نظامنامه
فروش املاک سرکار
در مطبعه دارالسلطنه کابل طبع گردید
۲۹ سنبله ۱۳۰۲
نظامنامه
فروش املاک میرکاری
(در مطبع دایره تحریرات مجلس عالی وزرا طبع گردید)
١۶ سنبله ۱۳۰۳ سنه
تعداد طبع ثانی (۱۰۰۰) جلد
۱
بسم الله الرحمن الرحیم
نظامنامه فروش املاک سرکاری
فصل اول
(قواعد فروش اراضی سرکاری)
قاعده
(۱) املاک سرکاری که قطعه قطعه از یک جریب الی پنج جریب متفرق باشد بتوسط علاقه دار و قریه دار و مجلس علاقه داری بقسم لیلام بوجه نقد فروخته شود.
(۲) املاک سرکاری که اضافه از پنج جریب متصرفه دولت با باستثنای اراضی متصرفه مهاجرین و دیگر املاک که بعهده عمری بدیگر اشخاص داده شده یا بموجب رقم و فرامین پادشاهی عطا گردیده بقرار منصفی بخیر اشخاص دادشیا
۲
اهل قریه و قریه دار بحضور علاقه دار منصفانه جریبی قیمت
میشود، و سیاهه آن بمهر و امضای ممیزان مذکور در مدیریت
یا ماموریت مالیه قید و ضبط میشود.
(۳): اعلان فروش املاک مذکور با تعیین قیمت جریبی از طرف
مدیر یا مامور مالیه محلی باجازه حاکم همان محل بذریعه علاقه داری
که اراضی سرکاری بعلاقه او باشد برای اهالی همان قریه
و دیگر قراء نشر و توزیع میشود که هر شخصی خواهش خریداری
املاک مذکور را داشته باشد باداره مالیه محلی مراجعت
نموده موافق قواعد آتیه خریداری املاک مذکور را نماید.
(٤): اشخاصی که خواهش خریداری املاک سرکاری را
بوجه نقد و یا چیزی نقده و چیزی نسیه قرارتفصیل ذیل
نمایند از قرار قیمت ممیزان قیمت تخفیف داده میشود:-
الف:- اگر وجه قیمت آن را تماماً نقد تادیه نمایند ده یک قیمت آن
کمتر گرفته میشود.
ب:- اگر مناصفه مبلغ قیمت آن را نقد و مناصفه دیگر را
وعده برسانند بیست یک قیمت کمتر گرفته میشود.
ج:- اگر ثلث وجه قیمت آنرا نقد بدهند و دو ثلث آن را
۳
بقسط دو سال تأدیه سندی یکه قیمت آن تخفیف
داده میشود.
(۵):- املاکی که بقرار قاعده (۴) کسی خریدار آن نباشد بقسط
پنجسال الی ده سال بقراری که حاکم و مدیر مالیه محلی لازم بدانند
بفروش رسانیده حجت شرعی بگیرند.
(۶):- اولاً املاک سرکاری بر اهالی همان قریه فروخته
میشود، هرگاه اهالی قریه خواهش خریداری نداشته
باشند و یا دیگری در قیمت و اقساط مقرره آن داوطلبی
و اضافه نمایند و اهالی قریه واگذار شوند بدیگر اشخاص
فروخته میشود.
(۷):- هرگاه شخصی کدام اراضی را بوجه نقد یا قدری نقد و
و قدری نسیه خواهش خریداری نماید و دیگری
بهمان قسم اضافه نماید در صورت قبولی حق خریدار
اول است و در حال واگذاری بخریدار ثانی داده
میشود، و اگر در یک اراضی که بطور نقده شخصی خریدار
باشد و دیگری بقسم نسیه داوطلبی نماید مطلقاً ادعای
خریدار نسیه شنیده نشود، نخست باشخاصی که بطور نقده
٤
و اقساط اندک خریداری نمایند فروخته شود .
(۸) : یک قطعه ملک سرکاری را چند نفر متفقاً خریداری
میتوانند .
(۹) : شخصی که یک قطعه ملک را خواهش خریداری نماید در موضع
حکومتی و اداره مالیه همان علاقه آمده قرار داد کند
از طرف حاکم و مدیر مالیه نام خریدار و قیمت ملک
و صورت خرید آن بذریعه قریه دار اعلان شود تا مدت
یکماه اگر دیگری دو طلبی کند خریدار اول قبولدار و یا واگذار
میشود اگر بموعد مذکو متصلاً دیگر خریدار پیدا نشود
بعد از ان بهر قدر مبلغ که دیگر خواهش خریداری همان
زمین را نماید برایش داده نمیشود و از طرف حاکم و مدیر
مالیه خط تصرف برایش داده ملک بتصرف او میشود .
(۱۰): برای فروش املاک سرکاری در ولایات و حکومتی ها
نائب الحکومه ها و حاکم های اعلی و حاکم های کلان از
طرف قرین الشرف شاهانه وکیل بالتوکیل میباشند
و آنها از جانب خودشان وکیل گرفته قباله شرعی
برای خریداران املاک سرکاری میدهند ، حاکم و مدیر مالیه
سیاهۂ جریبی و قیمت املاک سرکاری را که بذریعه
میزان قیمت میشود کاملاً بعد اتمام ممیزی و هر قدر املاک
که بفروش میرسد بتفصیل صورت فروش و نام خریدار
علی التواتر باداره مستوفی ولایت یا حکومتی اعلی که بدان
مربوطند فرستاده و همچنان مستوفیها و سر رشته داران
اعلی را پورت آنرا بوزارت مالیه میفرستند .
