[BLANK PAGE]
م سبب نشر این رساله * بعد از انکه بنده اله و آقای سرور جویا از طبع مجله مناجات حضرت خواجه عبد الله انصاری * فراغت حاصل نمودیم جناب حاجی محمد عظیم خان * هراتی که از دیر زمانی در صدد دستیابی مکمل رساله مزارات با برکات هرات بوده و به طبع و نشر آن تمایل قلبی داشتند، معاونت خود را در انطباع این رساله نایاب اصرار داشته و اینک بعون الله تعالی در طبع آن اقدام ورزیدیم و ضمنا بعرض مرام پردازیم هرات از شهرهای قدیمی و مشهور ببلاد آریاست] در این حدود یعنی صوبه آریا بسیار شهرها بوده که باید در بین هرات و مشهد باشد، و شک نیست شهر هرات که شرقیها او را هری میگویند نزد یونانیان بنام آریا موسوم بوده اما یقین نشده است کدام شهر [آریا] گفته می شده است، قرار گفته (آرین) مورخ پایتخت (آریا) (آرتاکوانا) یا ارتاگانا بوده دو شهر دیگر سکندریه * و اخا به * و هم یکی (کندکی) است و مسلم نیست ازینها کدام یک هرات است – قرار بیان (پاری) مورخ
ب شهر [ ارتاگوانا ] پایتخت آریا عبارت از شهر فوشنگ است ابن عقیل (پوشنگ) نوشته که از هرات به فاصله يك منزل است و بسر حد دریای هریرود است [ فعلا در جنوبى زنده جان علاقه غوريان آثاراین شهر موجود است ] بینی مورخ هم این را تائید کرده که (ارتاگوانا) همین شهر فوشنگ است و شهر سکندریه شاید شهر فراه باشد و آریا همین شهر هرات است ولى فراه از حدود آریا خارج است باری بقول (پلو تارق) مورخ شهر فراه را سکندر اعظم بنا نموده و از (آریا) بهند بهمین راه میرفته اند . بهر صورت مسلم شد که هرات از صوبه های نهایت قدیمی است (آرین) مورخ هم عقیده دارد که هرات قبل از سکندر اعظم بنا شده و میگوید سکندر اینقدر مجال پیدا نکرد که در این سر زمین سر از نو شهر بسازد - اینطور هم شده که فاتحین مقدونیه بهر جا میرسیدند شهرهای سابقه را نامهای قومی گذاشتند . صاحب روضة الصفا می نویسد - هرات از شهرهای عظیم قدیم است و پادشاهان ذی شوکت در این مقام اهتمام نموده و مقر خود داشته چنانکه از فحوای این رباعی معلوم میشود :-
ج لهراسپ نهاده است هری را بنیاد * گشتاسب بر او بنای دیگر بنهاد بهمن پس ازو عمارت دیگر کرد * اسکندر رومیش همه داد بباد ( عرض مقصود ) چون غرض از طبع و نشر این رساله تاریخ و تشریح حالات بزرگان و مشایخ و اکابر دین مبین اسلامی هستند که در این سر زمین غنوده اند – لذا تاریخ هرات از سابق و خصوصاً از زمانی که دیانت اسلامی در این خطه شیوع پیدا نموده و استیلای مسلمان ها و تسلط عرب بوجود آمده بود هم تذکار میگردد . صاحب فتوحات اسلامی بنا بر قول صحیح مینویسد – در سال ( ۲۳ ) از هجرت – بدوره خلافت حضرت عمر فاروق ( رض ) خراسان فتح شد در همان زمان (یزد جرد) که از تهاجم عساکر مسلمین هزیمت دیده بود در مرو پناهنده شد و در آنجا آتشکده بناکرده و قاری بر امجدداً بر علیه حکومت عرب بشورانید، حضرت عمر رض ( احنف بن قیس ) را که صاحب لوائی بود به خراسان عازم فرموده و با لشکر زیاد خراسان را گرفتند و از راه ( طبسین ) بهرات عازم و به غلبه هرات را فتح کردند و [ صحاری عبدی ] را حکمران هرات نمودند – ولی
بعد از شهادت حضرت عمر (رض) اهل خراسان مخالفت نموده بودند (عبد الله بن حازم) برای فتح هرات آمده ولی با ابن (عامر) که والی این ولایت بوده مصالحه نموده و هرات را در تحت استیلا آورده بودند گویا نشئت دیانت اسلام در هرات بدوره خلافت حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه گفته می شود و بعدها در دوره خلفاء سوم و چهارم و بنی امیه و بنی عباس هم سلطه عرب در این ولا وجود داشته و سلاطین نامداری که بعدها از سامانی ها و سلجوقی ها قدرت یافته اند هم مربی دیانت اسلامی بوده اند مگر عظمت هرات در این دوره اخیر بزمان (امیر تیمور گرکان) وخصوص هنگام سلطنت امیر شاهرخ بوده این پادشاه عظیم الشان مرکز سلطنت خود را ولایت هرات قرار داده و آثار تاریخی مهمی نسبت بعالم دیانت پروری خود باقی گذاشت که غرض از تعمیر مصلاء هرات است صاحب روضة الصفا توضیح میدهد که در سال ۸۱۱ شاهرخ میرزا از سمرقند عودت فرمودند بعمارت باغ سفید و اردو بنای مدرسه شریف خانقاه معارف پناه در شمالی قلعه اختیار الدین باتمام رسید و مدرسه مهد علیا تعمیر گوهرشاد آغا هم آثارش ظاهر است
در سال 851 این پادشاه معارف دوست وفات یافته است. مقصود اینکه چون سلاطین نامدار سعادت کردار در زمان سلف مربی علم و عرفان و معاون اهل فضل و ایمان بوده‌اند مزیدا در هرات اهل علم و بزرگان دین قیام داشته و به فیوضات لدنی رسیده‌اند زیرا سعادت دین و دنیا از علم حاصل است و تعمیم علوم دینی در این سرزمین فوق التصور بوده است. حضرت پیر هرات خواجه عبد الله انصاری (رحمة الله علیه) میفرمایند : (حق تعالی خواست که قدرت خود نماید عالم را آفرید ـ و خواست که خود را نماید آدم را آفرید) البته کسانیکه صفت حقیقی آدمیت را دارایند همین درویشان ومشایخ و بزرگانند که در پی حقیقت بودند و به اصول حقه طریقت. [طریقت چیست؟] التعظيم لامر الله؛ والشفقة علی خلق الله ـ این مردان راه خدا بودند که به اوامر و نواهی الهی اطاعت و تعظیم و بخلق الله شفقت و مرحمت داشته‌‌اند بدیهی است رفتار این بزرگواران سرمشق بزرگی است بآن کسانیکه بخواهند به اسلامیت و انسانیت حقیقی
و واصل گردند چه او شانند که متصف بهمه صفات نيك بوده بهر کس نیکی را پسندیده اند ـ و از بدیها دست کشیده اند بی عمل نبو دند ـ و فریفته عمل نبو دند مال را عاریت دانستند و طاعت را غنیمت شك را گذا شتند ؛ و یقین را دریافتند ؛ و با الجمله با حق بصدق ، با خلق به انصاف ، با درویشان با خلاص ؛ با دوستان به نصیحت با دشمنان بحلم ، و با عالمان بتواضع بوده آنچه بخود نه پسندیدند بدیگری هم راضی نگردیدند ؛ بلکه تنها در حق بنی نوع انسان این رعایه را صرف نکرده بتمام کاینات و بهمه صنوف حیوانات جاده انصاف و عدالت پیموده و از راه مروت عدول نفرموده اند . عارف شهیر شرق حضرت شیخ سعدی علیه الرحمه میفرماید طریقت بجز خدمت خلق نیست * بگفتار و عمامه ودلق نیست و باز از صفات نيك و شفقت مردان راه طریقت حکایت میفرمایند !- یکی سیرت نیک مردان شنو * اگر نيك مردی و فرزانه رو که شبلی ز حانوت گندم فروش * بده بردا نبان گندم بدوش نگه کرد موری در آن غله دید * که سرگشته هر جانبی میدوید زرحمت بر او شب نیا رست خفت * بما و ای خود بازش آورد گفت مروت نباشد که این مور ریش * پراکنده گردانم از جای خویش
ز درون پراکنده گان جمع دار * که جمعیّت باشد از روزگار چه خوش گفت فردوسی پاکزاد * که رحمت بر آن تربت پاک باد میازار موری که دانه کش است * که جان دارد و جان شیرین خوش است سیاه اندرون باشد و سنگدل * که خواهد که موری شود تنگدل گرفتم ز تو ناتوان تر بسی است * تواناتر از تو هم آخر کسی است در خاتمه به تقریب اینکه مدفن اولیاء کبار و مرقد درویشان نامدار در این مجله قید و به ارباب بصیرت و ارادتمندان به اهل طریقت موضح و نمودار می گردد، امید است استعانت از خداوند متعال به برکت این بزرگان خجسته خصال فرموده به اعمال و افعال مردان راه حقیقت پیروی و از نظر اخلاص و ارادت و شیوه وفا و صمیمیت در این مراحل قدم بگذارند تا فایده دارین را حاصل بدارند. (عبدالکریم احراری)
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذی جعل زیارت مراقد الاولیا وسیلة لحصول مقاصد العباد والصلوة والسلام علی سید الانبیا والاوتاد ـ وعلی آله واصحابه صلوة دائمة تامة الی یوم التناد ـ اما بعد فیقول الداعی لدوام الحضرت السلطان احقر خلق الله عبد الله بن عبد الرحمن الحسینی المشهور بین کل لا فظ با صیل الدین الواعظ اعانه الله تعالی فی اتمام مهماته ونیل مرامه یقبل دعواته و حاجاته شعر (۱) هبطت الیک من المحل الارفع ورقاء ذات تعزز و تمنع ، باشارت عالی جناب شریعت مآب حقیقت ایاب مزین شرع محمدی و معین سنت احمدی لا زال علیه صلوات الابدی واردشده که دریایه (۱) این شعر مقتبس است از قصیده شیخ الرئیس معنی آن چنان است که نازل شده است بسوی تو از جای بلند ورقاء که نام معشوقه است که صاحب عزت و جاه است
سرير همایون و مجلس عالی مبارك و ميمون حضرت خلافت پناه پادشاه اسلام ناظم امور انام ظل الله على مفارق اهل الاسلام متفقد الرعايا من مضائق حوادث الزمان ناشر العدل و الاحسان باسط بساط الامن والامان قامع مواد ظلم و الطغيان المستعين من عواطف الملك المستعان السلطان ابن سلطان غیاث الدنيا و الدين سلطان الاعظم ابوا لفتح سلطان ابوسعید كوركان [۱] خلد الله تعالی ملکه و سلطانه ذکر مزارات متبرکات قبة الاسلام هرات افیضت علی اقطافها [۲] سجال [۳] البركات میگذشت فرمان رفیع عالم مطیع شرف نفا ذیا فت که شرح مراقد اولیاء کرام و اکابر عظام که درین خطه مدفونند در جز وی مضبوط و مندرج گردد و بشرف مطالعه نواب کامیاب بنوعی که موجب معرفت نام و نشان با شد مفيد خاص و عام گردد ؛ امتثالاً بحكم الرفیع این رساله در سلك نثر و رشته تحریر مضبوط ساخته شد، و بعرض خدام سپهر مقام (۱) کورگان باالضم وواو معر و ف وراء مهمله موقوف وكا ف د و م فارسی آنکه از جانب ما در هم باد شاه زاده باشد و یا نسبت دامادی بپاد شاه داشته باشد . (۲) اقطاف جمع قطف ميوه چيده (۳) سجال بالكسر جمع سجل بمعنی دلو .
ر سائنیده‌ و باین مقام مجد دآخود را به سلسله دعا گویان مندرج گر د‌انید ر‌جاء‌واثق كه نظار ه قبول حجا به بارگاء ا يوان فلك اشتبا ه حضرت خلافت پناه شود و بميا من عواطف مطيعان عتبه عليا مر اكام دو گيتى حاصل آيد ذالك فضل الله يوتيه من يشاء و منه الابتداء و الانتهاء اما بعد در خبرا ست از حضرت پيغمر صلى الله عليه و سلم كه ر وز قيا مت شخصى از حسنات نا اميد مانده با شد حضرت حق سبحانه و تعالى فرمايد ؛ اى بنده فلان دانشمند را در دنیا میشناختی گوید میشناختم حضرت حق‌سبحانه وتعالی خطاب فر ما يد كه تر ا بوی بخشيدم، سيد الطائفه ابو لقا سم جنيد بغدادى قدس سره فر موده كه حكايت پيران و احوال ایشان دل مریدا‌ن‌را تربیت و قوت بخشد و پير طريقت وشيخ الاسلام ا ين ا مت ندیم حضرت بارى حضرت خواجه عبدالله انصار ى قدس الله ا لعز‌يز فرموده‌ که ازهر پیری‌سخنی یاد گیرید و ا‌گر نتوانید نام ایشان‌را یاد دارید که بعمر خود بهره یابید وا‌ین‌کتاب مشتمل ا‌ست‌بر‌يك مقدمه و‌سه باب وخاتمه . مقدمه درر‌فتن بز‌یارت‌ا‌ولیاء‌ا‌لله‌وفواید‌آ‌ن— بدان که زیارت‌کردن مزار ا‌ت و مر‌اقد ا‌ولیاء‌ا‌لله‌وعلمأ و ا‌تقیا وصلحا و‌پد‌را‌ن و‌ما‌در‌ا‌ن و‌سا‌یر مو‌منان
۴ مستحب است و بهترین روزها برای زیارت کردن روز پنجشنبه و جمعه و شنبه و دو شنبه است اما روز جمعه بعد از نماز و روز پنجشنبه و شنبه پیش از طلوع آفتاب و در روز دوشنبه اول روز اولی بود و آورده اند که در شب جمعه و تمام روز جمعه و روز پنجشنبه و روز شنبه و دو شنبه اموات از حال زائران وقوف مییابند و هم چنین در شب عیدین و باقی لیالی متبرکه خصوصاً در شب برات هرگاه کسی خواهد بزیارت رود مستحب است که اول وضو کند و در خانه دو رکعت نماز بگذارد؛ و در هر رکعت فاتحة الکتاب یکبار و آیت الکرسی یکبار و سوره اخلاص سه بار بخواند و ثواب آن را بمیت بخشد و متوجه قبرستان شود و در راه بمالا یعنی اشتغال ننماید و بسکون و آهستگی رود ؛ چون بمقبره رسید نعلین از پای کشد و پیش روی میت به نیشیند بعد ازان بگوید السلام علیکم یا اهل الدیار من المومنین و المسلمين رحم الله المتقدمين منكم والمتاخرين منا انتم لنا سلف ونحن لكم تبع وانا انشاء الله بكم لاحقون السلام على اهل لا آله الا الله محمد رسول الله و اگر در گورستان کفار یا اهل اسلام مختلط باشند بگوید السلام على من اتبع الهدى و سورۀ فاتحه و آية الکرسی و یازده بار سورۀ اخلاص
و آیهٔ کریمهٔ فلله الحمد رب السموات و رب الارض رب العالمين و له الكبرياء فى السموات و الارض وهو العزيز الحكيم بخوانند و در خواندن سورهٔ يسين شريفه و سورهٔ تبارك شريف آثار بسیار وارد است . روایت شده است که ایستاده دعا کردن اولی است [مسئله] در کفایه آورده است که برقبور بوسه نزنند [مسئله] در گورستان خواب کردن مکروه است (مسئله) نماز در مقبره گذاردن مکروه است وقتیکه قبر در پیش روی وی باشد و اگر قبر در پس پشت وی با شد و یا چندان از پیش روی وی دور با شد که اگر شخص در ان محل بگذرد کراهیت نداشته با شد با کی نیست و اگر میان قبر و مصلی دیوار یا حایلی باشد هیچ کراهیت ندارد (مسئله) مکروه است در گورستان بول و غایط کردن و بر قبر نشستن و پای بر قبر نهادن و گورستان را راه ساختن و همچنان طعام خوردن و خنده کردن در مقابر زیرا که آنجا محل اندوه وحزن و فکر در امور آخرت است اینها که بیان نمود یم روایت فقهای مجتهدین مذهب حضرت امام اعظم رحمه الله عليه بود و منشأ و مأخذ آن از سنت حضرت سید الابرار و اثار سلف است بدانکه فعل و قول حضرت ثبوت شعار و سيد ابرار صلی الله علیه وسلم بر
و استحباب زیارت قبور وارد است ؛ اما فعل آنحضرت صلی الله علیه و علی آله و اصحابه و سلم چنانچه بصحت پیوسته بر وایت ابو موهبکه پیغمبر صلی الله علیه و سلم در آخر عمر شریف شبی از حجرۀ مبارکه بیرون رفته به گورستان بقیع نزول فرموده و اهل گورستان را زیارت کردند و چندان دعاء خیر در حق ایشان به تقدیم رسانیدند که راوی گوید با خود گفتم چه بودی که از اهل این گورستان بودمی ؛ و در کتب اسانید و سیر آورده است که حضرت سید المرسلین و خاتم النبیین صلی الله علیه و سلم در ان سال به غزوۀ بنی لحیان رفته بودند بمنزل عسفان (۱) رسیدند ؛ و در آنجا قبر پدر و مادر خود را شناخته زیارت کردند و آن مقدار گریستند که مجموع اهل و یاران خود را بگریه در آوردند ؛ اما قول پیغمبر صلی الله علیه و سلم اینکه حضرت امام محمد غزالی قدس سره به سند خود روایت کرده از حضرت بی بی عایشه صدیقه رضی الله تعالی عنهما که (۱) عسفان موضعیست دو مرحله دور از مکه معظمه بطرف مدینه علی صاحبها التحیه بدانکه این قول خلاف کتب حدیث است در کتب حدیث وارد شدست که آمنه والده حضرت رسول صلی الله علیه و سلم در مقبرۀ حجون مدفون است و عبدالله والد شان در مدینه مشرفه میباشند والله اعلم .
رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند که هیچ مردی نباشد که بزیارت برادر مسلمان خود رود و پیش قبر او بنشیند الا که اگر صاحب قبر مسلمان باشد با او انس گیرد ؛ و از ابوهریره رضی الله عنه مرویست که گفت رسول الله صلی الله علیه وسلم چون بگذرد مسلمان بر سر قبر مسلمانی و بران سلام کند خواه شناسا باشد خواه ناشناس البته صاحب قبر جواب آنکس را بگوید و در اخبار به ثبوت پیوسته که حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و سلم فرموده‌اند که عرض کنند اعمال بندگان را در روز پنجشنبه و دوشنبه به حضرت خداوند جل سبحانه و در روز جمعه اعمال بندگان را عرض کنند به پیغمبران و پدران و مادران ایشان پس از عمل نيك ایشان شاد میشوند و از نیکوئی فرزندان سفیدی ایشان زیاده می‌شود : و دیگر روایت شده است بدرستیکه عملهای شمایان را عرض کنند بخویشان و نزدیکان شما اگر حسنات به بینند شادواگر سیئات بینند ملول می‌شوند و میگویند بار خدایا نمیران ایشان را تا تو به کنند و راه راست یابند و از فحوای بسیاری از اخبار و آثار و حکایت صالحان محقق میگردد که اموات از احوال احیا خبر می یابند و بزیارت یاران و دوستان انس حاصل میکنند و از بعضی ثقات مرویست که روح زائران
را نور عمل بیشتر است و ارواح اصحاب قبور را انوار تجلیات ربانی بیشتر هر گاه که احیا بزیارت اموات روند ارواح ایشان با یکدیگر مقابل شوند و انوارشان بهم پیوسته گردد در آئینه نفع زنده گان به مرده گان و از مرده گان به زنده گان برسد ، و مرشد الطریقه و الحقیقة شیخ شهاب الدین سهروردی قدس سره در کتاب عوارف المعارف آورده است که ارواح در برزخ و محل خود همواره در جولان میباشند و احوال و اوضاع ایشان را معلوم میکنند و از عالم قدس نیز استغاثه مینمایند و غرض از ایراد این کلمات این است که زیارت قبور را منافع بیشمار است واگر صاحب قبر از ابرارو اهل عرفان باشد هر چه زائر باو بگوید جواب بگوید و اگر زائر اهل دل و صاحب کشف باشد شعور پیران حاصل کند و ازان گفتگوی خبردار شود (مشهور است) که شیخ ابو اسحق رومی قدس سره شاگردی داشت که صحیح بخاری شریف برای او میخواند هنوز تمام نشده بود که شیخ را قابض اجل بقبض روح قیام نموده در حالت نزع ایشان شاگرد گفت شیخا تو رخت زنده گانی بر می بندی و قرائت درس من درمیان مانده صلاح چیست شیخ گفت باکی نیست هر روز وقت درس خواندن بیا و پیش روی من
به نشین و درس میخوان شاگرد بدان منوال کار کردهر گاه غلط بخوا ندی شیخ رحمة الله علیه از قبر تلقین صوا ب فرمودى تا بو قتیکه کتاب تمام شد (بد انکه) قرآن شریف خواندن درنزد قبر مسلما نان بقول امام محمد شیبانى رحمة الله عليه سراً و جهراً جائز است و فتوای بر این قول است اگر خوانند ه ثواب قراء ت خو د ر ا بميت بخشد نفع آن و فیض آن بى شبهه بميت ر سد مؤ ید ا ین قو ل آنکه د ر صحاح آ و رده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم بر د و قبر بگذشت و بنو ر نبو ت معلو م شد که ا یشا ر ا عذ ا ب میکنند د و شا خ سبز ر اطلب نمود ههر يك ر ا از ان د ر قبر فر و بر د ند و فر مو د ند که تخفیف عذ ا ب شد ا ز ايشان ما د ا میکه ا ین د و شا خ سبز با شند و خشك نشوند چون مقر ر است که شاخ سبز ذکر خداى ر ا میگوید و چو ن خشك شود ا ز ذکر با ز میما ند هر گاه ذکړ نبات نفع میر ساند بمر د ه پس معین ا ست که تلا و ت قر آ ن ا ز مو من مو حد نا فع و موثر خواهد بو د ( فايده ) د ر بعضی کتب معتبره دیدم که مستحب است بمسا جد قديم و مقا بر كريمه وصوامع وخلوات ا کا بر وا ولباء رفتن و بصدق دل از انجا فیض گر فتن چه بصحت رسیده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم روز های شنبه از
۱۰ - باب اول - در ذکر مراقد اولیاء که در عرصه قبة الاسلام هرات و توابع آن مدفونند از قدیم الایام و ابتدای فتح اسلام تا انتهای زمان خاقان صاحب قرآن مغفور قطب السلطنه الدنيا والدین امیر تیمور کورگان انار الله برهانه و اسامی شریف ایشان در تاریخ هرات و کتاب طبقات حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره و طبقات مشایخ هرات و غیر آنها از کتب که مذکور بود شمه از احوال و فضایل و مقامات این طائفه آورده شد تا روشن گردد که رتبت و منزلت آن بزرگان تا بچه حد بوده است و وقوف بر این احوال و اوضاع مفید کمال حسن صدق و اعتقاد بوجه خاطر خواهد بود بدان اسعدک الله تعالی بنیل المقاصد الدينية و الدنيويه که اقدم این جماعت و اکمل ایشان اسوة الاعزة الظاهرة و قدوة الائمة الباهرة سيد الهمام و المشهود بين الانام مقبول الملك الجبار :
۱۱ عبدالله بن معاویه بن ابو المساكن عبد الله بن جعفر الطیار رضی الله تعالی عنهم از اکابر اولیا و اقطاب زمان خود بوده و در علم ظاهری و باطنی سرآمد روزگار و کرم وافی داشت و شجاعتی بی پایانی داشت و پنهان خلق را بطریق حق دعوت میفرمود و با وضیع و شریف طریق شفقت و کرم مسلوك میداشت بمقتضى الانسان عبيد الاحسان بسیاری از اهالی مملکت و اطراف و اكناف بخدمت آن میل میکردند تا بمرتبه رسید که در نواحی فارس و اصفهان خطبه بنام وی خواندندى در آن وقت حکام برفع و قمع آن بزرگوار اقدام نمودند و لشکر انبوه بسر او فرستادند و قوم او را متفرق ساختند و آن حضرت با خواص خود بگریخت و بقهستان ۱ آمد ابو مسلم مروزی به شبل [۲] طهمان که از قبل او در هرات حاکم بود نامه نوشت که بهر نوع و وسیله که میسر شود او را نزد يك خود طلب کن [۱] قهستان یعنی بر جند وقاین ۲ شبل بالکسر بچه شیر درنده و آنجا مراد نام نائب الحكومة ابو مسلم است که در هرات بوده است .
پس شبل هدایای تمام مرتب ساخته و مکتوب در غایت تعظیم و احترام به نزد او فرستاد و بآمدن هرات او را ترغیب نمود و متعاقب تحف و هدایا بطرف آن روانه میکرد و فریب میداد تا اینکه با سفزار هرات آمدند و از آنجا بشهر آمده در قریب درب خوش آن بزرگوار را فرود آوردند ، و جای اقامت نیکو بجهة آن تعین نمودند تا خاطر مبارك تسکین یابد ؛ پس شبل با ابو مسلم نامه فرستاد که آنچه مقصود بود بحصول پیوست ابو مسلم پنهانی بروی نامه نوشت که کارش را تمام کن و سرش را بمن فرست آخر الامر سید مشارالیه دانست که شبل قصد کشتن وی دارد خواست که بگریزد فرار میسر نشد پس آن بزرگوار را بگرفتند و محبوس نمودند و بعد از چند روز به قتل رسانیدند و سر مبارك بزرگوار را به نزد ابو مسلم فرستادند و بدن مبارك را در تل قطبیان در مصرخ که مشهور و معروف است مدفون ساختند و این واقعه بزرگ در سال یکصدوسی و چهار هجری واقع شده آورده اند که از همان مدت شبل به رنج عظیم مبتلا شد و با قبح و جوه بمقر سقر رسید ، وجناب ولایت مآب [ شیخ الاسلام مولانا زین الدین تایبادی رحمة الله علیه فرمود . که شبی در
۱۳ مصرخ هرات در سر روضه حضرت سید عبدالله بسر بردم و در ارواح اولیا نظر کردم از مشرق تا مغرب هیچ روحی از روح آن بزرگوار تر ندیدم و مقرر است نزد اصحاب کشف و ولایت که در هر شب جمعه ارواح اقطاب واو تاد دران مزار متبرك حاضر میشوند ، و در سال هفتصد وشش هجری سلطان محمد کرت که از سلاطین غور است بر سر تربت عنبر سرشت ایشان گنبدی عالی بنا نموده است و در سنه [۱] هزار سه صد هفت جناب جلالتمآب سعد الدین خان که در هرات نائب الحکومه بود جهت مزار کثیر الانوار ایشان دو عدد لوح بسیار خوب ساخته که کیفیت شهادت و تاریخ دران مندرج است ، مشهور است که شبل قاتل این بزرگوار را در هر جا دفن میکردند خاك جسد پلید او را بیرون می انداخت تا اینکه در پایان پای این والا جناب دفن نمودند قرار گرفت . شاه زاده ابو القاسم بن امام جعفر صادق بن امام محمد باقر بن امام [۱] این عبارت تالفظ مشهور است الحاقیست از شیخ اصیل الدین واعظ نیست .
۱۴ زین العابدین رضی الله تعالی عنهم هم در مصلح است و شیخ یحیی عمار قدس سره استاد و مربی (حضرت خواجه عبدالله انصاری همواره با خواجه وصیت میفرمود که پیوسته بزیارت ابوالقاسم بن جعفر رضی الله تعالی عنه میرو و از روح مقدس او استمداد همت مینمای و شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری رحمة الله علیه به کرات میگفتند که در شب جمعه در کهندژ مصلح هر دعای که کنند امیدواری چنان است که با جابت مقرون گردد و در هرات پیران هستند که از بزرگان ما تقدم شنیده اند که قبر آن امام کجا است و اکثر مردم به یقین نمیدانند اما معین است که در مصلح است پس طریقه زیارت کردن چنان باشد که در گنبد مقبره در آید و به نیت زیارت سوره فاتحه و اخلاص بخواند و بروح پرفتوح آن ببخشد و به آن وسیله مرادات و مقاصد خود را از حضرت قاضی الحاجات بخواهد و سال شهادت شان و کیفیت آن بتحقیق نرسیده اما قبر آن در مصلح است شرقی گنبد سید عبدالله مذکور در سنه (۱) هزار و سه صد و بیست و پنج حضرت پادشاه اسلام غیاث الاسلام والمسلمین اعلیحضرت سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان بها در خلد الله تعالی ملکه (۱) این الحاقیست از شیخ اصیل الدین نیست .
۱۵ و سلطانه به طریق دوره کل افغانستان تشریف فرمای دار النصرت هرات شدند آبادی های این د مزار فیض انوار روی بانهدام نهاده بود امر مبارك شد که آباد شود همان بود که بنا باحکام شهریاری تمام آباد شد. مزین و منقش گردید و اضافه بر بنای سابق جای کبوتران و خانقاه و چله خانه ها و مسجد و حجر. ها آباد شد اللهم ایدزمان دولته الى یوم القيامه بی بی ستی رح (۱) دوبازار خوش قریب چهار سوق در سمت جنوبى بازار مدفون است عابده عصر و ولیه دهر بود بی بی ستی از مشاهیر دوستان حق سبحانه تعالى و مستجاب الدعوة بود و نظر تمام با بومسلم مروزی داشت و به همت آن کارهای شگرف در هرات و نیشابور از دست ابو مسلم برآمد در اول حال شوهر ی داشت ابو نصر شب رو میگفتند هردو با تفاق عیاری (۲) میکردند و در آخر دری از غیب برروی آن گشاده شد و از خلق گوشه (۱) ستی بکسر سین در اصل سیدتی است بزن بزرگ اطلاق میشود چنانچه سید بمر د بزرگ. (۲) عیاری پاك و دزد. کذافی اللغات.
گرفت و متوجه راه حق شد و کارش بالا گرفت و در سال صد پنجاه و هشت هجری وفات یافت و پیوسته اهالی هرات بزیارت آن میروند و در اجابت دعامز آرشان تر یا ق مجربیست و در ایام حضرت خاقان سعید شاهرخ میرزا بر سری قبر آن عمارت و مسجد عالی بنا نمودند . امام عبدالله الواحد ( بن مسلم بن عقيل رضى الله عنهم ) در جنوب شهر هرات نزديك بطرف قبله امام متقی عارف عالم امام عبدالله الواحد بن مسلم بن عقیل رضی الله تعالى عنهم) در علوم ظاهر و باطن خصوصاً در فن حديث و تاریخ بغایت کامل بوده در زمرها و لیای کبار معدود گشته ( نقل است ) از ابو الفضل اسحاق که گفت در واقعه دیدم که دو مرغ سفید به فصیل شهر نشسته بود ند یکی ازان دو مرغ با دیگری می گفت که پر خود را در زیر این شهر درآور و آن را زیر و زبر گر دان جواب داد که نمی توانم از روح مقدس حضرت امام عبدالله الواحد بن مسلم رضى الله تعالى عنه شرم میدار م و درطبقات مشایخ هرات آورده است که یکی از پیران طریقت گفته که بر سر تربت حضرت امام عبدالله الواحد بن مسلم [رض]
نشسته بودم که ناگاه سگی پای شکسته آمد و در پایان پای قبر امام عبدالله الوا حد با یستا د و بزاری تمام ناله میکرد و میگریست و پای شکسته خود را در خاک می مالید اندک زمانی برآمد پای درست شده بیرون رفت قبر مبارکش در بیرون درب فیروزآباد است در محله خوانچه آباد پیوسته اکابر اولیای هرات مثل سید عبدالله مختار و شیخ عمو و شیخ ابو عبدالله مالانی وغیرهم ملازمت بزرگوار بتقديم رسانیده اند فی الحقيقت قبله اجابت است و در جدی ایشان اختلاف است بعضی ایشان را از اولاد مسلم بن عقیل گفته و در لوح مزار ایشان که بسیار قدیمی است ایشان را پسر زید بن حسن بن حضرت علی کرم الله وجهه گفته ثبت لوح ایشان چنین نوشته شده *الله اکبر* ظهور گوهر درج سعادت و طلوع اختر برج سروری وا سیادت یعنی وجود امام انام سید السادات والا شراف افتخار آل عبدمناف امیر عبد الله الواحد بن الامام الهمام خلاصه اولاد عترت طاهره نقاوه احفاد صاحب ملت ظاهره امیر زید بن الامام شجره روضه کرم و کرامت ثمره سیادت و امامت امیر المومنين حسن ابن اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب کرم الله وجهه در مکه مبارکه بود، در زمانی که
۱۸ از هجرت سی و پنج سال و بروایتی سی و هفت سال گذشته بود، در ایام امامت امیرالمومنین حضرت علی کرم الله وجهه و شیخ حسن بصری رحمة الله علیه باشارت حضرت علی کرم الله وجهه تربیت و اجتهاد مینمود و در هشتاد و هشت از هجرت در زمان حیات پدر بزرگوار خود بعد از وفات جد عالیقدر حضرت امیرالمومنین حسن رضی الله تعالی عنه شربت شهادت از کاس اجل نوشیده و بعد از انقضای سه صد و بیست سال از وفات حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و سلم تربت عنبر سرشت او ظاهر شد و سبب ظهور آن بود که شیخ ابو نصر قدس سره در منام حضرت سیدالا نام صلی الله علیه و سلم به حضور عمران فرمود بر وفق آن اشارت با بشارت شیخ متوجه صوب خراسان شد، و در محروسه هرات در موضع خمچه آباد ساکن شد و قبر این بزرگوار را که روضه ایست از ریاض بهشت احیا کرد و شیخ ابو نصر یکصد و بیست سال عمر یافت فقط تاریخ همین قدر بود تمام شد، و دیگر لوحی به قدر سه زرع بلند در بالای سر این بزرگوار نصب است در زمان سلطان حسین میرزا حسن شاه قوچانی این را تیمناً نصب نموده و گنبدی که حال آباد است از ابنیه ملوک کرت
است و در زمان خاقان مغفور حضرت ضیاء الملة و الدین طاق ایوان مزار موصوف خراب شده بود همان بود که بنا باحکام مرحوم مغفور طاق مذکور آباد شد و در سنه هزار و سه صد بیست بفرمان پادشاه اسلام اعلیحضرت سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان خلد الله تعالی ملکه و سلطانه تمام مزار شریف ترمیم و آباد شد و تاریخ آباد شدن آن به نظم در شرقی طاق مذکور نصب است . حضرت خواجه ابو الولید احمد بن ابی الرجا عبد الله بن ایوب بن حنیفة الهروی نور الله مرقد هم از اکابر علما ظاهر و باطن بوده و هروی الاصل و در قریه آزادان که در قبله شهر هرات واقع است سکونت داشته و با امام احمد حنبل که یکی از ائمه دین است بسیار صحبت داشته و سلطان اهل حدیث ابو عبدالله بن اسمعیل بخاری و امام دارانی سمرقندی صاحب سنن پیش او حدیث خوانده و در کتاب خود مکرر از ایشان نقل کرده اند و در سنه دوصه وسی و دو هجری در هرات وفات یافته اند و قبر مبارکش مشهور و معروف است و سلطان محمد کرت بر سر تربت
۲۰ ایشان عمارت و گنبدی عالی بنا فرموده است و حال آباد است و اکثر ملوك از بکبه در آنجا بنا های خیر نموده اند و محب الفقراء و المساكين حاجی محمد عظیم خان و عاليجاه میرزا غلام حیدر خان ساكن قریه مذكور مد تها است که ترمیم مزار فیض مشحون را می نما ید چنانچه در آنجا مدرسه بجهة طلاب و دارلحفاظ و مسجد جامع وحوض آب و طاق نما ها را آباد نموده است وخرج طلاب وحفاظ قرآن مجید را از مال خود داده که بتعليم مشغول با شند جزاه الله خيراً كثيراً (۱) و فضایل و کمالات حضرت ابو الوليد قدس الله سره بیش از ان است که در حیز تحریر در آید و مشهور است که سی هزار کس در جنازة ایشان نماز گذار دند گویند که حضرت خواجه ابو الو لید نماز جمعه را در مسجد الحرام میگذارد و شب بمنزل خود مراجعت مینمود. و خاقان سعید شاهرخ میرزا ابن امیر تيمور کورگان اثار الله بر هانه ما دامیکه در هرات می بوده هر چهار شنبه بمزار متبرك ایشان میرفت برف و باران او را مانع نمیشد و بی عذر مرض هرگز آن را ترك نمیکرد و خواص و عوام هرات از زیارت (۱) این از اصل کتاب است.
۲۱ مز از آن منافع کلیه یافته و می یابند. حضرت خواجه علی بن موفق بغدادی رحمة الله علیه دیگر امام صدق و صفای مرکز دائرۀ علم و حلم و آزادی شیخ علی بن موفق بغدادی از اکابر مشایخ عراق بوده و با ذوالنون مصری قدس سره صحبت بسیار کرده حضرت شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری قدس الله سره العزیز گفته که خواجه علی بن موفق از بغداد پیاده هفتاد و چهار حج کرده وقتی حج کرده بتاسف با خود میگفت که میروم و می آیم نه دل و نه وقت من خود در چه حالم آنشب حق تعالی را بخواب دید که وی را گفت ای پسر موفق تو بخانه خویش کسی را خوانی که نخواهی اگر من ترا نخواستمى نخواندمی و راه ندادمی گویند روزی در راه کاغذی یافته در آستین نگاه داشتند چون از آستین برآوردند دیدند که در آن نوشته است که ای ابن موفق از فقر میترسی و حال آنکه من پروردگار توام و ایشان گفته اند که خداوند ا اگر من ترا از بیم دوزخ میپرستم در دوزخ فرودآر و اگر با مید بهشت می پرستم هرگز در آنجا جای مده و اگر بمهر میپرستم يك
۲۲ دیدار بنمای و پس از ان هر چه خواهی بکن وفات ایشان درسنه دو صد وشصت و پنج هجری بوده شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری (رح) در طبقات مشایخ ذکر ایشانرا کرده است و از طبقه ثانیه اش شمرده وصاحب طبقات هرات ایشان را از طبقه ثالثه معد و دساخته والقول قول الاكابر مدفنش در بير ون در ب قطبی چاق نزد يك راه کا زرگاه و باغ سفید وگویند که حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سر. چون سواره بآن راه بگذشتی فرود آمدی و باادب بگذشتی و در طبقات حضرت خواجه تعیین مدفن آن بزرگوا ررا نه نموده و از كتب اسمار جال محدثان غیر این معلو م میشود و مورخان هرات آورده اند که بعضی میخواستند که جسد مبارک آن بزرگوار را بدزدند و به بغد ا د به برند زیراکه او بغداد يست ا هل قبة الاسلام هرات این حال را معلو م کرده بر بالای قبرآن ديواری ساختند تا مضبو ط گردد بندۀ حقیر (۱) كاتب این گرید که حا ل عالیجاه محب الفقرا حاجي الحرمين الشريفين حاجي ميرزا محمد عظيم خان جزاء الله في الدارين خير اًكثیراً دائره مزار آن بزركوار را کلان نموده دیوارهای اطراف آن را با خشت پخته [۱] از پنجا الحاقيست .
۲۳ جدیداً آباد کرده است و ذکر این بزرگوار در نفحات الانس وسفینة الاولیاء مذکور است . حضرت خواجه رخ بند دیگر امام زاهد و عارف ارجمند قطب الحق والملة والدین خواجه محمد یوسف رخ بند قدس سره العزیز وی مصاحبت با حضرت خواجه ابوالولید رحمة الله علیه داشتند و پیوسته نقاب بر روی خود می آویختند تا چشمش در دنیة وما فیها نیفتد ازین جهت ایشان را خواجه رخ بند میگفتند گویند که هرکس در هرات ناجور شدی يك زرع کرباس و یکدینار نذرایشان کردی صحت یافتی ؛ و در قدیم الایام هیچکس نزديك مزار ایشان سواره نمی توانستی گذشت تا اینکه روزی حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره بر سر تربت آن بزرگوار آمد و زمانی دیر توقف فرمودند و توجه تمام به تقدیم رسانیدند بعد ازان سواران را فرمودند که بگذرند ؛ مدفن مبارك آن بزرگوار در درون شهر هرات در میان مسجدی که بنام نامی ایشان است در محله قضات الهی به برکت روح آن بزرگوار عالی همت ما گنه کاران را هدایت نموده توفیق طاعت واجتناب از معصیت کرامت فرمائی آمین .
۲۴ امام ابوالحسن کردی (رح) از جمله محدثان و فقها و حفاظ وزها دروز کارخود بوده مشهو ر است که هشتاد هزار حدیث یاد داشت وفاتش درسال دو صد وپنجاه و پنج هجری است مدفنش در هرات است لکن غیر معین شیخ ابوالهاشم رازی (رح) د ر علم لغت و فن ادب بی نظیر بوده است وفاتش در سال دو صد وهفتاد از هجرت و مدفنش در بیرون درب خوش و مزار متبرکش تریاق احمر است سید ابوعبدالله المختار (رح) افتخار آل طه و یس مقتدای ابرار سید ابو عبدالله مختار ابن سید محمد هر وی از مشایخ هرات بوده و در علم صورت و معنی بی نظیر بوده است و کرامات و خوارق عادات ازان حضرت بسیار به ظهور پیوسته؛ و مدفن ایشان درکوه شمال هرات درسر کوه عمارت عالی دارد و معروف و مشهور است وفات ایشان در سال دو صد و هفتاد و هفت ازهجری واقشده و از
۲۵ سادات حسینی بوده و اهل قبة الاسلام هرات بزیارت ایشان رفته توسل میجویند و بمقاصد خود فائز میشوند. امام عثمان دارانی (رح) در علم ظاهر و باطن و فن تصوف نیک ماهر بوده و شافعی مذهب بوده و متقی و بزرگ و مشایخ ازان استفاده بسیار مینمودند و در سال دو صد و هشتاد از هجرت وفات نموده و مدفنش در مقبره خیابان است اکنون قبرش معلوم نیست. امام ابوسعید مهین (رح) مقتدای هرات و در زهد و ورع و علوم ظاهری و باطنی ید طویلی داشت و مصنفات آن مشهور است (منقول است) که یکی از موسی هارون مسئله پرسید موسی از سائل سوال کرد که تو از کجائی گفت از هرات گفت مسئله از من می پرسی و ابوسعید در شهر هرات شما است و وفاتش در در سال دو صد و نود هجری و مدفنش در درب خوش است و در جوار آن بزرگوار بسیاری از اکابر و اقاربه و اولادان مدفونند.
