# Niẓāmnāmah-ʼi mālīyah نظامنامۀ ماليه # adl0468 # Kābul?, s.n., between 1920 and 1929] # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- [BLANK PAGE] --- page 2 --- نظامنامه مالیه --- page 3 --- [BLANK PAGE] --- page 4 --- نظامنامه مالیه محال علاقه تعداد طبع (۳۰۰۰) جلد شمار جلدانه ( ) --- page 5 --- [BLANK PAGE] --- page 6 --- - ۳ - بسم الله الرحمن الرحيم ( اطیعوا الله واطيعوا الرسول واولى الامر منكم فان تنازعتم فى شئ فردوه الى الله والرسول ) پس از اظهار محامد خداوند يكتا جل علی و درود بروح مطهر خاتم انبیا صلی الله علیه و آله اجمعين الى يوم الدين ! این نکته نهایت واضح است که مدار جریان معاملات و اساس ترقی هر دولت منحصر برمتانت و جامعیت اصول نظام نا مه ها ی آن د ر وقت حاضره برای طرفین که دولت وملت باشد فایدهٔ --- page 7 --- - ۴ - عظیمه دارد که ملت را بدادش دولت را بگرفتنش می فهماند - و مامور را میداناند که از چه مسئول و بکه مسئول است . بنا بر ملاحظه این فواید برای ترقیات وطن عزیزم افغانستان و آسایش ملت آن از حضور شاهانه ام نظامنامه هذا برای اداره معاملات مالیه ترقیم و طرز دفاتر آن باصول جدیده مقبوله عالم تنظیم و مقرر گردید . برای انضباط مالیه و کارهای متعلقش نظام هذا منظور حضور گردیده امضا شد که مامورین کار و تبعه مالیات وظایف مقدس خود را دانسته تخلف نورزند . مالیه چیزیست که از محصول زمین و سر درختی و اموال غیر منقوله گرفته میشود - --- page 8 --- - ۵ - اموال یا طبیعتا و یا تخصیصا غیر منقوله شمرده میشود - آنچه محصولیکه از اموال غیر منقوله گرفته شود مالیه است . مالیه زکوة است که از عصر ترقی حصر حضرت سیدالمرسلین صلی الله علیه و آله و سلم و خلفای راشدین رضی الله تعالی عنهم برای مجاهدین و حراست وطن از ملت گرفته اخذ و قبض میشود و متصرف آن پادشاه است که بمصرف آن حفاظت ملت و وطن را می‌نماید مالیه جمعی بست تقرریست که تغییر و تبدیل ندارد ریزش مالیه جمعی بجریبی و تخم ریز و پاراب وقلبه بست و اشجاری و پیکال و مرد کار و بست مشخص و تعیین و تخصیص میشود . هر نوع محصولات زمین و غیره که مستمراً --- page 9 --- - ٦ - تقرر داشته فایده و نقصان آن عاید بملت باشد جمع بست گفته میشود ـ جمع بست مقاوله دولت وملت است ـ وشرط اعظم آن رضای جانین است لهذا صورت معاملات واخذ مالیات آن بقرار فقرات ذیل است : ـ فقره اول قریه داران قریجات را لازم است که جز وجریبی زمین مزروعی وقنوات وچشمه سار وقلبه بست و آنچه ریزش مالیه اسامی مالیه‌ده تعلق ملکی آن متعلق به آن باشد کاملا بتفصیل اسم وولد وساکن باداره مالیه قلمداد بدهند و بعد از دادن قلمدادشان خط ازایشان گرفته شود که اگر ثانی بقلمدا دشان چیزی تفاوت ظاهر شد از تاریخی‌که باداره مالیه قلمداد نکرده چشم‌پوشی نموده بودند از مزروعی و باغی فی‌جریب --- page 10 --- - ٧ - بیست روپیه از قریه وچهل روپیه از صا حب قریه واز قنواة وچشمه سار وقلبه ست وغیره یکصد روپیه ازقریه ودوصـد روپیه ازصاحب ملك بطریق جریمه تحویل صندوقخانه نموده رسید آن ببولك مالیه فرستاده شود واز بولك مالیه عوض رسیدبرای سند ادارهٔ مالیه فرستاده شود ودراخیر سال بذریعهٔ بولك مالیه خاص آن از ملا حظهٔ حضور گذرانیده شود فقرهٔ دوم ـ مدیر مالیه جز ویکـه از قریه داران وصاحبان جمع میگیرد ـ جمنع سابق قریه را استاد بـگیرد ـ جزویکه قریه داران میدهند اگر نسبت بگذشته زیادشد بلحاظ قلم اندازی هذه السنه اورا بسته باسامی تکت بدهد ـ زمین نو آباد که قریه دار قلمداد نماید مالیه آن به طبـق یاوان شريك سنجیده بر اصل ما لیه قریه افز ود وبسته شود ـ وقریه دار بسبب خدمت مومی الیه که بدولت --- page 11 --- - ٨ - مقدس خود مینماید يك امتیاز خصوصی داده میشود - از گذشته اضافه جزو و نواباد حضور شاها نه. صرف نظر کرده باز خواست نمیفرمایند - در صورتیکه قریه دار قلمداد نکرد وبذرایع دیگر بادارهٔ مالیه رسید تحقیق و ثبوت شد بقرار مواد. ذیل معمول دارد . مادهٔ ( ١ ) اگر قریه