت آن را میخوردند از پشم و پوستش :- نمد - جراب - کلاه - چکمن - موزه - کفش وغیره می سازند - از موئے آن ہا ریسمان و نخ ہار گونا گون می بافند اسپ ہار ترکستان بسیار قوی و خوشرنگ --- page 129 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۲۶ و اعلی میباشند. علاوه بر آن بره های قره قلی ترکستان نیز بسی مشهور و ذریعه آمدنی خوبی بوده . هنرهای دستی هنرهای دستی بطرز معیشت اهالی است. چنانچه مردم کوچی از محصولات خام حیوانات خویش مثلاً از پشم پوست چرم آن ها غالباً اسباب ضروری خود را می سازند. مثلاً نمد. قالین. خورجین. خلته. کیسه. انبان. پوشاک. پوستین ریسمان وغیره میسازند. بعضی ازین مالها را بمقدار زیاد جمع نموده علاوه از احتیاج خود را بفروش می رسانند. ولی مردم شهر اشیای خام را از مردم کوچی چارواداران خریده آنها را بدست خود نسبت بمردم کوچی ظریف تر و زیباتر اعمال می نمایند. اهالی شهر از پوست و چرم حیوانات هر گونه پوشاک می دوزند. و از پنبه و ابریشم کلاه. کمربند. و پارچه های گوناگون میسازند. از نقره و طلا و فلزات مختلف. ظروف گوناگون زیبا و منقش (کوزه. آفتابه. طبق. کاسه. لگن. سماوار. چاه جوش) صندوقچه و اسباب زینت می سازند. سوائی این در شهر صنعت کلالگری موجود است. که از گل ظروف گوناگون --- page 130 --- افغانستان چهارم رشه یه ۱۲۷ سفالین درست می کند که در خمدان ہائے خشت و کاشانی رنگ رنگ می پزند - ہم چنین پیشہ صابون سازی - رنگریزی - زرگری - مسگری - آہن گری - خراطی وغیرہ ہم در شهر ہا خیلی ترقی کرده است . کارخانه داری بسبب نبودن راه ہائے آہن در ترکستان و دور بودن او از مراکز مدنیت و کم یابی اسباب سوخت همچو زغال سنگ تیل نفت - انترا سائٹ (یک قسم ذغال است) Antheracite و درخت ہا ر کافی کاریگران و استادان ماہر و پیدا نمودن پول سرمایہ عظیم و موادیکه ہمہ آن ہا ضروریست : کار ہا ر کار خانگی را بقدر لزوم پیش نهاد و پیشہ نموده اند - و تما ماً کار بطرز قدیم و پیمانهٔ خرد جاریست . معدن و کان ہا اگر چه معاون یعنے (ثروت ہار زمین) خیلی دارد ولی آن ہا تا کنون بقدر لزوم کار کرده نشده - درین معدن ہای نمک - سرپ - آہن - مس - موم سنگ - سنگ ہائے گرانبها ہمچو مرمر - عقیق - زمرد - در منصب ہا ر رود - به مقدار کم --- page 131 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۲۸ طلا در کنار نهر مرغاب نقره نیز پیدا می شود. جنگل داری کسب جنگل داری در ترکستان به حکم هیچ است ـ زیرا درین جا جنگل و درخت زار کم بوده ـ آن ها فقط در کوه ها و ریگ زار ها می روید ـ به سوائے این جنگل ہائے طبیعی درختان زیادی موجود است ـ که آن ها در لب جوئے ها حوض ها و در باغ ها کاشته شده اند . در جنگل ہاء کوہ میوه ہائے گونا گون ـ ہمچو جوز ، فندق ، پسته می روید لیکن بیشترین جنگلہائے ترکستان ـ برائے هیزم استعمال می شوند چوب که برائے عمارت بکار میرود کمی آن در بالائے کوہ می روید . کسب ماهی گیری و شکار در ترکستان غالبا در سواحل نهر آمو و رود ہائے دیگر اجرا شده هر سال بقدر چندین میلیون ماهی گرفته می شود بشکار حیوانات و مرغان اہالئے محلی بہ آلات خیلی ساده همچو دام ، تلک ، تور، کمند ، فیقان مشغول می شود ـ هم چنین سگان تازی و مرغان شکاری چون باز و شاہین ـ را آموختہ --- page 132 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۲۹ به آن ها شکار می نمایند بعضی اوقات تفنگ ها چقماقی را نیز برائی شکار بکار می برند- درین جا از حیوانات درنده وحشی پلنگ و گراز، خرس و روبا گوزن - آهو - و از مرغان قرقاول کبک - بیقھو- قو - غاز - مرغابی - به دام شکار می شود در ترکستان شکار برائی معاونت زندگانی و یا برائی شوق اجرا می شود. معارف درین زمان مکتب ہاء جدید بہ اصول جدیده تأسیس شده کہ علاوه از علوم دینی مضامین فنی نیز تعلیم داده میشود . مقامات مشهور ترکستان افغانی از قرار ذیل است مزار شریف - بلخ - خلم - تاشقرغان - میمنه - اند خوئی وغیره:- مزار شریف مابین خلم و بلخ (9 میل در جنوب شرق بلخ و ۲۶ میل از خلم) بر کنار رود بلخ واقع است - تعداد نفوس آن تا ۱۰ ہزار و تعداد خانہ تا دو ہزار تخمین شده است ، این مقام از باعثیکه قرار گاه حضرت علی کرم اللہ وجہ افغانستان المبرک --- page 133 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۳۰ است در نظر کل اہالی افغانستان۔ و دیگر بلاد اسلامی مقدس تصور کرده می شود و هر سال ہزار ہا نفر برائے زیارت مرقد مقدس از ممالک دور و دراز می آیند۔ و در موسم بہار (ایام گل سُرخ) آن افتتاح شده و میلہ منعقد گردیده از اطراف و اکناف عالم نفری دران وقت اجتماع می یابند چنانچہ مرقد مبارک را سلطان حسین بادشاه هرات تعمیر نموده است مرقد مبارک دارای دو گنبد است . مزار شریف بر بلندی واقع شده آب و ہوائے آن نسبت بہ بلخ و دیگر مقامات مجاور بسیار صحت افزا و خوب است۔ اہالئے ترکستان ایام تابستان را در ہیمں مقام بسر می برند۔ این مقام مرکز تجارت است۔ اراضی گرد و نواح آن بسیار زرخیز و شاداب است . بلخ این مقام در زمان قدیم شہرت بسیار داشت۔ و یکے از مراکز مشہور آسیا بشمار می رفت نام قدیم آن (بکترا یا بکثیریا) باختر است از روایات و قصہ ہائے قدیم معلوم می گردد۔ کہ ازیں مقام تعلیم مذہب زر دشتی ترقی یافته است باختر یکے از صوبہائے بزرگ امیر الحوران آخانشی --- page 134 --- ۱۳۱ افغانستان چهارم رشدیه (Akamunshi) بود در سنه ۲۵۰ ق م تیو دوتس (Theodotous) حاکم باختر اعلان بادشاهی نمود - و تاسیس حکومت مستقل باختری را نهاد - حدود این مملکت در بعض اوقات از دجله تا گنگ می رسید - ولی از باعث رقابت پارتها و بعد ازان از تها جمات اقوام خانه بدوش ترکنها که از وسط آسیا بدان سمت تاخت و تاز می نمودند رو به تنزل نهاد - ۱۲۶ سال ق م بر رود آمون چهار حکومت تاسیس شد - که چینی ها آن را چنین نامیده اند - یوشی (You Chi) کویش وانگ (Kweishwang) یته (Yeth) توکا راس (Tukhavas) این هر چهار سلطنت پابند دین بدها بودند - اروپائیان این سلطنت را کوشان (Kushans) هیاتاله (Haiathala) ہن ہا سفید (White Huns) و تو چاری نامیده اند. مورخین عرب نیز ذکر یک عبادت گاه مشهور را در بلخ می کنند و آن را نو بهار (Nao bihar) خوانده اند و بخیال مورخ مشهور انگلیسی (راول سن) این عبادت گاه از بدها بود و لفظ نو بهار در اصل ناوادی ها را - (Navathivara) است و سیاح مشهور چینی موسوم به هوان ستانگ (Hauanatang) در اوائل قرن --- page 135 --- افغانستان چهارم رشدیه ১৩২ چون این ناحیه را ملاحظه نموده - حالات مفصل آن را قلمبند کرده است و عظمت شهر و ترقی مذهب بدها را تحریر نموده است در اوائل قرن سیزدهم بلخ محل تاخت و تاز قوم مغول گردید - و این ناحیه از دست این قوم چون سائر ممالک اسلامی نقصانات شدید را متحمل گشت تا عرصه صد سال بلخ جزو مملکت مغول هند بود - و بعد از ان از بک ها بر آن استیلا یافتند. علاقه بلخ در بین عرض البلد ٣۶ درجه شمالی و ۶۶ ۶۹ طول البلد شرقی واقع است - در شمال آن دریای آمون در شرق بدخشان در جنوب کوه ها هندوکش - در غرب میدان و ریگستان وسیع است :- شهر بلخ برکنار رود بلخ واقع است - و از قندوز بمسافت ۱۰۵ میل بجانب غرب است - این شهر را مورخین ما در امصار نامیده اند - اراضی آن زرخیز است و ۱۸ نهر آن را سیراب می نمایند - آب از ضروریات اضافه بوده باعث رطوبت و ناخوشی زیاده می گردد - ازین باعث آب و هوار بلخ خوب گفته نمی شود - ولی گرمی بسیار نیست در ماه جون (جوزا) مقیاس الحرارت از درجه ۸۰ تجاوز نمی کند - فصل ها در ماه جولائی یعنے جوزا میرسد - باغات --- page 136 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۳۳ بسیار دارد ـ و میوه جات وافر است رنگ اراضی زرد است و بسیار برائے زراعت مفید ثابت شده ـ بلندی آن از سطح بحر ۱۸۰۰ فظ است ـ آب رود بلخ به رود آمون نمی ریزد از باغلینکه کل آن در راه جذب می گردد. آثار شهر قدیم تا امروز موجود است و احاطه آن تا بیست میل می رسد ـ و حصّهٔ شمالی آن از آثار قدیمه پُر است ـ در دروازه آقچه سر محراب مسجد جامع تا امروز قایم است ـ آثار چهار سُو نیز نمایان است ـ آثار مذهب بدها بسیار است ـ دُو دروازهٔ قدیم بجانب غرب تا امروز پا برجاست ـ و هم چنین قلعهٔ مستحکم بمعه بُرجهای بزرگ بطرف شمال تا امروز قائم است. خُلم : در غرب قندوز واقع است ـ در زمان قدیم مرکز مهم بود و مقامات تاشقرغان ـ ایبک ـ ازین جا اداره می شد ـ ولی چون تاشقرغان ترقی یافت رونق خلم کاسته رفت ـ اراضی گرد و نواح خلم بسیار زرخیز است و طریق آبیاری نیز بهتر است ـ باغات و اراضی مزروعه بسیار دارد :ـ آقچه : در غرب بلخ به راه که جانب هرات میرود واقع گردیده ـ دارای یک قلعه و حصاری است ـ --- page 137 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۳۴ علاقه گرد و نواح آن زرخیز و باغات متعدد دارد- میوهائیش معروف و وافر است - خصوصاً خربوزهٔ این علاقه شهرت تمام دارد- تاشقرغان :- یک شهر مختصری است - که از فصیل گلی احاطه گردیده براه تجارت واقع است - محیط فصیل ۳ میل است باغات و درخت میوه دار بسیار دارد - خصوصاً انار این مقام بسے مشهور است - جوئے از رود دوآبا از مرکز شهر جریان دارد - تجارت در پارچه - پوست - و میوه ها خشک می شود :- اندخوئی :- در شمال غرب بلخ متصل سرحد افغانستان و روسیه بر کنار رود سنگاخ و یا سنگلاک (Sangalak) واقع است - این رود از بند ترکستان می خیزد - و از اندخوئی گذشته در راه خشک می گردد - آب این رود قابل نوشیدن نیست - امّا برائے زراعت مفید است و اراضی بسیاری را سیراب می سازد - میوها و غلّاجات از قبیل برنج و گندم در مقدار کافی حاصل می گردد - حیوانات بکثرت دارد - تجارت با