۲۶ شیخ عبدالرحمن بن طهمان (رح) مشهور است که هفتاد سال در هرات در مسجد متعین روز بروزه و شب باحیاء لیالی میگذرانیده وجه معاش او از دست ریس زوجه او بوده سال وفاتش معلوم نشده فاما او را از طبقه ثالثه شمرده اند و مدفنش در مقبره درب خوش نزد يك قبر امام ابو سعید معین (رح) است . سیدابوالمعالی مختار (رح) نقاوه خاندان طیبین و طاهرین سید ابو المعالی مختار بن سید عبد الله مختار از جمله اکابر دین و افاضل علمای اهل یقین و زاهد و عابد وقت خود بوده و کرامات و مقامات بلند و از تلامذه اصحاب پدر خود بوده بعلو مرتبه امتیاز داشت سال وفاتش معلوم نشده و قبرش در پایان پای قبر پدرش معلوم است . فقیه عثمان مرغزی (رح) از فرزندان حضرت سید عبد الله مختار است و او را سوخته شوق میگفتند و در غایت ادب بغایت الغایة
۲۷ راسخ بودند مشهور است که هرگز بطرف هرات آب دهان خود را نینداخته است ، بجهة آنکه در هرات پیران هستند تاریخ وفات او معلوم نشده و مدفنش در پایان پای حضرت سلطان عبد الله الواحد شهید است . امام محمد (رح) بن اسحاق سعدی رحمة الله علیه از زهاد و اتقیاء روزگار خود بوده مزار او را قبله حاجات میگویند وفاتش در سال سه صد و پنج هجری واقع شده مدفن او در قریه یزدان انجیل است . شیخ عبدالله (رح) بن عروه رحمة الله عليه - شيخ المعارف امام عبدالله بن عروه بانواع علوم ظاهر و باطن معروف بوده و مدتی هشتاد سال عمر خود را بزهد و ورع گذرانیده وفاتش در سال سه صد و یازده هجری واقع شده و مدفن آن بدر بخوش است . شیخ محمد [رح] بن عثمان دارانی شیخ عابد متحقق محمد بن عثمان دارانی
۲۸ است در علم امانت و صلاحیت قائم مقام پدر خود بوده وفاتش در سال سه صد و سی از هجرت مدفنش در مقبره خیابان نزديك قبر پدر بزرگوار آن واقعشده ۰ امام ابو علی حامد [رح] امام متورع مجتهد امام ابو علی حامد بن محمد سقاء در علم فقه شریف و در سائر علوم ماهر بوده و پیوسته در وعظ و نصیحت مبنود و نزديك خاص و عام مقبول وفاتش در سال سه صد و پنجاه و شش هجری است و مدفنش در درب خوش است ۰ شیخ ابواللیث فوشنجی (رح) قطب الوقت وشیخ ابدال ابواللیث فوشنجی رحمة الله علیه حضرت شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری قدس سره در مصنفات خود آورده که ابواللیث فوشنجی از عرفاء وسادات بوده و پیوسته پای برهنه در خرقه ژولیده میرفته و يك شبانه روز هرگرد ريك منزل نمیگذرانیده فردا وجدا گرد عالم میگشت ، [مشهور است] که ابواللیث فوشنجی (رح) وقتی در رود هرات غرق شد گفت خداوندا مرا خلاصی ده که برای
۲۹ توسه بارقل هو الله احد بخوانم فی الحال دست از غیب پدید آمد و او را خلاص کرد روزی میگفت که نه سال ازان واقعه گذشته و مرا میسر نمیشود که نذر را وفا کنم هر گاه که گویم قل هو الله احد به جواب شنوم که میگویند هیچ میدانی که احد کیست چندان ذوق وشوق و وجدآن بر سر من استیلا یابد که مجال نطقم نمی ماند سال وفاتش معلوم نیست اما مدفنش در خیابان در پشت جوی انجیل در بالای بلندی واقع است و باقی اقطاب و مریدان و همصحبتیها در جوار ایشان مدفونند و کسی که اندك صفای که داشته باشد دریابد که چه فیض و حضور آنجا میرسد. شیخ محمد گازر (رح) شیخ زاهد متوورع محمد بن عبدالله قصار هروی (رح) شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس الله سره العزیز بسیار مدح ایشان رامی نمودند و از اکابر زمان خود بوده و خرقه ازدست شیخ ابواللیث فوشنجی (رح) پوشیده و در اقران محمد نقشبند قدس سره و شیخ عمو (رح) معدود گشته تا ریخ وفاتش معلوم نیست و قبرش
۳۰ در خیابان معروف و مشهور است؛ میگویند پدرش گازری میکرده و سنگ گازری پدرش را بر سر قبر او نهادند و حا لا موجود است . شیخ ابوالعباس (رح) شیخ الاولیاء محمد ابوالعباس غورا نی شیخ الاسلام حضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره در تصنیفات خود آورده که او از بزرگان این طایفه وانکشاف قلوب وقبو ر داشته تا ر یخ وفاتش معلوم نشده اما قبرش در غوران است در بلوک گذره . شیخ ابوزید مرغزی [رح] قدوة المشایخ خواجه ابوزید مرغزی از کبار مشایخ هرات بود وارباب کشف و یقین و در علم فقاهت و ورع کمال تمام داشته و کرامات بسیار از ایشان ظاهر شده و از تلا مذه ر بیع بوده و او از تلامذه امام شافعی رحمة الله علیه بوده مشهور است که حضرت خواجه عبدالله انصاری رحمة الله علیه شاگرد امام نصر الدین مرغزی بوده و او شاگرد امام ابوزید(رح) مرغزی بوده سال وفاتش بتحقیق نه پیوسته واما مدفنش در اندرون شهر هرات در غربی مسجد
۳۱ جامع شریف است . شیخ ابو عبدالله مالانی [رح] امام و محدث و متقی ابو عبدالله احمد بن عبدالرحمن مالانی از بزرگان مشایخ هرات بوده و از اقران شیخ عمو بوده و با یکدیگر بحج رفته بودند و به صحبت مشایخ حجاز رسیدند و اهل هرات همه باو بیعت کردند خواجه عبدالله بن عروه فرموده که بعد از حسن بصری (رح) هیچ کس بقدر ومنزلت شیخ احمد مالانی رح نمیدانه سال وفاتش معلوم نشده و قبرش در طلقان مالان است و مرقد ایشان معروف و شهرت دارد که هر چهار شنبه حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره ، بزیارت ایشان میرفته و بهر حاجت که زیارت او کنند مقصود حاصل شود . شیخ ابونصری هروی (رح) عابد و زاهد و یگانه وقت خود بود شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری رحمة الله علیه فرموده که شیخ ابونصر از بزرگان گازرگاه است جمعی از شاگردان او بحج میرفتند ، بی اجازت حضرت شیخ پس در راه بشیخ حصری رسیدند فرمود که یکی از شمایان چیزی بخواند شخصی
۳۲ ازان میان بخواندن مشغول شد شیخ حصری بیخود گشت و به سماع در آمد ددر اثنای آن حال فرمود که امسال شما را بار نیست باز گردید بعد ازان گفت که شما شاگردان ابونصری هروی نیستید گفتند هستیم فرمود که چرا بی دستوری آن بیرون آمدید البته مراجعت کنید و پیش او روید هر کس که باز گشت بسلامت بماند وجمعی که نشنودند و متوجه راه حج شدند بسموم بسوختند و قبرش در گازرگاه است لکن معلوم نميباشد . خواجه قرییخ هروی (رح) شيخ الموحدين والمحقيقين خواجه قطب الحق والدین قربيخ الهروی؛ شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره فرموده که قربيخ پیری باشکوه و با صلابت و خداوند ولایت بوده وفاتش در سال سه صدو هفتاد و هشت از هجرت و قبرش در گازرگاه شریف است . خواجه خیرچه [رح] شيخ الابدال و العارفين كمال الحق والدين خواجه خیر چه قدس سره از اکابر اقطاب واز بدلاء هندوستان و مستجاب الدعوة بوده است حضرت خواجه عبد الله
۳۳ انصاری قدس سره در طبقات خود ذکر ایشان کرده است مشهور است که هر که را درد دندان یا درد چشم یا مر ضی دیگر پید ا شدی بر فتی نزديك خواجه خیر چه ا لتما س فاتحه نمو دی فی الحال سو ره فاتحة الکتاب بخوا ندی آن مریض از مرض خلا ص شدی و قتی دانشمندی گفت یا خیر چه سوره فاتحه را در ست نمیخوانی بیا که با تو سورة فاتحه را درست سازم خواجه گفت که تو دل خود را در سته بساز بعد ازان بآن به هیچ حا ل ملتفت نشد مشهور استه که او غلام شخصی بو د از تجار مالك وی از وی خوارق عادات مشاهده میکرد پس در آخر کار او را آزاد گردانید حضرت شیخ الاسلام گفت که من پسر خواجه او را دیده ام و بعضی از احو ا ل رفیعه خیر چه را از وی شنیدم و قبر وی در گا ز ر گاه است بالا تر از مزار فیض آثا ر حضرت شیخ ا لا سلام بین الشمال والمشرق و زیارت مر قد آن بزرگوار تریاق آز موده است . حضرت خواجه ابوعبدالله طاقی [رح] قطب المشایخ کعبة ا لانا م مر شد السالکین زبدة ا لمحقیقین علاء ا لد ولة و الحق والد ین الکرام الهمام ا لدا عی الی
۳۴ الله فخر الحق و الشریعة و التقوی وارث الانبیاء دلیل الهدى الى طريق المستقيم ابو عبد الله محمد بن فضل الطاقی السجستانی الهروی مشهور بخواجه طاق [۱] در علوم شریعت وطریقت وحقیقت درجه علیا داشت ورسوم صوفیه و اشارات ایشان نیکو میدانسته و ولایت وکرامت و فراست ایشان از حد تواتر گذشته بود واینجا از شرح کردن ولایت وکرامت او از هزار یکی واز بسیار اندکی در حیز تحریر نمی گنجد و در اظهار مذهب حق وقوت اعتقاد عدیل نداشت حضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره فرموده که هرگز هیچ بزرگی باهیبت تر از حضرت ابو عبد الله طاقی رحمة الله علیه ندیده ام واو پیر و استاد من است و اگر او را نمیدیدم اعتقاد مذهب حق را نمیدانستم [نقل است] که حضرت خواجه ابو عبد الله طاقی رحمة الله علیه گفت که هزار پیر را دیده و خدمت کرده ام که همه از اهل کرامت بودند [نقل است] که در زمان حیات ایشان ابدالی از طرف بلخ آمده بود و در شهر هرات میگشت دید که مرد بی انصافی ظلم میکنند (۱) طاق قریه ایست در ملك سجستان که از آنجا در هرات نزول فرمودند .
۳۵ به حضرت خدا وند بنالید و در حق آن دعای بد نمود و از شهر بیرون رفت در ساعت آتش عظیم در هرات افتاده مردم بیچاره شده به نزد حضرت خواجه ابو عبدالله طاقی (رح) رفتند حضرت خواجه درباغ خود تا ک می بریدند متوجه شدند دیدند که عالم را آتش گرفته چنانچه گویند که مسجد هرات چوب پوش بوده آتش گرفته بوده و آتش زننده خود را بوطن رسانده حضرت خواجه نخ تاک را گرفته به طرف بلخ فرستادند ابدال را از در وازه بلخ پیش کشید ه و به هرات ، آوردند و گفتند که چرا گریختی ا بد ال گفت از سبب که از وسم من نشد که علاج کنم گریختم بعد ازان حضرت خواجه قطره اشک چشم خود را بطرف شهر انداخته آتش فر ونشست و هم درین باب ایشان فر مو ده اند . رباعی آن آتش دوشین که برافروخته بود اوسو ختن از دل من آموخته بود گر آب دو چشم من نکردی یاری چه چله فروشان که هری سوخته بود
۳۶ از حضرت شمس الدین محمد مرویست که گفت من حضرت خواجه را در واقعه دیدم که بر کرسی نشسته بود و جمیع بزرگان دست پیش سینه نهاده ایستاده بودند و حضرت خواجه انصار صاحب در تعریف ایشان فرموده رباعی ای آنکه یگانه گشته در آفاق از جان بتو اند اهل عرفان مشتاق کس نیست بمانند تو در فقر و فنا گشت است ازان نام خوشت خواجه طاق و ایشان حنبلی مذهب بوده‌اند . وفات ایشان در سال چهارصد و شانزده هجریست و مدفن ایشان در بیرون درب خوش است و خاقان سعید انار الله برهانه بر سر تربت آن بزرگوار عمارت عالی ساختند و سلطان حسین میرزا دهلیزی و در بلندی در جنب عمارت وی ساخته و هر دمی ایشان همواره بزیارت میرفته اند الهی ببرکت روح پاك حضرت خواجه عبدالله طاقی قدس سره اهالی هرات را در پناه حمایت خود نگهداری و از شر اشرار و
۳۷ از پنجه تظالم ظالم محفوظ و مسلم داری و پادشاه وقت و امناء دولت را عادل گردان و بر ترویج شریعت نبویه على صاحبها الصلوات و التسليمات والتحيه توفیق دهی و از ابواب رحمت خود دری بروی همه امت نبوى صلى الله عليه و آله واصحابه وسلم خصوصاً بروی مسلمانان اهالی هرات بگشائی آمین ثم آمین یارب العالمین . امام عبدالله بن اليمان رحمة الله عليه امام و مقتدای اهل عرفان ابو عبد الله بن اليمان رحمة الله علیه از مشایخ کبار بوده حضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره از وی نقل و حدیث فرمودی و گفتی روایت میکنم از بزرگی که چشم من چون او ندیده بغايت محدث و زاهد زمان خود بوده و به طریقه صحابه و سلف رضی الله عنهم زندگانی میکرده و سال وفاتش در سال چهار صد و شانزده هجری بوده و مدفنش معلوم نیست رحمة الله عليه .
۳۸ شیخ یحیی بن عمار سجستانی (رح) امام زاهد متقی شیخ یحیی بن عمار سجستانی پیشوای سالکان و ناصح طالبان ومقتدای اهل هرات بوده و علوم ظاهری و باطنی را به کمال خوبی دانسته و در قبة الاسلام هرات مدت شصت سال نصیحت مسلمانان میفرمودند و در تربیت و تقویت حضرت خواجه عبدالله انصاری رحمة الله علیه می کوشیده [مشهور است] که تا شیخ یحیی عمار زنده بود هیچ آفریده با خواجه عبدالله انصاری قدس سره در مباحثه و مجادله غالب نتوانست آمد و باصحاب خود میگفت که گرامی دارید حضرت خواجه عبدالله انصاری را که او امام روز گار خواهد شد وفاتش در سال چهار صد و بیست و دو هجری و مدفنش در مقبره خیابان است [نقل است] که بعد از وفات او را بخواب دیدند پرسیدند که حضرت خدای تعالی با تو چه کرد جوابداد که چون من از دنیا رحلت کردم حضرت حق سبحانه تعالی با من فرمود که ای یحیی من با تو کار ها داشتم اما روزی در مجلس وعظ مارا ستودی، یکی از دوستان صاحب کمال حاضر بود وقتش خوش شد ترا درکار او کردم
۳۹ و گر نه با تو چها میکردم . خواجه عبدالرحیم (رح) از استادان حضرت خواجه عبدالله انصاری است و احوالات و مقامات ایشان فوق الحصر و البیان است و مدفنش در دشت پلان در میدان زیارت گاه مرغاب است . شیخ عمو (رح) الشيخ الكبير شيخ ابو اسمعيل احمد بن محمد بن حمزه صوفى المشهور به شیخ عمو رحمة الله عليه او را شحنه مشایخ خراسان میگفتند و در علوم فتوت و توکل با کمال بوده و در ابتداء در اندرون شهر هرات منزل داشت آنجا که اکنون خانقاه قاضی جلال الدین است و از هر طرف درویشی که بطرف هرات آمدی به نزد وی آمدی و حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره بیست سال خدمت خانقاه وی نمودی و خدمت وی آن بود که هر دانه که در مطبخ او می پختند او را پاک میکردی حضرت شیخ عمو رحمة الله علیه در حدیث اسناد عالی داشت و با بسیاری
۴۰ از مشایخ عظام صحبت نموده بود و صائم الدهر بود و عمرش به نود سال رسیده بود و فاتش در سال چهار صد و چهل و چهار از هجرت واقع شده و قبرش در گازر گاه شریف است نزديك رباط و مسجد جامع كه در قدیم بوده و در ایام سلطنت ابو سعید میرزا مولانا رکن الدین خافی بنیاد و تجدید آن را نمود و با تمام رسید * شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره شیخ الاسلام وكعبة الانام مهبط خیر و بركات اعنی پیر هرات منظور نظر عنایت حضرت باری ابو اسمعیل خواجه عبدالله انصاری قدس سره از نسل ابو منصور مت الانصاری است که وی پسر حضرت ابو ایوب انصاری است رضی الله تعالى عنه که صاحب رحل حضرت رسول الله صلى الله عليه وسلم بوده و مت انصاری در زمان خلافت حضرت عثمان رضی الله عنه با احنف بن (قیس)رض در هرات آمده بودند و حضرت خواجه در کهندز مصرخ هرات متولد شده اند فرمودند که اول مرا در دبیرستان زنی کردند چون چهار ساله شدم مرا در دبیرستان
۴۱ مالینی کردند و چون ۹ ساله شدم املا نوشتم در دبیرستان ادب خورد بودم که شعر عربی، میگفتم چنانچه دیگران بر من حسد میبردند و اشعار ایشان از ششصد هزار بیت عربی بیش است؛ و گفته اند که من سه صد هزار حدیث با هزار هزار اسناد یاد دارم که هیچکس بروزگار من آن نکرده که اگر من بر هر اندام خود دست می نهادم آن را حدیث یاد داشتم و گفته اند که من خورد بودم که خود را در گهواره کی یاد میدهم که کفچه گرم بر دیك می نهادند و شش ماه بیش شیر نخوردم مصنفات ایشان در عالم مشهور است مثل تفسیر قرآن و منازل السائرین و طبقات مشایخ هرات و گنج نامه و غیره . ( نقل است ) که در فوشنج ضعیفه باخبر بود گفت دران شب که حضرت خواجه متولد شدی دو واقعه دیدم که حضرت خضر علیه السلام مرا گفت که امشب در هرات فرزندی متولد شده که از مشرق تا مغرب فضل او پر شود و تربیت کلی از حضرت شیخ ابوالحسن خرقانی قدس سره و حضرت خواجه عبدالله طاقی قدس سره یافته اند آورده اند که حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره گفت که من از دو کس بلغذ دو چیز برید یکی حضرت
۴۲ شیخ ابو الحسن خرقانی و دیگر حضرت خواجه عبدالله طاقی قدس سره و ریاضت حضرت، خواجه بمرتبهٔ رسیده بود که گفته بحدیث خواندن مشغول بودم و اکثر اوقات گیاه تناول میکردم و خشت زیر سر می نهادم و فاتش در سال چهار صد و هشتاد و يك هجری و عمر مبارکش هشتاد و چهار سال و چار ماه و بیست روز بوده و در تاریخ هشتصد و سی دوی هجری خاقان سعید سلطان ابوسعید میرزا بر سر تربت آن بزرگوار عمارت و مسجد جامع عالی بنا نموده و اکثر سلاطین اسلامیه تا حالا در آنجا بنا های خیر نموده اند و املاک زیاد یرا وقف نموده اند که به مصارف آن برسد و اهل هرات از وضیع و شریف پیوسته بمرقد منور توسل میجویند و بمقاصد دین و دنیا میرسند فیض الهی دران موضع بسیار است! ذکر جماعتی از اولیای کبار و مشایخ که از اقران حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره بوده اند و حضرت خواجه در مصنفات خود ذکر ایشان نموده اند و تاریخ ایشان معلوم نیست درین محل اسامی این بزرگواران در سلك تحریر می آید تا بمقتضای اثر معتبر عند ذکر الصالحين تنزل الرحمة برکات
۴۳ آن طایفه بروزگار بماند . شیخ ابوحفص غورانی (رح) پیر با هیبت بوده و کرامات فراوان داشته مدفنش در قریه غوران است (بلوك گذره) . شیخ ابوبشر (کواشانی رح) گویند که کبوتر بسخن او از کبوترخانه فرود «۱» می آمد تاریخ وفاتش معلوم نیست و قبروی در قریه کواشانچه است . عبدالله كهين وعبدالله مهين [رح] هر دوی ایشان از کواشانچه بوده اند وهردواز پیران حضرت خواجه عبدالله انصاری بوده‌اندو مدفن ایشان در قریه کواشانچه است از بلوك گذره . شیخ احمد کهدستائی [رح] از اصحاب ولایت بوده در قریه کهدستان (۱) الحال آنرا پیر کبوتر خوانند .
۴۴ مدفون است . شیخ ابوالحسن نجار قهندزی (رح) از اکابر این طایفه بوده و قبرش الحال معلوم نیست خطب کورت (رح) پیران بسیار دیده و سید القوم بوده و خواجه عبدالله انصاری قدس سره بسیار به مهمانی ایشان تشریف میبرده و قبر وی در قریه کورت است . شیخ احمد کوفانی [رح] از اهل کمال و حال بوده و مدفنش در قریه کوفان است (بلوک گذره) . پیر محمد کشور [رح] از اکابر دین و مشایخ هرات بوده و شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره بسیار وصف ایشان میفرموده اند . محمد شگرف [رح] از پیران صاحب حال بوده اند اما تاریخ فوت و قبرش
۴۵ معلوم نیست . ابوسعید مالانی (رح) در علم حدیث استاد حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره بوده وحال عظیم داشته و امام نودی رحمة الله علیه در اربعین خود ذکر ایشان نموده وقبر ایشان در زیارت گاه است و فیض در مزار ایشان زیاده ازان است که وصف آن کرده شود وفاتش در سال چهار صد و دوازده از هجرت است . شیخ ابوالحسن حداد (رح) هرویست و از سادات عظام و درویشان مجرد بوده اما مدفن ایشان معلوم نیست شیخ ابومنصور سوخته [رح] امام زاهد و متورع و از اهل فضل بوده و قبرش در خیابان است . شیخ بغطاء نوبادانی (رح) شیخ عالم و کامل و از بزرگان سادات عظام
۴۶ بوده و علم درویشی را نيك میدانسته و مدفنش در قريه نوبادان است . درویش محمد خیاط [رح] حضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره وصف او را بسیار کرده و از اکابر بزرگان بوده و شمرده اند اما قبرش معلوم نیست . شیخ بغطاء جولاه (رح) از اکابر مشایخ هرات بوده مدفنش بکورستان درب خوش است . اما بعد ازین بذکر طبقه دیگر که تالی زطبقه حضرت خواجه عبد الله انصاری بوده‌اند قیام نمود خواهد شد . شیخ ابوعبدالله عميری (رح) امام متعبد عالم فاضل زاهد عابد از اقران خویش بعلم وکمال ممتاز بوده و وفاتش در سال چهار صد و هشتاد و هفت از هجرت و مدفنش درب خوش است.
۴۷ شیخ عبدالهادی (رح) دیگر نقطه دائره علم و حلم و آزادی شیخ عبد الهادی خلف الصدق حضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره است به علم ظاهر و باطن آراسته بود با ورع و تقوی و زهد و فضل شهرت تمام داشته وقتی که ملاحده در هرات استیلا یافته بودند تفرقه بسیار باورمانیدند و در آخر در کهندژ [۱] او را شهید کردند همانجا مدفون ساختند بعد از چند روز که آن فتنه تسکین یافته از قبرش برآورده به گازرگاه شریف بردند و در پیش روی پدر بزرگوار او دفن نمودند وحالا قبرش ظاهر و هویدا است . شیخ ابونصر خمچه آبادی (رح) شیخ الاقطاب و مرشد السالکین شیخ ابو نصر خمچه آبادی رحمة الله علیه در اعداد علمای ربانی معدود گشته و در علم ظاهر و باطن معمور اصلش از کرمان بوده و ریاضات مالا نهایه داشته و همواره مصاحبت با حضرت خضر علیه السلام داشته و در سبب ترقی او ۱ یعنی کهنه تل .
۴۱ آورده اند که شخصی روزی پیش او فتوای آورد مضمون اینکه چه میفرمایند علمای اسلام در شان جوانی که مبداء حال خرکاری میکرده روزی بر در از گوشی خشم گرفته و چوبی چند بر در از گوش زده آن حیوان باو در سخن آمده گفت این همه غضب و تندی بر من مظلوم بی زبان رانده گیر اندیشه نمیکنی که اگر حضرت خداوند بزرگ بر تو خشم گیرد هیچ توانی که از عهده آن بیرون آئی پس آتش ندامت در دل او افتاد و باستغفار و توبه مشغول میباشد و مدتی بیست سال است که آب چشمش ایستاده نشده و اکنون پیر گشته و آب در دو دیده نمانده هرگاه حال گذشته خود را یاد میکند و ستم که بر آن دهان بسته نموده بخواطرش می آید از هیبت حقسبحانه و تعالی خون از دیده اش روان میگردد و چون در نماز می ایستد بر روی و موی و مصلی او همه خون روان میگردد و نماز و وضوی او چیست شیخ ابونصر در حالیکه این فتوی بخواند حال بروی بگشت برخواست و روان شد گفت آن شخص کجا است گفتند در فلان موضع است سر و پای برهنه میرفت بسرعت تمام بخا نقاه او رسید گفتند درآی که در نماز ایستاده
بود . و همین ساعت قالب تهی ساخته شیخ ابو نصر رحمة الله علیه در آمد و درویش را دیده روی و موی سفیدش بخون سرخ شده و جان داده نيك در آن نظر کرده در روی شیخ خندید بعد ازان شیخ ابو نصر به تجهیز و تکفین او قیام نموده و پس ازان واجد وحال برشیخ ابونصر غلبه نمود و سرد ر کوه و بیابان نهاده و دایماً میگریست روزی شخصی باو رسید سوال کرد که ای حیران چرا میگریی مگر آیت از کلام ملك علام بتو رسیده یا ان کار نکرده و آن آیت خصم تو شده گریه تو بگریه دل سوختگان نمی ماند بگریه دامن سوختگان می ماند شیخ ابونصر (رح) را این سخن در د بر در د فزود قصه او بجای رسید که او را با خلق آرامش نماند آب ونان را ترك نموده و بمحاسبه خود مشغول شد و سر و پا برهنه سیر میفرمود تا بپای درخت رسید و در سر چشمه آن درخت منزل گرفت و آن درختی بود خار دار و بر هر خاری از اشك آن باری بسته بود و ازان درخت خوشه ها بر منوال انگور سرخ آویخته بود پس از اشك آن درخت مقداری بلیسدی هوش بوی باز آمدی و به عبادت حق مشغول بودی اژدهای بزرگه بیا مد برگرد آن درخت و برگرد شیخ حلقه زد شیخ
۵۰ ابو نصر مدت بیست سال در میان حلقۀ مار عبادت می کرد و از میوۀ آن درخت تناول می نمود و از ان چشمه وضو میساخت و عبادت میکرد به هیچ کاری دیگر نمی پرداخت و از خلایق کسی بآنجا نمیرسید بعد از مدت بیست سال جوانی در ان منزل ظاهر شد و از ان چشمه وضو ساخت و دو رکعت نماز بگذارد و گفت شیخا امروز روز عرفه است توجه نمای و حج بگذار شیخ ابو نصر فرمود حالا از حج و عرفه دورم جوان گفت اینک کوی عرفات و در نظر او عرفات را بنمود بآن جای رفت و بحاجیان موافقت نمود بعد از ان که از وقوف عرفات فارغ شدند نه جوان را دید و نه چشمه پس مناسك را با تمام رسانید و در تحت نودان خانۀ کعبه مقام ساخت گاه گاه پشتۀ هیزم میکشید و میفروخت و روز گار بآن میگذرانید ده سال به آن دستور بگذرانید بعد ازان حاجیان به مدینۀ منورۀ مشرفه بزیارت حضرت رسول الله صلى الله علیه و سلم میرفتند پیری باو گفت چرا موافقت باین جماعت نمیکنی که بزیارت حبیب خدا صلى الله علیه و سلم می روند پس در صحبت آن جماعت بمدینۀ منوره رفت و در
۵۱ مقابلهٔ روضهٔ مقدسهٔ مطهرهٔ حضرت رسول صلی الله علیه و سلم بایستاد و سلام نمود و جواب از قبر شریف آنحضرت صلی الله علیه و علی آله و اصحابه و سلم شنید که علیک السلام یا ابونصر ده سال دیگر در آنجا بمجاور ت، بگذرانید بعد ازان از روحانیت حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و سلم رخصت یافته بطرف شام و بیت المقدس روانه شد وده سال دیگر دران موضع مقدسه مجاورا شد آنگاه بعراق آمد ودر کوه ها و صحرا ها با درویشان مصاحب بود و بخلوت بسر می برد و مدتی بیست سال باین طریق بگذشت آنگاه شبی حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و سلم را در واقعهٔ دید که باو فرمودای ابونصر درخراسان هرات روو مؤمنهٔ را بنکاح گیر که سه فرزند بتو حواله است و شیخ ابونصر یکصد و بیست سال عمر یافت واحوالات و مقامات وکرامات و بزرگی ایشان زیاده ازان است که درین مختصر گنجد و فاتش در سال پانصد از هجرت و مدفنش در پهلوی حضرت سلطان میر عبدالله الواحد شهید است و شرح مزارش از شرح مستغنی است رحمة الله علیه.
۵۲ سلطان مجد الدین طاب ثراه (رح) در طریق توکل و تجرید یگانه روزگار بوده و در سلک اولیاء کمل معدود گشته و مقامات عجیبه و حکایات غریبه از وی مرویست و امام فخر الدین رازی بزیارت او بسیار میرفت اما تاریخ وفاتش معلوم نشده و مدفن ایشان در اندرون شهر هرات در میانه درب خوش و درب فیروزآباد و شیخ محمد محمود که از محققان مشایخ است در پهلوی قبر وی مدفون است و عمارتی بر سر قبر وی ساخته اند و خاقان سعید که هر سال دو نوبت بمزارات هرات تردد مینمود بآنجا هم بزیارت آن بزرگوار میرفت. شیخ ابوشجاع کرمانی [رح] امام ربانی علاء الدولة والدين ابو شجاع کرمانی اسم شریف شان محمد ابن مسعود است در هرات بغر یابی میگذرنیده تا وفات یافت در سنه پنج صد و نود هجری وفات یافت مدفنش در مقبره درب خوش و زیارت قبرش تریاق مجرب است.
۵۳ حضرت خواجه ترازو دار (رح) شیخ الفقرا ء زبدة المتوکلین قطب الحق والدین ابویزید الوزان المشهور به خواجه ترازودار از جمله مشایخ هرات بوده و خود را از خلق پنهان میداشته چون از جهان فانی نقل کرد او را در اندرون شهر هرات در دو ون دکان که دربازار فیروز آباد داشت دفن نمودند و آنجا را عمارت کردلد مشهور است که خواجه شبی در دکان خود در خواب رفته بود که نیم شب ضعیفه او را طلب نمود نعره زد و يك فلوس داشت فصل زمستان بود بر فی عظیم شده بود خواجه بیدار شده آن عاجزه گفت این فلس را بستان و مرا پنج چیز بده خواجه چراغ روشن کرده بخواهش آن مهمی که داشت بساخت ضعیفه بدعای خیرش یاد نمود و گفت خدایا دل او را منور گردان و در دو جهانش عزیز گردان گویند چون خواجه وفات یافت در خوابش دیدند پرسیدند که خدای تعالی با تو چه کرد جواب فرمود که بدعای پیر زنی مرا بیامرزید . بیت همت از آنجا که نظر ها کند خار مداوش که اثر ها کند
۵۴ مزار متبرکش اکثیر احمر است و ایشان را برادری بود صاحب کمال کارهای بسیار کرده و حجهای پیاده گذارده و در جنب بازار فیروزآباد در میان مدرسه او را دفن کردند . امام فخرالدین رازی (رح) امام الهمام الداعی الی الله فخر الحق والملة والدین ابو عبدالله محمد بن عمر الرازی القرشی التمیمی البکری از فحول ائمه و علمای عصر خود بوده و از میان انصاف معتبر که اش تصانیف بسیار از وی در جمیع علوم منقوله و معقوله در روی زمین انتشار دارد و در زمان سلطان غیاث الدین غوری در هرات ترقی نموده و سلطان موصوف مسجد جامع هرات را باسم شافعیه بجهۀ امام مذکور بنا نموده هر روز جمعه آنجا به نصیحت مسلمانان مشغول میشده و کمالات ایشان فوق الحصر و البیان است ولادت ایشان در بیست و پنجم ماه رمضان سال پنجصد و چهل و چهار هجری و فاتش در روز دو شنبه عید فطر سال ششصد و شش هجری و مشهور است که در حین وفات این رباعی را انشاء فرموده اند !
۵۵ رباعی هرگز دل من ز علم محروم نشد کم ماند ز اسرار که مفهوم نشد هفتاد و دو علم درس خواندم شب و روز معلوم شد که هیچ معلوم نشد مدفنش در خیابان هرات معروف و مشهور و بفیوضات ربانی مشرف و معمور است . سلطان میر غیاث الدین (رح) سلطان غازی عادل متمکن بر مسند عدل و صدق و یقین سلطان غیاث الدین از کمل سلاطین ایام و افضل ولات بوده و کمال عدالت پروری و مسلمانی او شهرت تمام دارد و پیوسته بتربیت علما و تقویت صلحا و فضلا و تشعیت شرع محمدی صلی الله علیه و سلم اشتغال میفرمود و در تمهید قواعد جهاد با کفار وقامع و قمع اشرار مبالغه تمام مینمود و مذهب شافعی داشت و از آثار خیر او بنای مسجد جامع هرات است که از غنیمت حلال باساس تقوی موسس و صفای آن از خلوص عقیده بانی خبر میدهد و همواره معبد اولیا و اتقیا بوده و است و مشهور است که چهار جمعه یکنوبت حضرت خضر علیه السلام آنجا به نماز حاضر میشود و هرگز از اهل غیب خالی نیست و بسی سالك جلد میباید که شب تنها در آنجا قیام نماید و در
۵۶ طرف جنوبی مسجد بز رگوار بصف ا ول در ر کعت نماز گذارد ن و مر ا د خو استن ا ثری تمام دا ر د (۱) و در شمال مسجد متصل مد ر سه غیا ثیه خا نقا هی است . که ا کثر مشا یخ در ان مو ضع متبرك بخلو ا ت و ار بعینا ت بسر بر د ه ا ند و بیدا ر ی از ا هل دل د ر ین مو ضع متبر ك به مقا صد کـلیه فا یز آمد ا ند و در میا ن گنبدی که در صفه شما لی است مد فو ن گشته و بعضی از ملو ك کر ت نیز د ر ا ن گنبد مد فو نند و در طر ف غر بی گنبد مذ کور مد ر سه معمور گشته آ نهم از آ ثا ر و بنا ی او ست و ا ین مسجد شر یف ا ز عجا ئبا ت مسجدها است ، چنا نچه و سعت آن شا نز ده جر یب ا ست چها ر صد و شصت گنبد د ا ر د و صد وسی و شش ر و ا ق و چها ر صد و چهل و چهار پیل پا یه وشش د ر و ا ز ه اما د ر تا ر یخ نهصد و چها ر هجر ی در و قت سلطا ن حسین میر زا دا را ی صیا نت تد بیر و ز یرامیر علی شیر تجد ید و تر میم مسجد را به طر ز جد ید نمو د ه چنا نچه کا شین کا ر ی و میذ نه و ا طرا ف مسجد شر یف بسنگ مر مر آ با د نمو د ه و تا ر یخ آ با د شدن مسجد مذ کو ر ا ین د و ر با عی است . (۱) از ینجا تا آ خر الحا قیست .
۵۷ قطعه تاریخ مقصوره و طاق مسجد شهر * گردیده خراب بود از دیر شد امر ز غیب گشت تاریخ * وفق لبنا ئه علی شیر وله ایضاً ۹۰۴ ز تعمیر این بقعه جان یافت فیض * که مانند خلد است ماوای فیض چه از فیض اتمام شد بهره مند * خرد یافت تاریخ ان جای فیض و در سال هزار و چهل و پنج هجری در عهد شاه اسماعیل صفوی باز دو مرتبه خراب گردیده بود تا در سال هزار و دو صدو پنجا ه وسه هجر ی ایوان سمت شما لی مسجد را و زير يا ر محمد خا ن درا نی آ با د نمو ده و در ابتدای سلطنت پادشاه اسلام ضیاءالملة و ا لدین ا میر عبد الرحمٰن خان مرحوم ايوان قبله که خر ا ب شده بود آباد شد ، و در سا ل هزار و سه صد و بیست و پنج هجری پادشاه مسلمین اعلیحضرت سراج الملة و ا لد ین ا میر حبیب ا للّٰه خان خلد ا للّٰه ملکه به طريق د و ره تشر يف فر ما ی دار النصرت هرات شدند چون مسجد متبر ك ر ا از آ ثا ر قد يمه د يد ند و بمرور ا يام ر و ی با نهد ا م نها د ه بو د ا مر و ا ر شا د فر مو د ند كه مبلغ د و لك ر و پیه از عین ا لما ل خو د شهر یا ر ی
۵۸ آبادی مسجد شریف بشود، و صداقت نشان شاه قاصی دوست محمد خان را که از نظمیای ملک بود آن را مقرر این خدمت نمودند همان بود که به مدت پنج سال به طرز قدیم آباد شد ! رباعی خدایا تو این شاه درویش دوست * که آسایش خلق در ظل اوست بتوفیق طاعت دلش زنده دار * بسی بر سر خلق پاینده دار و از جمله عجایبات که در این مسجد شریف است دیگی است که نهایت بزرگ جنس آن از هفت جوش است بجهة شربت دادن در ایام متبرکه ساخته شده است و بسیار منقش و در زمان ملوک کورت قلندر نام قناعی از عین المال خود آنرا وقف نموده است و این دو بیت در مدح پادشاه وقت در آنجا مسطور است ! رباعی هزار سال جلالی بقای ملکش باد * شهو را و همه اردی بهشت و فروردین بسال هفتصد و هفتاد و شش از هجرت * که نفشبند حوادث نمود صورت این
۵۹ شیخ محمود بن محمد سرمقی [رح] شیخ الاصفیا کمال الملة و الدین محمود بن محمد سرمقی رحمة الله علیه اصل ایشان از سرمق فارس بوده که قصبه مشهور و معروف است و تمام آن قصبه وقف حرمین شریفین است و در زمره جوانمردان مشایخ هرات معدود گشته اند و در زهد و تقوی یدی طولی داشت و در قریه که بخواجه سرمه مشهور است مدفون شده قبرش معروف و هویدا است و سلاطین ماضیه بر سر تربت آن عمارت عالی بنا نموده اند و حال آباد است و خانقاهی وموقوفاتی دارد هرچند که معاملات اوقاف درین ایام مشتق از توقف می باشد اما امید است که بمیامن حضرت خلافت پناه غلات اوقاف بمصارف استحقاق برسد و در اراضی آمال تخم اقبال کاشته شود . شیخ سیف الدین ترک (رح) شیخ ابدال و از ابناء ملوک بوده مجذوب گشته و نظر از شیخ قطب الدین حیدر زاده یافته و خوارق عادات از ا و بسیار ظاهر شده چنانچه اهالی هرات به
یکباره گی معتقد آن بوده هر چند کسوت ملا متیا ن اختیار کرده اما بواسطه جذبه او را معذور میداشتند ابتدا در خیابان هرات قریب مزار خواجه علمدار بسر میبرده از بسیاری تردد اهل هرات به تنگ آمده آخر به گازرگاه شریف نقل کرده و آنجا به عبادت مشغول شده چون وقتش رسید برخواست و بحوض آب درآمده غسل بجا آورد و بمنزل خود رفت و بنشست و کلمه شهادت گفت و جان روان تسلیم نمود و مریدان پیش آن صقه رابته اندر میگویند همچنان نشسته است درویش داد بابو (رح) درویش عارف و سالک اصلش از مصر بوده و چرم گری میکرده گویند روزی شیخ پوست ها را در تغار نهاده بود روزی دیگر چون برخواست آن پوست ها را پیراسته و چرم شده یافت از ان سبب او را حالی پیش آمد و توبه کرده و متوجه راه حق شده و در زمان سلطان غیاث الدین غوری به هرات آمده و سلطان مشارالیه به صحبت او تقرب میجست واز احوال سفر خود عجائب و غرائب بسیار دیده بود بیان میکرد
۶۱ و سلطان میفرمود که با بو داد سفر داری از ان جهة ایشان را داد با بو میگفتند نام اصلی ایشان درویش حاجی محمد است تا ریخ و فاتش محقق نشده اما مدفنش در بیرون درب قطبی چاق است مقابل خانقاه زیده آغا متصل براهی که بمصر خ میروند . حضرت میرحسینی قدس سره قطب ربانی و محقق صمدانی سید الکبیر حسین بن عالم بن ابی الحسن المشهور به سید حسینی العلوی عالم و عارف و محقق و موحد بود اصلش از نواحی (۱) غور بوده و از مریدان شیخ رکن الدین ابوالفتح بوده و او از مریدان پدر خود شیخ صدر الدین بوده و او از مریدان شیخ زکریاء ملتانی است مشایخ بسیار دیده و خدمت ها کرده و مصنفات میر حسینی معروف و مشهور است و معرف حال اوست مثل نزهة الارواح و طرب المجالس و صراط المستقيم و گنج نامه وزاد المسافرین و کنز الرموز و دیگر (۱) در غور قریه ایست که آن را گریوه نامند که آنجا مولد و مسکن شان بوده است و تا حال آثار شان در ان قریه موجود و معروفست كذا هو الظاهر .