دار واسامی در بین. خود سازش کرده قلمداد نکرده بودند جریمهٔ قریه دار و اسامی بقرار حکم فقرهٔ اول است . مادهٔ ( ٢ ) اگر قریه دار از اسامی مالیه را گرفته بود و بادارهٔ مالیه قلمداد نکرده بود. جریمه اسامی نیز از قریه دار گرفته شود . مادهٔ ( ٣ ) هرگاه اسامی سند قریه دار را نداشته و به قریه دار قلمداد نداده چشم پوشی --- page 12 --- - ۹ - نموده بود جریمهٔ قریه دار از اسامی گرفته شود - بعد از تحقیقات و گرفتن جریمه مالیهٔ آن از سال اول و تشریح نظامنامه گرفته میشود - وظیفهٔ قبله داران است که در ابتدای که مدیر مالیه میرسد جزو اسامی تعلقهٔ خود را الی موعد قسط اول که میزان است سپرد ادارهٔ مالیه نمایند و رسید قلمداد خود را بگیرند هرگاه الی موعد قسط جزو اسامی مالیه ده را بادارهٔ مالیه ندادند - مدیر مالیه سیاههٔ نام نویس قبیله دارا نیکه جزو نداده اند بپولك مالیه بفرستد که بحضور تقدیم شود . فقره سوم - مالیه قریه استاد است که بست آن از روی عمل و اجارهٔ چند ساله سنجیده و چندیکه آن گرفته و تقرر داده بست مقرر گردیده - در اینصورت اگر جزو داده گی --- page 13 --- -۱۰- قبیله داران جمع سابق قریه را پوره نکرده کسر میکرد مدیر مالیه کسر مالیه را بالای مالیه اسامی مالیه ده قریه علی السویه تقسیم نماید . فقرۀ چهارم - قبیله داران که جزو ملك داری رعیتی تعلقه خودها را بادارۀ مالیه سپردند مدیر مالیه را میباید که جزو تعلقه قبیله دارانرا بسر رشتۀ اصول دفتری داخل کتاب جزو املاکات نماید و از روی کتاب مذکور برای هر فرد رعیت تکت مالیه دهی آنرا بکاغذ چهاپی بمهر رسمی بدهد واخیر آنرا بمهر کلکی مختوم نماید که رعیت بداد خود دانسته قبیله داران ازاوشان اضافه ستانی نکنندـ بدون مبلغ داخله تکت قبیله دار از رعیت دیگر چیزی حق ندارد که بگیرد ـ اگر قبیله دار تکت مالیه دهی اسامی را از ادارۀ مالیه گرفته و برای اسامی --- page 14 --- = ١١ = مالیه ده نداده بود و ثبوت شد فی تکت (٢٥) روپیه جریمه از قبیله دار گرفته میشود. فقره پنجم ـ گرفتن مالیه بدو قسط مقرر گردیده که قسط اول بمیزان که فصل ربیع کاملا با تمام میرسد ـ وقسط دوم بدلو که فصلی خریف برداشته میشود ـ هرگاه شخصی وجه مالیه سالیانه ذمه گی خودرا بقسط اول برضا ورغبت بر شاندو از دین بیت المال خودرا فارغ البال بسازد منظور است بلکه اعتبار شخصی او تایکدرجه بنزد حکومت خواهد بود . فقره ششم ـ از اداره مالیه برای قبیله داران کتاب رسید چهاپی د ده شده که قبیله داران ده روز قبل از رسیدن قسط رعایای تعلقه خودهارا برای آما ده کردن وجه قسط اطلاع بد هند بروز اول قسط شروع بوجه تحصیلی مالیه کرده --- page 15 --- - ۱۲ - الی روز اخیر قسط کاملا وجه مالیه قسط مقرره را تحصیل نمایند - و از ادارۀ مالیه برای قبیله داران که کتاب رسید چها پی داده شده هر ورق آن سه پارچه میباشد که یکپارچه را به قسط اول و پارچه دیگر را به قسط دوم رسید بدهند و پارچه سوم که بکتاب باقی میماند صورت گرفت وجه را نوشته کند که در وقت ضرورت بمقام شاهد و دلیل بوده ثبت رسید اسامی باشد -- اگر رعیت بکاغذ سفید رسید گرفته بود و در بین قریه دار و رعیت گفتگوی واقع شد رسید مذکور سند شمرده نمیشود - بدون شاهد و اثبات در صورت ثبوت بقدر داخله تکت جریمه از قریه دار گرفته میشود. فقره هفتم - وقتیکه قریه داران وجه اقساط آنرا --- page 16 --- – ۱۳ – بموعد ان تحصیل کردند کاملا وجه تحصیلی خود را تحویل صندوقخانه در موعد قسط نموده رسید از درك ابوابجمعی خود و اداره مالیه بدون جزو حاصل دارند . فقرۀ هشتم – از اداره مالیه برای قریه داران طومار جزو از اسامی جمع دهی شان همه ساله داده میشود – تا استحضار و دانسته کی قریه دار حاصل باشد که فلان اسامی در جمع من مالیه دهی دارد و جمع قریه داری من اینقدر وجه میشود ومناصفه جمع مذکور كه يك قسط است بداند – وقتيكه قریه دار وجه تحصیلی خود را تحویل نموده و رسید حاصل کرده رسید را باداره مالیه آورد مدیر مالیه وظیفه فرض منصبی خود را بقرار ذیل معمول دارد . --- page 