# Niẓāmnāmah-ʼi jazā-yi ʻumūmī نظامنامۀ جزاى عمومى # adl0526 # Kabul], Maṭbaʻ-i Dāʼirah-ʼi Taḥrīrāt-i Majlis-i ʻĀlī-i Vuzarā, 1304 [1925] [کابل] :مطبع دائرۀ تحريرات مجلس عالى وزرا،, ١٣٠٤. Subjects: Criminal law -- Law and legislation -- Afghanistan # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- نظامنامه جزای عمومی [ILL] سنه ١٣٠٤ --- page 2 --- برای فرودگان طبع شد نظامنامهٔ جزای عمومی در مطبع دائرهٔ تحریرات حضور و مجلس عالی وزرا طبع گردید ثور - سنهٔ ١٣٠٤ش تعداد طبع ثانی ... (١٠٠٠) جلد --- page 3 --- [BLANK PAGE] --- page 4 --- بسم الله الرحمن الرحیم نظامنامه جزای عمومی مقدمه (١):— چنانچه اجرا مجازات جرایمیکه براه راست برعلیه حکومت واقع میشوند بدولت عائد است همچنان از جمله جرایمیکه برعلیه یک شخص بوقوع برسند. تحدید درجه تعزیرات آنهم که تابع تعزیر شرعی و سیاستی باشند، بدولت عاید بوده، بنا بران درباره آین دو نوع مجازات این نظامنامه جزا چنانچه مقدار های آن بقرار رای اولوالامر و وکیل آن بعد از وقوع واقعه و ملاحظه حال --- page 5 --- ۲ مجرم تعیین میشود و موجبات آن بیان گردیده و از سبیکه درباره جرایمیکه بقصاص و دیت و حد تابع میباشند احکام ضیفه شرعیه را نیز حاوی است. بنابرآن کافهٔ مندرجات آن مطابق شرع انور (محمدی) است و مطابق مذهب مهذب حنفی و مبنی بروایات قویهٔ مفتی بها است . (۲) :- جرمهائیکه شرعاً مستوجب مجازات هستند سه نوع است :- اول :- آنکه مستلزم جزای حد میباشند . دوم :- مستلزم جزای قصاص و دیت . سوم :- مستلزم جزای تعزیر . (۳) :- جرایمیکه مستلزم حد میباشند مثل زنا و شرب خمر و قذف و سرقه و قطاع الطریق که حدود آن از طرف شارع تعیین شده . (٤) :- جرایمیکه موجب قصاص و دیت میشوند قتل و جرح است . (٥) :- جرایمیکه موجب تعزیر میشود افعال قبیحه و شنیعه است --- page 6 --- ۳ که بمرتکب آن جزا معین و مقدر نیست ، بلکه مفوض برآ اولو الامر و وکیل آن است که بدرجات مختلفه و مراتب متنوعه برای اشخاص مجرمین بعد از ملاحظه حال مجرم در وقت وقوع جرم جزا تعیین کند مثل کلام عنیف و نظر بعبس الوجه و فرک الاذن و جرالی باب القاضی (یعنی سخن زشت و دیدن بترش روئی و مالیدن گوش و کش کردن تا دروازه قاضی) و حبس و جلاء الوطن تا درجه قتل سیاستاً اما در صنف جزای ضرب یعنی لت از (۳) دره الی (۳۹) دره اختیار دارد و در حبس بر اشخاص مشهور بالفساد که متعنت گفته میشوند الی حبس دوام و برای دیگر مجرمین مستلزم مجازات تعزیری هر میعاد حبس که تعیین میکنند اختیار دارند. (۶):- مدت حبس مجرمین الی زمان ظهور آثار صلاح و توبه است محکومین جزای حبس اگر قبل از اکمال مدت حبس توبه و صلاح شانرا شرائط ذیل ظاهر و ثابت کنند ، مدت متباقیه ایام حبس شان معاف میشود. الف :- محبوسینی که بموجب فیصله محاکم عدلیه محکوم --- page 7 --- ٤ محبس گردیده باشند. اول: مجرمینیکه غیر واقعات قتل و سرقه مرتکب جرایم دیگر گردیده محبوس باشند. الف: - مجرمینی که الی سه سال محکوم محبس باشند نظر بمیعاد محکومیت حس بتصدیق ثلث الی نصف اهل قریه و یا محله او. ب : - مجرمین که زاید از سه سال محکوم محبس باشند بتصدیق دو ثلث اهل قریه و یا محله او. دوم : - مرتکبین قتل و سرقه بتصدیق تمامی اهل قریه یا محله او. تصدیق اهل قریه و محله باید شرعی باشد و شرط بران است که مصدقین کلیه قوم و یا قریب مهجمین نباشند و بتصدیق اهل قریه و محله که در باب ظهور ثار توبه و صلاح مجرم بنمایند مجالسی که مجرمین از انجا رها میشوند و بماده (٨) توضیح گردیده اطمینان حاصل کنند --- page 8 --- ۵ و اگر قریه خورد و نفری آن کم باشد مجالس مذکور بجمعیات حال مصدقین بدرستی علم آورده منظور مینمایند . ب :- مجرمینیکه بموجب فیصلۀ مجالس مشاوره و محاکم مأمورین محکوم بحبس گردیده باشند :- اول :- مجرمینیکه الی سال محکوم بحبس باشند بتصدیق مافوق شرعی مأمورین اداره منسوبۀ انها. دوم :- مجرمینیکه زیاده بر سال محکوم بحبس شده باشند بتصدیق مافوق و زیر یا مستقله منسوبۀ ان. ( ۷ ) :- در تصدیق های اثار توبه و صلاح تصدیق مجالس مشورۀ اداره های حکومتی منسوبۀ شان علی الترتیب تا مواضعیکه حکم رہائی آن داده میشود باید کرده شود . ( ۸ ) :- تصدیق های آثار توبه و صلاح که بقرار توضیح مادۀ ( ۶ ) و ( ۷ ) ترتیب مییابد بمواضع ذیل تقدیم گردیده از مواضع عفو مجازات مدت متباقیۀ حبس مجرمین باندازۀ اختیارات شان نموده میتوانند :- الف :- عفو مجازات متباقیۀ حبس مأمورین :- اول :- مجرمین محکوم الی حبس یکساله از طرف --- page 9 --- مجالس مشاوره نائب الحکومه‌گیها و حکومتیهای اعلی. دوم :- مجرمین محکوم اضافه از یکسال الی حبس سه سال از طرف مجالس مشاوره وزارت‌های منوبه شان. سوم :- مجرمین محکوم حبس اضافه از سه سال بمنظوری حضور ملوکانه. ب :- عفو مجازات متباقیه حبس غیر مامورین :- اول :- محکومین الی حبس یکساله از طرف مجالس مشاوره که حکم محبوسی درباره آنها صادر نموده. دوم :- مجرمین محکوم حبس اضافه از یکسال الی سه ساله از طرف مجالس مشاوره نائب الحکومه‌گیها و حکومتیهای اعلی حکومتیهای کلان منوبه شان. سوم :- مجرمین محکوم حبس اضافه از سه سال تا ده سال بمنظوری مجلس شوره --- page 10 --- Y وزارت عدلیه چهارم: مجرمینی که اضافه از ده سال محکوم حبس باشند بمنظوری حضور ملوکانه بعد تصدیق وزارت عدلیه. (۹):- تصدیق آثار توبه و صلاح بقرار فوق تا دو مراتب در بارهٔ یک شخص منظور میشود علاوه بران در بارهٔ مرتکبین سرقه و مشهور بالفساد محل اعتبار نیست. (۱۰):- محکومین حبس اضافه از یگماه الی سه سال تنها بیک لنگ زولانه در محبوسخانه اکمال مدت حبس خود را مینمایند و در محبوسخانه بضنایع مختلفه اشغال میشوند و معاش شان بشرط فقر از طرف دولت داده میشود، کسانیکه از یکماه کمتر محکوم شوند در توقیفخانه متوقف میباشند. (۱۱):- محبوسین اتهام قتل و مشهور بالفساد و مجبوسینی که اضافه از سه سال بحبس محکوم شده باشند بهر دو پای مجرم زولانه انداخته میشود و نظر باقتضای جرم ببدیها در خدمات شاقهٔ دولت گماشته میشوند و از طرف دولت برای شان خوراکه داده میشود. (۱۲):- جزای ضرب یعنی لت در صحن سرایهای حکومتی --- page 11 --- ۸ در حالیکه یکی از مفتی های محکمه شرعیه که اعطای حکم نمود و یکنفر منصبدار کوتوالی و عند الاقتضا نائب الحکومه و یا حاکم و یک مفرزه نظامی و کوتوالی موجود باشد در پیش روی یک جم غفیر اهالی اجرا میشود. (۱۳) : - جزای ضرب با مراسم ذیل اجرا مییابد :- مفتی محکمه شرعیه با مفرزه نظامی و کوتوالی که در قاعده بالا ذکر شده در صحن سرای حکومتی عین در جای وسطی آن اخذ موقع مینماید و اهالی بدور او در صحن ایستاده و یک میدان وسیع بوجود آورده اجتماع میکنند متعاقباً محکوم علیه بمیدان آورده میشود و مفتی همان محکمه که درباره او اعطای حکم نموده حکم فیصله شده گی را باواز بلند میخواند بعد از ختم قرائت محکوم علیه از کالای بالا پوشش برهنه شده در صحن مذکور ایستاده شده در حال ضرورت یک شخص دیگر از کوتوالی مقابل او ایستاده شده سر او را در بغل میگیرد جلاد کوتوالی دره شرع شریف را گرفته بموجب اشاره که از طرف مفتی داده میشود یک بعد دیگر ضربه ها را در پشت مجرم فرو می آرد --- page 12 --- ۹ در اثنای ضرب دست راست از شانه باید بالاتر نشود و بعد از تماس ضرب بجلد دره باید بجلد مجرم کش کرده نشود بعد از پوره شدن عدد مطلوب بموجب اشارۀ مفتی محکمه عملیات ختام میپذیرد و متعاقباً اگر محکوم علیه علاوۀ بران بجزایی حبس هم محکوم گردیده باشد به بند خانه سپار میشود و اگر اضافه بران محکومیتی نداشت آزاد گذاشته میشود، و اگر محکوم علیه زن باشد در حضور محکمۀ شرعیه بحال نشستن مجرمه جزا بصورت ساترا نه زده میشود و در حال ضرورت سر او را با ید شخص محرم بگیرد و اگر محرم نباشد زن دیگر را باید مکلف سرگرفتن او بدارند و ایفای تشهیرات فوق در شان او ضرورت ندارد. (١٤):- هیچ مامور دولت تا حکم شریعت غرای محمدی نباشد هیچکس از رعایا را بهیچ وسیله و بهانه ضرب نمیتواند و هم حکمی را که از محکمه صادر گردد بالذات بدست خود اجرا کرده نمیتواند جزایی ضرب فقط بشکل و صورتیکه در بالا ذکر شده اجرا پذیر میگردد. (١٥):- طرز جزایی قتل تعزیری از حضور پادشاهی صادر میگردد --- page 13 --- ۱۰ و در اثنای منظوری اعلامیکه حکم قتل را حاوی بوده از طرف اشرف پادشاهی تصریح و اراده فرموده میشود. (۱۶):- زنیکه بجزای قتل محکوم گردیده باشد اگر حامله بود بعد از وضع حملش مجازات میشود . (۱۷):- مردانیکه محکوم بجزای حبس اضافه از سه سال باشند پیش از انکه آنها را در بندیخانه ببرند بشهر گشتانده تشهیر میشوند . (۱۸):- هرگاه یکی از تبعهٔ دول اجنبیه باشندهٔ افغانستان مرتکب جرمی گردد که مستلزم جزا باشد بر طبق نظامنامهٔ جزا مانند سایر تبعهٔ افغانستان مجازا ت میشود . (۱۹):- یک شخص پس از انکه بصورت قطعی بیکی از مجازات تعزیریه حقوق الله محبوس شد و در اثنای حبس مرتکب دیگر جرم گردید که مستوجب جزای حبس شود پس هر قدر که از مدت حبس اول او باقی باشد در جزا حبس ثانی محسوب میشود . و اگر مدت متباقیه حبس اول اضافه تر محکومیت حبس ثانی باشد همان باقی ماندهٔ --- page 14 --- ۱۱ حبس محکومیت اول را پوره میکند و در تعزیرات حقوق العباد حبس علیحده مقرر میشود و در حدود اگر جرایم از یک جنس بودند قبل از اجرا یک حد کافی است و بعد الاجرا مجازات حد ثانی را نیز مییابد. و در جرایم مختلفه حدود علیحده جاری میشوند. (۲۰):— هرگاه بر بالای یک شخص ثبوت شرعی تضمینات شخصیه و رد اموال مسروقه و مصارف محکمه یکجا حکم شود و مال موجود او پوره نکند چون همه حقوق العباد است بقرار تقسیم مال موجودۀ او در حقوق مذکوره مطابق حصۀ شان تسهیم شود. (۲۱):— مصارف محکمه از همان شخص که سجل شرعی یعنی فیصله میگیرد گرفته میشود. (۲۲):— اشیائیکه اعمال استعمال و نقل و محافظه و بیع و شرا آن جرم را بوجود می آورد اگرچه بفاعل جرم تعلق نداشته باشد هم شخص مجرم را تعزیر داده می شود. (۲۳):— اشخاصیکه بکدام جرائم که امنیت داخلی و خارجی دولت را --- page 15 --- ۱۲ اخلال نماید جرأت ورزیده باشند بعد از اکمال نمودن مدت جزائیه که شرعاً برای شان معین میشود، در حالیکه دولت از نزد آن مطمئن نبوده توهم فساد و خلل آینده ازو کرده میشد در تحت نظارت کوتوالی میباشند. (٢٤):- بودن در زیر نگرانی کوتوالی عبارت است از پنج چیز:- اول:- اقامت کرده نتوانستن در محل هائیکه حکومت آنرا تعیین نموده است . دوم :- محلی را که در ان اقامت میورزد و یا جاهائیکه تا برسیدن محل اقامت خود از انجاها میگذرد آنرا تعیین بیان نمودن . سوم :- در تذکرهٔ مرور وی بقسمیکه گفته شد اشارت کردن . چهارم :- بمجرد رسیدنش در انجا در ظرف (٢٤) ساعت از ورود خود بحکومت خبر دادن . پنجم :- در حالیکه از انجا بطرف دیگر رفتن آرزو داشته باشد سه روز پیشتر بحکومت خبر داده مجدداً تذکرهٔ مرور خود را گرفتن . --- page 16 --- ۱۴ کسیکه در زیر نظارت ضبطیه بوده و با وجود ان این شرایط رعایت نکند تعزیر میشود. (۲۵):- ماموریکه بمحبوسیت مدت لااقل دو سال محکوم بگردد به این شرط که اینده در هیچ یکی از خدمات دولتی ازو کار گرفته نشود طرد کرده میشود. ماموریکه مرتکب جرم سرقت اموال دولت اخذ رشوت بگردد اگرچه کمتر ازین مدت بمحکومیت دچار شده باشد الی الابد از خدمت دولت طرد میشود. (۲۶):- در اثنای وقوع جرم کسانیکه سن پانزده سالگی را پوره نکرده باشند. از قوۀ ممیزه محروم دانسته میشوند و از جرمیکه کرده باشند مسئول شناخته نمیشوند. هرگاه از سبب جرم ایشان دیت لازم شود بعاقله متعلق میشود و خود ایشان بوالدین و ولیهای وصی های شان تسلیم میشوند مگر هرگاه اینچنین بچه ها سن پانزده را پوره کرد، در حقوق الله مثل صلوة و صوم، و حقوق العباد مثل دین گرفتار و مأخوذ است. و در حدود سن هجده ضروری است. اگر مجرمه زن بود انتها --- page 17 --- ١٤ سن شان پانزده و ابتدای سن شان سال است لیکن مأخوذیت از پانزده است. و اگر دیگر علامات بلوغ مثل حبال و احتلام و انزال قبل از سن نامی مذکور ظاهر شود بالغ گفته میشود. (٢٧) : ـ مجنون در جنایت مالی امثال غصب و سرقت و دیت جرح در صورتیکه مال مغصوبه و مسروقه و دیت شرعیه کمتر از نصاب پنصد روپیه شرعی بود از مال شخصی او استرداد میشود. و اگر اضافه از ان باشد تعلق بعاقله میگیرد و صغیره و معتوه نیز حکم مجنون را دارد. (٢٨) : ـ هرگاه ثابت شود که یک شخص یک جرم را که اصلاً مرضای او نبود مجبوراً به تهدید قتل و تلف عضو مرتکب گردیده از مجازات معاف دانسته میشود. تنها درین باب مجبوریتی که معتبر است نظر بدرجات جرم اولا عبارتست از وقوع یک چنان کیفیتی که آنشخص را تماماً و کاملاً از شعا تهمت بری الذمه نشان بدهد. و ثانیاً پیش آمد یک چنان ضرر نیکه او در مقابل آن مقاومت کرده نتوانستن خود را ثابت بسازد. الا از قبیل امر والدین --- page 18 --- ١٥ به اولاد و یا از بادار بخدمتگار، حالانیکه از تعظیم و احترام نشئت میکنند آنها را مجبوریت گفته نمیشود. تفصیل مجبوریت مجبر و انواع معافی شان باین شرائط کامله در کتاب فتاوای امانیه انشا الله تعا اندراج می یابد. (٢٩): - مدافعه از مال و جان که متعرض فی المقابل ذی سلاح دیده شود در روز و شب، و شهر و غیر شهر مساوی بوده از جزا معاف دانسته میشود، واگر مقابل غیر ذی سلاح و دارای آلات غیر مهلک مثل عصا باشد در خارج شهر شب و روز در معافی متساویست. و در شهر و روز مطلقاً معاف نبوده تنها در شب معاف است بناءً علی ذلک فاعل آن از جزا معاف دانسته معاف میشود افعالیکه در اثنای نهب و سرقتیکه اجرای جبر و شدت بوقوع پیوسته باشد و یا خود در سرقتهائیکه مورث چنان یک ضرر عظیمی میشوند که اراده و اختیار یک شخص را خلل دار میسازد بوقوع بپردند و یا هر گونه افعالیکه برای دفع سارق و ناهب اجرا شود --- page 19 --- ١٢ و یا در حالیکه استرداد مال ممکن نباشد هرگاه برای مدافعه خود و محافظه و تخليص و استرداد فوری مال افعالی بوقوع برسند آنها را نیز جرم گفته نمیشود. (٣٠):- اموال مسروقه در دست هر کس که باشد از وی گرفته میشود مگر جزا عاید است بفاعل سرقت. (٣١):- اشخاصیکه بجمعیت سرقه نمایند اگر مال مسروقه به نصاب هر یکی از سارق بقرار تقسیم میرسید قطع ید همه شود و اگر به نصاب نمیرسید تعزیر داده شود. (٣٢):- کسانیکه به اعطای هدیه و یا نقود و یا به اجرای تهدید و یا با عمال حیله و دسیسه و یا بصرف نفوذ و یا بصورت استعمال بیجا حکم مأموریت خود دیگر را بوقوع یافتن جرائم تحریک نمایند و یا بوقوع یک جرم واقف گردیده برای حصول آن تجویزات نمایند و یا اسلحه و آلات و وسایطی را که مدار وقوع یکجرم باشد دیده و دانسته تدارک کنند یا در افعالیکه سبب آماده گی و یا تسهیل و یا اکمال یک جرم باشند دانسته با فاعل اصلی آن معاونت ورزند بد این قسم کسان --- page 20 --- ۱۷ فرعاً ذی مدخل بمان جرم شناخته میشوند . کسانیکه برخلاف امنیت حکومت وامنيت عمومیّه وامنیت اشخاص اموال است و راه زنی و یا با استعمال جبر و شدّت مینمایند و یا بر افعال و حرکات ارباب جرایم واقف بوده بآنها بالاختیار خوراک و خوابگاه و جای پناه و جای اجتماع میدهند نیز فرعاً ذی مدخل شمرده میشوند ، کسانیکه اشیائی را که بصورت غصب و یا سرقت و یا خود از وقوع یافتن یک جرم استحصال گردیده باشند، تماماً و یا قسماً دانسته حفظ و اخفا نمایند نیز در همان افعال ذی مدخل شناخته میشوند و نظر به این حالات مختلفه دربارهٔ کسانیکه فرعاً ذی مدخل یک جرم باشند که عبارت از ساعی و معاون و محرک است تعزیراً بجزای فعل خودها گرفتار میشوند، و اما بتجدید درجهٔ تعزیر ذی مدخل کمتر از جزای فاعل مستقل میباشد . * * * --- page 21 --- ۱۸ باب اول فضل اول (۳۳):- بادشمنان افغانستان متفق گردیده برعلیه افغانستان یعنی برخلاف افغانستان سلاح گرفتن [تعزیر] (٣٤):- یکدولت اجنبی را برعلیه افغانستان بحرب برانگیختاندن [تعزیر] (٣٥):- درداخل شدن دشمن بافغانستان سهولت بهمرسانیدن وبغرضیکه دشمن به آسانی در افغانستان آمده استیلایاب راه ها وپلها و قلعه ها و ماشینخانه های افغانستان را تخریب نمودن و عسکر دشمن باصلاح و پول معاونت کردن وعسکر افغانستان را در مقابل دشمن بعدم مقاومت تشویق نمودن و یا برای ازقوه بفعل آوردن یکی از این جنایات بادشمن مخابره کردن [تعزیر] (٣٦):- بدشمن از ترتیبات عسکریه مملکت و نقشه های مدافعه --- page 22 --- ۱۹ و تعرض و مقدار قوه عسکریه و الحاصل یکی از اسرار عسکریه و اسرار مهمه سیاسی را خبر دادن [ تعزیر] (۳۷):- عسکر افغانستان را بفرار کردن بسوی دشمن تشویق و اغوا نمودن [تعزیر] (۳۸):- در جدا ساختن و علیحده گردانیدن یک قسم اراضی افغانستان را از افغانستان و یا خود را انجا برای تأسیس دادن یک اداره مستقله جداگانه از اداره دولت کوشیدن [ تعزیر] ۰ (۳۹):- بغرض کوشش در ایجاد یک حرب برعلیه افغانستان بخاک یک دولت اجنبی پناه بردن [ تعزیر] (٤٠):- پیش از اعلان حرب یکی از تبعه افغانستان در خدمت عسکری دشمن بوده پس از اعلان حرب نیز در همان خدمت دشمن پائیدن [ تعزیر] (٤١):- تبعه افغانیه را برعلیه حکومت به بغی و عصیان تشویق داد و متعاقباً فعل عصیان بوقوع آمدن [ تعزیر] ۰ (٤٢):- بی وقوع فعل بغاوت فقط در تولید ماده بغاوت کوشیدن [تعزیر] --- page 23 --- ۲۰ (٤٣) :- بيرقها و نشانهای افغانستان