۶۲ رساله ها (مصراع) سخنش خود معرف هنر است وفاتش در سال هفتصد و هجده هجری و تاریخ وفات ایشان درین دو بیت مذکور شده است . بیت ده و شیش از مه شوال هفتصد و هجده نمو د واقعه افتخار آل محمد روان سید سادات عصر میر حسینی شد از سراچه دنیا بدار ملك مخلد و قبرش در مصرح هرات در خطیره حضرت سیدعبدالله بن حضرت معاویه بن حضرت عبد الله بن حضرت جعفر الطيار است رضى الله عنهم و فیض از مرقدش میبارد بیت هر کس که زملك آشنائیست داند که متاع ما كجا نيست مولانا عبدالرحیم [رح] المشهور به پیر تسلیم امام عصر و مجتهد دهر نظام الحق و الدين مولانا عبد الرحيم الخوا فى المؤثر تائیادی از ائمه دین و اجله اهل یقین و از اقران شیخ علاء الدوله سمنانی و شیخ قطب الدین جا می و شیخ محمد خلوتی خوارزمی و شیخ قوام الدین بسطامی و استادان مولانا محمود زاهد مرغابی و مولانا ابوبکر تایبادی بوده و اصلش از برایارد
۶۳ خواف است اما در هرات بسر میبرد و مشارالیه و معتمد فیه زمان خود بوده و سخنان او نزد حکام کالنص القاطع بوده و معاملة اذعان و تسلیم اومنور و روشن است وقصۀ شهادت آن بواسطۀ مخالفت غوریان شهرتی دارد القصه خود را فدای اهالی شهر ساخته وبا ین ضابط عمل نمود که شهر قلیل از برای جلب کثیر داخل خیر کثیر است و زیارت مرقد شریفش در حصول مطالب به تجربه‌ رسیده است و قبرش درخیابان مشهور و معروف و شهادت ایشان در سال هفتصد و سی و هشت هجری است . مولاناظهیرالدین غوری (رح) مولانا شیخ الاسلام سعید فرید دهر و وحید عصر مولانا ظهیر الدین محمد بن احمدغوری بسیار بزرگ و صاحب کمال و مستحق تعظیم و اجلال بوده و در ولایت غور متولد شده اند و بعد از واقعه هلاکو در هرات آمده ملجا اکابر گشت هفت نوبت حج گذارد و از اقران پیر تسلیم بوده واکثر حفاظ خراسان کلام الله را از او اخذ کرده‌اند و سلسله نسبش به خلیفه حضرت رسول الله صلی علی علیه و سلم حضرت ابوبکر الصدیق
۶۴ رضی الله تعالی عنه منتهی میشود و فاتش در سال هفتصد و سی سه هجری مدفنش در پهلوی پیر تسلیم در خیابان است. شیخ ابونصر جامی (رح) قطب الحق و الدین ابو نصر یحیی جامی بن ابوا لفضل جامی قدس سره اصلش از جام ولادتش در نیشابور بوده ونشو و نما در هرات یافته و از اکابر علمای و مشایخ خراسان بوده و حدیت شریف پیش پدر خود خوانده و با شیخ علاوالدوله سمنانی رحمة الله علیه و شیخ صفی الدین اردبیلی و مولانا اعظم مجد الدین اسماعیل وقاضی القضات فارس صحبت داشته و هفت مرتبه حج گذارده و بخدمت مشایخ حجاز رسیده و فاتش شب پنجشنبه بیست و یکم جمادی الا خر سال هفصد و چهل و يك هجری و مدفنش در بیرون درب فیروز آباد در خانقاه که ملك معز الدين ابو الخير محمد کرت بجهة ایشان بنا فرموده وجد وحال وفضل و کمال ا و متجاوز ا لحصر والبيان است .
۶۵ شیخ قوام الدین بسطامی قدس سره شیخ الاسلام عالم ربانی و ینبوع مکرمت و نیکنامی شیخ قوام الملة و الدین بسطامی از ائمه دین و اجله اهل یقین و حنفی مذهب بوده و از اقران شیخ علاو الدوله سمنانی و شیخ قطب الدین جامی و اکفاء ایشان بوده خرقه از دست پدر خود شیخ جمال الدین عبدالمجید پوشیده وعلو مرتبه او را خواص و عوام اعتبار میکردند و سلسله خرقه ایشان به سلطان بایزید بسطامی منتهی میشود و بفضل کرامات و مقامات مقامی دارد و بسیاری از اکابر دین فیض از دامن او خواسته اند و در سال هفتصد و چهل و سه هجری در هرات وفات نموده و بموجب وصیتش در خیابان در خطیره امام فخر الدین رازی رحمة الله علیه ایشان را دفن نمودند. مولانا محمود مرغابی [رح] قطب الاولیاء و الاوتاد مولانا محمود زاهد مرغابی جلال الملة و الدین از اکابر عصر و یگانه دهر وعالم به علوم ظاهره و باطنه و حنفی مذهب و از اصحاب
مولانا نظام الدین پیر تسلیم بوده و کرامات فراوان از ان منقول است میگویند که هر سال وقت محصول کشت پنج خروار آرد در خمها میریخت و تا آخر سال ازان خرج میکرد گاهی آرد بمردم صد من دادی هرگز ازان خمها کم نگشتی وفاتش در سال هفتصد و هشت هجری مدفن ایشان در قریۀ مرغاب هرات معروف و مشهور است ؛ و خاقان سعید هر سال دو نوبت بزیارت ایشان میرفت ، رحمة الله عليه . قاضی جلال الدین محمود [رح] ملك القضاة والحكام مناهج الحلال والحرام نقطۀ دائرۀ شریعت و مدار مرکز حقيقت الواصل الى جوار رحمة الملك الودود قاضى جلال الدين محمود الامانی قاضي القضات هرات ، از متعینان اكابر قبة الاسلام هرات وملجا سلاطین و از اولاد سرور ارباب تحقيق اميرالمومنين سيدنا حضرت ابی بکر الصديق رضى الله عنه ومقدم ارباب عمايم واهالی مملکت خراسان بوده پیوسته ملوك و حكام به صحبت شریفش میرفتند و در جزئیات وکلیات او را ؛ مشار اليه و مدار اليه میدانستند و در مکاتیب که بفرمان ملك معز الدین بایشان میفرستادند ملك
۶۷ مشار اليه بخط خود بر حاشیه مکتوب ثبت میفرمود که بنده مخلص دولتخواه حین کرت و امثال این تعظیمات واقع میشد ، وتقوی وزهد وورع با قصی الغایت داشت ! و خاقان صاحب قرآن پیش ، از زمان ظهور جهان گیری با او ملاقات کرده بود و بسیار معتقد او گشته و فاتش در سال هفتصد و هشتاد هجری مدفنش در خطیره حضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره در مقبرة القضات است . شیخ سیف الدین خلوتی [رح] شیخ کامل صمدانی در علم حقیقت و ورع و زهد و تقوی ، و علوم ظاهر و باطن صاحب کمال بوده مولدش در هرات و در خوارزم نشو و نما یافته و در هرات اقامت فرموده و از دست شیخ عالم شیخ محمود خلوتی خرقه پوشیده و کرامات عجیبه و احوالات غریبه از وی منقول است و در سال هفتصد و هشتاد و پنج هجری وفات نمود و در مزار خلوتیان قریه پل گازرگاه مدفون است .
شیخ ظهیرالدین خلوتی [رح] کهف الطالبین شیخ ظهیرالدین خلوتی در علم قرائت فرید عصر خود بوده و جناب ولایت مآب مولانا زین الدین ابوبکر تایبادی در شان او فرموده که در زیر طاس فلك مثل ظهیرالدین خلوتی نمیدانم و مولانا شرف الدین عثمان زیار نگاهی فن قرائت را ازو اخذ کرده ومدتی مدید ملازمت شیخ سیف الدین خلوتی به تقديم رسانیده ودر سال هشتصد از دنیا رحلت کر د ه ودر مزار خلوتیان او را مدفون ساختند و در این مزار بسیاری از عزیزان واولیاء وارباب کشف وتسخیر مدفونند هر که اندك قابلیت داشته باشد در آن منزل بتوجه تمام درآید و همت از تعلق باغیار منقطع سازد فيوضات متتابعه باو واصل شود . اخی محمدواخی محمود (رح) پیران صاحب وقت ومجذوبان عالی وجدو از مفردان ومجردآ ان بابا سنگوی ابدال بوده اند هر کس که بزیارت ایشان میرفت ما فی الضمیر او را میگفتند تاریخ وفات ایشان بتحقیق نپیو سته اما اخی محمد در خیابان
ء ۶۹ ء در پهلوی مدرسه فرمان شیخ است و مدفن اخی محمود در کوه مختار است. پیر لقمه (رح) از هندوستان آمده در هرات مقیم شد. و سبب لقمه که لقب آن شده بود این است که هر که را دیدی گفتی لقمه ما کو و هر چه باو میدادند از حبوبات و نمك و صابون و کلوخ و غیره در يكدیگر انداختی و طعام ساختی و با نفس خود این نوع خطاب فرمودی که ای نفسك این است رزق تو اگر خواهی بخور و اگر خواهی بگذار منقول است که جمعی از تجاران گفتند که ما بسفر دریا رفته بودیم و در میان بحر کشتی ما بغر قا ب افتاده مضطرب احوال شدیم ناگاه پیر لقمه را دیدیم که بر روی آب پیدا شد و کشتی ما را از هلاکت گذرانید تا ریخ وفات او معلوم نشده و قبرش در خیابان است. درویش مسافر (رح) پیر کامل عارف و مرد با شکوه و صاحب حال بود و مدت چهل سال بهر نماز غسل بجا می آورد و
۷۰ در خیا بان در خطیره سعد که از اسباط حضرت حمزه (رض) بن عبدالمطلب است محاذی مدرسه گوهر شاد بیگم بنت امیر غیاث الدین مدفون است . سید اشرف بن سید مبارک شاه [رح] امام ربانی بی مثل و اشتباه سید برهان الملة و الدین اشرف بن مبارک شاه از فقها و فضلای عصر خود بوده و بمذهب حضرت امام اعظم ابو حنیفه کوفی رحمة الله علیه عمل میفرموده و استفاده علوم از مولانا شمس الدین محمد کرت و علامه زوزنی و مولانا رکن الدین شارح لباب و مولانا افتخار الدین نسفی و اقران ایشان کرده و مدت هشتاد سال در هرات فتوی نوشت و در سال هشتصد و سه وفات نموده قبرش در خیابان است . مولانا حسام الدین العبدی [رح] امام العصر والزمان الواصل الی جوار الفضل الاحدی مولانا حسام الدین العبدی رحمة الله علیه بسیار بزرگ و عالم و محدث بوده واز مولانا
۷۱ سیف الدین احمد الابهرى و مولانا شمس الدین کرمانی اخذ علوم نموده و فاتش در غره ماه شعبان سال هشتصد و هفت هجری بود ه و مدفنش در اندرون گنبد سیدالسادات شاهزاده عبدالله رضی الله عنه است : (منقول است که بعد از وفات او را بخواب دیدند گفتند که خدای تعالی با تو چه کرد جوابداد که دوازده هزار نفر را از ساکنان عالم غیب ملازم من ساخت تا بخواندن حدیث نبوی صلی الله علیه و سلم قیام مینمایند این بود ذکر جماعتی از اعیان که از ابتدای فتح اسلام تا سال هشتصد و هشت هجری در هرات مدفون گشته اند و تواریخ و اسامی ایشان نوشته شد والا فضایل و کمالات و کرامات این جماعة مذکوره در مجلدات نگنجد و در ین غرض تعیین مراقد و نام و نشان ایشان است امل واثق و رجاء صادق که برکات همم علیه این بزرگان لحظه فلحظه بروزگار زائرین واصل و متواصل گردد . - باب دوم - در ذکر جماعتی که در اندرون قبة الاسلام هرات باسم و لقب شهرت دارند و همواره حاجتمندان و سالکان
۷۲ بزيارت ایشان توسل میجویند و بمساعدت صدق خود بمرادات و بمقاصد خود میرسند لیکن از نسخه معتمد احوال این بزرگان مذکور نشده فاما مقرر است (ع) (جنبش گرد از سوار بود) تا عود در مجمر نباشد بوی بمشام طالبان نرسد اول بذكر اولیاء الله که در شهر مدفونند قیام نموده خواهد شد و بعد از ان اسامی طائفه که در ظاهر قبة الاسلام هرات و توابع آن آسوده اند بقلم می آید . شاه زاده فرخ بن خاقان [رح] از اعوان ابو مسلم مروزی است و از متعینان وقت خود بوده و شهید شده و پیوسته اهالی مملکت بزیارت او توسل میجویند و بمقصد میرسند و مدفنش قریب دروازه خوش متصل باره است . خواجه عبدالله مصری [رح] از متعینان اولیاء الله واکابر اتقیا بوده و در هرات او را هلاکو شهید کرده و زیارت مزار او عظیم متا تر است مدفنش در غاری که متصل برج قولع است و حاله همان محله را بنام مبارک ایشان یاد میکنند .
۷۳ خواجه مخفی [رح] قطب الزمان و غوث العصر والاوان در زمانه حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره بوده و کسی از حال وکمال او وقوف نداشته ومدفنش در باره درب قطب چاق قریب برج گوشه شهر و آنجا محل غیبیان وآستانه مراد است . مسجد چهار شنبه قریب برج خواجه عبدالله عصری رحمة الله علیه مسجدی است متبرک مشهور است که در گوشۀ آن مسجد از طرف جنوب خانه ایست که جمعی از اولیاء الله در انجا مقبورند وبآن خانه کسی نمیرود و بغایت مهیب جای است در روز چهار شنبه اهالی هرات بزیارت آن جا میروند و آستانۀ مراد است . مسجد گنبد خواجه نور در نواحی آن چشمه ایست و مسجدیست آنرا مسجد خواجه نور مینامند و بر پهلوی آن مزار یست مشهور بخواجه نور در روز چهار شنبه دو رکعت نماز حاجت در ان
مسجد گذار دن و مراد طلبیدن و بمقصود رسیدن از مجر با تست و میگویند که از بنای آنموضع الی یو منا هذا چهار هزار سال میشود والله اعلم و پیوسته در هر قرن از قرون ماضیه معبد مردم بود ه شیخ الاسلام و المسلمین شیخ زین الدین الخوافی قدس سره بسیار به مسجد مذکور میرفته و ی فرمودند که درین موضع بشرایع مختلفه و ادیان متنوعه طاعات و عبادات به تقدیم رسانیده اند و درین موضع فیض و حضور تمام بخواص عوام حاصل میگردد ؛ و در بعضی اساس گنبد مذکور چله خانه ها ساخته اند و آن خلوت خانه ها منزلی بس مهیب است و شبها دران موضع بسر بردن کار هر کس نیست و فی الواقع بسیار یا زحاجتمندان دران موضع بمراد و بمقصد رسیده اند که هر مستمندی سه چهار شنبه چاشت دران موضع دو رکعت نماز حاجت بگذار دالبتۀ کامروا گردد. خواجه امانت دار [رح] در محله میران مشهور است قریب دروازه فیروز آباد قدوة المشایخ هرات بوده و استمداد از همت ایشان اثری تمام دارد.
۷۵ خواجه مراد بخش [رح] در محله قالین بافان قریب درب عراق است هر که بصدق نیت توجه نماید البته مرادش حاصل شود و این معنی از مجرباتست . خواجه چهارشنبه [رح] در محله سلانی قریب برج شمعانی و از اکابر دین است و روح مؤثر گرم دارد و اکثر مردم شب چهارشنبه دران مزار میروند بسیار با فیض است . پیر غازانی [رح] در محله غازان قریب درب عراق از عزیزان و بزرگان بوده و طالبان بمیامن همت آن پیر صاحب کمال بمقاصد خویش میرسند . خواجه ابوالقاسم [رح] (آبگینه گر) در بازار خوش قریب دروازه امام وقت و اکابر عصر خود بوده و در زمان ابو مسلم مروزی شهرت داشته و بامداد و اعانت او
۷۶ فیض بر اثران میرسد. مزار چهل دختران [رح] در محله کلاگران متصل بفصیل شهر خلایق مملکت در آنجا میروند و فیض مییابند. مزار شهدا [رح] در رکن شرقی مسجد جامع شریف قریب باب خضر که مشهور و معروف است. اجد و باجه [رح] قریب درب فیروزآباد دو مزار است بیکدیگر متصل بآجه و باجه مشهور است و بس بزرگ است و ماجا نیازمندان است. بی بی نور (رح) در محله شمعان قریب درب عراق و مسجدی در جوار مزار عابده زاهده بی بی نور است و گویند که پل مالان بنا کرده اوست روح بغایت گرم دارد و زیارت مزار او از مجرباتست.
۷۷ شیخ محمد مکی [قدس سره] در اندرون درب قطب چاق از اولیاء الله ربانی بوده و مکرر انوار از قبر او تافته و هر کس آنجا مراد یافته . مسجد شهدا بر شمال خانه اسدان است در دیوار آن مسجد گویند شهدا مدفون و خلایق هرات آنجا توسل میجویند و فیض بسیار میبا شد . خواجه مظفر شهید [رح] در طرف جنوبی مسجد جامع هرات خانه خرابه‌ ایست در آنخانه دو قبر است یکی از ان دو قبر خواجه مظفر شهید است و زیارت او تریاق آزموده‌ است . مزار طفلکان بعضی از اطفال آنجا مدفونند در محله که بایشان شهرت دارد در میان درب فیروزآباد و درب خوش
۷۸ زیارت ایشان مجرب است در حصول مرادات و مهمات خواجه خاموش [رح] از قدماء مشایخ است و روح پر فیض دارد و مدفنش در جوار محله طفلکان است مزار سادات گنبدی است قریب بمحله طفلکان و سه قبر در آنجا موجود است که از کبار مشایخ و سادات بوده‌اند مشهور است که شب جمعه دران موضع مکرر انوار نزائیران میرسد اما تا ریخ وفات آنها معلوم نشد . اما بدانکه جمعی که در ظاهر بلوکات هرات قریب شهر در پرده اند بعضی از آنها که اسامی شریف ایشان در طبقات حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره بنظر رسیده و از اقران حضرت خواجه عبدالله انصاری بوده‌اند بعد از ذکر خواجه عبدالله انصاری علی سبیل الاختصار مذکور شد اول ایشان
۷۹ خواجه کاتب [رح] نزد اهل هرات چنان شهرت دارد که کاتب وحی آسمانی بوده اما در کتب احادیث محدثین او را از جمله کاتبان وحی نشمرده اند شاید که از کاتبان خلفای راشدین رضی الله تعالی عنهم باشد و روحی بغایت کرم دارد و ارباب کشف و ریاضت در مزار او بسیار فیض برده اند ومدفنش در محله شتربانان و باغ زبیده واقع شده و گنبدی بر سر تربت ان بنا کرده اند و خاقان سعید هر سال مکرر بزیارت مزار ایشان میرفته ، منقول است که محلی که حالاقبر اوست آتشکده گبران بوده چون ایشان به هرات آمدند آنجا مقیم شدند و خلایق را باسلام و متابعت دین محمدی صلی الله علیه و سلم دعوت میفرمودند بمیامن جد و جهد ایشان دین رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در هرات رونق تمام یافت و بسیاری از اهل صدق دیده اند که شب جمعه از قبر ایشان نور تافته است . خواجه کله [رح] سبب لقب کله انکه هر کس مرادی داشتی دو کله
۸۰ گوسفند نذر ایشان کردی و بدر ویشان آنجا میدادی بمراد خود میرسیدی مرقد ایشان در بیرون درب ملک محاذی گوشه هرات و گنبدی و صفه و حوض آب در محاذی قبر ایشان ساخته اند و حالا خراب شده است و همواره ارباب حاجت بآنجا تر دد مینمایند و پیوسته جمعی از درویشان ملازم ایشان بوده اند . خواجه یافته [رح] قریب حمام سلیمان شاه در اندرون دیواری که متصل بکوچه باغ زاغان است مرقد یکی از درویشان واقعشده که بخواجه یافته شهرت دارد درمقابل آن مسجدی ساخته اند و خلایق در آنجا میروند . خواجه چهل کزی [رح] در خلف باغ زاغان مزاری و صفه قدیمی است و قبر طویلی و روحی بغایت گرم دارد و شرف الدین قصاب آن صفه را ساخته است و پسرش در پهلوی آن صفه لنگری مختصر منعقد گردانیده و بر جنب آن حوض آب ساخته اند و آن محل را بخواجه چهل
۸۱ گزی میخوانند و از مزارات مشهور است ع (بیهوده سخن بدین درازی نبود) . خواجه سبز پوش [رح] در محله کج کجی است شیخ الاسلام و المسلمین كهف السالکین شیخ جلال والدلة والدين ابو اسحاق المر سدی روح الله روحه میفرمود . که از روح حضرت خواجه سبز پوش فیض فراوان میر سد و زیارت مزا ر آن از مجر باتست . خواجه مروارید [رح] بر کنار خندق درب عراق در خلف عمارت مجد د که ا کنون نواب کامکا ر میسازد از قدماء مشایخ هرات بوده و شهرت تمام دارد . خواجه مرادبخش [رح] قریب کوچه باغ زبیده مد فتش بر کنار راه واقع است و حاجتمندان زیارت او را آزموده اند .
۸۲ سید محمد مغربی [رح] درگورستان غریبان بر شرقی باغ زبیده واقع شده از مشایخ بزرگوار و از مشاهیر مزارات هرات است و فیوضات بسیار دارد . خاك صندوقی بر سر کوچه که بمحله باغ نو میروند میان درب عراق و درب فیروز آباد و آن محل را بآن میخوانند از مزارات مشهور است . کوی شهدا بر شمال حضرت امام عبدالّٰله الواحد شهید است وشهرت یافته که حضرت امام عبدالّٰله الواحد شهید را آنجا بشهادت رسانده اند والّٰله اعلم و حالا هموار شده . مسجد پنجه در مقبره خوانچه آباد در شرقی امام عبدالّٰله الواحد بن ابو مسلم مسجد یست که آن مسجد پنجه میگویند و همواره محل غیبیان بوده و شب ها تنها در ان جة
۸۳ بسر بردن کار هر کس نیست و بسیاری از درویشان واولیاء الله در آن خلوت گذرانیده اند و منزلی بغایت سهمناک است و حالا خراب شده است . خواجه مراد بخش [رح] در نواحی خواجه آباد در آنجا دو قبر است تنها در انجای بسر بردن کار هر کس نیست بخواجه مراد بخش مشهور است و بعضی سلطان پیر حاجات میگویند . شاه ابو القیس از بزرگان دین بوده مدفنش در جانب جنوب درب خوش در بلندی واقع شده و مسجدی در نزدیکی مزار او بنا کرده اند و پیوسته درویشان کامل آنجا بسر برده اند و حضرت قطب الاقطاب شیخ زین الدین خوافی قدس سره مکرر آنجا شب ها بسر برده اند و مریدان خاص خود را پیوسته بزیارت ایشان تحریص میفرمود .
۸۴ پیر غیبی مشهور بسلطان شاه زنده در بالای بلندی در طرف شرقی حضرت خواجه عبدالله طاقی قدس سره واقع شده و لوح قبرش متصل بر اصل دیوار ظاهر و هویدا است وزيارت آن از مجرباتست . پیرفخر ثانی از جمله ملامتیان بوده ومدفنش در بیرون درب خوش بمیان بازار چه متصل براه در دست چپ وقتی که از شهر بیرون آیند از عزیزان بوده وخوارق عادات از ایشان بسیار منقول است . مزار دختران در بیرون شهر قریب درب خوش نزديك كاروان سرای در خانه تنگی چند دختران متصل یکدیگر آسوده اند گویند که جمعی از دختران صالحات بودند واز خوف اشرار بخوانه رفته و در آنجا ناپدید شدند وبيك روايت بطريق دیگر نقل شده علی اختلاف الاقوال فیض و برکت بسیار دارد و بوی
۸۵ صلاح و تقوی از قبور ایشان بمشام جان طالبان و فواید بسیار بزائران میرسد. محمد ماه روی از اعزه و اهل دل بوده‌اند مدفنش در بیرون درب خوش در کنار خندق از ان راه که به گازر گاه میروند از میان باغ سفید اهل هرات بازگشت تماما بآن مزار دارند. خواجه روشنائی در نواحی باغ سفید مسجدی و لنگری آنجا ساخته اند و شهرت تمام دارد و بسیار حاجتمندان بزیارت آن مرقد میروند و بمراد و مقصد میرسند. بابا قَبْزه مجذوب در بیرون درب خوش آنجا که سقایان آب بر میدارند از مشاهیر مجانین بوده و خوارق عادت از ایشان بسیار صادر میشده.
۸۹ مولانا حاجی ابدال از مجذوبان و بدلاء وقت بوده و هر چه بر زبان او گذشتی همان شدی مدفنش در بیرون درب خوش مشهور و معروف . شیخ منصور از اکابر علما و افاضل قدما بوده فضل و کمال او بدرجه علیا رسیده مدفنش در گوشه میدان سعادت متصل بباغ اخی زرگر . خواجه آدینه بعلم ظاهر و باطن آراسته و در صورت و معنی صاحب کمال بوده اما مدفنش قریب حوض چهار باغ ترکان در کنار راه بطرف جنوبی مقبره حضرت قطب الاقطاب خواجه عبد الله طاقی قدس سره . خواجه کوزه گر از بزرگان دین و اجله اهل یقین بوده مدفنش بیرون درب خوش قریب بکر آباد .
۸۷ مقبره گازرگاه چندان اکابر و اقطاب و اولیا آنجا مدفونند که شرح و بیان ایشان در مطولات نگنجد مشهور است که حضرت شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری قدس سره میفرموده اند که بسیاری از دوستان خدا در این مقبره در پرده اند و این فقیر مصنف کتاب از مولانا اعظم سعید و شیخ ارجمند الی جوار رحمة الکریم الوافی مولانا رکن الحق و الملة و الدین الخوافی شنیده ام که میگفت که چهار هزار اولیای کامل در گورستان گازرگاه در قبر اند و فیض در ان محال ریزان است اول ایشان زیارت خواجه کان هفت چاه قریب مزار حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره معروف و مشهور است و اهل هرات بعد از زیارت حضرت خواجه بدانجا میروند و هفت نوبت گرد آن مزار میگردند و هفت سنگریزه را گرفته بر هر کدام سوره قل هو الله احد را خوانده بر آن جا میریزند و خالی از حالی نیست .
۸۸ محیی السنته در گورستان خیابان بر دست راست رونده نزديك مقبرۀ معماران از بزرگان بوده‌اند امانه آن محیی السنة که مؤلف کتاب مصابیح و معالم التنزیل است و مقرر است که مدفن مبارك ایشان در مرو الرود واقع شده . خواجه علمدار در مقبرۀ خیابان نزديك به قبر پیر تسلیم شهرتی دارد و مقرر است که در مقبرۀ مذکوره اعزه و اکابر و متقدمین و متاخرین مدفونند و در مجالس طالبان و راغبان ارواح مقدسۀ ایشان بامد اد و اعانت مشهور . شیخ مسافر از کمل درویشان بوده و در فقر ید طولی داشته تاریخ وفاتش معلوم نشده اما مدفنش محاذی مدرسۀ گوهر شاد آغا در طرف شرقی راه خیابان نزديك حوض .
۸۹ باباهدای مجذوب از زبردستان مجانین بوده در ایام ملوک کرت بجذبه رسیده و بسیاری حکایات غریبه ازوی منقول است مدفنش در خیابان قریب سرکوچه که بساق سلمان میروند معروف و مشهور مزارسر کوچه در سر کوچه که بشادی بره میروند بطرف شمال با غ زاغان متصل براه از دست راست رونده چون بمزار حضرت خواجه ابوالولید احمد (رح) میروند مزار یست در بلندی واقع شده یکی از بزرگان سادات است روحی بغایت گرم دارد و قبر او شاهد حال اوست شیخ ابوالعلاء در بیرون گنبد خواجه ابوالو لید احمد (رح) بر جانب قبله واقع شده از کبار اولیاء بوده و زائران بعد از زیارت حضرت خواجه ابوالولید بآنجا میروند واستمidad همت می نمایند مجرب است
۹۰ خواجه اولین از اعزه مقربان درگاه راه حق بوده مدفنش قريب پل تکار بر سر راه ملدام شهرتی تمام دارد از اکابر و ارباب حيرت بوده هرگز سواره ازان راه کسی نمیتوانست که بگذرد و بسیاری از اهل دل آنجا به فیض رسیده اند . خواجه چهارشنبه مد فتش قريب پل دل قرار بر کنار راه دل مالان از بزرگان فقراء بوده اند و زیارت ایشان را مجرب نموده اند پیر سرخ از کبار درویشان بوده اند مد فاش در قریه سرنان بلوك گذاره . خواجه کنجان از قدماء مشایخ و اولیاء هرات بوده اند مدفن ایشان در اعلی سیاوشان است از بلوک گذاره .
۹۱ خواجه عزیز از مشاهیر اولیاء هرات بوده مدفنش در قریه کول نشین. خواجه مسعود بس عزیز و مقرب بوده ومدفنش در قریه داد شان است. خواجه محمد بی نظیر از اعزۀ وقت خودبوده وازشاگردان شیخ عبد الرحیم مالانی بوده و در دشت یلان آسوده اند بغایت بزرگ و صاحب معرفت بوده اند مدفنش قریب چشمۀ مالان است. خواجه شیرسرخ از مریدان خواجه عبدالرحیم مالانی است مشهور است که نسخۀ کتاب از خواجه عبدالرحیم در مکه مبارکه ماند. بوده وخواجه را بمطالعۀ آن مهمی افتاده بود روزی برف عظیم میبارید فرمود که کیست برود و آن نسخه را بیارد بعد از تامل بسیار شیر سرخ را طلب کرد وجای نماز خود را بوی داد و گفت برو وان کتاب را بما رسان درحال
[BLANK PAGE]
۹۳ خواجه رخ (۱) از پیران طبقات معدود گشته و مقامات او میان اهالی هرات شهرت یافته مدفنش در قریه شمعان است . خواجه پنج شنبه از مفردان و عالی همتان د هر بوده از زیارت او طالبان بمراد میرسند مدفنش در نزديك پل مالان است . خواجه کازرمالانی از قدماء اوتاد و کمل افراد هرات بوده و مردمان از همت علیه او استمداد نموده و می نمایند مدفنش در قریه مالان است . خواجه سلیم از اکابر درویشان ماضی است مدفنش در قریه مالان است . (۱) وقیل خواجه سیه پوش .
۹۴ خواجه سلیم دستجردی از متعینان اولیاء بوده مولانا شمس الدین سفو جردی در همه ساله از سفو جرد پیاده بزیارت مر قد او میر فته و استمداد و استفاده می نمودند مد فتش در میان گوا شا نچه و رنجان بلوك گذاره است . خواجه طلقانی خواجه محمد بن عبدالر حمن طلقانی مالانی بس بزرگ بوده و صاحب کمال مد فتش درقریه دستجرد قبله چهار باغ فیر و زه است . شیخ علی کاکو از كبار درویشان بوده و خوارق عادات ازایشان بسیار منقول است قبرش در زیارتگاه است قریب با زار چه . شیخ سراج الدین بلخى الاصل بوده و در علم تفسیر و حدیث ید طولى
۹۵ داشت و مدتی مصاحبت با پیر تسلیم نموده و وحدت بس عالی داشت مد فنش در قر یه شمعان است . شیخ علیا از اکا بر فقراء و اعاظم عر فاء بو د . مدفنش در قر یه اسفغان است بلو ك گذاره است . خواجه بختیار از در ویشان صاحب حا ل بو ده و قتی بس گرم داشت قبر ش هم د ر اسفغان است . بابابکر از قد ما ء مشایخ هرات بو ده و صا حب مقام عالی مد فنش د ر قر یۀ تیر زان ا ست بلو ك ادوان . پیر ترك از مجذو بان واهل حال بو د . قبرش در بشرات است . خاجی محمدزاده ا ز ا قر ا ن قد وة ا لعر فاء مو لانا جلال ا لد ين محمود
۹۶ زاهد مرغابی ست قبرش در زیارتگاه است . شیخ ابواسحق از کبار محدثان و ائمه سلف بوده وفاتش در سال دو صد و بیست هجری بوده و مدفنش در قریه شکیبان سفلا است . شیخ ابونصر از قدماء مشایخ و اولیاء و معاصر شیخ الاسلام احمد الجامی است مدفنش در شکیبان علیا است . پیر چهار تخته بسیار عزیز و صاحب کمال بوده تأریخ وفاتش معلوم نشده مدفنش در شکیبان علیا . ای عزیز بدانکه از مواضع متبرکه و اماکن میمونه قبه مختار است بالای حوض ماعیان و همواره منزل اهل غیب می باشد و عزیزان و بزرگان در آن جا بفیض رسیده اند و در روزهای سه شنبه در آنجا رفتن و دو رکعت نماز حاجت گذاردن فوائد بیشمار دارد و تجربه شده .
۹۷ قبر سرخ در کوه که به بند قارون مبر و ند متصل است در پشت قریه ساق سلمان معروف به قبر سرخ صورت قبر در آن موضع ظاهر است هر که را مهمی رسد باید که غسل کند و جامه نو پوشیده و بآنجا رود هزار سنگریزه خورد بر دارد و بعد از ان دور کعت نماز بگذارد و در مقابل قبر آن بنشیند و بروح پاك حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و سلم توجه کند و هزار یک نوبت بگوید که صلی الله عليك يا رسول الله و هر نوبت که این را گفت يك سنگريزه را بجانب قبر اندازدو چون تمام شد مراد خودر ا طلب کند و در حین مراجعت سه درویش را دهان شیرین کند البته مرادش حاصل شود باب سوم در ذکر جماعتی از اولياء و اکابر وعلماء و عرفاء که بعد از وفات امیر تیمور کورکان که در خطه هرات و توابع آن بجوار رحمت قاضی الحاجات انتقال فرموده اند .
۹۸ شیخ شهاب الدین بسطامی (رح) شیخ الاسلام والمسلمین مرشد السالكين صاحب المقامات العليه و الدرجات السنيه كعبة الواصلين و قبلة الانام شیخ شهاب الدین بسطامی قدس سره از اکابر اولیاء وقت خود بوده و با شیخ قطب الدین یحیی ایجامی قدس سره صحبت داشته و حدیث بر او خوانده و تلمیذ شیخ قوام الدین بسطامی رحمة الله عليه بوده و استفاده علم فقه را از امیر سید جلال الدین کرمانی به تقدیم رسانیده اند و بعد از تحصیل علوم بریاضت و در ویشی مشغول شده چندانکه بمرتبه ارشاد رسیده و کرامات و مقامات و کمالات او زیاده از آن است که در این مختصر گنجد و تالیف آنجناب در علوم ظاهر و باطن در میان مردم مشهور است چنانچه علو مرتبه آنحضرت از مضمون آنها معلوم میشود و همواره معتقد فیه سلاطین و خواص و عوام بوده ملك معز الدین حسین کرت جهت مریدان شیخ خانقاه بنا کرده در خیابان و خانزاده بیگم زوجه پادشاه سعید مزین سریر عظمت و سلطنت بی اشتباه امیرزاده میران شاه
۹۹ انار الله برهانه در محله باز او خوش خانقاهی بس عالی ساخته و وقفی وافی دارد و بواسطهٔ قصور همت و فتور که در موقوفات است اکنون خانقاه مشرف بر خرابی است امل واثق که بمیامن معدلت حضرت خاقان خلافت پناه این خیر جاری نمودار شود مشهور است که هرگز شیخ شهاب الدین قدم در ان موضع ننهاد بلکه در مرور ایام بانجا نظری نمیفرمود و خواجه عزیز و خواجه محمود مدرسه ها جهته شیخ ساخته اند فاما شیخ در آنجا درس نگفت بلکه تعیین مدرسها فرمود و خاقان صاحب قرآن قطب السلطنة الدنیا والدین امیر تیمور کورکان انار الله برهانه تعظیم شیخ را باقصی الغایت بتقدیم میرسانید چنانچه اهالی هرات را در فقرهٔ بشیخ بخشید و آن شهرتی دارد و رحلت او بعد از وفات خاقان مذکور به پنجاه در آخر سال هشتصد و هفت هجری واقع شد و مدفنش در خیابان در خطیرهٔ امام فخرالدین رازی است قدس سره. شیخ عبدالحق طوسی از علماء صورت و معنی و از اقران شیخ شاه فراهی
۱۰۰ و شيخ علاء رافعی و شيخ اسمعيل خوارزمی بوده و پيوسته در معرفت و محبت سخن ميراند تاريخ وفاتش معلوم نشده مدفنش در قريه خواجه سرهق در بيرن مشهد خواجه جلال الدين سرمقی است . شيخ علی رافعی از مشاهير متأخرين و عالم بعلوم ظاهره و باطنه و زاهد و متقی و ناصح و واعظ بوده وبا امير سيد علی همدانی و شيخ سيف الدين خاوتی و شيخ زين الدين ابوبكر تايبادی رحمهم الله صحبت داشته و عمرش به شصت و سه سال رسيده قبرش در خيابان است . شيخ شمس الدين بخاری (رح) از اهل كمال و سر حلقه عارفان و ابدال و اصلش از بخارا بوده و در شيراز بسلوك مشغول شده و بعد از وصول بمعارج ارشاد بهرات آمده و در قريه سروستان بسر ميبرده و ديوانی در حقايق گفته صباح يوم جمعه هفدهم جمادی الاول سنه هشتصد و سيزده جامهای که دو روز عيد می پوشيد در بر كرد و خرقه
۱۰۱ پشمین بالای آنها بپوشید و بدست مبارک خود قبر خویش بکند و جامه آخرت راست کرد و در عقب غسال بفرستاد چون غسال بیامد بفرمود تا آب را گرم کردند و غسال را تعلیم غسل و قرائت بیاموخت و از حاضران مجلس استمدادی همت طلب نمود و گفت وقت رحلت ما رسیده چون در خلوت در آیم مترصد باشید تا سه نوبت بگویم یا هو بعد از ان بغسل و تکفین من مشغول شوید بهمان منوال کار راست شد چون در آمدند قالب تهی ساخته بود او را در انموضع که طرف شمالی قریه سر وستانت دفن نمودند و در مزار آن فیض بسیار است و از لطایف اتفاقیه اینکه از بخارا که هشتصد و سیزده است تاریخ وفات او معلوم شده . مولانا شمس الدین محمد ظهیر شیخ الاسلام مقبول الخواص و العوام ناصح الانام العالم الحریره مولانا شمس الدین محمد بن ظهیر از جمله مشاهیر علماء هرات بوده و کشف قلوب و قبور داشته و پیوسته بوعظ و نصیحت مسلمانان قیام مینمود . و مرجع اکابر واهالی مملکت هرات گشته و همواره کشف سالکان
۱۰۲ و مشکلات و حل معضلات ایشان میفرمود و باطعام مساکین و بذل وجود شهرت تمام داشت و جنیان مسخر او بودند و حج گذارده بود و در سال هشتصد و چهارده هجری از دنیا رحلت کرده و قبرش در خیابان است در جوار پیر تسلیم و زیارت او از مجرباتست . شیخ اسماعیل خوارزمی از جمله مشایخ خوارزم و از جمله مریدان شیخ الاسلام ربانی شیخ علا الدوله سمنانی بوده و با فرید الدین یزدی و شیخ الاسلام قدوة العارفین شیخ عفیف الدین جنید المرشدی صحبت داشته و از اقران شیخ عبد الحق طوسی قدس سره و شیخ ابو سعید خلوتی و شیخ جمال الدین سمنانی معدود گشته و حج اسلام را در یافته و مشایخ حرمین الشریفین را زیارت کرده مشهور است که بیست و چهار سال آب نخوردند و کشف قلوب و قبور داشته و استمداد همت ازوی بسیار واقع شده وفاتش در ماه رمضان سال هشتصد و چهارده هجری و مدفنش در بیرون درب ملك قریب خانقاه شیخ چاوش در گنبدی که منزل او بوده است واقع شده .
۱۰۳ شیخ ابوسعید خلوتی از انزه مشایخ هرات بوده و هروی الاصل و مرید شیخ سیف الدین خلوتی بوده وزهد و مقامات و ریاضات او شهرت دارد و عمرش به نود سال رسیده و در آخر نابینا شد . و در غره ذی الحجه سال هشتصد و بیست هجری وفات یافته و در خطیره خلوتیان مدفون گشته و قبرش معروف است . سید قدسی در علوم ظاهری و باطنی صاحب کمال بوده و در زمان خاقان سعید از جانب قرشی بخارا در هرات تشریف آورده و چند وقت در قبة الاسلام هرات توقف نموده و در هرات وفات یافت مدفنش در کوه سید عبدالله مختار است . مولانا شمس الدین محمد الزاهد المتورع المتقی المشهور به ملای کلان از اکابر زهاد و عباد خراسان بوده و حنفی المذهب و از اصحاب شیخ زین الدین ابوبکر تایبادی و مولانا
محمود زاهد مرغابی و شیخ شاه فراهی بوده و مواعظ پیرتسلیم را ایشان جمع نموده و در سلك نظم آورده و کمالات ایشان پیش ازان است که در ین مختصر جمع توان کرد ود را مر معروف و نهی منکر ید طولی داشت و از صحبت مردم آخر احتراز مینمود و هر چند خاقان سعید خواست که به صحبت او مشرف شود بجای نرسید عمرش بهفتا دود و سال رسیده مد فن ایشان در مقبره زیارت گاه است مولانا جلال الدین افتخار مولانا اعظم افضل قراء خراسان اکمل ابرار مولانا جلال الدین افتخار الحقه الله تعا لی با صحا ب دارالقرار از جمله علماء هرات بوده و در فن قراءت ید طولی داشت و جميع قرائات عشره را بر شیخ الاسلام و خاتم المجتهدین شمس الملة والدين محمد بن الجرزی خوانده و در علم حدیث نیز مهارت تمام داشت و کتبخانه معمور وقف طلبه کرد وفاتش دو سال هشتصد و بیست و سه هجری مدفنش در خیابان در سرکوچه امام فخرالدین رازی است قدس سره *
۱۰۵ بابا ارسلان دیوانه درویش مجذوب و عارف محبوب از متعینان مجانین بوده این فقیر از جناب حقیقت انتساب مولانا رکن الدین خافی شنودم که فرمودند که هیچ هفته نبودی که بدیدن بابا ارسلان دیوانه نرفتمی و از ایشان خوارق بی حد مشاهده نکردمی وفاتش معلوم نیست اما مدفنش در خطیرۀ پیر فخر الدین ثانی مالانی متصل بشارع عام واقع شده . پیر سه صد ساله شیخ سالک درویش بابا یوسف ریاضت تمام وسلوك با نظام داشت و بغایت باشکوه و باهیبت بوده مدتهای مدید در کوه ها وصحراها بآهوان بسر میبرد و معمر شده بود چنانچه شهرت داشت که سه صد سال از عمرش گذشته بود وفاتش در سال هشت صد و بیست وسه ازهجرت مدفنش در شرقی خیابان در خطیرۀ که مشهور به پیر سه صد ساله است . خواجه لطف الله بن عزیز واعظ واعظ باعلم و تمیز خواجه لطف الله بن عزیز از افاضل
۱۰۶ زمان و اماجد دوران و بسیار ماهر در فن تفسیر و حج اسلام گذارده بود و مدتهای مدید در مسجد جامع هرات به نصایحت مسلمانان قیام مینمود وفاتش در سال هشتصد و بیست و سه هجری مدفنش در خیابان هرات در جوار مقبره امام فخر الدین رازی و گنبد ممتاز دارد و حال خراب شده و از نو ا در روزگار بوده . مولانا یوسف حلاج مولانا اعظم اعلم العلماء فی العجم مولانا یوسف حلاج از اکابر ائمه دین واجله صدق و یقین و ماهر در فن حدیث و علوم معقوله و منقوله و در درویشی صاحب کمال بوده و معنی وافی وجد و حال کافی داشت و اکثر ائمه هرات و مدرسان شاگردان او بودند و تاریخ وفاتش را بر سنگ لوح او نوشته اند و مدفنش در خطیره امام فخر الدین رازی است . مولانا صفی الدین عطاء الله مولانا اعظم العلماء الفقها فی العرب و العجم مولانا صفی الدین الخوافی از متبحر دان عصر و از متعینان
۱۰۷ دهر و به کمال علم و فضل و تقوی شهرت داشته و مدتهای مدید درقبة الاسلام هرات به نشر علوم دین و بشر سوم یقین اشتغال داشت و وفات نمود و مدفنش در خطیره امام فخرالدین رازی قدس سره . مولانا ناصرالدین الکوسوی زاهد متورع از متعینان روزگار بوده و در علم فقاهت ماهر پیوسته بذکر مشغول می شدند مدفنش در خطیره امام فخرالدین رازی است قدس سره و در این خطیره بسیاری از علما و فضلا مثل [ مولانا صدرالدین امام و مولانا عبدالرحیم یارا حمد و مولانا عبدالرحیم هروی و لدمولانا اعظم اعلم العلما مولانا سیف الدین الابهری و مولانا جنید خجندی قدس سره و مولانا محمد بدر و مولانا علی شاه طوسی مدفونند رحمة الله علیهم . سید یونس مرتضی اعظم اقدم سید یونس از اعزه سادات و اشراف و محدث یگانه و فصیح زمانه بوده مدفنش در خطیره امام فخرالدین رازی نزديك
۱۰۸ مقبره شیخ بسطامی است شیخ ابواسحق المرسدی شیخ الاسلام و مرشد الانام حجة الله علی الخلایق با الاستحقاق جمال الحقيقة و الشريعة و التقوی والدین ابواسحق المرسدی الکازرونی از متعینان اقطاب روزگار و صاحب مهارت و در فنون علوم شاگرد و مرید شیخ الاسلام بلاشك و اشتباه نهنگ اولیاء شیخ زین الدین علی کلاه رضی الله عنه و ارضاه وسند حدیثش با پدر بزرگوار قدوة المحدثین و اسوة المفسرین قبلة الواصلین شیخ جمال الملة و الدین احمد المحدث المرسدی و برادر نامدار شیخ الاصفیاء امام ائمة دین جامع بین العلوم خلاصة الاصفیاء نقاوة الاتقیاء شیخ عفیف الملة و الدین جنید رحمة الله علیه در اکثر مشایخ شريك بوده و تصرفی که آنحضرت در قلوب خاص و عام میفرموده مقدور هیچکس از اولیاء متاخرین نبوده از شیراز بخراسان نقل کرده در هرات ساکن شده و بالتماس تمام خاقان سعید بدر خواست بدین آنحضرت میرفته و میفرموده که عمر عزیز اکثر اوقات بعزلت و انزوا و مطالعه وتحقیقات
میگذارد و اکثر خواص و عوام پیوسته ملازمت مینمودند و بزحمت و مبالغه تمام گاه گاهی می یافتند وجود و کرم و فضل و علم ایشان درجه قصوی و مرتبه اعلی داشت و عمرش به شصت و نه سال رسیده و در سال هشتصد و بیست و هشت هجری روح نازنینش یاعلی علیین منتقل گشت مدفنش در خطیره حضرت شیخ الاسلام خواجه عبد الله انصاری قدس سره است و شرح کمالات ایشان طولی دارد پیر قوام الدین تبریزی شیخ ناسك سالك پیر قوام الملة و الدین تبریزی (رح) در طریق تجرید و توکل و تفرید یگانه عصر بوده و پیوسته با وراد و اذکار ماثوره قیام می نمود و همت عالی داشت و به صحبت شیخ جمال الدین و شیخ کمال الدین خجندی و اقران ایشان رسیده بود و فاتش در ماه صفر سال هشتصد و بیست و هشت هجری مدفنش در راه زیارت حضرت خواجه ابوالولید احمد قدس سره در حریم نهر انجیل .