17 --- - ۱۴ - اول ـ مدیر مالیه طومار ابوابجمعی قریه دار را دیده مشخص کند که قسط قریه دار چند میشود و رسید صندوقخانه را موافق بقسط نماید - رسید صندوقخانه را ضبط کرده نقل رسید آنرا بخرج طومار قریه دار نوشته رسید کند. دوم ـ اگر قریه دار وجه قسط ابوابجمعی خود را پوره تحویل صندوقخانه نکرده بود و تمسك حسابی بموجب فقرات نظامنامه نداشت در اینصورت ضرور است که اسامی که وجه قسط مالیه را نداده نشان بدهد و یا وجه دولت را برساند . سوم ـ وقتیکه قریه دار قلمداد کرد که فلانه شخص وجه قسط را نرسانیده محض بگفته او اعتبار نمیشود کتاب رسید چاپی که تمبر پست است و برای قریه دار داده شده فوراً بتمبر اسامی مقابله --- page 18 --- ـ ١٥ ـ شود اگر هر دو پارچۀ رسید چاپی اسامی مطابق تمبر موجود وسفید بود حرف قریه دار قابل اعتبار شمرده بهمراه مذکور ملازمان سرکاری مقرر میشوند که اسامی را حاضر کنند چهارم ـ در حالیکه اسامی مطلوب حاضر شد سبب نرسانیدن مالیه بمواجهه قریه دار پرسیده میشود اگر اسامی بدون رسید قریه دار و یا تمسك حسابی بود و سند از ادارۀ مالیه نداشت از قرار فی تومان پنجر و پیه جریمانه سنجیده بذریعۀ ملازمان سرکاری بمعۀ مالیۀ قسط مذکور حصول و تحویل صندوقخانه شود از وجه مالیه که بذریعۀ ملازمان سرکاری تحصیل شود برای قریه دار قریه داری داده نمیشود ـ هر گاه اسامی بادارۀ مالیه حاضر گردیده و بکاغذ سفید رسید --- page 19 --- - ١٦ - قریه دار را حاضر کرد در صورتیکه قریه دار قبولدار شود بدون اثبات که صحیح است فی تومان پنجروپیه جریمه بمعۀ اصل وجه از قریه دار و پنجرو پیه از اسامی گرفته تحویل صندوقخانه شود به سببیکه خلاف نظامنامه رفتار نموده رسید بکاغذ سفید گرفته و یا قریه دار از گرفتن وجه انکار داشته باشد و رسید را ساخته گی بشمرد رسید مذکور که بکاغذ سفید باشد بدرجه رسید چهاپی اعتبار ندارد باز هم علم آوری زیاد شود هرگاه قریه دار ملامت شود بقرار فقرۀ ششم جریمه گرفته شود واز اسامی جریمۀ آن مطابق فوق است ـ لهذا سه مرتبه تکرارا از قریه دار که چنین فعل بظهور برسد از طرف دولت معزول میشود . --- page 20 --- − ۱۷ − پنجم − چهار مادهٔ فقرهٔ هشتم که ذکر شده اگر مدیر مالیه از سر گذرانیده باز خواست نکرده وجه بیت‌المال را جهة تحصیل تحویل حاکم نکرده معلومدار غرض شخصی و مدعای نفسی او گفته میشود وجه باقی قسط مالیه بمعة جریمهٔ مقرره که از قریه دار واسامی گرفته میشود از خود او گرفته تحویل صندوقخانه شود − و علاوه بر آن به سببیکه ایفای ماموریت خود را نکرده از طرف حکومت برایش سزا داده میشود . فقرهٔ نهم − اگر اسامی وجه قسط اول و جریمه را با وجود محصلی حاکم نرسانید و قسط دوم رسید وجه ذمت و مالیه خود را ادا نکرد جریمه نرسانیدن مالیه قسط دوم سنجیده بحواله داده میشود الی موعد حوت اگر رسانید --- page 21 --- - ۱۸ - دیگر مدارا و رعایت او نمیشود اینطور اشخاص را دولت او باش و بد بده دانسته مدیر مالیه حکمی بذریعه قریه دار وخود مذکور یازمین مذکور را بدیگری گرو داده و یا بالای خود او بفروش رسانیده وجه سرکار را تحصیل نماید که بدیگر سال باقی نماند - اگر شخصی گرو نمیگرفت و یا قطعی نمی خرید بپواک مالیه خبر بدهد . فقرۀ دهم - اگر شخصی ما به ده قبل از برداشتن حاصل مفرور و یا بجنایت گرفتار گردیده حبس شد قریه دار را میباید که زمین مذکور را باقربای او بسپارد و بروز رفع حاصل قریه دار حاضر بوده مال او را سیاه کرده تحویل اقربای او نماید - مالیۀ سرکار را از شخصیکه حاصل --- page 22 --- - ١٩ - تحویل او شد بگیرد - هر گاه شخص مالیه ده بعد از برداشتن حاصل مفرور و یا کرفتار حبس و جنایت کردید چون وجه اقساط بمعۀ جریمه کرفته میشود اگر حصول نشد مطابق حکم فقرۀ (۹) معمول داشته شود در حا لیکه ملك او را کارداران دولت متصرف نشده باشند . فقرۀ یازدهم شخص زمین داریا فرار یا حبس کردید قوم قریب نداشت که زمین مذکور با و سپرده شود هر گاه زمین مذکو ر زراعت شده باشد و دهقان نداشته باشد ملك سپرد دهقان نموده