یا دول اجنبیه دوست او را بغرض حقارت و استخفاف پاره کردن [تعزیر] (٤٤) :- تشویق نمودن اهالی افغانستان را بمقابله یکدیگر و بدین غرض انها را بضد همدیگر مسلح گردانیدن [تعزیر] (٤٥) :- جرایمیکه در قاعده های (٤١) و (٤٢) و (٤٤) بیان گردیدند، هرگاه از طرف بعض جمعیت ها بعمل آید رؤسای شان و نفری شان نسبتاً [تعزیر] علاوه بر ان جرائمیکه درین قاعده ها بیان گردیده هرگاه به الخصوص در میان بعض اشخاص مذاکره و مفاهمه بمیان آید و به بعضی اسباب توسل ورزیده شود کسانیکه در مذاکره و مفاهمه شامل میباشند رؤسا و باقی شان نسبتاً [تعزیر] و اگر تنها مذاکره بوقوع آید و باسباب توسل ورزیده نشود رؤسا و باقی اعضا نسبتاً [تعزیر] اگر از میانه شان یکنفر تکلیف نماید و دیگران تکلیفش را رد نموده قبول نکنند شخص تکلیف کننده [تعزیر] کسانیکه بتدارک اعمال احضار و اعطا سلاح --- page 24 --- ۲۱ والائیکہ یک جمعیت فسادیہ برای اجرای مقصد خود بآن محتاج است پردازند، هرگاه ماده فساد بموقع فعل آید . [ تعزیر ] والا اگر بموقع فعل نیامده بدرجه تشبث باقی ماند نسبتاً [ تعزیر ] چون در افغانستان تجارت اسلحه جاریست کسانیکه بپیشه اسلحه فروشی و تجارت سلاح مشغول باشند هرگاه بر فساد مذکور وقوف نداشته بر آنها اسلحه بفروشند از جزا معاف هستند . (٤٦):-- کسانیکه عسکر دولت را ببلوا و بغاوت تحریک و تشویق نمایند [ تعزیر ] . (٤٧):-- قصداً ماشینخانه ها و انبارخانه های دولت را احراق نمودن [ تعزیر ] . (٤٨):-- کسانیکه بتاراج کردن نقود و اشیای رعیت و دولت تشبث ورزند، رؤسا و بقیه قهری نسبتاً [ تعزیر ] (٤٩):-- دزدانیکه در کوهها و صحراها مسلح گشت و گذار نموده مردمانرا لخت میکنند، اگر مطابق ( فتاوای امانیه ) --- page 25 --- ۲۲ حد لازم نشود بعد از تاوان [تعزیر] . (۵۰):— کسانیکه بمقصد قطع طریق در کوه ها و صحراها مسلح گشت و گذار نموده قبل از دزدی و تاراج گرفتار شوند [تعزیر] . (۵۱):— از ارباب شقاوت مستمره کسانیکه قبلاً هم مرتکب جرمی گردیده باشند، و یا رهزنانی که در دست افتاده گان خودرا شکنجه و اذیت مینمایند، و یا در اثنای قطع طریق مردمانرا میکشند [تعزیر] . (۵۲):— اگر رهزنان کسی را قتل نکرده و مال نگرفته مجروح کرد اگر بمطابق (فتاوای امانیه) حد لازم نشود بعد از تاوان [تعزیر] . (۵۳):— در کوچه ها و میدانها بغرض تشویق مردم برای عصیان اوراق مضره مطبوعه و یا غیرمطبوعه را نشر کردن و یا برا این مقصد نطقها گفتن، هرگاه عصیان بظهور آید [تعزیراً] و هرگاه بظهور نیاید سبقاً [تعزیر] . و اگر بالتکرار در محل دیگر هم از ایشان اینگونه اوضاع سرزد اگرچه فعل عصیان بظهور نیاید [تعزیر] . (۵۴):— کسانیکه اخبارها و بیان نامه هائیکه بغرض تشویق مردم برای --- page 26 --- ۲۳ عصیان نوشته شده باشند در نزد خود داشته هنوز توزیع ننموده باشند [تعزیر] . (٥٥) :— کسانیکه در اجرا نگردیدن یکی از اوامر و قوانین موضوعه دولت و یا برای تحصیل نشدن اموال دولت صرف نفوذ بنمایند و از مامورین دولت نباشد هم [تعزیر] . (٥٦) :— اگر شخصی در خانه یک کسی بی آنکه خانه خودش باشد جبراً و یا خود تهدیداً و تخویفاً ، یا آنکه خفیتّاً داخل شود [تعزیر] . تحقیق و تفتیشی که دوائر پولیس بعضی خانه‌های مشتبه را نمایند ازین قاعده مستثنی است . (٥٧) :— کسیکه ورثه مقتول را بر عفو کردن از قصاص ثابته مجبور کند ، قاتل و شخص جابر [تعزیر] . (٥٨) :— هرگاه یکی از رعایا اسلحه را که فرار محبوسین را تسهیل نماید تهیه و تدارک کند [تعزیر] . (٥٩) :— کسانی که برای تسهیل فرار محبوسین برایشان سلاح و اسما تدارک نمایند [تعزیر] . (٦٠) :— محبوسینی که از حبس خانه ها فرار مینمایند و باز دستگیر شوند علاوه بر اصل جزای فعل سابق آنها نسبتاً --- page 27 --- ٢٤ دیگر تعزیر نیز داده میشود. (٦١):-- کسانیکه توقیف و زیر استنطاقند و هنوز حکم شرعی بر اشان صادر نگردیده از باعث غفلت پہرہ دار فرار کنند نسبت به اتهام مفرور محافظ غافل [تعزیر]. (٦٢):-- کسانیکه یک بندی فراری و یا اشخاص متهم جرم را شتہ حمایت مینمایند [تعزیر]. و خویشاوندان مفرور از اصول و فروع از قبیل پدر و مادر و ازواج و اولاد مذکور اگر حمایت کنند از خفیه داشتن او از جزا معاف هستند. (٦٣):-- مُهریکه از طرف مامورین دولت برأی حفظ بعض اشیا و یا اوراق و یا کدام محل وضع شده باشد کسے که آنرا بشکند [تعزیر]. علاوه بر شکسته شدن مهر هرگاه بعضی اشیاء و اوراق ہم دزدی شده باشد اگر مطابق (فتاوای امانیة) بر سارق حد لازم نشود [تعزیر]. (٦٤):-- کسانیکه اوراق رسمیہ دولت را سرقت و یا محو و اتلاف نمایند [تعزیر]. --- page 28 --- ۲۵ (۶۵): اگر شکسته شدن مهر و سرقت اوراق رسمیه و محو و اتلاف آن از طرف بعضی اشخاص بصورت هجوم بر محافظ آن بعمل آید هر یک از هجوم کنندگان [تعزیر] . (۶۶): کسیکه بی صلاحیت و ماذونیت خود را چنان نشان بدهد که گویا یک منصب ملکی و یا نظامی منسوب بودی علاوتاً به ایفای وظایفیکه به آن منصب عاید است جرأت ورزد [تعزیر] . (۶۷): کسیکه بدون مأذونیت دولت سرخود فیصله حقوق اشخاص را که بصورت اصلاح نباشد بنماید [تعزیر] . (۶۸): کسی که اموال غیر منقوله را که از نزدی حکماً گرفته شده بمستحقش تسلیم گردیده باشد بالتکرار ضبط نماید ال منبحه بصاحبش مسترد گردیده علاوة [تعزیر] . (۶۹): کسانیکه آلات تلگراف و تیلفون را قصداً خراب نمایند علاوه بر گرفتن قیمت ضرر [تعزیر] . (۷۰): کسی سیم تیلفون و تلگراف را بریده و چوبهای آنرا انداخته موجب تعطیل و تعویق مخابرات گردد [تعزیر] . (۷۱): اگر این معامله بریدن و تخریب سیمهای تیلفون و تلغراف --- page 29 --- ٢٦ در اثنای یک محاربه و یا اختلال بوقوع آید نسبتاً [تعزیر]. (۷۲):- کسانیکه مسکوکات قلب میسازند و قلب چلانی میکنند [تعزیر]. (۷۳):- کسانیکه پیسه قلب را ندانسته داد و ستد مینمایند بهیچ مستحق جزا نمیشوند، فقط بعد از آنکه قلب شناسی را آموخته باز هم بچلانیدن آن کوشش ورزند [تعزیر] . (۷٤):- کسانیکه اشیای تقلیدی مثل کره ملمع کرده طلا و نقره و امثال آنرا بقیمت اصل جنس فروخته یا نیقم ساختگاری نماید بعد از تاوان شرعی [تعزیر] . (۷۵):- کسانی که فرمانهای پادشاهی و مهرهای حکومت و مهرها و امضاهای مامورین دولت و اوراق و سنداتیکه که تعلق بدفترها باشد تقلید و تحریف نموده استعمال کنند هر گاه نقصان بیت المال و یا از اهالی را نموده باشند بعد از تادیه مقدار نقصان [تعزیر] . هرگاه از فرمان ساختگی پادشاهی بدولت یک ضرر کلی برسد نسبتاً [تعزیر] . کسانیکه اینگونه اوراق ساخته گی و محرف را بدست آورده استعمال نمایند [تعزیر] . --- page 30 --- ۲۷ (۷۶) :- کسانیکه خواه برای خلاص کردن خود و یا دیگران از خدمت دولت بنام طبیبها شهادتنامه ساخته گی بسازند [تعزیر] (۷۷) :- همچنان طبیب ها و جراحهایی که خواه مبنی بر رشوت خواه بنابر خاطر و التماس برای رهانیدن یک آدم از خدمت دولت شهادتنامه کاذب بدهند [تعزیر] (۷۸) :- اشخاصیکه سندات تقلیدی یا تحریفی درباره مدعی علیه خود بحاکم دولت ابراز نمایند بعد از تاوان که بمدعی علیه ضرر عاید گردیده باشد نسبتاً [تعزیر] . (۷۹) :- کسانیکه نادانی و ناشناسی چیزهای ساخته گی و تقلیدی را استعمال میکنند [از جزا معاف هستند] . (۸۰) :- هرگاه شخصی بخانه کسی قصداً آتش بزند بعد از تاوان مال محروق [تعزیر] . و اگر التهاب آتش بدیگر خانه های متصل آن سرایت کند، علاوه بر تاوان مال محروقه [تعزیر]. و هرگاه آتشزده گی مذکور سبب قتل نفس شود علاوه بر دیت شرعی [تعزیر] . (۸۱) :- کسانیکه خواه در داخل شهر و خواه خارج شهر در وقوع فتن --- page 31 --- ۲۸ حریق تشبث و کوشش نمایند ولاکن بفعل آورده نتوانند [تعزیر] . (۸۲) - کسی که چوبهای بریده ومحصولات در ویده بمانند خرمن وغیره آتش بدهد علاوه برتاوانئی که نصاب مال رسیده [تعزیر] . (۸۳) - هرگاه حریقی که قصداً از طرف آتش زننده گان بوقوع آید وموجب وفات انسانها گردد ، علاوه برتأدیه دیت نا [تعزیر] . (۸٤) : - کسیکه یک آدم را بآتش زدن امرو اجبار نماید بخوف قتل اگرچه آتش زده گی بوقوع نیاید شخص جابر [تعزیر] . (۸۵) - در افغانستان ساختن شراب واستعمال و ادخال آن ومسکرات دیگر بکلیه ممنوعست ، مگر چرس وبنگ که از محصولات افغانستان است ، تنها خرید و فروش آن برای استعمال در داخل ممنوع است ، اخراج آن بممالک خارجه ممنوع نیست . (۸۶) : - کسانیکه علناً شرابنوشی نمایند (۸۰) دره ضرب میشوند (۸۷) - کسانیکه خفیاً شرابنوشی نموده اثر آثار بیانیه یعنی از بعضی --- page 32 --- ۲۹ قرائن و استدلالات خفیهٔ شراب نوشی شان بقرار شرعی ثابت گردد (۸۰) دره ضرب میشوند . (۸۸):- کسانی که شراب بدیگران میفروشند [تعزیر] . (۸۹):- کسانیکه