۱۱۰ مولانا شرف الدین عثمان قاری (رح) از نوادر روزگار بوده و قرائت و قوف سجاوندی را استحضار داشت و بزهد و ورع میگذرانید و اکثر حفاظ هرات و توابع آن علم قرائت را ازو اخذ کرده اند و بسی نفس مبارک داشت و ذکر ایشان در کتاب رشحات و در ذکر مولانا شمس الدین محمد روجی مجملا مسطور است وفاتش در دوازدهم شوال سال هشتصد و بیست نه هجری اما مدفنش در قریه زیارتگاه در محله که بنام ایشان مشهور است مولانا جلال الدین واعظ (رح) املح الزاکرین ناصح المسلمین مولانا جلال الدین واعظ هروی از فحول وعاظ بوده و مدتی مدید به نصیحت مسلمانان گذرانیده و تفسیر جمع کرد در هفت مجلد که جامع بسیاری اقوال مفسران است و معمر شده چنانچه در آخر عمر از سخن گفتن باز ماند و در سال هشتصد و سی و سه هجری از دنیا رحلت کرد و در گازرگاه در پشته که به تل گنج مشهور است مدفون شد .
۱۱۱ شیخ عبیدالله خلوتی شیخ زا هد و سا لك و پیر نورانی و با صفا بو د و در خانقاه خلو تیا ن بذکر و سلوك مدت ها میگذرانید، و در سال هشتصد و سی و سه هجری از دنیا رحلت کرد و در خطیره خلو تیان در میان دو جوی مدفونند . مولانا رکن الدین الخوافی مو لا نا اعظم بحر الحقایق افضل المتبحر دین بین الامم الواصل الی جوار رحمة الله الوافی مولانا رکن الدین الخوافی از متعینان روز گار بود و سر ور افاضل هر ملك و دیار و عالم بعلوم ظاهره و با طنه و مرید شیخ الاسلام و مرشد الانام بلا اشتباه شیخ زین الملة و الدین محمد بن علی کلاه قدس سره بود و از اقران شیخ الاسلام والمسلمین شیخ عفیف جنید و اخوه الاعیانی المحقق الصمدانی بالاتفاق شیخ جمال الملة و الدین ابو اسحاق و مولانا اعظم قدوة العلما فی العجم مولانا جلال الملة و الدین و غیره بوده در رقم توصیف و تواریخ و فضل و سائر علوم اصول و فروع ید طولی داشت و پیوسته ملجاء حکام و ملاذ خواص
۱۱۲ و عوام ميبود و حج اسلام را گذارده و به صحبت بسیاری از اکابر رسیده و مسافری وافر نموده و در آخر حال اکثرا ایام در ولایت خواف بسر میبردند و گاهی بشهر هرات تشریف می آوردند و در قبۀ الاسلام هرات در روز یکشنبه بیست و هفتم شوال سال هشتصد و سی و چهار هجری بجوار رحمت ارحم الراحمین پیوسته و در اندرون خطیره شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره در پیش روی مرقد مبارک او مدفون گشته مولانا فصیح الدین علاء الغوری مولانا اعظم افضل الفقهاء فی العجم مولانا فصیح المله والدین محمد بن محمد المشهور بعلاء الغوری الاصل المفتی به قبۀ الاسلام هرات از متدینان روزگار وز هادو فقهای هرات و سالهای بسیار به فتوای مذهب حضرت امام اعظم رحمة الله علیه انقیاد بامر و قول او بوده و پیوسته بنشر علوم اصول و فروع اشتغال میفرمود و عمر عزیزش از هشتاد سال بگذشت و در سال هشتصد و سی و هفت هجری فوت شد مدفن ایشان در خطیره شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری قدس سره در پایان پای قبر آن حضرت واقع شده است .
۱۱۳ مولانا رکن الدین شیخ الاسلام والمسلمین بقیة الاولیاء الراسخین مولانا رکن الدین خلف الصدق شیخ الاسلام و مرشد الانام شهاب الحق والدین بسطامی است یگانه روزگار خود بوده و از متعینان ابرار و بعلوم ظاهر و باطن آراسته و اکثر کتب متداوله را بخط شریف خود نوشته بود و در مکارم اخلاق درجه قصوی داشت و معمر شد وفاتش در ماه رجب سال هشتصد و سی و هشت هجری مدفنش در خطیره امام فخر رازی در جنب پدر بزرگوارش واقع شده . مولانا زاهد شکیبانی شیخ کامل ربانی مولانا زاهد شکیبانی از جمله نازنینان عهد خود بوده و خرقه ارادت از دست شیخ الاسلام والمسلمین شیخ زین الدین ابوبکر تایبادی پوشیده و سلوك وافی داشته و وعظ موثر میگفت و گاه گاهی به شهر تشریف می آورد و اهالی قبة الاسلام هرات از انفاس متبرکه او بهره میگرفتند وحضرت شیخ زین الدین قدس سره با او نظر تمام داشت
۱۱۴ و اوقات خود را بتوکل وتسلیم میگذرانید و فاش در سال هشتصد و سی و هفت هجری مدفن ایشان در قریه شکیبان سفلا است . شیخ زین الدین الخوافي [رح] شیخ اسلام و مرشد الانام خاتم الاقطاب المحققين اسوة الجماهير السالكين الى جوار رحمة الله الوافي شیخ زین الدین ابو بکر الخوافی از اکابر اهل ارشاد ومتعينان ارباب سلوک و افراد روزگار بوده و در علم ظاهر و باطن ید طولی داشت و مسافرت بسیار نموده و حج اسلام گذارده و مشایخ حرمین شریفین زاد الله شرفاً و تکریماً و مصر و شام را در یافته مثل شیخ زین الملة والدين العراقي و شیخ جلال الدین خجندی و غیرهم در علم سلوك وارشاد طالبان راه حق کسی باو نمیرسیده و ترویج سنت و جماعت راسخ بوده و بطریقه شیخ شهاب الدین سهروردی بوده اند و پیوسته در قمع ملا حده و بد مذهبان میکوشید و در مصر و شام و روم و عرب و عجم و ایران و طهران مریدان او بسیار بودند و تصانیف و مکاتیب وارشاد به او در میان است و طریقه عبادت و ریاضت و اطوار اربعینات از متاخران باو منتهی میشود و اوراد در عصریه و فجریه او میمنت
۱۱۵ تمام دارد و قلوب خواص و عوام را صفای با نظام می بخشد و اکثر اوقات در زیارتگاه بسر میبرده و در آخر عمر در گوشه کوه در نواحی گذره زاویه بساخت درویش آباد نام کردند دران موضع مکرر بار بعین می نشست و غلبه درویشان و طالبان در ملازمت وی بسیار شد عمر شریفش از هشتاد گذشته بود و در سال طاعون سنة هشت صد و سی و سه هجری وفات یافت و در محل دفن ایشان اختلافات متنوعه واقع شده و نعش مبارك ایشان را در سه جای نقل دادند و آخر الامر در جوار عید گاه مدفون نمودند مزار متبرك ایشان معمور و روز بروز در ترقی است شیخ ابوسعید گازرونی شیخ الاسلام و المسلمین زبدة المحد ثین شیخ الملة والدین ابو سعید گازرونی رحمة الله علیه از زهاد و متعینان و فقها و اهل حدیث است و سندش به پدر بزرگوار قدوة ارباب حدیث فی عصره و اوانه شیخ جمال الملة و الدین احمد محدث و برادر عالی مقدار ش شیخ الاسلام و المسلمین شیخ عفیف الدین جنید و شیخ المحققین با الاستحقاق شیخ جمال الدین ابو اسحق قدس الله تعالی ارواحهم و غیر
۱۱۶ ایشان از مشایخ و علماء پیوسته به نشر علوم شرعیه قیام میفرمودند و بقصد ملازمت برادر بزرگوار از شیر از به هرات آمده و در آنجا بماند و شیخ جمال الدین ابو اسحق در وقت رحلت سجاده ارشاد را با و حوالت نمود و در سال طاعون سنه هشت صد و سی و سه هجری در هرات وفات یافت مدفنش در خطیره شیخ الاسلام خواجه عبد الله انصاری قدس سره نزديك قبر شيخ جمال الدین ابو اسحق قدس سره است . مولانا جلال الدین قاینی مولا اعظم قدوة الناصحين زبدة المحدثين مولانا جلال الدین محمد بن عبد الله القاینی از متعبدان مؤخر ومجردان مقدم بوده و میفرمود که نسبت من منتهی میشود به مفتی الثقلین شیخ نجم الدین عمر النسفی و مدت های مدید در مقصوره هرات به نصیحت مسلمانان مشغول بود و قوت حافظه عجیبه داشت چنانچه اکثر محفوظات او گر مکشوف شدی خلایق در ورطه حیرت افتادندی و در آخر حال خاقان سعيد منصب احتساب را در قبة الاسلام هرات بایشان امر فرمودند و در
۱۱۷ رواج شریعت و قمع بد مذهبان سعی بسیار بجا می آورد وفاتش در سال هشتصد و هشتاد و هشت هجری مدفنش در قریۀ جفرتان در مدرسۀ که بنا کرده اوست واقع است . مولانا محمد بن مولانا سعدالدین تفتازانی (رح) مولانا الاعظم بقیة الاکابر والعلماء مولانا شمس الدین محمد بن مولی المدقق العلامه استاد الکل فی المعني المحقق الربانی مولانا سعد الملة والدین التفتازانی کریم الاخلاق و یگانۀ روزگار و سالها در هرات مقدم علماء و فضلا بوده عمرش قریب به هشتاد سال رسیده و در سال طاعون سنۀ هشت و سی و سه هجری وفات یافت مدفنش در اندرون خطیرۀ شیخ الاسلام خواجه عبد الله انصاری قدس سره در مقبرۀ قضات امامیه مدفون است . مولانا نور الله خوارزمی مولانا الاعظم علامة العلماء فی العالم مولانا نور الله خوارزمی از مجردان علماء و متعینان فضلا بوده
۱۱۸ و در فن علوم اصول و فروع عربیه ماهر و مؤلفات مشهور در هر فن از و مانده و مدتی مدید در قبۀ الاسلام هرات به نشر علوم قیام می نموده و در آخر حال خاقان سعید منصب خطابت مسجد جامع هرات را باو مفوض نمود و چند سال بدان کار اشتغال نموده عجب تر آن که هیچ جمعه خطبه مکرر نخواندی و روز جمعه تا بمسجد آمدی خطبه انشاء نمودی و در سال طاعون سنه هشتصد و سی و سه هجرای بجوار رحمت الراحمین پیوست مدفنش در خطیره حضرت خواجه عبدالله انصاری است در مابین قبر حضرت خواجه و قبر مولانا فصیح الدین محمد علاء . درویش عبدالله سالك فيا ض بلا شك و اشتباه درویش عبد الله از متعینان وقت خود بوده و در میان خلق پنهان و بسراق او لیائی تحت قبائی لا يعرفهم غیری متمکن و در اندرن شهر هرات دکان علافی داشت و پیوسته در دکان قرآن میخواند و جنیان مسخر او بوده واز شاگردان مولانا ظهیرالدین خلوتی بود و اطاق در محله خلوتیان داشت و هر سه شنبه به قبه مختار
۱۱۹ میرفت و بلاغیان آنجا صحبت داشت و خوارق عادات و مقامات و کرامات از او بسیار دید میشد و عمر شریفش به هشتاد سال رسیده و در سال طاعون سنه هشتصد و سی و سه هجری و فات یافت مدفنش در خطیر، خلوتیان است [رح] سید علی شبرغانی سالک مسلک ربانی سید علی شبرغانی رحمة الله علیه از زها دروزگار و ارباب مجاهدت و ریاضت بود و پیوسته اربعینات می نشست و خرقه از سید علی همدانی میرسید و طریقه بغایت پسندیده داشت وفاتش در سال هشتصد و سی و هشت هجری مدفنش در قریب باغ آهو در باغچه که خود عمارت کرده بود . زین العابدین مجذوب مرتضی اعظم از متعبان روزگار بوده و حدیث بر سید علی همدانی و فقه برسید مبارک شاه هروی خوانده و در آخر مجذوب شده و از بسیاری که با مجذوبان می نشست بجذ به رسید و مدتها در کوه ها میگشت مشهور است که عمرش از یکصد و بیست سال گذشته بود تاریخ
۱۲۰ وفاتش معلوم نشد. مدفنش در تل قطبیان است . بابا زکریا مجذوب درویش مجذوب مدتهای مدیدی در سر راه خیابان مینشست بسیاری خوارق عادات از وی مشاهده میشد و در میان مجذوبان شهرت داشت مدفنش در همان محل که می نشست معروف و مشهور است . مولانا سعدالدین فارسی مولانا اعظم استاد العلماء فی عصره و زمانه مولانا سعد الدین الفارسی از متقیان روزگار و شاگرد سلطان المحققین میرسید شریف جرجانی و در علم معقول صاحب کمال بوده و مدتهای مدیدی در مدرسه غیاثیه متصل مسجد جامع نشر علوم نموده وطاعتی بردوام و توجهی با نظام داشت و از خدمت او بسیاری طالبان به مقصد رسیدند و نماز تهجد از وی فوت نشده و دعای سیفی و ادعیه ماثوره بسیار میخواند و در ماوراء النهر بخدمت مریدان خواجه علاء الدین عطار مشرف شده بود و مشق درویشی از ایشان کسب کرده بود مدفنش در خطیره امام فخر الدین
۱۲۱ رازی مشهور است . مولانا محمد بن حاجی ابو بکر سنوگردی مولانا شیخ الاسلام افضل الزها د و مرشد الانام فی العصر مولانا شمس الدین محمد بن حاجی ابو بکر از متقیان زمان خود بوده و در علم فتوی وزهد و تقوی از اما ثل و اقران خود امتیاز داشت مسکن ایشان در قریه سنو جرد و پیوسته اهالی هرات از خواص و عوام باو تردد مینمودند و بفاتحه و دعای او تبرك میجستند و وعظی گرم و نصیحت دلپسند میفرمودند و علم ظاهرش به تعریف باطن آراسته بود و عمرش بهشتاد سال رسیده وفاتش در سال هشتصد و چهل وهشت هجری مدفنش در قریه سنو گرد در بلو ك كذا ره . بابا حسن ابدال تمرك درویش مجذوب و مرغوب و مبدء حال سپاهی گری میکرده و ظلم و تعدی از او صادر میشد مدتی به تحصیل داری مال بطوس رفته بود و
۱۲۲ اخی محمد طوسی او را سیاست فرمود چون بهرات مراجعت فرمود بعد ازان اسپ و سلاح و اسبابیکه داشت همه را در سر پل انجیل بدر ویشان بخشید و پوستین پوشید . و بگورستان خیابان رفت و آنجا ساکن شد جذبه او را فرا گرفت و جلالیه بر او غالب شد و نظری قوی داشت و اهالی هرات از ترك و تاجيك بديدن او میرفتند و معمر شد مدفنش در شرقی خیابان است و ایوان و حجره های عالی دارد . بابا جمال مجذوب از اعزه مجانین بوده و در مبداء حال مكتب داری میکرد بعد از ان که بجذبه رسیده بود اکثر اوقات در میان جوی های آب میبود در تابستان وزمستان و جوی هارا پاك ميكرد وبطريق كه در متخيله او قرار گرفته بود حروف تهجی و بعضی از سوره های قرآن مجید را میخواند و بدعای ماثوره بعد از ختم قیام مینمود و بسیار قوی مشرب بوده و بعضی که با او اخلاص داشتند او را بخانه خود میبردند ويك روز نگاه میداشتند و گاهی بودی که در خانه
۱٢٣ کسی رفتی و یکی دیگری را گفتی که این مرد چرا نمیر و د ما را به تنگ آورده وفی الحال برجستی و از ان منزل بیرون رفتی و با هیچکس التفات نکردی و بهیچ نوع او را تسکین نتوانستی داد و بكرات و مرات این معنی از و مشاهده رفته مد فتش [۱] به درب قطب چاق نزد يك بازار است و بر محوطه اندك عمارتی دارد و زیارت او مجرب است . با با خمیر کبر ابدال از بدلاء وقت بوده و اکثر اوقات در گورستان خیا بان بسر میبرده مدفنش در شرقی خیابان است . پیر سرخ از اعزه دوستان حق بوده زمستان و تابستان در برف و باران بردکان که بسر راه ساق سلمان است نشسته بود و پای او زخمی داشت وضو میساخت و نماز میگذارد و از هیچ کس چیزی نمی طلبید ، جمعی که بر حال او وقوف داشتند گاهی مقدار طعام پیش (۱) و در نسخه های دیگر لفظ درب قطبی چاق موجود نیست .
م١٢٤م او بر دندی اگر شبهتی داشتی تناول نکردی واگر شبهتی نداشتی دران تصرف کردی واکل نمودی و قبرش در همان محل است که در حین حیات می نشست اما تاریخ وفاتش محقق نشده . سید محمد اشرف [رح] مقتدای اعظم افتخار اتقیاء فی العجم سید شمس الملة و الدین محمد بن اشرف از اکابر سادات و متعینان اشراف روزگار وصاحب ولایت تمام وزهد و تقوی بانظام داشت خاقان سعید اورا در هرات برابر باب عمايم قبة الاسلام تقدیم می فرمود. و مکارم اخلاق فراوان داشت و بغایت واجب التعظیم میبود عمرش از هشتاد گذشته بود وفاتش در سال هشتصد و پنجاه هجری مدفنش در خیابان است محاذی مدرسه ابوسعید میرزا . بابا کیلانی [رح] از ملامتیان بوده مدتی در گلخن حمام امیر علی شیر که در محاذی درب عراق است بسر می برده بعد ازان جای رفت و در جوار باغ زبیده قریب
۱۲۵ قریه مغولان تکیه بساخت و بعضی اراضی آن موضع را صالحه زراعت گردانید و در آخر طریق خمول اختیار کرده پیوسته جمعی از قلندران وملا متيان ملازم او بودند و مردم شهر بدیدن او میرفتند و پیوسته ديك كلان صرف آینده و رونده میکردند و مدفنش در همان محل است که خود اختیار کرده بودند و خوارق عادات از و مشاهده میرفت . مولانا سراج الدین ملتانی مولانا اعظم اعلم العلماء ذی الفضل العالى و الفقر المتعالى والورع الدايم مولانا سراج الدین ملتانی از متعینان زهاد وقت خود بوده و تربیت یافته شیخ الاسلام والمسلمين شيخ زين الدين الخوافی است و منظور نظر خواص آن بزرگوار دین بوده و بعد از آن قایم مقام او و مقتدای مریدان ایشان بود و طریقه به غایت عالی داشت و فقر وسلوك وولایت او بر هر کس ظاهر میشد و بطريق اخیار میگذرانید فوتش در سال هشتصد و چهل ويك است مدفنش در تخت مزار شیخ زین الدین الخوافیست .
۱۲۶ شیخ بهاء الدین عمر جفاره کی شیخ الاسلام و کهف الانام ملجاء الخاص والعام قبلة السالکین بعلو الهمة و سمو و النظر شیخ بهاء الدین عمر از مریدان حال خود شیخ محمد بن شاه فراهی بعلوم ظاهر و باطن بسیار بلند و صائم الدهر و مشرف به قلوب و قبور و معتقد فیه سلاطین و حکام و ملاذ و ملجاء خواص و عوام بوده مولدش در فراه و در هرات نشو و نما یافته و کارش بغایت بالاگرفت و کرامات و مقامات وی درین مختصر کجا بیان گردد شرح اوصاف بزرگی او نتوان نوشت در ایام سلطنت امیر زاده بابر دعوت حق را لبیک اجابت نمود و نقدی که داشت بخلف الصدق خود گذاشت و فات ایشان در روز سه شنبه سلخ ربیع الاول در سنه هشتصد و پنجاه و هفت هجری واقع شد مدفن ایشان در شمال زیارت شیخ زین الدین الخوافی جنب عیدگاه هرات است. مولانا جلال الدین الکرمانی مولانا شیخ الاسلام والمسلمین عارف یگانه زمان خود بوده و جامع میان علم ظاهر و باطن و مربی
تربیت شيخ الاسلام ومرشد الانام با لاتفاق شيخ جمال الدين ابوبكر اسحق كازرونی المر سدی بود و ميان شيخ واولياء عظام سفارت مينمود و اخبارغيبی می آورد و میبر ده و سلوك وافی داشت و رياضت شاقه کشیده تا بمقصد اصلی رسیده و كشوفش بصحت موصوف واخبارش بصدق معروف و هموار ه شعر بافی کسب ميکرده واز همين درك معيشت عیال داری خود مينمودو در وقت خاص بدرس طلبه مشغو ل ميشد و تو جه دایم داشت ونور بشره از حضور دل خبر میداد مدفنش در خطیره امام فخر رازی درخلف پنجر ه که محیط است بمرقد امام مذکور و فیض وافی از روح آن بزائیران میرسد . مولاناسعدالدین الکاشغری (رح) مولانا شيخ الاسلام قدوة العرفا واسوة الكبراء في عهده واوانه مولانا سعد الدين الکاشغری قدس سره از اکابر اولیاءالله بوده و بطريق عالی درجات خواجه گان نقشبنديه قدس ارواحهم سلوك ميفرموده و در انجمن بخلوت میگذرانید ومقامی بغايت شگرف داشت و معتقد فیه تمامی اعزه و حكام وخواص و عو ا م
۱٢٨ بوده و خلیفه حضرت مولانا نظام الدین خاموش قدس سره بوده اند و بخدمت حضرت سید قاسم تبریزی و مولانا ابو یزید پورانی و شیخ زین الدین خافی و شیخ بهاء الدین عمر جغاره گی رسیده اند و صحبت ها نموده و حضرت مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره شاگرد و مرید و داماد ایشان بوده وفات ایشان در اثنای نماز ظهر روزی چهار شنبه هفتم جمادی الاخری سال هشتصد و شصت هجری مدفن ایشان در خیابان در تخت مزاری که بجهه ایشان تعیین نموده بودند و مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره وصیت فرموده بود که در پیش روی ایشان مدفون گردند در همان جای مدفونند . مولانا جلال الدین ابو یزید پورانی مولانا شیخ الاسلام مغفور سعید القطب النورانی مولانا ابو یزید پورانی قدس سره بر طریقه سلف و شیوه اقطاب و ابرار و صحابه کبار میگذرانید و مناقب علیه او بیش ازان که در حیز تحریر در آید و به صحبت مولانا ظهیر الدین خلوتی رسیده اند و معتقد طریقه ایشان بوده اند و حضرت مولانا عبدالرحمن
[BLANK PAGE]
۱۳۰ و با خواص خود میگفت که بمن نمودند که عرصه مملکت آن صاحب کمال همایون واصل ومتواصل گردد و عمر شریفش به نود سال رسیده بود و در آخر سال هشتصد و شصت و دوی هجری بجوار رحمت ارحم الراحمین پیوست و مدفن ایشان درقریه پوران خاصه در تخت گاه که بجهة ایشان ساخته شده است. مولانا شمس الدین محمد کوسوی وی از اولاد کبار و احفاد بزرگوار کهف الانام منظور نظر ملك علام شیخ الاسلام احمد الجامي قدس سره است خواجه معین الملة والدين محمد المشهور بخواجه محمد کوسوی از اقطاب و وزگار و مشایخ کبار و ناصح جمیع خلایق و صاحب کشف و شهود و عارف بحقایق قرآنی وحدیث بود و در هنگام وجد نظر مبارك او بر هر کس که افتادی آنکس البته بیهوش شدی و در منبر وقتش بسیار خوش میشد و در مجلس شریفش فیوضات ربانی بر مفارق مستمعان نثار میشد و اخلاص تمام و اختصاص با نظام بدولت خواهان حضرت خلافت پناه خاقان سعید داشت و در ان وقت که در هرات فتور واقع
۱۳۱ شده بود بمجاهده مردم بیگانه واهل فجور اشتغال مینمودند روزی جمعه اتفاقاً از حمام بیرون آمده بودند در راه بر منکرات وقوف یافتند عظیم ملول شدند بعد از نماز جمعه که مجلس میفرمودند اتفاقاً ناظم الحروف در آن روز خود را مشرف داشته در اثنای وعظ استغراق واقع شده و حکایات بلند بزبان ایشان بگذشت و در انمیان فرمودند که ایها الناس عجب حالیست که جماعت اجنبی اند و حالا پیدا شده اند و در مملکت دیگران بغیر حق تصرف کرده اند تا باین غایت بی راهی و فجور مینمایند و خبر ندارند که خداوند ملك عنقریب مظفر و منصور میرسد خلایق متحیر شدند و با یکدیگر گفتند که آیا مآل این سخن بکجا خواهد رسید و فقیر تاریخ آن روز را نوشته چهل روز بگذشت که عسکر همایون حضرت خلافت پناه در صحرای گازرگاه نزول فرمودند وفاتش در سال هشتصد و شصت و سه هجری مدفنش در کنج مغربی مسجد جامع از طرف جنوب در همان خانه که منزل ایشان بود در جوار مزار متبرك خواجه مرغزی رحمة الله علیه .
۱۳۲ مولانا جلال الدین محمود امامی مولانا شیخ الاسلام اعظم جامع اقسام کمالات ذی الطالع المسعود و الخلق المودود مولانا جلال الدین محمود الامامی از اعیان اکابرقبة الاسلام هرات و مقتدای قبایل و اقوام و خلیفه و تابع بدر منیر سلطان سید احمد کبیر رفاعی قدس سره بود و اوراد و اذکار عالی داشت و با اکابر و افاضل بسیار صحبت میداشت و جمیع محصولات و اسباب مورثی خود را صرف فقرا و مساکین احمدیه و مرشدیه و غیر هم میفرمود و لقمه ارباب مناصب تناول نمیکرد و عمرش به نود سال رسیده بود و در سال هشتصد و شصت و سه هجری وفات یافت مدفنش در خطیره امام فخر رازی در جوار مشایخ بسطامی قدس الله ارواحهم . بابا کوکی مجذوب دیوانه کرم بود و هیبت تمام داشت و سخنان تلخ بسیار میگفت و او را از مشاهیر مجانین میشمردند روزی شیخ زاده پیر قوام که در ایام دولت بابر بمرتبه صدارت رسیده بود و سواره در سر پل انجیل میگذشت
۱۳۳ یا با کوکی سنگی چند در دست داشت یکی از آنها را بطرف شیخ زاده انداخت بمیان دو شانه او خورد و عظیم متاذی شد با نوکران خود گفت تا با با را بسبارات کردند یکسال بسر نکشید که دولت او منقضی گشت نه شیخ زاده ماند و نه مریدان به يك باره گی خراب و بر هم شدند وفاتش در سال هشتصد و هشتاد وچهار هجری مدفنش در خیابان است . مولانا محمد جرجانی مولانا اعظم اعلم العلماء فی العجم حاوی الفروع والاصول جامع المعقول والمنقول المشتهر طینته وفضائله بين الامم معدن العلوم و الحكم مولانا شمس الملة والدین محمد الجرجانی از فحول علماء واعیان فضلاء و استاد اكثر طلبۀ خراسان وعقیدۀ پاك و بدايۀ بغایت خوب داشت و مدتی سی سال كتب متداولۀ مشكله مثل شرح قاضی مصباح و شرح موافق وشرحين مفتاح و كشاف را بی مطالعه درس میگفت و شاگرد مولانا اعظم علامة العلماء في العالم مولانا جلال الملة و الدین یوسف الحلاج بوده و ازو تربیت یافته و عمرش از هشتاد سال گذشته بود و در سال هشتصد وشصت و چهار هجری
۱۳۴ وفات یافت مدفنش در تخت گاه شیخ زین الدین الخوافی است . مولانا زاهد طفلکانی مولانا اعظم المشایخ و الاماجد العالم الربانی مولانا زاهد طفلکانی از اعزهٔ روزگار وصلحای نامدار و در علوم صوری ومعنوی صاحب اعتبار و متقی و عابد و زاهد و بر طریقهٔ زمینهٔ سلوک میفرمود مولانا اعظم قدوة السالکین مولانا سراج عالم باونظر تمام داشت فی الواقع از اکفاء و اقران خود ممتاز بوده و در سال هشتصد وشصت وچهار هجری وفات یافت مدفنش در تخت گاهی شیخ زین الدین الخوافی است . این بود اسامی اکابر و اعیان افاضل واشراف مشایخ واقطاب که در خطهٔ قبة الاسلام هرات و بلوکات آن در پرده اند و همواره مقصد زوار و معاذ و ملاذ صغار وکبار اهالی مملکت از خواص وعوام میباشند و در فوشنج (۱) که از نواحی قبة الاسلام هرات است وحال مشهور به قریهٔ (۱) فوشنج شهری بود که آن را قبل از بناء هرات پوشنك بن افراسیاب بنا کرده بود كذا فی عجایب البطلان .
۱۳۵ زنده جان میباشد از قدیم الایام تاحال مسکن مردم نيك بوده و میباشد و بسیاری از اکابر و محدثان و فضلاء و بزرگان مثل شیخ ابوالحسن فوشنجی وشیخ عبدالحق که از نسل حضرت شیخ احمد جام است و غیره بزرگان مدفونند ؛ استقصای مزارات هرات را نمودن امر خطیر (۱) است و در تاریخ مکمل که از مولفات این فقیر است استقصای آن واقع شده امل واثق که بمیامن انظار عنایت و مساعدت اهتمام ارکان دولت حضرت خلافت پناه کشور ستان سلطان ابوسعید گورکان خلد الله تعالی ملکه و سلطانه این نسخه شریفه و سائر توالیف این فقیر که مدتها است در پس پرده خفا مانده بر منصه [۲] ظهور و عرصه عرفان اشتها ر منظور مطالعه و ملاحظه اهل روزگار کردد والله علی کل شئی قدیر خاتمه موعوده ؛ مشتمل بر چند کلمه که اظهار آن بر این مسکین واجب است مثل ادای دین و استماع آن حسب الامکان بر نواب کامکار فرض عین است (۱) خطیر بالخاء المعجمه امری امری بزرگ . (۲) منصه تخت جلوگاهی عروس .
۱۳۶ امید است که بشرف قبول مشرف گردد انشا الله تعالی بر مرآت ضمیر مطیعان سرادق دولت و سعادت که سجلجلال ارواح عالم غیب و شهادت است معروض میگردد که نعم نامنتهای حضرت الهی بمرتبه بر مفارق عظمت وا بهت ملازمان این آستان ظفر آشیان فائض میشود که عقول افهام انام بادراک کیفیت و کمیت آن نمیتواند رسید و بمقتضای قضیه شرطیه ولئن شکر تم لازیدنکم بر ذمه همت حجاب بارگاه کیوان پناه لازم و متحتم است بتمهید قواعد شکر واهب العطايا اشتغال فرمودن تا مستوجب زیادتی گشته هر ساعت دولت تازه و هر لحظه نصرتی بی اندازه بروز کار همایون و صول یا بد چون مقرر است که این فیوضات لاریب بمدد عنایت عالم غیب بی شائبه نقص و عیب متعاقب برساحت آمال وامانی معتکفان این عتبه [۱] سپهر مرتبه نزول مینماید پس واجب که بر طبق فرمان واجب الاذعان واحسن كما احسن الله اليك عنان عاطفت را بصوب تفقد و اوضاع مستمندان معطوف دارند هر آئینه مستلزم استخلاد دولت و جهانی است چون در جمع نمودن این رساله توجه خاطر (۱) عتبه پیشگاه دراست .
۱۳۷ دریا مقاطر خدام است به تحقیق و یقین نمودن مراقد اولیا و اکابر و اشراف تا بعد از معرفت مزارات آن طایفه در هنگام ظهور مهمات استمداد همت از روحانیت ایشان طلب نموده مقاصد و مطالب حاجات و مآرب بحصول موصول نزاید بهمین منوال اگر در چنین مجال بترفیه احوال کسب و کمال و ترقی برمساعد اقبال شان که متفق علیه است پردازند یقین که اثر این معنی از غیر آن کمتر نخواهد بود بعد از ایضاح مقدمات اگر بتفاصیل حکایات شروع مینمایند مقصد بطول می‌انجامد و با برام منتهی میشود حسن ادب تجویز این معنی نمی‌ نماید بر وفق کلام معجز نظام که (خیر الکلام ما قل ودل) عرضه داشت ارکان دولت می نماید که دفع بدان و قمع ددان و کشف استار ظلم و شقاق و تحقیق معاملات مرد زان و قلابان و فریاد رسی مظلومان وافتاده گان و غریبان واستخلاص عجزه از دست تطاول اقویه و بد گویان و تمیز رسوم ظلمه جافیه از صولت شریعت محمدیه علیه الصلوات والتسلیمات و التحیه و قواعدسلاطین ماضیه و کسب ذکر جمیل و ثنای جزیل و تاسیس سنت حسنه چند تاقیام قیامت متمسک آیندگان باشد از اهم مهمات است مناسب حال این دولت ظاهره چنان مینماید
۱۳۸ که چندان خیرات بمساعدت نواب کامگار فلك اقتدار ممضى ومجرا شود که سلاطین روی زمین دستور دولت خود شناسند دلیل صدق این معنی خبر معتبر [ من سن سنة حسنة ] كافي و وافي است تمت الكتاب جلد اول رسالة مزارات هرات بتاريخ یوم دوشنبه بیست یکم شهر ذی قعدة الحرام سنه يكهزار وسه صدوچهل و هشت من هجرة النبوی صلى الله عليه وعلى آله واصحابه وسلم حرره العبد الفقير دين محمد بن مرحوم تاج محمد بن مرحوم آخند ملا شهاب الدین قوم پوپلزائی قندجانی الهی ببرکت ارواح پاك مزارات کثیر البركات دارالنصرت هرات راقدس الله ارواحهم واین بنده گنه کار شرمسار و باقی اهل هرات را هدایت نمائی و توفیق بر طاعت واجتناب از معصیت کرامت فرمائی آمین ثم آمین یارب العالمین برحمتك ياارحم الراحمين .
۱۳۹ - [بسم الله الرحمن الرحيم] - سپاس و ستایش مر خدای را سز است که آئینه دل دوستان را جلوه گاه جمال ذات کریم خود گردانید و بحکم [الاناء يتر شح بما فيه] پر تو نور قدیم خود را بر صفایح وجود ایشان هویدا ساخت كما قال رسول الله (ص) الذين اذا رادوا ذكر الله وصلواة ورحمت خدای به افضل ارباب فنا و بقا یعنی سرخیل انبیاء صلوة الله وسلامه عليه وعليهم ورحمت بر خانواده پاك او و بر اصحاب و جمعی که پیروی ایشان گشته اند الی يوم القيام باد : بعد برای صواب نمای حقایق آگاهان معارف انتباه مخلصان و معتقدان اهل الله عرضه میدارد فقیر حقیر پر تقصیر لازم التقصير عبيد الله بن ابو سعيد هروی که چون کتاب مقصد الاقبال که عالم کامل و عارف فاضل امیر سید عبد الله الحسينى المشهو ربه اصيل الدين واعظ که در سنه هشتصد و شصت چهار هجری تصنیف نموده بود و مزارات عالی درجات هرات وا که تا ایام سعادت فرجام ایشان بحكم ( اولیاء الله لا يموتون بل ينقلون من دار الفناء الى دار البقاء )
۱۴۰ برای دیگر نقل نموده اند در ان رساله تحریر شده و ذکر خود ایشان و اولیاء عظام و مشایخ ذوی الاحترام که بعد از ایشان بوده اند و ذکر آنها متفرق بود در سنه یکهزار و صدو نود هشت هجری که سه صد و سی و چهار سال از تصنیف کتاب سابق گذشته بود هيچ يك از فضلای بلاغت شعار بخيال این نیفتاد که در یکجا جمع نمایند ، بناء عليه این بنده محقر با وجود قلت بضاعت و عدم استطاعت بسبب کمال اعتقاد و ذوق زیارات عالی درجات جمعی از اولیا الله که ذکر ایشان در نفحات الانس و رشحات وحبیب السير و وسیله الشفاعات و سائر کتب که بنظر رسیده در جزوی علیحده در آخر کتاب رساله مزارات سابق تحریر نموده که هر کس ذوق زیارت داشته باشد مطالعه کند و بزیارت بزرگان اشتغال نماید تا بمضمون حديث شريف نبوى صلى الله علیه و سلم اذا تحیرتم فی الامور فاستعينوا من اهل القبور اعانت از اولیاء الله خواسته بمطالب و بمقاصد برسد فائده زیارت : حضرت حقایق و عرفان پناه مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره در کتاب نفحات الانس
۱۴۱ در ذکر ابوالمکارم رکن الدوله احمد بن محمد نقل کرده اند که درویشی از وی سوال کرد که چون این بدن را در خاک ادراکی نیست و روح از وی مفارق شده در عالم ارواح حجاب نیست چه احتیاج است بسر خاک رفتن چه در هر مقام که توجه کنند بروح آن معلوم است حضرت شیخ فرمودند که فائده بسیار دارد یکی آنکه چون کسی بزیارت کسی میرود چندان آن زیارت خوش میشود و چون سر خاک رود و بحس مشاهده کند حس او نیز مشغول شود و بکلی متوجه شود فائده بیشتر داشته باشد دیگر آنکه هر چند ارواح را حجاب نیست و همه جهان اورا یکی است اما در بدن که هفتاد سال با او صحبت داشته و بدن محشور او که بعد از حشر ابدالاباد خواهد بود آنجا باشد بآن بدن نظری و تعلق بیشتر باشد فوائد زیارت بسیار است اگر کسی اینجا توجه کند بروحانیت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم فایده می یابد واگر بمدینه مشرفه منوره رود و روحانیت حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم از رنج راه او با خبر باشد و چون آنجا رود و به حس مشاهده کند و بکلی متوجه شود فائده آن را با این چه نسبت است اکنون
۱۴۲ بذکر مزارات عالی درجهات و تاریخ وفات و مدفن ایشان که در کتب مذکور شده قیام نموده خواهد شد و منه الاعانة و التوفیق مولانا نورالدین عبدالرحمن الجامی قدس سره فضائل و کمالات آنجناب مانند آفتاب جهان تاب منور عرصه ربع مسکون است و رشحات اقلام فیض انجام آن زبده شیخ و شاب بسان قطرات سحاب خضرت بخش فضای بوقلمون از جواهر نظمش صدف الافلاک پر و درر افروز است و از لآلی نثرش عرصه عالم خاک جواهر اندوز و تصانیف ایشان بعدد لفظی جامی پنجاه و چهار است و همه در عالم مشهور مثل شرح ملا ونفحات الانس و هفت اورنگ مشتمل بر هفت کتاب و بهارستان و غیره و حضرت مولانا را فهمی و طبعی بود که بالاتر از ان کس را نباشد و بسیار خوش خلق و خوش تکلم بود و مطائبهای شیرین میفرمود لقب اصلی ایشان عمادالدین و لقب مشهور نورالدین و تخلص جامی و نام والد ماجد ایشان نظام الدین احمد بن شمس الدین محمد دشتی است ودشت محله
م ۱۴۳ م ایست از اصفاهان حنفی مذهب بوده اند و حضرت مولانا عالم و فاضل و در فنون علم ظاهری و باطنی جامع و مقبول عامه و مقتدای اهل ماوراء النهر وخراسان و پیشوای زمان بوده اند و سلطان حسین میرزا را کمال عقیدت و نیازمندی بخدمت ایشان داشت و از کمل مریدان مولانا سعد الدین کاشغری بود ه و حضرت خواجه محمد پارسا را در ایام طفولیت ملازمت کرده بودند و حضرت پاره التفات کرمانی بدیشان عنایت نموده بود و خواجه عبیدالله احرار قدس الله سره کمال تعظیم و احترام شان مینمودند چنانچه در مکاتیب خود لفظ عرضه داشت می نوشتند و میفرمود که آفتابی در خراسان است مردم آنرا گذاشته برو شنائی چراغ بماوراء النهر می آیند با وجود این بزرگی گاهی اظهار درویشی و کرامات نمی فرمودند و خود را بلباس عالم ظاهری و گاهی برصفت شعر و شاعری پنهان میداشتند و میفرمودند که ستر حال شرط این طریقه است و هرکس از فقرا بلباسی مستور است و این فقیر با حسن لباسی که لباس علما ست مستورم ولادت با سعادتش در شب بیستم شعبان المعظم سال هشتصد و هفده هجری و مدت عمر ایشان به هشتاد و یکسال رسید. و فاتش بعد از فوت حضرت خواجه احرار بسه سال در
۱۴۴ سال [۸۹۸] هشتصد و نود و هشت از هجرت روز ۵ شنبه هجدهم محرم الحرام در وقت اذان صبح وفات نمودند خاقان کبیر سلطان حسین میرزا و امیر علی شیر و سائر وارکان دولت و از سادات و علما و مشایخ بمنزل آن جناب که قریب پل تولکی بوده و مشهور است بدولتخانه تشریف برده بعد از لوازم تجهیز و تکفین بعیدگاه هرات برده و در پیش روی پیر بزرگوار ایشان مولانا سعد الدین کاشغری دفن نمودند و مزار آنحضرت قبله حاجات و کعبه مرادات است و اکثر مردم هرات روز شنبه بزیارة ایشان میروند و فیض و فتوح میبرند مناقب شان بسیار است درین مختصر نمیگنجد . خواجه محمد اکبر [قدس سره] مشهور به خواجه کلان پسر کلان حضرت مولانا سعد الدین کاشغری است از اصحاب حضرت خواجه عبیدالله احرار قدس الله اسراره بوده اند و حضرت مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره در صفت ایشان می فرمودند (خاك او بهتر ز خوان دیگران) وفات ایشان صبح پنجشنبه دوازدهم جمادی الاخري سال نهصد و چهار هجری و قبر ایشان در تخت مزار والد ایشان است .