ایران و روسیه می کنند تعداد خانه ها تخمیناً ۳ هزار است فصیل شهر ویران است - اندرون حصار قدیم یک قلعه بلندیست که سیصد --- page 138 --- ۱۳۵ افغانستان چهارم رشدیه گز طول دارد :- میمنه :- این علاقه در گوشه شمال غرب کوه هندوکش واقع است طولش ۲۰ میل عرضش ۱۸ میل است - تعداد نفوس آن اگر اقوام خانه بدوش نیز حساب کرده شود - تا یک صد هزار می رسد و بیشترشان از قوم ازبک من (Min) اچاملی (Achamali) دوز (Dog است - علاوه از قوم ازبک افغان ، تاجک د هند و نیز آباد اند - شهر میمنه در یک میدان وسیع بین کوه ها واقع است - و دارای یک فصیلی بوده - که بلندی آن ۱۲ فټ و عرضش ۵ فټ است - و خندقی دورا دورش حفر نموده اند برج ها متعدد و چهار دروازه نیز دارد - احاطه شهر تخمیناً ۲ میل است . ایبک :- دارای قلعه مستحکمی است - که دورا دورش خانه های گنبدی تعمیر نموده اند - تخت رستم را که از کوه تراشیده اند - بر عظمت و شوکت آن دلالت می کند - اراضی قرب و جوار آن زرخیز و شاداب است میوه ها و غله جات وافر حاصل می گردد - درین جا نیز بعض غارها مانند غار های با میان یافته شده است . --- page 139 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۳۶ شبرغان : تخمینا ۲۰ میل بطرف غرب آقچه واقع است که دارای یک قلعه بوده ـ و از باغات متعدد احاطه گردیده ـ اراضی گرد و نواح آن زرخیز است ـ آب آن از سر پل حاصل میشود ـ اهالی بیشتر آن ازبک اند ـ فریه (Ferrar) در تعریف آب و هوا و پیداوار و راشاوت و دلاوری اهالی آن نوشته است ـ شبرغان و خربوزه شیرین آن را مارکوپولو (۱۲۹۱ ـ ۱۲۷۱) نیز تعریف نموده است . سر پل :ـ در جنوب غرب بلخ و در شرق میمنه واقع و کم آباد است ـ ۳/۴ اهالی آن ازبک اند ـ و باقی افغان هزاره و تاجک وغیره ـ شهر سر پل یک مجموعه خانها است و خراب است ـ و بر نشیب کوهی تعمیر شده است ـ و نیز دارای یک قلعه بوده ـ در میدان های آن خیمه های بسیاری نصب می شود ـ آبادی این علاقه ۱۸ هزار تخمین شده . ولایت قطغن و بدخشان در گوشه شمال غرب افغانستان واقع است ـ در شمال رود آمون جریان دارد که سرحد قدرتی آنست ـ در جنوب --- page 140 --- ۱۳۷ افغانستان چهارم رشدیه و شرق با سلسله کوه های هندوکش و سطح مرتفع پامیر احاطه گردیده - در غرب ترکستان افغانی است . سطح :- بحیثیت مجموعی کوهسار گفته می شود - ولی در بین کوه ها وادی های زرخیز و شاداب نیز واقع شده . زراعت :- اکثراً للمی کاشته می شود - و زمین آبی کم دارد - و از باعث سطح کوهستانی ، دریای آن تند رفتار و در اکثر جاها از باعث عمق بسیار برای آبیاری مفید است - رنگ زمین آن سیاهی مائل است - گندم - جو - جواری - ارزن - باقلا و غیره میسر می گردد - از میوه جات - پسته - بادام - سیب - ناک - زردآلو - شفتالوی بسیار اعلی دارد - و علاوه ازان توت - آلوبالو - امرود - نیز فراوان است - مبارک از باعث میوه ها اعلی و لطیف مشهور است - از سبزی باب :- کدو - شلغم - زردک - گندنا - ترب و غیره حاصل می شود . آب و هوا :- عموماً صحت بخش و خوش گوار است - هر قدر از فیض آباد بطرف شمال حرکت کنیم هوا سرد شده می رود - آب و هوای خود فیض آباد که حکومت نشین است - چون آب و هوای کابل می باشد - و سرما عموماً شدید است حتی دره های کوه از برف باری بند میگردد اث ترکستان المرکب --- page 141 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۳۸ و دریا ها از یخ بستگی ساکت می گردند - چون این علاقه جنگلات بسیار دارد - باران ها کافی می بارد - معدنیات :- از معدنیات هر گونه معمور است - معادن نمک - گوگرد - آهن - مس - لعل - لاجورد - سُرب - نوشادر بسیار دارد بدخشان از باعث لعل خود تا امروز معروف است - طلا ریگی و معدنی نیز موجود است - نمک و گوگرد در وادیئے کوکچه کشف شده است آهن در فیض آباد - و معدن لاجورد متصل منبع کوکچه و در غازان معدن لعل - ۱۴۰ فط از رود آمون بلند واقع شده و از آثار قدیمه نیز کل جائها پر است متصل شهر فیض آباد بفاصله نیم کروه و در یک میدان وسیع سنگ یافته شده که بالایس عبارتی حکاکی نموده اند ولی تا امروز کسی آن را خوانده نتوانسته - بمحل اتصال دریا کوکچه (دریا بدخشان) و دریای آمون در حوالی ینگی قلعه و حضرت امام صاحب یک جنگل غلوّ و گنجان وجود دارد - میدان چراگاه بسیار است - که برائے پرورش گوسفند و دیگر حیوانات بسیار کار آمد است - خاش کاو بسیار می باشد - مردم گله هاء آن و اسپ و گوسفند و بز و یابو بکثرت دارند - از حیوانات وحشی روباه - گرگ - شغال - و خرس - آهو - شیر - و از طیور کبک - تدرو - و مرغ دشتی و باز پیدا --- page 142 --- افغانستان چهارم ۱۳۹ می شود - پیشه عمومی اہالئے آن زراعت است - ولے عده کثیر آن مصروف چاروا داری نیز هستند . حاکم کلان در فیض آباد می باشد - که اراضی زر خیز و وسیع را دارا است باغات میوه بی شمار دارد - علاقه شیوه بسیار اباد است - و در تمام بدخشان این سطح مرتفع خوبترین و بزرگ ترین مرغزارها است :- مبارک یک میدان وسیع است - از باعث میوه ہائے لطیف مشهور است - در زمان قدیم پائے تخت بدخشان بود . واخان :- در گوشه شمال واقع است - و مشتمل بر دو وادی بلند که از پنجه سیراب می گردد - د این وادی ہا را از ہر دو جانب کوه ہائے بلند در بر گرفته ، دره ہائے مشکل گذار دارد- و آسان ترین آن ہا بروغیل است که ۱۲۰۰۰ فٹ ارتفاع دارد - و ازین جا راهی بطرف چترال و گلگت رفته گذاره مردم به گله ہائے گوسفند و چاروا داری است - از باعث ارتفاع زیادے قابل زراعت نیست - ولے چراگاه خوبے را تشکیل می دہد ۔ پست ترین مقام آن ۸۰۰۰ فٹ بلند است ۔ ور وادئے عمیق جو کاشت می شود . حضرت امام در میدان شاداب واقع است - و --- page 143 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۴۰ دارای یک قلعه بوده که دورا دور آن خندقی است. حکومت اعلی سمت مشرقی جلال آباد در جنوب شرق کابل بمسافت یکصد میل در یک میدان وسیع متصل رود بهسود -(که دریا کابل درین جا به این نام نامیده می شود) واقع است - ارتفاع اش از سطح بحر تخمیناً .۲۵۰۰ فٹ است. آب و هوا :- آب و هوای جلال آباد در زمستان خنک و در تابستان بسیار گرم می باشد - و عموماً باد سموم هم می وزد - از باعث این که میدان های وسیع و بی آب متصل آن واقع است - مون سون جنوب غربی تا جلال آباد نمی رسد - پس در تابستان باران ندارد - در زمستان و شروع بهار موسم بارانی آن است - برف شاذ و نادر می بارد زمین جلال آباد بسیار زرخیز است - و در هر جائی که آب میسر می گردد دران جا غله جات هر گونه دستیاب می شود - مثلاً برنج - گندم - جو - وغیره --- page 144 --- افغانستان چهارم رشدیہ ۱۴۱ با فراط حاصل می شود۔ کہ مقدار کثیر آن را در کابل برائے تجارت می فرستند۔ جلال آباد بجانب جنوب میدان ہائے وسیع دارد۔ ولے از باعث کمی آب قابل زراعت نیست کہ ازین وجہ نہر ہاءِ لازمی برائے آب رسانی آن زیر مراقبت گرفتہ شدہ۔ چنانچہ در این ایام یک نہر بزرگ زیر تعمیر است موسوم بہ نہر کریم۔ امید است کہ بتوسط آن ہزار ہا جریب اراضی قابل کشت و زراعت خواہد گردید ۔ جلال آباد :- باغات بے شمار دارد کہ از حیث خوبصورتی و سر سبزی نظیری ندارند۔ درختان سرو ہمیشہ بہار رونق آنرا دو چند ساختہ است ۔ و میوہ جات ہر قسم چون نارنج مالتا ۔ میٹہ ۔ سنگترہ ۔ لیمون ۔ و سائر اقسام دیگر حاصل می گردد ۔ نیشکر و پنبه نیز کاشتہ می شود ۔ شہر جلال آباد :- دارائے فصیل است ۔ تعداد خانہ ہاءِ درون فصیل کم است ۔ و ہمہ آنہا از گل ساختہ شدہ ۔ ولی بازار ہائے باقاعدہ دارد ۔ تعداد نفوس کہ درون شہر سکنہ دارند تقریباً ۵ ہزار خواہد بود ۔ و بیرون شہر عمارات رنگارنگ و قصر ہا خوش رنگ دیدہ می شوند ۔ مزار اعلیحضرت امیر شہید نیز در ہمین جا است ۔ علاقہ لغمان کہ در گوشہ شمال مغرب آن بمسافت ۱۰ میل --- page 145 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۴۲ واقع است بسیار زر خیز و شاداب است - چنانچه درین علاقه غله جات هر گونه بمقدار کثیر حاصل می گردد- که از همه علاقه برنج لغمان مشهور است- متصل جلال آباد بعض جنگلات نیز یافته می شود که در آن جا هر گونه درخت موجود است - امید میرود که عنقریب ازین جنگلات استفاده تام گرفته خواهد شد - در میدان هار مجاور آثار قدیمه و خصوصا از بدها دیده می شود . حکومت کلان سمت جنوبی از کابل بطرف جنوب بمسافت ۸ منزل مقام خوست واقع است که حاکم نشین سمت جنوبی است - اراضی این علاقه کم ولی زر خیز است - کوه ہائے جوار از جنگلات غلو پر است - ولی تا امروز ازان فائده کلی برداشته نشده - البته حکومت درین خصوص خیالات خود را مبذول نموده است که امید می رود عنقریب این جنگلات یک ذریعه آمدنی خوبی خواهد گردید - درین جنگلات درختان نشتر - (دیار) که در مارکت ہند قیمت خوبی دارد در تعداد کثیر یافته می شود . --- page 146 --- افغانستان چهارم ریشنل پیپر ۱۴۳ آب و ہوائے سمت جنوبی در تابستان بسیار گرم می باشد ـ ولی زمستان آن بسیار خنک نیست ـ اہالئے این علاقہ بسیار دلاور و شجیع بودہ ـ و در جنگ ہاء ۱۹ ۱۹ با حکومت انگلیس کار ہائے نمایان و قابل تحسین از آن ہا بظہور پیوستہ ولی متاسفانہ کہ در تعلیم و معلومات عامہ بسیار پس ماندہ اند ـ حکومتی اعلیٰ فراہ برکنار دریائے ہین نام واقع است ـ راہ قندھار کہ بجانب ہرات می رود ازین مقام می گزرد ـ قندہار بمسافت ۲۳۶ میل بجانب جنوب و ہرات ۱۶۳ میل بجانب شمال واقع است ـ شہر با فصیلے محاط است ـ دورا دور آن خندق حفر نمودہ اند ـ دارایے دو دروازہ بودہ ـ در نواحیٰ آن آثار عتیقہ بسیار دیدہ می شود ـ چنگیز خان مغول این مقام را غارت نمودہ بود ـ شاہ کاری ہائے حکمدار جوان (افغانستان) نسبت بترقیات مملکت ! بادشا ہائیکہ حقیقۃً افغانیان را از خواب غفلت بیدار