با خبری و هوشداری حاصلات آنرا نماید و بادارۀ ما لیه کیفیت آن را تحریر دارد که در وقت فصل شخصی از ادارۀ مالیه مقرر شود که باتفاق قریه دار رفع حاصلات آنرا --- page 23 --- نموده جنسی آنرا بفروش رسانیده باداره مالیه سیاهه آنرا حاضر دارند ـ هر قدر وجه فروش حاصل که از منجمله آن مالیه زمین مذکور بذریعه قریه دار تحویل خزانه شود باقیمانده وجه آنرا قریه دار بخزانه تحویل کرده رسید امانت گرفته باداره مالیه حاضر دارد که ثبت شود و از اداره مالیه کیفیت آن بيولك مالیه خبر داده شود حینیکه اسامی صاحبش پیدا شد باداره مالیه آمده در خواست نماید ـ مدیر مالیه تصدیق آنرا نموده حواله بيولك مالیه نمائید از بولك مالیه اگر خیانتی نداشت بموجب رسید امانت وجه آن بخزانه حواله داده میشود ـ بسال دیگر زمین مذکور را اجاره بدهد تا مالك زمين بیاید همه ساله وجه مالیه تحویل خزانه باقی آن امانت --- page 24 --- - ۲۱ - بخزانه تحویل شود . فقره دوازدهم ــ برای مزروعات وباغاتیکه آفت سماوی برسد و یا از بی آبی سوخت برسد ــ فورا رعایا وقریه دار باداره مالیه آمده بکاغذ رسمی درخواست نمایند ــ مدیر مالیه بموجب درخواست شان از اداره مالیه ممیز مقرر کند که بالای زمین های آفت رسیده و سوخته رفته علم آوری نمایند وعلم آوری مذکور بسه تفریق باشد ــ اول زمین ها وباغاتیکه کاملا ضرر رسیده باشد ــ دوم اینکه مناصفه را ضرر وباقی آن سالم باشد ــ سوم که قدری ضرر رسیده باشد قریه دار وممیز تعیین وتفریق نموده طومار ممیزی خود را مهر کرده باداره مالیه بسپارند مدیر مالیه بعد از تحقیقات لازمه وظیفه فرض منصبی خود --- page 25 --- - ۲۲ - تصدیق خود و حاکم انولا را کرده حواله ببلك مالیه نماید - بلك ماليه زمين مزروعى و باغى وقنوات وچشمه سار را بموجب مواد معمولدارد : ماده اول درباب زمین مزروعی وغيره كه ضرر رسیده باشد دو صورت دارد - ( يا در فصل ربیع است ) ( يا در خريف ) صورت اول - فصل ربيع سه قسم خواهد بود : قسم اول - اگر کاملا ضرر رسيده بود وجه ماليه آن بقسط دوم سال آينده گرفته شود . قسم دوم - که مناصفه رسيده باشد بقسط اول سال آینده گرفته شود . قسم سوم - كه قدرى ضرر رسیده باشد بقسط دوّم سال مذکور گرفته شود . صورت دوم - درایام وهنگام فصل حریف --- page 26 --- - ٢٣ - اگر ضرر رسيد دو قسم خواهد بود : قسم اول اگر ضرر کامل رسیده باشد مالیه بقسط دوم سال آینده گرفته شود . قسم دوم - اگر مناصفه و یا قدری ضرر رسیده بود بقسط اول سال آینده گرفته شود. مادهٔ دوم - در باب باغی و سردرختی اگر کامل ضرر رسیده باشد بقسط اول سال آینده هرگاه مناصفه ضرر رسیده بود بقسط دوم سال مذکور گرفته شود . - در باب این فقره مدیر مالیه بقرار امر بولك ماليه معمول دارد . چون سرکار ملك را جمع بست نموده و در سالها ئیكه زمین دار کمائی میکند و حاصل زیاد می بردارد بدولت اضافه از مالیه نمیرساند دولت حقدا رد که مالیه خودرا بگیرد - مگر چون دولت و رعیت --- page 27 --- - ٢٤ - يك وجود هستند باقساط رعایت آن کرده شده که در فوق ذکر است . فقره سیز دهم - زمین‌های مزروعی و یا باغ را اگر آب برد ـ و یا قنوات مسدود و خشك و خراب شد از دو حال خالی نخواهد بود ـ اگر بعد از فصل باشد مالیه و تحقیق سبب خرابی کیفیت ممیزی آن بپوك مالیه بحضور ناظر مالیه تقدیم میشود - هر قراریکه از حضور ناظر مالیه حکم شد از بوك مالیه بمدیر مالیه خبر داده میشود بقرار حکم مجری داده شود ـ مگر قریه دار را لازم است که اسامی را باداره مالیه حاضر نماید که موعد آبادی آنرا مشخص کند ـ هر گاه اسامی مذکور صاحب استعداد نبود ممیز مقرر شود که پیمایش مخارج آنرا نماید و طومار آنرا بپوك مالیه --- page 28 --- - ٢٥ - بفرستد بو لك مالیه بقرار اجازه ناظر مالیه چهار یکه پیمایش را سنجیده بعد از منظوری حضور بقرار حجت شرعی وضمانت خط صیغه تقاوی از طرف سرکار وجه بدهد که آباد نماید - حینیکه آباد شد بقرا موعد مقرره قریه دار باداره مالیه اطلاع بدهد که مالیه آن بسته شود - وجه تقاوی در پنجسال با قساط