۱۴۵ خواجه محمد اصغر [رح] فرزند خورد مولانا سعد الدین کاشغری است مطلع بر دقایق تفسیر و حقایق تاویل بود وفات ایشان در ولایه زمین داور در سال نهصد و شش هجری و بعضی از خدام نعش مبارك ایشان را در هرات آورده در عقب والد ایشان مدفون نمودند مخفی نماند که هر دو خواجه حافظ قرآن مجید بودند و در علوم ظاهری و اخلاق باطنی شهرت تمام دارند . مولانا محمد جامی [رح] برادر مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره اند و حضرت مولانا جامی صاحب در ترجیع بند مرثیه ایشان فرموده اند ! بیت من بودم از جهان و گرامی برادری * در سلك اهل فضل گرانمایه گوهری زانسان برادری که در اطوار علم و فضل * چون او نزاده مادری ایام دیگری وفات ایشان در سال هشتصد و هفتاد و هفت هجری بود مدفنش در تخت مزار مولانا سعد الدین کاشغری است .
۱۴۶ مولانا عبدالغفور لاری لقب اصلی شان رضی الدین است و اصل ایشان از لار است از اعیان آن دیار بوده و از اولاد ابن سعد عباده (رض) اند که مهتر قبیله خزرج است و از کبار صحابه انصاری است و از اصحاب مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی است در طریقت و شاگرد رشید ایشان بود در علوم و بر کتاب شرح ملا و نفحات الانس حاشیه نموده و حضرت جامی صاحب در مدح ایشان گفته اند . بیت آنجا که فهم و دانش مرغی بود شکاری * باز یست تیز رفتار عبدالغفور لاری و در علوم عقلی و نقلی یگانه زمان و فرزانه دوران بوده و در روز وفات شان حضرت مولانا عبدالرحمن جامی حاضر بوده اند و کمال محبت و اخلاص بخدمت ایشان داشته اند و فات ایشان بعد از طلوع آفتاب روز یکشنبه پنجم شعبان سال نهصد و دوازده هجر یست . قطعه چه شد عبدالغفور آن کامل عصر * بعقبی غرقه دریای غفران چو خواهی روز ماه و سال فوتش * بگو یکشنبه و پنجم زشعبان
۱۴۷ و قبر ایشان در پایان پای پیر ایشان مولانا عبد الرحمن جامی است زهی سعادت مند مریدی که که بعد از مردن هم در خدمت پیر خود با شد . مولانا شهاب الدین برجندی از کبار اصحاب مولانا سعد الدین کاشغری بوده اصل ایشان از برجند بوده که قصبه ایست از قاین و نام ایشان احمد بن محمود است سن شریف ایشان پنجاه و پنج سال بود و در سال هشتصد و هشت هجری و به روایتی در سنه هشتصد و پنجاه و هفت وفات نمودند و قبر ایشان در تخت مزار مولانا سعد الدین کاشغری است . مولانا علاؤالدین نام ایشان محمد بن المومن است و مولد ایشان آب یز است که دهی است در ولایت قهستان از کبار اصحاب مولانا سعد الدین کاشغری است و بعد از نقل ایشان بدار عقبی به خدمت مولانا نور الدین عبد الرحمن جامی بازگشت تمام داشته و میفرمودند که در زمان سلطان ابوسعید گورکان که حضرت خواجه عبید الله احرار در هرات تشریف آورده بودند
۱۴۸ اول بار بنده که بملا زمت ایشان مشرف شدم فرمودند که چه کسی و چه نام داری و چه کار میکنی گفتم تفری ام از خادمان مولانا سعد الدین کاشغری و مکتب دار یکی میکنم فرمودند دار يك مگوی و به تصغير نام او مبر که مکتب داری کار بزرگ است و بسی فوائد و عوائد بران مرتب است وفات ایشان د رسال هشتصد و نود دو هجری مدفن ایشان در تخت مزار مولانا سعد الدین کاشغری است . [۱] خواجه قاسم جامی از عرفاء عصر واز اولاد حضرت مولانا شیخ الاسلام احمد الجامی است تاریخ وفات ایشان معلوم نشده و قبرش در تخت مزار مو لا نا سعد الدین کاشغری است . مولانا غياث الدين شمع ريز از فضلا و عزیزان بوده و قبرش در آخت مزار مولانا سعد الدین کا شقری است . امام شش نور از سادات اند و کیفیت ایشان در لوحی بالای سر ایشان ثبت است در قریه که بنام ایشان مشهور است [۱] ذکر شان درر شحات مذکور است .
۱۴۹ گنبدی است عالی وشیش قبر درآنجا موجوداست وارباب حاجت دران منزل بفیوضات میرسند گویند که حضرت شیخ الاسلام و المسلمین شیخ زین الدین الخوافی بزیارت مزارات سادات سته میرفتند و مریدان و مخلصان را بزیارت شان امر میفرمودند وفی الواقع بغایت پر فیض ونورانی است تاریخ وفات ایشان معلوم نشده . میرعبدالله الحسینی المشهور باصیل الدین واعظ از سادات والا تبار بوده و در علم وزهد و تقوی درجهٔ علیا داشت و در ایام خاقان سعید سلطان ابو سعید کورگان از شیراز که وطن اصلی ایشان بوده در هرات تشریف آوردند و همیشه در هفتهٔ یك نوبت در مدرسهٔ کوهر شاد آغا که در خیابان است بموعظه ونصیحت خلق می پرداخت و از مؤلفات آن ستوده خصال است کتاب درج الدرر و رسالهٔ مزارات هرات و کتاب معراج الاعمال در بیان اوراد و عبادات است در میان افاضل و اعیان مشهور است انتقال سید بزرگوار هفدهم ربیع الاخر سال هشتصد و نود و سه هجری و قبر ایشان در جنب مدرسهٔ
۱۵۰ گوهر شاد آغا . مولانا خواجه کوهی در بدایت حال ارادت بخدمت حضرت خواجه محمد کوسوی داشت و چهار سال در خدمت ایشان بوده اما در آخر وی را تربیت از روحانیت پدر وی مولانا حافظ شمس الدین محمد بود . مدفنش در کوه شمال ساق سلمان است . مولانا حاجی محمد فراهی (رح) از اصحاب مولانا شیخ زین الدین الخوافی و بغایت بزرگوار و بسیار عالی مقدار و در ترک و تجرید یگانه روزگار بوده واوقات شریف خود را بمطالعه علوم دینیه و معارف یقینیه میگذرانیده وفاتش در سال هشتصد و شصت هجری و قبرش در خیابان در خطیره امام فخر الدین رازی است (رح) قاضی نظام الدین محمد ولد ارشد مولانا حاجی محمد فراهی است و مولانا حاجی محمد در سلک اعاظم و فقهای زمان ابو
۱۵۱ القاسم با بر بها در انتظام داشت اما قاضی نظام الدين محمد بمزيد زهد و تقوی مها رت داشت و و در امور درس و فتوای مشهور بود و مدت مدید در مدرسه غیاثیه و مدرسه اخلاصیه بمراسم تدریس قیام مینمود و خاقان منصور به تکلیف او را قاضی هرات مقرر نمود و در فیصل قضا یا نهایت امانت مرعی میداشت و فاتش در ماه محرم سال نهصد هجری و قبرش در کازرگاه در مزار حضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره * مولانا معين الدين واعظ فراهی برادر امجد قاضی نظام الدین محمد بوده و در زهد و تقوی درجه علیا داشت و در مسجد جامع هرات وعظی در کمال تاثیر میگفت و با مرای که در مجلس میبود ملتفت نمیشد و در نصیحت آن طائفه سخنان زشت بر زبان او میگذشت و بعد از فوت برادر خود یکسال صاحب منصب قضا بود بعد ازان ترك كرد دیگر هر چند مبالغه نمودند قبول نکرد و از آثار قلم لطایف نگارش کتاب معارج النبوة و تفسیر [١] فاتحه [۱] که مسمی است به اسرار الفاتحه *
۱۵۲ الكتاب و قصه یوسف زلیخا در میدان عالم مشهور است و غیره تصانیف نیز دارد وفاتش در سال نهصد و هفت هجری و قبرش در مزار مقرب حضرت باری خواجه عبدالله انصاری در پهلوی برادر خود خواجه نظام الدین احمد در پایان پای حضرت خواجه عبدالله انصاری است قدس سره مولانا كمال الدین حسین واعظ كاشفی باواز خوش و صوت دلكش بوعظ نصیحت میپرداخت تصانیف وی بسیار است از انجمله جواهر التفسير و تفسير موهب عليه و روضه الشهداء و انوار سهیلی و مخزن الانشاء واخلاق المحسنين واختيارات در میان عالم مشهور است و در سنه نهصد و هشت هجری وفات یافت و قبرش در شمال عیدگاه است شيخ نور الدين محمد ولد امجد شيخ بهاء الدین عمر جفاره کی بود و سلطان ابو سعید کورگان در تعظیم ان جناب مبالغه تمام می فرمودند وفاتش در صبح جمعه بیست و سیم رمضان المبارك سال هشتصد و هفتاد و هشت هجری و مدفنش
۱۵۳ در خیابان در پهلوی والد خود مدفونند . حافظ غیاث قدوهٔ ارباب علم و حلم و عمدهٔ محدثان زمانهٔ خود بود وفاتش در سال هشتصد و نود و هفت هجری و قبرش در شمال خیابان در مقبرهٔ مولا عمر مدفونند. شیخ شاه محمد بغایت بزرگوار بوده و کرامات و مقامات داشته و پیوسته پادشاه اسلام سلطان ابوسعید کورگان به صحبت وی رفتی و قبر وی در شمال عیدگاه سابقه است . مولانا حافظ روجی قاری سبعه وصاحب کرامات و مقامات بوده و قبر وی در جنوب استاد وی حافظ علی روجی است . حافظ علی روجی وی نیز قاری سبعه و صاحب کرامات و مقامات بوده و قبر وی در قبلهٔ عیدگاه هرات است .
۱۵۴ شاه طيب الخوافی از مريدان شيخ الاسلام والمسلمين شيخ زين الدين الخوافی است و حج گذارده و ازوی کرامات بسيار منقول شد . وفاتش دو سال هشتصد و نود و چهار هجری و قبرش در خيابان در خطيره علما مدفون است . سلطان محمد وسلطان محمود هر دو از اولاد شاه طيب الخوافی و خلفای وی بوده اند قبر ايشان در خيابان در مقبره شاه طيب است . درويش خداداد [رح] سياه پوش از خلفای شاه طيب است و قبرش در تخت گاه شاه طيب است . مولانا شمس الملت والدين قدس سره از مريدان کار کردۀ شيخ الاسلام والمسلمين شيخ زين الدين الخوافی است و جامع بود . ميان علم
۱۵۵ ظاهری و باطنی و کرامات و مقامات او فوق الحصر و البیان است کتاب منازل السائرین که از تصنیفات حضرت شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری است شرحی نیکو کرده است هر که اندک حالتی داشته باشد داند که اکثر سخنان که در آنجا مذکور است مبنی بر قواعد علم و عرفان است و مبسوط از خصایص ذوق و وجدان است و قصیده عنبر که برده را بعربی و فارسی مخمس نموده در نهایت فصاحت شرح کرده که صاحب کمالان از تحریر آن متحیر اند و بر اسماء الحسنی شرح بسیار نیکو کرده است یکی از علماء گفته که مرا مهمی پیش آمد بخدمت وی رفتم بالتماس آنکه سفارش من به پادشاه وقت بکند پیش از انکه اظهار کردم کاغذی از آستین مبارک خود بیرون آورده بمن داد چون نگاه کردم آن نوع که میخواستم نوشته بود بخدمت پادشاه بردم مهم من کفایت شد و گویند قوت حافظه وی بحدی بود که در ماه مبارک رمضان هر روز یک جزء قرآن مجید را حفظ میکرد و شب تلاوت میکرد تا آخر ماه مبارک کلام الله را حفظ کرده بود وفاتش در سال هشتصد و نود و يك هجری و قبرش در خیابان و امیر نظام الدین علی شیر در جانب جنو به
۱۵۶ مزار فیض آثارش خانقاهی ساخته است. مولانا شمس الدین محمد عطار از اصحاب شيخ الاسلام و المسلمین شیخ زین الدین الخوافی است وعالم به علوم ظاهری و باطنی بوده و قبرش در خنچه آباد در درون روضه حضرت امام عبد الواحد شهید است. امیر خواجه خواند محمد حضرت مخدوم امجد از سادات عظام و در علوم معقول و منقول مهارت تمام داشت و در تالیف کتاب افادت ایاب روضة الصفا نهایت بلاغت بکار برده و در آخر حیات انزوا اختیار کرده مدت یکسال به گازرگاه بوده کسب عبادت اخروی مینمود. در آخر مریض شده بشهر مراجعت نموده مدتی هژده ماه صاحب فراش بوده و در دوم ذی قعدة الحرام سال نهصد و سه هجری از محنت آباد جهان بریاض راحت افزای جنان خرامید و عمرش به شصت سال رسیده بود و قبرش در مزار شیخ بهاء الدین عمر چغاره گی است.
۱۵۷ مولانا شمس الیدین محمد روحی (رح) مقتدای مشایخ زمان و پیشوای اصحاب زهد و عرفان بوده و قریب هفتاد سال در سلوك طریق هدایت و سنن سنیه حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و سلم سعی می نموده و جمعی کثیر از درویشان و طالبان طریقه ایشان را سلوك مینمودند و بآستانه کرامت آشیانش میرسیدند و از باطن فرخنده میانش اقتباس انوار سعادت نموده بمرادات خود فائز میگردیدند و در سال نهصد و چهار هجری از جهان رحلت نمود امیر نظام الدین علیشیر بعد از تقدیم غسل و تکفین نعش مبارك مغفرت صفاتش را بعیدگاه هرات بردند و نماز جنازه گذاردند و در پهلوی قبر مولانا سعد الدین کاشغری که پیر ارشادش بود دفن کردند بعد از چندگاه جمعی مریدانش بآن مقبره رفتند آن عزیز را از قبر بیرون کرده به گازرگاه بردند و نزديك بمزار حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره تختی ساخته مدفون نمودند.
۱۵۸ مولانا امیر حسین معمائی (رح) در تزکیه نفس نفیس و تصفیه باطن شریف عدیل نداشت و چندین سال در مدرسه اخلاصیه ساکن بود و به طلب علوم مشغول بود از نتایج آن سید ستوده خصال رساله معمائی است در کمال بلاغت و در سال نهصد و چار هجری بمرض اسهال در گذشت و در گنبد مدرسه اخلاصیه مدفونند . مولانا کمال الدین مسعود شیرازی در علم کلام و منطق و حکمیات و سائر علوم معقول و منقول اعلم علمای زمان خود بوده و در سال نهصد و پنج هجری وفات نمود و در خیابان در مزار پیر سید صد ساله مدفون است . مولانا قطب الدین یحیی ولد مولانا شمس الدین محمد بن مولانا سعد الدین مسعود تفتازانی وفاتش روز دوشنبه سال هشتصد و هشتاد و هفت هجری و مدفنش در مزار مقرب حضرت باری خواجه عبدالله انصاری است .
۱۵۹ قاضی نورالدین محمد الامامی مدت هجده سال بشغل قضاوت در دار النصرت هراة اشتغال داشت و بمقاضای فاحکم ابين الناس بالحق از مضامين فتاوای اهل اسلام تجاوز نمی نمود و در بیستم جمادی الاول سال هشتصد نود يك هجری دست قضا سجل حیاتش در نوشت در كازركاه بخطيره که نزديك مزار خواجه عبدالله انصاری قدس سره ساخته بودند مدفون شد . مولانا شمس الملة والدين محمد امین زیارتگاهی [رح] از اصحاب شیخ اسلام و المسلمین شیخ زین الدين الخوافی است و عالم بوده بعلوم ظاهری و باطنی و كمالات و مقامات وی بیش از ان است که در حیز تحریر در آید و کرامات فراوان ازوی منقول است آورده اند که هر شب دوشنبه حضرت رسول الله صلی الله عليه وسلم را در خواب میدید و مشکلات خود واز خلایق را از آن حضرت صلی الله علیه وسلم میپرسید وجواب با صواب می شنید ، وفاتش در سال هشتصد و هشتاد و پنج هجری مدفن ایشان در قرية زیارتگاه معروف و مشهپر است.
۱۶۰ درویش عباس زیارتگاهی [رح] وی از اصحاب و مریدان شیخ زین الدین الخوافی است مدت سی سال در ملازمت وی گذرانید و بغایت بزرگواری در وقت خود سر حلقه عارفان روزگار خود بوده و مقامات و درجات عالی داشت و در آخر نابینا شد و پیوسته این بیت را میخواند! بیت چشمم از آسیب مردم در بروی خود به بست * گوشه عزلت گرفت و با خیال او نشست گویند روزی در قریه زیارتگاه در مسجدی که در میان ده بود شخصی قرآن میخواند از استماع آن وقتش خوش شد از مسجد بیرون آمده در حوض که بر در مسجد بود درآمد و مدت مدیدی بر روی آب دوید و سماع کرد که قدم و دامن او تر نشد و مدفنش در زیارتگاه است . مولانا عبدالرحمن کار دگر زیارتگاهی از اصحاب مولانا سراج الملة و الدین عالم است مشربی بغایت صافی دارد و از مقام ابدال و اوتاد
۱۶۱ بهره وافی داشت و حضرت مولانا نور الدین عبد الرحمن جامی قدس سره با وی صحبت میکرده و فاتش در سال نهصد و نه از هجرت مدفنش در قریه زیار تگاه است . شیخ صوفی علی [رح] از زها د کبار و عباد نا مدار و متقیان روزگار بوده و چند نوبت حج اسلام را گذارده و بسیاری از مشایخ و بزرگان را دیده و اهل دنیا در نظرش بی اعتبار بوده در وقتی که خانقاه بازا ر فیروزآباد را میساختند خادم آمده و گفت چیزی خر چی ضرور است یکی از مریدان در مراقبه بود سر بر آورد گفت زمانی توقف کن که از غیب میرسد چون لحظه بر آمد تاجری هزار دینار زر در نزد شیخ آورد گذاشت خادم زر را گرفته رفت شیخ هر دو گوش درویش خود را بتافت و گفت دیگر این نوع کرامت نکنی و فضولی نکنی وفاتش در سال نهصد و هشت از هجرت و قبرش در خیابان در خطیرهٔ علیحده که از برایش ساخته اند مدفون است .
۱۶۲ مولانا شمس الدین محمد اسد گازر گاهی عالم بعلوم ظاهری و باطنی و از مریدان شیخ الاسلام و المسلمين شیخ زین الدین الخوافی است وفاتش در سال هشتصد و هفتاد و چهار هجری شده قبرش در گازرگاه در اندرون خطیرهٔ حضرت خواجه عبد الله انصاری در زیر قدم آنحضرت است . مولانا شمس الدین محمد وی نیز از اصحاب شیخ زین الدین الخوافی است و کمالات و مقامات بلند داشته گویند وی را بیماری دست داد بعد از چند روز برخواسته وضو ساخت و بجماعت با مریدان خود نماز گذارد و بعد ازان بذکر کلمه لا اله الا الله مشغول شد در اثنای ذکر تکیه بر یکی از اصحاب خود کرد و گفت لا موجود الا الله و جان بجانان داد قبرش در گازرگاه است در کوه شمالی نز د يك بقبر خواجه خپرچه .
۱۶۳ مولانا درویش احمد گازرگاهی از اصحاب و مریدان شیخ زین الدین الخوافی است وعالم بعلوم ظاهری و باطنی وفاتش در سال هشتصد و هفتاد و چهار هجری بود قبرش درگازرگاه در پایان پای حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره است . مولانا ابوالخیر درب خوش از اصحاب شیخ الاسلام والمسلمین شیخ زین الدین الخوافی است بغایت بزرگوار و در طریق تجرید و توکل سر دفتر روزگار بوده و پیوسته بخلوت میگذرانید و ایشان را دو برادر دیگر بود که آنها نیز اهل حال بودند یکی مولانا شهاب الدین دیگری را مولانا خواجه کوهی گفتندی و از اولاد صلبی مولانا حافظ شمس الدین محمد اند که وی نیز از خلفای شیخ زین الدین الخوافی است و کرامات بسیار از وی نقل کرده اند وقبرش در جنب تربت شاه ابوالقدس است در بیرون درب خوش .
۱۶۴ مولا‌نَا درویش علی کازر گاهی از مریدان مولانا شمس الدین محمد تبادکانی است و نظری که بوی داشته بر هیچ کس نداشته از بزرگی استماع افتاد که حضرت مولانا عبد الغفور لاری که از محققان زمان خود بوده میفرمودند که هر گاه مرا از سخنان شیخ محی الدین بن العربی قدس سره مشکلی پیش آید آنرا بخدمت مولانا درویش علی القا میکنم فی الحال رفع آن مشکل میشود با وجودیکه آن امی است و چیزی نخوانده و قبر وی در گذرگاه شریف نزديك بحوض آشکارا . شیخ درویش محمد کازر گاهی(رح) سردفتر مشایخ روزگار بوده و کرامات بسیار از وی منقول است گویند از تاجران هرات بسفر دریا رفته بودند و در میان دریا کشتی ایشان نزديك بود که غرق شود التجا بدرویش محمد برده بودند ناگاه دیدند که در روی دریا پیدا شد و کشتی ما را نجات داده در کنار کشید وفاتش در سال هشتصد و نود هجری و قبرش در
۱۶۵ گازرگاه است. مولانا شمس الدین محمد پای گنبد رح از علوم ظاهری و باطنی صاحب کمال بود. عزیزی نقل کرده که بملازمت وی رفتم لطف بسیار نمود و گفت ما را فراموش مکن من متحیر شدم چون یک هفته بگذشت از دنیا رحلت کرده بود و فاتش در سال نهصد و پنج هجری مدفنش در قریه خراشان است. خواجه عبداللطیف الصوفی بسیار بزرگوار و عالیقدر بوده و حالات عجیبه و مقامات غریبه داشت و گفت در آوان سلوک روزی مرا میل ماهی شد بجای ماهی فروش رفتم و چند ماهی بریان خریدم و بدکان در شدم دیدم که پیری بغایت با صفا و نورانی نشسته بروی سلام کردم و ماهی را پیش وی نهادم وی جواب سلام مرا باز داد و از سر اشتها تناول کرد من گفتم دیگر میل داری گفت دارم رفتم دیگر
۱۶۶ خریدم و آوردم و آن را نیز خورد و گفت ای عبدالطیف تو ما را خدمتی کردی بیا تا ترا خدمت کنم و دست خود را بر من زد و خود را ظاهر کرد حضرت خضر علیه السلام بوده در قدمش افتادم و بوسه بر پای وی دادم و رسید بر من آنچه رسید و از ان وقت هر چند روزی بمن ظاهر میشود و دفع مشکلات من میکند وفاتش سال نهصد و هجده هجری قبرش در قریه فراشان در خطیره مولانا شمس الدین محمد پای گنبد است . مولانا جلال الدین سعید ابومکی شیخ المشایخ حرم محترم کعبه معظمه بود و کرامات و مقامات و خوارق عادات فراوان از او ظاهر شد . و عابد و عالم و محدث زمانه و یگانه عصر و طریقه بغایت پسندیده داشت وفاتش در سال نهصد و سی هجری و قبر وی در خیابان در شرقی زیارت صوفی علی است . خواجه محمد شمعان از مشایخ عظام و علمای کرام و عالم بوده به
۱۶۷ علوم ظاهری و باطنی و در زهد و تقوی درجه علیا داشت وفات ایشان در سال چهار صد هجری واقع شده و قبر ایشان در قریه کورت خواجه قریب شا فلایان است و زیارت کردن وی جهته مطالب و مقاصد مجرب است . خواجه شمس الدین مطهر او به خلف الصدق حضرت شیخ الاسلام و كعبة الانام مرغ شد الخاص و العام منظور نظر خاص ملك علام احمد جام قدس سره شرح کمالات وی از تعریف و توصیف مستغنی است تاریخ وفات وی معین نشده و قبرش در قطعه بران [۱] ولایت او به است . خواجه محمد المسجور (رح) بسیار بزرگ و یگانه عهد بوده مد فن شان در سیوشان بلوك گذاره است و درویش سید عبدالحی که از اولاد غوث اعظم شیخ عبدالقادر جیلانی بود یکی از خلفاء شان است بتربت منور شان درویش عبدالحی خانقاه بس عالی بنا نموده گویند که درویش [۱] والحال انرا پنج میران نامند .
۱۶۸ عبدالحی از آغاز بنای خانقاه تا انجام آن کمر خودرا نگشوده و دانه گندم در گریبانش افتاده و سبز شده و خوشه نموده مدفن درویش عبدالحی در قریه سنزو گرد است و فوتش در سنه یکهزار و هشت هجری است اما تاریخ فوت شیخ محمد مسجور معلوم نیست همانا که بعد قرن مولانا عبدالرحمن جامی باشد. خواجه محمد کامل از متقدمین اولیاء الله بوده‌اند و از قراری که از نقش لوح سنگ که در بالای سر مبارک ایشان است نسب شریف وی بدین نوع که امیر المومنین علی ابن امیر المومنین عبدالله ابن امیر المومنین عباس رضوان الله تعالی علیهم اجمعین که عم رسول الله صلی الله علیه وسلم بود ولادت با سعادت وی در کوفه در بیست یکم رمضان سنه هفتاد و چهار هجری و رحلت وی بقصبه اوبه در سیزدهم ربیع الاخر سنه یکصد و سی و دوی هجر و قبروی در اوبه در محل که اکنون بخواجه کامل مشهور است و لوحی که در پایان پای مبارک ایشان است بعینه مرقوم میگردد تا باعث ازدیاد زائیران گردد :
۱۶۹ هو الله الباقی الحمد لله الذی نعمائه شامل آلائه کامل ذو القدر و الفضائل و الصلواة و السلام علی نبیه محمد الفارق بین الحق و الباطل اما بعد فهذا تاریخ ابن ابن عم الرسول کمالاته مبرهن بالدلائل المهتدی الهادی العادل امیر المؤمنین محمد الملقب بخواجه کامل ابن الامام الوری و الهدی و التقی امیر المؤمنین علی ابن ابن عم النبی امیر المؤمنین عبد الله ابن اهل السخا بین الناس امیر المؤمنین عباس رضوان الله تعالی علیهم اجمعین مولده بکوفه در بیست یکم رمضان سنه هفتاد و چهار خلافت به خراسان شانزدهم ذی حجه سنه یکصد و بیست و پنج و رحلت بقصبه او به دوازدهم ربیع الاخر سنه یکصد و سی و دو این رباعی بر سنگ مزار ایشان مرقوم است . رباعی حاکم نيك رای خیر اندیش * پیروی اهل فاقه و درویش سال نهصد بده کم از هجرت * کرد احیای قبر آن حضرت پنجره گرد قبر پیر نهاد * در دو کیتی خداش خیر دهاد
۱۷۰ مزارات سادات چشت اولهم خواجه ابو احمد ابدال وی پسر سلطان فرسنافه است که امیر آن ولایت بوده وی را خواهری بود بغایت صالحه شیخ ابواسحق شامی بخانه وی امدی و طعام وی خوردی روزی وی را گفت که برادر ترا فرزندی خواهد بود که وی را شانی عظیم باشد میباید که محافظت حرم برادر خود بکنی تا در ایام حمل چیزی که دران حرمتی و شبهتی باشد نخورد ان ضعیفه صالحه که بموجب فرموده شیخ ابواسحق بدست خود ریسمان رشتی و فروختی و ما یحتاج حرم برادر خود را مهیا ساختی و در تاریخ سال دو صد و شصت هجری در خلافت معتصم باالله ابو احمد متولد شد همان ضعیفه درخانه خود پرورش می دادگاه گاه که شیخ ابواسحق بخانه وی آمدی و در آوان صبا که خواجه ابواحمد را بدیدی گفتی ازین كودك بوی آن می آید که از وی خاندان عظیم ظاهر گردد و احوال عجیبه و اثار غریبه از وی مشاهده می افتاد وقتیکه خواجه ابواحمد بسن بیست ساله گی رسید . بود همراه پدر خود سلطان فرسنافه جهة
۱۷۱ شکار بکوه رفته بود در اثنای شکار از پدر و اتباع جدا افتاده بمیان کوه رسید دید که چهل تن از رجال الله برسری سنگ ایستاده اند و شیخ ابو اسحق در میان ایشان است حال بروی بگشت از اسپ فرود آمد و در پای شیخ ابو اسحق شامی افتاد اسپ و سلاح هر چه داشت بگذاشت و پشمینه پوشید و بایشان روان گشت هر چند پدر و اتباع اورا طلب کردند نیافتند بعد از چند روز خبر آوردند که وی با شیخ ابو اسحق در فلان موضع از کوهها بوده است پدرش جمعی را فرستاد تا وی را آوردند چندانکه پند دادند و بند نهادند از آنچه در آن بود باز نتوانستند آورد گویند که پدرش را خمخانه بود روزی فرصت یافته و در انجا در امد و دری آن را محکم به بست و خمخانه را فرو کوفت پدرش را آگاه کردند بیام برآمد و از غایت غضب سنگی بزرگی را برداشت که از بالای بام بروی اندازد روزنه فراهم امد و سنگ را فرا گرفت سنگ در هوا معلق بایستاد چون پدرش این حال را مشاهده کرد بر دست وی توبه کرد و از وی مثال این کرامات و خوارق عادات نه چندان ظاهر شده است که بتفصیل بیان
۱۷۲ توان کرد وفات ایشان در سال سه صد و پنجاه و پنج هجری و قبر وی در چشت است . خواجه محمد بن ابی احمد ابدال چشتی وی بعد از وفات پدر خود قایم مقام وی شده به موجب فرموده پدر از بیست و چهار ساله گی بیش تحصیل علوم دین و معارف یقین کرده بود و زهد و ورع تمام داشت و از دنیا و اهل ان بغایت مجتنب بوده همواره بزهد و ترك دنيا تحریض می نمود و می گفت چون اول و آخر ترك دنيا است خود را از غرور نگاه می باید داشت سلطان محمود سبکتگین بغزوه (۱) سؤمنات رفته بود و خواجه را در واقعه نمودند که بمددگاری میباید رفت در سن هفتاد ساله گی با درویشان متوجه شد و چون آنجا رسید به نفس مبارك خود با مشرکان وعبده اصنام جهاد نمود روزی (۱) سؤ منات بتی بود معبود هنود در هندوستان که آن شهر را بنام ان بت میگویند بهندی بمعنی ماهی خدا سلطان محمود آن شهر را بغلبه از هنودان گرفت وسؤمنات را شکست [رح] .
مشرکان غلبه کردند و لشکر اسلام پناه به بیشه آوردند نزديك بود که لشکر اسلام شکست خورند خواجه را در چشت مریدی بود آسیابان محمد کاکو نام خواجه آواز داد که کاکو دریا ب در حال آسیابان را دیدند که اضطراب میکرد و لکلکه آسیا را بدر و دیوار میزد و مجاربه مینمود تا لشکر اسلام قوت یافت و کافران رو بهزیمت کردند در همان وقت محمد کاکو را در چشت دیده بودند که ده مرده آسیا را بر درو دیوار می زند از وی سبب پرسیده بودند همین قصه را گفته اند. استاد مردان از قصبه سنجان خاف (۱) بوده و از مریدان خواجه محمد چشتی است و سالها کلوخ استنجا و آب وضوء و پر مهیا میداشت روزی که او را بمراجعت وطن امر نمودند بگریست و گفت من طاقت مفارقت ندارم خواجه کرم نمود و گفت هر وقت که ترا آرزوی دیدار ما بوده باشد حجاب های جسمانی ومسافت های مکانی مرتفع میگردد و ما را در آنجا به بینی (۱) سنجان معرب سنگان است و ان قریه ایست در خواف نزديك برآباد.
۱۷۴ و همچنان بود دائما استاد میگفت که من از سنجان چشت را می بینم وفات ایشان در سال چهار صد و یازده هجریست و قبر وی در چشت است . خواجه یوسف بن محمد سمعان وی خواهر زاده خواجه محمد بن ابی احمد چشتی است و مرید تربیت یافته وی خواجه محمد شصت پنجسال متاهل نشده بود همشیره داشت که خدمت وی میکرد و خوردن و پوشیدن از دست رشته وی بودی و از سبب خدمت برادر خود میل تزوج نداشت و به طاعت و عبادت خدایتعالی مشغول بودند شبی حضرت خواجه محمد خواجه احمد را در خواب دیدند که فرمودند در ولایت شاشان مردیست محمد سمعان نام تحصیل علوم کرده و صالح است خواهر خود را با و عقد کن خواجه او را طلب داشته همشیره را باو عقد کرد و خواجه یوسف در چشت از ایشان متولد شد خواجه محمد بعد از شصت و پنجسال متاهل شده بود اما وی را پسر بزرگ نرسید خواجه یوسف را به منزله فرزند می پرورید و تربیت میکرد و بتحصیل
۱۷۵ علوم و سلوك راه خدايتعالی دلالت مينمود بعد از وفات وی قايم مقام شان شد خواجه يوسف را بعد از پنجاه ساله گی ميل انزوا و انقطاع پيداشد خواست نزديك مزار خواجه مکی که بسيار بزرگ بوده وشيخ ابو اسحق شامی زيارت ايشان بسيار ميکرد چله خانه در زمين بکند با شارت هاتفی غيبی ان موضع را که حالا چله خانه است اختيار کرده چون کلند و بيل آوردند زمين بغايت محکم بود چنانکه هیچکس نتوانست بکند خواجه کلند بر داشت و بدست خود از چاشتگاه تا نماز پيشين آنرا با تمام رسانيده و مدتی دوازده سال در آنجا بسر برد و چندان سكر و وحشت و ولوله و حيرت بر وی غالب شده بود که گاه بودی که خادم آب وضوء بردست وی ريختی در اثناء وضو از خود غائب شدی و یکساعت يا بيش غائب بماندی و باز حاضر شدی و وضو را با تمام رسانيدی در آن وقت که شيخ الاسلام ابو اسمعيل خواجه عبدالله انصاری قدس سره بمزارات چشت رسيده بود با وی ملاقات کرده بود و بعد از معاودت بهرات استحسان وی کرده وفات ايشان در سال چهارصد و پنجاه و نه هجری است و مدت عمر هشتاد و چهار سال بوده و در وقت
۱۷۶ رحلت خواجه قطب الدین مودود پسر کلان خود را قائممقام خود ساخت و قبر ایشان در چشت است . خواجه مودود چشتی در سن هفت سالگی تمام قرآن را با ظا هر معنی آن حفظ کرده بود و بتحصیل علوم اشتغال میداشت چون بسن بیست سالگی رسید والد بزرگوار وی خواجه یوسف رحلت نموده بود و وی ـ ابجای خود بنشـاند. بود وبخصال حمیده موصوف بود و با فعال پسندیده معروف ومردم آن ولایت همه در مقام اعتماد و محبة وانقیاد و ارادت وی بودند وتوفیق شرف صحبت و دولت تربیت حضرت شیخ الاسلام احمد جام قدس سره نیز یافته در انوقت که حضرت شیخ الاسلام از جام بهرات تشریف آورده بودند و خاص و عام مشاهده کرامات و مقامات و خوارق عادات از ایشان می نمودند و خواجه با مریدان خود سواره و پیاده به هرات آمده که شیخ الاسلام را از هرات بیرون کند بعد از ان که کرامات را مشاهده نمو د در حینی که دو هزار سواره همراه داشت پیاده شده و بوسه بر پای شیخ الاسلام احمد الجامی داده شیخ دست
۱۷۷ بر پشت وی میزد و میگفت کار ولایت چون میبینی که ولایت مردان سلاح و حشم نباشد بر و وسوار شو توکودکی و نمیدانی که چه میکنی و چه میگوئی و در نفحات الانس مذکور است که بعد از مقدمات شیخ الاسلام فرمود که مردم را مرخص کن و دو خادم با خود نگاهدار و سه روز توقف کن خواجه چنان کرد شیخ الاسلام فرمود که مصلا بر طاق نه و بر و علم بیاموز که زاهد بی علم مسخره شیطان است گفت قبول کردم دیگر چه فرمائی فرمود که چون تو از تحصیل فارغ شوی احیای خاندان کن که آبا و اجداد تو مردم بزرگ بوده اند و صاحب کرامات حضرة خواجه مودود فرمود مرا احیای خاندان میفرمائید هم شما بر وجه تیمن وتبرك مرا اجلاس فرمائيد شیخ الاسلام فرمود پیشتر آی خواجه آمد و دست وی را بگرفت و بر کنار چار بالش خو دبنشانـد و صد نوبت گفت بشرط علم پس سه روز در خدمت شیخ الاسلام بود و فواید گرفت و نوازش یافت و باز گشت و بعد ازان با ندك فرصتی بجهته تحصیل علوم وتكميل معارف بجانب بلخ و بخا را تشریف برده ومدتی چهار سال بقدر وسع و امکان در آن
۱۷۸ با ب اجتهاد نمود و در ان دیار هر جا آیات غریبه و کرامات عجیبه که تفصیل آن باعث تطویل است به ظهور رسیده است و بعد ازان بچشت مراجعت نمودند و به تربیت مریدان و مستفیدان مشغول شده و از اطراف طالبان روی ارادت بخدمت و صحبت وی اوردند وفات ایشان در سال پنجصد و بیست و پنج هجری و قبروی در چشت است . شاه سنجان نام ایشان محمود است و لقب رکن الدین از ده (۱) سنجان خاف بوده ومرید خواجه مودود چشتی است و گویند در مدت که بچشت اقامت مینمود هرگز در چشت نقض طهارت نکرده چون خواستی که طهارت کند سوار شدی و از چشت بیرون رفتی و طهارت ساختی و مراجعت نمودی و میفرمود که مزار چشت مقامی مبارک و منزلی متبرک است روا نباشد که انجا بی ادبی کنند و گویند که پیشتر وی را خواجه سنجان میگفتند و خواجه مودود وی را شاه سنجان لقب نهاد و همیشه به آن می نازید ومفاخرت (۱) معرب سنکان است .