ساختہ ـ و ملتہ را بجادۂ ترقی و تعالیٰ رہنمونی --- page 147 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۴۴ کرده ذات یگانه اعلیحضرت قائد اعظم امان الله خان غازی بوده ـ چرا که همین ذات بسالت و شهامت صفات است که در بدو جلوس با یک عزم متین و ارادهٔ صمیم بامر مهم و عالی استقلال اقدام نموده ـ تا این که بفضل و کرم الهی ـ و اثر مجاهدت و مساعی به آن مقصد منیع و ادارهٔ عالی خویش موفق و فایز گردیده ـ و افغانستان را یکی از دول علیا و خود مختار جهان ساخته ـ و ملت افغان را بعالم دنیا معرفی ـ و از امور جهان ایشان را با خبر و آگاه ساخته ـ پس از حصول این امر خطیر توجهات جهاندار جات خود را به نظم و نسق داخلی مملکت ملتفت نموده ـ و درین عرصهٔ قلیل حکمرانی و سریر آرائی خود کدام ذریعهٔ ترقی و تعالی نیست که برای ملت افغانستان تهیه و فراهم نیاورده ـ ذریعهٔ نوائر مکاتب و مدارس که اساس اصلی و حقیقی تمدن و ترقی است گوشه گوشه مملکت را درخشان و تابان کرده ـ امور ملکیهٔ افغانستان را بقسم جمیع ممالک متمدنهٔ دنیا بطرز جدید و خیلی مرغوب بیک اصول درست ترتیب داده ـ بموافقت و صلاحیت علماء دین مبین و آراء صحیحهٔ اکابرین و اعیان سلطنت بیک غور سلیم و فکر متین نظامنامه های مقننه برای هر شعب --- page 148 --- ۱۴۵ افغانستان چهارم ربیع امورات دولیه و ملیه وضع و طبع فرموده ـ و شریعت غرای محمدی را سرمشق در جمیع امورات خود نموده کار بار مملکت را بوزارت ها و ادار ها تقسیم کرده ـ محاسبات دولت را باصول جدیده جدول که از غل و غش پاک است تنظیم داده ـ قوه عسکری و تنظیم و تنسیق لازمی آن را نیز بدرجه امکان ترقی و توسیع داده ـ چنانچه طیاره های متعدد را فراهم آورده کارخانه برق ترقی نمایانی کرده علاوه بر این کارخانه گوگرو سازی و سمیت سازی دکان کنی نیز مفتوح گردیده ـ حس صادقه اتحاد و اتفاق را بتوجهات حکیمانه در جمیع افراد ملیه تولید داده ـ از تأثرات و تبرکات مواعظ و نصایح و ائمه خویش فرد فرد ملته را برای خدمات دینی و وطنی آماده و تیار ساخته از همه علاوه و قابل تقدیر کوشش ذات همایونی برای ترقی ـ و آرامی و بهبودی ملته و دولت این است که به نفس نفیس و ذات شریف همواره برای تفتیش و باخبری ولایات و حکومتی ها ـ و ادارات دولتی تشریف فرما شده و ذرایع مخصوصه از احوال رعیت و مأمورین خود را باخبر و مطلع می سازد ـ هرگاه مأموری برخلاف قانون رفتار ـ و یا از کار داری سوء کردار برایش معلوم شود فی الفور او را قرار قانون دولت بجزا و سزا افغانستان تاریخی --- page 149 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۴۶ میرساند ۔ و هر گاه حسن سلوک و خوبی کردار مامور و عامل برانش توضیح و لائخ شود بمکافات انعامات خسروانه او را نائل و مقرون می گرداند ۔ صفت اولین این شهریار محبوب القلوب که همه ملت را بخود مفتون ساخته این است که همه تن پابند شریعت نبوی بوده هیچ کاری بر خلاف شرع شریف نمی کند ۔ اعلیحضرت غازی بسا اوقات به تغیر لباس از احوال رعیت و عاجزان و شمدیدگان خود را با خبر می سازد ۔ و به غور و داد شان می پردازد ذات شاهانه بحیثیت افسر کل نه تن با اداره و نظارت امور و مهمات را می فرماید ۔ بلکه قولاً و فعلاً برائی همه مامورین و تمام اهالی ملک یک نمونه پاکیزه و کامله مساعی و خدمات خود را پیش می نماید ۔ ازین حیث تمام افراد وطن از خرد تا بزرگ ذات خجسته صفات شاهانه را بمنزله روح و روان خود دانسته از جان و دل عزیز می انگار اند ۔ و به متابعت امرش هر وقت آماده وحاضر می باشند ۔ یکی از مورخین بزرگ دنیا د امیر علی اعضائے جوڈیشل کمپنی آف ہز مجسٹی پروی کونسل ) توصیف اعلیحضرت غازی را در دیباچه کتاب خود موسوم به مختصر تاریخ اعراب --- page 150 --- ۱۴۷ افغانستان چهارم رشدیه چنین می نماید :- افغانستان در جائیکه در زمان گذشته سلطان محمود غزنوی (دست راست) خلافت عباسیه حکومت میکرد - الحال در تحت اداره و هدایت یکی پادشاه جوان فعّال وطن پرست که از خاندان محمد زئی است باکوشش ها بهاورانه خود می خواهد جسد مردم آسیا را که از یک زمان رو به انحطاط نهاده بار دیگر احیا و مرتفع گرداند . تشکیل اساسی دولت علیه افغانستان دولت علیه افغانستان ادارۀ امور داخله و خارجه خود را به استقلال تامه حائز بوده همه محلات و قطعات ملک بزیر امر و ارادۀ سنیۀ ملوکانه بصورت یک وجود واحد تشکیل می یابد - و بهیچ حیث در اجزائے مملکت تفرقی کرده نمی شود . دین افغانستان دین مقدس اسلامی است - و مذهب رسمی و عمومی آن مذهب حنیف حنفی است - دیگر ادیان اهل هنود و یهودی که در افغانستان هستند بتاویۀ جزیه و علامات ممیزه تابع بوده بشرطیکه آسائش و آداب عمومیهٔ --- page 151 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۴۸ را اخلال نکنند نیز در تحت تأمین گرفته می شوند . پای تخت افغانستان