اخیر سال گرفته شود اگر اسامی زمین خود را آباد نمیکرد خط داده وا گذار شود که بدیگری داده - هر گاه ممکن آبادی نداشت بعد از تحقیق خبر . فقره چهار دهم اگر صاحب زمین املاك مزروعی خود را نهال غرس نموده باغ ساخت پنسال اول قریه دار بادارۀ مالیه خبر بدهد که که ممیز مقرر شده علم آوری نماید - تامدت --- page 29 --- -٢٦- پنجسال که اشجار آن مثمره نشده مالیه مزروعی گرفته شود ــ بسال ششم مالیه باغی بسته و گرفته شود مگر مدیر مالیه بهمان تاریخ صورت ممیزی آنرا بذریعه داك محصولی بپولت مالیه ارسال دارد که ملا حظه مامور پو لك مالیه بطریق نشانی شود فقره پانز دهمــ شخصیکه زمین باغی داشته باشد واشجار آنرا بکشد قریه دار را لازم است که بمدیر مالیه خبر بدهد که مالیه مزروعی بسته و گرفته شود و از اداره تحریری بپولت مالیه نیز خبر داده شود فقره شانز دهمــ قیمت زمین های مخروبه از قراری جریب سه روپیه و چمنها فی جریب ده روپیه مقرر شده ــ هر گاه شخصی زمین مخروبه و چمن را آباد کند بیاید باداره مالیه آمده استدعا نماید مدیر مالیه از شقعداران زمین های مخروبه و چمن پرسید --- page 30 --- ۲۷ هر گاه آنها نگرفته خط وا گذاری دادند - بقرار جریب قیمت معین که ذکر شده قیمت کرده وجه آنرا بخزانه تحویل نموده از اداره مالیه سند حاصل دارد مدیر مالیه را لازم است که بقرار وجه تحویل کرده گی اسامی برایش سند جریبی بحدود معین بدهد و از اسامی خریدار قرارداد موعد آبادی آنرا بگیرد و بپلك مالیه خبر بدهد بسالیکه بذرافشان نمود قریه دار را لازم است که بادره مالیه اخبار کند و مدیر مالیه جریب کش مقرر نماید هر قدر زمین را که بدر نموده بود بقرار مالیه بلوان شريك قریه مذکور سنجيده بسال اول چهاریکه بسال دوم مناصفه بسال سوم سه حصه بسال چهارم کامل مالیه بلوان شريك كرفته شود و بپولك مالیه نیز اطلاع داده شود. فقره هفدهم - اسامی که سابق بلحاظ --- page 31 --- - ۲۸ - تکلیفات خود را قطعه برات کرده بودند حال تکالیف بمراحم ملوکانه موقوف شده قطعه برات بودن موقوف است اشخاصیکه قطعه برات بودند کاملا بجمع قریه داران قریه بسته شوند - هرگاه شخصی بقطعه برات دادن راضی باشد چون معاملات دولت طوالت وتخواه مأمورین تنخواه - ور ضایع میشود . بمالیه سابقه خود فی روپیه ده پیسه قبولدار شود و بدولت برساند و قطعه برات باشد منظور است فقرة هيجدهم - قریه استاد است و برای هر قریه یك قریه دار لازم است مدیر مالیه سعی و دقت کند که در يك قريه يك شخص قريه دار مقرر باشد - اگر ناشد بود دوقریه داربيك - قريه منظور است - هر گاه شخصی قریه دار سه قریه نباشد جمع قریجات هر كدام على حده علی حده بسته --- page 32 --- میشود مکر بشرطیکه کامل قریه‌دار قریه باشد. فقره نوز دهم - مقرری قریه دار با نتخاب رعیت است که درسه سال مقرر میشود - لیکن رعیت باید قریه‌دار شخصی را انتخاب کنند که صا حب هستی و جایدا‌د و ظاهر ش بصلا ح دینی ودینوی آراسته باشد - درموعد انتخاب که طومار رسمی کر فت تاجنا یت وقبا حت و خیا نت ازنا مبر ده بظهو ر نرسد معز و ل نمیشود - هر گاه این افعال ازنا مبرده بظهور رسید موقوف وطرد گردیده دیگر ملا‌ز‌مت او بدولت و قریه داری آن برعیت مقبول ومنظور نمیشود فقره بیستم - انتخاب قریه‌دار برضای رعیت است درصورتیکه قریه‌دار فرار و یامال دولت را ازدرك مالیه تلف نماید چون رعیت کفیل است. --- page 33 --- دوات بجایداد قریه دار تعلق نداشته وجه خود را بقرار ریزش مالیه از اسامی مالیه ده آن میگیرد اختیار جایداد قریه دار برعیت است . فقره بیست و یکم ـ شخصی که بعد از گرفتن تکت رسمی مالیه اگر زمین خود را به بیع قطعی و یا جائزی بفروش برساند ضمانت وجه از اسامی فروشنده گرفته ومامورین بقرار مواد ذیل معمولدارند : ـ ماده اول ـ اهالی محکمه که قباله را نوشته میکنند ضرور است زمین ها ئیکه متعلق بجریب است اعلی واوسط وادنی ـ هر گاه متعلق بجریب نباشد معدود مروج آنرا قید نماید ـ وتصدیق قریه دار قریه درذوالیدی آن و ملکیت فروشنده شرطاست . --- page 34 --- - ۳۱ - ماده دوم ـ اسامی فروشنده که قباله را باداره مالیه جهة تصدیق مهر قریه دار حاضر میکند مدیر مالیه را میباید که تکت اسامی فروشنده را دیده مهر قریه دار قریه را بنام ملکیش و معدود و فروش داخل قباله را معدود تکت تطبیق نماید ـ اگر زمین مندرجه تکت را کاملا بفروش رسانیده بود و یا چیزی را بفروش رسانیده و باقی آن مانده باشد خیر والا اضافه از معدود داخله تکت بود زیاده را بکتاب جزو بسته نموده مطابق فقره (۲) باز خواست نماید زیرا که قلم اندازی ثابت میشود . ماده سوم ـ در صورت فروش قطعی و یا جائزی قباله بکتاب جزو املاكات بخانه کیفیت خاص معدوده واسم خریدار محاذی سطر فرشنده درج شود . --- page 35 --- - ٣٢ - ما ده چها رم - قباله بیع جائزی که بسال اول بخانه کیفیت کتاب جزو املاکات داخل شد بسال دیگر بکتاب جزو املاکات بخانه ملاحظات نوشته میشود تا بسالیکه گرواست همچنان حینکه بایع زمین خود را خلاص کرد لازم است که قباله را نزد مدیر مالیه حاضر دارد که فسخ آنرا بخانه کیفیت نوشته مهر خود را باطل نماید و مشتری نیز بکتاب جزو امضا نماید - در بیع جائزی تکت صاحب زمین اگر کاملا گرو کرده با شد ضبط هر گاه چیزیرا گرو داده باشد کم نمیشود - نوشته کتاب جزو کافیست گروی دار همه ساله مالیه را بنام صاحب زمین بملك بمعرفت خود برساند . ماده پنجم - مذباب فروش قطعی اولا اگر شخصی زمین خود را کاملا بفروش رسانید داخل --- page 36 --- - ۳۳ - کتاب جزو املاکات تاریخ فروش واسم خریدار قیدو تکت فروشنده ضبط شود و اسامی خریدار اگر بقریه مذکور زمین داشته باشد تاریخ و اسم فروشنده نوشته به تکت سابق آن مالیه افزوده شود ـ هرگاه سابق بقریه مذکور زمین داری نداشت در سال اول کیفیت خرید آنرا مدیر مالیه بعد از ثبت کتاب جزو در عقب تکت نوشته بخرید ار تسلیم نماید و بسال آینده تکت مذکور را ضبط نموده باسم خود خریدار تکت بدهد ـ ثانیا در صورتیکه شخص فروشنده از منجمله زمین خود چیزیرا بفروش برساند و چیزی برای خودش باقی بماند بعد از مندرجه کتاب جزو مالیه زمین محدود که بفروش رسانیده از تکت فرو شنده وضع شود ـ در حالیکه خریدار تکت وزمین بقریهٔ مذکور داشته باشد به تکت مذکور معدود مالیه افزوده شود ـ اگر زمین ومالیه دهی بقریه --- page 37 --- ـ ۳۴ ـ مذکور بجمع قریه دار فرو شده نداشت بسال اینده بتعداد نمبر آخرا و ابجمعی قریه دار تکت جدید برایش داده شود ـ مکر همانروز زمین از تکت فروشنده وضع شود .الیه هما نسال را بنام بایع برساند ـ بسال دیگر که تکت مالیه دهی خودرا گرفت باسم خود برساند . مادۀ ششم ـ مالیه وابسته تصرفی فصل است اگر بایع زمین خود را بعد از فصول بفر و ش رسانید مالیۀ دولت ازخود او هر گاه قبل ازفصول بفروش رسانید از مشتری گرفته میشود ـ مدیر مالیه را لازم است که در وقت فروش بین الفصلین خط مقاولۀ رسانیدن مالیه را بقرار قبولی از نزد بایع و مشتری گرفته قباله را مهر کند که جای گفتگو بروز دیگر باقی نماند . فقرۀ بیست و دوم ـ مدیر مالیه ازروی کتاب --- page 38 --- - ٣٥ - جزو املاکات جمیع قریه داران خاص داخل حساب خصوصی نماید و سندات قریه داران هر روزیکه برایش میرسد بروز نامچه تحصیلات مجری نموده سند را ضبط کرده بطومار خرج قریه داری قریه دار مذکور رسانده مهر نماید و در اخیر هر قسط یک حساب عمومی بسازد و نقل آنرا بپونک مالیه بفرستد که بذریعه پونک مالیه بحضور ناظر مالیه تقدیم میشود و در حینیکه مفتش مقرر میشود اساس علم آوری آن باشد. فقره بیست و سوم - قریه داری قریه داران بقرار مقرری سابق از وجه حصولی قسط دوم بحسابشان مجری داده شود از وجهی که داخل جریمه آمده باشد با وجود حصولی قریه داری داده نشود. فقره بیست و چهارم - تنخواه مقرری مدیر مالیه و مامورین اداره مالیه بمو - مدیرات --- page 39 --- - ٣٦ - نظارت مالیه بدو قسط از صندوقخانه داده میشود بلحاظیکه در ملك بلفظ تنخواه برداشت نکنند هرگاه کرده بودند و بظهور رسيد يك بريكنيم گرفته میشود . فقره بیست و پنجم ـ در سنوات سابق که مالیه جنسی گرفته میشد