(۱۱) :- خریداران املاک سرکاری مبیعۀ خریده گی خود را
بشرائط ذیل هر زمان بخواهند فروخته میتوانند و آنچه منفعت
کنند حق خود شان است .
الف:- اگر بقسم نقد بفروش برسانند وجه سرکاری را
یکجا نقد تادیه کنند .
ب:- اگر بقسط بفروش برسانند وجه سرکاری را
ضامن بدهند .
ج :- اگر ضامن داده نتوانند بقدر رسانیدگی وجه خود
بفروش رسانیده باقی آنرا تا رسیدی وجه
سرکاری بفروش رسانیده نمیتوانند .
۶
فصل دوم
(دربارۀ املاک تصرفی مهاجرین وغیره)
(۱۲) :— املاک سرکاری که برای مهاجرین و ناقلین داده شده و یا داده شود موافق پلوان شریک مالیه از آنها گرفته شود .
(۱۳) :— املاک که برای مهاجرین داده شده و میشود بقسم ملکیت است که اگر شخصی از آنها فوت گردد املاک مذکور بورثۀ آن انتقال مییابد و هرگاه تا بیست سال متواتر بخاک افغانستان ساکن باشند املاک تصرفی خود را فروخته میتوانند .
(١٤) :— اشخاص مهاجرین ناقلین که فرار شوند اراضی که بآنها داده شده واپس بتصرف دولت میآید و دیگری اراضی مهاجر ناقل را تصرف شده نمیتواند .
(١٥) :— اراضی که بقرار رقم و فرامین سلاطین ماضیه براشخاص بقسم بخشش وملکیت داده شده بتصرف شان است واپس گرفته نمیشود و از قید دفتر خالصه و ضبطی وضع شود اما مالیۀ آن را مطابق پلوان شریک بادارۀ مالیه بدولت تأدیه نمایند .
(١٦) :— برای نفری که از حضور ملوکانه زمین بخششی مرحمت شد ملک
خودشان است اینچنین املاک را از قید دفتر خالصه ضبطی کشیده
مالیه آنرا با داره مالیه ادخال و بازیافت دارند .
(١٧) : ــ املاک را که اهالی یک قریه و یا اشخاص منفرد ا بطریق غیری
از دولت گرفته باشند از تصرف آنها کشیده نمیشود ، اما جمع
آن بمالیه بلوک شریک نسبت داده شود ، اگر جمع فائدہ
دولت باشد از روی جمع والا از قرار مالیه پلو انشریک
محصول آن بدفتر داخل و گرفته شود .
(١٨) : ــ املاک خرابه ولا مزروع را که بعضی اشخاص آباد کرده باشند
و یا آباد نمایند مالیات آنرا آنچه سابق بست شده باشد همانقرأ
و آنچه جدید آباد کنند موافق گنجایش حاصل هر قدر حاکم وقت
بست نماید بعد تصویب مجلس مشوره محلی تادی کنند اینچنین
املاک واپس گرفته نمیشود املاک مذکور را آباد نمودن حق میت دارند.
(١٩) : ــ املاک خالصه رعیتی که در بین اهالی خرید و فرو شد را شته باشند
و قباله داشته باشند بجمله املاک سرکاری شمرده نمیشود
و داخل فروش نمی آید .
(٢٠) : ــ اشخاصیکه بنا بر یک مجرمیت از طرف حکومت فرار بود و متعارف
میشوند اگر در حین فراریت زمین شان در قید ضبط آمده باشد
و ضبطی زمین آنها از سبب باقی دهی دولت نباشد از یک
جریب تا هفت جریب زمین آنها که بضبط دولت باشد
بموجب حکمنامه نائب الحکومه و حکام اعلی برای شان واپس داده
و از قید ضبطی کشیده مالیات آنرا بدفتر ادخال دارند.
(۲۱) : املاکی که از جمله اراضی سرکاری که بعهده عمری گرفته بودند شها
و یا بسبب باقیات دهی و خیانت ضبط دولت نگردیده باشند
و بقرار دیگر مواد نظامنامه فروش اراضی آنچنان املاک
در جمله اراضی فروشی نیاید و در همین دو سه سنه عهد سلطنت
اعلیحضرت اشرف ملوکانه از تصرف مالک آن کشیده شده و
بفروش رسیده و یا بکسی بخشش شده باشد عوض آن از دیگر
اراضی سرکاری قریب همان زمین برایشان داده شود.
در اجرا احکام مواد این نظامنامه وزاره مالیه مسؤل و مکلف است.
ضمیمهٔ
نظامنامهٔ فروش املاک سرکاری
۱ :- زمینیکه برای ورثهٔ شهدا بطور بخشش عنایت شده
تا زمان کبیر شدن خود شان وصی انها زمین شانرا
فروخته نمیتواند بعد از کبارت خود شان
در فروش اراضی خود مجاز هستند.
پنجشنبه ۷ سنبله ۱۳۰۲