شراب سازی مینمایند بعد از اتلاف شراب [تعزیر] . (۹۰):- کسانیکه از خارج شراب بافغانستان ادخال مینمایند شرابش اتلاف و [تعزیر] . همه قواعد این فصل خاص باهل اسلام و تبعه افغانیه است اما فقط در بارهٔ تبعهٔ اجنبی کسیکه برای تجارت بافغانستان شراب را داخل کرده و بافغانها بفروشد بموجب قاعده های فوق جزا می بیند . (۹۱):- کسانی که چرس و بنگ میکشند و یا تریاک میخورند ، هرگاه سن شان از پانزده اضافه باشد [تعزیر] . (۹۲):- کسانی که علناً یا خفیاً بازنگر بازی کنند [تعزیر] . (۹۳):- کسانیکه علناً و یا خفیاً بازنگری کنند [تعزیر] . (٩٤):- هرگاه پدر و اقربای یک بچه در پیش روی خود همان بچه را برقصیدن مساعده نمایند [تعزیر] . (٩٥):- برای هر نفر از دستهٔ بازنگر [تعزیر] . --- page 33 --- ٣٠ (٩٦):-- رقاصی زن بحضور مردان ہر واحد از مردان و زنان [تعزیراً] (٩٧):-- در مسائل قتل و جرح برای تفصیلات احکام قصاص و دیت قاضی باید که بکتاب (فتاوای امانیه) مراجعت بکند. (٩٨):-- قتل عمد قتلیست که باستعمال آله قاتله قصداً حادث شود چون سلاح و مانند آن مثل چوب تیز و سنگ تیز و آتش. و قتلت شبه عمد قتلیست که بغیر سلاح و آله کشتنی مذکور آ قصداً قتلاً حادث شود. (٩٩):-- ہرگاہ شخصی شخص دیگر را بصورت عمد قتل نماید [قصاص] (١٠٠):-- ہرگاہ فاعل قتل عمد نا معلوم باشد و قتیل موجود بود اگر در آبادی و یا در مسجد محله [دیت بر اہل محله و آبادی]. و اگر در مسجد جامع و یا راه عامه بود [دیت بر بیت المال است] و اگر در بیابان بود [ہدر است]. (١٠١):-- ہرگاہ قاتل بر فعل قتل عمد اقرار باشد و ورثہ مقتول او را عفو نمایند، قاتل [تعزیر]. (١٠٢):-- ہرگاہ تنہا یک نفر از ورثہ مقتول قاتل را که بر فعل قتل عمد اقرار کرد عفو نماید، بعد از دیت [تعزیر]. (١٠٣):-- و اگر قاتل قوم دار و پیسه دار بوده بدان لحاظ از طرف ورثہ مقتول عفو شود، بہمہ حال [تعزیر]. --- page 34 --- ۳۱ و اگر اولیای مقتول باقاتل و مقتول قرابت پدر و مادر و برادر و خواهر داشته باشد و قاتل را عفو کند ازین قاعده مستثنی است . (١٠٤) :- هرگاه یکی از ارباب جنایت و شقاوت ستمه برای بعمل آوردن یک جرم عظیم مردمان دیگر را غدارانه شکنجه و یا اذیت نماید [تعزیر] (١٠٥) :- هرگاه شخصی بصورت شبه عمد کسی را بقتل رسانید [دیت شرعی بر عاقله] اوّلاً قریبه ثمّ ثمّ بر سه سال قسط . (١٠٦) :- هرگاه شبه عمد مکرر شد [تعزیر] . (١٠٧) :- اگر عاقله قریبه و بعیده نداشت مثل لقیط و حربی مستامن [دیت بر بیت المال و تعزیر بر قاتل] . (١٠٨) :- اگر ورثه مقتول دیت را عفو کند ، قاتل [تعزیرا] . (١٠٩) :- و اگر عفو در حق یک قومدار و دولتمند باشد [تعزیر] . (١١٠) :- کسی که جسد یک مقتول را اخفا نماید و یا بی آنکه بحکومت خبر بدهد دفن کند [تعزیر] . (١١١) :- هرگاه شخصی شخص دیگر را لت و کوب و یا جرح نمود موجب قطع و شکستن و سقوط عمل یعنی از کار بر آمدن --- page 35 --- ۳۲ یکی از اعضایش گردد علاوه بر دیت شرعی برجانی در صورت عمد [تعزیر] . و از غیر عمد که خطا ست [دیت بر عاقله] . (۱۱۲): شخصی که شخص دیگر را لت وکوب ویا مجروح نموده موجب از کار پس ماندن او گردد، اگر بمطابق احکام (فتاوی امانیه) قصاص و یا دیت لازم نباشد، بعد از ادای ارش و تاوان جرح [تعزیر] . (۱۱۳): کسانیکه از آبا و اجداد و امهات خود یکی را ضرب و یا جرح نماید [تعزیر] . واگر سبب سقوط یکی از اعضا شد علاوه بر دیت شرعی و قصاص [تعزیر] . (١١٤): کسیکه بمقصد قتل و ابراز سلاح نمود [تعزیر] . (١١٥): کسیکه خطاءً سبب تلف یک آدم گردد بعد از دیت شرعی [تعزیر] . (١١٦): هرگاه شخصی خطاءً شخص دیگر را مجروح بسازد بعد از دیت شرعی که ادا نماید اگر کیفیت جرح از عدم رعایت بنظامات پیش آمده باشد [تعزیر] . --- page 36 --- ٣٣ (۱۱۷): هرگاه یک شخص به امر یک آمر جابر شخصی را جبراً و کرهاً قتل کند و یا ضرب و جرح نماید و مجبوریث او بقرار مادۀ (٢٨) ثابت گردد [جزای قاتل و ضارب و جارج در حق آمرش اجرا میشود] . (۱۱۸): کسیکه در خانه خود مرد بیگانه را با محرم خود بخلوت ببیند و او را بقتل رساند [از جزا معاف دانسته میشود] . (١١٩): کسانیکه آباء اجداد و امهات خود هارا بقتل برسانند، اگر بقرار (فتاوای امانیه) قصاص لازم نشود [تعزیر] . (۱۲۰): کسی که شخص مستأمن را بکشد [تعزیر] . (۱۲۱): اگر بعضی از ورثه معاون قتل مورث خود بوده عفو نماید بدون حصه ورثه عفو کننده دیت از مال قاتل اخذ بورثه باقی مقتول داده شود چون عفو او مسقط قصاص میگردد قاتل [تعزیر] . (۱۲۲): اگر بر اقرار قاتل عهده مامورین دولت که رسماً به تحقیقات ابتدائیه موظف هستند در محکمه شرعیه گواهی داده و شرعاً اثبات شود، پس از حکم قاضی ورثه مقتول --- page 37 --- ٣٤ عفو نمایند مجرم به مجازات قاعدۀ (١٠١) محکوم میشود. (١٢٣):-- سابی و قادیانی و زندیق [قتل کرده شود]. و سارق که تکراراً سرقه کند [تعزیراً قتل شود]. و خناق بستکرار خنق که کسی را کشته اند [قتل میشود]. (١٢٤):-- شخصی که نامۀ تهدید قتل بفرستد بدینمضمون که در صورت عدم ایفای مطلوبات خود او را محو و اعدام خواهد نمود [تعزیر]. (١٢٥):-- اشخاص متهم بالقتل که قبل از حکومت خفیهٔ وارثان مقتولین را به مبلغ و یا جنس معینی رضامند ساخته ورثه در محکمه شرعیه سوگند ندهد و کارسازی شان ثابت شود شخص متهم بالقتل بعد از علم قاضی [تعزیر]. و اگر قبل از مرافعه حکومت و قضا برای پامال کردن مصالحه نموده و بحکومت اطلاع ندهند چون اطلاع واقعات قتل بحکومت حتمی است، بنابران ورثهٔ مقتول نیز [تعزیر] می شوند. (١٢٦):-- زنی که به استعمال وسایط مخصوصه، و یا از طرف دیگری به استعمال آن رضا داده موجب اسقاط جنین خود گردد --- page 38 --- ٣٥ علاوه بر تاوان شرعی که عبارت از غره که نصف عشر دیت بعاقله است [تعزیر] . (١٢٧):- زنیکه برضای یکزن دیگر تدارک وسایط مخصوصه نموده بدون رضای شوهر جنینش اسقاط نماید علاوه بر تاوان شرعی مذکور [تعزیر] . (١٢٨):- هرگاه درین اثنا حامله وفات کرد و جنینش ساقط گردیده بود علاوه بر تاوان شرعی که بعاقلهٔ حامله میشود برای زنی که واسطه شده [تعزیر] . (١٢٩):- در صورتی که بدون رضای زن وسائط مخصوص استعمال کرده شود و یا افعالی مانند ضرب وجرح موجب سقوط جنین گردد، فاعل علاوه بر تاوان شرعی که بر عاقلهٔ جارح وضارب می آید [تعزیر] . (١٣٠):- هرگاه در اثنای اینگونه اسقاط جنین، زن وفات نماید وجنین میت شده ساقط شود، تاوان جنین ودیت زنی هر دو ذمهٔ فاعل است، و هرگاه جنین حیات بود و در ثنا فوت کرد دیت کامل بر ذمهٔ فاعل بود و [تعزیر] در هر دو صورت مییابد . --- page 39 --- ٣۶ (١٣١) - هرگاه اینچنین جرایم را یک طبیب یا قابله اجرا نماید علاوه بر جزاهائیکه در قاعده های پنجگانه معین است در حکم سرقه حد که داخل باشد، بعد از تاوان شرعی بر عاقله زن [تعزیر طبیب جاهل و قابله] . (١٣٢) - هرکسی که بایک بچه فعل شنیع لواطت اجرا نماید [تعزیر الی قتل] . (١٣٣) - اگر مفعول کمتر از ده سال باشد [از جزا معاف] . و اگر عمر مفعول زیاده از پانزده سال باشد و جبراً فعل شنیع در حق او اجرا شود [از جزا معاف] . (١٣٤) - اگر مفعول عمرش زیاده از پانزده سال بوده برضا و رغبت خود بفعل شنیع تن داده باشد [تعزیر الی قتل] . (١٣٥) - اگر کسی برای بچه بازی بچه نگاه کند [تعزیر] . و آمر نیز در صورت رضا نیز بهمین [تعزیر] محکوم میشود . (١٣٦) - کسیکه متهم بفجور باشد اگر یک امر د را به اکراه بگریزاند [تعزیر] . و اگر یک شخص مستور الحال به اکراه و یا بصورت خدعه بگریزاند بهمه حال نسبتاً [تعزیر] . --- page 40 --- ۳۷ (۱۳۷):— هرگاه شخص محصن با زن غیر محصنه فعل زنا نماید [زانی رجم و زانیه صد دره] . (۱۳۸):— هرگاه یک مرد محصن بایکزن محصنه برضای جانبین فعل شنیع اجرا نماید [زانی و زانیه رجم] . (۱۳۹):— اگر یکمرد غیر محصن بایک زنیکه شوهر زن عسکری باشد که مقابل دشمن به محاربه است، فعل شنیع اجرا نماید [زانی صد دره علاوه تعزیر زانیه رجم] . (١٤٠):— اگر کسی یکزن شوهردار را که شوهرش خواه در سفر و خواه در حضر و خواه زن عسکری و خواه از اهالی باشد بطور جبر و یا حیله بگریزاند [تعزیر] . در صورت جبر و حیله زن شوهر دار [از جزا معاف] . و در صورت رضا بجزای مذکور گرفتار میشود . (١٤١):— اگر کسی یک زن بیوه را و یا یک دختر خانه را بطور جبر و یا حیله بگریزاند [تعزیر] . (١٤٢):— هرگاه شخص غیر محصن بایک زن محصنه فعل زنا اجرا نماید [زانی صد دره زانیه رجم] . (١٤٣):— هرگاه یک شخص غیر محصن بایکزن غیر محصنه زنا کند --- page 41 --- ۳۸ [زانی و زانیه صدوره] (١٤٤):- اگر یکی از طرفین در ارتکاب فعل شنیع جبراً مجبور شده باشد [مجبور از جزا