حواله آن بجایداد کدام داده میشد از رسانیدن کدام وانواع حواله و خریداری متعدد کار داران ملت بعذاب وبدولت فائده هم نمیرسید و باقی مانده حواله كدامها بقیمت گران تسعیر و ازملت شدت گرفته میشد ـ ذات شاهانه از روی رعیت پروری و عدالت گستری دفع این صعوبت را به نقد داده بجهة آسایش ملت صورت اخذ مالیه را نقد و رسانیدن آنرا اقساط مقرر فرمودند ـ وازروی ضعفي تسعير اجناس محال ( ) بقرار --- page 40 --- - ۳۷ - ( تسعیر نامهٔ مستقل سه ساله ) جدول نرخ اجناس اسم جنس | فی | مقدار | از مقداری | نقد پیسه | روپیه --- page 41 --- - ٣٨ - جدول صفحه ۳۷ منظور فرمودند که ملت بداد خود دانسته باقساط مقرره بدون صعوبت مالیه خودرا بدولت برسانند - و رعیت از رسانیدن کدام و حواله داران فارغ البال باشند . فقره بیست و ششم - تسعیر مستقل مندرجه نظامنامه هذا از ابتدای سنه ۱۲۹۹ الی سنه ۱۳۰۱ شمسی که سه سال میشود منظور است . بعد از انقضای سه سال تجویز علیحده میشود انشاء الله تعالی بسببیکه نقصان رعیت و دولت نشود و در آنوقت نظامنامه مالیه عند الضرورة ترمیم خواهد شد . فقره بیست و هفتم - از طرف دولت بملاحظه خیر ملت مالیه جنسی نقد مقرر گردید در صورت محاربه اجنبی اگر جنس بکار دولت شود بوقت فصل بقرار مالیه دهی اسامی جنس --- page 42 --- - ۳۹ - مطلوب خود را جنس گرفته میتواند ـ و قیمت جنس مذکور بقراریکه تسعیر شده مجری میدهد ـ معاملات دفاتر و محاسبات رعیت به نقد است بدون ضرورت محاربه دولت بموعد سه سال جنس نمیگیرد ـ و کار آمد خود را به نرخ روز و خوش رضای رعیت بدون اجبار خریداری میکند . فقره بیست و هشتم ـ رباطها ئیکه در عرض راه ساخته شده بلحاظ آسوده حالی باشندگان قریه جات وعابرین ملت است در باب مرمت کاری کار رباطهای متعلق محا لات بقرار وند و تقسیم بدون مصالح و بناخاص مرد کار آن بعهده رعیت است و برف پاکی رباطهای مذکور را بقرار سابق رعیت نماید که خراب ویر هم نشود فقره بیست و نهم ـ تقسیم آب بخشی رعیتی تعلق بمدیر مالیه دارد که بقرار قاعده --- page 43 --- - ۴۰ - حسابی و گذشته تقسیم آب بخشی را نماید مصارف دهنه های آب خوره و کندن جوی و آبخوره و ساختن پلهای آبخوره بعهده رعیت است مدیر مالیه را لازم است که بقرار حقابه برای رعیت آب بدهد ـ هرگاه بدون حقابه برای شخصی مدیر مالیه آب داده بود و یا دیگری رقعه داده بود و بظهور رسید باز خواست شدید کرده میشود . فقره سی ام ـ اشخاصیکه گفتگوی مالیه دهی و یا دعوی آب بخشی داشته باشند و نزاع شان بخصوص آب و مالیه ضرر بعنوان شریکی باشد عرض و دادشان متعلق باداره مالیه است که مدیر مالیه تحقیق فقره منازعه شانرا نموده بقرار حسابی فیصله نماید ـ هرگاه بمحال تصفیه نشد صورت تحقیق خود را روانه دارد که ببولك مالیه علم آورده حقداری شود ـ اگر ببولك و نظارت مالیه فیصله --- page 44 --- - ۴۱ - آن بحسابی نشد و ممکن نبود از نظارت مالیه تحقیقات مدعی و مدعی علیه بنظارت عدلیه فرستاده شود بعد از فیصله بيولك مالیه و از بولك مالیه باداره مالیه خبر داده شود . فقره سی و یکم - برای گفتگوی حسابی وحقه داری مالیه و آب بخشی وضرر پلوان شریکی شخصی که باداره مالیه خواسته میشود اولاً مدعی کوایف خودرا بذریعه عریضه رسمی از مدیر مالیه درخواست نماید - ثانیاً مدیر مالیه اگر مدعی علیه را لازم خواستن میدانست بدست مدعی جلب نامه بدهد - مدعی جلب نامه را برده بقریه دار قریه مدعی علیه نشانداده قریه دار قریه اسامی را واقف نموده قریه دار قریه بجلب نامه از واقفیت آن تصدیق نماید - اگر مدعی علیه حاضر نشد و مدعی بمدیر مالیه عارض کردید مدیر بعد از ملاحظه --- page 45 --- - ۴۲ - جلب نامه بذریعه احضار نامه مدعی علیه را بواسطه محصل بخواهد - در اینصورت که مدعی علیه باثر احضار نامه و محصل حاضر گردید ده روپیه جریمه از نامبرده گرفته تحویل خزانه شود و رابوت آن بپولک مالیه فرستاده شود - لیکن جریمه تحویل خزانه بواسطه مجرم میشود. فقره سی و دوم - مدیر مالیه که جلب نامه و احضار نامه رسمی اسمی مدعی علیه