۱۷۹ می کرد وفات ایشان در سال پنجصد و نود و هفت هجری وقبر ایشان در چشت است و ذکر ایشان در کتب مشایخ مذکور است . خواجه احمد [رح] بن خواجه مودود چشتی رح وی بسیار بزرک بوده و بعد از وفات پدر بمقام وی نشست و مقبول همه طوایف بوده و بر کافه انام شفقت عام و مروت تمام داشت و کوبند که حضرت رسالت پناه صلی الله علیه وسلم را در خواب دید فرمودند که ای احمد اگر تو مشتاق ما نیستی ما مشتاق توابم چون بامداد شد سه بار موافق اختیار کرد و مجهول وار چنانکه کسی وی را نشناسد بزیارت حرمین الشریفین زاد هما الله شرفاً وتکریماً متوجه شده چون اقامت ارکان و شرایط حج کرد بحرم محترم مدینه مقدسه منوره معطره مشرفه مصطفویه علی صاحبها الصلوات والتسلیمات والتحیر توجه نمود وامدتی شش ماه مجاورت کرده کویند که مداومت و مواظبت وی بر مجاورت خادمان حرم را کران آمد خواستند که وی را برنجانند از روضه مقدسه
۱۸۰ مشرفة معطرة رزقنی الله زیارتها آواز امد چنان چه همه حاضران شنیدند که وی را مرنجانید که از مشتاقان ماست و بعد از مراجعت مدینة منوره به بغداد رسید در خانقاه حضرت شیخ شهاب الدین سهروردی قدس سره فرود امد و شیخ وی را تعظیم و احترام نمود و خلیفۀ بغداد بنا بر خوابیکه دیده بود وی را طلبیده وظایف اکرام واحترام بجای او و د و وی خلیفه را نصایح جایگیر و مواعظ دل پذیر گفت و همه در محل قبول افتاد فتوحی که اورد بجهة استمالت خاطر خلیفه ازان محقری برداشت وچون بیرون رفت به فقرا و مساکین قسمت کرد و بخراسان توجه نمود و فات وی در سال پنچصد و نود وهفت هجری و قبر ایشان در چشت است . شیخ احمد چشتی غیر ابو احمد ابدال است زیرا که وی متقدم است و شیخ الاسلام وی راندیده بود وغیر خواجه ابو احمد مودود است زیرا که وی متاخر است و شیخ الاسلام گفت من هیچکس را ندیده ام قوی تر در طریق ملامت و تمامتر از احمد چشتی و چشتیان همه چنان بودند
۱۸۱ از خلق بی باک و در باطن سادات جهان و وی سه بار در بادیه رفته بود و باز گشته که از خود در آن اخلاص تمام ندیده بود و همه احوال ایشان باخلاص و ترک ریا بود حضرت شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری قدس سره گفت که احمد چشتی بزرگ بود و مرا تعظیم داشتی و حرمت کردی که هیچ کس را نکردی و پیش تر کسی که موی خود را دریای من میمالید وی بود تاریخ وفات وی معلوم نشده و قبر وی در چشت است [رح] خواجه اسماعیل [رح] برادر خواجه احمد چشتی است شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری قدس سره گفت که من هیچ کس را ندیده ام بفراست چون برادری احمد چشتی وی خدمت من گردی و مرا تعظیم تمام کردی من در قهندز مجلس میکردم و از مجلسیان من کسی بود که با وی محبت داشت و سخنان من را بوی باز میگفت که این دانشمند شما از کوی ماست خداداند که از سخنان وی در سر من چیست یعنی از طمع سخن او مرا مایه است پس ازان مراد عوت کرد و همه دنیائی خود
بر من باشيد تاريخ وفات وی معلوم نشده و قبر وی در چشت است . خواجه حاجی مکی اصلش از مکه معظمه بود و حضرت شیخ ابواسحق شامی زیارت وی بسیار میکرده و مشایخ و بزرگان چشت زیارت وی نموده اند و از قدماء اولیاء الله و اکابر این طائفه بود و خواجه یوسف والد خواجه مودود در جوار مزار وی چله خانه با شارت هاتف غیبی کنده است و در انجا اربعینات نشسته و فتوحات یافته تاریخ وفات وی معلوم نشده و قبر وی در چشت است . شیخ ابن یمین کوسوی زبدة السالكين و عمدة الواصلین صاحب الوجد و التمکین از خلفای برگزیده و مقتدای این طائفه صوفیه بود بخلوات و اربعینات نشسته و ریاضت شاقه کشیده و کرامات مشهور و خوارق عادات معروف از وی بظهور رسیده و مدتی مدیدی در شهر هرات پیشوای و مقتدای خلق بوده و مرقد
۱۸۳ مبارکش در قریه سینان است در غربی شهر هرات . مقرى درويش احمد صوفيانی وی خافی الاصل بوده و در قریه صوفیان هرات بوده سالك طریقت ناظر حقیقت و مخصوص بواردات غیبی و از اصحاب پسندیده و خلفای بر گزیده حضرت شیخ ابن یمین کوسوی است و کرامات بسیار ازوی بظهور رسیده روزی بعد از فراغ اوراد فرمود که دوش در واقعه صحن عظیم مفروش بنظر در آمده ناگاه شخص جمله فروش را در نوردیده و جمع نمود و شخصی دیگر همین صحن را بفروش ملوکانه مفروش نموده تعبیر این واقعه چنان بخواطر میرسد که این فروش تعلق بپادشاه عصر دارد و دولت وی در نوردیده شده فروش دویم اشارة بآنست که پادشاه نو بعرصه ظهور در آید چون چند روز ازین واقعه گذشت اخبار متواتر شد که پادشاه عصر رحلت نموده برهم زدگی بسیارشد تا آنکه ملك بپادشاه دیگر قرار گرفت و در تاریخ هزار و هشت هجری ازین سراچه فانی رحلت نمود
۱۸۴ مرقد وی در قریه صوفیان است و بعد از وفات وی ملا محی باغدشتی در هرات خلیفه وی شد . شیخ شاه محمود کاریزکی از اصحاب شیخ درویش محمد داشگر بوده و مدتی در هرات بخلوت وانزواء وعزلت بسر برده وزاهد متورع وعالم بوده طاعات و عبادات بسیار بجا می آورده و مردم هرات او را بسیار مخلص و معتقد بوده اند واحیای سلسله شریف میکنند چون صحبت شریف ایشان دست دهد از مغتنمات است، الهم متع المسلمين بطول حياته از بعضی اعزه استماع افتاده که بعضی اعمال که بضبط و ربط محصول هرات معین بودند بمزرعه که مولانا شاه محمود دخل داشته اند دعوی و منازعه انداخت و لگدی بر پشت حضرت شیخ زده از وی آزرده خواطر گشت دیگر روز آن عامل از پشت اسب بیفتاد و گردنش بشکست وفات وی در غره ذالحجه سال هشتصد و هفتاد وسه هجری و قبر وی در محله باغدشت است .
۱۸۵ ملا میرزا لنگری وی نیز از خلفای شیخ درویش محمد داشکر بوده است و مدتی در شهر هرات بخلوت و عزلت بسر می برده وزاهد و متورع بوده و طاعات و عبادات بسیار بجا می آورد و مردم هرات آن را عزیز داشتند و مخلص و معتقد بوده اند وفات وی در سال نه صد و نرد . هجری است و قبر وی در قبله مزار شیخ محمود است در قریه باغدشت . ملا یحیی باغدشتی [رح] وی مرید مقرب درویش احمد صوفیانی است و بعد از وی جانشین و خلیفه وی بوده و مدت بیست سال بعد از وی بارشاد طالبان قیام مینموده و در سال هزار بیست و هشت هجری از جهان فانی وداع کرده و بسرای جاودانی خرامید وقبرش در محله باغدشت در مزار شیخ محمود شاه است وعزیزی تاریخ وفاتش را بنظم گفته !
۱۸ نظم شیخ یحیی قدوۀ اهل یقین زاهد خوش صحبت نیکو سرشت بود مست حق چنان کان خود نبود بیمی از دوزخ امیدی از بهشت کاشتی در مزرع دل تخم ذکر در جهان این بود اورا کار و کشت باغ دشت از فیض او پر نور بود حالیا گردید دشت خشك و زشت ذکر حق چون بود وردش كلك فهم ذکر حق تاریخ فوتش را نوشت ۱۰۲۸ میر شمس الدین خیاط مشهور بمیر قناد از سادات عظام وزهاد کرام بوده ب زیارت بیت الله حرام وروضۀ منورۀ حضرت سید الانام علیه صلوات والسلام مشرف شده وفاتش در شب پنج شنبه بیست پنجم محرم الحرام سال هشتصد و هشتاد و نه هجری و قبرش در محلۀ باغدشت و در جانب جنوب مزار وی مسجد یست در کنار جوی انجیل مولانا محمد مقیم از اولاد شیخ شاه محمود است و مدتی در هوا دشتك بر جادۀ شیخوخیت مستقیم بوده و طریق اجداد کرام را بجا می آورده زاهد وعابد بوده تاریخ
۱۸۷ وفات وی معین نشده و قبرش در هواد شک است و حالا بده شیخ پروا نه مشهور است. شیخ فضل الله سروستانی عابد و زاهد و مقبول اهل و از اصحاب و خلفای شیخ ابن یمین است خوافی الاصل بوده و در هرات ساکن شده در تقوی و ورع بی نظیر بوده علی الدوام بمراقبة و بذکر مشغولی داشت و بمقامات بلند و کرامات ارجمند رسیده تاریخ وفات وی محقق نشده و مرقد وی در قریه سروستان است. امیر صدرالدین صوفیانی در بلده هرات مدتی بریاضت و مجاهدت مشغول بوده صاحب تقوی و ورع بوده تاریخ وفات وی محقق نشده و قبر وی در خیابان است. میر محمود [میر محسن] سروستانی بسیار متواضع و متخشع و بعبادت و ریاضت مشغول بوده و تاریخ وفات وی معلوم نشده و قبرش در سروستان است.
۱۸۸ مقری علی زاهد موصوف با وصاف جلی و خفی تربیت یافته شیخ محمد داشگر و بغایت متدین و متورع بوده و ریاضت و مجاهدت کشیده و بزیارت بیت الحرام مشرف شده و زیارت حضرت سید الانام صلی الله علیه وسلم را نموده تاریخ وفات وی معلوم نشده و قبرش در قریه ملاسیدان است بر کنار راه مزار حضرت خواجه ابو الولید قدس سره است . ملا مومن ملا سیدانی رح مدتی در جاده شیخوخیت مستقیم و جماعت مریدان را در خلوت و عزلت امر میفرمودند افاده و استفاده رسانیده و تاریخ وفات وی معلوم نشده و قبرش در ملاسیدان است . میرزا مظفر ملا سیدانی رح داماد ملا مومن رقایم مقام وی بوده باعث
[BLANK PAGE]
شیخ المشایخ شیخ درویش محمد دا شکر بوده‌اند نموده و حضرت شیخ صبیه عفیفه خود را بعقد مناکحت وی در آورده اند نقل است در ان شب که عقد مناکحت واقع شده حضرت شیخ که خال وی بوده اند حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم را در خواب دیدند که بغایت مسرور بودند و یقین شد که ابتهاج و سرور آن حضرت جهة این وصلت بوده نسب شریف وی بسادات عظام که در قریه شمعان هرات اند میرسد و بحضرت مولانا مقیم که از اعزه وقت و بسلسله علیه حضرت خواجگان نقشبندیه بوده اند رابطه مودت و اتحاد تمام داشته و بزیارت حرمین شریفین رسیده اند و بعد از مراجعت چند وقت در مسجد زیارتگاه ریاضت شاقه کشیده اند و از وی کرامات فراوان بظهور رسیده چون مریض شده ایشان را بمحل ایشان آورده وفات نمود مدفن ایشان در قریه شمعان است مشهور است که در آخر سخن دنیوی نمیگفته خاموش بوده‌اند روزی مولانا محمد حسین سیداو شانی که از اعزه وقت بوده اند التماس سخن کرده بعد از مدت سر بر آورده گفتند !
۱۹۱ بیت هر کز نفسی بی رخ آن ماه نباشم * ترسم که نگاهی کند آگاه نباشم و دیگر هیچ نگفتند ملا محمد حسن را تاثیر عظیم کرده بیرون رفت وفات وی در سنه هزار و بیست و هشت هجری واقع شده تاریخ وفات شانرا استادی چنین بنظم آورده است ! قطعه قدوة الاولیا فی الافاق * میر جعفر چو سوی عقبا رفت غلغل افتاد در ملائك عرش * که ولی خدا ز دنیا رفت بهر تاریخ فوت او گفتند * قدوة الاولیا بعقبى رفت بابا علیشاه مجذوب از ابدالان زمان خود بوده امورات غریبه وحالات عجیبه ازوی بسیار نقل میکنند از ان جمله آن است که در آوان سلوک جذبه بایشان رسیده بود و در ان حالت آلت رجولیت خود را بر سنگی نهاده و سنگی دیگر بر داشته و بران چندان زده که ریشه ریشه شده و بعد ازان آنرا شانه میکرده یقین تا آدمی را موهبت عالی از عالم بالا نرسد طاقت چنین مشقت نخواهد آورد روزی سلطان حسین میرزا را بر تخت دیده که از درب
۱۹۲ فیروز آباد بیرون میاورند پرسید که این چه مرغ است که در قفس کرده اند حاضران گفتند که این پادشاه عصر است سلطان حسین میرزا جواب داد که مگر شاهرخ میرزا مرده است که پادشاهی بدو رسیده است و ازین سخن چنین معلوم میشود که بابا از زمان میرزا شاهرخ تا ایام سلطنت سلطان حسین میرزا در استغراق بوده و از گردش اطوار سلطنت خبری نداشته و نیز آورده اند که روزی حضرت مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره و شیخ الاسلام هرات و چند نفر دیگر از علماء در مجلس بابا حاضر شدند وقت نماز بابا بقصد امامت پیش رفته این بیت را خوانده . بیت ای پری گرهی پری بر بام قصر آن پری * نامه خود را بدستت میدهم آنجا ببری و احرام نماز بسته مولانا عبدالرحمن جامی بی توقف اقتداء کرده و شیخ الاسلام اقتدا نکرده و لیکن می گفته که از نمازهای مدت عمر خود آن قدر امید ندارم که ازین دو رکعت نماز و لیکن رعایت ظاهر شریعت پسندیده تر است و در جای دیگر نقل کرده اند که روزی وقت نماز شام حضرت بابا بر دری مسجدی ایستاده بودند و حضرت مولانا عبدالرحمن جامی
۱۹۳ و شیخ الاسلام هرات رسیدند انها گفتند ای دیوانه نماز نمیگذاری گفت نماز میگذارم آن ها حرس در مسجد اد را مدند و با با بقصد نماز پیش شده گفت نیت کرده که بگذارم سه رکعت نماز عاشقانه عار فا نه الله اکبر و بعد از فاتحه این بیت را خواند . بیت هیچ میدانی چه کردی بر دل افکار من * روی بنمودی و شد آتش پرستی کار من و د ررکعت دوم بعد از فاتحه این بیت را خوانده . بیت ای کبوتر گر پری بربام قصر آزیری * نامه خودم بکنگره بر گردن اجابری شيخ الاسلام قطع نماز کرد. وحضرت مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره بعد از نماز به شیخ الاسلام فرمود نمازی که در تمام عمر مقبول درگاه بود از دست دادی تاریخ وفات وی تحقیق نشده و قبر وی در کنار کار آباد قریب محله سار بان ها و در شرقی مزاروی چشمه ایست . مولانا عبد الله هاتفی خواهر زاده حضرت مولانا عبدالرحمن جامی است عالم وعامل بوده و در نظم مثنوی ازسائر شعرای زمان خود گوی سبقت ربوده و از جمله تصانیف آن مثنوی لیلی و مجنون است
۱۹۴ و دیوان غزل نیز دارد نقل است که در انشاء نظم لیلی و مجنون از حضرت مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره استیذان نمود حضرت مولانا ویرا بجواب گفتن قطعه مشهوره حکیم فردوسی علیه رحمه امتحان فرمود قطعه فردوسی اینست ! قطعه درختی که تلخ است ویرا سرشت * گرش درنشانی بباغ بهشت و ر از جوی خلدش بهنگام آب * به بیخ انگبین ریزی و شهدناب سرانجام میوه چوبار آورد * همان میوه تلخ بار آورد جواب مولانا هاتفی : گر از بیضه زاغ ظلمات سرشت * نهی زیر طاوس باغ بهشت بهنگام آن بیضه پروردنش * ز انجیر جنت دهی ارزش دهد آبش از چشمه سلسبیل * دران بیضه دم در د هد جبرئیل شود عاقبت بیضه زاغ زاغ * کشد رنج بیهوده طاوس باغ چون قطعه را بنظر مبارک حضرت شان رسانید فرمودند اگرچه در همه بيت يك بيضه نهاده اما گفتن لیلی و مجنون ترا اجازتست و فاتش در سال نهصد و بیست و هفت هجری و قبر وی در پایان پای مولانا سعدالدین کاشغری است و تاریخ وفات آنرا عزیزی چنین گفته !
۱۹۵ تاريخ قوة او طلبیدم زعقل وگفت از شاعر شهان وشهی شاعران طلب مولانا حميد الدين ولد مولانا شمس الدين محمد تباد كانی رح سالها بافاده و استفاده اشتغال داشت وفاتش در سال نهصد وهفده هجری و قبرش در جوار قبر والدش در خیابان است. سيد محمد شہری در باغ مرادنرديك حوض آسوده است و از سادات عظام وصاحب کرامات و مقامات بوده. شیخ یحیی بخاری از واصلان وكاملان بوده وریاضت شاقه کشیده واز ابدان زمان خود بوده ودر پایان چشمه كازر كاه آسوده است ودر نزديك مقبره او غاریست كه آنجا چندین بزرگان بسر برده اندوده کس از بزرگان نزديك مر قدوی مدفونند.
۱۹۶ مقبرۀ سنگ چل مشهور بخواجه عبدالله سنگ چل و خواجه کباب پز در راه پای کوه قریب تخت سفر و مقبره ایشان سنگ چل است صاحب کرامات بوده‌اند. خواجه محمد خباز از بزرگان صاحب کرامات بوده‌اند و مولانا معین الدین سبزواری در کتاب خود تعریف ایشانرا نموده و در سر چارراه گازرگاه آسوده‌اند. خواجه محمد خلوتی در سر پل گازرگاه مدفون است گویند که از جمله کرامات او حوضی است که بی‌گل پوشیده‌اند. شیخ شبگیر از ابدال زمان خود بوده و در سر چارراه گازرگاه آسوده‌اند.
۱۹۷ قطب الاقطاب شیخ نجم الدین در سر زینه کازرگاه در تخت تنها مدفونند صاحب کرامات و از ابدالان زمان خود بوده و جد ایشان نیز شیخ نجم الدین نام داشته و قبر ایشان در کنار راه کازرگاه است نزديك براه ملا اشرف قاضی رحمة الله تعالی علیهم اجمعین . خواجه سیاه پوش از پیران طبقات معدود گشته و کرامات او در میان اهل هرات شهرت یافته مدفنش هم در قریۀ شمعان است . شیر سرخ از ارباب وجد و احال بوده قبرش در غوران گذاره است . ذکر مولانا درویش احمد سمرقندی وی نیز از اصحاب و مریدان کار کردۀ شیخ الاسلام
۱۹۸ وا المسلمين شيخ زين الملة و الدين الخوا فی است و عا لم بعلوم ظاهری و باطنی بودم و در توحید و عرفان یگانه دوران بود و سر دفتر کاملان زمان وی پیش از سفر خراسان و عراق و حجاز در ماوراء النهر بصحبت حضرت قطب الاقطاب خواجه علاءالدین عطار قدس سره رسیده بود و بعد از ان در خطه شام در خدمت مولانا شمس الدین محمد سیرین که از کبار مشایخ آنجا بودند بسر میبرده اند اما هيچ يك را تسلیم نشده بود تا آنکه مولانا شمس الدین حیات را سپرده بعد مولانا درویش احمد در طلب درویش و مرشد کامل بگر دعالم سرگردان شد در هر ولایت و دیار که میرسید طلب درویشان بزرگ میکرد و هر که را میدید ازوی بهتر میطلبید تا آنکه بخطه روم رسید و از مردم آنجا احوال اهل دل پرسید گفتند که در مسجد جامع مازنگی مجذوب است و با هیچکس سخن نمیکند در هفته يك نوبت طعام اندك می خورد و شب و روز آنجا میباشد درویش احمد بآن مسجد رفت دید که زنگی سر برهنه بر روی فرش خشت پخته رو بقبله افتاده پیش او رفت و با دب تمام بایستاد بعد از زمانی زنگی سر بر داشت و گفت ای درویش احمد آنکس که تو میخواهی در خراسان در ولایت
۱۹۹ خاف در قريه براباد مى يابی ومراد ازان حضرت شيخ زين الدين را داشت اين بگفت و سرد ر كشيد و خاموش شد فی الحال درويش احمد از انجا متوجه خراسان شد چون؛ بقريه براباد رسید وقت نماز پیشین بود خدمت شیخ در مسجد تشریف داشته بودند بآنجا رفته نماز جماعت بگذارد و بعد از فراق نماز بر خواست و بر حضرت شیخ زين الدين قدس سره سلام كرد بعد از جواب سلام فرمودند كه ای درويش احمد در روم آن زنگی مجذوب چه گفت درویش احمد قدس سره گفت مصرع (ندیدم درجهان مردی كه باشد همچنين كامل) فی الحال پيش رفته و در قید ارادتش در آمد وبكار مشغول شد و بيمن همت وحسن تربیت شیخ بدرجات بلند و مقامات ارجمند و مرتبه كمال رسید وكرامات وخوارق عادات مثل احیای اموات وامانت احیا ازوی منقول است قال العبد المفتقر الى الله الغنی احمد ابن جلال الدين السمرقندی ایده الله تعالی كه در اربعين میلاد که اختيار وخاصه شيخ كامل مكمل شيخ الاسلام و المسلمين شيخ زين الملة والدين شيخ زين الدين الخوافی است دام الله تعالى ظل الارشاد. در خلوت درويش آباد بودم در شب دوم از خلوت حضرت
۲۰۰ رسالت پناه صلی الله عليه و سلم ديده شد جامه سفيد در بر و موی ها بغايت سياه و يافته و عصا بدست زنبیل بگردن من نهادند و سه بار در بازار فيروز آباد که در شهر هرات است شيئاً لله میگفتم و میرفتم و فرمودند که حلال ترين لقمه ها درين زمان همین است و درین حال جمعی که در گرد حضرت عليه الصلوات والسلام بودند زنبيل مرا پرگهر کردند و باز بحضرت نبی علیه الصلواة والسلام ملاقات افتاد فرمودند که قصص را درس بگوئی و فرمود که خاك زياد نگاه به از مال دنيا قبرش در شرق تخت آستانه در شمال جوی بردست راست راه چون به گازرگاه روند به پل نزديك است ذكر مولانا زاده وی از اصحاب و مريدان مولانا سراج الملة والدين است و عالم بود بعلوم ظاهری و باطنی بودند و در زهد و صلاح و تقوی نظیر خود نداشتند و از وی كرامات فراوان منقول است وفاتش در سال هشتصد بیست و چهار است قبرش در تخت مزار حضرت شيخ الاسلام والمسلمين شيخ زين الدين الخوافی است و بسیار بزرگ بوده (رح) .
۲۰۱ ذکر شیخ زین الملة و الدین اسفر غابادی [رح] وی نیز از مریدان حضرت مخدومی اند و پیوسته در گازرگاه در خانقاه والد بزرگوار خود مولانا شمس الدین محمد اسفر غابادی بسر میبرده و بذکر و فکر و تلاوت و عبادت میگذرانیده و در آخر حیات به شهر تشریف آورده و در خانقاء شیخ صوفی علی بوده و اهالی شهر بصحبت وی میرفتند و تبرک میجستند روزی با جماعتی قصد زیارت وی کردم در راه یکی از ایشان گفت اگر درویش را بعد از انابت احتیاج به تو به شود خود توبه کند یا باز، بدست شیخ خود توبه باید کرد چون بخدمت وی رسیدم آن شخص را مخاطب کرده فرمود اگر درویش گناه از و صادر شود احتیاج نیست که آن را اظهار نماید و باز بر دست شیخ ، توبه کند باید که بخود در خفیه توبه کند و آن را پوشیده دارد و دیگر گرد آن نگردد و امثال این حکایت بسیار است که از وی واقع میشد وفاتش در سال نهصد و سی و دو است قبر وی در گازرگاه در جنب قبر والد وی که
است . ذکر مولانا حاجی ابراهیم عالم بعلوم ظاهری و باطنی بود و عارف و موحد و حاجی الحرمین الشرفین بود و کرامات فراوان ازان منقول است و بغایت خلق نیکو داشت شمایل ملیح و زبان فصیح داشت و سفر بسیار کرده بود و لقمه ارباب دنیا کم تناول کرده و از کد یمین معاش میگذرانیده و بشره بغایت نورانی داشت چنانچه هرگاه این فقیر حقیر بی بضاعت را غم یا حزن روی دادی قصد ملازمتش میکردم چون چشم من بر روی مبارک وی می افتاد فی الحال آن غم بشادی و آن پریشانی بجمعیت مبدل میشد و این معنی از مجربات بود وفاتش در سال نهصد بیست هشت و قبرش در مقبره مخدومی تا بادگانی است . ذکر شاه خورد (رح) بغایت بزرگوار بود و کرامات و مقامات داشته پیوسته پادشاه مرحوم ابو سعید سلطان بصحبت وی می رفته و مقبره مذکور در شمال عیدگاه است .
حضرت شیخ کمال الدین حسن (رح) علامهٔ زمانه بود و بسیار دانشمندان از دامن او بر خواسته اند و فاتش در سال هشتصد و هشتاد و هشت از هجرت است قبرش در شمال عیدگاه است . ذکر مولانا شمس الدین محمد (رح) شيخ الاسلام و افضل الزهاد و مرشد الانام مولانا شمس الدین محمد ابن حاجی ا بل بعلم و زهد و تقوی و فتوی از اقران امتیاز داشت و پیوسته اهل هرات را تزهد مینمودند و در اصل از سنو جرد (۱) بود از بلوك كذاوه پیوسته اهالی هر مملکت از خاص وعام بران تردد میکردند و بدعای او تبرك می جستند وعلم ظاهر وباطن ایشان به تعریف ؛ آراسته وعمرش هشتاد رسیده مدفنش در قریهٔ سنو جرد سال فوت وی سنهٔ ثمان و اربعین و ثمان مائه . ذکر باباحسین ترک (رح) در اول سپاهی بود و ظلم و تعدی میکرد نوبت به (۱) سنوجرد معرب سنوکرد قریهٔ ایست در هرات .
تحصیل مقدار مال بطوس رفته اخی محمود طوسی اورا سیاست فرمود چون بهرات آمد اسپ و سلاح بدرویشان داد و پوستین کهنه در پوشید و در خیابان ساکن شد جذبه او را فرا گرفت و آن جا بود تا ازین دنیا رحلت کرد قبرش هم آنجا است درغرب خیابان . ذکر با با جمال مجذوب مشهور به با با علی هست از اعزه مجانین بود در مبدء حال مکتب داری میکرد و بعد از ان مجذوب شد و در میان جوی های آب در زمستان و تابستان ایستاده جوی پاك میکرد بعد بعضی از سوره قرآن مجید میخواند و بدعای ماثوره بعد از قرائت قیام مینمود بسیار قوی مشرب بود و بعضی آنرا بخانه خود می بردند یکروز و يك شب نگاه میداشتند و هر که بدل خود گفتی این مرد چرا نمیرود فی الحال برجستی و برفتی و دیگر التفات نکردی مدفنش در بازار (۱) اسپ فروشان است . سید غیاث الدین مجذوب سالك عارف با تمكين سید غیاث الدین از اهل كمال (۱) درین زمان سعادت اقران آن موضع را بازار پای حصار میگویند.
۲۰۵ بود و سخنان كالنص القاطع واقع میشد مغيبات؛ بر او مكشوف میگشت و نظر آن حكم كيمياى احمر داشت وفاتش سال هشتصد و شصت و هشت از هجرت قبرش در اندرون خطيرۀ خلوتيان در ميان دو جوى واقع شده . میر محمد طاهر از اكابر سادات بوده اند و در مرغاب آسوده اند هر كس ايشان را در روز دوشنبه زيارت كند مقصد وى حاصل كردد و كرامات فراوان داشته اند . مولانا عبد الصمد بخارائى (رح) عالم و فاضل و مجتهد دين بوده اند و در درون خطيرۀ حضرت خواجه عبدالله انصارى قدس سره در پائين پاى ايشان آسوده اند در بيرون مقبره بزير لوح چاهى است و هفتاد و دو شهيد در همان چاه مدفونند در زمان هلاكو بشهادت رسيده اند وزيارت ايشان را اهل هرات لازم دانسته اند . ديگر در باغچۀ سفيد فروشان حضرت خواجه كازر و شیخ زین الدین و پير مراد بخش و شیخ قیر بنج در گازرگاه است هر مطلب كه داشته باشند بر سر تربت شیخ قیر بنج رح
بروند و با این ترتیب بخوانند که ذکر میشود بمراد میرسند يك هفته روزه هر روز هزار بار این آیت کریمه به خوانند و ذکر حضرت شیخ قرینج نیز علیحده ذکر شده بود مدفن ایشان در طرف کوه زنجیر گاه است و حضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره هفتاد سنك بدور مقبره ایشان آورده نصب کرده اند جهة اخلاص که داشته اند و آیة کریمه اینست ( فلله الحمد رب السموات و رب الارض رب العالمين و له الكبرياء فی السموات و الارض و هو العزيز الحكيم ) دیگر در مقبرۀ خمچه آباد از طرف شرقی خطیرۀ امام امیر عبد الله الواحد شهید مسجد یست او را التجه میکویند همواره محلی غیبیان میباشد و تنها در آن جا بسر بردن کار هر کس نیست بسیاری از اولیاء و درویشان بسر می بردند بغایت منزلی است سهمناك و دو رکعت نماز در آنجا گذاردن تریاق اکبر است و در خمچه آباد در اندرون محوطه تنها مشهور بخواجه مراد بخش خمچه آبادی معروف است و مردمان هرات به زیارت میروند و بمراد میرسند .
۲۰۷ خواجه غریبان از مشاهیر بزرگان بوده و مدفنش در قریه ده کنار است. دیگر (شیخ گذرانی) و سه نفر دیگر مثل (ملا یحیی خاوائی) و (شیخ نجم الدین مالانی) , قطب الاقطاب در سر زینه گازرگاه بر يك تخت آسوده اند دیگر مسمات در طرف خانه ملا اشرف قاضی مستجاب الدعوت بود و هیچکس از برابر قبر ایشان سواره نتوانستی گذشت . دیگر (شیخ احمد مرجانه رح) بسیار بزرگ بوده دیگر (شیخ عالم تیزائی) از بزرگان و سادات قوم بوده رح . الحمد لله علی التمام و الصلواة و السلام علی سیدالانام و علی آله و اصحابه مصابیح الظلام و آخردعوانا ان الحمد لله رب العالمین .
هو الله تعالى - حصهٔ سوم - (رسالهٔ مزارات بابرکات) هرات - طبع ۱۳۱۰ - (در مطبعهٔ دانش)
(بسم الله الرحمن الرحیم) الحمد لله الذي نور قلوب العارفین بانوار التجلیات والواردات وعطر مشام المشتاقین بنفحات الانس والمشاهدات والصلواة الزاکیات النامیات علی اشرف الموجودات ومجمع المعجزات وعلی آله واصحابه الذین استفادوا بصحبته اعلی المقامات والکرامات وبعد برای خداشناسان دل آگاه ومخلصان ومعتقدان اهل الله عرضه میدارد فقیر حقیر محب درویشان وخوشه چین خرمن ایشان محمد الصدیق الهروی ابن العارف العالم الربانی مولینا عبد الحمید السیاوشانی (۱) غفر الله له ولوالدیه واحسن الیهما والیه که چون کتاب مقصد الاقبال را اعنی حصه اولی از شرح مزارات عالی درجات هرات در سنه ۸۶۳ هجری قمری عالم کامل وعارف فاضل سید عبد الله الحسینی الهروی مشهور باصیل الدین الواعظ تصنیف وتالیف نموده بود و بعد از ان در سنه ۱۱۹۸ هجری مولینا العالم الفاضل والعارف الكامل عبید الله بن ابوسعید الهروی حصه دوم مزارات هرات را که مشتمل است برذکر حضرت مولینا العارف الجامی تا به (۱) سیارشان قریهٔ بزرگ است واقع در بلوک گذاره هرات .
وقت آن مؤلف جمع و تالیف کرده بود و از ان وقت تا این زمان که سنه ۱۳۵۰ هجری قمریست عرفا و اولیائی که خاک پاک هرات بوجود مبارك ایشان زیب وزینت یافته است در پس پرده شده اند و تا حال هیچکس متعرض شرح حالات شان نشده است بناءعلیه جمعی از محبان و مخلصان اولیاء الله درین زمان سعادت اقتران از ین فقیر بی سامان التماس نمودند که شرح حالات آن بزرگان را بطریق اختصار جمع وتالیف نموده آن را حصهٔ سوم قرار دهم پس جهة خوشنودی ارواح بزرگان و اسعاف مرام اخوان مستعیناً با لله در ین میدان صعب اقدام نمودم وراء من اکجا وصف بزر گان کجا * نجم کجا ماه درخشان کجا * کیف الوصول الی سعاد و دونها * قلل الجبال و دونهن خیوف * حضرت آخند ملا گندم علی صاحب رح العالم العامل الولی واقف اسرار الخفی و الجلی حضرت آخند ملا گندم علی ولادت با سعادت شان در یوم جمعه ربیع الاول سنهٔ ۱۱۰۰ یکهزار یکصد هجری قمری در قریهٔ خلچان که اکنون مسمی است بروضه باغ واقع شده است از والدهٔ ماجدهٔ شان روایت است که در وقت ولادت حضرت آخندصاحب هردو دست خود را
۳ برداشت و بآواز بلند گفت لا اله الا الله محمد رسول الله چنانچه حاضرات همگی شنویدند و تا از نفاس پاك نشدم پستان را نگرفت و در وقتیکه جنین برد اگر لقمه شبهه میخوردم در شکم اضطراب مینمود و تاقی نمیکرد م آرا م نمیکر فت در وقت صبوۀ آثار سعادت از جبین مبارك او لایح بود • في المهد ينطق عن سعادة جده * اثر النجابة ساطع البرهان نقلست که میفرمودند در مبادی حال شبها را در تربت حضرت ميا رزا يحيى قدس سره احیا مینمودم و از روح پر فتوح شان افتتاح میجستم شبی در ان روضه مراقب بودم ناگاه آوازی ازان تربت شنیدم که ای گندم علی قرآن بخوان گفتم من امى ميباشم قرآن خواندن نمیتوانم فرمودند پس مستمع باش تامن بر تو قرآن بخوانم چون استماع نمودم از اول قرآن شریف تا آخر ختم نمودند پس صبح صادق دمید بخود متوجه شدم دیدم که حفظ قرآن شریف با فتوحات و فیوضات بسیار چون صبح صادق از مطلع غیب بر زمین دلم تابیدن گرفت دیگر فرمودند که ای گندم علی بتحصیل علم اشتغال نما تا از تاریکی جهات برهی على الصباح بعزم تحصیل علوم بجانب مدرسه حضرت اعلم العلما وقدوة الفضلا مولينا ملا دولت محمد میرفتم در اثناء راه بحضرت خضر علیه السلام ملاقی شدم فرمودند بطلب علم میروی مبارك
۴ با دين الطاف بسیار و مرحمت بیشمار بر من نمودند که ازان علم لذتی امن حاصل شد (علم اهل دل نه ازمکتب بود بلکه از تلقین خاص رب بود) چون بمدرسه رسیدم بهر کتاب از هر علم که نظر کردم بفضل ربانی برایم مکشوف بود چون حضرت مولینا صاحب موصوف نظر کردند که من کتب مطالعه میکنم از روی تعجب فرمودند ای کند معلی تو شخص امی میباشی چگونه کتاب مطالعه مینمائی ماجرا را بخدمت شان عرض کردم بسیار مسرور شده فرمودند * ذالك فضل الله يؤتيه من يشاء والله ذو الفضل العظيم * حضرت ایشان کسب طریقت و خلعت خلافت از حضرت میر سید محمد قتالی و ایشان از حضرت شاه علی و ایشان از حضرت شیخ احمد اقطع وایشان از حضرت شاه غیاث الدین و ایشان از حضرت خواجه محمد معصوم و ایشان از حضرت والد ماجد خود امام ربانی مجددالف ثانی شیخ احمد سرهندی قدس الله تعالی اسرارهم حاصل نمودند ایام حیات را بعبادت و مجاهدت در مغارات و قلل جبال بسر میبردند و ازیشان خوارق عادات بسیار بظهور رسیده است که این رساله گنجایش بیان آنراندارد حضرت مولینا عزیز الله که یکی از خلفای شان است مناقب و خوارق عادات ایشان در رساله علیحده بیان فرموده است .
نقلست که در یافت شب قدر ا ز ابتداء سلوك تا وقت فوت ازیشان فوت نشد چنانچه یکی از مخلصان این مضمونرا در رشته نظم درآورده است . مر شد ما رهبر عالی تبار * بر طریق استقامت پایدار گفت تا این راه دین شد رهبرم * فوت ناگشته شب قدر از برم گاه شب در جفت و گه در طاق بود * تا مرا این شهره آفاق بود مطلع اسرار شد آن نامدار * بود از نور تجلی بر قرار لطف او در باره محزون فتاد * تا طریق راه او را جلوه داد ذکر انتقال و ارتحال شان از دار فانی بدار باقی در سنه ۱۱۸۵ روزی در مجمع مریدان نشسته بودند فرمودند در واقعه دیدم که عمرم از هشتاد و پنج تجاوز نمی کند همانا که عمرم بآخر رسیده باشد عنقریب از الم هجران میر هم و بدولت وصل محبوب حقیقی سر افراز میشوم یکی برود حضرت مولانا ملا دولت محمد را از قریه خلیچان بیاورد که برایم جنازه بخوانند چون اثر بیماری در بدن شان ظاهر نبود حاضرین در تعجب شدند لاجرم یکی از مریدان بخدمت حضرت مولينا صاحب شتافت و ماجرا را بیان نمود در همین شب در بدن مبارك تب حریقی پدید آمد و بحكم الموت جسر يوصل الحبيب الى الحبيب آتش شوق در کانون سینه شان اشتعال یافته اضطراب میکردند بلی (وعده وصل
چون شود نزديك * آتش عشق تیز تر گردد چون فردا شد حضرت مولينا ملاد ولت محمد حاضر شدند بعد از بجا آوردن تكرمه و تحیه حضرت ایشان فرمودند كه فردا ان شاء الله تعالى صلوة جنازه ام را ادا خواهید نمود مخلصان ازین خبر دهشت اثر محزون شدند در شب سه شنبه هر دو بزرگوار با يكدیگر صحبت نمودند چون روز شد در خلوتخانه اندرون شده فرمودند حضار را كه مراقب شوند چون صلوة ظهر را بجماعت ادا نمودند متوجه قبله شده در حق اولاد و مخلصین و باقی مسلمین دعا نمودند كه پيك اجل رسيد ومژدۀ ارجعی الی ربك راضیة مرضیه را خواند پس حضرت شان بآواز بلند گفتند الله وجان بجانان سپردند و حاضرین بآواز بلند استرجاع انا لله وانا اليه راجعون را ادا نمودند پس حضرت مولينا دولت محمد تغسيل و تكفين شان را نموده همراه جمع كثیری نماز جنازه خوانده ایشان را دفن كردند مدفن مبارك شان قریۀ خسرو است ( يزار و يتبرك به ) زیارت شان در اجابت دعا تریاق مجرب است يكی از فضلاء در تاریخ فوتش فرموده * چونكه تاريخ وفاتش از خردجستم يقين ـ از عنايات الهی گشت برمن این یقین سال غين وفاو ها وقاف از غفران حق ـ جان پاكش شد جوار رحمة للعالمين از یشان سی خلفای كبار واولاد نامدار باقیمانده است
۷ تا حال که سنه ۱۳۵۰ است هر يك ازيشان صاحب مدرسه و خانقاه ميباشند و بطريقه انيقه جدا مجد خلق خدا را ارشاد مينمايند وفقهم الله تعالى وا يانا الى يوم التناد آمین یا رب العالمین و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین حضرت خلیفه مير يحيى صاحب قتالی قدس سره آن ناهج مناهج شریعت مصطفى صلى الله عليه وسلم سالك مسالك طريقت مرتضی حضرت خلیفه میر سید یحیی از اولاد و احفاد حضرت سلطان العارفین المشهور فی البلاد والجبال سلطان میر ابراهیم قتال است قدس سره و متصف بعلوم ظاهری و باطنی و یگانه زمان خود بود خرقه خلافت و اذن طريقه انيقه چشتیه را از والد ماجد خرد حضرت حاجی میر افضل شهید حاصل نموده و آن از پدران خود تا حضرت سلطان ابراهیم (۱) قتال و آن از مشایخ چشتیه عمر شریف را بعبادت ومجاهدت و ارشاد وهدایت خلق الله در کوه زور (۲) (۱) سلطان ابراهیم را از ان قتال نامند که نسبت طریقه شان بجنيد واسط بشیخ عين الدین قتال میرسد . (۲) آنرا کوه زور ازان سبب مینامند که یکی از اولاد ضحاك ماردرش از خوف کاوه دران کوه متحصن شده بود که آنر ازور نامداشت .
که در غربی محال غور و شرقی اسفزار است بسر میبرد و در اخیر عمر از پل هرات شد و صاحب کرامات و خرق عادات بود نقلست عبدالرحمن خان بارکزائی توپچی باشی که یکی از مقربان اعلیحضرت احمد شاه غازی سدوزائی بوده روزی بموجب کاری بشکنجه گرفتار شده و به آن سبب از طرف شاه حکم قتل شد ملازمان شاه آنرا بنزد فیل بردند حمله نکرد باز بنزد توپ بردند در نگرفت تفتیش نمودند که با خود تعویذ داشته باشد نداشت متعجب شده شاه را مطلع نمودند شاه از رحمن خان پرسید که آیا بیکی از بزرگان اخلاص مندی که ترا از قتل مانع آمد گفت آری در ابتداء شباب شبانی میکردم روزی نمد پوشی ژولیده موئی در قله کوهی با من ملاقی شد آنرا سلام نمودم و نامش پرسیدم گفت نامم سید یحیی است و از سادات کوه زورم مخلص وی شدم و از وی استمداد طلبیدم گفت مدد کن بنزد احمد شاه معنی سخن آنرا ندانستم و از من غایب شد امروز که مرا بفیل حواله کردند دیدم که همان شخص حاضر شد و بعصای خود بطرف فیل اشاره کرد تا فیل گریخت باز که مرا بنزد توپ بردند دیدم که حاضر شد و ابریق آبی را بدهان توپ ریخت بر من کارگر نشد پس ازین ماجری شاه فرمود که رحمن خان را محبوس نما ئید تا حضرت میر حاضر نشود رحمن خان را رها نمیکنم
۹ پس بفرمان اندك حضرت میر بدر بار شاهی حاضر شدند و شفاعت رحمن خان را کردند پس رحمن خان بمنصب اصلی خود مقرر گردید شاه نیز از مخلصان و بار یافتگان حضرت میر شد و الطاف پادشاهی را بخدمت شان مصروف نمود نقلست روزی مخلصان اسفزاری حضرت میر از جور جعفر خان فوفلزائی که حاکم شان بود حضور حضرت میر صاحب شکوه نمودند حضرت میر بر آشفت و در غضب شد و آتش پاره را بحجره خود انداخت و گفت ای خانه بسوز نقاوت الهی خیمۀ جعفر خان در اسفزار در گرفت و جميع متاع آنرا بسوخت میر عیسی مجذوب همین مضمون را در سلك نظم در آورده . نخل باغ حاجی افضل سید یحیی ما ـ شاخ شیخان مکمل سید یحیی ما قائل ذكر اله قابل انوار حق ـ لایق تاج مكلل سيد يحيى ما هم امیر و هم فقیر هم ندیم بزم شاه ـ در همه سادات مشعل سید یحیی ما فخر اولاد نبی و سرور اهل یقین ـ صف و صافی همچو صیقل سید یحیی ما طبل منشور خلافت در جمیع مسلمین ـ زد باذن حاجی افضل سید یحیی ما چون کرامات و مقاماتش نگنجد در جهان ـ منکران را کر د احول سید یحیی ما شد برحمن خان حواله فیلشه از روی کین ـ فیل را کرده معطل سید یحیی ما شاه دران را کمر بسته بالطاف ا له ـ ناصر آن شاه عادل سید یحیی ما دولت شاهی بابدالی (۱) میسر شد ازان ـ چشم عالم را مکحل سید یحیی ما (۱) اعلحضرة حمد شاه را ابدالی از ان نامند که جد اعلی آن ابدال خان است .