معاف دانسته میشود] جابر [تعزیر] میشود. (١٤٥):- زنی که با دیوانه زنا کند [تعزیر]. (١٤٦):- زنی که شوهرش غائب باشد و خودش حامله گردیده بزنا اقرار و نسبت فعل را بر یک شخص منکر نماید. اگر برضای خودش فعل وقوع یافته باشد [تعزیر]. (١٤٧):- گریختاندن زن شوهر دار در صورت اقرار زن که برضای خود رفته باشد و یا بقرائن قطعیه ثابت شود نسبتاً [تعزیر]. (١٤٨):- در مسئله زنا که حد شرعی بشبه ساقط شود [تعزیر]. (١٤٩):- کسیکه بیک صدمه غیر فعل زنا بکارت باکره را زایل کند علاوه بر مُهر مِثل [تعزیر]. (١٥٠):- مردی که با زن اجنبیه بغیر زنا و لواطه بباقی اعضای او دست درازی و یا مساس کند و در صورتیکه مرد اکراه کند تنها مرد و در صورت رضازن و مرد هر دو [تعزیر]. (١٥١):- زنهای که بید افعالی متواتره شهرت پیدا کنند [تعزیر]. (١٥٢):- شاهدانیکه بزنا شهادت داده اند در زمان رجم زانی --- page 42 --- ۳۹ فوت و یا بدون عذر غائب باشند از محکوم علیه مذکور حدساقط شده [تعزیر وتشہیر میشوند] اگر قبل از یک ماه شاهدان مذکور حاضر شوند محکوم علیه رجم و اگر پس از یکماه حاضر شوند حد ساقط و همان تعزیر اجرا میشود]. (١٥٣):- کسانیکه بر معاملات جزائیه شاہدی ناحق میدہند[تشہیر] (١٥٤):- کسا نی بمسائل حقوقیة شاہدی دروغ بدہند و یا قسم ناحق بخورند در صورت رجوع شاہدان ، علاوه بر مقدار نقصانی که بصاحب حق رسیده [تشہیر وتعزیر] . در صورت عدم رجوع شاهدان تنها [تشہیر] . (١٥٥):- کسانیکه شخصی را بعوض شخص دیگری کہ حقیقتاً انشخص هم نباشد در محکمه آورده برای فوائد خود بفریب از قرار شخص غائب وثیقه شرعی حاصل نمایند، کذا بعض اشخاص درواقعه مذکور تصدیق نمایند ہر گاه منفعتی حاصل کرده باشند شخص درر سید مسترد گردیده اشخاص فریب کننده [تعزیر] . و نفری مصدقین جزای شاہد زور میبینند ، اگر فائده تحصیل نکرده باشند، فریب کننده گان و مصدقان --- page 43 --- ٤٠ معامله مذکوره مجازاً بی شاهد زوری میبیند . (١٥٦) : در حالیکه یک وارث عدم وقوع قتل را دانسته بر یک شخص بتدارک شاهد زور دعوی قتل اقامه نماید و بطلان دعوی او بصورت بر حیات بودن مقتول ثابت گردد وارث مدعی [تعزیر] . (١٥٧) : هر کسیکه بقوه اجرائیه و یا بقوه عدلیه و یا بیک مأموریکه واسطه رسانیدن کیفیت است باین دو قوه اخبار نامه و یا شکایشنامه بدهد بیک شخصی که بیگناهی او را محقق میداند، یا از برای غرض بیک مأموری که یک گناه را اسناد کند و یا خود در مخالفت آنشخص آثار دلایل مادیه بسازد و جرمهای اسناد کرده گی او بر خلاف ظاهر شود نسبتاً مفتری [تعزیر] . (١٥٨) : هرگاه شخصی بر خلاف شخص دیگر قذف یعنی جرم اسناد زنا را ارتکاب کند، قاذف بر طبق فصل مخصوص فتاوای المگیه [هشتاد دره ضرب میشود] . (١٥٩) : هر کسی که بر خلاف دیگری بتعیین یک جرم مخصوص و یا ببیان کردن یک ماده مخصوصه که تشکیل جرم نماید --- page 44 --- ٤١ مردمانر ابحقارت وخصومت خود معروضد آویاکسی را با اسناد ائیہ کہ موجب کسر ناموس و اعتبار او باشد ذم کند [ تعزیر ] (١٦٠):- برای اینکه ذم مذکور مستلزم جزا باشد واقع گردیدن آن بیکی از صورتهای که در ذیل نشان داده شده شرطست اولا :- در مواجهه متجاوز علیہ در یک مجلس و یا در یک موقع که دیگر اشخاص شنیده بتوانند علنی باشد. ثانیا :- باید در غیاب متجاوز علیہ ولاکن با یکچند اشخاص مجتمع و یا متفرق اختلاط کرده اجرا شود . ثالثا :- باید بصورت اسم و نوشته لوایح عبرت کہ در عموم نشر و تشهیر میگردد و یا ببعضی مردمان توزیع گردیده باشد و یا مکتوب کشاده که بر اوراست بتجاوز علیہ فرستاده شده باشد و یا بواسطه ورقه پوست وقوع یافته باشد . رابعاً :- باید با هر رقم جرائد و وسایل یومیہ موقته و هر نوع مطبوعات و وسائط نشر یہ واقع شود. (١٦١):- هرگاہ برخلاف شخصی که باشتم دچار تجاوز گردیده است --- page 45 --- ٤٢ از سبب ماده که موضوع شتم است، تعقبات قانونیه اجرا شود و مستحق شود که متجاوز بیگناهی شخصی را که بروی تعرض واقع گردیده دانسته در صدد و پیوستن باستداد باو است آنزمان شتم به افترا منقلب گردیده مطابق قاعده که درباره افترا است حکم داده میشود، هرگاه شخصی که ارتكاب جرم شتم را نموده در باره برائت ذمه خود اثبات صحت و یا شهرت فعلی که بر متجاوز علیه اسناد نمود بخواهد این ادعایش قبول نمیشود. (١٦٢):— هرکسیکه بدون تعیین كدام ماده مخصوصه بيكصوت دیگر بناموس و یا شهرت و یا حیثیت یک شخص دیگر مرتکب فعل (قدح) گردد [تعزیر] . جرم (قدح) نیز یکی از صورتهاے چهارگانه که در باره شتم ذکر شده لازم است که بوقوع بیاید فاعل قدح هرگاه اثبات کردن چیزہائے را که اسناد کرده است ادعا نماید مسموع نمیشود . (١٦٣):— هرگاه در میان دزدان یکنفر و زیاده از ان مسلح بوده در اثنای شب دیوار یک خانه و یا دکانیکه در ان انسان --- page 46 --- ٤٣ اقامت میورزدشگافته و یا اینکه قفل آنرا شکستانده یا خود خویشتن را مانند مامورین دولت نشانده ویا یک امر ساخته گی که از یک مأمور دولت گرفته باشد دارا بنموده بدرون داخل شده و آنجا جبر و شدت نموده دزدی کنند اگر مطابق کتاب (فتاوای امانیه) حد لازم نشود بعد از تاوان شرعی هر یکی از دزدان را [تعزیر]. (١٦٤):— هرگاه دو کس و یا زیاده بران بیک خانه در آمده با اجرای معامله جبر و شدت دزدی کنند اگر مطابق (فتاوای امانیه) حد لازم نشود، هر یکی از دزدان [تعزیر] . اگر در اثنای معامله جبر و شدت یک آدم را مجروح سازند اگر مطابق (فتاوای امانیه) حد و قصاص لازم نشود، بعد از تاوان شرعی [تعزیر] . (١٦٥):— هرگاه در یک خانه که کس اقامت نداشته باشد بصورتیکه در دو قاعده فوق بیان شد داخل گردیده دزدی کنند اگر مطابق (فتاوای امانیه) حد لازم نشود، بعد از تاوان شرعی [تعزیر] . (١٦٦):— هرگاه هنگام شب بچند نفر یکجا شده در راه عام دزدی نمایند --- page 47 --- ٤٤ اگر مطابق (فتاوای امانیه) حد لازم نیاید علاوه بر تاوان مال مسروق [تعزیر الی قتل] . (١٦٧) :- کسانیکه بغیر از همین چند صورتهائی که در قاعده های فوق بیان گردیده بیک رقم دیگر دزدی کنند، عموماً اگر مطابق (فتاوای امانیه) حد لازم نشود، بعد از تاوان مال [تعزیر] . (١٦٨) :- هرگاه مراده چی ها و کرایه کش ها اشیائی را که حمل و نقل مینمایند خیانت کنند، بعد از تاوان شرعی [تعزیر] . (١٦٩) :- هرکسیکه اسپ و سائر حیوانات سواری و باری و عراده و مانند نرگاو و ماده گاو و حیواناتی را بدزدد، اگر مطابق (فتاوای امانیه) حد لازم نشود، بعد از تاوان شرعی [تعزیر] . (١٧٠) :- هرکس که آلات و ادوات زراعت و هیزمیکه برای فروش فراهم و احضار گردیده باشد و چوب تعمیر و مرغهای خانگی و کشته کار ددیده و نادرویده را بدزدد اگر مطابق (فتاوای امانیه) حد لازم نشود، بعد از تاوان [تعزیر] . (١٧١) :- هرکسیکه یک کلید را تقلید کند و یا یک رقم آله که قفل را --- page 48 --- ٤٥ بگشاید بسازد [تعزیر] . (١٧٢):— دزدانیکه بخانه شخصی برای دزدی رفته به بردن مال موفق نشوند و جرحی هم واقع نگردد اشخاص مسلح و غیر مسلح شان نسبتاً [تعزیر] . (١٧٣):— اشخاصیکه بدزدی و داره و تاراج شهرت پیدا کرده باعث اخلال امنیت و رفاه عامه شوند، باید که اشخاص درست و روشناس آنجا در محکمه ابتدائیه محلی رفته صورت واقعه را سجل شرعی نمایند حاکم محلی موصوف معلوماتی که درباره آنها داشته باشد نیز تحریر کرده در محکمه شرعیه محلی بسپارد، این معلومات بعد از علم قاضی در حقوق الله مدار حکم شرعی میگردد، اگر شهرت دزدی و داره و تاراج متواتر یا غیر متواتر و یا محدود باشد نسبتاً [تعزیر] . (١٧٤):— کسانی که محکوم به ارتکاب دزدی و داره به نقل مکان گردید خلاف حکم حکومتی منفی و اپس عود نمایند [تعزیر] . اگر ثانیاً در محل مذکور فساد و فساد و داره گردند [تعزیراً الی قتل]. (١٧٥):— شخصیکه در مقابر رفته کفن میت را بکشند [تعزیراً] (١٧٦):— هر کسیکه جبراً از دست شخصی یک حجت نقدی و سند قرضی را --- page 49 --- ٤٦ بگیرد بعد از گرفتن سند و حجت که بتحویل صاحبش نماید [تعزیرا] واگر دزد مال مسروقه را قبل از حکم قاضی بصاحب مال تسلیم نمود حد لازم نمیشود [تعزیر] . ماده (۳۱) نظامنامه هذا شامل این فصلست . (۱۷۷) :— کسیکه اموال دولت را نقداً یا جنساً سرقت نماید چون حد لازم نمیشود نسبت [تعزیر] و مثل آنمال از سارق گرفته تحویل خزینه بیت المال شود ، اگر مأمور باشد [طرد از مأموریت] . (۱۷۸) :— اگر مرتکبین جرمی که در قاعده (۱۷۷) بیان گردیده ملازم دولت نباشند با وجود آنهم بموجب قاعده مزبور مجرم شناخته [تعزیر میشوند] . (۱۷۹) :— کسیکه یک کودک را بیک چیزی راضی و قانع گردانیده بحیله از دست و سند دین یعنی حجت یا کدام ورقه ابرا و تهتد را بگیرد هرگاه بکودک نقصان رسیده باشد، تاوان