# Jughrāfī̄yā-yi ʻumūmī-yi ibtidāʼi barā-yi shāgirdān-i makātib-i rashdiyah-ʼi ʻaskarīya-ʼi Afghānistān جغرافياى عمومى ابتدائى براى شاگردان مکاتب رشديۀ عسکريۀ افغانستان # adl0610 # Kābul, Maṭbʻa-ʼi Maktab-i Funūn-i Ḥarbīyah, 1337 [1919] [کابل مطبعۀ مکتب فنون حربية،,[ . ١٣٣٧. # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- [ILL] جغرافیای عمومی ابتدائی برای شاگردان مکاتب رشدیه عسکریه افغانستان مؤلف : قوماندان مکتب فنون حربیه و مدیر و معلم عموم مکاتب عسکریه جنرال السید محمود سامی در مطبعه مکتب فنون حربیه با اراده سنیه طبع گردید . طبع اول سنه ١٣٣٣ هجریه شمسیه سنه ١٣٣٤ --- page 2 --- جغرافیای عمومی ابتدائی برای شاگردان مکاتب رشدیهٔ عسکریهٔ افغانستان مؤلف : قوماندان مکتب فنون حربیه ومدیر ومفتش عموم مکاتب عسکریهٔ افغانستان جنرال السید محمود سامی مطبعهٔ مکتب فنون حربیه با ارادهٔ سنیه طبع کردید . طبع اول کابل -- سنبله سنه ۱۲۹۸ وذی الحجه سنه ۱۳۳۷ حربیه محمد علم علمی یی نومره ۲ --- page 3 --- بسم الله الرحمن الرحیم (مختصر جغرافیای عمومی) مقدمه س -- علم جغرافیا از چه بحث میکند ؟ ج -- از روی زمین یعنی از دنیا ومافیها بحث میکند . س -- مقصد از دانستن علم جغرافیا چیست ؟ ج -- هر انسان به دانستن همه تفرعات خانهٔ خصوصی خود محتاج است . مثلا : دروازهٔ داخل شدن و خارج شدن و جای نشستن وکونه وبام والحاصل هر کنج وگوشهٔ خانهٔ خود را و نیز در خانهٔ هر کدام همنشین خود را باید بداند [ILL] طریق زندکانی خود را نمید[ILL] آنکه --- page 4 --- ۳ دنياخانه عمومی انسانان است . انسان اگر دنیا را نداند گویا انسانیت خودرا نمیداند . پس ، انسان چنانچه بدانستن خانه خصوصی خود و همنشین و همسایه خود محتاج است همچنان دانستن دنیا که خانه عمومی انسان است مع مناسباتیکه با همنشین دارد از جمله لوازم انسانیست . ۱ س - در سئوال اول ذکر شده که جغرافیه از دنیا ومافیها بحث میکند . آیا مراد از دنیا و مافیها چیست ؟ ج - مراد اینست که : علم جغرافیه : از کوه ها ، بحورها ، نهر ها ، کول ها یعنی طالابها و از جسامت دنیا و از مناسبات دنیا همراه دیگر ستاره ها و نیز از انسانها و حیوانات و از نباتات و الحاصل از هر چیز دنیا بحث میکند . بنابران علم جغرافیه از هر چیز که بحث میکند بنام همان چیز : موسوم میشود . جغرافیا چند قسم است ؟ --- page 5 --- ٤ ج — بسیار قسم هاست . مگر مشهور ترین آنها . ه است : ۱ — جغرافیای ریاضی ، ۲ — جغرافیای طبیعی ، ۳ — جغرافیای سیاسی ، ٤ — جغرافیای اقتصادی ، ه — جغرافیای عسکری . س — جغرافیای ریاضی از چه بحث میکند ؟ ج — از شکل و جسامت و غیرۀ دنیا و از مناسبات آن با دیگر ستاره ها . س — جغرافیای طبیعی از چه بحث میکند ؟ ج — از کافهٔ عوارض طبیعیهٔ زمین ؛ یعنی از جبال ، بحار ، انهار ، آبناها ، رأسها واز کولها یعنی طالابها و غیره بحث میکند . س — جغرافیای سیاسی از چه بحث میکند ؟ ج — از دولتها واز طرز ادارۀ آنها واز شهر ها وقصبه ها بحث میکند . س — جغرافیای اقتصادی از چه بحث میکند ؟ --- page 6 --- ج - از معادن زمین و از نباتات و حیوانات یعنی از صنعت ، زراعت و تجارت بحث میکند . س - جغرافیای عسکری از چه بحث میکند ؟ ج - از موادیکه به تاریخ عسکری و فن حرب تعلق دارد بحث میکند . اصطلاحات جغرافیه س - جزیره چیست ؟ ج - پارچۀ زمین را کویند که هرطرف آن ، آب باشد شکل ۱ . س - جزائر مجتمعه چیست ؟ ج - جزیره هائیکه در یکجای جمع شده باشند گویند شکل ۱ . س - شبه جزیره چیست ؟ ج - پارچۀ زمین را کویند که سه طرف آن آب --- page 7 --- ٦ و يك طرف آن به خشکه ؛ متصل باشد شکل ٢ . س — برزخ چیست ؟ ج — پارچه زمین را گویند که شبه جزیره را به خشکه ؛ متصل میکند شکل ٣ . س — بوغاز چیست ؟ ج — آبهای تنک که مابین دو قطعه زمین بوده دو بحر را بهم متصل میسازند ؛ آنها را ( بوغاز ) و یا ( آبنا ) گویند شکل ٤ . س — جدول و یا قنال چیست ؟ ج — بعضا دره های منتظم حفر نموده دو بحر و یا دو نهر را متصل میسازند . آنها را (جدول) و یا (قنال) گویند . [جدولهای مذکور در اوروپا خصوصا در المانیا ، بلچیقا ، فرانسه ، انکلتره خیلی بسیار است . در جدولهای مذکور ؛ سفینه ها یعنی --- page 8 --- کشتی ساخته برده بایتالیا میفروخت قرنی (۱۰) زراعت و تجارت ، خیلی نافع است ! ٤- بردن و یا رن چیست ؟ ه - بعضی خُشکه بداخل بحر درآمده نوکدار میباشد نوک انرا برون و یارن گونید ٢- بحر زرو با خلیج چیست ؟ ۷- بعضا بحر بداخل خشکه در امده میگردد انرا گویند . ۳- مرسی چیست؟ - ۵ - چنین خلیج را گوئید که در حین وزیدن باد بازگشت و فورته کشتی در انجا بامن میشود. --- page 9 --- (اصطلاحات جغرافیه در باب بریهی خشکه) س - جبل چیست؟ ج - بعضی جاهای زمین بطرف اسمان بلند شده باشد انرا کوه گویند و جمع انرا جبال گویند. س - جبال سلسله چیست؟ ج - جبل هائی که باهمدیگر پیوسته بوده باستقامت خط مستقیم و یا منحنی رفته قطار شده باشد انها را (جبال سلسله) و یا (سلسله جبال) گویند س - ولکان چیست؟ ج - بعضی جبل ها باشد که از قله ان اتش می براید انرا کوه های کوه اتش فشان گویند. --- page 10 --- ۹ س - لاو چیست ؟ ج - معادن مایعه را گویند که از تپه کوه آتش فشان می برآید شکل ۹ س - کوه آتش فشان ؛ دلیل چیست ؟ ج - دلیل اینکه دنیا عبارت از آتش بود و الا آن نیز بداخلش آتش میباشد . س - دامن ، یاماج ، ذروه چیست ؟ ج - لب کوه را ( دامن ) ؛ و قدری بالاتر آن را ( یاماج ) و نقطۀ بالاترین کوه را ( ذروه ) و یا ( تپه ) گویند . س - تپه چیست ؟ ج - بلندیهای خرد خرد کوه مانند را گویند . س - سطح مائل چیست ؟ ج - زمین های نشیب را گویند که میاه را یعنی آب ها را و نهر ها را ازيك طرف بدیگر طرف میریزانند . بزبان فرانس ( وه رسان ) س - خط تقسیم میاه چیست ؟ ج - آن خطهای کوه را گویند که آب باران را --- page 11 --- ۱۰ دو طرفه تقسیم میکنند . س – در بند چیست ؟ ج – آن جاهای تنگ را گویند که مابین دو کوه و یا مابین کوه و نهر و یا بحر و یا کول ؛ محصور باشد . س – اووه چیست ؟ ج – زمین های هموار را گویند که جاهای سبز و درخت وده و قصبه و مسجد داشته باشد شکل ۱۰ [ ده و شهرها را در اووه ها و زیاده تر بکنار بحر و یا نهرها آباد میکنند ] . س – یایلا چیست ؟ ج – اووه های بلند را گویند شکل ۱۱ س – چول و صحرا چیست ؟ ج – چنین دشتها را گویند که از آب و سبزه ؛ محروم و گرمی آن بسیار باشد . و یا از شدت سرما آبش منجمد باشد . مثلا : در افریقا صحرای کبیر ؛ و در آسیه --- page 12 --- ۱۱ در چین ؛ دشت غوبی وسبریا . س - واح چیست ؟ ج - در دشتها بعضاً چنین جاها میباشد که سبزه و آب و گیاه داشته میباشد . اصطلاحات مياه س - وادی چیست ؟ ج - جاهای تنگ که مابین دو سلسله جبال محصور باشد ( وادی ) ویا ( دره ) گویند . س - جمودیه چیست ؟ ج - بعضاً مياه وادیها از شدت سرما منجمد میشود آنها را ( جمودیه ) مینامند شکل ۸ . س - دره چیست ؟ ج - بارانهائیکه بر جاهای بلند می افتد به داخل وادیها میبرد . و در وادیهای مذکور آبهای مختلف یعنی خرد و کلان و غیره --- page 13 --- ۱۲ به جریان ؛ آغاز میکند ، خرد آنها را ( دره ) مینامند . س ـ رود چیست ؟ ج ـ رود آنست که از چند دره پیدا میشود . س ـ نهر چیست ؟ ج ـ از اجتماع دره ها و رود هـا پیدا میشود . شکل ۱۲ س ـ [ آب دره ها به رود ها ؛ و آب رود هـا به نهرها ؛ و آب نهرها به بحرها می ریزد !]. س ـ منبع نهر چیست ؟ ج ـ آن جای را گویند که نهر از آنجا شروع میکند . س ـ منصب نهر چیست ؟ ج ـ آب نهر ؛ در آ خر به آب نهر ؛ مـلاقی میشود . محل تلاقی مذکور را ( منصب نهر ) میگویند ، شکل ۱۲ . س ـ ملتقا چیست ؟ ج ـ محل تلاقی آب دو نهر ویارود و یا دره را گویند . --- page 14 --- ٢ - مجرا چیست ؟ - ظرف نهر را گویند که اب نهر در ان جاری باشد . ٢ - جریان چیست ؟ - روان شدن ابرا گویند ٣ - دلتا چیست ؟ - نهرها بعضاً در حد مصب ربها به شاخها تقسیم شده بجهد به بحر میرزند . جزیره ها ئیکه ما بین شاخهای مذکور پدید آید (دلتا) نامیده میشود . ٤ - ساحل چیست ؟ - کنار میاه جاریه را ساحل کوئید - ساحل یمین و ساحل یسار یک نهر کدام است ؟ - هرگاه روی خود را بطرف مصب نهر بگریم بطرف راست ساحل یمین و بطرف چپ ساحل یسار است --- page 15 --- ٣- هرگاه در شهر متصل بیک نهر واقع باشد کدام یکی را بالا و کدام یکی را پایان گوئید؟ ٤- هر شهر که بطرف منبع نزدیک است بالا و دیگر را پایان گوئید. ٣- هرگاه یک سفینه تابع جریان بصر روان باشد گفته میشود که سفینه بالا میرود و یا پایان میرود ٥- پایان میرود ٦- حوضه چیست؟ ٧- آن اراضی را گویند که دران یک نهر و شعبات آن (جوی، دره، رود و غیره) جاری باشد مثلاً: حوضه قزل دریم ٨- نظامی چیست؟ در کمره یک است. --- page 16 --- ۴ - باصطلاح جغرافیا به چه معنی می آید ؟ ۵ - تپه های مسلسل و یا میان قطعه دریا یا پشته ها و یا دروه ها باشد که حصه ها را از هم دیگر جدا میکند (نطاق) نامیده میشود . ۶ - سیل چیست ؟ - آبیست که از باران و یا از آب شدن برف بهم حاصل گردیده به کثرت و شدت جاری میگردد ۷ - نهر چیست و انهار به چند قسم است ؟ ج - در نهرها دروه ها و حصه های عمیقی میباشد که انسان [ILL] یا این که در واقعه از ساحل بدیگر ساحل گذشته میتواند و یا گذر گفته میشود . --- page 17 --- س - ینبع میاه چیست؟ ج - آب برف و یا باران بداخل خاک در امده در طبقات غیرقابل نفوذ جمع میشود و بعده یک منفذ پیدا کرده ظاهر و جاری میشود انرا گویند. س - فواره چیست؟ ج - ابهائیکه بقراریان فوق بداخل تراب درامده جمع میشود و ابهای مذکور بواسطه ثقلت و تضیق انها از سطح زمین بلند می پرد انرا فواره گویند. س - تایناق چیست؟ ج - بحیره حاطیست که بنبع های مصنوعی بپیدا میشود. س - نهر غائب و یا پنهان چیست؟ ج - آن نهر را گویند که تایک جائی به سطح زمین جاری میشود و بعده غائب شده باز از یک مقام میشود انرا گویند. --- page 18 --- س - عمق میاه چیست؟ ج - آن بعد شاقولی را گویند که مابین قعر آب وسطح آب میباشد س - عرض میاه چیست؟ ج - عبارت از مسافه افقیست که مابین دو ساحل مقابل باشد. س - طفو طغیان چیست؟ ج - آبها طغیان نموده سواحل را زیر میسازد انرا گویند ( بحیره ها یعنی کولها ) س - بحیره چیست؟ ج - جاهای عمیقرا که چاراطراف ان خشکه بوده پر آب میباشد - از روی بحیره در بنکال (کول) گویند. در فارسی تالاب گویند --- page 19 --- س - غدیر چیست؟ ج - بحیره‌های خرد را بعربی غدیر می‌گویند س - قابلجه چیست؟ ج - در اراضی ولکانیۀ بعضی منبع‌های آب کرم میباشد انرا قابلجه گویند. حوضهایئکه لذدن آب کرم پدید آید انرا بترکی قابلجه گویند. س - مرز غه س - مرز غه چیست؟ ج - غدیر هائیګە آب آن بدبو باشد انرا میگویند. س - هوای جای‌های مرزغه‌ چطور است؟ ج - بسیار بد است چراکه مرزغه‌ها مخزن تب لرزه و انواع امراض است. --- page 20 --- س - ارض چیست ؟ ج - زمین را گویند. س - ارض به چه شکل است ؟ ج - ارض کره یعنی مانند نارنج مدور است. س - آیا کوههای زمين و چقریهای زمین کرویّت زمین را خلل نمیدهد؟ ج - نی اینها نسبت به جسامت ارض هیچ اند چنانکه پستی و بلندی که به سطح نارنج است کرویّت نارنج را خلل نمیدهد هم چنان کوههای بلند و چقوریهای زمین کرویّت ارض را خراب نمیکند. س - آیا کُرهٔ ارض بچک جا تکیه کرده است؟ ج - کرهٔ ارض به هیچ جاها تکیه نکرده است. بلکه با لکل چنانکه یک بالون در هوا پرواز میکند هم چنان کُرهٔ ارض --- page 21 --- نیز معلق به قدرت الله تعالی در فضا میباشد س - فضا چیست ؟ ج - همین خالیگاه عظیم نامحدود را گویند که کره ارض و آفتاب و همه اجرام سماویه با این بزرگی دران میباشد و به هیچگه حد و پایان ندارد و فضای نامتناهی و یا بیحد مجرد نامیده میشود . س - ارض خورد است و یا کلان ؟ ج - بسیار کلان است . س - محیط کره ارض چقدر است ؟ ج - (٤٠٠٠٠) چهل هزار کیلومتره میباشد . س - دنیا کلان است و یا کوکب ؟ ج - دنیا خورد ترین سیاره ها است س - کره ارض کلان است و یا آفتاب ؟ ج - کره ارض (١٣٠٠٠٠٠) یک ملیون و سیصد هزار دفعه از آفتاب خورد تر است --- page 22 --- ۲۱ س - کرۀ ارض ؛ ضیا و حرارت از کجا میگیرد ؟ ج - در اثنای روز ؛ ضیا و حرارت را از آفتاب میگیرد . و در اثنای شب ؛ ضیا یعنی روشنی از قمر یعنی از مهتاب میگیرد . س - قمر کلان است ویا کرۀ ارض ؟ ج - کرۀ ارض (٤٩) دفعه از قمر کلان است . جهات س - جهت چیست ؟ ج - سمت را ( جهت ) و جمع آنرا ( جهات ) میگویند . س - اول باول چند جهت هست ؟ ج - (٤) جهت هست : شرق ، غرب ، شمال ، جنوب . س - شرق وغرب کدام جهات اند ؟ ج - جهتی که هر روز وقت صبح ؛ آفتاب از آنجا --- page 23 --- ۲۲ می برآید آن جهت را ( شرق ) و وقت نماز شام ؛ آفتاب در آنجا غائب میشود آن جهت را ( غرب ) مینامند . س – شمال وجنوب كدام جهات اند ؟ ج – هرگاه طرف راست خود را بشرق وچپ خود را بغرب داده ايستاده شويم جهتی که پیشروی ما میباشد آن جهت ؛ (شمال) و پس پشت ما میباشد ( جنوب ) است . س – همين ( ٤ ) جهت را چه میگویند ؟ ج – جهات اربعه اصلیه میگویند . س – بدون جهات اربعه اصليه آيا جهات دیگر نیز هست یا نه ؟ ج – بلی هست ! ما بين جهات اربعه اصليه ؛ چهار جهت ديگر نيز فرض و تصور کرده میشود كه ( جهات فرعيه ) ناميده میشوند . س – اينها كدام اند ؟ ج – شرق شمالی : مابين شرق و شمال ؛ --- page 24 --- ۲۳ شرق جنوبی : مابین شرق و جنوب ؛ غرب شمالی : ما بین غرب و شمال ؛ غرب جنوبی : مابین غرب و جنوب . س - ما بین جهات اصلیه و فرعیه آیا جهات دیگر جهت هست یا نه ؟ ج - بلی ! مابین آنها ۳ ؛ ۳ جهت دیگر نیز فرض وتصور کرده میشود . که مجموع آنها ٢٤ جهت میشود . آنها را ( جهات مرکبه ) میگویند . س - پس جهات اصلیه و فرعیه و مرکبه ؛ چند جهت میباشند ؟ ج - ٣٢ جهت میباشند س - اگر شب باشد و یا در روز و قتیکه ابر باشد ؛ تعیین جهات ؛ چه طور میباشد ؟ ج - بواسطۀ ( پوصله‌ ) یعنی ( قطب نما ) تعیین جهات کرده میشود . س - در خریطه‌ها تعیین جهات اصلیه چه --- page 25 --- ٢٤ طور است ؟ ج – طرف بالای خریطه (شمال) و طرف پایان آن (جنوب) و طرف راست آن (شرق) و طرف چپ آن (غرب) است . دوائر ارض س – حرکت محوریه ؛ و محور ارض چیست ؟ ج – هر گاه يك سوزن دراز را ؛ از میانه يك نارنج ؛ چنین بخلا نیم که نوك آن از نقطه مقابل بر آید . بعده هر دو نوك سوزن را گرفته نارنج را باطراف سوزن دور بدهیم همین دور خوردن نارنج را (حرکت محوریه) و خود سوزن را (محور) میگویند . همچنان ؛ آن خط مستقیم خیالی که --- page 26 --- ٢٥ از میانه کره ارض بگذرد و هر دو نهایت آن به سطح ارض ؛ منتهی باشد آنرا (محور ارض) میگویند. س - مرکز ارض کدام است ؟ ج - نقطه منتصف محور ارض را گویند. س - قطب چیست ؟ ج - هر یکی از دو انجام محور ارض را (قطب) ؛ و هر دو را (قطبین) میگویند. قطب فوقانی را (قطب شمالی) و تحتانی را (قطب جنوبی) مینامند. س - قطب سماء کدام است ؟ ج - هرگاه محور ارض را خیالاً از هر دو جانب ؛ باستقامتش تمدید کنیم البته کره سما را به ۲ جای ؛ قطع میکند. هر یکی از همین ۲ تقاطع را (قطب سمائی) میگویند. یکی را (قطب شمالی سماء) و دیگر را (قطب جنوبی سماء) مینامند. س - خط استوا و یا دائرۀ استوا چیست ؟ --- page 27 --- ٢٦ ج - آن دائره را گویند که محیط آن از هردو قطب ارض ؛ به ابعاد متساویه بوده دنیارا از کمر ؛ احاطه نموده باشد . س - خط استوا کرۀ ارض را چه گونه تقسیم نموده است ؟ ج - به ۲ نصف تقسیم نموده است : نصف کرۀ شمالی ؛ و نصف کرۀ جنوبی . س - این دائره را چرا دائرۀ استوا مینامند ؟ ج - چونکه شهر هائیکه بر این دائره هستند شب و روز آنها متساوی میباشد . س - جاهای گرمترین دنیا کدام است ؟ ج - محلهای خط استوا است . دوائر عرض و طول س - دوائر چیست ؟ ج - یعنی دائره ها . --- page 28 --- ۲۷ س - دوائر عرض و یا دوائر متوازیه چیست ؟ ج - آن دوائر تصوری یعنی خیالی را گویند که بخط استوا موازی باشند . س - چرا دوائر عرض میگویند ؟ ج - چرا که عرض هر محل بواسطۀ آنها تعیین کرده میشود . س - دوائر عرض را چرا دوائر متوازیه نیز میگویند ؟ ج - زیرا که به دائرۀ استوا متوازی اند . س - دوائر عرض چه فائده دارند ؟ ج - این فائده را دارند : که بواسطۀ آنها بعد و مسافۀ دو مملکت و یا ۲ شهر را از همدیگر ؛ و نیز گرمی و یا سردی آنها را تعیین میکنیم . س - دوائر عرض چند تاست ؟ ج - ( ۱۸۰ ) است . ( ۹۰ ) از آنها به طرف شمال خط استوا و ( ۹۰ ) دیگر به طرف جنوب خط استوا میباشد . --- page 29 --- ۲۸ س - آیا دوائر عرض بهمدیگر ، مساوی اند یا نه ؟ ج - نی ؛ کلانترین آنها دائره استواست . وبعده به طرف قطبها خرد شده میروند . آخرین آنها در قطبها صفر میگردند . س - برای تعیین کردن مسافات و گرمی و سردی مملکتها آیا کدام را از دوائر عرض باید که مبدأ عرض ؛ اعتبار کنیم یعنی بشماریم ؟ ج - خط استوا را . س - دوائر نصف النهار و یا دوائر طول کدام اند ؟ ج - آن دائره هاست که از هر دو قطب ارض میگذرند . س - دوائر طول را چرا نصف النهار نیز مینامند ؟ ج - شهر هائیکه بر يك دائره طول میباشند نصف نهار آنها یعنی نصف روز آنها --- page 30 --- ۲۹ بيك وقت ؛ واقع میشود . لهذا نصف النهار مینامند . س – دوائر نصف النهار را چرا دوائر طول نیز مینامند ؟ ج – چرا که طول هر شهر بواسطهٔ آنها معین میشود . س – فائدهٔ دوائر نصف النهار چیست ؟ ج – مسافاتیکه مابین مملکتها و شهرهاست بواسطهٔ آنها تعیین کرده میشود . س – دوائر نصف النهار چند عدد است ؟ ج – ( ٣٦٠ ) عدد است . نصف آنها یعنی ( ١٨٠ ) از آنها بطرف شرق مبدأ طول است و دیگر نصف آنها بطرف غرب مبدأ طول میباشد . س – مبدأ طول چیست ؟ ج – برای تعیین مسافات مابین شهرها و مملکتها یکی از دوائر طول باید که مبدأ شمرده شود آنرا ( مبدأ طــول ) --- page 31 --- ٣٠ مینامند . س — دوائر نصف النهار و یا دوائر طول کرۀ ارض را چه گونه تقسیم نموده‌اند ؟ ج — چنانکه خط استوا کرۀ ارض را به دو نصف یعنی به نصف کرۀ شمالی و نصف کرۀ جنوبی ؛ تقسیم نموده است هکذا هر دائرۀ نصف النهار نیز کرۀ ارض را به ۲ نصف ؛ تقسیم کرده است : نصف کرۀ شرقی و نصف کرۀ غربی . س — در خریطه‌ها دوائر طول و عرض کدام اند ؟ ج — خطهائیکه از شرق خریطه تا غرب آن کشیده میباشند دوائر عرض است . و خطهائیکه از شمال خریطه تا جنوب آن رفته است دوائر طول میباشد . --- page 32 --- ۳۱ — عرض و طول جغرافی — س — عرض يك محل ؛ کدام است ؟ ج — بعد آن محل از خط استوا . س — عرض يك محل چند نوع است ؟ ج — ۲ نوع است : عرض شمالی ، عرض جنوبی . س — عرض شمالی وعرض جنو بی يك محل کدام است ؟ ج — محل مذکور هر گاه در نصف کره شمالی باشد عرض آن ؛ عرض شمالی است . و اگر در نصف کره جنوبی باشد عرض آن ؛ عرض جنوبیست . مثلا : کابل : چون در نصف کره شما لیست لهذا عرض آن ؛ عرض شما لیست . س — طول يك محل کدام است ؟ ج — بعد آن محلی از مبدأ طول . --- page 33 --- ۳۲ س - طول يك محل چند نوع است ؟ ج - ۲ نوع است : طول شرقی وطول غربی . س - طول شرقی و طول غربی يك محل کدام است ؟ ج - محل مذکور هرگاه در شرق مبدأ طول باشد طول آن محل ؛ طول شرقیست . و اگر در غرب مبدأ طول باشد طول محل مذکور ؛ طول غربیست . مثلا : کابل ، چون در شرق استانبول میباشد پس هرگاه نصف النهار استانبول را مبدأ طول ؛ اعتبار کنیم طول کابل ؛ طول شرقی شمرده میشود . مدار ها س - مدار چیست ؟ ج - از جمله دوائر متوازیه ؛ ٤ دائره --- page 34 --- ۳۳ میباشد ؛ ۲ در نصف کره شمالی و ۲ در نصف کره جنوبی . هر یکی را ( مدار ) مینامند . س – كدام كدام اند ؟ ج – در نصف کره شمالی ؛ مدار سرطان و مدار قطب شمالی . و در نصف کره جنوبی ؛ مدار جدی و مدار قطب جنوبی . س – مدار های مذكور از خط استوا چند در جه دور میباشند ؟ ج – هر يکی از مدار سرطان و مدار جدی ؛ ۲۳ درجه و ۲۸ دقیقه از خط استوا دور اند . و هر یکی از مدار قطب شمالی و مدار قطب جنوبی ؛ ٦٦ در جه و ۳۲ دقیقه دور میباشند . --- page 35 --- ٣٤ مناطق یعنی منطقه ها [ ١ ] س - منطقه چیست ؟ ج - سطح زمین را بواسطۀ مدارها بقرار ذیل به ٥ پارچه تقسیم میکنند ؛ هر یکی را ( منطقه ) مینامند : ١ - منطقۀ باردۀ شمالی : (مابین قطب شمالی و مدار قطب شمالی) ، ٢ - منطقۀ معتدلۀ شمالی : (مابین مدار قطب شمالی و مدار سرطان) ، منطقۀ حارۀ شمالی : مابین مدار سرطان و خط استوا ، ۳ - منطقۀ حارۀ جنوبی : ما بین دائرۀ استوا و مدار جدی ، [ ١ ] منطقه = کمر بند . --- page 36 --- ٣٥ ٤ ـ منطقة معتدله جنوبی : مابین مدارجدی و مدارقطب جنوبی ، ٥ ـ منطقه بارده جنوبی : مابین مدار قطب جنوبی و قطب جنوبی . [ منطقه بارده ها را منطقه منجمده نیز مینامند ؛ چرا که در آنجا همیشه یخبندی میباشد ! ] س ـ هوای منطقه بارده و یا منطقه منجمده چه طور است ؟ ج ـ فوق الحد ؛ سرد ودائما به یخ ؛ مستور میباشد . لهذا اکثر جاهای منطقه مذکوره قابل سکونت نمیباشد . س ـ هوای منطقه معتدله چه گونه است ؟ ج ـ نه بسیار گرم و نه خیلی سرد است . لهذا منطقه مذکور بسیار معمور و لطیف میباشد . س ـ هوای منطقه حاره چه طور است ؟ ج ـ بسیار گرم میباشد . لهذا ٢ موسم دارد : یکی گرم ویکی باران دار . --- page 37 --- ٣٦ س - دائرۀ خسوف کدام است ؟ ج - ارض حركت سنویۀ خود را بر محيط يك دائره اجرا ميكند آن دائره را (دائرۀ خسوف) و يا (مدار شمس) گويند . س - این دائره را چرا دائرۀ خسوف و چرا مدار شمس ميگويند ؟ ج - چونكه خسوف ؛ درينجا واقع ميشود لهذا ( دائرۀ خسوف ) مینامند . و نيز چونكه شمس ؛ حركت ظاهريۀ خود را بر همين دائره اجرا ميدارد لهذا ( مدارشمس ) ميگويند . س - دائرۀ خسوف از دائرۀ استوا چند درجه مائل است ؟ ج - ٢٣ درجه و ۲۸ دقيقه مائل است . لهذا در نصف كرۀ شمالی ؛ به مدار سرطان ؛ و در نصف كرۀ جنوبی ؛ به مدارجدی ؛ منتهی یعنی مماس ميباشد . --- page 38 --- ۳۷ س — همین دو نقطهٔ انتها را چه مینامند ؟ ج — نقطهٔ انتهای شمالی را ( انقلاب صیفی ) و نقطهٔ انتهای جنوبی را ( انقلاب شتوی ) مینامند . س — دائرهٔ خسوف ؛ دائرهٔ استوا را به چند نقطه قطع میکند . و آن نقطه ها را چه مینامند ؟ ج — به ۲ نقطه : یکی را ( اعتدال ربیعی ) و دیگر را ( اعتدال خریفی ) مینامند . س — افق چیست ؟ ج — اگر در يك بحر عظیم و یا در يك دشت بسیار واسع بوده به گرد ا گرد خود نظر اندازیم بحر و آسمان و یا دشت و آسمان را بشکل دائره بهم ملاقی می بینیم . آن دائره را ( دائرهٔ افق ) و یا ( افق ) مینامند . و اگر جای خود را بدل کنیم افق دیگر می بینیم . و هكذا هر چند که محل خود را بدل کرده برویم --- page 39 --- ۳۸ افق های متوالی دیده میرویم . اینست متوالی بودن افق ها دلیل علنی و نخستین بر اینکه ارض ؛ مدور یعنی کره است ! س -- منطقة البروج چیست ؟ ج - به ۲ جانب مدار شمس ؛ ۲ دائره هست . هریکی ۸ درجه از مدار شمس ؛ دور میباشد . آن پارچه سطح زمین که مابین همین دو دائره ؛ محصور میبا شد (. منطقة البروج ) نامیده میشود . س - این را چرا منطقة البروج مینا مند ؟ ج . - چرا که ۱۲ برج از بروج سماویه یعنی حمل . ثور .... والخ درهمین منطقه میباشد . س - برج چیست ؟ ج - يك چند كوكب یعنی چند ستاره دريك جای ؛ مجتمع بوده يك شكل ؛ تشکیل میکنند . هیئت مجموعه آن شکل را ( برج ) وجمع آن را ( بروج ) مینامند . --- page 40 --- ۳۹ حرکات ارض س - آیا ارض حرکت میکند یا شمس ؟ ج - ارض حرکت میکند . اما چونکه خود ما در ارض میباشیم حرکت ارض را حس نا کرده ارض را ثابت وشمس را متحرك می بینیم ! س - چرا این طور می بینیم ؟ ج - چنانکه کسی در چیز تیز رفتار مانند او توموبیل یعنی موتر و غیره بنشیند خود را ساکن می بیند ودرختان وکرد ها وغیره اشیا را بعکس حرکت خود همه را در حرکت می بیند . همچنان خود ما چونکه در. ارض میباشیم ارض اگرچه در حقیقت : مانند همان موتر متحرك است اور اساکن : --- page 41 --- ٤٠ وشمس اگرچه در حقیقت ؛ مانند همان درختان وغیره ؛ ثابت است او را متحرك می بينیم . بسم الله الرحمن الرحيم [ وترى الجبال تحسبها جامدة وهى تمر مر السحاب !] س - ارض چند حركت دارد ؟ ج - ٢ حركت دارد : ( حركت محوریه ) و ( حركت انتقالیه ) . س - حرکت محوریه چیست ؟ ج - ارض بر محور خود از غرب ؛ بشرق مانند چرخك دوره زده حركت ميكند آن حرکت را ( حرکت محوریه ) گویند . ض - از حركت محوریه چه حاصل میشود ؟ ج - شب وروز حاصل میشود . --- page 42 --- ٤١ س — کیفیت شب وروز را بیان کنید ؟ ج — وقتیکه ارض بر محور خود حرکت میکند هر آن مملکت که پیشروی آفتاب می آید چون در آنجا روشنی آفتاب میباشد آنجا را ( روز ) ؛ وجانب مقابل آن که تاريك میباشد آن را ( شب ) میگویند . س — ارض برای اینکه بر محور خود يك دوره بگردد چه قدر زمان میگذرد ؟ ج — ٢٤ ساعت يعنى يك یوم میگذرد . لهذا حرکت محوریه مذکور را (حرکت یومیه ) سالمحمده نیز میگویند . س — حرکت انتقالیه چیست ؟ ج — ارض ؛ بدون حرکت محوریه ؛ يك حرکت دیگر به گرداگرد شمس نیزدارد . این حرکت را ( حرکت انتقالیه ) میگویند . س — ارض ؛ برای اینکه به گردا گرد شمس . یکبار دور کند چه قدر زمان میگذرد ؟ --- page 43 --- ٤٢ ج - ٣٦٥ روز و ٥ ساعت و ٤٨ دقیقه و ٤٨ ثانیه میگذرد که عبارت از يك سال است . س - لهذا این حرکت انتقالیه را دیگر چه مینامند ؟ ج - ( حرکت سنویه ) نیز مینامند . س - از حرکت سنویۀ ارض چه حاصل میشود ؟ ج - مواسم اربعه یعنی فصول اربعۀ ذیل حاصل میشود : ١ - ربیع یعنی بهار . ٢ - صیف یعنی تابستان . ٣ - خریف یعنی تیر ماه . ٤ - شتاء یعنی زمستان . س - شمس : بحرکت ظاهریه در مدت یکسال از چند برج میگذرد ؟ ج - از ١٢ برج میگذرد . س - هر برج را بچند مدت قطع میکند ؟ ج - بمدت ١ ماه قطع میکند . --- page 44 --- ٤٣ س - لهذا يك سنه شمسی چند ماه است ؟ ج - ۱۲ ماه است . س - هر ماه بنام چه یاد میشود ؟ ج - بنام يك برج ياد ميشود . س - همين ۱۲ برج ؛ کدام اند ؟ ج حمل ثور جوزا سوطان اسد سنبله میزان عقرب قوس جدی دلو حوت فصل بهار ، فصل تابستان ، فصل خریف ، فصل زمستان . س - خط استوا و مدار سرطان و مدار جدی : در کدام زمان ؛ رو بروی آفتاب می آیند ؟ ج - خط استوا در اول حمل و در اول میزان : رو بروی آفتاب می آید . و مدار سرطان در سرطان و مدار جدی در جدی ؛ مقابل آفتاب : می آیند . س - وقتیکه خط استوا و مدارين ؛ رو --- page 45 --- ٤٤ بروی آفتاب می آیند اشعه شمسیه ؛ یعنی ضیای شمس بر همین مدار ها بکدام وضعیت یعنی بکدام میل می آید ؟ ج - عموداً می آید . شمس س - شمس چیست ؟ ج - شمس ؛ مانند ارض ؛ يك كره و هر طرفش آتش است . یعنی عبارت ازيك کره آتش است . س - شمس ؛ بکجا مستند است ؟ ج - بهیچ جای مستند نیست ؛ مثل ارض در فضا بقدرت خداوند تعالی معلق میباشد . س - آیا شمس ؛ حرکت دارد ؟ ج - شمس ؛ يك حركت محوريه دارد . س - شمس ؛ برای ارض چه نفع دارد ؟ --- page 46 --- م ـ نفعش این است که بزمین ضیاد حرارت میدهد س ـ آیا شمس نابود هم میشود؟ ج ـ م ـ هرگز روز نمیشد دائماً شب میبود در هندۀ زمین از شدت سرما یح میکرفت و حیات منقطع میشد زیر اکر حیات به حرارت پیشتر است حرارت کره بایکدیکر حیات نیز نمیباشد. خوب کرۀ ارض از شمس چقدر دور است! ج ـ (١٤٩) ملیون کیلو متره دور است س ـ ضیای شمس همین مسافه را به چند مدت قطع میکند ج ـ ۸ دقیقه قطع میکند --- page 47 --- س ـ قمر چیست ؟ ج ـ مانند کره ارض یک کره‌ ایست . س ـ آیا ارض خرد است یا قمر ؟ ج ـ قدامت کره ارض (٤٩) دفعه خرد است س ـ قمر از ارض چقدر دور است ؟ ج ـ اگر (٧٠) دانه کرۀ ارض پهلو به پهلو اویخته شود به قمر میرسد س ـ قمر نور خود را از کجا میگیرد ؟ ج ـ از شمس س ـ آیا قمر حرکت دارد یا نه ؟ ج ـ بلی حرکت دارد ٢ دو حرکت دارد ؟ ١ حرکت محوری ٢ ـ حرکت انتقالی س ـ قمر در کدام وقت دفعه بر محور خود دور میزند ؟ و در چه وقت یک دفعه دور زمین میگردد ؟ --- page 48 --- ٤٧ ج- ٢٧ روز و ٧ ساعت و ٤٣ دقیقه س- قمر حرکت انتقالیه خود را به کدام کواکب که روشن میباشد و بنام کواکب ارفی ! ج - به کرد دار ارفی حرکت میکند س - هذا قمر را چه میشمارند ؟ ج - یکی اررف یعنی طابع ارض میشمارند س - قمر برای اینکه یک بار به دورادور ارض حرکت کند یک بار دور کند چقد زمان میگذرد ؟ ج - ٢٧ روز ٧ ساعت ٤٣ دقیقه س - از حرکت انتقالیه قمریه حاصل میشود ؟ ج - صفحات قمر و شهور قمریه حاصل میشود س - صفحات قمر چیست ؟ ج - گاه قمر گاه باریک و گاه نصف دایره و گاه دایره دیده میشود همین اشکال را صفحات قمر گویند. ٢ و از صفحات قمریه استدلال میشود ؟ چه فهمیده میشود ج - این استدلال کرده میشود که قمر منیر بذات نیست یعنی از خود ضیاء ندارد ضیاء خود مانند ارض از شمس میگیرد. --- page 49 --- - چه دلیل؟ ج به دلیل اینکه اگر قمر تغییر تبدلات پیدا بکند همیشه به شکل دایره یعنی همیشه بدر دیده میشود س - قمر وقتیکه باریک دیده میشود چه نامیده میشود؟ ج - هلال س - قمر از چه سبب باریک یعنی هلال دیده میشود؟ ج - به سبب که کنار قسم نور دار قمر از طرف ما دیده میشود و وقتیکه به شکل نصفی دایره دیده میشود چه نام دارد. تربیع نامیده میشود س - قمر ماه چند دفعه تربیع دیده میشود؟ ج دو دفعه تربیع دیده میشود. یکی در حصه اول دیگر در هفته آخر- همان تربیع که در حصه اول دیده میشود تربیع اول و آن تربیع که در حصه آخر دیده میشود تربیع ثانی گویند --- page 50 --- ٤٩ در هفته آخر ماه واقع میشود ( تربیع ثانی ) نامیده میشود . س - قمر : در هفته اول و در هفته آخر ماه چرا بشکل نصف دائره دیده میشود ؟ ج - بسبب آنکه نصف قسم نور دار قمر ، از جانب ارض دیده میشود . س - قمر : وقتیکه دائره دیده شود چه نامیده میشود و این کیفیت بچندم ماه واقع میشود ؟ ج - قمر وقتیکه دائره دیده میشود ( بدر ) نامیده میشود . و این کیفیت بچهار دهم ماه واقع میشود . س - قمر از چه سبب : دائره یعنی بدر دیده میشود ؟ ج - همیشه نصف قمر که مقابل آفتاب است مضی یعنی ضیا دار میباشد ، همین قسم مضی در چهاردهم ماه ، کاملا از جانب ارض دیده میشود ولهذا دائره دیده میشود . س - غره چیست ؟ --- page 51 --- ٥٠ ج – شروع ماه را یعنی هلال يك روزه را ( غره ) میگویند . س – سلخ چیست ؟ ج – آخرماه را میگویند . س – محاق چیست ؟ ج – شب آخرین ماه را گویند که قر دران دران شب ؛ بالکل دیده نمیشود . محاق عبارت ازصفحهٔ قمر است . س – قمر : در آخرماه یعنی درمحاق : چرا دیده نمیشود ؟ ج – چونکه قسم مظلم یعنی قسم تاريك قمر : به جانب ارض است لهذا دیده نمی شود . س – تا که ارض : به گردا گرد شمس : یک دفعه دور کند قمر به دور ارض چنددفعه دور میکند ؟ ج – ۱۲ دفعه . وهر دفعه عبارت از يك ماه است . لهذا يك سنه به ۱۲ ماه تقسیم شده است . --- page 52 --- ٥١ س ـ همین ۱۲ ماه را چه میگویند ؟ ج ـ شهور قمریه و یا شهور عربیه . س ـ شهور قمریه کدام اند ؟ ج ـ محرم ، صفر ، ربیع الال ، ربیع الثانی ، جمادی الاول ، جمادی الثانی ، رجب ، شعبان ، رمضان ، شوال ، ذی القعده ، ذی الحجه . س ـ اینها را چرا شهور قمریه میگویند ؟ ج ـ چونکه بواسطۀ حرکت قمر حاصل میشوند . س ـ سنۀ که از شهور قمریه مرکب باشد چه نام دارد ؟ ج ـ سنۀ قمریه نام دارد . س ـ هر یکی از شهور قمریه چند روزه میباشد ؟ ج ـ یکی سی و یکی بیست و نه روزه و هکذا میباشد . س ـ سابق گفته شده بود که شهور قمریه ، از حرکت انتقالۀ قمر پیدا میشود . --- page 53 --- ٥٢ و آن حرکت بمدت ۲۷ روز و ۷ ساعت و ٤٣ دقیقه تمام میشود . لهذا میباید که هرماه بهمین مدت بوده باشد . پس این اختلاف ؛ از چه پیدا شده ؟ ج - خیر ، هیچ اختلاف نیست : اگر ارض ثابت میبود بی شک که قمر از محاذات يك نقطه ارض که حرکت میکرد بعد از مدت ۲۷ روز و ۷ ساعت و ٤٣ دقیقه با ز بهمان محاذات میرسید . و همین مدت را یکماه گفته میشد . اما چونکه ارض نیز حرکت میکند . لهذا قمر بعد از مدت مذکور بمحاذات محل آن نقطه که میرسد خود آن نقطه نیز از ان محل خود يك مسافه دیگر قطع کرده میبا شد . تا که قمر بمحاذات آن نقطه برسد لازم که همین مسافه را نيز بيك مدتی قطع کند . مجموع این مدت با مدت اول تقریباً بیست و نه و نیم روز میشود . بنابرین باید که --- page 54 --- ۵٣ مدت يك ماه : عبارت از بیست و نه و نیم روز باشد . مگر چون ماه كسردار در حسابات و معاملات : باعث مشکلات و تشویش میباشد لهذا مجموع دوماه که پنجاه و نه روز بوده باشد یکی را سی و یکی را بیست و نه بلا کسر اعتبار کردند . علاوه [٭] س - سابق گفته شده بود که قمر از ارض : بقدر (٣٠) كره ارض دور است . آیا از ارض تا شمس : بقدر چند كره ارض [٭] علاوه = اسئلۀ علاوه یعنى سئوالهای علاوه چون در بحث ارض و بحث شمس : سهو شده بود لهذا درینجا درج شد ! --- page 55 --- ٥٤ خواهد بود ؟ ج - ( ١١٦٥٠ ) کرۀ ارض . یعنی اگر تقریباً ( ١٢٠٠٠ ) کرۀ ارض ؛ پهلو به پهلو چیده شود به آفتاب میرسیم . س -- هرگاه يك قطار سرعت ( یعنی شمندفر ویا ریل ) در ساعتی ١٥٠ كيلو متره قطع نموده بلافاصله یعنی شب و روز ؛ روان باشد بعد از چند مدت به آفتاب میرسد ؟ ج - بعد از ٣٤٧ سال . س - هر گاه مرمى يك توپ در ثانيه (١٥٠٠) متره قطع کند بعد از چند مدت به کرۀ شمس میرسد ؟ ج - بعد از ٩ سال و ٩ ماه . س - هرگاه مرکز شمس را به مرکز ارض ؛ منطبق فرض کنيم کرۀ شمس چه قدر جای میگیرد ؟ ج - محرك قمر ؛ كاملاً بداخل جرم شمس می آید . و علاوه بران ؛ از محرك --- page 56 --- ٥٥ مذکور الی محیط شمس ؛ بقدر ٢٥ قطر ارض يك مسافة دیگر میماند ! ! س — آیا ارض از آفتاب همیشه بيك اندازه دور است ؟ ج — نی ؛ بعضاً دور وبعضاً نزديك میباشد . تفاوت هر دو بـعـيـد تـقـريـبـاً ٤ مليون کیلومتره است . یعنی محرك ارض به دور شمس ؛ دائره نمیباشد . بلکه به شکل قطع ناقص است . و ارض ۱ پوره در مابین نميباشد يك طرفه میباشد . نقطۀ دورترین محرك مذکور از کرۀ ارض را ( اوج ) و نقطۀ نزديك ترين را ( حضیض ) مینامند . س — ارض درمحرك سنوی خود بدور آفتاب در ثانیه چه قدر مسافه قطع میکند ؟ ج — دريك ثانیه ٣٠ کیلومتره قطع میکند . س — نصف قطر ارض چه قدر است ؟ ج — نصف قطر ارض بطرف خط استوا --- page 57 --- ٥٦ عبارت از ٦٣٧٨ كيلومتره و از طرف قطب عبارت از ٦٣٥٧ کیلومتره است . س - مساحه سطحيه ارض يعنى سطح ارض چند مربع است ؟ ج - ( ٥١٠ ) مربع کیلومتره است ( ٣٦٥ ) مربع آن : بحر یعنی آب است و (١٤٥) مربع آن : خشکه : س - حجم ارض نظر به حجم آفتاب چه قدر است ؟ ج - اگر حجم ارض را يك دانه گندم فرض کنیم حجم شمس ( ... ١٣٠٠ ) دانه گندم میشود . یعنی اگر ( ١٣٠٠٠٠٠ ) عدد کره زمین را یکجا کنیم کره آفتاب پیدا میشود ! --- page 58 --- ٥٧ ( خسوف و كسوف ) س - خسوف و کسوف چیست ؟ ج - گرفته کی قمر را ( خسوف ) و گرفته کی شمس را ( کسوف ) مینامند . س - سبب آن چیست ؟ ج - چون ارض به دور شمس و قمر به دور ارض ؛ دور و حرکت میکنند لهذا بعضاً ارض مابين شمس و قمر ؛ و بعضاً قمر مابین ارض وشمس میباشد . در اثنائیكه كره قمر ؛ مابین شمس و ارض میباشد كره قمر ؛ يك ظل مخروطى يعنى يك سایه مخروطی [١] و نيز يك شبه ظل مخروطى يعنى يك سایه کمرنگ و مخروطی به سوی ارض می اندازد . [ ١ ] مخروط = شکل کله قند عبارت از مخروط است ! --- page 59 --- ٥٨ نوك سایۀ مذکور اگر بيك نقطۀ كرۀ ارض برسد مخلوقيكه دران نقطه است شمس را بالکل دیده نمی توانند ولهذا در نقطۀ مذکور ( كسوف کلی ) واقع شد مینامند . مگر چون هم ارض و هم قمر در حرکت دائمۀ است بنابران ؛ نقطۀ مذکور زیاده تر از ۳ دقیقه و ۱۳ ثانیه بزیر سایۀ مذکور نمیباشد . یعنی نقطۀ مذکور بزودی از سایۀ مذکور خلاص شده دیگر نقطه های متعاقب ارض ؛ پی در پی داخل كسوف کلی میشوند . س — كسوف جزئی چیست ؟ ج — وقتيكه شبه ظل مخروطی به كرۀ ارض میرسد . مخلوق كرۀ ارض كه داخل شبه ظل هستند كرۀ شمس را قسماً یعنی يك جزؤ شمس را نمی بینند ولهذا برای مخلوق مذکور ( كسوف جزئی ) واقع شد میگویند . --- page 60 --- ٥٩ س - کسوف حلقه وی چیست ؟ ج - رأس ظل مخروطی یعنی نوك سایه قمر بعضا به کره ارض ؛ نمی رسد . لہذا مخلوق زمین که به استقامت رأس مذکور است مرکز قرص شمس را نمی بینند . چرا که کره قمر در میان است . مگر قمر نسبت به کره شمس ؛ چون خیلی ریزه تر است شمس را کاملا پت کرده نمی تواند . و لہذا دورا دور شمس ؛ مثل حلقه دیده میشود . کیفیت مذکور را ( کسوف حلقه وی ) مینامند . س - آیا قمر در چندم ماه ؛ مابین شمس و ارض میباشد ؟ ج - در هر اجتماع یعنی در هر اول ماه قمری . س - پس ؛ میباید که در هر اول ماه قمری ؛ کسوف واقع شود . حال آنکه چنین نیست . آیا سبب آن چیست ؟ ج - سبب آن اینست : ظل مخروطی قمر --- page 61 --- ٦٠ بعضاً از طرف بالای کرۀ ارض و بعضاً از طرف پایین میگذرد . و لهذا کسوف واقع نمیشود . یعنی هر وقتیکه ظل قمر از کرۀ ارض چپ شد کسوف واقع نمیشود . ( خسوف ) س – خسوف کلی چیست ؟ ج – کرۀ ارض وقتیکه مابین شمس و قمر میباشد . قمر در حرکت خود اولاً به شبه ظل ارض داخل شده نورش خیره میگردد . و بعده به ظل ارض داخل شده نورش کاملاً از نظر غائب میشود . یعنی قمر بسببیکه تماماً به سایۀ اصلی ارض داخل میشود بالکل تاریک گردیده از طرف مخلوق کرۀ ارض ؛ کاملاً دیده نمی شود . این کیفیت را ( خسوف کلی ) مینامند . --- page 62 --- ٦١ س ـ خسوف جزئی چیست ؟ ج ـ کره قمر وقتیکه کاملاً به ظل ارض ؛ داخل نشده باشد یعنی یك جزؤ آن ؛ داخل شده باشد جزؤ مذکور را ؛ مخلوق کره ارض دیده نمی تواند . این کیفیت را ( خسوف جزئی ) مینامند . س ـ کره ارض در چندم ماه ؛ مابین شمس و قمر میباشد ؟ ج ـ در هر استقبال یعنی در هر منتصف ماه قمری . س ـ پس ؛ در هر چهاردهم ماه ؛ چرا خسوف واقع نمیشود ؟ ج ـ چونکه قمر بعضاً از جانب بالای ظل ارض و بعضاً از جانب پایین آن میگذرد و بنابران خسوف واقع نمیشود . س ـ مدت خسوف چقدر است ؟ ج ـ مدت خسوف ؛ بسیار که باشد ٢ ساعت است . --- page 63 --- ٦٢ س - دريك سال چند كسوف و خسوف واقع میشود ؟ ج - در مدت یکسال ؛ ٧ الی ٢ كسوف و خسوف واقع میشود . هر گاه ٧ دفعه واقع شود ٥ و يا ٤ آن ؛ كسوف وباقی آن خسوف است . و هر گاه ٢ دفعه واقع شود هردوی آن کسوف میباشد . مد و جزر س --- مد و جزر چیست ؟ ج - در مدت ٢٤ ساعت و ٤٨ دقیقه ارتفاع سطح بحر ٢ دفعه زیاده میشود و کم میشود . یعنی آب دریا دو دفعه می افزاید و بعده کم میشود . افزودن آب بحر را ( مد ) و کم شدن آن را --- page 64 --- ٦٣ (جزر .) ميفامند . س ـ آیا سبب مد و جزر چیست ؟ ج ـ جاذبۀ قمر و جاذبۀ شمس است . یعنی سبب مد و جزر ؛ کشش ماهتاب و آفتاب است . [کرۀ قمر چون به گرداگرد کرۀ ارض میگردد لهذا دران بحرها که مقابل قمر اند ( از هر دو جهت ارض ) مد واقع میشود. چرا که بسبب جاذبۀ قمر ؛ آبهای دیگر بحرها به بحرهای مقابل قمر کش شده آب اینها می‌افزاید . و این کیفیت را مد میگویند . و در جهت متعامد ؛ جزر واقع میشود . چرا که آبهای شان به طرف مد ؛ کش شده میباشد . و نیز چون کرۀ ارض به دور شمس میگردد . لهذا جاذبۀ شمس هم بقرار فوق ؛ تأثیر نموده مد و جزر حاصل میشود !] --- page 65 --- ٦٤ س - مد و جزر چند ساعت دوام دارد ؟ ج - مد ؛ ٦ ساعت دوام میکند . بعده جزر شروع میکند و این هم ٦ ساعت دوام دارد . الحاصل بعد از هر مد ؛ جزر و بعد از هر جزر ؛ مد آغاز میکند . س - مد شمسی زیاده تر است و یا مد قمری ؟ ج - اگر چه شمس ؛ نسبت به قمر خیلی بزرگتر است مگر چون مسافه قمر به کرۀ ارض ؛ نسبت به مسافه شمس ؛ خیلی اصغر است لهذا تأثیر جاذبة شمس بقدر جاذبه قمر نمیباشد . س - مد بکدام اوقات ؛ حد اعظم میباشد ؟ ج - در زمان اقتران شمس و قمر یعنی در هر غره . چرا که در زمان مذکور جاذبۀ شمس و قمر بيك استقامت و جهت میباشند . س - مد در کدام اوقات ؛ حد اصغر میباشد ؟ --- page 66 --- ٦٥ ج - در هر تربیع . چرا که در ان وقت ؛ خط جاذبة قمر و خط جاذبة شمس ؛ بهمدیگر متعامد میباشند . و در هر غره و استقبال ؛ مد اعظم میباشد چرا که در ان هنگام ؛ جاذبة شمس و قمر در يك خط میباشد . عالم س - عالم چیست ؟ ج - زمین و آسمان و كافة موجودات ما بین هر دوی آنها را عالم میگویند . س - آیا جسامت زمین و آسمان معلوم است ؟ ج - عرض و جسامت زمین معلوم است . اما جسامت آسمان بخالق عالم معلوم است . ازین سبب است که ارباب فن --- page 67 --- ٦٦ آسمان را (فضای نامتناهی) می مینامند . س – محیط ارض چه قدر است ؟ ج – ٤٠ ملیون متره است . عالم شمس س – عالم شمس چیست ؟ ج – مانند ارض ما بسیار کره های دیگر میباشد که آنها نیز مانند ارض بگرداگرد شمس دور و حرکت میکنند . لهذا از بودن شمس در مرکز و دوره زدن کره ها بگرداگرد شمس ، يك هيئت بوجود می آید آن را «عالم شمس» مینامند . س – کره هائی که بگردا گرد شمس میگردند آنها را چه مینامند ؟ --- page 68 --- ٦٧ ج - هر یکی را ( سیاره ) و همه را جملهٔ ( سیارات ) و یا ( کواکب سیاره مینامند . س - کواکب چیست ؟ ج - ستاره را ( کوکب ) و جمع آنرا ( کواکب ) مینامند . س - اسماء کواکب سیاره را تعداد کنید ! ج - از سیارهٔ که بشمس قریب تر است شروع کرده بقرار ذیل تعداد میشود : عطارد ، زهره ، ارض ، مریخ ، سیارات تلسقوپیه ، مشتری ، زحل ، اورانوس و پنتون . س - سیارات تلسقوپیه چیست ؟ ج - مابین مریخ و مشتری ٤٣٩ عدد خرد خرد سیاره های دیگر میباشد که بدون دوربین رصد دیده نمیشوند . آنها را « سیارات تلسقوپیه » مینامند . س - آیا کواکب سیاره ؛ منیر بالذات اند یعنی از --- page 69 --- ٦٨ خود نور دارند یا از دیگر جای ضیا میگیرند ؟ ج - نی ! منیر بالذات نیستند . س - از کجا ضیا میگیرند ؟ ج - از شمس . س - از غیر کواکب سیاره آیا دیگر کواکب نیز هست یا نه ؟ ج - بلی ! دیگر کواکب نیز هست که اینها منیر بالذات اند یعنی از ذات خود نور دارند . س - این کواکب منیر بالذات را چه مینامند ؟ ج - ( کواکب ثابته ) و یا ( ثوابت ) مینامند . س - آیا این کواکب را به چه سبب کواکب ثابته مینامند ؟ ج - بسبب اینکه بعد شان از کره ارض و نیز از همدیگر خود لا یتغیر است . س - آیا کواکب ثابته هیچ حرکت ندارند ؟ ج - فقط يك حرکت محوریه دارند . س - بگردا گرد کواکب ثابته آیا دیگر کواکب سیاره دور و حرکت میکنند یا نه ؟ --- page 70 --- ٦٩ ج - بلی بگردا گرد هر یکی از اینها دیگر سیارات دور و حرکت دارند . س - لهذا هر یکی از ثوابت چه شمرده میشود ؟ ج - شمس شمرده میشود و شمس ما ؛ یکی از جمله همین شموس است . س - آیا ثوابت چند تا است ؟ ج - بنظر که دیده میشود از ٦٠٠٠ زیاده تر نیستند . اما بواسطه دور بین خوب که دیده شود معلوم میشود که ثوابت ؛ نامتناهی اند یعنی حد و حساب ندارند . س - بنابرین عالم چند است ؟ ج - بقدرة الله تعالی عالم نامتناهی است . س - کواکب ذواذناب چیست ؟ ج - نوعیست از کواکب . كه يك يك دم نورانی دارند . و اگر يك كوكب باشد « كوكب ذات الذنب » یعنی ستارهٔ دمدار میگویند . س - کواکب ذواذناب چرا مانند دیگر کواکب --- page 71 --- ۷۰ هر وقت دیده نمیشوند ؟ ج — محرك بعض اینها چون قطع ناقص طولانی میباشد از کرۀ ارض بسیار دور میشوند ازین سبب هر وقت دیده نمی شوند . مگر در هنگام دوره زدن باطراف شمس هروقتیکه بکرۀ ارض قریب آیند دیده میشوند . و محرك بعض آنها چون قطع مکافی میباشد یکبار دیده میشوند و باز هیچ دیده نمی شوند . س — اجرام سماویه چیست ؟ ج — شمس وقمر و سیاره وثابته و ذواذناب را میگویند . کرۀ مجسمه — کرۀ مسطحه — خریطه س — کرۀ مجسمه و یا مصنعه چیست ؟ ج — از چوب و یا از مقوا کره ها میسازند . --- page 72 --- ۷۱ آنها را ( کره مجسمه ) و یا کره مصنعه میگویند . س – فائده کره مجسمه چیست ؟ ج – بواسطه کره مجسمه ؛ انسان ؛ حرکت یومیه و حرکت سنویه ارض را و دوائر متوازیه و دوائر نصف النهار را و طول و عرض مواقع مختلفه را و . . . غیره ملاحظات ارض را بخوبی و آسانی می فهمد . س – در کره مصنعه ؛ يك حلقه چوبی که در حد خط استواست چه نام دارد ؟ ج – افق عمومی نام دارد . در حلقه مذکور ؛ نام ۱۲ ماه نوشته شده میبا شد . و نیز اشارات هندسیه ۱۲ برج و درجه های آنها رسم شده میباشد . که در حین لزوم ؛ افق حقیقی هر محل بواسطه حلقه مذکور ؛ تعیین کرده میشود . --- page 73 --- ۷۲ س - در کره مصنعه ؛ يك حلقه برنجی که از قطبها گذشته است میباشد چه نام دارد ؟ ج - نصف النهار عمومی نام دارد . [ برای هر نقطه اكريك نصف النهار رسم کرده شود سطح کره از خطها پر میشود . لهذا نصف النهار عمومی لازم آمد . وكار همه را میکند ! ] . س - دائره ساعه چیست و چه فائده دارد ؟ ج - يك دائره برنجی ریزه در قطب شمالی کره مصنعه ؛ مربوط و مرکز آن به محور کره مذکور ؛ منطبق میباشد . آن دائره را « دائره ساعه » مینامند . دائره مذکور به ٢٤ قسم ؛ منقسم است . اقسام مذکوره عدد ساعت را نشان میدهند . بواسطه دائره مذکور ؛ مدت لیل و نهاريك محل را و نیز ساعت طلوع و غروب شمس را و الحاصل ؛ ساعت --- page 74 --- ۷۳ اوقات چنین چیز های مفید را معلوم میکنند س - ارتفاع قطب چیست ؟ ج - مقدار آن قوس را گویند که ما بین قطب کره و افق حقیقی باشد . س - ارتفاع قطب : همیشه به چه مساوی میباشد ؟ ج - همیشه به عرض بلده : مساوی میباشد . س - کره مسطحه چیست ؟ ج - برای نشان دادن شکل و غیره کره ارض اگر چه کره های مصنعه کافیست مگر نقل و استعمال آن یعنی برداشتن و استعمال کردن آنها چون مشکل است به عوض آنها شکل ارض را ما بین دو دائره متصل مینمایند : همان دو دائره را « کره مسطحه » مینامند . گویا کره مجسمه را دو پله ساخته و پهلو به پهلو نهاده شکل آنها را گرفته باشند . --- page 75 --- ٧٤ س -- خريطه چيست ؟ ج -- يك پارچه سطح ارض را بر كاغد و يا برمشمع رسم ميكنند ؛ آنرا ( خريطه ) ميكويند . خريطها از كره های مصنعه و مسطحه زياده تر تفصيلات داشته ميباشند . جمعیت بشریه وادیان س -- نوع بشر ؛ چرا جمعيت جمعيت می زيند ؟ ج -- افراد بشر ؛ چون بهمدیگر خود شديداً محتاج اند لهذا مجبورندكه بجمعيت بزيند . س -- جمعيت های بشر ؛ نظر به اقامت چند نوع ميباشد ؟ ج -- ۲ نوع : ۱ -- بدوی يعنی كوچی ، --- page 76 --- ٧٥ ۲ - مدنی یعنی شهری . س - بدوی ها درکجا امرار حیات میکنند ؟ ج - هر موسم دريك محل ؛ امرار حیات میکنند . س - مدنی ها درکجا امرار حیات میدارند ؟ ج - در قریه ها ، در قصبه ها و درشهرها . س - قریه چیست ؟ ج - جای سکونتیست که عبارت از اجتماع چند خانه باشد . س - قصبه چیست ؟ ج - چنین جای سکونتیست که یکچند محله و بازار و مسجد داشته باشد . س - شهر چیست ؟ ج - چنین محل سکونت را گویندکه محله های کثیره وجوامع ومساجد شريفه ومدارس منيفه ، مکاتب متعدده ، طرق منتظمه ، و مبانی جسیمه و غیره داشته باشد . س - مملکت چیست ؟ --- page 77 --- ٧٦ ج - هیئت مجموعه آن بلاد را گویند ؛ که در تحت تصرف يك حكمدار يعنى يك پاد شاه با شد . س - دولت چیست ؟ ج - مجموع اهالى يك و يا چند مملکت را « دولت » گويند ؛ كه ماتحت يك اداره بوده تابع يك قانون باشد . س - حکومت چیست ؟ ج - آن هیئت را گويند ؛ که اداره دولت بعهده اش باشد . س - مدنی ها نظر به تدابیر امر معاش ؛ به چند صنف منقسم است ؟ ج - به ۳ صنف : ۱ - اصحاب علم و معرفت ، ۲ - ارباب حرفت و صنعت ، ۳ - اهل تجارت . س - آیا نوع بشر ؛ تخميناً چه قدر میباشد ؟ ج - تخميناً زیاده تر از يك مليار و چهارصد ميليون --- page 78 --- ۷۷ میباشد . س - نوع بشر ؛ نظر به رنگ و شکل شان ؛ چند جنس است ؟ ج - ٤ جنس : ۱ - سفیدرنگ ویا قافقاس (عرق ابیض) ، ۲ - زرد رنگ ویا موغول (عرق اصفر) ، ۳ - سیاه رنگ ویا زنجی یعنی حبشی (عرق اسود)، ٤ - سرخ نسواری رنگ (عرق احمر) . س - انسانهای عرق ابیض چه طور است ؟ ج - آدمهای عرق مذکور ؛ سرخ و سفید رنگ میباشد . اگرچه بعض شان که در اقالیم حاره ؛ متوطن اند بسبب تاثیر حرارت شمس ؛ چندان سفید رنگ نمیباشند مگر باز نظر به شکل وسیمای شان ؛ از دیگر جنسها تفاوت دارند . س - جنس قافقاس و یا قوقاس درکدام قطعات ارض میبا شند ؟ --- page 79 --- ۸۷ ج — در هر طرف اوروپا ؛ و در نصف غربی آسیا ؛ و در جهت شمال افریقا ؛ وخيلي از آنها در امریقا واوقیانوسیا ؛ منتشراند . س — جنس موغول چه طور است ؟ ج — موغولها زرد ویا زیتونی رنگ میباشد . چهره واسع ، سركلان و مدور ، دهن بردار ، بینی پچق ؛ و چشم دراز وتنگ دارند. س — موغول ها در كدام قطعات ارض اند ؟ ج — در وسط و شرق و نیز در شرق جنوبی قطعه آسيا ؛ و يك فرقه شان در جزائر قطعه آوستراليا متوطن ميباشند . س — زنجی ها کدام اند و چه طور اند ؟ ج — يك جنس مخلوقيست سياه رنگ و بعضی آنها قريب سياه است . آنها را « حبشی » نیز مینامند . پیشانی زنجی ها مستوى يعنى هموار ، زنخ شان ؛ پیش بر آمده ، --- page 80 --- ۷۹ لبهای شان لک ، بینی های شان عریض یعنی بردار و پچق و موی های شان : كدرود و بسیار سیاه است . س - زنجی ها در کدام قطعات ارض میباشند ؟ ج - تقریباً در هر طرف افریقا و در قسم اعظم آسترالیا میباشند . س - نوع احمر کدام است و كجا سكونت دارند ؟ ج - انسانانیست كه رنگ شان سرخ نسواری ، روی شان مسطح ، بینی شان پچق ، دهن شان واسع است . عرق احمر : اهالی اصلیة امریقا ست . س - عموماً قد انسان چه قدر است ؟ ج - علی العموم بقدر ۱,۶۷ متره است . مگر در بعض محلها از دو متره زیاده و یا . ازيك متره كمتر هم میباشد . مثلا : اهالی ژاپونیا از ۱,۳۰ متره ؛ بلند تر نمیشوند . --- page 81 --- ۸۰ قطعات کرۀ ارض س - سطح کرۀ ارض از چه مرکب است ؟ ج - از بر و بحر یعنی از خشکه و دریا مرکب است . س - چه قدر ارض ؛ بر و چه قدر آن ؛ بحر است ؟ ج - ۳ قسم سطح ارض ؛ بحر است ويك قسم آن بر . لهذا قسم بر را یعنی قسم خشکه را « ربع مسکون » مینامند . س - بر به چند پارچه منقسم است ؟ ج - به ٥ پارچه بزرگ ؛ منقسم است . هر یکی را « قطعه » و هر پنج را « قطعات خمسه » مینامند . س - قطعات خمسه کدام اند ؟ ج - ۱ - اوروپا ، ۲ - آسیا ، --- page 82 --- ۸۱ ۳ – افریقا ، ٤ – امریقا ، ه – اوقیانوسیا ویا آوسترالیا . س – قطعات اوروپا ، آسیا و افریقا را چه مینامند ؟ ج – برعتیق ویا دنیای عتیق مینامند . س – چرا چنین مینامند ؟ ج – چونکه سه قطعه مذکور ؛ پیشتر کشف شده اند . س – قطعات امریقا و اوقیانوسیا را چه مینامند ؟ ج – برجدید ویا دنیای جدید . س – چرا ؟ ج – چونکه ۲ قطعه مذکور ؛ پسأن کشف شده اند . س – قطعه امریقا را کدام شخص کشف کرد ؟ ج – به تاریخ میلادی ١٤٩٢ ، قریستوف قولومب نام کشف کرد . --- page 83 --- ۸۲ س - سابق گفته شد که قسم خشکه به ه قطعه منقسم است . آیا قسم بحر به چند منقسم است ؟ ج - قسم بحر هم به ه بحر بزرگ ؛ منقسم است . هر یکی را « بحر محیط » و هر پنج را « ابحار محیطه » ویا « ابحار خارجه » مینامند . س - اینها را چرا بحر محیط مینامند ؟ ج - چونکه قطعات ارض را احاطه نموده اند . س - ابحار محیطه کدام اند ؟ ج - ۱ --- بحر محیط کبیر [ ما بین امریقا و آسیا ] ، ۲ - بحر محیط اطلاسی [ ما بین اوروپا آسیا و افریقا ] ، ۳ - بحر محیط هندی [ در جنوب آسیا هر دو هندستان را احاطه کرده است ] ، ٤ -- بحر منجمد شمالی [ قطب شمالی کرۀ ارض را احاطه نموده در شمال --- page 84 --- ۸۳ اوروپا ، آسيا و امريقا ميباشد ] ، ٥ ـ بحر منجمد جنوبی [ قطب جنوبی ارض را مستور نموده ] . س ـ بدون ٥ بحر فوق آيا ديكر بحر نيست ؟ ج ـ بلی ؛ دیگر بحر ها هست . آنها را « ابحار داخله » مينامند . بعض معلومات شتی س ـ بدون قطعات خمسه ؛ در سطح ارض آيا دیگر قطعات هست یا نه ؟ ج ـ بلی ؛ ۲ قطعه يخدار ديگر هست . يكى در قطب شمالی و یکی در قطب جنوبی . تا الحال حقيقت آنها تماماً معلوم نشده . دو قطعه مذکور را « اقطار قطبيه » مینامند قطب ها مابین پارچه های یخ ؛ گور شده میباشند . --- page 85 --- ٨٤ پارچه های مذکور در موسم گرما از جای های خود جدا میشوند و بطرف خط استوا روان میشوند . و هنوز به خط استوا نارسیده آب گردیده محومیشوند . قطب شمالی ؛ بواسطه شمال اروپا ، آسیا و امریکا احاطه شده است . حال آنکه قطب جنوبی ؛ بواسطه هیچ قطعه ؛ احاطه نشده . لهذا در قطب شمالی ؛ اجرای کشفیات آسان تر است . و در انجا تحریات ؛ زیاده تر . حال آنکه قطب جنوبی ، بواسطه پارچه های بزرگ یخ ؛ مستور است . لهذا در انجا اجرای سیاحت ؛ تهلکه ناک تر است . باوجود آن ؛ در خصوص اجرای تحریات و کشفیات ؛ دل اندازی نمیکنند ! س ـ نقطهٔ بلند ترین خشکه از سطح آب ؛ چه قدر بلند است ؟ --- page 86 --- ٨٥ ج - ٩ کیلو متره است . حال آنکه نصف قطر ارض ؛ عبارت از ٦٣٦٧ کیلو متره است . پس ؛ کویا نقطهٔ مرتفعترین کرهٔ ارض ؛ عبارت از ۱/۷۰۰ نصف قطر ارض میباشد . س - بحریکه چقور ترین است عمق آن چه قدر است ؟ ج - از ٩ کیلو متره ؛ متجاوز نمیباشد . مثلا در بحر محیط کبیر در جوار جزائر ژاپونیا عمیق زیاده ترین را اندازه کردند ٨,٥ کیلو متره یافتند . که عمق مذکور به ارتفاع صحرای تبت که بلند ترین است و نیز به ارتفاع غاوریسانغار نام يك تپهٔ جبال همالايا مساوی میباشد . از بیان فوق ؛ چنین معلوم میشود که --- page 87 --- ٨٦ چقوری بحر و بلندی خشکه ؛ متساوی یعنی برابر میباشد . و نیز از بیان فوق ؛ چنین ظاهر میشود که هر گاه يك كره مجسمه ساخته شود که قطر آن ۳۰ سانتیمتره باشد كوه بلند ترین آن ؛ بقدر ۱/٥ میلمتره یعنی بقدر خمس میلمتره ؛ يك بلندی تشکیل میکند . وبحر عمیقترین نیز ؛ عین مقدار پستی را تشکیل میدارد . حال آنکه چنین پستی و بلندی ؛ به نظر نمی آید بلکه بواسطه لمس دست ؛ محسوس میشود . پس ؛ کوه های بلند ترین ؛ نظر به جسامت ارض ؛ از بلندی های سطح نارنج هم ؛ اصغر است . لهذا شکل مخصوص ارض را تغییر داده نمی توانند . الحاصل هر گاه جایهای بلند خشکه را تراشیده و در چقوریهای آن انداخته تسویه کرده شود یعنی --- page 88 --- ۸۷ يك سطح ساخته شود باز ؛ سطح زمین از سطح بحر ؛ بقدر ٥٠٠ الی ٦٠٠ متره بلند میباشد . و نیز اگر بلندیهای قعر بحر را در چقوریهای آن انداخته يك سطح مستوی کرده شود باز ؛ چنین يك حوضه پیدا میشود که عمق آبش بقدر ٤٠٠٠ متره میباشد . و هرگاه سطح زمین و قعر بحر ؛ بيك تسويه آورده شود هر طرف روی زمین ؛ بچنین بحر ؛ مستور و محاط میشود که عمق آن ۲۰۰ متره میباشد . و مخلوقات خشکه ؛ که الآن موجود است همه تلف میشد ! --- page 89 --- ۸۸ - قطعهٔ اوروپا - ( قسم طبیعی ) « باید که از خریطه ؛ تعقیب کرده شود ! » س - اوروپا نسبت به دیگر قطعات ؛ چه جسامت دارد ؟ ج - قطعهٔ اوروپا ؛ از افریقا ۳ ، از آسیا ۵ و از امریقا ٤ دفعه خرد است . [ مگر از همه ؛ معمور تر است و هوایش ؛ معتدل و اراضی اش منبت و محصولدارتر است و همه دول معظمه در انجا میباشد لهذا قطعهٔ اوروپا نظر به دیگر قطعات ؛ درجهٔ اول است ! ] . س - حدود قطعهٔ اوروپا را بگویید ! ج - قطعهٔ اوروپا بقرار ذیل ؛ محدود است : شمالاً : بحر منجمد شمالی ، غرباً : بحر محیط غربی و یا بحر محیط اطللاسی ، --- page 90 --- ۸۹ جنوباً : بحر سفید میباشد . و شرقاً : بواسطة نهر اورال و جبال اورال ؛ و از طرف جنوب شرقی ؛ بواسطۀ جبال قفقاس به خشکه ؛ متصل است . ابحار اروپا س --- بحرهای قطعۀ اروپا کدام اند ؟ ج -- در شمال قطعۀ مذکور ؛ بحر منجمد شمالی ، در غربش بحر محیط غربی ویا اطلسی و در جنوبش بحر سفید . بحر سفید از جمله ابحار داخله شمرده میشود . اول بحریکه انسانها شناختند همین بحر سفید است . بحر مذکور چون مابین ۳ قطعه است یعنی مابین اروپا ، افریقا و آسیا --- page 91 --- ۹۰ میباشد تجارتا ، خیلی اهمیت دارد . به دورا دورش بسیار حکومتها و به ساحلش بسیار لیمان واسکله ها میباشد . هیچ بحر نیست بقدر بحر سفید ؛ شهر و قصبه داشته باشد . بحر سفید را يك قول يعنى يك شاخ بحر محیط اطللاسی میشمارند . س – قطعه اروپا بدون ابحار خارجه فوق ؛ آیا دیگر بحر ندارد ؟ ج – بلی ؛ دیگر خیلی ابحار صغیره یعنی ابحار داخله دارد که بقرار ذیل از ابحار خارجه پیدا شده میباشند : بحر ارييض | « بالطا۔ | از بحر محیط اطللاسی « شمال | حاصل شده اند . « مانش | « ايرلانده | --- page 92 --- ۹۱ بحر ادریاتیق « یونان « جزائر « مرمره « سیاه « ازاق از بحر سفید پیدا شده اند. بحر حزز ؛ يك بحر مستقل میباشد یعنی از دیگر بحر پیدا نشده است . بحر مذكور ؛ اوروپا را از قطعه آسیا ، تفریق میکند . جزائر قطعه او روپا س – جزائر مشهوره اوروپا کدام اند ؟ ج – جزائر مشهوره قطعه اوروپا بر وجه آتیست : زامبل جدید ؛ در بحر منجمد شمالیست . ( از روسیه ) است . --- page 93 --- ۹۲ سیلاند } در بحر بالطیق . (از دانیمارقه) فیونی ایرانده } در بحر محیط اطلاسی . (از انکلتره) بریتانیا ایسلانده در بحر محیط اطلاسی (از دانیمارقه) . س - جزیره های بحر سفید و بحر آطه لر [۱] و بحر یونان کدام اند ؟ ج - جزیره های بحر سفید و بحر آطه لر و بحر یونان بقرار ذیل است : قورسیقه : (از فرانسه) . ساردنیا } از ایتالیا سجلیا جزائر مجتمعه باله آر : از اسپانیا مالطه : از انکلتره کرید : از عثمانی قپریس : از عثمانی بوده موقته بزیر اداره انکلتره میباشد . [۱] بحر آطه لر = بحر جزائر . --- page 94 --- ۹۳ جزیره های بحر آطه لر : ردوس ساقز مدللی لمینی } از عثمانی طاشوز سمنديرك } چون بساحل عثمانی قریب اند لهذا از عثمانی میباشند . جزیره های بحر یونان : قورفو پاقسو } از یونان است . در بحر آطه لر خیلی جزیره های دیگر میباشد همه را سقلاد مینامند . آنها که به یونانستان ؛ مجاورتد از یونانستان میباشند . و آنها که به ساحل اناطولی ، قریب اند از عثمانی میباشد . --- page 95 --- ٩٤ گورفز ها يعنی خليج های مشهور قطعهٔ اوروپا س - کورفزهای مشهور اوروپا كدام اند ؟ ج - بوتنی فنلاند ريغا در بحر بالطاق بساحل روسيه . ژو - وی ده رژه : در بحر شمال بساحل فلمنك . غاسقونیا : در بحر محيط اطلاسی بساحل فرانسه ، لیون : در بحر سفید بساحل فرانسه . جنوہ : در بحر سفید بساحل ایتالیا ، اسكندرون : در بحر سفيد بساحل عثمانی . سلانيك : در بحر آطه لر بساحل عثمانی . --- page 96 --- ٩٥ ازمیر ، در بحر آطه لر بساحل عثمانی میباشد . - بوغاز های قطعه اروپا - س - بوغاز های مشهور ترین قطعه اروپا کدام اند ؟ ج - بقرار آتیست : اسقاژه رراق } غاته غات } بحر شمال و بحر بالطیق را سوند } بهم متصل میسازند . پادو قاله بحر شمال و بحر مانش را بهم متصل میسازد . ژیبرالتار [ یعنی جبل الطارق ] بحر محیط اطلاسی و بحر سفید را متصل میکند . --- page 97 --- ٩٦ بوغاز مذکور : مابین اوروپا و آفریقا : خیلی مهم : يك بوغاز است وبواسطۀ شهر جبل الطارق : تحت حکم انکلتره میباشد . شهر جبل الطارق نیز : خیلی مستحکم بوده به زیر ادارۀ انکلتره میباشد . بونیفاچیو مابین جزیره های ساردنیا وقورسیقه ، مه سینا مابین جزیرۀ سچلیا و شبه جزیرۀ ایتالیا قنال اوطرانت : بحر ادریاتیق و بحریونان را متصل میکند . بوغاز چناق قلعه (داردانیل) : ما بين بحر آطه لر و بحر مرمره ، بوغاز استانبول : مابين بحر مرمره و بحر سياه . بوغاز چناق قلعه و بوغاز استانبول بسیار قلعه های مستحکم و طابیه ها دارند و هم سیاستةً و هم تجارتاً خیلی مهم اند . --- page 98 --- ۹۷ عوارض زمین قطعهٔ اوروپا زمین قطعهٔ اوروپا ۲ قسم است : یکی اووه [۱] است که طرفهای شمال اوروپا را تشکیل داده ، قسم دیگرش کوهبند است که قسم جنوبی اوروپا را به وجود آورده است . محل کوهبند ترین قطعهٔ اوروپا وسطش است که دولت اسویچره در آنجا میباشد . - اووه ها - س - در کدام جهت‌های قطعهٔ اوروپا اووه ها زیاده تر میباشد ؟ [۱] اووه = زمین هموار ، صحرا ، دشت . --- page 99 --- ۹۸ ج – در جهتهای شمال و غرب شمالی . مگر شبه جزیره اسقانديناويا مستثناست . چرا که شبه جزیره مذکور ؛ بواسطة جبال جسيمه و مرتفعه ؛ مستوراست . شمال فرانسه ، بلچيقا ، فلمنك ، سواحل المانيا و همه روسیه ؛ اووم است . -- جبال اوروپا -- س – محلهای کوهبند قطعة اوروپا كدام است ؟ ج – حدود اسپانيا از جانب فرانسه ، کل اسپانیا ، اسویچره ، ايتاليا ، المانيا و يك قسم آوستريا و مجارستان ، اوروپای عثمانی ، صربستان ، قره داغ --- page 100 --- ۹۹ و یونانستان . س – از جمله جبال اوروپا کدامش مهمتر است ؟ ج – جبال آلپ است . جبال مذکوره ؛ اساس جبال اوروپا را تشکیل داده عبارت از سلسله مرتفعترین جبال اوروپا میباشد . ( ارتفاعات وسطیه آنها ۳۰۰۰ متره است . ) س – سلسله آلپ در کجای اوروپا میباشد ؟ ج – مابین فرانسه و ایتالیا . س – جبال پیره نه کجاست و ارتفاع آنها چه قدر است ؟ ج – مابین اسپانیا و فرانسه میباشند و ۲۰۰۰ متره : ارتفاع دارند . س – ( جبال آپه نین ) ؛ کجاست ؟ ج – شبه جزیره ایتالیا را سراپا احاطه نموده است . --- page 101 --- ۱۰۰ س - (جبال قاريات) در كدام حد اروپاست ؟ ج - درآوستريا و مجارستان است . س - (جبال بالقان) در كجاست ؟ ج - در بلغارستان است . روم ايلی شرقی را از بلغارستان ؛ تفریق میکند . س - (جبال سيه رانووادا) در كدام حد اروپا و چه قدر ارتفاع دارند ؟ ج - در اسپانیا و ۱۰۰۰ متره ارتفاع دارند . س - ( جبال اسقانديناو ) در کجاست ؟ ج - در اسوج و نوروج میباشد . س - ( جبال اورال ) در كدام حد اروپاست ؟ ج - در شرق روسيه ؛ ما بین قطعه اروپا و قطعه آسیا میباشد . س - ( جبال قفقاس ) كجاست ؟ ج - مابين بحر حزز و بحر سیاه . --- page 102 --- ۱۰۷ وادیهای [۱] قطعهٔ اوروپا س - وادیهای مشهور ترین ممالک کوهبند دار اوروپا کدام اند ؟ ج - وادی رون : در فرانسه ، " طونه : در آوستریا و رومانیا . شبه جزیره های اوروپا س - ٤ شبه جزیره کلان اوروپا کدام اند ؟ ج - بقرار ذیل اند : ۱ - در شمال اوروپا : شبه جزیرهٔ (اسقاندیناوبا) میباشد . شبه جزیرهٔ مذکور : حکومت اسوج و نوروج را محتویست ، ۲ - در جنوب غربی اوروپا : شبه [۱] وادی = چوقوری دراز که مابین ۲ کوه است ، دره . --- page 103 --- ۱۰۲ جزيره ( ايبه ريك ) ميباشد . شبه جزيره مذكور ؛ دولت اسپانيا و دولت پورتکیز را محتویست ، ۳ - در جنوب اوروپا ؛ شبه جزيره ( ئه له نيك ويا ايتاليا ) ميباشد حکومت ایتالیا را محتویست . ٤ - در جنوب شرقی اوروپا ؛ شبه جزیره ( بالقان ) است حکومات دولت عليه عثمانیه ، بلغارستان ، رومانيا ، صربستان ، قره داغ و یونان را محتوی میباشد . ش - آیا بدون ٤ شبه جزیره فوق ؛ در اوروپا دیگر شبه جزیره نیست ؟ ج - بلی هست ؛ ( ژوتلاند ويا سيمبه ريك ) ، - (موره ) ، (حاليكديك) و (قريم) نام ٤ • عدد شبه جزیره خرد دیگر نیز ، در اوروپا --- page 104 --- ۱۰۳ هست . مگر ( ژوتلاند ) و ( موره ) بواسطه قنال ( كيه ل ) وقنال ( قوره نت ) : که جدید کشاده شده اند جزیره گردیده اند . قنالهای مذکور در زمان قديم : برزخ بودند . ( حاليكديك ) در بحر آطه لر : و ( قريم ) در بحر سیاه در روسیه است . برزخهای اوروپا س - برزخهای اوروپا کدام اند ؟ ج - ( کیه ل ) و ( قوره نت ) نام برزخها الحال قنال گردیده اند . لهذا الحال در اوروپا تنها برزخ ( پره قوب ) مشهور است . که قریم را به خشکه : متصل میکند . --- page 105 --- ١٠٤ رأسهای اوروپا س - رأسهای اوروپا کدام اند ؟ ج - رأسهای مشهور اوروپا بقرار آتی اند : رأس شمال : در شمال اوروپا در شمال شبه جزیره اسقاندينا و يا ، « له نده س ئه ند : در غرب جنوبی جزیره بریتانیا ، « فی نیسته ر : در غرب شمالی اسپانیا ، « سن وه نسان : در جنوب غربی پورتگیز ، « ما تا پان : در جنوب یونانستان ، کوه های آتشفشان اوروپا س - درقطعه اوروپا چند کوه آتشفشان هست ؟ --- page 106 --- ١٠٥ ج — مشهورترین کوه های آتشفشان اروپا ؛ اینهاست : هقلا ؛ در جزیرهٔ ایزلاند ، وه زو ؛ در ایتالیا در قرب شهر ناپولی ، أتتا ؛ در ایتالیا در جزیرهٔ سجلیا . بحیره های قطعهٔ اروپا س — در قطعهٔ اروپا ؛ کدام جایها بحیره دارند ؟ ج — اول باول ٤ جای است : اسوج ، اسویچره ، ایتالیای شمالی و روسیه در ساحل بحر با لطق . علاوه بران ؛ بحیره هائیکه در ارناوودستان دولت علیهٔ عثمانیه نیز ؛ شایان تعداد است . بحیره های مشهور اروپا قرار آ تیست : --- page 107 --- ١٠٦ بحیرۀ (مه لار) ؛ در اسوچ ، » (جنوه) { ؛ در اسویچره ، » (قونستانس) » (قوم) ؛ در ایتالیا ، » (اسقودره) { ؛ در ارناوود ، » (اوحزی) » (لادوغا) { ؛ در روسیه . » (اونه غا) انهار قطعۀ اوروپا س - نهرها و رودهای قطعۀ اوروپا به کجا میریزند ؟ ج - به بحرهائیکه قطعۀ اوروپا را احاطه نموده اند یعنی به بحر منجمد شمالی ، بحر محیط اطلاسی ، بحر سفید ، بحر سیاه و بحر حزز میریزند . --- page 108 --- ۱۰۷ س - قطعهٔ اروپا چند سطح مائل دارد ؟ ج - هر گاه از شرق شمالی تا به غرب جنوبی بواسطهٔ يك خط ، تفریق کنیم قطهٔ اروپا به ۲ سطح مائل بزرگ تقسیم میشود . [ جبال آلپ و شعبه های آن در وسط اروپا بوده خط مذکور را تشکیل داده است ] . س سطح مائل شمال و غرب شمالی و غرب را کدام بحر ها تشکیل میدارند ؟ ج - بحر منجمد شمالی ، بحر بالطاق ، بحر شمال ، کورفز غاسقونیا ، بحر محیط اطلاسی . س - سطح مائل جنوب و جنوب شرقی و شرق را کدام بحرها تشکیل میکند ؟ ج - تمام بحر سفید ، بحر ادریاتیق ، بحر آطه لر ، بحر مرمره ، بحر سیاه و بحر حزز . --- page 109 --- ۱۰۸ س - انهار مشهورهٔ قطعهٔ اوروپا کدام اند ؟ ج - بقرار آتیست : په چوزا ؛ در روسیه بوده به بحر منجمد شمالی میریزد . دی وینای شمالی ؛ در شمال روسیه بوده به بحر ابیض میریزد . نه وا ؛ از پایتخت روسیه یعنی از په ته رسبورغ میگذرد به بحر بالطیق میریزد . دو نا ( دی وینای جنوبی ) ؛ از روسیه میگذرد به بحر بالطیق میریزد . نی یه من ؛ از روسیه میگذرد به بحر بالطیق میریزد . ویستول ؛ از المانیا میگذرد به بحر بالطیق میریزد . اوده ر ؛ از المانیا میگذرد به بحر بالطیق میریزد . --- page 110 --- ۱۰۹ تایمس : از لوندرم یعنی از پایتخت انگلتره میگذرد به بحر شمال میریزد . الـه به : از المانیا میگذرد به بحر شمال میریزد . وه زه ر : از المانیا « « « « . ره ن : « « ، اسویچره و فلمنك میگذرد به بحر شمال میریزد . موز : از فرانسه ، بلجیقا و فلمنك میگذرد به بحر شمال میریزد . ش سغوت : از فرانسه ، بلجیقا ، فلمنك « به بحر شمال میریزد . سن : از پایتخت فرانسه یعنی از شهر پارس « « بحر مانژ میریزد . لووار : از فرانسه میگذرد به بحر محیط اطلاسی میریزد . غارون : از فرانسه « « « « میریزد تاژ : از مرکز پورتکیز یعنی از شهر لیزبون --- page 111 --- ۱۱۰ میگذرد به بحر محیط اطلاسی میریزد . وادی العنه : از اسپانیا میگذرد به بحر محیط اطلاسی میریزد . وادی الكبير : از اسپانیا میگذرد به بحر محیط اطلاسی میریزد . ئەبر : از اسپانیا میگذرد به بحر سفید میریزد . رون : « فرانسه « « « « تی بر : « ایتالیا « « « « پو : « « « « ادریاتیق « نهر طونه : در طرفهای داخلی اروپا پیدا شده از المانیا و آوستریا و مجارستان میگذرد . نهر مذکور از مشهور ترین انهار اوروپا میباشد . حدود صربستان و مجارستان و نیز حدود بلغارستان و رومانیا را از همدیگر : تفریق میکند و در منصبش به ۳ شاخ : جدا شده --- page 112 --- ۱۱۱ به بحر سیاه میریزد . نهر مذکور در خصوص نقلیات ، خیلی مهم است تقریباً از منبع تا به مصبش در هر طرف آن ، سفینه ها تردد کرده میتواند . نهر دینیستر ، از روسیه میگذرد و به بحر سیاه میریزد . « دینیپر « « « « « « « دون « « « ازاق « « وولغا « « « حزر « . نهر مذکور دراز ترین انهار او روپا میباشد . نهر وولغا ٣٤٠٠ کیلومتره طول دارد . « طونه ۳۲۰۰ « « « . --- page 113 --- ۱۱۲ قطعه اروپا قسم سیاسی از خریطه باید تعقیب کرده شود! س - قطعه اروپا نظر به دیگر قطعات ، چه طور است ؟ ج - قطعه اروپا از جمله قطعات مهمترین دنیا بوده نظر به مساحه اش نفوسش زیاده تر و متمدنتر است . س - دول اروپا نظر به اقتدار مالی و عسکری بکدام درجه اند ؟ ج - درجه اول دولتهای دنیا اند . س - شهر هائیکه دولتها مرکز ، اتخاذ کرده اند چه نامیده میشوند ؟ ج - (مقر حکومت) و یا (پایتخت) و یا (مرکز) --- page 114 --- ۱۱۳ اداره ) نامیده میشوند . س — دول معظمهٔ اوروپا یعنی حکومتهای بزرگ اوروپا کدام اند ؟ ج — اینها اند : ( المانیا ) ، ( انگلتری ) ، ( روسیه ) ، ( فرانسه ) ، ( آوستریا و مجارستان ) و ( ایتالیا ) است . در عالم پوليتيك یعنی در عالم سیاسی ، نفوذ همین دواتها جاریست . س — آیادولت علیهٔ عثمانیه ازجملهٔ دول معظمه نیست ؟ ج — در معاهدهٔ پارس به جملهٔ دول معظمه داخل شده بود . مگر پس‌ان آن موقع را غائب کرد. الحال سعی بلیغ دارد که درمیان دول معظمه ؛ يك موقع مهم ؛ احراز نماید . س — حکمداران عالم به چند نام و عنوان یاد میشوند ؟ ج — حکمداران ؛ نظر به جسامت اراضی و --- page 115 --- ١١٤ کثرت نفوس شان یا به عنوان (ایمپراطور) ویا (قرال یعنی روا) ویا (پرنس) یاد میشوند . س - حکومتیکه به معرفت يك ایمپراطور : اداره میشود چه نامیده میشود ؟ ج - ایمپراطوریت نامیده میشود . س - حکومتیکه به معرفت قرال : اداره میشود چه نام دارد ؟ ج - قرالی یعنی قرالیت : نام دارد . س - حکومتیکه به معرفت پرنس : اداره میشود چه نامیده میشود ؟ ج - پرنسی نامیده میشود . س - حکومتیکه بمعرفت يك رئيس جمهور : اداره میشود چه نامیده میشود ؟ ج - جمهوریت . س - حکمداران اسلام را به چه عنوان یاد میکنند ؟ --- page 116 --- ١١٥ ج – (سلطان) و یا (امیر) و یا (شاه) . س – در اوروپا چند حکومت هست ؟ ج – ١٣ قرالیت ، ٤ ایمپراطورت ٢ جمهوریت ١ پرنس نشین [١] ١ دوقه لق [٢] س – قرالیت ها کدام اند ؟ ج – (١) قرالیت انگلتره و امپراطوری هندستان ، (٢) دانيمارقه ، (٣) اسوج ، (٤) نوروج ، (٥) بلجیقا ، (٦) فلمنگ ، (٧) پورتکیز ، (٨) اسپانیا ، (٩) ایتالیا ، (١٠) رومانیا ، (١١) صربستان ، (١٢) یونانستان ، [١] پره نس = کسانیکه از خاندان حکمداری باشد مردم اوروپا او را ( پره نس ) مینامند . [٢] دوقه در اوروپا نام اصالت و خاندانیست . دوقه لق = دوقه نشین . --- page 117 --- ١١٦ (١٣) بلغارستان . س — ایمپراطوریت ها کدام اند ؟ ج — (١) دولت علیهٔ عثمانیه ، (٢) روسیه ، (٣) المانیا (٤) آوستریا و مجارستان . س — جمهوریت ها کدام اند ؟ ج — ( فرانسه ) و ( اسویچره ) . س — پرنس نشین کدام است ؟ ج — قره داغ . دیگر بعض حکومتهای خرد . مثلا : (مونا قو) در حدود فرانسه بسا حل بحر سفید میباشد . س — دوقه لق یعنی دوقه نشین ، کدام است ؟ ج — لوکسنبورغ است . س — آیا در اوروپا قرالیت های دیگر نیست ؟ ج — بلی . قرالیت های ( پروسیه ) ، (ساقسونیا) ، ( باوه یرا ) (وورتمبرغ) نیز هست . مگر اینها اتحاد المانیارا به --- page 118 --- ۱۱۷ وجود آورده اند . و نیز قرالیت (مجارستان) هست . مگر بهمراه اوستریا تابع يك ایمپراطور شده است. مذاهب س - مذاهبیکه میان دول و ملل اوروپا حکمفرماست کدام اند ؟ ج - قاتوليك ، اورتو دوقس ، پروتستان . س - کدام دولتها که مذهب رسمی آنها قاتوليك است ؟ ج - (فرانسه) ، (اسپانیا) ، (ایتالیا) ، (آوستریا) ، (المانیای جنوبی) و (جزیره ایرلانده) . س - مذهب اور تودوقس در کدام جاهای اوروپا حکمفر ماست ؟ ج - روسیه ، بلغارستان ، یونان . س - مذهب پروتستان در کدام جاهای او روپا انتشار یافته ؟ --- page 119 --- ۱۱۸ ج - المانیای شمالی ، دانیمارقه ، انگلتره ، اسوج . س - آیا دین مبین اسلام در اروپا انتشار نه یافته ؟ ج - بلی ؛ در شبه جزیره بالقان ، در سواحل شمالیه و شرقیه و جنوبیه بحر سیاه و در ساحل بحر ازاق و در حوضه نهر وولغا انتشار یافته . [ در زمان قدیم ؛ عربهائیکه اسپانیارا استیلا نموده بودند میخواستند که از طریق فرانسه در همه اروپا نشر اسلامیت نمایند . مگر بسبب بعض موانع ؛ همین اجر و شرف را تا جنوب جبال پیره نه در اسپانیا رسانیده توانسته اند . الحاصل : بعد از آنکه عبدالله الصغیر : (غرناطه) را تسلیم نمود در انجا بهای اروپا نیز : مذهب قاتوليك : آغاز کرد ] . مذهب موسوی در مرکز اروپا بيك صورت متفرق میباشد . --- page 120 --- ۱۱۹ حکومات بالقان او روپای عثمانی دولت عثمانیه در میان هیئت دولیه اوروپا میباشد . اگرچه قسم اعظم اراضی دولت عثمانیه در آسیا و افریقا میباشد مگر اراضی که در اوروپا در شبه جزیره بالقان دارد نیز خیلی مهم است . آن را (اوروپای عثمانی) و یا (روم ایلی) مینامند . اراضی اوروپای عثمانی خیلی قیمتدار و خیلی منبت و محصولدار است . مساحه سطحیه اراضی مذکور در سابق ٣٢٦٥٠٠ مربع کیلو متر. بود . مگر دو پارچه مهم آن که یکی بلغارستان : و یکی بوسنه و هرسك است چون : بلغارستان بهمراه روم ایلی شرقی : قرالیت شد و بوسنه و هرسك : به آوستریا و مجارستان داده شد --- page 121 --- ۱۲۰ لهذا مساحهٔ مذکور به (٣٠٠ ١٦٩) مربع کیلومتره یعنی تقریباً به نصف و نفوس آن به (٢٠٠ ٦١٣٠ ) رجوع کرد . که فی مربع کیلومتره ٣٦ نفر اصابت میکنند [١] . نفوس اوروپای عثمانی در سابق ؛ از ده میلون ؛ متجاوز بود . قسم اعظم نفوس مذکور مسلم ؛ و قسم دیگرش غیر مسلم است . مسلمانها عبارت از تركها و ارناوودهاست [٢] . غیر مسلم عبارت از بلغار ، روم ، ارمنی یهودی و اولاح است . عنصر مهم اوروپای عثمانی ؛ ارناوودهاست . [١] بعد از حرب بالقان ؛ تبدلاتی در اوروپای عثمانی واقع شده . [٢] ار نا وود = ( عار علينا ان نعود ) . یعنی عار است بر ما اگر باز بگردیم . در قبیلهٔ عرب که از هم خفه شده بودند یکی از انها در اثنای کوچ کردن خود بقرار فوق گفته روان شد . و بمرور ایام لفظ مذکور «ارناوود» گردید . --- page 122 --- ۱۲۱ دروسط و در غرب شبه جزیره بلقان ، سکونت میکنند . ترکها در همه ولایت ها میباشند . رومها در ولایت های مجاور یونانستان ، زیاده تر میباشند . بلغارها تقریباً يك میلیون بوده در ولایات ادرنه ، سلانيك وقوصوه ؛ سکونت دارند . ارمنی ها در سواحل بحر مرمره در یکچند قصبه و شهرهای بزرگ میباشند . موسوی ها یعنی یهودی ها زیاده تر در شهرهای تجا رتگاه میباشند . اولاح ها در ولایت سلانيك و ولايت قوصوه ؛ متفرق میباشند . --- page 123 --- ۱۲۲ احوال طبیعیه حدود اروپای عثمانی ؛ شمالاً بواسطة بلغارستان ، صربستان ، آوستریا ، مجارستان و قره داغ محدود است . شرقاً : بحرسیاه میباشد [ بحر مذکور درزمان سابق ؛ بداخل اراضی دولت عثمانیه بود الحاله در جهت روم ایلی ؛ قدری از ساحلش به عثمانی عائد است ] . جنوباً : بوغاز استانبول ، بحر مرمره بوغاز قلعهٔ سلطانیه و بحر آطه لر میباشد . غرباً : بحر یونان و بحر ادریاتیق هست و بواسطهٔ بوغاز اوطرانت ؛ اروپای عثمانی به ایتالیا ؛ همسایه شمرده میشود . --- page 124 --- ۱۲۳ بحرهای اروپای عثمانی اوروپای عثمانی : به بحرسیاه ، بحر مرمره . بحر آطه لر ، بحر یونان و بحر ادریاتیق محاط است . کافه این بحرها تجارتاً مهم اند . کورفز های اوروپای عثمانی مشهورترین کورفزها یعنی خلیج های اوروپای عثمانی اینها اند : ساروز قواله اورفانو سلانيك } دربحر آطه لر میباشند . از کورفز سلانيك : رفت و آمد مخلوق و غیره خیلی بسیار است . --- page 125 --- ١٢٤ جزائر اروپای عثمانی مهمترین جزائر اروپای عثمانی : جزیره کرید است . چرا که مفتاح تجارت بحر سفید میباشد . مگر جزیره مذکوره از دست عثمانی رفته است . جزیره طاشوز و جزیره سمنديره ك از اراضی روم ایلی شمرده میشوند . دیگر جزیره ها که در بحر آطه لر هستند به آسیای عثمانی : عائد اند . جبال اروپای عثمانی جبال مشهوره اروپای عثمانی بقرار آتیست : ( رودوپ ) : در حدود ولایات ادرنه و سلانيك : امتداد میکنند . --- page 126 --- ١٢٥ جبال ( ثه له نيك و يا ارناوودستان ) ؛ در ولايت مناستر امتداد کرده از یونانستان میگذرد و در رأس ما تاپان ؛ منتهی میشود . اولمپ ؛ در ولایت سلانيك در حدود یونان میباشد . انهار اروپای عثمانی مشهور ترین انهار اروپای عثمانی ؛ نهر مریج و نهر واردار بوده هر دوی آنها به بحر آطه لر میریزند . اراضی گذرگاه نهرهای مذکور خیلی منبت و محصولدار است . --- page 127 --- ١٢٦ بحیره های اروپای عثمانی مشهور ترین بحیره های او روپای عثمانی - بحیره اشقودره ، بحیره اوحری و بحیره تاکینوس است . بحیره ترقوس اگرچه خرد است مگر آب آن را بواسطه نلها به شهر استانبول آورده اند . قسم سیاسی مرکز اداره و مشهور شهرها . - اروپای عثمانی ، عليحده يك مركز اداره ندارد . شهر ( استانبول ) برای کافه دولت عليه عثمانيه : مرکز اداره بوده در اروپای عثمانی بسا حل بحر مرمره میباشد . شهر مذکور از شهرهای قدیمترین دنیا --- page 128 --- ۱۲۷ میباشد . نفوسش تقریباً (۱۰٫۰) میلیون است . شهر های مشهور عثمانی : ( ادرنه ) ( سلانيك ) ( مناستر ) ( اشقودره ) ( يانيه ) ( اسكوب ) [ اینها مركز ولایت اند ] ( دده ا غاج ) ( گلیبولی ) ( قواله ) ( پره وزه ) [ اینها در ساحل ، اسکله های مشهور یعنی بندر گاهای مشهور اند ] . ولایت ها : در اوروپای عثمانی ، ۷ ولایت میباشد . اینها اند : ( ۱ ) استانبول ، ( ۲ ) ادرنه ، ( ۳ ) سلانيك ، ( ٤ ) مناستر ، ( ۵ ) یانیه ، (۶) اشقودره ، ( ۷ ) قوصوه . ولایات ( سلانيك ، مناستر ، یانیه ) در --- page 129 --- ۱۲۸ حدود یونانستان میباشند . ولایت (قوصوه) بواسطۀ حدود بلغارستان ، صربستان ، آوستریا و مجارستان و قره داغ محدود است . مرکز ولایت مذکور شهر (اسکوب) است . (استانبول) (سلانيك) (دده اغاج) اسکله ها یعنی بندر های کلان تجارت اند . به همین لیمانها یعنی اسکله های مذکور ؛ خیلی بسیار : سفائن رفت و آمد میکند . در هر ۳ بندر های آنها شمندفر هست . مطالعه موقع دولت علیۀ عثمانیه در اوروپای عثمانی ؛ خیلی مهم است . در جوار آن خیلی دولت ها --- page 130 --- ۱۲۹ میباشد . دولتهای مذکور همین امل وامید را می پرورند که به بحر آطه لر ، صاحب شوند . چونکه این دولتها اسکله های ادخالات و اخراجات در بحر مذکور ندارند . ادخالات و اخراجات شان را لیمانهای ( سلانيك ) ( د ده اغاج ) و ( قواله ) ایفا کرده میتواند . محصولات و ثروت . – قطعه روم ایلی به درجه اناطولی ( انا دولی ) منبت ومحصو لدار است . روم ایلی از جایهای خوبترین دنیا میبا شد . قراليت بلغارستان بلغارستان در جهت شرقیه شبه جزیره بالقان بسا حل بحر سیاه ، واقع است . اول باول به ۲ قسم منقسم است : ۱ – بلغارستان شمالی ، --- page 131 --- ۱۳۰ ۲ -- بلغارستان جنوبی ویا روم ایلی شرقی * بلغارستان شمالی ؛ ما بین جبال بلقان و نهر طونه ؛ محصور است . بلغارستان جنوبی ؛ در جنوب جبال بلقان بوده به ولایت ادرنه ؛ همحدود میباشد . بلغارستان در سابق به دست عثمانی ؛ يك امارت بوده به تاریخ ۱۸۷۸ میلادی ؛ به موجب معاهدة برلین ؛ به زیر ادارة يك پرنس داده شده بود . از مسامحه ادارۀ عثمانی ؛ نتیجه همین شد که بلغارستان د اردوی خودرا روز به روز تنظیم نموده خود را قوی ساخت ومنتظر يك فرصت بود . در همین انقلاب گذشته عثمانی ، بلغارستان قرالیت خودرا اعلان کرد . و به تاریخ میلادی (۱۹۰۸) ؛ همه دولتها قرالیت او را تصدیق نمودند . بلغار ها در ظرف همین بیست سی سال خیلی --- page 132 --- ۱۳۱ سعی کردند به این درجه که تقریباً به درجهٔ دول اروپا آثار ترقی ، نشان داده اند . على الاكثر بسایهٔ معارف ، به همین حال ترقی رسیدند . نفوس بلغارستان ( ۴۱۶۰۰۰۰ ) است .. اردوی بلغارستان زیاده تر از ۲۰۰۰۰۰ است . بسایهٔ میاهیکه به نهر طونه میریزند زراعت بلغارستان ، مترقیست . طرف جنوب جبال بالقان نیز خیلی معمور است یعنی روم ایلی شرقی نیز ، زراعتاً ترقی کرده است . مرکز ادارهٔ بلغارستان ، ( صوفیه ) است . مرکز قدیمیش شهر ( طرنوه ) بود . ( سلستره ) ، ( روسجق ) ، ( وارنه ) ، ( بورغاز ) اسکله ها یعنی بندرهای مهم بلغارستان است . --- page 133 --- ۱۳۲ ( فلبه ) ، ( پلونه ) ، ( اسلیمبه ) ، ( اورخانیه ) مشهور شهر های بلغارستان است . در محاربه روس که به تاریخ ( ۱۲۹۳ ) شمسی عثمانی واقع شده بود عثمانیان : چون در پلونه يك مدافعه بهادرانه و نامسبوق کرده اند لهذا قصبه ( پلونه ) مشهور است . بلغارستان : در اخراجات غله : يك مملكت حائز شهرت است . قراليت رومانيا رومانیا در شمال بلغارستان بوده مابین جبال قارپات و نهرهای طونه و پروت : واقع میباشد . حدود رومانیا را از جانب بلغارستان : نهر طونه تشکیل داده است به سایه میاهیکه به نهر --- page 134 --- ۱۳۳ مذکور میریزند زراعت رومانیا ؛ مترقی میباشد . رومانیا ( ۶ میلیون ) نفوس دارد . مرکز اداره اش شهر « بكرش » است . شهر های ( قلفات ) ، ( اولتا نجه ) ، ( ياش ) بلده های مشهور رو مانیا میباشند . شهر ( کوستنجه ) که در ساحل بحر سیاه است يك بندر فعالترین رومانیا میبا شد . این مملکت هم ؛ به اخرا جات غله اش معروف است . رومانیا نیز در سابق از عثمانی بوده ! ! قرالیت صربستان قرالیت مذکور در وسط شمالی شبه جزیره بالقان ؛ واقع است نفوسش ( ۲۷٨٤٠٠٠ ) میباشد . --- page 135 --- ١٣٤ از جهت شمال بواسطة نهر (صاوا) که به نهر طونه میریزد و بواسطة نهر طونه از آوستریا و مجارستان ؛ تفریق میشود . حکومتیکه در خصوص معارف ، صنایع و زراعت ؛ پس مانده است همین صربستان است . يك حكومت عسکری گفته میشود . مرکز اداره اش شهر (بلغراد) به ساحل نهر طونه میباشد . در سابق ؛ دولت عثمانیه به سمت اوروپا وقتیکه اردوها اعزام میکرد همین شهر بلغراد برای اردوهای مذکور ؛ مرکز حرکات بود . صربستان نیز ؛ يك ایالت عثمانی بود ؛ به تاریخ ١٨٧٨ کسب استقلال کرد . بلاد مشهورة صربستان ؛ عبارت از شهر (پسا روقجه) و شهر (نیش) است . --- page 136 --- ١٣٥ پرنسی قره طاغ در غرب شبه جزیره بلقان به ساحل بحر ادر یاتیق ، يك حکومت بسيار كوچك و کوهبند بوده نفوسش (٢٥٠٠٠٠) میباشد . قره طاغی ها قوی البدن اند ، بزیر اداره يك پرنس میباشند . مرکز اداره قره طاغ ، شهر « چتینه » است . (٤٣٠٠) نفوس دارد . قره طاغ ، در ساحل بحر ادر یاتیق ، دو اسکله ریزه یعنی دو بندر خرد دارد یکی (اولکون) و دیگر (بار) نام دارد . قرالیت یونان در جنوب شبه جزیره بلقان ، يك حكومت ریزه بوده عبارت از قطعه (موره) و (تسالیا) --- page 137 --- ١٣٦ وجزائريكه در بحر يونان ونيز جزائر ( سيقلاد ) كه در بحر مجمع الجزائر است ميباشد . حكومت مذكوره را « قراليت يونانستان » مينامند . اراضی قطعهٔ مذكور کوهبند است . و ساحلش از رأسها و كور فز های خرد و ریزهٔ بیشمار ، پر است . در زمان قديم ، اين قطعه نیز از عثمانی بود ، چسان ، استقلال پیدا كرد . در زراعت وصنایع ، اگرچه بسيار مترقی نیست مگر در تجارت ، ترقی کرده است . در عالم تجارت بحر سفيد ، حائز يك موقع مهم است . نفوس يونانستان عبارت از : ( ٢،٦٣٠،٠٠٠ ) است مرکز اداره اش شهر ( آتینه ) است . شهر مذكور يك شهر قديمترين دنياست . یونانی های قدیم در خصوص علوم و فنون --- page 138 --- ۱۳۷ و تجارت خدمتهای خیلی بزرك کرده اند . پیره ؛ اسکله یعنی بندر شهر آتینه است . (يکيشهر) (ترخاله) (غلوص) (قوره نت) شهرهای مشهور یونانستان است . در جزائر یونان وخصوصاً درجزیره شیره ؛ هر نوع سبزه وات میرسد . لیمون شیرین و پورتقال آن ؛ مبذول است . بسیار زور که بزند يك اردوی (۱۸۰۰۰۰) نفره کشیده میتواند . قرالیت ایتالیا از جمله حکومتهای جنوب اوروپا بوده از شبه جزیره ايتاليا وجزیره های بزرك سحليا و ساردنیا و بعض جزیره های ریزه ؛ تشکیل می یابد . --- page 139 --- ۱۳۸ نفوس ایتالیا (۳۳,۹۰۹,۰۰۰) است. دولت ایتالیا عبارت از یکی از ۶ دولت معظمه میباشد. اراضی ایتالیا، خیلی از دحامدار و خیلی محصولدار است. خصوصاً در ایتالیای شمالی وادی (پو) بواسطهٔ قوهٔ انباته اش معروف است. مرکز ادارهٔ ایتالیا شهر (روما) است. شهر مذکور از جملهٔ شهرهای خیلی قدیم بوده در ساحل نهر تی بر میباشد. پاپاها در شهر مذکور اقامت میکنند. شهر مذکور در زمان امپراطوری رومای قدیم نیز مرکز اداره بود. شهر روما بواسطهٔ خرابه های خیلی قدیم و مبانی لطیفهٔ خود مشهور است. بلاد مشهورهٔ ایتالیا بقرار آنیست: --- page 140 --- ۱۳۹ ناپولی : در قرب کوه آتشفشان (وه زوو) بوده زیاده تر از نیم میلیون نفوس دارد . شهر ازدحام دار ترین ایتالیا همین ناپولی است . پالرمو : مرکز سچليا وبندر مشهـورش است . توره ن : به ساحل نهر پو میباشد . میلان ، در وادئ نهر پو : يك شهر معروف است . فلورانسه ، جنو . وه نه ديك ، مسينا ، لی وورنا . شهر ولیما نهای مشهور اند . شهر جنوه در ساحل كورفز جنوه و وه نه ديك در ساحل كورفز ونه ديك ميباشند . جزیرۂ البه مشهور است . چرا که ناپولیون --- page 141 --- ١٤٠ به تاریخ ١٨١٤ در آنجا نفی شده بود . ایتالیا : برنج ، شراب ، حریر یعنی ابریشم حاصل میکند . بنا بسبب موقعش در تجارت بحریه ؛ یك موقع خیلی مهم ؛ اشغال میدارد . مستملکات ایتالیا : - در ساحل افریقاوی بحر احمر و نیز در ساحل بحر محیط هندی ؛ به بعض نقاط مهمه ؛ حاکم است . قرالیت اسپانیا قرالیت اسپانیا از جملهٔ حکومات جنوب اوروپا بوده قسم اعظم شبه جزیرهٔ ایبه ريك را اشغال کرده است . شبه جزیرهٔ مذکور بواسطهٔ جبالیکه از سطح بحر ؛ ٢٠٠٠ متره مرتفع اند مستور میباشد . نفوس قرالیت اسپانیا ( ١٩،٧١٢،٠٠٠ ) --- page 142 --- ١٤١ است . مرکز ادارۀ آن : شهر (مادرید) است . بلاد مشهورة اسپانيا : شهر (بارسلونا) : در ساحل بحر سفید بوده مرکز نخستين تجارت اسپانیا میباشد . وشهر (مالاغا) : نيز در ساحل بحر سفید بوده به شراب خود مشهور است . شهر (والانسيا) : به ساحل نهر وادى الكبير است . شهر (سه ويل) ونيز (قاديتس) که در ساحل بحر محیط اطلسی بوده لمان حرب میباشد و شهر مشهور (غرناطه) که عربها برای اسپانیولها ترك کرده اند بلاد معروفه و مشهوره اسپانیا میباشند . مملكت مذكور يعنى اسپانیا در زمانیکه بزیر ادارة عربها بود در خصوص معارف و صنایع و --- page 143 --- ١٤٢ تجارت خیلی مشهور بود . بدین درجه که اوروپا اولاد خود را برای تحصیل به اسپانیا می فرستادند . خرابه های سرای یعنی جای حکومتی و نیز خرابه های جوامع که ازان وقت مانده است الحال حیرت افزای ناظرین میباشد . جزائر مجتمعة (باله آر) که از جزائر (مايورقه) ، ( مينورقه ) و دیگر جزائر صغیره مرکب است و نیز جزائر (قا ناريه) که در بحر محیط اطلسی است از اسپانیا میباشند . در اسپانیا معادن بسیار است . معدنهای مس سیماب و سرب زیاده تر میباشد . مملکت مذکوره نظر به ثروت طبیعه اش هم فقير وهم اندك مسكرن است . --- page 144 --- ١٤٣ مستملکات اسپانیا اسپانیا در تاریخ قدیم ؛ صاحب خیلی اراضی بود . مگرپسان يك يك از دستش رفت . آخر الامر جزیرۀ کوبا که مهترین جزائر آنتیل است و نیز جزائر فیلیپین که در قطعۀ آسیا است بالمجبوریه به امریکا داده . که همین ضایعاتش قریب ده میلیون نفوس میباشد . در افریقا بعض جزیره ها هنوز زیر ادارۀ اسپانیا است . جمهوریت ( آندور ) که در جبال پیره نه است زیر حمایۀ اسپانیا و فرانسه میباشد . شهر (جبل الطارق) که بر بوغازجبل الطارق .[۱] حاکم است مستحکمترین مواقع دنیا بوده زیر ادارۀ انگلتره میباشد . [۱] بوغاز جبل الطارق را بوغاز سبته نیز گویند . --- page 145 --- ١٤٤ قراليت پورتكيز ويا پورتوكال حکومت پورتکیز در غرب شبه جزیرۀ ایبه ريك بساحل بحر محیط اطلسی ؛ واقع است . اكر چه يك حکومت ریزه میباشد . مگر در قطعات سائره ؛ اراضی مهمه دارد . نفوسيكه پورتكيز در اروپا دارد (٥،٤٢٣،٠٠٠) میباشد . مرکز اداره اش شهر « لیزبون » است . شهر مذکور در منصب نهر ( تاژ ويا تاج ) بوده يك اسکلۀ فعالترین بحر محیط اطلسی میباشد . بلاد مشهورۀ پورتکیز بقرار آتیست : « پورتو » ؛ برساحل نهر « دورو » بوده به تجارت شراب مشهور است . جزائر « آصور » و « ماده ر » که در بحر محیط اطلسی بوده به ساحل افريقا ؛ مقابل میباشند دو ولایت پورتکيزرا