شهر کابل است . و اہالی تمامی مملکت افغانستان ، بالمساوی بنظر حکومت هستند که هیچ امتیازی اہالی شهر کابل نسبت بدیگر اہالی شهر ہا و قصبات مملکت محروسه افغانیه ندارند . بنا بر فوق العاده اعلیحضرت همایونی که در راه ترقی و تعالی و استقلال ملت افغانیه ابراز نموده اند ملت نجیبه افغانستان متعهد می شوند که سلطنت افغانستان به اولاد این بادشاه ترقی خواه افغانیان به اصول اولادییت به انتخاب اعلیحضرت پادشاهی و اہالی ملت انتقال می کند و ذات ملوکانه در حین جلوس اریکه بالمواجه بحضور شریف و غریب اہالی متعهد می شود که مطابق شرع شریف و مواد این نظامنامه اساسی اجرای او امر حکومت نموده - استقلال افغانستان را رعایت و برای وطن و ملت خود صداقت نماید . ذات حضرت بادشاهی خادم و حامی دین مبین اسلام و حکمدار و پادشاه عموم تبعه افغانستان است - امور مملکت بذریعه وزرای دولت که بباراده سنیه پادشاهی انتخاب و و تعین می شوند ) اداره می شود و هر کدام از وزراء --- page 152 --- ۱۴۹ افغانستان چهارم عقرب مسئول امور متعلقهٔ شان شناخته می شوند - ازین سبب ذات همایونی غیر مسئول می باشند . در خطبه با ذکر نام پادشاهی و ضرب سکه بنام پادشاهی - و تعین رتب و مناصب مطابق قوانین مخصوصه و اعطای نشان و انتخاب و تعین صدر اعظم ، و عزل و تبدیل وزرا و تصدیق نظامات عمومیه و اعلان مرعیت شان و محافظه و اجرای احکام شرعیه و نظامیه - و قوماندانی و عموم قوای عسکری افغانستان و اعلان حرب و عقد مصالحه و علی العموم معاهدات و عفو و تخفیف مجازات قانونیه عمومیه و خصوصیه از حقوق جلیلهٔ پادشاهی شمرده میشوند . حقوق عمومیهٔ تبعهٔ افغانستان همه افرادی که در مملکت افغانستان می باشند - بالتفریق دینی و مذهبی تبعهٔ افغانستان گفته می شوند - صفت تابعیت افغانیه مطابق نظامنامهٔ مخصوصهٔ استحصال و ازرعه کرده می شود . کافهٔ تبعهٔ افغانستان در امور دینی و مذهبی و نظامات سیاسی دولت علیه خود پابند و مقید بوده - آزادی حقوق --- page 153 --- افغانستان چهارم شعبہ ۱۵۰ شخصئ خود را مالک هستند . حریت شخصیہ از ہر گونہ تعرض و مداخلت مصئونست ۔ ہیچ کس بدون امر شرعی و نظامات مقننہ سخت توقیف گرفتہ و مجازات کردہ نمی شود ۔ در افغانستان اصول اسارت بالکل موقوف است - از زن و مرد ہیچ کس دیگرے را بطور اسارت استخدام کردہ نمی تواند . مطبوعات و اخبارات داخلیہ مطابق نظامنامہ مخصوص آن آزاد می باشند ۔ نشر اخبار فقط از حقوق حکومت و یا اہالئے تبعه افغانیہ است در بارۂ مطبوعات خارجہ دولت علیہ افغانستان بعض شرائط و قیود نہادہ می تواند تبعه افغانستان مطابق نظامات موضوعہ برائے تجارت وصنعت و زراعت ہر گونہ شرکت ہا کردہ می توانند . تبعه افغانستان مفرداً یا مجتمعاً اگر خلاف شریعت غرا و یا نظامات دولت از طرف مأمورین یا دیگرے حرکت و رفتارے ملاحظہ کنند بہ ادارہ ہائے دولتی عرض می کنند- اگر در دوائر حکومتی مرجوعہ اش بہ باز خواست و استماع عرض شان پرداخت نشد ۔ بسلسلۂ مراتب بما فوق شان عرض و استغاثہ نماید ۔ در صورتیکہ ہیچ یک از مامورین و کار دار بعرض حالش پرداخت نہ کرد ۔ راساً عرض حال خود را --- page 154 --- افغانستان چهارم رشديه ۱۵۱ بحضور اشرف همایونی پادشاهی کرده می تواند . امر تدریس در افغانستان بالکل آزاد است - مطابق نصاب معارف عمومیه هر فرد تبعه افغانستان بطور عمومی و خصوصی برای تدریسات مأذون و مجاز می باشد . اما اشخاص اجنبی باستثنای نفری که برای تعلیم استخدام می شوند - بداخل مملکت افغانستان به افتتاح و اداره مکاتب مجاز نیستند . عموم مکاتب افغانستان در زیر نظارت و تفتیش حکومت می باشد - حکومت همه اسباب و تدابیری که برای تربیه علمیه همه تابعین افغانستان که بر سیاق انتظام و اتحاد باشد بمراقبت و نظر دقت می گیرد . اما اصول تعلیمیه با امور اعتقادیه مذهبیه اهل ذمه و افراد مستامنه که تعلق دارد اخلال کرده نمی شود - کافه تبعه افغانستان بحضور شریعت غرا و نظامات دولت در حقوق و وظائف مملکت حق مساوات دارند . عموم تبعه افغانستان به اندازه قابلیت و اهلیت شان در همه ماموریت ها بقدر احتیاج دولت استخدام میشوند. مالیات و محصولات مقرره مطابق نظامنامه های مخصوصه برای تبعه افغانستان نسبت به ثروت و اقتدار شان گرفته --- page 155 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۵۲ و تعین می‌گردد. در افغانستان هر شخص از مال و ملک خودش که در تصرف او باشد در امن می‌باشد - اگر اراضی بقدری منافع عمومیه بکار دولت شود مطابق نظامنامه مخصوصه آن اولاً قیمت آن را بصاحبش تادیه نموده بعده ملک آن را گرفته می‌تواند. مسکن و جای هر فرد تبعه افغانستان از هر گونه تعرض مصئونست در هیچ کس از طرف حکومت و سائره بدون احکام نظامات بخانه شخصی جبراً بلا استیذان داخل شده نمی‌تواند. در محاکمه عدلیه عرض و داد عمومی مطابق شریعت و اصول محاکم حقوقیه و جزائیه فیصله کرده می‌شود - مصادره و بیگار مطلق ممنوع است - اما کار و ضرورت که در زمان محاربه پیش شود مطابق نظامنامه مخصوصه آن ازین قاعده مستثنی است خارج نظامات دولت از هیچ کس چیزی گرفته نمی‌شود - شکنجه و دیگر انواع زجریه تماماً موقوف است - و خارج احکام شرع شریف و نظامات دولت که موافق احکام شرعی تنظیم یافته برای هیچ کس مجازات داده نمی‌شود. --- page 156 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۵۳ هیئت اداره در افغانستان وظیفهٔ ادارهٔ حکومت مفوض است به هیئت وزرا و ادارهٔ مستقله در حین اجتماع هیئت وزرا ریاست مجلس را ذات ملوکانه ایفامی نماید ۔ و اگر ذات شاهانه احضار نداشته باشد ۔ صدر اعظم بوظیفهٔ ریاست می پردازد ۔ و هر گاه صدر اعظم هم نباشد از جمله وزرا وزیر وزات اوّل وظیفهٔ ریاست را اجرا می دارد . --- page 157 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۵۴ هیئت ادارۀ مرکزیه ادارة مرکزیه مرکب است از وزرات ها و ادارۀ مستقله وزارت ها بر حسب ذیل می باشند . (۱) وزارت . . . . حربیۀ (۲) " . . . . خارجیة (۳) " . . . . داخلیة (۴) " . . . . عدلیة (۵) " . . . . مالیۀ (۶) " . . . . معارف (۷) " . . . . تجارت (۸) ریاست . . . . شورای دولت ادارۀ مستقلۀ طبیه مانند دیگر وزارت ها براه راست در حضور اشرف همایونے مسئول شناخته می شود . وزارت حربیة :- مامور است باجرای امور عسکریة افغانستان - چون وزیر حربیۀ آمر بزرگ عسکری می باشد - تمامی منصبداران قطعات عسکری در تحت امر مشارٌ الیہ اور رفتار می نمایند - و علاوه بر تقسیم عملی کل --- page 158 --- ۱۵۵ افغانستان جغرافیه نفوس افغانستان از فن حرب اداره مکاتب حربیه نیز بآن تعلق دارد - که در آن تعلیم حربے باصول جدید جاری است . مدیریت ماشین خانه عسکری نیز بوزارت حربیه مربوط است - وزارت خارجه :- وزارت خارجه مامور است بتدابیری و مناسباتیکه افغانستان با دول خارجه دارد - سفراء - و جنرال قونسل ها - و قونسل ہائے که از افغانستان در دول ہائے خارجه تعیین و مامور شده می روند جمله در زیر امر و نظارت وزیر خارجه می باشند . مخابراتیکه در میان حکومت افغانستان - و سفرا و مامورین سائیرین اجنبیه که در مرکز سلطنت می باشند - مبادله می شود خاص بتوسط وزارت خارجه اجرا می یابد - و کافهٔ مناسبات رسمیهٔ دولت که با سفارت ها بوقوع می آید از طرف وزیر خارجه اداره می شود . وزارت داخله :- وزارت داخله مامور است بامور ملکیهٔ افغانستان والئے کابل و جمیع نائب الحکومه ها و حاکم ہائے اعلے در امور داخله کاملاً در زیر امر وزیر داخله می باشند - مدیریت پوسته - و تلگراف - و ٹیلی فون --- page 159 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۵۶ و مدیریت ماشین خانۀ ملکی نیز بوزارت داخله مربوط است. وزارت عدلیه :- در افغانستان برای منتظم گردانیدن امور عدلیه و قوۀ انضباطیه مامور است:- وظایف وزیر عدلیه از قرار ذیل است اوّل :- نگهداشت و محافظه وظائف مامورین محاکم عدلیه و قوۀ انضباطیۀ افغانستان تا هیچ کس به کارهای وظیفۀ شان جبراً اجرا و مداخلت کرده نتواند . دوم :- نگرانی ایفای وظائف قضاة و عموم مامورین محاکم عدلیه و انضباطیۀ . سوم :- راه نیافتن خصائل قبیحه در وظایف مامورین عدلیه . چهارم :- نظارت کردن بر این که کسی از طرف دولت اجازۀ قضا را نداشته باشد باید وظیفۀ قضا را اجرا ننماید . پنجم :- نگرانی کردن بر این که هیچ دعوی در محکمه ها بحال تعویق و تعطیل نماند . ششم :- نظارت نمودن بر اینکه در هیچ یکی از محکمه های عدلیه لحاظ شخصیت و جنسیت و دین و --- page 160 --- ۱۵۷ افغانستان چاپ ششم مذهب کرده نشود و در حق هر کس بالمساوات فیصلهٔ احکام شرعی و سیاسی و تجارتی اجرا گردد. هفتم :- نظارت کردن به تنسیق و تنظیم غند ہائے کوتوالی و افراد پولیس ایالات و حسن ایفائے معاملات داخلیهٔ شان در دائره نظامات دولت . وزارت مالیه :- وزارت مالیه مامور است به امور مالیهٔ افغانستان عموم مامورین مالیه خواه در مرکز و یا اطراف باشند در زیر امر وزیر مشار الیه ایفاء وظیفه می نمایند . حسابات دولت در اداره ہائے مالیهٔ وزارت و اطراف در کتاب ہائے که موافق اصول دفتری ترتیب و تنظیم یافته - قید می شود ۔ و موازنهٔ حسابات سالیانه جمیع وزارت ہا را می نماید (بودجه) وزارت معارف :- ادارهٔ تفتیش ہمہ موسسات تدریسیّه عمومیّه که برائے تعلیم و تربیه می باشند وہم دوائر عالیه که خادم حفظ و حراست علم ہستند بوزارت معارف عمومیه مفوض اند - باستثناء مکاتب حربیّه . وزارت تجارت :- دائماً برائے توسیع و تسهیل تجارت داخلیه و خارجیهٔ افغانستان و ترقی زراعت و --- page 161 --- ۱۵۸ افغانستان چهارم یشادیه انكشافات معاون در مملکت افغانستان تدابیر لازمه را بعمل می آورد - تأسیس مکاتب علمی فلاحت و به ترتیب کشت زارهای نمونه زراعت و حفر انهار جدید و تقسیم آب آن ها و حسن محافظه جنگل های افغانستان ـ و از سر نو بسر رسانیدن جنگل ها و احداث درخت زارها و اغراس آن در جوار قریه ها و بکندن دکاویدن معاون موجوده بصورت احسن و اصلاح جنس حیوانات نیز از وظایف آنست . شورای دولت :- شورای دولت مرکز مذاکره مصلحت های عمومیه ملکیه است . وظایف شورای دولت بدو نوع منقسم است :- اول :- تنظیمات ملکیه که مراد از تغییر و تنظیم هر گونه لوایح نظامیه و علاوه کردن و تعدیل نمودن قواعد آنست . . دوم : محاکمات مامورین ملکیه شورای دولت در تحت ریاست یک رئیس عمومی اداره می شود - رئیس مذکور داخل اعضای شورای دولت بنام اعضای طبیعیه یعنی وزرا و اعضای منتخبه اعضای منتخبه از طرف رعایا وکیل می باشند . هرگاه برای یک وزارت و یا یک دائره مستقله وضع کردن یک نظامنامه لازم دیده شود لائحه همان نظامنامه افغانستان ادب ... [text runs along the side margin] --- page 162 --- ۱۵۹ افغانستان چهارم رشدیه از طرف همان وزارت و یا همان دائره مستقله تنظیم یافته بشوری دولت حواله کرده می شود شوری دولت بعد از اجرا کردن علاوات و تعدیلات لازمه آن لائحه نظامیه را با فیصله آراء مجلس عالی وزراء تقدیم می دارد و بعد از تصویب مجلس عالی وزراء و منظوری حضور پر نور شاهانه نظامنامه مذکور بوزارت متعلقه آن تسلیم شده دستور العمل قرار داده می شود. مدیریت مستقله طبیه مدیریت مستقله طبیه در امور صحیة افغانستان صرف مساعی می نماید. وظایف مدیریت مستقله طبیه بقرار ذیل است:- (۱) بقدر ضرورت جلب و استخدام اطباء متخصصه از خارج برائے محافظۂ صحت عمومیه مملکت. (۲) کشادن یک یک شفاخانه مخصوص در مرکز ولایات و ملحقات. (۳) تأسیس نمودن ڈیسپا هنرهائے عمومی یعنے معاینه خانه ہائے رائگان طبی بغرض شمولیت مراجعت اہالے بہ اطباء. --- page 163 --- افغانستان چهارم رشدیه ۱۶۰ تشویقات نمودن بکشادن عطار خانه های خصوصی . (۵) کشادن یک مکتب (قابلات) در مرکز سلطنت برای جلوگیری واقعات مدهشه که بباعث قابله های نادان درمیان نسوان بعمل می آید . (۶) تأسیس نمودن یک باقتر پیلوژی خانه برای اجرای تدقیقات خواه بتهیه و استحضار کافه ادویه زرقییه یعنی (سروم) (۷) بوجود آوردن یک دائره (رونتگن) و یک کیمیا خانه مکمل در نفس پایتخت . (۸) فرستادن هیئت های طبیه سیار برای محافظه صحت اهالی قریه های قبائل کوچی . (۹) اتخاذ نمودن تدابیر مانعه و دافعه برای رفع جلو گیری بیماری های ساریه و امراض متعدیه که در داخل مملکت ظهور می نماید . (۱۰) تعین مدت قرانطین و اداره نمودن قرانطین خانهائیکه در وقت ظهور وبا و طاعون . در ممالک مجاور بنقاط لازم ساخته می شود . اداره ولایات افغانستان از روی اداره بولایات و حکومتی های --- page 164 --- افغانستان چهارم رشدیہ ۱۶۱ اعلیٰ منقسم می شود و ولایات بحکومتی ہای کلان ۔ و حکومتی کلان بہ حکومت ہا و و حکومتی ہا بعلاقہ داری ہا و علاقہ ہا بقریہ ہا تقسیم می یابند ۔ امر ولایت کابل بنام والیے و دیگران باسم نائب الحکومہ ہا یاد می شوند کہ از روئے وظائف در بین آن ہا ہیچ فرقے نیست ۔ ولایات و حکومتی ہاء اعلیٰ برائے امور داخلہ بلا واسطہ بوزارت داخلہ مربوط اند در میان ولائت و حکومتی ہائے اعلیٰ از روئے ایفائے وظائف عمومیہ ہیچ فرق موجود نیست ۔ تن ہا در ولایات یک نائب الحکومہ و در ہر حکومتی اعلیٰ یک حاکم اعلیٰ اجرائے احکام می نماید ۔ مجالس مشاورہ و شوریٰ دولت در مرکز دار السلطنۃ یک ہیئت شوریٰ دولت و در نائب الحکومہ گی و حکومتی ہائے اعلیٰ و حکومتی ہائے درجہ اوّل و دوم و سوم و علاقہ داری یک یک مجلس مشورہ موجود است اعضاء مجالس مشاورہ و شوریٰ دولت از اعضائے طبیعیہ و اعضائے منتخبہ مرکب --- page 165 --- افغانستان چهارم در عهد یه ۱۶۲ می باشند - مجلس مشاوره و شورای دولت علاوه بر وظایفی که در نظامنامه تشکیلات اساسی نشان داده شده بوظایف ذیل موظف هستند : (۱) برای ترقی صناعات - تجارت - زراعت - معارف - همه تکالیفی که لازم به بینند بدولت عرض می نمایند . (۲) در خصوص مالیات و محصولات و دیگر معاملات حکومت اگر مخالف اصول نظامات معاینه نمایند به مقصد اصلاح این چنین امور بحکومت عرض و الحاح نموده می توانند : (۳) اگر در حقوق که موافق این نظامنامه برای اهالی داده شده از یک طرف اخلال و اضاعه ملاحظه کنند در نزد حکومت صلاحیت عرض و استغاثه را دارند . دیوان عالی دیوان عالی خاص برای محاکمه وزرای دولت عند الاقتضا موقتاً تشکیل می یابد - و بعد از ایفاء --- page 166 --- ۱۶۳ افغانستان چهارم رشدیه در سر انجام نمودن کارے که باو سپرده شده فسخ می شود :- طرز تشکیل دیوان عالی و اصول محاکمه آن مطابق نظامنامۀ مخصوص آن اجرا می شود . باهتمام شیر محمد ناشر ختم شد --- page 167 --- [BLANK PAGE] --- page 168 --- [BLANK PAGE] --- page 169 --- [BLANK PAGE]