آتش اندر خانه زد خیمه ز جعفر خان بسوخت - خشم زد بر خان ورفل سید یحیی ما دارد عیسی بر جنازش روز محشر التجا - قطب دین وغوث اکمل سید یحیی ما عمر گرامی شان بهفتاد و دو سال رسید و در سنه یکهزار و یکصد نود و دو هجری ندای ارجعی الی ربک راضیة مرضیة را بگوش هوش خود شنید و جان بجا ان سپرد مرقد منور شان بجنوب قریۀ بیحقی است بکنارۀ دشت یلان مرجع خواص و عوام است (یزاد و یتبرک به) بر ان عمارت عالی است. جناب حضرت صوفی اسلام کروخی(۱) قطب الاولیاء و شمس الاصفیاء مرشد الانام حضرت صوفی اسلام شهید و ابا ماجد شان از بزرگان ولایت خوارزم بودند و در اخیر عمر وطن مالوف را گذاشته در قصبه مدرک که از مضافات میمنه است سکنا پذیر شدند و جنب شهادت پناهی در سنه ۱۱۳۸ در ان موضع متولد شدند و بعد چند سال والد شان در ان چا فوت شدند جناب حضرت از تقدیرات الهی بعد از چند سال در بخارا رفته در جملۀ عسکر امیر بخارا محمد رحیم خان مندرج شدت بلائی وقت (۱) کروخ بفتح کاف و تشدید و بضم راء مهمله و قیل بتخفیف و خاء معجمه قصبه ایست که بشرقی و شمالی هرات واقع شده.
از حسن خدمت بمنصب عالی سرافراز شده است میفرمودند روزی جهة محاربه سوی مرواورگنج میرفتم در اثناء راه حضرت خضر علیه السلام بصورت بسیار نیکوئی با من صحبت نموده مرا نصیحت کرد که ای فرزند از لعب و لعب دنیا دست بدار خدمت پادشاه مجازی را ترك نمای و بخدمت سلطان حقیقی بکوش گه دنیا فانی است وعقبی باقی آن نصیحت در دلم مؤثر گشت وحب دنیا دردلم سرد شد تا ترك جاه ومنصب کردم وهفت سال در غار نورعطا بخلوت وانزوا بسر بردم وگاه گاه صحبت آن پیر زنده دلان برابر میسر میشد جناب حضرت شهید در طریقه ما ذون بودند در طریقه نقشبندیه خلافت خلافت را از حضرت خلیفه غالب نظر حاصل نمودند وایشان از حضرت شیخ الله یار که ایشان مصنف مسلك المتقین است وایشان از حضرت شیخ حبیب الله وایشان از حضرت میا معصوم صاحب وایشان از والد ماجد خرد حضرت امام ربانی مجدد الف ثانی شیخ احمد سرهندی قدس الله اسرارهم و در طریقه جهریه مجازاند از طرف خلیفه عاشور قل که بچند واسطه نسبت طریقه شان میرسد بسیادت پناهی سلطان خواجه احمد یسوی قدس سره جناب شهادت پناهی مدتی در محال فرغانه وبخاری شریف بهدایت خلق اشتغال داشتند اکثر آن دیار بخدمت
شان ارادت داشتند چون پادشاه وقت از اجتماع و کثرت مریدین شان دلتنگ شد ایشان بصفای باطن آن را در یافته عنان عزیمت را صوب هرات کثیر البرکات منعطف کردند چند وقت در ولایت میمنه و اون جلا دو خواجه آنقر طرح اقامت نمودند چنانچه مساجد و خانقاه شان تا حال معمور و معروف است بعد از چند گاه در هرات شرف ورود یافتند اولا در قریۀ چهار حیات نزول فرمودند پس از ان در علاقۀ کروخ رحل اقامت انداخته با رشاد و هدایت خلق و عبادت حق سبحانه تعالی بسر میبردند نقلست پیش از ورود شان در هرات حضرت شیخ عبد الخالق یلانی که صاحب کشف و کرامت بودند و از جملۀ تالیف شان دیوانی غزل و تفسیر سورۀ والعصر است در وقت فوت برای باز ماندگان خود توصیه نمودند که بعد از من فقیری ترک در هرات پیدا میشود عمامه و عصای مرا بآن شخص تسلیم نمائید چون جناب حضرت در هرات ورود یافتند در منزل حضرت شیخ که واقع است در بلوک گذاره و حال مشهور است بمنزل خواجه ها تشریف برده آن امانت را از بازماندگان حضرت شیخ بازیافت نمودند خوارق عادات جناب حضرت بسیار است درین مختصر نمی گنجد هرگاه طالبی خواهش اطلاع داشته باشد در رسالۀ اسلامیه رجوع نماید شرح
۱۳ شهادت با سعادت جناب حضرت در زمانی که حاجی فیروز الدین شاه خلف مرحوم تیمورشاه سدوزائی در هرات حکم ران بود و فتحعلیشاه قاجار در ایران پادشاه بود لشکر انبوهی بعزم تسخیر هرات آمدند و قلعه غوریان را معسکر نمودند جناب حضرت با مخلصین و مریدین و باقی اهالی هرات به معیت حاجی فیروز الدین شاه برای حفظ دین و مملکت عزم محاربه نمودند در قریه شکیبان هر دو لشکر با یکدیگر تصادف نمودند بعد از محاربه مردانه اسلامیه جناب حضرت با اکثر خلفاء خود شربت شهادت را نوشیده در زمره و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عندربهم یرزقون فرحین بما اتاهم الله من فضله داخل شدند * در مسلخ عشق جز نکو را نکشند * لاغر صفتان دشت خود را نکشند گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز * مردار بود هر انچه او را نکشند اهالی هرات نعش مبارک شان را در کرخ در چهار باغیکه جناب حضرت بدست مبارک خود ناجو شانی کرده بودند دفن نمودند (یزاد و یتبرک به) در لوح مزار فیض آثارشان این رباعی ثبت است * تا از نظر نهان شده خورشید دین پناه * گردید روز اهل ارادت شب سیاه سال شهادتش طلبیدم ز پیر عقل * گریان شد و بناله بگفتا (غریو آه) ۱۲۲۲
۱۴ ایشان یکهزار و یک خلیفه داشتند که شرح و خوارق عادات شان در رساله اسلامیه مندرج است ازیشان بسی اولاد و احفاد نامدار باقی ماند که صاحب خانقاه و مدرسه بودند و خلق را بطریقه انیقه شان ارشاد و هدایت نمودند خصوصاً خلف الصدق شان جناب خلیفه الله بردی صاحب که صیت بزرگی شان گوش اهالی اسلام را پر در ساخت * و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین . خلیفه میر ابراهیم * صاحب ادرانی (۱) قتالی * العالم الربانی والعارف السبحانی خلیفه میر ابراهیم ادرانی در یانوش خلف الصدق حضرت خلیفه میر سید محمد قتالی است ولادت با سعادت شان در کوه زور واقع شده است در ابتداء جوانی در هرات آمده بتحصیل علوم دینیه اشتغال نمودند و در علم فقه و حدیث و تفسیر و اخلاق بر اقران فائق شده در قریه ادران ازدواج نموده مسکن گرفتند و طالب مرشد کامل شدند اگر چه والد ماجد شان کامل (۱) ادران بضم همزه و سکون دال مهمله و فتح راء مهمله قریه ایست در شرقی و جنوبی شهر هرات واقع بمسافت دو فرسخ ازان .
۱۵ و مکمل بودند و بسیار سالکان بصحبت شان اکمال یافتند مثل حضرت آخند ملا کندم علی صاحب که شرح حالات شان گذشت لاکن در زمانی که طالب مرشد گردیدند پدر بزرگوار شان فوت شده بودند لذا نسبت طریقت و خلعت خلافت را از حضرت منا عبدالرحیم صاحب مجددی حاصل نمودند و ایشان بچند واسطه از جد امجد خود حضرت امام ربانی مجدد الف ثانی شیخ احمد سرهندی قدس سره اخذ کردند خلیفه موصوف بسی مجاهدات وریاضات شاقه نمودند و در تجرید و تفرید یگانه زمان بودند از بسکه از بحر معرفت آشامیده اند ایشان را ده یانوش میگفتند (نقلست) روزی پادشاهی وقت در ادران جهة زیارت شان ورود یافته و مصارف زیادی جهة خرج لنگر شان مقرر فرمود هر چند سعی نمود حضرت خلیفه قبول ننمودند (نقلست) روزی حضرت خلیفه بمردم ادران فرمودند در واقعه دیدم درویشی باین قیافه صاحب مقامات و درجات عالیه است اما از ارباب جهل است آن شخص را در هر جای که دیدید بحضورم بیاورید که باوی صحبت نمایم اتفاقاً روزی همان شخص را در یافته بیاوردند باری ملاطفت و صحبت نموده سوال کردند که این درجات را از چه یافتی و چه عمل داری آن شخص فرمود که من ناخوانم و داخل عسکر اسلام لکن
۱۶ کتابی دارم که آن بمنزلهٔ پیر کامل و همیشه با من است و از ان تقرب میجویم شاید که از برکات آن باشد پس آن کتاب را در میانه گذاشت که مکتوبات حضرت امام ربانی بود حضرت خلیفه فرمودند که ای فرزند این عمل را لازم گیرید بعد مریدان را ترغیب نموده امر فرمودند بمطالعهٔ مکتوبات شریف حضرت خلیفه بعبادت و ریاضت و تربیت مریدان شصت سال زیست کردند و در اخیر ندای ارجعی الی ربك راضیة مرضیه را شنیده از دار الفنا بدار البقا شتافتند مرقد منورشان در قریهٔ ادران است مشهور و معروف (یزاد و یتبرك به) بر مرقد شان عمارت عالی است و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین . حضرت خلیفه میر عبدالباقی صاحب ادرانی قتالی الشيخ العالم العارف الفاني الباقی خلیفه میر عبدالباقی صاحب ادرانی قتالی خلف الصدق خلیفه میر ابراهیم صاحب است نسبت ارادت و خلافت از والد ماجد خود داشتند از علوم شریعت و طریقت بهرهٔ وافی یافتند یگانهٔ عصر و مقتدای زمان بودند خوارق عادات شان بسیار است درین مختصر نمیگنجد لکن برخی را جهت استماع مخلصین شرح میدهیم
۱۷ نقلست شاه گلخان بادیه نشین گفت غلامی داشتم مفقود شده بود توسل بجناب شان جسته عرض مفقودی غلام را نمودم اولا سکوت نمودند در ثانی فرمودند حالا بخواب دست غلام تو در دستم بود که از نزد مرجان نام بنزد خود می کشیدم وازمن پرسیدند که آیا مرجان نام در هرات خواهد بود من عرض کردم که در موضع دهن دو آب است فرمودند که در قبله زمین خواهد بود بعد از چند یوم غلام آمد ازوی پرسیدم که درین اوقات کجابودی گفت در سرحد مشهد به کوه سرخ نزد مرجان نام بادیه نشین بودم در شب جمعه به خواب دیدم که حضرت خلیفه میر عبدالباقی صاحب ا درانی دست مرا گرفت و بجانب هرات کشیده از خواب بیدار شدم واز شوق دیدار شان بی طاقت شده روانه هرات شدم حضرت ایشان بدلجوئی درویشان و برآوردن حاجات مسلمانان و عبادت حضرت منان و تربیت مریدان بسی اهتمام داشته عمری بسر بردند در سنه ۱۲۹۲ زمان امارت مرحوم امیر شیر علیخان بمصداق مصدوقه ( کل من علیها فان ) طائر روح پر فتوحش تنگنای فانی را پدرود کرده در فضای وسعت افزای جنان خرامیده برحمت حق پیوست مرقد منور شان در مقبره ادران بخطیره والد ماجد شان خلیفه میر ابراهیم صاحب واقع است ( یزاد و یتبرك به ) ملا عبدالرحمن شاعر متخلص به
۱۸ عاشق که مالك الشعراء آن وقت بود اشعار ذیل را در مرثیه و تاریخ وفات شان بسلك نظم کشیده این است ز مضمون اذا جاء الاجل مفهوم میگردد که نتواند کسی پیچد سر از جیب قضا اینجا ز سوگ یکجهان فانی که شبهش نیست در گیتی دل از هستی بپردازد مکن چون و چرا اینجا بقا بالله عبدالباقی آن پیری بحق رهبر که در القاب بود سید و فخر الورا اینجا زهی خضر مسیحا وش که وقت خرق عادتها ز انفاس خوش خود ساختی دارالشفا اینجا دعای حور من وجه قبول افتاد چون گفتش مرا آنجا رساند یا ترا خواهد خدا اینجا بود جایش جوار رحمت حق بهر تا ر یخس ۱۲۹۲ حساب اندر جمل کن تا بیابی مدعا اینجا (وآخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین) حضرت خلیفه میر محمد صدیق ادرانی قتالی قدس سره آن شهباز بلند پرواز عرش آشیان قدسی مکان قطب ربانی و غوث صمدانی مرشدی و مولائی خلیفه میر محمد
۱۹ صدیق صاحب ادرانی خلف الصدق حضرت میر عبدالباقی صاحب ادرانی است در علم ظاهر و باطن و در طریق تجرید و تفرید یگانه زمان بودند انفاس طیبه شانرا خالق تعالی شفاء امراض آفرید . بود در يك توجه طالب مستعد را از حضیض خاك باوج افلاك میرسانیدند جامه خشن و کهنه پوشیدی و بریاضت بدن کوشیدی هر کسی که ایشان را دیدی دلش از حب دنیا سرد شدی وطالب راه آخرت گشتی و مرد شدی هرگز املاك و اراضی و تنور نداشتی و با ان در هر شب و روز خلق بسیار از خوان احسان شان طعام برداشتی محبوب القلوب جمع مسلمانان بودی قرآن مجید را حفظ داشته در هر شبی در نماز تهجد یکمنزل را بتانی و تدبر تلاوت نمودی بفقراء ومساکین بدرجه کمال متواضع بودی سفری حرمین شریفین را بطرزی رفتند که هیچکس بدان طور نرفته در هر منزل اهالی آن جا مرید و معتقد شان شدی خصوصاً مردم عرب و در مدینه مشرفه شب تنها در روضه مبارکه قیام لیل مینمودند در انجا در طریقه علیه قادریه و چشتیه و سهروریه ممتاز شده مرید گرفتند خوارق عادات شان بسیار است که یکی از مخلصین آنها را جمع نموده در یک مجلبه مشتمل بر دو صد ورقه است این فقیر بعضی را تیمناً و تبرکا در این رساله درج مینماید
نقلست در سنه ۱۲۶۶ یکهزار دو صد شصت و شش هجری قمری که ولادت باسعادت شان واقع شد حضرت میر ابو الفیض صاحب سیو ثانی (رح) که شیخ بزرگ و معروف است و عنقریب شرح حالات شان می آید بعبا و قبای این تازه گل بوستان احمدی بقریه ادوان در نزد والد ماجد شان خلیفه میر عبد الباقی صاحب آمدند بعد از فراغ حضرت میر ذکر نمودند که قرة العین را بیاورید که چشم بجمال وی منور شود خادمه که آن را خیری میگفتند ایشان را در قنداقه آورده زینت بخش مجلسیان گردانید حضرت میر صاحب قنداقه شان را در بغل گرفته ایستاده شدند و ایشان را از سر خود بالا گرفته بجوش و خروش آمده فرمود نوبادة باغ احمدی مبارك شمس فلك محمدی مبارك و چند فرد عاشقانه از اشعار حضرت شمس تبریزی (رح) خواند و فرمود میر محمد صدیق از من بالا و از خلیفه عبد الباقی جان بالا و از مشایخ وقت بالا ازین حالت برای مجلسیان شوری و فغانی ظاهر شد بعد حضرت میر فاتحه خوانده عزیمت خانه خود نمودند کرامات اولیا حق است چنانچه حضرت میر فرمودند رتبۀ صاحب مبارك از همه بالا گرفت نقلست صوفی ملا احمد کورتی که یکی از مخلصان شان بود میگفت که من روزی شرف صحبت شان را حاصل نموده
فرمودند که ای احمد خوب شد که آمدی اسپ حاضر کن که بشکار میرویم و هیچوقت بشکار نمی رفتند چون حاضر کردم سوار شدند و میرفتیم باران گرفت من متفکر و متحیر به رکاب شان میرفتم و با خود می اندیشیدم که تفنگ و آلت شکار موجود نیست چگونه صاحب مبارک شکار خواهند نمود ناگاه بکوه رسیدیم عنان اسپ را گردانیده در شعبه داخل شدند که دو گوسفند کوهی شاخ بشاخ پیچیده در ان شله افتاده از حرکت مانده اند و توانائی رفتن ندارند فرمودند که ای احمد اینها را ذبح کن که از عذاب خلاص شوند و با خود ببریم چنان کردم فرمودند که ای احمد با خود میاندیشیدی دیدی که بی تفنگ شکار میشود میفرمودند مرید گرفتن کسی را شاید که اگر در هر ناحیه عالم هفتاد مرید داشته باشد و يك زمان همگی موت شوند از حال هيچيك غافل نباشد نقلست میرا براهيم خواجه سیروانی (رح) در ابتداء مرید شيخ ملا عبد العزیز قشوری بود و دُرا خبر از مریدان صاحب مبارك شد میگفت روزی در بادغیس بخواب قیلوله شدم و پیشتر بصحبت صاحب مبارك نرسیده بودم و اندیشه آن هم نداشتم در خواب دیدم که کسی میگوید که خلیفه میر محمد صدق ( محی السنة و مميت البدعة القوى فی الله الواثق بالله المتوكل على الله الذی لم يوجد مثله في البلاد و لم يكن له
نظير فى العباد و يقولون انه لمجنون و ما هو الا ذكر للعالمين ) از خواب بیدار شدم و این عبادت را نوشتم و از مخلصان شدم نقلست صاحبزاده عبدالله جان مجددی که از مریدان حضرت صاحب چهار باغ جلال آباد است میگفت روزی بخدمت خلیفه صاحب عرض کردم که مرا اجازه خواندن درود صلوة تنجينا بدهيد فرمودند اجازه دیگر درود میدهم که به خواندن این درود شمار ا احتمال ضرر است يك شب بی اجازه در مسجد نیسان بخواندن این درود شروع نمودم ناگاه دیدم که سه شخص مهیب بر فیلها سوار بر من حمله آوردند التجا بحضرت خلیفه صاحب آوردم حاضر گردیده فرمودند که مترس فیلها را در حال دفع کردند درین اثنا جد امجد خود اعنی حضرت مجدد صاحب را دیدم که میفرمودند حضرت خلیفه صاحب مددگاری تو شد و اگر نه ترا هلاک میکردند در سنه ۱۳۲۵ هجری قمری که سراج الملة و الدین امیر شهید امیر حبیب الله خان در هرات شرف ورود یافت بدیشان اخلاص مندی بسیاری بظهور رسانیده از ان چیزی قبول ننمودند مگر پوستین سموری که جهۀ یادآوری گذاشتند بیان رحلت با سعادتشان قبل از رحلت چند چیز از یشان بظهور پیوست که مشعر بر فوت شان بود اولا بر يك سال پیش از فوت بر خلاف عادت خود مدرسه و همین روضهٔ
متبرکه را که حال مرقد منور شان است بشوق تمام بدست مبارك خود اشجار تا ژودران غرس نمودند دیگر در همان سال در ماه مبارك رمضان بخلاف عادت سابقه خود مسلمانان را جمع نموده با ایشان نماز تراویح را به شش شب ختم قرآن مجید نموده امامت کردند دیگر در این سال صحبت و خلوت با مریدان بیشتر از پیشتر مینمودند دیگر در آخرین مجلسی که ابن فقیر شرفیاب صحبت شدم بعد از ملاطفت فرمودند که شما را توصیه میکنم هرگاه که جهة نماز سحری بر خیزید یکبار خود را بر خاك انداخته بگوئید الهی خلیفه را بیامرزای فرزند وجود شما سعادت دارین است انشاء الله تعالی از صحبت شما مسلمانان بدرجة عالیه خواهند رسید چون عمر شان به شصت و سه سال رسید که مسنونه حضرت سید الانام است علیه و صلی الله السلام مرض مورثی که درد پا است بایشان عارض شد در شب جمعه سیزدهم صفر المظفر سنه ١٣٣٠ هجری قمری جمیع اقوام را حاضر ساختند و با ایشان وداع نموده در وقت سحر فرمودند که وقت رحلت است متوجه باشند هریکی به تهلیل و ذکر اشتغال ورزیدند و خود صاحب مبارك متوجه قبله نشسته منتظر پيك و پیام ملک علام بودند که انگاه ندای ارجعي الي ربك راضية مرضية را شنيده لبيك گفته طائر
۲۴ روح پر فتوحش تنگنای دنیای فانی را پدرود نموده بفضاى دلگشای جنان خرامید حاضرین به آواز حزين استرجاع نمودند که (انا لله وانا اليه راجعون) در روز جمعه علما و مشایخ و حکام واکثر اهل هرات در نوین عليا گرد آمده صلوة جنازه را بخشوع وخضوع ادا نمودند و چون در سه موضع مرقد مبارك را حفر نموده بودند در قریه کورت و ادران و نوین اهالی این مواضع با یکدیگر منازعه کردند اگر قوه عسگری نبودی بمقاتله می کشید آخر الامر بحكم قاضى شريعت و علما در وسط دئوستان نوین علیا دفن نمودند در شب فوت شان جماعة از قلندران در خواب دیدند که قطب زمان از دارالفنا بدار البقا رحلت نمود در ایام تعزیه جميع اصناف بازار هرات از مسلمان و یهود و هنود بی حکم حاکم دکان بندی نموده همراه باقی اهل هرات بسوگ و رزی در نوین حاضر بودند تا به درماه گرنیا شور قيامت در نوین قایم بود در هر روز اهل یکقریه با علمی مجلل بحلهای فاخره برافراشته مع مبالغ کثیره نعت خوانان و گریه کنان در نوین حاضر شده صدقه مینمودند که عدد حلها بهفتاد میرسید روضه متبرکة بسی فرح بخش و دلگشا است در غربی تربتشان یکی از مخلصان باشارت خودشان ایوانی رفیع بنیانی تعمیر نموده است از زیارت شان فیوضات
۲۵ و فتوحات برزائران ظاهر و باهر است داند آن کس که داند ( يزاد و يتبرك به ) و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمين . خلیفه حاجی سید احمد صاحب قتالی قدوة السالکين . زبدة العارفین حاجی میر سید احمد صاحب خلف الصدق حضرت حاجی میر سید محمد صاحب که برادر کلان حضرت خلیفه میر محمد صدیق صاحب بودند نسبت ارادت بخدمت عم بزرگوار خویش داشته و حضرت عم بزرگوارشان درباره شان همواره توجه و الطاف کا ملی داشتند عم بزرگوار شان یکروز قبل از رحلت خود موصوف را در خلو تخانه که آنرا خواله هشت مینامند طلبیده توجه دادند و بجای نشینی خود امر فرمودند بناء عليه ما دام حیات زاویه نشین آن بقعه مبارکه بوده بعبادت و ریاضت و ارشاد خلق کوشیده قدم بر قدم عم بزرگوار نهاده بدرجات عالیه مشرف شدند و قرآن شریف را حفظ می نمودند و باستعمال کتب فقه و تفسیر و حدیث شریف بسیار شایق بودند نقلت يك صوفی میگفت روزی در خاطرم گذشت که چرا حضرت خلیفه بتوجه سالکین بسیار نمی کوشند بمثل
۲۶ دیگر شیخان در حال دریافتند و مرا بخلوت طلبیده فرمودند ای فرزند اگر ما شیخی کنیم شیخان دیگر از کار میمانند البته ما بکار دیگر اشتغال داریم پس خطر ه از من دفع شد در اخیر عمر چند روز در بستر بیماری افتاده در یوم پنجشنبه غره ذیحجة الحرام سنه ۱۳۴۱ پيك اجل را لبيك گفته جهان فانی را پدرود نموده بجوار رحمت حق تعالی پیوست در قریه نوین علیا در خطیره عم بزرگوار خود مدفون شد . حضرت آخند ملا علی محمد صاحب اسفزاری الشیخ العالم العامل الامجد حضرت آخند ملا علی محمد صاحب خلف الصدق حضرت صوفی ملانور محمد صاحب است که یکی از بزرگان وقت بوداد حضرت آخند صاحب در عنفوان شباب بطلب علم شغل داشتند بعد از تحصیل علوم بطلب مرشد کامل شدند مدتی جویا بودند تا بخدمت حضرت مولوی محمد جان صاحب که یکی از خلفای شاه صاحب دهلی بودند در قندهار رسیدند دست ارادت و انابته بدست مبارك شان دادند ریاضت و مجاهدت بسیار نمودند تا از فضل کردگار بدرجات عالیه رسیدند و بامر خلافت
۲۷ ممتاز شده با سفز او رجوع نموده بهدایت وارشاد طالبین عمر را بسر بردند حضرت ایشان دائم الصوم و دائم السکوت بودند نقلست روزی حضرت مولوی صاحب فرمودند دواثنا ئیکه از دار الفاخرۀ بخارا مراجعت میکردیم در هرات آمده از هرات کثیر البرکات هرات رسیدیم و از انجا عنان عزیمت را بجانب قندهار گردانیدیم در میان راه موضعی بود بسیار نورانی و فیضانی از اهالی آن دیار جویا شدیم که درین موضع کدام بزرگ مسکن دارد که بوی عارفی حق پرستی بمشام ما میرسد گفتند این موضع از صوفی ملا نور محمد است حال میدانیم که آن کس والد ماجد شما بوده است این درجۀ رفیعه که شما را رسیده است همانا چیزی از توجه آن بزرگ باشد از صحبت حضرت آخند صاحب بسی خلفاء کبار و نامدار بکمال رسیدند که شرح حالات بعضی از ایشان درین رساله مندرج است از ایشان پنج نفر اولاد باقی ماند که هريك بمنزل ماه تابان عالم را منور کرده است این فقیر بصحبت اکثر آنها رسیده است خصوصاً حضرت صوفی صاحب عليه الرحمه مدفن شان در قریۀ عزیز آباد اسفزار است مشهور و معروف (یزاد ويتيرك به) تاریخ فوت شان معین نشد *
حضرت میر ابوالفیض صاحب قتالی سیاوشانی آن خلاصه خاندان اصطفا نقاره دودمان ارتضا آن سوخته شوق الهی آن مر تقی مد ارج اقطاب و ابدا لی حضرت میر ابو الفیض قتالی قدس سره خلف الصدق میر ا بو ذر صاحب است که سلسله نسب شان میرسد بحضرت سلطان ابراهیم قتال قدس سره ولادت باسعادت حضرت میر صاحب در د و از دهم رجب سنه ۱۲۲۱ در قریه آخری ساخر واقع شد ه است بعد والد ماجد شان در قریه سیوشان نزول فرمود ه در زمانیکه حضرت میر صاحب سه ساله شد ند پدر ایشان فوت شدند و در شمالی خانقاه حضرت شیخ عبدالحی صاحب در سیاوشان مدفون شدند در صغرسن اثر سعادت از ناصیه حضرت میر صاحب لایح بود در مبادی حال در شهر هرات آمده بنزد حضرت خلیفه ملا عبدالاحد صاحب علم فقه و تفسیر وحدیث شریف را حاصل نموده بسلك ار ادت داخل شدند دراین اثنا قرآن مجید را حفظ نموده صیام حضرت داؤد علیه السلام را وظیفه خود ساخت وریاضات شاقه کشید بعد از چند سال با ذن و اجازه خلیفه صاحب موصوف عزیمت سفر قندهار نموده بخدمت شمس المشایخ حضرت
۲۹ مولوی محمد جان صاحب میر با زار که خلیفه حضرت غلا معلی شاه صاحب دهلی بود ند رحل اقامت انداختند ودست ارادت بدا ما ن شان آویختند در ان زمان حضرت آخند ملا علی محمد صاحب اسفزاری هم بخدمت مولوی صاحب در قندهار بریاضت و مجاهدت بسر میبردند جناب مولوی صاحب حضرت آخند صاحب و میر صاحب را بحفاظت باغ سنزری مقرر فرمودند این هر دو نفر هرانی ازحسن خدمت یا دلی فرصت بدرجات عالیه رسیده محسود همه طالبان و مریدان شدند بعد از چند وقت حضرت آخند صاحب را بارشاد طالبان ماذون نموده مرخص اسفزار هرات نمود ند در وقت آمدن کلاه خود را بسر شان نهاده وسبحهٔ خود را بدست شان داده تبريك ودعا کردند جای نمازلحمدی خود را بحضرت میر صاحب عطا نموده فرمودند که ای سید زاده شما همراه آخندصاحب بروید تا کار شما را تمام کند پس هر دو بزرگوار عازم سمت هرات شدند چون برود هیرمند رسیدند حضرت آخند صاحب فرمودند ای سید زاده شما را سفر هندوستان لازم است بدهلی روید بزیارت حضرت غوث احدی شاه صاحب دهلوی چند سال خدمت نمائید وچند سال بتربت میر صاحب حضرت امام ربانی تا کار شما تمام شود حضرت عزیمت دهلی نموده دو سال وسه ماه دران روضه متبرکه بسر بردند بعد ازان جا
٣٠ بشہر هند شریف در روضۀ متبرکۀ حضرت امام ربانی صاحب یکسال و چهار ماه خدمت و خلوت نمودند پس ازان مراجعت نموده عازم هرات شده هفت سال بخدمت حضرت آخند ملا علی محمد صاحب در عزیز آباد اسفزار خدمت کردند آخر الامر که بدرجۀ کمال رسیده از طرف آخند صاحب ماذون و مجاز شده وارد هرات شدند و در ادوان بجوار حضرت خلیفه میر عبدالباقی صاحب سکنا نمودند بعد از هفت ماه در شهر هرات قریب مسجد نقاشی جای گرفته بارشاد و هدایت خلق بسر می بردند. بیان خوارق عادات شان اگر چه گوش اهل هرات پر از خوارق عادات شان است لکن بعضی را در ین رساله درج مینمائیم نقلست روزی حضرت میر صاحب در قریۀ كشك نماز ظهر را در مسجد بجماعت ادا مینمودند ناگاه ابر شد و ژاله گرفت حضرت میر نماز جماعت را ترك نموده تنها ادا نمودند بعد از نماز امام و مقتدیان اعتراض نمودند که چرا جماعت را ترك نمودید فرمودند امام نماز را ترک کرده در باغ خود رفته است که باغ را ژاله زده است یا نه حقیر تنها ماندم نماز را تنها خواندم امام تصدیق نموده که خاطرم متوجه باغ شده بود معذرت خواست نقلست خلیفه ملا محمد جان که
۳۱ خلیفه شان بود میفرمود که روزی بحضرت میر صاحب عرض کردم که در مصرح قلندری آمده است میگویند که سرمه سلیمانی دارد هر کس بچشم خود بکشد آن را کسی نمیبیند فرمودند آصف سلیمان با شماست سر مۀ سلیمانی ازان بخواهید پس ازان زبان مبارك را بچشم من و آخند زاده ملا محمد امان و ملا ابراهیم و عبد الکریم پسر ملا حسینی کشید ند هر چهار نفر مایان از صبح تا بنماز ظهر هرچه از چهار بازار هرات بر میداشتیم و می گذاشتیم کسی مار ا نمی دید چون وقت ظهر در مسجد نقاشی بحضو ر شان مراجعت کردیم دست مبارك را بروی ما یان کشیدند نمایان شدیم در سنه ۱۲۹۰ هجری قمری از شهر رخت اقامت بقریۀ کبر ز ان کشید ند در همان سال یانز دهم ربیع الاول یوم پنجشنبه تنگنای جهان فانی را پدرود نموده بفضای دلگشای جنا ن خرامید ند شرح فوت شان اینست که قبل از فوت خود حضرت خلیفه عبد الباقی صاحب ادرائی را خواسته تجهیز و تکفین و نما ز را بدیشان توصیه نمودند و پسر سلالهٔ خو د میر غلام علی شاه را در طریقهٔ علیه قادریه خلیفه و جانشین خود کردند در روز فوت شان سردار محمد یعقوب خان پسر امیر شیر علی خان مرحوم با مشایخ و علماء هرات و باقی مخلصین در قریهٔ کبر ز ان حاضر شده نعش مبار ك را
۳۲ بنا بوصیت خود شان در قریۀ سیا و شان برده و در شمالی خوانقاه حضرت شیخ عبدالحی در جنب والد ماجد شان دفن کردند (انا لله و اليه راجعون) حضرت میر غلام علی شاه قتالی مجدوب حضرت اله العارف بالله میر غلام علی شاه خلف الصدق حضرت میر ابوالفیض صاحب در ماه رمضان سنه ١٢٦٥ هجری متولد شدند در سن هفت سالگی باجازه والد ماجد خود جهة درس خواندن در عزیز آباد اسفزار بخدمت شیخ زادۀ مکرم رفتند در سن شانزده سالگی ازانجا در داخل قریۀ کوه زور رفته اربعینات و ریاضات شاقه نموده بعد از دو سال بهرات مراجعت نموده بخدمت والد ماجد خود کسب طریقۀ انیقۀ قادریه نمود بعد از فوت پدر بزرگوار خود مریدان را بتربیت طریقۀ قادریه باکمال میرسانید صیام حضرت داؤد علی نبینا و علیه السلام را لازم داشتند تلاوت قرآن مجید را بسیار میکردند شبها در مزارات عالی درجات هرات بسر میبردند از ایشان خوارق عادات به ظهور رسیده لکن این مختصر گنجایش بسط آن را ندارد آخرالامر مرض ذات الصدر بایشان عارض شده چون اجل موعود رسیده بود بعد از چند روز در شب دوشنبه ربیع الثانی
سنه ۱۳۱۱ پيك اجل را لبيك كفته جان را بجانان تسليم نمودند در یوم دوشنبه علما و سادات وحکام در قریه کبرزان حاضر شده جنازه خوانده نعش شان را در انجا دفن کردند مرقد شان مشهور و معروف است (یزاد و يتبرك به ) حضرت میر سید سعدالله صاحب قادری آن خلاصه خاندان مصطفوی نقاوه دودمان مرتضوى العالم العارف بالله الواصل الى الله حضرت میر سید سعد الله صاحب خلف الصدق حضرت سید حمیدالدین صاحب است که سلسله نسب و ارادت شان میرسد بحضرت پیر پیران و میر میران غوث الثقلین وقطب الخافقین غوث الاعظم سید عبدالقادر جیلانی ( افاض الله علينا من فيوضاته و فتوحاته آمین ) حضرت ایشان در اخیر عمر جهة زیارات كثيرالفيوضات هرات زینت بخش این بقعه مبارکه هرات شدند در علم تفسیر وحدیث شریف بی نظیر بودند همواره مجلس و صحبت شان با علما بود بجود و سخا شهرتی دارند در طریقه علیه قادریه خلق را ارشاد و هدایت می نموده مرجع خواص وعوام شدند مرحوم شهزاده کامران سدوزائی بسیار معتقد شان شد بنت صلبی خود را بحباله نکاح شان درآورد و هفت نفر غلام و کنیز و هفت
۳۴ در بند حویلی که واقع است در جنب مسجد جامع شریف و هفت زوج اراضی غوران بائی را نذرالله نموده بخدمت شان تقدیم نمود پس ازان که الطاف پادشاهی دامنگیر شان شد مقیم هرات گردیدند دو میوه نو باده تازه که یکی شان میر سید محمد شریف ودیگری میر سید محمد نجیب از نخل باغستان شاهی بوجود آمد ند که شرح حالات هر يك علیحده در حیز تحریر می آید آخر الامر حضرت موصوف بحكم كريمه (كل من عليها فان) طائر روحش جهان فانی را پدرود نموده به آشیان قدس خرامید شهزاده گان تا مدار وعلما وسادات ومشايخ و با قی مخلصين بجنازه شان حاضر شده نعش مبارك شان را در مزار فیض آثار حضرت ملا حسن مجزوب که واقع است به خیابان هرات د فن نمودند تاریخ فوت شان بتحقيق نرسیده است. حضرت میر سید شریف صاحب قادری سیاوشانی زبده سادات کرام و عمده مشایخ عظام ثمره شجريه غوثيه تازه گل باغ احمديه محبوب حضرت باری میر سید شریف قادری خلف الصدق حضرت میر سید سعدالله صاحب قادری است که مناقب شان گذشت تولدشان در شهر هرات سنه ۱۲۵۴ واقع شده است. چنانچه شهزاده والا جاه جهان گیر شاه پسر مرحوم کامران شا -
۳۵ در تاریخ ولادت شان چند فرد را برشته نظم در کشیده است عیناً آن را تحریر مینمائیم :- زنسل پیر پیران غوث اعظم آن شه اکبر — چو فرخ سرو آزاده زباغ احمد و حیدر گلی از گلشن سبطین و بار زوجهٔ زهرا — خجسته میوهٔ از قرآن خاتون نیکو فر چه زیبا کوکبی آمد برون از مطلع خوبی — زبرج کامرانی گشت طالع چون مه انور پدر نسل چنان شاهی که شاهان همه عالم — زخاک پای او سازند کحل برچشم و تاج سر محی الدین جیلانی شهی کل اولیاء الله — که زیر مقدمش گردن نهاده اصغر واکبر ورا مادر بود دختر چنین شاهی که از عدلش — بود اندرهری با گوسفندان گرگها یاور محمد کامران شه کز فروغ کوکب بختش — بود شام هری روشن چو صبح مطلع خاور زهی شهزاده و سید محمد شد شریف اسمش — زهی اسم زهی اصل زهی نسل زهی گوهر ز اولاد نبی چون بود این سید و شهزاده — بجو تاریخ مولودش جهان گیرا ز (پيغمبر) ۱۲۵۴ در مبادی حال بتحصیل علوم و کمالات پرداختند و بهرهٔ وافی یافتند چنانچه در کمالات ظاهر و باطن یگانه عصر شدند بعد از فوت پدر بزرگوار هر دو برادر از شهر کوچکرده در قریه سیدوشان سکنی پذیر شدند اهالی آندیار بخدمت شان ارادت و عقیدت نمودند این فقیر مؤلف بصحبت شان بسیار رسیده است خلق نیکو و خلق دلجو داشتند این چنین صورت زیبا و سیرت دلر با بکسی ندیدم مرجع خواص و عوام بودند دو مرتبه بزیارت حرمین شریفین زاد هما الله شرفاً مشرف شدند در مرتبهٔ
۳۶ اخير والد ماجدم بمعيت شان شامل بودند حالات عجيبه از ايشان دريافتند به ترتيب مريدان و دلجوئی مسلمانان بسیا ر میكوشند خرق عادات از ايشان بظهور می رسيد . نقلست مرحوم آخند ملا عبد الخالق که امام و مدرس شان بوداد می فرمود هرگاه سحر در مسجد می آمدم از دور مسجد را روشن میدیدم چون بمسجد داخل میشدم میدیدم که حضرت صاحب در مسجد مراقب نشسته و چراغ نیست میدانستم که آن نور ذکر است چون عمر ایشان بشصت و سه سال رسید بمرض سوزاکی گرفتار شده در سنه ۱۳۱۷ بيك اجل را لبيك گفته در جوار رحمة رب العالمين ( في مقعد صدق عند مليك مقتدر ( شتافتند علما و سادات و مشایخ و اهل هرات در جنازه شان حاضر شده در خطیره حضرت خواجه روشنائی که واقع است در سیوشان قریب نهر گذاره نعش ایشانرا دفن نمردند ( ان لله وانا اليه راجعون ) حضرت صاحبزاده سید محمد نجیب قادری چاوشالی عالم اديب لبيب وعارف حسيب نسيب صاحبزاده میر سید محمد نجيب خلف الصدق حضرت مير سيد سعد الله صاحب و برادر خرد صاحبزاده میر سید محمد شریف است ولادت با سعادت
۳۷ شان در سنه ۱۲۵۹ در شهر هرات واقع شده است در مبادی حال با برادر کلان خود بتحصیل علوم کوشیدند تا در کمالات صوری و معنوی بر اقران فائق شدند در فن شعر مهارت اعلی و ید طولی داشتند قصیده که در مزار فیض آثار حضرت خواجه محمد کنجان است از نتایج طبع ایشان است برعایت دلها و خدمت علما و فقرا میکوشیدند بزیارت حرمین شریفین بصحابت برادر کلان خود مشرف شدند در سنه ۱۳۱۲ در حین حیات برادر بزرگ ایشان بحکم آیه وافه (کل نفس ذائقة الموت) طائر روح پر فتوحش از تنگنای قفس بدن پرید و بآشیان اصل رسید (انالله و انا الیه راجعون) علما و سادات و سایر اهل هرات در سیاوشان جمع شده جنازه شانرا خوانده در مزار فیض آثار حضرت خواجه روشنائی دفن نمودند حضرت آخندزاده ملا یحیی صاحب زیارتگاهی آن خزانه علم و حکمت آن یگانه حلم و عصمت آن حامل شریعت مصطفوی صلی الله علیه و سلم و عامل طریقة مرتضی رضی الله تعالی عنه آخندزاده ملا یحیی خلف الصدق مرحوم آخند ملا عبد الله فاضل بخارائی است که در علم و تقوی
۳۸ یگانه عصر و فرزانه دهر بوداد آخند زاده موصوف در عنفوان شباب جهة تحصیل علوم بسی ریاضات و مجاهدات نمودند تا علوم عقلیه و نقلیه و اصول و فروع را بخدمت والد ماجد خود حاصل کرده بتدریس طلبه در مدرسه والد ماجد خود میکوشیدند و طالب مرشد کامل میبودند چون ایشان شافعی میرزا رحیم الله عزیز آبادی که از اعاظم خلفاء قطب العارفین حضرت غلام علی شاه صاحب دهلوی بودند و در هرات شرف ورود یافتند جناب آخند زاده موصوف بخدمت شان شتافتند ریقه ارادت شانرا بدوش همت خود انداخت و چنان ریاضات شاقه کشید و رنجها دید که زیاده از طاقت بشر است تا بخلعت خلافت شان مشرف گشت با وجود این تدریس طلبه را ترك ننمودند اکثر اهل هرات از علما و امرا مرید و معتقد شان شدند امیر محمد یعقوبخان پسر امیر شیر علی خان مرحوم با اعیان و ارکان دولت روزهای جمعه در زیارتگاه بخدمت ایشان میرسیدند کرامات و خوارق عادات ازایشان بسیار بظهور میرسید که تفصیل آن درین نمی گنجد در سنه ۱۲۹۳ طائر روح پرفتوحش از تنگنای دنیای دنی پرید و به آشیان اصل خود رسید علما و سادات و مشایخ عصر و حکام و مریدین در قریه زیارتگاه نماز جنازه را خوانده در دشت یلان قریب مرقد پدر بزرگوارش