که میدهد ثبت آن بکتاب سر کاری باشد اگر بدون ثبت کتاب ظاهر شد بهر قطعه آن ده روپیه جریمه از مدیر مالیه گرفته میشود. فقره سی و سوم - اسامی مدعی و مدعی علیه که باداره مالیه گفتگو مینمایند اگر منازعه شان سهل بود حاجت بصورت حال ندارد - هر گاه منازعه شان صعب و تحقیق زیاد بعمل آورده میشد. --- page 46 --- - ۴۳ - عریضه مدعی را استاد گرفته سؤال و جواب مدعی و مدعی علیه را بـکاغذ نوشته کند ـ حاضرین اداره که عبارت از نفری غیر اداره باشد در صورتیکه مدعی و مدعی علیه مهر و امضا نداشته باشند از اقرارشان تصدیق نماید ـ مدیر مالیه بعد از سؤال و جواب مدعی و مدعی علیه بقرار حسابی فیصله نماید ـ هرگاه فیصله باداره مالیه نشد بقرار حکم فقره (۳۰) معمولدارد . فقره سی و چهارم ـ جمع انواع تکالیف از حضور کاملا موقوف کردید احدیرا اجازه نیست که بالای رعیت چیزی حواله کند ـ هرگاه کار داران و یا قریه داران چیزی تکالیف بالای رعیت حوالـه کـرد رعیت اولا بمدیر مالیـه ـ ثانیا بحاکم ثالثا بحاکم بالا دست آن خبر بدهد حاکم بالا دست منع نماید هرگاه منع نشد باز ـ --- page 47 --- - ۴۴ - خواست کند ـ وعلاوه بر آن هر گاه بحضور رسید باز خواست او نشده بود از شخصیکه باز خواست نکرده باز خواست میشود . فقره سی و پنجم ـ شفعۀ داری زمین خواه بلحاظ باقی دولت و یا داد و طلب رعیت باشد موقوف است مگر در جائیکه ذات شاهانه لازم بدانند بموجب فرمان رسمی اداره مالیه و یا حاکم امر نمایند ـ بدون فرمان دیگریرا اجازه نیست که حکم شفعداری نماید . فقره سی و ششم ـ مدیر مالیه با دارهٔ مالیه که حساب قریه داران و صاحبان جمع را بقرار قواعد اصول دفتری میسازد در اخیر سال حسابات اداره مالیه را تمام نموده بمعة سندات خود ببولك مالیه روانه نماید که سنجیده شود و همه ساله سند فیصله حساب مدیریت خود را حاصل نماید ـ --- page 48 --- - ٤٥ - در حینیکه حساب مدیر مالیه بيولك مالیه برسد يولك دار مالیه الى يکماه فیصلۀ حساب آنرا نماید فقرۀ سی و هفتم ـ اشخاصیکه وجه مالیه را بموعد قسط نرسانیدند مدیر مالیه بموجب حکم نظامنامه جریمۀ انرا سنجيده بدمۀ باقى مالیه آن ضم نموده سياهۀ جزوار ساخته تحویل حاکم محال نماید و نقل آنرا بکتاب عیناً رسید بگیرد صورت خلص حواله را که جهۀ تحصیل تحویل حاكم مینماید بيولك مالیه اطلاع بدهد . فقرۀ سی و هشتم ـ مدیر مالیه که سیاهه باقی مالیه را تحویل حاکم کرد حاکم را میباید که برایش رسید داده شروع بتحصیل نماید و پانزده در پانزده راپوت تحصیل را بمدیر مالیه بدهد . فقرۀ سی و نهم ـ وجه باقی که تحویل حاكم شد و شروع بتحصیل کرد میباید که سعی شود --- page 49 --- - ٤٦ - که بسال دیگر باقی نماند اگر اسامی گفتگوی حسابی داشت باداره مالیه روانه دارد بدون خط مدیر اختیار معطلی و کم و زیاد کردن و قسط نمودن وجه مالیه را حکام ندارند هرگاه حکام در تحصیل تغافلی کردند و تمسك حسابی از مدیر مالیه نداشتند . وسال باخیر رسید وجه مالیه بقریه دار باقیماند جواب درك باقی بذمه حکام است . فقره چهلم ـ نظار نظارات و مأمورین کار بکارهای مالیه که باسم مدیران مالیه حکم مینماید حکم شان خلاف قواعد نظامنامه مالیه نباشد هرگاه بخلاف فقرات نظامنامه بود مدیر مالیه اجرا نکرده بيولك ماليه خبر بدهد . فقره چهل و یکم ـ برای کارهای اداره هائیکه تشکیل شده بقرار امر آمر مفتش برای تفتيش مقرر می شود . --- page 50 --- - ٤٧ - مدیران مالیه در اجرای کار دقت کرده دفاتر خود را دائما منتظم داشته باشند که مفتش در وقت تفتیش سرگردان نشود . اعلان نظامنامه مالیه که مظهر است بچهل و يك فقره از ملاحظه حضور شاهانه ام گذارش یافته برای سعادت ملت و ترقیات وطن افغانستان منظور گردیده احدیرا اجازه نیست که خلاف رفتاری نماید هرگاه رعیت و قریه داران و مدیران و حکام و نظار نظارات بخلاف آن رفتار نموده بودند و بحضور رسید و ثابت شد باز خواست شدید میشود نظام هذا متعلق است بمالیه اداره عالیه ( ) و برای ( ) داده شد فی یکم حمل سنه ۱۲۹۹ --- page 51 --- [BLANK PAGE]