آنرا میدهد و علاوه بران [تعزیر] . (۱۸۰) :— هرگاه کسی بر یک کاغذ سفید مهردار و یا امضا دار که باو امانت تسلیم گردیده باشد، امانت داری خود را سوء --- page 50 --- ٤٧ استعمال نموده بنام صاحب مهر و امضا عباراتی که متضمن تعهد و یا ابرا بوده ، و یا خود بر آن یک سندی بنویسد که صاحب امضا را ذاتاً و یا مالاً نقصان برساند بعد از تاوان شرعی [تعزیر] . (١٨١):- کسیکه بصورت امانت و وکالت سندات ، و اوراق اموال اشیا و نقود سائره که با و تسلیم گردیده باشد بصاحبش اعاده ننموده پنهان یا ضایع کند بعد از تاوان [تعزیر] (١٨٢):- کسانیکه قمار میزنند هر یکی ، از قمار بازان [تعزیر] . (١٨٣):- کسانیکه در خانه و دکانهای در پنهانی قماربازان را آورده از آنها حق نعل میگیرند [تعزیر] . (١٨٤):- کسیکه حیوانات سواری و بارگیر و اسپ عراده و سائر حیوانات دیگری را قصداً اتلاف نماید، بعد از تاوان شرعی [تعزیر] . (١٨٥):- کسی که طرق عمومیه و یا چشمه ، و یا پل و یا آبروهای آب و یا ابنیه که ملک خود او نباشد بالاختیار هدم و تخریب کند بعد از تاوان شرعی [تعزیر] . (١٨٦):- کسیکه بدون یکسند آویز رسمی و حجت شرعی که بتوافق --- page 51 --- ٤٨ اثبات نماید خود سر خلاف حکم شریعت اموال غیر منقوله را که داخل عهدهٔ تصرف شخص دیگر یباشد ضبط و مداخله نماید، بعد از استرداد چیز ضبط گردیده گی [تعزیر]. (۱۸۷) :-- کسیکه نهالستان باغ و یا نهالهای قیمتدار و میوه دار را قطع و تلف نماید و یا بمقصد تخریب ویران حیوانات را بکشای علاوه بر تاوان شرعی [تعزیر]. (۱۸۸) :-- طبیبان و جراحان و عطار انیکه بنا بر سوءقصد به بیمار دوای مهلک داده موجب وفات مریض گردند [تعزیر]. (۱۸۹) :-- هرگاه اینچنین یک دوای مهلکی بنا بر سوءقصد داده شده باشد هرچند که موجب موت و هلاک مریض نگردیده باعث شدت بیماری و مرض شود طبیب و یا عطار و جراح برای اینکه آینده در هیچ جا اجرای صنعت نتوانند شهادتنامه شان ضبط گردیده [تعزیر]. (۱۹۰) :-- طبیبان و یا جراحان و عطارانی که جاهل باشند سهواً بمریض دوای مهلک داده و یا بهر حال در فریضهٔ مأموریت خودها غفلت و اهمال نموده این سهو و اهمال شان سبب موت مریض گردد برای اینکه آینده در هیچ جا اجرای --- page 52 --- ٤٩ صنعت نتوانند شهادتنامه شان ضبط و [تعزیر]. (١٩١) :- اگر ازین اهمال مریض وفات نیافته بلکه موجب شدّت بیماریش گردد [تعزیر]. (١٩٢) :- داکترها و اطبای یونانی که از مدیریت مستقلهٔ طبیّه اجازتنامهٔ معالجه نداشته در شهر کابل بمدوا و ابری اعمالی پردازند، اگر از معالجهٔ شان هیچ آسیبی هم به بیمار نرسد چون از ادارهٔ طبیّه اعلان شده که هیچ طبیب بدون شهادتنامهٔ مدیریت طبیّه علاج نکند بنا بر همین مخالفت [تعزیر]. (١٩٣) :- در صورت عدم حصول مصارف محکمه، از صاحب سجل در مرکزها بموجب تحقیقات کوتوالیها، و در حکومتیها بموجب تحقیقات حکام محلی که لاجایدادی صاحب سجل را اثبات نماید از محکمه مجاناً بلا بدل فیصله داده میشود. (١٩٤) :- کسانیکه باتهام جرائم توقیف شوند و در محاکم عدلیت اصل فعل برایشان ثابت شود ایّام مدّهٔ حبس شان از ابتدأ توقیف محسوب است. (١٩٥) :- شخصی که ایام حبس را تکمیل نماید و یا بواسطهٔ اتهامی توقیف شده باشد حین رهائی ضامن گرفته نمیشود. --- page 53 --- ۵۰ (۱۹۶):- کسانی که عیال منکوحه کسی را که شوهرش مسافر باشد برای دیگری بفریب عقد نکاح نماید [تعزیر]. وزن بشوهر اصلیش واپس داده شود. (۱۹۷):- درکندن یا تراشیدن بقدر ربع و اضافه ازان موی سروریش مرد را اجباراً [تعزیر]. واگر موی سر زن را بقدر ربع و اضافه ازان جبراً کند ویا تراشید نسبتاً [تعزیر]. درکندن و تراشیدن موی مرد و زن در صورت اجبار که مادون از ربع باشد نیز [تعزیر]. (۱۹۸):- شخصی که پدر و یا مادرش از ایذا و یا اطوار ناپسند او به محاکم شاکی شود [تعزیر]. (۱۹۹):- زنیکه بدون عذر شرعی و بلا اذن شوهرش در خانۀ بیگانۀ اجانب رود [تعزیر]. (۲۰۰):- برای شخصی که به استثنای قتل که بعدالعفو در نظامنامۀ جزای عمومی حکم تعزیر شده مرتکب یک جرمی گردد اگر از طرف مدعی عفو صادر شود، و انجرم باقرار خود مجرم ثابت باشد تعزیر ساقط نمیگردد بهر حال تعزیری که به تخصیص همان جرم --- page 54 --- اه در نظامنامۀ جزای عمومی ذکر شده در بارۀ او اجرا میشود. (۲۰۱): آکل الربا یعنی سود خورنده را [تعزیراً] و سود دهنده اگر مجبور نباشد نیز [تعزیراً] . (۲۰۲): شخص مسلمان اگر دیگر شخص مسلمان عاقل بالغ را در یک جرم نامشروع مباشر دیده او را بهر صورت که ممکن باشد منع کند . * * * --- page 55 --- ۵۲ فصل دوم (۲۰۳):- بیک سری از اسرار سیاسی عسکری دولت بحسب مأموریت خود واقف گردیده در حال عدم مأذونیت آنرا بدشمن افشا نمودن [تعزیر]. (۲۰۴):- قاضی با و جمله مأمورینیکه وظائف و خدمات رسمیه را در عهده گرفته اند و اعضاء منتخبه منصوبه و جمیع مجالس رسمیه کسانیکه از احاد ناس مانند حکم و اهل خبره بوده با یک وظیفه رسمیه مکلف هستند و وکیلهای دعوی بجهت نکردن چیزیکه شرعاً بکردن آن مجبورند، و یا برای کردن چیزی که شرعاً بآن مجبور نیستند پول و یا اشیائیکه بنام هدیه بگیرند و یا سائر منافعی که به اینصورت برای خود تأمین مینمایند و فرق فاحشی که در بین قیمت حقیقیه ثمن مسمای اموال و املاکیکه برای همین مقصد خواه کم و یا زیاد، بیع و شریٰ شوند گرفته میشود رشوت است. (۲۰۵):- یک مأموریکه بغرض باطل گردانیدن یک حق رشوت بگیرد --- page 56 --- ٥٣ رشوتی که گرفته است از نزدش براشی استرداد میگردد در صورت عدم حضور راشی بخزانه دولت تادیه میشود و مرتشی [تعزیر] . (٢٠٦):ـــ هرگاه رشوت تنها برای وعده کردن و یا نکردن کدام کار گرفته شده بطلان حق بعمل نیامده باشد، رشوت از نزدش استرداد گردیده علاوه [تعزیر] . (٢٠٧):ـــ راشی یعنی رشوت دهنده بهر دو صورت نسبتاً [تعزیر] . (٢٠٨):ـــ هرگاه یک آدم برای محافظه جان و مال و عرض خود و لا محال برای حفظ یک منفعت مشروعه خود برشوت دادن مجبور گردد رشوتی که داده است واپس بخودش اعاده میشود تنها مرتشی جزای میبیند. (٢٠٩):ـــ مامورینیکه اموال دولت را نقداً و یا جنساً بجعل کاری خیانت کنند شخص مذکور را [تعزیر داده شود و مال خیانت کردگی از نزدش استرداد گردیده طرد از ماموریت]. (٢١٠):ـــ مامورینیکه در وقت بیع و شراء اشیا بحساب دولت در معاملات خرید و فروش آن دستبازی نموده خود از ان مستفید گردد [تعزیر] . --- page 57 --- ٥٤ (۲۱۱):— هرگاه یکی از مأمورین دولت حق یک آدم را که از دولت میگیرد تماماً نداده یک قسم آنرا خودش بگیرد [مثل پیسه گرفته ازوی استرداد گردیده بدیحق تسلیم شود علاوه تعزیراً - هرگاه بواسطه شخص دیگر مرتکب این جرم گردد [خود مأمور با مرتکب بجرم تعزیر] . (۲۱۲):— هرگاه یکی از مأمورین دولت اجرت عمله را که برای کار دولت استخدام نموده است کم بدهد و یا هیچ نداده خودش بگیرد پیسه که گرفته است از خودش گرفته عوض اجوره عمله بآنها داده میشود، علاوه [تعزیر] . (۲۱۳):— هرگاه یکی از مأمورین دولت در فرائد و اردات بیت المال نقصان برساند اگر خودش بکیسه خود بریزد از خودش استرداد میگردد و الا بدیگری گذاشته باشد از آنشخص تحصیل و تحویل خزینه بیت المال گردیده بهمه حال مأمور مذکور [تعزیر گردیده از مأموریت طرد میشود] . (۲۱٤):— هرگاه یکی از مأمورین دولت برای تمتع و استفاده خود سراً و یا علناً بالذات و یا علی طریق المشارکه در خریداری بعضی اسبابهائی که بوزارت و یا اداره اولانعم بوده از طرف --- page 58 --- ۵۵ دولت در آنمخصوص امرداده شده باشد، و یا در خرید بعضی اشیائیکه بحساب دولت خریده میشوند، و یا در فروش چیزہائے کہ از طرف دولت برای او سپرده میشود شرکت ورزیده بود [از مأموریت طرد و تعزیر] . (۲۱۵) :۔ اگر در خرید و فروخت این اموال اجرت و ساطت میگیرد [از مأموریت طرد] . (۲۱۶) :۔ مأمورینے کہ برای خودیا برای دیگران پیسه سرکاری را برداشت مینمایند [از مأموریت طرد و تعزیر] . (۲۱۷) :۔ مداخله کردن مأمور بصورت جبر و تحکم در حق مدعی یا مدعی علیه بنا بر یکغرض و حمایه در حضور محاکم شرعیه عدلیه و اداره [طرد]. (۲۱۸) :۔ اگر در نتیجه جبر و تحکم از محکمه بناحق یک حکم صادر گردد [مأمور مداخله کننده و حکم کننده تعزیر] . (۲۱۹) :۔ قاضی ہائے محکمہ ہا و اعضای مجلس ہاے مشورہ علاوہ بر امضا نکردن بر مداخله که حسب را بوقوع آمده استنا متیاً که احوال آنرا نیز بدولت اطلاع و اخبار نماینت و الا اگر در یکی ازین دو امر فروگذاشت نموده بودند [عزل از مأموریت] (۲۲۰) :۔ رئیسہای مجلس و یا قاضی ہاے محکم ہائی معاملہ را از روی --- page 59 --- ٥٦ جبر و التماس مخالف شرع اجرا کرده باشند رؤسا و اعضای آن نسبتاً [تعزیر و طرد از مأموریت] . (۲۲۱) :--- اگر یک مأمور برای اجرا نگردیدن یکی از اوامر نظامات دولت و یا برای تحصیل نشدن اموال دولت صرف نفوذ بنماید [تعزیر] . (۲۲۲) :--- هر گاه کدام وزیر و یا نائب الحکومه و یا حاکم اعلی و یا حاکم و علاقه دار و مستوفی و سر رشته دار و قاضی و مأمور مالیه و مدیران تجارت و زراعت و گمرک در داخل منطقۀ مأموریت خود تجارت خرید و فروخت ارزاق را در دست خود گرفته بالذات اجرا نماید چنین اشخاص، تجارت خواه علنی باشد یا سری [از مأموریت طرد میشود و فقط در جائی که هست اگر از خود املاک و اراضی داشته باشد تجارت محصولات زمینهای خودش ازین قاعده مستثنی است] . (۲۲۳) :--- هر گاه مأموریکه بلا عذر معقول فرمانها و امرنامه هائیکه دولت نشر نموده باشد نشر ننماید [طرد از ماموریت] . (۲۲۴) :--- هر گاه یک مأمور بلا سبب مقبول در ایفای وظیفۀ خود غفلت و اهمال ورزد و یا امری را که از طرف آمرش --- page 60 --- موافق به احکام شرعیه وسیاسته داده شده باشد اجرا نماید اگر ازین عدم اجرا برای دولت یک ضرر برسد نظر بدرجه ضرر بعد از استرداد تاوان شرعی [تعزیر]. و هرگاه ازان به سیاست دولت یک ضرر برسد، نیز [تعزیر] . و اگر از ان برای یکی از رعایا یک ضرر مالی رسید، علاوه بر [تعزیر] تاوان همان ضرر از وی نیز گرفته می شود . (۴۲۵) :-- مأمورین ماتحت هرگاه علاوه بر اختیارات خود بوظایف آمران شان جرأت ورزند و ازین خلاف ورزی آنها چیزی ضرر نرسد [تعزیر] . و اگر برای دولت یک ضرری برسد نظر بدرجه ضرر بعد از تاوان [تعزیر] . و اگر به سیاست دولت ضرر برسد نظر بمراتب غدر نسبتا [تعزیر] . و اگر از ان برای یکی از رعایا ضرر برسد علاوه بر تاوان مال نظر بمراتب جرم نسبتاً [تعزیر] . --- page 61 --- ۵۸ (۲۲۶) :— هرگاه یکی از مامورین برای اعتراف کنانیدن جرم بر یک شخص مظنون یا متهم با ذیت و شکنجه او امر نماید و یا خود بالذات اجرا نماید [ از ماموریت برای همیشه طرد و استرداد رتبه و نشان و تعزیر ] . اگر آدم شکنجه شده از صدمه شکنجه وفات یا بد کسيکه شکنجهء او را امر داده است جزای قاتل را که دیت بر عاقله اوست مي بيند بشرطيكه مامور مجبور ثابت شود، و اگر مجبور نباشد [دیت بر عاقله شکنجه کننده که مامور است میشود ] . (۲۲۷) :— هرگاه یکی از مامورین در حق یک محبوس از طرز مجازاتیکه شرعی و سیاستی تعیین نموده است بالاتر و سنگین تر انرا اجرا نماید و یا اجرای انرا بدیگری بفرماید [تعزیر ] . (۲۲۸) :— هرگاه یک مامور مخالف طرزی که انرا شرعیت نشان داده است بخانه یکی از رعایا بدون اذن صاحب خانه داخل شود [تعزیر] . اگر هم در خانه داخل شود و هم بخواهش خود باجرای جستجو و تفتیش قیام واقدام نماید نسبتاً [تعزیر ] . (۲۲۹) :— هرگاه یکی از مامورین مال و ملک یکی از رعایا را جبراً اشترا و یا به ادعایی بیعنی ضبط کند و یا بفروشد ، مال و ملکی که --- page 62 --- ۵۹ گرفته شده دوباره بصاحبش عیناً در صورت وجود مال و یا بدلاً در صورت اتلاف اعاده میشود، خود مامور طرد و تعزیر] . (۲۳۰):- اگر یکی از مأمورین دولت از رعایا زیاده از محاصل دولت یک چیزی اضافه ستانی نموده آنرا در کیسه خود بریزد علاوه بر استرداد مقداری که گرفته است تعزیر] . (۲۳۱):- اموالیکه در یکی از گمرکها محصول شده و از آنجا بجای دیگر نقل شود و مدیر گمرک دیگر جای دوباره محصول بگیرد همان مدیر گمرک [تعزیر] . (۲۳۲):- هرگاه مأمورین گمرک مال تجارتی را ملاحظه و محصول نکرده سند داده بود ثابت گردید همان مامور گمرک و تاجر [تعزیر] . (۲۳۳):- هرگاه یکی مأمور و یک رئیس و سرکرده اهالی غیر از خدمتهائی که بموجب کدام نظامنامه و یا فرمان پادشاهی شرعاً امر شده باشد رعایا را بیگار گرفت از آنها کار بگیرد حق اجرت عمله بیگار از وی گرفته به عمله داده میشود و [تعزیر] . --- page 63 --- ۶۰ (۲۳۴): - هرگاه از مأمورین دولت دیا آدمهای شاری یا منصبداران و سپاهیان نظامی و کوتوالی در خانه رعایا و اهالی فروکش گردیده بی رضا و جبرأ طعام بخورند و یا برای اسپهای خود جو و کاه وغیره بگیرند قیمت اشیائیکه گرفته و خورده اند استرداد گردیده بصاحبانش داده میشود علاوه تعزیرماً. اگر أردوی نظامی در اثنای کوچ از یکجای دیگر جای بحرکت چنین حرکت کرد، قیمت چیزهای که گرفته شده باشد بقسم تاوان از منصبدار فوج که با ایشان درین جرم شریک بوده گرفته میشود و خود منصبدار در دیوان حرب تحت محاکمه میآید و سپاهیان نیز اگر بی اجازه منصبدار مرتکب گردیده باشند قرار فوق محکوم به [تعزیر] میشوند. (۲۳۵):- کسانی که یکی از مأمورین و یا از سپاهیان و منصبداران نظامی و کوتوالی و پولیس را در اثنای ایفای وظیفه یا بخاطر وظیفه شان که ایفا مینمایند ضرب و جرح و یا اینکه جبر و تشدد نمایند و یا سلاح بکشند علاوه بر جزای مستلزم ضرب و جرح [تعزیر] . (۲۳۶):- هرگاه از پیش سپاهی یا منصبدار نظامی و پولیس که بر خطئه --- page 64 --- ۶۱ یکے ہوتنامع باشند بسبب غفلت بے پروائی محبوس بگریزد نظر بر درہائے حال بہ غفلت شان نسبتاً [تعزیر] ۔ واگر محبوس مذکور را قصداً بگریزانند ، ہر گاہ محبوس بقیل محکوم شدہ باشد [تعزیر] ۔ دہر گاہ محبوس ہنوز محکوم علیہ نگردیده باشد و دربارهٔ او حکم محکما نیا نشده باشد و قصداً او را بگریزانند نسبتاً [تعزیر] ۔ (۳۳۷) ــــ از طرف مامورین دولت مُہرے کہ براے حفظ بعضی اشیار و یا اوراق و یا کدام محل وضع شده باشد هرگاه آن مُهر از سبب غفلت و سہل انگاری کسیکہ به محافظهٔ آن ماموراست شکسته شود مامورے کہ غفلت نموده است [تعزیر] ۔ اگر مُهر را خود ہمَان ماموریکہ بہ محافظهٔ آن گماشته شده باشد بدون ماذونیت بشکند [تعزیر] ۔ علاوہ بر شکسته شدن مهر هرگاه بعضی اشیاء و اوراق ہم دزدی شده باشد اگر مطابق (فتاوائے امانیہ) بالائے سارق حد لازم نشود [تعزیر] ۔ (۳۳۸) ــــ مامورینے کہ اوراق رسمیهٔ دولت را سرقتاً محو و افنا --- page 65 --- ٦٢ نماید [تعزیر] . (٢٣٩) :— هرگاه مأمور پوسته خطوط رسمی و خصوصی که بپوسته خانه سپرده میشوند آنرا بکشاید و یا در کشادن آن مساهله نماید [تعزیر] (٢٤٠) :— هرگاه یکی از مأمورین خواه در میان سطر های اعلام و فیصله آرا ء و سندات و سائر سجلات و دفاتر که در اثنای ایفای وظیفه خود بنویسند یا بتغیر خط و خاتم و امضا و یا در صورت نوشتن اسم شخص بعوض شخص دیگر تحریفات نموده اینگونه ساخته کاری نمایند [تعزیر] . (٢٤١) :— هرگاه یک مأمور در اثنای ایفای وظیفه خود در وقت نوشتن اوراق رسمیه که تنظیم میکند یک چیز را که یک آدم نگفته است بقسم گفته گی او و چیز را که گفته باشد برعکس آن نوشته بدینصورت ساخته کاری نماید [تعزیر] . (٢٤٢) :— رئیس های مجلس و قاضی های محکمه که اوراق ساخته گی و قاعده های فوق الذکر را دانسته در موقع اجرا بگذرانند [تعزیر] . (٢٤٣) :— اگر یک مأمور مرتکب جرمهائیکه در فصل اول باب اول تصریح شده، گردد راجع بمأموریت او ملاحظه شود اگرچه در این فصل --- page 66 --- ۶۳ فصل دوّم باب اوّل نیامده باشد محاکم شورای دولت و مجالس مشوره مجرم را عیناً بر طبق معاملاتی که در فصل اوّل باب اوّل ذکر شده محکوم به [تعزیر] کرده میتوانند. --- page 67 --- ٦٤ باب دوم فصل اول (الف) (٢٤٤):— کسیكه نشانی را که از طرف حکومت برای او داده نشده باشد بیاویزد یا البسه رسمیه بالاتر از رتبه خود را بپوشد یا در حالیکه هیچ رتبه نداشته باشد لباس رسمی در بر کند چونكه استعمال آن بدون اشخاص مجاز شده گی برای دیگری اجازه نیست [تعزیر]. (٢٤٥):— كسانيكه باداره های گمرك بيان نامه های چك های ساخته گی و محرف وخلاف حقیقت را ابراز نمایند [تعزیر]. (٢٤٦):— اگر شخصی شخصی را ضرب و جرح نماید و جرح و ضرب مذکور سبب از کار پس ماندن او نگردد بمطابق احکام (فتاوای امانیه) دیت و یا قصاص لازم نشود، بعد از ارش و تاوان حسب جرح [تعزیر]. (٢٤٧):— كسیكه محض بغرض تهدید و تخویف سلاح بكشد [تعزیر]. --- page 68 --- ۶۵ (۲۴۸):- کسیکه متهم بفجور باشد اگر یک امرد را به اکراه بگریزاند و یا بنخدعه و فریب ببرد [تعزیر] . اگر یک شخص مستور الحال باکراه و یا بصورت خدعه بگریزاند بهمه حال نسبتاً [تعزیر] . امرد در صورت رضا بمجازاتی که گریزاننده محکوم شده محکوم میشود. و اگر یک طفل را بگریزاند که مظنه بد فعلی نباشد خاص گریزاننده [تعزیر] . (۲۴۹):- هرگاه بدون ذم و قدح یکی برخلاف دیگری بیک اشاره مخصوصه اجرایی حقارت نماید، حقارت کننده [تعزیر] . (۲۵۰):- کسیکه آلات و ادوات زراعت و صناعت مشروعه دیگری را بشکند و یا خراب بکند بعد از تاوان شرعی [تعزیر] . (۲۵۱):- کسیکه نهالستانها و کشت زارهای را که هنوز بکمال نرسید باشد قطع و تلف نماید و یا بمقصد تخریب در ان حیوانات را بکشاید بعد از تاوان شرعی [تعزیر] . * * * --- page 69 --- ۶۶ فصل اول ( ب ) (٢۵٢) :- کسانیکه مبدا اشاعه و نشر خبر های خلاف واقع متعلق سیاست داخلی مملکت شوند [تعزیر] (٢۵٣) :- اشخاصیکه چیزیرا حکومت اعلان نکرده باشد بحکومت نسبت داده در بین اهالی نشر و شایع کنند [تعزیر] (٢۵٤) :- کسانیکه عنداللزوم بوزارتها و دوائر دولت جلب میشوند اگر قریه دار و یا رئیس محلی و دیگر مأمور تصدیق حاضر نبودن و بیمار شخص جلب شده را بنمایند و کذب ظاهر شود مصدق کاذب [تعزیر] (٢۵۵) :- اطبّا و جرّاحان و عطاران و قابله ها اگر اسرار شخصیه را که باقتضای صنعت شان بآنها سپرده میشوند در غیر احوالیکه قانوناً به اخبار آن مجبور اند افشا نمایند [تعزیر] (٢۵٦) :- اشخاص متخاصمین که بمحاکم عدلیه یا اداره های دولت در اثنای --- page 70 --- ۶٧ محاکمه و تحقیقات باهم مشاتمه کنند از محاکم عدلیه بموجب امر قضاته در کوتوالی محلی و دیگر دوائر دولت از طرف امرهمان دارۀ که اختیار اجرای تعزیر را داشته باشد در بارۀ اشخاص شاتمین (تعزیر) اجرا میشود . (٢٥٧) :— سرقت اموالیکه نصاب شرعی را که مراد از صفت قرآن است پوره نکند (تعزیر) . (٢٥٨) :— کرایه کش ها و کسانیکه بجد یعت اخذ بیعانه میکنند و از عهدۀ انجام عمل برآمده نمیتوانند بعد از استرداد وجه بیعانه [تعزیر]. (٢٥٩) :— کسیکه خندق و جرها ئیکه بر دورا دور اراضی یک شخص دیگر کنده شده باشد پر و خاکریز نماید و یا احاطه هائیکه از تپه ها و خار و خس بر اطراف کشت زار کشیده شد ویران کند بعد از تاوان [تعزیر] . (٢۶٠) :— در راهها و سرکها خاکروبه ها و گندگیها و سائر چیزهائیکه موجب بدبوئی و تعفن باشند انداختن و به بی پروائی بالای کسی خاک جاروب و چرکاب ریختن و در سرکها حسب اللزوم بعضی چقوریها کند شبانه بر بالآ آن فانوس نگذاشتن [تعزیر] . (٢۶١) :— در داخل شهر و دهات در جائیکه احتمال ضرر باشد بطاقی انداختن --- page 71 --- ۶۸ ممنوع است فاعل آن [تعزیر] . (۲۶۲) :— در داخل شهرها بلا لزوم تفنگ زدن ممنوع است فاعل آن [تعزیر] . مراد از تفنگ زدن در شهر فقط همان مناطق شهر از ان مطلوبت که از طرف قوماندانها کوتوالی محلی محدود کرده میشود . (۲۶۳) :— در جائیکه مردمان جمع باشند بسیکه توهم ضرر باهالی دارد اسپ دوانیدن ممنوع است فاعل آن [تعزیر] . (۲۶۴) :— کسیکه از گرفتن سکه دولت بقیمت معینش انکار و استنکاف ورزد [تعزیر] . (۲۶۵) :— قصد ابخانه و یا حویلی یک شخص دیگر خاک و سنگ و ناپاکی انداختن و یا بجائیکه داخل شدن دران ممنوع است در امدن و از جائیکه گذشتن از ان ممنوع است گذشتن [تعزیر] . (۲۶۶) :— بدرجه که باعث برهم زدن راحت اهالی گردد بلا موجب غال مغال و شماته کردن [تعزیر] . (۲۶۷) :— اعلاناتیکه بامر حکومت چسپانیده و آویخته شده باشند کندن و پاره کردن [تعزیر] . (۲۶۸) :— کسانیکه کمتر از نرخ معین مروج اشیا خوراکه وغیره را بفروشند --- page 72 --- ۶۹ [تعزیر] (۲۶۹) : کسی که جائی را که برای منافع عمومیه از قسم طرق عامه و میدانها ترک وتخصیص شده باشند خراب و ویران سازد و یا از طول و عرض آن مقداری برای خود بدزد و جائی را که خراب کرده است بخودش تعمیر میشود و جائی را که دزدیده است از وی اخذ و استرداد گردیده بعد [تعزیر] . (۲۷۰) : کسانیکه دیوارهای مساجد وجوامع و مقبره ها و سرکها و دیوارهای عمارت های سرکاری و ابنیه خصوصی را به ذغال و سیاهی و غیره چرک و خط میکنند و یا درخت هائی را که از طرف حکومت در سرکها نشانده شده و یا گلزارهائی را که بر اطراف سرکها طرح شده اند خراب کنند و گلهای آنرا جدا سازند [تعزیر] . (۲۷۱) : کسانیکه هنگام شب چراغهای موتر و گادی و بایسکل را خاموش گذاشته باشند [تعزیر] . (۲۷۲) : در اثنای مرور و عبور غیر پیاده بر سرکها بدست چپ خود نرفته بدست راست بروند [تعزیر] . (۲۷۳) : گفتن الفاظ رکیک و لغو و طعن و استهزا و غیر قذف [تعزیر]. --- page 73 --- ۷۰ (٢٧٤) :— جنگ دادن طیور و حیوانات [ تعزیر ] . (٢٧٥) :— در داخل شهر کبوتر پرانی و کاغذ پرانی و بدون عذر بالای بام بر آمدن که از ان همسایه متضرّر شود [ تعزیر ] (٢٧٦) :— جنگهای خفیف و گفتگوهای بازاری که روزمره واقع میشود در صورتیکه یکی از جانبین بدائرة پولیس عرض کند [ تعزیر] . (٢٧٧) :— آویختن مرغ زنده از پایرا بی فروختن در بازار [تعزیر] . (٢٧٨) :— اسپ را در بازار ایستاده کرده ، وخود جلو آنرا گرفته بر دکانی نشستن چون توهم ضرر غیر دار د ممنوع است بنابران فاعل آن [ تعزیر ] . (٢٧٩) :— بر حیوان یا بر یک عرّاده از مقدار اضافه از طاقتش بار کردن ممنوع است [ تعزیر ] . (٢٨٠) :— استنجا بدست بر سر کهالا با لیانه گشتن [ تعزیر ] . (٢٨١) :— کسانیکه مانند مساجد و تربت و مانند اثار شریفه یا ابنیه و عماراتی را که از تزئینات بلدیه میباشند خراب و رخنه دار نمایند ، و یا درخت ها و نهالها ئیکه در راه ها و سرکها و کوچه ها و یا صحن های مساجد باشند ببرند، بعد از ادای تاوان شرعی مقدار ضرر [ تعزیر ] . --- page 74 --- ٧١ (۲۸۲) :— چلم بردار بازار و قصه خوان و اسپندی و رمال و فالبین مسلمان و اہل ہنود و سادو ہائیکه بدروازه ہای اہالی میگردند موقوف اند اگر بعد ازین کسی مرتکب این فعل فوق گردید [ تعزیر ] . * * * --- page 75 --- ۷۲ فصل دوم (۲۸۳): اگر هنوز رشوت داده و گرفته نشده باشد و تنها در بارۀ اخذ و اعطای آن یک گفتگو و یا مقاولۀ تحریری بعمل آمده و ثابت شود، راشی و مرتشی [ تعزیر ] . (٢٨٤): هرگاه یک مأمور در صورتیکه برایش رشوت تکلیف شود و او آنرا قبول ننماید و متعاقباً بدولت خبر بدهد، خودش علناً از طرف اشرف پادشاهی با یک تحسین نامه تلطیف گردیده و راشی [ تعزیر ] میشود . (٢٨٥): کسیکه برشوت دادن مجبور شود، و رشوت را بمرتشی داده باید در ظرف یکهفته بدولت خبر بدهد ، هرگاه بد لائل متقنعه رشوت را اثبات نمود شخص مذکور از جزاء معاف میشود . (٢٨٦): کسیکه مأمورین دولت را در اثنای ایفای وظیفه شان و یا در یک امری که متعلق خدمت شان باشد ، از کدام سببی برای شکستاندن قدر و ناموس شان تحقیر کند و یا در حق شان حدتِ لسان بطریق فحش نماید و یا خود تخویف نماید [ تعزیر ] . --- page 76 --- ۷۳ اگر این معامله در اثنائیکه یک محکمه و یا یک مجلس مشوره بکار مشغول باشد واقع گردد نسبتاً [ تعزیر ] . (۲۸۷) :— کسانیکه سپاهیان و منصبداران نظامی و کوتوالی و پولیس را در اثنای وظیفۀ شان حقارت کنند [ تعزیر ] . (۲۸۸) :— سندات و اوراق رسمیه اگر از غفلت و سهل انگاری مأمورینیکه بمحافظۀ آن مکلف اند محو و اتلاف گردد غفلت کننده [ تعزیر ] . (۲۸۹) :— مأمورینیکه در مقابل آمرهای خود بی حرمتی و سرکشی نمایند [ تعزیر ] . اگر سرکشی در مقابل یک تنبیهی که متعلق به ایفای وظیفه او بوده بعمل آید علاوتاً [ از مأموریت عزل ] . (۲۹۰) :— مأمورینیکه در حین ایفای امری که آمرهای شان داده باشد سستی و سهل انگاری نشان بدهند الی سه مرتبه [ تعزیر ] . و به نوبت چهارم علاوه بران [ عزل ] . (۲۹۱) :— مأمورینیکه در خارج وظیفه از روی حیثیت مأموریت خود --- page 77 --- ٧٤ حرکت هاى نامناسب نمایند، در نوبت اوّل و دوّم وسوم [ تعزیر ] . و مرتبۀ چهارم [ عزل از مأموریت ] . (٢٩٢) :— مأمورینیکه بترتیب اوراق سوانح عمر خود مکلّفیت دارند به ادخال پسران قابل التّعلیم خودشان که سنین آنها از هشت سال کم و از دوازده سال اضافه نباشد در مکاتب محلّی مکلف اند . در صورتیکه نسبت به تعمیل قاعدۀ هذا مساهلت و تکاسل ورزند، در مرتبۀ اولی و دوّم [ تعزیر ] . و در دفعۀ سوّم از مأموریت [ طرد ] کرده میشوند . خاتمه (٢٩٣) :— اگر کدام واقعه در دوائر حکومت وارد گردیده که حکم آن در نظامنامۀ هذا نبود از روی کتب فقه شریف مطابق مذهب حنفیؒ فیصله کرده صورت آن بشورای دولت ارسال شود ، که تا بعد از تصویب علمای منتحبۀ لوی جرگه داخل نظامنامۀ هذا گردد . --- page 78 --- ٧٥ (٢٩٤) :- در اجرا و تطبیق مواد این نظامنامه وزارة داخلیہ و وزارة عدلیہ و شورای دولت مأمور و مکلف اند . (٣٩٥) :- همچنین در اجرای موادی کہ بجزای اداری تعلق دارد مأمورینیکہ بنظامنامۀ تشکیلات اساسیه در حل و فصل آن موظف اند نیز مکلف میباشند . نقل امضاء علماء مجلس لوحجرگه مواد نظامنامه هذا موافق احکام شرع شریف و مطابق مذهب مهذب حنفی ج و مبنی بر روایات قویه مفتی بها است . المصح مولوی محمد ابراهیم کاموی مشرقی مولوی عبد الحی حبشیری رئیس تمیز بندۀ اله ابوالفتح فضل ربی پجہلوی احقر عبد الخالق الصدیقی مولوی محمد رفیق مولوی گل دست عفی عنہ ادخال و اجرای این نظامنامه را در نظامات دولت امر و اراده فرمودیم و نظامنامه مطبوعۀ سابقہ جزای عمومی متروک و منسوخ است. (مهر امیر حبیب الله خان) --- page 79 --- [BLANK PAGE]