۳۹ دفن نمودند از ایشان خلفاء نامدار و اولاد کامکار باقی مانده تاریخ وفات از طبع فقیر مؤلف است . زفضل عالم عارف که نام نامیش یحیی — زیارنگاه عالم شد زیارتگاه بیهمتا لقاء حضرت حق را زبس مشتاق میبودی — بشد تاریخ فوت او (لقاء خالق یکتا) ۱۲۹۳ حضرت خواجه خلیفه مولینا صاحب حوض کرباس آن مقتدای طریقت و پیشوای شریعت سلاله مشایخ عظما حضرت خلیفه مولینا صاحب رحمة الله علیه خلف الصدق حضرت خلیفه خواجه محمد یوسف الجامی است که مناقب شان در کتب مسطور است سلسله نسب شان میرسد بحضرت شیخ الاسلام و قطب الانام حضرت شیخ احمد الجامی النامقی قدس الله تعالی سره که از احفاد حضرت جریر بن عبد الله البجلی است که یکی از کبار صحابه بوده است رضی الله تعالی عنه نام مبارک ایشان خواجه عبدالرحیم عماد الدین است ایشان در طریقه علیه نقشبندیه مرید و خلیفه پدر بزرگوار خود بوده اند درجه عالیه داشتند در علم فقه و تفسیر و حدیث یگانه عصر خود بودند و اکثر اوقات همراه علما مجالسه و مذاکره میکردند تحصیل علومرا از خواجه ضیاء الدین محمود که
۴۰ داماد ایشان نمودند همواره اوقات را با وراد و وظایف و ریاضات شاقه مصروف میداشتند در نصایح خلق و دلجوئی شان سعی بلیغ مینمودند در اداء فرائض بجماعات و اتباع سنة سنیه کوشش زیاد داشتند خوارق عادات از ایشان بسیار بظهور رسیده نقلت بعضی مخلصین شان از ظلم محمد علم خان فراهی شکوه و استغاثه نمودند که بسیار شخص جابر وظالم است و تعدی آن از حد گذشته که شب و روز در ایذای خلق خدا میکوشد فرمودند که عرض شما را امشب بخدمت بزرگان خواهم نمود و امیدوارم که باین نیزه شکم اورا پاره کنند و اشاره بر نیزه خود کردند در همان شب شکم خان مذکور در فراه پاره کرده او را هلاک ساختند نقلت خواجه قطب الدین که همشیره زاده وامام ومدرس مسجد شان بود میگفت روزی حضرت ایشان برایم فرمودند ای فرزند چرا درس طلبه را نمیگوئی در جواب شان گفتم که طالبان از علوم بلند میخوانند و بنده از درس آنها عاجزم فرمودند هر کتاب که میخواهی تدریس کن انشاء الله تعالی میتوانی همان بود که هرکتاب از هر علم که مطالعه کردم منکشف شده تدریس نمودم عمرشان بهفتاد و شش سال رسید درسنه ۱۳۹۳ هجری قمری یوم پنجشنبه هشتم جمادی الاخری مرغ روحش بجوار رحمت
۴۱ حق پیوسته مرقد مبارك شان در شرقی مزار فیض آثار حضرت خواجه ابوالولید احمد است . يزار ويتبرك به ) حضرت حاجی خواجه احمد الجامی حوض کرباسی عارف اوحد و شیخ امجد حضرت حاجی خواجه احمد الجامی رحمة الله عليه خلف الصدق حضرت خواجه عبدالرحيم عماد الدین الجامی است وی فرزند ارشد و مرید و جای نشین پدر بزرگوار خود بودند از اکابر مشایخ عصر است تعليم فقه و تفسیر وحدیث و تجوید را در نزد مرحوم ملا مقرى محمد كه امام و مدرس شان بود نموده اند و از علم طب نیز بهره وافی داشتند در ریاضات و مجاهدات و اتباع سنت حضرت خیر الانام عليه الصلواة والسلام بسر میبردند در نصایح و دلجوئی خلق بسیار میکوشیدند هیبت و شکوه شان قلوبرا فراهم میکرفت که در حضورشان اکثر مردم را یارای سخن گفتن نبود مرجع خواص وعوام بودند امرا و حکام بخدمت شان عقیدت و ارادت داشته بصحبت شان میرسیدند و استفاده می نمودند بمثل مرحوم سردار محمد ایوب خان پسر مرحوم امیر شیر علیخان و مرحوم فراموز خان سپه سالار هرات اقلست نایب میر خان درانی
۴۲ حوض کریاسی میگفت روزی حضرت حاجی صاحب مرا امر فرمودند که اسپ مهیا کن تا با تو بزیارت حضرت خواجه ملا کوهی برویم همان بود که رفتیم و تا عصر در آنجا بسر برده نماز عصر را در انجا خوانده مراجعت نموده نماز شام را بکنار حوض دشت خواندیم در اثناء نماز هر دو اسپ گریخته رفتند که از چشم غایب شدند من مضطرب شده بعد از نماز اراده کردم که آنها را تعقیب نمایم مرا منع کردند و فرمودند که تا نماز خفتن را بخوانیم خود آنها میآیند چون نماز خفتن خوانده شد هر دو اسپ حاضر شده آنها را سوار شده آمدیم عمر شان بهفتاد و سه سال رسید در یوم چهارشنبه پانزدهم محرم الحرام سنه ۱۳۰۷ بود که پيك اجل را لبيك گفته بجوار رحمت حق جل شانه پیوستند مرقد مبارك شان در جنب والد بزرگوار شان است يزار ويتبرك به ) حضرت مولينا عبدالغفور صاحب خواجه چناری صاحب الفيض والنور ما وجد نظيره في الدهور حضرت مولينا عبدالغفور قدس سره خلف الصدق حضرت ملا قربان و ایشان خلف الصدق حضرت آخند ملا کند معلی صاحب است
۴۳ و سلسله ارادت شان بجد بزرگوارشان میرسد در تجرید و تفرید و ترك دنیا در عصر خود نظیر نداشت اکثر اوقات را در مغاری کوه و قلل جبال بسر می برد جامه خشن و کهنه میپوشید و بمجاهدت و ریاضت نفس میکوشید نقلست در مبادی حال جهة صید و شکار در مرغزار میگشت و در سیر و سلوک نمی کوشید روزی درویشی در قریه خواجه محمد چنار با ایشان تصادف نموده فرمود ای عبد الغفور تا بکی عمر را ضایع میکنی و بطریقه جد امجد خود نمیروی فرمود که حلاوت و حرارتی در خود نمی بینم آن درویش فرمود چهل شب در آستانه جد خود حضرت آخند ملا کند معلی صاحب قیام نما البته بهره و کام خود را خواهی یافت حضرت مولینا چهل شب در خسرو چنانچه درویش گفته بود بسر بردند شب چهلم حضرت حق سبحانه تعالی بر ایشان داد آنچه داد کرامت و خرق عادات شان در هرات بحد تواتر است لکن در این مختصر گنجایش آن را ندارد و تاریخ ولادت ووفات شان معلوم نشد لهذا به تفصیل آن نپر دا ختم مدفن شان در قریه خواجه محمد چنار مشهور و معروف است در اجابت دعا مجرب است یزاد و یتبرک به )
۴۴ حضرت شهزاده حاجی گیتی ستان باشدارن العارف بالله الذی اذا قال بالله واذا سکت سکت لله فرید العصر و وحید الزمان الشیخ حاجی گیتی ستان خلف الصدق شهزاده سلطان شاه است بن مرحوم امیر تیمورشاه بن مرحوم السلطان احمد شاه الغازی و ایشان از جمله مردان ومجزوبان سالك بودند میفرمودند که پدرم شهزاده سلطان شاه اساس سلطنت را بعم محترم شهزاده محمود شاه گذاشت و مصاحبت فقرا را برخود لازم گرفت و همواره حدیث مبارك را تکرار مینمود که [ اللهم احینی مسکیناً و امتنی مسکیناً و احشرنی فی زمرة المساکین ] و مرا امر میکرد به آموختن علوم شرعیه و من در مدرسه پای حصار بخدمت حضرت خلیفه ملا عبدا لاحد صاحب درس میخواندم دران اثنا فقیری بنزد پدرم آمد و گفته گیتی ستان را بمن بسپارید که تربیت کنم از وفور عقیدت که برای درویشان داشت برایش مسکن و معاش مقرر نموده مرا بصحبت وی ترغیب نمود بنا به فرموده پدر خود گاه گاه بعد از فراغ درس بخلوت آن فقیر میر فتم و ازان حالات عجیبه مشاهده مینمودم مگر اینکه مرا تعلیم ذکر نمیکرد روزی بنزد پدرم آمد و با وی وداع نمود
۴۵ و گفت امشب از دنیا میروم فرزندانم پیش باین چهره حاضر میشود نعش مرا تکفین و تجهيز مينمايد همان شب فوت شد فردا همان درویش حاضر شد و تجهیز نموده رفت بعد از ان جا متاثر شدم و محبت فقرا در دلم جای گرفت درین اثنا پدرم فوت شد و آن آتش در دلم زیاده اشتعال یافت غلامها و کنیزها را آزاد کردم و عازم سفر حرمین شریفین شده ترك وطن مالوف نموده یازده سال مسافر بودم در اثنا راه بصحبت فقر او زیارت مشایخ رسیدم بعد از زیارت حرمین شریفین به بغداد شریف بزیارت روضه مطهره حضرت غوث الاعظم محی الدین عبدالقادر جیلانی مشرف شدم درین اثنا حضرت شیخ عبدالرحمن صاحب که یکی از خلفای غوثیه بود از كركوك بزیارت حضرت شیخ شرف ورود می یافت بخدمت شان شتافتم از ایشان حالات عجیبه مشاهده کرده در مسلك ارادت شان در آمدم و بخدمت شان در كركوك که هشت منزل است از بغداد رفتم و در جامع شن حجره نشین شدم هر گاه بخدمت شان میرسیدم بپا ایستاده کلمات قدسی سمات شانرا استماع مینمودم بعد هفت سال مرا ماذون و مجاز کردانیده بجانب هرات فرستادند و فرمودند در هرات که میروی اولا بخدمت شخصی روی که در شرقی هرات مسکن دارد و نام شان مولنا عبدالغفور است و مرا عطا فرمودند اجازه خطی که
مشتمل است بر ذکر مشایخ علیه قادریه از حضرت عبدالرحمن الی حضرت غوث الاعظم قدس سره چو در هرات آمدم بنا بفرموده شان اولا بصحبت حضرت مولانا در قریه خواجه چنار رسیدم بمجرد که دست شانرا گرفتم فرمودند ای شهزاده تا نگفتند نیامدی خوش امدی من آب درب خوانه بودم بارها میدیدم که دست متصرفی از طرف بغداد میآید و مشایخ هرات رد میکنند تا اینکه ترا فرستادند الحمد لله علی ذالك و نیز فرمودند الحمد لله که نسبت صحیح از حضرات غوثیه حاصل نمودی حضرت غوث الاعظم صاحب فرمودند که طوبی لمن رانی و لمن رای من رانی الی سبعین درجه انتهی نقلست چون حضرت حاجی صاحب عازم هرات شدند بقریه پرک نو بادام مسکن گرفته خلقی بسیار برا هدایت نمودند درین اثنا در یوم پنجشنبه سنة یکزار دو صد و پنجاه شش بود حضرت امیر زاده را حق جل و علی برای شان عطا فرمود که آثار سعادت از ناصیه شان ظاهر و هویدا بود در صغر سن بکمالات ظاهری وباطنی متصف شدند چون درسن سی سالگی رسیدند در نوزدهم شهر محرم الحرام سنه ۱۲۷۶ بجوار رحمت حق پیوست پدر بزرگوار شان بنا بسفارش خود شان نعش شانرا در قریه یا شد ان بخطیر ه حضرت خوجه محمد بند کشا دفن نمودند پدر شان در مرتبه شان
مـ ۴۷ مـ بسی قصائد پر سوز انشاد فرمودند بعد از فوت شان یازده سال حضرت حاجی صاحب بعبادت و هدایت خلق خدا بسر بردند در سنه یکهزار دو صد و نود و هفت روح پر فتوح شان تنگنای قفس اد نرا بدرود نموده بجوار رحمت حق پیوست و در قریه پاشدان در خطیره حضرت خواجه محمد بند کشا مدفون شدند انا لله و انا الیه راجعون مزار فیض اثار شان مرجع خواص وعوام است واخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین حضرت پیرامان الله صاحب غوری آن فانی فی الله وبقی بالله حضرت پیر امان الله خلف الصدق مولینا رحمة الله قندهاری است در بدایت حال در شهر قندهار بتحصیل علوم اشتغال نموده علم فقه وتفسیر وحدیث را تحصیل نمودند بعد طلب مرشد شده دست انابت را اولا بدست حق پرست حضرت با رفعت مولوی محمد جان صاحب قندهاری دادند بعد از فوت شان ربقهٔ ارادت حضرت حاجی دوست محمد صاحب دهلی را که خلیفهٔ حضرت شیخ ابوسعید است و آن خلیفه حضرت شاه اولیاء غلام علی شاه صاحب دهلی قدس الله اسرارهم بردوش
۴۸ همت خود انداخته مدت سه سال در صحبت شان کسب علوم باطن نموده خرقه خلافت پوشیده بعد عنان عزیمت را بجانب هرات گردانید و از انجا بغور رفته رخت اقامت انداخت و بسیاری اهالی غور معتقد و مخلص شان شدند سال های بسیار در انجا بعبادت خدایتعالی و هدایت خلق الله بسر میبردند و از ایشان بسی کرامات وخرق عادات دید . شد . که این رساله گنجایش آن را ندارد و در کتاب علیحده بعضی از مخلصان شان جمع نمودند آخر الامر در سنه ۱۲۹۳ که غزوه میوند در قندهار واقع شد وایشان همراه مخلصان خود بغزا رفتند برای ایشان مرض ذات الجنب عارض شد از انجا مراجعت نموده در خوانه خود رسیده بحكم وا فيه ( کل من عليها فان و يبقى وجه ربك ذوالجلال والاكرام ) مرغ روح پرفتوحش عالم فانی را پدرود نموده بسوی آشیان اصل شتافت ( انا لله و انا اليه راجعون ) نعش مبارك شان را در قریه طولی که من جمله قرای غور است مدفون گردانیدند ( يزاد و يتبرك به ) و از اولاد شان بعد از فوت شان دو فرزند ارشد بطریقه شان خلقا را ارشاد و هدایت نمود ند حضرت ولی الله صاحب در غورات و حضرت مولوی ولی محمد صاحب در هرات حضرت ولی الله صاحب مدفن شان د ر پر چمن است تاریخ فوت شان معلوم نشد و حضرت مو لوي
۴۹ ولی محمد صاحب درسنه ۱۳۲۰ در هرات داعی اجل را لبيك گفته و بآشیان اصل شتافت و در قریه ده ز يرك مدفون شدند (رحمة الله تعالی علیهم اجمعین ) حضرت شیخ ملا عبدالرسول صاحب اوکلی آن سوخته عشق كبريايى با و یافته درگاه الهی مقبل مقبول شيخ ملا عبدالرسول مريد و خلیفه حضرت شيخ نور الله صاحب است كه بچند واسطه میرسد بحضرت امام ربانی مجدد الف ثانی شیخ احمد سهرندی قدس سره شيخ موصوف در تجريد و تفرید یگانه زمان بودند اكثر عمر را بمزارات عالیدرجاب هرات گذرانیدند بفقر و صيام روز و صلوة و قيام شب طاقة قویی داشت از ایشان کرامات و خوارق عادات بسیار بظهور رسیده که این مختصر گنجایش آن را ندارد همواره نیمچه نمدی پشمی میپوشیدند و بمجاهدت نفس میکوشیدند و با فقراء میجوشیدند تا آخر داعیه اجل را اجابت نموده طائر روحش تنگنای دنیا را بدرود نموده بفضای دلگشای جنان خراميد (انالله و انااليه راجعون) مدفن شان در علاقه اوكل است مشهور و معروف بزار و يتبرك به )
حضرت میا فضل الحق صاحب مجددی آن ناسك مناسك شریعت و قطب دائرهٔ طریقت شیخ زادهٔ برحق حضرت میا فضل الحق صاحب مجددی خلف الصدق شاه باز بلند پرواز قدسی مکان عرش آشیان شیخ الشیوخ حضرت میا محمد عمر صاحب مجددی است حضرت موصوف در عنفوان شباب علوم متداوله را بخدمت والد ماجد خود تحصیل نموده داخل طریقهٔ علیه نقشبندیه شدند اینقدر ریاضت و مجاهدات و وظائف و اوراد داشتند که زیاده از طاقهٔ بشر است در ادراك جماعات و استقامهٔ شریعت مطهره و رعایه و استمالت قلوب مسلمانان بی نظیر بودند در ماه مبارك رمضان در نماز تراویح هر پنج شب يك ختم قرآن شریف مینمودند و به تربیت مریدان میکوشیدند همواره مصاحب شان علما بودند سفر حرمین شریفین را همراه چند نفر مخلصین بسیار بطرز نیکو و آداب دلجوی بجای آوردند عمر گرامی شان قریب بهفتاد سال رسید در سنه ۱۳۳۲ ندای ( ارجعی الی ربك راضیهٔ مرضیه ) را بگوش هوش شنیده طائر روحش تنگنای دنیا را پدرود نموده به آشیان قدس رسید ( انالله وانا اليه راجعون )
۵۱ در جنازه شان علما و مشایخ و حکام و مخلصین اجتماع نموده نعش مبارك شان را در خطیره علایحده غربی مزار فیض آثار حضرت مولوی جامی قدس الله سرهما دفن نمودند (زاد و یتبرك به) حضرت خلیفه ملا عبد الاحد صاحب سلجوقی قطب دائره شریعت و غواص بحر طریقت عارف امجد خلیفه ملا عبد الاحد صاحب خلف الصدق مرحوم آخند ملا میرزا است که یکی از اکابر و مشاهیر علماء هرات بودند ولادت باسعادت شان در سنه ۱۱۶۵ هجری قمری واقع شده است در عنفوان شباب علوم متداوله را در نزد والد ماجد خود تحصیل نموده بتدریس اشتغال مینمودند در سن بیست و پنج سالگی اشتیاق صحبت مرشد کامل در کانون سینه شان اشتعال نموده موصوف را بیتاب کرده جویا و پویای مرشد کامل شدند اولا بخدمت باسعادت حضرت خلیفه میر ابراهیم صاحب قتالی ادرانی شتافته استدعاء ارادت نمودند حضرت خلیفه بعد از استخاره فرمودند که نصیبه شما در نزد ما نیست بعد بخدمت با سعادت آخند ملا عبیدالله صاحب که یکی از احفاد حضرت آخند ملا کند معلی صاحب بودند
۵۲ توسل نموده ایشان هم بعد از استخاره چنین فرمودند درین اثنا مکتوبی از دار المفاخره بخاری از حضرت قطب العارفین حضرت جی صاحب مجددی باسمی شان وارد شد که مطلوب شما درین جاست پس کمر همت را بسته با چند نفر از خاصان خود متوجه بخاری شدند در بادیه هائله رسیده راه را گم کردند و متحیر نشستند در این اثنا حضرت جی صاحب در بخاری این حال را دریافته بیکی از مریدان که خلیفه ملا عثمان گواشانی بود فرمودند که بعضی از یاران شما در بادیه راه گم نموده بر بام مسجد بالا رو و آهسته اذان بگوی بعد از اذان بکوی که یاران بدست راست خلیفه موصوف مبادرت نموده بقدرت الهی این آواز بگوش راه گم کرده گان رسید دست راست را گرفته راه یافتند بعد که به بخارا رسیدند ایشان را بطریقۀ انیقه نقشبندیه داخل نمودند بادنی فرصت به درجات عالیه مشرف شده خلعت خلافت در بر کرده عازم هرات شدند باقی اوقات عمر عزیز را بریاضت نفس و هدایت خلق و تدریس کتب صرف نمودند خوارق عادات از ایشان بسی بظهور رسیده که این مختصر گنجایش آن را ندارد در اخیر که عمرشان به نود و پنجسال رسید جناب حضرت جی صاحب یکخرقه در هرات فرستادند و نوشتند که این خرقه از ان ملا محمد حسین پسر شماست حضرت خلیفه
۵۳ یاران را جمع نموده خرقه را در بر ی فرزند ارجمند خود خلیفه ملا محمد حسین صاحب که عنقریب شرح حالات شان ذکر میشود نمودند و فرمودند که ای فرزند این بار امانت که بر دوش من بود بدوش تو انداختم متوجه خود باش و با یاران وداع نمودند که این خرقه مژده فوت من است قریب بدان در بیست و پنجم محرم الحرام سنه ۱۲۵۵ طائر روح پر فتوحش این تنگنای دنیای دنی را پدرود نموده در فضای بیدای جنان خرامید و نعش مبارك شان را در مقبره سلجوقیه که غربی تاژوستان مزار فیض آثار حضرت مواری جامی قدس سره واقع است دفن نمودند انا لله وانا اليه راجعون ) حضرت خلیفه ملا محمد حسین صاحب آن فاضل کامل وعالم عامل خلیفه ملا محمد حسین خلف الصدق حضرت خلیفه ملا عبد الاحد است ایشان در عنفوان شبا ب علوم متداوله را در نزد والد ماجد خود تحصیل نموده بخد مت شان دست انابت دادند بحسن خلق و عبادت و گوشه نشینی معروف بودند و در حسن خط نستعلیق شهره آفاق اند که قطعات شان بزیور زر محلی در جمیع ممالك افغانستان موجود است و اکثر خوش نویسان هرات بالذات يا بالواسطه تلميذ شان
۵۴ است عمر گرامی شان از هشتاد سال متجاوز شد بالاخره ندای (ارجعی الی ربک) را بگوش هوش شنیده طائر روح شان تنگنای دنیا را پدرود نموده بدارالخلد شتافتند و در مقبرۀ سلجوقیه مدفون شدند انا لله وانا الیه راجعون) حضرت میر مصطفی صاحب بیچقی قتالی رحمۃ الله علیه ناسك مناسك شريعت مصطفوی و سالك مسالك طريقۀ مرتضوی حضرت خلیفه میر مصطفی صاحب خلف الصدق میر سید اشرف است که سلسلۀ نسب شان میرسد بحضرت میر یحیی صاحب که در اوائل این حصه ذکر شان تحریر یافت حضرت ایشان در عنفوان شباب بتحصیل علوم دینیه پرداختند و ازان بهرۀ وافی یافتند در زمان بیست و پنج سالگی بمطالعۀ کتب تصوف روی آوردند تا داعیۀ ارادت و انابت بدیشان مستولی شده بخدمت حضرت شیخ ملا محمد جان پسر بزرگ و جای نشین حضرت آخند ملا علی محمد صاحب اسفزاری که مناقب شان گذشت شتافتند و مرید شدند بعد از ریاضت چند سال بخلعت خلافت سرافراز شده بتلقین و ارشاد مریدان پرداختند بعد از فوت پدر بزرگوار خود بصحبت صاحب مجذوب وحضرت صوفی صاحب که پسران
۵۵ دیگر حضرت آخند ملا علی محمد صاحب بودند رسید و از نزد ایشان نیز اخذ و اجازت خواست ایشان حالت قوی داشتند و باستقامت شرع شریف بسی اهتمام مینمودند در اکثر اوقات در مسجد جامع شهر هرات بسر میبردند بسن چهل و هشت سالگی بطرز نیکو از یاوت حرمین شریفین مشرف شدند خرق عادات از ایشان بسیار نقل میکنند نقلست یکی از مخاصان میگفت نیم شبی در مسجد جامع هرات تنها مراقب نشسته بودم دیدم که مسجد روشن شد و حضرت ایشان در آمدند از شوق دیدار شان بیهوش افتادم چون صبح شد ایشان را جویا شدم که دران شب در قریهٔ پیچقی بودند چون عمر شان بشصت و سه سال که عمر مسنونه است رسید در سنه ۱۳۳۷ هجری قمری طائر روح شان تنگنای دنیا را بدرود نموده بفضای باغ جنان خرامید علما و مشایخ و مخلصین جنازه خوانده نعش مبارك شان را در پیچقی دفن نمودند یکی از مخلصین شان بر مزار فیض آثار شان مسجد جامع عالی تعمیر نموده است یزاد و یتبرك به ) یکی از فضلاء وقت در مرثیه و تاریخ فوت شان چند فرد را در سلك نظم در آورده است عیناً نگاشته شد :- یگانه قطب زمان شهسوار سیر و سلوك - مهین زمره سادات شیخ با تمکین نزول فیض الهی بعرصه امکان - عطای نامتناهی بساکنان زمین
وه رئیس اهل صفامیر مصطفی کو بود - خزینه گهری معرفت چراغ یقین جمال ملت دین مطلع شموس هدا - ضیاء لیر ار شاد مقتدای مهین چو بود طائر روحش زآشیانه قدس - ز تنگنای قفس روی سوی علیین میان زشغل گرفت آن جناب در شوال - حساب رحلت او میشود ازین تعیین چو بود عارف یکتا بسر غیب جلال - زسر غیب جلال انتقال توثق دین ۱۳۳۷ حضرت آخندزاده ملا محمد حسن او بهی شمس فلك شریعت غواص بحر طریقت صاحب فیض الهی آخندزاده ملا محمد حسن اوبھی خلف الصدق آخندزاده ملا شمس الدین قوم طوخی قندهاری است اخذ طریقه نقشبندیه را از حضرت آخندزاده ملا کامران صاحب موسی زائی نموده اند و ایشان از حضرت مولوی ملا محمد جان صاحب میر بازار و ایشان از حضرت غلام علی شاه صاحب دهلوی قدس الله اسرارهم تحصیل علوم را در پشت رود قندهار کردند و در جوانی عازم هرات شده در قصبه اوبه سکنا پذیر شدند عمر خود را بتدریس علوم دینیه و ارشاد و هدایت خلق بسر بردند بسیاری اهل هرات مخلص و معتقد شان بودند بسی حالت قوی داشتند از صحبت حکام احتراز
۵۷ و اجتناب مینمودند بزیارت مزارات مشایخ بسیار میرفتند علی الخصوص در گازرگاه شریف بزیارت حضرت شیخ الاسلام مقبول حضرت باری خواجه عبدالله انصاری قدس سره در استقامت شرع شریف بسیار میکوشیدند و حال را از مردم بیگانه می پوشیدند مخلصین شان کرامات و خوارق عادات از ایشان بسیار نقل میکنند عمر شان قریب بهشتاد سال رسید در سنه ۱۳۴۲ یوم سه شنبه هفتم ذیقعدة الحرام جهان فانی را پدرود نموده بدار الخلد باقی شتافت و بمخلصان داغ جدائی گذاشت نعش شان را در قریۀ یند بنوش او به دفن نمودند یزاد و یتبرك به ) حضرت صاحبزاده ملا محمد جان صاحب آن رهنمای اهل ایمان و مقتدای اهل عرفان صاحبزاده ملا محمد جان خلف الصدق حضرت شیخ ملا عبد الرسول است که مناقب شان گذشت نسبت ارادت و خلعت خلافت از والد ماجد حاصل نمودند در عنفوان شباب مدت مدید و عهد بعید در هرات و قندهار جهت تحصیل علوم دینیه و فنون یقینیه التزام فقر و فاق و ریاضات شاقه نموده قصب السبق از همگنان و سائر اقران ربوده و از هر علم بهرۀ وافر و حظ متکاثر
داشتند خوارق عادات از ایشان بسیار بظهور رسیده که تحریر آن درین مختصر نمیگنجد عمر گرامی شان قریب به نود سال رسید آخر الامر بحکم آیه وافیه ( كل من عليها فان و يبقى وجه ربك ذو الجلال و الاكرام ) طائر روح پر فتوحش لتنگنای دنیاء دنی را بدرود نموده بفضای جنان خرامید در یوم یکشنبه نهم محرم الحرام سنه ١٣٥٠ در علاقه او کل در خطیره والد ماجد خود مدفون شدند انا لله و انا الیه راجعون ) میر با به مجذوب قتالى رحمة الله عليه وی از اقوام قریب حضرت خلیفه میر محمد صدیق صاحب ادرانی بود عمر گرامی خود را در قریه ادران به ترك عوائق و علایق گذرانید و در اخیر عمر در قریه آزادان سکونت پذیر شد و اهل آن قریه مخلص وی شدند از وی حالات غریبی مشاهده میشد چنانچه یکی از صلحاء نقل میکند روزی در قریه ادران بعد از نماز صبح میر با به گفت دیشب آخند زاده ملا محمد حسن او بهی فوت شده است خدایش درجات رفیع دهد خوب شخصی بودند من در تعجب شدم بعد معلوم شد که در همان شب فوت شده
۵۹ بودند در شهر شعبان المعظم سنه ۱۳۴۷ در قرية آزادان بجوار رحمت حق جل وعلا پیوست وبسمت شمالی مسجد جامع زیارت حضرت خواجه ابو الولید احمد قدس سره مدفون گرديد انالله وانا اليه راجعون ) ذکر علماء ربانی که درین خاك پاك هرات نشو و نما و تحصیل کمالات علميه و عمليه نموده و از زبان درر بار شان حلقة گوش هراتیان پر از جواهر و درر شده و از نفحات گلزار علوم شان مشام جان جهانی معطر گردیده و از انوار انفاس طيبه شان قلوب عالمی منور است آخر الامر جهان فانی را بدرود نموده به دار جاودانی شتافتند . همین علما است که بقاء دین مبین حضرت خاتم النبین صلى الله علیه و آله وسلم مربوط بایشان است همین علما است که سواد خامه شان بخون شهداء وفى سبيل الله برابری میکند. مرحوم آخند ملا خدا بخش رحمة الله عليه جامع المعقول و المنقول حاوى الفروع و الاصول آخند ملا خدا بخش ملقب به شیخ الاسلام خلف الصدق مرحوم آخند
ملا محمد قاسم است ایشان بهر علوم عقلیه و نقلیه در حسن خط از اقران فائق بودند کتب درسیه را دو مرتبه به قلم خود نوشتند و یادگار زمان گذاشتند در فن شعر مهارتی تامی داشتند که اشعار آبدار شان در صفحه روزگار ثبت است و تخلص شان عطاء الله است چنانچه این فرد از ان نشان میدهد ( ای عطا جولان بمیدان سعادت میکند * آنکه دایم در رضای حضرت معبود بود ) واز توالیف شان رساله ایست در شرح کلمه طیبه بعبارات رائقه او مضامین فائقه در طلاقت لسان و فصاحت بیان شهرتی دارند عمر گرامی را بریاضت و عبادت و نصیحت خلق و تدریس طلبه بانجام رسانیدند و از زبان شان عالمی مستفید شد و باقیات صالحات برای خود گذاشت با الاخره این دنیاء فانی را بدرود گفته در سنه ۱۲۸۸ هجری قمری بسوی دار جاودانی شتافت ( انا لله و انا اليه راجعون ) مدفن مبارك شان قریب مزار فیض آثار حضرت مولوی جامی عليه الرحمه و مزار فیض آثار حضرت شیخ زین الدین الخوافی قدس سره در حظیرهٔ علیحده که مسمی است به خطیره ملا ذبیح الله خان واقع شده است .
۶۱ آخند ملا رحیمداد [رح] آن جامع علوم عقلیه و نقلیه حاوی علوم اصلیه و فرعیه مرحوم آخند ملا رحیمداد غلجائی در تربیت طلبه واستقامت تدریس وزکاء عقل وفهم در زمان خود بی نظیر بودند در هر فن و هر علم قوت و قدرت تالیف و تصنیف داشتند چنانچه تعلیقات و تحریرات شان در کتب معتبره اکنون مسطور و موجود است اکثر علماء نامدار از تلامیذ شان بودند عمری بتدریس طلبه و نصیحت مسلمانان و بعبادت قادر منان کوشیده با الاخره بحکم کریمه (کل من علیها فان و یبقی وجه ربك ذو الجلال و الاکرام) طائر روحش جهان فانی را بدرود نموده بسوی آشیان قدس شتافت انا لله و انا الیه راجعون ) آخند ملا عبدالله فاضل زیارتگاهی رحمة الله عليه جامع المعقول و المنقول حاوی الفروع والاصول مرحوم آخند ملا عبدالله فاضل والد ماجد آخند زاده ملا یحیی که مناقب شان گذشت در علم و تقوی و انزوا منفرد عصر بودند نجابت پناه مرحوم متوفی جامی علیه الرحمه جهة تدريس
۶۲ شان در زیارتگاه مدرسه عالیه بنا نموده است که اکنون آباد است وی مرید رشید حضرت شاه افضل احمد صاحب که مشهور است بحضرت جی بودند بسیریاضات و مجاهدات نمودند عمر گرانمایه خود را بنصیحت مسلمانان وتدریس طالبان علوم بانجام رسانیدند در بعضی کتب معتبره تحریرات و تعلیقات شان دیده میشود بالجمله عالمی از زبان قال و حال شان استفاده نموده بهره وافی یافتند باالاخره بحكم (كل نفس ذائقة الموت) از دست ساقی اجل شربت موت چشید و جان را بجانان سپرد خلف الصدق شان آخند زاده ملا یحیی صاحب با جماعت مسلمانان نعش مبارك شان را در مقبره زیارتگاه دفن نمودند و بر آن عمارتی تعمیر نموده اند انالله وانا اليه راجعون ) اخند ملا محمد اویسی سيا وشانی رحمة الله عليه جامع المعقول و المنقول حاوی الفروع والاصول آخند ملا محمد صاحب خلف الصدق آخند ملا محمد صالح که جد امجد فقیر مؤلف است رحمة الله عليه ولادت باسعادت شان در سنه ۱۲۲۵هجری قمری واقع شده است در علم وزهد و تقوی یگانه عصر و فرید دهر بوده است تحصیل علوم را
در نزد مرحوم آخند ملا میر داد روضه بقی و علماء شهر نموده قصب السبق را از همگنان ربوده بعلوم عقلیه و نقلیه فائق شده است که اکنون تحریرات و تعلیقات که بر کتب معتبره نموده بدست خط مبارك شان بنزد این فقیر موجود است به تربیت و تدرس طلبه می کوشیدند تا از برکات شان علما و مدرسان والاشان بهره وافی یافتند و ایشان بعد از چند سال از وطن مالوف خود انزوا و عزلت گرفته در قلل جبال بسر می بردند و آتش شوق پیر کامل در کانون سینه شان شعله میزد و نمی یافتند آخرالامر فقیری که نام مبارکش فقیر عبدالله هندوستانی بود بامر و اجازت حضرت قطب العارفین غلام علی شاه صاحب دهلوی آمده ایشان را شش ماه در قله کوهی تر بیت نموده بعد ازان فقیر بهندوستان مراجعت نمود و ایشان بوطن مالوف خود باز آمدند ازیشان بسیار حالات عجیبه و کرامات غریبه مشاهده نموده بدرجات بلند و مقامات ارجمند رسیدند خوارق عادات بظهور رسیده که این مختصر گنجایش آن را ندارد مرید نمیگرفتند اما چند نفر از دزدان و قطاع الطریق و فاجران را تو به دادند و اهل آن زمان بخدمت شان اخلاص وعقیدت کاملی داشتند ایشان همواره از صحبت حکام و عمال احتراز و اجتناب مینموده شب بعبادت معبود حقیقی و روز بتدریس طلبه علوم
۶۴ عمر گرامی را که شصت وسه سال شد بانجام رسانیدند باالاخره بحكم وافية كل من عليها فان ويبقى وجه ربك ذوالجلال والاكرام طائر روحش تنگنای دنیای فانی را بدرود نموده به آشیان اصل خود رسید (انا لله وانا اليه راجعون) مدفن مبارك شان در مقبرۀ سیدا و شان قریب مزار فیض آثار حضرت خواجه محمد گنجان است و تا چند سال اهل سیداوشان از خاك مرقد شان جهة دفع امراض خود میگرفتند * مرحوم حضرت آخند ملا محمد عمر سلجوقی رحمة الله عليه جامع المعقول والمنقول حاوى الفروع والاصول حضرت آخند ملا محمد عمر سلجوقی در علم و ورع و استقامت شریعت و جودت ذهن وقوت ذكاء فريد عصر و وحيد دهر بودند اكتساب علوم وکمالات را بخدمت آخند ملاخدا بخش و آخند ملا رحیمداد و آخند ملا گلزار نمودند فقیر مؤلف كتب معتبره وعلوم متداوله را بخدمت شان تحصیل نمودم واز صحبت شان بركات كثيره یافتم اکثر علما و مدرسین این زمان از تلامیذشان است خواه بالذات وخواه بالواسطه عمر گرامی را بمطالعه کتب و تدریس و تالیف با نجام رسانیدند مؤلفات شان این کتب است : (۱) ملهم الاصول (۲) شرح
۶۵ فارسی کافیه (۳) حاشیه برا یسا غوجی (۴) حاشیه بر غلام یحیی بهاری (۵) رد الروافض (۶) تفسیر سورة فاتحه (۷) تفسیر سورة و العادیات (۸) تفسیر سوره اخلاص رابطۀ ارادت به آخند زاده ملا یحیی صاحب زیار تکاهی که مناقب شان گذشت داشتند جهة قمع و قطع بدعتها جد و جهد قوی مینمودند از قرآن مجید ده جزء حفظ داشتند و باقی را نیز بسیار تلاوت مینمودند بحضرت خلیفه میر محمد صدیق صاحب ادرانی اخلاص و عقیدت وافر داشتند چنانچه از شهر تا منزل شان پیاده پای برهنه میرفتند مدتی چند سال در حجرۀ مسجد منزوی بودند آخرالامر در سنه ۱۳۳۱ هجری قمری داعی اجل را لبيك گفته طائر روح پر فتوحش در ساحتی جنان خرامید (انا لله و انا الیه راجعون) مدفن شان در غربی تاروستان حضرت موازی جامی است مقبرۀ سلجوقیه مرحوم اخند ملا عبد الفتاح جامع المعقول و المنقول حاوی الفروع و الاصول آخند ملا عبدا لفتاح تحصیل علوم و کمالات بخدمت مرحوم آخند ملا خدابخش و آخند ملا رحیم داد نموده بودند از بدایت تحصیل تا پانزده سال در تدریس کتب و نشر علوم بسیا ر کوشش نموده طلبۀ علوم از ان استفاده نموده کامل شدند بعد بمرض
۶۶ رعشه گرفتار شده از تدریس باز ماندند حواشی و تحریرات شان در بعضی کتب ثبت است شرح فارسی خلاصة الحساب از آثار خامه شان باقی است فقیر مؤلف کتاب مطول و خلاصة الحساب را بنزد شان تحصیل نمودم نسبت ارادت بخدمت آخندزاده ملایحیی صاحب زیارتگاهی داشتند قریب به نود سال عمر نمودند آخرالامر داعی اجل را لبیك گفته درسنه ۱۳۳۵ برحمت حق جل سلطانه پیوست ایشان را در سمت جنوبی خطیره حضرت مولوی جامی علیه الرحمه دفن نمودند اناالله و انا الیه راجعون ) مرحوم اخندزاده ملا عبد الباقی سیاوشانی جامع المعقول و المنقول و حاوی الفروع والاصول آخندزاده ملا عبدالباقی سیاوشانی خلف الصدق آخندملا عبدالخالق اکتساب علوم و کمالات را از نزد والد ماجد خود نمودند در تقوی و انزوا و حدت زکاء فرید عصر بودند کتب معتبره را تدریس مینمودند بزیارت حرمین شریفین مشرف شدند در طریقهٔ علیه قادریه نسبت ارادت و خلافت بحضرت صاحبزاده میر سید شریف صاحب قادری سیاوشانی داشتند بسیاری مسلمانان مخلص و معتقد شان
۶۷ بوده و بعضی رسائل از توالیف شان باقی است در سنه ۱۳۳۷ جهان فانی را پدرود نموده بدار الخلد باقی شتافتند مد فن شان در خطیره علیحده پایان مقبره سیدا و شان است . یزاد و یتبرك به ) مرحوم حاجی ملا غلام محمد معلم الحفاظ آزادانی عالم عامل و فاضل کامل فرید عصر و زمان یگانه دوران رفیق شفیقم حاجی ملا غلام محمد خان بارکزائی خلف الصدق مرحوم قاضی ملا محمد سلیم در علوم دینیه از اکابر علما محسوب و از اعاظم فضلا معدود میشد در عنفوان شباب تحصیل بعضی علوم و حفظ قرآن عظیم الشان را در هرات نموده و عنان همت را بسوی سفر سعادت اثر حرمین شریفین زاد هما الله شرفاً منعطف گردانیده و پیاده و آزاده طی منازل و مسافات بعیده نموده و در شام شریف بعضی علوم دینیه را تحصیل کرده بعد از نیل مرام وحج و عمره وزیارت حضرت سید الانام علیه السلام بوطن مألوف خود رجوع نموده بتدریس کتب وتلاوة کلام مجید بسر می برد درزمان سلطنت مرحوم سراج الملة والدین امیر شهید حبیب الله خان که در هرات تاسیس دار الحفاظ میشد فقیر مؤلف
و حاجی موصوف را بتعليم طلبه حفظ قرآن مجيد مقرر نمودند از خلوص نیت و یمن همت این هر دو نفر ضعیف حق جل وعلا مرحمت نموده هشتاد نفر حافظ تام چند از دار الحفاظ بنعمث حفظ قرآن مجید مشرف و بوظیفه همه ساله از بیت المال موظف شدند در شهر صفر سنه ١٣٤٠ بحكم آیۀ وافیه (كل من عليها فان ) جهان فانی را پدرود نموده بعالم جاودانی شتافت چون حافظ قرآن مجید است تعیین تاریخ وفات حافظ قرآن شد ١٣٤٠ مرقد شان مقابل درب مزار فیض آثار حضرت خواجه ابوالولید احمد قدس سره واقع است یزاد و یتبرک به انا لله و انا اليه راجعون )
خاتمه مزایای طبع این یگانه کتاب مستطاب رساله شریفه بر دیگر کتب مطبوعه حالات مشایخ عظام هرات ظاهر و باهر است ؛ خصوص جلد ثالث که ذکر مشایخ و اکابر دین مبین بقلم عالی جناب محمد زاد ه صاحب ملا محمد صدیق خان که شخص نهایت متدین وعالم بعلوم شرعیه و حافظ قرآن حمید مجید و مدرس معروف اند تدوین یافته و نام نامی بزرگان و علماء سعادت نشان بیاد گار میماند مطبعه دانش شکر گذار است که موفق به طبع اینگونه آثار بزرگ که زنده کننده نام بزرگان دین است شده توانسته است - بدیهی است ذکر این رجال نامدار دلیل به شرافت و عظمت هرات میگردد و در آینده هم امیدواریم به یمن دیانت خواهی مسلمانان صادق این خطه ترقیات بزرگی بعالم دیانت و اسلامیت اینولایت ثابت و پایدار مانده - و این نام نامی هرات همواره در صفحات تاریخ بشر حایز اهمیت باشد. احراری